محسن پزشکپور، بنیان گذار حزب «پان ایرانیست» در 16 دی ماه در تهران در پی بیماری طولانی درگذشت. او هنگام مرگ 83 سال داشت و یک فرزند دختر از او باقی مانده است. محسن پزشکپور در سال 1330 «حزب پان ایرانیست» را تاسیس کرد. او حقوقدان، وکیل دادگستری و نماینده مجلس شورای ملی ایران بود و یکی از معروفترین نطق های خود را در مخالفت با استقلال بحرین در مجلس شورای ملی ایراد کرد.
آيا بمبی که شب سال نو ميلادی در برابر کليسای مسيحيان قبطی در بندر اسکندريه مصر منفجر شد و به خشونت ها و تظاهرات گسترده ای در اين کشور منجر شده، می رود که پايه های حکومت حسنی مبارک مبتلا به سرطان را بلرزاند و اوضاع کشوری که خود را «پيشآهنگ دنيای عرب» مینامد، دگرگون کند؟آيا بمبی که شب سال نو ميلادی در برابر کليسای مسيحيان قبطی در بندر اسکندريه مصر منفجر شد و به خشونت ها و تظاهرات گسترده ای در اين کشور منجر شده، می رود که پايه های حکومت حسنی مبارک مبتلا به سرطان را بلرزاند و اوضاع کشوری که خود را «پيشآهنگ دنيای عرب» مینامد، دگرگون کند؟ پاسخ چه آری، چه نه، بیثبات شدن مصر، نگرانی زيادی هم در ميان حاکميت مصر ايجاد کرده و هم سران کشورهای ديگر منطقه را واداشته که با حساسيت اوضاع مصر را دنبال کنند و هم اسرائيل نگران است که هر گونه دگرگونی سياسی، بر سرنوشت پيمان صلح سرد مصر با اسرائيل اثرات عميقی بگذارد. در انفجارشب سال نو در برابر کليسای القديسين در اسکندريه ۲۱ نفر کشته و بيش از يکصد تن زخمی شدند؛ همان کليسايی که آوريل ۲۰۰۶ نيز در آن يک نمازگزار مسيحی با ضربات چاقو کشته شده بود. پس از انفجار شب سال نو، مسيحيان قبطی خشمگين به آسانی به خانهها بازنگشتهاند. آنها در اسکندريه و دهها نقطه ديگر مصر دست به تظاهرات زدهاند که واکنش نيروهای دولتی مصر را در پی آورده است؛ صحنهها اکنون به زد وخورد ميان نيروهای امنيتی با مسيحيان تبديل شده است. اتفاقا در خود اسکندريه کمتراز ساير نقاط کشور تظاهرات خشونت بار از سوی مسيحيان رخ داده است؛ آنها که تمرکزشان در اسکندريه است، بر نيايش تاکيد کردهاند. تظاهرکنندگان در قاهره و آسيوت و نقاط ديگر میپرسند که «اگر مسجد مسلمانان منفجر شده بود، دولت دست روی دست میگذاشت؟» مسيحيان شاکی هستند که تهديدها و تعرضها به زندگیشان به امری دايمی تبديل میشود، و به گفته آنها «دولت در سکوت نظاره میکند و بيکار نشسته است». مسيحيان میگويند که دولت از مجازات اسلامگرايان میترسد. مسيحيان در تظاهرات روزهای اخيرخطاب به دولت و نيروهای امنيتی شعار میدهند: «يا با آنها يا با ما». منظورشان از «آنها»، تروريست ها هستند. هنگامی که وزيری به نمايندگی از سوی دولت به ملاقات سراسقف شنوده سوم، رهبر کليسای مسيحيان قبطی در قاهره فرستاده شد تا تسليت بگويد، اتومبيلش سنگ باران شد و دهها نيروی محافظتی برای سالم بيرون بردن وزير از ملاقات تقلای بسياری کردند. همين رفتار درمورد شيخ احمد الطيب، روحانی بلند پايه مسلمان و رييس جامعه الازهر نيز تکرار شد که او نيز از نداهای خشمگين تظاهرکنندگان درطول ملاقاتش با اسقف شنوده سوم در امان نماند. دهها نفر در تظاهرات و رخدادهای خشونت بار پس از انفجار زخمی و دستگير شدهاند. سراسقف مسيحيان معتقد است که «افرادی غيراز مسيحيان نيز از وضعيت سو استفاده کرده و به تظاهرات پيوستهاند.» اما اين رخدادهای خشونت بار اين بار موجب خشنودی صريح اسلامگرايان افراطی هم که از دههها پيش در انتظار برافکندن «فرعون» بوده اند، نيست زيرا نه آنها هستند که سرآغاز اين وضع شدهاند بلکه اين مسيحيان مصری هستند که برای رفع تبعيضهای اجتماعی عليه خود بپا خاستهاند. تنشهای گسترده در مصر از اين نظر حساسيت بيشتری برانگيخته است که حسنی مبارک ۸۲ ساله هرچند با موی رنگ کرده و ظاهر آراسته و گاه با انجام سفرهای خارجی چنين جلوه میدهد که همانند سه دهه اخير حرف اوست که «فصلالخطاب» است، اما رنگ رخساره و گاه لرزشهای بدن و دستانش حال درونیاش را گواه میدهد و اين پرسشها را بر میانگيزاند که مصر در آستانه انتخابات رياست جمهوری به کجا میرود؟ مبارک سه دهه دست بالا را در حاکميت اين کشور مهم داشته اما اکنون تلاشش برای قبولاندن جمال مبارک بعنوان رهبر بعدی ظاهرا به سنگ خورده و حزب حاکم میگويد که خود مبارک نامزد انتخابات رياست جمهوری است. انتخابات مجلس مصر در هفتههای اخير اعتراض بسياری برانگيخت و کسی روی آن را ندارد که از دموکراتيک بودن نتيجه دفاع کند. در چنين وضعيتی، مبارک و بلند پايگان رسمی مصر از «دستان بيگانه» در انفجار شب سال نوی اسکندريه سخن گفتهاند. سازمان اطلاعات مصر نيز میگويد که دخيل بودن نيروهای القاعده کاملا محتمل است. شماری از دستگيرشدگان در ساعات نخست پس از انفجار در بازداشت مانده و بازجويیها از آنان ادامه دارد و شماری ديگر آزاد شدهاند. شيخ ايمن الظواهری، مرد شماره دو القاعده و دست راست اسامه محمد بن لادن، رهبر القاعده، همچنان زنده است و در بسياری از پيامهای خود پيوسته از تهديد «فرعون مصر» سخن رانده است. ايمن الظواهری را بسياری از هموطنان مصریاش از زمانی که پزشکی اسلامگرا بود، به ياد دارند. اما در مصر همواره عواملی هستند که دست اسرائيل و «صهيونيستها» را در هرمسالهای در کشورشان هم دخيل میبينند. در اين انفجار نيز همين عوامل، اسرائيل را به عنوان برنامه ريز اين اقدام معرفی کردهاند. نيروهايی از شاخه مصری اخوان المسلمين در مصاحبههايی با شبکههايی مانند الجزيره در روزهای اخير با حرارت بسيار میپرسند که «تنها عاملی که از ايجاد نفاق ميان برادران مصری سود میبرد»، چه کسی جز اسرائيل و موساد آن است؟ اما اخوان المسلمين در مطرح کردن چنين اتهامی تنها نيستند؛ يک نماينده مجلس مصر از مسيحيان قبطی نيز به الجزيره میگويد که اطمينان دارد که صهيونيستها چشم ندارند که ثبات مصر را ببينند. اتفاقا درهمين حال است که طبق جدول زمانی که از مدتها قبل از انفجار تعيين شده بود، قرار است که بنيامين نتانياهو، نخست وزير اسرائيل پنجشنبه ششم ژانويه برای ديداری ديگر با حسنی مبارک راهی قاهره شود. نتانياهو از زمان رسيدن دوباره به اين پست، بيش از هر رهبر منطقهای ديگر، با مبارک ديدار کرده و هربار نيز نتانياهو بوده که برای ملاقاتها راهی مصر شده، و به قول اسلامگرايان «اين صهيونيست خاک مصر اسلامی را آلوده کرده است». مقالهها و يادداشتهای روز در روزنامههای مصر نسبت به «جنگ داخلی» در اين کشور زبان به هشدار گشودهاند. روزنامه نسبتا مستقل الشروق نوشته است که «تظاهرکنندگان حق دارند خشمگين باشند...اما مبادا که بازيچه دست بيگانگانی شوند که مسوول انفجار بوده اند...خشم مسيحيان طبيعی است اما غرق شدنشان در خشم و عقده خطرناک تر است و تنها آنها را منزوی تر خواهد کرد که اين، همان هدف اصلی برنامه ريزان ترور بوده است». اما اکنون مسيحيان قبطی در کشورهای بسياری در اروپا نيز گفتهاند که آنها و کليساهايشان تهديد شده اند. اسقف قبطیهای آلمان از وزارت کشور آلمان خواسته است که به تهديدهايی که از طريق اينترنت دريافت شده، رسيدگی کند. اسقف انبا دميان به روزنامه بيلد گفته است که پليس آلمان در گذشته نيز بارها به او و کليسای قبطی نسبت به احتمال وقوع تعرض هايی از سوی مسلمانان افراطی هشدار داده بود. به گزارش رويترز، سازمانهای اطلاعاتی اروپا تاييد میکنند که تهديدهای تازه تنها متوجه مسيحيان مصری نبوده بلکه القاعده تهديد کرده که ۵۰ کليسای مسيحيان قبطی در سراسر اروپا را نيز مورد تعرض قرارمیدهد. پاپ بنديکت شانزدهم، رهبر کاتوليکهای جهان و شمار زيادی از سران کشورهای جهان از دولت مصر خواستهاند که در راه حفاظت از زندگی مسيحيان اين کشور باستانی بکوشد؛ سخنانی که واکنش شيخ الازهر، احمد الطيب را درپی آورد که پاپ را به «دخالت در امور مصر» متهم کرد. مسيحيان قبطی مصر اورتودوکس هستند و ميلاد عيسی مسيح را در روزهای ششم يا هفتم ژانويه جشن میگيرند. لذا تهديدهای بيشتر متوجه اين تاريخ هاست. اسقف دميان در آلمان به روزنامه بيلد گفت که پليس ضد ترور آلمان به او گفته که خطرجدی ممکن است در همين دو روز باشد. مسيحيان قبطی مصر اکنون تنها ده درصد از جمعيت هشتاد و پنج ميليون نفری اين کشور را تشکيل میدهند و مصر در طول دهههای اخير به عنوان «کشور اسلامی» مطرح بوده و تعهد حاکميتش، عليرغم داشتن نزديکترين مناسبات با آمريکا وغرب، به اسلام و پيشبرد مسلمانان، همواره موجب حرمان هايی در حق مسيحيان و ساير اقليت های مذهبی شده است. مسيحيان بسياری از مصر رفتهاند؛ امری که در سراسر خاورميانه يک جريان پرشتاب است. خاورميانه بويژه از پس از حملات مرگبار نيروهای القاعده، از وجود مسيحيانش خالی میشود. در سرزمينهای فلسطينی نيز بيت لحم، زادگاه مسيح بدليل فشارهای زياد حماس و محدوديتهای ديگری که ناشی از تنش در مناسبات فلسطينیها و اسرائيل است، از وجود مسيحيان خالی میشود. در عراق، مسيحيان، امسال هولناکترين ايام را داشتند. گروگانگيری مرگبار ماههای اخير در کليسای بغداد با دهها کشتهاش، همراه با ادامه تهديدهای القاعده و اسلامگرايان افراطی، موجب شد که مسيحيان عراقی در گريز از اين قديمیترين کانون تمدن بشری بيشتر تشويق شوند و مسيحيان باقيمانده نيز در ترس زندگی کنند و حتی جرات رفتن به کليسا را نداشته باشند. اکنون که سراسر خاورميانه از وجود اقليتهای مذهبی خالی میشود، تنها مصر بود که افتخار میکرد که برخوردار از گروه نسبتا چشمگير مسيحيان است. بسياری از درگيریهای سال های اخير ميان مسلمانان افراطی با مسيحيان مصری بر سر مسايلی مانند مسلمان شدن برخی زنان مسيحی بود که درپی ازدواج ناچار به گرويدن به اسلام شده بودند اما ممکن است از اين به بعد تنها مسايلی خرد و حاشيهای نباشد که زندگی اين ده دوازده ميليون نفر مسيحی را به آشوب بکشاند. قبطیهای مصر در آن کشور برای خود حق آب و گل قايلند. از قديمیترين جمعيتهای مصر بودهاند. هنگامی که اسلام به مردم مصر تحميل شد، قبطیها تا قرنها بعد همچنان در اکثريت بودند اما اکنون ده درصد باقی مانده نيز عرصه زندگی را برخود هرچه بيشتر تنگ میبينند؛ چرا که القاعده و اسلامگرايان افراطی، سراسر خاورميانه را اسلامی میخواهند.
یوسف رضا گیلانی، نخست وزیر پاکستان روز پنج شنبه در پارلمان این کشور گفت که دولت افزایش قیمت بنزین را لغو می کند. تصمیم دولت برای افزایش 9 درصدی بهای بنزین از اول ژانویه، یک هفته پیش، سبب شد تا «حزب متحده قوامی» در اعتراض از دولت ائتلافی خارج شود که در نتیجه دولت اکثریت پارلمانی خود را از دست داد.
انتخابات کنفدراسیون فوتبال آسیا برای تعیین روسا، نایب رئیسان، اعضای کمیته اجرایی و سایر مقام ها روز پنج شنبه در دوحه قطر برگزار شد، اما ایران نتوانست به هیچ سمتی دست یابد. علی سعیدلو، معاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان تربیت بدنی ایران خود را نامزد نایب رئیسی کمیته اجرایی کرده بود که رای نیاورد و بجای او نماینده نپال انتخاب شد. این کرسی قبلا در اختیار محسن صفایی فراهانی بود که پس از انتخابات بازداشت و زندانی شد و ناچار از نامزدی دوباره برای این سمت استعفاء داد.
در حالی که شبکه العالم، وابسته به جمهوری اسلامی، به نقل از یک منبع امنیتی ایران بازداشت يک زن آمريکايی در مرز ايران و ارمنستان را رد کرده است، آمريکا میگويد در تلاش است تا اطلاعات بيشتری در اين زمينه کسب کند.در حالی که شبکه العالم، وابسته به جمهوری اسلامی، به نقل از یک منبع امنیتی ایران بازداشت يک زن آمريکايی در مرز ايران و ارمنستان را رد کرده است، آمريکا میگويد در تلاش است تا اطلاعات بيشتری در اين زمينه کسب کند. مارک تونر، سخنگوی وزارت امور خارجه آمريکا، روز پنجشنبه گفت است که واشينگتن در تلاش است تا اطلاعات بيشتری در مورد خبر بازداشت يک زن آمريکايی مظنون به جاسوسی درمرز ايران کسب کند. بیشتر بخوانید: «بازداشت زن آمریکایی مجهز به تجهیزات جاسوسی» در یک روستای مرزی ایران اين در حالی است شبکه تلويزيون العالم، وابسته به جمهوری اسلامی، روز پنجشنبه به نقل از يک «منبع امنيتی» گزارش داده است که نيروهای مرزی ايران هفته گذشته به يک زن آمريکايی، که برخی از رسانههای خبری از او به عنوان جاسوس نام بردهاند، اجازه ورود به خاک اين کشور را ندادهاند. روز چهارشنبه برخی از سايتهای خبری در ايران عمدتاً به نقل از يک سايت خبری در استان خراسان شمالی خبر دادند که «يک زن آمريکايی ۵۵ ساله که در دندانهای خود تجهيزات جاسوسی کار گذاشته و بدون ويزا از ارمنستان وارد ايران شده بود» توسط مأموران امنيتی بازداشت شده است. اخبار متناقض در همين زمينه، مارک تونر روز پنجشنبه گفت: «اخبار متناقض زيادی در اين باره منتشر شده است.» مارک تونر که باخبرنگاران صحبت میکرد، افزود: «ما از طريق سفارت سوييس در تلاشيم تا صحت اطلاعاتی موجود در باره اين حادثه را مشخص کنيم. وقتی که اطلاعات بيشتری دريافت کنيم در اختيار رسانهها قرار میدهيم.» از زمان قطع روابط ديپلماتيک ايران و آمريکا سفارت سوييس در تهران حافظ منافع ايالات متحده در جمهوری اسلامی است. مارک تونر همچنين تاکيد کرده است که سفارت آمريکا در ايروان نيز پيگير اين موضوع است. با اين حال مارک تونر میگويد نمی تواند تاييد کند که اين زن، شهروند آمريکا است يا نه. شبکه تلويزيونی العالم روز پنجشنه گفته است که به زن آمريکايی به علت نداشتن ويزای سفر به جمهوری اسلامی اجازه ورود از ارمنستان به خاک ايران داده نشده است. انتشار خبر در سایتی در خراسان سايت خبری نسيم که در استان خراسان شمالی فعاليت میکند و عمدتاً اخبار و اطلاعات مربوط به اين استان را پوشش میدهد، علاوه بر اين مدعی شده بود که نام اين زن آمريکايی «حال تالايان» است و «مأموران گمرک نوردوز» وی را در حالی که «در دندانهای خود تجهيزات فنی جاسوسی (ميکروفون) کار گذاشته بود» دستگير کردهاند. نوردوز يکی از روستاهای مرزی استان آذربايجان شرقی است که از توابع شهرستان جلفاست که در حاشيه رود ارس قرار دارد. پل مرزی نوردوز از راههای اصلی تبادل کالا ميان دو کشور ايران و ارمنستان است و از سال ۷۴ نيز يک بازارچه مرزی در اين منطقه ميان دو کشور گشايش يافته و علاوه بر اين صادرات گاز ايران به ارمنستان نيز از اين نقطه انجام میشود. سايت خبری نسيم همچنين بدون اشاره به منبع خبر خود مدعی شده بود که فرد بازداشت شده «پس از دستگيری اظهار کرد که اگر جمهوری اسلامی ايران او را به ارمنستان عودت دهد، توسط نيروهای امنيتی اين کشور کشته میشود.» اين خبر با اندکی تغيير در شماره پنجشنبه روزنامه دولتی ايران بازتاب يافت اما در خبر روزنامه ايران نيز که در ستون ويژه اخبار غيررسمی اين روزنامه، «ديگه چه خبر»، منتشر شد، اشارهای به منبع اصلی اين خبر نشده است. در همین زمینه، خبرگزاری نيمهرسمی فارس که به منابع امنيتی در ايران نزديک است به نقل از «يک منبع آگاه» اين خبر دستگيری را تأييد کرد.
در واکنش به اظهارات وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی، درباره علیرضا بهشتی، که وی را به داشتن جزوههایی برای «اندازی دین» متهم کرده بود، فرزند آیت الله بهشتی طی نامهای اتهامات وزیر اطلاعات را رد کرد و گفت: «اعتقاد ندارم که دین را بشود براندازی کرد، هرچند رفتارهای بیتناسب با دین که به نام دین انجام می شود، میتواند باعث رویگردانی از دین شود.»در واکنش به اظهارات وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی، درباره علیرضا بهشتی، که وی را به داشتن جزوههایی برای «اندازی دین» متهم کرده بود، فرزند آیت الله بهشتی طی نامهای اتهامات وزیر اطلاعات را رد کرد و گفت: «اعتقاد ندارم که دین را بشود براندازی کرد، هرچند رفتارهای بیتناسب با دین که به نام دین انجام می شود، میتواند باعث رویگردانی از دین شود.» بیشتربخوانید: وزیر اطلاعات از کشف جزوه براندازی دین از منزل یکی از «سران فتنه» خبر داد محمدرضا تاجیک از مشاوران موسوی و خاتمی بازداشت شد بازداشت علیرضا بهشتی مشاور ارشد میرحسین موسوی پنج سال زندان برای رئیس ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی پنجشنبه گذشته، حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی، با اشاره به رویدادهای پس از انتخابات گفته بود: «از منزل یکی از سران رده اول فتنه که در واقع اتاق فکر آنان بود، جزوه بسیار تکاندهندهای به دست آمد که در آن طرح براندازی دین از ایران، پیش از انتخابات تاکنون ترسیم شده بود.» وزیر اطلاعات در ادامه صریحا از مشاور ارشد میرحسین موسوی نام برده و افزود: «این جزوه از دفتر علیرضا بهشتی به دست آمد و برای مطالعه و بررسی در اختیار یکی از بزرگان قرار گرفت و تدوین کنندگان آن مشخص شدند.» علیرضا بهشتی در واکنش به اظهارات وزیر اطلاعات با رد این اتهامات، نوشته است: «متن خبر روشن نمیکند که جزوهای که در منزل بدست آمده با جزوهای که در دفتر بوده یکسان و مربوط به دستگیری شهریورماه سال ۱۳۸۸ یا دستگیری دی ماه همان سال است.» علیرضا بهشتی، مشاور ارشد میرحسین موسوی، پس از انتخابات، در شهریور و دی ماه سال ۱۳۸۸ به زندان افتاد ؛ آیت آلله خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، سال گذشته در حالی که علیرضا بهشتی در زندان دچار حمله قلبی شده بوده، از مزار آیت الله بهشتی دیدار کرد. مشاور ارشد میرحسین موسوی میافزاید: «با آنچه در بازجوییها مطرح شد، احتمال میدهم اشاره مقام مذکور به دو جزوه باشد که ماجرای هر دو را برای ثبت در تاریخ توضیح میدهم. نویسنده یکی از این جزوهها که موضوع آن تجزیه و تحلیل علمی حوادث پیش و پس از انتخابات بود، یکی از اساتید دانشگاه است که از قضا روزگاری دست اندرکار آموزش نظری مسئولان بلندپایه دستگاه امنیتی کشور بوده و طی دیداری، مطالب آن را در حضور من و گروهی از اساتید دانشگاه ارایه کرد.» به گفته علیرضا بهشتی متن مذکور که احتمالا وزیر اطلاعات به آن اشاره داشته «بحثی علمی» و «از گونهای بود که دانشگاهیان علوم اجتماعی در طول حیات علمیشان با آن سروکار دارند.» علیرضا بهشتی در بخشی دیگر از جواب خود مینویسد: «احتمال دیگر این است که اشاره مقام امنیتی مذکور به جزوهای باشد که گروهی از افراد و از جمله من در جمعیت توحید و تعاون تحت عنوان "الگوی زیست مسلمانی" تهیه کرده بودیم و در سال ۱۳۸۸ جهت اطلاع و نظرخواهی ابتدا به صاحبنظران مختلف، از جمله مقام رهبری، مراجع عظام، مدرسین حوزه علمیه، اساتید دانشگاه و سیاستمداران ارسال شد و در زمستان همان سال در نشستی با عنوان "گفتمان دهه چهارم: ضرورت تغییر و تحول" در سالن مرکز همایشهای رایزن در حضور جمع کثیری از صاحبنظران و نیز خبرنگاران، ارایه و تشریح شد. » وی میافزاید: «حال چگونه تلاشهای فکری از این دست میتواند در جهت مقابله با نظام جمهوری اسلامی یا به تعبیر مقام مذکور، براندازی دین" فهمیده شود، پرسشی است که همچنان برایم بی پاسخ مانده است. اعتقاد ندارم که دین را بشود براندازی کرد، هرچند رفتارهای بیتناسب با دین که به نام دین انجام میشود، چنانچه به گواهی تاریخ دینداری در اروپا و نیز در میان مسلمانان اتفاق افتاده، میتواند باعث رویگردانی از دین شود.» مشاور ارشد میرحسین موسوی تصریح میکند: «چه چیز ضد دینتر از اتخاذ اعمال و روشهایی که با اخلاق، که پیامبر این دین هدف از بعثت خود را ارتقای آن در جامعه اعلام میکند، در مغایرت و مخالفت آشکار است.» علیرضا بهشتی مینویسد: «سیل تهمت و ناسزایی که این روزها در رسانههای رسمی و نیمه رسمی به سمت بزرگان و پیشگامان این انقلاب و یاران دیرینه امام روانه شده، مرا بیاد ماههای نخست پس از پیروزی میاندازد؛ ماههایی که یاران راستین امام از خشونتورزی تبری میجستند و عالمانه با کسانی که نه تنها منتقد نظام، بلکه مخالف دین حاکم بودند در رسانه ملی بر سر یک میز به گفتگوی مستدل مینشستند.» وی تصریح میکند: «پرسشی که این روزها بیشتر از پیش ذهنم را به خود مشغول داشته این است که خون چند مظلوم دیگر باید بر زمین ریخته شود تا خشونتطلبی و زورمداری از این سرزمین برای همیشه رخت بربندد؟» پس از انتخابات مناقشهبرانگیز ریاست جمهوری که نتیجه آن توسط هر سه نامزد رقیب محمود احمدینژاد زیر سئوال رفت، بسیار از هواداران و نزدیکان میرحسین موسوی و مهدی کروبی توسط حاکمیت دستگیر شدند و دهها نفر از آنها نیز در دادگاههای موسوم به «کودتای مخملی» پس از حبسهای انفرادی به محاکمه کشیده شدند. در رویدادهای پس از انتخابات، از جمله چند تن از مشاوران ارشد میرحسین موسوی، مانند علیرضا بهشتی، قربان بهزادیاننژاد، علی عرب مازار، علیرضا بهشتی شیرازی و محمدرضا تاجیک نیز به زندان افکنده شدند.
کمیسیون ویژه ای که از سوی باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا مامور بررسی نشت نفت در خلیج مکزیک در ماه آوریل گذشته شده بود، شرکت های بریتیش پترولیوم ، هلیبرتون و ترانس اوشِن را به سهل انگاری مداوم در رعایت مقررات متهم کرده است. در این گزارش گفته می شود که مدیریت این شرکت ها مسائل ایمنی را فدای سرعت انجام کار و صرفه جویی در هزینه ها کردند. در پی انتشار این گزارش که شرکت بریتش پترولیوم را تنها مقصر آن فاجعه محیط زیستی نشناخته، سهام این شرکت افزایش یافت.
هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا روز جمعه برای دیداری سه روزه راهی منطقه خلیج فارس می شود. خانم کلینتون از امارات متحده عربی، عمان و قطر دیدار خواهد کرد. در اطلاعیه وزارت خارجه آمریکا آمده است که هیلاری کلینتون درباره روابط دو جانبه و مسائل منطقه ای و همچنین اهمیت همکاری دولت ها و جامعه مدنی با رهبران، مقام ها و فعالان حقوق مدنی در این کشورها گفتگو خواهد کرد و در مجمع اقتصادی خاورمیانه، شمال آفریقا و کشورهای گروه هشت در قطر شرکت می کند.
مسعود ميرکاظمی، وزير نفت جمهوری اسلامی، مدير جديد شرکت نفت و گاز پارس را منصوب کرد. شرکت نفت و گاز پارس وابسته به شرکت ملی نفت ايران است و ماموريت توسعه ميدان پارس جنوبی، بزرگترین میدان گازی ايران را بر عهده دارد. در حکم انتصاب «موسی سوری» به مدیریت عامل جدید شرکت نفت و گاز پارس آمده است که از او انتظار می رود در اجرای فازهای توسعه این ميدان و سایر حوزه ها «مجدانه تلاش» کند. مدير عامل جديد شرکت نفت و گاز پارس در حالی منصوب شده که امريکا در ۲۹ آذرماه گذشته نام این شرکت را به خاطر آنچه کمک به برنامه اتمی و موشکی ایران توصیف شده، به فهرست تحريم های قبلی ایران افزود.
تلویزیون عربی زبان العالم ِ ایران بنقل از یک منبع اطلاعاتی می گوید که برخلاف گزارش ها، یک زن آمریکایی مظنون به جاسوسی، در مرز ایران و ارمنستان بازداشت نشده، بلکه این زن ویزا نداشته و از ورود او به ایران جلوگیری شده است. از سوی دیگر خبرگزاری فارس ساعاتی پیش از آن گفته بود که این زن هنگامی که قصد داشت وارد ایران شود، به اتهام جاسوسی بازداشت شد. این خبرگزاری حتی افزوده که میکروفونی در دندان این زن جاسازی شده بود. مارک تونر، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا گفت که در حال حاضر گزارش های ضدو نقیضی در اینباره منتشر شده و آنها ترجیح می دهند صبر کنند ببینند ماجرا چیست. ارمنستان هم ابراز نظری نکرده است.
پاکستان و هياتی از سوی «کميته عالی کابل برای صلح» موافقت کرده اند جرگه صلح برگزار کنند. وزارت خارجه پاکستان می گويد اين تصميم در جريان ديدار روز پنج شنبه هيات افغانی به رياست برهان الدين ربانی گرفته شد. کميته عالی کابل برای صلح، وظيفه ترغيب طالبان به پيوستن به مذاکرات صلح در افغانستان را برعهده دارد. زمان و مکان برگزاری جرگه صلح اعلام نشده است.
تمام رايزنی ها و رفت و آمدهای چند ماه اخير علی سعيدلو با مسئولين ورزش کشورهای حوزه خليج فارس، حتی برای غلبه بر نماينده نپال هم کفايت نکرد و معاون محمود احمدی نژاد رئيس جمهور ايران، با دست خالی، اجلاس کنفدراسيون فوتبال آسيا در دوحه را ترک کرد.تمام رايزنی ها و رفت و آمدهای چند ماه اخير علی سعيدلو با مسئولين ورزش کشورهای حوزه خليج فارس، حتی برای غلبه بر نماينده نپال هم کفايت نکرد و معاون محمود احمدی نژاد رئيس جمهور ايران، با دست خالی، اجلاس کنفدراسيون فوتبال آسيا در دوحه را ترک کرد. اين دومين ناکامی انتخاباتی علی سعيدلو در پنج سال اخير است. محمود احمدی نژاد در دولت نهم، سعيدلو که از نزديک ترين يارانش است را به عنوان وزير پيشنهادی نفت به مجلس شورای اسلامی معرفی کرد. سعيدلو اما با ۱۰۱ رأی موافق در برابر ۱۲۳ رأی مخالف و ۳۸ رأی ممتنع، از دريافت رای اعتماد مجلس برای وزارت نفت ناکام ماند. اين بار اما صحنه رقابت، نه حوزه نفت که عرصه ورزش و مستطيل سبز بود. سعيدلو که پيشنهاد کارشناسان ورزش ايران مبنی بر انصراف از کانديداتوری را جدی نگرفته بود، باز هم در جلب آرا ناموفق عمل کرد. در بخش کميته اجرايی نيز علی کفاشيان نامزد شده بود که پيش از آغاز انتخابات به نفع سعيدلو کناره گيری کرد. اما حتی اين اقدام نيز در جلب آرای کافی برای سعيدلو موثر نبود. قبلاً اين کرسی در اختيار محسن صفايی فراهانی بود که پس از انتخابات رياست جمهوری در ۲۲ خرداد سال ۱۳۸۸، بازداشت و به زندان اوين شد. با استعفای ناگزير او، علی کفاشيان خودش را برای عضويت در کميته اجرايی AFC نامزد کرده بود. فهرست افراد برگزيده در انتخابات اجلاس روز پنجشنبه کنفدراسيون فوتبال آسيا به شرح زير است. رياست: محمد بن همام تنها نامزد رياست AFC بود که در سمت خود ابقا شد تا برای سومين دوره متوالی در اين جايگاه باقی بماند. نايب رييس فيفا: وليعهد علی بن حسين شاهزاده اردن، چانگ مونگ از کره جنوبی را شکست داد و نايب رييس منتخب اين کنفدراسيون در فيفا شد. اعضای کميته اجرايی فيفا: فرناندو مانيلا از سريلانکا (منطقه جنوب و مرکز)، ماکوی از تايلند (منطقه آسه آن) و ژانگ از چين (منطقه شرق). نايب رئيس ای اف سی: در منطقه غرب، گانش تاپا از نپال در رقابت با علی سعيدلو توانست ۲۵ رای از ۴۵ رای را به دست آورد و برای يک دوره چهارساله نايب رييس AFC شود. در منطقه آسه آن، وليعهد عبدالله سلطان احمد شاه از مالزی تنها نامزد اين منطقه بود و بدون رقيب انتخاب شد. در منطقه شرق، ژانگ از چين با انصراف دو نامزد ديگر، بدون رقيب انتخاب شد. نماينده زنان: برای انتخاب عضو زن در کميته اجرايی، محفوظه اختر از بنگلادش تنها نامزد حاضر بود که بدون رقيب، برگزيده شد. کميته اجرايی AFC : در منطقه غرب، علی بن خليفه از بحرين، حافظ المدلج از عربستان و سعيد خالد از عمان انتخاب شدند. در مناطق مرکزی و جنوبی آسيا نيز علی عظيم از مالديو به اتفاق پرافول از هند و مخدوم فيصل از پاکستان انتخاب شدند. در منطقه شرق، بيانامخ از مغولستان، کوزو تاشيما از ژاپن و ريچارد از گوام انتخاب شدند. همچنين وينستونگ از سنگاپور و نماينده ويتنام به عنوان اعضای جديد اين کميته انتخاب شدند و زاو زاو از ميانمار هم در سمت خود ابقا شد تا شمار اعضای کميته اجرايی به ۱۲ نفر برسد. مدت زمان تصدی گری در سمت های فوق، تا سال ۲۰۱۵ خواهد بود.
در واکنش به انتشار برخی شایعهها، درباره عزل وزیر فرهنگ و ارشاد، علی مطهری، از نمایندگان مجلس میگوید پس از برکناری منوچهر متکی، آیت الله خامنهای به رئیس دولت گفته است وزیر دیگری را عزل نکند.در واکنش به انتشار برخی شایعهها، درباره عزل وزیر فرهنگ و ارشاد، علی مطهری، از نمایندگان مجلس میگوید پس از برکناری منوچهر متکی، آیت الله خامنهای به رئیس دولت گفته است وزیر دیگری را عزل نکند. بیشتر بخوانید: برکناری همزمان و ناگهانی ۱۴ مشاور محمود احمدینژاد علی مطهری، نماینده اصولگرا و از منتقدان محمود احمدینژاد، در این باره به خبرآنلاین گفت: «بعید میدانم که آقای احمدینژاد وزیر دیگری را عزل کرده باشد.» علی مطهری ضمن بیاطلاعی از برکناری احتمالی وزیر ارشاد گفت: «شنیدهام که پس از برکناری آقای متکی، رهبری به رئیس جمهور گفتهاند که دیگر وزیری را عزل نکند.» این نماینده منتقد دولت همچنین با کنایه افزود: «مگر اینکه آقای حسینی هم به مشایی پشت کرده باشد.» روز چهارشنبه، جواد شمقدری، معاون امور سینمایی وزیر ارشاد هم در واکنش شایعه برکناری وزیر ارشاد، گفته بود محمد حسینی «از مورد اعتمادترین وزرا نزد دکتر احمدینژاد هستند» و پخش این خبر را به «معاندان» نسبت داده بود. در همین حال، جواد آرینمنش نیز، نایب رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس، نیز در واکنش به این شایعه، ضمن بیاطلاعی از این موضوع گفته بود : «البته تجربه برکناری وزرا در دو دولت آقای احمدینژاد نشان میدهد که اینگونه اخبار ابتدا تکذیب میشود ولی بعد تایید میشود.» ستار هدایتخواه، دیگر عضو کمیسیون فرهنگی مجلس، نیز با اظهار بیاطلاعی از این خبر، عملکرد وزیر ارشاد دولت محمود احمدینژاد را مثبت ارزیابی کرده است. در هفتههای گذشته، شمار زیادی از مقامهای دولتی از کار برکنار شدند که از این میان برکناری منوچهر متکی، از وزارت خارجه، بیش از همه خبرساز شد. منوچهر متکی، در حالی از سمت خود برکنار شد که در ماموریت و در کشور سنگال به سر میبرد و به گفته خود وی خبر برکناریاش را از مقامهای سنگالی شنیده است. ادعایی که از سوی محمود احمدینژاد در یک کنفرانس خبری در ترکیه تکذیب شد و منوچهر متکی نیز در واکنش گفتههای رئیس سابق خود را رد کرد. مهرداد بذرپاش، رئیس سازمان ملی جوانان، و محمد علی رامین، معاون مطبوعاتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، نیز از دیگر مقامهایی هستند که در روزهای اخیر از سمت خود برکنار شدهاند. با این حال موج برکناریهای به اینجا ختم نشد و محمود احمدینژاد رو ز یکشنبه با حکمی، ۱۴ مشاور خود را به طور ناگهانی از کار برکنار کرد. به گفته مهدی کلهر، مشاور سابق مطبوعاتی ریاست جمهوری، وی از دلیل برکناری خود بیاطلاع بوده است. همزمان با این برکناری این مشاوران، سایت خبری مشرق، نزدیک به اسفندیار رحیم مشایی، رئیس دفتر محمود احمدینژاد، در خبری در این باره نوشت: «برخی منابع با اشاره به ناکارآمدی برخی مشاوران رئیس جمهور از این اقدام به عنوان سبکسازی ضروری در دولت یاد میکنند.» محمود احمدی نژاد در دوره چهار ساله دولت نهم ، وزیران وزارتخانههای آموزش و پرورش، نفت، صنایع و معادن، تعاون، رفاه و تامین اجتماعی، کشور، اقتصاد و امور دارایی، دادگستری، راه و ترابری، اطلاعات و ارشاد را تغییر داده است.
«این نظام اسلامی است که برای آنها شرط میگذارد. شرط نظام محاکمه فتنهگران است». این تازهترین گفتههای عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران است در نماز جمعه پایتخت. یک روز پس از سالگرد ۹ دی و روزی که حامیان دولت آن را سرآغاز پیروزی بر معترضان به نتایج اعلام شده انتخابات ۲۲ خرداد به شمار میآورند.«این نظام اسلامی است که برای آنها شرط میگذارد. شرط نظام محاکمه فتنهگران است». این تازهترین گفتههای عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران است در نماز جمعه پایتخت. یک روز پس از سالگرد ۹ دی و روزی که حامیان دولت آن را سرآغاز پیروزی بر معترضان به نتایج اعلام شده انتخابات ۲۲ خرداد به شمار میآورند. برخی ناظران سیاسی این گفتهها را واکنشی تند و بیسابقه توصیف کردهاند، به تازهترین گفتههای منتشر شده محمد خاتمی، رئیسجمهور پیشین ایران. محمد خاتمی در روز یکشنبه پنجم دی در جمع نمایندگان جناح اصلاحگرای مجلس گفته بود اصلاحطلبان برای شرکت در انتخابات آینده مجلس خواستار آزادی زندانیان سیاسی، پایبندی همه به قانون اساسی و فراهم شدن امکان انتخابات سالم و آزاد هستند. روز جمعه دادستان تهران همچنین با قطعی توصیف کردن محاکمه سران مخالف دولت افزود: باید دقت کرد محاکمه تیر خلاصی باشد برای آنان. دادستان تهران روز یکشنبه گذشته هم اعلام کرده بود زمان برخورد با کسانی که قوه قضائیه و رهبران جناح اصولگرا سران فتنه مینامد، دور نیست. در واکنش به شرایط مطرح شده در سخنان محمد خاتمی برای شرکت در انتخابات، احمد جنتی دبیر شورای نگهبان، نهادی که نقشی بنیادی در تأیید و رد صلاحیت نامزدهای انتخابات دارد، گفت که نیازی به حضور اصلاحطلبان در انتخابات نیست. آقای خاتمی در حوادث پس از انتخابات سال ۸۸ نیز از نخستین رهبران اصلاحطلب بود که از وقوع «کودتای مخلمین علیه مردم و جمهوریت نظام» خبر داد. لحن و گفتههای دادستان تهران دو بار در یک هفته درباره محاکمه سران معترض بیانگر چیست؟ گفتههای محمد خاتمی چه پیامدهایی برای تعیین خط مشی جنبش سبز در برابر انتخابات آینده مجلس دارد؟ انتخاباتی که ایران بیش از یک سال با آن فاصله دارد. این پرسشهایی است که با دو میهمان این هفته برنامه دیدگاهها در میان گذاشتهایم. با فاطمه گوارایی، عضو شورای فعالان ملی مذهبی در تهران و از حامیان میرحسین موسوی در انتخابات سال گذشته و اکبر گنجی روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی منتقد در نیویورک. آقای گنجی، نظر شما در مورد لحن دادستان تهران چیست؟ اکبر گنجی: لحن خیلی غیرقابل انتظاری نیست. کاملاً یک لحن طبیعی عادی است. به این عنوان که دستگاه قضایی در جمهوری اسلامی ایران هیچ موقع یک دستگاه مستقل نبوده و تابع میل و سلیقه رهبر حکم صادر میکرده و صادر میکند و یک دستگاه سیاسی است، لذا نحوه برخوردش با مخالفان، معترضان و منتقدان دقیقاً یک برخورد سیاسی است نه برخورد قضایی حقوقی. لذا هیچ اتفاق خاصی نیافتاده و یک مسابقهای هست مابین همه گروههای سیاسی اصولگرا از جمله رئیس قوه قضاییه و مسئولان این دستگاه که هر چه بتوانند زبان بسیار تند و تندتری نسبت به مخالفان و معترضان انتخابات بگیرند. خانم گوارایی، دادستان تهران این را هم گفته که محاکمه سران اصلاحطلبان باید موقعی باشد که مثل تیر خلاص باشد برای آنها. این نزدیک چیزی است که در نماز جمعه بیان کرده است. شما این لحن را چگونه بررسی میکنید؟ فاطمه گوارایی: همانطور که جناب آقای گنجی عنوان کردند، بعد از کودتای ۱۳۸۸ برخورد قوه قضاییه همچنان با لحن سرکوبگرایانه چه در اظهار نظر و چه در عمل با کسانی که به نوعی مخالفان خود تلقی میکردند بوده است. تهدیدها در پی این ۱۹ ماهی که خودشان میگویند از جریان فتنه گذشته، از نظر آنها همواره وجود داشته. اما نکتهای که در اینجا قابل توجه است اینکه بعد از آخرین سخنانی که آقای خاتمی در جمع نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس داشتند، یک نوع تهاجم شدیدی از سوی نمایندگان هوادار دولت در مجلس، تریبون نماز جمعه و نشریاتی که وابسته به بخشهای امنیتی حکومت هستند، شدت گرفتن این حملات در فاصله چند روزی که از سخنان آقای خاتمی نگذشته واکنشها را یک مقدار با تعجب بیشتری همراه کرده است. فکر میکنم نکته قابل توجه آن فقط این باشد وگرنه مسئله تهدید رهبران جنبش و طرح مجازات و محاکمه آنها همواره در طی این ۱۹ ماه بوده اما چیزی که الان یک مقدار جلب توجه میکند، اقدام هماهنگی است که در این سه چهار روز پس از سخنان آقای خاتمی از تریبونهای مختلف صورت میگیرد. این را اگر قرار دهیم در کنار اظهار نظری که آیتالله وحید خراسانی داشتند و آن هم در امر قضا و اعترافات کسانی که در زندانها بودند و اینکه صلاحیت بسیاری از قضات که در طی این مدت به پرونده بسیاری از کسانی که دستگیر شده بودند، رسیدگی میکردند، این دو تا را در کنار یک دیگر قرار دهیم به نظر من از حساسیت بیشتری برخوردار میشود. آقای گنجی، این گفتههای دادستان تهران بعد از حرفهای رئیس قوه قضاییه است و صحبت از اینکه تنها رهبر جمهوری اسلامی ایران است که میتواند دستور بازداشت یا محاکمه رهبران مخالف را بدهد. اینها تا چه حد معلول فشارهای ناشی از بزرگداشت سالروز ۹ دی است و تا چه حد حکایت از احتمال تغییر روش قوه قضاییه در برابر میرحسین موسوی و مهدی کروبی و محمد خاتمی دارد؟ به هر حال همین که رئیس قوه قضاییه میگوید که رهبر مصلحت نمیبیند بازداشت به قول آنها سران فتنه را، خود همین اعتراف به این است که دستگاه قضا دستگاه مستقلی نیست. اگر آقای موسوی، کروبی و خاتمی جرمی منتشر شدهاند، دستگاه قضایی به عنوان یک دستگاه مستقل باید به آن جرم رسیدگی کند. همین که میگویند ما تابع رهبر هستیم و رهبر اجازه نمیدهد رسیدگی شود و مصلحت نمیبیند، این نشان میدهد که دستگاه فرمایشی است. ضمن اینکه از آن طرف هم جرمی صورت نگرفته است. یعنی من میگویم به شرط آنکه جرمی صورت گرفته باشد. این نکته اول. نکته دوم این است که اینها برنامهشان سرکوب مطلق جنبش اعتراضی بوده و با این سرکوب بسیار گستردهای هم که کردند، سعی میکنند این زندان بزرگ ایران را تبدیل به یک قبرستان کنند. لذا اگر یک صدا هم توی این قبرستان بخواهد بلند شود، برای آنها قابل تحمل نخواهد بود. انتظار اینها این بوده و فشاری که میآورند توی این ۱۹ ماه گذشته این بوده که آقای خاتمی را از آقای موسوی و کروبی جدا کنند و آقای خاتمی را دائماً برانند به این سمت که شما باید بیایید علیه اینها موضعگیری کنید، جنبش سبز را محکوم کنید، رهبران جنبش سبز را محکوم کنید تا بلکه راهی برای ورود به نظام به سوی شما گشوده شود. از آن طرف هم دائماً تهدید میکنند که شما ممنوعالخروج هستید، شما سایتهایتان را فیلتر میکنند و محارب هستید و در محاکمه هستید. از یک طرف تهدیدهای بسیار شدید و از یک طرف دیگر یک گوشه راه فراری بازگشادهاند و آن راه فرار این است که اگر میخواهید در این نظام شرکت داشته باشید و فرجی برای شما حاصل شود و در انتخابات راهتان بدهند، تنها راهش این است که جنبش سبز و رهبران آنها را محکوم کنید. برخوردی که با آقای خاتمی صورت میگیرد در این چارچوب است. خانم گوارایی از آنجا که قوه قضاییه در همه حال برخورد با رهبران اصلاح طلب را منوط به نظر رهبر جمهوری اسلامی ایران میکند، رهبر ایران با چه محاسباتی در این قضیه روبهرو است؟ قاعدتاً کسی که مجرم است، جایش اصلاً در بیرون نیست. در زندان است. ولی رهبران جنبش در حال حاضر در طی این ۱۹ ماه در بیرون بودند. اینکه چرا از برخورد با اینها استنکاف شده، به نظر من محصول چند دلیل است. یکی اینکه میدانند این اقدام هزینه زیادی بر دوش حاکمیت و نظام بر جای خواهد گذاشت. یعنی این گونه نخواهد بود که دستگیری کروبی و موسوی حداقل در شرایط کنونی بیسر و صدا تمام شود و هیچ گونه اعتراضی نسبت به این مسئله صورت نگیرد. دوم اینکه از اینکه اینها تبدیل به سمبلها و قهرمانهای ملی ایران شوند و ابعادشان از آنچه در حال حاضر وجود دارد با این دستگیری بیشتر از این شود و دیگر نتوانند با چیزی که خودشان کمک کردهاند به این سمبل شدن، بتوانند جلویش را بگیرند. یک مسئله دیگر به نظر من تشدید اختلافات داخلی خودشان است. میدانند دستگیری کسانی که خودشان معتقدند با همین صحبتهایی که امروز من دقت میکردم، میگفتند که اینها سابقه بسیار خوبی داشتند، سوابق درخشانی داشتند، باعث خیلی مسائل در داخل نیروهای خود ما شدهاند. این نشان میدهد که به هر حال برخوردی در این سطح در داخل خودشان انعکاسهای زیادی بر جای خواهد داشت. نکته دیگر که باید به آن اشاره کنیم این است که مهار و کنترل داخلی را ممکن است از دست بدهند. آن هم در شرایطی که با تشدید تحریمها مواجهاند. مسئله هدفمندی یارانهها را دارند. فشار بینالمللی رویشان هست. با یک جنبش نارضایتی داخل عمومی مواجه هستند. بنابراین قطعاً به نظر من حالا همینطور که هستش باید هماهنگی با بالاترین مقامهای ایران صورت بگیرید و زیر نظر آنها... قطعاً حکومت منتظر شرایطی است که دستگیری و برخورد با رهبران جنبش هزینهاش از آزادی و حصر آنها کمترین باشد. به نظر من این لحظه فرا نرسیده که صفحه ترازو به نفع دستگیری و حذف رهبران جنبش باشد. آقای گنجی، رهبر با چه محاسباتی روبهرو است؟ آن لحظه ویژگی و مشخصاتش چیست؟ آیا میرسد نمیرسد؟ محاکمه ممکن است صورت بگیرد؟ در چه شرایطی صورت نمیگیرد؟ الان چندین دعوا هست و باید در آن زمین بازی که در آن نزاع بر سر قدرت صورت میگیرد مسئله را مورد ارزیابی قرار داد. یکی از نزاعهای اصلی دعوا بر سر این است که پیرو حقیقی آیتالله خمینی، یا به قول خودشان امام راحل کیست. به هر حال آقای خامنهای و پیروانش با تأکید بر اینکه آقای خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی و اصل ولایت فقیه بوده و گفته پشتیبان ولایت فقیه باشد تا مملکت آسیب نبیند، خودشان را پیروان حقیقی آیتالله خمینی، ادامه راه او نشان میدهند و کسانی را در مقابل آقای خامنهای ایستادند را مخالفان آقای خمینی میخوانند. از آن طرف کسانی مثل آقای موسوی، کروبی و خاتمی خودشان را پیروان حقیقی آیتالله خمینی نشان میدهند، آنها هم به جملات دیگری از آیتالله خمینی از جمله «میزان رأی ملت است» استناد میکنند. در این دعوا که طرفین دارند با علم کردن بیرق آقای خمینی با هم مبارزه میکنند، بازداشت این افراد برای آقای خامنهای این پیامد را دارد که به هر حال این سه نفر یعنی آقای خاتمی، کروبی و موسوی کسانی بودند که از یاران آقای خمینی بودند در دورهای که آقای خمینی رهبری را در دست داشته، اینها مسئولیتهای بسیار مهمی داشتند و در تمام آن دورهای که آقای موسوی نخستوزیر بوده و آقای خامنهای رئیسجمهور بوده در نزاعی که بین این دو نفر بوده آقای خمینی همیشه پشتیبان آقای موسوی بوده و برای آقای خامنهای این پیامدهایی دارد که یاران آقای خمینی را بازداشت کند. نکته دیگری که اینجا وجود دارد آقای خامنهای میخواهد این افراد را کاملاً لجن مال کند بدون اینکه هزینهای بابتشان بپردازد. زندان بردن این افراد هزینه دارد ولی لجن مال کردنشان که بیرون باشند و لجن مالشان کند، آن هزینه را ندارد و لذا کل دستگاه آخوندهای درباری و نیروهای سرکوبگر امنیتی و اطلاعاتی و رسانهها و نماز جمعهها... همه را بسیج کرده که به اینها فحش بدهند و شما یک مسابقهای را میبینید. در این مسابقه هر کس میخواهد از دیگری جلو بزند. گوی سبقت را در فحاشی به اینها از یک دیگر بربایند تا ارادت خودشان را به رهبر اثبات کنند. لذا پروژه آقای خامنهای پروژه لجن مال کردن این افراد است بدون اینکه هزینه چندانی بخواهد بدهد. نکته بعدی هم این است که آقای خامنهای میخواهد این افراد را کاملاً بیاثر کند. یعنی با سرکوب گستردهای که جامعه را کرده و با بازداشت چهرههای شاخص، فعالان سیاسی از همه گروهها، از زنان، مردان، دانشجویان، کارگران، فعالان سیاسی، فعالان حقوق بشر... حلقههای اتصالی بین این رهبران وجامعه را قطع کرده و الان میخواهد کاری کند که حرف این افراد تأثیر در جامعه نداشته باشد. لذا اگر به این مجموعه نکاتی که گفتم اگر بتواند برسد، بدون بازداشت آنها، برایش کاملاً مطلوب است. دیگر نیازی نیست که آنها را به زندان ببرد. کما اینکه الان هم در یک حالت نیمچه بازداشت هم این افراد هستند. به این معنا که با این همه حجم وسیعی که اینها درست کردند و تبلیغاتی که اینها مزدورهای دشمناند، اینها از سیا پول گرفتهاند، آقای خاتمی یک میلیارد دلار از عربستان گرفته و قرار بود ۱۷ میلیارد دلار دیگر بگیرد، با چه کسی ملاقات کرده، سیا به اینها خط میدهد... با همین یک فضایی میسازند که افراد را در جامعه کاملاً بترسانند که با این نوع افراد ملاقات داشته باشند. اتفاقی هم که در دیدار آقای خاتمی با نمایندگان اقلیت مجلس افتاده و اینها را به واکنش واداشته این است که با این همه فضای تبلیغاتی که اینها ساختند، به هر حال یک تعدادی از نمایندگان اقلیت مجلس رفتند با آقای خاتمی ملاقات کردند. اینها انتظارشان این نبوده که چنین اتفاقی بیافتد. یعنی توقعشان نبوده که آن بخش از اصلاحطلبانی که همچنان در حکومت ماندهاند در این فضا بروند با آقای خاتمی ملاقات کنند. در واقع این یک پیامی هم به آنها هست که به این ترتیب در انتخابات آینده این افراد به همین دلایل رد صلاحیت خواهند شد. خانم گوارایی، گفتههای تازه دادستان تهران چه چیزی را نشان میدهد درباره برخورد جناح رقیب با شروطی که محمد خاتمی گذاشته برای شرکت در انتخابات آینده مجلس، در امتداد صحبتهایی که آقای گنجی کردند؟ آن چیزی که در طی این ۱۹ ماه داشتیم تمام تلاش بر اینست که جنبش اصلاحات در چارچوب یک جنبشی باشد که خواستههای خود را از طریق مسالمتآمیز پیش ببرد. سخنان آقای خاتمی را در این چارچوب ارزیابی میکنم. به رغم تلاشی که از آن طرف برای سرکوب، از صحنه راندن و به در کردن و حتی کشاندن این جنبش به موج خشونتطلبی، و یک نوع رادیکالیزم کور صورت گرفته، فارغ از اینکه قضاوتمان راجع به صحبتهای آقای خاتمی چه باشد که ممکن است من موافق یا آقای گنجی مخالف و هر کدام از زاویهای به آن انتقاداتی داشته باشیم و یا بخشهایی را درست بدانیم، اینکه باز بعد از ۱۹ ماه پس از سرکوب، یکی از رهبران جنبش با این صراحت دم از حضور میزند، دم از مقاومت میزند و دم از این میزند که ما برنامه داریم برای آینده و در صورتی که این گونه باشد ما این گونه عمل میکنیم، این گونه شرط گذاشتن برای حضور در صحنه برای آقایان خیلی خوش نیامده. بیشتر واکنشهایی هم که صورت گرفته نسبت به همین است که آنها دارند این طوری میگویند که ما این فتنه را تمام شده تلقی میکردیم. در حالی که آقایان آمدهاند و از موضع طلبکارانه شرط و شروط هم میگذارند. میگویند که شرط و شروط را ما باید بگذاریم نه آن طرف. من فکر میکنم تا آنجایی که نگاه کردم به تحلیل بسیاری از تحلیل گران در روزهای گذشته، صحبتها را از این زاویه باید دید که در این شرایط جنبش سبز سه تاکتیک و استراتژی را در پیش گرفته. یکی استقامت و استمرارش به رغم تمام فشارها و سرکوب که هست. دوم توسعه آگاهی. سوم توسعه سازماندهی و تشکیلات. حالا این را متناسب با شرایط و توانی که هست باید در مراحل آزمون وخطا دید. من صحبتهای آقای خاتمی را در چارچوب این استراتژی تعریف و معنا میکنم. با همه تفاوتهایی که ممکن است به لحاظ دیدگاهی با ایشان داشته باشم. خارج از این چارچوب نیز و اعلام حضور مجدد در صحنه برای مقاومت است. من به مقوله انتخاباتش کاری ندارم. چون فکر میکنم انتخابات در داخل و خارج میان فعالان سیاسی و کسانی که در این مردم صورت میگیرد، از دل این منجر به یک راه حل برای زمانی که فرا میرسد باشد و تنها در آن صورت میتواند از یک اقبال عمومی برخوردار باشد. اما این گونه صحبت را به نوعی در راستای همان استراتژی حضور، استمرار مقاومت و اینکه جنبش هنوز صدایش رسا است میبینم. آقای گنجی، دادستان تهران گفته نظام اسلامی است که شرط میگذارد و شرط نظام محاکمه فتنهگران است. این گفتهها چه چیزی را درباره امکانپذیر بودن عملی شروطی که محمد خاتمی برای شرکت در انتخابات مطرح کرده، نشان میدهد؟ اولاً این انتخابات گذشته در فضای سیاسی ایران چرخشی ایجاد کرد. اتفاقی که بعد از انتخابات افتاد، این است که زبانی که آقای موسوی، کروبی و دیگران برای توصیف سرکوبهای رژیم استفاده کردند به همان قدر بقیه مخالفان شد. بحث اینکه آقای موسوی گفت که دارند ایران را تبدیل میکنند به کره شمالی دیگر و این رژیم روشهای ماکیاولیستی دارد و یا خانم رهنورد گفته که این رژیم شبه توتالیتر است، اینها دقیقاً همان تعابیری است که دیگر مخالفان به کار میبردند. نکته دوم این است که راجع به انتخاباتی که در جمهوری اسلامی برگزار میشود همیشه بحث سر این بوده که انتخابات در جمهوری اسلامی متقلبانه است. ولی این برای اولین بار بود که اصلاحطلبان به این حجم وارد شدند و قبول کردند و گفتند که در این انتخابات تقلب صورت گرفته است. منظورم آقای کروبی و موسوی است و بحث هم بر سر این نبود که یک تقلب دو سه میلیونی صورت گرفته، بحث بر سر این است که احمدینژاد رئیس جمهور نشده و با تقلب او را رئیس جمهور کردند. این موقع اگر شما چنین مدعایی داشته باشید یک چیزی حدود هفت میلیون تا ۱۴ میلیون در انتخابات تقلب باید صورت گرفته باشد بنا بر اینکه چه آرایی برای موسوی و کروبی در نظر میگیرید. یک حجم این چنینی انتخابات را متقلبانه حساب کردن، انتخابات را اصلاً از حیض انتفاع ساقط میکند. یعنی بحث آقای کروبی در مصاحبههای بعدی هم گفته که انتخابات سال ۸۴ هم تقلب بوده است. انتخابات مجلس هفتم و هشتم هم متقلبانه بوده است. اگر ما با یک رژیمی رو به رو هستیم که سرکوبهایش در این حد است، انتخاباتش غیر از اینکه غیرمؤثر است و هزاران کلک در آن هست و مخالفان را قبلش با نظارت استصوابی حذف میکنند، با همه معایبی که تا به حال داشته، این است که در آن انتخابات هم مردم آمدند، شرکت کردند، رأی دادند، حتی اگر همه مردم ۸۰ درصد ۱۰۰ درصد شرکت کنند، اینها صندوقها هر که دلشان خواست اعلام کنند، انتخابات دیگر موضوعیت پیدا نمیکند. مگر اینکه ما این گزارهها را مخدوش بدهیم. آقای خاتمی در ۱۹ ماه گذشته این تفاوت را با آقای کروبی و موسوی داشته که هیچ گاه سر تقلب در انتخابات صحبت نکرده است. یعنی لفظ تقلب را آقای خاتمی آگاهانه به کار نبرده به گمان من برخلاف آقای موسوی و کروبی. چون میداند که اگر بیاید و اعلام کند که در انتخابات تقلب صورت گرفته، دیگر معنا ندارد به مردم بگوید مردم بیایید در انتخابات شرکت کنید اما رژیم هر که را دلش بخواهد از توی صندوق رأی دربیاورد. لذا آقای خاتمی در ۱۹ ماه گذشته یک بار هم نگفته در انتخابات تقلب شده و سرکوبها را هر موقع صحبت کرده مطلقاً در آن حد و قامتی که آقای کروبی و موسوی بیان کردهاند، مطرح نکرده است. اما رژیم حاکم به این حد از آقای خاتمی همانطور که گفتم قانع نیست که آقای خاتمی نگوید در انتخابات تقلب شده و سرکوبها را هم مثل آن آقایان نگوید. آنها میگویند اگر برای آقای خاتمی گشایشی بخواهد صورت گیرد، مشروط است به اینکه آقای خاتمی جنبش سبز را محکوم کند، آقای کروبی و موسوی را محکوم کند و کارهایی که صورت گرفته بود به نام جنبش سبز در این ۱۹ ماه گذشته همه را باید خیلی علنی، صریح و شفاف محکوم کند. تازه همین کارها را بکند شاید برایش امکان گشایشی باشد. شاید باشد. دیگر اساساً مسئله به این معنا نیست که ایشان شرط بگذارد، از نظر آنها. خانم گوارایی، صرف نظر از انگیزه محمد خاتمی تا چه حد اعلام این معیارها تحرک تازهای در میان اصلاح طلبان برای تعیین خط مشی در قبال انتخابات آینده به وجود میآورد؟ هر وقت بحث انتخابات در ایران پیش میآید، حتی قبل از کودتای ۸۸ این بحث در میان محافل سیاسی ایران بسیار عمده میشد که باید شرکت کرد، شرکت نکرد و شرایط چگونه است. قاعدتاً در این مرحله و بعد از این همه حادثه پس از انتخابات ۸۸ این بحث بسیار جدی مطرح است. به نظر میآید که راه حل مواجهه جنبش سبز، علاقمندان و کسانی که به نوعی خودشان را زیر این جنبش اجتماعی تعریف میکنند، با مقوله انتخابات برآمده از یک گفتوگوی درونی میان طیفها در داخل کشور و خارج از کشور میدانم. خواه ناخواه به نظر من بحث آقای خاتمی بحث اول و آخر نیست. این اعلام موضع از سوی یکی از کسانی است که تا به حال به عنوان یکی از رهبران جنبش مطرح شده. با همه علاقه و احترامی که برای آقای خاتمی قائلم و بسیار نسبت به ایشان علاقه و اردات دارم... رهبران جنبش سبز همه منتظر هستند که حرف آخر را در این زمینه از جانب آقایان موسوی و کروبی بشنوند. به نظر من بحث ایشان یک نوع در راستای همان استراتژی استمرار، مقاومت و آگاهی، حضور مجدد در صحنه بود، از موضع بالا برخورد کرده بود. توپ را به زمین حریف انداخته بود. نوعی تست کردن شرایط اجتماعی ایران است. به نظر من بعد از طرح نقطه نظرات ایشان، فضا در رابطه با انتخابات میان فعالان سیاسی اجتماعی چه در داخل چه در خارج گشوده میشود، قاعدتاً این فضا باید ایجاد شود تا همه صداها در این شنیده شود و همه نقطه نظرهایشان را در طیفهای مختلف عنوان کنند و بتوانیم به یک راه حل مشترک برسیم. من همه چیز را در راستای این میبینم که همه اقداماتی که ما در داخل و خارج از کشور از میان تمام فعالان چه انفرادی چه سازمانی و چه نهادی باید در راستای تقویت جنبش سبز باشد. هر نوع گویش و عملکرد و صحبت که در راستای این باشد که به نوعی این خط استراتژی اصلی را مورد هدف قرار دهد و خواسته یا ناخواسته موجب تضعیفش شود، این را فکر میکنم از نظر همه کسانی که به این جنبش علاقه دارند مردود است. در رابطه با حرکت آقای خاتمی و صحبتهایش نسبت به شخص ایشان صحبتهای خیلی غیرمتعارفی نبود. آقای خاتمی همیشه در فعالیت سیاسیاش حرکت مدنی در چارچوب نظام داشته است. ایشان رئیس جمهور دو دوره چهار سال در ایران هستند. خیلی از مواضعی که آقای موسوی میتوانند بگیرند برای ایشان با محدودیتهایی مواجه است. به نظر من آغاز خوبی است برای اینکه ما موضعمان را درباره انتخابات بعدی، جنبش سبز بخواهد از درون یک گفتوگوی جمعی به منصه ظهور برساند و بلوغ سیاسی خودش را نشان دهد. یعنی ما حرف را از دهان یک نفر یا یک شخص یا یک جریان نشنویم. به نظر من قضاوت راجع به این مسئله هم از حالا و تعیین تکلیف کردن نهایی زود است. بسیاری از راهحلها با همه احترامی که برای دوستان خارج از کشور قائل هستم، معتقدم باید در داخل بود و در چارچوب امکانات موجود در داخل ایران استراتژی اتخاذ کرد. نمیشود در فضای خارج از ایران راه حلهایی را بهش برسیم که نیروهایی که در داخل هستند نتوانند از عهده انجام آن بربیایند. به هر حال برای رسیدن به راه حل جمعی هنوز زود باشد.
پس از آن که در اواخر آذرماه سال جاری شرکت نفت و گاز پارس در فهرست شرکت های مورد تحریم آمریکا قرار گرفت، روز چهارشنبه مسعود ميرکاظمی، وزير نفت جمهوری اسلامی ايران، مدیر جدید این شرکت را منصوب کرد.پس از آن که در اواخر آذرماه سال جاری شرکت نفت و گاز پارس در فهرست شرکت های مورد تحریم آمریکا قرار گرفت، روز چهارشنبه وزیر نفت ایران مدیر جدید این شرکت را منصوب کرد. مسعود ميرکاظمی، وزير نفت جمهوری اسلامی ايران، طی حکمهايی مديران جديد شرکتهای نفت و گاز پارس و سازمان منطقه ويژه اقتصادی انرژی پارس را منصوب کرده است. بیشتر بخوانید: آمريکا دو بانک ایران و شرکت نفت و گاز پارس را تحریم کرد موسی سوری به عنوان مدير عامل جديد شرکت نفت و گاز پارس و سيد پيروز موسوی به عنوان مدير عامل جديد سازمان منطقه ويژه اقتصادی انرژی پارس منصوب شده اند. شرکت نفت و گاز پارس بخشی از شرکت ملی نفت ايران است و ماموريت توسعه بزرگترين ميدان گازی ايران، يعنی پارس جنوبی را به عهده دارد. در متن حکم انتصاب آقای سوری، وزير نفت ايران به مواردی از انتظارات وزارت از عملکرد آتی ايشان اشاره کرده است که «پيگيری و اجرای مجدانه فازهای توسعه ای ميدان مشترک پارس جنوبی طبق برنامه زمان بندی تعيين شده و افزايش ظرفيت توليد از اين ميدان و ساير ميادين تحت پوشش» و «ساماندهی فرآيندهای تامين مالی و جذب سرمايه های داخلی و خارجی» جزو اين انتظارات برشمرده شده است. انتصاب مدير عامل جديد شرکت نفت و گاز پارس در حالی انجام می گيرد که، امريکا در ۲۰ دسامبر (۲۹ آذر) طی اقدامی، نام چند شرکت دولتی ديگر ايران از جمله نفت و گاز پارس را به خاطر آنچه کمک به برنامه اتمی و موشکی آن کشور خواند به فهرست تحريم ها افزوده است. ميدان پارس جنوبی که ميان ايران و قطر مشترک است، نيمی از ذخاير گازی ايران را شامل می شود که به ۲۸ فاز تقسيم شده است و تاکنون ۱۰ فاز آن عملياتی شده است و روزانه حدود ۲۴۰ ميليون متر مکعب گاز از فازهای عملياتی شده بهره برداری می شود. ذخاير اثبات شده ميدان مشترک گازی پارس جنوبی بالغ بر ۱۲ تريليون و ۷۰۰ ميليارد متر مکعب گاز است. تغيير مدير عامل شرکت نفت وگاز پارس و تاکيد بر «اجرای مجدانه توسعه فازهای پارس جنوبی» در حالی انجام می شود که طبق برنامه ريزی، تکميل طرح توسعه ۳۵ ماهه پارس جنوبی و افزايش ظرفيت توليد از اين ميدان مشترک گاز به ۷۵۰ ميليون متر مکعب در روز از مهمترين ماموريتهای مديران جديد نفت گاز پارس و سازمان منطقه ويژه اقتصادی انرژی پارس اعلام شده است. اين در حالی است که طبق اظهارات اخير حميدرضا کاتوزيان رئيس کميسيون انرژی مجلس اسلامی ايران، طبق برنامه ريزی، طی ۹ ماه قرار بود پارس جنوبی ۲۵ درصد پيشرفت داشته باشد، اما رشد واقعی پيشرفت فازهای پارس جنوبی رقمی در حدود ۰.۵ درصد بوده است. با نگاهی به آمار و ارقام رسمی منتشر شده، کشور قطر که شريک ايران در گاز ميدان پارس جنوبی است، معادل ۱۶ فاز پارس جنوبی و روزانه بيشتر از ۳۴۰ ميليون متر مکعب گاز از اين ميدان برداشت می کند. ايران با ذخيره گازی ۳۰ تريليون متر مکعب بعد از روسيه دارای دومين ذخيره بزرگ جهانی است و سالانه ۱۳۱ميليارد متر مکعب گاز توليد می کند. اين درحالی است که بخاطر عدم مديريت مصرف انرژی، عدم پيشرفت در پروژه های توليد گاز و تحريمهای بين المللی هم اکنون وارد کننده گاز است. طبق گزارش آمار بين المللی انرژی اداره اطلاعات انرژی آمريکا(EIA) که در ۸ دی منتشر شد، ايران در سال ۲۰۰۹ سالانه ۵.۶۶ ميليارد متر مکعب صادرات گاز (به ترکيه) و ۶.۱۷ ميليارد متر مکعب واردات گاز (از ترکمنستان) داشته است. با عنايت به اينکه در سال ۲۰۱۰ دومين خط لوله گازی ترکمنستان به ايران افتتاح شد و ظرفيت واردات سالانه گاز از ترکمنستان به ۱۴ ميليارد متر مکعب افزايش پيدا کرد، واردات گاز ايران نسبت به سال ۲۰۰۹ به مراتب افزايش خواهد داشت. ساماندهی فرآيندهای تامين مالی آقای مير کاظمی در قسمت ديگری از انتظارات وزارت نفت از مدير عامل جديد شرکت نفت و گاز پارس به «ساماندهی فرآيندهای تامين مالی و جذب سرمايه های داخلی و خارجی» اشاره می کند. به دنبال تحريمهای گسترده سازمان ملل و تحريمهای اقتصادی يکجانبه امريکا و متفقين آن، تقريبا تمامی شرکتهای انرژی معتبر خارجی، منجمله توتال فرانسه، شرکت بريتانيايی-هلندی شل، رپسول اسپانيا و شرکت بی پی بريتانيا از ادامه همکاری با ایران سرباز زدند. به دنبال رويگردانی شرکتهای خارجی از سرمايه گذاری در پارس جنوبی، دولت ايران اواخر بهار امسال شش فاز از بزرگترين ميدان گازی اين کشور در پارس جنوبی را به ارزش ۲۱ ميليارد دلار به شرکتهای داخلی عمدتا وابسته به قرارگاه خاتمالانبياء سپاه پاسداران واگذار کرد. اقدامی که طبق گفته آقای کاتوزيان در ۹ ماه گذشته نتيجه ای نداشته است و رشد پيشرفت پارس جنوبی به جای ۲۵ درصد، ۰.۵ درصد شده است.
سه تشکل کارگری در ایران به آغاز دوره شش ماه زندان رضا رخشان، رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، اعتراض کردند. آقای رخشان روز 13 دی ماه برای اجرای حکم شش ماه زندان که توسط دادگاه تجدید نظر اهواز صادر شده بود، به زندان فجر دزفول منتقل شد. سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه و هیئت موسس بازگشایی سندیکای فلز کار و مکانیک در بیانیه ای به این مناسبت، با اعلام اینکه « جای کارگران در زندان نیست»، اجرای حکم زندان برای رضا رخشان را محکوم کردند. این سه تشکل کارگری همچنین خواستار لغو احکام صادره برای همه فعالان کارگری و آزادی همه کارگران زندانی شدند.
ملک عبدالله دوم، پادشاه اردن، روز پنجشنبه از بنيامين نتانياهو، نخست وزير اسراييل، خواست تا فورا مذاکرات جدی صلح را با فلسطينيان از سر بگيرد. به گزارشس خبرگزاری « آسوشيتدپرس» به نقل از بيانيه کاخ پادشاهی اردن، ملک عبدالله دوم اين موضوع را در گفت و گويی تلفنی با نخست وزير اسراييل در چهارشنبه عصر ابراز داشته است. پادشاه اردن به بنيامين نتانياهو گفته است: بن بست در برقراری صلح، منطقه را تهديد می کند. مذاکرات مستقيم صلح ميان اسراييل و فلسطينيان که از پشتيبانی آمريکا برخوردار بود، در ماه سپتامبر سال گذشته به دليل ادامه شهرک سازی از سوی اسراييلی ها قطع شد.
رابرت گيتس، وزير دفاع آمريکا، روز پنجشنبه اعلام کرد که ۱۴۰۰ نفر به تعداد سربازان نيروی دريايی آمريکايی حاضر در افغانستان افزوده خواهد شد. به گزارش روزنامه « وال استريت جورنال»، آقای گيتس گفت: به منظور مقابله با حملات نيروهای طالبان، که به گفته وی، پيشبينی میشود در آينده شدت بگيرد، ۱۴۰۰ سرباز نيروی دريايی ديگر به افغانستان اعزام میشوند. اين افزايش نيرو از اواسط ماه ژانويه صورت می گيرد و آنها در نواحی جنوبی و اطراف قندهار مستقر خواهند شد.
علی اکبر صالحی، سرپرست وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ايران، روز پنجشنبه پس از ديدار با مقام ها و مراجع تقليد در عراق، به تهران بازگشت. آقای صالحی که روز چهارشنبه به بغداد رفته بود، در ديدار با نخستوزير، رئيس جمهور، وزير خارجه و رئيس پارلمان عراق، شکل گيری دولت جديد را به آنها تبريک گفت. سرپرست وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ايران همچنين با آيتالله علی سيستانی، مرجع شيعيان عراق، ديدار و سلام ويژه رهبر جمهوری اسلامی را به وی ابلاغ کرد. از جمله ديگر مراجعی که علی اکبر صالحی با آنان ديدار کرد، آيت الله بشير نجفی و آيت الله محمد سعيد حکيم بوده اند.
بنيامين نتانياهو، نخست وزير اسراييل، گفت: قرار است در ديدار روز پنجشنبه خود با حسنی مبارک، رئيس جمهوری مصر، درباره روند صلح خاورميانه و تهديد مشترک گروه های نظامی مورد حمايت ايران برای هر دو کشور، گفت و گو کند. به گزارش خبرگزاری « آسوشيتدپرس»، وی گفت: شبه نظاميان حماس و چريک های حزب الله لبنان می خواهند آرامش را بر هم بزنند، اما اسراييل اجازه اين کار را به آنها نخواهد داد. قرار است ديدار آقايان نتانياهو و مبارک در شرم الشيخ در مصر برگزار شود.
«حسن وتارا» که از سوی سازمان ملل متحد به عنوان رئيس جمهوری انتخابی ساحل عاج شناخته شده است، روز پنجشنبه اعلام کرد که گزينه نظامی، تنها راه برای به زير کشيدن «لوران باگبو» از قدرت و حل بحران در اين کشور است. به گزارش خبرگزاریها، حسن وتارا همچنين لوران باگبو را مسئول خشونتهای پيش از انتخابات دانست. وی در حال حاضر در هتلی در ابوجا، پايتخت اين کشور به سر میبرد و از سوی ۸۰۰ نيروی حافظ صلح سازمان ملل متحد حفاظت میشود. به دنبال برگزاری انتخابات در ساحل عاج در آذرماه، کميسيون مستقل انتخابات اين کشور، حسن وتارا را پيروز اين انتخابات دانست. با اين حال، شورای قانون اساسی ساحل عاج، لوران باگبو را برنده اين انتخابات اعلام کرد.
در روزهای اخير، مقامهای جمهوری اسلامی ايران از لزوم برخورد با رهبران مخالفان سخن گفته و گفتهاند که ميرحسين موسوی و مهدی کروبی محاکمه خواهند شد. در روزهای اخير، مقامهای جمهوری اسلامی ايران از لزوم برخورد با رهبران مخالفان سخن گفته و گفتهاند که ميرحسين موسوی و مهدی کروبی محاکمه خواهند شد. آقايان موسوی و کروبی در اين حملات با القابی مانند «دستاندرکاران فتنه، پيادهنظام دشمن، عافيتطلب، سازشکار، فرصتطلب، پيمانشکن و خائن» توصيف شدهاند. آزاده کيان، استاد جامعهشناسی سياسی در پاريس درباره اين تهديدها به راديوفردا میگويد: «يکی از دلايل اين است که آقايان موسوی، کروبی و خاتمی به طور مرتب نشستهايی را برگزار کرده، سخنرانی میکنند و بيانيه میدهند، به اين منظور که بگويند در صحنه هستند و جنبش سبز در ايران زنده است.» به خصوص صحبتهای اخير آقای خاتمی که رأیدهندگان را تشويق میکرد اگر شرايطی که اصلاحطلبان خواهان آن هستند مهيا شود، مردم در انتخابات آينده مجلس شرکت کنند. تمام اينها نشان میدهد برای حاکمين فعلی يک تهديد بالقوه از طرف سران اپوزيسيون داخلی در ايران وجود دارد و حاکمين خوب میدانند جنبش سبز يک جنبش واقعی جامعه مدنی است و سرکوب نشده و نمیتوان آن را سرکوب کرد، چون ميليونها نفر را نمیشود سرکوب کرد. از طرف ديگر موضعگيریهای اخير آيات عظام در ايران نيز بسيار مهم است و نشان میدهد اکثريت جامعه روحانيت با حاکميت فعلی و دولت همسو نيست. در واقع تهديدهايی که در چند روز اخير عليه سران جنبش سبز انجام میگيرد در ارتباط با ضعف حاکمين فعلی برای حکومت کردن است. به نظر شما ممکن است اين تهديدها بالفعل درآيد و آيا جامعه ايران پذيرای اين اقدام خواهد بود؟ به نظر نمیرسد جامعه ايران و حداقل طرفداران جنبش سبز بپذيرند که آقايان موسوی، کروبی و خاتمی دستگير يا زندانی و محاکمه شوند و البته جامعه بينالمللی هم اين را نخواهد پذيرفت. در شرايط فعلی بيشتر اين مسئله تهديدی است برای سران جنبش سبز که صحبت نکنند و بيانيه ندهند. در واقع با اين تهديدها به نوعی به سران جنبش سبز میگويند اگر میخواهيد زنده بمانيد يا زندانی و محاکمه نشويد، بايد سکوت اختيار کنيد. من بيشتر اين را تهديد برای سران جنبش سبز میبينم تا اين که به واقعيت تبديل شود، چرا که تبعات مختلف داخلی و خارجی سنگينی خواهد داشت. برخورد با رهبران مخالفان چه بازتابی در جامعه ايران خواهد داشت؟ در سطح داخلی برخی طرفداران جنبش سبز هنوز امکان اعتراض به شکل سازمانيافته را دارند، به خصوص جوانان و دانشجويان و زنان میتوانند به شکل گسترده اعتراضات خود را در صحنه داخلی مطرح کنند و در صحنه بينالمللی هم صدای خود را به گوش افکار عمومی برسانند. از طرف ديگر دستگيری سران جنبش سبز به خصوص آقايان خاتمی، موسوی و کروبی باعث مخالفتهای بسياری هم در جامعه روحانيت و هم در ميان محافظهکاران خواهد شد که به هيچ وجه يکدست نيستند و بيش از پيش با دولت آقای احمدینژاد سر مخالفت دارند. به نظر من، اگر آقای خامنهای و محمود احمدینژاد و سپاه پاسداران هيچ راه ديگری برای کنترل جامعه و مخالفان نداشته باشند، اين کار را انجام خواهند داد. ولی تبعات آن برايشان بسيار سنگين خواهد بود و حتی میتواند مملکت را به سمت جنگ داخلی سوق دهد، با توجه به تنشهايی که هم به لحاظ اقتصادی در جامعه شاهد هستيم و هم مشکلاتی که در برخی استانهای ايران وجود دارد. آن چه به تبعات بينالمللی مربوط میشود و میتواند فشارهايی را بر دولت و رهبری به دنبال داشته باشد، اين است که مشروعيت کل نظام جمهوری اسلامی در افکار عمومی بينالمللی از بين خواهد رفت، مشروعيتی که میتوان گفت از سال گذشته تاکنون چيز زيادی از آن باقی نمانده است. در نتيجه اين اقدام حاکميت را بيش از پيش ايزوله خواهد کرد و به نفع نظام جمهوری اسلامی نيست که بخواهد سران جنبش سبز را محاکمه کند.
در حالی که از روز چهارشنبه برخی از سایتهای غیررسمی از دستگیری «یک زن آمریکایی مجهز به تجهیزات جاسوسی» توسط نیروهای امنیتی ایران خبر دادهاند، روز پنجشنبه خبرگزاری فارس به نقل از یک منبع آگاه این موضوع را تأیید کرد.در حالی که برخی از سایتهای از دستگیری «یک زن آمریکایی مجهز به تجهیزات جاسوسی» توسط نیروهای امنیتی ایران خبر دادهاند، خبرگزاری نیمهرسمی فارس روز پنجشنبه به نقل از یک منبع آگاه این موضوع را تأیید کرد. روز چهارشنبه برخی از سایتهای خبری در ایران عمدتاً به نقل از یک سایت خبری در استان خراسان شمالی خبر دادند که «یک زن آمریکایی ۵۵ ساله که در دندانهای خود تجهیزات جاسوسی کار گذاشته و بدون ویزا از ارمنستان وارد ایران شده بود» توسط مأموران امنیتی بازداشت شده است. سایت خبری نسیم که در استان خراسان شمالی فعالیت میکند و عمدتاً اخبار و اطلاعات مربوط به این استان را پوشش میدهد، علاوه بر این مدعی شده بود که نام این زن آمریکایی «حال تالایان» است و «مأموران گمرک نوردوز» وی را در حالی که «در دندانهای خود تجهیزات فنی جاسوسی (میکروفون) کار گذاشته بود» دستگیر کردهاند. نوردوز یکی از روستاهای مرزی استان آذربایجان شرقی است که از توابع شهرستان جلفاست که در حاشیه رود ارس قرار دارد. پل مرزی نوردوز از راههای اصلی تبادل کالا میان دو کشور ایران و ارمنستان است و از سال ۷۴ نیز یک بازارچه مرزی در این منطقه میان دو کشور گشایش یافته و علاوه بر این صادرات گاز ایران به ارمنستان نیز از این نقطه انجام میشود. سایت خبری نسیم همچنین بدون اشاره به منبع خبر خود مدعی شده بود که فرد بازداشت شده «پس از دستگیری اظهار کرد که اگر جمهوری اسلامی ایران او را به ارمنستان عودت دهد، توسط نیروهای امنیتی این کشور کشته میشود». این خبر با اندکی تغییر در شماره پنجشنبه روزنامه دولتی ایران بازتاب یافت اما در خبر روزنامه ایران نیز که در ستون ویژه اخبار غیررسمی این روزنامه، «دیگه چه خبر»، منتشر شد، اشارهای به منبع اصلی این خبر نشده است. اکنون در حالی که پس از یک روز از انتشار این خبر، مقامهای امنیتی جمهوری اسلامی واکنشی به آن نشان ندادهاند، خبرگزاری نیمهرسمی فارس که به منابع امنیتی در ایران نزدیک است به نقل از «یک منبع آگاه» این خبر دستگیری را تأیید کرد. ایران تاکنون در سالهای اخیر شماری از شهروندانی را که تابعیت دوگانه ایرانی- آمریکایی دارند به اتهام جاسوسی بازداشت کرده است و علاوه بر این بیش از ۱۷ ماه است که جاش فتال و شین باوئر، دو شهروند آمریکایی، به اتهام جاسوسی و ورود غیرقانونی به خاک ایران در بازداشت به سر میبرند. نفر سوم این گروه، سارا شورد، در شهریور امسال با قرار وثیقه ۵۰۰ میلیونی آزاد شد و به کشور خود بازگشت اما به گفته مقامهای جمهوری اسلامی دادگاه این سه آمریکایی قرار است در بهمن ماه سال جاری برگزار شود که در این صورت خانم شورد ناچار خواهد بود که به ایران برگردد. این دادگاه قرار بود در آبان امسال برگزار شود اما به گفته مسعود شفیعی، وکیل این سه شهروند آمریکایی، به دلیل عدم حضور سارا شورد در ایران، برگزاری آن به تعویق افتاد. همچنین غلامحسین محسنیاژهای، دادستان کل کشور، نیز در این باره گفته بود، علت به تعویق افتادن زمان برگزاری این دادگاه صادر نشدن احضاریه برای سارا شورد بوده است. ایالات متحده که همواره اتهام جاسوسی را در مورد شهروندان بازداشت شدهاش در ایران رد کرده است، تا کنون واکنشی به خبر بازداشت این زن آمریکایی نشان نداده است.
روزنامه های ايران و رسانه های بين المللی به نقل از منابع ايرانی روز پنجشنبه گزارش دادند که يک زن آمريکايی به اتهام جاسوسی از سوی ماموران گمرک «نوردوز» در مرز ايران و ارمنستان بازداشت شده است. هويت زن بازداشت شده «هال تالايان»، ۵۵ ساله، گزارش شده است که ظاهرا بدون داشتن ويزا هنگام ورود به ايران، بازداشت شده است. براساس اين گزارش، يک دستگاه جاسوسی ( ميکروفون) در دندان های اين زن آمريکايی کشف شده است. در ماه جولای سال ۲۰۰۹ ميلادی نيز سه شهروند آمريکايی به نام های سارا شورد، جاش فتال و شين باوئر در نزديکی مرز عراق با ايران توسط ماموران انتظامی جمهوری اسلامی بازداشت شدند. خانم شورد سال گذشته به قيد وثيقه آزاد شد و به آمريکا بازگشت در حالی که دو آمريکائی ديگر همچنان در ايران در زندان اند.
در حالی که بزرگترین شرکت نفتی هند اعلام کرده است، انتظار ندارد محدودیتهای ایجاد شده توسط دولت هند برای پرداخت پول نفت وارداتی از ایران باعث بروز مشکلاتی در ارسال نفت به هند شود، سایر شرکتهای نفتی این کشور خود را برای بروز اختلال در ارسال نفت ایران به هند آماده میکنند.در حالی که بزرگترین شرکت نفتی هند اعلام کرده است، انتظار ندارد محدودیتهای ایجاد شده توسط دولت هند برای پرداخت پول نفت وارداتی از ایران باعث بروز مشکلاتی در ارسال نفت به هند شود، سایر شرکتهای نفتی این کشور خود را برای بروز اختلال در ارسال نفت ایران به هند آماده میکنند. به گزارش خبرگزاری فرانسه، اسوی ناراسیمهان، مدیر مالی شرکت نفتی ایندیناویل، بزرگترین شرکت نفتی هند، روز پنجشنبه در واکنش به محدودیتهای ایجاد شده از سوی دولت هند برای پرداخت پول نفت به ایران گفته است: «ما انتظار بروز هیچگونه اختلالی را نداریم.» بیشتر بخوانید: ایران: مسئله مبادلات نفتی با هند با تغییر ارز رفع شد؛ هند: امیدواریم رفع شود بانک مرکزی هند ارائه تسهیلات برای واردات نفت از ایران را متوقف کرد در اوایل دی ماه سال جاری بانک مرکزی هند اعلام کرده بود، از این پس برای پرداخت بهای مواد خام وارداتی از ایران، تسهیلات بانکی ارائه نخواهد داد و این پرداختها باید خارج از چارچوب «اتحادیه پایاپای آسیا» انجام پذیرد. به دنبال اعلام این تصمیم که گفته میشود، در چارچوب اجرای تحریمها علیه جمهوری اسلامی اتخاذ شده است، مقامهای بانک مرکزی ایران و هند توافق کردند که پرداختهای شرکتهای هندی به ایران به طور موقت از طریق بانک مرکزی هند و نیز بانک تجاری ایران و اروپا انجام گیرد. با این حال دو طرف همچنان سرگرم رایزنی درباره یافتن راهحلی برای حل این مشکل هستند. همچنین در حالی که پیشتر پرداخت بهای نفت وارداتی از ایران توسط هند در چارچوب اتحادیه پایاپای آسیایی به یورو انجام میشد، گفته میشود، جمهوری اسلامی اعلام کرده است، آماده است در آینده روپیه هند را نیز به جای یورو بپذیرد. از سوی دیگر در حالی که بزرگترین شرکت نفتی هند به ادامه واردات نفت از ایران، که دومین صادر کننده بزرگ نفت به هند به شمار میآید، همچنان خوشبین است، سایر شرکتهای نفتی هند در پی یافتن منابع جایگزین برای واردات نفت در کوتاه مدت هستند. از جمله این شرکتها میتوان به شرکت سهامی پتروشیمی هند اشاره کرده که بزرگترین شرکت هندی خریدار نفت از ایران محسوب میشود و بیش از نیمی از نفت خام مورد نیاز خود را از جمهوری اسلامی تأمین میکند. یکی از مدیران عالیرتبه شرکت سهامی پتروشیمی هند در این باره گفته است: «واردات نفت از ایران همچنان به صورت عادی در جریان است اما هیچ تضمینی برای ادامه این روند وجود ندارد.» در این میان مورلی دئورا، وزیر نفت هند گفته است، انتظار میرود، مشکل ایجاد شده در پرداخت بهای نفت وارداتی از ایران در «چند روز آینده» حل و فصل شود. همچنین یکی از مقامهای عالیرتبه وزارت دارایی هند اعلام کرده است، یک هیئت هندی به زودی برای مذاکره با مقامهای ایرانی در این باره به تهران سفر خواهد کرد. در ماه ژوئن سال گذشته میلادی شورای امنیت سازمان ملل متحد تحریمهای تازهای را علیه جمهوری اسلامی تصویب کرد و به دنبال آن ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا نیز تحریمهای جداگانهای علیه تهران اعمال کردند که دامنه آنها به مراتب فراگیرتر از تحریمهای شورای امنیت است و به ویژه بخش نفت و انرژی ایران را هدف قرار داده است.
سازمان تامین اجتماعی به مرز جدی انحلال مالی بیش از پیش نزدیک میشود. خبرگزاری کار ایران، ایلنا، در گزارشی مینویسد که بحث کمبود منابع و درآمدها در سازمان تامین اجتماعی ميرود تا به بحرانی حلناشدنی تبدیل شود.سازمان تامین اجتماعی به مرز جدی انحلال مالی بیش از پیش نزدیک میشود. خبرگزاری کار ایران، ایلنا، در گزارشی مینویسد که بحث کمبود منابع و درآمدها در سازمان تامین اجتماعی ميرود تا به بحرانی حلناشدنی تبدیل شود. به نوشته خبرگزاری ایلنا، بهرغم بحران مالی شدید در سازمان تامین اجتماعی و انباشت بدهیهای میلیاردی دولت به این سازمان، تاکنون هیچ تلاش واقعي برای حفظ منافع بیمهشدگان و مستمریبگیران نیازمند صورت نگرفته است. در این میان روز پنجشنبه نیز روزنامه جهان صنعت در تیتر نخست خود و در گزارشی از «نارضایتی بیمهشدگان» و «ادامه مشکلات در تامین اجتماعی» نوشته و گفته است که «هیچ یک از مدیران و مسئولان تامین اجتماعی به این پرسش مردم، بیمهشدگان و مستمریبگیران پاسخ نداده و نمیدهند که چرا دولت حدود ۲۰ هزار میلیارد تومان به تامین اجتماعی بدهکار است». به گفته کارشناسان، مهمترین مشکل سازمان تامین اجتماعی نداشتن نقدینگی لازم برای انجام تعهدات خود است. گفته میشود که دولت حدود ۲۰ هزار میلیارد تومان به تامین اجتماعی بدهکار است. همچنین کارفرمایان بخش خصوصی هم هزار میلیارد تومان به این سازمان بدهکارند. با در نظر گرفتن نرخ بالای تورم در ایران یک محاسبه ساده نشان میدهد که نپرداختن حق بیمه از سوی دولت و کارفرمایان چه زیانهایی را متوجه این سازمان کرده است، چون برای مثال یک هزار میلیارد تومان ده سال پیش اگر امروز یکجا هم پرداخت شود، قدرت خرید یا ارزش بسیار کمتری از هزار میلیارد تومان ده سال پیش دارد. از سوی دیگر سوء مدیریت در سازمان تامین اجتماعی نه تنها سرمایه و درآمدهای این سازمان را بیشتر نکرده است، بلکه منابع مالیاش را کمتر و کمتر کرده، به گونهای که سازمان تامین اجتماعی در حال حاضر با کاهش شدید درآمدها و منابع مالی روبهروست. این وضعیت مالی سازمان تامین اجتماعی را در انجام تعهدات و پرداخت مطالبههای قانونی نیروهای شاغل در شعبهها و مراکز درمانی و بیمارستانهای متعلق به سازمان، بیمهشدگان و مستمریبگیران ناتوان کرده است. دولت در سالهای گذشته تلاش داشته است با واگذاری سهام برخی شرکتها و موسسات دولتی به سازمان تامین اجتماعی بخشی از بدهیهای خود را پرداخت کند، اما این واگذاریها نتوانسته است این سازمان را از بحران مالی نجات دهد. تصویر کنونی این است که دولت به سازمان تامین اجتماعی بدهکار است و سازمان تامین اجتماعی هم به بیمارستانهای طرف قرارداد خود و به کارمندانش بدهکار. در گزارش خبرگزاری ایلنا همچنین میخوانیم که افزون بر تهدیدهای جدی منابع مالی سازمان تامین اجتماعی، ازدحام و سرگردانی مردم در شعبههای این سازمان افزایش تنشها و درگیریهای لفظی ناخواسته میان کارکنان خسته و بیانگیزه با مراجعهکنندگان را به دنبال داشته است. سازمان تامین اجتماعی بزرگترین نهاد بیمه در ایران است و حدود سی میلیون نفر را زیر پوشش خود دارد. در حال حاضر ۴۳ درصد از جمعيت كل كشور که ۶۶ درصد آن جمعيت شهري است تحت پوشش مزاياي سازمان تامین اجتماعی است و این سازمان به بيش از يک ميليون نفر مستمري میپردازد. بسیاری از کارشناسان اما شرایط اقتصادی دو دهه گذشته در ایران، بیکاری و مهاجرت کارگران خارجی به ایران را نیز در پیدایش این وضعیت اسفبار سازمان تامین اجتماعی موثر میدانند.
وزیر دفاع ایالات متحده روز پنجشنبه اعلام کرد که ۱۴۰۰ تن بر شمار سربازان آمریکایی مستقر در افغانستان افزوده خواهد شد. نیروهای آمریکایی قرار است که از ژوئیه ۲۰۱۱ به تدریج از افغانستان خارج شوند.رابرت گیتس، وزیر دفاع ایالات متحده روز پنجشنبه اعلام کرد که قرار بر این است ۱۴۰۰ تن بر شمار سربازان نیروی دریایی آمریکایی حاضر در افغانستان افزوده شود. به گزارش روزنامه وال استریت جورنال، رابرت گیتس اظهار کرده است که به منظور مقابله با حملات نیروهای طالبان که به گفته وی پیشبینی میشود در چند وقت آینده شدت بگیرند، ۱۴۰۰ سرباز نیروی دریایی دیگر به افغانستان ارسال میشوند که به گفته مقامات آمریکا این نیروها از اواسط ماه ژانویه وارد افغانستان شده و در نواحی جنوبی و اطراف قندهار مستقر خواهند شد. این روزنامه میافزاید که فرماندهان نیروهای آمریکایی در افغانستان افزایش موقت نیروهای رزمی را نیز در نظر دارند که در صورت تصویب این پیشنهاد، تعداد نیروهای آمریکایی ارسالی به افغانستان به سه هزار تن خواهد رسید. به گفته وال استریت جورنال، جِف مورِل، سخنگوی پنتاگون با اشاره به دستآوردهای مثبت چند وقت اخیر آمریکا در مقابله با طالبان، اعلام کرده که زمان آن فرارسیده است که آمریکا، که رهبری نیروهای ائتلاف بینالمللی حاضر در افغانستان را بر عهده دارد، طالبان را تحت فشار بیشتری قرار دهد. افزایش شمارگان نیروهای آمریکایی در افغانستان در حالی انتظار میرود که در دسامبر سال ۲۰۰۹ باراک اوباما، رئیسجمهور ایالات متحده، ۳۰ هزار تن بر تعداد این نیروها افزود و اعلام کرد که در صورت لزوم میتوان ۱۰ درصد دیگر نیز، برابر با سه هزار نیرو، به این تعداد اضافه شود. باراک اوباما همچنین اعلام کرده بود که نیروهای نظامی ایالات متحده از ماه ژوئیه سال ۲۰۱۱ به تدریج از افغانستان خارج خواهند شد و این در حالی است که دولت افغانستان نیز خواستار آن است تا از سال ۲۰۱۴ کنترل امنیت افغانستان را به طور کامل برعهده بگیرد. در حال حاضر به نوشته این روزنامه، حدود ۹۷ هزار پرسنل آمریکایی در افغانستان حضور دارند که به درستی مشخص نیست چه تعداد از این نیروها در حوزه نظامی فعالیت میکنند. همچنین شمار نیروهای ائتلاف حاضر در افغانستان اکنون به ۱۵۰ هزار تن میرسد و به گفته وال استریت جورنال از زمان ورود این نیروها به افغانستان در سال ۲۰۰۱ تا کنون، ۲۳۰۰ نیروی نظامی ناتو در مقابله با طالبان کشته شدهاند که حدود دو سوم آنها از نیروهای آمریکایی بودهاند.
رضا پهلوی، پسر بزرگ محمدرضا پهلوی، آخرين شاه ايران، خودکشی برادر کوچکترش را ناشی از بيماری افسردگی دانست و گفت: او از سالها پيش از اين بيماری رنج میبرد. به گزارش خبرگزاری « آسوشيتدپرس»، رضا پهلوی روز چهارشنبه که در بوستون، محل اقامت برادرش، عليرضا پهلوی، با خبرنگاران سخن میگفت، در اين باره گفت: اين تراژدی تنها منحصر به خانواده پهلوی نيست و ميليونها نفر در سراسر جهان و به ويژه در ايران از بيماری افسردگی رنج می برند. عليرضا پهلوی، پسر کوچک محمدرضا پهلوی، آخرين شاه ايران، بامداد روزسه شنبه چهاردهم دی ماه، در منزل مسکونی خود در شهر بوستون آمريکا خودکشی کرد. وی هنگام مرگ ۴۴ سال داشت.
وزیر کار لبنان با ابراز نگرانی از تغییر بافت جمعیتی در کشورش و افزایش فروش املاک مسیحیان به عوامل «بیگانه» و «مشکوک»، پیشنویس لایحهای را تهیه کرده است که به گزارش رسانههای عرب هدف از آن مقابله با تلاش جمهوری اسلامی ایران برای «ایجاد آبادینشینهای شیعه ایرانی در لبنان» و «جلوگیری از فروش املاک مسیحیان به شیعیان و ایرانیهاست».وزیر کار لبنان با ابراز نگرانی از تغییر بافت جمعیتی در کشورش و افزایش فروش املاک مسیحیان به عوامل «بیگانه» و «مشکوک»، پیشنویس لایحهای را تهیه کرده است که به گزارش رسانههای عرب هدف از آن مقابله با تلاش جمهوری اسلامی ایران برای «ایجاد آبادینشینهای شیعه ایرانی در لبنان» و «جلوگیری از فروش املاک مسیحیان به شیعیان و ایرانیهاست». بطروس حرب، وزیر کار لبنان، که خود از مسیحیان مارونی این کشور است، میگوید کشورش متوجه شده است که یکباره در چند سال اخیر املاک بسیاری متعلق به مسیحیان فروخته شده و بافت جمعیتی به نفع شیعیان تغییر میکند. به گزارش رسانههای لبنان و دنیای عرب، در برخی مناطق بیروت و سایر شهرهای لبنان که تا چندی پیش عمدتا مسیحینشین بود نوعی «آبادینشینهای ایرانی» به وجود آمده است. وزیر کار لبنان بدون نام بردن صریح از ایران میگوید که این روند «نگرانکننده» ادامه دارد و تنها راه، خودداری مسیحیان و سایر مردم لبنان از فروش املاک به افراد غیر یا وادار کردن آنها به خودداری از معاملاتی از طریق قانون است. وزیر کار لبنان در این راستا این هفته از ارائه پیشنویس لایحهای به مجلس لبنان خبر داد که اگر به تصویب برسد، معاملات املاک را شدیدا محدود میکند و مانع از فروش آن به بیگانگان خواهد شد و مجازات سنگینی را نیز برای خاطیان تعیین میکند. به گزارش رسانههای لبنان و دنیای عرب، آقای حرب این هفته در مصاحبههایی تاکید کرد که «باید با تبدیل محلههای کاملی از بافت طبیعی مسیحیان در لبنان به آبادینشینهای خارجی (ایرانی) مبارزه کرد». وزیر کار لبنان تاکید کرده است که این خریداران «افراد عادی نیستند»، زیرا یکباره معاملات زیادی انجام شده و پولهای کلانی به مسیحیان پیشنهاد شده که آنها را اغوا کرده است. رسانههای عرب این ادعا را مطرح کردهاند که خرید املاک مسیحیان از سوی ایرانیها بخشی از برنامه جامع جمهوری اسلامی ایران برای گسترش شیعیان در لبنان و اثرگذاری بر بافت جمعیتی لبنان به سود شیعیان و به زیان مسیحیان و سایر قومیتها و طایفههاست. شبکه خبری العربیه روز سهشنبه گذشته سندی را منتشر کرد که از آن با عنوان پیشنویس لایحه دولتی برای منع معاملات ملکی با بیگانگان نام برد. این سند میگوید که هرگونه معاملات ملکی به مدت ۱۵ سال آینده میان طایفهها و قومیتهای مختلف ممنوع است، بدین مفهوم که مسیحیان لبنان حق ندارند که املاک خود را به شیعیان و سنیها بفروشند و عکس آن نیز صادق است و مسیحیان از حق خریداری املاک مسلمانان شیعه و سنی برخوردار نشوند. اما به نظر میرسد که بند مهمتر این سند مربوط به معامله املاک با خارجیها و افراد «مشکوک» است. اگر پیشنویس این لایحه در مجلس لبنان به تصویب اکثریت برسد و به قانون تبدیل شود، آن بخش از معاملات املاک نیز که در دوره اخیر انجام شده لغو خواهد شد. این پیشنویس پیشنهاد کرده است که مجازات خاطیان پنج تا ده سال حبس همراه با جریمه مالی به میزان دو برابر مبلغ معامله ملک باشد. تغییر بافت جمعیتی در لبنان امر تازهای نیست و مسیحیان مارونی مدتهاست که به اقلیت تبدیل شدهاند و دیگر قدرت گذشته را ندارند، اما اکنون آنها بیش از هر زمان دیگری در مقابله با «مداخلههای» جمهوری اسلامی ایران در امور لبنان احساس ناتوانی و عجز میکنند. از این نظر، پیشنویس لایحه دولتی برای منع فروش املاک به ایرانیها و شیعیان، مورد حمایت گسترده مسیحیان لبنان قرار گرفته است. در همین حال، شیعیان، بهویژه طرفداران حزبالله و حامیان جمهوری اسلامی ایران، نیز شدیدا از این نگرانی مسیحیان انتقاد کردهاند. ولید جنبلاط، رهبر دروزیهای لبنان، نیز که اخیرا مناسبات بهشدت تیره خود را با ایران بهبود بخشید، از این تلاش مسیحیان انتقاد کرد و آن را «دیوانگی» نامید. نبیه بری، رهبر حزب شیعه «امل» و رئیس پارلمان لبنان، نیز شدیدا از پیشنویس لایحه انتقاد کرد و گفت نخواهد گذاشت که به قانون تبدیل شود. در میان ناظران در لبنان، بسیاری میگویند که ممکن است که وزیر کار سرانجام جرات نکند این پیشنویس را به مجلس ارائه کند. گفتنی است که در یک سال اخیر شمار ایرانیهایی که برای گردشگری به لبنان میروند، بهشدت افزایش یافته و صدها هزار گردشگر ایرانی از لبنان، بویژه از بیروت، دیدار کردند. آزادی حاکم در لبنان و سواحل زیبا و امکانات تفریحی سبک غربی در لبنان، جذبهٔ بسیاری برای ایرانیها دارد. مناسبات نزدیک میان دولتهای ایران و لبنان و حس قدردانی و احترامی که لبنانیها و بهویژه شیعیان لبنان برای ایرانیها قائل هستند، ایرانیهای بسیاری را به خرید خانه و املاک در لبنان تشویق کرده است، اما رسانههای عربی مدعی هستند که حکومت ایران که حامی حزبالله لبنان است، با نیت سیاسی مبالغ کلانی را به خرید املاک مسیحیان لبنان اختصاص داده است. ایران در بازسازی لبنان در پی نبرد ۳۳ روزه تابستان سال ۲۰۰۶ میان اسرائیل و حزبالله نقش گسترده و بسیار فعالی دارد. علی سعیدلو که اکنون از معاونان رئیس جمهوری ایران است سالها سرپرست و نماینده ناظر ایران در این پروژهها بود. این در حالی است که به گزارش رسانههای لبنان در روز پنجشنبه اسفندیار رحیم مشایی در روزهای آینده با پیامی جدید از محمود احمدینژاد وارد بیروت خواهد شد و قرار است با میشل سلیمان، رئیس جمهوری لبنان، دیدار کند. ارزیابیها حاکی است که آمدن آقای مشایی با نزدیک شدن موعد انتشار نتیجه دادگاه جنایی بینالمللی ویژه رسیدگی به پرونده قتل رفیق حریری در ارتباط باشد.
در ماه سپتامبر دولت آمریکا شش مقام حکومت ایران را به خاطر نقش آنان در موج جدید سرکوبها در فهرست سیاه و مشمول تحریم قرار داد. در همین حال اتحادیه اروپا هنوز هم در حال بررسی تحریمهای مربوط به نقض حقوق بشر در ایران است، ولی تاکنون به نتیجه مشخصی نرسیده است.در ماه سپتامبر دولت آمریکا شش مقام حکومت ایران را به خاطر نقش آنان در موج جدید سرکوبها در فهرست سیاه و مشمول تحریم قرار داد. در همین حال اتحادیه اروپا هنوز هم در حال بررسی تحریمهای مربوط به نقض حقوق بشر در ایران است، ولی تاکنون به نتیجه مشخصی نرسیده است. روزنامه آمریکایی وال استریت جورنال در مطلبی به قلم امانوئل اتولنگی مینویسد که حل این مشکل باید یکی از موارد مهم در مناسبات دو سوی اقیانوس اطلس محسوب شود. آمریکا و کشورهای اروپایی به عنوان جوامع آزاد و دموکراتیک در زمینه حقوق بشر باید اصول و معیارهای خود را بر هر گونه مصلحتی ترجیح دهند. ولی علاوه بر آن در رویارویی با حکومت ایران بر سر برنامه هستهای تهران غرب فقط از طریق زیر سوال بردن مشروعیت رژیم ایران میتواند به موفقیت دست یابد. اگر دموکراسیهای غربی بتوانند رژیم اسلامی را به خاطر موارد نقض حقوق بشر هدف گرفته، نیروهای مخالف را در داخل کشور تقویت کرده و بر فراز سد سانسور بتوانند با مردم ایران مستقیما صحبت کنند خواهند توانست ضربههای سختی به حکومت ایران بزنند. این روشها به خصوص در شرایط فعلی که فضای بینالمللی امکان تشدید تحریمها را نمیدهد از اهمیت ویژهای برای اعمال فشار بر تهران برخوردار هستند. یکی از اولویتهای مهم در سیاستهای غرب باید افزایش منابع خبری و اطلاعرسانی به داخل ایران و کمک به مردم عادی آن کشور برای سازماندهی خود در مقابل حکومت باشد. یکی از راههای تحقق این هدف آن است که کشورهای عضو اتحادیه اروپا فعاليتهای رسانهای خود به زبان فارسی را تقویت کنند، درست مثل فعالیت بخش فارسی بیبیسی یا دویچهوله آلمان. یک چنین رسانههایی خواهند توانست تلاشهای حکومت ایران برای مسدود کردن اینترنت یا قطع امواج رادیوها و ماهوارهها را عقیم سازد. یکی از راههای بسیار ساده پخش برنامههای رادیویی از طریق موج کوتاه است. حکومت ایران برای مقابله با آن ناگزیر است در تکتک خانهها به دنبال رادیوهای ترانزیستوری کوچکی بگردد که اخبار و اطلاعات سانسورنشده را از خارج از مرزهای ایران دریافت میکنند. در عین حال میزان یا نحوه حمایت دولتهای غربی از گسترش رسانههای فارسیزبان نباید فقط در حد تامین منابع مالی متوقف شود. رهبران کشورهای دموکراتیک و آزاد باید پشت بلندگوها و در مقابل دوربینها سیاستهای غرب را برای مردم ایران توضیح دهند و همزمان نقض حقوق بشر توسط حکومت اسلامی را محکوم کنند. مسلما صحبت مستقیم و مشخص رهبران اروپایی با مردم ایران و دفاع از حقوق آنها میتواند در افکار عمومی آن کشور تاثیر فراوانی داشته باشد. علاوه بر این دولت آمریکا و اتحادیه اروپا باید به دنبال مهرههای اصلی حکومت ایران باشند، رفت و آمد آنها به غرب را ممنوع کرده و حسابهای بانکی آنها را در خارج مسدود کنند. دولت آمریکا اخیرا نام هشت مقام ایرانی را در فهرست سیاه تحریمها قرار داده است. ولی اگر آمریکا و اتحادیه اروپا واقعا بخواهند نام تمامی سرکوبگران، شکنجهگران و قاتلان این حکومت را در نظر بگيرند این فهرست به سادگی به هشتصد نفر خواهد رسید. اگر نام مقامات دادگاههای انقلاب و دادستانها و بازجوهای پروندههای سیاسی، نام فرماندهان ارشد و محلی سپاه پاسداران، نام فرماندهان بسیج، نام مقامات و دستگاههای امنیتی و وزارت کشور دراین فهرست قرار داده شود حکومت ایران زمینگیر خواهد شد. حداقل کاری که کشورهای طرفدار آزادی میتوانند انجام دهند کاهش دادن امکانات و امتیازات آن عده از مقامهای حکومتی است که دستان آنها به خون آغشته است، ولی هنوز هم میتوانند برای تفریح، خرید یا تحصیل خود و خانوادهشان به غرب سفر کنند. دموکراسیهای غربی همزمان با هدف گرفتن مسئولان اصلی نقض حقوق بشر در ایران باید به قربانیان این موارد برای رساندن صدای خود به گوش دیگران کمک کنند. هر روز حکومت ایران افراد بیگناهی را به زندان انداخته یا اعدام میکند. دلیل این سرکوبها میتواند مخالفت سیاسی، شیوه زندگی یا اعتقادات مذهبی این افراد باشد. بازداشت، شکنجه یا اعدام این افراد نباید در غرب و در کشورهای دموکراتیک بدون واکنش بماند. حکومتها در جوامع غربی نماینده مردم هستند و باید در این موارد صدای اعتراض افکار عمومی جوامع دموکراتیک باشند. برای مثال، هر روز یک عضو مجالس نمایندگان آمریکا عضوی از پارلمان اروپا میتواند در نیم یا یک دقیقه سرنوشت یک مخالف سیاسی را در ایران و سرکوب شدیدی را که با آن مواجه است مرور کند و سپس خواستار پایان دادن به این فشارها و آزادی این افراد شود. به این ترتیب رنجها و سرکوب مخالفان و دگراندیشان ایرانی به یادآوری روزانه برای جهان آزاد بدل خواهد شد که درایران چه میگذرد و در عین حال منبع دیگری خواهد شد برای تحقیر حکومت اسلامی. مدتهای مدیدی است که دولتهای دموکراتیک جهان با جمهوری اسلامی ایران به گونهای صحبت کردهاند که گویا این رژیم نماینده مشروع مردم ایران است یا این که حقوق و خواستهای مخالفان و سرکوبشدگان هیچ اهمیتی ندارد. زمان آن فرا رسیده است که برای کسانی که در ایران حق ابراز نظر ندارند امکانی برای رساندن صدای خود فراهم شود و ثابت کرد که رعایت موازین حقوق بشر در ایران برای غرب نیز خواست و موضوعی جدی است.
محمد عزلتی مقدم، رئيس کميته ايثارگران ستاد انتخاباتی مير حسين موسوی، آزاد شد. به گزارش وب سايت های نزديک به اصلاح طلبان، آقای عزلتی مقدم ۵۵ روز پيش، پس از ديدار با مير حسين موسوی بازداشت شد. وی در اين مدت در بند ۲۰۹ زندان اوين زندانی بود.
جمعی از خانواده های زندانيان سياسی در ايران با صدور بيانيه ای خواستار آزادی همه زندانيان سياسی شدند. به نوشته وبسايت « کلمه»، نزديک به مير حسين موسوی، اين خانواده ها با اعتراض به استقرار ماموران امنيتی در بند ۳۵۰ زندان اوين نوشتند: وزارت اطلاعات که دستگير کننده و شاکی زندانيان بوده و با اعمال نظر بر قاضيان، محکوميت های طولانی مدت را برای زندانيان سياسی صادر کرده است، می خواهد با دخالت در کار سازمان زندان ها و قوه قضاييه، بر زندانيان فشار وارد کند. آنان با درخواست از مقام های قضايی برای تامين حقوق قانونی زندانيان سياسی، از جمله ملاقات های حضوری و تماس های تلفنی با خانواده هايشان، نسبت به امنيت روانی و جانی زندانيان ابراز نگرانی کرده اند و مسئوليت مسئوليت هرگونه عواقبی را متوجه رئيس قوه قضاييه، نهاد دادستانی و وزارت اطلاعات دولت دانستند.
رضا پهلوی، پسر ارشد محمدرضا پهلوی آخرین شاه ایران، خودکشی برادر کوچکترش، علیرضا، را ناشی از بیماری افسردگی دانسته، اما گفته است که در آخرین تماس تلفنی با برادرش، نشانی از تصمیم وی برای خودکشی ندیده است.رضا پهلوی، پسر بزرگ محمدرضا پهلوی، آخرین شاه ایران، خودکشی برادر کوچکترش را ناشی از بیماری افسردگی دانسته و گفته است، وی از سالها پیش از این بیماری رنج میبرد. به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، رضا پهلوی، پسر بزرگ محمدرضا پهلوی، آخرین شاه ایران، روز چهارشنبه در سخنانی، علت خودکشی برادر کوچکترش، علیرضا پهلوی، را بیماری افسردگی اعلام کرده است. وی که در بوستون، محل اقامت علیرضا پهلوی، با خبرنگاران سخن میگفت، در این باره گفته است: « هر چند خانواده من سهمی از این بیماری کشنده داشته است، اما میدانیم که این تراژدی تنها منحصر به خانواده ما نیست و میلیونها نفر در سراسر جهان و به ویژه در میهنمان ایران با وضعیت مشابهی روبهرو هستند.» بیشتر بخوانید: عليرضا پهلوی خودکشی کرد «عليرضا پهلوی وصيت کردهاست خاکستر جسدش به دريای خزر ريخته شود» علیرضا پهلوی، پسر کوچک محمدرضا پهلوی، آخرین شاه ایران، بامداد روز چهاردهم دی ماه ۱۳۸۹، در سن ۴۴ سالگی در منزل مسکونی خود در شهر بوستون آمریکا خودکشی کرده بود. وی دومین فرزند محمدرضا پهلوی است که با خودکشی به زندگی خود پایان میدهد. در بیستم خرداد ماه سال ۱۳۸۰ نیز شاهدخت لیلا پهلوی، که در سال ۱۳۴۹ به دنیا آمده بود، در هتلی در لندن با مصرف داروهای خواب آور دست به خودکشی زده بود. پیشتر وبسایت رسمی شاهزاده رضا پهلوی با انتشار اطلاعیهای درباره علت خودکشی علیرضا پهلوی نوشته بود: «شادروان، همچون میلیونها جوان ایرانی، از آنچه که به ناروا بر میهن عزیزش میگذشت، سخت آزرده و غمگین بود، و نیز هیچگاه خاطرۀ دردناک مرگ پدر و خواهر عزیزش او را رها نکرد.» بر اساس گزارشهای منتشر شده، علیرضا پهلوی که دانشآموخته رشته ایرانشناسی در دانشگاه هاروارد آمریکا بود، با شلیک گلوله دست به خودکشی زده است. رضا پهلوی، که پس از مرگ برادرش به بوستون سفر کرده است، در حالی که هنگام گفت و گو با خبرنگاران اشکهایش را پنهان میکرد، همچنین گفته است: «ما امروز با درد و اندوه سوگوار علیرضای عزیزمان هستیم که قربانی این بیماری مهلک شد که زندگی دیگری را (از ما) گرفته است.» به گفته رضا پهلوی، برادر وی، که از چند سال پیش در بوستون زندگی میکرد، سالها با بیماری افسردگی دست و پنجه نرم میکرد. شاهزاده علیرضا پهلوی در شهر بوستون سرگرم تکمیل تحصیلات خود و تحقیق درباره تاریخ تمدن ایران بود و پایان نامه دکتری خود را نیز دررشته مطالعات ایران باستان نوشته بود. پدر وی، محمدرضا شاه پهلوی، در سال ۱۳۵۷ و به دنبال گسترش شورشهای منجر به انقلاب اسلامی ایران را ترک کرد و یک سال بعد در مصر بر اثر بیماری سرطان درگذشت. به گفته رضا پهلوی، برادر هنگام خروج از ایران ۱۲ ساله و خواهرش،لیلا، ۱۰ سال داشتند. رضا پهلوی همچنین گفته است که به طور مرتب با برادرش در تماس بوده که آخرین بار آن یک هفته پیش از مرگ وی بوده است و در این تماس نیز هیچ نشانی از تصمیم برادرش برای خودکشی مشاهده نکرده بود. ولیعهد پیشین ایران در بخش دیگری از گفت و گوی خود با خبرنگاران در بوستون در پاسخ به پرسشی در باره نقش وی در میان نیروهای مخالف رژیم ایران گفته است: «تعهد من به کشورم همچنان پابرجاست و من هر کاری که بتوانم برای آزادی و دمکراسی در میهنم انجام میدهم.»
شورای فرهنگی و اجتماعی زنان، وابسته به رياست جمهوری، در ششصد و پنجاهمين جلسه خود خواستار برخورد قاطع و جدی با به گفته اعضای اين شورا، سران فتنه، از جمله زنانی که در آفرينش آن نقش داشته اند، شد. به گزارش خبرگزاری « ايسنا»، در اين نشست که از جمله با شرکت نمايندگان قوای سه گانه و وزيران تشکيل شد، بدون اشاره به نام خاصی گفته شد بايد با کسانی که در توهم قدرت و سياست، مشغول خيانت به نظام و آرمان های انقلاب هستند، برخورد شود. شرکت کنندگان در اين شورا از قوه قضاييه خواستند تا پرونده زنانی که از بازيگران اصلی اين سناريو بودند را پيگير يکند. چند روز پيش نيز چند تن از نمايندگان زن در مجلس در نامه ای خواستار برخورد با زهرا رهنورد، همسر مير حسين موسوی، شده بودند.
۹ سازمان سياسی مخالف جمهوری اسلامی ايران با انتشار بيانيه مشترکی به اعدام های اخير در ايران اعتراض کردند و خواستار نجات جان محکومان به اعدام و آزادی زندانيان سياسی شدند. در اين بيانيه، با اشاره به اعدام های اخير آمده است که ۱۶ نفر ديگر نيز منتظر اجرای حکم اعدام خود هستند. سازمان ها و گروه های امضاکننده اين بيانيه نوشته اند که جمهوری اسلامی با اعدام مخالفان و زندانيان سياسی همراه با متهمان به ساير جرايم، می کوشد ضمن ايجاد هراس و وحشت در جامعه، افکار عمومی را مشوش سازد و نيروهای مخالف را در موقعيتی قرار دهد که نتوانند عليه صدور و اجرای احکام اعدام زندانيان سياسی واکنش نشان دهند. اتحاد جمهوريخواهان ايران، حزب دموکرات کردستان ايران، حزب دموکراتيک مردم ايران، حزب کومه له کردستان ايران، جبهه ملی ايران در اروپا، سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران، سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت)، شورای موقت سوسياليستهای چپ ايران و شورای هماهنگی جنبش جمهوريخواهان دموکرات و لائيک ايران اين بيانيه را امضا کرده اند.
يکی از فرماندهان نيروی انتظامی جمهوری اسلامی ايران اعلام کرد که هفت هزار نفر از فرماندهان، مديران و افسران اين نيرو از سراسر ايران، در دوره آموزشی جريانشناسی و بصيرتافزايی شرکت کرده اند. به گزارش خبرگزاری « مهر»، محمد علی نوری نژاد، معاون هماهنگکننده نيروی انتظامی، مدت اين دوره را يک هفته و محل برگزاری آن را شهر قم اعلام کرد. وی همچنين گفت که اين دورههای آموزشی در ۱۶ هفته برای تمامی فرماندهان انتظامی سطح پاسگاهها و کلانتریها تا ردههای بالا، مديران، دانشجويان و افسران انتظامی برگزار میشود و آنان در قالب گروههايی در اين آموزشها شرکت میکنند. دوره بصيرت شناسی و جريان شناسی در نيروی انتظامی در شرايطی برگزار می شود که فرماندهان سپاه پاسداران و ارتش در ماه های اخير از تاثير پذيری برخی از نيروهای نظامی از مخالفان دولت سخن گفته بودند.
محمدرضا نقدی، رئيس سازمان بسيج مستضعفين، خواستار جهاد و قيام برای تحول در علوم انسانی شد. به گفته محمدرضا نقدی، با علوم سياسی ای که در دانشگاهها تدريس می شود، هيچگاه نمیتوان به گفته های آيت الله خمينی و آيت الله خامنه ای جامه عمل پوشيد. به گزارش خبرگزاری « فارس»، وی که در برابر جمعی از استادان در اهواز صحبت مي کرد، تاکيد کرد که علوم انسانی بايد تغيير کند و کتب به گفته او «ضاله» از دانشگاههای ايران برچيده شود. در ساليان گذشته، مقام های جمهوری اسلامی ايران بارها بر لزوم تغيير در دروس علوم انسانی و اسلامی کردن اين دروس تاکيد کرده اند.
خبرگزاری آسوشیتدپرس میگوید در واکنش به خودکشی علیرضا پهلوی، کوچکترین پسر شاه سابق ایران، پیامهای تسلیت اندوهناک و گاه خشمگینانهای از سوی جامعه ایرانیان مهاجر منتشر شده است.خبرگزاری آسوشیتدپرس میگوید در واکنش به خودکشی علیرضا پهلوی، کوچکترین پسر شاه سابق ایران، پیامهای تسلیت اندوهناک و گاه خشمگینانهای از سوی جامعه ایرانیان مهاجر منتشر شده است. برای بخشی از جامعه مهاجر ایرانی خودکشی علیرضا پهلوی فقط درگذشتی دردناک نبود، بلکه نماد برجستهای است از یک ضایعه دیگر که سرچشمه آن بیش از سی سال پیش و به دنبال سقوط خاندان پهلوی آغاز گشت. در خود ایران خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی،ایرنا، صبح چهارشنبه خبری کوتاه در این مورد منتشر کرد که توجه بسیاری را جلب کرد. «پرس تیوی»، شبکه انگلیسیزبان رسانه دولتی ایران، نیز یک گزارش نسبتا مفصل از فرازهای زندگی علیرضا پهلوی به نمایش گذاشت که عنوان آن چنین بود: «پسر دیکتاتور سابق خود را کشت». به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، وبسایتها و شبکههای اجتماعی که در سالهای اخیر کانال اصلی نشر اخبار و اطلاعات دگراندیشان و مخالفان جمهوری اسلامی بودهاند بیش ازهر رسانه دیگری در ایران به این خبر واکنش نشان دادند. به گفته نزدیکان خانواده پهلوی، علیرضا پسر دوم شاه سابق ایران، سالها با مشکل روحی ناشی از مرگ پدر و خودکشی خواهر جوانتر خود، لیلا، دست و پنجه نرم میکرد. لیلا پهلوی در سال ۲۰۰۱ با خوردن تعداد زیادی قرص آرامبخش در هتلی در شهر لندن به زندگی خود پایان داد. علیرضا پهلوی در سالهای اخیر خود را با تحصیل مشغول کرده بود و اخیرا مشغول پایان تحصیلات دکترای خود در رشته تاریخ و زبانهای باستانی ایرانزمین در دانشگاه پرینستون آمریکا بود. او به ندرت در مسائل سیاسی دخالت میکرد و مسئولیتهای سیاسی را به برادر بزرگتر خود، رضا پهلوی، واگذاشته بود. تاکنون هیچ نشانهای حاکی از ارتباط خودکشی او با مسائل سیاسی دیده نشده است. به نوشته خبرگزاری آسوشیتدپرس، در ستون اظهارنظرهای وبسایت رسمی رضا پهلوی بسیاری از ایرانیان مهاجر پیامهای تسلیت و همدردی خود را منتشر کردهاند. اما برخی از این اظهار نظرها بیان خشمگینانه نفرت آنها از حکومت جمهوری اسلامی است. به نظر میرسد حوادث سياسی سی سال گذشته در تاریخ سیاسی ایران هنوز تازه است و آنان در رویا و آرزوی بازگشت به وطنی هستند که به زعم آنها در اشغال گروهی ضدبشری و ضدایرانی است. محمدرضا پهلوی، آخرین شاه ایران، حدود یک سال پس از سقوط حکومتش بر اثر ابتلا به سرطان در مصر درگذشت. رژیم جمهوری اسلامی از همان آغاز رسیدن به قدرت دشمنی با آمریکا را آغاز کرد و به تلافی کمکهای محدود دولت آمریکا به شاه و خانواده وی، سفارت آمریکا در تهران را اشغال و ۵۲ نفر از کارکنان آن را به مدت ۴۴۴ روز به گروگان گرفت. پس از مرگ شاه خانواده او در نهایت در آمریکا سکنی گزیده و برای مدتها در اپوزیسیون ایرانی وزن و نقش چندانی ایفا نکردند. علیرضا، پسر کوچکتر شاه سابق ایران، در اردیبهشت سال ۱۳۴۵ در تهران متولد شد. او پس از پایان تحصیلات متوسطه خود در قاهره و نیویورک در رشتههای مختلف در دانشگاههای آمریکا تحصیل کرد، از جمله در رشته موسیقی در دانشگاه پرینستون، مطالعات ایران باستان در دانشگاه هاروارد و کلمبیا. اما به نظر میرسد که وی در تمام دوران بلوغ با مشکل افسردگی روبهرو بوده و مرگ لیلا خواهر کوچکتر او این حالت را تشدید کرده است. رضا پهلوی در وبسایت رسمی خود با اعلام خبر خودکشی برادر کوچکترش مینویسد: «بار دیگر ما نیز به سرنوشت هزاران پدر و مادر و خانوادهای پیوستهایم که فرزندان آنها قربانی این دوران تاریک از تاریخ ایران هستند.» نازی افتخاری، یکی از کارکنان دفتر رضا پهلوی در واشینگتن، به خبرگزاری آسوشیتدپرس میگوید: «پس از مهاجرت از ایران در سنین کودکی و مرگ پدر، افسردگی علیرضا پهلوی آغاز و سالها زندگی در غربت آن را تشدید کرد. وی به پدر و خواهر کوچکتر خود از نظر روحی بسیار وابسته بود.» به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، پلیس شهر بوستون در آمریکا اعلام کرده است که حوالی ساعت دو بامداد روز سهشنبه به وقت محلی جسد یک مرد را که به ضرب گلوله خودکشی کرده بود پیدا کرده است. مقامات پلیس در ساعات اولیه هویت فرد را اعلام نکردند، ولی در پایان روز سهشنبه مشخص شد که جسد متعلق به علیرضا پهلوی است. تریتا پارسی، رئیس شورای ملی ایرانیان آمریکا، در بیانیهای میگوید: «این نهاد از خبر مرگ علیرضا پهلوی بسیار متاثر است. در جامعه ایرانیان مهاجر اختلافات فراوانی وجود دارد، ولی در یک چنین روزهايی مسلما اکثریت ایرانیان به خاطر از دست دادن یک فرزند دیگر با خانواده پهلوی اظهار همدردی خواهند کرد.» تاکنون اطلاعاتی در مورد نحوه برگزاری مراسم خاکسپاری علیرضا پهلوی منتشر نشده است، ولی نزدیکان این خانواده میگویند رضا پهلوی که ساکن واشینگتن است و فرح دیبا که در پاریس زندگی میکند روز چهارشنبه به شهر بوستون رفتهاند.
در حالی که سازمان ملل افزایش نیروهای صلحبان در ساحل عاج را در دست بررسی دارد، حسن وتارا «رئیسجمهور انتخابی» ساحل عاج گزینه نظامی را تنها راه برای به زیر کشیدن لوران باگبو میداند.در حالی که سازمان ملل افزایش نیروهای حافظ صلح در ساحل عاج را در دست بررسی دارد، حسن وتارا که از سوی سازمان ملل به عنوان رئیس جمهور انتخابی ساحل عاج شناخته شده اعلام کرده است که گزینه نظامی تنها راه برای به زیر کشیدن لوران باگبو از قدرت است. به گزارش خبرگزاریهای خارجی، حسن وتارا، روز پنجشنبه، در یک گفتوگوی رادیویی اعلام کرد که حمله نظامی ۱۵ کشور عضو «جماعت اقتصادی کشورهای آفریقای غربی» تنها راه حل برای حل ناآرامیهای پس از انتخابات در ساحل عاج و واگذاری قدرت به اوست و این در حالی است که این ۱۵ کشور اعلام کردهاند که راه حل نظامی، آخرین راه حلی خواهد بود که در پیش خواهند گرفت. وی در ادامه لوران باگبو را مسئول خشونتهای پیش از انتخابات دانست و با اشاره به اینکه برای این اظهارات شواهدی دارد، افزود: «دستان لوران باگبو به خون آلوده است. او فرمان کشتار شهروندان به وسیله عوامل خارجی را صادر کرده است.» آقای وتارا که در حال حاضر در هتلی در ابوجا، پایتخت این کشور به سر میبرد و از سوی ۸۰۰ نیروی حافظ صلح سازمان ملل حفاظت میشود، همچنین اظهار کرد که با ارسال نامهای به دبیر کل سازمان ملل، خواهان آن شده است که دادگاه جنایی بینالمللی برای بررسی وضعیت ساحل عاج، یک گروه تحقیق به این کشور بفرستند و افزود که به وی گفته شده است که این کار در چند روز آینده انجام خواهد شد. در عین حال رئیس نیروهای حافظ صلح سازمان ملل متحد روز چهارشنبه اعلام کرد که از شورای امنیت خواسته است تا هزار تا دو هزار نیروی حافظ صلح دیگر به این منطقه ارسال کنند. این نیروها مجاز به مداخله نظامی نخواهند بود و تنها به حفظ امنیت میپردازند. لوران باگبو پیش از این اعلام کرده بود که حدود ۹ هزار و ۸۰۰ صلحبانی که از زمان جنگ داخلی ساحل عاج در سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۳ در این کشور مستقر هستند باید ساحل عاج را ترک کنند. به دنبال برگزاری انتخابات در ساحل عاج در تاریخ ۷ آذرماه، کمیسیون مستقل انتخابات این کشور، حسن وتارا را پیروز این انتخابات دانست، با این حال شورای قانون اساسی این کشور نتایج اعلام شده را رد و لوران باگبو را بار دیگر به عنوان رئیس جمهور معرفی کرد. این در حالی است که در حال حاضر سازمان ملل، اتحادیه آفریقا، جماعت اقتصادی کشورهای آفریقای غربی» و برخی دیگر از قدرتهای جهان، حسن وتارا را به عنوان رئیس جمهور این کشور به رسمیت شناختهاند. به دنبال عدم تفاهم بر سر نتایج انتخابات، این اختلافات به خشونت کشیده شد و سازمان ملل با ارائه آماری گزارش کرد که در حوادث پس از انتخابات ساحل عاج دستکم ۱۷۳ نفر کشته، ۴۷۱ نفر دستگیر، ۲۴ نفر ناپدید و ۹۰ نفر شکنجه شدهاند. به دنبال این ناآرامیها، ۱۵ کشور آفریقای غربی با باز گذاشتن در مذاکره میان آقای وتارا و باگبو اعلام کردند که در صورت به نتیجه نرسیدن این مذاکرات و کنار نکشیدن باگبو از قدرت تا پایان ماه ژانویه، از راه حل نظامی استفاده خواهد کرد . این در حالی است که آقای باگبو پیش از این گفته بود که حاضر به مذاکره است، اما حسن وتارا با رد این پیشنهاد، راه حل نظامی را تنها گزینه ممکن اعلام کرده است. لوران باگبو از سال ۲۰۰۰ قدرت را در ساحل عاج در دست دارد و اگرچه دوران ریاست جمهوریاش به صورت قانونی در سال ۲۰۰۵ به پایان رسیده، همچنان عهدهدار این سمت است.
روزنامههای پنجشنبه ایران خبر دادهاند که دیوان محاسبات طی یک سال پرونده «سه هزار تخلف دولت را به قوه قضائیه ارسال کرده است». «درخواست هواداران دولت برای محاکمه زهرا رهنورد» به عنوان «یکی از رهبران اعتراضات پس از انتخابات»، «نزدیکتر شدن سازمان تامین اجتماعی به انحلال مالی»، و البته خبر «خودکشی علیرضا پهلوی» از دیگر عناوین روزنامههاست.روزنامههای پنجشنبه ایران خبر دادهاند که دیوان محاسبات طی یک سال پرونده «سه هزار تخلف دولت را به قوه قضائیه ارسال کرده است». «درخواست هواداران دولت برای محاکمه زهرا رهنورد» به عنوان «یکی از رهبران اعتراضات پس از انتخابات»، «نزدیکتر شدن سازمان تامین اجتماعی به انحلال مالی»، و البته خبر «خودکشی علیرضا پهلوی» از دیگر عناوین روزنامههاست. روزنامههای ۱۶ دیماه همچنین گزارش دادهاند که دفتر هاشمی رفسنجانی «اظهارات مکرر جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه» را تکذیب کرده، و مجلس شورای اسلامی نیز پس از ایراد دوباره شورای نگهبان «ماده ۸۰ برنامه پنجم درباره بانک مرکزی را به مجمع تشخیص مصلحت نظام فرستاد». خبر اعدام دو نفر در اسفراین و تهران نیز در روزنامههای پنجشنبه بازتاب داشته و حتی روزنامه جمهوری اسلامی اعدام «قاتل میدان کاج تهران» را «هنر قوه قضائیه» توصیف کرده است. ارجاع سه هزار تخلف دولت به قوه قضائیه طی یک سال روزنامه حمایت وابسته به قوه قضائیه در شماره پنجشنبه خود از قول رئیس دیوان محاسبات خبر داده است که «سه هزار تخلف دولت به قوه قضائیه ارجاع شده است». به نوشته این روزنامه، عبدالرضا رحمانی فضلی، رئیس دیوان محاسبات کشور، با اعلام این که «در یک سال گذشته سه هزار تخلف به دادگاه ارجاع داده شده» گفته است که ارجاع این پروندهها به دادگاه «معنایش این است که سه هزار مورد قانونی انجام نشده است». عبدالرضا رحمانی فضلی که روز چهارشنبه در «همایش ارتقای سلامت اداری در گرگان» سخن میگفت جزئیات تخلفات دولت را اعلام نکرده، اما گفته است که ارجاع پرونده سه هزار تخلف دولت از سوی دیوان محاسبات به قوه قضائیه در حالی صورت گرفته است که این دیوان «قصد مچگیری» نداشته، بلکه تلاش کرده تا از بیتالمال صیانت کند. روزنامه حمایت به نقل از رئیس دیوان محاسبات کشور نوشته است که «ادعا کردهایم که یک حکومت دینی ایجاد کردهایم و برای اثبات آن ضروری است که به موضوع فساد بپردازیم». دفتر هاشمی رفسنجانی «اظهارات مکرر جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه» را تکذیب کرد روزنامه ابتکار خبر داده است که دفتر اکبر هاشمی رفسنجانی «اظهارات مکرر جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران را تکذیب کرده است». به گزارش این روزنامه، دفتر اکبر هاشمی رفسنجانی روز چهارشنبه اعلام کرد که «مدتی است که حجتالاسلام مجتبی ذوالنوری، جانشين نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در همه سخنرانيهای خود مانند ترجيعبند شعرا ميگويد: «آقای هاشمي روز انتخابات رياست جمهوری دهم جلو دوربينها ميگويند کد آقای موسوي چند است و از اين طريق میخواهند به داخل و خارج پيام بدهند!؟" اما این اظهارات جانشین نمایندگی ولی فقیه در سپاه کذب است.» در اطلاعیه دفتر هاشمی رفسنجانی تاکید شده است که «اوايل به دليل دروغهای فراوان ديگري که به هاشمی رفسنجانی منتسب ميکنند و جامعه نيز به ماهيت و اغراض سياسي گويندگان اينگونه مطالب پي برده، آن را کماهميت تلقي ميکرديم، ولي وقتی اين مطلب کذب بارها و بارها در محافل و سخنرانیها توسط جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه "به عنوان يک سند متقن" معرفي ميشود و اخيراً هم به بهانه پرداختن به راهپيمايي روز نهم دي مجددا توسط ايشان تکرار شده، لازم است به عنوان افشاي يک نمونه از صدها دروغ و خلافگويي به آن پاسخ دهيم.» دفتر رئیس مجلس خبرگان رهبری با اشاره به این که «ادعای جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه درباره سخنان هاشمی رفسنجانی در هنگام رای دادن» کذب و دروغ است، «ضمن دعوت مردم به مشاهده مشروح فيلم رأي دادن آيتالله هاشمي رفسنجاني در حسينيه جماران، و قضاوت در مورد ميزان صحت ادعاي مجتبی ذوالنوري با واقعيت» اعلام کرد که «اميدواريم بقيه گزارشهايي که مجتبی ذالنوری در مقام جانشين نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران به مسئولان و مردم ميدهد از اين دست نباشد که در آن صورت همگان بر ادعای صداقت ايشان تشکيک مينمايند و اين به هيچوجه به صلاح انقلاب اسلامی، سپاه پاسداران و نهاد منتسب به آن نخواهد بود.» روزنامه ابتکار در گزارش خود ضمن آن که «خبر شکایت هاشمی رفسنجانی از مدیران مسئول دو روزنامه وابسته به دولت را هم تکذیب کرده» نوشته است که «يکی از مسائل هاشمي رفسنجاني در اين روزها و ماهها اين است که به اخبار و شايعات پيرامون خودش و خانوادهاش پاسخ دهد، شايعاتي که اين روزها عمدتا از سوي افراد و رسانههاي اصولگرا منتشر ميشود». این روزنامه با تاکید بر این که «اکبر هاشمی رفسنجانی بدون ترديد دشوارترين روزهاي عمر خود در طول سالهاي پس از انقلاب را ميگذراند و روزي نيست که خبر يا شايعهاي پيرامون وي در مطبوعات و رسانههاي مختلف منتشر نشود» نوشته است که «اين جداي از انتقادات و حملات شديدي است که چهرههاي اصولگرا به وي و عملکردش ساماندهي کرده و در خبرگزاريهاي رسمي کشور درج میشود»، اما تکذبيبههاي هاشمی رفسنجانی «در بيشتر مواقع جايي در مطبوعات منتشرکننده شايعه ندارد». درخواست محاکمه زهرا رهنورد به عنوان «یکی از رهبران اعتراضات پس از انتخابات» روزنامه رسالت خبر داده است که ۸ نماینده زن مجلس شورای اسلامی در نامهای به رئیس قوه قضائیه خواهان محاکمه و برخورد قضایی با زهرا رهنورد به عنوان یکی از سران اعتراضات پس از انتخابات شدهاند. هشت زن عضو مجلس هشتم که همگی از حامیان دولت احمدینژاد به شمار میروند در نامه خود به صادق لاریجانی از زهرا رهنورد به عنوان «یکی از سران فتنه» نام برده و از رئیس قوه قضائیه خواستهاند تا همسر میرحسین موسوی را به «اتهام اهانت به ارزشهای انقلاب» محاکمه کند. حامیان دولت همچنین اتهام دیگر زهرا رهنورد را «طرح اتهامات واهی از قبيل نقض حقوق زنان در ايران» اعلام کردهاند. زهره کاظمی که در جریان فعالیتهای پیش از انقلاب از نام مستعار «زهرا رهنورد» استفاده میکرد و در سالهای پس از انقلاب نیز به همان نام خوانده شد همسر میرحسین موسوی است و علاوه بر استادی دانشگاه، ریاست دانشگاه الزهرای تهران را نیز در کارنامه خود دارد. زهرا رهنورد در جریان اعتراضات پس از انتخابات علاوه بر ابراز نظرات صریح خود در مخالفت با جناح حاکم از جمله کسانی است که به طور مسمتر ضمن دیدار با خانوادههای کشتهشدگان، بازداشتشدگان و زندانیان سیاسی پس از انتخابات از آنها دلجویی میکند. «سازمان تامین اجتماعی در آستانه انحلال مالی» روزنامه جهان صنعت در تیتر نخست شماره پنجشنبه خود گزارش داده است که «سازمان تامیناجتماعی به انحلال مالی نزدیک و نزدیکتر میشود». این روزنامه طی گزارشی از «نارضایتی بیمهشدگان» و «ادامه مشکلات در تامین اجتماعی» نوشته است که «هیچ یک از مدیران و مسئولان تامین اجتماعی به این پرسش مردم، بیمهشدگان و مستمریبگیران پاسخ نداده و نمیدهند که چرا دولت حدود ۲۰ هزار میلیارد تومان به تامین اجتماعی بدهکار است». جهان صنعت بر این تاکید کرده است که «چرا منابع مالی این سازمان که باید با برنامهریزیهای علمی، کارشناسانه و البته دلسوزانه روزبهروز افزایش یابد بهشدت کاهش یافته و اکنون تامین اجتماعی در پرداخت مطالبههای قانونی و بهحق نیروهای شاغل در شعبهها و مراکز درمانی و بیمارستانهای ملکی سازمان، بیمهشدگان و مستمریبگیران با مشکلات جدی و اساسی و هزاران چالش بزرگ دیگر مواجه شده است». این روزنامه در گزارش خود نوشته است که «بحث کمبود منابع و درآمدها در سازمان تامین اجتماعی میرود تا به بحرانی حلنشدنی برای مسئولان این سازمان که حالا به صندوق تغییر نام داده تبدیل شود، موضوعی که پیشتر نیز گریبان مسئولان و مدیران سالهای دور و نزدیک این سازمان را گرفته بود». روزنامه جهان صنعت همچنین نوشته است که «افزون بر تهدیدهای جدی منابع مالی سازمان، ازدحام و سرگردانی مردم در شعبههای تامین اجتماعی، شاهد افزایش تنشها و درگیریهای لفظی ناخواسته میان کارکنان خسته و بیانگیزه که خود معلول پرداخت نشدن مطالبههای انباشت شده کارکنان بوده با مردم هستیم که خود همین مسئله حاکی از تصمیمهای شتابزده و غیرعلمی و غیرکارشناسانه و شاید هم غیرقانونی مسئولان گذشته و کنونی تامین اجتماعی بوده است، تصمیمهایی که تامین اجتماعی را به مرز جدی انحلال مالی بیش از پیش نزدیک و نزدیکتر میکند». بازتاب خودکشی علیرضا پهلوی در روزنامههای پنجشنبه ایران اغلب روزنامههای پنجشنبه ۱۶ دیماه خبر «خودکشی علیرضا پهلوی» را منتشر کرده و خبر دادهاند که «عليرضا پهلوی، سومين فرزند محمدرضا پهلوی و فرح ديبا، شامگاه سهشنبه در خانهاش واقع در بوستون آمريکا خودکشي کرد». برخی روزنامهها در انتشار خبر خودکشی علیرضا پهلوی او را «فرزند محمدرضا پهلوی، آخرین شاه» ایران و برخی از او به عنوان «دومین عضو خاندان پهلوی» نام بردهاند. البته شماری از روزنامههای حامی دولت نیز علیرضا پهلوی را «فرزند شاه مخلوع» معرفی کردهاند و حتی روزنامه کیهان که تحت نظر نماینده منصوب آیتالله خامنهای منتشر میشود به رغم آن که محمدرضا پهلوی شاه ایران هرگز اعدام یا کشته نشد، علیرضا پهلوی را فرزند «شاه معدوم» خوانده است. روزنامه حیات وابسته به قوه قضائیه با تیتر «خودکشی دیگر در خاندان پهلوی» ضمن اشاره به بازتاب جهانی خودکشی علیرضا پهلوی نوشته است که «سایت خاندان پهلوی نیز با درج خبری خودکشی این عضو خانواده خود را تائید کرد». این روزنامه نوشته است که «علیرضا پهلوی دومین فرزند محمدرضا پهلوی بوده و دومین فرزند خاندان پهلوی است که دست به خودکشی زد» و پیشتر «لیلا کوچکترین فرزند محمدرضا پهلوی نیز در سال ۲۰۰۰ خودکشی کرده بود». اعدام دو نفر در اسفراین و تهران روزنامههای رسالت و جمهوری اسلامی از اعدام دو نفر در اسفراین و تهران خبر دادهاند. روزنامه رسالت از قول احمد عرفانيان، دادستان عمومي و انقلاب اسفراين، نوشته است که صبح چهارشنبه یکی از متهمان به قاچاق مواد مخدر این شهرستان اعدام شده است. این روزنامه احمد عرفانیان متهم اعدام شده را با حروف اختصاری «ع. الف» معرفی و ادعا کرده است که «اين فرد داراي سوابق متعدد حمل و توزيع مواد مخدراست و در پروندهاي ديگر نيز به حبس ابد محکوم شده بود که با اعدام وي تمام پروندههاي مرتبط مختومه شد». دادستان اسفراین واقع در استان خراسان شمالی بدون اشاره به جزئیات این اتهامات گفته است که حکم اعدام این متهم در «زندان مرکزی شهر شیروان» اجرا شده است. خبر اعدام متهمی که به «قاتل میدان کاج» شهرت یافته نیز در روزنامههای پنجشنبه بازتاب گستردهای داشته است. روزنامه جمهوری اسلامی در یادداشتی با عنوان «هنر قوه قضائيه» ضمن استقبال از اجرای حکم اعدام «قاتل میدان کاج تهران» در ملاء عام نوشته است که «صبح چهارشنبه، قاتل جنايت ميدان كاج تهران در برابر چشمان جمعيت قابل توجهي از مردم تهران در منطقه سعادتآباد به دار مجازات آويخته و اعدام شد» و «اين اقدام قوه قضائيه تحسين عموم مردم را برانگيخت». این روزنامه نوشته است که «فاصله ارتكاب جنايت ميدان كاج تا قصاص قاتل كمتر از ۷۰ روز شد» و اجرای این حکم اعدام در ملاء عام «موجي از شادي در جامعه ايجاد كرد و آثار زيانبار و نگرانكننده قتل فجيع و جنايتكارانه ميدان كاج كه به خبر مهمي در كشور تبديل شده بود را تا حدودي از بين برد». روزنامه جمهوری اسلامی در عین حال نوشته است که «سرعت عمل و قاطعيت قوه قضائيه نبايد به رسيدگي به پروندههاي جنایي محدود شود. شرارتهاي ديگري در جامعه صورت ميگيرد كه به حيثیت افراد و آبرو و جايگاه اجتماعي آنان مربوط ميشود. رسيدگي به اين قبيل شرارتها و اقدام براي حفظ حيثيت افراد نيز از وظايف ذاتي قوه قضائيه است كه بايد به آن اهتمام نمايد». این روزنامه نوشته است که «قابل درک است كه مقابله با شرارتهایي از اين نوع براي قوه قضائيه هزينههایي دارد، لكن مسئولان قوه قضائيه اگر بخواهند استقلال اين قوه را به اثبات برسانند بدون آن كه از تحمل چنين هزينههایي واهمه داشته باشند بايد وارد ميدان مقابله با مرتكبان چنين شرارتهایي شوند»، چرا که «مرتكبان اين شرارتها سرمايههاي انساني جامعه را هدف قرار ميدهند و سرمايه انساني مهمترين سرمايه جامعه است». ارجاع «مصوبه مجلس درباره بانک مرکزی» به مجمع تشخیص مصلحت روزنامه دنیای اقتصاد از «ایراد دوباره شورای نگهبان به مصوبه مجلس درباره بانک مرکزی» خبر داده و نوشته است که شورای نگهبان بار دیگر مصوبه مجلس درباره بانک مرکزی را رد و اعلام کرده است که «تعيين رئيس بانک مركزی جزء اختيارات مجلس نيست». به گزارش این روزنامه، عباسعلی کدخدایی، سخنگوي شوراي نگهبان، با اشاره به این که روز چهارشنبه این شورا ایرادات تازه به مصوبه مجلس درباره بانک مرکزی را در ۱۱ بند به مجلس ارسال کرد، درباره تبصره یک ماده ۸۰ مرتبط با بانک مركزي گفت که «اين مورد مغاير با اصول متعدد قانون اساسی است، زيرا مقاماتي كه بايد توسط مجلس تعيين شوند در قانون مشخص شده و رئيس بانک مركزي جزء اين موارد نيست». ماده ۸۰ برنامه پنجم توسعه ابتدا از سوی مجلس هشتم و با انگیزه استقلال نسبی بانک مرکزی به تصویب رسید و قرار بود بر اساس آن «رئیس جمهور و دو وزیر» از مجمع عمومی بانک مرکزی حذف و به جای آنها هفت اقتصاددان جایگزین شوند، اما شورای نگهبان با آن مصوبه مخالفت کرد و مجلس مجبور شد که روز سهشنبه «استقلال معکوس بانک مرکزی» تصویب کند تا ضمن عضویت رئیس جمهور و وزرا، رئیس کل بانک مرکزی با پیشنهاد رئیس جمهور و تائید اکثریت مجلس منصوب شود. اما به دنبال ایراد دوباره شورای نگهبان به این مصوبه، نمایندگان مجلس طی جلسه علنی عصر چهارشنبه بر مصوبه قبلی خود در مورد تبصره يک ماده ۸۰ مبنی بر نحوه انتخاب رئيس كل بانک مركزی اصرار كرده و اين مصوبه را برای تصویب نهایی به مجمع تشخيص مصلحت فرستادند.
سرپرست وزارت امور خارجه جمهورى اسلامى ايران در ديدار با رييس مجلس اعلاى اسلامى عراق خواستار لغو رواديد بين دو كشور شد. به گزارش خبرگزاری دولتی ايرنا، علىاكبر صالحى عصر چهارشنبه در ديدار با عمار حكيم رييس مجلس اعلاى عراق با اشاره به اشتراكات قومى، مذهبى و تاريخى ميان دو كشور گفت ضرورى است كه هر سريعتر رواديد سفر ميان طرفين لغو شود. آقای صالحی در این دیدار همچنین به لغو رواديد ميان تهران - آنكارا اشاره كرد و گفت : هم اكنون ايران روابط اقتصادى گسترده و بسيار خوبى با كشورهاى همسايه از جمله تركيه دارد كه مىتواند نمونهاى براى تعامل با كشور عراق باشد.
کره جنوبی پیشنهاد روز چهارشنبۀ کره شمالی برای «گفتگوی بی قید و شرط» را رد کرد و گفت این پیشنهاد یک حرکت تبلیغاتی ست که نباید جدی گرفته شود. حرکت کره شمالی پس از دیدار مقامات آمریکا، چین و کره جنوبی صورت گرفت. این سه کشور در نشستی به بررسی راه های آرام ساختن شبه جزیرۀ کره و ترغیب کره شمالی به توقف فعالیت های هسته ای پرداختند. استفن بوسورث Stephen Bosworth فرستادۀ آمریکا هم اکنون در چین است و قصد دارد روز جمعه برای پاره ای مذاکرات به ژاپن برود. طی چند ماه گذشته روابط دو کره به تیرگی کشیده شده است.
سفارت آمریکا در هانوی Hanoi اعلام کرد پلیس ویتنام به یکی از دیپلمات هایش در مرکز این کشور حمله کرده است. بر اساس گزارش روز چهارشنبۀ رادیو آسیای آزاد ، کریستیان مارچانت Christian Marchant کارمند سفارت آمریکا در پایتخت ویتنام هنگامی که در مرکز این کشور قصد داشت با مخالفان دولت ویتنام و یک رهبر مذهبی کاتولیک دیدار کند مورد حملۀ پلیس واقع شد. سفارت آمریکا در هانوی اعتراض خود را به دولت ویتنام و سفارت این کشور در واشینگتن اعلام کرده است.
بر اساس دستورالعمل ویژۀ مقابله با «آنفلوانزا» دانشآموزان مبتلا به این بیماری يك هفته مرخصى خواهند داشت. به گزارش ایسنا ، خبرگزارى دانشجويان ايران ، معاون دفتر سلامت وزارت آموزش و پرورش ، دكتر عباس حيصمى گفت: وزارت آموزش و پرورش و وزارت بهداشت دستورالعملى را تهيه كردهاند كه به زودى به تمامى مدارس سراسر كشور ابلاغ و ارسال مىشود، تا بروز هر گونه آنفلوانزا را در مدارس رصد كرده و از شيوع آن جلوگيرى به عمل آيد. وی افزود چنانچه دانشآموزى به آنفلوانزا مبتلا شده باشد، بايد از مرخصى يك هفته يا حداقل مرخصى ۲۴ ساعته تا بعد از قطع تب بدون مصرف دارو استفاده كند. این مقام آموزش و پرورش خواستار رعایت اصول بهداشتی برای جلوگیری از شیوع آنفلوانزا شد.
به گفتۀ پلیس، یک مرد تبعۀ تونس که ادعا می کند عضو القاعده است روز چهارشنبه یک کپسول گاز را در مقابل سفارت فرانسه در باماکو Bamako، پایتخت کشور مالی Mali در غرب آفریقا منفجر کرد. پلیس محلی گفت مردی که دست به این عمل تروریستی زده است ادعا می کند عضو شاخۀ «مغرب اسلامی» سازمان القاعده است که به باور کارشناسان دارای مراکزی در الجزایر، موریتانی و مالی است. بر اساس گزارش ها بر اثر این انفجار دو تبعۀ مالی جراحات سطحی برداشتند. معاون سخنگوی وزارت خارجۀ فرانسه در نخستین اظهار نظر رسمی گفت تحقیقات در این زمینه آغاز شده است.
وزير امور خارجه هلند، روز چهارشنبه در بيانيه ای از ايران خواست جزئيات بيشتری درباره پرونده يک زن ايرانی- هلندی که به گفته دخترش به اتهام قاچاق مواد مخدر به اعدام محکوم شده، ارائه کند. يوری روزنتال Uri Rosenthal، وزير امور خارجه هلند در بيانيه خود تصريح کرده است پس از آن که دختر زهرا بهرامی به يک راديوی هلندی گفته است مادرش به اعدام محکوم شده ، «بسيار نگران» شده است. زهرا بهرامی سال گذشته ،در جريان تظاهرات اعتراضی روز عاشورا بازداشت شد. به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس، ايران تاکنون به ديپلماتهای هلندی در تهران اجازه نداده است تا با اين شهروند ايرانی-هلندی ديدار کنند. ايران تابعيت هلندی خانم بهرامی را به رسميت نمیشناسد. بنا بر گزارش های وب سايت خبری حامی حقوق بشر، زهرا بهرامی، ۴۵ ساله و دارای دو فرزند، که حدود بيست سال پيش به هلند مهاجرت کرده متهم به عضويت در « انجمن پادشاهی ايران و به همراه داشتن نيم کيلو کوکائين» است.
۲۴ كودك چينى در پى نشت مواد سمّى كارخانۀ باترى سازى مسموم و بسترى شدند. بر اساس گزارش شين هوا Xinhua خبرگزارى رسمى چين مقام هاى رسمى در منطقۀ آنهوى Anhui دو كارخانۀ باترى سازى را كه مسئول آلودگى بودند تعطيل كردند. اين خبرگزارى دولتى مى افزايد از يك ماه پيش، در آزمايش خون كودكان محلى به وجود ميزان بالاى سرب پى برده شد و ۲۴ كودك در بيمارستان بسترى شدند.
سازمان امنیت و همکاری اروپا روز چهارشنبه از دولت بلاروس خواست حمله به روزنامه نگاران مستقل را متوقف کند و خبرنگارانی را که بازداشت شده اند ، آزاد نماید. مسئول رسانه ای سازمان امنیت و همکاری اروپا در نامه ای به سرگئی مارتینوف Sergey Martynov وزیر خارجۀ بلاروس «مراتب نگرانی عمیق» این سازمان را از موج بی سابقۀ خشونت ، ارعاب ، دستگیری و تعقیب روزنامه نگاران در این کشور ابراز داشت. هنوز دستكم ۲۲ روزنامه نگار در اعتراض به نتيجۀ انتخابات رياست جمهورى بلاروس در ۲۸ آذر ۱۳۸۹ ، در بازداشت به سر مى برند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر