-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/
"بوی رهبری" در آغاز دی ماه از "قوه مستقل قضائيه" برمی خيزد، از راهروهای بويناک شکنجه می گذرد به سحرگاهان اعدام بهترين فرزندان ايران می رسد. عطرخاتمی – که هنوز تا دستی در دست مردم دارد - از بستر آزادی می آيد و بر کلام او جاری می شود، می کوشد تا در سلطه روز افزون گندنای استبداد روزنی به بهاربگشايد.
عباس جعفری دولتآبادی، دادستان عمومی و انقلاب تهران که دارد چندماهه راه طولانی اسدالله لاجوردی و سعيد مرتضوی را می رود، ضمن تهديد "رهبران فتنه" به دستگيری، "حزب الهی ها" را مژده می دهد: "دستگاه قضايی بوی رهبری را میدهد."
مصباح يزدی در آستانه هشتادسالگی بر "ضرورت اطاعت از ولايت فقيه به عنوان نائب امام زمان(عج) " پای می فشارد و خصوصيات و کرامات "صاحب بو" را بر می شمارد: "بنده برای هر مسئلهای سوگند نمیخورم، ولی با اين حال؛ به خدا قسم، من نعمتی به عظمت نعمت وجودی مقام معظم رهبری در ميان خود نديدهام... تقوا، روشنبينی، بزرگواری، دورانديشی، حکمت و...، از جمله صفاتی است که خداوند همه را يکجا در وجود مقام معظم رهبری قرار داده است."
دکتر علی اکبر ولايتی که از قديم الايام روزها هم حوزه ای انجمن حجتيه و شب ها شريک بساط سيدعلی خامنه ای بوده و می توان "بوشناس" را هم به انواع و اقسام تخصص هايش اضافه کرد؛ دليل محکمی برای اثبات سخنان بالا ارائه می دهد که يک سايت فارسی زبان دراين تيتر خلاصه اش می کند: "فرماندهی کودتای ۲۲ خرداد دراختيار خامنه ای بوده و هست!" اين اطلاع هم بيشتر بر رابطه خامنه ای- احمدی نژاد روشنی می افکند: "دولت آقای دکتر احمدینژاد در ميان دولتهايی که در زمان رهبری حضرت آيتالله خامنهای حضور داشتند، بيش از بقيه از نظرات ايشان تبعيت میکند."
و بو است که از رهبری صادر می شود و از جمله توسط دکتر احمدی نژاد مورد بيشترين "تبعيت" قرار می گيرد. حبيب الله لطيفی که گناه اصلی اش کرد بودن است و بقيه اتهاماتش ساختگی، درآخرين لحظات و بطورموقت از چوبه دار می می رهد. تازه گمان به اتمام "بوی نفرت انگيز" مرگ می رود که دو جوان ديگر که در پشت درهای بسته، به اتهام" مجاهد" بودن و "جاسوسی” برای اسرائيل به مرگ محکوم شده اند، از عشق رهبری به بوی مرگ خبر تازه می شنوند و بر دار می شوند. تمامی تلاش نظريه پردازان "طالبان شيعه" اين است که نبردسترگ آزادی استبداد رابه مبارزه يک گروه سياسی با نظام بکاهند و رنگ اسرائيلی بزنند.
خبر دستگيری خانواده "لطيفی" هنوز داغ است که اعلام می شود اعدام ها ی ديگری در کردستان درراه است. انگار قرار است "دادگاه بلخ" جا ی خود را در تاريخ به "دادگاه انقلاب" بدهد: "می خواهند پسر را به جای پدر بکشند." از دو جوان در آستانه مرگ باعنوان اعضای حزب "کومله" نام برده شده است. برپا کنندگان دار می خواهند آتش سيستان را به خرمن آماده اشتعال کردستان هم بياندازند و آنهم درست در روزهائی که جندالله از تصميم به "اعدام" گروگان خود به تلافی اعدامهای اخير زاهدان خبر داده است.
بوی ستم قومی چنان در کشور گسترده است که قهرمان ديگری آذربايجان- ديار مردان تاريخی ايران - را وا می گذ ارد وبه اردوی همسايه می رود تا برايش مدال طلای جهانی بگيرد. پيشتر سامان طهماسبی، دارنده دو مدال برنز کشتی فرنگی جهان رفته بود و حالا نوبت محمدرضا آذرشکيب دارنده دو مدال نقره جوانان جهان است.
در ديگر نقاط ايران بگير و ببند به اوج خودرسيده است. "بوی رهبری" درهای زندان ها را بروی بهترين فرزندان ايران می گشايد و درهمان حال "شماری از اعضای بلندپايه طالبان از زندان آزاد" می شوند.
جمهوری اسلامی که مدعی است بر همه سازمان های جاسوسی جهان اشراف دارد و پشه در آسمان منطقه بی اطلاع او نمی تواند پريدن، مجبورمی شود بلافاصله خبر جعلی دستگيری عبدالرئوف ريگی در پاکستان را تکذيب کند.
خبر دستگيری يک عضو ارشد سپاه پاسداران ( لشکر قدس ) توسط "نيروهای بين المللی پشتيبان امنيت" ( ايساف) در ايالت قندهار هم پس گرفته می شود. رضا تقی زاده که مسائل منطقه را از نزديک دنبال می کند، همه اين رويدادها را در متن واحدی می بيند: "شکل گرفتن تحولی تازه در جنگ افغانستان، به نتيجه نرسيدن پاره ای از بده بستان های سياسی –امنيتی، و در نتيجه، افزايش احتمال تشديد تنش مابين جمهوری اسلامی و نيروهای ناتو در منطقه."
شايد مواضع روسيه و هند را هم بشود دراين تحليل جا داد. دميتری مدودف با انتقاد از سياست هستهای ايران، "سرسختی غيرمنطقی" تهران در مواضع خود را ريشه اصلی مشکلات جامعه جهانی با اين کشور و تحريمهای بينالمللی عليه آن می داند. رئيس جمهوری روسيه "دوست و متحد طبيعی" ديروز جمهوری اسلامی که بعد از پر کردن جيبش کنار کشيد، می گويد: "سياست هستهای ايران بیجهت و به صورتی غيرمنطقی سرسختانه است."
روزنامه آمريکايی وال استريت ژورنال هم گزارش می دهد که بانک مرکزی هند در روز دوشنبه، ۶ دیماه شرکتهای اين کشور را از انجام معاملات تجاری و مالی به واسطه اتحاديه پاياپای آسيايی، که به عنوان واسطه معاملاتی عمل میکند، منع کرده است.
هند هفته گذشته هم بدون اشاره مستقيم به جمهوری اسلامی، اعلام کرده بود که واردات نفت و گاز به هند نمیتواند از طريق اين اتحاديه صورت بگيرد. کيست نداند که ايران تنها صادر کننده بزرگ نفت خام به هند از طريق اتحاديه پاياپای آسيايی است.
کار در داخل کشور از"بو" می گذرد و به آلودگی می رسد. يک نماينده مجلس می گويد: "گزارش وزارت بهداشت درباره آلودگی هوا وحشتناک بود. هوا در برخی نقاط تهران از مرز «اضطرار» گذشت؛ ۴ هزار نفر در اثر آلودگی هوا جان باختهاند."
وقتی گوش شنوائی نيست و سر تا پای "نظام" مشغول بوکردن هستند، چه اهميت دارد که اين آلودگی، مکمل بمبهای شيميائی صدام حسين باشد. انگار نه انگار رييس مرکز مصدومان شيميايی بنياد شهيد و امور ايثارگران گفته است: "جانبازان شيميايی بسته به شدت عارضه و ميزان کمبود اکسيژن با تنگی نفس رو به رو هستند و آلودگی و خشکی هوا شدت آن را افزايش می دهد."
کسانی که برای دفاع از ميهن رفتند برتخت های گور مانند بيمارستان های مجروحان جنگی جان می دهند و خوشه چينان جنگ، سرگرم غارت رقم ناچيز ۶ ميليارد و ۲۵۰ ميليون تومانی هستند که در يک سال گذشته از ذخاير ارزی کشور بر داشته اند.
آخرين خبرها حاکی است: "ذخاير ارزی ايران که سال گذشته ۸۱ ميليارد و ۵۹ ميليون دلار بود، تا امسال ۶ ميليارد و ۲۵۰ ميليون دلار کاهش کاهش يافته و به ۷۴ ميليارد و ۸۰۹ ميليون دلار می رسد. اين رقم در سال ۱۳۹۰ به ۷۲ ميليارد و ۸۰۹ ميليون دلار کاهش خواهد يافت."
شايد هشتاد ميليارد تومان کمک بلا عوض دولت برای تعويق اعتصاب کاميونداران ازهمين محل پرداخت شده باشد. يا سرنخ ۱۸۰ ميليون تومانی که اولين قسط ۴۰۰ ميليون تومان تخصيص يافته برای برای ساماندهی مد و لباس است به همين جا برسد. در خبرها هست که در دو ماه گذشته درآمد ترکيه از محل صادرات بنزين هواپيما به ايران بيش از نيم ميليون دلار رسيده است. بقيه پول چه شده است؟
"بوی رهبری" در اين مناطق به مشام نمی رسد. مسائل بزرگتری هست که بايد حل و فصل شود. در سياست داخلی مواد مخدر صنعتی ( شيشه و روانگردان ها) مشکل ساز شده اند. از آنجا که مشکل مواد مخدر با اعدام هائی که از سی سال پيش شروع شد و هنوز ادامه دارد حل شده و رقم معتادان به زير صفر رسيد است، سردار اسماعيل احمدیمقدم تنها راه جمهوری اسلامی برای همه مسائل را اعلام می کند: اعدام. اين بار قرار است حاملان بيش از ۳۰ گرم مواد مخدر صنعتی به جوخه های مرگ سپرده شوند.
ظاهرا بوی خون از عطر افيون سرمست کننده تر است و علاوه بر امور داخلی در سياست خارجی هم کار ساز است: "سردار پاسدار درويش شريفی عامل ايرانی ترور حريری در لامرد فارس کشته" می شود. به همين سادگی. بيهوده نبود که هفته پيش "بوی رهبری" تا دادگاه بين المللی "رفيق حريری" هم رسيده و احکام آن راپيشاپيش وتو کرده بود.
هفته دوم ديماه بر"بوی رهبری" دارد به آخر می رسد که يک آخوند "قاط" می زند و در نواری که بساط طرب را در رسانه های مجازی پهن می کند، تعريف از رهبر جمهوری اسلامی را به اين نتيجه می رساند: "خامنه ای هفت خط است و حريف همه فن". يک سايت فارس زبان هم تحليلی بدست می دهد، تحت عنوان: "ارثيه خامنه ای برای وليعهدش اقتصاد ليبرالی و سرکوب سياسی."
و خود صاحب بو هم به گيلان می رود و طبق معمول سنواتی مورد استقبال خودجوش ميليونی قرار می گيرد. از فرمايشات ايشان يک بار ديگر معلوم می شود "فتنه" سال گذشته در نهم دی ماه با مشت محکم مردم به سرای باقی روانه شده است. وهدف "فتنه" گمراه کردن مردم با طرح شعارهای حق ولی با محتوای باطل بوده است. از توضيحات استاد بزرگ موتلفه حبيب الله عسگر اولادی می توان فهميد: "جنبش سبز از دختران خوشاندام برای تبليغات استفاده کرده" است. دکترعلی اکبر ولايتی تاکيد دارد: "اين فتنه بعد از يک سال هنوز تمام نشده است. همچنان هم در داخل و هم در خارج هستند. اينها اميدوارند در مراحل بعدی کاری را انجام دهند. همانطور که در سال ۷۸ نتوانستند و در سال ۸۸ مجهزتر به ميدان آمدند، اگر بتوانند در نوبت بعدی با تجربه ۷۸ و ۸۸ به ميدان میآيند."
تکليف بخش خارجی "فتنه" را هم وزير دولت کودتا مشخص می کند: "همه ۴ ميليون ايرانی مقيم خارج، اپوزيسيون نيستند. اپوزيسيون خارج از کشور جمع محدودی است که صدای بسيار گستردهای دارد. يکی از مسئولين در سخنرانی خود از روی غفلت اعلام کرد ما به ايميلها دسترسی داريم که ظرف ۲۴ ساعت آمريکايیها ايميلها را کد و رمز کردند. البته دانشمندان ما در وزارت اطلاعات ظرف ۴۸ ساعت آن کد و رمزها را باز کردند."
صادق لاريجانی، رئيس قوه قضائيه هم از قافله عقب نمی ماند و بمناسبت تولد عيسی مسيح می گويد: "حضرت عيسی هم يک پا سرباز امام زمان بود." شايد گزارش اسفنديار مشايی و حميد بقايی، فرستادگان ويژه احمدی نژاد به اردن و يمن را شنيده است که تازه از سفر برای تحقيق در باره ظهور به اين دو کشور بازگشته اند.
خانم ها، آقايان تعجب نکنيد. اهالی " نظام" چنان از بوی مربوطه گيج شده اند که حرفهای متناقض و خنده داری می زنند.
و زمستان تازه آغاز شده است. آيتالله دستغيب که تعدادی از شاگردانش همين روزها به زندان، ممنوعيت فعاليت فرهنگی و تبعيد محکوم شده اند، آينه ای برابر جمهوری اسلامی می گذارد: "هيچيک از مراجع وضع فعلی را تاييد نمیکنند، چون نه جمهوری است و نه اسلامی."
راست می گويد مهر انگيز کارکه "خانه ما ن آتش گرفته".
بهيه نخجوانی، نويسنده ايرانی تبار متولد گامبيا از دور ميهنش را چنين می بينيد: "ايران آينه ای است که هزار تکه شده است." و بر اين آينه هزار تکه، در اين خانه در حال سوختن، آتش از زير خاکستر زبانه می زند. محمد خاتمی شرايط جنبش برای شرکت در انتخابات را اعلام می کند: "آزادی زندانيان سياسی، برگزاری انتخابات آزاد و اجرای قانون اساسی."
خشم روزنامه ضدملی کيهان بی دليل نيست. حسين شريعتمداری بازجوئی که نماينده رهبر جمهوری اسلامی در کيهان است بايد محمد خاتمی را "منحرف و خائن" بخواند. "طالبان شيعی" به خشم می آيند وبيشتر از همه عباس جعفری دولتآبادی که در "بوی رهبری" غرق شده است. دادستان ظلم، شمشير را از رو می بندد: "چطور بعد از اين همه فتنهگری به خود اجازه میدهند که برای نظام شرط بگذارند. ما اعلام میکنيم نظام اسلامی برای آنان شرط میگذارد. شرط اول اين است که با آنان اتمام حجت شود که دست از فتنهگری بردارند و شرط بعدی محاکمه آنان است و اين پيغام قرآن است که اگر به فتنهگری خود ادامه دهند نفرين شدهاند و بايد با آنان بهشدت برخورد شود."
اوج خشم ونفرت را می توان در روزنامه وطن امروز ديد: "زغال فروشان و سفلگان!"؛ آقای خاتمی! شما باز هم حرف زديد. اجازه هست يک لحظه موبايلتان را نگاه کنم؟! غلط نکنم جورج سوروس برای تان از کاخ سفيد بلوتوث خاکستری فرستاده!... آقای خاتمی! ما خودمان زغال فروشيم. ما قرقی را رنگ می کنيم، جای قناری می فروشيم. ما تخس ترين بسيجی های دوران هستيم. رسما بايد به ما بگويی ۲ نقطه: غلط کردم! ۲ نقطه اش را هم بايد بگويی. چنين کردی، ما در باره ات فکر می کنيم که چگونه صورتت به سيلی مردم برگردد!"
خشم ونفرت بويندگان رهبری از تحليل دقيق و درست آنها بر می خيزد. آمران سرکوب بهتر از همه می دانند جنبش آزاديخواهی ايران زنده است . به سخنان دکترولايتی دقت کنيد. او در کنار گوش "اقا" است. از آخرين تحليل های نظام با خبر است.
طالبان شيعی خوب می دانند که آتش زير خاکستر از اولين روزن سر برخواهد کشيد. به نشانی های ولايتی نگاه کنيد. از جنبش دوم خرداد می گويد که با کلام سيدی کم و بيش ناشناس برخاست.
به تولد جنبش سبز اشاره دارد که تولد "اپوزيسيون واقعا موجود" در داخل کشور را سبب شد. جنبشی که در ايران و همه جای جهان نيروئی شگفت مسلح به گفتمان آزادی دارد؛ و رهبرانی نمادين. اين رهبران چه ما بخواهيم و چه نخواهيم "وجود" واقعی دارند. و در داخل کشور و زير تيغ "دستگيری ومحاکمه" از گفتن نمانده اند.
و در لحظه خوفناک کنونی، اين بار نخست در جمهوری اسلامی است که جنبش با ارائه برنامه فشرده خاتمی -که در واقع همان کف خواست های جنبش است که موسوی و کروبی هم بارها اعلام کرده اند- بر نظام پيشدستی می کند و خواست خود را به اتکای اپوزيسيون واقعا موجود در داخل کشور می طلبد.
اين نه تنها "بن بست" خاتمی نيست ، بلکه "بن بست" نظام را عريان تر می کند. قبول اين خواست های "کف"، يعنی انقلابی ديگر. هر انتخابات آزادی نظام را به گور خواهد فرستاد. رد اين خواست های کاملا منطقی و قانونی، نظام را در منظر جامعه ايران و مردمان جهان عريانتر خواهد کرد.
هنوز خشم وخروش و نفرين "طالبان شيعی" تمام نشده که حمله به خاتمی و برنامه او زير کلمات آتشين و توفانی شکل می گيرد و از جانب صداهائی در اوپوزيسيون خارج از کشور. مثل هميشه تاريخ "بيماری چپ روی بچگانه" دو لبه قيچی را کنار هم قرار می دهد و مخالف انقلابی در کنار سرکوبگر می ايستد.
و تاريخ خواهد گفت تند روهائی که سرکوب جنبش اصلاحات را تسريع کردند، در اين لحظه تاريخی باز هم موفق خواهند شد که "بوی رهبری" را برای غلبه بر "عطر خاتمی" رنگ تند انقلابی بزنند يا نه. و بيرون از لحظه و در افق فردا اين شميم بهاراست که بر همه بوهای نامطبوع غلبه خواهد کرد و به ايران عطر آزادی خواهد زد.
علیرضا پهلوی، دومین فرزند پسر محمد رضا پهلوی صبح روز سه شنبه، 14 دی ماه (4 ژانویه) در خانه خود در بوستون خودکشی کرد.
در بیانیه ای که خانواده پهلوی در وبسایت رسمی رضا پهلوی برادر بزرگتر او منتشر کرده اند، آمده است: "[علیرضا پهلوی] همچون میلیون ها جوان ایرانی، از آنچه که به ناروا بر میهن عزیزش می گذشت سخت آزرده و غمگین بود."
این بیانیه را رضا پهلوی، فرح پهلوی، فرحناز پهلوی، ياسمين پهلوی، نور پهلوی، ايمان پهلوی امضا کرده اند.
علیرضا پهلوی سومین فرزند آخرین شاه ایران و فرح پهلوی، متولد سال 1345 بود.
در بیانیه وبسایت رضا پهلوی آمده است که "خاطره دردناک مرگ پدر و خواهر عزیزش" هرگز علیرضا پهلوی را رها نکرده بود.
به نوشته وبسایت فرح پهلوی، علیرضا پهلوی در تهران متولد شد. او که همراه خانواده اش مجبور به ترک ایران شده بود تحصیلات دبیرستانی را در ایالت ماساچوست آمریکا به پایان برد. او در سال 1992 در رشته مطالعات ایران باستان از دانشگاه کلمبیا فوق لیسانس گرفت و در رشته ایران شناسی و فلسفه در دانشگاه هاروارد به ادامه تحصیل پرداخت.
لیلا پهلوی آخرین فرزند محمدرضا پهلوی در سال 1380 در سن 31 سالگی در هتلی در لندن خودکشی کرده بود.
از بیانیه خانواده پهلوی بر می آید که علیرضا پهلوی مانند خواهرش گرفتار افسردگی بوده است: «بسیار کوشید که به گونه ای بر این بحران درونی فائق آید، دریغا که موفق نشد.»
«باری دیگر با همۀ مادران، پدران و وابستگان داغدار قربانیان این دوران تاریک میهن همدرد شده ایم.»
بر اساس یک سند تازه که امروز توسط ویکی لیکس منتشر شد، محمود احمدی نژاد برای مخالفت با مبادلۀ سوخت هسته ای، به شدت در داخل نظام زیر فشار بوده است.
در این مکاتبه به تاریخ نوامبر سال 2009، احمد داوود اغلو وزیر خارجه ترکیه سال گذشته در ملاقاتی با یک فرستاده ارشد آمریکا گفت که آقای احمدی نژاد در ارتباط با توافق با قدرت ها بر سر مبادله سوخت اتمی «با مشکلات جدی داخلی» روبروست.
براساس این سند، احمدی نژاد یک سال پیش به ترکیه اطلاع داده بود که ایران با پیشنهاد مبادله سوخت موافق است اما نخست باید افکار عمومی را آماده کند.
این سند میافزاید مخالفت تندروها به دلیل آن بود که اجرای طرح مبادله را «شکستی برای نظام» قلمداد میکردند.
کشورهای غربی سال گذشته پیشنهاد کردند که ایران اورانیوم اندک غنی شده خود را به روسیه بدهد و در ازای آن سوخت هسته ای برای نیروگاه تهران دریافت کند.
ایران و قدرت ها که هنوز در این مورد به توافق نرسیده اند اخیرا بار دیگر در ژنو دیدار کردند. در این دیدار تنها برای برگزاری نشستی مجدد در ماه جاری در ترکیه توافق شد.
سازمان گزارشگران بدون مرز در بیانیهای از «سوء استفاده» دولت ایران از پرونده سکینه محمدی برای «دور کردن توجهات از وضعیت وخیم زندانیان» خبر داده است.
در این بیانیه که امروز منتشر شده، با اشاره به بازداشت دو خبرنگار آلمانی در ایران آمده است: «گزارشگران بدون مرز اعلام میکند که از آغاز ماجرای سکینه محمدی آشتیانی، جمهوری اسلامی ایران از این پرونده برای فریب رسانهها و دور ساختن توجه افکار عمومی از شرایط وخیم زندانیان سیاسی سواستفاده میکند. دو خبرنگار آلمانی در واقع گروگانهای رژیم تهران هستند که میخواهد در مذاکرات با غرب از آنها بهره برداری کند.»
این سازمان دفاع از آزادی مطبوعات در ادامه با اشاره به «اعترافات» سکینه محمدی افزوده است: «بدون شک سکینه محمدی آشتیانی برای این اعتراف اجباری تحت فشار قرار گرفته است. گزارشگران بدون مرز یادآور میشود که مقامات ایران زندانیان را برای اعترافات اجباری و شهادت دروغ علیه دیگران به شکل منظم تحت فشارهای جسمی و روحی قرار میدهند. یکی از اهداف این اعترافات که با صحنه سازی مضحک و تاثربرانگیز فیلم برداری میشوند، پاسخ به انتقادات گسترده در خارج از کشور است.»
سازمان گزارشگران در پایان این بیانیه با یادآوری نامه خود به کشورهای گروه 1+5 خطاب به کشورهای مذاکره کننده به ایران گفته است: «ما میخواهیم موضوعاتی چون احترام به آزادیهای بنیادین و حقوق بشر نیز به شکل موازی در کنار مسائل علمی و اقتصادی در این مذاکرات طرح شوند.»
در حالی كه احمدینژاد همواره در سخنرانیها و اظهارنظرهای خود با اصرار اعلام میكند كه به شدت با شعار دو بچه كافی است، مخالفت دارد و معتقد است كه این شعار «فرمول انقراض یک ملت» است و نه بقای آن، معاون پژوهشهای فرهنگی و اجتماعی مركز تحقیقات پژوهشهای استراتژیك مجمع تشخیص مصلحت نظام گفته بر اساس تحقیقاتی كه در مجمع تشخیص مصلحت نظام انجام شده، نباید شعار دو بچه كافی است كنار گذاشته شود و تئوری افزایش جمعیت در ایران با محاسبات دقیق علمی رد شده است.
به گفته رضا صالحی امیری، «مجمع تشخیص مصلحت نظام در رابطه با تئوری رئیسجمهوری در رابطه با افزایش جمعیت تحقیقاتی انجام داده و بر اساس این تحقیقات به این نتیجه رسیده كه به هیچوجه نباید سیاستهای كنترل جمعیت در ایران كنار گذاشته شود و پژوهشگران مجمع تشخیص مصلحت نظام، افزایش جمعیت در ایران را به عنوان یك راهبرد منطقی برای حل مشكلات رد كردهاند.»
وی تاکید کرده: «ما در جایگاهی قرار داریم كه فقط میتوانیم نتایج تحقیقات خود را به اطلاع مسئولان برسانیم و یا در قالب سیاستگذاری مجمع تشخیص مصلحت نظام مطرح كنیم و نمیتوانیم به طور مستقیم در سیاستهای دولت دخالتی داشته باشیم.»
غلامحسین الهام، مشاور حقوقی محمود احمدینژاد، اکبر هاشمی رفسنجانی را «تکیهگاه» جریانات و اعتراضات پس از انتخابات دانست و گفت: «آقای هاشمی سكوت نكرده، بلكه این جریان را مدیریت میكند. فتنه تكیهگاه دارد و این تكیه بسیار مهم است. این تكیهگاه دارد این جریان را مدیریت میكند و قرار است این تكیهگاه آسیبی نبیند.»
وی در حاشیه مراسمی که تحت عنوان «گرامیداشت یاد شهید علمالهدی» از سوی جامعه اسلامی دانشجویان پردیس دانشكده فنی دانشگاه تهران برگزار شد با اشاره به اعتراضات پس از انتخابات مدعی شد: «این جریانات در فضا مردهاند و آن کسی که به آن میدمد ایشان (هاشمی رفسنجانی) است. آقای هاشمی در برابر این اتفاقات موضع نگرفتند، اعلام برائت نکردند و در واقع ایشان تکیهگاه هستند و حمایت میکنند.»
مشاور حقوقی محمود احمدینژاد همچنین خاطرنشان کرد که میرحسین موسوی و محمد خاتمی «دیگر ظرفیت فعالیت سیاسی آنچنانی ندارند» و گفت: «مهرههای سیاسی که در این جریان نقش بازی کردهاند، مردهاند و بعید است که احیا شوند.»
وی با اینحال مدعی شد که اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان رهبری، به عنوان «نقطه اتکا» به دلیل «اعتبار سابقه» دارای «مصونیت» است و از همین طریق «آدمهای جدیدی در این جریان رویش میکنند.»
الهام همچنین با یادآوری حوادث کوی دانشگاه در تیرماه ۱۳۷۸ «دولت خاتمی و وزرا و دستاندرکاران وزارت کشور» در آن زمان را «تکیهگاه» وقایع آن زمان دانست و اظهار کرد که دانشجویان در سال ۱۳۷۸ قربانی «فتنه»ای شدند که «در درون دولت بود.»
فرزند سکینه محمدی آشتیانی در جمع خبرنگاران خارجی خواستار توقف اجرای حکم سنگسار مادرش شد. سجاد قادرزاده با تاکید بر «مجرم بودن» مادرش گفت که امیدوار است مقامهای ایران حکم سنگسار وی را مورد بازنگری قرار دهند. به گزارش خبرگزاری فرانسه، این جلسه خبری توسط مقامهای قضایی محلی و در مهمانخانهای متعلق به دولت ایران برگزار شده است. آقای قادرزاده در این جلسه خبری از آزادی خود با قید وثیقه در تاریخ ۲۱ آذر ماه گذشته خبر داد.
استاندار تهران اعلام کرده است که اخیرا تعدادی از «سران مسیحیان تبشیری» در تهران بازداشت شده و عده دیگری هم در آینده نزدیک بازداشت خواهند شد.
مرتضی تمدن با اعلام این خبر، مسیحیان تبشیری را که در ایران فعالیت می کنند جریانی «فاسد و منحرف» خواند و مدعی شد که این مسیحیان افکار خود را «از طریق محافل فرهنگی که در انگلیس دایر است» ترویج می کنند.
وی توضیح بیشتری در مورد تعداد بازداشت شدگان و هویت آنها نداد اما افزود: «در داخل ایران فعالیتهایی صورت می گیرد که به منزله افتادن در دام «تهاجم فرهنگی» است.»
مسیحیان تبشیری یا «اوانجلیست»، گروهی از مسیحیان هستند که عقاید مذهبی خود را بین غیرمسیحیان تبلیغ می کنند.
این در حالیست که ماه گذشته گزارشهایی از محکومیت دو کشیش مسیحی که از اسلام به مسیحیت گرویده بودند در شهرهای رشت و شیراز منتشر شد، اما واکنش مقامات ایران را در پی نداشت.
در گزارش سالانه وزارت امور خارجه آمریکا که در آبان ماه سال جاری منتشر شد، دولت ایران به نقض آزادی و حقوق اقلیتهای مذهبی و زیر پا گذاشتن حقوق آنها و ایجاد فضایی تهدیدآمیز علیه بهائیان، صوفیها، مسیحیان، یهودیان و گروههای شیعهای که نظر مغایر دولت دارند، متهم شده است.
در پی شکایت اکبر هاشمی رفسنجانی، مدیران مسئول روزنامههای ایران و وطن امروز برای پاسخگویی به دادگاه احضار شدند.
وکیل خانواده رفسنجانی در همین خصوص به روزنامه شرق گفته است: «کاوه اشتهاردی، مدیر مسئول روزنامه ایران و مهرداد بذرپاش، معاون سابق رئیس جمهور و مدیر مسئول وقت روزنامه وطن امروز، بر اساس شکایت دفتر مجمع تشخیص مصلحت نظام باید روز 26 دی در دادگاه مطبوعات حاضر شوند.»
محمود علیزاده طباطبایی در ادامه علت این احضار را «نشر اکاذیب علیه هاشمی رفسنجانی» عنوان کرد و افزود: «دادستان تهران علیه بذرپاش و اشتهاردی کیفر خواست صادر کرده است.»
کاوه اشتهاردی چند روز پیش نیز به دلیل نشر اکاذیب علیه مهدی هاشمی، فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی، به شش ماه حبس و ده ضربه شلاق تعلیقی محکوم شده بود.
این روزنامهها در جریان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم ایران، اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و مهدی هاشمی، فرزند او را به اقدام علیه حکومت ایران و رهبر جمهوری اسلامی متهم کرده بودند.
داریوش همایون، موسس حزب مشروطه ایران و از فعالان سیاسی میگوید جامعه ایرانی، جامعه چند صدایی و بسیار متنوعیست و یک طرز فکر نمیتواند همه را متحد کند. اما یک «فرمول» میتواند و جنبش سبز این فرمول است.
گزارههای گفتگو با داریوش همایون را در ادامه می خوانید:
* جنبش سبز در سطح فرهنگی و اجتماعی جریان دارد و این سخن که جنبش خاموش شده و شکست خورده، بیمعنیست.
* این سخنانی که در بیرون از کشور از ناکارآئی سران جنبش سبز پخش میشود توسط عده فرصتطلبی است که به دنبال سودجوییهای خود هستند. مردم در ایران خریدار این حرفها نیستند و با تمام محدودیتها و مشکلات آشنایی دارند و میدانند که هیچ رهبر و سخنگویی در جنبش نمیتواند در برابر این سرکوب بیرحمانه بیش از این کاری صورت دهد.
* سران جنبش سبز برای «زنده» نگه داشتن جنبش چه کار می توانند بکنند؟ در پاسخ به این سوال باید خود را در جایگاه آنان بگذاریم و با شرایط درون ایران به مساله نگاه کنیم. به نظرم همین گاه و بیگاه صحبت کردن، در کنار مردم ماندن، از آن ها آموختن، از گذشته خود فاصله گرفتن و به مردم نزدیک شدن و زنده نگه داشتن پیام جنبش و استفاده از فرصتهایی که در جریان مبارزه پیش میآید، کارهاییست که سران جنبش باید انجام دهند و به نظرم دارند انجام میدهند.
* من زیاد اشکال اساسی در رفتار و گفتار سران جنبش سبز نمیبینم. وقتی از بیرون به این جریان نگاه می کنم، میبینم که آنها (سران جنبش) نسبت به بسیاری از کسانی که در بیرون یا خودشان ادعای رهبری میکنند یا دیگران سعی میکنند از آنها رهبر بسازند، انحرافات بسیار کمتری دارند.
* از نقاط قوت جنبش سبز این است که توانسته طیف وسیعی از اندیشههای گوناگون را زیر سقف خود بیاورد. جامعه ایرانی، جامعه چند صدایی و بسیار متنوعیست و یک طرز فکر نمیتواند همه را متحد کند. اما یک «فرمول» میتواند و جنبش سبز این فرمول است. منتها به نظر میرسد که این فرمول هنوز شکل نهایی خود را پیدا نکرده است و در حال شکل گرفتن است. هیچ اشکالی ندارد. همه عناصری که این جنبش را میسازند، دارند این صورت نهایی را به جنبش میدهند.
* به نظرم (گروههای فعال خارج از کشور) از واقعیات مربوط به ایران دور هستند. من کارهای بیرونیها را میخوانم. به نظرم خیلی متوجه این قضیه نیستند که ما در جامعه ایران با چه نیروها و چه کسانی سر و کار داریم. ما (بیرونیها) حرفهایی میزنیم، اما این حرفها ممکن است با گفتمان درون ایران سنخیت نداشته باشد و باید با تفاهم بیشتر به اینها نگاه کنیم از جمله به سران جنبش سبز.
* جنبش سبز دو منبع قدرت دارد. یکی توانایی به چالش کشیدن رژیم جمهوری اسلامی است و دیگری توانایی مصالحه و سازگار شدن با عناصر مختلفیست که میتوانند به منظور کلی جنبش سبز خدمت کنند. این منظور کلی البته ساختن جامعهای است که گرایشهای گوناگون، منافع گوناگون و عقاید گوناگون بتوانند در کنار همدیگر زندگی کنند، فعالیت کنند و مزاحم یکدیگر نشوند و در عین حال ملاک نیز رای اکثریت باشد.
* ثمره سی ساله جمهوری اسلامی، تشدید تبعیض جنسیتی و مذهبی بود. اکنون گروههای قومی، با توجه به رویدادهایی که در خارج از ایران اتفاق افتاده است، تبعیضها را در چارچوب زبان مادری خلاصه کردهاند. جنبش سبز با مسائل قومی آمیخته نیست. موضع میرحسین موسوی در خصوص حمایت از اقوام نیز کاملا به آن چیزی که در اعلامیه جهانی حمایت از حقوق بشر آمده، نزدیک است. به نظر من نباید در این دام که «مساله ایران، مساله قومی است» افتاد. به هیچ وجه اینطور نیست. مساله ایران، مساله حقوق بشر و دموکراسیست.
* فدرالیسم ربطی به ایران و واقعیات ایران ندارد. در ایران باید به کلی راه حل فدرال را به کنار گذاشت. این یک انحراف محض است. تردیدی نکنید که ترفندیست برای تجزیه ایران و سرنخ آن هم به دست بیگانگان افتاده است. راهکار مقابله با ناآرامیهای قومی حفظ حقوق اقوام مطابق با اعلامیه جهانی بشر و میثاقهای بینالمللی است.
نشریه چلچراغ بعد از یک ماه و 14 روز توقیف مجوز ادامه انتشار گرفت.
به گزارش خبرآنلاین، نشریه هفتگی «چلچراغ» که بعد از 8 سال فعالیت دوشنبه اول آذرماه از ادامه انتشار محروم شده بود، رفع توقیف شد.
این نشریه براساس اعلام شورای نظارت بر مطبوعات بعد از دریافت چند تذکر کتبی از سوی این هیئت و «تکرار تخلفات» به زعم شورا امکان ادامه فعالیت را از دست داده بود.
این هفتهنامه به مدیرمسئولی فریدون عموزاده خلیلی از بهار سال 1381 فعالیتش را آغاز کرده بود و بعد از یک ماه و نیم دوباره منتشر خواهد شد.
بازگشت چلچراغ ممکن است ناشی از تجدیدنظرهایی در روش برخورد مدیریت تازه مطبوعات در ارشاد باشد. محمد علی رامین که به کابوس مطبوعات تبدیل شده بود 29 آذرماه از سمت خود برکنار شد.
سرپرست کاوشهای باستان شناسی محوطه تاریخی بم از کشف تمدنی پنج هزار ساله در حاشیه رودخانه بم خبر داد.
نادر علیدادی سلیمانی با اشاره به وجود دو قبرستان باستانی در محوطه تاریخی بم گفت: «در دو قبرستان این تمدن دو نوع تدفین متفاوت کشف شده است که شامل یک مرد و یک زن است که آثار کشف شده در این محوطه می تواند در شناخت این تمدن بزرگب سیار نقش آفرین باشد.»
به گفته وی، «این تمدن یکی از اولین سکونتگاههای انسان در ایران بوده است که با توجه به نوع اشیاء یافت شده در این تمدن نشان میدهد که این مردم با سایر تمدنها از جمله تمدن جیرفت در ارتباط بوده است.»
سلیمانی در خصوص نوع کشف این تمدن بزرگ گفت: «حین خاکبرداری در یکی از روستاهای خواجه عسکر بم این محوطه نمایان شده است و در جریان این خاکبرداری متاسفانه بخشی از محوطه نیز تخریب شده اما هم اکنون یگان حفاظتی در این محوطه مستقر است.»
به گفته او هم اکنون شش باستانشناس در این محوطه در حال کنکاش و بررسی این تمدن هستند.
یکی از اعضای كميسيون آموزش مجلس با انتقاد از «عملکرد ناموفق» آموزش و پرورش در پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي گفت: «بر اساس پژوهشها، ميزان رفتارهاي خطرناك مانند اعتياد و تنبيه در سطح مدارس افزايش پيدا كرده است.»
امیر طاهرخانی گفت: «متاسفانه وزارت آموزش و پرورش با مسائل پيش روي دانشآموزان به صورت مقطعي برخورد ميكند و نه ريشهاي، كه اين امر باعث ميشود هزينههاي زيادي صرف درمانهاي ناقص و سطحي شود.»
به اعتقاد این نماینده مجلس، «مسئولان آموزش و پرورش بيشتر به دنبال رفع مشكلات سختافزاري هستند و هنوز از اين مرحله عبور نكردهاند كه مجموعه اين عوامل نشان ميدهد كه عملكرد آموزش و پرورش خوب نبوده است.»
اين عضو كميسيون آموزش مجلس با تاکید به وجود امكانات رفاهي و تفريحي و برگزاري اردوها در مدارس، افزود: «به نظر ميرسد در ساعات بيكاري دانشآموزان، رفتارهاي ناهنجار نيز افزايش پيدا ميكند و در اين صورت وجود برنامهها و امكانات تفريحي و آموزشي به كاهش رفتارهاي خطرناك كمك ميكند.»
وی همچنین وجود مشاوران در مدارس به ويژه در مقطع راهنمايي را در پيشگيري و ريشهيابي رفتارهاي ناهنجار بسيار موثر دانست و گفت: «بهتر است براي مدارس سرانه مشاوره در نظر گرفته شود تا دانشآموزاني كه دچار مشكل هستند به طور كامل تحت نظارت قرار گيرند.»
پیش از این نیز وزير آموزشوپرورش در اظهار نظری گفته بود: «در مورد اعتياد دانشآموزان در مدارس صحبت نكنيد؛ آمار اعتياد در مدارس بيش از اعتياد در پادگانها است.»
همچنین آخرین تحقیقات اجتماعی خبر از گسترش مصرف کراک در سطح جامعه و رواج آن به مدارس ابتدایی برخی نواحی در تهران میدهد.
براساس این تحقیق ، در زمینه مصرف مواد مخدر در ایران، بسیاری از افراد متعلق به گروه سنی زیر 18 سال با موادی چون «کراک» و «شیشه» کاملا آشنا هستند و استفاده از این مواد در بین این گروه سنی بسیار رواج یافته است.
زهرا رهنورد خطاب به آمران و عاملان تریبونهای دولتی در حمله به رهبران جنبش سبز گفت: «ما از تهدید، تهمت و توهین نمیترسیم و عقبنشینی نمیکنیم.»
به گزارش امروز سهشنبه وبسایت کلمه خانم رهنورد که به دیدار خانواده سهراب اعرابی رفته بود، در این دیدار اظهار داشت: «تا پای جان برای احیای ارزشهای انقلاب اسلامی و آزادی ایستادهایم.»
خانم رهنورد گفت: «به امید آن روزی هستم که فرزندانمان در محیطی سرشار از آزادی، ایمان و شادی زندگی کنند. این کشور متعلق به همه ملت از هر طبقه و قشر و با هر عقیده و اندیشهای است.»
وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت :«خون سهراب و ندا، کامرانی، روحالامینی، حسنپور، پوراندرجانی، جوادیفر، شبنم سهرابی، کیانوش آسا، فاطمه سمسارپور، رامین رمضانی و دیگر شهدای جنبش در رگهای ایمان ما میجوشد.»
پروین فهیمی مادر سهراب اعرابی نیز در این دیدار گفت: «همه ما برای پیروزی انقلاب اسلامی زحمت کشیدهایم و حالا چطور است که حکومت برآمده از این انقلاب فرزند من و دیگران را میکشد.»
وی در پایان با اشاره به تهدیدات اخیر علیه خانوادههای کشته شده در حوادث سال گذشته افزود: «این تهدیدها بر عزم و اراده ما برای ادامه راه فرزندان شهیدمان اثری نمیگذارد و ما راه آنها را تا تحقق آرمانهایشان ادامه خواهیم داد.»
عضو كميسيون اجتماعي مجلس گفت: «براساس مطالعاتي كه انجام دادهام خط فقر حاكم بر جامعه حدود 600 هزار تومان است و بنابراين حداقل دستمزد نيز بايد 500 الي 600 تومان تعيين شود تا بتواند حداقل نيازهاي معيشتي خانوارها را تامين كند.»
به گفته داریوش قنبری، «با توجه به اينكه در كلانشهرهايي مانند تهران حداقل دستمزد بسيار پايينتراز خط فقر براي يك خانواده 4 نفره است، بايد تجديدنظر اساسي در تعيين معيشت كارگران و حقوقبگيران كشور صورت گيرد.»
وی معتقد است که «حداقل دستمزدي كه از سوي شوراي سهجانبه كارگر، كارفرما و دولت تعيين ميشود بههيچ وجه عادلانه نيست و فشار مضاعفي را بر خانوارهاي ضعيف جامعه وارد ميكند.»
قنبری با بیان اینکه در استاني چون تهران حداقل دستمزد يك سوم خط فقر است، افزود: «بايد سعي كنيم با تعيين يك دستمزد عادلانه از متضرر شدن قشر ضعيف جامعه جلوگيري كرده باشيم.»
وی همچنین با اشاره به اینکه تعيين حداقل دستمزد كارگران در سال 90 بايد نسبت خاصي با خط فقر حاكم بر كشور داشته باشد، تاکید کرد: «براي تعيين حداقل دستمزد يا بايد ميانگين خط فقر را در نظر بگيريم و يا حقوق تعيين شده بايد تنها 10 درصد كمتر از خط فقر باشد.»
پیشتر نیز وبسایت آینده در مطلبی با اشاره به عدالتمحور بودن شعارهای اصولگرایان برای تصاحب مجلس و دولت، به تشدید فاصله طبقاتی، افزایش رانتخواری و تجملگرایی در طول سالهای گذشته اشاره کرده و نوشته بود: «طبق آمار رسمی، حدود 48 میلیون نفر از ایرانیان یعنی حدود دو سوم خانواده ها درآمد ماهیانهای كمتر از 800 هزار تومان داشته و زیر خط فقر محسوب می شوند.»
احمد جنتی دبیر شورای نگهبان در واکنش به شروط انتخاباتی محمد خاتمی گفت: «اصلا نیازی به حضور این عده {اصلاحطلبان} در انتخابات نیست.»
به گزارش خبرنگار مهر، آقای جنتی در حاشیه همایش مسئولان ستادهای دهه فجر انقلاب در جمع خبرنگاران گفت: «آنها {اصلاحطلبان} خوابهای بی تعبیری را دیدهاند در حالی که مردم و مسئولان آنها را به هیچ وجه قبول ندارند.»
جنتی همچنین در پاسخ به سئوال دیگری درباره محاکمه رهبران جنبش افزود: «این تصمیم باید در دستگاه قضایی صورت بگیرد و آنها میتوانند در این زمینه پاسخ درخواستهای مردمی برای محاکمه سران فتنه را بدهند.»
محمد خاتمی اخیرا از آزادی زندانیان، پایبندی همگان به قانون اساسی و فراهم آوردن ساز و کار برگزاری انتخابات سالم به عنوان شروط اصلاحطلبان برای حضور در انتخابات نام برده است.
شروط محمد خاتمی با واکنش گروهی از محافظهکاران نیز روبرو شده است.
به گفته یکی از اعضای کمیسیون تلفیق، پذيرش دانشجوي پولي در دانشگاههای ایران با تعيين شرايطي به تصويب رسید.
جعفر قادري گفت: «اعضاي كميسيون تلفيق برنامه پنجم در جلسه عصر روز گذشته خود، به ادامه بررسي ايرادات شوراي نگهبان پرداخته و برهمين اساس پذيرش دانشجوي پولي را باتعيين شرايطي به تصويب رساندند.»
وی با بیان اینکه پيش از اين پذيرش دانشجوي شهريهاي در برنامه پنجم توسعه به تصويب رسيده بود ولی قيد و شرطي براي آن پيشبيني نشده بود، گفت: «اما در جلسه دیروز، كميسيون تلفيق براي رفع ايراد شوراي نگهبان قرار شد تا شروطي براي پذيرش دانشجوي شهريهاي تعيين شود.»
بنابه گفته وی، «از جمله اين شروط آن است كه براي مقطع كارشناسي، شركت در كنكور و قانون پذيرش دانشجو و در مقطع كارشناسي ارشد و دكترا، ضوابط علمي خاص تعيين شد.»
«همچنين مقرر شد تا در مدرك و محل تحصيل دانشجو قيد شود كه نوع پذيرش وي شهريهاي بوده تا با دانشجويي كه از طريق كنكور سراسري و با رقابت فشردهتري پذيرفته ميشود، تفكيكي صورت گيرد.»
پیش از این نیز وبسایت الف خبر داده بود که براساس تصویب مادهای در کمیسیون تلفیق برنامه پنجم توسعه، تحصیل رایگان در دانشگاههای کشور محدود میشود.
در این مصوبه، کمیسیون تلفیق (ماده ۲۴الحاقی به لایحه برنامه) دانشگاهها موظف شدهاند تنها براساس نیاز کشور به فارغالتحصیلان دانشگاهی، دانشجوی رایگان جذب کنند.
نشت گاز مونواکسید کربن، جان 4 جوان دانشجو را در استان چهارمحال و بختیاری گرفت.
به گفته سرپرست فرمانداری لردگان، «در این حادثه که دیشب در روستای کلامو بخش الونی رخ داد این 4 دانشجو شب را در منزلی مهمانی بودند که به علت نشت گاز مونو اکسید کربن، جان خود را از دست دادند.»
خالدیفر سن این 4 دانشجو را بین 18 تا 25 سال اعلام کرد و گفت: «تلاش اطرافیان و پزشکان مرکز بهداشتی درمانی شهر الونی نیز برای نجات انان به نتیجهایی نرسید.»
روستای کلامویی شهرستان لردگان در 190 کیلومتری شهرکرد مرکز استان چهار محال و بختیاری واقع است.
به روزنامه «آفتاب یزد»، نشریه «نمایه تهران»، نشریه «فردوسی» از سوی هیأت نظارت بر مطبوعات تذکر داده شد.
به گزارش روابط عمومی معاونت مطبوعاتی، به روزنامه آفتاب یزد «به دلیل درج مطالب خلاف واقع و تحریف مطالب دیگران، به استناد بند ۱۱ماده ۶قانون مطبوعات تذکر داده شد.»
نشریه نمایه تهران هم به دلیل «درج عنوان غیر مصوب و انتشار نشریه در دو مجلد متفاوت» تذکر گرفته است.
«چاپ تصویر مغایر با بهداشت روانی جامعه» نیز علت تذکر به نشریه فردوسی بوده است.
آسوشیتدپرس در گزارشی اعلام کرد شهرام امیری دانشمند هستهای ایران از زمان بازگشت به تهران در تیرماه 1389 در انظار عمومی دیده نشده است.
این خبرگزاری نوشته که امیری در پانزدهم مهرماه به شعبه هفتم دادسرای نظامی تهران احضار میشود که پس از مراجعه بازداشت شده و بیش از دو ماه است که در زندان نظامی حشمتیه تهران بسر میبرد.
شهرام امیری خرداد سال گذشته در عربستان ناپدید شد و سپس به آمریکا رفت. او تیرماه امسال به ایران بازگشت و در گفتگو با تلویزیون دولتی ایران گفت آمریکا او را ربوده بوده است.
غلامحسین محسنی اژهای دادستان کل کشور نیز روز گذشته درباره بازداشت آقای امیری گفت از این موضوع اطلاعی ندارد.
پیش از این وبسایت خبری «ایران بریفینگ» نوشته بود که شهرام امیری بیش از دو ماه است که در زندان نظامی حشمتیه تهران در بازداشت بهسر میبرد. به نوشته این وبسایت وی در این مدت در زندان به شدت مورد ضرب و جرح قرار گرفته، به صورتی که در اثر جراحات یک هفته را در بیمارستان گذرانده است.
غلامحسین محسنی اژهای در واکنش به اظهارات اخیر دادستان تهران در خصوص محاکمه رهبران جنبش سبز گفت: «دادستان تهران نگفتهاند به زودی به این مسئله رسیدگی میشود.»
به گفته آقای محسنی اژهای محاکمه رهبران جنبش سبز «اقتضائاتی دارد که به محض مهیا شدن این اقتضائات، این افراد محاکمه میشوند.»
با این حال دادستان تهران در کنفرانس خبری خود به این «اقتضائات» اشارهای نکرده است.
پیشتر صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه نیز به طور صریح رهبران جنبش سبز را تهدید به محاکمه کرده بود.
محسنی اژهای گفته که «یک مقام قضایی تا آنجایی که ممکن است در جایگاه حقوقی خود صحبت کند و در چارچوب قانون اظهار نظر کند و اگر در جایگاه دیگری بخواهد حرف بزند، باید دقت کند.»
هشت روز پیش، خبرگزاری مهر سخنان دادستان تهران عباس جعفری دولتآبادی را در جمع تعدادی از مسئولان قضایی به چاپ رسانده بود که گفته بود: «سران فتنه بدانند که به زودی آنها محاکمه میشوند.»
«سران فتنه» اصطلاحی است که مدافعان دولت ایران، از آن برای اشاره به میرحسین موسوی و مهدی کروبی، نامزدهای اصلاحطلب انتخابات ریاست جمهوری دهم و محمد خاتمی، رئیس جمهوری سابق، استفاده می کنند.
مهدی کروبی به تازگی با انتشار بیانیهای، در پاسخ به تهدیدهای انجام شده گفته است: «من بیدی نیستم که از این بادها بلرزم و کاملا از این دادگاه استقبال میکنم.... و اگر آقایان در ادعاهایشان صادقند، دادگاه علنی باشد.»
سندیکای صنعت برق ایران اعلام کرد چنانچه بدهی شش هزار میلیارد تومانی دولت به صاحبان صنایع، پیمانکاران و مشاوران صنعت برق پرداخت نشود، این صنعت ورشکسته خواهد شد.
اعضای این سندیکا در این نامه که خطاب به مجید نامجو نوشته شده است، افزودهاند تحمل فشار ناشی از کسری بودجه دولت، ابعاد بحران را چنان گسترده کرده که امید خروج از آن، دور از ذهن به نظر میرسد.
در این نامه آمده است: «وعدههای مکرر مقامات محترم وزارت نیرو مبنی بر حل مسئله متاسفانه به دلایل گوناگون تاکنون محقق نشده است.»
بنابر اعلام سندیکای صنعت برق، پرداخت مبلغ هزار میلیارد تومان از مطالبات، از سوی معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهوری متوقف شده است.
حجم بالای بدهی دولت باعث شده تا سرمایهگذاری در بخش برق به شدت کاهش یابد. برخی کارشناسان میگویند عمدهترین دلیل قطع برق در سالهای اخیر سرمایهگذاری ناکافی دولت در این بخش است.
آیتالله ناصر مکارم شیرازی در پاسخ به یک استفتاء، استفاده از ماهواره برای دیدن شبکههای استانی را هم جایز ندانست.
این مرجع تقلید در پاسخ به یک استفتاء مبنی بر استفاده از ماهواره برای تماشای شبکههای استانی گفت: «تجربه نشان داده ماهواره در هر خانه که وارد میشود منشاء مفاسدی میشود.»
آقای مکارم شیرازی در عین حال افزوده که استفاده از ماهواره بر اساس قوانین جمهوری اسلامی ممنوع است و «مخالفت با مقررات و قوانین حکومت اسلامی شرعا جایز نیست.»
به این ترتیب آن دسته از مقلدین این مرجع تقلید که علاقهمند به تماشای شبکههای استانی از طریق ماهواره هستند به لحاظ شرعی اجازه تماشای این شبکهها را نخواهند داشت.
استفاده از ماهواره در ایران ممنوع است و در سالهای اخیر نیروی انتظامی بارها اقدام به جمعآوری دیشهای ماهواره از منازل مسکونی کرده است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر