دبی -فرزانه بذر پور ،العربیه نت
مهدی کروبی نامزد معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته ایران، در گفت و گوی تلویزیونی با شبکه خبری " العربیه " تاکید کرد دولت محمود احمدی نژاد ادامه حیات خود را در بحران سازی می داند.
او تاکید کرد از سخت بودن شرایط انتخابات آگاه بود اما نه او نه میر حسین موسوی و حتی محسن رضایی پیش بینی نمی کردند چنین فضایی حاکم شود.
او با اشاره به فشارهایی که در زندان ها علیه معترضان اعمال می شود ، تاکید کرد به جز حمزه کرمی یک زندانی سیاسی دیگری می شناسد که با او همان رفتار انجام شد تا علیه وی ( کروبی ) اعتراف کند.
حمزه کرمی مدیر کل سیاسی نهاد ریاست جمهوری در دوره رسایت جمهوری هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی در ایران بود. او که از نزدیکان آقای هاشمی به شمار می آید، بعد از انتخابات ریاست جمهوری ایران بازداشت شد و در جلسه دادگاهی که از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد ، علیه مهدی هاشمی فرزند آقای هاشمی فسنجانی، اعتراف کرد.
او که مسئول سایت جمهوریت، یکی از پایگاه های اطلاع رسانی منتقد دولت محمود احمدی نژاد نیز بود، اخیرا نامه ای خطاب به آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران نوشته که در آن به تشریح شکنجه هایی که در دوره بازداشت متحمل شده، پرداخته است و تاکید کرد برای اعتراف علیه سران معترضان سر او را داخل توالت فرو برده بودند.
آقای کروبی بدون این که نام فرد مور نظر را ذکر کند گفت که نامه ای که او در خصوص شکنجه هایش نوشته مطالعه کرده است.
تحریم ها و احتمال جنگ
دبیرکل حزب اعتماد ملی درباره تحریم های بین المللی ایران تاکید کرد که این تحریم ها در درجه اول بر مردم فشار می آورد.
ژوئن گذشته شورای امنیت سازمان ملل به منظور مقابله با برنامه اتمی ایران، قطعنامه دور چهارم تحریم ها را علیه ایران تصویب کرد. پس از آن آمریکا، اتحادیه اروپا، استرالیا، کانادا و ژاپن، تحریمی های مضاعفی علیه ایران اعمال کردند.
آقای کروبی درباره تاثیر تحریم ها بر حکومت گفت که این تحریم ها بی اثر نیست اما در حال حاضر حاکمیت پول نفت دارد که آن را خرج می کند.
او درباره احتمال حمله به ایران گفت: "امیدواریم که چنین چیزی نشود . به کشور آسیب می رسد . به منابع اقتصادی آسیب می رسد. بر منطقه هم خیلی اثر سوء دارد."
وی تاکید کرد که که اگر حمله بشود طبیعتا انسجام مردم بیشتر می شود و حکومت فشار بیشتری بر مردم می آورد و این فشارها را توجیه می کند.
این رهبر اصلاح طلب ایرانی با طرح این سوال که چرا وضعیت ایران هم اکنون به اینجا رسیده است، به سیاست های ماجراجویانه دولت در داخل و خارج ایران اشاره کرد و گفت: "این دولت است که حیات خود را در بحران سازی می داند . لذا حتی در مسائل داخلی می بینیم که درگیری ایجاد می کند."
او با اشاره به سابقه حضورش در بخش های مختلف حاکمیت و ارتباط با تمام دولت های بعد از انقلاب، تاکید کرد که سیاست هایی که هم اکنون از سوی دولت ایران اعمال می شود، بی سابقه است.
او در باره علت این سیاست ها گفت: " .زیاد ارتباط ندارم تا ببینم مجموعه شان شامل چه کسانی است . بر اساس اصول یک نفر نمی تواند همه این کار ها را بکند و فضایی را به وجود بیاورد که این گونه نفس ها را در سینه حبس کند. من عقیده دارم مجموعه ای این کارها را انجام می دهد. "
شکایت اصلاح طلبان از سپاه
آقای کروبی درباره شکایت هفت نفر از فعالان ارشد اصلاح طلب از دخالت سپاه پاسدارن در انتخابات ریاست جمهوری ایران گفت: "نامه را چند نفر که در زندان هستند وبقیه هم که بیرون و اغلب محکوم هستند امضا کرده اند. اینها چه بگویند چه نگویند این واقعیتی است که انتخابات را سپاه وبسیج گردانده بودند و یکی از اعضای شورای نگهبان هم به طور کامل درگیر این قضایا است."
هفت نفر از اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از احزاب عمده اصلاح طلبان اخیرا با استناد به سخنرانی سردار مشفق از فرماندهان قرارگاه ثارالله در مشهد ، فرماندهان سپاه را به " کودتا " علیه مردم و دست داشتن در " تقلب سازمان یافته " به هدف پیروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات گذشته متهم کردند.
آقای کروبی تاکید کرد: "الان هم کارها دست سپاه است. بخشی از سپاه و وزارت اطلاعات این کارها را انجام می دهند اغلب اعضای این دو نهاد ناراضی هستند."
دولت نامشروع است
رئیس مجلس ششم ایران، در این گفت گو دولت محمود احمدی نژاد را " نامشروع " خواند و تاکید کرد " این دولت با رای مردم سر کار نیامده است.
او آن چه را که در ایران پیش آمده را فراتر از یک تقلب در انتخابات دانست و گفت: "آن موقع خبر نداشتیم اما به تدریج وقتی حوادث رخ داد دیدم قضیه تقلب نبوده. قضیه تنظیم شده و مهندسی شده بود."
وی با اشاره به این که برخی در حاکمیت می گویند دلیلی برای تقلب در انتخابات وجود ندارد، گفت که آمادگی دارد با هر کس که نماینده حاکمیت است در تلویزوین مناظره کند و دلایل تقلب در انتخابات را ارائه دهد.
آقای کروبی گفت: "الان نتایج ناکار آمدی دولت را می بینیم. الان کارخانه های ما بخش عظیمش تعطیل است. ما امیدواریم کارخانه ها و صنعت ما از این حالت بیرون رود بعد معلوم خواهد شد حجم پسرفت چقدراست. برای اینکه همان نیروهای کارامدی که در زمان خودشان بودند اینها را کنار گذاشتند."
نتیجه معکوس فشارها
نامزد معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته ایران، در ادامه گفت گوی خود تاکید کرد که فشارهای به وجود آمده از سوی حاکمیت و نهادهای امنیتی بر معترضان، نتیجه معکوس دارد.
او در این باره گفت: " روزها و ماههای اول فشار آوردند. می خواستند اعتراض ها خاتمه پیدا کند اما خاتمه نیافت چون انبوه توده های جمعیت پشت اعتراض ها بودند. این مساله خاص مردم بود. آنها خیال می کردند با یک فشار تمام می شود. بنابراین اگر فشار کمتر شده از باب این است که دیدند نتیجه ندارد."
آقای کروبی تاکید کرد فشارها پایان نیافته و دلیل آن هم ادامه بازداشت ها و بد رفتاری با زندانیان است. او تاکید کرد که هرچه این وضعیت ادامه پیدا کند، خشم بیشتر می شود و در نتیجه انفجار از درون شدید تر خواهد بود. بنابر این به گفته او درایت و عقل ایجاب می کند که حاکمیت هرچه زودتر راه خود را عوض کند.
مزاحمت ها
آقای کروبی درباره محدویت های ایجاد شده در رفت و آمدش گفت: "من در حصر نیستم به این معنا که من می روم بیرون و در جلسات شرکت می کنم. افرادی هم می آیند به دیدن من... اما هر جا برویم معمولا هفت هشت ده تا می آیند همه آنها را میشناسند. چهره هایشان هم شناخته شده است و کار را به مرحله زشت وبی سابقه رساندند. یک فاتحه خوانی معمولی که برویم آنها را می فرستند که شعار بدهند . گاهی مردم هم با انها برخورد می کنند . ما حاضر به برخورد نیستیم."
عمل نکردن به قوانین
رئیس مجلس ششم در بخش دیگری از مصاحبه خود، به عمل نکردن دولت به مصوبات مجلس شورای اسلامی پرداخت. او با اشاره به فراز و نشیب های سیاسی پس از انقلاب عملکرد دولت فعلی ایران را بی سابقه توصیف کرد و گفت: " اصلا کارهایی که اینها می کنند هیچ معقول و منطقی نیست. اصلا من نمی دانم اینها چگونه رفتار می کنند. مصوبه ها را عمل نمی کنند."
او دلیل این وضعیت را ضعیف بودن مجلس دانست و تاکید کرد که اگر مجلس و قوه قضائیه نیرومند باشند، چنین اتفاق هایی رخ نمی دهد.
انتخابات آینده مجلس
دبیر کل حزب اعتماد ملی با تاکید بر این که هنوز برای تصمیم بر سر شرکت و عدم شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی که قرار است اواخر سال برگزار شود زود است ، گفت: " "باید ببنیم شرایط چه می شود... اما اگر وضع به همین منوال باشد و اینطور بخواهند کشور را اداره کنند و آیت الله جنتی دبیرشورای نگهبان از این حرفها بزند. وسخنگوی شورای نگهبان الان معلوم است سخنگوی شورای نگبهان نیست بلکه سخنگوی اقای جنتی است وبه روش خود ادامه دهد، طبیعتا شرکت در انتخابات منتفی است.
سخنان جنتی
آقای کروبی درباره صحبت های احمد جنتی که مدعی شده بود سران مخالفان ایران از آمریکا مبلغ یک میلیارد دلار از طریق پادشاهی سعودی دریافت کرده اند گفت: " من تفکر اقای جنتی را می دانم و می دانم چگونه وی را تحت تاثیرقرار می دهند و اطلاع دارم که بارها در شورای نگهبان از او گله شده که چرا اینطور حرفهای نسنجیده می زند."
او با تاکید بر کذب بودن ادعای جنتی خواستار دخالت مراجع در این رابطه شد و گفت: "ما هیچی از مراجع نمی خواهیم تنها اینکه از آقای جنتی بخواهند سندش را ارائه کند. ما هم تشکر می کنیم از مراجع وهم این کار مهمی است. یا اگر سند ندارد منبعش را بگوید."
تلویزیون اصلاح طلبان
آقای کروبی درباره این که آیا قصد دارد تلویزیون راه بیندازد یا نه گفت: "من بنای چنین کاری را ندارم علتش هم این است که امکاناتش را نداریم آنوقت ما امکاناتی داشتیم یک کمک هایی هم می شد. ما یک کاری می خواستیم انجام بدهیم آنها مانع شدند من هم در کارهایم سعی می کنم برای دیگران گرفتاری انجام نشود."
آقای کروبی پس از شکست در انتخابات ریاست جمهوری نهم ، تصمیم داشت یک رسانه تصویری راه اندازی کند که مقام های جمهوی اسلامی مانع این کار شدند و فردی که در حال انتقال نوارهای ضبط شده به محل پخش در "دبی" بود، ساعاتی بازداشت شد.
او درباره شبکه تلویزیونی "رسا" که اخیرا اصلاح طلبان راه اندازی کرده اند گفت: "اسامی که برای من ذکر کردند آنها همان نیروهایی هستند که در جمهوری اسلامی بودند و کار می کردند و حضور داشتند. با کاری که انجام می دهند موافقم انجام بشود مخصوصا اگر در چارچوب قانون اساسی باشد. الان اگر ازادی بدهند من دنبال همین کارها می روم . چون اگر ازادی بدهند امکانات هم می رسد. وقتی که ازادی نمی دهند امکانات هم داده نمی شود و افراد هم می ترسند."
میثم رودکی فعال سیاسی برای گذراندن سه سال محکومیت خود شنبه 20 شهریور ماه به زندان اوین رفت.
بنا به اطلاع گزارشگران خبرگزاری حقوق بشر ایران "هرانا" میثم رودکی از فعالان سیاسی که یکم خرداد سال جاری توسط شعبه ی 15 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی، به سه سال حبس تعزیری محکوم شده بود برای گذراندن دوران محکومیت خود به زندان اوین رفت.
اتهام این فعال سیاسی، "اقدام علیه امنیت ملی"، "عضویت در احزاب سیاسی" و "همکاری با اپوزیسیون" عنوان شده است.
این حکم به موجب بازداشت رودکی در 18 شهریور ماه سال 86 صادر شده است. وی در آذرماه همان سال و پس از تحمل 2 و نیم ماه حبس در سلول انفرادی بند 209 زندان اوین با قید وثیقه ی 50 میلیون تومانی آزاد شده بود.
هم چنین میثم رودکی، 14 مرداد ماه سال 88 نیز مجددا توسط ماموران امنیتی دستگیر و به زندان اوین منتقل شد. وی در زمان دستگیری تلاش داشت تا گزارشهایی از موارد نقض حقوق بشر در ایران را به دفتر سازمان ملل در تهران تحویل دهد. وی 28 بهمن ماه 88 با قید وثیقه ی 30 میلیون تومانی از زندان آزاد شد که پرونده ی وی همچنان مفتوح است.
گفتنی است وضعیت جسمی این زندانی سیاسی به دلیل ابتلا به بیماری شدید گوارشی و زخم معده وخیم است.
محمد غزنويان فعال حقوق زنان و كودكان و دانش آموخته رشته علوم سياسي به 5 سال حبس تعزيری محكوم شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، نامبرده در 19 بهمن ماه سال گذشته در قزوین بازداشت و در نهایت با قرار وثیقه 100 میلیون تومانی در فروردین سالجاری از زندان چوبین قزوین آزاد شد.
دادگاه این روزنامه نگار در تاريخ 13 تير ماه سال جاري برگزار شد و طي حكم ابلاغ شده در دو روز پيش به تحمل 5 سال حبس تعزيري محكوم شد.
در حكم ابلاغ شده اشاره اي به جزئيات پرونده و تفكيك محكوميت به تناسب موارد اتهامي وي نشده و موارد اتهام ايشان را ارتباط با گروههاي معاند و تبليغ عليه نظام اعلام کردند.
محمد غزنویان دانش آموخته ی علوم سیاسی، روزنامه نگار و وبلاگ نویس است که تاکنون مقالات بسیاری از وی در حوزه ی فرهنگ و اجتماع در رسانه های مختلف به چاپ رسیده است.
علی رغم هشدار مبنی بر ضرورت پیشگیری از تعرض به حریم قران کریم، متاسفانه هشدارها موثر نیفتاد و شد آنچه نباید می شد. فاجعه ای بس عظیم که باید از خسران آن به خدا پناه برد رخ داد و در عصر طلایی تمدن و آگاهی، سیاه ترین جلوه ی جهالت، تباهی و بربریت با قرآن سوزی به تصویر کشیده شد.
اینکه چرا چنین شرم سیاهی در خاک آمریکا پدیدار می شود و نام آمریکا در کنار طوماری از فجایع یک صد سال اخیر با این تباهی نیز آمیخته می گردد، باید از آمریکائیان پرسید و قطعا آنان نیز بهتر از هر کس دیگری به پاسخ آن وقوف دارند.
می دانیم که جریاناتی در صدد انحراف افکار مسلمانان از مسائل اساسی آنان بوده اند. می دانیم که نفرت آفرینان در جستجوی پاشیدن دور جدیدی از بذر خشونت در میان ملل و ادیان هستند. می دانیم که اکثریت مسیحیان جهان و قاطبه ی ملت آمریکا با چنین اقدامی موافقتی نداشته و از آن برائت می جویند. می دانیم که در منازعات و رقابت های داخلی آمریکا چه بسا جریانات افراطی داخلی زمینه های این اقدام را علیه دولت مرکزی فراهم آورده باشند، اما هیچکدام دلیل نمی شود که مسلمانان و آزادیخواهان جهان تنها به دلیل چند محکومیت لفظی از آمریکا پاسخ لازم را نطلبند و مسئولیت بزرگ و بی چون و چرای این دولت را که خود را امپراتور جهان می داند در قبال چنین رخداد جگرسوز و دهشتناکی یادآور نشوند و پاسخ نطلبند.
قرآن سوزی در چند نقطه آن هم به شکل همزمان حاکی از برنامه ریزی و سازماندهی توسط مجموعه هایی با شناسنامه و تشکیلات معین دارد و با توجه به هشدارهای چند روز اخیر، کوتاهی دولت مرکزی آمریکا در پیشگیری ازاین اقدام به هیچ وجه مورد پذیرش نمی باشد و باور بی اطلاعی از آن را محال می سازد. در دکترین سیاست خارجی آمریکا اگر در گوشه ای از جهان منافع این دولت مورد تهدید قرا گیرد، نهایت مساعی و تمامی شیوه ها برای تامین مصالح این حکومت به کار بسته می شود، حال چگونه است که اجازه داده می شود در چند نقطه ی آمریکا به حریم معنوی ادیان الهی و بیش از یک میلیارد مسلمان تعرضی تا این اندازه بی رحمانه و تکان دهنده صورت پذیرد و دولت مرکزی تحرکی مناسب برای پیشگیری به انجام نرساند؟ آنان براستی چگونه از این شرم ابدی رهایی خواهند یافت و چگونه این خسارت عظیم معنوی را جبران خواهند کرد؟ آیا گمان می برند که ترور معنویت کمتر از ترور بشریت است؟
یازده سپتامبر جنایت علیه بشریت بود که متاسفانه با تهاجم آمریکا و همپیمانانش به افغانستان با جنایتی به مراتب بزرگتر پاسخ داده شد و اینک با قرآن سوزی مرحله ی جدیدی از جنایت علیه انسانیت، فرهنگ و معنویت و غم انگیزترین فاجعه معنوی معاصر رقم خورده است. آمریکا با پذیرش این اقدام در خاک خود نه تنها ستمی عظیم در حق مسلمانان روا داشت بلکه حتی به خود نیز ستم کرد. آنان نه تنها بزرگترین تباهی معنوی و تناقضات تمدنی را به نام خود ثبت کردند، بلکه جهانی را که یک صدا در محکومیت فاجعه ی تروریستی یازده سپتامبر با آنان همدل شده بود، اینک بی استثنا بر خود شوراندند.
باکی نیست. خداوند فرموده است که هم ایشان حافظ قرآن خواهند بود و لذا ایمان داریم که از قبال این جریحه که بر مقدس ترین کتاب الهی وارد شد، غباری بر ساحت قرآن کریم نخواهد نشست و این کتاب آسمانی را نه تنها در چشم و دل مسلمانان که در نزد عالمیان عزیزتر خواهد ساخت. مسلمانان و دل آگاهان سایر ادیان نیز در هر گوشه از جهان به احترام قرآن خواهند ایستاد. آنان آگاهانه مراعات ادب و آداب اعتراض را خواهند داشت و مراقب خواهند بود که در دام آشوب و خشونت گرفتار نشوند.
چنان که گفته شد این تهدید و تعدی اخیر به رغم آمران و عاملان تهی مغزش، فرصتی برای نمایش میزان عمق و علاقه ی مسلمانان به کتاب رهایی بخش قرآن را پدید آورده و انشاء الله همگان با برترین شیوه و والاترین منطق، عالی ترین جلوه های دلبستگی به قرآن را به منصه ی ظهور خواهند رساند و پوچی و زوال منطق دشمنان قرآن را بر سینه ی تاریخ حک خواهند کرد.
ابوالفضل فاتح
21 شهریور 1389
دایره محدودیت ها ی امنیتی برای میرحسین موسوی در هفته های اخیر و هم زمان با حمله به منزل مهدی کروبی و مراجع به شدت افزایش یافته است. این برخوردها از چهار هفته پیش و در روز دیدار جمعی از روزنامه نگاران با وی به صورت جدی تر از قبل کلید خورد و پس از آن در برخورد با اقشار و شخصیت های مختلف که قصد ملاقات با موسوی را داشتند، ادامه یافت.
به گزارش کلمه حدود چند هفته است که ماموران امنیتی دولت محمود احمدی نژاد از حضور مردم و شخصیتها در دفتر میرحسین موسوی جلوگیری می کنند و مراجعین را بازداشت و پس از ساعتها بازجویی رها می کنند ویا انها را به بازداشتگاه برده و تعهد کتبی برای عدم مراجعه مجدد می گیرند.
این مساله اولین بار در روز دیدار جمعی از خبرنگاران با موسوی رخ داد. آن روز یک خودروی ون متعلق به نیروهای امنیتی با استقرار در مقابل دفترموسوی تک تک خبرنگارانی را که قصد ورود به محل دفتر وی برای ملاقات را داشتند بازداشت و پس ازانواع توهین ها و بازجویی های چند ساعته و برخی پس از اجبار به دادن تعهد آزاد شده اند.
در روزهای بعد نیز که نیروهای امنیتی استقرار دایمی در نزدیک دفتر موسوی پیدا کردند با خانواده شهید کیانوش آسا که برای دیدار با موسوی از کرمانشاه به تهران آمده بودند، برخورد مشابهی کردند و ضمن ساعتها بازجویی و تهدید از دیدار آنها با موسوی جلوگیری شد. این برخوردها در روزهای بعدی نیز با برخی از مراجعه کنندگان دفتر موسوی تکرار شده است.
این فشار ها درست از هنگامی که به دلایل گوناگون از جمله تهدیدات کم سابقه ی بیگانه و لجاجت ها و بی قاعدگی های متحجرین و منافقین جدید حاکم بر دولت زمزمه هایی مبنی بر وحدت و همگرایی مردم در کشور به گوش می رسید افزایش یافته است.
اگر چه از همان ابتدا طرح مساله ی همگرایی برای مقابله با مشکلات کشورمان با تردید هایی جدی مواجه بود و تفاوت سخن و عمل مسوولان نیز بر این تردید ها می افزود اما آگاهی از شرایط خطیر کشورمان و نیز برای قرار نگرفتن در سناریوی منافقین حاکم بر دولت که قصدشان منحرف کردن اذهان مردم از اشفتگی های اداره کشور و ارتزاق از فضای بحرانی و امنیتی بود از رسانه ای کردن این اتفاقات خود داری شد.
پیش از این نیز هراس دولتیان از طرح هر چند کمرنگ و شاید ظاهری "همگرایی مردم" برای مقابله با تهدیدات اقتصادی داخلی و سیاسی بین المللی دراین جمله ی احمدی نژاد خود را نشان داد که گفته بود: "عده ای تصور می .کنند کار فتنه گران تمام شده و باید دولت را مورد هجمه قرار دهند".
فردای اظهار نظر احمدی نژاد نیز مصلحی متصدی وزارت اطلاعات این دولت در قامت «خبر ویژه نویس کیهان» و نه یک «متخصص زبده امنیتی» ظاهر شد و با تکرار سخنان جنتی کمک یک میلیارد دلاری به آنچه که سران فتنه می خواند از سوی برخی کشورها را واقعیت دانست و گفت : "بلکه میتوانید بالاتر از آن را نیز حساب کنید!".
همه ی این اظهار نظر ها و از همه مهمتر حملات سازماندهی شده ی اوباش به منزل حجت الاسلام والمسلمین کروبی به روشنی این پیام را منتقل می کرد که نفع کسانی که تظاهرات و اعتراضات مسالمت آمیز مردمی را به خشونت می کشیدند همچنان در بحرانی نگه داشتن و امنیتی کردن فضای جامعه است. شاید به همین دلیل این گروههای امنیتی دیروز هم در جهت اعمال محدودیت های جدید از دیدار جمعی از فعالان سیاسی با میرحسین موسوی جلوگیری کردند و حتی حبیب صادقی از هنرمندان متعهد کشور را بازداشت و از محمدرضا خاتمی بازجویی خیابانی کردند.
برخی ازناظران سیاسی، استاندارد دوگانه در برخورد با منتقدان را ناشی از عدم صداقت حاکمیت با مردم و نوعی فریب در طرح های ادعایی می دانند و برخی دیگر دولتیان را که بیشترین سود از فضای غبار الود کشور می برند و گزینه ترجیح منافع ملی بر شخص و جناح را خصوصا در شرایط خطیر کنونی مساله ای اساسا بلاموضوع می دانند، مانع حل شدن مشکلات کشور از جمله دلجویی از اسیب دیدگان انتخاباتی و بازگشت حاکمیت مردم به کشور می دانند.
به هر حال افزایش محدودیت های امنیتی جدید بر میرحسین موسوی جدا از هر انگیزه ای واقعیتی است که ممکن است نتیجه ی ظاهری آن محدودیت ارتباط میرحسین با مردم باشد اما قطعا پیامد آن کند شدن حرکت جنبش برای بازگشت به آرمانهای مردم نخواهند بود. به نظر می رسد هفته های آینده آبستن بسیاری از اتفاقات خواهد بود.
یــــــکم :
" مسلمانان شاهد باشید و روز قیامت پیش جدم شهادت بدهید که من در راه دین اول کسی هستم که چشم مشروطه طلبان را بیرون آوردم " .
این عبارت منسوب به پسر سید نقیب است ، یکی از اوباشی که در سرکوب انقلاب مشروطه فعال بود .
روزنامه ی حبل المتین چاپ دهلی نو ؛ هنگامی که گزارش کشته شدن یک نفر را در روز ۲۵ آذز ۱۲۸۶ در میدان توپخانه نقل می کند ، این عبارت را گزارش کرده است و ادامه داده است " و بعد با کارد چشم آن جوان را کند ...»
اکنون که یک قرن از انقلاب مشروطه گذشته است و تاریخ ، پرده از نقش دربار در تحریک و تامین اوباش برای سرکوب جنبش مشروطه برداشته است ، می توان در خصوص ادعای پسر سید نقیب قضاوت کرد و می توان شهادت داد که « درآوردن چشم مشروطه طلبان » تا چه اندازه در راه دین بوده و تا چه حد به آئین مسلمانی وفادار بوده است ؟
از قضاوت تاریخ باید عبرت گرفت . برای آن که بدانیم تا چه حد از این قضاوت تاریخی عبرت گرفته ایم و از تکرار آن پرهیز کرده ایم ، به این عبارت که نود سال بعد تکرار شده است دقت کنید :
" اینان افرادی متدین و دارای انگیزه های مذهبی هستند که مرتدان و ناصبی ها را به قتل رسانده اند."
این عبارت را روح الله حسینیان در روز ۲۱ دی ماه ۱۳۷۷ در برنامه ی چراغ در دفاع از متهمان قتل های زنجیره ای گفته است . او هم اکنون زنده است و از کسانی است که هنوز هم به قاتل بودن خود افتخار می کند و هر روز هم از « درآوردن چشم فتنه ی سبز » می گوید.
از خودمان بپرسیم : براستی ، برای قضاوت در تدین و انگیزه های مذهبی « این افراد » باید ۹۰ سال دیگر هم صبر کرد ؟ آیا هنوز هم لازم است به این دروغ تکراری و تاریخی و این نامسلمانی ، نامی از دین و مسلمانی برد و مهم تر از همه آیا از قضاوت تاریخ عبرتی گرفته ایم ؟
دوم :
۲۶مرداد ۱۳۷۸ ، شورایعالی امنیت ملی گزارش مفصلی را در خصوص نقش حوادث کوی دانشگاه تهران منتشر کرد . در این گزارش با درج چند نقطه (... ) به یکی ار اعضای گروههای فشار اشاره شده است که دارای سوابق متعدد بوده و در ماجرای درگیری با دوتن از وزاری دولت اصلاحات هم حضور داشته است.
بر اساس مستندات و شواهد این فرد مسعود ده نمکی است. همراهی مسعود ده نمکی با گروه های فشار در دهه ی هفتاد مشهور خاص و عام است و البته خود ده نمکی هم این همراهی را انکار نمی کند و البته بنا به یک رسم تاریخی ، او هم انگیزه ی خود را همان دین و مسلمانی و دفاع از ارزش ها و چه بسا کار فرهنگی می خواند.
ده نمکی در دهه ی هشتاد انگیزه های خود را در فیلم های میلیارد تومانی اخراجی ها پی گرفت . فیلمی که یکی از بازیگران اصلی و شاید هم بازیگردان اصلی آن ، همان کسی بود که در سال ۱۳۷۴ حرکات موزون او با یک لباس زنانه ، انگیزه ی ده نمکی و یارانش برای حمله به سینما قدس شد و ایفای تکلیف دینی و امر به معروف و نهی از منکر توسط ده نمکی و موتورسوران همراهش ، به سقط جنین یک زن بار دار منجر شد . مسعود ده نمکی تاکنون به نقش خود در هیچ کدام از ماجراهای مشهور اعتراف نکرده است و هم چنان با انگیزه دینی و به نام دین و مسلمانی به فعالیت های شبهه فرهنگی مشغول است.
اگرچه نقطه چین های گزارش شورای عالی امنیت ملی ، شاهدی تاریخی بر شهامت و صداقت مسعود ده نمکی است اما برای آن که به میزان صداقت و شهامت مسعود ده نمکی بهتر پی ببرید ، چند جمله ای را از او در مصاحبه با روزنامه ی « صاحب قلم » یادآوری می کنیم ، به خصوص آنجا که به شباهت منطق شجاعت خود با صدام حسین اشاره می کند:
" من آنقدر شجاعتش را دارم که اگر در حادثه بودم می گفتم. من در دانشگاه نبودم تازه خیلی از کارها را که دیگران از زیر آن فرار می کنند را ما به عهده می گیریم و به شوخی گفتم: اگر ما آن شب بودیم که نمی گذاشتیم سه شبانه روز طول بکشد، همان شب اول غائله را تمام می کردیم ...در زمان صدام رفته بودم عراق، یکی از اعضای حزب بعث از من پرسید در ایران چه خبر شده بود، شنیده ام که دانشگاه ها معترض شده اند. من هم برایش شرح دادم. و او گفت اگر این حادثه در عراق انجام می گرفت صدام دستور می داد کل دانشگاه را با هواپیما نابود کنند و ماجرا تمام می شد ! "
ســـــــــوم :
مرور تاریخی رفتارهای گروههای فشار، حتی اگر موجب عبرت نشود، این حسن را دارد که ماهیت واقعی آنان را افشا کند و نشان دهد جامه ای که از تارو پود دین و مقدسات برای خود بافته اند، توهمی بیش نیست و حقیقت آن است که پادشاه عریان است.
امروز:خانواده شهید حاج داود کریمی با صدور اطلاعیهای از برگزاری مراسمی در ششمین سالگرد شهادت وی خبر دادند.
به گزارش کلمه، در این اطلاعیه آمده است: اگر شهید داود کریمی امروز بود، دوستان را به خویشتن داری، اعتدال، حفظ حرمت، پرهیز از پردهدریها و اتحاد همدلی در برابر آسیبها و تهدیدها دعوت مینمود.
متن کامل این اطلاعیه را در ادامه میخوانید:
بسم رب الشهدا و الصدیقین"
دنیا گذرگاه عبور است ، نه جاى ماندن ؛ و مردم در آن دو دسته اند : یکى آن که خود را فروخت و به تباهى کشاند ، و دیگرى آن که خود را خرید و آزاد کرد. امام علی (ع)-نهج البلاغه
ششمین سالگرد شهادت از ساعت ۱۷:۳۰ لغایت ۱۹:۳۰ روز پنج شنبه بیست و پنجم شهریور ماه در قطعه ۲۹ بهشت زهرا (س) برگزار می گردد.
از عموم عاشقان اسلام و ایران عزیز ، همرزمان و همسنگران،تمامی جناح ها و گروه ها ، دعوت می شود تا با حضور در گلزار بهشتیان در این مراسم حضور بهم رسانند. شهدا متعلق به مردم اند و همگی در افتخار و برکتشان سهیم هستند. شهدا مظهر وحدت اند و فراجناحی چون به حبل الهی چنگ انداخته اند .
بی شک اگر شهید داود کریمی امروز بود دوستان را به خویشتن داری ، اعتدال ،حفظ حرمت ، پرهیز از پرده دری ها و اتحاد همدلی در برابر آسیب ها و تهدیدها دعوت می نمود سیره عملی و نظری این بزرگوار اجتناب از تفرقه ، سکوت و گذشت از حق خویش در برابر اولویت های مهمتر بود، اینگونه زیست و از میان ما رفت.
به امید همدلی و همراهی درآبادانی ایران اسلامی
خانواده شهید
امروز:در حالی که شهرداری شیراز تندیس شهید «محمد اسلامینسب» را در بوستان شکوفه نصب کرده است، فرزند این شهید همچنان به اتهام هواداری از آیت الله دستغیب در زندان است. همزمان دوازده تن دیگر از طلاب و نمازگزاران مسجد قبا نیز در زندان به سر میبرند.
به گزارش کلمه، سایت صبح امید خبرداده است که به دنبال حمله عوامل خودسر در روز قدس به مسجد قبا فرزند شهید اسلامی نسب (سردار زهرایی) که از روحانیون فعال در شهر شیراز است، بر اثر اصابت سنگ به شدت مجروح و به بیمارستان منتقل شده بود که در بیمارستان دستگیر شد و هم اکنون در زندان به سر میبرد.
سایت حدیث سرو نیز خبر داده که علاوه بر فرزند سردار شهید زهرایی، دوازده نفر دیگر از نمازگزاران مسجد قبا و طلاب و روحانیون حوزه علمیه ابوصالح شیراز که تحت اشراف آیتالله دستغیب قرار دارد، نیز دستگیر شدهاند. در میان دستگیر شدگان فرزند معمم «مهدی فقیه» هنرمند سینماگر شیرازی نیز دیده میشود.
این سایت خبر داده که روز پنج شنبه و در آستانه عید سعید فطر، هشت نفر از طلاب دستگیر شدند که با احتساب پنج نفر قبلی به سیزده نفر رسیدند.
شهید اسلامی نسب از یاران شهید دستغیب بوده که علاقه قابل ستایشی به حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا (س) داشته است و بدین جهت او را «سردار زهرایی (س)» میخواندند. وی در عملیات والفجر ۸ با سمت فرماندهی گردان امام رضا (ع) به خط رفت، و در اثر پخش مواد شیمیایی دچار مصدومیت شد و سرانجام در عملیات کربلای ۴ با رمز یا زهرا (س) درحالیکه فرماندهی گردان امام رضا (ع) از لشکر ۱۹ فجر را بر عهده داشت. در سن ۳۲ سالگی در سال ۱۳۶۵ شهد شیرین شهادت را نوشید.
از این سردار شهید، پنج فرزند به یادگار مانده است که در حال حاضر یکی از آنها در زندان است.
امروز:اصلاح طلبان که منتقدان وضع فعلی محسوب میشوند، چه نگاهی به مسائل کشور دارند و راه حل پیشنهادی آنها برای حل مشکلات اساسی کشور چیست؟ آنها در روش، چه راهکاری را برای تداوم بخشیدن به سیاستورزی خود پیگیری میکنند و آیا روشهای پیشین را همچنان کارآمد میدانند یا آنکه به دنبال راهکارهای جدیدی برای ایجاد تحول در سیاستها به سمت آرمانهای انقلاب و خواستههای مردم هستند؟
اینها نکاتی است که در گفتوگو با معصومه ابتکار به بحث گذاشته شده است. این عضو شورای شهر تهران معتقد است که اصلاح طلبان قابل حذف شدن نیستند و مهمترین خواسته آنها برای حل مشکلات، بازگشت حاکمیت به قانون اساسی و موازین قانونی است.
مشروح این گفتوگو را که روز پنجشنبه هجدهم شهریور ماه در روزنامه شرق منتشر شد، در ادامه میخوانید:
با توجه به اتفاق های چند سال اخیر به نظر می رسد گفتمان اصلاح طلبی نتوانسته در روش موفق باشد. یعنی روش ها و راه کارهای مناسبی را برای پیش برد این گفتمان در جامعه بیابد. نظر شما در این باره چیست؟
در مفهوم پیروزی و شکست تفاسیر زیادی می توان انجام داد و باید دید که پیروزی یا شکست در کجا قراردارد. غلبه ظاهری و مقطعی یک جناح سیاسی بر امور کشور و دردست گرفتن قدرت دلیل نمی شود تا گمان بریم که یک جناح کاملا به پیروزی رسیده و توانسته تفکراتش را نهادینه کند. به نظر من ماهیت گفتمان اصلاح طلبی، فرهنگی و فکری است و ریشه در تحولات فکری مردم دارد. تفاوتش با دیگر دیدگاه ها نیز در همین جا است، اگر ریشه ای به مساله نگاه کنیم، تفکرات اصلاح طلبانه به دیدگاه ها و تفکرات امام خصوصا در مورد انقلاب بر می گردد . در آن زمان در حالیکه بسیاری از گروه های سیاسی فعال علیه رژیم شاه به امام پیشنهاد می دادند که انجام عملیات ضربتی و چریکی ، ترور و حذف فیزیکی اهداف انقلاب را پیش ببریم امام صراحتا مخالفت می کردند و موافق این مشی برای پیش برد انقلاب نبودند. ایشان بر این اعتقاد بودند که اگر ما حتی سران یک جریان را از بین ببریم اما مردم نسبت به این جریان توجیه نباشند و در بدنه جامعه تحولی رخ ندهد، این انقلاب نیست و مسیری که می خواهیم کشور در آن پیشرفت کند و به تعالی برسد با ترور، خشونت و حرکت های قهر آمیز محقق نمی شود. امام معتقد بودند که با یک تغییر مکانیکی و جابه جایی ظاهری در قدرت نمی توان نتیجه مطلوب را در کشور به دست آورد و از این رو با تمامی روش های خشونت آمیز مخالفت کردند.
امام باور داشتند انقلاب و بعد هم تاسیس جمهوری اسلامی مبتنی بر ارتقاء آگاهی و بسط فهم و شعور مردم است و در واقع باید فضایی مناسب ایجاد شود برای آنکه مردم بتوانند آگاهانه تصمیم بگیرند و آگاهانه انتخاب کنند. مبتنی بر این آگاهی است که بنای یک نظام سیاسی پویا و روبه رشد را می شود پایه ریزی کرد و این را در تمام طول عمرشان نیز به ما نشان دادند.
به نظر من امروز نیز اصلاح طلبان با توجه به تحولات اجتماعی و متغیرهای دیگری که وارد عرصه سیاست شده، همان مبانی فکری امام را دارند. یعنی دنبال غلبه گفتمان فرهنگی بر گفتمان خشونت طلب و اقتدار محور هستند. از این منظر گمانم این است که ضرورت وجود جریان اصلاح طلبی، بیشتر برای نظام محقق می شود. از طرف دیگر اصلاح طلبان به عنوان یک رقیب سالم و منتقد منصف که اشتباهات، ایرادات و کاستی ها را می بینند، با جسارت و شجاعت درمقابل کجی ها و ایرادات می ایستد و خواهان اصلاح امور هستند، می توانند مانع اضمحلال و آسیب های جدی به سیستم های بنیادین و سیاسی کشور باشند.
در واقع حضور اصلاح طلبان می تواند در رفع مشکلات موثر باشد . همچنین باید وجود اصلاح طلبان به عنوان یک جریان سیاسی و یک واقعیت غیر قابل انکار پذیرفته شود. با وجود همه تلاش های صورت گرفته در خصوص حذف اصلاح طلبان و محدود کردن افراد و چهره های سرشناس آن و تمام مشکلات پیش روی این جریان و همچنین حذف از تمامی ارکان قدرت و یکدست شدن آن، بسیاری از عقلای جریان مقابل متوجه شدند اصلاحات غیرقابل حذف و یک ضرورت برای بقای آینده ایران است.
البته همه موافق این تفکر نیستند و عده ای اصرار بر محو کامل اصلاحات دارند. چنانچه با انواع تهمت ها و رفتارهای سخیف نسبت به افراد و رهبران این جریان سعی می کنند تا اصلاحات را از صحنه حذف کنند. اما خرد جمعی وتلاش هایی که صورت می گیرد نشان می دهد اکثریت، واقعیت اصلاحات و اصلاح طلبان را به پذیرفته و حتی صحبت از برقراری یک گفتمان با اصلاح طلبان شده است که امیدوارم قبل از اینکه خیلی دیر شود و به کشوربه دلیل فقدان آن نگاه متعادل آسیب های جدی وارد شود، بتوانیم آن گفتمان را برقرار سازیم.
در مورد اینکه گفتمان اصلاح طلبی در جامعه موفق است یا خیر بحثی ندارم، منظور بیشتر این است که اصلاح طلبان از روش های موفقی برای پیش برد این گفتمان استفاده نکردند و باید برای پیش برد آن، روش های دیگری را اتخاذ کنند. آیا فکر نمی کنید باید روش ها را تغییر دهید؟
دقیقا مثالی که در خصوص امام زدم در همین رابطه بود. امام به روش های فرهنگی اعتقاد داشتند و با وجود آنکه پیشبرد چنین گفتمانی از طریق روش های فرهنگی سخت و دشوار است اما بر آن پای می فشردند و ما نیز به همین روش اعتقاد داریم. بسط آگاهی ها، ارتقای سطح آگاهی و اطلاع مردم و استفاده از ابزار فکری و فرهنگی که بعضا به اشتباه " جنگ نرم" نیز خوانده می شود، می تواند تفکرات اصلاح طلبانه را رو به جلو برد.
فکر می کنم مبانی انقلاب ما فرهنگی و فکری بود. یعنی یک انقلاب نرم و دین ما نیز دینی است که مبنایش انقلاب نرم است که طرف مقابل تعبیرجنگ نرم از آن دارد. این حیطه، حیطه و وادی فکر و اندیشه است و کسی که بتواند افکار و اندیشه ها را به شکلی قانع کند و قلب ها را به دست آورد می تواند بر مردم غلبه داشته باشد. در خصوص روش نیز بسط آگاهی ها، ارتقای سطح افکار مردم و محدود نکردن ارتباطات اصلاح طلبان به نخبگان از جمله راه ها و روش هایی است که اصلاح طلبان برای پیشرفت اندیشه های خود به کار می برند. البته اصلاح طلبان معمولا با نخبگان ارتباط داشته اند و در این گروه الیت، نخبه، روشنفکر و دانشگاهی که در عرصه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تاثیر گذار بوده اند نیز همیشه موفق عمل کرده اند. اما باید این ارتباط را در عامه مردم گسترش دهند. در این مورد همیشه چالش هایی وجود داشته و اتفاقا بحث آگاهی دادن و ارتقاء افکار عمومی در این جا معنی پیدا می کند. اگر چه باید این نکته را نیز در نظر بگیرید که امکانات اصلاح طلبان در این زمینه همیشه محدود و در حال حاضر بسیار محدود است. به طور مثال ما در بخش رسانه بسیار محدود هستیم و بسیاری امکانات از ما گرفته شده است. رسانه ملی که دیگر ملی نیست و کاملا جناحی شده و متاسفانه حتی از عهده برگزاری یک مناظره در هفته نیز بر نمی آید و یا توانایی آنکه واقعیت ها و تفاوت های فرهنگی و اجتماعی کشور را نشان دهد، ندارد و در قالب یک تفکر و اندیشه برنامه سازی می کند. این سبب می شود که اصلاح طلبان کار دشواری داشته باشند و به صورت طبیعی به سوی فضای مجازی و خصوصا شبکه های اجتماعی که از قبل نیز وجود داشته، بروند. البته شبکه های مجازی نیز همواره تحت نگاه امنیتی طیف مقابل بوده، یعنی به آن امنیتی نگاه می کنند.
گسترش شبکه های اجتماعی از منظر اصلاح طلبان به رشد و بالندگی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی منجر می شود که متاسفانه به دلیل همان دیدگاه امنیتی، این امکان نیز از اصلاح طلبان گرفته شده است. اما مسلم است که برخوردهای دفعی و فراقانونی و اقتدارگرایانه در شیوه ها و روش های اصلاح طلبانه نمی گنجد و نمی توان با این دید وارد عرصه سیاست و رقابت شد. از این رو گمان می برم روش ها و شیوه های اصلاح طلبانه مشخص است. همچنین بر این باور هستم که گفت وگو با رقیب و ایجاد گفتمان با آنها نیز می تواند به ما بسیار کمک کند. البته همیشه عده ای مخالف سرسخت این موضوع بوده اند، چراکه نگران تاثیر گذاری متقابل این گفتگوها هستند. از آنجا که اصلاح طلبان اکنون منتقد هستند و حرف منتقد اصولا بیشتر اثر می گذارد، اصول گرایان از این گفتمان دو طرفه نگران بوده اند.
گفت و گو لازمه سیاست ورزی و برای همه طرفین واجب است، اما همیشه مخالفانی داشته و حتی زمانی عده ای بودند که وحدت را نیز رد می کردند یا حکومت های اتئلافی با این عنوان که دولت نمی تواند شرکت سهامی باشد، از نظر ایشان مردود بوده است.
از وحدت و گفتگو گفتید. اخیرا نیز در این باره زیاد صحبت شده است. فعالان جناح اصول گرا نیز بر این موضوع بسیار تاکید کرده اند؛ با توجه به اینکه بخشی از چهره های اصلی اصلاح طلب به هردلیلی سکوت کرده اند و یا کنار گذاشته شده اند، در حال حاضر چه طیف و گروه هایی از اصلاح طلبان با کدام جریان اصولگرا آماده گفتگو هستند؟
مقام رهبری روی بحث وحدت و همدلی در جامعه تاکید داشته، اما هربار که این موضع مطرح شده، عده ای از سوی اصول گرایان چارچوب ها و اصولی را مطرح کرده اند. متاسفانه برخی در این موضوع نگاهشان حداقلی است که این به خودی خود موضوع وحدت را نفی می کند و اگر می خواهیم همدلی به وجود آوریم به جای آنکه شرایطی را تعیین کنیم که اکثریت از آن حذف شوند، فضایی را باید به وجود آوریم که همه را در بر بگیرد و یا حداقل اکثریت در آن جای گیرند.
فکر می کنم این تفاوت تحلیل و نگاه بخشی از اصول گرایان با اصلاح طلبان بر سر موضوع وحدت است. در حال حاضر گروه هایی در جریان اصول گرایی بر این باورند که وجود اصلاح طلبان برای کشور ضروری است. در عین حال به شرایط موجود نقد و به اصلاح امور اعتقاد دارند و می خواهند رو به جلو حرکت کنند و شرایط را بهبود بخشند. وجود این طیف قدرتمند در اصول گرایان بسیار امیدبخش است و می تواند شرایط کشور را بهتر کند. از این طرف اصلاح طلبان در شرایط دشواری به سر می برند و این یک واقعیت است. مقدماتی که آقای هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه معروف خود برای بهبود امور مطرح کردند محقق نشده که بتوان بر مبنای آن مصالحه ای صورت بگیرد. بسیاری از اصلاح طلبان، سران اصلاح طلب و چهره های شاخص آن در محدودیت های جدی قرار گفته اند و امکان فعالیت برای آنان وجود ندارد. به طور مثال معدود روزنامه هایشان با وجود رعایت تمامی موارد، اخطار می گیرند. این در شرایطی است که اصلاح طلبان حرف های بسیاری برای گفتن دارند که می تواند راه گشا باشد و معضلات کشور را حل کند. بسیاری از پیش بینی هایی که اصلاح طلبان در خصوص آینده کشور می کردند مانند بحث تورم متاسفانه رخ داده است. در دولت نهم اقتصاد دانان با تجربه و کاردان در نامه هایی خطاب به آقای احمدی نژاد بسیاری از مسایل را پیش بینی و وضعیت امروز را گوشزد کردند که اگر به آنها توجه کافی می شد مطمئنا وضعیت اقتصادی به این گونه نبود. اکنون نیز اصلاح طلبان با وجود تمام خسارت ها، دلشکستگی ها، لطمات و آزارهایی که به این جریان وارد شد باز حاضر هستند در صحنه حضور یابند وبرای بهبود اوضاع تلاش کنند.
این گفتمان اصلاح طلبی است که برای بحران ها راه حل دارد. اگر به وحدت از این منظر یعنی برون رفت از بحران های پیش رو و استفاده از ظرفیت های اصلاح طلبانه نگاه شود می تواند متفاوت و مثبت باشد. به طور مثال همین ائتلاف اسلامی زنان که از۴ سال پیش تشکیل شد می تواند مثال خوبی برای وحدت باشد. در یک مراسم افطاری، خانم های اصلاح طلب و اصول گرا کنار هم نشستند و با وجود تمامی اختلافات فکری و روش های سیاسی، براساس یک سری اشتراکات خصوصا بر سر حقوق زنان و علاقه مشترک به آینده ایران، جوانان و این مرز و بوم بر سر یک سری اصول توافق کردند. در رابطه با بحث لایحه خانواده دیدید که چه میزان اثر گذار بودند و موفق شدند. در مجموع تنگ نظری ها و بدبینی ها از سوی یک جریان باید از بین برود تا شرایط وحدت محقق شود.
در مورد چارچوب ها صحبت کردید. برای آغاز گفتگوها چارچوب های مورد قبول از طرف اصلاح طلبان چه می تواند باشد؟
چارچوب ها در قالب همدلی، آینده مشترک ایران و انقلاب، حفظ کشور در مقابل بحران های خارجی و چالش های داخلی، استفاده از فرصت ها و رد تهدید ها تعریف می شود. اما اگر بخواهیم عملی بحث کنیم مهم ترین بحث موضوع قانون است و میثاق مشترک همه ما نیز قانون اساسی است. بحثی فراتر از این نیز در حال حاضر اصلاح طلبان ندارند و می گویند که قانون اساسی که حاصل رای اکثریت مردم به جمهوری اسلامی است، مورد تایید امام بوده و ایشان با دقت و حساسیت پیگیر تصویب آن بوده اند باید به طور کامل اجرا شود.
پای بندی و عمل به قانون برای اصلاح طلبان بسیار مهم است. ما قوانینی داریم که مورد توافق همه است و به شکلی میثاق ملی بوده اند. مانند بحث سند چشم انداز بیست ساله. برای این سند زحمات بسیاری کشیده شده است و کارشناسان، اساتید و افراد بسیاری برای تدوین آن تلاش کرده اند و نباید اینگونه مورد بی اعتنایی قرار گیرد. این سند زمانی نگارش شد که اصلاح طلبان بر سر کار بوده و سید محمد خاتمی رییس جمهور بود. این سند توسط دولت و مجلس اصلاح طلب تهیه شد، از سوی شورای نگهبان اصول گرا به تصویب رسید و از طرف رهبری نیز ابلاغ شد. پس همه طیف ها بر سر آن اتفاق نظر دارند و نمی توان سهل انگاری و بی توجهی به این قانون را پذیرفت. این اتفاق در خصوص قانون برنامه چهارم نیزافتاد. کمترین توجه به قانون برنامه از سوی دولت صورت گرفت و قانون معطل ماند. حتی مرکز پژوهش های مجلس اعلام کرد که قانون اجرا نشده است.
اکنون نیز چالش اصلی بحث اجرای قانون است، قانونی را مجلس تصویب و ابلاغ می کند اما دولت به آن عمل نمی کند. از سوی دیگر مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز مصوباتی دارد که در قوه مجریه انعکاس پیدا نمی کند وبه آن بی توجه هستند. بحث قانون گرایی بسیار مهم است و اگر ما نتوانیم مساله قانون گرایی را نهادینه کنیم مشکلات اساسی در فرایند مردم سالاری و دموکراسی خواهیم داشت. بخشی از این عدم اجرای قانون بر می گردد به نظامات سیاسی و عملکرد قوا. خصوصا مجلس که به نظر من در این زمینه خیلی تعلل و مماشات کرده و نمی تواند در قبال این بی قانونی ها بی تفاوت باشد. البته سخنرانی ها، تذکرات و گزارشاتی بوده اما مجلس درمقابل بی قانونی ها از ابزارها و اختیارات خود استفاده نکرده است و این نقد بزرگ و درست اصلاح طلبان برمجلس و فضای حاکم بر کشور است. ما مبنا را می گذاریم قانون و اصلاح طلبان نیز حرفی به جز اجرای قانون ندارند و تمامی اعتراضات و انتقاداتشان هم در خصوص عدم اجرای قانون است. در این حال جالب است اصلاح طلبان به مواردی متهم می شوند که اصلا در قاموسشان وجود ندارد و هیچ گاه صحبتی فراتر از اجرای قانون اساسی به دور از جناح بندی ها و تفاسیر جهت دار نداشته اند. این انتظار خیلی عجیبی نیست اما با آن برخورد یک جانبه، یک سویه و بدی صورت گرفت. ما وقتی صحبت از وحدت می کنیم منظوری فراتر از قانون گرایی و اجرای قانون نداریم.
در بحث اجرای قانون همان طور که ذکر کردید مجلس یکی از ابزارهای نظارت بر اجرای قانون است. اما یکی دیگر از این ابزارها احزاب و تشکل های سیاسی هستند که بر اجرای درست قانون نظارت دارند. درحال حاضر با توجه به اینکه احزاب اصلاح طلب محدودیت هایی دارند و احزاب اصول گرا نیز به نوعی در این رابطه منفعل عمل می کنند، گمان نمی برید که با تشکیل شبکه های اجتماعی می توان این خلاء را پر کرد؟
شبکه های اجتماعی جا و کارکرد خود را دارند و می توانند در تحول فرهنگی و اجتماعی که به تشکیل احزاب موثر، پویا و روشنگر منتهی شود موثر واقع شوند. اما در نهایت در عرصه فعالیت های سیاسی احزاب باید فعال شوند. اگر با اسم حزب مشکل دارند عیبی ندارد، اسم آن را عوض کنند. اما اینکه اجازه ندهند یک گروه سیاسی به عنوان رقیب فعالیت کند و بخواهند طیف خاصی را حذف کنند مطمئنا به بن بست می خورند. همین امر یعنی حذف رقیب سبب می شود تا حزب حاکم دچار رکود شود و احساس کند که قدرتش مطلق است و چون دو عنصر زمان و محدودیت یعنی زمان پایان یافتن قدرت و محدودیت پاسخگویی وجود ندارد، دچار انحراف می شود. حتی اگر اخلاق گراها هم سر کار باشند باید نظارت وجود داشته باشد و اگر بخواهیم فرمایشات امیرالمومنین را به عنوان منشوری برای ساختار سیاسی در نظر بگیریم ایشان بارها در نامه خود به مالک اشتر به بحث نظارت دقیق و حسابرسی تاکید کرده اند. اما زمانیکه رقیب نباشد بسیاری از این مسایل دچار رکود می شود و سستی، یک نواختی و باندبازی به وجود می آید. به نظر می رسد که اصول گرایان تصور و گمان دیگری داشتند و بر این باور بودند که می توانند به تنهایی از پس مشکلات بر آیند. اما به نظر می رسد در این زمینه شکست بزرگی خورده و نتوانسته اند از عهده شعارهایی که می دادند در رابطه با پایبندی به اصول و حفظ موازین بر آیند. آنها خود به این دوگانگی رسیده اند و چنین پرسش هایی در میان خودشان نیز مطرح است.
البته این چالش ها برای اصلاح طلبان زمانی که بر سر قدرت بودند وجود داشت. چراکه ذات قدرت چنین مواردی را به همراه می آورد. منتهی از آنجا که نگاه اصلاح طلبان باز بود و از حضور و نقد رقیب و چالش هایی به وجود آمده توسط رقیب استقبال می کردند پویایی بیشتری به وجود می آمد.
متاسفانه همان رقیب اکنون به صراحت می گوید که احزاب را قبول ندارد و می خواهد به سمت نظام تک حزبی حرکت کند. یعنی نگاه حاکم بر کشور با اصول مندرج در قانون اساسی بسیار متفاوت است. در قانون اساسی جایگاه احزاب کاملا مشخص شده و ما باید به قانون بازگردیم. در مجموع من رکود جریان اصول گرایی را در عدم تحقق وعده ها و شعارهای اصول گرایی، کمرنگ شدن مباحث اخلاقی و مهم تر از همه حذف رقیب می بینم. در حال حاضر خیال آن ها راحت شده که رقیبی ندارند و تا مدت نامحدودی بر سر قدرت خواهند ماند، این حس، بسیار خطرناک است و احزاب اگر باشند اجازه به وجود آمدن چنین فضایی را نمی دهند و نشاط سیاسی را به جامعه خصوصا نسل جوان برخواهند گرداند.
با توجه به آنکه در حال حاضر بسیاری از احزاب اصلاح طلب محدود شده اند و امکان فعالیت ندارند، آیا اصلاح طلبان به فکر تاسیس احزاب جدید و یا تشکیل شبکه های اجتماعی نیستند؟
در شرایط فعلی تکلیف احزاب اصلاح طلب در بلاتکلیفی است. در واقع برخورد قانونی با احزاب اصلح طلب نمی شود. یکسری اتهامات به آنها زده شده و در مقابل این احزاب باید بتوانند ازخود دفاع کنند، جواب دهند و رفع اتهام کنند. به گمانم هنوز به یک شرایط عادلانه و متعادل نرسیده ایم تا با قاطعیت بگوییم که این احزاب منحل شده اند و حزب جدیدی تشکیل دهیم. متاسفانه فشارها نیز به شکلی است که فعالیت حزبی مطلوب نیست و حتی احزاب اصول گرا نیز چندان امکان فعالیت ندارند.
برای برون رفت از این فضا و به وجود آوردن فضایی بهتر و مناسب تر چه راهکارهایی در نظر دارید؟
در حال حاضر بحث و گفت و گو در مورد مسایل و مشکلات جامعه، تنگناها و انتقال دیدگاه ها در همان فضاهای محدودی که بین اصلاح طلبان و اصول گراها وجود دارد می تواند مفید باشد. خصوصا انتقال مسایل به کسانی که نفوذ دارند و طرح مشکلات با آنان می تواند موثر واقع شود. ارتقاء آگاهی ها و دانش و ایجاد شبکه های اجتماعی بین مردم نیز راه گشا است. فضای تهمت، تخریب و حرف های ناشایست خصوصا در تریبون های رسمی باید قطع شود و این اتهام های بی پایه و بی ریشه نیز باید از بین برود چرا که می تواند فضا را مخرب سازد و بر نسل جوان نیز تاثیر منفی خواهد گذاشت.
نباید نا امید بود و به گمان من آینده روشنی پیش رو است و شرایط دشوار کنونی به گشایش و تحول خوبی در آینده منتهی می شود که لازمه اش رشد آگاهی ، اندیشه و بینش در بین مردم است. مطمئنا اصلاحات زنده است و اصلاح طلبان به آینده ایران، جمهوری اسلامی و انقلاب امیدوار هستند و برای حل بحران ها حرف هایی بسیار و راهکارهای قابل تامل دارند.
امروز:محمدعلی رامین معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد در گفتو گوی مفصلی با مجله «همشهری ماه» خواهان جایگزینی مساجد به جای احزاب و NGO ها در ساختار سیاسی کشور شد.
وی همچنین پیشنهادی تازه برای پیشبرد اهداف دیپلماسی عمومی در جهان اسلام و البته جمهوری اسلامی ایران ارائه داد.
ویپیشنهاد کرد شبکهای از مساجد در سراسر کشورهای دنیا تشکیل شود که این مساجد به نوعی جایگزین احزاب و تشکلهای غیردولتی شوند.
رامین پیش بینی کرد در صورت اجرای طرح وی این شبکه خواهد توانست در مقابل شورای امنیت سازمان ملل یا به قول وی سازمان دول هم عرض اندام کنند.
وی همچنین با بیان اینکه "در دولت آقای هاشمی رفسنجانی با تاسیس فرهنگسراها تلاش شد که مراکزی جایگزین فعالیت مساجد بشوند" افزود: روحانیت ما که خاستگاه اصلی او مسجد است، به جای آنکه برود در پشت درهای بسته حزب، NGO و شبیه ساختارهای غربی فعالیت کند، به مسجد برگردد و با بازسازی جایگاه خود و مسجد از ظرفیت عظیم اجتماعی بهرههای درست برای مصالح عمومی و منافع اسلامی ببرد.
امروز: تحریمهای تصویب شده علیه ایران، با دو هدف اعمال میشوند: ۱٫ تنگ کردن حلقه منابع ارزی، ۲٫ ایجاد مشکل در توان تولید محصولات پالایشی برای مصارف داخلی. این دیدگاه مدیر اجرایی سابق امور بینالملل در شرکت ملی نفت ایران و عضو سابق کمیته استراتژی بلندمدت سازمان اپک است.
از نظر اقتصادی بیش از ۸۰ درصد منابع سالانه ارزی، بیش از ۷۰ درصد سرمایهگذاریهای عمومی و حدود ۵۰ درصد بودجه سالانه دولت به وسیله صادرات نفت، تأمین میشود. به همین دلیل کاهش صادرات نفت و کاهش منابع ارزی تأثیر مستقیم و قابل توجهی بر کل اقتصاد کشور و در نتیجه بر زندگی روزمره هر ایرانی خواهد گذاشت و ایجاد مانع در توسعه صنعت نفتی ایران فشار زیادی را بر اقتصاد کشور وارد خواهد نمود.
علی رغم انکار اثرات تحریم بر صنعت نفت ایران شاخصها و دلایلی وجود دارد که اثرات تحریم را اثبات میکند. از آن جمله؛ پروژه بهرهبرداری از حوزه نفت و گاز پارس جنوبی که در خلیج فارس قرار گرفته و کشور قطر نیز در آن سهیم است و سالهاست که در حال جذب فناوری و سرمایهگذاری از سوی شرکتهای بینالملیی نفتی است و اکنون بهرهبرداری گاز را در بخش خود آغاز کرده است.
ایران تاکنون موفق شده است تنها ۸ فاز از ۲۸ فاز پیشبینی شده برای بهرهبرداری از این حوزه را به اجرا برساند و این ۸ فاز هم مربوط به دورانی است که شرکتهای خارجی حاضر به سرمایهگذاری در این پروژه بودند ولی از زمان اعمال تحریمها، این شرکتهای خارجی سرمایههای خود را از این پروژه خارج کردهاند.
وزارت نفت ایران برای بهرهبرداری از ۶ پروژه از فازهای باقیمانده با کنسرسیومی متشکل از ۱۰ شرکت ایرانی قرارداد بسته است و این در شرایطی است که این شرکتها برای این کار نیاز به وارد کردن تجهیزات فنی مانند شیرآلات مربوط به چاههای نفت و تجهیزات حفاری در دریا و جذب حداقل ۲۱ میلیارد دلار سرمایهگذاری د ارند.
در شرایط فعلی و با تحریمهای اعمال شده، هرگونه دستیابی به اینگونه فناوریها غیرممکن است. این بحران به صنعت گاز محدود نمیشود. حوزههای نفتی ایران نیاز به تزریق گاز به میزان بسیار بالا دارد تا قابل بهرهبرداری باقی بمانند و اگر ایران نتواند در حوزههای نفتی خود گاز تزریق کند تا ۶ یا ۷ سال آینده دیگر هیچ نفتی برای صادر کردن وجود نخواهد داشت.
امروز مصرف داخلی یک میلیون و ششصد هزار بشکه در روز است نرخ افزایش مصرف حدود ۶ تا ۷ درصد در سال است و با همین روند مصرف داخلی تا شش سال آینده به دو میلیون بشکه خواهد رسید. در این صورت توان تولید نفت خام تنها جوابگوی مصرف داخلی خواهد بود درواقع صنعت نفت دیگر درآمد ارزی نخواهد داشت.
با توجه به اینکه فناوریهای مدرن تنها در دست شرکتهای بزرگ نفتی اروپایی، آمریکایی و ژاپنی است، اعمال تحریمها توسط این شرکتها ایران را برای توسعه صنعت نفت و گاز با مشکلات فراوانی مواجه خواهد ساخت و کشورهایی مانند مالزی، اندونزی یا چین نمیتوانند کمک مؤثر جهت رفع مشکلات پیش روی صنعت نفت ایران نمایند.
برخی صاحبنظران معتقدند بخشی از تحریمها که به تازگی وضع شده است، محدودیتهایی است که برای فروش فرآوردههای نفتی در نظر گرفته شده است. با آنکه ایران دومین تولیدکننده بزرگ عضو اوپک (کشورهای صادرکننده نفت) است، یک سوم بنزین و بخشی از گازوئیل مصرفی خود را از کشورهای دیگر خریداری میکند.
تولید بنزین ایران حدود ۴۳ میلیون لیتر در روز است، اما مصرف به طور متوسط ۶۷ میلیون لیتر در روز است. مصرف گازوئیل حدود ۹۰ لیتر در روز است که به طور میانگین حدود ۲ تا ۳ میلیون لیتر آن وارد میشود. مشکل اصلی ایران تأمین بنزین وارداتی است که تحریمهای تازه میتواند مشکلاتی را برای آن ایجاد نماید. اما مسئله ایران فقط مواد سوختی مصرفی نیست. ایران در سالهای گذشته به دلیل تحریمها نتوانسته است سرمایه مورد نیاز را برای توسعه صنعت نفت و گاز تأمین نماید.
تحریمهای صنعت نفت ایران که حدود پانزده سال پیش از سوی آمریکا به اجرا گذاشته شده بود در طول سالها نادیده گرفته میشد اما در پنج سال اخیر شرکتهای آمریکایی فعال در صنعت نفت ایران پس کشیدند. پس از اعمال قانون داماتو که سرمایهگذاری خارجی در صنعت نفت ایران هدف قرار داده بود شرکت آمریکایی کونوکو قرارداد یک میلیارد دلاری خود را با ایران را لغو کرد. با کنار رفتن شرکت مذکور پای شرکتهای اروپایی به ایران باز شد و شرکت توتال قرارداد بزرگی برای توسعه میدان نفتی سیری امضا کرد که جزو اولین قراردادهای ایران با شرکتهای خارجی پس از انقلاب به حساب میآید.
در آن سالها با وجود قانون داماتو که آمریکا تصویب کرده بود همکاری شرکتهای بینالمللی نفتی و شرکتهای سرمایهگذاری در توسعه میادین نفت و گاز هر روز بیشتر میشد تا آنکه پرونده هستهای ایران بعد از کش و قوسهای فراوان به شورای امنیت سازمان ملل فرستاده شد و شرکتهای بینالمللی نفتی از بیم تحریمهای احتمالی مذاکرات چندین ساله برای گسترش همکاری با ایران را نیمه کاره رها کردند.
ایران برای تأمین منابع مالی سعی کرد تا شرکتهای بینالمللی را به همکاری تشویق نماید. اما این نیز با پیچیدهتر شدن پرونده هستهای به سنگ خورد و دولت نهم پس از شروع به کار نگاه به شرق را در دستور کار خود قرار داد و دل به همکاری کشورهایی نظیر چین، هند و مالزی بست. اما این دلبستگی عایدی چندانی برای ایران نداشت و شرکتهای چینی و هندی موفقیتی در صنعت نفت ایران نداشتند و پس از اعمال تحریمهای شورای امنیت این شرکتهای شرقی نیز نگران مجازاتهای احتمالی خود شدند و پایشان جهت ادامه همکاری سست شد.
در این شرایط، دولت ایران سیاست استفاده از شرکتهای داخلی را برای توسعه صنعت نفت را در پیش گرفت. حال سؤال مهم این است که با توجه به وضعیت مالی و کمبود سرمایه در ایران شرکتهای داخلی چطور خواهند توانست این حجم هنگفت از سرمایه (حدود ۲۱ میلیارد دلار) را برای این پروژهها تأمین کنند. در حالی که همین شرکتهای وابسته به سپاه در تأمین پول مورد نیاز دو فاز پارس جنوبی کلی تلاش کردند، اما سرانجام اجرای این کار را نیمه تمام رها کردند.
این در شرایطی است که دولت در سالهای گذشته تلاش بسیاری کرده تا مشکل کمبود سرمایه در صنعت نفت را حل کند و وزارت نفت ایران مدتها کوشید تا بانک ویژه صنعت نفت ایجاد کند، اما موفقیتی به دست نیاورد. مدتی هم منابع داخلی وزارت نفت به این کار اختصاص داده شد، اما کافی نبود.
سرانجام دولت فروش اوراق مشارکت ارزی در بازارهای بینالمللی را در قانون بودجه گنجاند و قرار است حدود ۱۱ میلیارد دلار اوراق مشارکت در بازارهای بینالمللی فروخته شود تا بخشی از نیاز پولی صنعت نفت تأمین شود که براساس آمارهای رسمی از زمان انتشار اوراق مشارکت مذکور تاکنون تنها حدود ۷۰۰ میلیون یورو از اوراق مذکور به فروش رسیده است و با توجه به اعمال تحریمهای جدید بعید به نظر میرسد بخش قابل توجهی از این اوراق فروخته شود.
بنابراین، حتی اگر شرکتهای داخلی به لحاظ فنی توانایی توسعه میدانهای نفت و گاز را داشته باشند، به لحاظ مالی همچنان با مشکل جدی روبهرو خواهند بود. عملیات توسعه میدانهای نفت و گاز ایران بسیار کند پیش میرود و دلیل آن دو چیز است: مشکل مالی و مشکل تکنولوژیکی که هر دو از تحریمهای بینالمللی نشأت گرفته است.
حال اگر این وضع ادامه پیدا کند، تولید نفت کاهش یافته و ایران بازارهای بینالمللی را از دست خواهد داد؛ زیرا بخش عمدهای از چاههای نفتی ایران نیمه دوم عمر خود را سپری میکنند و به همین دلیل، تولید نفت آنها رو به کاهش است. هماکنون تولید نفت ایران به دلیل فرسودگی و افت فشار چاهها روزانه حدود سالانه ۲۰۰ هزار بشکه در روز کاهش مییابد. ایران برای جبران کاهش تولید و اجرای برنامه بلندمدت افزایش تولید به سرمایهگذاری هنگفتی نیاز دارد.
ظرفیت تولید نفت ایران هم اکنون ۴ میلیون و ۲۰۰ هزار بشکه در روز است که براساس چشمانداز بیست ساله توسعه کشور (تا سال ۱۴۰۴) قرار است به هفت میلیون بشکه در روز برسد. تولید گاز ایران نیز هماکنون بیشتر از ۵۰۰ میلیون مترمکعب در روز است و قرار است براساس برنامه چشمانداز بیست ساله به سه برابر افزایش یابد.
بنابر پیشبینیها، ایران برای رسیدن به اهداف برنامه میانمدت بیست ساله به حدود ۵۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری در صنعت نفت نیاز دارد. در این شرایط، متأسفانه ایران نه تنها فرصتهای طلایی را که به واسطه افزایش درآمدهای نفتی ناشی از افزایش قیمت نفت را جهت تأمین سرمایه مورد نیاز توسعه صنعت نفت و گاز از دست داده است، بلکه به واسطه تحریمهای بینالمللی تأمین سرمایه مورد نیاز را از طریق جلب مشارکت و همکاری سرمایهگذاران خارجی نیز از دست داده است.
امروز:میرحسین موسوی محدودیت ها و مزاحمت های امنیتی را در اطراف خودش موضوع تازه ای نمی داند و آن رابا انتخابات دهم ریاست جمهوری پیوند می زند که زمان آغاز اعمال محدودیت های غیرقانونی علیه وی بوده است.
موسوی معتقد است وقتی دروغ به یک روش در اداره مملکت تبدیل شود و منافع شخصی به جای مافع ملی جایگزین گردد کار به جایی می رسد که اگر یک مرجع کاری با حکومت نداشت با او کاری ندارند و اگر در این شرایط یک مرجع و یا روحانی و یا مداحی از این حضرات تعریف و تمجید کند می شود مرجع عالیقدر و یا روحانی بر جسته و یا مداح دلسوخته اهل بیت. بلافاصله تصویر او در صدا و سیما نشان داده می شود و بسته به میزان طرفداری و تعریف تمجیدی که از صاحبان قدرت می کنند، چهره های آنها کوچک و بزرگ می شود و اگر به طور مثال همین مرجع انتقادی از صاحبان قدرت داشته باشد و یا نظری مخالف انها بدهد، بلافاصله او را از کشتی مرجعیت پیاده می کنند و یکباره کشف می شود که ایشان صلاحیت علمی لازم را نداشته است و انواع تهمتها به سمت ایشان روانه می شود و دفتر و خانه و مسجد و مقلدین ایشان مورد حمله نیروهای به اصطلاح خود سر قرار می گیرد.
خبرنگار کلمه در باره محدودیتهای اخیر و نیز حواشی آن مصاحبه ای را با آخرین نخست وزیر انجام داده است که متن کامل آن در پی می آید.
در خبرها آمده آست که محدودیت های امنیتی در اطراف شما زیاد شده است. ایا شما هم چنین برداشتی دارید؟
تاریخ این نوع مزاحمتها به قدمت انتخابات (دهم ) است. حمله به ستادهای انتخاباتی این جانب که از همان عصر روز ۲۲خرداد شروع شد، مقدمه محدودیت های غیر قانونی علیه بنده بود.
البته گذشته از اسناد و قراین فراوان، اگر متقلبان در انتخابات هیچ سندی جز همین حمله به ستادها را قبل از اتمام رای گیری و دستگیری شخصیتهای انقلابی در یک روز بعد و روزهای بعدتر به جا نمی گذاشتند، برای نشان دادن مقاصد آنان کافی بود. آنها خوشبختانه به دلیل حماقت انتشار دو نوار سخنرانی یکی از"سرداران مامور" زمینه را برای قضاوت عمومی راحت تر کردند. به هرحال مساله مزاحمت و محدودیت ها با فراز و فرودهایش از ان زمان تا حال ادامه پیدا کرده است.
پس معنای سخنانتان این است که اخبار منتشره در باره تشدید فضای امنیتی در اطراف خودتان تایید می کنید.
بله ،اخبار در باره تشدید محدودیت ها ی امنیتی درست است. اخیرا به خاطر خوف نیروهای امنیتی از حرکتهای خیابانی مردم این محدویت ها شدید تر شده است. به این فشارها اضافه کنید ممانعت سر تیم محافظان بنده را از انجام وظایف خود که بسیار سوال بر انگیز است .ایشان بیست سال سرتیم حفاظت بوده و حالا از انجام وظایف خود تعلیق شده و معلوم نیست چه خوابی دیده اند؟
آیا انها فکر می کنند یا به هر حال این امید را دارند که این نوع محدودیت دامنه تحرک جنبش را کم کند؟
مسلما اگر چنین فکری دارند اشتباه می کنند. جنبش ریشه دار تر از آن شده است که با محدویت و یا حذف امثال بنده متوقف شود. ریزش مدام مشروعیت و نارضایتی های در حال انباشت وضعیت ویژه ای را در کشور ایجاد کرده است.
اگر سال گذشته شعار «رای من کجاست» توانست میلیونها شهروند مسالمت جو را در روزهای ۲۵و ۲۸ و ۳۰ خرداد دور هم جمع کند اکنون با سیاستهای سرکوب یک سال گذشته و اوضاع معیشتی مردم و فشار های بین المللی ناشی از ماجراجویی ها، احتمال حرکتهای غیر مترقبه بیشتر شده است. بنده و برادر کروبی و دیگران همراهان کوچکی با مردم هستیم. انها جا دارد از خشم روزافزون مردم بترسند نه از ما.
یعنی شما فکر می کنید اهمیت موضوع تقلب در انتخابات، حالا با افزایش نارضایتی ها کمرنگ شده است؟
به هیچ وجه! بلکه در کنار مصیبتهایی که به دلیل سیاستهای من در آوردی همراه با دروغ و سرکوب وارد می شود مردم بیشتر از همیشه به راه حل کلیدی انتخابات آزاد غیر گزینشی توجه پیدا کرده اند. هر روز که می گذرد مردم بیشتر معتقد می شوند که ریشه بحران در استبداد و عدم توجه به حق انها برای حاکمیت به سرنوشت خودشان است. مردم می بینند که دولتمداران بین انها اختلاف می اندازند که به نام اسلام و در حقیقت بر خلاف اسلام خودشان حکومت کنند.
به نظر بنده در میان مردم تلازم عدالت و آزادی هر روز بیشتر جا می افتد. به همین دلیل همه کسانی که قدرت تالیف و تحقیق دارند یقینا توجه دارند که شکایت هفت مبارز فرهیخته و با سایقه کشور از سخنان سردار مامور تا چه اندازه اهمیت استراتژیک دارد و نباید از آن غفلت شود. وباید بصورت مشفقانه عرض کنم که رسیدگی عادلانه و علنی به این شکایت برای بیرون آوردن کشور از بحران از مانور نیروهای امنیتی که یک روز قبل از روز قدس در خیابانهای تهران شاهد آن بودیم و یا حمله به خانه های مراجع مورد علاقه مردم در قم و شیراز موثرتر است. و اگرنه بازداشت دکتر محمدرضا خاتمی و بازداشت هنرمند گرامی دکتر حبیب صادقی در کنار دفتر اینجانب مشکلی را حل نمی کند.
آیا ممکن است محدودیت های اخیر با حمله به دفاترمراجع و فشار به روحانیون معترض مربوط باشد؟
باید به ریشه ها توجه کرد. نظام در بسیاری از سطوح به سمت ماکیاولیسم چرخیده و در این موارد هدف هر نوع وسیله ای را توجیه می کند. و این از ویژگیهای حاکمیت قدرتی است که نمی توان ازآن سوال کرد. در چنین وضعیتی کرامت انسانها و حقوق آنها می تواند نادیده گرفته شود و حفظ موقعیت و مکانت سیاسی حتی با آدم کشی مجاز شمرده شود. دروغ در چنین حالتی به صورت یک روش جهت حفظ موقعیت و منفعت در می اید و خیلی ساده بین منافع شخصی و منافع ملی خلط می شود. در چنین اوضاعی اگر یک مرجع کاری با حکومت نداشت با او کاری ندارند و اگر در این شرایط یک مرجع و یا روحانی و یا مداحی از این حضرات تعریف و تمجید کند می شود مرجع عالیقدر و یا روحانی بر جسته و یا مداح دلسوخته اهل بیت. بلافاصله تصویر او در صدا و سیما نشان داده می شود و بسته به میزان طرفداری و تعریف تمجیدی که از صاحبان قدرت می کنند، چهره های آنها کوچک و بزرگ می شود و اگر به طور مثال همین مرجع انتقادی از صاحبان قدرت داشته باشد و یا نظری مخالف انها بدهد، بلافاصله او را از کشتی مرجعیت پیاده می کنند و یکباره کشف می شود که ایشان صلاحیت علمی لازم را نداشته است و انواع تهمتها به سمت ایشان روانه می شود و دفتر و خانه و مسجد و مقلدین ایشان مورد حمله نیروهای به اصطلاح خود سر قرار می گیرد. حضرت ایت الله دستغیب تا موقعی از نظرشان محترم است که چشم به ظلم و ستم اقایان ببندد و یابه شیوه اعمال وظایف مجلس خبرگان ایرادی نگیرد. در غیر اینصورت مسجدی که او در آن نماز می خواند با آن سابقه می شود مسجد ضرار و امام جمعه ای که میزان درک او در حدی است که به میلیونها انسان هموطن خود می گوید یک عده بزغاله و گوساله در کنار حرم مقدس رضوی یک باره خوابنما می شود که این عالم بزرگوار از خانواده ریشه دار و محبوب دستغیب ها در شیراز مهد تمدن و فرهنگ ایران موقعیت علمی و صلاحیت ندارد.
آیا فکر نمی کنید این اقدامات برای پوشاندن ابعاد بحرانهای سیاسی و اقتصادی از چشمان مردم باشد؟
امروز بحران فقط خود را در عرصه های اقتصادی و سیاسی نشان نمی دهد. همین حمله به خانه های مراجع و مدارس انها در کنار حمله به دانشگاهها و خوابگاهها یکی از چهره های تکان دهنده بحران است. توجه کنید نظامی که ریشه مشروعیت دینی آن بر آمده از سلسله مراتب حوزه ها و روحانیت است، مشغول مهندسی ویرانگر توامان دانشگاه و حوزه با هم است. از آن سو وزیرش دانشگاه حرف نشنو را تهدید به یکسان سازی با خاک می کند و از این سو منازل و شخصیت مراجع ضد ستم و منتقد مورد حمله فیزیکی و تبلیعاتی قرار می گیرد.
کسانی که این طرحها را می ریزند باید بدانند این گونه اقدامات کمکی به بقای انها نمی کند اگر این کار ها در گذشته توانست اثری داشته باشد و ستمگران را حفظ کند می توانند این سیره و روش را ادامه بدهند و در این میان اگر کسی به جای خود به بقای کشور و منافع ملی می اندیشد باید بسوی قانون و انصاف برگرددحتی اگر این برگشت به ضرر موقعیت و مکانت او تمام شود.
امروز:فرمانده انتظامی تهرانبزرگ، در حاشیه مراسم تودیع و معارفه ۴ نفر از پلیسهای تخصصی نیروی انتظامی تهران بزرگ در جمع خبرنگاران در پاسخ به سئوال یکی از خبرنگاران در ارتباط با شناسایی افرادی که دست به تجمع در جلوی خانه مهدی کروبی زدند، گفت: نزدیک به ۱۰۰ نفر از این افراد شناسایی شدهاند و به مراجع قضایی معرفی شدهاند تا اقدامات لازم صورت گیرد که پلیس و بقیه دستگاههای مربوط در دستگیری آنها اقدام خواهند کرد و منتظر دستور مراجع قضائی هستند.
سردار حسین ساجدینیا با اشاره به طرحهایی که از آغاز انتصاب وی در نیروی انتظامی تهران بزرگ انجام شده است، گفت: این طرحها ادامه دارد و امیدواریم فرماندهانی که امروز منصوب شدهاند در راستای عملیاتی کردن این طرحها بکوشند.
او با اشاره به اینکه در مراسم تودیع و معارفه امروز تعدادی از فرماندهان تغییر یافتند گفتند: به واسطه برخی از جابجاییها این اتفاق افتاد.
امروز:در حالی که منوچهر متکی خبر عزل خود را از وزارت امور خارجه تکذیب کرده است، سایت راستگرای جهان نیوز از معرفی قریبالوقوع جانشینان وی توسط نزدیکان احمدی نژاد خبر داد.
جهان نیوز امروز در خبری آورده است که نزدیکان احمدینژاد به دنبال تغییر متکی وزیرامورخارجه هستند و تا امروز نیز چند گزینه به عنوان جانشین متکی مطرح شده اند که از مهمترین آنها سعید جلیلی و ثمره هاشمی هستند. هرچند بر اساس این خبر، احمدینژاد هنوز در مورد این افراد نظر نهایی را نداده است.
بر اساس این گزارش هنوز هیچ یک از این افراد قطعی نشده اند، اما دولت برای برداشتن متکی تصمیم قطعی گرفته است. در همین حال برخی منابع آگاه از مخالفت دلسوزان و بزرگان نظام با این جابجایی ها خبر می دهند.
متکی در آخرین اظهار نظر خود انتقاد تندی به موازی کاریها در حوزه سیاست خارجی داشت. احمدی نژاد چندی پیش در اقدامی بیسابقه - و به گفته مرکز پژوهشهای مجلس، غیرقانونی - نمایندههای ویژهای خارج از وزارت امور خارجه برای سیاست خارجی برگزید.
همزمان با انتشار اخباری در خصوص احتمال برکناری متکی، یک نماینده مجلس نیز از نامه انتقادی کمیسیون سیاست خارجی به احمدی نژاد در خصوص موازی کاری در سیاست خارجی خبر داد و نمایندهای دیگر تهدید کرد که برکناری متکی واکنش سنگین مجلس را در پی خواهد داشت.
اسماعیل کوثری در گفتوگو با خبر آنلاین از نامه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس به محمود احمدی نژاد در انتقاد از موازیکاری در سیاست خارجی و تاکید بر لزوم وحدت و یکپارچگی دراین حوزه خبر داد.
کوثری که نایب رئیس کمیسیون مذکور است، تاکید کرد که در این نامه تاکید شده است: با توجه به اینکه کشور در شرایط و موقعیت اضطراری وجود دارد ضرورتی برای انتخاب افرادی به عنوان نماینده رئیس جمهور در سیاست خارجی وجود ندارد و سیاست های خارجی کشور براساس سیاست های کلان نظام پیگیری می شود تا از این طریق کارها نیز با هماهنگی بیشتری دنبال شود.
وی با اشاره به اینکه "در این نامه بر ضرورت یکپارچگی وحدت خصوصاً از طرف وزارت امور خارجه تاکید شده است" خاطرنشان کرد که تاکنون نیز جوابی از سوی رئیس جمهور دریافت نشده است."
محمد کرمیراد، عضو هیئت رئیسه کمیسیون مذکور نیز گفت: درصورت تغییر متکی، رئیس جمهور منتظر واکنش سنگین مجلس باشد.
وی در گفتو گو با آریا در مورد خبر برکناری متکی گفت: در شرایط کنونی این تغییر بهصلاح کشور نیست چراکه مقام معظم رهبری به موازیکاری در حوزه سیاست خارجی تذکر دادند نه به عملکرد دستگاه دیپلماسی که زیر نظر متکی مدیریت میشود. لذا این طور استدلال میشود که برآیند اقدامات صورت گرفته مثبت و مورد تایید بوده است.
وی افزود: بهتر است بهجای عوض کردن وزیر، رئیسجمهور موازیکاریها را حذف کند. زیرا کار وزارت خارجه خوب بوده و باید به آن فرصت داد تا وظایفش بدون دخالت دیگران را انجام دهد.
عضو هیأت رئیسه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با بیان اینکه صلاح نیست در وضعیت کنونی تغییری در رأس وزارت خارجه رخ دهد، تصریح کرد: درصورت چنین امری رئیسجمهور منتظر واکنش سنگین مجلس باشد.
امروز:اولین روز پس از تعطیلات عید فطر، روز تیرگی مضاعف روابط دولت و مجلس بود. در این روز علاوه بر احمد توکلی که برای چندمین بار احمدی نژاد را به قانونشکنی متهم کرد و از احتمال پایان تحمل مجلس خبر داد، چند نماینده راستگرای دیگر هم دولت را به نقض قانون متهم کردند و خواستار تحقیق و تفحص و یا دخالت دستگاه قضایی در این زمینه شدند.
امروز (یکشنبه) احمد توکلی در نامه شدیداللحنی خطاب به احمدینژاد، او را به «قانون شکنی و تجری نسبت به قانون» متهم کرد و با اشاره به سه مورد از قانونشکنیهای اخیر رئیس دولت، به وی هشدار داد که از این رفتارها بپرهیزد و افزود: «احتیاط مجلس در برخورد با قانونشکنیهای خود را که بیشتر به دلیل ملاحظات سیاسی خارجی و داخلی است، همیشگی نپندارید. بالاخره، صبر هم اندازهای دارد.»
همزمان با انتشار این نامه، نایبرییس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس نیز خواستار آن شد که دیوان عدالت اداری علت عدم اجرای قوانین از سوی دولت را پیگیری کند و در کنار آن مجلس نیز با کمک کمیسیون اصل نود و دیوان محاسبات این موضوع را پیگیری کند.
درخواست دخالت دستگاه قضایی
عباسعلی نورا نماینده زابل و زهکدر گفت: "اجرای قانون مراتبی دارد و هر شهروندی که قانون شامل حال وی شود، میتواند در صورت عدم اجرای قانون به دادسرا شکایت کرده و دولت را تحت تعقیب قرار دهد."
به گزارش ایلنا، وی در ارتباط با گزارش اخیر مرکز پژوهشها در مورد عدم اجرای ۴۱ درصد مصوبات مجلس هفتم از سوی دولت، گفت: "همگان باید برای حفظ دستاوردهای انقلاب به قانون متوسل شوند و چنانچه قانون گریزی به صورت عرف درآید، تمام ارزشهای ذاتی یک حاکمیت مردم سالاری دینی از بین خواهد رفت. "
این عضو فراکسیون اصولگرایان با یادآوری اینکه انتظار میرود در مواردی که پای منافع ملت در میان است، قوه قضاییه وارد عمل شود؛ ادامه داد: "در این مواقع قوه قضاییه و دیوان عدالت اداری باید وارد عمل شده و دستورات برخلاف قانون دولت را باطل کنند. "
نورا در ارتباط با اقدامات مجلس در مقابل اجرایی شدن مصوبات از سوی دولت نیز گفت: "کمیسیون اصل ۹۰ مجلس میتواند این موضوع را بررسی کند و گزارش بررسیهایش را به صحن علنی ارائه دهد." نورا معتقد است که چنانچه دولت در اجرای قوانین با مشکلاتی روبرو است، میتواند لایحه دو فوریتی برای اصلاح قوانین را به مجلس ارائه کند و این گونه نباشد که عدم اجرای قانون تبدیل به یک بدعت گذاری در کشور شود.
نایب رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس ادامه داد: در صورتی که رئیسجمهور قانون را به دستگاه مربوطه ابلاغ نکند، رئیس مجلس میتواند طبق اختیار قانونی خود قوانین را ابلاغ کند. همچنین در صورتی که هر کدام از مجریان، قانون ابلاغ شده از سوی رئیسمجلس را اجرا نکند، مطابق قانون تحت پیگیرد قرار میگیرد.
درخواست تحقیق و تفحص
همچنین حمیدرضا فولادگر رییس کمیسیون ویژه اصل ۴۴ تاکید کرد که علت اجرایی نشدن مصوبات مجلس هفتم از سوی دولت باید از طریق تحقیق و تفحص و سوال از دولت مشخص شود.
وی در ارتباط با گزارش مرکز پژوهشها در رابطه با عدم اجرایی شدن ۴۶ درصد مصوبات مجلس هفتم از سوی دولت، گفت: "این موضوع بستگی به نوع مصوبات مجلس دارد. چراکه برخی مصوبات برای اجرایی شدن نیاز به زمان دارد. چنانچه این مصوبات در قالب برنامه چهارم توسعه باشد که برای اجرایی شدن آن پنج سال زمان نیاز است، نمیتوان گلهای داشت. چراکه اجرا شدن آن به زمان نیاز دارد."
او در خصوص مصوباتی که اجرا نشده است تاکید کرد باید برای آنها تحقیقاتی صورت بگیرد و این وظیفه را به دوش معاونت نظارت مجلس گذاشت .
کاظم دلخوش، نایب رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس نیز تاکید کرد که مجلس میتواند از ابزارهایی که در مواجهه با عدم اجرای قانون توسط دولت در اختیار دارد، بدرستی استفاده کند.
نماینده صومعهسرا در مورد گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، مبنیبر اجرای تنها ۵۹ درصد از مصوبات مجلس هفتم توسط دولت، با بیان اینکه ملاک عمل این گزارش نیست، زیرا یک نظر تخصصی است، اظهار داشت: البته مسلما باید تمامی قوانین از سوی دولت اجرا شود.
وی با بیان اینکه رئیس مجلس و هیأترئیسه وظیفهشان را در این باره انجام میدهند، ادامه داد: البته نمیتوان با دولت جنگ کرد و در مواجهه با آن باید مراحلی طی شود.
کارگروه بیحاصل
از سوی دیگر، فرهاد تجری عضو هیات تطبیق قوانین مجلس بر این باور است که کارگروه ویژه رفع اختلاف نظر میان دولت و مجلس تا کنون دستاورد محسوسی نداشته است.
به گزارش خبرآنلاین، تجری که نایب رئیس کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس است در پاسخ به اینکه چرا کارگروه ویژه رفع اختلاف نظر میان دولت و مجلس تا کنون به دستاورد محسوسی نرسیده است، گفت: یکی از مشکلات عدم توفیق این کارگروه آن است که اعضای آن در حد مدیران کلان مجلس انتخاب شدهاند نه از بدنه مجلس و اعضای کمیسیونهای تخصصی. مطمئنا اگر از بدنه مجلس برای عضویت در چنین کارگروهی کمک گرفته میشد، دستاورد بیشتری داشتیم. این در حالی است که دود اختلافات تقنینی و اجرایی میان دولت و مجلس به چشم مردم و نظام میرود و این منافع عمومی مردم است که لطمه میبیند.
به گفته وی، نکته دیگر این است که اگر با لابی هیات رئیسه این مسائل حل میشد تا حالا حل شده بود و دیگر نیازی به تشکیل چنین کارگروهی و توصیه موکد رهبری نبود.
هشتمین نامه توکلی
اما نامه توکلی اوج حملات روز یکشنبه نمایندگان به دولت بود. توکلی در این نامه که هشتمین نامهاش به احمدی نژاد است، او را متهم کرد که حتی در مواردی هم که رهبری دخالت میکند، دست به تصحیح مسیرش نمیزند. متن کامل نامه توکلی بدین شرح است:
برادر ارجمند جناب آقای دکتر احمدی نژاد
رئیس جمهورمحترم
سلام علیکم عید فطر مبارک باد
شما به لطف خداوند توفیقات خوبی از جمله در تقویت سرمایه اجتماعی بین تودههای مردم داشتهاید. این توفیق مرهون کار شبانه روزی شما در کشاندن اعتبارات دولتی تا اقصی نقاط کشور و نیز اکرام و توجه به مستضعفان است. گرچه قصدم از نوشتن این نامه ارزیابی جامع دولت نیست، ولی فکر کردم نامه را با ذکر خیری از شما شروع کنم تا موضوع اصلی آن شما را نرنجاند. شاید بهترین عیدی برای جنابعالی تقدیم همین نامه باشد.
متاسفانه به رغم تذکرات مکرر خیر خواهان، جنابعالی به قانون شکنی و تجری نسبت به قانون ادامه میدهید. حتی وقتی رهبری معظم انقلاب نیز به صحنه میآیند ، به تصحیح مسیر قیام نمیکنید. به سه مصداق اخیر در این زمینه میپردازم. پیشتر مصادیق متعددی را در نهان و آشکارا عرض کردهام.
۱- کاهش ساعت کار در ماه رمضان، تخلفی است که سابقه آن به سال ۱۳۸۶ برمی گردد. به یاد دارید که رئیس مجلس وقت کتباً و رسماً براساس اصل ۱۳۸ قانون اساسی مصوبه دولت را لغو کرد و آن را برای اصلاح به دولت باز گرداند، ولی عملاً فرصت اصلاح باقی نماند و در سالهای بعد باز هم این تخلف تکرار شده است. نیک می دانید که ماده واحده مصوب ۲۳/۴/۱۳۵۹ شورای انقلاب اسلامی ساعات کار کارگران و کارمندان را مساوی و ۴۴ ساعت در هفته تعیین می کند. وقتی شما ساعت کار ماه رمضان را برای کارمندان در ماه رمضان به ۲۵ ساعت کاهش می دهید نه تنها قانون مذکور را نقض کردهاید، بلکه ظلم به کارگران روا داشتهاید. ماده ۸۷ قانون مدیریت خدمات کشوری نیز ساعت کار کارمندان را ۴۴ ساعت در هفته تعیین می کند و تنها اجازه تنظیم آن را با «رعایت سقف» مزبور به دولت می دهد. تمام این نکات طی نامه روسای وقت مجالس هفتم و هشتم، براساس اصل ۱۳۸ قانون اساسی به شما منعکس شده است. جنابعالی طبق ذیل این اصل ملزم به «تجدید نظر» در مصوبه دولت بوده اید، ولی به تخلف ادامه دادید.
دلیل مضحکی که امسال معاون اول شما ذکر کرد، جبران با «دور کاری» در خانه بود! نمیدانم کارمندان بانکها، پزشکان، پرستاران، بازرسان کار و بهداشت، ماموران نیروی انتظامی و صدها شاغل دیگر چگونه «دور کاری» میکنند.
پاسخ این قانون شکنی را چه میدهید؟ آثارش در تولید ملی و اشتغال را میتوانید جبران کنید؟
۲- تعطیلی روز شنبه ۱۳۸۹٫۶٫۲ را با چه مجوزی اعلام فرمودید؟ قانون تعیین تعطیلات رسمی کشور مصوب ۱۳۵۸٫۱۰٫۲ شورای انقلاب و اصلاحیه ۱۳۷۸٫۵٫۲۵ مجلس شورای اسلامی به روشنی نشان میدهد که حق تعطیل کردن به عهده قوه مقننه است. تنها استثناء، در ماده ۷ قانون نحوه جلوگیری از آلودگی هوا مصوب ۱۳۷۴٫۲٫۳ است که به دولت اختیار می دهد در مواقع خطر جدی، محدودیتهای موقت زمانی و مکانی اعمال نماید. وقتی شما بدون اعتنا به قوانین مذکور ادارات و بانکها را تعطیل میکنید و نسبت به تعطیلی واحدهای تولیدی و صنفی سکوت میکنید، قانون شورای انقلاب را که تعطیلات را برای کارگر و کارمند یکسان اعلام کرده، نه تنها از حیث کاهش ساعت کار کارمندان، بلکه از حیث ایجاد تبعیض بین کارگر و کارمند نیز نقض کردهاید. اثر منفی این کارها بر تولید ملی بر اهل فن پوشیده نیست. هزاران میلیارد ریال کاهش تولید ناخالص داخلی و آثار تبعی آن بر رفاه عمومی را چگونه پاسخ میدهید؟ اساساً چرا دولت شما مایل است که همواره بر موج امیال اجتماعی سوار شود؟ این نکته که مجلس بعد از چندین جلسه بیهوده، سرانجام موضوع تعطیلی اضافی برای عید فطر را از دستور خارج میکند و دولت بلافاصله به طور غیر قانونی تعطیلی اعلام مینماید، چه پیامی به جامعه میدهد؟ تضعیف و استهزای قوه مقننه با سوگندی که شما برای پاسداری از قانون اساسی خوردهاید (اصل ۱۲۱)، سازگار است؟ با خط امام رحمها... علیه که مدعی آن هستید چطور؟ امام نفرمودند «مجلس در راس امور است»؟
۳- تعیین نماینده ویژه برای مناطق جغرافیایی مختلف از جهت نقض قانون، ارزشهای انقلابی، عقلی و دینی، امر ویژهای است. جنابعالی در این کار به اصل ۱۲۷ استناد کردهاید. اصل مزبور مقرر میدارد: «رئیس جمهور میتواند در موارد خاص، بر حسب ضرورت، با تصویب هیات وزیران نماینده ویژه با اختیارات مشخص تعیین نماید...».
وقتی شما آقای مشایی و آقای بقایی را با اختیارات وسیع، در موارد بی حد و حصر، بدون وجود هیچ ضرورتی و با تصمیم فردی و بدون حتی اطلاع هیات وزیران، نماینده ویژه در امور خاورمیانه و آسیا معرفی میکنید هر چهار شرط مذکور در قانون اساسی را نقض کردهاید. به عبارت زیر از متن حکم آقای مشایی که مشابه آن در حکم دیگری هم آمده است توجه بفرمایید: «اتخاذ تدابیر هدفمند و هوشمندانه به منظور تعمیق روابط و گسترش همکاریهای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و امنیتی با کشورهای منطقه... همه دستگاهها و نهادهای مربوط موظف خواهند بود در فرایند طراحی و اجرای سیاستهای راهبردی درخصوص منطقه خاورمیانه در هماهنگی کامل با جنابعالی اقدام نمایند».
آیا به این ترتیب، جایی برای وزارت خارجه، شورای امنیت ملی و دبیرخانه آن و وزارت اطلاعات باقی گذاشتهاید؟
کدام عقل سلیم با نگاه سیستمی و تقسیم کار معقول سازمانی این گونه مداخلات را حتی از سوی افراد کاملاً با صلاحیت قابل دفاع میداند؟ چه رسد به افرادی بدون صلاحیت لازم که مخاطب این احکام بودهاند. خوب است سوابق علمی و تجربی آقای مشایی و آقای بقایی را به آگاهی ملت شریف ایران برسانید تا معلوم شود مامور سابق وزارت اطلاعات و رئیس دفتر فعلی رئیس جمهور که حدود ده شغل دیگر را هم برعهده گرفته، یا مامور سابق وزارت اطلاعات و معاون گردشگری فعلی چه صلاحیتی دارند که همه نهادهای ذیربط فرهنگی، اقتصادی سیاسی و امنیتی باید در خدمت آنان قرار گیرند؟
ویژگی این قانون شکنی نسبت به موارد پیشین، در دو چیز است:
۱- نهی صریح رهبر معظم انقلاب، پس از صدور احکام مزبور، از موازی کاری در سیاست خارجی و اعتماد به وزیران و تاکید بر مسئولیت وزارت خارجه در همه مسائلی که به نوعی به سیاست خارجی و روابط با دیگر کشورها مربوط میشود ویژگی اول است. تمامی اهل سیاست این موضعگیری رهبری را عطف به این انتصابات میدانند. ولی جنابعالی اصلاً به روی خودتان نیاوردید. شما انسان با هوشی هستید، میتوان پذیرفت که متوجه نشدهاید مخاطب این نهی آشکار هستید؟
۲- ویژگی دوم موضعگیری اعتراضی و بیسابقه وزیر محترم امور خارجه، جناب آقای متکی نسبت به این مداخلات نادرست است. وضع به کجا رسیده که وزیر نجیبی که صدها مورد مداخلات قبلی را نادیده گرفته بود، لب به اعتراض گشوده است!
برادر عزیز آقای دکتر احمدی نژاد! حجیت صدارت جنابعالی به تبعیت از امر و نهی ولیفقیه و رعایت کامل قانون، متکی است. از این رفتارها بپرهیزید. احتیاط مجلس در برخورد با قانونشکنیهای خود را که بیشتر به دلیل ملاحظات سیاسی خارجی و داخلی است، همیشگی نپندارید. بالاخره، صبر هم اندازهای دارد.
با احترام
احمد توکلی
نماینده مجلس شورای اسلامی
امروز:رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، ضمن محکوم کردن عمل تفرقهبرانگیز اهانت به کلامالله مجید توسط گروهی افراطی در آمریکا، این اقدام را نشان از عجز مبشران دروغین فضای باز سیاسی و اجتماعی دانستند و افزودند: از همه امت اسلامی دعوت میکنم که با هوشیاری توطئهها را خنثی کنند و به وعده موکد حق الهی که اعلان داشته حافظ این قرآن است، مطمئن باشد.
به گزارش آفتاب، متن کامل این بیانه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
«انا نحن نزلنا الذکر و اناله لحافظون»
عمل تفرقهبرانگیز اهانت به کلامالله مجید در سرزمینی که مدعی آزادی بیان هستند، چنان زشت و شنیع است که در نگاه هر انسان آزاده با هر دین و مسلکی محکوم میباشد.
این اقدام غیرانسانی و غیراخلاقی، آن هم مقابله با کتابی که «یستمعون القول و یتبعون احسنه» بشارت آن به بندگان خداست، نشان از عجز مبشران دروغین فضای باز سیاسی و اجتماعی برای بیان دیدگاههاست.
آن کشیش مسیحی شاید با علم به نگاه مترقی قرآن مجید به پیامبر خدا حضرت عیسیبنمریم(ع) به جنگ با آن حضرت برخاست و به لطف الهی مواجه با مخالفت و سرزنش کشورها و مذاهب و شخصیتها شد و عقبنشینی کرد.
توهینکنندگان به آخرین پیام هدایتگر الهی با خوشخدمتی به صهیونیستها کینه عمیق آن مسئول انگلیسی را نشان میدهد که یک قرن پیش در جمع تصمیمسازان و تصمیمگیران غرب هشدار داده بود تا زمانی که این کتاب در میان مسلمانان مبنا و اصل است، باید فکر سیطره بر ممالک اسلامی را با خویش به گور ببریم وگرنه با مطالعه هر آیه از آیات این کتاب آسمانی جز دعوت به نیکی، صمیمیت و برادری، پیامی از آن به گوش نمیرسد مخصوصاً با ادب انسانی، مسلمانان را از سبّ به بتها نیز نهی میکند.
اینجانب با تسلیت این مصیبت به امام زمان(عج) و مسلمانان جهان و همچنین محکومیت این اقدام زشت از همه امت اسلامی دعوت میکنم که با هوشیاری توطئهها را خنثی کنند و به وعده موکد حق الهی که اعلان داشته حافظ این قرآن است مطمئن باشد.
اکبر هاشمی رفسنجانی
رئیس اجلاس خبرگان رهبری
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام
امروز:رئیس سازمان تربیت بدنی در نامهای به مقامات ارشد نظام از آنها برای رویارویی با ورزشکاران اسرائیلی در میادین بینالمللی کسب تکلیف کرده است.
به گزارش ایلنا، محمدرضا یزدانیخرم، رئیس فدراسیون کشتی ایران، یکشنبه شب در گفتو گو با یکی از برنامههای تلویزیونی شبکه خبر ،با اعلام این موضوع گفت: این حقیقتی است که ورزش ما از موضوع اسرائیل ضربه میبیند. باید فکری اساسی بکنیم. برای همین آقای سعیدلو، رئیس سازمان تربیت بدنی نامهای به مقامت ارشد نظام نوشتهاند و از آنها برای رویدادهای آینده کسب تکلیف کردهاند.
با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، ورزشکاران ایرانی در دفاع از حقوق مردم مظلوم فلسطین، از رویارویی با ورزشکاران و تیمهای ورزشی اسرائیل در مسابقههای بینالمللی خودداری میکنند.
در آخرین مورد از این اتفاقات، طالب نعمتپور، کشتی گیر ۸۴ کیلوگرم ایران، در اولین دوراز رقابتهای کشتی قهرمانی جهان در مسکو به قید قرعه با کشتیگیری از اسرائیل روبهرو شد اما همانگونه که پیشبینی میشد، روی تشک نرفت تا پیش از آغاز حذف شود.
یزدانی خرم مدعی است که کشتی گرفتن نعمتپور میتوانست به وضعیت تیمی کشتی ایران در مسابقههای جهانی کمک کند. به گفته او این کشتی گیر را یکی از شانس داران گرفتن مدال در مسابقههای جهانی میدانستند.
در سالهای اخیر تعداد قابل توجهی از ورزشکاران مطرح ایران فرصت مسابقه دادن در میادین جهانی و المپیک را به دلیل عدم رویارویی با ورزشکاران اسرائیلی از دست دادهاند.
امروز:هفتهنامه بهارزنجان در شماره ۳۴۵ مورخ ۱۷/۶/۱۳۸۹ خود نوشت: بیش از ۱۶۰ نفر از فیزیکدانان و فیزیکپیشگان فعال در دیگر علوم پایه ایران در نامهای بهوزیر علوم، تحقیقات و فنآوری، نسبت بهآینده دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان، ابراز نگرانی کردند. امضاکنندگان این نامه ضمن تجلیل از دکتر یوسف ثبوتی بهعنوان پیشکسوت فیزیک ایران و بنیانگذار دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان، از این دانشگاه بهعنوان «جزیرهکیفیت» یاد کرده و تصمیم اخیر وزارت علوم را زیانبار دانسته و برای جلوگیری از ا افول علمی این دانشگاه خواستار اصلاح این تصمیم با کسب نظر از پروفسور ثبوتی شدهاند. متن این نامه، که رونوشت آن در هفتهنامه بهارزنجان چاپ شده است بهشرح ذیل است:
«باسمه تعالی
جناب آقای دکتر کامران دانشجو، وزیر محترم علوم، تحقیقات و فنآوری
با سلام، هدف از نوشتن این نامه جلب توجه جنابعالی بهتأثیرات زیانباری است که تصمیم اخیر وزارت محترم علوم، تحقیقات و فنآوری در باره دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان در پی خواهد داشت.
ما امضاکنندگان زیر بهجد معتقدیم که در صورت عدم اصلاح این تصمیم این مؤسسه بهعنوان یک جزیره کیفیت درسراشیبی افول علمی خواهد افتاد که این امر با خطوط ترسیمشده برای پیشرفت کشور تناقض آشکار دارد.
استاد دکتر یوسف ثبوتی، از پیشکسوتان فیزیک ایران هستند و بهواسطه بیش از نیم قرن آموزش و پژوهش مستمر و با کیفیت در سطح ملی و بینالمللی چهرهای شناختهشده هستند و بههمین دلیل علاوه بر عضویت در فرهنگستان علوم ایران، عضو فرهنگستان علوم جهان سوم و همچنین عضو سابق شورای علمی مرکز بینالمللی فیزیک نظری عبدالسلام در ایتالیا هستند که هدف آن ایجاد ارتباط علمی بین دانشمندان کشورهای جهان سوم و کشورهای توسعهیافته است.
شایان ذکر است که استاد ثبوتی از معدود پیشکسوتانی است که نقش اساسی در تربیت نسل میانی و جدید اساتید فیزیک در کشور داشتهاند. ایشان علیرغم این سابقه طولانی و همچنین کار اجرایی سنگین، همچنان درکار پژوهش و تدریس و حتی تدوین دروس جدید فعال هستند. در کشورهای توسعهیافته و یا حتی در کشورهایی که توسعه همهجانبه را هدف عمده خود قرار دادهاند، همین کیفیات بهتنهایی کافی است که احترام عمیق تصمیمگیران اجرایی کشور و اشتیاق آنها را برای استفاده هرچه بیشتر از اندوختههای شخصی چون استاد ثبوتی برانگیزد. استاد ثبوتی حدود بیست سال پیش دانشگاه و شهر شیراز را رها کردند تا در زادگاه خویش یعنی شهر زنجان دانشگاهی بسازند که اکنون الگویی کمنظیر برای دیگر دانشگاهها در داخل کشور و حتی منطقه شده است؛ دانشگاهی با تولید علمی بسیار خوب و با ارتباطهای وسیع در سطح ملی و بینالمللی که در قالب گردهمآییهای متعدد، پذیرای پژوهشگران ملی و جهانی در تمام این سالها بوده است.
تنها دانشگاه بدون دیوار که مردم شهر آن را با زیبایی طبیعی و محیط دلپذیرش و با هزاران نهالی که در این سالها در آن کاشته شده از آن خود میدانند و بهآن میبالند.
این دستاورد عظیم ملی دقیقا از نقطه صفر و در طول بیست سال با همت و مراقبت دلسوزانه استاد ثبوتی و با همراهی صدها همکار دانشگاهی و با شور و شوق هزاران دانشجو که در حکم فرزندان معنوی وی بهشمار میروند حاصل شده است.
امید داشتیم که اینگونه هجرت بهسوی زادگاه -که با ایجاد رابطهای وثیق با مردم توانست حمایت خیرین و معتمدین شهر زنجان و دیگر شهرهای منطقه را نیز کسب کند- از طرف مسؤولین نیز با تقدیری شایسته روبهرو شود.
ای کاش، قبل از تصمیمگیری عجولانه در این مورد شناخت کافی از مقام استاد ثبوتی و همچنین رابطه دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجا ن با جامعه علمی ایران از یکسو و مردم و بزرگان شهر زنجان از سوی دیگر فراهم میآمد.
ما امضاکنندگان زیر مصرانه میخواهیم که با ارائه کمک فکری بهجنابعالی تلاش کنیم تا تصمیمی را که شاید بهصورت ناگزیر و باعدم شناخت کافی از موقعیت این دانشگاه گرفتهاید تا حد امکان تصحیح کنید.
شایسته و بایسته است که برای تداوم حیات این دانشگاه و برای ارج نهادن بهخواست دانشگاهیان و از آن مهمتر تشویق همسنگان ایشان برای برداشتن گامهای مشابه، سمت مدیریت دانشگاه را با نظرخواهی از ایشان و دیگر خبرگان دانشگاهی بهکسانی بسپارید که در طول این بیست سال شاهد و مؤثر در بالندگی آن بودهاند.
ما بهشدت نگران آنیم که در غیراین صورت دانشگاه تحصیلات تکمیلی راه افول را طی کند. اطمینان داریم که تصحیح این تصمیم و همچنین توجه بهنظرات افراد ممتاز علمی در جامعه دانشگاهی هنگام اخذ تصمیم در موارد مشابه، ازیکسو موجب پیشرفت کشور و از سوی دیگر موجب اعتبار آن وزارت در جامعه دانشگاهی خواهد شد.
با احترام
امضا کنندگان زیر
پ.ن. اسامی امضا کنندگان به ترتیب حروف الفباست.
رونوشت ها:
جناب آقای دکتر علی عباسپور تهرانیفرد، رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی
انجمن فیزیک ایران
۱. دکتر کیوان آقابابایی سامانی دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی اصفهان
۲. دکتر جهانفر ابویی دانشکده علوم دانشگاه شاهرود
۳. دکتر محمدرضا اجتهادی دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف
۴. دکتر یاشار احمدیان دانشکده فیزیک دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان
۵. دکتر محمد اخوان دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف - فرهگنستان علوم ایران
۶. دکتر محمد اردشیر دانشکده ریاضی دانشگاه صنعتی شریف
۷. دکتر فرهاد اردلان دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف - فرهگنستان علوم جهان سوم
۸. دکتر عزت الله ارضی دانشکده فیزیک دانشگاه تهران
۹. دکتر حسام الدین ارفعی دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف - فرهگنستان علوم جهان سوم
۱۰. دکتر پروین اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد
۱۱. دکتر مجتبی اعلایی دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی اصفهان
۱۲. دکتر داود افشار دانشکده فیزیک دانشگاه شهید چمران اهواز
۱۳. دکتر رضا افضل زاده دانسگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی
۱۴. دکتر هادی اکبرزاده دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی اصفهان
۱۵. دکتر احمد امجدی دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف
۱۶. دکتر سید محمد امینی دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی اصفهان
۱۷. دکتر عباس انواری دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف
۱۸. دکتر اعظم ایرجی زاد دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف
۱۹. دکتر جواد باعدی دانشگاه تربیت معلم سبزوار
۲۰. دکتر شهریار بایگان دانشکده فیزیک دانشگاه تهران
۲۱. دکتر غلامحسین بردبار دانشکده علوم دانشگاه شیراز
۲۲. دکتر احمد پوست فروش دانشکده علوم دانشگاه شیراز
۲۳. دکتر محمود پیامی شبستر سازمان انرژی اتمی
۲۴. دکتر حبیب تجلی دانشکده فیزیک دانشگاه تبریز - فرهگنستان علوم ایران
۲۵ دکتر نیما تقوی نیا دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف
۲۶ دکتر محمد وحید تکوک دانشکده علوم دانشگاه رازی کرمانشاه
۲۷. دکتر نادر تهرانی پژوهشکده اپتیک و لیزر دانشگاه شهید بهشتی
۲۸. دکتر محمد تقی توسلی دانشکده فیزیک دانشگاه تهران
۲۹. دکتر حسن توسلی دانشکده فیزیک دانشگاه شهید بهشتی
۳۰. دکتر فرهاد ثبوتی دانشکده ژئو فیزیک دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان
۳۱. دکتر مجتبی جعفر پور دانشکده فیزیک دانشگاه شهید چمران اهواز
۳۲. دکتر سید اکبر جعفری دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف
۳۳. دکتر غلامرضا جعفری دانشکده فیزیک دانشگاه شهید بهشتی
۳۴. دکتر میرعباس جلالی دانشکده مکانیک دانشگاه صنعتی شریف
۳۵. دکتر آرزو جهان شیر دانشکده فیزیک دانشگاه خواجه نصیر توسی
۳۶. دکتر سهیلا جوانمرد سازمان هواشناسی کشور
۳۷. دکتر حسین چراغچی دانشکده علوم دانشگاه دامغان
۳۸. دکتر مهدی حبیبی دانشکده فیزیک دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان
۳۹. دکتر خسرو حسنی دانشکده فیزیک دانشگاه تهران
۴۰. دکتر محمود حسینی فرزاد دانشکده علوم دانشگاه شیراز
۴۱. دکتر علی اصغر حسینی دانشگاه مازندران
۴۲. دکتر احمد حقانی دانشکده ریاضی دانشگاه صنعتی اصفهان
۴۳. دکتر حسین حقی دانشکده فیزیک دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان
۴۴. دکتر منصور حقیقت دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی اصفهان
۴۵. دکتر بهزاد حقیقی دانشکده شیمی دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان
۴۶. دکتر سیامک خادمی دانشکده علوم دانشگاه زنجان
۴۷. دکتر حمید رضا خالصی فر دانشکده فیزیک دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان
۴۸. دکتر شرمین خرازی دانشکده علوم دانشگاه شهید بهشتی
۴۹. دکتر مسعود خراسانی دانشکده علوم دانشگاه شهید بهشتی
۵۰. دکتر حسین خسروآبادی دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف
۵۱. دکتر محمدرضا خواجه پور دانشکده فیزیک دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان
۵۲. دکتر علی دادخواه دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی اصفهان
۵۳. دکتر امیر دانشگر دانشکده ریاضی دانشگاه صنعتی شریف
۵۴. دکتر امیرحسین درونه دانشکده علوم دانشگاه زنجان
۵۵. دکتر سعید دعوت الحق دانشکده علوم دانشگاه شیراز
۵۶. دکتر صدیقه دلدار دانشکده فیزیک دانشگاه تهران
۵۷. دکتر محمد دهقان نیری دانشکده فیزیک دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان
۵۸. دکتر محمد حسین دهقانی دانشکده علوم دانشگاه شیراز
۵۹. دکتر حمید رضا دیزجی دانشکده علوم دانشگاه سمنان
۶۰. دکتر علیرضا ذاکرمشفق دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف
۶۱. دکتر عدالناصر ذاکری دانشگاه شیراز
۶۲. دکتر غلامرضا رئیسی سازمان انرژی اتمی
۶۳. دکتر سهراب راهوار دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف
۶۴. دکتر مهدی رجب علی پور دانشکده ریاضی دانشگاه شهید باهنر کرمان - فرهگنستان علوم ایران
۶۵. دکتر محمدفرهاد رحیمی دانشکده علوم دانشگاه فردوسی مشهد
۶۶. دکتر محمدرضا رحیمی تبار دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف
۶۷. دکتر سیف الله رسولی دانشکده فیزیک دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان
۶۸. دکتر هاشم رفیعی تبار پژوهشکده فیزیک پژوهشگاه دانشهای بنیادی
۶۹. دکتر رسول رکنی زاده پژوهشکده اپتیک و لیزر دانشگاه شهید بهشتی
۷۰. دکتر سیف الله رنجبر دائمی مرکز بین المللی فیزیک نظری عبدالسلام - ایتالیا
۷۱. دکتر شاهین روحانی دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف
۷۲. دکتر محمودرضا روحانی دانشکده علوم دانشگاه الزهرا
۷۳. دکتر جمال رویین دانشکده ریاضی دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان
۷۴. دکتر نعمت الله ریاضی دانشکده علوم دانشگاه شیراز
۷۵. دکتر رحیم زارع نهندی دانشکده ریاضی دانشگاه تهران
۷۶. دکتر رشید زارع نهندی دانشکده ریاضی دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان
۷۷. دکتر مسلم زارعی دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی اصفهان
۷۸. دکتر مالک زارعیان دانشکده فیزیک دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان
۷۹. دکتر بیژن زنگنه دانشکده ریاضیات دانشگاه صنعتی شریف
۸۰. دکتر جلال سرآبادانی دانشکده علوم دانشگاه اصفهان
۸۱. دکتر آرش سروری دانشکده علوم دانشگاه کردستان
۸۲. دکتر سید نادر سید ریحانی دانشکده فیزیک دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان
۸۳. دکتر محمد علی شاهزمانیان دانشکده فیزیک دانشگاه اصفهان - فرهنگستان علوم ایران
۸۴. دکتر علی شجاعی دانشکده فیزیک دانشگاه تهران
۸۵. دکتر بابک شکری دانشکده علوم دانشگاه شهید بهشتی
۸۶. دکتر فرهاد شهبازی دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی اصفهان
۸۷. دکتر سیاوش شهشانی دانشکده ریاضی دانشگاه صنعتی شریف
۸۸. دکتر محمد مهدی شیخ جباری پژوهشکده فیزیک پژوهشگاه دانشهای بنیادی - فرهنگستان علوم
۸۹. دکتر احمد شیرزاد دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی اصفهان
۹۰. دکتر عباس علی صابری پژوهشکده فیزیک پژوهشگاه دانشهای بنیادی
۹۱. دکتر محمد صالحی دانشکده ریاضی دانشگاه صنعتی اصفهان
۹۲. دکتر عیرضا صفارزاده دانشکده علوم دانشگاه پیام نور
۹۳. دکتر نیما عابد پور پژوهشکده فیزیک پژوهشگاه دانشهای بنیادی
۹۴. دکتر شهرام عباسی پژوهشکده فیزیک پژوهشگاه دانشهای بنیادی
۹۵. دکتر حمید عبدالهی دانشکده شیمی دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان
۹۶. دکتر رضا عسگری پژوهشکده فیزیک پژوهشگاه دانشهای بنیادی
۹۷. دکتر حبیب الله عصاره دانشکده علوم دانشگاه شهید چمران اهواز
۹۸. دکتر ابراهیم عطاران دانشکده علوم دانشگاه فردوسی مشهد
۹۹. دکتر رضا فارغ بال پژوهشکده فیزیک پژوهشگاه دانشهای بنیادی
۱۰۰. دکتر رضا فایض سازمان انرژی اتمی
۱۰۱. دکتر یاسمن فرزان پژوهشکده فیزیک پژوهشگاه دانشهای بنیادی
۱۰۲. دکتر بهمن فرنودی دانشکده فیزیک دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان
۱۰۳. دکتر امیرحسین فرهبد سازمان انرژی اتمی
۱۰۴. دکتر علی فروش باستانی دانشکده ریاضی دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان
۱۰۵. دکتر حسین فضلی دانشکده فیزیک دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان
۱۰۶. دکتر فرهاد فضیله دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی اصفهان
۱۰۷. دکتر محمدابراهیم فولادوند دانشکده علوم دانشگاه زنجان
۱۰۸. دکتر مهدی فیروزآبادی دانشکده علوم دانشگاه بیرجند
۱۰۹. دکتر حبیب فیروزآبادی دانشکده علوم دانشگاه شیراز
۱۱۰. دکتر عبدالرضا قدس دانشکده ژئو فیزیک دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان
۱۱۱. دکتر علی قربانزاده مقدم دانشکده فیزیک دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان
۱۱۲. دکتر سعید قنبری دانشکده علوم دانشگاه زنجان
۱۱۳. دکتر فواد کاظمی دانشکده شیمی دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان
۱۱۴. دکتر طیب کاکاوند دانشکده علوم دانشگاه زنجان
۱۱۵. دکتر بابک کبودین دانشکده شیمی دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان
۱۱۶. دکتر کیومرث کرمی دانشکده علوم دانشگاه کردستان
۱۱۷. دکتر بابک کریمی دانشکده شیمی دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان
۱۱۸. دکتر وحید کریمی پور دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف
۱۱۹. دکتر سیدظفرالله کلانتری دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی اصفهان
۱۲۰. دکتر محمد رضا کلاهچی دانشکده فیزیک دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان
۱۲۱. دکتر رامین گلستانیان دانشگاه آکسفورد
۱۲۲. دکتر محمد مهدی گلشن دانشکده علوم دانشگاه شیراز
۱۲۳. دکتر مهدی گلشنی دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف - فرهگنستان علوم ایران
۱۲۴. دکتر محمد لامعی رشتی سازمان انرژی اتمی
۱۲۵. دکتر فرهنگ لران دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی اصفهان
۱۲۶. دکتر عبدالله لنگری دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف
۱۲۷. دکتر مانیا مالکی دانشکده فیزیک دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان
۱۲۸. دکتر مجید مجتهدزاده لاریجانی سازمان انرژی اتمی
۱۲۹. دکتر مسعود مجهور شفیعی دانشکده فیزیک دانشگاه تهران
۱۳۰. دکتر فرشید محمد رفیعی دانشکده فیزیک دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان
۱۳۱. دکتر محمدی زاده محمدرضا دانشکده فیزیک دانشگاه تهران
۱۳۲. دکتر داود محمدزاده جسور دانشگده فیزیک دانشگاه تبریز
۱۳۳. دکتر عبادالله محمودیان دانشکده ریاضی دانشگاه صنعتی شریف - فرهگنستان علوم ایران
۱۳۴. دکتر مجید مدرس دانشکده فیزیک دانشگاه تهران
۱۳۵. دکتر محمود مرادی دانشکده علوم دانشگاه شیراز
۱۳۶. دکتر علیرضا مرادی دانشکده فیزیک دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان
۱۳۷. دکتر محمد مردانی دانشکده علوم دانشگاه شهر کرد
۱۳۸. دکتر رضا مسعودی
۱۳۹. دکتر علی مصطفی زاده دانشگاه کوچ - استانبول
۱۴۰. دکتر امیراسماعیل مصفا دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف
۱۴۱. دکتر سامان مقیمی عراقی دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف
۱۴۲. دکتر عزالدین مهاجرانی پژوهشکده اپتیک و لیزر دانشگاه شهید بهشتی
۱۴۳. دکتر محمد مهدوی دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف
۱۴۴. دکتر بهروز میرزا دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی اصفهان
۱۴۵. دکتر میر فائز میری دانشکده فیزیک دانشگاه تهران
۱۴۶. دکتر آقا فخر میرلوحی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان
۱۴۷. دکتر فروغ ناصری دانشکده علوم دانشگاه نیشابور
۱۴۸. دکتر محسن نجفیان دانشکده فیزیک دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان
۱۴۹. دکتر احسان ندایی دانشکده فیزیک دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان
۱۵۰. دکتر سعدالله نصیری قیداری دانشکده علوم دانشگاه زنجان
۱۵۱. دکتر فریبا نظری دانشکده شیمی دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان
۱۵۲. دکتر ناصر نفری پژوهشکده فیزیک پژوهشگاه دانشهای بنیادی
۱۵۳. دکتر افشین نمیرانیان دانشکده فیزیک دانشگاه علم و صنعت
۱۵۴. دکتر ارشمید نهال دانشکده فیزیک دانشگاه تهران
۱۵۵. دکتر محمد نوری زنوس دانشکده فیزیک دانشگاه تهران
۱۵۶. دکتر جواد نوین روز دانشکده علوم دانشگاه اراک
۱۵۷. دکتر بیژن نیکوروان دانشکده علوم دانشگاه ورامین
۱۵۸. دکتر سید جواد هاشمی فر دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی اصفهان
۱۵۹. دکتر محمد رضا هدایتی دزفولی دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف
۱۶۰. دکتر سید مهدی واعظ علایی دانشگده فیزیک دانشگاه تهران
۱۶۱. دکتر محسن وفایی
۱۶۲. دکتر علیرضا ولی زاده دانشکده فیزیک دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان.»
امروز:وکیل مدافع سه تبعهی آمریکایی بازداشت شده، اظهار کرد: هنوز وجه تعیین شده برای آزادی سارا شورد از جانب سفارت سوئیس تودیع نشده است. به گزارش ایسنا، مسعود شفیعی، در خصوص آخرین وضعیت مربوط به آزادی سارا شورد، گفت: طی صحبتی که با خانوادهی موکل داشتیم قرار شد هر زمان وجه مربوطه را تودیع کردند، بلافاصله برای آزادی وی اقدام کنیم.
دادستان تهران روز گذشته با اشاره به صدور قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی برای تبعه زن آمریکایی، اعلام کرد که این متهم پس از تودیع وثیقه آزاد میشود اما در صورت برگزاری دادگاه باید خود را معرفی کند.
امروز:جریان سیاسی و احزاب گروهها و تحلیل سیاسی، فرقه شناسی شامل وهابیت، بهائیت، شیطان پرستی، ولایت فقیه، مهدویت، ناتوی فرهنگی و... از مواد درسی است که در این دورهها آموزش داده میشود.
به گزارش ایلنا معاونت پرورشی وزارت آموزشوپرورش قصد دارد، با تالیف کتاب درسی به آموزش «تربیت سیاسی» در مدارس راهنمایی و دبیرستان بپردازد.
این درس با هدف آشنایی دانشآموزان با مفاهیم، بینشها، دانشها و مهارتها و مسائل سیاسی در طول تحصیل از سوی معاونت پرورشی پیشنهاد شده است و به تایید شورایعالی آموزش وپرورش رسیده است.
همچنین براساس جدیدترین بخش نامه معاونت پرورشی در رابطه با ضرورت این درس امده است که، «این درس به دانشاموزان کمک میکند تا در عرصه مسائل سیاسی بیگانه نباشند و توانایی تحلیل سیاسی را طی این دو دوره تحصیلی و آموزشی در حد مطلوب حاصل کنند تا در دام جریانهای انحرافی نیفتد و اسیر ترفندهای دشمنان نشود و ماهواره و اینترنت و دنیای مجازی آنها را به اسارت ببرند.»
در این بخشنامه تاکید شده است که، «این درس لزوما باید مانند کتابهای رسمی باشد و به طور رسمی از آن امتحان به عمل آید و در رد و پذیرش دانشآموزان موثر باشد و سپس به طور رسمی در کنار کتب درسی(مانند فیزیک، شیمی، ریاضی، فارسی، علوم و ... ) در مدارس تدریس میشود.
همچنین برای تأمین نیروی مورد نیاز و اجد شرایط برای تربیت سیاسی در مدارس در هر منطقه یا شهرستان دو نفر در نظر گرفته شده است و قرار است در ازای هر منطقه یا شهرستان دو نفر و در مراکز استانها تعدادی بیشتر ( که سر جمع ۲ هزار نفر در کل کشور) مسئولیت تربیت سیاسی را بر عهده بگیرند که در حال حاضر در تهران ۴۰۰ نفر، دورهی مشابه را گذراندند و به طور کلی سه استان اصفهان، تهران، خراسان رضوی تعدادی از استان های دیگر را تحت پوشش آموزشی قرار میدهند.
براساس این گزارش جریان سیاسی و احزاب گروهها و تحلیل سیاسی، فرقه شناسی شامل و هابیت، بهائیت، شیطان پرستی، ولایت فقیه، مهدویت، ناتوی فرهنگی و... از مواد درسی است که در این دورهها آموزش داده میشود.
امروز:حدود ۵۰ روز پیش بود که بهمن دری، معاون جدید امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از رفع توقیف ۲۸۵ کتاب خبر داد که به گفته او برخی از آنها مدت زمان ۲ سال در اداره کتاب وزارت ارشاد در بلاتکلیفی به سر میبردهاند.این کتابها طبق اعلام معاونت فرهنگی وزارت ارشاد در زمینه شعر، رمان، داستان کوتاه، تاریخ و علوم انسانی بودهاند.
اگرچه روابط عمومی معاونت امور فرهنگی وزارت ارشاد وعده داده بود که جزئیات و نام این کتابها را منتشر میکند، اما تا به امروز این اتفاق رخ نداده است.
شوخی سال
همین مساله باعث شده است تا پس از گذشت بیش از ۵۰ روز از وعده رفع بلاتکلیفی ۲۸۵ عنوان کتاب هم رئیس اتحادیه ناشران و هم تعدادی از مدیران انتشاراتی کشور در گفتگو با «جامجم» در مورد رفع بلاتکلیفی کتابهایشان اظهار بیاطلاعی کنند و برخی از آن به عنوان «شوخی سال» نام ببرند.
البته در همان روزهای انتشار این خبر حاشیههای فراوانی به وجود آمد و از زوایای مختلف به آن نگریسته شد عدهای آن را کذب و برخی دیگر آن را صرفا دارای جنبههای تبلیغاتی برای یک مدیر جدید دانستند.
مصاحبه نکردن بهمن دری و محمد اللهیاری فومنی ـ رئیس فعلی اداره کتاب ـ هم باعث شد تا به ابهامات این ماجرا افزوده شود.
به عنوان مثال در همان روزگار محمدعلی رمضانیفرانی مدیرکل اسبق اداره کتاب وزارت ارشاد که به نوعی حجم بیشتر آثار بلاتکلیف مانده به زمان مدیریت او بازمیگشت از اساس چیزی به نام «توقیف کتاب» را رد کرده و گفته بود: «در زمان مدیریت من اساسا واژهای با نام توقیف وجود نداشت و آنچه در اداره کتاب پیش از انتشار یک اثر رخ میداد روال عادی بررسی یک کتاب بود که نهایتا حدود یک تا ۲ ماه زمان میبرد.»
او درباره بلاتکلیفی کتابها هم چنین اعلام نظر کرده بود که «اگر کتابی در نهایت به هر دلیل دارای مشکل بود، به ناشر و نویسنده آن اصلاحیات اعلام میشد و پس از آن در صورت عدم توافق شاید مراحل فرجامخواهی آنها احتیاج به یک بازه زمانی داشت.»
هیاهوی رسانهای
اما محسن پرویز معاون سابق امور فرهنگی وزارت ارشاد که با خروجش از این وزارتخانه به یکباره در آماج هجمههای این خبر قرار گرفته بود، با حضور در یک برنامه رادیویی در رسانه ملی، گفت: «من از شنیدن این خبر شگفتزده شدهام، چون اگر چنین موضوعی صحت داشت، بازرسی وزارتخانه و نیز سازمان بازرسی کل کشور و نیز اطلاعاتی که ناشران بعضا به من منتقل میکردند، این موضوع را به گوش من میرساند.»
پرویز البته زیرکانه و غیرمستقیم به کاربرد تبلیغی این خبر در آن روزگار اشاره کرده و گفته بود: «وقتی با چنین ادعایی روبهرو میشویم، دو گزاره، صحت یا غلط آن پیش روی ماست. اگر این خبر غلط باشد که برد اعلام آن صرفا تبلیغی بوده و من بارها در دوران مدیریت خودم اعلام کرده بودم که از کارکرد تبلیغی در حوزه فرهنگ ابا دارم، اما اگر این خبر صحت داشته باشد باید در کنار آن اسامیکتابهای توقیفی نیز عنوان میشد.»
بیاطلاعی ناشران
این نکته پایانی سخنان پرویز درواقع درخواستی است که امروز اکثر ناشران و نویسندگان و جامعه اهل قلم از بهمن دری دارند، یعنی اعلام جزئیات و اسامی کتابهایی که از بلاتکلیفی خارج شدهاند.
ناشرانی همچون ثالث، مروارید، مرکز، نیلوفر، چشمه، هزاره، ققنوس و... که هریک کتابهایی را در صف طولانی دریافت مجوز دارند، در گفتگو با «جامجم» ضمن اظهار بیاطلاعی از رفع بلاتکلیفی آثارشان گفتند که همچنان آثاری را در نوبت انتظار طولانی برای دریافت مجوز دارند.
البته برخی ناشران فعال حوزه فرهنگ، ادبیات و اندیشه مانند بوستان کتاب، فصل پنجم، صریر، نیستان و... هم وجود دارند که مدیران آنها در گفتگو با «جامجم» به طور کل مشکلی در زمینه انتشار کتاب و روند صدور مجوز یا به اصطلاح نظارت پیش از چاپ نداشتند و معتقد بودند که در این رابطه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی عملکرد خوبی داشته است.
امید به آینده
البته در میان ناشرانی که کتابهاشان در وضعیت بلاتکلیفی قرار دارد، نشری مثل چشمه که مدیرش ریاست اتحادیه ناشران را هم برعهده دارد، معتقد است که باید به بهمن دری فرصت بیشتری داد تا ایدههای خودش را اجرایی کند.
حسن کیائیان ضمن تاکید بر انتشار جزئیات کتابهای رفع توقیف شده معتقد است که بهمن دری رویکرد مثبتی دارد و میتواند بسیاری از مشکلات حوزه نشر را حل و فصل کند.
منبع: جام جم
امروز:نایب رییس کمیسیون انرژی مجلس، با تاکید بر اینکه مجلس در رابطه با تعیین نرخ بنزین در شش ماهه پایان سال توسط دولت دخالت نمیکند، گفت: پیشبینی میشود قیمت بنزین در سه ماهه پاییز به قیمت قبلی باقی بماند و طبق روال قبلی، کارتهای سوخت از ۳۱ شهریور ماه شارژ شود.
به گزارش ایسنا، ناصر سودانی، اظهار کرد: در رابطه با تعیین قیمت واقعی بنزین دو سناریو مفروض است. سناریوی اول یکسازی سازی و تک نرخی کردن بنزین به قیمت ۴۰۰ تومان و سناریوی دوم سهمیهبندی بنزین با قیمت ۴۰۰ تومان و فروش بنزین آزاد به قیمت واقعیاش یعنی حدود ۷۹۰ تومان است.
وی با تاکید بر اینکه بنا نیست سهمیه بندی بنزین حذف شود، گفت: این دو سناریو در راستای عدم حذف سهمیهبندی و کنترل مصرف سوخت و همچنین جلوگیری از ورود شوک به بازار پیشبینی میشود.
نماینده مردم اهواز در خانه ملت همچنین با تاکید بر اینکه مجلس در تعیین نرخ بنزین توسط دولت دخالت نمیکند، گفت: با این وجود مجلس به خصوص کمیسیون انرژی توصیههای لازم را در این رابطه به دولت ارائه میدهد، تا دولت بر حسب شرایط و صلاحدید و همچنین بررسیهای همه جانبه، نرخ بنزین را تعیین نماید.
سودانی ادامه داد: توصیهی ما به دولت آن است که نرخ بنزین را به گونهای تعیین نماید که شوک یک بارهای به جامعه وارد نشود تا این ماده استراتژیک به موضوعی اثرگذار در اقتصاد کشور تبدیل نشود.وی خاطرنشان کرد: بنزین مادهای است که ارتباط مستقیمی با بحث حمل و نقل دارد، بر این اساس میتواند اثرگذاری مستقیمی بر قیمت کل کالاها و همچنین افزایش گرانی و تورم داشته باشد. بر این اساس دولت بایستی نکات لازم را در تعیین نرخ بنزین لحاظ نماید.
این عضو هیات رییسه کمیسیون انرژی مجلس با بیان اینکه در رابطه با تعیین نرخ بنزین بحثهای مقدماتی در این کمیسیون انجام شده است، ابراز امیدواری کرد که دولت توصیههای کمیسیون انرژی و مجلس را مدنظر قرار دهد. سودانی ادامه داد: با این وجود اعتقاد مجلس بر این است که با تفاهم ایجاد شده بین مجلس و دولت در رابطه با تعیین نرخ بنزین تنش و یا اختلاف نظری به وجود نخواهد آمد.
وی در پایان گفت: با اجرا شدن قانون هدفمند کردن یارانهها موضوع تعیین قیمت بنزین وارد فازی جداگانهای میشود و در رابطه با این کالا باید تمهیداتی اندیشیده شود تا مشکل کشور و مصرف کنندگان به حداقل برسد.
امروز:مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی تاکید کرد که برخلاف مفاد طرح مقابله با توطئههای آمریکا و انگلیس که هماکنون در مجلس مطرح است، دولت ایران در جریان بازرسی کشتیها بر اساس قطعنامه تحریم شورای امنیت، مجاز به مقابله به مثل نیست.
به گزارش کلمه، این مرکز در اظهارنظر کارشناسی خود که در خصوص طرح «طرح مقابله با توطئههای آمریکا و انگلیس به منظور صیانت از دستاوردهای صلحآمیز هستهای» ارائه شده است، با اشاره به ماده ۴ طرح که در آن به مقابله به مثل در بازرسی کشتیها اشاره شده، تصریح کرده است: مقابله به مثل زمانی است که در مقابل عمل متخلفانه بینالمللی صورت گیرد، اما درحال حاضر جمهوری اسلامی ایران نمیتواند مبدع مقابله به مثل باشد و محتوا و آثار آن را نیز خود تعیین نماید، زیرا بازرسی کشتیهای ایرانی که به دستور شورای امنیت سازمان ملل متحد انجام میگیرد از لحاظ حقوق بینالملل تخلف نیست که بتوان به مقابله به مثل متوسل شد.
این مرکز همچنین خاطرنشان کرده است: در وضعیت کنونی همه کشورها مکلفند کشتیهای ایران را بازرسی کنند و کشوری که از این عمل استنکاف ورزد مسئولیت بینالمللی خواهد داشت.
در بخش دیگری از این اظهارنظر کارشناسی نیز با اشاره ه اینکه در مقدمه توجیهی طرح مذکور، تدوین چنین طرحی «مقابله با قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت سازمان ملل» اعلام شده، تصریح شده است: از آنجا که ایران عضو سازمان ملل متحد است مطابق منشور این سازمان و اختصاصاً مواد (۲۵) و (۱۰۳) این سند مؤسس، تعهدات برآمده از منشور را نسبت به هرگونه تعهد بینالمللی دیگر اولی میداند. عدم پایبندی ایران به تعهد خودخواسته موجبات مسئولیت بینالمللی ایران را بهوجود میآورد.
مرکز پژوهشهای مجلس همچنین پیشنهاد داده است که عنوان طرح مذکور به «طرح صیانت از دستاوردهای هستهای» تغییر یابد و به سبب آنکه هر پنج عضو دائم شورای امنیت در تصویب تحریم علیه ایران مؤثر بودهاند، نام آمریکا و انگلیس از این طرح حذف شود.
امروز:با تاکیدات صورت گرفته از سوی مقام معظم رهبری، امروز دولت نامه استرداد لایحه برنامه پنجم را که هفته گذشته به مجلس ارائه داده بود، پس گرفت.
حسین سبحانینیا عضو هیاترئیسه مجلس، در گفتوگو با ایلنا با اعلام این خبر اظهار داشت: دولت با ارائه یک دستنویس به مجلس، تقاضای استرداد لایحه برنامه پنجم را پس گرفته است. با توجه به این موضوع کار کمیسیون تلفیق برای بررسی برنامه پنجم از سر گرفته خواهد شد.
به گفته وی، دیدارها و گفتوگوهایی میان مجلس و دولت صورت گرفته و ظاهرا مقام معظم رهبری نیز توصیههایی را در این مورد داشتهاند. از آنجایی که مجلس در موقعیتی نبود که چنین تقاضایی صورت بگیرد و بررسی لایحه برنامه پنجم در مجلس، رو به اتمام بود؛ پس گرفتن لایحه برنامه پنجم صحیح نبود.
این نماینده مجلس با بیان اینکه بنا شده است دولت مشکلات خود در مورد برنامه پنجم را به مجلس ارائه کند، ادامه داد: مواردی از لایحه برنامه پنجم که در آن نظرات دولت تامین نشده است، بازبینی میشود و با تلاش کمیسیون تلفیق این موارد حل خواهد شد.
سبحانینیا معتقد است که مذاکرات مجلس و دولت بینتیجه نبوده است و بازپس گرفتن تقاضای استرداد لایحه برنامه پنجم نتیجه همین مذاکرات است.
وی همچنین تاکید کرد که مذاکرات میان مجلس و دولت برای حل و فصل مسائل است و باید میان این دو نهاد تعامل لازم وجود داشته باشد تا در موارد اختلافی وادار به پرداختن چنین هزینههای بالایی نباشیم که شخصیتهای اول کشور پادرمیانی بکنند.
امروز:افزایش ناگهانی قیمت نان در استان گلستان در حالیکه ۹ روز تا آغاز رسمی اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها باقی مانده است این شبهه را در اذهان شهروندان ایجاد کرده که این فرآیند، مقدمات اجرای هدفمند کردن یارانه هاست.
به گزارش خبرنگار مهر در گرگان، افزایش قیمت نان در برخی نانواییهای گلستان از هفته جاری درحالیست که بر اساس اعلام مسئولان وزارت بازرگانی با اجرای طرح هدفمند شدن یارانه ها، قیمت نان ۱۸ تا ۲۰ درصد کاهش می یابد.
این گفته مسئولان وزارت بازرگانی در حالیست که تنها ۹ روز مانده به اجرای طرح محوری هدفمند شدن یارانه ها، نرخ نان در برخی مناطق گلستان از جمله گرگان و گنبد حدود دو برابر شد و ۱۰۰ درصد رشد قیمت داشته است.
همچنین افزایش قیمت نان از صبح روز عید فطر در گلستان درحالیست که در وزن نان لواش تغییری ایجاد نشده است و تنها نرخ آن بیشتر شده است.
اکنون نرخ نان بربری در نانواییهای برخی شهرهای گلستان از جمله گرگان و گنبد، از ۵۰۰ ریال به هزار ریال به ازای هر قرص نان افزایش یافته است.
همچنین قیمت هر قرص نان لواش از ۳۵۰ ریال به ۴۰۰ ریال افزایش یافت و وزن چانه هر قرص نان بربری نیز از ۴۰۰ گرم به ۴۳۰ گرم افزایش یافت و وزن چانه هر قرص نان لواش نیز همان ۲۱۰ گرم باقی مانده است.
علاوه بر آن، قیمت آرد تحویلی به واحدهای نانوایی از هر کیلوگرم ۷۵ ریال ، به هرکیلوگرم ۴۵۰ ریال افزایش یافته است
بر اساس قانون هدفمند شدن یارانه ها، دولت موظف است یارانه آرد و نان را به میزانی که در لایحه بودجه سالیانه مشخص می شود با روشهای مناسب در اختیار مصرف کنندگان متقاضی قرار دهد.
همچنین سرانه یارانه نان روستاییان و شهرهای زیر ۲۰ هزار نفر جمعیت و اقشار آسیبپذیر در سایر شهرها به تشخیص دولت حداقل ۵۰ درصد بیشتر از متوسط یارانه سرانه خواهد بود.
علاوه برآن دولت موظف است سیاستهای تشویقی و حمایتی لازم را برای ایجاد و گسترش واحدهای تولید نان صنعتی و نیز کمک به جبران خسارت واحدهای تولید آرد و نان که در اجراء این قانون ادامه فعالیت آنها با مشکل مواجه می شود اتخاذ نماید.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر