-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ دی ۱۸, شنبه

Best of Balatarin for 01/08/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.




تا مدتی نا معلوم اجرای برنامه را بخاطر ضربه ای که برنامه طنز به او وارد کرده قطع کرده است.
با ۱۷۴ امتیاز و ۱۲۴ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


امروز که وارد بالاترین شدم دلم گرفت!.... پنجاه درصد موضوعات، مربوط به مهران مدیری بود و هست و معلوم نیست تا کی خواهد بود !!! در راستای فراموشکاری ذاتی ما انسانها فکر کردم شاید بد نباشد در بین این همه خبر و جار و جنجال و هیاهو در مورد مهران مدیری و طنزهایش به یاد بیاوریم که مردان و زنان دلیر و از خود گذشته ای داریم که امروز به جرم حق گویی و دفاع از حقیقت و آزادگی در زندانهای رژیم اسلامی، شکنجه می شوند و روزگار به سختی می گذرانند و ما در گیر این هستیم که چرا مهران مدیری چنان کرد و چنین... زندانیان سیاسی را در یابیم... در این روزگار که عافیت طلبان و نان به نرخ روزخوران گوی سبقت را در مدح و ستایش از ظالم به امید دریافت پاداش و مقام و منصبی بیشتر از یکدیگر ربوده اند، هستند انسانهای شریف و شجاع و آزاده ای که تن به اسارت دادند اما زیر بار ذلت و زور نرفتند، سکوت نکردند، هنر و شرف خود را به پول و مقام نفروختند و در اعتراض به «ظلمی که هست و عدالتی که نیست»*، عافیت طلبی را کنار گذاشته، به دفاع از مردم مظلوم پرداختند و حتا از جان خویش مایه گذاشتند....محمد نوری زاد، مصطفی تاج زاده ، نسرین ستوده، بهزاد نبوی، مصطفوی، مجید توکلی و صدها آزاده ی دیگر.... دیکتاتور ظالم! همه ی زندانیان سیاسی شریف و آزاده مان را آزاد کن! پ.ن: *نقل قول از محمد نوری زاد
با ۱۴۰ امتیاز و ۲۷ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


مصاحبهٔ صدای آمریکا با مریم صبری که در اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری دستگیر و مورد شکنجه و تجاوز جنسی‌ قرار گرفت/ صرفن برای یادآوری حال و روز ایران، کافی نیست پرداختن به مهران مدیری و ...؟!
با ۱۲۳ امتیاز و ۱۸ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


یک سند محرمانه درباره راه اندازی راهپیمایی های غیرمردمی توسط سپاه پاسداران .
با ۱۲۱ امتیاز و ۱۴ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


امیر قاسمی خطاب به مهسا : تورو میبینم یاد دختره تو فیلم اواتار میفتم منم میتونم پسره باشم !
با ۱۰۶ امتیاز و ۳۹ نظر فرستاده شده در بخش سرگرمی
نظرات

 


جناب مهران مدیری اگر می بینید که قهوه تلخ شما با استقبال مردم روبرو شد یک دلیل عمده این بود که جناب آقای نوریزاده اعلام کرد چون شما به استقبال خامنه ای نرفته ایده صدا سیما این برنامه را پخش نمی کند و این حرف باعث شد مردم برای نشان دادن قدرت خودشان به دیکتاتور سی دی های اورجینال قهوه تلخ را خریداری کنند حالا شما می اید همان تلوزیونی که جناب نوریزاده در ان برنامه دارد را مسخره می کنید(نحوه کمک مالی به این شبکه ) واقعا نشان دادید شما ارزش این احترامی را که مردم برای شما قائل بودند را ندارید شما هم یک ده نمکی دیگر هستید و نشان دادید هر کس نمی تواند جعفر پناهی یا شجریان یا ... باشید
با ۱۰۳ امتیاز و ۳۳ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


یعنی خدائیش مهران مدیری یک صدم مسخره بازی این کانال ها رو هم نشون نداده!
با ۱۰۲ امتیاز و ۱۲ نظر فرستاده شده در بخش سرگرمی
نظرات

 


همین
با ۹۹ امتیاز و ۲۹ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


بهرام مشیری که میگوید این مرد کاریزما داشته سواد داشته اگر میدید علیرضا پهلوی فعالیت سیاسی میکند آیا به همان گونه به او حمله نمیکرد که امروز به رضا پهلوی حمله میکند؟ هدف بهرام مشیری از این اشک تمساح را میتوان در این جمله او خلاصه کرد که گفت؛ «اینها که نمیگذارند علیرضا پهلوی در سیاست به بازی گرفته شود چطور ممکن است بگذارند مردم ایران در سیاست دخالت کنند!». سخن به این مزخرفی در عمرم نشنیده بودم. اصلا شدنی است که مردم را در سیاست راه ندهید؟ مشیری از کجا میداند که تنها دلیل خودکشی این جوان به بازی گرفته نشدن بوده؟ خیلی راحت تهمت میزند که او میخواسته بیشتر در سیاست حضور داشته باشد اطرافیانش نگذاشته اند برای همین خود را کشته است! این چه حرف مزخرفی است. اگر تو بهرام مشیری میگویی که او استعداد زیاد داشت یعنی اینقدر را عقلش نمیرسید که برای ایران راهی را که صلاح میداند پی بگیرد؟ خیلی راحت میگوید که به علیرضا گفته اند نیا جلو چرا که رضا پهلوی در سایه قرار میگیرد و او هم برای همین خودش را کشته!. مگر این جوان تحصیلکرده خودش عقل نداشت که تشخیص بدهد که حضورش در صحنه سیاست ایران به نفع جنبش آزادیخواهانه است یا نه؟ همچین از به بازی گرفته نشدن او میگوید که گویی بچه هفت ساله بوده. مرد رشیدی که سه تا لیسانس دارد را نمیتوان تحت فشار قرار داد. او اگر ببیند که ورودش به صحنه سیاست کمکی به آزادی ایران هست حتما این کار را میکرد حال چه رضا پهلوی در سایه قرار بگیرد یا در آفتاب. اصلا فرض بگیریم که سخن مشیری درست و به او گفته اند که زیاد در صحنه حاضر نشود که «اعلیحضرت در سایه قرار نگیرد». مشیری از کجا میداند که علیرضا با چنین سیاستی مخالف بوده؟ همین مشیری که میگوید علیرضا از جنبش سبز حمایت کرد و اینها اعلیرحضرت را نگران کرد همان مشیری است که وقتی رضاپهلوی از جنبش سبز حمایت میکرد باز هم او را میکوبید. همین بهرام مشیری که میگوید چرا علیرضا به بازی گرفته نشده، اگر به بازی سیاسی وارد شدن اعضای خاندان پهلوی خوب است پس چرا سی سال است که فعالیتهای رضا پهلوی را زیر سوال میبرد؟ چرا تلاش دارد همه زحمات و کارهای آبادانی پهلوی ها برای ایران در طی 57 سال را تخطئه کند؟ او سی سال است که به این کارها مشغول است. در انقلاب شرکت داشته و از ترکمونی که زده مثل بقیه جبهه ملی چی ها وجدان درد گرفته سی سال است که از راه کوبیدن خاندان پهلوی خودش را تسکین میدهد. بقیه مطلب و نیز لینک سخنان بهرام مشیری در وبلاگ
با ۹۵ امتیاز و ۳۸ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


به تمسخر گرفتن بسیار زشت و رکیک مادر شهرام همایون توسط مهران مدیری
با ۹۲ امتیاز و ۳۹ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


جان آنها و بسیاری از زندانیان محکوم به اعدام در خطر است. قبل از آنکه بر مرگ این عزیزان مویه کنیم برای زنده ماندن آنان بکوشیم. دوستان خارج نشین با گرفتن قرار ملاقات از نمایدگان پارلمان منطقه خود از آنها بخواهید تا از دولتمردانشان تقاضا کنندبا فشار بر جمهوری اسلامی جلوی اعدامها و شکنجه زندانیان سیاسی را بگیرند. شاید اینگونه کمی از خجالت آنهایی که جانشان را در راه آزادی ایران فدا کردند یا هم اکنون زیر شکنجه در حال مقاومت در زندانها هستند در بیاییم. جعفر کاظمی تنها نمونه ای است. او ۴۶ ساله و از دستگیر شدگان بعد از انتخابات است. او از ۱۸ سالگی تا ۲۸ سالگی در زندانهای مخوف جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ بسر برد و از معدود بازماندگان و شاهدان کشتار ۶۷ می باشد. او هیچگونه فعالیت سیاسی بعد از آزادی از زندان نداشته است و تنها گناه او شرکت در تضاهرات بعد از انتخابات می باشد.
با ۹۰ امتیاز و ۹ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


سخنراني محسن پزشكپور رهبر حزب پان ايرانيست, در جلسه مجلس روز 24 ارديبهشت ماه سال 1349 ايراد شده است. کسی که جرات کرد در برابر این اقدام نابخردانه بایستد. روحش شاد.
با ۸۹ امتیاز و ۲۱ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


سیامک روت رو برگردون این صحنه مناسب تو نیست!
با ۸۲ امتیاز و ۵ نظر فرستاده شده در بخش هنر و ادبیات
نظرات

 


عجب روزگاری دارد ورزش و فوتبال کشور و میهن...فردی به بزرگ مردی صفایی فراهانی بر اثر فشارهای وارده بر ایشان در سی سی یو بیمارستان به سر می برد ولی افراد پستی و بی لیاقتی مانند کفاشیان و سعیدلو که آبرو و شخصیت ورزش فوتبال ایران را عیش و نوش بی لیاقتی خویش کرده اند با آسودگی خاطر با آبروی و حیثیت فوتبالی ایران که برای به دست آوردن آن زحمتی کشیده شده بازی می کنند!...در مقابل نماینده کشوری که سطح فوتبال ایران بسیار از آن سرتر است آراء کم می آورند و بعد هم آقا(سعیدلو) به بهانه گرامی داشت یاد آن پهلوان بزرگ جهان پهلوان تختی قهر می کند و به ایران باز می گردد.!..صفایی فراهانی کسیست که روزی فوتبال ایران را در مسیر حرفه ای شدن قرار داد بازیهای منظم لیگ عضویت سه دوره ای در کمیته اجرائی کنفدراسیون آسیا بخشی از خدمات ارزنده اش به فوتبال ایران بوده است..آیا پاداش این خدماتش این است که الان در سی سی یو بیمارستان باشد؟!...و جامعه ی ورزشی ایران در مقابل این همه ظلم سکوت کرده باشد؟!خطاب به ورزشی ها و فوتبالی ها ایران این ورزش و فوتبال به درد خودتان می خورد که تنها در پی کسب شهرت و منافع مالی آن می باشید برای من ورزشدوست و فوتبالدوست دیگر ورزش و فوتبال ایران مرده است چون دیگر در آن روحیه ورزشکاری زنده نمی باشد...و کسی جز محمد دادکان را نیافتم که مردانه در مقابل این ظلم وارده بر صفایی فراهانی سکوت خود را بشکند...درود و قدرانی بی پایان بر صفایی فراهانی بابت زحمات گذشته اش برای پیشرفت و توسعه ی ورزش و فوتبال ایران که این قدردانی را باید کسی کند که تجربه اش در ورزش از من جوان بیشتر است که متاسفانه در ورزش ایران تنها چیزی که نیست همین مرام ورزشکاریست...
با ۸۰ امتیاز و ۲ نظر فرستاده شده در بخش ورزش
نظرات

 


آخرش نفهمیدیم انقلاب کردیم آب و برق مجانی بشه، یا آب و برق مجانی بود که انقلاب کردیم!
با ۷۹ امتیاز و ۱۲ نظر فرستاده شده در بخش سرگرمی
نظرات

 


این پرچم ها توسط پشتیبانان جنبش ملی ما هستیم در ایران در سال 2567 به اهتزاز در آمدند
با ۷۸ امتیاز و ۲۰ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


جرس: دو روز پیش ماموران وزارت اطلاعات شیراز به منزل پدری مجید توکلی فعال دانشجویی دربند حمله کرده و ضمن تخریب وسایل منزل تمامی کتب، جزوات، کامپیوتر و سی دی های موجود در منزل را به همراه خود بردند. همچنین علی توکلی، برادر مجید توکلی، به دفتر پی گیری وزارت اطلاعات احضار شد و پس از پنج ساعت بازجویی، آزادش ساختند. مادر مجید توکلی در شرح ماجرا می گوید: " به ما می گویند مصاحبه نکنید وقتی هم که ما مصاحبه نمی کنیم و زنگ می زنیم تا حال پسرم را بپرسم جوابی نمی دهند و تلفن را به روی ما قطع می کنند. خوب ما پس چه جوری صدایمان را به گوش مردم برسانیم که اینها این بلاها را به سرمان درمی آورند. این برخوردها و ریختن به خانه یک مادر که فرزندش هم در زندان است و نمی تواند او را ببیند یک شکنجه است." گفتنی است اخیرا مجید توکلی به همراه بهاره هدایت و مهدیه گلرو به دادستانی احضار شده بودند و پرونده جدیدی برای ایشان به اتهام نشر اکاذیب و .. باز شده بود. در جریان این احضار توکلی به شدت تحت فشار قرار گرفته است تا بر علیه رهبران جنبش سبز موضع گیری کند و نیز نامه های منتسب به وی در حمایت از جنبش سبز را تکذیب کند. جرس به همین مناسبت با خانم توکلی در خصوص یورش ماموران به منزل و بازجویی فرزندش علی و همچنین آخرین اطلاع ازوضعیت مجید توکلی به گفتگو پرداخته که متن آن در پی می آید: خانم توکلی با خبر شدیم که عده ای مامور به منزلتان حمله کردند و وسایل را بازرسی کردند. می توانید در این خصوص برایمان صحبت بفرمایید؟ از وزارت اطلاعات آمده بودند و تمام وسایل منزل را به هم ریختند و خیلی از وسایل شخصی بچه ها را با خودشان بردند. علت این برخوردها را توضیح ندادند؟ نخیر، ما نمی دانیم برای چی آمده بودند و چرا تمام وسایل خانه را به هم ریختند. این کارشان برای ما شکنجه روحی و روانی بود، نمی دانم چرا این برخوردها را با ما می کنند؟ علی پسرتان هم به دفتر وزارت اطلاعات احضار شده بود؟ پنج ساعت از پسرم بازجویی کرده بودند که بعد از آن آزادش کردند. بازجویی ایشان در چه موردی بوده است؟ سوالات مربوط به این بوده که چرا پسرم به دیدار آقای کروبی و آقای عبدالله نوری رفته است و از این قبیل سوالات.. چه اطلاعی از آخرین وضعیت پسرتان مجید که الان در زندان است، دارید؟ مجید الان در زندان رجایی شهر کرج است که چون مسافت زیاد است و من و پدرش هم که بیمار هستیم و نمی توانیم برویم مجید را ببینیم. فقط برادرش علی دو بار توانسته بود او را ملاقات کند. الان سیزده ماه است که من نتوانسته ام روی مجید را ببینم. تماس تلفنی دارید؟ بله اگر بگذارند، مجید خودش تلفن می زند اما خوب چون ملاقات نیست نمی دانم وضعیت جسمی اش چطور است. خودش هم برای اینکه من ناراحت نشوم از پشت تلفن چیزی نمی گوید. اما ماشالله از نظر روحی "خیلی" خوب است و تلفنی که صحبت می کنیم این را می فهمم. مرخصی حق طبیعی یک زندانی است. آیا فرزندتان توانسته از این حق خود استفاده کند؟ هرزندانی حق و حقوقی دارد و مجید هم باید مرخصی داشته باشد. اما نمی تواند از حقش استفاده کند. خانم توکلی صدایتان خیلی گرفته و غمگین است. می توانید بعنوان یک مادر از خواسته هایتان صحبت کنید؟ از آن موقعی که مجیدم زندان رفته، من نتوانسته ام او را ببینم یعنی سیزده ماه است که من روی مجید را ندیده ام پدرش هم که دیسک کمر دارد یکبار رفته او را دیده و برادرش هم دوبار به ملاقاتش رفته است. خوب مسافت زیاد است و شانزده ساعت باید در راه باشیم و چون مریض هستیم نمی توانیم. امیدوارم اینها حس مادرانه من را درک کنند که سیزده ماه است که فرزندم را ندیده ام. انتظار دارم که مسئولین حال من مادر را درک کنند و فرزندم را آزاد کنند نه اینکه این برخوردها را با ما انجام دهند و این بلاها را که یک شکنجه روحی و روانی مضاعف است را بر سرمان بیاورند. به من گفتند که مصاحبه نکنم من هم به آنها احترام گذاشتم و صحبت نکردم. از دردهایم هیچی نگفتم اما آنها جواب من را اینگونه می دهند و ظلم می کنند. به شما گفتند در خصوص وضعیت فرزند دربندتان اطلاع رسانی نکنید؟ بله به ما می گویند مصاحبه نکنید وقتی هم که ما مصاحبه نمی کنیم و زنگ می زنیم تا حال پسرم را بپرسم جوابی نمی دهند و تلفن را به روی ما قطع می کنند. خوب ما پس چه جوری صدایمان را به گوش مردم برسانیم که اینها این بلاها را به سرمان درمی آورند. این برخوردها و ریختن به خانه یک مادر که فرزندش هم در زندان است و نمی تواند او را ببیند یک شکنجه است. چند نفر بودند که ریختند منزلتان و آنجا را بازرسی کردند و شما آن زمان چه حالی داشتید؟ چهار نفر بودند و من که آن موقع که اینها ریختند خانه، شوک بهم وارد شده بود و فقط می گفتم یا امام حسن یا امام حسین یا فاطمه زهرا... و یاد صحرای کربلا افتاده بودم و نمی دانستم چه بگویم فقط فکرم آن موقع پیش امام حسین و زینب کبری بود و یاد مظلومیت و غربت آنها افتاده بودم... آنها وقتی حال شما را دیدند عکس العملشان چه بود؟ هیچی، به کار خودشان ادامه دادند. بعد هم که پسرم را گفتند برود اطلاعات، من اصلا ازش خبری نداشتم فقط یا خدا خدا می کردم. کاری که از دستم بر نمی آمد فقط از خدا می خواستم ما را نجات دهد تا وقتی که پسرم زنگ زد و گفت دارد می آید خانه، یک کمی حالم بهتر شد. خانم توکلی می خواهیم از این تریبون صدای یک مادر را به گوش مردم و مسئولین برسانیم. هر صحبتی دارید بفرمایید؟ من انتظارم این است که همه زندانیان "آزاد" شوند و مجید من هم به خانه برگردد. مجید من هیچ گناه و خلافی مرتکب نشده که در زندان باشد. مجید یک سخنرانی کرده که آقایان می گویند ما کسی را بخاطر سخنرانی و انتقاد زندان نکرده ایم اما مجید من الان برای این در زندان است. یک مادر بیماری که نمی تواند هیچ کاری کند و نمی تواند پسرش را ببیند فقط لحظه شماری می کند که چهره فرزندش را ببیند. من از مسئولین می خواهم که هر کاری می توانند انجام دهند تا این مادر تا زنده است بتواند فرزندش را ببیند. من الان مریضم و درد می کشم تمام اینها را تحمل می کنم اما دوری مجیدم را نمی توانم تحمل کنم. چکار کنم نمی توانم ناراحتی و درد فرزندم را تحمل کنم. هر کسی صدای من را می شنود تا دیر نشده هر کاری می تواند برای من مادر انجام دهد.
با ۷۷ امتیاز و ۳ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


ساعتی پیش- ۵ بعد از ظهر- از تهران خبر رسیده است محسن پزشکپور "پندار" نخستین سرباز و بنیانگذار نهضت پان ایرانیسم در تهران بدرود زندگی گفته اند. مراسم خاکسپاری ایشان فردا آدینه ۱۷/۱۰/۸۹ ساعت ۹ صبح از شریعتی قلهک خ شهید یزدانیان پلاک ۳۴ انجام خواهد شد. پایگاه آریو برزن خوزستان در گذشت این مبارز راه ایران را به همه میهن پرستان و اندامان و هواداران حزب پان ایرانیست تسلیت می گوید. پاینده ایران شانزدهم دیماه
با ۷۶ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


معصومه ابتکار: آقای خاتمی هم مثل هر انسان دیگری دارای نقاط قوت و ضعف است، ولی برآیند رفتارهای او که امروز در خاطره بسیاری از مردم ایران مانده بر فضایل رفتاری و سیاسی ایشان تاکید دارد. فکر می کنم «نامه ای برای فردا»ی آقای خاتمی که خطاب به نسل جوان کشور یک سال قبل از پایان مسئولیتش در مقام رییس جمهور نوشت، گواهی بر ادعایم باشد. نامه ای که «دیروز» برای «امروز» ما نوشته شد و سخنان قابل تاملی که در این روزها بسیار خواندنی تر از قبل است. نامه ای برای فردا، سعی دارد ابعاد مختلفی از دیروز و امروز این سرزمین و مردمانش را روشن کند و به گواه آنچه که این روزها می گذرد، قلم به خطا نبرده است: «نفرت و شیدایی درد بزرگ دوره اخیر تاریخ ما است و چالش نافرجام سنت و تجدد که سرنوشت یکصد و پنجاه ساله ما را تحت تاثیر قرار داده است، بیشتر ناشی از این دو احساس و کمتر متاثر از اندیشه است. »
با ۷۵ امتیاز و ۶ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


آیا من و تو اینقدر ناتوان در اندیشه هستیم که شهرام برایمان رهبر شود و مهران بت؟ / که یک مشاجره بی سر و ته، فشارخونمان را پائین و بالا ببرد! چرا دامنه خواسته های ما برتر، بزرگتر و گسترده تر از شهرام و مهران نباشد؟ آیا در خود به قدری کفایت و درک از دنیای خود نمیبینیم که خود بتوانیم حوادث اطرافمان را بررسی و تحلیل کنیم؟ / یک برنامه ماهواره ای، تمام سهم و خواسته ما از مبارزات مدنی نیست، یک برنامه طنز را فقط در حد یک طنز بها دهیم. و بدانیم خودمان آنها را بزرگ کرده ایم. / بیائیم دیگر نگوئیم رهبر من آن کسی است که فلان کرد و بهمان گفت. / رهبر ما خرد جمعی ماست. / شهرام همایون اگر برایمان گرامی است، به همان اندازه هم قدرت انتقاد از او را داشته باشیم. / مهران مدیری اگر برای ما اسطوره طنز است، بتوانیم بدون هیچ تعصبی او را سرتاپا نقد کنیم. / و اگر روزی همه آنهایی که همراه اندیشه ما بودند، رفتند، ما استوار بر سرپیمانمان بمانیم، با آنها یا بی آنها.
با ۷۴ امتیاز و ۸ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


محسن پزشکپور، بنیان گذار حزب «پان ایرانیست» در ۱۶ دی ماه در تهران در پی بیماری طولانی درگذشت. او هنگام مرگ ۸۳ سال داشت و یک فرزند دختر از او باقی مانده است. پزشکپور در سال ۱۳۳۰ «حزب پان ایرانیست» را تاسیس کرد. او حقوقدان، وکیل دادگستری و نماینده مجلس شورای ملی ایران بود و یکی از معروفترین نطق های خود را در مخالفت با استقلال بحرین در مجلس شورای ملی ایراد کرد که می توانید آن را ملاحظه کنید .
با ۷۱ امتیاز و ۵ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


آخرین پیام‌های علی صارمی پیش از آن که جاودانه شود: اگر به دستاورد اين۳۱ سال نگاه کنيم ،اعدام ما ۶ نفر چيز تازه ای نيست. نه چیز تازه ای است و نه تعجب بر انگيز بلکه تنها کاری است که از دست شما بر می آيد. شما مرتجعين زشت ناهنگام مگر جز مرگ برای مردم حاصلی داشته ايد! از زمانی که ایشان (احمدی نژاد) بر تخت جلوس فرموده اند بنده در زندان بسر می برم و از اوضاع بیرون از زندان بی خبرم ولی سال جلوس ایشان ما یک پاکت خرما ۷۰۰ گرمی را می خریدیم ۱۲۵۰ تومان ولی اکنون آخرین خرید ما ۳۷۰۰ تومان بوده است. اجاره منزل ما ۲ میلیون پول پیش قسط بوده و ۷۰ هزار تومان اجاره ولی اکنون ۱۰ میلیون پول پیش قسط و ۲۰۰ هزار تومان اجاره ماهیانه است . همان زمان که مرا دستگیر کردند به گفتۀ بازجو کل زندانیان سیاسی سراسر کشور ۸۰ نفر بودند در حالی که اکنون فقط در زندان گوهردشت و اوین بیش از ۴۰۰ نفر زندانی سیاسی می باشد در بقیه کشور هم خبری ندارم. در آن زمان تعدادی حزب خودی که فعالیت داشتند اکنون همانها هم وجود ندارند.
با ۶۹ امتیاز و ۷ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


بنابه گزارشات رسیده به " فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" پرونده زندانی سیاسی جعفر کاظمی محکوم به اعدام به اجرای احکام دادگاه انقلاب فرستاده شده است و حکم جنایتکارانه و ضد بشری اعدام علیه این زندانی سیاسی در آستانۀ اجرا قرار گرفته است. در چند روز گذشته اخباری مبنی بر تایید حکم ضدبشری اعدام زندانی سیاسی جعفر کاظمی انتشار یافت که باعث نگرای فزآیندۀ خانواده وی گردید. خانواده آقای کاظمی جهت مطلع شدن از وضعیت پرونده عزیزشان به ارگانهای مختلف مراجعه کردند که از جملۀ آنها دیوان علی کشور،اجرای احکام دادگاه انقلاب ،دادستانی تهران و بازپرسی امنیت دادگاه انقلاب مستقر در زندان اوین می باشد. خانواده کاظمی به هر کدام از این مراکز که مراجعه می کردند آنها را به جای دیگری احاله می دادند واز پاسخگویی به آنها خوداری می کردند. آنها خواستار پاسخگویی عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران در رابطه با پرونده عزیزشان بودند اما او از روبرو شدن و پاسخ دادن به آنها سرباز زد و آنها را به بازپرسی امنیت مستقر در زندان اوین احاله داد.بازپرسی امنیت دادگاه انقلاب مستقر در زندان اوین به خانواده کاظمی گفت: پرونده جعفر کاظمی به اجرای احکام دادگاه انقلاب ارسال شده است و در انتظار دستور اجرای حکم اعدام بسر می برد.
با ۶۶ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


مطلب زیر گرچه ظاهرا در مورد خود بالاترین است، اما به طور مستیقم که کل جامعه‌ی مجازی ایرانی مرتبط است، سایت "بالاترین" یکی از پربیننده‌ترین سایت ایرانی است و نوشته‌ی من در مورد کل جامعه‌ی ایرانی است؛ زیرا:.... ...من در اینجا بعنوان کسی که همچنان بر سر عقایدم مانده‌ام و بالاترین را بسیار دوست دارم، از مسئولا این سایت درخواست دارم همانگونه که حساب من را باز نمودند، حساب سایر کاربران مسدود شده را نیز باز کنند و از همه بخواهند تنها در چارچوب قانونی که برای این سایت در نظر گرفته‌اند، حرکت نمایند و اجرای این قانون برای همه یکسان در نظر گرفته شود، در ضمن از تمامی دوستان خوبم هم درخواست می‌نمایم که در اجرای قانون این سایت، بسیار بیشتر از دیگران وسواس به خرج دهند، دیگرانی که شاید شنیدن برخی از سخنان ما برایشان غیر قابل گوش دادن باشد، زیرا هدف ما شنیده شدن صدای‌مان است و از مسئولان سایت هم درخواست دارم که نقد طنز به شرطی که توهین علنی مانند کاربرد الفاظ رکیک را در خود نداشته باشند، به رسمیت بشناسند و همچنین در موضوع تغییر قانون رأی دادن تجدید نظر اساسی داشته باشند و اجازه دهند مانند سابق خود کاربرها ناظر بر لینکها شوند و آنان تنها ناظر بر گزارشات تخلفات باشند، اگر هم مایل نیستند مانند سابق رأی منفی به حساب بیاید، لااقل هر دو رأی منفی را یک امتیاز منفی به حساب آورند. مسئولا این سایت درخواست دارم که اجازه دهند این مطلب را همه ببینند، زیرا گرچه ظاهرا در مورد خود بالاترین است اما به نوعی به کل جامعه‌ی مجازی ایران مربوط می‌باشد. همچنین در اینجا از کاربر قدیمی و بسیار محترم سایت ...
با ۶۵ امتیاز و ۹۳ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران - پرونده زندانی سیاسی جعفر کاظمی محکوم به اعدام به اجرای احکام دادگاه انقلاب فرستاده شده است و حکم جنایتکارانه و ضد بشری اعدام علیه این زندانی سیاسی در آستانۀ اجرا قرار گرفته است. در چند روز گذشته اخباری مبنی بر تایید حکم ضدبشری اعدام زندانی سیاسی جعفر کاظمی انتشار یافت که باعث نگرای فزآیندۀ خانواده وی گردید. خانواده آقای کاظمی جهت مطلع شدن از وضعیت پرونده عزیزشان به ارگانهای مختلف مراجعه کردند که از جملۀ آنها دیوان علی کشور،اجرای احکام دادگاه انقلاب ،دادستانی تهران و بازپرسی امنیت دادگاه انقلاب مستقر در زندان اوین می باشد. خانواده کاظمی به هر کدام از این مراکز که مراجعه می کردند آنها را به جای دیگری احاله می دادند واز پاسخگویی به آنها خوداری می کردند. آنها خواستار پاسخگویی عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران در رابطه با پرونده عزیزشان بودند اما او از روبرو شدن و پاسخ دادن به آنها سرباز زد و آنها را به بازپرسی امنیت مستقر در زندان اوین احاله داد.بازپرسی امنیت دادگاه انقلاب مستقر در زندان اوین به خانواده کاظمی گفت: پرونده جعفر کاظمی به اجرای احکام دادگاه انقلاب ارسال شده است و در انتظار دستور اجرای حکم اعدام بسر می برد. لازم به یادآوری است که زندانی سیاسی جعفر کاظمی ۲۷ شهریور ماه ۱۳۸۸ توسط مامورین وزارت اطلاعات با ضرب و شتم دستگیر و به سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل گردید. او به مدت ۷۴ روز در سلول انفرادی تحت شکنجه های جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار داشت. سربازجوی وزارت اطلاعات آخوندی با نام مستعار علوی پرونده او را به شعبۀ ۲۸ دادگاه انقلاب ارجاع داد رئیس این شعبه فردی بنام محمد مقیسه ای معروف به ناصریان از اعضای کمیتۀ قتل عام زندانیان سیاسی سال ۶۷ می باشد او آقای کاظمی رابه اعدام محکوم کرد و سپس در دادگاه تجدید نظر حکم اعدام توسط احمد زرگر از بازجویان دهۀ ۶۰ مورد تایید قرار گرفت.زندانی سیاسی جعفر کاظمی از شاهدان و نجات یافتگان قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ می باشد.او از سال ۱۳۶۰ تا اواخر سال ۱۳۶۹ در زندان بسر برد و تحت شکنجه های وحشیانه جسمی و روحی قرار داشت.
با ۵۹ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


ی همه زندانیان را فریاد کنیم article picture در فضای آزاد زندگی کردن حق حیوانات و انسانها است پس حق آزاد بودن را از آنها سلب نکنیم . تا پایان شهریور ماه امسال، بیش از ٢۰۴ هزار نفر در زندان‌های کشور محبوس بودند. درصد زنان زنداني 3.5 درصد است که 60 درصد این زنان 19 تا 29 ساله و بسیاری از آنها مادر‌اند و بسیاری از کودکان خردسال آنها همراه با مادرانشان در زندان هستند. متوسط جهانی حضور شهروندان در زندان، ١٣٣ نفر در هر یکصدهزار نفر است، در حالی که آمار نشان می دهد در برخی استانهای ایران، تعداد زندانیان بیش از سه برابر، حد معمول در جهان است.آمار کل زندانیان کشور نسبت به سال قبل افزایش ٣۵ درصدی داشته است و در نیمه نخست سال ٨٩، تعداد زندانیان به طور مداوم در حال افزایش بوده است. تعداد افغان های زندانی در ایران را حدود پنج هزار نفر اعلام می کنند که خبر ازصدور حكم اعدام برای سه هزار زندانی افغان می دهند. البته معلوم نیست که این 5000 افغان را که شهروند ایران هم حساب نمی کنند در آماربیش از 204 هزار زندانی در نظر گرفته شده اند یا نه? و دیگر اینکه چرا خود مقامات زندانها آمار دقیقی از تعداد زندانیان ندارند? و این بیش از 204 هزار زندانی, شامل چند هزار نفر دیگر می شود ? آیا این آمار شامل زندانیان زندانهای غیر رسمی ، غیر علنی و مخفی نیز می شود? آمار زندانیان ثابت وعلنی در سال 1385 حدود 177 هزار نفر بود که در 71 زندان رسمی به سر می بردند. بنابراین تعداد زندانهای رسمی نیز باید بیش از 71 زندان شده باشد و تعداد زندانهای مخفی نیز باید بیشتر شده باشد با توجه به مبارزات خیابانی سال گذشته و افزایش کل آمار زندانیان در ایران. سید هاشم خواستار , معلم بازنشسته و عضو کانون صنفی فرهنگیان خراسان، با انتشار نامه‌ای به مواردی اشاره می کند از جمله : 1- آنطور که زندانیان ابراز می دارند آمار زندانیان بیش از 13هزار است که در خیلی از قسمت‌های زندان هر انسان کمتر از یک متر مربع مساحت دارد که این مساحت برای یک راس گوسفند در طویله است در بند قرنطینه و بند 4 و بند 5 به خاطر کمبود جا به صورت کتابی بسیار فشرده می خوابیدیم در 5/3 متر طول 12 نفر می خوابیدیم یعنی هر نفر یک موزاییک 30 سانتی متری داشتیم . 2- اعدام زندانی ها به صورت مرتب و دسته جمعی صورت می گیرد و در هیچ نشریه و رادیو و تلویزیون وحتی تلوزیون مدار بسته زندان منعکس نمی شود اثرات بسیار سویی نه تنها برای زندانیان که برای کارمندان زندان داشته و در آینده باعث مشکلات روحی و روانی و سرطان برای آنها خواهد شد . 4- کتک کاری و ضرب وشتم شدید زندانیان که به هر دلیل به وسیله نیروهای گارد ویژه صورت می گیرد باعث فشارهای روحی و روانی بر تمام زندانیان و کارمندان زندان و سربازان شده که در ایجاد جامعه نا سالم و تداوم این جامعه نا سالم بسیار موثر است . 5- استفاده از گاز اشک آور و فلفل برای زندانیان به اصطلاح شرور که سایر زندانیان نیز بی نصیب نمی مانند. و تالمات روحی شدیدی برای زندانیان و کارمندان زندان ایجاد کرده که اثرات سوء آن بر روی خانواده و جامعه بسیار شدید است . 5- دیدن و شنیدن زندانیانی که مرتب بر اثر فشارهای درونی و روحی خود زنی و خودکشی و حتی لب هایشان را سنجاق و یا می دوزند که اثرات سویی بر جامعه زندان و جامعه بیرون از زندان می گذارد . 6- دیدن زندانیان مریض جسمی و روحی که باید در بیمارستان و یا در بهزیستی و یا در خانه شان پرستاری و نگهداری شوند و دیدن زندانیانی که نزدیک 20 سال و یا بیشتر است در زندان می باشند . 9- هپاتیت و ایدز در بین زندانیان وجود دارد بدون اینکه آموزش های لازم جهت عدم گسترش به دیگران داده شود. شپش که بیداد می کند طبق آمار چند سال پیش جمهوری اسلامی , سالانه حدود 800 هزار نفر از 3 روز تا چند سال گذرشان به زندانها افتاده است که البته با توجه به افزایش تعداد کل زندانیان در این سال و مبارزات خیابانی مردم در سال قبل از آن , قطعا در 2 سال گذشته , بیش از 800 هزار نفر از 3 روز تا چند سال گذرشان به زندان افتاده است. چند سال پیش که فقط آمار زندانیان در ایران یک و نیم برابر میانگین جهانی بود , آمار پرونده های دادگستری سالانه 6 تا 7 میلیون و آمار زندانیان نسبت به قبل از انقلاب 32 برابر و مجازات تنها 400 نوع جرم در ایران زندان بود و اینک معلوم نیست که تعداد پرونده های دادگستری سالانه چند میلیون افزایش داشته است? در تعریف جرم در قوانین ارتجاعی و ضد انسانی ج.ا آمده است : هر فعل یا ترک فعلی که توسط قانون برای آن مجازات تعیین شده جرم محسوب می شود. در واقع با چنین تعریفی از جرم دست خودشان را باز می گذارند برای سرکوب بیشتر مردم. در تعریف زندان در قوانین ج.ا اینگونه آمده است : زندان محلی است که در آن متهمان و محکومان با قرار یا حکم کتبی مقام قضائی موقتاً برای مدتی معین و یا به طور دائم به منظور اصلاح و تربیت و درمان نارسائی ها و بیماریهای اجتماعی و تحمل کیفر نگهداری می شوند. اتفاقاً این تعریف زندان در قوانین ج.ا با واقعییات اصلاً هم خوانی ندارد ( و فقط در جهت مشروعیت بخشیدن به زندان در قوانین آمده است) چراکه 1- بسیاری از کسانی که توسط نیروهای امنیتی دستگیر و بازداشت شده اند بدون قرار یا حکم کتبی مقام قضائی و در بسیاری از موارد با ضرب و شتم یا همراه با خبر مرگ و یا تجاوز جنسی به فرد دستگیر شده بوده است . 2- در طرح امنیت اجتماعی که با ضرب و شتم و سلب امنیت توسط پلیس همراه بود ما هیج نشانی از اصلاح و تربیت و درمان نارسائی ها و بیماریهای اجتماعی نمی بینیم بلکه خود پلیس و مقام قضائی عامل نارسائی ها و بیماریهای اجتماعی بوده اند و خود مانند بزهکاران عمل کرده اند. پس زندان ج.ا را در واقعیت امردر شرایط کنونی می توان اینگونه تعریف کرد : زندان محلی است که فرد مظنون معمولاً بدون حکم وشبانه با هجوم به خانه و خانواده اش با شلاق و ساطور و اسلحه با ضرب و شتم زخمی شده و توسط پلیس مامور امنیت ، سلب امنیت شده و در خیابان با آفتابه در گردن یا سوار بر خر، به شکل وحشیانه ای گردانده می شود و سپس بعد از ایجاد ترس در جامعه فرد مظنون به نقطه نا معلومی برده می شود و پس از آزار, اذیت و شکنجه ، اگر اعدام نشود ، در یک مکان به نام زندان که مکانی غیر انسانی ، محصور که مثل قفس است ، فرد برای مدتی معلوم یا نامعلوم ، موقتی یا دائم ( تا هر وقت که دلشان بخواهد ) تا زمان پایان دوران زندان ( تا دستگیری مجدد ) یا اعدام ، به منظور تنبیه و ارعاب جامعه نگهداری می شوند تا فرد علاوه بر مجازات ، توان و سلامتی اش گرفته شده و با سلب آزادیهای فردی و اجتماعی او به خاطر رعایت نکردن قوانین رژیم حاکم یا به علت تعرض به حقوق دیگران (خارج از باند های مافیایی رژیم ، جراکه تعرض کردن به حقوق دیگران نیز در انحصار رژیم است و فقط باید در خدمت رژیم باشد) معمولاً به مدت طولانی محبوس می شود به طوری که دیگر زندانی مالک جان ، سلامتی و اراده خودش نخواهد بود. زندانی سیاسی را نیز می توان با توجه به نوع برخورد امروزه رژیم اینگونه تعریف کرد : افرادی که نسبت به مسائل جامعه و جنایات رژیم بی تفاوت نیستند یا مشکلات صنفی دارند یا به دنبال حقوق کارگران ، زنان ، دانشجویان ، معلمان یا اقلیتهای قومی و مذهبی هستند یا وبلاگ نویس یا روزنامه نگار یا معترض هستند، پس مظنون تشخیص داده می شوند و در نتیجه تهدیدات نرم محسوب می شوند که ماموران امنیتی رژیم معمولاً بدون حکم به خانه یا محل کار آنها یا در خیابان هجوم برده و با ضرب و شتم فرد مظنون به تهدیدات نرم به شکل سخت و خشن دستگیر شده و به نقطه نامعلومی برده می شوند و پس از شکنجه توسط سربازان گمنام امام زمان و اعتراف (به هر آنچه که نیز نکرده اند)، با پرداخت وثیقه آزاد شده ( تا دستگیری بعدی ) و کلاً برای کوتاه مدت یا بطور طولانی مدت نگه می دارند یا اعدام می کنند. هدف از زندانی کردن افراد سیاسی یا مظنون به سیاسی بودن یا حتی خواست صنفی داشتن و... آن است که علاوه بر اینکه در جامعه رعب و وحشت ایجاد می کنند بتوانند جنبش ها را به عقب نشینی وا دارند و هم اینکه هدفشان آن است که اساساً در هم بکوبند جسم و روان فرد را با شکنجه و فشار ، به طوری که فرد یا گوشه انزوا گزیند و پی زندگی خود رود، یا خودکشی کند یا تسلیم شود ، یا آنچنان دچار بیماری روحی و یا جسمی اش کنند که پس ازاعترافات با شکنجه و پرداخت وثیقه سنگین آزاد شده و قبل از دستگیری مجدد یا مشغول دوا و درمان خودش باشد ونتواند مثل گذشته کارائی مبارزاتی داشته باشد یا فرد را با فشارو آزار مجبور به خروج از کشور می کنند. کارکرد و عملکرد زندان و نتایج و تاثیراتش بر روی فرد و جامعه : زندان قدرتی تمام و کمال را بر زندانیان وارد می کند و ساز و کارهای درونی خود را در سرکوب و مجازات دارد. تمامی روش هائی را که در سایر ساز و کارهای انظباطی یافت می شوند به حداکثر شدتشان می رساند و آزادی فرد و وقت او را در اختیار دارد و آنچنان فشار و کنترلی را بر زندانی وارد می کند که نه فقط در یک روز بلکه در توالی روزها و حتی سال ها می توان زمان خواب و بیداری ، زمان فعالیت و استراحت ، نوبتها و مدت غذا خوردنها ، کیفیت و جیره غذاها ، استفاده از گفتار، حتی تقریباً استفاده از اندیشه را برای انسان تنظیم وتحمیل می کند. در یک کلام کنترلی که تمامی انسان و تمامی انسان و تمامی توانائی های جسمی و روحی وجودش را و زمانی که ازآن اوست به تصاحب درمی آورد.زندان محلی است که دیگر فرد مالک آزادی خویش نیست و هر تجاوزی به حقوق او می تواند صورت بگیرد. زندانی اسیری است که دیگران مالک جان و سلامتی او هستند. زندان از مجموعه افرادی که گرد می آورد جامعه ای نو می سازد و گاه تاثیرات آن ، چنان بر زندانی زیاد است که پس از آزادی بعضی ترجیح می دهند که بقیه عمر را در زندان بسر ببرند. محروم کردن یک شهروند و خانواده اش از هر آنچه که برایشان گرامی است و بودن یکی از اعضای خانواده در زندان و ایجاد مشکلات در امرار معاش و مسائل عاطفی و ... ، فقط تنبیه برای یکنفر نسشت ، بلکه اجحافی است که به او و مخصوصاً در حق خانواده اش روا داشته می شود و مخصوصاً در ایران به دلیل فقر زیاد و نبود حمایتهای اجتماعی از خانواده زندانیان و...، مشکلات زیاد و گاه فاجعه باری را برای خانواده زندانیان ایجاد می کند و کسی در این رابطه پاسخگو نیست. "کودکان زندان" اغلب کودکانی هستند که در دوران حبس مادر میان سایر زنان مجرم متولد و همان‌جا بزرگ می‌شوند. "کودکان زندان" از ابتدا فقط جرم و مجرم می‌بینند. عادی‌ترین مفاهیم برای آنها بیگانه است. کودکان زندان خیابان را نمی‌شناسند. از نظر آنان پارک وجود خارجی ندارد. کنجاویشان لابه‌لای میله‌های زندان محبوس می‌ماند، سرخورده می‌شود، می‌میرد. در زندان حتی لیوانی برای شکستن وجود ندارد تا بچه‌ها بفهمند که شکستن چیست.کودکان زندان بازی را نمی‌شناسند. زندان فرار از حل معضلات اجتماعی و قرنطینه کردن کسانی است که به آن دچار شده اند ، درست مثل کسی که به ایدز دچار شده است و به جای درمان او را زندانی کنند ، حتی کسی که قتل می کند در حالت عادی بسر نمی برد ، اینکه چه عاملی او را به اینجا کشانده بحث اصلی است ، چراکه آن فرد دچار یکسری مشکلات و معضلات اجتماعی شده است. زندان برای جامعه پر هزینه است و بازتولید کننده بزهکاری و مرکز آموزش غیر حرفه ای هاست. یکی از بزرگترین اشکالات مجازان زندان ، غیر قابل برگشت بودن آن است و در صورت اشتباه بودن رای و نظر دادگاه ، عمر گذشته دیگر بر نمی گردد و غیر قابل جبران است. تا آنجا که امکان دارد مجازاتها باید به گونه ای باشند که قابل برگشت باشند در صورتی که زندان چنین خصوصیتی ندارد.در همه جا این قانون است که جرم را تعریف می کند و مجرم را مشخص و مجازات را تعیین می کند.از آنجا که قوانین در خدمت حاکمیتها است و دارای منافع و شرایط یکسان فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی نیستند، در نتیجه تعاریف جرم در کشورهای مختلف متفاوت است. تعریف جرم باید مشخص و محدود باشد و این تعریف باید توسط مردم صورت بگیرد و نه حاکمیتها و حداکثر مجازات باید مشخص باشد و قابل برگشت در صورت اشتباه بودن , برمبنای چه سنجشهائی می توان مجرم را عادلانه تنبیه کرد و چه کسی براستی از میان انسانها چنین صلاحیتی را دارد؟ به جرم حکومتگران چه کسی می تواند رسیدگی کند ؟ راه کاهش جرم در جامعه از بین بردن مشکلات سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی است. رابطه زندان با قانون ، رابطه ای است تنگا تنگ و مجازات زندان را قوانین تعیین می کنند و قوانین همه جا به نفع طبقه حاکم یا نمایندگان آنها در مجالس تدوین می گردد. قوانینی که قرار است در مورد خود ما مردم اجرا شود هیچ نقشی در تدوین آن قوانین نداریم. قوانین باید توسط خود مردم نوشته شود و نه حاکمیتها و ما باید به قوانینی احترام بگذاریم که در مورد ما اجرا می شود ولی خود ما در تدوین آن هیچ نقشی نداریم و طبیعتاً این قوانین در خدمت مردم نخواهد بود ، بلکه مردم در خدمت قوانین حاکمیت خواهند بود و قوانینی برای حکومتگران وجود ندارد و قانون در مورد آنها اعمال نمی شود. به عنوان مثال چاقو کشی جرم است اما فقط برای مردم ، چراکه در وقایع و مبارزات خیابانی دیدیم که چاقوکشان خامنه ای با چاقو و دشنه به مردم حمله کردند و بسیاری را زخمی و مجروح کردند ، ولی در مورد آنها قانون مجازات چاقو کشی نه تنها اعمال نشد بلکه مورد تشویق رهبر جنایتکار و ارتجاعی ج.ا قرار گرفتند.اگر بتوانیم از همین امروز حول خواست نابودی و حذف زندانها در جامعه یک جنبش عظیم سیاسی ، اجتماعی ایجاد کنیم ، آن موقع این جنبش حداقل می تواند مانع و کند کننده ابزار سرکوب حاکمیتها باشد و یا مثلاً بعد از سرنگونی ج.ا و احیاناً پیاده شدن سیاستهای اصولی و پایه ای این جنبش دموکراتیک در قوانین ، با تغییرات اساسی و ریشه ای در ساخت قدرت سیاسی ، تغییر قوانین و وضع قوانین توسط مردم و نه حاکمیتها ، محدود کردن تعریف جرم ، فقر زدائی از جامعه به لحاظ فکری ،فرهنگی، اقتصادی و نیاز جنسی ( نگاه کنید به صفحه حوادث تا نقش این 4 مورد فقر را در بدبختی ها و جنایات ببینید) ، استفاده از آموزش و بالا بردن سطح آگاهی و فرهنگی جامعه و اطلاع رسانی از طریق وسایل ارتباط جمعی و آزادی گردش اطلاعات ، استفاده از دارو درمانی و گفتار درمانی و خدمات پزشکی رایگان در رابطه با بزهکاری ، آزاد بودن در حق انتخاب برای زندگی یا عدم زندگی مشترک و عدم سختگیری قوانین (در این زمینه نگاه کنید به صفحه حوادث تا به عمق فاجعه سختگیری قوانین در این زمینه پی ببرید) ، ایجاد انواع انجمنهای دموکراتیک و کانونهای حمایتی و مددکاری مردمی در مقابله با مشکلات و معضلات اجتماعی ، مبارزه همگانی با فرهنگها و سنن عقب افتاده و خشونت های اجتماعی ، تعمیق آزادی بی قیدوشرط سیاسی و اجتماعی ، وجود آزادی گفتار و رفتار فردی و جمعی ، افزایش امکان تفریح و شادی مردم ، افزایش مسافرت طولانی به خارج از کشور و افزایش مسافر و توریست به ایران به منظور تبادل فرهنگی ، حمایت دولتی و مردمی از کسانی که خود را در جامعه و یا خانواده بی پناه حس می کنند ( نگاه کنید به صفحه حوادث ) آموزش حرفه ، ایجاد اشتغال و انواع تخصصها و... می توان مشکلات ، معضلات و خشونتهای اجتماعی را کاهش داد.و اختیارات نامحدود مجازات را از قوانین سلب کرد و شکنجه و زندان را به گور تاریخ بسپاریم. ما با برخورد با علتها و نه معلولها و ریشه یابی مشکلات و معضلات اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی می توانیم جامعه ای انسانی را بنا نهیم. نظام جلالی
با ۵۸ امتیاز و ۴ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


فخرالسادات محتشمی پور در پنجاه و هشتمین عریضه خود به دادستان تهران، که روز ۱٧ دی ماه ٨٩ آنرا منتشر ساخته، خطاب به این مقام قضایی خاطرنشان می کند "موضوع اعجاب آور دیگر، ادامه پروژه اعتراف گیری است که به نظر می رسد توسط تیم اطلاعات و بازجویی سپاه تا حدی کنترل شده و در عوض توسط نیروهای امنیتی و در بند اطلاعات بی وقفه و افسارگسیخته دارد پیش می رود." به گزارش کلمه، همسر مصطفی تاج زاده، فعال سیاسیِ زندانی، در نامه خود به عباس جعفری دولت آبادی، می گوید "اعتراف گیری علیه خود و حتی دیگران که طبق احادیث و روایات مشهور هیچ گونه مجوز شرعی ندارد و قاضی که بر آن مبنا حکم دهد از عدالت و قضاوت خارج است و به تعبیر بزرگواران چه بسا از لبه پرتگاه به جهنم پرتاب شود و وای بر آن بازجویی که این پروژه را برای زنان و دختران جوان اجرا نماید." متن کامل این عریضه به شرح زیر است: به: دادستان تهران از: یکی از ستم دیدگان عصر عاشورای ۸۹ و همسر سید مصطفی تاج زاده شاکی از کودتاگران انتخاباتی و زندانی ممنوع الملاقات در قرنطینه اوین بسم الله الرحمن الرحیم اللهم انّک قادر علی ما تشاء تؤتی الملک من تشاء و تنزع الملک ممّن تشاء و تعزّ من تشاء و تذلّ من تشاء بیدک الخیر انک علی کل شیءٍ قدیر سلام آقای دادستان! اولین آدینه ماه صفرتان به خوشی و خرمی. در این روز جمعه، عید مؤمنین، در کانون گرم خانواده در کنار همسر و فرزندانتان خوش باشید! ما هم خوشیم به خوشی آنان که خداوند از پندار و گفتار و کردارشان راضی است! شنیده ام فرمایشات شما در آن جمعه فردای نه دی خیلی هماهنگ نبوده است و شما یحتمل باز هم تحت فشار گروه های فشار تخت گاز رفته اید و ناگهان به خود آمده دیده اید که به تنهایی استقلال قوه قضائیه را با همان الفاظ آمرانه یا مرشدانه برای گروه خودسر زیر سؤال برده اید؟!
با ۵۶ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


گزاش ها از تحت فشار شدید بودن زهرا حاتمی و ساجده کیانوش راد در بازجویی ها حکایت دارند. بنا به گزارشات رسیده به تحول سبز، شنیده ها حاکی است که زهرا حاتمی دبیر خدمتگزار و مردمی و ساجده کیانوش راد نزدیک به دو ماه است که تحت فشار بازجویی شدید و مداوم در انفرادی بند ۲۰۹ به سر می برند و تنها طی یکی دوبار تماس تلفنی از حال خود به خانواده شان خبر داده اند. تلاش ها و پی گیری های این دو خانواده برای ملاقات با عزیزانشان به هیچ نتیجه ای نرسیده که این امر موجب تشدید نگرانی های آنان شده است. طبق گزارش های واصله آخرین تماس تلفنی ساجده کیانوش راد فرزند عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت حاکی از فشار شدید بر روی او بوده است. دلیل اصلی این فشارها بر روی این دو خانم که یکی زندگی مشترکش را تازه آغاز کرده و دیگری مادر ۶ فرزند در سنین مختلف است, معلوم نیست اما به نظر می رسد شرکت این افراد در جلسات هفتگی قرآن و دعا و ارتباط و دلجویی از خانواده های زندانیان سیاسی دلیل بازداشتشان است. ساجده کیانوش راد سال گذشته در مراسم دعای کمیل یکی از خانواده ها نیز به همراه مادر و پدرش بازداشت شده بود .
با ۵۲ امتیاز و ۳ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


مزدوران بسیجی 5 برابر می‌شود article picture منبع حکومتی:پاسدار بسیجی نقدی ، از افزایش 5 برابری سهم بسیج در بودجه عمرانی استان ها خبر داد. سایت حکومتی امنیتی فارس نوشت:نقدی، رییس سازمان بسیج مستضعفین از افزایش سهم مشارکت بسیج سازندگی از اعتبارات عمرانی استان‌ها به 5 درصد در برنامه 5 ساله توسعه آینده خبر داد و افزود: سهم مشارکت بسیج سازندگی از اعتبارات عمرانی به 5 درصد افزایش می‌یابد. نقدی سهم کنونی طرح‌های بسیج سازندگی از اعتبارات عمرانی را یک درصد اعلام کرد و گفت: با توجه به استقبال خوب استانداران و با توجه به بازده بالا و کیفیت خوب کار تلاشگران بسیج سازندگی با هزینه پایین‌تر می‌توان با استفاده ازاین اعتبارات فعالیت‌های بسیج سازندگی را در اقصی نقاط کشور توسعه داد.
با ۵۱ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


علی صارمی دیگر فرزاد کمانگری دیگر در آستانه اجرای حکم ناعادلانه اعدام در این رژیم مستبد قرار دارد از اجرای حکم اعدام او مانند حبیب الله لطیفی خودداری کنیم علی صارمی را مخفیانه و در زمان سکوت ما اعدام کردند نگذاریم جعفر کاظمی هم مانند علی صارمی با سکوت ما اعدام شود..رفیق سکوت نکن خسته نشو که آزادی نزدیک است متوسل شدن این رژیم به اجرای این احکام غیرانسانی نشانه ای از سقوط و قبول شکست در مقابل مقاومت و استقامت و مبارزه ی ما علیه استبداد حاکم بر جو ایران است... هر جا که هستیم اجرای حکم اعدام جعفر کاظمی را اطلاع رسانی کنیم..این رژیم افسار گریخته را رام اعتراض خود نسبت به این ظلم و وحشی گری کنیم...فراخوانی برای لغو حکم اعدام جعفر کاظمی و 6 تن دیگر که برای ایجاد جو رعب و وحشتی در ایران در آستانه اجرا می باشند...نگذاریم به اتهامات واهی رژیم با مخالفانش تسویه حساب کند...با لغو این احکام وحشیانه و غیرانسانی بار دیگر قدرت جنبش را از راه مدنی در لغو چنین احکامی به نمایش در بیاوریم... جعفر کاظمی علی صارمی دیگریست در آستانه اجرای حکم قطع زندگی!
با ۴۸ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به unsubscribe@balatarin.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به subscribe@balatarin.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته