
یسنا یاوری/ رادیو کوچه
اتوبان نواب ترافیک. خیلی شدید. وقتی هم که مسیر از میدون توحید باز میشه و ماشینا حرکت میکنن باز هم فرقی نمیکنه. راننده سنش بالاست و من هم عجله دارم و درست ماشینش مثل لاکپشت حرکت میکنه. روم نمیشه بگم آقا یه کم سریعتر برو. فکر میکنم اگر این دختره که کنارم نشسته رو با خودم همراه کنم بد نباشه. میگم: «خیلی یواش میره، نه؟»
-«آره بابا من کلاس زبان دارم نمیرسم… حاج آقا میشه یه کم تندتر برین … ببخشید البته»
کیف میکنم. راننده از توی آینه به دختره نگاه میکنه و خیلی آروم میگه: «حاج آقا باباته ولی چشم. تندتر میرم» میخنده و ادامه میده: «توی اتوبان وسط شهر حدودن باید پنجاه تا رفت» دختره میپره وسط حرفش که: «ایشالا هرکی دوس داره بره مکه هرکی هم مث شما دوس نداره بره دبی خوبه؟ من شنیدم باید توی اتوبان حداقل هشتاد تا باشه سرعت»
راننده باز از توی آینه نگاه میکنه و میگه: «بله ولی نه اتوبان شهری. حتمن تازه گواهینامه گرفتی؟»
دختره یه کم جابهجا میشه که راننده رو از توی آینه ببینه میگه: «نه من هنوز سنم اون قدر نیست. شنیدم»
سرعت و با عوض کردن دنده بیشتر میکنه.
من و اون دختره هر دو مترو باید پیاده شیم. پول و میدم به راننده و پیاده میشم. صف فروش بلیط دست کمی از ترافیک بالا نداره. کارت اعتباریمو که جلوی گیت میزنم و میبینم که بوق خوش صدای وجود اعتبار رو میزنه، خیلی خوشحال میشم.
مدتها بود سوار مترو نشده بودم و حدس میزنم این وقت روز نباید مترو این همه شلوغ باشه. حتمن مال برداشتن یارانههاست و گرون شدن کرایه تاکسیا و یا حتا آلودگی تهران که حتا اگر اعلام هم بکنن امروز بهتره، باز هم بوی سرب توی گلو حالمون و بههم میزنه.
کارت اعتباریمو که جلوی گیت میزنم و میبینم که بوق خوش صدای وجود اعتبار رو میزنه، خیلی خوشحال میشم
واگن خانمها که قربونش برم همیشه شلوغه. سرک میکشم توی واگن معمولی و اون هم اونقدر خلوت نیست که تن و بدنت به این و اون مالیده نشه. میام داخل همون واگن خانمها و یه جوری خودمو اون وسطا جا میدم.
کنارم اون پایین یه دختر بچه ایستاده که فکر میکنم اگر تا چند لحظه دیگه فکری برای جاش نکنن خفه میشه: «خاله میخوای بری اونجا کنار در وایسی خفه میشی این وسط»
اینو طوری میگم که همه بشنون. مادرش میگه: «خانم میگی راه و باز کنن که این بچه بره لااقل کنار در… گناه داره»
دست بچه رو میگیرم و خودم سعی میکنم راه و باز کنم و میرسیم به بدبختی کنار در. احساس میکنم نمیتونم یکی از پاهام و روی زمین بزارم. جا نیست. خندم میگیره. لپ دختره رو میکشم و اونم میخنده. سرشو میندازه پایین. از چهره مادرش و خودش حدس میزنم باید از مهاجرای افغانی باشن ولی مادرش اصلن لهجه نداره.
دست دختره تو دست منه و مادرش هم اعتراضی نمیکنه. دستش داغ داغ. انگار معذب باشه از اینکه دستش رو گرفتم.
ایستگاه «توپخونه» اکثر مسافرا پیاده میشن و من با عجله یه صندلی خالی رو به دختره نشون میدم و اشاره میکنم که بدو برو بشین. میدوه با عجله و میشینه روی اون صندلی. من و مادرش هم میریم کنارش ولی صندلی خالی برای ما نیست.

بعد از چند دقیقه از داخل کیف صورتیش که عکس یکی از هنرپیشههای این سریالای کرهای روشه که من به دلیل ندیدن تلویزیون فقط چهرش برام آشناست و شبیه کیفهای کوله میمونه ولی کوچیکتر، یه دفترچه مچاله شده و یک مداد بیرون میاره و شروع میکنه به نوشتن. سرم و کمی میارم پایین و میگم: «چه عکس خوشکلی رو کیفت. دوست داری رنگ صورتی رو؟»
سرش و بالا نمیاره و یواش جواب میده: «عکس سوسانوئه، مامانم خریده. خاله تو موهات بلنده؟»
نگاهی به اطراف میکنم و روسریم در میارم و گیره موهام و باز میکنم. تقریبن همه بر میگردن و نگام میکنن میگم: «آره ببین چقدر خوشکل موهام»
-«وای چقدر بلند خاله»
لباس فرم مدرسه تنشه. با روسری که درش میاره. موهاشو با ماشین زدن. دست میکشم روی موهاش و خجالت میکشم چرا روسریم و در آوردم و سرم میکنم. میگم: «چقدر موهات خوشکله از مال من که قشنگتره اسمت چیه؟»
« آخه بابام تو سلمونی کار میکنه، موهامو کوتاه کرده. میخوای دفترم و ببینی؟»
ما وطن داریم. هر کسی در وطنش به دنیا میآید. کبوترها در لانه به دنیا میآیند. مادر کبوترها خوب است
صفحههای تاخورده رو هی ورق میزنه و یکی از صفحهها رو میاره که بخونم. نوشته: «کبوتر مادرش را گم کرده بود و گریه میکرد. آنقدر گریه کرد تا کور شد و هزار سال بعد هنوز داشت آن گریه میکرد. یک روز او بوی مادرش را فهمید. به آن گفت تو مادر من هستی و مادرش آن را شناخت و بالهایش را به آن مالید و گفت چرا کور شدهای؟ حتمن خیلی گریه کردهای. آن گفت بله من خیلی ناراحت بودم و هزار سال گریه کردم. مادرش برای او دعا کرد و خدا گفت من بچههایی که مادرشان را دوست دارند را زود خوب میکنم و چشمهای او خوب شد و کبوتر فهمید که خدا مادرش را از او بیشتر دوست دارد چون وقتی هنوز هزار سال نشده بود آن خیلی دعا کرده بود ولی خدا خوبش نکرد. اما وقتی مادرش دعا کرد خوب شد.»
به چهره مادرش نگاه میکنم. به چادر خاکی و سیاهش. به کفشهای کهنهاش و به دستهای زبر و ضمختش.
«آفرین به تو که حتمن بزرگ شدی نویسنده میشی. اسمت چی بود؟»
«آخه من الان نویسندهام. برنده هم شدم توی کانون. بهم یه ساعت دادن که دادمش برا داداشم. چون بزرگتر بود، ساعت دخترونه نبود خاله، پسرونه بود. شکل یه موتورم وسطش، اینجاش بود. بابام گفت برا من بعدن میخره. حالا صبر کن.»
دفتر و از من میگیره و اون برگه رو پاره میکنه. ورق میزنه و یه صفحه دیگه رو میاره و میگه:«این برا تو باشه داستانام. آخه موهات خیلی قشنگه. اینم بخون. من بزرگ شدم خواستم عروس بشم موهام شکل تو میشهها»
«ما وطن داریم. هر کسی در وطنش به دنیا میآید. کبوترها در لانه به دنیا میآیند. مادر کبوترها خوب است. مادر من خوب است. آن سواد ندارد. ما میخواهیم برویم افغانستان. معلم ما میگوید ما وطن افغانستان داریم. ایران وطن بچههای کلاس است.»
فکر میکنم هشت سالش باشه ولی ریزه میزهتر از همسنای خودشه. خطش خوبه. به مادرش نگاه میکنم. از داخل کیفش چند تا بلیط اتوبوس میاره بیرون. هنوز قطار بهطور کامل توی ایستگاه نایستاده که دست دخترش و میگیره و میکشه سمت در. دفترش توی دست منه. میرم سمتشون و دست میکشم توی موهای دختره و دفتر و بهش میدم. «نگفتی اسمت چی بود؟» مادره دستش و میکشه و میبره. فقط میشنوم که میگه: «آخه داریم میریم افغانستان …»
مهشب تاجیک / رادیو کوچه
وقتی آن خاموش میآید و لالهها را گردن میزند
که میبرد؟ که میبازد؟
چهکسی تا لب پنجره میرود؟
کیست که نخستین بار نام آن زن را بر زبان میآورد؟
او همانکسیاست که موهای مرا میپوشد.
میپوشدشان، درست مثل کسی که مرگ را بر دستهای کسی میپوشد.
میپوشدشان، چون آسمان که موهای مرا به سر کرد، آن سال که عاشق شدم.
میپوشدشان، آنگونه، عاری از بطالت.
میبرد. نمیبازد.
تا لب پنجره نمیرود.
نامش را بر زبان نمیآورد.
همانکسی است که چشمهای مرا دارد.
چشمهای مرا دارد، آنگاه که دروازهها بستهشدند.
آنها را میپوشد چون حلقهها در انگشتانش
میپوشدشان چنان تکههای یاقوت و شهوت.
از پاییز برادرم بوده است
روزها و شبها را میشمارد.
میبرد. نمیبازد.
تا لب پنجره نمیرود.
آخرین کسیاست که نام آن زن را بر زبان میآورد.
همان کسیاست که صاحب همهآن چیزیاست که من گفتهام.
مثال بقچهای زیر بازویش آنرا میبرد.
آنرا با خویش میبرد چونان ساعتی که ساعات شکستش را با خود میبرد.
آستانه به آستانه میبرد آنرا و هرگزش به دور نمیاندازد.
میبرد. نمیبازد.
تا لب پنجره میرود.
نخستین کسیاست که نام زن را بر زبان میآورد.
با لالههایی که کسی گردن زدهاست.
«پاول سلان» (Paul Celan) در ۲۳ نوامبر ۱۹۲۰ در «چرنوویتس» در یک خانوادهی یهودی دیده به جهان گشود. زادگاه او، که در زمان تولدش در رومانی واقع بود اکنون در محدوده جغرافیایی کشور اوکراین قرار دارد. شمال رومانی و زادگاه سلان ۱۹۴۰ به اشغال سربازان ارتش سرخ شوروی درآمد و یک سال بعد شاهد یورش نیروهای آلمان و ارتش رومانی بود. یهودیان پس از تسخیر این منطقه مجبور به زندگی در «گتو» شدند. عدهای را نیز اردوگاههای مرگ انتظار میکشید. پدر سلان ۱۹۴۲ بر اثر بیماری در اردوگاه از دنیا رفت و مادرش تیرباران شد. پاول سلان نیز مدتی در اردوگاههای کار اجباری رومانی به کار گماشته شد. تابستان سال ۱۹۴۴ نیروهای شوروی دوباره این منطقه را اشغال کردند و پاول سلان پس از خاتمهی جنگ تا سال ۱۹۴۷ در این شهر به تحصیل ادامه داد.
کتابی که سلان آن را به عنوان اولین مجموعه از شعرهایش قبول داشت، «خشخاش و حافظه»، سه سال بعد در اشتوتگارت آلمان انتشار یافت
سلان یک سال پس از پایان تحصیلاتش در رشتهی زبان و ادبیات رومانیایی، راهی پایتخت اتریش، وین، شد و بعد به پاریس رفت. نخستین مجموعه شعر او نیز در همین سفر در وین منتشر شد، اما غلطهای چاپی فراوان و صفحهبندی نامناسب آن شاعر مهاجر را برآن داشت تا اندکی بعد خواهان جمعآوری تمام نسخههای کتاب شود. کتابی که سلان آن را به عنوان اولین مجموعه از شعرهایش قبول داشت، «خشخاش و حافظه»، سه سال بعد در اشتوتگارت آلمان انتشار یافت. چاپ این مجموعه و تعدادی شرح در نشریهها شهرت زیادی برای سلان به همراه داشت و راه او را برای تثبیت شدن در میان مهمترین شاعران آلمانیزبان پس از جنگ هموار کرد.
روابط او با دو زن شاعر از این میان، «نلی زاکس» و «اینگهبورگ باخمن»، ویژگی خاصی دارد. سلان و «نلی زاکس» دوستی عمیقی داشتند که در مورد آن مطالب زیادی منتشر شده است. اما روابط عاشقانه سلان و باخمن موضوعی است که جزییات آن تازه یک سال پیش آشکار شد. پاول سلان در سال ۱۹۵۱ در پاریس با زن هنرمندی به نام «گیزلهلسترانگه» آشنا میشود و یک سال بعد با او ازدواج میکند. آنگونه که از دفتر یادداشتهای روزانهی سلان و نامهنگاریهای او با باخمن، که سال ۲۰۰۹ منتشر شد برمیآید، این دو شاعر اواخر دههی چهل و اوایل دههی پنجاه میلادی رابطهای عاشقانه با یکدیگر داشتهاند که پس از مدتی وقفه در سالهای ۱۹۵۷ و ۱۹۵۸ نیز از سر گرفته شدهاست. سلان که تا سه سال قبل از مرگش با همسر و تنها پسرش با هم زندگی میکردند، از سال ۱۹۶۷ جدا شدد اما روابط دوستانهی خود را حفظ کرد. در ظاهر مجموعه شعر «خشخاش و حافظه» در اصل به باخمن هدیه شدهاست. دلمشغولیهای ادبی این دو شاعر موضوع برخی از نامههای آنها است. اما سلان چه در این نامهها و چه در نامهها و یادداشتهای دیگر نشان میدهد که جان بیقرار شاعر هرگز از فجایع جنگ دوم جهانی رها نشد. سلان گرچه اعتقاد مذهبی نداشت، تمام عمر با تبار یهودی خود و سرنوشت هولناک این قوم به نوعی درگیر بوده است.

پاول سلان در سالهای آخر عمرش ماهها کارش به درمانگاه و آسایشگاه روانی کشید. در واقع یکبار نیز، در سال 1966، در حالتی که احساس تعقیب شدن او را دچار جنون آنی کرده بود با چاقو به همسرش حمله میکند. تصمیم به جدایی این دو، پس از این حادثه اتفاق افتاد. از شواهد چنین برمیآید که او بیستم آوریل ۱۹۷۰ خود را در رودخانهای در پاریس غرق کرده باشد. پیکر بیجان پاول سلان ده روز بعد یعنی اول ماه مه ده کیلومتر دورتر از محلی پیدا شده که او در ظاهر خود را به آب سپرده بود. تاریخ دقیق مرگ سلان با قطعیت مشخص نیست.
خبر / رادیو کوچه
روز سهشنبه، دبیر شورای نگهبان با حضور در یک نشست خبری در رابطه با شرط و شروط گذاشتن سیدمحمد خاتمی یکی از سران اصلاحطلبان برای حضور در انتخابات آینده، اظهار داشت بههیچوجه نیازی به حضور این عده در انتخابات نیست.
به گزارش مهر، آیتاله جنتی که در حاشیه همایش مسوولان ستادهای دهه فجر انقلاب با خبرنگاران گفتوگو میکرد، درباره شرط و شروط یکی از سران اصلاحات برای حضور در انتخابات آینده، گفت: «اصلن نیازی به حضور این عده در انتخابات نیست و آنها خوابهای بیتعبیری را دیدهاند. در حالی که مردم و مسوولان آنها را به هیچ وجه قبول ندارند.»
وی درباره راهپیمایی ۲۲ بهمن نیز اشاره کرد: «اگر ما مردم را دعوت بکنیم یا نکنیم حضور مردم در صحنهها مداوم و همیشگی بوده و از بسیاری از خواص نیز پیشترند. ولی هر چه در این مسیر گام برداریم نخواهیم توانست پاسخ محبتهای مردم به انقلاب را بدهیم.»
جنتی همچنین در خصوص محاکمه آنچه وی سران فتنه میخواند گفت: «این تصمیم باید در دستگاه قضایی صورت بگیرد و آنها میتوانند در این زمینه پاسخ درخواستهای مردمی برای محاکمه سران فتنه را بدهند.»
این در حالی است که روز گذشته دادستان کل جمهوری اسلامی در واکنش به اظهارات اخیر دادستان تهران در خصوص محاکمه رهبران اصلاحطلب اظهار داشت: «دادستان تهران نگفتهاند به زودی به این مسئله رسیدگی میشود. این کار، اقتضائاتی دارد که به محض مهیا شدن این اقتضائات، این افراد محاکمه میشوند.»
بیشتر بخوانید:
«محاکمه سران فتنه نزدیک نیست»
«خاتمی دچار مرگ سیاسی شده است»
نیلوفر دهنی/ رادیو کوچه
با فوران نفت از چاه شماره یک مسجدسلیمان صنعت نفت در ایران و البته خاورمیانه زاده شد. یادتان هست؟
تا آنجا گفتیم که با سرمایهگذاری یک انگلیسی به نام «دارسی» که در کتابهای تاریخ دبیرستان از او زیاد نام برده شده است اولین چاه نفت ایران کشف شد.
شاید با خود بپرسید که چرا انگلیسیها روی ایران سرمایهگذاری کردند. بد نیست نگاهی به دلایل حضور انگلیسیها در ایران و توجه آنها به کشورمان بیندازیم که البته این قسمت از برنامه نسبت به قسمتهای قبل موضوعات تاریخی بیشتری دارد.
حواس انگلیسیها پیش ایران
سابقه توجه انگلیسیها به منابع و ذخایر نفتی ایران بسیار طولانی و به 36 سال قبل از کشف نفت در ایران میرسد. در سال 1872 یک انگلیسی به نام «بارون جولیوس دو رویتر» (که خبرگزاری رویترز را به نام خود تاسیس کرد) امتیاز بهرهبرداری از نفت ایران را از «ناصرالدین شاه قاجار» گرفت. البته این امتیاز در جریان نهضت تنباکو لغو شد. بعد از آن در سال 1889 ناصرالدین شاه در سومین سفر اروپایی خود امتیاز بانک شاهنشاهی را به رویتر داد و بار دیگر حق استخراج نفت را هم در آن گنجاند. اما باز به دلیل تاخیر در شروع عملیات و منقضی شدن مدت ضربالاجل بخش نفتی امتیاز رویتر در 1894 ملغی شد.
در 1899 دو کاشف فرانسوی که یکی باستانشناس و دیگری زمینشناس بود، در سفرهای اکتشافی خود به جنوب ایران موفق شدند در منطقه کوهستانی ایل بختیاری گزارشات مستندی درباره شواهد وجود منابع سرشار نفت در این ناحیه تهیه کنند
کمتر از 10 سال بعد در سال 1897 امتیاز استخراج نفت ایران به کمپانی «رویال داچ شل» پیشنهاد شد. اما این شرکت هم از پذیرش امتیاز سر باز زد چون شنیده بود که شرکت استاندارد اویل رقیب نیرومندش، تلاش بیسابقهای را برای پایین آوردن بهای نفت آغاز کرده و این تلاش در کنار بهای سنگینی که دولت ایران به عنوان پیش پرداخت واگذاری امتیاز مطالبه میکرد، نفع چندانی برای شرکت شل نداشت.
در 1899 دو کاشف فرانسوی که یکی باستانشناس و دیگری زمینشناس بود، در سفرهای اکتشافی خود به جنوب ایران موفق شدند در منطقه کوهستانی ایل بختیاری گزارشات مستندی درباره شواهد وجود منابع سرشار نفت در این ناحیه تهیه کنند. این دو نفر به کمک یک ارمنی ایرانی به نام «آنتوان کتابچیخان» که ساکن پاریس و در گذشته رییس گمرک تهران بود، شرکتی را برای امکان بهرهبرداری از نفت ایران تاسیس کردند. شرکت تصمیم گرفت تا کتابچیخان را برای مذاکرات مقدماتی قبل از کسب امتیاز به تهران بفرستد. کتابچیخان و یکی از فرانسویها به دیدار وزیرمختار سابق بریتانیای آن زمان در تهران که برای مرخصی به پاریس آمده بود، رفتند. آنها به او پیشنهاد کردند در ازای معرفی یک متخصص ماجراجو و پرجرات و جسارت که اهل پیگیری پروژه حفاری و استخراج نفت ایران باشد، شرکت سود زیادی به او بدهد. وزیر مختار با اشتیاق پذیرفت و «ویلیام نکس دارسی» را که برای آنها ناشناخته بود، معرفی کرد. این سه نفر بلیت سفر به لندن برای ملاقات با دارسی را تهیه کرده و رهسپار این شهر شدند.
دارسی متعهد شد در طول دو سال شرکتی را برای بهرهبرداری از امتیاز تاسیس کند و از عواید حاصله تنها 16 درصد به عنوان حقامتیاز به دولت ایران بپردازد
دارسی آدم ثروتمندی بود. او دارایی هنگفت خود را از معادن طلای «مون مورگان» در کوئینزلند استرالیا به دست آورده بود. جالب اینجا است که دارسی هرگز معدن طلای مذکور را ندیده بود و فقط ثروت خود را در اختیار «برادران مورگان» گذاشت تا آنان به کار حفاری معدن و استخراج طلا بپردازند. او از این سرمایهگذاری میلیونها لیره سود خالص بهدست آورد و سپس به اتفاق همسرش به لندن رفت تا از مواهب این سرمایهگذاری خوش اقبال بهرهمند شوند.
دارسی از طریق «هنری درموندولف» با دو میهمان فرانسوی و یک میهمان ایرانی بر سر میز شام در منزل خود در لندن آشنا شد. بعد از کمی بررسی و تحقیق پیشنهاد آنان را پذیرفت.
انگلیسیها در ایران
به این ترتیب هفتم خرداد 1280 امتیاز استخراج و بهرهبرداری و سپس لولهکشی نفت و قیر در سراسر ایران به جز 5 استان آذربایجان، گیلان، مازندران، استرآباد (گرگان) و خراسان به مدت 60 سال به «ویلیام نکس دارسی» انگلیسی که سرمایهگذار اصلی قرارداد بود، واگذار شد. دارسی متعهد شد در طول دو سال شرکتی را برای بهرهبرداری از امتیاز تاسیس کند و از عواید حاصله تنها 16 درصد به عنوان حقامتیاز به دولت ایران بپردازد. علاوه بر این 20 هزار لیره نیز نقدن و به اندازه همین مبلغ سهام شرکت را به دولت ایران بپردازد. در قرارداد دارسی صاحبامتیاز در تمام مدت قرارداد از پرداخت مالیات، عوارض و حقوق گمرکی برای کلیه اراضی، ماشین آلات، وسایل و مواد لازمی که وارد میکرد و همه محصولات نفتی که صادر میکرد، معاف بود. بالاخره با اصرار دولت ایران نمایندهای برای تضمین منافع دولت در شرکت دارسی از طرف شاه ایران انتخاب و کتابچیخان عضو شرکت دارسی شد.
زمینشناسان دارسی به حفاری در نقاط نامناسب مثل شمال «قصرشیرین» پرداختند. گرمای شدید هوا در مناطق جنوب به ویژه در تابستان، باجخواهیها و مزاحمتهای افراد مسلح قبایل محلی، آلودگی آبهای آشامیدنی و رواج امراض مختلف سبب کندی روند کارها شده بود. با این حال پس از چندین مورد حفاری و در شرایطی که هزینه زیادی صرف شده بود، ناگهان در پنجم خرداد 1287 از یکی از چاههای حفر شده در منطقه «مسجد سلیمان» نفت فوران کرد و ارتفاع فوران تا بالای دکل رسید.
10 روز بعد چاه دوم در فاصلهای دورتر در همان منطقه به نفت رسید و به این معنی بود که میدان وسیعی از نفت در اعماق زمین کشف شده است.
تاسیس شرکت نفت ایران و انگلیس
کمتر از یک سال پس از کشف نفت، «شرکت نفت انگلیس و ایران» برای استفاده از امتیاز دارسی تشکیل شد و این آغاز تسلط حکومت انگلیس بر منابع نفتی ایران بود.

دولت انگلستان به محض دستیابی دارسی به نفت، با تشکیل شرکت نفت ایران و انگلیس عملن همه مراحل استخراج و صدور این ماده حیاتی را در کشورمان به دست گرفت. انگلیسیها بلافاصله 56 درصد سهام شرکت را خریداری کردند و سلطه خود را بر منابع نفتی ایران تحکیم کردند. شرکت نفت انگلیس و ایران در حقیقت ابزاری برای چنگاندازی بریتانیا بر منابع نفتی ایران و دفتری برای تامین سوخت نیروی دریایی آن در جنگ جهانی بود. جنگی که کمتر از 6 سال پس از کشف نفت ایران، در اروپا شعلهور شد.
پس از این موفقیت دولت انگلیس یک هیت ویژه به دربار تهران فرستاد و یک مدال برای مظفرالدین شاه و یک مدال هم برای «علیاصغر خان امینالسلطان» صدراعظم قبلی او با خود برد و به آنان تقدیم کرد. سرمایه شرکت نفت انگلیس و ایران در آغاز کار دو میلیون لیره بود. شرکت مذکور با برنامهای وسیع به عملیات استخراج نفت در مسجد سلیمان و نقاط دیگر خوزستان ادامه داد. اندکی بعد صدور نفت خام ایران آغاز شد و امروز ایران کشورى است که جهانیان آن را با منابع غنى نفت و گاز مىشناسند. نزدیک به یکصد سال است که ایران با کشف نفت تبدیل به کشورى صنعتى شده است و هرچند به دلیل وجود نفت مشکلات فراوانى نیز داشته است، اما به هر حال به عنوان کشورى تاثیرگذار در بازار جهانى نفت- این مهمترین منبع انرژى جهان تا امروز- همواره مطرح بوده است و پنجم خرداد ماه سالروز ورود ایران به این عرصه است.
در شماره بعد برایتان از «مسجد سلیمان»، اولین شهر نفتی خاورمیانه میگوییم.
این خبر در بخش شایعه رادیو کوچه قرار دارد و رادیو کوچه صحت و سقم آن را تایید نمیکند.
منبع: جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی
در تاریخ 9 دی ماه 1389، محل اشتغال یک شهروند بهایی در رفسنجان، همراه با ارسال نامهای تهدیدآمیز به آتش کشیده شد.
طبق گزارشات جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی، متصدیان این امر پس از آتش زدن نهمین مغازه متعلق به بهاییان در شهر رفسنجان، و انداختن نامهای با عنوان اخطاریه و تعهدنامه به داخل مغازه، بهاییان این شهر را تهدید کردهاند که در صورت عدم امضای این تعهدنامه، «ریشههای استعمار را در این شهر خواهیم خشکاند»
پیش از این نیز در طی 40 روز گذشته، 8 مغازه متعلق به شهروندان بهایی طی 14 بار هجوم افراد ناشناس به آتش کشیده شد.
این در حالیست که به گفته صاحبان این مغازهها، پیگیریهای به عمل آمده و مراجعات به استانداری کرمان، نماینده رفسنجان در مجلس شورای اسلامی و کمیسیون امنیت ملی و نیروی انتظامی استان کرمان، هنوز بینتیجه مانده است و حتا شرکتهای بیمه نیز میزان واقعی خسارتها را به بیمهگذاران پرداخت نکردهاند.
در ادامه نامه تهدیدآمیز از سوی مهاجمین را ملاحظه میکنید.

خبر / رادیو کوچه
بر اساس گزارش رسیده به رادیو کوچه، روز سهشنبه، دکتر کیوان امینی از اعضای همبستگی برای دمکراسی و حقوق بشر در ایران، مورد ضرب و شتم افرادی موسوم به لباس شخصی و منسوب به دولت جمهوری اسلامی در ترکیه قرار گرفته است.
بر اساس گزارش سایت اتحاد ملی، روز سهشنبه، یک خودرو با ۳ سرنشین قصد ربودن آقای امینی را داشتند که پس از موفق نبودن در این امر، او را با ضربات چاقو از ناحیه صورت، گردن، دستها و سینه مجروح کردند.
به گفته شاهدان عینی وضع جسمانی به دلیل این ضرب و شتم وخیم گزارش شده است.

بر اساس گزارش همین شاهدان نیروی پلیس نیز در محل حادثه حضور نداشته است.
لازم به ذکر است تشکیلات همبستگی برای دمکراسی و حقوق بشر در ایران در سال ۲۰۰۹ میلادی با اصولی ۱۲ گانه از سوی جمعی از فعالان سیاسی و حقوق بشر آغاز به کار کرد. سخنگوی این تشکل نیز حشمتاله طبرزدی هماکنون در زندان بهسر میبرد.
خبر / رادیو کوچه
روز دوشنبه، سه نفر از دراویش گنابادی که در جریان دستگیری آقای محجوبی از مشایخ سلسله نعمتاللهی گنابادی در زندان مرکزی اصفهان بازداشت شده بودند، به دنبال حضور و تجمع دراویش گنابادی در مقابل زندان آزاد شدهاند.
به گزارش سایت مجذوبان نور، حمید باقری، مهدی پورصدام و وحید عباسزاده اسامی این سه درویش هستند که ساعاتی پس از آزادی آقای محجوبی، از زندان رها شدند.
به دنبال این حادثه، شمار بسیاری از دراویش گنابادی از نقاط مختلف ایران به اصفهان رفته و با تجمع در مقابل زندان خواستار آزادی آنها شدند.
لازم به ذکر است آقای محجوبی یکشنبه شب پس از برگزاری مراسمی مذهبی در فولادشهر توسط ماموران امنیتی دستگیر شد.
بیشتر بخوانید:
«آزادی یکی از مشایخ دراویش پس از چند ساعت بازداشت»
آرین/ دفتر کابل/ رادیو کوچه
مقامات دولت افغانستان میگویند با وجود که ایران حدود یک هفته پیش وعده داده بود به تانکرهای نفت این کشور اجازه ورود را میدهد، اما تا هنوز به این وعده خود عمل نکرده است.
بیشتر از یک ماه میشود که نزدیک به دو هزار تانکرهای نفت تاجران افغانی در خاک ایران متوقف شده و ایران به آنان اجازه ورود به خاک افغانستان را نمیدهد.
هرچند تاکنون دولت ایران به گونه مشخص دلیلی ارایه نکرده است، اما تحلیلگران در افغانستان به این باوراند که ایران به خاطر وارد کردن فشار بر دولت افغانستان و آمریکا دست به این کار زده است.
به باور آنان ایران فکر میکند مقداری از این نفتها به نظامیان آمریکایی میرسد و به همین منظور به این تانکرها اجازه ورود را نمیدهند.
سید مسعود استاد اقتصاد در دانشگاه کابل میگوید دولت ایران با این اقدام میخواهد قوهای خارجی را در افغانستان تحت فشار قرار بدهد.
هرچند محمود احمدینژاد رییس جمهوری ایران در جریان سفر معاون رییس جمهوری افغانستان «محمدقسیم فهیم» به ایران هفته پیش وعده نمود که به زودی اجازه حرکت به تانکرهای نفت را خواهد داد، اما تا هنوز این وعده عملی نشده است.
«انوار الحق احدی» وزیر تجارت افغانستان بعد از برگشت از سفری که با معاون اول ریاست جمهوری افغانستان به ایران داشت گفت در ایران چنین نظر وجود داشت که گویا یک بخش از این نفت به قوای ناتو در افغانستان میرسد، اما مقامات افغانستان به رهبران ایران قناعت دادند که این نفت به نیروهای خارجی داده نمیشود.

جعفر کوهستانی استاد حقوق دانشگاه کابل میگوید دولت ایران با جلوگیری از ورود نفت به افغانستان میخواهد از آمریکا که یکی از تحریمکنندگان آن کشور میباشد در افغانستان انتقام بگیرد.
به باور آقای کوهستانی این فشار ایران بالای نیروهای آمریکایی در افغانستان چندان تاثیرگذار نیست، چون پیش از این پاکستان نیز با متوقف کردن کاروان اکمالاتی ناتو در خاک آن کشور نتوانست فشار چندانی بر این نیروها وارد کند.
وی افزود این اقدام ایران بر نیروهای خارجه نه بلکه بر شهروندان افغان تاثیر منفی میگذارد و ایران که سالانه با افغانستان بیش از یک میلیارد دلار مبادله تجاری دارد نباید با این اقدام روابط میان دو کشور را خراب کند.
به گفته آقای کوهستانی این به سود ایران است که روابطاش را با کشورهای مانند افغانستان گسترش بدهد تا از فشار تحریمها علیه خودش بکاهد.
«خانجان الکوزی» معاون اتاقهای تجارت افغانستان گفت ایران با افغانستان قراردادهای ترانزیتی را امضا کرده است و آن کشور هیچ دلیلی برای توقف تانکرهای نفت تاجران افغانی ندارند.
«وحید عمر» سخنگوی رییس جمهوری افغانستان میگوید در 9 سال گذشته افغانستان با ایران روابط خوب و دوستانه داشته و امیدوار است تا این مشکل به زودی حل شود.
وی افزود کابینه افغانستان روز گذشته فیصله کرد تا وزیر تجارت این کشور به ایران سفر کرده و یک بار دیگر برای حل مشکل ترانزیتی با ایران گفتوگو کند.
این در حالی است که همزمان با متوقف شدن تانکرهای نفت افغانستان در خاک ایران، قزاقستان دیگر کشوری که افغانستان از آنجا نفت خریداری میکرد فروش نفت را متوقف کرده است.
این دو اقدام همزمان با فرا رسیدن زمستان سبب افزایش بیش از بیست درصدی قیمت نفت در بازارهای کابل شده و نگرانی شهروندان افغان را بار آورده است.
خبر / رادیو کوچه
در روزهای اخیر، احسان آموزگار و اکبر ارسلانی، دو شهروند ساکن ارومیه در پی احضار و مراجعه به اداره اطلاعات این شهر پس از بازجویی، بازداشت و به زندان منتقل شدهاند.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، احسان آموزگار و اکبر ارسلانی، روز جمعه دهم دیماه در پی احضار تلفنی، به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات در ارومیه مراجعه کرده و بازداشت شدند.
احسان آموزگار که روز پنجشنبه 9 دیماه به صورت تلفنی از سوی اداره اطلاعات ارومیه احضار شده بود، صبح روز جمعه و در پی مراجعه به این اداره بازداشت شد. همچنین ماموران امنیتی اداره اطلاعات شهر ارومیه، صبح روز جمعه منزل احسان آموزگار را مورد تفتیش قرار داده و برخی از وسایل شخصی او را توقیف کرده و به همراه بردند.
گفتنی است، احسان آموزگار طی تماس تلفنی با خانواده موضوع بازداشت خود را به اطلاع آنها رسانده است. تا این لحظه از دلایل بازداشت و محل نگهداری این دو شهروند ساکن ارومیه اطلاعی در دست نیست.
اکبر ترشیزاد/ رادیوکوچه
رهبران جمهوری اسلامی در ادامهی حکومت خود گزینههای گوناگونی را در پیش روی خود دارند. یکی از آنها برگزاری انتخابات مجلس، شوراها و ریاست جمهوری با حضور نیروهای اصلاحطلب است. واقعیت آن است که پس از پیشامدهای یکسال و نیم اخیر میتوان به جرات گفت که انتخابات دورهی دهم ریاست جمهوری آخرین باری بود که مخالفان جمهوری اسلامی و در واقع اکثریت مردم جامعه در آن شرکت کردند. با وجود آگاهی حاکمان از این موضوع باز هم آنان جرات اجازهی حضور اصلاحطلبان در انتخابات را نخواهند داد، زیرا اگر به احتمال ضعیف تعدادی از معترضان در آن شرکت کرده و برخی از کاندیداهای مخالف رای بیاورند، جمهوری اسلامی دیگر توان پرداخت هزینهی تقلبی دیگر را در خود نمیبیند. پس بهتر این است که شرایطی را فراهم بیاورد تا نتیجه مطلوب سادهتر به دست آید و آن عدم اجازهی ورود نیروهای مخالف به گردونهی انتخابات صوری است.
دولت و شخص «محمود احمدینژاد» شرایط بحرانی را برای کشور پیش آورده است، که مطلوب هیچ کس و از همه مهمتر خود اصولگرایان هم نیست. اما مسئله این است که با توجه به میزان هزینههایی که «آیتاله خامنهای» و جناح راست برای به قدرت رساندن و حمایت و پشتیبانی از شخص «احمدینژاد» کردهاند، قادر به برکناری او نیستند. پس هرطور که هست او را تا انتهای دورهی ریاست جمهوریاش تحمل خواهند کرد. با تمام دشواریها و مشکلات موجود در کشور، موضوعی که در روزهای اخیر زمزمهی آن در میان اصولگرایان، اصلاحطلبان و دیگر نیروهای اپوزیسیون داخل و خارج از کشور پیچیده است، بحث دستگیری رهبران «جنبشسبز» است.
دولت و شخص «محمود احمدینژاد» شرایط بحرانی را برای کشور پیش آورده است، که مطلوب هیچ کس و از همه مهمتر خود اصولگرایان هم نیست
در ابتدا باید پرسید که چرا در چنین مقطعی این بحث به شدت در میان جناح حاکم سر گرفته است. این حرکت حاکمیت میتواند علتهای متفاوتی داشته باشد. نخست آنکه حاکمیت که در سالروز به قول خودشان حماسه «نهمدی»، از بسیج و جمع کردن نیروهای حامی خود حتا به وسیله حمایتهای شدید مالی ناتوان بوده و نتوانست یک تظاهرات حتا در ابعاد کوچک در حمایت از رهبری و ولایت فقیه و محکومیت جنبش آزادیخواهانهی سبز برگزار کند، چرا چنین موضوعی را مطرح میکند و در جامعه و رسانهها به آن دامن میزند؟
در پی برخورد شدید و بیرحمانه با حضور خیابانی مردم و هزینههای بالای انسانی آن، میشود گفت، که این نوع از اعتراضات از گزینههای مردم و مخالفان حداقل در مقطع کنونی حذف شده است. جمهوری اسلامی که گمان میکرد، بدینوسیله توانسته است که جنبش را بهطور کامل سرکوب کند، ترجیح داد تا با عدم دستگیری «میرحسین موسوی» و «مهدی کروبی» این شریط آرام را که به نفع خود میدید، بر هم نزند. موضوع دیگر این است که حاکمیت نیز بالاخره پس از یک سالونیم بگیر و ببند و دستگیریهایی که از عمدهترین مخالفان تا دانشجویان و مردم عادی را شامل میشد، انجام داد، کم کم به این حقیقت پی برده است، که جنبش سبز حرکتی است که به شکل کلاسیک «سر» ندارد و در این میان رهبران در واقع نقش کاریزماتیکی ندارند و در بسیاری از موارد با اعتراض مردم مواضع و سخنان خود را در جهت خواستههای آنان تغییر میدهند.

تغییر روش مبارزاتی مردم از کف خیابانها به دنیای مجازی و اطلاعرسانی، تشکیل کمپینهای حقوق بشری و آگاهیرسانی به افکار عمومی جهان، درباره اتفاقات ایران و موفقیت آنها در بالابردن هزینههای حکومت، در برخوردهایش با زندانیان سیاسی و غیرسیاسی و عدم توانایی جمهوری اسلامی برای اجرای بی دردسر احکام اعدام، که در بسیاری از موارد به تغییر و یا تعویق حکم منجر شد، از یک سو و بیانیههای مداوم رهبران جنبش از سوی دیگر، نوعی احساس ضعف را در حکومت به وجود آورده است، که حامیان آن را در روزهای اخیر به بزرگترین منتقدانش تبدیل کرده است. آنانی که با اصرار دستگیری سران جنبش را از قوه قضاییه میخواهند، به درستی پی به ضعف و ناتوانی حاکمیت در برخورد با حرکت آزادی خواهانهی مردم بردهاند و گمان میکنند، شاید با دستگیری و مجازات آنها برای حکومت ولایت فقیه، حداقل در میان مدافعانش اعادهی حیثیتی خواهد شد. این است که حاکمان را در یک دو راهی سخت قرار داده است و سبب شده است که هر روز یک کدام از مسوولان قضایی و حکومتی حرف، نظر و موضعی را دربارهی دستگیری «عوامل فتنه» اتخاذ کنند که بعضن بهطور کامل با دیگری متفاوت است.
حال باید به انتظار نشست و دید، که انتخاب حاکمان جمهوری اسلامی چیست و از سوی دیگر پیآمدها و واکنشهای احتمالی مردم، نیروها و جریانات سیاسی و افکار عمومی جهان نیز چه خواهد بود.
خبر / رادیو کوچه
رضا رخشان، رییس هیت مدیره سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفتتپه، صبح روز دوشنبه جهت اجرای حکم شش ماه حبس خود به شعبه اجرای احکام دادسرای شوش مراجعه کرد و در زندان فجر دزفول زندانی شده است.
به گزارش رادیو فردا، آقای رخشان از سوی دادگاه تجدیدنظر اهواز به اتهام نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی محکوم شده بود. این در حالی است که وی در دادگاه بدوی از این اتهامها تبرئه شده بود.
لازم به اشاره است سندیکای کارگران شرکت نیشکرهفت تپه با محکوم کردن این حکم، خواستار آزادی رضا رخشان و تمامی کارگران زندانی از جمله بهروز نیکوفرد، علیرضا سعیدی و بهروز ملازاده شد.
بیشتر بخوانید:
«حکم حبس برای رییس هیتمدیره سندیکای نیشکرهفتتپه»
اردوان طاهری/ رادیو کوچه
a.taheri@koochehmail.com
در سال گذشته در برنامهای به نام «روزگار غریبی است نازنین!» شرایط موجود ایران را «معلول علل فرهنگی – اجتماعی گستردهای در ارتباط با روحیهی ایرانی» دانستم «که در مجموع، فرهنگ ایرانی را شکل میدهد.» آن برنامه به مذاق خیلیها خوش نیامد و حتا یکی از رادیوهای محلی ایرانی در ونکوور کانادا، گفتوگویی انتقادی با من داشت و مجری برنامه از نگاه - به قول خودش – یک طرفه و منفی من نسبت به فرهنگ و ملیت ایرانی ناخوشنود بود.
قرار نیست این برنامه مروری باشد بر برنامه پیشین، اما لازم دیدم تا موضوع را از نگاه دیگری بیان کنم. از سرود «ای ایران»، ساختهی زنده یاد «روحاله خالقی» بر شعری از مرحوم «حسین گل گلاب» آغاز میکنیم که ما ایرانیها حسابی به آن تعلق خاطر داریم و خود من بارها در کنسرتهای داخل و خارج از کشور شاهد بودهام که جمعیت حاضر در سالن کنسرت، به احترام این سرود یا ایران – نمیدانم – از جا برمیخیزند و رفتاری از خود نشان میدهند که مختص سرودهای ملی است. البته، اینکه مردم ایران، این اثر زیبا را – فارغ از حکومتها – به عنوان سرود ملی پذیرفتهاند، محل اشکال نیست، اما این که پس چرا به محتوای شعر این آهنگ جاودان پایبند نیستند، همیشه برای من دردآور بوده است.
آن مرد نامحترم و بیوجدان حتا یک لحظه با خودش فکر نکرد که شاید پشت آن پنجره هم یک کودک در حال تماشای آخرین آتشبازی زندگیاش با چشمان بینا بوده است
تصور کنید مردمی را که به احترام «ای ایران ای مرز پرگهر/ ای خاکت سرچشمهی هنر» قیام میکنند، اما آمار تجاوز به زن باردار و دختر نابالغ در جامعهی آنها چندان بالاست که گاهی آدم با شنیدن این سرود، احساس شرم را بیشتر از غرور ملی تجربه میکند. یا مردمی که همصدا میخوانند: «مهر تو چون، شد پیشهام/ دور از تو نیست اندیشهام» و میبینید که دغدغهها آنقدر شخصی و گاه حقیر است که هرکس به کار و بار دنیای خود مشغول است و به قولی از همسایه بیخبر است و تنها آنها فریاد میزنند و از نابرابری شکایت به بنده و دادار میبرند که ظلمی بر خود دیدهاند.
ما ایرانیها، همواره درگیر تاریخی هستیم که حتا از محتوای آن نیز اطلاعات درخوری نداریم و جالب است بدانید که در همین تاریخ پیش از اسلام و به عنوان مثال در آگاهیهای ما دربارهی دین زرتشتی – به عنوان اصلیترین دین توحیدی پیش از اسلام ایران – وامدار مستشرقین آلمانی زبان هستیم و تا همین امروز، جامعترین تحقیقات در این زمینه، یا توسط آلمانیزبانها صورت گرفته یا بر اساس تحقیقات آنها انجام شده است. به عبارتی، اگر غیرایرانیها آستین بالا نمیزدند، ما همچنان اطلاعات محدودی از دین زرتشتی داشتیم، چرا که آداب و رسوم جاری زرتشتیان، با اندیشههای زرتشت که در متون اولیهی زرتشتی آمده چندان سنخیتی ندارد و تنها راه تمییز سره از ناسره مراجعه به متون کهن و اولیه بود که به همت غیرپارسیزبانان عملی شد. خلاصه که مایهی افتخارات ما ایرانیها اطلاعاتی است که غیرایرانیها برای ما بر جای گذاشتهاند و اگر به خود ما بود که معلوم نبود به چه باید افتخار میکردیم.
Click here to view the embedded video.
شب سال نوی مسیحی در رستوران ایرانی «آپادانا»، شهر و مردم وین را در برگزاری جشن سال نو همراهی میکردیم. بچههای اروپا دنیا آمدهی چند خانواده ایرانی که سالهاست در اتریش زندگی میکنند با آن موشکهای آتشبازی، شیشهی اتاق خواب یکی از آپارتمانهای بالای رستوران را شکستند. پدر یکی از بچهها آمده بود بیرون و به آنها یاد میداد که اگر کسی از شما پرسید که شیشه را چهکسی شکسته، بگویید که ما خبر نداریم. آن مرد بیفرهنگ خبر نداشت که یک روزنامهنگار او را زیر نظر دارد و پس از گفتن این حرفها، بچههای بیگناه را که از ترس توبیخ، در کلاس دروغگویی او دروغ گفتن را تمرین میکردند، به داخل رستوارن هدایت کرد تا مبادا یکی از والدین مجبور شود جریمهای بابت این اتفاق پرداخت کند. در کشوری که پرداخت هزینهی آن شیشه بر عهدهی شرکتهای بیمهی ساختمان است، آن مرد نامحترم و بیوجدان، حتا یک لحظه با خودش فکر نکرد که شاید پشت آن پنجره هم یک کودک در حال تماشای آخرین آتشبازی زندگیاش با چشمان بینا بوده است.
خبر / رادیو کوچه
نشریه هفتگی «چلچراغ» که بعد از 8 سال فعالیت دوشنبه اول آذرماه از ادامه انتشار محروم شده بود، بر اساس حکمی روز سهشنبه، رفع توقیف شده است.
به گزارش خبر آنلاین، این نشریه براساس اعلام شورای نظارت بر مطبوعات بعد از دریافت چند تذکر کتبی از سوی این هیت و تکرار تخلفات امکان ادامه فعالیت را از دست داده بود.
این هفتهنامه به مدیرمسوولی فریدون عموزاده خلیلی از بهار سال 1381 فعالیتش را آغاز کرده بود و بعد از یک ماه و نیم دوباره منتشر خواهد شد.
بیشتر بخوانید:
«توقیف چلچراغ در آستانه تغییر محمدعلی رامین»
خبر / رادیو کوچه
احمد غلامی، سردبیر روزنامه شرق پس از گذراندن ٣ هفته بازداشت، روز چهارشنبه هفته گذشته از زندان آزاد و پس از آن از استعفای خود از سردبیری این روزنامه خبر داده است.
به گزارش جرس، آقای غلامی اعلام کرد که از این پس قادر به ادامه همکاری نخواهد بود و مایل است سردبیری روزنامه به فرد دیگری واگذار شود.
استعفای احمد غلامی از سردبیری روزنامه شرق در حالی است که هادی حیدری کاریکاتوریست این روزنامه نیز پس از آزادی از زندان در هفته گذشته اعلام کرده که دیگر قصد همکاری با شرق را ندارد.
در حال حاضر سه عضو دیگر روزنامه شرق یعنی کیوان مهرگان، فرزانه روستایی و ریحانه طباطبایی، کماکان در بازداشت به سر میبرند.
عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران اتهام غلامی و سایر بازداشتیهای این روزنامه را اقدام علیه امنیت اعلام کرده و به تازگی نیز در اظهار نظری عنوان کرد که بازداشتیهای روزنامه شرق در تدارک نوشتن اطلاعیهای علیه نظام بودهاند.
بیشتر بخوانید:
«جرایم چند روزنامهنگار بازداشتی در ایران امنیتی است»
مطلبهایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر میشود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که میتواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظرهای مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشتههای این بخش دارید میتوانید برای ما ارسال کنید.
منبع: معمای مردان رقصان
… روباه گفت: «تو اهل اینجا نیستی. پی چی میگردی؟»
شازده کوچولو گفت: «پی آدمها میگردم. نگفتی اهلی کردن یعنی چه؟»
روباه گفت: «آدمها تفنگ دارند و شکار میکنند. اینش اسباب دلخوری است! اما مرغ و ماکیان هم پرورش میدهند و خیرشان فقط همین است. تو پی مرغ میگردی؟»
شازده کوچولو گفت: «نه، پی دوست میگردم. اهلی کردن یعنی چی؟»
روباه گفت: «یک چیزی است که پاک فراموش شده. معنیش ایجاد علاقه کردن است.»
- ایجاد علاقه کردن؟
روباه گفت: «معلوم است. تو الان واسه من یک پسر بچهای مثل صد هزار پسر بچهی دیگر. نه من هیچ احتیاجی به تو دارم نه تو هیچ احتیاجی به من. من هم واسه تو یک روباهم مثل صد هزار روباه دیگر. اما اگر منو اهلی کردی هر دوتامان به هم احتیاج پیدا میکنیم. تو واسه من میان همهی عالم موجود یگانهای میشوی من واسه تو.»
شازده کوچولو گفت: «کمکم دارد دستگیرم میشود. یک گلی هست که گمانم مرا اهلی کرده باشد.»
روباه گفت: «بعید نیست. رو این کرهی زمین هزار جور چیز میشود دید.»
شازده کوچولو گفت: «اوه نه! آن رو کرهی زمین نیست.»
روباه که انگار حسابی حیرت کرده بود گفت: «رو یک سیارهی دیگر است؟»
- آره.
- تو آن سیاره شکارچی هم هست؟
- نه.
- محشر است! مرغ و ماکیان چهطور؟
- نه.
- روباه آهکشان گفت: «- همیشهی خدا یه چیزی کمه! …
آره همیشه یه جای کار میلنگه!
خاتمی: جاذبه داره جرات نداره،
کروبی: جرات داره سواد نداره،
مهاجرانی: سواد داره هیچی دیگه نداره،
رضایی: هیچی نداره اجازهام نداره،
لاریجانی: هیچی دیگه نداره اجازه داره،
کرباسچی: اجازه نداره مدیریت داره،
قالیباف: مدیریت داره اصالت نداره،
بازرگان: اصالت داشت قدرت نداشت،
احمدینژاد: قدرت داره شرافت نداره،
موسوی: شرافت داره سیاست نداره،
رفسنجانی: سیاست داره جاذبه نداره،
خامنهای، گفتم خامنهای؟! بیخیال من هنوز خیلی جوانم، آرزو دارم. این یکی رو خودت حدس بزن!
آره برادر، این دور باطل و تو در تو ادامه داره و همیشهی خدا یک چیزی، یک جای، کمه!
خبر / رادیو کوچه
تحقیقات پلیس مصر درباره عوامل انفجارى که در مراسم آغاز سال نو میلادى یک کلیسا را در اسکندریه هدف قرار داد و منجر به کشتهشدن 22 تن شده است، همچنان ادامه دارد.
به گزارش العربیه، یک منبع امنیتى مصر در باره انفجار کلیساى «قدیسین» گفت: «سرنخهایى به دست آمده که در دست بررسى است. پیش از این شمار کشتهشدگان 21 نفر اعلام شده بود، لیکن با فوت یکى دیگر از زخمیان آمار مقتولان حادثه به 22 تن رسید.»
حبیب عادلى وزیر کشور مصر در مورد تحقیقات پلیس عنوان کرد: «اطلاعات مفیدى به دست آوردهایم که مىتواند به کشف هویت عاملان انفجار در اسکندریه بیانجامد.»
بنا به گزارش روزنامه المصرى الیوم شماره روز دوشنبه، عادلى اظهار داشت: «پیش از جشن آغاز سال میلادى، تعدادى به طور مخفى وارد خاک مصر شده بودند. آنان از کمک همدستان مصرى خود برخوردار شدهاند.»

با این حال 15 نفر که بهطور مخفى وارد این کشور شدهاند، بیش از دیگران در معرض شک پلیس هستند.
دادستانى کل مصر در انتظار نتایج بررسىها در مورد 13 خودرو است که در لحظه انفجار در مکان حادثه دیده شدهاند.
صاحب اتومبیل اسکوداى سبز رنگى که در انفجار آسیب دیده و در بررسى هاى اولیه، عامل احتمالى انفجار شناخته شده بود، فردی به نام فرید عادل است که همراه با وکیلش خود را به دادستانى رساند و اعلام بیگناهى کرد.
لازم به ذکر است تاکنون هیچ گروهی مسوولیت این انفجار را برعهده نگرفته است.
بیشتر بخوانید:
«بیش از بیست کشته مسیحی بر اثر انفجار در مصر»
این خبر در بخش شایعه رادیو کوچه قرار دارد و رادیو کوچه صحت و سقم آن را تایید نمیکند.
بسماله الرحمن الرحیم
ملت شریف ایران
در سالگرد تجمع مهندسیشدهی نهم دیماه سال گذشته که چند روزی پس از فاجعه عظیم عاشورای همان سال صورت گرفت و طی آن هزاران تن از عزاداران سبز حسینی به خاک و خون کشیده شدند و یا در روزهای بعد دستگیر و شکنجه گردیدند دستگاه دروغزنی و فحاشی حکومت بیش از پیش فعال شده است.
این بار البته علاوه بر ادعاهای سراسر کذب و مصادیق نعل وارونه زدن پیشین، سخن از محاکمه سران فتنه نیز هست و البته منظور آنها از «سران فتنه» نه آنهاییست که به روشنی با خیانت در امانت انتخابات و فجایع بعدی فتنه آفریدند بلکه منظور اینجانب و حجج اسلام کروبی و خاتمی است. از قول آن دو بزرگوار چیزی نمیگویم که زبان آنها از من گویاتر است اما در مورد خود باید بگویم سخت به این امر شایق هستم.
اگر دادگاهی علنی برگزار شود که با اسناد و مدارک متقن و مستدلی نشان خواهم داد چه کسانی و به چه میزانی در انتخابات تقلب کردند و پس از آن نیز با چه حجم عظیمی دست به جنایت علیه مردم شریف ایران و فرزندان انقلاب زدند. اما اگر همچنان که عملکرد قوه قضاییه نشان داده است امیدی به برگزاری دادگاه یا هر محکمهای که بر مبنای عدالت و انصاف باشد نرود باز هم از هر اقدامی در جهت بازداشت خود استقبال مینمایم.
آری من مایلم دستگیر شوم تا لااقل اگر نتوانستم از تقلب و جنایت آنها بیشتر پرده برگیرم بتوانم در درد و رنج و گرسنگی و شکنجه با عادیترین یاران سبز دربندمان شریک باشم. تا بیش از پیش بدانند که تنها نیستند
در تمام این ایام که تقریبن هر هفته خبری از شکنجههای روحی و جسمی یاران سبز جنبش ملت ایران در بازداشتگاههای رسمی و غیر رسمی حکومت میرود، قلب این همراه کوچک جنبش ایران سخت فشرده میشود. به ویژه آنکه بسیاری از این مظلومان، معترضانی معمولی از میان آحاد ملت ایران هستند که کمتر نامی از آنها و ستمی که بر آنها رفته و میرود منتشر میگردد.
بسیاری از آنها کارمندان، دانشجویان، پیشهوران، دانشآموزان و سایر مردم محترمی از این دست هستند که نه فقط شکنجههای روحی و جسمی مهیبی را تحمل میکنند بلکه بازداشتهای غیرقانونی بلند مدتی از این دست لطمههای سنگین و بلکه جبرانناپذیری به کار و درس و معیشت آنها و بعضن خانوادههایشان وارد میآورد. متاسفانه حتا امکان سرکشی به خانواده این عزیزان نیز برای ما مقدور نیست. اما تمامی آنها و خانوادههای محترمشان بدانند که نام نیک و شریف این زنان و مردان آزاده در قلب ما جا دارد و از نظر ما با سایر آزادگان دربندی که نامی شناخته شدهتر دارند کوچکترین تفاوتی ندارند. ای بسا جایگاه والاتری نیز داشته باشند که اگر دیگران در بوته سیاست و مسوولیت پیش از این آبدیده شده بودند و اکنون نیز مردم ایران و جهان گوشهای از ظلمی که به آنها میرود را آگاهند اما این آزادگان در بند و بلا نه برای چنین روزهای مهیبی آمادگی داشتهاند و نه خبر چندانی از روزگار آنها به بیرون درز میکند. درود بر شرفشان، آینده از آن آنهاست و در فردای نه چندان دوری که جنایتکاران و آمران آنها از جایگاه شاکیان دروغین امروز به جایگاه متهمان واقعی منتقل شوند ستمدیدگان گمنام امروز نوبت نخست دادخواهی را خواهند داشت.

برخی تحلیلگران پر غرض و غلط فتنهگران واقعی میگویند موسوی تمایل به دستگیر شدن دارد و از این رو برای پرهیز از آن باید چنین کاری را به تاخیر انداخت.
آری من مایلم دستگیر شوم تا لااقل اگر نتوانستم از تقلب و جنایت آنها بیشتر پرده برگیرم بتوانم در درد و رنج و گرسنگی و شکنجه با عادیترین یاران سبز دربندمان شریک باشم. تا بیش از پیش بدانند که تنها نیستند. و از آن گذشته گرنه مگر جنبش سبز عدالتخواهی و آزادیخواهی مردم ایران قائم به یک شخص است که با دستگیری یا عدم دستگیری او تغییری بنیادین حاصل شود؟
در این نزدیک به بیست ماهی که از تقلب و کودتای انتخاباتی میگذرد مردم بیش از پیش با آمر و آمران این جنایتها آشنا شدهاند و آنها نیز از هیچ عمل زشت و شرمآوری فروگذار نکردهاند. بازداشت، شکنجه و حتا کشتن شخصی چون من در مقابل سایر جنایتاتی که در این مدت از سظح خیابانها تا اعماق شکنجهگاههایی نظیر کهریزک صورت گرفته است چندان کار بزرگی نیست. اگر صبر میکنند چون از خشم این ملت صبور و ستمدیده وحشت دارند که ممکن است در زیر این همه فشار سیاسی و اجتماعی و اقتصادی به مرحلهای رسیده باشند که بتوان آن را بشکه باروت وصف کرد. بشکه باروتی که منتظر یک جرقه است.

آقایان بهتر است به جای رجزخوانیهای مضحک دست به عمل زنند. حال که نه میتوانند و نه میخواهند گامی هر چند کوچک در جهت جبران خطاهایشان بردارند پس به جای آنکه از بام تا شام ما را تهدید کنند و خط و نشان بکشند حرفهایشان را عملی کنند. مگر نه این است که پیش از هر محاکمهای جرم ما را روشن میدانند و انواع ابزارهای اختناق و دیکتاتوری اعم از قاضیان گوش به فرمان تا نهادهای امنیتی آماده به خدمت و مداحان یاوهگو و جمعیتهای مهندسی شده هتاک و خشن را در اختیار دارند؛ پس چرا معطل هستند؟ چرا – آنگونه که خود میگویند- از آمر اصلی فرمان بازداشت و سرکوب نمیرسد؟
جز این است که خود میدانند اعتراضات نه تنها کمتر نشده که بیشتر هم گردیده است؟ و جز این است که در روز عاشورای پارسال که به جمعیت معترضان تعرض کردند گوشهای از خشم انقلابی آنها را دیدند؟ خشمی که اگر عقلانیت و بزرگواری معترضان نبود دهها و بلکه صدها کشته بر طرفداران تا بن دندان مسلح رژیم کودتا تحمیل میکرد.
کوتاه سخن آنکه اینجانب آماده هرگونه اقدامی هستم و هرچند که همچون پیش با خشونت و اغتشاش مخالفم اما هرگونه عواقب اقدامات نسنجیده حاکمیت را متوجه فتنهگران اصلی و قاصبان رای و رفاه و آزادی مردم دانسته و پیشاپیش هشدار میدهم.
13 دی ماه 1389
خبر / رادیو کوچه
اداره کل امور رسانههای دفتر رییس جمهوری اسلامی با انتشار یک اصلاحیه در روز سهشنبه، به اشتباه در انتشار نام مهدی چمران در لیست مشاوران برکنار شده محمود احمدینژاد اعتراف و از وی عذرخواهی کرده است.
به گزارش فارس، دفتر امور رسانههای ریاست جمهوری یکشنبه هفته جاری از برکناری 14 نفر از مشاوران رییس جمهور خبر داد که در این خبر از مهدی چمران رییس شورای شهر تهران به عنوان یکی از مشاوران برکنار شده آقای احمدینژاد یاد شده بود.
پس از انتشار این خبر، مهدی چمران به اعلام برکناریاش از مشاورت احمدینژاد واکنش نشان داد و گفت: «بنده اصلن مشاور رییس جمهوری نبودم که برکنار شوم.»
انتشار این خبر، واکنش اداره کل امور رسانهها و پایگاههای اینترنتی دفتر رییس جمهوری را به دنبال داشت که این ادارهکل صبح امروز با انتشار یک اصلاحیه به اشتباه در انتشار نام مهدی چمران در لیست مشاوران برکنار شده رییس جمهوری اعتراف و از وی عذرخواهی کرد.
بیشتر بخوانید:
«پایان ناگهانی همکاری چهارده مشاور احمدینژاد»
سهشنبه 14دی 89/ 4 دسامبر 2011
اجرا: اعظم
استودیو: مارال
تقویم تاریخ
گزیدهی اخبار مطبوعات سهشنبه ایران
کوچهی مهتابی- «ای ایرانی!»- اردوان طاهری
بخش اول خبرها
روز نگاشت- «آفتاب به من آموخت که تاریخ همهچیز نیست»- محبوبه
پسنشینی تند- «خودزنی یا نمایش قدرت»- اکبر ترشیزاد
گزارش روز کابل- «تانکرهای نفت افغانستان هنوز هم در خاک ایران متوقف است»- آرین
دنیای نفت- «انگلیسیها، نفت و ایران»- نیلوفر دهنی
بخش دوم خبرها
دایرهی شکسته- «ما نزدیکیم خداوندا»- مهشب تاجیک
مجله خبری کابل-آرین
روزگفتههای یک مسافر شهری- «وطن آدمی»- یسنا یاوری
بخش سوم خبرها
خبر / رادیو کوچه
دادستان کل جمهوری اسلامی در واکنش به اظهارات اخیر دادستان تهران در خصوص محاکمه رهبران اصلاحطلب روز دوشنبه اظهار داشت: «دادستان تهران نگفتهاند به زودی به این مسئله رسیدگی میشود. این کار، اقتضائاتی دارد که به محض مهیا شدن این اقتضائات، این افراد محاکمه میشوند.»
به گزارش خبرآنلاین، آقای محسنی اژهای، دادستان کل جمهوری اسلامی و سخنگوی قوه قضاییه، با اشاره به اظهارات دادستان تهران افزود: «اصل مطلب این است که یک مقام قضایی تا آنجایی که ممکن است در جایگاه حقوقی خود صحبت کند و در چارچوب قانون اظهار نظر کند و اگر در جایگاه دیگری بخواهد حرف بزند، باید دقت کند.»
این در حالی است که پیشتر دستان تهران عباس جعفریدولتآبادی در جمع تعدادی از مسوولان قضایی تصریح کرد: «اگر برخی مسایل نبود میگفتم که سران فتنه آنقدر کوچکتر از آن هستند که نظام نتواند با آنها مقابله کند، ولی بدانند که به زودی آنها محاکمه میشوند.»
مهدی کروبی به تازگی با انتشار بیانیهای، در پاسخ به تهدیدهای انجام شده در مورد محاکمه آنچه دولت جمهوری اسلامی «سران فتنه» میخواند گفته است: «من بیدی نیستم که از این بادها بلرزم و کاملن از این دادگاه استقبال میکنم و برای همه مواضعم هم ادله محکمی دارم … اگر آقایان در ادعاهایشان صادقند، دادگاه علنی باشد تا ملت حرفهای دو طرف را بشنوند.»
از سویی دیگر دادستان کل جمهوری اسلامی در پاسخ به بیانیه اخیر مهدی کروبی گفته است: «این موضوع آمادگی نمیخواهد، زیرا چنانچه وی نیز آمادگی نداشته باشد وقتی که شرایط اقتضا کند او را محاکمه خواهیم کرد.»
بیشتر بخوانید:
«محاکمه سران فتنه قطعی است»
محبوبه شعاع / رادیو کوچه
mahboobeh@koochehmail.com
چهارم ژانویه برابر با درگذشت «آلبر کامو» نویسنده، فیلسوف و از نویسندگان مشهور سوسیالیست است. او که زاده سال 1913 میلادی بود، خالق کتاب مشهور «بیگانه» و همچنین برنده جایزه نوبل ادبیات بوده است. وی سرانجام در سال 1960 در اثر سانحه رانندگی درگذشت.
«کدام یک را ترجیح میدهی: آنکه نانات میدهد و آزادیات میگیرد، یا آنکه نانات میبرد و آزادیات میدهد؟»
«آلبر کامو» هفتم نوامبر ۱۹۱۳ در دهکدهای کوچک در «الجزایر» به دنیا آمد. پدرش یک سال بعد از به دنیا آمدن او در جنگ جهانی اول کشته شد و از آن به بعد آلبر همراه با مادرش که اصلیتش اسپانیایی بود در الجزیره زندگی میکرد. خانواده کامو جزو آن دسته از مهاجرانی بودند که از فرانسه برای گرفتن زمین و کشاورزی به الجزایر رفته بودند.
زندگی فقیرانهی کامو در کودکی، احترام به رنج و همدردی با بی چارگان را، به او یاد داد. خود او گفته است: «فقر مانع این شد که فکر کنم زیر آفتاب و در تاریخ، همه چیز خوب است و آفتاب به من آموخت که تاریخ، همه چیز نیست.»
کدام یک را ترجیح میدهی: آنکه نانات میدهد و آزادیات میگیرد، یا آنکه نانات میبرد و آزادیات میدهد؟
کامو کودکی با استعداد بود به موجب پافشاری «لویی ژرمن» معلم مدرسه ابتداییاش بود، توانست تحصیلاتش را ادامه دهد. او در طی سالهای 19328 تا 1930 دروازبان تیم دانشگاه الجزیره بود اما با تشخیص اولین آثار بیماری سل او تبدیل به یک تماشاچی فوتبال شد.
آلبر در سال 1935 لیسانس فلسفه را گرفت در ماه مه سال ۱۹۳۶ پایاننامه خود را درباره «فلوطین» ارایه داد و سه سال بعد در روزنامه تازه تاسیس «الجزایر جمهوریخواه» به عنوان خبرنگار آغاز به کار کرد او تمام مقالههای خود را به صورت اول شخص مینوشت که تا آن زمان در شیوه گزارشگری فرانسوی متداول نبود. سپس او در سال ۱۹۳۹، مجموعه مقالاتی به عنوان «فقر قبیله» را منتشر کرد.
با نزدیکتر شدن جنگ جهانی دوم، کامو به عنوان سرباز داوطلب شد، اما به دلیل بیماری سل او را نپذیرفتند. او در این زمان سردبیر روزنامه عصر جمهوری شده بود که در ژانویه سال ۱۹۴۰ دستگاه سانسور الجزایر آن را تعطیل کرد. در مارس همان سال فرماندار الجزیره، آلبر کامو را به عنوان تهدیدی برای امنیت ملی معرفی کرد و به او پیشنهاد کرد که شهر را ترک کند.
در این هنگام کامو به پاریس رفت و کار خود را در روزنامه «عصر پاریس» شروع کرد و سال بعد رمان «بیگانه» و مجموعه مقالات فلسفی خود تحت عنوان «افسانه سیزیف» را منتشر کرد. در ۱۹ دسامبر ۱۹۴۱ کامو اعدام «گابریل پری» را شاهد بود که این واقعه به قول خودش موجب متبلور شدن حس شورش علیه آلمانها در او شد.
او در سال ۱۹۴۲ عضو گروه مقاومت فرانسوی به نام نبرد شد و در اکتبر ۱۹۴۳ به کمک دیگر اعضای گروه شروع به فعالیت روزنامهنگاری زیرزمینی کردند. وی در این گروه مقاومت با «ژان پل سارتر» آشنا شد. کامو بعد از جنگ سفری به ایالات متحده داشت و در آنجا در مورد اگزیستانسیالیسم سخنرانی کرد.
آلبر «نمایشنامه کالیگولا» را در سال ۱۹۴۳ به چاپ رساند و همان سال کتابی را به نام «نامههایی به یک دوست آلمانی» نیز به صورت مخفیانه منتشر کرد. رمان «طاعون» نیز در سال ۱۹۴۷ به چاپ رسید که در زمان خود پرفروشترین کتاب فرانسه شد.
اما از دیگر آثارش نمایشنامه «عادلها» بود که در سال ۱۹۴۹ منتشر ساخت و اثر فلسفی خود به نام «انسان طاغی» را نیز درسال ۱۹۵۱ به چاپ رساند.

در اوایل سال ۱۹۵۴ بمبگذاریهای گستردهای از جانب جبهه آزادیبخش ملی در الجزایر رخ داد. کامو تا پایان عمر خود مخالف استقلال الجزایر و اخراج الجزایریهای فرانسویتبار بود ولی در عین حال هیچگاه از گفتگو در مورد فقدان حقوق مسلمانان دست برنداشت.
سال 1955 کامو مشغول نوشتن در روزنامه «اکسپرس» شد. او در طول هشت ماه ۳۵ مقاله تحت عنوان «الجزایر پاره پاره» نوشت. در ژانویه ۱۹۵۶ وی برگزاری یک گردهمایی عمومی در الجزایر را عهدهدار شد که این گردهمایی مورد مخالفت شدید دو طرف مناقشه، جبهه تندرو فرانسویان الجزایر و مسلمانان قصبه، قرار گرفت.
کامو در آخرین مقالهای که در مورد الجزایر نوشت تلاش کرد از گونهای فدراسیون متشکل از فرهنگهای مختلف بر مبنای مدل سوییس برای الجزایر دفاع کند، که این نیز با مخالفت شدید طرفین دعوا روبهرو شد.
از آن به بعد کامو به خلق آثار ادبی پرداخت و داستانهایی کوتاه که مربوط به الجزایر بود را منتشر ساخت. او در عین حال به تاترنیز روی آورد. دو نمایشنامه اقتباسی در «سوگ راهبه» و «جنزدگان» اثر داستایوسکی از کارهای کامو در تاتر بود که با استقبال زیادی روبهرو شد.

در سال ۱۹۵۷ جایزه نوبل ادبیات را برای نوشتن مقاله «اندیشههایی درباره گیوتین» علیه مجازات اعدام، دریافت کرد. او از نظر جوانی دومین نویسندهای بود که تا آن روز جایزه نوبل را گرفتهاند.
و اما سرانجام آلبر کامو در سن 47 سالگی در چهارم ژانویه ۱۹۶۰ هنگامی که در صندلی عقب خودرو در سفر بود، در سانحه رانندگی که همراه خانواده دوست ناشرش «میشل گالیمار» بود، درگذشت.
منبعها:
گوگل
ویکیپدیا
خبر / رادیو کوچه
روز دوشنبه، مقامات جمهوری اسلامی از سفیرهای چند کشور عضو آژانس انرژی اتمی در وین دعوت کرده است از تاسیسات اتمی ایران دیدار کنند.
به گزارش ایسنا، ایران طی نامهای سفرای روسیه، چین، اتحادیه اروپا و چند کشور عرب و در حال توسعه را دعوت کرده است.
به گزارش آسوشیتدپرس، یک دیپلمات خارجی اظهار داشت این نامه به روسیه، چین، مصر، برخی کشورهای عضو جنبش غیرمتعهدها، کوبا، بعضی کشورهای عضو اتحادیه عرب و مجارستان که ریاست دورهای اتحادیه اروپا را بر عهده دارد ارسال شده است.
این دعوتنامه در آستانه نشست بعدی اتمی جمهوری اسلامی با کشورهای گروه 1+5 که قرار است اواخر ژانویه در استانبول ترکیه برگزار شود، ارسال شده است.
هدف از اجلاس استانبول بررسی راههایی برای شکست بن بست مذاکرات اتمی ایران است.
این در حال است که برخی تحلیلگران سیاسی بر این باورند که ایران امیدوار است با آوردن سفرای خارجی به تاسیسات اتمی خود نگرانیهای بینالمللی را کاهش دهد و بین کشورهای غربی و کشورهای در حال توسعه در این زمینه شکاف بیشتری ایجاد کند.
بیشتر بخوانید:
«زمان مذاکرات با گروه ۱+۵ قطعی نشده است»
رادیو کوچه
روز جهاد کشاورزی- گنج اگر مىبایدت رنجى ببر خرمن ار مىبایدت، تخمى بکار
یکى از عناصر مهم در به وجود آمدن تمدنهاى بزرگ، «کشاورزى» بوده است. از این روست که دانشمندان علوم جامعهشناسى و تمدن گفتهاند که تمدنهاى بزرگ، در کنار رودها و زمینهاى حاصلخیز ایجاد شدهاند.
یکى از راهکارهاى مهم برونرفت از بحرانهاى اجتماعى مانند بىکارى و ایجاد فرصتهاى شغلى، کشاورزى است. در بیان اهمیت بخش کشاورزى در اقتصاد یک کشور، کافى است بدانیم که بخش کشاورزى، 80 درصد نیازهاى غذایى جمعیت کشور را تامین مىکند و یک چهارم اشتغال کشور در گرو این بخش است.
امروزه کشاورزى به عنوان یک رشته علمى و مجهز به فنآورى روز، نقش اساسى در رشد همهجانبه کشور و استقلال آن ایفا مىکند که این مهم، با تربیت نیروهاى متخصص و متعهد امکانپذیر است.
1809 میلادی- «لویی بریل» (Louis Braille) در چنین روزی به دنیا آمد. او که از همان اوان کودکی نابینا شده بود، برخلاف معمول آن زمان که کمتر کسی به آموزش نابینایان توجه داشت، با بهرهگیری از تلاشهای پیشین، توانست خط عادی را به صورت برجسته بیاموزد و مانند همسالانش بخواند و بنویسد. وی نابغه فرانسوی، خط خود را بر پایه اشکال مختلفی بنا کرده که از ترکیب ۱ تا ۶ نقطه تشکیل میشود. «دویچه وله» میگوید: «بریل در طول تحصیلات خود به این نتیجه رسید که خواندن و نوشتن به خط عادی برای نابینایان مشکل است. این بود که در تلاشی شبانهروزی، توانست در شانزده سالگی خطی اختراع کند که هماکنون پایه سواد صدها هزار نابینا در سراسر جهان است.»
بنابر آمار یونسکو، ۱۲ میلیون انسان در سراسر جهان نابینا هستند که متاسفانه تنها حدود ۵ درصد آنها با خط بریل آشنایی دارند. بیش از ۱۸۰ سال از اختراع خط بریل میگذرد، ولی هنوز عده زیادی هستند که خط نابینایان را بینالمللی تصور مىکنند.
تا لویی بریل زنده بود، دستاندرکاران آموزش نابینایان خط او را معتبر نشمردند و تنها ۳۰ سال پس از مرگ او بود که اختراعش در سراسر جهان به رسمیت شناخته شد.
1358 خورشیدی- دادگاه انقلاب تهران در این روز در سال۱۳۵۸ (یازده ماه پس از پیروزی انقلاب) احکامی را که چند روز پیش از آن صادر کرده بود از جمله چهار حکم اعدام جهت اجرا به دادسرای انقلاب ابلاغ کرد. طبق این احکام، سرلشکر بازنشسته ژاندارم «حسن بهزادی» و سرهنگ ژاندارم «امیر هوشنگ کاویانی» و دو درجهدار ارتش به نامهای «ابوطالب جواهری» و «محمد داربرزین» به اعدام محکوم شده بودند.
سرلشکر بهزادی و سرهنگ کاویانی متهم به شرکت در سرکوبی قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲( ۱۶ سال پیش از محاکمه) شده بودند. سرلشکر بهزادی که در سال ۱۳۴۲ سرهنگ و رییس واحد فرهنگی ژاندارمری بود در دفاع از خود گفته بود که «در آن روز چند کامیون به محوطه آموزشگاهها فرستاده بودند و از من خواسته بودند که چون در خیابان مولوی تظاهرات است نفرات را مسلح و در اختیار بگذارم و من مامور بودم و معذور.» سرهنگ کاویانی هم که در سال ۱۳۴۲ سروان و فرمانده گروهان شهر ری بود گفته بود که «پاسگاه قاسمآباد شهر ری تنها چند ژاندارم داشت و بقیه افراد از تهران فرستاده شده بودند و نظامیان جز اطاعت از مافوق کار دیگری نمیتوانند بکنند.»
1948 میلادی- «میانمار» یا «برمه»، کشوری است کوهستانی که در جنوب شرقی آسیا قرار دارد و با کشورهای چین و هند و بنگلادش و تایلند هممرز است. پایتخت این کشور، «یانگون» بود پس از یک کودتای نظامی پایتخت این کشور به «نایپیداو» (Naypyidaw) منتقل شد. و نوع حکومت آن، جمهوری سوسیالیستی است. کشور میانمار از نظر اقتصاد از جمله کشورهای فقیر بهشمار میآید. میانمار در قرن نوزدهم میلادی به اشغال انگلستان درآمد که انگلستان آن را به هند، دیگر مستعمرهاش ملحق کرد تا اینکه پس از جنگ جهانی دوم در چنین روزی به استقلال دست یافت که روز ملی این کشور نیز به شمار میآید.
1960 میلادی- «آلبر کامو» نویسندهی فرانسوی و از جمله نویسندگان مشهور سوسیالیست و خالق کتاب مشهور «بیگانه» و برنده جایزه نوبل ادبیات، در چنین روزی در تصادف درگذشت.
کامو در طی سالهای ۳۰-۱۹۲۸ دروازبان تیم دانشگاه الجزیره بود اما با تشخیص اولین آثار سل در ۱۹۳۰ او تبدیل به یک تماشاچی فوتبال شد. در سال ۱۹۳۴ به حزب کمونیست پیوست که در آن وظیفهی عضوگیری از میان پرولتاریای عرب را بر عهده داشت.
با نزدیکتر شدن جنگ جهانی دوم، کامو به عنوان سرباز داوطلب شد، اما به دلیل بیماری سل او را نپذیرفتند. او در این زمان سردبیر روزنامهی عصر جمهوری شده بود که در ژانویهی سال ۱۹۴۰ دستگاه سانسور الجزایر آن را تعطیل کرد.
در سال ۱۹۵۷ جایزهی نوبل ادبیات را برای نوشتن مقاله «اندیشههایی درباره گیوتین» علیه مجازات اعدام، دریافت کرد.
2005 میلادی - «باراک اوباما» کار خود را به عنوان سناتور ایلینوی در مجلس سنای ایالات متحده آغاز کرد. وی پنجمین آفریقایی آمریکایی است که به سنا راه پیدا کرده و همچنین سومین آفریقایی آمریکایی است که با رای بالا به عنوان سناتور برگزیده شده است. وی تنها سناتوری است که عضو کمیتهی حزبی سیاهان کنگره است.«سی کیو» که هفته نامهای فرا حزبی است، او را براساس تمام آرا و مصوبات سنا بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷ وفادارترین دموکرات معرفی کردهاست.
خبر / رادیو کوچه
رییس جمهوری کره جنوبی روز سهشنبه اعلام کرد در صورت روشن عمل کردن کره شمالی، هر دو کشور میتوانند روابط خود را توسعه دهند.
به گزارش روزنامه نیوزیلندی هرالد، «لیمیونگباک» رییس جمهوری کره جنوبی اظهار داشت: «ما به کره شمالی اجازه نمیدهیم حتا به یک وجب از خاک سرزمین ما چشم طمع داشته باشد.»
رییس جمهوری کره جنوبی افزود، درهای مذاکره با کره شمالی باز است و خلع سلاح این کشور میتواند منجر به کمکهای اقتصادی به کره شمالی شود.
وی در ادامه افزود حادثه بیستوسوم نوامبر که در آن چهار نفر کشته و جرقه جنگ بین دو کره افروخته شد یک حادثه متحول کننده بود که سئول میتواند با آن همانطور که آمریکا با حادثه تروریستی یازدهم سپتامبر 2001 عمل کرد برخورد کند و از آن به عنوان بازبینی وضعیت دفاعی خود بهره بگیریم.
وی در ادامه همچنین خاطر نشان کرد در صورتی که کره شمالی خلوص نیت خود را در انجام مذاکرات نشان دهد این امر میتواند منجر به گسترش چشمگیر همکاریهای اقتصادی دو طرف شود.
این در حالی است که کره جنوبی چندی پیش در نزدیکی مرزهای کره شمالی و در پی بمباران شدن از سوی همسایه شمالی خود اقدام به برگزاری مانوری کرد که در طول تاریخ مانورهای انجام شده در کره جنوبی بیسابقه بوده است. کره جنوبی هدف از این مانور را بالابردن سطح آمادگی برابر هر نوع عملیات احتمالی کره شمالی عنوان کرد.
بیشتر بخوانید:
«برگزاری یک مانور نظامی توسط کره جنوبی»
رادیو کوچه
مهمترین عنوانهای مطبوعات امروز ایران:
ایران
1) رکورد بیسابقه بورس تهران پس از هدفمندی یارانهها
http://www.iran-newspaper.com/
بازار سرمایه با عبور شاخص بورس از 19 هزار واحد و ثبت یک رکورد جدید در مسیر رشد دوباره قرار گرفت.
کارشناسان میگویند با اجرایی شدن قانون هدفمند کردن یارانهها و برطرف شدن ابهامها گرایش مردم به مشارکت در بازار بورس بیشتر شده و شرایط بازار برای رشد شاخصها بهبود یافته است.
2) دادستان تهران میتواند خواستار تجدیدنظر در حکم مدیر مسوول «ایران» شود
http://www.iran-newspaper.com/#
هفتمین نشست خبری سخنگوی قوه قضاییه روز دوشنبه با حضور خبرنگاران برگزار شد.
اژهای با بیان اینکه حکم حبس و شلاق، حکمی تعلیقی است، گفت: «این حکم قطعی نیست. هر حکمی حتا همین حکم قابل اعتراض است و مرجع اعتراض ممکن است شاکی، محکوم علیه یا نماینده حقوقی او و یا دادستان باشد.
جام جم
1) جداسازی کنتورهای مشترک، دغدغه آپارتماننشینها
http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100832192187
براساس اعلام شرکت ملی گاز و شرکت مهندسی آب و آبفا، جداسازی کنتورهای مشترک آب و گاز در مجتمعهای مسکونی در ساختمانهایی که امکان آن وجود داشته باشد انجام میشود.
با آغاز اجرای قانون هدفمندی یارانه و افزایش قیمت حاملهای انرژی مردم و خانوادهها به شیوههای مختلف به دنبال کاهش مصرف انرژی و مدیریت اقتصاد خانواده شدهاند. از این رو همفکری مردم و مسوولان نیز ایجاب میکند تا با شناخت این راهحلها در مصرف بهتر و بهینه به اقتصاد ملی کمک شود.
یکی از این راهحلها که اخیرا توجه بیشتری نسبت به آن نشان داده شده تفکیک یا جداسازی کنتورهای آب و گاز در مجتمعهای مسکونی است.
2) وداع آرنولد با فرمانداری کالیفرنیا
http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100832207238
«آرنولد شوارتزنگر» ستاره کهنه کار هالیوود سرانجام پس از هفت سال حضور درسمت فرماندار ایالت کالیفرنیا از این ایالت ثروتمند خداحافظی کرد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزاری فرانسه، با پایان دوران فرمانداری «آرنولد شوارتزنگر» در پرجمعیتترین ایالت آمریکا، «جری براون» سیاستمدار 72 ساله دموکرات جانشین وی شد.
کیهان
1) ایجاد یک میلیون و 300 هزار شغل در ده ماه سال 89
http://www.kayhannews.ir/891014/4.htm#other404
وزیر کار از ایجاد یک میلیون و 300 هزار شغل طی 10 ماه سال جاری خبر داد و گفت: «نرخ بیکاری تابستان و پاییز کاهش یافته است.»
«عبدالرضا شیخالاسلامی» وزیر کار و امور اجتماعی در جمع خبرنگاران، در مورد نتایج جلسه شورای عالی اشتغال با اشاره به گزارش استاندار خراسان جنوبی درباره شغلهای ایجاد شده در این استان، اظهار داشت: «با وجودی که استان خراسان جنوبی در سال گذشته دچار خشکسالی بود، اما توانست 10 هزار فرصت شغلی در استان ایجاد کند و با توجه به مدیریت کنونی استان پیشبینی میشود، میزان اشتغال در این استان افزایش یابد.»
2) برخورد با مجرمان خطرناک اولویت شماره یک دستگاه قضایی است
http://www.kayhannews.ir/891014/2.htm#other203
سخنگوی قوه قضاییه اعلام کرد، اولویت دستگاه قضایی برخورد با جرمهایی است که موجب ایجاد مخاطره در امنیت مردم میشود.
«حجتالاسلام محسنیاژهای» در هفتمین نشست خبری سخنگوی قوه قضاییه اظهار داشت: «قوه قضاییه در این دوره و مخصوصن سال جاری به دستور رییس قوه موظف شد بر مواردی که جرمی موجب ایجاد مخاطره در امنیت مردم میشود مانند اقداماتی علیه امنیت کشور، شرارتها، قدرتنمایی با سلاح سرد و گرم در ملا عام، کیف قاپی، زورگیری و توزیع و حمل مواد مخدر با قاطعیت و پیگیری بیشتری برخورد کند که این موضوع به ثمر نشست.»
رسالت
1) تعلل در برخورد با سران فتنه معنا ندارد
http://www.resalat-news.com/Fa/?code=50465
عضو شاخص فراکسیون اصولگرایان مجلس با بیان اینکه مردم همواره از ما سوال میکنند که چرا قوه قضاییه در مورد سران فتنه اقدام نمیکند، گفت: «تعلل دستگاه قضایی در برخورد با سران فتنه معنایی ندارد.»
«حجتالاسلام مرتضا آقاتهرانی» نماینده مردم تهران و عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با فارس با اشاره به ضرورت محاکمه سران فتنه، گفت: «قوه قضاییه نباید بین افراد، گروهها و دستهها در اجرای قوانین تفاوت قایل شود چرا که همه در اجرای قوانین یکسان هستند.»
2) سامانه موشکی کروز جدید به نیروی دریایی ارتش تحویل شد
http://www.resalat-news.com/Fa/?code=50466
وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح گفت: «طراحی و ساخت انواع سایت ساحلی پرتاب موشکهای برد بلند و متوسط کروز دریایی در دستور کار سازمان صنایع دریایی وزارت دفاع قرار گرفت.»
همشهری
1) نرخ تورم دوباره دو رقمی شد
http://www.hamshahri.net/news-124851.aspx
تکرقمی شدن نرخ تورم تنها 7 ماه دوام آورد و نرخ تورم پس از 4 ماه رشد پیاپی در آذرماه امسال بار دیگر دو رقمی شد و به 10.1 درصد رسید.
2) سرانجام، نخستین واگن قطار شهری مشهد روی ریل رفت
http://www.hamshahri.net/news-124854.aspx
مدیرعامل شرکت بهرهبرداری قطار شهری مشهد گفت: «نخستین واگن قطار شهری مشهد برای تست گرم روی ریل گذاشته شد.»
«غلامرضا رجبنژاد» با بیان اینکه مونتاژ واگنها بلافاصله پس از ورود آنها به مشهد با همکاری 17 کارشناس چینی آغاز شد، افزود: «با پایان مونتاژ واگنها، هفته آینده مرحله تست نهایی آغاز میشود.»
دنیای اقتصاد
1) آغاز بازار طلا با روند نزولی
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=238707
بازار طلا در اولین روز معاملاتی از سال 2011 در بازارهای استرالیا با افت همراه شد و تا 1415 دلار پایین آمد. ساعاتی بعد در بازار هنگکنگ و در ادامه در بازار نیویورک تا 1420 دلار تا ساعت 17:30 به وقت تهران بالا رفت. قیمت طلا در پایان سال 2010 در سطح 6.1421 دلار بسته شده بود. در بازار داخلی قیمت سکه بهار آزادی در سطح 364 هزار تومان نسبت به روز یکشنبه بدون تغییر باقی ماند، اما در مقابل سکه طرح قدیم با 2000 تومان افزایش به نرخ 402 هزار تومان فروخته شد.
2) مسابقه رشد در سال 2011
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=238733
پیشبینیهای واحد تحقیقات «اکونومیست» این فرضیه صندوق بینالمللی پول را تایید میکند که مسابقه اصلی رشد اقتصادی در سال 2011 بین کشورهای نوظهور، در حال توسعه و حتا توسعهنیافته خواهد بود و «توسعهیافتهها» همچنان با رشد اقتصادی ضعیفی درجا خواهند زد، یافتههای اکونومیست حاکی از آن است که از 12 کشور پرسرعت جهان در سال 2001 حتا یک مورد هم به جهان توسعهیافته تعلق ندارد. سکوی اول در این فهرست به قطر اختصاص یافته و در بقیه سکوها کشورهای غنا، اریتره، اتیوپی، ازبکستان، چین، هند، اوگاندا، هائیتی، لائوس، رواندا و لیبریا با رشد اقتصادی 5.7 درصد تا 9.15 درصد به چشم میخورند. رشد اقتصادی ایران براساس پیشبینی اکونومیست در سال 2011 به 4.3 درصد ارتقا خواهد یافت که البته 4.0 درصد از برآورد صندوق بینالمللی پول بالاتر است.
The asylum seekers have left Iran with enormous difficulties in hope of finding refuge in neighboring Turkey, There is no need to list the countless violations of human rights by Islamic Republic of Iran, as it is well known to the world, These asylum seekers have been languishing in Turkey for years, and UN has not even considered them for resettlement in a third country yet, while in turkey they are deprived of any rights or assistances, they have been under enormous pressure, imagine waking up each day not allowed to go to school, to work, to leave your immediate surroundings, dependent on international aid workers for food and healthcare, hopeless and helpless. This is the state of Iranian asylum seekers in Turkey.
Hurriyet Daily News of Turkey on July 28-2010 writes:
"It is not enough for Turkey to simply tolerate the presence of the refugees in its territory. Under the European Convention on Human Rights and the Geneva Convention, Turkey has a legal obligation to safeguard their basic rights and dignity. Furthermore, as a democratic state, it also has a political obligation to support victims of the repression by the Islamic republic. This means first of all three things: 1) ending the legal limbo, in which the refugees currently find themselves in Turkey and which prevents them from working and sustaining their livelihoods; 2) placing curbs on the activities of the Iranian agents who intimidate and sometimes attack the refugees; 3) not putting obstacles on the way of the politically active refugees who wish to peacefully act against the Islamic republic. Turkey's civil society, media and the opposition should demand that the government act swiftly and decisively in this regard, its friendship with the Islamic republic notwithstanding.

Turkish laws, bizarrely, deny asylum to refugees from non-European countries, which means that Iranians have to apply to the local office of the UNHCR in the hope that a Western country will grant them asylum. Their requests can be processed during a period of up to three years, and in the meantime Turkish authorities send asylum-seekers to provincial towns in Turkey for temporary settlement. There they are legally barred from getting a job, but they still have to pay local residence fees of up to $200 every six months, and are responsible for their food and living expenses. Worse still, according to the Association for Solidarity with Asylum-Seekers and Refugees, a Turkish nongovernmental organization, there have been cases when the refugees were threatened or even attacked by suspected agents of the Islamic republic. "
And on Sept 15-2010 Hurriyet Daily News writes:
"An OMID delegation interviewed Iranian refugees and asylum seekers as well as organizations to help these migrants in Turkey .Two refugees reported to the OMID's delegation that they had been assaulted by Farsi-speaking men. Another refugee reported being questioned and threatened while in the hospital by representatives of the Iranian government stationed at a consulate in Turkey," said the report .Not only refugees in Turkey, but their families left in Iran have been threatened or arrested by the Iranian security forces, according to the report. Many refugees reported that their parents and other family members had been contacted, threatened or arrested in Iran. Due to these ongoing threats and contacts by the security forces, many Iranian refugees reported high levels of stress, insomnia, migraines and other symptoms, suggesting a lack of psychological well-being and ongoing "re-traumatization," said the report."
The frustration and psychological condition that resulted from a prolonged waiting under these unbearable conditions, and indecision of UN have left the asylum seekers in depression and very bleak future. The condition and treatment of Iranian asylum seekers in Turkey is contrary to all international laws and norms that UN is responsible for its implementation,
I request your office to bring this matter to the attention of the UN office in Ankara , Turkey , and request UN to pay immediate attention to Iranian asylum seekers , and remind the UN that accelerating the process of resettlement is the right approach for resolving this problem ,
Thanks for being a voice for voiceless people
مهمترین عنوانهای رسانههای امروز مالزی:
خبرگزاری برناما
- بهای روغن خوراکی ثابت میماند.
- با ریزش سقف ساختمان، یک کارگر بنگلادشی جان خود را از دست داد.
- در برنامهای جدیدی از رادیو و تلویزیون مالزی استعدادهای خوانندگی کشف میشوند.
- چهار تبعه نیجریه با 921 گرم ماده مخدر کریستال دستگیر شدند.
- سخنرانی در مورد سال تحصیلی جدید دانشگاهها به روز جمعه موکول شد.
- سیاستمداران پیشنهاد دادند ولی دولت سلانگور هنوز تصمیمی در مورد رییس جدید دانشگاه صنعتی نگرفته است.
- رهبر انجمن هندیتباران مالزی از اعضای اخراج شده سابق خواست که به انجمن بپیوندند.
- صالح به ریاست جدید بخش جوانان سازمان ملی اتحاد مالایی منصوب شد.
- Ambank ، 16 درصد در توسعه صادرات مالزی سهیم میشود.
- فروش 73 خرده فروشی به قیمت 105 میلیون رینگیت.
- بخش تامین مواد اولیه مالزی از رشد اقتصادی پشتیبانی میکند.
- بیمارستانهای موزامبیک به علت کمبود دارو مجبور به استفاده از مواد و داروهای فاسد شدهاند.
- 4 میلیون سودانی رای به استقلال دادند.
- آمریکا میگوید دولت پاکستان با مسئله بحران داخلی مواجه شده است.
- حدود 40 مهاجر آفریقایی در سواحل یمن غرق شدند.
- آمریکا ادعای ایران مبنی بر سرنگون کردن دو هواپیمای جاسوسی را دروغ خواند.
روزنامه استار
- بیانیههای سلانگور در مورد انتصاب رایزن ایالت.
- شروع مدرسه برای سال اولیها با گریه و خنده هم راه بود.
- 40 قایق داخلی و خارجی برای شرکت در مسابقه قایقرانی امسال در لنکاوی نامنویسی کرده اند.
- گروه عملیاتی، امور مدرسههای سراواک را بر عهده میگیرد.
- مدیر کل سابق شرکت Sime Darbi به اتهام فساد دستگیر شد.
- انتقال معلمان برای آنها اجباری شد.
- دختری که توسط پدرش مورد اسید پاشی قرار گرفته بود توانست دوباره به مدرسه باز گردد.
- یک معلم 21 ساله که به تازگی مراسمی برای تولدش گرفته بودند از یک آپارتمان 5 طبقه سقوط کرد و جان خود را از دست داد.
- دولت سلانگور اظهار کرد که برخی از مدارس نیاز فوری به زمین دارند.
- وزیر اقتصاد مالزی از ثابت ماندن قیمت کالاهای لوکس خبر داد.
- 2.7 کیلوگرم ماده مخدر کتامین از یک خارجی در فرودگاه بینالمللی کینابالو کشف شد.
- باوجود این که بیشتر خبرها از طریق اینترنت پخش میشود ولی کانالهای ارتباطی قبلی از طریق سایر رسانهها همچنان مخاطب خود را حفظ کردهاند.
- ایران از چندین سفیر خارجی برای بازدید تاسیسات اتمی خود دعوت کرد.
- توافقی در بین رهبران افریقایی حاصل نشد، گفتوگو های ساحل عاج همچنان ادامه دارد.
- آمریکا پس از وقفه تعطیلات دوباره مذاکرات صلح خاور میانه را از سر میگیرد.
روزنامه نیو استریت تایم
- 5 هزار شاگرد اولی روز اول مدرسه را جا ماندند.
- شمار کشتهشدگان زمینلرزه فیلیپین به 12 تن رسید.
- بانک مالزی از سرمایهگذاران خواست تا سهام هوانوردی کشور را بخرند.
روزنامه مالایی میل
- چند نوجوان به اتهامهای دزدی و زورگیری بازداشت شدند.
- دولت سلانگور نشست فوری را برای اصلاح اساسنامه ایالت تشکیل داد.
- رایزن جدید سلانگور با وجود اعتراضات به شغل جدید خود ادامه میدهد.
خبر / رادیو کوچه
صادرات غیرنفتی ایران در ماههای مارچ و دسامبر سال 2010 در مقایسه با دوره مشابه سال پیش از آن معادل 21 درصد افزایش داشته و در نیمه دوم سال 2010 میلادی نیز ارزش آن از مرز 22 میلیارد دلار گذشته است.
به گزارش روزنامه حزب اسلامی مالزی و به نقل از دفتر گمرک جمهوری اسلامی، چهار دور تحریم اعمال شده بر ایران هیچ تاثیری نداشته و با وجود تحریمات، صادرات غیرنفتی ایران افزایش داشته است.
این گزارش در حالی منتشر شد که چهار دور تحریمات از سوی شورای امنیت سازمان ملل و همچنین اقدامات یکجانبه توسط آمریکا و متحدان غربیاش بر ایران تحمیل شده است.
گفتنی است که غرب، تهران را به ساخت بمب هستهای متهم میکند اما مقامات ایرانی این اتهامات را رد کرده و خود را متعهد به پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای میدانند و استفاده از تکنولوژی انرژی صلحآمیز هستهای را حق مسلم خود میداند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر