آیتالله سید علیمحمد دستغیب، مرجع تقلید، گفت: آنكه درونش آكنده از حبّ دينا و حبّ رياست است، حتى اگر فقيه باشد، سرمنشأ همه خطايا را در خود دارد و نمىتواند مردم و مقلّدين خود را به خدا نزديك کند.
به گزارش حدیث سرو وی ادامه داد: همه ستمگران تاریخ چون به مردم خود پشت کردند و تمام تکیهشان بر قدرتشان بود، زمانی فرا رسید که مجبور شدند به قدرت خود نیز پشت کنند و بروند. آنها به خاطر آنکه از ابتدا با خدا کاری نداشتند، در روز سختی از ناحیه خداوند پناهی نیافتند.
آیت الله دستغیب اظهار داشت: همه ستمگران تاریخ چون به مردم خود پشت کردند و تمام تکیهشان بر قدرتشان بود، زمانی فرا رسید که مجبور شدند به قدرت خود نیز پشت کنند و بروند. آنها بخاطر آنکه از ابتدا با خدا کاری نداشتند، در روز سختی از ناحیه خداوند پناهی نیافتند. محمّدرضا پهلوی، ساواک، ارتش و آمریکا را پشتوانه خود میدانست و گمان میکرد اینها حفظش میکنند به همین جهت کاری به خدا نداشت اما در موقع فرار فهمید که اشتباه میکرده و حسرتزده شد و در آن روز دیگر خدا با او کاری نداشت.
هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، موضع گیری های مقام های ایرانی در حمایت از معترضان در کشورهای عرب را "اوج تزویر" جمهوری اسلامی توصیف کرده است.
او در مصاحبه با شبکه دولتی نیل، در قاهره پایتخت مصر گفت که ایران عمدتا تحت نفوذ سپاه پاسداران قرار گرفته و در حال تبدیل شدن به حکومتی نظامی است.
هیلاری کلینتون انقلاب سال ۱۳۵۷ ایران را انقلابی ربوده شده خواند و خواهان آن شد که مردم کشورهای عرب از جمله مصر و تونس از آن "درس عبرت" بگیرند.
مقام های جمهوری اسلامی به ویژه آیت الله علی خامنه ای، رهبر ایران با اعلام حمایت از قیام مردم مصر، "بیداری اسلامی" را عامل تحولات اخیر منطقه خاورمیانه دانسته اند.
محمود احمدی نژاد، چهارشنبه بر احترام به خواسته های معترضان در بحرین و اصلاحات سیاسی در این کشور تاکید کرد.
اما وزیر امور خارجه آمریکا مصر را بهترین مثال در رد مدل ایران دانست.
او گفت که حکومت ایران اجازه داده است که انقلاب این کشور نظرات، رای، آزادی و حقوق مردم را نقض کند و افزود: "این چیزی نیست که مصری ها در پی آن هستند."
هیلاری کلینون افزود: "دموکراسی باید به دقت پرورش داده شود و هیچ کس نباید اجازه یابد که بگوید همه پاسخ ها را دارد و فقط اوست که می تواند کشور را اداره کند."
ایران بارها موضع گیری مقام آمریکایی در حمایت از حقوق بشر مردم سایر کشورها را دارای انگیزه های سیاسی دانسته اند.
وزیر امور خارجه آمریکا ماه گذشته از 'شجاعت' معترضان در ایران تمجید و بر حمایت ایالات متحده از 'آرمان های' آنان تاکید کرده بود.
خانم کلینتون در این سفر به خاورمیانه از مصر و تونس دیدار می کند.
وزیر امورخارجه ایالات متحده اخیرا گفته بود ایران به طور مستقیم یا غیرمستقیم با معترضان در مصر، بحرین و یمن در تماس است.
مقام های ارشد ایرانی پیش از این آمریکا را متهم کرده بودند که سعی دارد بر تحولات خاورمیانه تاثیر بگذارد.
دولت ایران اعلام کرد، در اعتراض به کشته شدن چند تن از معترضان بحرینی توسط ماموران دولتی، سفیر خود را از بحرین فرا خوانده است.
پلیس بحرین روزچهارشنبه با حمله به معترضان شیعه پنج تن از آنان را کشت.
دولت بحرین روز سه شنبه ایران را به "دخالت آشکار" در امور خود متهم کرده و سفیر خود را از تهران فراخوانده بود.
مقام های ایرانی تا کنون بارها سرکوب مخالفان حکومت بحرین توسط دولت این کشور را محکوم کرده اند.
شورای هماهنگی راه سبز امید در پیامی به مناسبت آغاز سال ۱۳۹۰ و عید نوروز با یاد آوری جوانان برومند و زنان و مردانی که به جرم درخواست اجرای کامل قانون اساسی و حقوق مسلم شهروندی به شهادت رسیده و یا دربند قانون شکنان گرفتار آمده اند، آورده است: درپای سفره های سبز هفت سین می نشینیم و با امید بازگشت به عدالت، آزادی، استقلال و پیشرفت در جهت بهروزی و سعادت مادی و معنوی همة ایرانیان، دست به دعا بر می داریم. هر چند که در لحظات شکوهمند تحویل سال، جای خالی فاطمة کروبی، زهرا رهنورد، مهدی کروبی و میرحسین موسوی و پیام های امیدبخششان هماره سبز است.
در این بیانیه با بیان اینکه ای کاش حاکمان این مرز وبوم، همان قدر که حاکمان ملل دیگر را به شنیدن صدای مردمشان فرا می خوانند، خود نیز صدای مردم خود را می شنیدند، تاکید کرده است: سال جدید را همراه با شما مردم آگاه و مقاوم، باز هم با صبر و استقامت و امید به پیروزی آغاز می کنیم، چرا که می دانیم پیروزی، همانا گام زدن در راه است، و با شما همنوا می شویم که «سبز یعنی استقامت تا بهار» ، و نوید می دهیم که در آینده با هدف متنوع ساختن شیوه های مبارزة مدنی، ارتقای تشکیلاتی جنبش و گسترش ابعاد بین المللی آن، برنامه ها و راهکارهایی را که با بهره گیری از نظرات رهبران وفعالان جنبش سبز طراحی شده، ارایه نماییم.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
یا مقلب القلوب و الابصار، یا مدبر اللیل و النهار، یا محول الحول والاحوال،
حول حالنا الی احسن الحال
(ای دگرگون کننده دلها و دیدگان, ای تدبیر کننده شب و روز, ای تحویل کننده سالها و حالها, حال ما را به بهترین حال تحویل بگردان)
هموطنان عزیز، همراهان و یاران گرامی
اینک در آستانة سال جدید قرار داریم. طلیعة فصل سبز و آغازی دوباره برای همة کسانی که به دنبال تغییر و تحول حیات خویشتن و جامعة خود هستند؛ دگرگونی به سوی فردایی بهتر و روشن ، زندگی پرامید و شاداب . این روزها در حالی به استقبال سال نو می رویم، که در پایان اولین سال «صبرواستقامت» و دوسال تلاش و پایمردی برای حاکمیت ارزش های والای اخلاقی و بازگرداندن کرامت انسانی که همة ادیان و مذاهب در پی احیای آن هستند را در کارنامة خویش داریم.
این روزها با یاد جوانان برومند و زنان و مردانی که به جرم درخواست اجرای کامل قانون اساسی و حقوق مسلم شهروندی ؛ به شهادت رسیده ویا دربند قانون شکنان گرفتار آمده اند ، درپای سفره های سبز هفت سین می نشینیم وبا امید بازگشت به عدالت، آزادی، استقلال و پیشرفت در جهت بهروزی و سعادت مادی و معنوی همة ایرانیان، دست به دعا بر می داریم . هر چند که در لحظات شکوهمند تحویل سال، جای خالی فاطمة کروبی، زهرا رهنورد، مهدی کروبی و میرحسین موسوی و پیام های امیدبخششان هماره سبز است .
فرهنگ وهویت تاریخی ملت فهیم ایران درطی اعصار و قرون ، پذیرای چندصدایی به عنوان مبنای همزیستی مسالمت آمیز بوده است. مردم ما در طول تاریخ، در مقابل کسانی که خواسته اند با زر و زور و تزویر، این چندصدایی را نادیده گرفته و تک صدایی را جانشین آن نمایند، مقاومت کرده اند.اگر تاریخ رفت و آمد اقوام مهاجم به این سرزمین اهورایی را بنگریم خواهیم دید که مهاجمان پس از چندی یا رنگ و بوی ایرانی به خود گرفته اند و یا مجبور به ترک این سرزمین شده اند. چنان چه به تقویمی که هرسال بر دیوارهای خانه هایمان می آوبزیم بنگریم خواهیم دید سال خورشیدی با چهار فصل، دوازده ماه منطبق با آن و مناسبت های ملی ما ودر کنارآن، سال قمری با ماه هایش، و مناسبت های مذهبی ما، ودر کنارآنها سال میلادی، ماه ها و مناسبت های جهانی اش . چنین است که چهارشنبة آخر سال، نوروز، سیزدهم فروردین، مهرگان و یلدا و ده ها مناسبت دیگر، با تاسوعا و عاشورا و قربان و فطر و غدیر، و به همراه روز جهانی کارگر، روز جهانی کودک، روز زن ، روز جهانی محیط زیست و میلاد مسیح در کنار یکدیگر معنی پیدا می کنند، و حذف هرکدام، نادیده گرفتن بخشی از هویت ایرانی، اسلامی و جهانی ما تلقی می شود . سفرة هفت سین و آئین های نوروزی، خود نمایش پایدار این همنشینی است: آئینه در کنار کلام خدا، شادباش سال نو در کنار دعا به درگاه الهی برای دگرگونی حالمان به بهترین حال ها، دید و بازدید با خویشان و دوستان در کنار زیارت قبور رفتگان و شهیدان؛ این است هویت مشترکی که به شخصیت مستقل و متفاوت شهروندان احترام گذاشته ومیراث تاریخی ایرانیان را ارج می نهد.
آیا خواست مردم ما طی دو سال گذشته چیزی جز به رسمیت شناخته شدن این چندصدایی بوده است ؟ پس چرا قتل و تجاوز، ضرب و شتم، حبس و حصر، تحقیر و تهدید را پاسخ شنیده اند؟ ای کاش حاکمان این مرز وبوم، همان قدر که حاکمان ملل دیگر را به شنیدن صدای مردمشان فرا می خوانند، خود نیز صدای مردم خود را می شنیدند. ای کاش همة آزادی هایی را که برای مردم دیگر کشورها می خواهند، برای مردم خود نیز می خواستند. ای کاش در کنار به رسمیت شناختن حق حاکمیت بر سرنوشت ملل دیگر، این حق طبیعی وخدادادی را برای مردم خویش نیز به رسمیت می شناختند. و ای کاش بجای تلاش برای مصادرة نهضت های ضداستبدادی منطقه، از سرنوشت مستبدان درس گرفته و استفاده از زر و زور و تزویر را کنار می نهادند و قبل از آنکه خیلی دیر شود، تسلیم خواسته های مردم خود می شدند.
اما اگر اقتدارگرایان ازآموختن سرباز زده اند، ما درس های زیادی یادگرفته و یاد داده ایم. ما آموخته ایم که برای رهایی از سیر انحطاط و اضمحلالی که دستاورد کوته بینی، نخبه گریزی، شایسته ستیزی، خودکامگی وباندبازی حاکمان است، باید همچنان سرزنده و مقاوم و صبور بایستیم.
می دانیم که به خشونت کشاندن حرکت عظیم مردم، ترفند ودامی است که اقتدارگرایان برای مشروعیت بخشیدن به سرکوب غیر قانونی شهروندان اندیشیده اند؛ حیله ای که دیکتاتورهای تونس ومصر ویمن ولیبی و…. به امیدفایق آمدن برخیزش انقلابی مردم به کار گرفتند. در عین حال با بدیهی بودن و به رسمیت شناخته شدن حق دفاع مشروع از جان و مال وناموس در برابر سرکوبگران، همچنان بر استفاده از همة راهها و اشکال مبارزة مدنی و مسالمت آمیز پای خواهیم فشرد و با بهره گیری ازاهداف و خواسته های دیرینة که در نهضت مشروطه، نهضت ملی شدن نفت، قیام پانزده خرداد، انقلاب اسلامی و جنبش اصلاحات تبلور یافته، استقلال، آزادی، عدالت و پبشرفت را در سرلوحة آرمان هایمان قرار خواهیم داد.
با صدای بلند می گوییم که انتساب جنبش ضد استبدادی سبز مردم ایران به آرزومندان بازگشت حکومتهای فردی غیر پاسخگو ویا تروریستهای بریده از ملت که هموطنان خود را به متجاوزان به این آب و خاک فروختند، مکر ناشیانه وکهنة زمامداران بی تدبیری است که با ندانم کاری، سعی می کنند آینده تاریکی را برای پیروزی جنبش ترسیم کنند.
ما در طول دو سال صبر و استقامت یاد گرفته ایم که برای اصلاح کژی ها ومبارزه با انحرافات بزرگی که در انقلاب مردم ما پدید آورده اند، حق نداریم همانند اقتدارگرایان حاکم، از هر وسیله نامشروعی برای رسیدن به هدف استفاده کنیم والتزام و پای بندی به مبانی وارزش های اخلاقی را، حتی در سخت ترین شرایط وبزنگاه ها، بر خود فرض می دانیم و بر خود می بالیم که جنبش سبز و رهبران آن در مقابل سیل اتهامات ناروا و زبان رکیک و سخیف حاکمان که نشان از عصبانیت ودستپاچگی آنان دارد، مواضع اصولی جنبش را با خویشتنداری وآراسته به ادبیاتی فاخر بیان می کنند. آموخته ایم که در بارة مسائل و چشم اندازها گفتگو کنیم و از خرد جمعی برای تصمیم گیری استفاده کنیم و اکنون منشور جنبش سبز که حاصل این گفتگو هاست بنای حرکت ماست که صدالبته، همچنان که بر اثر گفتگو ها ویرایش شده است، می تواند در فرایند گفتگو غنی تر شود. یادگرفته ایم که شبکه های اجتماعی که در آن عضو هستیم را با تشکیل جمع های مختلف و یا تقویت گروه های مختلفی که در آن عضو هستیم تقویت کنیم. یاد گرفته ایم که جنبش نه وابسته به یک فرد که متکی به بی شماری خرده توانهاست. یادگرفته ایم همچنان که در دوران انتخابات بر پایه راهبرد هر ایرانی یک ستاد، هر کدام در گوشه ای با ابتکارها و مقاومت های کوچک دستاوردهای بزرگ به دست آوردیم، از هر مجال برای گشودن پنجره ای جدید رو به امید بهره ببریم. یادگرفته ایم که راه تثبیت ارزش هایی که در عرصة سیاسی دنبال آن هستیم، گره زدن آن ارزشها در تمام عرصه ها و جاری کردن آنها در زندگی است. یادگرفته ایم که در شرایطی که دولتی ناکارآمد هر روز سفره مردم را کوچک تر می کند، بی مسئولیتی دولت در قبال سیاست های غلط اقتصادی و سیاسی، مسئولیت ما را در قبال هموطن همسایه، دوست و آشنا بیشتر می کند. یاد گرفته ایم که در عین متکثر بودن، در راه رسیدن به اهداف جنبش، متحد باشیم و از هرگونه تفرقه افکنی و انحصارطلبی که آفت و مانع راه است، بپرهیزیم.
می فهمیم که شعله ور ساختن حس کینه و انتقام، سرانجامی جز پدید آمدن استبدادی دیگر ندارد، ودر فردای پیروزی، عفو عمومی همة خطاکاران، به جز کسانی که فرمان ودستورسرکوب وریختن خون بیگناهان وآزاداندیشان را صادر کرده اند و باید در دادگاه های علنی و در پیشگاه هیئت منصفه و مطابق قانون محاکمه شوند، خداپسندانه ترین و عقلایی ترین گام برای سامان بخشیدن به این سرزمین محنت زده است. می دانیم که دست یابی به اقتدار و عزت در صحنة بین المللی نیازمند دست کشیدن از ماجراجویی های بی فرجام در سیاست خارجی و یافتن راهکارهای معقول برای حفظ استقلال از طریق همزیستی مسالمت آمیز است و حفظ منافع ملی تنها از طریق همکاری در جهت منافع مشترک جهانی ممکن است.
باورمان این است که قانون اساسی دارای پشتوانة رأی مردم و نقطة اجماع ملی ماست و نهادینه شدن حاکمیت قانون به معنی الزام زمامداران حکومتی ودولتمردان به اجرای بی چون وچرا وکامل قانون، تضمینی خواهد بود برای ایجاد حکومتی مردم سالار که از تضییع حقوق وآزادی های سیاسی ملت و بروز وظهور استبداد وخودکامگی در لباس وچهره دیگر جلوگیری خواهد کرد. علیرغم درخواست مشروع ملت ایران برای حذف و اصلاح بخش ها واصولی که راه را بر شکل گیری خودکامگی هموار ساخته و با حاکمیت اراده و حقوق مسلم مردم مغایرت دارد، پذیرش حاکمیت قانون در همة امور، ارکان و مناصب را تنها راه برون رفت از وضعیت کنونی واحقاق حقوق شهروندی تلقی می کنیم. ایمان داریم که میزان، رأی ملت است.
به خوبی واقفیم که زخم هایی که در طول تاریخ بر تن رنج دیدة این مردم وارد شده، ناشی از قدرت های فراقانونی و قانون گریزی هایی است که این روزها به عرف رایج حکمرانی تبدیل شده و برای بازگرداندن عزت و استقلال به قوه مقننه وقوه قضاییه، تأکید بر اصل تفکیک قوا و عدم تمرکز قدرت در یک فرد یا نهاد که به عدم پاسخگویی و گسترش فساد می انجامد، ضروری است. بدون تردید پافشاری بر آزادی سریع زندانیان سیاسی که به صرف اعتراض و انتقاد به رویه های جاری، با انواع اتهامات ساخنگی، بازداشت و به روش کاملا غیر قانونی محاکمه وبه جرایم بی پایه محکوم و در زندان به سر می برند، با روح دینداری و آزادیخواهی سازگار خواهد بود.
می دانیم که برگزاری تجمعات اعتراضی مسالمت آمیز، حق مسلمی است که هم در قانون اساسی ما و هم در بیانیة جهانی حقوق بشر( که کشور ما نیز آن را پذیرفته) بر آن تأکید شده است. می دانیم که دفاع از حقوق اقلیت ها، قومیت ها و زنان، برای دستیابی به ایرانی بهتر ضروری است. بر خود واجب می دانیم که ازهیچ تلاشی برای رفع بازداشت و حصر رهبران جنبش سبز و همسرانشان که نمونة استقامت و پایداری برای احقاق حقوق حقة مردم هستند، تا جان در بدن داریم دریغ نورزیم. می دانیم که نیل به آزادی و به دست آوردن زندگی عزتمندانه، بدون تلاش و استقامت میسر نیست، و بقول سعدی «بکوشید تا جامة ذلت نپوشید». می دانیم که کشوری با این همه ثروت خدادادی و سرمایة هنگفت انسانی، نباید به علت سوء مدیریت دولتمردان، مردمانی تا این اندازه فقیر و محنت زده داشته باشد. آری ما، برخلاف اقتدارگرایانی که تنها راه تکیه بر قدرت را در ارعاب و سرکوب و فرافکنی می دانند، درس های خود را بخوبی فراگرفته ایم و ایمان داریم که: ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم (خداوند حال هیچ ملتی را تغییر نمیدهد مگر اینکه خودشان حالشان را دگرگون کنند).
از همین رو سال جدید را همراه با شما مردم آگاه و مقاوم، باز هم با صبر و استقامت و امید به پیروزی آغاز می کنیم، چرا که می دانیم پیروزی، همانا گام زدن در راه است ، و با شما همنوا می شویم که «سبز یعنی استقامت تا بهار» ، و نوید می دهیم که درآینده با هدف متنوع ساختن شیوه های مبارزة مدنی، ارتقای تشکیلاتی جنبش و گسترش ابعاد بین المللی آن، برنامه ها وراهکارهایی را که با بهره گیری از نظرات رهبران وفعالان جنبش سبز طراحی شده، ارایه نماییم. ایمان داریم:
” باران که ببارد ؛ همه راه دوباره سبز خواهد شد “
مادر مهدی محمودیان، روزنامه نگار زندانی، که از دو هفته پیش برای وی درخواست مرخصی کرده بود، روز چهارشنبه ٢۵ اسفندماه هنگامی که جهت اطلاع از نتیجه درخواست خود به دادسرا مراجعه نمود، مسئولین به او پاسخ دادند که با وجود موافقت دادستان جهت اعزام وی به مرخصی در ایام نوروز، مقامهای امنیتی به این درخواست پاسخ منفی داده اند.
مادر محمودیان با نگرانی زیاد از وضعیت فرزندش اظهار داشته است "مهدی علاوه بر بیماریهای قلبی و ریوی و بیهوشی های ناگهانی که دیگر همه از آن مطلع هستند، بتازگی دچارسردردهای شدید شده است که به گفته خود وی، علت آن اشعه های ایجاد شده از چند دستگاههای موبایل یابی است که مسئولین زندان برای کشف تلفن های همراه در این بند قرار داده اند."
گفتنی است سایر زندانیان این بند در زندان گوهردشت که تنها متهمان سیاسی در آن نگهداری می شوند نیز، به همین مشکل (سردرد شدید و مشکوک) دچار شده اند و چندین ماه است از ملاقات حضوری با خانواده هایشان محرومند.
مهدی محمودیان فعال مطبوعاتی و عضو کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت و انجمن دفاع از حقوق زندانیان، در جریان حوادث بعد از انتخابات و بدلیل افشاگری پیرامون فجایع بازداشتگاه کهریزک بازداشت و به پنج سال حبس و تبعید به زندان گوهردشت محکوم شد.
در حالیکه برخی از منابع خبری از کشته شدن بیش از 80 نفر در اثر حوادث رخ داده در زندان قزل حصار در سه شنبه شب گذشته خبر می دهند، روابط عمومی سازمان زندانها همچنان از ارائه آمار واقعی مجروحین و کشته شدگان این حوادث خودداری می کند.
بر اساس اطلاعیه سازمان زندانها "تعدادی از زندانیان شرور و قاچاقچیان مواد مخدر که حکم اعدام آنها صادر شده است، قصد داشتند در یکی از بخش های زندان قزلحصار با انجام خرابکاری در زندان مبادرت به فرار نمایند که با حضور مقتدرانه عوامل مسئول و همکاری سایر زندانیان... ناکام ماندند".
غلامحسین اسماعیلی، رئیس سازمان زندان های ایران هم در گفت و گو با خبرگزاری فارس، کشته و زخمی شدن تعدادی را در درگیری سه شنبه شب زندان قزلحصار تأیید کرده و گفته است که "عوامل اصلی اغتشاش" شناسایی شده اند.
سایت جامجم آنلاین، پایگاه خبری متعلق به سازمان رادیو و تلویزیون ایران، از احتمال کشته شدن ۱۰ نفر از زندانیان در این واقعه خبر داده است.
در اطلاعیه سازمان زندان ها، نوشته شده که زندانیان شورشی حریق عمدی ایجاد کردند و شیشه ها را شکستند، اما با برخورد "جدی و قاطع" مأموران مواجه شدند و چند نفر از آنها در اثر "جراحات وارده و گاز گرفتگی" جان باختند.
در این اطلاعیه و اظهارات رئیس سازمان زندان ها اشاره ای به ماهیت "برخورد قاطع" انجام شده با زندانیان نشده است، اما سایت هرانا، پایگاه خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، نوشته است که مأموران با استفاده از گلوله های جنگی به زندانیان شلیک کرده اند.
به نوشته این سایت، اعتراض زندانیان به کثرت احکام اعدام بوده است.
پروانه فعالیت «مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم» که نهادی متشکل از روحانیون نزدیک به اصلاحطلبان است توقیف و درخواست انحلال این مجمع، برای صدور رأی نهایی به دستگاه قضایی ارسال شد.
به گزارش خبرگزاری فارس، کمیسیون ماده ۱۰ احزاب علت این توقیف را «غیر دموکراتیک بودن روند درونگروهی» این تشکل سیاسی عنوان کردهاست.
کمیسیون ماده ۱۰ احزاب در جلسه دوشنبه این هفته خود، درخصوص «غیر دموکراتیک بودن روند درونگروهی» این مجمع توضیح داد که مجمع محققین و مدرسین، «از بدو تأسیس نسبت به برگزاری مجمع عمومی و انتخاب شورای مرکزی برای پذیرش مسئولیت، اقدام نکردهاست.»
بنا بر این گزارش، کمیسیون ماده ۱۰ احزاب در ارتباط با این تصمیم همچنین توضیح دادهاست که بر اساس ماده ۱۶ قانون فعالیت احزاب، تشکلهای مختلف نباید مرتکب «افعالی شوند که به نقض استقلال کشور منجر شود»، نباید «ایراد تهمت، افترا و شایعهپراکنی کنند» و باید از «تلاش برای ایجاد و تشدید اختلاف میان صفوف ملت» و «نقض موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی» بپرهیزند.
«مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم» روز دوازدهم ماه جاری با صدور بیانیهای به برخورد با میرحسین موسوی و مهدی کروبی، رهبران مخالفان، اعتراض کرد.
این مجمع پیش از آن همچنین از مردم خواست برای حمایت از مصریها و تونسیها در روز ۲۵ بهمن به راهپیمایی مستقل غیردولتی بپیوندند.
مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم تشکلی است که پس از دوم خرداد ۱۳۷۶ در قم بنیانگذاری شد و روحانیون نزدیک به اصلاحطلبان مانند آیتالله موسوی تبریزی و آیتالله بیات زنجانی عضو آن هستند.
مجمع روحانیون مبارز و مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، دو تشکل اصلی روحانی جناح اصلاحطلب به شمار میآیند. مجمع روحانیون مبارز که محمد خاتمی از سران آن است، در ۲۰ ماه پس از انتخابات ریاست جمهوری با فشارهای زیادی از سوی هواداران دولت روبهرو بوده و در هفتههای اخیر این فشارها به طور مشخص تعطیل کردن این حزب را هدف قرار دادهاست.
ندای سبز آزادی: یک روحانی مورد اعتماد خانواده کروبی، خبر از سلامت و آرامش کامل مهدی کروبی و فاطمه کروبی داد.
دکتر محمدتقی کروبی، فرزند ارشد مهدی کروبی با اعلام این خبر در وبسایت رسمی خود نوشت: «بعد از بیست سه روز بی خبری مطلق از وضعیت پدر و مادرم، امروز روحانی عزیزی که مورد اعتماد خانواده و حاکمیت است طی تماس تلفنی با اینجانب اظهار داشتند که شب گذشته در محیطی دوستانه با پدر و مادرم ملاقات نموده اند. این عزیز خبر از صحت، سلامت و آرامش کامل آنان دادند. با وجود ۳۶ روز محرومیت تمامی اعضای خانواده از دیدار با والدین و ۲۳ روز از ناپدید شدن آن ها، این اقدام دیر هنگام مقامات امنیتی را به فال نیک گرفته و امید است که در آینده نزدیک حق اطلاع و دیدار خانواده به رسمیت شناخته شود.»
احمد جلالی فراهانی
برای نخستین بار طی 32 سال گذشته یک خبرنگار زن اسپانیایی بدون رعایت حجاب اسلامی در دفتر دومین مقام اجرایی جمهوری اسلامی به گفتگو با رئیس دولت کودتا نشست. گفتگویی که موجب عصبانیت رئیس دولت کودتا هم شد. آنجا که خبرنگار تلویزیون دولتی اسپانیا درباره رفتار خصمانه کودتاگران با رهبران جنبش سبز سئوالی را از احمدی نژاد پرسید و شاهد واکنش عصبی وی بود. رئیس دولت کودتا البته به سیاق دروغگویی های همیشگی اش با متهم کردن هواداران جنبش سبز به قتل و دزدی و آنارشیسم سعی کرد تا با نعل وارونه زدن، حقیقت را منکر شود. با این همه آنچه در این نوشته مورد توجه قرار گرفته اسلام گرایی ریاکانه کسانی است که بیشتر از آنکه دغدغه اسلام و اجرای موازین اسلامی را داشته باشند به منافع و مطامع سیاسی و اقتصادی خود می اندیشند.
اصولگرایی ریاکارانه
سکوت اصولگرایان در برابر آنچه در حین مصاحبه خبرنگار تلویزیون دولتی اسپانیا، در دفتر رئیس دولت کودتا که مدعی ریاست ِ جمهور ِ مردم ایران است، رخ داد، نشانه آشکار دیگری از عدم صداقت آنان در طرح شعار پایبندی به رعایت اصول اسلامی و اصرار بر اجرای آن در تمام این سالهاست.
رئیس دولت کودتا، در بیست و چهارمین روز اسفند 1389 در حالی در برابر دوربین تلویزیون دولتی اسپانیا در دفتر ریاست جمهوری « جمهوری اسلامی » نشست که مطابق قوانین همین نظام رعایت شئونات اسلامی توسط هر غیر مسلمانی که به ایران سفر می کند الزامی است و جمهوری اسلامی سالهاست که به بهانه عدم رعایت حجاب زنها و دختران بی شماری را دستگیر و راهی زندان کرده است و در موارد متعدد پلیس ایران اقدام به ضرب و شتم آنان به جرم عدم رعایت حجاب کرده است.
بحران مشروعیت
دولت کودتا به شدت از فقر مشروعیت رنج می برد و اقدام به گفت و گو با یک خبرنگار زن بی حجاب اسپانیایی در دفتر ریاست جمهوری در ایران، نشان دهنده تلاش وی برای گریختن از بحران مشروعیتی است که دولت کودتایی اش، در آن دست و پا می زند. به عقیده بسیاری از ناظران سیاسی، رئیس دولت کودتا سعی می کند تا با تن دادن به بازیهای عوام فریبانه ای نظیر مصاحبه با یک زن بی حجاب آن هم در دفتر خودش، خرده مشروعیتی ولو اندک در میان کسانی پیدا کند که در مخالفت با نظام سیاسی حاکم بر ایران تنها دغدغه شان نبود آزادیهای اجتماعی نظیر حجاب برای زنان در ایران است و این مسئله خود گواه غیر قابل انکاری از بحران مشروعیتی است که عملاً دولت وقت را از پا انداخته است و اینک سران آن برای ترمیم شکافهای عمیق رخ داده در ساختار درونی و بیرونی دولت، حتی راضی به پذیرفتن پیش شرط انجام مصاحبه بدون حجاب با یک زن خبرنگار خارجی در دفتر رئیس دولت شده اند. امری که به عقیده بسیاری از کارشناسان سیاسی موجب عمیق تر شدن خشم و نفرت اسلامگرایان حامی دولت کودتا شده و در آینده نزدیک شاهد برون داد این خشم و نفرت خواهیم بود.
آنها حالا از خود می پرسند، آیا این ادعا که دولت کودتایی احمدی نژاد دغدغه حفظ اسلام را دارد مغایرتی با نحوه رفتار او در برابر این خبرنگار زن اسپانیایی ندارد؟ آیا ادعای وابستگی به اجرای اصولی موازین شرعی که فصل الخطاب تمام گروههای مدعی اصولگرایی در ایران است، مغایرتی با مواردی نظیر این مصاحبه و برپایی جشن نوروز در تخت جمشید با حضور سران دیگر کشورها و ادعای مکتب ایرانی ندارد؟
کدام اصولگرایی
هنوز یادمان نرفته است که همزمان با پخش شایعه دست دادن سید محمد خاتمی رئیس جمهور دوران اصلاحات آن هم در یک کشور خارجی چه جنجال و هیاهویی توسط هواداران به اصطلاح اصولگرای دولت احمدی نژاد در داخل کشور به وقوع پیوست و هر روز روزنامه هایی نظیر کیهان و رسالت مقاله ها و نوشته هایی تند و افراطی علیه محمد خاتمی قلمی می کردند. حالا اما مدعیان اصولگرایی جملگی در سکوتی خیره کننده فرو رفته اند و دم هم نمی زنند و همین سکوت آنها نشان دهنده عدم صداقت شان در به سینه زدن سنگ دین و اسلام است. که اگر آنان واقعن خواستار پیاده شدن اصول اسلامی در ایران بودند همان زمانی فریادشان به آسمان بلند می شد که به جوانان بی گناه این کشور در زندان کهریزک تجاوز شد و مظلومترین آنان در اثر شدت جراحات ناشی از شکنجه های قرون وسطایی جان خود را از دست دادند. که اگر آنان به راستی دغدغه اسلام داشتند همان روزی صدایشان بلند می شد که جوانان بی گناه را در خیابانهای تهران و دیگر شهرهای ایران به جرم گناه ناکرده به قتل رساندند و جنازه آنان را شبانه به خاک سپردند.
مرور رفتار جناح مدعی اصولگرایی در پنج سال گذشته و مماشات آنان با دولتی که جز دروغ و فریب و تقلب، تخصص دیگری ندارد، نشان دهنده ریاکاری و قدرت طلبی طیفهای وسیعی از گروههای سیاسی حامی احمدی نژاد است که مدعای اصولگرا بودن را تنها برای تأمین منافع سیاسی و اقتصادی خود برگزیده اند و سنگ اسلام را تنها زمانی به سینه می زنند که بخواهند حریف و رقیب را از صحنه به در کنند. وگرنه کافی است تصور کنیم که اگر مثلاً به جای رئیس دولت کودتا، سید محمد خاتمی اقدام به انجام مصاحبه با یک زن بی حجاب در دفتر خودش در دوران اصلاحات می کرد. معلوم نبود چند لشکر کفن پوش به ناگاه در خیابانهای تهران و قم و مشهد، ندای وااسلاما سر می داد؟
در همان دوران اصلاحات زمانی که برخی گمانه زنی ها از احتمال انتخاب یک وزیر زن توسط سید محمد خاتمی خبر می داد، برخی از روحانیون حوزه علمیه قم ، پنهانی برای رئیس جمهور مشروع و قانونی مملکت پیغام فرستادند که در صورت اقدام به چنین کاری، مالیات دادن به دولت را حرام اعلام می کنیم. آنهم دولتی که رئیسش روحانی بود و متخصص دین. همین روحانیون زمانی که رئیس دولت کودتا اقدام به معرفی سه وزیر زن برای کابینه اش کرد، سکوتی ساکت اختیار کردند و دم بر نیاوردند. امری که به عقیده به بسیاری از کارشناسان باید ریشه هایش را در عدم استقلال حوزه های علمیه قم و مشهد از دولت و حکومت، جستجو کرد.
همین عده از روحانیون که بدترین توهین ها را نسبت به مردم و رهبران جنبش سبز روا می دارند، هرگز در برابر مدعای مکتب ایران که برداشتی باسمه ای از ناسیونالیست افراطی دهه های 20 و 30 خورشیدی است، هیچ واکنش قاطعی از خود بروز نداده و نمی دهند.
واقعیت این روزهای نظام سیاسی حاکم بر ایران و هواداران آن به شدت شبیه همان نکته ای است که میرحسین موسوی و مهدی کروبی بارها و بارها به آن اشاره کرده اند. این نظام دیگر نه جمهوری است و نه اسلامی. جمهوری نسیت چون هیچ ارزش و احترامی برای رای مردم قائل نیست و اسلامی نیست چون رفتار حاکمانش با مخالفان و منتقدان هیچ شباهتی به اصول اسلامی و دین شیعه ندارد. سهل است که سکوت نمایندگان مجلسش در برابر حیف و میل بیت المال و ناکارآمدی و بی کفایتی دولتیان کودتائی اش، حتی نشانی از وطن دوستی و وطن پرستی هم ندارد و عمق ماجرا نشان دهنده برآمدن فرومایگانی بر عرصه و اریکه قدرت است که تنها به مطامع و منافع شخصی خود نظر دارند و برای بیشتر کردن سهم خود در دایره قدرت و ثروت تن به هر چشم پوشی و سکوتی می دهند.
ندای سبز آزادی: گروهی از وبلاگنویسان حامی جنبش سبز در فراخوانی، از مردم دعوت کردند تا در نوروز ۱۳۹۰ شادی خود را، ولو با سلامی به گرمی، دستی به مهربانی و کلامی به شادی، با خانوادههای شهدای جنبش قسمت کنند.
به گزارش کلمه، در این فراخوان که با امضای گروهی از وبلاگنویسان عضو “زنجیره وبلاگ نویسان سبز” منتشر شده، از همگان خواسته شده تا نوروز امسال را با ارسال یک کارت تبریک، یک پیام محبت آمیز و یا یک شاخه گل، با بازماندگان شهدای جنبش تقسیم کنند.
متن فراخوان این حرکت ابتکاری وبلاگنویسان، بدین شرح است:
شادی نوروز خود را با خانواده شهدا قسمت کنید
هم وطن
در آستانه دومین نوروز سبزی که روزهای سیاه کودتای ما را در بر خواهد گرفت، جای خالی همراهان دیروزمان بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. شوربختانه زمستان سرد ۸۹ نیز با شهادت تنی چند از یاران سبزمان همراه شد تا بیشتر از پیش بیتاب پایان یافتن زمستان سیاه استبداد شویم. این یلدای تاریک دیر زمانی است که سخت جانی میکند، اما چه باک که باور ما در سر زدن سپیده بر بام وطن تردید ناپذیر است. تا آن روز تنها صبوری میخواهیم و امید.
همراه سبز در واپسین روزهای سال «استقامت و پایداری جنبش سبز»، ما، زنجیرهای از وبلاگ نویسان سبز گرد هم آمدهایم تا شادیهای کوچک نوروزی خود را با بازماندگان شهدای جنبش قسمت کنیم. سلامی به گرمی، دستی به مهربانی و کلامی به شادی، کوچکترین عیدانه ما برای کلبههایی است که در سوگ عزیزان به ماتم نشستهاند. دلهای ما نوروز امسال را در کنار خانوادههای شهدا تحویل خواهد کرد. پس از شما خوانندگان خود نیز دعوت میکنیم تا به ما بپیوندید و ما را در انجام این گام کوچک یاری رسانید.
زنجیره ولاگ نویسان سبز، شما خواننده این نامه را فرا میخواند تا نوروز امسال را با ارسال یک کارت تبریک، یک پیام محبت آمیز و یا یک شاخه گل، با بازماندگان شهدای جنبش تقسیم کنید.
به امید جشن نوروز آزادی
زنجیره وبلاگ نویسان سبز
همزمان با برگزاری نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، نشستی نیز تحت عنوان "اجلاس ژنو برای حقوق بشر و دموکراسی" با همت و پشتیبانی بیست و پنج نهاد و سازمان حقوق بشری، در سالن بین المللی ژنو تشکیل شد.
به گزارش جرس، در این نشست که با هدف بررسی وضعیت حقوق بشر در کشورهای قربانی نقض حقوق انسانی برگزار گردید، نمایندگان و فعالانی از کشورهای سودان، اوگاندا، ونزوئلا، زیمباوه، ویتنام، لیبی، مصر، تونس، ترکمنستان، کوبا، کره شمالی و ایران دعوت به سخنرانی شدند، که هر یک از سخنرانان در خصوص وضعیت نگران کننده حقوق بشر در کشور خود توضیحاتی ارائه نمود، که "نبود آزادی بیان و اندیشه، فقدان دموکراسی، وجود شکنجه، سرکوب فعالین مدنی و سیاسی، فقر و نابرابری، بازداشت های غیرقانونی و خودسرانه" از جمله موارد مشابه همه کشورها بود.
این گزارش همچنین خاطرنشان کرد که در مورد ایران و وضعیت نقض حقوق بشر در آن، محمد مصطفایی، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر سخنرانی نمود، که ضمن محکوم نمودن نقض حقوق بشر در کشورهایی که نمایندگان آن به شرح پرداخته بودند، در خصوص وضعیت اسفبار حقوق بشر در ایران به ارائه گزارش و شرح موارد نقض حقوق انسانی در ایران پرداخت.
موارد متعدد نقض حقوق انسانی
محمد مصطفایی با بر شمردن مواردی از "سانسور، سلب آزادی بیان و اندیشه، ناعادلانه و غیر منصفانه بودن دادرسی های قضایی، سرکوب شدید دانشجویان و فعالین سیاسی و اجتماعی، تبعیض جنسیتی و ظلم و ستم بر کودکان و زنان، فاسد بودن دستگاههای اداری، اجرایی، تقنینی و قضاییه، رشوه گیری، اعمال خشونت در خیابان ها توسط ماموران نیروهای انتظامی و امنیتی و بسیج سپاه پاسداران، سلب حقوق اقلیت های دینی و قومی، اعمال مجازات های وحشیانه از جمله اعدام، قطع اعضای شهرواندان همچون دست و پا، سنگسار و اعمال مجازات اعدام برای اطفال و هزاران بی عدالتی دیگر"، این موارد را از مصادیق "جنایت علیه بشریت" ذکر کرده و گفت:
"...در مدتی که در ایران به شغل وکالت پرداخته ام شاهد بی عدالتی های بسیار گسترده در سیستم قضایی، تقنینی و اجرایی جمهوری اسلامی بوده ام. اعدام ماهانه صدها نفر از بی گناهان به دلایل واهی و بی اساس، بر طبق یک نظام دادرسی غیر استاندارد، ناعادلانه و غیرمنصفانه و وجود قوانین ضد حقوق بشر، همچنین شکنجه، بازداشت های خودسرانه، سرکوب دانشجویان، فعالین اجتماعی و سیاسی و همچنین فعالین حقوق زنان. ظلم و ستم بر زنانی که فاقد پشتیبان هستند و کشتن انسانها به وسیله سنگ از جمله موار معدودی است که به عینه شاهدش بودم. وکالت دهها نفر از کودکانی را به عهده داشته ام که به اعدام محکوم شده بودند و تنها گناهشان ایرانی بودشان بود. چرا گه اگر در کشور دیگری بوده اند هرگز به اعدام محکوم نمی شدند. وکالت زنانی به عهده داشته ام که قربانی قوانین نابرابر بوده و از اجتماع تحقیر کننده زنان رنج می بردند و نیاز به حمایت داشتند. این در حالی بود که گمان می رفت پس از انقلاب وضعیت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور ایران بهبود یابد. اما نه تنها بهبود نیافت رو به روز وخیم تر و وخیم تر شد."
وقایع پس از انتخابات
این فعال حقوق بشری، همچنین در مورد وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته نیز تصریح کرد "... دو کاندیدای ریاست جمهوری به نام مهدی کروبی و میرحسین موسوی شعارهایی را که مطابق خواست مردم ایران بود سر دادند. میر حسین موسوی محبوب ترین کاندیدای ریاست جمهوری در سال ٢٠٠٩ (٨٨) بود. میلیون ها نفر از شهروندان ایرانی به گمان اینکه میر حسیم موسوی رای خواهد آورد به پای صندوق های رای می روند. اما چون دیکتاتوری جمهوری اسلامی خواستار ریاست احمدی نژاد بر دولت بود نگذاشت این مرد محبوب رئیس جمهور ایران شود. پس از آن میلیون ها نفر در هواداران موسوی به خیابان ها ریختند و خواستار بررسی مجدد انتخابات شدند اما نه تنها این خواسته میلیونی مهیا نشد بلکه تمام یاران و نزدیکان این دو کاندیدای ریاست جمهوری به ناحق بازداشت شدند. پس از انتخابات ریاست جمهوری هزاران نفر از ایرانی ها بازداشت و تحت شکنجه ماموران امنیتی و سپاه قرار گرفتند و دهها نفر در خیابان های ایران کشته و هزاران نفر نیز مورد ضرب و شتم قرار گرفتند."
وقایع پس از بیست و پنج بهمن
مصطفایی پیرامون وقایع اخیر ایران نیز، به حضار و فعالان حقوق بشری گفت "...در هفته های گذشته نیز اعتراض ها سرکوب شد. در روز ۱۴ فوریه سه نفر کشته و صدها نفر در خیابان ها مجروح و صدها نفر نیز بازداشت شدند. هفته پیش نیز این بازداشتها در روز هشت مارس ادامه داشت و همچنان ترس و وحشت حکومت باعث گردیده تا چهره شهر امنیتی گردد. ماموران پلیس امنیت و افرادی که تحت عنوان لباس شخصی ها شهروندان را سرکوب می کنند همچنان بر اعمال برخلاف قانون خود پافشاری می نمایند. و در نهایت نیز دو کاندیدای ریاست جمهوری در بازداشت و شنکجه قرار دارند."
سانسور و تحدید رسانه ها در ایران
این فعال مدنی پیرامون وضعیت سانسور در ایران و فشارهای حکومت نیز گفت "سرعت اینترنت در ایران بسیار پایین بوده و کاربران اینترنتی توان استفاده از برخی از سایتها اطلاع رسانی را ندارند. بسیاری از سایتهای خبری فیلتر بوده و کابران اینترنت در ایران توان استفاده از اخبار مربوط به نقض حقوق بشر و جنایاتی که حکومت انجام می دهد را ندارند. تعدادی تلوزیون برای خبر رسانی از طریق ماهواره تاسیس شده است که در ایران کمتر افرادی هستند که بتوانند به دلیل پارازیت و نویزهایی که انداخته می شود اخبار مربوط به ایران را از طریق شبکه های تلوزیونی مشاهده کنند. دولت جمهوری اسلامی ایران در روز میلیون ها دلار هزینه می کند تا با سایت های خبری مقابله نماید.
امروز نظام جمهوری اسلامی صرفا بر پایه خشونت، زور و اجحاف به حقوق ملت ایران استوار است و این دولت اجازه نمی دهد تا معترضین خواسته های خود را مطرح کرده و حقوقشان را احقاق کنند..."
چشم انداز
این وکیل دادگستری که به دلیل فعالیت های خود در جهت استیفای حقوق شهروندان، مجبور به خروج از کشور شده، در انتهای سخنان خود خاطرنشان کرد "متاسفانه سرمایه های عظیمی که دولت مردان جمهوری اسلامی دارند باعث گردید تا چشم کشورهای اسلامی و حتی کشورهای غربی و منافع طلب بر ظلم هایی که دولت ایران نسبت به شهروندانش می کند بسته شود و این بزرگ ترین اشتباهی است که دولتهای مدافع حقوق بشر نسبت به دولتهای ظالمی همچون ایران می کنند. اشتباهی که این دولت های در مقابل کشورهایی همچون مصر و لیبی کرده اند و امروز می بینیم دیکتاتور قذافی برای حفظ قدرت هزاران نفر را به خاک و خون می کشد و کشورهای دیگر تنها اینگونه ظلم ها را از دور مشاهده می کنند و صرفا به صدور چند بیانیه و نوشتن نامه و مصاحبه اکتفا می کنند...و تاکید می کنم تا زمانی که دولت های غربی و کشورهای حامی حقوق بشر بر حفظ منافع سیاسی و اقتصادی خود پافشاری کنند هرگز به صلح، امنیت و دموکراسی در کشورهای ناقض حقوق بشر دست نخواهیم یافت."
با گذشت نزدیک به یک ماه از بازداشت سامان سلیمانی مرند، فعال دانشجویی و مدیر سایت «اصلاحات نیوز»، وی شامگاه دوشنبه ٢٣ اسفند ماه، با قرار کفالت پنجاه میلیونی موقتا از زندان اوین آزاد شد.
به گزارش جرس، سامان سلیمانی مرند فعال دانشجویی، که همزمان دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ورامین می باشد، روز دوشنبه با قرار کفالت از زندان اوین آزاد شده و فرشاد جمالی، دیگر فعال دانشجویی آن دانشگاه نیز، یک روز قبل از وی با قید کفالت آزاد شدند.
تارنمای اصلاحات نیوز ماه گذشته اعلام کرده بود که روز سه شنبه ٢۶ بهمن ماه، دو تن از فعالان دانشجویی دانشگاه آزاد واحد ورامین، بنامهای سامان سلیمانی مرند و فرشاد جمالی در منزل شخصی شان توسط نیروهای لباس شخصی بازداشت شده اند.
گفتنی است جمع کثیری از دانشجویان دانشگاه آزاد واحد ورامین – پیشوا، در زمان دستگیری و بی خبری از وضعیت این دو فعال دانشجویی، با انتشار بیانیه ای اعتراض آمیز، خواستار آزادی هر چه سریعتر آنها شده بودند.
خانواده های زندانیان سیاسی که پس از یک و سال نیم درخواستشان برای ملاقات با رییس مجلس شورای اسلامی پذیرفته شده بود، پس از مراجعه به مجلس و شنیدن این پاسخ که باید با دو نماینده به جای رییس مجلس دیدار کنند، مجلس را ترک کردند.
به گزارش کلمه، روز گذشته نمایندگان خانواده های زندانیان سیاسی که برای دیدار با علی لاریجانی، رییس مجلس هشتم، به ساختمان مجلس مراجعه کرده بودند، تغییر به وجود آمده در برنامه از جانب مجلس را مبنی بر اینکه به جای لاریجانی با دو تن از نمایندگان تهران دیدار کنند، نپذیرفتند و مجلس را ترک کردند.
به گفته نمایندگان خانواده های زندانیان سیاسی، روز دوشنبه پس از آن که یک سال و نیم از درخواست ملاقات با لاریجانی توسط خانواده ها می گذشت، طی تماسی از مجلس به نمایندگان خانواده ها اطلاع داده شد که می توانند برای ملاقاتی که درخواست کرده بودند، ظهر سه شنبه در محل ساختمان مجلس حاضر شوند و دیداری با علی لاریجانی داشته باشند.
اما ظهر سه شنبه خانواده ها متوجه شدند که دیدار با لاریجانی لغو شده و به جای آن دو تن از نمایندگان شهر تهران که پیش از این بارها در رسانه ها از جنبش سبز به عنوان فتنه و از زندانیان سیاسی و خانواده هایشان به عنوان فتنه گران و آشوب گران نام برده بودند، قرار است در جلسه حاضر شوند.
بر اساس گزارش های رسیده به کلمه، خانواده ها نیز به عنوان اعتراض، ضمن ترک مجلس، اعلام کردند: با توجه به آنکه چند روزی بیشتر تا عید نوروز نمانده و ما گمان می کردیم می توانیم با تشریح وضعیت برای رییس مجلس از ایشان کمک بخواهیم تا روند مرخصی های زندانیان سیاسی برای نوروز بهبود یابد، در این جلسه حاضر شدیم.
آنها افزودند: اگر علی لاریجانی حاضر نشده صحبت های خانواده ها را بشنود، ما امیدی به نمایندگان شهرمان که عملکردشان را در این زمینه بارها دیده ایم، نداریم و با واگذار کردن کارها به خدای منان به استقبال نوروز خواهیم رفت.
لازم به ذکر است علیرغم آن که صادق لاریجانی دو هفته قبل در بخش نامه ای اعلام کرده بود که زندانیان سیاسی با اتهام اقدام علیه امنیت ملی از مرخصی نوروزی بهره مند نخواهند بود، طی دو روز گذشته برای تعدادی از زندانیان سیاسی وثیقه خواسته اند تا نوروز را در کنار خانواده های خود باشند، اما تکلیف خیل عظیمی از زندانیان اوین و رجایی شهر و تبعیدی هایی مانند مجید دری و ضیا نبوی هنوز نامشخص است.
همچنین سه دانشجوی ممنوع الملاقات، بهاره هدایت، مهدیه گلرو و مجید توکلی که انتظار می رفت در آخرین ملاقات کابینی سال ۸۹ پس از سه ماه بتوانند با خانواده های خود دیدار داشته باشند، بدون ارائه ی کوچک ترین توضیحی از جانب مسئولان قضایی درباره ی دلیل این برخورد غیر انسانی، همچنان ممنوع از ملاقات مانده اند.
در حالی که به رغم فضای امنیتی و نظامی شهرها،چهارشنبه سوری به مراسمی برای بیان اعتراضات مردمی همراه شده بود، وزير اطلاعات بار دیگر ادعا كرد كه هيچ استقبالي از فراخواني كه گروههاي اپوزيسيون براي برپايي اغتشاش در شب چهارشنبه سوري داده بودند، صورت نگرفت.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران، مصلحي در حاشيه آخرين جلسه هيات دولت در سال 89 در جمع خبرنگاران به ارزيابي ازعملكرد وزارتخانه متبوعش پرداخت و با برشمردن برخي از دستاوردهاي اين وزارتخانه گفت: برخي از سرويسهاي اطلاعاتي اين ادعا را داشتند كه توانستهاند موقعيتهايي را با همكاري برخي از مجموعهها براي يكسري اقدامات پيدا كنند و مجموعه وزارت اطلاعات توانست اين مجموعهها را مورد شناسايي قرار دهد، در آنها نفوذ كند، بخصوص مجموعه موساد و سرويسهاي ديگر همراه آن كه ادعاي زيادي در اين ارتباط داشتند، ولي وزارت اطلاعات توانست آنها را در يك موقعيت منكوب قرار دهد و حتي بر برخي از پايگاههاي آنها و حتي بر پايگاههايي كه در اطراف كشور دارند، اشراف داشته باشند.
وزير اطلاعات ادامه داد: موفقيت ديگري كه كسب كرديم در فضاي سايبري و شبكههاي مجازي بود. البته من نميتوانم اين موضوع را باز كنم. قطعا آمريكا متوجه ميشود، ما چه ميگوييم. آنها در شبكههاي مجازي طراحيهاي سنگيني داشتند كه نظام ما را با چالش مواجه كنند. الحمدالله سربازان گمنام امام زمان (عج) با كارهاي اطلاعاتي كه در شبكه مجازي داشتند توطئههاي آنها را خنثي كردند و بعضا خود آنها به اين موضوع اعتراف كردند. بعضي شبكههاي ماهوارهاي اعتراف كردند كه چگونه ارتش سايبري ايران توانست اهداف آنها را خنثي كند.
وي به ديگر موفقيت اين وزارتخانه اشاره كرد و گفت: يكي از موفقيتهاي اين وزارتخانه در بحث شبكههاي هرمي بود كه اين شبكهها يك تهديد جدي براي اقتصاد كشور و مسائل اجتماعي كشور است كه بحمدالله با همكاري دستگاههاي مختلف ما در اين جهت به موفقيت خوبي دست پيدا كرديم. مردم و خصوصا جوانان احساس نكنند كه شبكههاي هرمي شبكههاي حركتهاي داخلي هستند، بلكه پشت آنها سرويسها و سرويسهاي اطلاعاتي خارج هستند. براي اينكه نظام را با چالش مواجه كنند.
مصلحي اشاره ای به ترور استادان و پزشکان و ناکامی ماموران امنیتی در شناسایی عوامل اصلی ترورها نکرد.
وزير اطلاعات همچنين در پاسخ به سوالي مبني بر اينكه آيا هدفي بوده كه در سال 89 درصدد تحقق آن بودهايد، ولي نتوانستهايد آن را محقق كنيد و در سال 90 پيگير آن خواهيد شد؟ گفت: مواردي بوده است و برخي از پروژههايي بوده است كه به دليل اينكه با چالشها و موارد ديگري مواجه شده بوديم در اجراي آنها تاخير شده و در سال آينده آنها را پيگيري ميكنيم، ولي اين موارد محوري نبودند.
وي در پاسخ به سوال ديگري مبني بر اينكه آيا در روز گذشته با توجه به اطلاعيههايي كه برخي از گروههاي اپوزيسيون براي حضور در خيابانها داده بودند، اتفاقي افتاد يا نه؟ مدعی شد كه هيچ استقبالي از اين مجموعهها صورت نگرفت. در شبكههاي مجازي سرمايهگذاري فراواني و عربدهكشي در اين ارتباط كرده بودند كه بحمدالله استقبال نشد. مردم نيز برنامه چهارشنبه سوري را كه به هر حال سنتي در بين مردم است،داشتند، ولي اتفاق خاصي نيفتاد.
گفتنی است در کلیپهای نصب شده در فضای مجازی از مراسم چهارشنبه سوری، شعارهای الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور مردم شنیده می شود.
وزیر اطلاعات توضیح نداد که آیا مراسم سنتی چهارشنبه سوری همه ساله با سردادن شعارهای اعتراضی همراه بوده است یا نه.
مصلحی پیش از این نیز در خصوص حضور گسترده مردم در تظاهرات 25 بهمن ادعا کرده بود که علت شلوغی میدان آزادی حضور مردم برای خرید نوروزی بوده است.
در یکمین سالگرد درگذشت همسر آیت الله منتظری، مراسم بزرگداشتی فردا در بیت آن مرحوم برگزار می شود.
در اطلاعیه ای که در سایت اطلاع رسانی آیت الله منتظری منتشر شد، فردا بعدازظهر از ساعت 4.30 این مراسم برگزار خواهد شد.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
یکسال گذشت
به مناسبت یکمین سالگرد ارتحال بانوی مومنه حاجیه خانم ربانی (رحمة الله علیها) همسر مکرّمۀ فقیه و مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی منتظری(رضوان الله تعالی علیه) گرد هم می آییم. ایشان با صبر و استقامت بسیار، مصائب و سختیهای طاقت فرسایی را تحمل نمود و همراه و همپای معظم له و فرزند مجاهد و بزرگوارش شهید محمد منتظری در جهت استقرار حاکمیت اسلام و عدالت در جامعه، محرومیت ها و زجرهای بیشماری را به جان خرید. یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد.
زمان: پنج شنبه 1389/12/26 – ساعت 4:30 بعد از ظهر
مکان: بلوار شهید محمد منتظری، کوچه شماره 8 ، بیت آیت الله العظمی منتظری
بیش از ۲۰ ماه از شکل گیری جنبش سبز می گذرد . این جنبش فراز و فرودهایی را پست سرنهاده است اما با رخداد جنبش های مردمی در کشورهای عربی و پیروزی نسبی ای که نصیب دو جنبش مردمی تونس در سرنگونی بن علی و مصر در سرنگونی مبارک روسای جمهورمادام العمر و دیکتاتور این دو کشور شد، این سئوال در بین برخی از حامیان جنبش سبز مطرح شده که چرا این جنبش ها به این سرعت پیروز شدند اما جنبش سبز به رغم فضل تقدم و نیروی مردمی بیشتر هنوز نتوانسته است به پیروزی دست یابد؟
هرچند مقایسه شرایط و ویژگی های ایران با کشورهای عربی قیاس مع الفارق است و حتی مشاهده می شود مسیر جنبش های مردمی در این کشورها نیز از الگو و روش یکسانی پیروی نمی کند که محل بحث من در این مقال نیست اما در ادامه تلاش می کنم به سئوال مطرح شده برپایه دانش و تجربه خود پاسخ بدهم از این رو آنرا به سئوالی دیگر تحویل می کنم و دراین قالب پاسخ می دهم:
آیا اگر جنبش سبز سریع پیروز می شد به نفع جریان حامی اش و کشور بود؟
در این باره می توان مسیر جنبش را به یک دوره مقدماتی و سه دوره اصلی تاکنون تقسیم کرد : اول، از ۲۲ خرداد ۸۸ تا ۲۲ بهمن ۸۸ ؛ دوم، از ۲۲ بهمن ۸۸ تا ۲۵ بهمن ۸۹ ؛ وسوم، از ۲۵ بهمن ۸۹ به بعد.
در دوره مقدماتی (قبل از ۲۲ خرداد ۸۸) هدف « تغییر سازنده» در ساختارقدرت بود که از طریق پیروزی در انتخابات پی گرفته می شد و این هدف بخوبی توانست نیروهای اصلاح طلب و تحول خواه را در حمایت از موسوی و کروبی بسیج نماید و تا مرز پیروزی به پیش برد اما با انجام تقلب در انتخابات دستیابی به این هدف و پیروزی محقق نشد اما براستی اگر پیروز می شد می توانست هدفش را تحقق بخشد؟ با توجه به تجربه دوران اصلاحات و نیرویی که توانست نتیجه انتخابات را تغییر دهد بنظر من احتمال آن کم بود و بیشتر احتمال داشت تجربه دوران اصلاحات به نحو تلخ تری تکرار شود. به رغم این رخداد باید این دوره را برای جنبش سبز نوعی پیروزی دانست چراکه آن را می توان «دوره جنینی» جنبش نام نهاد و بدون سپری شدن آن امکان شکل گیری جنبش سبز نبود.
دوره اول با شعار «رای من کو؟» شروع شد و هدف بازپس گیری رای بود اما همانانی که تقلب را سامان دادند به رغم حضور میلیونی مردم در خیابانها حاضر به تمکین به این خواسته نشدند و با کاربرد سرکوب و ارعاب در تثبیت کودتای انتخاباتی عمل کرده و به پیش رفتند و درعاشورای خونین سال ۸۸ به معترضان فهماندند که دیگر این شعار را ندهند که گوش شنوایی نیست! دراین مرحله نیز جنبش درتحقق خواسته اش ناکام ماند اما به نوعی پیروزی دیگر با توجه به روند حوادث پس از انتخابات دست یافت و آنهم تغییردر نگاه و مطالبه اش بود که در بیانیه شماره ۱۷ مهندس موسوی و دقیقتر در ویراست اول منشور جنبش سبز تجلی یافت . این دوره را می توان «دوره زایش» جنبش نام نهاد که با خونریزی و هزینه فراوان همراه بود و شناسنامه آنرا رقم زد.
دوره دوم با سکوت و درخود فرو رفتن و اندیشیدن آغاز شد . افراد جنبش با تکیه بر تجربه و تحلیلی که از شرایط بدست آورده بودند عرصه خیابان را رها کردند و راهبرد آگاهی بخشی را برای عمق بخشی به مطالباتشان در جامعه در پیش گرفتند . مجموعه بحث ها و ادبیاتی که در این دوره حول مسائل جنبش تولید شد ، و همچنین امکانات رسانه ای که برای انتقال اینها به درون جامعه فراهم آمد به رغم تبلیغ هر روزه حاکمیت و رسانه های فراوانش در پایان گیری فتنه و مرده اعلام کردن جنبش ، دستاورد و پیروزی بزرگی بود که همه افراد جنبش را به دنیای معرفتی تازه ای رهنمون شد و رشد داد و به واقع از یکسو آنها را با واقعیات تلخ ناشی ازحاکمیتی بنام دین اما در محتوا استبدادی آشنا ساخت و از سوی دیگر جنبش را بیش از پیش حقوق محورنمود و اینکه تا فرهنگ حقوق بشری ذهنیت جامعه و افراد ایرانی را تسخیر نکند هرگونه تغییری در سطح قدرت و حاکمیت راه بجایی برای حاکمیت قانون و تامین و تضمین حقوق شهروندی نمی برد. این دوره را می توان «دوره بلوغ » جنبش و تثبیت آن نام نهاد که نوعی ارتقاء و تعمیق سطح جنبش بود .
ظهور جنبش های مردمی در کشورهای عربی انگیزه به خیابان آمدن افراد جنبش سبز را پس از یکسال سکوت و اندیشیدن رقم زد و رهبران جنبش با هوشمندی دعوت به حضور خیابانی در ۲۵ بهمن کردند که با پاسخگویی میلیونی مردم زنده بودن جنبش سبز را بi نحو بارزی به نمایش گذاشت و از اینرو سریع ترین و بدترین واکنش ها را از سوی حاکمیت در پی داشت . از شعارهای مرگ سردادن برای رهبران جنبش در صحن مجلس تا حصر و حبس خانگی رهبران برای قطع ارتباط آنها با بدنه جنبش ، ولی شکل گیری ” شورای هماهنگی راه سبز امید ” و حضورهای خیابانی بعدی سبزها نشان داد که افراد جنبش راه خود را یافته اند و از این پس خود راه بگویدت که چون باید رفت . انتشار ویراست دوم منشور جنبش سبز با امضای موسوی و کروبی در این دوره جنبه های سلبی و اثباتی مطالبات جنبش را شفاف ساخت و در عرصه عمل اجتماعی افراد جنبش روز بروز بهتر درمی یابند که “چه نمی خواهند” و” چه می خواهند ” . این دوره را می توان « دوره رشد » جنبش نام نهاد و امیدوار بود که با تجمیع نیروها و خرد جمعی به ویراست های دقیقتر و جامع تری از منشور جنبش دست یافت و راه را برای پیروزی هموارکرد .
در مرحله کنونی نوعی توازن قوا بین حاکمیت و جنبش برقرار شده بگونه ای که هیچیک از طرفین نمی تواند پیروز میدان باشد و با توجه به امکانات و توانایی های که حاکمیت دارد برای هم زدن این توازن جنبش باید برنامه ” تسخیر جامعه مدنی ” را در روزها و ماههای پیش رو هدف قرار دهد تا از این طریق بتواند راه خود را بسوی پیروزی بپیماید .
حال در جمع بندی و در پاسخ به سئوال اصلی می توان گفت که هرچند پیروز نشدن جنبش سبز در مقاطع مختلف ارتباط وثیقی با هدف هر مقطع و واکنش حاکمیت اقتدارگرا داشته است اما در عین حال این وضعیت باعث نوعی انطباق و همزیستی جنبش با محیط پیرامونی شده و از آن یک موجود زنده و بالنده و رشد یابنده ساخته است بگونه ای که در شرایط کنونی بهتر می تواند افق پیش روی خود را ببیند و در صورت دستیابی به قدرت بداند در جنبه های سلبی و اثباتی چه تغییرات و اصلاحاتی را باید در کشور پی گیرد . ازاین رو می توان نتیجه گرفت سریع پیروز نشدن جنبش سبز درایران را نباید نگرانی آور دانست یا نشانه شکست ، بلکه این زمانمندی فرصت گرانبهایی را در اختیار افراد جنبش نهاده است تا بیش از پیش بتوانند بستر معرفتی مطالباتی را که خواهانند در خود و جامعه فراهم آورند ، و می دانیم که در مورد پیروزی سریع جنبش های مردمی تونس و مصر و دستیابی آنها به مطالباتی همسان با جنبش سبز نیزبسیار زود است داوری شود.
از منظر دیگری نیز می توان به این موضوع پرداخت و آن اینکه اگر ما بتوانیم مقصد را درست تعریف کنیم حرکت بسوی مقصد بستگی به وسائل و امکاناتی دارد که بکار می گیریم . مهم مقصد و جهت حرکت است و سرعت حرکت بحثی ثانوی است . اگر مقصد بدرستی معلوم باشد با سرعت کم هم می توان به آن رسید ، اما اگر مقصد پرابهام باشد رسیدن بدان با هرسرعتی مشکل گشا نخواهد بود و نتیجه مطلوب را در پی ندارد . زمانمندی جنبش سبز در شفاف سازی مقصد و جهت درست حرکت یاری رسان ما بوده و قطعا پیروزی دیرهنگام اما با مقصد روشن بهتر از پیروزی زودهنگام اما با مقصد و نتایج ناروشن است ، و تااینجای کار می توان اذعان کرد که جنبش سبز راه را درست پیموده است و اگر به همین شیوه راه بپماید زود یا دیر پیروز خواهد شد . فراموش نکنیم که جنبش سبز در پی تغییر دنیای معرفتی و ذهنی همه ایرانیان است تا جامعه ای نوبسازد و جامه دموکراسی و حقوق بشر بر تن کشوری کند که ۲۵۰۰ سال است با استبداد وتبعیض و تحقیر آنهم در لباس های مختلف خو گرفته است و تحقق این خواسته نیاز به صبر و استقامت و حوصله فراوان دارد و گهی تند و گهی آهسته رفتن می تواند آفت اینراه باشد اما آهسته و پیوسته رفتن هرچند زمان می برد اما قطعا ما را به مقصد می رساند .
دولت نتیجه نظرسنجی مرکز پژوهشهای مجلس را مبتنی بر اغراض شخصی و سلیقه ای و فاقد اعتبار علمی خواند.
مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی گفته بود بر اساس یک نظرسنجی مستند در کشور، ۴۵.۵ درصد از پاسخ دهندگان معتقدند که اجرای قانون هدفمندی یارانهها موجب افزایش نارضایتی عمومی خواهد شد.
پایگاه اطلاع رسانی دولت در گزارشی برای این منظور نوشت: متاسفانه نتایج نظرسنجی منتشر شده تنها دولت را هدف خود قرار داده و اشارهای به عملکرد مجلس و... ندارد. بنابراین میتوان گفت در انتشار این نظرسنجی، اغراض شخصی و سلیقهای بر اعتبار علمی ارجحیت داشته است و از دید کارشناسان این حوزه، این نظرسنجی سندیت علمی را نداشته و مردود است
مرکز افکارسنجی ریاستجمهوری، نتایج نظرسنجی مرکز پژوهشهای مجلس درباره نگاه مردم 30 استان کشور به اوضاع اقتصاد، اعلام کرد که این نظرسنجی یک جانبه و فاقد معیارهای علمی لازم است.
در جوابیه این مرکز با عنوان «نظرسنجی در قالب نگاه سلیقهای به عملکرد دولت» آمده است:
1- به اعتقاد متخصصان این حوزه در نظرسنجیها، انتخاب جامعه آماری و حجم نمونه باید متناسب با قواعد علمی و سطح سوالات مطرح شده باشد؛ بنابراین در مورد نظرسنجی انجام شده این نقد وارد است که پرسیدن تعداد 72 سوال از مردم در یک نظرسنجی کارشناسی نبوده و بسیار بیشتر از حد استاندارد آن است و همچنین درخصوص سوالاتی مانند چگونگی واگذاری سهام شرکتهای دولتی این نکته قابلذکر است که آیا جامعه آماری متناسب با این سوال انتخاب شده است یا خیر و .... لذا نتیجهگیری آن قابلاعتماد نیست؛ زیراکه نمونه آماری انتخاب شده قابلیت پاسخگویی به این سوالات را ندارد.
2- در این نظرسنجی سوالی از عملکرد دولت در رابطه با اجرای طرح هدفمند کردن یارانهها پرسیده شده است و با توجه به اینکه زمان اجرای هدفمند کردن یارانهها در دیماه 1389بوده و انجام این نظرسنجی دو ماه قبل از آن یعنی در آبان و آذر 1389، ارزیابی شهروندان از چگونگی عملکرد دولت در اجرای طرح هدفمند کردن یارانهها جای سوال دارد و همچنین نشاندهنده این است که این سوال نه تنها سندیت علمی نداشته، بلکه طرح چنین سوالی با در نظر گرفتن تاریخ انتشار آن برخورد سلیقهای سفارشدهندگان را نشان میدهد.
3- در جدول مقایسه وضعیت عمومی جامعه دادههایی گزارش شده که نشان میدهد از نظر مردم پارتیبازی، ریاکاری، فساد اداری و ... در جامعه افزایش پیدا کرده است. اگر بنا را بر صحت این دادهها بگذاریم، این نقد وارد است که مطالعه طولی در این خصوص انجام نشده و این نظرها ممکن است تحتتاثیر فضای عمومی رسانههای داخل و خارج از کشور قرار گرفته باشد. به عبارت دیگر، اگر این سوالات در دهه گذشته نیز پرسیده میشد، قاعدتا نتایج یکسانی را در پی داشت.
4- همچنین در انجام نظرسنجیهای علمی معمولا برای افزایش اعتبار تحقیق، نظرسنجیها حداکثر ظرف مدت یک هفته انجام میشوند نه در فاصله زمانی دو ماهه که میتواند بر اعتبار تحقیق تاثیر منفی بگذارد.
5- در خبر به این موضوع اشاره شده است که نظرسنجی در خصوص عملکرد دولت، مجلس، سیاستها، قوانین و شرایط عمومی جامعه است، ولی مشاهده میشود که متاسفانه نتایج نظرسنجی منتشر شده تنها دولت را هدف خود قرار داده و اشارهای به عملکرد مجلس شورای اسلامی و... ندارد. بنابراین میتوان گفت در انتشار این نظرسنجی، اغراض شخصی و سلیقهای بر اعتبار علمی ارجحیت داشته است و از دید کارشناسان این حوزه، این نظرسنجی سندیت علمی را نداشته و مردود است.
مهسا امرآبادی، روزنامهنگار اصلاح طلب و همسر مسعود باستانی، آزاد شد.
به گزارش کلمه، مهسا امرآبادی دقایقی پیش با قرار کفالت از زندان اوین آزاد شد. اما هنوز مشخص نیست که به همسر او برای عید نوروز مرخصی داده خواهد شد یا خیر.
امرآبادی در روز دهم اسفندماه به همراه فخرالسادات محتشمی پور و شهین جهادی بازداشت شده بود.
امرآبادی که همسر مسعود باستانی روزنامه نگار دربند در زندان رجایی شهر است، در جریانات پس از انتخابات یک بار دیگر نیز بازداشت شده بود.
وی این مدت را در بند دو-الف سپاه و در سلول انفرادی به سر برده و توانسته است یک بار با همسر خود که طی بیست ماه گذشته به مرخصی نیامده بود، ملاقات داشته باشد.
سربازان و پلیس ضد شورش در بحرین امروز چهارشنبه با حمله به مخالفین حکومت در میدان «لوء لوء» یا میدان مروارید منامه، تلاش کردند آنان را متفرق کنند. به گفته مخالفین حکومت، نیروهای دولتی با استفاده از گاز اشک آور و خود روهای زره پوش شش تن را کشته و ده ها نفر را زخمی کردند. برخی خبرگزاری ها شمار کشته شدگان را دو و یا سه نفر مخابره کرده اند.
مخالفین دولت در بحرین که اکثرا شیعه هستند، هفته ها ست که در اصلی منامه مستقر شده اند و خواهان اصلاحات در نظام سیاسی در این کشور هستند. در بحرین یک اقلیت سنی بر این کشورکه دوسوم جمعیتش شیعه هستند، حکومت میکند.
روز سه شنبه پادشاه بحرین با اعلام حکومت نظامی برای سه ماه مسئولیت اداره کشور را به نظامیان سپرد.
بنا به تقاضای پادشاه بحرین و به منظور تقویت نیروهای نظامی این شیخ نشین جنوب خلیج فارس، بیش از یک هزار نیروی نظامی از عربستان سعودی وارد آن کشور شدهاند.
در این میان محمود احمدينژاد امروز چهارشنبه در باره رویدادهای بحرین به خبرنگاران گفت خوب است سران كشورها از سرنوشت صدام درس عبرت بگيرند و اشتباهات آنان را تكرار نكنند چون به گفته آقای احمدی نژاد امروز ديگر در هيچ جاي جهان نمي توان با توپ و تانك به مقابله با مردم پرداخت و خواستههاي آنها را ناديده گرفت.
منبع: فیس بوک حسین نورانینژاد
روزهای واپسین سال 88 بود که خبر رسید بسیاری از خانواده ها می خواهند نوروز را جشن نگیرند. با هم بندی هایم در اینباره گفتگوهایی داشتم، فکر می کردم مهم است که خود ما که بهانه ی این تصمیم هستیم چه موضعی داشته باشیم. شهدای جنبش هم مساله ی مهم تری بودند ولی یکی از تفاوت های ما با شهدا این بود که نظر ما را میشد بی تفسیر و تاویل منتقل کرد.
موافق چندانی نداشت این تصمیم. عده ای از این رو که به هر حال دغدغه ی روحیه و شادمانی خانواده هایشان مساله ی مهمی برایشان است و این تصمیم تنها بر اندوه دوره ی حبسشان می افزود. عده ای دیگر علاوه بر آن تحلیل های مفصل تری داشتند و در نهایت رسیدیم به اینکه پیام نوروزی از سوی زندانیان سبز بند 350 به بیرون بدهیم و در آن بر ضرورت توجه به جشن های نوروزی و زندگی تاکید کنیم. در بخشی از آن آمده بود "ما به احترام زندگی در اینجاییم و با فروگذاردن آیین های نوروزی به عنوان مظهر زندگی مخالفیم" اما به دلایلی که ذکرش در اینجا اهمیتی ندارد ارسال و منتشر نشد.
امسال هم دوباره از برخی دوستان این نکته را می شنوم که ما نوروز نداریم و جشن نمی گیریم. درک احساسی که پشتوانه ی این نظر است کار سختی نیست و می توان گفت احترام برانگیز است. ریشه در نوعی دردمندی انسانی دارد که اسیران سبز و خانواده هایشان را هم قطعا متاثر از این همدلی می کند. اما این تنها منظر این حکایت نیست.
به باور من جنبش سبز به عنوان یک حرکت اعتراضی که نامتناسب با مدنیت و مسالمت جویی فوق العاده ای که از ابتدا برای خود برگزید خشونت غیر قابل تصوری را دریافت کرد، جنبشی مبتنی بر "اصالت زندگی" در برابر "اصالت خشونت و مرگ" است. سبزها بیش از آنکه سالمرگ ها را پاس بدارند، زادروزها را گرامی می دارند؛ همان قدر که رفتگان و به خصوص شهدایشان را ارج می نهند، زنده گان اهل درد و حضور را می ستایند؛ به ازای تکلیف بر سر خانه ی ابدی عزیز از دست رفته فاتحه خواندن، در خانه ی زندگی دوست زنده ای ترانه می خوانند؛ سبزها از هزینه پرداختن هراس ندارند ولی به استقبال آن نمی روند. آن را که توانسته کم هزینه تر گامی بردارد تقدیر و تشویق می کنند و البته همه ی هزینه هایی که پرداخته شده و هزینه پردازان آن را نیز، چه ناگزیر در مسیر آزادی خواهی و عدالت جویی این هزینه ها پیش می آید. نمی شود از هفت دریا گذشت و تار مویی هم خیس نشود.
جنبش سبز جنبش زندگی است، اسلاف آن هم این گونه بوده اند، مشروطه خواهان آزادی و عدالت را برای زندگی بهتر پیش بردند، نهضت ملی نفت در پی خلق زندگی بهتری برای ایرانیان بود، انقلاب اسلامی وعده ی زندگی بهتر به مردم داد، جنبش اصلاحات که از همه ی آنها برجسته تر، لبخند سید خندان را به عنوان رهبر جنبش خود نماد کرد و جنبش سبز که نهایتا نقطه ی تکامل همه ی آن زندگی ستایی ها است. اگر در انقلاب اسلامی بر "شهادت" و تحریم مظاهر زندگی و شادی همچون نوروز در مقاطعی خاص تاکید بسیار شد متناسب با شرایط زمانی، گفتمان غالب زمانه و جنس نیروهای مقابل یکدیگر در آن دوره قابل درک، احترام و توجیه است. اما همان ها هم با هدف رسیدن به زندگی بهتر و شایسته تر بود نه مرگ برای مرگ، نه هزینه برای هزینه و نه غم برای غم. اما سبزها که بر شانه ی تجربه های سترگ بیش از یکصد سال آزادی خواهی و عدالت جویی ایرانیان ایستاده اند، اینک به این نتیجه رسیده اند که طور دیگری هم می شود مبارزه کرد و اصلا بهتر همین است. با "زندگی" به مصاف "خشونت" بروند، تحت فشار قدرت که سبک خاص زندگی، فکر و حتی مردن را القا می کند، بر سبک خود با محوریت شادی و زندگی پای فشارد. در خیابان ها که می آیند به روی هم لبخند می زنند و خشم خود را به روی هم نمی آورند، در طراحی هایشان تنها گل لاله و زنجیر و دهانی که به فریاد باز شده را تصویر نمی کنند، رز و آفتاب و لبخند می کشند، زندانیانشان روحیه ی بالا و لب خندانشان را به رخ می کشند و نه چهره ی عبوس یعنی که من خیلی ظلم را فهمیده ام پس عصبانی ترم، هیبت زندان را نه با شعار و نگاه های به افق دوخته که با شوخی و آواز و بزم هایشان فرو ریخته اند. سبزها زندگی می کنند و همین زندگی بهترین راه مبارزه است، هرچند برای "حق" زندگی، هزینه گاه ناگزیر است اما هزینه "انتخاب" ما نیست، "ابتلای" این راه است.
و "نوروز" زیباترین و بزرگ ترین مظهر زندگی ایرانی است. جنبش سبز زندگی و نفی شادی و نوروز؟ نه به کوری چشم مرگ اندیشان و خشونت ورزان که به روشنی چشم خودمان نوروز و آیین های بی بدیلش را گرامی می داریم، همه ی روزهایش را با سرزندگی و
شادمانی مبارزه می کنیم، در دید و بازدیدهای نوروزی آگاهی می بخشیم و بر حق خود پای می فشاریم. این زندگی ماست.
خبرگزاریها گزارش میدهند روز چهارشنبه یک هواپیمای ایرانی هنگام عبور از حریم هوایی ترکیه مجبور به فرود شده تا توسط مقامات ترک مورد بازرسی قرار گیرد. گفته میشود این هواپیما مشکوک به حمل بار «نظامی یا هستهای» بوده است.
به گزارش رادیو فردا این هواپیما به دستور وزرات خارجه ترکیه در فرودگاه «دیار بکر» فرود آمد. هنوز مقام های این وزارت خانه و همچنین مقام های نظامی ترکیه در این باره اظهار نظری نکرده اند.
به گفته مقامات امنیتی ترکیه بازرسی از این هواپیما که مظنون به حمل محموله غیر مجاز است ، آغاز شده است.
گفتنی است این خبر تنها یک روز پس از آن منتشر میشود که اسرائیل اعلام کرد روز سهشنبه یک کشتی باری حامل «تسلیحات ایرانی» برای جنگجویان فلسطینی ساکن نوار غزه را در دریای مدیترانه توقیف کرده است.
ارتش اسرائیل هنگام انتشار خبر این کشتی باری تأکید کرده بود که ترکیه هیچ دخالتی در ارسال محموله تسلیحاتی آن نداشته است.
حال خبرگزاری فرانسه گزارش میدهد که هواپیمای باری که سهشنبه شب از تهران به مقصد سوریه به راه افتاده به دستور وزارت خارجه ترکیه برای بازرسی مجبور به نشستن در فرودگاه دیاربکر این کشور شده است.
این خبرگزاری به نقل از «منابع امنیتی» خود میگوید هواپیمای باری ایران مشکوک به حمل تجهیزات «نظامی یا هستهای» بوده است.
از سوی دیگر خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از وزارت خارجه ترکیه این خبر را رد کرده است که هواپیمای باری ایرانی به وسیله دو جت جنگنده ترکیه مجبور به نشستن در فرودگاه دیاربکر شده است.
خبرگزاری ترک دوغان پیشتر گفته بود که هواپیمای ایرانی در راه سوریه، متحد عرب جمهوری اسلامی، به وسیله جتهای جنگنده ترکیه مجبور به فرود شده است.
خبرگزاری آسوشیتدپرس همچنین از قول وزارت خارجه ترکیه میگوید «گاه لازم میشود» هواپیماهای باری ایران هنگام عبور از حریم هوایی ترکیه برای بازرسی فرودی «برنامهریزینشده» داشته باشند.
از سوی دیگر آناتولی، خبرگزاری رسمی ترکیه، نیز تایید کرده است که هواپیمای ایرانی در راه تهران به حلب در سوریه در شهر دیاربکر ترکیه بازرسی شده است.
با این حال آسوشیتدپرس میگوید که نه خبرگزاری آناتولی و نه مقامات دولت ترکیه به ماهیت بار این هواپیما اشارهای نکردهاند.
این در حالی است که خبرگزاری فرانسه به نقل از «منابع امنیتی» خود میگوید که این هواپیمای ایرانی «مشکوک به حمل تجهیزات نظامی یا هستهای» بوده و دو جنگنده اف ۱۶ ترکیه به هوا بلند شدهاند تا در صورت بیتوجهی خلبان به فرمان مقامات فرودگاه دیاربکر «مداخله کنند».
در یک سال گذشته نام جمهوری اسلامی ایران بیش از پیش در اخبار مربوط به حمل و توقیف تسلیحات در گوشه و کنار جهان تکرار شده است.
از جمله مقامهای کشور نیجریه در اکتبر سال گذشته اعلام کردند که یک کشتی «حامل سلاحهای ارسالی جمهوری اسلامی ایران» را در بندر لاگوس ضبط کردهاند. این خبر به باز شدن پروندهای در یکی از دادگاههای نیجریه علیه یک عضو سپاه پاسداران ایران انجامید که هنوز به سرانجام نرسیده است.
ایران بر اساس قطعنامه ۱۷۴۷ شورای امنیت در سال ۲۰۰۷ از تهیه و صادرات انواع سلاح و مواد مرتبط منع شده است.
محمود احمدینژاد میگوید تأسیسات نیروگاه اتمی بوشهر از لحاظ امنیتی مدرنتر از نیروگاه اتمی ژاپن است و فکر نمیکند که وقوع زمینلرزه سهمگین در نزدیکی این نیروگاه موجب بروز مشکلات جدی بشود.
وی روز سهشنبه در گفتو گو با خبرنگار تلویزیون دولتی اسپانیا در پاسخ به این سوال که آیا ایران توان آن را دارد در صورت وقوع زمین لرزهای سهمگین همانند ژاپن در نزدیکی نیروگاه اتمی بوشهر این نیروگاه را از آسیب جدی حفظ کند، پاسخ داد که با توجه به استاندارهای ایمنی بالای نیروگاه بوشهر فکر نمیکند مشکل خاصی پیش بیاید.
وی توضیح داد که استانداردهای ایمنی نیروگاه بوشهر «استانداردهای امروز دنیا» است، حال آن که نیروگاههای ژاپن «بیش از ۴۵ سال قبل» و «با استانداردهای قدیمی» ساخته شده است.
احمدینژاد خاطرنشان کرد که کشور ایران کشوری زلزلهخیز است و به همین دلیل در ایران سازمانهای اداری و گروههای مردمی تا حد ممکن در این مورد آمادگی دارند.
این سخنان در حالی بیان شده است که کشور ژاپن به دلیل زلزلهخیز بودن و داشتن سابقه در وقوع زمینلرزههای سهمگین، از لحاظ ایمنی تأسیسات ساختمانی در سطح بسیار بالایی قرار دارد، به حدی که در زمان وقوع این زلزله بسیاری از آسمانخراشهای این کشور آسیب چندانی ندیدند.
به دنبال وقوع زمینلرزهای با قدرت ۸.۹ ریشتر در ژاپن، نیروگاه فوکوشیمای ژاپن در برخی نقاط به طور جدی آسیب دید و با مشکلاتی از جمله از کار افتادن خنککنندههای برخی رآکتورها روبهرو شد.
در حال حاضر در سه رآکتور از شش رآکتور این نیروگاه انفجار رخ داده که متعاقب آن میزان تشعشعات رادیواکتیو خارج شده از این رآکتورها افزایش یافته و منجر به وقوع بزرگترین حادثه اتمی پس از واقعه چرنوبیل شده است.
محمود احمدینژاد روز سهشنبه در مصاحبه خود که در ساختمان نهاد ریاست جمهوری در تهران صورت گرفت اعلام کرد که جمهوری اسلامی در نیروگاه بوشهر «تمام ضوابط ایمنی» را رعایت کرده و این نیروگاه دارای «بالاترین استانداردها» است.
احمدینژاد در حالی از ایمنی بالای نیروگاه اتمی بوشهر خبر داده است که در اوایل اسفند سوخت اتمی داخل رآکتور بوشهر به دلیل «شکستگی» یکی از چهار پمپ سیستم خنککننده رآکتور تخلیه شد.
ابراز اطمینان رئیس جمهوری اسلامی از ایمنی نیروگاه اتمی بوشهر که ساخت آن بیش از ۳۰ سال به طول انجامید در حالی است که به دنبال وقایع نیروگاه فوکوشیمای ژاپن چند کشور اروپایی اعلام کردهاند تلاش خواهند کرد سطح ایمنی نیروگاههای خود را بالا ببرند.
دولت اسپانیا روز سهشنبه اعلام کرد که تمامی تدابیر ایمنی و امنیتی موجود در شش نیروگاه اتمی خود را بار دیگر مورد بررسی قرار خواهد داد و آلمان نیز تصمیم گرفته است تا هفت نیروگاه قدیمی خود را تعطیل کند.
در ادامه واکنش ها به اعزام نیروهای نظامی عربستان و امارات متحده برای کمک به حکومت بحرین در جهت مقابله با معترضان، آیات صافی گلپایگانی و مکارم شیرازی نیز، مراتب تند اعتراض و هشدار خود را اعلام داشته و خاطرنشان کردند "این لشكركشی برای آنها ارزان تمام نخواهد شد و باید هزینههای بسیاری بپردازند."
روز دوشنبه ٢٣ اسفندماه، عربستان سعودی از اعزام حدود هزار سرباز به بحرین، به بهانه "محافظت از ساختمانها و تاسیسات دولتی" آن کشور خبر داده بود، که آخرین گزارش ها از سه شنبۀ بحرین حامی از مداخله آنان در سرکوب مخالفان و معترضان خیابانی بود و همزمان وزیر امور خارجه امارات نیز اعلام کرده بود که ۵۰۰ نیروی پلیس اماراتی برای مقابله با اعتراض اکثریت شیعه بحرین، به آن کشور فرستاده است.
به گزارش رسا، لطف الله صافی گلپایگانی از مراجع تقلید، طی بیانیهای در همین رابطه، به حكام عربستان و كشورهای عربی منطقه در خصوص لشکركشی عربستان سعودی و امارات به كشور بحرین به شدت هشدار داد و تصریح كرد: "بیداری و نهضت اسلامی مردمی كه در بند حكومتهای اسلامستیز و مزدور استعمار میباشند و لبریز شدن كاسه صبر و تحمل آنان خصوصاً در كشورهای عربی از حوادث بسیار مهم تاریخ معاصر میباشد. .. ما از حکومت امارات هیچ توقعی نداریم و هویت واقعی او بر دنیا آشکار است. از حکام سعودی که خود را مسلمان و خود را حامی مسلمانان میدانند؛ سؤال میکنیم: همکاری نزدیک به یک قرن شما با استعمار انگلیس و آمریکا چه وقت پایان میپذیرد؟ چرا شما بهخود نمیآئید؟ و به عزت و استقلال اسلامی برنمیگردید؟"
آیت الله جوادی آملی نیز در درس تفسیر خود با اشاره به وضعيت كشور بحرين بيان داشت: برخيها مدعي اين هستند كه خادم الحرمين هستند اما حرمين نيز در اسارت است.
وي گفت: متاسفانه كساني كه خود را خادم الحرمين ميدانند امروز به كشور مسلمان ديگري لشكركشي كردهاند و علماي كشورهاي ديگر نيز ساكت نشستهاند و يا دهانشان بسته است و يا حرف خادمان قلابي حرمين را تاييد ميكنند.
آيتالله جوادي آملي گفت: آن وقت با وجود چنين اتفاقات و كشتار مسلمانان و شيعيان، توقع دارند كه زلزله و سونامي پيش نيايد.
وي با اشاره به مطرح شدن مطالبي از سوي مراجع و مسئولان در ارتباط با لشكركشي عربستان به بحرين گفت: اميدواريم كه خداوند اين ملت شيعه را از دست استكبار و همدستانش رهايي بخشد.
این مسئله برای حكام عربستان و امارات بسیار گران تمام میشود
به گزارش فارس، آیتالله ناصر مكارم شیرازی، دیگر مرجع مقیم قم نیز، پیش از ظهر چهارشنبه ٢۵ اسفندماه، در درس خارج فقه خود، لشكركشی امارات و عربستان به كشور بحرین را محكوم كرد و گفت: كشوری به ظاهر اسلامی برای قتل عام مردم به یك كشور دیگر نیرو فرستاده و این مسئلهای عجیب است.
وی با اشاره به اینكه اعتراض مردم بحرین به صورت مسالمتآمیز دنبال شده و افراد معترض مسلح نیستند، یادآور شد: غربیها سالیان طولانی ادعای دموكراسی داشته و با همین ادعا به سركوب مخالفان خود میپرداختند.
این مرجع تقلید خطاب به حاكمان عربستان و امارات گفت: حكام این كشورها باید بدانند كه این لشكركشی برای آنها ارزان تمام نخواهد شد و آنها باید هزینههای بسیاری بپردازند.
وی اضافه كرد: این مسئله برای حكام عربستان و امارات بسیار گران تمام میشود و به نفع آنهاست كه خود را از این مهلكه كنار بكشند.
در همین حال، آیتالله سبحانی با صدور بیانیهای در واکنش به وقایع اخیر در بحرین و کشورهای اسلامی گفت: انتظار همه مسلمانان جهان از سازمان کنفرانس اسلامی این است که در این مورد با رای قاطع خود جلوی خونریزی و خودکشی را بگیرد و با یک نشست فوقالعاده در این مورد اقدام موکد بفرماید.
گفتنی است جمهوری اسلامی در واکنشی اعتراضی نسبت به اعزام نیروهای نظامی عربستان سعودی و امارات به بحرین، کاردار بحرین در تهران را به وزارت امور خارجه احضار کرد و دولت بحرین نیز بلافاصله به دلیل آنچه "دخالت بیشرمانه ایران در امور داخلی بحرین" توصیف کرده، روز سه شنبه سفیر خود را از تهران فراخواند.
مقامات جمهوری اسلامی همچنین در انتقاد به اعزام نیروهای عرب منطقه به بحرین، نسبت به این مسئله واکنش های تندی ر از خود نشان داده و همزمان با مقصر دانستن آمریکا در این مسئله، به حکام عربستان و امارات هشدار دادند.
علی لاریجانی روز سهشنبه هشدار داد: "کشورهای منطقه تصور نکنند مداخله نظامی آنها به دستور آمریکا بیهزینه خواهد بود."
نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز خواستار کاهش روابط با عربستان و امارات و همچنین حمایت عملی دولت از معترضین بحرین شدند.
همچنین به گزارش ایرنا، محمود احمدینژاد روز چهارشنبه در پایان جلسه هیات دولت در جمع خبرنگاران با بیان اینکه "آمریكا به دنبال نجات اسراییل و خفه كردن امواج ملتها است و از اینرو از برخی دولتها حمایت میكند"، به لشكركشی نیروهای نظامی خارجی به كشور بحرین اشاره کرده و گفت: این لشكركشی تجربهای بسیار زشت و شكستخورده است و ملتهای منطقه این رفتار زشت را به حساب دولت آمریكا میگذارند.
احمدینژاد همچنین پیرامون قیام های مردم منطقه – بدون اشاره به ایران- گفت: كسی كه با تفنگ با مردم خود تعامل كند، چگونه میخواهد بر آنان حكومت كند؟ چرا كه حاكم باید متعلق به ملت و مردم باشد.
بدنبال دولتی شدن حوزه های علمیه این بار مصباح یزدی، رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) با بيان اينكه حمايت از فعاليتهاي فرهنگي سپاه، خدمت به فرهنگ اسلام ناب است، برهمكاري حوزه و سپاه تاکید کرد و آن راعامل مهمي در حفظ و تداوم انقلاب است.
به گزارش پايگاه اطلاعرساني آثار محمدتقي مصباح يزدي، اين عضو خبرگان رهبري در ديدار با سعيدي نماينده وليفقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و هيئت همراه، به بيان نقش مهم سپاه پاسداران در عرصههاي مختلف انقلاب پرداخت و گفت: سپاه در بزنگاههاي انقلاب نقش فعال و مؤثري داشته است بهگونهايكه ميتوان سپاه را يكي از عوامل اساسي در حفظ و تداوم انقلاب برشمرد.
عضو خبرگان رهبري خدمات سپاه پاسداران را به انقلاب و مردم قابل تقدير دانست و تأكيد كرد: سپاه در بخش اجرا و پشتيباني برنامههاي فرهنگي در سطوح مختلف كشوري، منطقهاي و بيناللملي خدمات شاياني ارائه كرده است كه اين خدمات قابل چشمپوشي نيست.
* حمايت از فعاليتهاي فرهنگي سپاه، خدمت به فرهنگ اسلام ناب است
وی با بيان اينكه همكاري با سپاه پاسداران در زمينه برنامههاي فرهنگي، گام برداشتن در راه نهادينه كردن فرهنگ اسلام ناب است، گفت: همكاري ميان حوزه و سپاه عاملي مهم در حفظ و تداوم انقلاب و راه امام (ره) است، همياري با سپاه پاسداران در زمينه برنامههاي فرهنگي در جهت حفظ نظام يك وظيفه است كه هر سازمان يا نهادي كه توان اين كار را داشته باشد نبايد در اين زمينه كوتاهي كند.
رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) با اشاره به رابطه سازنده و فعال حوزه علميه قم و سپاه پاسداران تصريح كرد: با وجود روابط مناسب ميان دو نهاد حوزه و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در حال حاضر، بايد گفت به دليل مسئوليتها و گرفتاريهاي فراوان اين دو نهاد، روابط سطح كلان متأسفانه در حد مطلوب و آرماني نيست و بايد روز به روز بر ارتباط و نزديكي هر چه بيشتر اين دو نهاد تأثيرگذار افزوده شود.
مصباح يزدي ادامه داد: غرضورزيها و شبههافكنيهاي دشمنان نبايد در روابط سپاه و حوزه تأثيربگذارد و بايد بدانيم ترس دشمن، از نزديكي هر چه بيشتر اين دو نهاد به دليل جايگاه مهم و تأثيرگذاري فراوان آنها در معادلات ملي و بيناللملي است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر