-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ دی ۱۶, پنجشنبه

Latest News from Norooz for 01/06/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



سلام عزیزم دخترم خواهرم
سلام برتو که هم نشین حشرات سلول انفرادیت شده ای. در سلول تار و نمور و تنگی که چندی است خانه ات شده. سلام برتو که سلول انفرادی مقام گاهت است. تار و نمور و تنگ ؟ نمی دانم شاید آن روزنه بالای سرت اندکی از نور خورشید را بتاباند بر روزهای بی زمانت که دیر می گذرد و سخت و گاهی انگار اصلا نمی گذرد. راکد می ماند و می ماسد بر روی دیواره های سلول یا بر کفش و یا سقفش! شاید پتوهای سربازی کف سلول بتواند اندکی از سرمای تن نحیفت را بگیرد شاید گرمت کند شاید لرزش بدنت را بعد از آن بازجویی های نفس گیر کاهش دهد. شاید مأمنی باشد برایت نازنینم.
سلام برتو عزیزم دخترم. سلام برتو که خواب شبت آرامش بخش نیست و انتظار روزت قرار و توان از کف ربوده. سلام برتو خواهرم که شبت عین روزت و روزت عین شبت است. کاش رهایت می کردند گوشه سلول و می رفتند پی کارشان تا تو با همه خاطرات سبزت تنها بمانی بی مزاحم بی بیگانه ای که وقت و بی وقت بیاید سراغت و خوابت را بگیرد و آرامشت را برباید.
سلام ای مستأجر موقت سلول تنهایی! کاش این روزهایت را و شب هایت را و همه لجظه هایت را برایمان تصویر می کردی و ارسال می کردی به صفحه قلبمان. کاش می توانستی با ما سخن بگویی. شکوه کنی. گلایه کنی. فریاد کنی. فریاد کنی همه دردهایت را. درد تن شلاق خورده ات را که اسیر دست نامحرم است و درد روح کتک خورده ات را که با شکنجه های سپید در هم مچاله شده است.
عزیزم مهربانم!
دوست داشتم همه تصویرهایم از تو استواری ها و پایداری هایت باشد در برابر بازجویی های مسخره و مقاومت در برابر تک نویسی ها علیه این و آن. دوست داشتم فقط صدای محکم و رسایت را بشنوم و پژواکش را در گوش جانم حس کنم .
کاش امشب مانده بودم خانه. کاش رازهای آن سوی دیوارهای بلند و رازهای بند 209 و رازهای سلول های تنگ و تار را نشنیده بودم. کاش عایق بود دیوارهای اتاق بازجویی و دیگران صدای ضجه هایتان را نمی شنیدند که بازگو کنند و خواب را از ما بگیرند. خواب را و خوراک را و آرام را و قرار را.
کاش صدای ضربات شلاق و فریادهای تو به گوش همسایگان غریب انفرادی ها نمی رسید تا همان خوش خیالی های ما ادامه می یافت و خوش باوری هایمان. کاش می توانستیم باز هم برویم و به مادران اطمینان دهیم که حال عزیزانتان خوب است. چون این برادرها اگر دین ندارند لااقل آزاده هستند و باحیا هستند و دست و دل پاک هستند و هرگز دستشان به روی عزیزان ما بلند نمی شود و شکنجه سیاه که مال قرون وسطی بود و شکنجه سپید را تاب می آورند فرزندان سبز مقاوم ما.
امشب اما من همه باورهای کودکانه ام در هم شکست . من امشب از دیار فراموشی به روزگار وقایع تلخ بازگشتم. من حالا یک مادر خشمگین هستم که خود را به در و دیوار می کوبم. خشم از آن چه بر مظلومین دربند می گذرد. در سلول هایی که از فردای کودتا پر شد تا پروژه منحوس اعتراف گیری به سرعت پیش رود و به ثمر برسد و نمایش های مسخره تلویزیونی مهیا شوند. و متحیرین حیرتشان افزون شود و متشرعین شریعت را تشکیک کنند و متوهمین در اوهام خود باقی بمانند. خشم از همه بی قانونی ها و بی مروتی ها و ستم هایی که بر عزیزانمان می رود. جگرگوشگانمان. پاره های تنمان. جوانه ها و نهال های سبزمان.
امشب اما خواب از سرم پریده است. خدایا سپاس که نگذاشتی بیش از این در خواب غفلت بمانم و در خوش خیالی هایی که این نابرادرها مزورانه سعی می کنند تحمیل کنند و خیالمان را راحت کنند که همه چیز آرام است و خوب پیش می رود و دوره پرونده سازی ها براثر اعتراف گیری های بی رحمانه که مراجع ارجمند حکم به بی اعتباری شان دادند و قانون اساسی را به یادمان آوردند، تمام شده است. خدایا سپاس که نمی گذاری به این شرایط سخت و ناگوار عادت کنیم و براثر آن خاموشی گزینیم.
من از امشب همه خواب هایم با صدای تازیانه به بی خوابی پیوند می خورد و بیداریم با تصویر زشت ترین صحنه های ممکن در زندان های کشورم و در سلول های انفرادی که مسئولین زندان را به آن راهی نیست و جز بازجو و نیروهای امنیتی را به آن راهی نیست.
خدایا حالا که دست ما از کوتاه کردن دست جباران زمان کوتاه است تو خود کاری کن.خدایا بیداری را به ما و غیرت را به مردان ما بازگردان و دخترانمان و زنانمان و خواهرانمان را از چنگال این ناجوانمردان رهایی بخش.
خدایا سلام ما را به دخترانمان خواهرانمان که در سلول انفرادی فقط آغوش گرم تو آرامشان می کند برسان و به آنان اطمینان بده که فراموششان نکرده و نخواهیم کرد. خدایا به عزیزان دربندمان استقامت و به دل مادران بی قرارشان، آرامش عطا کن.
آمین رب العالمین
 


 


به : دادستان تهران

از : یکی از ستم دیدگان عصر عاشورای 89،همسر سید مصطفی تاجزاده شاکی از کودتاگران انتخاباتی، آزاده ممنوع الملاقات در قرنطینه اوین

بسم الله الرحمن الرحیم

الم.احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا امنّا و هم لایفتنون. ولقد فتنّاالذین من قبلهم فلیعلمنّ الله الذین صدقوا و لیعلمن الکاذبین.

 

سلام آقای دادستان!

بالاخره رسیدیم به آخرین روز این ماه حرام. محرم تمام شد و خیمه عزای حسینی کم کم برچیده می شود اما سوگواران حسینی امسال شاید بیش از هر سال قیام حسین (ع) و عاشورای حسین(ع) را درک کردند. قصه لشگرکشی در مقابل اولاد رسول الله (ص) قصه کاروان اسرا، قصه زنان حرم و خطبه های پرشور سکینه و زینب (س) قصه صحیفه سجادیه و روشنگری های بازماندگان عاشورا و قصه چشمه اشک هایی که خشکید و دل های بارانی و چشمه اشک هایی که جوشید و جوشید تا امروز. امسال هم ما یک اربعین به یاد حسین بر او سلام می گوییم و بر قاتلانش لعنت می فرستیم که خشونت و خون ریزی را با پرده ای از تزویر مشروعیت بخشیدند تا لشگرشان مهیای نبرد با بزرگ مردی شود که خارجی اش خواندند. اولاد رسول خدا را خارجی خواندند تا بتوانند مردم را بر او بشورانند تنها به این دلیل که باطل را تأیید نکرد، بیعت نکرد. این در حالی بود که علی (ع) مولای متقیان و صالحان و مؤمنان، مخالفانش را که با او بیعت نکردند اکرام کرد و احترام کرد و حتی سفارش خوش رفتاری و عدالت پیشگی در برابر قاتل خود را نمود: «به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا».

امروز خواستم از شما تشکر کنم آقا که با اسرای مسلمین و مؤمنین و مصلحین مدارا می فرمایید. دست شما درد نکند که دختران نازک تنِ پولادین عزمِ شیرین گفتارِ استوارقدم ما را در سلول های انفرادی تکریم می کنید. دستتان درد نکند که پسران جوان را از کانون گرم خانواده و از سر کار و کسب حلال و کلاس درس می کشانید به محبس تا دهان حق گوی منتقدشان را ببندید و بعد هم ادعا کنید که زندانی سیاسی نداریم. چگونه چنین ادعایی را می توانید بکنید در حالی که شمارگان بیانیه های خانواده های زندانیان سیاسی در تقبیح بی قانونی های شما روز به روز بالاتر می رود و شمارگان عریضه های منتقدانه و تظلم جویانه و افشاگرانه یک همسر زندانی سیاسی ممنوع الملاقات در زندان اوین به 56 رسیده است!

آقای دادستان!

امروز مسئول حفاظت اطلاعات زندان اوین که مرد مؤدبی بود، و ما این روزها متأسفانه عادت به دیدن مردان مؤدب در دم و دستگاه اطلاعات و امنیت و قضای کشورمان نداریم، به من گفت که اجازه دادن ملاقات را ندارند طبق فرمایش شما. گفت که ما هرقسم درخواستی را در چارچوب اجابت می کنیم و در حدامکاناتمان مشکلات بهداشتی و تغذیه ای و رفاهی زندانیان تحت مسئولیتمان را برطرف می کنیم. و من گفتم که خواسته قانونی کاملا در چارچوب ما، آزادی زندانیان سیاسی است و آزادی همسرم که بی گناه به بند افتاده است. گفتم که خواسته ام تا زمان آزادی ایشان تماس های مرتب تلفنی و ملاقات حضوری همه اعضای خانواده است. گفتم که همسرم باید به بند عمومی و میان سایر زندانیان سیاسی منتقل شود. و ایشان گفتند این ها در چارچوب نیست و من می دانستم که چارچوب را قانون تعیین نمی کند بلکه اراده آدم هایی که روز به روز میزان ایمان و اخلاق و تقوایشان تحلیل می رود و بر اساس فرمان نفس امّاره شان و میلشان و سلیقه شان سخن می رانند و حکم می رانند تعیین می کند. ایشان به من اطمینان دادند که حال همسرم خوب است و جای همسرم خوب است و من گفتم دیگر به هیچ شنیده ای اطمینان نمی کنم مگر این که به چشم خود ببینم و ایشان گفتند که بازدید ما درچارچوب نیست و نمایندگان مجلس می توانند ببینند و من گفتم که هر نماینده ای نماینده ما نیست بلکه نمایندگان قدرت فقط رخصت بازدید دارند و یادشان آوردم نمایش کثیف و مزورانه ای را که دادستان کودتا اجرا کرده بود هنگام دیدار رئیس کمیسیون امنیت ملی و یک اصولگرای افراطی دیگر از همسرجان که کاش یک بار ایشان واقعیت را با زبان خود بیان می کردند و پاسخ سؤالاتشان را از تاجزاده روایت می کردند تا وجدان خودشان لااقل راحت شود از گزارش وارونه ای که آن زمان اعلان عمومی کردند!

آقای دادستان!

من به آن مقام مسئول زندان گفتم کاش حالا که خانواده ها به شما اطمینان نمی کنند می گذاشتید خودشان بیایند بازدید از محل نگهداری عزیزانشان یا لااقل نمایندگان صالح مورد وثوقشان رخصت داشتند بیایند بازدید تا این گونه به قول شما بازار شایعه ها داغ نشود. اما انگار هیچ کدام از این خواسته ها در چارچوب نیست. فقط در قرنطینه نگاه داشتن زندانی و ممنوع التماس و ممنوع الملاقات شدنش در چارچوب است و خیلی موارد غیرقانونی دیگر مثل همین استقرار نیروهای امنیتی در بند عمومی؟!

امروز رسما به من گفتند که دیگر به سالن ملاقات مراجعه نکنید چون ملاقاتی درکار نیست و من پرسیدم طبق کدام ماده از آئین نامه و گفتند تا هروقت که دستور بیاید و گفتند به جای مراجعه به رئیس زندان، به دادستان یا معاونش که مستقر در اوین است مراجعه کنید و من خنده ام گرفت از این فرمایش! گفتم من هرگز به نزد دادستان نخواهم رفت که این با عزّت نفس من مغایرت دارد و با عزّت نفس سید عزیز دربندم و حق قانونی خود را نه با مراجعه بلکه با همین عریضه ها مطالبه می کنم و شمارگان عریضه هایم نشانگر بی عدالتی و ظلمی است که در کشور اسلامی ما بر کسانی می رود که تکیه بر قدرت ندارند و منتقد و مخالف اعمال غیرقانونی قدرتمداران زور و زرپرست هستند.

آقای دولت آبادی!

درخواست های رسمی خانواده تاجزاده در آرشیو شما موجود است لابلای پرینت هایی که از این مرقومه های روزانه ما گرفته اند برایتان. بالایش فرمایش فرموده اید: «ملاحظه شد» بنابرین هیچ ادعایی مبنی بر عدم پیگیری حقوقی پذیرفته نیست. مسئولیت جان همسرمن که باید تحت نظر پزشکان متخصص قرار داشته باشد مستقیما به عهده شماست و رئیس قوه قضائیه که در نامه سرگشاده ای این مسئله را حضورشان اعلام داشته ام و در این رابطه مسئول زندان اوین و مسئول حفاظت اطلاعات که محل نگهداری آزاده سرفراز ما، یکی از ساختمان های آن است، از خود سلب مسئولیت کرده اند و می گویند ما فقط در حد امکانات زندان می توانیم اقدام کنیم. یک بار دیگر همان جمله ای را که شب ولادت زهرای مرضیه (س) و هنگام یورش شبانه مهاجمان به خانه مان برای بازداشت غیرقانونی همسرم فریاد کردم تکرار می کنم: وای به حالتان اگر مویی از سر همسرم کم شود. مرا خوب می شناسید نه اهل معامله ام و نه متأثر از تهدید و ارعاب. من خود را برای زندان رفتن آماده کرده ام اما قبل از آن به حول و قوه الهی تکلیف سلول انفرادی را برای زندانیان سیاسی که فلسفه اصلی آن اقدام غیرقانونی و غیر شرعی گرفتن اعتراف تحت شرایط سخت و غیرانسانی و بعضا غیرشرعی بازجویی ها و توسط افرادی بی صلاحیت است، باید روشن شود بویژه برای زنان و دختران که آقایان بیرون بودن یک تار مویشان را در اماکن عمومی مستوجب عقاب دنیوی می دانند اما قرار گرفتن مردان اجنبی را با آنان در سلولهای تنگ و تار وزارت اطلاعات و یا سپاه، براساس اجتهادات خود مجاز شمرده اند. اگر عفت قلم اجازه می داد گفتنی های زیادی در این رابطه وجود دارد که انشاء الله نزد مراجع بزرگوار و علمای وارسته که امین حوزه اخلاقند بیان خواهد شد.

الله علی کل شیءٍ قدیر و ان الله قد احاط بکل شیءٍ علماً

فخرالسادات محتشمی پور

سی ام محرم الحرام 1432 برابر با پانزدهم دی ماه 1389
 


 


جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی با صدور بیانیه ای ضمن تاکید دوباره بر مطالبه اصلی خود که آزادی همه زندانیان سیاسی است،دیگر خواسته های خود را در شش بند اعلام کرده و نوشته اند «حالا که نجیبانه، احکام ناعادلانه و غیر قانونی ای که علیه عزیزان شان را صادر شده، ناگزیر تحمل می کنیم، نهادهای قانونی و قضایی ، لااقل حقوق ما و زندانیان مان را برای کاهش آلام فراهم کنند نه اینکه راهها را برای عبور از قانون در نهادهای حاکم، ببندند و مسیر ما را تغییر دهند.»

متن کامل تازه ترین بیانیه خانواده های زندانیان سیاسی به شرح زیر است :
بسم رب المظلومین
گرچه مطالبه اصلی ما خانواده زندانیان سیاسی آزادی همه زندانیان سیاسی به ویژه آزادی فوری زنان و جوانان است و آن ها را مبرا از هر اتهام و بی گناهانی می دانیم که به جرم آزادی خواهی، اعتراض و انتقاد که لازمه هر حکومتی است و سیره معصومین(ع) نیز چنین بوده و حکومت های دموکراتیک از آن استقبال می کنند، اکنون گرفتار آمده اند. اما در شرایطی که آن ها حکم ناعادلانه حبس را تحمل می کنند لااقل انتظار داریم به قوانین جاری در مورد زندانیان تن داده شود و آن ها و ما به عنوان خانواده هایشان از حداقل حقوق قانونی خود محروم نباشیم. مطالبه حداقل حقوق آنها و ما انتظار ناحقی نیست چه اینکه به فرض مجرمیت، هر زندانی حقوقی دارد که باید رعایت شود.در حالی که زندانیان سیاسی بی گناه هرروز که می گذرد یا تحت اجحاف ها و بی قانونی های بیشتر قرار می گیرند یا به استمرار بی قانونی نسبت به آنها از سوی دستگاه قضایی و متولیان امور وقعی نهاده نمی شود.

۱- در داخل بند ۳۵۰ زندان اوین که زندانیان سیاسی بسیاری را در خود جای داده است، اتاقی در داخل بند و در کنار سلول های زندانیان تخلیه شده و قرار است ماموران وزارت اطلاعات آنجا مستقر شوند. این اقدام غیر قانونی در حالی صورت می گیرد که زندانیان این بند دوران محکومیت خود را سپری می کنند و طبق قانون در دوران محکومیت باید تنها تحت نظر سازمان زندان ها باشند، این عمل بی سابقه موجب عصبانیت و تحریک زندانیان و نیز خانواده های آنان شده و بارزترین نمونه ی مخدوش شدن استقلال قوه قضاییه است.وزارت اطلاعات که خود دستگیر کننده و شاکی زندانیان ما بوده و با اعمال نظر بر قاضیان، محکومیت های طولانی مدت را برای زندانیان ما صادر کرده ، اکنون می خواهد با دخالت در کار سازمان زندان ها و قوه قضاییه بیش از پیش بر عزیزان ما فشار وارد کند و با بحران سازی در داخل بند، فشارهای مضاعف ایجاد کرده و در امور قضایی بیشتر مداخله کند. از طرف دیگر قوه قضاییه که باید مجری و متولی قانون باشد، چگونه زیر بار چنین خفتی رفته و سکوت اختیار کرده است. به چه حقی زندانیان ما را به دست شاکیانِِ شان که بدون دلیل و بر اساس توهمات ساخته و پرداخته ذهنشان، ماه ها تحت فشار قرار داده و زندانی کرده ، می سپارند. ما صریحا اعلام می کنیم که در این شرایط نگران امنیت روانی و حتی جانی عزیزانمان هستیم چرا که رفتارهای نیروهای امنیتی در این دوران موجب سلب هرگونه اعتماد و اطمینان ما از آنان شده است و مسئولیت هرگونه عواقبی را مستیقما متوجه رییس قوه قضاییه و نهاد دادستانی زیر نظر آن و نیز وزارت اطلاعات دولت می دانیم.

۲- مرخصی حق زندانیان است اما برخی از زندانیان پس از انتخابات، بعد از گذشت بیش از ۱۸ ماه هنوز به مرخصی نیامده یا از مرخصی دو یا سه روزه برخوردار شده اند. درحالی که با زندانیان عادی که مرتکب جرم و جنایت شده اند چنین رفتاری نمی شود و عجیب تر از همه آن است که دادستان تهران بی هیچ استدلالی در برابر خبرنگاران می گوید که اعطای حق مرخصی به زندانیان را حق و امتیاز تلقی می کند. برای ما روشن نیست که دادستان باید از چه کسی دادستانی کند؟ چرا اگر قانون حقی برای دادستان قایل شده باشد آن را تا جای امکان به ضرر زندانیان ما به کار می گیرد؟ ما باید دادمان را از چه کسی بستانیم؟ زمانی که مجری قانون چنین برداشتی از آن ارائه می کند دیگر ما در این میان به چه کسی علاوه بر خدایی که دادستان واقعی و نهایی ماست، باید پناه ببریم؟

۳- با استناد به کدام بند قانونی، تلفن های بند ۳۵۰ اوین چند ماه است که قطع مانده؟ چه کسانی دستور قطع کلی تلفن های این بند را صادر کرده اند؟ به چه دلیل ما را حتی از شنیدن صدای همسران و فرزندان مان محروم می کنید و از چه رو فرزندان ما نباید حتی با شنیدن صدای پدر از پشت تلفن سر بر بالین بگذارند؟ چرا حتی از ارتباط تلفنی آن ها با خانواده هایشان می هراسید؟ حق تلفن کوچکترین مطالبه یک زندانی و خانواده اوست. رعایت اسناد بین المللی را نخواسته ایم حداقل به قانون و رویه موجود در خصوص حقوق زندانیان در کشور خود عمل کنید.

۴- برقراری ملاقات های حضوری طبق قانون، حق طبیعی هر زندانی به حساب می آید. به کدامین دلیل ملاقات حضوری با عزیزان دربند را از ما دریغ می کنید؟ ماههاست که زندانیان بند ۳۵۰ از ملاقات حضوری محرومند و زندانیان رجایی شهر نیز به تازگی ملاقات های حضوری شان قطع و کابینی شده است. چرا ما نباید دستان گرم همسر و فرزندانمان را لمس کنیم و فرزندانمان باید با حایل شیشه ای ضخیم و دوجداره، پدرشان را ببینند و یک لحظه به آغوش کشیدن را حسرت بکشند؟ آیا شما خود را جای ما و زندانیان مان فرض کرده اید؟ و آیا می پذیرید که روزی دیدار شما با فرزندتان چنین باشد؟ ما برای کودکان مان از شما چه باید بگوییم؟ چگونه اشک های آن ها را وقتی کودکانه به شیشه مشت می کوبند بنگریم؟ وجدان هایتان تا چه حد تحلیل رفته که چنین قسی شده اید؟

۵- زندانیان بیمار و به خصوص کهنسال که باید در کنار خانواده خود و در خارج از زندان درمان شوند، متاسفانه در زندان نگه داری یا به خانه های امن منتقل و در مواردی به طور غیرقانونی در قرنطینه نگهداری می شوند. این کار بسیار غیر انسانی، برخلاف مواد قانونی و آیین نامه سازمان زندان هاست که بخشی را به حقوق بهداشتی و درمانی زندانیان اختصاص داده است . اکنون برخی از زندانیان دچار بیمارهای حادی مانند بیماری قلبی و سرطان شده اند و با اهمال رسیدگی به آنان و امکانات اندک بهداشتی و درمانی زندان، جانشان را در معرض خطر قرار داده اند.

۶- با وجود وضع بسیار نامناسب زندانیان؛ در این بین اوضاع بند زنان از همه اسف بارتر است. این بند فاقد هرگونه امکاناتی نظیر کتابخانه، وسایل ورزشی، هواخوری و … است. زنان زندانی که به جرم های سیاسی اکنون ماه ها در زندان هستند و به احکام بسیار سنگین محکوم شده اند، کاملا غیرقانونی و غیر انسانی در بند متادون نگه داری می شوند و حتی از هواخوری هم محروم هستند. زنان نیز همچون مردان چندین ماه است که از ملاقات حضوری و تلفن که حق قانونی زندانی است، محروم هستند و این اوضاع باعث تاسف بسیار است.

ما امیدواریم حال که نجیبانه، احکام ناعادلانه و غیر قانونی ای را که علیه عزیزان مان صادر شده ، ناگزیر تحمل می کنیم، نهادهای قانونی و قضایی ، لااقل حقوق ما و زندانیان مان را برای کاهش آلام فراهم کنند نه اینکه راهها را برای عبور از قانون در نهادهای حاکم، ببندند و مسیر ما را تغییر دهند. چرا که قوه قضائیه باید بیش از دیگران پاسدار و مجری قانون باشد نه ناقض قانون و ناامید شدن از دستگاه قضایی و قانون به سود هیچ کس نخواهد بود.
خانواده بزرگ زندانیان سیاسی
 


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به norooz-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به norooz@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته