-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ دی ۱۳, دوشنبه

Posts from Khodnevis for 01/03/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



امید به انتخابات و اصلاحات، حکم خودکشی‌ را دارد
سخنان خاتمی و انتقادات به آن سخنان، اصلاح‌طلبان را وادار به واکنش نمود تا باز هم شرکت در انتخابات و استفاده از فضای قبل و بعد انتخابات را تنها راه پیش روی مردم نشان دهند.اما گويا کسي از آنها به ساير پارامترهاي موجود، عنايت ندارد.

 

 يکي از آن متغيرها، امکان دستيابي رژيم به بمب اتمي در آينده‌اي نه چندان دور مي‌باشد، مدل کرهٔ‌شمالی‌ پیش روی ماست و ما غافل از این نکته که وقت زیادی نداریم. رژیم ایران بمب اتمی‌ را نه برای تهدید غرب و اسراییل می‌خواهد، بلکه به آن، بعنوان سلاحی در دست خود برای وادار کردن غرب به سکوت در قبال سرکوب مردم ایران نیاز دارد. غرب و اسراییل به خوبی‌ می‌توانند از خود در قبال تهدیدات اتمی‌ ایران دفاع کنند و تنها مردم ایران خواهند بود که همچون مردم کرهٔ شمالی بلا دفاع، وسط معرکه، تنها رها خواهند شد. مدل کرهٔ‌شمالی پیش روی ماست، سرکوب عریان و وحشیانه در راه است، سکوت کامل جهانیان و قطع حمایتهای شعاری اندک فعلی‌ غرب از مردم ايران در راه است، وقت زیادی نداریم، آن‌وقت با دست خود برای رژیم زمان می‌خریم و به فکر فضای خیالی انتخابات یک سال بعد هستیم.

ما تا اولین آزمایش هسته‌ای رژیم، وقت داریم، ادامه سیر تسلسل باطل شرکت در انتخابات و تقلب و دادن شعار«رای من کو» غیر از خریدن زمان برای رژیم نخواهد بود.
نميتوان منتظر يکسال ديگر ماند، شرايط لحظه به لحظه در حال تغيير است ،يکسال ديگر ،حتي اين حمايتهاي شعارگونه غربيها از مردم ايران را نيز نخواهيم داشت ،با دستيابي رژيم به سلاح هسته اي سرکوب شديدتر وعريانتر خواهد گشت وجهان مجبور به سکوت.
به جای هر بار شرکت در انتخابات فرمایشی رژیم و دادن شعار رای من کو باید شعار «آزادی من کو»، «کشور من کو» و «استقلال من کو» سر داد آنهم نه در سال بعد بلکه همين حالا.


آنچه که امروز به نام تقابل دولتهای غربی با جمهوری اسلامی نامیده می‌شود، با اولین آزمایش اتمی‌ توسط رژیم ایران تبدیل به تعامل خواهد شد.

 جمهوری اسلامي، حتا با به دست آوردن بمب اتم، قادر به تهدید جدی جهان نخواهد شد، بلکه این سلاح، به عنوان سلاحی تهدید کننده علیه مردم ایران به حساب خواهد آمد، تا جهان آزاد، دیگر ریسک حمایت از حرکت‌های دموکراسی خواهانه مردم ایران را به جان نخرد و تعامل خود با رژیمی‌ مجهز به سلاح هسته‌ای را فدای حمایت از مردم تحت حاکميت آن رژيم ننمايد.


بازنده بازی‌ اتمی‌ ایران، نه آمریکا خواهد بود و نه اسرائیل. چرا که داشتن حتی دو یا سه بمب اتم هرگز نمی‌تواند تهدیدی برای کشورهایی باشد که زراد‌خانه‌های هسته‌اي عظیم و پایگاه‌های اتمي در جوار ایران دارند. بلکه بازنده اصلی‌این بازی، مردمی خواهند بود که زیر یوغ چنین حاکمیتی مجبور به ادامه زندگی‌ هستند و کوچک‌ترین مطالبه‌ای از سوی آنان، با سرکوب شدید روبرو خواهد شد نظیر آنچه که در کرهٔ‌شمالی‌ اتفاق می‌افتد و جهان آزاد عملا قادر به انجام هیچ کاری برای مردم گرسنه و زیر ستم آن نيست.



دقت فرمایید، حتا در بعد نظامی نیز، غرب ترجیح می‌دهد با چنین دولت‌هایی مدارا کند. حمله خمپاره‌ای وسیع کرهٔ‌شمالی‌ به کرهٔ‌جنوبی اثبات همين موضوع مي‌باشد که واکنش غرب و کشورهای ناظر آزاد در مورد چنین کشورهایی عدم ریسک بیشتر می‌باشد.

 

ایران، بعد از مجهز شدن به سلاح هسته‌ای، به‌مراتب وضعیت وحشتناک‌تری نسبت به کرهٔ‌شمالی‌ خواهد داشت چرا که در منطقه‌ای به مراتب حساس‌تر نسبت به کرهٔ قرار دارد و قدرت بیشتری در وادار کردن  غرب به سکوت در قبال آنچه که در ایران اتفاق می‌افتد خواهد داشت.

 

لذا باتوجه به شرایط سیاسی حاکم بر ایران، زمان برای مردم ایران، بسیار با ارزش‌تر از زمان برای غرب است، چرا که اگر ایران به بمب اتمی‌ دست پیدا کند، غرب انتخاب‌های دیگری نیز در مواجهه با جمهوری اسلامی خواهد داشت و مهمتر از همه آنکه غرب قدرت دفاع از خود، در مواقع بحرانی‌ را دارد اما مردم ایران، نه تنها قدرت انتخاب نخواهند داشت، بلکه عملا بلادفاع وسط معرکه رها خواهند شد.


زمان برای ما بسیار با ارزش است. مردم ایران باید قبل از دست یابی‌ رژیم به سلاح هسته‌ای، قادر باشد این رژیم را سرنگون نمایند و در این راه، منتظر بیانیه این و آن ماندن و دلخوش به لشکر کشی‌ اینترنتی در حمایت از بیانیه‌های بی‌ اثر و مشغول کننده، حکم خود کشي‌ یک ملت را خواهد داشت.



جمهوری اسلامی مجهز به بمب اتمی‌، قبل از هر چیز یعنی‌ مرگ دموکراسی و مبارزات دموکراسی‌خواهانه در ایران یکبار برای همیشه.
ما برای «اصلاح‌بازی‌» و تعارف  و وصف عکس رخ یار در پیاله، توسط موسوی و بازی‌ با کلمات و «به‌به و چه‌چه گفتن» وقت نداریم.  بستن مچ‌بند سبز و حضور در تلوزیون‌ها و کشیدن عکس اهرام ثلاثه و تشریح نحوه مبارزه بدون خشونت! در مواجهه با یک رژیم به شدت سرکوب‌گر و در آستانه دست‌یابی‌ به بمب اتمی‌، شبیه اهداي زنگ تفریح به رژیم اسلامی ايران است.



جهان،  نگران ما نیست، آنها نگران خود هستند و راه بر طرف کردن نگرانی‌‌های خود را به خوبی‌ می‌دانند.



بايد باور کنیم که دراين مبارزه، تنها هستیم. بدون باور اين تنهایی‌، هرگز قدرت خویش را باور نخواهیم کرد.



هیچ ملتی به خاطر ملتی دیگر مبارزه نخواهد کرد، سرنگونی، نظامی که می‌رود با بدست آوردن سلاح هسته‌اي، تضمین‌های لازم برای سرکوب و استقرار تمام عیار حکومت وحشت را بدست آورد بر عهده ملتی است که زیر یوغ آن نظام زندگی‌ می‌کنند و ديگر ملت‌ها مسئولیتی در قبال آن ملت ندارند.

 


واشنگتن پست: تلاش ایران برای از حذف ارزش‌ها و اثرهای «غرب» در ساختار آموزشی

دردانشگاه‌ها برنامه‌های درسی مربوط به رشته‌های حقوق، روانشناسی، جامعه‌شناسی و سایر رشته‌های تحقیقی عمیقا دچار دگرگونی می‌شوند. به گفته مقام‌های وزارت علوم این دگرگونی‌ها به منظور حذف ارزش‌های فرهنگ غربی و جایگزین کردن آنها با معیارهای اسلامی صورت می‌گیرد. چندین استاد دانشگاه تا کنون یا پیش از موعد بازنشسته و یا اخراج شده‌اند. دلیل این امر عدم تطابق آنها با معیارهای جدید بوده است. دلیل این تغییرات مقابله با گرایش‌های پدید آمده درطبقه متوسط برای گرایش به فردگرایی و اصول زندگی مدرن بوده است. مقامات رژیم دلیل این گرایش‌ها را «آلوده شدن» نظام آموزشی به معیارهای فرهنگ غربی می‌دانند. تعداد زیادی از دانشجویان، اساتید و والدین از این تغییرات بسیار نگران بوده و آنها را آسیب جدی به سیستم آموزشی می‌پندارند. درجریان انقلاب فرهنگی که سه سال طول کشید رشد و نمو طبقه جوان روشنفکر درایران متوقف شد.

این دگرگونی‌های اساسی به دنبال روی کارآمدن محمود احمدی‌نژاد و افزایش قدرت سپاه پاسداران درایران صورت می‌گیرد. به ویژه از زمانی که احمدی‌نژاد درسال ۲۰۰۳ به سمت شهردار تهران منصوب شد. به گفته مقامات وزارت علوم هدف این برنامه‌ها ایجاد دگرگونی‌های بنیادین «از دبستان تا دانشگاه» درجامعه امروزایران است. درکتاب‌های درسی به دانش آموزان ایرانی ازدواج دختران درسنین پایین توصیه خواهد شدتا از آسیب‌های اجتماعی درامان بمانند. به گفته مشاور احمدی‌نژاد مجتبی هاشمی ثمره  این تغییرات باعث افزایش تمرکز دانش آموزان و توجه بیشتر به اصول اخلاقی خواهد شد. اما این برنامه‌ها مخالفانی نیز دارد. به گفته صادق زیبا کلام استاد دانشگاه، آنها فکر می‌کنند می‌توانند به دانش آموزان درمدرسه کامل شدن را بیاموزند در حالی که آنها از طریق اینترنت، بشقاب‌های ماهواره و والدین و دوستان خود دربیرون از مدرسه افکار خود را شکل خواهند داد.

 

لینک

 


 


فرايند مدرنيته و تعجيل در فرج آقا امام زمان

«پایان نزدیک می‌شود، اما آخرالزمان دیرزمانی است که به حیات خود ادامه داده است. پرسش برجاي می‌ماند و بازمی‌گردد: مرزهای اسطوره‌‌زدایی چه می‌تواند باشد؟ بی‌گمان – من فکر می‌کنم – این اسطوره‌زدایی باید تا جای ممکن پیش برده شود والبته كار آساني نیست. فراینده اسطوره‌زدایی پایان‌ناپذیر است، زیرا ترفندهای آخرالزمانی چنان‌اند که هیچ کس یارای آن ندارد كه توانِ تعین‌یافتن‌های بیش از حدشان یا تعین‌نیافتن‌های آنها را یک‌سره بفرساید.» (ژاك دريدا)

 

 

 

يكي از دلايل كندي روند مدرنيته در كشورهاي سني مذهب- در مقايسه با جوامع شيعي مذهب- غيرفعال بودن انديشه مهدي باوري در اين جوامع است. انديشه مهدي باوري در جوامع سني هم  وجود دارد اما عموما تا ظهور سلفي ها انديشه‌اي جدي نبوده است.

 

در مقابل، اين انديشه در جوامع شيعي هميشه جدي‌تر از جوامع سني مذهب بوده است و همين امر فرايند مدرنيته را در جوامع شيعي به شكل ناباورانه اي تسريع كرده است. مي توان گفت «انتظار فرج آقا امام زمان» موتور محركه مدرنيته در جوامع شيعي بوده است.

 

پيش از ظهور «امام خميني» - قهرمان سكولاريزم در ايران - انديشه مهدي باوري نوعي «پتانسيل وبالقوگي خنثي» بود كه به واسطه فعليت نيافتن و حفظ خود  از شر «فعليت يابي» پروژه‌هاي مدرنيزاسيون را محدود و متوقف مي‌كرد اما آن كسي كه زهر و پتانسيل اين انديشه را يكسره تخليه كرد و آنرا به فعليت درآورد امام خميني «رحمت الله عليه» و رهرو برحق اش دكتر محمود احمدي‌نژاد بود.

 

خميني اين حركت را در دو مرحله به انجام رساند. اول بنيان‌گذاري حكومت اسلامي  در «زمان غيبت» كه يك بدعت آشكار در جهان تشيع بود. او دست به  سركوب و انحلال «انجمن حجتيه» زد، انجمني  كه تجسم عيني «مهدي باوري  ماقبل مدرن و منفعل» بود. در مرحله دوم امام خميني ولايت مطلقه فقيه را بنيان گذاشت:

 

«شما حکومت را که به معنای ولایت مطلقه‌ای است که از جانب خدا به نبی اکرم –صلی الله علیه و آله و سلم – واگذار شده و اهم احکام الاهی است و بر جمیع احکام شرعیۀ الهیه تقدم دارد صحیح نمی‌دانید. تعبیر به آن‌که این‌جانب گفته‌ام حکومت در چهارچوب احکام الهی دارای اختیار است به کلی بر خلاف گفته‌های این‌جانب بود. اگر اختیارات حکومت در چهارچوب احکام فرعیۀ الهیه است باید عرض حکومت الهیه و ولایت مطلقه مفوضه به نبی اسلام – صلی الله علیه و آله و سلم – یک پدیدۀ بی‌معنا و بی‌محتوا باشد... حکومت که شعبه‌ای از ولایت مطلقۀ رسول الله – صلی الله علیه و آله و سلم – است یکی از احکام اولیۀ اسلام است و مقدم بر امام احکام فرعیه حتی نماز و روزه و حج است.»( «امام خميني» خطاب به امام جمعۀ  وقت تهران حجت الاسلام علي خامنه‌اي) 

 

 به اين ترتيب «حفظ نظام» بر هر چيز ديگر از جمله «ظهور امام زمان» اولويت مي‌يابد. مدت زمان زيادي نمي‌گذرد كه يك خط امامي واقعي ظهور  كند و آخرين تتمه پتانسيل «مهدي باوري شيعي» را خرج مي‌كند:

 

«اين دولت را امام زمان اداره مي‌كند»* (محمود احمدي نژاد)

 

در اين دوره است كه روايات عصر ظهور عينيت مي‌يابند. مراجع تقليد تحقير مي‌شوند و گرچه مطابق روايات از دم تيغ گذرانده نمي‌شوند اما كار ناتمام خميني تمام مي‌شود. دراين دوره باقميانده اقتدار سنتي طبقه روحانيون مضمحل مي‌شود و آنها تبديل به «مراجع مقلد رهبري» مي‌شوند. راديكاليتهِ حركت دولت امام زمان آنجاست كه نهاد مصلحت و  نيابت عام امام زمان (ولايت  مطلقه فقيه) را هم تحقير و روند سقوط  آنرا كليد مي‌زند. اين امر به شكل رازآميزي صورت مي‌گيرد. اسفنديار رحيم مشایي قرائتي اومانيستي از اسلام ارائه مي‌دهد:

 

«خداوند به خودش بدهكار بود كه انسان را آفريد».

 

 هيچ كس در ايران  به اين شكل راديكال و ريشه‌اي  بنياد دين يعني «گناه ازلي» را هدف قرار نداده است. در اين آموزه به شكلي اساسي بدهي انسان به خدا- يعني همان گناه ازلي- پاك مي‌شود، گناه پيشيني انسان به گردن خود خدا انداخته مي‌شود و انسان به صورت پيشيني رستگار مي‌شود. اين ژست‌ها متضمن اين ادعاست كه مشایي-كسي كه چنان تفسيري از اسلام ارائه داده است كه گوئي يك دين تازه را معرفي كرده است-امام زمان است.

 

 زماني كه احمدي نژاد مي‌گويد: «اين دولت، دولت امام زمان است» منظور او كاملا روشن است: اسفنديار رحيم مشایي، امام زمان است. آيا حركت نمادين احمدي‌نژاد دربرابر دستورعلي خامنه‌اي مبني بر خلع مشایي از معاونت اول رياست جمهوري معنايي جز اين دارد؟ گزاره بنيادي «مشایي امام زمان است» منطق تمام حركت‌هاي احمدي‌نژاد را توضيح مي‌دهد. اين گزاره هم‌ارز گزاره ديگري هم هست: «مشایي، نائب خاص امام زمان است». نائب خاص امام زمان همان امام زمان است. نهاد «نيابت خاص»و نهاد«امامت» پس از مرگ امام يازدهم يكي شدند. پس از دوره غيبت صغري نهاد «نيابت عام» جايگزين نيابت خاص شد و و در دوره غيبت كبري نائب عام(مرجع تقليد اعلم) همان امام زمان بود. ما اكنون  ما به دوره «غيبت صغري» بازگشته‌ايم. اكنون علي بنالجواد الخامنه‌اي نائب عام امام زمان است در حالي كه اسفنديار رحيم مشائي نائب خاص او. كسي كه اين‌همه عوام و خواص مي‌كرد خود اكنون عوام شده است.

 

حلقه احمدي‌نژادي ها وارد بازي «ويراني قطعي از دو سو» با ولي فقيه شده‌اند**. هيچ كس به جز احمدي‌نژاد  و آن «بازجوي عارف» نمي‌توانست ولي فقيه را اينگونه ميخ‌كوب و زمين گير كند. در بازي «نائب عام/نائب خاص» و دوپاره شدن امام زمان است كه ولي امر مسلمين جهان قاتل مي شود و ولايت‌اش باطل.

 

حالا امام زمان به كالايي لوث و مبتذل  تبديل شده است و براي ادامه  هژموني آخرالزماني‌هاي مرتجع و اقتصاد سياسي نهييليستي‌شان به كالايي تازه و مدرن نياز هست: كورش با مكتب ايراني.

 

امام زمان، ارزش ريالي‌اش  را از دست داده است** و آنچه دولت‌اش را سرپا نگه داشته است، قفلي است كه بر دهان رهبر بازي خورده و دست و پاي  سگان ولايت زده شده است.

 

 با خاموشي اعتراضات خياباني سبزها و دفع خطر فتنه سبز زمان گشودن آن قفل اصلي- يوم تبلي السرائر- فرا رسيده بود اما اجراي برنامه حذف يارانه‌ها در این شرایط وخیم قفل دومي بود  كه بر دهانِ پر از دروغِ رهبرفرزانه  زده شد.

 

 

..........................................

 

MADness=mutually assured destruction *

 

اين همان «منطق جنون برسازنده» است. برساختگرايان به خوبي اين منطق را مي‌شناسند. 

 

** «اين پول رو با پولاي ديگه قاطي نكنيد. اين پول بركت داره. اين پول، پول امام زمانه» (دكترمحمود احمدي‌نژاد).


 


نقش آیت‌الله خامنه‌ای در سرکوب‌های پس از انتخابات

آخرین سخنان آیت‌الله خامنه‌ای، درباره اعتراضات سال گذشته، بار دیگر نگاه‌ها را به سمت نقش رهبر جمهوری اسلامی، در سرکوب معترضان جلب کرد:«فتنه‌ى سال گذشته جلوه‌اى از توطئه‌ى دشمنان بود؛ فتنه بود. فتنه يعنى كسانى شعارهاى حق را با محتواى صددرصد باطل مطرح كنند، بياورند براى فريب دادن مردم. اما ناكام شدند. هدف از ايجاد فتنه، گمراه كردن مردم است. شما ملاحظه كنيد؛ مردم ما در مقابله‌ى با فتنه، خودشان به پا خاستند. نهم دى در سرتاسر كشور مشت محكمى به دهان فتنه‌گران زد. اين كار را خود مردم كردند. اين حركت - همان طورى كه گويندگان و بزرگان و همه بارها گفته‌اند - يك حركت خودجوش بود.»


خامنه‌ای: بزنم توی دهان چهل میلیون؟

گرچه پیش از انتخابات، برخی از نهادها و افراد منصوب رهبر جمهوری‌اسلامی – هم‌چون صدا و سیما، شورای نگهبان، نمایندگان ولی فقیه در نهادهای مختلف، فرماندهان سپاه، رییس ستاد کل نیروهای مسلح و ... – به حمایت از احمدی‌نژاد پرداختند، اما گمان عمومی بر این بود که وی، در مقابل خواست عمومی قرار نخواهد گرفت.


اما پس از آن‌چه که در انتخابات رخ داد، بسیاری از شک و شبهه‌ها از میان رفت. وی پیش از تایید انتخابات از سوی شورای نگهبان پیام تبریکی خطاب به احمدی‌نژاد فرستاد: «ریيس جمهور منتخب و محترم، ریيس جمهور همه‌ی ملت ايران است و همه و از جمله رقيبان ديروز بايد يكپارچه از او حمايت و به او كمك كنند.» چند روز پس از آن و تنها یک روز پس از راه‌پیمایی میلیونی مردم در روز ۲۵ خرداد، جلسه‌ای با حضور نمایندگان کاندیداهای انتخابات ریاست‌جمهوری، نمایندگان شورای نگهبان و وزارت کشور برگزار شد. در حالی که در این جلسه، نمایندگان سه کاندیدای انتخابات – موسوی، کروبی و رضایی – با ذکر دلایل و مستندات خود، خواستار ابطال آن بودند، اما رهبر جمهوری‌اسلامی، صراحتا اعلام کرد:«ما هم به شورای نگهبان و وزارت كشور می‌گوييم كه موضوع را تعقيب بكنند تا برای شما اطمينان ايجاد بشود، ولی این‌كه می‌گوييد ابطال بشود، اين حرف خلاف قانون است، اين را كسی نمی‌تواند بپذيرد. پذیرش ابطال انتخابات یعنی این‌كه بزنم توی دهن چهل میلیون!»


هفته گذشته، هفته‌نامه تازه تاسیس «۹ دی»متعلق به حمید رسایی، نماینده مجلس، جزییات بیشتری از این دیدار را به نقل از یکی از حاضران آن جلسه بیان کرد که در آن حمایت رهبر جمهوری‌اسلامی از محمود احمدی‌نژاد بیش از پیش به چشم می‌آمد.


وی  سپس در نخستین نمازجمعه پس از انتخابات، صراحتا به دفاع از احمدی‌نژاد پرداخت و وی را «ریيس‌جمهور خدوم، پركار، زحمتكش، مورد اعتماد» نامید. اما این بار دست به تهدید معترضان نیز زد و با اعلام این‌که «بعضى خيال كنند با حركات خيابانى، يك اهرم فشارى عليه نظام درست ميكنند و مسئولين نظام را مجبور ميكنند، وادار مي‌كنند تا به عنوان مصلحت، زير بار تحميلات آنها بروند. نه، اين هم غلط است." چنین با معترضان اتمام حجت کرد:«اگر نخبگان سياسى بخواهند قانون را زير پا بگذارند، يا براى اصلاح ابرو، چشم را كور كنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسوول خون‌ها و خشونت‌ها و هرج و مرج‌ها، آنهايند" با معترضات اتمام حجت کرد.»


این سخنان رهبر جمهوری‌اسلامی در حالی مطرح شد که بعدها، محمد‌تقی رهبر نماینده اصفهان و رییس فراکسیون روحانیون مجلس هشتم  اعلام کرد: «در روزهای پیش از انتخابات دهم هم چهره‌های اصول‌گرا و حتی نماینده‌های ولی‌فقیه و ائمه‌جمعه در شهرهای مختلف به حمایت از احمدی‌نژاد پرداختند. مردم با توجه به این حمایت‌ها و شعارهای او که همه ریشه در اصولگرایی داشت، بار دیگر به او رای دادند تا بتواند با عمل به بایدها و نبایدهای اصولگرایی، انتظارات اصول‌گرایان را برآورده کند.»


همچنین حجت‌الاسلام رضا تقوی، رییس شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه کشورنیز به نقش نمایندگان رهبر جمهوری‌اسلامی در انتخاب مجدد احمدی‌نژاد اشاره کرد:«حمایت‌های ما از احمدی‌نژاد بنا به دستور رهبری است ... نهاد نماز جمعه یکی از نهادهای وابسته به رهبری است و سیاست‌های ایشان را در نمازهای جمعه سراسر کشور دنبال می‌کند و باید دانست که ائمه جمعه از طرف ولی امر مسلمین اذن می‌یابند تا در شهرستانی به اقامه نماز جمعه پرداخته و خطبه بخوانند چون خواندن خطبه نماز جمعه و اداره آن بر عهده امام است و در صورت غیبت وی برعهده فقیه حاکم و با اذن وی مقدور است....[خطاب به احمدی‌نژاد] به همین خاطر است که سیاست‌های ما در راستای حمایت از دولت شماست.» سخنانی که همه نشان‌دهنده عزم رهبر جمهوری‌اسلامی، برای بقای احمدی‌نژاد است.


چنید پس از آن بود که حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات، با صراحت بیشتری در این‌باره سخن گفت:«امروز مسيري كه مقام معظم رهبري طراحي كرده‌اند وضعيت را به گونه‌اي شكل داده است كه دولت نهم و دهم بر سر كار مي‌آيد و نظام در مسير درستي قرار مي‌گيرد و به اين ترتيب مقابله‌هايي كه با آن صورت مي‌گيرد يك مقوله كاملا جدي است.» سخنان وزیر اطلاعات احمدی‌نژاد، خود می‌تواند نشان‌دهنده حجم حمایت‌های آیت‌الله خامنه‌ای از وی باشد.


کهریزک و حضور در نقش یک مصلح

به دنبال اعتراضاتی که پس از انتخابات رخ داد، علاوه بر فعالان سیاسی، تعداد زیادی از معترضان خیابانی نیز بازداشت شدند. معترضانی که برخی از آن‌ها به بازداشت‌گاه کهریزک منتقل شده بودند.


این بازداشت‌گاه  در دوران فرماندهی قالیباف بر نیروی انتظامی تاسیس و طی چندین سال در عملیات‌های مختلف از جمله تخریب محله خاک سفید و سپس به طور گسترده در طرح موسوم به ارتقای امنیت اجتماعی مورد استفاده قرار گرفت.  پس از انتخابات اما، تعداد زیادی از معترضان بازداشت شده، به این بازداشت‌گاه منتقل شدند. تاکنون حداقل نام پنج نفر از جان‌باختگان این بازداشت‌گاه منتشر شده است. محسن روح‌الامینی، محمد کامرانی، امیر جوادی‌فر، رامین قهرمانی و احمد نجاتی کارگر از جان‌باختگان این بازداشت‌گاه بر اثر شکنجه هستند. اما این بازداشت‌شگاه برای نخستین بار، زمانی مورد توجه قرار گرفت که فرزند دکتر روح‎‌الامینی، از اعضای ارشد ستاد انتخاباتی محسن رضایی و رییس انیستیتو پاستور، بر اثر شکنجه، در آن جان باخت. پس از آن بود که رهبر جمهوری‌اسلامی، دستور داد که این بازداشت‌گاه به دلیل «نداشتن استانداردهای لازم برای نگهداری زندانیان» تعطیل شود. پس از آن نیز برخوردهایی با برخی از مسببان وقایع رخ‌داده در کهریزک صورت گرفت، هرچند سعید مرتضوی، قاضی اسبق مطبوعات و دادستان سابق تهران، از این برخوردها مصون ماند.


نکته قابل توجه در این پرونده این بوده است که بارها از سوی اصول‌گرایان اعلام شده است آیت‌الله خامنه‌ای، از آن‌چه که در این بازداشت‌گاه رخ می‌داده است، اطلاعی نداشته و پس از اطلاع، دستور تعطیلی آن را صادر کرده است.


این در حالی است که حجت‌الاسلام مروی،معاون ارتباطات حوزوی بیت رهبری، روایت دیگری از این اتفاق دارد:«معظم‌له در ایام فتنه قبل از حادثه کهریزک تاکید کرده بودند زندان کهریزک برای قاچاقچیان، مواد مخدری‌ها و اراذل و اوباش است، مبادا کسانی که در اغتشاشات دستگیر شدند را به آن‌جا ببرند، آن‌جا جای آن‌ها نیست، تیپ این آدم‌ها با کسانی که در کهریزک هستند فرق می‌کند. اگر جا دارند در زندان های دیگر والا آن‌جا نبرند و آزادشان کنند.»


این در حالی است که غلام‌رضا اسداللهی، نماینده مجلس و دبیر سابق هیات مرکزی نظارت بر حقوق شهروندی قوه قضاییه، اعلام کرده بود:«آن مکان را سال 85 برای یک سری از اراذل و اوباش استفاده می‌کردند؛ آیت‌الله شاهرودی رییس وقت قوه‌قضاییه همان زمان دستور دادند بسته شود. من چون خودم در آن زمان دبیر حقوق شهروندی قوه‌قضاییه بودم از سوابق این بازداشت‌گاه مطلع هستم. آن زمان آیت‌الله هاشمی شاهرودی این دستور را دادند، منتها دادستان وقت تهران [سعید مرتضوی] اصرار داشتند که کهریزک باز باشد. مجددا با همکاری نیروی انتظامی این بازداشت‌گاه را احیا کرده بودند.»


رهبر جمهوری‌اسلامی و هدف فتنه ۸۸

تحذیر نسبت به آن‌چه که پس از اعتراضات به نتایج انتخابات رخ داده است، همواره در سخنان آیت‌الله خامنه‌ا وجود دارد. از تابستان گذشته، وی تقریبا در تمامی سخن‌رانی‌های خود، اشاره‌ای به این اعتراضات داشته است. گرچه رسانه‌های اصول‌گرا معتقدند وی پش از انتخابات نیز، پیش‌بینی می‌کرده است که «انتخابات، فتنه‌گون» باشد.


وی تاکنون تاکید زیادی بر شناسایی «پشت‌پرده فتنه ۸۸» داشته است. بنا به گفته آیت‌الله ممدوحی، از اعضای مجلس خبرگان رهبری:«تاکید رهبر انقلاب بر پشت پرده جریان فتنه به دلیل خشک نشدن ریشه فتنه ۸۸ است.»


آیت‌الله خامنه‌ای گرچه خود اعلام کرده بود که:«فتنه سال گذشته كه فتنه بزرگي بود و سال‌ها بعد مشخص خواهد شد كه چه توطئه خطرناكي در پشت آن نهفته بود، به همت حضور پيشگامانه جوانان در صحنه، شكست خورد.» اما خود وی تاکنون بارها، به اهداف مختلف از اعتراضات اشاره کرده است. شاید به همین دلیل بوده است که بارها خواستار مواضع روشن «خواص» در این‌باره شده و آنانی را که شفاف سخن نمی‌گویند، «بی‌بصیرت» نامیده است.


وی از همان ابتدا معتقد بود که :«شکل‌گیری فتنه اخیر ناشی از برنامه ریزی طولانی مدت دشمنان انقلاب اسلامی ایران است و بعضی از چهره‌های سیاسی هم بدون آن‌که متوجه شوند که این فتنه همان براندازی است، وارد جنجال شدند.» رهبر جمهوری‌اسلامی معتقد است که «ادعای تقلب در انتخابات، به دلیل بی‌بصیرتی عده‌ای مطرح شد.»


وی پس از آن، هدف معترضان را این‌گونه تشریح کرد:«می‌خواستند هیمنه آمریکا را زنده کنند و حرکت عظیم ملت در مقابل ظلم‌های آمریکا را زیر سوال ببرند.» او گاهی سران معترضان را به «قدرت‌طلبی»، گاهی به «دشمنی و کینه با نظام» متهم کرده و بزرگ‌ترین گناه آنان را نیز «شادکردن دل دشمن» نامیده است.


اما همه سخنان آیت‌الله خامنه‌ای درباره اعتراضات پس از انتخابات ۸۸، را شاید بتوان در یک جمله خلاصه کرد: «حضور خودجوش مردم و زدن مشت محکم بر دهان دشمنان.»


به نظر می‌رسد منظور وی از «مشت محکم» حضور نیروهای سپاه‌پاسداران در حوادث پس از انتخابات، و سرکوب معترضان بوده است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، از جمله نهادهای نظامی است که مستقیم زیرنظر رهبر جمهوری‌اسلامی فعالیت می‌کند. این مساله زمانی حساس‌تر می‌شود که سخنان سردار رجب‌زاده، فرمانده سابق نیروی انتظامی تهران را به یاد بیاوریم:« در مدت مسوولیت من در حوادث پس از انتخابات، پلیس در کشته شدن حتی یک نفر نقش نداشته است. ضمن اینکه کشته هم نداده است... [زیرا] بعد از انتخابات، پلیس تمام امکانات خود را در اختیار قرارگاه ثارلله سپاه قرار داده و این قرارگاه مسئول امنیت تهران بود.»


از سوی دیگر بازداشت معترضان توسط نیروهای اطلاعات سپاه پاسداران، نگهداری آن‌ها در بند دو-الف زندان اوین – که متعلق به سپاه پاسداران است – سخنرانی سردار مشفق درباره چگونگی شکل دادن به انتخابات از سوی سپاه و ... همه و همه نشان دهنده آن است که رهبر جمهوری‌اسلامی مستقیما بر عملیات پس از انتخابات، نظارت داشته است.


این نظارت زمانی معنادار می‌شود که از قول یکی از اعضای دفتر او بخوانیم:«این که گفته می شود، فلان قضیه اتفاق افتاد و رهبری خبر نداشتند یا به ایشان نگفتند و در جریان نبودند، کذب محض است، زیرا معظم له نسبت به همه موضوعات و مباحث اطلاع و اشراف کامل دارند.»


 


میرحسین موسوی، سرمایه‌ای طلایی برای جمهوری اسلامی

 اصلاح‌طلبان حکومتی بعد از خرداد ۷۶ همواره توانسته‌اند مردم را به بازی بگیرند و فشار اعتراض را با مشغول کردن افکار عمومی در حد معینی کنترل کنند. 

 

 در ۲۰ ماه اخیر  با وارد شدن مهره‌ای به نام میرحسین موسوی که از طلایه‌داران انقلاب اسلامی و نخست وزیر محبوب  سید روح‌الله خمینی  بوده، توانسته است در بدترین شرایط تاریخ جمهوری اسلامی علاوه بر قشر وسیعی از مردم ایران، قدرت‌های غربی را نیز فریب دهند و با تبلیغات القا کنند نیروی اصلاح‌طلبی در جمهوری اسلامی وجود دارد که چنانچه قدرت را در دست بگیرد می‌تواند  سیاست‌های جمهوری اسلامی را معتدل‌تر کنند و با غرب به مصالحه برسند. 

 

 در حالی‌که تجربه هشت سال زمام‌داری اصلاح‌طلبان بر کنترل دولت و مجلس ثابت کرده است این چنین نیست. رژیم جمهوری اسلامی در ذات خود سیستمی استبدادی و اقتدارگراست و به‌دنبال گسترش ایدئولوژی بنیادی خود درجهان است و تنها برای تخلیه فشار هیجانات هر از چندگاهی با بازی اصلاح‌طلب و اصول‌گرا مردم را فریب داده است و جای اپوزیسیون را با این ترفند پرکرده است و همچنان می‌تواند با این شیوه به حیات خود ادامه دهد. 

 

 در این میان نقش میرحسین موسوی در کنترل احساسات و هیجان قشر وسیعی از مردم مهم شده است و شاه کلیدی برای حفظ جمهوری اسلامی محسوب می‌شود. میر حسین موسوی با بیانیه‌ها و اخیرا یادداشت‌هایش با همکاری مهدی کروبی و جریان موسوم به اصلاحات به راحتی توانستند خشم عمومی شهرهای بزرگ را کنترل کنند و مانع از سقوط جمهوری اسلامی شوند و جنبش مردمی را خانه‌نشین و محدود به فضای مجازی اینترنت کنند. 

 

 بیش از ۱۹ ماه است که خبر دستگیری و محاکمه میرحسین موسوی و مهدی کروبی بعنوان سران فتنه از سوی حاکمیت مطرح می‌شود و در برخی از مواقع حتی اقدام به حصر خانگی این دوتن کرده‌اند ولی تاکنون اقدام خاصی در جهت محاکمه و دستگیری میرحسین موسوی و مهدی کروبی از سوی نهادهای جمهوری اسلامی صورت نگرفته است.

 

 در این چند وقت که خبر شایعه دستگیری سران فتنه  مطرح می‌شود واکنش‌های احساسی در فضای مجازی از سوی طرفداران موسوی  نظیر: 

 «به محض دستگیری موسوی ایران قیامت می‌شه - - اگر میرحسین دستگیر بشه خامنه‌ای گور خودش را می‌کنه - - سگ کی باشند که بخوان دست به موسوی بزنند  - -  در صورت دستگیری مهندس میرحسین  آزادی تا انقلاب - -  در صورت بازداشت موسوی شعار الله اکبر یادت نره - - اعتصاب  اعتصاب»

 

 باید دید این بازی به کجا می‌رسد و چگونه سر مردم با این بازی گرم می‌کنند؟ با توجه به مواضع اروپایی‌ها و آمریکا که نشان از پذیرفتن نیرویی در داخل حاکمیت جمهوری اسلامی به نام اصلاحات هستند و جمهوری اسلامی نیز از این موقعیت استفاده می‌کند وانمود می‌کند رژیم جمهوری اسلامی یک‌دست نیست و می‌تواند روی اصلاح‌طلبان حساب باز کنند غرب در سال جدید میلادی چه واکنشی به این بازی نشان خواهند داد؟


 


سکینه آشتیانی: داستان یک سنگسار

این دیدار در حالی صورت گرفته است که سکینه محمدی از روز شنبه برای دیدار با دختر و پسر خود از زندان به مرخصی آمده و سجاد قادرزاده نیز که پیش از این در تاریخ ۱۸ مهرماه سال جاری، به همراه دو خبرنگار آلمانی و هوتن کیان وکیل مدافع خانم آشتیانی در تبریز دستگیر شده بود، در تاریخ دوازدهم دسامبر با قرار وثیقه ۴۰ هزار دلاری از زندان آزاد شده است.


صحبت‌های پسر سکینه آشتیانی در جلسه با خبرنگاران بین‌المللی

به گزارش خبرگزاری رویترز در این دیدار که توسط اداره دادگستری آذربایجان شرقی و در مهمانخانه‌ای متعلق به یکی از سازمان‌های دولتی ترتیب داده شده بود فرزند خانم اشتیانی با اعلام این مطلب که تصمیم دارد زندگی خود را وقف نجات مادرش کند، افزود: «مادرمان هم مقصر است اما ما پدرمان را از دست دادیم و نمی‌خواهیم مادرمان را هم از دست بدهیم. ما درخواست می‌کنیم که حکم او تغییر پیدا کند... دست کم این چیزی است که به آن امید داریم.»


وی با اشاره به دستگیری خود در زمان مصاحبه با دو خبرنگار آلمانی و تلاش‌هایش برای لغو حکم سنگسار مادرش افزود: «فکر می‌کردم اگر موضوع پرمناقشه بشود مادرم آزاد می‌شود اما چنین نشد.»


وی مصاحبه با دو شهروند آلمانی را برنامه‌ای با طراحی خودش اعلام کرد: «در اینترنت جستجو کردم و مینا احدی را پیدا کردم و او هم مرا به مصطفایی معرفی کرد.» وی محمد مصطفایی، دو «خبرنگار» آلمانی و جاوید هوتن کیان، وکیل دوم مادرشرا مسبب «وخامت بیشتر» وضعیت پرونده مادرش دانست: «محمد مصطفایی، ۲۰ میلیون ریال از ما گرفت و بعد فرار کرد بدون اینکه حتی مادرم را ببیند». فرزند خانم اشتیانی پیش از این نیز در یک اعتراف درباره روند وکالت پرونده مادرش توسط آقای مصطفایی گفته بود: «به مصطفایی زنگ زدم و او خواستار ۲ میلیون تومان شد. پول را به حساب بانکیش ریختم و او نیز شروع به کار کرد. او را هرگز ندیده ام. تنها تلفنی صحبت کرده ایم.»


وی هم‌چنین گفته‌های اخیر آقای مصطفایی مبنی بر معتاد بودن پدرش را دروغ دانست: «او این را از خود گفته است.»


محمد مصطفائی نیز در واکنش به این برنامه و اتهامات طرح شده علیه وی در نامه ای سر گشاده به آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر ایران نوشت: «خبر زندانی بودن این زن بی‌پناه را یکی از موکلینم که در زندان بود به من داد که تمام مقدمات سنگسار او فراهم شده بود و تلاش هایم برای نجاتش به نتیجه نمی رسید، به هر دری می زدم بسته بود. بعد از آن بود که این قضیه را به بسیاری از خبرنگاران داخلی و خارجی اطلاع دادم تا صدای بی گناهی موکلم را به گوش مسئولان ناشنوای جمهوری اسلامی برسانند.»


وی در این نامه انتساب عناوینی چون «مزدور غرب» و «منتسب به حزب کمونیست کارگری» را به خود بی‌پایه دانسته و خود را  «وکیلی مستقل» معرفی کرد که با هیچ گروهی همکاری نمی‌کند.


صحبت‌های سکینه اشتیانی با خبرنگاران بین‌المللی

خانم آشتیانی در صحبت‌های روز گذشته خود هرگونه شکنجه و بدرفتاری در زندان را شایعه اعلام کرد و گفت: «هر مصاحبه‌ای که تا به حال انجام داده‌ام داوطلبانه بوده و کسی مجبورم نکرده‌است. حرف‌هایی که زدم هم حرف‌های خودم است.»


گفتنی است خانم اشتیانی در آخرین اعترافات تلویزیونی خود بیستم آذرماه در شبکه تلویزیونی پرس تی‌وی-برنامه انگلیسی زبان «تودی ایران»- به روابط نامشروع جنسی و قتل شوهرش ابراهیم قادرزاده «اعتراف» کرده بود. این اعتراف تلویزیونی در شرایطی صورت گرفته بود که روز قبل از آن رسانه های خارجی اعلام کرده بودند که خانم آشتیانی آزاد شده است. وی در این برنامه، بر خلاف اعتراف‌های تلویزیونی قبل که با چادر در برنامه حاضر می‌شد و به زبان ترکی صحبت می‌کرد، با روسری و به زبان فارسی نحوه آشنایی خود را با «عیسی طاهری» توضیح داد.


سکینه آشتیانی در این برنامه تلویزیونی «صحنه جنایت» را در منزل خود بازسازی کرد و تعریف کرد که پس از آنکه شوهرش را بیهوش کرد، عیسی طاهری وارد خانه شده و سیم برق را به مچ و کمر او می بندد.


به گفته خانم آشتیانی در این برنامه تلویزیونی، عیسی طاهری شش بار تلاش کرد شوهر او را با برق بکشد، اما وی همچنان تکان می خورد تا سرانجام بار هفتم او کشته شد.


وی در این برنامه اظهار کرده بود که به دلیل عذاب وجدان خودش را به پلیس معرفی کرده اما گوینده شبکه پرس تی وی به اسنادی اشاره کرد که پلیس «منحصرا» در اختیار این برنامه تلویزیونی گذاشته و این اسناد نشان می دهد که خانم آشتیانی پس از آنکه توسط پلیس احضار شده به دست داشتن در قتل شوهرش اعتراف کرده و عیسی طاهری را نیز بعنوان همدست معرفی کرده است.این شبکه به اعتراف خانم اشتیانی به روسپی گری نیز اشاره کرده بود.


پرونده سکینه آشتیانی و بازتاب‌های بین‌المللی

بر اساس اعلام مقام‌های جمهوری اسلامی، سکینه محمدی آشتیانی که از سال ۱۳۸۴ در زندان به سر می‌برد، از سوی دادگاه به اتهام «زنای محصنه» به سنگسار و به اتهام مشارکت در قتل همسرش به اعدام با طناب دار محکوم شده‌است.


انتشار خبر احتمال سنگسار خانم محمدی آشتیانی با بازتاب‌های گسترده بین المللی همراه بود. کاترین اشتون در بیانیه‌ای با اشاره به حکم مجازات سنگسار سکینه محمدی آشتیانی به جرم زنای محصنه و محکومیت آن از سوی اتحادیه اروپا نوشت: «درحالی که مقام‌های ایرانی اطمینان داده‌اند که خانم آشتیانی با سنگسار کشته نخواهد شد، او از آن زمان با اتهامات همدستی در قتل شوهرش روبرو شده و ممکن است به دار آویخته شود. هیچ کدام از این احکام قابل قبول نیست.»


در این بیانیه که سخنگوی خانم اشتون منتشر کرد: «با توجه به این شرایط، کاترین اشتون درخواست خود از ایران برای توقف اعدام خانم آشتیانی و تغییر حکم مجازات را تکرار می‌کند.»


کاخ سفید تیز این اقدام را «مجازاتی وحشیانه» خواند: «ما با قوی ترین عبارات، طرح‌هایی را که گفته می‌شود دولت ایران برای اعدام سکینه محمدی آشتیانی دارد محکوم می‌کنیم. فقدان شفافیت و رویه صحیح قضایی در پرونده خانم آشتیانی، و اقدامات بعدی علیه وکیل و خانواده‌اش، غیرقابل قبول است. پرونده او نشان دهنده بی‌اعتنایی بنیادی دولت ایران به حقوق بشر، از جمله حقوق زنان است. ما از دولت ایران می‌خواهیم این اعدام را متوقف کند، و امکان آن را فراهم کند تا خانم آشتیانی از رویه درست قضایی و رفتار عادلانه‌ای بهره‌مند شود.»


الیستر برت از مقام های وزارت خارجه بریتانیا نیز در پیامی به  کاردار سفارت ایران اعلام کرده بود که بریتانیا اعدام خانم آشتیانی را «کاملا غیرقابل قبول» می‌داند: «این عملی است که با محکومیت ما و شرکای ما در سراسر اتحادیه اروپا روبرو خواهد شد. امیدوارم که جهان شاهد واکنش خوب مقام ها در تهران باشد.»


از سوی دیگر پسر خانم آشتیانی شهریورماه جاری از لولا داسیلوا، رئیس جمهوری برزیل، خواست که مادرش را از حکم سنگسار نجات دهد و کمک کند تا از اعدام او جلوگیری شود. سجاد قادرزاده هم‌چنین پیش از این در گفت‌وگو با یک روزنامه ایتالیایی گفته بود می‌خواهد از پاپ برای نجات مادرش کمک بخواهد.


در آخرین خبر از سوی مقامات جمهوری اسلامی که در ابتدای آذرماه منتشر شد محمدجواد لاریجانی در مصاحبه‌ای گفت که «شانس زیادی وجود دارد» خانم آشتیانی اعدام نشود. 


 


هدفمندی یارانه‌ها در بولیوی
 


نمایندگان زن مجلس خواستار محاکمه زهرا رهنورد شدند

 

طيبه صفايي، رئيس فراكسيون زنان مجلس در گفت‌و‌گو با «باشگاه خبرنگاران» با تشبیه سخنان زهرا رهنورد به سخنان مریم رجوی، اظهارات وی را راهی برای خارج شدن از «انزوا» دانست. چرا که: «وي به دليل مواضع ضد نظامش از سوي جامعه اسلامي به خصوص زنان مطرود شده است و فقط حمايت منافقين را دارد.»

 

از سوی دیگر مريم بهروزي، «دبير كل جامعه اسلامي زينب» نیز از رهنورد به عنوان کسی که «از ابتدا نيز انقلاب اسلامي و ولايت فقيه را قبول نداشته و همواره داراي مواضع انحرافي بوده» نام برد.

 

عشرت شايق، عضو شوراي مركزي «جمعيت ايثارگران» نیز محاكمه زهرا رهنورد و «سران فتنه» را به دليل «ساختارشكني و همراهي با گروهك‌هاي تروريستي» مهم‌ترین خواسته ملت ایران دانست.

 

وی مواضع رهنورد را «هتاكانه و ضد انقلابي» می‌داند: «‌در قوانين قضايي ميزان جرم هتاكان مشخص است و دستگاه قضايي بايد با سخنان اين چنيني رهنورد به شدت برخورد نمايد. دستگاه قضايي در طول يك سال گذشته به سران فتنه مهلت زيادي داد تا رفتارهاي ضد انقلابي خود را جبران نمايند ولي آنها نه تنها متنبه نشدند بلكه با مرور زمان ارتباطات فراوان خود با گروه‌هاي تروريستي و ضد انقلابي را آشكار نمودند. سران فتنه و رهنورد در حال حاضر با صراحت و وقاحت حرمت شكني را به حد اعلا رسانده‌اند و هتاكي را از مرزهاي نظام خارج كرده‌اند.»

 

وی محاکمه زهرا رهنورد را «كف خواسته‌هاي جامعه زنان كشور» اعلام کرد و افزود: «جامعه زنان كشور با نفرت فراوان از اين گونه سخنان رهنورد متاسف است كه وي در مسير انحطاط گام برمي‌دارد و مطالبات گروهك تروريستي را مطرح و  دنبال مي‌كند. زهرا رهنورد در حال حاضر با مريم رجوي و گروهك‌هاي تروريستي همراهي دارد و اين قضيه به جرم‌هاي فراوان وي مي‌افزايد.»

 

 


 


تایم: احتمال محاکمه رهبران اپوزیسیون درایران

 تایم - صدها تن از معترضان به نتایج انتخابات که مدعی بودند احمدی نژاد با تقلب به مقام ریاست جمهوری رسیده است دستگیر و یا بشدت سرکوب شدند. تاکنون مقام‌های ایرانی از دستگیری و زندانی نمودن موسوی رقیب اصلی احمدی‌نژاد، همراهش مهدی کروبی و رییس جمهور پیشین محمد خاتمی خودداری کرده بودند، به این دلیل که نگران بودند بازداشت آنان باعث بروز اعتراض‌های گسترده بشود. اما هشدارهای اخیر از جانب تندروها درحکومت نشان از این دارد که از شدت سرکوب راضی هستند و معتقدند درصورت چنین بازداشت‌هایی هیچگونه اعتراضی صورت نخواهد گرفت.

 

روز جمعه عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران در دانشگاه تهران به نمازگزاران گفت: «ما بارها گفته‌ایم... رهبران مخالفان مجرم هستند و به جرم راه انداختن تظاهرات خیابانی باید محاکمه بشوند». دراین سخنان که به طور زنده ازرادیو دولتی پخش می‌شد وی اعلام کرد: «این افراد امنیت عموم کشور را به خطر انداخته‌اند و باید محاکمه شوند و مجازات سنگینی در انتظارشان است». دولت آبادی تاکید کرد که: «آمريكا و رژيم صهيونيستي درعقبه ي اين فتنه بزرگ قرار دارند و بايد طوري عمل كنيم كه مجالي براي رشد فتنه به دست نيايد و بلكه محاكمه سران فتنه تير خلاص بسوي آنها باشد*

 

این هشدارهای مکرر ممکن است دو هدف به دنبال داشته باشد. نخست اینکه با معرفی آنان به عنوان مجرم اعتماد عمومی را نسبت به رهبران اپوزیسیون مختل نماید و دوم اینکه میزان تحمل و بردباری جامعه دربرابر بازداشت احتمالی آنها مورد سنجش قرار گیرد. موسوی، کروبی و خاتمی هرسه ممنوع الخروج هستند. اگرچه هیچ برنامه‌ای هم برای سفر به خارج ندارند. در آوریل گذشته خاتمی قصد سفر به ژاپن برای شرکت دریک کنفرانس درباره گفتگوی فرهنگ‌ها را داشت ولی بدلیلی ممنوعیت خروج، از انجام سفر بازماند.

 

موسوی و کروبی نیز گفته‌اند که دریک زندان بزرگ زندگی می‌کنند و از اینکه به خاطر دفاع از حقوق ملت ایران به یک زندان کوچک منتقل شوند هراسی ندارند. موسوی اخیرا حکومت ایران را به رژیم دیکتاتوری کره شمالی تشبیه کرد و حوادث پس از انتخابات ۲۰۰۹ را کودتا علیه دموکراسی خواند. هفته گذشته غلامحسین محسنی اژه‌ای(دادستان کل کشور) دستگیری سه رهبر اپوزیسیون را منوط به تصمیم گیری دررده‌های بالای حکومت و مقام رهبری دانست. موج اعتراضات خیابانی درسال ۲۰۰۹ بزرگترین چالش برای جمهوری اسلامی از زمان به روی کارآمدن درسال ۱۹۷۹ بوده است ولی سرکوب‌های بسیار شدید و دستگیری بسیاری ازمعترضان که از طبقات مختلف اجتماع بودند باعث آرام شدن تظاهرات شده است. به نحوی که از دسامبر ۲۰۰۹ تاکنون هیچگونه تظاهرات خیابانی عمده‌ای مشاهده نشده است. اپوزیسیون ادعا می‌کند تاکنون ۸۰ نفر دراین اعتراضات کشته شده‌اند ولی حکومت این تعداد رابه ۳۰ تقلیل می‌دهد و اپوزیسیون را متهم به «براندازی نرم» از طریق تظاهرات خیابانی می‌کند.

 

*برای رفع سو تعبیر، این جمله دقیقا از ایرنا نقل شده است

 


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته