-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ خرداد ۱۷, سه‌شنبه

Latest Posts from Iran Dar Jahan for 06/07/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



از دولت جیمی کارتر شروع شد و دولتهای متوالی ایالات متحده هم تلاش کرده اند تا از شکافهای بین حکمرانان مذهبی ایران برای تقویت آزادیخواهی های فرضی ایران کمک کنند. همواره هم به یاس و ناامیدی ختم شده است. روشنفکران ایرانی دوباره در حال جنگ و نزاع هستند، ولی در این دوره مجالی برای سوءتفاهم درباره ذات و ماهیت رژیم وجود ندارد.

دنیای آزاد و میلیون ها ایرانی که در رویای پیوستن به این دنیا هستند، علاقه ای به نتیجه دعوای بین رئیس جمهور محمود احمدی نژاد و رهبر عظما علی خامنه ای ندارند. ایران یک دولت سرکوبگر، یک تروریست و تهدید هسته ای باقی می ماند و مهم نیست که کدام طرف غالب می شود. ولی ما می توانیم امیدوار باشیم که این نمایش تا طولانی ترین زمان ممکن ادامه پیدا می کند و غرب هم در این ضمن می تواند از خشم و عصبانیت علیه رژیم خودداری کند.

جدال بر سر قدرت و فسادش است. رئیس جمهور احمدی نژاد پایان دومین- و در قانون ایران آخرین- دوره ریاست جمهوری اش را در سال ۲۰۱۳ خواهد دید. او برحسب میل خامنه ای کار می کند اما می خواهد تا بیشتر از این در ریاست جمهوری باقی بماند. گفتگوها و مذاکراتی بین حامیان وی برای رفع این محدودیت زمانی (برای دوره ریاست جمهوری) و یا تفسیر یک صفحه افشا شده از دفترچه مانورهای ولادیمیر پوتین روسی از طریق نصب یک رمز احمدی نژادی در ریاست جمهوری وجود دارد.

این زمینه سازی ها، اقامه تهدیدی علیه رهبر مذهبی و فرضا علیه مرجع قدرت سیاسی الهی است. آقای خامنه در سال ۲۰۰۹ و بعد از این که میلیون ها نفر برای اعتراض به تقلب کاملا آشکار استفاده شده برای انتخاب مجدد آقای احمدی نژاد به خیابان ها آمدند، در مقام دفاع از احمدی نژاد ظاهر شد. ولی حالا روحانیون در کنار متحدانشان در سرویس های امنیتی می خواهند تا رئیس جمهور را سرجای خود بنشانند. جاه طلبی های آقای احمدی نژاد و توسل وی به نوع جدیدی از ناسیونالیسم ایرانی، میراث انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹ را به چالش می کشاند.

تنش های در حال جوش و خروش با تصمیم احمدی نژاد برای اخراج وزیر اطلاعات در سطح علنی و به صورت آشکار مطرح شد. رهبر عظما برخلاف تصمیم احمدی نژاد حکم داد. آقای احمدی نژاد این ضربه و فشار را با تغییر در کابینه اش و حتی انتصاب خودش به صورت مستقیم برای اداره وزارت نفت پاسخ داد. روز گذشته او هدف فشار مجلس و روحانیون قرار گرفت و از وزارت نفت کناره گیری کرد.

آقای احمدی نژاد در سپیده دم شکست است و حملات در حال افزایش هستند. وب سایت های وابسته به سپاه پاسداران به او اتهام «جادوگری و طالع بینی» برای ظهور منجی زده اند، اسلام وی نوعی از اسلام مخالف روحانیت است - که در تئوکراسی اتهام کمی نیست.

مجلس هفته گذشته با اطلاع رهبر روحانی، تحقیقی را برای ارتکاب به تقلب انتخاباتی در سال ۲۰۰۹ شروع کرد. مساله خیلی قابل توجهی است که حکمرانان ایرانی، لباس های چرکشان را اینگونه آشکار کنند.

از آنجا که هر دو طرف در کار ایراد اتهام به طرف مقابل مبنی بر فساد و حکمرانی بد هستند، مردم ایران در حال کسب آموزش مفید هستند. ایرانی ها می توانند بهتر درک کنند که چرا کشور غنی از نفت شان از لحاظ اقتصادی فقیر و نیازمند و از لحاظ سیاسی سرکوبگر است.

علاوه بر این، رژیم در حد یک رژیم منفور و آسیب پذیر تقلیل می یابد. اعتراضی برای روز یکشنبه یعنی دومین سالگرد انتخابات ریاست جمهوری دزدیده شده در حال طرح ریزی است.

دولت اوباما تقریبا دو سال را با «درازکردن دست» به سوی تهران تلف کرده است. از آنجایی که مذاکرات به هیچ جا نرسید، ایالات متحده و اروپایی ها هم وادار به سختگیری علیه رژیم شده اند.

تحریم های اقتصادی هم به رژیم ضربه زده است یعنی ضربه به جایی که بیشترین خسارت را به آنها می زند؛ به درآمدشان. این سیاستی است که در مورد ایران تاثیر گذار است: «فشارها بر رژیم ادامه یابد، حمایت از جنبش آزادی و امیدواری به این که مردم ایران دوباره به خود جرات دهند تا قیام کنند و این رژیم را به زیر بکشند.»

* سرمقاله روزنامه وال استریت جورنال


 


در جنگ قدرتی که میان بخش بسیار محافظه کار مجلس ایران با محمود احمدی نژاد در گرفته است، رئیس جمهور ایران شکست خورد. روز چهارشنبه اول ماه ژوئن، نمایندگان مجلس تخلف احمدی نژاد را به قوه قضائیه ارجاع دادند تا به تصمیم آخر وی برای بدست گرفتن سرپرستی وزارت نفت اعتراض کنند.

به نقل از خبرگزاری مهر، در نامه ای که به امضای ۱۶۵ نفر از ۲۹۰ نماینده مجلس ایران رسیده و برای مقامات قضایی فرستاده شده، نوشته شده است: «این تصمیم، با قانون اساسی تناقض دارد.» امضاکنندگان تایید می کنند که آقای احمدی نژاد، «به عنوان وزیر نفت بخشنامه صادر کرده است و خواهد کرد و همه این موارد، مصداق دخالت های غیرقانونی در درآمدهای نقدی دولت است.»

این پرده آخر از سری بحران سیاسی است که از اواسط ماه آوریل آغاز شده و این اقدام مجلس هم باز بیش از گذشته رئیس جمهور را منزوی می کند. احمدی نژاد از این به بعد از سوی طرفداران سرسخت خود و ظاهرا با اجازه رهبر، علی خامنه ای که تاکنون حامی وی بود، مورد انتقاد قرار می گیرد. یک دیپلمات غربی که در منطقه مشغول به کار است، می گوید: «رئیس جمهور ایران در انظار عمومی ضعیف شده است. قوی ترین حامیانش هم به وی پشت کرده اند.» به گفته همین دیپلمات، فشارهایی که در حال حاضر به احمدی نژاد وارد می شود، ممکن است نشانه خواست رهبر برای بر سر کار آمدن یک بازیگر سر به راه تر و «کمتر غیرقابل کنترل» در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ماه مارس سال ۲۰۱۲ و انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۳ باشد.

در سطوح بالای قدرت در ایران، جایی که درگیری ها همیشه زیرپوستی بودند و دیده نمی شدند، مخالفت رهبر در روز ۲۰ آوریل با برکناری وزیر وزارت اطلاعات از سوی آقای احمدی نژاد، هم چون تحقیری علیه وی و ضد حمله ای از سوی نمایندگان و محافظه کاران تفسیر شد. رئیس جمهور در حرکتی «شورشگرایانه» نسبت به آیت الله علی خامنه ای، مهمترین مقام در جمهوری اسلامی که تاکنون سابقه نداشته بود، مدتی سکوت کرد و تقریبا ده روز از عرصه سیاسی ناپدید شد.

محمود احمدی نژاد بر سر کار بازگشت و بر «فرمان پذیری» اش نسبت به رهبر تاکید کرد، اما صداهایی در جبهه محافظه کاران افراطی بلند شد که اول از همه از «نافرمانی» وی انتقاد می کردند، و بعد حملاتشان را علیه رئیس جمهور و نزدیکانش شدیدتر کردند و آنها را متهم کردند که قصد داشتند در دستگاه قوی اطلاعات تغییراتی ایجاد کنند تا بتوانند در سال ۲۰۱۲ در انتخابات مجلس پیروز شوند.

روز ۱۴ ماه مه، زمانی که احمدی نژاد وزیر نفتش را اخراج و اعلام کرد که خود به عنوان سرپرست موقت، وزارت این وزارتخانه مهم و نهاد کنترل درآمدهای میلیاردی نفت را برعهده خواهد گرفت، به این اتهام، اتهامات سو استفاده های مالی با همان هدف پیروزی در انتخابات مجلس اضافه شد.

«جریان انحرافی»

از آن به بعد فشارهای بر احمدی نژاد برای منصرف کردن وی از سرپرستی وزارت خانه نفت بیشتر شد. مشاوران نزدیک وی، از جمله اسفندیار رحیم مشایی که رئیس دفتر رئیس جمهور است و و «جریان انحرافی» را ایجاد کرده که اسلام و انقلاب را تهدید می کند، هدف اصلی این حملات هستند.

آقای مشایی سودای ریاست جمهوری در سر دارد. مسئولان بلندمرتبه مذهبی هم چون آیت الله مصباح یزدی، حامی سابق رئیس جمهور، یا نماینده رهبر در سپاه پاسداران، حجت الاسلام علی سعیدی، رحیم مشایی معتمد و استراتژیست آقای احمدی نژاد را متهم می کنند که رئیس دولت را با «آییین های شیطانی» سحر کرده است.

بسیاری از ناظران عرصه سیاسی ایران معتقدند که بهتر است آیت الله خامنه ای رئیس جمهور را به حاشیه براند و یا لااقل از حمایت آشکار از وی بپرهیزد. قانون اساسی به آقای احمدی نژاد اجازه نمی دهد تا برای دور سوم رییس جمهور شود، اما خاطره تجمعات به خاک و خون کشیده شده پس از انتخاب اعتراض برانگیز محمود احمدی نژاد در سال ۲۰۰۹ که در آن زمان از سوی رهبر حمایت می شد، همچنان زنده است. مخصوصا با توجه به آن که فضای کلی منطقه، سرشار از خیزش های مردمی است.

روز یک شنبه ۲۹ ماه مه، علی خامنه ای خود را بالاتر از همه این هیاهوها قرار داد و گفت: «دوستی و میانه روی در کشور مانند روابط میان مجلس و دولت یک الزام است. هیچ کس حق ندارد در انتخابات دخالت کند.»

* از: سِسیل هنیون / در: لوموند


 


گزیده مطالب هفته ... هفته سوم

 



برخلاف آن چه که دولت اوباما به آن امید بسته است، بشار اسد رییس جمهوری سوریه به هیچ وجه یک اصلاح طلب و یا اصلاحگرا نیست. حتی با وجود سرکوب مرگبار و خشونت بار دولت سوریه علیه مخالفانی که همه غیرنظامی و غیرمسلح هستند، هنوز کاخ سفید واشینگتن این مسئله را متوجه نشده و پیام را درک نکرده است. هرچند ذات و ضمیر اصلی بشار اسد در سپتامبر ۲۰۰۷ مشخص شد. همان زمانی که هواپیماهای اسراییلی، تاسیسات الکبار را با خاک یکسان کردند. جایی که قرار بود تاسیسات اتمی آتی سوریه باشد. در الکبار، قرار بود پلوتونیوم تولید شود و از آن هم بمب اتمی دربیاید.

با توجه به این که تلاش ایران برای دستیابی به بمب اتمی از قبل منطقه را به رقابت تسلیحاتی کشانده، شاید سوریه هم همین راه را دنبال کند. اسد از این واقعیت خبر داشت و به همین علت پنهانی با پیونگ یانگ در تماس ماند تا ذره ذره قطعات بمب اتمی را جمع آوری کند.

اما زمانی که تاسیسات اتمی اسد بیرون آمد، دیگر باید همه را رو می کرد. به عنوان یک متعهد به پیمان منع گسترش سلاح های کشتار جمعی یا ان پی تی، سوریه باید هرگونه دارایی اتمی و هسته ای را به آژانس بین المللی انرژی اتمی اعلام کند. اما به جای آن اسد، نسخه ایرانی را پیش گرفت و قطعات را جمع کرد و صدایش را درنیاورد تا مخفیانه تاسیساتش را راه بیاندازد.

اما به هر حال در ۲۴ ماه مه آژانس بین المللی انرژی اتمی به این نتیجه رسید که تاسیسات الکبار، رآکتور اتمی بوده است. شاید آژانس در تلاش است که پرونده سوریه را به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع دهد، همان کاری که در سال ۲۰۰۶ با ایران کرد.

در زمان دبیرکلی محمد البرادعی در آژانس بین المللی انرژی اتمی، آژانس حاضر نشد روی پرونده سوریه کاری انجام دهد. به جای تنبیه سوریه، البرادعی تصمیم گرفت روی اسراییل تمرکز کند. حتی گفت که حمله به تاسیسات اتمی اسراییل، «نقض قوانین بین المللی» بوده است.

مقامات سوری هم از حمایت البرادعی سوءاستفاده کرده و گفتند هواپیماهای اسراییلی که منطقه را بمباران کردند، نمونه ای از مواد رادیواکتیو هم انداخته اند وگرنه مدرک دیگری در آن جا به دست نیامده است. البته حالا آژانس بین المللی انرژی اتمی فرق کرده و دیپلمات ژاپنی، یوکیا آمانو آن را هدایت می کند اما هنوز هم آژانس نمی داند سوریه تا پیش از حمله اسراییل، چقدر وقت صرف جمع آوری تاسیسات اتمی کرده بوده و چقدر این حرکت زیرزمینی و مخفیانه بوده است.

واشینگتن باید به طور کامل از اهداف آژانس بین المللی انرژی اتمی حمایت کند. در سال ۲۰۰۷ دولت جورج دبلیو بوش حاضر نشد به طور آشکار فعالیت های اتمی سوریه را محکوم کند که از هرگونه بالا رفتن تنش ها میان اسراییل و سوریه جلوگیری کند. ضمن این که فکر می کردند خراب شدن اوضاع ممکن است روی روند مذاکره با کره شمالی برای خلع سلاح اتمی، تاثیر منفی بگذارد.

بعد هم که اوباما به کاخ سفید رفت که آرزویش گفت وگو و مذاکره با دمشق بود و از همین رو حاضر نشد این قضیه را بار دیگر پیش بکشد. این اواخر، دولت آمریکا اقدامات درستی را انجام داده و شماری از مقامات سوریه را به دلیل نقض حقوق بشر و سرکوب و کشتار معترضان و شهروندان این کشور، تحریم کرده است. اما با صرفنظر از مسئله اتمی، آمریکا و اروپا مسئله کلیدی و اساسی سوریه را فراموش کرده اند.

واشینگتن باید از ارجاع پرونده اتمی سوریه به شورای امنیت سازمان ملل حمایت کند و تا زمانی که سوریه تمامی ابعاد برنامه اتمی خود را اعلام نکرده، باید این سیاست را دنبال کند. همچنین کاخ سفید باید در اسرع وقت و در ادامه تحریم هایی که به دلیل نقض مکرر حقوق بشر در سوریه اعمال کرده، تحریم هایی هم به دلیل برنامه اتمی مخفیانه اعمال کند. برای مثال سال گذشته دولت اوباما مقامات و موسسات کره شمالی که در انتقال فناوری اتمی به سوریه دست داشتند را تحریم کرد ولی طرف های سوری را کنار گذاشت. به همان اندازی مقامات و موسسات و سازمان های سوری هم باید تحریم شوند.

با اعمال این تحریم ها، واشینگتن نشان می دهد که بشار اسد، یکی از منابع بی ثباتی در منطقه است و هرگونه ثبات و امنیت در منطقه با رهبری جدید در سوریه امکان پذیر خواهد بود. در غیر این صورت، واشینگتن این پیام را می دهد که فقط نظام سرکوبگر و آدمکش و تروریست گراست که می تواند در منطقه بماند و دنبال بمب اتمی هم برود. اگر دولت و یا حکومتی این راه را انتخاب کرد، باید با عواقب آن هم روبرو شود. حالا زمانی است که باید از بشار اسد، یک مثال مشخص از آدم یاغی ساخت و به همه نشان داد با او چه کار باید بکنند.

* از: جیمی ام فلای (Jamie M. Fly) و رابرت زاریت (Robert Zarate) / در: هفته نامه ویکلی استاندارد


 


مدت های زیادی وظیفه اش را انجام داد، البته در حدی که لازم بود بی سر وصدا. مئیرداگان بیش از هشت سال در رأس سازمان اطلاعات خارجی موساد قرار داشت، در اسرائیل رکورد است – و دولت متبوعش همواره اطمینان داشت که داگان راه دفع خطر را می داند. اما حالا، حتی پنج ماه هم از بازنشستگی اش نگذشته، قهرمان قدیمی پنهان کاری به یکباره در تریبونی در دانشگاه تل آویو ظاهر می شود و با رهبری سیاسی کشور از در مخالفت در می آید. با صراحت و صداقت می گوید دولت فاقد بینش است و با تأکید خواستار ابتکار صلح جدیدی با فلسطینی ها می شود.

اما داگان بویژه نسبت به ماجراجویی نسبت به ایران به شدت هشدار می دهد. می گوید یکم اسرائیل اصولاٌ امکان جلوگیری از برنامۀ هسته ای ایران را ندارد. به باور او دوم، حملۀ پیشگیرانه جنگی منطقه ای ایجاد می کند که پیامدهایش تحمل پذیر نیست.

حسابی اثر کرد! هر دو روزنامۀ بزرگ یدیعوت آحارانوت و معاریو عکس های بزرگ داگانِ منتقد را روز پنج شنبه در صفحه های اول خود آوردند و حالا نخست وزیر باز همانند شاهِ قصه است که لباس برتن ندارد. آخر هرچه باشد بنیامین ناتانیاهو در هر فرصتی می گوید در حال حاضر نمی توان با فلسطینی ها صلح کرد و در مبارزه علیه بمب سازان ایران باید همۀ امکان ها مطرح باشد.

همانند وزیر دفاعش ایهود باراک وی نیز طرفدار حملۀ نظامی برای منصرف ساختن حکومت ایران از ساخت بمب اتمی است و با این موضع متحدان غربی خود را به وحشت انداخته است. اما با داگان رقیبی در حال شکل گیری است که هشدارهایش را کمتر می توان نادیده گرفت.

هرچه باشد در امور امنیتی و تهدید کمتر کسی توان کارشناسی ژنرال سابق ارتش و رئیس بلند مدت موساد را دارد. علاوه بر این داگان ۶۶ ساله که همچون ناتانیاهو عضو حزب لیکود است به هیچ رو آدم بی تصمیمی محسوب نمی شود. بلکه در دهها سال خدمت به وطن شهرت سربازکهنه کاری را کسب کرده که بسیار اهل خطرکردن است. بمباران تأسیسات اتمی سوریه در سال ۲۰۰۷ هم در دورۀ او بود. اما مدتهاست که در مقابل ایران موضعی غیر از نخست وزیر گرفته و در این راه هم بسیار مؤفق بوده است.

در هرحال خدمات داگان محور همۀ تحسین و تمجیدهایی بود که در ژانویه هنگام بازنشستگی از او شد. طبق رسم سازمان های اطلاعاتی جزییات اعلام نشد، اما به مدد ویکی لیکس آشکار شده که او یک برنامۀ جاسوسی واقعاٌ حساب شده را به کار گرفته است. هم حمله به دانشمندان اتمی ایران و هم به کار بستن ویروس استاکس نت از دستاوردهای این برنامه محسوب می شوند. این کارها در مجموع ظاهراٌ چندین سال برنامۀ اتمی ایران را به تعویق انداخته است. موقع وداع داگان با افتخار گفت سلاح اتمی ایران زودتر از سال ۲۰۱۵ تولید نخواهد شد.

این اولین ضربه به سیاست رو به جلوی ناتانیاهو بود که بعد از موضع گیری داگان از «ارزیابی های اطلاعاتی» صرف صحبت کرده بود که به گفتۀ او می توانند متفاوت باشند. داگان در ماه مه به این موضع خود ادامه داد و حملۀ احتمالی به ایران را «احمقانه ترین فکری» خواند که وی شنیده است، وی با این کار خشم دولت را برانگیخت. و اکنون در سالن سمعی و بصری دانشگاه تل اویو دربارۀ جانشین های حمله صحبت کرد و توضیح داد چرا یک حملۀ نظامی ممکن است مستقیماٌ به نابودی کشور منجر شود. با توجه به اینکه تآسیسات اتمی ایران در یکجا قرار ندارند و بسیار هم خوب هم مخفی شده اند اصولاٌ نابودی کامل آنها به دست نیروی هوایی اسرائیل ناممکن است.

خلاصۀ حرف داگان: «ما توان متوقف کردن برنامۀ اتمی ایران را نداریم. در بهترین حالت می توانیم کمی آن رابه تعویق بیندازیم.» وی تحریم و فشار بین المللی و قطع کمک نظامی به ایران را توصیه می کند.

به گفتۀ وی باید از همۀ امکانات قبل از حمله که پیامدهای آن نامعلوم است استفاده شود. داگان هشدار می دهد: «مهم است بدانیم که چنین جنگی فقط علیه ایران نخواهد بود.» به باور او حزب الله لبنان به اسرائیل حمله خواهد کرد و باید احتمال دخالت سوریه را هم داد. وی اوضاع را با جنگ اکتبر ۱۹۷۳ سنجید که اسرائیل غافلگیر از زمان و شدت حمله تا مرز نابودی پیش رفت.

بعد از این سخنان پرشور از جمع دولتیان ابتدا فقط یوسی پِلِد اظهار نظر کرد، وی وزیری وابسته به لیکود و بدون وزارتخانه است. به گفتۀ وی داگان بدون مسئولیت عمل کرده و با هشدارش نسبت به حمله به ایران به اسرائیل آسیب می زند. پِلِد تأکید کرد: «اسرائیل باید بگوید که هر کاری را انجام می دهد تا موجودیت خود را حفظ کند.» اما داگان که برخی برآنند وی بعد از طی مدت قانونی برای عدم فعالیت، وارد سیاست خواهد شد تن به سکوت نمی دهد حتی اگر از این طریق دچار بحران با دولت شود. می گوید به عنوان مقام سابق وظیفه دارد دیگر سکوت نکند.

* از: پِتِرمونش / در: زود دویچه تسایتنوگ


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irandarjahan-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irandarjahan@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته