
تعدادی از خانواده های زندانیان سیاسی با حضور در یکی از جلسات دوره ای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات، به شرح شمه ای از فجایع روی داده در زندان ها و شرایط سخت زندانیان سیاسی و فشارهای وارده بر خانواده ها پرداختند.
به گزارش تحول سبز، این خانواده ها در این جلسه اعلام کردند که بی خبری عمومی از وضعیت وخیم زندانیان به ویژه آنان که دچار بیماری هایی هستند که در بهداری زندان ها درمان نمی شود و باید به مرخصی بیایند و در بیمارستان های تخصصی بستری شوند و وضعیت ناگوار زنان زندانی و دیگر عزیزان را بسیار تأسف آور دانستند و تاکید کردند که از احزاب اصلاح طلب انتظار می رود که توجه بیشتری به این موضوع نشان دهند و در حد توان خود اقدامی انجام دهند.
آنان هم چنین با اشاره به تعدادی از نمایندگان سابق مجلس و اساتید دانشگاه ها، فرهنگیان، پزشکان، حقوق دانان، زنان، روزنامه نگاران، جوانان و فعالان سیاسی تآکید کردند که تک تک احزاب حاضر باید مدافع حقوق این عزیزان باشند و از جایگاه شورای هماهنگی نیز برای پی گیری از وضعیت ایشان بهره گرفته شود.
یکی از اعضای خانواده های زندانیان سیاسی نیز گفت اجازه دهید با شما صریح صحبت کنیم آقایان: تصور کنید زمان انتخابات است و شما دارید بر سر سهم احزابتان در لیست انتخاباتی چانه زنی می کنید. امروز هم وظیفه چانه زنی و پی گیری دارید تا جایگاه و اعتبار احزابتان را نزد مردم بالا ببرید که بهترین فرزندانشان در شرایط نامطلوبی در بند ستم به سر می برند و عده ای دارند زندگی راحت خود را می کنند بدون این که به فکر این خواهران و برادران خود و شهروندان گمنام دربندجور باشند.
اقدامات این شورا در پی این نشست و گفتگوها توسط رئیس دوره ای و سخنگوی آن اطلاع رسانی خواهد شد.
مهدی کروبی در نامه ای خطاب به مردم ایران، به صراحت به تهدیدهای رسانه های جریان حاکم و صدا و سیما در یک هفته ی اخیر پاسخ داد و تاکید کرد: من از همین جا اعلام می کنم که بیدی نیستم که با این بادها بلرزم و کاملا از این دادگاه استقبال می کنم و برای همه مواضعم ادله محکمی دارم چرا که ۲۱ سال است با این قضیه ها مدام به صورت های مختلف درگیر بودم و آرامشی هم نداشتم.
به گزارش سحام نیوز، کروبی در بخش دیگری از این نامه آورده است: ماه ها از اوج گرفتن جنبش اعتراضی مردم ایران می گذرد. روزهایی که اگر چه هر روز آن حامل اخبار تلخ و نگران کننده بازداشت ها و برخوردها بود اما ماحصل مبارک و میمونی نیز داشت و آن بازنمایی روی دیگر سکه قدرت و حاکمیت در نظام اسلامی ایران بود. روی دیگر این سکه، بازتاب فساد و طغیانی است که امروز متاثر از قدرت، در همه شئون حکومتی قابل رویت است.
متن کامل این نامه بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت و شریف و آزادی خواه ایران
مدتی است که در رسانه ملی، مطبوعات اقتدارگرایان، برخی خطبه های نماز جمعه و نطق برخی نمایندگان، بلوایی به پا شده و به ماشین اتهام زنی به چهره هایی تبدیل شده است که سرمایه عمر خود را صرف سرافرازی و پیشرفت ایران و اسلام کرده اند. بعد از این همه اتهام زنی و دروغگویی که گویا در این سالها به سکه ای رایج تبدیل شده، در این میان رسانه ملی در برنامه « دیروز، امروز، فردا» با دعوت از دو تن از چهره های شناخته شده اتهام زنی ها را به اوج خود رساند. دریغ که رسانه ملی دیگر نه بازنمای صدای مردم ایران که مبدل به رسانه ای کاملاً انحصاری و در خدمت خواست حاکمیت قرار گرفته و مجموعه ای خارج از صدا و سیما، مدیریت فکری و سیاسی آن را در دست گرفته اند. اینچنین است که گویی ماه ها پس از طرح مسئله «خواص بی بصیرت» و به رغم ارعاب و تهدید و فشار چهره های سیاسی و روحانی و فرهنگی برای تایید این طرح، توفیقی حاصل نشده و چاره در این تعریف می شود که رسانه ملی، یک هفته همراه و پشتیبان مطبوعات و برخی خطبه های نماز جمعه و محافل مختلف یک هفته تمام سفره اتهام زنی و دروغگویی خود را پهن کند و دروغ بر دروغ انبار کند.
صحبت ها، تهمت ها و به اصطلاح مناظره ها در این برنامه به دو بخش تقسیم شد؛ یک بخش مربوط به مسئله رفت و آمد و نشست های خارجی که من در این جریان نیستم و قاعدتاً بزرگان و گروههای سیاسی که مورد خطاب قرار گرفتند چنانچه صلاح بدانند توضیح خواهند داد.
لکن در بخش دوم چون شمول آن کل جنبش و به قول آقایان کسانی که در فتنه نقش داشتند، بود و من به عنوان عضوی از اصلاحات و جنبش، لازم می دانم به چند نکته اشاره کنم:
۱- شرکت کنندگان در برنامه اتهام زنی رسانه ملی به کرات از تعریف دولت های خارجی و اپوزوسیون ومنافقین از سران جنبش سخن گفتند و این اتفاق را دلیلی بر خروج سران جنبش از چهارچوب نظام جمهوری اسلامی ایران فرض کردند. از آنها می پرسم چگونه است که واکنش ها و موضع گیری های برخی رسانه ها و چهره های خارجی از برخی اقدامات شما، به سند افتخاری در دستتان و سوژه ای برای تبلیغاتتان تبدیل می شود و از طرف دیگر واکنش و موضع گیری رسانه ها و چهره های خارجی از دیگران سند وابستگی آنها شناخته می شود؟ مگر قبل از پیروزی انقلاب امام در نجف و پاریس مصاحبه نمی کردند که اولین مصاحبه ایشان با لوموند فرانسه در نجف بود؟ چطور رادیو کمونیست های ایرانی که در آلمان شرقی از حرکت بزرگان انقلابی تمجید می کرد، ابراز خوشحالی می کردیم. آیا با این خوشحالی می بایست سردمداران انقلاب وابسته به کمونیست ها می شدند؟ همچنین در رادیو بغداد یک روحانی با نام ونشانی صحبت می کرد همه کشور و بزرگان خوشحال می شدند. هر حکومتی بر اساس منافع ملی خود عمل می کند و مطبوعات و رسانه های خارجی نیز بر اساس گرایش ها و گروههای سیاسی خود حرکت می کنند. لذا خود شما هم بر اساس منافع ملی خود کار می کنید و آیا توجه به مسلمانان چچن و چین به همان اندازه ای است که به مسلمانان در لبنان و فلسطین وعراق و افغانستان ؟! چنانچه مطبوعات و صدا و سیمای کشورمان عادلانه برخورد می کرد رسانه های خارجی کمتر میدان داری کرده و مردم نیز کمتر به آنها توجه می کردند. نیازی به تاکید نیست که ما در جنبش اعتراضی و آزادیخواهی خود طمع به تمجید خارجی ها نداریم و هر آنچه می گوییم و می کنیم بر سبیل وظیفه ای است که بر دوش خود احساس می کنیم و اگر آنها از ما صحبت و یا تعریفی می کنند بر اساس دیدگاه خودشان است.
۲- متاسفانه یکی از چهره هایی که در به اصطلاح مناظره شرکت داشت در پاسخ به سوالی که اگر امام (ره) در قید حیات بودند با سران جنبش چه می کردند؟ وی بدون اینکه به کم و کیف و شأن نزول قضایا و اتفاقات بپردازد و توضیحات آن را برای نسل جوان بدرستی شرح دهد تمام حوادث تلخ آن زمان اعم از برخورد با کمونیست ها و منافقین مسلح، التقاطی و چپ ها، کودتاگران و مرجعی که به تعبیر ایشان در ابتدا از امام مهمتر و نفوذ بیشتری داشت و توضیحاتی که باید در این خصوص داده می شد،متاسفانه همه را منتسب به رهبری انقلاب کردند و نتیجه گرفتند که با سران جنبش به قول خودشان «سران فتنه» نیز باید اینگونه برخورد کرد!
با این حال پاسخ من، مهدی کروبی به پرسش شما چنین است و اکنون که دوستان ما را مجالی برای حضور در رسانه ملی و پاسخگویی به اتهامات معرکه گیران نیست، پرسش های خود را خارج از آن رسانه های انحصاری با شما مطرح می کنم:
- اگر بنیانگذار انقلاب امروز زنده بود اصلاً کار انقلاب به جایی نمی رسید که رسانه ملی، مطبوعات، خطبه های نماز جمعه، نطق های نمایندگان مجلس انحصاری شود و تعدادی اتهام زن، در آن معرکه بگیرند و برای چهره های انقلابی تعیین تکلیف کنند. و البته اگر می خواهید بیشتر از مشی امام بدانید حافظه تاریخی خود را به برگزاری انتخابات مجلس سوم برگردانید و واکنش امام به اختلاف های روی داده در این انتخابات را به یاد آورید. آنگاه که اختلاف میان شورای نگهبان و وزارت کشور در اعلام نتایج آرا بالا گرفت، امام با درایت همیشگی خویش هیاتی را متشکل از اعضای شورای نگهبان و وزارت کشور و نماینده خود محمد علی انصاری انتخاب کرد و مشکل را حل کرد.
- آیا اگر امام امروز زنده بود با قوه قضائیه ای که در اختیار نیروهای امنیتی و اطلاعاتی قرار گرفته و جمعی از قضات آن تنها به ماشین امضایی برای احکام ناعادلانه تبدیل شده اند، چه می کرد؟
- هنوز در یاد داریم که در دوران دفاع مقدس، امام چگونه در مقابل رواج خرافات در جبهه های جنگ واکنش نشان دادند و از فرستادن تعدادی از کتابها به جبهه ها جلوگیری کردند. اگر معظم له زنده بود چه واکنشی به رواج خرافات در رسانه ملی و ادعاهایی همچون رویت هاله نور و سجاده خالی پهن کردن و ادعاهایی از این دست داشت؟
- آیا اگر امام زنده بود اجازه می داد که به بیوت مراجع این چنین حمله کرده و به آنها بی احترامی شود و چه واکنشی در باب توهین های مکرر روزنامه حکومتی کیهان و تعیین تکلیف به مراجع معظم تقلید که طبق وظیفه دینی و اسلامی با خانواده های بی پناه زندانیان سیاسی دیدار می کنند، نشان می داد؟
- اگر خمینی کبیر زنده بود به قوه مجریه اجازه نمی داد که مجلس را که فرمودند "در رأس امور است" اینچنین تحقیر کند.
- اگر بنیانگذار انقلاب زنده بود به سپاهیان و بسیجیان مسلح و بی سیم به دستان اجازه نمی داد تا در کنار صندوق های رأی بایستند و دخالت و اِعمال نفوذ در انتخابات داشته باشند.
اگر آن پیر فرزانه زنده بود آیا فضای سیاسی کشور و رسانه ملی و مطبوعات در اختیار چند مداح معرکه گیر قرار می گرفت تا هر آنچه در توان دارند با توهین و افترا و تهمت به چهر های انقلابی و سیاسی عقده گشایی کنند؟ و برای یاران اصیل انقلاب اینچنین محدودیت ایجاد کنند؟
- اگر رهبر انقلاب زنده بود آیا در نظام اسلامی برگزاری مراسم های عزاداری و مذهبی و حتی برگزاری مراسم ختم برای نزدیکترین درگذشتگان تنها به دلیل تعلق بانیان آن مراسم ها به جنبش اعتراضی مردم ایران ممنوع اعلام می شد؟
- اگرخمینی زنده بود در مقابل حیف و میل گسترده بیت المال و رواج نهادینه شدن فساد در دستگاه های اداری و صرف نامناسب هزینه های میلیاردی و عدم پاسخگویی و شفاف سازی درباره هزینه کردن درآمدهای ارزی چه واکنشی نشان می داد؟
- اگر ایشان زنده بودند در مقابل برخوردهای ناصواب دانشگاهیان و حکم های ناعادلانه زندان و محرومیت و تعلیق از تحصیل برای دانشجویان و اساتید و در یک کلام زیر گیوتین گذاشتن نهاد علم و دانش چه می کرد؟
- از یاد نبرده ایم بعد از اشغال سفارت آمریکا، اولین اقدام امام دستور آزادی زنان حاضر در سفارت اشغال شده آمریکا بود. اگر امام زنده بود آیا در مقابل حرمت شکنی زنان در جامعه اسلامی و زندانی کردن مادران و کتک زدن وحشیانه زنان و دختران در خیابان و بریدن احکام سنگین برای آنها سکوت می کرد؟
- در تصورم نمی گنجد اوج خشونتی که بتواند در نظام اسلامی در عرض چند روز حداقل ۴ جوان را زیر شکنجه به مرگ بکشاند؛ اگر امام زنده بود آیا لکه ننگی به نام کهریزک بر پیشانی نظام می نشست ؟
و اما شما که در رسانه ملی با بیان گزینشی و خام دستانه خود از سخنان بنیانگذار انقلاب به گمان خود به ارعاب و تهدید جنبش اعتراضی مردم ایران پرداخته اید، چرا به جای این صحبت هایی که به قول خودتان از قاطعیت امام می گویید از سعه صدر و رافت و گذشت ایشان سخن نمی گویید تا ببینید کدام یک برای مردم به خصوص جوانان آموزنده خواهد بود. که من به دو نکته آن اشاره می کنم:
در کودتای نوژه که قرار بود جماران، محل استقرار امام مورد بمباران قرار بگیرد که به لطف خدا و هوشیاری نیروهای مومن خنثی و ناکام شد، حضرت امام زیر نامه سرهنگ خلبان فکوری وزیر وقت دفاع جمهوری اسلامی در مورد وضع خانواده و بازماندگان معدومین کودتا نوشتند «بسم الله الرحمن الرحیم- مراتب فوق مورد موافقت است امید است خانواده این اشخاص در دامان اسلام و ملت اسلامی با رفاه زندگی کنند و سعادت خویش را در دنیا و آخرت تامین نمایند از خداوند تعالی سعادت و سلامت ملت مسلمان را خواهانم ۱۲ بهمن ۵۹» حال به مقایسه رفتار خود با خانواده بی پناه زندانیان سیاسی اخیر که نه کودتاچی بودند و نه برانداز، توجه داشته باشید.
آیت الله آذری قمی عضو مجلس خبرگان قانون اساسی و از بنیانگذاران جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و نماینده دوره دوم مجلس شورای اسلامی از قم و مؤسس روزنامه رسالت بود. ایشان از مخالفین سر سخت مهندس موسوی بود که در صفحه ۲۲۴ خاطرات سال ۱۳۶۳ آقای هاشمی به نقل از ایشان نوشته شده است « پس از سخنان اینجانب در روز ۱۴ مرداد سال ۱۳۶۳ در مجلس شورای اسلامی که درآن سخنان، اشاراتی به مفهوم واقعی ولایت فقیه داشتم و گفتم ولی فقیه، وظیفه ای جز ارشاد، نصیحت و راهنمایی ندارد و در مقامی نیست که برای قوه مقننه تکلیف معلوم کند. علاوه بر آن اضافه کردم که شخص آقای روح الله خمینی تاکنون در امور آقایان بازرگان، قطب زاده و بنی صدر به این عنوان که آقایان را از ۲۰ سال پیش می شناسد و بر ایمان و تقوا و تعهد آنها اطلاع دارد، ما را ناچار از پذیرش این سه نفر در بحرانی ترین روزهای انقلاب اسلامی کرده بود و…» همچنین ایشان اضافه می کنند که دو روز پس از این سخنان من در مجلس، شخصی به منزلم آمد که او را با شدت و عصبانیت از خانه ام بیرون کردم. بنابراین لازم دانستم که نامه را به شخص آقای روح الله خمینی وهمچنین ۳۰ فقره رونوشت ازآن نامه برای علمای اعلام بنویسم». که مطالبش در همان راستا بود/
حضرت امام در ۲۸/۶/۶۷ در نامه ای به آقای آذری می نویسند:« من همیشه به شما علاقمند بوده و هستم و هرگز هم در ذهنم نیست که خدای ناکرده جنابعالی کاری بر خلاف اسلام بنمایید. شما از چهره های فاضل و مبارز و دلسوخته انقلابی می باشید »
با توحه به همه این اتفاقات رخ داده، حضرت امام با آن سعه صدری که داشتند در سال ۶۸ در بازنگری قانون اساسی ۲۰ نفر را از میان اعضای شورای نگهبان، سران قوا و جمعی دیگر از جمله آیت الله آذری را برای بازنگری قانون اساسی انتخاب کردند.
۳- ماه ها از اوج گرفتن جنبش اعتراضی مردم ایران می گذرد. روزهایی که اگر چه هر روز آن حامل اخبار تلخ و نگران کننده بازداشت ها و برخوردها بود اما ماحصل مبارک و میمونی نیز داشت و آن بازنمایی روی دیگر سکه قدرت و حاکمیت در نظام اسلامی ایران بود. روی دیگر این سکه، بازتاب فساد و طغیانی است که امروز متاثر از قدرت، در همه شئون حکومتی قابل رویت است. اینجاست که باید خطاب به شرکت کنندگان در برنامه اتهام زنی رسانه ملی یادآوری کرد که «سرلشگر بدون لشگر» – آنچنان که آقایان، جنبش اعتراضی و گسترده مردم را توصیف می کنند – چرا چنین شما را به ترس و لرز انداخته تا با صرف هزینه های فراوان و سرکوب گسترده، به زعم خود طومار آن را بپیچانید ؟
۴- به رغم اینکه در این سالها دیده ایم در ایام محرم، شیعه و سنی و حتی برخی ازاقلیت های مذهبی در ایران همگی در عزای شهدای مظلوم کربلا جامه سیاه می پوشند و به عزا می نشینند اما در این مدتی که گذشت به کرات درباره دو موضوع سخن گفته می شد و از رهگذر آن اتهاماتی به جنبش اعتراضی مردم ایران زده شد. پاره شدن عکس امام در ۱۶ آذر و توهین به ساحت مقدس امام حسین در عاشورای سال گذشته، دو موضوعی است که من نه درباره آن تصویری دیده ام و نه چیز موثقی شنیده ام و متعجب هم مانده ام که چگونه از عاملان چنین رفتارهایی تاکنون تصویرو یا مصاحبه ای پخش نشده است تا ببینیم چه کسی است و گرایش به چه گروهی دارد؟ آیا اصلاحاتی، بهایی، وهابی، حزب اللهی، روحانی، لباس شخصی و چماق بدست است ؟! از میان هزاران نفر افراد بازداشت شده چرا هنوز تصویر و مصاحبه ای از این شخص یا اشخاص منتشر نشده تا هویتشان برای مردم روشن شود. اگر چهره افرادی را که می گویند شناسایی شده اند از زمین که نجوشیده و از آسمان هم فرود نیامده اند پس منتشر کنند تا بر همگان روشن شود. تا کسانی که آنها را می شناسند منعکس دهند که از کجا و چه گروهی هستند.
۵- از موارد دیگری که از روزهای ابتدای بعد از انتخابات به کرات می پرسند این است که چرا اعتراض به نتیجه انتخابات را از مسیر قانون پی نگرفتیم؟ و من اکنون می پرسم که با وجود تجربه انتخابات مجلس هشتم و اعتراض ها و پیگیری هایی که در راهروهای شورای نگهبان و وزارت کشور به نتیجه نرسید، آیا مجالی برای اعتماد ما به وزارت کشور و شورای نگهبان باقی مانده است؟
۶- در خلال صحبت ها، مصاحبه ها و نوشته ها می گویند که "سران به اصطلاح فتنه" محاکمه گردند و توبه کنند و می گویند که مردم از آنها متنفرند و "فتنه گران" در زندان ۷۰ میلیونی اسیرند و جرات بیرون رفتن ندارند و با برخورد مردم مواجه می شوند و از طرفی هم مسئولین قضایی وعده ی محاکمه آنان را به مردم می دهند که محاکمه و مجازات آنها نزدیک است!
من از همین جا اعلام می کنم که بیدی نیستم که با این بادها بلرزم و کاملا از این دادگاه استقبال می کنم و برای همه مواضعم ادله محکمی دارم چرا که ۲۱ سال است با این قضیه ها مدام به صورت های مختلف درگیربودم و آرامشی هم نداشتم و من آماده ام دادگاه به هرصورت که باشد و برگزار شود منتهی درخواستی دارم اگر آقایان در ادعاهایشان صادقند دادگاه علنی باشد تا همه ملت که صاحبان اصلی کشورند حرفهای دو طرف را بشنوند و قضاوت کنند تا معلوم شود آیا ما برای بدست آوردن قدرت، جاه طلبی کردیم و برای تداوم چند روز بیشتر قدرت آشوب کرده ایم یا حاکمیت برای انحصار طلبی، رای و ارزش ها را کنار گذاشته است؟!!!
بهترین داور، بندگان خداوند هستند که خلیفه پروردگارشان بر روی زمینند.
والسلام
مهدی کروبی
۱۳۸۹/۱۰/۱۱
مریم باقی بدنبال بازداشت همسر خواهرش علی مقامی در نوشته ای برای منیره می نویسد: نه تنها برای پدرمان، عماد و یا همسر تو و برادرم علی که برای پدران و مادران و فرزندانی که به جبر، داغ دوری را تحمل می کنند یک دم نیاسوده ام و در عجبم از کسانی که به بهانه های واهی بند و زندان را تجویز می کنند و آسوده اند و با ادعای دینداری به قدر ذره ای هم از اعمالشان در دنیا،از پروردگار حاضر و ناظر نمی هراسند.
متن کامل این نامه که در اختیار جرس قرار گرفته، به شرح زیر است:
برای خواهرم منیره
خواهرمهربانم منیره، می توانم احساس تو را در آن روز که چیزی از ازدواجت نگذشته بود و پدر دوباره و برای چهارمین بار به زندان رفت درک کنم. عزیز دلم، غم مخور گویی ناگزیریم از تکرار سرنوشت. یک دهۀ گذشته نیز که پدر از زندان به مراسم ازدواج من آمد و بازگشت، تا سه سال پیاپی حضور داماد تازه اش را در میان خانواده احساس نکرد. تفاوت در این است که محمد پیش از مراسم ازدواج ما از زندان آزاد شد اما اینک دشوارتر است چه اینکه علی، ۵۰ روز از آغاز زندگی مشترک تان نگذشته بود که بازداشت شد و شکوفه های بهار زندگی زیبایتان گرفتار سرمای این زمستان شده است.
با ورود علی به خانه ما، من و هم محمد که هیچگاه برادری نداشتیم تازه معنای داشتن یک برادر را می فهمیدیم. او درعین جوانی در اوج پختگی است و بازداشتش، تو را که پاره ای از وجودم هستی بیش از پیش به من شناساند. با آن که می دانستم دلتنگ علی خواهی شد اما روز پس از بازداشت او، هنگامی که همسرت را برای بازرسی خانه و محل کار آورده بودند دیدی، با آرامش او را در میان ماموران بدرقه کردی و گفتی قدم هایت را محکم بردار، منتظرت می مانم و من هم به تو بالیدم. هنگامی که مادرش با دیدن پسرش به همراه ماموران، پایش سست شد، تو با صبوری و دلداری، زانوان مادر نگران را قوت بخشیدی و من نیز قوت گرفتم که خواهرم، آن دختر بازیگوش و احساساتی دیروز، اکنون چه نیکو تکیه گاه دیگران شده است. گرچه می دانی همسرت بی گناه و مبرا از هر اتهامی است و این اقدام بیشتر به یک سوء تفاهم می ماند اما به او گفتی و همه ما شاهد بودیم که در عقدنامه ات شرط زندانی شدن همسر را برای جدایی، برای همیشه پاک کرده و زیر آن را امضاء کردی. این یعنی دوری اجباری، قلب شما را از یکدیگر دور نخواهد کرد. گویی زندگی مشترک ۵۰ روزه شما ژرفایی ۵۰ ساله دارد. منیره جانم، خوب از مادرمان مشق استقامت را آموخته ای، از او که برایمان تجسم بردباریست. عزیزم، نگران مباش که این تجربۀ عشق و بردباریِ آغاز زندگی مشترک تان، تارای آینده دراز شماست.
علایق علی در زندگی پس از خانواده ، کتاب بوده است و فیلم و فرهنگ و با نگاهی فراخ به دنیا می نگرد حال آنکه اینک جوانانی را می پسندند که دنیا را فقط از دریچه تنگ حاکم بنگرند.او به عنوان یک ببیننده جوان و فهیم، سیاست را می فهمد اما بازیگر سیاسی نبوده و بازجویانِ او هم واقفند و هنوز ندانسته ام چرا با او چنین کردند. نمی دانم پدرمان از بازداشت تازه دامادش باخبر شده است یا نه اما می دانم که این اتفاق تنها او را بر عقیده و راهش اش راسخ تر خواهد کرد و بر استقامت او خواهد افزود.
نه تنها برای پدرمان، عماد و یا همسر تو و برادرم علی که برای پدران و مادران و فرزندانی که به جبر، داغ دوری را تحمل می کنند یک دم نیاسوده ام و در عجبم از کسانی که به بهانه های واهی بند و زندان را تجویز می کنند و آسوده اند و با ادعای دینداری به قدر ذره ای هم از اعمالشان در دنیا،از پروردگار حاضر و ناظر نمی هراسند.
شب بود و من در تب و تاب. به یاد پدر و پدران در بند بودم و به تو و همه جوانانی می اندیشیدم که در روزهایی که باید شیرین ترین روزهای زندگی شان باشد چنین تلخ کامشان می کنند. راه می رفتم و این شعر فریدون مشیری را که گویای حالم بود می خواندم:
«مشت می کوبم بر در
پنجه می سایم برپنجره ها
من دچار خفقانم خفقان!
من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم:
آی!
با شما هستم!
این درها را باز کنید!
من به دنبال فضایی می گردم:
لب بامی
سر کوهی
دل صحرایی
که از آنجا نفسی تازه کنم.
آه!
می خواهم فریاد بلندی بکشم
که صدایم به شما هم برسد!
من به فریاد،
همانند کسی
که نیازی به تنفس دارد
مشت می کوبد بر در
پنجه می ساید بر پنجره ها
محتاجم
من هوارم را سر خواهم داد!
چاره درد مرا باید این داد کند
……..»
راهی برای آرامشم نبود جز ذکر خدا که همواره با آن آرام می شوم. به سوی قرآنم رفتم و به نام پرودگار آن را گشودم. گویی با من سخن می گفت:
«و ادخلناه فی الرحمتنا انّه من الصالحین- و نوحا اذ نادی من قبل فاستجبنا له فنجّیناه و اهله من الکرب العظیم و….»(۷۵ تا ۸۵/ انبیاء)
«و او را در رحمت خود داخل کردیم زیرا که از مردم صالح و نیکوکار بود- و نوح را یاد کن که خدا را به یاری خواند، ما هم پاسخ او را دادیم و او و اهل بیتش را از اندوه و بلای سخت ، نجات دادیم – و او را بر قومی که آیات ما را تکذیب می کردند نصرت دادیم و…………- و یاد کن داوود و سلیمان را…- و ما به داوود صنعت زره ساختن آموختیم تا شما را از زخم شمشیر و آزار یکدگر محفوظ بدارد، آیا شکر به جا می آورید؟…و یاد کن ایوب را وقتی که پروردگار خود را خواند که مرا رنجی رسیده و تو بر بندگانت از همه مهربانان عالم مهربان تری- پس ما دعای او را اجابت کردیم و درد و رنجش را برطرف ساختیم و اهل و فرزندانش را با عده ای دیگر به مثل آن ها باز به او عطا کردیم تا هم لطف و رحمتی در حق او کرده باشیم و هم اهل عبادت متذکر این احسان شوند- و نیز یاد آر حال اسماعیل و ادریس و ذوالکفل را که همه از بندگان صابر ما بودند….»
آری، صبر باید کرد، صبح از بلندای کوه استوار ایمان مردمان رنج دیده بر خواهد آمد. خداوند بشارتِ ظفر می دهد و اشارتِ صبر. به خاطر داری پدر نیز هنگام رفتن برایمان می خواند:« ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا….».
مریم
دکتر حسین راغفر، استاد دانشگاه، در نشستی در دانشگاه تهران تصریح کرد: «آنچه امروز در حال انجام است فاقد پشتوانه نظری و یک چارچوب منطقی و علمی است. اشکال اساسی این است که در شرایط کنونی طرحی وجود ندارد و تنها یک قانون هدفمندی وجود دارد که آن هم محصول چانهزنی دولت و مجلس و فاقد پشتوانه منطقی است و توجهی به تجربیات عملی سایر جوامع و دستاورد های علمی جدی علم اقتصاد ندارد.»
به گزارش سایت انجمن اسلامی دانشگاه تهران، چهارمین جلسهی شورای عمومی انجمن اسلامی دانشجویان پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران با حضور دکتر حسین راغفر، استاد اقتصاد و و رئیس سابق موسسه عالی آموزش مدیریت و برنامه ریزی برگزار شد. در این جلسه مسائلی پیرامون هدفمندسازی یارانهها مطرح شد و این تحلیلگر مسائل اقتصادی به پرسشهایی حول این موضوع پاسخ گفت.
وی در ابتدا هدف از پرداخت یارانه را پایین نگه داشتن قیمتها برای قشرخاصی از مردم و گروههای کمدرآمد برای تأمین نیازهای اصلی آنها و یا برای عرضه قابل رقابت کالاها در بازار جهانی دانست و گفت: یارانهها به اشکال یارانههای نقدی، کالایی و ترکیبی از هر دو پرداخت میشوند. در کشور ما اشکال مختلف آن از جمله توزیع کالابرگ میان مصرف کنندگان و یا پرداخت نقدی یا جنسی یارانه به تولیدکنندگان تجربه شده است. اجرای سهمیهبندی و پرداخت یارانه در ایران طی دوره جنگ یک واکنش منطقی به شرایط بحرانی وقت بوده است. با حذف شرایط اضطرار علت سهمیهبندی و پرداخت یارانهها منتفی میشود. اما سؤال نخست این است که آیا با اتمام جنگ شرایط اضطرار خاتمه یافت یا در اشکال دیگری بروز کرد. سؤال دوم اینکه در شرایط بعد از جنگ چه گروههایی کماکان دچار اضطرار بودند. ارزیابی کلی این بود که حذف یارانهها در شرایطی که جامعه فاقد تورهای ایمنی اجتماعی و یک نظام حمایتهای اجتماعی است گروههای کم درآمد جامعه را با بحران در تامین نیازهای اساسی خود مواجه میسازد. بلافاصله پس از خاتمه جنگ و با آغاز برنامه اول توسعه اقتصادی- اجتماعی هدفمندی یارانهها در دستور کار قرار گرفت اما بدلیل هزینههای دوران بازسازی پس از جنگ و فقدان منابع لازم برای تعبیه تورهای ایمنی اجتماعی آزادسازی قیمتها که میتوانست به میلیونها نفر از گروههای کمدرآمد جامعه آسیب جدی بزند همواره با چالشهای جدّی روبرو بود. به دلیل این نگرانیها و فقدان منابع لازم برای ایجاد یک تور ایمنی برای نجات قربانیان سیاستهای آزادسازی، هدفمندی به تاخیر افتاد.
این استاد دانشگاه افزود: آنچه امروز در حال انجام است فاقد پشتوانه نظری و یک چارچوب منطقی و علمی است. اشکال اساسی این است که در شرایط کنونی طرحی وجود ندارد و تنها یک قانون هدفمندی وجود دارد که آن هم محصول چانهزنی دولت و مجلس و فاقد پشتوانه منطقی است و توجهی به تجربیات عملی سایر جوامع و دستاورد های علمی جدی علم اقتصاد ندارد. در سال ۱۳۸۷ دولت از مجلس خواست که در بودجه سال ۱۳۸۸ منابع لازم برای اجرای هدفمندی یارانهها را ببیند. در مقابل مجلس از دولت طرح اجرایی را درخواست کرد که مشخص شد طرحی موجود نیست و به همین لحاظ مجلس درخواست دولت را موکول به بعد از انتخابات ریاست جمهوری کرد. در پی جلسات متعدد مجلس و دولت قانون هدفمندکردن یارانهها به تصویب رسید که تنها چارچوب اجرایی طرح را در نظر داشته است. ضمن اینکه به دلیل روشن نبودن مواد مندرج در قانون دست دولت را برای هرگونه تفسیر از مواد قانونی باز گذاشته است. هدف دولت در درخواست از مجلس برای تامین منابع برای سال ۱۳۸۸ بیشتر سیاسی بود که بعد از انتخابات انگیزه دولت برای اجرای این قانون منتفی شده بود. این بار این مجلس بود که از مجلس میخواست قانون را اجرایی کند. دولت از یک سو به دلیل مخاطرات اجرای طرح علاقمند به اجرای این قانون نبود و از سوی دیگر به دلیل کسری بزرگ در بودجه به منابع ناشی از اجرای این طرح شدیداً نیازمند است. این قانون به دولت اجازه میدهد که ۳۰ درصد از منابع جمع آوری شده را به صورت نقدی بین افراد نیازمند توزیع کند، ۳۰ درصد را به بخش تولید اختصاص دهد و ۴۰ درصد را نیز در اختیار دولت قرار داده است. اما ظاهراً تفسیر دولت از منابع جمعآوری شده این است که دولت می تواند ۵۰ درصد از منابع جمعآوری شده را به صورت نقدی به خانوارها توزیع کند.
به گفته راغفر، آنچه اکنون اعلام کردهاند این است که به هر نفر ۴۰ هزار تومان در ماه پرداخت کنند و به گروهی نیز ۱۰ درصد بیشتر پرداخت کنند که سالیانه باید ۳۰۰۰۰ میلیارد تومان فقط وجه نقد در جامعه توزیع شود. معنای این پرداخت این است که دولت با تفسیر خودش هم حداقل باید ۶۰۰۰۰ میلیارد تومان از طریق افزایش قیمتهای حاملهای انرژی همچون بنزین، گاز، برق و آب جمعآوری کند. بنزین عمدهترین منبع گردآوری منابع اجرای این طرح است که حتی با احتساب ۶۰ میلیون لیتر مصرف روزانه و با احتساب ۳۰۰ تومان افزایش قیمت در هر لیتر در ۳۵ روز در سال کل مبالغی که از فروش بنزین برای طرح هدفمندی جمع میشود ۶۵۷۰ میلیار تومان میشود که تا ۶۰۰۰۰ میلیارد تومان فاصله خیلی بعیدی دارد. افزایش قیمت کالاها و خدمات دیگر در مجموع به سختی مبلغی در حدود افزایش درآمدهای حاصل از فروش بنزین و گازوئیل تجهیز کند که در مجموع ظرفیت دولت برای بسیج منابع کمتر از ۱۵۰۰۰ میلیارد تومان میشود. ضمنا باید توجه داشت که تزریق ۳۰۰۰۰ میلیارد تومان وجه نقد به مردم حداقل ۳۰ درصد تورم بر تورم موجود می افزاید که تحمل آن برای بخش عظیمی از جامعه غیر قابل ممکن خواهد بود. همین اطلاعات محدود میگویند که ادامه اجرای این برنامه امکانپذیر نیست و اگر قرار باشد این برنامه با یک یا دو پرداخت به مردم متوقف شود دیگر نمی تواند یک طرح نامیده شود. یک طرح باید پایداری داشته باشد در غیر اینصورت طرح نیست. آنچه در حال انجام است تنها آزاد سازی قیمتها است.
وی در ادامه به تشریح تاریخچهی اصلاحات ساختاری در جهان پرداخت و گفت: برای کشورهای بدهکار طرحی را تحت عنوان برنامههای تعدیل ساختاری مطرح کردند که در آن مرکز ثقل مدیریت اقتصادی کشورها از دولت به بخش خصوصی منتقل میشد. هدف اصلی این برنامه این بود که دولتها بتوانند بدهیهایشان را بپردازند. تحت این اصلاحات ساختاری، عمدهترین بخش، تغییر در مدیریت بخشهای مختلف اقتصادی بود. از سال ۱۹۸۲ از طریق بانک جهانی و صندوق بین المللی پول این سیاستها به دیگر کشورها تحمیل شد. کشورهای آفریقایی و کشورهای نیازمند که بدهیهای بیشتری داشتند مجبور بودند این تغییرات را انجام دهند. در ایران هم در سال ۱۳۶۸ این سوال پیش آمد که برنامهی تحول اقتصادی چگونه باید باشد.
وی با ذکر این نکته که ما در ۳۰ سال گذشته هیچگونه نظریه روشنی در بسیاری از حوزه ها از جمله اقتصاد کشور نداشتهایم و مباحث مطروحه از حد شعار فراتر نرفتند، به عنوان مثال به بحث محوری انقلاب یعنی عدالت اجتماعی اشاره کرد. وی اظهار داشت که یکی از محوریترین اعتراضهایی که مخالفین رژیم گذشته به اقتصاد آن دوره مطرح می کردند وجود اختلاف طبقاتی گسترده، اقتصاد تکمحصولی وابسته به نفت، صنایع مونتاژ، و اقتصاد مصرف گرا و نظایر آن بود که به این ترتیب میتوان نتیجه گرفت که این موارد و موارد مشابه آن نمادهای بیعدالتی ارزیابی میشدند که انقلاب قرار بود این موارد را تصحیح کند. ولی در عمل بعد از انقلاب هم این مشکلات باقی ماندند. البته نباید نقش جنگ و توطئههای ضد انقلاب در داخل و خارج را در جلب و جذب انرژی مدیریت کشور به مسائل روزمره در این ناکامی نادیده گرفت اما مهمترین عامل را باید فقدان نظریه در هر یک از زمینه های اجرایی و مدیریتی کشور جستجو کرد.
راغفر با اشاره به این که کارکرد غلط نهادها باعث ایجاد مشکلات زیادی شد، گفت: البته تلاشهای ضد انقلاب باعث شد فضای گفتگو و نقد بسته شود. در دوران جنگ هیچگونه بدهی خارجی نداشتیم و فقر و گرسنگی و اختلاف طبقاتی به این شدت وجود نداشت. اقتصاد دوران جنگ پاسخی بود به شرایط آن دوره. در آن دوران بخش عمده ای از مدیریت کشور سعی میکرد نشان دهد که جنگ در حاشیهی کشور است که البته این رویکرد هزینههای اداره جنگ را بالاتر میبرد. در زمان جنگ کابینه هم یکدست نبود و تلاشهایی در جهت تخطئه نخست وزیر وقت صورت میگرفت. در سال ۱۳۶۲ و در زمانی که جریان راست اقتصاد کشور را در دست داشت سهم بزرگی از منابع قلیل کشور به واردات کالاهای مصرفی که سهم عمدهای از آن کالاهای با کیفیت پایین خارجی بودند، منابع اصلی کشور به جای این که صرف تولید و یا ادارهی جنگ شود صرف واردات کالاهای مصرفی غیرضروری شد.
وی ادامه داد: پس از آن در دورهی ریاست جمهوری آقای هاشمی، چرخش بزرگی در اقتصاد ایران صورت گرفت. از این به بعد بحث امنیت سرمایه مطرح شد و تلاش این بود که به دنیا نشان دهیم که ما دیگر در موضع خصومت با دنیا نیستیم. این استراتژی برای کاستن خصومت غرب استراتژی درستی بود اما تاکتیکهایی که بکار گرفته شدند ناقض این جهتگیری بودند. سیاست های اتخاذ شده نابرابریها را بیشتر کرد و در سال ۱۳۷۳ به دلیل تورم ۵۰ درصدی یک عقبنشینی موقت در این جهتگیری بوجود آمد. برای کاستن از هزینه های دولت خصوصی سازی بنگاههای دولتی و کوچک کردن اندازه دولت در دستور کار قرار گرفت. اما دولت هرروز بزرگتر شده است و خصوصی سازی بسیار بد انجام گرفت. آنچه انجام گرفت کاستن از هزینه های اجتماعی دولت بود، بودجههای آموزش و پرورش، آموزش عالی و بهداشت بیشترین صدمه را خوردند. و البته باید بخشی از ناهنجاری های کنونی را به این سیاست ها در آن زمان نسبت داد.
این استاد اقتصاد با ذکر تبعات طرح تعدیل ساختاری در دنیا اشاره کرد و گفت: این طرح در دنیا باعث نابودی میلیونها آدم در آفریقا، آمریکای لاتین و آسیا شد، فقر و نابرابری را به شدت گسترش داد. موفق ترین برنامههای تعدیل ساختاری در انگلیس انجام گرفت. دولت وقت به دلیل ناتوانی در تامین هزینههای به روز کردن فناوریهای مخابراتی و اهمیت این صنعت در آینده فناوری، باعث شد که مخابرات اولین صنعتی باشد که خصوصی میشد. گزارشی که در پایان دهه اول خصوصیسازی در انگلستان منتشر شد نشان میداد که جمعیت بزرگسال این کشور که طی این مدت سهامدار شدهبودند ۵۰ درصد افزایش یافته است. کسانی که در اثر خصوصیسازی کار خود را از دست میدادند سهام بنگاههای دولتی خصوصی شده را دریافت میکردند. از نقش نهادهای مدنی در تصحیح مواردی که با موفقیت همراه نبودند همچون خصوصیسازی خط آهن در این کشور نباید به سادگی گذشت.
دکتر راغفر در مقایسه با ایران عنوان کرد که در ایران نهادهای لازم برای نظارت بر سلامت این طرح وجود ندارند. وی گفت: تاریخ توسعه اقتصادی نشان میدهد که در همه جا پیش از توسعهی اقتصادی، توسعهی دستگاه قضایی صورت گرفته است. در ایران بسیاری از نهادها یا وجود ندارند و یا ظاهراً وجود دارند ولی در واقع کارکرد مناسبی که از آنها انتظار می رود را ندارند و عمدتاً علت آنها هم تاثیر سیاست است. به طور مثال فروش صنایع دولتی بخشی از فرایند خصوصیسازی بود ولی به دلیل اعمال نفوذ و روابط خویشاوندی موجب شد فساد در این زمینه زیاد شود. وی به عنوان مثال به فروش کارخانهجات لاستیک سازی دنا به افراد ذینفوذ اشاره کرد. وی اضافه کرد اعمال نفوذها و کارکرد غلط خصوصیسازی موجب توقف خصوصیسازی شد. در اجرای برنامه تعدیل ساختاری نرخ ارز باید شناور باشد و قیمتها آزاد شود. در ایران دلار از ۷ تومان به ۷۰ تومان و سپس ۱۷۰ تومان رسید که برای کشوری که به واردات وابسته است فشار بزرگی بر تورم بود و موجب بروز تورم ۵۰ درصدی سال ۱۳۷۳ شد.
وی با اشاره به ضعف بنیادهای تحقیقاتی در داخل و کم توجهی دولتها به امر تحقیقات گفت: در داخل، طرحهای مدیریت کشور را از نهادهای بین المللی به صورت حاضر و آماده گرفتند. بانک جهانی در سال ۱۹۹۳ رسماً اعلام کرد که برنامه تعدیل ساختاری شکست خورده و پیشنهاد کرد که باید یک تور ایمنی-اجتماعی ایجاد شود که به افرادی که از این طرح ضربه میخورند کمک کند. مثلاً افرادی که بیکار میشوند. در انگلیس ۵۰ درصد افراد بزرگسال صاحب سهام شدند یعنی سهام نهادها به کارکنان آنها فروخته شد. اتفاقی که در ایران نیفتاد و این خود باعث ایجاد نابرابری شد. در مواردی کارخانهها فروخته شدند و پس از مدتی تعطیل شدند و حتی به جای بعضی از آنها برج ساخته شد! کارکرد دولتها در غرب بیشتر معطوف سیاستگذاری و تنظیم یک نظام حمایتی است. در واقع مالیات جمع میشود تا بازتوزیع شود. مثلاً در آمریکا این حمایتها به سوی بیمههای سلامتی و اجتماعی و نهادهایی مانند آن سوق داده میشود. در غرب نهادهای مدنی نقش زیادی دارند و قدمت آنها هم بسیار زیاد است در صورتی که در ایران حتی مدرسه یک نهاد ۱۰۵ ساله است. کارکرد نهادها بسیار مهم است و تا وقتی اصلاحات از این نهادها آغاز نشود اصلاحات در زمینه های دیگر نمیتواند موفق باشد.
وی در ادامه به تبعات اجتماعی اجرای آنچه که موسوم به طرح هدفمندسازی است پرداخت و گفت: با اجرای آن، تورم افزایش مییابد. به عبارتی تورم ظالمانهترین مالیاتی است که از فقرا به نفع اغنیا گرفته میشود. در اجرای این طرح به تبعات اقتصادی و اجتماعی بلند مدت آن توجهی نشده است. بازندهی اصلی این طرح، صاحبان درآمد های ثابت، فقرا و طبقات محروم اجتماعی هستند و هزینههای اصلی اجرای این برنامه را علاوه بر نسل کنونی نسلهای بعد خواهند پرداخت. این جراحی با خونریزی توأم است پس آمادگی لازم برای آن باید وجود داشته باشد. در صورتی که در حال حاضر جامعه هم با تورم رو به رو است و هم با رکود و شاید نامناسب ترین زمان برای اجرای این برنامه بوده است. یکی از مشکلات شکست این طرح، سرریزهای اجتماعی آن است که مقیاس تبعات آن بسیار بزرگ است. یعنی شکست آن در بلندمدت صورت خواهد گرفت. اعتراض ها یک سال بعد به صورت گسترده شکل میگیرد و حتی اگر تجلّی خیابانی نداشته باشند میتواند با اشکالی همچون نپرداختن قبوض برق و آب به دلیل عدم توازن در درآمدها و هزینههای خانوارها بروز کنند. در چند سال اخیر به دلیل گسترش و تعمیق فقر، شاهد انواع مختلف جرم و جنایت بسیار گسترش یافته و گسستهای اجتماعی هستیم. بازار مواد مخدر مسلماً افزایش خواهد یافت. اکنون رسماً اعلام شده که ۱۵ میلیون معتاد شناسنامه دار در کشور وجود دارد. وقتی پول یارانهها به حساب کسی ریخته شود که رئیس خانوار و معتاد است مشخص است که این پول به کجا میرود. البته اینها در قانون در نظر گرفته شده ولی متأسفانه قانون به درستی اجرا نمیشود.
وی تأکید کرد که: تغییر ساختار تولید در ایران بسیار زمان بر است و برای اصلاح این ساختار زمانی چندین ساله مورد نیاز است. تهیه و استفاده از فناوریهایی که انرژی کمتری مصرف میکنند در این زمان کوتاه ممکن نیست و به خاطر تحریمهایی که وجود دارد انتقال فناوریهای کمتر انرژیبر به جای فناوری های متّکی به انرژی ارزان امری زمانبر خواهد بود. افزایش قیمت انرژی بزرگترین ضربه را به تولید در داخل خواهد زد و برندگان اجرای این طرح دلال ها و واسطهگرها و نیز تولید کنندگان چینی خواهند بود. آنچه که امروز بنام طرح هدفمند کردن آغاز شده است تنها آزاد سازی قیمت هاست. اجرای طرح هدفمند سازی را می توان به ساختن یک برج ۵۰ طبقه ای تشبیه کرد که امروز تنها کلنگ افتتاح طرح زده شده است. انجام کامل آن نیازمند زمانی طولانی است.
پدر رامین رمضانی از شهدای جنبش سبزکه از یک ماه پیش در زندان اوین است با تودیع وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی به زودی از زندان آزاد می شود.
به گزارش کلمه، مسوولان قضایی به خانواده رامین رمضانی وعده داده اند که مهدی رمضانی را که از یک ماه پیش در بازداشت به سر می برد، با تودیع وثیقه ۲۰۰ میلیو تومانی به زودی از زندان کنند .
خانواده رمضانی که به سختی این وثیقه را تهیه کرده اند در حال انجام مراحل اداری کار هستند . آنها از خود ملکی نداشته اند و یکی از بستگان دورشان تودیع وثیقه را برعهده گرفته است . آنها امیدوارند این پدر داغدار هر چه زودتر از زندان آزاد شود و در دادگاه نیز با صدور حکم برائت پرونده اش مختومه اعلام شود .
مهدی رمضانی یک ماه پیش بر سر مزار فرزند۲۲ ساله اش ،رامین، در بهشت زهرای تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد . این حادثه در پی حضور تعدادی از خانواده های شهدای حوادث پس از انتخابات به دلیل شرکت در مراسم سالروز تولد امیر تاجمیر، یکی دیگر از شهدای جنبش سبز رخ داد.
رامین رمضانی، بیست و پنجم خرداد ماه سال گذشته در روز راهپیمایی مسالمت آمیز مردم به ضرب گلوله به شهادت رسید.
اکنون پدر رامین که در تمام این یک سال و نیم پس از شهادت پسرش یک روز را هم لحظه ای بدون غم و اندوه پشت سر نگذاشته دستگیر و زندانی می شود . این برای نخستین بار است که پدر یکی از شهدای حوادث پس از انتخابات به مدت طولانی در حبس بوده است .
مهدی رمضانی در طول مدت بازداشتش فقط دوبار با خانواده اش تماس تلفنی داشته و خانواده موفق نشده اند وی را ملاقات کنند .
بهنام ابراهیم زاده، کارگر و مدافع حقوق کودکان، از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به اتهام های امنیتی به بیست سال زندان محکوم شده است.وی که کارگر لوله سازی شورآباد شهر ری٬ از فعالان دفاع از کودکان کار و خیابان و فعال کارگری است، روز شنبه ۲۲خرداد در تهران توسط نیروهای وزرات اطلاعات دستگیر شد.
به گزارش کلمه، براساس حکم صادر شده از سوی صلواتی، بهنام ابراهیم زاده باید مدت ۱۰ سال را در زندان رجایی شهر کرج و ۱۰ سال دیگر را در زندان اوین بگذراند.
وی در کنار فعالیتهای خود برای کارگران و کودکان ، وبلاگ نویسی نیز می کرد . اغلب وشته های وی در باره حقوق کودکان کار و خیابان است.
محمد حسین مظفری فعال دانشجویی در پی احضار به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات پس از چند ساعت بازجویی ، بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
به گزارش ادوار نیوز این فعال دانشجویی ساعت ۸ صبح امروز به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات احضار شده و پس از بازجویی با صدور قرار بازداشت به مکان نامعلومی منتقل شد.
گفتنی است پیش از این نیز نیروهای امنیتی اقدام به بازداشت این فعال دانشجویی کرده بودند که به علت عدم حضور در منزل مامورین موفق به بازداشت وی نشدند.
به گفته مادر حسین مظفری فشارهای وارده به این فعال دانشجویی و خانواده وی از مدت ها پیش آغاز شده بود.
مادر این فعال دانشجویی می گوید: « واقعا نمی دانیم حسین را به چه اتهامی بازداشت کردند. مدتها بود که نهادهای امنیتی او را به بازداشت می کردند و در این مدت مدام پسرم را برای بازجویی احضار می کردند و ما هر لحظه در بیم و هراس بازداشت او بودیم.
از وضعیت محمد حسین مظفری و محل نگه داری وی تاکنون خبری در دست نیست.
به گزارش کلمه از سوی دیگر عادل محمد حسینی از جوانان اصلاح طلب که هفت روز از بازداشتش می گذرد بالاخره با خانواده خود تماس گرفت.
این تماس کوتاه شب گذشته اتفاق افتاد.
کلمه- آل طاها: تجمع ۹ دی ماه ۸۸، تجمعی به ظاهر مردمی بود. چند روزی بیشتر از عاشورا نگذشته بود و امکان بسیج مردم بر مبنای احساسات و تعلقات مذهبی – بیش از پیش – فراهم بود. سازمان تبلیغات اسلامی فراخوان داد و تجمع «رسمیت» یافت. صدا و سیما سه شبانه روزِ تمام برای این تجمع تبلیغ کرد. دولت و امکانات دولتی برای حضور در این تجمع بسیج شدند. ادارات دولتی را دو ساعت زودتر تعطیل کردند، گروههای متعددی را با وسائل دولتی به محل تجمع انتقال دادند و کارمندان دولت را به حضورِ اکید در آن سفارش کردند. تجمع ۹ دی با سخنرانی «امام جمعهٔ مشهد» در «میدان انقلابِ تهران» برگزار شد. میدانی که در دست تعمیر بود و جمعیت چندانی را بر نمیتافت.
۹ دی ۸۸، «میدان انقلاب در دست تعمیر» بود. کسانی که تجمع نهم دی را شکل دادند، «گم شدهای» داشتند. آنها از ۲۲ خرداد ۸۸ به بعد، در هیچکدام از «روزهای انقلابی و مردمی» نتوانسته بودند خود را بیابند. نه طرفدارانشان را، نه شعارهایشان را، نه عکسهایشان را. گویی هیچکدام از روزها مال آنها نبود. نه روز قدس، نه ۱۳ ابان، نه ۱۶ اذر، نه تاسوعا و نه عاشورا. گویی آنها به هیچکدام از این روزها «تعلق» نداشتند. آنها «دیگران» بودند و روز نهم دی ماه ۸۸ «روزی برای دیگران» بود. پس «دیگران» در این روز به جستجو برآمدند و خود را یافتند و «هویت» خود را تعریف کردند و به جهتِ اطمینان، «مـــا» را «مشتی گوساله و بزغاله» نامیدند.
یکسال گذشته است و درسالروز نهم دی، تاکتیک جدید ابلاغ میشود. نهم دی ماه، باید «شخصیت» بیابد تا دیگران «هویت» بیابند. نام شخصیتهای انقلاب را به صراحت بیاورید و به آنها بتازید. نهم دی ماه «روز پیروزی» است. پیروزی در جنگی ۸ ماهه، بزرگتر و عظیمتر از جنگی ۸ ساله. «انقلاب سوم!» انقلابی بزرگتر از «انقلاب اسلامی» و – لابد – ۹ دی ماه بزرگتر از ۲۲ بهمن. روزی در برابر همهٔ روزهای مردم. روزی در برابر «۲۵ خرداد ۸۸، روزِ مردم». «روز نهم دی شروع تاریخ است؛ همانند برخی از روزهای بزرگ زندگی بشر که تاریخ دوباره از آنجا نوشته شد!!»، پس در سالگرد این روز تاریخی، «امروز را دریابید و دیروز را تحریف کنید، حتی اگر فردا هم نابود شود».
در سالروز نهم دی، «انقلاب در دست تعمیر و تحریف» بود. راز جنبش و جوش و یورش مضاعفِ یاران کودتا در این ایام همین است. این روزها، تریبونهای کودتا، بارها اعتراف کردند که «هیچکدام! از شرکت کنندگان در تجمع ۹ دی هیچ عکسی از احمدی نژاد در دست نداشتندو شعاری در حمایت از او سر ندادند». مدیر مسئولِ کیهان وسردبیر سابق کیهان هم مخصوصاً این عبارت را به کار گرفتند و تکرار کردند و آن را نشان دهندهٔ «بصیرت» برگزارکنندگان دانستند. عبارتی که تعمیق در آن، نه تنها هویت کسانی را که تجمع نهم دی ماه را برگزار کردند، افشا میکند بلکه بر «سازمان یافته بودن» این تجمع نیز گواهی میدهد.
نماینده زرند در مجلس گفت: دولت باید در راستای اجرای هدفمندکردن یارانهها سیاستهای جبرانی نسبت به حقوق بازنشستگان را اجرایی کند.
حسین امیری خامکانی در گفت وگو با خانه ملت در خصوص وضعیت بازنشستگان و هدفمند کردن یارانه ها اظهار داشت: بازنشستگان به دلیل اینکه فرزندان آنها به طور معمول ازدواج کرده و دارای نوه هستند، بعد از هدفمندکردن یارانه ها از لحاظ اقتصادی با مشکلات عدیده ای مواجه هستند.
وی خاطرنشان کرد: مشکلات بازنشستگان تنها مربوط به پایین بودن حقوق آنها نمی شود، بلکه ما حتی شاهد این هستیم در بسیاری از مواقع برخی از اداره ها، سازمانها و صندوق های بازنشستگی حقوق بازنشستگان را با تاخیر می پردازند.
این نماینده مردم در مجلس افزود: اجرای هدفمندکردن یارانه ها موجب شده تا بازنسشتگان به شدت در تنگنا قرار گیرند.
عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: دولت می تواند حمایت های مورد نظر را به صورت نقدی به صندوق های بازنشستگی و حمایت های غیر نقدی را نسبت به بازنشستگان به عمل آورد.
امیری یادآورشد: بازنشستگان صنعت فولاد متاسفانه در حال حاضر حقوق های خود را به طور معمول با تاخیر ۲ یا ۳ ماهه دریافت می کنند.
وی خاطرنشان کرد: لازم است دولت و نمایندگان مجلس شورای اسلامی از بازنشستگان حمایت های لازمه را به عمل آورند.
کلمه: عاشورای ۸۸ تهران، ناگفتههای زیادی دارد. ناگفتههایی که هیاهوی دروغ ها و تهمت ها نیز نمیتواند آنها را از ذهن هزاران هزار تنی که شاهد جنایات آن روز بوده اند، پاک کند. برخی از این ناگفته ها، کم کم به زبان می آیند. یکی، همین نوشته ای است که در زیر می خوانید؛ روایت یک شهروند از صحنه هایی که در آن روز دیده است:
با وجود اینکه روزها از عاشورای خونین می گذرد، هرگز نتوانسته ام چشمان باز جسدی را که جلوی رویم در مقابل گارد ویژه قرار گرفت و جنازه اش به ناکجا آبادی منتقل شد فراموش کنم. شهیدی که اسمش را نمی دانم و رسمش را نمی شناسم. اما خود را موظف می دانم که درباره اش بنویسم تا فقط برگ کوچکی باشد از تاریخ روزهای سبزمان. مردی حدود ۴۰ ساله، با محاسن و چشمانی باز با گلوله ای که بر سمت چپ بدنش درست زیر قلبش نشسته بود.
از آن روز به او بارها فکر کرده ام و هرگز نتوانسته ام لحظات جان سپردنش را در مقابل چشمانم از یاد ببرم. من هم آن روز به عنوان یک شاهد عینی که این روزها زیاد از آن یاد می شود، فقط گوشه ی کوچکی از مشاهداتم را می نویسم.
در آن روز، خون یکی از شهروندان جلوی چشمانم ریخته شد و من هر گز نمی توانم چشمان باز او را که شاید بر آن همه ظلم باز مانده بود، فراموش کنم. او زیر پل کالج تیر خورد و بر دستان مردمی که با ندای هیهات من الذله و یا حسین حرکت می کردند، حمل می شد. پیراهن را از تنش درآورده بودند. جای گلوله به خوبی بر سمت چپ بدنش مشخص بود.
مردم به سمت چهار راه ولی عصر حرکتش می دادند تا شاید جسد بی جانش را به جایی برسانند. از هر گوشه و کنار صدای ضجه و زاری می آمد. زنی مسن با دیدن این صحنه نقش بر زمین شد … انگار عجیب بود! خیلی عجیب. اینکه در خیابان های شهر من این طور در روز روشن و در ظهر عاشورا کسی این گونه کشته شود.
مردم جسد را یا حسین گویان حمل می کردند و گارد ویژه هم از سوی دیگر خیابان پیش می آمد، مثل همیشه تا بن دندان مسلح. مردم جنازه را به سویشان گرفتند، شاید کمی دلشان نرم شود و جنازه را بدون درگیری تحویل بگیرند.
آنها بدون هیچ حرکتی ایستادند. مردم جنازه را بر زمین درست مقابل پاها و باتوم های شان گذاشتند و پیرمردی رو به گاردی ها گفت: این هموطن شماست! هموطن ما … اما حرفهایش خیلی زود در اثر شلیک گاز اشک آور قطع شد و خیلی زود و در چشم بر هم زدنی جمعیتی که جسد شهید را حمل می کردند، به سرفه افتادند و بعد در کمتر از چند ثانیه پیکر شهید ناپدید شد. لابد جنازه شهید را بردند تا روزهای بعد، خیلی دیرتر از زمانی که خانواده اش انتظار بازگشتش به خانه را دارند، تحویلشان بدهند. هرگز نمی توانم انتظار همسر، مادر و شاید فرزندان او را به خانه تصور کنم. انتظاری که هرگز دیگر نتیجه ای نخواهد داشت. اما من و ما هرگز نمی توانیم این صحنه را فراموش کنیم. صحنه چشمان باز کسی را که فقط به خاطر اعتراض و یا شاید باز پس گرفتن رای اش، جان باخت.
کلمه – گروه سیاسی: تلاش برای رونمایی از حقیقت، آنجا آغاز شد که میلیون ها شهروند ایرانی در نتیجه اعلام شده انتخابات خرداد ۸۸ تردید کردند.
خرد جمعی و وجدان عمومی جامعه با توجه به مشاهدات خود در روزهای پیش از انتخابات و اعلام نتیجه زود هنگام و پر ابهام، از پذیرش ادعای وزارت کشور و شورای نگهبان یک دست و هماهنگ، سر باز زد و خواستار بیان حقایق شد.
از همین مرحله بود که یا می بایست واقعیات بر ملا می شد و یا پرده هایی ضخیم و پی در پی بر حقیقت می کشیدند تا پوشاننده تقلب گسترده ای باشد که جمهوریت و اسلامیت نظامی بر آمده از یک انقلاب عظیم را به تندباد نابودی سپرده بود.
در مقابل حرکات شتاب زده کودتاچیان که حتی پیش از پایان ساعت رای گیری با حمله به ستادهای انتخاباتی آغاز شد، مردم در حرکت هایی اعتراضی و در عین حال مسالمت جویانه و آرام خود به میدان آمدند و خواهان روشن شدن حقیقت شدند. اجتماع ۳ میلیون نفری ۲۵ خرداد که به رغم تهدیدات نیروهای امنیتی و انتظامی شکل گرفت، نقطه عطفی در تاریخ جنبش های مردمی بیش از یک صد سال اخیر ایران بود. اما ادعای حمله به پایگاه مقداد و کشتار کور و بی رحمانه جوانان برومند در پایان آن راهپیمایی آرام و متین، حقایق تلخ دیگری را آشکار کرد.
گوش شنوایی نمانده بود و اراده سرکوب مردم به هر شکل ممکن، می رفت تا پایه های امپراطوری دروغ را هر روز بیش از پیش محکم کند.
پس از آن، روش برگزیده کودتاچیان همین بود که با تبلیغات گسترده و هوچی گری به ویژه با میدان داری رسانه به اصطلاح ملی، چهره حقیقت را با دروغ های بزرگ بپوشانند. در این میان نهم دی ماه ۸۸ برای کودتاچیان نقطه عطفی به حساب می آید. اما به واقع ملت ما تا پیش از نهم دی ماه سال گذشته چه تجربیاتی را از سر گذراند؟ مروری خلاصه و کوتاه بر ادعاهای متفاوت و پرده های متعدد بر حقایق، به این مناسبت خالی از فایده نخواهد بود:
کتمان ها و دروغ هایی که در مورد نحوه شهادت شهیدان جنبش سبز مطرح شد. از سناریوهای متعددی که برای شهید ندا آقا سلطان سر هم کردند تا اعلام کشته شدن بسیجیان که بالاخره به طور قاطع و روشن هیچیک از آنان معرفی نشده مگر اینکه نام شهدای سبز را به جای ایشان اعلام کردند؛
فشار بر خانواده های کشته شدگان برای اینکه علت فوت عزیز از دست رفته شان را اعلام نکنند. در موارد متعددی در قبال تحویل جنازه تعهد گرفته شده که علت مرگ تصادف یا حادثه دیگری اعلام شود؛
عدم مجوز برای برگزاری مراسم ترحیم کشته شدگان و ارعاب و حمله و دستگیری اعضای خانواده ها؛
اعزام گروهی با یونیفورم هلال احمر در همراهی با مقامات استانداری به منزل کلیه شهدا به منظور توجیه ایشان که قاتل فرزندان شما منافقین بوده اند؛
عدم پاسخگویی مقامات قضایی به شکایت خانواده ها و پیشنهاد دریافت دیه و صرف نظر از شکایت برای یافتن و مجازات قاتلین؛
دستگیری و محکومیت طولانی مدت فعالین و آگاهان اجتماعی و سیاسی و دانشجویی؛
برگزاری دادگاههای فرمایشی و اخذ اعترافات دروغین در حین شکنجه های طاقت فرسا؛
سانسور شدید روزنامه ها و فیلترینگ سایت ها و بلاگ ها؛
چگونگی برخورد نیروهای امنیتی و انتظامی با دستگیرشدگان از جمله ماجرای کهریزک و کوی دانشگاه و تناقضات آشکار میان ادعاها و عملکردها؛
ایجاد محدودیت شدید برای رهبران جنبش سبز به نحوی که ارتباط آنها با بدنه جامعه قطع شود؛
ایراد اتهامات گسترده و خلاف واقع به جنبش سبز و رهبران آن بدون دادن اجازه پاسخگویی؛
داستان پر ابهام آتش زدن عکس امام خمینی در دانشگاه که مجوزی برای سناریوهای بعدی کودتاچیان باشد؛
سناریوی کف زدن وتخریب در عاشورای ۸۸ به رغم حضور میلیونی جمعیت عزادار برای احقاق حق و به پیروی از آرمانی های دینی و آزادی خواهانه جامعه ایران؛
و بالاخره برگزاری مراسم نهم دی ماه در میدان انقلاب که به صورت فرمایشی و با تمهیدات گسترده دولتی برای شرکت دراین مراسم صورت گرفت، اگر چه جمعیت حاضر به یک دهم جمعیت ۲۵ خرداد ۸۸ نرسید.
اینها و دیگر مواردی از این دست، همه پرده هایی بود که بر حقیقت تقلب در انتخابات ریاست جمهوری و حق طلبی مردم کشیده شد.
… و نماد بارز و عینی این پرده پوشی را امسال در روز ۱۶ آذر دیدیم که چگونه پرده ای ضخیم را شبانه مقابل درب اصلی دانشگاه تهران کشیدند تا هر آنچه روز بعد توسط دانشجویان صورت می گیرد از چشم مردم پوشیده بماند. درست مانند پرده رنگارنگ و منقوشی که روز نهم دی سال گذشته بر سرکوب و کشتار مردم در عاشورای حسینی و روزهای پیش از آن کشیده شد.
کلمه: غلامحسین عرشی، ۳۱ساله و از شهروندان معترض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری از یک سال پیش در زندان اوین به سر میبرد. او در مدت بازداشتش به دلیل شرایط بد زندان و همچنین برخورد نامناسب ماموران زندان تاکنون دو بار دست به اعتصاب غذا زده است که به آخرین آنها ده روز پیش پایان داد. او همچنین در مرداد ماه سال گذشته به همراه ۱۶ زندانی سیاسی دیگر دست به اعتصاب غذا زد. عرشی در نامهای به دادستان تهران از آنچه در مدت بازداشتش بر او گذشته سخن میگوید و برخی از ناگفتههای دوران حبس و بازجوییاش از جمله شکنجهها و کتکهایی که از سر گذرانده را بر ملا میسازد.
او در این نامه خطاب به دادستان تهران مینویسد وقتی که از بازجوهایش درخواست میکرده به خاطر خدا او را کتک نزنند و نخواهند او دروغ بگوید آنها در جواب او چنین میکردند: «آنها در این مرحله دستان مرا با دستبند آهنی به صندلی بستند و با کابل و سیم مفتول به جانم افتادند. به گونهای که تا ماهها آثار کابل و ضربات سیم مفتول بر روی بازوها و پاهایم به جای مانده و مورد تایید هم بندانم نیز هست. بازجوها برای اجبار به اعتراف به کار نکرده، یعنی آتش زدن خودروهای پلیس، به ضرب و شتم با کابل و سیم قناعت نکرده و با بازکردن پاهای من در حالی که دستانم بسته بود، بیضههای مرا به شدت فشار میداده و به آنها ضربه می زدند به گونهای که فریاد من از درد و ضعف به هوا می رفت و جواب التماس و استغاثههای من تنها فحشهای ناموسی بود.»
نامه عرشی که از زندان اوین خطاب به دادستان تهران، نوشته شده و توسط یاران گمنام جنبش سبز در اوین در اختیار کلمه قرار گرفته است به شرح زیر است:
دادستان محترم تهران
اینجانب غلامحسین عرشی به دنبال حوادث عاشورای ۸۸ توسط پلیس امنیت تهران بازداشت شده و در دادگاه بدوی به ۴ سال و نهایتا در دادگاه تجدید نظر به یک سال حبس محکوم شدهام و در حال حاضر مدت ۹ ماه است که در حال تحمل کیفر در بند ۳۵۰ زندان اوین هستم. آنچه مرا برآن داشت تا بدینوسیله در نامهای سرگشاده مواردی را در خصوص روند رسیدگی به پروندهام به اطلاع شما برسانم؛ آن است که حوادث رخ داده برای من در طول مدت تحقیقات مقدماتی در پلیس امنیت تهران و همچنین بازپرسی و جلسات دادگاه به گونهای بوده است که به باور من خارج از انصاف و عدالت و بر خلاف قوانین دادرسی کشور بوده و بعضا مصداق بارز شکنجه و آزار و اذیت متهم به جهت اجبار او به اقرار خلاف واقع است.
در روز عاشورای ۸۸، بنده همانند صدها هزار تن دیگر از شهروندان تهران به جهت برگزاری مراسم این روز مقدس در خیابانهای شهر حضور داشتم که در ساعات میانی روز شاهد حملات خشونت آمیز پلیس ضد شورش علیه مردم بودم، خشونت به کار رفته علیه مردم، علی الخصوص زنان و دختران به گونه ای بود که خون هر غیرتمندی را به جوش می آورد به صورتی که منجر به درگیری شدید مردم با پلیس ضد شورش شد.
دادستان محترم تهران؛
اینجانب در تاریخ ۱۷ بهمن ماه از طریق عکسی که از درگیریهای این روز در سایت ناجا و گرداب و روزنامه ی امین جامعه منتشر شده بود شناسایی شده و توسط پلیس امنیت تهران به وسیله ی تیمی ۸ نفره از ماموران پلیس امنیت بازداشت شده و به مقر این نیرو منتقل شدم. بازجویی از بنده پس از یک شب توسط دو نفر لباس شخصی آغاز شد. انها از من می خواستند که اعتراف کنم صاحب عکس منتشر شده در سایت گرداب سپاه هستم و در مرحله ی دوم مسئولیت به آتش کشیده شدن چندین خودروی گارد ضد شورش را بر عهده بگیرم. من در پاسخ اگرچه عکس منتشر شده را متعلق به خود میدانستم، اما با قاطعیت به ماموران و بازجو یان اعلام کردم که نه تنها نقشی در به آتش کشیدن اموال عمومی نداشتم، بلکه مطابق عکس و فیلمهایی که خود ماموران در اختیار داشتند، ماموران گارد ضد شورش را که توسط مردم خشمگین محاصره شده بودند از خشم مردم نجات دادم.
بازجوهای پلیس امنیت اما در جواب حرفهای من با مشت و لگد به جانم افتادند و با گفتن رکیکترین فحشهای ناموسی، به من و خانوادهام مرا تهدید کردند که در صورت عدم اعتراف به آتش زدن خودروهای پلیس، عاقبت سختی در انتظارم است. در دومین جلسه بازجویی، من که از نحوه ی برخورد خشونت آمیز و تحقیرآمیز بازجوها در جلسه قبل به ستوه آمده بودم، حتی تعلق آن عکس به خود را نیز تکذیب کردم و به آنها یادآور شدم که به خاطر خدا از کتک زدن و فحاشی به من دست بردارند و اقرار به گناه ناکرده را از من نخواهند. به آنها گفتم که من پاسخگوی کار خود هستم و علی رغم انتشار عکس از خانه متواری نشده ام. بازجوها در جواب من با توهین و فحاشی می گفتند: «اگر در رحم مادرت می رفتی تو را بیرون می کشیدیم. در اینجا ما هستیم که برای تو تصمیم میگیریم، نه خدا». آنها در این مرحله دستان مرا با دستبند آهنی به صندلی بستند و با کابل و سیم مفتول به جانم افتادند. به گونهای که تا ماهها آثار کابل و ضربات سیم مفتول بر بازوها و پاهایم به جای مانده و مورد تایید هم بندانم نیز هست. بازجوها برای اجبار به اعتراف به کار نکرده، یعنی آتش زدن خودروهای پلیس، به ضرب و شتم با کابل و سیم قناعت نکرده و با بازکردن پاهای من در حالی که دستانم بسته بود، بیضههای مرا به شدت فشار میداده و به آنها ضربه میزدند به گونهای که فریاد من از درد و ضعف به هوا میرفت و جواب التماس و استغاثههای من تنها فحشهای ناموسی بود.
دادستان محترم تهران؛
اینجانب بعد از جلسات بازجویی، آن هم به این شکل، برای بازپرسی به دادگاه انقلاب مستقر در اوین منتقل شدم. بازپرس من، قاضی اسدی، بازپرس شعبه ۵ دادسرای تهران، تمامی اعتراضات من به ضرب و شتم و شکنجه را ناشنیده گرفت و تنها گفت: «جرم تو محاربه است و حکم محاربه معلوم است. اما اگر مسئولیت آتش کشیدن خودروهای پلیس را بپذیری به تو تخفیف می دهیم و تنها تو را جریمه خواهیم کرد.» اما من زیر باز این اجبار بازپرس اسدی نرفته و تنها مسئولیت عکس خود را پذیرفتم.
سرانجام بعد از ۱۰ روز فشار و آزار و اذیت در پلیس امنیت تهران به بند ۲۴۰ زندان اوین و سپس به بند ۳۵۰ منتقل شده و توانستم با خانوادهام تماس گرفته و آنها را از نگرانی درآورده و از وضعیت خودم در زندان مطلع سازم.
جناب آقای جعفر دولت آبادی؛
اینجانب در مرحله دادگاه بدوی از حق انتخاب وکیل محروم بودهام. قاضی صلواتی رئیس شعبه ۱۵ دادگاه به استناد همان عکس مرا به اتهام اجتماع و تبانی به ۴سال حبس محکوم کرد و شکایت مرا که هنوز رد کابل و سیم مفتول بر بدنم موجود بود و بیضههایم از شدت ضربه سیاه بود را ناشنیده گرفت. در مدت ۹ ماه حضور در زندان اوین، اینجانب تا کنون از ملاقات حضوری که حق طبیعی زندانی و خانواده اواست محروم بودهام و به دلیل انتقال به زندان انفرادی در مرداد ماه گذشته و شرکت در اعتصاب غذای اعتراضی به همراه جمعی دیگر از زندانیان، دچار نارسایی کلیوی شدهام، اما متاسفانه زندان اوین از ارائه کوچکترین امکان درمانی به جز قرصهای آرام بخش! خودداری می کند. در ۹ ماه اخیر درخواستهای متعدد من برای ملاقات با شما بی جواب مانده و برخورد من با مسئولان زندان و ماموران دادستانی تنها به این مسئله منتج شده که آنها مرا تهدید به افزایش میزان حبس به دلیل شرکت در اعتصاب غذا کرده و مرا از هرگونه امکان ملاقات یا مرخصی و یا آزادی مشروط محروم کرده ا ند.
امروز که این مطلب را خطاب به شما مینویسم هدفی جز اطلاع رسانی به مردم شریف ایران زمین در زمینه ی برخورد ماموران به اصطلاح امنیتی با معترضان به انتخابات و برخورد غیر عادلانه ی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی با دستگیر شدگان عاشورا و حوادث بعد از انتخابات ندارم. و این امر بر من و دیگر دربندشدگان در نظام جمهوری اسلامی ثابت شده است که هیچ گونه رسیدگی به وضع حال حاضر ما و بلایایی که بر سر ما آمده است از سوی دستگاه قضایی نخواهد شد، همچنان که این امر از سوی شما و دیگر همکارانتان در ماههای گذشته ثابت شده است.
در پایان بار دیگر تاکید میکنم که جرم من در روز عاشورا تنها جلوگیری از آسیب رسیدن به ماموران جمهوری اسلامی است که در دست خشم ملت ایران، تاوان رفتار وحشیانه خود را می دادند و به وسیله ی من و امثال من زنده ماندند و مورد عفو مردم مهربان این سرزمین قرار گرفتند. ۴ سال محکومیت من، احتمالا به علت نجات دادن ماموران نظام جمهوری اسلامی است.
غلامحسین عرشی
بند ۳۵۰ زندان اوین
یک عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس فاش کرد که براساس گزارش تفریغ بودجه ۸۷ کل کشور که به تصویب کمیسیون برنامه و بودجه رسیده است، تخلف دستگاههای دولتی از قانون بودجه یاد شده ۳۳ درصد نسبت به سال قبل افزایش یافته است.
به گزارش فارس، عباسعلی نورا در مورد گزارش تفریغ بودجه گفت: طبق اطلاع نایب رئیس مجلس گزارش تفریغ بودجه ۱۳۸۸ از دیوان محاسبات تقدیم هیئت رئیسه شده اما گزارش تفریغ بودجه ۱۳۸۷ که سال گذشته تقدیم مجلس شده بود در کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس بررسی شده و ظرف این هفته در صحن مجلس در یک جلسه علنی قرائت میشود.
این عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس تصریح کرد: براساس گزارش تفریغ قانون بودجه ۱۳۸۷ که به زودی بعد از بررسی در کمیسیون بودجه در صحن مجلس قرائت میشود بیش از ۷۲ درصد بندها و اجرای قانون بودجه ۸۷ دارای تخلف بوده که حاکی از عدم رعایت احکام قانون بودجه است و فقط ۲۸ درصد از بندهای قانون بودجه توسط دستگاههای دولتی در آن سال رعایت شده است.
نورا افزود: در مقایسه با سال قبل در قانون بودجه ۱۳۸۷ بیش از ۳۳ درصد افزایش عدم رعایت قانون اتفاق افتاده و ۶۳۱ مورد تخلف در گزارش دیوان محاسبات مشاهده شده که عمده این تخلفات در بخش نفت و گاز و واردات بیش از حد بنزین بوده است.
نماینده زابل و زهک در مجلس افزود: همچنین از موارد تخلف دولت از احکام قانون بودجه در بخش خصوصیسازی و نیز اختصاص یک درصد از درآمد عمومی دستگاههای دولتی به امر پژوهش بوده است که با تخلف همراه شده است.
نورا با انتقاد از خود مجلس گفت: البته این ایراد به مجلس نیز وارد است که گزارش تفریغ بودجه ۸۷ را در سال گذشته دریافت کرد اما گزارش بررسی آن به تازگی برای قرائت در جلسه علنی صحن مجلس آماده شده است.
عضو کمیسیون تلفیق مجلس خاطرنشان کرد: اگر افزایش ۳۳ درصد تخلف دستگاههای دولتی از قانون بودجه اتفاق افتاده بعد از ابلاغ به واحدهای مختلف و مربوطه در مراحل مختلف کمیسیونها قرار میگیرد که اگر واقعا هیئت عمومی و مستشاران دیوان محاسبات این گزارشها را تأیید کردند به دایره قضایی دیوان محاسبات که زیر نظر آقای اعرابی قرار دارند ارجاع میشود و پس از بررسی پروندهها دستگاههای متخلف اداری برای صدور حکم قضایی در دیوان محاسبات و دادگاه مربوطه آن حکم صادر میشود.
نورا افزود: تخلف قانونی دستگاههای دولتی به دولت ابلاغ میشود که شامل تذکر، توبیخ و جریمه میشود و در حال حاضر بسیاری از وزرای سابق گرفتار دیوان محاسبات هستند.
این نماینده مجلس گفت: بسیاری از تخلفات قانونی ناشی از بینظمی قانونی است که مقامات بالاتر دستور میدهند «جهت اقدام» یعنی طبق قانون انجام شود و مسئولان پایین دست آن دستورات را اجرا میکنند که مقامات پایین گرفتار دادگاه میشوند.
عضو کمیسیون تلفیق مجلس افزود: یکی از موارد مهم تخلف تفریغ بودجه ۱۳۸۷ کل کشور این است که مبلغ ۳۴ هزار و ۶۷۳ میلیارد و ۶۳۸ میلیون و ۴۷۲ هزار و ۲۰۲ ریال یعنی حدود ۳۵ هزار میلیارد ریال اضافه بر سقف مجلس واردات صورت گرفته است.
وی در مورد تخلف دستگاههای دولتی مبنی بر اختصاص بخشی از بودجههای عمرانی خود به پرداخت حقوق و دستمزد و بودجههای جاری گفت: این موارد را خود دولت در تخصیص اعتبارات طرحهای عمرانی پیشبینی میکند که درصد اختصاص را پایین در نظر میگیرد و بودجهها را برای جاری اختصاص میدهد.
اگرچه بسیاری از نمایندگان مجلس ظاهرا در مصاحبهها و نطقهای خود از اجرای هدفمند کردن یارانهها حمایت میکنند و از لزوم همراهی مردم با آن سخن میگویند، اما تذکرات کتبی آنها نشان میدهد که نگرانیهای گستردهای در خصوص تبعات اجرای این طرح دارند.
به گزارش خبرآنلاین، از میان پنج نمایندهای (زاکانی، زارعی، موسوی سرچشمه، عابدی و کاظم موسوی) که در جلسه علنی امروز مجلس نطق کردند، سه نفرشان (موسوی سرچشمه، کاظم موسوی و زارعی) از اجرای قانون هدفمند کردن یارانهها حمایت کردند.
این درحالی است که از ۱۲ نمایندهای که به وزرا و رئیسجمهور تذکر کتبی دادند، ۷ نماینده نگران نحوه اجرای قانون هدفمند کردن یارانهها بودند. اما آنها بیآنکه به طور مستقیم از این قانون انتقاد کنند، درباره نحوه توزیع گازوئیل و نارساییهای روستایی، کیفیت نان و واردات میوه و محصولات کشاورزی به ایران تذکراتی را به وزرای بزرگانی و کشاورزی دادند.
از جمله تذکر مصطفی کواکبیان نماینده سمنان به وزیر کشاورزی درخصوص توجه به سوخت واحدهای مرغداری در سرخه که ناشی از نگرانی وی از افزایش قیمت گازوئیل برای استفادههای روستاییان بود. نگرانی مشابهی که در تذکرات عسگر جلالیان نمیانده دیر، کنگلان به وزیر کشاورزی در خصوص تسریع در حل مشکل سوخت قایق های صیادی در شهرستان های دیر و کنگان و تذکر علی اکبر اولیاء و کاظم فرهمند نمایندگان یزد، به وزیر جهاد کشاورزی درخصوص رسیدگی فوری به مشکل سوخت گلخانه داران برای جلوگیری از خسارت بیشتر کشاورزان، دیده شد.
تذکر نصرالله ترابی نماینده شهر کرد به وزیر بازرگانی درخصوص نظارت بر کیفیت نان باتوجه به آزادسازی نرخ آرد و نان و تذکر علی بنایی نماینده قم خطاب به همین وزیر درخصوص تامین آرد نانوایان استان قم از طریق استان های مجاور و عدم تحویل گندم بی کیفیت به سیلوهای این استان نیز در همین راستا قابل ارزیابی است.
تذکر سلمان ذاکر نماینده ارومیه به وزیر بازرگانی وکشاورزی درخصوص عدم جلوگیری از ورود بی رویه سیب و پرتقال به داخل کشور قبل از فروش محصولات داخلی را هم میتوان به این فهرست افزود.
احسان عبده تبریزی به هفت سال حبس محکوم شد.
به گزارش جرس، یکی از نزذیکان احسان عبده تبریزی با اعلام این خبر گفت: دو سال از این هفت سال حکم، به خاطر توهین به رهبری، سه سال به خاطر اجتماع و تبانی علیه نظام و دو سال به اتهام رابطه با عوامل خارجی قید شده است.
عبده که در انگلستان مشغول به تحصیل بود، هنگام ورود به ایران، در فرودگاه بین المللی امام بازداشت و روانه زندان اوین شد. وی در تمام این مدت به صورت کاملا بلاتکلیف در زندان اوین به سر می برد و هر بار بازجویان وزارت اطلاعات با آزادی او مخالفت می کنند.
احسان عبده تبریزی دانشجوی دکترای دانشگاه دورهام انگلستان است. حسین عبده تبریزی، پدر احسان، یکی از منتقدان سیاست های اقتصادی دولت احمدی نژاد و دبیر اسبق بورس تهران بوده است. وی بارها با نقدهای جامع اقتصادی در روزنامه سرمایه، واکنش های دولتیان را برانگیخته بود. او از جمله ۷۰ اقتصاددانی بود که در نامه هایی سرگشاده، رفتار و عملکرد اقتصادی دولت را به نقد کشیده بودند.
احسان عبده تبریزی به همراه تعداد دیگری از زندانیان سیاسی در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می برد..
نایبرئیس اتحادیه چاپخانهداران تهران از افزایش بهای انواع کاغذ و مقوا طی روز جاری خبر داد و نسبت به توقف فعالیت واحدهای چاپی در آستانه شب عید و همزمان با افزایش سفارشهای آنها هشدار داد. وی برای نمونه به افزایش قیمت هر کیلو کاغذ گلاسه از ۱۲۵۰ تومان دیروز به ۱۷۰۰ تومان امروز اشاره کرد که نشان از افزایشی ۳۶ درصدی در یک روز دارد!
میریونس جعفری در گفتوگو با مهر، با اشاره به صدور مجوز افزایش حمل و نقل به ترابریها در شب گذشته، گفت: بعد از این اعلام، امروز (یکشنبه ۱۲ دی) قیمت هر کیلو مقوای پشتطوسی به ۱۲۰۰ تومان رسید در حالی که تا یکی دو ماه پیش ۷۵۰ تومان بود.
وی افزود: قیمت کاغذ تحریر ساخت کره جنوبی نیز که تا هفته گذشته بندی ۳۱ هزار تومان بود، امروز به ۳۴ هزار تومان در هر بند رسیده است.
نایبرئیس اتحادیه چاپخانهداران اضافه کرد: هر بند کاغذ تحریر ۸۰ گرمی هم که تا دیروز ۴۳ هزار تومان بود، امروز ۴۵ هزار تومان فروخته میشود.
جعفری گفت: بهای هر کیلو کاغذ گلاسه هم امروز به ۱۷۰۰ تومان رسیده است این در حالی است که اتحادیه چاپخانهداران تا دیروز این کاغذ را کیلویی ۱۲۵۰ تومان میفروخت.
وی با اشاره به افزایش سفارشات چاپخانهها به ویژه برای چاپ تقویم، سررسید و کارت پستال با نزدیک شدن به شب عید، افزود: متاسفانه همه کاغذها اعم از ایرانی و خارجی حداقل ۳۰ درصد افزایش قیمت داشتهاند و کار چاپخانهها را به شدت با بحران روبرو کردهاند.
نایبرئیس اتحادیه چاپخانهداران با اشاره به نارضایتی کارگران چاپخانهها از افزایش هزینههای رفت و آمد و در عین حال ثابت ماندن دستمزدهایشان، گفت: متاسفانه هیچ سهمیهای برای سوخت چاپخانهها اعم از بنزین، نفت و روغن اعلام نشده است. به عنوان مثال بنزینی که منِ چاپخانهدار برای سفارشهای چاپی استفاده میکنم، الان لیتری ۷۰۰ تومان است.
جعفری در عین حال از رایزنی اتحادیه چاپخانهداران با وزارت بازرگانی و وعده اعضای مجمع امور صنفی این وزارتخانه برای تخصیص سهمیه سوخت مستقل به واحدهای چاپی در آستانه شب عید خبر داد و افزود: امیدوارم این سهمیه که مربوط به بنزین، نفت و دیگر مواد اولیه مورد نیاز چاپخانههاست، هر چه زودتر تخصیص یابد، در غیر این صورت واحدهای چاپی در کار خود با مشکلات جدی روبرو خواهند شد.
در پی اظهارات جواد شمقدری معاون سینمایی وزیر ارشاد مبنی بر اینکه جعفر پناهی میتواند حبس تعزیری خود را با پول بخرد، وکیل مدافع این کارگردان سینما ضمن تکذیب این موضوع، گفت: «اظهارات آقای شمقدری در رابطه با حکم صادر شده درباره موکلم با واقعیت مطابقت ندارد.»
به گزاش دادنا، فریده غیرت گفت: «اگر در حکم موکل بنده، حبس، مجازات یا زندان، قابل خرید و تبدیل به جزای نقدی باشد حتما در حکم صادر شده قید میشد. در عین حال این حکم قطعی نیست و در دادگاه بدوی صادر شده است.»
وی خاطرنشان کرد: «هرگز چنین چیزی در حکم مقرر نشده که پناهی بتواند به میل خود، حکم صادرشده را با پرداخت نقدی بخرد. ضمن اینکه این حکم هنوز در دادگاه تجدیدنظر مورد بررسی مجدد قرار نگرفته و تصمیم نهایی دراینباره صادر نشده است.»
وکیل جعفر پناهی در ادامه با بیان اینکه خرید حبس تعزیری بدون اینکه در حکم صادره به آن اشارهای شود، به لحاظ قانونی امکانپذیر نیست، گفت: «این موضوع زمانی قانونی به شمار میآید که قاضی در حکم خود چنین موردی را ذکر کند. تاکنون نیز چنین موضوعی به آقای پناهی ابلاغ نشده و در حکم وی نیز به آن اشارهای نشده است.»
غیرت با بیان اینکه ممکن است موضوع خرید حبس تعزیری در حکم دادگاه تجدیدنظر منظور شود، در مورد آخرین وضعیت پرونده موکلش توضیح داد: «لایحه تجدیدنظرخواهی پرونده وی آماده شده و تا ۱۷ دی ماه فرصت داریم تا این لایحه را تقدیم دادگاه کنیم تا پرونده برای بررسی مجدد به دادگاه تجدیدنظر ارسال شود.»
پیشتر شمقدری در نشست بررسی ۳۰ سال سینمای پس از انقلاب که در دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد، با بیان اینکه پناهی اکنون زندان نیست و آزاد است، گفته بود: «حبس تعزیری را میتوان با پول خرید. اگر حکم صادر شده قطعی هم شود، وی میتواند بخرد. علاوه بر این وقتی حکم صادر میشود ممکن است در مراحل بعدی تغییر کند. در دادگاه متهم سعی میکند خود را از اتهام زده شده تبرئه کند، اما آن طور که شنیدهام او در دادگاه به جای رفع اتهام و دفاع از خود، چند اتهام دیگر نیز برای خود ایجاد کرده و کار را برای خودش سخت کرده است.»
فخرالسادات محتشمی پور که بیش از یک ماه است از همسرش بی خبر است با ابراز نگرانی از وضعیت سلامت همسرش رئیس قوه قضائیه و مقامات فضائی را مسئول عواقب فشارها و سختگیری ها بر همسرش می داند و می گوید: من پیش از این هم گفته بودم که همسرم را گروگان گرفته اند و اتهام و جرم و دادگاه و حکم قاضی همه شوخی های بی مزه ای هستند که در تاریخ قضای ایران خواهند ماند و صاحبان اندیشه و تفکر را مکدّر خواهند ساخت.
به گزارش تحول سبز ، وی که پیش از این ناقل سخنان سید مصطفی تاجزاده در ملاقات های کابینی هفتگی بود از این که مدتی است نمی تواند مردم را در جریان این سخنان بگذارد، ابراز تأسف کرد و گفت : من تردید ندارم که هر زمان ایشان بتوانند ارتباطی برقرار کنند ناگفته های زیادی را بیان خواهند کرد هرچند که پیش از این هم مطالب بسیاری را به امانت گذاشته اند که به تدریج منتشر شود از جمله مطالبی که در یکی از ملاقات های کابینی به دنبال یکی از فرمایشات آقای جنتی در یکی از خطبه های نماز جمعه در مورد ساده زیستی شان گفتند این بود: آقای جنتی که اینقدر ادعای ساده زیستی دارند خوب است به مردم که محرمند و ولی نعمتند گزارشی از تعداد سفرهای دولتی که رفته اند و ماشین های دولتی که تاکنون گرفته اند و حقوق دریافتی شان از خزانه دولت را بدهند تا فرمایشاتشان مستند شود.
محتشمی پور گفت: من در عین حال که وضعیت حقوقی همسرم را پیگیری می کنم اجازه نمی دهم کسانی که همسرم علیه شان شکایت کرده است با مصونیت قضایی هم از محاکمه فرار کنند و هم این فرزند امام و انقلاب را تحت فشارهای مضاعف قرار دهند. من برای سلامت همسرم نگرانم و مسئولیت ایجاد هرگونه مشکل برای ایشان را متوجه دستگاه قضایی و نیز قرارگاه ثارالله می دانم که هنوز در مورد رفتار با همسرم از ایشان استعلام می شود.
جمعی از رزمندگان و پزشکان عضو تیم های اضطراری دفاع مقدس با نوشتن نامه ای ضمن محکوم کردن بازداشت بر اساس اظهار عقیده، خواستار آزادی علی شکوری راد شدند.
این پزشکان با محکوم کردن بازداشت افراد به خاطر بیان عقیده، بر آزادی سریع علی شکوری راد تاکید کرده اند.
به گزارش جرس، پیش از این نیز انجمن اسلامی پزشکان و تعدادی از دندانپزشکان و استادان دانشگاه با ارسال نامه ای خواستار آزادی این عضو جبهه مشارکت شده بودند.
علی شکوری راد هجده آذرماه در پی انتشار اظهاراتش در برخی از سایت ها و انتساب اظهارات وی به ریاست قوه قضائیه، از سوی دادستان تهران به طرح مطالب خلاف واقع متهم و و به اتهام تبلیغ علیه نظام و نشر اکاذیب، بازداشت و به زندان معرفی شد.
متن نامه رزمندگان و پزشکان تیم های اضطراری دفاع مقدس به شرح زیر است:
«بسم الله الرحمن الرحیم»
دکتر علی شکوری راد استاد دانشگاه، پزشک متخصص و رزمنده دفاع مقدس که سالها سابقه خدمت صادقانه به نظام جمهوری اسلامی دارد و بعنوان عضو هیئت علمی به آموزش دانشجویان و ارائه خدمات درمانی به بیماران محروم در بیمارستان سینا مشغول بوده است مجددا در محل کار در بیمارستان ودر حین خدمت به بیماران بازداشت شده است. ما رزمندگان و پـزشکان تیمهای اضطراری دوران دفاع مقدس دستگیـری اشخاص به دلیل اعلام مواضع و اظهار عقیده را محکوم مینمائیم و خواهان آزادی هر چه سریعتر ایشان میباشیم.
پزشکان تیمهای اضطراری دفاع مقدس: ۱- دکتر محمد رضا ظفرقندی ۲-دکتر سید تقی نوربخش ۳-دکتر سعید سمنانیان ۴-دکتر محمدرضا واعظ مهدوی ۵-دکتر مرتضی خیرآبادی ۶-دکتر جعفر قائم پناه ۷-دکتر حسین علمدار ساروی ۸-دکتر سیدرضا رئیس کرمی ۹-دکتر ایرج حریرچی ۱۰-دکتر علیرضا فرزاد ۱۱-دکتر منصور نصیری کاشانی ۱۲-دکتر محمدعلی صدیقی گیلانی ۱۳-دکتر مجتبی سالاریفر ۱۴-دکتر محمد بیات ۱۵-دکتر علی غفوری ۱۶-دکتر محمدصادق احمد آخوندی ۱۷-دکترایرج نجفی ۱۸-دکتر کاظم آشفته یزدی ۱۹-دکتر احمد علی نوربالا ۲۰-دکتر میر مصطفی سادات ۲۱-دکتر محمدجعفر اقبال ۲۲-دکتر امیررضا رکن ۲۳-دکتر علیرضا کریمی یزدی ۲۴-دکتر سید رسول میرشریفی ۲۵-دکتر نصرت اله عشقیار ۲۶-دکتر وحید ضیائی ۲۷-دکتر فرامرز فلاحی ۲۸-دکتر زهرا احمدی نژاد ۲۹-دکتر عباس ربانی ۳۰-دکتر یاسین بنی طرفی ۳۱-دکتر محمدرضا مظفری ۳۲-دکتر محمدرضا سعیدی ۳۳-دکتر ابوالفضل سروش ۳۴-دکتر فریدون معماری ۳۵-دکتر علی محمد حاجی زینعلی ۳۶-دکتر عباس بصیری ۳۷-دکتر محمد علی اشرف مدرس ۳۸-دکتر عبدالله قربان زاده ۳۹-دکتر حسین افشار ۴۰-دکتر بهمن سراج ۴۱-دکتر مهدی شهرابی ۴۲-دکتر محمدرضا روح الهی ۴۳-دکتر حسن میرصالحیان ۴۴-دکتر مسعود فلاحی نژاد ۴۵-دکتر جواد سلیمی ۴۶-دکتر مجید معینی ۴۷-دکتر سید محمد قدسی ۴۸-دکتر محمد قاسم محسنی ۴۹-دکتر قاسم میقانی ۵۰-دکتر حسن رزمی ۵۱-دکتر احمد سوداگر ۵۲-دکتر سیدجلال پورهاشمی ۵۳-دکتر محمدسعید شیخ رضائی ۵۴-دکتر فرزاد پیروزمند ۵۵-دکتر حبیب حاجی میرآقا ۵۶-دکتر محمدرضا شریفیان ۵۷-دکتر مهدی قندهاری ۵۸-دکتر علی کاظمی سعید ۵۹-دکتر محمد رضا محمدی ۶۰-دکتر خسرو صادق نیت ۶۱-دکتر مرتضی تقوی ۶۲-دکتر حمید کرمانشاه ۶۳-دکتر ابوالفضل علوی ۶۴-دکتر امیر حسین کامبوزیا ۶۵-دکتر مهدی عاشوری ۶۶-دکتر ابوالفضل شجاعی فرد
یک عضو فراکسیون خط امام (ره) مجلس گفت: حضور حداکثری مردم در انتخابات در گروه حضور اصلاح طلبان است و اصلاح طلبان در صورتی در انتخابات شرکت می کنند که خواسته های آنها برآوده شود.
انوشیروان محسنی بندپی در گفتوگو با پارلمان نیوز در خصوص دیدار اعضای فراکسیون اقلیت مجلس با “سید محمد خاتمی ” رئیس جمهور سابق کشورمان و شرایط اصلاح طلبان برای حضور در انتخابات آتی مجلس گفت: اگر شرایط به گونه ای باشد که همه سلایق و عقاید که در چارچوب قانون اساسی کشور گنجانده شده اند، امکان حضور در انتخابات مجلس را نداشته باشند، قطعا انتظاراتی که از خانه ملت می رود برآورده نخواهد شد.
نماینده اصلاح طلب مردم نوشهر و چالوس در مجلس اظهار داشت: مباحثی که در دیدار فراکسیون خط امام(ره) مجلس با آقای خاتمی مطرح شد حداقل انتظاری است که می توان از یک مجلس توانمند داشت و اگر غیر از آن باشد محال است که بتوان مطالبات مردم را از اقشار مختلف و درابعاد گوناگون تامین کرد.
وی تصریح کرد : حضور حداکثری مردم در انتخابات در گروه تامین شرایط اصلاح طلبان برای حضور در انتخابات است و اگر نتوانیم مجلسی برخاسته از رای همه آحاد جامعه داشته باشیم، در آینده برای نظارت بر اجرای امور، تدوین و تصویب قوانین و لوایح با مشکل رو به رو خواهیم بود.
وی اظهار داشت: عده ای که هیچگونه سوابق روشن و قابل قبولی نداشتند سعی کردند با فرصت طلبی و به خاطر برخی مصلحت اندیشی های بی اساس امور کشور را به دست گیرند و انقلابیون راستین را به حاشیه برانند.
نایب رییس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس خاطر نشان کرد: در شرایط فعلی جامعه حضور اصلاح طلبانی که هم قانون اساسی را قبول دارند و هم نشان داده اند که به آرمانها ی امام(ره) و ارزش های نظام پایبند هستند و خود از پیش قراولان انقلاب بوده اند برای اداره امور کشور لازم و ضروری است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر