-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۶, سه‌شنبه

Latest News from Kaleme for 05/15/2012

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



مجتمع گوشت زیاران به عنوان بزرگ‌ترین مجموعه کشتارگاهی و تولید گوشت قرمز کشور به دلیل کمبود نقدینگی و سوء مدیریت به طور کامل تعطیل شده است.

دبیر اجرایی خانه کارگر قزوین با اعلام این خبر، در گفت و گو با ایلنا به وضعیت نیمه تعطیل این مجتمع کشتارگاهی در سالهای اخیر اشاره کرد و با بیان اینکه زمانی این واحد تولیدی ۷۰۰ کارگر داشت، افزود: این واحد بزرگ از اوایل مردادماه سال ۸۶ در راستای اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی به بخش خصوصی واگذار شد که از‌‌ همان زمان مشکلات تولید در این واحد به تدریج خودنمایی کرد.

عیدعلی کریمی با اظهار تاسف از تعطیلی این واحد بزرگ تولیدی گفت: سازمان خصوصی سازی برای پرداخت بدهی ۲۰ ماهه ۱۱۵ کارگر مجتمع گوشت زیاران پنج میلیارد تومان پرداخت کرده است این در حالیست که دولت می‌توانست با این مبلغ مجتمع گوشت زیاران را احیاء کند.

این فعال کارگری از مجتمع گوشت زیاران به عنوان معتبر‌ترین تولید کننده گوشت کشور یاد کرد و اظهار داشت: در حال حاضر ۲۰۰ هکتار از مزارع و چراه‌گاهای این واحد بزرگ تولیدی به گله‌داران محلی اجاره داده شده است.

کریمی خطاب به مسئولان گفت: جای سوال است که چرا دولت برای تسویه حساب کارگران ۵ میلیاردتومان پول پرداخت کرده است ولی برای احیاء یک واحد بزرگ که زمینه اشتغال صدها نفر را فراهم می‌کند نمی‌تواند سرمایه‌گذاری کند.


 


ابوالفضل فاتح

در دوران تمدن جدید و عصر اطلاعات و تکنولوژی که بشر جلوه هایی از ‘اعلا علیین’ خود را به آفرینش رسانده است، ظهور حفره های سیاه ‘اسفل السافلین’ توهین به مقدسات، غم انگیزترین تجربه های معاصر است. آغاز این عصر، دو جنگ عالم سوز با جنایتی عظیم علیه بشریت را به چشم دیده و اینک دو سه دهه است که جنایت علیه معنویت را تقریر می کند. یک روز توهین به ساحت قرآن کریم، یک روز اسائه ادب به محضر پیامبر رحمت (ص) و اینک جسارت به آل علی (علیهم السلام).

غرب دو چهره دارد: توسعه یافته و در بربریت مانده. غرب توسعه یافته خود میراث بشری است که اسلام و ایران هم در آن نقش داشته اند. این غرب، گرچه با تناقضات عدیده ای مواجه است و تاریخی از استعمار و تحقیر نسبت به دیگران را در کارنامه دارد، اما در میان خود تا حد زیادی درب های آزادی را باز و درب های آنارشی را بسته است. تلاش کرده، زشتی تحمیل را بفهمد و صدای شکستن استخوان های آزادیخواهان و استقلال طلبان و دانشمندان و هنرمندان خود را در زیر تازیانه های تحجر فراموش نکند. ارزش خلاقیت، انعطاف و شفافیت را می داند. تحقیر، تعرض و توهین را می شناسد و در نظام حقوقی خود سختگیرانه ترین مجازات را برای تعرض به حریم حقوقی و خصوصی افراد ترسیم کرده است. میراٍث فرهنگی را به رسمیت می شناسد و تلاش داشته آنچه را در تاریخ خود از آن برخوردار نیست از اقصای عالم در موزه های خود فراهم آورد و به دقت محفوظ دارد. ارزش همزیستی فرهنگ ها را که لازمه ی آن احترام به ارزش های معنوی ملتهاست می داند و تلاش مضاعفی داشته است تا هاضمه ای قوی نه تنها از تحمل بلکه از تکریم شرق در غرب را به تصویر کشد و افتخار خود را چند فرهنگی بودن بنامد و البته حتی اگر بعضا به خدا باور نداشته، عاقلانه منافع خود را در دل این همه دیده است.

به یاد می آورم که در سال ۱۳۷۸ کوفی عنان دبیر کل وقت سازمان ملل به عنوان نمادی از احترام به عقاید و باورهای ایرانیان و البته سمبل مدارا و عطوفت و حقوق بشر چگونه بخش هایی از نامه ی امام علی (ع) به مالک اشتر را با افتخار قرائت می کرد.

"اى مالک، … و چون نیکوکاران را از سخنانى که خدا به زبانشان جارى مى فرماید مى توان شناخت، پس باید بهترین اندوخته تو، رفتار و کردار خداپسندانه و شایسته ات باشد، و بر هوا و خواهش خویش، مقتدر و مسلط باش، و نفس خویشتن را از آنچه برایت روا و حلال نیست، سخت بدور دار، …. و همواره دلت را از مهر رعیت آگنده و با لطف و محبت ورزیدن به آنها مالامال نما، و با آنان به مهربانى بیامیز، … زیرا آنان دو دسته اند: یا با تو برادر دینیند یا در آفرینش مانند تو مى باشند، …."

اما آتش شرم سیاه توهین به مقدسات ادیان که از غرب زبانه می‌کشد و مدتی است وجه جدیدی به خود گرفته است، مربوط به چهره ی دیگر غرب است. همان که جنگ و خشونت و نفرت را صادر می کند و مفهوم تمدن را با تسلط اشتباه گرفته است و بشر را خارج از مرزهای غرب تنها حیوان ناطق می بیند. اینان همان دسته از غربیان یا غرب نشینانی هستند که دچار فروپاشی معنوی و اخلاقی شده و جهان را از سرعت انحطاط خود به تعجب واداشته اند، اما با برنامه ریزی و توفق بر بسیاری از گلوگا ه های سیاسی و رسانه ای توانسته اند دست بالا را در معادلات فرهنگی و سیاسی جهان داشته و بقای خود را در شکستن هنجار های دیگران و عرفی ساختن ناهنجار های خود تداوم بخشند و البته به نام مظلوم آزادی و منشور حقوق بشر کار خود را پیش برده اند. بی تردید تعرض به ارزش های معنوی و الهی مسلمانان نیز که مورد احترام و تکریم همه ی ادیان است، ساخته و پرداخته ی همین جریان هنجار شکن اما با برنامه است و بسیاری از توهین کنندگان سیاه بخت، بازیچه ای بیش نیستند. براستی اگر ارزشهای اخلاقی و معنوی ادیان توحیدی در جهان پای برجا و حاکم بماند، و انسان تعهد به معنویت، حریت و دانایی را اساس و اصل بداند، جریان هنجار شکن جهانی بقا و دوام خود را چگونه تضمین و سلطه ی خود را بر خداباوران و منابع آنان تحمیل خواهد کرد؟

اینان بیست و اندی سال پیش که با تداوم انقلاب و اشاعه ارزشهای امام، رویش دوباره ی ارزش های اسلام را در جهان حتمی می دیدند، شخصیت پیامبر اکرم (ص) را نشانه رفتند تا به زعم غلط خود با تخریب چهره ی ملکوتی ایشان، باورهای جوانان مسلمان را ازریشه خشکانده و پیوندشان به آن روح عظیم و آموزه های حیات بخش و ابدی اش را قطع کنند. محاسبه ی آنان از واکنش جهان اسلام سطحی و ناشیانه بود و در نتیجه صفی واحد از مسلمانان به رهبری امام خمینی (ره) سازمان یافت، به گونه ای که لندن شاهد بزرگترین راهپیمایی مسلمانان در تاریخ معاصر اروپا بود.

در پی وقایع تروریستی یازدهم سپتامبر نیویورک و هفتم جولای لندن و فضای رسانه ای، سیاسی و عاطفی سنگین پس از آن جنایت کور، طراحان فرصت را برای تعرض مجدد به اسلام فراهم دیدند و این بار قرآن و پیامبر (ص) به عنوان عالی ترین مقدسات مسلمین به شکلی متناوب مورد تعدی قرار گرفت. به رغم فضای نامناسب سیاسی پس از یازده سپتامبر ، جنگ های تحمیلی منطقه ای و احاطه ی کم سابقه ی رسانه های غربی که بخش بزرگی از مسلمانان را تا حدی به انفعال کشانده بود، این بار نیز واکنش مسلمانان جدی و یک دست بود. جریان هنجار شکن غرب نتوانست علی رغم توهین های پی دز پی، موضوع را برای مسلمنان عادی سازی کرده و همجون بسیاری دیگر از ناهنجارهای عرفی شده ی خود، عرفی سازی کند.

دوران اخیر، دوران طلایی شیعیان است. ایران، عراق، لبنان، بحرین، افغانستان، پاکستان، آذربایجان، قطیف، یمن ، مصر و حتی قلب اروپا و آمریکا، نمونه هایی از بیداری و شکوفایی رو به رشد شیعیان را به تصویر کشیده اند. شیعیان در سده های اخیر هرگز به چنین مرتبه ای نرسیده بوده اند. قدرت اقتصادی، سیاسی ، فرهنگی ، علمی و رسانه ای شیعیان به همراه منطق، پویایی و زنده بودن این مذهب، شرایط جدیدی پدید آورده و شیعه را به موتور محرکه ی اسلام تبدیل ساخته است. لذا قابل درک است که چرا به ناگاه نماد های تشیع این جنین وسیع و بی محابا هدف قرار می گیرد. از یک سو طراحان بر این باورند که تمرکز بر بخشی از مقدسات مذهبی شیعیان به جای تمرکز بر مقدساتی مثل قرآن کریم و پیامبر (ص) که مورد اتفاق مسلمانان است، سبب نوعی شکاف در میان مسلمین شده و با نظاره گری اهل تسنن، صرفا شیعیان وادار به واکنش خواهند شد و زمینه ی بهتری برای هنجار شکنی خواهد بود. از سوی دیگر یکی از ناشناخته ترین و مظلوم ترین امامان شیعه یعنی حضرت امام علی نقی (ع) را از مدت ها پیش هدف گرفته اند تا با سوء استفاده از کم اطلاعی برخی مخاطبان حتی واکنش شیعیان را نیز به حداقل برسانند. روشن است که آنان نمی توانستند از امام حسین (ع) یا حضرت زهرای اطهر (س) و یا امام علی (ع) آغاز کنند. طبیعتا دامنه ی واکنش بسیار فراتر بوده و طراحان به مقصود پیشروی تدریجی خود نائل نمی شدند. آنان بر این باورند که اگر پیش بینی شان درست باشد و توهین به یکی از امامان شیعه عادی سازی شود، زمینه به تدریج برای تعریض به مقدسات دیگر شیعه فراهم خواهد شد و در این صورت شیعه از درون در ابتدای دوران طلایی اخیر خود، مواجه با فرسودگی و کم باوری و تردید جوانانش خواهد بود. در این میان البته باید هشیار بود که سوی دیگر نظر طراحان نیز تمرکز بر کیفیت و حدود واکنش شیعیان است تا در دوره ای که طالبان و القاعده نماد های بی قاعدگی، بی منطقی و بی مرزی معرفی شده اند با ترفند های رسانه ای و بزرگنمایی برخی حواشی، عمق استدلال و منطق قوی شیعه را به سخره بگیرند و شیعه را طالبان جدید معرفی کنند.

تاکنون واکنش های جدی و هشدار دهنده ای در ایران از سوی مراجع عظام و دلسوزان تشیع صورت گرفته است. این سطح البته طبیعتا قابل پیش بینی ترین واکنش شیعیان بوده است. در سطوح و عرصه های دیگر فرهنگی برای پیشگیری از توهین به مقدسات و نفی فرهنگ اهانت و تمسخر چه تدبیری اندیشه شده و تا چه اندازه عمومیت یافته است؟ تا چه اندازه شیعیان دیگر کشورهای جهان نسبت به حساسیت موضوع وقوف یافته اند؟ دیگر مسلمانان چطور؟ تا چه میزان به تولید محتوا و پاسخ و استدلال از منابع غنی شیعه پرداخته و از فرصت ها بهره گیری شده است تا هم شناخت گسترده تری از مقدسات دینی فراهم شده و هم کم اطلاعان به تور طراحان گرفتار نشوند؟ براستی چرا باید بسیاری از امامان معصوم ما (ع) که اهل بیت پیامبرند، همچنان ناشناخته بمانند ؟ در این مسیر از گروه ها، رسانه ها و جوانان عزیز انتظار می رود که در صیانت از حقیقت زنده و پویای اهل بیت عصمت و طهارت (ع) و میراث معنوی شیعه، سهم فرهنگی خود را نادیده نگیرند و مقهور و تسلیم هنجارسازی تحمیلی و مجازی اقلیت دین زدای حهانی نشوند و از هر فرصت واقعی و مجازی با شیوا ترین و متعالی ترین بیان برای یادآوری ارزشهای متعالی توحیدی و انسانی که در معارف حقه ی اهل بیت (علیهم السلام) است، بهره گیرند و مراقب باشند در دام توجیهات منفعلانه یا سیاسی گرفتار نشوند. طراحان به آسانی از مسیر خود بازنخواهند گشت و هنجار شکنی و تزریق بی غیرتی دینی را برنامه ی مداوم خود خواهند داشت. فردا از در دیگری وارد خواهند شد. باید با بیداری و پیش بینی به نگرش، منطقی و قاعده ای که بهترین و جامعترین پاسخ را دریافت کند، رسید. شیعیان نیازمند تبادل نظر و همفکری و هم افزایی بیشترند. بر ساحت مبارک ائمه (علیهم السلام ) غباری نخواهد نشست، اما این صحنه ها، صحنه های آزمایش شیعه بودن است که عبور موفق و متین از آن توفیق می خواهد. از دولت های اسلامی و دولتمردان شیعی نیز انتظار می رود که اقدامات لازم برای حقوقی ساختن حفظ حریم میراث معنوی ادیان به ویژه محمد (ص) و آل محمد (علیهم اسلام) را در سازمان های بین المللی کاروِیژه ی خود قرار دهند تا هر کس به خود اجازه ندهد با جنایت علیه معنویت، دل میلیونها انسان را به درد آورده و همزیستی مسالمت آمیز فرهنگ ها را به سخره گیرد. باید جهانیان بدانند، شیعه قربانی منطقی است که با حرم شریف عسگریین (ع) آن جنایت عظیم را مرتکب شد . اینک آن روی سکه ی همان منطق، در پشت این توهین ها نیز نهفته است، گرچه صرفا در لابلای زرورقی از مدرنیسم خود را پیجیده است. در نقطه ی مقابل، منطق امامان معصوم شیعه (ع) قرار دارد که منطقی جهانی و بی بدیل است و اگر چنان که هست، همت به شناخت و بیان آن بندیم و در دامن حاشیه ها گرفتار نشویم به عنوان مطمئن ترین پناه گاه معنوی، امید همگان خواهد بود و وهن کنندگان ناچیز را در هاضمه ی منطق استوار خود هضم خواهد کرد.
منبع: خبرآنلاین


 


مهندس محمد توسلی، زندانی سیاسی و اولین شهردار تهران پس از انقلاب اسلامی، به مرخصی آمد.

به گزارش خبرنگار کلمه، رئیس دفتر سیاسی نهضت آزادی که از آبان ۱۳۹۰ در بازداشت بود، دقایقی پیش از زندان اوین به مرخصی آمد. مهندس توسلی امشب در حالی به جمع خانواده خود بازگشته است که امروز هفتاد و چهارمین زادروز اوست و بدین ترتیب شادی آزادی با جشن تولد او همزمان شده است.

او که به دنبال انتشار زندانی نامه ۱۴۳ فعال سیاسی و اجتماعی به سیدمحمد خاتمی در خصوص انتخابات مجلس بازداشت شده بود، در بند امنیتی ۲۰۹ زندان اوین نگهداری می شد و خانواده وی نگرانی سلامتی وی بودند.

همسر محمد توسلی ماه گذشته در گفت و گو با کلمه با اشاره به مشکلات جسمانی همسرش، از ادامه بازداشت وی ابراز نگرانی کرده و گفته بود: چشم وی آب مروارید آورده، شنوایی او ضعیف شده، درد شدید استخوان و مفاصل دارد، دچار ناراحتی­ گوارشی و بسیار ضعیف و نحیف شده است. در چنین فضایی که هوا و نور مناسب نیست و امکان حداقل تغذیه سالم متناسب با سن وی وجود ندارد، افت شرایط جسمی انتظار می­ رود و آنچه باعث نگرانی است، طولانی شدن زمان بازداشت در این شرایط نامناسب است.

این مسئول تبلیغات ستادهای راهپیمایی و ستاد استقبال از امام خمینی در دوران انقلاب و دوست و همراه شهید رجایی، با وجود بیماری و انتقال مکرر به بهداری زندان، چندی پیش در محل بهداری تهدید به مرگ شده بود.

سید محمد خاتمی دو هفته پیش در دیدار با خانواده محمد توسلی و داماد وی محمدفرید طاهری که او نیز در زندان به سر می برد، از مراتب تدین، نجابت و میهن دوستی این خانواده با سابقه در انقلاب اسلامی، تقدیر و از خانواده آنها دلجویی کرد.


 


کلمه – گروه بین الملل: سوریه در آستانه یک جنگ داخلی تمام عیار قرار دارد. اما بشار اسد، دیکتاتور حاکم بر این کشور، آنچنان به صندلی قدرت دلبسته است که به هیچ قیمتی حاضر به ترک آن نیست.

دیوارهای استان حمص رنگ و بوی خون گرفته است. تعداد حملات انتحاری و انفجار بمب در این مدت در سوریه بسیار بالا بوده است. اگر بشار اسد یک سال پیش از قدرت دست می کشید و با مخالفان وارد مذاکره می شد، اکنون چند هزار زن و مرد و کودک سوری زنده بودند و منتظر طلوع خورشید فردا، اما امروز با وارد شدن گروه های سیاسی و مذهبی مختلف به عرصه مناقشات و جنگ، فردای روشن و صلح برای مردم سوریه دور از دسترس به نظر می رسد.

در حالی که درگیری میان نیروهای دولتی وابسته به بشار اسد و مخالفان مسلح در سوریه ادامه دارد، کشورهای عضو اتحادیه اروپا ضمن تشدید تحریم‌ها علیه حکومت سوریه بار دیگر در نشست اخیر خود از طرح صلح کوفی عنان پشتیبانی کردند. اتحادیه اروپا نگران ادامه خشونت‌ها در سوریه است. ۲۷ کشور عضو این اتحادیه در بروکسل در روز دوشنبه (۲۵ اردیبهشت) اعلام کردند که از برنامه صلح کوفی عنان، نماینده ویژه سازمان ملل متحد در سوریه پشتیبانی می‌کنند. کارل بیلدت، وزیر امورخارجه سوئد هشدار داد که در صورت شکست برنامه صلح عنان و عدم برپایی مذاکرات صلح میان رژیم اسد و اپوزیسیون «احتمال درغلتیدن سوریه به یک جنگ داخلی وجود دارد.»

در نشست کشورهای اروپایی تحریم‌های جدیدی علیه رژیم سوریه برقرار شد. سه تن از وابستگان رژیم اسد و دو شرکت سوری به فهرست تحریم‌ها افزوده شدند. این اشخاص اجازه سفر به کشورهای اروپایی را ندارند و دارایی‌های آنان در اروپا مسدود می‌شود. شرکت‌های سوری نیز از هرگونه معامله با کشورهای اروپایی منع شده‌اند.

اتحادیه اروپا با ارسال ۲۵ خودروی ضدگلوله به سوریه از ماموریت صلح‌بانان سازمان ملل حمایت می‌کند. تا کنون بیش از ۱۲۸ شخص حقیقی و ۴۳ شرکت سوری تحت تحریم‌های اتحادیه اروپا قرار گرفته‌اند. اتحادیه اروپا برای حمایت از برنامه صلح عنان ۲۵ خودروی ضدگلوله نیز در اختیار ناظران سازمان ملل در سوریه قرار داد. وزیر امورخارجه سوئد نیز تاکید کرد که با توجه به گستردگی درگیری‌ها حضور ۳۰۰ صلح‌بان سازمان ملل در سوریه کافی نیست و این امر می‌تواند موفقیت ماموریت ناظران را به خطر بیاندازد.

گیدو وستروله، وزیرامورخارجه آلمان نیز نگرانی خود را پیرامون گسترش نبردها در منطقه ابراز داشت. وی با توجه به سرایت درگیری‌ها به کشورهای همسایه از جمله لبنان در روز دوشنبه گفت: «خطر گسترش آتش‌افروزی جدی است.» وی از تشدید تحریم‌های اتحادیه اروپا علیه رژیم اسد حمایت کرد. وزیر امورخارجه آلمان گفت که در روز دوشنبه، ۲۵ اردیبهشت برای ارزیابی دقیق‌تر از وضعیت سوریه به آنکارا سفر خواهد کرد و با مقامات ترکیه به رایزنی خواهد پرداخت.

به گزارش مخالفان دولت در سوریه، درگیری‌های سنگین در شهر رستن در مرکز سوریه، مرگ دست‌کم ۲۳ نفر از نیروهای نظامی این کشور را به دنبال داشته است. گروه ناظران حقوق بشر سوریه، از گروه‌های مخالف دولت سوریه که در بریتانیا مستقر است، می‌گوید که در درگیری‌های شدید در شهر رستن، ده‌ها نفر زخمی شده‌اند. رستن در استان ناآرام حمص در سوریه است. گروه ناظران حقوق بشر سوریه می‌گوید که سه خودروی حامل نیروهای نظامی در این درگیری‌ها منهدم شده‌اند.

در صورت تایید آمار تلفات، حمله اخیر یکی از مرگبارترین حمله‌هایی بوده است که در طول ۱۴ ماه اعتراضات ضددولتی در سوریه، نیروهای امنیتی را هدف قرار داده است. نیروهای نظامی سوریه پس از آن هدف قرار گرفتند که ارتش در دو روز گذشته شهر رسن را زیر حمله گرفت. این درگیری‌ها در شرایطی انجام می‌شود که بر مبنای آتش‌بس مصوب سازمان ملل متحد، دو طرف باید از نزدیک به یک ماه پیش، به حمله‌ها علیه یکدیگر پایان می‌دادند.

ادامه درگیری‌های خونین میان طرفداران رژیم اسد و مخالفان در شمال لبنان بازهم قربانی گرفت. خبرگزاری‌های خارجی گزارش می‌دهند که دست‌کم یک تن در این زدوخوردها کشته شده است. به گفته نیروهای انتظامی در شهر طرابلس نیز در روز دوشنبه دست‌کم ۹ تن مجروح شده‌اند.

از روز شنبه، ۱۲ مه گزارش‌هایی درباره درگیری میان موافقان و مخالفان رژیم اسد از لبنان منتشر شده بود. در این درگیری‌ها تا کنون ۴ تن کشته و ۴۰ نفر نیز مجروح شده‌اند. این نزاع‌ها بیشتر شکل درگیری‌های مذهبی به خود گرفته‌اند و به صورت رویارویی شیعیان و سنی‌ها در لبنان بروز می‌کنند. دولت سوریه مخالفان را متهم می‌کند که از مرز مشترک با لبنان دست به قاچاق اسلحه می‌زنند.


 


سید محمد خاتمی، رییس جمهور پیشین کشورمان، با انتشار پیامی سالروز تولد روزنامه نگار دربند، مسعود باستانی را که در زندان رجایی شهر به سر می برد گرامی داشت.

به گزارش کلمه، در این پیام، خاتمی ضمن تبریک این مناسبت، از زندانی شدن همسر وی مهسا امرآبادی که او نیز از روزنامه نگاران در بند است، ابراز تاسف و همچنین بار دیگر از ادامه حبس ها و حصرها انتقاد کرد.

متن پیام خاتمی که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

باز هم تولدی دیگر و روزنه ای به روشنائی

در آستانه سالروز میلاد مسعود الگوی ایمان و عرفان و روشن بینی و والامنشی، حضرت صدیقه طاهره زهرا علیهاالسلام که سرمشق زندگی خوبان و پاکان است، روز تولد مسعود باستانی عزیز است که بحمدالله اهل ایمان و تعهد و پایمردی است و چه خوب بود که جشن تولد این عزیز را با حضور خود او برگزار می کردند. ولی مع الاسف در همین هنگامه همسر باوفا و موقر مسعود، مهسا خانم امرآبادی نیز به همسرش پیوست و به زندان فراخوانده شد، در زمانی که انتظار می رفت که با گشایش در کار جامعه و رفتن به سوی فضای همدلی و آزادی دیگر زندانیان و محصوران و محدودشدگان، امید و نشاط به جامعه برگردد.

به هرحال سالروز تولد آقای باستانی را به همه بستگان و دوستداران فراوان او به ویژه به همسر گرانقدرش، خانم مهسا امرآبادی تبریک می گویم. امیدواریم که هرچه زودتر شاهد آزادی مسعود و مهسا و همه عزیزانی باشیم که دلشان به عشق حقیقت و راستی و سربلندی میهن و پاسداری از ارزشهای والائی که در انقلاب اسلامی ما بود می طپد.

سید محمد خاتمی

۲۲/۲/۱۳۹۱


 


محاکمه نشریه «چشم انداز ایران» به تعویق افتاد.

به گزارش کلمه، با موافقت قاضی باقری رئیس شعبه ۷۸ دادگاه کیفری استان تهران، محاکمه نشریه چشم انداز ایران تا جلسه بعدی دادگاه مطبوعات به تعویق افتاد.

لطف الله میثمی مدیرمسئول این دوماهنامه، که به نشر اکاذیب و تبلیغ علیه نظام متهم شده، صبح دیروز – یکشنبه ۲۴ اردیبهشت – با حضور در محل دادگاه درخواست استمهال کرد که با موافقت قاضی روبه‌رو شد و بدین ترتیب محاکمه این نشریه به جلسه بعدی موکل شد.

دادگاه انقلاب پاییز سال گذشته دستور لغو امتیاز نشریه چشم انداز ایران را صادر کرده بود که این حکم با درخواست واخواهی مهندس میثمی، نقض و با صدور قرار وثیقه به دادگاه مطبوعات ارجاع شد. مدیرمسئول این دوماهنامه در همان زمان در نامه ای خطاب به خوانندگان چشم انداز ایران، به تشریح ماوقع پرداخت. (اینجا)

در جلسه دیروز دادگاه مطبوعات، همچنین محاکمه نشریات «سرنا» به اتهام انتشار مطالب خلاف عفت عمومی، و روزنامه «روزگار» به اتهام نشر اکاذیب و تبلیغ علیه نظام برگزار شد.

آنطور که روابط عمومی دادگستری استان تهران اعلام کرده، هیات منصفه در مورد اتهام مدیرمسئول نشریه روزگار مبنی بر تبلیغ علیه نظام، با اکثریت آرا متهم را مجرم نشناخته ولی در مورد اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویق اذهان عمومی، رای به مجرمیت و در عین حال استحقاق تخفیف داده است.


 


مجید غلامی، از جانبازان قطع نخاعی، صبح امروز پس از تحمل ۲۷ سال رنج زندگی بر روی برانکارد، مهمان همرزمان شهیدش شد.

این جانباز دفاع مقدس صبح امروز پس از تحمل ۲۷ سال درد و رنج، به یاران شهیدش پیوست و پیکر پاکش ساعت ۱۰ صبح فردا از مقابل مسجد ائمه بقیع واقع در خیابان شوش به سمت بهشت زهرا (س) تشییع می‌شود.

محمد غلامی برادر این شهید در گفت‌وگویی کوتاه با خبرگزاری فارس گفت: مجید غلامی به عنوان رزمنده بسیجی با گردان انصار الرسول لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) به جبهه اعزام شد و در سال ۶۴ در عملیات فاو از ناحیه گردن مجروح شد.

وی افزود: برادرم به دلیل اینکه بر اثر مجروحیت قدرت هیچ تحرکی را نداشت، سال‌ها بر روی برانکارد زندگی کرد و پس از تحمل سال‌ها سختی و درد صبح امروز در منزل پدرمان به شهادت رسید.


 


کلمه-زهرا صدر:

تقی رحمانی، فعال ملی مذهبی با اعلام خبر بستری شدن نرگس محمدی در بهداری اوین گفت: کسی که فعالیت های حقوق بشری می کند مستوجب این عقوبت و این حجم از آزار و اذیت نیست. بیکاری، بیماری، زندان، احکام سنگین پاداش تلخی است برای دلسوزان و فعالان در ایران.

تقی رحمانی، همسر نرگس محمدی، نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر در گفتگو با کلمه تصریح کرد: ما دیروز در جریان این خبر قرار گرفتیم و امروز مطمئن شدیم که طبق پیش بینی قبلیمان مریضی و فلج عضلانی اش تشدید شده و در حال حاضر در بهداری اوین بستری شده اند.

وی با اشاره به این که همسرش در جریان بازداشت گذشته در سال ۸۹ به بیماری عجیبی مبتلا شده بود خاطر نشان کرد: هم ما و هم ماموران از سال ۸۹ در جریان این بیماری بودیم و آن ها حدس هم می زدند که اگر به بند امنیتی ۲۰۹ منتقل شود و در فضای متشنج آنجا قرار بگیرد دوباره بیماری بر خواهد گشت و من نمی دانم این چه منش و اخلاق و سرسختی غیر معقولی است که این آقایان دارند که حتی به یک مادر، یک انسان که بیمار شده هم رحم نمی کند و فقط به خاطر عقاید حقوق بشری ای که او دارد و اتفاقا این عقاید حقوق بشری همیشه از موضع مذهبی هم بوده باید تا این حد تحت فشار قرار بگیرد.

هفته ی گذشته تقی رحمانی خبر داده بود که همسرش در مکالمه ی کوتاهی با خانه در پاسخ به این سوال که آیا برای اجرای حکم او را به زندان برده‌اند، گفته است که فعلا در حال بازجویی شدن است و صحبتی از اجرای حکم نیست.

تقی رحمانی در ادامه با اشاره به ملاقات هفته ی گذشته خانواده با نرگس محمدی به خبرنگار کلمه گفت: نرگس در آن ملاقات بیان ضعیف همراه با لکنت داشته که نشان دهنده تشدید همین بیماری بوده است. گرچه به گفته ی خانواده ام روحیه ی خیلی خوبی داشته و حتی جمله ی خیلی خوبی در باره ی خودش گفته است.

به گفته ی این فعال سیاسی، نرگس محمدی در ملاقات با خانواده اش گفته است “من از همین انفرادی به کعبه می روم.”

تقی رحمانی معتقد است: این یعنی همسر من در بدترین حال تبیین و تاکید کرده اشتباهی مرتکب نشده که بخواهد از کسی عذر خواهی کند و در عین حال وضع جسمی بدی داشته که همه را نگران تر کرد.

پیش از این نیز این مبارز و فعال ملی مذهبی به کلمه گفته بود که نرگس معتقد است همه ی فعالیت هایش درست است و فعالیت حقوق بشری حق است. در عین حال اینکه اعتقاد داشت این راه زدودن کینه ها است. باید کینه ها را شست. برای ایران آزاد و ایران آباد کار کرد و هر کسی هم می تواند در چهارچوب قانون و مقررات حق حیات اولیه و حق آزادی بیان داشته باشد.

همسر نرگس محمدی امروز با تاکید بر اینکه پیگیری های خود را خواهد داشت تصریح کرد: مهم است توجه شود که جمهوری اسلامی به یک سری پروتوکل های حقوق بشر التزام دارد. الترامات در مذهب ما یک امر اخلاقی است که باید رعایت شود و متاسفانه سال های سال است که این اصول رعایت نمی شود و امروز اوضاع از دهه ۶۰ هم بدتر شده است.

تقی رحمانی همچنین با بیان اینکه عدم رعایت مراجع قانونی، ذره ای از مسئولیت و حق وی برای پیگیری کم نمی کند، گفت: و من در همین چارچوب و از طریق هر مرجع بین المللی که جمهوری اسلامی آن را امضا کرده و به لحاظ قانونی باید به آن تن دهد پیگیری می کنم. گرچه حتی مقررات و قوانینی که در داخل سیستم حقوقی خودمان هست هم این رویه را نمی پذیرد.

به گفته ی وی چنین برخوردی را با هیچ انسان و هیچ فعال حقوق بشری خصوصا یک مادر بیمار هیچ سیستمی نمی پذیرد.

این فعال ملی مذهبی که حدود ۱۵ سال از زندگی خود را در زندان های قبل و پس از انقلاب گذرانده در ادامه تاکید کرد: کسی که فعالیت های حقوق بشری می کند مستوجب این عقوبت و این حجم از آزار و اذیت نیست. بیکاری، بیماری، زندان، احکام سنگین پاداش تلخی است برای دلسوزان و فعالان در ایران.

تقی رحمانی خاطرنشان کرد: حقوق بشر مثل آبی می ماند که حتی سنگ را هم نرم می کند، این آب قرار نیست سنگ را از بین ببرد. اصلا نمی خواهد سنگ را نابود کند. اما می خواهد سنگ خشک شده و مستبد را سیراب کند شاید بتواند آن را به راه درست بیاورد.

به گفته ی وی این روش و مرام حقوق بشر و دموکراسی است، به خصوص برای کسی که اخلاق و آموزه های مذهبی هم داشته باشد که طبیعتا شخصی با این ویژگی باید در این مورد کوشا تر هم عمل کند.

تقی رحمانی در پایان تاکید کرد: من همچنان امیدوارم این اتفاق بیفتد و این آرزو را نه تنها برای نرگس، بلکه برای همه دارم.

نرگس محمدی چندی پیش به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد. به گفته نرگس محمدی، رای صادره به شدت توهین و تحقیر آمیز بوده و نشانگر رویکرد امنیتی جدید حاکمیت در برخورد با فعالان حقوق بشر است.

اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور، فعالیت تبلیغی علیه نظام و عضویت در گروه ها یا جمعیت هایی که با هدف بر هم زدن امنیت کشور فعالیت می کنند، اتهاماتی است که به این فعال حقوق بشر نسبت داده شده و بر مبنای این اتهامات، حکم ۶ سال حبس تعزیری صادر شده است.


 


در حالی که حتی در روز میلاد حضرت زهرا و روز زن هم زندانیان سیاسی زن از ملاقات حضوری محروم بودند، عضو کمیسیون قضایی و حقوقی گفت: در اینکه کودک در تمام دوران رشد خود به در کنار مادر بودن نیازمند است، شکی نیست؛ اما حضور کودکان در زندان، سبب ایجاد مشکلاتی برای آنها در آینده خواهد شد.

نرگس محمدی که به بیماری فلج عضلانی مبتلاست به رغم داشتن دوقلو های چهار ساله و بیماری پیشرفته به جرم دفاع از حقوق بشر در زندان است. حال این زندانی سیاسی به حدی وخیم است که وی در بهداری زندان بستری است.

نیره اخوان‏ بیطرف در گفت ‏وگو با خانه ملت، با بیان اینکه اگر مادری جرمی مرتکب شده است، دیگر قرار نیست از در کنار فرزند خود بودن محروم شود، افزود: اینکه فرزندان بتوانند در تمام مراحل رشد خود از نعمت محبت مادری استفاده کنند، از حقوق ابتدایی آنهاست؛ اما بردن مهدکودک‏ها به زندان هم خود مشکلاتی برای آنها در آینده ایجاد خواهد کرد.

عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس اضافه کرد: بهترین نوع تربیت کودکان، احساس امنیتی است که آنها از در کنار مادر خود بودن، دارند؛ اما اینکه کودکی در زندان بزرگ شود و بخواهد با محیط ناامن زندان رشد کند و تربیت شود، به آیند تربیتی او ضرر وارد می‏کند؛ بنابراین بهتر است قضات با علم به این مسأله، به جای آنکه احکام زندان برای مادران مجرم وضع کنند، به فکر احکام جایگزین باشند؛ به‏ خصوص برای مادران مجرمی که جرائم سنگین مرتکب نشده‏ اند.

وی هیچ اشاره ای به مادران زندانی، نسرین ستوده و نرگس محمدی نکرد که بدون هیچ جرمی از فرزندان خود دور هستند و این فرزندان از حق ملاقات با مادر خود نیز محروم هستند.

عضو فراکسیون زنان مجلس به مشکلات فراوان مادران زندانی اشاره کرد و گفت: مهم‏نرین مشکلی که مادران زندانی با آن مواجهند، دوری از فرزندان خود و بی‏خبری از کیفیت رشد و فعالیت آنهاست. به گفته اخوان‏ بیطرف، معمولا این مادران هستند که عمود خیمه خانواده را سرپا نگاه می‏دارند و مراقب چگونگی رشد فرزندان هستند؛ اگر مادران برای مدتی طولانی در خانه نباشند، نمی‏توان انتظار داشت تا فرزندان آن خانواده آینده درخشانی در انتظارشان باشد.

وی به رفتار سو مسئولان زندان با فرزندان و خانواده زندانیان اشاره نکرد.

عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس در پایان گفت بهترین راه کاهش فاصله میان مادران مجرم و فرزندان آنها، به‏ خصوص فرزندان خردسال‏شان، صدور احکام جایگزین زندان برای مادران مجرم با جرایم سبک است.

همایون هاشمی رئیس سازمان بهزیستی اعلام کرده است طی تفاهم‏ نامه‏ای با سازمان زندان‏ها، قرار است در زندان‏های زنان، مهدهای کودک ایجاد شود تا مادران زندانی بتوانند بیشتر به مسائل تربیتی فرزندان خود برسند.


 


محسن میردامادی، دبیرکل زندانی جبهه مشارکت که اخیرا در بند ۳۵۰ اوین دچار بیماری قلبی شده، پس از حدود دو هفته سنگ اندازی مقامات قوه قضاییه، سرانجام دیروز یکشنبه جهت درمان به بیرون از زندان منتقل شد.

به گزارش کلمه، میردامادی که اخیرا نیز حکم اخراج از دانشگاه تهران را دریافت کرده، از حدود دو هفته پیش در زندان دچار سوزش و درد در ناحیه قلب و چند مورد به زمین خوردن بر اثر سرگیجه و از حال رفتگی شده و پس از ویزیت در بهداری اوین به دلیل کمبود امکانات، دستور اعزام به بیمارستان دریافت کرد که تا دیروز این کار انجام نشد.

اما پس از پیگیری های فراوان و اخطار پزشکان، میردامادی در حال حاضر در بیمارستان آتیه تهران بستری است.

تاکنون برخی از زندانیان سیاسی همچون محسن امین زاده، عیسی سحرخیز، مهدی محمودیان، کیوان صمیمی و … در اثر فشارهای وارده در دوران بازجویی یا تنش های ایجاد شده در طی دوران حبس، با مشکلات مشابهی مواجه شده اند. نوسان شدید فشار، سرگیجه های متوالی، سنکوب، تپش شدید و درد در ناحیه قلب از جمله عوارض مشهود و رو به افزایشی است که زندانیان سیاسی با آن دست به گریبانند.

زندانیان سیاسی در ایران بر خلاف رویه مرسوم در دنیا که زندانیان سیاسی به دلیل نیت شرافتمندانه به فرض ارتکاب جرم، از تسهیلات و مدارای بیشتر نهادهای قضایی برخوردارند، از بسیاری از تسهیلات قانونی معمول برای زندانیان عادی مانند مرخصی، تلفن , ملاقات حضوری عمدتا محرومند و حتی خانواده آنها نیز با فشارهای پیدا و پنهان مضاعف از سوی عوامل امنیتی و قضایی حاکومت دست به گریبانند.


 


ّبدنبال اعلام وزیر آموزش و پرورش مبنی بر حذف درس های خاطره انگیز از کتاب های دبستان، معاون این وزیر معتقد است به علت تغییر نیازهای جامعه این دروس حذف می شوند.

برپایه جدولی که سایت وزارت آموزش و پرورش ایران منتشر کرده است، درس های “تصمیم کبری”، “باز باران”، “کتاب خوب”، “دهقان فداکار” و “کوکب خانم” از درس های دوره ابتدایی حذف می شوند.

رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی به دلایل حذف برخی داستان ها مانند تصمیم کبری از کتب درسی اشاره کرد و گفت: بنده در دهه چهل دانش‌آموز بودم و اکنون دهه ۹۰ است، آیا نیازها بعد از ۵۰ سال عوض نشده است؟

محی‌الدین بهرام محمدیان، معاون پژوهشی وزیر آموزش و پرورش و رئیس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی در گفت‌وگو با فارس در خصوص حذف برخی داستان ها مانند کوکب خانم و تصمیم کبری از کتب درسی اظهار داشت: شاید هم‌سن و سال‌های من به کتاب‌های دانش‌آموزی دوره خودشان علاقه داشته باشند، همچنان که وقتی ما به یاد کفش، کیف و لباس دوره دانش‌آموزی خودمان می‌افتیم لذت می‌بریم، اما واقعاً سلایق و نیازهای امروز مانند چهل سال قبل است؟

وی با تأکید بر اینکه نوع نگاه به زندگی تغییر کرده است، ادامه داد: بنده در دهه چهل دانش‌آموز بودم و اکنون دهه ۹۰ است، آیا نیازها بعد از ۵۰ سال عوض نشده است؟ نوع نگاه به زندگی تغییر نکرده است؟

محمدیان با بیان اینکه امروز باید کتاب‌های درسی و محتواهای آموزشی ناظر به نیازها، سلایق و علایق امروز دانش‌آموزان باشد، افزود: به صورت نوستالوژیک شاید به قصه تصمیم کبری، کوکب‌خانم، پطروس فداکار دلبستگی داشته باشیم، اما امروز در کشور ما محتوای جدید تولید شده است و نیازهای جدیدی داریم، ضمن اینکه ادبیات جدیدی نیز خلق شده است.

وی اضافه کرد: شاید در ۵۰ سال آینده نیز وقتی این دانش‌آموزان بزرگ شوند، بگویند کتاب‌های درسی ما خیلی خوب بود، در هر حال ما باید ناظر به نیازها، شرایط و محتوا را تغییر دهیم اما مبنا، اصول‌ و ارزش‌ها ثابت باشد؛ به عنوان مثال راستگویی و فداکاری را در کتاب درسی ترویج دهیم.

رئیس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی با بیان اینکه در دوره‌ای فداکاری در قالب پطروس فداکار بود، گفت: امروز در داخل کشورمان صدها پطروس و فداکارتر از پطروس پیدا شده است که اگر قرار است بگوییم باید زندگی فداکاران روزگار خودمان را بگوییم.

وی افزود: معتقدم کتاب درسی به لحاظ محتوایی، روش آموزشی، دانشی و بینشی قوی‌تر از کتاب‌های دهه‌های ۳۰ و ۴۰ هستند و اکنون علمی‌تر و روشمندتر به لحاظ روانشناسی بوده و به نیازهای کودکان توجه کرده است؛ به عبارت دیگر کتاب‌های درسی فعلی، کودکان را برای زندگی آماده می‌کند نه فقط خواندن و نوشتن.

محمدیان با بیان اینکه نباید نسبت به کتاب‌های درسی به صورت حجمی برخورد کرد، ادامه داد: مهم برایند کار است و برایند درسی ما آمادگی برای زیستن در زندگی امروز است؛ فداکاری کردن برای کشور، داشتن هویت ملی، دینی و انقلابی به عنوان ارزش‌هایی است که باید در کتاب‌های درسی حفظ شود.


 


رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: قانون اساسی کشور اگر به درستی و به صورت کامل اجرا شود، قابلیت حل مشکلات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را دارد.

به گزارش خبرآنلاین، آیت​الله اکبر هاشمی رفسنجانی ادامه داد: منتها مشکل از آنجا ناشی می‌شود که ساختار و وظایف مصرح در قانون اساسی تحت‌الشعاع سلایق شخصی و منافع باندی و گروهی قرار می‌گیرد.

وی در دیدار شورای مرکزی جمعیت تولیدگران کشور، دغدغه و نگرانی‌های تولیدگران و واحدهای تولیدی کشور را جدّی و واقعی خواند و با اشاره به اینکه مشکل اقتصاد کشور تنها با توجه جدّی و غیرشعاری به تولید قابل حل است، گفت: مجمع تشخیص مصلحت نظام پس از نامگذاری امسال توسط رهبری معظم انقلاب به عنوان سال «تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی» به سرعت در کمیسیون‌های مربوطه سیاست‌های کلی این امر را در دست تدوین دارد که در صحن مجمع مطرح خواهد شد. ایشان از اعضای جمعیت تولیدگران کشور خواست نظرات و پیشنهادات خود را در این راستا به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارائه دهند.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی درباره درخواست تولیدگران برای ارائه راه‌حل خروج اقتصاد کشور از وضع کنونی، تنش‌زدایی و تعامل سازنده با خارج و به کارگیری مدیران و نیروهای دلسوز از سلایق مختلف در داخل را راه‌حل حمایت از تولید و کار و سرمایه ایرانی در حال حاضر خواند و تأکید کرد: باید فضا برای نیروهای وفادار به نظام و سلایق گوناگون و نیز سرمایه‌گذاران در داخل را به گونه‌ای فراهم کنیم که با علاقمندی و انگیزه کافی، سرمایه مادی، فکری و انسانی خود را برای توسعه اقتصاد و پیشرفت کشور به کار گیرند.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی ساختار نظام و قانون اساسی کشور را کارآمد ذکر کرد و با بیان اینکه هیچ نظام و ساختاری نمی‌تواند ادعای کامل و بدون نقص بودن داشته باشد، تصریح کرد: معتقدم قانون اساسی کشور اگر به درستی و به صورت کامل اجرا شود، قابلیت حل مشکلات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را دارد، منتها مشکل از آنجا ناشی می‌شود که ساختار و وظایف مصرح در قانون اساسی تحت‌الشعاع سلایق شخصی و منافع باندی و گروهی قرار می‌گیرد که در صورت غلبه این نوع تفکر، ساختار و قانون اساسی بی‌نقص هم پاسخگو نخواهد بود و توسط منفعت‌طلبان به بیراهه خواهد رفت.


 


به گزارش مخالفان دولت در سوریه، درگیری‌های سنگین در شهر رستن در مرکز سوریه، مرگ دست‌کم ۲۳ نفر از نیروهای نظامی این کشور را به دنبال داشته است.

گروه ناظران حقوق بشر سوریه، از گروه‌های مخالف دولت سوریه که در بریتانیا مستقر است، می‌گوید که در درگیری‌های شدید در شهر رستن، ده‌ها نفر زخمی شده‌اند.

رستن در استان ناآرام حمص در سوریه است.

به گزارش بی بی سی، گروه ناظران حقوق بشر سوریه می‌گوید که سه خودروی حامل نیروهای نظامی در این درگیری‌ها منهدم شده‌اند.

در صورت تایید آمار تلفات، حمله اخیر یکی از مرگبارترین حمله‌هایی بوده است که در طول ۱۴ ماه اعتراضات ضددولتی در سوریه، نیروهای امنیتی را هدف قرار داده است.

نیروهای نظامی سوریه پس از آن هدف قرار گرفتند که ارتش در دو روز گذشته شهر رسن را زیر حمله گرفت.

این درگیری‌ها در شرایطی انجام می‌شود که بر مبنای آتش‌بس مصوب سازمان ملل متحد، دو طرف باید از نزدیک به یک ماه پیش، به حمله‌ها علیه یکدیگر پایان می‌دادند.

بر اساس گزارش‌ها از سوریه، با وجود حضور ناظران سازمان ملل متحد در سوریه، خشونت‌ها در مناطق مختلف این کشور شدت یافته است. گزارش شده است که در درگیری‌های دیروز یکشنبه، ۱۳ ماه مه، دست‌کم ۳۰ نفر که بیشترشان غیرنظامی بودند، جان خود را از دست داده‌اند.

سازمان ملل متحد برآورد کرده است که از زمان آغاز اعتراضات ضددولتی در سوریه در ۱۴ ماه گذشته دست‌کم ۹ هزار نفر کشته شده‌اند.


 


طرح هدفمندی ۶۵‌درصد جمعیت را فقیرتر کرده تا بتواند وضع ۳۵‌درصد را بهبود بخشد و به ازای یک واحد افزایش رفاه، دو و نیم واحد کاهش رفاه ایجاد کرده است. پس از نظر رفاهی و بهبود فقر هم فاز اول هدفمندی موفقیتی نداشته است. از این گذشته اگر موتور تورم که به تازگی روشن شده است، داغ شود، آن ۳۵‌درصد هم رفاه‌شان کاهش خواهد یافت.

این را محسن رنانی از تئوریسین های توسعه می گوید. او فاز دوم یارانه‌ها را با نگاه به اوضاع اقتصادی کشور نادرست می‌داند و بر این باور است که کار دولت «آزاد‌سازی قیمت» است نه «هدفمندسازی یارانه‌ها».

یارانه‌ها حالا دیگر نامی کاملا آشنا برای اقتصاد ایران هستند چون در چند سال گذشته بیش از هر زمان دیگری دولتی‌ها بر طبل یارانه‌ها کوبیده‌اند و با حذف آنها سعی در ترمیم اقتصاد و توسعه ایران داشته‌اند. البته هرچند که مدیران دولتی اقتصاد در هدفمند‌سازی یارانه‌ها خود را موفق می‌دانند ولی درست از سوی دیگر کارشناسان بنام اقتصادی نحوه اجرای یارانه‌ها را یکی از نامناسب‌ترین عملکردهای اجرایی می‌دانند که باعث شده است تا بند از تن اقتصاد ایران گشوده شود. محسن رنانی، صاحب‌نظر برجسته اقتصادی در آستانه اجرای فاز دوم یارانه‌ها یک‌بار دیگر پرونده هدفمندسازی را در گفت‌وگو با شرق باز می‌کند.

شما یکی از منتقدان پرشور هدفمندسازی یارانه‌ها بودید که تا پیش از آغاز این طرح در اواخر سال ۸۹ همواره در سخنرانی‌ها و مناظره‌ها و مصاحبه‌ها و یادداشت‌های خود اجرای این طرح را نقد می‌کردید و نقدهایتان هم مورد اقبال منتقدان دولت قرار می‌گرفت. اکنون نزدیک به یک سال و نیم است که دیگر از شما خبری نیست. علت این سکوت چه بود و چرا اکنون دوباره تصمیم گرفته‌اید وارد نقد فاز دوم هدفمندی شوید. 
درست است. من حقیقتا مخالف اجرای فاز اول هدفمندسازی در آن مقطع زمانی بودم و علت آن شرایط خاصی بود که جامعه و اقتصاد ما درگیر آن بود. چون طبق تجربه جهانی، برای آزادسازی موفق قیمت‌ها باید چهار شرط وجود داشته باشد که دو شرط آن اجتماعی و دو شرط دیگر اقتصادی است. شرایط اقتصادی عبارت از اینهاست: نخست باید رشد اقتصادی مناسب و در حال بهبود باشد و دوم اینکه نرخ تورم باید رو به کاهش باشد. اما دو شرط اجتماعی چنین است: اول، دولت باید در اوج محبوبیت باشد و سرمایه اجتماعی در کشور بالا باشد و دیگر اینکه پوشش بیمه اجتماعی مناسب و نسبتا کاملی در جامعه وجود داشته باشد. اما در آن مقطع زمانی، نه تنها این شرایط محقق نبود بلکه دولت دهم نشان داده بود که سیاست‌هایش را پرشتاب و بدون مطالعه کافی اتخاذ می‌کند و به‌گونه‌ای احساسی و با تبلیغات جلو می‌برد، به‌ویژه آنکه این دولت در اجرای سیاست‌های دیگرش هم چندان موفق نبود. تازه خود سیاست هدفمندسازی هم قرار بود به صورت شوک‌درمانی اجرا شود که شوک‌درمانی برای جامعه‌ای با مختصات ایران امروز سیاست مناسبی نیست. همه این دلایل کافی بود تا نگران این باشم که اقتصاد ایران از همین وضعیت کنونی هم که هست بی‌ثبات‌تر شود و تورم جدیدی شکل بگیرد و فقرایی که قرار است با هدفمندسازی وضع‌شان بهتر شود بیشتر آسیب ببینند. من به این دلایل با اجرای هدفمندسازی مخالف بودم و به گمانم – البته متاسفانه- بسیاری از پیش‌بینی‌هایی که کرده بودم هم یا محقق شده است یا در حال تحقق است.
  پس شما مخالف اصل سیاست هدفمندسازی نبودید، مخالف شیوه و زمان اجرا بودید؟ 
درست است. اما منظورم از مخالفت با زمان اجرا نه این است که بگویم مثلا سال ۸۹ اجرا نشود و سال ۹۵ اجرا شود. می‌شد سال ۸۹ هم اجرا شود اما شرایط را آماده کنیم. زمان اجرا مناسب نبود چون شرایط اولیه لازم وجود نداشت. ضمنا این نکته را هم بگویم که این کاری که دولت کرده است، «آزاد‌سازی قیمت» است نه «هدفمندسازی یارانه‌ها». می‌بینیم که قیمت‌های انرژی برای همه قشرها و بخش‌های جامعه به یکسان آزاد شده است. در پرداخت یارانه‌ها هم می‌بینیم که به همه خانوارها یکسان پرداخت می‌شود. پس چیزی هدفمند نشده است. قبلا همه، یارانه غیرمستقیم را روی کالاها و انرژی می‌گرفتند حالا همه آن را به صورت مستقیم می‌گیرند. پس توزیع یارانه‌ها هدفمند نشده است. اما قیمت‌ها آزاد شده است. حتی در برخی موارد این آزادسازی به زیان برخی از بخش‌های آسیب‌پذیرتر جمعیت هم بوده است. مثلا در مورد برخی از حامل‌ها نظیر برق، مصرف مردم شمال و شمال‌غرب کشور که هم‌عرض جغرافیایی با ترکیه است تقریبا به اندازه مصرف مردم ترکیه است. اما جنوب کشور که با کشورهای حاشیه خلیج‌فارس هم‌عرض جغرافیایی است مصرف برق مردم بین یک‌سوم تا یک‌هشتم کشورهای حاشیه خلیج‌فارس است. در حالی که در هدفمندسازی این تفاوت‌ها لحاظ نشده است.
یعنی دولت اول باید چه شرایطی را فراهم می‌آورد و بعد طرح را اجرا می‌کرد؟ 
دقیقا بخشی از همین کارهایی که الان شروع کرده‌اند ولی مقداری دیر شده است. مثلا گویا بر سر مناقشات موجود، با غرب به توافق می‌رسند. من می‌گفتم قبل از هدفمندسازی باید تنش‌های سیاست خارجی کاهش یابد تا متغیرهای سیاسی موثر بر نرخ ارز نتوانند بازار ارز را بی‌ثبات کنند و آثار هدفمندسازی را از بین ببرند. من می‌گفتم قبل از هدفمندسازی باید برخی گام‌های مثبت جدی در جهت ایجاد وفاق داخلی و افزایش سرمایه اجتماعی و بهبود امید به آینده برداریم تا جامعه با دید مثبت و همکارانه وارد دوره هدفمندسازی شود. می‌گفتم هدفمندسازی به این شیوه نوعی شوک‌درمانی است و اقتصاد ایران که در رکود عمیق است تحمل شوک را ندارد پس اول برویم با ایجاد افق مثبت در فضای کسب‌وکار و دمیدن امید در فضای تجاری ایران و بهبود مناسبات تجاری با خارج، اقتصاد ایران را از رکود خارج کنیم بعد وارد هدفمندسازی شویم؛ و نظایر این اقدامات.
نگفتید چرا پس از شروع فاز اول سکوت کردید و دیگر هدفمندسازی را نقد نکردید و چرا حالا دوباره به میدان آمده‌اید؟ 
من همزمان با شروع فاز اول هدفمندسازی در روز اول دی‌ماه ۱۳۸۹ طی یادداشتی با عنوان «خداحافظی با نقد هدفمندسازی» که در صفحه فیس‌بوک خود منتشر کردم و بعد در برخی رسانه‌های دیگر هم منتشر شد عنوان کردم که حداقل تا شش ماه دیگر هدفمندسازی را نقد نخواهم کرد. همان‌جا بیان کردم که من تاکنون هدفمندسازی را نقد می‌کردم به این امید که اجرا نشود ولی اکنون که شروع شده است همه باید امیدوار باشیم و کمک کنیم که موفق شود چون شکست آن به منزله تحمیل هزینه‌ها و مشکلات تازه‌تر برای ملت ایران است. بنابراین هم خودم سکوت کردم و هم در همان یادداشت به دیگران توصیه کردم که دیگر هدفمندسازی را نقد نکنند تا فضای عمومی ‌آرام شود و دولت بتواند انرژی خود را روی اجرای درست این سیاست متمرکز کند. ضمن اینکه گفتم ارزیابی پیامدهای هدفمندسازی تنها پس از گذشت یک سال از اجرای آن امکان‌پذیر است پس باید یک سال صبر کنیم تا نتایج آن را ببینیم و بعد ارزیابی کنیم.
اما شما بعد از گذشت شش ماه و حتی یک سال، باز سکوت کردید و نظری در مورد نتایج هدفمندسازی ندادید. چرا؟ 
راستش غوغاسالاری رسانه‌ای طرفداران دولت که در اوایل اجرای قانون هدفمند‌سازی در فضای جامعه پُر شده بود و تا این اواخر ادامه داشت، همه را به یاد داریم. معمولا انتقاد در این نوع فضاها از بین می‌رود. گرچه اقتصاددان‌های بزرگ کشور مسایل را مطرح کردند، ولی گوش شنوایی برای پیام آنها وجود نداشت. اما اینک زمان مناسب‌تری برای اظهارنظر است زیرا از یک طرف پیش‌بینی‌ها در مورد اجرای فاز اول محقق شده و از طرف دیگر، موضوع اجرای فاز دوم در مجلس در حال بررسی است، بنابراین سکوت جایز نیست. یعنی اگر اخبار نگران‌کننده‌ای که از مجلس می‌رسد مبنی بر احتمال موافقت با شروع فاز دوم هدفمندسازی نبود ترجیح می‌دادم سکوت کنم. ولی با این اخبار، به نظرم رسید بهتر است در حد ادای وظیفه اجتماعی نکاتی را بگویم.
اجازه دهید به عنوان مقدمه ورود به نکاتی که مد نظر دارید بگویید، بپرسم آیا همچنان به همه مواضع دو سال پیش خود در مورد هدفمندسازی یارانه‌ها پای‌بندید؟ 
قطعا و با تاکید بیشتر. نه تنها چیزی عوض نشده بلکه شرایط بدتر شده و بسیاری از پیش‌بینی‌هایی که می‌کردیم هم محقق شده است. اگر خاطرتان باشد من در مناظره‌ای که در آذرماه ۱۳۸۸ در دانشگاه اصفهان با دکتر پژویان داشتم اعلام کردم که دولت در شناخت بیماری اقتصاد ایران راه را درست رفته است اما با ساختار و رفتاری که در سال‌های اخیر از این دولت دیده‌ایم نمی‌تواند –نه اینکه نمی‌خواهد، نه، نمی‌تواند– این جراحی بزرگ را به خوبی انجام دهد. چون سرمایه اجتماعی و علمی این دولت بسیار پایین است، مثل اینکه از یک پرستار بخواهیم یک عمل جراحی موفق را انجام دهد. حتی اخیرا می‌بینیم که دکتر پژویان که در واقع تنها اقتصاددان برجسته‌ای بود که از هدفمندسازی دفاع می‌کرد می‌گوید هدفمندسازی به بیراهه رفته است و می‌گوید اگر سیاستگذاران اقتصادی روندهای فعلی را اصلاح نکنند و همچنان به اشتباهات‌شان ادامه دهند قطعا هدفمندسازی شکست می‌خورد.
در آن مناظره شما چند شرط برای موفقیت سیاست هدفمندسازی اعلام کردید آیا آن شرایط همچنان محقق نشده است؟ 
در آن مناظره گفتم به طور خلاصه برای اجرای یک جراحی بزرگ شش شرط لازم است: نخست شناخت درست بیماری، دوم تهیه یک نسخه یا طرح درمانی صحیح و دقیق، سوم وجود یک جراح پرتجربه، چهارم وجود اعتماد میان پزشک و بیمار، پنجم باثبات و پایدار و قابل کنترل بودن شرایط بیمار و ششم امکان کنترل پیامدها و حوادث پس از جراحی. در آن زمان گفتم در شرایط کنونی فقط شرط اول محقق است یعنی دولت، بیماری را درست تشخیص داده است اما نه نسخه و طرح درمانی‌اش مناسب است نه زمان اجرای جراحی زمان خوبی است، نه پزشک یعنی دولت، تجربه کافی برای چنین جراحی دارد، نه سطح اعتماد ملی میان جامعه و دولت بالاست، نه شرایط اقتصادی و سیاسی باثبات است و نه دولت ابزارهای کافی برای مدیریت پیامدهای این جراحی را دارد و به نظرم فقدان همین شرایط بود که تقریبا نگذاشت هدفمندسازی به نتایج مورد انتظار دست یابد. البته خود دولت هم به سیاست خودش پای‌بند نبود مثلا سهم بخش تولید را از یارانه‌ها نداد و همین موجب تعمیق رکود در اقتصاد شد.
آیا همچنان معتقدید پنج شرط دیگر وجود ندارد؟ 
بله معتقدم همچنان فاقد سایر شروطیم. یعنی گرچه اکنون دولت پس از هفت سال مدیریت اقتصاد ایران تجربه‌های زیادی کسب کرده است اما متاسفانه نمی‌دانم چرا نمی‌کوشد از این تجربه‌ها به خوبی و با صداقت استفاده کند. حداقل آن این است که دولت حالا به نصایح اقتصاددانان هم‌طیف خودش که اکنون با توجه به دستاوردهای هدفمندسازی به نقد آن برخاسته‌اند توجه کند و بکوشد شرایط دیگر را هم مهیا کند. یعنی نحوه برخورد دولت با فاز دوم نشان می‌دهد که می‌خواهد با همان روش فاز اول آن را اجرا کند و این خطرناک است. به صراحت می‌گویم اجرای فاز اول در شرایط دو سال پیش اقتصاد ایران خطا بود و اجرای فاز دوم در شرایط کنونی جفا محسوب می‌شود و بیشتر هم جفای به فقرا و نسل جوانی است که در آستانه ورود به بازار کار است.
چرا جفا؟ 
ببینید خطا به معنی این است که ما عواقب نامطلوب کاری را نمی‌دانیم ولی بر اجرای آن پای می‌فشاریم. اما جفا به معنی این است که ما در عین‌ حالی که پیامدهای نامطلوب یک کاری را می‌دانیم، بر انجام آن پای بفشاریم. ممکن است بگوییم دولت در
فاز اول دقیقا نمی‌دانست که این سیاست چه پیامدهایی دارد اما حالا که می‌داند یا دست‌کم می‌تواند فرصتی به خودش و به جامعه بدهد و به گونه‌ای منصفانه پیامدهای این طرح را بررسی و اعلام کند و بعد در مورد فاز دوم تصمیم بگیرد. من معتقدم با توجه به اینکه دولت اطلاعات زیاد پشت پرده دارد دقیقا می‌داند که پیامدهای اجرای طرح چه بوده است.
در واقع شما معتقدید که طرح هدفمندسازی به اهدافش نرسیده و پیامدهای نامطلوب داشته و بر همین اساس می‌گویید اجرای فاز دوم جفا محسوب می‌شود؟ 
دقیقا.
استدلالتان در این مورد چیست؟ 
به نظرم برای پاسخ به این پرسش اول باید مروری داشته باشیم بر اهدافی که هدفمندسازی دنبال می‌کرد و بعد نتایج و پیامدهایی که در این یک سال و نیم داشته است را بررسی کنیم. بگذارید اول اهداف صریح و غیرصریحی که از هدفمندسازی دنبال می‌شد را فهرست کنیم. هدف اول مهار مصرف انرژی در بخش خانواری بود، یعنی خانوارها هم مصرف را کاهش بدهند، هم به سوی مصرف کالاها و خدماتی که انرژی کمتری مصرف می‌کند، بروند. بیان می‌شد – و البته چنین است- که با روند کنونی مصرف نفت در کشور ما، تا سال ۱۴۰۰ کل تولید نفت‌مان را در داخل مصرف خواهیم کرد و نفتی برای صادرات نخواهیم داشت. بیان می‌شد که شدت انرژی در ایران، هم بالا و هم صعودی است و ایران یکی از بالاترین ضرایب شدت انرژی در میان کشورهای جهان را دارد. شدت انرژی به معنی میزان مصرف انرژی به ازای هر واحد از تولید ملی است. اینها درست است و وضعیت وخیمی ‌‌را نشان می‌دهد. استدلال می‌شد که با ‌گران شدن انرژی، مصرف مهار می‌شود. سخن دیگر این بود که باید به سوی آزادسازی قیمت برویم تا سازوکار قیمت موجب بهینگی تخصیص منابع شود. وقتی که به انرژی یارانه می‌دهید، نسبت قیمت‌ها میان انرژی و سایر عوامل تولید به هم می‌خورد و بنابراین ترکیب عوامل تولید بهینه نخواهد بود. باید قیمت انرژی، آزاد و واقعی شود، یعنی هم کنترل دولتی بر قیمت‌ها کاهش یابد و هم‌قیمت در بازار تعیین شود تا سازوکار بازار موجب تخصیص بهینه منابع شود. این هم حرف درستی است. هدف بعدی این بود که با وجود یارانه انرژی، دولت هر ساله باید یارانه سنگینی به شرکت‌های تولید‌کننده انرژی بدهد یا به آنها نفت خام و انواع سوخت ارزان بدهد تا برق و بنزین و غیره تولید کنند و این باعث می‌شود که هم دولت بزرگ شود و هم بسیاری از این شرکت‌ها، پالایشگاه‌ها و نیروگاه‌ها به مواد اولیه ارزان عادت کنند و ناکارآمد اداره شوند و قواعد بنگاهداری در آنها رعایت نشود. همچنین گفته می‌شد با آزاد شدن قیمت حامل‌های انرژی، سرمایه‌گذاری جدید در این صنایع افزایش می‌یابد. این‌ هم حرف درستی بود. سخن این بود که با ‌گران کردن انرژی و دادن یارانه مستقیم به بنگاه‌های تولیدی، آنها هم می‌کوشند انرژی کمتری مصرف کنند، هم فناوری‌های فرسوده خود را بازسازی کنند و این سیاست با توجه به بسته‌های حمایتی که دولت آماده کرده است تا به بخش تولید بدهد به تحول در بخش تولید می‌انجامد. صحبت این بود که با رفتن به سوی قیمت‌های جهانی انرژی، تولید‌کنندگان ما کم‌کم تلاش می‌کنند قدرت رقابتی خود را بالا ببرند و اقتصاد ما رقابتی‌تر شود. صحبت این بود که به علت ارزان بودن انرژی در داخل، بنزین ما به کشورهای همسایه قاچاق می‌شود و با افزایش قیمت بنزین در داخل، قاچاق سوخت از بین می‌رود. صحبت این بود که از انرژی ارزان، بیشتر، ثروتمندان منتفع می‌شوند و با حذف یارانه انرژی و پرداخت مستقیم آن و نیز با گسترش چتر حمایتی و تامین اجتماعی، فقرا بیشتر منتفع می‌شوند و وضع‌شان بهبود می‌یابد. گفته می‌شد که الان دولت بخش بزرگی از بودجه‌اش را باید بابت واردات بنزین از خارج مصرف کند و آزاد شدن قیمت انرژی فشار را از روی بودجه دولت بر‌می‌دارد و کسری بودجه دولت کاهش می‌یابد. به همین ترتیب اهداف فرعی‌تری نیز برای هدفمندی برشمرده می‌شد که اکنون مجال پرداختن به آنها نیست. حالا اجازه بدهید تا ببینیم در عمل چه رخ داده و کدام یک از این اهداف محقق شده است.
اگر صلاح می‌دانید پیش از اینکه وارد جزییات شوید اول یک نگاه کلان به ارقام کلی عملکرد هدفمندسازی داشته باشیم؟ 
پیشنهاد خوبی است. با نگاهی کلی به عملکرد هدفمندسازی در مورد اصلی‌ترین اهدافش شروع می‌کنیم. اصلی‌ترین و کلی‌ترین اهداف این سیاست دو چیز بود: نخست بهبود وضع فقرا و دوم بهبود قیمت‌های نسبی. قرار بود با هدفمندسازی، یارانه‌های غیرمستقیم که به حامل‌های انرژی و چند کالای دیگر داده می‌شد، حذف شود و قیمت انرژی افزایش یابد و دولت درآمد حاصل از این افزایش قیمت را صرف پرداخت یارانه به خانوارهای آسیب‌پذیر و فقیر کند و از این طریق، یارانه‌ها به صورت هدفمند صرفا به قشرهای کم‌‌درآمدتر داده شود و فقر و توزیع درآمد بهبود یابد. همچنین باید قیمت‌های انرژی به سوی واقعی شدن می‌رفت و انرژی نسبت به سایر کالاها گران‌تر و قیمتش به قیمت جهانی نزدیک می‌شد تا الگوی تولید و مصرف آن به سوی عقلانیت و بهینگی حرکت کند. اول ببینیم درآمد حاصل از افزایش قیمت حامل‌های انرژی چقدر بوده و چگونه مصرف شده است. دولت پیش از شروع هدفمندسازی می‌گفت حدود صد تریلیون تومان پول، بی‌هدف دارد برای مصرف انرژی داخلی هزینه می‌شود، در حالی که غیر فقرا هم از آن سهم می‌برند و باید این پول را گرفت و درست توزیع کرد. من در آذر ۸۸ در مناظره با دکتر پژویان گفتم که مگر اقتصاد یک سیستم مکانیکی است، که بگوییم مقداری پول آنجا زیادی است بکنیم و ببریم جای دیگر صرف کنیم. اقتصاد که مثل یک ساختمان نیست که مثلا یک اتاق را از این طرفش حذف کنیم و مصالحش را ببریم آن طرف اتاق دیگری بسازیم. گفتم اقتصاد یک سیستم زنده است، درست مثل بدن یک انسان و حتی زنده‌تر از آن. شما نمی‌توانید بگویید این بدن مثلا اطراف شکمش چربی زیادی دارد، این چربی‌ها را برداریم و مثلا تزریق کنیم زیر پوست صورت که استخوانی است. اقتصاد یک سیستم زنده است و همین که چاقوی جراحی به آن زدید، واکنش نشان می‌دهد و اصلا ممکن است برخیزد و فرار کند و نگذارد شما جراحی‌اش کنید. در سیاست‌گذاری باید بدانیم که با یک موجود فوق‌العاده حساس و حسابگر، که گاهی عاطفی است و گاهی عقلانی روبه‌رو هستیم و به سیاست‌ها و برنامه‌های ما واکنش نشان می‌دهد. حالا ببینید در سال اول هدفمندی دولت تنها توانسته است بین ۲۲ تا ۲۵ تریلیون تومان از حذف یارانه‌های غیرمستقیم، درآمد کسب کند. این در حالی است که قیمت برق به طور متوسط بیش از دو و نیم برابر شد، قیمت بنزین چهار برابر شد، قیمت گاز طبیعی بیش از پنج‌برابر و قیمت گاز مایع ۳۲ برابر شد. زمانی که هدفمندسازی شروع شد و قیمت بنزین چهار برابر شد، قیمت فوب خلیج‌فارس برای هر لیتر بنزین نزدیک به ۶۰۰ تومان بود. یعنی با هدفمندی، قیمت بنزین به ۴۰۰ تومان یعنی به ۶۷‌درصد فوب خلیج‌فارس رسید. بقیه حامل‌های انرژی هم کم و بیش چنین بودند. اگر بنزین را معیار بگیریم، پس با هدفمندسازی، باید ۶۰ تا ۷۰‌درصد پیش‌بینی درآمد کلی دولت از بخش انرژی محقق می‌شد اما بین حدود ۵۰‌درصد آن محقق شده است. دقت کنید این ارقام، برآورد است چون دولت اطلاعات نمی‌دهد و ما مجبوریم از خلال مصاحبه‌های مسوولان و برخی گزارش‌های دولتی اطلاعاتی کسب کنیم و ارقام مورد نیاز خود را برآورد کنیم. بگذارید جور دیگری محاسبه کنیم. با توجه به جمعیتی که یارانه می‌گیرند و مبالغی که برای هر فرد پرداخت شده، در سال اول اجرای هدفمندسازی، تقریبا ۴۱ تریلیون تومان یارانه به خانوارها پرداخت شده است. اگر افزایش قیمت‌ها را در بخش‌های انرژی، بازرگانی و آب و فاضلاب در نظر بگیریم، به این معنی است که جمع درآمد دولت از محل حذف یارانه‌های این بخش‌ها، حدود ۲۲ تا ۲۵ تریلیون تومان بوده، که برای سادگی فرض می‌کنیم ۲۳ تریلیون تومان بوده است. این اختلاف چیست؟ یا دولت از اول اشتباه برآورد کرده که نشان از ناتوانی کارشناسی دولت است یا دولت می‌دانسته که درآمدش از هدفمندی ۴۱ تریلیون نیست ولی عمدا به خانوارها ۴۱ تریلیون یارانه نقدی داده است، این مخالف صریح قانون هدفمندی است و عدول از قانون محسوب می‌شود. یا دولت اول درست برآورد کرده ولی در عمل اقتصاد تغییر رفتار داده است یا دولت نتوانسته اهداف درآمدی‌اش را محقق کند که این نیز نشان از ناتوانی اجرایی دولت است. در هر صورت در فاز اول هدفمندی، شاهد یک اختلاف حدود ۴۴‌درصدی بین درآمد حاصل از هدفمندی و یارانه‌های پرداختی به خانوارها هستیم که نشان از یک خطای بزرگ است. دولت باید طبق قانون نصف این درآمد ۲۳ تریلیون تومانی را بین خانوارهای دهک‌های پایین تقسیم می‌کرد، ۳۰‌درصدش را به بخش تولید می‌داد- که بعدا در قانون بودجه سال ۹۰ سهم تولید به ۲۰‌درصد کاهش یافت – و ۲۰‌درصدش را هم صرف جبران افزایش هزینه‌های دولتی می‌کرد. اما دولت از قانونی که خودش نوشته عدول کرده و همه را به بخش خانوار داده است. البته برای این تغییرات یک جاهایی هم از مجلس اجازه گرفته است. در هر صورت دولت از هدفمندی فقط توجهش به بخش مصرف بوده و بخش تولید را نادیده گرفته است. حالا ببینیم حدود۱۷ تریلیون تومان اضافه پرداختی که به خانوارها داده یعنی فاصله بین ۲۳ تا ۴۱ تریلیون تومان را از کجا تامین کرده است. بخشی از آن را از بودجه دولت تامین کرده، یعنی از بودجه‌هایی که باید صرف سرمایه‌گذاری و اداره امور کشور می‌شد کاسته و به خانوارها داده است. بخشی از آن را از پول نفت تامین کرده، یعنی نفت فروخته است و دلارهایش را به ریال تبدیل کرده و به خانوارها داده است، در حالی که بخش نفت خودش به سرمایه‌گذاری نیاز دارد و ارقام پیش‌بینی شده سرمایه‌گذاری در بخش نفت محقق نشده و این عقب‌ماندگی باعث از دست رفتن فرصت‌های زیادی در میادین نفتی نسبت به رقبایمان شده است. نهایتا هم بخش باقی‌مانده این اضافه پرداختی، یارانه به خانوارها را هم از بانک مرکزی قرض گرفته است یعنی حجم پول را بالا برده است به‌طوری که در ابتدای دولت نهم، حجم نقدینگی در کشور ۷۵ تریلیون تومان بود ولی هم‌اکنون به بیش از ۳۷۰ تریلیون تومان افزایش یافته است و از آنجا که تولید در کشور به تناسب این حجم نقدینگی افزایش نیافته، ظرفیت تورمی بالایی در اقتصاد ایران ذخیره شده است که کم‌کم دارد سر باز می‌کند. یعنی با این رویکرد و با توجه به پرداخت نشدن سهم صنعت از اجرای قانون هدفمندی و رکودی که در بخش‌های مولد کشور ایجاد شده، رکود اقتصادی تعمیق شده و موتور تورم روشن شده است. بعد هم دولت برای جلوگیری از شکل‌گیری یک توفان تورمی، واردات را آزاد بلکه تشویق کرده است و از این طریق، هم به بحران ارز دامن زده و هم تولید داخلی را با فشار واردات، به عقب رانده است. پس تا اینجا از نظر نحوه اجرای طرح، اشکالات کار اینها هستند: نخست اینکه دو بخش تولیدی و دولتی کلا از برنامه هدفمندسازی کنار گذاشته شده‌اند. دوم اینکه قیمت حامل‌های انرژی به جای آنکه تدریجی افزایش یابند، به صورت جهشی افزایش یافتند مثلا در مورد بنزین قیمت فوب هر لیتر بنزین ۶۰۰ تومان بود که با یک جهش ۳۰۰ تومانی در قیمت داخلی بنزین، ۶۰‌درصد فاصله ۵۰۰ تومانی بین قیمت داخلی و خارجی بنزین پر شد. سوم اینکه بین یارانه پرداختی و درآمد حاصل از هدفمندی نزدیک به ۴۰‌درصد اختلاف هست و این اختلاف با کاهش بودجه‌های عمرانی و جاری و انتشار پول و فروش نفت جبران شده است. یعنی قرار بر این بود که منابع مورد نیاز برای اجرای قانون هدفمندی از طریق فروش حامل‌های انرژی تامین شود اما در عمل، ۴۰‌درصد آن از منابع دیگر تامین شد.
با وجود همه این اشکالاتی که در سطح کلان در مورد طرح هدفمندسازی بیان کردید، فکر نمی‌کنید اگر این طرح به بهبود وضعیت فقرا انجامیده باشد، باز قابل دفاع است؟ 
نخست اینکه بهبود وضع فقرا را باید بلندمدت دید، نه کوتاه‌مدت و درمان فقر را ساختاری دید، نه تسکینی و موضعی. فرض کنید شما حاکم مقتدر شهری باشید و می‌خواهید وضع فقرا را بهبود بخشید. شما می‌روید و از کارخانه‌داران شهر به زور پول و موادغذایی می‌گیرید و بعد شروع می‌کنید یک هفته تمام در محله‌های فقیرنشین شهر‌ آش نذری می‌دهید. طبیعی است که در این یک هفته رفاه محله‌های فقیرنشین بالا می‌رود و فقرا دلی از عزا در می‌آورند و دعاگوی شما خواهند بود. اما در بلندمدت چه می‌شود؟ کارخانه‌داران شهر سرمایه‌هایشان را بر‌می‌دارند و از این شهر ناامن می‌گریزند. آنگاه کارگران اخراج و کارخانه‌ها بسته می‌شوند و درآمد مردم شهر کاهش می‌یابد. این بار بر تعداد فقرا افزوده و وضع فقرای قبلی هم بدتر می‌شود. بنابراین فقر را باید به طور ساختاری و با یک سیاست تدریجی بلندمدت کاهش داد. با شوک‌درمانی که نمی‌شود مساله فقر را حل کرد. این یارانه‌های بی‌ضابطه‌ای که دولت دارد از طریق فروش نفت و استقراض از بانک مرکزی و کاهش بودجه‌های عمرانی‌اش می‌دهد در بلندمدت موجب تورمی ‌می‌شود که اول استخوان فقرا را می‌سوزاند. یادمان باشد تورم، نوعی مالیات بر فقراست. در تورم، سرمایه‌های ثروتمندان که معمولا از جنس مستغلات، کارخانه، سهام و غیره است نیز افزایش قیمت پیدا می‌کند، پس ثروتمندان زیان نمی‌کنند. این فقرا هستند که زندگی‌شان متکی به دستمزد است و دستمزدها معمولا به اندازه تورم بالا نمی‌رود. در مورد تغییر رفاه ناشی از هدفمندی یارانه‌ها اتفاقا اخیرا توسط دکتر زنوز و همکاران‌شان مطالعه‌ای برای جامعه مهندسان مشاور ایران انجام شده که نتایج آن بسیار گویاست. این مطالعه که در بهمن ۹۰ منتشر شده، نشان می‌دهد در فاز اول هدفمندی تنها ۳۵‌درصد از جمعیت کشور رفاه‌شان افزایش و ۶۵‌درصد دیگر رفاه‌شان کاهش یافته است. در این مطالعه افزایش هزینه‌ها و درآمدهای خانوارهای شهری و روستایی در دوره پس از هدفمندسازی به دقت و براساس دهک‌های درآمدی محاسبه شده است. این مطالعه می‌گوید در شهرهایی که ۶۹‌درصد جمعیت کشور را در خود جای داده‌اند، فقط دو دهک اول از هدفمندسازی منتفع شده‌اند، یعنی رفاه‌شان بالاتر رفته است و هشت دهک دیگر زیان کرده‌اند ولی در روستاها وضع متفاوت است. در روستاها که حدود ۳۱‌درصد جمعیت کشور را در خود جای داده‌اند، هفت دهک اول منفعت برده و سه دهک آخر زیان کرده‌اند. اما با توجه به اینکه بخش اعظم جمعیت کشور در شهرها هستند، در یک نگاه کلی و یک جا، ۶۵‌درصد جمعیت کشور با هدفمندسازی رفاه‌شان کاهش یافته است. من آمدم و براساس نتایج مطالعه دکتر زنوز، متوسط منفعت و زیان رفاهی ناشی از هدفمندی را هم حساب کردم. نتیجه این شد که اگر میزان زیان رفاهی را که این ۶۵‌درصد جمعیت کشور دیده‌اند با مقدار افزایش رفاهی که آن ۳۵‌درصد برده‌اند، مقایسه کنیم به عدد پنج می‌رسیم. یعنی در کل کشور مجموع زیان رفاهی که ۶۵‌درصد جمعیت کشور دیده‌اند نسبت به مجموع سود رفاهی که آن ۳۵‌درصد برده‌اند، بیش از پنج‌برابر است. در یک کلام، زیان رفاهی فاز اول هدفمندسازی، پنج‌برابر منفعت رفاهی آن بوده است. البته با یک توضیح و آن اینکه فرض کرده‌ام رفاه ناشی از یک تومان یارانه، برای شهری‌ها و روستایی‌ها برابر باشد. ولی احتمال می‌رود روستایی‌ها از هر یک تومان یارانه بیش از شهری‌ها رفاه کسب کنند. اما قطعا پنج‌برابر نیست. اگر فرض کنیم هر روستایی از یک تومان یارانه دو برابر هر شهری رفاه کسب کند، در این صورت به عدد دو‌ونیم می‌رسیم. یعنی زیان رفاهی ناشی از هدفمندی در کل جمعیت کشور، دوونیم برابر منفعت رفاهی آن بوده است. یعنی طرح هدفمندی ۶۵‌درصد جمعیت را فقیرتر کرده تا بتواند وضع ۳۵‌درصد را بهبود بخشد و به ازای یک واحد افزایش رفاه، دو و نیم واحد کاهش رفاه ایجاد کرده است. پس از نظر رفاهی و بهبود فقر هم فاز اول هدفمندی موفقیتی نداشته است. از این گذشته اگر موتور تورم که به تازگی روشن شده است، داغ شود، آن ۳۵‌درصد هم رفاه‌شان کاهش خواهد یافت.


 


امید کوکبی دانشمند جوان کشورمان و دارنده ی مدرک فوق دکترای لیزر ازدانشگاه تگزاس آمریکا، سرانجام پس از ١۵ماه بازداشت موقت، در دادگاه نمایشی که تحت عنوان “دادگاه متهمان به همکاری با موساد در اسراییل” تشکیل شده بود از سوی قاضی صلواتی به تحمل ١٠ سال حبس به جرم ارتباط با کشور متخاصم امریکا، کشوری که امید کوکبی در آن مشغول به تحصیل بوده است، محکوم شد.

به گزارش خبرنگار کلمه، روز یکشنبه دادگاهی نمایشی به ریاست قاضی صلواتی با حضور ١۵ متهم به جاسوسی برگزار شد که توسط رسانه های حکومتی از جمله صداوسیما تحت عنوان دادگاه جاسوسان اسراییل تحت پوشش رسانه ای قرار گرفت.

این درحالی است که حداقل ٨ تن از این متهمان مدت هاست در زندان به سر می برند. در این دادگاه چند تن از متهمان ضمن قبول اتهامات خود از وزارت اطلاعات به دلیل دستگیری آنها تشکر کردند!

اما امید کوکبی از هرگونه اظهار نظر در جلسه دادگاه خودداری کرد و متعاقب آن به ١٠سال حبس محکوم شد.

امیدکوکبی به دنبال پایان تحصیلات در دانشگاه صنعتی شریف برای ادامه تحصیل راهی اروپا و امریکا شد و موفق به اخذ مدرک فوق دکترا ی لیزر از دانشگاه تگزاس آمریکا گردید، در سال های اخیر مقامات سازمان انرژی اتمی و همچنین برخی دانشگاه های وابسته به سپاه پاسداران بارها به وی پیشنهاد همکاری و فعالیت در پروژه های لیزری و مخابراتی داده بودند که کوکبی این پیشنهادات را ردکرده بود.

در دوران بازداشت نیز بازجویان از طریق فشار بر امید کوکبی و خانواده اش تلاش داشتند او را به همکاری در پروژه های جمهوری اسلامی مجاب کنند اما کوکبی گفته بود همواره آماده افتخارآفرینی برای کشورش از طریق فعالیت های دانشگاهی است اما هیچ علاقه ای به همکاری در پروژه های نظامی ندارد.

در مدت ١۵ماه بازداشت امید کوکبی، دانشمند ٣٠ ساله کشورمان، بسیاری ازنهادها و شخصیت های علمی داخلی و خارجی خواهان آزادی وی شده بودند که از جمله می توان به نامه جمعی از برندگان جایزه نوبل فیزیک به آیت الله خامنه ای و نامه ده ها تن از برندگان المپیادهای علمی جهانی و نامه انجمن های معتبر علمی از جمله انجمن IEEE اشاره کرد.

احمد شهید گزارشگر ویژه سازمان ملل در مورد وضعیت حقوق بشر ایران نیز در گزارش خود نسبت به وضعیت امید کوکبی ابراز نگرانی کرده بود.


 


سیمین دانشور پیش از درگذشتش، وصیت‌نامه‌ای را تنظیم کرده است.

وصیت‌نامه‌ی بانوی فقید ادبیات داستانی ایران از سوی خانواده‌اش در اختیار ایسنا قرار گرفته است که متن آن در ادامه می‌آید:

«به‌نام خدا

۷ مرداد ۱۳۸۵

وصیت‌نامه سیمین دانشور با وصایت خانم لیلی ریاحی

اینجانب سیمین دانشور فرزند دکتر محمدعلی ـ شماره شناسنامه ۴۶۶۲۵ ـ صادره از شیراز متولد ۱۳۰۰ در شیراز ـ فرزندخوانده و خواهرزاده‌ام، خانم لیلی ریاحی فرزند احمد ـ دارای شناسنامه شماره ۷۶۸ صادره از اصفهان حوزه یک متولد سال ۱۳۲۷ را وصی خود قرار می‌دهم که پس از مرگم ترتیب قرارداد کتاب‌ها و ترجمه‌هایم و ترجمه‌های خارج از کشورم را به عهده بگیرد، و در عوض ثلث از کل اموالم را دریافت دارد.

الف – کتاب‌ها و یا ترجمه‌هایی که کرده‌ام و ناشرانم به قرار زیر است:

خانم ریاحی می‌تواند به اتکای این وصیت‌نامه قرارداد با ناشرانم را لغو یا تمدید نماید و وجوه حاصله از فروش کتاب‌ها را دریافت دارد.

۱- نوشته‌ها یا تألیفات: شهری چون بهشت ـ سووشون ـ به کی سلام کنم؟ ـ جزیره سرگردانی ـ ساربان سرگردان (جلد دوم جزیره سرگردانی)

۲-ترجمه: کمدی انسانی ـ داغ ننگ ـ بنال وطن

۳-تالیف: شناخت و تحسین هنر

نه کتاب فوق از انتشارات خوارزمی (مدیر عامل علیرضا حیدری) می‌باشد.

۴-دشمنان ترجمه از چخوف نشر نگاه (مدیرعامل رئیس‌دانا)

۵-از پرنده‌های مهاجر بپرس (نشر قطره، مدیرعامل فیاضی)، باغ آلبالو (ترجمه از چخوف) ایضا نشر قطره

۶-همراه آفتاب (نشر امیرکبیر که اینک در اختیار انتشارات دولتی است)

۷-آتش خاموش ـ راز موفق زیستن ـ بئاتریس ـ ماه عسل آفتابی

کتاب‌های فوق قرارداد تازه‌ای پس از چاپ اول بسته نشده است.

ب- ۱- پول نقد در بانک صادرات ایران ـ تجریش

۲- دو میلیون تومان سپرده ثابت در بانک ملی ایران شعبه تجریش توأم با دفترچه ثبت حاصل از سپرده (مدارک در فایل خاکستری در کتابخانه موجود است)

وصیت‌نامه‌ی سیمین دانشور

لیلی خانم وصی من طبق این وصیت‌نامه و اختیاردار چاپ آثارم می‌تواند با وراث دیگر ثلث اثاث خانه و لباس‌هایم را مالک شود.

سیمین دانشور»

سیمین دانشور – داستان‌نویس و مترجم – متولد هشتم اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۰۰ در شیراز بود. در سال ۱۳۲۸، دکتری خود را در رشته‌ی ادبیات فارسی از دانشگاه تهران گرفت. یک سال بعد با جلال آل ‌احمد ازدواج کرد و در سال ۱۳۳۱ برای مطالعه در رشته‌ی «زیبایی‌شناسی» در دانشگاه استنفورد، به آمریکا سفر کرد و دو سال بعد به ایران بازگشت. از جمله تألیف‌ها و ترجمه‌های دانشور عبارت‌اند از: «آتش خاموش» (‌۱۳۲۷)، «سرباز شکلاتی» برنارد شاو (۱۳۲۸)، «باغ آلبالو» و «دشمنان» از آنتوان چخوف (۱۳۳۱)،‌ «بئاتریس» از شنیتسلر و «رمز موفق زیستن» از دیل کارنگی (۱۳۳۲)، «کمدی انسانی» ویلیام سارویان و «داغ ننگ» از ناتانیل هارتون (۱۳۳۴)، «شهری چون بهشت» (۱۳۴۰)، «سووشون» (۱۳۴۸)، «بنال وطن» از آلن پیتون (۱۳۵۱)، «به کی سلام کنم؟» (۱۳۵۹)، «غروب جلال» (۱۳۶۰)، «ماه عسل آفتابی» (داستان‌های ملل مختلف) (۱۳۶۲)، «جزیره‌ی سرگردانی» (۱۳۷۲)، «شناخت و تحسین هنر» (مجموعه‌ی مقالات) (۱۳۷۵)، «از پرنده‌های مهاجر بپرس» (۱۳۷۶) و «ساربان سرگردان» (۱۳۸۰).

او نخستین زن ایرانی است که به شکل حرفه‌‌یی در زبان فارسی داستان نوشت. مهم‌ترین اثر او، رمان «سووشون» است که نثری ساده دارد و به زبان‌های متعددی ترجمه شده است. این کتاب از جمله پرفروش‌ترین آثار ادبیات داستانی در ایران محسوب می‌شود.

سیمین دانشور ۱۸ اسفندماه سال گذشته در سن نودسالگی درگذشت.


 


در حالی که در هر نیم ساعت یک ایرانی در تصادف جاده ای جان می دهد، در سانحه‌ رانندگی مدیر مسئول و سردبیر هفته‌نامه بهار سبز در سانحه رانندگی جان دادند.

حسین ‌زراعتکار سردبیر و زهره افتخاری مدیر مسئول هفته‌نامه بهارسبز بامداد امروز در سانحه رانندگی در کیلومتر ۵ جاده شوشتر اهواز بر اثر برخورد به تیر برق جان دادند.

فارس نوشت: این زوج رسانه‌ای اهل خوزستان بک فرزند دخترشان نیز در شرایط کنونی در یکی از بیمارستان‌های اهواز به دلیل شدت جراحات در حال معالجه است.

این هفته‌نامه اجتماعی، سیاسی، فرهنگی از ۲۲ شهریور ماه سال ۱۳۸۳ در شهرستان شوشتر به مدیر مسئولی و صاحب‌امتیازی زهره افتخاری و دبیری تحریریه حسین زراعتکار به چاپ رسیده است و آخرین نسخه آن نیز هفته گذشته به چاپ رسیده بود.


 


در حالی که سه سال از عقد قرارداد توسعه فاز ۱۱ پارس جنوبی توسط شرکت سی ان پی سی چین با ایران می‌گذرد، این شرکت تاکنون اقدام به توسعه فاز ۱۱ پارس جنوبی نکرده است.

به گزارش پایگاه اینترنتی ترند نیوز، موافقتنامه توسعه میدان گازی پارس شمالی هم در بخش بالادستی و هم پایین دستی با هزینه ۱۵ تا ۱۶ میلیارد دلار بین شرکت ملی نفت ایران و شرکت ملی نفت چین موسوم به سینوک در مهرماه سال ۱۳۸۶ به امضا رسیده است.

این در حالی است که وزیر نفت ایران در مهرماه سال گذشته، قرارداد شرکت چینی برای توسعه پارس شمالی را بخاطر اینکه بعد از پنج سال هنوز عملیات توسعه این میدان گازی را شروع نکرده بود و همچنین بخاطر تعلل چینی‌ها در توسعه فاز ۱۱ پارس جنوبی تعلیق کرد.

بر اساس این گزارش هم اکنون سه سال از عقد قرارد داد توسعه فاز ۱۱ پارس جنوبی توسط شرکت سی ان پی سی چین با ایران نیز می‌گذرد اما این شرکت تاکنون اقدام به توسعه فاز ۱۱ پارس جنوبی نکرده است. پیمانکاران ایرانی هفته گذشته خواستار مشارکت در این پروژه مشترک گازی شده و تاکید کرده‌اند با خروج چین امکان اجرای این قرارداد ۵ میلیارد دلاری وجود دارد. شرکت سی ان پی سی چین تنها شرکتی است که در فهرست پیمانکاران خارجی پارس جنوبی قرار دارد.

ایران بعد از روسیه دومین دارنده بزرگ ذخایر گازی دنیاست و بالغ بر ۳۳ تریلیون متر مکعب ذخایر گازی دارد، اما طی سال گذشته حدودا ۱۱٫۸ میلیارد متر مکعب گاز از ترکمنستان وارد و ۹٫۵ میلیارد متر مکعب گاز نیز به ترکیه صادر کرده است. به عبارتی ایران هنوز وارد‌کننده گاز است.


 


مردم هفت روستای دهستان خارتوران شاهرود با بیش از دو هزار و ۵۰۰ نفر جمعیت بیش از سه روز است که آب آشامیدنی ندارند

به گزارش شبکه خبری آتی نیوز، مردم هفت روستای دهستان خارتوران شاهرود با بیش از دو هزار و ۵۰۰ نفر جمعیت بیش از سه روز است که آب آشامیدنی ندارند.

برخی از اهالی این روستاها گفتند: از ساعت ۱۰ صبح روز چهارشنبه ۲۰ اردیبهشت ماه به دلیل سوختن پمپ چاه آب آشامیدنی روستای زمان آباد مرکز دهستان خارتوران، این روستا و شش روستای همجوار آن به نامهای کاریز، صالح آباد، باغستان، برم، فریدر و نوبه آب آشامیدنی ندارند.

هم اکنون اهالی این روستاها برای مصرف آب شرب خود از چشمه روستای زمان آباد که محل استفاده دامها و حیوانات نیز هست آب تهیه می‌کنند.

مسئولان آب و فاضلاب روستایی شاهرود به در پاسخ به درخواست مردم برای رفع این مشکل گفته‌اند تا چند روز دیگر پمپ جدید نصب خواهد شد.

دهستان خاتوران در ۲۲۵ کیلومتری جنوب شرقی شاهرود واقع شده است.


 


در پی انتقادات گسترده از صدور حکم شلاق برای یک کاریکاتوریست اراکی، نماینده اراک در مجلس هشتم شکایتش را که منجر به صدور حکم برای این کاریکاتوریست شده بود پس گرفت.

محمود شکرایه، کاریکاتوریست نشریه «نامه امیر» که پرتیراژترین نشریه استان مرکزی است، به خاطر ترسیم کایکاتور احمد لطفی آشتیانی، نماینده اصولگرای مجلس هشتم از اراک، کمیجان و خنداب، به تحمل ۲۵ ضربه شلاق محکوم شده بود.

بر اساس گزارش خبرگزاری ها، احمد لطفی نماینده اراک اعلام کرد: “پیرو شکایت اینجانب از هفته‌نامه امیر به دلیل امور ناروایی که در این نشریه به بنده نسبت داده شده بود، دادگاه کاریکاتوریست این هفته‌نامه را به تحمل ۲۵ ضربه شلاق محکوم کرده است، چون هدف بنده نفی روش‌های غیراخلاقی در نسبت دادن امور ناروا بوده است، نه انتشار کاریکاتور بدین وسیله شکایت خود را نسبت به این هنرمند پس می‌گیرم.”

این اقدام قابل تقدیر نماینده اراک به دنبال اوج گیری اعتراض ها نسبت به صدور حکم شلاق برای یک کاریکاتوریست منتقد صورت می گیرد. این کاریکاتوریست چهره نماینده اراک را با لباس ورزشی به تصویر کشیده بود.

این حکم، اعتراض گسترده رسانه ها را به دنبال داشت؛ از جمله ۱۲۱ روزنامه نگار که در نامه ای به برادران لاریجانی رؤسای قوای مقننه و قضاییه از این حکم انتقاد کردند و نیز چندین سایت خبری که با صدور بیانیه ای به این حکم اعتراض کردند.

روزنامه نگاران در نامه خود خواستار «توقف حرکت شلاق» شده و آورده بودند: اگر متهم اول پرونده کهریزک که به گفته بالاترین مقام جمهوری اسلامی، آبروی نظام را در خطر قرار داده، مستحق ارتقا مقام [بخوانیم دهن کجی به قوای مقننه و قضاییه کشور] است، با کدام استدلال کاریکاتوریستی تنها به جرم کشیدن چند خط بر روی کاغذ، باید محکوم به تحمل ۲۵ ضربه شلاق شود؟

در نامه سایت های خبری نیز آمده بود: اگر قرار بود که کشیدن کاریکاتور چهره های سیاسی ، ورزشی ،هنری و … مستوجب شلاق و تعزیر باشد ، می بایست در هر شهری ، شعب متعددی از محاکم به بررسی کاریکاتورها و صدور احکام شلاق برای کاریکاتوریست ها اختصاص می یافت و افرادی مانند مرحوم صابری فومنی و همکارانش در "گل آقا" بارها و بارها به شلاق و حبس و اعدام محکوم می شدند!

رئیس خانه کاریکاتور ایران نیز از جمله دیروز از این حکم انتقاد کرده و گفته بود: بعد از آن که از این خبر مطلع شدیم، با این هنرمند اراکی «محمود شکرایی» تماس گرفتیم و صحت خبر محکومیت او را به ۲۵ ضربه شلاق جویا شدیم، جالب بود که خود او از این حکم بی‌خبر بود،‌ از او خواستیم این طرح را که منجر به این جنجال شده است برای ما ارسال کند ولی وقتی طرح را دیدیم هیچ گونه تفسیر توهین‌آمیزی را در آن نیافتیم.


 


بیست از دویست نفر از اعضای تعاونی مسکن وزارت نیرو در تجمعی مقابل مجلس، به تصرف زمین های خود در شهر هشتگرد و ساخت مسکن مهر! در آنها اعتراض کردند.

این افراد که به نمایندگی بیست و چهار هزار و هشتصد نفر عضو تعاونی مذکور به مقابل مجلس آمده بودند، به واگذاری غیر قانونی زمین هایشان به پروژه مسکن مهر معترض اند.

بر اساس گزارش عصر ایران، این افراد مدعی اند زمین های واقع در فاز پنج شهر هشتگرد که در طول بیست سال گذشته از طریق تعاونی مسکن وزارت نیرو به این افراد واگذار شده بود، در پروژه مسکن مهر به افراد دیگر واگذار شده است.

تجمع کنندگان مقابل مجلس می گویند که سند این زمین ها را در اختیار دارند و دولت با تصرف زمین آن ها اقدام به ساخت مسکن مهر و واگذاری آن به دیگران نموده است.


 


مدیرعامل اتحادیه سراسری دامداران کشور، اران شدن شیر و گوشت را تکذیب کرد و با انتقاد از عملکرد شرکت پشتیبانی امور دام، گفت: هنوز این شرکت نهاده ارزان قیمت در اختیار دامداران نگذاشته است که قیمت گوشت و شیر کاهش یابد.

سعید سلطانی سروستانی در گفت و گو با مهر درخصوص وعده شرکت پشتیبانی امور دام مبنی بر واگذاری نهاده های ارزان قیمت به دامداران اظهار داشت: متاسفانه علی رغم وعده های شرکت پشتیبانی امور دام، تاکنون این شرکت هیچ نهاده ای را در اختیار دامداران نگذاشته است.

وی تصریح کرد: تا زمانی که نهاده های ارزان قیمت در اختیار دامداران قرار نگیرد، قیمت گوشت و شیر در بازار کاهش نخواهد یافت.

مدیرعامل اتحادیه سراسری دامداران کشوراضافه کرد: چطور دامداری که هنوزکنجاله سویا را کیلویی ۱۶۰۰ تومان خریداری می کند، شیر خام را به قیمت ۶۳۰ تومان در اختیار شرکتهای فرآورده لبنی بگذارد؟

وی با انتقاد از عملکر شرکت پشتیبانی امور دام، گفت: اگر این شرکت تعطیل شود نفعش برای دامداران و مرغداران بیشتر خواهد بود، چون عملا با توجه به هزینه سرباری که این شرکت دارد، حداقل ۲۰ درصد نهاده هایی که عرضه می کند، بالاتر از قیمت بازار است.

سلطانی اضافه کرد: وقتی برخلاف قانون افزایش بهره وری و اصل ۴۴ ، اختیاراتی را به شرکتی که درحال واگذاری است و بیش از هزار میلیارد تومان بدهکاری دارد، می گذارند، نتیجه بهتر از این نمی شود.

وی ادامه داد: اگر ابزار کاهش قیمت یا همان یارانه ها را در اختیار اتحادیه ها بگذارند، قیمت گوشت و شیر را در بازار کاهش خواهیم داد.

پیش از این مدیرعامل مرکز پشتیبانی امور دام از توزیع علوفه ارزان به صورت نامحدود بین دامداران خبر داده و گفته بود که قیمت نهاده‌های توزیعی ۵۰ درصد نسبت به بازار ارزانتر است.


 


آمار واردات کشور در سال ۹۰ نشان از ورود ۱۸ میلیون دلار انواع کالا از یونان دارد. در این میان بالاترین ارزش کالاهای وارد شده از یونان مربوط به زیتون است.

به نوشته خبرآنلاین، ارزش واردات زیتون در دو ردیف مختلف در مجموع بیش از ۳٫۸ میلیون دلار بوده است.

همچنین در سال گذشته ایران ۲٫۵ میلیون دلار مربا، ژله و مارمالاد از یونان وارد کرده است. ارزش واردات هلو و شلیل هم به حدود ۱٫۶ میلیون دلار رسیده است.

سال گذشته ۲۸۸ هزاردلار هم مرکبات از یونان وارد ایران شده است. در سال ۹۰ بیش از ۷۰ هزاردلار هم آب پرتقال از این کشور وارد ایران شده است.

در سال ۹۰ مجموع صادرات غیرنفتی ایران به یونان ۱۲٫۸ میلیون دلار بوده است که نشان از کسری تجاری ایران-یونان دارد.


 


رییس شورای سیاستگذاری وزارت بهداشت از وجود گزارش هایی درباره رواج مصرف الکل در مناطق جنوب تهران ابراز نگرانی کرد. باقر لاریجانی خاطرنشان کرد که این گزارش ها از بیمارستان ها و پزشکانی که تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران هستند، دریافت شده است.

وی با اشاره به برنامه شورای سیاستگذاری وزارت بهداشت برای مبارزه با اعتیاد به الکل، گفت: باید به صورت جدی وارد این عرصه شویم زیرا نمی توان در خصوص فروش این گونه مواد که در حال حاضر در برخی از فروشگاه ها هم انجام می شود بی تفاوت بود. باید نسبت به این قضیه حساس باشیم و حتی بیشتر از امراضی مثل دیابت و بیماری های قلبی و عروقی به آن توجه کنیم.

بر اساس گزارش خبرگزاری مهر، عباسعلی ناصحی، مدیر کل سلامت روان وزارت بهداشت، نیز با بیان اینکه آمار سوء مصرف الکل در برخی مناطق کشور بالاست و به این مساله کمتر توجه شده است، افزود: اطلاعات ما راجع به اعتیاد به الکل در کشور کم است و باید تولیت خود در حوزه پیشگیری و درمان این معتادان را بیشتر کنیم.

این مقام دولتی، آمار معتادان کشور را در کل دو میلیون اعلام کرد که به گفته وی، بخشی از آن ها به مصرف الکل معتاد هستند. وی به افزایش شیوع مصرف مواد محرک نسبت به مصرف مواد مخدر نیز اشاره کرد و درمان آن را از برنامه های اداره کل سلامت روان معاونت بهداشت دانست.


 


مسعود پدرام فعال ملی _مذهبی روز گذشته از بند ٣۵٠ به بازداشتگاه دوالف سپاه منتقل شد. او هنگام به هم بندیانش گفته است که درصورت اجبار به استفاده از چشم بند و نگهداری در زندان انفرادی دست به اعتصاب غذا خواهد زد.

به گزارش خبرنگار کلمه، صبح یکشنبه ٩١/٢/٢۴ ماموران بازداشتگاه امنیتی سپاه ، مسعود پدرام فعال ملی مذهبی را به شیوه ای توهین آمیز از بند عمومی به زندان ٢الف بردند. انتقال پدرام در شرایطی انجام گرفت که ماموران بند ٢الف برای چشم بندزدن به مسعود پدرام از زور استفاده کردند.

مسعود پدرام هنگام خروج ازبند ٣۵٠ به هم بندیانش گفته است که درصورت اجبار به استفاده از چشم بند و نگهداری در زندان انفرادی دست به اعتصاب غذا خواهد زد.

مسعود پدرام یکی از فعالان عرصه روشنفکری و سیاسی است که علی رغم اعتقاد به مسالمت آمیز ترین روش های سیاسی برای گذار به دموکراسی، هدف عقده گشایی سپاه پاسداران قرار گرفته است.

بازجوی سپاه برای نیروهای ملی _ مذهبی پیش از این از مسعود پدرام خواسته بود که در نوشته ای اعلام کند دست به هیچگونه فعالیت سیاسی نخواهد زد که به دلیل امتناع پدرام، حکم ٣سال زندان وی در آبانماه سال ٩٠ اجرا گذاشته شد.

مزاحمت و برخورد های امنیتی بازجوی سپاه، دامن خانواده پدرام را نیز گرفته و در ماه های اخیر این فرد بارها برای خانواده پدرام ایجاد مزاحمت کرده است.

برخوردهای مشابهی توسط این فرد با علیرضا رجایی دیگر زندان سیاسی جریان ملی_مذهبی و خانواده وی انجام شده که همگی نشان از کینه این نهاد امنیتی نسبت به جریان ملی_ مذهبی دارد.

در راستای این فشارها و تهدیدات مسعود پدرام به تشکیل پرونده جدیدی تهدید شده است و علیرضا رجایی پرونده مفتوحی در دادسرا دارد.


 


متوسط قیمت سکه بهار آزادی در ۲۴ روزی که از اردیبهشت گذشته معادل ۶۶۱ هزار تومان شده و این در حالی است که متوسط قیمت هر سکه بهار آزادی در فروردین ماه معادل ۷۳۲ هزار تومان بوده ، مقایسه این دو عدد گویای کاهش ۱۱ درصدی قیمت سکه در یک ماه گذشته است.

اما عامل این کاهش قیمت چه بوده؟، در پاسخ به این پرسش از سوی کارشناسان بانکی بارها این پاسخ را شنیده اید که کاهش را ناشی از قیمت جهانی طلا دانسته اند.

اما اگر نگاهی به روند تغییر قیمت طلا در بازار جهانی طی دو ماه گذشته داشته باشید می بینید که این قیمت ها تغییر چندانی نداشته است، متوسط قیمت هر اونس طلا در بازار جهانی طی فروردین ماه امسال معادل ۱۶۴۷ دلار بوده و در ۲۴ روز نخست اردیبهشت ماه می بینیم که قیمت هر اونس طلا به حدود ۱۶۴۳ دلار رسیده یعنی کاهشی معادل ۰٫۸ درصد که اصلا با کاهش ۱۱ درصدی قیمت سکه بهار آزادی قابل قیاس نیست، آنهم با در نظر گرفتن این واقعیت که قیمت طلا در بازار ایران به صورت روزانه تحت تاثیر بازار جهانی تغییر می کند.

یک مقایسه ساده

بنابراین می توان گفت بر خلاف دیدگاه مطرح شده آنچه قیمت سکه را در بازار ایران کاهش داده است به بازار ایران باز می گردد، نگاهی به روند نزولی قیمت دلار در همین دوره نشان می دهد که متوسط قیمت از ۱۸۶۲ تومان در فروردین با ۹٫۴ درصد کاهش به ۱۷۰۳ تومان رسیده است، کاهشی بسیار نزدیک به روند نزولی قیمت سکه و مقایسه شاخص قیمت این دو نیز نشان از همپوشانی بسیار زیاد قیمت سکه و دلار در بازار تهران دارد.

قیمت دلار در اردیبهشت ماه به شدت کاهش پیدا کرده است، بخشی از این کاهش ناشی از فضای روانی داخلی و بخشی نیز ناشی از نتایج مذاکرات سیاسی استانبول بوده و در نهایت نیز این کاهش قیمت سکه را در بازار کاهش داده و این کاهش نیز به دنبال خود رفع حباب بازار سکه را به دنبال داشته و در نهایت فروکش تب طلا ناشی از توالی این اتفاقات است.

اما نکته قابل تامل دیگر این است که بانک مرکزی در دو فاز توانسته است تب دلار و سکه را با پیش فروش سکه تسکین دهد، استفاده از عبارت تسکین بی هدف نیست؛ بانک مرکزی در یک فاز با پیش فروش سکه ۵۴۶ هزار تومانی و وعده عرضه این سکه ها پس از ۴ ماه در زمانی که قیمت سکه در حال نزدیک شدن به ۹۰۰ هزار تومان بود نقدینگی را از بازار ارز و دلار خارج کرد.

امروز هم با گذشت نزدیک به یک ماه از فرارسیدن موعد تحویل سکه های پیش فروش شده توانسته است بخش عمده ای از تقاضای تحویل سکه را راضی به تحویل گواهی سپرده کند و به آنها سکه ای تحویل ندهد، البته تاثیر افت قیمت سکه در بازار در این تمایل پیش خریداران قابل انکار نیست.

تاخیر در مدار بسته بحران

بر اساس آمارهای اعلامی بانک مرکزی در ۲۵ روز گذشته موعد تحویل ۱٫۸ میلیون سکه از ۸٫۵ میلیون سکه پیش فروش شده فرا رسیده است و از این تعداد تنها ۳۲۷ هزار قطعه سکه به پیش خریداران تحول شده است یعنی تنها ۴ درصد از کل پیش فروش شده ها، و برای خریداران معادل ۹۸۱ هزار قطعه سکه نیز گواهی سپرده صادر شده است. یعنی بانک مرکزی بدون هزینه کردن ذخایر طلای خود توانسته است نقدینگی را همچنان نزد سیستم بانکی نگهدارد.

ارزش گواهی سپرده های صادر شده معادل ۵۱۱ میلیارد تومان است و با احتساب سود ۲۴ درصد پیش بینی شده برای گواهی سپرده های صادر شده بانک ملی باید در اردیبهشت سال آتی معادل ۱۲۲ میلیارد تومان به این گواهی سپرده ها سود پرداخت کند.

واقعیت این است که همزمانی دقیق موعد عرضه سکه ها با کاهش قیمت دلار و تمایل مردم با توجه به قیمت نزولی سکه به سمت گواهی سپرده بانکی برای بانک مرکزی بسیار مفیده بوده است ، شاید بتوان این همزمانی را به خوش شانسی رئیس کل نسبت داده شود!

همانطور که اشاره شد صدور گواهی سپرده ها در واقع فاز دوم به تاخیر انداختن بازگشت نقدینگی به بازار ارز وطلا است، اما سئوال اینجاست که این اقدام چه هزینه ای به دنبال دارد؟ آیا در میان مدت قابل ادامه هست؟

ارزش ۸٫۵ میلیون قطعه سکه پیش فروش شده بالغ بر ۴٫۵ هزار میلیارد تومان است و اگر بنابر آنچه تمایل بانک مرکزی است یعنی تمامی پیش خریداران به جای تقاضای دریافت سکه متقاضی ابزارهای جایگزین مانند اوراق گواهی سپرده باشند، با توجه به نرخ ۲۴ درصدی سود این اوراق تاخیر مجدد عدم بازگشت این ۴٫۵ هزار میلیارد تومان نقدینگی به بازار ارز و سکه معادل ۱٫۱ هزار میلیارد تومان خواهد بود که این فرایند به سیستم بانکی تحمیل شده است.

درواقع بانک مرکزی با تحمیل ۱٫۱ هزار میلیارد تومان هزینه به سیستم بانکی توانسته است طی دو ماهه اخیر قیمت سکه و ارز را پایین نگهدارد، ادامه این روند با هزینه سنگینی که بر آن مترتب است برای بانک مرکزی در میان مدت نیز ممکن نیست و در صورتی که نتواند نقدینگی جذب شده را در سیستم بانکی نگهدارد بازار باز هم آشفته خواهد شدف مگر آنکه بانک مرکزی بتواند برای گردش بعدی نقدینگی جذب شده راهی تازه پیدا کند، البته در سال حمایت از تولید ملی به طور حتم نباید این راه به واردات انبوه ختم شود، تامین هزینه سیستم بانکی از طریق ارایه تسهیلات گران و کوتاه مدت به بخش واردات به طور حتم برای بخش های مولد اقتصاد ملی خطرناک خواهد بود.

منبع: خبرآنلاین


 


در این شماره می خوانید:

تاکید خانواده موسوی و کروبی: مصرانه خواستار پایان اعتصاب غذای معتمدنیا هستیم

همسر نسرین ستوده: ۲۱ ماه دوری از فرزندان غیرقابل تحمل است

اعلام نگرانی از افزایش نرخ مسکن در خرداد و تیر

نامه انتقادی ۱۲۶ روزنامه نگار به روسای قوای مقننه و قضاییه

همراه با پاسخ به این سوال که ” آیا حکومت فعلی کشور اسلامی است؟”

دیگران را هم از روزنامه کلمه باخبر کنید

 

صفحه فیس بوک روزنامه کلمه

 

روزنامه کلمه - بیست و پنجم اردیبهشت ماه - نسخه پی دی اف - PDF

دریافت نسخه PDF – پی دی اف

دریافت نسخه JPEG – عکس

چنانچه در دریافت فایل مشکل دارید ابتدا بر روی لینک دانلود کلیک راست نمایید و از منوی باز شده گزینه "Save Link as" در مرورگر های فایرفاکس و کروم و "Save as target" در اینترنت اکسپلورر را انتخاب کنید.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به kaleme-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به kaleme@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته