-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ اسفند ۲۳, دوشنبه

Latest News from Mizan Khabar for 03/14/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



reza-taj

میزان: یک روزنامه نگار نزدیک به نهضت آزادی به شش سال حبس تعزیری محکوم شد.

عبدالرضا تاجیک به حکم قاضی پیرعباسی و با اتهام هایی نظیر «عضویت در گروه‌های غیرقانونی» و «تبلیغ علیه نظام» به شش سال تعزیری محکوم شد.

دکتر محمد شریف، در این خصوص به کمیته گزارشگران حقوق بشر گفت: «رای دادگاه بر اساس سقف مجازات برای اتهام عضویت در گروه‌های غیرقانونی است که علی الاصول منظور از گروه غیرقانونی، کانون مدافعان حقوق بشر بوده است و یک سال هم برای تبلیغ علیه نظام برای ایشان حبس در نظرگرفته‌اند».

دکتر شریف با اشاره به اینکه ظرف ۲۰ روز مهلت قانونی، درخواست تجدید نظر را به دادگاه ارائه خواهد گفت: «این‌که چرا چنین حکمی صادر شده است، بنده هم نه تنها ایشان را عضو کانون مدافعان به شمار نمی‌آورم، بلکه اساسا کانون مدافعان به آن مفهوم عضویت در موردش تحقق پیدا نمی‌کند. از سوی دیگر غیرقانونی بودن کانون مدافعان حقوق بشر هم محل تردید است و در دفاع هم اشاره کردیم که تنها گویا وزارت کشور چنین نظری داشته‌اند و من این مورد را در پرونده هم ندیده‌ام، اما دادگاه چنین حکمی صادر کرده است».

دکتر شریف همچنین در مورد وضعیت پروندهٔ دیگر عبدالرضا تاجیک که در شعبه ۱۰۵۹ دادگاه عمومی مفتوح است گفت: «دادگاه رسیدگی به این پرونده، روز چهارم بهمن ماه تشکیل جلسه داد و با وجود گذشت بیش از یک ماه و نیم، از تاریخ برگزاری دادگاه و ارائه دفاعیات وکلا، هنوز رای خود را صادر نکرده است». محمد شریف اتهام عبدالرضا تاجیک را در این پرونده «نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» عنوان کرد و گفت: «این پرونده با شکایت معاون دادستان در دادگاه عمومی تشکیل شده است».

دادگاه عبدالرضا تاجیک روز دوم بهمن ماه در شعبه۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباس برگزار شد و در این جلسه رسیدگی، دکتر محمد شریف به همراه یلدا مظفریان، وکلای عبدالرضا تاجیک، دفاعیات خود را در خصوص موارد اتهامی مندرج در پرونده این روزنامه نگار به دادگاه ارائه کردند.

تاجیک، آذرماه گذشته و در حالی که هنوز در بازداشت به سر می‌برد از سوی سازمان گزارشگران بدون مرز به عنوان «برنده جایزه بهترین روزنامه‌نگار سال ۲۰۱۰» شناخته شد.

عبدالرضا تاجیک، اول دی ماه گذشته، در پی هفت ماه حبس در بازداشت آخر خود، با تودیع وثیقه پانصد میلیون تومانی آزاد شد. این روزنامه نگار و فعال حقوق بشر در ۲۲ خرداد سال جاری برای سومین بار در یک سال گذشته بازداشت شده بود. او یک بار پس از انتخابات ریاست جمهوری دستگیر و بعد از ۴۴ روز با تودیع قرار وثیقه آزاد شد. دومین دستگیری تاجیک پس از حوادث عاشورای سال گذشته بود و این روزنامه‌نگار باز هم به مدت دو ماه در بند ۲۰۹ زندان اوین به سر برد و سپس به قید وثیقه آزاد شد.


 


zendan_2
جمعی از خانواده‌های زندانیان سیاسی زن زندان رجایی‌شهر در آستانه سال نو نامه ای خطاب به صادق لاریجانی، رییس قوه قضاییه نوشته و از وی پرسیده اند که «آیا عزیزان ما محکوم به مرگ تدریجی هستند؟»این خانواده ها ضمن فاش کردن ابعاد خطرات جدی که عزیزان شان را در این زندان تهدید می کند از وی درخواست رسیدگی سریع کرده اند.

به گزارش کلمه، متن کامل نامه خانواده‌های زندانیان سیاسی زن زندان رجایی‌شهر به این شرح است :


ریاست محترم قوه قضائیه

جناب آیت الله صادق لاریجانی

با احترام

این نامه را در حالی برای شما می‌نویسیم که ماه‌هاست پیگیری‌های ما برای بهبود وضعیت عزیزان زندانی‌مان، بی‌نتیجه و بی‌پاسخ مانده است. ما جمعی از خانواده‌های زندانیان سیاسی زن زندان رجایی‌شهر کرج هستیم که لازم دانستیم با توجه به شرایط اسفبار زندانیانمان، ضمن ارائه گزارشی از وضعیت این زندان، از شما درخواست کنیم با فرستادن نماینده‌ای به این زندان شرایط زندانیان را از نزدیک مشاهده کرده و نسبت به بهبود وضعیتشان اقدام کنید.

هم‌اکنون بیش از ۱۰ زندانی سیاسی زن، در بند زنان زندان رجایی‌شهر نگه‌داری می‌شوند. این بند در حال حاضر ۲۰۰ زندانی زن با جرایم مختلف از قبیل، قتل، قاچاق، دزدی و … دارد، این در حالی است که با وجود جمعیت بالا، تنها یک سرویس بهداشتی و یک حمام برای استفاده زندانیان وجود دارد. در حالی که آب معمولا قطع است و فقط چند ساعت از شبانه‌روز ‌امکان استفاده از سرویس بهداشتی برای زندانیان فراهم است. زندانیان زندان رجایی‌شهر، به طور روزانه، تنها یک ساعت از آب گرم برخوردارند و در سایر ساعات روز، در صورت استحمام، می‌بایست از آب سرد استفاده کنند.


مساله دیگری که موجب نگرانی بسیاری از خانواده‌های زندانیان سیاسی شده است، وجود زندانیان شرور در این زندان است، که در مواردی در زندان دست به کشتار دیگر زندانیان زده‌اند. مسائل خلاف اخلاق، به وفور در این زندان مشاهده می‌شود به طوری‌که در چندین مورد زندانیان جوان‌تر پس از اینکه از سوی زندانیان شرور به انحاء مختلف مورد تجاوز قرار گرفته‌اند، از سوی آنان به قتل رسیدند. هم‌اکنون فردی در همسایگی اتاق زندانیان سیاسی نگه‌داری می‌شود، که تابحال ۳ زندانی را پس از تجاوز به قتل رسانده است و مسئولان زندان، جهت تأمین سلامت جانی زندانیان، هیچ‌گونه اقدامی را انجام نمی‌دهند.


ابعاد این خطر، به حدی است که زندانیان سیاسی جهت استحمام با مشکل مواجه بوده و همیشه با نگرانی حمله زندانیان شرور مواجه‌اند، به طوری‌که جهت استحمام یک زندانی می‌بایست دو تن دیگر به عنوان مراقب پشت در حمام حضور داشته باشند تا مورد حمله قرار نگیرند.


جناب آقای لاریجانی

وجود چنین مسائل اسف‌باری در زندان‌هایی که می‌بایست تحت نظر سازمان زندان‌ها و قوه قضائیه باشد، تنها از عمق بی‌توجهی مسئولان به شرایط زندانیان خبر می‌دهد. آیا عزیزان ما، که به جرم داشتن اندیشه‌های متفاوت محکوم به حبس و تبعید شده‌اند، در این زندان، محکوم به مرگ تدریجی‌اند؟ آیا آنچه در بند زنان زندان رجایی‌شهر اتفاق می‌افتد، یک فاجعه انسانی نیست؟

بر اساس کدام ماده و آیین‌نامه، برای ۲۰۰ زندانی، تنها یک سرویس بهداشتی در نظر می‌گیرند؟ بر اساس کدام قانون، زندانیان ما از داشتن آب گرم محرومند؟ بر اساس کدام آیین، زندانیان ما باید هر لحظه در بیم حمله زندانیان شرور به سر برند؟
آیا جرم عزیزان ما بیش از اندیشیدن است؟ آیا بر اساس آیین‌نامه سازمان زندانها، تفکیک جرایم یک اصل پذیرفته شده نیست؟


جناب آقای لاریجانی

در حالی که تنها چند روز به‌ آغاز سال نو باقی مانده است و شما احتمالا در تدارک گذران تعطیلات نوروزی خود هستید، ما شبها و روزهایمان را با این ترس می‌گذرانیم که ‌آیا می‌توانیم هفته بعد، دختران و زنانمان را سالم از پشت شیشه‌ها در سالن ملاقات مشاهده کنیم؟

اگر هنوز ذره‌ای از عدالت و انسانیت در دستگاه قضایی تحت امر شما باقی مانده است، به درخواست خانواده‌های زندانیان سیاسی پاسخ دهید و جهت بهبود وضعیت بند زنان زندان رجایی‌شهر، اقدام کنید.


جمعی از خانواده‌های زندانیان سیاسی زن زندان رجایی‌شهر کرج


 


Emad_Bahavar

میزان: یک سال از زندانی شدن رییس شاخه جوانان نهضت آزادی گذشت.

یک سال پیش از و در چنین روزی، عماد بهاور برای چهارمین مرتبه در سال ۱۳۸۸ از سوی نهادهای امنیتی بازداشت شد و از آن زمان تا کنون در بازداشت به سر می‌برد.

او پیش از این در چند روز پیش از انتخابات و روز پس از انتخابات بازداشت شد و جمعا مدت ۵۰ روز را دربازداشت گذراند. سپس در اسفند ماه سال گذشته بازداشت شد اما با سرباز زدن قاضی مربوطه از صدور حکم بازداشت، سومین مرتبهٔ بازداشت او یک شب بیشتر به درازا نکشید. پس از آن در ۲۲ اسفند ماه، او به دادگاه انقلاب احضار شد و به حکم قاضی صلواتی بازداشت شد.

او در سال ۸۹ در شعبهٔ ۱۵ دادگاه انقلاب پس از چندین بار تعویق زمان دادگاه، محاکمه شد و به درخواست بازجوی پرونده حکم ده سال حبس و ده سال محرومیت از فعالیت در فضای احزاب، رسانه‌ها و فضای سایبری برای وی صادر و تایید شد.

بهاور در یک سال گذشته با نگاشتن نامه به دادستان تهران و انتشار دفاعیت خود، بر مشی اصلاح طلبانه‌اش تاکید ورزیده و از آن دفاع کرده است.

همچنین او در این یک سال اجازه استفاده از مرخصی نیافته است و به گفتهٔ دادستانی تهران ممنوع المرخصی است.

بهاور در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می‌برد و از ملاقتهای حضوری با همسر و خانوادهٔ خود محروم است.


 


 

yazdi-4

مرتضی کاظمیان:

مقدمه‌ی نخست: نگاشتن مطلب در مورد تنها یکی از زندانیان استبداد، کار سهل و آسانی نیست؛ آن‌هم وقتی چندین هزار شهروند گمنام و مشهور، در سرکوب‌های خشن و غیرقانونی و ضدانسانی پس از انتخبات 22خرداد، بازداشت شده‌اند. از احمد زیدآبادی و عیسی سحرخیز و کیوان صمیمی و بهمن احمدی امویی و مسعود باستانی و دیگر روزنامه‌نگاران دربند گرفته، تا محسن میردامادی و مصطفی تاج‌زاده و مهدی محمودیان و محمد نوری‌زاد و دیگر فعالان سیاسی شناخته شده؛ و از جوانان آزاده و غرورآفرینی چون عماد بهاور و بهاره هدایت و ضیاء نبوی و مجید توکلی گرفته تا همه‌ی آن شهروندان مظلوم و گمنام و بی‌پناهی که «فله‌ای» بازداشت می‌شوند و در کنج سلول‌های بازجویی، هدف توهین و تحقیر و دشنام و تهدید و ضرب و شتم و بدرفتاری قرار می‌گیرند؛ همه و همه در خور تکریم و یادکرد و حمایت‌اند.

مقدمه‌ی دیگر: بر مبنای خبری که در رسانه‌ها منتشر شده، قرار بود که دادگاه دکتر ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی ایران امروز 22 اسفندماه 1389  برگزار شود. اما قاضی صلواتی، رییس شعبه 15 دادگاه انقلاب، بار دیگر و به بهانه‌ی «نقص تحقیقات» پرونده‌ را بازگردانده است.  مهر آینده که فرا رسد، سیاستمدار کهنه‌کار ایران، هشتاد سالگی خود را جشن خواهد گرفت. وی با وجود کهولت سن و ابتلا به سرطان، در بازداشت نظام خودکامه است. گمان نمی‌رود که هیچ‌یک از بازداشت‌شدگان، شرایط ویژه و شأن پیر آزادی‌خواه را _که بیش از شش دهه است پیوسته و مستدام برای نیل به آزادی و دموکراسی و پیشرفت ایران‌زمین می‌کوشد_ مورد تأیید و همدلی قرار ندهد. ضمن این‌که بس محسوس است که دکتر یزدی، هم‌زمان هزینه‌ی کنش سیاسی و جایگاه اجتماعی دو شخصیت را پرداخت می‌کند: شخصیت حقیقی خود، و شخصیت حقوقی‌اش در مقام دبیرکل نهضت آزادی ایران.

با دو ملاحظه‌ی پیش گفته، نحوه‌ی مواجهه‌ی نظام اقتدارگرا با یکی از مخالفان سرشناس‌اش مورد تأمل قرار می‌گیرد.

برای تبیین جایگاه و موقعیت دکتر یزدی می‌توان از نقطه عزیمت‌های گوناگونی آغازید؛ اما شروع از یک موقعیت و رویداد تاریخی خالی از لطف نیست. دکتر احمد صدر حاج سیدجوادی، دیرپاترین و مسن‌ترین کنشگر سیاسی امروز ایران، و از پایه‌گذاران نهضت آزادی ایران، خاطره‌ای جالب از تلاش‌های حقوق بشری دکتر یزدی، و کمک وی به آیت‌الله خامنه‌ای دارد. دکتر حاج‌سیدجوادی که خود وکالت رهبر کنونی جمهوری اسلامی را پیش از پیروزی انقلاب برعهده داشته است، توضیح می‌دهد که چگونه وی و همکارانش در «جمعیت دفاع از آزادی و حقوق بشر»، پرونده‌ی حجت‌الاسلام خامنه‌ای را که در زندان و تبعید رژیم شاهنشاهی بود، آماده ساختند و برای دکتر یزدی _که در آمریکا بود_ ارسال کردند. یزدی پرونده‌ی روحانی جوان را –که هشت سالی از وی کوچک‌تر بود_ ترجمه می‌کند و برای پیگیری وضع‌اش به سازمان ملل تحویل می‌دهد. بازی روزگار است که اینک، سیدعلی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی است و ابراهیم یزدی یکی از برجستگان اپوزیسیون، در زندان وی. چنان‌که صدرحاج سیدجوادی، سال 1380 بازداشت گردید و در دادگاه انقلاب نظامی که رهبرش آیت‌الله خامنه‌ای بود، به شلاق محکوم شد.

اگر جوان‌ترهای صاحب قدرت شده در ساخت قدرت جمهوری اسلامی، ابراهیم بزدی را نشناسند، رهبر نظام سیاسی به‌خوبی دبیرکل نهضت آزادی را می‌شناسد. آیت‌الله خامنه‌ای خوب می‌داند که دکتر یزدی (متولد 1310) چگونه فعالیت‌های اجتماعی خود را از ابتدای دهه‌ی 30 و با «نهضت خداپرستان سوسیالیست» آغاز کرد، و در نهضت ملی و بعدتر نهضت مقاومت ملی موثر و فعال ماند. رهبر جمهوری اسلامی که با وزیر خارجه دولت موقت، در شورای انقلاب همکار بوده، خوب از کنش سیاسی موثر یزدی در امریکا و در مقام رییس شورای مرکزی نهضت آزادی در خارج از کشور، و فعالیت‌های سیاسی‌اش با دکتر چمران و دکتر شریعتی و دیگر فعالان انجمن‌های اسلامی در اروپا و آمریکا مطلع است. چنان‌که از جایگاه ویژه‌ی وی برای رهبر فقید انقلاب اسلامی، و نقش او در هجرت آیت‌الله خمینی به فرانسه آگاه است.

اگر «سربازجوها» با سئوال در مورد تفاوت معنای «حکومت» و »حاکمیت» و «دولت»، می‌کوشند اطلاعات سیاستمدار ملی را به پرسش کشند، آیت‌الله خامنه‌ای به‌خوبی از ذکاوت و دانش سیاسی دکتر یزدی باخبر است. تیزهوشی دکتر یزدی، در کنار مطالعات مستمرش، و این دو، همراه با تجربه‌ی طولانی‌مدت وی از مبارزه و کار تشکیلاتی، از مرد آزادی‌خواه و آزاده، شخصیتی بس ویژه در جامعه‌ی ایران سامان داده است.

افزون بر اینها، رهبر جمهوری اسلامی نیک می‌داند که نهضت آزادی ایران، صرف‌نظر از آن‌که مجموعه فشارها و سرکوب‌ها، آن را در چه وضع تشکیلاتی قرار داده، به‌مثابه‌ی یک سرمایه اجتماعی واجد چه پتانسیل بالقوه‌ای است. هنوز که  هنوز است، دوست و دشمن به احترام مهندس مهدی بازرگان، دکتر یدالله سحابی و آیت‌الله سیدمحمود طالقانی، از جای برمی‌خیزند و کلاه از سر برمی‌دارند. سایه‌ی سنگین سیاست‌ورزی اخلاقی و منش دموکراتیک و رفتار توام با مدارا و بزرگواری آن آزادگان، در کنار باورهای ملی و اعتقادشان به کنش خردمندانه، نه فقط بر جمعیت نهضت آزادی، بلکه بر علی‌الاغلب طیف‌های اپوزیسیون و نیز جامعه مدنی ایران همچنان محسوس و موثر می‌نماید.

با اطمینان می‌توان گفت، از همین زاویه است که حاکمیت خودکامه در جمهوری اسلامی که باوری به ضرورت دست به‌دست شدن قدرت ندارد و برای نگاه و داوری خود، شأن و مقامی فراتر از انتخاب و ارزیابی شهروندان قائل است، حداکثر تلاش خود را در ماه‌های اخیر مبذول داشته که مبادا نهضت آزادی و ملی_مذهبی‌ها (همچون دیگر نیروهای سیاسی مطرح و موثر و آلترناتیوهای بالقوه) اندک امکانی نیز برای تعامل و کنش اجتماعی بیابند. تهدیدها و احضارها و بازداشت‌های گوناگون ازجمله‌ی این تلاش‌های غیرقانونی حاکمیت بوده است. فشارهایی که تنها دامن جوان‌ترها و گمنام‌ها را نگرفته، بلکه به‌گونه‌ای بی‌پروا و متفرعنانه، شامل چهره‌های معنون و پیشکسوتان سیاست ایران زمین نیز شده است.

دکتر احمد صدر حاج‌سیدجوادی در 93 سالگی مورد تهدیدهای غیرانسانی قرار می‌گیرد؛ دکتر ابراهیم یزدی در 79 سالگی بازداشت می‌شود؛ مهندس عزت الله سحابی در 82 سالگی هنوز هدف تهدید و اعمال فشار بازوهای امنیتی رژیم دیکتاتوری است؛ مهندس محمد توسلی، رییس دفتر سیاسی نهضت آزادی فشارهای گوناگون (ازجمله بازداشت خود، و بازداشت دختران و داماد و تهدید نوه‌اش) را متحمل می‌شود؛ و ... و نهادهای مسئول سرکوب و تهدید، از برگزاری هرگونه مراسمی برای بنیان‌گزاران نهضت آزادی جلوگیری می‌کنند.

دکتر ابراهیم یزدی در آستانه‌ی 80 سالگی گروگان جمهوری اسلامی شده است. قدرت مطلقه بی‌اعتنا به چهارچوب‌های انسانی و عرف اجتماعی و قانون اساسی، و با حداکثر خودکامگی، مخالفان خشونت‌گریز و منصف و وطن‌دوست و فرهیخته‌ای چون دکتر یزدی را به حبس و بند دچار می‌سازد یا وادار به سکوت تحمیلی می‌کند. نظام سرکوبگر متکی به حاکم خودکامه، غافل از آن است که چگونه با بستن مهم‌ترین مجاری هدایت مسالمت‌آمیز مطالبات شهروندان، و با محبوس ساختن وزین‌ترین چهره‌های علمی و شخصیت‌های ملی و کنشگران اجتماعی منصف و دموکرات، نه تنها مشروعیت خود را بیش از پیش مخدوش می‌سازد، بلکه با حذف شخصیت‌های حقیقی و حقوقی مرجع و واسط میان جامعه مدنی و حکومت، ماهیتی بنیان‌برافکن‌تر به مطالبات و جنبش اجتماعی می‌دهد.

جالب آن‌جاست که رژیم دیکتاتوری، از آنرو که دچار بحران اقتدار و مشروعیت شده است و تنها با تکیه بر سرکوب و سلاح و سلطه‌ی نفتی به بقای نامشروع خویش ادامه می‌دهد، فعالان سیاسی دموکرات و خردورزی چون دکتر یزدی را مورد مواخذه قرار می‌دهد که چرا اعتراض مدنی و پرهیز از خشونت را تبلیغ و ترویج می‌کنند. آشکار است که صاحبان گلوله و گاز اشک‌آور و دشنام و دشنه و اوین، می‌کوشند با بالابردن هزینه‌ی کنش اجتماعی و اقدام سیاسی، آرامشی گورستانی را بر جامعه تحمیل کنند و عیش نامشروع خویش از قدرت را تداوم بخشند.

از آن جمهوری اسلامی که آیت‌الله خمینی در پاریس می‌گفت و دکتر یزدی برای خبرنگاران ترجمه و تببین‌اش می‌کرد، چنان‌که آیت‌الله منتظری _و اخیرا شیخ مهدی کروبی_ تصریح کرد، نه جمهوریتی مانده و نه اسلامیتی.

جمهوری اسلامی متکی بر ولایت مطلقه فقیه اگر حداقلی از توان اقناع افکار عمومی برای خود قائل بود، دادگاه دبیرکل نهضت آزادی را هرچه زودتر و به‌صورت علنی برگزار می‌کرد. به تعویق انداختن مکرر محاکمه‌ی همراه و همفکر بازرگان و طالقانی و سحابی و چمران و  شریعتی، و مشاور مورد وثوق رهبر فقید انقلاب در هجرت،  یا محقق ساختن محاکمه پشت درهای بسته‌ی دادگاه، جز خالی بودن دست‌های خودکامگان و سوء استفاده‌ی دیکتاتوری از قوانین کشور چه معنایی دارد؟

تداوم حبس دکتر یزدی (و راهبران و یاران جنبش سبز) نه تنها شاهدی برای اقتدار دیکتاتوری نیست، بلکه بحران هژمونی و مشروعیت نظام سیاسی را آشکار می‌کند. ادامه‌ی بازداشت دکتر یزدی همچنین، شاخصی مهم و مهر تاکیدی دیگر بر پایان تلخ جمهوری اسلامی، دست‌کم به‌روایت تمامیت‌خواهان و خودکامگان مسلط در ساخت قدرت است.

منبع:جرس


 


nasrin_sotude

همسر نسرین ستوده در مصاحبه با روز اعلام کرد این حقوقدان با گذشت ۷ ماه از بازداشت همچنان در بند امنیتی ۲۰۹ زندان اوین به سر می‌برد. همزمان حسین مرعشی، کورش زعیم و فرناز کمالی (فعال دانشجویی) از زندان ازاد شدند، فشار بر خانواده‌های زندانیان سیاسی فزونی گرفته و از برگزاری جلسات قرآن توسط این خانواده‌ها نیز جلوگیری به عمل می‌آید.

حسین مرعشی، نماینده سابق مجلس و سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی، پس از تحمل محکومیت یک ساله خود در حالی آزاد شده که از فعالیت‌های حزبی و سیاسی تا اخر عمر محروم شده است.

براساس حکم شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب، مرعشی به یک سال حبس تعزیری و محرومیت دائم از شرکت در هرگونه حزب و موسسه که به کارهای سیاسی و فرهنگی و اجتماعی بپردازد محکوم شده بود.

کورش زعیم، نویسنده و از اعضای شورای مرکزی جبهه ملی ایران هم در آستانه تجمعات ۲۵ بهمن بازداشت شده بود.

وب سایت رسمی محمد نوری زاد نیز خبر داده از روز ۸ اسفند که این نویسنده و مستندساز به زندان بازگردانده شد، هیچ خبری از وضعیت او در دست نیست.

براساس این گزارش آقای نوری زاد تاکنون هیچ تماسی با خانواده خود نداشته و هنوز مشخص نیست او در کدام بند و در چه شرایطی به سر می‌برد. این نویسنده برای معالجه به مرخصی آمده بود اما پس از آنکه مطلبی با عنوان «سلام بر ۳۵۰» در وب سایت خود نوشته و به نگهداری خود در بند ۲ الف سپاه اعتراض کرد به زندان برگردانده شد.



۷ ماه در ۲۰۹ اوین و ناپدید شدن اوراق پرونده

نسرین ستوده، حقوقدانی که وکالت بسیاری از زندانیان سیاسی و مطبوعاتی و خانواده‌های جان باختگان بعد از انتخابات را بر عهده داشت همچنان در بند ۲۰۹ زندان اوین زندانی است.

او از سوی شعبه دادگاه انقلاب به ۱۱ سال حبس تعزیری، ۲۰ سال محرومیت از وکالت و ۲۰ سال ممنوع الخروجی از کشور محکوم شده اما به گفته همسرش دادگاه تجدید نظر هنوز درباره او نظر نداده است.

رضا خندان، همسر نسرین ستوده در مصاحبه با روز می‌گوید که شرایط همسرش پس از ۷ ماه بازداشت دقیقا همچون شرایط روزهای نخست بازداشت او است.

او توضیح می‌دهد: نسرین از ۱۳ شهریور که بازداشت شد همچنان در بند ۲۰۹ است؛ بندی که به مفهوم رایج نمی‌توان اسم آن را زندان گذاشت و جای خاصی است. من را ۲۴ که بازداشت کردند در همین بند بودم و کاملا فضای آنجا را درک کرده‌ام تنها می‌توانم بگویم کسی را که از ۲۰۹ به ۳۵۰ یا سایر بندهای اوین می‌برند با همه مشکلاتی که آن بند‌ها دارند اما گویی آزاد شده است.

آقای خندان به دلیل مصاحبه‌ها و اطلاع رسانی درباره وضعیت همسرش در ۲۶ دی ماه بازداشت و روز بعد با قرار کفالت آزاد شد.

نسرین ستوده از هفته گذشته با دو زندانی دیگر هم سلول است؛ او تا پیش از این در انفرادی بود. همسرش می‌گوید: این تنها تفاوتی است که در وضعیت نسرین صورت گرفته و سایر محدودیت‌ها همچنان پابرجاست. حکم دادگاه او هم به دادگاه تجدد نظر رفته اما حتی وکلایش هم پیدا نمی‌کنند و نمی‌دانند به کدام شعبه تجدید نظر فرستاده شده و کسی هم جوابی نمی‌دهد.

او می‌افزاید: ۷ ماه است که نسرین در بازداشت موقت است یعنی محکومیت قطعی ندارد و اگر آزادش نمی‌کنند حداقل باید به بند عمومی او را منتقل کنند اما نمی‌کنند. خود نسرین از این مساله خیلی شکایت دارد. از طرفی اوراق زیادی در پرونده نسرین ناپدید شده است. او زمانی که پرونده‌اش در بازپرسی بود ۶ شکایت نامه و لایحه و اعتراض نامه نوشته بود که اکنون در پرونده نیست و نسرین شاکی است و می‌گوید باید مشخص شود چه کسی کوتاهی یا اوراق پرونده‌ام را معدوم کرده است.

خانم ستوده پرونده دیگری نیز تحت عنوان بی‌حجابی دارد. پرونده‌ای که به خاطر ویدئویی که این حقوقدان در آن بی‌حجاب بوده تشکیل شده. آقای خندان می‌گوید سه جلسه دادگاه برگزار شد و تاکنون حکمی صادر نشده؛ اگر هم صادر شده به ما تاکنون هیچ حکمی ابلاغ نشده است.

او می‌افزاید: نسرین هیچ دفاعی از خود نکرد و این سه جلسه دادگاه با انواع و اقسام مشکلات و ایرادات برگزار شد؛ دادگاه باید علنی می‌بود و اعلام غیر علنی بودن هم نکرده بودند اما اجازه حضور کسی را نمی‌دادند. جلسه آخر حتی ما را به عنوان خانواده درجه یک راه ندادند؛ یعنی حتی اجازه ندادند در راهرو بنشینیم و ساعت‌ها در خیابان منتظر بودیم. از طرفی زمان برگزاری دادگاه به نسرین ابلاغ نشده بود طبق قانون باید ۵ روز قبل ابلاغ شود اما ساعت ۸ صبح سراغ او می‌روند و می‌گویند دادگاهت است. قلم و کاغذ هم در اختیار او نگذاشتند که بتواند دفاعیه‌ای بنویسد؛ طوریکه نسرین خود در دادگاه می‌گفت حداقل کاغذ باطله بدهید من رئوس دفاعیاتم را بنویسم. به هر حال دادگاه تمام شده و ما منتظر صدور حکم هستیم.

به گفته اقای خندان دو هفته یکبار خانواده خانم ستوده به صورت کابینی با او ملاقات دارند: من که تاکنون حتی یک دقیقه هم ملاقات حضوری نداشته‌ام مگر اینکه در راهروی دادگاه همسرم را دیده باشم دو بچه ما هم تاکنون در این ۷ ماه جمعا یک ساعت هم ملاقات حضوری با مادرشان نداشته‌اند. از چند روز دیگر هم که تعطیلات عید شروع می‌شود و متاسفانه تا بعد از تعطیلات امکان ملاقات نخواهیم داشت چون سالن ملاقات هم تعطیل می‌شود.

او می‌افزاید: مادر نسرین هم تاکنون جز یکبار، در اوایل بازداشت موفق به ملاقات دخترش نشده. متاسفانه سالن ملاقات شرایط خاصی دارد، پله‌های زیادی دارد که افراد مسن، معلول و بیماران نمی‌توانند بروند. نه مسیری برای ویلچر است و نه آسانسور. هیچ امکاناتی نیست و این قضیه واقعا آزار دهنده است.

از آقای خندان درباره وضعیت روحی و جسمی خانم ستوده می‌پرسم؛ می‌گوید: اول شهریور که پدر ایشان فوت کرد هم کانون وکلا و هم ما و وکلای نسرین خیلی تلاش کردیم که وثیقه بگذاریم و برای چند ساعتی هم که شده نسرین بیاید و در ختم پدرش شرکت کند اما مخالفت کردند. این مساله ضربه بزرگی به نسرین وارد کرد و همواره می‌گوید هیچ وقت این‌ها را به خاطر این موضوع نخواهم بخشید. از نظر جسمی هم ۱۴ کیلو لاغر شده و به شدت ضعیف و نحیف شده ولی اظهار ناراحتی نمی‌کند. در اصل خیلی از مسائل را به ما نمی‌گوید و سعی می‌کند ما نگران نشویم.

نسرین ستوده که از ۱۳ شهریور ماه در بازداشت به سر می‌برد از سوم مهر ماه در اعتصاب غذا بود. او پس از ۲۸ روز اعتصاب غذایش را برای مدتی شکست اما بار دیگر در اعتراض به شرایط زندان به مدت ۹ روز دست به اعتصاب خشک زد و تا روز برگزاری دادگاهش در تاریخ ۲۴ آبان، به رغم شکستن اعتصاب غذای خشک، کماکان در اعتصاب غذا بود.

او پس از انتقال به بهداری و وخیم‌تر شدن وضعیتش اعتصاب غذای خود را شکست.

منبع:روزآنلاین/فرشته قاضی


 


http://gameron.files.wordpress.com/2008/05/2500.jpg
انتشار اخباری درباره جشن دولتی نوروز که قرار است در تهران و تخت جمشید و با حضور سران چند کشور و به میزبانی محمود احمدی‌نژاد برگزار شود، خشم محافظه کاران مخالف دولت و منتقدان سیاست‌های دوگانه دولت و اسفندیار رحیم مشایی ارا برانگیخت.

بنا به گزارش رسانه‌های حکومتی، محمود احمدی‌نژاد قرار است در یک جشن دولتی که با حضور سران چند کشور از جمله تاجیکستان و افغانستان ببرگزار می‌شود به تخت جمشید سفر کند و در آنجا درباره «نوروز جهانی» سخن بگوید.

صالحی مرام که ایرنا، خبرگزاری رسمی دولت او را قائم مقام شورای اطلاع رسانی دولت معرفی کرده، دراینباره گفته است: «سران و مقام‌های ارشد کشورهایی که همراهی آن‌ها با ابتکار ایران موجب شد اول فروردین ماه به عنوان روز جهانی نوروز به ثبت برسد در این جشن حضور خواهند داشت».

او از حضور مقامات آذربایجان، افغانستان، تاجیکستان، ترکیه، ترکمنستان، قزاقستان و قرقیزستان سخن گفته است.

وی افزوده است: «تاکنون شماری از اعضای کابینه و دولتمردان در آستانه برگزاری جشن جهانی نوروز ۱۳۹۰ به برخی کشورهایی که این آیین کهن را پاس می‌دارند سفر کرده‌اند و دعوت نامه‌های رییس جمهوری اسلامی ایران را به همتایان وی برای سفر به تهران و حضور در این جشن تقدیم کرده‌اند که با استقبال این کشور‌ها همراه بوده است».

اعلام برگزاری جشن دولتی نوروز در تهران و تخت جمشید که محل دوم آن هنوز از سوی مقامات دولتی تایید رسمی نشده، موجب شده تا موج جدیدی از انتقاد در میان راستگریان در مورد عملکرد محمود احمدی‌نژاد و رئیس دفترش که خودرا مبدع «مکتب ایرانی» می‌داند، به راه افتد.

در این می‌ان، محمد رضا باهنر، چهره محافظه کاری که تا کنون مواضع متناقضی در برابر دولت احمدی‌نژاد اتخاذ کرده است، در یک همایش حکومتی که خبرگزاری مهر گزارش آن را منتشر کرده، درباره «فتنه جدید» که اشاره به تحرکات مشایی برای انتخابات ریاست جمهوری است، سخن گفت.

باهنر می‌گوید: «فتنه آینده که در حال اوج گیری است فتنه‌ای است که می‌خواهد از درون اصولگرایی درآید و بگوید اصولگرا است اما حوزه‌های علمیه و شریعت را قبول ندارد. این فتنه عظیم در حال شکل گیری است، بیان مکتب ایرانی و تفکر لیبرال در مسائل فرهنگی در همین راستا است».

این فعال راستگرا که طی هفته‌های اخیر حملات تندی به هاشمی رفسنجانی کرده بود، می‌افزاید: «تمام سعی خود را انجام خواهیم داد که اصولگرایان زیر چ‌تر جامعتین به وحدت برسند».

علاوه بر وی، سایت جهان نیوز که به نیروهای بسیج نزدیک است، گزارش اصلی خود را به تشابه جشن دولتی نوروز و جشن‌های ۲۵۰۰ ساله اختصاص داده و نوشته است: «آنچه که این روز‌ها با حمایت اصلی چهره جنجالی دولت و سایر همقطارانش تحت عنوان «جشن‌های جهانی نوروز» قصد آغاز شدن دارد، شباهت‌های غیر قابل انکار و البته جالبی با جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی و در ادامه با شرایط وقت کشور در هنگام برگزاری این جشن‌ها دارد. در اینجا ذکر یک نکته ضروریست و آن اینکه تنها بهانه طاغوتیان برای پر رنگ کردن مفهوم ایرانیت در راستای بلندپروازی‌هایشان «کوروش و تخت جمشید» بود و گویا تنها بهانه امروزیان نیز برای توجه دادن افکار به مفهوم ایرانیت و جدا کردن آن از اسلامیت، «نوروز» است و البته غیر از نوروز هم بهانه دیگری در دستشان نیست».

جهان افزوده است: «نگاهی به شباهت‌های عجیب و غیر قابل انکار جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی در دوران طاغوت و جشن‌هایی که بخشی از دولت به بهانه نوروز پشتیبان آنهاست، یک سئوال را به ذهن متبادر می‌کند: این جشن‌ها با چه انگیزه‌ای برگزار می‌شود...!؟ به نظر می‌رسد تا هنگامیکه در مملکت ما هنوز نقاط فراموش شده و محروم وجود دارد و تا زمانی که انگشت‌های ظریف کودکان برای امرار معاش قطع می‌شود و یا مادری در یک منطقه محروم به دلیل نبود امکانات در هنگام زایمان فرزندش جان می‌سپارد، برگزاری جشن‌های پر زرق و برق و خرج کردن از کیسه ملت برای مفاهیمی که نه برای آن انقلاب کردیم و نه برای آن شهید دادیم و فقط جزئی از هویت ماست، بی‌معنا باشد».

علی مطهری، نماینده منتقد دولت و طراح سئوال از احمدی‌نژاد نیز در نطق پیش از دستور خود در جلسه هفته گشته مجلس گفته بود: «همه می‌دانیم که نوروز یک انتخاب خوب از سوی ایرانیان بوده است، به این معنی که بهترین ایام سال را از نظر اعتدال طبیعت برای گردش، تفریح و دید و بازدید انتخاب کرده‌اند اما اگر بگوییم نوروز یکی از شعائر الهی است و سخن از منشور نوروز به میان آوریم و از ۱۲ رییس‌جمهور از جمله پادشاه اردن ـ که مردمش علیه او تظاهرات می‌کنند ـ برای برگزاری مراسمی ویژه در تخت جمشید دعوت به عمل آوریم، مراسمی که هزینه هنگفت آن با سادگی و تجمل‌ناپذیری نوروز در تضاد است.

او افزوده است:» اینجانب هشدار می‌دهم که خطر تز مکتب ایران به جای مکتب اسلام به دلیل ضعف بینش اسلامی دنبال می‌شود و خطری است که کیان انقلاب اسلامی را تهدید می‌کند «.

در برابر این انتقاد‌ها اما محمود احمدی‌نژاد روز گذشته در یک همایش دولتی گفت:» اینکه بر روی ایران تأکید می‌کنیم، یک نوع ناسیونالیسم خودخواهی نیست بلکه یک مسئولیت و مأموریت برآمده از یک تاریخ مقاومت، ایستادگی است «.
به گزارش فارس، وی افزوده است:» ما ملتی هستیم که در تاریخمان حتی در یک مقطع کوتاه تجاوز و تحقیر سایر ملت‌ها ثبت نشده ‌و حتی در اوج اقتدار که همه عالم از اقیانوس اطلس تا شرق دور و از شمال تا جنوب تحت یک حاکمیت بوده، در منشور کوروش ظلم، برده‌داری، تحقیر انسان‌ها و چپاول حقوق ملت‌ها ممنوع شده است «.

او چهارشنبه گذشته نیز در یک همایش دولتی دیگر درباره تخت جمشید سخن گفته و تاکید کرده بود:» چندی پیش در سفری که به شیراز داشتم بار دیگر به تخت جمشید سر زدم و باید بگویم که این اثر تاریخی از نظر مهندسی یک نقطه‌ افتخار برای بشریت امروز است «.

انتقاد‌ها به افزایش گفتار ناسیونالیستی و همزمان سخن گفتن از» مهدویت «از سوی احمدی‌نژاد، اگر چه در میان راستگرایان موجب اختلاف شده، در میان گروه‌های سیاسی مخالف دولت به نوعی» پوپولیسم اسلامی «تعبیر می‌شود.


منبع: روزآنلاین/نازنین کامدار

 


ebyazdi

در حالی که مقامات قضایی ایران اعلام کرده‌اند که دادگاه ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی ایران روز ۲۲ اسفند برگزار می‌شود مهدی نوربخش گفت که شخص آقای خامنه‌ای در دستگیری و ماجراهای نگهداری وی دخالت مستقیم دارد و هر گونه اتفاق ناگواری که برای او بیافتد مسوولیت مستقیم آن با شخص سیدعلی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران است.

ابراهیم یزدی، عضو شورای انقلاب و اولین وزیر امورخارجه بعد از انقلاب با هشتاد سال زندان کهنسال‌ترین زندانی سیاسی در ایران به شمار می‌رودکه براساس گفته‌های اعضای خانواده وی از بیماری‌های حاد رنج می‌برد و شرایط بدنگهداری در خانه امن ممکن است به قیمت جانش تمام شود. او مهر ماه امسال به دلیل آنچه مقامات امنیتی «برگزاری نماز جمعه غیرقانونی» خواندند دستگیر شد و از آن زمان تاکنون درآنچه «خانه امن» گفته می‌شود نگهداری می‌شود.

آقای نوربخش به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: «دادگاه ۲۲ اسفند و یا ۱۳ مارس است. ما مطمئن هستیم که این‌ها تصمیماتشان را زود‌تر گرفته‌اند. این دادگاه همیشه فرمایشی بوده است. جوری نیست که کسی برود و از خودش دفاع کند. حالا دادگاه هم یک شکل فرمایشی ماجراست. مثل آقای معتمدی مهر که در چند دقیقه پنج سال زندان گرفتند. تصمیم و حکم از قبل تعیین شده است.»

وی درخصوص دستگیری و محاکمه دکتر یزدی گفت: «‌شخص آقای خامنه‌ای در همه این ماجرا دخیل است. ایشان صددرصد درمورد تصمیم گیری پرونده ایشان دخیل مستقیم است. ما در حقیقت و خانواده هر بلایی بر دکتر یزدی بیاید مقصر اصلی را آیت الله خامنه‌ای می‌دانیم و نه کس دیگر. آقای خامنه‌ای در این دستگیری‌ها دخیل است و ما ایشان را مسوول اصلی هر گونه اتفاق ناگوار برای ایشان می‌دانیم.»

درحالی که از مهر ماه که دکترابراهیم یزدی به دلیل آنچه نماز جمعه غیرقانونی در اصفهان نامیده شد دستگیر شد تا کنون مرخصی نداشته و داماد وی به کمپین درخصوص تماس‌های وی با منزلش گفت: «هرچند وقت یک بار تماسی با خانه می‌گیرند وبا خانمش صحبت می‌کنند. هم اکنون در خانه امن به سر می‌برند. یک بار هم اجازه دادند که با فرزندانش صحبت کند به صورت تلفنی. تا کنون اجازه نداده‌اند که او را ببینند. یک مرتبه اوائل دستگیری همسرش را با چشم بند و پس از طی یک مسافت طولانی که برای او بسیار دردآور ومشکل بود به دلیل سن زیاد، به خانه امن برای ملاقات بردند. اما از آن پس تا کنون ملاقاتی نبوده است. درتلفن‌ها فقط درمورد وضع سلامتیشان صحبت می‌کنند. روحیه‌شان خیلی بالاست. یا حداقل نمی‌خواهد که خانواده نگران بشوند.»

این عضو خانواده اولین وزیر امورخارجه پس از انقلاب در خصوص وضعیت سلامتی وی نیز گفت: «فشار خون ایشان بالا وپایین می‌رود. وقتی خانه بود مرتب پزشک او را می‌دید واز نظر غذا وبهداشت همه چیز تحت کنترل بود. الان خیلی نگران هستیم که وضعیت بهداشت محل زندان وی وسلامتشان چطور است. ایشان علاوه بر مشکل قبل مشکل پروستات دارد. به همین جهت باید هر چهار پنج ساعت یک بار خودش را سوند بزند. یعنی به این روش می‌تواند ادرار خود را خارج کند که به ان کتترایز می‌گویند. این خیلی پروسه دردناکی است. اگر محیط بهداشتی نباشد دچار عفونت می‌شود. این مشکل را در طول هشت سال گذشته ایشان داشتند. وقتی در منزل بودند خیلی مراعات می‌شد که همه چیز استریل باشد. اما می‌دانیم هفته گذشته عفونت پیدا کردند که برای سلامت ایشان بسیار خطرناک است و با بی‌توجهی می‌تواند جان او را به خطر بیاندازد.»

آقای نوربخش افزود: «‌آقای دادخواه، خانم غیرت و خانم شیرین عبادی وکلای آقای یزدی هستند. آقای دادخواه اعلام کردند که سه اتهام علیه دکتر یزدی اعلام شده است. یکی اقدام علیه امنیت ملی، دیگری تبلیغ علیه جمهوری اسلامی و سوم هم تاسیس نهضت آزادی. حالا این سومی را نمی‌دانیم چه می‌خواهند بگویند؟ ‌به هرحال نهضت آزادی دهه چهل در ایران تاسیس شده است…. نمی‌دانیم اصلا ایشان کجا هستند. نمی‌دانیم در چه شرایطی در خانه امن به سر می‌برند و یا برای چنین ادمی چه نوعی غذایی تدارک می‌بینند که مشکلات پزشکی ایشان را زیاد نکنند را هم نمی‌دانیم. او در تلفن‌هایش نمی‌توان این موضوعات را مطرح کند. …الان پنج ماه و نیم است که ایشان دستگیر شدند. اصلا به ایشان مرخصی نداده‌اند. مدت زمانی که تماس می‌گیرند حداکثر یک یا دو دقیقه است.»

این عضو خانواده ابراهیم یزدی ادامه داد: «‌سوال ما این است که با چه جرمی ایشان دادگاهی می‌شوند؟ این سه اتهام کردند خیلی کلی است. تاسیس نهضت آزادی در حالی که این تشکل سیاسی دهه هاست که وجود دارد خنده دار به نظر می‌رسد. تبلیغ علیه نظام هم که اصلا به دکتر نمی‌چسبد. نهضت آزادی کاملا در چارچوب قانونی عمل می‌کرد. غیر از آزادی ایشان هیچ چیزی برای ما قابل قبول نیست…. روحیه همسر ایشان خوب است. حداقل جلوی بچه‌هایشان نشان نمی‌دهند. الان لیلا توسلی دختر مهندس توسلی که ۲۶ ساله است زندان است. عماد بهاور و افراد دیگر نهضت آزادی هم در زندان هستند. فشار خیلی زیاد است.»

 


 

yazdi-1

میزان: دادگاه انقلاب تهران برای سومین مرتبه از برگزاری جلسه دادگاه دبیرکل نهضت آزادی سرباز زد.

محمدعلی دادخواه وکیل دکتر ابراهیم یزدی به سایت کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: «رییس دادگاه ابراز کرد که به علت نقض تحقیقات دادگاه پرونده را به دادسرا ارسال کرده است تا یک سری تحقیقات جدیدی از طریق دادسرا به طور مستقیم از ابراهیم یزدی انجام بگیرد.»

پیش از این شنیده بود دادگاه دکتر ابراهیم یزدی، به دلیل فشارهای نهادهای خاص برگزار نمی‌شود.

این سومین بار پیاپی است که قاضی صلواتی به علت مشابه از برگزاری دادگاه سرباز می‌زند.

اتهام‌های مطرح شده برای وزیر خارجه دولت موقت، اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه جمهوری اسلامی و تاسیس نهضت آزادی است.

ابراهیم یزدی که حدود ۸۰ سال سن دارد از مهر ماه گذشته در بازداشت به سر می‌برد و به عنوان مسن‌ترین زندانی سیاسی ایران شناخته می‌شود.

او هم اکنون در یک خانهٔ امن نگهداری می‌شود.

گفتنی است دادگاه‌های انقلاب بعد از انتخابات سال گذشته در دادگاه‌های نمایشی و به درخواست نیروهای امنیتی، احکام سنگینی را برای فعالان سیاسی و روزنامه نگاران اصلاح طلب در یک سال گذشته صادر کرده‌اند که از آن جمله می‌توان به احکامی نظیر ده سال حبس و ده سال محرومیت از فعالیت در احزاب، رسانه‌ها و فضای مجاری برای عماد بهاور، هفت سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق برای مهندس امیر خرم، شش سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق برای دکتر سارا توسلی، شش سال حبس برای مهدی قلی‌زاده، پنج سال حبس برای مهدی معتمدی مهر، سه سال حبس قطعی برای مهندس فرید طاهری، سه سال حبس قطعی برای امیر حسین کاظمی و حکم دو سال حبس قطعی برای لیلا توسلی، که همگی آنان از اعضا و وابستگان نهضت آزادی ایران هستند، اشاره کرد.
 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به mizankhabar-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به mizankhabar@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته