-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ فروردین ۳, چهارشنبه

Latest News from Iran Green Voice for 03/23/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



مادر مهدی محمودیان، روزنامه نگار زندانی و از افشاگرانِ اولیۀ بازداشتگاه کهریزک، طی نامه ای سرگشاده به مقامات قضایی و امنیتی کشور، ضمن ابراز تاسف از وضع موجود و اقدامات حاکمیت فعلی، گوشه ای فشارها و تهدیداتِ وارده از سوی حکومت علیه خانواده های زندانیان سیاسی را بازگو کرد.

به گزارش جرس، فاطمه الوندی در نامه خود به مقامات ارشد قضایی و امنیتی کشور می نویسد :

با سلام خدمت آقایانی که متاسفانه امروز مسئولیت قضا و امنیت کشور را بر عهده دارند.

نمی دانم این حرفها را خطاب به چه کسی می گویم چون دیگر به هیچ کدامتان ایمان ندارم.شما ها در این مدت با من پیرزن بیسواد و فرزندم کاری کردید که بدون نیاز به درس و دانشگاه و سر درآوردن از سیاست فهمیدم که به هیچ چیز معتقد نیستید نه خدا،نه دین و نه پیغمبر و هر کاری می کنید برای فریب مردم و حفظ ریاست و حکومت خودتان است و برای حفظ این چیزها هر کاری می کنید.مثلا به مردم می گویید قران بخوانید و دور هم جمع شوید و هیئت راه بیندازید و این کارها خیلی ثواب دارد.اما وقتی من و چند مادر و همسری که عزیزشان اسیر دستهای شماست برای دلگرمی و آرامشان قلبمان دور هم جمع می شویم و قران می خوانیم ما را تهدید می کنید که این کار را نکنیم و الا ما را دستگیر می کنید.

یا وقتی قرار شد این افراد منزل ما جمع شوند و با هم قران بخوانیم دیگر احترام به مهمان و اینکه پیامبر گفته اند که مهمان حبیب خداست را فراموش کردید و با تهدید من پیرزن را وادار کردید که شرمنده این مادر و همسران دلشکسته شوم و به آنها تلفن بزنم که به خانه من نیایید و الا به جرم خواندن قران دستگیرتان می کنند. آخ کاش می فهمیدید که چقدر خجالت کشیدم. بعد هم برای ترساندن بیشتر من پیرزن را به اطلاعاتتان احضار می کنید و البته با چرب زبانی سعی می کنید مرا بترسانید که مصاحبه نکنم و الا با من و پسر زندانی ام چه که نمی کنید.

حالا فهمیدید چرا می گویم دین ندارید؟ به دلیل همین کارهایتان من بیسواد فهمیدم که اگر از قرآن و دین دم می زنید فقط برای سرگرم کردن مردم و راحتتر حکومت کردن خودتان است و اگر ذره ای شک کنید که شاید در این جلسه ها حرفی زده شود که به میل شما نباشد دیگر کاری به قرآن و چیز دیگرش ندارید و آنرا تعطیل می کنید.
حالا تازه دارم به معنای حرفهای پسر قهرمان و انسان دوستم که اسیر دستهای شماست پی می برم. حرفهایی که او هر وقت میگفت ما قبول نمی کردیم و حالا با اسارتش و شکنجه هایی که تا امروز تحمل کرده چشم و گوش همه ما را باز کرد و همه فهمیدیم که مهدی راست می گفت و او خیلی زودتر از ما این چیزها را فهمیده بود.

آقای دادستانی که وقتی از شما سئوال می کنم مگر بچه ندارید که حال مرا بفهمید؟ می گویید "بچه دارم، خوبشم دارم" و با کبر و غرور می گویی خواستی جلوی بچه ات را بگیری تا نه بچه ات به این روز بیفتد نه خودت. حالا من بدون کبر و غرور به شما می گویم که آقا این حرف را به کسی می گویند که بچه اش دزد و قاچاق چی و قاتل است نه بچه من و هزاران نفر بهتر از او که همه دکتر و مهندس و معلم و دانشجو و روزنامه نگار یا بقول ما بیسوادها همه آدم حسابی هستند. در ضمن آقای دادستان شما که خیلی اهل تربیت کردن هستید خبر دارید بعضی از زندانیان شما که دانشجو هستند و قرار شده بود طبق قانون درسشان را بخوانند و بروند امتحانشان را بدهند، جلوی این کارشان را شما یا دوستانتان گرفته اید؟ خبر دارید پسر من و بعضی دیگر از زندانیهای شما حتی کتاب و روزنامه هم ندارند؟ خب من و پدر کارگر و بیسواد مهدی و صدها پدر و مادر کارگر و بیسواد دیگر که با هر سختی که شده و بهر امید فرزندانمان را به مدرسه و دانشگاه فرستادیم بی عرضه بودیم آیا شما روش تربیتی تان این است که این بچه را از درس و مشق و کتاب و قلم جدا کنید؟ البته بعید میدانم اینطور باشد چون هر وقت به دادسرا آمدم و کاری داشتم می گفتند کارمندان تان -چه زن و چه مرد که چندان هم از من جوانتر نیستند- رفته اند دانشگاه یا امتحان دارند. خب شما که کارمندان میانسالتان را هر طور شده به دانشگاه می فرستید تا شاید حقوق بازنشستگیشان افزایش یابد، بعید است فکر تحصیل و درس و کتاب بچه های ما نباشید. مگر اینکه فکر کنید این جوانهایی که امروز در زندان شما هستند جای آنها را تنگ کرده بودند و برای رفع این مشکل فعلا جلوی درس و کتاب آنها را گرفته اید.
حالا فهمیدید چرا می گویم نه به دین اعتقاد دارید نه قران، نه پیغمبر، چون اگر اینطور بود سفارش خدا و پیغمبرش برای کسب علم و دانش را زیر پا نمی گذاشتید و با این جوانها اینطور رفتار نمی کردید.

آقایان اطلاعاتی و همه کسانی که بچه های ما اسیر زندانهای شما هستند و همه آنهایی که از تقلب و دروغ بیزارید از این دسته گل تازه تان در زندان رجایی شهر خبر دارید؟ می دانید وقتی بچه های ما حاضر به اعتراف به کار نکرده نمی شوند عوامل شما در یک فرصت مناسب یک موبایل با عکسها و فیلمهای غیراخلاقی در وسایل آنها می گذارند تا با این کار باعث بردن آبروی آنها و وادار کردن آنها به اعترافهای دروغین شوند؟ دیگر نمی گویم دین ندارید از شما می پرسم آیا عمروعاص را می شناسید؟

خیلی حرف برای گفتن دارم اما گفتم شاید با همین حرفها سر عقل بیایید و کمی رفتارهایتان را اصلاح کنید و برای فرزند من و بقیه زندانیها که مادر پیر و زن جوان و فرزند کوچک دارند شرایطی فراهم کنید که بتوانند به سر خانه و زندگی شان برگردنند اما اگر باز هم به این روشهای غیر دینی و غیر اخلاقی خود در برخورد با پسر من و دیگر زندانیها ادامه دهید من باز هم از این نامه ها برایتان می نویسم. چون غیر از این دیگر کاری از دستم برنمی آید که برای پسرم که اسیر دستهای شماست انجام دهم.

فاطمه الوندی، اول فروردین هزار و سیصد و نود


 


ندای سبز آزادی: محسن صفایی فراهانی، بعد از پنج ماه مراقبت ویژه ی امنیتی و پزشکی امروز به منزل خود انتقال یافت.

به گزارش کلمه، مهندس محسن صفایی فراهانی، که از پاییز سال گذشته در بیمارستان قلب تحت حفاظت نیروهای امنیتی بستری بود، امروز به منزل خود منتقل شد.

این نماینده مجلس ششم بعد از حدود پنج ماه که در بیمارستان بستری بود اجازه ی مرخصی یافت و امروز پس از بهبودی نسبی برای تعطیلات نوروز به خانه آمد.

وی که از شاکیان پرونده ی سردار مشفق و کودتای انتخاباتی است تابستان گذشته، علیرغم شرایط بحرانی جسمی به زندان بازگردانده و سپس به بیمارستان منتقل شده بود.


 



 


ندای سبز آزادی: بلافاصله پس از اعلام نام سال 1390 خورشیدی از سوی آیت‌الله خامنه‌ای، لوگوی نام آن برهمه شبکه‌های درون مرزی و برون‌مرزی صداو سیمای جمهوری اسلامی دیده شد. اکنون بیلبوردهای بسیاری در سطح شهر تهران و دیگر شهرهای ایران به چشم‌می‌خورد که نام این سال به همراه تصویر رهبر جمهوری اسلامی بر آن چاپ شده است.
سایت‌های وابسته به حکومت در روزهای فقدان روزنامه‌ها و نشریات شروع به انتشار مطالبی در این مورد کرده‌اند و تلویزیون هم برنامه‌هایی را به این موضوع اختصاص داده است. بعد از پایان تعطیلات نورورز هم این موضوع محور گفت‌وگوها و مقالات و یادداشت‌های بسیاری در نشریات حکومتی و حتی غیر حکومتی از منظری دیگر خواهد شد.

انتخاب سال 90 به عنوان سال جهاد اقتصادی از سوی حکومت از همان نخستین ساعت آغاز سال نو در طیف‌های مختلف بحث‌های بسیاری را به‌وجود آورد.
با توجه به آغاز برنامه حذف یارانه‌ها از سوی دولت کودتا و تورم ناشی از آن که پیش‌بینی می‌شود در سال 90 چند برابر شود، اعلام این نام گویای موارد بسیاری‌ست.
آیت‌الله خامنه‌ای از ابتدای حضور احمدی‌نژاد در دولت همواره مدافع او بوده است و این موضوع را به کرات و به شکل‌های گوناگون ابراز کرده است. بارها از مسوولان نظام خواسته است که دولت را در اجرای برنامه‌هایش یاری دهند و حتی اشتباهات دولت را با بلندنظری بخشیده و آن را ناشی از تازه‌کار بودنش دانسته است. امری که هرگز در دفاع از دیگر روسای جمهور دوران رهبری او و به ویژه در دوران اصلاحات نه تنها رخ نداد بلکه پیکان انتقاد ایشان همواره دولت سید محمد خاتمی را نشانه می‌گرفت و هرگز از کسانی که در آن دوران به طور مداوم، به کرات و به قولی هر 9 روز یک‌بار برای دولت اصلاحات بحران ایجاد می‌کردند انتقادی نشد.
به همین دلیل نخستین فکری که در ذهن‌ها پس از اعلام نام امسال از سوی آیت‌الله خامنه‌ای درخشید این بود: برنامه‌های اقتصادی احمدی‌نژاد قرار است فشار بیشتری را بهم ردم وارد آورد. تورم پیش‌بینی شده واقعیت دارد و رهبر جمهوری اسلامی خود وارد میدان شده تا اینگونه به حمایت از احمدی‌نژاد و برنامه حذف یارانه‌ها برخیزد.
پس از این اعلام،به نظر می‌رسد همه قوا به شکل برنامه‌ریزی‌شده‌ای به حمایت از این موضوع پرداختتند.
نمایندگان حامی دولت با بیان اینکه جهت‌گیری بودجه 90 به سمت بخش خصوصی‌و ورود مردم به فعالیت‌های اقتصادی‌ست، مجلس را آماده همراهی با دولت اعلام کردند.
بسیاری اعلام کردند که جهاد اقتصادي بهترين نامي است كه براي امسال انتخاب شده است، زيرا مي‌تواند فضايي را ايجاد كند كه پس از 30 سال از زيرساخت‌هاي فراهم شده در جهت توسعه اقتصادي بهره ‌برداري شود.
جالب اینجاست که رویکرد فعالیت‌های اقتصادی دولت به سمت بخش خصوصی،با در نظر گرفتن رونق اشتغال و رفاه مردم بوده است. در حالی که طبق آمار و گزارش‌ها فعالیت بخش خصوصی واقعی و نه شرکت‌های وابسته به سپاه پاسداران در چند سال گذشته نه تنها کاهش یافته بلکه به دلیل وضعیت بد اقتصادی وتورم بیش از اندازه، مردم رفاه کمتری نسبت به گذشته دارند و هر سال عده بیشتری به زیر خط فقر رفته‌اند.
از سویی به نظر می‌رسد دولت کودتا با تمام توان از همان روز ابتدای سال از طریق برنامه‌های تلویزیونی و برخی سایت‌های اینترنتی که پس از تعطیلات نورزو روزنامه‌ها هم به آن اضافه خواهد شد سعی دار دبه مردم آموزش حسابگری در روزهای بی‌پولی بدهد.
بدین‌ترتیب به احتمال زیاد نه تنها به زودی شاهد این خواهیم بود که بخش‌های دولتی با شعار خصوصی‌سازی بیش از پیش در اختیار سپاه قرار گیرد بلکه باید منتظر تورم بیشتر و فقر روزافزون مردم ایران در سال 90 باشیم.
از سویی این گمان هم می‌رود در سالی که آن را سال جهاد اقتصادی نام نهاده‌اند، به دلیل وضعیت اقتصادی رو به بحران، شاهد اعتراض و جهادی دیگر از سوی مردم علیه دولت کودتا و حاکمان مدافع آن باشیم.
 


 


ندای سبز آزادی: سال 1389، سال نامه ها بود. نامه هایی که گیرندگانشان نه امروزیان که اهالی نسل فردا هستند. نامه هایی که اگرچه نویسندگانشان به بند و زنجیر و زندان مبتلا بودند اما خودشان رهایی را فریاد کردند و آزادگی را. نامه هایی که حالا دیگر تنها نامه نیستند. سندند. اسنادی که مورخان سالهای پیش رو را در ترسیم و تبیین کودتای رخ داده در سال 1388 یار و یاور خواهند بود.
سال 1389، سال نامه ها بود و مهمترین این نامه ها، شکایت نامه ای بود که هفت زندانی و هفت دربند، در حالی که به پیامدهای دشوار نوشتن و امضای آن آگاه و واقف بودند، آن را خطاب به رئیس قوه قضائیه نوشتند. که قوه قضائیه گویی بهانه ای بود برای سخن گفتن با تاریخ و آیندگان. آیندگانی که می آیند و ما و زمانه ما را بدون حضور خودمان سبک و سنگین خواهند کرد. آیندگانی که بدون تردید، پاسخ سئوالات بی شمار خود را از میان همین نامه ها و شکایت نامه ها کسب خواهند کرد.

یک نامه و هفت امضا

یک نامه با هفت امضا، در هفدهمین روز مرداد ماه سال 1389 که از سر اتفاق روز خبرنگار هم نام گذاری شده است، چرت مستبدان چکمه پوش را پاره کرد. نامه ای که در واقع متن شکایت هفت نفر از زندانیان سرشناس سیاسی به رئیس قوه قضائیه نظام جمهوری اسلامی  بود از سخنان سردار مشفق نامی که پرده از جزئیات کودتای خونین سال 1388 بر می داشت.
امضا کنندگان این نامه تاریخی هفت فعال سیاسی اصلاح‌طلبی بودند که در جریان محاکمه‌های انتخاباتی سال گذشته به تحمل حبس‌های طویل‌المدت محکوم شده بودند. آنها با استناد به اظهارات یک مقام نظامی- اطلاعاتی درباره وقایع پیش و پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388  نسبت به وی و برخی فرماندهان قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران به دلیل دخالت‌های «غیرقانونی» در روند انتخابات اعلام جرم کردند.
بهزاد نبوی، مصطفی تاج زاده، فیض الله عرب سرخی، اعضای ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، به اتفاق محسن میردامادی، محسن امین زاده، محسن صفایی فراهانی و عبدالله رمضان از اعضای ارشد حزب مشارکت  در شکایتنامه خود با استناد به سخنرانی " سردارمشفق، یکی از مسئولان ارشد اطلاعات قرارگاه ثارالله" سپاه پاسداران، و تاکیدهای او درباره " برنامه ریزی سپاه برای دخالت در انتخابات مجلس هشتم و ریاست جمهوری دهم" و "بازداشت گسترده فعالان سیاسی و اجتماعی"، از صادق لاریجانی خواستند تا به شکایت شان از "سردار مشفق و مسئولان و فرماندهان قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران" و " گروهی از مسئولان نظامی و اطلاعاتی مداخله گر در انتخابات" رسیدگی کند.

زیر سایه تهدید

نویسندگان این نامه تاریخی که زیر سایه سنگین ترین و ناعادلانه ترین احکام قضایی 32 سال گذشته قرار داشتند، بدون ملاحظه شرایط دشوار خود و نتایج دشوارتر تن دادن به امضای چنین نامه ای، در شکایت نامه خود، خود را قربانی «پرونده‌سازی‌ها و خلاف‌کاری‌های گروهی استبدادطلب از جمله عده‌ای از نظامیان قانون‌شکن، در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم و پس از آن» معرفی کردند و تصریح کردند که از سوی همین گروه دستگیر و متهم به اقدام علیه امنیت کشور شده و بر اساس آن با «احکام ظالمانه» به زندان‌های طویل‌المدت و محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شده‌اند.

در شکایت‌نامه این افراد، از قرارگاه ثارالله سپاه به عنوان «مرکز برنامه‌ریزی» برای دستگیری فعالان سیاسی و اجتماعی، در چارچوب «عملیاتی سازمان‌یافته برای دخالت در انتخابات ریاست جمهوری» یاد شد و سخنرانی سردار مشفق در جمع روحانیون مشهد را که در نخستین ماههای سال 1389 در سایت‌های اینترنتی انتشار یافته بود را به عنوان «سند مهمی در جهت روشن شدن مسائل پشت پرده انتخابات ریاست جمهوری دهم و حوادث پس از آن» ارزیابی کردند.
اظهارات مورد نظر آنان توسط سردار مشفق نامی که بعدها هویتش مورد تردید قرار گرفت و نام واقعی اش در فضای مجازی مورد بحث و بررسی قرار گرفت در آذرماه سال ۸۸ تحت عنوان سخنان معاون وزیر اطلاعات در جمع روحانیون مشهد منتشر شده بود و این مقام امنیتی در این سخنرانی با متهم کردن رهبران و شخصیت‌ها و احزاب اصلاح‌طلب به تلاش براى «براندازى نظام جمهورى اسلامى» از طریق انتخابات، بارها تکرار کرده بود که هدف اصلى اصلاح‌طلبان «به زیر کشیدن مقام رهبرى» بوده است.

هفت فعال سیاسی اصلاح‌طلب در شکایت‌نامه خود به تشریح ابعاد مختلف سخنان سردار مشفق پرداختند و از جمله تصریح کردند که گروهی که آقای مشفق آنها را نمایندگی می‌کند «پیروزی آقای احمدی‌نژاد را پیروزی مقام رهبری و شکست وی را شکست ایشان تلقی و با نسبت دادن چنین نظری به مخالفان آقای احمدی نژاد، فعالیت سیاسی مخالفان وی را توطئه علیه رهبری و نظام توصیف می‌کند و با این توجیه، دخالت‌های غیرقانونی همه جانبه برای خنثی کردن فعالیت‌های قانونی رقبای انتخاباتی آقای احمدی‌نژاد و شکست آنان را وظیفه خود» دانسته اند.
به گفته این فعالان اصلاح‌طلب، «این سند که برای توجیه عملیات غیرقانونی برنامه‌ریزی شده این گروه [از نظامیان] در دو سال گذشته و تخریب یاران صدیق امام و خدمتگزاران این مرز و بوم ایراد شده،  صریحاً پرده از روی مداخلات غیرقانونی این گروه نظامی و اطلاعاتی در جهت پیروز کردن آقای احمدی‌نژاد در انتخابات دور دهم و جلوگیری از پیروزی نامزدهای دیگر برمی دارد و مقاصد و تدابیر آنان در جهت زمینه‌سازی برای هرگونه اقدام خلاف قانون از جمله مختل کردن فعالیت نمایندگان نامزدهای رقیب در شعب اخذ رأی در سراسر کشور را روشن کرده و به عبارت مشهور برنامه کودتای انتخاباتی این اقلیت تمامیت‌خواه، به مدد استفاده از اسلحه، سایر ابزارهای پلیسی و اطلاعاتی و زندان را برملا می‌کند».

امضاکنندگان این شکایت نامه افزودند این سند نشان داد که «این گروه قانون‌ستیز، صحنه رقابت‌های انتخاباتی را صحنه نبرد با " دشمن " تلقی و براساس تخیلات و توهمات خودساخته، خود را برای عملیاتی تمام عیار آماده کرده و در چنین چارچوبی وارد عمل شده است».
در ادامه شکایت‌نامه این فعالان اصلاح‌طلب آمده بود: بر اساس این سند، «طراحان این عملیات نظامی- اطلاعاتی، از ماه‌ها پیش از انتخابات، فعالیت‌های اطلاعاتی و امکانات خود را برای کنترل جریان‌های رقیب آقای احمدی‌نژاد به کار گرفته» بودند و همچنین این سند نشان داد که «گروهی از صاحب منصبان نظامی- اطلاعاتی، به رغم ممنوعیت‌های قانونی، به عنوان بخشی از یک جناح سیاسی در انتخابات وارد عمل شده‌اند و نه تنها اکنون از ابراز آن واهمه‌ای ندارند، بلکه به آن افتخار می‌کنند».

سرنوشت یک شکایتنامه

سرنوشت نویسندگان این نامه همان چیزی شد که خودشان شجاعانه آن را به چالش طلبیده بودند. آنها به فاصله کمتر از 10 روز از انتشار نامه و در شرایطی که سرتیپ یدالله جوانی، رئیس اداره سیاسی سپاه پاسداران طی مصاحبه ای با خبرگزاری برنا، ، اصالت اظهارات منسوب به "سردار مشفق" را تأیید و آن را "وظیفه انقلابی" توصیف کرده بود به زندان بازگردانده شدند.

گرچه پیش از این اتفاق روزنامه کیهان به عنوان تریبون اصلی دیدگاهها و نظرات عالی ترین مقام سیاسی نظام فعلی حاکم بر ایران، با متهم کردن قوه قضائیه به " رفتارهای سئوال برانگیز " نوشت  "هفت تن از عوامل اصلی فتنه ۸۸ که در پرتو رفتار سئوال برانگیز قوه قضائیه در مرخصی‌های بی حد و مرز به سر می برند" به چه حقی علیه  " سربازان گمنام امام زمان" شکایت کرده اند؟
این روزنامه البته خواهان لغو مرخصی هفت فعال سیاسی اصلاح طلب شد و بلافاصله مرخصی 6 نفر از هفت امضا کننده این نامه تاریخی لغو شد و 6 نفر از آنان به زندان بازگردانده شدند و قوه قضائیه هرگز به شکایت آنان تا پایان سال 1389 رسیدگی نکرد.

 


 


خبرگزاری فرانسه به نقل از منابع امنیتی و قضایی ترکیه گزارش داده است از هواپیمای باری ایران که مجبور به فرود در دیاربَکر شده بود، سلاح خودکار به دست آمده و خدمه این هواپیما بازجویی شده اند.
برپایه گزارش‌ها، روز شنبه یک هواپیمای ایلوشین غیرنظامی با هفت خدمه، که به مقصد سوریه پرواز می‌کرد، از سوی ترکیه مجبور به نشستن در فرودگاه دیاربکر در شرق این کشور شد تا مورد بازرسی قرار گیرد.
یک مقام قضایی ترکیه به خبرگزاری فرانسه گفته، تحقیقات در مورد مجاز بودن حمل اسلحه در این هوایپما، در جریان است. بر پایه این گزارش، همه محموله هواپیما برای بازرسی تخلیه شده بود.
خبرگزاری دوگان ترکیه پیشتر گزارش داده بود که خدمه این هواپیما پس از سه ‌روز بازرسی، سه‌شنبه بعداز ظهر بازداشت شده‌اند.


 


کشورهای عضو اتحادیه اروپا روز دوشنبه بر سر تحریم آن دسته از مقام‌های جمهوری اسلامی که در نقض حقوق بشر در ایران دست دارند با یکدیگر به توافق رسیدند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، وزیران امور خارجه اتحادیه اروپا روز دوشنبه، اول فروردین، پس از جلسه‌ای در بروکسل پایتخت بلژیک، در بیانیه‌ای اعلام کرند که توافق کرده‌اند تا به سرعت تحریم هایی را علیه افرادی که مسئول «نقض شدید حقوق بشر» در ایران هستند وضع کنند.
۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا در این بیانیه همچنین نسبت به وضعیت «رو به زوال» حقوق بشر در ایران، «افزایش شدید اعدام‌ها در ماه‌های اخیر و سرکوب سیستماتیک شهروندان ایرنی» ابراز نگرانی کرده‌اند.
در این بیانیه از جمهوری اسلامی خواسته شده است تا ضمن پایبندی به میثاق‌های بین‌المللی، زندانیان سیاسی را «فورا» آزاد کرده و اعدام‌ها را متوقف کند.
اقدام های اتحادیه اروپا در حالی صورت می‌گیرد که پیشتر نیز ۳۸ سازمان حقوق بشری مستقل خاورمیانه، آفریقا و آسیا با ارسال نامه‌ای به وزریران خارجه کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی، از آنها خواستند تا از تعیین و اعزام گزارشگر حقوق بشر برای ایران از سوی سازمان ملل حمایت کنند.
در این نامه که متن آن در وبسایت کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران به چاپ رسیده و از سوی اعضای سازمان‌های حقوق بشری کشورهایی نظیر الجزایر، مصر، بحرین، اندونزی، عراق، لبنان، مالزی، سوریه، اوگاندا و نیجریه تهیه شده، از کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی خواسته شده است تا از پیش نویس قطعنامه‌ای برای تعیین گزارشگر ویژه سازمان ملل به منظور نظارت بر وضعیت حقوق بشر ایران پشتیبانی کنند.
در این نامه که روز ۲۳ اسفند تهیه شده، آمده است: «به عنوان گروه‌های حقوق بشری که عمدتاً برای دفاع از حقوق شهروندان کشورهای مسلمان فعالیت می‌کنیم... امیدواریم به قطعنامه‌ای که به تغییر روند منفی حقوق بشر که (در حال حاضر)‌ در جمهوری اسلامی ایران حاکم است کمک خواهد کرد، با دید مثبت بنگرید.»
تهیه‌کنندگان این نامه همچنین تأکید کرده‌اند که مجمع حقوق بشر سازمان ملل متحد باید برای تشویق ایران به پایبندی به اصول و استانداردهای حقوق بشر تمام توان خود را به کار ببندد.
کشور سوئد نخستین کشوری بود که تصویب قطعنامه‌ای برای اعزام گزارشگر ویژه سازمان ملل به ایران برای بررسی وضعیت حقوق بشر در این کشور را مطرح کرد که به دنبال سوئد، آمریکا نیز حمایت خود را از این پیشنهاد اعلام کرد.
در صورت تصویب این قطعنامه، گزارشگر یا ناظری برای بررسی میزان تعهد جمهوری اسلامی به میثاق‌های بین‌المللی تعیین می‌شود و این فرد به طور مرتب وضعیت حقوق بشر در ایران را به این مجمع گزارش خواهد داد.
قرار بر این است که این پیش نویس روز پنجم فروردین در مجمع حقوق بشر سازمان ملل در ژنو به رای گذاشته شود.
هادی قائمی،‌ سخنگوی کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران در خصوص نامه تهیه شده از سوی ۳۸ سازمان حقوق بشر گفته است که بحران نقض حقوق بشر در ایران جدی است و گروه‌های حقوق بشری از کشورهای مختلف مسلمان نیز نیاز به یک اقدام در این زمینه را درک کرده‌ ‌اند.
پیشتر سازمان گزارشگران بدون مرز نیز از مجمع حقوق بشر سازمان ملل خواسته بود تا گزارشگر ویژه‌ای را برای بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران تعیین کند.
تلاش سازمان‌های مختلف حقوق بشر برای ترغیب سازمان ملل به منظور تعیین گزارشگر ویژه در حالی صورت می‌گیرد که بان‌کی‌مون، دبیر کل این سازمان در هفته آخر اسفندماه از وضعیت ناگوار حقوق بشر در ایران به شدت انتقاد کرده و گفته بود که با وجود درخواست‌های مکرر سازمان ملل متحد، ایران از سال ۲۰۰۵ به نمایندگان این سازمان، اجازه نداده برای تهیه گزارش‌های خود به ایران سفر کنند.


 


محسن میردامادی، دبیر کل دربند جبهه مشارکت ایران اسلامی، عصر امروز به مرخصی نوروزی آمد.

به گزارش کلمه، دکتر محسن میردامادی نماینده مجلس ششم و استاد دانشگاه تهران، عصر امروز به مرخصی نوروزی آمد.

میردامادی، که نامش در لیست مرخصی های روز ۲۹ اسفند بود به دلایل نامعلوم نتواست آن روز آزاد شود و سال را در کنار دیگر زندانیان سیاسی در بند ۳۵۰  تحویل کرد.


 


نیروهای نظامی وفادار به معمر قذافی، رهبر لیبی، روز سه شنبه با استفاده از سلاحهای سنگین به دو شهر لیبی که در دست مخالفان است حمله کردند.
به گزارش خبرگزاریهای بین المللی، شهرهای ِمصراته و ُزلیتن که در نزدیکی طرابلس ، پایتخت لیبی هستند هدف حمله نیروهای معمر قذافی قرار گرفته اند.
این در حالیست که حملات هوایی نیروهای ائتلاف در لیبی ، روز سه شنبه نیز ادامه یافت.
دراین حملات فرودگاهها، پایگاههای دریایی، نیروهای زمینی و پایگاههای دفاع ضد هوایی لیبی هدف حمله جتهای جنگنده نیروهای ائتلاف قرار گرفتند.
از سوی دیگر نشست نمایندگان ناتو در بروکسل برای بررسی بحران لیبی روز سه شنبه ادامه می یابد.
۲۸ کشور عضو ناتو در جلسه روز دوشنبه خود نتوانستند بر سر چگونگی اجرای قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل درباره لیبی به توافق برسند.
برخی از کشورهای غربی می گویند ناتو باید رهبری عملیات نظامی در اجرای منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی و حفاظت از جان شهروندان غیر نظامی آن کشور را بر عهده بگیرد.


 


در آستانه مانور تبلیغاتیِ نوروزیِ دولت محمود احمدی نژاد که همزمان با شعارهای "امام زمانی"، سعی در "ملی گرا" و "ایراندوست" نشان دادن وی و تحریک حس ناسیونالیستی به نفع دولت دارند، مخالفت گروهها و شخصیت های اصولگرا نیز همچنان ادامه دارد.

به گزارش جرس همزمان وزیر ارشاد دولت دهم، از میزبانی تهران در برگزاری جشن نوروز با حضور رییسان جمهور چند کشور همسایه خبر داده و گفته است "این آئین، در روز های هفتم و هشتم فروردین ماه در تالار وحدت تهران برگزار می شود."

طی روزهای قبل، تشکل های مختلف جریان اصولگرا، ضمن انتقاد شدید از دولت و بانیِ این حرکت (اسفندیار رحیم مشایی)، این مراسم را "تجدید و بازسازی جشن های شاهنشاهی" دانسته و خواستار متوقف کردن آن شده بودند.

به گزارش ایرنا، در ادامه مخالفت ها و اعتراضات اصولگرایان نسبت به این نمایش دولت، احمد توکلی، نماینده تهران، طی نامه ای خطاب به رییس‌ دولت، خواستار توقف برگزاری جشن نوروز جهت نشان دادن همبستگی و همراهی با مردم به خاک و خون غلتیده کشورهای مسلمان شد.

از آنجا که پیش از این قرار بود مراسم فوق در شیراز برگزار شود و سپس به تهران منتقل شد، چند روز پیش جامعه روحانیت مبارز شیراز در نامه‌ای به رییس جمهور، لغو جشنواره ملی مردمی نوروز در شیراز و تخت جمشید را خواستار شده بود. و همزمان یکی از مقامات ارشد سپاه استان فارس نیز، با اعلام تاسف از برگزاری جشن‌های نوروزی در شیراز، اظهار داشت: برخی افراد با رفتارهای مرموز، سعی دارند چهره شهر مقدس شیراز را که رهبری به عنوان سومین حرم اهل بیت معرفی کردند تا جایگاه معنوی این شهر را به آن برگردانند، مخدوش کنند.

به گزارش ایسنا، احمد توکلی امروز سه شنبه دوم فروردین، و چند روز مانده به جشن های مذکور، خاطرنشان کرده است: پرهیز از برگزاری این جشن یعنی نشان دادن همبستگی دولت و ملت ایران با مردم کشورهای مسلمان که هم‌اکنون تحت سنگین‌ترین فشارها از سوی حکام خودخواه و خون‌ریز خود هستند به همین دلیل جشن نوروز نباید برپا شود.

این عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس افزود: اگرچه برنامه‌ریزی‌های گسترده‌ای برای برگزاری جشن نوروز از سوی دولتمردان تدارک دیده شده است ولی از احمدی‌نژاد می‌خواهم برای حفظ موقعیت و آبروی خود از برگزاری این جشن جلوگیری کند.

وی ادامه داد: احمدی نژاد این مقایسه را انجام دهد که جلب محبت ملت‌های در بند منطقه به ایران اسلامی، منافع بیشتری برای ملت ایران دارد یا انجام مراسم جشن نوروز با حضور چند تن از دولت‌مردان منطقه؟ کدام به نفع مصالح ملی است؟ توجه به این موضوع عیدی بنده به احمدی‌نژاد است و قطعا همراهی رسانه‌ها در انعکاس این موضوع کمک خوبی به حفظ مصالح فردی رییس‌جمهور و مصالح ملی است.

پیش از این نیز، جامعه روحانیت مبارز شیراز در نامه‌ای به احمدی نژاد، لغو جشنواره ملی مردمی نوروز در شیراز و تخت جمشید را خواستار و تاکید شده بود که این امر باعث نگرانی روحانیت متعهد، خانواده‌های معزز شهدا و مؤمنان و دلسردی نیروهای حزب‌الله و پیروان اسلام ناب محمدی شده است.
در بخشی از این نامه که ایسنا آن را منتشر کرد، وظیفه دولت را تعمیق ارزش‌ها، باورها و فرهنگ مبتنی بر هویت اسلامی و ترویج سیره و سنت اهل‌بیت و استفاده بهینه از ظرفیت معنوی اماکن زیارتی به ویژه در شهرهای مقدس مشهد، قم و شیراز اعلام کرده بود.

مشاور فرهنگی فرمانده سپاه فارس نیز، در جمع خبرنگاران با اعلام تاسف از برگزاری جشن‌های نوروزی در شیراز، اظهار داشته بود: برخی افراد با رفتارهای مرموز، سعی دارند چهره شهر مقدس شیراز را که رهبری به عنوان سومین حرم اهل بیت معرفی کردند تا جایگاه معنوی این شهر را به آن برگردانند، مخدوش کنند. 

به گزارش فارس، سردار پاسدار ابراهیم عباسی افزود "به یقین این نوع رفتارها از دید حافظان نظام مقدس جمهوری اسلامی دور نمی‌ماند.

خبرگزاری فارس نوشته بود "هزینه‌های بسیار گزافی توسط مسئولان استان به منظور برگزاری جشنواره موسیقی نوروزی در تخت جمشید شیراز صورت پذیرفته است که در آن از استان‌های مختلف کشور و برخی نیز از خارج از ایران برای برپایی رقص‌های محلی و موسیقی حضور می‌یابند و همین امر سبب شده است تا روز به روز بر دامنه مخالفت‌ها افزوده شود و از جانب دیگر به دلیل اینکه برگزاری این جشنواره تداعی‌کننده جشن‌های ۲۵۰۰ ساله رژیم طاغوتی و شاهنشاهی ایران است، از این رو هر روزه در سطح این استان شاهد اعتراضاتی در مخالفت با این جشنواره هستیم."

همزمان و در آخرین خبر اینکه وزیر ارشاد از میزبانی تهران در برگزاری جشن نوروز با حضور رییسان جمهور چند کشور همسایه خبر داده و به ایرنا گفته است "این آیین با شکوه در روز های هفتم و هشتم فروردین ماه امسال در تالار وحدت تهران برگزار می شود."

محمد حسینی به برگزاری آیین یادشده از سوی نهاد ریاست جمهوری اشاره کرد و توضیح داد: وزارت فرهنگ نیز در امر برگزاری این جشن از هنرمندان و گروههای هنری در برگزاری آیین های هنری دعوت به عمل آورده است.

وی از رییسان جمهور کشورهای پاکستان، افغانستان ، تاجیکستان، آذربایجان، ترکیه و عراق به عنوان میهمانان ویژه جشن نوروز در تهران نام برد و ادامه داد: از سایر رییسان جمهور کشورهای همسایه نیز برای حضور در این آیین دعوت رسمی به عمل آمده است.

وزیر ارشاد همچنین پیرامون انتقاداتی که تحت عنوان "حرف و حدیث هایی که در تعدادی از رسانه ها از جانب برخی مطرح شده است"، گفت: میزبانی فارس از ابتدا مطرح نبوده است و تمام پیش بینی های لازم برای برپایی جشن نوروز در تهران صورت گرفته است.

 گفتنی است نخستین دوره مانور تبلیغاتی دولت احمدی نژاد تحت عنوان "جشن جهانی نوروز"، هفتم فروردین ٨٩ با حضور رییسان جمهور کشورهای فارسی زبان، وزیران خارجه، معاون نخست وزیر و سفیران کشورهای مختلف جهان در مجموعه فرهنگی سعدآباد تهران برگزار شده بود ، که در آن مراسم افرادی به نمايندگی از قوميت‌های ايرانی با لباس‌های محلی و سنتی دور سفره نشستند و اعضای دولت به همراه همسر و فرزندانشان در مراسم نوروزی شرکت کردند. احمدی نژاد طی مانوری تبیلغاتی دیگر و همانند نمایش اعطای هدیه و چفیه به  کوروش نمادین در جریان جشن لوح حقوق بشر امسال، به مهمانان نوروزی خود سال گذشته خود، تندیس و نشان نوروزی اهدا کرد، که کارشناسان، این اقدام دولت را، "دیپلماسی نوروز" ارزیابی کردند، که تحت مشاورۀ اسفندیار رحیم مشایی، رئیس دفتر احمدی نژاد و حمید بقایی، معاون وی در سازمان میراث فرهنگی و از نامزدهای مورد بحث برای انتخابات آینده انجام شد.


 


در حالیکه حملات نیروهای ائتلاف به مراکز استراتژیک و نظامی تحت تسلط حکومت لیبی همچنان ادامه داشته و بر سر اهداف این حملات میان سیاستمداران آمریکا و اروپا اختلاف نظرهائی بروز کرده، باراک اوباما گفته است که آمریکا نقش رهبری خود در اجرای قطعنامه پرواز ممنوع شورای امنیت سازمان ملل متحد در لیبی را طی چند روز آینده کاهش می دهد.

به گزارش جرس از خبرگزاری فرانسه، نیروهای ائتلاف، روز دوشنبه برای سومین روز، اهدافی در لیبی را هدف حمله هوایی قرار دادند و شورای امنیت نیز درخواست لیبی برای برگزاری نشست اضطراری را رد کرده است.

بر اساس این گزارش، موسی ابراهیم، سخنگوی دولت لیبی گفته است از روز شنبه، “ائتلاف دشمن به شهرهای طرابس، زواره، مصراته، سرت و سبها حمله هوایی کرده‌ و این حمله‌ها بیشتر بر روی فرودگاه‌ها متمرکز بوده است.”

دولت قذافی از شورای امنیت درخواست کرده بود که با برگزاری نشستی فوق‌العاده به تهاجم نظامی فرانسه و ایالات متحده به این کشور پایان بخشد.

شورای امنیت روز دوشنبه پشت درهای بسته جلسه تشکیل داد تا نامه موسی کوسه، وزیر خارجه لیبی، را بررسی کند؛ این نامه در روز شنبه به شورای امنیت تسلیم شده بود.

آسوشیتدپرس نیز گزارش می‌دهد در این نامه، موسی کوسه، فرانسه و ایالات متحده را متهم کرده است که چندین منطقه غیرنظامی را بمباران کرده‌اند که به گفته وی نقض منشور سازمان ملل است.

شورای امنیت سازمان ملل شامگاه پنجشنبه، قطعنامه ایجاد منطقه پرواز ممنوع برای حفاظت از غیر نظامیان لیبیایی را به تصویب رساند و روز شنبه فرانسه، ایالات متحده و بریتانیا حمله به این کشور را آغاز کردند.

روز دوشنبه ژنرال کارتر هام، فرمانده آمریکا در منطقه، اعلام کرد که نیروهای ائتلاف در نظر دارند منطقه پرواز ممنوع را بر فراز طرابلس، پایتخت لیبی، نیز برقرار کنند.

از سوی دیگر، باراک اوباما، رئیس جمهوری ایالات متحده، که از شیلی دیدار می‌کند اعلام کرد که این کشور در نظر دارد ظرف چند روز و نه چند هفته هدایت عملیات در لیبی را به دیگر کشورها واگذار کند.

باراک اوباما تصریح کرد که واشینگتن طرفدار برکناری معمر قذافی است اما به گفته او هدف عملیات نیروهای ائتلاف تنها برقراری منطقه پرواز ممنوع و حفاظت از غیرنظامیان است.

برپایه گزارش‌های منتشر شده، در طول سه روز گذشته ایالات متحده نزدیک به ۱۵۰ موشک کروز به سوی لیبی شلیک کرده که یکی از آنها به محل اقامت قذافی در طرابلس برخورد کرده است.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، روز دوشنبه در اروپا نیز بحث‌ و جدل‌های داغی درباره لیبی در جریان بود، که ترکیه رهبری ناتو در عملیات لیبی را مشروط کرده و ایتالیا نیز تهدید کرده است که اگر ناتو هدایت این عملیات را در دست نگیرد ممکن است، این کشور پایگاه‌های خود را در اختیار نیروهای ائتلاف قرار ندهد.

ترکیه با اینکه عضو ناتو است از سوی نیکولا سارکوزی، رئیس جمهوری فرانسه به نشست پاریس دعوت نشده بود و به گفته برخی از دیپلمات‌ها آنکارا از این اقدام پاریس خشمگین است.

اقدام نظامی ناتو علیه لیبی منوط به تایید ۲۸ عضو این سازمان است؛ رجب طیب اردوغان، نخست‌وزیرترکیه می‌گوید کشورش تنها هنگامی از عملیات ناتو در لیبی پشتیبانی می‌کند که به اشغال این کشور منجر نشود.

به گفته دیپلمات‌ها، ترکیه تنها مانع برای عملیات ناتو نیست و شماری دیگر از کشورها نیز از نقشی که فرانسه می‌خواهد در این عملیات برعهده بگیرد ناراضی هستند.

گفتنی است آلمان نیز به صراحت عملیات نظامی علیه لیبی را زیر سئوال برده و نخست‌وزیر روسیه، ولادیمیر پوتین، آن را به جنگ‌های صلیبی تشبیه کرده است.

به گزارش خبرگزاری آلمان، همزمان با این تحولات، نخست‌وزیر بریتانیا به خبرگزاری‌ها گفته است که در جریان عملیات نظامی سه‌روز اخیر، پدافند هوائی لیبی کاملا از کار افتاده است. اتحادیه اروپا نیز سفر نزدیک به ۳۰ شخصیت حقیقی دولت قذافی به اروپا را ممنوع و اموال آن‌ها را توقیف کرد. علاوه بر این افراد حقیقی، اسامی ۹ شرکت دیگر لیبیائی نیز به فهرستی اضافه شد که اموال آن‌ها در اروپا بلوکه می‌شود.

عمرو موسی دبیرکل اتحادیه عرب که دیروز نسبت به تلفات غیرنظامیان در عملیات نظامی غرب ابراز نگرانی کرده بود، امروز (سه شنبه) در قاهره با بان‌ کی‌مون دبیرکل سازمان ملل متحد دیدار و مذاکره کرد. وی در این دیدار گفت:”ما قطعنامه شماره ۱۹۷۳ شورای امنیت را می‌پذیریم و مخالفتی با آن نداریم. اما این قطعنامه نه حمله به لیبی را تایید کرده و نه اشغال این کشور را.”

طبق آخرین گزارش ها، نیروهای حکومتی لیبی، برای دومین بار طی روزهای اخیر، و در پی حملات غافلگیر کنندۀ نیروهای ائتلاف، اعلام آتش بس کرده اند و هنوز مشخص نیست مانند روزهای پیش تر به حملات خود به مردم و معترضان ادامه داده یا به آتش بس اعلامی خود پایبند خواهد بود.


 


در حالی که رسانه‌های حامی دولت احمدی نژاد حتی حاضر نیستند اخبار اعتراضات مردمی در سوریه را نیز منتشر کنند، این متحد منطقه‌ای دولت ایران، در مخالفتی آشکار با سیاست خارجی ایران، در نخستین واکنش رسمی به لشکرکشی نیروهای عربستان به بحرین، ضمن حمایت از حضور این نیروها در بحرین، تاکید کرد که این نیروها اشغالگر نیستند.

ولید معلم وزیر امور خارجه سوریه در گفتگو با روزنامه الشرق الاوسط در باره ورود نیروهای موسوم به “سپر جزیره” به بحرین گفت: توافقنامه هایی که براساس آن نیروهای سپر جزیره تشکیل شده است وهمچنین توافقنامه های مشترک شورای همکاری خلیج فارس مبنای قانونی دارد، و همچنین موافقت بحرین با ورود این نیروها به آن مبنای قانونی مشروعیت می بخشد، و درنتیجه این نیروها، اشغالگر نیستند بلکه درقالب یک طرح اعزام شده اند.

معلم درباره احتمال تاثیر منفی این موضعگیری سوریه بر روابط با ایران، خاطرنشان کرد: اولا، روابط سوریه و ایران روابطی راهبردی است و دوما، ما معتقدیم که این روابط درخدمت امنیت و ثبات منطقه است و سوما، ما بخشی از امت عربی هستیم و در راستای روابط بهتر بین ایران و جهان عرب کار می کنیم و این امر بیان روشن موضع سوریه، و همزمان احترام به موضع ایران را ایجاب می کند.

معلم که پنجشنبه گذشته در سفری به ایران با شماری از مسئولان ایرانی درباره تحولات منطقه بحث و تبادل نظر کرد، درپاسخ به سوالی درباره این سفر و نتایج مذاکرات انجام شده، گفت که او پیام اسد درباره تحولات کنونی بویژه بحرین را برای دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران منتقل کرده است.

المعلم افزود که این موضوع در جریان جلسه مذاکراتش با سعید جلیلی مشاور امنیت ملی ایران در وزارت خارجه این کشور بحث و بررسی شده است. وزیر امور خارجه سوریه این مذاکرات را “سازنده و نشات گرفته از بستر روابط راهبردی” برشمرد.

وی افزود: شکی نیست که سوریه به برقراری امنیت و ثبات در بحرین اهتمام می ورزد، لذا در مذاکرات خود بر این موضوع تمرکز کرد، و معتقدم که به یک بستر مشترک رسیدیم که می توان براساس آن آینده ای را ساخت که در بیانیه مطبوعاتی مشترک تجلی یافت، و در آن بر التزام سوریه و ایران به حاکمیت و استقلال کشور برادر بحرین، حمایت از امنیت و ثبات در آن و همچنین دعوت به گفتگوی سازنده به عنوان راه درست برای پاسخ به انتظارات مردم بحرین و تقویت وحدت ملی آنها تاکید شد.

وی در پاسخ به سوالی درباره منظور از “گفتگو” در بیانیه یاد شده چه نوع گفتگویی است، اظهار داشت: منظور گفتگویی است که پادشاه بحرین خواهان آن شد، و ولیعهد خود را مامور اجرای آن با رهبران مخالف بحرینی کرد.

وزیر امور خارجه سوریه درباره نقشی که سوریه می تواند در سایه تضاد زیاد بین موضع اعراب و ایران درباره وضعیت بحرین بازی کند، گفت: ما همه تلاش ممکن را برای ایحاد بستری محکم از تفاهم بین اعراب وایران انجام می دهیم.

ولید المعلم درباره سفر هفته گذشته عبدالعزیز بن عبدالله مشاور پادشاه سعودی به سوریه و پیام ملک عبدالله برای بشار اسد گفت: بی شک سفر عبدالعزیز بن عبدالله بیانگر عمق روابط سوریه و عربستان است.

وی روابط سوریه وعربستان را “راهبردی” توصیف کرد و گفت: بیماری پادشاه عربستان تماس ها را کم کرد، و درنتیجه برخی گمان کردند که رکودی (در تماسها) صورت گرفته است اما باید یادآور شوم که تماس های تلفنی گاهی اوقات در آن دوره انجام می شد.

وی افزود: روابط سوریه و عربستان راهبردی است و تفاهم موجود بین بشار اسد رئیس جمهوری سوریه و عبدالله بن عبدالعزیز پادشاه عربستان سنگ زیربنای ثبات منطقه به شمار می‌رود.


 


آرش حسینی پژوه

ندای سبز آزادی: حوادث روز 25 بهمن 89 و اعتراض های خیابانی پس از آن از نظر بسیاری از صاحب نظران سیاسی بیانگر شکوفایی دوباره جنبش سبز و مطالبات مردمی بود که از 22 خراد 88 به دنبال آن بودند. اگرچه سطح مطالبات و شعارها روز به روز گسترده تر و رادیکال تر شد اما ماهیت خواسته های جنبش سبز که در دیدگاه رهبران معنوی آن – آقایان موسوی و کروبی – به صورت اجرای بدون تنازل قانون اساسی و احترام به حق حاکمیت مردم بود هم در داخل و هم در خارج مورد چالش های فراوان قرار گرفت. در مورد این مطالبات و همچنین آغاز جدید فاز خیابانی جنبش با فرخ نگهدار، فعال سیاسی که در دوران انقلاب از جمله رهبران سازمان فدائیان (اکثریت) بود به گفت و گو نشسته ایم. فرخ نگهدار که این روزها به مبارزات دموکراتیک و در چارچوب قانون اساسی اعتقاد دارد شعار اجرای بی تنازل قانون اساسی را که توسط میرحسین موسوی و مهدی کروبی همواره مطرح شده است نقطه کانونی خواسته امروز سبزها می داند و اعتقاد دارد آنچه که سبزها برای آینده و پیشرفت ایران می خواهند از چارچوب های قانونی و به صورت مسالمت آمیز امکان پذیر است. فرخ نگهدار به سبزها توصیه می کند که به جای شعار "مرگ"، شعار "زنده باد" بدهند و اظهار امیدواری می کند که دهه نود با جنبش سبز بتواند آمال سترون گذشته در انقلاب مشروطیت و انقلاب بهمن 57 را نصیب مردم ایران نماید.
گفت و گوی ندای سبز آزادی را با ایشان در ادامه بخوانید:
پس از 25 بهمن به نظر می رسد جنبش وارد فاز جدیدی شده است فراخوان های پی در پی صادر شد و چنبش سبز حضور خیابانی پر رنگی داشت، فکر میکنید حضور خیابانی و ادامه این عنصر مبارزاتی چه دستاورد هایی میتواند در ادامه راه برای جنبش سبز داشته باشد؟
حضور خیابانی یکی از اشکال اعلام حضور و موجودیت و پایداری جنبش سبز است. حضور خیابانی حضوری پررنگ و بسیار موثر و زود بازده است. اما به همان اندازه که زود بازده است پر هزینه نیز هست؛ بخصوص در شرایط کنترل امنیتی. استفاده از این حضور فقط به شرطی مفید است که پیش بینی داشته باشیم با یک استقبال وسیع و همگانی مواجهیم. بنابراین کاربرد مستمر ندارد. ممکن است عده کمی، مثلا چند هزار نفر، آماده باشند هر هفته بیرون بیایند، اما حکومت از عهده آن ها بر خواهد آمد. اگر چند صد هزار نفر و یا بیشتر، مثلا چند میلیون، بیرون بیایند، حتما حکومت از عهده بر نخواهد آمد. حضور خیابانی 25 بهمن بسیار کار خوبی بود، چون نه تنها چند صد هزار نفر را بسیج کرد و حکومت نتوانست کنترل کند، بلکه دو مساله سیاسی عمده را برای جنبش حل کرد. اول این که به ادعاهای پوچ حکومت دایر بر این که جنبش سبز "تمام" شده است، پایان داد، بلکه موقعیت آقایان موسوی و کروبی را به مثابه رهبران واقعی این جنبش مستحکم تر کرد و این یک گام بزرگ به پیش بود.
حضور خیابانی در شرایط فعلی در عین حال تحت کنترل نیروهای سبز و تابع خط مشی سیاسی پیشنهادی رهبران سبز نیست. مثلا شعار "مرگ بر..." تا کنون از طرف هیچ یک از سازمان های سیاسی پشتیبان آقایان موسوی و کروبی پشتیبانی نشده، اما از طرف تظاهر کنندگان به وسعت مورد استقبال است.
واقعیت این است که مردم تظاهر کننده به لحاظ تمایلات سیاسی همسان نیستند. برخی یک مبارزه مطالبه محور را قبول دارند و برای گرفتن یک رشته مطالبات از حکومت مبارزه می کنند. اما عده ای دیگر از حکومت مطالبه ندارند و خود حکومت را مطالبه می کنند. چنانکه پیداست تظاهرات هفتگی بیشتر از جانب کسانی اعلام و حمایت می شود که تغییر نظام را طلب می کنند.
از نظر من تظاهرات خیابانی وقتی مفید است که با پیش بینی حضور چند صد هزار نفر در تهران  همراه باشد. در صورتیکه عده ی کمتری احتمال حضور داشته باشند، نباید به این شکل چسبید. به خصوص اگر موجب ریزش و سردرگمی شود و یا بخواهد اصول و پرنسیب های جنبش را عوض کند.

با توجه به وضعیت موجود و حذف هاشمی رفسنجانی از مجلس خبرگان و غالب بودن قدرت تندرو ها در حاکمیت ایران آیا همچنان راه اصلاح باز است و میتوان به تغییر و توازن قوا در حاکمیت امیدوار بود؟
بسته یا باز بودن راه اصلاحات سیاسی و بازگشایی فضای سیاسی کشور بیش از آن که به اراده حاکمان مربوط باشد به قدرت جامعه مدنی و توان مردم بستگی دارد. از بیست سال پیش به این سو هرچه جلو آمده ایم توان جامعه بیشتر و قدرت مقاومت حکومت کمتر شده است. اصلاحات سیاسی ناشی از فشار از پائین است. اکنون بیش از هر زمان دیگر در طول تاریخ حمایت از خواست دموکراسی در کشور انباشته شده است. هیچ گاه اکثریت شهرهای بزرگ تا این حد به جد خواهان اصلاحات سیاسی و رعایت حقوقشان توسط حکومت نبوده اند.
من در حکومت نیرویی سراغ ندارم که به گستردگی خواست ملت برای رعایت حقوق شهروندان بر اساس قانون اساسی پی برده باشد و یا درک کند که اگر این حقوق رعایت نشود حکومت منزوی و بی ثبات خواهد شد.
از سوی دیگر معتقدم که حالا وقت تعرض برای به تسلیم واداشتن حکومت نیست. تعرض 25 بهمن بسیار خوب و موثر بود. اما نباید به آن شکل ادامه یابد. تظاهرات فرسایشی ناشدنی است و اصرار بر ادامه آن به ریزش در طرف ما منجر می شود. حالا وقت خودسازی، باز سازی و شکل دهی ارتباطات، کار روی استراتژی و سیاست ها و طراحی نقشه راه تا روزهای انتخابات در سال آتی است. جنبش سبز آن چه را می خواست از 25 بهمن بدست آورد، به دست آورد. جنبش حالا باید مواضع خود را مستحکم کند و برای فرصت های آتی آمادگی داشته باشد.

حالا برمیگردم به بحث مجلس خبرگان. به نظر میرسد ائتلاف راست افراطی و راست سنتی برای تسخیر تمام مواضع قدرت هم چنان رو به گسترش است. آنها که جلسه اخیر مجلس خبرگان را سازمان دادند قطعا از نتایج کارشان بسیار راضی هستند. کنار گذاشتن آقای رفسنجانی از دید آنها قطعا یک پیش روی بزرگ دیده می شود. اما همه این طور فکر نمی کنند. فقط حکومتیان فکر می کنند خروج آقای هاشمی رفسنجانی از اتاق قدرت یک گشایش برای حکومت است. اما این یک توهم است. خروج رفسنجانی یک شکست بزرگ برای حکومت است و آن را منزوی تر می کند. از دید کسانی که در رأس حاکمیت نشسته اند (و حصر آقای موسوی، باز کردن قرارگاه عماریون و تعرض برای گرفتن تمام آزادی های سیاسی را در رأس اقدامات خودشان قرار داده اند) از دید آنها حذف هاشمی قطعا موفقیتی است در جهت شکستن صف  مخالفین و تضعیف مخالفین. آنها شراکت غیر در رقابت های انتخاباتی را منشأ شر و شکست میدانند. چون ازاین زاویه نگاه میکنند امروز آنها قطعا خیلی خوشحال هستند . اما فقط کسانی که دورتر از نوک بینی شان را نمی توانند ببینند اینطور تحلیل میکنند. ولی از زاویه یک ناظر بی طرف و دور نگر، چرخشی که امروز در عرصه ی سیاست ایران اتفاق افتاد، وزنی بود که به جامعه ی مدنی ایران، به نیروهای اعتراضی ایران، به بخش برون از حاکمیت ایران، افزوده شد.

پس از 25 بهمن شاهد صدور فراخوان های متعدد از سوی اشخاص و سازمان های مختلف هستیم ادامه این روند را چطور ارزیابی میکنید؟ ایا ادامه این روند و صدور فراخوان های پی در پی میتواند برای جنبش سبز مفید باشد و اهرم فشاری بر حاکمیت قلمداد شود؟
به نظر من  نفس حضور خیابانی موضوع  دغدغه و نگرانی نیست بلکه محتوای آن حرکت است که مورد توجه است. به طور مثال ما اینجا در لندن روزی که میرفتیم به سفارت جمهوری اسلامی ایران که رأی بدهیم روز 22 خرداد 88 گروهی در آنسوی خیابان ما را مزدوران جمهوری اسلامی و خائنین به ملک و ملت مینامیدند و با رنگ و شعار به صف رأی دهنده گان حمله میکردند و فردای آن روز که ما در مقابل سفارت پرچم دست گرفتیم و گفتیم که رأی من کجاست؟ ؛ عده ای از آنان هم پیوسته بودند با همین پرچم ها و بحث این بود که شما دیروز آن طرف خیابان بودید و امروز به این سمت آمده اید و آیا به  ملت پیوستید؟ همان شعار رأی من کجاست را مد نظر دارید؟
ما می گفتیم اگر این افراد به دنبال "رأی" آمده باشند و از منابع دیگر جست و جوی قدرت چشم پوشیده باشند، از جمله از نگاه به قدرت های خارجی ؛ باید به آنها خوش آمد گفت که به صف جنبش مدنی پیوسته اند. اما هر چه فشار حاکمیت بیشتر و شمار مردم عادی کمتر میشد ما میدیدم که سهم آن افرادی که به هواهای دیگر به این جنبش پیوستند، ونه به هوا ی گرفتن امتیازات از حاکمیت، در صف تظاهر کنندگان بیشتر می شود.
امروز کسانی که حرفشان ملتزم کردن حاکمیت جمهوری اسلامی ایران به ادای دینی که به مردم داده و به قانون اساسی نیست، کسانی که اهدافی جز تضمین حقوق ملت مندرج در فصل سوم قانون اساسی، دارند، کسانی که اصلا به رای دادن اعتقادی نداشته اند، بیشتر طرفدار تظاهرات هفتگی هستند. این روزها کسانی که مطالبات قانونی دارند، وقتی به علت فشار حاکمیت نمیتوانند به این مطالبات دسترسی پیدا کنند، جای خودشان را به کسانی میدهند که مطالباتی جز این دارند و فراتر از آن مطالباتی که در قانون اساسی برای ملت در نظر گرفته شده است.
برآمد خیابانی در صورتی سبز خواهد بود که با مطالبات مندرج در منشور سبز و شعار اساسی منشور سبز یعنی اجرای بدون تنازل قانون اساسی و به رسمیت شناختن ارگان های ساختار قدرت در وضع فعلی هماهنگی و هم خوانی داشته باشد. برآمد خیابانی وقتی برآمد سبز است که "مطالبه محور" باشد و موضوع  مرکزی آن تأمین و تضمین و تحقق حقوق ملت مندرج در قانون اساسی باشد.
اگر ما بتوانیم نیروی خیابانی را بسیج کنیم که روی مطالبات قانونی بایستد و منظورش مطالبه از حاکمیت باشد و نه مطالبه ی خود حاکمیت؛ آنوقت حتما تظاهرات، حتی اگر سرکوب شود به سود مردم و به زیان حاکمیت خواهد بود.
ولی در وضع فعلی که برای مدافعان حرکت قانونی در جامعه درست کردند و با بستن هر نوع اعتراض قانونی با پایمال کردن هر نوع حق مخالفت با حاکمیت جمهوری اسلامی ایران عملا خیابان جای مناسبی برای پیگیری مطالبات مندرج در قانون اساسی نیست. حضور خیابانی خوب بود فقط برای اعلام موجودیت. ما در 25 بهمن به خیابانها آمدیم و اعلام موجودیت کردیم. پس از این ما با اشکال دیگر باید سازمان دهی کنیم مگر اینکه بتوانیم شعارها و مطالبات را در همان چهارچوب  سبز که تعریف شده است نگه داریم. اگر آن تحرکات از آن ما نباشد ما میتوانیم مسئولیت آن را زمین بگذاریم.
توصیه ی من به فعالین سبز این است که هر کدام به سهم خود اعلام کنند که "زنده باد موسوی و زنده باد کروبی" شعار ماست. جنبش سبز جنبشی سبز است و شعار "مرگ" ندارد. هر جایی که بتوان شعار "زنده باد" داد، ما حاضر هستیم. و جایی که شعار"مرگ" به میدان می آید، آن شعار ما نیست. زیرا ما نمیخواهیم که هیچ بخش از جامعه مان را از دایره مشارکت اجتماعی حذف کنیم و ما ایران را برای همه ی ایرانیان میخواهیم. ما مرگ را برای هیچ کس نمیخواهیم.

با توجه به تاکید منشور جنبش سبز بر گفتگو و تاکید مهندس موسوی بر تکثر و گفتگو، ما چه قدر توانسته ایم به این خواست تحقق بدهیم؟ آیا جنبش وارد گفتگو با بخشهایی از اصولگرایان شده است؟ و اگر این اتفاق نیافتاده است چه موانعی برای آغاز گفتگو میان حامیان منشور سبز و اصولگرایان وجود داشته است؟
قشرهای معینی در جامعه ی ما از همان نخستین روزهای انقلاب تا امروز همیشه طرفدار گفت و گو و تعامل با همه ی گروه های اجتماعی بودند. ما سابقه ی مناظره های بعد از انقلاب را که اتفاقا همین آقای مصباح یزدی هم در آنها شرکت داشت را داشته ایم . آنچه که موجب قطع این مناظره ها در آن زمان شد عدم تمایل اپوزیسیون به ادامه ی گفت و گو نبود. بلکه میل حاکمیت به یکه تازی بود. حذف هر نوع صدای غیر از عرصه ی سیاست کشور عامل اصلی بود.
در سالهای پس از جنبش دوم خرداد تا 22 خرداد، که ما کمابیش شاهد چند صدایی و حضور گرایش های منتوع در رسانه ها و محافل اجتماعی بودیم. نشست هایی صورت میگرفت متشکل از اصول گراها و اصلاح طلبان. تأکید میکنم که اگر این گفت و گو ها به بن بست میرسید و یا مورد هجوم قرار میگرفت، این هجوم از جانب کسانی نبود که خواستار دموکراسی بیشتر بودند و با شعار زنده باد مخالف من به محافل و کانون های گفت و گوهای اجتماعی قدم میگذاشتند این تلاش برای برهم زدن از جانب طرف مقابل بود که تحمل و مدارای کمتری داشت .
در روندها بعد از 22 خرداد ما میبینیم که بسیار تلاش شده از این سو که راه گفت و گو با حاکمیت هموار بشود. ثبت  است در تاریخ که چهره های معین در مقاطع معین دست دراز کردند برای  گفت و گو و پاسخ آن سمت امتناع بوده است.
شاید ما می توانسته ایم راه های بهتری برای آغاز گفت و گو و جلب اعتماد برای بخشهایی از طیف های اصول گرا پیدا کنیم. با این همه پنهان نیست که کارشکنی، حتی اتهام زنی های خشن و وقیحانه، مثل نسبت جاسوسی، همه از طرف باندهای افراطی طرف مقابل بوده.
فکر میکنم در آینده ی نزدیک نمیتوان امید داشت که تمام اقشار اصول گرایان را قانع و یا متوجه کرد که سرنوشت کشور وسرنوشت مردم در گرو همین گفت و گوهاست . آنها اکنون یا مست و نشئه ی قدرت هستند و یا می ترسند اگر مصالحه جویی کنند زیر فشار شدید همدستان قرار گیرند. اما به هر حال حاکمیت اصلا یک دست نیست و لذا شعارها، مواضع و تاکتیک های طرف ما می تواند و می باید به گونه برگزیده شود که در طرف مقابل واکنش های ناهمآهنگ تولید کند. در این صورت پیدا خواهند شده قشرهایی در درون همین  حاکمیت  که گوش شنوای برای شنیدن صدای قشرهایی از مخالفین پیدا کنند. به خصوص رفتار ما در عرصه های رسانه ای به گونه ای باشد که پنجره های گفت و گو را مسدود نکند و به انباشت فشار اجتماعی برای پیگیری مطالبات سبز کمک کند. تاکتیک محوری برای تولید این ناهمآهنگی همانا ایستادن بر دفاع از قانون و اعمال فشار برای اجرای بدون تبعیض قانون اساسی است.
به علاوه نقش عناصر واسطه ای هم در این میان بسیار مهم است. می بینم افرادی در میان اپوزیسیون - که خود نیز روزگاری در درون حکومت بوده اند – چوب برداشته اند و عناصر واسطه ای را آماج قرار می دهند و می خواهند با آنها تعیین تکلیف کنند. این کارها اگر مغرضانه نباشد قطعا بی تدبیری محض است. زیر آماج گرفتن عناصر واسطه ای بخشی از پروژه انقلابی و جزء لاینفک سرنگونی طلبی است. اصلا تصادفی نیست که جریان هایی مثل مجاهدین خلق، سلطنت طلبان دوآتشه یا کمونیست های کارگری از این جور تاکتیک ها را ترویج می کنند.
انتخاب شعارها و گزینش تاکتیک هایی که طرف مقابل را یک پارچه و طرف خودی را چند پارچه می کند همانقدر مضر است که مورد تهاجم قرار دادن نیروهای واسطه ای. نیروهایی که در حاشیه ی حکومت قرار دارند امکان گفت و گو را بسط می دهند. آنها را نباید زد. حمله به آنها تقویت موضع تندروترهاست؛ کمک به انجام وظیفه افراطی ترهای حکومت است.
تلاش خود من این است که به هر وسیله ای که ممکن است بر مبنای قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، فضا را برای برقراری نوعی ارتباط در بین نیروهای اجتماعی مختلف بگشاید و هرگز هم به این نتیجه نخواهم رسید که، جز آغاز گفت و گو و هم نشینی در جامعه ی ما، چاره دیگری برای برداشتن اولین گام به سوی دموکراسی وجود دارد. خیر. هیچ راه دیگری برای رسیدن به دموکراسی وجود ندارد. مگر اینکه  ما موفق شویم که گفت و گو را در گروه های اجتماعی در پایین و در دل جامعه سازمان دهیم. من خیلی خوشحالم که ویراست دوم منشور سبز ایستادن بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی و زمینه سازی برای گفت و گو بین اقشار اجتماعی، بین نیروهای سیاسی و بین نیروهای سیاسی و حکومت را دو تاکتیک مهم جنبش سبز دانسته است.

چه چشم اندازی را برای ادامه راه جنبش سبز پیش بینی می کنید و این راه نهایتا به کجا خواهد رسید؟
اول از همه باید نوروز را به همه هموطنان تبریک بگویم و آرزو کنم سالی به از سالی که گذشت داشته باشیم.  برای همه عزیزان و دوستان تعطیلات نوروزی خوب و دیدارهای شیرین و پرخاطره و برایم خودم فرصتی و توانی و  نفسی بیشتر برای یک سال دیگر رکاب زدن در یک سربالایی تند آرزو دارم.
در مقام آرزو شاید خیلی آسوده تر بشود حرف زد. اما در مقام عمل و در واقعیت وضع این طور نیست. ایران سال سختی در پیش دارد. سالی سخت هم برای حکومت هم برای مردم. چالش های بزرگ در پیش است.
در منطقه خاورمیانه و کشورهای اسلامی تقریبا در همه کشورها بیداری آزادیخواهانه ی ملت ها یکی پس از دیگری علیه استبدادهای سالدار را، یا به زیر می کشند و یا، به عقب می نشانند. بسیاری آرزو می کنند و برخی نیز بر این اعتقادند که این موج آزادیخواهانه، ایران را هم در بر گیرد.
اما به نظرم حساب ایران جداست. تحولاتی که اکنون در خاورمیانه عربی در حال انکشاف است 30 سال پیش در ایران انکشاف یافت و به انقلاب 57 منجر شد. ایران اکنون نه تنها از یک استبداد سیاسی، بلکه از یک شکاف اجتماعی هم رنج می برد. دشواری ما فقط دشواری رابطه دولت – ملت نیست. رابطه ملت – ملت هم دچار شکاف و مشکل جدی است.
مشکل جدی این است که جامعه ما تحول یافته و اقشار سنتی بخش بزرگی از پایگاه خود را از دست داده اند اما به ضرب و زور اسلحه و پلیس و نیروهای امنیتی می خواهند تمام قدرت را حفظ کنند. این زیاده خواهی قابل دوام نیست. اقشار سنتی به حد خود قانع نیستند و بیش از توان خود دارند مقاومت می کنند. دیرتر یا زودتر این مقاومت حکومت شکسته می شود. این اقشار یک بار در 2 خرداد 76 عقب نشانده شدند و بار دیگر در 22 خرداد 88. اما هر دو بار با کمک نیروهای ارتجاعی و سرکوبگر یورش آوردند و مواضع خود را مستحکم کردند. در مثل فارسی می گویند "تا سه نشه بازی نشه". حالا حکایت ماست. این بار که فصل انتخابات بشود خیلی احتمال دارد که موجی سنگین تر از 22 خرداد در سراسر کشور برخیزد و با خود پیروزی بیاورد.
با این همه تصور نکنیم سال نود به نوعی همان نماد سمبلیک از نود دقیقه است. این قصه آزادی در ایران سر دراز دارد. مورد ایران یک نوع ماراتن فرساینده است. کار با یک روز و دو روز، یا یک زور و دو زور، تمام نمی شود.
مساله این است که نه "سبزها" و نه "ضد سبزها" هیچ کدام تمام ایران نیستند. اصول گرایان باید قبول کنند که نه تنها تمام ایران نیستند، بلکه اقلیت کوچکی هستند که نمی توانند با زدن و گرفتن کشتن، و با پس زدن و ندیده گرفتن و نشمردنِ رای اقشار سبز ،حکومت کنند. سبزها هم باید نشان دهند که خواهان همزیستی و همکاری با اصول گرایان هستند و ایران را واقعا برای همه ایرانیان می خواهند. سبزها همیشه گفته اند خواهان "انتخابات آزاد" اند. و این حداکثر خواسته آنان است. سال نود سالی است که حکومت را قانع و وادار کنیم که از خود سری دست بردارد، قانون شکنی را کنار بگذارد، و به حقوق ملت مندرج در قانون اساسی تن دهد. ملتزم کردن حکومت به قانون اساسی گامی سترگ در راه دسترسی به انتخابات آزاد است.
برای این که راه گشوده شود قبل از همه رهبران حکومت باید زیاده خواهی و زور گویی را کنار بگذارند، واقعیت اجتماعی را بپذیرند و به فشار و مطالبه پر قدرت اقشار شهرهای بزرگ برای مشارکت در سرنوشت کشور تن دهند. به خصوص، و در اولین قدم، از بستن سبز به توطئه امریکا و انگلیس و فرانسه دست بردارند..
باشد که سال نود سالی شود که در آن جنبش سبز مردم ایران حول آقایان کروبی و موسوی و حول منشور سبز هرچه مستحکم تر حلقه زند. آرزو دارم جنبش ما موفق شود حاکمیت جمهوری اسلامی ایران را عقب نشانده به پذیرش واقعیت وادار سازد. ایکاش دهه نود دهه ای شود که افتخار تحقق آمال سترون گشته انقلاب مشروطه و انقلاب بهمن را نصیب جنبش سبز مردم ایران گرداند.

ممنون از وقتی که در اختیار ندای سبز آزادی قرار دادید
 


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irangreenvoice-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irangreenvoice@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته