
رضا افتخاری/ رادیو کوچه
«یعقوب لیث صفار»، موسس سلسلهی صفاریان، مدتی با برادرانش عمرو و علی و طاهر در سیستان به رویگری اشتغال داشتند. یعقوب مردی با همت و جوانمرد و میهنپرست بود. از عنفوان جوانی خیالات بلندی در سر داشت و به کار رویگری تن در نمیداد.
نخست در خدمت «صالح بن نضر» درآمد و به اندازهای لیاقت و کفایت بهخرج داد که صالح او را نمایندهی خویش کرد. صاحب تاریخ سیستان مینویسد: «و کار صالح بن نضر به بست بزرگ شد، به سلاح و سپاه و خزینه و مردمان و همهی قوت سپاه او از یعقوب بنالیث و عیاران سیستان بود. و این اندر ابتدا کار یعقوب بود.»
بعضی نسبت او را به اردشیر بابکان میرسانند. به هر حال یعقوب پس از صالح به خدمت «درهم بن نضر» در آمد و چون «درهم» لیاقت ادارهی امور سیستان را نداشت و از طرفی میخواست یعقوب را از میان بردارد، یعقوب پیشدستی کرد و او را بگرفت و بر جای او نشست. به شرحی که تاریخ سیستان مینویسد: «درهم بن النضر، چون مردی و شجاعت یعقوببن اللیث و شکوه او اندر دل مردمان بدید، ترسان شد و اندر سرای قرار گرفت که من بیمارم، یعقوب بر نشست که بر باید نشست و گفت: «بیرون آی پادشاه نیمروز نتوانست کرد. یعقوب درهم را اسیر کرد، روز شنبه ۲۵ محرم ۲۴۷ هجری مردم به او بیعت کردند.»
یعقوب در سیستان قدرت زیادی پیدا کرد و هرات را از دست «محمد ابن اوس» عامل طاهریان، در آورد و ضمیمهی متصرفات خود کرد و سپس بر کرمان و فارس استیلا یافت .

به سال ۲۵۹ هجری، نیشابور، مقر طاهریان را گرفت و به امارت آن خاندان خاتمه داد. برای بار دوم به فارس لشکر کشید و سپاهیان «محمدبن واصل» را بشکست و از آنجا به اهواز آمد تا به بغداد لشکر کشد و اساس حکومت عباسیان را درهم پیچد. معتمد خلیفهی عباسیان میخواست با واگذاری عمارت خراسان و طبرستان و گرگان و ری و فارس به او، وی را از این کار باز دارد. یعقوب از خیال خود منصرف نشد و عازم بغداد شد. «معتمد» برادر خود «طلحه»، ملقب به «موفق» را که مردی کار آمد و با شهامت بود برای مقابله با یعقوب فرستاد. چون جنگ در گرفت لشکریان یعقوب بر سپاه موفق تاختند و آن را در هم ریختند. موفق در آخر برای تحریک حس مذهبی لشکریان و ایجاد نفاق میان سپاهیان یعقوب، سر خود را برهنه کرد و فریاد برآورد: «من غلام هاشمی هستم» و بر دشمن حمله برد .
بسیار از سپاهیان یعقوب فریب این نیرنگ را خورده، به عنوان اینکه جنگ با سپاهیان خلیفه جایز نیست به لشکر دشمن پیوستند. سرانجام یعقوب در محلی به نام «دیر العاقول» شکست خورد و به جندی شاپور مراجعت کرد و در صدد حملهی مجدد به بغداد بود که مرگش فرارسید و به سال ۲۶۵ هجری به مرض قولنج مرد.
علت شکست یعقوب، گذشته از فرار عدهای از سپاهیان او و پیوستن به قشون بیگانه، طغیان رود دجله و آتشسوزی مهیبی بود که دراردوی او بهوجود آمد و کار به جایی کشید که چهارپایان رمیده، نظم اردو را به هم زدند. بیماری یعقوب هم عامل دیگری برای این شکست به شمار میرفت.
یعقوب مردی ثابت قدم و مدبر و پرحوصله و دلیر بود. معروف است موقعی که وی در بستر بیماری افتاده بود، قاصد خلیفه را که برای استمالت آمده بود طلبید و به او گفت: «به خلیفه بگو اگر زنده ماندم میان من و تو شمشیر داوری خواهد کرد و اگر شکست خوردم به نان و پیازی اکتفا خواهد نمود.»
یعقوب چون در سیستان، مرکز داستانهای باستانی و نقطهای دور از اقتدار اعراب تولد یافته بود، عربی نمیدانست و طبعن به آن زبان علاقهای نداشت. بنا به روایات صاحب تاریخ سیستان، شاعری دربارهی فتوحات او قصیدهای به عربی خواند و یعقوب گفت: «چیزی که من اندر نیابم چرا باید گفت ؟» بدین جهت گویندگان و نویسندگان به زبان ملی توجه کردند. همچنین دبیر او محمدبن وصیف سیستانی نیز به پارسی شعر میگفت .

یعقوب لیث ظاهرن تمایلات شدیدی به پیروی از مذهب تشیع داشت است. در این مورد «ادوارد براون» به نقل از کتاب «مجالس المومنین» «قاضی نوراله شوشتری» مینویسد: «به یعقوب اطلاع داده بودند که ابویوسف نامی دربارهی عثمانبن عفان سخن توهینآمیز گفته است. یعقوب به خیال اینکه مقصود از عثمان یکی از نجبای سیستان است، فرمان میدهد ابویوسف را مجازات کنند، ولی همینکه به یعقوب میگویند آن شخص خلیفهی سوم و جانشین عمر است که مورد دشنام قرار گرفته، فورن حکم خود را نسخ میکند و میگوید که: «من کاری به اصحاب ندارم .»
از شاعران مشهور دورهی صفاریان، فیروز مشرقی هست. که معاصر با عمرو لیث صفار، برادر یعقوب بوده است. آنچه دربارهی این شاعر نوشتهاند که وی فساد از زبان پارسی دور کرد. وفات او به سال ۲۸۲ هجری اتفاق افتاد. شاعر دیگر از شعرای معاصر عمرولیث، ابوسلیک گرگانی هست که قطعهی زیر که دلیل بر آزادگی و مناعت طبع شاعر است، منسوب به اوست :
خون خود را گر بریزی بر زمین به که آب روی ریزی در کنار
بت پرستیدن به از مردم پرست پند گیر و کار بند و هوش دار
از جمله کارهایی که غالب مورخان به یعقوب نسبت دادهاند ترجمهی «تاریخ ملوک عجم» است به فارسی. بعضی از مورخان گویند که تاریخ ملوک عجم که دانشور دهقان در عهد انوشیروان جمع کرده بود، در غارت کتابخانهی «یزدگرد شهریار»، پادشاه آخر ساسانی، نصیب لشکر اسلام شد و در موقع تقسیم غنایم به اهل حبشه رسید.
اهل حبشه آنرا به مملکت خویش برده، ترجمه و منتشر کردند تا از حبشه به هندوستان انتقال یافت و یعقوب آن نسخه را به «ابومنصور عبدالرزاقابن عبداله فرخ» که معتمدالملک بود داد تا به فارسی ترجمه کند و مردم از روی آن ترجمه استنساخها کرده و آنرا در خراسان شایع کردند تا به سامانیان رسید.
یعقوب لیث، نخستین فرزند این سرزمین بود که پس از فروپاشی دولت ساسانیان، به اندیشهی برپایی دوبارهی حکومت فراگیر افتاد. از اینرو، وی میدانست که برای رسیدن به برپایی دولت فراگیر ملی، نخست میبایست زبان پارسی را به عنوان یک زبان ملی، دوباره زنده کرد.
آرامگاه یعقوب لیث اکنون در ۱۲ کیلومتری جنوب شرقی دزفول در روستایی به نام شاهآباد دزفول قرار دارد. قدمت آرامگاه وی، به دوره سلجوقی تا قاجار میرسد. در کنار این آرامگاه بازماندههای شهر جندیشاپور دیده میشود.
پس از مرگ یعقوب در عمرولیث جانشین برادرش و پادشاه صفاریان شد. در سال ۲۸۶ هجری نبردی میان او و سامانیان درگرفت و در این نبرد عمرو لیث از اسماعیل سامانی شکست خورد و اسیر شد. امیر اسماعیل وی را به بغداد نزد خلیفه عباسی فرستاد. عمرو لیث پس از مدتی اسارت در سال ۲۸۷ به فرمان خلیفه کشته شد.
مهشب تاجیک / رادیو کوچه
فکر ساخت انیمیشن از زمانی مطرح شد که در زمانهای گذشته کسانی که به ساخت فیلمهای سینمایی و تلویزیونی مشغول بودند به فکر افتادند که چرا فقط از جهان پیرامون خود فیلم تهیه کنند؟ چرا جهان گسترده و بینهایت ذهن و تصورات خود را به نمایش نکشند؟ به همین علت آنان به این فکر افتادند تا با در کنار هم گذاشتن نقاشیهای متعدد، تصاویر متحرک بسازند و این نحوهﻯ ساخت فیلم را «انیمیشن» نامیدند.
انیمیشن یا نقاشی متحرک از واژه «animate» به معنای جان بخشیدن گرفته شده است. انیماتورها به واقع به نقاشیها، طلقها، شیشهها و عروسکها جان میبخشند و آنها را متحرک میکنند. به مرور زمان این انیمیشنها از کوتاهی و خشک بودن حرکات و محیط درآمدند. شرکتهای بزرگ و سرمایهداران بسیاری در مورد انیمیشن سرمایهگذاری کردند، حاصل تلاش آنها بینتیجه نبود زیرا سود زیادی عایدشان شد.
دنیای انیمیشن دنیای رویاهای به واقعیت نپیوستهی همهی ماست که خود را در آن گم کرده، تمام گرفتاریهای خود را فراموش میکنیم، لذت میبریم و شاید بازهم به دنیای کودکانهمان برمیگردیم
نمونههای ابتدایی تلاش در ثبت حرکات بهوسیله نقاشی غیرمتحرک در نقاشیهای غارهای دوران پارینه سنگی یافت میشود که آشکارا تلاشی برای نشان دادن مفهوم حرکت است. از جمله نقاشی یافت شده بر روی دیوارهها و مربوط به تقریبن ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد است که تصاویر پیاپی از دو کشتیگیر را در حالتهای مختلف نشان میدهد. در یکی از معروفترین کارهای لئوناردو داوینچی، او نشان میدهد که اندامها در وضعیتهای مختلف چگونه بهنظر میرسند. فرشتههای Giotto بهنظر در حال پرواز میرسند. با آغاز سنجش زمان، بشر تلاش کرد تا حس حرکت را نیز در هنرش تسخیر کند. انیمیشن حقیقی بدون درک اصل بنیادی چشم انسان یعنی اصرار بر دیدن، بهدست نمیآمد. این اصل برای اولین بار توسط پل روژه «Paul Roget» فرانسوی در سال۱۸۲۸ نشان داده شد. از جمله وسایلی که با استفاده از این اصل ساخته شد میتوان ازThaumatrope نام برد، صفحهای مدور که از دو سر به یک ریسمان یا میله وصل میشد. یک طرف صفحه یک پرنده و سوی دیگر قفس خالی را نشان میداد. با چرخاندن صفحه پرنده داخل قفس ظاهر میشد. این ثابت میکند که چشم تصاویر را هنگامی که آنها به صورت متوالی در یک زمان به نمایش درآیند حفظ میکند. نمیتوان از شخص خاصی به عنوان خالق هنر انیمیشن نام برد، افراد زیادی بودند که همزمان پروژههای متفاوتی از انواع مختلف انیمیشن را پیش میبردند.

فیلمساز فرانسوی «جورج ملیس» که سازنده جلوههای ویژه فیلمهایی مانند سفری به ماه بود، تکنیکهای بسیاری در کارش استفاده میکرد که یکی از آنها نگهداشتن چرخش فیلم دوربین، و تغییر کوچکی در صحنه و سپس دوباره به چرخش درآوردن فیلم دوربین بود. این بسیار شبیه به ایدهای است که بعدها تبدیل به پویانمایی «استاپ-موشن» شد. ملیس بهطور اتفاقی به این تکنیک دست یافت. هنگامی که او اتوبوسی را در حال رد شدن از جلوی دوربین میگرفت، دوربین خراب شد. موقعیکه دوربین تعمیر شد، بهطور تصادفی یک اسب از جلوی دوربین رد شد، نتیجه آن بود که در فیلم به نظر میرسید که اتوبوس به یک اسب تبدیل میشود.«ج.استوارت بلکتون» شاید اولین فیلمساز آمریکایی باشد که تکنیکهای استاپ-موشن و انیمشن طراحی دستی را استفاده کرد. ادیسون او را با فیلمسازی آشنا کرد. او با اولین کارش پیشگام این ایدهها در درون قرن بیستم شد. نسخههای اصلاح شدهی مورد استفادهی ملیس قدیمیترین تکنیکهای استاپ-موشن برای ساختن سریهایی از طراحیهای روی تخته سیاه بود که بهنظر میرسند که حرکت میکنند و خود را تغییر شکل میدهند. فکاهی «صورتهای متغیر مسخره» به عنوان اولین فیلم پویانماشده واقعی ثبت، و بلکتون به عنوان اولین پویانمای واقعی شناخته شد.
در اواسط دههی ۸۰ صنعت انیمیشن آمریکا در وضعیتی اسفناک غوطهور بود. کارتونهای کودکان به طور صرف برای تبلیغات اسباببازی در برنامه عصرها و صبح شنبه طراحی شده بودند و تنها پیشرفت و تجربه انیمیشن در کمپانیهای مستقل کوچک رخ میداد
مسلمن بانفوذترین و موثرترین استودیو هم از دید هنری هم از دید تجاری در تاریخ انیمیشن، استودیوی والت دیزنی بوده است، که در ۱۹۲۸ با «Mickey Mouse» و انیمیشن «Streamboat Willie» به صحنه آمد و این عرصه را تا امروز تحت تسلط خود درآورده است. در دیزنی است که تاثیرات مثبت و منفی سیستمهای استودیویی را روی پیشرفت انیمیشن به عنوان یک هنر میبینیم. اگر همکاری تشکیلات بااستعداد و خلاق کارآمد دیزنی نبود، کارتون بهسرعت و زیبایی امروز نمیرسید. افراد زیادی با تمام هنرشان پشت تصویر عظیم والت دیزنی قرار گرفتند. در آغاز دههی ۱۹۴۰ دو اتفاق مهم تغییراتی در استودیوهای کارتون هالیوود بهوجود آورد. اولین اتفاق، ورود ایالات متحده به جنگ جهانی دوم بود که بسیج تمام استودیوها شامل بخش کارتون آنها برای تهیه موادی که باعث تقویت اعتماد عمومی و تشویق حمایت از نیروی جنگی بود را در پی داشت.
دومین رخداد، اعتصاب انیماتورهای دیزنی در سال ۱۹۴۱ بود که بسیاری از رشتههای بین والت دیزنی و کارکنانش را پنبه کرد. در دهه ۱۹۶۰ تنزلی در تمام صنعت انیمیشن روی داد که رسانه را بیش از ۲۰ سال تحت تاثیر قرار داد. تولید کارتون در تمام استودیوهای هالیوود تحت اثر یک بیحسی که منجر به افت کیفیت این صنعت شد قرار گرفت. خلاقیت و اصالت انیمیشن بهطور وسیعی زیرزمینی شد و به نقطهای رسید که کیفیت مطلوب فیلمهای انیمیشن بهطور غالب مربوط به تهیهکنندگان کوچک و مستقل یا در کشورهایی بهغیر از آمریکا بود.

در ۱۹۶۱ والت دیزنی به تاسیس موسسه هنرهای کالیفرنیا «California Institute of the Arts» کمک کرد. تاسیس این موسسه هم یک ژست بشردوستانه و هم سرمایهگذاری هوشمندانه توسط دیزنی بود که استعدادهای خلاق بسیاری را در سالهای آتی برای کمپانی پرورش میداد. گرچه فیلمهای والت دیزنی در دهه ۱۹۶۰ یعنی «مری پاپینز» و «کتاب جنگل» سود بالایی نصیب استودیو میکرد، ولی فرمانروایی استودیو پس از اینکه دیزنی از سرطان ریه در سال ۱۹۶۶ فوت کرد، به لرزه افتاد. پس از مرگ دیزنی کمپانی در یافتن رهبری جدید با مشکل روبهرو شد و در نتیجه تولید فیلمهای سینمایی و انیمیشنهای بلند متضرر شد. بسیاری از منتقدان احساس کردند که روزهای خوش استودیو سپری شده است. به علاوه بسیاری از انیماتورهای قدیمی بازنشسته یا فوت شدند و استودیو مجبور بود تا برای آنان جایگزین بیابد.
در اواسط دههی ۸۰ صنعت انیمیشن آمریکا در وضعیتی اسفناک غوطهور بود. کارتونهای کودکان به طور صرف برای تبلیغات اسباببازی در برنامه عصرها و صبح شنبه طراحی شده بودند و تنها پیشرفت و تجربه انیمیشن در کمپانیهای مستقل کوچک رخ میداد. فیلمهای انیمیشن بلند گهگاه در سینماها اکران میشدند ولی روزهای طلایی گذشته ناپدید شده بودند. حتا غولهایی مانند دیزنی که بهندرت جلوی تلاشهای گروهی را میگرفت در دهه ۱۹۸۰ به فکر رها کردن ساخت فیلمهای بلند انیمیشن افتاده بود. وقتی رنسانس انیمیشن با قدیمیترین و محافظهکارترین تهیهکننده کارتون، دیزنی آغاز شد، هواداران فیلم، منتقدان و انیماتورها همگی شگفتزده شدند. دیزنی یک تغییر و تحول اساسی در دههی ۱۹۸۰ را متحمل شد، ریاست آن را «Michael Eisner» بهعهده گرفت و مدیر انیمیشن آن «Roy Disney» نیز بازگشت و سپس با کمک هم استودیو را احیا و کمپانی را به قدرت سابق برگرداندند.
دههی ۱۹۹۰ شاهد پیشرفت استفاده از کامپیوتر برای سرعت بخشیدن به سکانسهای انیمیشنی و جلوههای ویژه فیلمهای زنده بود. این شکل جدید انیمیشن خیلی زود در دنیای جلوههای ویژه هالیوود غالب شد. ستاره واقعی انقلاب انیمیشنی کمپانی پیکسار است. و اکنون بیشتر از دو دهه است که کمپانیهای دیزنی و پیکسار غولهای انیمیشن آمریکا هستند و با کمک هم انیمیشنهای فوقالعادهای عرضه میکنند.
دنیای انیمیشن دنیای رویاهای به واقعیت نپیوستهی همهی ماست که خود را در آن گم کرده، تمام گرفتاریهای خود را فراموش میکنیم، لذت میبریم و شاید بازهم به دنیای کودکانهمان برمیگردیم.
مطلبهایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر میشود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که میتواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته های این بخش دارید می توانید برای ما ارسال کنید.
طلعت تقینیا
منبع: مدرسه فمنیستی
قاعده: نسرین ستوده ۱۳ شهریورماه در پی احضار به دادسرای ویژه مستقر در اوین، پس از مراجعه بازداشت شد. منزل و محل کار او، هفته پیش از بازداشت توسط نیروهای امنیتی بازرسی شده بود و در جریان آن، بخشی از اسناد و مدارک دفتر و منزل او و همینطور مدارک شخصی وی، همسر و دو فرزند خردسالش (پسر ۳ ساله و دختر ۱۱ ساله) ضبط شد.
استثناء: نسرین ستوده دومین فرزندش را باردار است. با این حال، روزها و هفتهها بدون توجه به طفل کوچولویی که در رحماش دارد رشد میکند مدام از پلههای دادگاه انقلاب بالا و پایین میرود تا در کنار موکلانش از حقوق آنان دفاع کند. در یکی از روزهای مراجعه به دادگاه انقلاب بازپرسی انجام نشد. هنگام ظهر بازپرسها و کارکنان برای نماز و ناهار رفتند و این مادر باردار ناگزیر شد که به دفتر خود بازگردد تا مجددن فردا صبح برای پیگیری پروندهها به دادگاه انقلاب برگردد. زمان خروج از دادگاه، مامور از خارج شدن ستوده بهدلیل آنکه برگه خروجش توسط بازپرس امضا نشده بود جلوگیری کرد.
ستوده گناهی جز دفاع بیدریغ از آنچه انسانی است ندارد
هر چه همراهان وی میگفتند خانم ستوده وکیل است و نه متهم و قرار بازپرسی برای موکلش صادر شده نه برای او، اما مامور دربان، قبول نمی کرد. نسرین ستوده که از دست رفتارهای این چنینی عصبانی بود به همراه طفل معصومی که در رحم داشت و بعدها پس از تولد، نیما نام گرفت بر نیمکتی در سالن دادگاه انقلاب نشست. نیمکت از قضا شکسته بود و نسرین ستوده ناگهان به زمین خورد و پشت سرش محکم به زمین اصابت کرد. نسرین بیاختیار، فریادی از درد برکشید ولی بلافاصله از جا برخاست و فریاد بعدی ستوده فریاد اعتراض بود به بی حقوقی متهم و موکل و بی احترامی به وکلای قانونی. بارها و بارها موکلین ستوده شاهد اعتراض های قانونی او و گوشزد به اجرای قانون بودند.
قاعده: نسرین ستوده بهطور طبیعی باید آخرین ماههای بارداریش را به روال بیشتر زنان پا به ماه، در استراحت و آرامش به سر میبرد. اما برای نسرین ستوده استراحت و در خانه نشستن معنا نداشت او در هر شرایطی از حقوق موکلانش دفاع می کرد. شجاعت، جسارت و صداقتش در دفاع از حقوق متهمان زبانزد همه موکلان اوست. چرا که نسرین خود با آرمان های عدالت خواهانه موکلانش همراهی میکند و به آنان جسارت میبخشد. نسرین ستوده آن زمان که پروانه وکالت نداشت با فعالیتهای رسانهای و انتشار مقالات در ترویج گفتمان حقوق بشر و حقوق زنان در ایران میکوشید. بعد از دریافت پروانه وکالت هم هر جا که لازم بود تبعات بیقانونی و بیحقوقی زنان را شرح میداد. در جریان طرح «لایحه حمایت از خانواده» در مجلس هفتم، دو هفته مانده به تولد نیما در نشست هایی که فعالان حقوق زنان برگزار میکردند فعالانه شرکت میکرد و به نقد لایحهای که قرار بود حقوق زنان را باز هم به عقب برگرداند، با همان متانت و دقت همیشگیاش سخن میگفت.

نسرین ستوده از جمله وکلایی است که با فعالیت داوطلبانه و رایگانش، امکان دسترسی به وکیل را برای افراد بیشتری فراهم کردند. او تنها وکیل کنشگران حقوق زنان و حقوق بشر نبود. موکلان گمنامی داشت که آنگاه که ازیاد همه رفته بودند، میدانستند که کسی هست که حفظ حقوق و زندگی شان دغدغه اوست و از هر ابزار قانونی و اخلاقی و انسانیای که میتواند برای دفاع از آنان استفاده میکند. او یکی از وکلای پی گیر حقوق کودکان زیر ۱۸ سال بود که در آستانه اعدام قرار داشتند و ستوده از هر امکانی برای نجات جانشان استفاده میکرد، هرچند که او میدانست که تغییر قانون میتواند نجاتگر جان این کودکان باشد و همه تلاشش در جهت تاثیر بر افکار عمومی برای درخواست قانونی بود که سن مسوولیت کیفری کودکان را به ۹ سال و ۱۵ سال تقلیل میداد.
قاعده: نسرین ستودهها شایسته تقدیرند نه بازداشت، نه لغو پروانههای وکالتشان، نه انحلال کانون مدافعان حقوق بشر آنها که چنین وکلای داوطلب و مردمی را به دور هم جمع میکرد تا حقوق بشر را در جامعه عینیت بخشند. جرم نسرین و همکاران جسورش جز عشق به انسانها و برابری شهروندان و آرمانهای بشر دوستانه نیست.
نیما با خطهای کنارِ گونهاش چه زیبا میخندید اما با نگاه آگاه مهراوه چه میشود کرد تشویش و ناامنی را میتوان در نگاهش حس کرد. آری داشتن مادری استثایی در این کشور آرامش به همراه ندارد ولی حتمن افتخار به همراه دارد
قاعده: نسرین ستوده روز قبل از سالگرد تولد نیمای ۳ سالهاش، از زندان اوین با یک تماس تلفنی کوتاه با مهراوه دخترش از سلامت خودش گفت. نسرین نتوانست تولد نیما را جشن بگیرد و او را در تجربههای دلنشین کودکانهاش همراهی کند. اما دوستان و موکلان نسرین ستوده، تولد نیما را جشن گرفتند تا جای خالی مادر، نتواند نیمای کوچولو را بیش از این، بیتاب کند. به راستی یاران و موکلان نسرین چقدر توانستند این روز را بدون حضور مادر تا حدودی طبیعی جلوه دهند؟ باید از دل نیمای ۳ ساله پرسید؟
استثناء: نسرین ستوده کارشناس ارشد حقوق بینالملل، وکیل بسیاری از فعالان سیاسی و مطبوعاتی و متهمان بازداشت شده در حوادث پس از ۲۲ خرداد و همکار شیرین عبادی در کانون مدافعان حقوق بشر است. او برنده جایزه حقوق بشر کمیته بینالمللی حقوق بشر ایتالیا در سال ۲۰۰۸ است. جایزهای که به دلیل ممنوعالخروج بودن نتوانست برای گرفتنش رهسپار ایتالیا شود.
قاعده: نیما با خطهای کنارِ گونهاش چه زیبا میخندید اما با نگاه آگاه مهراوه چه میشود کرد. تشویش و ناامنی را میتوان در نگاهش حس کرد. آری داشتن مادری استثایی در این کشور آرامش به همراه ندارد ولی حتمن افتخار به همراه دارد.
استثناء: با وجود مراجعه و پیگیریهای خانوادهی نسرین ستوده، اما او اجازه نیافت برای خاکسپاری و شرکت در مراسم ختم پدرش در مراسم حضور یابد. مسوولان امنیتی و قضایی پرونده، از دادن مرخصی به وی پرهیز کردند. نسرین ستوده در تنهایی مطلق تمام نشدنی سلولش چهگونه سوگواری میکند در حسرت لحظههای آخرین دیدار پدر.
قاعده: نسرین ستوده یک وکیل شناخته شده است و سابقه کاری درخشانی به همراه دارد نه فرار میکرد و نه پنهان میشد. او خانواده و دو فرزند خردسال دارد، طبیعتن باید اجازه مییافت در آخرین دیدار و همچنین مراسم ختم پدرش شرکت کند.
مشق هفته: نسرین ستوده کنشگر، وکیل با جسارت، مادر و همسر، زندانی است. ستوده گناهی جز دفاع بیدریغ از آنچه انسانی است ندارد.
سیاه مشق: وکلایمان، برادران و خواهران زندانیمان را آزاد کنید. آنها سرمایههای اجتماعی و فرهنگی ما هستند. خواسته آنان چیزی جز رفع تبعیض و نابرابری و اجرای عدالت نیست. وای به کشوری که موکلان تنهایند وکلا یا در زندانند و یا در غربت. وای به مردمی که قاعده استثنایشان بههم ریخته است.
Ardavan Taheri / Radio Koocheh
a.taheri@koochehmail.com
Translated by Avideh Motmaen-Far
avideh@avideh.net
In a region, where not far from now, has been outside of the city of Vienna, the beautiful delightfully colored garden, ”Schönbrunn Palace”, on the western part of Austria’s capital, reminds us of the Old Kingdom. Today, ”boys and girls seek revenge for the deprivations of the feudal times – in these golden days of democracy – from the green grass of bourgeois parks, to quote professor “Mohammad Ebrahim Bastani Parizi”, this beautiful historic palace, resorts for men and women who in the morning air, search the breath of wind among the green trees of the garden. Tourists also consider the visit of magnificent rooms and halls of this palace as part of an unforgettable trip to the capital of classical music.

First design of the Palace and Gardens, Schönbrunn
Schönbrunn Palace history goes back to the Middle Ages and 14th century. In fact, the land and the first building of this castle thatwas called “Katterburg”, was part of the property and assets of “Neuburg Monastery” (Klosterneuburg).
Perhaps this bloody root is the cause of the shaking democracy to this day. Each time I think of “Marie Antoinette” ‘s fate, I remember the first sentences of her last letter to say farewell to her sister-in-law, “Madame Elizabeth” the night before she experiences the guillotine blade, and I get disgusted even of the freedom seeking movement of people.
Later in the transition of centuries, several tenants, including the Mayor of Vienna, “Hermann Bayer” lived in this vast property in 1548. At the same time, expansion of real estate and the construction of the building made it become predominantly a ”Maison de Maitre”. In 1569, under the ”Maximilian II” rule, this property included a house, a mill, a warehouse, a garden and an orchard. It was added then, over a purchase contract, to the ”Habsburg” family assets
“Maximilian” had a passion for the development of a zoo in his property. In fact, he thought of his place as a place for hunting and the natural life for birds. In the same garden where he was growing his Pheasants for hunting, he also had a few exotic birds such as peafowls and turkeys came from distant lands. Of course, those days are not comparable with today that within a few hours flight, a helpless Iguana, can be smuggled from a South American country to Tehran and be held captive in the Terrarium of young talented guy from north of Tehran.

"Maria Theresia''
After “Maximilian II” ‘s sudden death in 1576, “Katterburg” was owned by “Rudolf II”. “Rudolph” was diligent on maintenance of”Katterburg”, but he never went there. His successor, ”Empror Matthias” used the place as a hunting ground. A story tells us about the name of Schönbrunn Palace; a place where till that time was called “Katterburg”. “Emperor Matthias” in one of his hunting escapade discovered a very beautiful Fountain in 1612; the reason why, the place was called ”Beautiful Fountain” (Schöner Brunnen).
The “Emperor Matthias” ‘s successor, the “Emperor Ferdinand II” (Kaiser Ferdinand II) and his wife, ”Eleonora von Gonzaga” who shared a passion for hunt, chose also ”Schöner Brunnen” as their favorite hunting ground for the conventional group hunts of that period. Although the brutal group hunts, remains of medieval times, are not pleasant to remember, but in order not to forget anything about this beautiful place, this should also be said bitterly. This is how the history goes on, brutal and frank.

View of the Palace ''Schönbrunn''
After the death of “Emperor Ferdinand” in 1637, his widow, ”Eleonora von Gonzaga” continued residing at this location. ”Eleonora” who was interested in art and culture, began her lively social life in this residence. She needed a place with artistic beauty that represents her spirit and lifestyle. So in 1642 she issued the order for the construction of a recreational palace. At the same time, the name of the building and the property was changed to ”Schönbrunn”.

The first page of "Marie Antoinette'' wills. ''Marie Antoinette'', Queen of France
With the second Ottoman siege in 1683, glittering lifestyle came to an abrupt end with the destruction of historical monuments and buildings of the area; unfortunately the palace zoo, the recreational Palace and the Park at ”Schönbrunn” were devastated. Under the rule of ”Emperor Leopold I” (Kaiser Leopold I) in 1693, the construction of a grand hunting lodge (Jagdschloss) by ”Johann Bernhard Fischer von Erlach” began. The new edifice, according to a pre-designed map, was partly built on the existing foundations of the recreational Palace of the art lover ‘Eleorona” that had been destroyed by the Turks. Unlike Fischer’s first more or less Utopian design which comprised extensive inclined approaches, colonnades and elaborate waterworks covering the entire area from the banks of the river Wien right up to the palace on the crest of Schönbrunn Hill, this palatial hunting lodge at the foot of the hill was completed in keeping with Baroque architectural principles.

''Franz Joseph'', Emperor of Austria with his mother, "Sophie''
From this period onwards, the ”Schönbrunn palace” saw many changes. Construction and opening of the theater in 1747, construction of a new edifice in the western part of the palace between 1753 to 1763 during the rule of ”Maria Theresia”, the art lover ruler of Austria, has been only a part of the efforts of rulers of Austria in the development and maintenance of this beautiful historic building. This section of ”Schönbrunn palace” history, reminds us of the period of birth of democracy – which of course was quite furious. ”Maria Theresia” was “Marie Antoinette” ‘s mother. The famous “Marie Antoinette” who was the Louis XVI’s wife, the last king of France, before the 1792 revolution. Perhaps this bloody root is the cause of the shaking democracy to this day. Each time I think of “Marie Antoinette” ‘s fate, I remember the first sentences of her last letter to say farewell to her sister-in-law, “Madame Elizabeth” the night before she experiences the guillotine blade, and I get disgusted even of the freedom seeking movement of people. “Marie Antoinette” begins her bitter letter as such: “Dear sister! For the last time I write to you. At this moment I am condemned, not to a shameful death that a criminal deserves, but to re-find your brother [Louis XVI]. Innocent, like him. Hopefully in the last moments, I will be with him. My conscience is clear, when I know the conscience of our people knows we are not offenders. I am deeply sorry for leaving my helpless children behind. [...]”.
When you enter ”Schönbrunn palace”, you will understand why this magnificent palace, one of the most notable works of Baroque period is recognized as part of the world’s cultural heritage.
Construction and transformation of palaces and gardens, ended shortly before ”Maria Theresia” died in 1780. Then again, the castle was abandoned until the “Emperor Franz Karl” (Kaiser Franz Karl) used it as the Summer Palace again. Under his rule, during the years 1805 to 1809 ”Schönbrunn palace” was invaded by “Napoleon”.
In 1814 and 1815 with the approval of Congress of Vienna, it was established that the ”Schönbrunn palace” facade be rebuild and transformed under the imperial architect, “Johann Aman”’s supervision. “Johann Aman” changed the ”rococo” facade to what it looks like today. The sophisticated decorations were removed and replaced by smoother ones. Yellow colour of ”Schönbrunn palace” which remains today and the name ”Schönbrunn Yellow” (Schönbrunner Gelb) is linked with the palace by virtue of its name. ”Franz Joseph”, “Emperor Franz Karl” and “Sophie”’s son was born in 1830 in the eastern part of this palace. He spent his early childhood in this Palace and succeeded to the throne where he lived till his death on November 21, 1916.

Exterior view of the Palace ''Schönbrunn''
”
Schönbrunn palace” is one of the most famous cultural heritage of Austria and since 1960 is considered as one of the most popular tourist destinations in Vienna. Following the downfall of the monarchy in Austria, the garden of ”Schönbrunn palace” is used as a outing places in Vienna. Finally, in December 1996, during the twentieth session of the United Nations World Heritage Committee, ”Schönbrunn palace” was recorded in the World Heritage List of UNESCO. When you enter ”Schönbrunn palace”, you will understand why this magnificent palace, one of the most notable works of Baroque period is recognized as part of the world’s cultural heritage. Before traveling to Vienna, I suggest visiting the ” Schönbrunn” Panorama.
اردوان طاهری/ رادیو کوچه
a.taheri@koochehmail.com
در منطقهای که زمانی نه چندان دور، بیرون از شهر وین بوده است، در میان باغی زیبا، سبز و رنگ به رنگ، قصر شونبرون (Schloss Schönbrunn) بر پهنهی بخش غربی پایتخت اتریش، همچون یادگاری از دوران پادشاهی قدیم بر جای مانده است.
امروز که به قول استاد «محمدابراهیم باستانیپاریزی»، «دختران و پسران، داد دل محرومیتهای دوران فئودالیته را – در این ایام طلایی دموکراسی – از سبزهها و چمنهای پارکهای بورژواها میستانند»، این کاخ زیبای تاریخی، تفرجگاهی است برای مردان و زنانی که در هوای صبحگاهی، نفس باد صبا را در میان درختان سبز باغ «شونبرون» جستوجو میکنند. جهانگردان هم دیدار از اتاقها و سالنهای باشکوه این قصر را بخشی فراموشنشدنی از سفر به پایتخت موسیقی کلاسیک میدانند.

طرح اولیه قصر و باغ «شونبرون» (Schönbrunn)
تاریخ قصر «شونبرون» به قرونوسطا و آغاز قرن ۱۴ میلادی بازمیگردد. در واقع زمین و بنای اولیهی این قصر که «کاتربورگ» (Katterburg) نامیده میشد، در حوزهی املاک وقفی و داراییهای «صومعهی نویبورگ» (Klosterneuburg) واقع شده بود. در گذار صدههای پسین، مستاجران متعددی، از جمله شهردار وین، «هرمن بایر» (Hermann Bayer) در سال ۱۵۴۸ در این املاک وسیع زندگی کردند و در همین دوران، با گسترش املاک و ساختمان آن، این بنای نه چندان درخور توجه، به یک ساختمان ارباب نشین تبدیل شد. در سال ۱۵۶۹ میلادی، در دورهی زمامداری «ماکسیمیلیان دوم» (Maximilian II) این املاک که شامل یک خانه، آسیاب، انبار، بوستان و باغ میوه بود، طی یک قرارداد خرید، به داراییهای خاندان «هابسبورگ» (Habsburg) اضافه شد. «ماکسیمیلیان» علاقهی وافری به توسعهی باغ وحش در املاک خود داشت. در حقیقت، او به مکانی به عنوان شکارگاه و محلی برای زندگی طبیعی پرندگان میاندیشید. البته او در باغی که قرقاولهای شکارگاهش را پرورش میداد، از برخی پرندگان عجیب و غریب سرزمینهای دور، همچون طاووس و بوقلمون هم نگهداری میکرد. آن روزها با امروز ما چندان قابل مقایسه نیست که با پروازی چند ساعته، یک «ایگوانای» (Iguana) بیچاره، از یک کشور آمریکای جنوبی به تهران ما قاچاقی وارد شود و به «تراریوم» (Terrarium) جوانهای اهل ذوق شمال شهر تهران به اسارت درافتد.
وقتی به قصر و باغ «شونبرون» وارد میشوید، متوجه خواهید شد که چرا این امارت دیدنی به عنوان یکی از برجستهترین آثار هنری دوران باروک بخشی از میراث فرهنگی جهان شناخته شده است
پس از مرگ نابههنگام «ماکسیمیلان دوم» در سال ۱۵۷۶ میلادی، «کاتربورگ» به مالکیت «رودلف دوم» (Rudolph II) درآمد. «رودلف» در تعمیر و نگهداری «کاتربورگ» ساعی بود، اما خود هرگز به آنجا نرفت. جانشین او، « قیصر ماتیاس» (Kaiser Matthias) کسی بود که از آن منطقه به عنوان شکارگاه استفاده کرد. داستانی دربارهی وجه تسمیهی قصر «شونبرون» تعریف میکنند؛ محلی که تا آن زمان هنوز «کاتربورگ» نامیده میشد. «قیصر ماتیاس» در تعقیب و گریز یکی از شکارهای خود در سال ۱۶۱۲، چشمهای کشف کرد و به همین سبب، آن منطقه را «چشمهی زیبا» (Schöner Brunnen) نامیدند.

«ماریا ترزیا» (Maria Theresia)
جانشین «قیصر ماتیاس»، یعنی «قیصر فردیناند دوم» (Kaiser Ferdinand II) و همسرش «الیونورا فون گونزاگا» (Eleonora von Gonzaga) که شیفتهی شکار بودند نیز «شونربرونن» (Schöner Brunnen) را بهعنوان شکارگاه مورد علاقهی خود برای شکارهای گروهی مرسوم آن دوران انتخاب کردند. هر چند که یادآوری آن شکارهای گروهی و وحشیانهی به جای مانده از قرون وسطا، چندان خوشایند نیست، اما برای این که نکتهای از تاریخ این قصر زیبا از نظر دور نماند، تلخی را هم باید گفت. این شیوهی تاریخ است؛ بیرحم و بیپرده.

نمایی از داخل قصر «شونبرون» (Schönbrunn)
پس از درگذشت «فردیناند» (Ferdinand) در سال ۱۶۳۷ میلادی، بیوهی او، «الیونورا فون گونزاگا» اقامت خود را در همان محل ادامه داد. «الیونورا» که به هنر و فرهنگ علاقهمند بود، زندگی سراسر پرجنبوجوش و اجتماعی خود را در آن اقامتگاه آغاز کرد. او برای این نوع زندگی، به فضایی که با زیباییهای هنری، معرف روحیه و شیوهی زندگی او باشد نیاز داشت، بنابراین در سال ۱۶۴۲ وی دستور ساخت یک قصر تفریحی را صادر کرد. همزمان، نام ساختمان و املاک نیز به «شونبرون» (Schönbrunn) تغییر یافت.

صفحهی نخست وصیتنامهی «ماری آنتوآنت» (Marie Antoinette)، ملکهی فرانسهصفحهی نخست وصیتنامهی «ماری آنتوآنت» (Marie Antoinette)، ملکهی فرانسه
با محاصرهی دوم عثمانیها در سال ۱۶۸۳ میلادی که با تخریب ابنیهی تاریخی و ساختمانهای منطقه همراه بود، قصر تفریحی و باغ وحش «شونبرون» نیز از ترکتازی عثمانیها در امان نماند. در زمان فرمانروایی «قیصر لیوپولد اول» (Kaiser Leopold I) در سال ۱۶۹۳ ساخت قصر شکار (Jagdschloss) توسط «یوهان برنهاردفیشر فون ارلاخ» (Johann Bernhard Fischer von Erlach) آغاز شد. این قصر جدید، بر اساس یک نقشهی از پیش طراحی شده، بر بخشی از دیوارهای قصر تفریحی «الیونورا»ی هنردوست بنا میشد که به دست ترکان عثمانی به ویرانه تبدیل شده بود. این قصر شکار بر دامنهی کوه و با تغییرات زیادی نسبت به نقشهی اولیه ساخته شد. همچنین راه ارابهروی شیبداری نیز با ستونهای سنگی و فوارههای آبی تا قصر که روی تپهی کوه «شونبرون» پیشبینی شده بود ساخته شد. کل این مجموعه، با ویژگیهای معماری باروک (Barock) مطابق بود.

«فرانتس یوزف» (Franz Joseph)، قیصر اتریش همراه با مادرش، «سوفی» (Sophie)
از این دوران به بعد، قصر «شونبرون» تغییرات بسیاری را پشت سر گذاشت. احداث و افتتاح سالن تاتر در سال ۱۷۴۷ و ساخت یک نیمطبقه در بخش غربی کاخ، بین سالهای ۱۷۵۳ تا۱۷۶۳ در زمان حکمرانی «ماریا ترزیا» (Maria Theresia)، فرمانروای اهل هنر اتریش، تنها بخشی از تلاشهای حاکمان اتریش در گسترش و نگهداری این بنای زیبای تاریخی بود. وقتی به این بخش از تاریخ قصر«شونبرون» میرسیم، گویی به لحظات زایش مردمسالاری – که البته کم هم خشمگین نبود – رسیدهایم. «ماریا ترزیا»، مادر «ماری آنتوآنت» (Marie Antoinette) مشهور، همسر معدوم لویی شانزدهم، واپسین پادشاه فرانسه، پیش از انقلاب خونین سال ۱۷۹۲ بود. شاید همین ریشهی خونین، اسباب تزلزل دمکراسی تا همین امروز است. هر وقت به سرنوشت «ماری آنتوآنت» فکر میکنم، به یاد جملات آغازین نامهی خداحافظی او یا همان وصیتنامهاش، که یک شب پیش از تجربهی تیغهی گیوتین، به خواهرشوهرش، «مادام الیزابت» (Madame Élisabeth) نوشت، از جنبش آزادیخواهی مردم هم منزجر میشوم. «ماری آنتوآنت» نامهی تلخ خود را چنین آغاز میکند: «خواهر عزیز! برای آخرین بار به تو مینویسم. در این لحظه، من محکوم شدهام؛ نه به یک مرگ ننگین، که برای یک جنایتکار درنظر میگیرند، بلکه برای پیدا کردن دوبارهی برادرت [لویی شانزدهم]. بیگناه، همچون او. امیدوارم در واپسین لحظه با او همسان و همراه باشم. وجدان من آسوده است، وقتی که میدانم، وجدان مردم ما را مجرم نمیداند. من عمیقن متاسفم از این که کودکان بیپناهم را تنها رها میکنم. [...]»

نمای بیرونی قصر «شونبرون» (Schönbrunn)
ساخت و ساز و دگرگونی قصر و باغ، اندکی پیش از درگذشت «ماریا ترزیا» در سال ۱۷۸۰ پایان یافت. پس از آن، قصر دوباره به صورت متروکه درآمد تا این که با آغاز فرمانروایی «قیصر فرانتس کارل» (Kaiser Franz Karl) به عنوان قصر تابستانی مورد استفادهی دوباره قرار گرفت. در همین دوران بود که در سالهای ۱۸۰۵ و ۱۸۰۹ قصر «شونبرون» دوبار به تصرف «ناپلئون» (Napoleon) درآمد. در سال ۱۸۱۴ و ۱۸۱۵ با تصویب کنگرهی وین، قرار شد که نمای قصر «شونبرون» زیر نظر معمار سلطنتی، «یوهان امان» (Johann Aman) بازسازی و دگرگون شود. «یوهان امان» نمای شیوهی روکو (Rokoko) را به آن شمایلی که امروز باقی است، تغییر داد. تزیینات بسیار شلوغ روکوکویی حذف و نمایی سادهتر جایگزین آن شد. رنگ زرد قصر «شونبرون» که امروز نیز باقی مانده و به نام «زرد شونبرونی» (Schönbrunner Gelb) معروف است نیز یادگار همین دوران است. «فرانتس یوزف» (Franz Joseph) فرزند «قیصر فرانتس کارل» و «سوفی» (Sophie) در سال ۱۸۳۰ در بخش شرقی همین قصر «شونبرون» متولد شد. او در این قصر، کودکی را به جوانی رساند و به تخت سلطنت نشست و تا لحظهی مرگش در ۲۱ نوامبر ۱۹۱۶ در همانجا اقامت کرد.
شاید همین ریشهی خونین، اسباب تزلزل دمکراسی تا همین امروز است. هر وقت به سرنوشت ماری آنتوآنت فکر میکنم، به یاد جملات آغازین نامهی خداحافظی او یا همان وصیتنامهاش، که یک شب پیش از تجربهی تیغهی گیوتین، به خواهرشوهرش، مادام الیزابت نوشت، از جنبش آزادیخواهی مردم هم منزجر میشوم
قصر «شونبرون» از جمله مشهورترین میراثفرهنگی کشور اتریش بهشمار میرود و از دههی ۱۹۶۰ یکی از مکانهای مورد توجه گردشگران در شهر وین بوده است. پس از انقراض حکومت سلطنتی در اتریش، باغ «شونبرون» به عنوان یکی از تفرجگاههای شهر وین، مورد توجه مردم قرار گرفت. سرانجام در دسامبر سال ۱۹۹۶ در جریان بیستمین نشست کمیتهی میراث جهانی سازمان ملل متحد، «شونبرون» در فهرست میراث جهانی «یونسکو» (UNESCO)[1] ثبت شد. وقتی به «شونبرون» وارد میشوید، متوجه خواهید شد که چرا این قصر باشکوه، که یکی از برجستهترین آثار دوران باروک بهشمار میرود، به عنوان بخشی از میراث فرهنگی جهان شناخته شده است. پیشنهاد میکنم، پیش از سفر به وین، از پانورامای «شونبرون» (Schönbrunn) دیدن کنید.
[۱] – United Nations Educational, Scientific and Cultural Organization
اردوان روزبه / رادیو کوچه
ardavan@koochehmail.com
«هاشم خواستار» معلم ۶۸ ساله و عضو فعال کانون صنفی معلمان خراسان است که از شهریور سال ۸۸ در مشهد بازداشت و به ادارهی اطلاعات آن شهر برده شده بود. وی در ابتدا از سوی دادگاه انقلاب مشهد به شش سال و سپس دو سال حبس تعزیری محکوم شد. آقای خواستار، به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی»، «کمک به برگزاری مراسم ادوار تحکیم و دانشجویان عضو تحکیم وحدت» و «ارتباط با اعضای جنبش دانشجویی» دستگیر شد و از سال گذشته تاکنون علیرغم بیماریهای آرتروز، ناراحتیهای گوارشی و فشار خون از مرخصی محروم بوده است.
گفتوگویی با صدیقه مالکی فرد همسر معلم در بند هاشم خواستار:
با توجه به فرارسیدن ۵ اکتبر برابر با ۱۳ مهر که مصادف با «روز جهانی معلمان» است، این معلم فردای آن روز را «روز دموکراسی» نامگذاری کرده و از فرهنگیان، دانشجویان و خبرنگاران خواسته است، تا در آن روز، دموکراسی گرامی داشته شود.
به گزارش جرس این معلم دربند نامهای از زندان وکیل آباد مشهد به شورای حقوق بشر، دبیر کل EI و فرهنگیان ایران، نوشته است. وی در این نامه موارد نقض حقوق بشر و حقوق انسانی شهروندان و زندانیان در ایران را عنوان کرده و مورد اعتراض قرار داده است.
در بخشی از این نامه وی خطاب به فرهنگیان ایران نوشته است: «همکاران شما در شرایطی پا به کلاس درس میگذارید که جوانان در آتش اعتیاد، فقر، بیکاری، فحشا، طلاق و ….. میسوزند. ما باید قبول کنیم که از ملت جدا نبوده و منافع فرهنگیان از منافع ملت جدا نیست. اگر ملتی به قلههای رفیع توسعهی اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و ورزشی برسد مسلمن ابتدا در آموزش و پرورش تحول عمیق صورت گرفته که نتایجش را بخشهای دیگر جامعه دیده است. اکنون با این استدلال که منافع معلم از منافع ملت جدا نیست این نامه را ادامه میدهم.

چرا در این سی و دو سالی که از انقلاب میگذرد اکثر کشورها از جمله شرق آسیا (بهغیر از کرهی شمالی) و آمریکای لاتین که از ما عقبتر بودند اکنون جزو کشورهای توسعه یافته هستند؟!! کارگران کره جنوبی تا دو سال بعد از انقلاب در ایران کارگری میکردند اما اکنون با خرید نفت و گاز از ما جزو ده کشور صنعتی دنیا هستند. چرا؟
۲۵/خرداد/۱۳۸۸ در پارک ملت مشهد هنگام تظاهرات مردم به نتیجه انتخابات، با اتهام اقدام علیه امنیت داخلی کشور دستگیر و با استناد به
۱- برگزاری بزرگداشت دکتر مصدق در خانه (رژیم شاه از زنده مصدق میترسید اکنون از مردهاش هم میترسند.)
۲-تبلیغ درباره برابری زن ومرد (میگفتم چرا بیضه چپ مرد اگر در تصادف یا دعوا از بین برود درحالی که از نظر جنسی و تولید مثل برایش مشکلی پیش نمیآید دو سوم دیه و اگر زن کشته شود نصف دیه تعلق میگیرد.
۳- دعوت از طاهر احمدزاده جهت گفتن خاطرات رژیم شاه به خانه. تو میخواستی بزرگداشت دو فرزند شهیدش مسعود و مجید را بگیری (طاهر احمدزاده اولین استاندار خراسان بعد از انقلاب، با آقای خامنهای در منزل آقای شانهچی در تهران بودند که مسعود چریک وارد شده و رد پایش به علت عرق پا که نتوانسته کفشش را در بیاورد بر روی ملافه باقی مانده که آقای خامنهای میگوید این رد پنجه شیر است.)
۴- سرکشی از خانوادههای زندانیان سیاسی. اسلام برای کرامت انسانی آمده اما خانواده زندانی چنان باید تحت فشار قرار بگیرند که به عجز و ناله بیفتند تا رافت نظام شامل حالشان شود
۵- به اعتصاب کشاندن معلمان از طریق کانون صنفی فرهنگیان خراسان.
۶- بودن در پارک ملت همزمان با تظاهرات اعتراضآمیز مردم به نتایج انتخابات.
هرکدام از موارد بالا یک سال جمعن شش سال زندان.
سوال: جرم من اقدام علیه امنیت است، اقدام علیه امنیت چه کسانی؟ کدام بنا را میسازند که مانع انجام آن هستیم؟ مواظب باشند از بالای این سازه به پایین سقوط نکنند و یا سازه بر روی سرشان خراب نشود. فساد اداری و فساد قضایی در ایران بیداد میکند و در رتبهبندی کشورها در پایین جدول قرار داریم و نمره ایران از بیست کمتر از یکونیم است چرا؟
من معلم مگر گچ و تختهپاککن دزدیده باشم اعتراض به فساد در سیستم کردهام در زندان هستم. پس پیروان چه کسانی و یا طرفداران چه ایدهای این همه فساد کردهاند که رتبه ایران به قول عوام از در عقب صندلی جلو است.
کشورهای دارای دموکراسی (NGO) ها را تقویت و یا به مردم در تاسیس آن کمک میکنند و بالعکس حکومتهای دیکتاتوری دشمن (NGO) ها هستند. در کشور ما چگونه است؟ در کشورهای دموکراتیک (دارای دموکراسی) محبوبیت حاکمان از طریق صندوقهای رای سنجیده میشود و در حکومتهای دیکتاتوری، زمان ورود به شهرها مردم را جهت استقبال بسیج میکنند. چرا؟ انقلاب یا اصلاح؟ به نظر شما حکومتها انقلاب را بر مردم تحمیل کرده یعنی راهی به جز انقلاب برای مردم نمیگذارند؟ یا مردم انقلاب را بر حکومتها تحمیل کرده و موانع تکامل را از جلو راهشان برمیدارند؟ مثال آب داخل حوض بسیار گندیده است میشود. یک دفعه آب داخل حوض را خالی و حوض را میشویند و پر از آب میکنند که آب آن قابل خوردن باشد یا آب را از یک طرف وارد و از طرف دیگر خارج تا آب بهتدریج زلال و قابل آشامیدن شود.

دولتها کدام راه را میتوانند انتخاب کنند؟ ملتها کدام راه را میتوانند انتخاب کنند؟ در حکومتهای دموکراتیک اتحادیه معلمان و اتحادیه حقوقدانان بالاترین قدرت را دارند و…. در مشهد حقوقدانان میترسیدند وکالت مرا به عهده گیرند چرا؟
ای وطن، ای ایران چهقدر دوست دارم در مقابل ۷۰ میلیون با صدای بلند زار زار گریه کنم و بگویم دوستت دارم. اگر هزار بار بمیرم و هزار با زنده شوم و اعدام شوم باز همین راه را خواهم رفت. آرزو دارم که یک (NGO) بهنام بنیاد دموکراسی و صلح تشکیل دهم.
دوستان، راه آزادی و دموکراسی را در یابید. درآمد نفت باید متعلق به تمام نسلها باشد اما متاسفانه نه تنها برای نسلهای بعدی پسانداز نمیشود که عامل بدبختی نسلهای گذشته و فعلی شده. اگر دولت بودجهاش را از مالیات مردم تامین میکرد به خدا قسم مردم آجرهای ساختمانهای دولتی را در میآوردند که چرا مالیاتهای ما را حیف و میل میکنند. روز ۵ اکتبر برابر ۱۳ مهر روز جهانی معلمان را به شما تبریک میگویم و روز ۶ اکتبر برابر ۱۴ مهر بعد از روز جهانی معلمان را روز دموکراسی نامگذاری میکنم. از همکاران فرهنگی و دانشجویان (من نه تنها دست دانشجویان که پای آنها را نیز میبوسم که جوانیشان را در خدمت آزادی و دموکراسی قرار دادهاند) و خبرنگاران( دست خبرنگاران را نیز میبوسم که همیشه در نوک پیکان برای برخورد با دشمنان آزادی هستند) میخواهم تا هرچه بهتر روز دموکراسی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد گرامی داشته شود و در نتیجه آزادی و دموکراسی به مردم معرفی و نهادینه شود که نجات ایران در آزادی و دموکراسی است. دموکراسی بالاترین دستآورد بشریت و از هر اختراع و اکتشافی بالاتراست.
رونوشت برای دبیر کل محترم
فرد ون لیان EI
This goverment killes the teachers. (farzad kamangar) and put them in presion and Cut out their salary. And don`t let them to organize (NGO) I need your help and all of the teachers round the world.
مشهد زندان وکیلآباد بند ۱/۶ معلم بازنشسته و نماینده معلمان در کانون صنفی فرهنگیان خراسان زنده باد زندان تا برقراری دموکراسی./ سید هاشم خواستار
اردوان روزبه گفتوگویی با صدیقه مالکی فرد همسر معلم در بند هاشم خواستار داشته که در پی میآید:
خبر / رادیو کوچه
بر اساس گزاشهای رسیده، صبح روز سهشنبه ساعت ۹ و سی دقیقه بمب صوتی در داخل بیمارستان الغدیر واقع در میدان الغدیر (شمیراننو) در تهران منفجر شده است.
به گزارش جوان آنلاین، بر اثر این انفجار شیشههای این بیمارستان شکسته شد.
همچنین براساس اعلام پلیس تهران، در این انفجار که «به خاطر اختلاف شخصی مظنون دستگیر شده با مالک داروخانه این بیمارستان صورت گرفته است» کسی زخمی یا کشته نشده است.
از سوی دیگر یکی از مسوولان بیمارستان الغدیر واقع در شرق تهران نیز، با اعلام این که این حادثه ساعت هشت صبح روز سهشنبه روی داده، گفته است: «صدایی در سالن ورودی بیمارستان الغدیر در ساعت هشت صبح به گوش رسید که با حضور حراست این بیمارستان مشخص شد، یک بمب در این سالن جاسازی شده است».
وی که از اعلام نام خود خودداری کرده است، افزوده است: «صدای این انفجار موجب وحشت بیماران و پرسنل بیمارستان شد».
این در حالی است که نیروی انتظامی جمهوری اسلامی «انگیزه شخصی» را علت انفجار روز سهشنبه در بیمارستان الغدیر تهران دانسته است.
از سویی دیگر نیز هفته گذشته و به دنبال کشته شدن دو پزشک، اسماعیل احمدیمقدم، فرمانده نیروی انتظامی علت قتل این پزشکان را همچنین انگیزه شخصی و «انتقامگیری» اعلام کرده بود.
حدود دو هفته پیش دکتر غلامرضا سرابی ، متخصص داخلی و پزشک بیمارستان خاتمالانبیا، وابسته به سپاه پاسداران، هنگام خروج از مطب خود در حوالی نارمک، هدف تیراندازی قرار گرفت و دو روز بعد در بیمارستان درگذشت.
یک روز پیش از آن نیز دکتر عبدالرضا سودبخش ، دانشیار بیمارستان امام خمینی و دانشیار دانشگاه علوم پزشکی تهران، هنگام خروج از مطب خود به ضرب گلوله فرد یا افراد ناشناسی کشته شده بود.
بر اساس اعلام پلیس آگاهی تهران ضاربان هر دو پزشک موتورسوار بودهاند.
خبر / رادیو کوچه
وزارت امور خارجه آمریکا روز سهشنبه، با صدور اطلاعیهای، دولتها و شرکتهای دیگر کشورها را به خودداری از اجرای پروژهها در زمینه انرژی در ایران فرا خوانده است.
به گزارش خبرگزاری «ریا نووستی»، در اطلاعیه ویژه وزارت امور خارجه آمریکا آمده است: «دولت آمریکا، دولتها و شرکتهای خارجی را بهطور مصرانه به قطع فعالیت انتفاعی در بخش انرژی ایران تا زمان اجرای تعهدات بینالمللی این کشور فرا میخواند.»
وزارت امور خارجه آمریکا، «لوک اویل» روسیه، «تورگاز» ترکیه، «توتال» فرانسه، «شل» و همچنین شرکتهای نفتی کویت و هند را از جمله چنین شرکتهایی نامیده است.
طبق گزارش وزارت امور خارجه امریکا علاوه بر این «بریتیش پترولیوم» و «شل» به این وزارتخانه اطلاع دادهاند که دیگر به شرکت هواپیمایی «ایران ایر» سوخت هواپیما تحویل نمیدهند.
خبر / رادیو کوچه
روز دوشنبه، با صدور حکمی از سوی دادگاه انقلاب حسین رونقی ملکی، وبلاگنویس و فعال دانشجویی به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شده است.
به گزارش رهانا، زلیخا موسوی، مادر حسین رونقی با بیان این خبر اظهار داشت: «ابتدا قرار بود حکم حسین را در چهارم مهر ماه اعلام کنند، اما بعد گفتند که در ۱۱ مهر ماه حکم اعلام خواهد شد. در ۱۱ مهر ماه او را بدون اطلاع ما و وکیل به دادگاه آوردند و اجازه دیدن وی را هم به ما ندادند.»
مادر این وبلاگنویس که با نام بابک خرمدین وبلاگنویسی میکرد، ادامه داد: «این حکم از طرف منشی دادگاه به حسین گفته شده است و حتا اجازه ندادند که خود حسین حکم را ببیند. فقط به او گفته شده که ۱۵ سال حبس دریافت کرده است.»
لازم به ذکر است حسین رونقی ملکی، از ۲۲ آذر ماه ۱۳۸۸ بازداشت و به سلولهای انفرادی بند ۲ الف سپاه منتقل شده است.
سهشنبه ۱۳ مهرماه ۱۳۸۹ – ۵ اکتبر ۲۰۱۰
شروع پخش زنده از ساعت ۴/۰۰ بعداز ظهر – به وقت تهران
اجرا: اعظم و زهره
استودیو: دامون
تقویم تاریخ – مریم
گزیدهی اخبار مطبوعات سهشنبه ایران
کوچه مهتابی – «یادگار فراز و فرود سلطنت» - اردوان طاهری
بخش اول اخبار
گفتوگوی روز – «اگر هزار بار بمیرم باز همین راه را خواهم رفت» – اردوان روزبه
روزنگاشت – «نورمن در فضا» - محبوبه
دایرهی شکسته – «متحرکهای کودکانه» - مهشب تاجیک
بخش دوم اخبار
نامآوران نامدار – «صفاریان، عیاران سیستان» - رضا افتخاری
مجلهی خبری کابل – آرین
پسنشینی تند – «نظامیان، حافظان و یا واگذاران قدرت» - اکبر ترشیزاد
بخش سوم اخبار
در شش سال گذشته، ۱۷ شبکه ماهوارهای خصوصی سراسری فعالیت خود را آغاز کردهاند که از این تعداد، دفتر ۱۱ شبکه در شهر کابل قرار دارد. هنگامی که برنامه «افغان استار» شبیه برنامه مشهور تلویزیونی آمریکا یعنی «امریکان ایدول» از شبکههای افغانی پخش میشود، خیابانهای کابل به شکل ملموسی خلوت میشوند. حتا در کشوری که درگیریهای مسلحانه همچنان ادامه دارد و سهم هر فرد از انرژی نسبت به دیگر کشورها، کمتر است همچنان ۶۵ شبکه تلویزیونی محلی قادرند برنامههای جذابی را پخش کنند که مخاطبان را در شهرهای بزرگ نیز جذب کنند.
منبع : خبرنگاران سبز
معمولن بهدلیل نوع پوشش رسانهای از افغانستان اخبار جانبی آن کمتر دیده میشود. الشرقالاوسط در گزارش جالبی به بررسی وضعیت شبکههای تلویزیونی در افغانستان میپردازد که نکات مقایسهای جالبی دارد. وبگاه عصر ایران که این گزارش را منعکس کرده مینویسد: پس از گذشت ۹ سال از سرنگونی دولت افراطگرای طالبان در افغانستان همچنان اکثر زنان کمتر در اماکن عمومی ظاهر میشوند و هنگامی نیز که آنها را میبینید چهرههایشان پشت برقعهای آبیرنگ پنهان است.
اما در شهر مزارشریف که مردمش که به طور نسبی لیبرال هستند یک شبکه تلویزیونی محلی، تصویر دیگری را از زنان افغان به نمایش میگذارد. آنها در یکی از برنامههای خود زنانی را به نمایش میگذارند که به عنوان مدل، لباس میپوشند و در چند هفته، داوران از میان این افراد، بهترینها را انتخاب میکنند.
شبکههای تلویزیونی در صحنه سیاسی افغانستان نیز با انتشار گزارشهای مختلف خبری و حمایت از بخشهای نژادی – زبانی مردم افغانستان، مخاطب جذب میکنند. سران احزاب سیاسی نیز شبکههای تلویزیونی خود را دارند که دولت کرزای را به چالش میکشند.
سریالهای مختلفی که از شبکههای گوناگون افغانستان پخش میشود، همواره محل بحث و جدل بوده است؛ حامد کرزای رییسجمهوری افغانستان پیش از این بارها گفته است درباره اختلاف نظرها در زمینه سریالهای تلویزیونی، طرف محافظهکاران را میگیرد و اجازه نمیدهد برنامههای مخالف فرهنگ افغان پخش شوند. وی با این وجود گفته است که آزادی اطلاعرسانی را تضمین میکند.
«طلوع» یکی از شبکههای ماهوارهای در افغانستان با بیشترین مخاطب است. این شبکه برنامههای خود را به زبان فارسی دری پخش میکند. طلوع و شبکه «آریانا»، در صحنه تلویزیون افغانستان با یکدیگر رقابت میکنند.
شبکه طلوع که در سال ۲۰۰۴ راه اندازی شد ۹۰ درصد از کل آگهیهای تلویزیونی در افغانستان را در اختیار خود دارد و تلاش میکند تا با تنوع بخشیدن به برنامههای خود، تولید برنامههای جوان پسند را بیشتر کند. طلوع همچنین تلاش میکند درباره مسایل و موضوعاتی که در افغانستان، جز موضوعات ممنوعه است، برنامه تهیه کند.

پیش از این طالبان، دریافت برنامههای تلویزیونی را ممنوع اعلام کرده بود. دولت مجاهدین که قبل از طالبان بر سر کار بود نیز حضور زنان را در تلویزیون به عنوان مجری یا خواننده منع میکرد اما هم اکنون در سایه ریاست جمهوری حامد کرزای فعالیت شبکههای تلویزیونی ماهوارهای شکوفا شده است.
در شش سال گذشته، ۱۷ شبکه ماهوارهای خصوصی سراسری فعالیت خود را آغاز کردهاند که از این تعداد، دفتر ۱۱ شبکه در شهر کابل قرار دارد.
برنامههای این شبکهها متشکل از اخبار، موسیقی محلی و سریالهای وارداتی و افغانی است. این سریالها با استقبال زیادی روبهرو میشوند و هزاران نفر را برای تماشای آنها، به قهوهخانهها و بستنی فروشیها میکشانند. همچنین برنامههایی که در آن مردم با مجریها تماس تلفنی میگیرند نیز با استقبال بسیار زیاد مردم روبهرو میشوند.
البته هنگامی که دولتمردان افغانی کنترل شبکههای تلویزیونی را در اختیار خود میگیرند درباره اینکه چه برنامهای پخش شود تصمیمگیری میکنند و نتیجه این میشود که فیلم مستندی درباره عبدالرشید دوستم پخش میشود که در آن دوستم سوار بر اسب، نیروهای طالبان را در شمال افغانستان، تعقیب میکند.
حامد کرزای رییسجمهوری افغانستان پیش از این بارها گفته است درباره اختلاف نظرها در زمینه سریالهای تلویزیونی، طرف محافظهکاران را میگیرد و اجازه نمیدهد برنامههای مخالف فرهنگ افغان پخش شوند
هنگامی که برنامه «افغان استار» شبیه برنامه مشهور تلویزیونی آمریکا یعنی «آمریکان ایدول» از شبکههای افغانی پخش میشود، خیابانهای کابل به شکل ملموسی خلوت میشوند. حتا در کشوری که درگیریهای مسلحانه همچنان ادامه دارد و سهم هر فرد از انرژی نسبت به دیگر کشورها، کمتر است همچنان ۶۵ شبکه تلویزیونی محلی قادرند برنامههای جذابی را پخش کنند که مخاطبان را در شهرهای بزرگ نیز جذب کنند.
به عنوان مثال در کابل از هر ۱۰ نفر، هشت نفر به تلویزیون دسترسی دارد اما این گونه نیست که هر خانواده دارای تلویزیون ویژه برای خود باشد بلکه اکثر برنامههای تلویزیونی در جمعهای چند نفره دیده میشود.
گروههای کوچکی از افغانها در آرایشگاهها، نانواییها و بیرون مغازههای فروش دستگاههای الکترونیکی و تلویزیون، به تماشای برنامهها میپردازند. فیلمهای کمدی و سریالهای خانوادگی خارجی و برنامه «افغان استار» با اقبال زیاد افغانها روبهرو هستند. برخی از شبکههای تلویزیونی در افغانستان، فیلمها و سریالهای ایرانی و هندی نیز پخش میکنند.
تا چند وقت پیش نیز شبکه «امروز» افغانستان برنامههای ویژهای را برای جوانان افغان پخش میکرد؛ از میان این برنامهها میتوان به برنامه «بیا و ببین» اشاره کرد که افراطگرایان و محافظهکاران را به طنز میکشید. برنامه دیگر، «افغان مدل» بود که نمایشهای مدل را پخش میکرد و مسابقهای درباره زیبایی داشت که مردان و زنان شیک پوش، بر روی سکو میرفتند و البته در این برنامه، زنان کلاه بر سر داشتند.
این برنامهها خشم هیت وزیران افغانستان را به دنبال داشت. در اواخر ژوئیه گذشته دولت افغانستان این شبکه را به اتهام تحریک اختلافات دینی و آسیب زدن به وحدت ملی، به صورت موقت تعطیل کرد.
یکی از کارشناسان مسایل تلویزیون در افغانستان میگوید: غیرممکن است که یکی از سران گذشته جنگ در افغانستان، هم اکنون شبکه تلویزیونی شخصی نداشته باشد. آگهیها، پول زیادی را نصیب این شبکهها نمیکنند؛ تامین مالی بسیاری از شبکههای تلویزیونی خصوصی در افغانستان از طرف دولت یا طرفهای خارجی و صاحبان طرحهای بزرگ اقتصادی است و بنابراین، عجیب نیست که بسیاری از سیاستمداران برجسته و کارگزاران دولتی افغان شبکههای تلویزیونی خصوصی را تامین مالی میکنند.
بهعنوان مثال برهانالدین ربانی، رییسجمهوری سابق افغانستان که هم اکنون سمت رییس انجمن اسلامی افغانستان را و رهبری ائتلاف مخالفان دولت (جبهه ملی افغانستان) را برعهده دارد مالک شبکه «نور» است که برنامههای گفتوگویی را بهنام «پایان راه» پخش می کند که معمولن بر انتقاد از کرزای متمرکز است.
آزادی رسانهها همچنان در افغانستان با چالشهای جدی روبهرو است
از سوی دیگر شبکه «آینا» یا زن که عبدالقادر دوستم مالکیت آن را به عهده دارد سعی میکند تا برادرش عبدالرشید دوستم را همیشه در نگاهها برجسته کند. عبدالرشید دوستم شخصیت برجسته ازبک هاست که قبل از این در مبارزه با طالبان نقش مهمی داشت. هماکنون این شبکه، موسیقی ترکی و کشورهای آسیای مرکزی را پخش میکند و برنامههایی را در تایید عبدالرشید دوستم و فیلمهای آرشیوی وی پخش میکند.
«راه فردا» نیز شبکه تلویزیونی متعلق به حاجی محمد محقق است. محقق یکی از سران سابق مجاهدین و از اعضای پارلمان افغان است. وی یکی از معروفترین حامیان افغانهای هزاره و شیعه است. شبکه راه فردا برنامههای ورزشی، دینی و سیاسی مانند «المناره» و «مترجم سیاسی» با محوریت گفتوگوهای سیاسی پخش میکند.
این شبکه همچنین بهصورت منظم سخنرانیهای محقق را پخش و فیلمهایی را درباره فعالیتهای ضد طالبان وی ارایه میکند. این درحالی است که در آمریکا، مالکان و صاحبان رسانهها، به صورت برجسته در رسانههای خود ظاهر نمیشوند. با همه اینها، آزادی رسانهها همچنان در افغانستان با چالشهای جدی روبهرو است.
چندی پیش سیدحمید نوری نائب رییس انجمن روزنامهنگاران مستقل را در حالی که به ضرب گلوله کشته شده بود، خارج از منزلش پیدا کردند. آمارها حاکی از ان است که از سال ۲۰۰۱ تاکنون ۲۷ روزنامهنگار در افغانستان کشته شدهاند که ۱۲ نفر از آنها غیرافغانی بودند.
خبر / رادیو کوچه
روز دوشنبه و بنا به اعلام همسر نسرین ستوده، این وکیل زندانی در اعتصاب غذا به سر میبرد.
به گزارش دویچه وله، نسرین ستوده، وکیل که از تاریخ ۱۳ شهریور ماه در زندان به سر میبرد به گفتهی همسرش رضا خندان از ۲۷ شهریور هیچگونه تماسی با خانوادهاش نداشته است.
آقای خندان میگوید همسرش تاکید کرده بود که اگر فاصله تماسهای تلفنیاش بیشتر از چهار روز شود، دست به اعتصاب غذا خواهد زد. به این ترتیب او احتمال میدهد که نسرین ستوده از تاریخ اول مهرماه در اعتصاب غذا به سر میبرد.
به گفتهی آقای خندان، نگرانی وی از آنجا است که مقامات قضایی اجازه شرکت خانم ستوده در مراسم ختم پدرش را نیز ندادهاند.
وی اضافه کرد: «علیالخصوص نگرانی من از آنجا بیشتر شد که ما تمام مدارک مربوط به فوت پدرشان را که از ما خواسته بودند ارایه کردیم تا این که به ایشان برای شرکت در مراسم ختم پدرشان مرخصی بدهند. حتا وثیقهای هم خواسته بودند که سند ملکی آماده شد و بردیم آنجا ارایه کنیم تا مرخصی بدهند که لحظات آخر مخالفت شد. در حالی که خود بازپرس در ابتدا موافقت کرده بود. من تصورم براین است و نگرانیام از آنجاست که ایشان احتمالن شرایط مناسبی نداشته که بتوانند مرخصشان کنند برای مراسم ختم پدرشان بیایند».
رضا خندان میگوید که طی این مدت دوبار به دادستانی مراجعه کرده و یک بار هم تقاضای ملاقات با دادستان را داده ولی به هیچیک از نامهها و درخواستهایش پاسخی داده نشده است.
بیشتر بخوانید:
«بازداشت نسرین ستوده، وکیل دادگستری در اوین»
آرین / دفتر کابل / رادیو کوچه
پلیس افغانستان یک مقام بلند پایه کمیسیون مستقل انتخابات این کشور را به اتهام تقلب در انتخابات بازداشت کرد. مقامات پلیس در استان خوست امروز اعلام کردند شهزاده حسن رییس کمیسیون مستقل انتخابات در آن استان را بر اساس دستور وزارت داخله بازداشت کردهاند.
دو روز پیش فضل احمد معنوی رییس عمومی کمیسیون برگزاری انتخابات افغانستان اعلام کرد طی مکتوبی از وزارت داخله خواسته است تا یک مقام آن کمیسیون را که برای تقلب زمینهسازی کرده بود بازداشت کند.
قرار است این شخص به دادستانی معرفی شود تا به اتهامات وی رسیدگی گردد.

کمال شاه مسوول دفتر کمیسیون شکایات انتخاباتی در استان خوست که مسوولیت رسیدگی به شکایات را دارد گفت: «علیه آقای شهزاده حسن شکایات زیادی ثبت شده است.»
وی افزود عمده ترین شکایات علیه این شخص استخدام کارمندان محلی در بدل دریافت پول میباشد و این کارمندان محلی به نفع نامزدان مشخص دست به تقلب زدهاند.
این در حالیست که مسوولان کمیسیون مستقل انتخابات اعلام کرده است، اگر علیه هر کارمند این کمیسیون اسنادی مبنی بر تقلب بهدست آید وی را به دادستانی معرفی میکنند.
خبر / رادیو کوچه
روز سهشنبه، در اثر وقوع سه انفجار پیاپی در ولایت قندهار در جنوب افغانستان، چهار مامور پلیس افغان کشته شدهاند.
به گزارش بیبیسی، هدف از این انفجارها، که به فاصله چند دقیقه از یکدیگر در محلی در خارج از شهر قندهار روی داد، یک ستون نیروهای امنیتی افغان بود.
براساس همین گزارش، حداقل ده نفر نیز در اثر این انفجارها زخمی شدهاند.
در همین حال، در نتیجه حوادث گوناگون در نقاط مختلف افغانستان، چهار نظامی عضو نیروهای ناتو مستقر در این کشور هم جان خود را از دست داده اند.
حکومت افغانستان در کابل در تلاش است تا گروه طالبان را به آشتی تشویق کرده و از طریق مذاکره، به خشونت های جاری خاتمه دهد.
محبوبه / رادیوکوچه
mahboobeh@koochehmail.com
چهارم اکتبر ۲۰۱۰ برابر بود با درگذشت «نورمن ویزدوم» کمدین معروف انگلیسی که حدود شصت سال در عرصههای مختلف تاتر، سینما و تلویزیون حضور فعالی داشت. او که متولد سال ۱۹۱۵ بود شب گذشته در سن ۹۵ سالگی درگذشت.
«نورمن ویزدوم» در چهارم فوریه سال ۱۹۱۵ میلادی در «لندن» بهدنیا آمد. او فعالیت در سینما را از سال ۱۹۴۸ آغاز کرد. نورمن با کلاه پارچهای و کت و شلوار گشاد معروفاش در بیش از بیست فیلم به بازی پرداخت.

او در سال ۱۹۴۷ با «فردا سیمپسون» ازدواج کرد که حاصل این ازدواج دو فرزند پسر بود. اما زندگی آنها بعد از بیستویک سال به جدایی کشید.
ویزدوم در نودمین سالروز تولدش، در سال ۲۰۰۵ از فعالیت هنری کناره گرفت و به بیش از نیم قرن حضور در عرصه سینما و تلویزیون پایان داد. با این وجود در سال ۲۰۰۷ در یک فیلم کوتاه بهنام «اسپرسو» در نقش یک کشیش بازی کرد و سود حاصل از فروش دیویوی این فیلم به یک موسسه حمایت از بیماران سرطانی تعلق گرفت.
وی علاوه بر حضور در نمایشها و برنامههای مختلف تلویزیونی در بیش از ۲۰ فیلم سینمایی که کمدی بودند ایفای نقش کرد و در سال ۲۰۰۰ برای فعالیتش در زمینه هنر و سرگرمی از دربار سلطنتی بریتانیا لقب «سر» گرفت.
فیلمهای کمدی نورمن بهویژه در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ میلادی شهرت زیادی پیدا کرد و در اکثر کشورهای جهان به نمایش درآمد.

حتا جالب است بدانید «چارلی چاپلین» کارهای نورمن ویزدوم را تحسین کرده و گفته بود که اگر کسی بخواهد جانشین من شود آن شخص نورمن است.
از جمله فیلمهای معروف نورمن که در ایران هم به نمایش درآمدهاند می توان به «نورمن در فضا»، «لهله بچهها»، «سر بزنگاه»، «قصاب باشی»، «جاده صاف کن» و «شیرفروش» اشاره کرد.
به گزارش آشیتود پرس، وضعیت جسمی نورمن طی ماههای اخیر بر اثر چند بار سکته وخیم شده بود و در نهایت در چهارم اکتبر در یک خانه سالمندان در جزیره موسوم به «آیل آومن» واقع در شمال غرب «انگلیس» درگذشت.
خانواده نورمن ویزدوم با انتشار بیانیهای ضمن تایید مرگ وی اعلام کردند با اینکه نورمن طی روزهای اخیر از نظر جسمی و ذهنی دچار مشکلات جدی شده بود، ولی در خواب و در کمال آرامش از این دنیا رفت.
نورمن ویزدوم کمدین معروف انگلیس حدود ۶۰ سال در عرصههای مختلف تاتر، سینما و تلویزیون حضور فعال داشت.
منبعها:
ویکی پدیا
صدای آمریکا
خبر / رادیو کوچه
عضو فراکسیون خط امام مجلس روز سهشنبه در اظهارنظری در خصوص عملکرد صداوسیمای جمهوری اسلامی عنوان کرد اگر بنا باشد تغییری در رفتار و عملکرد این سازمان ایجاد شود هیچ راهی جز اینکه رسانههای مشابه صداوسیما که تحت سیطره حاکمیت نباشد اجازه فعالیت پیدا کنند.
به گزارش پارلماننیوز، جمشید انصاری با اشاره به عملکرد صداوسیما بهخصوص رفتار این رسانه در برابر مجلس گفت: «از آنجا که صداوسیما رسانه حکومت تلقی میشود بیانگر دیدگاههای حکومت است و آنچه که توسط برنامههای سیاسی از این رسانه پخش میشود به نوعی ترجمان دیدگاههای حاکمیت است.»
عضو فراکسیون خط امام مجلس همچنین در خصوص احتمال تحقیق و تفحص از عملکرد صداوسیما عنوان کرد: «تحقیق و تفحص در دو دوره انجام شد یکی در زمان ریاست آقای محمد هاشمی و دیگری در زمان ریاست آقاب لاریجانی که در هر دو مورد انتقادات جدی به عملکرد مدیریتی و موضعگیریها و همچنین مسایل مالی مطرح شد ولی هیچکدام از این گزارشها به نتیجه خاصی نرسید.»
مرتضا خسروی (هیچ) – رادیو کوچه

رادیو کوچه
روز سهشنبه و در پی دخالتهای دولت نیجریه در مسایل و تصمیمگیری فدراسیون فوتبال این کشور باعث شد فیفا فدراسیون این کشور را تعلیق کند.
به گزارش آسوشیتدپرس، با تعلیق در نظر گرفته شده، فوتبال نیجریه در گام نخست، حضور در جام ملتهای آفریقا را از دست داده و باید نگران محرومیتها و جریمههای نقدی در آینده باشد.
انتخاب رییس کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال نیجریه با دخالت دولت این کشور انجام شده و گزارش این حرکت غیردموکراتیک توسط یکی از اهالی قدیمی فوتبال نیجریه که مورد اعتماد فیفا نیز بوده صورت گرفته است.
مقامات انضباطی فیفا اعلام کردهاند تعلیق فوتبال نیجریه تا زمانی است که نشانههایی از رعایت دموکراسی در انتخابات فدراسیون فوتبال دیده شود.
رادیو کوچه
«نورمن ویزدم» هنرپیشه سرشناس انگلیسی، روز دوشنبه در سن ۹۵ سالگی درگذشته است.
به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، وضعیت جسمانی «نورمن»، در ماههای گذشته، بر اثر چند سکته ناقص وخیم شده بود.
وی در یکی از خانههای سالمندان در «آیل آو من» جزیرهایی در شمال غربی بریتانیا درگذشت.
فیلمهای کمدی «نورمن ویزدم»، بهخصوص در دهه ۵۰ و ۶۰ میلادی تماشاگران بسیار داشت.
این کمدین در سال ٢٠٠٠ به دلیل بیش از نیم قرن تلاش هنریش از ملکه بریتانیا لقب «سر» دریافت کرد و پس از بازی در فیلمی کوتاه به نام «اسپرسو» درسال ٢٠٠٧ برای همیشه از فعالیتهای هنری کناره گرفت.
مریم / رادیوکوچه
maryam.m@koochehmail.com
- 5 اکتبر روز جهانی معلم.
- ۵۷۹ میلادی – ارتش ایران مرکب از چهلهزار سوار و یکصدهزار پیاده، سوریه را از دست رومیها خارج کرد و نزدیک به ۲۰ هزار رومی را به اسارت گرفت. ژوستین دوم امپراتور روم که دو بار از «خسروانوشیروان» شکست نظامی خورده و از فرط اندوه خود را بازنشسته و خانهنشین کرده بود پیش از کنارهگیری، ژنرال «تیبریوس» را جانشین خود کرده بود تا بتواند از عهده ارتش ایران برآید که تیبریوس هم در جنگ اکتبر ۵۷۹ شکست خورد، ولی دیگر ژوستین دوم زنده نبود تا خبر این شکست را بشنود.
- ۱۹۸۱ میلادی – «گلوریا گراهام» بازیگر فیلمهای سینمایی آمریکا، پنجم اکتبر در جریان ایفای نقش در یک فیلم در دست تولید درگذشت.
- ۱۸۸۷ میلادی – زادروز «رنه کاسین» حقوقدان فرانسوی و مبارز تامین حقوق بشر و نویسنده اعلامیه جهانی حقوق بشر است که پنجم اکتبر بهدنیا آمد و بیستم فوریه ۱۹۷۶ درگذشت. وی که سالها رییس دادگاه اروپایی حقوق بشر بود در سال ۱۹۶۸ برنده جایزه صلح نوبل شد. رنه کاسین که از یهودیان فرانسه بود عقیده داشت که مشکل بزرگ بشر، از پیدایش تاریخ در چهارهزار سال پیش از میلاد تا کنون، نقض حقوق مسلم و طبیعی او بوده و تا این مسئله حل نشود، بشر نیکبخت نخواهد شد و جنگ و جدال، عصیان و جرم به پایان نخواهد رسید.
- ۱۹۰۸ میلادی – «بلغارستان» که قرنها ضمیمه عثمانی بود از این کشور جدا شد و اعلام استقلال کرد. این اقدام باعث جنگ دو کشور شد که به جنگ بالکان (درگیری چند دولت این منطقه) منجر شد زیرا بلغارستان مستقل، مدعی اراضی دیگری هم بود.
- ۱۷۱۳ میلادی – «دنیس دیدروت» (Denis Diderot) فیلسوف، نویسنده و روشنفکر فرانسوی که دایرهالمعارف را برای گسترش آگاهیهای مردم تالیف کرد بهدنیا آمد، ۷۱ سال عمر کرد و پیروزی انقلاب فرانسه را که در آرزویش بود به چشم دید.
- ۱۸۸۵ میلادی – «رابرت گدارد» مخترع و دانشمند آمریکایی پیشگام در ساخت «موشک سوخت مایع کنترلشونده» و پدر علم ساخت و پرتاب راکت نوین، متولد شد.
- ۱۹۸۶ میلادی – روزنامه بریتانیایی «ساندیتایمز» اطلاعات و تصاویری محرمانه از فعالیتهای هستهای اسراییل را که توسط «مردخای وانونو» در اختیارش قرار داده شده بود، منتشر کرد.
- ۱۳۸۰ خورشیدی – درگذشت «فریدون فروغی»، آهنگساز، نوازنده، شاعر و خواننده ایرانی. او از خوانندگان مشهور موسیقی پاپ ایرانی است.
- ۱۳۲۸ خورشیدی – زادروز «ابراهیم حقیقی» طراح ایرانی. تحصیلات او دیپلم ریاضی سال ۱۳۴۶ و کارشناسی ارشد معماری دانشکده هنرهای زیبا از دانشگاه تهران و عضو انجمن بینالمللی طراحان گرافیک، انجمن تصویرگران کتاب کودک و انجمن فیلمسازان مستند ایران است. ابراهیم حقیقی از سال ۱۳۴۷ تا کنون طراح کتابها و مجلات گوناگون بوده است.
خبر / رادیو کوچه
روز دوشنبه، علی مطهری، نماینده اصولگرای مجلس در پی شکایت محمود احمدینژاد، رییس جمهوری اسلامی از او، در دفاعیه خود آورده است که اگر نتوان از رییس جمهوری انتقاد کرد، جمهوری اسلامی فرقی با دیکتاتوری نخواهد داشت.
آقای مطهری متن دفاعیهاش را که روز دوازدهم مهرماه منتشر کرد، بیش از دو ماه پیش به دادسرای کارکنان دولت فرستاده و همان زمان گفته بود که در صورت لزوم، آن را منتشر خواهد کرد.
آقای مطهری در بخشی از دفاعیه خود در پاسخ به شکایت آقای احمدینژاد، دلایلش را در خصوص نقش آقای احمدینژاد در ممانعت از سخنرانی سیدحسن خمینی در روز ۱۴ خرداد، سالگرد درگذشت آیتاله خمینی شرح داده است.

او در دفاعیهاش با اشاره به دیر آمدن آقای احمدینژاد به مراسم، برخورد او با دبیر ستاد برگزاری مراسم و اعلام سخنرانی آیتاله خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی بلافاصله پس از پایان سخنانش را «تحریک آشکار» مردم دانسته است.
به نظر آقای مطهری نوع سخنان آقای احمدینژاد در آن مراسم «به جای وحدت، تفرقهانگیز» بود.
لازم به ذکر است علی مطهری بارها پس از انتخابات ریاست جمهوری، آقای احمدینژاد را در افزایش ناآرامی مقصر دانسته بود.
رادیو کوچه
روز دوشنبه، رابرت ادوارد، دانشمند بریتانیایی، به خاطر تلاشهایش در جهت درمان نازایی، موفق به دریافت جایزه نوبل سال ۲۰۱۰ شده است.
به گزارش بیبیسی، آقای ادوراد، که از او به عنوان پدر لقاح مصنوعی نیز یاد میشود، نخستین تلاشهای خود برای درمان نازایی را در دهه ۵۰ میلادی آغاز کرد و با تولد نخستین نوزاد حاصل از لقاح مصنوعی در اواخر دهه ۷۰، رویای او برای درمان نازایی به واقعیت نزدیک شد.
پس از این موفقیت، تاکنون بیش از چهار میلیون کودک بر اثر لقاح مصنوعی به دنیا آمدهاند و دانشمندان امیدوارند که در سالهای نردیک نازایی را بهطور کامل درمان کنند.
حدود ۱۰ درصد از زنان جهان با مشکل نازایی مواجهاند و سالانه میلیاردها دلار برای درمان خود هزینه میکنند.
خبر / رادیو کوچه
روز دوشنبه، حشمتاله طبرزدی، دبیرکل جبهه دموکراتیک ایران، پس از انتقال از زندان رجاییشهر به دادگاه انقلاب جهت ابلاغ حکم، متن اعتراضی خود نسبت به حکم صادره را به ریاست شعبهی ۲۶ دادگاه انقلاب، ارایه کرده است.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، صبح روز یکشنبه، حشمتاله طبرزدی سخنگوی شورای همبستگی برای دمکراسی و حقوق بشر در ایران، از زندان رجاییشهر به دادگاه انقلاب، جهت ابلاغ حکم ۹ سال و نیم حبس تعزیری منتقل شد.
لازم به ذکر است در جلسه دادگاه این فعال سیاسی، هیچیک از وکلای ایشان، نسرین ستوده و محمد اولیاییفر حضور نداشتند چرا که هر دو در بازداشت به سر میبرند.
شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به قضاوت پیرعباسی، حشمت طبرزدی را به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» یک سال، «توهین به رهبر جمهوری اسلامی» دو سال، «برهم زدن نظم از طریق شرکت در تجمعات به قصد تخریب اموال عمومی» یک سال و ۷۴ ضربه شلاق و «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی» به پنج سال حبس محکوم کرد که در مجموع این فعال سیاسی شناختهشده به ۹ سال و نیم حبس تعزیری محکوم شد.
این حکم به استناد مواد ۵۰۰، ۵۱۴، ۶۱۰ و ۶۱۸ قانون مجازات اسلامی صادر شده است.
حشمتاله طبرزدی متن اعتراضی خود را در پایان جلسه دادگاه به قاضی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست پیرعباس تحویل داد.
از جمله موارد مهم این متن اعتراضی موارد ذیل است:
۱٫ از روز اول این دادگاه را قبول نداشتم و فشار دستگاه اطلاعات برای صدور اشد مجازات را یکی از دلایل بیاعتباری این دادگاه اعلام کرده بودم.
۲٫ از دادگاه امنیتی انتظار این حکم میرفت.
۳٫ این چوب الف در وحله اول عدالت و بعد متهم و بعد قاضی را قربانی میکند.
بیشتر بخوانید:
«۹ سال حبس و شلاق محکومیت طبرزدی»
محمدرضا / رادیو کوچه
mohamadreza@koochehmail.com
مهمترین عنوانهای مطبوعات امروز ایران:
ایران
http://www.iran-newspaper.com/
1) پیام قاطع سران تهران به کاخسفید.
روسای قوای مجریه، مقننه و قضاییه اقدام «اوباما» را در تحریم ۸ مقام کشورمان به استهزا گرفتند و محکوم کردند. «احمدینژاد» رییسجمهوری: «بهفضل الهی و بهواسطه خود باوری و ایستادگی ملت ایران اقدامات مستکبران هیچ تاثیری نداشته است.»
«لاریجانی»، رییس مجلس: «اگر اسم این اقدامات را مدیریت جهانی میگذارند، پیشنهاد میکنیم دارایی همه مسوولان ایرانی را بلوکه کنند که شاید تشفی خاطر شود و از آلام و کدورت شکستهای پیدرپی در منطقه، آرامش موقتی و کاذب برای خود دست و پا کنند.»
«آملی لاریجانی»، رییس قوه قضاییه: «این مسئله که رییسجمهوریی یک کشور مدعی حقوقبشر بهصورت یکطرفه و بدون انجام مراحل و مقدمات حقوقی و قضایی، راجع به مسوولان یک کشور دیگر احکامی را جاری کند نشان میدهد که تا چه حد ادعای پایبندی آنان بهقانون و حقوقبشر دروغ است.»
۲) صدور قبضهای جدید برای مصرف آب و برق.
از دوره بعد که قبضهای آب و برق صادر میشود و پس از اجرای هدفمندی یارانهها، سه راهکار برای شفافشدن و سادهشدن قبضها اجرا میشود. نخست، پلههای تعرفه کاهش مییابد. دوم، الگوی مصرف در قبض مشخص میشود. سوم، قبضها بهنحوی ساده میشود که مشترکان بتوانند خود به راحتی میزان مصرف و بهای آن را محاسبه کنند.
جام جم
۱) تحریمهای نظام سلطه بیتاثیر است.
http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100887474576
رییس جمهوری با بیان اینکه مجلس و دولت باید خودشان را در فضای حاکمیت جهانی و اثرگذاری در تحولات جهانی تعریف کنند تاکید کرد که نباید خودمان را بهمسایل پیش پا افتاده مشغول کنیم.
۲) ملاک وحدت مقام معظم رهبری است.
http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100887473346
رییس مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه این شبهه وجود دارد که برخی صحبت از وحدت میکنند اما در عمل بهتفرقه دامن میزنند، گفت: «مسوولان حرف غیر ضروری نزنند که دیگران را به اظهارنظر وادار کنند.»
۳) قیمت خرید و فروش مسکن در بهار ۸۹ افزایش یافت.
http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100887496725
درحالی که بانک مرکزی از کاهش نرخ تورم خبر میدهد، قیمت خرید و فروش مسکن بهعنوان یک کالای مورد محاسبه در نرخ تورم براساس گزارش مرکز آمار در بهار ۸۹ در سطح شهرتهران ۱۹٫۴ درصد نسبت به زمستان ۸۸ افزایش یافته است.
کیهان
۱) تظاهرات میلیونی در شهرهای آمریکا.
http://www.kayhannews.ir/890713/16.htm#other1607
تا استقرار عدالت مبارزه میکنیم.
تظاهرات میلیونی مردم آمریکا در اعتراض به بیعدالتی و ناکارآمدیهای سیاسی، اجتماعی حاکمیت این کشور در سراسر ایالاتمتحده برگزار شد. صدها هزار نفر از مردم سراسر ایالاتمتحده در بازار ملی واشنگتن گرد هم آمده و در اعتراض به بیکفایتی سیاسی و اقتصادی نظام سیاسی این کشور دست به تظاهرات زدند. علاوه بر تظاهرات واشنگتن، در دهها شهر دیگر آمریکا نیز تجمعاتی با اهداف یکسان برگزار شد. این اعتراضات سراسری که از سوی بیش از ۴۰۰ سازمان و نهاد غیردولتی آمریکایی ترتیب داده شده بود، سران کاخ سفید را وحشت زده کرد.
۲) کاهش قیمت سکه و ارز در بازار.
http://www.kayhannews.ir/890713/4.htm#other409
دیروز هر قطعه سکه تمام بهار آزادی طرح جدید با ۲۰ هزار ریال کاهش، ۳ میلیون و ۰۴۲ هزار ریال فروخته شد. همچنین در بازار ارز تهران هم، هر یورو ۱۵ هزار و ۱۰۰ ریال، دلار آمریکا ۱۰ هزار و ۸۰۰ ریال، فروخته شد.
رسالت
۱) تشییع پیکر پاک ۲۶ شهید گمنام در شش استان.
http://www.resalat-news.com/Fa/?code=41281
همزمان با ایام شهادت «امام جعفر صادق» آل محمد علیه السلام، دیروز پیکرهای مطهر و نورانی ۲۶ شهید گمنام دفاع مقدس در شش استان ، تشییع و خاکسپاری شدند. این شهدای معظم مربوط به عملیاتهای والفجر چهار، قدس سه، بیتالمقدس، رمضان، خیبر و تک عملیاتی دشمن در سال ۶۷ هستند که بهترتیب در مناطق عملیاتی «پنجوین، عین منصور، شلمچه، جزیره مجنون، هورالعظیم و فاو» کشف شدهاند.
۲) آمریکا دیگر ابرقدرت نیست.
http://www.resalat-news.com/Fa/?code=41342
«بیل کلینتون» معتقد است که آمریکا باید خود را برای از دست دادن ابرقدرتی جهان بهدلیل رشد سریع اقتصادی کشورهایی چون چین و هند آماده کند.بهگزارش ایسنا، بیل کلینتون، رییسجمهوری اسبق آمریکا در هفتمین نشست سالانه راهبرد اروپایی «یالتا» در شبه جزیره «کریمه» در اوکراین گفت: «با دستیابی بهبرتری اقتصادی، کشورها برای کسب قدرت نظامی قویتر صرفن بر خود متکی میشوند و دیگر نیازی به آمریکا ندارند.»
تهران امروز
۱) جلسه ویژه برای قیمت بلیت هواپیما.
http://www.tehrooz.com/
امروز جلسه ستاد تنظیم بازار با حضور معاون اول رییسجمهوری برگزار میشود و در آن بهطور ویژه موضوع افزایش قیمت بلیت هواپیما و عواقب آن در بازار مورد ارزیابی قرار میگیرد. افزایش قیمت بلیت هواپیما به میزان ۳۰ درصد از سوی شورای عالی هواپیمایی یکبار دیگر باعث شد تا بحثها بر سر قانونی و غیرقانونیبودن این افزایش شکل بگیرد.
۲) واکنش صالحی به جدیدترین سخنان مدودف.
http://tehrooz.com/1389/7/13/TehranEmrooz/388/Page/4/
رییس سازمان انرژی اتمی کشورمان به جدیدترین سخنان «دیمیتری مدودف» واکنش نشان داد. «علیاکبر صالحی» گفت: «ایران هیچگاه قصد سرمایهگذاری در غنیسازی اورانیوم روسیه را نداشته و ندارد و سرمایهگذاریهای غنیسازی جمهوری اسلامی ایران صرفن داخلی است.»
آفرینش
۱) احمدی نژاد: «وزارت مسکن بهجای آپارتمان ویلا بسازد.»
http://www.afarinesh-daily.com/afarinesh/News.aspx?NID=70582
«دکتر محمود احمدینژاد» تامین مسکن را موجب آرامش جامعه دانست و خاطرنشان کرد: «وزارت مسکن آهسته آهسته از ساخت آپارتمانهای کوچک ۶۰ و ۷۰ متری به سمت ساخت منازل ویلایی در ابعاد نه چندان بزرگ برود.»
۲) ترکیه: «تحریم ایران شامل حال ما نمیشود.»
http://www.afarinesh-daily.com/afarinesh/Article.aspx?AID=12813#70587
وزیر دولت ترکیه در امور تجارت خارجی دیروز در سوریه اعلام کرد، آنکارا از تحریمهای یکجانبه آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران پیروی نمیکند.
خراسان
۱) توافق ایران و مصر برای برقراری پروازهای مستقیم تهران و قاهره پس از ۳۰ سال.
http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=1&year=1389&month=7&day=13&id=462256
برخی رسانههای عربی و غربی و همچنین برخی روزنامههای مصری از توافق ایران و مصر برای برقراری پروازهای مستقیم بین تهران و قاهره برای نخستین بار طی ۳۰ سال گذشته خبر دادهاند. بهنوشته روزنامه «القدس العربی»، هیت ایرانی که به ریاست «حمید بقایی»، معاون رییس جمهوری ایران در امور گردشگری بهقاهره سفر کرده است، توافقنامه همکاری با مصر را در زمینه سفرهای هوایی امضا کرد که براساس آن شرکتهای هواپیمایی مصری و ایرانی پروازهای منظمی را بهتعداد تقریبی ۲۸ پرواز در هفته بین دو کشور انجام خواهند داد.
۲) ۱۰۰۲ واحد مسکن مهر با حضور رییس جمهوری در شهر جدید هشتگرد به بهرهبرداری رسید.
http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=1&year=1389&month=7&day=13&id=462249
رییس جمهوری در مراسم افتتاح ۱۰۰۲ واحد مسکن مهر در شهر جدید هشتگرد گفت: «مشکل مصالح ساختمانی حل شده و اگر ساخت مسکن بهصورت صنعتی دنبال شود قیمتها از شرایط امروزی آن نیز ارزانتر خواهد شد.»
دنیای اقتصاد
۱) علت نگرانی صنف طلافروشان از مالیات جدید.
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=226531
مرکز پژوهشهای مجلس تحلیل خود از اعتراض صنف طلافروشان بهنحوه اجرای قانون مالیات برارزش افزوده را اینگونه بیان کرد که اجرای این قانون بهنحو آشکاری منجر بهشفافسازی گردش مالی صنف طلا خواهد شد که بهنظر میرسد همین امر، موجب نگرانی صنف شده است.
۲) یک زن در آستانه ریاست جمهوری برزیل.
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=226482
خانم «دیلما روسف» که از حمایت کامل رییس جمهوری فعلی برزیل برخوردار است با کسب ۸/۴۶ درصد از آرا بالاترین رای را بهخود اختصاص داد که در صورت حفظ محبوبیت، شانس اول پیروزی در مرحله دوم خواهد بود.
مهمترین عنوانهای رسانههای امروز مالزی:
خبرگزاری برناما
- نپال خواستار مناقصه جهانی برای تامین برنج شد.
- کنفرانس کارآفرینان جوان ۱۶ اکتبر در کوالالامپور.
- ماهاتیر محمد از بیمارستان ملبورن مرخص شد.
- خودروهای تجاری و توریستی قوانین را زیر پا میگذارند.
- پلیس به ماهیگیران پیشنهاد کرد که از GPS استفاده کنند.
- نداشتن برنامه طولانی مدت از سوی ریاست جناح راست کداه.
- زمینهسازیها برای برندهشدن انتخابات گالاس شروع شده است.
- خشم معاون نخستوزیر از ازمین به خاطر دادن لقب «رهبر سقوط کرده» به تون ماهاتیر.
- شرکت پتروناس سرمایهگذاری خود را در ایران نگه میدارد.
- ۶ بوئینگ ۷۸۷ نخستین پرواز های خود را انجام دادند؛ برنامههای آزمایشی روند خوبی را طی میکند.
- شرکت بوئینگ سفارش ۶۰ فروند هواپیمای نسل جدید ۷۳۷ را به پایان رساند.
- ژاپن برنده مناقشه با چین.
- رژیم مصرف گوشت باعث به خطر انداختن محیط زیست میشود.
- هواپیماییهای امریکا هیچ تاثیری از اخطار های تروریستی نمیبینند.
روزنامه استار
- خشم تونلیمکنگ نشاندهنده این است که وی از حزب حاکم خارج خواهد شد.
- جریمه ۲ میلیون رینگیتی برای اختلاس در ۱۳ سال قبل.
- سد باکون این هفته مورد آزمایش قرار میگیرد.
- تانگور رزالقی هدایت حزب پیشرو در انتخابات گالاس را بر عهده گرفت.
- دولت خواستار توزیع شیر پر کیفیت در میان دانشآموزان شد.
- دریافت رشوههایی تا مبلغ ۶۰،۰۰۰ رینگیت در ماه از سوی روسای سابق اداره مهاجرت.
- متفکران مالزیایی که در خارج از کشور زندگی میکنند به مالزی فرا خوانده شدند.
- مالزی خواستار تمرکز دوباره اروپا به بازار های در حال رشد آسیا برای پیشبرد منطقه ای سازی و تجارت آزاد شد.
- ۲۳ نوامبر روز شنیدن دادخواست بر علیه حزب مردم.
- خانواده میلیونر مفقود شده هندی پس از ارایه گزارشات خود به پلیس مالزی، از کشور خارج شدند.
- معاون نخستوزیر خواستار توسعه گردشگری سبز شد.
- درخواست چندین کشور از مالزی برای کمک و استفاده ار تجربه در صنعت گردشگری.
- ژاپن و چین برای بهبود روابط به توافق رسیدند.
- باوجود انجام انتخابات عمومی در میانمار، چندان انتظاری از تغییر اوضاع در آن کشور نمیرود.
- بیم فلج شدن لندن در پی اعتصاب کارکنان مترو.
- پرواز های بین ایران و مصر پس از ۳۰ سال از سر گرفته میشود.
روزنامه نیو استریت تایمز
- ۱۲۰ میلیون رینگیت هزینه برای کاهش ترافیک شهری در میری.
- بخش تنباکوی مالزی سقوط کرده است.
- ترس از امواج برجهای مخابراتی همچنان وجود دارد.
روزنامه مالایی میل
- کارگاه تولید موادمخدر به میزان ۴۶ میلیون رینگیت توسط پلیس مورد شناسایی و تعطیلی قرار گرفت.
- یک شهر ۴۰۰۰ ساله آریایی در روسیه کشف شد.
آنچه در این بخش میآید انتخابی از رادیو کوچه در بین رسانهها است.
بسمه تعالی
ریاست محترم دیوان عالی دادرسی
سلام علیکم،
با احترام به استحضار میرساند که اینجانب سیدعلیاکبر نبویچاشمی پدر سیدضیاالدین نبویچاشمی هستم. سیدضیا در تاریخ بیستوپنجم خردادماه ۱۳۸۸ دستگیر شده بود حدود دو هفتهای است که به زندان اهواز منتقل (تبعید) شده است. تقریبن هیچ یک از اتهاماتی که فرزند من به خاطر آنها محاکمه و محکوم شده است درست نیستند، به خصوص اتهام «ارتباط و همکاری با گروهک منافقین» که صددرصد نادرست و نابهجا میباشد. من پسرم را به خوبی میشناسم و حاضرم به خدا سوگند یاد کنم که او هیچ ارتباط و وابستگی نه تنها به این سازمان بلکه به هیچ سازمان و گروهی ندارد. تا آنجا که من میدانم فرزندم جزو فعالین دانشجویی برای احقاق حق تحصیل خودشان بوده است و فعالیتهایش حتا اگر رنگ و بوی سیاسی هم گرفته باشد هرگز مخل نظم عمومی و یا اقدامی علیه امنیت کشور و… نبوده است.
کلن ایشان هم جزو کسانی است که میخواهد به شکل مدنی و مسالمتآمیز و از راههای قانونی در اصلاح امور کشور دخیل باشند و… گذشته از این مسایل سیدضیا تنها پسر من است و بعد از توکل و امید به خدا تنها تکیهگاه و امید آینده خانواده است. خانواده من جزو طبقات پایین اقتصادی جامعه و از صنف دهقانی- کارگری ساده روستایی هستند و من تمام عمر با زحمت و تلاش کار کردهام تا لقمه حلالی برای فرزندانم کسب نمایم. اکنون در سن پنجاهوپنج سالگی تقریبن ناتوان از کارکردن هستم و چشم امید ما بعد از خدا همین پسرم میباشد و این در حالی است که نه تنها او در کنار ما نیست بلکه ما حتا توان مالی کافی برای رفتن به ملاقاتش در جای دور افتادهای چون اهواز را هم نداریم. اکنون امیدواریم که با عنایت خداوند و توجه شما فرزندمان به آغوش خانواده باز گردد.
به همین دلیل از شما در خواست اعاده دادرسی و اجرای ماده ۲۷۲ را داشته و امیدوارم که با یک محاکمه عادلانه فرزندمان را از اتهامات ناروایی که بهاو نسبت داده شده تبرئه نموده و به آغوش خانواده بازگردانید و با این کار خداپسندانه از خدا پاداش بگیرید.
به عنوان آخرین کلام باید بگویم که خدا شاهد است که فرزند من هیچگونه وابستگی سیاسی به هیچ گروه خارج از کشور ندارد و اگر هم کاری کرده باشد با عقل و درک خودش انجام داده است که امیدوارم به چشم اغماض به آنها نگریسته شده و به جوانی و پاک نهادی او رحم کنید تا انشااله رحمت خدا شامل همه ما بشود.
با تشکر و سپاس
سیدعلیاکبر نبویچاشمی
مهشب تاجیک / رادیو کوچه
«پل آستر» از معدود نویسندگان خلاقی است که گسترهی وسیع و متفاوتی از ادبیات را تجربه کرده است. گسترهای که شامل گردآوردی و ترجمهی اشعار فرانسه، نوشتن مقاله و نقد ادبی، سرودن شعر، خاطرهنویسی، تجربهی ادبیات داستانی پستمدرن، رمان رئالیسم جادویی و حتا افسانهی حیوانات میشود.
به همین خاطر، دنیای داستانی پل آستر، نویسندهی نامآشنای آمریکایی در مقایسه با همعصرانش دنیای متفاوت و نویی است که موجب شده، اغلب آثارش در ایران و همینطور در دیگر کشورهای جهان مورد استقبال قرار بگیرد و ترجمه شود. هر چند پل آستر بیشتر به خاطر نوشتن «سهگانهی نیویورک» شهرت جهانی پیدا کرد، اما به سختی میتوان بر روی تنها یک اثر او انگشت گذاشت و آن را نمایندهی خلاقیت ادبی او معرفی کرد. برخلاف نویسندگانی که میتوان خلاقیت و توانایی ادبیشان را به شاهکار آنها تعمیم داد، وقتی سخن از خلاقیت ادبی پل آستر به میان میآید، باید به مولفههایی اشاره کرد که در تکتک داستانهایش پراکندهاند. با این همه، داستانهای آستر هرقدر هم که متفاوت از هم نوشته شده باشند، دارای مولفههایی هستند که میتوان آنها را بهعنوان ویژگیهای دنیای داستانی پل آستر شناخت.

داستانهای استر اغلب دربارهی خیابانها، ساختمانها و اتاقها است و شخصیتها، رابطهی هویتیشان را با فضایی که در آن وجود دارند شکل میدهند. در واقع خیابان، یکی از پیشپا افتادهترین فضاهای شهری است که شخصیتهای رمان استر ساعات زیادی از زندگی خود را در آن میگذرانند. خیابانهای شهر همهجا هستند و هیچ دو خیابانی، یکسان نیستند. خیابانها بدترین هستند چون در خیابان آدم در معرض هر گونه اتفاق و ناراحتی است. بنابراین تاثیر انسان از خیابانهای شهر در هر لحظهی مشخص تکهتکه پراکنده و محدود است .
رمانهای استر ترکیبی از ژانرهای مختلفاند، خوشخوان هستند و زبانی ساده دارند. این سادگی زبان را برخی حمل بر «عامهپسند بودن» به معنای منفی کردهاند. حال آنکه برخی دیگر معتقدند آثار او دارای پیچیدگی درونی و چندلایگی معنایی هستند. درونمایه، داستانهای او را بهطور معمول بهسوی اتفاقهای دور از انتظار پیش میبرند. یکی از ویژگیهای آثار استر حضور همیشگی خود او است. زندگی استر بهنوعی در آثارش بهچشم میخورد. بهطور مثال در «شهر شیشهای» «کوین» که شخصیت اصلی داستان است، تظاهر میکند به اینکه کارآگاه خصوصیای به نام پلاستر است. بسیاری از شخصیتهای اصلی داستانهایش نویسنده هستند. رمانهایش بهطور عمده در نگاه اول داستانهایی کارآگاهی هستند که حول یک معنا و چند سرنخ میگردند، اما واقعیت این است که استر با استفاده از ژانر رمان کارآگاهی به طرح مسایلی فلسفی همچون وجود، هویت، ماهیت زبان و ادبیات میپردازد. او با این کار به داستانهایش چندلایگی میبخشد. تلفیق ژانرها، استفاده از فرمهای ادبی عامهپسند در کنار لایههای عمیق از ویژگیهای ادبیات «پسامدرن» است.
یکی از ویژگیهای اصلی داستانهای آستر تکرار «رویدادهای تصادفی» است که در اغلب آثارش به وضوح دیده میشود. او عامل تصادف را به عنوان سوژهی اصلی خود انتخاب میکند. عنصر «تصادف» شاید بیشتر از هر اثر آستر در «سهگانهی نیویورک» که شامل سهکتاب مجزای «شهر شیشهای»، «ارواح»و «اتاق در بسته» است، و بهخصوص در دو کتاب اول، دیده میشود. «سهگانهی نیویورک» کتابی دربارهی هویت آدمها است. پل آستر با نهان متنها، اندیشهی تعالیطلبی و کرامت انسانی را در مقابل اسارت ماشینی قرار داده است و شخصیتهایش پس از گرفتار شدن در این تعقیب بی حاصل به ناامیدی و سرخوردگی میرسند. آنها سفر میکنند به جایی که نمیدانیم کجا است. فکر میکنم شرق باید در ذهن پل آستر نماد بازگشت به بدویت یا طبیعت یا سادگی باشد. در بعضی از رمانهایش مانند «ارواح» تقابل دوگانهی شرق و غرب مطرح است و آنها را بیان کرده و به چالش میکشد.

دیگر ویژگی مهم پل آستر علاقهاش به سنت کهن قصهگویی است، مفهومی شرقی که تا حدی با «رمان» به معنای غربی آن زیاد سازگار نیست. شاید وارد شدن به بحث تفاوت «قصه» و «رمان» موضوع را پیچیده کند، اما آنچه به ظاهر نزد پل آستر «قصه» معنا میدهد، همان داستانهای شفاهی و گاه کوتاهی است که در سالیان سال پیش سینهبهسینه نقل میشده است و جذابیت آن، نه ویژگیها و عناصر داستانی، که خود ماجرای قصه است. وقتی قصهای سالیان سال از زبان هزاران آدم نقل شده و به نسل جدیدی رسیده است، دیگر در آن خبری از پیچیدگیهای فرمی، روایتی و داستانی نیست، در حالیکه آن چیزی که در طول این سالیان باقی مانده، خود قصه است. پل آستر که خود شیفتهی «دن کیشوت» نوشتهی سروانتس است، در این رابطه به مجلهی «لیتهرر» در سال ۱۹۹۳ میگوید: «من خودم را رماننویس نمیدانم. آن چیزی که ذهن مرا مشغول میکند، همان چیزهایی نیست که ذهن رماننویس به مفهوم معمول آن را مشغول میکند. سطح اشیا، واقعیتهای روزمره و نوعی علاقهی اجتماعی، این که بهطور مثال چرا امسال با سال گذشته متفاوت است. در کتابهایم، مسئلهی مهم بقای هستی است. من بیشتر از آنکه رماننویس باشم، قصهگویم و به سنت شفاهی قصهگویی که هیچ ربطی به رمان به مفهوم معمول آن ندارد، احساس نزدیکی میکنم.»
از دیگر ویژگیها و در واقع شاخصههای کارهای آستر که در رمانهایش وجود دارد، نحوهی تصویر کردن شهر نیویورک است، به این معنا که پل آستر از طرفی نیویورک را به منزلهی یک ویرانشهر نشان میدهد که انسانها در آن مقهور نیروهای فراتر از فرد هستند، و فاقد هویت مشخصاند، از طرف دیگر وی این شهر را به مثابهی یک آرمانشهر مجسم میکند که به افراد فرصت میدهد که به رهایی برسند. دنیای داستانهای پل آستر، دنیایی اسرارآمیز و دوست داشتنیاست. دنیایی که آدم را پس از خواندنش به فکر وا میدارد، دنیایی که هنگام وارد شدن به آن این توانایی را دارد تا آدمی را از دنیای واقعی و اطرافش دور کند و حتا برای چند لحظه او را به اعماق داستانی خیالی ببرد. پل آستر شاید برای نوشتن دنبال همین هدف است. خلق دنیایی نو و متفاوت که آدمی را برای چند لحظه مسحور خود میکند.
سارا / واحد ترجمه / رادیو کوچه
چرا دولتهای جنوب شرق آسیا در حال تقویتکردن و گسترشدادن مهمات جنگی هستند؟ رهبران نظامی کشورهای جنوب شرق آسیا به طرز بیسابقهای در حال خرید مهمات جنگی هستند. اندونزی به تازگی شش جت جنگی روسی به ارزش ۳۰۰ میلیون دلار را تحویل گرفته است. تایلند نیز ۹۶ خودروی نفربر زرهی اوکراینی به ارزش ۱۲۵ میلیون دلار به همراه شش جت جنگی سوئدی و دو هواپیما به ارزش ۵۷۴ میلیون دلار را در اوایل ۲۰۱۱ تحویل میگیرد. سنگاپور هم به زودی دومین زیردریایی جنگی سوئدی به ارزش ۱۲۸ میلیون دلار خود را راهاندازی خواهد کرد. این در حالی است که مالزی یک بیلیون دلار صرف دو زیردریایی فرانسوی – اسپانیایی کرده است.
استفاده از این سلاحهای پیشرفته نشانگر دو چیز است: اول اینکه ملتهای جنوب شرق آسیا بیشتر از اینکه به بیانیههای ائتلافی انجمن ملتهای جنوب شرقی آسیا (اسیان) توجه کنند، مراقب اعمال یکدیگر هستند. دوم اینکه ناحیهای که از نظر سیاسی تحتتاثیر چین است بهصورت تدریجی از نظر نظامی و اقتصادی نیز مجهز میشود.
به گزارش (اس آی پی آر آی) موسسه تحقیق دربارهی صلح و امنیت بینالمللی استکهلم، بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۹ واردات سلاح به اندونزی، سنگاپور و مالزی به ترتیب %۸۴، %۱۴۰ و %۷۲۲ بالا رفته است. این واردات شامل جتهای جنگی دوربرد، زیردریاییها و کشتیهای جنگی هستند که همگی مجهز به سیستمهای موشکی هستند. «سیمون وزمن» کارشناس «اس آی پی آر آی» هشدار میدهد: «که حرکت ملتهای جنوب شرق آسیا در جهت خریداری سلاحها و مهمات باعث بیثبات شدن ناحیه و به خطر افتادن صلح میشود.»

پس از جنگ ویتنام، سنگاپور رتبهی نخست در جنوب شرق آسیا را از نظر واردات جنگافزار در لیست «اس آی پی آر آی» دارد. اخیرن این کشور بهصورت مخفیانه ناوهای جنگی خریده است که نشاندهندهی این است که این جزیرهی کوچک که در یکی از شلوغترین مسیرهای تردد کشتی واقع است، احساس آسیب پذیری میکند. در نواحی دیگر خریداری سلاح توسط ارتش چین به صورت پنهانی و با سرعت بالا در حال انجام است. چین به همراه شش کشور دیگر بر سر آبهای دریای چین جنوبی در حال مجادله هستند. این دریا حاوی روغن و مواد معدنی است. همینطور محل تصادمهای شدید نیروهای دریایی در گذشته بوده است.
ویتنام مخالفتش را با تسلط چین بر دریای جنوبی چین پنهان نمیکند. دسامبر گذشته ویتنام شش زیردریایی روسی به ارزش ۲ بیلیون دلار سفارش داد. دو ماه بعد یک بیلیون دلار برای ۱۲ جت جنگی روسی هزینه کرد. مالزی بیسر و صداترین کشور در جدال برای دریای چین بوده است اما تصمیم این کشور مبنی بر قرار دادن زیردریایی «اسکورپین» (فرانسوی – اسپانیایی) در جزیره «برونئی» نشاندهندهی در نظر داشتن دریای جنوبی چین است.
در مجادله برای دریای چین دو ذینفع اصلی وجود دارند: ۱٫ کارخانجات تولیدکنندهی سلاح ۲٫ آمریکا. ماه گذشته ناو هواپیمابر هستهای «یو اس اس جورج واشینگتن» به مناسبت پانزدهمین سالگرد آرام شدن روابط دو ملت به آبهای ویتنام رفت. همچنین به «بیجینگ» پیغام فرستاد که ویتنام خواستار همکاری نزدیک نظامی با آمریکا است. «روبرت گیتس» وزیر دفاع آمریکا ماه بعد به «هانوی» سفر میکند. با اینکه آسیای جنوب شرقی بهخاطر رشد اقتصادی چین خواستار توافق موقت با این کشور است، این ناحیه هنوز به آمریکا به عنوان وزنهی تعادل و واسطه نیاز دارد.

فقط ترس از چین نیست که باعث خرید سلاح شده است، ملتهای آسیایی به یکدیگر اطمینان ندارند. رابطهی «تایلند» با «برمه» و «کامبوج» ناآرام است و شش سال است که در مرز «تایلند» و «مالزی» اغتشاش وجود دارد. یکی دیگر از منابع کشمکش مبهم بودن مرز دریایی بین «مالزی» و «اندونزی» است. ماه گذشته پلیس گشت دریایی «مالزی» قبل از اینکه چند افسر نیروی دریایی «اندونزی» را دستگیر کند، چند تیر هوایی شلیک کرد.
دلیل دیگر خریداری سلاح داشتن توانایی خرید این کشورهاست. ارتش هنوز نقش اصلی در سیاست کشورهای جنوب شرق آسیا دارد. مثل «برمه» که بودجهی ارتش حدود یک سوم تولیدات ناخالص ملی این کشور است. نمونهی دیگر دموکراسی «تایلند» است. از سال ۲۰۰۶ که ارتش، دولت انتخابی را واژگون کرد. بودجهی ارتش دو برابر شد و به ۵٫۵ بیلیون دلار رسید. در واقع این هزینهای است که «وجاجیوا» برای تضمین وفاداری ژنرال ارتش باید بپردازد.
«وزمن» از «اس آی پی آر آی» میگوید که ملتهای جنوب شرق آسیا هم به مردم خود و هم به همسایگان خود باید بگویند که چه سلاحهایی خریداری کردهاند و کجا میخواهند آنها را مستقر کنند. متاسفانه اکثر کشورهای این منطقه تمایلی به صحبت دربارهی قدرت و موضع دفاعی خود ندارند. همینطور مبهم بودن تقویت نظامی چین باعث بالا رفتن سوبرداشتها و پیشبینیهای غلط میشود. ماه گذشته پنتاگون طی گزارشی سالانه به آمریکا در این رابطه هشدار داد. تقویت نظامی چین باعث ناامنی و رشد خرید و فروش اسلحه در جنوب شرق آسیا شده است.
برگرفته از مجلهی تایم
نوشتهی اندرو مارشال
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر