-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۵, دوشنبه

Latest News from Kaleme for 05/14/2012

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



رسانه های دولتی به نقل از یک مقام محلی نیروی انتظامی، از بازداشت یک وبلاگ نویس در رشت خبر دادند که اتهام او نگارش مطلب علیه مسئولان محلی ذکر شده است.

این خبر را می توان در ادامه خبرپراکنی های اخیر یکی از مجموعه های زیر نظر ناجا دانست که به نظر می رسد هدفی جز ارعاب فعالان فضای مجازی و محدود کردن بیش از پیش آزادی بیان در محیط اینترنت ندارد.

به گزارش کلمه، پیش از این هم اخباری همچون بازداشت یک دانشجو به اتهام توهین مجازی به رئیس جمهور!، بازداشت یک جوان به اتهام تشویش اذهان عمومی در یک صفحه خصوصی فیس بوک، دستگیری اعضای گروههای تبادل نظر و اطلاعات در شبکه های مجازی، بازداشت مدیران یک سایت به اتهام فتنه مذهبی و … منتشر شده بود که منشأ همه آنها به شاخه از نیروی انتظامی به نام پلیس فتا (پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات) می رسید.

این بار هم رئیس پلیس فتای استان گیلان از شناسایی و دستگیری یک وبلاگ نویس در رشت خبر داده و او را به نوشتن مطلب علیه مسئولان، نشر اکاذیب و قصد تشویش اذهان عمومی متهم ساخته است.

توجه به لحن این مقام انتظامی به خوبی نشان می دهد که چه نگاه و برداشتی از فضای مجازی به این برخورد منتهی شده. او گفته است: با شناسایی این وبلاگ، تلاش برای احراز هویت واقعی عامل اصلی این اقدام به صورت ویژه در دستور کار کارشناسان این پلیس قرار گرفت. با بررسی‌های فنی و پلیسی انجام شده، عامل اصلی و مدیر متخلف وبلاگ اینترنتی در رشت شناسایی و با هماهنگی مقام قضایی متهم دستگیر شده و برای تحقیقات بیشتر به مقر انتظامی منتقل شد. متهم ابتدا منکر تمام اتهامات وارده شد اما در بازجویی‌های فنی و در برابر شواهد ارائه شده به ناچار لب به سخن گشود و به بزه انتسابی خود اعتراف کرد.

به نظر می رسد فعال کردن نیروی انتظامی در محدود کردن بیش از پیش فضای اینترنت، تا جایی که حتی صراحتا «نوشتن علیه مسئولان» در کلام مسئول محلی پلیس، جرم محسوب می شود، تاکتیکی برای سرکوب هرچه بیشتر آزادی بیان در اینترنت و فضای مجازی است که فعلا تنها مجال باقی مانده برای طرح نسبتا آزادانه انتقادهاست؛ اما اکنون دستگاههای امنیتی دیگر، که از برخوردهای سال ۸۸ و پس از آن طرفی نبسته اند، نیروی انتظامی را جلو انداخته اند تا با اینگونه برخوردها و انتشار پرهیاهوی خبر آنها، فضای مجازی را نیز برای منتقدان ناامن جلوه دهد و آخرین تیرهای در ترکش خود را به سمت معدود امکان های باقی مانده برای آزادی بیان و نقد، روانه کند.


 


عبدالناصر مهیمنی، رییس خانه مطبوعات استان گلستان با نوشتن نامه ای به پوریانی، دادستان شهرستان گرگان نسبت به آزار و اذیت هایی که ماموران و نهادهای امنیتی به خانواده وی داشته اند اعتراض کرده و از وی خواستار رسیدگی سریع شده است.

به گزارش کلمه، طی روزهای گذشته ماموران و نهادهای امنیتی با هویتی ناشناس اقدام به ایجاد مزاحمت های مکرر برای خانواده برخی از فعالان سیاسی-مدنی گرگان کرده اند و با برقراری تماس تلفنی به ارعاب و تهدید آنها پرداخته اند.

در همین رابطه عبدالناصر مهیمنی رییس خانه مطبوعات استان گلستان و عضو علی البدل نخستین دوره شورای شهر در گرگان با نگارش نامه ای از دادستان شهرستان گرگان خواسته تا بنا بر وظیفه قانونی خود نسبت به برخورد با مزاحمینی که فرزند وی را تهدید کرده اند اقدام کند.

عبدالناصر مهیمنی، با سابقه بیش از ۲۰ سال تدریس و همچنین روزنامه نگاری آزاد، اواخر سال ۸۹ بازداشت شد. وی به نقد و انتشار نامه ها و بیانیه هایی انتقادی نسبت به برخوردهای سیاسی و سرکوب ها پس از انتخابات پرداخته بود و همچنین بنا بر رویه ی گذشته ی خود در روزنامه نگاری نسبت به سیاست ها و عملکرد دولت احمدی نژاد موضع انتقادی داشت.

وی در آذر ۸۹ توسط اداره اطلاعات گرگان جهت پرسش و پاسخی کوتاه احضار شد، اما توسط این نهاد به مدت ۸ روز در زندان گرگان نگه داشته شد. مهیمنی، بلافاصله پس از آزادی با انتشار سرگشاده ی نامه ای ۵۰ صفحه ای نسبت به برخوردهای و روند های غیرقانونی در مراحل بازداشت و بازجویی اعتراض کرد. اخبار رسیده حکایت از آن دارد اخیرا دادگاه با صدور حکمی مشابه سایر فعالان سیاسی در این استان، وی را به دو سال زندان تعزیری محکوم کرده است.

متن کامل این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر می باشد.

جناب آقای عباس پوریانی، دادستان محترم شهرستان گرگان

با تحیت و سلام،

خدای تعالی بر من منت نهاده که از خانواده‌ای معتبر با سوابق و تجربیات طولانی در عرصه خدمات فرهنگی و اجتماعی برآمده‌ام؛ خانواده‌ای که شکر خدا، مورد وثوق و احترام همشهریان خوب و مردم قدرشناس گرگان است و در منطقه و هم در مرکز کشور از اعتماد افراد مؤمن، آگاه و ارزشمند بهره‌مند است. و نیز خدای تعالی بر من و همسرم منت گذاشته و دو پسر پاک و مستعد و ممتاز به ما عطا کرده که هر دو جوانانی مؤدب، موفق و نمونه‌اند، و در تمام دوران تحصیل و در محدوده سِنّی خود از بسیاری جنبه‌ها برتر و به ویژه از نظر علمی و اخلاقی واجد همه گونه شایستگی و مایه افتخار خانواده و شاهد مباهات مردم این شهر بوده و سرمایه‌هایی عظیم برای عالی‌ترین مراکز دانشگاهی و علمی ایران عزیز و دانشمندان آینده این سرزمین خواهند بود. تقدیم پاداش، و ستایش و تقدیر از چنین جوانانی نخبه، عامل اعتبار و برازنده همه مسوولان و کارگزاران صادق و خادم ایران خواهد بود.

جناب آقای پوریانی

با کمال تأسف و نگرانی به آگاهی شما می‌رسانم که حدود دو هفته قبل از طریق سامانه ویژه مخابراتی که شماره تلفن‌کننده را نشان نمی‌دهد و مخفی (Private)یا محفوظ نگه می‌دارد (Withheld) و با استفاده از قابلیتی که صرفاً در اختیار افراد یا نهادهای خاص است، فردی ناشناس از گرگان به تلفن همراه فرزند ارشدم در صدها کیلومتر دورتر زنگ زده و خود را به نام «مجاوری» معرفی نموده و در آن تماس تلفنی فرزندم را که به کسب علم و زندگی دانشجویی مشغول است، به شیوه‌ای ایذایی، فراقانونی و ضدامنیتی به مکانی نامشخص در گرگان احضار نموده و در پاسخ به پرسش فرزندم که «شما چه کسی هستی و چه جایگاهی داری؟» با تهدید به او گفته است «اگر مراجعه نکنی متضرر خواهی شد» و فرزندم در پاسخ به اصرار بیجای تلفن‌کننده تهدیدکننده گفته است که «درس و تکلیف دانشگاهی دارم و فرصت و امکان مسافرت ندارم.»

تلفن‌کننده مزاحم، همچنین در همان تماس تلفنی حداقل دو بار دیگر تهدید کرده و در بین جملات خود گفته که «اگر تا فلان روز (دو، سه روز بعد) برای گپ و گفت با من (فرد تلفن‌کننده) و پاسخ دادن به چند سوآل به فلان‌جا در گرگان مراجعه نکنی متضرر خواهی شد.»

جناب آقای دادستان

شما مسوول اصلی حفظ حریم خصوصی شهروندان و حفظ امنیت و آسایش همه آحاد مردم در این شهر و شهرستان هستید و در حوزه جغرافیایی محدود، مسوولیت قضایی و اختیارات معینی دارید. از همین رو، و نظر به اینکه این شیوه‌ها و تهدیدها و ارعاب‌ها را کاملاً فراقانونی، غیرانسانی، غیراخلاقی و خطرناک می‌دانم درباره این مزاحمت که در حوزه مسوولیت قضایی شما برای فرزندم (و به تبع آن برای خودم) ایجاد و واقع شده صریحاً اعتراض و به شما شکایت می‌کنم و انتظار دارم موضوع را تعقیب نموده و فرد یا افراد خاطی و متخلف را فوراً تحت پیگرد قانونی قرار دهید و این رفتار‌ها و اقدامات فراحقوقی و فراقضایی را مانع شوید، قبل از آن که خدای ناخواسته دیر شود و اینگونه خلافکاران گریبان دیگر شهروندان و یا حتی مسوولانی امثال شما را نیز بگیرند.

حیرت‌آور است که چگونه بعضی کسان، افراد یا محافلی که خود را وابسته به نهادهای دولتی می‌دانند هیچ محدودیتی برای حوزه مسوولیت اداری یا امنیتی خود قائل نیستند و در حالی که سِمَت و وظیفه، جایگاه حقوقی و حدود اختیارات آنان برای مخاطبان چندان مشخص نیست، مدعی‌اند که می‌توانند شهروندان بیگناه و قانونمند را حتی در صدها کیلومتر دورتر هم تهدید و ارعاب و اذیت کنند تا شاید خانواده‌هایی را مضطرب و نگران کنند.

جهت اطلاع شما، فرزندم که دانشجو و هنوز تحت تکفل من است بنا بر طینت پاک خود به بنا بر توصیه و تأکید من و مادرش به تلاش عظیم برای علم‌اندوزی با امید به خدمت به جامعه و بلند کردن نام ایران، ادامه خواهد داد و هرگز به مزاحمت‌ها، تهدیدها و احضارهایی که به شیوه‌های ایذایی و فراقانونی انجام می‌شود پاسخ نخواهد داد و مسوولیت این تصمیم او با من است. هرکس درباره فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی من صحبتی یا سوآلی دارد باید شفاف و قانونمند به خود من و به نشانی من مراجعه کند و مطمئن باشد که جز روشن‌بینی، روشنگری، قانونمندی و خدمت صادقانه چیز دیگری نخواهد یافت.

جناب آقای پوریانی

صریح و قاطع اما در نهایت تواضع باردیگر خدمت شما می‌گویم که با توکل بر خدای قادر متعال ابداً هیچ ترس و هراسی از اقدامات نابجای مزاحمان و ارعاب‌کنندگان ندارم و نداریم اما به شدت از این شیوه‌های ناصواب ملولیم و نگران و ناخرسند. و این گونه اعمال را کاملاً زشت و قابل نکوهش و سرزنش می‌دانم.

به فضل و رحمت الهی، و تربیتی که مرهون پدر و مادری دیندار و بافرهنگ است، از نظر ایثار و فداکاری و ارائه خدمات آموزشی و رسانه‌ای و مدیریتی در جامعه، و از نظر باور به ارزش‌های واقعی انقلاب و جمهوری اسلامی، کارنامه تلاش و تجربه، اعتبار اجتماعی و تأثیرگذاری خود من به تنهایی، از مجموع همه افرادی که در نهادهای خاص در این شهر فعالند و خیال می‌کنند که خدمت می‌کنند، روی هم بهتر و بالاتر و والاتر است. و این همه توفیق را از کوشش خالصانه و آشکار خود و بدون کمترین بهره‌برداری یا چشمداشت مادی و دنیایی طی بیش از چهار دهه به انجام رسانده‌ام و خدای تعالی را بر این همه نعمت و موهبت سپاس می‌گویم، به‌ویژه از این نظر خدای سبحان را شاکرم که در بیست و اندی سال گذشته موفق‌ترین مدرس و مترجم زبان انگلیسی کاربردی و نیز از موفق‌ترین نویسندگان، تحلیل‌گران و روزنامه‌نگاران مجرب و مستقل در گرگان بوده‌ام، و هزاران نفر در این شهر و در ایران و گاهی در خارج از کشور از دانش زبان من و از آگاهی و آشنایی‌ام با مسائل اجتماعی و فرهنگی گرگان بهره برده‌اند.

متأسفانه همین توفیق و منزلت اجتماعی و موهبت الهی که من و خانواده‌ام از آن برخوردار بوده‌ایم برای بعضی کم‌مایگان سیاست‌زده، حسدانگیز شده است. آنچنان که با شیوه‌های زشت و ناپسند در مسیر خدمت صادقانه من اخلال می‌کنند.

علاوه بر انواع آزار و مزاحمت‌هایی که برای کار شخصی و زندگی خصوصی و خدمات فرهنگی و اجتماعی من طی سال‌ها و به‌ویژه در دو سال و اندی گذشته ایجاد شده و من در مکاتبات قبلی بعضی از آنها را به شما گزارش و شکایت کرده‌ام، شبیه اینگونه تلفن‌های مزاحم و تهدیدآمیز (که بعضاً نوار صوتی تهدیدآمیز پخش می‌کند) و قطعاً با شیوه‌های فراقانونی و مخفیانه انجام شده و می‌شود در سال ۱۳۸۹ برای خود من هم واقع شده است که تصادفاً در همان زمان، مشخصات (ID Caller) تلفن‌کننده با شماره ۲۱۹۹۹۹ بر روی گوشی‌های تلفن عادی من ثبت شده است. همچنین بعضاً پیام (Message) و یا تلفن‌ تهدیدآمیز (که شماره تلفن‌‌کننده مشخص و اعلام نمی‌شود) به من شده که در آنها هویت اشخاص مزاحم دقیقاً بر من معلوم نشده و من هم به آن مزاحمت‌ها اهمیتی نداده‌ام. اما همچنان که به من وعده داده و تهدید کرده بودند و من حدود یک سال قبل بخشی از ماجرا را حضوری خدمت شما گزارش کرده‌ام، اکنون به ارعاب فرزندم روی آورده و برای اعضای خانواده‌ام مزاحمت ایجاد می‌کنند. هرچند به فضل الهی تاکنون طرفی نبسته‌اند و الحمدلله ما از حقد و حسد بدخواهان در امان مانده‌ایم.

جناب آقای دادستان

در پرونده‌های عجیب و غریبی که از چند سال قبل برای من چاق کرده‌اند مکرر ذکر کرده‌اند که تلفن مرا شنود کرده‌ و می‌کنند و شما بهتر از هرکس می‌دانید که شنود خودسرانه و بدون حکم قضایی معتبر از سوی قاضی ویژه شنود، تا چه حد می‌تواند خطرناک و مفسده‌انگیز و موجبی برای تبهکاری‌های بعدی باشد. و اگر چنین نباشد حداقل بسیار ناشیانه و غیراخلاقی است. و باز خوب می‌دانید که احکام و دستورات قضایی برای شنود و رهگیری پیام‌ها و نفوذ به حوزه شخصی و حریم خصوصی افراد صرفاً و فقط با حکم قانونی از قاضی ویژه شنود و در موارد بسیار خاص و بسیار حساس و بسیار مهم و بسیار معدود و محدود امکان انجام دارد و اِلاّ از اساس فاقد وجاهت قانونی است.

جناب آقای پوریانی

مرتکبان این اَعمال همواره تظاهر می‌کنند و بلکه تأکید و اصرار دارند که فعالیت‌هایشان را با اطلاع و تأیید مسوولان سیاسی و قضایی انجام می‌دهند و به ویژه وانمود می‌کنند که فشارهایی را بر امثال من وارد می‌کنند با آگاهی و هماهنگی شما اِعمال می‌کنند. از همین رو است که جداً از شما می‌خواهم که اجازه ندهید در دوران مسوولیت شما و در حوزه صلاحیت قضایی شما که به هر حال چند صباح دیگر به پایان می‌رسد اینچنین تخلفات آشکار صورت گیرد و امنیت شهروندان مخدوش شود.

الحمدلله شما از تجربه و هوش کافی برخوردارید که بدانید بسیار کسانی که درگذشته در سمت‌هایی مشابه قرار داشتند و آنگونه با شداد و غلاظ عمل می‌کردند و احیاناً نسبت به امنیت اجتماعی و قضایی مردم قاصر یا مقصر بودند اکنون چندان روزگار خوشی ندارند و آن غفلت‌ها و سهل انگاری‌ها اکنون بعضاً بلای جان خودشان شده است.

تصور بفرمایید که کسی با شیوه‌هایی که ذکر آن رفت از صدها کیلومتر دورتر فرضاً از اهواز یا از زاهدان بدون اطلاع شما و بدون محمل قانونی به افراد خانواده و تحت تکفل شما، زنگ بزند و تهدید کند که اگر فلان نشود بهمان خواهد کرد. امیدوارم قدری به تبعات احتمالی این اقدامات بیندیشید و کمی برخود بلرزید. و با توجه به وظیفه خطیر خود مانع اینگونه قانون‌شکنی‌ها شوید.

تصور بفرمایید که وقتی با عزیزان یا محارم‌تان خصوصی صحبت می‌کنید و نسبت به آنان ابراز محبت می‌کنید کسی و نامحرمی به سخنان شما گوش دهد و یا حتی به راست یا دروغ صرفاً ادعا کند که حرف‌های‌تان را شنود می‌کند. لختی اندیشه کنید که اینگونه روش‌ها و منش‌ها تا چه اندازه می‌تواند اعتماد جامعه را ویران و حرث و نسل را نابود کند.

درخواست دارم که بدون فوت وقت از ادامه و تکرار این مزاحمت‌ها پیشگیری کنید و به مسوولان مربوط جداً یادآور شوید که ارتکاب این اقدامات ناصواب از سوی زیردستان‌شان را مانع شوند و بدانند که مشکلات واقعی امروز ایران از انواعی دیگر است که این شیوه‌های نامتعارف و غیراخلاقی برای ساکت کردن منتقدان حق‌گو و دلسوز و معتبر به هیچ وجه چاره کار نیست و به حل هزاران مشکل پیچیده و درهم تنیده جامعه ما هیچ کمکی نمی‌کند. تشکیل سالانه میلیون‌ها پرونده و اطاله رسیدگی در دستگاه قضایی و تراکم جمعیت زندان‌های کشور خود گویای همین واقعیت تلخ است.

همچنین معتقدم خسارت‌های ناگوار و بعضاً جبران‌ناپذیری که در سال‌های اخیر به شخصیت‌ها و جامعه علمی کشور وارد شده از همین خبط و خطاهای کوچک که مورد غفلت یا تساهل و اغماض مسوولان ارشد واقع شده، سرچشمه گرفته است.

از درگاه حق تعالی برای خودم و برای شما، عافیت و سلامت و هدایت طلب می‌کنم و رسیدگی به شکایت خود و رفع و دفع مزاحمان و پیگرد و مجازات قانونی خاطیان را خواهانم.

جناب آقای دادستان

امروز (دوشنبه ۱۸ اردیبهشت۹۱) عصر حدود ساعت ۱۷ در حالی که این نامه را برای شما آماده می‌کردم، همان فرد مزاحم (مجاوری) با استفاده از همان شیوه کذایی مخابراتی به خود من زنگ زد و حدود ۴۰ دقیقه صحبت و جدل کرد و حتی مرا هم تهدید کرد. من شدیداً به مزاحمت و تهدیدهایی که او نسبت به فرزندم و خودم مرتکب شده اعتراض کردم و او را از ادامه این خلافکاری بازداشتم و به او گفتم که در حال تنظیم و طرح و ارسال شکایت نزد شما هستم. از آنجا که این مکالمه طولانی و جدلی بوده از ذکر مفصل آن خودداری می‌کنم. و آن را به فرصت بعدی موکول می‌کنم.

با سلام و احترام مجدد

عبدالناصر مهیمنی


 


رضا انصاری‌راد، روزنامه‌نگار که روز ۱۴ اردیبهشت‌ماه در پی احضار به دادسرای اوین، جهت اجرای حکمش، راهی زندان شده بود، در وضعیت نامناسب جسمانی به سر می‌برد.

به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، انصاری‌راد، در طی دو هفته گذشته، دو بار دچار حمله عصبی شدید شده است. به گفته‌ی زندانیان در بند ۳۵۰، حملات عصبی وی به بیماری صرع شباهت دارد و در صورتی که زندانیان دیگر متوجه وضعیت او نشوند، احتمال بروز اتفاق ناگواری برای وی وجود دارد.

رضا انصاری‌راد در شهریورماه ۸۹ از سوی دادگاه انقلاب به تحمل یکسال حبس تعزیری محکوم شده بود که این حکم در دادگاه تجدیدنظر مورد تأیید قرار گرفت.

در دو هفته گذشته، مسئولان جدید اجرای احکام زندان اوین، دو روزنامه‌نگار را روانه زندان کرده‌اند. مهسا امرآبادی نیز که روز چهارشنبه ۲۰ اردیبهشت‌ماه به زندان احضار شده بود، جهت اجرای حکم دو سال حبس تعزیری خود به بند زنان زندان اوین منتقل شد.


 


تیم ملی کشتی آزاد ایران که با شکست دادن آمریکا به فینال چهلمین دوره رقابتهای جام جهانی راه یافته بود، با پیروزی بر تیم آذربایجان که میزبان این رقابت ها بود، برای پنجمین بار عنوان قهرمانی مسابقات جهانی کشتی را به خود اختصاص داد.

به گزارش خبرگزاری ها، رقابتهای جام جهانی کشتی آزاد که به میزبانی باکو در جریان بود، عصر امروز یکشنبه با قهرمانی تیم ملی کشتی آزاد ایران به پایان رسید و تیم کشورمان با پیروزی ۴ بر ۳ در برابر آذربایجان برای پنجمین بار قهرمان مسابقات جام جهانی شد.

در فینال چهلمین دوره مسابقات کشتی جام جهانی حسن رحیمی (۵۵ کیلوگرم)، مهدی تقوی (۶۰ کیلوگرم)، صادق گودرزی (۷۴ کیلوگرم) و رضا یزدانی (۹۶ کیلوگرم) مقابل حریفان به برتری رسیدند و مسعود اسماعیل‌پور(۶۰ کیلوگرم) ، احسان لشگری (۸۴ کیلوگرم) و کمیل قاسمی(۱۲۰ کیلوگرم) نتیجه را واگذار کردند.

تیم ملی کشتی ایران در شرایطی برابر آذربایجان به پیروزی رسید و قهرمان شد که در دوره گذشته آذری ها در تهران ایران را شکست دادند و قهرمان شدند. این موضوع باعث شد که پیروزی و قهرمانی امسال ایران به نوعی انتقام گیری نسبت به شکست گذشته تعبیر شود.

بر اساس گزارش ها، ایران علاوه بر امتیاز میزبانی حریف، با مشکلاتی در داوری نیز روبه‌رو بود اما این موضوع مانع از قهرمانی تیم کشورمان نشد.

آمریکا نیز در این مسابقات با شکست روسیه در مقام سوم ایستاد.


 


سیدصادق طباطبایی

از من خواسته اند نکاتی در یادبود شادروان دکتر یدالله سحابی به رشته تحریر در اورم؛ به این بهانه که در اولین دولت انقلاب ؛ یعنی در دوران نخست وزیری شادروان مهندس مهدی بازرگان در خدمت او بودم و بهره مند از راهنمائی ها و سجایای اخلاقی و آموزه های روحانی و خاصه سلوک مدیریتی و اصول مردمداری او. بهانه ای که به هیچ رو توجیه کننده این وظیفه نتواند بود. من کجا و دکتر یدالله سحابی کجا. انسانی به تمام معنا انسان؛ مؤمنی به تمام معنا مؤمن. موحدی که خداباوری از تمامی ارکان جسم و روح او سر ریز شده بود ؛ مردی که اعتقاد دینی شالوده حیات اجتماعی او را پی افکنده بود و در رفتارهایش خلوص و تواضع، مهر و ادب؛ صداقت و دانش، وضوح و صراحت و بالاخره مظاهری از زیباشناختی و هنر خدائی به گونه ای متجلی بود که دوست و دشمن را به اعتراف کشانده بود. چنین انسانی چگونه می تواند توسط چون منی به نسل امروز شناسانده شود. نسلی که به شدت نیازمند الگوئی است که دین و دنیای او را مرشدی صادق و اسوه ای تمام عیار باشد. سوگمندانه باید پذیرفت که نسل امروز ما در معرض فاصله گرفتن از مبانی اخلاقی است؛ شبیخون فرهنگی تکنولوژی بر فرهنگ های بشری؛ بیشترین قربانیان خود را از جوامعی می گیرد که دارای فرهنگی اصیل و انسان ساز هستند. جامعه امروز ما مصداق چنین ویژگی بارزی هست. بیش از دو دهه است که فرهیختگان ما چنین شبیخونی را هشدار داده اند؛ اما مدیران و متولیان و مسئولان و آمران و ناهیان ورهبران سیاسی و اجتماعی ما راههایی را فراروی مردم، بویژه جوانان قرار دادند که آن ها را به جائی رساند یا خواهد رساند که داعیه گریز از آن را داشتیم. و امروز؛ بیش از دیروز و هر روز دیگر نسل معاصر ، نیازمند اسوه و الگوئی است که نشان دهد می توان مرد دین و دانش تؤامان بود. می توان مدیر اجتماع بود و در عین حال متخلق به اخلاق و خصلت های خدائی بود؛ می توان مرد سیاست بود و همزمان صادق و مخلص و مهر ورز بود. بدون اغراق و به اعتراف دوست و بیگانه؛ به گواهی تمامی یاران همرزم و تلاشگران دیگر میادین سیاسی ؛ شادروان دکتر یدالله سحابی چنین الگو و اسوه ای است. اسوه علم و اخلاق ؛ الگوئی برای همگان؛ برای دین باوران، برای قرآن خوانان و مؤمنین به قرآن ؛ برای دانش آموزان و دانشجویان؛ برای استادان و مربیان؛ برای متولیان امور اجتماع و سیاست؛ برای همکاران سیاسی و کارگزاران تحت امر مدیریت؛ برای پدران و کفیلان امر معاش؛ و در یک کلام برای تمامی کسانی که دل در گروی دنیایی آزاد و آباد و مستقل و بهره مند از تمامی مواهب خدادادی دارند و در عین حال خواهان رستگاری ابدی اند و توشه راه فلاح آن جهانی خود را در این جهان از طریق سعادت و سلامت و زندگانی خوش خویش و همنوعان خود؛ تحصیل می کنند.

به قول امام موسی صدر؛ انسانی که اشک کودکی یتیم خواب از دیدگانش نمی رباید؛ هرگز نمی تواند ادعای دینداری و خداباوری داشته باشد. و مگر معانی مستتر در ایات شریفه سوره ماعون غیر از این است؟ ارء یت الذی یکذب بالدین؛ فذلک الذی یدع الیتیم؛ و لایحض علی طعام المسکین ویا مفهوم این گفته نغز معصوم: من اصبح و لم یهتم به امور المسلمین؛ فلیس به مسلم هرگز مسلمان نیست کسی که شبی را به روز رساند و اهتمامی به امور مسلمین نداشته باشد.
نگاهی به زندگانی و گذران روزها و سال های متجاوز از نه دهه عمر با برکت و سعادتمند شادروان دکتر یدالله سحابی؛ مصداقی است عینی و شاهدی است عملی بر این کلمات وحیانی و انذارهای اولیائی.

تولد و تحصیل و زندگی علمی:
دوران خردسالی و آموزش های ابتدائی و متوسطه در جنوب تهران؛ دوران جوانی و آموزش های عالی در غرب و در لیون فرانسه
یدالله سحابی یک سال قبل از جنبش مشروطه ( ۱۲۸۴ ه.ش) در یکی از کوچه های محله سنگلج تهران، از پدری اصفهانی و مادری تهرانی متولد شد. دوره آموزش ابتدایی را در دبستان های شرف احمدی و اتحادیه و دوره دبیرستان را در دبیرستان های شرف و دارالفنون گذراند. سپس به دارالمعلمین مرکزی که در آن زمان زیر نظر میرزا ابوالحسن خان فروغی اداره می شد، رفت و آموزش پایه را در ۱۳۰۴ به پایان رساند. پس از چند ماه آموزگاری، نزدیک سه سال در سمنان و خراسان به راهسازی پرداخت و در سال های ۱۳۰۴ و ۱۳۰۵ تحت تاثیر نطق های دکتر مصدق در مجلس پنجم علاقه مند به پیگیری مسائل سیاسی و اجتماعی شد. در ۱۳۰۷ با آغاز به کار دارالمعلمین عالی به آنجا رفت و پس از سه سال، یکی از نخستین فارغ التحصیلان لیسانس در رشته علوم طبیعی آن مرکز شد و بعد از یک سال تدریس در دبیرستان های تهران در کنکور اولین گروه دانشجویان اعزامی به خارج پذیرفته شد، اما به علت مشکلات خانوادگی نتوانست از آن توفیق ممتاز بهره ببردو به خارج از کشور برود. سال بعد نیز تصمیم به شرکت در کنکور اعزامیان به خارج گرفت ولی با مشکلات افزون تری مواجه شد . شوق تحصیلات عالیه و همت والا و اراده پولادین او برای غلبه بر مشکلات؛ سبب شد؛ به استخاره و مشورت با خدای عالم روی اورد. طی نامه یی از مرحوم آیت الله العظمی شـیخ عبدالکـریم حـائری یزدی(ره) در قم خواهش کرد برای او استخاره یی کند. آیت الله حائری که معمولاً از استخاره خودداری می کرد بنا بر وضعیت خاص سحابی و اینکه مساله علم و دانش در آن مطرح بود، پذیرفت و نتیجه استخاره مثبت بود.
در شهریورماه ۱۳۱۱ پس از شرکت در مسابقه علمی و قبولی در آن، از دانش آموختگان اعزام به فرانسه شد. ودر دانشگاه شهر لیل واقع در شمال غربی فرانسه به تکمیل تحصیلات پرداخت و پس از پنج سال موفق به دریافت درجه دکترا در زمین شـناسی شد.

آشنائی با مهندس بازرگان

دانشجوی جوان رشته زمین شناسی زمانی که برای گذران نعطیلات تابستان ۱۳۱۲ با کشتی از بندر مارسی به ایران بازمی گشت، به دنبال جای خلوتی بود که به دور از استهزا و انگشت نمایی مسافران نماز بخواند، ناگهان دید یک نفر روی عرشه مشغول نماز خواندن است، با خوشحالی و تعجب نزد وی رفت و پس از خاتمه نماز پرسید؛ «اهل کجایی و چه کسی هستی؟» جوان نمازخوان توضیح داد ساکن تهران و فرزند حاج عباسقلی بازرگان است.
از آن روز بنای دوستی و همفکری یدالله سحابی و مهدی بازرگان گذاشته شد و تا آخر عمر، هر دو به عهد دوستی و همراهی وفادار ماندند و به همراه دیگر همفکران شان چون آیات الله طالقانی و زنجانی… راه نویی را گشودند که هدف آن آشتی دادن دین و دنیای جدید و درانداختن طرحی نو در خصوص نسبت دین و سیاست بود. آنان بر آن بودند بدون اینکه دین را سیاسی کنند، با استمداد از آموزه های دینی سیاست را مهار کرده و از آفت های آن بکاهند.
سحابی پس از بازگشت به ایران در ۱۶ بهمن ۱۳۱۵، در اسفند به خدمت نظام وظیفه رفت و همزمان با هفته یی چند ساعت خدمت در دانشسرای عالی تهران شروع به تدریس کرد و به اتفاق دکتر فریدون فرشاد نخستین استادان ایرانی زمین شناسی بودند.

اسفند ۱۳۱۶ خدمت سربازی اش به پایان رسید و از فروردین‌ماه ۱۳۱۷ به آموزش زمین‌شناسی در دانشکده علوم دانشگاه تهران، که در آن زمان بخشی از دانشسرای عالی بود، پرداخت. او پس از ۵ سال از درجه دانشیاری به درجه استادی رسید و کار آموزش را تا ۲۵ سال دیگر ادامه داد. مسئولیت ریاست اداره امتحانات نهایی متوسطه تا سال ۱۳۲۴ بر عهده یدالله سحابی بود وی در همین فاصله در آبان‌ماه سال ۱۳۲۵ به ریاست اداره فرهنگ تهران و توابع منصوب شد اما در دی‌ماه همان سال از این سمت استعفا داد.

بعد از کنار رفتن قوام السلطنه از نخست وزیری، دکتر علی شایگان وزیرآموزش و پرورش شد و مرحوم سحابی را به عنوان رئیس اداره فرهنگ تهران منصوب کرد که مدت این ریاست نیز چند ماهی بیشتر دوام نیاورد. ایشان در مدتی که رئیس اداره فرهنگ تهران بود با نادرستی‌های آموزش و پرورش مبارزه کرد و تعدادی از افراد بانفوذ مثل محسن حداد و عبدالله گرجی(مدیران دبیرستان دارالفنون) را مهار کرد. دکتر مصدق در یک مقطع دکتر حسابی را به عنوان وزیر فرهنگ منصوب کرد و دکتر حسابی تمام کسانی را که ایشان پاکسازی کرده بود، برگرداند.»
شادروان سحابی به کار معلمی عشق می ورزید و از صاحب نظران در تعلیم و تربیت بود و مدت ها عضو شورای عالی فرهنگ سابق بود و تلاش های فراوانی برای اصلاح دستگاه های تربیت معلم کشور انجام داد. در کنار این فعالیت با حکم دکتر محمد مصدق به جمع پایه گذاران بخش اکتشاف و استخراج شرکت نفت پیوست.
بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به همراه تعدادی از دوستان و همفکرانش «نهضت مقاومت ملی ایران» را تاسیس کرد و متعاقب آن در اوج فعالیت در دانشگاه به دلیل امضای نامه یی در اعتراض به قرارداد کنسرسـیوم نفت در سال ۱۳۳۳ همراه ۱۰ استاد دیگر از جمله مهـندس بـازرگـان از دانـشگاه اخراج شد. ۱۱ استادی که منتظر خدمت شدند. در فاصله بین سال های ۳۳ تا ۳۵ برای گذران زندگی مادی خود شرکت یاد – مخفف یازده استاد دانشگاه – را به عنوان یک موسسه انتفاعی تشکیل دادند که هم کارهای مشاوره یی بکند و اگر هم پیش آمد کارهای پیمانکاری نیز انجام دهد.

پس از آن ؛ در دورانی که امیدها به یأس تبدیل شده و تنها گاهی صدای گلوله هایی شنیده می شد او رو به تعلیم و تربیت نسل جدید آورده و در سال ۱۳۳۷ دبیرستان کمال را با شعار «تحکیم دین از راه ترویج علم» تاسیس کرد که سرانجام در سال ۱۳۵۲ به عنوان مرکز تبلیغ ضدرژیم تعطیل شد. در همین سال ها محمدعلی رجایی که در مسجد هدایت پای تفسیر آیت الله طالقانی می نشست به دکتر سحابی معرفی شد؛ مردی که بعدها دومین رئیس جمهور ایران شد. رجایی با بازرگان و سحابی و طالقانی آشنا شد و به عضویت گروهی درآمد که سحابی و بازرگان چهره های شاخص آن بودند. هر چند در سال ۱۳۵۸ ترجیح داد از آن جمع کناره بگیرد اما تا لحظه شهادت احترام پیرمرد را تا به آنجا نگه داشت که وقتی دکتر سحابی در مجلس با نخست وزیری او مخالفت کرد از دکتر سحابی با احترام و با عنوان پدر خود یاد کرد ولی گفت

” قضاوت پدران درباره فرزندان همواره درست نیست. ”

فعالیت های علمی و فرهنگی
چنانکه گفته شد دکتر یدالله سحابی در دوران چهار ساله اقامت خود در فرانسه، به تحصیل در رشته‌ های زمین شناسی ؛ گیاه شناسی، حیوان شناسی و آب‌های زیرزمینی در دانشگاه لیل پرداخت. موضوع رساله او، تحقیق در مورد «هاگ‌های زغال سنگ‌های فرانسه و ویژگی‌ها و انتشار چینه شناسی آنها» بود. وی در ادامه تحصیلاتش در شهر لیل، سفری نیز به «کراکوی» از شهر‌های لهستان کرد و در آزمایشگاه دکتر زرن (zarndt) ـ که تکنیک مخصوصی برای جداسازی اسپرها» از داخل ذغال سنگ ابداع نموده بود ـ به مطالعه و تحقیق پرداخت. گنجاندن بازدیدهای محلی دانشجویان از معادن در برنامه آموزشی درس زمین شناسی و ارتباط و همکاری مستمر با اداره کل معادن در جهت تامین نیازهای فنی آن اداره، از جمله اقداماتی بود که دکتر سحابی در ابتدای دوران دانشگاهی خود، در ایران انجام داد. تدریس دکتر سحابی در دانشگاه ـ ابتدا با سمت دانشیاری و پس از پنج سال با درجه استادی ـ به مدت ۲۵ سال ادامه یافت. البته فعالیت‌های آموزشی وی تنها به دانشگاه محدود نبود، او در سایر دانشکده‌ها یا دانشسراها نیز در رشته‌هایی نظیر معدن و نقشه بردار ی که به تناسب خود مبحثی را از زمین شناسی داشتند، تدریس می‌کرد. سحابی هم چنین با حکم دکتر محمد مصدق از پایه گذاران بخش اکتشاف و استخراج شرکت نفت بود.
در سال ۱۳۳۷ بود که سحابی کتاب «خلقت انسان» را منتشر کرد. کتابی که ردپای نظریه تکامل انواع را در آیات قرآن جست‌وجو می‌کرد. مدعای مطرح شده در این کتاب هرچند به مذاق بسیاری از روحانیون خوش نیامد، اما در قشر روحانیت نیز همراهانی پیدا کرد. همزمان با نگارش کتاب «خلقت انسان» از سوی سحابی، آیت‌الله علی مشکینی هم کتابچه‌ای به نام «تکامل انسان در قرآن» در تأیید ضمنی این اثر نگاشت و بر این ادعای سحابی صحه گذاشت که در قرآن کریم نیز شواهدی مبنی بر تأیید نظریه تکامل انواع وجود دارد. انتشار این اثر آیت‌الله مشکینی موجب واکنش برخی مخالفین شد اما اثبات کرد که دکتر سحابی در حوزه دین نیز حرف‌هایی شنیدنی برای گفتن دارد.
نسل ما مرحوم یدالله سحابی را با کتاب «خلقت انسان» شناخت، کتابی که در آن سعی شده بود تا نظریه تکامل انسان و تکاملی بودن آفرینش را از طریق آیات قرآن تبیین کند. دکتر سحابی در این کتاب برداشتی تکاملی از آفرینش انسان ارایه می داد که در برابر نظریه ای که به طور سنتی از سوی فقها و متفکران سنت گرای مذهبی مبنی بر خلق الساعه بودن آفرینش انسان مطرح می شد، قرار داشت.

طرح این مساله در ایران بسیار نوین بود و برای نسل جوان و تحصیلکرده که اعتقادات مذهبی داشتند منبع با ارزشی محسوب می شد که می توانست اعتقادات مذهبی را با دستاوردهای علمی هماهنگ کند.
اگر در تفسیر قرآن، غیر از حدیث و قواعد ادبی از معیارهای علمی نیز استفاده شود و شواهد علمی هم مفتاحی برای استعلام از قرآن قرار گیرد، حقایق بیشتر و درک عمیقتری از اسرارآفرینش مکشوف خواهد شد. به همین جهت در کتاب « خلقت انسان » خلاصه ساده ای از مضامین قطعـی علـوم حیاتی در زمینه تکامل موجودات به کتاب افزوده شد تا علاقه مندان به تحقیق در قرآن با اطلاع از این مضامین به مطالعه در آیات مربوط از قرآن بپردازند و تحقیق آنان خارج از اطلاعات علمی روز نباشد. درباره این کتاب دکتر سحابی متذکر شده بود که:
“برای احتراز از سوء تفاهم و رفع سوء تعبیر، به جای به کارگیری مضامین علمی در شناخت بیشتر قرآن ، آیات قرآن را در خدمت تایید مسایل علمی قرار داده ایم. در این کتاب خلقت انسان فقط از نظر قرآن مورد بحث قرار گرفته و با استعانت از مضامین متفاوت در آیات قرآن به تحقیق در چگونگی این آفرینش پرداخته شده است. ”
او چنانکه گفته شد موسس دبیرستان کمال واقع در نارمک تهران بود که در سال ۱۳۳۷ با کمک مالی برخی از دوستانش بنیان‌گذارده بود و شعار آن «تحکیم دین از راه ترویج علم» بود، این نهاد آموزشی پس از ۱۵ سال بسته شد. نامبرده همچنین مؤسس دبیرستان کوثر واقع در خیابان ایرانشهر تهران نیز می‌باشد. تاسیس دانشسرای مستقل تعلیمات دینی، که تا سال ۱۳۴۳ کانون تعلیم مهمترین معلمان دینی در کشور بود، از دیگر اقدامات مرحوم یدالله سحابی بود.

در مورد شرکت سهامی انتشار و نیز سازمان متاع ، شادروان مهندس عزت الله سحابی چنین می گوید:”…شرکت سهامی انتشار محصول پروژه مرحوم بازرگان بود. ایشان در سال ۱۳۳۴ در زندان بود و بنده نیز با او شش ماه در یک اتاق بودم. ما در زندان در مورد تحلیل اوضاع و اینکه چه باید بکنیم، بحث های زیادی می کردیم. یک سوال مهم این بود که چرا در ایران برخلاف تمام دنیا نهادها ابتدا از جمع های بزرگی شروع می شوند و بعد به مرور در آن انشعاب صورت می گیرد و کوچک می شوند. به عنوان مثال نهضت مقاومت ملی در سال اول بسیار موفق بود و عده زیادی جذب آن شدند. در دو اعتصاب مهر و آبان ۳۲ تمام منطقه سپه به پایین تا بازار کاملاً تعطیل بود، اما این نهضت به تدریج کوچک شد. اولین ضربه در سال ۳۳ و با جدایی حزب ملت به نهضت مقاومت وارد آمد. در مهر این سال قرارداد کنسرسیوم به مجلس رفت و تصویب شد. نهضت مقاومت برای عدم تصویب این قرارداد بسیار فعالیت کرد از جمله اینکه نامه یی با امضای ۶۰ نفر به مجلسین نوشته شد و در آن هشدار داده بودند این قرارداد به سود مردم ایران نیست و با قانون ملی شدن صنعت نفت همخوانی ندارد. در میان این ۶۰ نفر ۱۱ نفر استاد دانشگاه بودند. دولت زاهدی فشار آورد که این افراد را باید اخراج کنند، اما دکتر سیاسی زیر بار نرفت و وزیر فرهنگ خودش حکم منتظر خدمت آنها را امضا کرد. بعد از فشارهای بسیار به تدریج شروع به برگرداندن آنها کردند. مهندس بازرگان آخرین نفر آنها بود که در سال ۳۴ و بعد از آزادی از زندان به دانشگاه برگردانده شد.

در بحث هایی که در زندان داشتیم به این نتیجه رسیدیم که در ایران به دلیل اینکه روحیه کار جمعی وجود ندارد، انشعاب شکل می گیرد و عدم وجود روحیه جمعی نیز به طول دوران استبدادی برمی گردد چرا که استبداد شخصیت افراد را می کشد و انسان ها شخصیت مستقل ندارند و همه از ترس حاکمیت مجبور به تظاهر می شوند در حالی که اختلافات زیادی دارند و به همین خاطر در حکومت های استبدادی مردم از لحاظ روحی و فکری از هم دور می شوند. بر این اساس به این نتیجه رسیدیم که باید روحیه جمعی را تقویت کنیم. بر همین اساس آقای بازرگان معتقد بود ما باید یک نهضت تربیتی عملی جمعی داشته باشیم که اسم آن را «متاع» (مکتب تربیتی اجتماعی عملی) گذاشتند. به دنبال این نظر؛ نهضت انجمن سازی راه افتاد و به طور متناوب انجمن های اسلامی گوناگون شکل گرفت. به طوری که در سال ۴۱ که کنگره انجمن های اسلامی سراسر کشور برپا شد، حدود ۳۱ انجمن اسلامی در آن شرکت کردند. این انجمن ها ماهیت سیاسی نداشتند و بیشتر ماهیت صنفی داشتند. با این وجود سه کتاب تفسیر پرتوی از قرآن آقای طالقانی، راه طی شده مهندس بازرگان و تنبیه الامه علامه نائینی محور تربیتی آنها بود. شرکت سهامی انتشار نیز یکی از تاسیسات «متاع» بود که موسسین آن پدر، آقای بازرگان و آقای احمد آرام بودند. پدرم بیش از آنکه سیاسی باشد دنبال نهادسازی بود. حتی در سال های آخر عمرش دنبال تاسیس یک دبیرستان دخترانه بود و با تلاش فراوان موفق شد ساختمان مدرسه کوثر را بخرد….”

آثار علمی و تالیفات :
در طول ۹ دهه زندگی شادروان یدالله سحابی چندین کتاب و تعدادی مقاله از او منتشر شده‌است. دکتر یدالله سحابی بیشتر در حوزه‌های (طبیعت) چون فسیل‌شناسی، زمین‌شناسی، جانورشناسی، گیاه شناسی، آب‌های زیرزمینی، زیست شناسی و جنین‌شناسی به فعالیت پرداخت. کتاب زمین‌شناسی عمومی، که در دهه ۱۳۳۰ از سوی دانشگاه تهران منتشر شد و کتاب شناخته شده او با نام خلقت انسان که در دهه ۱۳۴۰ چند بار به چاپ رسید، از مهم‌ترین کتاب‌های اوست. او مقاله‌هایی پیرامون زمین‌شناسی ایران در مجله‌های مناطق خشک و کویری دانشسرای عالی به چاپ رساند و نیز یاداشتی پیرامون اثر طوفان نوح از نظر زمین‌شناسی، که علامه طباطبایی در تفسیر سوره هود به آن اشاره کرده‌است. بدون تردید می توان گفت دکتر یدالله سحابی در عداد پیشکسوتانی بود که با جرات تلاش کرد مباحث دینی را با پیشرفت‌های علوم روز نزدیک کند تا بدینوسیله نسل جوان را به دین علاقمند گرداند.
قنات قریه آیینه ورزان در جاده تهران ـ فیروزکوه و قنات بزرگ کرمانشاه که از لحاظ آبدهی در ایران بی نظیر است و امروزه هم قسمتی از آب مشروب شهر را تامین می‌کند، نمونه‌هایی از منابع آبی هستند که پیش از انقلاب، با راهنمایی و تحلیل شادروان دکتر یدالله سحابی حفر شده‌اند. مکان یابی کارخانه سیمان آبیک در سال ۱۳۴۹ به درخواست شرکت سیمان فارس و خوزستان، توسعه سیستم آبیاری، مطالعه و تنظیم گزارش در تایید ذخیره بزرگ سنگ آهک نسبتاً خالص و منبع سرشار آب زیر زمینی در آن مکان و مطالعه و بررسی‌های فنی آسیابی برای ازدیاد سطح کشت چغندر که به درخواست کارخانه‌های قند بروجرد، تربت حیدریه، مرودشت و همدان بین سال‌های ۱۳۵۰ تا ۱۳۶۲ انجام شده‌است، نمونه‌های دیگری از فعالیتهای علمی و صنعتی سحابی به شمار می‌آیند.

فعالیت‌های سیاسی پیش از انقلاب
تاسیس نهضت آزادی

شادروان سحابی بلافاصله پس از بازگشت به ایران و عضویت در انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران فعالیت های سیاسی خود را آغاز کرد. در جریان جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران، نام سحابی به عنوان یکی از یاران نزدیک دکتر محمد مصدق مطرح شد.

سحابی پیش از کودتای ۲۸ مرداد شرایط را برای فعالیت های سازمان یافته سیاسی مناسب نمی دید اما چنانکه در سطور پیشین گفته شد ؛ پس از کودتا بود که به دعوت آیت‌الله زنجانی در زمره فعالین و بنیانگذاران نهضت مقاومت ملی قرار گرفت. به دنبال باز شدن فضای سیاسی در اواخر دهه ۳۰ که به انحلال نهضت مقاومت ملی انجامید، سحابی نیز برای پیگیری فعالیت‌های سیاسی به جبهه ملی دوم پیوست. در این سال‌ها دکتر سحابی و مهندس مهدی بازرگان و آیت الله سید محمود طالقانی به عنوان اعضای شورای مرکزی جبهه ملی انتخاب شدند. اما با گذر زمان سحابی و یارانش به این نتیجه رسیدند که جبهه ملی خواسته‌های ان ها را از مباره سیاسی ارضا نمی‌کند زیرا فعالیت‌های سیاسی آنان سبقه‌ای مذهبی داشت و همین موضوع آن ها را بر آن داشت تا به تاسیس گروهی دیگر همت گمارند و اینچنین بود که «نهضت آزادی ایران» متولد شد. آن‌ها ترجیح می‌دادند نهضت آزادی به عنوان یک حزب مستقل در قالب جبهه ملی فعالیت کند اما علی‌رغم نظر مساعد دکتر مصدق، این پیشنهاد مورد قبول شورای مرکزی جبهه ملی قرار نگرفت.
سحابی خود درباره انگیزه تاسیس نهضت آزادی ایران می‌گوید: «جبهه ملی بیشتر فعالیت سیاسی لائیک داشت و مستقل از فکر دینی بود، ولی ما معتقد بودیم که اگر فعالیت سیاسی می‌کنیم از روی وظیفه دینی است و بنابراین، فعالیت سیاسی را وابسته به عقاید دینی می‌دانستیم.»
محاکمه و زندان در سال ۱۳۴۱
با تاسیس نهضت آزادی در سال ۱۳۴۰ فعالیت‌های سیاسی سحابی گسترش بیشتری یافت و در نهایت باعث شد وی به همراه سایر یارانش در سال ۱۳۴۱ به دلیل مبارزه سیاسی علیه حکومت پهلوی روانه زندان شود. محاکمه وی و سایر سران نهضت آزادی ایران در سال ۱۳۴۲ در یک دادگاه نظامی برگزار شد و یدالله سحابی در این دادگاه به ۶ سال زندان محکوم شد که در دادگاه تجدیدنظر به خاطر کهولت سن و ۳۷ سال خدمات فرهنگی و دانشگاهی وی مدت محکومیت زندان به ۴ سال کاهش یافت. در دوره‌ای که سحابی دوران زندان را می‌گذراند دکتر محمد مصدق رهبر نهضت ملی شدن صنعت نفت دارفانی را وداع گفت. سحابی با استفاده از مرخصی در مراسم تشییع و تدفین وی شرکت کرد و غسل و نماز میت بر دکتر مصدق را شخصاً انجام داد.
در سال ۱۳۴۶ سحابی با پایان دوران محکومیت ۴ ساله که در زندان قصر و زندان برازجان گذشته بود آزاد شد، اما از آموزش در دانشگاه محروم گشت. او در مجموع ۷ سال از عمر خود را در زندان‌های حکومت پهلوی گذارند.

فعالیت‌های سیاسی پس از انقلاب
ابتدای انقلاب
در ماه های آخر مبارزات مردم و زمانی که امام خمینی در نوفل لوشاتو بودند؛ مرحوم دکتر یدالله سحابی از جانب امام مامور شد برای تنظیم امور اعتصابات و کاهش فشار بر کارگران و اقشاری که در اثر اعصابات دچار تضییقات مالی و امرار معاش می گردند؛ کمیته ای را سازماندهی کند و به رفع معضلات بپردازد.
در هسته اولیه شورای انقلاب نیز که به فرمان امام ، زمانی که ایشان هنوز در نوفل لوشاتو بوند شکل گرفت، دکتر یدالله سحابی و شادروان بازرگان منصوبان ایشان در آن شورا بودند که پس از تشکیل دولت موقت؛ از انجا خارج شده و به قوه اجرائیه پیوستند. به این ترتیب دکتر یدالله سحابی در دولت موقت به نخست‌ وزیری مهندس مهدی بازرگان که با ورود امام به کشور در بهمن ۱۳۵۷شکل گرفت ؛ سمت وزیر مشاور را داشت..

اینجا بود که شادروان یدالله سحابی در سمت وزیر مشاور در طرح‌های انقلاب کمیسیونی تشکیل داد و با همکاری بیش از ۲۴۰ نفر از متخصصان و کارشناسان و استادان دانشگاه با ۷۸۰۰ ساعت تحقیق و پژوهش ؛ گزارش نهایی سیاست‌های توسعه و تکامل جمهوری اسلامی را برای مرحله زمانی کوتاه مدت (دوساله)، میان مدت (۸ تا ۱۲ ساله) و درازمدت (۱۲ تا ۱۶ ساله) آماده و تدوین کردند. حاصل کار این گروه؛ روزی آماده عرضه به متولیان انقلاب گردید که فردای آن ؛ کشور با حادثه گروگانگیری در سفارت آمریکا مواجه شد و استعفای چند باره مهندس بازرگان از سمت خود این بار مورد قبول رهبری انقلاب قرار گرفت.

زمانی که به حکم شورای انقلاب ؛ مسئولیت سرپرستی نخست وزیری پس از استعفای دولت شادروان بازرگان به اینجانب محول شد، گزارش مزبور را که شامل برنامه های وسیع و علمی و طرح های اجرائی برای یک برنامه ۱۶ ساله و در قالب چند جدول زمانبندی دو ساله و جهار ساله بود؛ به صورت کتابی جامع چاپ کرده و در اختیار سازمان ها و نهاد های حکومتی و بالاخره نمایندگان اولین دوره مجلس شورای اسلامی قرار دادم.

درجریان انتخابات اولین مجلس شورای اسلامی به عنوان نماینده مردم تهران انتخاب و به عنوان رئیس سنی اولین دوره مجلس شورای اسلامی برگزیده شد.

درجریان تحولات سیاسی کشور در سال های اولیه پس از پیروزی انقلاب؛ شادروان سحابی و یاران او در دولت موقت و همرزمان سیاسی اش به سختی مورد اهانت و ازار تندروهای مذهبی و گروه های افراطی چپ قرار گرفتند و تا حدود زیادی هم با بی مهری همرزمان روحانی خود در دوران مبارزات ضد استبدادی؛ مواجه شدند. در زمانی که با بی انصافانه ترین هتک حرمت ها و تهمت های زننده و توهین های زشت مواجه می شدند؛ یکبار نشد که کلامی خلاف عفت و حرکتی خارج از تقوا و اصول اخلاقی از سحابی و بازرگان و یاران نزدیک انها شنیده و یا دیده شود. آنچه من در این مدت از این بزرگان شنیدم؛ فقط و فقط این بود که ” خدا همه را هدایت کند ”

این کج رفتاری ها تا آنجا پیش رفت که حتی به صحن مجلس نیز سرایت کرد. کلیپ ها و فیلم هائی که در انترنت و شبکه های الکترونی از رفتار گروهی افراطی در مجلس شورای اسلامی با شادروانان بازرگان و سحابی وگروه آنها؛ وجود دارد، خود بی نیاز از هرگونه شرح و کلام است. دامنه این تحریکات و تحرکات حتی به خارج از مجلس نیز کشیده شد ، به طوری که اهانت و جسارت های هتاکانه و بی باکانه از مرحله زبان و کلام عبور کرده و به حرکت های ایذائی و بدنی نیز رسیده بود. خصوصا” هنگامی که این اقایان قصد ورود و یا خروج از مجلس را داشتند. اینجا بود که مرحوم دکتر یدالله سحابی به همراه شادروانان مهندس مهدی بازرگان ؛ دکتر کاظم سامی و نیز مهندس علی‌اکبر معین‌فر شکوه نامه‌ای در اعتراض به توهین و تهدید و عدم تأمین در محوطه در ورود و خروج مجلس، اخلالگری در اجتماعات، سانسور و محرومیت در صدا و سیما و توقیف روزنامه‌های آزاد تنظیم و منتشر کردند و نیز اعلام کردند تا تدابیری علیه این بی اخلاقی های سیاسی اتخاذ نشود، در جلسات مجلس شرکت نخواهند کرد. نتیجه این شکوائیه این شد که ریاست وقت مجلس آن ها را متهم به ارتباط با گروه های محارب و اهانت به حزب الله نمود.
از دیگر اقدامات سیاسی شادروان سحابی در دوران پس ار انقلاب؛ به همراهی مرحوم بازرگان نوشتن نامه سرگشاده ای به امام خمینی مبنی بر مخالفت با ادامه جنگ بود. همین نامه و مواضع سیاسی از این دست باعث شد که در تمامی انتخابات ادوار مجلس؛ شورای نگهبان مرحومان سحابی و بازرگان و تمامی یاران آن ها را رد صلاحیت کند. و علاوه بر آن گروه های نامرئی و مرئی فشار و وابستگان به جریانات تند مذهبی با توسل به انواع شیوه ها؛ مانع حضور فعال سیاسی آنان در جامعه و در مطبوعات می شدند.

دکتریدالله سحابی پس از درگذشت شادروان مهدی بازرگان، حاضر نشد دبیرکلی نهضت آزادی را بر عهده گیرد؛ همین شد که این مسئولیت به دکتر ابراهیم یزدی واگذار گردید.
در راستای ایفای همین تعهد دینی و اخلاق سیاسی بود که شادروان سحابی در سال های پایانی عمر با برکت و پربار خود و علیرغم کهولت جانکاه ؛ نسبت به حوادث کوی دانشگاه، صدا و سیما و برنامه هویت، قتل‌های زنجیره‌ای، فشار بر مطبوعات و احزاب، نیروی انتظامی، تخلفات از قانون اساسی، عملکرد شورای نگهبان و زندانی شدن فعالان سیاسی بیانیه ها و نامه های اعتراض امیزی ؛ خصوصی و علنی منتشرمی‌کرد.

با وجود ناتوانی های ناشی از همین کهولت سنی و کم شدن شدید قوه بینائی در این انسان الهی بر آن شد تا در اعتراض به رفتارهای ناهنجاری که در ارتباط با زندانیان سیاسی به گوشش می رسید؛ به قصد تحصن در مجلس شورا به عنوان خانه ملت ؛ از بستر بیماری خارج شود….

… در اسفند ۸۰ عزت الله سحابی بعد از ۱۶ ماه از زندان انفرادی آزاد شد و او که راست قامت به زندان رفته بود وقتی آمد عصا در دست گرفته بود. درست یکماه پس از ازادی عزت الله بود که پدرش با جهان فانی وداع کرد و به دیدار خدایش شتافت.
وفات
دکتر یدالله سحابی که از هفدهم فروردین ۱۳۸۱ در پی خونریزی مغزی و کهولت سن در بیمارستان جم تهران بستری شده بود سرانجام در ساعت ۶:۳۰ صبح روز جمعه ۲۳ فروردین‌ماه در حالی درگذشت که اکثر همفکران او به قید وثیقه آزاد شده بودند. مردی دیده از جهان فروبست که در مبارزه با دیکتاتوری و استبداد نامی جاودان در تاریخ ایران زمین بر جای گذارد . مردی که مخالفانش نیز بر راستی و درستی او معترفند.
دو روز بعد با تشییع پیکر پاکش توسط مردم قدرشناس ؛ دوستان و همرزمان ؛ حجت الاسلام دکتر محسن کدیور ، مراسم غسل و نماز میت و تدفین این بنده پاک خدا را انجام داد و او را در امامزاده عبدالله شهر ری به خاک سپردند.
بدین ترتیب بیش از ۹ دهه زندگی و تاثیرگذاری وی بر عرصه های دینی ، علمی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ایران پایان یافت..
رئیس جمهور وقت حجت الاسلام سید محمد خاتمی در پیامی به همین مناسبت ؛ از او به عنوان دانشمند و استاد فرزانه‌ای نام برد که از پیشگامان احیای تفکر دینی در دانشگاه و از مبارزان قدیم راه استقلال و از خدمتگزاران ثابت قدم به اسلام و ایران بود.

دوست دیگری در تکریم این رادمرد آزاده نوشت:

اکنون نهالی را که آنها کاشتند و سال ها با به جان خریدن سختی ها و مرارت ها آن را ابیاری
کردند به درخت تناور «روشنفکری دینی» تبدیل شده و بسیاری زیر سایه اش نشسته و از ثمرات آن بهره می برند.

و بالاخره یکی از یاران و همراهان روزگاران گذشته در باره اش چنین نوشت:
از حضرت علی (ع) روایت شده است که چون از رسول اکرم (ص) از علامت ها و نشانه های مومن پرسیدند، در پاسخ فرمودند:
مومن را چهار نشانه است: یکی آنکه قلب خود را از کبر و دشمنی بزداید. دیگر آنکه زبان را از دروغ و غیبت پاک سازد. سوم آنکه عمل خویش را از ریا و سمعه بپردازد و بالاخره چهارم آنکه اندرون از مال حرام و شبهه خالی دارد.

کسانی که با فعالیتهای اسلامی، سیاسی و فرهنگی بیش از نیم قرن گذشته ی دکتر یدالله سحابی آشنا هستند و با او از نزدیک محشور بوده اند، اعم از دوست یا دشمن، به وجود و حضور این چهار ویژگی در ایشان شهادت می دهند.

روحش شاد و روانش در بارگاه الهی آرام و غریق رحمت و غفران حق باد

منابع و مآخذ:
زندگینامه دکتر یدالله سحابی – ترابر نیوز:پایگاه خبری تحلیلی
زندگانی دکتر یدالله سحابی | بیوگرافی چهره‌های ماندگار|زندگی مشاهیر جهان
تاریخ ایرانی؛ یدالله سحابی و یک عمر مبارزه
هاشمی رفسنجانی و مسأله بازرگان و سحابی – اکبر گنجی: – roozonline.com
عزت الله سحابی: آینده ایران مبهم است، اما تاریک نیست | سایت دانشجویان ایران – صدای دانشجو
جنبش راه سبز – یدالله سحابی و یک عمر مبارزه
«یدالله سحابی؛ تکامل گفتمان تکامل در ایران- سعید حجاریان».
تاریخ ایران. بازبینی‌شده در ۲۷ سپتامبر ۲۰۱۱
زندگینامه دکتر یدالله سحابی – ترابر نیوز:پایگاه خبری تحلیلی حمل و نقل
۱۰٫ دائرة االمعارف فارسی ویکی پدیا


 


سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید در پیامی به رئیس جمهوری منتخب مردم فرانسه، این انتخاب را به وی تبریک گفت.

به گزارش کلمه، اردشیر امیرارجمند ضمن تبریک به آقای فرانسوا اولاند برای موفقیت در رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری، ابراز امیدواری کرد که فرانسه از تلاش های بین المللی برای رفع سایه جنگ از منطقه و حل مسالمت آمیز و عزتمند پرونده ی هسته ای ایران و همچنین توسعه صلح و دموکراسی در جهان پشتیبانی و حمایت کند.

حزب سوسیالیست فرانسه تاکنون بارها از جنبش دموکراسی خواهی ایرانیان و مبارزه برای برقراری موازین عادلانه و حقوق بشری در ایران حمایت کرده و خواستار آزادی زندانیان سیاسی به ویژه رهبران جنبش سبز، موسوی، کروبی و رهنورد شده است.

فرانسوا اولاند هفته گذشته با کسب حدود ۵۲ درصد آرا توانست در مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری فرانسه بر نیکولا سارکوزی رئیس جمهوری پیشین پیروز شود.


 


رئیس خانه کاریکاتور ایران گفت: هیچ گونه تفسیر توهین‌آمیزی در طرح نماینده اراک دیده نمی‌شود و این اتفاق که می‌توانست به سادگی حل شود،‌ این اتفاقی که ساده می‌توانست نادیده گرفته شود، اکنون تبدیل به یک بحران سیاسی شده است که متاسفانه فضای سیاسی کشور و حتی هنر کاریکاتور کشور را ملتهب کرده است.

انتشار خبر محکومیت یک کاریکاتوریست اراکی به ۲۵ ضربه شلاق به دلیل به تصویر کشیدن کاریکاتور «احمد لطفی آشتیانی» نماینده شهر اراک،‌ بازتاب بسیار وسیعی در میان رسانه‌های خارجی داشته است که همگی اقدام به انتشار این خبر کرده و به حمایت از این هنرمند برخاسته‌اند،‌ دلایل محکومیت این هنرمند را از مسعود شجاعی طباطبایی رئیس خانه کاریکاتور جویا شدیم.

هیچ گونه تفسیر توهین‌آمیزی در این طرح دیده نمی‌شود

شجاعی در این باره توضیح داد: بعد از آن که از این خبر مطلع شدیم، با این هنرمند اراکی «محمود شکرایی» تماس گرفتیم و صحت خبر محکومیت او را به ۲۵ ضربه شلاق جویا شدیم، جالب بود که خود او از این حکم بی‌خبر بود،‌ از او خواستیم این طرح را که منجر به این جنجال شده است برای ما ارسال کند ولی وقتی طرح را دیدیم هیچ گونه تفسیر توهین‌آمیزی را در آن نیافتیم.

شجاعی درباره طراحی این کاریکاتور توضیح داد: در یکی از برنامه‌های تلویزیونی ۹۰ گفت‌وگویی با «احمد لطفی آشتیانی» نماینده شهر اراک انجام شد و انتقادهای بسیاری نسبت به نظریات ایشان مبنی بر واگذاری تیم فوتبال نفت تهران به اراک صورت گرفت. به دنبال این اتفاق،‌ محمود شکرایی کاریکاتوریست اراکی در یکی از نشریات این شهر کاریکاتوری این اتفاق را دستمایه کار خود قرار می‌دهد و از این نماینده مجلس را در لباس فوتبال طراحی می‌کند و پس از آن نماینده محترم، از این نشریه و این هنرمند شکایت می‌کند که در نهایت منجر به محکومیت این کاریکاتوریست به ۲۵ ضربه شلاق می‌شود.

رئیس خانه کاریکاتور ایران، این طرح را بسیار ساده و به دور از هر گونه تفسیر توهین‌آمیز ارزیابی کرد و گفت: به نظر من درباره این هنرمند و طرحی که منتشر شده است، بسیار سخت‌گیری شده و حکم بسیار سنگینی را برای هنرمند صادر شده است،‌در حالی که در نشریه گل‌آقا نمونه‌های بسیاری نظیر این طرح از مسئولان دولتی منتشر می‌شد که با سعه صدر و آستانه تحمل بسیار بالا رو به رو می‌شد.

خط قرمزهای هنر کاریکاتور ایران کاملاً مشخص است

این هنرمند کاریکاتوریست در ادامه درباره خط قرمزهای کاریکاتور در کشور گفت: خط قرمزها و حریم‌ها کاملاً مشخص است، به طور مثال درباره مسائل دینی، مذهبی و اخلاقی این حریم‌ها از سوی هنرمندان رعایت می‌شود و همه هنرمندان کاریکاتوریست ما مقید به مسائل دینی،‌مذهبی و اخلاقی هستند و هیچ گاه وارد این مسائل نمی‌شوند.

شجاعی با انتقاد از صدور این حکم که منجر به انتشار اخبار گسترده در رسانه‌های خارجی شده است گفت: این اتفاقی که ساده می‌توانست نادیده گرفته شود، اکنون تبدیل به یک بحران سیاسی شده است که متاسفانه فضای سیاسی کشور و حتی هنر کاریکاتور کشور را ملتهب کرده است.

وی تأکید کرد: اگر این نماینده محترم نیز متوجه این التهابات سیاسی می‌شد که به دنبال انتشار این خبر صورت گرفته است، قطعاً راضی به اجرای این حکم نخواهد بود.

این هنرمند کاریکاتوریست در بخش دیگری از سخنانش به این طرح کاریکاتور که بازتاب وسیعی داشته است اشاره کرد وگفت: کاریکاتور چون زبانی تصویری است، تفسیرهای متعددی از آن می‌شود اما این طرح ساده از این نماینده مجلس صرفاً شکل انتقادآمیز دارد و به هیچ عنوان تفسیر توهین‌آمیز از آن استنباط نمی‌شود،‌ این طرح به گونه‌ای نیست که این نماینده محترم مجلس را تا این اندازه عصبانی کند، نمایندگان ما باید آستانه تحمل بالاتری داشته باشند.

شجاعی ادامه داد: کاریکاتور به دنبال نشان دادن مشکلات و حل معضلات است بنابراین اگر هنرمند کاریکاتوریست که یکی از وظایفش نشان دادن مشکلات و معضلات جامعه است، نتواند طرح ساده‌ای از یک نماینده مجلس را بکشد،‌ چگونه می‌تواند یک کاریکاتوریست باشد.

وی ابراز امیدواری کرد که در این باره تجدید نظری صورت بگیرد و این حکم صادر شده با عنایت رسانه‌های کشور و قوه قضائیه شکل اجرایی به خود نگیرد.

وی افزود: در مواجه با یک طرح کاریکاتور که معضلات را نشان می‌دهد،‌هم می‌توان صورت مسئله را پاک کرد و چنین احکامی را صادر کرد و هم این که در جهت حل این مشکلات برآمد.

شجاعی همچنین پیشنهاد کرد که برای حل این مشکل از نظرات کارشناسی و مشاوره تعدادی از هنرمندان مورد تأیید نظام جمهوری اسلامی ایران استفاده شود تا منجر به صدور چنین احکامی که زیبنده یک هنرمند نیست،‌ نشود.

شجاعی به التهابی که در فضای هنر کاریکاتور ایران ایجاد شده است اشاره کرد و گفت: صدور این حکم هنرمندان کاریکاتوریست کشورمان را بسیار متأثر کرده است و فضای ملتهبی را در هنر کاریکاتور ایجاد کرده است که من شاهد رنج این هنرمندان هستم و آرزو می‌کنم که این حکم هیچ گاه اجرا نشود.

رئیس خانه کاریکاتور ایران تأکید کرد: فضای کاریکاتور ایران بسیار پاک است و نباید چنین اتفاقاتی این فضا را ملتهب کند.


 


شورای شهر تهران امروز در جلسه غیر علنی، میزان افزایش نرخ کرایه تاکسی‌های تهران را تصویب کرد. بر این اساس کرایه‌ها بین ۸ تا ۲۱٫۶ درصد و به طور متوسط ۱۴ درصد افزایش می‌یابد.

ایسنا گزارش داد که بنا به تصمیم اعضای شورای شهر تهران در جلسه امروز، نرخ‌های تعیین شده فارغ از زمان اجرای فاز دوم قانون هدفمندی یارانه‌هاست و با اجرایی شدن این فاز تدابیر دیگری اتخاذ خواهد شد.

خبرآنلاین هم در این باره نوشت: بسیاری از رانندگان تاکسی پیش از این تصویب دست به کار شده بودند و قیمت ها را افزایش داده بودند. در ابتدای سال ۹۱ هم محمد احمدی‌بافنده، مدیر عامل سازمان تاکسیرانی در گفت و گو با خبرآنلاین افزایش ۱۵ درصدی نرخ کرایه تاکسی ها را پیش بینی کرده بود.

بر اساس این گزارش، پیش از این مهدی چمران رئیس شورای شهر تهران در جلسه شورای شهر اعلام کرده بود تا زمانی که قیمت بنزین مشخص نشود نمی‌توان قیمت تاکسی را نهایی کرد.چون ما هنوز نمی‌دانیم که آیا در سال جدید قیمت بنزین افزایش پیدا می‌کند یا خیر؟ و اگر قیمت‌ها افزایش پیدا کند به چه میزان است.

البته جعفر تشکری هاشمی معاون حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران به ایسنا گفته بود که برابر اعلام بانک مرکزی نرخ تورم در ابتدای سال جاری ۲۱ درصد بوده است؛ این میزان تورم در شرایطی است که هنوز نرخ سوخت بابت اجرای فاز دوم هدفمندسازی یارانه‌ها تغییر نکرده است.


 


۱۲۱ روزنامه نگار کشورمان در نامه ای خطاب به روسای قوهای مقننه و قضاییه با بیان اینکه درست در روزهایی که متهم بازداشتگاه غیرقانونی کهریزک ارتقا مقام می گیرد و قوای تحت ریاست شما چشم بر اتهامات او می بندد، خاطرنشان کرده اند: روزنامه نگاران ایرانی یکی بعد از دیگری راهی زندان ها می شوند، به آنان ناسزا می گویند و حتی تعرض فیزیکی می کنند.

این روزنامه نگاران در بخشی از نامه خود به برادران لاریجانی آورده اند: در آخرین موارد مهسا امر آبادی و رضا انصاری راد برای گذراندن حبس راهی زندان شده اند، در مجلس شورای اسلامی سعید شمس، خبرنگار هفته نامه آسمان از سوی یک نماینده مجلس مورد حمله و فحاشی قرار گرفته و محمود شکرابه کاریکاتوریست اراکی تنها به علت طراحی تصویر یکی از نمایندگان مجلس به ۲۵ ضربه شلاق محکوم شده است.

متن این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

آقایان صادق و علی لاریجانی

روسای قوای قضاییه و مقننه جمهوری اسلامی

درست در روزهایی که متهم بازداشتگاه غیرقانونی کهریزک ارتقا مقام می گیرد و قوای تحت ریاست شما چشم بر اتهامات او می بندد، روزنامه نگاران ایرانی یکی بعد از دیگری راهی زندان ها می شوند، به آنان ناسزا می گویند و حتی تعرض فیزیکی می کنند.

در آخرین موارد مهسا امر آبادی و رضا انصاری راد برای گذراندن حبس راهی زندان شده اند، در مجلس شورای اسلامی سعید شمس، خبرنگار هفته نامه آسمان از سوی یک نماینده مجلس مورد حمله و فحاشی قرار گرفته و محمود شکرابه کاریکاتوریست اراکی تنها به علت طراحی تصویر یکی از نمایندگان مجلس به ۲۵ ضربه شلاق محکوم شده است.

روسای قوای قضاییه و مقننه جمهوری اسلامی

ما روزنامه نگاران ایرانی با یادآوری مسئولیت قانونی شما، از یک سو در برابر ملت ایران و از سوی دیگر در برابر فرشته چشم بسته عدالت، بر خود واجب و لازم می دانیم از شما بپرسیم:

اگر متهم اول پرونده کهریزک که به گفته بالاترین مقام جمهوری اسلامی، آبروی نظام را در خطر قرار داده، مستحق ارتقا مقام [بخوانیم دهن کجی به قوای مقننه و قضاییه کشور] است، با کدام استدلال کاریکاتوریستی تنها به جرم کشیدن چند خط بر روی کاغذ، باید محکوم به تحمل ۲۵ ضربه شلاق شود؟

اگر فعالیت متهمان و مجرمان اصلی پرونده های اختلاس میلیاردی،«اقدام علیه امنیت ملی»و «تشویش اذهان عمومی»تلقی نمی شود و آنان حق دارند آزادانه به فعالیت و زندگی های اشرافی خود ادامه دهند، دستگیری مهسا امر آبادی و رضا انصاری راد و دیگر روزنامه نگاران ایرانی تنها به جرم نوشتن، براساس کدام قانون عرفی و شرعی صورت میگیرد و فعالیت حرفه ای آنها اقدام علیه امنیت ملی تلقی می شود؟

با کدام استدلال سوال ساده سعید شمس، خبرنگارهفته نامه آسمان، می تواند مبنای فحاشی و توهین باشد و صدایی از مجلسیان برنیاید؟ مهسا امرآبادی در شرایطی رندانی می شودکه همسر روزنامه نگارش مسعود باستانی، از دو سال و نیم پیش در زندان رجایی شهر زندانی است و حتی یک روز نیز به مرخصی نیامده. آیا این عدالت اسلامی است که یک زوج روزنامه نگار تنها به جرم نوشتن، یکی در زندان رجایی شهر

و دیگری در زندان اوین زندانی باشند؟ تصویر جمهوری اسلامی به عنوان «بزرگترین زندان روزنامه نگاران» در گزارش های مراجع بین المللی، شما را نمی آزارد؟ رواست که قانون گذار باشید و جامه قضا بر تن داشته باشید اما حتی بر قانونی که خود نوشته و قضایی که خود مجری آن هستید،چشم فروبندید؟

ما روزنامه‌نگاران امضا کننده این نامه، رییس قوه قضائیه‌ای که در نخستین روز کاری خود عنوان کرده است “هیچ‌کس نباید جرات کند و به خود حق دهد که خلاف قانون حکم کند و حقوق شهروندان را تضییع نماید و من در این راستا نسبت به احدی گذشت نخواهم کرد” و رییس مجلسی که بنا بر سوگند نمایندگی خود متعهد به حفظ حقوق ملت و آزادی مردم است را خطاب قرار داده‌ایم. ما خواستار آزادی روزنامه نگاران دربندیم. ما خواستار توقف حرکت شلاق ایم، ما خواستار پایان نهادن بر همه بی قانونی ها، بی عدالتی ها و بی حرمتی ها به اهل قلم هستیم، ما خواستار اجرای قانون ایم… ما خواستار حرمت قلم ایم و از شما به عنوان دو متولی دو قوه از قوای سه‌گانه جمهوری اسلامی ایران انتظار داریم در این حیطه، قدرتی برای عمل و عزمی برای اعمال قانون و اجرای عدالت داشته باشید.

اسامی امضا کنندگان:

۱٫ آذرپیک٬ صبا

۲. آقازاده٬ محمد

۳. آقایی٬ ساسان

۴. آل‌ابراهیم٬ مجید

۵. ابوالقاسمی٬ مهرداد

۶. احمدی٬ محسن

۷. امیرآبادیان٬ نزهت

۸. امیرشاهی٬ افشین

۹. امیری٬ نوشابه

۱۰. امین٬ سعیده

۱۱. امینی٬ آسیه

۱۲. ایاز٬ لیدا

۱۳. ایران‌مهر٬ امید

۱۴. ایکدر٬ سولماز

۱۵. بختیاری٬ بی‌تا

۱۶. بدیعی٬ مینو

۱۷. بردبار٬ بهداد

۱۸. بزرگیان٬ علی

۱۹. بنی‌یعقوب٬ ترانه

۲۰. بنی‌یعقوب٬ ژیلا

۲۱. بهشتی٬ میلاد

۲۲. بهکام٬ نگین

۲۳. بهمنی٬ آرش

۲۴. بهنود٬ مسعود

۲۵. بیاتی٬ سحر

۲۶. تاجیک٬ عبدالرضا

۲۷. تاجیک٬ مهدی

۲۸. تنگستانی٬ محمد

۲۹. توانا٬ کامبیز

۳۰. توکلی٬ دلبر

۳۱. تهرانی٬ فرنوش

۳۲. جعفری٬ حمید

۳۳. جعفری٬ مریم

۳۴. جلالی‌فراهانی٬ احمد

۳۵. حاجی‌حسینی٬ رضا

۳۶. حاجی‌زاده٬ مولود

۳۷. حائری‌نژاد٬ فرید

۳۸. حضرتی٬ غزل

۳۹. حسین‌زاده٬ محبوبه

۴۰. حسینی‌پژوه٬ آرش

۴۱. حقیقت‌نژاد٬ رضا

۴۲. حیدریان٬ جواد

۴۳. خامسیان٬ علی‌رضا

۴۴. خانکی٬ رضا

۴۵. خدابخش٬ سعیده

۴۶. خردپیر٬ علی

۴۷. خسروی٬ مازیار

۴۸. خوارزمی٬ مهراوه

۴۹. خیری٬ همایون

۵۰. دوستدار٬ نعمیه

۵۱. دهقان٬ علی

۵۲. دیلقمانی٬ آرزو

۵۳. ذاکری٬ بابک

۵۴. راد٬ نیما

۵۵. رافت٬ احمد

۵۶. رستگار٬ علی

۵۷. رسول‌پور٬ سامان

۵۸. رسولی٬ نرگس

۵۹. رضوی٬ علی

۶۰. رفیع‌زاده٬ شهرام

۶۱. رفیعی٬ رضا

۶۲. رمضان‌زاده٬ فیروزه

۶۳. روزبه٬ اردوان

۶۴. رهبر٬ محمد

۶۵. ریاحی٬ طاهره

۶۶. سراب‌پور٬ سونیتا

۶۷. سرمدی٬ پرستو

۶۸. شبانی٬ مریم

۶۹. شجاعی٬ میترا

۷۰. شجاعیان٬ رضا

۷۱. شعاعی٬ حنیف

۷۲. شمس٬ سعید

۷۳. صارمی٬ نیوشا

۷۴. صدر٬ بنیامین

۷۵. صدیق٬ رضا

۷۶. صف‌سری٬ بیژن

۷۷. صمدبیگی٬ بهروز

۷۸. طباطبایی٬ ریحانه

۷۹. عالمی٬ پوریا

۸۰. عرب‌سرخی٬ ساجده

۸۱. علوی٬ حسین

۸۲. علی‌پور٬ فرهمند

۸۳. علیجانی٬ ارشاد

۸۴. علی‌نژاد٬ مسیح

۸۵. عمادی٬ مهرداد

۸۶. غلامحسین‌پور٬ ماهرخ

۸۷. غیبی٬ رضا

۸۸. فخرایی٬ پویان

۸۹. فرهادیان٬ سروش

۹۰. قاضی٬ فرشته

۹۱. قجر٬ آیدا

۹۲. قریشی٬ کاوه

۹۳. قلمچی٬ احسان

۹۴. کاظمی٬ نازنین

۹۵. کاظمیان٬ مرتضی

۹۶. کشتکار٬ امید

۹۷. گنجی٬ رضا

۹۸. لطیفیان٬ علی‌رضا

۹۹. مازندرانی٬ احسان

۱۰۰. مافی٬ حمید

۱۰۱. متقی٬ امیر

۱۰۲. محرابی٬ احسان

۱۰۳. محمدی٬ حسن

۱۰۴. محمدی٬ ملیحه

۱۰۵. مدرس‌علوم٬ مژگان

۱۰۶. مزروعی٬ حنیف

۱۰۷. مطلق٬ نفیسه

۱۰۸. ملک‌محمدی٬ لیلا

۱۰۹. منتظری٬ جواد

۱۱۰. موسوی٬ پژمان

۱۱۱. مومنی٬ مینو

۱۱۲. میرابراهیمی٬ روزبه

۱۱۳. میردامادی٬ سید سراج‌الدین

۱۱۴. ناعمه٬ مرتضی

۱۱۵. نجاتی٬ محمدحسین

۱۱۶. نجفی٬ مجتبی

۱۱۷. نوربخش٬ شاهین

۱۱۸. نورانی نژاد٬ حسین

۱۱۹. نیستانی٬ مانا

۱۲۰. همتی٬ شهرزاد

۱۲۱. یزدان‌پناه٬ محمدرضا


 


سید هاشم خواستار، رییس کانون صنفی معلمان مشهد با نگارش نامه ای به قضات شعبه پنجم دادگاه انقلاب با اعتراض به وضعیت خود، گفت: -۷ آقای قاضی بخاطر نامه هایی که از زندان به رئیس قوه قضائیه نوشته ام که بر روی سایتها رفته مرا محاکمه می کنید . چرا حتی یک سوال از متن نامه ها نپرسیدید؟؟؟ آیا این دلیل بر استدلال قوی نامه ها نیست که بقول مشهور مولای درزش ۴ که دو سال /۵/ نمی رود؟!! حتی نامه هارا به من نشان ندادید که بخوانم. شاید کسانی تغییراتی در آن داده باشند فقط در ۹۰ زندانیم بپایان رسیده بود و قانونا باید آزاد می شدم مرا آزاد نکرده و با دستبند و پابند به دادگاه انقلاب برده که از دور کاغذهایی که عکس من در گوشه آن چاپ شده بود جلوی باز پرس منصوری دیدم. آنوقت به اتهاماتی موهوم و کلی گویی همچون نشر اکاذیب و تبلیغ علیه نظام و تشویش اذهان عمومی مرا متهم می کنید؟

به گزارش کلمه، هاشم خواستار رییس کانون صنفی معلمان مشهد در نامه ای که خطاب به قضات شعبه پنجم دادگاه انقلاب منتشر کرده است نسبت به برخوردها و احکام غیرقانونی پیرامون وضعیت خود اعتراض کرد.

خواستار، مهندس کشاورزی، معلم بازنشسته و رییس کانون صنفی معلمان مشهد که در هنرستان کشاورزی تدریس می کرد، در تاریخ ٢۵ شهریور ٨٨ در پارک ملت مشهد، در حال پیاده روی دستگیر و به زندان وکیل آباد مشهد، منتقل و در دادگاه بدوی به شش سال حبس، محکوم شد بعد از یک ماه و نیم با وثیقه‏ ۳۵ میلیون تومانی آزاد شد.. حکم او در دادگاه تجدید نظر به دوسال زندان تعزیری کاهش یافت. او تا به حال سه نامه به رییس قوه قضاییه در خصوص وضعیت نامناسب و غیر انسانی و اعدام های پنهانی زندان وکیل آباد مشهد نوشته است.

متن آخرین نامه ی وی به قضات دادگاه انقلاب به شرح زیر است:

به نام خداوند جان و خرد

قضات محترم شعبه پنجم دادگاه انقلاب

احتراما عطف به کلاسه پرونده در رابطه با اتهامات منتسبه دفاعیات خود را به عنوان آخرین دفاع در سومین جلسه دادگاه به شرح زیر به استحضار می رساند.مطابق مدارک و مستندات مضبوط در پرونده و اعلام آن جناب که اتهام اینجانب و همسرم سیاسی می باشد با گذشت ۳۳ سال از پیروزی انقلاب تا کنون جرم سیاسی تعریف نشده و دادگاه بدون حضور هیأت منصفه تشکیل می شود به همین منظور دفاعیات خود را با سوال شروع کرده و با استدلال به پایان می رسانم و به فرمایش پیامبر که فرمودند «کلکم راع و کلکم مسئول» اندکی عمل کنیم.

۱-چرا با گذشت ۳۳ سال از پیروزی انقلاب،جرم سیاسی تعریف نشده و متهمین سیاسی همچون سایر متهمین اعم از سارق ، قاتل، قاچاقچی مواد مخدر و غیره در محاکم عمومی تحت محاکمه قرار گرفته و بر خلاف نص صریح قانون اساسی که مقرر شده به جرائم متهمین سیاسی در محاکم قضایی و با حضور هیئت منصفه و جلسات به صورت علنی تشکیل و رسیدگی شود؟ جنابعالی فرمودید بنده قانون اساسی را مطالعه و نهادهای مرقوم در آن را قبول دارم یا خیر؟ هنگامیکه قانون اساسی مورد قبول و تأیید شخصیت های رسمی در رابطه با بنده اجرا نمی شود ، اینجانب نباید با شک و تردید نسبت به اسلامی بودن نظام و جمهوریت آن بنگرم؟!!

و نباید احساس مسئولیت نموده و اعلام کنم که گروهی از اشخاص به عنوان وسیله از اسلام برای تامین منافع خود که منطبق با موازین اسلامی و منافع ملی نیست استفاده می کنند؟

۲-بنا به خبر روزنامه ی خراسان به تاریخ ۴و ۵/۲/۹۱ ایران در خوشبینانه ترین حالت رتبه سوم کمترین ساعت کار در سال یعنی قبل از کویت و عربستان با ۶۰۰ساعت و ۷۲۰ ساعت و در بدبینانه ترین حالت این رقم ۳۶۴ ساعت یعنی اینکه رتبه آخر جهان را کسب کرده ایم یعنی اگر قرار باشد هر کشور متناسب با ساعات کاری که در سال دارد وارد مسابقه شود کشورهایی چون ژاپن و … با هواپیما و ماشین های با سرعت بسیار بالا و کشور کویت و عربستان با اسب و شتر و کشور ما هم با خر وارد مسابقه شود .

حسین نجابت عضو فراکسیون اصولگرای مجلس اعلام می دارد : بعضی از نمایندگان ۵۰۰ میلیون تا یک میلیارد تومان هزینه تبلیغات نمایندگی آن ها می باشد و هنگامیکه با برخی از آن ها درباره این مبالغ هنگفت و بالا صحبت می شود ،آن ها می گویند از سوی برخی خیرین مجلس ساز تامین می شود .(خلاصه شده) قاضی محترم شخصی که رقم مزبور را جهت کسب نمایندگی مجلس از جیب دیگران تامین می کند در طول دوره نمایندگی در خدمت اسلام و ملت ایران خواهد بود ؟! آیا به فکر تشکیل جلسه و تجزیه و تحلیل وضعیت کشور و جوانان و اشتغال و صنعت و کشاورزی و تولید و انتقاد خواهد بود ؟!!

به نظر می رسد وضعیت فعلی کشور از جهات مختلف نیز تامین منافع گروهی و باندی است!! در غیر اینصورت با درآمد نفتی سالهای اخیر امکان وجود بیکاری ،تورم اقتصاد مریض در حالت موت، موضوعاً منتفی نخواهد بود ؟

شخصی که مبلغ یک میلیارد هزینه می کند قطعاً باید چند برابر وجه هزینه شده با ورود به مجلس کسب نماید و شرکت تعدادی از نمایندگان در اختلاس بزرگ تاریخ ایران بهترین دلیل اثبات این ادعا است. چنانچه مطابق بعضی از اصول قانون اساسی احزاب آزاد باشند ودر یک کشور هفتادو پنج میلیونی یک حزب یک میلیون عضو داشته باشد، با پرداخت ماهیانه هزار تومان حق عضویت، حزب یک میلیارد تومان در ماه درآمد دارد. و کلیه هزینه ها را برای کاندیداها ی خود پرداخت کرده و منابع هزینه های مربوطه شفاف و روشن است . ودر صورتیکه حزبی منافع باند یا اجنبی را بخواهد تامین کند ،باآزادی مطبوعات مراتب به استحضار مردم رسیده و آن حزب و گروه هیچ گونه جایگاهی در بین مردم نخواهد داشت و بالاخره با آزادی احزاب و رسانه ها و مطبوعات هر شخص در هر جایگاهی که باشد همیشه تحت نظر بوده و ناظر و بازرس دارد و اشخاص لایق و خدمتگذار و خادم ملت و دلسوز در جایگاه لازم قرار گرفته و جامعه با سرعت تمام پیش رفته و با شرایط اقلیمی و منابع زیرزمینی که ایران دارد در اندک زمان صنعتی شده و به جای اینکه به فکر واردات کالاهای مصرفی چینی باشیم بهترین کالاها را تولید وصادر می کنیم . قانون اساسی به این مهم توجه داشته و بحث آزادی بیان و مطبوعات و رسانه ها و تجمعات را به رسمیت شناخته تا در صورتیکه منافع ملی به منافع گروهی و باندی تبدیل شود با طرح آن مردم آنها را از گردونه مسئولیت خارج کرده و به دست عدالت بسپارند . وبرخلاف حکومت دموکراسی که نتیجه آن رشد مدیران لایق و شایسته می باشد در حکومت های اقتدارگرا و استبدادی اشخاص چاپلوس و متملق رشد کرده و پست ها را اشغال می کنند و نمونه آن تیتر روزنامه خراسان ۱۰/۲/۹۱ که مدیر عامل مخابرات صدمیلیون تومان پاداش شب عید گرفته یعنی سیصدوسی و سه برابر یک کارمند و یکصدوپنجاه برابر حقوق ماهیانه یک معلم. بزرگترین خیانت و بزرگترین جنایت علیه بشریت محروم کردن یک جامعه از مدیران لایق است.

۳-چنانچه اندیشه اینجانب انحرافی و در تضاد با اسلام و منافع ملی است چرا عده ی زیادی از فرهنگیان که از بنده مسن تر و معلوماتشلن بیشتر و مدرک رسمی آنها بالاتر است و در آموزش و پرورش زیاد هستند به بنده تذکر نداده و نصیحت نمی کنند و تنها مطلبی که دلسوزانه اعلام می دارند ، تحت تعقیب قرار گرفتن و مجازات ، حبس و زندان و غیره است . و عده ای از شخصیت های فرهنگی در سراسر کشور به صورت های گوناگون از من حمایت که متن بعضی از تابلوها به شرح زیر است: هفته ی معلم مبارک – تقدیم به معلم مبارز و نستوه مهندس سید هاشم خواستار – بار پروردگارا زندان در نزد من بسیار محبوبتر است از آنچه مرا به سوی آن دعوت می کنند – سوره یوسف

جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند خانه اش خراب می شود و هرکس بخواهد خانه اش آباد شود باید در تخریب مملکتش بکوشد- پروفسور حسابی

در غم ما روزها بیگاه شد – روز ها با سوز ها همراه شد ، روزها گر رفت گو رو باک نیست – تو بمان ای آن که چون تو پاک نیست.

تا در طلب گوهر جانی جانی – تا در هوس لقمه ی نانی نانی – این نکته و رمز اگر بدانی دانی – هر چیز که در جستن آنی آنی. (مولانا)

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد – عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد – ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد – چشم بلبل به شقایق نگران

خواهد شد (حافظ)

تا که نادان به جهان حکمروایی دارد – همه جا در نظر مردم دانا قفس است.(فریدون مشیری)

بازگشت شکوهمندانه و غرورآفرین معلم آزاده آقای مهندس سید هاشم خواستار را به خانواده محترم ایشان و جامعه فرهنگیان کشور تبریک و تهنیت می گوییم . تلفن ها و smsها که بماند.

۴-در قرون وسطی پادشاه آلمان پابرهنه بدیدار پاپ رفت.پاپ دوتا سه ماه او را در پشت درب کلیسا نگه داشت آنوقت به او اجازه ی دیدار داد.(عظمت و قدرت پاپ) در پایان قرن هجدهم در انقلاب کبیر فرانسه مردم شعار مرگ بر پاپ سر دادند و در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم پاپ تلاش کرد در قانون اساسی اروپا دین مسیح دین رسمی اروپا باشد مردم به دلیل تجربه ای که از عملکرد آنها داشتند قبول نکردند و باز پاپ تلاش کرد که مسئولین اروپا با کشور ترکیه ی مسلمان جهت پیوستن به اتحادیه ی اروپا مذاکره نکنند اما اروپائیان باز توجهی نکردند . شما بگوئید چرا آن پاپ قدرتمند به این پاپ ضعیف تبدیل شد؟! آیا مردم آن تفتیش عقاید و دادگاه های فرمایشی و شکنجه های کلیسا را فراموش می کنند؟

۵-اگر گالیله ها و لوترها و مونتسکیوها و ولترها و … نبودند اکنون دنیا در چه شرایط تاریخی می بود؟ ایران در چه شرایط تاریخی می بود ؟آیا علم به این اندازه پیشرفت می کرد؟؟

۶- بعد از استقلال هند نخست وزیر هند نهرو به مهاتما گاندی پیشنهاد می کند برایش محافظ بگذارند قبول نمیکند و گاندی دوست داشت به مرگ طبیعی نمرده و مرگش هم در خدمت آزادی و استقلال هند و بشریت قرار گیرد که همینطور هم شد و توسط یک هندوی متعصب به قتل رسید.

خبرنگاری به خانم ایندیرا گاندی نخست وزیر هند می گوید چرا شما هر زمان که انتخابات برگزار می کنید تعداد زیادی کشته می دهید و بازهم انتخابات برگزار می کنید و خانم گاندی می گوید ما بهای آزادی را پرداخت می کنیم و سرانجام خودش در راه آزادی و دموکراسی هند ترور شده و بعدها فرزندش راجیو گاندی که او نیز مدتها نخست وزیر هند می شود باز در راه آزادی و استقلال هند ترور می شود ولی دموکراسی هند به راهش ادامه داده و حتی بمب اتم هم آزمایش می کند و دنیا جرأت نمی کند که آن کشور را تحریم کند چرا؟؟ پاکستان شرقی را از پاکستان غربی جدا کرده و کشور بنگلادش را بوجود می آورد . در سه جنگ که با پاکستان داشته هند در هر سه جنگ پیروز می شود آیا تمام اینها به غیر از داشتن دموکراسی است؟؟ و آیا نگاه احترام آمیزی که سایر کشورها و مردم دنیا برای کشور هند قائل هستند به غیر از دموکراسی و تداوم دموکراسی آن کشور است؟؟ و آیا هند یکی از قدرتهای جهان در نیمه قرن بیست و یکم نخواهد بود؟؟؟ چرا حکومتی که نهرووگاندی و ماندلا بنا کردند پایدار گردید و دشمنانشان را بخشیده و برای ملتشان دشمن تراشی نکردند که همیشه با دشمن زندگی کنند و مورد احترام نه تنها مردم کشورشان که مورد احترام مردم دنیا قرار گرفتند؟

۷- آقای قاضی بخاطر نامه هایی که از زندان به رئیس قوه قضائیه نوشته ام که بر روی سایتها رفته مرا محاکمه می کنید . چرا حتی یک سوال از متن نامه ها نپرسیدید؟؟؟ آیا این دلیل بر استدلال قوی نامه ها نیست که بقول مشهور مولای درزش نمی رود؟!! حتی نامه هارا بمن نشان ندادید که بخوانم. شاید کسانی تغییراتی در آن داده باشند فقط در ۴/۵/۹۰ که دو سال زندانیم بپایان رسیده بود و قانونا باید آزاد می شدم مرا آزاد نکرده و با دستبند و پابند به دادگاه انقلاب برده که از دور کاغذهایی که عکس من در گوشه آن چاپ شده بود جلوی باز پرس منصوری دیدم. آنوقت به اتهاماتی موهوم و کلی گویی همچون نشر اکاذیب و تبلیغ علیه نظام و تشویش اذهان عمومی مرا متهم می کنید؟ کدام جمله از نامه ها را در حین محاکمه خوانده و تکذیب کردید که من نشراکاذیب می کنم؟؟ آیا من تشویش اذهان عمومی می کنم که اکثریت ملت به راه امثال من که همان دموکراسی باشد اعتقاد دارند یا کسانی که کشور را غارت می کنند و نتیجه کارشان انواع فسادها از جمله اعتیاد، مواد مخدر ، فحشا ، بیکاری و طلاق و سرقت و تجاوز و اختلاس و زورگیری و…. است بوجود می آورند؟! دکتر شریعتی می گوید می خواهید مکتبی را خراب کنید بد از آن دفاع کنید.

اکنون حاکمان ما همراه با نیروهای امنیتی از اسلام بد دفاع می کنند و بد عمل می کنند آنوقت به واویل واویل می افتند که با چهارتا نامه اسلام رفت! خیر اسلام نرفت بلکه اشخاصی که به ملت ظلم کرده و لیاقت پست و مقامها را ندارند باید بروند.

لطفا مسئولین خودشان را مساوی اسلام قرار ندهند. چرا جوان ها دین گریز شده اند!؟ چرا جوانها از کتاب دینی و معلم دینی بدشان می آید؟؟ چرا مساجد خالی از جوانها شده؟؟ به غیر از نتیجه و ماحصل همین بد دفاع کردن و بدعمل کردن است باید قبول کنیم که این جهان قانونمند و همه چیز بر اساس سنت الهی به حرکت منظمش ادامه می دهد.

به قول مولانا: این جهان کوه است و فعل ماندا ، سوی ما آید نداها را صدا و بقول نیوتن عمل و عکس العمل داریم و قرآن می فرماید : فاعتبر و یا اولی الابصار . و پیامبر (ص) می گوید: الناس علی دین ملوکهم . مردم به روش حاکمانشان هستند یعنی اگر دروغ می گویند ، فساد می کنند ، دزدی می کنند …… از حاکمان یاد می گیرند. هرگاه فرد با قوم یا حکومتی که بر خلاف سنت الهی حرکت کند با دست خودش نابودیش را فراهم می کند و به قول مشهور با دست خودش گورش را می کند.

۸- زمانیکه مردم آزادی بیان ندارند که حرف دلشان و انتقادی که نسبت به حاکمان دارند در مطبوعات و رادیو و تلویزیون بزنند به جک و sms روی می آورند. خداوند آیت ا… منتظری را رحمت کند زمانیکه در حاکمیت بودند چه جک ها که برایش نمی گفتند ، اما بعد از آنکه از حاکمیت خارج و به ملت پیوست و از حقوق و آزادیهای ملتش حمایت کرد نه تنها مردم آن جک ها را فراموش کردند بلکه هنگام فوت آن بزرگ مرد تاریخ معاصر ایران علی رغم فشارها و موانع نیروهای امنیتی مردم بهترین تشییع جنازه را کرده و بدینصورت از رنج و زحماتی که بخاطر مردم دیده بود قدردانی کردند.

۹- قاضی انگلیسی به دستور همکار اسپانیائیش حکم جلب پینوشه دیکتاتور جنایتکار شیلی را فراهم کرد. هنگامیکه پینوشه یا خانم تاچر بانوی آهنین انگلیس که سیزده سال نخست وزیر انگلیس بود پشت میز بسلامتی همدیگر گیلاس مشروب را سر می کشیدند در سن ۹۴ سالگی دستگیرو به دست عدالت سپرده شد. کسانیکه از موقعیت و قلم و پول و اسلحه ای که دارند سوء استفاده کنند باید بدانند دیر یا زود عدالت در انتظارشان است.

۱۰- آقای قاضی کاووسی، زندان محل نگهداری اشخاصی است که نه تنها برای جامعه مفید نمی باشند بلکه مضر بوده و همچون بیماری که در بیمارستان باید مدتی بستری شود تا بهبودی حاصل شود . این زندانی باید در این مکان بماند تا افکارش منطبق بر مصالح جامعه شده و سپس آزاد گردد، بنده عملی که منافع جامعه را به خطر انداخته باشد مرتکب نشده ام آنچه به مسئولین اعلام داشته ام دقیقا به منظور تامین منافع جامعه و کشور است چنانچه اندیشه دموکراسی خواهی بنده، وصف مجرمانه داشته باشد با حبس بنده این اندیشه دموکراسی خواهی محبوس نشده و حتی بیشتر مطرح و فراگیر می شود. به عبارت دیگر نقل هر مجلس می گردد. بازندانی کردن جسم اندیشه را نمی توان زندانی کرد. در اداره ی دامپزکشی زاهدان شهریور ۵۱ با دکتر دامپزشکی بحث سیاسی در مخالفت با رژیم شاه می کردم او مرا نصیحت کرد که همیشه بگو: بمن چه! ، بتوچه! تاخوشبخت باشی. بنده نصیحتش را فراموش نکردم لیکن نتوانستم به آن عمل کنم. و به همسرم متذکر شدم در صورتیکه محکوم به تحمل حبس شود چگونه با سوسکها کنار آمده و زندان را در حالی که ساعتها به سقف و یا به دیوار سلول نگاه می کند یا شپشهای تنش را می گیرد سپری کند .

با توجه به موارد مرقوم و نظر به اینکه درطول دوره حبس هیچگونه مرخصی نداشته ام و امکان تماس با هیچ رسانه ای برایم ایجاد نگردیده و فقط بامسئولین مکاتبه کرده ام که حق شرعی و قانونی هر انسان می باشد و مرتکب هیچ عملی که منافع ملی را به خطر اندازد نشده ام و همیشه پیگیر تامین منافع ملی بوده و هستم و شاکی پرونده با وجود اینکه باید مقید به اجرای احکام و موازین شرعی و بیطرفی باشد متاسفانه بیطرف نبوده و به همین دلیل در طول دوره محکومیت از حقوق اولیه و بدیهی هر انسان محروم بوده ام تا آنجا که یک روز مرخصی به بنده اعطانشد و با عنایت به اینکه آنچه شاکی اعلام و اظهار داشته خلاف واقع بوده است رسیدگی و تقاضای صدور حکم برائت دارم.

سیدهاشم خواستار

به نقل از تارنمای ادوارنیوز

متن نامه هاشم خواستار به قضات دادگاه انقلاب

با اتهاماتی موهوم مرا متهم می کنید

سید هاشم خواستار، رییس کانون صنفی معلمان مشهد با نگارش نامه ای به قضات شعبه پنجم دادگاه انقلاب با اعتراض به وضعیت خود، گفت: -۷ آقای قاضی بخاطر نامه هایی که از زندان به رئیس قوه قضائیه نوشته ام که بر روی سایتها رفته مرا محاکمه می کنید . چرا حتی یک سوال از متن نامه ها نپرسیدید؟؟؟ آیا این دلیل بر استدلال قوی نامه ها نیست که بقول مشهور مولای درزش ۴ که دو سال /۵/ نمی رود؟!! حتی نامه هارا به من نشان ندادید که بخوانم. شاید کسانی تغییراتی در آن داده باشند فقط در ۹۰ زندانیم بپایان رسیده بود و قانونا باید آزاد می شدم مرا آزاد نکرده و با دستبند و پابند به دادگاه انقلاب برده که از دور کاغذهایی که عکس من در گوشه آن چاپ شده بود جلوی باز پرس منصوری دیدم. آنوقت به اتهاماتی موهوم و کلی گویی همچون نشر اکاذیب و تبلیغ علیه نظام و تشویش اذهان عمومی مرا متهم می کنید؟

به گزارش کلمه، هاشم خواستار رییس کانون صنفی معلمان مشهد در نامه ای که خطاب به قضات شعبه پنجم دادگاه انقلاب منتشر کرده است نسبت به برخوردها و احکام غیرقانونی پیرامون وضعیت خود اعتراض کرد.

خواستار، مهندس کشاورزی، معلم بازنشسته و رییس کانون صنفی معلمان مشهد که در هنرستان کشاورزی تدریس می کرد، در تاریخ ٢۵ شهریور ٨٨ در پارک ملت مشهد، در حال پیاده روی دستگیر و به زندان وکیل آباد مشهد، منتقل و در دادگاه بدوی به شش سال حبس، محکوم شد بعد از یک ماه و نیم با وثیقه‏ ۳۵ میلیون تومانی آزاد شد.. حکم او در دادگاه تجدید نظر به دوسال زندان تعزیری کاهش یافت. او تا به حال سه نامه به رییس قوه قضاییه در خصوص وضعیت نامناسب و غیر انسانی و اعدام های پنهانی زندان وکیل آباد مشهد نوشته است.

متن آخرین نامه ی وی به قضات دادگاه انقلاب به شرح زیر است:

به نام خداوند جان و خرد

قضات محترم شعبه پنجم دادگاه انقلاب

احتراما عطف به کلاسه پرونده در رابطه با اتهامات منتسبه دفاعیات خود را به عنوان آخرین دفاع در سومین جلسه دادگاه به شرح زیر به استحضار می رساند.مطابق مدارک و مستندات مضبوط در پرونده و اعلام آن جناب که اتهام اینجانب و همسرم سیاسی می باشد با گذشت ۳۳ سال از پیروزی انقلاب تا کنون جرم سیاسی تعریف نشده و دادگاه بدون حضور هیأت منصفه تشکیل می شود به همین منظور دفاعیات خود را با سوال شروع کرده و با استدلال به پایان می رسانم و به فرمایش پیامبر که فرمودند «کلکم راع و کلکم مسئول» اندکی عمل کنیم.

۱-چرا با گذشت ۳۳ سال از پیروزی انقلاب،جرم سیاسی تعریف نشده و متهمین سیاسی همچون سایر متهمین اعم از سارق ، قاتل، قاچاقچی مواد مخدر و غیره در محاکم عمومی تحت محاکمه قرار گرفته و بر خلاف نص صریح قانون اساسی که مقرر شده به جرائم متهمین سیاسی در محاکم قضایی و با حضور هیئت منصفه و جلسات به صورت علنی تشکیل و رسیدگی شود؟ جنابعالی فرمودید بنده قانون اساسی را مطالعه و نهادهای مرقوم در آن را قبول دارم یا خیر؟ هنگامیکه قانون اساسی مورد قبول و تأیید شخصیت های رسمی در رابطه با بنده اجرا نمی شود ، اینجانب نباید با شک و تردید نسبت به اسلامی بودن نظام و جمهوریت آن بنگرم؟!!

و نباید احساس مسئولیت نموده و اعلام کنم که گروهی از اشخاص به عنوان وسیله از اسلام برای تامین منافع خود که منطبق با موازین اسلامی و منافع ملی نیست استفاده می کنند؟

۲-بنا به خبر روزنامه ی خراسان به تاریخ ۴و ۵/۲/۹۱ ایران در خوشبینانه ترین حالت رتبه سوم کمترین ساعت کار در سال یعنی قبل از کویت و عربستان با ۶۰۰ساعت و ۷۲۰ ساعت و در بدبینانه ترین حالت این رقم ۳۶۴ ساعت یعنی اینکه رتبه آخر جهان را کسب کرده ایم یعنی اگر قرار باشد هر کشور متناسب با ساعات کاری که در سال دارد وارد مسابقه شود کشورهایی چون ژاپن و … با هواپیما و ماشین های با سرعت بسیار بالا و کشور کویت و عربستان با اسب و شتر و کشور ما هم با خر وارد مسابقه شود .

حسین نجابت عضو فراکسیون اصولگرای مجلس اعلام می دارد : بعضی از نمایندگان ۵۰۰ میلیون تا یک میلیارد تومان هزینه تبلیغات نمایندگی آن ها می باشد و هنگامیکه با برخی از آن ها درباره این مبالغ هنگفت و بالا صحبت می شود ،آن ها می گویند از سوی برخی خیرین مجلس ساز تامین می شود .(خلاصه شده) قاضی محترم شخصی که رقم مزبور را جهت کسب نمایندگی مجلس از جیب دیگران تامین می کند در طول دوره نمایندگی در خدمت اسلام و ملت ایران خواهد بود ؟! آیا به فکر تشکیل جلسه و تجزیه و تحلیل وضعیت کشور و جوانان و اشتغال و صنعت و کشاورزی و تولید و انتقاد خواهد بود ؟!!

به نظر می رسد وضعیت فعلی کشور از جهات مختلف نیز تامین منافع گروهی و باندی است!! در غیر اینصورت با درآمد نفتی سالهای اخیر امکان وجود بیکاری ،تورم اقتصاد مریض در حالت موت، موضوعاً منتفی نخواهد بود ؟

شخصی که مبلغ یک میلیارد هزینه می کند قطعاً باید چند برابر وجه هزینه شده با ورود به مجلس کسب نماید و شرکت تعدادی از نمایندگان در اختلاس بزرگ تاریخ ایران بهترین دلیل اثبات این ادعا است. چنانچه مطابق بعضی از اصول قانون اساسی احزاب آزاد باشند ودر یک کشور هفتادو پنج میلیونی یک حزب یک میلیون عضو داشته باشد، با پرداخت ماهیانه هزار تومان حق عضویت، حزب یک میلیارد تومان در ماه درآمد دارد. و کلیه هزینه ها را برای کاندیداها ی خود پرداخت کرده و منابع هزینه های مربوطه شفاف و روشن است . ودر صورتیکه حزبی منافع باند یا اجنبی را بخواهد تامین کند ،باآزادی مطبوعات مراتب به استحضار مردم رسیده و آن حزب و گروه هیچ گونه جایگاهی در بین مردم نخواهد داشت و بالاخره با آزادی احزاب و رسانه ها و مطبوعات هر شخص در هر جایگاهی که باشد همیشه تحت نظر بوده و ناظر و بازرس دارد و اشخاص لایق و خدمتگذار و خادم ملت و دلسوز در جایگاه لازم قرار گرفته و جامعه با سرعت تمام پیش رفته و با شرایط اقلیمی و منابع زیرزمینی که ایران دارد در اندک زمان صنعتی شده و به جای اینکه به فکر واردات کالاهای مصرفی چینی باشیم بهترین کالاها را تولید وصادر می کنیم . قانون اساسی به این مهم توجه داشته و بحث آزادی بیان و مطبوعات و رسانه ها و تجمعات را به رسمیت شناخته تا در صورتیکه منافع ملی به منافع گروهی و باندی تبدیل شود با طرح آن مردم آنها را از گردونه مسئولیت خارج کرده و به دست عدالت بسپارند . وبرخلاف حکومت دموکراسی که نتیجه آن رشد مدیران لایق و شایسته می باشد در حکومت های اقتدارگرا و استبدادی اشخاص چاپلوس و متملق رشد کرده و پست ها را اشغال می کنند و نمونه آن تیتر روزنامه خراسان ۱۰/۲/۹۱ که مدیر عامل مخابرات صدمیلیون تومان پاداش شب عید گرفته یعنی سیصدوسی و سه برابر یک کارمند و یکصدوپنجاه برابر حقوق ماهیانه یک معلم. بزرگترین خیانت و بزرگترین جنایت علیه بشریت محروم کردن یک جامعه از مدیران لایق است.

۳-چنانچه اندیشه اینجانب انحرافی و در تضاد با اسلام و منافع ملی است چرا عده ی زیادی از فرهنگیان که از بنده مسن تر و معلوماتشلن بیشتر و مدرک رسمی آنها بالاتر است و در آموزش و پرورش زیاد هستند به بنده تذکر نداده و نصیحت نمی کنند و تنها مطلبی که دلسوزانه اعلام می دارند ، تحت تعقیب قرار گرفتن و مجازات ، حبس و زندان و غیره است . و عده ای از شخصیت های فرهنگی در سراسر کشور به صورت های گوناگون از من حمایت که متن بعضی از تابلوها به شرح زیر است: هفته ی معلم مبارک – تقدیم به معلم مبارز و نستوه مهندس سید هاشم خواستار – بار پروردگارا زندان در نزد من بسیار محبوبتر است از آنچه مرا به سوی آن دعوت می کنند – سوره یوسف

جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند خانه اش خراب می شود و هرکس بخواهد خانه اش آباد شود باید در تخریب مملکتش بکوشد- پروفسور حسابی

در غم ما روزها بیگاه شد – روز ها با سوز ها همراه شد ، روزها گر رفت گو رو باک نیست – تو بمان ای آن که چون تو پاک نیست.

تا در طلب گوهر جانی جانی – تا در هوس لقمه ی نانی نانی – این نکته و رمز اگر بدانی دانی – هر چیز که در جستن آنی آنی. (مولانا)

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد – عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد – ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد – چشم بلبل به شقایق نگران

خواهد شد (حافظ)

تا که نادان به جهان حکمروایی دارد – همه جا در نظر مردم دانا قفس است.(فریدون مشیری)

بازگشت شکوهمندانه و غرورآفرین معلم آزاده آقای مهندس سید هاشم خواستار را به خانواده محترم ایشان و جامعه فرهنگیان کشور تبریک و تهنیت می گوییم . تلفن ها و smsها که بماند.

۴-در قرون وسطی پادشاه آلمان پابرهنه بدیدار پاپ رفت.پاپ دوتا سه ماه او را در پشت درب کلیسا نگه داشت آنوقت به او اجازه ی دیدار داد.(عظمت و قدرت پاپ) در پایان قرن هجدهم در انقلاب کبیر فرانسه مردم شعار مرگ بر پاپ سر دادند و در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم پاپ تلاش کرد در قانون اساسی اروپا دین مسیح دین رسمی اروپا باشد مردم به دلیل تجربه ای که از عملکرد آنها داشتند قبول نکردند و باز پاپ تلاش کرد که مسئولین اروپا با کشور ترکیه ی مسلمان جهت پیوستن به اتحادیه ی اروپا مذاکره نکنند اما اروپائیان باز توجهی نکردند . شما بگوئید چرا آن پاپ قدرتمند به این پاپ ضعیف تبدیل شد؟! آیا مردم آن تفتیش عقاید و دادگاه های فرمایشی و شکنجه های کلیسا را فراموش می کنند؟

۵-اگر گالیله ها و لوترها و مونتسکیوها و ولترها و … نبودند اکنون دنیا در چه شرایط تاریخی می بود؟ ایران در چه شرایط تاریخی می بود ؟آیا علم به این اندازه پیشرفت می کرد؟؟

۶- بعد از استقلال هند نخست وزیر هند نهرو به مهاتما گاندی پیشنهاد می کند برایش محافظ بگذارند قبول نمیکند و گاندی دوست داشت به مرگ طبیعی نمرده و مرگش هم در خدمت آزادی و استقلال هند و بشریت قرار گیرد که همینطور هم شد و توسط یک هندوی متعصب به قتل رسید.

خبرنگاری به خانم ایندیرا گاندی نخست وزیر هند می گوید چرا شما هر زمان که انتخابات برگزار می کنید تعداد زیادی کشته می دهید و بازهم انتخابات برگزار می کنید و خانم گاندی می گوید ما بهای آزادی را پرداخت می کنیم و سرانجام خودش در راه آزادی و دموکراسی هند ترور شده و بعدها فرزندش راجیو گاندی که او نیز مدتها نخست وزیر هند می شود باز در راه آزادی و استقلال هند ترور می شود ولی دموکراسی هند به راهش ادامه داده و حتی بمب اتم هم آزمایش می کند و دنیا جرأت نمی کند که آن کشور را تحریم کند چرا؟؟ پاکستان شرقی را از پاکستان غربی جدا کرده و کشور بنگلادش را بوجود می آورد . در سه جنگ که با پاکستان داشته هند در هر سه جنگ پیروز می شود آیا تمام اینها به غیر از داشتن دموکراسی است؟؟ و آیا نگاه احترام آمیزی که سایر کشورها و مردم دنیا برای کشور هند قائل هستند به غیر از دموکراسی و تداوم دموکراسی آن کشور است؟؟ و آیا هند یکی از قدرتهای جهان در نیمه قرن بیست و یکم نخواهد بود؟؟؟ چرا حکومتی که نهرووگاندی و ماندلا بنا کردند پایدار گردید و دشمنانشان را بخشیده و برای ملتشان دشمن تراشی نکردند که همیشه با دشمن زندگی کنند و مورد احترام نه تنها مردم کشورشان که مورد احترام مردم دنیا قرار گرفتند؟

۷- آقای قاضی بخاطر نامه هایی که از زندان به رئیس قوه قضائیه نوشته ام که بر روی سایتها رفته مرا محاکمه می کنید . چرا حتی یک سوال از متن نامه ها نپرسیدید؟؟؟ آیا این دلیل بر استدلال قوی نامه ها نیست که بقول مشهور مولای درزش نمی رود؟!! حتی نامه هارا بمن نشان ندادید که بخوانم. شاید کسانی تغییراتی در آن داده باشند فقط در ۴/۵/۹۰ که دو سال زندانیم بپایان رسیده بود و قانونا باید آزاد می شدم مرا آزاد نکرده و با دستبند و پابند به دادگاه انقلاب برده که از دور کاغذهایی که عکس من در گوشه آن چاپ شده بود جلوی باز پرس منصوری دیدم. آنوقت به اتهاماتی موهوم و کلی گویی همچون نشر اکاذیب و تبلیغ علیه نظام و تشویش اذهان عمومی مرا متهم می کنید؟ کدام جمله از نامه ها را در حین محاکمه خوانده و تکذیب کردید که من نشراکاذیب می کنم؟؟ آیا من تشویش اذهان عمومی می کنم که اکثریت ملت به راه امثال من که همان دموکراسی باشد اعتقاد دارند یا کسانی که کشور را غارت می کنند و نتیجه کارشان انواع فسادها از جمله اعتیاد، مواد مخدر ، فحشا ، بیکاری و طلاق و سرقت و تجاوز و اختلاس و زورگیری و…. است بوجود می آورند؟! دکتر شریعتی می گوید می خواهید مکتبی را خراب کنید بد از آن دفاع کنید.

اکنون حاکمان ما همراه با نیروهای امنیتی از اسلام بد دفاع می کنند و بد عمل می کنند آنوقت به واویل واویل می افتند که با چهارتا نامه اسلام رفت! خیر اسلام نرفت بلکه اشخاصی که به ملت ظلم کرده و لیاقت پست و مقامها را ندارند باید بروند.

لطفا مسئولین خودشان را مساوی اسلام قرار ندهند. چرا جوان ها دین گریز شده اند!؟ چرا جوانها از کتاب دینی و معلم دینی بدشان می آید؟؟ چرا مساجد خالی از جوانها شده؟؟ به غیر از نتیجه و ماحصل همین بد دفاع کردن و بدعمل کردن است باید قبول کنیم که این جهان قانونمند و همه چیز بر اساس سنت الهی به حرکت منظمش ادامه می دهد.

به قول مولانا: این جهان کوه است و فعل ماندا ، سوی ما آید نداها را صدا و بقول نیوتن عمل و عکس العمل داریم و قرآن می فرماید : فاعتبر و یا اولی الابصار . و پیامبر (ص) می گوید: الناس علی دین ملوکهم . مردم به روش حاکمانشان هستند یعنی اگر دروغ می گویند ، فساد می کنند ، دزدی می کنند …… از حاکمان یاد می گیرند. هرگاه فرد با قوم یا حکومتی که بر خلاف سنت الهی حرکت کند با دست خودش نابودیش را فراهم می کند و به قول مشهور با دست خودش گورش را می کند.

۸- زمانیکه مردم آزادی بیان ندارند که حرف دلشان و انتقادی که نسبت به حاکمان دارند در مطبوعات و رادیو و تلویزیون بزنند به جک و sms روی می آورند. خداوند آیت ا… منتظری را رحمت کند زمانیکه در حاکمیت بودند چه جک ها که برایش نمی گفتند ، اما بعد از آنکه از حاکمیت خارج و به ملت پیوست و از حقوق و آزادیهای ملتش حمایت کرد نه تنها مردم آن جک ها را فراموش کردند بلکه هنگام فوت آن بزرگ مرد تاریخ معاصر ایران علی رغم فشارها و موانع نیروهای امنیتی مردم بهترین تشییع جنازه را کرده و بدینصورت از رنج و زحماتی که بخاطر مردم دیده بود قدردانی کردند.

۹- قاضی انگلیسی به دستور همکار اسپانیائیش حکم جلب پینوشه دیکتاتور جنایتکار شیلی را فراهم کرد. هنگامیکه پینوشه یا خانم تاچر بانوی آهنین انگلیس که سیزده سال نخست وزیر انگلیس بود پشت میز بسلامتی همدیگر گیلاس مشروب را سر می کشیدند در سن ۹۴ سالگی دستگیرو به دست عدالت سپرده شد. کسانیکه از موقعیت و قلم و پول و اسلحه ای که دارند سوء استفاده کنند باید بدانند دیر یا زود عدالت در انتظارشان است.

۱۰- آقای قاضی کاووسی، زندان محل نگهداری اشخاصی است که نه تنها برای جامعه مفید نمی باشند بلکه مضر بوده و همچون بیماری که در بیمارستان باید مدتی بستری شود تا بهبودی حاصل شود . این زندانی باید در این مکان بماند تا افکارش منطبق بر مصالح جامعه شده و سپس آزاد گردد، بنده عملی که منافع جامعه را به خطر انداخته باشد مرتکب نشده ام آنچه به مسئولین اعلام داشته ام دقیقا به منظور تامین منافع جامعه و کشور است چنانچه اندیشه دموکراسی خواهی بنده، وصف مجرمانه داشته باشد با حبس بنده این اندیشه دموکراسی خواهی محبوس نشده و حتی بیشتر مطرح و فراگیر می شود. به عبارت دیگر نقل هر مجلس می گردد. بازندانی کردن جسم اندیشه را نمی توان زندانی کرد. در اداره ی دامپزکشی زاهدان شهریور ۵۱ با دکتر دامپزشکی بحث سیاسی در مخالفت با رژیم شاه می کردم او مرا نصیحت کرد که همیشه بگو: بمن چه! ، بتوچه! تاخوشبخت باشی. بنده نصیحتش را فراموش نکردم لیکن نتوانستم به آن عمل کنم. و به همسرم متذکر شدم در صورتیکه محکوم به تحمل حبس شود چگونه با سوسکها کنار آمده و زندان را در حالی که ساعتها به سقف و یا به دیوار سلول نگاه می کند یا شپشهای تنش را می گیرد سپری کند .

با توجه به موارد مرقوم و نظر به اینکه درطول دوره حبس هیچگونه مرخصی نداشته ام و امکان تماس با هیچ رسانه ای برایم ایجاد نگردیده و فقط بامسئولین مکاتبه کرده ام که حق شرعی و قانونی هر انسان می باشد و مرتکب هیچ عملی که منافع ملی را به خطر اندازد نشده ام و همیشه پیگیر تامین منافع ملی بوده و هستم و شاکی پرونده با وجود اینکه باید مقید به اجرای احکام و موازین شرعی و بیطرفی باشد متاسفانه بیطرف نبوده و به همین دلیل در طول دوره محکومیت از حقوق اولیه و بدیهی هر انسان محروم بوده ام تا آنجا که یک روز مرخصی به بنده اعطانشد و با عنایت به اینکه آنچه شاکی اعلام و اظهار داشته خلاف واقع بوده است رسیدگی و تقاضای صدور حکم برائت دارم.

سیدهاشم خواستار


 


دبیر اجرایی خانه کارگر لارستان اعلام کرد: کارخانه شیرین طعم لارستان تعطیل و ۶۰ کارگر آن اخراج شدند.

محمدحسن قوامی در گفت گو با ایلنا با اشاره به اینکه کارخانه شیرین طعم لارستان وابسته به کارخانه ویتانا است اظهار داشت: این واحد تولیدی با مجموع ۶۰ کارگر مشغول به کار بود که با پدیدآمدن بحران ۲۰ نفر از این کارگران اخراج شده بودند و با تعطیلی کامل کارخانه تعداد ۴۰ کارگر باقی مانده نیز اخراج شده‌اند.

او گفت: با اخراج کارگران و تعطیلی کارخانه به جهت انباشت بدهی‌های بانکی هم اکنون کلیه اموال و زمین‌ها و ساختمان کارخانه که در رهن یکی از بانک‌های کشور بود مصادره شده است.

قوامی با بیان اینکه هم اکنون کارگران اخراج شده بلاتکلیف هستند افزود: ماشین آلات و ابزار تولید این واحد تولیدی قرار بود به تهران انتقال پیدا کند که کارگران بیکار شده در حال حاضر از این انتقال جلوگیری کرده‌اند و از مسئولان خواسته‌اند با احیا ء مجدد این واحد تولیدی، شغل و کارخانه از دست رفته را به آنان باز گردانند.

به گفته قوامی میزان بدهی این واحد تولیدی به بانکهای تسهیلات دهنده ۳ میلیارد تومان است.


 


تصادف در هر ساعت جان ۲ ایرانی را می‌گیرد. یعنی هر نیم ساعت یک ایرانی. این‌، مهم‌ترین نکته‌ای بود که در نخستین مراسم دهه ایمنی، عنوان شد.

به گزارش مشرق، میزان بالای تصادفات در کشور از جمله مسائلی است که همواره مسئولان وزارتخانه بهداشت و پلیس راهور ناجا را به طور مستقیم درگیر می‌کند.

بر اساس آمار، سال گذشته ۲۰ هزار و ۶۸ هموطن در اثر تصادف فوت کرده و ۸۰۰ هزار نفر نیز به انحای مختلف مجروح شده‌اند. اگر نفرات کشته شده در تصادفات رانندگی در سال گذشته را در تعداد روزهای سال تقسیم کنیم سهم هر روز از میزان تلفات رانندگی ۵۵ کشته و ۲ هزار و ۱۰۰ مجروح می‌شود با این حساب در هر ساعت بیش از ۲ کشته و ۸۷ مجروح به تعداد تلفات رانندگی اضافه می‌شود.

اما طی سال‌های گذشته میزان بالای تلفات ناشی از تصادفات رانندگی در کشور ما به حدی بود که برخی آن را با تعداد شهدای ۸ سال جنگ تحمیلی مقایسه می‌کردند. با این حساب کشورمان بالاترین آمار مرگ و میر ناشی از تصادفات جاده ای در جهان را داراست.

همین جمله ناخوشایند کافی است تا دریابیم، امنیت در جاده های کشورمان به یک حلقه مفقوده بدل شده است و همه ساله تعداد قابل توجهی از هموطنان جان خود را در حوادث و سوانح جاده ای از دست داده و میلیاردها تومان هزینه قابل اجتناب انسانی و مادی را تحمیل می کند.

علل و عوامل فراوانی همانند حلقه هایی به هم پیوسته، زنجیره حوادث جاده ای در کشورمان را تشکیل می دهند و ما را در نازلترین رتبه در میان کشورهای جهان از نظر امنیت سفر قرار می دهند.

به گفته غلامرضا معصومی، رئیس اورژانس کشور، حوادث ترافیکی نخستین عامل بیماری‌هاست.

رانندگی در جاده‌های نا ایمن

آمار تصادفات رانندگی در ایران در مقایسه با سایر کشور‌های جهان نگران کننده است. میزان تلفات تصادفات رانندگی در ایران ۲۵ برابر ژاپن و ۲برابر ترکیه است. در عربستان روزانه ۱۲ نفر قربانی حوادث جاده‌ای می‌شوند و بر اساس آمار تعداد کشته‌ها در تصادفات رانندگی ۵۵ کشته و ۲ هزار و ۱۰۰ مجروح در هر روز در سال گذشته بوده است.

همچنین ناامن‌ترین جاده‌های دنیا برای رانندگی و بدترین آمار در زمینه میزان سوانح رانندگی در جهان متعلق به کشورهای اریتره، مصر، لیبی، افغانستان، عراق، نیجر، آنگولا، امارات، گامبیا، ایران و موریتانی است و امن‌ترین جاده‌های دنیا برای رانندگی را کشورهای سوئیس، سنگاپور، هلند، فنلاند، آلمان، نروژ و سوئد دارند.

در حالی که تصادفات جاده‌ای نهمین علت مرگ‌و‌میر در جهان به شمار می‌رود این حوادث در ایران دومین علت مرگ و میر است.

دکتر ساسان افلاکی، عضو مرکز تحقیقات راه و حمل و نقل دانشگاه تهران با اشاره به نقص در راه‌های کشور می‌گوید:«راه‌های کشور برای سرعت پایین طراحی شده‌اند و نبود علائم راهنمایی و رانندگی در برخی از نقاط باعث بروز تصادفات رانندگی می شود.»

وی با اشاره به استاندارد نبودن راه‌های کشور و از بین رفتن علائم راهنمایی و رانندگی در برخی جاده‌ها تاکید می‌کند: «در مدت زمان کوتاهی باید نسبت به اصلاح راه‌های غیر استاندارد و علائم راهنمایی و رانندگی اقدام شود.»

طی سال‌های گذشته خودرو سازان به عنوان یکی از متهمان اصلی در تصادفات رانندگی شناخته شده‌اند. استفاده از قطعات غیر اصلی در خودروها یکی از علل بروز تصادفات در جاده‌های کشور است که افلاکی به آن اشاره کرده و می‌گوید:«در این خصوص باید یک سیستم کنترل کیفی قوی وجود داشته باشد.» راه نامناسب، خودروی نا‌ایمن، عدم رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی سه عاملی هستند که همواره از سوی کارشناسان به عنوان سه عامل اصلی بروز تصادفات در کشور نام برده می‌شوند.

آمار بالای تلفات رانندگی و هزینه‌های این تصادفات که در سال ۸۶ حدود ۱۸ میلیارد تومان یعنی ۷ درصد تولید ناخالص ملی برآورد شد مسئولان را بر آن داشت تا با اقدامات فرهنگی در وهله اول تعداد کشته‌شده‌های تصادفات رانندگی را کم کند. بر این اساس دولت برنامه‌ریزی کرده است تا در سال ۱۴۰۰ این تعداد ۱۰‌کشته به ازای هر ۱۰۰ هزار شهروند برسد. این در حالی است که هزینه‌های مستقیم درمان مصدومان حوادث ترافیکی در سال ۸۶، ۱۱ درصد کل هزینه‌ها و هزینه فوت، معلولیت، کاهش کیفیت زندگی و تبعات اجتماعی و اقتصادی آن ۵۰‌درصد هزینه‌های کشور را تشکیل می‌دهد.

فرهنگ‌سازی، اولویت اصلی راهور ناجا

سرهنگ محمد کریم خسروی، معاون اجتماعی و فرهنگ ترافیک رئیس پلیس راهور ناجا نیز با اشاره به این نکته که رویکرد ناجا جامع محور است، به تهران امروز می‌گوید:‌«جلب مشارکت مردمی در امور ترافیکی و اعتماد‌سازی ازاولویت‌های کاری پلیس راهور ناجا برای انجام فعالیت‌های فرهنگی است.»

وی با اشاره به این نکته که انسان، راه و وسیله نقلیه از موضوعات ترافیکی هستند، می‌گوید:‌ «اگر این فرض را داشته باشیم که سازندگان راه و وسیله نقلیه انسان و کاربران نیز انسان هستند موضوع ترافیک انسانی و اجتماعی می‌شود با این حساب کار فرهنگی مهم‌ترین کاری است که باید در این زمینه انجام داد.»

سرهنگ خسروی در خصوص تعداد کشته‌های رانندگی می‌گوید:‌«در جاد‌ه‌های روستایی ۱درصد تلفات ناشی از تصادفات رانندگی را داریم که برای فائق آمدن بر این مشکل از دهیاران روستاها به عنوان راهوران محلی ناجا استفاده کرده‌ایم که با این حساب در دورترین نقاط کشور نیز ۳ حلقه همیاران فرهنگی، دهیاران و پلیس یاران را سازماندهی کرده‌ایم که این اقدام به منظور حفظ جان شهروندان و جلوگیری از سوانح ترافیکی انجام شده است.» معاون اجتماعی و فرهنگ ترافیک رئیس پلیس راهور ناجا با اشاره به این نکته که تعداد ۲۰هزار کشته در سال در تصادفات رانندگی در شأن مردم کشورمان نیست، می‌گوید:‌«خودروها باید استانداردهای ۵۱ گانه اجباری و استاندردهای زیست‌محیطی را داشته و اعتقاد داریم سطح استاندرها پایین است و باید بالاتر برود تا بتوانیم خودروهای ایمن داشته باشم.»

رابطه کمربند ایمنی و مرگ کمتر

استفاده اجباری از کمر بند ایمنی چند سالی است که در کشور باب شده است تا پیش از آیین نامه جدید پلیس مبنی بر استفاده اجباری از کمر بند ایمنی این وسیله بیشتر به وسیله ناکارآمدی تزئینی در خودروها محسوب می‌شد اما از زمانی که استفاده از آن در خودروها کاهش پیدا کرد از تعداد تلفات ناشی از تصادفات درکشور نیز کاسته شد.

به گفته رئیس اورژانس کشور «کمربند ایمنی ۳۰ تا ۶۵ درصد تلفات جانی سرنشین جلو و ۲۵ تا ۷۵ درصد سرنشین عقب خودرو را کاهش می دهد.»

به گفته وی استفاده از کلاه ایمنی ۴۰ درصد از مرگ و ۷۰ درصد از آسیب به مغز را می‌کاهد و استفاده از صندلی ویژه ۷۰ درصد از مرگ شیرخوار و ۵۴ تا ۸۰ درصد از مرگ کودکان را کاهش می دهد. با این حال و بر اساس آمار در نوروز سال جاری در بازه زمانی ۲۵ اسفند تا ۱۵ فروردین ماه تصادفات رانندگی یکهزار و ۱۴۱ کشته بر جای گذاشت. همچنین بیشترین تصادفات منجر به مرگ در روزهای سیزدهم فروردین (۷۷ نفر)، پنجم فروردین (۷۶ نفر) و بیست و پنج اسفند (۷۲ نفر) و کمترین تصادفات منجر به مرگ در روزهای یازدهم فروردین (۳۲ نفر) و چهاردهم فروردین (۳۷ نفر) رخ داده‌اند که علت اصلی مرگ ۵۵٫۷ درصد از افراد ضربه به سر، ۲۳٫۱ درصد شکستگی‌های متعدد و ۶ درصد به دلیل خونریزی بوده است. همچنین محل فوت ۵۴ درصد از افراد در محل حادثه، ۸ درصد حین انتقال به بیمارستان و محل فوت ۳۷ درصد از افراد در بیمارستان بوده است.


 


هدی میری فرزند زندانی سیاسی میری در نامه ای به پدر نوشته است: دیروز تو را «فرماندار نمونه نظام» در یکی از زیباترین شهرهای دنیا (رامسر) دیده ام و امروز تو را زندانی همان نظام می بینم؛ دیروز برای استقلال در جبهه و امروز برای آزادی در زندان، دیروز با دانشجویان در دانشگاه و امروز میان سارقان و قاتلان در زندان، دیروز قلم ات در دست و امروز زندگیت بسته به صد زنجیر… روزگار تو چقدر «در مدار تغییر» است و «راه دشوار آزادی» در ایران چقدر در نوسان!

به گزارش کلمه، در این نامه وی افزوده است: با این همه اما، این دوران، پر بارترین دورانِ تاریخ توست پدر! و شکست ها، امید های یک افق روشن است. چون اراده من و تو پُر از تلاشی ست که نا ممکن ها را ممکن می سازد و آن روز نزدیک است و من به پنجره امید به آزادی ملت ام و بُعد آزادی تو به انتظار نشسته ام همیشه… که می گفتی: شب را پایانی و صبح سحر نزدیک است.

سید احمد میری، پژوهشگر، مدرس دانشگاه و از جانبازان (۳۵%) جنگ هشت ساله است که فرمانداری شهرستانهای بابلسر- رامسر و معاونت استانداری مازندران در دوران اصلاحات را در کارنامه فعالیت های پربار خود دارد وی نویسنده کتاب "دیباچه ای بر تاریخ استبداد در ایران" است که ده سال پیش با مقدمه دکتر حسین بشیریه توسط انتشارات نگاه معاصر در تهران منتشر شد.

او از اعضای ستاد انتخابات میر حسین موسوی در مازندران بود که به دلیل فعالیت در انتخابات ۸۸ از تدریس در دانشگاه محروم شد. سید احمد میری به همراه ۸ تن از فعالان حامی جنبش سبز در بابل بازداشت و به اتهام فعالیت های انتخاباتی در تاریخ دادگاه بدوی به بیست ماه حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدید نظر به دوازده ماه کاهش یافت.

سید احمد میری قائم مقام جبهه مشارکت استان مازندران در حوادث پس از انتخابات ۸۸ پس از تحمل نزدیک به دوماه بازداشت انفرادی، به ۱۲ ماه حبس تعزیری به اتهام اقدام علیه امنیت کشور محکوم و ششم دی ماه ۱۳۹۰ جهت گذراندن محکومیت خود راهی زندان متی کلای بابل شد.

ماه گذشته، این جانباز دوران جنگ به رغم قول شفاهی رئیس زندان متی کلای بابل، با لباس زندان و دستبد به دادگاه آورده شد و با وجود آسیب‌دیدگی دست راست وی در دوران جنگ و درخواست او مبنی بر زدن دستبند به دست چپ، ماموران از این درخواست نیز سرباز زدند و او با دستبد به دست راست آسیب‌دیده‌اش به دادگاه رفت.

متن کامل این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفت به شرح زیر است:

سلام پدر عزیز!
سلامی آمیخته با دلتنگی، حیرت و امید
می دانم روزهای سختی را در بندی می گذرانی که برای مجازات سارقان، قاتلان و معتادان بنا کرده اند؛ فشار روحی و روانی در آن فضای غیرمتعارف، تنها برای کسی قابل تحمل است که خود همیشه می گفت باید سوخت و ساخت و گاهی جز با سوختن، جامعه را نمی توان به سمت روشنایی برد؛ کسی که در مقابل پیشنهاد دوستان خارج نشین جهت پناهندگی گفت زندان خاک وطن را بر آزادی در خاک بیگانه ترجیح می دهد… اگر کسی به بزرگی تو می تواند این فشار را تحمل کند ما اما به شرایط تو عادت نکرده ایم…

وقتی بهمن سال گذشته تو را با دست بند و لباس زندانی در دادگستری بابل دیدیم که بر دست مجروحت دست بند زدند زخم و درد را تحمل کردی امّا هرگز حاضر نشدی به سرباز بگویی دست بند به دست مجروحت نزند، از زندان تا دادگستری، درد این رنج را تحمل کردی، ولی بعداً در جمع دوستان گفتی، آن روز، سخت ترین روزهای زندانم بود زیرا مرا مدتها به فکر فرو بُرد، دستی که برای استقلال کشور جنگید همان دست، برای آزادی، به بند کشیده شده است.

همیشه می گفتی: دیروز برای استقلال کشور به جبهه ها رفتی و امروز برای آزادی به «زندان»! نه به استقلال رسیدیم نه به آزادی، نه جمهوری داریم نه اسلام، چقدر این واژه ها در جمهوری اسلامی مظلومند و برای حاکمان بیگانه!

هرگز یادمان نرفته چقدر گریه کردی آنجا که استاد محمد نوری، آن آهنگ ایران را می خواند که:
«ما برای آنکه ایران خانه خوبان شود
رنج دوران برده ایم، رنج دوران برده ایم
ما برای آنکه ایران گوهر تابان شود
خون دل ها خورده ایم خون دل ها خورده ایم…
ما برای خواندن این قصه عشق به خاک
خون دل ها خورده ایم، خون دل ها خورده ایم،
ما برای بوسیدن خاک سر قله ها
چه سفرها کرده ایم…
چه خطرها کرده ایم…»

راستی پدر! امروز آن خون دل ها چه شد؟ زندان و آوارگی بهترین نخبگان و فرزندان این مملکت و زندانی شدن نخست وزیر پاک سرشت هشت سال دفاع مقدس، حاصل آن خون دلهاست؟! حکومتی که مدیران سابق ۳۳ ساله خود را یا در زندان، یا آواره، یا خانه نشین، یا در انزوا دارد و نظامی که چنین ارزان، سرمایه های خود را حراج کرده حاصل همان خون دلهاست؟ آیا شبیه چنین حکومتی در دنیا هست؟ این روزها «بر هر کسی که می نگرم در شکایت است؛ در حیرتم که کشور ایران به کام کیست»؟!

پدر جان! همیشه می گفتی: «…چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد»؛ دیروز تو را «فرماندار نمونه نظام» در یکی از زیباترین شهرهای دنیا (رامسر) دیده ام و امروز تو را زندانی همان نظام می بینم؛ دیروز برای استقلال در جبهه و امروز برای آزادی در زندان، دیروز با دانشجویان در دانشگاه و امروز میان سارقان و قاتلان در زندان، دیروز قلم ات در دست و امروز زندگیت بسته به صد زنجیر… روزگار تو چقدر «در مدار تغییر» است و «راه دشوار آزادی» در ایران چقدر در نوسان!

با این همه اما، این دوران، پر بارترین دورانِ تاریخ توست پدر! و شکست ها، امید های یک افق روشن است. چون اراده من و تو پُر از تلاشی ست که نا ممکن ها را ممکن می سازد و آن روز نزدیک است و من به پنجره امید به آزادی ملت ام و بُعد آزادی تو به انتظار نشسته ام همیشه… که می گفتی: شب را پایانی و صبح سحر نزدیک است.

 


 


خانواده های موسوی و کروبی بار دیگر خواستار پایان یافتن اعتصاب غذای محمدرضا معتمدنیا شدند که به حصر خانگی رهبران جنبش سبز معترض است و برای پایان دادن به این حصرها اعتصاب غذا کرده است.

دختران موسوی که دیروز در سالروز تولد حضرت فاطمه زهرا (س) و به مناسبت روز زن به دیدار فاطمه کروبی و خانواده ایشان رفته بودند، میلاد حضرت زهرا را به همسر مهدی کروبی تبریک گفتند.

به گزارش سحام، فاطمه کروبی نیز متقابلا این روز را به دختران میرحسین موسوی تبریک گفت و اظهار امیدواری کرد که در این ایام فرخنده، شاهد آزادی خانم زهرا رهنورد باشیم.

دو خانواده در این دیدار از حوادثی که در این چند روز اخیر برای زنان زندانی از جمله مهسا امرآبادی و نرگس محمدی؛ پیش آمده است، اظهار نگرانی کرده و ابراز امیدواری کردند که به مناسب این روز فرخنده، تمام زندانیان سیاسی زن از زندان ها آزاد و به آغوش خانواده بازگردند.

در پایان این دیدار صمیمانه، خانواده های کروبی و موسوی، ضمن اعلام نگرانی و ابراز تشکر از آقای معتمد نیا؛ که در اعتراض به حبس خانگی رهبران جنبش سبز در اعتصاب غذا به سر می برد؛ مصرانه خواهش کردند که اعتصاب غذای خود را بشکند. خانواده های مهدی کروبی و میرحسین موسوی ضمن اعلام نگرانی و ابراز تشکر از این مبارز دربند گفتند که قطعا نظر رهبران جنبش نیز چنین است و تاکید کردند که وجود گرانبهای ایشان برای جامعه و خانواده بسیار مثمر ثمرتر خواهد بود.

محمدرضا معتمدنیا، مشاور ویژه شهید رجایی و باهنر و میرحسین موسوی؛ بوده و اکنون در اعتراض به حصر خانگی آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد در اعتصاب غذا به سر می برد.

این دیدار در حالی انجام شد که اکنون حدود ۱۵ ماه از حبس خانگی رهبران جنبش سبز می گذرد.


 


تقی رحمانی فعال ملی-مذهبی و همسر نرگس محمدی، فعال حقوق بشر که در بند ۲۰۹ زندان اوین به سر می برد، گفت که همسرش در ملاقات با خانواده اش روز سه شنبه ۱۹ اردبیهشت گفته است هر بلایی اینجا سر من بیاید مسئولش وزارت اطلاعات است.

تقی رحمانی با اظهار اینکه وضعیت همسرش در روز ملاقات اصلا مناسب نبوده است و هنوز مشخص نیست به چه اتهام جدیدی نرگس در حال بازجویی دوباره است گفت:« روز سه شنبه خانواده نرگس و بچه ها با او در حضور دو نگهبان ملاقات داشته اند. وضعیت جسمی او بسیار بد بوده، به سختی راه می رفته و در زمان صحبت هم دچار لکنت بوده است. به گزارش «کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران»، نرگس محمدی در این ملاقات به خانواده اش گفته که هر بلایی اینجا سر من بیاید مسولش وزارت اطلاعات ایران است. گفته است که در طول روزهای اخیر چند بار سرش به دیوار سلول خورده و یا به زمین خورده است. همین طور گفته که همچنان بر عقاید حقوق بشریم پایبندم و معتقدم هیچ جرمی مرتکب نشده ام. ولی او در حضور ماموران زندان نتوانسته چیزی از بازجویی های تازه اش بگوید.»

نرگس محمدی که در تاریخ سوم اردبیشهت ماه توسط ماموران امنیتی برای اجرای حکم ۶ سال حبس از خانه مادریش در زنجان به تهران برده شد به جای آنکه طبق روال قانونی به بند عمومی زندان اوین منتقل شود سر از بند ۲۰۹ زندان اوین در آورد و در حال حاضر در سلول انفرادی و تحت بازجویی مجدد است. هنوز وکیل و خانواده او از علت بازجویی های مجدد خانم نرگس محمدی اطلاعی ندارند.

تقی رحمانی با اعتراض به اینکه برای انتقال نرگس محمدی به بند ۲۰۹ هیچ توجیه قانونی وجود ندارد به کمپین گفت:« خانواده نرگس اعتراض کرده اند که چرا او برای اجرای حکمش به بند عمومی نرفته است و مسولان در جواب گفته اند حالا عیبی ندارد، حکمش را فعلا در ۲۰۹ می گذراند. علیرغم پیگیری های خانواده و وکیلش هنوز هیچ پاسخی نگرفته ایم که او برای چه بازجویی می شود و چرا در بند ۲۰۹ است.»

این فعال ملی-مذهبی با اظهار اینکه فرستادن او به بند ۲۰۹ فقط برای فشار به او و تشدید بیماریش است، گفت:« با توجه به اینکه نرگس در همین بند ۲۰۹ دچار فلج عضلانی شده است باید مسولان مراعات حالش را می کردند. اما متهم را در دقیفا به جای منتقل کرده اند که بیماریش را از آنجا گرفته است. وزارت اطلاعات خوب می داند که نرگس در چنین شرایطی بیماریش تشدید می شود اما ظاهرا آنها می خواهند بیماریش بیشتر شود، نمی دانم، شاید برای انتقام از من وارد این پروسه رفتاری با نرگس شده اند. من فقط می توانم با توجه به تجربه قبلیم از بیماری نرگس بگویم که اگر او زمان بیشتری را در بند ۲۰۹ زیر فشار عصبی بماند معالجه اش بسیار طولانی تر و سخت تر خواهد شد.»

تقی رحمانی با اظهار اینکه هیچ توجیه قانونی و اخلاقی برای اینگونه فشارها وجود ندارد، گفت:« طبق قانون وقتی متهمی برای اجرای حکمش به زندان می رود دیگر نباید به او کاری داشته باشند اما این قوانین برای آقایان معنی ندارد. آقای لاجوردی که به گونه ای پدر نسل جدید بازجویان است معتقد بود زندانی سیاسی همواره باید بین مرگ، زندان و آزادی در نسوان باشد و هیچ احساس ثبانی در او به وجود نیاید. و به همین دلیل وقتی زندانی سیاسی در حال گذراندن اجرای حکمش است می بینیم دوباره احضار می شود و برای پرونده جدیدی دوباره محکوم می شود.»

نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و برنده جایزه سال ۲۰۱۱ "دولت و بنیاد تاریخ زنده سوئد" در تاریخ ۱۴ اسفند سال گذشته از سوی دادگاه تجدید نظر به ۶ سال حبس شده است. او مهرماه امسال از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به سه اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی،عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر و تبلیغ علیه نظام به ۱۱ سال حبس تعزیری محکوم شد که این رای در شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر به ۶ سال حبس تغییر یافت. نرگس محمدی برنده جایزه سال ۲۰۱۱ "دولت و بنیاد تاریخ زنده سوئد" شده است که به دلیل منع خروجش از کشور نتوانست در این مراسم حضور یابد و جایزه اش را دریافت کند.

تقی رحمانی، فعال سیاسی که ۱۵ سال از عمرش را در زندان های ایران گذارنده است چندی پیش از کشور خارج شد واکنون در فرانسه ساکن است.


 


اسماعیل هنیه ، نخست وزیر جنبش حماس در غزه، روز گذشته اعلام کرد که مذاکرات بین مقامات مصری و اسرائیلی در مورد یافتن راه حلی برای پایان دادن به اعتصاب غذای گروهی از زندانیان فلسطینی به پیشرفت هایی رسیده است.

گفته شده وضعیت جسمانی بعضی از زندانیان بسیار وخیم است و با خطر مرگ روبرو هستند.

به گزارش بی بی سی، آقای هنیه در بیانیه‌ای اعلام کرد: “این مذاکرات پیشرفتی مهم در مورد برآورده کردن تقاضاهای زندانیان بشمار می رود.”

سیوان ویزمن، سخنگوی سرویس زندان های اسرائیل گفته است ۱۵۵۰ زندانی فلسطینی در حال حاضر در اعتراض به حبس‌های انفرادی و تقاضا برای پایان بازداشت‌های بدون محاکمه و بهبود شرایط رفاهی زندان ها دست به اعتصاب غذا زده اند.

اسرائیل می گوید: اکثر این زندانیان عضو گروه‌هایی مانند حماس یا جهاد اسلامی هستند و برخلاف تصور عمومی، بی گناه نیستند.

سازمان بهداشت جهانی روز جمعه ۲۲ اردیبهشت ماه (۱۱ مه) از اسرائیل خواست تا خدمات بهداشتی مناسب در اختیار زندانیان فلسطینی که دست به اعتصاب غذا زده اند، قرار دهد.

این نهاد بین المللی همچنین خواستار انتقال زندانیان فلسطینی به بیمارستان های غیرنظامی شده است.

اعتصاب غذای این زندانیان توجه محافل بین المللی را به خود جلب کرده و در همین رابطه اتحادیه اروپا و سازمان ملل نسبت به وضعیت سلامت این زندانیان به شدت ابراز نگرانی کرده اند.

گفته شده اعتصای غذای دو نفر از این زندانیان امروز وارد هفتاد و چهارمین روز خود شده است.

این اعتصاب غذا همچنین با حمایت گسترده فلسطینیان روبرو شده و در همین رابطه هزاران فلسطینی در نوار غزه و نواحی اشغالی کرانه باختری، دست به راهپیمایی‌هایی زده اند.

دور تازه اعتصاب غذای زندانیان فلسطینی توسط خضر عدنان، سخنگوی سابق گروه جهاد اسلامی، آغاز شد.

خضر عدنان، در ماه آوریل گذشته پس از ۶۶ روز اعتصاب غذا، به دلیل وخامت حالش در بیمارستانی در شهر صفد اسرائیل بستری شد.

او در نهایت پذیرفت که اعتصابش را بشکند.

برخی ناظران بر این باورند که مرگ یکی از این زندانیان می‌تواند به آرامش نسبی که از دو سال پیش در کرانه غربی رود اردن حاکم بوده است، پایان دهد.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به kaleme-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به kaleme@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته