-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۷, چهارشنبه

Latest News from 30Mail for 05/16/2012

این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.

 

1391/2/26
  •  

    سروش روحبخش
    خواب بزرگ

    1هشت سال پیش اوضاع مثل الان نبودم. تلخ و سرماچشیده بودم. از هر چی که بلد بودم نمونه‌ای ساخته ،  زیر بغل با گردن کج از اتاق این رئیس به آن یکی می‌شلیدم. نشر هرمس کارهای گرافیک‌ام را دید و پسندید و سفارش جلدی داد. کامپیوتر می‌خواستم و نداشتم. پول خریدش را نداشتم. آخرین فرصت طلایی زنده ماندن داشت محو می‌شد که نوبت وامم در انجمن صنفی (مرحوم) رسد. پانصد هزار تومن همانقدر که لازمم بود. اما ضامن معتبر از کجا پیدا می‌کردم؟ دوستانم چون خودم همه آس و پاس و یه‌لاقبا.

    2 یک صبح که از خانه بیرون آمدم وسط کوچه کیف‌پولی دیدم که نقش چند چک‌پول قرمز از بغلش‌ پیدا بود.دقیقن وسط کوچه. حدس زدم یکی از این دوربین مخفی‌های بی‌مزه صدا و سیماست. راهم را کشیدم و رفتم.چند قدم جلوتر به فکرم رسید شاید واقعن مال کسی باشد و شاید نفر بعدی اهمیت چندانی به آموزه‌های کودکی والدین‌اش ندهد. برگشتم و کیف را برداشتم و رفتم داخل خانه. سرانگشتی ده پانزده میلیونی چک‌پول و چک حامل.شاید یادتان نباشد هشت سال پیش ده‌پانزده میلیون چقدر پول بود. متاسفانه -همچنان که حدس زده بودم-  هیچ جا کارت ویزیتی از خداوند که پشتش نوشته باشد: «برای سروش عزیزم ، به پاس سختی‌های زندگی» پیدا نکردم. از این دفترچه تلفن‌های آکاردئونی‌ داشت. شماره‌ای که به نام «مامان» نوشته بود را گرفتم. نیم ساعت بعد صاحب کیف داشت از مهربانی دنیا کیف می‌کرد و برایم گفت که ارتشی‌ست و این کیف حاصل همه زندگی‌اش بوده و من پسر خوبی هستم و یک روزی این را برایم جبران می‌کند.

    3 گرچه محتویات کیف از یک میلیارد کمتر بود و من رفتگر نبودم اما دو ماه بعدش که به خنسی ضامن خورده بودیم یاد غول چراغی افتادم که گفته بود قرار است یک آرزوی مرا برآورده کند. شماره‌ای که داده بود گرفتم و نشانی دادم و به کندی یادش آمد کسی را که حاصل زندگی‌اش را برگردانده بود. قصه را مختصر گفتم. وامم حاضر است و ضامن ندارم. مبلغ وام را پرسید و گفتم که پانصد تومن. من‌من کرد و چیزهایی درباره این که زنش می‌خواهد یخچال بخرد و دسته چک‌اش را آب برده و اینها گفت. گوشی را گذاشتم و با خودم قول دادم گرچه بعد از این هم کیف‌های گمشده را به صاحبشان برخواهم گرداند اما به قربانت شوم‌های غریبه‌های خوش‌شانس و غول‌های چراغ نسیه بی‌توجه خواهم ماند.

    4 محمد‌رضا می‌دید که مثل سیر و سرکه‌ام.سرانجام پیشنهاد جنون‌آمیزش را رو کرد: «این آقای کتابفروشی نشر رود گویا برای یک دو تا از بچه‌ها ضامن شده» عصری رفتیم پیشش. محمدرضا را تنها در مقام مشتری چند ساله می‌شناخت و من را هم که ندیده بود. مرد میانسال با سبیل‌های پوآرویی چیز زیادی نپرسید. فقط گفت مدارک چی‌ها بیاورد و کجا بیاید. فردا هشت صبح برایم یک فقره چک به مبلغ وام و سند کسب و اینها را گذاشت و کاغذ‌های را امضا کرد و دست‌داد و رفت.حتا تلفن‌م را نگرفت. کامپیوتر را رضای مرحوم برایم خرید و سرهم کرد. طرح جلدها را زدم و چند ماه بعدش شدم طراح جلد ثابت کتابهای کریستی. دوباره پوآرو، به یاد ضامن مهربان.دو سال بعدش آخرین قسط را که دادم یک جعبه شیرینی گرفتم و رفتم کتابفروشی‌اش. خودش بود و من را نشناخت. نشانی دادم و یادش آمد و از شیرینی تشکر کرد.

    5 هشت سال است من مدیون کسی هستم که نه نامش را می‌دانم و نه راهی بلدم که لطف بی‌کرانش را جبران کنم. گفتم دست‌کم اینجا بنویسم. در حد دلخوشی‌م این ماجرا جایی ثبت شود.


     
     

    1391/2/26
  •  

    آرمان امیری
    مجمع دیوانگان

    به باور من، مهم‌ترین خبری که طی یک هفته گذشته منتشر به رسانه‌ها رسید خبر معافیت مساجد و حسینیه‌های کل کشور از پرداخت قبوض آب و برق و گاز بود. (+) من گمان می‌کنم که اگر مصوبه اخیر مجلس را اگر به دقت بررسی کنید به نتیجه‌ای خواهیم رسید که من آن را «ذات، ماهیت و هدف اولیه» طرح حذف یارانه‌ها می‌دانم!
     
    مصوبه پر هزینه
    بنابر مصوبه اخیر مجلس، تمامی حسینیه‌ها و مساجد کشور از پرداخت قبوض آب و برق و گاز معاف می‌شوند. آمار می‌گوید در حال حاضر بیش از 72 هزار مسجد در کشور وجود دارد که گویا قرار است تا سال 1404 (13 سال دیگر) به 92 هزار مسجد برسد. (اینجا) من دقیقا نمی‌دانم این آمار شامل حال حسینیه‌ها هم می‌شود یا نه، همچنین تخمین دقیقی از میزان هزینه آب و برق و گاز مساجد ندارم، با این حال می‌توان حدس زد مثلا گرمایش (یا سرمایش) یک فضای بزرگ با سقف‌های غالبا بلند چندان کم‌هزینه نباشد.
     
    استدلال آقای رییس
    علی لاریجانی، رییس مجلس، در دفاع از تصویب این طرح استدلال کرده است که «در کشور به بخش‌های فرهنگی خصوصا موسیقی، تئا‌تر و سینما بسیار کمک می‌کنیم اما آیا به مساجد نیز به همین میزان کمک کرده‌ایم؟» (+)
     
    من دقیقا مطمئن نیستم که آقای لاریجانی این سخنان را به جد فرموده‌اند و یا قصد داشته‌اند در قالب طنز و کنایه، وضعیت اسف‌بار سالن‌های سینما، تیاتر و موسیقی کشور را یادآور شوند؟! به هر حال تا آمار دقیقی در این رابطه اعلام نشود امکان اظهار نظر وجود ندارد. تنها آمار قابل استنادی که من پیدا کردم، جزییات بودجه مراکز فرهنگی است که در اختیار «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» قرار گرفته است. وزارت‌خانه‌ای که از نام آن بر می‌آید باید متولی سینما، تیاتر، موسیقی و هنر کشور باشد. پس به فهرست موارد هزینه‌کرد بودجه این وزارت‌خانه دقت کنید: «سازمان اوقاف و امور خیریه، سازمان حج و زیارت، سازمان فرهنگ و ارتباطات، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، مجمع جهانی اهل بیت، مرکز خدماتی حوزه علمیه، دفتر تبلیغات حوزه علمیه، شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، موسسه نشر و آثار امام(ره)، خبرگزاری ایرنا(!)». (ریز بودجه این سازمان‌ها در سال 87 را از اینجا+ بخوانید)
     
    همه این موارد به کنار، حتی ادعاهایی که می‌گویند علی‌رغم افزایش بودجه 15درصدی وزارت فرهنگ، بودجه مربوط به کتاب و مطبوعات 29 درصد کاهش یافته است(+) را هم نادیده می‌گیریم. از شیوه استدلال آقای لاریجانی برمی‌آید که گویی دولت هزینه زیادی را صرف سینما و تیاتر کرده، اما از مسجد و نماز مردم غافل شده است. برای بررسی این ادعا کافی است به اظهارات یکی دیگر از نمایندگان مجلس در همان جلسه مراجعه کنیم که می‌گوید: «دولت‌های نهم و دهم نسبت به دولت‌های قبل توجه ویژه‌ای به مساجد و حسینیه‌ها داشته‌اند؛ در سال ۸۳، ۸۳ میلیارد تومان به حوزه دین کمک شد اما امروز این رقم به پنج هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان رسیده است»! (+) وقتی به یاد بیاوریم که کل بودجه فرهنگی کشور (آن هم با آن کارکردن هنری خیره کننده!) در سال 90 تنها 80میلیارد تومان بوده، آنگاه باید بگوییم که وضعیت مساجد کشور، ابدا متناسب روضه‌ای که آقای لاریجانی روی صندلی ریاست خوانده‌اند نیست!
     
    چراغی که به خانه روا نیست
    اقتصادی‌ترین ادعای حامیان طرح حذف‌یارانه‌ها، توقف هدررفت سوخت، انرژی و سرمایه‌های کشور بوده است. نگرشی که امیدوار است با حذف یارانه‌ها، شیوه مصرف در کشور به سمت بهینه‌سازی سوق داده شود. حامیان طرح حذف یارانه‌ها هیچ گاه واکنشی به این انتقاد که «70درصد انرژی کشور را خود دولت و نهادها و کارخانجات وابسته به آن مصرف می‌کنند» نشان نمی‌دهند. بر پایه این انتقاد، اگر به واقع عزمی برای بهینه‌سازی مصرف و جلوگیری از تبعیض در کشور وجود داشته باشد، کافی است در مرحله نخست دولت به صورتی کاملا دستوری به نهادهای زیرمجموعه خود امر کند که زیرساخت‌های فرسوده خود را بهینه کنند. 
     
    با این حال حتی آنان که چشم خود را بر این حقیقت ساده می‌بندند، با مشاهده مصوبه اخیر مجلس باید دریابند که «هیچ‌گونه اراده‌ واقعی برای کاهش هزینه‌ها و بهینه‌سازی مصرف در حاکمیت وجود ندارد»! در سالی که اتفاقا به نام «حمایت از تولید ملی» نام‌گزاری شده است، فقط تولیدکننده ضعیف ایرانی است که باید هزینه‌های تولید خود را با حذف ناگهانی یارانه‌ها چند برابر ببیند. وگرنه، مصرف کنندگانی چون مساجد و حسینیه‌ها، نیازمند هیچ‌گونه ملاحظه و یا بهینه‌سازی نیستند! به باور من، مصوبه اخیر تابلوی کوچکی است که در عین سادگی کل سیمای طرح حاضر را تشریح می‌کند. طرحی که می‌گوید: «خانه‌های ایرانی کمی بیشتر چراغ‌هایشان را خاموش کنند تا هم‌چنان چراغ‌های بیشتر و بیشتری در مساجد روشن شود»!
     
    پی‌نوشت:
    سایت «دیگربان» گمان می‌کند خبر مشارکت فعال هیات‌های مذهبی در سرکوب معترضان سبز (اینجا) احتمالا پیوندی با خبر مصوبه اخیر مجلس دارد!

     
     

    1391/2/26
  •  

    نسوان مطلقه معلقه

    مدتی بود که گذرنامه ام باطل شده بود. مونده بود گوشه ی کتابخونه، مثل یک تکه نون کپک زده توی جا نونی. با خودم می گفتم که چی…تصور این که باز روسری سرم کنم تحقیر آمیزبود ، ولی جنازه ی پاسپورت به من حس بدی می داد.اگرچه گذاشته بودمش اون بالا تو ردیف آخر کتابخونه که جلو چشمم نباشه.. اما حضورش روی زندگیم سنگینی می کرد.  مثل خود ایرانی بودنم که سعی می کردم فراموش کنم ؛ اما مثل همه ی واقعیت های دیگه ی زندگی فراموش نمی شد. اصلا خاصیت واقعیت اینه ؛ هزار لا هم که قایمش کنی میاد بیرون و بو میده ؛مثل یک لاشه، باید دفن بشه وگرنه  آدم رو اذیت می کنه. تصمیم گرفتم که به هر قیمتی که شده پاسپورت رو عوض کنم.

    دیروز یک روسری بنفش چپوندم توی کوله پشتی . توی راه دانشگاه خزیدم توی یک عکاسی. ازمرد چینی که صاحب مغازه بود پرسیدم اینجا جایی هست که من بتونم این رو سرم کنم؟ نگاه بی تفاوتی کرد و گفت نه. گفتم پس من چی کار کنم؟ با انگشت اشاره کرد سمت در توالت.  سرم رو انداختم پایین و رفتم توی توالت. روسری رو بیرون کشیدم و جلوی آیینه انداختم روی سرم. موهام رو دادم تو و با یک سنجاق قفلی زیر چونه محکمش کردم، تصویر محجبه ی من از توی آیینه بهم دهن کجی می کرد.  یک زن میانسال با موهای بور داشت دست هاش رابا صابون  می شست ،  بهم نگاه عجیبی کرد.  در حالیکه سرم گیج می رفت  روسری رو محکم کردم و دویدم توی عکاسی. قدم های بلند بر می داشتم که زودتر برسم.  مردک چینی با دیدن من سگخند زد. وایسادم و عکسم را گرفت. وقتی داشتم روسری رو تا می کردم و توی کیفم می چپوندم دستهام از نفرت و تحقیر می لرزید. پرسید ایرانی هستی؟ با بغض گفتم آره. گفت شما دخترهای ایرانی خیلی قشنگید! درضمن  با روسری خیلی هم خوشگل تر شده بودی. می دونستی؟

    عکس ها رو گرفتم و از مغازه بیرون زدم. هوای آفتابی خوبی بود. دختر ها و زن ها توی خیابون آزادانه با شورت های کوتاه و دمپایی های رنگی راه می رفتند.  واقعیت این بود که من هرگزبه ایران باز نمی گشتم. نه برای زندگی کردن و نه حتی برای مردن. عکس ها را از توی جیبم در آوردم و توی نور روز نگاه کردم. زن غریبه ای با یک روسری بنفش توی عکس داشت خفه می شد. چشمهایش غمگین بود، انگار هزار سال ترس  و تردید و تحقیر هزار مرد و زن توی نگاهش می چرخید. شاید حتی برای همین به قول صورتگر چینی اینجوری زیباتر بود، اما هرچه بود آزاد نبود. دختری با دوچرخه از کنارم رد شد، انگشت هایم را دو طرف عکس گرفتم و از وسط تاباندم، کاغذ صدایی داد و پاره شد. انداختمش توی سطل زباله . پرنده ای بالای سرم، جیغ کشید.


     
     

    1391/2/26

     

     
    وب‌سایت سحام نیوز در گزارشی اعلام کرده که مهدی کروبی در ملاقات «محدودی» که زیر نظر ماموران امنیتی با خانواده خود داشته، از امکان «پیاده‌روی در پارکینگ» و «هواخوری» خبر داده است.
     
    آقای کروبی که از ۱۵ ماه قبل در حبس خانگی است و حدود یک سال از این مدت را به تنهایی به سر برده، برای ساعاتی به منزل شخصی خود در جماران برده شده و توانسته است به طور محدود و زیر نظر ماموران امنیتی با همسر و فرزندان خود دیدار کند.
     
    بر اساس گزارشی که سحام نیوز منتشر کرده، وی همچنین بعد از نزدیک به ۴۴۰ روز محرومیت از حقوق اولیه یک زندانی، اخیرا از امکان هواخوری و پیاده‌روزی بهره‌مند شده؛ پنجره های محل حبس وی برای دسترسی به هوای آزاد باز شده و قفل درب آپارتمان نیز گشوده شده است تا آقای کروبی بتواند در محوطه پارکینگ ساختمان قدم بزند.
     
    آقای کروبی که همچنان در یک ساختمان مسکونی زیر نظر ماموران امنیتی و جدا از همسرش فاطمه کروبی در بازداشت خانگی است، به تازگی اجازه یافته است هفته ای دو بار با همسرش ملاقات داشته باشد.
     
    سحام نیوز می‌نویسد: «خانواده کروبی امیدوارند که در صورت اصرار مقامات بر تداوم حبس غیر قانونی رهبران جنبش؛ آقای کروبی هم، بتواند در آینده ای نزدیک، دوران حبس خود را در منزل شخصی و در کنار همسرش بگذراند.»
     

     
     

    1391/2/26

     

     
    وب‌سایت کلمه گزارش داده که مهدی رمضانی، پدر رامین رمضانی، از کشته‌شدگان ناآرامی‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ به سه سال حبس تعزیری محکوم شده است.
     
    این نخستین بار است که پدر یکی از کشته شدگان حوادث پس از انتخابات به زندان محکوم می شود و این در حالی است که سرنوشت پرونده قتل فرزند وی همچنان در تعلیق و نامشخص است.
     
    آقای رمضانی در آذرماه ۱۳۸۹ بر سر مزار فرزند ۲۲ ساله اش بازداشت شد. در آن روز تعدادی از خانواده های کشته‌شدگان حوادث پس از انتخابات در بهشت زهرا گرد هم آمده بودند. 
     
    آنها پس از پایان مراسم، بر سر مزار رامین رمضانی حاضر شده بودند که با هجوم نیروهای امنیتی روبه‌رو شدند و نهایتا پدر رامین رمضانی به همراه تعدادی دیگر از بستگان کشته‌شدگان جنبش سبز دستگیر شدند.
     
    مهدی رمضانی از آن زمان برای مدت حدود یک ماه و نیم در بازداشت بود، تا آنکه در نهایت در ۲۱ دی ماه با وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شد. دادگاه وی در تاریخ بیست و سوم فروردین برگزار شد و قاضی مقیسه او را به سه سال حبس محکوم کرد.
     
    رامین رمضانی، ۲۲ ساله یکی از اولین نفراتی بود که در روز ۲۵ خرداد ۸۸ در جریان راهپیمایی میلیونی مردم، از پایگاه بسیج هدف شلیک گلوله قرار گرفت و کشته شد. 
     
    منبع: کلمه

     
     

    1391/2/26

     

     
    مجید جمالی‌فشی متهم به ترور مسعود علی‌محمدی، استاد فیزیک دانشگاه تهران صبح روز سه‌شنبه، ۲۶ اردیبهشت در محوطه داخلی زندان اوین تهران اعدام شد.
     
    به گزارش خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، ایرنا، اتهام وی «محاربه و افساد فی‌الارض» از طریق ترور مسعود علی‌محمدی، «همکاری» با اسرائیل و شبکه موساد، «تحصیل مال نامشروع» به واسطه این همکاری، «تخریب اموال مسکونی ناشی از انفجار بمب و نگه‌داری مواد روان‌گردان» اعلام شده‌ است.
     
    مسعود علی‌محمدی که استاد فیزیک کوانتوم دانشگاه تهران بود، روز ۲۲ دی‌ماه ۸۸ (۱۲ ژانویه ۲۰۱۰) هنگام بیرون آوردن اتومبیلش از پارکینگ خانه خود در قیطریه در اثر انفجار بمبی کشته شد و مجید جمالی فشی «اعتراف» کرده‌ بود که عامل این ترور بوده‌ است.
     
    جلسه رسیدگی به اتهام مجید جمالی فشی اول شهریورماه سال گذشته در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی و به ریاست قاضی صلواتی برگزار شد و حکم اعدام او نیز روز یک‌شنبه - ششم شهریورماه ۱۳۹۰- صادر شد.
     
    مجید جمالی فشی به این حکم اعتراض کرد و به این دلیل پرونده او جهت رسیدگی به دیوان‌ عالی کشور ارسال شد و شعبه مربوطه در دیوان عالی کشور هم رای دادگاه بدوی را تایید کرد و در نهایت حکم صادره بامداد روز سه‌شنبه ۲۶ اردیبهشت به اجرا گذارده شد.
     
    گزارش‌ها حاکی از آن است که آقای جمالی‌فشی در آخرين صحبت‌ها پيش از اجرای حکم، خود را «آينه آينده کسانی توصيف کرد که در اين راه گام بر می‌دارند.»
     
     

     
     

    1391/2/26

    معاون غذا و داروی دانشگاه علوم پزشکی زنجان خواستار انجام «اقدامات فرهنگی تاثیرگذار» در جامعه پیرامون کاهش سن آرایش در میان دختران ایرانی شد.

    به گزارش ایرنا، مهرداد حمیدی که روز گذشته در کمیسیون هماهنگی تعزیرات حکومتی استان زنجان صحبت می‌کرد، گفته است: «باید در این زمینه دلسوزان فرهنگی پای‌کار آمده و نسبت به حساس سازی خانواده‌ها اقدامات لازم را انجام دهند.»

    به گفته آقای حمیدی، سن آرایش دختران ایرانی در ۵ سال اخیر از ۱۹ سال به ۱۳ کاهش یافته است.

    بر اساس آمار ارائه شده از سوی این مقام مسئول، ایران در زمینه استفاده از محصولات آرایشی و بهداشتی، دومین کشور منطقه و هفتمین کشور در جهان به شمار می‌رود.

    منبع: ایرنا

    مرتبط:

    «مردان ایرانی مصرف کننده ۱۲ درصد لوازم آرایشی زنانه»


     
     

    1391/2/26

    مدیرعامل شرکت فرودگاه‌های کشور می‌گوید که هم اکنون تنها سه فرودگاه سود دهنده در ایران وجود دارد و میزان درآمد و هزینه‌بقیه فرودگاه‌ها با هم همخوانی ندارد.

    محمود رسولی‌نژاد که با خبرگزاری مهر گفت‌و‌گو می‌کرد، سه فرودگاه سودده ایران را فرودگاه‌های بین المللی امام، مهرآباد و مشهد عنوان کرد و افزود که در سال جاری نیز سه فرودگاه تبریز، اصفهان و شیراز به جمع فرودگاه‌های سود دهنده کشور افزوده خواهد شد.

    به گفته اقای رسولی‌نژاد، شرکت فرودگاه‌های کشور از درآمدهایی چون پروازهای عبوری از فضای ایران به سایر فرودگاه‌ها کمک می‌کند تا درآمد آن‌ها افزایش یابد.

    منبع: مهر

    مرتبط:

    فرودگاه مهرآباد برای «کاهش آلودگی صوتی» تعطیل می‌شود

    دولت: بیش از 160 شرکت هواپیمائی باید از تهران بروند


     


    شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به 30mail-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به 30mail@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

    هیچ نظری موجود نیست:

    ارسال یک نظر

    خبرهاي گذشته