
در حالی که مسئولان کشور نمی خواهند وجود بحران و شکاف های عمیق اجتماعی و سیاسی در کشور را قبول کنند، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام معتقد است حس نارضایتی اجتماعی و اقتصادی مردم در حال شدت و افزایش است.
وی با انتقاد از سیاستهای جاری اظهار داشت که بیشتر درگیر یک خود تحریمی هستیم تا تحریمهای خارجی.
به گزاش ایلنا، محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با توجه به مشکلات و معضلات اقتصاد امروز توضیح داد: مساله اصلی این است که حس نارضایتی اجتماعی و اقتصادی مردم در حال شدت و افزایش است و در مواجهه با این مشکلات؛ سیاستهای اقتصادی و برنامههای متعددی برای آینده ترسیم شده ولی همیشه نگرانیها وجود داشتهاند و با عواملی همچون نوسانات ارز و مساله نفت تشدید شدهاند.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام اضافه کرد: این تعریف تنها یک توصیف است و باید در یک قالب عملیاتی تعبیه شود. من اسم این راهکار را گذاشتم فدرالیسم اقتصادی که مطابق با آن کشور توسط حکومت مرکزی اداره میشود ولی بخشهای متعددی از مسئولیتها و اختیارات در حوزه اقتصاد، تجارت، صنعت، کشاورزی، علم و غیره را به استانهای مختلف محول کنند. مثل این است که ما کشتی بسازیم که حکومت در عرصه و جایگاه هدایت قرار گیرد و دغدغهها و مناقشات مربوط به حکومت به بدنههای کشتی سرایت نکند.
رضایی گفت: رأس این فدرالها مطابق با این طرح در مجلس پایه ریزی میشود و براساس اقلیمها و ظرفیتهای مختلف در استانها و مناطق کشورمان برنامه ریزان مختلف برای اداره نظام فدرالیستی از آن استفاده میکنند.
وی اضافه کرد: با بررسی وضعیت کشورهای توسعه یافته در سطح جهان متوجه میشویم که هیچ کدام از آنها توسط اقتصادی غیر از اقتصاد فدرالیسم اداره نمیشوند و همچنین ۸۰ درصد از کشورهای جهان به شیوه فدرالی مالیاتهای استانی را صرف همان استانها میکنند البته کاری که من در این کتاب کردهام فراتر از مقوله مالیات است.
وی ضمن انتقاد به شیوه برنامه ریزیهای کشور اظهار داشت: متاسفانه درحال حاضر ابلاغیهها و برنامههای کشوری به صورت مشابه به تمام استانها ابلاغ میشود در صورتی که مناطق استانهای مختلف فرهنگ و اقلیمهای مختلف و ظرفیتهای متنوعی دارند که باید در برنامه ریزیها به آنها توجه کرد.
وی افزود: عدهای هنوز از بها دادن به اقوام و دادن قدرت اجرایی به استانها و شهرستانها میترسند حال آنکه کشور ما تا پیش از دوره رضا شاه به صورت فدرال اداره میشد و این تجربه نزد ایرانیان وجود دارد.
رضایی اظهار داشت: بعد از اینکه رضا شاه بخشهای فدرالی از اساس برچید و تمام قدرتها را معطوف به مرکز حکومت کرد؛ این روند همچنان ادامه یافته است تا جایی که در زمانه ما بیش از تمام دوران دولتی شدهایم آنچنان که اگر بخواهیم تحولی را در راستای توسعه اقتصادی انجام دهیم با ممانعت بخشهای دولت و حکومت مواجه میشویم. با این حساب من احساس میکنم بیشتر درگیر یک خود تحریمی هستیم تا تحریمهای خارجی.
وی در پایان سخنانش ابراز امیدواری کرد که این الگوی اقتصادی بتواند در آینده با نظرات و انتقادات مختلف تکمیل شود و در بهبود بخشیدن به اوضاع و احوال مملکت کمک کند.
نایب رئیس اتحادیه تولیدکنندگان گل و گیاه اعلام کرد: به دلیل افزایش بی رویه واردات طی یک سال گذشته ۲۵ درصد از کارگران فعال در این بخش بیکار شدهاند.
غلامحسین سلطان محمدی، در گفتگو با ایلنا در واکنش به اظهارات اخیر احمدی نژاد در خصوص ایجاد فرصتهای شغلی توسط چهار میلیون کشاورز تصریح کرد: واردات بی رویه محصولات کشاورزی با اظهارات رئیس هیات دولت در تناقض است.
او با تاکید بر لزوم افزایش سیاست های حمایتی دولت از تولید کنندگان گل و گیاه یاد آور شد: با توجه به وجود ظرفیت صادراتی موجود در این بخش سالیانه دولت در قبال ۱۰ درصد صادرات ۹۰ درصد واردات انجام میدهد.
رئیس اتحادیه تولید کنندگان گل و گیاه میزان واردات صورت گرفته را طی یک سال گذشته ۵۰ میلیون دلار اعلام کرد و گفت: به دلیل عدم اعمال سیاست های حمایتی دولت ۲۵ درصد از تولید کنندگان طی یک سال گذشته فعالیتهای خود را در این بخش کاهش دادهاند.
نایب رئیس اتحادیه تولیدکنندگان گل و گیاه ایران گفت: برای اینکه صادرات خود را قوی کنیم به جای یک بشکه نفت، میتوانیم یک شاخه گل بفروشیم. هم اکنون هر شاخه گل را به قمیت یک دلار میفروشیم اگر روزی هزار شاخه گل عرضه کنیم، ارزآوری زیادی به دست میآوریم. تولید انبوه و تولید صادراتی میتواند مشکل تولیدکنندگان گل و گیاه را برطرف کرده و اشتغالزایی را رونق دهد.
سلطان محمدی یاد آور شد: در کشور ما چون در زمانهای خاصی بازار گل با افزایش قیمت مواجه است، با داشتن سردخانهها میتوان قیمت را تعدیل و کاهش داد ولی بهتر است زمینهای منابع طبیعی اطراف تهران شناسایی و چند مجتمع گلخانهای با مشارکت تولیدکنندگان و فارغالتحصیلان ایجاد شود.
هاشمی رفسنجانی با تاکید بر اجرای کامل و بی گزینش قانون اساسی، به تبیین مشکلات کشور پرداخت و تصریح کرد: انحصارطلبی معضل اساسی فعالیت سیاسی در کشور است. لازم است اعتدال در همه زمینهها رعایت شود. همه مردم از سطوح پایین تا بالا حق مشارکت داشته و باید بتوانند در سرنوشت خود مؤثر و تعیینکننده باشند.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام از تمامی مؤثرین و دلسوزان کشور خواست به طرق مختلف قانونی و البته بدون نزاع و درگیری، بستر اصلاح معضلات و مشکلات را فراهم کنند.
هاشمی رفسنجانی پیش از این نیز با انتقاد از سیاستهای جاری و یاداوری دورانی نه چندان دور با پیشه ساختن اخلاق، اعتدال و استقامت در هدف، کارهای بزرگی چون انقلاب، دفاع مقدس، استقلال و سازندگی کشور را به مراحل خوبی رساندیم، گفته بود: راه برونرفت از معضلات و مشکلات کنونی نیز بازگشت به اخلاق و اعتدال است.
آیتالله هاشمی رفسنجانی در دیدارهای جداگانه با تعدادی از جوانان و دانشگاهیان و نیز بانوان فعال در عرصه سیاسی و اجتماعی کشور به مناسبت میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) به پرسشهای آنان پاسخ گفت.
وی گفت: بستر فعالیت بانوان در عرصه اجتماعی و سیاسی نسبت به آقایان خطیرتر است. بانوان ایران اسلامی نشان دادهاندکه به مدد تحصیلات عالیه و رشد روز افزون آگاهیها و وسایل ارتباط جمعی، در پیگیری حقوق خود جدی بوده و همین امر امید به تغییر وضع جامعه و تحقق خواست مردم و بهخصوص بانوان را امیدوارانهتر کرده است.
هاشمی افزود: گسترش فضای آزاد برای فعالیت همه اقشار و گروههای وفادار به کشور و قانون اساسی، لازمه ایجاد انگیزه در میان جوانان، زنان و دانشجویان کشور است. نکته مهم در این میان این است که دلسوزان و وفاداران به نظام و قانون اساسی در جامعه زیاد هستند و امیدواریم که فضا به گونهای باشد که این تشکّلها بتوانند نقش مؤثری در پیشرفت و تعالی کشور خود ایفا کنند.
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام تصریح کرد: نادیده گرفتن خواستهای به حق و قانونی مردم ناممکن است. برگزاری انتخابات متوالی با حضور همه قشرهای خانواده انقلاب میتواند به افزایش اعتماد مردم و گروهها کمک و زمینه مشارکت گستردهتر اجتماعی را فراهم کند.
هاشمی تاکید کرد: قانون اساسی کشور دارای ظرفیت قابل قبولی برای فعالیتهای سیاسی، اجتماعی و اجرای برنامههای قانونی است که باید کامل و بدون گزینش تمام اصول آن اجرا شود. باید به افکار مردم، به خصوص جوانان، تحصیلکردهها و بانوان کشور میدان داد تا نشاط اجتماعی و دلبستگی آنان به نظام افزایش یابد.
وی با اشاره به اوضاع سخت معیشتی مردم به خصوص اقشار ضعیف گفت: ارائه آمارهای بیاساس موجب سلب اعتماد مردم نسبت به مسئولان کشور است.بهبود وضع معیشت مردم تنها با توجه واقعی به تولید و اشتغال حاصل خواهد شد.
هاشمی می افزاید: به نظر میرسد که علما و روحانیون تا حد ممکن مسائل را به مسوولان گوشزد میکنند، البته مانند همه دلسوزان کشور بنا ندارند با درگیری و جنجال و ایجاد اختلافات جدید پیگیر مسائل باشند.
معاون بهداشت از تدوین سند ارتقای سلامت روان جامعه در آینده نزدیک خبر داد.
به گزارش ایلنا، علیرضا مصداقینیا گفت: طبق مطالعات در سال ۹۰ تا ۹۴ حدود ۲۰ تا ۳۰درصد از جمعیت کشور تا اندازهای از نظر مشکلات روانی دچار مشکلاتی میشوند که باید برای این مساله مهم فکری کرد.
وی افزود: به علت چند سازمانه بودن مسایل مربوط به سلامت روان جامعه هنوز نتوانستهایم به یک سند قابل توجه برای ساماندهی کارها در این بخش برسیم.
معاون بهداشت ادامه داد: این سند باید مبتنی بر شواهد بوده و بتواند به تصویب مرجع قابل اعتنای همه دستگاهها مثل شورایعالی سلامت، برسد تا ضمانت اجرایی خوبی داشته باشد.
یک فعال کارگری در لارستان از اخراج دو کارگر زن کارخانه سیمان لارستان پس از بازگشت از مرخصی زایمان خبر داد.
محمدحسن قوامی در گفتگو با ایلنا با تاکید براینکه زنان کارگر نیازمند حمایت بیشتری هستند، تصریح کرد: کارخانه سیمان لارستان دو نفر از کارگران زن خود را با ۶ سال سابقه کار بعد از مرخصی زایمان اخراج کرده و و نیروهای جدیدی جایگزین آنان کرده است.
او با بیان اینکه بسیاری از زنان کارگر سرپرست خانوار هستند و نیاز به حمایت بیشتری دارند تا بتوانند کانون خانواده را حفظ کنند،اظهار داشت: اگر این رفتار با کارگران زن در سایر واحدهای تولیدی باب شود عواقب بدی برای جامعه خواهد داشت.
او گفت: تعداد زنان کارگر این واحد تولیدی ۱۰ نفر است که دو نفرشان به این شیوه اخراج شدهاند و امیدواریم انگیزه سایر کارگران با این رفتارها از بین نرود.
گفتنی است مواد ۶۷ قانون تامین اجتماعی و همچنین ماده ۷۶ قانون کار مرخصی زایمان به همراه حقوق و امکان بازگشت به کار را از حقوق زنان کارگر میشناسد.
مدیرعامل و رییس هیاتمدیره شرکت شهاب خودرو از استعفای خود در اعتراض به اخراج ۶۲۵ نفر از پرسنل این شرکت خبر داد.
ماه گذشته جمعی از کارگران قراردادی و روزمزد کارخانه شهاب خودرو از اخراج ۶۵۰ نفر از کارگران این کارخانه تولید خودرو خبر دادند. آنها گفتند درگیری کارگران با مدیر عامل کارخانه در سال گذشته برسر حذف بخشی از خدمات چون اضافهکاری و نهار باعث اخراجشان شده است.
عدهای از این کارگران اخراجی با مراجعه به مجلس از نمایندگان برای پیگیری مطالبات و بازگشت بهکار خود کمک خواسته اند، اما خبر از این کمک تاکنون منتشر نشده است.
به گزارش ایسنا، محمد حیدری اظهار کرد: چندی پیش سازمان اقتصادی آستان قدس رضوی ۶۲۵ نفر از پرسنل این شرکت را اخراج کرد.
وی خاطرنشان کرد: به دنبال اخراجهای صورت گرفته با تلاش اینجانب ۷۵ نفر به شغل خود بازگشتند ولی با این حال موفق به بازگرداندن باقی پرسنل نشدم.
وی ادامه داد: ظاهرا سازمان اقتصادی آستان قدس رضوی علاقهای به ادامه فعالیت شهاب خودرو ندارد، بهگونهای که بودجهای نیز در اختیار این شرکت قرار نگرفته است.
مدیرعامل و رییس هیاتمدیره شرکت شهاب خودرو خاطرنشان کرد: بنابراین با توجه به وضعیت موجود و در اعتراض به اخراج پرسنل از امروز از سمتهای خود به عنوان مدیرعامل و رییس هیاتمدیره شهاب خودرو استعفا کردم.
موضوع قیمت و نرخ اجارهبهای مسکن همواره از مسائل مهم و درگیرکننده افکار عمومی جامعه بوده است و در بسیاری از موارد خانهدار شدن را به رویایی برای متقاضیان این بازار تبدیل کرده است.
ایسنا نوشت: طی یکسال و پنج ماه اجرای قانون هدفمندسازی یارانهها در کنار افزایش نسبی قیمتها در سایر بخشها، میزان اجارهبها و قیمت مسکن را هم کمی تکان داده است.
بهطور مثال براساس شواهد موجود و اظهارات بنگاههای معاملات مسکن در خرداد ماه سال گذشته میزان اجارهبها تا میزان ۳۰درصد رشد پیدا کرده بوده است. درحال حاضر نیز در فروردین و اردیبهشت سال جاری برخلاف روال سالهای قبل که قیمت مسکن و اجارهبها تغییر چندانی نداشته، رشد نرخ ها را شاهد بودهایم.
بنگاههای معاملات مسکن از افزایش بیرویه قیمت مسکن در خرداد و تیرماه اظهار نگرانی میکنند اما برخی دست اندرکاران این امر قیمت بازار مسکن را متعادل اعلام کرده و معتقدند قیمتهای واقعی اجارهبها و خرید و فروش مسکن با آغاز جابهجاییها در اوایل تیرماه مشخص میشود.
درحالیکه در کلانشهر تهران متقاضیان برای خرید یک واحد مسکن ۱۰۰ متری، باید چیزی در حدود حداقل ۱۵۰میلیون تومان هزینه کنند، متقاضیان مسکن از ناهماهنگی بین درآمدهایشان و قیمت عرضه مسکن گلایه میکنند.
درحال حاضر دولت افزایش ۱۵درصدی دستمزد کارمندان را به مجلس داده است ولی کمیسیون تلفیق مجلس شورای اسلامی به دلیل اعلام تورم ۲۱٫۵ درصدی از سوی بانک مرکزی با آن مخالف است.
دستمزد کارگران نیز در سال گذشته در آخرین جلسه شورای عالی کار بهصورت سهجانبه و با پیشنهاد وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی تنها ۱۸ درصد رشد یافت.
در حال حاضر آنچه مشهود است فاصله چشمگیر درآمدها بهخصوص در میان کارمندان و کارگران جامعه با میزان قیمت و اجارهبهای مسکن است. گرچه نابرابری عرضه و تقاضا و متراژ مسکن نیز از مهمترین دغددغه متقاضیان مسکن است ولی باید دید سیاستگذاران در بخش مسکن برای برابری قیمت، اجارهبها و درآمد متقاضیان آنچه تصمیمهایی را اتخاذ میکنند.
در حالی که هنوز تعدادی از نمایندگان مجلس در تلاشند تا پرونده سعید مرتضوی را مختومه و از سازمان تامین اجتماعی برکنار کنند، رئیس سازمان تامین اجتماعی در تشریح عملکرد ۴۰ روزه خود در تامین اجتماعی گفت: پرداخت مطالبات معوق مراکز طرف قرارداد به مبلغ ۱۱۰۰ میلیارد تومان از جمله این اقدامات است.
ادامه داستان متهم جنایت کهریزک قرار است در مجلس نهم هم پی گرفته شود، اما تهدیدها و هشدارهای نمایندگان به رییس هیات دولت برای برکناری مرتضوی تاکنون به جایی نرسیده است.
این در حالی است که رییس دیوان عدالت اداری نیز مدعی شده است که رسیدگی به پرونده سعید مرتضوی در اولویت رسیدگی است.
رئیس دیوان عدالت اداری با بیان اینکه پرونده شکایت نمایندگان مجلس درباره انتصاب مرتضوی در سازمان تأمین اجتماعی در اولویت قرار دارد گفته است: تلاش میکنیم قبل از آغاز به کار مجلس نهم، درباره این پرونده تصمیمگیری کنیم.
با این حال سعید مرتضوی صبح شنبه در مراسم بزرگداشت روز زن بخشی از عملکرد ۴۰ روزه خود را تشریح کرد.
وی به بیان اقدامات چهارده گانه خود پرداخت و گفت:اولین اقدام انعقاد تفاهمنامه ارتقاء خدمات تخصصی، فوق تخصصی در بیمارستان میلاد در تاریخ ۱۸/۲/۱۳۹۱ فی مابین صندوق تأمیناجتماعی با وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و تبدیل بیمارستان میلاد به عنوان قطب درمان فوق تخصصی پزشکی درکشور و اخذ مجوز پیوند کبد،کلیه و مغز استخوان از وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی برای این بیمارستان که متعلق به صندوق تأمین اجتماعی کشور میباشد. شایان ذکر است اخذ این مجوزها از دیرباز جزو آرزوهای صندوق تأمیناجتماعی و بیمارستان میلاد بوده است.
چندی پیش دولت مدعی تسویه بدهی ۳۵۰ هزار میلیاردی خود به تامین اجتماعی شد و بنابر ادعای صندوق تامین اجتماعی، با اجرای این مصوبه کلیه تضمینها و تعهدات دولت به صندوق تأمیناجتماعی تسویه شده و دولت درحالحاضر هیچگونه بدهی و تعهدی به این صندوق ندارد.
در همین حال، صندوق تأمین اجتماعی کشور طی اطلاعیه ای اعلام کرد منظور ارتقای بهره وری کارکنان بالینی نظام سلامت و بر اساس مجوزهای اخذ شده از مبادی ذیربط قانونی و در راستای تکمیل کادر مورد نیاز در دو بخش بیمه ای و درمان،تعداد ۵۷۷۷ نفر از طریق آزمون سراسری استخدام می نماید.
با وجود افزایش قیمت نان، کیفیت آن همچنان بسیار پایین است به طوری که در بسیاری از موارد مردم به جای نان، خمیر نیمپخته نان میخرند.
مردم پس از اجرای فاز نخست قانون هدفمندی یارانهها و افزایش قیمت نان انتظار داشتند که بهبود نسبی در کیفیت نان پخت شده در نانواییها مشاهده شود. اتفاقی که دستکم تاکنون در بسیاری از نانواییهای پایتخت رخ نداده است.
فرسودگی ماشینآلات پخت نان، مهارت پایین نانوایان، عجله نانوایان در پخت نان و تحویل آن به مردم، کیفیت پایین آرد و مواد اولیه پخت نان و مواردی هستند که میتوان در افت کیفیت نان تولیدی در نانواییها آنها را دخیل دانست.
به گزارش ایسنا، گزارشهای میدانی، حاکی از آن است که کیفیت نان پخت شده در بسیاری از نانواییها بسیار پایین بوده و عملا به جای نان، خمیر نیمپخته نان به مردم فروخته میشود همچنین در یکی از نانواییها نان سنگک فروخته شده به مردم کیفیت فوقالعاده پایینی داشته؛ به طوری که عمده نان به صورت خمیر نیمپخته به فروش میرفت.
این در حالی است که مدیرعامل شرکت بازرگانی دولتی ایران پیشتر مدعی بهبود کیفیت نان تولیدی در نانواییهای کشور شده بود. عباس قبادی اعلام کرده بود که کیفیت آرد تحویلی به نانواییها ۷۰ درصد بهتر شده و تسهیلاتی نیز برای نوسازی ماشینآلات فرسوده نانواییها اختصاص یافته است.
از سوی دیگر پیشبینی میشد که بعد از اجرای فاز نخست قانون هدفمندی یارانهها بازار نانهای صنعتی از جمله باگت پررونقتر از گذشته شود که در عمل چنین اتفاقی نیفتاد و تقاضا برای خرید این نوع نان در حال حاضر تقریبا مانند شرایط قبل از هدفمندی یارانههاست.
حال مشخص نیست پس از اجرای فاز دوم اجرای قانون هدفمندی یارانهها و افزایش احتمالی قیمت نان آیا باز هم باید شاهد کیفیت پایین نانهای تولیدی در نانواییهای کشور باشیم یا اینکه تغییر و تحولی در این بخش ایجاد میشود.
یک منبع مسئول در وزارت حقوق بشر عراق از پیدا شدن شماری از پیکرهای شهدای ایرانی جنگ تحمیلی در منطقه فاو عراق خبر داد.
به گزارش خبرگزاری مهر، “حسین الزهری” گفت: اجساد ۹۴ عراقی در منطقه فاو در جنوب عراق پیدا شده است.
به گفته این مقام عراقی، همچنین پیکرهای ۵۷ ایرانی در این منطقه پیدا شده است.
وی در نشستی با حضور مسئولان مربوط به امور اسیران، مفقودین و اجساد قربانیان جنگ گفت: موضوع مفقودین جنگهای کویت و ایران از مسائل مهم و اساسی وزارت حقوق بشر است.
این مسئول وزارت حقوق بشر عراق بیان کرد: ما مایل به پایان مشکلات با طرف کویتی با هدف خروج از بند هفتم منشور سازمان ملل و نیز طرف ایرانی با هدف اجرای تعهدات بینالمللی و منطقهای هستیم.
الزهیری بیان کرد: ما گامهای مهمی برای رفع مشکلات اکتشاف گورهای دسته جمعی در همه استانها برداشتهایم و تعداد زیادی از اجساد جنایات رژیم سابق را کشف کرده ایم.
کلمه- زهرا صدر:
رضا خندان همسر نسرین ستوده از دریافت احضاریه ای در زندان توسط همسرش خبر می دهد که بر اساس آن یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ساعت ۱۱ صبح باید در شعبه ی یک دادگاه انتظامی وکلا حاضر شود.
همسر این وکیل دربند در زندان اوین در گفتگو با کلمه تصریح می کند که این دادگاه در ادامه ی محاکمه ای است که از حدود یک سال پیش بنا به درخواست مرجع قضایی مبنی بر تعلیق پروانه وکالت اش، آغاز شده است.
سال گذشته اوایل خرداد بود که عکس دستبند زده شده ی نسرین ستوده بر گردن همسرش مقابل دادگاه انقلاب موجی از احساس خشم از این حد از ستم و تحسین از این حجم از مقاومت را در هر بیننده ای برانگیخت، تصویری که در این یک سال تبدیل به نماد مقاومت مادری شده است که ۲۱ ماه است به جرم پافشاری در دفاع از موکلانش محبوس است. نیمای سه ساله ی آن روزها دیگر برای مدرسه رفتن آماده می شود و مهراوه ی ۱۲ ساله نقش مادری را خوب برای پدر و برادر بازی می کند.

آن روزها خبر آمد که بعضی مقام های قضایی خواهان ابطال پروانه وکالت نسرین ستوده هستند که کانون وکلای دادگستری با ورود به این پرونده اعلام کرده است که با تشکیل دادگاهی درباره این موضوع تصمیم خواهد گرفت.
این دادگاه به ریاست بتول کیهانی، عضو هیات مدیره کانون وکلای دادگستری، و با حضور چند عضو دیگر این کانون برگزار شد اما در نهایت تصمیم در این باره به جلسه دیگری موکول شد. جلسه ی دیگری که بعد از یک سال مشخص شد.
نسرین ستوده سال گذشته همین روزها در نامه ای به نیمای سه ساله اش نوشته بود: “چگونه برایت توضیح دهم که آمدنم به خانه دست خودم نیست تا به سویت پر بکشم، تو که به پدرت گفته بودی به مامان بگو کارش را تمام کند و به خانه برگردد. چگونه برایت بگویم که هیچ «کاری» نمیتواند مرا از تو این همه دور کند، در واقع هیچ «کاری» حق ندارد مرا این همه از تو دور کند. هیچ «کاری» حق ندارد اینقدر حقوق کودکانم را نادیده بگیرد که طی ۶ ماه بازداشت به من یک ساعت ملاقات با تو را بدهد. با تو چه بگویم که هفتهی گذشته از من پرسیدی مامان با ما به خانه می آیی؟ و من در مقابل چشم ماموران بازداشتگاه به تو گفتم: «کارم طول می کشد و دیرتر می آیم». آن وقت تو با سر تکان دادنت گفتی باشد و دستم را کشیدی و با لبهای کوچکات بوسهای کودکانه بر دست هایم زدی…
در طول ۶ ماه گذشته دو بار به شدت گریستم. بار اول در سوگ پدرم بود که از عزاداری و سوگواری نیز محروم بودم و بار دوم همان روز بود که نتوانستم با تو به خانه برگردم و وقتی به سلولم برگشتم بی اختیار بلند بلند گریستم.”

نسرین ستوده از ۱۳ شهریور ۱۳۸۹ در بازداشت است و در دادگاه به جرم “اقدام علیه امنیت ملی، تبانی و تبلیغ علیه نظام و عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر” به تحمل ۱۱ سال حبس تعزیری، ۲۰ سال محرومیت از وکالت و ۲۰ سال ممنوعیت خروج از کشور و به جرم تظاهر به بی حجابی به ۵۰ هزار تومان جریمه نقدی محکوم شده است.
گفتگوی رضا خندان همسر این وکیل دادگستری و عو کانون مدافعان حقوق بشر که نزدیک به دو سال است در بند زنان زندان اوین محبوس است را با هم می خوانیم:
آقای خندان ماجرای احضاریه ی جدید برای نسرین ستوده چیست؟
خبردار شدیم که نسرین در زندان احضاریه دریافت کرده است که بر اساس آن یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ساعت ۱۱ صبح باید در شعبه ی یک دادگاه انتظامی وکلا حاضر شود.
شما از دلیل این احضاریه ی جدید هم خبر دارید؟
بله در واقع این دادگاه در ادامه ی دادگاهی است که از حدود یک سال پیش شروع شده بود و سال گذشته هفتم یا هشتم خردادماه هم اولین و آخرین جلسه ای بود که تشکیل شده بود و بنا به دلایلی در آن شعبه تشکیل نشد و قرار شد وقت بعدی تعیین شود، ولی عملا مدت ها طول کشید. که البته ظاهرا احضاریه را دادگاه فرستاده بود اما برای ما نیاورده بودند و به خود همسرم هم در این ابلاغ نکرده بودند.
طی چند روزگذشته در زندان برای ایشان احضاریه ای فرستادند که آخر ماه برای محاکمه باید به دادگاه انتظامی کانون وکلا مراجعه کند که البته باید مسئولین آنجا ببرندشان .
این محاکمه برای این است که مرجع قضایی از کانون انتظامی وکلا درخواست کرده که پروانه وکالت نسرین ستوده را به دلیل پرونده ای که در دادگاه انقلاب تشکیل و در آن محکوم شده است به حالت تعلیق دربیاورند و یا ابطال کنند و همچنان این موضوع ادامه دارد تا حال که الان اعلام کردند که باید ۳۱ اردیبهشت در دادگاه حضور پیدا کند.
نظر خود خانم ستوده درباره ی این دادگاه و فلسفه ی تشکیل آن چیست؟
همسر من به هیچ وجه نه در این پرونده که اصلا موضوعیت ندارد که حتی در پرونده ای که حکم برای آن صادر شده حکم صادره را عادلانه نمی داند، در واقع ایشان اصلا بازداشت خودش را عادلانه نمی داند. او هیچ خلافی نکرده و هیچ جرمی مرتکب نشده است. کسی را برای چهار تا مصاحبه ۵۱ سال حکم نمی دهند.
خانم من در حکم اولیه ش ۵۱ سال حکم داشت ۲۰ سال محرومیت از وکالت، ۲۰ سال ممنوعیت از خروج از کشور و یازده سال هم حبس تعزیری. همسر من خودش را مجرم نمی داند و چون معتقد است حکم غیر عادلانه است حق خودش می داند که بتواند به وکالتش در هر حالت ادامه دهد.
پس در جلسه ی دادگاه حاضر می شوند.
در جلسه ی دادگاه حاضر خواهد شد اما مشکلی که وجود دارد این است که وکیل ایشان در این پرونده جناب آقای سلطانی هستند که خودشان در این مدت بازداشت شده اند و ما باید در این فرصت کوتاه دنبال وکیل دیگری باشیم و تمام مراحل قانونی را طی کنیم.
فکر می کنید بعد از این دادگاه بتوانند بالاخره به مرخصی بیایند؟
خیلی مرخصی دادن به همسر من به این پرونده ارتباطی ندارد و اساسا ممکن است که نتیجه ی قطعی هم در این جلسه گرفته نشود. در نتیجه نه من هیچ ارتباطی نمی بینم بین تشکیل این دادگاه و مرخصی ایشان.
وضعیت روحی خانم ستوده بعد از نزدیک به دوسال چطور است؟
والا به لحاظ روحی وضع خوبی دارد. اما شما تصور کنید یک مادر ناغافل و ناگهانی ۲۱ ماه ارتباطش از خانواده و بچه ها و دنیا و همه چیز یکهو قطع شود. بخصوص بچه های کوچک که خود شما بهتر از هر کسی درک می کنید برای هر کس چقدر سخت و غیر قابل تحمل و خرد کننده است. اما با این وجود او همچنان روحیه ی خوبی دارد.
امروز روز مادر بود، از حال و هوای فرزندانتان در این روز و در این جدایی بگویید.
از این قسمت خیلی نپرسید که قاعدتا حرف خوشحال کننده ای برای شما ندارم. من از این فرصت فقط میتوانم استفاده کنم و به شما و همه زنان و مادران تبریک بگویم.
خب ما در چنین مناسبت هایی سعی می کنیم حال و هوای این روزها در خانواده و فضای خودمان خیلی پررنگ نشود که بچه ها اذیت نشوند و دلتنگی هایشان پررنگ تر نشود. البته همسر من در روزهایی مثل روز جهانی زن همیشه برنامه هایی داشت و سخنرانی و سفر و این ها و خیلی هم در خانه نبود اما الان توصیه اش به ما سفر رفتن و فاصله گرفتن از جو این روزهاست که بچه ها کمتر اذیت شوند. به هر حال ما که همیشه به یادش هستیم، چنین روزهایی بیشتر به یادش هستیم.
امیدوارم نه تنها همسر من بلکه همه ی زنان و مردانی که به ناحق بازداشت شده و در حبس و در شرایطی آن چنانی هستند، رهایی پیدا کنند و همه دوباره طعم آزادی را بچشند.
با افزایش قیمت ها و تورم ناشی از بی تدبیری مسئولان، عضو فراکسیون کارگری مجلس می گوید: به دلیل وضعیت بحرانی واحدهای تولیدی کارگران هر روز فقیرتر از گذشته میشوند.
امیر طاهر خانی در گفتگو با ایلنا با بیان این که اجرای قانون هدفمند کردن یارانهها هزینههای زندگی کارگران را افزایش داده است تصریح کرد: لازم است افزایش حقوق کارگران به میزان مناسب در دستور کار دولت و شورای عالی کار قرار گیرد تا کارگران قادر باشند فشار ناشی از اجرای قانون هدفمند کردن یارانهها را تحمل کنند.
عضو فراکسیون کارگری مجلس با اشاره به این که بخش زیادی از کارگران ما در حال حاضر زیر خط فقر زندگی میکنند خاطرنشان ساخت: در صورتی که افزایش دستمزد کارگران در دستور کار قرار نگیرد آنان وضعیت بدتری پیدا خواهد کرد.
او با بیان این که کارگران ما در بدترین وضعیت ممکن به سر میبرند و هیچ پناه و پناهگاهی نداشته و مورد تحقیر قرار میگیرند خاطرنشان ساخت: هیچ نوع امنیت شغلی برای آنها متصور نیست. همه این مشکلات به نواقص قانون کار و ضوابط ظالمانهای که در ارتباط با کارگران وجود دارد، باز میگردد.
به گفته او البته وضعیت نامناسب کارگران به این معنا نیست که کارفرمایان سود میبرند، بلکه کارفرمایان هم بهدلیل قانونمند نبودن روابط کارگر و کارفرما متضرر میشوند. به این معنا که کارخانههای زیادی هر روزه در آستانه تعطیلی قرار میگیرند. دلیلش این است که اقتصاد ما سروسامان ندارد و روابط اقتصادی خوب و تعریف شده نبوده و برنامه اقتصادی ما مدون نیست.

نقاش خوب شهر ما، به روی کاغذهای دل ما نقشی زد ماندگار از روزهای سبز و همیشه بهار.
نقاش خوب شهر ما خطوطی ماندگار به دیوار های شهر دل کشید.
نقاش خوب شهر ما روزت مبارک.
کلمه-فخرالسادات محتشمی پور:
سلام بر تو زهراجان
دوست دارم بی هیچ قید و بند و تشریفات و تکلفی در آستانه میلادت برایت نامه ای بنویسم. نامه ای که تنها مخاطبش تو باشی و شنوای شکوه های من باشی مادرجان از کسانی که نام مبروک تو را ریاکارانه بر دهان های آلوده شان جاری می کنند بی هیچ اعتقادی به مشی و مرامت. می دانم که خود بیش از من از قید و بندهایی که دل را گرفتار می کنند و آدمی را به لکنت زبان می اندازند، مکدر و رویگردانی!
تو را سلام می گویم و بی مقدمه می روم سر اصل مطلب:
یادت هست مادرجان که سه سال پیش در آستانه میلاد مبارکت مهاجمانِ بی نشان شبانه ریختند به خانه ما و گوهر بی نظیر زندگی مان را ربودند و بردند بی آن که نشانه ای از خود به جای بگذارند؟! آن شب من هرگز باور نمی کردم این آدم ربایی در پی امضای حکمی سه روز قبل از آن انتخابات کذایی، سه سال تمام به طول بیانجامد و خانه خوشبختی ما بی حضور او بی فروغ شود.
تو را سلام می گویم ای دردانه رسول خدا (ص)
به یاد داری که من در تمام روزها و شب های بی خبری از یار بی مثال تنها با اتکال به خداوند یاور مظلومان، پی گیر صحت و سلامت او بودم و خود را به آب و آتش می زدم و بی مهابا فریاد دادخواهی برمی کشیدم و صدای یا زهرا و یا زینبم را از میان سنگ و سیمان و آهنی که حدفاصل ما بود به داخل زندان جور می رساندم؟! یادت هست مادرجان همه مجالس ختم قرآن و دعای کمیل و مراسم احیا و عزا و زیارت عاشورایمان را که بیچارگان حق گریز و مردم ستیز تاب نمی آوردند و در برابرش شاخ و شانه می کشیدند و حتی مراسم میلاد تو را در خانه یک شهید جاودانه نام و یاد که یک ماه پس از رهایی من از بند ستم برقرار می شد، برنتافتند؟!
تو را سلام می گویم بانوی بی نشان!
می دانم که یادت هست همه روزهای سختی را که ما خانواده های زندانیان سیاسی مظلوم و بی گناه متحمل شدیم از همان روز کذایی بیست و دوم خرداد ماه آن سال کذایی تا همین امروز که رازهای بسیاری از پرده برون افتاده و باطل خود، افشاگر منکرات سپاه خود گشته است!آری تو با ما بودی با هرتمنایی که از ته دل داشتیم و صدایت می کردیم در میانه صعوبت های گام نهادن در راه حق، راه شیعیان تو و شوی عدالت پرورت و پدر بزرگوارت و همه امامان معصوم و همه فرزندان صالح آنان تو همراه ما بودی زهراجان. در همه سعی های هاجرگون مان میان خانه و زندان، زندان و دادگاه، دادگاه و دادسرا، دادسرا و دفاتر آقایان در عدلیه و قضائیه و مقننه و هرجایی که فکر می کردیم باید رفت و باید گفت گفتنی ها را حتی تا خانه مراجع و بزرگان، تو با ما طی طریق کردی و لبخند رضایتت را برای استقامتمان در راه و خستگی ناپذیری در مسیر و وفاداری هایمان و ماندن بر سر پیمان هایمان نثارمان می کردی. در همه این روزها و شب های سختی و تنگی و سیاهی تو با ما بودی و راهنما و درعین حال پشتوانه و پشتیبانمان بودی مادرجان!
تو را سلام می گویم جگرگوشه مصطفی (ص)
آن شب هجوم و غارت و وحشت، که حالا کریه ترین شب عمر به آن لقب داده ام، هرگز باور نمی کردم این فراق حتی هفته ای و ماهی به درازا بکشد چه رسد به این که سه سال آزگار از آن واقعه شوم بگذرد و ما هنوز سرپا باشیم و توان بازخوانی حکایتی را که برما رفته داشته باشیم و امید اصلاحات هنوز از دلمان بیرون نرفته باشد!
خوب می دانی که حالا در آستانه سه سالگی هجران سیاهمان من دیگر تنها همسر یک زندانی سیاسی نیستم مادرجان بلکه این موقعیت افتخار آمیز به القاب مادر ممنوع الخروج ها و ممنوع المعامله ها نیز مزین شده است و خود نیز نشان لیاقت را با گرفتن حکم حبس چهارساله بر سینه الصاق کرده ام.
تو را سلام می گویم نوردیده پیامبر رحمة للعالمین (ص)
خوب می دانی که حالا در آستانه سه سالگی این فراق سوزناک، همسرجان نازنین من و فرزند پاک نهاد تو بیش از یک سال و نیم است که در اعتراض به وضعیت غیرحقوقی و غیرقانونی اش به ویژه نگهداری در شرایط قرنطینه و انفرادی نوبه ای، روزه دار است آن هم در حالی که از بیماری هایی رنج می برد که این روزه داری می تواند تشدید کننده آن ها باشد! و لابد دانسته ای که مردانی سبزپوش که ادعای پاسداری از انقلاب و آرمان های آن را دارند، با پرونده سازی هایی وقیحانه، بی گمان به قصد قربتِ بیش تر به قدرت و زورمداری، قصه تازه ای برای زندگی ما ساز کرده اند و این درحالی است که هنوز نه رئیس قوه قضائیه و نه هیچ مقام قضایی و مسئول دیگری به پرسش های سه گانه همسرعزیزتر از جان من و فرزند منزّه و پاک سیرت تو پاسخ نگفته است: « به چه جرمی بازداشت شده ام؟ چرا به شکایاتم از آقای جنتی و کودتاگران رسیدگی نمی شود و چرا از حقوق حداقلی زندانیانِ حتی غیرسیاسی محرومم؟» و نیز این سوال که اگر با من دشمنی دارید با همسرو فرزندانم چرا دشمنی می ورزید و فشار و تضییق را بر آنان که بی شک اگر در نظام طاغوت بودند، چون مادرانشان (همسران زندانیان سیاسی زمان شاه) مصونیت داشتند، افزون می کنید؟!
سلام بر تو ای آزمایش شده بردبار!
تو خود شاهدی که فرزند پاک دلِ زاهدِ روزه دارت نیز تاکنون در همه آزمون های الهی سربلند و روسفید بوده است و براثر رهیدگی ها و وارستگی هایش از همه امور دنیایی، اینک الگویی برای فرزندان غیور و دردآشنای ایران شده است و بی شک این منزلت جز به اراده خالق لایزال و دادار متعال نبوده است. پس ما نیز با تصدیق مقام شامخ تو، حقانیت راه او و هم فکرانش را که جمله از مجاهدان راه عدالت و راستی و صداقتند تأیید می کنیم و خود را پشت گرم به ولایت تو و ولایت خاندان تو می دانیم.
سلام برتو ای بانوی خطیب و سخنور رسواگر ستم!
می بینی حال این روزهای ما را در روزی که هودجی از نور سراسر عالم را به یمن میلاد تو منور کرده است؟ می بینی اجرای احکام ناعادلانه را برای پاک ترین فرزندان این دیار که ادعای حکومت عدلش گوش دنیا را کر کرده است و شهوت قدرتشان، چشمان آنان را کور و شعله های ستمشان جسم و جان مردمانش را می سوزاند؟ می بینی بازگرداندن نرگس مادر را به زندان در تاریخی که در تقویم، روز وداع توست با جهان ملوث به ستم آدمیان و بازگشت مهسای همسر به زندان در آستانه ولادتت و استمرار ستم به نسرین مادر و بهاره همسر و دیگر زنان و مادران مظلوم دربند؟! می بینی حال مادران و پدران حیران از این همه نامهربانی با سرمایه های اجتماعی کشورمان و حال کودکان نالان از هجران مادر را زهراجان؟ حالا ما بیت الاحزان تو را بهتر می شناسیم که در استمرار حرکت های آگاهی بخش خود آن را برگزیدی برای شکوه هایت با پروردگار عالمیان. حالا ایران بزرگ بیت الاحزان ما شده است تا در پس هر ستم تازه ای به آن پناه ببریم و از ادعای خدایی بندگان قدرت طلب و زیاده خواه خدا به خود او شکوه بریم.
سلام بر تو ای حبیبه محبوب خدا!
اینک به یمن روز میلادت که از بهترین روزهای عالم است، از پروردگارت که نزد او به غایت عزیزی بخواه که چتری از نور را بر فراز سر ما بگستراند و دریایی از ایمان و معرفت را به دل های ما جاری سازد و اندیشه های ما را از هرگونه کژی مبرّا و زبانمان را از ادای هرگونه زشتی و جوارحمان را از انجام هرگونه پلشتی دور بدارد. به عظمتت ای آن که رضایتت رضای خدا و رسول اوست و آزردگی ات آزردگی آن هاست، از پروردگارت که نزد او به غایت مکرّمی بخواه که روزهای سختی را برای شیعیانت به روزگار آسانی و راحت برساند و شوربختی های حاصل از کج اندیشی اسلام طالبانی را به شیرینی التزام به اسلام رحمانی مبدل سازد و با دست یدالهی اش گره از کار مسلمانان و همه بندگان خوبش در این دیار و در دیار همسایگان و در همه جای گیتی بگشاید و دل های مومنین و همه انسان های آزاده را با هم مهربان سازد و عاقبت ما را که در تلاطم جنگ قدرت غدّاران به بلیاتی انسانی و زمینی گرفتار آمده ایم، ختم به خیر و نیکی نماید.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
سلام ما و درود خداوند بر تو باد ای زهرای اطهر. نام زیبای تو بر زبان ما تا هنگام مرگ جاری خواهد بود اما نه به بهانه افتراق میان جمعیت مسلمانان بلکه برای برافراشتن بیرق وحدت و یگانگی مسلمین عالم.
خانواده های زندانیان سیاسی در سالروز میلاد فاطمه زهرا (س) در نامه ای سرگشاده به مراجع تاکید کرده اند: که در همه روزهای تلخ و سیاهِ بندی شدن عزیزانمان در زندان جور براساس همین آموزه های اسلامی فریاد حق خواهی و عدالت طلبی برکشیدیم و بیرق آزادی خواهی و اقامه قسط برافراشتیم و در این راه رنج های بسیار بردیم و ستم های مضاعف را تجربه کردیم و دادخواهی مان را به مراجع رسمی و غیر رسمی و به محضر شما بزرگواران عرضه کردیم، انگیزه اصلی مان از اصرار بر این مشی فاطمی، نهی از منکر بود و اینک سوالمان از شما بزرگواران این است که آیا منکر بزرگ زمانه که همانا عدول از عدالت و اعمال ستم به بندگان خداست، تنها باید توسط کسانی که مستقیماً در معرض ستم قرار گرفته اند نهی شود و دیگران هیچ گونه مسئولیتی در این باب ندارند؟!
به گزارش کلمه، این خانواده های زندانیان سیاسی در نامه ی خود همچنین پرسیده اند: ما در آستانه میلاد اسوه عالمیان حضرت زهرا (س) می خواهیم بدانیم مسئولین قضایی جمهوری اسلامی چه اصراری دارند که بانوی محترمه نرگس محمدی را که در زندان ستم به بیماری صعب و غریب و سختی گرفتار آمده و در غیبت اجباری همسر، مسئولیت سرپرستی دو طفل خردسالش را به عهده دارد، در ایام رحلت بانوی عالمین به زندان فراخوانده شود و چه اصراری دارند همسر جوان زندانی سیاسی مظلوم، مسعود باستانی، در ایام ولادت زهرای مرضیه (س) به زندان فراخوانده شود و چه اصراری دارند که جشن های مذهبی را برای خانواده های زندانیان سیاسی بلکه همه مسلمانان عدلت طلب و آزادیخواهان و هم نوع دوستان، عزا کنند؟!
متن کامل این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا بنت رسول الله (ص)
محضر مبارک مراجع عالیقدر تشیع
با عرض سلام و ادب و احترام
روز ولادت بانوی بزرگواری است که اسوه همه بشر و بشریت است. انسانی تمام که ادعای ابتر بودن پیامبر خاتم (ص) را در یک تاریخ به وسعت زندگی همه ستم گران و مدعیان تهی مغز مفلوک به سخره گرفته است.
روز ولادت بانوی ارجمندی است که میلادش مبشّر مهر بود و گشایش و رحمت. زنی که پرستار بود و همسر بود و مادر بود و معلم بود و مدرس بود و مشاور بود و خطیب بود و افشاگر ستم بود و این همه نقش را بی هیچ کم و کاست در دوران کوتاه عمر با عزتش ایفا نمود تا به پیروان آئین محمدی بیاموزد که انسان، موجود ناشناخته ای است که تنها در مقابل خدای احد و واحد سجده می کند و در مقابل غیراوحتی اگر بر کرسی قدرت تکیه زده باشد، تنها بنده ای است برابر که رأی و نظرش و انسانیتش مکرم است و احدی حق ندارد حقوق انسانی اش را نادیده بگیرد و از حقش محروم کند و تحت ظلم و ستمش قرار دهد با هرادعایی!
روز ولادت زهرا(س) است و ما اندوه زده تر از آنیم که بتوانیم این روز بزرگ را به سرور و شادمانی بگذرانیم چرا که عزیزانمان را به بند ستم کشیده اند و هر روز فشار و عسر و حرج را بر آنان و اعضای خانواده هایشان که تن به خواسته های غیر مشروع و غیر قانونی آنان نمی دهند و سرخم نمی کنند و کرنش نمی کنند و تأیید رفتار غیرشرعی و غیرانسانی آنان را نمی کنند، بیشتر و بیشتر می کنند. تا آن جا که تهدیداتشان را، که البته دوست دارند مکتوم بماند، عملی می کنند و انواع محرومیت ها را در مورد آنان اعمال می کنند از محرومیت های شغلی و حقوق اجتماعی تا محرومیت ها از همه نیازهای انسانی و عاطفی.
حضرات آیات عظام
در روز ولادت بانوی دوعالم صدیقه طاهره(س) مایلیم بدانیم آیا رنجی که این دردانه رسول الله(ص) از ستم می برد تنها به دلیل این بود که خود در معرض این ستم قرار داشت یا از انحرافی که در دین مبین ایجاد شده بود، دل نگران بود؟! و آیا خشمش از دست اندازی ها برفدک به دلیل عسرت اقتصادی خود و خاندانش بود یا این که بنیان پایه های کج در حکومت اسلامی او را برمی آشفت؟! و آیا حضور و نقش آفرینی سیاسی این بانوی مطهر و مکرم تنها برخواسته از میل به قدرت شویش بود یا احساس مسئولیت اجتماعی او را به میدان روشنگری و آگاهی بخشی می کشاند تا جامعه اسلامی را از انحراف و فساد سیاسی و اجتماعی به اصلاح بکشاند؟! مایلیم بدانیم همه آن چه دخت یگانه پیامبرمان در برابر کژی های حاصله در حکومت اسلامی پس از وفات پدربزرگوارشان کردند، تنها باید چون نوشته ای زرین در لوح ضمیر ما پیروانش بماند یا باید با تأسی به آن بزرگوار و همه فرزندان حق طلبش پای در مسیر روشنگری گذاشته نقد مشفقانه و مصلحانه را برگزینیم و تا رسیدن به صلاح و اصلاح آرام ننشینیم؟!
ما خانواده های زندانیان سیاسی که در همه روزهای تلخ و سیاهِ بندی شدن عزیزانمان در زندان جور براساس همین آموزه های اسلامی فریاد حق خواهی و عدالت طلبی برکشیدیم و بیرق آزادی خواهی و اقامه قسط برافراشتیم و در این راه رنج های بسیار بردیم و ستم های مضاعف را تجربه کردیم و دادخواهی مان را به مراجع رسمی و غیر رسمی و به محضر شما بزرگواران عرضه کردیم، انگیزه اصلی مان از اصرار بر این مشی فاطمی، نهی از منکر بود و اینک سوالمان از شما بزرگواران این است که آیا منکر بزرگ زمانه که همانا عدول از عدالت و اعمال ستم به بندگان خداست، تنها باید توسط کسانی که مستقیماً در معرض ستم قرار گرفته اند نهی شود و دیگران هیچ گونه مسئولیتی در این باب ندارند؟!
مراجع بزرگوار
ما در آستانه میلاد اسوه عالمیان حضرت زهرا (س) می خواهیم بدانیم مسئولین قضایی جمهوری اسلامی چه اصراری دارند که بانوی محترمه نرگس محمدی را که در زندان ستم به بیماری صعب و غریب و سختی گرفتار آمده و در غیبت اجباری همسر، مسئولیت سرپرستی دو طفل خردسالش را به عهده دارد، در ایام رحلت بانوی عالمین به زندان فراخوانده شود و چه اصراری دارند همسر جوان زندانی سیاسی مظلوم، مسعود باستانی، در ایام ولادت زهرای مرضیه (س) به زندان فراخوانده شود و چه اصراری دارند که جشن های مذهبی را برای خانواده های زندانیان سیاسی بلکه همه مسلمانان عدلت طلب و آزادیخواهان و هم نوع دوستان، عزا کنند؟! و این عمل قبیح از جانب مدعیان حکومتی آیا نباید لااقل مورد تقبیح و مذمّت مردان دین قرار گیرد؟ و نباید مرتکبین این قسم منکرات مورد سوال و مؤاخذه قرار گیرند؟ آیا چهره سیاهی که از اسلام نزد نسل جوان امروز ایران توسط خشونت طلبان اقتدارگرا ساخته شده مورد تأیید بزرگواران حوزه های علمیه ماست و آیا قرائت رحمانی از اسلام را فرزندان ما باید در جایی فراتر از مرزهای کشور اسلامی مان جستجو کنند؟!
مراجع بزرگوار تقلید
ما خانواده های زندانیان سیاسی در روز میلاد خجسته دختر محمد نبیّ مان (ص) و همسر علی ولیّ مان (ص) و مادر بزرگوار حسینین و زینبین (ع) که الگوی تعامل با مخالفین و منتقدین خود و در عین حال الگوی ستم ستیزی و مظلوم پروری هستند، بار دیگر مسئولیت خطیر بزرگان دین را به یاد می آوریم و خودمان و ایشان را توصیه به تقوی و حمایت از حق و انکار باطل می کنیم و با رجاء واثق به حاکمیت عدل و زوال ستم و ستم گران عالم، نقش اجتماعی خود را به عنوان یک مسلمان متعهد و یک شهروند مسئول بازخوانی می کنیم و اعلام می داریم تا زمانی که یک زندانی سیاسی بی گناه در زندان های کشورمان باقی است نقش روشنگری و آگاهی بخشی ما خانواده ها نیز باقی است و در این راه که راه همه مصلحان عالم بوده است، خار مغیلان را به جان می خریم تا آیندگان بدانند عافیت طلبی و راحت طلبی ما را به گوشه های تاریک روزمرگی های زندگی نکشانده و در میدان مانده ایم تا فردای روشن را مقابل چشم فرزندانمان که خشونت طلبان حامی اسلام طالبانی، نامأنوس با اسلام رحمانی شان می خواهند و می پسندند، تصویر کنیم و آنان را به گشایش و رحمت و برکت الهی امیدوار سازیم. و انتظار همراهی بزرگان دین و مجتهدین و فقهای متقی و مراجع مردمی و غیروابسته به حکومت و منابع حکومتی، انتظاری زیاده و غریب نیست.
و من الله التوفیق و علیه التکلان
خانوده های زندانیان سیاسی
۲۳/۲/۱۳۹۱ برابر با روز ولادت حضرت فاطمه (س)
علی مزروعی:
با نگاهی به شاخصهای کلان اقتصاد کشور در سالهای اخیر، اوضاع اقتصادی ایران نگرانکننده و بحرانی به نظر میرسد. اقتصاد ایران در این دوران در مواجهه با دو معضل اصلی بیکاری و فقر و نابرابری ناکارآمد بوده است. با وجود این وضعیت بدلیل رشدی که در هزینههای بودجه عمومی دولت از سال ۸۴ (ناشی از نگاه دولت احمدینژاد به اقتصاد ایران با شعار بردن درآمد نفت به سر سفرههای مردم و … و همسویی اکثریت مجالس هفتم و هشتم با دولت ) تا کنون رخ داده به جد میتوان گفت که اصلیترین معضل اقتصاد ایران «بودجه» کل کشور است. بودجهای که همچون غده سرطانی با تغذیه از « درآمد نفت» دربدنه اقتصاد ایران جای گرفته و در حال رشد است و با کوچکترین خللی در تامین تغدیهاش میتواند اقتصاد ایران را از پای درآورد و نظام سیاسی مستقر را با چالشها و بحرانهای غیرقابل پیشبینی مواجه کند.
با توجه به آمارهای موجود، نسبت بودجه عمومی دولت به تولید ناخالص داخلی به قیمت جاری حدود ۳۰ درصد و نسبت بودجه شرکتهای دولتی به تولید ناخالص داخلی حدود ۶۰ درصد است. یعنی نسبت بودجه کل کشور به تولید ناخالص داخلی حدود ۹۰ درصد میشود و این در حالی است که نسبت درآمدهای مالیاتی با لحاظ عملکرد مالیات نفت به تولید ناخالص داخلی حدود ۷ درصد است. با تکیه بر این نسبتها به راحتی میتوان گفت که هر راهی در اقتصاد ایران برای سرمایهگذاری و تولید و تجارت و کسب و کار به بودجهء دولت ختم میشود (تازه بودجهء نهادهای عمومی را در این تحلیل لحاظ نکردهایم)، و در واقع دامنهء قدرت اقتصادی حکومت آنچنان وسیع و گسترده است که کمترین جای تنفس و کاری برای بخش خصوصی باقی نمیگذارد. این وضعیت و ویژگی، که ناشی از انحصار کامل دولت بر صنعت نفت و گاز در ایران (اقتصاد نفتی) و اختصاص درآمدهای حاصله از نفت و گاز به «بودجه» دولت است، غلبه نگاه هزینهای و توزیعی (یارانهای) را دراستفاده از منابع درآمدی دولت دامنزده، به گونهای که هر ساله سهم هزینههای جاری به عمرانی در بودجهء عمومی دولت حداقل چهار برابر بوده و عملا هزینههای جاری منابع درآمدی دولت را میبلعد. عدم تطابق سرمایهگذاریهای زیربنایی با مطالبات جاری و نیازهای توسعهای کشور ناشی از این وضعیت تلخ در گذر زمان موجبات عقبماندگی ایران را در چرخهء رقابت و توسعه با دیگر کشورها، حتی برخی کشورهای همسایه، فراهم آورده است.
اتکا « بودجه » به « درآمد نفت » و نه به مالیات از شهروندان باعث شده است که دولت – و به تعبیر دقیقتر حاکمیت – به نوعی استقلال از مردم و عدم پاسخگویی به آنها در هزینه کرد بودجه مبتلا شود و عملا شهروندان را نان خور خود بداند و با گشاده دستی به حامی پروری در بخشی از جامعه روی آورد، و درچرخهای معیوب شهروندان نیز با تصور بهره مندی از این وضعیت خود را چندان در قبال اعداد و ارقام « بودجه » و هزینه کرد « درآمد نفت » مسئول و پیگیر ندانند چرا که همچون پرداخت مالیات این احساس را ندارند که « درآمد نفت » مستقیم از جیب آنان به « بودجه » می رود و دولت باید برای خرج هر ریالش پاسخگو باشد، همانگونه که در کشورهای دیگر که بودجه دولتهاشان متکی بر مالیات می باشد اینگونه است و دولتها باید پاسخگوی عملکردشان باشند، و شهروندان براحتی می توانند دراین باره از دولت سئوال و حساب کشی کنند. البته رخداد چنین وضعیتی تحقق مردمسالاری و حکمرانی خوب را هم در کشور بلاموضوع و راه را برای اعمال خودکامگی و استبداد دینی هموار کرده است.
یاد آور می شود پس از افزایش قیمت هر بشکه نفت از سال ۱۳۵۰ به اینطرف « بودجه عمومی دولت » شدیدا به « درآمد نفت » وابسته شده و در همه سالهای پس از انقلاب نیز این وابستگی ادامه یافته و بطور متوسط سهمی برابر ۷۰درصد را بخود در بودجه اختصاص داده است، از اینرو در تدوین و تصویب قانون برنامه سوم توسعه دولت خاتمی با تمهید حساب ذخیره ارزی در صدد برآمد تا استفاده از « درآمد نفت » را در « بودجه » محدود سازد و ادامه این سیاست در قانون برنامه چهارم توسعه هم پی گرفته شد اما گذر دولت احمدی نژاد در بودجه از سقف درآمدی نفت پیشبینی شده در قانون برنامه چهارم توسعه با برداشت مکرراز حساب ذخیرهء ارزی بازگشت به دوران گذشته (قبل از سال ۷۹ و دوران اجرای قانون برنامه سوم توسعه) را رقم زد، سالهایی که نبض اقتصاد ایران با « درآمد نفت » میزد و هرگونه افزایش یا کاهشی در قیمت هر بشکه نفت مستقیما به بسط و قبض اقتصاد ایران میانجامید و همهء امورات کشور را تحت تاثیر قرار میداد. تمهید «حساب ذخیرهءارزی» در قانون برنامهء سوم و ایضا برنامهء چهارم در سایهء این تجربه انجام گرفته بود که استفاده از «درآمد نفت» در بودجههای سنواتی در حدی منطقی و پایدار انجام گیرد و مازاد بر سقف تعیین شده به «حساب ذخیره ارزی» روانه شود تا نیمی از آن برای حمایت از سرمایهگذاری بخش خصوصی به کار گرفته شود و از این طریق جریانی پایدار برای توانمندسازی بخش خصوصی و سرمایهداری صنعتی به وجود آید و از نیم دیگر به عنوان لنگرگاهی برای ثبات بخشی به اقتصاد کشور در شرایط کاهش قیمت نفت استفاده گردد. درآمد افسانهای نفت در دوران دولت احمدی نژاد(بالغ بر ۵۵۳ میلیارد دلار) که می توانست یک فرصت تاریخی برای استفاده درست از «درآمد نفت» در «بودجه» برای جهش اقتصادی ایران باشد عملا به هزینه این درآمد در قالب بودجه برای هزینههای جاری و وارادات کالاهای مصرفی انجامیده است بگونهای که طی ایندوران نه تنها وابستگی « بودجه » به « درآمد نفت » کاهش نیافته است بلکه به بالای ۷۰ درصد افزایش یافته است.
«بودجه و درآمد نفت» در ایران، به هم گره خوردهاند و بیماری اقتصاد و سیاست ایران برآمده از این پیوند نامیمون است. علاج این بیماری در گرو اصلاحات ساختاری در اقتصاد و سیاست و از هم گسستن این پیوند به صورت تدریجی و برنامهریزی شده است. در قانون برنامه چهارم توسعه هدفگذاری شده بود که در قالب بودجههای سنواتی به گونهای حرکت شود که در سال آخر اجرای برنامه (سال ۸۹) اعتبارات هزینههای جاری دولت از محل درآمدهای مالیاتی تامین و « درآمد نفت » در « بودجه » صرف تامین اعتبارات تملک داراییهای سرمایهای شود. عملکردبودجه سالهای ۸۴ به اینسو نه تنها هیچگونه علائمی در حرکت به سوی این هدف را نشان نمیدهد بلکه همه نشانهها حاکی از حرکت به عقب است. مجلس و دولت اقتدارگرا که خود بر توقعات و مسائل اقتصادی جامعه به شدت تکیه و تاکید داشته اند حال باید پاسخگوی عملکرد حاصله باشند، عملکردی که اینروزها سر و صدای عالم و عامی و از صدر تا ذیل حاکمان را درآورده است. و البته باید امیدوار بود اینان که در دوران اصلاحات ضمن کارشکنی و بحران آفرینی هر نه روز یکبار منتقد عملکرد اقتصادی دولت اصلاحات بودند حالا دریافته باشند چقدر اداره اقتصاد کشور و دولت برای پاسخگویی به این انتظارات و وعدههایی که روی آن مانور داده اند با توجه به امکانات و مقدورات موجود دشوار است؟ و این که چرخ اقتصاد آن گونه نیست که با فرمان و دستور کس و نهادی بشود آن را پیش برد. بگذریم که « درآمد نفت » در دوران حاکمیت یکدست اقتدارگرایان برابر با نصف کل « درآمد نفت » از بدو پیدایش و فروش آن در کشور بوده است!
منبع: نوروز
کلمه-زهرا صدر:
جمعی از زندانیان سبز بند ٣۵٠ اوین بار دیگر پیشرو در همدردی و همراهی، با پیامی سالروز تولد مسعود باستانی، روزنامه نگار دربند در زندان رجایی شهر را تبریک گفتند.
به گزارش کلمه، در این پیام آمده است: چشم به راه قدم های بهار آزادی، سالی دگر گذشت و همچنان شب ما را دربند خود دارد. مسعود باستانی عزیز در حالی ٣٣ سال تولدش را به استقبال می رود که همسر مهربان و صبورش مهسا نیز این روزها بار دیگر دربند شده است. با تنی رنجور اما رخساره ای گلگون از امید به رهایی شادباش های خود را تا فرسنگ ها دورتر نثارش می کنیم. به امید آنکه تولدی دیگرش را در گلزار آزادی هلهله کنیم.
مهدی محمودیان: مهسای عزیز تولد مسعود را به تو تبریک می گویم
مسعود باستانی، همان روزنامه نگاری است که این روزها بغض در گلوی دوستان و خار در چشم دشمنانش شده تا بار دیگر برگی از تاریخ مقاومت روزنامه نگاران را بازنویسی کند.
هنوز یک هفته نگذشته از آن روز که مهسا امرآبادی، همسرش، روانه ی زندان شد تا مسعود و مهسا سرخم نکنند و در کلاس درس مبارزه، مشق ایستادگی و صبر کنند.
مسعود به همراه دوستان و همراهان خود در رجایی شهر و اوین و کارون اهواز و بهبهان و تبریز و … بی آنکه فراموش کنند روزهای تلخ گذشته و شب های سخت آینده را هنوز آرام و مصمم حرکت می کنند.
به گزارش کلمه، مهدی محمودیان، همکار و همبند او که این روزها در کنارش در زندان رجایی شهر روزگار می گذراند در پیامی نوشته است: اینجا زمین است. ساعت به وقت انسانیت خواب است. عجب موجود سخت جانی است دل، هزار بار تنگ می شود می شکند می سوزد اما باز هم می تپد. به سراغ من اگر می آیی تند و آهسته چه فرقی دارد؟ تو به هر جور دلت خواست بیا، مثل سهراب دگر جنس تنهایی من چینی نیست که ترک بردارد. تو فقط زود بیا. مهسای عزیز تولد مسعود را به تو تبریک می گویم.
هزینه ی آزادی مهسا
ماجرا از سه سال پیش آغاز شد. از ۱۴ تیرماهی که رسانه های سبز خبر دادند؛ مسعود باستانی روزنامه نگار و فعال سیاسی صبح امروز که برای پیگیری امور همسرش مهسا امرآبادی که قریب ۲۰ روز است در بازداشت به سر می برد به دادگاه انقلاب تهران مراجعه کرده بود با حکم قضایی بازداشت شد.
باستانی پس از بارها مراجعه به دادگاه انقلاب و دیگر نهاد های امنیتی، در حالیکه قول آزادی همسرش را به صورت تلویحی دریافت کرده بود به همراه مادر همسرش به دادگاه انقلاب مراجعه می کند تا اسباب آزادی همسرش را صورت دهد که بنا به گفته مادر مهسا در محل دادگاه انقلاب تهران با حکم قضایی بازداشت و راهی زندان اوین می شود.
مطابق رسم آن روزها دیگر جز شایعات و شنیده های آزاد شدگان خبری نبود از دربندان اوین. بارها شنیده شد که صدای کتک خوردن و فریادهای مسعود باستانی در راهروهای اوین یا اتاق های بازجویی به گوش دوستانش رسیده است و اولین خبر آن روز بود که مهسا امرآبادی تعریف می کند از روز آزادیش.
مهسا امرآبادی بعدها تعریف می کند که: مسعود پریشان و شوریده حتی شماره تلفن یادش نمی آمد. نگران پرسیدم حالش را و معنی جواب مسعود را چند وقت بعد از تلویزیون فهمیدم. آن روز که در بی دادگاه های نمایشی اعتراف کرد. مسعود گفته بود؛ برای آزادیت بهای سنگینی پرداختم..
مهسا امرآبادی لحظه ورود به اوین: دعا کنید مسعود به اوین منتقل شود
تقویم سه ساله ی مسعود پر است از برگ های سبز و قرمز. ۲۴ اردیبهشت ماه اعلام محکومیت قطعی به ۶ سال حبس تعزیری. هفتم خرداد ماه گزارش شد وی به دارالقرآن زندان رجایی شهر که محلی برای اعمال فشار بیشتر بر زندانیان سیاسی است، منتقل شده است. در تاریخ ۲۷ خرداد ماه اعلام شد مسعود باستانی از دندان درد شدیدی رنج میبرد و در همین حال دادستان تهران با مرخصی وی مخالفت می کند. ۱۳ تیرماه مسعود مرادی باستانی طی ملاقات با دادستان تهران، مسایل و خواستههای خود را بهطور مستقیم با وی در میان گذاشت. ۸۸۸ روز بدون مرخصی، ۱۰۰۰ روز گذشت باز هم بی مرخصی… و هر روز به تعداد این برگ ها اضافه می شود و امروز درد دوستان مهسا و مسعود نه زندان که دوری این دو زندان از هم است که همان فرصت دو هفته یکبار از پشت شیشه های کثیف را هم از این زوج جوان گرفت.
مهسا روبروی زندان اوین وقتی چمدان پر کتابش را بلند می کند رو به همه می گوید: “چیزی نمیخوام فقط دعا کنید مسعود رو بیارن اوین که لااقل بتوینم ملاقات داشته باشیم”
و امروز تولد مسعود است
رسم شده است این روزها انگار تولدهای از راه دور این سوی میله ها، پیام های آن سوی دیوارها، کمپین های مجازی و گرامی داشت های پر امضا. تغییری در ادبیات و آداب و شیوه های نوین چاره ای ست که از دل های تنگ جوشید و هر روز به شکلی گاه جدید و گاه تکرار بروز کرد.
ماه های اول زیر آن پل سیمانی، درست روبروی در بزرگ زندان اوین میعادگاه شده بود، از سفره های افطار تا کیک های سبز تولد با عکس های زندانیان سیاسی و بعد تر که با شبکه های توری بستند و پارکینگش کردند در خانه ها و وعده گاه های دیگر.
مسعود باستانی به همسرش: بیا فردا را آرزو کنیم
امروز سالروز تولد مسعود است، روزنامه نگاری که دو سال پیش در سالروز تولد مهسا برایش نوشت: احساس میکنم الان دیگر نیازی به گلایه و شکایت از ظلمهای امروز و دیروز نداریم و بایستی به فردا فکر کنیم. زیرا که بر اساس سنت تاریخ و نوید طبیعت، به یقین فردا روشنتر از امروز خواهد بود و کلید صبح فردا در گرو صبوریهای امروز ماست.
بیا فردا را آرزو کنیم. بیا به جای گلایه و شکایت و دلسردی از این روزها به فردایی فکر کنیم که در آن تلاش برای تحقق رویای یک سرزمین سبز و آباد مجازات و کیفر به دنبال نداشته باشد.
همسرم! فردا در راه است سالروز تولدت هم دوباره فراخواهد رسید . فردایی روشن و سبز که به زودی خواهد رسید و من در آن روز باردیگر سالروز تولد تو را تبریک خواهم گفت. روزی که آرزوهای ما هم متولد شده اند و ما آن روز را جشن خواهیم گرفت.
مهسا در نامه ای به مسعود: آرمانهایمان را باور کردهایم
و همان روزها مهسا در جوابش نوشته بود: سرت سلامت و سبز باشد که آزادی را میستایی اما نه به هر قیمت و شکلی. این است قول و قرار ما، این همان زندگی شرافتمندانهای است که وعده آن را به من داده بودی، و الان میبینم که چه خوب وعده به جا میآوری و روی قولت میمانی.
عجب دنیای برعکسیست، در زندان هستی و در حبس آزادهای. بگذار تمام این سالهای جوانی را در زندان سپری کنی، اما این صبر هم اجری دارد که خدای من و تو آن را نوید داده است.
من منتظر آن روز خدا هستم، آن روز دیگر دستانم خالی نیست از نبودنت و در عین حال بودنت، در آن روز دیگر برایت آزادی را از پشت تلفن تصویر نمیکنم، خودت هستی و میبینی. آن روز تو باید تصویر کنی زندان را برای نسل فردا که نیاز دارند به دانستن بهای آزادی.
ما آرمانهایمان را باور کردهایم، باوری که از پس آن “ایمان”، که بخش دیگری از این زندگی است، رشد یافته و مزه این ایمان در لحظات فراق چقدر شیرین است و خدا هم صابرین را دوست دارد.
امروز سالروز تولد مسعود است. روزنامه نگار دربندی که …
کلمه: دولت هر قانونی را نخواهد اجرا نمی کند. ادبیات احمدی نژاد در شان جمهوری اسلامی نیست و ادبیات محیط های دیگر است. خودمان هزینه انتخاباتی او را تامین کردیم اما ادبیات فعلی او بی منطقی است. امیدواریم خدا دولت را هدایت کند. خواهرزاده مشایی پول گرفته و احمدی نژاد می ترسد تخلفات را بشنود. تا پایان دوره اش دندان روی جگر می گذاریم. کاری نکنید که مردم مجبور باشند شما را تا پایان ماموریت تحمل کنند. امیدواریم خدا دولت را هدایت کند…
اینها گزیده ای از اظهارنظرهای برخی چهره های اصولگرا درباره دولت بود که تنها در دور اخیر بیان شده است. این حملات تند به احمدی نژاد در حالی مطرح می شود که به نظر می رسد خود او نیز از چنین فضایی نگران نیست و بلکه به جنجال سازی و وضعیت بحرانی بیشتر مایل است.
در شرایطی که طبق اعلام صریح نایب رئیس مجلس، رهبری تاکید کرده که رئیس دولت باید دوره فعلی را به پایان برساند و هر مشکلی هم وجود داشته باشد، استمرار کار دولت مخدوش نخواهد شد، طبیعی است که احمدی نژاد چنین فضای پر از هیاهو و دعوایی را به یک فضای آرام که احتمالا در آن مجبور به پاسخگویی و رفتار منطقی باشد، ترجیح می دهد.
از سوی دیگر مدعیان اصولگرایی نیز ظاهرا دریافته اند که کم هزینه ترین کار در این شرایط، انتقاد و حمله به احمدی نژاد است؛ حمله ای که البته هیچ نتیجه عملی در پی نخواهد داشت. از یک سو سکوت نکرده اند که مردم را ناراضی تر از این نکنند، و از سوی دیگر کاری علیه دولت نکرده اند که رهبری برنجد یا خلاف منویات ایشان باشد. حرف که خرجی ندارد؛ هرچقدر انتقادی تر هم بهتر!
در همین چارچوب باید سخنان جواد زمانی نماینده کنگاور در مجلس را مرور کرد که در گفت و گو با اعتدال گفته است: طبیعتا دولت باید مابقی عمر خود را طی کند، اما ادبیاتی که برخی مواقع رییس جمهور به کار می برد ، در شان نظام جمهوری اسلامی نیست و ادبیات محیط های دیگر است. بنده که الان بر دولت نقدهای جدی دارم ، مسئول ستاد انتخاباتی آقای احمدی نژاد بودم و کسی نبودم که از دقیقه اول منتقد ایشان باشم؛ ما حتی هزینه انتخاباتی را آن زمان خودمان پرداخت کردیم چون فکر می کردیم وی برای اداره کشور مناسب است ، اما عملکرد فعلی دولت مناسب نیست و ادبیات آقای احمدی نژاد را به هیچ وجه نمی پسندم ، چون ادبیات بی منطقی است و ادبیات مورد استفاده در برخی محیط ها است.
سخنگوی کمیسیون اجتماعی مجلس همچنین افزوده است: ادامه قانون گریزی ها وجه مناسبی ندارد ، دولت هر قانونی را نمی پذیرد و اجرا نمی کند و این بسیار خطرناک است ؛ ممکن یک دولت قانون مصوبی را نپسند ؛ این طبیعی است هم در ایران هم تمام دنیا ، اما وقتی قانونی مصوب شد ، دولت نمی تواند بگوید من اجرا نمی کنم و ما تاکنون چنین چیزی نداشته ایم ؛ دولت احمدی نژاد با این کار بنای بسیار خطرناکی را بنیان کرد و گفت چون قانون را قبول ندارم ، اجرا نمی کنم ؛ این ضعف بسیار بزرگی برای دولت است و امیدواریم خدا دولت را هدایت کند. هر دولتی آزاد است نیرو های خود را انتخاب کند ، اما استفاده کردن از افراد حاشیه ای در دولت نادرست است ؛ این کار رویه بدی است و چالش به وجود می آورد و ارگان ها را درگیر می کند. دولت تا بچه اول بزرگ نشده ، می رود بچه بعدی را می آورد؛ در فاز نخست هدفمندی مشکل داریم و به چالش کشیده شده است ، اما احمدی نژاد دنبال تمام کردن این طرح در دولتش است ؛ از نظر من آقای احمدی نژاد دنبال دعوا می گردد.
و به همین منوال باید سخنان جهرمی رئیس معزول بانک صادرات را نیز درک کرد که برای دفاع از خود در ماجرای اختلاس، حمله بی خطر به احمدی نژاد را انتخاب می کند و به افشای فساد نزدیکان او می پردازد و می گوید: اجازه بدهید برخی مسایل را بیان نکنم؛ به موقع آنها را مطرح خواهم کرد. در حال حاضر خوشبختانه قوه قضاییه به خوبی رسیدگی کرده و مدارک کاملتری پیدا کرده است. از سوی دیگر اعترافات خوبی هم به دست آمده و مشخص شده که آقای خاوری چه میزان پول گرفته است یا اینکه خواهرزاده آقای مشایی چه مقدار دریافت کرده است. در کیفرخواست نامش آورده شده است. همچنین برخی از معاونان، مدیران کل و کارشناسان برخی از وزارتخانهها هم هستند. دو مدیر عامل بانک دولتی در این داستان رشوه گرفتهاند و در کیفرخواست آمده است.
جهرمی در مصاحبه اش با هفته نامه پنجره همچنین اضافه می کند: من با آقای خاوری صحبت کردم و ایشان اصرار میکرد که بیاییم و موضوع را خودمان با هم حل کنیم.من چندین جلسه در وزارت اقتصاد و بانک مرکزی با آقای خاوری داشتم. حتی وقت هم گرفته بودم تا بروم پیش آقای احمدینژاد و به ایشان بگویم افراد زیر مجموعهات فساد اقتصادی دارند ولی مسئولان وزارت اقتصاد و بانک مرکزی بهگونهای ذهنیت برای آقای احمدینژاد بهوجود آورده بودند که اصلا آمادگی پذیرش حرفهای من را هم نداشت و به همین خاطر هم وقت برای شنیدن حرفهای من نگذاشت. ایشان گمان میکردند آن مصاحبه من ضربه بزرگی زده است. بعد از آن هم به آقای بهمنی و آقای حسینی گفته بود که باید من را از ریاست بانک صادرات برکنار کنند. من هر روز پیگیری میکردم و در برخی جلسات آقای احمدینژاد را دیدم و به ایشان گفتم نیم ساعت به من وقت بدهید که دیدم میترسد از زبان من موضوع تخلف را بشنود.
سخنان اخیر مصباحی مقدم عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس هم لحنی مشابه حملات مصنوعی و بی خطر ذکر شده به رئیس دولت دارد، آنجا که می گوید: علیرغم عملکرد دولت ناچاریم که دندان روی جگر بگذاریم، تا این یک و نیم سال پایانی عمر دولت نیز به اتمام برسد… رویه ما تعامل و کمک به دولت بود و به همین دلیل در برخی موارد با دولت مهربانانه برخورد کردیم اما اینها هیچکدام رعایت توصیه های رهبری را نکردند.
و علاوه بر اینها، باید به یادداشت دیروز احمد توکلی در شرح ماجرای تصویب فاز دوم هدفمندی در مجلس اشاره کرد که در بخشی از آن اعتراف جالبی آمده است: مهمترین دلیلی که موافقان پیشنهاد دولت، به شکل خصوصی بر آن اصرار داشتند، خلاصهاش این بود که آقای احمدی نژاد در هر حال قانون را اجرا نمیکند جز بخش پرداخت نقدی آن را و چون قیمتها را چندان دست نخواهد زد نگرانی شما جا ندارد و آن آثار رکودی و تورمی پیدا نخواهد شد… چرا باید به چنین رئیس جمهوری که قانون و عهد خویش را رعایت نمیکند اجازه بدهیم تصمیمات خطیر آسیب زننده را بگیرد. او یا قانون را اجرا میکند و برای کسب ۱۳۵ هزار میلیارد تومان قیمتها را جهش شدیدی میدهد که واویلاست، یا قیمتها را زیاد بالا نمیبرد، ولی بر اساس اجازه آن مبلغ، با چاپ اسکناس و توزیع آن به اقتصاد آسیب میزند و باز هم واویلاست.
و البته باید یادآوری کرد که این موضع و تصویب نهایی این موضوع در مجلس، کاملا مغایر با نظر قبلی بسیاری از نمایندگان است و تنها با دخالت و دستور رهبری در حمایت از نظر دولت عملی شده است؛ نکته ای که آقای توکلی صراحتا به آن اشاره نکرده است.
جالب است که این نوع موضع گیری، از چهره های سیاسی جریان مدعی اصول هم فراتر رفته است، به طوری که امام جمعه قم نیز دیروز در خطبه هایش به دولت هشدار داد: کاری نکنید که مردم مجبور باشند شما را تا پایان ماموریت تحمل کنند. کاری کنید بعد از شما نام نیک باقی بماند.
سعیدی از بگو مگوی اخیر احمدی نژاد و برادران لاریجانی هم انتقاد کرد و گفت: برخی از مسئولان محترم نظام سخنانی را مطرح می کنند که مایه رنجش مردم است، درخواست ما و مردم از شما خدمتگزاران نظام این است که این مباحث را خودتان حل و فصل کنید.
کلمه: گروه اجتماعی در حالی که اخراج و بازنشستگی اجباری استادان دانشگاه موجب خسارت های غیرقابل جبرانی در فضای علمی کشور شده است،اما سیاست های کامران دانشجو مبنی بر استخدام جوان تر ها و کنار گذاشتن استادان با تجربه همچنان ادامه دارد
کامران دانشجو در اسفندماه سال ۱۳۸۸، اعلام کرده بود پرسنل علمی که «با نظام همسو نیستند» و «التزام عملی به ولایت فقیه ندارند»، اخراج خواهند شد. دانشجو گفته بود: «ما به دانشگاهیانی که تمایلات و فعالیتهایشان با نظام جمهوری اسلامی همسو نیست نیازی نداریم.»
سیدعلیرضا حسینی بهشتی و قربان بهزادیان نژاد دو مشاور میر حسین موسوی پس از حوادث انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری از دانشگاه تربیت مدرس اخراج شدند. این استادان که هر کدام سابقه ماه ها زندانی بودن را داشتند پس از آزادی از زندان نیز نتوانستند به محل کارشان بازگردند و نام شان از فهرست استادان دانشگاه های کشور حذف شد.
در همین حال طی سال های گذشته و در زمان دولت نهم و دهم، دکتر ایرج گلدوزیان، دکتر امیرناصر کاتوزیان، دکتر محمود عرفانی اساتید برجسته قانون جزا، حقوق مدنی و قانون تجارت، دکتر ابوالقاسم گرجی استاد حقوق اسلامی، دکتر محمد آشوری استاد آیین دادرسی کیفری، دکتر جمشید ممتاز استاد حقوق بین الملل، دکترعزت الله عراقی استاد حقوق کار و دکتر نجات علی الماسی استاد حقوق بین الملل خصوصی، دکتر سیدعلی آزمایش، دکتر حسین شریفی طرازکوهی و دکتر محمدرضا ضیایی بیگدلی، محمد مجتهدشبستری، عالمزاده، علیآبادی، حسین واله و سعید حنایی کاشانی،حسنعلی درودیان، حسین بشیریه، احمد ساعیصفایی، میرجلالالدین کزازی و رضا رییسطوسی، حمیدرضا برادران شرکا، محمد ستاریفر رئیس سازمان منحل شده مدیریت و برنامه ریزی، علی صادق تهرانی، بهروز هادی زنوز، محمود ختایی، صادق بختیاری، رضا عاصی و دکتر جهرمی، دکتر یثربی و دکتر مرتضی مردیها، سعید حجاریان، محمدتقی احمدی، محسن کدیور، ابوالفضل شکوری، هاشم آقاجری، مسعود غفاری و حاتم قادری و ده ها استاد برجسته به دلایل مختلف از مراکز علمی و پژوهشتی کنار گذاشته شده اند.
از سوی دیگر، سایت بازتاب خبر داده است که دکتر محسن رهامی از اعضای هیات علمی دانشکده حقوق دانشگاه تهران اشاره کرد که مفتخر به بازنشستگی زودتر از موعد شده است! این در حالی است که برخی از مسوولان خواستار اخراج وی میشوند، اما در نهایت مقرر گردید این استاد دانشگاه با حکم بازنشستگی مجبور به قطع همکاری با دانشگاه شود.
همچنین دکتر تهمورث بشیریه از اساتید حقوق دانشگاه تهران و عضو هیات علمی این دانشگاه اسفند سال گذشته حکم اخراج خود را دریافت کرد.
علاوه بر آن اساتید دیگری همچون یاوری، نیک پی، نیاورانی، موثق نیز از جمله اساتید دانشگاه شهید بهشتی هستند که با عدم تمدید قراردادشان مواجه شدند.
بازنشستگی استادان دانشگاه بر اساس ماده ۳۶ آیین نامه استخدام اعضای هیات علمی مصوبه هیات امنای دانشگاه تهران انجام می شود. ماده ۳۶ این آیین نامه می گوید که اعضای هیات علمی دانشگاه ها با درجه دانشیاری و استادی با ۳۰ سال سابقه تدریس و ۶۵ سال سن بازنشسته می شوند البته بندی از این ماده اضافه می کند اگر درجه علمی مشمولان استاد تمام باشد اظهار نظر گروه علمی درباره ادامه تدریس آنها مدنظر قرار می گیرد. قانونی که صرفا دستاویزی برای حذف استادان منتقد است.
اخراج استادان منتقد همواره اهرمی در دست حکومت ها بوده است. در سالهای نهضت ملی شدن نفت دکتر علیاکبر سیاسی، رئیس وقت دانشگاه تهران، تحت فشار حکومت، استادانی چون انور خامهای، فریدون کشاورز و دکتر جودت را که نامه اعتراض به تشکیل کنسرسیوم نفت را امضا کرده بودند را اخراج کرد.
کلمه: میرحسین موسوی در سالروز میلاد حضرت زهرا و روز زن در دیدار با تاکید بر بهم پیوستگی جنبش زنان با جنبش سبز تصریح کرد: مسئله زن و حقوق زنان در کشور ما نمی تواند حل شود، مگر اینکه به یک مسئله همگانی تبدیل شود و نباید بین مردان و زنان تفکیکی باشد. این تفکیک جنسیتی، ریشه تبعیض ها و حل نشدن مسئله است. نمی توانیم جامعه ای آزاد و عادلانه داشته باشیم، مگر اینکه مسائل زنان در آن حل شده باشد."
وی در سال ۱۳۸۹در دیدار با فعالان جنبش زنان که مناسبت روز زن و مادر گرد هم آمده بودند، با تبریک این روز و تاکید کرد که از نظر او، میان زنان و مردان برای کسب آزادی و تلاش برای رسیدن به دموکراسی فرقی وجود ندارد و باید همه با هم در این راه گام بردارند.
موسوی که بیش از چهارصد روز است که در حبس خانگی است در این دیدار گفته بود: "من اعتقاد دارم در جنبش سبز، زن ها نقش اساسی داشته اند و دارند. جنبش زنان بخشی از جنبش سبز است و سرنوشت جنبش سبز با همه جنبش های آزادی خواه و عدالت طلب از جمله جنبش زنان پیوند خورده است. مسئله زن و حقوق زنان در کشور ما نمی تواند حل شود، مگر اینکه به یک مسئله همگانی تبدیل شود و نباید بین مردان و زنان تفکیکی باشد. این تفکیک جنسیتی، ریشه تبعیض ها و حل نشدن مسئله است. نمی توانیم جامعه ای آزاد و عادلانه داشته باشیم، مگر اینکه مسائل زنان در آن حل شده باشد."
به باور موسوی، اینکه زنان فقط درباره حقوق زنان فعالیت کنند، یکی از ضعف های جنبش است.
تعصبات جنسیتی که به اسم اسلام تحمیل می شود…
موسوی ادامه می دهد: "با توجه به تحولات یک سال اخیر، زنان و جوانان خود را به شکل تازه ای درک کرده و هویت جدیدی برای خود تعریف کرده اند. مشغولیات ذهنی و دنیاهایشان عوض شده است، بنابراین احساس درد و رنج ناشی از این تولد جدید هم به وجود آمده است. به دلیل این که ساختارهای حکومتی، قانونی و عرفی ما با این انسان جدید سازگار نیست. این مسئله را باید بررسی کرد. خیلی چیزها هست که به اسم اسلام و تامین بنیان های خانواده تحت تاثیر تعصبات جنسیتی مسائل حقوقی و قانونی مطرح بوده و الان به صورت مانع جدی برای زنان در جامعه وجود دارد."
موسوی می گوید: "هنوز درباره جامعه ای که زن در آن حقوقش را به دست آورده باشد، نتوانسته ایم دورنمای روشنی ارائه دهیم. وقتی درباره حقوق و آزادی زنان صحبت می کنیم، یا از رفع تبعیض جنسیتی صحبت می کنیم، جا دارد که تاثیرات این رفع تبعیض را به صورت دورنمایی برای زنان ترسیم کنیم تا در آن حس شود که تکلیف سنت ها، میراث، ارزش های بنیادین و مسائل سیاسی و حقوقی چه می شود. در کل جامعه ای را در نظر بگیریم که همه اقشار در این جامعه به چه شکلی در خواهند آمد. این تصویرسازی می تواند انگیزه ی خوبی برای حرکت در جامعه ایجاد کند و زنان بیشتری را به صحنه بیاورد."
مسئله زنان، هم مسئله زنان است و هم مسئله مردان
مسئله زنان ایران، هم مسئله زنان است و هم مسئله مردان. موسوی با بیان این جمله می افزاید: "خوشبختی زن و مرد به هم تنیده است و در یکی دیدن آنهاست که می توانیم این مشکلات را حل کنیم. تجربیات وسیعی در دنیا در این باره وجود دارد."
موسوی می افزاید: "در آینده نیز سرنوشت جنبش زنان و جنبش سبز به هم پیوسته است و فکر نمی کنم جنبش سبز به آرمان هایش برسد بدون آنکه زنان قدم به قدم با آن گام بردارند. برعکس آن نیز صادق است، یعنی اگر نتوانیم در سطح سیاسی تحولی ایجاد کنیم، وضع زنان متحول نخواهد شد."
گشت های ارشاد برای منحرف کردن ذهن هاست
میرحسین موسوی معتقد است که موضع گیری های اخیر حاکمیت درباره جمع آوری بدحجابی، بیشتر جنبه انحراف اذهان را دارد. او در پاسخ به این سوال که استراتژی جنبش سبز درباره مواضع امامان جمعه درباره حجاب زنان و ارتباطش با زلزله و یا فعالیت مجدد گشت ارشاد چیست، می گوید:" اتفاقاتی در جامعه در حال وقوع است و تصمیماتی گرفته می شود که به نظر می رسد قبل از اینکه مشکلی را حل کند؛ به دنبال ایجاد اختلاف است. مثلا کشور ما زلزله خیز است و بخشی از تهران روی گسل زلزله است و البته خیلی هم خطرناک است و باید جلویش را بگیریم و شایسته است که دولت این کار را بکند؛ نه اینکه آن را به یک خواب و یا عاملی مثل حجاب زنان نسبت دهد. این همان نقطه انحرافی قضیه است که می خواهند مردم را با این حرفها مشغول و انشقاق ایجاد کنند."
وضع ما با قانون اساسی و کرامت انسانی و حیثیت انسانی سازگاری ندارد
او می افزاید: "حتی گشت ارشاد هم معطوف به جمع کردن بی حجابی نیست، بلکه بیشتر برای منحرف کردن ذهن ها است. جنبش سبز دنبال عدالت و آزادی و اجرای قانون است که اگر به آنها برسیم، خود به خود مسائل درونش هم حل می شود. علت اینکه ما با اقداماتی روبهرو هستیم که دارد ما را رنج می دهد، به این دلیل است که وضع ما با قانون اساسی و کرامت انسانی و حیثیت انسانی سازگاری ندارد. می خواهند ذهنمان را مشغول کنند، در حالی که این اقدامات شکست خورده است. به همین دلیل نباید آن را به مسئله عمده تبدیل کنیم. هرچند باید از چنین طرح هایی انتقاد کنیم، اما این دلیلی نشود که ما مسائل اساسی را فراموش کنیم. باید مراقب باشیم تا گیر طرح آنها نیفتیم."
پیوند فعالیت های جنبش زنان با جنبش سبز
مهندس موسوی همچنین بخشی از سخنانش را به پاسخ به سؤالی درباره کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین نابرابر اختصاص داد. او ابتدا به زنجیره سبز انسانی سال گذشته که از میدان تجریش تا میدان راه آهن شکل گرفت، به عنوان نمادی از آشتی و وحدت ملی اشاره کرد و سپس ادامه داد: "آن روز را نماد خوبی برای جنبش سبز می دانم. سال های گذشته شعار آشتی را مطرح کردیم که این شعار خوبی برای وحدت ملی است و مشکلات ما را حل و حتی برملا می کند. عده ای سودشان در عدم آشتی است. الان در قالب هایی مثل خانواده زندانیان، گروهها و حرکت هایی ایجاد شده اند که قبل از جنبش سبز امکان آن نبود و دور هم جمع نمی شدند. جنبش زنان هم چنین جنبشی است. بخشی از زنان در قالب کمپین یک میلیون امضا برای رفع تبعیض، فعالیت هایی را انجام می دادند که شاید چون جداگانه فعالیت می کردند، حتی مورد اتهام هم قرار می گرفتند؛ اما با تنوع و رنگارنگی داخل جنبش، امروز با یک حرکت جمعی و گسترده سبز پیوند خورده است، بدون اینکه نگاه توام با سوء ظن نسبت به این جنبش وجود داشته باشد. ما باید این را قدر بدانیم. آشتی و دوستی و نزدیک کردن جنبش ها به همدیگر، باید هدف عمده برای همه ما تلقی شود."
جنبش سبز با هر نوع حرکتی که وحدت ملی را خدشه دار کند مخالف است
میرحسین موسوی می افزاید: "باید در سطح ملی اقدامات روشن تری برای دور هم جمع کردن اقوام و قومیت ها داشته باشیم و دورنمایی برای آن توصیه کنیم. جنبش سبز با هر نوع حرکتی که وحدت ملی را خدشه دار کند، مخالف است."
همچنین موسوی درباره جایگاه اقشار مختلف اعم از کارگران، معلمان، کشاورزان و … در جنبش سبز می گوید: "بحث عدالت را نباید به عدالت حقوقی و قضایی منحصر کنیم، بلکه باید گسترده تر ببینیم. ملت ما به خصوص در میان کارگران و کشاورزان مشکلات زیادی دارند و شرایط آنها واقعا غیر انسانی است. ما باید دایره فکرمان را باز کنیم و درباره این اقشار فکر کنیم. کارگری که شش ماه است حقوق نگرفته است؛ باید حداقل با او بیشتر اظهار همدردی کنیم و حل مشکلات این اقشار هم در گرو تک صدایی نیست."
او یادآوری کرد که جنبش سبز مطالبه محور است و حرف همه جنبش ها در آن باید شنیده شود، و این الزام می کند که مسائل جنبش زنان در داخل جنبش سبز بیشتر باید مطرح شود.
آنقدر باید بایستیم تا تغییر ایجاد شود
موسوی در بخش دیگری از این گفت و گو، در پاسخ به یکی از فعالان حقوق زنان که پرسید تا چه زمان باید صبر کنیم تا به نتیجه نسبتا مطلوب برسیم، می گوید: "در این مورد نمی توان زمان بندی کرد، بلکه فقط می توان گفت آنقدر باید مقاومت کنیم و آنقدر باید بایستیم تا تغییر ایجاد شود. در آینده هم اگر ما مقاومت کنیم و مدام مطالباتمان را مطرح کنیم، قدم به قدم به آنها نزدیک خواهیم شد. اما نمی توان گفت چه موقع این محقق می شود و این بستگی به مقاومت ما دارد."
نشانه های زنده بودن جنبش سبز
اما امید موضوع دیگری بود که در این دیدار مطرح شد و موسوی درباره اش گفت: "امید باید در سطح ملی ایجاد شود. با نگاهی که به یک سال گذشته داریم، عده ای تصور می کردند آمدن به خیابان شبیه تحرکات شهری سالهای قبل در شیراز و زنجان و اسلامشهر و مشهد است؛ حرکت هایی که ظرف یکی دو روز جمع می شد. عده ای فکر می کردند حرکت خیابانی جنبش سبز جمع می شود، اما نشد. جمع شدنش در سطح خیابان ها به معنای تمام شدن جنبش نیست و حضور خود شما زنان در این جلسه نشان دهنده زنده بودن جنبش سبز است و یا برگزاری مراسم پرشور برای شهیدی مثل کیانوش آسا در دانشگاه علم و صنعت و دیگر شهدا، حاکی از گسترش و زنده بودن این جنبش است."
موسوی تاکید می کند: ما در یک سال گذشته دچار رادیکالیزم کور نشده ایم و مردم پی برده اند که راه ما مسالمت آمیز است، و این یک نقطه قوت مهم است.
او در نهایت می گوید: "جنبش سبز متعلق به همه مردم بوده است و این ویژگی اش را باید قدر بدانیم. بعد از مدت ها که در کشور ما، سیاست ها و اقدامات منجر به جدایی اقشار جامعه و قومیت ها و … از هم می شده و سعی می کرده جامعه را جدا کند و نفعش را در این می دیده که اختلافات وجود داشته باشد و عده ای اندک را خودی و در وسط و بقیه را دیگری و در حاشیه تلقی کند؛ جنبش سبز تمام این مرزها را کنار گذاشته و دوستی ایجاد کرده است. این را باید قدر دانست."
میرحسین موسوی: سرنوشت جنبش زنان و جنبش سبز به هم پیوسته است و فکر نمی کنم جنبش سبز به آرمان هایش برسد بدون آنکه زنان قدم به قدم با آن گام بردارند. برعکس آن نیز صادق است.
شماره جدید روزنامه کلمه با عناوین :
حلقههای «صالحین»؛ تکرار تجربه مجاهدین خلق،
نرگس محمدی در زندان به فلج عضلانی مبتلا شد،
انتقال معتمدنیا از بیمارستان به اوین
و اعطای یک پروژه دیگر به سپاه از سوی احمدی نژاد،
منتشر شد.
دیگران را هم از اخبار کلمه با خبر کنیم.
صفحه فیس بوک روزنامه کلمه

چنانچه در دریافت فایل مشکل دارید ابتدا بر روی لینک دانلود کلیک راست نمایید و از منوی باز شده گزینه "Save Link as" در مرورگر های فایرفاکس و کروم و "Save as target" در اینترنت اکسپلورر را انتخاب کنید.
سید جعفر شهیدى
«اطلع الشیطان راسه من مغرزه صارخا لکم فوجدکم لدعائه مستجیبین» (۱) «از خطبه دختر پیغمبر»
در عصر پیغمبر (ص) و صدر اسلام، مسجد تنها مرکز دادخواهى بود. هر کس از صاحب قدرتى شکایتى داشت، هر کس حقى را از دست داده بود، هر کس از حاکم یا زمامدار، رفتارى دور از سنت پیغمبر مىدید، شکوه خود را بر مسلمانان عرضه مىکرد، و آنان مکلف بودند تا آنجا که مىتوانند او را یارى کنند و حق او را بستانند. از دختر پیغمبر حقى را گرفته و با گرفتن این حق سنتى را شکسته بودند. او مىدید نزدیک است حکومت در اسلام، رنگ نژاد و قبیله را به خود بگیرد (کارى که سى سال بعد صورت گرفت). مهاجران که از تیره قریشاند انصار را از صحنه سیاست بیرون راندند. انصار که خود یاوران پیغمبر بودند، پس از وى خواهان زمامدارى گشتند. قریش در دوره پیش از اسلام خود را عنصرى ممتاز مىدانست و امتیازاتى براى خویش پدید آورد. با آمدن اسلام آن امتیازها از میان رفت. اکنون این مردم بار دیگر گردن افراشتهاند و ریاست مسلمانان را حق خود مىدانند، آنهم نه بر اساس امتیازات معنوى چون علم، تقوى و عدالت بلکه تنها بدین جهت که از قریشاند. دختر پیغمبر (ع) نمىتوانست برابر این اجتهادها یا بهتر بگوئیم نوآورىها، آرام و یا خاموش بنشیند. باید مسلمانان را از این سنتشکنىها برحذر دارد، اگر پذیرفتند چه بهتر و اگر نه نزد خدا معذور خواهد بود.
این بود که خود را براى طرح شکایت در مجمع عمومى آماده ساخت. در حالیکه جمعى از زنان خویشاوندش گرد وى را گرفته بودند، روانه مسجد شد. نوشتهاند: چون به مسجد مىرفت راه رفتن او به راه رفتن پدرش پیغمبر مىماند. ابوبکر با گروهى از مهاجران و انصار در مسجد نشسته بود. میان فاطمه (ع) و حاضران چادرى آویختند. دختر پیغمبر نخست نالهاى کرد که مجلس را لرزاند و حاضران به گریه افتادند، سپس لختى خاموش ماند تا مردم آرام گرفتند و خروشها خوابید آنگاه سخنان خود را آغاز کرد (۲).
این سخنرانى، تاریخى، شیوا، بلیغ، گلهآمیز، ترساننده و آتشین است. قدیمترین سند که نویسنده این کتاب در دست دارد، و این خطبه در آن ضبط شده کتاب «بلاغات النساء» گرد آورده ابوالفضل احمد بن ابى طاهر مروزى متولد ۲۰۴ و متوفاى ۲۸۰ هجرى قمرى است.
کتاب او چنانکه از نامش پیداست مجموعهاى از خطبهها، گفتهها و شعرهاى زنان عرب در عهد اسلامى است. کتاب با خطبهاى نکوهش آمیز از عایشه دختر ابى بکر آغاز مىشود، و دومین خطبه از آن گفتار زهرا (ع) است.
احمد بن ابى طاهر این خطبه را به دو صورت و با دو روایت ضبط کرده است، اما در سندهاى متاخر از او هر دو فقره در هم آمیخته است و خطبه به یک صورت که شامل هر دو قسمت است دیده مىشود. نویسنده در رعایت کلمات او نوشته احمد بن ابى طاهر و در رعایت ترتیب متن، از کشف الغمه نوشته على بن عیسى اربلى متوفاى ۶۹۳ هجرى قمرى پیروى کرده است.
درباره سند و متن این خطبه از دیر باز (سالها پیش از احمد بن ابى طاهر) گفتگوها رفته است. احمد بن ابى طاهر گوید:
به ابوالحسن زید بن على بن الحسین بن على بن ابى طالب گفتم: مردم گمان دارند این خطبه با چنین بلاغت از آن فاطمه نیست و بر ساخته ابو العیناء است.
وى در پاسخ گفت:
من پیرمردان آل ابو طالب را دیدم که این خطبه را از پدران خود روایت مىکردند، و به فرزندان خویش تعلیم مىدادند.
پدر من از جدم این خطبه را از دختر پیغمبر روایت کرده است. بزرگان شیعه پیش از آنکه جد ابو العیناء متولد شود، آنرا روایت مىکردند و به یکدیگر درس مىدادند. سپس گفت:
چگونه آنان خطبه فاطمه را انکار مىکنند و خطبه عایشه را به هنگام مرگ پدرش مىپذیرند. (۳)
ابن ابى الحدید نیز این گفتگو را به همین صورت از سید مرتضى و او از مرزبانى و او به اسناد خود از عبید الله پسر احمد بن ابى طاهر آورده است (۴).
چنانکه دیدیم به نقل مؤلف بلاغات النساء (در هر سه نسخه کتاب که در دست نویسنده است)(۵)این گفتگو بین او و ابوالحسن زید بن على بن الحسین بن على بن ابى طالب رخ داده.
لیکن پذیرفتن این روایت با این سند، دشوار مىنماید، بلکه غیر قابل قبول است. زید بن على بن الحسین به سال یکصد و بیست و دو شهید شده و احمد بن ابى طاهر چنانکه نوشتم به سال ۲۰۴ هجرى قمرى بدنیا آمده پس نمىتوان گفت او چنین پرسشى را از زید بن على بن حسین (ع) کرده است.
مسلما نویسندگان حدیث را در ضبط سند سهوى دست داده است. تا آنجا که تتبع کردهام تنها عالم رجالى معاصر آقاى شیخ محمد تقى شوشترى این اشتباه را دریافته و نوشته است این گفتگو بین احمد بن ابى طاهر و زید بن على بن الحسین بن زید است (۶)و مؤید این نظر این است که مؤلف بلاغات النساء در جاى دیگر کتاب خود حدیثى از زید بن على بن حسین بن زید العلوى آورده و این هر دو زید یکى است (۷).
و شگفت است که چنین اشتباه در دو چاپ بلاغات النساء باقى مانده و شگفتتر اینکه در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید نیز راه یافته است.
به هر حال این خطبه گذشته از این سند قدیمى در کتابهاى معتبر علماى شیعه و سنت و جماعت ضبط است.
گمان دارم بعض نویسندگان سیرت و محدثان سنت و جماعت (اگر خداى نخواسته دستخوش هواى نفس نشدهاند) از آن جهت چنین خطبهاى را بر ساخته دانستهاند، که فراوان از آرایشهاى لفظى و معنوى و مخصوصا صنعت سجع برخوردار است. اینان مىپندارند هر گاه سخنرانى در جمع مردم خطبه بخواند، گفتار او نثر مرسل خواهد بود. بخصوص که گوینده در مقام طرح شکایت و دادخواهى باشد.
اگر موجب توهّم همین است و خردهگیرى اینان نه از راه حسد و کین است، باید گفت حقیقت نه چنین است. در خطبه دختر پیغمبر تشبیه، استعاره و کنایه به کار رفته است. نظیر چنین صنعتهاى لفظى و معنوى را در گفتارهاى کوتاه صحابه و مردم حجاز در صدر اسلام، فراوان مىبینیم، چه رسد به خانواده پیغمبر. از صنعتهاى لفظى، موازنه، ترصیع، تضاد و بیشتر از همه سجع در این سخنرانى موجود است.
هنر سجع گوئى در خاندان پیغمبر امرى طبیعى بوده است. ما مىدانیم پیش از اسلام سخن به سجع گفتن در مکه رواج داشت. نخستین دسته از آیات مکى قرآن کریم فراوان از این صنعت برخودار است.
دختر پیغمبر و شوى او على بن ابى طالب و فرزندان او به حکم وراثت، و نیز تحت تاثیر آیههاى قرآن به سجع گوئى خو گرفته بودند.
در خطبههاى على علیه السلام کمتر عبارتى را مىبینیم که مسجع نباشد. فرزندان او نیز چنین بودهاند. هنگامى که زینب (ع) در مجلس پسر زیاد به زشتگوئى او پاسخ مىداد گفت:
-«مهتر ما را کشتى! از خویشانم کسى نهشتى! نهال ما را شکستى! ریشه ما را از هم گسستى! اگر درمان تو این است آرى چنین است»! . (۸)
ابن زیاد گفت «سخن به سجع مىگوید؛ پدرش نیز سخنهاى مسجع مىگفت.» گذشته از خاندان هاشم بیشتر مردان و زنان تیره عبد مناف نیز از این هنر برخوردار بودند. روزى که معاویه مىخواست فرزندش یزید را نامزد خلافت کند از عبد الله پسر زبیر پرسید چه میگوئى؟ پاسخ داد:
-فاش میگویم نه در نهان. آنرا که راست گوید برادرت بدان. پیش از آنکه پشیمان شوى بیندیش! و نیک بنگر آنگاه قدم نه فرا پیش! چه پیش از قدم نهادن نگریستن باید، و پیش از پشیمان شدن اندیشیدن شاید. معاویه خندید و گفت روباه مکارى در پیرى سجع گفتن آموختهاى نیازى بدین سجع دراز نیست. (۹)
بارى نویسنده کوشیده است در برگردان این خطبه به نثر فارسى تا آنجا که میتواند هنرهاى لفظى و معنوى را نگاهدارد. مخصوصا هنر سجع را تا حد ممکن رعایت کرده است و اگر در فقرههائى از ترجمه لفظ به لفظ منصرف شده به خاطر رعایت این ظرافتها بوده است:
خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها
ستایش خداى را بر آنچه ارزانى داشت. و سپاس او را بر اندیشه نیکو که در دل نگاشت. سپاس بر نعمتهاى فراگیر که از چشمه لطفش جوشید. و عطاهاى فراوان که بخشید. و نثار احسان که پیاپى پاشید. نعمتهایى که از شمار افزون است. و پاداش آن از توان بیرون. و درک نهایتش نه در حد اندیشه ناموزون.
سپاس را مایه فزونى نعمت نمود. و ستایش را سبب فراوانى پاداش فرمود. و به درخواست پیاپى بر عطاى خود بیفزود. گواهى مىدهم که خداى جهان یکى است. و جز او خدائى نیست. ترجمان این گواهى دوستى بىآلایش است. و پایندان این اعتقاد، دلهاى با بینش. و راهنماى رسیدن بدان، چراغ دانش. خدایى که دیدگان او را دیدن نتوانند، و گمانها چونى و چگونگى او را ندانند. (۱۰)همه چیز را از هیچ پدید آورد. و بى نمونهاى انشا کرد. نه به آفرینش آنها نیازى داشت. و نه از آن خلقتسودى برداشت. جز آنکه خواست قدرتش را آشکار سازد. و آفریدگان را بندهوار بنوازد. و بانگ دعوتش را در جهان اندازد. پاداش را در گرو فرمانبردارى نهاد. و نافرمانان را به کیفر بیم داد. تا بندگان را از عقوبت برهاند، و به بهشت کشاند.
گواهى مىدهم که پدرم محمد بنده او و فرستاده اوست. پیش از آنکه او را بیافریند برگزید. و پیش از پیمبرى تشریف انتخاب بخشید و به نامیش نامید که مىسزید.
و این هنگامى بود که آفریدگان از دیده نهان بودند. و در پس پرده بیم نگران. و در پهنه بیابان عدم سرگردان. پروردگار بزرگ پایان همه کارها را دانا بود. و بر دگرگونىهاى روزگار محیط بینا. و به سرنوشت هر چیز آشنا. محمد (ص) را بر انگیخت تا کار خود را به اتمام و آنچه را مقدر ساخته به انجام رساند. پیغمبر که درود خدا بر او باد دید: هر فرقهاى دینى گزیده. و هر گروه در روشنائى شعلهاى خزیده. و هر دستهاى به بتى نماز برده. و همگان یاد خدائى را که مىشناسند از خاطر ستردهاند (۱۱).
پس خداى بزرگ، تاریکىها را به نور محمد روشن ساخت. و دلها را از تیرگى کفر بپرداخت. و پردههائى که بر دیدهها افتاده بود به یکسو انداخت. سپس از روى گزینش و مهربانى جوار خویش را بدو ارزانى داشت. و رنج این جهان که خوش نمىداشت، از دل او برداشت. و او را در جهان فرشتگان مقرب گماشت. و چتر دولتش را در همسایگى خود افراشت. و طغراى مغفرت و رضوان را به نام او نگاشت.
درود خدا و برکات او بر محمد (ص) پیمبر رحمت، امین وحى و رسالت و گزیده از آفریدگان و امتباد.
سپس به مجلسیان نگریست و چنین فرمود:
شما بندگان خدا! نگاهبانان حلال و حرام، و حاملان دین و احکام، و امانتداران حق و رسانندگان آن به خلقید.
حقى را از خدا عهده دارید. و عهدى را که با او بسته اید بدرفتار. ما خاندان را در میان شما به خلافت گماشت. و تاویل کتاب الله را به عهده ما گذاشت. حجتهاى آن آشکار است، و آنچه درباره ماست پدیدار. و برهان آن روشن. و از تاریکى گمان به کنار. و آواى آن در گوش مایه آرام و قرار. و پیروی اش راهگشاى روضه رحمت پروردگار. و شنونده آن در دو جهان رستگار. (۱۲)
دلیلهاى روشن الهى را در پرتو آیتهاى آن توان دید. و تفسیر احکام واجب او را از مضمون آن باید شنید. حرام هاى خدا را بیان دارنده است. و حلالهاى او را رخصت دهنده. و مستحبات را نماینده. و شریعت را راهگشاینده. و این همه را با رساترین تعبیر گوینده. و با روشنترین بیان رساننده. سپس ایمان را واجب فرمود. و بدان زنگ شرک را از دلهاتان زدود (۱۳).
و با نماز خودپرستى را از شما دور نمود. روزه را نشان دهنده دوستى بى آمیغ ساخت. و زکات را مایه افزایش روزى بى دریغ. و حج را آزماینده درجات دین. و عدالت را نمودار مرتبه یقین. و پیروى ما را مایه وفاق. و امامت ما را مانع افتراق. و دوستى (۱۴)ما را عزت مسلمانى. و بازداشتن نفس (۱۵)را موجب نجات، و قصاص (۱۶)را سبب بقاء زندگانى. (۱۷)وفاء به نذر را موجب آمرزش کرد. و تمام پرداختن پیمانه و وزن را مانع از کم فروشى و کاهش. فرمود مىخوارگى نکنند تا تن و جان از پلیدى پاک سازند و زنان پارسا را تهمت نزنند، تا خویشتن را سزاوار لعنت (۱۸)نسازند. دزدى را منع کرد تا راه عفت پویند. و شرک را حرام فرمود تا به اخلاص طریق یکتاپرستى جویند«پس چنانکه باید، ترس از خدا را پیشه گیرید و جز مسلمان ممیرید! »آنچه فرموده است به جا آرید و خود را از آنچه نهى کرده بازدارید که«تنها دانایان از خدا مىترسند» (۱۹).
سپس گفت: مردم. چنانکه در آغاز سخن گفتم: من فاطمهام و پدرم محمد (ص) است«همانا پیمبرى از میان شما به سوى شما آمد که رنج شما بر او دشوار بود، و به گرویدنتان امیدوار و بر مؤمنان مهربان و غمخوار».
اگر او را بشناسید مىبینید او پدر من است، نه پدر زنان شما. و برادر پسر عموى من است نه مردان شما. او رسالتخود را به گوش مردم رساند. و آنان را از عذاب الهى ترساند. فرق و پشت مشرکان را به تازیانه توحید خست. و شوکت بت و بتپرستان را درهم شکست (۲۰).
تا جمع کافران از هم گسیخت. صبح ایمان دمید. و نقاب از چهره حقیقت فرو کشید. زبان پیشواى دین در مقام شد. و شیاطین سخنور لال. در آن هنگام شما مردم بر کنار مغاکى از آتش بودید خوار. و در دیده همگان بیمقدار. لقمه هر خورنده. و شکار هر درنده. و لگد کوب هر رونده. نوشیدنی تان آب گندیده و ناگوار. خوردنی تان پوست جانور و مردار. پست و ناچیز و ترسان از هجوم همسایه و همجوار. تا آنکه خدا با فرستادن پیغمبر خود، شما را از خاک مذلت برداشت. و سرتان را به اوج رفعت افراشت.
پس از آنهمه رنجها که دید و سختى که کشید. رزم آوران ماجراجو، و سرکشان درنده خو. و جهودان دین به دنیا فروش، و ترسایان حقیقت نانیوش، از هر سو بر وى تاختند. و با او نرد مخالفت باختند (۲۱). هر گاه آتش کینه افروختند، آنرا خاموش ساخت. و گاهى که گمراهى سر برداشت، یا مشرکى دهان به ژاژ انباشت، برادرش على را در کام آنان انداخت. على (ع) باز نایستاد تا بر سر و مغز مخالفان نواخت. و کار آنان با دم شمشیر بساخت.
او این رنج را براى خدا مىکشید. و در آن خشنودى پروردگار و رضاى پیغمبر را مىدید. و مهترى اولیاى حق را مىخرید. اما در آن روزها، شما در زندگانى راحت آسوده و در بستر امن و آسایش غنوده بودید (۲۲).
چون خداى تعالى همسایگى پیمبران را براى رسول خویش گزید، دو روئى آشکار شد، و کالاى دین بى خریدار. هر گمراهى دعوی دار و هر گمنامى سالار. و هر یاوه گوئى در کوى و برزن در پى گرمى بازار. شیطان از کمینگاه خود سر بر آورد و شما را به خود دعوت کرد. و دید چه زود سخنش را شنیدید و سبک در پى او دویدید و در دام فریبش خزیدید. و به آواز او رقصیدید.
هنوز دو روزى از مرگ پیغمبرتان نگذشته و سوز سینه ما خاموش نگشته، آنچه نبایست، گردید. و آنچه از آنتان نبود بردید. و بدعتى بزرگ پدید آوردید (۲۳).
به گمان خود خواستید فتنه برنخیزد، و خونى نریزد، اما در آتش فتنه فتادید. و آنچه کشتید به باد دادید. که دوزخ جاى کافرانست. و منزلگاه بدکاران. شما کجا؟ و فتنه خواباندن کجا؟ دروغ مىگوئید! و راهى جز راه حق مىپویید! و گرنه این کتاب خداست میان شما! نشانههایش بى کم و کاست هویدا. و امر و نهى آن روشن و آشکارا. آیا داورى جز قرآن مىگیرید؟ یا ستمکارانه گفته شیطان را مىپذیرید؟ «کسیکه جز اسلام دینى پذیرد، روى رضاى پروردگار نبیند. و در آن جهان با زیانکاران نشیند» (۲۴)
چندان درنگ نکردید که این ستور سرکش رام و کار نخستین تمام گردد. نوائى دیگر ساز و سخنى جز آنچه در دل دارید آغاز کردید! مىپندارید ما میراثى نداریم. در تحمل این ستم نیز بردباریم. و بر سختى این جراحت پایداریم.
مگر به روش جاهلیت مىگرایید؟ و راه گمراهى مىپیمایید؟ «براى مردم با ایمان چه داورى بهتر از خداى جهان»؟
اى مهاجران! این حکم خداست که میراث مرا بربایند و حرمتم را نپایند؟ پسر ابو قحافه! خدا گفته تو از پدر ارث برى و میراث مرا از من ببرى؟ این چه بدعتى است در دین مىگذارید! مگر از داور روز رستاخیز خبر ندارید (۲۵).
اکنون تا دیدار آن جهان این ستور آماده و زین بر نهاده (۲۶)ترا ارزانى! وعدهگاه، روز رستاخیز! خواهان محمد (ص) و داور خداى عزیز! آنروز ستمکار رسوا و زیانکار و حق ستمدیده برقرار خواهد شد! به زودى خواهید دید که هر خبرى را جایگاهى است و هر مظلومى را پناهى.
پس به روضه پدر نگریست و گفت: رفتى و پس از تو فتنه برپا شد کینهاى نهفته آشکار شد این باغ خزان گرفت و بى برگشت و ین جمع به هم فتاد و تنها شد (۲۷)
اى گروه مؤمنین! اى یاوران دین! اى پشتیبانان اسلام! چرا حق مرا نمىگیرید؟ چرا دیده به هم نهاده و ستمى را که به من مىرود مىپذیرید؟ مگر نه پدرم فرمود احترام فرزند حرمت پدر است؟ چه زود رنگ پذیرفتید. و بى درنگ در غفلتخفتید. پیش خود مىگوئید محمد (ص) مرد، آرى مرد و جان به خدا سپرد! مصیبتى است بزرگ و اندوهى است سترگ. شکافى است که هر دم گشاید. و هرگز به هم نیاید. فقدان او زمین را لباس ظلمت پوشاند و گزیدگان خدا را به سوک نشاند. شاخ امید بىبر و کوهها زیر و زبر شد. حرمتها تباه و حریمها بىپناه ماند. اما نه چنانست که شما این تقدیر الهى را ندانید و از آن بىخبر مانید. قرآن در دسترس ماست شب و روز مىخوانید. چرا و چگونه معنى آنرا نمىدانید؟ که پیمبران پیش از او نیز مردند و جان به خدا سپردند (۲۸).
محمد جز پیغمبرى نبود. پیغمبرانى پیش از او آمدند و رفتند. اگر او کشته شود یا بمیرد شما به گذشته خود باز مىگردید؟ کسی که چنین کند خدا را زیانى نمىرساند. و خدا سپاسگزاران را پاداش خواهد داد.
آوه! پسران قیله (۲۹)پیش چشم شما میراث پدرم ببرند! و حرمتم را ننگرند! و شما همچون بیهوشان فریاد مرا نانیوشان؟ حالیکه سربازان دارید با ساز و برگ فراوان و اثاث و خانههاى آبادان (۳۰).
امروز شما گزیدگان خدا، پشتیبان دین، و یاوران پیغمبر و مؤمنین، و حامیان اهل بیت طاهرینید! شمائید که با بتپرستان عرب در افتادید! و برابر لشکرهاى گران ایستادید! چند که از ما فرمانبردار، و در راه حق پایدار بودید، نام اسلام را بلند، و مسلمانان را ارجمند، و مشرکان را تار و مار، و نظم را برقرار، و آتش جنگ را خاموش، و کافران را حلقه بندگى در گوش کردید. اکنون پس از آنهمه زبان آورى دم فرو بستید، و پس از پیش روى واپس نشستید (۳۱)آنهم برابر مردمى که پیمان خود را گسستند. و حکم خدا را کار نبستند. «از اینان بیم مدارید، تا هستید. از خدا بترسید اگر حق پرستید! »اما جز این نیست که به تن آسانى خو کردهاید. و به سایه امن و خوشى رخت بردهاید. از دین خستهاید و از جهاد در راه خدا نشستهاید و آنچه را شنیده کار نبسته (۳۲)بدانید که:
گر جمله کاینات کافر گردند
بر دامن کبریاش ننشیند گرد (۳۳)
من آنچه شرط بلاغ است با شما گفتم. اما مىدانم خوارید و در چنگال زبونى گرفتار. چه کنم که دلم خونست؟ و بازداشتن زبان شکایت، از طاقت برون! و نیز مىگویم براى اتمام حجت بر شما مردم دون! بگیرید! این لقمه گلوگیر به شما ارزانى، و ننگ و حق شکنى و حقیقت پوشى بر شما جاودانى باد. اما شما را آسوده نگذارد تا به آتش افروخته خدا بیازارد! آتشى که هر دم فروزد و دل و جان را بسوزد. آنچه مىکنید خدا مىبیند. و ستمکار به زودى داند که در کجا نشیند. من پایان کار را نگرانم و چون پدرم شما را از عذاب خدا مىترسانم. به انتظار بنشینید تا میوه درختى را که کشتید بچینید و کیفر کارى را که کردید ببینید (۳۴).
پاسخ ابوبکر به دختر پیغمبر
«و من ینقلب على عقبیه فلن یضر الله شیئا»(۳۵).
در آن اجتماع که نیمى مجذوب و نیمى مرغوب بودند، این سخنان آتشین که از دلى داغدار برخاسته چه اثرى نهاده است؟خدا مىداند. تاریخ و سندهاى دست اول جز اشارتهاى مبهم چیزى ثبت نکرده است. اگر هم در ضبط داشته، در اثر دستکارىهاى فراوان به ما نرسیده است. مسلماً گفتههاى دختر پیغمبر، و همسر پسر عموى او در چنان مجمع بدون عکس العمل نبوده است. دخترى که هر چه آن مردم در آن روز داشتند از برکت پدر او مادر او بود، پدرى که دیروز مرده و امروز حق فرزندش را از وى گرفتهاند. اگر در چنان جمع مهاجران مصلحت خویش را در آن دیدهاند که خاموش باشند، انصار چنان نبودهاند. آنان ناخرسندى خود را در سقیفه نشان دادند، و این خردهگیرى محرک خوبى بوده است.
اما آنان چه گفته اند، و چه شنیدهاند، همزبان شدهاند؟ به اعتراض برخاستهاند؟ نمىدانیم. آیا تنها به افسوس و دریغ بسنده کردهاند، خدا مىداند. شاید گفتهاند کارى است گذشته. حکومتى روى کار است و باید او را تقویت کرد، و مصلحت مسلمانان در این است که اگر یکدل نیستند بارى یکزبان باشند، چه جز شهر مدینه از همه جا بوى سرکشى به دماغ مىرسد.
اما چنانکه نوشتهاند (۳۶)ابوبکر در آن جمع پاسخ دختر پیغمبر را چنین داد (۳۷):
-دختر پیغمبر! پدرت غمخوار مؤمنان و بر آنان مهربان، و دشمن کافران و مظهر قهر یزدان بر ایشان بود. اگر نسب او را بجوئیم، او پدر تو است نه پدر دیگر زنان. برادر پسر عموى تو است نه دیگر مردان. در دیده او از همه خویشاوندان برتر، و در کارهاى بزرگ او را یاور بود. جز سعادتمند شما را دوست ندارد و جز پست نژاد تخم دشمنی تان را در دل نکارد.
شما در آن جهان ما را پیشوا و به سوى بهشت رهگشایید. من چه حق دارم که پسر عمت را از خلافت بازدارم! اما فدک و آنچه پدرت به تو داده اگر حق تو است و من از تو گرفتهام ستمکارم.
اما میراث، می دانى پدرت گفته است: «ما پیمبران میراث نمىگذاریم. آنچه از ما بماند صدقه است».
و نیز گوید: «سلیمان از داود ارث برد» (۳۹)این دو پیمبرند و ارث نهادند و ارث بردند. آنچه به ارث نمىرسد پیمبرى است نه مال و منال. چرا ارث پدرم را از من مىگیرند. آیا در کتاب خدا فاطمه دختر محمد (ص) از این حکم بیرون شده است؟ اگر چنین آیهاى است بگو تا بپذیرم.
-دختر پیغمبر گفتار تو بینة است و منطق تو زبان نبوت. کسى را چه رسد که سخن تو را نپذیرد؟ و چون منى چگونه تواند بر تو خرده گیرد؟ شوهرت میان من و تو داورى خواهد کرد (۴۰).
اما ابن ابى الحدید عکس العمل خطبه را به صورتى دیگر نوشته است. وى نویسد ابوبکر در پاسخ سخنان زهرا (ع) گفت:
دختر پیغمبر! به خدا هیچیک از آفریدگان خدا را بیشتر از پدرت دوست نمىدارم! روزى که پدرت مرد دوست داشتم آسمان بر زمین فرود آید. به خدا دوست دارم عایشه بینوا شود و تو مستمند نباشى. چگونه ممکن است من حق همه را بدهم و درباره تو ستم کنم. تو دختر پیغمبرى! این مال از آن پیغمبر نبود مال همه مسلمانان بود. پدرت آن را در راه خدا مىداد! و نیاز مردمان را به آن برطرف مىساخت. پس از مرگ او من نیز مانند او رفتار خواهم کرد.
-به خدا سوگند هیچگاه با تو سخن نخواهم گفت.
-به خدا سوگند از تو دست بر نخواهم داشت.
-به خدا سوگند ترا نفرین مىکنم.
-به خدا سوگند در حق تو دعا نمىکنم (۴۱).
و نیز ابن ابى الحدید از محمد بن زکریا حدیث کند که چون ابوبکر خطبه دختر پیغمبر را شنید بر او گران آمد. پس به منبر رفت و گفت:
مردم چرا به هر سخنى گوش مىدهید؟! چرا در روزگار پیغمبر چنین خواستهائى نبود؟! هر کس از این مقوله چیزى شنیده بگوید. هر کس دیده گواهى دهد. روباهى را ماند که گواه او دم اوست مىخواهد فتنه خفته را بیدار کند. از درماندگان یارى مىخواهند. از زنان کمک مىگیرند. ام طحال (۴۲)را مانند که بدکارى را از همه چیز بیشتر دوست داشت. من اگر بخواهم مىگویم و اگر بگویم آشکار مىگویم! لیکن چندان که مرا واگذارند خاموش خواهم بود.
شما گروه انصار! سخن نابخردان شما را شنیدم! شما بیشتر از دیگران باید رعایت فرموده پیغمبر را بکنید! چه شما بودید که او را پناه دادید و یارى کردید. من دست و زبانم را از کسى که سزاوار مجازات نباشد کوتاه خواهم داشت.
پس از این سخنان بود که دختر پیغمبر به خانه بازگشت. ابن ابى الحدید گوید:
این سخنان را بر نقیب ابویحیى، بن ابو زید بصرى خواندم و گفتم:
-ابوبکر به چه کسى کنایه مىزند؟
-کنایه نمىزند به صراحت مىگوید.
-اگر سخن او صریح بود از تو نمىپرسیدم. خندید و گفت:
-مقصودش على است.
-روى همه این سخنان تند به على است؟
-بله! پسرکم! حکومت است!
-انصار چه گفتند؟
-از على طرفدارى کردند. اما او ترسید فتنه برخیزد و آنان را نهى کرد. (۴۳)
به راستى در آنروز خلیفه وقت چنین سخنانى گفته است؟ آیا فاطمه (ع) در مسجد حاضر بوده و شنیده است که به شوهر وى، پسر عموى پیغمبر و نخستین مسلمان، چنین بى حرمتى روا داشتهاند؟ آیا درایت، کاردانى و مصلحت اندیشى رخصت مىداده است که خلیفه در مجمع مسلمانان چنان سخنانى بگوید؟ و اگر این سخنان گفته شده عکس العمل آن در حاضران چه بوده است؟ پذیرفتهاند؟ به اعتراض برخاستهاند؟ خاموش نشستهاند؟ آیا مىتوان گفت این کلمات بر ساخته است. ابن ابى الحدید و نقیب بصرى شیعه نبودند، پس این گفتگوها تنها از طریق شیعه ضبط نشده. آیا نمىتوان گفت معتزلیان چنین داستانى را ساخته و به خلیفه نسبت دادهاند؟ البته نه. آنان در این کار چه سودى داشتهاند؟ اما اگر آن روز سخنانى به اعتراض در میان آمده، و هیچ بعید نیست که گفته شده باشد، باید گفت ممانعت از پیدا شدن مخالفتهاى بعدى موجب بوده است که قدرت مرکزى مقابل هر کس باشد شدت عمل نشان دهد؟
اگر نتوان براى هر یک از این پرسشها پاسخى قطعى یافت یک نکته روشن است و آن اینکه مرگ پیغمبر براى مسلمانان آزمایشى بزرگ بود. قرآن از پیش، مسلمانان را بدین آزمایش متوجه ساخت که: اگر محمد بمیرد یا کشته شود مبادا شما به گذشته دیرین خود برگردید.
دستدرکاران سیاست و همفکران آنان براى آنچه در آنروزها گفته و کردهاند دلیلها نوشته و مىنویسند. مىخواهند آنها را با مصلحت مسلمانان هماهنگ سازند: وحدت کلمه باید حفظ شود. اگر گروه هائى به مخالفتبا حکومت تازه برخیزند، قدرت مرکزى را ناتوان خواهند کرد. به هر صورت که ممکن است باید آنانرا به جمع مسلمانان برگرداند. ابوسفیان دشمن دیرین اسلام در کمین است و توطئه را آغاز کرده. گاهى به خانه عباس و گاهى به خانه على مىرود. مىخواهد این دو خویشاوند پیغمبر را به مخالفت با خلیفه بر انگیزد. اگر ابوسفیان موفق گردد و در داخل مدینه نیز دو دستگى پیش آید و انصار مقابل مهاجران بایستند، آشوبى بزرگ برخواهد خاست. سعد بن عباده رئیس طائفه خزرج چشم به خلافت دوخته است. هنوز با خلیفه بیعت نکرده. «انصار» خود را براى رهبرى مسلمانان سزاوارتر از مهاجران مىدانند. اگر در آغاز کار، حکومت سخت نگیرد هر روز از گوشهاى بانگى خواهد برخاست (۴۴).
این توجیهها و مانند آن از همان روزهاى نخستین تا امروز صدها بار مکرر شده است. عبارتها گوناگون، و معنى یکى است. آنچه مسلم است اینکه کمتر انسانى مىتواند با تغییر شرایط سیاسى و اقتصادى منطق خود را تغییر ندهد، و آنرا با وضع حاضر منطبق نسازد. چنانکه در جاى دیگر نوشتهام (۴۵)مىتوان گفت آن روز که آن گروه چنین کارها را روا شمردند، به زعم خود صلاح مسلمانان را در آن دیدند. اما این صلاح اندیشى به صلاح مسلمانان بود یا نه؟ خود بحثى است.
به گمان خود مىخواستند، اختلاف پدید نشود و فتنه بر نخیزد و یا لااقل کردار خود را چنین توجیه مىکردند. اما چنانکه نوشتیم، اگر در اجتماعى اصلى مسلّـم (به هر غرض و نیت که باشد) دگرگون شد، دستاویزى براى آیندگان مىشود. و آن آیندگان متاسفانه از خود گذشتگى گذشتگان را ندارند. و اگر داشتند مسلما امروز تاریخ مسلمانى رنگ دیگرى داشت.
نوشتهاند چون دختر پیغمبر آن گفتار را در پاسخ خود شنید دل آزرده و خشمناک به خانه رفت و به شوهر خود چنین گفت:
پسر ابو طالب تا کى دستها را به زانو بستهاى و چون تهمت زدگان در گوشه خانه نشستهاى؟ مگر تو نه همان سالار سر پنجهاى؟ چرا امروز در چنگ اینان رنجهاى؟ پسر ابو قحافه پرده حرمتم را درید و نان خورش بچههایم را برید! آشکارا به دشمنى من برخاست و از لجاجت چیزى نکاست! چندانکه دیگر مهاجر و انصار در یارى من نکوشیدند، و دیده حمایت از من پوشیدند. نه یارى دارم نه مدد کارى! خشم خوار رفتم و خوار برگشتم. آن روز زبون شدى که از مرتبه بالا به دون شدى! دیروز شیران را در هم شکستى چرا امروز در به روى خود بستى؟ من گفتم آنچه دانستم. لیکن چیره شدن بر آنان نتوانستم (۴۶).
کاش لختى پیش از این خوارى مىمردم، و بر خطائى که رفت دریغ نمىخوردم. اگر سخن به تندى گفتم، یا از اینکه مرا یارى نمىکنى بر آشفتم خدا عذر خواه من باشد! واى بر من که پشتم شکست و یاورم رفت از دست، به خدا شکایت مىبرم، و از پدرم حمایت مىخواهم، خدایا دست تو بالاى دستهاست!
على (ع) در پاسخ او گفت:
-دختر صفوت عالمیان! و یادگار مهتر پیمبران! غم مخور که واى نه براى تو است، براى دشمن ژاژخاى تو است! من از روى سستى در خانه ننشستم، و آنچه توانستم به درستى به کار بستم. اگر نانخورش مىخواهى روزى تو مضمون است و آن کس که آنرا تعهد کرده مامون!
-به خدا واگذار!
-به خدا واگذاشتم! (۴۷)
این گفتگو را ابن شهر آشوب بدون ذکر سند در مناقب آورده (۴۸)و با اختلافى مختصر در بحار (۴۹)دیده مىشود. آیا چنین گفتگوئى بین دختر پیغمبر و امیر المؤمنین رخ داده است؟ چگونه چنین چیزى ممکن است؟ شیعه براى این دو بزرگوار مقام عصمت قائل است. مىتوان پذیرفت دختر پیغمبر این چنین شوهرش را سرزنش کند؟ آنهم براى نانخورش بچگانش؟ بدیهى است که مىتوان براى این پرسش پاسخى نوشت، و گفتهها را توجیه کرد. اما اگر کار توجیه و پاسخ پرسش به بحثهاى منطقى و استدلالهاى دور و دراز بکشد، نتیجه آن بدینجا منتهى مىشود که قدرت منطق کدام یک از دو طرف بیشتر باشد. یا چگونه بتواند روایات را به سود منطق خویش معنى و یا تاویل نماید. چنین روش از حدود وظیفه پژوهندگان تاریخ بیرونست.
آنچه مىبینم اینست که گفتار منسوب به دختر پیغمبر پر از آرایش معنوى و لفظى است، از استعاره، تشبیه، کنایه، طباق، سجع. اگر خطبه از چنین آرایشها برخوردار باشد زیور آنست، سخنى است که براى جمع گفته مىشود. باید در دل شنونده جا کند. در چنین گفتار، خطیب در عین حال که به معنى توجه دارد به زیبائى آن، و نیز به آرایش لفظ باید توجه داشته باشد. اما گفتگوى گله آمیز زن و شوى چرا باید چنین باشد؟ مگر دختر پیغمبر مىخواست قدرت خود را در سخنورى به شوى خویش نشان دهد؟ به هر حال به قول معروف در این اگر مگرى مىرود و حقیقت را خدا مىداند.
پىنوشتها:
۱٫ شیطان سر از کمینگاه خویش بر آورد و شما را بخود دعوت کرد و دید که چه زود سخنش را شنیدید و سبک در پى او دویدید.
۲٫ بلاغات النساء چاپ بیروت ص ۲۳-۲۴٫
۳٫ بلاغات النساء ص ۲۳٫
۴٫ شرح نهج البلاغه ج ۱۶ ص ۲۵۲٫
۵٫ چاپ بیروت ص ۲۳ چاپ نجف ص ۱۲٫ چاپ قم ص ۱۲ (که همان افست چاپ نجف است) .
۶٫ قاموس الرجال ج ۴ ص ۲۵۹٫
۷٫ ص ۱۷۵ چاپ قم.
۸٫ لقد قتلت کهلى. و ابرت اهلى. و قطعت فرعى و اجتثثت اصلى. فان یشفک هذا فقد اشتفیت (طبرى ج ۷ ص ۳۷۲) .
۹٫ انى انادیک و لا اناجیک. ان اخاک من صدقک. فانظر قبل ان تتقدم. و تفکر قبل ان تندم. فان النظر قبل التقدم و التفکر قبل التندم. (عقد الفرید ج ۵ ص ۱۱۰-۱۱۱) .
۱۰٫ الحمد لله على ما انعم. و له الشکر على ما الهم. و الثناء بما قدم من عموم نعمة ابتداها. و سبوغ آلاء اسداها. و احسان منن و الاها. جم عن الاحصاء عددها. و ناى عن المجازات امدها. و تفاوت عن الادراک ابدها.
-و استنن الشکر بفضائلها. و استحمد الى الخلائق باء جزالها. و ثنى بالندب الى امثالها. و اشهد ان لا اله الا الله. کلمة جعل الاخلاص تاویلها. و ضمن القلوب موصولها. و انار فى الفکرة معقولها. الممتنع من الابصار رؤیته. و من الاوهام الاحاطة به.
۱۱٫ ابتدع الاشیاء لا من شىء قبلها. و احتذاها بلا مثال. لغیر فائدة زادته الا اظهارا لقدرته. و تعبدا لبریته. و اعزازا لدعوته. ثم جعل الثواب على طاعته. و العقاب على معصیته. زیادة لعبادة عن نقمته. و حیاشا لهم الى جنته. و اشهد ان ابى محمدا عبده و رسوله. اختاره قبل ان یجتبله. و اصطفاه قبل ان ابعثه. و سماه قبل ان استنجبه.
-اذ الخلائق بالغیوب مکنونة. و بستر الاهاویل مصونة. و بنهایة العدم مقرونة. علما من الله عز و جل بمایل الامور. و احاطة بحوادث الدهور. و معرفة بمواضع المقدور. ابتعثه الله تعالى عز و جل اتماما لامره. و عزیمة على امضاء حکمه. فراى (ص) الامم فرقا فى ادیانها. عکفا على نیرانها. عابدة لاوثانها منکرة لله مع عرفانها.
۱۲٫ فانار الله عز و جل بمحمد صلى الله علیه ظلمها. و فرج عن القلوب بهمها. و جلى عن الابصار غممها. ثم قبض الله نبیه صلى الله علیه قبض رافة و اختیار. رغبة بابى صلى الله علیه عن هذه الدار. موضوعا عنه العب و الاوزار محتف بالملائکة الابرار و مجاورة الملک الجبار و رضوان الرب الغفار. صلى الله على محمد نبى الرحمة. و امینه على وحیه و صفیه من الخلائق. و رضیه صلى الله علیه و سلم و رحمة الله و برکاته. ثم انتم عباد الله (ترید اهل المجلس) نصب امر الله و نهیه. و حملة دینه و وحیه. و امناء الله على انفسکم و بلغاؤه الى الامم. -زعمتم حقا لکم لله فیکم عهد، قدمه الیکم. و نحن بقیة استخلفنا علیکم. و معنا کتاب الله، بینة بصائره. و آى فینا منکشفة سرائره. و برهان منجلیه ظواهره. مدیم البریة اسماعه. قائد الى الرضوان اتباعه مؤد الى النجاة استماعه.
۱۳٫ فیه بیان حجج الله المنورة. و عزائمه المفسرة و محارمه المحذرة و تبیانه الجالیة. و جمله الکافیة. و فضائله المندوبة و رخصه الموهوبة. و شرائعه المکتوبة. ففرض الله الایمان تطهیرا لکم من الشرک.
۱۴٫ در بعض مصادر متاخر بجاى«حب دوستى) «جهاد»آمده و مناسبتر مىنماید.
۱۵٫ صبر را که در لغتبمعنى شکیبائى استبمعنى دیگر آن (باز داشتن نفس از هوى و هوس) گرفتهام. (رجوع به تفسیر التبیان ج ۱ ص ۲۰۱٫ ذیل«و استعینوا بالصبر و الصلاة»شود) .
۱۶٫ اشارت استبه آیه ۱۷۹ سوره بقره.
۱۷٫ و الصلاة تنزیها عن الکبر. و الصیام تثبیتا للاخلاص. و الزکاة تزییدا فى الرزق. و الحج تسلیة للدین. و العدل تنسکا للقلوب. و طاعتنا نظاما. و امامتنا امنا من الفرقة. و حبنا عزا للاسلام. و الصبر منجاة. و القصاص حقنا للدماء.
۱۸٫ اشارت استبه آیه ۲۳ سوره نور«ان الذین یرمون المحصنات الغافلات المؤمنات لعنوا فى الدنیا و الآخرة و لهم عذاب عظیم».
۱۹٫ و الوفاء بالنذر تعرضا للمغفرة. و توفیة المکاییل و الموازین تغییرا للبخسة. و النهى عن شرب الخمر تنزیها عن الرجس. و قذف المحصنات اجتنابا للعنة. و ترک السرق ایجابا للعفة. و حرم الله عز و جل الشرک اخلاصا له بالربوبیة. «فاتقوا الله حق تقاته و لا تموتن الا و انتم مسلمون- (از آیه ۱۰۱ آل عمران) و اطیعوه فیما امرکم به و نهاکم عنه فانه«انما یخشى الله من عباده العلماء»-سوره فاطر: آیه ۲۸) .
۲۰٫ ثم قالت: ایها الناس. انا فاطمة و ابى محمد. اقولها عودا على بدء. «لقد جاءکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمؤمنین رؤف رحیم». -توبه: ۱۲۹-فان تعرفوه تجدوه ابى دون آباتکم. و اخابن عمى دون رجالکم. فبلغ النذارة. صادعا بالرسالة. مائلا عن مدرجة المشرکین. ضاربا لثبجهم، آخذا بکظمهم. یهشم الاصنام و ینکث الهام.
۲۱٫ حتى هزم الجمع و ولو الدبر. و تفرى اللیل عن صبحه. و اسفر الحق عن محضه. و نطق زعیم الدین. و خرستشقاشق الشیاطین. و کنتم على شفا حفرة من النار. مذقة الشارب. و نهرة الطامع و قبسة العجلان. و موطا الاقدام. تشربون الطرق. و تقتاتون الورق. اذلة خاسئین. تخافون ان یتخطفکم الناس من حولکم. فانقذکم الله برسوله (ص) بعد اللتیا و التى. و بعد ما منى ببهم الرجال، و ذؤبان العرب، و مردة اهل الکتاب.
۲۲٫ کلما حشوا نارا للحرب اطفاها. او نجم قرن الضلال و فغرت فاغرة من المشرکین قذف باخیه فى لهواتها. فلا ینکفى حتى یطا صماخها باخمصه. و یخمد لهبها بحده. مکدودا فى ذات الله. قریبا من رسول الله. سیدا فى اولیاء الله. و انتم فى بلهنیة وادعون آمنون.
۲۳٫ حتى اذ اختار الله لنبیه دار انبیائه، ظهرت خلة النفاق. و سمل جلباب الدین. و نطق کاظم الغاوین. و نبغ حامل الآفلین. و هدر فنیق المبطلین. فخطر فى عرصاتکم و اطلع الشیطان راسه من مغرزه، صارخا بکم. فوجدکم لدعائه مستجیبین. و للغرة فیه ملاحظین. فاستنهضکم فوجدکم خفافا. و اجمشکم فالقاکم غضابا. فوسمتم غیر ابلکم و اوردتموها غیر شربکم. هذا و العهد قریب. و الکلم رحیب. و الجرح لما یندمل.
۲۴٫ زعمتم خوف الفتنة«الا فى الفتنة سقطوا و ان جهنم لمحیطة بالکافرین»-توبه: ۴۹-فهیهات منکم، و انى بکم، و انى تؤفکون. و هذا کتاب الله بین اظهرکم. زواجره بینة. و شواهده لائحة. و اوامره واضحة. ارغبة عنه تریدون. ام بغیره تحکمون؟بئس للظالمین بدلا. «و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه و هو فى الاخرة من الخاسرین». آل عمران: ۸۵٫
۲۵٫ ثم لم تریثوا الاریث ان تسکن نغرتها. تشربون حسوا، و تسرون فى ارتغاء. و نصبر منکم على مثل حز المهدى. و انتم الان تزعمون ان لا ارث لنا. افحکم الجاهلیة تبغون، «و من احسن من الله حکما لقوم یوقنون- (المائدة: ۵۰) ویها معشر المهاجرین. ا ابتز ارث ابى؟یا بن ابى قحافة! افى الکتاب ان ترث اباک و لا ارث ابى؟لقد جئتشیئا فریا.
۲۶٫ خلافت و فدک.
۲۷٫ فدونکها مخطومة مرحولة. تلقاک یوم حشرک. فنعم الحکم. الله. و الزعیم محمد. و الموعد القیامة. و عند الساعة یخسر المبطلون. و«لکل نبا مستقر و سوف تعلمون» (انعام: ۶۷) ثم انحرفت الى قبر النبى (ص) و هى تقول:
قد کان بعدک انباء و هنبثة لو کنتشاهدها لم تکثر الخطب انا فقدناک فقد الارض و ابلها واختل قومک فاشهدهم و لا تغب
۲۸٫ معشر البقیة. و اعضاد الملة. و حصون الاسلام. ما هذه الغمیزة فى حقی؟و السنة عن ظلامتى. اما قال رسول الله (ص) المرء یحفظ فى ولده؟سرعان ما اجدبتم فاکدیتم. و عجلان ذا اهالة. تقولون مات رسول الله (ص) . فخطب جلیل. استوسع وهیه. و استنهز فتقه. و فقد راتقه. و اظلمت الارض لغیبته. و اکتابتخیرة الله لمصیبته. و خشعت الجبال. و اکدت الامال. و اضیع الحریم. و اذیلت الحرمة عند مماته. و تلک نازلة علینا. بها کتاب الله فى افنیتکم فى ممساکم و مصبحکم یهتف بها فى اسماعکم. و قبله حلتبانبیاء الله عز و جل و رسله.
۲۹٫ در بعض فرهنگهاى عربى و کتابهائى جز فرهنگ نامهها نوشتهاند قیله نام زنى است که انصار از نژاد او هستند. ابو الفرج اصفهانى آنجا که نسب اوس و خزرج را آورده نویسد: مادر آنان قیله دختر جفنة بن عتبة بن عمرو است. و قضاعه گویند او قیله دختر کاهل بن عذره بن سعد بوده است. (اغانى ج ۳ ص ۴۰) لیکن باید توجه داشت که: قیله واژهاى است جنوبى یعنى واژهاى بوده است در زبان مردم عربستان خوشبخت (یمن) . مردم یثرب (مدینه) از مهاجرانى هستند که پس از ویرانى سد مارب و یا به سبب دیگر در این شهر (یثرب) سکونت کردند. در دوره دوم حکومتسبائیان بر جنوب، پادشاهان این منطقه مشاوران سیاسى داشتند که از میان اشراف انتخاب مىشدند و آنانرا«قیل»مىگفتند بن ابر این قیله مرادف بزرگان، اعیان، و مانند اینها است.
۳۰٫ «و ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل افان مات او قتل انقلبتم على اعقابکم و من ینقلب على عقبیه فلن یضر الله شیئا و سیجزى الله الشاکرین. (آل عمران: ۱۴۴) ایها بنى قیلة. اهضم تراث ابیه. (هاء براى سکت است) و انتم بمراى و مسمع تلبسکم الدعوة و تمثلکم الحیرة و فیکم العدد و العدة. و لکم الدار. و عندکم الجنن.
۳۱٫ و انتم الان نخبة الله التى انتخبت لدینه. و انصار رسوله و اهل الاسلام. و الخیرة التى اختیرت لنا اهل البیت. فبادیتم العرب. و ناهضتم الامم. و کافحتم البهم. لا نبرح نامرکم و تامرون. حتى دارت لکم بنارحى الاسلام. و در حلب الانام. و خضعت نعرة الشرک. و لا باخت نیران الحرب. و هدات دعوة الهرج. و استوسق نظام الدین. فانى حرتم بعد البیان. و تکصتم بعد الاقدام. و اسررتم بعد الاعلان.
۳۲٫ لقوم نکثوا ایمانهم«اتخشونهم. فالله احق ان تخشوه ان کنتم مؤمنین» (توبه: ۱۳) الا قد ارى ان اخلدتم الى الخفض. و رکنتم الى الدعة. فعجتم عن الدین. و مججتم الذى و عیتم و دسعتم الذى سوغتم. «انتکفروا انتمومن فى الارض جمیعا فان الله لغنى حمید». (آیه ۸ سوره ابراهیم) .
۳۳٫ سعدى.
۳۴٫ الا و قد قلت الذى قلته على معرفة منى بالخذلان الذى خامر صدورکم. و استشعرته قلوبکم. و لکن قلته فیضة النفس. و نفثة الغیظ. و بثة الصدر. و معذرة الحجة. فدونکموها. فاحتقبوها مدبرة الظهر. ناکبة الحق. باقیة العار. موسومة بشنار الابد. موصولة بنار الله الموقدة. التى تطلع على الافئدة. فبعین الله ما تفعلون«و سیعلم الذین ظلموا اى منقلب ینقلبون» (الشعراء: ۲۲۷) و انا ابنة نذیر لکم بین یدى عذاب الله. فاعملوا انا عاملون و انتظروا انا منتظرون.
۳۵٫ و کسى که بگذشته خود باز گردد زیانى بخدا نمىرساند (آل عمران: ۱۴۴)
۳۶٫ بلاغات النساء.
۳۷٫ قسمتى از این پاسخ مسجع استبدین جهت در ترجمه هم سجع رعایتشده است.
۳۸٫ یرثنى و یرث من آل یعقوب-مریم: ۷٫
۳۹٫ و ورث سلیمان داود-النحل: ۱۷٫
۴۰٫ بلاغات النساء. چاپ بیروت ص ۳۱-۳۲٫
۴۱٫ شرح نهج البلاغة ص ۲۱۴٫
۴۲٫ زن روسپى که در عصر جاهلیتبوده است.
۴۳٫ شرح نهج البلاغه ج ۱۶ ص ۲۱۴-۲۱۵٫
۴۴٫ و نگاه کنید به فاطمة الزهرا-عباس عقاد ص ۵۷٫
۴۵٫ پس از پنجاه سال ص ۳۱ چاپ دوم.
۴۶٫ یا بن ابى طالب اشتملتشملة الجنین. و قعدت حجرة الظنین. نقضت قادمة الاجدل. فخاتک ریش الاعزل. هذا ابن ابى قحافة یبتزنى نحلة ابى. و بلیغة ابنى. لقد اجهر فى خصامى. و الفیته الدفى کلامى. حتى حبسنى قتیلة نصرها. و المهاجرة وصلها. و غضت الجماعة دونى طرفها فلا دافع و لا مانع-خرجت کاظمة. وعدت راغمة. اضرعتحدک یوم اضعتخدک. افترست الذئاب و استرشت التراب. ما کففت قائلا و لا اغنیتباطلا و لا خیار لى.
۴۷٫ لیتنى مت قبل هنیتى و دون ذلتى. عذیرى الله منک عادیا و منک حامیا. و یلاى فى کل شارق. ویلاى مات العمد. و وهنت العضد. و شکواى الى ابى و عدواى الى ربى. اللهم انت اشد قوة. فاجابها امیر المؤمنین: لا ویل لک. بل الویل لشانئک. نهنهى عن وجدک یابنة الصفوة. و بقیة النبوة. فما ونیت عن دینى و لا اخطات مقدورى فان کنت تریدین البلغة فرزقک مضمون. و کفیلک مامول و ما اعد لک خیر مما قطع عنک. فاحتسبى الله! فقالتحسبى الله و نعم الوکیل.
۴۸٫ ج ۲ ص ۲۰۸٫
۴۹٫ ج ۴۳ ص ۱۴۸٫
منبع: کتاب زندگانى فاطمه زهرا(س)
در حالی که آمار خودکشی رو به افزایش است، مطالعات نشان از افزایش ۱۴ درصدی مرگ بر اثر مسمومیت با قرص برنج دارد اما همچنان این قرص مرگآور به راحتی در عطاریها فروخته می شود و برخی افراد سودجو با فروش غیرقانونی آن بیش از ۴۶۰ نفر را در سال گذشته رقم زدند، افرادی که اغلب آنها زیر ۳۰ سال سن داشتند.
به گزارش مهر، قرص برنج که به نام فسفید آلومینیوم نیز شناخته می شود قرصی است که یک عدد آن قادر است هزاران شته را از بین ببرد. این قرص از خود گاز فسفید تولید می کند و از آن برای جلوگیری از آفت زدگی برنج در انبار استفاده می شود. مسمومیت با این قرص هم از راه استنشاق، هم از راه تماس پوستی و هم به صورت خوراکی اتفاق میافتد. مصرف خوراکی آن باعث تهوع، درد معده ، استفراغ، اسهال، تنگی نفس، احساس سرما، عطش ، سر درد، تشنج و کما می شود.
مرگ ۴۶۳ نفر در یک سال
بر اساس گزارش پزشکی قانونی آمار مرگ بر اثر مسمومیت طی سال های اخیر روندی صعودی داشته به طوری که رقم ۲۱۴ مورد مرگ بر اثر مسمومیت قرص برنج در سال ۸۷ به ۴۶۳ مورد در سال ۹۰ رسیده است. ۲۵۹ نفر از فوتیهای مسمومیت با قرص برنج در سال گذشته مرد و ۲۰۴ نفر زن بودند.
مرگ دردناک در هوشیاری
دکتر غلامعلی جعفری- متخصص سم شناسی- در این باره به مهر گفت: سم قرص برنج سمی است که بر روی سلولها تاثیر بدی می گذارد و تنفس سلولی را از بین می برد و باعث آسیب جدی به اعضا و ارگانهای دیگر بدن مثل کلیه ها و قلب می شود. مرگ با قرص برنج مرگ بسیار دردناکی است و فرد عطش زیادی به آب دارد. در این مرگ فرد تا زمانی که زنده است هوشیار و بیدار بوده و سوزش بدی در بدن خود احساس می کند. بر اساس علامت های بالینی فرد دچار خستگی و کمبود اکسیژن می شود. بطوریکه بدنش رو به کبودی رفته و دچار خفگی سلولی خواهد شد. این روند روندی غیر قابل برگشت است و مسمومیت با قرص برنج برابر با مرگ است.
وی افزود: اغلب قربانیان کمتر از ۳۰ سال سن دارند و طی سالهای اخیر خودکشی با قرص برنج افزایش داشته است. بطوریکه در یکی از بیمارستانهایی که در آن مشغول به کار هستم در فروردین ماه حدود ۶ نفر که اغلب آنها خانم بودند بر اثر مسمومیت با قرص برنج جان باختند.
مسمومیت با قرص برنج مساوی با مرگ حتمی
پزشک بخش مسمومین بیمارستان الغدیر با اشاره به نبود نظارت های لازم بر فروش این قرص، اظهار داشت: متاسفانه برخی عطاری ها به راحتی این قرص را در اختیار مشتریان خود قرار می دهند. در یکی از موارد نادر زنی پس از مسمویت با قرص برنج زنده ماند. او بعد از بازگشت به زندگی اظهار داشت: برای گرفتن قرص برنج به عطاری رفتم که او پس از مشاهده اصرارهایم چند قرص به من داد. یکی دیگر از بیماران می گفت به عطاری رفته و ادعا کردم برای خودکشی قرص برنج می خواهم که او محل دیگری را به من معرفی کرد و گفت در آنجا قرص های برنج قویتری می توانم پیدا کنم تا راحت تر بمیرم.
این متخصص تاکید کرد، در مسمویت با قرص های دیگر ۹۹ درصد بیماران زنده می مانند اما در مسمومیت با قرص برنج ۹۹ درصد بیماران جان خود را از دست می دهند. اگر بشود قرص های برنج را از عطاری ها جمع آوری کرد و در فروش آن نظارت های لازم را داشت می توان آمار خودکشی با قرص برنج را در جامعه کاهش داد.
مسمومین مایعات نخورند
این متخصص با اشاره به راه هایی پیشگیری از مرگ با قرص برنج گفت: بهترین راه این است که فردی که با قرص برنج خودکشی کرده سریع به نزدیکترین بیمارستان منتقل شود. انتقال او به مطب و درمانگاه باعث وقت کشی خواهد شد. به فردی که قرص برنج خورده است به هیچ عنوان نباید مایعات داد زیرا ماهیت این قرص در معده ایجاد گاز است که این گاز به ریه ها راه یافته و در بین سلولها پخش می شود. خوردن آب این روند را تسریع می دهد. البته اگر خانواده ها در خانه ای جوش شیرین و یا پرمنگنات پتاسیم دارند، دادن آن به فرد مسموم تنها راه پیش درمانی است.
مرگ در کمتر از ۲۴ ساعت
وی در مورد زمان مسمومیت و مرگ بر اثر مصرف این قرص گفت: معمولا افراد زیر ۲۴ ساعت فوت می کنند که زمان مرگ بستگی به ایرانی یا خارجی بودن قرص، تاریخ مصرف، میزان مقاومت فرد و تعداد آن دارد.
تهران رکورددار مسمومیت با قرص برنج
دکتر شجاعی- رئیس پزشکی قانونی- با اشاره به آمار مرگ بر اثر مصرف قرص برنج گفت: در سال گذشته بیشترین موارد مرگ ناشی از مسمویت با قرص برنج با ۲۰۵ فوتی در استان تهران ثبت شده است که تقریبا نیمی از کل فوتی های قرص برنج در کشور را شامل می شود.
وی افزود: پس از تهران استان های گیلان با ۹۹ فوتی، مازندران با ۴۱ فوتی و لرستان با ۳۲ فوتی در رتبه های بعدی مرگ ناشی از مسمومیت با قرص برنج قرار می گیرند. این در حالی است که آمار مرگ و میر ناشی از مسمومیت با قرص برنج در دیگر استانها زیر ۲۰ نفر و عمدتا کمتر از ۱۰ نفر است، هر چند برخی استان ها هیچ مورد فوتی با قرص برنج ندارند.
دکتر شجاعی اظهار داشت: آمار مرگ و میر ناشی از مسمومیت با قرص برنج در سال ۸۷، ۲۱۴ نفر ( ۱۰۵ زن و ۱۰۹ مرد) بود که با رشد ۶٫۵ درصدی به ۲۲۸ نفر (۱۲۴ مرد و ۱۰۴ زن) در سال ۸۸ رسید. همچنین آمار مرگ ناشی از مسمویت با قرص برنج در سال ۸۹ نسبت به سال ۸۸ با رشد قابل توجهی مواجه شد به نحوی که با ۷۸٫۱ درصد افزایش به ۴۰۶ نفر در سال ۸۹ رسید.
رییس سازمان پزشکی قانونی کشور با اشاره به اینکه دز کشنده قرص برنج در انسان نامشخص است یادآور شد: هر گونه واردات، توزیع و فروش قرص برنج ممنوع اعلام شده و کاربرد آن به صورت محدود و تحت نظارت جهاد کشاورزی در سیلوها و کشتی و … است که متاسفانه به دلیل تمایل کشاورزان به مصرف آن برای نگهداری محصولات، ورود آن به شکل قاچاق از کشورهای همسایه وجود دارد و مسمومیت ناشی از آن در بین جوانان دیده می شود.
قرص برنج شادی آور نیست
یکی از مشکلات موجود در راه مبارزه با این قرص انتشار شایعاتی درباره شادی آور بودن این قرص است که این موضوع باعث شده برخی جوانان آن را به جای قرص های روانگردان مصرف کنند.
معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی ، درمانی شهید بهشتی در این باره می گوید: متاسفانه چندی پیش بهدنبال مسمومیت عدهای از دانش آموزان با قرص برنج، از قول یکی از مسوولان این قرص به عنوان روان گردان و مشابه قرص اکستازی معرفی شد که این امر سبب شد تا مسمومیت با این قرص به چند برابر افزایش یابد.
وی با ابراز تاسف از اینکه " اشتباه سهوی در معرفی قرص برنج تاکنون آثار بسیار وخیمی به همراه داشته است" ، خواستار اطلاع رسانی گسترده و دقیق درباره مرگبار بودن این قرص شد.
با این وجود به نظر می رسد با توجه به اثرات مرگبار این قرص و افزایش آمار مسمومیت با آن، در این زمینه باید اقدامات پیشگیرانه جدی از سوی مسوولین انجام شود. در این زمینه باید درباره خطرات استفاده از این قرص به نوجوانان و جوانان هشدار داده شود و پلیس و وزارت بهداشت از فروش آن در عطاری ها جلوگیری کرده و با خاطیان برخورد کنند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر