-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ اسفند ۲۲, یکشنبه

Latest News from Iran Green Voice for 03/13/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



اتحادیه عرب در نشستی فوق العاده در قاهره از شورای امنیت سازمان ملل خواست در لیبی منطقه پرواز ممنوع اعلام کند.

به گزارش رادیو فردا اتحادیه عرب تاکید کرده که با هرگونه مداخله نظامی در لیبی مخالف است و به محض حل بحران، عملیات منطقه پرواز ممنوع، باید متوقف شود. قطعنامه مذکور با موافقت همه اعضاء تصویب شده است. در قطعنامه همچنین گفته شده که حکومت قذافی مشروعیتش را از دست داده است.
اتحادیه عرب همچنین تصمیم گرفته است با شورای ملی تشکیل شده از سوی مخالفان ِ معمر قذافی در بنغازی، ارتباط برقرار کند.
آمریکا و پیمان ناتو اعلام منطقه پرواز ممنوع در لیبی را به موافقت شورای امنیت سازمان ملل و اتحادیه عرب، مشروط کرده اند.


 


برخلاف ادعاهای رئیس دولت درخصوص استقلال یک شبه در تولید بنزین و ادعای دیگری مسئولان دولت احمدی نژاد مبنی بر کیفیت بالای بنزین تولید داخل، رئیس سازمان استاندارد و تحقیقات صنعتی کشور در جمع خبرنگاران اذعان کرد که بنزین تولیدی از کیفیتی به مراتب پایین‌تر از استانداردهای لازم برخوردار بوده و در عین حال هشدار داد که بنزین غیر استاندارد باعث افزایش مصرف و نیز آلودگی هوا خواهد بود.

این در حالی است که کارشناسان نیز پیش از این، در واکنش به ادعاهای دولتمردان، اعلام کرده بودند که تولید بنزین با کیفیت مناسب که بی‌شک حق مصرف کنندگان است، تنها با سرمایه‌گذاری دراز‌مدت و صحیح به دست می‌آید و از این تبلیغات دولت درباره خودکفایی در تولید بنزین، واهی و غیر واقعی است.

این کارشناسان می‌گویند برای تولید بنزین استاندارد در ایران، حداقل لازم است واحدهای کراکینگ برشهای سنگین در پالایشگاه‌های موجود اضافه شوند که بنا به اظهار نظر متخصصان این صنعت، این کار با توجه به شرایط کاری فعلی و وابستگی صنایع دولتی به رانت، در کمتر از پنج سال غیر ممکن است.

اکنون پس از مدت‌ها انکار دولتی‌ها، رئیس سازمان استاندارد و تحقیقات صنعتی هم به صحت هشدار منتقدان مبنی بر بی‌کیفیت بودن بنزین داخلی و لزوم رسیدن آن به سطح استاندارد اذعان کرد.

به گزارش نفت نیوز، نظام الدین برزگری در جمع خبرنگاران تصریح کرد: سال آینده خودروهایی که نتوانند استانداردهای موردنظر را رعایت کنند، شماره گذاری نخواهند شد.

وی افزود: در سال جاری تنها یک خودرو نتوانست استانداردهای ۵۱ گانه را رعایت کند که با اعمال تغییرات کلی در تولید، این خودرو نیز تمام تست ها را پاس کرد، به گونه ای که در سال آینده هیچ خودروی بدون استاندارد تولید و به بازار عرضه نخواهد شد.

برزگری سپس به بنزین مورد استفاده خودروهای تولید داخل اشاره کرد و گفت: سوخت خودروها اگر استاندارد نباشد و با اکتان پایین عرضه شود سبب افزایش مصرف و آلایندگی خواهد شد.

وی استاندارد کنونی بنزین تولیدی و قابل عرضه در جایگاه های سوخت را با اکتان ۸۷ عنوان کرد و افزود: استانداردی که قرار بود از امسال اجرا شود عرضه بنزین با اکتان ۹۳ تا ۹۵ یا استاندارد یورو ۴ است که بنا به دلایلی اجرایی نشد.

رئیس سازمان استاندارد و تحقیقات صنعتی با بیان اینکه براساس مصوبه دولت از ابتدای سال ۹۱ بنزین یورو ۴ باید در جایگاه های سوخت کشور عرضه شود، تصریح کرد: با هماهنگی که با وزارت نفت صورت گرفت این وزارتخانه قول داده در نیمه دوم سال ۹۰ عرضه بنزین با استاندارد یورو ۴ اجرایی شود و خودروسازان نیز با تغییری که در موتور و سیستم سوخت خواهند داد شاهد اجرای معیار مصرف استاندارد در بنزین خودروها باشیم.

این در حالی است که پیش از این دولت احمدی‌نژاد در جریان حذف یارانه‌ حامل‌های انرژی، بر قیمت‌های جهانی حامل‌های انرژی تاکید داشته و صحبتی از کیفت جهانی حامل‌های انرژی به میان نیاورده است.

رئیس سازمان استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران در ادامه با تاکید بر اینکه تا پایان سال جاری خودروی بدون ABS نخواهیم داشت، گفت: براساس همکاری مشترکی که بین سازمان استاندارد و پلیس راهور ناجا صورت گرفته است خودروهایی که سال آینده مجهز به سیستم ترمز ضد قفل (ABS) نباشند، شماره گذاری نخواهند شد.

برزگری سپس به مصوبه شورای عالی استاندارد اشاره کرد و گفت: براساس این مصوبه از سال آینده تمام خودروهای تولید داخل به صورت اجباری باید به سیستم کیسه هوا (ایربگ) مجهز شوند.

وی افزود: تعدادی از خودروهای تولید داخل قبل از این مصوبه به سیستم کیسه هوا مجهز بودند اما از سال ۹۰ خودروسازانی که نتوانند خودروی تولیدی خود را با ایربگ ارایه دهند، در شماره گذاری مشکل خواهند داشت.


 


در آستانه سیزدهم مارس و روز جهانی «مبارزه با سانسور بر روی اینترنت»، سازمان گزارشگران بدون مرز، طی گزارشی از عملکرد یک سال اخیر جمهوری اسلامی در زمینه سرکوب و سانسور در حوزه اینترنت، خاطرنشان کرد "جمهوری اسلامی ایران در سال ٢٠١٠ نیز سرکوب و کنترل آنلاین را تشدید کرد. در دوره‌های تنش و تظاهرات مقامات مسئول اقدام به کند کردن سرعت اینترنت و اختلال و یا قطع کامل شبکه اینترنت و تلفن همراه کرده‌اند. حکومت ایران همچنان به کارزار ضد رسانه‌های جدید ادامه می‌دهد و آنها را به درخدمت منافع خارجیان بودن متهم می‌کند، چندین شهروند وب‌نگار به محازات اعدام محکوم شده‌اند."

به گزارش تارنمای این نهاد بین المللی و مدافع حقوق روزنامه نگاران، متن این گزارش به شرح زیر است:

اسم دومین:  IR

جمعیت : ٧٦٩٢٣٣٠٠

کاربر اینترنت : ٢٨٢٠٠٠٠

هزینه متوسط برای یک ساعت اینترنت در کافی نت : ١٥٠٠ تا ٣٠٠٠ تومان

متوسط دستمزد : ٤٠٠٠٠٠

تعداد وب نگاران زندانی : ١١

جمهوری اسلامی ایران در سال ٢٠١٠ نیز سرکوب و کنترل آنلاین را تشدید کرد. در دوره‌های تنش و تظاهرات مقامات مسئول اقدام به کند کردن سرعت اینترنت و اختلال و یا قطع کامل شبکه اینترنت و تلفن همراه کرده‌اند. رژیم ایران همچنان به کارزار ضد رسانه‌های جدید ادامه می‌دهد و آنها را به " درخدمت منافع خارجیان بودن" متهم می‌کند، چندین شهروند وب‌نگار به محازات اعدام محکوم شده‌اند.

تشدید و گسترش سانسور در اینترنت

در دی ماه ١٣٨٩ مقامات رسمی، نخستین پلیس سایبری را برای کنترل اینترنت راه اندازی کردند. شش ماه پیش از آن ابراهیم جباری یکی از فرماندهان سپاه پاسداران تشکیل ارتش سایبری را اعلام کرده بود. این ارگان‌ها مسئول سرکوب و کنترل بر روی شبکه‌های آنلاینی هستند که از سوی مقامات " آشوبگر" نامیده می‌شوند، آنها همچنین مسئولیت دستگیری صدها شهروند وب‌نگار را بر عهده دارند. با تاسیس این پلیس گامی دیگر در انسجام سیاست سرکوب برداشته شد. شرکت‌های خدمات دهند اینترنت در ایران وابسته به شرکت مخابرات ایران هستند که از سال ١٣٨٨ در مالکیت سپاه پاسداران است. این شرکت مسئولیت اجرایی مسدود کردن سایت‌ها را بر عهده دارد. مسئولان حکومتی از اینکه "میلیون سایت" را مسدود کرده‌اند، برخود می‌بالند، اما در عمل کاربران ایرانی از دسترسی به هزاران سایت و میلیون‌ها صفحه محروم شده‌اند. در دولت احمدی نژاد سانسور سایت‌های سیاسی و مدافع حقوق بشر تشدید شده است.

برای گسترش فیلترینگ، ایران از نرم‌افزارهای مسدود کننده تکمیل شده در کشور هم استفاده می‌کند. معیارهای مسدودسازی از سوی "کمیته تعیین مصادیق محتوای مجرمانه" تعیین و ابلاغ می‌شوند. " فهرست محتوای مصادیق مجرمانه " که موضوع ماده ٢١ قانون جرائم رایانه‌ای است در دی ماه سال ١٣٨٨ انتشار یافت.

 این قانون در همان سال از سوی مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید بود. در این قانون محتواهای "علیه عفت و اخلاق عمومی"، "علیه مقدسات اسلامی"، "محتوای که تحریک ، ترغیب ، یا دعوت به ارتکاب جرم می‌کند" و.. بعنوان " مصادیق مجرمانه " نام برده شده‌اند. انتشار "فيلترشكن ها و آموزش روشهاي عبور از سامانه هاي فيلترينگ " نیز در این فهرست قرار دارد. در این قانون برای "جرائم ریانه‌ای" مجازات چندین سال زندان نیز در نظر گرفته شده است. دست کم دو شهروند وب‌نگار برای استفاده از نرم‌افزارهای فيلترشكن بازداشت شده‌اند.

کمیته مصادیق از اعضای وزارت‌خانه‌های مختلف دولتی و نهادهای امنیتی تشکیل شده است از جمله وزارت اطلاعات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان صدا و سیما و نمایندگان دفتر اینترنت دادستانی. سانسور اینترنت در ایران از طریق گلوگاه‌های اصلی (Gate way) و از ترکیب مسدود کردن آدرس سایت (URL) و کلید واژه‌ها انجام می‌شود. سانسورچیان رویدادها را از نزدیک تعقیب می‌کنند و اینگونه به روز کردن سانسور را پیش می‌برند.

در پی رویداهای تونس و مصر سایت‌های آژانس خبری رویترز و سایت یاهو به فهرست سیاه فلیترینگ اضافه شدند. گوگل نیز بخشا مسدود شد. یکی از شیوه‌های سانسور، هدایت لینک‌های داده شده به سایت‌های خبری به صفحات سامانه‌های رسمی است.

دامنه سانسور به سایت‌های محافظه‌کاران و آیت‌الله هم رسیده است، که نشانگر تشدید جنگ درونی قدرت است. در مهرماه سال جاری سایت‌های سه روحانی پرنفوذ یوسف صانعی، اسدالله بیات زنجانی و علی محمد دستغیب مسدود شدند.

در بهمن ماه ١٣٨٨ جی‌میل مختل شد. بنا بر اظهارات مقامات رسمی قرار است سرویس نامه الکترونیکی ملی به زودی راه اندازای ‌شود. در همین مدت بسیاری از سایت‌های اطلاع رسانی از جمله سایت رادیو زمانه و توئیتر مورد حمله سایبری قرار گرفتند. هر چند شرکت‌های خدمات دهنده ایرانی وبلاگ به مانند بلاگفا (http://www.blogfa.com) کاملا مسدود نشده‌اند، اما برخی از وبلاگ‌ها این وب‌گاه بسته‌ ‌می‌شوند. سایت‌های اشتراک گذاری عکس و ویدئو از جمله فلیکر، فتوبوکت و یوتیوب از اهداف اصلی فیلترینگ رژیم محسوب می‌شوند.

پروپاگاند رژیم ضد اینترنت و شبکه‌های اجتماعی

جنگ همه جانبه‌‌ای که حاکمیت علیه فیس‌بوک و توئیتر به راه انداخته بود، در پی مظنون شدنشان به ایفای نقش در گسترش اعتراضات به انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد، تشدید شده است. این جنگی است که رژیم برآن مقابله با "جنگ نرم" نام گذاشته و تبلیغات پر حجم و گسترده‌ای است که بر تئوری توطئه استوار است. در مهرماه ١٣٨٩ یکی از برنامه‌های سیمای دولت ایران، فیس‌بوک و توئیتر را " دشمنان پنهان مردم"، "شبکه جاسوسی در خدمت سرویس‌های اطلاعاتی غربی" و "ابزاری برای استخدام جاسوس" معرفی کرد که در "جنگ نرم" و جنگ روانی علیه ایران دخالت دارند. منابع مختلف استخدام هکرهای بین‌المللی از سوی رژیم جمهوری اسلامی را برای ارتش سایبری تائید کرده‌اند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای دفاع آنلاین از حاکمیت طرح سازماندهی ١٠٠٠٠ هزار وبلاگ‌نویس بسیجی را اعلام کرده بود. در همین رابطه سایت‌ها و وبلاگ‌های بسیاری برای انتشار تبلیغات حکومتی و نفوذ در شبکه‌های اجتماعی راه اندازی شده است. این وبلاگ‌ها و سایت‌ها علاوه بر ابزار تبلیغاتی دولتی به کین‌پراکنی و خشونت دعوت می‌کنند.

در دو ماه گذشته دولت جمهوری اسلامی با انگیزه‌های سیاسی باز هم اقدام به حملات سایبری به سایت‌های مستقل اطلاع‌رسانی و نزدیک به مخالفان از جمله سایت‌‌های جرس، کلمه، سایت اشتراک نظر بالاترین و سایت گویا نیوز و ... کرده است. سایت فرارو به همراه سایت سحام نیوز که نزدیک به مهدی کروبی یکی از رهبران جنبش اعتراضی در ایران است، و سایت صدای امریکا که از نظر امنیتی در مرتبه‌ی بالایی قرار دارد، از قربانیان حملات اینترنتی هواداران حکومت ایران بودند. هکرها خود را اعضای ارتش سایبری ایران معرفی کردند و توانستند پیامی را به زبان‌های فارسی و انگلیسی در صفحه اول سایت صدای امریکا بگذارند. مضمون این پیام متهم کردن این رسانه به ابزار "جاسوسی امریکا" و درخواست " عدم دخالت امریکا در کشورهای اسلامی" بود.

جمهوری اسلامی وب‌نگاران معترض را تحت مراقبت قرار می‌دهد و از آنها جاسوسی می‌کند. سعی می‌کند در شبکه‌های اجتماعی نفوذ کند و برخی از حساب‌های فیس‌بوک را هک کند. در دی ماه ١٣٨٨ سایت تویئتر از سوی ارتش سایبری هک شد. و در بهمن ماه موتور چینی جستجوگر بادیو نیز مورد حمله قرار گرفت که ظاهرا این حمله در پی اعلام همبستگی کابران چینی با جنبش اعتراضی مردم ایران انجام گرفت. گرداب سایت رسمی « مرکز بررسی جرایم سازمان یافته» همچنان به خبرچینی آنلاین ادامه می‌دهد.

از فروردین ماه ١٣٨٨ که این "مرکز" وابسته به» سپاه پاسداران انقلاب اسلامی" و سایت رسمی آن "گرداب" اعلام موجودیت کردند،به شکل فعال در سرکوب، شناسایی و دستگیری شهروند وب‌نگاران شرکت دارند. « فرماندهی پدافند سايبری سپاه پاسداران انقلاب اسلامي» و هکرهای وابسته به آن مسئول دستگیری بسیاری از وبلاگ‌نویسان و شهروند وب‌نگاران در ایران هستند. مرکز بررسی جرایم سازمان یافته در فروردین ١٣٨٨برای اولین بار با انتشار اطلاعیه‌ای " انهدام شبکه ارائه محتوای مستهجن ضد دينی و ضد انقلابی" را اعلام کرد و از دستگیری تعدادی از "مدیران و مسئولان این سایت‌ها" خبر داد. چند روز بعد در سایت گرداب مشخصات و عکس‌های آنها به نمایش درآمد، " اعترافات مجرمان" ازصدا و سیمای جمهوری اسلامی پیش از برگزاری دادگاه آنها پخش شد، که همه بازداشت‌شدگان موارد اتهام علیه خود از جمله " اغفال جوانان ایران از طریق سایت‌های پورنوگرافی و ضد دینی" و "دریافت پول از امریکا و اسرائیل" را پذیرفته بودند.

برخی از مخالفان جمهوری اسلامی نیز " ارتش سایبری" خود را تاسیس کرده‌اند. "ارتش سایبری سبز" برخی مواقع از روش‌هایی مشابه با رژیم استفاده می‌کند. فعالان آن از جمله به سایت‌های بسیجیان، سایت‌های فردی شخصیت‌های رژیم،و برخی خبرگزاری‌های نزدیک به نهادهای امنیتی رژیم مانند فارس نیوز حمله می‌کنند. برخی از هکرهای سبز در سال گذشته تصاویری از چهره‌های ماموران امنیتی رژیم نیز در سایت‌های منتشر کردند.

اختلال و کندی در شبکه و سانسور پیامک‌ها

سرعت اتصال اینترنت پر سرعت در ایران بنا بر تصمیم دولتی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات برای استفاده خانگی ١٢٨ کیلو بایت تعیین شده است. سرعت اصلی در ایران ٥٦ کیلو بایت است. این محدویت "فنی" عاملی است، برای محدود کردن امکان بارگذاری عکس و فیلم، علاوه بر آنکه سرعت کم عملا استفاده از فیلترشکن‌ها را با مشکلات بیشتری مواجه می‌کند. بنا بر داده‌های اتحادیه جهانی مخابرات راه دور (ITU) ایران از نظر ضریب نفوذ در خاورمیانه در رده ششم قرار دارد، اما کندی سرعت اتصال این کشور را در رده ١٥ قرار داده است. بدتر آنکه، بنا بر آمارهای سازمان سنجش سرعت (SpeedTest) ایران در میان ١٨٥ کشور جهان از نظر سرعت اتصال در رده‌ی ١٧٦ قرار دارد.

در روزها اعتراضات خیابانی این سرعت مجاز نیز کمتر می‌شود. جمهوری اسلامی امر اختلال در شبکه ارتباطاتی کشور را درپی اعتراضات به انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد در انتخابات ٢٢ خرداد ١٣٨٨، آغاز کرد. دو روز پیش از انتخابات شبکه ارتباطاتی ارسال پیامک‌ دچار اخلال و سپس قطع شد. سرعت اینترنت بشدت کاهش یافت. در ماه‌های خرداد، تیر و مرداد ١٣٨٨ به شکل منطم شبکه تلفن‌های همراه در شهرهای بزرگ و به ویژه در مناطق مرکزی شهر تهران که معمولا محل برگزاری تظاهرات‌ها بود، قطع می‌شدند. این شکل سرکوب در سال ١٣٨٨ و اولین ماه‌های ١٣٨٩ در هر اعلام تظاهرات‌ خیابانی ادامه داشت.

از تاریخ ٢٠ بهمن ١٣٨٩ رژیم مجددا اقدام به سانسور گسترده رسانه‌هایی کرد که در باره‌ی تظاهرات ٢٥ بهمن اطلاع‌رسانی می‌کردند اینترنت در این دوره نیز در شهرهای بزرگ چون مشهد، اصفهان و شیراز بشدت دچار اختلال شد. هر امکان اطلاع رسانی که ممکن بود از تجمعات خبر دهد مسدود و یا مورد حمله قرار گرفت.

بازهم بسیاری از سایت‌های مستقل اطلاع‌رسانی و نزدیک به مخالفان تحت حملات شدید قرار گرفتند و در بسیاری از مناطق ایران صفحات جی‌میل، گوگل ریدر و یا صفحه ای‌میل یاهو قابل دسترسی نبودند. اختلال در شبکه تلفن موبایل نیز در بسیاری از مناطق کشور گزارش شده بود، هدف حکومت جلوگیری از تصویربرداری و ارسال آن بر روی شبکه اینترنت است. کلمه "بهمن" هم در این مدت به لیست سیاه کلمات ممنوعه اضافه شده بود. این سناریو به شکل محدودتر در ١٠ اسفند نیز تکرار شد.

شبکه‌های تلویزیونی ماهواره ای نیز مورد حملات امواج پارازیتی قرار گرفتند. بی بی سی در تاریخ ١٠ فوریه با انتشار اطلاعیه‌ای رسما به این عمل که " مرکز پارازیت اندازی در خاک ایران واقع است " اعتراض کرد.

ادامه سرکوب علیه شهروند وب‌نگاران : محکومیت‌های بی سابقه، بازداشت جوان‌ترین وبلاگ نویس زندانی در ایران و صدور احکام مرگ برای وب‌نگاران علاوه بر قانون جرائم رایانه‌ای، مقامات قضایی از قانون مجازات اسلامی و قانون مطبوعات نیز برای پیگرد قضایی کاربران استفاده می‌کنند. ماده ١٨ قانون جرائم رایانه‌ای برای "هر کس که به قصد اضرار به غیر یا تشویش اذهان عمومی یا مقامات رسمی به وسیله سیستم رایانه یا مخابراتی اکاذیبی را منتشر نماید یا در دسترس دیگران قراردهد(...)،حبس از نود و یک روز تا دو سال یا جزای نقدی از پنج تا چهل میلیون ریال یا هر دو مجازات." را درنظر گرفته است. با استناد به ماده ٥٠٠ قانون مجازات اسلامی " فعاليت تبليغی عليه نظام و يا به نفع گروهها و سازمانهای مخالف نظام " و ماده ٥١٤ " اهانت به آیت‌الله خمينی، بنيانگذار جمهوری اسلامی آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی" متهمان می‌توانند به شش ماه تا دو سال زندان محکوم شوند.

در سال ٢٠١٠ نیز بسیاری از کاربران به ويژه وب‌نگاران معترض و وب‌نگاران فمینیست قربانی بازداشت‌های خودسرانه و احضار و تهدید شدند. مقامات امنیتی جمهوری اسلامی با درست کردم وی پی ان های و فیلترشکن‌های جعلی تعدادی از کاربران را به دام انداختند. هم اکنون در ایران ١١ وب‌نگار در زندان بسر می‌برند.

در تاریخ ٢٧ بهمن محمد حسین خوشوقت مدیر سایت فرارو و غلامعلی دهقان مدیر سایت آفتاب نیوز از سوی مقامات وزارت اطلاعات بازداشت شدند. علت دستگیری مدیران فرارو و آفتاب نیوز، انتشار خبری در تاریخ ٢٤ بهمن ماه در باره " صدور مجوز از سوی وزارت کشور برای تظاهرات ٢٥ بهمن به درخواست عبدالله گل رئیس جمهوری ترکیه " بود. مدیران این دو سایت اعلام کرده‌ بودند که علت انتشار این خبر به دلیل هک شدن سایت بوده است. محمد حسین خوشوقت در دوران ریاست جمهور اصلاح‌طلب محمدخاتمی مسئولیت بخش مطبوعات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را بر عهده داشت. این دو پس از یک روز آزاد شدند.

در تاریخ اول مهرماه نوشین احمدی خراسانی سردبیر سایت مدرسه فمینستی از سوی شعبه ٥ دادسری امنیت تهران مستقر در زندان اوین احضار و پس از چندین ساعت بازجویی با قید کفالت آزاد شد. وی از بنیان‌گذاران " کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز نسبت به زنان در قوانین اساسی ایران" است. نوشین احمدی خراسانی از جمله نمونه‌های آزار و احضارهای قضایی -امنیتی است. وی در سال گذشته بارها احضار و بازجویی شده است.

ژیلا بنی‌یعقوب وبلاگ نویس، روزنامه نگار و مدافع حقوق زنان، در تاریخ ١٨ خرداد ١٣٨٩ به یک سال زندان و سی سال محرومیت از فعالیت های مطبوعاتی محکوم شد، این حکم از سوی شعبه ٥٤ دادگاه تجديد نظر تهران تاييد شد.

حسین درخشان وبلاگ نویس زندانی در ٦ مهرماه ١٣٨٩ به نوزده سال و نیم زندان، پنج سال ممنوعیت فعالیت سیاسی و مطبوعاتی و جریمه مالی تحت نام "بازگرداندن وجوه اخذ شده" به مبلغ ٣٠٧٥٠ یورو، ٢٩٠٠ دلار و ٢٠٠ پوند انگلیس، محکوم شد. این سنگین‌ترین حکم صادرشده برای وبلاگ‌نویسان در ایران است. وکیل وی به این حکم اعتراض و تقاضای تجدیدنظر کرده است.

در بهمن ماه ١٣٨٩ نوید خانجانی دانشجوی جوان و وب‌نگار به دوازده سال زندان محکوم شد. 

 حسین رونقی ملکی وبلاگ نویس دیگر در تاریخ ١١ مهرماه ١٣٨٩ از سوی شعبه ٢٦ دادگاه انقلاب تهران به ١٥ سال زندان محکوم شد. وی بیش از سیصد روز را در سلول انفرادی بسر برده است. حسین رونقی ملکی به اتهام همکاری با "گروه ایران پروکسی" به یازده سال زندان، برای "توهین به رهبری" به دو سال زندان و برای توهین به" رئیس جمهوری" به دوسال زندان محکوم شده است. وی همه اتهامات علیه خود را رد کرده است. حسین رونقی ملکی به شدت بیمار است و مقامات قضایی و بازجویان وزارت اطلاعات از معالجه وی ممانعت می‌کنند.

جمهوری اسلامی با صدور احکام زندان سنگین و با افزایش صدور احکام اعدام برای شهروند وب‌نگاران سرکوب را تشدید کرده است. برای نخستین بار در ایران فردی دارای دو ملیت ایرانی و اروپایی در برابر جامعه جهانی ناتوان اعدام شد.

رژیم تهران از توجیه مبارزه با پورنوگرافی استفاده می‌کند تا معترضان را به سکوت وادار کند، و برای عبرت دیگران، صدور احکام اعدام را وسیعا بکار گرفته است. در بهمن ماه حکم اعدام سعید ملک‌پور و وحید اصغری، از سوی دو شعبه مختلف دادگاه انقلاب اسلامی تهران و در پی محاکمه‌ای ناعادلانه با اتهام "مفسد فی الارض" صادر و برای تاييد به ديوان عالی كشور ارسال شده است.

سعید ملک‌پور، ٣٥ساله، برنامه‌نویس سایت‌های اینترنتی است که در آبان ماه سال جاری از سوی دادگاه انقلاب اسلامی تهران برای راه‌اندازی سایت‌های "پورنوگرافی" و " ضد اسلامی" به اعدام محکوم شده است. وی که دارای اقامت دائم در کاناداست، در سال ١٣٨٧ به هنگام سفر به ایران برای دیدار با خانواده‌اش دستگیر شد. اتهام سعید ملک‌پور ساختن برنامه‌ای برای بارگذاری عکس بر روی سایت‌های اینترنت است. این برنامه بدون اطلاع او از سوی برخی سایت‌ها برای ارسال تصاویر پورنوگرافی استفاده شده است. وی اعلام کرده است که در سلول‌های انفرادی زندان اوین نگاهداری و تحت شکنجه قرار گرفته است.

وحید اصغری، ٢٤ساله دانشجوی رشته مهندسی انفرماتیک در هند است. وی در تاریخ ٢٢ اردیبهشت ١٣٨٧ در فرودگاه تهران دستگیر شد و به مدت هفت ماه پس از دستگیری در سلول‌های انفرادی نگاهداری و برای اعترافات اجباری و پذیرش اتهامات مختلف تحت شکنجه قرار گرفته است.

نوید محبی مدیر وبلاگ "گاه نوشته های " و جوان ترین وبلاگ نویس زندانی در جهان بود که در تاریخ ٤ دی ماه از زندان آزاد شد. وی در تاریخ ٢٧ شهریور در شهر آمل بازداشت و در ٢٣ آبان ماه، بدون حضور وکیل مدافع و در پشت درهای بسته، محاکمه و از سوی دادگاه انقلاب به سه سال زندان تعلیقی به اتهاماتی چون " اقدام عليه امنيت ملی، توهين به بنيانگذار و رهبر فعلی جمهوری اسلامی، تبليغ عليه نظام از طريق ارتباط با رسانه‌های بيگانه" و "عضويت در کمپين يک ميليون امضاء و حمايت از اعضای آن" محکوم شد.

واکنش جامعه جهانی

اتحادیه اروپا اخیرا اعلام کرده است که مجازات علیه ایران نباید تنها به مسئله اتمی محدود شود که در مورد نقض حقوق بشر نیز باید اعمال شوند. نماینده محافظه‌کار انگلیس استروان استوانسن نیز اعلام کرده است که باید " برای نقض فاحش و مکرر حقوق بشر باید مجازات های جدی‌تری علیه رژیم ملاها بکار بست." هیلاری کلینتون وزیر خارجه ایالات متحده امریکا نیز اخیرا از " مردم شجاع ایران که حاضر به نفی آزادی بیان خود نیستند.

علیرغم خطرات بسیار، اما وب‌شهر ایران دارای یکی از تحرک‌ترین جامعه‌های کاربری در جهان است و می‌تواند بر روی همبستگی وب‌نگاران جهان حساب کند. در روزهای اعتراضات خیابانی ١٣٨٨ آنها توانستند، با تشکیل گروه‌های همبستگی بر روی وب یا در توئیتر، و با ارسال داده‌های خود بر روی انیترنت، تصویر سرکوب را با به جهان نشان دهند. کاربران ایرانی از سانسور نمی‌ترسند و از ابزارهای فیلتر شکن به خوبی استفاده می‌کنند.

عمده‌ترین این فیلتر شکن‌ها، فری گیت و مدل ایرانی آن نسیم هستند که از سوی گلوبال اینترنت در امریکا و در اصل برای استفاده چینی ساخته شده‌اند.

رویدادهای اخیر در مصر و تونس تحرک بیشتری به وب‌شهر ایرانی داده و به شکل موازی سرکوب را تشدید کرده است. وب‌شهر ایران دوره‌ی پرتلاطم دیگری را آغاز کرده است.


 


دبیر کل جامعه اسلامی مهندسین، با بیان اینکه "فتنه آینده که در حال اوج گیری است، فتنه ای خواهد بود که می خواهد از درون اصولگرایی درآید و بگوید اصولگرا است اما حوزه های علمیه و شریعت را قبول ندارد"، گفت "این فتنه عظیم که در حال شکل گیری است، بیان مکتب ایرانی و تفکر لیبرال در مسائل فرهنگی است."

به گزارش مهر محمد رضا باهنر در اجلاس دبیران استانهای سراسر کشور حزب موتلفه اسلامی با اشاره به تحلیل های مختلف در خصوص آرایش سیاسی کشور در انتخابات آینده اظهار داشت: برخی معتقدند جریان دوم خرداد تمام است و در انتخابات آینده جریانی به این عنوان وجود نخواهد داشت.

وی افزود: "ما معتقدیم اگر چه این جریان با حمایت کم و بیش از فتنه طومار خود را در هم پیچیدند اما تفکر اصلاح آنان همچنان در جامعه حضور دارد."

دبیر کل جامعه اسلامی مهندسین با بیان اینکه از رقبای اصولگرایی که درون نظام بوده و به قانون اساسی پایبند باشند استقبال می کنیم تصریح کرد: متاسفانه تفکر اصلاح طلبی در برخی مواقع مخالفت با نظام و حتی زیر سوال بردن ایدئولوژی و اسلامی بودن نظام را در دستور کار خود داشته است.

وی در سخنان خود خواستار باز تعريف جريان اصولگرايی و روشن کردن تکليف گروه های اين گرايش سياسی با جريان و سران فتنه در ايران شده است.

وی با محکوم کردن کسانی که به گفته وی به بهانه دفاع از ولايت با روحانيت و مرجعيت مشکل دارند گفته است: "فتنه آينده که در حال اوج گيری است فتنه ای است که می خواهد از درون اصولگرايی در آيد و بگويد اصولگرا است اما حوزه های علميه و شريعت را قبول ندارد. اين فتنه عظيم در حال شکل گيری است، بيان مکتب ايرانی و تفکر ليبرال در مسائل فرهنگی در همين راستا است."

در ماه های اخير گروه های اصولگرا بارها درباره فتنه جديد و جريان انحراف در ميان اصولگرايان هشدار داده و نوک پيکان حملات خود را متوجه اطرافيان محمود احمدی نژاد، به ويژه اسفنديار رحيم مشايی، مسئول دفتر رئیس دولت کرده اند.

گفتنی است رحیم مشايی با طرح موضوع مکتب ايرانی در مقابل مکتب اسلام در جريان همايش ايرانيان خارج از کشور در اوایل سال جاری و همزمان ايجاد تشکيلات گوناگون و توزيع پول ميان آنها، موجب ناخرسندی و خشم برخی مراجع شده بود.

لازم به یادآوری است پيش از اين نیز، سالار آبنوش، فرمانده سپاه موسوم به "صاحب الامر" در قزوين، طی سخنانی نسبت به شکل گيری جريان انحراف در ميان اصولگرايان هشدار داده و گفته بود: "جريان انحراف پيچيده تر از فتنه است و با اسم ولايت، ارزش ها، امام زمان و انتظار جلو می آيند و نقاب شان، نقاب مهدويت است."

در همين زمينه، حبيب الله عسگراولادی، فعال اصولگرای عضو موتلفه و رييس جبهه پيروان خط امام و رهبری، هفته گذشته اعلام کرد که رهبر جمهوری اسلامی در بحث انتخابات آينده مجلس شورای اسلامی، برای اصولگرايان يک فهرست را می پسندد.


 


ندای سبز آزادی: محمد تقی کروبی، فرزند مهدی کروبی، در یادداشتی با عنوان “مرگ اخلاق” که در وب سایت خود منتشر کرده، به بررسی رفتار های غیر اخلاقی نیروهای لباس شخصی تحت حمایت برخی از مراکز قدرت پرداخته است.

او در بخشی از یادداشت خود، با توجه به رفتارهای غیر انسانی این افراد در قبال مردم و سیاسیون اظهار امیدواری کرده است که بعد از ناپدید شدن دو یار و همراه واقعی مردم کروبی و موسوی و همسران شان و نیز حذف رسمی آقای رفسنجانی از ریاست مجلس خبرگان، ماموریت این جماعت بی مقدار پایان گرفته باشد و اراده ای در حاکمیت مبنی بر جمع آوری آنان به وجود آمده باشد.

وی در بخش دیگری از این مطلب می نویسد: اظهار علاقه و تنفر نسبت به سیاستمداران امری رایج در دنیا است و هر آن کس پا به این عرصه می گذارد، باید بپذیرد که روزی با محبوبیت می آید و مردم شعار “درود” سر می دهند و روزی مانند شاه، قذافی، موگابه  باید برود و اگر نرود، آنگاه مردم شعار “مرگ” سر می دهند.

متن کامل این یادداشت به شرح زیر است:

دکتر علی مطهری از معدود نمایندگان مجلس فعلی است که استقلال خود را همواره حفظ کرده و دیدگاه هایش را در مقاطع مختلف، صرف نظر از اینکه مطلوب چه جریانی است، بیان می کند. از این باب احترام خاصی برای ایشان قائل هستم. فرزند استاد برجسته انقلاب در واکنش به انتشار فیلم شرم آور که درآن به خانم فائزه هاشمی اهانت های ناموسی می شود در  نامه ای به رئیس قوه قضائیه، لباس شخصی های مهاجم را اراذل سیاسی بی بصیرت نام برده و به تعبیر امیرالمومنین علی علیه السلام اشاره کرده که  اگر مسلمان از غم این حادثه دق کند و بمیرد نه تنها مورد ملامت نیست، بلکه سزاوار است. ایشان همچنین اضافه کردند که این اراذل ” دشنام​هایی به ایشان و پدر بزرگوارشان می​دهند که قابل ذکر نیست و بی تردید مصداق حد قذف یعنی هشتاد ضربه شلاق است … اگر امروز کوتاهی شود، این پدیده شوم دامن همه را خواهد گرفت و این لکه ننگ بر دامان انقلاب اسلامی باقی خواهد ماند. ”  مطلبی بسیار غم انگیز تر نیز به قلم شیوای آقای غلامعلی رجایی با عنوان ”سپاه کوفه در جماران چه می کند” در وب سایت کلمه منتشر شد که ابعاد دقیق تری از افعال لباس شخصی ها ی تحت الحمایه را به نمایش می گذارد.

میدانم شنیدن چنین الفاظ رکیک و مشمئزکننده ای از سوی پیاده نظام مدعیان اصول گرایی بسیار سخت و دردناک است. نمی توان مسلمان، نه مهمتر انسان بود و چنین برخوردهایی را بنام دین، شریعت و انسانیت شاهد بود و دم بر نیاورد.  به نظر می رسد که بعد از ناپدید شدن دو یار دیرین امام و مردم و همسران شان و نیز حذف رسمی آقای رفسنجانی از ریاست مجلس خبرگان اراده ای در حاکمیت مبنی بر جمع آوری این جماعت بی مقدار بوجود آمده باشد. سخنان رهبری و مقامات قضایی در چند روز گذشته گواهی است بر این مدعا.

به بهانه طرح این موضوع من نیز می خواهم روایت شب های عملیات لباس شخصی ها  تحت الحمایه در لیالی قدر امسال و شش شب متوالی در چند هفته گذشته مقابل منزل پدر و مادرم را بیان کنم تا با اذعان به مرگ اخلاق در این کشور به فکر احیای اصول اولیه اخلاقی بود، اگرچه به باور نگارنده بسیار دیر مقامات ارشد نظام از رفتار های خلاف شرع، اخلاق و انسانیت این بی مقداران مسلح و تحت الحمایه برخی مراکز قدرت انتقاد کرده اند، با این حال باید آن را به فال نیک گرفت.  پیش از ورود به این بحث اجازه می خواهم برای آندسته از هموطنان که معنای قذف در فقه اسلامی و مجازات آن را در  نظام حقوقی کشور نمی دانند،  به اجمال به بررسی آن بپردازم.

لغت قذف  عربی است به معنای پرتاب کردن است (قذف الحجر او بالحجر).  بدین معنی که  دشنام دهنده، کلمات اذیت کننده و ناموسی  را به سوی کسی پرتاب می کند. قذف افترا ناموسی است که در آن نسبت دادن زنا و یا آنچه در معنی زنا باشد مطرح می شود. الفاظی که دایره آن افترا ناموسی و بی عفتی است در قالب جرم قذف است. هر گاه قذف با لفظ صریح انجام گیرد، به هر زبان و به هر شکل بوده باشد حد آن هشتاد تازیانه است. مستند مجازات آن هم آیه چهارم سوره نور قرآن کریم  است:

وَالَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاء فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِینَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ.

اگرالفاظ بکار رفته صراحت در افترای ناموسی نداشته باشد آنگاه مشمول حکم تعزیر است. صاحب جواهر قذف را یکی از گناهان هفت گانه نابخشودنی دانسته است. آبرو انسان و شخصیت معنوی او  در شریعت اسلامی  جایگاه خاصی دارد. لذا موضوع ایراد قذف بقدرى اهمیت دارد که اگر مورد اتهام واقع شده از دنیا برود، ورثه او مى توانند اقامه دعوا کرده و مطالبه اجراء حد کنند. قانون مجازات اسلامی در باب پنجم کتاب دوم به این مهم مستقلا پرداخته است. احکام توهین هم در فصل دوم و پانزدهم کتاب پنجم قانون جزاء و افتراء در فصل بیست و هفتم قانون مجازات اسلامی بیان شده است. اثبات فعل قذف با دو بار اقرار مرتکب  و یا شهادت دو مرد عادل صورت می‌گیرد. قذف از جمله جرایمی است که جنبه ی عمومی نداشته و مقذوف باید آن را مطالبه کند. ماده ۱۴۰ قانون مجازات اسلامی اشعار می دارد که  ”اجرای حد قذف منوط به مطالبه مقذوف است”.

در لیالی قدر امسال که درست از شب ضربت خوردن امیر المومنین علی علیه السلام آغاز و در شب ۲۳ به اوج خود رسید، عده ای در مقابل منزل پدرم تجمع می کردند. در ابتدا له حاکمان و سپس علیه رهبران معترض شعار سر می دانند. تا این اندازه را پذیرفته بودیم اگرچه آرامش منطقه،  همسایگان و اهل خانه را به هم می ریختند. اما داستان به اینجا ختم نشد و آمران و مجریان اصلی از جمله فرماندار شمیران و برخی دیگر از افراد راضی به این مقدار آزار و اذیت نبودند، لذا گروهی دیگر را که برای ماموریت خاص هتاکی و تخریب آورده بودند وارد عمل کردند. آنان در چند شب متوالی رکیک ترین الفاظ ناموسی را به سه خانواده کروبی، موسوی و خاتمی وارد ساختند و همانطور که مادرم در نامه ای در روز بیست یکم رمضان به رهبری نوشتند، فیلم و تصویر آنان هر شب توسط پلیس و نیروهای امنیتی تهیه می شد. در شب آخر عملیات علاوه بر هتاکی به تخریب منزل و اموال همسایگان اقدام کردند. درب مجتمع را آتش زدند و با تیر اندازی قصد ورود و احتمالا ارتکاب  جنایت در سر داشتند که با مقاومت تعداد اندکی از محافظان  روبرو شدند و از آنجا که بسیار بزدل و ترسو بودند و تنها در پناه حمایت کامل دل شیر داشتند، بلافاصله عقب نشینی کردند. برای من تلخ تر از حوادث انجام شده، الفاظ بسیار رکیک ناموسی بود که بنام حکومت دینی و در شب های مقدس رمضان فریاد زده می شد. در آن مقطع یکی از نیروهای امنیتی برای آنکه هیچ مقاومتی از ما در قبال این جماعت انجام نشود، دائما با قلب واقعیت ما را تهدید می کردند که چنین و چنان می کنیم. شنیده بودم که برداشت های غلط از شریعت اسلامی موجب افراط گری، جنگ و خونریزی می گردد اما تا بحال نشنیده و ندیده بودم که افعال خط قرمز شریعت،  در تنها حکومت شیعه که مدعی ام القرای اسلام است، بنام شریعت انجام گیرد. سلاح خانواده کروبی تنها انتشار بخش کوچکی از تصاویر گرفته شده بود، سلاحی که عرصه را بر مهاجمان چنان تنگ کرد  که سپاه پاسداران رسما تبری خود را از آن ماجرا با صدور بیانیه ای اعلام کرد و فرمانده نیروی انتظامی از شناسائی صد نفر از اوباش خودسر سخن گفت. اما در عمل چه شد، به جای دستگیری و محاکمه آنان، این سرتیم محافظان برکنار شده پدر بود که در شب حادثه تا حد مرگ کتک خورد، راهی بیمارستان شد و سپس دادگاهی. مهاجمان یا همان اوباش های مسئله دار در مقام شاکی قرار گرفتند  و سرهنگ وظیفه شناس در جایگاه متهم!!!

اما تهاجم اخیر لباس شخصی ها در شب های قبل از ناپدید شدن پدر و مادرم تلخ تر از شب های رمضان است. در تهاجم شش شب اخیر مهاجمان وقاحت را به اوج خود رساندند و اگر در مقام قیاس با فیلم منتشر شده مربوط به فائزه خانم برآیم باید اعتراف کنم که آن فرد در مقابل جماعت هتاک منزل پدر استاد بزرگ اخلاق است و می توان به وی کرسی استاد تمام واگذار کرد. آنچنان که اینبار همسایگان برای اولین بار اقدام به نامه نگاری با مقامات کشوری کردند و انزجار خود را شنیدن چنین الفاظ رکیک ناموسی در نیمه های شب در مقابل همسران و فرزندان شان اعلام کردند. متاسفم که بنگارم مهاجمان لباس شخصی هر آنچه لایق خود و خانواده خود بود در این مرحله به بیت بنیانگذار این نظام، خانواده های آقایان هاشمی، موسوی، خاتمی و برخی مراجع تقلید نسبت دادند. جالب آنکه رئیس قوه قضائیه را نیز تحقیر می کردند و از آقای اژه ای بعنوان فردی انقلابی و مدیر تقدیر می کردند. سخنان و الفاظ کثیف این جماعت بدون شک مطابق شریعت اسلامی مستوجب حد و در مواردی مستوجب تعزیر است.

بارها گفته ام و باز می گویم  اظهار علاقه و تنفر نسبت به سیاستمداران امری رایج  در دنیا است و هر آنکس پا به این عرصه می گذارد باید بپذیرد که روزی  با محبوبیت می آید و مردم شعار “درود” سر می دهند و روزی مانند شاه، قذافی، موگابه  باید برود و اگر نرود آنگاه مردم شعار “مرگ”  سر می دهند. این امر در بسیاری از کشورها دیده شده و در آینده نیز مشاهده خواهد شد. اما یک جریان سیاسی در این کشور گروهی تربیت کرده اند که با در اختیار داشتن سلاح و حمایت نیرو های رسمی  می تواند در هر زمان و در هر مکانی بدون مجوز تجمع کند، هر آنچه می خواهند نسبت به مخالفان خود بگوید و بر در و دیوار الفاظ کثیف بنویسد. آنها مجوز سرخودند و تنها کسانی هستند که به اعمال بی حد و حصر حق تجمع و راهپیمائی مبادرت می کنند. نگفتم مطابق اصل ۲۷ قانون اساسی زیرا هم مسلح هستند و  رفتار و الفاظ آنان مخل مبانی اسلام. برای آنان نه جنسیت، نه لباس، نه نسب و نه سابقه مهم است. از خانواده امام گرفته تا دیگر مراجع تقلید منتقد، از کروبی مبارز گرفته تا موسوی محبوب امام، از هاشمی ریشه دار گرفته تا خاتمی اندیشمند.

بد نیست مدیران فعلی به عاقبت خود فکر کنند که اگر روزی مطابق نظر خود بخواهند عمل کنند آنگاه با این جماعت روبرو خواهند بود.  جماعتی که با صحابه نزدیک امام و قدمای این نظام چنین کرده و می کند، وای به حال مسئوولان فعلی که نه سابقه انقلابی و مبارزه  دارند و نه اکثر آنها یک عکس یادگاری از جبهه و جنگ!!

حال از خود بپرسیم هنگامی که این افراد با چهره های شناخته شده در مقابل دوربین بی محابا چنین وحشیانه برخورد می کنند پس با مردم، جوانان و زنان و دختران بی نام و نشان این سرزمین که غریبانه در چنگ آنها گرفتار می شوند، چه می کنند؟   به نظر می رسد در شرایط کنونی اراده ایی در حاکمیت در برخود با ارتکاب سازمان یافته این جرم که به آمریت برخی از مراکز قدرت انجام می شده بوجود آمده،  لذا امیدوارم دادستان محترم تهران با فراهم کردن فضای اعتماد به رسیدگی، مرتکبین ذی نفوذ را نیز به پای میز محاکمه بکشاند و ان شاالله شاهد  اجرای حدود الهی باشیم. حاکمیت فرهنگ غنی اسلامی و ایرانی ادعای اصلی انقلاب ۱۳۵۷ بوده است اما تا دیر نشده بپذیریم در این زمینه شکست خورده ایم و بعد از سه دهه وضعیت مان چنین است.


 


ندای سبز آزادی: پس از برخورد نیروهای امنیتی ظهر سه شنبه ی گذشته با خانواده های زندانیان سیاسی و جلوگیری از تشکیل جلسه ی قرائت و تفسیر قرآن هفتگی آنان، این خانواده ها در بیانیه ای با محکوم کردن این حرکت غیر قانونی اعلام کردند: بدانید که این رفتارها و تهدیدها فقط تقابل با چند خانواده ی بی پناه و دور مانده از عزیزانشان که با پناه بردن به قران و بیان رنج هایشان از قرآن تشفی می جویند و در کنار هم آرامش جستجو می کنند، نیست. بلکه این گردن فرازی در مقابل قرآن و دعوت الهی به دعاست که در گوشه گوشه ی تاریخ و سنت الهی دیده می شود.

در بیانیه خانواده های زندانیان سیاسی همچنین تاکید شده است: ما در مقابل دین و آیین مذهبی خود سر خم خواهیم کرد و همچنان رهرو راه قرآن خواهیم بود که جز قرآن و خدای خود مامنی دیگر نداشته و نخواهیم داشت.

متن کامل این بیانیه که در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است:

نزدیک به دو سال است که جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی به دلیل درد مشترک و فشارهای فراوان ناشی از دستگیری عزیزانمان به یک خانواده ی واحد تبدیل شده ایم.

ماه هاست که ما، خانواده های رنج دیده، به طور هفتگی دور هم جمع می شویم و به فرمان بزرگان دین به قرآن و دعا پناه می بریم تا شاید مرهمی باشد بر زخم های عمیقمان.

متاسفانه این بار نیز نیروهای امنیتی و قضایی محفل قرآنی را تاب نیاورده و اراده بر متوقف کردن آن نمودند. تهدید به بازداشت و برخورد با میزبان و میهمانان جلسه و احضار مادر پیر میزبان، بازداشت دو تن از همسران زندانیان خانم ها فخرالسادات محتشمی پور و مهسا امرآبادی که یکی ماه هاست در قرنطینه و دیگری بیش از ۲۰ ماه است بدون حتی یک روز مرخصی در زندان به سر می برند، چگونه با ادعای رافت و مسلمانی آقایان حاکم تناسب دارد؟

به نظر می رسد آنان که در ظاهر دعوت به آرامش می کنند در برابر پرهیز از خشونت و تندروی و کینه ورزی، به دنبال کشاندن جامعه و زندانیان مظلوم و خانواده های بی پناهشان به ورطه ی بحران های جدیدی هستند.

خانواده های زندانیان سیاسی که بسیار از آنان هزینه پردازان و نیروهای اصیل انقلاب محسوب می شوند اینک در برابر پرسش جامعه و فرزندان خود در مانده اند که آیا تلاش ها برای استقرار نظام عادلانه جمهوری اسلامی این بود و آیا سرنوشت جمهوری ای که می خواستید رقم بزنید، همین بود؟!

عالیجنابان!

بدانید که این رفتارها و تهدیدها فقط تقابل با چند خانواده ی بی پناه و دور مانده از عزیزانشان که با پناه بردن به قران و بیان رنج هایشان از قرآن تشفی می جویند و در کنار هم آرامش جستجو می کنند، نیست. بلکه این گردن فرازی در مقابل قرآن و دعوت الهی به دعاست که در گوشه گوشه ی تاریخ و سنت الهی دیده می شود و ما در مقابل دین و آیین مذهبی خود سر خم خواهیم کرد و همچنان رهرو راه قرآن خواهیم بود که جز قران و خدای خود مامنی دیگر نداشته و نخواهیم داشت.

ما صبر خواهیم کرد چرا که خدای ما وعده داده است که از صبر جوانه های ظفر و گشایش خواهد رویید‬.

آری ما بر این باور الهی هستیم که: فان مع العسر یسری، ان مع العسر یسری.


 


ندای سبز آزادی: گروهی از دانشجویان ایرانی خارج از کشور و فعالان سابق دانشجویی در ایران، در مقابل دفتر سازمان ملل در شهر ژنو تجمع کردند تا به بازداشت میرحسین موسوی و مهدی کروبی و همسران آنها اعتراض کنند.

به گزارش منابع خبری، در این تجمع که همزمان با اجلاس سالانه‌ی حقوق بشر در ژنو برگزار می‌شود، دانشجویانی از کشورهای سوئد، ایتالیا، نروژ، آلمان و فرانسه حضور دارند.

آنها در فراخوانی که پیش‌تر برای این تجمع منتشر شده بود، هدف از حضور خود در مقابل مقر سازمان ملل را اعتراض به “کشتار مردم بی‌گناه و دانشجویان آزادی‌خواه، بازداشت گسترده، شکنجه و صدور احکام سنگین حبس برای دانشجویان و همراهان جنبش سبز و بازداشت غیرقانونی رهبران آن” اعلام کرده بودند.

دانشجویان گفته‌اند که قصد دارند تجمع خود را تا روز ۲۳ اسفند ماه ادامه دهند، تا شرکت‌کنندگان در اجلاس سالانه‌ی حقوق بشر را به محکوم کردن نقض حقوق بشر در ایران و تعیین گزارشگر ویژه‌ی حقوق بشر برای ایران ترغیب کنند.


 


ندای سبز آزادی: آیت‌الله سید علی‌محمد دستغیب در ادامه جلسات تفسیر قرآن خود در مسجد قبا، در سیزدهمین و چهاردهمین جلسه، به تفسیر آیات ۴۷ تا ۶۰ سوره‌ی مبارکه‌ی حجر پرداخت و در خصوص کینه‌جویی تذکر داد که حتی تنبیه بیش از حد ظالم به خاطر ظلمش، خود ظلمی تازه است و کینه‌جویی یکی از بیماری‌های قلب است که مؤمنان باید از آن پرهیز کنند.

ایشان گفت: گاه کینه، نه بخاطر تجاوز و تعدّی به حق انسان، بلکه بر سر بعضی امور اعتباری است مثلاً چرا لقب و عنوانش را به درستی نگفتند؛ بجای حضرت آیت‌اللَّه، حجّت الاسلام خطابش کردند یا دکتر و مهندس در مقابل اسمش نیاوردند یا چرا جلوی پایش بلند نشدند. این قبیل کینه‌ها نیز حرام است، مخصوصاً وقتی شخص پس از سالها هنوز هم احساس ناراحتی می‌کند و اگر موقعیت تلافی بیابد، می‌تواند چشم‌پوشی نماید. این کینه علی‌الخصوص برای اهل علم بسیار زیانبار است و گاه تعداد زیادی در آتش این کینه می‌سوزند اگر مؤمن چنین کینه‌ای در دل داشته باشد و از آن توبه نکند آثار سوئی بر عالم برزخ او خواهد داشت.

آیت‌الله دستغیب همچنین خاطرنشان کرد: از نظر عقلی و شرعی، هر کسی می‌تواند حق خود را از هر متجاوزی پس بگیرد و هر ظلمی را به اندازه خود تلافی کند. این حد از کینه و تلافی هیچ اشکالی ندارد، هرچند اگر کسی بتواند عفو کند بهتر است؛ اما اگر کسی بخواهد ظالمی را بیش از ظلمی که کرده تنبیه کند، از جاده عدالت خارج شده، ظالم و کینه جو می‌شود.

مشروح جلسات ۱۳ و ۱۴ تفسیر قرآن ایشان با موضوع آیات ۴۷ تا ۶۰ سوره‌ی مبارکه‌ی حجر را به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی مسجد قبا در ادامه بخوانید:

جلسه سیزدهم

وَ نَزَعْنا ما فی صُدُورِهِمْ مِنْ غِلِّ إخْواناً عَلی‌ سُرُرٍ مُتَقابِلینَ«۴۷»

و از دلهای آنها زنگار کینه‌ها را بر کنیم و برادرانه بر تختهایی روبروی یکدیگر بنشینند.

وَ نَزَعْنا ما فی صُدُورِهِمْ مِنْ غِلِّ؛ در قرآن کریم، غیر از این مورد در دو سوره دیگر صحبت از «نزع غل» (پاک شدن کینه) به میان آمده است؛ «رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذینَ سَبَقُونا بِاْلإیمانِ وَ لا تَجْعَلْ فی قُلُوبِنا غِلاًّ لِلَّذینَ آمَنُوا رَبَّنا إنَّکَ رَؤُفٌ رَحیمٌ: پروردگارا ما و برادرانمان را که در ایمان بر ما پیشی گرفته‌اند بیامرز و در دلهایمان زنگار کینه نسبت به مؤمنان دیگر قرار مده پروردگارا تو مهربان و رحیمی». (حشر/۱۰)

«وَ نَزَعْنا ما فی صُدُورِهِمْ مِنْ غِلِّ تَجْری مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی هَدانا لِهذا وَ ما کُنّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ: کینه را از دلهایشان می‌زداییم. آنگاه که از زیر پایشان نهرها جریان دارد گویند: سپاس خداوندی را که ما را به این همه نعمت رهنمون شد و اگر هدایت الهی نبود ما به این مقام راه نمی‌یافتیم». (اعراف/۴۳)

منشأ کینه‌

هر انسانی دوست می‌دارد بزرگ داشته شود و جان و مال و آبرویش محترم باشد. پس اگر کسی حرمت او را پاس نداشت و با تعدی و تجاوز و ظلم حقوقش را پایمال کرد، خشمگین می‌شود و کینه او را به دل می‌گیرد و در صدد تلافی بر می‌آید. از نظر عقلی و شرعی، هر کسی می‌تواند حق خود را از هر متجاوزی پس بگیرد و هر ظلمی را به اندازه خود تلافی کند. البته به منظور جلوگیری از هرج و مرج در جامعه لازم است درباره حقوقی چون قصاص و دیه و رجم، به قاضی عادلی رجوع کرد. این حد از کینه و تلافی هیچ اشکالی ندارد و به هیچ وجه مذموم نیست هرچند اگر کسی بتواند عفو کند بهتر است؛ «وَ أَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوی‌: و گذشت کردن شما به پرهیزکاری نزدیکتر است». (بقره/۲۳۷)

اما اگر کسی بخواهد ظالمی را بیش از ظلمی که کرده تنبیه کند، از جاده عدالت خارج شده، ظالم و کینه جو می‌شود؛ مثلاً اگر یک سیلی را با چند سیلی پاسخ بدهد یا در عوض یک خون چند نفر را بکشد، چنین کینه‌ای زشت و ناپسند است و گناه محسوب می‌شود.

گاه کینه، نه بخاطر تجاوز و تعدّی به حق انسان، بلکه بر سر بعضی امور اعتباری است مثلاً چرا لقب و عنوانش را به درستی نگفتند؛ بجای حضرت آیت‌اللَّه، حجّت الاسلام خطابش کردند یا دکتر و مهندس در مقابل اسمش نیاوردند یا چرا جلوی پایش بلند نشدند. این قبیل کینه‌ها نیز حرام است، مخصوصاً وقتی شخص پس از سالها هنوز هم احساس ناراحتی می‌کند و اگر موقعیت تلافی بیابد، می‌تواند چشم‌پوشی نماید. این کینه علی‌الخصوص برای اهل علم بسیار زیانبار است و گاه تعداد زیادی در آتش این کینه می‌سوزند اگر مؤمن چنین کینه‌ای در دل داشته باشد و از آن توبه نکند آثار سوئی بر عالم برزخ او خواهد داشت و قطعاً تا مدتها از بهشت برزخی به دور خواهد بود چرا که اهل بهشت نباید هیچ کینه‌ای نسبت به مؤمنین در دل داشته باشند.

کینه معمولاً معلول امراض دیگر قلب است و صفات ناپسند دیگری علت و ریشه آن است، از جمله منیّت، سوء ظن، تکبر و غرور و یا مزاحم دیدن طرف مقابل در پیشرفت خود در امور مختلف مادی، علمی یا حتی معنوی.

رابطه کینه با حبّ دنیا

یکی دیگر از علتهای کینه، حبّ دنیاست. حبّ دنیا ممکن است اقسام مختلفی داشته باشد از جمله حبّ مال، حبّ جاه، حبّ آبرو و… اگر انسان بتواند حبّ دنیا را از دل بیرون کند آلودگیهای بسیاری از جمله کینه از دلش زدوده می‌شود. اما اگر تعلقات مادی و مخصوصاً حبّ آبرو از دغدغه دین فزونی یابند، چه بسا به مرور به ورطه‌هایی می‌افتد که ایمانی برایش باقی نماند البته منظور این نیست که انسان آبروی خود را بریزد یا از حق خود بگذرد لکن باید دین او مهمتر از آبرویش باشد بلکه آبرو در مقابل دین و محبّت اهل بیت، بی‌ارزش باشد. راه رسیدن به این مقام آن است که هر کجا آبرویش را بردند، بلافاصله متوحه خدای تعالی شود. در این صورت است که کینه شخص متعدی را در دل نمی‌گیرد و هر گاه اراده کند می‌تواند او را ببخشد. مسلماً چنین کاری بسیار سخت است به همین دلیل خداوند با عبارت «نَزَعنا» کنده شدن «غل» را به خود نسبت می‌دهد؛ یعنی این امر دست خود بشر نیست و باید توفیق الهی رفیق او شود.

راه بیرون شدن تعلقات مادی و حبّ دنیا از دل و به تبع آن پاک شدن از شرّ زنگارهای کینه، اولاً یاد مرگ و ثانیاً همنشینی با دوستان خوب و صالحی است که در صدد تهذیب نفس هستند.

اما بدتر از کینه آن است که انسان کاری کند که عده‌ای دیگر، بی‌جهت کینه شخص مؤمنی را در دل گیرند این عمل عداوت یا دشمنی با مؤمن است و آثار شوم بسیاری در دنیا و آخرت دارد. شهید آیت‌اللَّه دستغیب‌رحمه الله در کتاب قلب سلیم درباره این گناه توضیحات مفصلی آورده‌اند.

إخْواناً عَلی‌ سُرُرٍ مُتَقابِلینَ؛ این آیه منحصراً مربوط به مؤمنین است و تنها آنها با هم برادرند؛ «إنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إخْوَةٌ» (حجرات/۱۰)

امام صادق‌علیه السلام به ابوبصیر فرمودند: «ای ابامحمّد خداوند در کتاب خود از شما یاد کرده و فرموده است: إخْواناً عَلی‌ سُرُرٍ مُتَقابِلینَ». در روایت دیگری فرمودند: «به خدا سوگند شما هستید کسانی که خداوند درباره‌شان فرمود: «إخْواناً عَلی‌ سُرُرٍ مُتَقابِلینَ» (تفسیر نور الثقلین، ذیل همین آیه). این عنایتی به دوستان اهل بیت است که خداوند دلهای آنها را از پلیدی کینه پاک فرموده، پس اگر در دل آنها نسبت به یکدیگر کینه و عداوتی باشد، معلوم می‌شود در دوستی و محبت خویش نسبت به اهل بیت نقصان دارند و ایمانشان محکم نیست. همچنین اگر کینه مدت زیادی در دل مؤمن خانه کند بر ایمان او اثر می‌گذارد و محبت اهل بیت را از دلش می‌زداید. در روایت است که اگر سه روز کینه میان دو کس باشد عصمت میانشان از بین می‌رود.

حدّ کینه‌

کسی که با وجود داعیه دوستی اهل بیت، آلوده گناهان بسیاری است؛ نماز نمی‌خواند؛ دروغ می‌گوید؛ خیانت در امانت می‌کند؛ حرام می‌خورد و… قطعاً محبوب مؤمنین حقیقی نیست و آنها حق دارند او را دشمن بدارند اما این دشمنی بر دو نحو است؛ گاه بخاطر افعال زشت او است و اگر توبه کند و دست از کارهای خود بردارد و رفتارش را اصلاح کند، او را دوست خواهند داشت. این دشمنی نه تنها مذموم نیست بلکه صحیح و عین دینداری است، همچنانکه وظیفه هر مؤمنی این است که کفار و دشمنان اهل بیت را بخاطر کفر و دشمنیشان، دشمن بدارد اما اگر آنها دست از این کار بردارند و مؤمن شوند، باید دوستشان باشد و احترامشان کند. همچنانکه حضرت ابراهیم به قوم خود گفت: «إنّا بُرَآؤُا مِنْکُمْ وَ مِمّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ کَفَرْنا بِکُمْ وَ بَدا بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً حَتَّی تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ: ما از شما و از آنچه بجای خدا می‌پرستید بیزاریم و به شما کفر می‌ورزیم از این پس بین ما و شما کینه و دشمنی خواهد بود تا وقتی که به خدای یگانه ایمان آورید». (ممتحنه/۴)

اما گاهی این دشمنی بخاطر شخص او است بطوری که حتی اگر توبه کند و رفتارش را اصلاح نماید باز هم بعضی کینه‌اش را در دل داشته باشند. این دشمنی شایسته شخص مؤمن نیست و صحیح نمی‌باشد حتی نمی‌توان گفت که این شخص بخاطر این گناهان دیگر دوست اهل بیت نیست چرا که ممکن است ذره‌ای محبت در دلش باشد و همان ذره نجاتش دهد و وادار به توبه‌اش کند، همچنانکه نظائر بسیاری از این افراد در تاریخ وجود دارند.

إخْواناً عَلی‌ سُرُرٍ مُتَقابِلینَ؛ در عالم برزخ و بهشت برزخی و نیز در بهشت عدن، مؤمنین چنانچه مایل باشند می‌توانند در کنار هم باشند اما اینکه فرمود: «إخْواناً عَلی‌ سُرُرٍ مُتَقابِلینَ» یعنی در آنجا مؤمنین به یکدیگر پشت نمی‌کنند و همواره رو در روی یکدیگر و دست در دست هم دارند، کنایه از آنکه دلهایشان به هم نزدیک است و با هم متحد و یکرنگند. البته منافاتی هم ندارد که روبروی هم بر تخت بنشینند و از لذت انس با یکدیگر محظوظ شوند. در همین دنیا هم ممکن است چنین انسی میان اهل ایمان ایجاد شود یا بعضی از آنها با هم درباره مباحث توحیدی صحبت کنند، چنانچه طبق بعضی روایات حتی ملائکه نیز اجازه حضور در مجلسشان نیابند و به آنها گفته شود: بیرون شوید، ممکن است آنها بخواهند از بعضی اسرار الهی صحبت کنند که شما نباید بشنوید.

آری مؤمنینی که در پی معرفت و محبت خدای تعالی هستند، گاه لذت بهشت را در همین دنیا می‌چشند و آنچه دیگران پس از مرگ می‌بینند آنها در حال حیات مادی تجربه می‌کنند.

من که امروزم بهشت نقد حاصل می‌شود

وعده فردای زاهد را چرا باور کنم‌

جلسه چهاردهم

لا یَمَسُّهُمْ فیها نَصَبٌ وَ ما هُمْ مِنْها بِمُخْرَجینَ«۴۸»

نَبِّیْ عِبادی أَنّی أَنَا الْغَفُورُ الرَّحیمُ«۴۹»

وَ أَنَّ عَذابی هُوَ الْعَذابُ الْأَلیمُ«۵۰»

وَ نَبِّئْهُمْ عَنْ ضَیْفِ إبْراهیمَ«۵۱»

إذْ دَخَلُوا عَلَیْهِ فَقالُوا سَلاماً قالَ إنّا مِنْکُمْ وَجِلُونَ«۵۲»

قالُوا لا تَوْجَلْ إنّا نُبَشِّرُکَ بِغُلامٍ عَلیمٍ«۵۳»

قالَ أَ بَشَّرْتُمُونی عَلی‌ أَنْ مَسَّنِیَ الْکِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ«۵۴»

قالُوا بَشَّرْناکَ بِالْحَقِّ فَلا تَکُنْ مِنَ الْقانِطینَ«۵۵»

قالَ وَ مَنْ یَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إلاَّ الضّالُّونَ«۵۶»

قالَ فَما خَطْبُکُمْ أَیُّهَا الْمُرْسَلُونَ«۵۷»

قالُوا إنّا أُرْسِلْنا إلی‌ قَوْمٍ مُجْرِمینَ«۵۸»

إلاَّ آلَ لُوطٍ إنّا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعینَ«۵۹»

إلاَّ امْرَأَتَهُ قَدَّرْنا إنَّها لَمِنَ الْغابِرینَ«۶۰»

هیچ خستگی و تعبی به آنان نرسد و هرگز از آن بیرونشان نرانند.

بندگان مرا خبر ده که من آمرزگار مهربانم.

و نیز عذاب من بسیار سخت و دردناک است.

و از مهمانان ابراهیم به آنان خبر ده.

هنگامی که وارد شدند و بر او سلام کردند ابراهیم گفت: ما از شما بیمناکیم.

فرستادگان گفتند: نترس ما تو را به پسری دانا بشارت می‌دهیم.

ابراهیم گفت: آیا در این سن پیری مرا مژده می‌دهید؟ به چه چیز بشارت می‌دهید؟

گفتند: بشارتی که به تو می‌دهیم حق است. از ناامیدان مباش.

گفت: جز گمراهان چه کسی از رحمت پروردگارش نا امید است.

سپس پرسید: ای فرستادگان مأموریت شما چیست؟

گفتند: ما به سوی قوم گنهکار لوط فرستاده شده‌ایم.

جز خاندان لوط که همگی آنها را نجات خواهیم داد.

بجز همسرش که تقدیر کرده‌ایم از بازماندگان در عذاب باشد

لا یَمَسُّهُمْ فیها نَصَبٌ؛ خستگی انسان در چیزهایی است که بر خلاف فطرتش باشد و هر چه موافق فطرت باشد خستگی و ملالی ندارد. فطرت انسان بر پایه معرفت و محبّت خدای تعالی است لذا هر چه بیشتر با او مأنوس شود، شوقش بیشتر می‌شود و در نتیجه روحش شاد می‌گردد و حتی در بدن نیز احساس خستگی نمی‌کند. همچنانکه ائمه اطهارعلیهم السلام با وجود آنکه نمازهای زیادی می‌خواندند و عبادات فراوانی می‌کردند، هرگز خسته نمی‌شدند.

انس با خداوند بوسیله هر چیزی که برای خدا باشد، حاصل می‌شود؛ گاه با نماز، گاه با قرآن، گاه با مطالعه فقه و اصول و غیره. مطالعه دروس حوزوی اگر فقط برای خدا باشد و هیچ چشم داشت مادی و هیچ نگرانی از آینده در آن نباشد، گاه لذتی به طالبان آن می‌دهد که فریاد می‌زنند: أینَ المُلوکُ و أبناءُ المُلوک: کجایند پادشاهان و شاهزادگان. این در حالی است که اغلب اوقات، طلاب از نظر مادی در سختی و تنگی رزق به سر می‌برند و این نیست جز بخاطر انس با پروردگار، از طریق تحصیل علم دین. وقتی انسان در این دنیا با خداوند مأنوس می‌شود و از این انس احساس لذت و خوشبختی کند و ملالی نیابد مسلماً در بهشت نیز می‌تواند بی‌هیچ خستگی و ملالی از انس با پروردگار لذت ببرد در حالی که اگر کسی در اینجا لذت چنین انسی را نچشد، در آنجا نیز ظرفیت درک آن را نخواهد داشت.

در امور معنوی، نَصَب و خستگی بخاطر غفلت است و غفلت محصول گناه و مشغول شدن به دنیا و فراموشی یاد خداست. آنکه در این عالم خود را بوسیله تقوا یا توبه پاک کرده و آماده زدودن غفلتها گشته، دیگر هیچ خستگی ندارد و در عالم برزخ نیز بر همین روال باقی می‌ماند تا روز قیامت. اما آنکه در این دنیا گناهانی انجام داده که قابل بخشش است ولی توبه نکرده از دنیا رفته، باید در عالم برزخ مقداری عذاب و سختی بچشد تا پاک شود و آماده بهشت عدن پروردگار در هنگام قیامت گردد.

وَ ما هُمْ مِنْها بِمُخْرَجینَ؛ اهل ایمان چون در اینجا از بهشت انس پروردگار خارج نمی‌شدند، در آنجا نیز در آن بهشت مخلدند و لذاتشان زوال و فنایی ندارد. در روایت است که صراط بر دو قسم است: یکی صراط دنیا و دیگر صراط آخرت. صراط دنیا امام معصوم است کسی که در این دنیا بر این صراط نلغزد، بر صراط آخرت هم نمی‌لغزد.

نَبِّیْ عِبادی أَنّی أَنَا الْغَفُورُ الرَّحیمُ؛ از مظاهر غفران و رحمت پروردگار آن است که بندگان دیندار خود را بر صراط مستقیم ثابت قدم می‌دارد؛ «یُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثّابِتِ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ فِی اْلآخِرَةِ: خداوند اهل ایمان را بخاطرگفتار و اعتقادات ثابتشان در دنیا و آخرت ثابت قدم می‌دارد». (ابراهیم/۲۷)

اگر توفیق خدای تعالی نباشد هیچکس نمی‌تواند از کمند شیطان و هوای نفس به سلامت بگریزد و به سرمنزل صلاح و فلاح پای گذارد. او است که با بخشیدن بدان و مهربانی با خوبان، انسانها را در صراط مستقیم یاری می‌کند. توبه هر بدکاری را به محض عذرخواهی و بازگشت می‌پذیرد و سیئاتش را تبدیل به حسنات می‌کند لکن اینها همه برای کسانی است که رو به سوی او آورند و گرنه هر کس اطاعت شیطان و هوای نفس را رها نکند و هرگز سر به طاعت حق تعالی نسپارد راهی جز عذاب برای خود باز نمی‌گذارد و عذاب پروردگار دردناکترین عذاب است؛وَ أَنَّ عَذابی هُوَ الْعَذابُ الْأَلیمُ‌

وَ نَبِّئْهُمْ عَنْ ضَیْفِ إبْراهیمَ؛ از این آیه تا آیه ۷۷ خدای تعالی داستان نزول بلا بر قوم لوط و مقدمات آن را بیان می‌فرماید. «ضیف» به معنای مهمان است. از جمله صفات پسندیده حضرت ابراهیم، که بنا به قولی او را خلیل پروردگار ساخت، مهمان نوازی و مهمان دوستی او بود. صفتی که شایسته هر انسان مؤمنی است و دخول مهمان در هر خانه موجب دوری بلا از آن و فزونی برکت در آن می‌گردد؛ «قال رسولُ اللَّه أکرِمِ الضَیفَ و لو کان کافراً: مهمان را گرامی دار اگر چه کافر باشد». (جامع الاخبار، ص‌۸۴) پیامبر اسلام‌صلی الله علیه وآله فرمودند: «هر کس مهمان را گرامی بدارد مانند آن است که هفتاد پیامبر را گرامی داشته و هر کس برای مهمان یک درهم خرج کند مثل آن است که هزار هزار دینار در راه خدا انفاق کرده است». (ارشاد القلوب، ج‌۱، ص‌۱۳۸، باب‌۴۳)

در احوال حضرت ابراهیم آمده است که ایشان هرگز به تنهایی غذا نمی‌خورد و همیشه مهمان بر سر سفره داشت. این عادت پسندیده را امامان شیعه نیز داشتند. مخصوصاً درباره حضرت رضاعلیه السلام روایت شده که ایشان همیشه خدمتگذاران خود را بر سر سفره می‌نشاندند و با آنها غذا میل می‌فرمودند.

إذْ دَخَلُوا عَلَیْهِ فَقالُوا سَلاماً؛ هنگامی که مهمانان ویژه حضرت ابراهیم بر او وارد شدند، گوساله‌ای برای آنان ذبح و سرخ کرد اما آنها از خوردن غذا ابا نمودند. رسم آن روزگار بر این بود که وقتی کسی با قصد شومی به خانه‌ای وارد می‌شد از خوردن غذا امتناع می‌ورزید تا به قولی نمک گیر نشود به همین جهت حضرت ابراهیم از امساک مهمانان بیمناک شد.

قالَ إنّا مِنْکُمْ وَجِلُونَ؛ چنین ترسی بخاطر طبع بشری است و هر کسی در چنین موقعیتی قرار گیرد این خوف برایش عارض می‌شود، حتی اگر اهل تقوا یا حتی پیامبر خدا باشد.

قالُوا لا تَوْجَلْ؛ تعداد مهمانان حضرت ابراهیم از ۴ تا ۱۱ نفر گفته شده، بعضی نیز تعداد بیشتری را محتمل دانسته‌اند. آنها فرشتگان الهی بودند که جبرئیل نیز در میانشان بود. خود را به هیبت بشر در آورده بودند تا مأموریت خویش را به ابراهیم اطلاع دهند.

فرشتگان موجودات نورانی هستند که به هر شکلی، جز سگ و خوک می‌توانند درآیند برعکس جنیان که موجوداتی ناری هستند و به هر شکلی حتی سگ و خوک در می‌آیند این را نیز نباید فراموش کرد که طائفه جنها اجازه آزار رساندن به بنی آدم را ندارند و برای انسان بی‌خطرند. اگر کسی ادعا کند جن زده شده ادعایش چندان قابل باور نیست و اغلب ساخته تخیلات خودش است، بخصوص در شهرها که مؤمنین رفت و آمد دارند و جایی برای جنها نیست. آنها بیشتر در بیابانها و خرابه‌ها، سکنا می‌گزینند که اگر غیر از این باشد آرامش و آسایشی برای بشر باقی نمی‌ماند.

اما چگونه حضرت ابراهیم که پیغمبر خداست و علم لدنّی دارد فرشتگان را نشناخت؟ پاسخ این سؤال یک جمله ساده است: «خدا نخواست». درست است که پیامبر بزرگی چون ابراهیم شاهد بر اعمال امت خود و بر اعمال همه مؤمنین است و جزو گواهان روز قیامت به شمار می‌آید و حتی می‌تواند با یک نگاه مؤمن را از غیر مؤمن تشخیص دهد. علم غیب می‌داند و از اسرار الهی مطلع است، اما همه این علوم و مراتب به اذن خدا و متعلق به او است و اگر او نخواهد حتی ابراهیم نیز از درک و فهم ساده‌ترین چیزها عاجز است لذا خدا نخواست که ابراهیم در همان ابتدا فرشتگان الهی را باز شناسد.alt

إنّا نُبَشِّرُکَ بِغُلامٍ عَلیمٍ؛ فرشتگان به ابراهیم گفتند: از ما نترس. ما تو را به فرزندی دانا بشارت می‌دهیم. «غلام» به معنای پسر بچه است. وقتی خداوند او را علیم می‌خواند یعنی صاحب علم لدنّی است لذا در واقع فرستادگان پروردگار ابراهیم را به نبوت فرزندش نیز بشارت دادند. حضرت ابراهیم در این زمان اسماعیل را از هاجر داشت اما از ساره فرزندی نداشت. ساره بخاطر محبت وافر به ابراهیم، مورد نظر پروردگار بود. هنگامی که از فرزنددار شدن خود ناامید شد، کنیزش هاجر را به ابراهیم بخشید تا شاید از او بچه دار شود. لکن پس از تولد اسماعیل، خداوند برای احترام ساره، به ابراهیم دستور داد تا او هاجر و فرزندش را به مکه بفرستد.

قالَ أَ بَشَّرْتُمُونی عَلی‌ أَنْ مَسَّنِیَ الْکِبَرُ؛ ابراهیم در آن زمان بیش از صد سال و ساره حدود نود سال سن داشتند لذا در چنین سن و سالی بچه دار شدن آن هم برای زنی که تا به حال عقیم بوده، خلاف عادت و محال است لذا در سوره هود می‌فرماید: «وَ امْرَأَتُهُ قائِمَةٌ فَضَحِکَتْ: و همسرش که ایستاده بود ازخوشحالی خندید».

فَبِمَ تُبَشِّرُونَ؛ ابراهیم پرسید: به چه چیز بشارت می‌دهید؟ مسلماً پیامبر خدا منکر قدرت پروردگار و ناامید از رحمت او نیست. این پرسش در واقع تفریعی بر جمله: «مَسَّنِیَ الْکِبَرُ» است و سؤال از بشارتی است که آنها داده‌اند. مانند آنکه بگوید: این چه بشارتی است که می‌دهید آیا شوخی در کار است؟

قالُوا بَشَّرْناکَ بِالْحَقِّ؛ ملائکه گفتند: این بشارت، بشارتی حق است و هیچ جای شوخی یا استبعادی نیست.

فَلا تَکُنْ مِنَ الْقانِطینَ؛ «قانط» از «قنوط» به معنای ناامیدی است. فرشتگان، ابراهیم را از بشارت فرزند مطمئن ساختند و او را از هرگونه ناامیدی و یأسی بر حذر داشتند چرا که ناامیدی از رحمت پروردگار بزرگترین گناه است و آرامش را از انسان می‌گیرد. شخص مؤمن در همه حال تسلیم امر پروردگار است و در هر کار، خود را به او می‌سپارد که این کار هم به او انس و آرامش می‌بخشد و هم بلا را دفع می‌کند. البته هر کس هر چه می‌خواهد باید از خدا بخواهد و در هر بلا و گرفتاری به او رجوع کند اما اگر کسی به درگاه پروردگار دست دعا و تضرع بلند کرد و حاجتش به ظاهر روا نشد، اولاً نباید بر خدا اعتراض کند. ثانیاً هرگز از رحمت او ناامید نشود.

قالَ وَ مَنْ یَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إلاَّ الضّالُّونَ؛ «مَن» در اینجا استفهام انکاری است یعنی هیچ کس از رحمت پروردگار ناامید نمی‌شود مگر گمراهان ممکن است گاهی انسان هر چه درخواست و دعا به درگاه خداوند کند، در ظاهر پاسخی نشنود و آنچه را که می‌خواهد نستاند اما این عدم استجابت دعا به معنای بسته شدن در رحمت پروردگار نیست. بی‌شک او که تدبیر بندگانش را در دست دارد و صلاح آنها را بهتر از خودشان می‌داند، گاه دعاهای آنها را به اشکال دیگری مستجاب می‌کند، نه آنگونه که آنها می‌خواهند. اگر قرار باشد بنده هر آنچه را که می‌خواهد، خداوند فوراً اجابت کند، پس خداوند بنده و بنده، خداوندگار است!

قالَ فَما خَطْبُکُمْ أَیُّهَا الْمُرْسَلُونَ؛ پس از اعلام بشارت خدای تعالی، ابراهیم به فرشتگان فرمود: اینک بگوئید که برای چه کاری فرستاده شده‌اید؟

قالُوا إنّا أُرْسِلْنا إلی‌ قَوْمٍ مُجْرِمینَ؛ «قَوْمٍ مُجْرِمین» قوم لوط بودند. هنگامی که حضرت ابراهیم و ساره از بابل به فلسطین آمدند، با حضرت لوط و همسرش در فلسطین علیا سکنی‌ گزیدند. در فلسطین سفلا چهار شهر بزرگ و آباد بود که مردم آنها علاوه بر شرک و کفر و گناهان متعدد، انحرافات جنسی فراوانی نیز داشتند. بعضی از مؤمنین آنها نزد ابراهیم آمدند و از او برای هدایت قوم خود کمک خواستند و حضرت ابراهیم، لوط را برای انذار آنان فرستاد. حضرت لوط سی سال آنها را نصیحت کرد اما هیچ فایده‌ای نداشت و آنها دست از کار زشت خود برنداشتند تا آنکه سرانجام امر خدای تعالی فرا رسید.

هنگامی که ابراهیم از مقصود فرستادگان الهی مطلع شد خواست که وساطت کند لذا به آنها فرمود: اگر در شهری صد مؤمن باشد آیا عذاب الهی بر آن شهر نازل می‌شود؟ گفتند: خیر. فرمود: اگر پنجاه نفر باشد چطور؟ گفتند: نه. همینطور گفت تا رسید به یک نفر. فرمود: اگر یک نفر مؤمن در شهر باشد چطور؟ گفتند: بلی. آن یک نفر را نجات می‌دهیم. ابراهیم باز خواست شفاعت کند اما فرشتگان به او گفتند: «یا إبْراهیمُ أَعْرِضْ عَنْ هذا إنَّهُ قَدْ جاءَ أَمْرُ رَبِّکَ وَ إنَّهُمْ آتیهِمْ عَذابٌ غَیْرُ مَرْدُودٍ: ای ابراهیم از این خواهش در گذر که امر پروردگار فرا رسیده و عذاب غیر قابل بازگشت بر آنها خواهد رسید». (هود/۷۶)

در اینجا چند نکته وجود دارد؛ نکته اول: وقتی خدا بخواهد به قوم یا فردی عذابی نازل کند، ولیّ اعظم خود در آن زمان را مطلع می‌سازد و امر عذاب تحت نظر ایشان انجام می‌شود و فرشتگان الهی دقیقاً به همین منظور نزد ابراهیم آمدند.

امروز ولی اعظم پروردگار حضرت حجت بن الحسن العسکری مهدی صاحب الزمان (عج) است و اگر پس از ظهور و شهادت ایشان دنیا بر قرار باشد، طیّ روایات صحیحه ائمه دیگر، به نحوی که خدا بخواهد رجعت خواهند کرد و حجت آن زمان خواهند گشت و به هر حال زمین بدون حجت باقی نخواهد ماند.

نکته دوم: حجت خدا مظهر اسماء و صفات پروردگار است لذا با وجود معاصی فراوان قوم لوط و آن همه فرصتی که خداوند به آنها داده بود، باز هم ابراهیم در پی راهی می‌گشت تا مهلتی برایشان بگیرد و عذاب را رد کند شاید هدایت شوند. این خود درسی است از ابراهیم برای همه ما؛ اگر کسی از خویشان و نزدیکان انسان آلوده گناهی است، قطعاً نصیحت کردن و اندرز دادن او بسیار بهتر از برخورد قهرآمیز است. هرچند توجهی نکند و هر بار رو برگرداند.

نکته سوم: لازم است وجود مؤمنین وارسته و عالمان باتقوا در هر شهر و دیاری، مغتنم شمرده شود، که خداوند از برکت آنها بلا را دفع و نعمت را نازل می‌فرماید.

إلاَّ آلَ لُوطٍ إنّا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعینَ؛ لوط چهار دختر داشت که همه مؤمن بودند و نجات یافتند.

إلاَّ امْرَأَتَهُ قَدَّرْنا إنَّها لَمِنَ الْغابِرینَ؛اما زن لوط، زن صالحی نبود و با قوم گنهکار لوط همراه بود. کلمه «غابِر» از ریشه «غَبَرَ» و «غُبار» است به معنای «باقی مانده». غبار را از آن جهت غبار می‌گویند که در هوا یا لباس باقی می‌ماند. زن لوط به خاطر آنکه جزو گنهکاران بود نمی‌توانست با لوط و دخترانش همراه شود و می‌بایست در آن شهر باقی می‌ماند و عذاب می‌شد.

حضرت لوط جزو پیامبران مظلومی بود که هم در بیرون خانه گرفتار قوم مجرم بود و هم در خانه اسیر زنی بدکار! اگر مهمانی می‌آمد او بر پشت بام می‌رفت و بوسیله آتش مردم را خبردار می‌کرد.

نکته قابل توجهی که در این آیه وجود دارد این است که هر انسان گنهکاری، هرچند زن پیامبر یا امام باشد، به سبب گناهان خود باید مجازات شود. زن لوط چون نخواست از نور حضرت لوط استفاده کند گمراه شد، همچنانکه زن نوح نیز اینگونه بود. در مقابل هر کس راه تقوا و پرهیزکاری پیش گیرد، حتی اگر در بدترین خانه‌ها و اسیر دست بدترین مردمان باشد، اهل نجات و رستگاری می‌گردد، مانند آسیه، زن فرعون!


 


ندای سبز آزادی: نزدیک به یک ماه پس از بازداشت مهندس میرحسین موسوی و همسرش، زهرا رهنورد، فرزندان آنها در نامه‌ای خطاب به مردم، ضمن تشکر از همراهی آنها، از دیداری که سه شنبه گذشته با پدر و مادرشان داشته‌اند، خبر دادند و تاکید کردند که انگیزه‌ها و دلایل پنهان و آشکار و استفاده‌های احتمالی از این دیدار برنامه‌ریزی‌شده، هرچه باشد، اجبار زندانبانان برای تن دادن به این ملاقات، پیروزی بزرگی برای مردم ایران است. آنها در عین حال بر غیر قانونی بودن این حصر و محدودیتهای اعمال شده تاکید کردند.

فرزندان میرحسین و رهنورد در این نامه تصریح کرده‌اند که ملاقاتشان با پدر و مادر تحت کنترل شدید امنیتی و همراه با جلوگیری از طرح مسائل سیاسی بوده، و در عین حال به درخواست غیر قابل قبول نیروهای امنیتی برای سکوت درباره‌ی این ملاقات اشاره کرده‌اند. آنها در عین حال با تاکید بر اینکه نزدیک دو سال است که دوشادوش مردم این راه را پیموده‌اند، اعلام کردند که وظیفه‌ی خود می‌دانند مردم را نیز در جریان این ملاقات قرار دهند و معتقدند سکوت بیش از این در این باره به صلاح نیست.

به گزارش کلمه، متن کامل نامه فرزندان میرحسین و رهنورد خطاب به ملت به شرح زیر است:

دوستان، هم اندیشان و یاران عزیز ما

پیش از هرچیز نگرانی، دلسوزی همراهی و پرس و جوهای شما را قدر می دانیم و سپاسگذار مهربانی و بزرگواری های شماییم.

اکنون که این نامه را به شما می نگاریم از حصر والدین ما نزدیک به یک ماه می گذرد. در این یک ماه برای ما مشخص نبود که آنها روزگار خود را کجا وچگونه می گذرانند. اکنون هم برایمان مهم نیست آنها زندانی خانه بن بست اختر در پاستورند یا در حشمتیه، یا در خانه امنی در دماوند یا هرجای دیگر. مهمتر این است که زندان مختصات و تعریفاتی دارد و آن قطع ارتباط کامل اسیر از فضای بیرون است، زندان را نیروهای مسلح در دست دارند.

پس از هفته ها بی خبری مطلق، روز سه شنبه مورخ ۸۹/۱۲/۱۷ طی تماس های جداگانه تلفنی مقامهای امنیتی با خاله و عمویمان، آنها جهت توضیحات احضار شدند. اتفاقی مشابه برای تنها یکی از ما دختران نیز افتاد. در این ملاقاتهای امنیتی، گفته شد که امکان دیدار با والدین برای تنها او ممکن شده است. به خاله و عمو نیز این پشنهاد ارائه می شود که مورد قبول قرار نمی گیرد. پیشنهادی، هم شک برانگیز بود و هم خوشایند. به راستی بعد از اینهمه شایعات دردناک کدام دختریست که بتواند پس از اینهمه تلخی فراق از پدر و مادر دربرابر این پیشنهاد هرچند مشکوک مقاومت نماید. گل هم با اصرار آنها خریده شد وعازم دیدن پدر و مادر شدیم.

بعد از گرفتن قول و قرار و تاکید بر مطرح نکردن مباحث سیاسی وارد خانه ای که در پاستور بود شده و پس از گذشتن از حیاط این خانه که پر از نیروهای امنیتی و ونی با شیشه های سیاه بود وارد تنها اتاق خانه شدیم. پدر و مادر را که مشخص بود که از این ملاقات بی خبر بودند با هیجانی غیر قابل وصف در آغوش کشیدیم. همان صورت مهربان و پراز لطف پدر.همان آرامش ناشی از حضور مادر.

آزار دهنده تر از ده جفت چشم نیروهای امنیتی که از دیوار شیشه ای مارا زیر نظر داشتند، فرد امنیتی بود که حق به جانب و گویی که جزوی از اعضای خانواده است میان ما نشسته بود و با اظهار نظرها ادامه حرفها را به دلخواه خود خاتمه می داد.

در این ملاقات کوتاه امنیتی نکات قابل توجهی وجود داشت. یکی ضیافت شاهانه ای بود که با میزی پر از میوه وچای و نوشیدنیهای متنوع صورت گرفته بود و این نگرانی را القا می نمود که به احتمال قریب یقین برای مقصودی تبلیغاتی آماده شده.

پدر با حساسیت ویژه ای تاکید کرد که روز بیست و پنجم بهمن، یعنی آغاز بی خبری ما از آنها در یورش ماموران امنیتی به خانه بسیاری از اسناد و مدارک دوران نخست وزیری که نمی بایست جز دست ایشان باشد به همراه حجم قابل ملاحظه ای از اوراق و کتاب ها وسی دی ها مادرم که محصول یک عمر تلاش و تدریس در دانشگاه های هنری بوده است ضبط گردیده است. در این یورش شخصی ترین اشیا خانه از جمله آلبوم های شخصی نیز مورد بازرسی قرار گرفت. اما با این همه مطمئن شدیم که پدر و مادر جدی تر از گذشته بر عهد خود با مردم وفادارند.

پس از اتمام این ملاقات محدود و غیر طبیعی از ما مصرانه خواسته شد که در این باره کاملا سکوت کنیم. فشار نیروهای امنیتی برای مسکوت نگه داشتن این موضوع برای ما ابهام برانگیز است. انگیزه ها و دلایل پنهان و آشکار و استفاده های احتمالی از آن هر چه باشد اجبار زندانبانان برای تن دادن به این ملاقات پیروزی بزرگی برای مردم ایران است. ما همچنان بر غیر قانونی بودن این حصر و محدودیتهای اعمال شده تاکید داریم. ما نزدیک دو سال است که دوشادوش هم این راه را پیموده ونگاه امیدوار خود را به فرداهای روشن سبز دوخته ایم از این رو وظیفه خود دانستیم که شما خواهران و برادران عزیز را نیز در جریان این ملاقات قرار دهیم و سکوت در مورد این ملاقات را بیش از این صلاح ندانستیم. ما خواستار رفع فوری این محدودیتهای غیر قانونی برای پدر و مادرمان، خانواده بزرگوار و محترم کروبی و تمام بیگناهان دربندیم و در کنار مردم ایران برای تحقق این خواست قانونی پایداری خواهیم کرد. ما هرگونه اطلاع و خبر جدید را همچون پدرمان از طریق سایت کلمه در زمان های مقتضی به اطلاع ملت شریفمان خواهیم رساند.

به امید آزادی تمام پرندگان از کنج قفس های بی نام و بازگشتشان به آغوش خانه و خانواده

فرزندان میرحسین موسوی


 


حمیدرضا ترقی، عضو بلندپایه حزب موتلفه، در گفت وگویی با ماهنامه «نسیم بیداری»، به بحث نامه سرگشاده محموداحمدی نژاد خطاب به نمایندگان مجلس پرداخته و مطرح شدن اختلافات دستگاه‌های مهم کشوری را پدیده‌ای می‌داند که تحت هیچ شرایطی نباید مشاهده شود.

وی می گوید "متاسفانه احمدی‌نژاد برخی مواقع کاری می‌کند که نزدیکترین حامیانش هم نمی‌توانند دفاع کنند. واقعا نمی‌دانم چطور متوجه این امر نشد که رسانه‌ای شدن اختلافات می‌تواند ضررهایی وارد کند که جبرانش هزینه بالایی می‌طلبد. اولین ضرر این است که دشمنان که همیشه در کمین هستند تا به طریقی به جمهوری اسلامی ضربه بزنند، با این فکر که مسئولان و قوا اختلافات عمیقی دارند، برای رسیدن به اهداف شوم خود امیدواری پیدا می¬کنند. مهمترین مساله هم این است که توصیه¬های رهبری که بر همه ولایت دارند، مورد بی توجهی قرار می‌گیرد و همه می‌دانند که بی‌توجهی به خواسته‌های آقا، تحت هیچ شرایطی توجیه نمی‌شود.با این حال همچنان رفتارهایی این‌چنینی از جانب رییس جمهوری دیده می‌شود و به نظر من‌احمدی‌نژاد باید قبل از کشیده شدن کار به جاهای باریک، در برخورد خود تجدید نظرکند."

ترقی همچنین خاطرنشان کرد "غیبت احمدی نژاد در مجمع تشخیص مصلحت از آن تصمیم‌هایی است که رییس قوه مجریه را از فرصت دفاع از برنامه‌هایش محروم کرده است. او باید بداند که حضور در جایگاه قانونی، ربطی به اشخاص ندارد و به همین دلیل منطق حکم می کند تا با حضور در جلسات مجمع به دفاع از طرح‌های دولت بپردازد. با عرض تاسف بارها مشاهده شده است که برخی از دولتی¬ها در رفتار و اظهارات خودبه گونه ای عمل می‌کنند که انگار احتیاجی به روحانیت احساس نمی¬کنند و حتی اصرار دارند که به نوعی خود را مخالف یا حداقل منتقد گفته‌های روحانیون نشان دهند."

این فعال اصولگرا همچنین تاکید کرد "ما تحت هیچ شرایطی منافع حزبی را به منافع ملی ترجیح نمی‌دهیم و به همین دلیل هر وقت که لازم باشد، هم احمدی نژاد را مورد خطاب قرار می‌دهیم و هم دولتش را مجبور به پاسخگویی به سئوالاتمان می‌کنیم.ب ه هر حال کارنامه دولت اصولگرایی به حساب همه اصولگرایان گذاشته می‌شود و به همین دلیل طبیعی است که نمی‌توان واکنشی به نبایدهایی که باید می‌شوند، نشان نداد."

عضو حزب موتلفه اظهار عقیده کرد "اینکه برخی رای بالای مردم را فقط مهر تاییدی بر توانمندی‌های خود می‌بینند، اشتباه بزرگی است که دولت به آن اصرار دارد. این اصرار در شرایطی است که رهبری و طیف‌های مختلف اصولگرایی حمایت خوبی از دولت نهم داشتند و همین تبلیغ‌های مثبت در تمدید دولت احمدی نژاد نقشی غیرقابل انکار داشت.آنها باید به این باور برسند همه در کنار هم هستیم و نباید خودرایی را ملاک کار خود قرار بدهند. "


 


نامه محمود احمدی​نژاد به نمایندگان مجلس و انتقادات صریح وی از عملکرد برخی از نهادهای قانونی، موضوع گفت­وگوی ماهنامه «نسیم بیداری» با مجید انصاری است.

این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بر این باور است که این­گونه نامه­ نگاری­ ها به صلاح کشور نیست. اهم مطالب طرح شده در این مصاحبه به این شرح است:

*این نامه هم بسیار تعجب برانگیز بود و هم اینکه می­توان گفت اتفاقی قابل پیش­بینی بود. تعجب­ برانگیز از این حیث که رییس قوه مجریه به راحتی جایگاه دو قوه دیگر و همچنین یکی از نهادهای مهم کشور را زیر سئوال برده بود. قابل پیش بینی هم از این جهت که اصولا آقای احمدی​نژاد معمولا تحرکاتی این­ چنینی از خود نشان می­ دهد و همیشه می­ توان منتظر رفتارهایی از رییس جمهوری بود که تحت هیچ شرایطی نباید از سوی یک رییس­ جمهور دیده شود.

*اینکه مجلس، قوه قضاییه و مجمع تشخیص مصلت نظام به این راحتی و بدون دلیل محکمی متهم به کارشکنی علیه دولت می ­شوند، حکایت از نوعی تفکر تمامیت خواهی­ است که می­ تواند هزینه­ هایی هنگفت و البته جبران ناپذیر را به کشور و نظام تحمیل کند. دقیقا به همین خاطر بود بود که امام خیلی به این نوع مسایل حساس بودند و در مواقع لازم برخوردهای تندی را با مسئولین متخلف می کردند.

*در مجلس اول قانونی وضع شد که بسیج را زیر گروه سپاه پاسداران می­ کرد که این مصوبه با اعتراض بنی صدر مواجه شد و او اعتقاد داشت که بسیج باید در اختیار نهاد ریاست جمهوری و تحت فرمان رییس دولت قرار بگیرد و با این استدلال گفت که قانون وضع شده را قبول ندارد که امام در جواب روند اشتباه بنی­ صدر گفتند که «غلط می­کنی قانون را قبول نداری، این قانون است که تو را قبول ندارد» این واکنش بنیانگذار انقلاب نشان می دهد که رفتارهایی این چنینی در تضاد با آرمان های انقلاب­ اسلامی است .

*مثل همه لایحه­ های دیگر، برنامه پنجم، توسط دولت به مجلس ارایه شد و نمایندگان با بررسی­ های دقیقی که داشتند برنامه را تصویب کرده و در اختیار شورای نگهبان گذاشتند. بعد از ارزیابی توسط شورای نگهبان اعضای این شورا با نماینده­ های مجلس به اختلاف خوردند طبق پیش­ بینی قانون اساسی، مجمع تشخیص مصلحت نظام وارد گود شد و نظر نهایی را صادر کرد. با توجه به پروسه طی شده واقعا مشخص نیست که چرا احمدی نژاد اعتراض دارد، آن هم با این شیوه کاملا نامرسوم .

*من به عنوان یکی از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام شهادت می­دهم که حتی در برخی از موارد، مجمع برای اینکه با دولت همکاری کند حتی تصمیم­ هایی فراقانونی گرفته­ ایم. واقعا جای تاسف است که با این شرایط هنوز هم ادعا دارند که دوست داریم علیه دولت حرکت کنیم.

*مجمع تشخیص مصلحت نظام برای تنظیم روابط قوای سه گانه تشکیل شده است و اعضایش با انتخاب رهبری و زیر نظر ایشان فعالیت می­ کنند. همین نشان می­ دهد که هیچ کس و هیچ جریان و هیچ نهادی نمی­تواند و نباید خود را در جایگاه شاکی این نهاد مهم بداند. البته مجمعی­ ها حق نظارت بر رفتار مسئولین ندارند و همین عامل موجب شده است تا برخی گمان کنند که هر اظهارنظری را راجع به مجمع تشخیص مصلحت نظام مطرح کنند.

*هیچ کس نمی­داند که آقای احمدی­ نژاد چرا اصرار به تداوم غیبت هایشان در جلسات دارند. مجمع جایگاه مصلحت سنجی برای پیشبرد اهداف نظام است. با این حال احمدی نژاد اختلاف با آیت­ الله هاشمی را دلیل خوبی برای نیامدن به مجمع می­داند که این می تواند تامل برانگیز باشد. احمدی نژاد در حالی بعد از انتخابات اختلاف با هاشمی را بهانه­ ای برای نیامدن قرار داده که تا کنون هیچ تنش و اختلافی با سایر اعضاء نداشته است و حتی به جرات می­ توانم بگویم آیت الله هاشمی بیشتر از دوران خاتمی، به تصویب نظرات احمدی نژاد اصرار می­ کردند.

*در پایان این بحث باید به این نکته اشاره­ کرد که آقای احمد نژاد غیرقابل پیش­ بینی است و بسیاری از مشکلات امروز دستگاه اجرایی به همین خصیصه ایشان باز می­ گردد.


 


سید عبدالواحد موسوی لاری وزیر کشور دولت اصلاحات در مصاحبه‌ای با ویژه‌نامه پایان سال ماهنامه «نسیم بیداری» به اختلافات دولت و سایر قوا پرداخته است.

وی نبود اقتدار لازم در مجلس را سبب تایید اظهارات احمدی‌نژاد مبنی بر در راس نبودن مجلس می‌داند.

در این مصاحبه آمده است:

* یکی از بدعت‌هایی که از بدو پیروزی انقلاب تاکنون در نظام جمهوری اسلامی اتفاق نیفتاده بود توسط آقای احمدی‌نژاد و وزیرش صورت گرفت و آن هم عدم حضور رئیس‌جمهور و وزیرش در جلسه استیضاح بود و این دهن‌کجی به قانون، ملت و مجلس و همه باورها و ارزش‌هایی است که به نام نظام مقدس جمهوری اسلامی ثبت شده بود وزیر حق ندارد که رودر روی مجلس بایستد و بگوید من در جلسه حاضر نمی‌شوم و بدتر از آن نامه جناب احمدی‌نژاد بود، آقای احمدی‌نژاد متاسفانه با ذهنیتی که از مجلس دارند به نوشتن این نامه پرداخته و این نامه، نامه بسیار بدی بود اگر به خاطر داشته باشید، وی جمله حضرت امام منوط بر در راس امور بودن مجلس را رد کرده و اظهار داشت این جمله مربوط به آن زمان است و امروز مجلس در راس امور نیست.

* نرفتن وزیر برای پاسخ‌گویی به استیضاح یک پیام کلی داشت و آن پیام این بود که گفته احمدی‌نژاد مبین بر اینکه مجلس در راس امور نیست را ثابت و عملی کرد.

*متاسفانه مشکل در دولت نیست و مشکل در مجلس است. مجلس نقطه ثقل و لنگر نظام است اما به شرطها و شروط‌ها.

* من نمی‌گویم دولت قانون شکنی نکرده است، من می‌گویم نادیده گرفتن قوانین توسط دولت منشایی جز ضعف مجلس ندارد. شما نگاه کنید چند ماهی است که می‌شنوید آقای دکتر علی مطهری و عده‌ای از نمایندگان طرح سوال از رئیس‌جمهور را می‌خواهند به مجلس عرضه کنند اما هنوز به دستور کار مجلس قرار نگرفته است و علت هم عدم کفایت تعداد سوال کنندگان است که به عدد ۷۵ نرسیده است. یعنی در مجلس ۲۹۰ نفری ۷۵ نماینده وجود ندارد که بتواند جرات سوال از رئیس‌جمهور را داشته باشد و با وجود چنین مجلسی می‌بینیم که رئیس‌جمهور هم از قانون تخطی کرده و به اجرای قوانین تمکین نمی‌کند و دیده می‌شود که در عمل این مجلس است که دنباله‌رو تصمیمات رئیس‌جمهور است و این خود مجلس بوده است به صحت گفته رئیس‌جمهور که “مجلس امروز در راس امور نیست” کمک کرده است.


 


مهدی طائب بار دیگر ادعا کرد:  کسانی که فتنه را شروع کردند ماموریت از بیگانه داشتند.

به گزارش خبرآنلاین، مهدی طائب در مصاحبه با هفته نامه یالثارات تصریح کرد: آنها که فتنه را شروع کردند ابتدا نه مشکل اعتقادی آنچنانی داشتند و نه بینش سیاسی آنها دارای کمبود اطلاعات بود بلکه ماموریتی از جانب بیگانه داشتند که باید انجام می دادند اما آنها که به فتنه کمک کردند و در این پازل حرکت کردند در طیف های مختلفی قرار می گیرند.

وی افزود: برخی، منافع خود را همسو با جریان فتنه یافتند و احساس کردند اگر با جریان فتنه هماهنگ باشند منافع آنها محفوظ خواهد ماند گروهی هم دارای اشتباه در شناخت بودند و به دلیل بی اطلاعی یا کم اطلاعی، مثلا از میر حسین موسوی قهرمانی از دوران دفاع مقدس ساخته بودند که اگر در راس قدرت قرار گیرد، ایران در اندک زمانی فلک الفلاک تمدن بشری را تسخیر خواهد کرد.


 


عضو حقوقدان شورای نگهبان ادعاکرد که شعار امروز ما جنگ جنگ تا رفع فتنه است.

به گزارش مهر، غلامحسین الهام با حضور در مراسم سالگرد شهادت سردار اسماعیل صادقی در مسجد رفعت قم با اشاره به اینکه جنگ ما جنگ عقیده و عقیده‌ای مبتنی بر ارزشهای ماندگار بود افزود: امروز دشمن تفکر ناب اسلامی و تفکرات امام(ره) و رهبری را که منشاء قدرت کشور است نشانه رفته، شعار امروز ما جنگ جنگ تا رفع فتنه است، اگر امروز راه ما راه شهداست باید در استمرار آرمان شهدا حرکت کنیم.

وی افزود: دشمنان فتنه‌های داخلی که بزرگ‌ترین آن در سال 88 رخ داد را پایه‌ریزی کردند، اما ملت ایران با‌‌ همان بصیرت و آگاهی و وفاداری سربلند و سرافراز از این آزمون بیرون آمد و ثابت کرد که ذره‌ای از عزت اسلامی خود فاصله نگرفته و تهدیدات و تحریم‌ها را تحمل می‌کند، اما از آرمان‌هایش عقب نمی‌نشیند.

عضو حقوقدان شورای نگهبان مدعی شد: شعار امروز ما جنگ تا رفع فتنه است و امام(ره) این مسیر را ترسیم کرد و تا فتنه و فتنه‌گر باقی است این مسیر ادامه می‌یابد و شهیدان نیز بر این آرمان‌ها حرکت می‌کردند. اگر در طول هشت سال دفاع مقدس با حیله مانع نمی‌شدند و جنگ تا رفع فتنه ادامه می‌یافت، امروز حتی شاهد این مصائب بر کشورهای مسلمان نبودیم.

وی ادامه داد: امروز که در تونس و لیبی انقلاب‌ها شکل گرفته دشمنان با ناکامی از فتنه گذشته از 25 بهمن فتنه جدیدی را برنامه‌ریزی کردند تا با نمونه سازی ایران را همچون کشورهایی جلوه دهند که دیکتاتور زده هستند، کشوری که الگوی آزادی استقلال و عدالت و ظلم ستیزی است.

الهام با تکرار تحلیل نیروهای امنیتی افزود: دشمنان در این راه سرمایه گذاری کردند و خواص را با خود همراه کردند اما نتوانستند بهره‌ای از این فتنه داشته باشند، اکنون که مسیر شفاف‌تر شده و ملاک حق و باطل انقلاب و ضد انقلاب ترسیم شده است.


 


در حالی که قریب به اتفاق احزاب و گروهها و تشکلهای اصلاح طلب و منتقد دولت، تحت فشار و محدودیت و توقیف قرار دارند، مدیركل سیاسی وزارت كشور ادعا کرد "تمام جریان های سیاسی مقید به قانون می‌توانند در انتخابات‌ها شركت كنند، اما واضح است اجازه حضور به براندازان داده نخواهد شد."

این مقام ارشد دولت، با اطلاق مجدد لفظ "فتنه" به جنبش سبز و فعالان و رهبران آن، این جنبش و جریان را "برانداز" و نه "رقیب" ذکر کرد و گفت "جریان فتنه ‌از قالب اپوزیسیون خارج و در نقش‌ برانداز ظاهر شده است و طبیعی است که ملت آنها را تاب نخواهد آورد."

به گزارش فارس، محمود عباس‌زاده مشكینی، در خصوص حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات آینده مدعی شد: تمام جریان های سیاسی قابل تعریف در چارچوب ساختار و قانون اساسی، چه اصلاح‌طلب و چه اصولگرا، به صورت طبیعی می‌توانند در انتخابات شركت كنند و تمام جریان ها قابل تعریف در چارچوب و ساختار یك نظام سیاسی نسبت به هم پوزیسیون - اپوزیسیون هستند و این یك امر طبیعی است. "

دبیر كمسیون ماده ده احزاب با بیان اینكه "صرف‌نظر از برخی چهره‌های افراطی و استحاله شده اصلاح‌طلب، غالب اصلاح‌طلبانی كه ما می‌شناسیم هم در عرصه نظری و هم در آن مدتی كه عملا مسئولیت قوه مجریه را عهده‌دار بودند به نوعی سعی داشتند خود را در چارچوب قانون و ساختار نظام مقید كنند"، گفت: "اما جریان فتنه ‌از قالب اپوزیسیون خارج و در نقش‌ برانداز ظاهر شد. البته این یك واقعیت است كه جریان فتنه از متن جریان اصلاحات زائیده شده و دایه‌اش نیز بیگانگان بودند كه جریان اصلاحات در قبال مولود خویش یك مسئولیت تاریخی دارد. "

این مقام ارشد دولت، با قلب واقعیت و عدم اشاره به اینکه چه کسی قواعد مردم سالاری را رعایت نکرده، مدعی شد "پایبندی به تمام اصول قانون اساسی، قاعده مردم‌سالاری، اصول نظام سیاسی و منافع ملت، مرز بین جریان اصلاحات و جریان فتنه بوده و بدیهی است كه در تمام دنیا گروه‌های مختلف كه در چارچوب نظام سیاسی نسبت به هم نقش پوزیسیون و اپوزسیون را دارند، می‌توانند با هم رقابت كنند اما در هیچ‎یك از كشورهای دنیا به گروهی كه خارج از چارچوب قانون اساسی و ساختار نظام بخواهد در نقش برانداز ظاهر شود، به طور طبیعی اجازه رقابت نمی‌دهند. "

مدیركل سیاسی وزارت كشور ادعا کرد "كسانی كه پیش از انتخابات به ظاهر خود را پایبند به قاعده مردم‌سالاری نشان می‌دادند، اگر بعد از انتخابات چه رای بیاورند و یا رای نیاورند، بخواهند در هر صورت نقش برانداز را بازی كنند، طبیعی است كه هیچ ملتی آنها را برنمی‌تابد. "

 وی با ادعای اینكه "فتنه مولود اصلاحات و محصول وصلت با بیگانگان است"، تفاوت بین جریان اصلاحات و جریان فتنه را تفاوت بین اپوزیسیون و برانداز عنوان كرد و با اشاره به اینكه اپوزیسیون به‏خلاف جریان برانداز امكان حضور در رقابت انتخاباتی را دارد، اظهار داشت: "جریان برانداز از رقابت عبور كرده است."


 


در راستای سرپیچی رئیس دولت از مصوبات مجلس و قوانین موضوعه، مشاور محمود احمدی نژاد ادعا می کند: رئیس‌ دولت "حق دارد، قوانینی را که مخالف شرع و قانون اساسی ارزیابی می‌کند، اجرا نکند."

در همین زمینه یک فعال اصولگرای حامی دولت خاطرنشان کرد "متاسفانه احمدی¬نژاد برخی مواقع کاری می¬کند که نزدیکترین حامیانش هم نمی¬توانند دفاع کنند و بهتر است قبل از کشیده شدن کار به جاهای باریک، در برخوردهای خود تجدید نظرکند."

به گزارش خبرآنلاین، علی اکبر جوانفکر در مصاحبه با ماهنامه «نسیم بیداری»، ضمن اشاره به نامه سرگشاده چندی پیش رئیس دولت به نمایندگان مجلس، ضمن ادعای بی اطلاعی خود از ارسال آن نامه، با "خلاف قانون" خواندن مصوبات مجمع تشخیص مصلحت، آن را عاملی برای نگارش نامه تند احمدی‌نژاد به نمایندگان مجلس ذکر کرد و گفت "رویه مجمع برای دولت قابل تحمل نبوده و از همین رو دولت بر علیه مجمع شوریده زیرا تدوین قانون وظیفه مجلس است نه مجمع تشخیص مصلحت نظام."

نمایندگان مجلس با رسانه ای کردن نامه، اهداف سیاسی داشتند
مدیرعامل خبرگزاری ایرنا همچنین در دفاع از عملکرد رئیس دولت، مدعی شد "من به عنوان مشاور احمدی نژاد، تا زمانی که نماینگان مجلس به عنوان دریافت کنندگان نامه رئیس دولت، آن نامه را رسانه‌ای نکرده بودند، از ارسال این نامه اطلاع نداشتم. باید پرسید که نمایندگان با چه هدفی این نامه را رسانه‌ای کرده‌اند. قطعا اهداف سیاسی را در این روند دنبال می‌کردند که باید آن را برای مردم بیان کنند. چون این نامه توسط دولت رسانه‌ای نشد. "

نمایندگان مجلس، غوغاسالاری کردند
جوانفکر همچنین مدعی شد رئیس دولت "به عنوان مجری قانون اساسی آن ضرورت را احساس کرد که به نمایندگان مجلس تذکری بدهد، تا مراقبت لازم انجام شود تا مجددا تخلف از قانون اساسی را شاهد نباشیم. "

مشاور احمدی نژاد ادامه داد که وی در نامه خود به نمایندگان، سوالات مهمی را مطرح کرده بود، که "نمایندگانی که از نامه اش انتقاد کرده و حتی پاسخ های بی سر و تهی به آن دادند، حتی به یک سوال مندرج در نامه نیز پاسخ ندادند."

وی ادعا کرد "این نمایندگان با غوغا سالاری فضایی را فراهم ساختند که سوالات همچنان بی پاسخ بماند. این سوالات کلیدی بوده و باید نمایندگان به آن جواب بدهند اما نه تنها جوابی به این سوالات داده نمی شود بلکه نمایندگانی مانند مطهری و توکلی به صراحت به این مساله اشاره می کنند که نمایندگان مجلس می‌توانند قوانینی خلاف شرع و قانون اساسی که شما از آن به عنوان میثاق ملی یاد کردید، به تصویب برساند. با این وجود آیا می توان در مورد سایر مسائل به اجماع دست یافت. این مساله به صراحت در قانون اساسی آمده است که نمایندگان نمی‌توانند برخلاف شرع و قانون اساسی موضوعی را مورد بررسی قرار دهند. اما با وجود تصریح قانون، برخی از نمایندگان به این مساله افتخار می‌کنند. "

احمدی نژاد علیه روند موجود شوریده است
جوانفکر بدون اشاره به تمرد دولت از مصوبات محکم مجلس در موارد گوناگون، همچنین مدعی شد "من تمام اصول قانون اساسی را حفظ هستم و حاضرم در این مورد با هر حقوقدانی بحث کنم. به عبارت بهتر مجمع تشخیص مصلحت نظام تشخیص می دهد که مصلحتی که مجلس بر آن اصرار دارد درست است یا خیر. اما در حال حاضر برداشت خطرناکی صورت گرفته و مجمع در مقام تصویب قانون بر آمده که این مساله به هیچ وجه مورد تایید ما نیست و احمدی نژاد بر علیه این روند غیر قانونی شوریده و اجازه نخواهد داد که این روند غیر¬قانونی نهادینه شود و همه از جمله رسانه‌‌ها می‌توانند به وی کمک کنند. "

وظیفه رئیس‌جمهور اطاعت بی چون و چرا از مجلس نیست
مدیر عامل ایرنا، همچنین گفت "نمایندگان حق ندارند که مساله ای خلاف شرع و قانون اساسی را مورد بررسی قرار دهند اما این حق را برخی از نمایندگان برای خود قائل شدند بنابراین چنین قانونی درست نیست کما اینکه مجمع به صورت غیر قانونی در این مسیر ورود پیدا کرده است. همواره وظیفه دولت اطاعت نیست. به شرطی که مجلس در چارچوب قانون عمل کند دولت باید از مجلس تبعیت کند اما اگر قانون رعایت نشد ،ریاست جمهوری باید تذکر دهد. "

دولت می‌تواند از حکم حکومتی بهره بگیرد
علی اکبر جوانفکر همچنین مدعی شد "اگر روند قانونی طی شده و قانون نیز مورد تایید شورای نگهبان نیز قرار گرفته باشد، اما اجرای آن در توان دولت نبود، دولت می‌تواند از حکم حکومتی بهره بگیرد."


 


شیوا نظرآهاری، فعال حقوق بشر، برنده جایزه شهر اسلینگن آلمان به نام جایزه "تئودور هکر، برای صداقت و شجاعت سیاسی" شد.

به گزارش دویچه وله، یورگن تسیگر، شهردار شهر اسلینگن آلمان روز جمعه (۲۰ اسفند / ۱۱ مارس) اعلام کرد که شیوا نظرآهاری به خاطر فعالیت و شجاعت‌اش در نوشتن گزارش‌هایی در اینترنت در باره نقض حقوق بشر در ایران، این جایزه را دریافت خواهد کرد.

خانم نظرآهاری که اکنون به خاطر فعالیت‌های حقوق بشری خود محکوم شده است، نمی‌تواند این جایزه را که در تاریخ ۱۷ آوریل اهدا می‌شود، شخصا دریافت کند. شهرداری شهر اسلینگن اعلام کرد که این جایزه در غیاب خانم نظرآهاری، به همکار او خانم پریسا کاکایی اهدا خواهد شد.

شهر اسلینگن این جایزه را هر دو سال یک بار به شخصیت‌هایی اهدا می‌کند که تلاش‌های درخور توجهی در راه حفظ حقوق بشر، صلح و دمکراسی انجام داده‌اند.


 


ندای سبز آزادی: بی‌ادبی‌های علیرضا سجادپور، از مسئولان سینمایی وزارت ارشاد، جنجال تازه‌ای به پا کرده است.
مدير كل اداره نظارت و ارزشيابي وزارت ارشاد، در گفت‌وگو با هفته‌نامه پنجره با حمله به منتقدان سینمایی و در حمایت از فیلم حکومتی «پایان‌نامه» گفته است: «برخی منتقد‌ها نشان دادند که بسیارکم ظرفیت و کم تحمل هستند و اگر فیلمی یک کلمه حرف خلاف نظر آنها بزند، به اقدامات غیر فرهنگی و لمپنی دست می‌زنند. فکر می کنم این اتفاقات فیلم پایان‌نامه لکه تیره‌ای بود که به دامن سینمای مطبوعات نشست و دامن همه خبرنگاران را گرفت. اکنون منتقدان، قلم به‌دستان ورسانه های نقد و تحلیل، از سینما و فضای عمومی فرهنگی ما عقب هستند، به شدت از مردم و سینماگران عقب اند و باید سعی کنند خود را برسانند.»
وی ادامه داده است: «من می‌گویم منتقدان از مردم و سینما عقب هستند. آنها به نحو بسیار سخیف و تهوع آوری سعی کردند جلوی این کار [ایجاد ژانر سیاسی] را بگیرند که اصلا موفق نشدند.»
کیوان کثیریان، یکی از منتقدان سینمایی، در واکنش به این اظهارات در مطلبی با عنوان «به خودتان بیایید آقای سجادپور، بی اخلاقی هم حدی دارد» نوشت:‌»وقتی ادبیات یک مسوول دولتی در حوزه فرهنگ نسبت به منتقدانش سرشار از بی اخلاقی، بی انصافی و فرافکنی باشد، دیگر چطور میشود از بی‌اخلاقی در حوزه های دیگر گله کرد؟»
کثیران، سجادپور را «در فرار به جلو و "همه چی آرومه" جلوه دادن همه سوء مدیریت‌ها در عرصه سینما» دارای «ید طولایی» دانسته و نوشته است: «کاری به سخنان نامربوط و خنده‌آوری که در مورد ژانرسیاسی در سینمای ایران - که ظاهرا ایشان خود را مبدع آن می‌دانند - ندارم. کاری به بی اطلاعی و حرف‌های به غایت غیر کارشناسی که در این مصاحبه و سایرمصاحبه های رادیو تلویزیونی بر زبان می‌آورند ندارم. همه دیگر عادت کرده ایم که از زبان ایشان و مدیر بالادستی شان، حرف حساب شنیدن است که شگفتی دارد. ما توقعمان از این تیم مدیریتی سینما بیش از این نیست.»
این منتقد سینمایی سجادپور را به پارتی‌بازی متهم کرده و نوشته است: «آقای سجادپور محترم، ریاکاری و عوامفریبی هم حدی دارد. چه کسی گفته شما به اعتبار منصب تان - که من در حقانیت آن و صلاحیت شما در احراز آن به شدت شک دارم - واقعیت را مصادره به مطلوب کنید؟ سالن منتقدان را با فک وفامیل این وآن پر می کنید و تمام اتفاقات آن سالن را به پای منتقدان می نویسید؟ چه کسی به شما این حق و صلاحیت را داده که به منتقدان بگویید لمپن؟ آیا این شهامت را دارید که به روابط عمومی جشنواره تان دستور دهید اسامی کارت های صادر شده برای برج میلاد را اعلام کند و در کنار هر نام، علت صدور کارت را هم بنویسد؟ فکر می کنید در آن صورت چه کسی رسوا خواهد شد؟ منتقدان یا شما؟ چرا دیگران را نادان فرض می‌کنید؟ سکوت در مقابل امثال شما هم حدی دارد. این ترفند توام با بی اخلاقی را که منتقدان را با دوستان خودتان مخلوط کنید، برای چنین روزی اندیشیده بودید؟ برایتان متاسفم. احسنت به هوش شما. ولی بدانید آنها که از آنها با کلمات توهین آمیزتان یاد کردید احتمالا بستگان خودتان هستند که با کارت های قرمز رنگ آنها را به سینما آوردید. راستی شما در آن تاریکی چطور تشخیص دادید که جنجال و سر وصدا حین فیلم پایان نامه از جانب آن 500 منتقد است و از سوی 900 نفر دیگر نیست؟ شما که در سالن دوربین مخفی دارید بیایید آن صد نفری که می گویید برای پایان نامه سوت و هو کشیدند را شناسایی کنید. چرا شهامتش را ندارید؟»
انتقاد رضا ميركريمي از بی‌اخلاقی مسئولان
همچنین چندی پیش رضا ميركريمي‌ كارگردان سينماي ايران در اختتاميه جشنواره فيلم 100به شكل غيرمنتظره‌اي از ترويج بي‌اخلاقي توسط بزرگان انتقاد كرد.
ميركريمي با اشاره به موضوع جشنواره فيلم‌هاي 100 ثانيه‌اي گفت:‌«تم اين جشنواره اخلاق است. موضوعي كه بايد به جامعه ما بازگردد به خصوص نزد بزرگان ما كه بي‌اخلاقي را در جامعه افزايش مي‌دهند.»

وي ادامه داد: «تخريب فرهنگي و بداخلاقي‌هايي كه در اين سال‌ها انجام شده و ما را به نقطه فعلي رسانده است، زمان زيادي براي بازسازي نياز دارد و در اين ميان مسئوليت هنرمندان ما بسيار سنگين است. حرف زياد داشتم اما ديگر حرفي نمي‌زنم.»
واکنش مدیرعامل خانه سینما به تفتیش عقاید
همچنین محمدمهدی عسگرپور، مدیر عامل خانه سینما در نامه‌ای به خبرگزاری فارس نوشت که دیری است دوران نیت‌خوانی و تفتیش عقاید به سرآمده است.
این نامه که در واقع جواب سوالات این خبرگزاری است، علی‌رغم قانون مطبوعات در خبرگزاری فارس منتشر نشد.
در این نامه که در رسانه‌های دیگر منتشر شد، در پاسخ به این سوال خبرگزاری فارس که «آیا مدیریت خانه سینما صحبت‌ها و گزارشات سیروس الوند در جلسه مجمع عمومی اخیر کارگردانان را قبول دارد؟» آمده است: «دوران نیت‌خوانی و تفتیش عقاید دیری است به سرآمده قبول یا رد باورها،‌ نقطه نظرات از حوزه حقوق و اختیارات شخصی افراد بشمار می‌رود و در شرع اسلام و در میثاق ملی جمهوری اسلامی از پرداختن به آن منع شده‌ایم.»
اعتراض تهمینه میلانی به انتقادناپذیری مسئولان
همچنین تهمینه میلانی، کارگردان فیلم‌های «آتش‌بس» و «سوپراستار»، به روابط عمومی چهارمین جشنواره بین‌المللی فیلم شهر گفته است: «سینما و تلویزیون از رسانه‌هایی هستند که توانایی نقد مسئولانه نهادهای شهری و فرهنگی را دارند. این در حالی است که وقتی نقدی دلسوزانه در یک اثر سینمایی مطرح می‌شود سازمان‌ها و یا نهادهای شهری از فیلمساز گله می‌کنند، درحالی که به مضمون و محتوی آن نقد کمتر توجه می‌کنند.»
کارگردان فیلم «نیمه پنهان» گفت: «به عنوان نمونه وقتی رفتار یک دکتر در فیلمی بد است، این دلیل نمی‌شود که تمام دکترها بد باشند و قصد کارگردان فقط نشان دادن رفتارهای غلط به مردم برای فرهنگسازی و ترویج رفتارهای درست است، اما پزشکان در مقابل آن فیلم جبهه‌گیری می‌کنند.»
میلانی تاکید کرد: «فقط با نقد صحیح و به دور از سیاه‌نمایی امکان اصلاح جامعه وجود دارد، سختگیری‌ها و فقدان نبود ظرفیت‌های نقدپذیری ازسوی مسئولان سبب شده تا فیلمسازان کمتر به سمت ساخت چنین آثاری بروند و اساسا نقد فضای شهری را به عنوان درونمایه آثار خود قرار نمی‌دهند.»
او در پاسخ به این پرسش که آیا فضای نقد مدیران شهری در جامعه وجود دارد؟، گفت: «فضای نقد از مسئولان در جامعه ما وجود ندارد، البته ممکن است مدیران نقدپذیر هم داشته باشیم، اما ‌وقتی فضای عمومی نقد در جامعه دیده نمی‌شود، اتفاق خاصی هم نمی‌افتد.»
 


 


ندای سبز آزادی: نمایشگاه کتاب تهران، پیشوند «بین‌المللی» دارد، اما به نظر می‌رسد برگزاری این بخش از نمایشگاه کتاب تهران از سوی مسئولان وزارت ارشاد، صرفن برای خالی نبودن عریضه و نگاه داشتن همین پیشوند است.
درست است که بخش بین‌المللی نمایشگاه کتاب تهران، حساسیت‌های بخش داخلی را ندارد، اما مشکلات و کمبودهای آن کمتر از بخش داخلی نیست.
عدم فراگیری این بخش، نظارت بی‌جا و افراطی، سانسور کتاب‌ها علی‌رغم داشتن مجوز، و ارائه ناقص و کم کتاب‌ها در این بخش، از مشکلات بخش بین‌المللی نمایشگاه کتاب تهران است که هر ساله مخاطبان و مشتریان نمایشگاه را گله‌مند می‌کند.
به تازگی اعلام شده است که کتاب‌های 1450 ناشر خارجی از سراسر دنیا در بخش بین المللی بیست و چهارمین نمایشگاه کتاب تهران عرضه خواهد شد، اما آن چه مشخص است این است که حضور این تعداد از ناشران، کامل نیست و سانسورهای مختلفی درباره آن‌ها صورت می‌گیرد.
یکی از شیوه‌هایی که مسئولان نمایشگاه برای سانسور کتاب‌های خارجی، به کار می‌برند گذاشتند محدودیت سال انتشار کتاب‌هاست و به این شیوه جلو بسیاری از کتاب‌های پرمخاطب را می‌گیرند.
بهمن دری معاون امور فرهنگی وزارت ارشاد و رییس بیست و چهارمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، در این باره گفته است: «امسال نیز با توجه به برنامه‌ریزی‌های نمایشگاه و تمهیدات اندیشیده شده جهت حضور و ارائه آثار خارجی چاپ اول پیش‌بینی می‌کنیم کتاب چاپ اول سال های 2009 به بعد در اختیار هیات های علمی دانشگاه‌ها ، موسسات پژوهشی، استادان و دانشجویان قرار گیرد.»
بخش خارجی نمایشگاه طعمه بازار سیاه
اما همه چیز آن طور که بهمن دری می‌گوید پیش نمی‌رود و این کتاب‌ها به دست بسیاری از استادان دانشگاه و دانشجویان نمی‌رسد.
به لطف سیاست‌های غلط وزارت ارشاد، اکثر کتاب‌های خارجی در همان دو روز اول نمایشگاه توسط دلالان بازار کتاب خارجی خریده می‌شوند و پس از نمایشگاه با قیمت‌های گران‌تر در بازار کتاب تهران به فروش می‌رسند.
پس از گذشت چندین دوره از نمایشگاه و اعتراضات پی در پی دانشجویان و اهالی پژوهش، هنوز دولت راه‌کاری را برای این معضل پیدا نکرده است.
سانسور کتاب‌های خارجی در نمایشگاه
معضل سانسور در کتاب‌های خارجی نمایشگاه هم وجود دارد و شاید در بعضی موارد بسیار شدیدتر باشد.
گاهی در مورد یک کتاب هنری ارزشمند، چاپ یک تصویر می‌تواند مانع عرضه آن کتاب در نمایشگاه شود؛ جدای از این بسیاری از کتاب‌ها به لحاظ ایدئولوژیک مورد بررسی قرار می‌گیرند و از ورود به نمایشگاه منع می‌شوند.
اغلب کتاب‌های اهل سنت همیشه در نمایشگاه کتاب تهران به اتهام‌های گوناگون سانسور می‌شوند؛ این کار دقیقن شبیه کاری است که در زمان حکومت بن‌علی در تونس انجام می‌شد.
همچنین در دوره‌های اخیر دیده شده است که به صورت غیرقانونی غرفه‌های بعضی از کشورها ناگهانی بسته می‌شود.
راه دیگری که مسئولان برای مقابله با ورود کتاب‌های خارجی به نمایشگاه در پیش گرفته‌اند این است که تلاش می‌شود ‌ناشران خارجی فقط اجازه‌ ارایه کتاب‌های علمی را داشته باشند.
آن چه مسلم است این است که دولت کنونی ایران ترس زیادی از ورود کتاب‌های خارجی به کشور دارد و به طرق مختلف موانعی سر راه ورود این کتاب‌ها ایجاد می‌کند؛ با این‌حال هنوز جرأت آن را پیدا نکرده که بخش بین‌المللی نمایشگاه کتاب را تعطیل کند و خیال خود را راحت سازد!


 


ندای سبز آزادی: رئیس دولت کودتا در آستانه نورزو از کاهش تلفات جاده‌ای ایران خبر داد و مژده کمتر شدن آن در آینده نزدیک را داد.
محمود احمدی‌نژاد در همایش سراسری مدیران ترافیک کشور با بیان اینکه حتي آسيب ديدن يک نفر در جاده ها براي‌مان مهم است، گفت:" بايد آن چه را که ممکن است براي کاهش تلفات جاده اي انجام شود صورت بگيرد."
وي در ادامه با تاکيد بر ارتقاي سطح کار در زمينه امنيت جاده ها گفت:" تجربه شما نشان داده است که مي توان آمار 27 هزار تلفات جاده اي را به 23 هزار نفر کاهش داد و معناي آن اين است که مي توان حتي آن را به 15 هزار نفر رساند."
این گفته‌های احمدی‌نژاد در حالی‌ست که براساس اعلام رئیس مرکز مدیریت حوادث و فوریت‌های پزشکی، مرگ و میر ناشی از حوادث ترافیکی در کشور طی سال 1389، پنج درصد افزایش داشته است.
غلامرضا معصومی گفته که "با توجه به آمار ارائه شده در سال جاری حدود پنج درصد افزایش آمار مرگ و میر ناشی از حوادث ترافیکی داشته‌ایم."
طبق آمارهای اعلام شده توسط وزارت کشور و پلیس راهنمایی و رانندگی، طی سی سال گذشته بیش از ۸۰۰ هزار نفر در حوادث رانندگی در ایران جان خود را از دست داده‌اند.
همچنین رییس دانشگاه علوم پزشکی بهشتی از 1287فقره تصادف در شش ماه نخست امسال خبر داده و همین آمار را برای دوازده ماه سال گذشته 1717 فقره اعلام کرده است.
به گفته وی با قیاسی بین آمار تصادفات سال گذشته و شش ماهه نخست امسال ارقام مذکور رشد قابل ملاحظه سوانح رانندگی در کشور را نشان می‌دهد.
محمدرضا رزاقی هفته گذشته ، با ارائه آماری از تصادفات جاده‌ای کشور اعلام کرد:" طی سال گذشته و بر اساس گزارشات واصله از مرکز فوریتهای پزشکی، جاده‌های کشور شاهد هزار و ۷۱۷ تصادف بود."
رزاقی با مقایسه‌ای بین تصادفات جاده‌ای سال گذشته و امسال عنوان کرد:" در سال جاری و تا شش ماهه نخست، هزار و ۲۸۷ فقره سوانح رانندگی در جاده‌های کشور به وقوع پیوست که این آمار نسبت به گذشته افزایش قابل ملاحظه‌ای را نشان می‌دهد."
معاون عمرانی وزیر کشور نیز چندی پیش گفته بود تعداد تصادف جاده‌ای در ایران ۲۰ برابر میانگین جهانی و ‌پنج برابر کشورهای هم‌تراز ایران است.
خسارت‌های مالی تصادفات جاده‌ای در حال حاضر در ایران به سالانه هفت تا هشت هزار میلیارد تومان رسیده که این رقم معادل چهاردرصد تولید ناخالص داخلی کشور است.
با اینحال به گفته احمدی‌نژاد حتي اگر به خسارت اقتصادي حوادث جاده اي توجه شود بيراه نبوده و اين گونه تصادفات هزينه زيادي را به سرمايه ملي کشور وارد خواهد آورد.
عمده این تصادفات به دلیل تراکم بالای خودرو در جاده‌ها، کمبود ظرفیت بزرگراه‌های کشور، وجود دو هزار نقطه حادثه‌خیز در جاده‌ها، کمبود خدمات ایمنی و امدادی و فرهنگ نادرست رانندگی است.
اما رئیس دولت کودتا با خوش‌بینی نسبت به وضعیت جاده‌های کشور تنها گفته است که :" لازم است جاده ها را اصلاح کنيم و ايمني خودروها را ارتقاء دهيم."
با توجه به اینکه بنا به آمار مرکز کنترل ترافیک تصادفات چند ماه گذشته به دلیل افزایش خودروها بوده است، و با وجود مشکلات زیربنایی در مورد مشکلات ترافیکی ایران، وی تنها به گفتن این بسنده کرده است که:" جاده هاي اصلي را بايد با فناوري‌های جدید کنترل کنيم و دولت نيز در اين زمينه از شما حمايت خواهد کرد." بی‌نیاز از اینکه آمار دقیق و اطلاعات درستی در زمینه اقدامات انجام شده باری حل این مشکلات ارائه بدهد. چه نیازی به دادن آمار و اخبار وقتی می‌توان با تکیه بر هیچ از فعالیت‌ها و خدمت‌های دولت برخاسته ازکودتا گفت و دروغ‌پردازی کرد.

 


 


ندای سبز آزادی: احمدي نژاد در آستانه نوروز با تشویق ایرانیان به سفر، خاطر آنان را نیز آسوده کرد و گفت:" اجراي هدفمند کردن يارانه ها به معني کاهش سفرها نيست زيرا مردم مي توانند با اين وجود به سفر خود نيز برسند."
گویا رئیس دولت کودتا خبر از افزایش قیمت‌ها در زمینه‌های مختلف ندارد. قیمت‌هایی که نه تنها به روال هر ساله و نه فقط به دلیل تحریم‌های اقتصادی بلکه با اجرای طرح حذف یارانه‌ها به‌طور فزاینده‌ای افزایش یافته و می‌رود که شانه‌های مردم را زیر بار سنگین‌شدن هر روز خود خم کند.
اکنون در روزهاي پاياني سال  89 يك بار ديگر بازار اجاره بهاي مسكن خبر ساز شده و كابوس وهم انگيز جهش قيمت اجاره بها، سايه خود را بر سر جمعيت انبوهي از متقاضيان مسكن كه در انتظار تحويل سال هستند پهن كرده است.
در ميانه‌هاي بهمن ماه خبري مبني بر افزايش نرخ اجاره بهاي مسكن كه طي 30 سال اخير بي‌سابقه بوده، منتشر شد.
این خبر ابتدا با واکنش تند و سپس تکذیب وزیر مسکن روبرو شد اما بلافاصله بعد از آن افزایش 20 درصدی اجاره بهای مسکن در تهران از منابع دیگر تأیید شد و جالب اینکه در کنار اعلام این افزایش از کاهش قدرت خرید مردم به عنوان دلیل آن یاد شد.
اکنون با گذشت مدتي از اظهارات متناقض برنامه‌ريزان و در روزهاي پاياني سال يك بار ديگر بازار اجاره بهاي مسكن خبر ساز شده و كابوس وهم انگيز جهش قيمت اجاره بها، سايه خود را بر سر جمعيت انبوهي از بي‌خانمان‌ها كه در انتظار تحويل سال هستند پهن كرده است.
از سویی در حالی که با مراجعه به بازارهای مختلف و گزارش های رسیده از قبض های ارسالی گاز و برق، نشان از افزایش جدی قیمت ها دارد، دولت همچنان اصرار دارد که بگوید افزایش قیمتی نه در چند ماه گذشته داشته‌ایم و نه در شب‌های عید خواهیم داشت.
این درحالی‌ست که گزارش‌های دولتی و صنفی خبر از افزایش قیمت ها و نارضایتی همه ی اقشار از تورم و فشار اقتصادی که این روزها بر طبقه های مختلف جامعه وارد شده است، حکایت دارد.
با حذف یارانه‌ها و در چند هفته پس از آن قیمت همه اجناس از مواد غذایی گرفته تا پوشاک و وسایل افزایش یافت.
قیمت سوخت چهاربرابر شد و کرایه تاکسی‌ها در فاصله چند روز ده درصد افزایش یافت.
به جز قیمت بنزین، نرخ بلیت هواپیما و قطار و اتوبس‌های بین شهری هم افزایش چشمگیری داشته است. از سویی نوروز هم بهانه‌ای شده تا فروشندگان به قیمت مواد مورد نیاز مردم بیفزایند.
با اینجال به اعتقاد احمدی‌نژاد مردم نباید نگران حذف یارانه‌ها باشند و سفرهای نوروزی را از دست ندهند. به نظر می‌رسد رئیس دولت کودتا از خاطر برده است که در کنار همه این آمار افزایش قیمت در همه زمینه‌ها، حقوق مردم زیاد نشده است و حتی در برخی واحدها به دلیل ورشکستگی، عده‌زیادی از کار اخراج و بقیه هم با حقوق و دستمزدی کمتر از سال‌های قبل مشغول به کار هستند. ادارات دولتی هم حقوق کارمندان پیمانی و قرادادی خود را در قراردادهای جدید به بهانه صرفه‌جویی و ساده‌زیستی کاهش داده‌اند. تولیدکنندگان در شرایط بسیاربحرانی به‌سر می‌برند و در حالی که بازار را اجناس چینی پر کرده است که به دستور و با اجازه احمدی‌نژاد وارد کشور می‌شود آنها قادر به فروش تولیدات خود در بازار نیستند. باغداران و زمین‌داران مدت‌هاست که میوه‌های‌شان را به قیمتی بسیار ارزان فروخته‌اند تا از دورریختن‌شان در اثر اشباع بازار از میوه‌های خارجی پرهیز کنند.
با اینهمه احمدی‌نژاد به توصیه‌ها و قول‌ها و شعارهای تخیلی خود همچنان ادامه می‌دهد و اکنون از مردم خواسته است که بی‌نگرانی از حذف یارانه‌ها به سفر بروند و خوش بگذرانند. 


 


نیکولا سارکوزی، رئیس جمهوری فرانسه از کشورهای عضو اتحادیه خواست تا به تبعیت از تصمیم دولت او، روابط سیاسی خود را با حکومت معمر قذافی قطع کنند و شورای ملی لیبی را که توسط مخالفان این حکومت تاسیس شده است به عنوان نمایندگان واقعی مردم لیبی به رسمیت بشناسند.

آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، در اجلاس روز جمعه سران کشورهای عضو اتحادیه اروپا در بروکسل با محکوم کردن اقدامات خشونت آمیز نیروهای معمر قذافی علیه مخالفان، گفت که حکومت کنونی لیبی مشروعیت خود را به عنوان نماینده مردم این کشور از دست داده و دولت آلمان وارد گفتگو با این حکومت نخواهد شد.

آمریکا برخلاف فرانسه هنوز شورای ملی لیبی که توسط مخالفان تشکیل شده را به رسمیت نشناخته است.

در همین رابطه، سناتور جمهوریخواه جان مک کین و سناتور دموکرات مستقل جو لیبرمن طی بیانیه ای مشترک خواهان اقدام جدی در برابر لیبی شده اند.

آنها از باراک اوباما خواستند که شورای ملی لیبی را به عنوان دولت قانونی به رسمیت بشناسد، بر فراز آسمان لیبی منطقه ممنوعه پروازی ایجاد و به مخالفان کمک تسلیحاتی کند.

آقای اوباما گفت دولتش قصد دارد برای تماس با مخالفان سرهنگ قذافی یک نماینده ویژه منصوب کند.

همچنین سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) روز سه شنبه ایجاد منطقه ممنوعه پروازی در لیبی را بررسی خواهد کرد.

تحریم گسترده تر اقتصادی حکومت لیبی از جمله مسدود کردن دارایی های شرکت های نفتی این کشور از جمله اقداماتی است که اتحادیه اروپا در دست بررسی دارد.

دولت آفریقای جنوبی اعلام کرده است که اقدامات لازم را برای مسدود کردن دارایی های حکومت معمر قذافی در این کشور به جریان انداخته است.


 


ضیا نبوی، سخنگوی شورای دفاع از حق تحصیل که از یک ماه پیش از زندان کارون اهواز به نقطه نامعلومی منتقل شده بود، هم اکنون در سلول انفرادی بازداشتگاه اطلاعات اهواز به سر می برد. در همین حال اخبار تایید نشده ای نیز مبنی بر بازگرداندن وی در شب گذشته به زندان کارون وجود دارد.

به گزارش کلمه، این دانشجوی زندانی به مدت یک ماه است که در سول انفرادی تحت فشار بازجویان وزارت اطلاعات قرار دارد، تا با انجام مصاحبه تلویزیونی، وجود ” دانشجویان ستاره دار” را انکار کند.

ضیا نبوی، از موسسان و سخنگوی شورای دفاع از حق تحصیل در تاریخ ۲۵ خردادماه ۸۸ بازداشت شد. وی پس از ۵ ماه بلاتکلیفی از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب مورد محاکمه قرار گرفت و به ۱۵ سال حبس و تبعید به زندان ایذه محکوم شد. این حکم سپس در دادگاه تجدیدنظر به ۱۰ سال حبس تعزیری و تبعید به زندان ایذه تبدیل شد.

ضیا نبوی، در مهرماه ۸۹ جهت گذراندن ادامه محکومیت خود به زندان کارون اهواز منتقل شد.این فعال دانشجویی زندانی، در تماسهایی با خانواده اش شرایط زندان اهواز را بسیار ناگوار توصیف کرده بود.

وی از جمله دانشجویان ستاره داری است که در مدت بازداشت خود، برای انجام مصاحبه تلویزیونی و انکار ” وجود دانشجویان ستاره دار”، به شدت تحت فشار قرار گرفته بود، ماموران امنیتی به وی وعده داده بودند در صورت انجام مصاحبه، زمینه کاهش حکم و آزادی او را فراهم می آورند، با این حال این دانشجو، تاکنون در برابر فشارهای غیرقانونی وارد بر خود، مقاومت کرده است.


 


در حالیکه نگاه اعتراضی افکار عمومی به صورت جدی معطوف به رهبر جمهوری اسلامی و اقدامات و اظهارات وی شده است، برخی نهادهای حکومتی در صدد کسب مشروعیت برای وی از طریق اقدامات مذهبی و تحریک احساسات دینی مردم هستند.

به گزارش جرس در همین زمینه روز جمعه یک دستگاه تریلر حامل درب ضریح امام علی که بنر بزرگی از عکس رهبر جمهوری اسلامی روی آن نصب شده بود، در باغ ملی نجف آباد روبروی مسجد جامع توقف کرد و چندین مداح شروع به مداحی حضرت علی و دعا برای سلامتی شخص ولایت فقیه کردند که با اعتراض مردم رو برو شدند.

این منبع خبری خاطرنشان کرد، بعد از اعتراض و ابراز نارضایتی مردم، نیروهای لباس شخصی و انتظامی اقدام به اعمال زور به مردم کردند و با تشکیل دسته جات سینه زنی و ایجاد ارعاب در منطقه، معترضین را متفرق کردند.
 


 


اصغر عبادی، پدر شهید میثم عبادی می گوید: «راستش را بخواهید مدتهاست که برای پی گیری وضعیت پرونده پسرم به دادگاه یا دادگستری نرفته ام معلوم است که نمی خواهند به این پرونده ها رسیدگی شود. باور کنید هر بار که به دادگاه یا دادستانی می روم آن قدر با من بد برخورد می کنند که خیلی اوقات گریه ام می گیرد .»

به گزارش کلمه وی تاکید کرده است: قاضی خودش به من گفت «من نمی‌توانم این بسیجی‌ها را دستگیر کنم و با اینکه پرونده‌ی شما چند سال باز می‌ماند، من نمی‌توانم کاری کنم.» او با زبان خودش به من گفت که نمی‌تواند بسیجی‌ها را بازداشت کند. گفت که خانواده دارم و نمی‌توانم. یعنی قاضی هم از یک بچه‌ی ۱۵ ساله حساب می‌برد. حالا نمی‌دانم باید برای پیگیری چه کنم.

میثم عبادی، جوانترین شهید جنبش سبز است. او ۲۴ خرداد ماه سال گذشته در روز سخنرانی احمدی نژاد در میدان ولی عصر به مناسبت انتخاب دوباره اش از سوی حکومت، مورد اصابت گلوله قرار گرفت . میثم کارگری بود که برای کمک به خانواده اش از چهارده سالگی در یک کارگاه خیاطی کار می کرد . او در تجمع های اعتراضی آن روز در چهار پارک وی از ناحیه شکم گلوله خورد و به شهادت رسید.

خواهر میثم نیز که گاهی اوقات برای پی گیری پرونده برادرش به مراجع قضایی مختلف مراجعه می کند عقیده ای مشابه پدرش دارد و معتقد است :« پی گیری هایشان هیچ نتیجه ای نداشته است .»

او می گوید :« هر بار برای پی گیری پرونده برادرم به جایی مراجعه می کردم به من می گفتند برادرت اغتشاشگر بوده ، از آن طرف هم شنیده ایم اسم برادرم را در فهرست شهدای بنیاد شهید قرار داده اند، بالاخره برادر من شهید است یا اغتشاشگر و اگر شهید است چرا با ما این گونه رفتار می کنند ؟»

چندی پیش نیز پدر میثم عبادی در گفتگو با کلمه از آخرین وضعیت پی گیری هایش درباره پرونده پسرش خبر داده بود. او همچنین گفته بود که ماموران بنیاد شهید روزی به خانه آنها مراجعه کرده و کارت شهید به آنها داده اند .

اصغر عبادی می گوید :«به جای اینکه بروند از قول من مصاحبه های دروغین علیه آقایان موسوی و کروبی منتشر کنند، قاتل فرزندم را معرفی و محاکمه کنند. باید به من بگویند فرزند من چرا کشته شد و گناهش چیست. یعنی هر کس گفت «رای من کو» باید کشته شود؟ البته پسر من حق رای هم نداشت و رای نداده بود، اما همراه با بقیه‌ی مردم و به خاطر رای آنها این شعار را فریاد می‌زد. یعنی اگر کسی این شعار را می‌گفت، باید کشته می‌شد؟ می‌خواهم بدانم به چه گناهی پسر ۱۶ ساله را در روز روشن در خیابان کشته‌اند.»

چندی پیش برخی از خبرگزاری های دولتی از قول پدر شهید عبادی مطالبی را بر ضد میرحسین موسوی و مهدی کروبی منتشر کرده بودند.

میثم عبادی در اعتراض به رفتار یکی از لباس شخصی هایی که دختری را به شدت کتک می زد به شهادت رسید .


 


کانون صنفی معلمان ایران، به مناسبت سالگشت ۲۳ اسفند ۸۵، روز تجمع گستردهٔ معلمان در اعتراض به بازپس گیری لایحه قانون خدمات کشوری، بیانیه‌ای صادر کرد و خواستار آزادی معلمان دربند شد.

به گزارش هرانا در بخشی از این بیانیه این تشکل صنفی هم چنین ضمن تبریک پیشاپیش نوروز یادی از معلمان دربند، هاشم خواستار، سول بداقی، محمد داوری، نبی الله باستان، عبدالله مومنی و ... نموده است.

متن کامل بیانیهٔ مذکور به شرح زیر است:

به نام خداوند جان و خرد
همکاران ارجمند
پیشاپیش فرارسیدن جشن بزرگ نوروز را به شما و خانوادهٔ گرامیتان تبریک می‌گوییم. امیدواریم همچون این جشن کهن ملی - جهانی، که نماد رویش و سرزندگی است، در تکاپوی آموزش و آموختن، سرزنده و پویا باشید. 
همراهان فرهیخته
این روز‌ها برای ما فرهنگیان، یادآور روزهای پایانی سال ۸۵ می‌باشد. روزهای حق طلبی، دادخواهی و اعتراض به تبعیض هاو بی‌عدالتی‌ها؛ روزهای گردهمایی‌های باشکوه و به یادماندنی، که بی‌گمان در تاریخ بیداری و جنبش‌های حق خواهانهٔ جامعه ایرانی، از جایگاه برجسته‌ای برخوردار است. آن گردهمایی‌ها، در اعتراض به تصمیم دولت در بازپس گیری لایحه‌ای انجام پذیرفت که بعد‌ها به نام «قانون خدمات کشوری» معروف شد. قانونی که می‌خواست تبعیض میان کارکنان دولت را از میان بردارد، اما دولت، پس از مدت‌ها که فرهنگیان چشم به تصویب و اجرای آن داشتند، ناگهان تصمیم به پس گیری آن نموده بود. ما فرهنگیان در اعتراض به چنین اقدام نادرست و نسنجیده‌ای، بنا به اصل ۲۷ قانون اساسی، دست به اعتراض و گردهمایی مسالمت آمیز زدیم؛ روبروی خانه مردم، که باید محلی باشد برای شنیدن درد‌ها و فریادهای شهروندان. اما متاسفانه، در ۲۳ اسفند ۸۵ حقوق شهروندی ما پایمال گردید و شآن و جایگاه فرهنگ و فرهنگیان، سخت آسیب دید و تن و جان آن‌ها، زخم‌ها برداشت. با بسیاری از ما، آن چنان رفتار شد که باورناپذیر بود و شمار زیادی دستگیر و روانه زندان شدند. اینکه آموزگاران یک مملکت، خواستار حقوق برابر با دیگر کارکنان دولت گردند، «گناهی» نمی‌توانست باشد که این چنین حرمتشان نادیده گرفته شود! ما خواستار منزلت و معیشت فراخور شآن انسانی و صنفی خویش بودیم – و البته هنوز هم هستیم – و در چارچوب قانون، به پیگیری خواست و طلب خود برآمده بودیم. ما،‌‌ همان پرورش دهندگان فرزندان این مرز و بوم بوده و هستیم، کسانی که بر پایهٔ آیین‌های ملی و دینیمان، باید از ارزش و جایگاه شایسته‌ای برخوردار باشند. اما متاسفانه، آن روز شآن و منزلت انسانی و حقوق شهروندی ما زیر پا گذاشته شد و به خواست‌های حق مدارانهٔ ما توجهی نگردید. 
برای ما آموزگاران، درد بزرگ آن روز، رفتار کسانی بود که دانش آموز و دانش آموختهٔ همین دستگاه آموزشی‌اند. کسانی که باید یاد می‌گرفتند حقوق انسانی و قانونی افراد را پاس بدارند. ۲۳ اسفند ۸۵ و رخدادهای تلخ فراموش ناشدنی‌اش، خبر از ضعف و کاستی‌های بسیاری می‌داد که متآسفانه پاره‌ای دستگاه‌ها و مسئولان حکومتی از آن رنج می‌برند. آن روز، برای ما معلمان به ویژه، نارسایی و ناتوانی نظام‌های آموزشی را آشکار‌تر ساخت و نشان داد که هدف‌های آموزشی ما، درست برگزیده نشده‌اند. در بند ۲ مادهٔ ۲۶ اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر می‌خوانیم: «هدف آموزش، رشد کامل شخصیت انسانی، تقویت احترام به حقوق بشر و آزادی‌های بنیادین خواهد بود. آموزش باید تفاهم، مدارا و دوستی در میان همهٔ ملت‌ها و گروه‌های نژادی و مذهبی را ترویج کند و به فعالیت‌های (سازمان) ملل متحد در راه حفظ صلح یاری رساند.» اما دستگاه آموزشی ما، سخت در دست یابی به این هدف‌ها، درمانده و ناتوان است و اصولآ چنین رویکردی در دستور کارش نیست. از این رو دانش آموختگان آن نیز، در زندگی‌های شخصی و حرفه‌ای خویش، دغدغهٔ رعایت این مفاهیم بلند انسانی را ندارند و یا آنچنان که شایسته زندگی نوین است، به آن اهمیت نمی‌دهند. باری روزهای پایانی اسفند۸۵ و پیامدهای گوناگونش را می‌توان از زاویه‌های بسیاری نگریست و واکاوید؛ به ویژه در بستر کنش‌های پرفراز و نشیب اجتماعی ایرانیان، بی‌گمان این روز‌ها، درخور درنگ و سزاوار وارسی هاست. روشن است که این مهم، فرصت بسیار می‌خواهد. 
کانون صنفی معلمان، در آستانهٔ چهارمین سالگشت ۲۳ اسفند، یک بار دیگر از همهٔ فرهنگیان ارزنده‌ای که با حضور دلیرانه و با شکوه خویش، سرزندگی و پویایی این قشر فرهیخته را به نمایش گذاشتند، سپاسگزاری می‌نماید و از آن‌ها درخواست دارد یاد، بررسی و روشنگری رخدادهای آن روز‌ها را پیگیر باشند و اهتمام ورزند. 
در پایان بایسته است یادی کنیم از همکاران بزرگوار دربندمان: هاشم خواستار، رسول بداقی، محمد داوری، نبی اله باستان، عبداله مومنی و... که مدت هاست در زندان بسر می‌برند. این نوروز دوم است که برخی از این دوستان، جشن نوروز خویش را، به دور از همسر و فرزند در زندان برپا می‌کنند. 

کانون صنفی معلمان
۱۹/۱۲/۸۹


 


مراجع تقلید و علما در قم در دیدار با خانواده زندانیان سیاسی تصریح کردند: ما همچنان سپاه و بسیج را محبوب، در کنار و بر آمده از مردم می خواهیم نه در مقابل آن ها در خیابان. آگاه باشید دست هایی در کار بوده و جریاناتی شکل گرفته است که قصد کرده اند این نهادهای در اصل مردمی را در مقابل مردم قرار دهند.

به گزارش کلمه، جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی که عزیزانشان، پس از انتخابات بازداشت و روانه ی زندان ها شدند، دیروز، با چند تن از علمای قم دیدار و گفتگو کردند.

در این دیدارها خانواده ها ضمن تشریح وضعیت زندانیان به توصیف شرایط غیر انسانی و غیر قانونی ایجاد شده برای زندانیان پرداختند.

زندانیانی که از حقوق ابتدایی هر زندانی مانند تماس تلفنی، ملاقات حضوری و مرخصی محروم شده اند.

در این دیدار مادرانی که  بهاره هدایت، مهدیه گلرو و مجید توکلی دانشجویان زندانی را مانند فرزندان خود می دانستند از ممنوع الملاقات بودن این سه دانشجو طی سه ماه اخیر خبر دادند و تاکید کردند که بهاره هدایت به دلیل مشکل جسمی که در زندان بر وی عارض شده نیاز به عمل جراحی دارد.

همچنین خانواده ها با انتقاد از برخوردهای صورت گرفته با فعالین سیاسی به اطلاع مراجع رساندند که به هر گونه درخواست مرخصی برای عید نوروز بی اعتنایی می شود و این در حالی ست که بعضی از زندانیان بیش از ۲۰ ماه است که بدون یک روز مرخصی در زندان به سر می برند.

در این دیدار مراجع ضمن ابراز تاسف از رعایت نشدن حقوق اولیه ی انسانی در زندان ها و بی توجهی به وضعیت خانواده های آنها تصریح کردند: در سختی ها و گرفتاری ها، یاس به خود راه ندهید که شما در راه حق گام برداشته اید. در راه خدا تحمل سختی ها نتیجه خواهد داد و یقین بدانید نفس انجام وظیفه، خود، پیروزی ست.

علمای میزبان ضمن محکوم کردن رفتارهای خشونت بار و غیر قابل دفاع عده ای منتسب به برخی نهادهای مردمی در مقابل معترضین در خیابان ها هشدار دادند: بسیج و سپاه نهادهایی برخاسته از درون مردم هستند. محبوبیت این نهادها در ابتدای انقلاب، مردمی بودن آن بوده است. ما همچنان آن ها را محبوب، در کنار و بر آمده از مردم می خواهیم نه در مقابل آن ها در خیابان. آگاه باشید دست هایی در کار بوده و جریاناتی شکل گرفته است که قصد کرده اند این نهادهای در اصل مردمی را در مقابل مردم قرار دهند. اما لازم به تذکر است که قدرت مردم از خداست درنتیجه قدرتشان جاودانه است.


 


همزمان با جمعه خشم در عربستان، مردم این کشور در شهرهای مختلف به خیابان‌ها ریختند تا با وجود تدابیر شدید امنیتی و تهدیدهای صورت گرفته توسط سران آل‌سعود، اعتراض خود را نسبت به خفقان موجود در این کشور اعلام کنند.

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از شبکه خبری العالم، بر اساس گزارش‌های موجود مردم در شهرهای قطیف، دمام، احساء و ریاض به خیابان‌ها آمده و تظاهرات اعتراضی خود را شروع کرده‌اند.

شاهدان عینی در این شهرها اعلام کرده‌اند با وجود تهدیدهای چند روز اخیر مقامات سعودی در قلع و قمع مردم عربستان، آنها به خیابان‌ها آمده و با انبوه نیروهای امنیتی مواجه شدند.

بر اساس خبرهایی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود، بالگردهای نظامی بر فراز شهرهای قطیف، دمام و ریاض در حال پرواز است و در این شهرها حالت فوق‌العاده برخوردار است.

از شهر العوامیه در نزدیکی قطیف نیز گزارش می‌شود که مردم در حال تظاهرات آرام هستند و هنوز ماموران امنیتی به آنها حمله نکرده‌اند.

در پی یورش روز پنج‌شنبه نیروهای امنیتی سعودی و تیراندازی مستقیم آنها به سمت شهروندان که چند زخمی بر جای گذاشت، سازمان دیده‌بان حقوق بشر خواستار برخورد مسالمت آمیز با اعتراضات مردمی شد.

گفته می‌شود مقامات سعودی از گسترش اعتراضات هراسان شده‌اند و از انواع راه‌ها برای ترساندن مردم استفاده می‌کنند.

” ابوحسن زکریا ” از فعالان سیاسی عربستانی مخالف رژیم سعودی در گفت وگو با شبکه خبری العالم از جامعه جهانی خواست تا رژیم سعودی را برای توقف سیاست سرکوب و پاکسازی نژاد در این کشور بویژه منطقه الشرقیه تحت فشار قرار دهند.

وی گفت: مردم منطقه الشرقیه عربستان دیروز پنجشنبه در تظاهراتی مسالمت آمیز در القطیف خواستار آزادی زندانیانی شدند که ۱۶ سال بدون محاکمه در زندان ها بسر می برند اما مقامات سعودی با شلیک گلوله به درخواست آنان پاسخ دادند.

در اثر تیراندازی نیروهای امنیتی و پلیس عربستان به مردم معترض در شهر القطیف دست کم ۹ تن از مردم زخمی شدند و حال برخی از آنان وخیم است.

فعالان سیاسی عربستان همچنین نسبت به استفاده رژیم سعودی از گلوله های جنگی برای مقابله با تظاهرات امروز جمعه مردم عربستان هشدار داده اند.

الزکریا به برنامه ریزی سه هفته ای برای تظاهرات دیروز پنجشنبه در شهر القطیف اشاره کرد و گفت که مردم از توسل نیروهای سعودی به زور و استفاده از گلوله جنگی شگفت زده شدند.

وی با بیان اینکه “نیروهای سعودی ، بیمارستان ها را از پذیرش زخمی ها منع کرده اند “، افزود: ما از آزادگان جهان، سازمان های حقوق بشری، هیأت های بین المللی و سازمان ملل می خواهیم برای توقف کشتار و نسل کشی مداوم مردم درشرق عربستان ، دولت عربستان را تحت فشار قرار دهند.

“مریم یوسف ” عصر جمعه در گفت و گو با شبکه العالم اظهار داشت: مسئولان سعودی پایگاه شبکه العالم را در عربستان فیلتر کرده اند، و همچنین با ارسال امواج پارازیت در دسترسی به برنامه های شبکه العالم اختلال ایجاد می کنند.

مریم یوسف تاکید کرد: شمار بسیاری از نیروهای امنیتی در خیابان ها مستقر شده اند، و پرواز بالگردها درآسمان شهر القطیف به طور گسترده ادامه دارد.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irangreenvoice-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irangreenvoice@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته