
محمدرضا / رادیوکوچه
mohamadreza@koochehmail.com
«داریوش مصطفوی» با انتقاد شدید از فدراسیون فوتبال بهویژه رییس کمیته انضباطی گفت: «این فدراسیون باید بار و بندیلش را جمع کند و برود.» دبیر اسبق فدراسیون فوتبال، در رابطه با مصاحبه «مجتبا شریفی» که گفته بود مصطفوی احتمالن ممنوعالفعالیت خواهد شد، گفت: «من فکر نمیکنم که شریفی این صحبت را کرده باشد اما اگر اینگونه باشد، باید بگویم که شریفی چه چیزی را میخواهد از من بگیرد. من ۵۰ سال در این ورزش بودهام و در این مدت شخصیتی را برای خودم ساختهام. ریاستم در فدراسیون، یا دبیریام در فدراسیون، یا عضویتم در کمیته فنی کنفدراسیون فوتبال آسیا، یا عضویت کمیته فوتسال دنیا، یا مدیرعاملی باشگاه پرسپولیس و یا اینکه سالها در سطح اول فوتبال کشور بازی کردم، شریفی واقعن کدامیک از اینها را میخواهد از من بگیرد.
وی ادامه داد: «شریفی که هیچ، اگر تمام فدراسیونها نیز جمع شوند نمیتوانند این مناصب را از من بگیرند، چرا که هیچکدام نمیتوانند بههیچیک از آنها برسند.» ایشان آمده و گفته که چرا بهمرجعی غیر فوتبالی شکایت کردهای، من میخواهم بهایشان بگویم که من دلم خواسته است که اینکار را بکنم. این شما هستید که یک کاری را میگویید و اعلام میکنید اما انجام نمیدهید اما من که اینگونه نیستم. طبق قانون اساسی و بخشنامه دادگستری، هر کسی این حق را دارد بههر کجا که خواست شکایت کند. من اصلن شما را قبول ندارم. من بهمردم میگویم که چراغ را بردارید و بهدنبال امثال «شاهحسینیها، محدثها و مداحها» بروید چرا که اینها عمری در دادگستری ایران زحمت کشیدند.

مصطفوی در ادامه گفت: «مسوولان این فدراسیون همگی باید بار و بندیلشان را جمع کنند و بروند. وقتی که تیم ملی به یک تیم درجه چهار آسیا مانند کویت میبازد و یا وقتی که تیمملی جوانان آن نتیجه را میگیرد، باید این فدراسیون جمع کند و برود. شما میخواهید از پشت به من خنجر بزنید اما بدانید که نمیتوانید این کار را انجام بدهید.»
وی با بیان اینکه بهزودی مطلبی را راجع به این شکایت افشا خواهد کرد، گفت: «موضوعی هست که بهآقایان گفتهام که آنرا رسانهای نمیکنم اما حال که آنها این گونه رفتار میکنند، من هم چند روز دیگر این مطلب را افشا میکنم.»
بهگفته علی کفاشیان، رییس فدراسیون فوتبال داریوش مصطفوی که در اواسط دهه ۱۳۷۰ ریاست فدراسیون را بر عهده داشت غیر از ۲۲۰ هزار دلاری که بهحکم دادگاه از فدراسیون گرفته ۶۰ میلیون تومان هم بهخاطر بازنشستگی از فدراسیون دریافت کرده است. او در گفتوگو با ایلنا اعلام کرد: «او در حالیکه تنها چهار پنج سال در فدراسیون حضور داشته با نامه سازمان تربیت بدنی حکم بازنشستگی گرفته و ۶۰ میلیون تومان از فدراسیون دریافت کرده است.»
اما بررسیها نشان میدهد که دریافت حکم بازنشستگی در فدراسیون فوتبال حق رییس و دبیر سابق این فدراسیون نیست. داریوش مصطفوی غیر از سه سالی که در دهه ۱۳۷۰ ریاست فدراسیون را بر عهده داشت، بعد از جامجهانی ۲۰۰۶ و از زمانی که فیفا تهدید کرده بود بهخاطر دخالت دولت در امور فوتبال فدراسیون فوتبال ایران را بهتعلیق در میآورد بهعنوان دبیرکل در این ارگان فعالیت میکرد. آنزمان او همیشه قول میداد که مانع تعلیق فوتبال ایران میشود و فیفا محال است این کار را انجام دهد. مصطفوی حتا صحبت از گفتوگوهایش با «پیتر ولاپان»، رییس سابق کنفدراسیون فوتبال آسیا که آنزمان اصلن سمت اجرایی خاصی نداشت میکرد و از قول او هم این امید را میداد که فدراسیون فوتبال ایران بهتعلیق در نمیآید. این اتفاق اما بر خلاف حرفهای او افتاد تا کمیته انتقالی فیفا بهریاست «محسن صفاییفراهانی»، رییس پیشین فدراسیون فوتبال تشکیل شود. صفاییفراهانی که آن زمان عقیده داشت مصطفوی بهخاطر فساد مالی نباید در فدراسیون کار کند فشار زیادی بهسازمان تربیت بدنی آورد و مانع از ریاست مصطفوی در فدراسیون شد. این در حالی بود که «محسن علیآبادی»، رییس وقت سازمان تربیت بدنی بهمصطفوی قول داده بود بعد از حل مشکل تعلیق فوتبال ایران، او را بهعنوان ریاست فدراسیون برگزیند.

علیآبادی و سازمان ورزش نیاز مبرمی بهمصطفوی داشت. چون او همیشه و هر وقت لازم بود بهمخالفان سازمان از جمله «صفایی فراهانی، فائقی» و سایر افراد حمله کرده و آنها را به باد انتقاد میگرفت. برای همین علیآبادی در حالی که مصطفوی تنها چهار سال (سه سال ریاست و یک سال دبیری) سابقه کار در فدراسیون فوتبال را داشت با نامهای او را بازنشسته فدراسیون کرد تا مصطفوی ۶۰ میلیون تومان پاداش بازنشستگی بگیرد. مصطفوی سابق بر این کارمند گمرک ایران بوده که از آنجا اخراج شده. دلجویی علی آبادی از مصطفوی که نتوانسته بود طبق قولش او را بهریاست فدراسیون فوتبال برساند اما همین جا بهپایان نرسید. علی آبادی حتا اداره پرسپولیس را بهمصطفوی سپرد تا از خجالت او در بیاید. حال این که مصطفوی با تنها چهار سال فعالیت در فدراسیون فوتبال چرا باید حکم بازنشستگی از این ارگان گرفته و پاداشی ۶۰ میلیون تومانی بگیرد سوالی است که محمد علی آبادی باید پاسخ دهد اما کفاشیان قصد دارد این موضوع را از طریق مراجع قضایی پیگیری کرده و بهنتیجهای بهنفع فدراسیون فوتبال برسد.
علی کفاشیان در رابطه با شکایت داریوش مصطفوی از فدراسیون فوتبال و برداشت پول توسط دادگاه از حساب این فدراسیون و پرداخت آن بهمصطفوی گفت: «مصطفوی مدعی است که ۲۲۰ میلیون از فدراسیون فوتبال طلبکار است و گفته هنگامی که تیم را بهجامملتها برده، از جیبش برای فدراسیون هزینه کرده است، در صورتی که این ادعا پذیرفته نیست.
کفاشیان با ابراز تعجب از رای دادگاه بهخاطر مسدود کردن حساب فدراسیون و برداشت ۲۲۰ میلیون تومان و پرداخت آن بهمصطفوی گفت: «نمیدانم چرا دادگاه اینگونه رای داده است. حتا اگر لازم باشد، پیش رییس قوه قضاییه نیز میروم تا پول فدراسیون بهحسابش برگردد.»
وی از وجود نامهای پرده برداشت و توضیح داد: «در سال ۷۸ محسن صفایی فراهانی رییس وقت فدراسیون فوتبال در نامهای به فائقی معاون ورزشی سازمان تربیت بدنی نوشته که در این نامه آمده است که مصطفوی پولهایی را به مبلغ ۱۸۰ هزار دلار دریافت کرده اما بهحساب فدراسیون نریخته و در ذیحسابی فدراسیون نیز ثبت نشده است.
وی همچنین گفت: «مصطفوی در زمان علی آبادی در نامهای بهسازمان اعلام کرده که ۱۶ سال کارمند فدراسیون فوتبال بوده و مبلغ ۶۰ میلیون تومان نیز بهخاطر بازنشستگی از فدراسیون پول گرفته است. جای تعجب است او کارمند گمرک است اما پول بازنشستگیاش را از فدراسیون فوتبال دریافت کرده است.»
رییس فدراسیون فوتبال ادامه داد: «مصطفوی مدعی شده که ۲۲۰ میلیون طلبکار است اما عملن ۲۸۰ میلیون از فدراسیون پول برداشت شده است.»
کفاشیان با بیان اینکه از این موضوع بسیار ناراحت است، گفت: «اعصابم خرد شده است و تا پایان این موضوع را پیگیری میکنم.»
اما داریوش مصطفوی که با حکم دادگاه از حساب فدراسیون فوتبال ۲۸۰ میلیون تومان دریافت کرده است، دوشنبه شب در گفتوگو با دوربین برنامه ۹۰ مدعی شد که با توصیه محمد علیآبادی شکایت قضایی کرده است. بهگزارش «ایلنا» علیآبادی رییس سابق سازمان تربیت بدنی که مصطفوی را بهفوتبال بازگرداند، در مصاحبه با سایت «گل» ادعای مصطفوی را تکذیب کرده و گفته است اگر ادعای مصطفوی وارد بود، در دوره ریاست او بر سازمان بهآن رسیدگی میشد.
همچنین علیآبادی در این خصوص بهخبرنگاران گفت: «ایشان در زمان ریاست من در سازمان تربیت بدنی ادعایی را مطرح کردند که مبلغ ریالی و دلاری از فدراسیون طلبکار هستند. بههر حال ایشان فرد شناخته شدهای در فوتبال ایران هستند و زحمات زیادی کشیدهاند. اما مدارک و مستنداتشان قابل قبول نبود و ما هم پاسخی ندادیم. و در مورد اینکه که گفته میشود من از وی خواستم تا از از فدراسیون شکایت کند، باید بگویم این حرف از پایه دروغ است چرا من ایشان را ترغیب کنم که از فدراسیون شکایت کند. در زمان ریاست من بسیاری از روسای فدراسیونها میآمدند و مدارکی ارایه میدادند مبنی بر خرجهایی که از جیب کردهاند. اما فاکتوری وجود دارد، رسیدی هست که ما طبق آن پرداخت وجه میکنیم. مصطفوی مدرک قابل قبولی ارایه نداد و بنده هم تایید نکردم، همین.
آرین / دفتر کابل / رادیو کوچه
در اثر انفجارات پی هم شب گذشته در استان کندهار در جنوب افغانستان، ۹ تن کشته و ۳۰ نفردیگر زخمی شدند. مسوولان وزارت داخله افغانستان انفجارات شب گذشته را سه مورد عنوان میکنند، اما برخی از شاهدان میگویند کندهار شب گذشته شاهد پنج انفجار بود.
وزارت داخله افغانستان اعلام کرد این انفجارات ناشی از جاگذاری ماینهای کارگذاری شده بوده است.
قربانیان این انفجارات را پنج کودک، یک سرباز پلیس و سه غیرنظامی دیگر تشکیل میدهد و زخمی شدگان نیز چهار سرباز پلیس و بقیه غیر نظامیان میباشند.
ریاست صحت استان کندهار وضعیت پنج تن از زخمیشدگان را وخیم گزارش داده است.
تا کنون کسی مسوولیت این حمله را به عهده نگرفته است، اما طالبان همواره مسوولیت اینگونه حملات را به عهده میگیرند.
در حال حاضر عملیات نظامی نیروهای امنیتی افغان و قوای آیساف به گونه مشترک علیه طالبان در استان کندهار جریان دارد.
یک شب پیش نیز سه انفجار در استان کندهار رخ داد که در نتیجه چهار پلیس کشته و بیش از ده تن دیگر زخمی شدند.
منبع : تهران ریویو
مهدی جامی
فیسبوک مرا یاد معرکههای قدیم میاندازد. یاد تصویرهایی که در ادب و تاریخ خواندهایم از شاعرانی که بر سر گذر شعر خود را میخوانند. با صدای بلند. گودر قهوهخانهای است نزدیک همان معرکه. میشود نشست و چای خورد و روزنامه خواند و گپی با دوستان زد. گاهی هم سر کرد بیرون و معرکه را از دور تماشا کرد.
توییتر یک پیادهرو است. پر از آدمهایی که با صدای بلند اما در گزارههای کوتاه حرف میزنند. آدمهایی که دانههای دلشان پیداست.
وبلاگ، اتاق من است در خانه پدری. فضای آزاد و آزادی من است. افکارم را در آن بیان و منظم میکنم. خاطراتی است که در زمان زنده بودنام منتشر میشود. به انتظار مهمان مینشینم. گاهی دوستی را هم با خود به اتاقام میبرم. گاهی نامهای را که رسیده در اتاقام باز میکنم و میخوانم. کتاب میخوانم. موسیقی گوش میکنم. چیز یاد میگیرم. چیز مینویسم. اتاقم را رنگ میزنم. از پنجرهام به بیرون نگاه میکنم. در اتاق خانه روبهرو دختر همسایه میرقصد. اتاقهای ما هر کدام رنگی دارند. فضایی که رنگاش به کسی بستگی دارد که در آن زندگی میکند. اگر کسی به تیپوگرافی وبلاگها بپردازد از غنای محتوایی و تنوع آنها متحیر خواهد شد.
تاریخ قدیم رسانههای جدید
رسانهها متحول میشوند؛ اما بر اساس خطی و رسمی و حجمی که در تاریخ نشان دارد. از زمانی دور شروع شده است. میشود رسالهای نوشت با عنوان باستانشناسی همه رسانههای خرد قرن بیست و یکم. نشان داد که حافظ و خیام و باباطاهر و عینالقضات چگونه وبلاگ مینوشتند. در فیسبوکشان از چه حرف میزدند و دوست داشتند چه چیزهایی را در گودرشان همخوان کنند. گاهی خاطرهای مینوشتند یا پیامی بیتی مصرعی به دوستی میفرستادند یا نکتهای تاملی جستاری قلمی میکردند. گاهی هم به اقتفای پیام دوست و شاعر دیگری حاشیه و کامنتی مینوشتند و یا آن را در پیام خود وارد میکردند. گاهی هم از بس که شعر عذب و نغزی میدیدند آن را رونویس میکردند تا نسخهای داشته باشند یا برای همخوانی به دیگری دهند.
امکان ندارد که رسانهای جدید بر پایهای کاملن نو و بدون بستگی به عادتهای ذهنی و رفتاری و ارتباطی آدمیزاد شکل بگیرد و گسترش یابد. آدم ارتباط است و ارتباط تاریخ دارد. بر همین اساس امکان ندارد که رسانهای جای رسانهای دیگر را بگیرد که همزمان فعلیت و حیات دارد. شیوه تحول و پیر شدن و احیای رسانهها دیگر است.
سوالهای باستانی
همانطور که رسانهها سنتهای قدیم دارند ولو اصولن تازه اختراع شده باشند، همانطور بعضی سوالات درباره رسانهها هم قدیمی است. اختراع امروز نیست. من در طول عمر خودم چندبار این سوالها را که امروز درباره وبلاگ و فیسبوک و گودر میشود، شنیدهام. یعنی مدل باستانشناختی اینها یکی است. گرچه به دورانهای مختلف تاریخی تعلق دارند. وقتی تلویزیون آمد، همه از تعطیل سینما میگفتند. وقتی هم ویدئو آمد همه بیمناک تلویزیون شدند. مثل این اواخر که وقتی اینترنت آمد از مضایقی که بر کتاب و تلویزیون بار میشود سخنها رفت. زمانی میگفتند فلان رسانه، کتاب را تعطیل میکند. بعد میگفتند فلان رسانه روزنامه را تعطیل میکند. یا اصلن نشر کاغذی بیمعنا میشود. و همینطور نمونههای بسیار. تازه این در عمر یک نفر است. به ماقبل تاریخ این یک نفر که بروید چیزهای دیگر مییابید.
تناسخ مدلها
در نظر ما همیشه چیز تازهای که میآید جای چیزهای دیگری را میگیرد. اما واقعیت ارتباط چیز دیگری است. این ترسها از ناشناخت است، از ناشناخته است یا از ذوق است. ذوقزده میشویم. نوطلبی را با کسر و طرد قدیم همراه میدانیم. بی خبر از نو شدن همه قدیمیها در قالبهای تازهتر و دیگرتر. اگر ارواح و ابدان تناسخ نداشته باشند، روشها و نیازها و مدلها دارند. از صورتی به صورت دیگر در میآیند. از این منظر و احتمالن تنها از همین منظر است که زیر آسمان کبود، تازهای نیست. باید بگردم مدل اسطورهای رسانههای خرد را پیدا کنم. فکر کنم با جستوجویی در رفتار فردی و گروهی و عادتهای ارتباطی مردم میتوان به آن رسید.

سرنمون و ساختار
به نظرم مثالهایی که سرنمون یا کهن الگوی فیسبوک و گودر و وبلاگ و توییتر باشند به همانها که در صدر مطلب اشاره کردم، منحصر نمیشود. اگر از چشم ساختارگرا استفاده کنیم میتوانیم بهعنوان مثال ببینیم گودر و فیسبوک مثالهای تازهتر و شخصیتری از ستون آگهیهای مطبوعات است. من فلان چیز را میخواهم کسی دارد؟ اینکه تازگی در گودر آگهی زیاد شده، نوعی بازگشت به خصلتی است که در اصل داشته است. یکی دنبال کسی است که بچهاش را نگه دارد. یکی برای کاریابی آگهی میدهد. یکی دعوت به بازدید از یک کتابفروشی میکند و یکی میخواهد از گودر بهعنوان موسسه خیریه استفاده کند. در برشی دیگر، گودر خیلی شبیه فهرست خرید روزانه است. یا شبیه دسته کاغذهای انشای بچههای یک کلاس. فیسبوک مثل یک بازار شلوغ است. اما گودر مثل یک بازار خلوتتر است. بازار اختصاصی. نمایشگاه اختصاصی. مثل روز اول نمایشگاه که فقط عده خاصی دعوت دارند. نمایشگاه یک جور آگهی دادن حجمی است.
پرسه فیسبوکی
مفهوم مورد علاقه این روزها در میان اهالی ایرانی مطالعات فرهنگی یعنی پرسهزنی در اینجا مصداق بسیار خوبی پیدا میکند. فیسبوک محل پرسهزدن است. پاساژ است. بازارچه است. ویترین است. ردیفی از ویترینها. میتوانی بایستی یا رد شوی. چیزی نظرت را بگیرد یا نگیرد. فیسبوک حتمن برای کسانی که عشق پرسهزدن دارند، لذت مضاعفی دارد. تماشا چیزی است که آدم از آن سیر نمیشود بخصوص اگر توریست باشد. فیسبوک نگاه توریستی میخواهد. شما فیسبوک را مرور میکنید. نمیخوانید. فیسبوک مثل کاون گاردن لندن است. یکی دارد ساز میزند. یکی دارد میرقصد. یکی معرکه گرفته. یکی سوسیس میفروشد. یکی گل. شما رد میشوید و یا گاهی میایستید. چیزی یادتان نمیماند. اما روی هم میدانید آنجا یک بازار مکاره و رنگارنگ است. جذاب است.
در نظر ما همیشه چیز تازهای که میآید جای چیزهای دیگری را میگیرد. اما واقعیت ارتباط چیز دیگری است. این ترسها از ناشناخت است، از ناشناخته است یا از ذوق است. ذوقزده میشویم. نوطلبی را با کسر و طرد قدیم همراه میدانیم. بی خبر از نو شدن همه قدیمیها در قالبهای تازهتر و دیگرتر
گودر خانگی
گودر در مقایسه محل آشنایی است. تعداد آدمها در لیست دوستانتان کمتر و خیلی کمتر است. تصور اینکه بتوانید مثلن همخوانهای هزار نفر را بخوانید یا مرور کنید، دیوانهکننده است. اما در فیسبوک دوستان فعالتر، چند صفحه هر کدام با ۵ هزار عضو دارند. زبان و ادبیات گودری هم این را تایید میکند. زبان آشنایی است. زبان دوستانه است. زبان محفلی است. صمیمیت زبان در فیسبوک حداکثر به اندازه صمیمت زبان در بازار و اداره است. گودر خانگیتر است. حالا دوباره به سوال این روزها نگاه کنیم. سوالی که از اساس شاید بهدلیل خطای دید مطرح شده بود. آیا فیسبوک و گودر جا را بر وبلاگ تنگ کردهاند؟ ایا وبلاگستان به رکود دچار شده است؟ آیا روزبازار دیگر رسانههای خرد است و وبلاگ نیامده باید جل و پلاساش را جمع کند و برود؟
از همخوانی تا همسازی
اگر فیسبوک دعوت به همخوان کردن است، وبلاگ دعوت به خواندن است. این که ما از چه به هیجان میآییم را از طریق فیسبوک بهتر میتوان دریافت. این که ما اصولن درباره چه چیزهایی مینویسیم را از وبلاگها میتوان دانست. فیسبوک جای نوشتن نیست. وبلاگ جای نوشتن است، نوشتن خود، نوشتن سرنوشت خود، نوشتنی که از فرد آغاز میشود و بعد میبینیم سر که بر میداریم، دوربین که به عقب میرود میبینیم هر کسی سازی در دست دارد در یک ارکستر بزرگ ملی. آیا سازی هست که بتواند صدای سازی را خاموش کند، به جای آن بنشیند؟
فیسبوک یک گزارش دسته جمعی است. این کار را قبلن وبلاگ هم در غیاب رسانههای خرد مابعد وبلاگ انجام میداد. مثلن وبلاگنویسی دقیقه به دقیقه درباره یک سخنرانی یا یک کنفرانس یا مسابقه فوتبال در وبلاگهای نسل اول نمونه دارد. هنوز این دست وبلاگنویسیها از حوادث ۱۸ تیر را به یاد دارم. اما این وظیفه بعدن به توییتر و فیسبوک محول شد. حالا کافی است در جریان یک حادثه یا راهپیمایی یا مسابقه فوتبال، فیسبوک و توییتر را دنبال کنید. میبینید که مثلن در فیسبوک بخش فعال هموندان در آن زمینه، دسته جمعی در حال گزارش دادهاند. یک معنا از معانی شبکه اجتماعی همین است.
دستور بیزبان
توییتر سرنوشت غمانگیزی دارد در جمع ما ایرانیان. از این رسانه محرومیم. توییتر یکی از بهترین ابزارها برای گرفتن رخنههای خرد و ترمیم آسیبهای کوچک و پیگیری نکتهها و اشارات لحظهای است. ما یک دوره کوتاه با دستور زبان توییتر آشنا شدیم. به آن در رساندن صدای جنبش سبز هویت دادیم. خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود.
رسانههای فردی و خودمانی و شهروندمدار هر قدر زیاد و متنوع شوند تنها سبد انتخابهای شهروندان و روشهای ارتباط ایشان را رنگارنگتر میکنند. هیچکدام نه دیگری را از فعالیت میاندازد نه تضعیف و تعطیل میکند
پیشکسوت و نوشتار
از همین منظر وبلاگ هنوز موثرترین و مهمترین راه دسترسی هموطنان ما با یکدیگر و با ایرانیان رانده شده از وطن است. فیسبوک هم، پشت سد انسداد مانده و در داخل همهگیر نشده است. وبلاگ اما جا افتاده و شناخته شده و صاحب هویت است. وبلاگ حالا رسانهای پیشکسوت است. در بین ما مردم که سنت مدخلیت دارد این پیشکسوتی خودش مایه دوام است تا زوال.
من در طول چند هفتهای که بحث رکود وبلاگها مطرح شد با چندین وبلاگ تازه آشنا شدهام عمدتن هم از طریق همخوانهای دوستانام در گودر. وبلاگها از نظر من همچنان در حال رشداند. دهها نویسنده تازه آمدهاند یا مطرح شدهاند. وبلاگ نوشتن بر خلاف همخوانی در فیسبوک مهارتهای بیشتری نیاز دارد و این زمان میبرد تا شناخته شوید. شاید به خاطر انسداد توییتر، وبلاگنویسان مینی مال زیاد شدهاند اما واقعیت این است که وبلاگ مقام اول رسانههای خرد را در تولید نوشتار دارد. گودر نقش رسانهای محدودی دارد و نوشتن، جز یادداشتنویسی برای محفل و حلقه گودری، در آن جایی ندارد. نوشتهها اخوانی است. فیسبوک فضایی برای نوشتن هم میدهد اما در مقایسه با وبلاگ کاستیهایی دارد که آن را از جایی مناسب نوشتن و نوشتار دور میکند. مثلن به مطالب فیسبوک لینک آزاد نمیتوان داد. یا آرشیو و جستجو فعال نیست یا قبراق نیست. اما مهمتر از همه این است که کانتکست در فیسبوک مناسب تولید نوشتاری نیست. این وظیفه را از فیسبوک خواستن خطاست. در مقایسه شما میتوانید در کاون گاردن روی یک چارپایه بروید و سخنرانی یک دقیقهای کنید اما بیگمان اگر به ایراد سخنرانی جدی مثل یک همایش پرداختید، دچار خطای کانتکست شدهاید.
تکمیل نه تعطیل
وبلاگ رسانه فردی است، فردی که در آستانه عمل اجتماعی قرار دارد. حتا منزوینویسترین وبلاگها هم به این نکته اذعان دارند که وبلاگشان فریادشان است برای خروج از انزوا. و تا فرد باانگیزه هست وبلاگنویسی هم هست. تا میل ورود به جمع و جامعه هست، وبلاگ هست. فرمهای دیگر رسانههای خودمانی جای وبلاگ را نمیگیرد و جای وبلاگ را هم تنگ نمیکند. رسانههای فردی و خودمانی و شهروندمدار هر قدر زیاد و متنوع شوند تنها سبد انتخابهای شهروندان و روشهای ارتباط ایشان را رنگارنگتر میکنند. هیچکدام نه دیگری را از فعالیت میاندازد نه تضعیف و تعطیل میکند. اینها شاخههای تازهای بر درخت ارتباطات مردمیاند. شاخههایی که سلامت تنه را هم نشان میدهد. اینها همدیگر را تکمیل میکنند نه تعطیل. این اصلن معنای دموکراسی است. ولی برای ما که هر نوآمدهای باید دیگری را که کهنه شده، براند و براندازد تا پیش برود این کمی غامض است.
کثرت مرغان
بازار دموکراتیک و رسانهساز غربی که برای شهروندان کار میکند مردم ـ محور است. آنها میدانند که ساخت هویت جمعی کار جمع مردم است. امنیت عمومی و ملی هم یعنی حضور فعال و سخن گفتن همه مردم نه در قالبهای تعیین شده از بالا، که در فردانیت کامل خودشان. به اسم خودشان، با زبان خودشان. اما منطق آن رسانهسازی برای ما طوری دیگر میتابد. ما خواهان وحدت و تک پایگی هستیم. و وحدت را از راه حذف گزینههای دیگر و حذف فردانیت خودمان بهدست میآوریم. میان این یا آن گرفتار میشویم. جهان مدرن اما کثرتطلب است و در کثرت خود به سمت همنشین کردن و به زبان رسانهای مولتی پلاتفرم کردن میرود. هم این و هم آن را جمع میزند. تلویزیون او اینترنت هم میشود. موبایلاش تلویزیون هم میگیرد. روزنامهاش نسخه آنلاین پیدا میکند. این همه یک بازی با گجتهای مختلف نیست. نتیجه باور به منطق کثرت است. در نوک هرم فکری حاکم بر ما فقط یک فرد/خدا/گزینه معتبر است. این یکی هرم ندارد، مسطح است و همه با کثرت خود در آن حضور دارند. از آن وحدت به این کثرت راه بردن غیرممکن نیست. اما اصلن آسان نیست. هر چند که ما خود واضع نگره وحدت در عین کثرت بوده باشیم. هر چند ما منطقالطیر را نوشتهایم.
آنچه در این بخش میآید انتخابی از رادیو کوچه در بین رسانهها است.
منبع: مدرسه فمینیستی / فرزانه روستایی
سهیلا قدیری تنهاترین و بیپناهترین ایرانی که زندانهای کشور تاکنون به خود دیده، روز سهشنبه اعدام شد. نه کسی را داشت که برای اعدام نشدنش به دادستان التماس کند و نه حتا بیرون در زندان اوین کسی منتظر بود تا انجام اعدام را به اطلاعش برسانند. کسی بدن بیجان او را تحویل نمیگیرد و هیچ ختمی به خاطر او برگزار نمیشود. از همه درآمدهای نفتی کشور فقط چند متر طناب نصیب گردن او شد و از ۷۰ میلیون جمعیت ایران تنها کسی که به او محبت کرد، سربازی بود که دلش آمد صندلی را از زیر پای سهیلا بکشد و به ۱۶ سال بیپناهی و فقر و آوارگی او پایان دهد و او را روانه آن دنیا کرد که مامن زجرکشیدگان و بیپناهان و راه به جایی نبردگان است.
سهیلا ۱۶ سال پیش از خانوادهایی که هیچ سرمایه مادی و فرهنگی نداشت تا خوب و بد را به او بیاموزد، فرار کرد و میهمان پارکهای میدان تجریش شد. حال او یک دختر شهرستانی یا دهاتی با لهجه کردی و لباسهایی بود که به سادگی میشد دریافت به شمال تهران تعلق ندارد و از اینجا بود که میهمان ثابت گرسنگی و سرمای زمستان و گرمای تابستان و نگاه کثیف و هرزه رهگذران شد. پس از سالها آوارگی در حالی که فرزند ناخواستهایی را حمل میکرد، از سوی پلیس دستگیر شد و برای اولین بار در زیر سقف بازداشتگاه احساس خانه و مامن داشتن را تجربه کرد. به گفته خودش کودک پنج روزهاش را کشت چون تحمل سختی و گرسنگی و آوارگی کشیدن فرزند دلبندش را نداشت.
وقتی وکیل در جلسه دادگاه از او میخواهد که بگوید «دچار جنون شده بودم فرزندم را کشتم»، زیر بار نرفت و باز تاکید کرد من عاشق کودکم بودم زیرا به غیر از او کسی را نداشتم ولی نمیخواستم فرزند یک مرد معتاد و یک زن ولگرد بیپناه به روزگار من دچار شود. منطق زن فقیری که در دادگاه تکرار میکرد من روی سنگفرشهای خیابان و زیر باران بزرگ شدهام، آن کودک بیپناهتر از مادرش را به کام مرگ کشاند و پس از دو سال مادرش نیز به سرنوشت مشابهی دچار شد.
سهیلا به عنوان کسی که نتوانست از هیچ امکاناتی بهرهمند شود، باید حداقل ۱۰ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان سهم خود را از درآمدهای نفتی ۳۰ سال گذشته دریافت میکرد
اعدام بیپناهترین ایرانی این سوال را مطرح میکند که گناه ولگردی و هرزگی یک انسان فقیر و بیپناه و راهگمکرده بزرگتر است یا گناه جامعه ثروتمندی که برای فنا نشدن امثال سهیلا اقدامی نمیکند. قبح فسق و فجور سهیلا زشتتر است یا اینکه کسی در مناطق شمال تهران از شدت گرسنگی به تن فروشی روی آورد و در نهایت وجود امثال سهیلای ولگرد و قاتل برای یک جامعه پرادعا و پر از مراسم پرریخت و پاش زشتتر است یا بیتفاوتی نسبت به اینکه در لابهلای کوچهپسکوچههای حوالی میدان تجریش، انسانی در اثر سرمای دی و بهمن چنان به خود بلرزد که برای نمردن از سرما و گرم شدن، هر شب را در خانهایی سپری کند. حال که از فقر و بیپناهی و به تعبیر برخی، استضعاف امثال سهیلا احساس گناه نکردیم، از گرسنه ماندن او در خیابانهای پر از رستوران تجریش شرمنده نشدیم، و از اینکه جایی را نداشته تا شبهای زمستان را در آن سپری کند.
فرجام سهیلا قدیری و کودک پنج روزهاش ثمره یک بیعدالتی و یک ظلم غدار اجتماعی است که برای سر و سامان و پناه دادن به امثال سهیلا چارهایی نیندیشیده. اگر نگاه سنتی خشن و بیعاطفه سیاه و سفید جامعه خود را به تجربه دیگر جوامع متوجه کنیم، درمییابیم بسیاری از کشورها راهحلهایی را تجربه کردهاند. کشورهای اروپایی مراکزی را دایر کردهاند که هدف از سازماندهی آن پناه دادن به کسانی است که برای مدت کوتاهی یا اساسن سرپناهی ندارند و بدون سرپناه فنا میشوند. حتا در کشور ثروتمندی همچون سوئد یا انگلیس زنانی که در اثر اختلاف خانوادگی از خانه فراری میشوند به مکانهای تعریف شدهایی هدایت میشوند تا آرامش بیابند و به زندگی عادی بازگردند. برای جامعهایی که مفتخر است هرساله در مراسم و مناسبتها تعداد دیگهای بار گذاشته شده صدتاصدتا اضافه میشود و بسیاری از نهادها با یکدیگر رقابت میکنند، تامین زندگی دو هزار یا پنج هزار نفر امثال سهیلا هزینه و سازماندهی کمرشکنی محسوب نمیشود.
سهیلا به جای آرامش خانواده و همسر و فرزند، در فشار حلقه طناب دار آرام گرفت
اعدام امثال سهیلا به عنوان نماینده فقیرترین اقشار آسیبپذیر که از یکی از دورافتادهترین شهرهای غرب کشور به تهران پرتاب شده، کدام حس عدالتطلبی کجای نظام قضایی ما را اقناع میکند و پاسخ میگوید. آیا سهیلا قدیری شهروند دارنده شناسنامه کشور ایران به خاطر محرومیت و فلاکتی که کشید و نقل آن، اشک همگان را در دادگاه درآورد باید غرامت دریافت میکرد یا حکم اعدام. یک هفتادمیلیونیوم درآمدهای نفتی ایران که بالغ بر ۷۳۵ میلیارد دلار میشود معادل ۱۰ هزار و پانصد دلار یا ۱۰ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان میشود. سهم سهیلا به عنوان عضوی از جامعه ۷۰ میلیونی ایران با یک حساب سرانگشتی ۱۰۵۰۰ دلار یا ۱۰ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان میشود. در شرایطی که بسیاری از اقشار جامعه ایران با تحصیل در آموزش و پرورش و تحصیلات دانشگاهی مجانی و با دریافت یارانههای بهداشتی، غذایی و دارویی بسیار بیشتر از ۱۰۵۰۰ دلار از سهم درآمد نفتی تسهیلات دریافت کردهاند، سهیلا به عنوان شهروند جامعه ایران هیچگاه امکان بهرهمندی از هیچ تسهیلات دولتی و ملی را نداشت. به همین لحاظ سهیلا به عنوان کسی که نتوانست از هیچ امکاناتی بهرهمند شود، باید حداقل ۱۰ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان سهم خود را از درآمدهای نفتی ۳۰ سال گذشته دریافت میکرد و نیز به خاطر محرومیتهایی که به آن دچار شد و عقبماندگی و عقبافتادگی مضاعفی را بر او تحمیل کرد، مبالغ دیگری را نیز باید به عنوان خسارت دریافت میکرد.
به این ترتیب سهیلا با داشتن ۱۰ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان امکان آن را داشت تا اتاقی را اجاره کند، کار شرافتمندانهایی را بیابد و شبها از گرسنگی و زمستانها از سرما به خود نلرزد. شاید او میتوانست خانوادهایی تشکیل دهد و لذت مادر شدن و همسر بودن را تجربه میکرد و نیز فرصت مییافت به جای کشتن فرزند دلبندش با شیرین زبانی و شیطنتهای کودکانه او آرامش یابد. اما سهیلا به جای آرامش خانواده و همسر و فرزند، در فشار حلقه طناب دار آرام گرفت. حداقل او دیگر گرسنگی نمیکشد، از سرما به خود نمیلرزد و نگاههای هرزه را تحمل نمیکند. بیتردید در رحمت و غفران خداوند رحمان و رحیم آرامش یافته است.
فرورتیش / رادیو کوچه
lichar@koochehmail.com
همه ما مثانه داریم و در خیابان راه میرویم و گاهی نیاز فوری به دستشویی پیدا میکنیم و در به در دنبال یک توالت میگردیم و همه کارهایمان را ول میکنیم و در شهر آواره میشویم دست به آب شویم… اما اگر در تهران دچار این مشکل شوید، بیچاره خواهید بود.
یسنا یاوری / رادیو کوچه
انگارنهانگار که پاییز شده باشه. هوا گرم. خیلی گرم. دوستم بیمارستان و باید برم دیدنش. رفع تکلیف. خیلی علاقهای به رفتن ندارم. دیروز عصری، نازی میگفت آدم که مریض باشه اونم تو بیمارستان دلش میخواد حتا دشمناشم بیان بهش سر بزنن چه برسه به دوستا. هرکی هم بگه نه، مث سگ دروغ میگه. بیا برو ببینش خوشحالش میکنی.
آفتاب مستقیم میخوره به گلای توی دستم. خیابون خلوت. مرغ پر نمیزنه. روز تعطیل. گلا بد جوری سرشون داره خم میشه. با نگا دنبال سایه درختی، چیزی میگردم که حداقل خرابتر از این نشن.
پنج دقیهای وای میسم تا یه پیکان جلو پام ترمز میزنه. سوار میشم.
راننده اهل موسیقیه. به درو دیوار ماشین عکسای گلپا و مرضیه و بنان و چسبونده. برای کامل کردن مجموعشم «یاد ایام» شجریان. به ضبطش نگاه نمیکنم چون این روزا دیگه مطمئنم صدای رادیو نیست و پیکان راننده با ضبط و صوت قدیمیش که دل به نوای استاد داده.
تنها مسافر تاکسی نیستم. مرد میونسالی جلو نشسته. حس خوبی دارم. با دست روی زانوم ضرب گرفتم. حواسم به بیرون نیست. تاکسی وای میسه. زن چاقی سوار میشه. پیچیده تو چادر سیا. ساکش و میذاره رو پای من و میگه: «ببخشیدها» و رو به راننده که: «بیمارستان نگهدار»
نگاش میکنم و میگم: «بیاین این طرفتر جا که هست» و به شیشهی جلوی ماشین خیره میشم.
شیشه اون قدر کثیف که جز رو به روی راننده اونم اندازهای که برف پاککن، خاک نشسته روی شیشه رو کنار زده باشه، جای دیگهای به خوبی دیده نمیشه.
ساک و از روی پام بر میداره. میگه «گل چیه؟ زود خراب میشه. یه چیز بهتر بخرین. چه میدونم… » لحنش عصبیه.

میگم: «میرم بیمارستان پیش دوستم. خوب گل دوست داره. منم براش خریدم.»
میپرسه: «دوستت مرد؟»
خندم میگیره و سرم و تکون میدم. میگه: «ای داد… پس شوور نداری؟»
از تو کیفش شیشهای رو بیرون میاره و میگه: «روش و بخون ببین چی نوشته؟»
میگم: «نه اون شکلی که شما فکر میکنی نیس. دوست قدیمیه.»
دلیلی نمیبینم ادامه بدم. شیشه رو میگیرم ازش. یه بسته قرص خارجیه. روش آلمانی نوشته. چیزی نمیفهمم. وقتی بهش میگم باورش نمیشه. زیر لب میگه: «بیسواد» و شیشه قرصا رو از تو دستم در میاره .
بیرون و نگا میکنه و میگه: «امان از این گرما.»
و آهسته کنار گوش من که: «خوب حالا تو چادر نداری.»
شیشهی بغلش و تا آخر میده پایین . میخندم و میگم: «خوب شما هم نپوش»
جوابم و نمیده.
خیلی آروم، طوری که کسی نشنیده باشه میگه: «میرم ملاقاتی شوورم.»
دستش میره زیر چادرش و پلاستیکی و بیرون میاره.
سرش پایینه. میگه: «مغز بادوم، خدا کنه بزارن بهش بدم. زبون نفهمن این دکترا.»
یه لحظه مکث میکنه و ادامه میده: «طفلی خیلی لاغر شده بود. زلیل شه الهی … پاش که تو زندگیش وا شد به خاک سیا نشوندش …»
پول و میدم به راننده و میگم جلو بیمارستان نگه داره.
زن خودش و جمع و جور میکنه و میگه: «شما هم خوب ماشاله کم حرفی … شوور نداری که بخوای ناله کنی. منم طلاق گرفتم. چکار کنم دلم میسوزه. دستام و ببین به خدا … هرچی میکشه از اون زنیکهاس. بچههام به زور گفتن طلاقت و بگیر بزار بابا بره دنبال اون فلان فلان شده. چکار کنم دل رحمم. دلم میسوزه. دور از چشم بچههاش میرم ملاقات. هیشکی و نداره روزگار سیا …»
نگاش میکنم و به هیچی فکر نمیکنم . یادم نمیآد آخرین بار دلم برا کی سوخته.
میگم: «پس شمام میری ملاقاتی؟» به شیشهی جلوی ماشین خیره میشم. خیلی کثیف. ماشین نگه میداره. زن اسکناس دویست تومنی و میده به راننده.
پیاده میشه. منم پیاده میشم. هنوز شیشه قرص توی دستش. میگم: «الان وقت ملاقات نیست فکر میکنی رامون بدن؟» چادرش و جمع میکنه. حواسش به ماشینای خیابون. دستم و میگیره که با هم رد شیم. میگه: «تو رو نمیدونم. با این گلا میفهمن دفه اولت. من و خوب میشناس نگبان. پول بابت این گلا ندین. چیه اه… زود خراب میشه.»
از خیابون رد میشیم. دستم و ول میکنه و بدون خدافظی میره. به گلا نگا میکنم. دارن پژمرده میشن.
خبر / رادیو کوچه
روز دوشنبه، ۴ سپتامبر ۲۰۱۰، نمایندگان شرکت نوکیا زیمنس نت ورکس، به همراهی بری فرنچ عضو هیت مدیره با شیرین عبادی وکیل ایرانی حقوق بشر دیدار کردهاند.
شیرین عبادی از نوکیا زیمنس خواسته است تا در خصوص فعالیتشان در ایران توضیحاتی بدهند.
بری فرنچ به عنوان نماینده از سوی شرکت نوکیا زیمنس اظهار داشته است: «شرکت نوکیا زیمنس نت ورکس از گزارشات موکد آگاه است که مقامات ایرانی از تکنولوژی ارتباطات برای فعالیتهای سیاسی در مسیری استفاده میکنند که با قوانین حقوق بشر سازگاری ندارد. در نتیجه این گزارشات موثق شرکت نوکیا زیمنس تمام کارهای مرتبط به مانیتورینگ در ایران را در سال ۲۰۰۹ متوقف کرده است.»
وی در ادامه افزود: «شرکت نوکیا زیمنس کار مرکز مانیتورینگ در ایران را در سال ۲۰۰۹ متوقف کرده و از آن پس هیچ مرکز مانیتورینگ را برای هیچ کشوری راهاندازی نکرده است. این شرکت کار خود را با ایران از طریق عدم پذیرش مشتریان جدید و منحصر کردن فعالیتهای مشتریان فعلی محدود کرده است.»
آقای فرنچ تصریح کرد: «قبل از ایجاد مرکز مانیتورینگ برای اپراتور موبایل در ایران در سال ۲۰۰۸ این شرکت معتقد بود مفاهیم حقوق بشر در ایران بهتر درک میشود. شرکت نوکیا زیمنس انتظار دارد در جایی که تکنولوژی جدیدی را تامین کرده است از آن بهصورت قانونی و در راستای حقوق بشر استفاده گردد.»
گفتنی است پس از انتخابات بحثبرانگیز ریاست جمهوری در ایران شرکت نوکیا زیمنس به راهاندازی سیستم مانیتورینگ متهم شده است.
خبر / رادیو کوچه
روز سهشنبه با صدور حکمی از سوی دادگستری زنجان، مهدی جلیلخانی نویسنده، منتقد ادبی و روزنامهنگار مستقل زنجانی را به سه سال حبس محکوم کرده است.
به گزارش هرانا، آقای جلیلخانی در محاکمهی نخستین در شعبهی اول دادگاه انقلاب زنجان مورخ ۲۳ مردادماه که به ریاست قاضی صادقی و بدون حضور هیت منصفه به اتهام «توهین به رهبری» محاکمه شده بود، به دو سال حبس تعزیری با تعلیق پنج ساله محکوم و در دومین جلسهی رسیدگی به اتهاماتاش، در ۲۹ شهریور ماه در شعبهی ۱۰۲ دادگاه عمومی جزایی دادگستری زنجان به ریاست قاضی خانمحمدی، به اتهام «تشویش اذهان عمومی» به یک سال حبس تعزیری محکوم شده است.
مهدی جلیلخانی فرزند نمایندهی مردم زنجان در مجلس پنجم است که پس از انتخابات ریاست جمهوری ۲۲ خرداد ۸۸ و در پی حمایت از مردم و مهدی کروبی نامزد معترض و از مخالفان دولت، بارها توسط نیروهای اطلاعاتی و امنیتی مورد بازجویی قرار گرفته است.
جلیلخانی در ۲۸ دیماه سال گذشته نیز در مراجعهی نیروهای امنیتی به منزلش ضمن تفتیش وسایل شخصی و توقیف کامپیوتر و برخی لوازم شخصی بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شد.
خبر / رادیو کوچه
روز چهارشنبه، بر اثر انفجاری در نزدیکی سفارت انگلیس در صنعا پایتخت یمن چندین نفر زخمی شدهاند.
به گزارش الجزیره، صبح روز چهارشنبه بر اثر پرتاب راکت از یک خودروی راکتانداز به سمت سفارت انگلستان چند نفر زخمی شده و به ساختمان سفات آسیبهای وارد شده است.
به گفته مقامات داخل سفارت این حمله با هدف خودروی حامل معاون عملیات انگلستان در امور خاورمیانه روی صورت گرفته است.
سخنگوی سفارت انگلیس در یمن عنوان کرد به افراد داخل سفارت آسیبی نرسیده اما تعدادی از شهروندان صنعایی که در نزدیکی سفارت حضور داشته، زخمی شدهاند.
لازم به ذکر است چندی پیش نیز سفارت این کشور در بغداد هدف حمله گروههای شورشی قرار گرفته است.
چهارشنبه ۱۴ مهرماه ۱۳۸۹- ۶ اکتبر ۲۰۱۰
شروع پخش زنده از ساعت ۴/۰۰ بعداز ظهر – به وقت تهران
اجرا: اعظم
استودیو: دامون
تقویم تاریخ – مریم
گزیده اخبار مطبوعات چهارشنبه ایران
روزگفتههای مسافر شهری – «ملاقات پاییزی» – یسنا یاوری
بخش اول اخبار
روزنگاشت – «دبیرکل اعتماد ملی» - محبوبه
رادیو لیچار - «وقتی توی خیابون دنبال دستشویی میگردی» - (قسمت ۹۴) - فرورتیش
بخش دوم اخبار
سوت – «حمله ۲۰۰ میلیونی مصطفوی بهفدراسیون» - محمدرضا
پرسه – «آموزش در این سوی آبها…» - سیمین
بحران جدید دارو – «اعتیاد به نسخههای تجویزی» – ترجمه از مجله تایم
بخش سوم اخبار
رادیو کوچه
دو دانشمند دانشگاه منچستر جایزه نوبل فیزیک سال ۲۰۱۰ را به خاطر تحقیق درباره خواص جالب ورقههای فوقالعاده نازک کربنی دریافت کردهاند.
به گزارش بیبیسی، آندره گیم و کونستانتین نووسلوف که متولد روسیه هستند اما هم اکنون در بریتانیا کار میکنند این جایزه را به خاطر کار به روی «گرافین» دریافت کردند.
گرافین یک ورقه مسطح کربن به قطر فقط یک اتم است. این ورقه از شفافیت تقریبن کامل برخوردار است، اما در ضمن فوقالعاده محکم است و هادی خوب برق به حساب میآید.
این دو محقق همراه با چند همکارشان، اولین کسانی بودند که لایههای کربن را از مواد گرافیتی جدا کردند.
به گفته بنیاد جایزه نوبل این پیشرفت میتواند به ساخت لوازم بدیع الکترونیکی، از جمله کامپیوترهای سریعتر، منجر شود.
گفتنی است ارزش جایزه نوبل فیزیک ۱۰ میلیون کرون سوئد (یک و نیم میلیون دلار) است.
مطلبهایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر میشود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که میتواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته های این بخش دارید می توانید برای ما ارسال کنید.
منبع : خبرگزاری هرانا
جمال رحمانی، فعال حقوق بشر کرد با نگارش نامهای به شرح شکنجههای روحی و جسمی خود در زمان بازداشتاش پرداخته است وی در بخشی از این یادداشت میگوید بازجویان پرونده برای کسب اعتراف از من، تهدید کردند برادرم را اعدام میکنند.
متن این نامه که در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته است به شرح زیر است:
جمال رحمانی (جمالالدین) ۲۹ ساله، متولد کردستان هستم. در سال ۱۳۸۵ فعالیت خود را با عضویت در یک سازمان منطقهای مدافع حقوق بشر آغاز کردم و در سال ۸۶ با «مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران» آشنا شدم و فعالیت هایم را در این چهارچوب ادامه دادم. تا روز دستگیری بهعنوان گزارشگر حقوق بشر با این مجموعه همکاری داشتم. در تاریخ ۲۵ خرداد ۸۷ با یورش نیروهای لباس شخصی به منزل دانشجوییام در شهرضای اصفهان، بدون ارایه حکم بازداشت به همراه هم اتاقی خود (رشید عبداللهی) دستگیر شدم. پس از دستگیری و انتقالم به اداره اطلاعات شهرضا من را به مدت ۲۴ ساعت به یک صندلی دستبند زدند و سپس به بازداشتگاه اطلاعات اصفهان (بند الف – ط زندان اصفهان) منتقل کردند.
وضعیت خوراک به شدت نامناسب بود، گاهی حتا مجبور بودم گرسنه بخوابم. داخل سلول همیشه روشن بود، حتا شبها هم لامپ را هم خاموش نمیکردند. صبحها نگهبان با سر و صدای زیاد زندانیان را مجبور میکرد که بیدار شوند
زندان دستگرد اصفهان سهطبقه بود که در طبقه اول آن زندانیان عادی و در طبقه دوم آن زندانیان سیاسی و در طبقه سوم آن زندانیان القاعده نگهداری میشدند. روزهای اول بازداشت با خشونت رفتار میکردند، من را تروریست و ضد انقلاب میخواندند. نیمه شب یکی از روزها ، بعد از مراجعه نگهبان به سلول و وادار کردن من به بستن چشمبند، مرا به زیرمینی در همان زندان انتقال دادند. بازجوییها از همان ابتدا توام با ضرب و شتم بود. پس از چند روز به همراه همبندیام به سنندج منتقل شدیم. اولین سلولی که وارد شدم، یک سلول تقریبا ۷ متری و بدون سرویس بهداشتی بود. هر بار برای رفع حاجات مجبور بودم که در بزنم. بعضی وقتها ساعتها منتظر میشدم تا نگهبان بیاید و در را باز کند و اجازه بدهد به دستشویی بروم. شبها که دستشویی رفتن ممنوع بود و روزهای تعطیل هم که به ندرت نگهبان سر میزد.
وضعیت خوراک به شدت نامناسب بود، گاهی حتا مجبور بودم گرسنه بخوابم. داخل سلول همیشه روشن بود، حتا شبها هم لامپ را هم خاموش نمیکردند. صبحها نگهبان با سر و صدای زیاد زندانیان را مجبور میکرد که بیدار شوند. از همان روز اول بازجوییهای مستمر روزانه شروع شد. آنها تاکید داشتند که در صورت قبول نکردن اتهامات برادرم (کریم رحمانی فعال دانشجویی) را که در زندان دیزلآباد کرمانشاه بود، اعدامم خواهند کرد.
در روزهای بعد هم گفتند که دختر مورد علاقهام را دستگیر نمودهاند و در صورت عدم همکاری با آنها وی را اذیت خواهند کرد. ابتدا حرفشان را باور نکردم تا مشخصات دقیق آن دختر را گفتند. از این مسایل خانوادهگی و تهدید به آزار و اذیت آنها به شدت رنج میبردم.
خبر / رادیو کوچه
روز سهشنبه ۱۳ مهر شعبه دوم دادگاه نظامی تهران نخستین جلسه رسیدگی به اتهامات بیستوهفت نفر از متهمان واقعه حمله به کوی دانشگاه تهران را برگزار کرده است.
سازمان قضایی نیروهای مسلح ایران گزارش کرد که در این جلسه، بیستوسه نفر از متهمان این پرونده و وکلای آنها حضور داشتهاند اما بنابر قوانین دادرسی کیفری، اسامی این افراد تا پایان دادگاه و صدور حکم، منتشر نخواهد شد.
رسیدگی به پرونده کوی دانشگاه تهران علاوه بر مخالفان و منتقدان حکومت جمهوری اسلامی ایران، مورد تقاضای آیتاله خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی و گروهی از نمایندگان اصولگرای مجلس این کشور هم بوده است.
دادگاه قضایی ایران اعلام کرده است که علاوه بر رسیدگی به اتهامات ۲۷ نفر از متهمان که دادگاه آنها از روز گذشته آغاز شده است، تحقیقات در مورد ۱۷ متهم دیگر پرونده نیز در دادسرای نظامی پایان یافته و پرونده این متهمان به زودی با صدور کیفرخواست به دادگاه ارسال خواهد شد.
در شامگاه روز ۲۴ تیر ۱۳۸۸ و تنها ساعاتی پس از اعلام نتایج انتخابات دور دهم ریاست جمهوری ایران، گروهی از ماموران انتظامی و افراد موسوم به لباس شخصی با حمله به کوی دانشگاه تهران (واقع در منطقه امیرآباد شمالی) به ضرب و جرح دانشجویان معترض به نتایج انتخابات پرداختند و بسیاری از آنها را بازداشت کردند.
فردای آن روز ۲۴ تیرماه و همزمان با راهپیمایی گسترده، معترضان در خیابانهای تهران ادعا کردند که در جریان ضرب و جرح دانشجویان، دستکم پنج دانشجو کشته شدهاند، اما پلیس ایران با تکذیب این ادعا گفت که نیروهای انتظامی نقشی در وقایع کوی دانشگاه نداشتهاند.
لازم به ذکر است رهبران مخالفان دولت جمهوری اسلامی رسیدگی عادلانه به اتهامات آمران و عاملان وقایع کوی دانشگاه و بازداشتگاه کهریزک را «ضامن آبروی نظام» دانستهاند.
خبر / رادیو کوچه
بر اساس گزارشهای منتشر شده توسط رسانههای داخلی ایران، حجم پروندههای ورودی به دیوان عدالت اداری در سال ۸۹ بسیار افزایش داشته است به نحوی که در سه ماه نخست امسال پروندههای دیوان دو برابر افزایش یافته است.
مسوولان بلند پایه اعلام کردند در فروردین ماه سال جاری پنجهزار، اردیبهشت ماه هفتهزار و خردادماه بیش از ۱۰ هزار پرونده حقیقی و حقوقی علیه دستگاههای دولتی وارد دادگاههای دیوان عدالت اداری شده است.
به گزارش مهر، محمد جعفر منتظری در تببین وظایف و مسوولیتهای دیوان عدالت اداری در پاسخ به این پرسش که آیا اهداف دیوان عدالت اداری برای کاهش پروندههای ورودی محقق شده، اظهار داشت: «بر اساس مقایسه آماری تعداد پروندههای ورودی به دیوان عدالت اداری در سال ۸۸ نسبت به سال ۸۷ بیش از ۲۵ درصد افزایش داشته است در حالی که فعالیت و عملکرد دیوان در رسیدگی به پروندهها تقویت شده و کاهشی نداشته است.»
رییس دیوان عدالت اداری با بیان اینکه افزایش دو برابری شکایات علیه دولت نشان از یک چالش و مشکل جدی در نحوه ارایه خدمات در سازمانهای دولتی دارد، گفت: «قضات دیوان در تحقیق و پیگیری شکایات هیچگونه کوتاهی نکردهاند.»
این آمار درحالی انتشار یافته است که تمام مردم در ایران دسترسی به دیوان عدالت اداری ندارند و به حقوق خود آگاه نیستند در غیر این صورت آمارها بسیار متفاوت خواهد بود.
این خبر در بخش شایعه رادیو کوچه قرار دارد و رادیو کوچه صحت و سقم آن را تایید نمیکند.
منبع : فیس بوک
(آکی فارسی) – سجاد و سعیده قادرزاده، فرزندان سکینه محمدی، بانوی ایرانی محکوم به سنگسار، در مصاحبهای اختصاصی با آژانس خبری ایتالیایی «آکی» برای نجات جان مادرش از دولت ایتالیا درخواست کمک کرده و از رییس دولت این کشور، سیلویو برلویکونی درخواست پناهندگی کرده اند. «ما زیر فشار بسیار زیادی قرار داریم و هر لحظه بیم آنرا داریم که ماموران امنیتی ما را دستگیر کنند. بهاین دلیل، با توجه به اهمیت ویژهای که ملت و دولت ایتالیا به موضوع مادرمان دادهاند، از آنها میخواهیم که به درخواست پناهندگی ما رسیدگی کنند، تا اگر از احتمال دستگیریمان در تبریز خبر دار شدیم، جایی را برای پناه آوردن داشته باشیم». سجاد، پسر سکینه محمدی، افزود: «هیچ کس از مقامات حکومتی به پرسشهای ما درباره شرایط مادرمان پاسخ نمیدهد. ما اینجا، به همراه وکیلمان آقای جاوید هوتنکیان، تنها هستیم و امید ما تنها جامعه بینالمللی است».
فرزندان سکینه محمدی همچنین برای نجات جان مادرشان از پاپ درخواست کمک کردند و از دولت واتیکان خواستند که فشارهای خود بر جمهوری اسلامی ایران برای نجات مادرشان را زیاد کنند. در همین راستا جاوید هوتن کیان، وکیل سکینه محمدی، در شهر تبریز در مصاحبهای اختصاصی با آژانس خبری ایتالیایی«آکی» برای جان موکلش ابراز نگرانی کرد و گفت: «شنبه آینده برای رسیدگی به پرونده بانو سکینه به دیوان عالی کشور خواهم رفت». هوتن همچنین از شرایط فرزندان موکلش، سجاد و سعیده، ابراز نگرانی کرد و گفت: «بر طبق خبرهایی که از دادستانی تبریز به گوشم رسیده از طرحی برای پروندهسازی سیاسی بر ضد فرزندان خانم سکینه آگاه شدهام. بر اساس منابع اینجانب، دادستانی دارد تلاش میکند که دو زندانی سیاسی را وادار به اعتراف دروغین بکند. بر اساس این اعترافهای ساختگی، فرزندان سکینه به پخش اعلامیههای سیاسی بر ضد دولت مرکزی محکوم خواهند شد». هوتن کیان در پایان افزود: «امیدواریم که فشارهای بینالمللی جلوی این پروژه احتمالی قوه قضاییه را بگیرند.»
خبر / رادیو کوچه
کمیته حمایت از خبرنگاران روز چهارشنبه اعلام کرد امسال جایزه بینالمللی آزادی مطبوعات را به چهار تن از کشورهای ایران، روسیه، ونزوئلا و اتیوپی اعطا میکند. از ایران محمد داوری، سردبیر سحام نیوز، انتخاب شده است.
به گزارش تارنمای سحام نیوز، این جوایز قرار است در ماه نوامبر، ماه آینده میلادی اعطا شود. در کنار محمد داوری از ایران، نادره عیسایوا از روسیه، داویت کبه ده از اتیوپی و لورنو مارکز از ونزوئلا به عنوان خبرنگارانی که زندگی و امنیت خود را به خطر انداختهاند تا حقایق را بیان کنند، مستحق دریافت جایزه شناخته شدهاند.
جوئل سایمون، مدیر کمیته حمایت از خبرنگاران گفت: «برندگان جایزه آزادی مطبوعات در سال ۲۰۱۰، همه به دلیل فعالیت روزنامهنگاری خود با زندان، شکنجه و خشونت روبهرو شدهاند. هریک هم به شکل موثری در زندگی مدنی جامعه خود موثر بودهاند و خطاها و نادرستیها را برملا کرده و با فساد مبارزه کرده و نظر انتقادانه خود به حاکمیت را حفظ کردهاند.»
محمود داوری، ۳۶ ساله و سردبیر تارنمای سحامنیوز، وبسایت حزب اعتماد ملی در فاش کردن شکنجهها و تجاوزهای بازداشتگاه کهریزک نقش داشته است.
وی در حال حاضر به اتهام «اقدام به تبانی علیه نظام» به پنج سال زندان محکوم شده و در زندان به سر میبرد. مادر آقای داوری در نامه ای به بانکیمون، دبیرکل سازمان ملل از شکنجه پسرش در زندان خبر داد.
محمد داوری از ۱۷ شهریور ماه سال گذشته در بازداشت به سر میبرد. به گزارش سحام نیوز، وی پس از نامهای توسط مهدی کروبی به رییس مجلس خبرگان پیرامون شکنجه و آزار زندانیان سیاسی در بازداشتگاه کهریزک دستگیر و تحت فشار و شکنجه قرار گرفت تا علیه مهدی کروبی در تلویزیون جمهوری اسلامی اقرار کند.
مهدی کروبی در نامهای به دادستان تهران، مسوولیت تمام اسناد و فیلمهایی را که به عنوان مستندات وجود شکنجه و تجاوز جنسی در زندانهای ایران ارایه کرده بود بر عهده گرفت و محمد داوری را تنها فیلمبردار مصاحبهها عنوان کرد و گفت او هیج نقش دیگری در این ماجرا نداشته است.
گزارش شده که آقای داوری هشت ماه است که در زندان انفرادی است و هیچ گونه تماسی با خانوادهاش نداشته و این حق از او سلب شده است.
بیشتر بخوانید:
«پنجسال حبستعزیری حکم سردبیر وبسایت سحامنیوز»
محبوبه / رادیوکوچه
mahboobeh@koochehmail.com
چهاردهم مهر ۱۳۸۹ برابر است با زادروز هفتاد و سهسالگی «مهدی کروبی» روحانی شیعه و سیاستمدار ایرانی و دبیرکل حزب اعتماد ملی است. او رییس دو دوره مجلس شورای اسلامی ایران بود. کروبی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۸۴ بود، وی در دور دهم ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ هم از کاندیداهای جریان اصلاحات بود.
«مهدی کروبی»، در چهاردهم مهر سال ۱۳۱۶ در شهرستان «الیگودرز» در استان «لرستان» زاده شد. وی فرزند یک روحانی بود و به پیروی از پدر به تحصیل علوم حوزوی روی آورد و مدرک لیسانس فقه و حقوق اسلامی را از دانشکده الهیات و معارف اسلامی «دانشگاه تهران» دریافت کرد. در سال ۱۳۴۱ با «فاطمه کروبی» ازدواج کرد و ثمره زندگی مشترکشان چهار پسر به نامهای محمد حسین، محمدتقی، علی و یاسر است.
کروبی پس از دستگیری و تبعید «آیتاله خمینی» در سال ۱۳۴۲ در انتشار نامههای سرگشاده خمینی به مقامات رسمی کشور و تبلیغ تفکرات وی در بین مردم بسیار فعال بود و در طول سالهای ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۶ بارها دستگیر شده و چندین سال را در زندان گذراند. وی در زندان یکی از معدود روحانیونی بود که هم با زندانیان مذهبی و با زندانیان چپگرای سکولار رابطه خوبی داشت.
کروبی با پیروزی انقلاب در سال ۱۳۵۸ به نمایندگی از زادگاهش الیگودرز وارد مجلس شد و در همین سال به دستور آیتاله خمینی «بنیاد شهید» را تاسیس کرد که به خانوادههای کشتهشدگان دوران انقلاب و جنگ ایران و عراق کمک میکرد. وی در دور دوم، خود را از تهران کاندید کرد و توانست به مقام نایب رییسی مجلس دست یابد.

سرپرستی امور «حجاج ایرانی» از سال ۱۳۶۴ و عضویت در «شورای بازنگری» قانون اساسی هر دو با فرمان آیتاله خمینی از دیگر مسوولیتهای مهم او در این دوران بود.
درانتخابات دوره چهارم مجلس در سال ۱۳۷۰ بعد از درگذشت آیتاله خمینی، بر خلاف دور سوم، به کنترل جناح راستگرای محافظهکار درآمد و طیف همراه وی، در این دوره، در اقلیت قرار گرفتند. مجمع روحانیون مبارز پس از این انتخابات فعالیت سیاسی خود را متوقف و اعلام سکوت سیاسی کرد. کروبی نیز در این دوران فعالیت چندانی در صحنه سیاست کشور نداشت.
دوران سکوت سیاسی مجمع روحانیون مبارز در ۲۴ مهر ۱۳۷۵ پایان یافت. یکی از اعضای اصلی این مجمع یعنی «محمد خاتمی» کاندیدای ریاست جمهوری شد و توانست بهطرز غیرمنتظرهای با اختلاف بسیار پیروز رقابت شود.
کروبی در سال ۱۳۷۸ تصمیم به حضور دوباره در مجلس شورای اسلامی گرفت. وی رای بیستوچهارم شهر تهران را کسب کرد و به ریاست مجلسی رسید که اکثریت آن در اختیار «اصلاحطلبان» و «مذهبیون چپگرا» بود.
کروبی در اولین روزهای آغاز بهکار مجلس ششم طرح «اصلاح قانون مطبوعات» را از دستور بررسی مجلس خارج کرد. خامنهای پیش از بررسی این طرح در نامهای به کروبی از او خواست این طرح را مسکوت بگذارد و کروبی هم اطاعت کرد. به همین دلیل کروبی همواره در دوران ریاست مجلس مورد انتقاد اصلاحطلبان قرار داشت.
وی از سوی دیگر در چندین مورد، اعتراضهای سختی هم داشت. از جمله اعتراض او به حکم اعدام «هاشم آقاجری» و اعتراض او به دستگیری «حسین لقمانیان» نماینده همدان.
در انتخابات مجلس هفتم، شورای نگهبان، بیش از صد نماینده را رد صلاحیت کرد و کروبی در این انتخابات به مجلس راه نیافت.
اما کروبی در انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۴ شرکت کرد. وی در انتخاباتی نزدیک به جای سوم قرار گرفت در حالیکه تا ساعت پایانی شمارش آرا در جای دوم قرار داشت. که پس از آن اعتراضهای شدید کروبی پیش از اعلام رسمی نتیجه انتخابات آغاز شد.
از جمله اعتراضات در انتخابات به این نکته اشاره میکرد، که شورای نگهبان در استان خراسان جنوبی ۲۹۸٬۰۰۰ رای شمرده در حالیکه پیش از آن تعداد افراد واجد شرایط فقط ۲۷۰٬۰۰۰ اعلام شده بود. او نامه سرگشاده بیسابقهای را خطاب به «علی خامنهای» منتشر کرد و در این نامه «مجتبا خامنهای» و فرماندهان سپاه را به تقلب در انتخابات متهم کرد.
کروبی پس از انتشار یک پاسخ کوتاه و تند از خامنهای با انتشار نامهای دیگر اعلام کرد که از تمام مسوولیتهای خود در حکومت از جمله مشاور رهبری و عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام خارج میشود.

او از مجمع روحانیون مبارز نیز خارج شد تا مقدمات تشکیل یک حزب را فراهم کند. «هاشمی رفسنجانی» و «مصطفا معین» نیز نسبت به این انتخابات اعتراض داشتند. در این دوره از انتخابات، از میان هشت نامزد، «محمود احمدینژاد» در دور دوم به ریاست جمهوری رسید.
حزب تازه مهدی کروبی در سال ۱۳۸۴ با نام «حزب اعتماد ملی» تاسیس شد. دفتر حزب و روزنامه اعتماد ملی پس از انتخابات ۱۳۸۸ و افشاگریهای مهدی کروبی درباره تقلب در انتخابات و شکنجه و تجاوز جنسی معترضان نتایج انتخابات توسط دولت محمود احمدینژاد تعطیل و پلمپ شد. پس از بسته شدن روزنامه و حزب اعتماد ملی تظاهرات و اعتراضاتی مردمی صورت گرفت که با سرکوب نیروهای بسیج و سپاه پاسداران خاتمه یافت.
مهدی کروبی در سال ۱۳۸۴ اعلام کرد که قصد دارد یک تلویزیون ماهوارهای بهنام «صبا» راهاندازی کند. وی، «بهروز افخمی» فیلمساز نامدار ایرانی را، برای سرپرستی امور مربوط به تلویزیون ماهوارهای صبا انتخاب کرد. از آنجایی که قوانین جمهوری اسلامی، اجازه تاسیس تلویزیون خصوصی را به کسی نمیداد، دستاندرکاران راهاندازی تلویزیون صبا، اعلام کردند که برنامههای خود را از شهر دوبی پخش خواهند کرد. اما در انتها صبا موفق به آغاز برنامههای خود نشد.
کروبی در اعتراض به کشتار مردم ایران در اعتراضات عاشورای ۱۳۸۸ با وصفناپذیر خواندن خشونتهای روز عاشورا گفت که حتا «شاه» هم حرمت عاشورا را نگاه داشت. وی همچنین گفته: که حکومت در روز عاشورا دست بر خون مردم برده و جماعتی وحشی را به جان مردم انداخته است.
کروبی خشونتهای علیه مردم معترض در روز عاشورا را گناهی نابخشودنی دانست و خطاب به عاملان این حوادث نوشت که «اگر دین ندارید، لااقل آزاد مرد باشید.»
جمعه شب، ۱۸ دی ۱۳۸۸، در حالی که مهدی کروبی جهت شرکت در مراسم سوگواری ماه محرم در شهر قزوین به سر میبرد تجمعی در مقابل محل اقامت کروبی صورت گرفت، در حین ترک این محل، تجمعکنندگان با تخممرغ و آجر به خودروی وی حمله کرده و همچنین دو تیر به خودرو اصابت میکند یکی به شیشه جلو و یکی هم به شیشه عقب، با توجه به اینکه خودرو ضدگلوله بود جدار رویی شیشه عقب میشکند و شیشه جلو نیز ترک برمیدارد.
در اولین واکنش به این موضوع «فرمانده نیروی انتظامی قزوین» این مسئله را تکذیب کرده و این اقدام با واکنش «حسین کروبی»، فرزند مهدی کروبی مواجه شد. کروبی پس از این حادثه، محافظان خود را مرخص کرد و در دیدار با خانواده «عمادالدین باقی» گفت:
«این نوع اقدامات نه تنها در اراده من خللی ایجاد نمیکند بلکه عزمم را در احقاق حقوق معطل مانده مردم جدیتر میکند و به گردانندگان جریان تمامیت خواه اعلام مینمایم که تا آخرین قطره خون از این راه و هدف مقدس برنخواهم گشت.»
هیچ فرد یا مجموعهای مسوولیت این حادثه را بر عهده نگرفت، او سه روز پس از این حادثه بیانهای رسمی منتشر کرد و در آن گفت: «خود و خانواده ام را آماده هرگونه مصیبتی ساختهام.»
مهدی کروبی در مراسم ۲۲ بهمن ۱۳۸۸ در تهران و ۲۳ خرداد ۱۳۸۹ در قم مورد حمله افرادی بهنام لباسشخصیها نیز قرار گرفت.
در شبهای قدر و در بین روزهای ۹ شهریور تا ۱۲ شهریور چندین تجمع اعتراضی در برابر خانه وی انجام گرفت که در مواردی به درگیری ختم شد. معترضان با پاشیدن رنگ و شکستن شیشههای خانه و با استفاده از گاز اشکآور و سلاح گرم و سرد به خانه وی حمله کردند.
این حملات واکنشهای زیادی را در بین احزاب و شخصیتهای سیاسی مختلف برانگیخت و با نوشتن نامه و دیدار از کروبی با وی ابراز همدردی کردند.
منبعها:
ویکیپدیا
زندگینامه مهدی کروبی
خبر / رادیو کوچه
جبهه مشارکت با انتشار نامهای روز سهشنبه، خطاب به کمیسیون ماده ۱۰ احزاب ایران، اعلام کرد که رای این کمیسیون مبنی بر توقیف پروانه فعالیت جبهه مشارکت را یک دادگاه لغو کرده است.
جبهه مشارکت در این نامه، در تارنمای نوروز، ارگان اینترنتی این تشکل اصلاحطلب، منتشر شد آورده است که پس از توقیف پروانه فعالیت این حزب توسط کمیسیون ماده ۱۰ احزاب، جبهه مشارکت به این تصمیم اعتراض کرده که در نهایت منجر به لغو رای آن کمیسیون شده است.
لازم به یادآوری است پیش از این محمود عباسزاده مشکینی، دبیر کمیسیون ماده ۱۰ احزاب، و همچنین غلامحسین محسنی اژهای، دادستان کل ایران، گفته بودند پروانه فعالیت احزاب اصلاحطلب «جبهه مشارکت» و «سازمان مجاهدین انقلاب»، لغو شده است.
بیشتر بخوانید:
«صدور حکم انحلال حزبهای مشارکت و مجاهدین انقلاب»
رادیو کوچه
شامگاه سهشنبه و دور رفت از مرحله نیمهنهایی مسابقات فوتبال لیگ قهرمانان باشگاههای آسیا با پیروزی نزدیک تیم الشباب عربستان مقابل سئونگنام ایلهواچونما کره جنوبی آغاز شده است.
به گزارش مهر، در نخستین دیدار از دور رفت مرحله نیمهنهایی مسابقات فوتبال لیگ قهرمانان باشگاههای آسیا سهشنبه شب تیم فوتبال الشباب عربستان در ورزشگاه ملک فهد شهر ریاض به مصاف سئونگنام ایلهواچونما کره جنوبی رفت و در پایان به برتری ۴ بر ۳ دست یافت.
در آخرین دیدار از دور رفت مرحله نیمه نهایی مسابقات فوتبال لیگ قهرمانان باشگاههای آسیا از ساعت ۱۷ روز چهارشنبه تیم فوتبال ذوبآهن اصفهان در ورزشگاه فولادشهر به مصاف الهلال عربستان میرود. این دیدار با قضاوت داوری از مالزی برگزار خواهد شد.
خبر / رادیو کوچه
رییس جمهوری اسلامی، روز سهشنبه، در یک مصاحبه زنده تلویزیونی در خصوص هدفمندی یارانهها اظهار داشت مـردم بـه شایعات گـوش ندهند بـا هدفمندشدن یارانهها قـدرت خریدشان خیلی بیشتر خواهد شد.
وی علت این موضوع را پشتوانه اقتصادی و ارزی دولت و ذخیرهسازی کالاهای اساسی به اندازه دو سال عنوان کرده است.
به گزارش واحد مرکزی خبر، محمود احمدینژاد افزود: «برخیها ازجمله رسانههای غربی با قصد ایجـاد تـرس بین مـردم شـایعه میکنند که بـا هـدفمندشدن یارانه مردم ضرری جدی میکنند اما ما هدفمان از این طرح این است که یـارانه در جـای خود و به افرادی که نیاز بیشتری دارند پرداخت شود.»
وی افزود: «دولت اکنون چهارهزارودویستمیلیارد تومـان یارانه فقط برای نان میپردازد در حالی که بسیاری از این هزینهها به هدر میرود.»
آقای احمدینژاد ادامه داد: «اگر قیمت کـالاها را اعلام نمیکنیم به این خاطر است که میخواهیم وقتی اعلام کنیم که سودجویان با سواستفاده مردم را نگران نکنند.»
این در حالی است که برخی تحلیلگران اقتصادی هدفمندسازی یارانهها در ایران را در شرایط حال حاضر جامعه و وجود تحریمهای شورای امنیت به ضرر مردم میدانند.
مریم / رادیوکوچه
maryam.m@koochehmail.com
- 1285 خورشیدی – مجلس شورای ملی اولین جلسه نخستین دوره خود را ۱۴ مهرماه در کاخ گلستان با حضور «مظفرالدین شاه» برگزار کرد و نظام حکومتی ایران پارلمانی سلطنتی (اصطلاحن مشروطه) شد.
- ۱۳۳۰ خورشیدی – در این روز دکتر مصدق رییس دولت وقت بهمنظور دفاع از حق ایران در شورای امنیت سازمان ملل، تهران را به مقصد نیویورک ترک کرد. سران آمریکا و مصر از او دعوت کرده بودند که در این سفر با آنان هم دیدار داشته باشد.
- ۱۳۵۲ خورشیدی – در پی یک اخطار، دولت وقت ایران در چنین روزی دفتر نمایندگی «بی.بی.سی» در تهران را تعطیل کرد. دولت وقت در اخطاریه خود بخش فارسی رادیو دولتی انگلستان بی.بی.سی را متهم به خروج از دایره بیطرفی ساخته بود.
- ۱۹۲۳ میلادی – «استانبول» زیباترین شهر جمهوری ترکیه بعد از نبردی خونین ،به تصرف نیروهای آزادیخواه و مشروطهطلب ترک درآمد. این واقعه تاریخی ۵۳۰ سال بعد از تصرف استانبول بهدست سلطان محمدفاتح صورت گرفت و رهبری آن ارتش با مصطفا کمالپاشا معروف به «آتاتورک» بود. فتح استانبول یک سال بعد از شکست یونانیها صورت گرفت.
- ۱۹۸۹ میلادی – هیت منصفه یک دادگاه شهر چارلوت ایالت کارولینای شمالی آمریکا «جیم بکر» روحانی مسیحی را که با راهاندازی برنامه تلویزیونی تبلیغ مذهبی میکرد کلاهبردار تشخیص داد و قاضی دادگاه اورا به جرم سو استفاده از برنامه مذهبی تلویزیونیاش به زندان محکوم کرد. جیم بکر بعدها با انتشار کتابی از عمل خود ابراز ندامت کرد.
- ۱۹۸۹ میلادی – «بتی دیویس» (Bette Davis) بازیگر قدیمی فیلمهای سینمایی آمریکا در ۸۱ سالگی در فرانسه درگذشت. وی چند بار برنده جایزه بهترین بازیگر شده بود. بسیاری از مردان معروف عالم سینما از جمله «رونالد ریگن» در فیلمها، نقش مقابل بتی را بازی کرده بودند. بتی در سال ۱۹۰۸ بهدنیا آمده بود و نام اصلی او «روث الیزابت» بود. او از سال ۱۹۲۹ وارد کار نمایش شده بود. ایرادی که به بتی دیویس گرفتهاند دودکردن سیگار در جریان بازی در فیلمها بود که بدون توجه به نمایشنامه اینکار را میکرد و برای بانوان جوان بدآموزی داشت.
- ۱۸۸۹ میلادی – کاباره معروف «مولن روژ» در پاریس، برای نخستین بار بهعنوان یک سالن رقص، افتتاح شد.
- ۱۹۲۱ میلادی – انجمن جهانی «قلم» در لندن بنیان نهاده شد.
- ۱۹۷۳ میلادی – ارتش مصر و سوریه در یک حمله غافلگیرانه در روز تعطیل مذهبی یهودیان بهنام «یوم کیپور» از دو جبهه به اسراییل حمله کردند.
- ۱۹۷۹ میلادی – «الیزابت بیشاپ» شاعر و نویسنده آمریکایی درگذشت. او از سال ۱۹۴۹ تا ۱۹۵۰ ملکالشعرای آمریکا بود.
خبر / رادیو کوچه
شامگاه روز سهشنبه، بر اثر جاری شدن سیل در شهر «پاپوا» واقع در غرب اندونزی دستکم ۳۱ تن کشته و ۸۱ نفر دیگر نیز به شدت زخمی شدهاند.
به گزارش خبرگزاری ملی چین (شینهوا)، به گفته مقامات محلی بسیاری قسمتها در این منطقه به زیر سیلاب رفتهاند و درختان قطع شده در مسیر جادهها نیز کار امدادرسانی را با مشکلاتی مواجه کرده است.
«محمد عارفین» مدیر گروه نجات محلی گفت بیش ۱۰۳ نفر نیز بر اثر این حادثه ناپدید شدهاند که در شرایط فعلی پیدا کردن آنها بسیار مشکل است.
گفتنی که مقامات اندونزی در حال ارسال کمکهای غذایی و دارویی برای کمک به آسیبدیدگان این حادثه هستند.
مرتضا خسروی (هیچ) / رادیوکوچه

خبر / رادیو کوچه
بعدازظهر روز سهشنبه، بر اثر انفجاری در بانکوک، پایتخت تایلند، دو تن کشته و چهار نفر دیگر نیز زخمی شدهاند.
به گزارش خبرگزاری ملی چین (شینهوا)، در پی انفجارات اخیر در این کشور دولت تایلند به دنبال شناسایی محل تامین این سلاحها است.
از ابتدای ماه گذشته تاکنون بیش از ۱۲ انفجار در بانکوک پایتخت تایلند نیروهای امنیتی این کشور را برآن داشته است تا تدابیر امنیتی شدید در پایتخت اتخاذ کنند.
گفتنی است در حالی این انفجارها ادامه دارد که دولت تایلند به دلیل شورشهای ماههای گذشته سه ماه آینده را نیز وضعیت اضطراری در این کشور اعلام کرده است.
محمدرضا / رادیو کوچه
mohamadreza@koochehmail.com
مهمترین عنوانهای مطبوعات امروز ایران:
ایران
http://www.iran-newspaper.com/
1) دست اخلالگران در هدفمندی یارانهها را کوتاه میکنیم.
«دکتر احمدینژاد» در اجتماع مردم استان گلستان هشدار داد: «هدف دولت در راستای اجرای قانون هدفمندی یارانهها بهبود وضعیت زندگی آحاد مردم است. در یک برنامه تلویزیونی جزییات اجرای قانون هدفمند کردن یارانهها را به مردم توضیح خواهم داد.» به مردم میگویم هوشیار باشید. هیچ شرایط غیرعادی در کشور ما نیست. با تبلیغات سعی کردند در بازار ارز اختلالاتی ایجاد کنند. دولت بر اوضاع مسلط است و اگر تقاضای ارز در بازار ۵۰ برابر امروز هم شود، الحمداله آنقدر ذخیره وجود دارد که سالها کشور بهخوبی اداره خواهد شد.
۲) ۱۶ شرکت نفتی بینالمللی تحریم ایران را نادیده گرفتند.
بهگزارش دفتر حسابرسی آمریکا ۱۶ شرکت نفتی بینالمللی، از جمله «بریتیش پترولیوم و توتال» تحریمهای یکجانبه آمریکا علیه ایران را نادیده گرفتند.
جام جم
۱) جنگ جهانی سوم از نوع نرم.
http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100887544843
«صفار هرندی» مشاور فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت: «برداشت ما این است که جنگ جهانی سوم از جنس دو جنگ قبل و به صورت مسلحانه نیست بلکه جنگ جدید به شکل نرم بوده و مدتها نیز از شروع شدن آن میگذرد.»
۲) نخستین جلسه دادگاه کوی دانشگاه برگزار شد.
http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100887576246
نخستین جلسه رسیدگی بهپرونده موسوم بهحوادث کوی دانشگاه در شعبه دوم دادگاه نظامی یک تهران برگزار شد.
کیهان
۱) نخست وزیران چین و ژاپن برای بهبود روابط به توافق رسیدند.
http://www.kayhannews.ir/890714/16.htm
نخست وزیران چین و ژاپن در حاشیه نشست اتحادیه اروپا-آسیا (آسم) دیدار و به از سرگیری گفتوگوها برای بهبود روابط پرتنش دو کشور تاکید کردند.
۲) آخرین خبرها از رایزنی طلافروشان با مسوولان مالیاتی.
http://www.kayhannews.ir/890714/4.htm#other403
پس از گذشت چند روز از اعتراض طلافروشان در ارتباط با پرداخت مالیات بر ارزش افزوده از سوی این صنف، آخرین خبرها از تعامل بین دولت و طلافروشان حکایت دارد. در این ارتباط رییس مرکز اصناف و بازرگانان وزارت بازرگانی گفت: «صبح دیروز طلافروشان با امضای طوماری در حمایت از دولت و قانون بازار را باز کردند.»
رسالت
۱) رویکرد مسوولان باید بهافزایش تولید باشد.
http://www.resalat-news.com/Fa/?code=41455
«دکتر علی لاریجانی» رییس مجلس شورای اسلامی با تاکید بر استقلال اقتصادی کشور گفت: «رویکرد مسوولان باید بهافزایش تولید و جلوگیری از واردات بیرویه باشد تا بیکاری در کشور ریشهکن شود.»
۲) اصلاحطلبان هاشمیرفسنجانی را سپر کردهاند
http://www.resalat-news.com/Fa/?code=41448
«مهندس سیدمرتضا نبوی» در گفتوگو با «پنجره» گفت: «اصلاحطلبان هاشمی را سپر کردهاند.» آنها از شخصیتهایی که در درون نظام هستند و مشروعیت دارند بهعنوان سپر استفاده میکنند.
وی با اشاره به نامه «کدیور و کروبی» خطاب به «هاشمی رفسنجانی» گفت: «نامه پراکنیهای کروبی و کدیور و ملاقات جمعی از خانوادههای زندانیان در راستای سیاست «تترس» است. وی در توضیح این مطلب گفت: «اصلاحطلبان به سیاست «تترس» روی آوردهاند.» تترس به معنی گرفتن ترس است. ترس به معنی سپر است. در صدر اسلام معارضین، برخی اسرا را بهعنوان سپر قرار میدادند به اینکار میگفتند «تترس»، اصلاحطلبان ساختارشکن در فتنه سال ۸۸ فعال بودند آنها در مقطع ۷۶ تا ۸۴ ساختارشکنی کردند.
تهران امروز
۱) آذرماه برق هستهای داریم.
http://www.tehrooz.com/
«علیاکبر صالحی»، رییس سازمان انرژی اتمی در گفتوگو با ایرنا گفت: «نشت کوچکی که در استخر جنب قلب رآکتور ایجاد شده بود ما را یک هفته از برنامه قبلی خود که اعلام کرده بودیم، عقب انداخت.» صالحی خاطرنشان کرد: «فرآیند راهاندازی نیروگاه بوشهر بهخوبی جلو میرود و امیدواریم تا پایان آذرماه یا یکی، دو هفته قبل از آن شاهد وصل شدن نیروگاه بوشهر به شبکه برق سراسری برای تولید ۴۰ درصد توان اسمی باشیم. البته اگر توان اسمی هزار مگاوات باشد آن زمان ۴۰۰ مگاوات برق تولید خواهد شد چرا که بالا رفتن نیروی برق هستهای بهصورت پلکانی تدریجی است که امیدواریم تا بهار آینده شاهد رسیدن نیروگاه هستهای بوشهر بهقدرت اسمی خود باشیم.»
۲) دو گام مجلس در حمایت از دولت.
http://tehrooz.com/1389/7/14/TehranEmrooz/389/Page/3/
در حالیکه برخی نمایندگان از احتمال استیضاح «کامران دانشجو»، وزیر علوم خبر داده بودند، روز گذشته ۲۱۵ نماینده مجلس با صدور بیانیهای، حمایت خویش از اقدامات وزیر علوم را اعلام کرده و خواستار تداوم و تسریع در انجام این سیاستها در جهت عفاف و حجاب در دانشگاهها و تقویت ارزشهای اسلامی و افزایش کارآمدی دانشگاهها شدند.
آفرینش
۱) اهل مذاکرهایم، ولی از حقوق خود عقب نمینشینیم.
http://www.afarinesh-daily.com/afarinesh/News.aspx?NID=70660
سخنگوی وزارت امورخارجه از آمادگی تهران برای مذاکره با گروه ۱+۵ خبرداد و با رد مذاکرات محرمانه ایران با آمریکا در نیویورک، گفت: «این موضوع صحت ندارد.»
۲) استیضاح وزیر آموزش و پرورش منتفی شد.
http://www.afarinesh-daily.com/afarinesh/Article.aspx?AID=12823#70651
استیضاح وزیر آموزش و پرورش بهدلیل اینکه برخی درخواستکنندگان استیضاح، امضای خود را پس گرفتند، منتفی شد.
همشهری
۱) خودداری از تحویل اس- ۳۰۰ به ایران بزرگترین اشتباه مسکو بود.
http://www.hamshahri.net/news-117678.aspx
یک کارشناس روس اعلام کرد که تصمیم رییسجمهوری این کشور برای ممنوعیت صدور سامانههای ضدهوایی اس ـ ۳۰۰ به ایران بزرگترین اشتباه مسکو در ۱۰ سال اخیر بوده است.
۲) شهرکنشینهای صهیونیست، مسجدی را در کرانه باختری بهآتش کشیدند.
http://www.hamshahrionline.ir/news-117547.aspx
در بیحرمتی آشکار بهمقدسات اسلامی شهرکنشینهای صهیونیست بار دیگر در بیاحترامی آشکار به مقدسات اسلامی مسجدی را در کرانهباختری بهآتش کشیدند. گزارشها نشان میدهد که در ساعات اولیه صبح روز گذشته گروهی از شهرکنشینهای صهیونیست با حمله به «مسجدالانبیا» در روستای «بیت فجار» واقع در جنوب «بیتلحم» فرشهای این مسجد بههمراه ۱۲ جلد قرآنکریم را بهآتش کشیدند که این مسئله با حضور شهروندان فلسطینی بهدرگیری کشیده شد.
دنیای اقتصاد
۱) اجارهبهای مسکن در مسیر بازگشت.
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=226679
نرخها در بازار اجاره مسکن شهر تهران که دو ماه پیش مسیر صعود را در پیش گرفته بود، هماکنون در آستانه تعدیل کامل قرار گرفته، بهطوریکه طبق گفته عضو کارگروه ساماندهی املاک، هماکنون اجارهبهای آپارتمان بهطور متوسط حدود ۱۰ درصد نسبت بهتابستان کاهش پیدا کرده است. در بهار امسال طبق اعلام مرکز آمار و بانک مرکزی اجارهبهای واحد مسکونی بین ۵ تا ۱۰ درصد رشد پیدا کرده بود.
خبر / رادیو کوچه
بر اساس گزارشهای رسیده، روز سهشنبه اعلام شد، دادگاه سیدامیر خرم، عضو شواری مرکزی نهضت آزادی ۲۶ مهرماه در دادگاه انقلاب برگزار میشود.
به گزارش میزان خبر، این عضو شواری مرکزی نهضت آزادی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب و به ریاست قاضی پیرعباسی محاکمه خواهد شد.
گفتنی است آقای خرم در دی ماه سال گذشته بازداشت و پس از ۵۰ روز زندان در بند ۲۰۹ زندان اوین با قید کفالت آزاد شده است.
لازم به ذکر است هم اکنون ابراهیم یزدی، دبیر کل و هاشم صباغیان، علیاصغر غروی، غفار فرزدی، محمد(فرید) طاهری، عماد بهاور و حسین کاظمی از اعضای نهضت آزادی در زندان به سر میبرند.
مهمترین عنوانهای رسانههای امروز مالزی:
خبرگزاری برناما
- روابط مالزی و اروپا به نقطههای مهمی برای دستیابی به همکاریهای اقتصادی و گفتوگوهای سیاسی رسید.
- معاون نخستوزیر یک طرح ۵ میلیون دلاری مالزیایی را در ملبورن استرالیا افتتاح کرد.
- انجمن مخابرات بینالملل نیاز دارد که در نقش خود برای جلوگیری از سواستفادههای اینترنتی تجدیدنظر کند.
- رییسجمهوری اندونزی سفرش به هلند را لغو کرد.
- یک چینی که قصد فرار از کمپهای مهاجران را داشت زخمی شد.
- خالد، وزیر ارشد سلانگور، کاندیدا توری خود را در روز یکشنبه اعلام میکند.
- انجمنهای چینیتبار در گالاس از حزب ناسیونالسیت پیشرو حمایت میکنند.
- چوآ: «در صورتیکه اتحادیه چینیتباران کرسیهای بیشتری را از دست دهد موقعیت حزبی بیمعنی خواهد بود.»
- در پی طرح گسترش، بانک مردم سه شعبه جدید در سراواک افتتاح میکند.
- حدود ۱۰۰،۰۰۰ تبعه کره شمالی به در چین مخفی شدهاند.
- یک فسیل بزرگ پنگوئن به دانشمندان سرنخهای جدیدی از تکامل داد.
- یک هواپیمای کوچک در باهاماس سقوط کرد و ۸ تن از سرنشینان آن کشته شدند.
- زبان شناسان، زیان جدیدی را در مناطق دور دست هند کشف کردند.
روزنامه استار
- ثبتنام برای انتخابات گالاس ۲۶ اکتبر و ۴ نوامبر برای برگزاری انتخابات تعیین شد.
- تقدیر نخستوزیر از رهبران اجلاس آسیا و اروپا.
- درخواست یک هندیتبار ۶۹ ساله برای پناهندگی پس از ۴۰ سال به نتیجه رسید.
- مالزی در حال مذاکره با اروپا برای بهتر کردن روابط دو جانبه.
- اظهار تمایل یک شرکت بلژیکی برای سرمایهگذاری در صنعت الکترونیک مالزی.
- حدود ۴۸۰،۰۰۰ دانش آموز در امتحان PMR شرکت کردند.
- نخستوزیر دومین کنفرانس اقتصاد جهانی چین را افتتاح میکند.
- اگر کشور تا سال ۲۰۲۰ تبدیل به یک کشور توسعه یافته بشود، زبان مالایی ارزش بیشتری به خود میگیرد.
- ریاست اتحادیه چینیتباران: «من به آنچه قصد داشتم دست یافتهام.»
- کمیته مسوول بررسی سو استفادهها در اداره مهاجرت شد.
- دولت محلی جوهور ۱٫۸ میلیون رینگیت برای اعزام کارمندان دولتی به حج امسال اختصاص داده است.
- دو فیزیکدان روسیتبار برای نشان دادن رفتار کرینی با ضخامت یک اتم، برنده جایزه نوبل فیزیک شدند.
- بمبگذار میدان تایم نیویورک به حبس ابد محکوم شد.
- آمریکا در مورد سفر احمدینژاد به جنوب لبنان هشدار داد.
- فرانسه ۱۲ نفر را در عملیات ضد تروریستی اروپا دستگیر کرد.
روزنامه نیو استریت تایمز
- یک اسلامگرای افراطی ۵ تن را در جنوب تایلند کشت.
- بورس مالزی برای خریداران آمادهتر شد.
- فستیوال فیلمهای لاتین از ۱۴ تا ۱۷ اکتبر در کوالالامپور.
روزنامه مالایی میل
- پشتیبانی از مالزی در اروپا پس از اعلام میانهروی و اعتدال.
- قیمت هر بسته سیگار حداقل ۷ رینگیت تعیین شد.
- اعتراضات نسبت به سیستم حملونقل عمومی بالا گرفته است.
رادیو کوچه
معاون فناوری فضایی سازمان فضایی جمهوری اسلامی روز سهشنبه که در یک نشست مطبوعاتی جهت تشریح ماهوارهای ایرانی به نام زهره شرکت کرده بود از دعوت انوشه انصاری اولین زن ایرانی که با هزینه خود به فضا رفت، خبر داده است.
به گزارش تارنمای شبکه خبر، محمد مردانی اظهار داشت: «از انوشه انصاری اولین زن ایرانی اعزامی به فضا دعوت شده است در این هفته مصادف با هفته جهانی فضا به ایران سفر کند.»
وی در ادامه در خصوص ماهواره زهره افزود: «پس از کنار گذاشتن کشورهای خارجی برای ساخت ماهواره زهره، عزم ملی برآن شد تا این پروژه در داخل کشور ساخته شود و تا چهارسال آینده مراحل ساخت و پرتاب ماهواره زهره تکمیل خواهد شد.»
محمد مردانی افزود: «برای ساخت این پروژه ۴۰ تا ۵۰ مجموعه در داخل کشور اعلام آمادگی کردند و پس از بررسی های لازم قرارداد منعقد شد و در حال اجراست.»
آقای مردانی همچنین در خصوص احداث هشت ایستگاه فضانوردی در ایران، افزود: «این ایستگاهها به منظور کنترل ماهواره و دریافت اطلاعات انجام میشود و اکنون ۸ ایستگاه زیر بار قرار دارد و سال آینده همه این هشت ایستگاه باید تکمیل شود.»
لازم به ذکر است سازمان جهانی فضا دوازدهم تا هجدهم مهر (چهارم تا ده اکتبر) را به نام هفته جهانی فضا نامگذاری کرده است.
بیشتر بخوانید:
«گردشگری فضایی از نوع زنانه»
اکبر ترشیزاد / رادیو کوچه
شاید ترکیب نیروهاینظامی که در ایران به نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی انتظامی شناخته میشوند، از جنبهی جامعهشناختی و طبقاتی از پیچیدهترین و منحصر بفردترین ساختارهایی باشد که در جهان وجود دارند و از این لحاظ کاملن مختص و وابسته به فرهنگ، اجتماع و مذهب جامعهی ایرانی است. این موضوع کار را برای تحلیل و شناخت آن صد چندان مشکل میکند و هر اظهار نظری را نسبی میسازد و بدین لحاظ هر نویسندهای را در این وادی ملزم به حرکت محتاطانه میکند.
طول عمر سپاه، بسیج و کمیتههای انقلاب اسلامی که بعدها با ترکیب دو نیروی نظامی دیگر بهنام شهربانی و ژاندارمری سنگ بنای ایجاد نیرویانتظامی شدند، به قدمت نظام جمهوریاسلامی است. پس از انقلاب و با تضعیف ارتش و نیروهای انتظامی دیگر و ناامنی نسبی در برخی از مناطق شهرها و روستاها از یک سو و عدم اعتماد حاکمان اسلامی به این نیروها با وجود پاکسازیهای گسترده در این سازمانها، نیاز به ایجاد نیروهای جدیدی را که بنا به گفتهی موسسین آن بهطور موقت و برای مرحلهی گذار بتواند به کمک نیروهای موجود بیاید [۱]، ضروری نشان میداد. سرعت عمل در جذب نیروها به منظور تشکیل این سازمانها و عدم برنامهریزی دقیق و حسابشده در طراحی ساختارشان موجب شد تا در عمل نیروهایی با خصوصیتهای متضاد وارد این تشکیلات شوند. دو طیف عمده وارد این سازمانها شدند، نخست برخی از افرادی که دارای سوابق کیفری بودند [۲] و علاوه بر آن جمعی از طبقهی لمپنها، برای این افراد حضور در این سازمانها میدانی بود برای خودی نشاندادن و ارضای تمایلات سرکوبشده روحی و روانیشان.

بخش دوم برخی افراد مومن و مخلص را شامل میشد که با ایمان به آرمانهای انقلاب به منظور حفظ، پاگرفتن و رشد این نظام نوپا، وارد این مراکز شده بودند. در گروه دوم حتا گهگاه دانشجویان و تحصیلکردگان نیز دیده میشدند. با وجود هدف نخستین تشکیل این نیروها در یاری به مردم و موقتی بودن آنها، پس از چندی نه تنها این سازمانها منحل نشدند بلکه کمکم از آنها برای حفظ نظام و اجرای احکام شریعت همچون حدود اسلامی استفاده شد که باعث ریزش برخی از نیروهای اولیه شد. با شروع جنگ و به سبب ایجاد شرایط ویژه انتقادات از این نیروها کمتر شد و نیروی بسیج نیز برای جذب، آموزش و اعزام افراد به جبههها به آنها اضافه شد.
در مورد فرماندهان این نیروها باید گفت که برخی از آنها که تاکنون در برابر انحرافات موجود سکوت کردهاند با پیش آمدن اتفاقات تازه بهطور قطع در کنار مردم خواهند بود. به شهادت برخی از بلندپایگان خود رژیم جمهوریاسلامی، هماکنون تعداد زیادی از فرماندهان سپاه هستند که جهتگیری سیاسی آنها در نقطهی مقابل حاکمیت است
در طول جنگ بخش فراوانی از نیروهای مخلص و فداکار این سازمانها به شهادت رسیدند. پس از اتمام جنگ برخی از این نیروها که حالا فرصت ادامهی تحصیل پیدا کرده بودند، از کسوت نظامی خارج و با کمک تسهیلاتی که برای آنها در نظر گرفته شد به ادامهی تحصیل در دانشگاههای دولتی داخل و یا کشورهای غربی پرداختند و در کنار آن با بررسی و تحلیل شرایط موجود به تدریج از منتقدان حاکمیت شدند و این در حالی بود که تعدادی از آنها خود از مجروحان جنگ بوده و یا برخی از اعضای خانوادهشان کشته شده بودند. از سوی دیگر تعدادی دیگر که بیشتر به دنبال منافع شخصیتر بودند در دورهی به اصطلاح سازندگی وارد امور اقتصادی شدند و با استفاده از رانتهایی که شامل آنها میشد به ثروتهای هنگفت رسیدند و در کنار آن برای حفظ ظاهر و شان خود در نظام به حضور خود در عرصهی نظامی هم ادامه دادند. در این میان بودند افرادی که با وجود انتقاداتی که از سیستم حکومتی و به تعبیر خودشان انحرافش از آرمانهای آیتاله خمینی داشتند در سازمانهای نظامی باقی ماندند و وارد بازیها و انحرافات اقتصادی نیز نگشتند.
پس از اتمام جنگ افراد دیگری نیز به این نیروها اضافه شدند که دیگر دغدغهی ایدئولوژیکی نداشتند و بیشتر با همان انگیزههایی که از سالها قبل وجود داشت و برای امرار معاش به این لباس در آمده بودند، با این تفاوت که به تجربه میدانستند برای رشد در اینگونه سیستمها باید از حربهی ریاکاری و تظاهر به دینداری و التزام به رهبری نظام بهره بیشتری بگیرند. ورود به نیروی بسیج نیز برای قشر جوان و نوجوان بیش از اعتقاد به آن، از سویی نوعی ماجراجویی و گرفتن مجوز برای انجام کارهای جذابی بوده است که در حالت عادی از انجام آن عاجزند، همچون اسلحه بهدست گرفتن، گشت دادن و وارد حریم خصوصی افراد شدن و از سوی دیگر عضویت در این نیرو منافعی همچون معافیت و یا کوتاه کردن طول خدمت سربازی را برایشان به همراه داشته است.

در صورت بروز شورشها و شرایط بحرانی گسترده، بدنهی این نیروها ممکن است که در مراحل ابتدایی به جهت ترس از محاکمه از سویی و از دست دادن موقعیت اقتصادی خود در صورت سرنگونی نظام از سویی دیگر در برابر مردم ایستادگی نمایند اما، این مقاومت حدی دارد. این افراد اگر حس نمایند که پایههای مشروعیت و قدرت نظام در برابر مردم در حال ریزش است مجبور به انتخاب خواهند بود. تجربهی تاریخی سرنوشت نیروهای نظامی و انتظامی که در زمان شاه در برابر مردم ایستادند و دست به کشتار آنها زدند پیش چشم آنها است و گمان میرود که آنقدر باهوش باشند که در آخرین لحظات پشت رژیم را خالی کنند. بسیجیان نیز از این قاعده مستثنا نیستند، علاوهبر این که آنها به نسبت نیروهای کادر نظامی از منافع کمتر اقتصادی برخوردارند. تجربهی اعتراضات خیابانی پس از انتخابات اخیر نشان داد با وجود رسانههای قدرتمندی همچون ماهواره و اینترنت تصاویر آنها برای آینده ثبت خواهد شد و اگر بخواهند در سرکوبها شریک حاکمیت شوند، باید تاوان آن را پس بدهند. برخی از بسیجیان که تصاویر آنها در جریانات اخیر به وسیلهی مردم ثبت و هویت و نام آنها افشا شد آنقدر در میان دوستان، آشنایان و هم محلیهایشان مورد بازخواست قرار گرفته و منفور شدند که نه تنها تعدادی از آنان دیگر با بسیج همکاری نکردند بلکه برای دیگران نیز درس عبرتی شدند زیرا که اندیشیدند ممکن است که این سرنوشت آنها نیز باشد.
در مورد فرماندهان این نیروها باید گفت که برخی از آنها که تاکنون در برابر انحرافات موجود سکوت کردهاند با پیش آمدن اتفاقات تازه بهطور قطع در کنار مردم خواهند بود. به شهادت برخی از بلندپایگان خود رژیم جمهوریاسلامی، هماکنون تعداد زیادی از فرماندهان سپاه هستند که جهتگیری سیاسی آنها در نقطهی مقابل حاکمیت است[۳]. اما نباید فراموش کرد که بیشتر فرماندهان سپاه و نیرویانتظامی به جهت برخورداری از منافع سرشار و بیحساب اقتصادی سرنوشتشان با نظام گره خورده و سرنگونی رژیم برای آنها برابر با نابودی کامل است و به همین علت تا آخرین نفس و آخرین گلوله در مقابل مردم ایستادگی خواهند کرد، اما یادمان نرود که تاریخ نشان داده است که در صورت گستردگی و عظمت این شورشهای احتمالی هیچ نیروی نظامی نخواهد توانست جلوی خشم ملتی را بگیرد که شاید در اثر فشارهای موجود و رسیدن جان به لبشان دیگر چیزی زیادی برای ازدست دادن نداشته باشند. پیش آمدن چنین روز و روزگاری برای کشور اما نمیباید آرزوی هیچ ایرانی وطنپرستی باشد.
۱٫ محسن سازگارا در مصاحبه با رادیو فارسی بیبیسی تاریخ ۶ فوریه ۲۰۰۹
۲٫ از این نمونه میتوان به سوابق علی کردان از فرماندهان سابق کمیتههای انقلاباسلامی اشاره کرد.
گفته میشود رسواییهای اخلاقی علی کردان نیز دست کمی از رسواییهای مالی و نیز جعل مدرک تحصیلی نداشته است. در همین رابطه یک منبع آگاه با افشای سوابق غیراخلاقی علی کردان اطلاعات تازهای از رشد وی در دستگاه اداری ایران منتشر کرد. بنا به این گزارش، علی کردان در تاریخ ۳۱/۳/۵۷ به اتهام «ازاله بکارت» توسط شعبه اول دادسرای ساری بازداشت میشود و تا تاریخ ۸/۵/۵۷ در زندان ساری بوده است. در این تاریخ با قرار قبول کفالت از زندان آزاد میشود تا قاضی دادگاه شعبه سوم دادگستری ساری درباره اتهام وی رای خود را صادر کند. گویا نیوز ۱۹ خرداد ۱۳۸۸
۳٫ محمدعلی جعفری، فرمانده سپاه، که در «اولین دوره آموزش مربیان درس آمادگی دفاعی» سخن میگفت، در پاسخ به سوالی درباره دلایل عدم برخورد با «پاسداران حامی فتنه» گفت: «خیلی از ابهامات رفع شده و آنها قانع شدند حرکت اشتباه بوده و این بهتر از برخورد فیزیکی و حذف است.»
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر