-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۶, سه‌شنبه

Latest News from Norooz for 05/15/2012

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



تقی رحمانی، فعال ملی مذهبی با اعلام خبر بستری شدن نرگس محمدی در بهداری اوین گفت: کسی که فعالیت های حقوق بشری می کند مستوجب این عقوبت و این حجم از آزار و اذیت نیست. بیکاری، بیماری، زندان، احکام سنگین پاداش تلخی است برای دلسوزان و فعالان در ایران.

تقی رحمانی، همسر نرگس محمدی، نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر در گفتگو با کلمه تصریح کرد: ما دیروز در جریان این خبر قرار گرفتیم و امروز مطمئن شدیم که طبق پیش بینی قبلیمان مریضی و فلج عضلانی اش تشدید شده و در حال حاضر در بهداری اوین بستری شده اند.

وی با اشاره به این که همسرش در جریان بازداشت گذشته در سال ۸۹ به بیماری عجیبی مبتلا شده بود خاطر نشان کرد: هم ما و هم ماموران از سال ۸۹ در جریان این بیماری بودیم و آن ها حدس هم می زدند که اگر به بند امنیتی ۲۰۹ منتقل شود و در فضای متشنج آنجا قرار بگیرد دوباره بیماری بر خواهد گشت و من نمی دانم این چه منش و اخلاق و سرسختی غیر معقولی است که این آقایان دارند که حتی به یک مادر، یک انسان که بیمار شده هم رحم نمی کند و فقط به خاطر عقاید حقوق بشری ای که او دارد و اتفاقا این عقاید حقوق بشری همیشه از موضع مذهبی هم بوده باید تا این حد تحت فشار قرار بگیرد.

هفته ی گذشته تقی رحمانی خبر داده بود که همسرش در مکالمه ی کوتاهی با خانه در پاسخ به این سوال که آیا برای اجرای حکم او را به زندان برده‌اند، گفته است که فعلا در حال بازجویی شدن است و صحبتی از اجرای حکم نیست.

تقی رحمانی در ادامه با اشاره به ملاقات هفته ی گذشته خانواده با نرگس محمدی به خبرنگار کلمه گفت: نرگس در آن ملاقات بیان ضعیف همراه با لکنت داشته که نشان دهنده تشدید همین بیماری بوده است. گرچه به گفته ی خانواده ام روحیه ی خیلی خوبی داشته و حتی جمله ی خیلی خوبی در باره ی خودش گفته است.

به گفته ی این فعال سیاسی، نرگس محمدی در ملاقات با خانواده اش گفته است “من از همین انفرادی به کعبه می روم.”

تقی رحمانی معتقد است: این یعنی همسر من در بدترین حال تبیین و تاکید کرده اشتباهی مرتکب نشده که بخواهد از کسی عذر خواهی کند و در عین حال وضع جسمی بدی داشته که همه را نگران تر کرد.

پیش از این نیز این مبارز و فعال ملی مذهبی به کلمه گفته بود که نرگس معتقد است همه ی فعالیت هایش درست است و فعالیت حقوق بشری حق است. در عین حال اینکه اعتقاد داشت این راه زدودن کینه ها است. باید کینه ها را شست. برای ایران آزاد و ایران آباد کار کرد و هر کسی هم می تواند در چهارچوب قانون و مقررات حق حیات اولیه و حق آزادی بیان داشته باشد.

همسر نرگس محمدی امروز با تاکید بر اینکه پیگیری های خود را خواهد داشت تصریح کرد: مهم است توجه شود که جمهوری اسلامی به یک سری پروتوکل های حقوق بشر التزام دارد. الترامات در مذهب ما یک امر اخلاقی است که باید رعایت شود و متاسفانه سال های سال است که این اصول رعایت نمی شود و امروز اوضاع از دهه ۶۰ هم بدتر شده است.

تقی رحمانی همچنین با بیان اینکه عدم رعایت مراجع قانونی، ذره ای از مسئولیت و حق وی برای پیگیری کم نمی کند، گفت: و من در همین چارچوب و از طریق هر مرجع بین المللی که جمهوری اسلامی آن را امضا کرده و به لحاظ قانونی باید به آن تن دهد پیگیری می کنم. گرچه حتی مقررات و قوانینی که در داخل سیستم حقوقی خودمان هست هم این رویه را نمی پذیرد.

به گفته ی وی چنین برخوردی را با هیچ انسان و هیچ فعال حقوق بشری خصوصا یک مادر بیمار هیچ سیستمی نمی پذیرد.

این فعال ملی مذهبی که حدود ۱۵ سال از زندگی خود را در زندان های قبل و پس از انقلاب گذرانده در ادامه تاکید کرد: کسی که فعالیت های حقوق بشری می کند مستوجب این عقوبت و این حجم از آزار و اذیت نیست. بیکاری، بیماری، زندان، احکام سنگین پاداش تلخی است برای دلسوزان و فعالان در ایران.

تقی رحمانی خاطرنشان کرد: حقوق بشر مثل آبی می ماند که حتی سنگ را هم نرم می کند، این آب قرار نیست سنگ را از بین ببرد. اصلا نمی خواهد سنگ را نابود کند. اما می خواهد سنگ خشک شده و مستبد را سیراب کند شاید بتواند آن را به راه درست بیاورد.

به گفته ی وی این روش و مرام حقوق بشر و دموکراسی است، به خصوص برای کسی که اخلاق و آموزه های مذهبی هم داشته باشد که طبیعتا شخصی با این ویژگی باید در این مورد کوشا تر هم عمل کند.

تقی رحمانی در پایان تاکید کرد: من همچنان امیدوارم این اتفاق بیفتد و این آرزو را نه تنها برای نرگس، بلکه برای همه دارم.

نرگس محمدی چندی پیش به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد. به گفته نرگس محمدی، رای صادره به شدت توهین و تحقیر آمیز بوده و نشانگر رویکرد امنیتی جدید حاکمیت در برخورد با فعالان حقوق بشر است.

اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور، فعالیت تبلیغی علیه نظام و عضویت در گروه ها یا جمعیت هایی که با هدف بر هم زدن امنیت کشور فعالیت می کنند، اتهاماتی است که به این فعال حقوق بشر نسبت داده شده و بر مبنای این اتهامات، حکم ۶ سال حبس تعزیری صادر شده است.


 


 

محسن میردامادی، دبیرکل زندانی جبهه مشارکت که اخیرا در بند ۳۵۰ اوین دچار بیماری قلبی شده، پس از حدود دو هفته سنگ اندازی مقامات قوه قضاییه، سرانجام دیروز یکشنبه جهت درمان به بیرون از زندان منتقل شد.

به گزارش کلمه، میردامادی که اخیرا نیز حکم اخراج از دانشگاه تهران را دریافت کرده، از حدود دو هفته پیش در زندان دچار سوزش و درد در ناحیه قلب و چند مورد به زمین خوردن بر اثر سرگیجه و از حال رفتگی شده و پس از ویزیت در بهداری اوین به دلیل کمبود امکانات، دستور اعزام به بیمارستان دریافت کرد که تا دیروز این کار انجام نشد.

اما پس از پیگیری های فراوان و اخطار پزشکان، میردامادی در حال حاضر در بیمارستان آتیه تهران بستری است.

تاکنون برخی از زندانیان سیاسی همچون محسن امین زاده، عیسی سحرخیز، مهدی محمودیان، کیوان صمیمی و … در اثر فشارهای وارده در دوران بازجویی یا تنش های ایجاد شده در طی دوران حبس، با مشکلات مشابهی مواجه شده اند. نوسان شدید فشار، سرگیجه های متوالی، سنکوب، تپش شدید و درد در ناحیه قلب از جمله عوارض مشهود و رو به افزایشی است که زندانیان سیاسی با آن دست به گریبانند.

زندانیان سیاسی در ایران بر خلاف رویه مرسوم در دنیا که زندانیان سیاسی به دلیل نیت شرافتمندانه به فرض ارتکاب جرم، از تسهیلات و مدارای بیشتر نهادهای قضایی برخوردارند، از بسیاری از تسهیلات قانونی معمول برای زندانیان عادی مانند مرخصی، تلفن , ملاقات حضوری عمدتا محرومند و حتی خانواده آنها نیز با فشارهای پیدا و پنهان مضاعف از سوی عوامل امنیتی و قضایی حاکومت دست به گریبانند.


 


روابط جمهوری اسلامی ایران در همه سالهای پس از انقلاب با کشورهای قدرتمند غربی تنش زا و در این فضا فراز و نشیب داشته است. هرچند ریشه های این تنش به عملکرد این قدرتها ( آمریکا و انگلیس ) در انجام کودتای 28 مرداد 1332 برای سرنگونی دولت ملی دکتر مصدق و حمایت کامل آنها از رژیم استبدادی پهلوی و بهره گیری از نفت و موقعیت ایران در دوران جنگ سرد برمی گردد اما عملکرد این کشورها پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم بر دامنه این تنش افزود، و با اشغال سفارت آمریکا وارد مرحله تازه ای گشت و منجر به قطع روابط آمریکا با ایران شد. با شروع جنگ تحمیلی و حمایت دول غربی از رژیم بعثی عراق گره روابط با کشورهای غربی پیچیده تر شد، با اینهمه دولت موسوی تلاش داشت با نوعی جدایی دول اروپایی و آمریکا و گزینش از بین آنها در تنظیم روابط سیاسی و اقتصادی عمل کند و به روابط خود با غربی تعادل بخشد، و به رغم همه دشواریهایی که شرایط جنگی داشت این دولت توانست کشور را از دهان جنگ و شرایط تنش زای خارجی بسلامت عبور دهد.

پس از روی کارآمدن دولت هاشمی تنش زدایی در سیاست خارجی راهنمای عمل دولت شد و در ابتدا گامهای موفقی در این باره برداشته شد اما نیروهای تندروی درون حاکمیت که سرموافقت بااین سیاست نداشتند دست بکار عملیات ترور مخالفان در کشورهای اروپایی شدند و کار را بجایی رساندند که هاشمی زمینگیر شد و بدلیل ماجرای میکونوس همه دول اروپایی سفرایشان را از ایران فراخواندند و آمریکا هم به بهانه انفجار الخبرآماده حمله نظامی به ایران شد و کشور در معرض بدترین شرایط محیطی قرار گرفت.

انتخابات دوم خرداد 76 با مشارکت چشمگیر و 80 درصدی رای دهنگان و انتخاب آقای خاتمی با رای بالای 20 میلیونی مردم، ایران را از دهانه حمله نظامی بیرون کشید و دولت خاتمی با در پیش گرفتن سیاست خارجی تنش زدا تلاش دوباره ای را برای باز سازی و توسعه روابط با کشورهای اروپایی سامان داد و در این مسیر به موفقیت های قابل توجهی، به رغم سنگ اندازی های جناح محافظه کارو نهادهای انتصابی، در این باره دست یافت. دولت خاتمی گامهای چندی هم برای تنش زدایی با آمریکا برداشت اما بدلیل مخالفت برخی افراد و نهادها ناکام ماند و با رخداد حادثه 11 سپتامبر و نامیدن ایران به عنوان یکی از سه گانه محور شرارت به نقطه صفر بازگشت، و با باز شدن پرونده هسته ای ایران در آژانس دولت خاتمی وارد عرصه تازه ای از سیاست خارجی چالشزا شد.

دولت خاتمی با توجه با مجموعه شرایط محیطی ناشی از پیامدهای رخداد 11 سپتامبر و حمله نظامی به افغانستان تلاش کرد از طریق همکاری غیر رسمی با آمریکا در افغانستان و مذاکره با آژانس انرژی اتمی و دول اروپایی به اعتماد سازی در رسیدگی به پرونده هسته ای مدد رساند و کشور را از درافتادن به دام هزینه های غیر ضرور و جنگ رهایی بخشد، و نتیجه چنین تدبیری حمله نظامی آمریکا و هم پیمانانش به عراق بجای ایران بود اما اقتدارگرایان ایرانی با قدرندانستن این سیاست و جعل عناوین خاص و با استفاده از گیرافتادن آمریکا در باتلاق عراق، دولت خاتمی رادر آخرین روز کاری اش به شکستن پلمپ های آژانس در تاسیسات هسته ای ناچار کردند و عملا بر روی توافقات دولتش با آژانس و دول اروپایی مهر پایان نهادند، و البته سر سختی آژانس و دول اروپایی هم بر سر امتیازاتی که ایران خواستار آن بود بهترین بهانه را برای انجام اینکار به اقتدارگرایان داده بود.

با روی کارآمدن دولت احمدی نژاد و یکدست شدن حاکمیت اقتدارگرا در پیش گیری سیاست خارجی تهاجمی در دستور کار قرار گرفت و با نوع رفتاری که رئیس این دولت در ارتباط با دول غربی در پیش گرفت همه رشته های دولت خاتمی برای تنش زدایی پنبه شد و در این مسیر پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت ارجاع شد، و علاوه بر سه قطعنامه آژانس، چهارقطعنامه هم از سوی شورای امنیت در رابطه با این پرونده علیه کشورمان صادر شد و راه را برای اعمال تحریم های اقتصادی و سیاسی باز کرد و بدلیل ماجراجویی وعدم توجه دولت احمدی نژاد به پیامدهای ناشی از این روند، حلقه محاصره اقتصادی و سیاسی علیه ایران در گذر زمان تنگتر شد تا امروز که دامنه آن به تحریم خرید نفت و بانک مرکزی و انجام هرگونه معاملات بانکی و تجاری رسیده است، ضمن آنکه تحولات سیاسی داخلی و منطقه نیز وضعیت چندان خوشایندی را برای ایران به نمایش نمی گذارد.

دراین شرایط انجام مذاکرات هسته ای در استانبول بین ایران و گروه5+1 را باید یک اقدام عقلانی و مثبت از سوی طرفین قلمداد و آرزو کرد که این مذاکرات در همین چارچوب ادامه یابد. بنظر می رسد با توجه به راه طی شده 33 ساله بین جمهوری اسلامی ایران و دول غربی و شرایط پیرامونی ایران ومنطقه خاورمیانه « مذاکرات هسته ای » موجود می تواند « فرصتی برای صلح » در منطقه و جهان باشد، و طرفین مذاکره با نگاه معطوف به صلح و برپایه بازی برد- برد بتوانند به الگوی جدیدی از اعتماد و همکاری دست یابند.

یادآور می شوم که حل مشکل روابط ایران و دول غربی، به ویژه آمریکا، در همه سالهای گذشته دستمایه دعوابین جناح های سیاسی داخلی در هر دو کشور بوده است. این رخداد باعث شده که این موضوع کمتر از منظر منافع ملی مورد ملاحظه و عمل قرار گیرد و شاهد این مدعا اینکه هم اکنون نوع مواجهه با ایران و پرونده هسته ای اش یکی از محورهای اصلی مباحث انتخاباتی را در آمریکا شکل داده است. کالبد شکافی این موضوع در هر دو طرف منازعه مقاله مبسوطی را می طلبد اما من به عنوان یک شهروند ایرانی و فردی که بشدت منتقد سیاست خارجی تهاجمی دولت احمدی نژاد و نحوه مواجهه اش با پرونده هسته ای بوده ام و یادم می آید که جبهه مشارکت در مخالفت با این سیاست واینکه پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت ارجاع شود در روزهای آخر سال 85 بیانیه ای را آماده انتشار کرد که از انتشارش توسط دستگاههای امنیتی با تهدید تعطیل جبهه جلوگیری شد، هم اکنون با توجه به مجموعه شرایط محیطی و محاطی که کشورمان با آن روبروست براین نظرم که باید از راهی که حاکمیت برای انجام مذاکرات هسته ای در پیش گرفته است استقبال و با آن همراهی کرد و اجازه داد که مذاکره کنندگان بدون واهمه از انتقادات داخلی و با پشتوانه ای ملی به پیشبرد آن بپردازند. کمترین دستاورد مثبت این مذاکرات می تواند کاهش تحریم ها و رهایی کشور از دام حمله نظامی به بهانه اتمی شدن باشد، و بیشترین دستاوردش بازسازی روابط اقتصادی و سیاسی با دول غربی، و البته دستیابی به همه اینها را به نفع صلح در جهان و پیشبرد جریان تحول خواهی و دموکراسی در ایران می دانم، و فکر می کنم فرصت تاریخی برای حل مشکل روابط ایران و دول غربی در حال بسر آمدن است و باید امید وار بود که این مشکل با عقل و درایت طرفین و بسود مردمانی که ناظر صحنه اند، حل و فصل شود، مردمانی که با دلنگرانی و بدون آنکه تاثیر چندانی در تصمیم گیریهای طرفین داشته باشند، ضرر و سود این مذاکرات مستقیم بحسابشان واریز خواهد شد.
 


 


سلام بر تو زهراجان

دوست دارم بی هیچ قید و بند و تشریفات و تکلفی در آستانه میلادت برایت نامه ای بنویسم. نامه ای که تنها مخاطبش تو باشی و شنوای شکوه های من باشی مادرجان از کسانی که نام مبروک تو را ریاکارانه بر دهان های آلوده شان جاری می کنند بی هیچ اعتقادی به مشی و مرامت. می دانم که خود بیش از من از قید و بندهایی که دل را گرفتار می کنند و آدمی را به لکنت زبان می اندازند، مکدر و رویگردانی!

تو را سلام می گویم و بی مقدمه می روم سر اصل مطلب:

یادت هست مادرجان که سه سال پیش در آستانه میلاد مبارکت مهاجمانِ بی نشان شبانه ریختند به خانه ما و گوهر بی نظیر زندگی مان را ربودند و بردند بی آن که نشانه ای از خود به جای بگذارند؟! آن شب من هرگز باور نمی کردم این آدم ربایی در پی امضای حکمی سه روز قبل از آن انتخابات کذایی، سه سال تمام به طول بیانجامد و خانه خوشبختی ما بی حضور او بی فروغ شود.

تو را سلام می گویم ای دردانه رسول خدا (ص)

به یاد داری که من در تمام روزها و شب های بی خبری از یار بی مثال تنها با اتکال به خداوند یاور مظلومان، پی گیر صحت و سلامت او بودم و خود را به آب و آتش می زدم و بی مهابا فریاد دادخواهی برمی کشیدم و صدای یا زهرا و یا زینبم را از میان سنگ و سیمان و آهنی که حدفاصل ما بود به داخل زندان جور می رساندم؟! یادت هست مادرجان همه مجالس ختم قرآن و دعای کمیل و مراسم احیا و عزا و زیارت عاشورایمان را که بیچارگان حق گریز و مردم ستیز تاب نمی آوردند و در برابرش شاخ و شانه می کشیدند و حتی مراسم میلاد تو را در خانه یک شهید جاودانه نام و یاد که یک ماه پس از رهایی من از بند ستم برقرار می شد، برنتافتند؟!

تو را سلام می گویم بانوی بی نشان!

می دانم که یادت هست همه روزهای سختی را که ما خانواده های زندانیان سیاسی مظلوم و بی گناه متحمل شدیم از همان روز کذایی بیست و دوم خرداد ماه آن سال کذایی تا همین امروز که رازهای بسیاری از پرده برون افتاده و باطل خود، افشاگر منکرات سپاه خود گشته است!آری تو با ما بودی با هرتمنایی که از ته دل داشتیم و صدایت می کردیم در میانه صعوبت های گام نهادن در راه حق، راه شیعیان تو و شوی عدالت پرورت و پدر بزرگوارت و همه امامان معصوم و همه فرزندان صالح آنان تو همراه ما بودی زهراجان. در همه سعی های هاجرگون مان میان خانه و زندان، زندان و دادگاه، دادگاه و دادسرا، دادسرا و دفاتر آقایان در عدلیه و قضائیه و مقننه و هرجایی که فکر می کردیم باید رفت و باید گفت گفتنی ها را حتی تا خانه مراجع و بزرگان، تو با ما طی طریق کردی و لبخند رضایتت را برای استقامتمان در راه و خستگی ناپذیری در مسیر و وفاداری هایمان و ماندن بر سر پیمان هایمان نثارمان می کردی. در همه این روزها و شب های سختی و تنگی و سیاهی تو با ما بودی و راهنما و درعین حال پشتوانه و پشتیبانمان بودی مادرجان!

تو را سلام می گویم جگرگوشه مصطفی (ص)

آن شب هجوم و غارت و وحشت، که حالا کریه ترین شب عمر به آن لقب داده ام، هرگز باور نمی کردم این فراق حتی هفته ای و ماهی به درازا بکشد چه رسد به این که سه سال آزگار از آن واقعه شوم بگذرد و ما هنوز سرپا باشیم و توان بازخوانی حکایتی را که برما رفته داشته باشیم و امید اصلاحات هنوز از دلمان بیرون نرفته باشد!

خوب می دانی که حالا در آستانه سه سالگی هجران سیاهمان من دیگر تنها همسر یک زندانی سیاسی نیستم مادرجان بلکه این موقعیت افتخار آمیز به القاب مادر ممنوع الخروج ها و ممنوع المعامله ها نیز مزین شده است و خود نیز نشان لیاقت را با گرفتن حکم حبس چهارساله بر سینه الصاق کرده ام.

تو را سلام می گویم نوردیده پیامبر رحمة للعالمین (ص)

خوب می دانی که حالا در آستانه سه سالگی این فراق سوزناک، همسرجان نازنین من و فرزند پاک نهاد تو بیش از یک سال و نیم است که در اعتراض به وضعیت غیرحقوقی و غیرقانونی اش به ویژه نگهداری در شرایط قرنطینه و انفرادی نوبه ای، روزه دار است آن هم در حالی که از بیماری هایی رنج می برد که این روزه داری می تواند تشدید کننده آن ها باشد! و لابد دانسته ای که مردانی سبزپوش که ادعای پاسداری از انقلاب و آرمان های آن را دارند، با پرونده سازی هایی وقیحانه، بی گمان به قصد قربتِ بیش تر به قدرت و زورمداری، قصه تازه ای برای زندگی ما ساز کرده اند و این درحالی است که هنوز نه رئیس قوه قضائیه و نه هیچ مقام قضایی و مسئول دیگری به پرسش های سه گانه همسرعزیزتر از جان من و فرزند منزّه و پاک سیرت تو پاسخ نگفته است: « به چه جرمی بازداشت شده ام؟ چرا به شکایاتم از آقای جنتی و کودتاگران رسیدگی نمی شود و چرا از حقوق حداقلی زندانیانِ حتی غیرسیاسی محرومم؟» و نیز این سوال که اگر با من دشمنی دارید با همسرو فرزندانم چرا دشمنی می ورزید و فشار و تضییق را بر آنان که بی شک اگر در نظام طاغوت بودند، چون مادرانشان (همسران زندانیان سیاسی زمان شاه) مصونیت داشتند، افزون می کنید؟!

سلام بر تو ای آزمایش شده بردبار!

تو خود شاهدی که فرزند پاک دلِ زاهدِ روزه دارت نیز تاکنون در همه آزمون های الهی سربلند و روسفید بوده است و براثر رهیدگی ها و وارستگی هایش از همه امور دنیایی، اینک الگویی برای فرزندان غیور و دردآشنای ایران شده است و بی شک این منزلت جز به اراده خالق لایزال و دادار متعال نبوده است. پس ما نیز با تصدیق مقام شامخ تو، حقانیت راه او و هم فکرانش را که جمله از مجاهدان راه عدالت و راستی و صداقتند تأیید می کنیم و خود را پشت گرم به ولایت تو و ولایت خاندان تو می دانیم.

سلام برتو ای بانوی خطیب و سخنور رسواگر ستم!

می بینی حال این روزهای ما را در روزی که هودجی از نور سراسر عالم را به یمن میلاد تو منور کرده است؟ می بینی اجرای احکام ناعادلانه را برای پاک ترین فرزندان این دیار که ادعای حکومت عدلش گوش دنیا را کر کرده است و شهوت قدرتشان، چشمان آنان را کور و شعله های ستمشان جسم و جان مردمانش را می سوزاند؟ می بینی بازگرداندن نرگس مادر را به زندان در تاریخی که در تقویم، روز وداع توست با جهان ملوث به ستم آدمیان و بازگشت مهسای همسر به زندان در آستانه ولادتت و استمرار ستم به نسرین مادر و بهاره همسر و دیگر زنان و مادران مظلوم دربند؟! می بینی حال مادران و پدران حیران از این همه نامهربانی با سرمایه های اجتماعی کشورمان و حال کودکان نالان از هجران مادر را زهراجان؟ حالا ما بیت الاحزان تو را بهتر می شناسیم که در استمرار حرکت های آگاهی بخش خود آن را برگزیدی برای شکوه هایت با پروردگار عالمیان. حالا ایران بزرگ بیت الاحزان ما شده است تا در پس هر ستم تازه ای به آن پناه ببریم و از ادعای خدایی بندگان قدرت طلب و زیاده خواه خدا به خود او شکوه بریم.

سلام بر تو ای حبیبه محبوب خدا!

اینک به یمن روز میلادت که از بهترین روزهای عالم است، از پروردگارت که نزد او به غایت عزیزی بخواه که چتری از نور را بر فراز سر ما بگستراند و دریایی از ایمان و معرفت را به دل های ما جاری سازد و اندیشه های ما را از هرگونه کژی مبرّا و زبانمان را از ادای هرگونه زشتی و جوارحمان را از انجام هرگونه پلشتی دور بدارد. به عظمتت ای آن که رضایتت رضای خدا و رسول اوست و آزردگی ات آزردگی آن هاست، از پروردگارت که نزد او به غایت مکرّمی بخواه که روزهای سختی را برای شیعیانت به روزگار آسانی و راحت برساند و شوربختی های حاصل از کج اندیشی اسلام طالبانی را به شیرینی التزام به اسلام رحمانی مبدل سازد و با دست یدالهی اش گره از کار مسلمانان و همه بندگان خوبش در این دیار و در دیار همسایگان و در همه جای گیتی بگشاید و دل های مومنین و همه انسان های آزاده را با هم مهربان سازد و عاقبت ما را که در تلاطم جنگ قدرت غدّاران به بلیاتی انسانی و زمینی گرفتار آمده ایم، ختم به خیر و نیکی نماید.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

سلام ما و درود خداوند بر تو باد ای زهرای اطهر. نام زیبای تو بر زبان ما تا هنگام مرگ جاری خواهد بود اما نه به بهانه افتراق میان جمعیت مسلمانان بلکه برای برافراشتن بیرق وحدت و یگانگی مسلمین عالم.


 


                  ها.jpg

نوروز : به مناسب فرا رسیدن سومین سالگرد آغاز جنبش سبز و همچنین اولین سالگرد رحلت مرحومان عزت الله و هاله سحابی و همچنین هدی صابر، مراسم بزرگداشتی توسط حامیان جنبش سبز در آلمان برگزار خواهد شد.
این مراسم که روز دهم ژوئن ۲۰۱۲، ۲۱ خرداد ۱۳۹۱ در شهر کلن آلمان برگزار خواهد شد، توسط حامیان جنبش سبز تدارک دیده شده است.


 


به گزارش منابع خبری، مقامات قضایی و امنیتی، مانع از اعزام محسن امین زاده و عیسی سحرخیز، از بیمارستان به منزل جهت تداوم دوره درمان می شوند.


محسن امین زاده و عیسی سحرخیز، دو زندانی سیاسی و فعال جنبش سبز، ماهها تحت الحفظ در بیمارستان بستری می باشند.


منابع خبری جرس گزارش داده اند با اینکه پزشکان بازگرداندن این دو زندانی سیاسی به زندان را برای سلامتی آنها کاملا مضر اعلام کرده و کتبا نوشته اند که می باید در محیطی عاری از استرس و فشار استراحت کنند، اما دادستان تهران اجازه اعزام آنها به خانه و ادامه طول درمان در خارج از محیط بیمارستان را صادر نمی کند.


محسن امین‌زاده، از افراد موسس جبهه مشارکت و معاون وزارت امور خارجه در دولت اصلاحات و رئیس ستاد اصلاح طلبان مهندس موسوی برای انتخابات ریاست جمهوری دهم بود، که صبح روز سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۸۸ بازداشت شد و درتاریخ ۱۹ بهمن ۸۸ در دادگاه انقلاب به ۶ سال حبس تعزیری در حکم اولیه و پنج سال حکم قطعی محکوم شد.


همسر این فعال جنبش سبز محبوس در زندان اوین، چندی پیش به نقل از پزشکان معالج گفته بود "آریتمی قلب، کلیه ها، نوسان شدید فشار خون و کبدها روی هم رفته وضعیت جسمی او را خطرناک کرده است."


عیسی سحرخیز، عضو شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات و روزنامه‌نگار محبوس در زندان رجایی شهر نیز، در پی وضعیت نامناسب قلبی به بیمارستان قلب امیرآباد منتقل و بستری شده بود.


فرزند عیسی سحرخیز درباره نظر پزشکان بیمارستان درباره وضعیت جسمی پدرش گفته بود: "پزشکان دستور داده‌اند که او به مرخصی استعلاحی بیاید. فشارشان مرتب بالا و پایین می‌رود، نوسان فشار دارند. مشکل کلیه شدید دارند، همچنین مشکل کمر دارند. به خاطر اتفاق‌هایی که در زندان افتاده درمان او مدت‌ها طول خواهد کشید. پدرم وقتی به زندان رفت آدم سالمی بود و بعد از این‌ همه سال که زندان است، این قدر بلا به سرش آمده است."


این فعال مطبوعاتی از ۱۲ تیرماه سال ۸۸ و در جریان موج اعتراضات به انتخابات مهندسی شدۀ ریاست جمهوری دهم، بازداشت و زندانی است. سحرخیز که از تابستان سال ۸۸ تاکنون در حال سپری کردن حکم سه سال زندان به اتهام "توهین به رهبری" و "تبلیغ علیه نظام" می باشد، چهاردهم مردادماه سال گذشته و در دو دادگاه مختلف به اتهام "فعالیت تبلیغی علیه نظام" مجموعاً به دو سال حبس محکوم شده بود که با ادغام و تجمیع مجازات‌ها در دادگاه تجدیدنظر، این حکم به یک و نیم سال زندان کاهش یافت.


منابع خبری جرس طی روزهای اخیر گزارش داده بودند زمانی که خانواده های زندانیان به دادستانی تهران مراجعه کرده و از روند رسیدگی به درخواست های قبلی خود پیرامون درخواست مرخصی درمانی (استعلاجی) و همچنین ملاقات حضوری می پرسند، کارمندان دادستانی در جواب به آنها می گویند "دادستان، عباس جعفری دولت آبادی، حتی نامه ها را نگاه هم نکرده است چه برسد به اجرای آن ها."


 


منابع خبری نوروز گزارش داده اند محسن میردامادی به دلیل کسالتهای متعدد از جمله نارسایی قلبی قرار است در بیمارستان آتیه تهران بستری شود. همچنین وی توسط نهادهای حکومتی از دانشگاه تهران اخراج شده است.


دبیر کل زندانی جبهه مشارکت، همانند محسن امین زاده، دیگر زندانی سیاسی و فعال جنبش سبز، به دلیل وضعیت وخیم جسمانی، چندین بار در زندان بیهوش شده بود. پیش از این نیز مهندس محسن صفایی فراهانی معاون اجرایی دبیرکل جبهه مشارکت به وضعیتی مشابه ایندو در زندان مبتلا شده بود که بدلیل حاد شدن وضعیت جسمی اش به بیمارستان منتقل و پس از درمان اولیه تحت نظر پزشک به منزل انتقال داده شد. سال گذشته در همین ایام هدی صابر هم به همین بیماری در زندان مبتلا شد که بدلیل سهل انگاری مسئولان مربوطه و دیر انتقال دادن وی به بیمارستان در گذشت، و به رغم چنین رخدادی این مسئولان همچنان در رسیدگی به وضعیت سلامتی زندانیان سهل انگاری کرده و زندانیان سیاسی را از خدمات بموقع درمانی محروم می کنند.

امنابع خبری چند روز پیش گزارش داده بودند که میردامادی در زندان دچار ناراحتی قلبی شده، و با وجود توصیه اکید پزشکان، مسئولان از اعزام وی به بیمارستان خودداری می کنند.

این استاد دانشگاه که طی دوران بازداشت و زندان دچار مشکلات قلبی و نوسانات فشار خون شده، در جریان حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸، بازداشت و پس از ماهها زندانی انفرادی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، توسط قاضی صلواتی به اتهام "اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی و فعالیت تبلیغی علیه نظام"، محاکمه و مجموعا به شش سال حبس تعزیری و ده سال محرومیت از فعالیت در احزاب و مطبوعات محکوم شد، که این حکم در دادگاه تجدید نظر مورد تایید قرار گرفت.

این فعال سیاسی و رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس ششم، درحالیکه قرار بود طبق موعد از دانشگاه تهران بازنشسته شود، در اریبهشت ماه جاری از دانشگاه تهران اخراج گردید.


 


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به norooz-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به norooz@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته