علی افشاری:مهندس عزت الله سحابی بعد از ۶۳ سال فعالیت مستمر سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، مذهبی و پژوهشی چشم بر دنیا بست. او آن چنان زیست که اسمش صفت زندگی و مرگش نیز باشد. سلوک اخلاقی والا، دینداری مخلصانه، مبارزه آشتی ناپذیر با استبداد و استعمار، وطن دوستی، توسعه گرایی بومی، انصاف، فن سالاری و آزادگی به وی عزتی کم نظیر در فضای سیاسی و مذهبی ایران بخشید. دوست و دشمن معترفند که او سالم و اخلاقی زیست و حیاتی عزتمند را تجربه کرد. مرگش نیز آینه زندگیش بود. تقدیر این فرصت را به وی بخشید تا چند صباحی بداند که مسافر مرگ است و آگاهانه ورود به حیات ابدی و آسودگی را به انتظار بنشیند.
نقطه عزیمت مهندس سحابی به میدان سیاست جنبش دانشجویی بود. به عبارت دیگر وی از دروازه دانشگاه پا به میدان فعالیتهای سیاسی و اجتماعی گذاشت. تعلق او به نسلهای اولیه فعالان دانشجویی و بنیانگزاران انجمنهای اسلامی دانشجویان باعت شد تا پایان عمر پیوند وثیقی بین وی و دانشگاه و جبنش دانشجویی وجود داشته باشد. مهندس در تمامی ادوار تحرک جنبش دانشجویی مورد احترام عمیق دانشجویان بود. سخنان وی در کوی دانشگاه تهران نقشی مهم در اقناع دانشجویان معترض و خشمگین به پذیرش مبارزه مدنی و آرام و پرهیز از پیوستن به شورش داشت.
مهندس سحابی از نمونه سیاست مدارانی بود که سیاست را راهی برای اصلاح جامعه و تحقق آرمانهای انسانی میدید. او به معنای مصطلح سیاست ورز نبود تا مشغول بازیهای قدرت شود و کار کرد حزبی و دولت محوری دغدغه اصلی وی گردد. در طبع بلند و منش خاکسارانه او جایی برای جاه طلبی و دنبال کردن نام و نان نبود.
او به نسلی تعلق داشت که پس از قربانی شدن وجه سیاسی و ضد استبدادی آرمانهای انقلاب مشروطه در پای دیکتاتوری رضا شاه سر بر آورده بود و میکوشید تا پایههای ساخت سیاسی مدرن ِ مردم سالار، ملی، توسعه گرا و برابری طلب در کشور تثبیت شود.
در این میان نو گرایی دینی و سوسیال دموکراسی اندیشه راهنمای عمل وی بود. در حوزه نوگرایی دینی وی از تعالیم مهندس بازرگانِ، دکتر یدالله سحابی و آیت الله طالقانی شروع کرد و در سیر تحولات تدریجی به باورهای شریعتی رسید و تا پایان عمر در آن متوقف ماند. وی به اسلام فقاهتی عنایتی نداشت در عین حال که برای روحانیت احترام قائل بود ولی آنها را فقط کارشناس دین میدانست و به حق حکومت برای آنها اعتقاد نداشت.
مهندس منتقد تکاپوهای روسنفکری دینی در زمینه بسط تجربه نبوی و قبض و بسط تئوریک شریعت و صراطهای مستقیم بود. وی وحی را کلام خداوند بدون هر گونه تصرف شخص پیامبر میپنداشت. به دخالت دادن عنصر مکان و زمان و در نظر گرفتن تحولات دنیا در جهان بینی باور داشت و معرفت دینی را امر پویا و تغییر پذیری میدانست منتها در تشخیص امور ذاتی و عرضی دین با دیدگاههای روشنفکری دینی اتفاق نظر نداشت و در کل رویکرد محافظه کارانهتر ی نیست به برداشت از متون و منایع دینی داشت. او ضمن تاکید بر جدایی دین از دولت اما پذیرای واژه سکولاریزم نبود. در اصل تاکید وی بر جدایی دین از دولت نفی امتیازات ویژه به روحانیون و دینداران در مقام کارگزاری حکومت بود اما وی استفاده از شرع و تعالیم دینی در نظام قانونی کشور را به صورت مطلق رد نکرد.
از نظر مهندس احکام بخش کوچک اسلام را تشکیل میداد و تامل در کتاب تاریخ و طبیعت نیز بسان قران در نزدیکی به خالق اهمیت دارد.
مهندس سحابی به بخشی از نیروهای نو اندیش دینی تعلق داشت که به تفکر چپ و بخصوص عدالت اجتماعی تمایل داشتند. بنابراین همسو با حبیب الله پیمان، کاظم سامی، محمد نخشب، محمد مهدی جعفری، دکتر علی شریعتی و بنیانگزاران مجاهدین خلق از نگاه لیبرالیستی بخش غالب نهضت آزادی فاصله گرفت. اگر چه رویکرد سیاسی وی ملهم از مذهب و باورهای دینی بود ولی وی نظر منفی نسبت به تشکیل حکومت دینی فقه سالار داشت. او نیز چون مهندس بازرگان ساز و کار عرفی برای حکومت را میپسندید منتها وجه تمایز وی با بازرگان تاکید بر مشی انقلابی، آمریکا ستیزی و اقتصاد مبتنی تئوری دولت رفاهی بود.
همین ویژگی باعث شد تا وی پس از انقلاب از نهضت آزادی جدا گردد و مسیر متفاوتی را برگزیند. اما سبطره یافتن کسانی که به دنبال حکومت روحانیون بودند، عمر همراهی مهندس سحابی با نظام نو پا و تازه تاسیس جمهوری اسلامی را کوتاه کرد و دوباره رخت اپوزیسیونی بر تن کرد. منتها این بار چون پدرش در دوران رژیم پهلوی رویکرد اصلاحی را برگزید و با انقلاب و مشی براندازی مخالفت کرد. وی تا پایان عمر به روش اصلاحات پارلمانتاریستی و آرام وفادار ماند و محدوده حرکتش را فصل مشترک اصلاحات جامعه محور و دولت محور قرار داد.
روزی که وی شجاعانه در میدان خزانه تهران بر علیه ولایت فقیه سخنرانی کرد و با طبقاتی خواندن حکومت روحانیون آن را خلاف ارزشهای اسلامی و به طور مشخص توحید و قسط به شمار آورد، پایه مقاومت و ایستادگی در برابر استبداد دینی را گذاشت و تا پایان عمر از ابعاد مختلف سیاسی، نظری و مذهبی به این کارزار ادامه داد. مخالفت وی با اصل ولایت فقیه در مجلس خبرگان باعث خشم روحانیون مجلس منهای آیت الله طالقانی، مرتضی حائری، گلزاده غفوری و جمع محدودی شد بگونهای که تصور میکرد عنقریب حکم تکفیر دریافت خواهد نمود. از عجایب روزگار شیخ علی تهرانی که تندترین برخورد را با وی انجام داد، خود سالیان بعد به عراق رفت و در پناه حکومت صدام از رادیو عراق بر علیه نظام به شکل بیوقفه برای چند سال سخن گفت.
انتشار ماهنامه ایران فردا نقطه عطفی در تاریخ حیات سیاسی مهندس بود و نقشی مهم در منزلت اجتماعی وی ایفا کرد. نسل جوان و بخصوص دانشجویان از این طریق با دغدغههای ملی گرایانه و مردمی مهندس آشنا شد. او در این ماهنامه کسانی از نیروهای ملی مذهبی و افراد حاشیه نشین شده دهه شصت را جمع کرد که پس از مدت کوتاهی ائتلاف نیروهای ملی – مذهبی را شکل دادند. برخی از آنان زندانیان دهه شصت بودند.
پوشش مطالب دگر اندیشان در ایران فردا موقعیت مهندس سحابی در بین روشنفکران و اپوزیسیون را ارتقاء داد. اما به میزانی که محبوبیت وی افزایش مییافت، بر خشم و کینه نیروهای حکومتی نیز از وی افزوده شد. بار اول بعد از انقلاب به دلیل انتقادات اصولی وی به سیاستهای اقتصادی موسوم به تعدیل به دستور هاشمی رفسنجانی راهی زندان شد تا به اصطلاح روی وی کم گردد.
بار دیگر قربانی نگرانی متوهمانه و مالیخولیایی سعید امامی وطرح شیطانی وی برای زمین گیر کردن روشنفکران و اصحاب قکر و قلم شد تا با اخذ اعترافات دروغین از وی و پخش در برنامه هویت مستنداتی برای دعاوی بیاساس خامنهای در خصوص تهاجم فرهنگی دشمن ارائه گردد.
بار آخر که به قول مهندس سختترین دوران زندان ۱۵ ساله وی بود، آماج خشم سلطان ولایی قرار گرفت که میپنداشت وی ممکن است آلترناتیوی برای نظام شود. انتقادات مهندس و بخصوص سخنرانی تند وی در میتینگ اعتراض به «احکام دادگاه کنفرانس برلین» در دانشگاه پلی تکنیک در آذر سال ۱۳۷۹ و ارتفاع یافتن مقبولیت مردمی وی، خامنهای را به وحشت انداخت و دستور برخورد سنگین با وی را صادر کرد. خامنهای پس از آن میتینگ که با حضور ده هزار دانشجو برگزار شد، عنوان کرد که دشمن امروز از زبان یک «جوان احساساتی» و یک «پیرمرد مغرض» سخن میگوید. من در زندان ۵۹ شاهد بودم که وی چگونه تاوان شجاعتش در نقد بیپروای استبداد دینی را پس داد و قربانی کینه دیرینه اصحاب حزب جمهوری اسلامی و مدافعان حسن آیت و روان پریشی دیکتاتور مذهبی شد.
وی برای قریب به ۶ ماه هر روز به صورت پیوسته ۱۵ ساعت بازجویی پس میداد که عمدتا شبها بود و با بیخوابیهای متوالی همراه بود. توهینهای وقیحانه و فشارهای روانی و بخصوص فشار خرد کننده بازجوییهای القائی خیلی زود وی را به ستوه آورد و روح و جسمش را پریشان ساخت. دیگر بازجویی تبدیل به صحنه نمایشی شده بود که وی خاطراتش را میگفت و تیم بازجویی آنها را در قالب سناریوی خود که وی را فردی برانداز و نفوذی برای انحراف مردم ایران توصیف میکرد، یازنویسی مینمودند و بعد به وی دیکته میکردند تا آن اباطیل را بر کاغذ بنویسد.
یکی از حربههای آزار و اذیت وی تهدید به بازداشت فرزندانش بود. یادم میآید روزی حکم بازداشت فرزندانش هاله و حامد را به وی نشان دادند و از وی خواستند اگر میخواهد جلوی این بازداشت گرفته شود باید به استخر برود و در دیدار با نماینده آقای کروبی از اوضاع خوب و برخورد رئوفانه و عطوفت آمیز بازجویان سخن بگوید! او از فرط نگرانی قبول کرد. اما وقتی از دیدار فرزندش به بازداشتگاه برگشت، بشدت متاثر بود. من شاهد بودم چطور گریه میکرد و بر سرش میزد و از عتابی که پسرش را کرده بود ناراحت بود. شدت ناراحتی وی تا جایی رسید که حمله قلبی به وی دست داد و از بازداشتگاه مخوف ۵۹ راهی بیمارستان بقیه الله شد. کینه و بغض بازجوها که خود را نگاهبانان ولایت و مطیع امر رهبری میدانستند تا جایی بود که مرگ وی را آرزو میکشیدند اما در خیالی باطل میخواستند ابتدا خرد کردن و ترور شخصیت وی از طریق تواب سازی را مشاهده کنند.
برنامه آنها این بود که مهندس پس از آزادی از زندان حرفهای مورد نظر آنان را در چارچوب آشتی ملی و دفاع از نگاه حاکمیت مطرح سازد. منتهی محتوی آشتی ملی را حاکمیت دیکته کند. اما مهندس پس از بستری شدن در بیمارستان و رهایی از فشارهای سنگین بارجوییهای اجباری به تدریج خود را بازیافت و تن به این خواسته آنان نداد. فشارهای ایذایی تیم بازجویی به محوریت حسین تائب پس از آزادی وی ادامه یافت تا اینکه نامه روشنگرانه مهندس به آنها پایان داد.
مهندس پس از آزادی کوشید تا خط اصلاحات سیاسی را تقویت کند و مشی مبتنی بر اعتدال و میانه روی سیاسی را با تاکید زیاد بر حفظ تمامیت ارضی و منافع ملی ایران ترویج نماید.
او مظلومانه چشم بر دنیا بست و تا موقع مرگ نگران ایران و مردم کشور بود. خشونت گسترده حکومت در برخورد با جنبش سبز جسم و روان او را بیشتر فرسوده کرد و رنج و دردهای او را افزایش داد تا در نهایت کالبد این انسان شریف و خدا جو دیگر تحمل بار غم زندگی را نیافت و دعایش مستجاب گشت و راهی دیار باقی شد.
مهندس سحابی میراث سیاسی موفقیت آمیزی از خود به جای نگذاشت. تلاشهای سیاسی وی چه در دوران رژیم پهلوی، چه در دوران اول انقلاب و چه در دوران اصلاحات و پسا اصلاحات اگر چه دستاوردهایی داشت ولی از دستیابی به اهداف مورد نظر ناکام ماند و اوج آن در انتخابات دومین دوره شوراهای شهر تهران بود. همچنین درعرصه نظری نیز وی متاع مستقلی ارائه نداد و و نظرات وی در چارچوب دستگاه معرفتی دکتر شریعتی بود. البته چاشنیهایی از مهندس بازرگان و دکتر مصدق در هویت سیاسی وی وجود داشت.
شاید درخشانترین بعد متمایز مهندس سحابی تاکید ویژه وی بر برنامه محوری و بومی سازی الگوهای توسعه بود که در این زمینه کوششهای درخوری انجام داد ولی در نهایت بسته جامع و کارایی از وی در زمینه توسعه که در عمل قابل اجرا بوده و از حوزه مباحث ارزشی و نرماتیو فراتر رود، نیز خلق نشد.
اما با توجه به این مسائل مهندس سحابی فردی مهم و تاثیر گذار در عرصه سیاسی و اقتصادی ایران در ۴ دهه گذشته بود. شناخت چرایی این مسئله محتاج در نظر گرفتن منش خاص و ویژگیهای شخصیتی وی است که باعث شد منزلت اجتماعی مهندس سحابی فراتر از افکار و باورهای سیاسی و اعتقادی وی شکل بگیرد.
مهندس مردمی محترم بود پایبندی وی به اصول اخلاقی و رعایت پرنسیبهای اخلاقی همه را به تحسین وا میداشت. دوست و دشمن برای وی احترام خاصی قائل بودند. رهایی و عزت نفس بالا دیگر خصیصهای بود که همگان را جذب میکرد. وی به دنیا و قدرت بیاعتنا بود. داعیهای نداشت. مهندس مخالفان را تحمل میکرد و به رسمیت میشناخت و میکوشید تا روابطش با دیگران را خارج از همسویی سیاسی و ایدئولوژیک تنظیم کند.. روی گشادهای داشت و مواجهاش با مخالفین از منظر اختلاف تحلیلی و دستگاه فکری و عقیدتی بود. کینه و دشمنی با هیچکس نداشت.
او بسیار ساده و خالص بود و صداقت مثال زدنی داشت. هیچ اندیشه بدی در خصوص کسی نداشت و فکر میکرد همه چون خود وی حسن نیت دارند و با صداقت رقتار میکنند. او حتی در برخورد با باز جوها و قاضیهای دادگاه انقلاب نیز نجابت به خرج میداد. حجب و حیایی ستودنی داشت. اما سادگی و صداقت او باعث سوء استفادههای بسیار شد ولی علی رغم هزینهها و درد سرهایی که برای وی ایجاد شد، حاضر نشد تا این ویژگیاش را تغییر دهد.
پایبندی به انصاف و اعتدال در وی پر رنگ بود. تقریبا مواضع سیاسی وی در هر برههای معدل و میانگین مواضع نیروهای سیاسی بود. او تجسد برایند آراء بود و از این منظر احترام و توجه ویژهای داشت. دانشجویان خط امام پس از تسخیر سفارت امریکا فقط وی را بعنوان نماینده شورای انقلاب پذیرفتند و بر افرادی چون بهشتی، خامنهای و رفسنجانی ترجیح دادند. حتی لاجوردی و تند روهایی که سعادتی را در اوایل انقلاب بازجویی میکردند رضایت دادند تا مهندس سحابی با وی در زندان ملاقات کرده و در خصوص شکنجه وی تحقیق نماید.
این رویدادها نشان میداد که عمده نیروها و حتی مخالفانش انصاف وی را قبول داشتند.
او از شورش و آشوب بیزار بود و همواره نگران تجزیه ایران بود و با جنگ و برخوردهای نظامی نیز مخالفت جدی داشت و پذیرش وضع موجود را بر کشیده شدن کشور به درگیریهای نظامی و ایجاد ناآرامی در مرزهای کشور ترجیح میداد. حمله آمریکا به عراق و افغانستان بیش از پیش وی را نسبت به دخالت خارجیها در ایران حساس ساخته بود و از این منظر با حرکتهای سیاسی رادیکال مخالفت میکرد که ممکن است باعث طمع بیگانگان شود.
فداکاری و استقبال از پرداختن هزینه مهندس مثال زدنی بود. وی اگر چه در تمامی مراحل عمرش در سطوح بالای فعالیت قرار داشت ولی مانند برخی از رهبران سیاسی و اجتماعی نبود کهشان خاصی برای خودش قائل باشد و هزینه دادن را برای پائینیها توصیه کند.
وی از همان ابتدا به راحتی پذیرفت تا برای دفاع از مواضع وعقایدش رنج زندان و اسارت را تحمل نماید. وقتی چاپخانه روزنامه «راه مصدق» توقیف شد وی که مسئول توزیع آن نشریه بود برای نخستین بار راهی زندان شد و مسئولیت همه چیز اعم از تهیه و تنظیم و انتشار و توزیع روزنامه را به تنهایی بر عهده گرفت. بار دیگر در هنگام رد و بدل کردن نامه با اعضاء سازمان مجاهدین خلق بازداشت شد. آنجا نیز مسئولیت این کار را به تنهایی پذیرفت و حکم سنگین زندان دریافت کرد. رفتار اخلاقی مهندس در پذیرش مسئولیت باعث شد تا هاشمی رفسنجانی حکمی دریافت نکند. اگر چه وی مدعی است که به دلیل مقاومت در برابر ۲۰ ضربه شلاق از مخمصه نجات یافته است. پس از انقلاب نیز مهندس سحابی مسئولیت تمامی اتهامات ایران فردا و اعمال ائتلاف ملی – مذهبی را پذیرفت.
جوانمردی سیاسی وی زبانزد خاص و عام بود. تاکید بسیار وی بر منافع ملی، استقلال، درونزایی و مرزبندی با بیگانگان اگر چه در برخی موارد جنبه افراط به خود میگرفت، ولی تکیه گاهی استوار برای توسعه ملی و میهن دوستان بود. در واقع حضور وارستگانی چون وی باعث اطمینان خاطر بود که منافع ملی کشور در گذرگاههای بحرانی به خطر نمیافتد. علاقه شدید وی به ایران و ایرانی وی را در جایگاه «دیدهبان منافع ملی» قرار داد.
آزادی خواهی و طرد تمامی اشکال استبداد دیگر ویژگی مهم مهندس سحابی بود. وی در تعامل با مخالفان و دیدگاههای منتقد معتقد به دموکراسی بود و با جباریت سیاسی مرزبندی صریحی داشت. او محور وحدت جامعه را عنصر ایرانیت میدانست تا هر ایرانی با هر نوع عقیده،نژاد، جنسیت، زبان و ایدئولوژی بتواند در تعیین سیاست گذاریهای عمومی و حاکمیت ملی مشارکت داشته باشد.
دقت و وسواس در تعقیب واقعیتهای اقتصادی ایران از دیگر فضائل وی بود. حافظه قوی داشت و همه را متحیر میکرد. او تاکید بسیار بر کار علمی و تخصصی داشت و به کار مطالعاتی و حساب شده بهای بسیار میداد. از جو گیری و برخوردهای سطحی و پوپولیستی بیزار بود. مد گرایی سیاسی در وی راهی نداشت و دشمن آشتی ناپذیر موج سواری بود. خلق و خوی مردمی وی چشمگیر بود و با تواضع و فروتنی با کوچک و بزرگ برخورد مینمود. در زندان شاهد بودم که چگونه با زندانیان عادی برخورد انسانی و بیتکلف داشت.
تجمیع این صفات در وی باعث شد تا تجلی و ترجمان عملی انسانیت، آشتی ملی و توسعه گرایی درونزا و ملی باشد و نام و اعمال وی در اعماق جامعه ایران ریشه بدواند. وی اگر چه رفت ولی خدمات، نصایح و منش والایش در حافظه جامعه زنده است و به قول محمد قائد چون فانوس دریایی روشنگر جنبش دموکراسی خواهی و دوست داران ایران آباد، آزاد و سرافراز است.
مرگ مظلومانه و درگذشت شهادت وارانه دخترش جایگاه خانواده سحابی در سپهر عمومی را اعتلا بخشید. دستاوردها و تعالیم این خانواده ذخیره گران قدری برای تحقق دموکراسی، پیشرفت، آزادی و کرامت انسانی است. اگرچه مرگ مهندس سحابی و ناکامی وی در رویت زوال استبداد دینی و طلوع آزادی بر ایران زمین یک تراژدی است ولی بر خلاف آرزوی حاکمیت نوستالوژی نخواهد شد. نام و یاد خاندان سحابی تا شکل گیری دموکراسی در فردای ایران زنده خواهد ماند و الهامبخش مبارزان راه رهایی و آزادی خواهد بود.
رفتار نیک و وارستگی وی تا بدانجا شهره بود که مصداق «مرد نیکو» شعر شیخ اجل سعدی شیرازی است که هرگز نمیرد بنام. از این رو اعمال وی چون دیگر ره پویان حقیقت و انسانیت سیمایی جاوادانه یافته است.
اما رفتار شنیع و موهن عوامل حکومتی در مراسم تشییع جنازه مهندس سحابی و بیحرمتیهای نفرت انگیز به جنازه وی و مصیبت دلخراش مرگ شهادت گونه دختر آزادهاش، بر دشواریها و مشکلات راهبرد اصلاح طلبانه وی در عرصه سیاسی افزود.
عمق فاجعه و خرد ستیزی و سبعیت حاکمیت در مراسم تدفین این قابلیت را دارد که برخلاف خواست مهندس سحابی مهر خاتمت بر راهبرد اجرای بیتنازل قانون اساسی بزند و با قطعیت بخشیدن به اصلاح ناپذیری نظام، تسریع گر کشوده شدن فصل سیاسی دیگری با محوریت تغییر قانون اساسی با شیوه مسالمت آمیز گردد.
این اتفاق اگر رخ دهد برگ تایید دیگری بر این سخن خواهد بود که تاریخ را تبعات ناخواسته اعمال و کردار ساخته است. البته عامل اصلی این اتفاق حاکمیت است که هر روز بیش از گذشته درجه انسداد سیاسی و حشونت ورزی دولتی را افزایش میدهد.
منبع:روزآنلاین
حامد سحابی، فرزند عزت الله سحابی و برادر هاله سحابی در مصاحبه با «روز» اعلام کرد: «ما خواهان بررسی و شناسایی عوامل و مسببین جان باختن هاله هستیم و بر این موضوع به عنوان حداقل حق خانوادگیمان اصرار داریم».
همزمان حبیب الله پیمان، عضو شورای فعالان ملی- مذهبی و ازنزدیکان خانواده سحابی اعلام کرد که «اگر هاله به خاطر دردست داشتن عکس پدرش مورد هجوم وحمله فیزیکی وروانی وضربه شوک آور قرار نمیگرفت اکنون در میان مابود».
هاله سحابی در جریان تشییع پیکر عزت الله سحابی جان باخت و شاهدان عینی به «روز» گفتند که برخوردهای ماموران امنیتی و انتظامی در جریان تشییع پیکر آقای سحابی، عامل جان باختن هاله سحابی بوده است.
رسانههای حکومتی اما مدعی شدند که خانم سحابی بر اثر ایست قلبی ساده درگذشته است.
حامد سحابی که هنگام جان باختن خواهرش، تابوت پدر را بر دوش داشته به «روز» میگوید: ضایعه بسیار دردناکی برای خانواده ما است و ما مسلما خواهان این هستیم که عوامل و مسببین این ضایعه شناسایی شوند و بررسی شود که آیا این مساله با قصد و غرض قبلی صورت گرفته یا اینکه به دلیل تشنج و درگیری که به وجود آمد اتفاق افتاده است.
او توضیح میدهد: ماخواهان برگزاری مراسم تشییع جنازه عادی برای پدرم بودیم با دستگاهها و ارگانهای رسمی دولتی هم هماهنگ و توافقشان را جلب کرده بودیم. میخواستند قضیه تحت کنترل آنها انجام پذیرد و پذیرفتیم. اما متاسفانه این اتفاق نیفتاد و برخلاف توافقهایی که شده بود رفتار کردند. حال باید دید کوتاهیهایی صورت گرفته یا اینکه با قصد و غرض قبلی به این صورت درآمد. ما نسبت به این موضوع به عنوان حداقل حق خانوادگیمان اصرار داریم و خواهان بررسی مساله هستیم.
از او درباره نحوه جان باختن هاله میپرسم؛ میگوید: من زیر جنازه پدرم بودم، داشتم تابوت پدرم را حمل میکردم که خبر دادند هاله افتاده و وقتی به او رسیدم وضعیت نابسامانی داشت. اما از نظر پزشکی دقیقا نمیتوانیم بگوییم چه اتفاقی افتاد که منجر به فوت هاله شد همین قدر میدانیم که تشنج و درگیری بین ایشان و نیروهایی که آنجا حضور داشتند به وجود آمده بود و متعاقب این درگیری این اتفاق افتاده اما اینکه عامل اصلی چه بود نیاز به بررسی و کالبد شکافی داشت که با توجه به شرایط موجود و مسائلی که وجود داشت ما ترجیح دادیم هاله را به خاک بسپاریم تا درگیریها کاهش پیدا کند وگرنه ممکن بود باز درگیریهایی صورت بگیرد و ضایعات بیشتری به وجود آید.
از صحنه جان باختن هاله، فیلمبرداری شده
هاله سحابی شبانه به خاک سپرده شد و فرزندش، یحیی شامخی در مصاحبه با «روز» از فشارهای شدیدی که بر خانوادههای سحابی و شامخی از سوی نیروهای امنیتی وارد میشود، سخن گفته بود.
به حامد سحابی میگویم اینکه هاله بدون کالبد شکافی و شبانه به خاک سپرده شد نتیجه این فشارها بوده؟
برادر هاله سحابی این فشارها را تایید میکند و میگوید: انواع و اقسام فشارها است اما ارگانهای دولتی اگر بخواهند میتوانند حتی بدون نیاز به کالبد شکافی بگویند که دقیقا چه اتفاقی افتاده و شبهات را برطرف کنند چون فیلمبرداریهای مختلفی از صحنه میشد و دوربینهایی وجود داشت. از طریق همین فیلمهایی که گرفتهاند میتوانند پاسخ دهند که چه اتفاقی افتاد و... و این حق طبیعی ماست که بدانیم. حق هر کسی که عزیزی را از دست میدهد است که روشن شود علت مرگ چیست. حتی کسانی که در بیمارستان فوت میکنند مورد بررسی قرار میگیرند که چرا فوت کرده و چه عاملی باعث مرگ آنها شده است.
حامد منتظری، نوه آیت الله منتظری شهادت داده است که «در جریان تشییع پیکر مرحوم مهندس عزت الله سحابی شاهد ضربهای به بالاتنه خانم هاله سحابی بوده که پس از آن خانم هاله سحابی به حالت غش بر زمین افتاد و فرد ضارب بلافاصله خود را در میان مامورین نیروی انتظامی و لباس شخصی که در پشت سر او بودند کشیده و از صحنه فرار نمود».
به آقای سحابی میگویم رسانههای حکومتی ادعا دارند ایست قلبی ساده بوده و روایات زیادی مطرح شده اما با توجه به شهادت حامد منتظری و اعلام آمادگی او برای شهادت در دادگاه آیا خانواده شما این قضیه را پی گیری قضایی خواهد کرد؟ برادر هاله سحابی پاسخ میدهد: در این مورد باید حتما با جمع خانوادگی و همچنین وکلایی که میتوانند راهنمایی کنند مشورت کنیم. فعلا نمیدانم اینکار را خواهیم کرد یا نخواهیم کرد اما از نظر من تشنج و درگیری که ایجاد شد عاملی است که موجب مرگ هاله شد و چندان هم تفاوتی نمیکند که در آن وسط ضربهای هم به هاله خورده یا نه. اگر تمرکز بر این باشد که ضربه خورده، موضوع را به یک نفر فرو کاستهایم در حالیکه موضوع اشتباه یک نفر یا گناه یک نفر نیست بلکه باید دید چه کسانی برخلاف مصالح کشور و برخلاف حق یک خانواده، میخواستند تشییع جنازه را متوقف و ایجاد تشنج بکنند.
او میافزاید: باید ببینیم کسانی که عامل بروز این تشنج بودند و در بستر این تشنج و درگیری، هاله هم جان باخت چه کسانی هستند؛ اصل موضوع این است نه اینکه ضربهای به هاله خورده یا نخورده.
مراسم ختم امکان پذیر نیست
حامد سحابی و خانوادهاش نه برای عزت الله سحابی و نه برای هاله سحابی نتوانستند مراسم ختمی برگزار کنند. روز پنج شنبه یحیی شامخی، فرزند هاله سحابی به «روز» گفته بود که خانواده آنها اجازه برگزاری هیچ گونه مراسمی برای هاله و عزت الله سحابی را ندارند و از سوی نیروهای امنیتی تحت فشارند.
از آقای سحابی میپرسم آیا مراسمی برگزاری خواهید کرد یا همچنان اجازه برگزاری مراسم ندارید؟ او میگوید: اینکه اجازه خواهند داد یا نه، نمیدانم اما ما عملا یکبار برای برگزاری مراسم ختم اقدام کردیم و حتی با ارگانهای دولتی هم هماهنگی به عمل آوردیم اما متاسفانه چند ساعت مانده به مراسم گفتند که امکان پذیر نیست. اکنون هم تصمیم گرفتهایم هیچ درخواست رسمی نداشته باشیم و اکتفا کنیم به حضور دوستان و آشنایان در منزل خودمان.
فرزند مهندس عزت الله سحابی میافزاید: روز پنج شنبه گفته بودند مراسمی امکان پذیر نیست؛ اما ما به خاطر اینکه قبلا اعلام رسمی کرده بودیم در مقابل مسجد حجت ابن حسن در خیابان سهروردی حضور پیدا کردیم تا از مردمی که میآیند عذرخواهی کنیم و بگوییم مراسم نیست و بروند. اما متاسفانه این نیز نشد و درگیریهایی به وجود آوردند.
مهکامه طاهری، همسر حامد سحابی و خواهر مهندس عزت الله سحابی از جمله کسانی بودند که در مقابل مسجد حجت ابن الحسن بازداشت شدند. آقای سحابی میگوید که این بازداشت کوتاه مدت و بعد از درگیریهایی بوده که در این منطقه به وجود آمده اما آنها آزاد شدهاند.
حرکت مسالمت آمیز باید دو طرفه باشد
از حامد سحابی میپرسم که پدر و خواهر شما همواره توصیه و تاکید میکردند که بایستی حرکات انتقادی و اعتراضی به شکل مسالمت آمیز پیش برود. اکنون با اتفاقاتی که افتاده شما در این زمینه چه نظری دارید؟ او پاسخ میدهد: من به همان روشهای مسالمت آمیز اعتقاد دارم اما این روش مسالمت آمیز یک امر دو طرفه است نمیشود یک طرف همیشه خشونت باشد و ضرب و شتم و کشتار و در طرف دیگر گذشت و دعوت به مسالمت. این مساله باید دو طرفه باشد که به نتیجه برسد. فکر میکنم که باید همه طرفها به سمت آرامش جلب و جذب شوند و بتوانیم نتیجه مشترک و مثبتی بگیریم.
ماموران و لباسشخصیها مسئول مرگ هاله سحابی هستند
روز گذشته جبیب الله پیمان، عضو شورای فعالان ملی ـ مذهبی و از نزدیکان خانواده سحابی که از نزدیک شاهد جان باختن هاله بوده ماموران و لباس شخصیها را عامل جان باختن هاله سحابی اعلام کرد.
او در وب سایت شخصی خود مشاهداتش از نحوه جان باختن هاله سحابی را تشریح کرده و نوشته است: کوششهای من ودوپزشک دیگر برای احیای او با تنفس از راه دهان وفشار برقفسهٔ سینه در آن لحظات پرتنش وفشار درحالی که تهاجم فیزیکی و لفظی و خشونت و ضرب و شتم جمعیت از هر سو ادامه داشت، بیحاصل مینمود. ماموران بیاعتنا به فاجعهای که در شرف رخ دادن بود همه را باضرب وشتم میراندند کم مانده بود پیکر هاله زیر گامهای مهاجمان وجمعیتی که فشار میآورد گرفتار شود. وضعیت قابل کنترل نبود.. تصور اولیه این بود که هاله دچار ضعف وبی حالی شده که برای هرکس درمراسم عزای عزیزی ممکن است اتفاق بیفتد. اما وقتی اثری از تنفس در او مشاهده نشد وسرانگشتانم ضربان نبض ورید گردن اورا حس نکرد ند عمیقا نگران ووحشت زده شدم. آوردن وسیله نقلیه برای انتقال هاله به درمانگاه در آن جمعیت مورد هجوم قرار گرفته کار اسانی نبود.
دکتر پیمان که به همراه تقی شامخی، همسر خانم سحابی، هاله را به درمانگاه منتقل کردهاند افزوده است: به سختی پیکر هاله را به درون اتوموبیل میکشیدیم هنوز نیم تنه هاله درون ماشین جای نگرفته بود و آنها که برای بیرون کردن ما ازصحنه عجله داشتند با تندی در ماشین را به پایهای هاله میکوبیدند و فرصت نمیدادند اورا به درون کشیده و در را ببندیم. سر هاله را روی تشک گذاشتم وپاهایش را روی شکم جمع کردم تا در ماشین بسته شود. همسر هاله جلونشست ومن درحالی که سر هاله روی زانویم بود نومیدانه به دادن تنفس ازراه دهان ادامه میدادم. پرسان پرسان خود را به مرکز امداد ۱۱۵ در همان حوالی رساندیم جائی که دو تکنیسین امداد و فوریتهای پزشکی با دو آمبولانس حضورداشتند. تکنیسین ارشد بعدازمعاینه ومشاهده چشمها ونبضهای هاله که همچنان برروی تشک عقب اتوموبیل دراز کشیده بود به من که سر او را دردست داشتم اطمینان داد که خیلی دیر شده وکاری نمیتوان کرد. با این حال فورا دست به کارشد. لوله هوا را در مجرای تنفسی فروبرد به دست من داد تا متناوبا در حالی که او به قفسه سینه فشار میاورد در آن بدمم. با تمام وجودم در لوله هوا میدمیدم.
طی روزهای گذشته یک فایل صوتی در اینترنت منتشر شده که براساس ان، فردی خود را پزشک هاله سحابی درمانگاه لواسان معرفی کرده و مدعی شده که طحال خانم سحابی پاره شده بود. دکتر پیمان اما نوشته است: ما اصلا هاله را از اتوموبیل خارج نکردیم و پزشک مقیمی هم در مرکز نبود تا اورا معاینه و درمان کند. تنها پزشکی ازدوستان ومنسوبین اقای شامخی که ازابتدا درمحل حادثه حضورداشت وبعداز ما بلافاصله خود را به همان مرکز رسانید در کنار ما بود.
این فعال ملی مذهبی سپس تاکید کرده که «براساس گفتههای یک پزشک متخصص میتوان احتمال داد که ضربههای وارده بر هاله آن هم تحت شرائطی که به شدت زیر فشار عصبی و خستگی و هیجان مفرط قرار داشته است با توجه به سابقه بیماری دیابت و ضعف وتنگی عروق به صورت شوک موجب قطع جریان خون به مغز و بیهوشی و ایست قلبی وی شده باشد و یا این فرایندها بعداز سقوط برزمین دراثر ضربههای وارده و برهم خوردن تعادل وی رخ داده باشند. درست است که تشخیص علت مرگ از روی گزارش شاهدان فاقد قطعیت واعتبار علمی است و این مهم فقط زمانی محقق میشود که کالبد شکافی همراه با تحقیقات از همه شاهدان و بررسی دقیق عکسها و فیلمهایی که» توسط عوامل اطلاعاتی و امنیتی گرفته شده «همه دقایق وحوادث لحظه به لحظه راثبت کردهاند، انجام گیرد. با این حال در این نکته تردید نیست که اگر هاله به خاطر در دست داشتن عکس پدرش مورد هجوم وحمله فیزیکی و روانی و ضربه شوک آور قرار نمیگرفت اکنون در میان مابود».
به گفته دکتر پیمان «ماموران و لباس شخصیها مسئول مرگر هاله سحابی هستند که حتی به تعهدات خود نیز برای برگزاری مراسم تشییع عزتالله سحابی عمل نکردند».
او همچنین به نقل از شاهدان عینی توضیح داده است که «هاله درحالی که عکس پدر را در دست داشت دوش به دوش تعدادی از خانمها حرکت میکرد که با ممانعت ماموران روبرو شد و پس از قدری گفتوگو و مشاجره چند گامی بیش جلوتر نرفته بود که با یک هجوم عکسها را ا زدست او و همراهان ربوده بیاعتنا به اعتراض هاله که این عکس پدر من است و تصریح همراهان که ایشان دختر مهندس سحابی است، پاره کردند. شاهدان میگویند هاله برای پس گرفتن عکس پدر قدم جلو گذاشت وسعی کرد عکس را از دست مهاجم خارج کند که با ضربه دو دست به عقب پرت شد. هاله تعادل خودرا ازدست میدهد و نقش زمین میگردد. دست کم دو شاهد دیگر گفتهاند درست پیش از آنکه هاله بر زمین بیفتد یک لباس
شخصی با آرنج بر پهلوی هاله میکوبد و او بر زمین میافتد».
فراخوان شب هفتم هاله سحابی درمقابل سازمان ملل
مراسم ختم مهندس سحابی و دخترش هاله، روز پنج شنبه با ممانعت نیروهای امنیتی برگزار نشد و خبرنگاران «روز» از تهران خبر از ضرب و شتم و بازداشت مردمی دادند که برای حضور در این مراسم به خیابان سهروردی و مسجد حجت ابن الحسن آمده بودند.
گفتنی اینکه گروهی با نام «جوانان احزاب اصلاح طلب» در بیانیهای از مردم دعوت کرده بودند تا در روز شنبه ۱۴ خرداد از ساعت ۶ بعد از ظهر با در دست داشتن شمع و برای پاسداشت سومین شب شهادت هاله سحابی مقابل حسینیه ارشاد حاضر شوند. اما روز شنبه نیز فضای تهران در اطراف حسینیه ارشاد به شدت امنیتی شد و نیروهای نظامی از حضور مردم جلو گیری به عمل آوردند.
در واکنش به ممانعت ماموران حکومتی با برگزاری مراسم بزرگداشت مهندس عزت الله و هاله سحابی، گروهی از فعالان دانشجویی تهران، با تشکیل ستادی تحت عنوان «ستاد برگزاری بزرگداشت هفتمین روز شهادت هاله سحابی»، از شهروندان خواستهاند که سه شنبه هفته آینده هفدهم خرداد ماه، روبروی دفتر سازمان ملل در تهران دست به تجمع بزنند.
براساس گزارش سایت میزان نیوز در این بیانیه آمده است: «با توجه به جلوگیری حکومت از برگزاری آیین بزرگداشت پدر میرحسین موسوی در مساجد و رفتارهای مشابهی چون تهاجم به تشییع زنده یاد سحابی، این تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل متحد برگزار میشود تا شاید صدای استغاثه ما به گوش جهان برسد».
منبع:روزآنلاین/فرشته قاضی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر