-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ شهریور ۲۳, سه‌شنبه

Latest news from Jaras for 09/14/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



جـــرس: عضو حزب مؤتلفه اسلامی معتقد است مجلس خبرگان در جریان حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری و "فتنه انگیزی‌های یك سال اخیر اصحاب فتنه سبز"، نقش مهمی در صیانت از نظام و ولایت فقیه داشته و از این بابت باید از آنها تقدیر و تشكر كرد.


وی همچنین ضمن حمایت از حملات اخیر لباس شخصی ها به مسجد قبا و ضرب و شتم مردم و ایجاد آتش سوزی در مسجد مربوط به آیت الله علی محمد‌ دستغیب، ادعا کرد "بیداری و بصیرت مردم فارس نسبت به اظهارات دستغیب، با واكنش‌های شدید مردمی شیرازی‌ها مواجه شده و از آنجا که در آئین‌نامه مجلس خبرگان در این خصوص پیش‌بینی‌هایی شده، لذا باید طبق همان ساز و كار با وی برخورد كرد."


به گزارش فارس، حبیب‌الله عسگراولادی، با اشاره به نقش و جایگاه مجلس خبرگان رهبری در صیانت و حراست از اصالت ولایت فقیه در نظام جمهوری اسلامی، اظهارداشت: نهاد خبرگان اصلی‌ترین نهاد صیانت از جایگاه ولایت فقیه در نظام مقدس جمهوری اسلامی است.


دبیركل جبهه پبروان خط امام و رهبری، ولایت فقیه را نقطه مركزی نظریات رهبر فقید جمهوری اسلامی در برپایی حكومت اسلامی ذکر کرد و افزود: ولایت فقیه یعنی ولایت علم و عدل بر جامعه اسلامی، یعنی ولایت احكام اسلامی در مناسبات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در جامعه اسلامی.


عسگراولادی ابراز عقیده كرد كه ولایت فقیه، ولایت یك فرد نیست؛ ولایت فقیه است و اگر فردی فهم ولایت را درست درك كند، تصورش موجب تصدیق فوری است.


دبیركل جبهه پیروان خط امام و رهبری خاطرنشان كرد: هر یك از اعضای مجلس خبرگان در جامعه‌ای كه زندگی می‌كنند، در میان مردم دارای پایگاه روشن و شفافی هستند آنها در محدوده‌ای كه زندگی می‌كنند وظیفه پاسداری تئوریك و نیز عملی از اصل ولایت فقیه می‌باشند.


عضو شورای مركزی حزب مؤتلفه اسلامی در عین حال بیان داشت: نهاد مجلس خبرگان در فتنه انگیزی‌های یك سال اخیر اصحاب فتنه سبز، نقش مهمی در صیانت از نظام و ولایت فقیه داشتند؛ بیانیه‌های مجلس خبرگان نقش تاثیر گذاری در بیداری و بصیرت در جامعه داشت كه از این بابت باید از آنها تقدیر و تشكر كرد.


نماینده ولی‌فقیه در كمیته امداد امام خمینی، واكاوی اظهارات تك تك خبرگان و بیانیه‌های آگاهی بخش مجلس خبرگان دغدغه‌های آنها را در مورد مهمترین مسایل جهان اسلام و جامعه اسلامی امروز ما نشان می‌دهد.


عسگراولادی گفت: مجلس خبرگان همواره به توطئه‌ها و دسیسه‌های آمریكا علیه ملت ایران حساس بوده و مرزبندی خود را با دشمنان اسلام بارها اعلام كرده است.


این فعال سیاسی همچنین مدعی شد "مجلس خبرگان در دستیابی ایران به دانش هسته‌ای نقش موثری داشته است. "

 



 


جـــرس: در واکنش به درخواست وثیقه ۵۰۰ هزار دلاری برای آزادی موقت ساراشورد، شهروند آمریکایی زندانی در ایران، از سوی دادستان تهران، خانواده سارا اعلام کردند که توان پرداخت آن را ندارند و خواستار لغو وثیقه وی شدند.


همزمان فیلیپ کراولی، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا هم اعلام کرد که دولت آمریکا در این امور دخالت نکرده و پولی بابت تودیع وثیقه نمی پردازد.


عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران، پس از آنکه روز شنبه، ١١ سپتامبر، آزادی ساراشورد، شهروند آمریکایی زندانی در ایران را منتفی اعلام کرده بود، یک روز بعد از آزاد شدن وی به قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی خبر داد.


به گزارش آسوشيتد پرس، خانواده سارا شورد، خواستار لغو وثيقه درخواستی ۵۰۰ هزار دلاری شده و اعلام کردند توان پرداخت آن را ندارند.


بر اساس این گزارش، مسعود شريفی، وکيل سارا شورد، روز دوشنبه ١٣ سپتامبر ابراز اميدواری کرد که با درخواست آزادی بدون وثيقه سارا شورد، زن ۳۲ ساله آمريکايی موافقت شود.


همزمان، تامی ويتور، یکی از سخنگویان کاخ سفيد گفت که دولت اوباما با خانواده کوهنوردان زندانی در ايران و نيز ديپلمات های دفتر حافظ منافع آمريکا در تهران، در تماس است. وی افزود: "وضعيت در حال پيشرفت است و هنوز در انتظار نتيجه ای مثبت هستيم."
از سوی دیگر، فیلیپ کراولی، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا هم خاطرنشان کرد که دولت آمریکا در این امور دخالت نکرده و پولی بابت تودیع وثیقه نمی پردازد.


به گزارش آسوشيتد پرس، مشکل ديگر ایجاد شده برای آزادی شرود، می تواند نوع پرداخت وثيقه باشد چرا که طبق تحريم های اخير آمريکا عليه ايران، هرگونه انتقال مالی متوقف شده و پرداخت هايی از اين دست که پيشتر از راه بانک ملی انجام می شد، در حال حاضر امکان پذير نيست چرا که بانک ملی و واسطه های آن همگی در فهرست تحريم ها قرار دارند.

 
پيشتر اعلام شده بود شورد قرار است به دليل بيماری (احتمالا سرطان) آزاد شود؛ اما عباس جعفری دولت آبادی، روز يکشنبه، ۲۱ شهريور در نشست خبری با خبرنگاران در اين زمينه گفت: "برای دو نفر از متهمان که هر دو مرد هستند،‌قرار بازداشت صاد شده و برای متهم ديگر که يک خانم است، قرار وثيقه ۵۰۰ ميليون تومانی صادر شده است."


دادستان تهران دليل تبديل بازداشت خانم شورد به آزادی به شرط وثيقه را "بيماری" وی اعلام کرد و گفت: "بر اساس گزارش های ماموران پرونده و تاييد قاضی مبنی بر بيمار خانم شورد، بازداشت وی به قرار ۵۰۰ ميليون تومانی تبديل شد و در صورت توديع اين وثيقه، ‌وی می‌تواند آزاد شود."


شين باور و جاشوا فتال، ۲۷ ساله، همراه با سارا شورد، ۳۱ ساله، مردادماه سال گذشته، در حالی که مشغول کوهنوردی در منطقه مرزی کردستان عراق با ايران بودند، حين عبور از خط مرزی عراق و ايران توسط ماموران ايرانی دستگير شده و از سوی جمهوری اسلامی به جاسوسی متهم شدند.


طی سالی که گذشت، مقامات امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی، اين سه کوهنورد آمريکايی را به همکاری با سازمانهای اطلاعاتی آمریکا متهم کرده بودند، اتهامی که خود آنها و دولت آمريکا آنرا رد کرده بود.


به گزارش آسوشيتد پرس، قرار بود محمود احمدی نژاد جريان آزادی خانم شورد را تا پايان دنبال کند ولی برخی نمايندگان محافظه کار مجلس با اين امر مخالفت کردند.


احمد توکلی، رييس مرکز پژوهش های مجلس در این زمینه گفته بود که اين آزادی مانند جايزه دادن به آمريکايی است که قرآن می سوزاند و تحريم های ايران را تشديد کرده است.


دادستان تهران هم در نشست خبری خود از آنچه که "دخالت مسئولان اجرايی" در پرونده های قضايی خواند انتقاد کرده و گفته بود: "رسانه ها بايد توجه کنند که اطلاع رسانی در پرونده های قضايی نبايد از طريق مسئولان اجرايی کشور انجام شود بلکه بايد مسئولان قضايی اطلاع رسانی کنند."


اشاره جعفری دولت آبادی به اظهارات رامين مهمانپرست، سخنگوی وزارت خارجه بود که دلیل "عفو و آزادی" سارا شورد، یکی از سه آمریکایی بازداشتی در ایران را، "پی‌گیری‌های شخص رئیس دولت"، "توجه به اصل رافت اسلامی" و "نگاه ویژه نظام جمهوری اسلامی به شان زن" اعلام کرده بود.


گفتنی است پيشتر هم افرادی در ايران دستگير شده بودند که با توديع وثيقه آزاد شدند. کلوتيلد ريس، شهروند فرانسوی که پس از حوادث پس از انتخابات رياست جمهوری در ايران دستگير شده بود، ابتدا به اتهام جاسوسی به ۱۰ سال زندان محکوم شد ولی مدتی بعد حکم او تغيير کرده و فقط به پرداخت ۳۰۰ هزار دلار جريمه شد.


همچنین مازيار بهاری، خبرنگار ايرانی – کانادايی هفته نامه نيوزويک نیز، در جریان حوادث بعد از انتخابات دستگير شد و پس از تحمل حدود چهارماه زندان، با توديع وثيفه ۳۰۰ هزار دلاری آزاد شد.


وی پس از خروج از ايران و طی يک حکم غيابی، به ۱۳ سال زندان و ۵۰ ضربه شلاق محکوم شد.


 


در پی مخالفت در استفاده از پابند

جرس:   مسئولین زندان اوین در پی مخالفت حمزه کرمی در استفاده از پابند برای انتقال وی به بیمارستان، از آزمایش پزشکی این زندانی جلوگیری کردند.
 


بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، حمزه کرمی زندانی سیاسی محبوس در بند 350 زندان اوین امروز برای انتقال به بیمارستان جهت انجام آزمایش " آنژوگرافی" از بند 350 خارج شد.

مسئولین که قصد داشتند وی را با پابند به بیمارستان منتقل کنند با مخالفت حمزه کرمی مواجه شده و از این امر اجتناب کرده و وی را به بند بازگرداندند.

حمزه کرمی توسط شعبه 15 دادگاه انقلاب به یازده سال حبس تعزیری محکوم شده است و این حکم در شعبه 36 دادگاه تجدید نظر استان مورد تائید قرار گرفته است.
 

وی مدیر مسئول سایت جمهوریت و از بازداشت شدگان پس از انتخابات است که در دادگاه های جمعی پس از انتخابات اعترافاتی اجباری علیه خود و مهدی هاشمی انجام داد.

حمزه کرمي که از سال 68 تا 74 فرماندار ورامين و از سال 74 تا 80 مديرکل سياسي دفتر رييس جمهور (هاشمي و خاتمي) بوده است، پس از صدور حکم طی نامه ای به افشای شکنجه های جسمی و روحی در دوران حبس در سلول های انفرادی پرداخت.

 


 


جـــرس: بنا به گزارش منابع خبری دانشجویی، طی تعطیلات تابستانی دانشگاه ها، دادگاه حداقل یازده تن از دانشجویان و استادان دانشگاه بین المللی قزوین تشکیل شد که مسئولین آن دانشگاه و به خصوص حراست، نقش پر رنگی در روند رسیدگی به پرونده های آنان ایفا کرده اند.


به گزارش منابع خبری جرس، پیام حیدر قزوینی، فرهاد فتحی، سعید سکاکیان، فرزام معینی، مجتبی رحیمی، محمد رضا شعبانی و سجاد عالی از فعالین دانشجویی و درویشی، ایمانیه، رئیسان وفضلی از اساتید این دانشگاه در دادگاه های استان قزوین به علت اتهاماتی که مربوط به اعتراضات دانشجویی سال گذشته بوده محاکمه شدند.


پیش از این نیز پیام حیدر قزوینی دبیر سابق تشکل دانشجویان اصلاح طلب این دانشگاه و نیز مسئول شاخه دانشجویی ستاد انتخاباتی مهدی کروبی در استان قزوین،به علت شکایت دو تن از افراد منسوب به بسیج، در دادگاهی دیگر حاضر شده بود که بنا بر اخبار رسیده، قاضی پرونده به رغم تمامی فشارها حکم به برائت این دانشجو داده است.


 حیدر قزوینی در انتظار صدور حکم دیگر دادگاه خویش و نیز حکم تجدید نظر کمیته انضباطی دانشگاه می باشد. وی ترم گذشته تحصیلی با حکم اخراج و 3 سال محرومیت از تحصیل در کلیه دانشگاه ها"محکوم شده بود که علی رغم گذشت بیش از چهار ماه از صدور حکم بدوی، کمیته تجدید نظر دانشگاه علاوه بر ممنوع الورود کردن وی به دانشگاه، از صدور حکم قطعی برای وی امتناع کرده است.


 این امر نقض صریح قوانین و مقررات دانشگاه می باشد که حداکثر زمان صدور حکم تجدید نظر را یکماه می داند.


این گزارش خاطرنشان می کند علاوه بر حیدرقزوینی، دیگر فعالین دانشجویی آن دانشگاه از جمله سکاکیان، هنر خواه، معینی، آذر نیوش، کرانیان، کیاشمشکی، ترابی و آرامش نیز پیش از این با احکام انضباطی مواجه شده بودند که هم اینک همگی محکومیت خویش را سپری می کنند و ممنوع الورود به دانشگاه هستند.




 


جـــرس: در آستانه برگزاری هشتمین اجلاس خبرگان رهبری، مدیر مسئول و نماینده رهبری در روزنامه کیهان، ضمن توصیه به نمایندگان آن مجلس جهت در دستور کار قرار دادن "بررسی همه جانبه و مستند فتنه ۸۸"، از آمادگی آن روزنامه "به منظور همكاری و كمك در ارائه اسناد و شواهد غیرقابل انكار برای اثبات وطن فروشی، خیانت و جنایت سران و عوامل اصلی فتنه" سخن گفت.


حسین شریعتمداری در یادداشت روز آن روزنامه، تحت عنوان "انتظار مردم و دستوركار خبرگان"، ضمن انتقاد از اجلاس سال گذشته آن مجلس و بیان اینکه "انتظار آن بود كه مجلس خبرگان رهبری در اولین اجلاس رسمی خود پس از آغاز فتنه به این موضوع ضروری بپردازد كه متاسفانه و در كمال ناباوری و تعجب مردم یعنی موكلان خود، از كنار آن عبور كرد"، ادعا نمود "اكنون با توجه به آشكار شدن ابعاد دیگری از فتنه یاد شده و سوءبرداشت برخی از خواص كه رفوزگی شماری از آنان را در پی داشت، دیگر كمترین بی توجهی به این مسئله حیاتی قابل پذیرش نیست."


مدیر مسئول روزنامه کیهان در توصیه خود به نمایندگان مجلس خبرگان در آستانه برگزاری هشتمین اجلاس آن نهاد، که ٢٣ و ٢۴ شهریورماه در تهران برگزار می شود، خطاب به آنان می گوید: "مطابق معمول در این اجلاس هم علاوه بر دستور كار اصلی، چند برنامه جانبی دیگر نیز پیش بینی شده است.
یكی از این برنامه های جانبی كه در پاره ای از موارد به دلیل اهمیت آن می تواند بخشی از متن اصلی تلقی شود، دعوت از برخی شخصیت های برجسته كشور برای سخنرانی پیرامون بااهمیت ترین مسائل روز است. چرا كه نمایندگان محترم مجلس خبرگان رهبری با توجه به مسئولیت خطیر و تعیین كننده ای كه بر عهده دارند نمی توانند و نباید از جزئیات مسایل مهم و سرنوشت ساز داخلی و خارجی بی خبر باشند مخصوصا آن كه این روزها هزاران رسانه فارسی زبان به تحریف واقعیت ها مشغولند و شماری از جریانات داخلی نیز در همخوانی با دشمنان بیرونی و یا به علت حب و بغض های حزبی و گروهی به این توهمات و دروغ پردازی ها دامن می زنند. بنابراین ، اگرچه بسیاری از اعضای محترم مجلس خبرگان رهبری علاوه بر نمایندگی خبرگان، مسئولیت های مهم دیگری نیز بر عهده دارند و به تناسب حضور در این مسئولیت ها از بااهمیت ترین اخبار و گزارش های بعضا طبقه بندی شده و سری دور نیستند ولی نیاز یاد شده كماكان به قوت خود باقی است، چرا كه، از یكسو، این موقعیت برای تمامی اعضای محترم مجلس خبرگان فراهم نیست و از سوی دیگر نباید و نمی توان از نقش خناسان در القای توهم و دروغ پراكنی غافل بود. مخصوصا آن كه متاسفانه شماری از این خناسان به هر علت- از جمله، سابقه دوستی دیرینه و یا روابط خویشاوندی- می توانند موفق به كسب اعتماد و جلب اطمینان برخی از آقایان شوند كه در مواردی شاهد این اتفاق تلخ و آسیب رسان بوده ایم و لغزش كسانی را كه لغزیدن آنان كمتر قابل انتظار بود، به چشم دیده ایم.


با توجه به نكته فوق و نیاز مورد اشاره و مخصوصا با در نظر گرفتن مسئولیت خطیر و جایگاه تعیین كننده نمایندگان محترم مجلس خبرگان رهبری، اطلاع دقیق و مستند آنان از فتنه 88 یكی از نیازهای منطقی و ضروری است كه باید در صدر دستور كار اجلاس خبرگان جای داده شود. چرا كه فتنه 88 به گواهی اسناد و شواهد غیرقابل تردید، موجودیت نظام جمهوری اسلامی ایران را نشانه رفته بود و سران و عوامل اصلی آن در نقش ستون پنجم مثلث آمریكا، اسرائیل و انگلیس به صحنه آمده بودند. بنابراین، اگر «رهبری نظام» اصلی ترین موضوع و دستوركار اجلاس های خبرگان است -كه هست- و اگر فلسفه وجودی تشكیل مجلس خبرگان رهبری در این «موضوع» خلاصه می شود- كه می شود- بررسی دقیق، مستند و همراه با جزئیات فتنه 88 بایستی اصلی ترین دستوركار اجلاس جاری مجلس خبرگان رهبری باشد. ضرورت این بررسی و آگاهی اعضای محترم خبرگان رهبری از فتنه ای كه به تخاصم آشكار با اسلام، انقلاب، امام، رهبری، نظام و در یك كلمه موجودیت جمهوری اسلامی طراحی شده و به صحنه آمده بود، با هیچ توضیح و توجیهی قابل انكار نیست.


انتظار آن بود كه مجلس خبرگان رهبری در اولین اجلاس رسمی خود پس از آغاز فتنه به این موضوع ضروری بپردازد كه متاسفانه و در كمال ناباوری و تعجب مردم یعنی موكلان خود، از كنار آن عبور كرد و اكنون با توجه به آشكار شدن ابعاد دیگری از فتنه یاد شده و سوءبرداشت برخی از خواص كه رفوزگی شماری از آنان را در پی داشت، دیگر كمترین بی توجهی به این مسئله حیاتی قابل پذیرش نیست.


امروزه تمامی اسناد و شواهد موجود به وضوح نشان می دهند كه فتنه 88 برخلاف آنچه كه فتنه گران در آغاز فتنه و برای سرپوش نهادن بر مقصود اصلی خود ادعا می كردند علیه رئیس جمهور و دولت احمدی نژاد طراحی نشده بود بلكه موجودیت نظام، رهبری، اسلامیت و جمهوریت آن را نشانه رفته بود. بنابراین چگونه و با كدام توجیه منطقی می توان در اجلاس خبرگان رهبری از بررسی و بحث پیرامون آن صرفنظر كرد و ابعاد مستند و تكان دهنده موجود درباره وطن فروشی، خیانت و جنایت ستون پنجم دشمن بیرونی را برای نمایندگان محترم مجلس خبرگان ناگفته گذاشت؟!


ممكن است گفته شود كه طرح این مسائل در اجلاس مجلس خبرگان رهبری، به اختلافات دامن می زند! كه باید گفت؛ این دیدگاه غیرمنطقی ترین دیدگاه ممكن درباره موضوع یاد شده است، چرا كه؛
الف: فتنه 88 به گواهی اسناد و شواهد موجود علیه تمامیت اسلام و انقلاب و نظام بود یعنی در یك سوی آن نظام جمهوری اسلامی ایران و در سوی دیگر، مثلث آمریكا، انگلیس و اسرائیل به تخاصم در مقابل هم ایستاده بودند، بنابراین اختلافی اگر هست- كه هست و باید باشد- میان توده های مردم طرفدار نظام و دشمنان بیرونی آنهاست و ربطی به اختلافات داخلی ندارد.


ب: سران و عوامل اصلی فتنه بخشی از ابواب جمعی دشمنان بیرونی هستند از این روی نه فقط اختلاف بلكه ضدیت آشكار و بی پرده با آنها در ادامه دشمنی و اختلاف با آمریكا، انگلیس و اسرائیل و دنباله های داخلی آنها، تلقی می شود كه اگر وجود نداشته باشد، تأسف آور است. بنابراین به بهانه دامن زدن به اختلافات! آنهم اختلاف با دشمنان تابلودار نمی توان از اطلاع رسانی درباره فتنه 88 طفره رفت، بلكه وجود این مرزبندی و اختلاف با ستون پنجم دشمن ضروری و مصداق روشن «تبری» نیز هست.


ج: اگر هنوز هم كسانی پیدا می شوند كه در وطن فروشی سران و عوامل اصلی فتنه و پیروی بی كم و كاست آنان از فرمول بارها اعلام شده دشمن تردید دارند كه به یقین در میان اعضای محترم مجلس خبرگان رهبری با توجه به شخصیت علمی آنان وجود چنین تردیدی بسیار بعید به نظر می رسد، چاره كار آن است كه ابعاد فتنه به طور مستند و همراه با شواهد غیرقابل انكار به اطلاع آنان برسد و این، دقیقاً همان نكته مورد نظر یادداشت پیش روی است.


د: اختلافی كه مذموم و ناپسند است و نباید به آن دامن زد، اختلاف نظرها و تفاوت سلیقه میان مسئولان نظام، قوای سه گانه و یا این دستگاه با آن دستگاه رسمی در درون نظام است كه بسیار عادی و طبیعی است اگرچه متأسفانه در پاره ای موارد از دامن زدن به اینگونه اختلافات پرهیز جدی نمی شود!


هـ : متأسفانه و با عرض پوزش باید گفت؛ برخی از مسائل مورد بحث در جلسات خبرگان رهبری رابطه چندانی با دستور كار اصلی این مجلس ندارد و یا دستكم این كه با دستوركار اصلی فاصله زیادی دارد. ضرورت طرح شماری از این موضوعات را اگرچه به طور كلی نمی توان نفی كرد ولی در حالی كه پای مسائل با اهمیت تر و موضوعات قابل بررسی و تعیین كننده دیگری در میان است، اولویت دادن به طرح مسائل مورد اشاره و موضوعات بی رابطه یا كم رابطه با دستور كار اصلی مجلس محترم خبرگان، چندان قابل دفاع نیست.


و بالاخره، با این امید كه نمایندگان محترم خبرگان رهبری، بررسی همه جانبه و مستند فتنه 88 را در دستور كار اجلاس قرار دهند. لازم است به اطلاع هیئت رئیسه محترم مجلس خبرگان برسانیم كیهان آمادگی كامل خود را به منظور همكاری و كمك در ارائه اسناد و شواهد غیرقابل انكار برای اثبات وطن فروشی، خیانت و جنایت سران و عوامل اصلی فتنه اعلام می دارد."



 


در فاصله کمتر از یک هفته بعد از استعفای رایزن ایران در فنلاند


جـــرس: با گذشت کمتر از یک هفته پس از استعفای رایزن سوم سفارت جمهوری اسلامی در فنلاند، رایزن سوم سفارت جمهوری اسلامی در بروکسل (بلژیک) نیز، از سمت خود استعفا داده و به جنبش سبز و مخالفان حکومت پیوست.


به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، بنا به اظهارات محمدرضا حیدری، کنسول سابق ایران در نروژ که زمستان گذشته در جریان اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری از سمتش کناره گیری کرد و به نروژ پناهنده شد، فرزاد فرهنگیان رایزن سفارت جمهوری اسلامی در بروکسل، طی روزهای اخیر به جنبش سبز پیوسته و اکنون در نروژ بسر می‌برد . حیدری تصریح کرد وی روز سه شنبه ٢٣ شهریورماه، در اسلو مصاحبه مطبوعاتی خواهد داشت.


بدین ترتیب، فرزاد فرهنگیان دومین دیپلمات ایرانی است که طی چند روز اخیر به کمپین "سفارت سبز" پیوسته و سومین دیپلمات ایرانی محسوب می شود که رسما به دلیل اعتراض به وضع موجود در حاکمیت ایران، استعفای خود را اعلام کرده است.


بر اساس این گزارش، بخش‌هایی از متن پیام محمدرضا حیدری، کنسول سابق ایران در نروژ به شرح زیر است:

"خوشوقتم به استحضار شما برسانم هم اکنون همکار ارجمندم عضو کمپین سفارت سبز جناب فرزاد فرهنگیان رایزن سفارت جمهوری اسلامی در بروکسل و کارشناس مطبوعاتی این سفارتخانه، در پی شناسایی از سوی مامورین اطلاعاتی حکومت مبنی بر تماس و همکاری اطلاعاتی وی با اینجانب در کمپین سفارت سبز، به طور رسمی و علنی به جنبش سبز ملت ایران پیوسته و هم اکنون در محل امنی بسر می‌برد و فردا سه شنبه ۱۴ سپتامبر باتفاق اینجانب، در اسلو پایتخت نروژ مصاحبه مطبوعاتی خواهد داشت."


حیدری همچنین خاطرنشان کرد "فرهنگیان در این کنفرانس چگونگی همکاری اش با کمپین سفارت سبز و پیوستن خود به جنبش سبز ملت ایران را به استحضار هموطنان و مردم جهان خواهند رساند.
بدینوسیله پیوستن ایشان به مردم را تبریک عرض نموده خیر مقدم می‌گوییم و از باقیمانده های وزارتخارجه حکومت که تاکنون با من تماس نگرفته و پیوستن‌شان به جنبش مردم ایران را اعلام ننموده‌اند، دوستانه تقاضا می‌کنم تا دیر نشده و از دادگاه‌های مردمی برای رسیدگی به اعمال ضد مردمی خود سر در نیاورده‌اند هرچه زودتر به مردم و کمپین سفارتخانه های سبز ملت ایران بپیوندند."


طی روزهای اخیر، حسین علیزاده، رایزن سوم سفارت جمهوری اسلامی در فنلاند نیز، ضمن استعفا از سمت خود و بیان اینکه "من دیگر خود را دیپلماتی نمی دانم که در کنار حکومت ستمگر ایران ایستاده"، خاطرنشان کرده بود "من به سفارت اطلاع داده ام که از کارم استعفا داده ام....من دیگر دیپلمات نیستم، بلکه مخالف سیاسی هستم."


علیزاده دوشنبه گذشته در ملاقاتی که با رسول موسوی سفیر جمهوری اسلامی در فنلاند داشت، استعفای خود را به وی اعلام کرده و هم چنین از یک ماه پیش از حضور در سفارت امتناع کرده بود.


گفتنی است محمدرضا حیدری چندی پیش گفته بود که شماری از کارمندان وزارت امور خارجه ایران، از شرایط داخلی ناراضی هستند و ممکن است تعدادی از آنان از سمت های خود کناره گیری کنند و به کشورهای خارجی پناهنده شوند.


مقامات وزارت خارجه جمهوری اسلامی تا کنون در برابر خبر استعفای سیاسی فرهنگیان از خود واکنشی نشان نداده اند، اما سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی در واکنش به استعفای سیاسی علیزاده، دیپلمات ایرانی مقیم فنلاند گفته بود "ماموریت وی اواخر مرداد ماه امسال به پایان رسیده بود."



 


نیلوفر زارع
جرس: حتی "آقای خامنه ای" رهبر جمهوری اسلامی هم سال گذشته پس از پخش اعتراف های تلویزیونی بازداشت شدگان حوادث انتخابات ریاست جمهوری اذعان کرد که" هر اقراری، هر اعترافی، شرعا، عرفا و در نزد عقلا در یک دادگاه در مقابل دوربین در مقابل بینندگان میلیونی هر اعترافی که متهم علیه خود بکند مسموع و نافذ است اما علیه دیگری نه."

 این سخن زمانی ابراز می شد که گروهی از بازداشتی ها تحت شدیدترین شکنجه های روحی و جسمی ناگزیر از اعتراف علیه خود و هم فکران خود شده بودند. اعتراف هایی که متن آن را بازجوها نوشته و وظیفه زندانی امضا و قرائت آن بود. بر اساس همین اعتراف های ساختگی احکام طولانی مدت حبس و حتی اعدام برای زندانیان صادر شد و بازجویان علی رغم وعده و وعیدهایی که به زندانی برای اعتراف کردن و رها شدن از بند می دادند عملا اعتراف ها را چماقی دیگر به سر آنان کردند. گروهی از ناظران پس از اظهارات آیت الله خامنه ای درباره منع اعتراف زندانیان علیه دیگران انتظار داشتند که پروژه تواب سازی و اعتراف گیری در زندان دستکم  برای مدتی به حال تعلیق درآید اما شواهد حاکی از آن است که شکنجه علیه زندانیان سیاسی به شکلی سیستماتیک و هدایت شده از نخستین روز پس از انتخابات تا کنون ادامه داشته و از ابعاد آن کاسته نشده است. "جرس" در همین راستا و برای نشان دادن فاجعه مستمر حقوق بشری در زندان های جمهوری اسلامی طی سلسله گزارش هایی، نامه های آن دسته از زندانیان سیاسی پس از انتخابات و خانواده های آنان که در آن به شرح شکنجه ها پرداخته شده را بازتاب خواهد داد. در گزارش پیشین به شرح شکنجه های "شیوا نظرآهاری"، "حامد روحی نژاد"،"علی کروبی" و "علی ملیحی" پرداخته شد و گزارش پیش رو به روایت شکنجه های گروهی از زندانیان بند 350 اوین،"محمد نوری زاد"، "محمدرضا جلایی پور" و "احمد رضا احمد پور" اختصاص دارد.

بند 350؛ جنایات روزمره

 

بند سیصد و پنجاه زندان اوین جایی است که گروه قابل توجهی از فعالان سیاسی، مدنی و روزنامه نگاران بازداشتی حوادث انتخابات ریاست جمهوری پس از گذراندن دوران بازجویی های  خود در آنجا نگهداری می شوند. تقریبا تمام کسانی که مدتی را در این بند گذرانده اند روایت های دردآور و تلخی از این دوران دارند. تحقیر و شکنجه های روحی و روانی اتفاقی هر روزه در این بند است و ستاندن بدیهی ترین امکانات و حقوق زندانی در این بند، لحظه لحظه حبس را به کابوسی کشدار بدل می کند. روایت اوضاع 350 را برخی از ساکنان این بند در فروردین ماه گذشته طی نامه ای با مراجع تقلید در میان گذاشتند و با شرح شکنجه های جسمی ، جنسی و روحی خود طی دوران بازداشت از مراجع خواستند " با حضور موثر خود و مقابله با ظلم، حقانیت و ظلم ستیزی اسلام را برای جهانیان به نمایش بگذارد." در نامه آنان که سندی تاریخی از نقض حقوق انسانی در بازداشتگاه های ایران است خطاب به "آیت الله صانعی", "آیت الله بیات زنجانی"، "آیت الله دستغیب" ،" آیت الله سبحانی"،" آیت الله موسوی اردبیلی" ، "آیت الله مکارم شیرازی"، "آیت الله صافی گلپایگانی" و "آیت الله شبیری زنجانی" آمده است:

 

" تقریبا تمام زندانیان در بند 350 اوین بارها و بارها مصادیق عدم استقلال دستگاه قضایی را از زبان بازجویان و پرسنل وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران شنیده اند و سپس خود به تجربه این معضل را درک کرده اند. در مدت حضور در بازداشت و زندان بازجویان مکرراً به زندانیانی با چشم و بعضاً دست و پای بسته بر اینکه قضاوت قضایی از سوی قضات نیست و قاضی ها در این خصوص هیچ کاره اند تاکید کرده اند و بسیاری از متهمین حتی پیشاپیش از میزان محکومیتشان توسط بازجوها مطلع شده اند و عجبا که در دادگاه ها دقیقا همان احکام صادر شده است."

 

تدوین کنندگان این نامه سپس در تشریح جزییات شکنجه های روحی و روانی به مواردی اشاره کرده بودند که خلاء اخلاق و انسانیت در بازداشتگاه های جمهوری اسلامی را به نمایش می گذارد. در این نامه ذیل سرفصل " تماسهای مکرر و غیر متعارف با خانواده برخی از متهمان" آمده بود که "در یکی از موارد ظرف 20 روز بازجو با همسر یکی از متهمین، 6 مرتبه تماس گرفته و ضمن پیشنهاد طلاق به همسر محترم آن متهم از وی خواسته برای پیگیری پروندۀ همسرش بطور منظم با وی تماس بگیرد. در موردی دیگر زمانی که یکی از متهمان که از داشتن پدر محروم است و در زندان انفرادی به سر می برده است، بازجو ظرف یک هفته، بیش از 10 مرتبه با مادر وی تماس گرفته بوده است . این مزاحمت به حدی بوده که با آنکه مادر نگران فرزندش بوده است مجبور به جواب ندادن به تماسهای آن بازجو شده است. مورد دیگر در راستای به اصطلاح اعتراف گیری از یکی از متهمین که در اختیار سپاه پاسدارن بوده آنست که تمام پرسنل یک شرکت از یک تا ده روز بازداشت بوده اند تا به دروغ به ارتباط غیر اخلاقی با وی اعتراف کنند تا آزاد شوند. و این در حالی که در عین حال با در اختیار گرفتن آلبومهای خانوادگی متهم و نشان دادن عکسهای خصوصی همسرش، همسر وی را به اتهامات اخلاقی متهم کرده اند و با تهدید به افشای آنها و اعترافات کذب همکارانش، مجبور به اعتراف و بیان نوشته های دیکته شدۀ بازجو در دادگاه های به اصطلاح علنی نموده اند."

 

نویسندگان این نامه سپس شمه ای دیگر از شکنجه های زندان یعنی شکنجه های جنسی را برای مراجع بازگو کرده و گفته بودند:" در بازداشتگاه امنیتی سپاه که به «2 الف» معروف است شرایط بسیار سخت تری به لحاظ اخلاقی حاکم است از جمله به کار بردن الفاظ رکیک، توهینهای ناموسی، فحاشی های خانوادگی، تهدیدهای جنسی تا جایی است که حتی چند نفر که در حال حاضر نیز در بند 350 به سر می برند را به آزار جنسی از طریق باطوم تهدید کرده و مجبور به در آوردن لباس و شلوار نموده اند. و البته اینها همه در حالی است که بسیاری به دلیل شرم، حاضر به روایت برخوردهای غیر اخلاقی که در موردشان صورت گرفته نیستند."

 

روش های اعتراف گیری از بازداشت شدگان نیز در این نامه تشریح شده است و در بیان روایت یکی از بازداشتی های 350 آمده بود که " «متنی را جلوی من گذاشتند و گفتند بعد از اینکه متن را خواندی با زبان خودت بنویس. من خواندم اما چون سراسرش کذب بود حاضر به نوشتن نشدم. به من گفت تو آدم نمی شی و رفت بیرون و سه نفر وارد شدند و چند دقیقه به طور متناوب با باطوم و شوکر برقی من را مورد ضرب و شتم قرار دادند و وقتی بیرون رفتند بازجو دوباره داخل شد و با تمسخر گفت: چی شده؟ چرا گریه می کنی؟ کسی اذیتت کرد؟ و این کار 4 بار تکرار شد تا من مجبور شدم و آن مطالب کذب را نوشتم و چند روز بعد در دادگاه آن متن را قرائت کردم.» در موردی دیگر یکی از زندانیان روایت می کند وقتی در برابر نوشتن منویات بازجویان در بند 2 الف مقاومت کردم مرا عریان کرده و صرفاً با یک لباس زیر در یک محل سر باز به میله ها بسته و با تهدیدات جنسی از قبیل آزار جنسی با باطوم و اعمالی از این دست مجبور به اعتراف به اعمال ناکرده کردند." برپایه استنادهای این نامه "همچنین حداقل 5 نفر از کسانی که در بند 2 الف مورد بازجویی قرار گرفته اند به زیر زمینی برده شده اند که در آن وسایل شکنجه از جمله وسایلِ ناخن کشی بوده است و با تهدید به استفاده از آن وسایل، بازجویی شده اند. در یک مورد نیز دستهای متهم را در درون این دستگاه قرار داده و او را وادار به اعترافات مورد نیاز کرده است."

 

زندانیان بند 350 پس از بیان جزییاتی دیگر از شکنجه های خود به مراجع تقلید هشدار داده بودند که اگر اکنون" به احقاق حق مظلوم نشتابید بیم داریم که چهره مبارکِ دین عزیز اسلام برای نسل امروز که جویای حق و حقیقت است و بخصوص نسلهای بعد، خدشه دار شود."

 

محمد نوری زاد؛ تاوان انتقاد از رهبر

 

هواداران جنبش سبز به او لقب" حر زمان" داده اند. مردی که تا پیش از سرکوب اعتراض های پس از انتخابات ریاست جمهوری از تمجید کنندگان آقای خامنه ای و محافظه کاران حاکم بود و یکباره به جمع معترضانی پیوست که خواهان رای گمشده خود، حق انتخاب سرنوشت و سبک زندگی خود بودند. او برای نشان دادن همراهی خود با مردم معترض نگارش نامه هایی انتقادی به آقای خامنه ای را آغاز کرد و از رهبر جمهوری اسلامی خواست برای به دست آوردن دل معترضان از آنها عذرخواهی کند. پاسخ این نامه برای نوری زاد زندان بود. تمام سوابق اش در خدمت به نظام جمهوری اسلامی و حتی خدمت به شخص رهبری نادیده گرفته شد و ماموران امنیتی وی را در روز 29 آذر بازداشت کردند. او در دادگاه به اتهام "فعالیت تبلیغی علیه نظام و تخریب چهره سی ساله نظام" به یک سال حبس تعزیری، به اتهام توهین به آیت الله خامنه ای به دو سال حبس تعزیری، به اتهام توهین به صادق لاریجانی ، رئیس قوه قضائیه، به ۹۱ روز حبس تعزیری، به اتهام توهین به محمود احمدی نژاد رییس دولت به ۹۱ حبس تعزیری و به اتهام توهین به سید احمد علم‌الهدی ،امام جمعه مشهد به تحمل ۵۰ ضربه شلاق محکوم شد.نوری زاد پس از تحمل صد و نود روز حبس و تحمل شکنجه های فراوان با قید وثیقه از زندان آزاد شد اما مدتی پس از آزادی نامه انتقادی دیگری به آقای خامنه ای نوشت و دوباره در تاریخ 25مرداد به زندان اوین فراخوانده شد. گرچه از وضع فعلی وی در زندان اطلاع دقیقی در دست نیست اما او در دوره قبلی بازداشت بارها تحت شکنجه قرار داشت. در روز سه شنبه۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۹ گزارش هایی منتشر شد مبنی بر این که محمد نوری زاد را به بهانهٔ هواخوری از سلول خارج کرده اند و سپس ۵ نفر از عوامل امنیتی اوین بر سر وی ریخته و به قصد کشت او را کتک زده اند. به طوری که ضربه شدیدی که به سر او وارد آمده است توسط پزشک زندان ضربه مغزی تشخیص داده شده است. نوری زاد بعد از این شکنجه تصمیم به اعتصاب غذا گرفت و به خانواده خود اعلام کرد اگر وضعیت به همین منوال باشد زنده نخواهد ماند. او مدتی بعد طی نامه ای شرح گفتگویش با جعفری دولت آبادی دادستان تهران را در دوران اعتصاب غذا منتشر کرد . در این نامه آمده بود:

 

" گفتم: مرا از بند ۲۴۰، از سلولی که در آن حمام و دستشویی بوده، به بند ۲۰۹ منتقل کرده‌اند؛ به سلولی که هیچ امکاناتی ندارد با هوایی داغ. و من هر چه درخواست کرده‌ام می‌خواهم افسر نگهبان را ببینم، اهمیتی نمی‌دهند و وقتی به عنوان اعتراض، بر در سلول خود می‌کوبم، در باز شده و افسر نگهبان با من درگیر می‌شود، یکدیگر را خبر می‌کنند و پنج نفری مثل پرکاه مرا از زمین بلند کرده و محکم به زمین می‌کوبند. سرم به شدت به زمین می‌خورد. دو کتفم آسیب می‌بیند، بینایی چشمم تحلیل می‌رود. سردرد شدیدی عارضم می‌شود.

 

گفتم: اینطور سردردها به تهوع می‌انجامد. حرف مرا تایید کرد. اما مرتب اصرار داشت که اعتصابم را بشکنم. گفتم: آقای جعفری، من در اعتصابم مصممم. امروز سه روز است که در اعتصاب به سر می‌برم و به سختی خودم را به اینجا رسانده‌ام. یک لیوان آب، یک حبه قند نخورده‌ام. رادیولوژی اوین از سرم و از دو کتفم عکس گرفته. ممکن است چیزی در این عکس‌ها نباشد، اما من به خاطر بی قانونی دوستان شماست که اعتصاب کرده‌ام و خود را به مخاطره انداخته‌ام. شما، چهار روز دیگر جنازه‌ی مرا از سلولم بیرون خواهید کشید.

 

او در جایی دیگر از این نامه خطاب به دادستان آورده بود:" من در اوین با هتاکی بازجوهای بی‌سواد و ضرب و شتم آنان مواجه شده‌ام. بازجوهایی که به قبیح‌ترین روش‌ها از  متهمان اقرار می‌گیرند. با کثیف‌ترین رویه. و با زدن‌ها و فحش‌ها و تحقیرهای پلید. خیلی دوست داشتم در یک ملاقات حضوری کهریزک دوم را به شما معرفی کنم و از فجایع رفتاری کسانی بگویم که ادعای سربازی امام زمان را دارند…” نوری زاد همچنین در نامه چهارم خود به آقای خامنه ای نیز شرحی کوتاه بر شکنجه هایش در زندان اوین داده و با اشاره به خدماتش برای رهبر جمهوری اسلامی آورده بود: : بسیار دوست می داشتم خود شما نیز با آن بزرگواری که از شما سراغ دارم، به دیدار خانواده ام قدم رنجه می فرمودید، به آنها دلداری می دادید و به آنان می فرمودید، فلانی -نوری زاد- درست در روزهای بحرانی، با برنامه های تلویزیونی اش، با نوشته هایش، برای منِ رهبر که در معرض تهاجمات طوفانی این و آن قرار گرفته بودم، به میدان آمد و از من سخت جانبداری کرد. امروز او در زندان است؛ به خاطر انتقاد از من! او باید در زندان ادب شود. همسر و فرزندانش توسط بازجوهای بی سواد و بی ادب و تندخو به ناسزا گرفته شوند و خود او به تلخ ترین شکل ممکن به ورطه ی تهدید و تحقیر و ضرب و شتم درافتد. اما این دلیل نمی شود که منِ رهبر قدر زحمت های پیشین او را ندانم و به خانواده اش سر نزنم. یا اگر خود به دیدار آنان نروم، نماینده ام را نیز به این منظور به سراغشان نفرستم."

 

نوری زاد حالا وعده داده است که پس از بازگشتش از زندان نامه ای با ادبیاتی متفاوت از گذشته را خطاب به آقای خامنه ای بنویسد.

 

محمدرضا جلایی پور؛ نخبه کشی در وطن

 

توان مدیریتی اش همه را در کمپین موج سوم انگشت به دهان گذاشته بود. قدرت برنامه ریزی اش، تصمیم های خلاقانه و در نظر گرفتن احتمالات و داشتن طرح های جایگزین برای شرایط غیر منتظره از ویژگی های برجسته محمدرضا جلایی پور در جریان فعالیت های انتخاباتی سال گذشته بود. او توانمندی مثال زدنی خود را نه فقط در بحث های تئوریک و فعالیت آکادمیک بلکه در صحنه اجرا نیز به نمایش گذاشت.جلایی پور که رتبه اول کنکور سراسری علوم انسانی سال 81، دارنده مدال طلای المپیاد ادبیات در سال 1380 ، فارغ التحصیل رشته جامعه شناسی دانشگاه تهران و اکنون دانشجوی دوره دکتری دانشگاه آکسفورد انگلستان است پس از انتخابات ریاست جمهوری هنگامی که قصد خروج از ایران برای ادامه تحصیل را داشت در فرودگاه امام خمینی بازداشت شد و بعد از تحمل ٨٨ روز زندان، ‏که ٥٠ روز آن در سلول انفرادی گذشت با قرار وثیقه آزاد شد. این اما پایان دوران حبس برای او نبود. وی دو بار دیگر نیز توسط نهادهای امنیتی به اوین فراخوانده شد و آخرین بار پس از گذراندن ۶۶ روز بازداشت انفرادی در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۸۹ با سپردن وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد. با آنکه جلایی پور تاکنون شرح مکتوبی از آنچه در زندان بر او گذشته ارایه نکرده است اما "فاطمه شمس" همسر وی گوشه هایی از شکنجه های جلایی پور در دوران بازداشت را بازگو کرده است. شمس در روایت شکنجه های همسرش گفته است:

 

" برای اولین بارکه دستگیر شد بیست و پنج روز در سلول انفرادی و خلاء مطلق و با چشم بند حبس بود. او برای من گفت که در سلولی با ابعاد بسیار کوچک که حتی نمی توانست در آن راه برود بدون هیچگونه بازجویی برای بیست و پنج روز نگهداری می شد و حتی زمانی که برایش غذا می آوردند می گفتند پشتت را به دیوار بکن. در خلا مطلق بدون تماس و صبحت و بازجویی یک انسان آن هم بیست و پنج روز خورد می‌شود. او می‌گفت تنها لحظه خوب آن روزها همان چندقدمی بود که روزی یکی دو بار به دستشویی می بردندش و می توانست لحظه ای از آن سلول اگر چه با چشم بند بیرون بیاید.... همسرم را در بازجویی‌ها با چشم‌بند رو به دیوار می نشاندند و لاله های گوشش را به مدت یکساعت مالش می دادند. این یکی از شیوه های شکنجه روحی و جسمی این‌هاست که معلوم نیست از کجا یاد گرفته‌اند. ظاهرا در صورت تداوم این کار بدن شما به لحاظ عصبی کنترل خودش را از دست می دهد و بعد از نیم ساعت حاضرید هر اعترافی را بکنید. بارها او را ضرب و شتم کرده بودند. در سلول موتورخانه انداخته بودند که هیچ هواکشی نداشت، به سرش ضربه وارد کرده بودند و فحش‌های ناموسی و رکیک به همسر و خواهر و مادرش داده بودند."

 

احمد رضا احمد پور؛ افتخار به دگر اندیشی

 

تاوان روحانی دگر اندیش بودن در جمهوری اسلامی سنگین است و احمد رضا احمد پور از زمره دگر اندیشانی است که این هزینه سنگین را به جان خریده و به رنگ روحانیون حکومتی در نیامده است. او عضو جبهه ی مشارکت مرکزی قم و پژوهشگر حوزه و صاحب وبلاگ " پژواک خاموش" است. از هواداران آیت الله منتظری و آیت الله صانعی است و دغدغه های آزادی خواهانه اش به ویژه برابری طلبی برای زنان و عشق به هویت تاریخی ایران را همیشه در وبلاگش بازتاب داده است. او را در آستانه ی نوروز 89 دستگیر و بلافاصله توسط شعبه ی دوم دادگاه ویژه ی روحانیت به یکسال زندان و خلع لباس روحانیت محکوم شد. دادگاه دلیل حکم یکسال زندان وی را فعالیت های تبلیغی علیه نظام و نشر اکاذیب وخلع لباس او را مخالف بودن با شئونات اين لباس عنوان کرد.

 

احمد پور در یکی از نوشته هایش که مربوط به زمان بازجویی است اشاره می کند که :

 

«در بازجویی، روزی اشاره ای کردند به اتفاقی که برای پسر شیر خواره ام، ارشیا جان، افتاد (زمانی که من در بازداشت بودم نمی دانم چگونه ارشیا نفت خورده بود که دو روز در بیمارستان کودکان قم بستری شد) و اینکه این اتفاقات از عواقب کارهای من است و اینکه ادامه هم خواهد داشت! و مواردی پیرامون خانواده و بچه ها و دخترانم که سر فرصت در یک پست جداگانه خواهم نوشت. هم توی بازجویی و هم طی مراحل بررسی پرونده ام در دادیاری شعبه چهار دادسرای ویژه روحانیت، چقدر برایم ملموس شد که برای آقایان چقدر هدف وسیله را توجیه می کند و چقدر بر تعجبم می افزود و چقدر از اندیشه و موضع خودم خوشحال می شدم و چقدر به “اخلاقی بودن” و “درست بودن اندیشه ها و اعتقادات و روش های زندگی” خودم افتخار می کردم. به هر حال، من همه ی این فشارها و فشارهای بعدی و احتمالاً زندانی شدنم را به فال نیک می گیرم و خیلی خوشحالم که زندگی سالمی داشتم و هیچ اندوخته ای از بیت المال ندارم و نزد خدای خویش و در آینده رو سفید در نزد مردم خواهم بود و اینکه بخاطر “در کنار مردم بودن” و “برای مردم بودن” و بخاطر اندیشه هایم تحت فشار قرار می گیرم و در سلول انفرادی حبس شدم."

 

 احمد پور در سی تیر ماه گذشته نیز طی نامه ای به بان کی مون دبیرکل سازمان ملل شرحی از فشارهای وارده بر خود در دوران بازداشت را بازگو کرد و نوشت:"

 

در زندان، تفتیش عقاید می کنند. از پوشیدن لباس به رنگ سبز توسط زندانی ( اینجانب ) ممانعت می کنند و بارها من و دیگران مورد تفتیش بدنی غیر انسانی ، غیر شرعی و غیر قانونی واقع شده ایم و با این کار مرا تحقیر و به شخصیت و کرامت انسانی ام اهانت کرده اند . جناب دبیر کل اینجانب بارها شاهد کتک کاری زندانیان توسط ماموران زندان در سالن ((زیر هشت )) بوده ام . زندان از حیث امکانات و امور بهداشتی در حد صفر است و به مکانی برای رشد و گسترش انواع بیماریها مبدل گشته است و تا کنون هیچ اقدامی پیشگیرانه و اساسی از سوی مسئولان صورت نپذیرفته است ." اینجانب بدون دلیل موجه و قانونی در کوچه 39 خیابان صفائیه قم مورد ضرب و جرح چندین نفر اراذل و اوباش حکومتی قرار گرفته و غیر قانونی بازداشت شدم ، در بازداشتگاه اطلاعات قم در سلولهای انفرادی زیر زمینی نگه داشته شدم که نمی دانستم کی شب است و کی روز !؟ در آن بازداشتگاه اهانتها ، تحقیرها و تهدیدها را نسبت به خود و خانواده ام دیدم و شنیدم و الان که خویش در زندان هستم برای آواره کردن خانواده و فشار بر آنها از هیچ کوششی دریغ نکرده اند و حکم تخلیه خانه ای که خانواده ام در آن زندگی می کنند صادر کرده اند !؟ همانطور که ذکر گردید فشار روحی و شکنجه روحی بر خودم نیز در زندان همچنان ادامه دارد ، لذا با توجه به جمیع جهات مذکور و با توجه به نقض آشکار (( حقوق بشر)) بخاطر هتک حیثیت انسانی ام بواسطه تفتیش بدنی غیر انسانی و غیر اخلاقی و غیر شرعی و بخاطر تفتیش عقاید قرون وسطایی و نقض حقوق بشر و نادیده گرفتن حقوق زندانی به محضر شما و نهادهای مدافع (( حقوق بشر)) از مسئولان و بخصوص مسئولان مستقیم سازمان زندانهای ایران وقم و بالاخص دادسرای ویژه روحانیت شکایت می کنم و خواهان حضور نماینده یا نمایندگان شما در سازمان زندانها بخصوص در زندان مرکزی قم بند ویژه روحانیت و بندهای دیگر که حتی سقفی برای خوابیدن در زیر آن ندارند هستم ."

 

ادامه دارد

 


 


جـــرس: درآستانه آغاز هشتمین اجلاس مجلس خبرگان رهبری و در واکنش به هتک حرمت های اخیر لباس شخصی ها نسبت به آیت الله علی محمد دستغیب، مدرسین و طلاب قم و نجف(متقن)، طی نامه ای سرگشاده به رئیس و نمایندگان مجلس خبرگان رهبری، حمایت خود را از آیت الله دستغیب اعلام داشته و ضمن هشدار نسبت به اینکه "اعتماد عمومی نسبت به نهادهای مدیریتی کشور، نه تنها متزلزل، که کاملا سلب و منتفی شده"، خواستار انجام وظایف قانونی مجلس خبرگان، در نظارت و کنترل رهبری شدند.


به گزارش سامانه خبری متقن، در نامه سرگشاده مدرسین و طلاب قم و نجف به رئیس و اعضای خبرگان آمده است "انتشار مجدد این نامه به احترام، تجلیل، همراهی و همگامی همه روحانیون آزاد اندیش، مستقل و مقاوم از مقام شامخ روحانی مبارز و شکست ناپذیر، مرجع عالیقدر، آیت الله سید علی محمد دستغیب صورت می گیرد."


آنها در نامه خود خطاب به رياست و اعضای مجلس خبرگان رهبری، ضمن تاکید بر اینکه "رهبری فعلی صلاحیتش مخدوش و یا لااقل زیر سئوال رفته"، مواد متعدد قانون اساسی را یادآور شده و خواستار تاکید بر اجرای آن شدند.


 


 


جرس: مهندس صفایی فراهانی هفته گذشته در پی حمله قلبی در زندان ابتدا به بهداری زندان اوین و سپس به بیمارستانهای مدرس و قلب تهران منتقل شد اما علی رغم تاکید دکتر بر وضعیت نامناسب جسمانی آقای فراهانی به زندان اوین بازگردانده شدند. پیگیری های خانواده و وکیل ایشان برای گرفتن مرخصی استعلاجی برای پیگیری درمان پزشکی آقای فراهانی تاکنون بی پاسخ مانده است.  

 

گفتنی است، محسن صفایی فراهانی، یکی از هفت چهره برجسته اصلاح طلبی است که علیه سپاه پاسداران شکایت کرده اند. وی که از اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت است پس از انجام مصاحبه ای در خصوص این شکایت نامه و با تاکید بر اینکه شکایت خود را پس نخواهد گرفت به زندان بازگردانده شد.


به همین مناسبت "جرس" با خانم عفت خطیبی در خصوص وضعیت جسمانی آقای صفایی فراهانی به گفتگو پرداخته است که در پی می آید:


خانم صفایی فراهانی طی هفته گذشته اخبار نگران کننده ای از وضعیت جسمانی آقای مهندس صفایی فراهانی منتشر شده است، آیا می توانید در خصوص آخرین وضعیت جسمانی ایشان توضیح دهید؟


وضعیت جسمانی ایشان به هیچوجه مناسب نیست و حدود دو هفته پیش حالت بیهوشی به ایشان دست داده که وی را به بهداری منتقل کرده و در آنجا سرم به همسرم وصل کرده و با وجود وضعیت نامناسبشان حتی به بیمارستان منتقلشان نکرده بودند. امروز توانستیم ملاقات کابینی با ایشان داشته باشیم که متاسفانه حالشان بسیار بد بود. چهره اشان رنگ پریده و نسبت به قبل از بازگرداندن به زندان بسیار لاغر شده بودند و حتی توانایی حرکات ورزشی که همیشه انجام می دادند هم ندارند.


آیا پیگیرهای شما برای درمان پزشکی ایشان در بیمارستان تاکنون به نتیجه رسیده است؟


پیگیری های ما تا به حال نتیجه ای نداشته است وهنوز آقایان قبول نکرده اند که همسرم باید تحت درمان در بیمارستان قرار بگیرد و ما را "نگران" نگه داشته اند. چند بار به دادستانی مراجعه کردیم و نامه نوشته ایم و وکیل همسرم هم پیگیری کرده اند اما تا به حالا هیچ جوابی به ما نداده اند و آخرین جوابی که به ما داده اند این است که هنوز جواب پزشکی قانونی به دست دادستان نرسیده است و به همین علت نمی توانند نظر دهند. ما هم با نگرانی از وضعیت جسمانی آقای صفایی منتظریم ببینیم چه زمانی انشالله جواب پزشکی قانونی به دست آقای دادستان می رسد.


با توجه به ناراحتی قلبی و حال نامناسب آقای مهندس که باید هرچه سریعتر در بیمارستان تحت درمان قرار بگیرند فکر می کنید این اتلاف وقت برای طی کردن روند اداری چه عواقبی می تواند بهمراه داشته باشد؟


هر روزی که بگذرد خدای ناکرده می تواند برای آقای صفایی فرهانی یک اتفاق دیگری بیافتد. اصلا مثل اینکه برای جان انسانها ارزشی قائل نیستند. من نمی دانم اگر مسئله ای پیش بیاید چه کسی "جوابگوی" وضعیت همسرم است، من شخص دادستان را مسئول جان ایشان می دانم و دادستان باید جوابگو باشد که چرا نمی گذارند آقای صفایی در بیمارستان بستری شوند و هر چه "سریعتر" تحت معالجه قرار بگیرد. امکانات پزشکی زندان بسیار محدود است وطوری نیست که اگر خدای ناکرده برای همسرم مشکلی پیش بیاید آنجا بتوانند رسیدگی کنند. البته نه تنها همسرم بلکه هر زندانی سیاسی باید از حقوق اولیه و ابتدایی برخوردار باشد و این حقوق رعایت شود و وقتی احتیاج به مداوا دارند باید سریعا تحت رسیدگی پزشکی قرار گیرند. من باز تاکید می کنم مسئولیت هر اتفاقی که برای همسرم بیافتد با کسانی است که ایشان را دوباره به زندان بازگردانند. همسر من پیش از زندان هیچ مشکل و ناراحتی جسمانی نداشت اما نمی دانم در این یک سال و نیمی که ایشان در زندان بودند بر ایشان چه گذشت که الان به این وضعیت دچار شده است، بنابراین مسئولیت هر اتفاقی بر ایشان بر گردن تمام این آقایان است.


آقای مهندس فراهانی بعد از زندان رفتن به ناراحتی قلبی دچار شده اند؟


بله، همسرم اصلا مشکل قلبی نداشتند اما در مدت این یکسال گذشته سه دریچه قلبشان نارسایی پیدا کرده است. بطوریکه دوهفته پیش این مسئله شدت گرفت و کسانی که در زندان ایشان را دیده بودند می گفتند حالشان طوری می شد که کسی را نمی شناختند و وقتی داشتند نماز می خوانند یکدفعه بیهوش می شوند و با برانکار وی را به بهداری منتقل می کنند. اما امکانات بهداری بسیار محدود است و ایشان را فقط دو روز آنجا بدون رسیدگی نگه داشته اند. حتی پزشک بیمارستان که همسرم را دیده است اعتراض کرده که چرا ایشان را به بیمارستان منتقل نکرده اند تا حداقل یک نوار قلب از ایشان بگیرند. بعد از پیگیری های ما ایشان را برای تست ورزش و اکو بردند که بعد از این موضوع ما متوجه شدیم که دریچه نیترال، دریچه سلتی و دریچه ریوی قلبشان دچار نارسایی شده است و حتما حتما باید در بیمارستان بستری و "تحت مداوا" قرار بگیرند و حتی ممکن است که احتیاج به جراحی داشته باشند. ما بدنبال این هستیم تا مرخصی استعلاجی برایشان بگیریم تا در بیمارستان تحت مداوا قرار گیرند.


آیا تا به حال برای پیگیری وضعیت آقای صفایی فراهانی موفق به ملاقات با دادستان شده اید؟


اول اینکه آقای دادستان وقت ملاقات به کسی نمی دهند چند بار پسرم و وکیل همسرم رفته اند و نامه خانواده را حضوری به دفتر دادستان برده ایم و تقاضای مرخصی استعلاجی کرده ایم اما تا بحال هیچ جوابی به ما نداده اند. فردا دوباره به دادستانی برای پیگیری می روم و امیدوارم به ایشان هر چه سریعتر مرخصی استعلاجی دهند. این پیگیری های بدون جواب و بلاتکلیفی و نگرانی شدید از وضعیت آقای فراهانی بر روی خانواده هم تاثیر بدی گذاشته است دخترم دچارناراحتی اعصاب شده و خود من هم بسیار نگران هستم و حال خوبی ندارم. الان دو ماه است که تلفن بند 350هم قطع است و همسرم اجازه تماس با خانواده را هم ندارند.


در ملاقاتی که با همسرتان داشتید خود آقای صفایی فراهانی از وضعیتشان چه می گفتند؟


ایشان هم از وضعیتشان ناراحت بودند و شکایت داشتند و می گفتند که مرتب به مسئول بهداری می گویم که حالم خوب نیست و باید به بیمارستان برای معالجه منتقل شوم، اما هیچ اهمیتی نمی دهند.


وضعیت روحی ایشان بعد از اینکه به طور ناگهانی به خاطر شکایت از فرمانده سپاه و مصاحبه اشان به زندان برگردانده شدند چگونه است؟


روحیه ایشان مثل همیشه "قوی" و "عالی" است و حتی ما از ایشان روحیه می گیریم. طوری نیست که روحیه اشان را از دست داده باشند و علی رغم وضعیت نامناسب جسمانی اشان از روحیه بالایی برخوردارند.


با تشکر از فرصتی که در اختیار جرس قرار دادید.
 


 


فرهمند علیپور
    جرس: "اگرخطا و اشتباهى رخ داد، ناظر باید توان اثرگذارى داشته باشد. اگر قرار باشد تنها نظارت بکند و خطاى صد در صد را ببیند ولى امکان جلوگیرى نداشته باشد، این اصلاً نظارت به حساب نمى آید... در مورد نظارت مجلس خبرگان هم معنایش این است که اگر در جایى دیدند که در شرایط رهبر نقصى پیدا شده کمیسیون تحقیق باید بى درنگ به خبرگان اطلاع دهند تا اگر مشکل جدى بود فوراً اقدام کنند ".

 

  این سخنان که در خصوص وظائف مجلس خبرگان بیان شده است نه از سوی کسانی است که ایده اولیه تاسیس چنین مجلسی را پی ریزی می کردند و نه سخنی است از سوی منتقدان روشنفکر و معترضان روحانی چون مرحوم آیت الله منتظری و محسن کدیور ، اینها را "محمد یزدی" نائب رئیس خبرگان همین دو سه سال پیش در گفتگو با مجله "حکومت اسلامی" بیان داشته است.   مجلس "خبرگان رهبری" که از سال 61 به دیگر نهادهای برآمده از انقلاب اسلامی 57 ملحق شد شامل 86 فقیه "واجد شرائط" است که کار اصلی آن نظارت بر عملکرد رهبری و تعیین رهبر برای نظام جمهوری اسلامی است.   بر طبق اصل 111 قانون اساسی جمهوری اسلامی "هرگاه رهبر از انجام وظایف قانونی خود ناتوان شود، یا فاقد یکی از شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم گردد، یا معلوم شود از آغاز فاقد بعضی از شرایط بوده‌است، از مقام خود برکنار خواهد شد. تشخیص این امر به عهده خبرگان مذکور در اصل یکصد و هشتم می‌باشد. در صورت فوت یا کناره گیری یا عزل رهبر، خبرگان موظفند، در اسرع وقت نسبت به تعیین و معرفی رهبر جدید اقدام نمایند."   خبرگان نهادی فرمایشی   بحث بر سر این مسئله که مجلس خبرگان به نهادی فرمایشی تبدیل شده است که بر وظائف خود و در راس آن نظارت بر رهبری عمل نمی کند نه تنها در میان منتقدین رهبر جمهوری اسلامی که در میان هواداران اصلی رهبر جمهوری اسلامی نیز دیده می شود. در آخرین روزهای تیرماه گذشته محسن کدیور از روشنفکران دینی در نامه ای سرگشاده خطاب به اکبرهاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان فهرستی از مواضع چهره های شاخص حاضر در مجلس خبرگان در خصوص فرمایشی شدن این مجلس و نقض قوانین از سوی شخص آقای خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی منتشر کرد و تاکید کرد :"  آیت الله خامنه ای با نقض مکرّر اصول متعدد قانون اساسی بویژه در حوزه تقنین و اجرا، بزرگترین قانون شکنی را دو دهه اخیر مرتکب گردیده، و با استحاله و فروپاشی قانون اساسی، بزرگترین برانداز جمهوری اسلامی بوده است." و خواستار آن شد تا مجلس خبرگان " سریع تر به وظیفه خود عمل کند."   رهبر ناظر بر خبرگان شده   بر طبق آنچه محسن کدیور در نامه خود منتشر کرده است. اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس محلس خبرگان در مصاحبه ای با مجله "حکومت اسلامی" شماره 40 می نویسد: "مجلس خبرگان فرضش بر این بود که هر چیزى که به رهبرى مربوط مى شود را پیگیرى کند، مثل مجمع تشخیص مصلحت نظام، صدا و سیما، نیروهاى مسلح و هر چه که تحت امر رهبرى است . اینها به مجلس خبرگان فراخوانده شوند و گزارش کارهاى خودشان را به خبرگان بدهند و خبرگان هم سؤال کنند و آنها هم توضیح بدهند و احیاناً اگر اشکال و ایرادى هم بود، در همان جلسه مطرح شود تا همه در جریان قرار بگیرند، این به صورت قانون در آمد. اما وقتى بعضى از این نهادها دعوت شدند که در جلسه خبرگان حضور پیدا کنند تا گزارش عملکردهاى خودشان را بدهند، دفتر رهبرى مانع حضور آنها در خبرگان شد و اظهار داشتند که رهبرى نظرشان این است که این موضوع جزء وظایف خبرگان نیست."   احمد جنتی نیز در زمینه مخالفت رهبر با نظارت بر زیر مجموعه های خود گفته است: "نظر عده زیادى از اعضاى خبرگان بر این بود که باید هیأت تحقیق در نهادهاى زیر نظر مقام معظم رهبرى تحقیق و بررسى کند که آیا درست اداره مى شود یا نه؟... نظر اکثریت بر این بود. تا این که موضوع را با مقام معظم رهبرى در میان گذاشتیم. چندین جلسه صحبت شد، ایشان با این نظر موافق نبودند."   جنتی در ادامه افزوده است: "در مورد نیروهاى مسلح (آیت الله خامنه ای) فرمودند: اصلاً حرفش را نزنید، براى این که در نیروهاى مسلّح امکان این که کسى تحقیق و سؤال کند، نیست. نیروهاى مسلّح جاى این حرفها نیست. مگرمى شود کسى در میان نیروهاى مسلّح وارد شود و راجع به مسائلى ایجاد شبهه کند؟ در این صورت فرمانده نمى تواند کار کند. به هر حال طى دو ـ سه جلسه اى که با ایشان داشتیم و بحث هاى زیادى شد، با این موضوع مخالفت کردند."   به کجا رسیده ایم؟   سال گذشته و چندماه پس از آغاز اعتراض های جنبش سبز خبر آغاز به کار "مجلس خبرگان" چشم ها را متوجه خود کرد. بسیاری ها امیدوار بودند که مجلس خبرگان در مورد اتفاقات پس از انتخابات و نقش نهادهای زیرمجموعه رهبری در جریان انتخابات و حوادث آن دخالت و اظهار نظر کند بسیاری خوشباورانه تر به این امید بودند که مجلس خبرگان از رهبران سبز دعوت کند و از آنها بپرسند که اعتراضشان برای چیست؟ بشنوند و رایی صادر کنند. اما هیچ کدام از این اتفاقات نیفتاد.   اینگونه بود که روز ششم مهرماه 88 مهدی کروبی نامه ای سرگشاده به هاشمی نوشت و گفت :"مجلس خبرگان که ممتاز ترين نهاد نظارتی در نظام جمهوری اسلامی بايد باشد به نهادی بی اثر تبديل شد؛ و ماحصل اين اجلاس صرفا چند سخنرانی و صدور بيانيه ای بود که بدون برگزاری اجلاس وجمع شدن اعضای محترم آن مجلس و زحمت بردن بسيار، هم می شد آن را انجام داد."   کروبی همچنین به صراحت به انتقاد از هاشمی رفسنجانی در قامت رئیس مجلس خبرگان می پردازد و می نویسد: " وا اسفا اما که امروز دستاورد ما از آن همه رشادت و مقابله با استبداد و عدالتخواهی چيست و به کجا رسيده ايم؟ می بينم که اجلاس خبرگان برگزار می شود و شما نه سخنی در انتقاد از شرايط حاکم بر کشور بر زبان می آوريد و نه انتقادی را بنا به وظيفه خود منتقل می کنيد و از همه عجيب تر در اختتاميه مجلسی بدين اهميت در زمانه ای بدين حد خطير غايب می شويد. از خود می پرسم آيا اين همان اکبر هاشمی است با همان روحيه ای که قبل و بعد از انقلاب در او سراغ داشتيم؟ به ياد می آورم که شما .......چگونه با رشادت در حضور امام نيز هر گاه که مطلبی را لازم می ديديد هرچند که برخلاف نظر امام بود بر زبان می آورديد. به ياد دارم جلسه ای را که در حضور حضرت امام بوديم و ايشان وصيتنامه خود را به ما ابلاغ کردند و نظر خواستند و همه سخن در تاييد گفتند اما شما نکته ای را که داشتيد در خود فرونبرديد و بر زبان آورديد و امام نيز با بزرگواری سخن شما را پذيرفتند و بدان عمل کردند.   اجلاسيه مجلس خبرگان برگزار شد و توقع آن بود که نمايندگان مردم در اين مجلس نگاهی موشکافانه به آنچه روز انتخابات ۲۲ خرداد رخ داد و حوادث و بحران های قبل و پس از آن داشته باشند. گمان اما نمی کردم که در اين اجلاس، خبرگان ملت، بحران مبتلا به کشور را "فتنه" بخوانند و چنين به اميد پاک کردن صورت مساله ، سر خويش را به زير برف کنند. به راستی جنابعالی که قبل از انتخابات "آتشفشان" خشم مردم را روشن ديده و آن را اعلام عمومی کرده بوديد چگونه تاييد فرموديد که تصاعد اين آتشفشان را امواج فتنه بخوانند و چنين بی دغدغه از کنار شرايط خطير مترتب بر کشور بگذرند؟   آیت الله خمینی : کوچکترین سهل انگاری بزرگترین فاجعه تاریخ است   آیت الله خمینی بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی روزی در خصوص جايگاه مجلس خبرگان  گفته بود که :" اکنون شما ای فقهای شورای خبرگان و ای برگزيدگان ملت ستمديده در طول تاريخ شاهنشاهی و ستمشاهی، مسئوليتی را قبول فرموديد که در راس همه مسئوليت هاست، و آغاز به کاری کرديد که سرنوشت اسلام و ملت رنج ديده و شهيد داده و داغ ديده در گرو آن است. تاريخ و نسل های آينده درباره شما و ملت قضاوت خواهند کرد و اولياء بزرگ خدا ناظر آرا و اعمال شما می باشند: والله من ورائهم مُحيط و رقيب. کوچکترين سهل انگاری و مسامحه و کوچکترين اعمال نظرهای شخصی و خدای نخواسته تبعيت از هوای نفسانی که ممکن است اين عمل شريف را به انحراف کشاند بزرگترين فاجعه تاريخ را بوجود خواهد آورد.

 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به jaras-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به jaras@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته