-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ خرداد ۲۲, یکشنبه

Latest Posts from Iran Dar Jahan for 06/12/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



از کی تا حالا یک مسئله نیمه پخته و نیمه ثابت شده یا یک تئوری توطئه یا یک مسئله دست سازی شده در تاریخ ژورنالیسم و خبرنگاری به عنوان «واقعیت» منعکس می شود؟ اگر مخاطب آدمی با هوش متوسط و عادی و نرمال باشد، پاسخ او «هرگز» خواهد بود. اما ولی خوب، اگر مخاطب یکی از خواننده های وفادار هفته نامه نیویورکر باشد و فکر کند تمامی گزارش های تحلیلی سایمور هرش از کانال هزاران تحقیق و بازرسی گذشته، موضوع چیز دیگری است.

با همین پیش زمینه من هفته پیش شاهد گفت وگوی سایمور هرش در شبکه تلویزیونی سی ان ان بودم. درباره مطلبی که در بخش «محورهای امنیت داخلی» در نیویورکر نوشته بود. چند هزار واژه در مورد «ایران و بمب اتمی» و این که «چقدر واقعا خطر هسته ای صحت دارد؟»

برای خواننده ای که برای او همان تیتر سایمور هرش کافی است، معنا این خواهد بود که هیچ خطر جدی و مشخصی در مورد برنامه اتمی ایران وجود ندارد. البته این تحلیل این اجازه را به خواننده می دهد ولی در ادامه هم می آید که سخت گیری اوباما بر ایران باعث می شود رسوایی اطلاعاتی دیگری مانند قضیه آمریکا در مورد عراق در زمان صدام حسین روی دهد.

این موارد درست است؟ هیچ کس نمی داند. آقای هرش خوشش می آید در حلقه خبرنگاران مسائل امنیتی وارد شود و چیزکی از تمام منابع خود سرهم کند و آن را به شکل گزارش عرضه کند. او فکر می کند به دلیل این که او منابع خودش را اعلام نمی کند، پس تمامی خوانندگان حرف او را قبول دارند و منابع حاشیه ای و بدون نام او از منابع رسمی و مشخص سی آی ای و دیگر منابع اطلاعاتی بهتر می فهمند و بیشتر می دانند. ضمن این که آقای هرش به خواننده ها این طور القا می کند آن چه بر صفحات نیویورکر نقش بسته، عین واقعیت و اسرار برملا شده است.

برای درک بهتر از نمونه کار آقای هرش بر روی مسئله ایران، به مقاله های قبلی او هم سرزدم. در ژانویه سال ۲۰۰۵ او نوشت که دانلد رامسفلد وزیر دفاع آن زمان آمریکا در دور دوم ریاست جمهوری جورج دبلیو بوش نقش مهمی خواهد داشت. اما در واقع این نقش را کاندولیزا رایس برعهده داشت. در آوریل سال ۲۰۰۶ نوشت که جورج دبلیو بوش در فکر این است که تا پیش از دستیابی ایران به یک کیلوگرم اورانیوم غنی شده، بمباران ایران و حمله نظامی به ایران را دنبال کند. اما هر آن چه بوش انجام داد، دنبال کردن تحریم های ایران در شورای امنیت سازمان ملل بود.

در مارس ۲۰۰۷ آقای هرش نوشت که آمریکا حمایتی پنهانی از دولت لبنان کرده و آن ها هم در مقابل از گروه سنی تروریستی به نام فتح الاسلام حمایت کرده اند. همان زمان بود که دولت لبنان با فتح الاسلام وارد جنگ شد. در فوریه ۲۰۰۸ آقای هرش مدعی شد که تاسیسات مشکوک سوریه را که اسراییل بمباران کرده، هیچ ربطی به فعالیت های هسته ای نداشته اند.

ماه پیش بود که یوکیا آمانو، دبیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی در گزارشی نوشت که به احتمال خیلی زیاد، تاسیسات نابود شده در سوریه، تاسیسات اتمی بوده است. در آوریل ۲۰۰۹ او راهی دمشق شد و گفت آمریکا در حال جدا کردن سوریه از ایران است ولی حوادث دو ماه گذشته تاکنون نشان می دهد که این چنین نبوده است.

همین تازه گی ها هم آقای هرش در یک سخنرانی در قطر گفت که ژنرال استنلی مک کریستال، (فرمانده سابق نیروهای نظامی آمریکایی در افغانستان) جزو یک فرقه مذهبی به نام شوالیه های مالتی (نایتز آف مالتا) بوده که تلاش دارند جای مساجد را با کلیسا عوض کنند. اتهامی که مک کریستال آن را کاملا تکذیب می کند.

پس ویژگی گزارش اخیر سایمور هرش در مورد ایران چیست؟ بیشتر این گزارش از گزارش تخمین اطلاعاتی سال ۲۰۰۷ آمریکا است که گفته بود ایران از سال ۲۰۰۳ برنامه دستیابی به بمب اتمی را کنار گذاشته است. وی حتی می گوید گزارش امسال، گزارش ۲۰۱۱ هم همین را خواهد گفت.

اما نکته جالب تر گزارش آقای هرش این است که هیچ حرفی از آژانس بین المللی انرژی اتمی و یا گزارش های مرتبط با ایران و یا اسناد دبیرکل آژآنس اشاره ای نکرده است، به ویژه گزارش ۲۴ ماه مه که گفته بود فعالیت های (مشکوک اتمی) ایران به احتمال خیلی زیاد از سال ۲۰۰۴ به بعد دنبال شده است.

در این گزارش آمده که ایران دست به «فعالیت های مرتبط با فلز اورانیوم...ارتباط آن با فعالیت های اتمی، تست و آزمایش مواد منفجره با قدرت بالا و همچنین کلاهک های کروی شکل» زده است. تمامی مواردی که مرتبط با «تهیه و تولید بمب اتمی» است.

این همان بخش از صنعت ژورنالیسم و خبرنگاری است که هرچه ما فکر می کنیم یا می اندیشیم، تغییر می کند و بازنویسی می شود. در این زمینه، آقای هرش هیچ فرقی با بقیه ندارد. اما در همان بطن کاری او هم خیلی از حقایق پنهان شده اند، چرا که باید به آن مشکوک بود. به همین دلیل آقای هرش خیلی ها را متقاعد کرده که درباره خطرهای موشکی و اتمی، داستان سرایی و خیال پردازی کنند.

اما در مورد آن مصاحبه تلویزیونی با سی ان ان، به گفته تهیه کننده برنامه، آقای هرش در لحظه آخر انصراف داد تا در یک مناظره تلویزونی با من حضور نداشته باشد. باز هم می گویم، هر وقت آماده باشد، من هم هستم.

* از: برت استیفنز (Bret Stephens) / در: وال استریت جورنال


 


با ایرانی ای ساکن ژنو درباره انقلاب در تونس و مصر حرف می زدم. ایرانیان با وجود تحرک و اراده شان در ماه ژوئن سال ۲۰۰۹، حتی نتوانستند حکومت را خم کنند چه برسد به آن که تغییرش دهند. آیا وی درباره پیروزی این انقلاب ها در کشورهای عرب کنجکاو نیست؟ ایا او نسبت به آنها احساس حسادت نمی کند؟ اما او در جواب لبخندی می زند که تمام صورتش را روشن می کند، و بعد جوابی می دهد که تکان دهنده است: اصلا این ایرانیان بودند که راه را باز کردند و سرمشق شدند.

دو سال از سرکوب خونین موج گسترده سبز که در خیابان های تهران ایجاد شد و همزمان امیدی قوی در دل ایرانیان مهاجر در تمام دنیا زنده کرد می گذرد. با این وجود، سرکوب هم چنان ادامه دارد.

معترضان هرگز از زندان خارج نشدند یا آن که تنها زمانی خارج شدند که باید به خاک سپرده می شدند. ده ها خانواده هم چنان بدون این که بدانند سرنوشت فرزندانشان چه شده، به دنبال آنها می گردند.

صدها جوان برای فرار از دستگیری به کشورهای دیگر پناهنده شدند. در راس حکومت، درگیری ها هم چنان ادامه دارد. با این حال بهار ایرانی وجود داشته است. هزاران جوان معترض با فیلم گرفتن و پخش کردن تصاویر فریاد بر پشت بامِ آنانی که فکر می کردند دارند زندگیشان را تغییر می دهند و پخش تصاویر کتک زدن بسیجیانی که می خواستند صدایشان را خفه شان کنند تمامی جهان را شاهد گرفتند. به جز تصاویر مرگ ندای جوان، هزاران پیام بر توئیتر، عکس روی فیس بوک، فیلم روی یوتیوب، داستان قیام هر روز مستند شد، قیامی که شکست خورد.

از آنجایی که این همه ویدئو فیلم برداری شده بود و این همه مدرک روی هم تلنبار شده بود پروژه ای مربوط به اینترنت و کمی دیوانه وار در فرانسه کلید خورد: جمع کردن تیکه هایی از داستان و جمع کردنشان در یک جا.

تیبو لوفِور، بنیان گذار اصلی پروژه «داستان های ایرانی» توضیح می دهد: «آنها چشمانشان را به ما دادند، ما می خواهیم کلام را به ایشان بازگردانیم.» دو سال است که گروهی بین المللی از ژورنالیست ها، محقق و تولیدکنندگان این شهادت ها را جمع آوری می کنند. آنها پلتفورمی طراحی کرده اند که از امنیت بالایی برای دور زدن تکنولوژی های آلمانی کنترل اینترنت در ایران برخوردار است و با آن می توان شهادت ها را جمع و پخش کرد. شیوه فرستادن و پخش شهادت ها بسته به کشوری که در آن زندگی می‌کنید و آنکه اینترنت کنترل شده است یا خیر فرق می کند.

پروژه داستان‌های ایرانی، بلندپروازانه و بسیار پرخرج است و از آنجا که کمک‌های مالی به اندازه کافی دریافت نکرده، برخی از گزینه‌هایش هنوز کار نمی کند. در فرانسه، فدراسیون بین المللی لیگ حقوق بشر، لیگ ایرانی حمایت از حقوق بشر، لیگ حقوق بشر و خانه روزنامه نگاران، مرکز ملی سینماتوگرافی فرانسه از این ابتکار حمایت می کنند.

برای راه اندازی رسمی این پروژه میزگردی نیز روز چهارشنبه، هشتم ماه ژوئن در شهرداری پاریس برگزار شد. لوتام نیز به داستان های ایرانی پیوسته است و در سوئیس پخش آن را برعهده گرفته است، همان طور که در فرانسه سایت مدیاپرت پخش کننده این پروژه است. شما می توانید از هم اکنون از این سایت، که در نوع خودش بی نظیر است، دیدار کنید که روز به روز پربارتر می شود. جایی که تکنولوژی و شبکه های اجتماعی به خاطره و تاریخ پیوند می خورند.

* از: کاترین فرامری / در: لوتام


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irandarjahan-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irandarjahan@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته