
بر اساس اعلام آژانس بینالمللی انرژی اتمی، مقامهای ژاپنی تاکنون ۱۴۰ هزار نفر از ساکنان مناطق اطراف نیروگاه آسیبدیده فوکوشیما را به مناطق امن منتقل کردهاند و روند تخلیه ساکنان این منطقه همچنان ادامه دارد.بر اساس اعلام آژانس بینالمللی انرژی اتمی، مقامهای ژاپنی تاکنون ۱۴۰ هزار نفر از ساکنان مناطق اطراف نیروگاه آسیبدیده فوکوشیما را به مناطق امن منتقل کردهاند و روند تخلیه ساکنان منطقه همچنان ادامه دارد. در همین حال عصر روز شنبه گزارش شده است که سیستم خنککننده اضطراری رآکتور شماره سه نیروگاه اتمی فوکوشیما نیز از کار افتاده است و تلاشها برای یافتن راهی به منظور خنک کردن این رآکتور با استفاده از آب دریا آغاز شده است. بیشتر بخوانید: انتشار مواد رادیو اکتیو از نیروگاه صدمه دیده اتمی ژاپن انفجار در یک نیروگاه اتمی ژاپن و بروز نگرانی از ذوب اتمی راکتور سامانه خنککننده رآکتور شماره یک این نیروگاه پیشتر در جریان زلزله مهیب روز یکشنبه آسیب دیده بود که این امر به انفجاری در جدار خارجی این رآکتور منجر شده بود. هر چند پس از این حادثه نگرانیها درباره احتمال بروز پدیده «ذوب هستهای» و به دنبال آن وقوع یک فاجعه هستهای همانند حادثه نیروگاه اتمی چرنوبیل بالا گرفته است، اما دولت ژاپن اعلام کرده است، افزایش میزان تششعات رادیواکتیو در اطراف نیروگاه فوکوشیما به دلیل خروج «کنترل شده» بخارهای رادیواکتیو از این نیروگاه برای کاهش فشار بوده است. آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز عصر روز شنبه به نقل از منابع ژاپنی اعلام کرد، در بعد از ظهر شنبه به وقت اروپای مرکزی از میزان تششعات رادیواکتیو در اطراف نیروگاه آسیبدیده ژاپن کاسته شده است. همچنین بر اساس اعلام مقامهای ژاپنی محفظه ایمنی رآکتور شماره یک نیروگاه فوکوشیما که میلههای سوخت هستهای را در خود جای داده، آسیب ندیده و مواد رادیواکتیو از آن نشت نکرده است. با این حال دولت ژاپن که پیشتر دستور تخلیه مناطق اطراف نیروگاه تا شعاع ۱۰ کیلومتری را داده بود، هم اکنون خواستار تخلیه اطراف نیروگاه تا شعاع ۲۰ کیلومتری شده و کار تخلیه ساکنان منطقه را آغاز کرده است. همچنین بر اساس گزارشهای دیگر مقامهای ژاپنی اقدام به توزیع قرصهای ید در میان مردم ساکن اطراف نیروگاه کردهاند که این اقدام از جمله کارهایی است که برای مقابله با پیامدهای انتشار تششعات رادیواکتیو صورت میگیرد. انفجار در جدار خارجی یکی از رآکتورهای نيروگاه اتمی فوکوشيما پس از آن روی داد، زمینلرزهای با قدرت ۸.۹ در مقياس ريشتر مناطقی از شمال شرق این کشور را را لرزاند و موجب بروز پدیده سونامی در سواحل شمالی و شرقی اين کشور شد. بر اساس گزارش خبرگزاری رسمی ژاپن، کيودو، بيش از يک هزار و ۷۰۰ نفر در جريان زلزله و سونامی ناشی از آن جان خود را از دست داده اند. از سوی دیگر در حالی که گزارشها حاکی از آن است که تنها در یکی از شهرهای کوچک زلزله زده حدود ۱۰ هزار نفر در جریان سونامی ناپدید شدهاند، نگرانیها از احتمال وقوع یک فاجعه هستهای بزرگ در ژاپن روند امداد رسانی به قربانیان زمینلرزه و سونامی را تحتالشعاع خود قرار داده است. کارشناسان از این بابت نگران هستند که از کار افتادن سامانه خنک کننده نیروگاه فوکوشیما در نهایت به افزایش شدید دمای میلههای سوخت هستهای این رآکتور و در نهایت به ذوب شدن میلههای سوخت و انتشار وسیع مواد رادیواکتیو در منطقه منجر شود.
سایت کلمه، نزدیک به میرحسین موسوی، در گزارشی از قول دختران میرحسین موسوی و زهرا رهنورد نوشته است که آنها روز سهشنبه، ۱۷ اسفند ماه، در فضایی به شدت امنیتی «در خانهای در خیابان پاستور» با پدر و مادر خود ملاقات کردهاند.سایت کلمه، نزدیک به میرحسین موسوی، در گزارشی از قول دختران میرحسین موسوی و زهرا رهنورد نوشته است که آنها روز سهشنبه هفته گذشته، ۱۷ اسفند ماه، در فضایی به شدت امنیتی «در خانهای در خیابان پاستور» با پدر و مادر خود ملاقات کردهاند. این ملاقات بر اساس گفتههای فرزندان میرحسین موسوی، به خواست مسئولان امنیتی و تحت کنترلهای شدید امنیتی صورت گرفته است و از آنها خواسته شده تا درباره این دیدار سکوت کنند. با این حال دختران میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در نامهای خطاب به مردم ایران که در وب سایت کلمه منتشر شده است، به بازگویی فضای این دیدار پرداختهاند. دختران میرحسین موسوی در این نامه یادآور شدهاند که از آنجا که زندان مختصات و تعاریفی دارد که از جمله آنها «قطع ارتباط کامل» زندانی با فضای بیرون و کنترل آن توسط نیروهای مسلح است، اکنون برای آنها مهم نیست که میرحسین موسوی و زهرا رهنورد «زندانی خانه بنبست اختر در پاستورند یا در حشمتیه یا در خانه امنی در دماوند یا در جایی دیگر». بر اساس این نامه، ملاقات فرزندان موسوی با پدر و مادرشان در خانهای مملو از نیروهای امنیتی صورت گرفته و علاوه بر «ده جفت چشم نیروهای امنیتی» که از «دیوار شیشهای» آنها را زیر نظر داشتند، یک مأمور امنیتی نیز در هنگام ملاقات «در تنها اتاق خانه» در میان آنها نشسته و در گفتوگوی آنها با پدر و مادرشان دخالت کرده است. میرحسین موسوی و همسرش زهرا رهنورد از ۲۵ بهمن ماه در حصر کامل امنیتی به سر میبرند و این نخستین دیدار آنها با فرزندانشان پس از نزدیک به یک ماه است. پیش از این خبرهای منتشر شده در رسانههای هوادار جنبش سبز حاکی از آن بود که میرحسین موسوی و مهدی کروبی، به همراه همسرانشان به زندان حشمتیه تهران منتقل شدهاند و گرچه این خبر در روزهای اخیر مورد تردید قرار گرفته اما مشخص نیست که آیا میرحسین موسوی و زهرا رهنورد برای این دیدار به محل ملاقات انتقال یافتهاند یا اینکه مدت نزدیک به یک ماه اخیر را «در خانهای در خیابان پاستور» به سر بردهاند. همچنین مشخص نیست که آیا خانهای که در خیابان پاستور، برای دیدار فرزندان موسوی و رهنورد با آنها در نظر گرفته شده، خانه شخصی میرحسین موسوی است یا خیر. بر اساس نامه فرزندان میرحسین موسوی، ملاقات آنها و والدینشان به درخواست نیروهای امنیتی و پس از احضار عمو، خاله و یکی از سه دختر میرحسین موسوی صورت گرفته است و آنها به اصرار نیروهای امنیتی اقدام به خرید گل کرده و عازم دیدار والدین خود شدهاند. در نامه فرزندان میرحسین موسوی به نقل از وی تأکید شده است در روز ۲۵ بهمن، «در یورش مأموران امنیتی به خانه، بسیاری از اسناد و مدارک دوران نخستوزیری» بر اساس این نامه تنها باید در اختیار میرحسین موسوی باشد، «به همراه حجم قابل ملاحظهای از اوراق و کتابها وسیدیهای» زهرا رهنورد ضبط گردیده است. بر اساس این نامه «در این یورش شخصیترین اشیای خانه از جمله آلبومهای شخصی نیز مورد بازرسی قرار گرفته است». فرزندان موسوی و رهنورد در پایان با تأکید دوباره بر غیرقانونی بودن حصر و محدودیتهای اعمال شده، بار دیگر تأکید کردهاند که میرحسین موسوی و زهرا رهنورد «جدی تر از گذشته بر عهد خود با مردم وفادارند.» انتشار نامه فرزندان موسوی در مورد دیدار آنها با والدین خود در شرایطی است که وب سایت سحامنیوز، وابسته به مهدی کروبی، نیز روز جمعه در گزارشی نوشته که چراغهای خانه آقای کروبی شامگاه پنجشنبه، پس از ۱۸ شب، روشن شده است. به نوشته سحامنیوز، پنجشنبهشب، چراغهای پارکینگ و ورودی و یکی از اتاقهای نشیمن منزل مهدی کروبی روشن شده اما در حالی که فرزندان مهدی کروبی، «مطابق هر روز» مجدداً به منزل والدینشان مراجعه کردند «هیچ کسی اقدام به باز نمودن درب منزل و یا پاسخگویی نکرده است.» در این ارتباط یک عضو خانواده مهدی کروبی به سحامنیوز گفته است که «هنوز هم معتقدیم که پدر و مادرمان در یک عملیات بازداشت – ربایش به محل نامعلومی منتقل شدهاند و اگر هم بر اساس فشارهای فراوان داخلی و خارجی و اقدامات قهرمانانه ملت، به خانه باز گردانده شوند تا آنها را در منزل نبینیم فریب اقدامات حکومت را نخواهیم خورد. ضمن آنکه این تغییر مکان را به معنای پایان بازداشت آنها تلقی نخواهیم کرد.»
همزمان با تشدید حملات نیروهای وفادار به معمر قذافی، به مخالفان و تصرف بندر رأس لانوف، اعضای اتحادیه عرب در نشست اضطراری خود در قاهره، خواستار ایجاد منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی شدهاند.همزمان با تشدید حملات نیروهای وفادار به معمر قذافی، رهبر انقلاب لیبی، به مخالفان و تصرف بندر نفتی رأس لانوف، کشورهای عضو اتحادیه عرب در نشست اضطراری خود در قاهره، خواستار ایجاد منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی از سوی شورای امنیت شدهاند. به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، وزیران امور خارجه ۲۲ کشور عضو اتحادیه عرب در نشست اضطراری قاهره، هدف از ایجاد منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی را حفاظت از شهروندان غیرنظامی در برابر یورش نیروهای وفادار به معمر قذافی، به مناطق تحت کنترل مخالفان اعلام کردهاند. بیشتر بخوانید: هواداران قذافی کنترل شهر نفتی «رأس لانوف» را در دست گرفتند «حمله نیروهای طرفدار معمر قذافی به تاسیسات نفتی در شرق لیبی » با تشدید حملات نیروهای وفادار به معمر قذافی به شهرهای تحت کنترل مخالفان در روز شنبه، شورای ملی لیبی، که در بنغازی مستقر است، یک بار دیگر خواستار ایجاد منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی شده بود. در این میان عمر موسی، دبیر کل اتحادیه عرب، پس از نشست روز شنبه وزیران امور خارجه کشورهای عضو این اتحادیه در قاهره، تأکید کرده است که ایجاد منطقه پرواز ممنوع تنها یک اقدام انساندوستانه است و به هیچ رو به معنای مداخله نظامی در لیبی نیست. حمایت اتحادیه عرب از ایجاد منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی، راه را برای اقدام احتمالی ایالات متحده آمریکا و سایر کشورهای غربی در این زمینه هموار میکند و به نگرانیها از این بابت که ایجاد منطقه پرواز ممنوع به عنوان دخالت کشورهای غربی در امور داخلی یک کشور عربی تلقی شود، پایان میدهد. پیشتر نیز ایالات متحده آمریکا و پیمان ناتو، ایجاد منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی را به موافقت کشورهای عضو اتحادیه عرب و نیز تصویب آن در شورای امنیت سازمان ملل متحد منوط کرده بودند. از سوی دیگر تنها چند ساعت پس از نشست کشورهای عضو اتحادیه عرب و حمایت آنها از ایجاد منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی، کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز به قاهره سفر کرد، تا درباره بحران لیبی با نمایندگان کشورهای عربی و دبیر کل اتحادیه عرب رایزنی کند. در میان کشورهای عضو اتحادیه اروپا بر سر ایجاد منطقه پرواز ممنوع اختلاف نظر وجود دارد، در حالی که بریتانیا و فرانسه پیشتر از تلاش خود برای ارائه پیشنویس قطعنامهای در شورای امنیت در این باره خبر داده بودند، آلمان برخورد محتاطانهای با این مسئله دارد. با این همه سران کشورهای عضو اتحادیه اروپا روز جمعه در نشست خود در بروکسل اعلام کرده بودند، همه گزینههای موجود را برای دفاع از غیرنظامیان در برابر حملات نیروهای وفادار به معمر قذافی را مد نظر قرار میدهند. از سوی دیگر همزمان با درخواست کشورهای عربی از شورای امنیت برای ایجاد منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی، گزارشهای رسیده از این کشور حاکی از آن است که روز شنبه نیروهای وفادار به معمر قذافی، وارد بندر نفتی رأس لانوف شده و مخالفان مجبور به خروج از این شهر شدهاند. نیروهای دولتی شماری از خبرنگاران خارجی را برای دیدار از این شهر به آنجا برده بودند. هم اکنون شهر بنغازی، به عنوان دومین شهر بزرگ لیبی همچنان در کنترل مخالفان قرار دارد. سیف الاسلام، پسر رهبر لیبی، در گفتوگویی با روزنامههای ایتالیایی که روز شنبه منتشر شده، گفته است، ارتش «کنترل ۹۰ درصد از کشور» را در اختیار دارد و بر مخالفان غلبه خواهد کرد. بر اساس گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، هواپیماهای ارتش لیبی روز شنبه نیز بارها به مناطق و مواضع تحت کنترل مخالفان حمله کردند. در این میان ژنرال عبدالفتاح یونس، وزیر کشور پیشین لیبی که به مخالفان پیوسته، ابراز اطمینان کرده است که نیروهای تحت امرش تا روز یکشنبه به مواضع پیشین خود باز خواهند گشت. از سوی دیگر کشورهای عضو اتحادیه عرب در نشست روز شنبه خود در قاهره تصمیم گرفتهاند، با شورای ملی لیبی که از سوی مخالفان معمر قذافی تشکیل شده است، ارتباط برقرار کنند. کشورهای عربی همچنین وزیر امور خارجه دولت معمر قذافی را به نشست خود راه ندادند.
فرزندان مير حسين موسوی و زهرا رهنورد خبر داده اند که سه شنبه گذشته با پدر و مادرشان ديدار کرده اند . آنها در نامه سرگشاده ای در سایت کلمه افزوده اند که نمی دانند پدرو مادشان در کجا نگهداری می شوند، اما ملاقاتشان با والدينشان در خانه ای در خیابان پاستور، تحت کنترل شديد امنيتی و مشروط به عدم طرح مسائل سياسی و سکوت درباره آن ديدار، بوده است. فرزندان موسوی و رهنورد گفته اند که سکوت را ديگر به صلاح نمی دانند و خود را موظف می دانند تا مردم را در جريان آن ديدار بگذراند. آنها افزوده اند که انگيزه موافقت مسئولان با آن ديدار برنامه ريزی شده، هرچه که باشد، صرف ترتيب دادن آن، پيروزی بزرگی برای مردم ايران است.
رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا روز شنبه گفت اگر رهبران بحرین می خواهند مانع از مداخله ایران در کشور شان شوند، لازمه آن، اقدام سریع برای اصلاحات عمیق است. آقای گیتس افزود در دیدارش با امیر و ولیعهد بحرین در منامه، نظرش را بیان کرده است که شواهدی مبنی بر مداخله ایران در اعتراض های بحرین یا سایر کشورهای خاورمیانه دردست نیست. او افزود که با این حال، شواهد روشنی وجود دارد که جمهوری اسلامی بسیار مایل به اینکار است و هرچه روند اصلاحات به درازا بکشد، زمان به نفع ایران خواهد بود تا بویژه در بحرین، مشکل ایجاد کند.
مجید محمدی- آنها که منتظر فروپاشی ايالات متحده مثل اتحاد جماهير شوروی هستند ساختار سياسی و اجتماعی اين کشور را درک نکردهاند. کشوری که مردمش میتوانند مجلس خود را برای هفتهها اشغال کنند و پليس نيز از آنها حفاظت کند هيچگاه فرو نخواهد پاشيد.اقتدارگرايان ايرانی برای تحکيم اين ديدگاه توهمی و خودمحورانه که جمهوری اسلامی دموکراتترين و آزادترين نظام حکومتی دنياست مجبورند دمکراسیهای موجود دنيا را ديکتاتوری معرفی کنند. («چرا سيستم حکومتی آمريکا ديکتاتوری است»، الف، ۷ اسفند ۱۳۸۹) علت اصلی ديکتاتوری بودن آنها نيز- از نگاه اسلامگرايان- آنست که ديکتاتور مذهبی (ولی فقيه) ندارند. اقتدارگرايان اسلامگرا همواره به دنبال آن بودهاند که تبهکارانه مفاهيمی مثل دموکراسی، حقوق بشر، و پاسخگويی دولت را در حوزه عمومی بیمعنی سازند. معرفی يکی از مخوفترين ديکتاتوریهای دنيا به عنوان بهترين دموکراسی و معرفی يکی از شکوهمندترين دمکراسیهای دنيا به عنوان ديکتاتوری يکی از اين تبهکاریهاست، گرچه آفتاب را با کف دست نمی توان پوشاند، بالاخص با دست آغشته به کشتار و شکنجه و تجاوز به حريم شهروندان. تجلی دموکراسی آمريکايی حدود دو هفته است که معترضان به يک طرح فرماندار ايالت ويسکانسين در غرب ميانه ايالات متحده برای پايان دادن به حق چانهزنی جمعی کارکنان بخش عمومی، ساختمان مجلسين ايالتی (شورا و سنا) را اشغال کردهاند. علاوه بر اشغال ۲۴ ساعته و خوابيدن صدها نفر در صحن مجلس به هنگام شب، روزانه هزاران و در آخر هفتهها دهها هزار نفر به حمايت از معترضان در مَديسِن (مرکز اين ايالت) به تظاهرات و راهپيمايی میپردازند. در برخی ديگر از ايالاتآمريکا نيز اتحاديههای کارگری به اعتراض برخاستهاند. دموکراسی امريکايی در اين صحنه چگونه بروز يافته است؟ مبارزه عليه اتحاديهها داستان قيام ويسکانسين از کجا آغاز شد؟ و چه تحولاتی را پشت سر گذاشته است؟ در انتخابات نوامبر ۲۰۱۰ بسياری از مردم امريکا که از شرايط موجود (بيکاری حدود ۹.۵ درصد، رکود اقتصادی، بالا رفتن قرضه ملی و بحران وامهای مسکن) ناراضی بودند به جمهوريخواهانی رای دادند که شعارشان کاهش ماليات (بالاخص برای ثروتمندان) و کاهش حجم دولت (از جمله لغو بسط بيمههای بهداشتی توسط اوباما) بود. در اين انتخابات، جمهوريخواهان اکثريت مجلس نمايندگان، بسياری از مجالس ايالتی و بسياری از فرمانداریها را از آن خود ساختند. جمهوريخواهانی که در اين موج با کمک مالی صاحبان شرکتهای بزرگ نفتی و دارويی به قدرت رسيدند به جای سر و کله زدن با مشکلات کسر بودجه و بيکاری برنامههايی را برای تضعيف سازمانهای سياسی و اجتماعی دموکراتها بالاخص اتحاديههای کارگری و کارمندی در پيش گرفتهاند. گروه جنبش چای در اين روند نقش مهمی بازی میکند. مهمترين برنامه آنها گرفتن حق اتحاديهها برای چانهزنی جمعی و اختياری کردن پرداخت حق عضويت به اين اتحاديههاست. بدين ترتيب اتحاديهها هم قدرت مالی خود را از دست میدهند و هم قدرت اجتماعی خود را و به تدريج از عمل به عنوان يک بازيگر اصلی در صحنه رقابت سياسی حذف میشوند. بسيج اجتماعی با اتکا به حقوق مدنی تفاوت يک جامعه دموکراتيک و آزاد و غير دموکراتيک در اين نکته نيست که گروههايی در آن به دنبال تضعيف حقوق افراد نباشند؛ تفاوت در آن است که اگر گروههايی بخواهند با اتکا بر ثروت و رسانه و قدرت خويش چنين کنند گروههای ديگر بتوانند با آنها بدون تمسک به خشونت به مقابله پردازند. حق تجمع و آزادی بيان و آزادی رسانهها اين قدرت را به گروههای اقليت يا اکثريت مورد حمله میدهد که بتوانند قدرت خود را در عرصه اجتماعی به ميان آورند و در نهايت بر اساس مصالحه، جامعه از بحران خارج شود. در قيام ويسکانسين قدرت دموکراسی درآمريکا آنجا ظاهر میشود که مردمی که نمايندگانشان در هر دو مجلس شورا و سنای ايالتی در اقليت هستند قادرند نمايندگان اقليت (دموکراتهای سنا) را مجبور به ترک مجلس (آبستراکسيون) و اقامت در ايالتی ديگر (ايلينوی) کنند و بدين ترتيب جريان رایگيری را مختل سازند. اکثريت همواره حق دارد سياستهای خود را به پيش برد اما نمیتواند حقوق بنيادين اقليت را لغو کند. در مقابل، فرماندار تهديد کرده است که اگر دموکراتها در مجلس سنا برای رایگيری ظاهر نشوند او هزاران شاغل بخش عمومی را از کار بيکار خواهد کرد. نهايت اين کشمکشها معمولا چانهزنی و مصالحه است. کسانی که اين فرايند دموکراتيک و اعتراضات طبيعی در جوامع دموکراتيک را متوجه نمیشوند از قيام در ايالات متحده و فروپاشی عنقريب اين کشور سخن می گويند. («ايالات متحده جعلی آمريکا با بحران عظيم اجتماعی مواجه است و شش ايالت جنوبی اين کشور که به زور اسلحه اشغال شدهاند آماده قيام و خواهان استقلالاند.» محمدرضا نقدی، رئيس سازمان بسيج، آينده نيوز، ۱۰ اسفند ۱۳۸۹) همچنين رسانههای نزديک به دموکراتها با نشان دادن عدم طرح اين موضوع در رقابتهای انتخاباتی فرماندار موجود ايالت ويسکانسين در سال ۲۰۱۰ و آمادگی اتحاديهها برای کاهش امتيازات خود (اما نه واگذاری حق چانهزنی جمعی) افکار عمومی را چنان جهت دادند که اکثريت مردم ايالت و نيز کشور در نظر سنجیها با گرفتن حق چانهزنی جمعی از اتحاديهها توسط فرماندار منتخب خود مخالف شوند. پس از دو هفته، مردم ساختمان مجلس ايالتی را پس از حکم يک قاضی مبنی بر تخليه صحن مجلس ترک کردند. در حکم قاضی به صراحت ذکر شده بود که درهای مجلس در طی روز بايد بر روی مردم باز باشد. پس از آن جمهوريخواهان مجلس سنای ايالتی با استفاده از آيين نامه داخلی محدود کردن حق چانهزنی جمعی را به تصويب رساندند بدون آن که نيازی به اکثريت ۲۰ رای لازم باشد (۲۰ رای برای طرحهای مرتبط با بودجه ضرورت داشت). متعاقب اين رایگيری، دوباره ساختمان مجلس توسط معترضان اشغال شد (۹ مارس ۲۰۱۱) و صدای معترضان به گوش همه رسيد بدون آن که خونی از بينی کسی ريخته شود. معترضان پس از به نتيجه نرسيدن در توقف فرايند رای گيری به دنبال جمعآوری امضای کافی برای انتخابات دوباره بودهاند. دموکراسی در پای صندوق رای پايان نمیيابد اعضای اتحاديهها و مردم پشتيبان آنها در اين قيام خود عليه فرماندار جمهوريخواه و حاميان نافی حقوق ابتدايی کارگران و کارکنان بخش عمومی و خصوصی نشان دادهاند که نخست دموکراسی در روز انتخابات حتی اگر آزاد، رقابتی و سالم باشد پايان نمیيابد و نهال دموکراسی و حقوق انسانها حتی در جوامع دموکراتيک هر روز مراقبت و آگاهی و کنش میطلبد؛ دوم آن که حقوق ابتدايی اقليت نبايد توسط اکثريت پايمال شود؛ اقليت نيز حق دارد با استفاده از حق تجمع صلح آميز و آزادی بيان و رسانهها از حقوق خود محافظت می کند؛ و سوم آن که شکوه يک جامعه دموکراتيک در آنجاست که مردم معترض میتوانند ساختمان مجلس را برای هفتهها اشغال کنند (که در واقع خانه خودشان است) و خونی از بينی کسی جاری نشود و پليس هم از آنها محافظت کند. دموکراسی آمريکايی نشان میدهد که قدرت سرمايه و گروههای ذی نفوذ و رسانههای همگانی در جامعهای دموکراتيک و آزاد قابل حذف نيست اما قدرت مردم میتواند قدرتهای ديگر را قيد زند. قدرت مردم نيز در حق تشکل، حق تجمع، آزادی بيان و آزادی رسانهها تجلی می يابد. بدون چنين قدرتی معترضان نمی توانستند مجلس ايالتی را به تصرف در آورند و صدای خود را به همه کشور برسانند. در جامعهای که اين آزادیها و حقوق چهارگانه از مردم سلب شود ديگر دموکراسی وجود خارجی نخواهد داشت حتی اگر صندوق انتخابات وجود داشته باشد. ثبات سياسی و قدرت مردم آنها که منتظر فروپاشی ايالات متحده مثل اتحاد جماهير شوروی هستند ساختار سياسی و اجتماعی اين کشور را درک نکردهاند. کشوری که مردمش میتوانند مجلس خود را برای هفتهها اشغال کنند و پليس نيز از آنها حفاظت کند هيچگاه فرو نخواهد پاشيد. مردم آمريکا با استفاده از حق سازماندهی و بسيج، نهادهای مدنی قدرتمندی را اداره می کنند که میتوانند بر فرايند سياسی موثر واقع شوند. اکثر شهروندان آمريکايی متوجه اين موضوع هستند که اگر در جايی مشکل دارند و صدايشان بلند نمیشود عاملی از بيرون آنها را باز نمیدارد بلکه خود کوتاهی داشتهاند. تنها اقليت بسيار کوچکی با ديدگاههای توطئهگرايانه يا ضد سرمايه داری از خود سلب مسئوليت کرده و گروه کوچکی را مقصر نابسامانیها و مشکلات معرفی می کنند. به همين دليل است که اکثر افراد مطالبات خود را از مجراهای قانونی دنبال می کنند. دموکراسی آمريکايی با ثباتترين شرايط سياسی را برای اين کشور به ارمغان آورده است. ..................................................................................... نظرات نویسنده بازتاب دیدگاه رادیو فردا نیست.
در حالی که مخالفان در ایران خود را برای برگزاری تظاهراتی دیگر در روز سهشنبه ۲۴ اسفند، همزمان با مراسم چهارشنبهسوری آماده میکنند، چند مقام قضایی و انتظامی با هشدار نسبت به برگزاری تجمعات روز سهشنبه آخر سال، از «برخورد شدید» با این تجمعات خبر دادهاند.در حالی که مخالفان در ایران خود را برای برگزاری تظاهراتی دیگر در روز سهشنبه ۲۴ اسفند، همزمان با مراسم چهارشنبهسوری آماده میکنند، چند مقام قضایی و انتظامی در شهرهای مختلف با هشدار نسبت به برگزاری تجمعات روز سهشنبه آخر سال، از «برخورد شدید» با این تجمعات خبر دادهاند. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، در آستانه چهارشنبهسوری در ایران، مقامهای قضایی و انتظامی جمهوری اسلامی روز شنبه یک بار دیگر به مخالفان حکومت نسبت به برگزاری هرگونه تجمع اعتراضآمیزی در این روز هشدار دادهاند. محمود ذوقی، دادستان عمومی و انقلاب مشهد در این باره اظهار داشته است: «برای اتفاقات این شب برنامهریزی لازم صورت گرفته و با مصادیق اخلال در نظم عمومی به شدت برخورد میکنیم و ضابطان قضایی افراد را به علت جرم مشهود در محل دستگیر میکنند.» بیشتر بخوانید: شورای هماهنگی راه سبز: روز سهشنبه بار دیگر راهپیمایی میکنیم شیرین عبادی: موج اعتراضها به سبک کشورهای عربی به زودی به ایران میرسد وی با اشاره به قصد مخالفان حکومت برای برگزاری تظاهراتی دیگر در روز سهشنبه ۲۴ اسفند گفته است: «متأسفانه برخی سایتها و رسانههای بیگانه به دنبال تحریک جوانان برای شلوغ کردن در این شب هستند که اکیداً به آنها توصیه میکنم تحت تأثیر این جریانات قرار نگیرند.» مخالفان حکومت در ایران و هواداران جنبش سبز در اوایل اسفند ماه اعلام کرده بودند، از جمله در اعتراض به «بازداشت و حبس خانگی» میرحسین موسوی و مهدی کروبی دو تن از رهبران مخالفان، عصر روزهای سهشنبه در تهران و سایر شهرها دست به تظاهرات خواهند زد. به دنبال فراخوان میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای برگزاری یک راهپیمایی در روز ۲۵ بهمن ماه به منظور اعلام همبستگی با مردم مصر و تونس و برگزاری این تظاهرات در تهران و چند شهر دیگر ایران، مقامهای جمهوری اسلامی با افزایش محدودیتها برای این دو رهبر مخالفان، ابتدا آنها را به طور کامل در حصر خانگی قرار داده، و بر اساس برخی گزارشها، آنها را به مکان دیگری منتقل کردند. در این میان مخالفان طبق اعلام قبلی در روزهای سهشنبه دهم و هفدهم اسفند ماه نیز به خیابانها آمده و هم اکنون خود را برای برگزاری تظاهرات دیگری در روز سهشنبه ۲۴ اسفند ماه آماده میکنند که همزمانی این روز با زمان برگزاری مراسم چهارشنبهسوری بر اهمیت آن افزوده است. محمود ذوقی، دادستان مشهد با اعلام بازداشت شماری از کسانی که به گفته وی جوانان و مردم را برای شرکت در تظاهرات روز سهشنبه «تحریک میکردند»، اظهار داشته است: «برخی از تحریک کنندگان این جریان شناسایی و دستگیر شدهاند و با بخش دیگر نیز برخورد خواهد شد و نگرانی من این است که جوانان و نوجوانان تحت تأثیر این جریانات به اتهامات مجرمانه دست بزنند.» دادستان مشهد درباره شمار بازداشتشدگان هم اظهار گفته است: «تعداد دستگیرشدگان مشهد در حوادث اخیر زیاد نیست و همین تعداد محدود دستگیر شده بیشتر بیاحتیاطی و خامی کردند و دستگیری جدی درخصوص اتفاقات اخیر جریان فتنه نداشتیم.» وی در عین حال در پاسخ به پرسشی در باره علت حضور پررنگ نیروهای انتظامی در روزهای تعیین شده از سوی مخالفان برای برگزاری تظاهرات هم اظهار داشته است: «حضور این عزیزان صرفاً برای ایجاد امنیت شهروندان است و اصلاً به معنای ناامنی نیست و عدم حضور پلیس است که میتواند احساس ناامنی را به وجود آورد.» از سوی دیگر مالک اژدر شریفی، رییس کل دادگستری استان آذربایجان شرقی نیز روز شنبه در سخنانی در جلسه «ستاد پیشگیری و مبارزه با جرائم خاص استان آذربایجان شرقی»، مراسم چهارشنبهسوری امسال را نسبت به سالهای گذشته «حساستر» خوانده است. وی در این باره اظهار داشته است: «دشمنان و معاندین نظام و انقلاب پس از ناکام ماندن در عرصههای مختلف این بار برای این روز برنامهریزی کردهاند که با آگاهی مردم همیشه در صحنه ایران اسلامی این بار نیز شکست خواهند خورد.» در حالی که برخی گزارشها از برگزاری تجمعهای اعتراضآمیز در سهشنبههای هفته گذشته در تبریز حکایت دارد، رئیس دادگستری استان آذربایجان شرقی گفته است: «در جریانات بعد از انتخابات مردم تبریز بسیار با آگاهی عمل کردهاند و اینبار نیز از این امتحان سربلند بیرون خواهند آمد.» همچنین در راستای ابراز نگرانی مقامهای امنیتی و انتظامی جمهوری اسلامی از برگزاری تجمعهای اعتراضآمیز همزمان با چهارشنبهسوری در ایران، رحمان ایمانینژاد، فرمانده امنیتی نیروی انتظامی استان آذربایجان شرقی نیز اظهار داشته است: «امسال اجازه هیچ گونه تجمعی به مردم داده نخواهد شد و برنامه امسال پلیس هدایت مراسم چهارشنبه سوری به سمت خانواده محوری است و این یعنی همگان میتوانند در منزل خود اقدام به برگزاری مراسم کنند و حداکثر در محله خود میتوانند شادی کنند.» در این میان دادسرای عمومی و انقلاب تهران نیز روز شنبه از دایر شدن «کشیک ویژهای» برای شب چهارشنبهسوری در دادسرای ناحیه پنج خبر داده است. از سوی دیگر روز شنبه یکی از شبکههای رادیویی جمهوری اسلامی به نقل از آیتالله مکارمشیرازی، از مراجع تقلید محافظهکار در ایران، اعلام کرده است، کارهایی که در چهارشنبهسوری انجام میشود، «حرام» است. این مرجع تقلید در پاسخ به شنوندگان شبکه رادیویی معارف صدای جمهوری اسلامی در این باره اظهار داشته است: «چهارشنبه سوری یک سنت خرافی است، نباید سنت خرافی را احیا کنیم و از همه اینها گذشته ،اسراف در مال است و نباید اسراف در مال کرد.»
اتحادیه عرب در نشستی فوق العاده در قاهره از شورای امنیت سازمان ملل خواست در لیبی منطقه پرواز ممنوع اعلام کند. اتحادیه عرب تاکید کرده که با هرگونه مداخله نظامی در لیبی مخالف است و به محض حل بحران، عملیات منطقه پرواز ممنوع، باید متوقف شود. قطعنامه مذکور با موافقت همه اعضاء تصویب شده است. در قطعنامه همچنین گفته شده که حکومت قذافی مشروعیتش را از دست داده است. اتحادیه عرب همچنین تصمیم گرفته است با شورای ملی تشکیل شده از سوی مخالفان ِ معمر قذافی در بنغازی، ارتباط برقرار کند. آمریکا و پیمان ناتو اعلام منطقه پرواز ممنوع در لیبی را به موافقت شورای امنیت سازمان ملل و اتحادیه عرب، مشروط کرده اند.
یک مقام قضایی در استان کرمان از بازداشت شماری از شهروندان بهایی در شهرهای تهران، بم و کرمان خبر داد. بازداشت شدگان که به شمار آنها اشاره نشده، متهم به ترویج بهائیت در پوشش فعالیتهای فرهنگی و آموزشی هستند.یک مقام قضایی در استان کرمان از بازداشت شماری از شهروندان بهایی در شهرهای تهران، بم و کرمان پس از نزدیک به ۹ ماه فعالیت مأموران اطلاعاتی و امنیتی خبر داد. بر اساس گفتههای محمدرضا سنجری، دادستان عمومی و انقلاب شهرستان بم، شماری از شهروندان بهایی که «در پوشش فعالیتهای فرهنگی و آموزشی، در تعدادی از مهد کودکهای تهران، بم و کرمان به ترویج و گسترش برنامههای خود میپرداختند» بازداشت شدهاند. این مقام قضایی به تعداد بازداشتشدگان اشاره نکرده و تنها به این نکته بسنده کرده است که این افراد پس از نزدیک به ۹ ماه «کار اطلاعاتی» بازداشت شدهاند. در قانون اساسی جمهوری اسلامی، بهائیت به عنوان یک گروه دینی به رسمیت شناخته نشده و پیروان این آیین، علاوه بر محدودیتهایی که در مورد فعالیتهای مذهبی آنان وجود دارد، از برخی حقوق اجتماعی از جمله حق تحصیل محروم هستند. دادستان بم همچنین پیروان بهائیت را متهم کرده است که از فضای پس از زلزله سال ۸۲ در بم که به گفته وی «نیازمند انجام اقدامات فرهنگی، اجتماعی و آموزشی» بود، «سوءاستفاده» کردهاند و از مسئولان خواسته است تا با نظارت و حساسیت بیشتری این امور را هدایت و راهبری کنند. «القای دیدگاهها در قالب داستانهای کودکانه» داستان بم همچنین در توضیح اقدامات بازداشت شدگان گفته است که این گروه با نفوذ در یکی از نشریات محلی استان کرمان، به «القای مطالب و دیدگاههای فرقه بهائیت در قالب داستان و قصههای کودکانه» پرداختهاند. به گفته این مقام قضایی «بررسیهای انجام شده، حاکی از وجود شبکهای گسترده و اقدامات پیچیده است که این افراد با دستور از مرکز، برنامههای گوناگون خود را در قالب آن پیگیری و پیاده میکردند.» اظهارات این مسئول قضایی دو روز پس از آن منتشر میشود که روزنامه جوان، از رسانههای نزدیک به نهادهای امنیتی، از شناسایی یکی از هستههای تبلیغی بهائیت در استان کرمان و بازداشت رهبر این گروه با نام مخفف «س. ب» خبر داده بود. روزنامه جوان در توضیح این خبر افزوده بود که این هسته تبلیغی در پوشش کمک به حقوق کودکان، «طرح آموزشی موسوم به روحی» را با هدف «ایجاد انحرافات عقیدتی برای کودکان» در دستور کار خود قرار داده بود. این روزنامه همچنین «سرویسهای [اطلاعاتی] خارجی» را متهم کرده بود که برای «ارتباطگیری با ایادی خود» از پوششهایی همچون ارگانهای سازمان ملل مانند یونیسف استفاده میکنند. پنجشنبه گذشته نیز کمیته دانشجویی دفاع از دانشجویان سیاسی از قول جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی، از بازداشت سه شهروند بهایی «فعال در حوزه کودکان و امور فرهنگی و آموزشی» در شهر کرمان خبر داده بود. بر اساس این گزارش سه شهروند بهایی با نامهای سامان استوار، سحر بیرامآبادی و نهالیه شهیدی در ۱۰ روز گذشته در شهر کرمان بازداشت شدهاند. این گزارش میافزاید که سامان استوار روز چهارشنبه ۱۱ اسفند ماه، خارج از محل سکونتش دستگیر و پس از انتقال به منزل و تفتیش آن توسط نیروهای امنیتی، به مکان نامعلومی منتقل شده است. چند روز پس از این بازداشت نیز سحر بیرامآبادی که در یکی از انجمنهای خیریه کمک به کودکان آسیبدیده در بم فعالیت داشته، دستگیر و به شهرستان بم منتقل میشود. هفته گذشته نیز نهاله شهیدی، دیگر شهروند بهایی ساکن کرمان که به تدریس و فعالیتهای آموزشی در یکی از روستاهای اطراف بم اشتغال داشته، دستگیر میشود و در این گزارش احتمال داده شده که وی نیز به شهرستان بم منتقل شده باشد. گرچه هنوز مقامهای قضایی در مورد این سه دستگیری اطلاعرسانی مستقل نکردهاند و منابع نزدیک به نهادهای مدافع حقوق بهائیان واکنشی به این دستگیریها نداشتهاند اما به نظر میرسد که هر سه مورد بازداشت در ۱۰ روز گذشته در کرمان، مرتبط با دستگیریهای مورد اشاره دادستان بم باشد.
جامعه بین المللی بهائیان در بیانیه ای در ژنو گفته است که جمهوری اسلامی در اقدامی «بیرحمانه» به جمال الدین خانجانی، یکی از هفت تن رهبران بهائیان زندانی در ایران، اجازه نداده است در مراسم تدفین همسرش شرکت کند. در این بیانیه آمده است که همسر 81 ساله آقای خانجانی، روز جمعه درگذشت. جمال الدین خانجانی خود 77 سال دارد و دوره حبس ده ساله اش را بجرم اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ برای بهائیت در زندان گوهر دشت کرج می گذراند.
وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی چند تن از ایرانیان بهائی را بازداشت کرده است. خبرگزاری ایسنا، بنقل ازمحمد رضا سنجری، دادستان دادگاه انقلاب بم می گوید که این عده پس از 9 ماه تحقیقات محرمانه در تهران و بم، بازداشت شدند. تعداد و زمان بازداشت ها ذکر نشده است.
روز شنبه صدها تن در مخالفت با الهام علی اف، رئیس جمهوری آذربایجان در میدان مرکزی باکو تجمع کردند. این عده خواستار استعفای الهام علی اف و رعایت آزادی های سیاسی و مدنی در این کشور بودند. گزارش ها حاکی است که حدود 30 تن از اعضا و هواداران حزب مساوات، حزب مخالف دولت، بازداشت شدند.
به گزارش خبرگزاری مهر، دولت محمود احمدی نژاد، جشن جهانی نوروز را در روزهای ششم ، هفتم و هشتم فروردین ماه در تهران برگزار می کند. برپایه این گزارش ، تاکنون از روسای جمهوری و سایررهبران ترکیه،ترکمنستان، آذربایجان، تاجیکستان، افغانستان قزاقستان، قرقیزستان، آلبانی وعراق برای شرکت در این جشن دعوت شده است.. سازمان ملل در سال 2010 میلادی ، اول فروردین را به عنوان روز جهانی نوروز به ثبت رساند.
کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا برای گفتگو با اعضای اتحادیه عرب درباره لیبی روز یکشنبه به قاهره می رود. او با عمرو موسی، دبیرکل اتحادیه عرب، همچنین عِصام شرف، نخست وزیر مصر و نبیل العَربی ، سرپرست وزارت خارجه مصر دیدارمی کند. خانم اشتون روز شنبه گفت که لازم است « رویه ای مشترک» در ارتباط با لیبی اتخاذ شود و همه گزینه ها بررسی خواهد شد.
گزارش ها حاکی است که نیروهای دولتی ِ لیبی، حملات هوایی و زمینی به مواضع شورشیان را تشدید کرده اند و جنگ در اطراف بندر رأس لانوف ادامه دارد. این شهر اکنون در دست نیروهای دولتی است. شهر مصراته، تنها شهری که در غرب لیبی همچنان در دست شورشیان است، نیز زیر حملات شدید نیروهای قذافی است.
خبرگزاری ها بنقل از دیپلمات ها می گویند اتحادیه عرب در نشستی فوق العاده در قاهره از شورای امنیت سازمان ملل خواست در لیبی منطقه پرواز ممنوع اعلام کند. خبرگزاری رویترز بنقل از تلویزیون مصر می گوید که اتحادیه عرب، شورای ملی تشکیل شده از سوی مخالفان ِ معمر قذافی در بنغازی را بعنوان نماینده مردم لیبی برسمیت می شناسد و با آن ارتباط برقرار کرده است. آمریکا و پیمان ناتو گفته اند که برای اعلام منطقه پرواز ممنوع، حمایت اتحادیه عرب ضروری است.
در پی انفجاری در مجتمع نیروگاه اتمی فوکوشیما در ژاپن، دولت ژاپن می گوید که ساختمان این تاسیسات تخریب شده، اما اتاق فلزی که راکتور در آن قرار دارد همچنان پابرجاست. سخنگوی دولت ژاپن همچنین گفت که میزان رادیوآکتیو در اطراف این نیروگاه پس از انفجار افزایش نیافته ، بلکه فشار آن در حال کاهش است. او افزود با این حال، دولت برای اطمینان، از ساکنان این منطقه خواسته است تا مسافت ِ ده کیلومتری اطراف نیروگاه را خالی کنند. در پی وقوع سونامی در روز جمعه در شمال شرق ژاپن، سیستم خنک کننده نیروگاه فوکوشیما از کار افتاد و مقداری رادیواکتیو به بیرون نشت کرد. شمار کشته شدگان در جریان سونامی، تاکنون به حدود 1000 تن رسیده و چند هزار نفر هم ناپدید شده اند.
سازمان گزارشگران بدون مرز، روز ۱۲ مارس به مناسبت روز جهانی مبارزه با سانسور اینترنتی، ارزیابی تازهای را درباره آزادی اینترنت در کشورهای مختلف منتشر کرد.سازمان گزارشگران بدون مرز، روز ۱۲ مارس به مناسبت روز جهانی مبارزه با سانسور اینترنتی، ارزیابی تازهای را درباره آزادی اینترنت در کشورهای مختلف منتشر کرد. ژان فرانسوا ژولیار، دبیرکل سازمان گزارشگران بدون مرز در این زمینه میگوید که «از هر سه کاربر اینترنتی یک تن از دسترسی بدون محدودیت به اینترنت محروماند. نزدیک به ۶۰ کشور در جهان اینترنت را سانسور میکنند و به درجات گوناگون کاربران را زیر فشار قرار میدهند.» بر اساس گفتههای آقای ژولیار «هم اکنون [در کشورهای مختلف] دست کم ۱۱۹ تن در زندان به سر میبرند که جرم آنها استفاده از اینترنت برای بیان آزادانه اندیشههایشان اعلام شده است.» رقمی که به گفته آقای ژولیار «هشدار دهنده» است. دبیرکل سازمان گزارشگران بدون مرز همچنین میگوید که «در جریان انقلابهای تونس و مصر اینترنت نقش مهمی را بازی کرد اما دولتهای بسیاری به این فکر افتادهاند که اطلاعات موجود در شبکه اینترنت را دستکاری کنند و مطالب مهم را از آن حذف کنند.» وی ادامه میدهد: «امروز نیاز به دفاع از آزادی بیان در فضای مجازی و حمایت از ناراضیان سایبری بیش از پیش اهمیت دارد و از این رو روز ۱۲ مارس روزی است برای ارجگذاری اتحاد کاربران اینترنتی.» دشمنان اینترنت چه کسانی هستند؟ گزارش تازه سازمان گزارشگران بدون مرز که در ۱۰۰ صفحه منتشر شده، با بررسی وضعیت آزادی بیان در فضای مجازی، از ۱۰ کشور را به عنوان دشمنان اینترنت نام برده و ۱۶ کشور دیگر را به دلیل سیاستهای مشکوک اینترنتی، در زمره کشورهایی که باید مورد نظارت باشند، قرار داده است. نام ایران در میان ۱۰ کشوری است که از آنها به عنوان دشمنان اینترنت یاد شده است. فهرستی که در آن علاوه بر ایران به نام کشورهایی چون میانمار، چین، کوبا، کره شمالی، عربستان سعودی، سوریه، ترکمنستان، ازبکستان و ویتنام اشاره شده است. این گزارش خاطر نشان میکند که رژیمهای سرکوبگر به هر شیوهای متوسل میشوند تا محتوای اینترنت را کنترل و سانسور کنند، ناراضیان اینترنتی را بازداشت کنند و به تبلیغات گسترده حکومتی دست بزنند. به گفته دبیرکل سازمان گزارشگران بدون مرز، «در پی سقوط حکومتهای تونس و مصر، این دو کشور از فهرست کشورهای دشمن اینترنت خارج شدهاند. با اینهمه این کشورها به علاوه لیبی در فهرست کشورهای زیر نظارت قرار دارند.» آقای ژولیار افزوده است که «ما باید دستاوردهای انقلابهای این کشورها را بررسی کنیم و اطمینان پیدا کنیم که آزادیهای تازه در نظام نوین این کشورها تضمین شده است.» در گزارش جدید سازمان گزارشگران بدون مرز همچنین «به دلایل گوناگون» برخی کشورهای دارای نظام دموکراتیک مانند استرالیا، کره جنوبی و فرانسه در زمره کشورهای زیر نظارت قرار گرفتهاند. چرا که به گفته آقای ژولیار «برخی از این کشورها کارهایی انجام دادهاند که میتواند نتایج منفی برای آزادی بیان اینترنتی و دسترسی به آن به همراه داشته باشد.» وب سایت برای حمایت از آزادی اینترنت سازمان گزارشگران بدون مرز به مناسبت روز جهانی مبارزه با سانسور سایبری، وبسایت ویژهای را فراهم آورده که کاربران میتوانند به گرافیکهایی دسترسی داشته باشند که نشانگر دفاع از آزادی بیان اینترنتی است، یا فیلمهایی را تماشا کنند که تصویرپرداز فرانسوی به نام ژوئل گوئهنون آنها را به همین مناسبت ساخته است و یا به نقشه حفرههای سیاه اینترنت مراجعه کنند. گزارشگران بدون مرز از کاربران خواسته است تا این آگاهی را از راه شبکههای اجتماعی، بلاگها و وبسایتها منتشر کنند و از شهروندان اینترنتی بازداشت شده حمایت کنند. به کاربران اینترنتی همچنین توصیه شده است از گرافیکهایی که به زبانهای گوناگون، از جمله چینی، عربی، برمه ای، ترکمن، فارسی و روسی تهیه شده، برای نمایه یا پروفایلهای خود در فیسبوک، تویتر و دیگر شبکههای اجتماعی استفاده کنند. سال ۲۰۱۰ سال اینترنت بود بر اساس ارزیابی سازمان گزارشگران بدون مرز، سال ۲۰۱۰ شاهد پیروزی قطعی ابزار شبکههای اجتماعی در مبارزههای مدنی و نشر آگاهیهای اجتماعی بود. این سال همچنین شاهد رشد گرایش استفاده ترکیبی از رسانههای سنتی و رسانههای نوین بود. گزارشگران بدون مرز یادآور شده است که موضوع ترکیب استفاده ترکیبی از رسانههای سنتی و نوین ما این را نه تنها در جریان تحولات جهان عرب بلکه در جریان ویکی لیکس و افشای سیاستهای ایالات متحده در همکاری با برخی رسانههای جهانی قابل مشاهده است. سازمان گزارشگران بدون مرز همچنین متذکر شده است که «اینترنت با اینهمه ابزاری است که هم میشود برای اهداف خوب و هم برای اهداف بد به کار گرفته شود. این ابزار فضایی آزاد در بیشتر کشورهای بسته ایجاد میکند. توان بالقوه آن برای آگاهسازی، خودکامگان را به خشم میآورد و روشهای سانسور سنتی را بیاثر میسازد.» این سازمان مدافع آزادی بیان میگوید که «در عین حال نه تنها ناراضیان بلکه حکومتها نیز این وسیله را به کار میگیرند تا تبلیغات حکومتی خود و نظارت و کنترل جمعیت را گسترش دهند و سیاستهای اینترنتی به کار گرفته شده توسط رژیمهای خودکامه نه تنها بستن راه دسترسی به فضای مجازی بلکه در اختیار گرفتن تبلیغات حکومتی را هدف قرار میدهد.» بر اساس این ارزیابی کشورهایی مانند چین، عربستان سعودی و ایران همچنان به فیلتر کردن درونمایه این رسانه و بستن راه اطلاعرسانی به ویژه در زمانهای مهم ادامه میدهند اما در برابر آن کاربران اینترنت در این کشورها راههای تازهای برای دور زدن سانسور کشف میکنند. بلاگ تونسی برنده جایزه شهروند سایبری ۲۰۱۱ همزمان با روز جهانی مبارزه با سانسور اینترنتی، گزارشگران بدون مرز جایزه ۲۰۱۱ «شهروند اینترنتی» خود را به وبلاگنویسان تونسی برای راهاندازی وبلاگ نوات اهدا کرد. این جایزه به شهروندان اینترنتی، مانند روزنامهنگاران فضای مجازی یا ناراضیان سایبری داده میشود که به آزادی بیان اینترنتی کمک کرده باشند. جایزه سالیانه شهروند سایبری دو هزار و ۵۰۰ یورو است که گوگل آن را میپردازد. رقیبان وبلاگ نوات در راه کسب این جایزه از کشورهای بحرین، بلاروس، تایلند، چین و ویتنام بودند و یک هیئت مستقل داوری شامل متخصصان رسانهای برنده را تعیین کرد. در مراسم اهدای جایزه در در سالن آینه در پاریس، دومینیک ژرباو، رئیس سازمان گزارشگران بدون مرز، ژان فرانسوا ژولیار، دبیرکل این سازمان، و کارلو داسارو بیوندو، رئیس بخش جنوب و شرق اروپا، خاورمیانه و آفریقا از گوگل، سخن گفتند. برنارد کوشنر، وزیر امور خارجه پیشین فرانسه و بنیانگذار سازمان پزشکان بدون مرز و جایزه را به ریاض جرفلی (استروبال) یکی از بنیانگذاران این بلاگ اهدا کرد. نوات یک وبلاگ مستقل گروهی است که توسط بلاگرهای تونسی در سال ۲۰۰۴ به عنوان رسانهای برای همه شهروندان متعهد راهاندازی شد. این وبلاگ گروهی نقش مهمی در پوشش رویدادهای اجتماعی تونس که از روز هفدهم دسامبر آغاز شد، ایفا کرد. استروبال و سامی بن غربیه، دو بلاگر معروفاند که در این سایت به صورت مرتب بهروز میکنند. این سایت به تازگی یک صفحه ویژه ویکی لیکس در پیوند با تونس و نیز صفحه دیگری درباره سیدی بوزید ایجاد کرد که در رسانههای جریان اصلی به آن پرداخته نشده است. این سایت همچنین به کاربران هشدارهایی درباره خطر برملا شدن هویت واقعی آنها و و نیز مشورتهایی درباره مقابله با سانسور میدهد.
اتحاديه عرب در نشستی فوق العاده در قاهره بحران ليبی را در دست بررسی دارد. اعلام منطقه پرواز ممنوع و برسميت شناختن شورای ملی که مخالفان در بنغازی تشکيل داده اند، از مسائل اصلی مورد بحث است. عمرو موسی، دبير کل اين اتحاديه، خواستار اعلام منطقه پرواز ممنوع شده است اما ميان اعضاء اختلاف نظر وجود دارد. در همين حال گزارش ها حاکی است که نيروهای دولتی ليبی پس از حملات هوايی مداوم، بندر رأس لانوف را از شوشيان پس گرفته اند و شهر مصراته نيز زير حملات نيروهای قذافی است.
تهران روز جمعه شاهد خاکسپاری يک ايرانشناس نامدار در ميان جمعی وسيعی از دوستاران و شاگردانش بود. ايرج افشار، نسخه شناس، تاريخ پژوه، ايران نورد جهانگرد و در يک کلام ايرانشناس متولد ۱۳۰۴ در تهران روز چهارشنبه ۱۸ اسفند در همين شهر درگذشت و مرگش بسياری از فرهنگ دوستان و ايران دوستان را در ايران و جهان ماتم زده کرد. پدرش محمود افشار يزدی، همان شاعر و نويسنده ای بود که موقوفه ای به نام خود به يادگار گذاشت و بخشی از دارايی اش را هم وقف لغتنامه دهخدا کرد. تاليف، تصحيح و ترجمه نزديک به ۳۰۰ کتاب و صدها مقاله حاصل عمر ايرج افشار است.تهران روز جمعه شاهد خاکسپاری يک ايرانشناس نامدار در ميان جمعی وسيعی از دوستاران و شاگردانش بود. ايرج افشار، نسخهشناس، تاريخپژوه، ايراننورد، جهانگرد و در يک کلام ايرانشناس متولد ۱۳۰۴ در تهران روز چهارشنبه ۱۸ اسفند در همين شهر درگذشت و مرگش بسياری از فرهنگدوستان و ايراندوستان را در ايران و جهان ماتمزده کرد. پدرش محمود افشار يزدی، همان شاعر و نويسندهای بود که موقوفهای به نام خود به يادگار گذاشت و بخشی از دارايیاش را هم وقف لغتنامه دهخدا کرد. تاليف، تصحيح و ترجمه نزديک به ۳۰۰ کتاب و صدها مقاله حاصل عمر ايرج افشار است. از جمله تاليفات او، پژوهشهای ايرانشناسی، دفتر تاريخ، پرونده صالح، گلگشت در وطن و اسکندرنامه، نامههای تهران، نامههای پاريس، گاهشماری در ايران قديم، زندگی طوفانی: خاطرات سيد حسن تقیزاده و روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، از جمله نتيجههای گردآوری و تصحيح و ويراستاری اوست. بر اينها بايد کارنامه مطبوعاتی ايرج افشار را افزود. از جمله سردبيری مجله سخن به صاحبامتيازی پرويز ناتل خانلری، سردبيری مجله راهنمای کتاب، به صاحبامتيازی احسان يارشاطر، تاسيس مجله فرهنگ ايران زمين، تاسيس نشريات نسخ خطی کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، رياست کتابخانه ملی ايران، تدريس در دانشگاههای ايران و برن سويس، عضويت در انجمن ايرانشناسی به دبيری محمد معين، انجمن ايرانی فلسفه و علوم انسانی و هيات ويراستاران دانشنامه ايرانيکا به سرويراستاری احسان يارشاطر از جمله ديگر فعاليتهای او بود. اول به سراغ همين يار ديرين او میرويم تا کارنامه او را در اين زمينه مرور کنيم. آقای احسان يارشاطر، سابقه همکاری ايرج افشار با ايرانيکا به چه زمانی بر میگردد؟ احسان يارشاطر: از همان آغاز سال ۱۹۷۴ که کار انسايکلوپيديا کمکم شروع کرد به شکل گرفتن و برای کتابشناسی من از افشار خواهش کردم که مشاور ما باشد، ويراستار مشاور و هميشه تحت همين عنوان ذکر میشد... فوقالعاده به ما کمک میکرد. چون آشنايی کاملی داشت از آنچه که دانشمندان ايرانی از ايران مینويسند که اگر ما احتياج داشته باشيم از آنها دعوت کنيم. در جايگاه ويراستار دانشنامه ايرانيکا، چه عنوانهايی را به آقای افشار واگذار کرده بوديد، تحقيق پيرامونش را و درج مقالهها در آن باره را؟ البته همه مقالاتی که آقای افشار برای ما نوشته الان در خاطرم نيست ولی من مثلاً مجله کاوه و زندگی يا سرگذشت تقی زاده... اينها مسائلی بود که محتاج به يک دانشمند واقعاً خبره و آگاهی بود که اينها را بنويسد چون در زندگی تقیزاده خيلی مسائل مربوط به سياست و اجتماع و مجلس شورای ملی و مجلس سنا پيش میآمد که محتاج دقت و بررسی کافی بود. گاهی هم راجع به شرح حال بعضی دانشمندان يا مورخان ايرانی با او مشورت میکرديم و يا خواهش میکرديم در حدی که فرصت دارد، بنويسد. و او مینوشت و ما به انگليسی ترجمه میکرديم و منتشر میکرديم. آخرين چيزی که من از او خواهش کردم و قبول کرد که بنويسد، که فکرش را خودش اول بار به من داد، اين بود که مقالهای درباره بياض و سفينه و جنگ و مجموعه و ساير عناوينی که به اين طور چيزها اطلاق میشود، بنويسد و اميدوارم که آنچه که نوشته در يادداشتهايش پيدا شود. چون چندين بار صحبتش با او پيش آمد و خودش هم علاقمند بود که اين را بنويسد. چه خاطره شخصی از ايرج افشار بيشتر در ذهنتان تلالو میکند؟ البته آن تصوری که من از افشار دارم و فوری متبادر به ذهن من میشود، يکی ايرانگردی اوست. گو اينکه من هيچوقت خودم همراه او نبودم. ولی میدانيد که او به خصوص به همراهی منوچهر ستوده غالب اطراف و اکناف ايران را زير پا گذاشته بود و اين اواخر هم ديدم در مجله بخارا عکسی ازش چاپ کردند با يک چوبدستی که روی شانهاش گرفته بود و پيدا بود که در موقع راه رفتن [عکس] ازش گرفتهاند. يکی اين است. يکی اين که افشار واقعاً پدر فهرستنويسی در ايران است. اولاً که فهرست مقالات فارسی را در چندين جلد منتشر کرد و اين کمک بزرگی به ايرانشناسی در ايران بود. دوم اين که در انجمن کتاب، او بود که اولين نمايشگاه کتاب را دائر کرد در دانشگاه و همينطور اولين کتابشناسی را مربوط به آنچه که در آن سال به خصوص چاپ شده بود، منظم کرد و منتشر کرد. واقعاً او پدر کتابشناسی در ايران محسوب میشود، گو اين که پيش از افشار هم افرادی مثل زنده ياد دکتر مهدی بيانی قدمهايی در اين راه برداشته بودند ولی کسی که اين علم را و اين رشته کار را به صورت علمی و جهانیپسند انجام داد، افشار بود و چقدر مشوق ديگران شد برای اين که به کار کتابشناسی بپردازند، نسخهشناسی را ياد بگيرند و غيره. بعد البته کارهايی که افشار کرده، اينقدر متنوع است و همه هم اينقدر سودمند بوده که آدم نمیداند از کجا شروع کند. ولی حقيقت اين است که من در طول عمر ۹۱ سالهام هيچکس را نديدم و نشناختم که به اندازه افشار به فرهنگ ايران و پيشبرد ايرانشناسی کمک کرده باشد. اين است که واقعاً درگذشت او يک ضايعه خيلی خيلی شديدی است برای ايرانشناسی و برای فرهنگ ايران. گذشته از اين که من به مناسبت دوستی چندين ساله و همکاری خيلی نزديک طبعاً عزادار رفتن او هستم و واقعاً نمیتوانم خودم را زياد تسليت بدهم. *** حورا ياوری، عضو هيات مشاوران دانشنامه ايرانيکا و ناقد ادبی در شرح ويژگی های کار ايرج افشار به گستره کوشش های او و دقت نظرش اشاره دارد. حورا ياوری: مثلاً فرض کنيد ايشان فهرست مقالاتی را که در ايران نوشته شده بود با تقسيمبندی موضوعی به تناسب اين که در مورد ادبيات بود يا تاريخ يا مسائل اجتماعی و يا متون قديمی... اين مقالهها را تقسيمبندی موضوعی کردند و در دفتر کار ما مورد مراجعه هر روزی و مکرر ما است. به اضافه مجموعههايی که از نامههای شخصيتهای موثر دوران معاصر در دست داشتند، اين مجموعهها همه برای اين که بخواهيم مستند کنيم مقالهای را که در دانشنامه درمیآيد يا نوشتهای را که در دست داريم هر روز و مکرر ما را نيازمند میکند که به آثار آقای افشار مراجعه کنيم. خود شما شناختتان از آقای افشار و سلوکشان چگونه بوده؟ آقای ايرج افشار يک مجموعهای دارد که عنوان آنها را گذاشته «نادرهکاران». اين عنوان کتابش است. من خيال میکنم که او خودش يکی از نادرههای روزگار ما و شايد از قرن بيستم ايران بود. اين بيشتر از تمام دستاوردهای علمی و تحقيقی و نقشی که در جمعآوری متون و به ثبت رساندن آثار تمدن ايران در گوشههای مختلف مملکت داشته، اين در سلوک و رفتارش هويدا بود. آقای افشار... ما اگر برای ايرانی خالص اصيل وابسته به همه سنتهای خوب ايران تعريفی قائل باشيم، آقای افشار تجسم اين تعريف است. هيچکدام از معيارهای ذهنیاش را از پديدههايی که در خارج از مرزهای ايران شکل گرفته بود، نمیگرفت. عميقاً و خالصاً ايرانی بود و اين ايرانی بودن به معنای خوب کلمه، به معنای پردرخشش کلمه از نوری که از چشمهايش میدرخشيد، کاملاً آشکار بود و هر آدمی را که توفيق ديدار و بهرهگيری از محضر آقای افشار را داشت، مسحور همه خصوصيات اخلاقی و انسانیاش میکرد. *** ابعاد تلاش ايرج افشار موجب شده بسياری از ايران شناسان بر حاصل تلاش های چندين ساله او تکيه کنند. از اين جمله اند مورخان. و يکی از اين مورخان همايون کاتوزيان است، استاد تاريخ ايران و ادبيات فارسی در دانشگاه آکسفورد و سردبير Iranian Studies Journal فصلنامه مطالعات ايران به زبان انگليسی. همايون کاتوزيان: آقای ايرج افشار کارش دقيق بود و در ويرايش های تحقيقی که می کرد، بسيار وسواس به خرج می داد که کار درست از آب دربيايد و تمام جزييات رعايت شود، آنچه لازم است در حواشی نوشته شود بيايد، فهرست های خيلی دقيق و جزء جزء مسائلی که بايد برايشان فهرست می بود، تنظيم می کرد و خلاصه کارش از هر نظر در حوزه خودش نزديک به کمال بود. يعنی بهتر از آن نمی شد آن کار را انجام داد. خيلی زحمت می کشيد. برای اين که اينها که دم دست نبود. اينها را يک جا نچيده بودند. تمام کتابخانه های دنيا را می ديد. هر خانواده قديم ايرانی که اغلب به او اعتماد می کردند، بيايند دستنويسها و خطهای بزرگان خانواده را که از دست رفته بودند در اختيارش بگذارند و... بنابراين خود اين ايشان را تبديل کرده بود به يک نهاد. به قول فرانسوی ها انستيتو. شما خودتان هم در کارهايتان از نتايج زحمات ايرج افشار استفاده کرديد؟ من خودم مديون هستم به خيلی از کارهايش و به خصوص به دو کتابش. يکی روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه که ۴۵ سال پيش درآورده بود که يک نسخه خطی ازش وجود داشت در کتابخانه آستان قدس که کتاب مفصلی هم هست. يادداشتهای روزانه اعتمادالسلطنه است که به اصطلاح امروز نوعی رئيس دفتر ناصرالدين شاه بود. اين اعتمادالسلطنه اهميت کارش اين است که هر روز شاه را میديد و برای مدتی و اخبار گوناگون را به او میداد و مقالات جالبی که برايش میخواند و غيره. و در نتيجه شاهد خيلی چيزها بود. هم از آنچه شاه به او میگفت و هم از آنچه در دربار میگذشت و ديگران میگفتند و اتفاقاتی که میافتاد. اين را هر روز ايشان خلاصهاش را بعد که از دربار میآمد مینوشت. به قول خودش از درب خانه که میآمد، میرفت و اينها را می نوشت و اين يادداشتهای روزانهاش بود. تنها چيزی که با اين قابل قياس است تقريباً از هر نظر يادداشتهای روزانه اسدالله علم است. که آن هم يک نسبتی شبيه اعتمادالسلطنه با محمدرضا شاه داشت. البته او از نظر شخصی نزديکتر بود. ولی نوع رابطه مشابه بود از نظر مقامش در دربار. منبع اطلاعات اوليهاش درباره چندين سال از دوره ناصرالدين شاه از نظر تاريخی و من به خصوص خودم از اين اثر خيلی بهره بردم در کارهای تحقيقیام؛ حتی تحليلیام. به اين معنی که اعتمادالسلطنه شرحی میدهد که چگونه رکنالدوله والی فارس به شاه و امينالسلطان که صدراعظم بود رجوع کرده بود و گفته بود قوامالملک شيرازی را که بزرگترين مالک ولايت فارس به اصطلاح امروز استاندار فارس بود و رهبر افتخاری ايلات خمسه هم بود، رکنالدوله به ناصرالدين شاه و امين السلطان پيشنهاد کرده بود که اين قوامالملک را به او بفروشند. ۱۰۰ هزار تومان به شاه بدهد، ۳۰ هزار تومان به امينالسلطان و داريم صحبت ۱۲۰ سال پيش را می کنيم. اين برای من خيلی قابل استفاده بود به عنوان شاهد و گواه ماهيت حکومت استبدادی در جامعه ايران که ربطی به اين حکومت مطلقه غربی يا ديکتاتوری و اينها ندارد. همينطور نوشتههايتان در مورد سيد حسن تقیزاده، از چهرههای شاخص دوران مشروطيت و نماينده دوره اول مجلس شورای ملی متکی به پژوه های ايرج افشار است. عنوان کتاب را خود آقای افشار گذاشته «زندگی طوفانی: خاطرات سيد حسن تقیزاده». پيش از انقلاب امکان نداشت از نظر امنيتی منتشر شود . سازمان امنيت و دولت نمیگذاشتند. چون تقیزاده حرفهايش را صريح زده. چند سال بعد از انقلاب آقای افشار اين را منتشر کرد. بسيار مفيد و کوتاه و بعد ايشان ويراست دوم را که در آورد در حدود ۴۰۰ صفحه سند و مدرک و نامههای خطی و غيره که به کار و زندگی و دوران مربوط به تقیزاده بود در آنجا آورده بود و آورده. بنده هم از آن خاطرات نسبتاً مختصر خيلی بهره بردم. نه فقط در تحقيق در زندگی تقیزاده بلکه در حوزههای وسيعتری حتی علاوه بر آن. و همچنين از آن پيوستها. آن پيوستها، آن مسائل و مدارکی که در حدود ۴۰۰ صفحه يعنی دو برابر اصل خاطرات است. اين دو تا کار ايشان. در حدود ۳۰۰ کار نوشته که اولاً من همهاش را نمیشناسم و بعد هم همهاش را بشناسد بايد چند روز صحبت کند و اسمشان را بياورد تا بتواند ارزششان را بشناسد. اين است که او واقعاً آدمی بود که ... من اشاره ای که کردم بیربط نبود... تبديل به يک نهادی شده بود. اولاً به خاطر وسعت خيلی زياد حوزه کارش و احاطهاش به خيلی از وجود تاريخ و فرهنگ خاصه در دو قرن اخير. و بعد هم به خاطر اين که در ارتباط با همين کار مثلاً سفرهای بسيار زياد و متعدد و طولانی میکرد به سراسر جهان. برای کنفرانسها، سمينارها، ارائه گفتارها، ديدن هر کتابخانه که فکر میکرد يک کتاب خطی با ارزش و پنج کتاب خطی باارزش درباره تاريخ ايران ممکن است تويش باشد، کاتالوگ کردن بعضی از مثلاً کتابهای فارسی آکادمی اتريش چند سال هر سال يکی دو ماه در وين مهمان بود و آثار خطی آنجا راکاتالوگ میکرد. خطی فارسی در آنجا. از اين قبيل. منظورم از نهاد اين است. سراسر جهان را در نورديده بود. درباره ايرج افشار در جايگاه کسی که انجمن مطالعات ايران Society For Iranian Studies ازش تقدير کرد هم يک شرحی میدهيد؟ ما، منظورم انجمن بينالمللی ايرانشناسی که بنده عضو شورا و هيات اجرايیاش هستم و مجلهاش را در میآورم، پنج سال پيش تصميم گرفتيم که هر سال يک نفر از اساتيد بزرگ ايرانشناسی را دعوت کنيم و تشريفاتی در کنفرانس دو سال يک بار انجمن و ازشان رسماً قدردانی کنيم. اولين کسی که به اتفاق آرا تصويب کرديم آقای افشار بود که بنده با ايشان تماس گرفتم، تلفن زدم و گفتم اين طور و خيلی خوشحال شد و گفت من متاسفانه خودم نمیتوانم بيايم وليکن پيامی میفرستم که لطفاً شما ترجمه کنيد و بدهيد آنجا بخوانند. بنده هم گفتم بسيار خوب. ايشان هم با آن خط بسيار زيبا و پخته خودش که کمتر کسی میتواند آن طور با چنان خطی چيز بنويسد، غير از خطاطان البته... شرح زيبايی نوشت در سپاسگزاری از اين قدردانی که ازشان میشد که بعد آن را من ترجمه کردم به انگليسی و انگليسیاش در جلسه عمومی انجمن خوانده شد. علاوه بر آن شرح خودش هم که به زبان فارسی بود، با قلم خودش تصوير شد که به اعضای کنفرانس هر که میخواست يک نسخه در اختيار داشته باشد. ما وقتی خواستيم از اين نوع آدمها قدردانی کنيم اولين کسی که انتخاب کرديم او بود. ولی بعد از سالهای بعد تصميم جديدی گرفتيم که هر بار يک نفر از داخل ايران و يک نفر از خارج ايران به اين ترتيب از او قدردانی شود از اين علما و اساتيد ارشد.به اين ترتيب بود که در چند سال گذشته از کسانی مثل احسان يارشاطر، شفيعی کدکنی، ژاله آموزگار، ريچارد فرای هم قدردانی شده. *** آشنايان با ايرج افشار همچنين ياری دادن به ديگر ايراندوستان و ايرانپژوهان را در کنار سفرهای دور و دراز در جادههای ناهموار ايران از صفات برجسته او میدانند. تورج دريايی، ايرانشناس جوان، استاد تاریخ ایران باستان و صاحب کرسی هاوارد باسکرويل در دانشگاه کاليفرنيا در ايرواين از اين وجه شخصيت ايرج افشار میگويد: تورج دريايی: «فکر میکنم برای همه ايرانشناسان درگذشت آقای افشار تکاندهنده است. من که میشود گفت نسبتاً جوانتر هستم از دوستان و همکاران قديمیشان. ايشان به من هم لطف داشتند. من از زمان دانشجويیام که داشتم دکترايم را مینوشتم، آقای افشار را ملاقات کردم و به من نوعی لطف کردند و با من همکاری کردند و مرا به سفر میبردند. يک خصلت بسيار جالب ايشان اين بود که جوان و يا مسن هر که به ايران عشق میورزيد و دوست داشت روی ايران کار کند، دوست داشتند دربارهشان بدانند، با آنها همکاری کنند و حتماً هميشه به همه کمک میکردند. اين خصلتی است که ما شايد کمتر بتوانم به جرات بگويم در ميان بسياری از محققانمان میبينيم. گفتيد شما با آقای افشار همسفر بوديد. نوع کاری که مشترکاً انجام میداديد چه بود؟ در حدود شايد بگويم ۹ يا ۱۰ سال است با آقای افشار همسفر بودم. من هر وقت ايران بودم آقای افشار لطف میکرد و میگفت کجا دوست داری برويم يا کدام خطه ايران. چون میدانست که من راجع به ايران باستان کار میکنم، اصولاً اوايل میرفتيم سايتهای باستانی را ببينيم. ولی خوب به تدريج شروع کرديم به جاهای ديگر رفتن. آقای افشار دوست نداشت از جاده آسفالتی جايی برود. دوست داشت هميشه از خاک و بيابان سفر کند برای اين که میگفت چيزهای ديدنی ايران را آنجا آدم میبيند نه توی جاده اصلی. در اين ۱۰ سال نمیتوانم بگويم بيشتر ايران را رفتم. مقدور نيست. ولی میتوانم بگويم به چهار گوشه ايران سفر کرديم. ما دو بار سمت کردستان رفتيم. يک بار به سمت خراسان. يک بار به سمت شمال در کنار دريای مازندران. به استان مرکزی دو سه بار سفر کرديم. يک بار به سمت سيستان و کرمان رفتيم پهلوی مرحوم همايون صنعتیزاده که خيلی ياد خوبی دارم از آن دوره. به يزد رفتيم و خود ايشان هم به يزد خيلی علاقه داشتند. حتماً میخواستند من نه يک بار، بيشتر يزد را ببينم. البته فکر میکنم آنچه که جالب بود، اين شهرهای اصلی نبود. مردمی بودند که در شهرهای کوچک بودند ما شبها توی خانهشان میمانديم. يک دفترچه داشتند که نام تمام مشاهير، اساتيد، نويسندگان ايرانی که در هر شهر و شهرستان و حتی ده کوچکی که باشند داشت و موقعی که میرفتيم به يک شهری مثلاً میگفت بازکن دفترچه را، آن اسم را ببين شماره را زنگ بزن بگو ما داريم میآييم. میدانيد سبب میشد که ما با متفکران، نويسندگان و محققان محلی ايرانی هم آشنا شويم. اقلاً برای من... ايشان که میشناختند. اين برای من بسيار جالب و آموزنده بود. میگوييد بيراهه میرفتيد و اينها... معمولاً سفرهای طول و دراز در شرايطی است که وسط راه میايستند. تسهيلات چگونه بود؟ آقای افشار يک جيپ داشتند که در پشتش تمام مايحتاج لازم را داشتيم. غذا در رستوران و اينها موقوف بود. ايشان به من میگفتند امنترين چيز نان و پنير و ماست است. هر جا که در محلها می رفتيم يا دهی يا شهرستانی، ماست محلی، نان محلی و پنير. بهترين غذای ما بود. اينطوری ما سفر میکرديم و ايشان اصلاً چنان حافظهای داشتند که... مثلاً ما در استان مرکزی بوديم. میگفتند بعد از اين تپه دوم دست چپ اگر اين بيراهه را بروی میرسی به مثلاً يک دهی که يک منار بسيار زيبا دارد از دوره مثلاً صفوی. ناگهان بدون اين که نشانهای باشد میپيچيدند و میرفتيم آنجا می رسيديم. واقعاً عجيب بود و بسيار جالب. همسفرانتان چه کسانی بودند؟ آقای افشار دو سه بار لطف کردند و مرا تنهايی بردند. يک سری سفرها بود که خيلی عالی بود و من آن سفرها را هرگز فراموش نمیکنم. ولی اولين بار و هر يک سال در ميان اساتيد بزرگی بودند و من برايم ارزنده بود که ب اآنها در ماشين باشم. يک بار يادم است با آقای ريچارد فرای و دکتر شفيعی کدکنی و پسر آقای افشار بهرام افشار يک سفر کرديم به کردستان که بسيار عالی بود. با دکتر منوچهر ستوده يک سفر کرديم. يک سفر سنگين و طولانی. ماشاءالله آقای ستوده فکر میکنم ۹۶ سالشان باشد. آقای افشار هم ۸۵ سالشان بود. روزی ۱۲ ساعت آقای افشار پشت فرمان مینشست و اين دو نفر صحبت میکردند و میرفتند. يادتان باشد آقای افشار اجازه نمیدادند کسی ماشينشان را براند. خودشان روزی ۱۲ تا ۱۴ ساعت رانندگی میکردند. اجازه نمیدادند کسی بار را از پشت بردارد. خودشان بايد میآمدند بر میداشتند. واقعاً يک مسائل آموزندهای بود از بابت اين قديمیهای ما که محققاند و در ايران بودند. اين برای من بسيار جالب بود. چه اثری آقای افشار روی کارها و تحقيقات خود شما داشتند؟ در وهله اول ما يک کتابی سال پيش به چاپ رسانديم که البته شش سالی طول کشيد. اين نامههايی بود مابين آقای سيد حسن تقیزاده و والتر برونو هنينگ. ايشان به تقیزاده خيلی ارادت داشتند. تصميم گرفتند اين نامهها را که پهلويشان بود از سالها پيش که درباره مسائل ايرانشناسی وحوزههای ايرانشناسی از ۱۹۳۳ تا ۱۹۶۶ميلادی بود با همديگر چاپ کنيم و رويش کار کنيم. اين باعث شد که ما بيشتر با هم در تماس باشيم. من البته هر وقت ايران بودم يا تهران سعی میکردم هفتهای دو سه بار منزلشان بروم. در منزلشان به روی همه باز بود. عصر که میرفتيم هر کس که از خارج میآمد، کسی میخواست تحقيقی بکند خود ايرانیها در ايران، میآمدند منزلشان و مینشستند در حياط و ايشان به آنها کمک میکرد. در آن واحد تلفن همينطور زنگ میزد و دانشجويان و اساتيد سئوال داشتند ايشان در حال کمک کردن به اينها بودند. چيزی که من از افشار میتوانم بگويم ياد گرفتم، چيزی که خيلی مهم بود اين بود که تو اگر میخواهی بگويی ايرانشناس هستی بايد خود ايران را بشناسی. نه اين که پشت ميز بنشينی آنجا و کتاب بخوانی. اين کار خيلی خوب است. بله. مدرک گرفتن مهم است. ولی بايد مردمت را بشناسی. بايد سفر کنی به آن نقطهای که دربارهاش مینويسی. بايد جغرافيای مملکت و مردم را بشناسی تا به خودت لقب ايرانشناس بدهی. البته من کوچکتر از آن چيزی هستم که حالا بخواهم بگويم ايرانشناس هستم. ولی آقای افشار اين تاثير را بر من گذاشت که مرا مطمئن کرد که واقعاً بايد اين کار را انجام داد. من به ياد ايشان هميشه به ايران خواهم رفت و همانطور که با ايشان برای يک هفته ۱۰ روزی هر دفعه به جايی میرفتيم اين کار را انجام خواهم داد. *** ايرج افشار را همچنين آشنايانش از نادر دانشگاهيانی می دانند که مثل پيشينيان معاصر، قاسم غنی و پرويز ناتل خانلری سنت ايجاد ارتباط ميان محققان و علاقمندان را از طريق مطبوعات فرهنگی ادامه داد. محمود عنايت، سردبير مجله نگين در لس آنجلس و فعاليت های مطبوعاتی ايرج افشار. محمود عنايت: میتوانم در يک عبارت خلاصه کنم که هم کارش و هم نشرياتی که اداره میکرد، يا منتشر میکرد در شمار مجلات و نشريات آکادميک محسوب میشد که اهل تحقيق اصولاً برای اين طور کارها ارزش خاصی قائل اند. ولی سوای تحقيق و تامل که لازمه کار تحقيقی است، در وجود افشار يک نوع شيدايی و شور و احساس هم وجود داشت و به نظر من آنچه که کارش را برجسته میکرد و برای افرادی مانند من جذابيت و زيبايی داشت همين بود که فقط آن کار تحقيقی و علمی منظور نظرش نبود. به دليل احساسی که داشت و علاقهای که به خصوص به زبان پارسی دری و ايران داشت، آثار و نوشتههايش به نظر من به مراتب ارزش بيشتری پيدا میکرد. ايرج افشار را به عنوان يک محقق، يک مطبوعاتی چطور به ياد میآوريد؟ برای من از اين جهت جالب است که اين آدم در عين اين که سالها با مرحوم تقیزاده همکاری داشته و خيلی هم مورد توجه تقیزاده بوده، در همان حال بعد از مدتها وقتی که با نوشتهها و نطقها و فعاليت سياسی دکتر مصدق هم آشنا میشود، به دليل گرايش وطنپرستانهای که مصدق داشته، بسيار تحت تاثير او هم قرار میگيرد. در ظاهر ممکن است اين يک تضادی باشد. گرچه هر دوی آنها به نظر من افراد وطنپرستی بودند. هم تقی زاده و هم دکتر مصدق. در يک مرحلهای مصدق با تقیزاده مخالفتهايی داشته که بعد اين مخالفتها در همان زمان حکومتش خيلی تعديل میشود . متوجه میشود که تقیزاده مرد وطنپرستی است و در يک موردی هم موقعی که سفير انگليس از او خواسته بوده که در مورد مصدق روش انتقادی داشته باشد و يا ايراداتی به او داشته باشد... نه اين که به او درس بدهد... يعنی حرفش يک چنين معنايی داشته... که تقیزاده با احترام به آن سفير میگويد من تصور نمیکنم در انگليس هيچ سفيری يعنی يک سفير ايران نمیرود در دربار انگليس و پادشاه انگليس يا افراد آنجا را بر ضد حکومت آنجا تحريک میکند . يعنی کاری که سفير انگليس در ايران میخواسته بکند، میخواسته بگويد سفير ايرانی در آنجا همچين کاری را مرتکب نمیشود چون اين کار، کار خطايی بوده. اين به اين دليل بود که به اصول احترام میگذاشته. هر دو اينها به اصول احترام میگذاشتند. خود مصدق در عين اين که با انگليس مخالف بود و آن طور با انگليس مبارزه کرد، ولی هر وقت فرصتی به دستش میآمد، به خصوص در يک مورد جلوی مجلس برای مردم سخن گفت وقتی مردم شعار مرده باد انگليس گفتند، مصدق خطاب به آنها گفت من راضی نيستم بگوييد مرده باد انگليس. بگوييد خداوند انگليس را به راه راست هدايت کند در مورد اختلافی که به ما داده. خوب اين نشان میدهد که به اصول احترام میگذارد و در مجلس هم چندين بار گفته بود که اگر بخواهيم از دموکراسی يک الگوی درستی داشته باشيم و بتوانيم از روی آن تقليد کنيم، حکومت مشروطه انگليس است که در آنجا پادشاه در عين اين که مورد احترام همه است، حرمتش به دليل عدم آلودگی يا عدم آميزش و اختلاطش با کار سياست روزمره است. اين حالت را مردان وطنپرستی مثل مصدق و تقیزاده داشتند. همين روش را و اين شيوه فکری در ايرج افشار هم وجود داشت و از همين جهت افرادی مثل من به او علاقمند بودند و به او احترام میگذاشتند. *** نوشتههای ايرج افشار در دو دهه پايان عمرش عمدتاً در فصلنامه های کلک و بخارا به سردبيری علی دهباشی چاپ می شد. بخشی از هر شماره فصلنامه بخارا ويژه مرور ايرج افشار بر تلاش های ايرانشناسان در سراسر جهان بود. ايرج افشار هنگام مرگ ۸۵ ساله بود.
۱۲مارس برابر با ۲۰ اسفند روز جهانی مبارزه با سانسور بر روی اينترنت است؛ سازمان گزارشگران بدون مرز برای جايزه «نت شهروند» خود را به «سايت نوات NAWAAT » از تونس اهدا کرد.۱۲مارس برابر با ۲۰ اسفند روز جهانی مبارزه با سانسور بر روی اينترنت است سازمان گزارشگران بدون مرز جايزه «نت شهروند» خود را به «سايت نوات NAWAAT » از تونس اهدا کرد. دومینک ژربو رئیس انجمن گزارشگران بدون مرز با اشاره به سقوط دولت بن علی، در این باره گفت: «رویدادهایی که در خاورمیانه و از سوی شهروند وبنگاران تونسی برنده جایزه نت شهروند پوشش داده شدند، از اهمیت و معنای خاصی برخوردارند. امروز بیش از یک میلیارد نفر در جهان از اینترنت استفاده میکنند و میتوانند نظرات خود را منتشر کنند. این نظرات در همه جا مورد استفاده همگان است. آزادی دسترسی به اینترنت به شکل عمومی به معنای انتخاب، آزادی و به ویژه قدرت بیشتر برای افراد است.» ژان فرانسوا ژولیارد یادآور شد که این آزادی شکننده و مورد تهدید است. به گفته وی امروز ١١٩ شهروندوبنگار در جهان زندانی هستند، بزرگترین زندانهای جهان برای شهروند-وبنگاران چین با ٧٧ زندانی، ویتنام با ١٨ و ایران با ١١ وبنگار زندانی است. رضا معینی در گفتوگو با رضا معينی از سازمان گزارشگران بدون مرز درباره این جایزه میگوید: رضا معينی: اين جايزه از سال ۲۰۰۳ از سوی گزارشگران بدون مرز در دفاع از آزادی بيان تعيين شده بود، ولی به شکل جداگانه برای نشريات اينترنتی وجود نداشت. از سال گذشته برای نخستين بار جايزه «نت شهروند» به سايت «تغيير برای برابری در ايران» تعلق گرفت که خانم پروين اردلان آمدند و اين جايزه را دريافت کردند. امسال بنا بر وضعيتی که در خاورميانه وجود داشت و به ويژه کار مستمر و دفاع از آزادی بيان توسط سايت تونسی «نوات» ، اين جايزه به وبلاگنويسان و روزنامهنگارانی که در اين سايت کار می کردند، اهدا شد. - در اين مراسم چه افرادی حضور داشتند و مراسم به چه صورت برگزار شد؟ در اين مراسم ، ما از وزير سابق امور خارجه فرانسه آقای برنارد کوشنر، که از بنيانگذاران سازمان پزشکان بدون مرز و يکی از مدافعان آزادی بيان در اينترنت هستند، دعوت کرده بوديم که جايزه را به برگزيدگان اهدا کنند. آقايان ژان فرانسوا ژوليا، دبيراول و دومينيک ژربو، رئيس سازمان گزارشگران بدون مرز، در رابطه با وضعيت آزادی مطبوعات و به ويژه مطبوعات آنلاين و اينترنتی و فلسفه اهدا اين جايزه صحبت کردند. ـ حتما امسال نيز گزارشی در رابطه با مبارزه با سانسور ارائه دادهايد. ممکن است بفرماييد جمهوری اسلامی در زمينه مبارزه با سانسور درچه مقامی قرار دارد ؟ جمهوری اسلامی، امسال نيز همچنان در فهرست کشورهای دشمن اينترنت قرار دارد و در اين ليست کشورهای ديگری مانند چين، عربستان سعودی، ويتنام و برمه قرار دارند که هر سال گزارشگران بدون مرز اين ليست را به روز کرده و منتشر میکند. آنچه که در مراسم امشب درباره آن صحبت شد و به ويژه در رابطه با ايران بر آن تاکيد کردند، اين است که پس از چين و ويتنام ، ايران سومين کشوری است که بيشترين تعداد وبنگاران زندانی را از آن خود کرده است. در ايران هم اکنون يازده وبنگار در زندان هستند که متاسفانه همان طور که آقای ژان فرانسوا ژوليا امشب اعلام کردند، ما نگران وضعيت ايرانيم، چرا که بخشی از وبنگاران ايرانی به حبس های سنگين و به ويژه به مجازات اعدام محکوم شدهاند.
مخالفان الهام علی اف، رییس جمهور آذربایجان، روز شنبه با الهام از قیام مردم تونس و مصر در باکو دست به اعتراض زدند که در جریان آن، پلیس بیش از ۳۰ فعال وابسته به حزب مخالف «مساوات» را دستگیر کرد.گزارش های رسیده از جمهوری آذربایجان حاکی است که مخالفان الهام علی اف، رییس جمهور، با الهام از قیام مردم تونس و مصر در باکو دست به اعتراض زده اند که در جریان آن، پلیس بیش از ۳۰ فعال وابسته به حزب مخالف «مساوات» را دستگیر کرد. به گزارش خبرگزاریها، روز شنبه، ۲۱ اسفند، حدود ۲۰۰ نفر از حامیان حزب «مساوات» در میدان «فوارهها» در باکو، پایتخت این کشور گرد هم آمدند و بر ضد حکومت الهام علیاف شعار سردادند که این تظاهرات با حمله نیروهای امنیتی به تظاهرات کنندگان و دستگیری بیش از ۳۰ نفر سرکوب شد. این تظاهرات در حالی صورت گرفته است که روز گذشته نیز نیروهای پلیس با حمله به گروه کوچکی از جوانان باکو که دست به تظاهرات زده بودند بیش از ۴۰ نفر را دستگیر کردند. به گفته پلیس ۲۳ نفر از دستگیر شدگان روز جمعه آزاد شدهاند، اما مابقی آنها در آینده در دادگاه حاضر خواهند شد. در تظاهرات روز شنبه که از سوی حزب مساوات تدارک دیده شده بود، حاضران شعارهای ضد حکومتی نظیر «آزادی،استعفا» سر میدادند. عیسی قنبر، رهبر این حزب در گفتوگو با خبرگزاری فرانسه، تظاهرات روز شنبه را آغازگر یک جنبش دموکراتیک دانست. وی به مقامات هشدار داد: «پیام ما به مقامات این است: اگر انقلاب نمیخواهید اصلاحات بنیادین (در کشور) ایجاد کنید». حزب مساوات نخستین بار در ماه نوامبر گذشته، پس از آنکه به دنبال انتخابات پارلمانی هیچ کرسی مجلس به احزاب مخالف تعلق نگرفت، این انتخابات را «ناسالم» دانست و علیه آن دست به تظاهرات زد. این حزب همچنین به دنبال قیام مردم تونس و مصر دست به کارزار تبلیغاتی زده و از مخالفان حکومت جمهوری آذربایجان دعوت کرد تا روز ۲۱ اسفند در باکو دست به تظاهرات بزنند. حزب مساوات، دولت جمهوری آذربایجان را به تقلب در انتخابات، سرکوب مخالفان و زندانی کردن آنان و همچنین کنترل رسانههای این کشور متهم میکند. جمهوری آذربایجان از نزدیک به دو دهه پیش تحت رهبری خانواده علیاف است. حیدر علیاف، در سال ۱۹۹۳ رهبری جمهوری آذربایجان را در دست گرفت که به دنبال فوت وی در سال ۲۰۰۳ الهام علیاف، پسر وی عهدهدار مقام ریاست جمهوری این کشور نزدیک به ۹ میلیون نفری شد.
گزارش های منتشره حاکی است که وقوع انفجار در نيروگاه اتمی «فوکوشيما» ژاپن پس از زلزله مهيب روز جمعه باعث نشت مواد راديو اکتيو تا فاصله ده کيلومتری اين نيروگاه شده و نگرانی از ذوب شدن هسته اصلی آن را افزايش داده است. دولت ژاپن گفته که ميزان انتشار مواد راديواکتيو پايين بوده است.گزارش های منتشره حاکی است که وقوع انفجار در نيروگاه اتمی «فوکوشيما» ژاپن پس از زلزله مهيب روز جمعه باعث نشت مواد راديو اکتيو تا فاصله ده کيلومتری اين نيروگاه شده و نگرانی از ذوب شدن هسته اصلی آن را افزايش داده است. دولت ژاپن گفته که ميزان انتشار مواد راديواکتيو پايين بوده است. انفجار در اين نيروگاه موجب فروريزی سقف آن شده و مقام های ژاپن از مردم اين کشور خواسته اند تا از اطراف نيروگاه فوکوشيما دور شوند. دولت ژاپن تاکيد کرده که ميزان نشت مواد راديو اکتيو پايين بوده است چرا که به رغم وارد آمدن خسارت عمده به ساختمان نيروگاه، هسته ای اصلی نگهدارنده سوخت اتمی آن آسيب نديده است. رسانه های محلی گزارش کرده اند که سه نفر از کارکنان نيروگاه در معرض تشعشع راديو اکتيو قرار گرفته اند. انفجار در نيروگاه فوکوشيما پس از آن رخ داد که زلزله ای مهيب به قدرت ۸.۹ در مقياس ريشتر شمال ژاپن را لرزاند و موجب بروز سونامی به ارتفاع ده متر در سواحل شمالی و شرقی اين کشور شد. خبرگزاری رسمی ژاپن، کيودو، گزارش داده که بيش از يک هزار و ۷۰۰ نفر در جريان زلزله و سونامی ناشی از آن جان خود را از دست داده اند. اين زلزله بدترين نوع آن از زمان ثبت زمين لرزه در ژاپن از قرن نوزدهم به اين سو است. اين خبرگزاری افزوده است که حداقل ۹ هزار و ۵۰۰ نفر در يکی از شهرهای حادثه ديده غير قابل دسترس هستند ولی جزئياتی در اين زمينه ارائه نکرده است. افزايش نگرانی ها از انفجار نيروگاه اتمی انفجار در نيروگاه اتمی فوکوشيما نگرانی ها از ذوب شدن هسته اصلی آن را افزايش داده است. در صورت نابودی اين نيروگاه که در ۲۴۰ کيلومتری شمال توکيو، پايتخت ژاپن، قرار دارد انتظار می رود حادثه ای شبيه انفجار نيروگاه چرنوبيل در سال ۱۹۸۶ رخ دهد که جهان را دچار شوک کرد. اين گزارش ها در حالی منتشر شده است که به گفته خبرگزاری رويترز، کارشناسان می گويند که احتمال بروز حادثه ای مشابه در ژاپن کم است. آنها گفته اند که تصاوير گرفته شده از فراز اين نيروگاه، انتشار مقدار کمی از راديو اکتيو را نشان می دهد که بسيار پايين تر از ابر راديو اکتيو ناشی از انفجار در نيروگاه چرنوبيل در ۲۵ سال پيش است. نصرت واحدی، استاد فيزيک در آلمان در گفتوگو با راديو فردا اعلام کرده است که ذوب هستهای زمانی به وقوع میپيوندد که بنا به عللی خنککننده رآکتور از کار بيافتد که همين امر موجب بالا رفتن حرارت درون رآکتور و ذوب شدن لولههای حاوی سوخت اتمی شود. وی افزود که به دنبال ذوب شدن لولههای درون رآکتور سوخت اتمی سوخت اتمی يا همان مواد راديو اکتيور اورانيوم داخل لولهها نيز که ذوب شده و تبديل به مواد راديو اکتيو بسيار خطرناکی شدهاند به داخل رآکتور جاری شده و منفجر خواهد شد. دولت ژاپن در حال حاضر از مردم اين کشور خواسته است تا در اطراف اين نيروگاه تردد نکنند و همزمان به تخليه ساکنان اين منطقه تا شعاع ده کيلومتری پرداخته است. آژانس بين المللی انرژی اتمی می گويد دولت ژاپن به آن اطلاع داده است که در حال توزيع «ید» و داروهای محافظتی ميان ساکنان اطراف نيروگاه اتمی فوکوشيما است. ماده «يد» می تواند بدن را از تششعات ناشی از مواد راديواکتيو محافظت کند. سازمان هواشناسی ژاپن اعلام کرده است که جريان باد از سمت جنوب نيروگاه وزيدن گرفته است که اين امر می تواند مردم شمال اين تاسيسات را تحت تاثير قرار دهد. گزارش رويترز حاکی است که جريان باد يک فاکتور اصلی برای قضاوت در باره ميزان خسارت زيست محيطی ناشی از انتشار مواد راديو اکتيو باشد.
آژانس بين المللی انرژی اتمی روز شنبه اعلام کرد که مقام های ژاپنی آماده توزيع داروی محافظتی در برابر تشعشعات راديو اکتيو ناشی از انفجار در يکی از راکتورهای نيروگاه اتمی فوکوشيما شده اند. اين دارو بين ساکنان مناطق اطراف نيروگاه فوکوشيما توزيع شده است. بر اساس گزارش ها، مقام های ژاپن می گويند که ميزان اين تشعشعات زياد نبوده است. با اين همه، سه کارگر در معرض تشعشعات راديو اکتيو قرار گرفتند. در اين حال، به ساکنان اطراف اين نيروگاه تا فاصله ۲۰ کيلومتری دستور داده شده است که از منازل خود خارج شوند. نيروگاه فوکوشيما در ۲۵۰ کيلومتری شمال شرقی توکيو، پايتخت ژاپن، قرار دارد. در اين ميان، رويترز گزارش داد که زمين لرزه ای به شدت شش درجه ريشتر منطقه ای را که نيروگاه اتمی فوکوشيما در آن قرار دارد تکان داده است. تاکنون گزارشی در مورد خسارات ناشی از اين زمين لرزه منتشر نشده است.
دیوید میلیبند، از رهبران حزب کارگر بریتانیا و وزیر خارجه سابق این کشور، در مطلبی که هفتهنامه آمریکایی تایم منتشر کرده دلایل تضعیف احزاب سیاسی چپگرا در اروپا را بررسی کرده و مینویسد که این احزاب معمولا دولتهای نیرومندی را تشکیل میدهند، ولی توجه چندانی به مجامع و ساختارهای مدنی ندارند.دیوید میلیبند، از رهبران حزب کارگر بریتانیا و وزیر خارجه سابق این کشور، در مطلبی که هفتهنامه آمریکایی تایم منتشر کرده دلایل تضعیف احزاب سیاسی چپگرا در اروپا را بررسی کرده و مینویسد که این احزاب معمولا دولتهای نیرومندی را تشکیل میدهند، ولی توجه چندانی به مجامع و ساختارهای مدنی ندارند. به عقیده آقای میلیبند، چپگرایان باید نفوذ اجتماعی خود را گسترش دهند. دیوید میلیبند در مقدمه تحلیل خود یادآوری میکند که ابعاد پیروزی احزاب دست راستی در سراسر اروپا در تمام دوران دموکراسی در این قاره بیسابقه است. در بریتانیا، فرانسه، ایتالیا، آلمان، هلند و سوئد که در طول تاریخ معاصر منطقه اصلی نفوذ احزاب سوسیال دمکرات (چپگرا) بودهاند اکنون احزاب دست راستی قدرت را در دست دارند. از دوران جنگ اول جهانی تاکنون چنین حدی از قدرت گرفتن دست راستیها بیسابقه بوده است. احزاب راست یا چپ افراطی بخشی از آرای سوسیال دموکراتها (چپهای میانه) را به خود جلب کردهاند. به نظر میرسد که در مواردی که برای جوامع و اقشار کمدرآمد و کارگران مهم هستد، مثل مسئله مهاجرت، امتیازات منطقهای و محلی یا حقوق و مزایای کار رایدهندگان تا حد زیادی اعتماد خود را به چپ میانه از دست داده و حتی این احزاب را خاطی و مقصر میدانند. دیوید میلیبند میافزاید که رایدهندگان سیال از لایههای با درآمد متوسط که معمولا خانوادههای جوان هستند، بیش از گذشته به سمت احزاب دست راستی گرایش پیدا میکنند. برای مثال، در انتخابات سال ۲۰۱۰ در سوئد فقط ۲۰ درصد از ساکنان شهر استکهلم یعنی فقط نیمی از اعضای اتحادیههای کارگری به حزب سوسیال دموکرات رای دادند. دلیل اصلی این وضعیت دو محور مهم از سیاست دولت چپگرای سوئد بود یعنی مالیات و حجم هزینههای دولتی. این اقشار در مجموع زندگی راحتی دارند و حاضر نیستند برای بهبود خدمات اجتماعی کشور مالیات بیشتری بپردازند. اما به عقیده آقای میلیبند عوامل اقتصادی به تنهایی تعیینکننده نیستند و موضوعات سیاسی نیز در روند تضعیف احزاب چپگرا نقش مهمی ایفا میکنند. در سال ۱۹۹۹ در سیزده کشور از مجموع ۱۵ کشور عضو اتحادیه اروپا در آن زمان قدرت در دست احزاب سوسیال دموکرات و چپ میانه بود. در آن دوره احزاب دست راستی مجبور شدند خود را بازسازی کرده و تجدید قوا کنند. این احزاب با قاطعیت جنبههای منفی سیاستهای خود را زدوده و در چهارچوب آن چیزی که اکنون به «محافظهکاری دلسوزانه» شهرت پیدا کرده سعی کردند مسائلی مثل محیط زیست، حقوق همجنسگرایان و کمکهای بینالمللی به جهان سوم را به شکل مثبت و فعال در دستور کار خود قرار دهند. به گفته دیوید میلیبند، این تغییر استراتژی احزاب دست راستی باعث شده است که چپگراها در موضع ضعف قرار بگیرند. در گذشته احزاب سوسیال دموکرات و چپگرا بر اساس برنامههایی که هدف آن حفاظت از حقوق مردم عادی در برابر عوارض منفی جهانی شدن اقتصاد بود به پیروزی میرسیدند. یک محور مهم از این برنامه خدمات و حقوق اجتماعی و رفاهی مثل حقوق بیکاری سخاوتمندانه بود. ولی اکنون به نظر میرسد که اکثر کسانی که شاغل هستند این حد از خدمات اجتماعی و حقوق بیکاری را عاملی برای تشویق بیکاری قلمداد کرده و آنهایی که بیکارند آن را روشی موثر برای گذراندن زندگی و بازگشت به کار نمیدانند. در طول تاریخ وظیفه و رسالت احزاب چپگرا این بوده که روش و مقررات کار دولتها را به شکلی هدایت کنند که بتوانند به شکل بهتری از حقوق شهروندان عادی در برابر افت و خیزها و تعرضهای نظام اقتصادی حفاظت کنند. اما این روش باعث شده است که دولتها گسترش بیش از حدی پیدا کرده و خود به سدی در برابر پذیرش ضرورتهای اقتصادی جامعه بدل شوند. نمونه برجسته آن بحران اقتصادی جهانی سالهای اخیر است که این ذهنیت را برای بسیاری ایجاد کرده که دولتهای قدرتمند تحت مدیریت احزاب چپگرا برخلاف وعده خود بسیار ناتوانتر از آن هستند که از منافع مردم دفاع کنند. در مورد مسئله مهاجرت که در یک دهه اخیر برای کشورهای اروپایی اهمیت فراوانی پیدا کرده احزاب دست راستی راه حلهای چندان درخشانی ندارند. ولی مشکل در این است که احزاب چپگرا در این مورد دچار تناقضی شدید هستند. از یک طرف مدافع حقوق بنیادی برای تمام افراد از جمله مهاجران هستند، ولی از طرف دیگر به خوبی میدانند که جوامع حتی در شرایط مدرن امروزی بر ریشههای عمیق خود تکیه دارند و بنابراین موضوع مهاجرت همیشه حساسیتبرانگیز است. دیوید میلیبند، از رهبران حزب کارگر بریتانیا، در ادامه تحلیل خود در مجله «تایم» دیدگاههای خود در مورد بازگرداندن احزاب سوسیال دموکرات و چپگرا به قدرت را ارائه میدهد. قبل از هر چیز وی تاکید میکند که احزاب چپگرا علاوه بر سازمان دادن عملکرد دولت به نفع عموم و علاوه بر یافتن راههای موثر برای نوسازی نحوه مدیریت جامعه باید در اصلاح بخش خصوصی نیز فعال شوند. به گفته دیوید میلیبند، هرگاه احزاب چپگرا علاوه بر سیاستهای مشخص حکومتی به عرصه آرزوهای عمومی مردم برای تحول در تمام عرصههای جامعه وارد شده و بنابراین اقتصاد بخش خصوصی را نیز در عرصههای فعالیت و نوآوریهای خود قرار دادهاند در انتخابات پیروز شدهاند. احزاب چپگرا نباید صرفا خود را مدافع حقوق شهروندان و اصلاح دولت بدانند، بلکه وظیفه مهم دیگر آنها در دنیای امروزی متحول نمودن و مشارکت در مدیریت اقتصاد برای پیشرفت عمومی جوامع است. مردم در دنیای امروز همان قدر که به نیات بخش خصوصی بیاعتماد هستند به عملکرد دولتها نیز باور ندارند. بنابراین احزاب چپگرا باید با دخالت در تمام این حوزهها اعتماد مردم را بدست آورند. دیوید میلیبند عرصه دیگر برای کمک به احیا موقعیت احزاب چپگرا را توجه بیشتر به سیاستهای جهانی و بنابراین تلاش برای تقویت و اصلاح نهادهای بینالمللی میداند. وی تاکید میکند که دوران اتکای مطلق به اقتدار دولتها به عنوان تنها بازیگران مهم عرصه سیاستهای ملی و بینالمللی به پایان رسیده است. احزاب چپگرا باید بیش از گذشته به نهادهای مدنی و مختصات کنشها در جوامع توجه کرده و سعی کنند که نسل جدید سیاستمداران و رهبران خود را از میان فعالان این عرصهها جذب کنند. یکی از اقدامات حزب کارگر بریتانیا در همین راستا طرحی است برای سازماندهی مجدد این حزب تحت عنوان «جنبش برای تغییر» که هدف آن فراهم کردن زمینههای آموزش و جذب فعالان اجتماعی و مدنی است تا از آن طریق بتوان جنبش سوسیال دموکراسی یا کارگری بریتانیا را بازسازی کرد. دیوید میلیبند در پایان مینویسد این طرح هر چند در آغاز راه بسیار کوچک به نظر میرسد، در راستای یک استراتژی بزرگ قرار دارد و بنابراین میتواند بزرگترین تحول را برای قطب چپ سیاست بریتانیا به ارمغان بیاورد. اگر بتوان این تغییر در عرصه استراتژی و سازماندهی را با موفقیت اجرا کرد «مسلما خواهیم توانست احزاب دست راستی را به عقبنشینی واداریم».
با گذشت تنها یک ماه از کنارهگیری حسنی مبارک از قدرت در پی قیام مردم مصر، حاکمان نظامی کشور آخرین قاتلان محمد انور سادات را که هنوز در مصر زندانی بودند آزاد میکنند.با گذشت تنها یک ماه از کنارهگیری حسنی مبارک از قدرت در پی قیام مردم مصر، حاکمان نظامی کشور آخرین قاتلان محمد انور سادات را که هنوز در مصر زندانی بودند آزاد میکنند. انور سادات، رهبر اسبق مصر، سی سال پیش در یک ترور سیاسی در قاهره به دست خالد اسلامبولی کشته شد. تلویزیون دولتی مصر روز جمعه تایید کرد که شورای عالی نظامی کشور حکم آزادی عبود الزمور و طارق الزمور، دو پسرعمو، را که شریک سروان خالد اسلامبولی، افسر ارتش مصر، در قتل انور سادات بودند، صادر کرده است. آزادی این دو سوءقصدکننده به جان انور سادات پس از آن امکانپذیر شده است که حاکمان مصر وضعیت اضطراری سی ساله این کشور را لغو کردند. در این چارچوب، دادگاه عالی نظامی مصر به نیابت از سوی شورای عالی نظامی این کشور حکم داد که ۶۹ زندانی امنیتی مهم که نیمی از دوران حبس خود را گذراندهاند آزاد شوند، همان گونه که این دادگاه فرمان آزادی شمار زیادی از زندانیان امنیتی وسیاسی دیگر را نیز صادر کرده است. شورای عالی نظامی مصر به فرماندهی ژنرال محمد حسین الطنطاوی از ماه گذشته که حسنی مبارک از رهبری کشور کنارهگیری کرد اداره امور مصر را بر عهده گرفته است. حسنی مبارک با استناد به قوانین دوران وضعیت اضطراری امنیتی توانسته بود شرکای سروان خالد اسلامبولی را همچنان در این سه دهه در زندان نگاه دارد و مانع از آزادیشان شود. خالد اسلامبولی، سروان اسلامگرای ارتش مصر، که از امضای پیمان صلح کشورش با اسرائیل عمیقا ناخشنود و سرخورده بود، با برنامهریزی برای سوء قصد به جان محمد انور سادات در سالروز نبرد یوم کیپور، رهبر آن زمان مصر را در جریان رژهای نظامی از پای درآورد. خالد اسلامبولی که به اخوانالمسلمین تمایل قوی داشت، پیمان صلح «کمپ دیوید» را که پس از چند سال تلاش از سوی انور سادات، سرانجام روز بیست و ششم مارس ۱۹۷۹ میان سادات با مناخم بگین، نخست وزیر وقت اسرائیل، و با میانجیگری جیمی کارتر، رئیس جمهور وقت آمریکا، امضا شده بود «لکه ننگی بر پیشانی امت عرب و اسلامی» میدانست. سروان اسلامبولی در چارچوب تلاشی از سوی «جهاد نو»، شاخه نظامی مشترک جهاد اسلامی مصر و اخوانالمسلمین، برنامهریزی با هدف اجرای قتل انور سادات را بر عهده گرفت. سروان اسلامبولی خود در شمار افسرانی بود که در روز رژه نظامی در ششم اکتبر ۱۹۸۱، همراه با خودروی نظامی از برابر جایگاه مقامات حرکت میکرد. او این فرصت را بهترین زمان برای اجرای طرح خود میدانست، بهویژه آن که با ترفندی توانسته بود شماری از نیروهای اخوانالمسلمین را به جای برخی از نیروهای ارتشی که میبایست در آن رژه شرکت میکردند عوض کند. خالد اسلامبولی با پرتاب سه خمپاره به سوی نقطهای که انورسادات و معاون وی، حسنی مبارک، نشسته بودند، به عبود الزمور و طارق الزمور امکان داد که آتشباری سریع را از درون خودروی نظامی آغاز کنند. آنها سپس با اسلحه تیربار در دست، به سوی جایگاه نزدیک شده و شلیک کردند. اقدام سریع آنها که ابتدا موجب غافلگیری شدید نیروهای امنیتی حاضر در این رژه نظامی مهم شده بود، پس از آن که این نیروها به خود آمدند، متوقف شد. سروان اسلامبولی و سایر سوءقصدکنندگان همانجا دستگیر شدند، اما انور سادات کشته شده بود. همراه با سادات، ۹ تن دیگر در جایگاه ویژه کشته شدند، اما حسنی مبارک، که اندکی زخمی شده بود، توانست بلافاصله رهبری مصر را در دست گیرد، مقامی که تا انقلاب ماه گذشته مصر آن را حفظ کرده بود. ۲۴ نفر به اتهام آن قتل سیاسی در سال ۱۹۸۱ و ۱۹۸۲ به پای میز دادگاه مصر برده شدند. سروان خالد اسلامبولی در جریان محاکمه به اعدام محکوم شد، حکمی که در سال ۱۹۸۲ اجرا شد. همراه او یک استوار نیز به نام حسین عباس محمد اعدام شد. دو شریک دیگر اسلامبولی دراجرای این سوء قصد مهم سیاسی خاورمیانه، به حبسهای طویلالمدت محکوم شدند. عبود الزمور به اتهام قتل و تلاش برای کودتا به ۲۰ سال زندان، و نیز ۱۵ سال دیگر حبس به خاطر مقاومت در برابر دستگیری محکوم شده بود. پسرعمویش، طارق الزمور، نیز به بیست سال حبس به اتهام قتل و هفت سال دیگر زندان به خاطر مقاومت در برابر زندانی شدنش محکوم شده بود. دادگاه مصر در سال ۲۰۰۴ حکم به آزادی طارق الزمور داده بود، اما حسنی مبارک با امضای فرمانی مانع از آزادی او شد. ناظران میگویند حاکمان جدید مصر با آزاد کردن آخرین افراد زندانی مرتبط با قتل سادات، در صدد برآورده کردن خواستههای اسلامگرایان در میان حامیان انقلاب مصر هستند. سران جدید مصر در روزهای اخیر تاکید کردهاند که از این پس با قاطعیت در برابر اسرائیل خواهند ایستاد و از فلسطینیها حمایت خواهند کرد. نبیل العربی، وزیر خارجه جدید مصر، گفته است که میتوان پیمان صلح مصر و اسرائیل را به همهپرسی ملت مصر گذاشت و اگر مردم بخواهند، میتوان آن را باطل کرد.
روز سهشنبه هشتم مارس روز جهانی زن بود. به مناسبت روز جهانی زن در مجله اقتصادی این هفته به موقعیت زنان در اقتصاد ایران میپردازیم. مهمترین شاخصی که برای ارزیابی وضعیت زنان هست، میزان مشارکت آنها در بازار کار است. ایران یکی از پائینترین نرخهای اشتغال در کشورهای در حال توسعه از نظر اشتغال زنان را دارد.روز سهشنبه هشتم مارس روز جهانی زن بود. به مناسبت روز جهانی زن در مجله اقتصادی این هفته به موقعیت زنان در اقتصاد ایران میپردازیم. در آغاز پای صحبت خانم اعظم خاتم، جامعهشناس و پژوهشگر توسعه، مینشینیم و از ایشان میپرسیم چگونه میشود موقعیت زنان ایرانی در اقتصاد را ارزیابی کرد؟ اعظم خاتم: مهمترین شاخصی که برای ارزیابی وضعیت زنان هست، میزان مشارکت آنها در بازار کار است. حالا بحثهای دیگر مانند مشارکت در مالکیت و سرمایه و غیره هم میتواند مطرح باشد، ولی مهمترین شاخص مشارکت در بازار کار است و ایران یکی از پائینترین نرخهای اشتغال در کشورهای در حال توسعه از نظر اشتغال زنان را دارد. یعنی حتی نه تنها از کشورهای جنوب و شرق آسیا و آمریکای لاتین پائینتر است، بلکه حتی از بعضی کشورهای خاورمیانه مثل کویت هم پائینتر است. در ایران از هر ده زن بالغ بالای ۱۵ سال کمتر از دو نفر فعال اقتصادی محسوب میشوند و میزان بیکاری زنان طبق آمارهای رسمی حدود یک چهارم زنان فعال است. یعنی نه تنها تعداد زنانی که اصولاً دنبال فعالیت اقتصادی میتوانند بروند، بسیار پائین است، بلکه یک چهارم آنهایی که میروند دنبال پیدا کردن کاری، در بازار کار کاری پیدا نمیکنند. این بیشتر از دو برابر بیکاری مردهاست که نشان میدهد که تنها رکود اقتصادی در کشور عامل بیکاری زنها نیست، بلکه در این بازار یک تبعیض جنسیتی وجود دارد که موجب میشود دسترسی زنان و مردان به فرصتهایی که در بازار کار هست یکسان نباشد و زنان شانس کمتری برای کار پیدا کردن داشته باشند. توی یک وضعیت رکود طولانیمدت در اقتصاد کشور که با آن مواجه هستیم و بیکاری، تورم و افزایش قیمتها خانوادهها را تحت فشار قرار میدهد، استراتژی اکثر خانوادههای ایرانی برای این که با فقر مقابله کنند و افزایش درآمد داشته باشند، به جای این که بتوانند از نیروی کار زنان بالغ و احتمالاً دارای مهارت خود استفاده کنند، این است که به مردان چند شغل داده شود، مردان سالخوردهشان به کار کردن ادامه دهند یا پسران جوانشان ترک تحصیل کنند و به کار بپردازند. آمارهای ما نشان میدهد که چهل درصد مردان بالای ۶۵ سال در ایران هنوز دارند کار میکنند. علت این نامتناسب بودن سهم زنان در اشتغال به نظر شما چیست؟ تحقیقات زیادی راجع به این موضوع شده که چرا ما دو دهه است با این وضعیت مواجهیم. یعنی دو شغله و سه شغله شدن مردها و کار پسران جوان... تحقیقات ما نشان میدهد که یک محاسبه «هزینه- فایده» وجود دارد برای کار کردن زنها که آن محاسبه به نفع کار کردن زنان نیست در ایران. به همین دلیل بسیاری از زنان در خانه میمانند. این محاسبه چیست؟ بر پایه چه دادههایی این محاسبه در خانوارها انجام میگیرد؟ محاسبه هزینه-فایده معنیاش این است که متوسط درآمدی که زنان در بازار کار به دست میآورند، کمتر از هزینههایی است که باید جبران آن اقتصاد مراقبتی را که زنان در خانه در آن نقش دارند بکند. یعنی هزینههایی که باید صرف نگهداری بچهها، نگهداری سالمندان و چیزهایی که به عهده زنان است مانند فعالیتهای خانهداری و اینها بشود. یعنی درآمد کار زنان از هزینههای نگهداری کودکان و کارهایی که در خانه به عهده زنان هست، کمتر است؟ ولی باید عواملی باشند که خانوارها را به این محاسبه هزینه و فایده ترغیب میکنند؟ دولت نقش مهمی در این تراز دارد. یعنی در این مسئله که سیاستهای مستقیم و رسمی و سیاستهای غیررسمی همگی موثر است در این که این محاسبه هزینه-فایده به نفع زنان عمل نکند. یک مثالش این است که فرهنگی اشاعه پیدا میکند که توی این فرهنگ مدلی از خانواده که در آن، مرد از صبح تا شب مشغول کار دو سه تا شغل باشد برای این که نیازهای خانواده را تامین کند یا پسربچه ترک تحصیل کند اما زن در خانه بماند، این مدل مناسب تشخیص داده میشود و برعکس آن مدلی که زن و مرد هر دو کار کنند و یک بخشی از امور خانه به سرویسهای اجتماعی مثل مهدکودک و غیره سپرده شود، مقبول نیست و منفی است این مدل. از طرف دیگر غیر از اشاعه این فرهنگ عملاً سرویسهای حمایت اجتماعی برای جایگزینی سرویسهای مناسب مراقبت در خانواده و کار زنان در خانواده در ایران بسیار ضعیف است. یعنی ایران در زمره کشورهایی است که کمترین میزان حمایت را میدهد. برای این که در بسیاری از کشورهای دنیا حمایت از مهدکودکهای ارزانقیمت، حمایت از مراکز سالمندان که هزینههایش در استطاعت خانوادهها باشد، خانوادههای کمدرآمد و متوسط درآمد، این خدمات بالاست. در حالی که در کشور ما تقریباً همه این خدمات به بخش خصوصی سپرده شده. بنابراین هزینه نگهداری بچه در مهدکودکهای خصوصی در ایران در شهرهای بزرگ بین ۲۰۰ تا ۲۵۰ هزار تومان است که تقریباً به میزان حداقل حقوق است. آیا دادههایی در دست هست که این نامتناسب بودن سهم زنان در اشتغال را نشان بدهد که آیا پدیده تازهای است و یا این که نه، پیش از انقلاب هم همین بوده و این برمیگردد به سنت و بافت جامعه ایران؟ غیر از سیاستهای رسمی و دولتی، خانوادهها و فرهنگ خانوادهها هم نقش مهمی در اشتغال زنان ایفا میکنند. ما قبل از انقلاب هم در طول دو دهه مدرنیزاسیون که در دوره پهلوی اتفاق افتاد، شاهد افزایش چشمگیر کل اشتغال زنان نبودیم. اشتغال زنان در بخشهای تخصصی آن موقع هم رشد پیدا کرد. یک علتش این بود که با افزایش درآمد نفت و بهبود درآمد خانوارهای کارگری که به هر حال سهمی از آن افزایش درآمد نصیبشان میشد، فرهنگی که طرفدار خانه ماندن زنان بود تقویت شد. یعنی ما در بخشهای کارگری با کاهش اشتغال زنان در آن دوره مواجه شدیم. که نشانه این بود که یک مقدار دختران جوانی که در فعالیتهایی مثل قالیبافی و غیره بودند، مشغول تحصیل شدند. یعنی آن افزایش و بهبود درآمد به شکلهای مختلف اثر گذاشت، یک مقدار هم زنان از فعالیتهای صنایع دستی بیرون رفتند و این مشکل را ما قبل از انقلاب به شکلی داشتیم، منتها نه با فشارهای اقتصادی. در واقع به طور عمده محصول بهبود وضعیت اقتصادی آن سالها بود برای خانوارهای کارگری و این که فضاهای مدرن شده جامعه پیش از انقلاب موافق سنتهای فرهنگی نبود. یعنی اشتغال زن نشانه تجدد بود. به همین دلیل زنان متخصص سهمشان به شدت رشد پیدا کرد. زنانی که تحصیل کرده بودند. این تجدد موافق روحیه بخشی از اقشار جامعه نبود. ولی اتفاقی که بعد از انقلاب افتاد این بود که فضاهای عمومی جامعه دیگر مثل فضاهایی که قبل از انقلاب بیگانه میکرد بخشی از گروههای سنتی را، نبودند. در واقع فضای همین اقشار سنتی جامعه بود. محیطهای اداری، جداسازیها و همه اینها بر اساس تفکر سنتی انجام میشد. در هر حال نقش زنها در انقلاب سال ۵۷ آنها را عملاً به خیابانها آورد و از طرف دیگر موقعیت اقتصادی خانوارهای کمدرآمد هم قاعدتاً بایستی زنها را به بازارهای کار میفرستاد. چه عواملی مانع این حرکت شدند؟ آیا فرهنگ خانواده مانع شده یا عوامل دیگری هم نقش دارند؟ مطالعات و آمارهای رسمی نشان میدهد این طور نیست. یعنی یک مطالعه مرکز مشارکت زنان سال ۸۰ کرده بود روی اولویتهای زنان و خواستهای آنها. اشتغال زنان در راس آن بود. این مطالعه در اکثر شهرهای کشور انجام شد و یک مطالعه بسیار وسیع بود. از طرف دیگر، مطالعات فرهنگی انجام شده که نظر مردها را درباره اشتغال زنان نشان داده. آنها هم نشاندهنده یک تحول چشمگیر در موافقت مردها با کار کردن زنان است. بنابراین به اعتقاد من باید اصولاً عامل فرهنگی را و مخالفت مردها با کارکردن زنان را از جنبه فرهنگیاش کنار گذاشت. مردها مخالفت میکنند به این دلیل که این بحث هزینه-فایده را میفهمند و به زنها به روشنی میگویند که درآمدی که تو به دست میآوری در بازار چقدر است، بیا حساب کن ببین چقدر باید برای مهد کودک بچه بدهی، چقدر باید غذای بیرون بخریم و خدماتی که روی زمین میماند، نگهداری و مراقبت از سالمندان و اینها چه میشود؟ و منطقی که وسط گذاشته میشود منطق عدم جایگزینی اقتصاد مراقبت است که دولت با سیاستهای غیررسمیاش یعنی با عدم گسترش خدماتی که همه جای دنیا وقتی بخواهد کار زنها تسهیل شود توسط شهرداریها و دولت این خدمات به قیمت ارزان در اختیار زنها قرار میگیرد، در ایران با سیاست منفی دولت و مخالفت با اشتغال زنها بیرون از خانه، رشد نکرده. بنابراین از جانب خانواده مخالفت را فرهنگی نمیبینم. بلکه یک محاسبه اقتصادی میبینم. یعنی اگر درست فهمیده باشم حرف شما را، میگویید در سطح خانواده مخالفت با اشتغال نیست، بلکه در سطح جامعه هست؟ بلکه عمدتاً در سطح دولت است و در سطح رسانهها... به دلیل این که شرایط را مساعد نمیکند برای کار زنان در خارج از خانه؟ بله. «بودجه سال ۹۰ قابل تصویب تا پایان سال جاری نیست» غلامحسین مصباحی مقدم روز دوشنبه با اعلام این خبر گفت تصویب دو دوازدهمی بودجه سال ۹۰ در نشستهای کمیسیون تلفیق بودجه قطعی شده است. وی علت اصلی تصویب نشدن بودجه را تاخیر ۷۵ روزه دولت در ارائه لایحه بودجه سال آینده به مجلس اعلام کرد. از سوی دیگر مرکز پژوهشهای مجلس در یک بررسی از لایحه بودجه دولت ارزیابی میکند که این بودجه اصولاً حتی در صورت تصویب از سوی مجلس هم در چارچوب ساختار اجرایی موجود قابل پیاده کردن نیست. از فریدون خاوند، کارشناس اقتصاد ایران و استاد دانشگاه در پاریس، پرسیدیم تصویب بودجه دو دوازدهمی از سوی مجلس چه معنایی دارد؟ فریدون خاوند: بودجه دو دوازدهم بر اساس قانون بودجه ۱۳۸۹ است. یعنی دو ماه اول سال ۱۳۸۹ در ۱۳۹۰ تکرار میشود. به دولت مجوز داده میشود که دخل و خرج را تنظیم کند تا موقعی که بودجه سال آینده به تصویب برسد. این برخلاف درخواست آقای احمدینژاد بود که وقتی لایحه بودجه را به مجلس ارائه داد گفت اگر نمایندگان این لایحه را تصویب نکنند، خانمهایشان آنها را برای عید به خانه راه نمیدهند. در واقع به نوعی مجلس تایید میکند که حاضر نیست این بودجه را آن طور که در لایحه از سوی دولت عنوان شده، با توجه به مشکلات بیشماری که در این لایحه هست و پیچیدگیهایش به همان صورت تصویب کند. مرکز پژوهشهای مجلس هم نقدی نوشته بر لایحه بودجه دولت. از لابهلای این نقد چه چیزی درباره بودجه گفته میشود؟ مرکز پژوهشهای مجلس در درجه اول همان طور که پیشبینی میشد و قبلاً هم بسیاری از کارشناسان اقتصادی ایرانی گفته بودند، انگشت میگذارد بر انبساطی بودن شدید بودجه. مثلاً بودجه عمرانی سال آینده نسبت به عملکرد واقعی سال جاری، ۱۶۰ درصد بیشتر شده یا بودجه عمومی که در مقایسه با قانون بودجه سال جاری ۳۷ درصد رشد کرده. مرکز پژوهشهای مجلس میگوید این انبساط صوری است، چون اصولاً امکان تحقق آن وجود ندارد. یعنی دولت یک بودجه بسیار انبساطی آماده کرده، ولی شانس این که بتواند این بودجه را عملی کند نیست. مثلاً رشد ۱۶۰ درصدی اعتبارات عمرانی در لایحه بودجه سال آینده از نظر مرکز پژوهشهای مجلس اصولاً با ظرفیت مدیریتی کشور و واقعیتهای اجرایی تناسبی ندارد. همین طور مرکز میگوید که رشد ۳۷ درصدی بودجه عمومی هم در عمل امکان تحقق ندارد، چون مصارف بودجه از محلهای غیرنفتی مثلاً مالیاتها یا خصوصیسازی اصولاً نمیتواند تحقق پیدا کند و در نتیجه دولت برای تامین نیازهایش بیش از پیش متکی خواهد بود به درآمدهای نفتی. این بررسی میتواند تاثیری بر تصمیم مجلس داشته باشد درباره بودجه؟ به هر حال مجلسیها بخواهند با یک قیام و قعود سرنوشت این بودجه را روشن کنند و در آن صورت اعتبار حتی باقیمانده... اعتبار زیادی از این مجلس برجا نمانده، ولی بقایای اعتبارش هم بر باد میرود. به خصوص از این نظر که شماری از مخالفان بسیار جدی آقای احمدینژاد در مجلس هستند. اینها اجازه نخواهند داد که این بودجه به صورت کنونی به تصویب برسد و در آن دست خواهند برد. به هر حال این مسئله هم مطرح هست که اگر این بودجه به صورت فعلی به تصویب برسد، این طور که مرکز پژوهشهای مجلس میگوید، امکانات اجراییاش... در آن صورت شکست این بودجه به گردن مجلسیها هم خواهد افتاد. با توجه به این بررسی مرکز پژوهشها، مسئله یارانهها و حذف یارانهها (برای این که اولین سالی است که بودجه با این قانون اجرا میشود)، نظر مرکز پژوهشها چیست؟ در مورد یارانهها مرکز پژوهشهای مجلس در مورد تامین ۶۲ هزار میلیارد تومان منابع لازم برای پرداخت یارانههای نقدی تردید دارد و میگوید در صورت کمبود منابع در سال آینده هم مثل امسال تنها یارانه نقدی به خانوارها پرداخت خواهد شد و واحدهای تولیدی محروم خواهند ماند. تازه در مورد این که منابع لازم برای پرداخت یارانه به خانوادهها هم کافی باشد، جای تردید هست. یکی از مواردی هم که در مورد لایحه بودجه دولت از روزی که عرضه شده، مورد بحث است، مسئله احتساب نفت در قانون بودجه به میزان هشتاد دلار هست. آیا مرکز پژوهشهای مجلس چیزی تازهتر از آن چیزهایی که گفته شده در این بررسی عرضه میکند؟ در مورد درآمد پیشبینی شده صادرات نفت دو نکته مطرح است: اول این که دولت در لایحه خود مقدار صادرات نفت سال آینده را بیشتر از ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار بشکه در روز در نظر گرفته. در حالی که در سال جاری یعنی ۱۳۸۹ عملکرد صادرات حدود ۲ میلیون و ۲۶۰ هزار بشکه در روز بوده و این خودش یک مسئله است. معلوم نیست دولت چگونه میخواهد در سال آینده صادرات نفتی ایران را افزایش دهد. البته مقدار این افزایش محدود است. این در روز است. اگر در سال حساب کنیم رقم قابل ملاحظهای میشود. مسئله دوم پیشبینی قیمت نفت در سال آینده است. در بودجه قیمت نفت هر بشکه ۸۰ دلار در نظر گرفته شده که به احتمال بسیار زیاد با توجه به وضعیت بازار نفت کاملاً قابل تحقق هست. ولی این پرسش پیش میآید که چرا در بین این همه کشورهای نفتی تنها دولت ایران سطح انتظارش را از محل درآمدهای نفتی در سطح ۸۰ دلار قرار داده. البته اندونزی هم در همین وضعیت است. و مرکز پژوهشها میگوید ایران هم مثل اندونزی عمل کرده، ولی اندونزی نفت بسیار کمی تولید میکند و قابل مقایسه با ایران نیست و قابل استناد هم نیست. مرکز پژوهشهای مجلس میزان برداشت دولت از صندوق توسعه یا ذخیره ارزی را هم به نقد کشیده. مبنای این نقد مرکز پژوهشها چیست؟ اصولاً این مرکز در مورد موجودی حساب ذخیره ارزی و برداشت از آن ابراز تردید میکند. این حساب، به گفته مرکز، موجودی نقدی مهمی ندارد و اگر تعهدات قطعی آن هم در نظر گرفته شود، میشود گفت که اصولاً حساب ذخیره ارزی کسری قابل توجهی دارد. در این شرایط دولت پیشبینی کرده که برای بودجه ۱۳۹۰ معادل حدود یازده و نیم میلیارد دلار از حساب ذخیره ارزی برداشت میشود و مرکز پژوهشها ابراز تردید میکند و میگوید معلوم نیست این دولت میخواهد چه مبلغی را از این حساب برداشت کند.
رئيس پليس راه ايران روز شنبه اعلام کرد که برخورد با به گفته او ، بدحجاب ها، در خودروها، در نوروز امسال با دقت بيشتری انجام میشود. سرهنگ محمدرضا مهماندار ، رئيس پليس راه ايران،گفت: برخورد ماموران پليس ِ راه با بدحجابان در خودروها، هر ساله در دستور کار بوده است، اما امسال با تاکيد فرمانده نيروی انتظامی با دقت بيشتری انجام میشود. وی افزود: استفاده از مواد روانگردان، مخدر و مشروبات الکلی، حرکات مارپيچ ، انحراف به چپ و سرعت غيرمجاز، خط قرمز پليس راه هستند. رئيس پليس راه ايران گفت: جريمه، توقيف وسيله نقليه و ضبط گواهينامه در انتظار مرتکبان چنين تخلفات خطرآفرينی است.
سلام فياض، نخست وزير مناطق خودگردان فلسطين، روز شنبه قتل يک خانواده يهودی در کرانه باختری رود اردن را محکوم کرد. به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس، يک فلسطينی، با رخنه به يک شهرک يهودی نشين، اعضای يک خانواده از جمله دو کودک ۱۱ و سه ساله را با چاقو به قتل رساند. به گفته رسانه های اسراييلی، آنها در حال خواب کشته شدند. در حال حاضر، نيروهای اسراييلی به دنبال يافتن اين فرد هستند.
نتیجه یک بررسی ۹۰ ساله در آمریکا که روی زندگی ۱۵۲۸ نفر در این کشور انجام شده نشان میدهد این نظریه که رئیس آدم باعث میشود آدم زودتر از موقع راهی آن دنیا شود افسانهای بیش نیست.نتیجه یک بررسی ۹۰ ساله در آمریکا که روی زندگی ۱۵۲۸ نفر در این کشور انجام شده نشان میدهد این نظریه که رئیس آدم باعث میشود آدم زودتر از موقع راهی آن دنیا شود افسانهای بیش نیست. بد نیست چند افسانه دیگر را هم ذکر کنیم: «خوشبین باشید، ازدواج کنید، به کلیسا بروید، کلم بخورید و ورزش کنید.» هاوارد فریدمن و لزلی مارتین یافتههای تازه خود را در کتابی به نام «پروژه عمر طولانی» در دسترس همگان قرار دادهاند. فریدمن، استاد روانشناسی دانشگاه ریورساید کالیفرنیا، میگوید: «هر کسی در این زمینه سفارشی برای آدم دارد: از استرس دوری کن، نگرانی را کنار بگذار، زیاد کار نکن، خودت را زود بازنشسته کن و گلف بازی کن.... اما ما هیچ یک از این الگوها را در میان افرادی که زندگی دراز داشتند ندیدیم.» هسته اصلی پژوهشهای این دو دانشمند که بیست سال است آغاز شده تحقیقی بود که لوئیس ترمن، استاد روانشناسی دانشگاه استنفورد آمریکا، در سال ۱۹۲۱ آغاز کرد. وی به سال ۱۹۵۶ درگذشت، اما پژوهشگران دیگر دنباله کار او را گرفتند. یکی از این افراد زیستشناسی به نام آنسل کیز بود که پژوهشهای او سبب محبوبیت رژیم غذایی مدیترانهای شد. وی در سال ۲۰۰۴ در صد سالگی درگذشت. مارتین، روانشناس پژوهشگر دانشگاه ریورساید کالیفرنیا، نیز میگوید: «برای ما روشن است که هرچه میزان فعالیت آدم در دوران میانسالی افزایش یابد، به همان نسبت بیشتر و سالمتر زندگی میکند.» این دو پژوهشگر در کتاب خود به بررسی شماری از افسانههای رایج میان مردم درباره زندگی طولانی و سلامتی پرداختهاند. افسانه اول: فکر کردن راجع به چیزهای خوب زندگی را دراز میکند واقعیت: در این بررسی مشاهده شد بچههایی که پدر و مادرشان آنها را بچههای بسیار شاداب و خوشبینی میدانند، بچههایی که نیمه تاریک را نمیبینند، یا هیچ وقت نگران نیستند، کمتر از دیگر بچهها به سن بالا رسیدند. پژوهشگران تاکید میکنند که این یکی از «بزرگترین یافتههای حیرتانگیز این بررسی» است. فریدمن میگوید آدم مرتباً میشنود که اخمهایت را باز کن و شاد باش، چون تو را سالم میکند. اما حالا بعد از دیدن نتیجههای این بررسی باید بگوییم که ما با این نظر مخالفیم. به گفته آنها، شرکتکنندگان در این بررسی که زندگی خوبی داشتند افراد شکاک و تنها و منزوی نبودند، اما آدمهای موفقی بودند که از زندگی خشنود بودند. خیلیهایشان بر این باور بودند که نگران بودن گاهی وقتها به جای خود خوب هم هست. این نویسندگان همچنین در بررسی وضعیت بیماران متوجه شدند که «رواننژندی روندی درمانکننده» است. افسانه شماره دو: باغبانی و پیادهروی برای تندرستی کافی نیست نویسندگان این پژوهش میگویند که راهبردهای مراکز دولتی در مورد دستکم ۳۰ دقیقه پیادهروی، چهار روز در هفته و مصرف انرژی به صورت متعادل، مشورت بهداشتی خوب و هنوز درستی است، اما کافی نیست. واقعیت: فعال بودن در دوران میانسالی رمز زندگی دراز است. اما به جای این که کاری بکنید که هیکل شما را متعادل نگاه دارد (مثل دویدن) و بعد از یک مدتی متوقفش کنید، کاری را که دوست دارید انجام دهید. فریدمن میگوید ما در بررسیهای خود متوجه شدیم که «آدمهای موفق کسانی نبودند که در بچگی عضو تیم ورزشی مدرسه بودند، بلکه کسانی بودند که در یک زمانی یک نوع فعالیت را برگزیده بودند و مرتب آن کار را انجام میدادند. کاری که آنها را از روی صندلی بلند میکرد، مثل باغبانی یا بیرون بردن سگ یا حتی رفتن به موزه». افسانه سوم: اخم نکنید! جدی بودن برای آدم خوب نیست. واقعیت: پژوهشگران نتیجه میگیرند که یکی از عواملی که زندگی درازی را برای فرد در کودکی پیشبینی میکند محتاط بودن است. این پژوهشگران میگویند دلیل روشن این نتیجهگیری این است که آدمهای محتاط کارهایی میکنند که در راستای محافظت کردن از سلامت خود است و کمتر در فعالیتهایی وارد میشوند که خطری برایشان داشته باشد. به گفته فریدمن، ویژگی کسانی که در این پژوهش زندگی درازی داشتند آمیزهای از سماجت در کار و استفاده از کمک دیگران بود. همچنین کسانی که مقتصد و جزیینگر و مسئولیتپذیر بودند زندگی درازتری داشتند. افسانه چهارم: کارها را ساده بگیر و خودت را با کار خسته نکن! زندگی درازی خواهی کرد واقعیت: کسانی که در کارشان موفقتر بودند، محتملاً زندگی درازتری داشتند. کسانی که کاری را ول میکردند و بی آن که آیندهای در انتظارشان باشد، سراغ کار دیگری میرفتند در مقایسه با آدمهای مسئولیتپذیر احتمالا زندگی درازی در پیش نداشتند. در میان کسانی که هنوز در هفتاد سالگی کار میکردند، «زنان و مردان کاری بیش از همکاران بازنشسته خود زندگی کرده بودند. این ویژگی بیش از دیگر چیزها در زندگی مانند روابط اجتماعی بر احساس خشنودی آنها از زندگی اثر داشت». این نویسندگان میگویند: «آدمهای شادتر و بیخیال لزوماً زندگی درازی نداشتند. بلکه کسانی این موهبت را داشتند که لحظهای از دنبال کردن هدفهای خود غافل نبودند.» افسانه پنجم: ازدواج کن و زندگی درازی داشته باش! واقعیت: این پژوهشگران پس از بررسی تاهل این افراد تفاوتهای زیادی میان گروهها و جنسهای مختلف مشاهده کردند. «میتوانیم بگوییم که ازدواج خوب و خشنودی جنسی نشانه خوبی است که از احتمال زندگی دراز نوید میدهد. اما تنها بودن برای زن به اندازه ازدواج سلامتبخش است، به ویژه که برای ارضای خود برنامههای اجتماعی دیگری داشته باشد.»
در جريان حمله نيروی امنيتی يمن به جمع هزاران تن از مخالفان علی عبدالله صالح، رئيس جمهوری اين کشور، در صنعا، سه نفر کشته و صدها نفر زخمی شدند. خبرگزاری رويترز به نقل از شاهدان عينی و پزشکان نوشت که صدها تن از نيروهای امنيتی يمن در حمله خود به مخالفان، مانع از کمک رسانی به زخمی ها شدند. يک پزشک به رويترز گفت که حداقل ۳۰۰ نفر زخمی شده اند. مخالفان خواستار برکناری علی عبدالله صالح هستند که ۳۲ سال است بر يمن حکومت می کند. در همين حال، در درگيری ميان پليس و تظاهرکنندگان در شهر تعِزّ، در ۲۰۰ کيلومتری پايتخت يمن، يک دستگاه خودروی پليس به آتش کشيده شد.
روزنامه بریتانیایی گاردین چاپ لندن در مطلبی به تاثیر تحولات اخیر مصر بر وضعیت رسانههای عمومی در این کشور پرداخته و مینویسد که مردم مصر دیگر رسانههایی را که مبلغ و حافظ حکومت حسنی مبارک بودند تحمل نخواهند کرد.روزنامه بریتانیایی گاردین چاپ لندن در مطلبی به تاثیر تحولات اخیر مصر بر وضعیت رسانههای عمومی در این کشور پرداخته و مینویسد که مردم مصر دیگر رسانههایی را که مبلغ و حافظ حکومت حسنی مبارک بودند تحمل نخواهند کرد. گاردین در توضیح خصلت فرمایشی این رسانهها یادآوری میکند که همه آنها تا آخرین لحظه ادامه حکومت حسنی مبارک مخالفان در میدان تحریر را «مشتی اوباش و عناصر وابسته به بیگانه» میخواندند. اما به محض سرنگونی رژیم یکباره لحن آنها عوض شد و همین افراد به «قهرمانان ملی» بدل شده و آن چه که سابقا «هرج و مرج عوامل بیگانه» توصیف میشد از سوی این رسانهها «انقلاب پرافتخار مصر» نام گرفت. اما نسل جوان مصر، برخلاف نسلهای قبل، دیگر برای رسانههای دولتی و قدیمی این کشور ارزشی قائل نیست و به خوبی میتواند از ابزارهای رسانهای جدید مثل فیسبوک و توییتر و امثال آن استفاده کند. در عین حال موج نوینی از رسانههای جوان که در دوران حکومت حسنی مبارک همیشه سرکوب شده و در قیام مردمی این کشور نیز نقش فعالی داشتند اکنون در حال شکوفایی است. گاردین اشاره میکند که میزان فروش روزنامههای وابسته به دولت در روزهای اخیر به شدت کاهش یافته و علاوه بر روی آوردن جوانان به رسانههای مدرن، دلیل اصلی آن نقش این رسانهها در تبلیغ به نفع حکومت و بزک کردن چهره غیرمردمی حسنی مبارک است. برای مثال، روزنامه معروف «الاهرام» یکی از وظایفش انعکاس چهرهای غیرواقعی از حسنی مبارک بود و یکی از موارد برجسته آن تصویر و گزارشهای این روزنامه پیرامون مذاکرات صلح خاورمیانه در واشینگتن بود که با دستکاری در خبر و عکسهای این رویداد، طوری وانمود میکرد که گویا ابتکار و مدیریت این مذاکرات با حسنی مبارک بوده است. مخاطبان و خوانندگان رسانههای دولتی مصر اکثرا از نسلهای قدیمی هستند که به خاطر نوستالژی هنوز احساس وابستگی میکنند. اما نسل جوان مصر جویای رسانههای مستقل است و حتی رسانههای خارجی مثل بیبیسی، الجزیره یا گاردین را به آن چه که در مصر هست ترجیح میدهد. به نوشته گزارشگر روزنامه گاردین، رقم دقیق تیراژ روزنامههای وابسته به دولت مشخص نیست. موسسه «الاهرام» مدعی است که تیراژ این روزنامه بین هشتصد هزار تا یک میلیون نسخه است. ولی کارشناسان مستقل میگویند رقم واقعی تیراژ حدود صد و چهل هزار است و از این میزان حدود ۴۰ هزار نسخه توسط ارگانهای دولتی خریداری میشود. چاپ آگهیهای تجارتی توسط موسسات دولتی یا بنگاههای خصوصی نزدیک به رژیم حاکم در این روزنامه اجباری بوده و بسیاری از بانکها و شرکتهای بزرگ مجبور بودند این کار را بکنند. منبع دیگر درآمد روزنامههایی مثل «الاهرام» چاپ آگهی فوت، تبریک و بیانیههای دولتی و تشریفاتی است. به نوشته روزنامه گاردین، همین وضعیت را میتوان در عرصه رسانههای آنلاین نیز دید. برای مثال، مجله فوربز، چاپ آمریکا، در فهرست خود از رسانههای موفق خاورمیانه، وبسایت خبری و مستقل «الیوم السابع» را در صدر قرار داده، در حالی که وبسایت موسسه رسانهای قدیمی و دولتی «الاهرام» در مقام بیست و چهارم است. از نظر اقتصادی نیز این موسسات رسانهای بار سنگینی را به بودجه کشور تحمیل میکنند. به زبانی دیگر مالیاتدهندگان مصری به دولت این کشور پول پرداخت میکردند تا هزینه دروغپردازیهای این رسانهها را تامین کنند. بسیاری از روزنامههای مصر دههها پیش ارج و احترام زیادی در جامعه داشتند، ولی به مرور به بلندگوی حکومت بدل شده و در مقابل هزینه سنگینی که به بودجه دولتی تحمیل میکردند از میزان علاقه مردم به آنها کاسته میشد. روزنامه گاردین خاطرنشان میکند که آینده این موسسات رسانهای هنوز مشخص نیست. ولی شورای عالی نیروهای مسلح مصر که تا زمان انتخابات ریاست جمهوری جدید در ماه اوت اداره امور کشور را برعهده دارد، وزارت اطلاعات این کشور را که مسئول امور رسانههاست تعطیل کرده است. این یکی از خواستهای مهم مخالفان بود، چون از نظر آنها وزارت اطلاعات مسئول سانسور و محدود کردن اطلاعات و رسانهها شناخته میشد. همزمان روزنامهنگاران مصر نیز در تلاش برای تغییر ساختار و مدیریت سندیکای روزنامهنگاران و خبرنگاران این کشور هستند. آینده رسانهها در مصر هر چه باشد در یک نکته تردیدی نیست و آن این که شرایط فعلی نمیتواند ادامه یابد. به جای رسانههای وابسته به دولت که بودجه کلانی میگیرند و در جامعه مقبولیتی ندارند باید زمینهها برای رشد و شکوفایی رسانههای مستقل، معتبر و از نظر اقتصادی موفق فراهم شود. شاید یکی از راههای ممکن خصوصیسازی موسسات رسانهای موجود است، به شرط آن که آنها از نظر تامین بودجه خود موفق باشند. هر چند بسیاری از صاحبنظران معتقدند که به محض قطع بودجه دولتی تمام این موسسات ورشکست خواهند شد. گاردین در پایان مینویسد که مردم مصر سالهای سال هزینه رسانههای دستنشانده دولت را تامین کردهاند. با توجه به تحولات سیاسی اخیر این وضعیت مسلما تغییر خواهد کرد و به زودی رسانههای مستقل جای روزنامههایی را خواهند گرفت که سرمقالهها و مطالب سیاسی آنها به تشخیص افسران دستگاه امنیتی و به دستور رئیس جمهور سابق تنظیم و نوشته میشد.
هواداران قذافی با حملات مداوم به بندر نفتی «رأس لانوف»، این شهر را از مخالفان باز پس گرفتند. همزمان با این پیشروی، سران اتحادیه عرب قرار است روز شنبه بر سر به رسمیت شناختن شورای مخالفان لیبی مذاکره کنند.نیروهای وفادار به معمر قذافی با حملات مداوم به شورشیان در بندر نفتی «رأس لانوف»، این شهر را از مخالفان باز پس گرفتهاند. این پیشروی در حالی صورت میگیرد که سران اتحادیه عرب اعلام کردهاند قرار است روز شنبه بر سر به رسمیت شناختن شورای مخالفان لیبی به بحث بنشیند. بر اساس گزارش های رسیده، حامیان حکومت لیبی روز پنجشنبه حملات گستردهای را به شهر رأس لانوف آغاز کردند و به گفته بشیر عبدالقادر، یکی از فرماندهان مخالفان، در پی حملات هوایی و بمبارانهای صورت گرفته از سوی نیروهای معمر قذافی، مخالفان ناچار شدند تا ۲۰ کیلومتر به سمت شرق عقبنشینی کنند. به گزارش خبرگزاریها، در جریان درگیریهای رأس لانوف، پالایشگاه نفتی این شهر طعمه حریق شده است و همچنان در آتش میسوزد. مخالفان، حملات هوایی حامیان دولت را عامل این آتشسوزی میدانند و این در حالی است که دولت لیبی حمله به پالایشگاه رأس لانوف را تکذیب کرده است. حملات نیروهای معمر قذافی به مخالفان در حالی صورت میگیرد که سران اتحادیه آفریقا جمعه شب اعلام کردند که تصمیم دارند نشستی را برای پایان دادن به بحران لیبی برگزار کنند. علاوه بر این قرار است که سران اتحادیه عرب بر سر به رسمیت شناختن «شورای ملی» مخالفان لیبی که در بنغازی پایهگذاری شده، با یکدیگر گفتو گو کنند. روز شنبه «شورای ملی» با ارسال نامهای به عمرو موسی، دبیر کل اتحادیه عرب، از این اتحادیه خواست تا با اعلام «حریم هوایی ممنوعه بر فراز لیبی و شناخت شورای انتقالی ملی به عنوان نماینده لیبی پایانبخش کشتار در لیبی باشند». شبکه تلویزیونی الجزیره گزارش کرده است که آقای موسی در گفتوگو با یک مجله آلمانی اعلام کرده که اتحادیه عرب خواستار اعلام منطقه هوایی پرواز ممنوع بر فراز لیبی است و حاضر است در به اجرا گذاشتن این طرح همکاری کند. در همین زمینه کاترین اشتون، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا، روز شنبه اعلام کرد که بنا دارد در روز یکشنبه به قاهره سفر کرده و در مورد اعمال این طرح با عمرو موسی گفتوگو کند. اتحادیه اروپا روز جمعه خواستار برگزاری نشست اضطراری با اتحادیه عرب و اتحادیه آفریقا برای بررسی بحران جاری لیبی شد. این اتحادیه همچنین روز جمعه در نشست خود کنارهگیری «فوری» معمر قذافی از قدرت را خواستار شد و در این میان، فرانسه صراحتا و خارج از چارچوب اتحادیه، شورای مخالفان معمر قذافی را به عنوان نماینده رسمی لیبی به رسمیت شناخت.
ژنرال عبدالفتاح يونس، يکی از فرماندهان بلندپایۀ مخالفان معمر قذافی ، تاييد کرد که نيروهای وفادار به قذافی با استفاده از بمباران مداوم، موفق شده اند بندر « راس لانوف » و پالايشگاه آن را از مخالفان بازپس گيرند. ژنرال عبدالفتاح يونس، که قبل از پيوستن به مخالفان ِ قذافی وزير کشور ليبی بود، ابراز اميدواری کرد که نيروهای مخالف بتوانند حداکثر تا روز يکشنبه اين بندر ِ کليدی ِ صادرات نفت ليبی را از چنگ نيروهای دولتی خارج کنند. راس لانوف در ۶۵۰ کيلومتری جنوب شرقی طرابلس، پايتخت ليبی قرار دارد.
محمود عباسزاده مشکينی، مديرکل سياسی وزارت کشور، روز شنبه اعلام کرد که به براندازها، اجازه شرکت در انتخابات داده نمی شود. مقام های جمهوری اسلامی ايران، مير حسين موسوی و مهدی کروبی و معترضان به نتايج انتخابات رياست جمهوری سال گذشته را فتنه گر و برانداز می نامند. به گزارش خبرگزاری فارس، مديرکل سياسی وزارت کشور در عين حال، گفت که تمام جريانات سياسی مقيد به قانون میتوانند در انتخابات شرکت کنند. وی درباره حضور جريان اصلاحطلب در انتخابات آينده گفت: تمام جريانات سياسی قابل تعريف در چارچوب ساختار و قانون اساسی، چه اصلاحطلب و چه اصولگرا، به صورت طبيعی میتوانند در انتخابات شرکت کنند.
توقف تیم پرسپولیس در برابر شهرداری تبریز در جریان رقابتهای هفته بیست و ششم لیگ برتر فوتبال ایران باعث شد تا در جلسه پس از بازی با خبرنگاران علی دایی سکوت خود را بشکند و حتی راجع به حکم برکناریاش از سرمربیگری تیم ملی نکاتی را مطرح کند.توقف تیم پرسپولیس در برابر شهرداری تبریز در جریان رقابتهای هفته بیست و ششم لیگ برتر فوتبال ایران باعث شد تا در جلسه پس از بازی با خبرنگاران علی دایی سکوت خود را بشکند و حتی راجع به حکم برکناریاش از سرمربیگری تیم ملی نکاتی را مطرح کند. در حالی که گفتوگوی طولانی دایی در رسانهها بازتابی کم و زیاد داشت، خبرگزاری نیمهرسمی فارس از زبان سرمربی تیم پرسپولیس نوشت: واقعا خندهدار نیست؟ روزی که از روی سکوها برای من بیانیه خواندند، همان موقع فاتحه فوتبال را خواندم. شما فکر میکنید من نمیدانم که روز بازی با عربستان چه اتفاقاتی افتاد؟ به من زنگ زدند و همه چیز را گفتند. ۱۰ صبح نامه محرمانه از یک نهاد خیلی بزرگ مملکت روی یکی از سایتها رفت و پیامک زدند که علی دایی دیگر سرمربی تیم ملی نیست. نهادی که به فوتبال ربط ندارد این چنین (در امور فوتبال) ورود میکند. همان زمان بود که فاتحه فوتبال خوانده شد. لازم به یادآوری است که پس از شکست ایران از عربستان در ورزشگاه آزادی در راه جام جهانی ۲۰۱۰، در محافل خبری مختلف و به طور پراکنده از سوی مسئولان فدراسیون فوتبال و ورزش ایران عنوان شد که پس از گزینش علی دایی به عنوان سرمربی تیم ملی از سوی محمود احمدینژاد، رئیس جمهور، به دستور خود او نیز علی دایی برکنار شد. هنگامی که ایران یک بر صفر پیش افتاده بود با ورود احمدینژاد به ورزشگاه برای نمایش تبلیغاتی پس از انتخابات پرماجرا، ایران دو گل خورد و با شکست از راهیابی به جام جهانی مایوس شد. خبرگزاری فارس با وجود شهرت به جانبداری سخت از احمدینژاد، جمله «فاتحه فوتبال زمانی خوانده شد که یک نهاد بزرگ نامه برکناریام را زد» را عنوان بزرگ خبر کرده است. خبرگزاری مهر پس از بازگویی افشاگری دایی در خواندن بیانیه در روی سکوها و دستور حکم اخراج از سرمربیگری تیم ملی این جمله را هم از قول سرمربی کنونی پرسپولیس اضافه کرده است که «خدا شاهد است به من گفته بودند اینها میخواهند به مردم خط بدهند تا در بازی با عربستان شعار بدهند». به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، علی دایی در ادامه صحبتهایش گفت: «خیلی از مسائل در مملکت ما وجود دارد که نمیتوان برای آنها پاسخی پیدا کرد و قضایای فوتبالی هم بخشی از آنهاست.» در این نشست آقای دایی در مورد مضروب شدن توسط یک لیدر تیم پرسپولیس در محل باشگاه پرسپولیس گفت: «این نگرانیها برای من خیلی وقت پیش به وجود آمده بود. در کجای دنیا تیمهای معروف لیدر دارند؟ این هم از آن قانونهای مندرآوردی است. خیلیها میآیند و تیم را حمایت میکنند، ولی در بین آنها هستند کسانی که جاده خاکی میروند. همین روزنامهها و همین شما خبرنگاران از امثال این آقا (لیدر ضارب دایی) مصاحبه زدهاید. آیا کار درستی کردهاید؟ آیا واقعا حرفهای است که از چنین کسی در خصوص من سؤال و آن را تیتر یک روزنامه خود کنید؟ چنین شخصیتی عقبه و آیندهاش مشخص است، آن گاه شما از او مصاحبه میزنید. بعد میگویید چرا با اسطورههای ما چنین برخوردی شد.» دایی همچنین گفت: «شاهدش را در دادگاه میآورم که این مسائل (حمله لیدر به او) اتفاقی نبود. یک لیدر دو ساعت قبل مقابل باشگاه منتظر میماند تا دوستش بیاید و من را بزند. برای آن عکاس متاسفم که در پراید مینشیند و دزدکی عکس حمله لیدر به دایی را میگیرد. آن آقا از کجا میدانست که قرار است چنین اتفاقی بیفتد؟ این مسائل طراحی شده بود. من از حقم دفاع میکنم، اما موقعیتم اجازه نمیدهد که خیلی کارها انجام دهم وگرنه دماغ خیلیها را بگیرم خفه میشوند. موقعیت اجتماعی من اجازه نمیدهد که خیلی کارها را انجام دهم.» علی دایی همچنین با حمایت از برنامه تلویزیونی نود آن را بهترین برنامه ورزشی در ایران نامید و اظهار کرد: «با این که شرایط مملکت ما اجازه نمیدهد، این برنامه خیلی از مسائل را بازگو میکند.» در پایان این نشست علی دایی در مورد این که پرسپولیس در مسابقه این هفته با الوحده امارات در لیگ قهرمانان آسیا با کمبود مهاجم در تیم چه خواهد کرد، بار دیگر عصبانی شد و گفت: «ببخشید! خودم لخت میشوم و داخل زمین میروم. تمام ابزار من همین است. تا چهارشنبه که نمیتوانم شقالقمر کنم. سؤال خوبی نپرسیدید. شما بگویید چه کار کنم؟ میخواهید مسی را به پرسپولیس بیاورم؟»
محمدرضا باهنر، از چهره های شاخص اصولگرايان در مجلس شورای اسلامی، می گويد فتنه آينده که در حال اوج گيری است از درون اصولگرايان شکل خواهد گرفت و افراد این جریان، حوزه های علميه و شريعت را قبول ندارند.محمدرضا باهنر، از چهره های شاخص اصولگرايان در مجلس شورای اسلامی، می گويد فتنه آينده که در حال اوج گيری است از درون اصولگرايان شکل خواهد گرفت و افراد این جریان، حوزه های علميه و شريعت را قبول ندارند. آقای باهنر در نشست دبيران استان های سراسر کشور جمعيت موتلفه اسلامی به تحليل آرايش سياسی در انتخابات آينده پرداخته و گفته است که «جريان دوم خرداد» با حمايت کم و بيش از فتنه، طومار خود را در هم پيچيد اما تفکر اصلاح آنان همچنان در جامعه حضور دارد. جريان دوم خرداد به گروه و احزاب اصلاح طلبی اشاره دارد که پس از انتخابات دوم خرداد ۱۳۸۶ و انتخاب محمد خاتمی به عنوان رييس جمهور اسلامی ايران در صحنه سياسی ايران فعاليت می کردند. آقای باهنر ابراز عقيده کرده که «تفکر اصلاح طلبی در برخی مواقع مخالفت با نظام و حتی زير سوال بردن ايدئولوژی و اسلامی بودن نظام را در دستور کار خود داشته است.» وی در سخنان خود خواستار «باز تعريف» جريان اصولگرايی و روشن کردن «تکليف» گروه های اين گرايش سياسی با جريان و سران فتنه در ايران شده است. رهبران جمهوری اسلامی ايران، شخصيت ها و رسانه های اصولگرا، اصطلاح «فتنه ۸۸» و «سران فتنه» را برای اشاره به اعتراض های خيابانی پس از انتخابات دهم رياست جمهوری و ميرحسين موسوی و مهدی کروبی، رهبران مخالفان، به کار می برند. دبيرکل جامعه اسلامی مهندسين، جريان اصولگرايی را دارای «دامنه وسيعی» دانسته و گفته است که «برخی با تندروی و پرخاش خود را اصولگرا می دانند و عده ای نيز می خواهند مکتب ايرانی را جايگزين مکتب اسلام کنند.» وی با محکوم کردن کسانی که به گفته وی «به بهانه دفاع از ولايت با روحانيت و مرجعيت مشکل دارند» گفته است: «فتنه آينده که در حال اوج گيری است فتنه ای است که می خواهد از درون اصولگرايی در آيد و بگويد اصولگرا است اما حوزه های علميه و شريعت را قبول ندارد.» آقای باهنر افزوده است: «اين فتنه عظيم در حال شکل گيری است، بيان مکتب ايرانی و تفکر ليبرال در مسائل فرهنگی در همين راستا است.» در ماه های اخير گروه های اصولگرا بارها درباره فتنه جديد و «جريان انحراف» در ميان اصولگرايان هشدار داده و نوک پيکان حملات خود را متوجه اطرافيان محمود احمدی نژاد، به ويژه اسفنديار رحيم مشايی، مسئول دفتر رياست جمهوری، کرده اند. آقای مشايی متهم است که با طرح مکتب ايرانی در مقابل مکتب اسلام در جريان همايش ايرانيان خارج از کشور در مردادماه سال جاری و همزمان ايجاد تشکيلات گوناگون و توزيع پول ميان آنها، در صدد است تا نتيجه انتخابات مجلس نهم را رقم زده و سپس نامزد انتخابات رياست جمهوری شود. پيش از اين، فرمانده سپاه صاحب الامر قزوين، در سخنانی نسبت به شکل گيری «جريان انحراف» در ميان اصولگرايان هشدار داده و گفته بود: «جريان انحراف پيچيده تر از فتنه است و با اسم ولايت، ارزش ها، امام زمان و انتظار جلو می آيند و نقاب شان، نقاب مهدويت است.» سالار آبنوش افزوده بود: «اگر مجلس بعد مجلس سالمی نباشد سال ۹۱ فتنه، خونين است زيرا با هم می جنگيم و جريان انحراف سر در می آورد.» در همين زمينه، حبيب الله عسگراولادی، رييس جبهه پيروان خط امام و رهبری، هفته گذشته اعلام کرد که آيت الله علی خامنه ای در بحث انتخابات آينده مجلس شورای اسلامی، برای اصولگرايان يک فهرست را می پسندد. وی با اشاره به «نگرانی» رهبر جمهوری اسلامی از اختلاف ميان اصولگرايان گفته است :«مقام معظم رهبری از چنين موضوعی نگران هستند و می گويند هر بحثی داريد بنشينيد و بين خود مطرح کنيد اما اين بحث ها را رسانه ای نکنيد.» انتخابات مجلس آينده قرار است اواخر سال ۹۰ برگزار شود و انتظار می رود که رقابت اصلی میان گروه های درون جبهه اصولگرایان هوادار رهبر و دولت محمود احمدی نژاد باشد. در حال حاضر، اکثريت مجلس هشتم که دوره آن خرداد سال ۹۱ به پايان می رسد در اختيار اصولگرايان سنتی، هواداران و منتقدان دولت محمود احمدی نژاد است. اصولگرايان سنتی خواهان تصميم گيری جامعتين (جامعه روحانيت مبارز و جامعه مدرسين حوزه علميه قم) برای معرفی فهرست واحد اصولگرايان هستند ولی هواداران دولت به اين روند واکنش منفی نشان داده و احتمال می رود که به صورت مستقل وارد صحنه انتخابات شوند. در همین حال، محمود عباسزاده مشکينی، مديرکل سياسی وزارت کشور، روز شنبه اعلام کرد که به براندازها، اجازه شرکت در انتخابات داده نمی شود. به گزارش خبرگزاری فارس، مديرکل سياسی وزارت کشور در عين حال، گفت که تمام جريانات سياسی مقيد به قانون میتوانند در انتخابات شرکت کنند. وی درباره حضور جريان اصلاحطلب در انتخابات آينده گفت: تمام جريانات سياسی قابل تعريف در چارچوب ساختار و قانون اساسی، چه اصلاحطلب و چه اصولگرا، به صورت طبيعی میتوانند در انتخابات شرکت کنند.
ژاپن روز شنبه اعلام کرد که انفجاری در نیروگاه اتمی «فوکوشیما» در شمال توکیو به وقوع پیوسته است که به گفته رسانه های این کشور، موجب نشت مواد رادیو اکتیو تا فاصله ده کیلومتری محل این نیروگاه شده است.ژاپن روز شنبه اعلام کرد که انفجاری در نیروگاه اتمی «فوکوشیما» در شمال توکیو به وقوع پیوسته است که به گفته رسانه های این کشور، موجب نشت مواد رادیو اکتیو تا فاصله ده کیلومتری محل این نیروگاه شده است. گزارش ها حاکی است که این انفجار موجب فروریختن سقف نیروگاه در محل نگهداری یکی از رآکتورهای ۴۰ ساله این مجموعه شد و دبیر هیئت دولت ژاپن ضمن تأیید این خبر اعلام کرد بهتر است تمامی افرادی که تا شعاع ۱۰ کیلومتری این نیروگاه سکونت دارند، منطقه را تخلیه کنند. هنوز دلیل این انفجار مشخص نیست، اما یکی از مقامات صنعت هستهای ژاپن اعلام کرده که این انفجار به دلیل شعلهور شدن هیدروژن صورت گرفته است که به گفته وی لزوماً موجب نشت رادیو اکتیو مذاب نخواهد شد. به دنبال زلزله سهمگین روز جمعه ژاپن، سامانههای خنک کننده رآکتورهای نیروگاه اتمی «فوکوشیما» از کار افتادند و دولت ژاپن از امکان نشت مقداری از تشعشات رادیو اکتیو اتمی از این نیروگاه و ایجاد پدیده «ذوب اتمی» ابراز نگرانی کرد. نصرت واحدی، استاد فیزیک در آلمان در گفتوگو با رادیو فردا اعلام کرده است که ذوب هستهای زمانی به وقوع میپیوندد که بنا به عللی خنککننده رآکتور از کار بیافتد که همین امر موجب بالا رفتن حرارت درون رآکتور و ذوب شدن لولههای حاوی سوخت اتمی شود. وی افزود که به دنبال ذوب شدن لولههای درون رآکتور سوخت اتمی سوخت اتمی یا همان مواد رادیو اکتیور اورانیوم داخل لولهها نیز که ذوب شده و تبدیل به مواد رادیو اکتیو بسیار خطرناکی شدهاند به داخل رآکتور جاری شده و منفجر خواهد شد. آقای واحدی همچنین تأکید کرد که در صورت وقوع انفجار، مواد رادیواکتیو در زمین و هوا منتشر شده و خاک منطقه را تا میلیونها سال آلوده خواهد کرد. این استاد فیزیک با اشاره به حادثه نیروگاه چرنوبیل اوکراین در سال ۱۹۸۶ که به گفته وی موجب از بین رفتن تمامی موجودات زنده تا شعاع «۳۰ کیلومتری» این نیروگاه شده بود، تأکید کرد که در صورت جاری شدن مواد رادیو اکتیو، امکان وقوع حادثهای مشابه در ژاپن نیز وجود دارد. انفجار نیروگاه اتمی «فوکوشیما» در حالی رخ داده است که پیشتر کارکنان حاضر در نیروگاه به منظور پایین آوردن فشار متراکم در این رآکتور، مقدار اندکی بخار رادیو اکتیو این رآکتور را در هوا تخلیه کردند. دولت ژاپن تا کنون هزاران نفر از ساکنان منطقه را که در شمال توکیو و به فاصله ۲۴۰ کیلومتر از آن قرار دارد از منطقه دور کردهاند. روز جمعه زمين لرزه ای به قدرت ۸.۹ ريشتر در سواحل شمال شرقی ژاپن روی داد که دقايقی بعد به امواج سهمگين سونامی در سواحل اين کشور منجر شد. تاکنون مقامات دولتی کشته شدن ۳۰۰ نفر را تاييد کرده اند، اين در حالی است که رسانه های ژاپن می گويند احتمالا بیش از یک هزار و سیصد نفر کشته شده اند. به گفته مؤسسه ملی ژئوفیزیک ایتالیا، این زلزله، که سهمگینترین زلزله در تاریخ ژاپن به شمار میرود، محور زمین را تا ۲۵ سانتیمتر منحرف کرده و به گفته مرکز مطالعات زمینشناسی آمریکا نیز به دنبال این زلزله، مختصات کشور ژاپن ۲.۴ متر جابجا شده است.
وزيران خارجۀ اتحاديه عرب، امروز شنبه، در نشستی فوق العاده در قاهره، موضوع برقرای منطقه پرواز ممنوع برفراز ليبی را بررسی می کنند. عمرو موسی، دبيرکل اتحاديه عرب، در مصاحبه ای با هفته نامه آلمانی اشپيگل، خواهان برقراری منطقه پرواز ممنوع برفراز ليبی شد. به دليل خشونتی که معمر قذافی، رهبر ليبی، در سرکوبی مخالفان به کار برده است اتحادیۀ عرب عضويت ليبی را در اين سازمان به حال تعليق درآورده است.
مقام های ژاپن می گويند شمار قرابانيان زلزله و سونامی در اين کشور به حداقل ۷۰۰ نفر رسيده است. يوکيو ادانو، سخنگوی دولت ژاپن روز شنبه گفت که احتمال دارد شمار قربانيان به بيش از يک هزار نفر هم برسد. بر اساس گزارش ها، هزاران خانه بر اثر سونامی در ژاپن نابود شده است.
رابرت گيتس، وزير دفاع آمريکا، امروز شنبه، در منامه پايتخت بحرين، با پادشاه و ديگر مقامات بلندپايه اين کشور ديدار و گفت و گو می کند. به گزارش خبرگزاری ها، انتظار می رود وزير دفاع آمريکا مقامات بحرينی را به گفت و گو و مذاکرات بيشتر با مخالفان ترغيب کند ضمن آن که آنان را از حمايت آمريکا مطمئن می سازد. و مرکز ناوگان پنجم آمريکا در بحرين قرار دارد. بحرين، در هفته های اخير، صحنه تظاهرات و تجمعات اعتراضی ِ پيوستۀِ مخالفان است که برخی از آنان خواستار کناره گيری پادشاه اين کشور هستند.
روزنامههای شنبه ایران خبر دادهاند که مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی با انتشار یک گزارش، بخشهایی از «تخلفهای دولت در لایحه بودجه سال ۹۰» را اعلام کرده است. واکنشها به «فحاشی و هتک حرمت اشخاص از سوی نیروهای حزباللهی» و «بازداشت ۶ هزار نفر طی یک روز» به اتهام «عضویت در شرکتهای هرمی» نیز در شمار گزارشهایی هستند که در صفحه نخست اغلب روزنامههای ۲۱ اسفندماه منتشر شده است.روزنامههای شنبه ایران خبر دادهاند که مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی با انتشار یک گزارش، بخشهایی از «تخلفهای دولت در لایحه بودجه سال ۹۰» را اعلام کرده است. واکنشها به «فحاشی و هتک حرمت اشخاص از سوی نیروهای حزباللهی» و «بازداشت ۶ هزار نفر طی یک روز» به اتهام «عضویت در شرکتهای هرمی» نیز در شمار گزارشهایی هستند که در صفحه نخست اغلب روزنامههای ۲۱ اسفندماه منتشر شده است. تحلیلی در این باره که «آینده سیاسی هاشمی رفسنجانی چه خواهد شد» و آمارهایی از وضعیت نامناسب ایران در شاخصهایی چون «ضریب نفوذ پهنای باند اینترنت، ضریب نفوذ اینترنت و ضریب نفوذ تلفن همراه» نیز از جمله عناوین روزنامههای شنبه ایران است. گزارش مرکز پژوهشهای مجلس از تخلفهای دولت در لایحه بودجه سال ۹۰ روزنامههای جهان صنعت، دنیای اقتصاد، جمهوری اسلامی و آرمان گزارش مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی از «تخلف دولت محمود احمدینژاد در لایحه بودجه سال ۹۰» را منتشر کردهاند. روزنامه جهان صنعت ضمن انتشار این گزارش در تیتر نخست شماره شنبه نوشته است که «در لایحه بودجه سال ۱۳۹۰ دولت، نام هیچ شرکت زیاندهی درج نشده است و ۱۱۳ شرکت زیانده سال ۸۹ به صورت صوری بهخلاف قواعد بودجهریزی در شرکتهای سودده ثبت شدهاند»، اما «کمک زیان به این شرکتها در جدول اعتبارات متفرقه درج شده است». مرکز پژوهشهای مجلس تاکید کرده است که این کار دولت «باعث شده است که میزان کمک زیان به هر یک از شرکتهای دولتی زیانده به ویژه سازمان صداوسیما مشخص نباشد و ارقام دوبار منظور شده بین دولت و شرکتهای دولتی مخدوش شود». این تخلف دولت در حالی صورت گرفته است که بنابر اعلام مرکزی پژوهشهای مجلس «بودجه شرکتهای دولتی در لایحه سال ۱۳۹۰ نسبت به سال گذشته بیش از ۴۳ درصد رشد داشته و مانند سال گذشته حدود ۲ برابر بودجه عمومی دولت است». علاوه بر این روزنامه جهان صنعت به نقل از مرکز پژوهشهای مجلس نوشته است که «نحوه درج بودجه قانون هدفمند کردن یارانهها و تحقق میزان پیشنهادی آن به عنوان درآمد شرکت سازمان هدفمندسازی یارانهها دچار ابهام است» و رقم ذکر شده در آن «با توجه به منابع در دسترس باید تعدیل شود و حداقل منابع آن در بودجه شرکتهای دولتی شفاف شود». روزنامه دنیای اقتصاد در همین خصوص نوشته است که مرکز پژوهشهای مجلس با «بررسی منابع و شاخصهای مالی لایحه بودجه سال ۹۰» به این نتیجه رسیده است که «انضباط مالی و بودجهای دولت نسبت به سالهای گذشته بهتر نشده و در نتیجه کسری بودجه در سال آینده دور از انتظار نیست». این روزنامه همچنین از احتمال قرائت «گزارش تخلفات ۹ ماهه وزارت نفت از بودجه ۸۹» در مجلس خبر داده و نوشته است که مجلس شورای اسلامی هفته آینده قرائت گزارش کمیسیون انرژی درباره عملکرد ۹ ماهه وزارت نفت در بند چهار ماده واحده قانون بودجه سال ۱۳۸۹ کل کشور را در دستور کار دارد. پیشتر روزنامههای چهارشنبه ۴ اسفندماه از قول حمیدرضا کاتوزیان، رئیس کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی، خبر داده بودند که «گزارش تخلف ۱۱ میلیارد دلاری دولت از بودجه ۸۹» در هفته دوم اسفندماه در صحن مجلس قرائت میشود، اما این گزارش به دلایل «ناگفته» در زمان مقرر قرائت نشد. روزنامه مردمسالاری اما همان روز از قول حمیدرضا کاتوزیان خبر داده بود که بررسی کمیسیون انرژی مجلس نشان میدهد که «دولت محمود احمدینژاد نزدیک به ۱۱ میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار دریافتی خود از فروش نفت خام را که باید به حساب ذخیره ارزی واریز میشد، به این حساب واریز نکرده است». واکنشها به «فحاشی و هتک حرمت اشخاص از سوی نیروهای حزباللهی» واکنشهای اعتراضآمیز «بداخلاقی، فحاشی و هتک حرمت اشخاص از سوی نیروهای حزباللهی» در روزنامههای شنبه بازتاب گستردهای داشته است. به دنبال پخش فیلم حمله و فحاشی شماری از اعضای بسیج به فائزه هاشمی در شهر ری و گسترش اعتراضات به چنین رفتاری، روزنامههای وابسته به جناح حاکم در شماره ۲۱ اسفندماه خود از قول آیتالله خامنهای نوشتهاند که «هر گونه هتک حرمت، رفتارهای غیراخلاقی و توهینآمیز خلاف شرع است و خدا را خشمگین میسازد». روزنامه خبر در این خصوص از قول رهبر جمهوری اسلامی نوشته است که «من این مسائل غیراخلاقی را قاطعانه و به طور کامل رد میکنم و نباید انجام شود». روزنامه کیهان که تحت نظر نماینده آیتالله خامنهای اداره میشود و خود به استفاده از ادبیاتی توهینآمیز علیه منتقدان و مخالفان شهرت دارد و حتی طی چند هفته اخیر نیز مخالفان را «مورچه» و «اراذل و اوباش» خوانده بود، در شماره شنبه خود از قول رهبر جمهوری اسلامی نوشته است که «نقد باید مستدل باشد، هتاکی و اهانت غلط اندر غلط است». روزنامه تهران امروز ضمن انتشار اظهارات آیتالله خامنهای در سرمقالهای با تیتر «چند نفر را جذب کردی برادر؟» با اشاره به گسترش استفاده «برادران حزباللهی» و «مدعیان ولایی بودن» از «بداخلاقی سیاسی، توهین، و هتک حرمت اشخاص» آن را روشی بیسرانجام توصیف کرده و خطاب به «برادران حزباللهی» نوشته است که «هیچکس تاکنون دیده یا شنیده کسی با فحش و ناسزا و تحقیر و توهین توانسته باشد فردی یا افرادی را جلب خودش یا جذب ایده و فکری کند؟!». این روزنامه همچنین طی یادداشت دیگری با عنوان «چه باید کرد؟» نوشته است که «اشاعه رفتارها و سخنان نادرست و غیرشرعی از خطراتی است که میتوان از چند منظر به آن نگریست و وظایف نهادها و تشکلهای قانونی، اجتماعی را درباره آن برشمرد». تهران امروز همچنین چهار راه را به عنوان «راه مقابله و پیشگیری از این پدیده نوظهور» به مقامهای حکومتی پیشنهاد کرده و نوشته است که آنها باید با «تداوم هشدارها و انذارها از رسانههای عمومی و مقبول کشور»، «برجسته ساختن الگوهای فردی، گروهی، رفتاری و گفتاری»، «تقویت بسترهای نقد و نظر و توجه بیشتر به تریبونهای گروهی» برای کاهش بداخلاقی و هتک حرمت نیروهای جناح حاکم استفاده کنند و البته تاکید کرده است که «برخورد مناسب قضایی با شمار قلیلی که پشت شعارهای خود اهداف دیگری دارند» هم باید در دستور کار قوه قضائیه قرار گیرد. این روزنامه همچنین از قول حسین فدایی، دبیرکل جمعیت ایثارگران، یکی از گروههای اصلی جناح حاکم نوشته است که «مدعیان پیروی از ولایت فقیه در حال اشتباهات فاحشی در این زمینه هستند». همزمان روزنامههای آرمان و جمهوری اسلامی سخنان آیتالله امامی کاشانی در نماز جمعه تهران را درباره خطرات گسترش هتک حرمت و فحاشی از سوی نیروهای حزباللهی مورد توجه قرار داده و از قول وی نوشتهاند که «ننگ این بیاخلاقیها دامن نظام را میگیرد». روزنامه مردمسالاری نیز در گزارشی مفصل «دیدگاه صاحبنظران و فعالان سیاسی در مورد پرهیز از فضای اهانت و هتک حرمت» را منتشر کرده و نوشته است که «باید برخی تندرویها را تعدیل کنیم». «آینده سیاسی هاشمی رفسنجانی چه خواهد شد» چند روز پس از کنار گذاشتن اکبر هاشمی رفسنجانی از «ریاست مجلس خبرگان رهبری»، صادق زیباکلام طی سرمقالهای با عنوان «آینده هاشمی چه خواهد شد؟» در روزنامه آرمان نوشته است که «بعید به نظر میرسد که فشار علیه هاشمی بعد از کنار رفتن او از ریاست مجلس خبرگان متوقف شده یا کاهش پیدا کند». سرمقالهنویس روزنامه آرمان با اشاره به این که «مسئله با هاشمی نه به واسطه ریاستش بر کرسی مجلس خبرگان بود و نه بر سر ریاستش بر مجمع تشخیص» تاکید کرده است که «موضعگیری ونحوه تعامل هاشمی رفسنجانی با بدنه اجرایی کشور نه تنها بقاء ایشان در گرو این فرآیند است، بلکه در سطحی گستردهتر، آینده سیاسی آقای هاشمی بستگی به روند فوق دارد». این روزنامه نوشته است که «اگر هاشمی بر سر موضعگیریهایی که از ۲۲ خرداد ۸۸ به این سو اتخاذ کرده، این روش را ادامه دهد، روند نگاه به وی به همین منوال ادامه خواهد یافت» و «برعکس اگر مشارالیه بر موضعگیری منتقدانهاش پایان دهد، بالطبع فشارها علیه وی متوقف خواهد شد، هتاکان و متعرضین به فائزه هاشمی مجازات خواهند شد و مسئله دانشگاه آزاد نیز حل و فصل میگردد». سرمقالهنویس روزنامه آرمان تاکید کرده است که «آینده هاشمی فیالواقع و در عمل بستگی به موضعگیری خود وی دارد» و نوشته است که «همه شواهد و قراین موجود حکایت از آن دارد که مناسبات و وضعیت هاشمی با جناح پیروز در انتخابات ۲۲ خرداد بهبودی کامل نخواهد یافت». صادق زیباکلام با یادآوری این که «هاشمی در عمل نمیتواند مهر سکوت بر لب زده و زنهار و هشدار نداده و انتقاد نکند» نوشته است که «هاشمی مجبور است برای مصالح بلندمدتتر نظام همچنان هشدار و زنهار بدهد. بالطبع این موضعگیری باعث تداوم کدورت میان ایشان و منتقدانش خواهد شد و بنابراین وضعیتی که برقرار بوده احتمالا همچنان ادامه خواهد یافت» و اما «تنها نقطه امیدواری آن است که برخی دیگر از مسئولان، چهرهها و شخصیتهای دلسوز نظام نیز همچون آقای هاشمی پای پیش گذارده و دستکم در خلوت برخی از مشکلات و مسائل کشور» را با جناح حاکم در میان بگذارند. بازداشت ۶ هزار نفر در یک روز به اتهام «عضویت در شرکتهای هرمی» اغلب روزنامههای شنبه گزارشهایی درباره «برخورد و پلمب ۳۱۳ شرکت هرمی در تهران» منتشر کرده، اما روزنامه کیهان علاوه بر انتشار این خبر نوشته است که «۶ هزار نفر» در جریان «پلمب ۳۱۳ دفتر شرکت هرمی» طی یک روز دستگیر شدهاند. این روزنامه از قول «معاون اقتصادی وزارت اطلاعات» نوشته است که «ماموران این وزارتخانه با همکاری ماموران شهرداری تهران و نیروی انتظامی» روز پنجشنبه طی عملیاتی در ۱۴۰ نقطه شهر تهران «بیش از ۶ هزار نفر از اعضای فریبخورده شرکتهای هرمی را دستگیر کردند». کیهان نوشته است که در عملیات علیه شرکتهای هرمی در تهران دستکم یک هزار نفر از مأموران نیروی انتظامی و وزارت اطلاعات در کنار ۱۰۰ نفر از نیروهای آموزشدیده معاونت اجتماعی شهرداری تهران شرکت داشتند، و شماری از ۶ هزار نفر بازداشت شده در این عملیات به زندان رجاییشهر کرج و تعدادی دیگر به زندان اوین تهران منتقل شدهاند. به نوشته این روزنامه، «۲۰ نفر از ۶ هزار» بازداشتی روز پنجشنبه از «سرشاخههای اصلی کوئست در تهران» هستند، و شماری از بازداشتشدگان روز پنجشنبه نیز با سپردن تعهد آزاد شدهاند. روزنامه رسالت دیگر روزنامه وابسته به جناح حاکم اما شمار بازداشتشدگان را ۲۰۰ نفر اعلام کرده و نوشته است که «در عملیات مشترک وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی ۳۰۰ دفتر شرکت هرمی کوئست در تهران متلاشی و علاوه بر اعضاء، ۲۰۰ نفر از سرشاخههای کوئست بازداشت شدند». این روزنامه مدعی شده است که «۶ هزار نفر از مالباختگان و فریبخوردگان این دفاتر به خانوادههایشان تحویل داده شدهاند». ضریب نفوذ پهنای باند اینترنت در دنیا ۶۰ درصد و «در ایران ۱. ۴ درصد» است روزنامه خراسان اظهارات مدیرعامل شرکت مخابرات در «انتقاد از جایگاه پایین فناوری اطلاعات در ایران» را مورد توجه قرار داده و از قول وی نوشته است که «در حال حاضر ضریب نفوذ پهنای باند اینترنت در دنیا به طور متوسط ۶۰ درصد و در ایران تنها ۱. ۴ درصد است و بدیهی است که با این وضعیت در بحث دولت الکترونیک، بانکداری الکترونیک و تجارت الکترونیک امکان توسعه مطلوب را نخواهیم داشت». به نوشته این روزنامه، صابر فیضی همچنین گفته است که «اگر پهنای باند مناسبی در کشور نداشته باشیم، به طور قطع در بحث تجارت الکترونیکی با مشکل مواجه خواهیم بود، و برای تحقق دولت الکترونیک نیز به افزایش پهنای باند و افزایش سرعت اینترنت نیاز داریم و این دو عامل به عنوان دو زیرساخت بسیار مهم تلقی میشود که باید در کشور فراهم شود». مدیرعامل شرکت مخابرات تاکید کرده است که «علاوه بر درصد پایین ضریب نفوذ پهنای باند اینترنت کشور، در برخی شاخصهای دیگر فناوری اطلاعات نیز در وضعیت مناسبی قرار نداریم، به نحوی که بر اساس شاخصهای ITU، ضریب نفوذ تلفن همراه در دنیا ۱۵۰ درصد است، در حالی که این میزان در ایران ۷۱ درصد است و در همین حال ضریب نفوذ اینترنت در دنیا ۱۰۰ درصد است، اما ضریب نفوذ اینترنت در ایران تنها ۲۷. ۵ درصد است». روزنامه خراسان نوشته است که مدیرعامل شرکت مخابرات از محتوای پیامهای کوتاه تلفنی یا همان اس. ام. اس در ایران نیز انتقاد کرده و گفته است که «در هر ثانیه ۲۰۰ هزار پیامک در دنیا رد و بدل میشود که دارای محتوای فرهنگی و اقتصادی است، اما این محتوا در ایران به فکاهی تعلق دارد».
در پی انفجار در مجتمع يکی از راکتورهای نيروگاه اتمی فوکوشيما در ژاپن، دود سفيد رنگی از اين ساختمان برخاست و بخشی از ديوار آن فرو ريخت. راديو و تلويزيون «ان اچ کی» خبر داد که بر اثر انفجار در نيروگاه اتمی فوکوشيما، چند تن از کارگران زخمی شده اند. هنوز روشن نيست که قلب نيروگاه هسته ای در اين ساختمان قرار داشته است يا نه. مقامات ژاپنی می گويند به دليل از کار افتادن سيستم خنک کننده نيروگاه، احتمال دارد رآکتور هسته ای نيروگاه، ذوب شده باشد. پيشتر گزارش شده بود که در پی وقوع زمينلرزه در ژاپن، تشعشعات اتمی در اين نيروگاه اتمی تا سطح غيرعادی افزايش يافته است. به گزارش خبرگزاری کيودوی ژاپن، آژانس ايمنی هسته ای اين کشور خبر داده بود که تشعشعات اتمی در اطراف اين نيروگاه به هزار برابر بيش از اندازه معمولی رسيده است. نيروگاه فوکوشيما در ۲۵۰ کيلومتری توکيو، پايتخت ژاپن، قرار دارد.
محمدرضا ملکيان، از اعضای ستاد انتخاباتی مير حسين موسوی در مازندران، و ايمان صديقی، از اعضای ستاد دانشجويی مهدی کروبی در اين استان، با سپردن وثيقه ۵۰ ميليون و ۳۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شدند. به گزارش وبسايت دانشجو نيوز، اتهام آقای ملکيان، اقدام عليه امنيت ملی و ارتباط با بيگانگان برای براندازی نظام جمهوری اسلامی و اتهام ايمان صديقی نيز اقدام عليه امنيتی ملی و تحريک مردم به تظاهرات و ايجاد اغتشاش و تبليغ عليه نظام ذکر شده است. پس از آغاز اعتراض ها به نتايج انتخابات رياست جمهوری سال گذشته، صدها نفر از معترضان بازداشت و زندانی شده اند.
امواج سهمگین سونامی که در پی زلزله مهیب ژاپن پدید آمد، اینک به سواحل غربی ایالات متحده و آمریکای جنوبی رسیده است. به گزارش خبرگزاری رویترز، هزاران تن از ساکنان ایالت کالیفرنیا، روز جمعه از بیم سونامی خانههای خود را ترک کردند. امواج سونامی در دو شهر کرسنت و سنتا کروز در ایالت کالیفرنیا، خساراتی بر جای گذاشته است. همچنین به گفته مقامهای شیلیایی، اگرچه از شدت امواج سونامی پس از طی کردن اقیانوس آرام تا اندازهای کاسته شده است، اما خطر سیل ناشی از امواج سونامی، همچنان آمریکای جنوبی را تهدید میکند. ساعاتی پس از زلزله روز جمعه در ژاپن، صلیب سرخ جهانی به ساکنان کشورهای منطقه اقیانوس آرام هشدار سونامی داد.
روز جمعه صدها تظاهرکننده در شهر عمدتا شیعهنشین قطیف، در شرق عربستان، در خیابانها تجمع کردند و با سر دادن شعارهایی، خواستار برابری میان شیعیان و سنیها در این کشور شدند. اما در ریاض، پایتخت این کشور، صدها مامور پلیس با برپا کردن پستهای بازرسی، از برگزاری تجمع جلوگیری کردند. به گزارش آسوشیتدپرس از ریاض، نیروهای پلیس خیابانهای اطراف مسجد جامع، محل برگزاری نماز جمعه، را بستند و پس از پایان نماز به بازرسی از شمار زیادی از خودروها پرداختند. دولت عربستان سعودی هفته گذشته برپایی تظاهرات را ممنوع اعلام کرد.
به گفته منابع نظامی اسرائیل، بامداد امروز (شنبه) یک فلسطینی با حمله به یک بانک در شهرکی یهودینشین در کرانه باختری، پنج نفر را به قتل رساند. به گزارش رسانههای اسرائیلی، قربانیان پدر و مادر و سه کودک یک خانواده بودهاند. ارتش اسرائیل میگوید جستوجو برای یافتن فرد حملهکننده را آغاز کرده است.
تظاهرات مخالفان در بحرین روز جمعه به خشونت کشیده شد و نیروهای امنیتی با شلیک گلولههای پلاستیکی و پرتاب گاز اشکآور، تظاهراتکنندگان را پراکنده کردند. به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، ساعتی پس از تجمع مخالفان در نزدیکی کاخ سلطنتی در منامه، پایتخت بحرین، بین شیعیان مخالف از یک سو و نیروهای امنیتی و سنیهای طرفدار حکومت از سوی دیگر، درگیریهایی روی داد. مخالفان، که بیشتر آنها را شیعیان بحرین تشکیل میدهند ، خواهان کنارهگیری "حمد بن عیسی آل خلیفه" پادشاه بحرین هستند.
در پی وقوع سونامی و زمینلرزه در ژاپن، تشعشعات اتمی در اطراف یک نیروگاه هستهای در شمال این کشور تا سطحی غیرعادی افزایش یافته است. به گزارش خبرگزاری کیودوی ژاپن، آژانس ایمنی هستهای این کشور تایید کرده است که تشعشعات اتمی در اطراف این نیروگاه به هزار برابر بیش از اندازه معمولی رسیده است. نائوتو کان، نخست وزیر ژاپن، جمعهشب دستور داد ساکنان مناطق اطراف نیروگاه اتمی "دای چی" به مناطقی دستکم ده کیلومتر دورتر منتقل شوند. بزرگترین زمینلرزه و سونامی ژاپن، تاکنون صدها کشته و ناپدید برجای گذاشته است.
معاون رئیس جمهوری آمریکا مقامهای مولداوی را تشویق کرد تا مبارزه با فساد را ادامه دهند و اصلاحات دموکراتیک در این کشور را تکمیل کنند. جو بایدن، معاون رئیس جمهوری آمریکا که به اروپا سفر کرده است، روز جمعه در کی شیناف، پایتخت مولداوی، گفت: واشینگتن قویا از اصلاحات سیاسی و اقتصادی حمایت میکند. آقای بایدن همچنین با اشاره به منطقه جداییخواه ترانس دنیستر (Transdniester) در مرز با اوکراین گفت: آینده این منطقه در مولداوی است و آینده مولداوی در اروپاست.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر