
واشینگتن پست در گزارشی نوشته جمهوری اسلامی تلاش دارد با بازنگری در آموزش و پرورش اثرات غرب را از آن بزداید و ارزشهای اسلامی را تقویت کند.
توماس اردبرینک در این گزارش نوشته وزرات علوم، برنامه آموزشی دانشگاهها را به شدت تغییر خواهد داد تا آن چه را که تئوریهای غرب مینامد از برنامهها حذف کند و باورهای اسلامی را جایگزین آنها کند. تاکنون چندین استاد به خاطر «عدم همراهی کافی با این سیاست» بازنشست و یا اخراج شدهاند. بسیاری از استادان اخراجی با احزاب سیاسی همفکر بودند که اکنون مورد سرکوب قرار گرفتهاند.
به باور این نویسنده این تغییرات، طبقه متوسط را هدف گرفته تا آنان را از گرایش روزافزون و فراگیر به باورهای فردگرایانه و نوگرا بازدارد. رهبر ایران شیوه آموزشی که پس از انقلاب اسلامی1979 و در اوایل دهه، به وسیله خودِ روحانیون شکل گرفت تا همین ایدههای به اصطلاح «غربی» را گسترش دهد را مقصر میداند.
آیت الله علی خامنهای علناً رشتههای غیرمنطبق با قوانین اسلامی نظیر حقوق، روانشناسی و جامعهشناسی که علوم انسانی خوانده میشوند را «از اساس مسموم» خواند و گفت: «تدریس گفتهها و یا نوشتههای غربیها به جوانان ما، در واقع انتقال شک و بیایمانی به عقاید اسلامی و ارزشهاست و چنین چیزی قابل قبول نیست.»
بیش از دو میلیون دانشجوی ایرانی چنین واحدهایی را میگذرانند. علی اصغر هرندی دانشجوی فلسفه دانشگاه تهران که پشتیبان دولت است ولی با تغییر محتوای دروس هم رای نیست میگوید: «این رشتهها و واحدها بر اساس دیدگاه اندیشمندان سراسر دنیا شکل گرفتهاند. دانش را نمیتوان تغییر داد.»
با ظهور احمدینژاد در صحنه سیاسی و افزایش شمار روحانیون و فرماندهان سپاه پاسداران در پستهای کلیدی، این گروه خیال ایرانی را میبافند که در آن مردمان در جستجوی کمال، ایمان، منطق و عدالت را با آغوش باز میپذیرند و نمونه انسانیتند.
رییس دولت و پشتیبانانش، با حذف یارانهها، پایه متفاوتی را در اقتصاد بنا مینهند و میگویند که این حرکت به سود فقیران است ولی کسانی که در قشر متوسط جای دارند کمرشان زیر این سنگینی خواهد شکست.
اقدام بعدی طرح وزارت آموزش و پرورش باعنوان «برنامه تغییر بنیادین ساختار آموزش و پرورش» است که در آن آموزگاران با کمک روحانیون و اعضای شبه نظامی نیروی بسیج، شیوه «زندگی» را آموزش میدهند.
بر اساس اسناد داخلی آموزش و پرورش، این وزارتخانه دورههای تازهای برای دانش آموزان 12 تا 17 ساله تدارک میبیند تا نوجوانان، «فریب جریانهای منحرف و دسیسههای دشمن» را نخورند، در «دام» شبکههای ماهواره نیفتند و به وسیله اینترنت و فضای مجازی «از راه به در» نشوند.
به شاگردان مدرسههای ایران کتابهایی داده میشود که در آنها گفته شده ازدواج زودهنگام، زنان را در برابر مسائل اجتماعی محافظت میکند. حاجی بابایی در ماه گذشته اعلام کرد که «مشکلات امروز ناشی از آن است که خانوادهها دیر تشکیل میشوند.»
حکومت، نقش و الگوهای اجتماعی کشور را بر مبنای شخصیتهای مقدس و شهدای انقلابی تعریف میکند. احمدی نژاد در سخنرانی ماه گذشته، مردم را به پیروی از امام دوازدهم فرا خواند که بر مبنای اسلام شیعی هنوز نمرده و به امر خدا در غیبت به سر میبرد.
صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران با بیان این که «این مهندسی فرهنگی کاربردی نخواهد بود» میافزاید: «فراموش کردهاند که دهها عامل از جمله والدین، دوستان، ماهواره و اینترنت،... افکار بچهها را شکل میدهند.»
زیباکلام استاد علوم سیاسی معتقد است «آنچه ما به دانشجویانمان یاد میدهیم، آنها را به پشتیبانی و یا مخالفت با کسی وا نمیدارد. رفتار دانشجویان بستگی به این دارد که سردمداران حکومت چه رفتاری با آنان داشتهاند.»
منبع: واشینگتن پست، ایران در جهان
يوری روزنتال، وزير امور خارجه هلند، روز چهارشنبه در بيانيه ای از ايران خواست تا جزئيات بيشتری درباره پرونده يک زن ايرانی- هلندی که به گفته دخترش به اتهام قاچاق مواد مخدر به اعدام محکوم شده، ارائه کند.
خبرگزاریهای حقوق بشر در ایران امروز گزارش کردند که زهرا بهرامی، شهروند ایرانی-هلندی که در جريان تظاهرات اعتراضی روز عاشورا سال گذشته در ديماه سال ۱۳۸۸ بازداشت شده توسط قاضی صلواتی به اعدام محکوم شده است.
وزير امور خارجه هلند در بيانيه خود تصريح کرده است پس از آن که دختر زهرا بهرامی به يک راديوی هلندی گفته است مادرش به اعدام محکوم شده است، «بسيار نگران» شده است.
به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس، ايران تاکنون به ديپلماتهای هلندی در تهران اجازه نداده است تا با اين شهروند ايرانی-هلندی ديدار کنند. ايران تابعيت هلندی خانم بهرامی را به رسميت نمی شناسد.
وزير امور خارجه هلند در بيانه خود از ايران خواسته است با ارائه اطلاعات، «فرصتی برای مشاوره کنسولی، و دادگاهی عادلانه» را برای خانم بهرامی فراهم کند.
منبع: رادیو فردا و هرانا
سایت نشنال اینترست در تازه ترین تحلیل خود به بررسی رویکرد غرب به ایران پرداخته و نوشته است که سرویسهای اطلاعاتی غرب و آمریکا تعبیر و تفسیر درستی در ایران و تحولات این کشور در چنته ندارند.
این سایت به نقل از تازهترین نظرسنجیهای صورت گرفته توسط موسسه چارنی (Charney) نوشته است که تنها 22 درصد ایرانیها از جنبش سبز حمایت می کنند.
بر اساس این نظرسنجی نوزده درصد از شرکت کنندگان عملکرد دولت در جریان انتخابات را افراطی میدانند و این در حالی است که 59 درصد این حرکت را برای دفاع از کلیت نظام عادلانه و درست میدانند.
این نظرسنجی میافزاید که تنها 32 درصد گمان میکنند که ایران به دیپلماسی بیشتری نیاز دارد و در مبحث هستهای هم 71 درصد ادعا میکنند که دستیابی ایران به تسلیحات هستهای یک ضروت است و ایران باید به بمب هستهای دسترسی پیدا کند.
موسسه چارنی از طریق یک بانک تلفن در استانبول با 700 نفر در ایران تماس گرفته و این نتایج را به دست آورده است.
سایت نشنال اینترست در ادامه با بررسی وضعیت ایران بعد از هدفمندکردن یارانهها نوشته است «دولت ایران واهمه دارد که مبادا کوچکترین اعتراضی به مسائل اقتصادی منتهی به آغاز اعتراضهای سیاسی فراگیر شود.»
این سایت نوشته «در این میان فشارها بر اپوزیسیون هم افزایش یافته و تمام کسانی که در خارج از مرزهای ایران ادعا میکنند که ایرانیها باید به عنوان مخالف به کوچه و خیابان ریخته و بهای آن را هم پرداخت کنند، در حقیقت با تاریخ ایران و اعتراضهای مدنی در این کشور آشنایی ندارند.»
در ادامه این تحلیل آمده است: حوادث پس از انتخابات در ایران در رسانههای بین المللی جنجال بسیاری به راه انداخت اما حقیقت این است که در آمریکا سه گونه به این حادثه و زنده یا از بین رفتن جریان اعتراضی به دولت مرکزی در ایران نگاه میشود:
1. یک گروه تندروها و افراطیونی هستند که ادعا میکنند ایرانیها باید در اعتراض به هدفمندی یارانهها و فشارهای اقتصادی احتمالی به خیابانها بریزند. زمانی که هدفمندی یارانهها در ایران انجام میگیرد و هیچ کس در اعتراض به آن به خیابانها نمیآید، خشم این طیف برانگیخته میشود و ایرانیها را سرکوب شدگانی میخوانند که اعتراض هم نمیکنند.
2. گروه دوم کسانی هستند که ذات جریان اعتراضی به انتخابات ریاست جمهوری در ایران را زیر سوال میبرند و ادعا میکنند که هرگز اپوزیسیونی در ایران شکل نگرفت. این طیف اعتقاد دارند که دولت فعلی در ایران درست مانند مائو در چین است و برای بقای در قدرت پایگاههای خاص خود را هم دارد.
3. طیف سومی هم هستند که در حقیقت ترکیبی از محافظه کاران امریکایی و میانه روهای ایران دوست هستند. این طیف به دنبال پیاده کردن استراتژی کوبا در مقابل ایران هم هستند. البته این طیف هم دست کمیاز تندروها ندارند و به نوعی بیش از اندازه به جریان سبز فکر میکنند.
این تحلیل نتیجه میگیرد سرویسهای اطلاعاتی غرب و آمریکا تعبیر و تفسیر درستی در ایران و تحولات این کشور در چنته ندارند.
منبع: دیپلماسی ایرانی
گزارش خبری:
از خیابان ناصر خسرو تا میدان بهارستان و روبروی دانشگاه تهران راهی طولانی طی شده تا سرانجام نبض کتابفروشیهای تهران در خیایان کریمخان زند بتپد اما حالا خبر میرسد که این کتابفروشیها جای خود را به کبابی، فستفود و بانک و... می دهند.
دو دهه کتابفروشی در راسته کریمخان
راسته کریمخان نزدیک به دو دهه میشود که فروشگاههای کتاب را در خود جای داده است؛ فروشگاههایی که سعی کردهاند گام به گام خود را با سلیقه روز مخاطب همراه کرده و تنها به شیوه سنتی کتابهایشان را ارائه نکنند.
حال امروز این خبر خیلی از دوستداران کتاب که حتی از شهرهای دیگر و به شوق سرزدن به همین کتابفروشیها که بعضا به پاتوقهای فرهنگی هم تبدیل شدهاند به تهران میآیند را متاثر میکند.
خبر این است که تعدادی از فروشگاههای مطرح راسته کریمخان از جمله کتابفروشیهای آبی، ثالث و ویستار قرار است ساختمانشان را به فروش بگذارند و این به معنای تعطیلی این کتابفروشیهاست.
محمدحسن طباطبایی مدیر نشر آبی و فرخنده حاجیزاده مدیر نشر ویستار تا کنون این خبر را تکذیب نکردهاند. از نشر ثالث هم شنیدهها حاکی از آن است که برای واگذاری ساختمان به یک بانک مذاکره شده است. علاوه بر این سه فروشگاه کتاب، کتابفروشی بزرگ دیگری از همین راسته درحال مذاکره با بانک دیگری برای واگذاری است.
تاسف جامعه فرهنگی از تبدیل کتابفروشی به فست فود
محمدحسن طباطبایی مدیر انتشارات آبی که یکی از قدیمیترین کتابفروشیهای خیابان کریمخان را در طول 18 سال اخیر مدیریت کرده در این زمینه میگوید: «متاسفانه این خبر درست است. من قریب به 18 سال است که این کتابفروشی را در خیابان کریمخان دایر کردهام پیش از آن هم در خیابان سنایی بودیم که آنجا هم مشکلات خود را داشت ولی روال اقتصادی که بر فروشگاه فعلی حاکم است بیش از توان من است.»
وی با بیان اینکه «من از اول هم میدانستم که کتابفروشی درآمدزا و سودده نیست»، افزود: «این فقط مشکل من نیست و چند کتابفروشی دیگر که قرار است ساختمانشان را بفروشند هم درگیر این مشکلات هستند.»
طباطبائی همچنین ابراز داشت که، «من سالهاست اینجا هستم و با خشت خشت آن احساس انس و الفت میکنم و میدانم اگر کسی اینجا را بخرد آن را تبدیل به مکانی چون ساندویچفروشی یا فست فود میکند و این برای همه ما و فضای فرهنگی جای تاسف دارد.»
«شبهای تهران»؛ کبابی یا کتابی؟
فرخنده حاجیزاده مدیر نشر ویستار نیز که ساختمان کتابفروشی را با پشتسر گذاشتن مسائل و مشکلات زیاد حفظ کرده بود حال امروز از فروش آن به دلیل فشارهای اقتصادی خبر میدهد.
او دلیل عمده فروش کتابفروشی را «تنگناهای مالی» خواند و درباره همسایهشان که این روزها یک کبابی است و چندی پیش یک کتابفروشی بوده گفت: «اول آنجا کتابفروشی پارت بود که اجاره دادند به کتابفروشی اندیشه مثبت و یک روز هم شد کبابی «شبهای تهران». روزی که این تابلو بالا رفت من دیدم پشت ویترین ما هم رمان «شبهای تهران» غزاله علیزاده است و حس غریب و غمناکی به من دست داد.»
از سویی دیگر، اینروزها کتابفروشی نشر نی هم که دقیقا در زیر پل کریمخان زند، خواب روزهای خوشی را میبیند که لبریز از کتاب بود، میهمان گرد و غبار و سکوت شده است.
لغو مجوز نشر و ممیزی غیر قانونی در دولت احمدی نژاد
روندی که محمدحسین صفارهرندی وزیر ارشاد دولت نهم و سردبیر سابق روزنامه کیهان، در برخورد با نشر در پیش گرفت، دوران حضور وی در این وزارتخانه را برای جامعه فرهنگی به دورانی تبدیل کرد که احسان نراقی از آن با عنوان «سیاهترین دوران سانسور» در ایران یاد میکند.
در دوره وزارت صفارهرندی قانون مجوز دایمی کتاب لغو شد و هر کتاب برای تجدید چاپ باید بار دیگر بررسی میشد و این روند تا دولت دهم و وزارت سید محمد حسینی هم ادامه پیدا کرده است.
این در حالیست که وزارت ارشاد تا کنون آییننامه روشنی در باره ممیزی کتابها منتشر نکرده؛ اما غلامعلی حداد عادل، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی «حرمت گذاشتن به مقدسات مردم» و «رعایت حریمهای اخلاقی جامعه» را دو اصل ثابت در ممیزی کتاب نامیده و آن را برای همه شفاف و روش میداند.
هر چند وزارت ارشاد در تلاش است بر اساس اصولی که مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی تعیین میکند عمل کند، اما به نظر میرسد تفسیر قانون واگذار به سلیقه شخصی مسئولین وزارت ارشاد شده است.
طبق اصل 24 قانون اساسی جمهوری اسلامی، مطبوعات باید آزاد باشند مگر اینکه مخل مبانی اسلام و حقوق عمومی باشند و در حالیکه قانون اساسی تفسیر این موضوع را بر عهده قانون گذاشته است به گفته شیرین عبادی، حقوقدان، «مجلس شورای اسلامی هنوز قانونی درباره آن ننوشته است.»
ناشران کم فروغ، کتابفروشیهای اندک
برابر تازه ترین آمار منتشر شده، تعداد ناشران دارای مجوز نشر کشور 8900 است. معاون فرهنگی وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت احمدی نژاد با اعلام این رقم، افزوده است که از میان چهار هزار ناشر، تنها 4 عنوان کتاب در سال تولید میشود.
این در شرایطیست که به گزارش همشهری تعداد کتابفروشیهای فعال کشور به رقم 2500 تا هم نمیرسد و این در مقایسه با کشورهایی که از نشر پیشرفتهای برخوردارند، مشکل و معضلی اساسی به شمار میرود.
این میزان در کشورهای دیگر دو تا چهار برابر تعداد ناشران است که در ایران به دلیل تنگناهای اقتصادی، ممیزی بی قانون و سلیقهای و همچنین فضای سانسور رسانهای برعکس شده است.
خواستههای ناشران در انتخابات ریاست جمهوری
در این میان اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران که بیش از 50 سال سابقه به عنوان بزرگترین تشکل صنفی حوزه کتاب در ایران شناخته میشود، قبل از انتخابات ریاست جمهوری دهم در نامهای به کاندیداها مشکلات خود را عنوان کرده بود.
این اتحادیه در نامه خود، فقدان زیرساختهای نشر را از مهمترین مشکلات صنعت نشر در شرایط کنونی دانسته و با مبنا قرار دادن اصل 24 قانون اساسی، از تفسیرهای سلیقهای بر بدنه صنعت نشر در دهههای گذشته انتقاد کرده بود.
این نامه با اشاره پایین بودن نرخ نیاز مردم به مطالعه در ایران این سوال را مطرح کرد که آیا مشاوران و سیاستگذاران فرهنگی کاندیداها به این امر مهم و کلیدی بهایی دادهاند؟
اتحادیه ناشران در پایان نامه خود تصریح کرده بود که بدنه صنعت نشر در سالهای گذشته همواره از بیشتر سیاستهای حمایتی اعمال شده و به خصوص نحوه توزیع یارانههای رایج در حوزه کتاب رنج بردهاند. انبوه مشکلات کنونی صنعت نشر و مطالبات بدون پاسخ مانده بیانگر عدم کارایی خیلی از این سیاستها میباشد. انتظار میرود دولت برآمده در آینده با اعمال سیاستهای حمایتی غیر رانتی، عام و شفاف؛ به بسترسازی و هموار کردن مسیر کار و تسهیل فعالیتهای سالم در عرصهی فرهنگ مکتوب بپردازد.
بی توجهی دولت و حذف یارانه کاغذ
بی توجهی به خواستههای ناشران کتاب در کنار عواملی همچون سوددهی پائین و هزینههای بالا موجب شده است که آخرین روزنههای فعالیت برای بسیاری از ناشران و فعالین فرهنگی با سابقه بسته شود و در نهایت این چنین شاهد تغییر کتابفروشیها و انتشارات قدیمی به رستورانها و بانکها باشیم.
حذف یارانههای بخش کاغذ را هم میتوان یکی از مهمترین عوامل این روند دانست، چرا که اخیرا با اجرای طرح «هدفمندی یارانهها» توسط دولت احمدی نژاد، قیمت کاغد در یک روز 36 درصد افزایش داشته است. این در حالیست که به گفته نایبرئیس اتحادیه چاپخانهداران، «هیچ سهمیهای برای سوخت چاپخانهها اعم از بنزین، نفت و روغن اعلام نشده است.»
منبع: مهر
در نشست قانون، موزه و میراث فرهنگی فاش شد:
گزارش خبری اختصاصی
دکتر عمران گاراژیان و دکتر کامیار عبدی در نشست «قانون، موزه و میراث فرهنگی»، که روز سهشنبه به همت «انجمن علمی دانشجویان باستانشناسی دانشگاه تهران» در دانشکده ادبیات این دانشگاه برگزار شد، به نقد وضعیت موجود موزههای کشور پرداختند.
کامیار عبدی استاد دانشگاه و باستان شناس در این نشست گفت: «موزههای ما هیچ وقت آن رسالت واقعی خودشان را نداشتهاند، یعنی موزههای ما محل آموزش و پژوهش نیستند بلکه انبارهایی هستند برای نگهداری و بعضا نمایش برخی اشیا.»
وی در مورد کارکرد پژوهشی موزهها نیز از موزه ایران باستان یاد کرد که به عنوان موزه ملی و شاید مهمترین موزه کشور «از ابتدای تاسیس اش از سال 1316 تا کنون صد صفحه مطلب پژوهشی از آن بیرون نیامده است.»
دکتر عمران گاراژیان استاد باستانشناسی نیز سرآغاز مفهوم موزه در ایران را از زمانی دانست که «طبق قانون عتیقهجات باید سهم دولت در یک جایی نگهداری میشد که همان شد موزه.»
گاراژیان با تایید این حرف عبدی که «موزههای ما از همان ابتدا شکل انبار را به خود گرفتند» گسترش ضعیف موزه را با توسعه گسترده کتابخانهها مقایسه کرد و گفت این نشان میدهد که «ما اصولا برای برداشت اطلاعات از گذشته، کمتر به فکتها یا واقعیتهای گذشته رجوع میکنیم و براساس یک سنت دیرپا بیشتر به روایات و متون گذشته رجوع میکنیم.»
وی برای نمونه به بمباران های تهران اشاره کرد و گفت: «ما مگر بمبارانهای تهران را یادمان رفته است؟ مگر همین چهارراه طالقانی که الان برجی در آن سر برآورده را یادمان رفته است؟ اینجا جای یکی از بمبها بود، چرا هیچ کسی در ساختار فرهنگی ما به این فکر فرو نرفت که یکی از اینها را به عنوان یک فکت یا واقعیت در اختیار نسلهای بعدی که آن بمباران را ندیدهاند قرار دهد تا بتوانند خود واقعیت را ببینند؟ آنچه که واقعیت گودال بزرگی که موشکباران تهران به وجود آورده به بیننده منتقل میکند، آن رخداد را اگر صدبار هم در رسانهها بنویسیم منتقل نمیکند.»
می خواهند هویت باستانشناسی این موزه را بگیرند
کامیار عبدی در ادامه این نشست ابراز نگرانی کرد: «به نظر میرسد از مساله تغییر نام موزه ایران باستان به موزه ملی ایران سوء استفادههایی میشود و گویا هدفی هست که از جنبه باستانشناسانه این موزه کاسته شود و بعد بگویند به همین دلیل این موزه دیگر موزه پژوهشی و باستانشناسی نیست و بنابراین مدیرش هم نیازی نیست که یک باستانشناس باشد.»
وی افزود: «علاوه بر تضعیف باستانشناسی در حوزههای دیگر، این آخرین سنگر آن یعنی موزه ایران باستان هم کم کم از هویت باستانشناسانهاش کاسته میشود و فردا اینجا ممکن است شاهد برنامههای دیگری باشیم.»
عبدی مساله مدیریت موزه را مطرح کرد و گفت: «زمانی که رییس فعلی موزه که متخصص میکروبیولوژی است منصوب شد اعتراضاتی شد که موزه ملی باید دست کسی باشد که در زمینه موزهداری خبره باشد. جوابیهای دادند که موزه ملی ایران، موزه پژوهشی و باستانشناسی نیست و بنابراین نیازی هم نیست که رییسش یک باستانشناس باشد.»
وی سپس استدلال کرد که «حتی یک کلینیک کوچک که یک پزشک عمومی و یک آمپولزن و یک دارو پخش کن دارد را در نظر بگیرید. اگر شما قبول کنید که یک باستانشناس را مسوول این خانه بهداشت یا کیلینیک بگذارند و صدای آن سه نفر در نیاید، ما هم این را میپذیریم که موزه ملی ایران باستان را به دست یک میکروبیولوژیست بسپارند.»
کامیار عبدی به وجه علمی موزهها نیز پرداخت و گفت: «حتی در کشورهایی مثل ترکیه، حتی یک موزه کوچک در یک شهرستانشان، نشریهای دارد به نام بولتن که به اخبار داخلی آن موزه میپردازد و یک چیز دیگر هم دارند به اسم ژورنال که حاوی مقالههای علمی و یا مثلا معرفی اشیای جدیدی که وارد موزه شده است.»
وی سپس برونداد موزههای ما را «تقریبا صفر» دانست و یکی از ایراداتی که مکررا به موزه ایران باستان وارد شده را این عنوان کرد که «هفتاد هشتاد سال از تاسیس این موزه گذشته و بولتن و ژورنال که پیشکش، حتی یک انتشارات گاهنامهای نداشته که چندسالی یکبار منتشر شود و بتواند مرجعی برای یک کار پژوهشی باشد.»
غفلت از موزه ملی در تعارض با سوگند نمایندگان و ریاست جمهور است
عمران گاراژیان در باره پیدایش موزه ملی گفت: «تا پیش از 1300 اشیایی را که فکر میکردند وجه مالی ارزش شان بیشتر است به خزانه بانک ملی میفرستادند و چیزهایی که ارزش فرهنگی داشتند به جایی در وازرت معارف فرستاده میشد که همان شد موزه ملی» و افزود: «یعنی همانطور که خزانه پشتوانه پول ملی ماست، موزه ملی هم باید خزانهای میبود که پشتوانه فرهنگ ما باشد.»
گاراژیان بر ضعف عملکرد موزه ملی ایران را تایید کرد و گفت: «بر اساس قانون عتیقهجات، موزه ملی ایران باید لیستی از عتیقه های منقول هم تهیه میکرد و آنها را ثبت میکرد اما هنوز کاری در راستای این قانون که تا امروز هم به اعتبار خود باقی است انجام نشده است.»
گاراژیان حفاظت از میراث ایران را در موزه ملی حفاظت از مرز فرهنگی دانست و گفت: «حتی صرفا با فرض این که در موزه ملی ایران در طول سالهای گذشته اتفاقات ناگواری رخ داده باشد، با توجه به این که گفتم موزه ملی ایران پشتوانه فرهنگی این کشور است، چشمپوشی از این اتفاقات با استقلال فرهنگی کشور در تعارض است. به این ترتیب سوگند نمایندگان مجلس و ریاست جمهوری که میگوید در حراست از مرزها و استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کشور از هیچ اقدامی دریغ نمی ورزم زیر سوال میرود. یعنی اگر امروز از موزه ملی غافل شویم، به عنوان مسوولین از استقلال فرهنگی کشور غافل شدهایم و این معارضه روشن دارد با سوگندی که این بزرگان یاد میکنند.»
اوایل دی ماه نیز گروهی از چهره های فرهنگی ایران در نامه ای به رهبری در باره فروپاشی ساختارهای حفاظت از میراث فرهنگی هشدار داده بودند و نوشته بودند: «چندپاره کردن این سازمان و انتصاب مدیران غیرمتخصص نه تنها تخریب و زایل شدن میراث هزاران ساله کشور را به دنبال خواهد آورد و بلکه در درازمدت چه بسا تمامیت ارضی و هویت ملّی کشور را در معرض تهدید قرار خواهد داد.»
جمعداران را دورکار کردهاند و اشیا را جابجا میکنند
عبدی در پایان از نگرانی دیگری پرده برداشت و گفت: «سه تا پنج برابر اشیایی که به نمایش درآمده در زیرزمینها و انبارهای موزه ایران باستان همین طور افتادهاند. اخیرا هم قرارداد کلانی بسته شده برای این که شخصی بیاید زیرزمینها را مرتب کند و اکنون گویا اشیای موزه دارد به جای دیگری منتقل میشود.»
وی سپس شبهه اصلی را آنجا دانست که «بیشتر جمعدارها را دورکار کردهاند، یعنی کسی وجود ندارد که به این رفت و آمدها و پروندهها رسیدگی کند تا ببیند چه اشیایی دارد خارج میشود و بعد آنجایی که این اشیا میرود چه چیزی وارد میشود تا چک شود که این وسط چیزی کم و زیاد نشده باشد. جمعداران نگهبانان این اشیا هستند و امین اموال هستند نمیشود که بنشینند در خانه و مراقبت کنند که در زیرزمین موزه دارد چه اتفاقی میافتد.»
عبدی با تایید این که امین اموال باید مثل متخصص بیهوشی همیشه بالای سر اشیا باشد و در واقع دورکاری او به استقلال فرهنگی کشور خدشه وارد میکند گفت: «در زیرزمینهای موزه ایران باستان بسیاری از اشیا هستند که هیچگونه ثبت و ضبطی و شناسنامهای ندارند و اگر این اشیا گم شود آب از آب تکان نمیخورد.»
وی در پایان با تایید این که طرح فروش اشیای عتیقه منجر به ترویج و اشاعه حفاری غیرمجاز خواهد شد گفت: «مثل این است که شما بروید میدان مولوی و بگویید از فردا مالخری آزاد است. طبیعتا همه میریزند خانههای همدیگر را غارت میکنند.»
به گفته برگزارکنندگان این همایش، قرار بود لیلا پاپلی استاد باستانشناسی نیز از دیگر سخنرانان این همایش باشد که به دلایل نامعلومی با حضور وی مخالفت شده بود.
در همین زمینه:
از فروپاشی میراث فرهنگی جلوگیری کنید
جمعی از خانوادههای زندانیان سیاسی با صدور بیانیهای ضمن تاکید دوباره بر مطالبه اصلی خود که آزادی همه زندانیان سیاسی است، بار دیگر خواستههای خود را در شش بند اعلام کردند.
این خانوادهها در بیانیه خود به استقرار ماموران وزارت اطلاعات در بند 350 زندان اوین اعتراض کرده و خواستهها خود را چنین بیان کردهاند:
۱- در داخل بند 350 زندان اوین که زندانیان سیاسی بسیاری را در خود جای داده است، اتاقی در داخل بند و در کنار سلولهای زندانیان تخلیه شده و قرار است ماموران وزارت اطلاعات آنجا مستقر شوند. ما صریحا اعلام می کنیم که در این شرایط نگران امنیت روانی و حتی جانی عزیزانمان هستیم و مسئولیت هرگونه عواقبی را مستیقما متوجه رییس قوه قضاییه و نهاد دادستانی زیر نظر آن و نیز وزارت اطلاعات دولت می دانیم.
۲- مرخصی حق زندانیان است اما برخی از زندانیان پس از انتخابات، بعد از گذشت بیش از 18 ماه هنوز به مرخصی نیامده یا از مرخصی دو یا سه روزه برخوردار شدهاند. برای ما روشن نیست که دادستان باید از چه کسی دادستانی کند؟ ا در این میان به چه کسی علاوه بر خدایی که دادستان واقعی و نهایی ماست، باید پناه ببریم؟
۳- با استناد به کدام بند قانونی، تلفنهای بند 350 اوین چند ماه است که قطع مانده؟ چه کسانی دستور قطع کلی تلفنهای این بند را صادر کردهاند؟ به چه دلیل ما را حتی از شنیدن صدای همسران و فرزندانمان محروم می کنید؟ رعایت اسناد بین المللی را نخواستهایم؛ حداقل به قانون و رویه موجود در خصوص حقوق زندانیان در کشور خود عمل کنید.
۴- برقراری ملاقاتهای حضوری طبق قانون، حق طبیعی هر زندانی به حساب می آید. به کدامین دلیل ملاقات حضوری با عزیزان دربند را از ما دریغ می کنید؟ ماههاست که زندانیان بند 350 از ملاقات حضوری محرومند و زندانیان رجایی شهر نیز به تازگی ملاقاتهای حضوری شان قطع و کابینی شده است.
۵- زندانیان بیمار و به خصوص کهنسال که باید در کنار خانواده خود و در خارج از زندان درمان شوند، متاسفانه در زندان نگهداری یا به خانههای امن منتقل و در مواردی به طور غیرقانونی در قرنطینه نگهداری میشوند. این کار بسیار غیر انسانی، برخلاف مواد قانونی و آیین نامه سازمان زندانهاست.
۶- با وجود وضع بسیار نامناسب زندانیان؛ در این بین اوضاع بند زنان از همه اسف بارتر است. این بند فاقد هرگونه امکاناتی نظیر کتابخانه، وسایل ورزشی، هواخوری و… است. زنان نیز همچون مردان چندین ماه است که از ملاقات حضوری و تلفن که حق قانونی زندانی است، محروم هستند و این اوضاع باعث تاسف بسیار است.
خانواده برخی از زندانیان سیاسی در پایان بیانیه خود نوشتهاند: «نهادهای قانونی و قضایی لااقل حقوق ما و زندانیان مان را برای کاهش آلام فراهم کنند نه اینکه راهها را برای عبور از قانون در نهادهای حاکم ببندند و مسیر ما را تغییر دهند.»
منبع: جرس
اداره كل روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت نظام آنچه «ادعا و اصرار قابل تامل مدیرمسوولان دو روزنامه مبنی بر شكایت شخص آیتالله هاشمی رفسنجانی از این دو نفر» خوانده است را تكذیب كرد.
روزنامه های ایران و وطن امروز مدعی شده بودند هاشمی رفسنجانی از آنان شكایت كرده، اما گویا دفتر مجمع تشخیص از آنان شكایت كرده است.
روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت نظام در اطلاعیه خود آورده است: «آیتالله هاشمی رفسنجانی در طول عمر خود تاكنون از هیچ شخص حقیقی و حقوقی و یا رسانهای شكایت نكردهاند؛ لذا ادعاهای مدیرمسوولان این دو نشریه به نقل از وكیل خانواده آیتالله هاشمی، نوعی تحریف سخنان وی محسوب شده و خلاف واقع است.»
روز گذشته محمود علیزاده طباطبایی، وکیل خانواده رفسنجانی اعلام كرد كه «مهرداد بذرپاش» مدیرمسئول وقت روزنامه وطن امروز و «كاوه اشتهاردی» مدیرمسئول روزنامه ایران با شكایت دفتر مجمع تشخیص مصلحت نظام به دادگاه مطبوعات احضار شدهاند و روز 26 دی باید در دادگاه به دفاع از خود بپردازند.
روزنامه های ایران و وطن امروز، اکبر هاشمی رفسنجانی و مهدی هاشمی، فرزند او را بعد از انتخابات ریاست جمهوری به اقدام علیه حکومت ایران و رهبر جمهوری اسلامی متهم کرده بودند.
منبع: آینده
پیشینه:
بر اساس شکایت هاشمی رفسنجانی دو روزنامه حامی دولت به دادگاه احضار شدند
گروهی از فعالان دانشجویی، مدنی و مطبوعاتی در واکنش به اجرای احکام اعدام علی صارمی و علی اکبر سیادت، در بیانیهای آغاز موج خشونت و اعدامِ زندانیان سیاسی را محکوم کرده و خواستار بازبینی کلیه احکام مجازات اعدام در دادگاه صالحه شدند.
این بیانه یادآور شده است که «نگاهی به آمار اعدامها در ایران و پاسخ منفی به این پرسش که آیا با هر اعدامی مشکلات ایران کمتر شده است یا نه، و شتاب دادن به اعدامهای سیاسی و غیر سیاسی، این ذهنیت را به وجود میآورد که گروهی خشونت طلب برجایگاه قدرت تکیه زدهاند و دغدغه تامین آرامش و امنیت مردم را ندارند.»
این فعالان مدنی در بیانیه خود نوشتهاند، «جای هیچ تردیدی نیست که هر کسی که کوچکترین انگیزه ای در تامین امنیت و آرامش مردم ایران داشته باشد، با این اعدامها و با صدور حکم اعدام برای هر انسانی به صرف داشتن عقیده و باور به آن، مخالفت جدی خواهد کرد. ما نیز جمعی از فعالان مدنی و طرفداران حقوق بشر، صرف نظر از هر اعتقادی که این زندانیان داشتند، این اعدامها را محکوم میکنیم و از آن دسته از مسئولین کشوری که هنوز به آرامش مردم و حقوق آنها باور دارند می خواهیم که کلیه احکام مجازات اعدام را که در سایه اتهامات مشابه صادر شده به دادگاههای صالحه بفرستند تا مورد بازبینی عادلانه قرار بگیرند.»
این بیانیه را عباس معروفی، یاسر گلی، محمدرضا گرجستانی و فرشته قاضی در کنار 40 فعال دانشجوئی و مدنی دیگر امضا کردهاند.
منبع: جرس
به گزارش دانشجونیوزصبح امروز تعدادی از مامورین وزارت اطلاعات شیراز به منزل پدری مجید توکلی یورش بردند و ضمن تخریب وسایل منزل، تمامی کتب، جزوات، کامپیوتر و سی دی های موجود در منزل را به همراه خود بردند.
همچنین علی توکلی، برادر مجید، به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات احضار شده و پس از مراجعه وی به این دفتر تاکنون خبری از وضعیت وی حاصل نشده است.
دانشجونیوز نوشته مامورین وزارت اطلاعات با اهالی منزل توکلی برخوردی بسیار زشت و تهدیدآمیز داشتهاند و در اقدامی غیرقانونی و غیرانسانی دست به تخریب و شکستن وسایل منزل پدری این فعال دانشجویی زدهاند.
پیش از این مجید توکلی به همراه بهاره هدایت و مهدیه گلرو به دادستانی احضار و پرونده جدیدی برای ایشان باز شده بود. در جریان این احضار، توکلی به شدت تحت فشار قرار گرفت تا علیه رهبران جنبش سبز موضع گیری کند و نیز نامههای منتسب به وی در حمایت از جنبش سبز را تکذیب کند.
منبع: دانشجونیوز
بر اثر وقوع زمين لرزه 5.3 ریشتری صبح امروز در اردكان و نورآباد استان فارس، به بيش از 40 روستا خسارت جدی وارد شده و 30 نفر نیز مجروح شدند.
به گفته حمید تقی زاده، دبیر ستاد حوادث پیش بینی نشده استانداری فارس، «این زمین لرزه تلفات جانی نداشته و مجروحان به بیمارستان منتقل شدهاند و تیمهای جستجو نیز عملیات خود را آغاز کردهاند.»
الله بخش گنجهای، فرماندار ممسنی نیز تصریح کرد: «از این 40 روستا بیش از 11 روستای ممسنی به گونهای خسارت دیدهاند که غیر قابل سکونت شده و به مابقی روستاها نیز بین 20 تا 100 درصد خسارت وارد شده است.»
عظيم تجلی، معاون فرمانداری استان فارس نيز با اعلام اینکه «در مركز شهر اردكان شرايط آرام است» افزود: «هنوز دسترسی كاملی به روستاهای اطراف نداشتهايم.»
بر اساس آخرین گزارشها، از حدود 30 نفری که تا کنون در این زمین لرزه مجروح شدند، 15 نفر سرپایی مداوا و 15 نفر نیز به بیمارستان منتقل شدهاند.
این زلزله صبح چهارشنبه حوالی اردکان را لرزاند که در پی آن مناطقی مانند ممسنی، یاسوج و شیراز نیز به لرزه درآمدند.
منبع: مهر (+) و ایلنا
وزیر بازرگانی ایران روز چهارشنبه اعلام کرد که سه کشتی جمهوری اسلامی که در آذرماه سال جاری به دلیل مسائل مالی در سنگاپور توقیف شده بودند «پس از حل مشکلات» آزاد شدند.
آقای غضنفری دلیل توقیف این کشتیها را «مشکلات مالی ایجاد شده از سوی غربیها» اعلام کرد.
حدود یک ماه پیش سه کشتی باربری سهند، سبلان و توچال، متعلق به ناوگان کشتیرانی ایران، با شکایت یک بانک فرانسوی در سنگاپور توقیف شدند. این بانک فرانسوی که وام خرید کشتی ها را پرداخت کرده بود، ظاهرا به دلیل عدم دریافت اقساط وام هایش به دادگاه شکایت برد و دادگاه حکم توقیف این کشتی را صادر کرد.
محمد حسین داجمر، مدیرعامل شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی نیز در این رابطه به خبرگزاری مهرگفت: «هم اکنون نمایندگان شرکت کشتیرانی ایران در سنگاپور مشغول انجام مراحل اداری آزادسازی این کشتی ها هستند.»
به گفته آقای داجمر «بدهی ایران به بانک فرانسوی هفته گذشته به طور کامل تسویه شده و شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی نیروهایی را برای بازگرداندن کشتی ها به سنگاپور فرستاده است.»
بر اساس چهارمین قطعنامه تحریمی شورای امنیت علیه ایران که در خردادماه سال جاری به تصویب رسید، سه نهاد زیر مجموعه خطوط کشتیرانی ایران، از جمله «ایریسل بنلوکز» در بلژیک و خط کشتیرانی جنوب در فهرست تحریمها قرار گرفتند.
این در حالی است که ایالات متحده نیز که در سال ۲۰۰۸ شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی را به اتهام مشارکت در انتقال غیرقانونی تسلیحات در فهرست تحریمهای خود قرار داده بود، در سال ۲۰۱۰ تحریمهای مضاعفی را علیه ایران به ثبت رساند و بیش از ۷۰ شرکت مرتبط با کشتیرانی جمهوری اسلامی را تحریم کرد.
منبع: آفتاب، مهر، رادیو فردا و بیبیسی
پیشینه:
توقیف دو کشتی دیگر ایران در مالت و هنگ کنگ
سه کشتی توقیف شده ایران در سنگاپور حراج میشود
توقیف یک کشتی وابسته به کشتیرانی ایران در هنگ کنگ
سردار محمد عزلتی مقدم رئیس کمیته ایثارگران ستاد انتخاباتی میر حسین موسوی امروز پس از ۵۵ روز بازداشت آزاد شد.
آقای عزلتی مقدم ۵۰ روز پیش هنگامی که از دیدار با مهندس موسوی برمی گشت در خیابان ربوده شد.
دادستانی انقلاب تا یکماه پس از بازداشت مقدم از پذیرش مسئولیت بازداشت او امتناع کرد تا اینکه پس از پی گیری های خانواده وی معلوم شد که مقدم در بند ۲۰۹ زندان اوین بازداشت است.
مقدم سابقه عضویت در دفتر سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، حضور در جبهههای جنگ و ریاست نمایشگاه هوایی وزارت دفاع را در کارنامه خود دارد.
در طول بازداشت آقای مقدم، خانواده وی بارها از دادستانی درخواست ملاقات حضوری با وی را نمودند که با این درخواست موافقت نشد.
منبع: تحول سبز و کلمه
تاملی در خودکشی علیرضا پهلوی:
مهدی جامی
سیبستان
دیشب تا ساعتها پس از شنیدن خبر خودکشی علیرضا پهلوی از فکر او و خودکشی اش فارغ نمی شدم. اظهارنظرها هم از شانه بالا انداختن تا تسلیت گفتن به خانواده پهلوی متفاوت بود. بعضی هم از نظر انسانی همدردی می کردند اما می خواستند از نظر سیاسی فاصله شان را حفظ کنند.
راست این است که ما مردم هنوز تکلیف خودمان را با خانواده شاه و میراث او معلوم نکرده ایم. من که نکرده ام. آنها هم که تکلیف شان را معلوم کرده اند منهای گروه اندکی که در ایران سوار کارند مذبذب بوده اند. مثل آن خانمی که فدایی خلق بود اما در این سالهای اخیر رفت و از زندگی فرح فیلم ساخت. اگر گروه خوشبختی هم هست که می داند تکلیف اش با خانواده پهلوی چیست گروه کوچکی است.
اما چرا ما نمی توانیم تکلیف خودمان را روشن کنیم؟ به نظرم یک جواب سر راست اش این است که جانشین نظام شاهی هرگز نتوانست ما را قانع کند که جانشینی بهتر از نظام برافتاده عرضه کرده است. در واقع عمر سی و اندساله جمهوری اسلامی چه بسا از مخالفان نظام شاهی کاسته و بر هواداران اش افزوده باشد. در زمینه اقتصادی و فرهنگی تمایل عمومی را در ستایش دوره شاه می توان مشاهده کرد بخصوص اگر به میان طبقه متوسط برویم که دوره شاه دوره منزلت اش بوده است.
خیلی مشتاق ام کتاب دکتر میلانی در باره شاه هر چه زودتر به دست ام برسد و یک بار زندگی و دستاوردهای او را از اول تا آخر به صورت مستند مرور کنم. اما می دانم که داوری منصفانه در باره شاه و دوره او آسان نیست. در واقع در مقام مقایسه، داوری در باره دوره جمهوری اسلامی آسان تر است. دوره جنگ و ضدیت با عقل و ضدیت با نوخواهی و تجدد و دوره آواره شدن میلیونها ایرانی و دوره حبس و قتل روشنفکران و دوره تزلزل بسیاری از ارزشهایی که گمان می بردیم نجات دهنده اند.
اما یک چیز مسلم است. علیرضا پهلوی وقتی انقلاب شد و دست اش از ایران کوتاه شد نوجوانی 12 ساله بود. حتی اگر پدر او تقصیرهای بزرگ کرده باشد به سبب گناه پدر نمی توان او را شماتت کرد و به اندوه از دست دادن وطن اش بی اعتنا بود. بسیاری می پرسند که چطور یک شاهزاده می تواند اینقدر ضعیف باشد. اما به باری که بر دوش یک شاهزاده ناکام است بی توجه می مانند. خانواده شاه و تربیت آن دوران مبتنی بر وطن پرستی بود. من اطمینان دارم که همین هم اساس فکر خانواده پهلوی را تشکیل داده و می دهد. آنها درکی از وطن دارند که با آن موافق باشیم یا نباشیم ایشان را سخت به وطنی که در آن همه نوع اختیار داشتند و برای آن طرحها و برنامه های بسیار فراهم کرده بودند پیوند می زند. از دست دادن وطن برای آنها چندین برابر دشوارتر از همه دیگر مهاجران است. زیرا آنها وطنی را از دست دادند که آبادتر نشد و در مقابل ویرانی وطن کاری هم از آنها ساخته نبود. داشتن ثروت و نفوذ سیاسی هم هیچوقت کمکی نکرد. آنها از شدگان بودند. تحصیل در هاروارد و زندگی در خانه خوب و سفر به این طرف و آنطرف کافی نیست وقتی کاری که از شما انتظار می برند از شما ساخته نیست.
فکر کردم شاید علیرضا باید اینطور فکر می کرد که بسیار خوب از امروز من خود را کشته می گیرم. اما بگذار بمانم و تمام وقتی را که از عمرم باقی می ماند صرف کاری کنم. مثلا کتابی اساسی بنویسم در ایرانشناسی شرق ایران که کمتر کاویده شده است. بنیادی راه بیندازم که فقط به یک موضوع اساسی ایران توجه داشته باشد و مثلا پژوهش در کم آبی را وجهه همت قرار دهد. کاری بکنم که دیگر اصلا به من مربوط نیست چون فرض این است که من دیگر وجود ندارم. کاری کنم برای همان مردمی که غصه انها مرا می خورد و می جود و به پای مرگ می کشاند.
علیرضا به اینها فکر نکرد. چون چیزی که او را از درون می تراشید فقط با مرگ تمام می شد. شاید خیلی ها فکر می کرده اند علیرضا به کمک نیاز ندارد. شاهزاده ای که همه چیزی که بخواهد دارد چه نیازی به کمک دارد. اما همین خطا علیرضا را تنها می کرده است. او حتی از کمک دیگران هم بی نصیب ماند.
شاید باید برای علیرضا عکسهای دختران و زنان و پسران روستای گاودانه را می فرستادیم تا بداند که می تواند کارهایی بکند برای مردمی که به بلای دولت غارت و اوباشیگری دچارند. باید برای امروز و آینده آنها هم که شده می ماند تا به سهم خود کاری بکند.
اما مهاجر دور از وطن بخصوص اگر وطن پرست باشد و همه عمرش خود را ناتوان از انجام کاری دیده باشد بیش از علیرضا طاقت نمی آورد. شاید اگر ما هم سی سال از وطنی که به آن عشق می ورزیم دور بمانیم و احساس کنیم درها به روی ما بسته می ماند راهی جز رها کردن خود از زندان زندگی اجباری در مهاجرت نیابیم.
مرگ علیرضا پهلوی به نظرم پاسخی است که انسانی مثل همه ما به اجبار زندگی در غربت می دهد. و در این شورش بر اجبار فرقی نیست بین آن زن ایلامی که خودسوزی می کند و روشنفکری که در جنگلی خود را به دار می آویزد. زیستن در اجبار مرگ آور است. مهم نیست که دین تو را مجبور می کند یا کفر. اجبار خواری است. و مرگ از خواری بهتر است. این مرگ ما را آن از خواری نجات می دهد.
علیرضا نماند تا کمک اش کنیم. بی خبر ماندیم تا رفت. اما برای اینکه برادران دیگرمان و خواهران دیگرمان به این خودسوزی ها دست نزنند راهی جز پایان دادن به خواری نیست. باید برای زندگی شاد و انسانی با خواری اجبار درافتاد. پایان اجبار آغاز زندگی است.
رئیس قوه قضائیه الحاق برخي سازمانهاي تابعه دستگاه قضايي به وزارت دادگستري و در واقع دستگاه اجرايي کشور را «خلاف قانون اساسي» دانست.
صادق لاریجانی گفت: «اخيراً بحثهايي تحت عنوان افزايش اختيارات وزير دادگستري در محافل مختلف مطرح است که به موجب آن عنوان ميشود برخي سازمانهاي تابعه قضايي به وزارت دادگستري واگذار شود که اين مسئله خلاف قانون اساسي است.»
به گفته وی، «اختيارات وزير دادگستري در اصل 160 قانون اساسي احصاء شده است و بعلاوه تفسير شوراي نگهبان در تاريخ 11/9/1359 در پاسخ به استفساريه آيت ا... دکتر بهشتي به صراحت اداره امور سازمانهاي مذکور را به عهده شوراي عالي قضايي ميداند که اين وظايف بعد از بازنگري در قانون اساسي به عهده رئيس قوه قضاييه قرار داده شده است.»
در اردیبهشتماه امسال نمايندگان مجلس يک فوريت طرح اجراي کامل اصل 160 قانون اساسي و تبيين وظايف و اختيارات وزارت دادگستري را تصويب کردند که طبق آن چند دستگاه به وزارت دادگستري اضافه مي شوند.
محمد دهقان نماینده چناران به عنوان یکی از موافقان این طرح گفته بود: «هدف اول اين است که وزير دادگستري تا پايان فعاليتش متصل به قوه قضائيه باقي بماند و هدف دوم نظارت مجلس بر وزارت دادگستري و پاسخگو بودن اين وزارتخانه است و هدف آخر اين است که برخي نهادها مانند سازمان زندانها، روزنامه هاي رسمي، سازمان ثبت اساسا اجرايي هستند و ارتباطي با قوه قضائيه ندارند و بايد به دولت متصل شوند.»
منبع: فرارو و جام جم
ده نماینده مجلس در تذکری به وزیر بازرگانی، از وی خواستند تا به عنوان عالی ترین مقام امور صنفی کشور و رییس هیات عالی نظارت بر اصناف، از مداخلات غیر قانونی بر انتخابات اتحادیهها و تشکلات صنفی جلوگیری کرده و بر سلامت و صحت روند انتخابات اتحادیههای صنفی نظارت جدی به عمل آورد.
در متن این تذکر آمده است: «متاسفانه بر اساس گزارشات مستند سلامت و صحت انتخابات اتحادیه صنف الکتریک تهران مخدوش بوده و جریانی در صدد ایجاد خدشه در روند انتخابات اتحادیه صنف چاپخانه داران تهران و حذف غیر قانونی برخی کاندیداها است.»
این نمایندگان در این تذکر ذکر کردند که «کمیسیون نظارت بر انتخابات اتحادیههای صنفی به عنوان نماینده دولت و حاکمیت نباید با جهت گیری و یا کوتاهی در انجام وظایف خود مانع از حضور برخی و یا فراهم کننده حضور برخی دیگر در یک رقابت ناسالم باشد.»
همچنین آنها از وزیر بازرگانی خواستند که به پرونده هر دو انتخابات به صورت فوری و جدی رسیدگی نماید تا اعتماد اصناف به نظام، قربانی منافع برخی افراد و یا گروهها نگردد.
حسین هاشمیان نماینده رفسنجان، قدرتالله علیخانی نماینده قزوین، سیروس سازدار نماینده مرند و جلفا، غلامحسین مسعودی ریحان نماینده اهر و هریس، محسن نریمان نماینده بابل، علیرضا محجوب نماینده تهران، سید مصطفی ذوالقدرنماینده بندرعباس، محمد مهدی شهریاری نماینده بجنورد، نصراله ترابی نماینده شهر کرد و داریوش قنبری نماینده ایلام امضا کنندگان این تذکر هستند.
بر اساس این گزارش اسامی بیش از۵۰۰نفر از دارندگان جواز کسب معتبر از اتحادیه و واجد شرایط شرکت در انتخابات حذف شده و در نتیجه حق مسلم این تعداد از واجدین شرایط برای حضور در انتخابات صنفی ضایع می شود.
منبع: کلمه
به دلیل عدم امکان تخصیص پهنای باند اینترنت؛
ارائهدهندگان اینترنت پرسرعت اعلام کردند که به دلیل عدم امکان تخصیص پهنای باند اینترنت، توسعه اینترنت پرسرعت در کشور متوقف شده است.
این در حالی است که دولت موظف شده بود تا پایان سال ٩۵، اینترنت پرسرعت را برای ۵٠ درصد خانوارهای ایرانی فراهم کند.
بر اساس این گزارش، مشکل اصلی، عدم همکاری شرکت مخابرات برای در اختیارگذاشتن فضا و امکانات مخابراتی طبق قرارداد فیمابین شرکتهایPAP و شرکت مخابرات و بهتبع آن شرکتهای مخابرات استانی است.
ارائهدهندگان اینترنت پرسرعت که پیش از این عدم همکاری شرکت مخابرات برای در اختیار گذاشتن فضا و امکانات لازم را مانع توسعهADSL عنوان میکردند، این بار اعلام میکنند که بهدلیل عدم تخصیص پهنای باند اینترنت، توسعه اینترنت پرسرعت متوقف شده است.
مدیران شرکتهای مخابراتی، نیز مانع اصلی توسعهADSL در کشور را عدم تخصیص پهنای باند مورد نیاز برای ادامه کار و توسعه و دستیابی به آن چه که اهداف برنامه پنجم توسعه تعیین کرده عنوان میکنند.
طبق اهداف درنظر گرفته شده برای برنامه پنجم توسعه کشور باید تا سال ٩۵بیشاز ۵٠ درصد خانوارهای ایرانی از اینترنت پرسرعت برخوردار باشند.
گفتنی است طبق شاخصهای مدنظر اتحادیه جهانی مخابرات، ضریب نفوذ اینترنت کشورها از این پس برمبنای میزان دسترسی اینترنت باند پهن کاربران سنجیده میشود که با توجه به آمار ارائه شده از سوی شرکت مخابرات ایران و شرکتهای خصوصیPAP، ضریب نفوذ اینترنت در کشور براساس این شاخص جهانی کمتر از 10درصد است.
منبع: آفتاب
ایالات متحده دعوت جمهوری اسلامی از نمایندگان شماری از کشورهای عضو آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای بازدید از تاسیسات هستهای ایران را یک ترفند توصیف کرد.
فیلیپ کراولی سخنگوی وزارت خارجه آمریکا گفت: «اینها ترفندهایی است که ایران در گذشته هم بکار برده است. یک شیء براق را نشان میدهند و میگویند، نه، آنجا را نگاه نکنید، به اینجا نگاه کنید.»
آقای کراولی در عین حال گفت که کشورش تاکنون دعوتنامهای از سوی تهران دریافت نکرده و در چنین بازدیدی شرکت نخواهد کرد.
این مقام آمریکایی همچنین اقدام ایران را «ترفند روابط عمومی» توصیف کرد و افزود: «فکر نمیکنیم هر کسی که بخواهد در این بازدید شرکت کند چیز مهمی دستگیرش شود.»
جمهوری اسلامی از نمایندگان روسیه، چین، اتحادیه اروپا و چند کشور عرب و در حال توسعه در آژانس دعوت کرده است که برای بازدید از مراکز هستهای این کشور به ایران سفر کنند.
این دعوتنامه در آستانه نشست بعدی اتمی ایران با کشورهای گروه 1+5 که قرار است اواخر ژانویه در استانبول ترکیه برگزار شود، ارسال شده است.
منبع: ، بیبیسی و رادیو فردا
معاونت آموزشی دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی مشهد بیش از ۴۹ درس از دروس عمومی و آزمایشگاهی را به صورت تفکیک شده ارائه کرده که به گفته برخی دانشجویان در 10 سال گذشته بیسابقه بوده است.
کمپین بینالمللی حقوق بشر در ایران گزارش کرده این تفکیک جنسیتی در شرایطی صورت گرفته که در ترم گذشته نیز در تعدادی از دروس پایه از قبیل ریاضی عمومی و فیزیک این تفکیک صورت گرفته بود.
این کمپین همچنین گزارش کرده که از خرداد ۸۸ تا کنون سختگیریهای انضباطی بر دانشجویان فردوسی مشهد، به خصوص دختران روز به روز افزایش داشته که در موارد گزارش شده بسیاری با توهین و تحقیر نیز همراه بوده است.
در گزارش کمپین بینالمللی حقوق بشر در ایران آمده است که در طول سه ترم گذشته تحصیلی دانشگاه فردوسی مشهد، بیش از ۱۵ حکم انضباطی به خاطر عدم رعایت حجاب دانشجویان دختر صادر شده است.
از زمان آغاز اعتراضها به نتیجه انتخابات سال گذشته مقامهای جمهوری اسلامی فشارها بر دانشجویان و فعالان دانشگاهی را افزایش دادهاند.
جمهوری اسلامی براساس دستورات آیتالله علی خامنهای دور تازهای از تلاشهای برای اسلامی کردن دانشگاهها را آغاز کرده است.
منبع: کمپین بینالمللی حقوق بشر در ایران
محمود احمدینژاد رئیس دولت دهم ادعا کرد دنیا در آینده بسیار نزدیک آماده پذیرش امام دوازدهم شیعیان میشود.
آقای احمدینژاد امروز (سهشنبه) در هشتاد و سومین سفر استانی هیات دولت به سمنان در جمع گروهی از مردم این شهر گفت: «عطر تحقق وعده الهی در عالم پیچیده است مبنی بر اینکه کسی میآید عالم را سرشار از عدالت میکند.»
رئیس دولت دهم اظهار داشت که مردم ایران 32 سال برای ظهور وی انتظار کشیدهاند و «به فضل الهی و در آینده بسیار نزدیک عالم هستی آماده پذیرش امام، مولای ما، سرور ما حضرت مهدی خواهد شد.»
احمدینژاد از زمان به قدرت رسیدن در ایران بارها به طور تلویحی از حمایت امام دوازدهم شیعیان از دولتهای نهم و دهم سخن به میان آورده است.
احمدینژاد «تسریع در ظهور امام مهدی» را از الگوهای سیاسی دولت خود قرار داده است.
وی 25 اردیبهشت ماه سال 1387 طی یک سخنرانی در مشهد قسم خورد که دست امام مهدی را در همه امور میبیند و گفت هدف او نیز فراهم کردن زمینه برای ظهور امام دوازدهم شیعیان است.
منبع: سایت فرارو
مجلس شورای اسلامی با عقبنشینی از نظر قبلی خود درباره ترکیب مجمع عمومی بانک مرکزی، دوباره رئیس جمهوری را در ترکیب این مجمع قرار داد و فقط رئیس کل بانک مرکزی باید از مجلس رای اعتماد بگیرد.
به این ترتیب ترکیب تازهای که مجلس برای مجمع عمومی در نظر گرفته همانند گذشته است و فقط رئیس جمهوری باید بعد از انتخاب رئیس کل بانک مرکزی و تائید مجمع عمومی، وی را برای تائید صلاحیت به مجلس معرفی کند.
این در حالی است که چهل روز پیش مجلس پیشنهاد محمدرضا باهنر را تصویب کرد که بر اساس آن رئیس جمهوری از ترکیب مجمع عمومی کنار گذاشته شد و هفت اقتصاددان و رئیس اتاق بازرگانی و دادستان کل کشور به ترکیب مجمع اضافه شده بود.
در حال حاضر علاوه بر رئیس جمهوری که رئیس مجمع عمومی بانک مرکزی است، وزرای امور اقتصادی و دارایی، بازرگانی، یکی از وزرا به انتخاب هیات وزیران و معاون برنامهریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری در مجمع عمومی بانک مرکزی حضور دارند.
در این ترکیب دولت تصمیمگیرنده اول و آخر است و رئیس کل بانک مرکزی نیز به پیشنهاد رئیس جمهوری و تائید مجمع عمومی و حکم رئیس جمهوری انتخاب میشود.
پیشتر شورای نگهبان، مصوبه مجلس درباره تغییر ترکیب مجمع بانک مرکزی و حذف رئیسجمهوری از این مجمع را به دلیل آنچه «مغایرت با قانون اساسی» خوانده، رد کرده بود.
منبع: فارس، بیبیسی و رادیو فردا
پیشینه
رد مصوبه مجلس توسط شورای نگهبان؛ بانک مرکزی همچنان در اختیار دولت
مجلس احمدینژاد را از ریاست مجمع عمومی بانک مرکزی برکنار کرد
یعقوب جعفری که در روز ششم آبان ماه سال جاری در میدان کاج سعادت آباد تهران فردی را با ضربات چاقو به قتل رسانده بود، بامداد چهارشنبه در ملاءعام به دار آویخته شد.
«یعقوب» معروف به مهدی 31 ساله، روز پنجشنبه ششم آبان ماه سالجاری در میدان کاج واقع در سعادت آباد تهران با ضربات چاقو فردی بنام محمدرضا را مجروح کرد و سپس با چاقو در نزدیک جسم نیمه جان وی ایستاد و دیگران را تهدید کرد که اگر به وی نزدیک شوند خود را خواهد کشت.
وی پس از دستگیری در دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیزمحمدی به اعدام محکوم شد و حکم او پس از تائید مراجع بالاتر به اجرا گذاشته شد.
این قتل در شرایطی صورت گرفت که پلیس در صحنه حضور داشت و آنطور که تصاویر ویدئویی نشان میدهد ماموران تنها تماشاگر این درگیری خونبار بودند.
پخش گسترده فیلم قتل سعادتآباد واکنشهای بسیاری به همراه داشت به طوری که پلیس بارها مجبور شد اظهارات متناقضی درباره این قتل داشته باشد.
منبع: العالم
پیشینه
قاتل حادثه سعادتآباد در برابر تماشاچیان اعدام میشود
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر