-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ اسفند ۲۳, دوشنبه

Latest News from AzadCyber for 03/14/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



ترمه ماندگار

“کارگران کارخانه … بی‌کار شدند. هنرمندان همچنان بیمه نشده‌اند. نان، ارزان بر سفره‌ها نمی‌نشیند. خط فقر بالاتر رفت. واردات کمر کشاورزان را شکست.” این تیترها سنگ‌هایی هستند که روزنامه‌نگاران و خبرنگاران برای دیگران بر سینه می‌کوبند؛ اما پای خودشان که به میان می‌آید، سنگ‌شان بر زمین می‌ماند. این قصه امروز آنها نیست.

تحریریه‌چی‌هایی که تیتر ندارند

خبر شرق را خیلی‌ها دارند؛ آن هم در همین یک خط در میان نوشتن‌های گودر پخش شد نه تیتر سربی یا سایبری؛ خبر همشهری را اما گروه کمتری شنیدند و چنان پخش نشد، مگر زبان به زبان پخش شده باشند آن هم میان تحریریه‌ها. شرقی‌ها بعد از چندین ماه که حقوق‌شان را دریافت نکردند، برای دریافت همان اندک هم حواله شدند به کار در روزنامه‌ای دیگر.

سرمایه گذار شرق دیروز، امروز روزگار را می‌خواهد به مدد طلبکاران چندین ماهه‌اش منتشر کند. هر طلبکاری هم که در روزنامه شرق بماند، حسابش با صاحبان جدید خواهد بود. همچون کودکی که سر راه قرارش می‌دهند و دیگر نانش را باید از سفره والدین جدید بردارد. پیوندها را خیلی راحت پاره می‌کنند و مسئولیت‌ها هم همین‌قدر ساده از بین می‌رود.

همشهری هم با آن همه دبدبه و کبکبه‌اش، در حال تکه تکه شدن است. آنان که تا امروز ضمایم شهرستان‌ها را منتشر می‌کردد، دیگر به کار نمی‌آیند. صفحات از این پس قرار است توسط پیمانکاری دیگر منتشر شود که بی‌پشت و سابقه است و گروهی برای خود دارد که قدیمی‌ها در میان آنها جایی نخواهند داشت. در عوض، سابقه‌داران، آنان که قراردادهای محکم دارند، یا باید زیردست پیمانکار جدید بروند و یا ببخشند و بگذارند و بگذرند. جمع بزرگ‌تری از آنها هم که بی‌قرارداد هستند، تکلیف‌شان از روز روشن‌تر است. امروز یا فردا خانه به دوش‌تر از همیشه خواهند بود.

حکایت روزنامه‌نگاران و هر آن که در مطبوعات کار می‌کند نیز روایت حال همان کودکی است که بر سر راه می‌گذارندش و بدا به حال آن که بر سفره بی‌قدرتی بنشیند.

روزهای روزنامه‌نگاران از زمانی تیره‌تر شد که بیشتر باور کردند بازیگران رکن چهارم دموکراسی هستند و خواستند آن را با دیگران نیز به اشتراک بگذارند. همان زمان هم بود که تعدادشان بیشتر شد و تیترهایشان تندتر. این تندی جوابش تیزی و بی‌رحمی ‌بود که هر روز امنیت‌شان را بیشتر تحدید و تهدید می‌کرد. این رکن را بیشتر خودشان باور داشتند و این باور، دایره‌اش چنان تنگ بود که از تحریریه هم فراتر نمی‌رفت؛ حتی تا اتاق مدیران مسئول، چه رسد به قاضی و دادستان و مدعی‌العموم که به چنین ارکانی جز به دیده سیاهی نگاه نمی‌کردند.

حلقه تنگ صاحبان رسانه بر گلوی تحریریه

روزنامه‌نگاران چنان ذهن درگیر و پرمشغله ای‌دارند و حاشیه‌های زیاد، که برای یک لحظه کار کردن بیش از هر چیز نیازمند امنیت‌اند. امنیت نوشتن بی آن که قلم‌شان بشکند یا بی صفحه در کنجی محبوس شوند.

“دایره رکن چهارم دموکراسی چنان تنگ است که تا پشت درهای اتاق مدیران مسئول هم نمی‌رسد و همان جا وامانده است. آنان امروز خود نقش قاضی مرتضوی، قاتل دیروز مطبوعات را بازی می‌کنند”

روزها و شب‌هایی بود که ترک تحریریه، با ترس آن بود که فردایی هم هست یا نه. آن روزها بیشتر حکم‌های دولتی بود که تعیین تکلیف می‌کرد. یک خط یا یک تماس تلفنی حکم خیلی‌ها را روشن می‌کرد. از فردای آن روز، روزی می‌افتاد به روزنامه‌ای دیگر. حداقل هر چه تعداد زیاد بود، صفحات جدید هم بودند که می‌آمدند. انجمنی هم بود که هر چند تیغش بران نبود و حرفش خریدار نداشت، اما تنها انجمنی بود که نام روزنامه‌نگاران را با خود می‌کشید که آن هم عمرش به یک دهه بیشتر نکشید و نسخه آن را هم با همان حکم‌ها پیچیدند.

حکم‌های حکومتی چندان جای چون و چرا نمی‌گذاشتند، اگر هم بود خریدار نداشت، اما حکم‌ها امروز جور دیگری می‌آیند. امروز حکم‌ها را صاحبان رسانه صادر می‌کنند. صاحبانی که بیشتر حکم بازرگان و حجره‌دار را دارند و افراد را تنها به چشم ابزار، یا حتی حقیرتر از آن، همچون یک مِلک می‌بینند. با قراردادهای زبانی “نیرو” به کار می‌گیرند و هر زمان اراده کنند حرف‌شان همچون برفی است که آفتاب دیده و ندیده آب می‌شود و بر زمین می‌رود؛ حرف‌های آنها هم بی اثر و نشانه تبخیر می‌شود. تا آنجا که نیاز است، ملک را به کار می‌گیرند و روزی دیگر واگذارش می‌کنند بی آن که گوشه چشمی‌ یا سر سوزن احساس مسئولیتی نسبت به آنانی داشته باشند که تا دیروز در این ملک نفس می‌کشیدند و دل‌شان به همین تکه خوش بود.

“روزنامه‌نگاران، همچنان سنگ دیگران را با صراحت یا استعاره بر سینه می‌کوبند بی آن که خطی بزنند از آن که این آخرین روزهای سال، اگر برای خیلی‌ها بوی عید نمی‌دهد، برای آنان علاوه بر آن بوی غصه و طعم در به دری‌های تازه را دارد”

حکم‌ها داستان امروز نیستند. همان موقع هم که بره‌کشان روزنامه‌ها بود، وضع چنین بود. قراردادها یا یک ساله بودند یا اصلاً قراردادی نبود، در نهایت حق‌الزحمه نوشته‌ای بود که با تاخیر و منت پرداخت می‌شد. اما؛ همین‌ها هم امروز همچون آفتاب لب بام است. عمرشان کوتاه و وعده پرداخت‌شان بلند. خیلی‌هایشان حتی کاغذ و نشانی ندارند برای معرفی خود که کجاها قلم زده‌اند.

دایره رکن چهارم دموکراسی چنان تنگ است که تا پشت درهای اتاق مدیران مسئول هم نمی‌رسد و همان جا وامانده است. آنان امروز خود نقش قاضی مرتضوی، قاتل دیروز مطبوعات را بازی می‌کنند. اگر او دیروز در جبهه دشمن سفره‌ها را برمی‌چید تا نان بر آن ننشیند، امروز صاحبان رسانه که به اصطلاح در جبهه دوست قرار دارند، کار او را انجام می‌دهند.

اگر دیروز معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد با کلام، خبرنگاران را به سخره می‌گرفت، امروز مدیران مسئول خیمه‌شب‌بازی را برپا می‌کنند. در این میان هیچ پناهی نیست برای آنان که حتی بی‌حقوق و تنها به پشتوانه باورشان به صحنه‌گردانی در رکن چهارم، همچنان سنگ دیگران را با صراحت یا استعاره بر سینه می‌کوبند بی آن که خطی بزنند از آن که این آخرین روزهای سال، اگر برای خیلی‌ها بوی عید نمی‌دهد، برای آنان علاوه بر آن بوی غصه و طعم در به دری‌های تازه را دارد. خانه به دوشی‌هایی که اگر سالانه نباشد، ماهانه و هفتگی‌اش قطعی است.


 


کیان افشارنیک

از سال ۲۰۰۹ و به ابتکار دو سازمان معتبر جهانی، گزارشگران بدون مرز و عفو بین‌الملل، ۱۲ مارس به‌عنوان «روز جهانی مبارزه با سانسور سایبری» انتخاب شده است.

۲۰۱۰ سال عجیبی برای شهروندان جهان مجازی (Netizens) بود. تعداد کاربران اینترنت در این سال از مرز ۲ میلیارد نفر گذشت، شبکه‌های اجتماعی با سرعتی باورنکردنی فراگیر و تاثیرگذار شدند و بسیاری از جنبه‌های زندگی انسان‌ها را دگرگون کردند. حالا در آغاز سال ۲۰۱۱ خرده‌رسانه‌ها چنان جهان را تکان‌ داده‌اند که بسیاری از متخصصان خیزش‌های خیره‌کننده مردمی و «بهار جهان عرب» را محصول این فن‌آوری‌های نوین می‌دانند.

سازمان گزارشگران بدون مرز امسال در روز جهانی مبارزه با سانسور سایبری، گزارشی ۱۰۰ صفحه‌ای درباره وضعیت آزادی بیان در جهان منتشر کرده و در آن ۱۰ کشور را به‌عنوان «دشمنان اینترنت» معرفی کرده است. نام ۱۶ کشور هم در این گزارش ذکر شده که به شیوه‌های گوناگون فعالیت‌های کاربران اینترنت را رهگیری می‌کنند. (ببینید: صفحه ویژه روز جهانی مبارزه با سانسور سایبری)

۱۰ کشور دشمن اینترنت عبارت‌اند از: ایران، چین، کوبا، برمه، کره شمالی، سوریه، عربستان سعودی، ترکمنستان، ویتنام و ازبکستان. این رژیم‌های سرکوب‌گر، از همه راه‌ها برای کنترل جریان اطلاعات بهره گرفته‌اند: از سانسور و حبس مخالفان و فعالان سایبری گرفته تا پروپاگاندا از طریق بمباران فضای مجازی با اطلاعاتی که توسط نیروهای «خودی» تهیه شده است.

این کشورها علاوه بر این‌که دسترسی کاربران به اینترنت را به شیوه‌های گوناگون محدود می‌کنند، فعالیت‌های کاربران را هم رهگیری می‌کنند و همه شیوه‌های سرکوب‌گرانه حاکمیت خود را به فضای مجازی نیز تسری داده‌اند. (بخوانید: گزارش کامل گزارشگران درباره ایران)

رسانه‌های نوین، در میانه‌ی سرکوب و انقلاب

بر اساس آمار اعلام‌شده توسط گزارشگران بدون مرز، یک‌سوم کاربران اینترنت به اشکال مختلف با سانسور دست‌وپنجه نرم می‌کنند و نزدیک به ۶۰ کشور به درجات مختلف محدودیت‌هایی در فضای مجازی اعمال می‌کنند و شهروندان جهان مجازی را مواخذه یا محاکمه می‌کنند.

در سال ۲۰۱۰ دامنه سانسور، پروپاگاندا و سرکوب به‌طور چشمگیری گسترش یافته و امروز دست‌کم ۱۱۹ وب‌نگار فقط به‌خاطر بهره‌گیری از اینترنت برای ابراز نظرات و انتشار آزادانه عقاید خود، در زندان به سر می‌برند. گزارشگران بدون مرز به این نکته هم اشاره کرده است که موضوعاتی نظیر انتشار اسناد محرمانه و دیپلماتیک توسط ویکی‌لیکس و مساله مالکیت معنوی (Intellectual Property) حتی حمایت کشورهای دموکراتیک از آزادی بیان را نیز به چالش کشیده است.

ژان فرانسوا ژولیار، دبیر اول سازمان گزارشگران بدون مرز می‌گوید: «اگرچه اینترنت قدرت و تاثیر خود را در تغییرات اساسی سیاسی در مصر و تونس نشان داد، اما همچنان نیاز مبرمی به دفاع از آزادی بیان آنلاین و حمایت از فعالان سایبری وجود دارد.»

در گزارش گزارشگران بدون مرز، درباره ایران آمده است: «ایران سرکوب کاربران و فعالان آنلاین و رهگیری فعالیت‌های آنان را در سال جاری تشدید کرده و در مقاطع زمانی نزدیک به اعتراضات و تظاهرات مخالفان، از پهنای باند و سرعت اینترنت کاسته است. ایران همچنان به ارسال پارازیت روی سیگنال‌های ماهواره‌ای و شنود مکالمات تلفنی ادامه‌ می‌دهد و مصاحبه‌کنندگان با رسانه‌های خارجی را به تامین منافع دولت‌های خارجی متهم می‌کند. چنیدن وب‌نگار و کاربر اینترنت در ایران محکوم به مرگ شده‌اند.»

سازمان گزارشگران بدون مرز در سال ۲۰۰۹ هم فهرست مشابهی را با عنوان «حفره‌های سیاه اینترنت» منتشر کرده بود که اکنون کشورهایی همچون مصر و تونس دیگر از آن خارج شده‌اند.

جایزه Netizen امسال گزارشگران بدون مرز هم به وب‌سایت تونسی Nawat اهدا شده است که با مدیریت سامی بن‌غربیه، نقش چشمگیری در به ثمر نشستن انقلاب مردم این کشور پس از براندازی دیکتاتوری ۲۴ ساله زین‌العابدین بن‌علی داشت.

این وب‌سایت که منعکس‌کننده اخبار پیرامون خیزش مردمی در تونس بود، از همه شبکه‌های اجتماعی و خرده‌رسانه‌ها برای تحقق این هدف بهره گرفت.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به azadcyber-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به azadcyber@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته