-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ شهریور ۲۳, سه‌شنبه

Latest News from Norooz for 09/14/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



در حالی که شهرداری شیراز تندیس شهید «محمد اسلامی‌نسب» را در بوستان شکوفه نصب کرده است، فرزند این شهید همچنان به اتهام هواداری از آیت الله دستغیب در زندان است. همزمان دوازده تن دیگر از طلاب و نمازگزاران مسجد قبا نیز در زندان به سر می‌برند.
به گزارش کلمه، سایت صبح امید خبرداده است که به دنبال حمله عوامل خودسر در روز قدس به مسجد قبا فرزند شهید اسلامی نسب (سردار زهرایی) که از روحانیون فعال در شهر شیراز است، بر اثر اصابت سنگ به شدت مجروح و به بیمارستان منتقل شده بود که در بیمارستان دستگیر شد و هم اکنون در زندان به سر می‌برد.
سایت حدیث سرو نیز خبر داده که علاوه بر فرزند سردار شهید زهرایی، دوازده نفر دیگر از نمازگزاران مسجد قبا و طلاب و روحانیون حوزه علمیه ابوصالح شیراز که تحت اشراف آیت‌الله دستغیب قرار دارد، نیز دستگیر شده‌اند. در میان دستگیر شدگان فرزند معمم «مهدی فقیه» هنرمند سینماگر شیرازی نیز دیده می‌شود.
این سایت خبر داده که روز پنج شنبه و در آستانه عید سعید فطر، هشت نفر از طلاب دستگیر شدند که با احتساب پنج نفر قبلی به سیزده نفر رسیدند.
شهید اسلامی نسب از یاران شهید دستغیب بوده که علاقه قابل ستایشی به حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا (س) داشته است و بدین جهت او را «سردار زهرایی (س)» می‌خواندند. وی در عملیات والفجر ۸ با سمت فرماندهی گردان امام رضا (ع) به خط رفت، و در اثر پخش مواد شیمیایی دچار مصدومیت شد و سرانجام در عملیات کربلای ۴ با رمز یا زهرا (س) درحالیکه فرماندهی گردان امام رضا (ع) از لشکر ۱۹ فجر را بر عهده داشت. در سن ۳۲ سالگی در سال ۱۳۶۵ شهد شیرین شهادت را نوشید.
از این سردار شهید، پنج فرزند به یادگار مانده است که در حال حاضر یکی از آنها در زندان است.


 


میرحسین موسوی محدودیت ها و مزاحمت های امنیتی را در اطراف خودش موضوع تازه ای نمی داند و آن رابا انتخابات دهم ریاست جمهوری پیوند می زند که زمان آغاز اعمال محدودیت های غیرقانونی علیه وی بوده است.
موسوی معتقد است وقتی دروغ به یک روش در اداره مملکت تبدیل شود و منافع شخصی به جای مافع ملی جایگزین گردد کار به جایی می رسد که اگر یک مرجع کاری با حکومت نداشت با او کاری ندارند و اگر در این شرایط یک مرجع و یا روحانی و یا مداحی از این حضرات تعریف و تمجید کند می شود مرجع عالیقدر و یا روحانی بر جسته و یا مداح دلسوخته اهل بیت. بلافاصله تصویر او در صدا و سیما نشان داده می شود و بسته به میزان طرفداری و تعریف تمجیدی که از صاحبان قدرت می کنند، چهره های آنها کوچک و بزرگ می شود و اگر به طور مثال همین مرجع انتقادی از صاحبان قدرت داشته باشد و یا نظری مخالف انها بدهد، بلافاصله او را از کشتی مرجعیت پیاده می کنند و یکباره کشف می شود که ایشان صلاحیت علمی لازم را نداشته است و انواع تهمتها به سمت ایشان روانه می شود و دفتر و خانه و مسجد و مقلدین ایشان مورد حمله نیروهای به اصطلاح خود سر قرار می گیرد.
خبرنگار کلمه در باره محدودیتهای اخیر و نیز حواشی آن مصاحبه ای را با آخرین نخست وزیر انجام داده است که متن کامل آن در پی می آید.
در خبرها آمده آست که محدودیت های امنیتی در اطراف شما زیاد شده است. ایا شما هم چنین برداشتی دارید؟
تاریخ این نوع مزاحمتها به قدمت انتخابات (دهم ) است. حمله به ستادهای انتخاباتی این جانب که از همان عصر روز ۲۲خرداد شروع شد، مقدمه محدودیت های غیر قانونی علیه بنده بود.
البته گذشته از اسناد و قراین فراوان، اگر متقلبان در انتخابات هیچ سندی جز همین حمله به ستادها را قبل از اتمام رای گیری و دستگیری شخصیتهای انقلابی در یک روز بعد و روزهای بعدتر به جا نمی گذاشتند، برای نشان دادن مقاصد آنان کافی بود. آنها خوشبختانه به دلیل حماقت انتشار دو نوار سخنرانی یکی از”سرداران مامور” زمینه را برای قضاوت عمومی راحت تر کردند. به هرحال مساله مزاحمت و محدودیت ها با فراز و فرودهایش از ان زمان تا حال ادامه پیدا کرده است.
پس معنای سخنانتان این است که اخبار منتشره در باره تشدید فضای امنیتی در اطراف خودتان تایید می کنید.
بله ،اخبار در باره تشدید محدودیت ها ی امنیتی درست است. اخیرا به خاطر خوف نیروهای امنیتی از حرکتهای خیابانی مردم این محدویت ها شدید تر شده است. به این فشارها اضافه کنید ممانعت سر تیم محافظان بنده را از انجام وظایف خود که بسیار سوال بر انگیز است .ایشان بیست سال سرتیم حفاظت بوده و حالا از انجام وظایف خود تعلیق شده و معلوم نیست چه خوابی دیده اند؟
آیا انها فکر می کنند یا به هر حال این امید را دارند که این نوع محدودیت دامنه تحرک جنبش را کم کند؟
مسلما اگر چنین فکری دارند اشتباه می کنند. جنبش ریشه دار تر از آن شده است که با محدویت و یا حذف امثال بنده متوقف شود. ریزش مدام مشروعیت و نارضایتی های در حال انباشت وضعیت ویژه ای را در کشور ایجاد کرده است.
اگر سال گذشته شعار «رای من کجاست» توانست میلیونها شهروند مسالمت جو را در روزهای ۲۵و ۲۸ و ۳۰ خرداد دور هم جمع کند اکنون با سیاستهای سرکوب یک سال گذشته و اوضاع معیشتی مردم و فشار های بین المللی ناشی از ماجراجویی ها، احتمال حرکتهای غیر مترقبه بیشتر شده است. بنده و برادر کروبی و دیگران همراهان کوچکی با مردم هستیم. انها جا دارد از خشم روزافزون مردم بترسند نه از ما.
یعنی شما فکر می کنید اهمیت موضوع تقلب در انتخابات، حالا با افزایش نارضایتی ها کمرنگ شده است؟
به هیچ وجه! بلکه در کنار مصیبتهایی که به دلیل سیاستهای من در آوردی همراه با دروغ و سرکوب وارد می شود مردم بیشتر از همیشه به راه حل کلیدی انتخابات آزاد غیر گزینشی توجه پیدا کرده اند. هر روز که می گذرد مردم بیشتر معتقد می شوند که ریشه بحران در استبداد و عدم توجه به حق انها برای حاکمیت به سرنوشت خودشان است. مردم می بینند که دولتمداران بین انها اختلاف می اندازند که به نام اسلام و در حقیقت بر خلاف اسلام خودشان حکومت کنند.
به نظر بنده در میان مردم تلازم عدالت و آزادی هر روز بیشتر جا می افتد. به همین دلیل همه کسانی که قدرت تالیف و تحقیق دارند یقینا توجه دارند که شکایت هفت مبارز فرهیخته و با سایقه کشور از سخنان سردار مامور تا چه اندازه اهمیت استراتژیک دارد و نباید از آن غفلت شود. وباید بصورت مشفقانه عرض کنم که رسیدگی عادلانه و علنی به این شکایت برای بیرون آوردن کشور از بحران از مانور نیروهای امنیتی که یک روز قبل از روز قدس در خیابانهای تهران شاهد آن بودیم و یا حمله به خانه های مراجع مورد علاقه مردم در قم و شیراز موثرتر است. و اگرنه بازداشت دکتر محمدرضا خاتمی و بازداشت هنرمند گرامی دکتر حبیب صادقی در کنار دفتر اینجانب مشکلی را حل نمی کند.
آیا ممکن است محدودیت های اخیر با حمله به دفاترمراجع و فشار به روحانیون معترض مربوط باشد؟
باید به ریشه ها توجه کرد. نظام در بسیاری از سطوح به سمت ماکیاولیسم چرخیده و در این موارد هدف هر نوع وسیله ای را توجیه می کند. و این از ویژگیهای حاکمیت قدرتی است که نمی توان ازآن سوال کرد. در چنین وضعیتی کرامت انسانها و حقوق آنها می تواند نادیده گرفته شود و حفظ موقعیت و مکانت سیاسی حتی با آدم کشی مجاز شمرده شود. دروغ در چنین حالتی به صورت یک روش جهت حفظ موقعیت و منفعت در می اید و خیلی ساده بین منافع شخصی و منافع ملی خلط می شود. در چنین اوضاعی اگر یک مرجع کاری با حکومت نداشت با او کاری ندارند و اگر در این شرایط یک مرجع و یا روحانی و یا مداحی از این حضرات تعریف و تمجید کند می شود مرجع عالیقدر و یا روحانی بر جسته و یا مداح دلسوخته اهل بیت. بلافاصله تصویر او در صدا و سیما نشان داده می شود و بسته به میزان طرفداری و تعریف تمجیدی که از صاحبان قدرت می کنند، چهره های آنها کوچک و بزرگ می شود و اگر به طور مثال همین مرجع انتقادی از صاحبان قدرت داشته باشد و یا نظری مخالف انها بدهد، بلافاصله او را از کشتی مرجعیت پیاده می کنند و یکباره کشف می شود که ایشان صلاحیت علمی لازم را نداشته است و انواع تهمتها به سمت ایشان روانه می شود و دفتر و خانه و مسجد و مقلدین ایشان مورد حمله نیروهای به اصطلاح خود سر قرار می گیرد. حضرت ایت الله دستغیب تا موقعی از نظرشان محترم است که چشم به ظلم و ستم اقایان ببندد و یابه شیوه اعمال وظایف مجلس خبرگان ایرادی نگیرد. در غیر اینصورت مسجدی که او در آن نماز می خواند با آن سابقه می شود مسجد ضرار و امام جمعه ای که میزان درک او در حدی است که به میلیونها انسان هموطن خود می گوید یک عده بزغاله و گوساله در کنار حرم مقدس رضوی یک باره خوابنما می شود که این عالم بزرگوار از خانواده ریشه دار و محبوب دستغیب ها در شیراز مهد تمدن و فرهنگ ایران موقعیت علمی و صلاحیت ندارد.
آیا فکر نمی کنید این اقدامات برای پوشاندن ابعاد بحرانهای سیاسی و اقتصادی از چشمان مردم باشد؟
امروز بحران فقط خود را در عرصه های اقتصادی و سیاسی نشان نمی دهد. همین حمله به خانه های مراجع و مدارس انها در کنار حمله به دانشگاهها و خوابگاهها یکی از چهره های تکان دهنده بحران است. توجه کنید نظامی که ریشه مشروعیت دینی آن بر آمده از سلسله مراتب حوزه ها و روحانیت است، مشغول مهندسی ویرانگر توامان دانشگاه و حوزه با هم است. از آن سو وزیرش دانشگاه حرف نشنو را تهدید به یکسان سازی با خاک می کند و از این سو منازل و شخصیت مراجع ضد ستم و منتقد مورد حمله فیزیکی و تبلیعاتی قرار می گیرد.
کسانی که این طرحها را می ریزند باید بدانند این گونه اقدامات کمکی به بقای انها نمی کند اگر این کار ها در گذشته توانست اثری داشته باشد و ستمگران را حفظ کند می توانند این سیره و روش را ادامه بدهند و در این میان اگر کسی به جای خود به بقای کشور و منافع ملی می اندیشد باید بسوی قانون و انصاف برگرددحتی اگر این برگشت به ضرر موقعیت و مکانت او تمام شود.


 


براي دل هاي ابري و چشم هاي منتظر باراني
آب ها زديم راه را براي رسيدن نگار
و مژده ها داديم باغ را براي رسيدن بوي بهار
و عاقبت پس از گذشت يك سال پرتلاطم «حسين» هم آمد. هم چنان استوار، هم چنان نستوه، هم چنان اميدوار،‌هم چنان سبز. بلكه سبزتر از پيش.
حسين آمد و چشم و دل پرستو و مادر و پدرش و دوستانش، چشم و دل همه ما روشن شد به ديدارش.
ديشب يك خانه ديگر از خانواده سبزها با حضور يك آزاده سرفراز ديگر، گرما و روشني دوباره يافت و امواج مثبتي كه از آن خانه اميد ساطع شد، تمام كوچه و خيابان هاي محله را فراگرفت. محله كه نه همه منطقه را، شهر را بلكه كشور را. ما اين امواج مثبت را خوب مي شناسيم. انگار همين ديروز بود كه همسرجان نحيف و رنجور اما با اراده اي پولادين و اعتقاداتي راسخ چون هميشه به خانه اش پا گذاشت و جشن گلريزان ما نه يك محله و يك شهر و يك خانه و يك خاندان بلكه يك جاده سبز را تا بي نهايت سرور بخشيد. خانه مان از بركت وجود آزاده سرفرازمان نورباران شد و ما همه همدلانِ هم راي را ميهمان سفره سبز پرنشاطمان كرديم و يكي آن ميان گفت: «يادش به خير انگار حسين آزاده مان است كه از اسارت برگشته» راست مي گفت. لحظه لحظه خاطرات بازگشت حسين كه از قافله شهدا جامانده قرار بود شاهد ميراث داري نسل جامانده از شكوه شهادت باشد، هنوز در يادمان هست. و همه روزهاي انتظار مادرش،‌بانوي صبر و رضا و پدرش اسطوره شكيبايي و خواهر و برادرانش را نيز به ياد داريم. بعد از شهادت محسن دلاور مرد ديگري از همين خاندان، مادر حسين سخت دلواپس او بود و مصطفي از خانه شهيد به خانه آزاده و بعكس هر چه در توان داشت از اميد مي گفت و از آينده روشن. از فرداي سپيد صلح. محسن خيلي جوان بود كه پركشيد و رفت و حسين جوانتر از او بود كه به اسارت درآمد و مصطفي انگار بايد جاي خالي اين دو عزيز را نزد خانواده هايشان پر مي كرد. و من شهادت مي دهم كه لحظه اي از يادشان غافل نماند و كوتاهي نكرد در حد وسع و توانش. حسين را پسرعمو با همان رنوي قديمي سپيد رنگش، كه يادم هست براي خريدش مرحوم گل آقا به او كمك كرده بود تا لابد پيش سر و همسر حفظ آبرو كند برايش، به خانه آورد. ما همه منتظر بوديم و ملتهب. انگار قلبمان مي خواست از سينه بيرون بيايد. و حال مادرش را و پدرش را و يگانه خواهرش را كه حالا سوگوار قتل ناجوانمردانه شوي خويش است، نمي دانم . يعني مي دانم ولي وصف كردن نمي توانم. وقتي پرايد سپيد حامل آزاده ما از پيچ كوچه نمودار بود صداي هلهله و شادي جماعت به آسمان بلند شد و صداي تكبير. و جهش خون سرخ قرباني بر سپيدي مركب ازاده مان، تركيبي از حس ترحم و تشكر را در ما به وجود آورد. و شاخه هاي گل بود كه پرتاب مي شد و فشاري كه جمعيت بر تن نحيف و رنجور هديه باز عطا شده به يك خاندان، وارد مي كرد و اشك هايي كه جاري بود و لب هايي كه به خنده باز بود و مادري كه با ديدن اسيربازگشته اش در خيابان مدهوش شد و پدري كه سجده شكر به جاي آورد و مصطفاي من كه حالا گوشه اي دورتر چشم هاي اشكبارش را پاك مي كرد و ... ما با اين صحنه ها بيگانه نبوده و نيستيم. صحنه هايي كه برگ برگ تاريخ اين ديار گلگون را رقم زده است. ديشب من به محض اطلاع از آزادي پرنده سبزمان جسمم را با دلي كه سوي خانه اش پركشيده بود همراه كردم تا بي نصيب نمانم از درك آن لحظه هاي ناب. دير رسيدم اما هنوز همه چيز تازه بود. رنگ رخسار يار و گل هاي رنگ رنگ و خبر سلامت آزاده از بند رسته مان.
دیشب هم زمان با باز شدن دل پرستوی عاشق حسین و هم زمان با گشاده شدن چهره یک سال درهم رفته پدرش و هم زمان با طراوت روح و جان مادر نگران و بی قرارش، انگار دل های ابری همه منتظران بی قرار باز شد بازشدنی! دیشب وقتی که ما داشتیم آخرین ساعات یک روز تعطیل نامتعارف من درآوردی را در فردای یک عید خجسته می گذراندیم. عیدی که شادیش از صاحبان دل های ابری و چشمان منتظر بارانی به ستم دریغ شد، ناگهان یک خبر از نوع بهترین خبرهایی که آدم انتظارش را می کشد، ‌ما را از جا پراند، رخوت و دلمردگی به یک باره از وجودمان رخت بربست و مانند پرنده ای آماده پرواز ما را به سوی سبزی متراکمی کشاند که داشت در جاده آزادگی جاری می شد. ما باز هم در مجالی سبز به هم پیوستیم و دل های ابری مان را سپردیم به شادی دل خانواده حسین تا ببارد و سبک شود و چشمان بارانی مان را در چشمان آزاده ای دیگر از دیارمان دوختیم تا روشن شود. ما همه منتظران ستم دیده،‌من و مهدیه و مهسا و ژیلا و فاطمه و الهه و عفت و مهناز و فرزندان مظلوممان همراه دیگر همسران منتظر و مادران شیوا و هنگامه و بهاره و همسران و مادران و فرزندان همه آزادگان دربند، با شادی عزیزانی از جنس خودمان شاد شدیم. و پیش خود گفتیم حالا که حسین آزاد شده دور نیست که دیگر عزیزانمان نیز به آغوش خانواده بازگردند. موقع خداحافظی به پدر حسین گفتم: دیدی پدرجان؟ تمام شد همه غصه ها و اندوه ها و او خندید و گفت: به امیدی آزادی همه اسراء.
 


 


 مهندس حسین کاشفی، سخنگوی جبهۀ مشارکت ایران اسلامی درگفتگو با خبرگزاری ایلنا تاکید کرد: اگر با ديدگاه شهيد بهشتي به احزاب نگاه شود،مي‌توان به اصلاح قانون احزاب نيز اميد داشت. رییس خانۀ احزاب در این گفتگو گفت: وقتي يك اتهام به حزبي وارد مي‌شود بايد تكليف جرم سياسي نيز مشخص شود، خانه احزاب روي موضوع اصلاح قانون احزاب كار مي‌كند كه تصور مي‌كنم در چند جلسه به جمع بندي برسند و نظر خود را به كميسيون و مجلس ارائه بدهند. تا آنجا كه من مي‌دانم وزارت كشور از هيچ يك از احزاب در اين باره نظر خواهي نكرده است و سوال اينجاست كه اگر اين قانون قانون احزاب است،چرا در اين مورد از احزاب نظر‌خواهي نشده است. 


اين فعال سياسي اصلاح‌طلب با بيان اينكه دولت فعاليت حزبي را قبول ندارد، متذكرشد: تا وقتي چنين باوري حاكم است نه تنها از احزاب نظر خواهي نمي‌كنند، بلكه تصور آن مي‌رود كه در جهت محدود كردن بيشتر فضا پيش بروند.
كاشفي درباره فعاليت‌هاي خانه احزاب در ارتباط با اصلاح قانون احزاب گفت: در خانه احزاب روي اين موضوع كار مي‌كنند كه تصور مي‌كنم در چند جلسه به جمع بندي برسند و نظر خود را به كميسيون و مجلس ارائه بدهند.
وي افزود: از بحث‌هايي كه در خانه احزاب شده مي‌توان به تلاش براي برخورداري احزاب از رسانه حزبي اشاره كرد.
كاشفي ادامه داد: يكي از مشكلات ديگري كه وجود دارد بحث جرم سياسي است كه بايد تعريف شود.
رئيس‌خانه احزاب ادامه داد: وقتي يك اتهام به حزبي وارد مي‌شود بايد تكليف جرم سياسي نيز مشخص شود و تركيب هيات منصفه نيز بايد مورد توجه قرار بگيرد تا زماني كه به اتهامات يك حزب رسيدگي مي‌شود هيات منصفه حضور داشته باشد.
كاشفي درباره مشكل ديگري كه در خانه احزاب پيرامون آن بحث شده نيز اظهار داشت: مشكل ديگر يارانه احزاب است كه در زمان دولت اصلاحات احزاب با اين مشكل كمتر مواجه بودند، اما از زمان دولت نهم اين يارانه قطع شده كه بايد به اين موضوع رسيدگي شود.
اين فعال سياسي اصلاح‌طلب پيشنهاد داد كه خانه احزاب به‌عنوان تشكل صنفي احزاب در كميسيون ماده 10 نماينده داشته باشد كه از همان ابتدايي كه يك حزب مي‌خواهد تشكيل شود نماينده احزاب هم در روند تشكيل آن حضور داشته باشند.
كاشفي با بيان اينكه اينها محورهايي است كه مي‌توان روي آن كاركرد و خانه احزاب هم بر روي كليات كار مي‌كند،اضافه كرد: اگر بايك نظر كارشناسي به درستي روي اين مساله كار شود مي‌توان اميد داشت كه اصلاحيه جديد مشكلات موجود را مرتفع كند چون قانوني فعلي مثلاً تشكل‌هاي صنفي، پژوهشي، انجمن‌ها و احزاب سياسي را در يك مجموعه تعريف مي‌كند كه در ابتداي امر بايد حساب احزاب سياسي و احزاب غير‌سياسي از هم جدا شود.
رئيس‌خانه احزاب در عين حال معتقد است : البته ابتدا بايد مشخص شود كه تحزب را مي‌خواهيم يا نه.
وي با اشاره به نقل قولي از مرحوم شهيد بهشتي گفت: شهيد بهشتي مي‌گويد حزب معبد من است و اگر با اين ديدگاه اصلاح صورت بگيرد مي‌تواند يك اصلاح مناسب باشد.
حسين كاشفي درباره بحث انحلال حزب مشاركت نيز گفت: حزب مشاركت منحل نشده و در مورد بحث توقيف پروانه هم بايد بگوييم كه داشتن يا نداشتن پروانه باعث فعاليت با عدم فعاليت هيچ حزبي نمي‌شود. مگر بسياري از تشكل‌هاي اصولگرا كه در حال فعاليت هستند پروانه دارند؟
وي افزود: توقيف پروانه سبب انحلال حزب نمي‌شود و تا زماني كه يك حزب براساس قانون در دادگاه محكوم نشده ، نمي‌توان حكم به عدم فعاليت آن داد . يعني بايد ابتدا دادگاهي تشكيل شود حزب از خود دفاع كند و سپس دادگاه حكم به انحلال آن حزب بدهد .  


 


نوروز: جبهه مشارکت ایران اسلامی با انتشار نامه ای سرگشاده خطاب به سردار جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران از شخص وی بعنوان کسی که نیروهای تحت امرش بیشترین و اصلی ترین نقش را در حوادث پس از انتخابات داشت خواسته است تا در خصوص وضعیت جسمانی محسن صفایی فراهانی عضو شورای مرکزی این حزب اقدام لازم را انجام داده تا از خدمات درمانی برخوردار گردد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نوروز٬ متن کامل این نامه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای سردار سرلشگر جعفری

فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

پس از سلام، در این نامه سر گشاده از آن جهت شما را مخاطب قرار داده ایم که نهاد نظامی تحت امر شما در حوادث پس از انتخابات بیشترین و اصلی ترین نقش را داشته و هم اکنون نیز تصمیم گیرنده نهایی در امر اسیران سرافراز جنبش سبز، همانان که از کودتاگران شکایت کرده اند، است.

این توجه مسئولیت تلویحاً و گاه تصریحاً توسط مقامات قضایی مورد تأیید قرار گرفته است و آنان در مراجعات خانواده های این عزیزان مدام از خود سلب مسئولیت می کنند. روند امور چه در دستگیری های غیر قانونی، چه در نمایشهای مهوع تلویزیونی، چه در محاکمات و صدور احکام و چه در مورد مرخصی های محدود و زندانی کردن مجدد این دلاور مردان حق طلب به خوبی موید این وضعیت است. هر چند در ماههای اخیر، وزارت اطلاعات با اشراف مستقیم شخص آقای احمدی نژاد در این مسابقه در شر، گوی سبقت را از شما هم ربوده است.

موضوع این نامه وضعیت بحرانی و خطرناک جناب آقای مهندس صفائی فراهانی است که طبق اطلاعات موجود از بیماری شدید قلبی رنج می برند و در چند نوبت به همین دلیل دچار بیهوشی کامل شده اند و متأسفانه در شرایط زندان از اولیه ترین خدمات مورد نیاز پزشکی محروم هستند.

حتماً شما آقای صفایی فراهانی را بخوبی می شناسید. انسانی کم مانند و مدیری بی نظیر که سابقه او در خدمت به کشور بخصوص در دوران جنگ تحمیلی زبانزد است. کسی که با شایستگی تمام و با مدیریت درخشان خود همه امکانات صنعتی کشور را در دفاع از میهن بسیج کرد وسهم عمده ای در پشتیبانی از رزمندگان دفاع مقدس داشت.

خدمات ارزنده او پس از جنگ نیز بر هیچ کس پوشیده نیست. در عرصه های اقتصادی و صنعتی، و در عرصه های سیاسی و اجتماعی و حتی در مدیریت ورزش کشور هر جا صفائی حضور داشت امید و پویائی و حرکت موج می زد و چه بسا امروز وی تاوان حسادت نالایقانی را می پردازد که به ناحق بر جای مدیرانی توانمند چون او تکیه زده اند.

جناب سردار!

صفائی از جسم سالم و روح متعالی برخوردار بود و ملجاء و پناه همه نیازمندان بود. مشخص نیست زندان شما چه بر سر این انسان قوی بنیه و ورزشکار آورده است که این چنین رنجور و بیمار گردیده و دچار ناراحتی قلبی شده است.

او که هنوز از رنج تازیانه های دوران اولیه بازداشت خود در سال گذشته، رهایی نیافته است در برابر شرایط غیر قانونی و طاقت فرسای زندان شما که عمر و سلامت او را هدف گرفته اند و کینه ورزی های دوستان اطلاعاتی شما که در بیرون زندان زندگی او را آماج قرار داده اند سر افرازانه ایستاده است و روح بلند او سر به آسمان می ساید در حالی که جسم او فرسوده و بیمار شده است.

آقای عزیز!

اینک که ابتدایی ترین خدمات پزشکی از سرافرازانی چون صفائی فراهانی دریغ می شود بدانید که شما صاحب اختیار و در نتیجه مسئول رده اول همه این ظلمها و فجایع هستید و دیر یا زود باید پاسخگوی آنها باشید. از قوه قضائیه مسلوب الاختیار در برابر ضابطین خود و بازجویان شما انتظاری نیست هر چند مسئولیتشان در قبال هر آنچه بنام آنها صورت می گیرد انکار ناپذیر است. اما در شرایط خاص بی قانونی و قانون شکنی مستمر نهادهای امنیتی و نظامی طبعاً هر حادثه ای به پای شما و امثال شما که قدرت در اختیارشان است نوشته می شود.

ان لم یکن لکم دین و لا تخافون المعاد فکونوا احرارا فی دنیاکم

جبهه مشارکت ایران اسلامی

21/6/89


 


نوروز: از هفته گذشته محدودیت های میرحسین موسوی توسط نیروهای امنیتی تشدید شده و از دیدار مراجعه کنندگان به ایشان از جمله خانواده شهدای سبز کرمانشاه جلوگیری به عمل می آمد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نوروز از صبح امروز با استقرار نیروهای امنیتی در ابتدا و انتهای کوچه دفتر مهندس موسوی از ورود افراد مراجعه کننده جلوگیری شده و برخی مراجعه کنندگان بازداشت شدند.

براساس اطلاعات رسیده تا این لحظه بازداشت دکتر محمدرضا خاتمی دبیرکل سابق جبهه مشارکت ایران اسلامی که در هنگام مراجعه به دفتر بازداشت شده تایید گردیده است.

از دیگر بازداشت شدگان می توان به  حبیب صادقی از هنرمندان شناخته شده کشور اشاره کرد.

یادآور می شود در هفته های اخیر محدودیت ها برای موسوی و کروبی به شدت افزایش یافته به صورتی که آنان نتوانند بامحامیان جنبش سبز ارتباط مستقیم و رو در رو داشته باشند.

تکمیلی: براساس آخرین اخبار رسیده دکتر محمدرضا خاتمی ‍آزاد شده است.

زهرا اشراقی همسر دکتر محمد رضا خاتمی در تماسی با خبرنگار نوروز اعلام کرد که همسر او صبح امروز برای دیدار و تبریک عید فطر به دیدن مهندس میرحسین موسوی رفته بود که با ممانعت ماموران امنیتی مواجه شد. در نتیجه او موفق به دیدار با موسوی نشد و مجبوربه بازگشت شد.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به norooz-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به norooz@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته