
منابع خبری اعلام کرده اند با وجود حضور انبوه نیروهای امنیتی، همزمان با تهران و شهرهای مختلف کشور، شهروندان کرد نیز با حضوری گسترده مراسم چهارشنبه سوری را برگزار کردند.
بنا به گزارش ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، عصر سه شنبه به مناسبت مراسم چهارشنبه سوری، علی رغم حضور گسترده یگان ویژه نیروی انتظامی و نیروهای لباس شخصی به صورت کاروانهای نظامی در میادین و خیابانهای اصلی این شهرها، شهروندان کرد در شهرهای سنندج، کرمانشاه، مریوان، مهاباد، سردشت و کامیاران، اقدام به برگزاری مراسم چهارشنبه سوری نمودند.
گفته می شود چندین هزار نفر از شهروندان کرد سنندجی همچون سالهای گذشته در "گردنه صلوات آباد" سنندج تجمع کرده و اقدام به بر افروختن آتش چهارشنبه سوری کرده و به صورت گروههای بزرگ به رقص و پایکوبی پرداختهاند.
در مناطق مختلف داخل شهر سنندج نیز صدای انفجار مواد محترقه به گوش میرسد و آتشهای گسترده برافرخته شده است. نیروهای یگان ویژه اما در جهت ایجاد فضای رعب و وحشت عصر امروز در خیابانهای این شهر اقدام به قدرت نمایی کردهاند و با توسل به زور تعدادی از کسبه را مجبور به تعطیل کردن مغازههایشان کردهاند.
در شهر کرمانشاه نیز حضور نیروهای انتظامی و امنیتی گسترده توصیف شده است اما جوانان این شهر در مناطق "نوبهار، چهار راه سی متری، مسکن، مصدق، دولت آباد، بلوار، میدان آزادگان، مصدق و کسر" اقدام به برافرختن آتش کردهاند. گزارشاتی نیز از سر دادن شعار "مرگ بر دیکتاتور" در برخی از این مناطق حکایت دارد.
هم چنین در شهرهای مهاباد، مریوان، سردشت و کامیاران نیز نیروهای امنیتی و یگان ویژه در مناطق حساس این شهرها مستقر گردیده اما شهروندان کرد این شهرها در خیابانها و کوچهها اقدام به آتش زدن لاستیک و منفجر کردن ترقه کردهاند.
شاهدان عینی برگزاری مراسم امسال چهارشنبه سوری را، در تهران، بابل، شیراز، رشت و کرج، گستردهتر از سالهای دیگر اعلام کردهاند.
اسرائیل روز سهشنبه یک کشتی باری را که میگوید حامل تسلیحات ایرانی بوده و برای جنگجویان فلسطینی ساکن نوار غزه ارسال میشده، در دریای مدیترانه توقیف کرده است.
به گزارش خبرگزاری رویترز، ارتش اسرائیل اعلام کرده است که تکاوران دریایی اسرائیل این کشتی آلمانی را که نام آن «ویکتوریا» است، در ۳۲۰ کیلومتری اسرائیل توقیف کرده است.
ارتش اسرائیل همچنین افزوده است که در بازرسیهای اولیه این کشتی، سه محموله تسلیحاتی در این کشتی کشف شده است.
بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، روز سهشنبه نیز «نیروهای تروریست» ساکن غزه را گیرندگان این محموله اعلام کرده و افزوده است که ایران «منبع» ارسال این سلاحها بوده است.
مقامات جمهوری اسلامی تا این لحظه در مورد این مسئله واکنشی نشان ندادهاند.
ارتش اسرائیل افزوده است که این تسلیحات از بندر «لاذقیه» در سوریه ارسال شده و پس از یک توقف در بندر مرسین ترکیه به سمت اسکندریه مصر در حرکت بود. به نوشته رویترز، فلسطینیان به کمک شبکهای از قاچاقچیان، تسلیحات و سایر مواد مورد نیاز خود را از مصر وارد نوار غزه میکنند.
ارتش اسرائیل تأکید کرده است که ترکیه هیچ دخالتی در ارسال این محموله تسلیحاتی نداشته است.
به گفته ارتش اسرائیل، افراد حاضر در این کشتی در مقابل تکاوران اسرائیلی مقاومتی نکردهاند و اکنون نیز این کشتی به سمت بندر اشدود اسرائیل در حرکت است تا پس از پهلو گرفتن تمام محموله آن مورد بازرسی قرار گیرد.
ارتش اسرائيل در آبانماه ۸۸ نیز يک کشتی باری حامل سلاح ایرانی را در ۱۶۰ کيلومتری سواحل اين کشور در دريای مديترانه رديابی و توقيف کرد که بنا به اظهارات آن زمان نیروی دریایی اسرائیل، ۳۶ کانتینر از ۵۰۰ کانتینر آن حاوی سلاحهای ساخت ایران از جمله راکت، تفنگ، گلوله خمپاره و نارنجک بود.
غزه از تابستان سال ۲۰۰۷ که حماس بر این باریکه مسلط شد، در محاصره بوده و اسرائیل تمامی راههای زمینی و دریایی برای ورود محموله به این منطقه را مسدود کرده است.
محمود احمدی نژاد، در مصاحبه با تلویزیون دولتی اسپانیا ادعا کرد که جمهوری اسلامی هرگز مخالفان سیاسی را سرکوب نکرده است و او خود هفته ای چهار ساعت در خیابان ها با مردم گفت و گو می کند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، احمدی نژاد عصر سه شنبه ۲۴ اسفند (۱۵ مارس) در پاسخ به سئوال خبرنگار تلویزیون اسپانیا در مورد “سرکوب معترضان” در ایران مدعی شد "هرگز، هرگز. ما هیچ وقت این کار را نکرده ایم. در سی سال گذشته سی انتخابات آزاد داشته ایم."
او در پاسخ به سئوال دیگری در مورد بی خبری از وضعیت میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو رهبر مخالفان دولت گفت: “مگر شما باید بدانید؟ مگر شما وکیل مدافع آنها هستید”؟
احمدی نژاد گفت که در همه کشورها مخالف وجود دارد، اما قانون هم وجود دارد و مخالفان نمی توانند قانون شکنی کنند.
او خطاب به خبرنگار اسپانیایی گفت: “آیا شما در اسپانیا به مخالفان و تجزیه طلب ها اجازه می دهید که ساختمان های دولتی و اموال عمومی را آتش بزنند یا مردم را در خیابان ها کتک بزنند”؟
گفتنی است تصاویر مربوط به این مصاحبه که در دفتر احمدی نژاد در تهران انجام شده و در بخشی از آن روسری از سر خبرنگار اسپانیایی افتاده، در فضای مجازی بازتاب فراوانی یافته است.
احمدي نژاد پرسید: "اگر در کشور شما عده ای به نام مخالف به خیابان آمدند و شکم مردم را با چاقو پاره کردند، پلیس چه می کند؟"
او این سئوال خبرنگار اسپانیایی را که “آیا همه مخالفان در ایران چنین کارهایی کرده اند” بی پاسخ گذاشت و به سخنان خود ادامه داد؛ اما خبرنگار دوباره پرسید: “آیا این دو رهبری که من اسم بردم ساختمان آتش زده اند”؟
احمدی نژاد بدون اشاره به تقلبات و قانون شکنی ها توسط حکومت و آنچه با رهبران جنبش سبز برخورد شده، با فرافکنی گفت "آنها قانون را نقض کرده اند و با آنها برخورد قانونی شده است."
احمدی نژاد در ادامه مصاحبه با تلویزیون اسپانیا گفت: “بگذارید خیالتان را راحت کنم. این بازی ای که اروپایی ها و آمریکایی ها علیه دولت های مستقل راه انداخته اند که عده ای را به نام دموکراسی علیه آنها تحریک کنند، به پایان رسیده است”.
احمدی نژاد در بخش دیگری از سخنانش، با اشاره به تجربه افغانستان و عراق هشدار داد که مداخله نظامی احتمالی غرب در مناقشه لیبی اوضاع این کشور را وخیم تر خواهد کرد.
او گفت: “امیدوارم که دولت های اروپایی و آمریکا در امور این منطقه دخالت نکنند و اجازه بدهند که مردم منطقه خود در مورد آینده شان تصمیم بگیرند”.
احمدي نژاد همچنین اقدام معمر قذافی، رهبر لیبی در سرکوب مخالفان خود با توسل به نیروی نظامی را محکوم کرد.
وی طی هفته های اخیر بدون اشاره به سرکوب مردم در ایران، خواستار توقف کشتار و سرکوب معترضان در کشورهای منطقه شده بود.
در ادامه فشار بر فعالین دانشجویی، شهاب مهدی نیا، از فعالین دانشجویی بابل از دانشگاه اخراج شد.
به گزارش رهانا، شهاب مهدی نیا به حکم کتبی شیخ الاسلامی و تاجدین، رییس و معاون دانشجویی دانشگاه علوم و فنون بابل، به اتهام "شعار نویسی ، ایجاد اغتشاش و بر هم زدن نظم عمومی" از دانشگاه علوم وفنون مازندران اخراج و دیگر حق ورود به این دانشگاه را ندارد.
این در حالی است که سال گذشته ،تمامی کلاس های حل تمرین این فعال دانشجویی به دلیل فعالیت های دانشجویی لغو شده بود .
گفتنی است شهاب مهدی نیا که کلیه واحد های تحصیلیش را در ۷ ترم و با معدل الف تموم کرده بود، چند روز پیش برای انجام کارهای مربوط به فارغ تحصیلی به دانشگاه مراجعه می کند ،اما اجازه ورود به دانشگاه را نمی یابد و با پیگیری های صورت گرفته متوجه اخراج خود از دانشگاه می شود.
تمامی مراحل اخراج او بدون اطلاع و احظار وی به کمیته ی انضباطی صورت گرفته که در نوع خود کم سابقه است . همچنین در تابستان ۱۳۸۸ هم شهاب مهدی نیا به دلیل شرکت در تظاهرات و فعالیت های سیاسی به اداره ی اطلاعات شهرستان بابل احظار و با تعهد کتبی آزاد شده بود.
موج جدید فشار بر فعالین دانشجویی در بابل پس از ۲۵ بهمن و تجمعات اعتراضی مردم بابل فشارها افزایش پیدا کرده است بطوری که از چندی قبل چند تن از دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی به دلایل نامعلوم به کمیته انضباطی احضار شده اند و به رغم آزادی چند تن از فعالین بازداشتی، همچنان دو فعال دانشجویی دیگر در بابل به نامهای محسن برزگر و ایمان صدیقی به ترتیب از روزهای ۲۵ بهمن و اول اسفند در بازداشت به سر می برند.
روز یکشنبه ٢٢ اسفند – ۱٣ مارس، نشستی تحلیلی پیرامون وقایع اخیر و همچنین ادامه حصر و بازداشت و بیخبری از رهبران جنبش سبز، در دانشگاه وست مینستر لندن برگزار شد.
محسن کدیور در جریان نشست تحلیلی "پس از بیست و پنج بهمن" "نفی استبداد، حاکمیت ملی و تعامل فعال با جامعه جهانی، نفی انزوا طلبی و ماجراجوئی و اولویت منافع ملی بر مصالح ایدئولوژیک" را از "مطالبات پیگیر جنبش سبز" ذکر کرد و خاطرنشان ساخت "جنبش سبز منکرهر گونه قیومیت و برتری طلبی دینی، قومی و جنسی است."
اردشیر امیرارجمند مشاور حقوقی میرحسین موسوی نیز، مسئولیت رادیکالیزه شدن جنبش سبز را متوجه حکومت دانست و با بیان اینکه "ما دیگر جهت برگزاری تظاهرات و تجمع، درخواست مجوز نمی کنیم، بلکه آنرا حق خود می دانیم و فقط زمان و مکان آنرا اطلاع رسانی خواهیم کرد"، خاطرنشان ساخت "هسته سرکوبگر حکومت به دنبال مشروعیت بخشیدن به خشونت است و از رادیکال شدن جنبش برای این منظور استفاده میکند و همین رادیکالیزه شدن جنبش، دامی است که حکومت برای جنبش پهن کرده و اگر وارد آن شویم، پیروز بیرون نمیآییم، در صورتی که پیروزی جنبش در مبارزه مسالمتآمیز شجاعانه است."
شیرین عبادی، فعال حقوق بشر نیز، خواستار پافشاری مردم بر خواسته های مدنی خود شد و خاطرنشان کرد "اصرار بر خواست های مدنی است که راه را برای تحولات عمیق سیاسی باز می کند."
مجتبی واحدی، مشاور ارشد مهدی کروبی نیز، با "نقطه عطف" دانستن ۲۵ بهمن در حوادث پس از انتخابات، تاکید کرد "ادامه تجمعهای پس از ۲۵ بهمن و هجوم گسترده حکومت به معترضان، از تاثیرات رویداد ۲۵ بهمن است."
در این نشست که به همت انجمن «پویشگران راه سبز امید» و تحت عنوان تحلیل وقایع "پس از ٢۵بهمن" برگزار شد، چهار تن از صاحب نظران و فعالان جنبش، شیرین عبادی (فعال حقوق بشر)، اردشیر امیرارجمند (مشاور ارشد میرحسین موسوی)، محسن کدیور (استاد دانشگاه و پژوهشگر) و مجتبی واحدی (مشاور ارشد مهدی کروبی) به بیان تحلیل های روز و همچنین آسیب شناسی جنبش پرداختند و مسعود بهنود (نویسنده و روزنامه نگار) نیز گرداننده این نشست بود.
اتحاد ضامن پیروزی
شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل، بعنوان اولین سخنران این جلسه، کلام خود را در چند بخش ارائه کرد و با رویکردی اجمالی به فعالیت های بیست ماه اخیر فعالان جنبش در زمینه های مختلف – از جمله حقوق بشر و فعالیت های بین المللی- مسائل رخ داده از ٢۵ بهمن ماه به بعد و چشم انداز جنبش را مورد بحث قرار داد و گفت "می بینیم که خشونت های دولتی روز به روز در حال افزایش می باشد و آنچه در ایران می گذرد بر کسی پوشیده نیست. اما باید دید که در شرایط کنونی وظیفه ما چیست و باید چگونه عمل کنیم."
وی ادامه داد: با نگاه به گذشته است که می توانیم آینده را پیش بینی کنیم. گذشته دردناک می تواند کتاب درسی برای آینده ما باشد و تاریخ نشان داده که هر گاه با یکدیگر متحد شدیم، توانستیم به پیروزی دست یابیم. به عنوان مثال در زمانی که موبایل های نوکیا دارای سرویسی بودند که شخص استفاده کننده از آنها قابل ردیابی بود و موبایل ها کنترل می شدند؛ روزنامه نگار شجاعی به نام عیسی سحرخیز این مساله را مطرح و اقامه دعوا نمود و سپس خیلی از ایرانیان بر علیه نوکیا متحد شدند و موبایل نوکیا خریداری نکردند و ظرف یک تا دو ماه، فروش نوکیا در ایران به نصف رسید. مساله سوءاستفاده تجاری و سوء استفاده از تکنولوژی در همه جا و در هر مجمعی مطرح شد و سرانجام شرکت نوکیا رسما اطلاعیه ای صادر نمود و از مردم ایران عذرخواهی کرد. این خود یک نمونه از پیروزی بود که نتیجه اتحاد مردم بود و این نشان می دهد که تنها دولت ها نیستند که موکلف به رعایت حقوق بشر می باشند بلکه شرکت های بزرگ نیز چنین وظیفه ای به عهده دارند.
ما نمی توانیم دنیا را به خواست خود تغییر بدهیم اما می توانیم کاری کنیم که عرصه را بر علیه کسانی که سرکوب می کنند تنگ تر کنیم. اگر متحد باشیم که در واقع ضامن پیروزی ماست در نتیجه به هر آنچه که بخواهیم، خواهیم رسید. باید از بحث های کوچک هرچند صحیح و درست بپرهیزیم و آنها را در زمان مناسب مطرح کنیم. اکنون وقت یکپارچه عمل کردن است.
روش های مسالمت آمیز
این فعال حقوق بشری سپس خاطرنشان کرد "تاریخ نشان داده است که هرگاه مردم دست به خشونت زدند، باختند. دیدیم که هر گاه گروهی دست به خشونت زد؛ چگونه با سرکوب شدیدی از جانب حکومت مواجه شد. مسالمت بودن روش ها، راه حلی است که حکومت را از پا در می آورد اما مشروط بر اینکه مستمر و متداوم باشد.
در بین خواست هایی که داریم، خواسته های مدنی از همه مهمتر است. برخی معتقدند که باید از خواسته های سیاسی شروع کنیم اما اعتقاد دارم که خواسته های مدنی، بالاتر از خواست های سیاسی است. وقتی به خواست های مدنی دست یابیم نتیجه این خواهد بود که خواست های سیاسی نیز برآورده شوند. خواست هایی از قبیل: آزادی بیان، حق انتخابات آزاد، حقوق برابری زن و مرد و اقوام مختلف و ... از جمله خواست های مدنی است که دموکراسی تحقق همین خواسته هاست. باید بر خواسته های مدنی مصر و دقیق بود که پافشاری بر این خواست های مدنی است که راه را برای تحولات عمیق سیاسی باز می کند البته باید به طریق مسالمت آمیز باشد. اگر دست به خشونت بزنیم، دولت خشونت های بی دلیل و سرکوب گرانه خود را توجیه می کند و در این رقابت این دولت است که برنده می شود چرا که پول و اسلحه دارد.
شفاف سازی
بیشترین تلاش دولت در سنوات اخیر معطوف به این بوده که حقایق از مردم پنهان شود و به روش هایی هم در رابطه با آن متوسل شده است از جمله: اخراج خبرنگاران خارجی، ارسال پارازیت بر روی رادیو و تلویزیون های فارسی زبان برون مرزی، دستگیری و مجازات خبرنگاران. به گونه ای که طبق گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز، چهل تن از خبرنگاران و وب نگاران در ایران در زندان هستند که علاوه بر این تعداد، عده ای نیز با قرار وثیقه بیرون از زندان هستند.
طبق مصوبه سازمان ملل متحد، دولت ها مکلف هستند از مدافعان حقوق بشر، حمایت کنند و موجبات و تسهیل انجام وظایف آنها را فراهم کنند که دولت ایران هم به این مصوبه رای موافق داده است. اما شاهدیم که عبدالرضا تاجیک به خاطر عضویت در سازمان مدافعان حقوق بشر در ایران به پنج سال حبس محکوم شده است و یکسال هم به آن اضافه شده است به دلیل نشر اکاذیب.
وظایف ایرانیان برون مرز
شیرین عبادی همچنین تصریح کرد "در شرایطی که ایران دچار این میزان از سانسور است؛ وظیفه ما که خارج از ایرانیم و تربیون آزاد داریم چیست؟ ما وظیفه داریم که به شفاف سازی و گزارش دهی به جامعه مدنی بپردازیم. از طریق افکار عمومی بین المللی با دولتها صحبت کنیم که سبب می شود جامعه مدنی کشورها را به تحرک بیاوریم. در برنامه ها و گزارش ها از نهادهای مدنی- محلی دعوت کنیم تا در جلسات حضور یابند. آنها بسیار تاثیر گذار هستند و می توانند به دولتها فشار بیاورند."
این برنده جایزه جهانی صلح افزود "از همه کسانی که می توانند گزارش تنظیم کنند، می خواهم که گزارش های خود را به سازمان ملل متحد و خصوصا کمیساریای عالی حقوق بشر ارسال دارند چرا که دولت ایران، عضو سازمان ملل متحد است و باید از مقرراتش اطاعت کند. بر طبق آخرین مصوبه مجمع عمومی سازمان ملل متحد که در دسامبر سال گذشته(٢٠۱٠) اتخاذ شد، دبیر کل سازمان ملل هر سه ماه یکبار باید گزارشی درباره ایران تهیه کند و آنرا به شورا و مجمع عمومی ارائه دهد. گزارش سه ماه آخر، روز چهاردهم مارس در شورای حقوق بشر قرائت می شود.
کسانی که از نقض حقوق بشر و یا یک تخلف حکومتی مطلع می شوند حتما آنرا گزارش دهند اما این گزارش ها باید مستند و درست باشد. دولت ایران هم حق ندارد این گزارش ها را اقدام علیه امنیت ملی، عنوان کند و به شما در مورد همکاری با سازمان ملل، اعتراض کند. این یک روش مسالمت آمیز و بی خطر است.
روحیه پرسشگری را تقویت کنیم
خانم عبادی با بیان اینکه "باید روحیه پرسشگری در جوانان بیش از پیش تقویت شود و خصوصا سوالاتی که در جامعه امروز ایران تابو است، مطرح شود"، گفت "مگر به خاطر ندارید که رنسانس با این جمله دکارت شروع شد: «من شک می کنم، پس هستم». به عنوان مثال سوالاتی از قبیل: چرا باید در ایران غنی سازی اورانیوم صورت گیرد که نتیجه آن تحریم بین المللی ایران است. یا اینکه فجایعی که در ژاپن رخ داد؛ پس از زلزله اخیر... آیا ایران هم در انتظار است؟ چرا در منابع غنی دیگری همچون گاز، نفت، انرژی خورشیدی و ... سرمایه گذاری نمی شود؟ ما به مسائل و فقر اقتصادی شدیدی رو به رو هستیم که ناشی از تحریم ها و سیاست های غلط اقتصادی دولت است که سرمایه و پول را در کشورهایی همچون سنگال، بولیوی، حزب الله لبنان و ... ارسال می دارند. برای این مسائل سوال بپرسید حتی اگر از جانب دولت پاسخی داده نشود؛ اما این سوالها به مسائل روز تبدیل می شود و گسترش می یابد."
مخالفت با حمله نظامی و تحریم های اقتصادی
این فعال حقوق بشری خاطرنشان کرد "ما با وجود همه مخالفت هایمان با دولت ایران، همچنان با تهاجم نظامی، تحریم اقتصادی کشور مخالف می باشیم چرا که سبب می شود وضعیت مردم بدتر شده و خواست های مدنی خود را فراموش کنند و بیشتر به گرد حکومتی که دوست ندارند حلقه بزنند. ما ایران را دوست داریم و آنرا آباد و آزاد می خواهیم. ما فرزندان آن بزرگ مردی هستیم که گفت: چو ایران نباشد، تن من مباد / بدين بوم و بر زنده يك تن مباد"
بیست و پنج بهمن نقطه عطف بود
بر اساس این گزارش، پس از شیرین عبادی، مجتبی واحدی، مشاور ارشد مهدی کروبی که به صورت ویدئویی سخنانش ضبط شده بود، برای حاضران سخنرانی کرد و در آغاز به تاثیر اعتراضهای خیابانی ۲۵ بهمن بر شرایط سیاسی ایران اشاره کرد و با "نقطه عطف" دانستن ۲۵ بهمن در حوادث پس از انتخابات گفت "ادامه تجمعهای پس از ۲۵ بهمن و هجوم گسترده حکومت به معترضان، از تاثیرات رویداد ۲۵ بهمن است."
وی تاکید کرد "دولت با ایجاد ناامیدی و سردرگمی در مردم و با انتشار اخبار ضد و نقیض سعی دارد از تاثیرات ۲۵ بهمن کم کند، در حالیکه "۲۵ بهمن همان قدر که باعث وحشتزدگی حکومت شد، در دل مردم امید ایجاد کرد."
زندان، زندان است
مشاور و سخنگوی مهدی کروبی در مورد انتشار خبر انتقال موسوی و کروبی به زندان حشمتیه گفت: "من به رسانههای مختلف گفتم که موضوع حشمتیه فرعی است...چون مدت ۱۹ شب هیچ نوری از خانه آقای کروبی بیرون نیامد و مانند این است که وی در سیاهچال بود. "
مجتبی واحدی تاکید کرد: "موسوی و کروبی و همسرانشان، به طور غیرقانونی زندانی شدهاند و تفاوتی ندارد که این زندان زیرزمین آقای خامنهای باشد یا زیرزمین خانه آقای کروبی یا شکنجهگاه اوین."
سیاست حکومت، به تعویق انداختن بحرانها است
واحدی در بخش دیگری از سخنان خود به بحرانهای سیاسی و اقتصادی حکومت اشاره و تاکید کرد "سیاست حکومت، به تعویق انداختن بحرانها است و رهبری و احمدینژاد با وقتکشی و ایجاد بلاتکلیفی و ناامیدی در داخل کشور و در برخورد با کشورهای دیگر، سعی دارند بحرانهای سیاسی و اقتصادی حکومت را به تعویق بیندازند."
خامنهای و احمدینژاد؛ دو شهید حکومتی
او از رهبر جمهوری اسلامی و محمود احمدینژاد به عنوان دو "شهید حکومتی" نام برد که به گفته او با بحرانهای شدیدی مواجه هستند، اما شجاعت ندارند که به اشتباههای خود اعتراف کنند.
سخنگو و مشاور مهدی کروبی در بخشی از سخنان خود در مورد برنامه هستهای جمهوری اسلامی گفت: "خارجیها میگویند ایران دارد وقتکشی میکند که بمب اتمی بسازد تا این بمبها روی کشورهای دیگر بریزد. به نظر من، دولت ایران جرات این کار را ندارد. دولت ایران در نهایت بتواند از این بمب ها و سلاح ها استفاده کند، آنرا بر سر ملت ایران می ریزد."
مجتبی واحدی در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به فساد اقتصادی و سیاسی دولت احمدینژاد، آنرا در تاریخ معاصر ایران بیسابقه خواند و افشای این موارد را از خبر بازداشت موسوی و کروبی مهمتر دانست.
استبداد دینی خطرناک ترین نوع استبداد است
سخنران بعدی این مراسم، محسن کدیور، استاد دانشگاه و پژوهشگر بود، که از طریق ویدئو کنفرانس در نشست حضور پیدا کرد و در ابتدای سخنان خود، با ارج نهادن به مقام محقق و ایران شناس تازه درگذشته، پروفسور ایرج افشار، شش نکته را مطرح کرد:
یک. ماهیت ضداستبدادی و دموکراتیک جنبش
محسن کدیور در آغاز کلام خود، ماهیت جنبش سبز را "دموکراتیک" و "ضد استبدادی" خواند و با بیان اینکه "نظام استبدادی موجود، استقلال و دینی بودن را دو امتیاز خود می داند"، خاطرنشان کرد "لذا می کوشد مخالفان را به غیر دینی بودن و ضد استقلال کشور دانستن متهم نماید."
وی تاکید کرد "مبارزه با دیکتاتورهای به ظاهر مستقل به مراتب از مبارزه با دیکتاتورهای وابسته دشوارتر است."
این پژهشگر در بیان اهداف جنبش سبز نیز گفت "جنبش سبز، نفی استبداد، حاکمیت ملی و تعامل فعال با جهان، نفی انزواطلبی و ماجراجوئی، اولویت منافع ملی بر مصالح ایدئولوژیک، و همچنین سیاست خارجی بر اساس نمایندگان کارشناس ملت را دنبال می کند."
دو. جنبش سبز جنبشی متکثر
محسن کدیور با تاکید بر اینکه "البته استبداد دینی خطرناک ترین نوع استبداد می باشد"، در مورد ماهیت جنبش سبز نیز خاطرنشان کرد "این جنبش ماهیت ضد استبدادی و دموکراتیک دارد، به تنوع و تکثر آرا معتقد است و با هر نوع برتریطلبی دینی مخالفت میکند و منکر هر گونه قیمومیت و برتری طلبی دینی، قومی و جنسی است. همچنین تکثر مانع فعالیت و ابراز هویتهای متمایز نیست، چرا که دینداران و دین ناباوران، اقوام مختلف ایرانی، زنان و مردان، طبقات مختلف اجتماعی در این جنبش اعتراضی حضور دارند."
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد "باب گفتگو چه درون جنبش چه بین جنبش و حکومت برای استیفای حقوق از دست رفته مردم باز است و هیچ بخشی از جامعه قابل حذف نیست، حتی طرفداران فعلی حکومت، دین ناباوران، دینداران سنتی. مخالفان و منتقدان از حقوق و امکانات مساوی با ما برخوردار خواهند بود."
سه. اسلام رحمانی
کدیور به بحث قرائت مداراگرایانه یا "اسلام رحمانی" نیز پرداخته و آنرا باور بسیاری از همراهان جنبش سبز ذکر کرد و گفت "معتقدان اسلام رحمانی به دنبال استقرار حکومت اسلامی و تحمیل شریعت به مردم نیستند. استقلال نهادهای دینی از دولت در کنار استقلال دولت (نظام) از نهادهای دینی با تضمین دو محور زیر ضوابط اسلام رحمانی در عرصه عمومی است:
یک- نفی هرگونه امتیاز و حقوق ویژه برای دینداران و روحانیون
دو- وضع و لغو و تغییر قانون کلا در دست نمایندگان مردم است
این فعال حامی جنبش سبز همچنین تاکید کرد "در جنبش نمی خواهیم دین و مذهب خاصی را به لحاظ حقوقی به کرسی بنشانیم؛ در عین حال نمی خواهیم کسی را از عمل به باورهای دینی و اعتقادیش باز داریم. با تضمین حقوق پایه برای کلیه شهروندان بدون هیچ استثنائی، گرایشهای مختلف دین باور و دین ناباور با تشکیل احزاب سیاسی با هم به رقابت منصفانه و دموکراتیک می پردازند. هند، ترکیه و اندونزی الگوهای عملی این روش هستند. اسلام رحمانی منحصر به حوزه خصوصی نیست. اسلام سیاسی دموکراتیک امری ممکن است."
چهار. مطلوبات و مقدورات
این پژوهشگر، همچنین پیرامون راهکارهای پیشِ رویِ جنبش و فعالان آن خاطرنشان کرد "رادیکالیزه کردن جنبش خدمت به آن نیست و لازم است که از موفقیت ٢۵ بهمن دچار غرور نشویم و سطح مطالبات را ندانسته بالا نبریم."
وی با تاکید بر اینکه "نبض جنبش در داخل کشور می زند و فضای مجازی (صرف اینترنت) آینه واقع نمای جنبش نیست"، افزود "مطلوبات جنبش فراوان است و مقدوراتش محدود. استراتژی ما مقاومتهای حداکثری بر مطالبات محدود و حداقلی است و در حال حاضر نیز راهی جز مرحله بندی مطالبات نداریم."
کدیور همچنین خاطرنشان کرد "مطالبات ما اصلاحات ساختاری است، که البته بدنبال زیرو رو کردن یک شبه نیستیم، و در حال حاضر قدرتش را نیز نداریم."
وی در همین زمینه تصریح نمود "ما در این مرحله بر اجرای اصول معطله قانون اساسی تکیه داریم، قرائت دموکراتیک از همین قانون اساسی ممکن است. چنین قرائتی را با اقتدار افکار عمومی به حاکمیت تحمیل می کنیم، اگر قدرت پیدا کنیم لحظه ای در اصلاح این قانون و لغو اصول ضد دموکراتیک آن تردید نخواهیم کرد، اما هم اکنون چنین توانی را نداریم. در تفکر مطلوب ما، مقام مادام العمر غیرپاسخگوی بدور از نظارت نهادینه با قدرت مطلقه جائی ندارد. این صفات خصائص دیکتاتوری و خودکامگی و استبداد است که عقل سلیم از پذیرش آن ابا دارد."
پنج. جمهوری اسلامی حکومتی فاسد
این پژوهشگر همچنین با بیان اینکه "جمهوری اسلامی نظامی فاسد است، چه به لحاظ اخلاقی، چه به لحاظ اداری"، در شرح جایگاه جهانی جمهوری اسلامی در فهرست حکومت های فاسد جهان، به آمار سازمان بین المللی شفافیت استناد کرده و رتبه ۱۶٨ ایران در میان ۱٨٠ کشور جهان را یادآورد شد و گفت "بر اساس آمار سازمان بین المللی شفافیت، جمهوری اسلامی تنها بالاتر از چند کشور همانند ازبکستان، چاد، عراق، سودان، افغانستان، میانمار و سومالی در زمینه فساد حکومتی قرار دارد."
محسن کدیور همچنین خاطرنشان ساخت "اکنون بیش از ۵۵% ملت ایران زیر خط فقر زندگی می کنند و بیش از شش میلیون کارگر که با خانواده هایشان ٢۵ میلیون نفر می شوند، فاقد امنیت شغلی هستند و در معرض بیکاری و اخراج قرار دارند و این کارگران، به عدم وصول بموقع دستمزدهای معوقه خود معترض می باشند."
محسن کدیور همزمان به ده تن از شهدای کارگری جنبش سبز در جریان حوادث پس از انتخابات نیز اشاره کرد و آنرا از تبلورات اعتراضات آنان به وضع موجود خواند.
وی همچنین با اشاره به گزارش ها و اخبار موجود، تصریح کرد: "هم اکنون نیز سپاه پاسداران بدور از هرگونه نظارتی برخلاف وظائف قانونیش فعالیت انحصاری اقتصادی می کند، در یک قلم ۵١% سهام مخابرات کشور را به ارزش٨ میلیارد دلار می خرد و همزمان دهها اسکله فاقد نظارت را در اختیار دارد."
کدیور با استناد به منابع کارشناسی، گفت: "هفتاد میلیارد دلار درآمد نفتی و کمتر از بیست میلیارد دلار صادرات غیرنفتی، آینه اقتصاد بیمار ماست و این درحالیست که صادرات ١۴٠میلیاردی ترکیه و ٣۵٠ میلیارد دلار کره جنوبی است.
این استاد دانشگاه در ادامه بیانات خود، با یادآوری "گم شدن بیش از هزار میلیارد مترمکعب گاز در خرید و فروشهای سال گذشته؛ عدم واریز حدود پنج میلیارد دلار مابه التفاوت قیمت فروش نفت و نزدیک به هفت میلیارد دلار از عوائد فروش نفت به حساب ذخیره ارزی از سوی دولت"، مواردی چون "عدم پاسخگوئی، عدم نظارت، عدم کارشناسی و عدم شفافیت" را مصادیق "فساد" خوانده و استبداد و فساد و فقر را ملازم هم ذکر کرد.
کدیور همچنین با اشاره به وضعیت فعلی حکومت در ایران، ضمن بیان اینکه "نه مجلس امروز به وظیفه قانونی نظارت بر دولت عمل کرده، و نه مجلس خبرگان نظارتی بر نهادهای قدرتمند تحت امر رهبری دارد"، تاکید کرد "رهبر چنین نظام از بنیاد فاسدی را نمی توان پاکدست و زاهد دانست."
شش. جنبش و بازیهای حکومت در داخل و خارج
این فعال جنبش سبز، "اختلاف افکنی، شبهه آفرینی نسبت به رهبران دربند و رسانه های نزدیک به آنان و همچنین دامن زدن به خشونت گفتاری" را، ترفندهای حکومت در قبال معترضان دانست و بر ضرورت هوشیاری حامیان و فعالان جنبش تاکید کرد و گفت : "جنبش حرکتی درازمدت، تدریجی و گام بگام است. صبور باشیم و بدنبال چیدن میوه نارس نباشیم."
محسن کدیور در انتهای کلام خود با اشاره به وعدۀ قرآن مبنی بر "آنچه به مردم سود میرساند در زمین میماند"، گفت "جنبش سبز بر اساس سنت الهی می ماند چرا که در راستای استیفای حقوق مردم است."
جنبش سبز دیگر به دنبال کسب اجازه برای راهپیمایی نبوده و نیست، بلکه آنرا انجام می دهد
سخنران آخر نشست تحلیلی "پس از بیست و پنج بهمن"، اردشیر امیر ارجمند، مشاور حقوقی میرحسن موسوی بود که سخناناش را با مرور رویدادهای بعد از انتخابات ریاست جمهوری و تحلیل رویداد ۲۵ بهمن آغاز کرد و در ابتدای سخنان خود گفت: "اقتدارگرایان نزدیک بیست ماه حاکم برای سرکوب جنبش از هر حربهای استفاده کردند، عده ای را کشتند و عده ای را زندانی کردند و حتا در زندان ها به مردم تجاوز کردند. بعد از آن ادعا کردند که جنبش تمام شد و چیزی از آن باقی نماند، اما پس از سخناناش رویکرد و گفتمان جدیدی بهوجود آمد که ضامن بقای جنبش شد." وی افزود: "اگر در این گفتمان بحث مبارزه مسالمت آمیز مطرح است، بحث چهارچوب قانون اساسی به عنوان نقطه اجماع ملی، در کنار آن نیز بحث حقوق بشر، بحث حقوق بنیادین، توجه جدی به تکثر گرایی، حقوق اقوام، جایگاه ویژه زنان و منع استفاده ابزاری از دین مطرح است."
امیرارجمند همچنین تاکید کرد که "جنبش سبز دیگر به دنبال کسب اجازه برای راهپیمایی نبوده و نیست و ما برگزاری آن را تنها اعلام می کنیم، چون حقی است مندرج در قانون اساسی."
وی گفت که دولت با حضور مردم در راهپیمایی ضربه شدید و سنگینی را احساس کرد.
این حقوقدان و استاد دانشگاه شهید بهشتی، همچنین با بیان اینکه "دولت فعلی مشروعیت خود را از دست داده و حتی توان نگهداری یارانش را نیز ندارد"، گفت "دولت از درون دچار آشفتگی و از هم پاشیدگی است و با مشکلات فراوان اقتصادی دست به گریبان است و با قطع رابطه رهبران جنبش و مردم به دنبال پاسخی هر چند موقت برای حل مشکلات خود می گردد."
وی یکی از دلایل زندانی کردن سران جنبش را مشکلات فراوان دولت دانست و گفت با این کار گمان می کنند که فعلا با حذف ان ها از صفحه سیاست فرصتی برای فکر کردن به مشکلات فراوان خود پیدا می کنند، شاید جنبش فروکش کند.
امیر ارجمند دلیل دیگر زندانی کردن سران جنبش را وجود اختلاف در درون حکومت دانست و گفت "مشکل آقایان حتا با خودشان حل نشده و به جای خود باقی است. آن ها دیده بودند که با دیگر حرکت ها این گونه رفتار کردند و موفق شدند غافل از این که این موفقیت مقطعی است و ماجرا در زمانی مناسب دوباره فرصت ظهور می یابد."
وی افزود : "حکومت مدت ها بود تلاش کرد جنبش سبز را معاند و ضد انقلاب جلوه دهد و با این کار انسجام خود را حفظ خواهند کرد و بخش بی طرف و خاکستری را به سوی خودشان جلب کنند تا از ریزش این طیف به سوی جنبش سبز جلوگیری شود. در عین حال با این کار اهرم های سرکوب -به نظر خودشان قانونی - را فراهم کنند."
تلاش دولت برای ایجاد اختلاف در درون جنبش
او با اشاره به تلاش دولت برای ایجاد اختلاف در درون جنبش گفت: "اتحاد جنبش با وجود تکثر آن برای حکومت دردناک بود. در حالی که جنبشی که رهبری متمرکز ندارد و دارای تنوع و تفاوت دیدگاههاست دچار اختلاف نمیشود. آن ها قبل از آغاز مبارزات انتخاباتی شروع کردند به اختلاف انداختن بین چهره های اصلی معترض مثل آقایان موسوی، کروبی و خاتمی که خیلی هم البته موفق نبودند، تا جایی که آقایان موسوی و کروبی حتا پس از انتخابات بیانیههای مشترکی میدهند و منشور سبز را در فراز دوم هر دو امضا میکنند. "آن ها گمان می کردند که با حذف آن ها از صحنه سیاست دست کم برای مدت کوتاهی راه باز می شود و امکانی فراهم می شود که اختلافات یا زمینه های اختلاف فراهم شود."
امیرارجمند در بخش دیگری از سخنان خود درباره ماهیت و عملکرد «شورای هماهنگی راه سبز امید» توضیحاتی ارائه کرد و خاطرنشان ساخت "این شورا، ادعای رهبری جنبش سبز را ندارد و هنگامی اعلام موجودیت کرد که ارتباط با رهبران جنبش برقرار بود."
مشاور میرحسین موسوی از آخرین امکانات خود دربهمن ماه استفاده می کند و بیانیه می دهد ولی در واقع گروگان هستند و هیچ شخصیتی حاضر به قبول مسئولیت حقوقی درباره آن ها نشد و خبرهای ضد و نقیضی از سوی دستگاه حاکم درباره آن ها گفته شد.
مشاور حقوقی میرحسین موسوی، در تحلیل انتشار خبر بازداشت رهبران جنبش سبز و همسران آنها گفت: "در یک جو امنیتی، داشتن اخبار و منابع خبری صحیح و موثق دشوار است. در چنین جوی خبری منتشر میشود که موسوی و کروبی را به زندان حشمتیه منتقل کردهاند. سایتهای خبری متعلق به موسوی و کروبی، با تردید این اخبار را منتشر میکنند، چون پنج نفر (میرحسین موسوی، زهرا رهنورد، مهدی کروبی، فاطمه کروبی و علی کروبی) مفقودالاثر شدهاند و هیچ کس مسئولیت حقوقی آن را به عهده نمیگیرد." در خبر فارس که خبرگزاری اقتدارگرایان است قید می شود مقامی قضایی که نخواست نامش فاش شود درباره آن ها چنین می گوید. در حالی که این یک مسئله دیپلماتیک نیست و یک مقام قضایی در مورد مسائل داخلی باید قبول مسئولیت کند. این نشان می دهد که خود آن ها هم نمی دانند که باید چه کار کنند."
آن ها دیدند که بعد از ٢۵ بهمن اعتراضات ادامه پیدا کرد و در غیاب رهبران جنبش و به همت شبکه های اجتماعی باز مردم حضور خود را نشان دادند. از اینجا به بعد باید برنامه ای آماده می شد؛ برنامه ای مبنی بر اخبار ضد و نقیض و قطره قطره ای، تا مسئله را عینی کنند و مردم نتیجه بگیرند که این ها حصر خانگی شده اند. در حالی که در سطح بین الملل هم حساسیت های زیادی به وجود آورد. تلاش کردند که بگویند اگر جنبش ما را به بی اخلاقی متهم می کند خودش نیز غیر اخلاقی است.
تردیدی در مورد صداقت و امانتداری سایت کلمه وجود ندارد
امیر ارجمند تاکید کرد "تردیدی در مورد صداقت و امانت سایت کلمه وجود ندارد، اگرچه میتوان به نحوه خبررسانی آن انتقاد کرد." وی گفت: "سایت کلمه در وظیفه خود می دید که با وظیفه سنگینی که بر دوش خود احساس می کرد -و همین وظیفه حساس موجب حساس تر شدن کوچکترین خطا می شود- کوچکترین خبری که از آنان دارد را بدهد و راه افترای دروغ گویی از سوی دولت به خود را دست کم ببندد."
مشاور ارشد موسوی "مسئولیت این حرف ها تنها بر خود این جانب است و نباید باعث فشار بیشتر بر فرزندان مهندس موسوی شود. آن ها زیر فشار بودند که درباره دیدار خود با پدر و مادر خود نباید گفتگو کنند و همچنان در این تردید هستند که چرا نباید از این دیدار حرفی بزنند. شاید موجب درگیری بیشتر موسوی و کروبی شوند."
امیرارجمند ادامه داد "هیچ کس نمی تواند به یک خانواده تعیین تکلیف کند که چگونه باید از حریم خصوصی خود دفاع کند. دست کم ما این حق را برای خود قائل نیستیم که آنان را تحت فشار بگذاریم که باید درباره دیدار با خانواده خود سخن بگویند و آن ها هم حتی اگر متهم به ترس شوند این حق برایشان محفوظ است. آنان زیر فشار شدید امنیتی و رابطه احساسی با پدر و مادر و نگرانی درباره سرنوشت آنان و حتا خودشان دارند. و نهایتا تصمیم می گیرند که به اندازه ای که لازم است برای مردم در این باره سخن بگویند. "
وی افزود "در مرجعیت و صحت سایت کلمه هیچ تردیدی نیست ولی آن ها باید درباره چگونگی انتشار خبر انتقادها را بپذیرند. یک احتمال وجود دارد که فیلمی که از آن ها نشان داده شد صحنه سازی بوده باشد؛ مثلا این که جلوی این دو بیست نوع نوشابه گذاشته شده بود. در حالی که مثلا دو نفر با مرحمت آقایان مگر چقدر می توانند نوشابه بنوشند؟ آیا می خواهند مهرورزی با زندانیان خود که به رغم خود سران فتنه هستند را مثلا نشان دهند؟ شاید همین باعث شد که این دختران این خانواده شجاعت به خرج داد، شیوه صادقانه پدر را در پیش گرفت و درباره آنان خبر داد. "
مشاور حقوق میرحسین موسوی افزود "بدون این که ادعای قهرمانی داشته باشیم و بدون این که حتا آقایان موسوی و کروبی خود را رهبران نظام بدانند تا آخرین لحظه ای که با ما تماس داشته از ما خواسته که از مواضع خود کوتاه نخواهیم آمد. "
تنها انتخابات آزاد و آنچه از صندوق رای بیرون میآید ملاک است
وی در پایان خاطرنشان نمود "تنها انتخابات آزاد و بدون نظارت استصوابی است. آنچه از صندوق رای بیرون میآید ملاک است و همه باید به آن گردن بگذارند حتی اگر مخالف نظر آنها باشد. زیرا معتقدند که حاکمیت از آن مردم است."
بعد از اتمام سخنرانی اردشیر امیرارجمند، دو تن از سخنرانان که در نشست حضور داشتند، به پرسشهای حضار پاسخ گفتند، که شیرین عبادی بعنوان اولین سخنران، در پاسخ به سوال یکی از حضار که پرسید "چگونه میتوان جلو فعالیت تلویزیون پرس تیوی را گرفت که صدای جمهوری اسلامی در لندن است و کشتار مردم ایران را توجیه میکند"، گفت: "پرس تیوی تلویزیون برون مرزی جمهوری اسلامی است و متاسفانه برخی از چهرههای سیاسی شناخته شده انگلیسی از جمله شهردار سابق لندن با آنها همکاری میکنند."
این فعال حقوق بشری، با بیان اینکه "سرمایه و مدیریت پرس تیوی متعلق به جمهوری اسلامی است و این بهانه که این شرکت چون در انگلیس ثبت شده پس یک شرکت انگلیسی است، ماهیت آن را عوض نمیکند"، گفت "با تلاش کنشگران حقوق بشری و فعالان متعدد ایرانی، فعلا حسابهای پرس تیوی در لندن مسدود شده است.
در بخشی دیگر از جلسه پرسش و پاسخِ این نشست، اردشیر امیرارجمند در پاسخ به برخی پرسشها در مورد متکثر بودن جنبش سبز و اینکه "بطور عملگرایانه، چه راهکارهایی برای احترام به این تکثر و حضور همگان در نظر دارید" گفت: "در این تردیدی نیست که عدهای در جنبش سبز هستند که نظراتشان درباره آینده جنبش با نظرات موسوی و کروبی متفاوت است، اما ما راهی غیر از شناسایی تکثر نمیشناسیم. یعنی باید مدارا پیشه کنیم و همدیگر را متهم نکنیم." وی با بیان اینکه "جهت نهادینه کردن تکثر، باید انتخابات آزاد در کشور برگزار شود"، گفت "این قدم اول است و همه باید در نهایت به نتیجه آن گردن بگذارند."
مشاور ارشد میرحسین موسوی، در پاسخ به انتقاد یکی از حضار پیرامون ترکیب و اعضای شورای هماهنگی راه سبز امید گفت: "در حال حاضر، به دلایل امنیتی امکان معرفی اعضای این شورا وجود ندارد. به نظر من، عملکرد این شورا مهم است نه افرادی که با این شورا همکاری میکنند."
امیرارجمند همچنین مسئولیت رادیکالیزه شدن جنبش را متوجه حکومت دانست و خاطرنشان کرد "بخشی از حکومت و هسته سرکوبگر آن، به دنبال مشروعیت بخشیدن به خشونت است و از رادیکال شدن جنبش برای این منظور استفاده میکند و همین رادیکالیزه شدن جنبش، دامی است که حکومت برای جنبش سبز پهن کرده و اگر جنبش وارد آن شود، از آن پیروز بیرون نمیآید، در صورتی که پیروزی جنبش سبز در مبارزه مسالمتآمیز شجاعانه است."
علیرغم فضای پادگانی حاکم بر تهران و شهرهای مختلف کشور، شامگاه سومین سه شنبه پایان سال و مراسم چهارشنبه سوری، به صحنه اعتراضات مردمی و سردادن شعارهایی برضد دیکتاتوری تبدیل شد.
پاساژهای اصلی تهران، امروز به دستور مقامهای امنیتی و انتظامی پایتخت تعطیل شده و سیمای شهر در حالت حکومت نظامی به خود گرفته و میادین و تقاطعهای اصلی، با حضور گسترده نیروهای انتظامی و شبه نظامی، وضعیت فوق العاده یافته بود.
همچنین در ادامه تهدیدها و فشارهای حاکمیت و هراس جمهوری اسلامی از چهارشنبه سوری سبزها، و حضور اعتراضی آنها در آخرین سه شنبه سال، رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ از ممنوعیت تردد موتورسیکلت ها از ساعت ۱۶ امروز در پایتخت خبر داد.
واحد مرکزی خبر، از قول سرتیپ حسین رحیمی، از برخورد قاطع و بدون اغماض با رانندگانی که هنجارشکن معرفی شان کرده، خبر داده و گفته بود "مأموران راهنمایی و رانندگی، از ساعت ۱۴ امروز برای تسهیل در عبور و مرور شهروندان آماده باش هستند و با خودروهایی که مسیر تردد مردم را مسدود کنند، به طور جدی برخورد می نماید."
گزارش منابع حقوق بشری نیز حاکی از آن است که در پی درگیریهای به وجود آمده در شرق تهران، دهها تن از شهروندان توسط ماموران امنیتی همراه با ضرب و شتم شدید بازداشت شدند.
به گزارش مهر، احمدرضا رادان، جانشین فرمانده کل نیروی انتظامی، با حضور در سیمای جمهوری اسلامی، از بازداشت چندین تن که به ادعای وی "رفتار مخاطره آمیز" داشتند، خبر داده است.
گزارش های خبری همچنین حاکی از آن است که برگزاری مراسم چهارشنبه سوری در ایران، علی رغم تمامی تهدیدات نهادها امنیتی طی روزهای اخیر، به صحنهٔ اعتراضات ضد دولتی مردم در پایتخت و چندین شهر از جمله اراک، شیراز، کرمانشاه، اصفهان، بابل، مشهد و کرج تبدیل شده است.
با وجود آرایش پادگانی در نقاط مختلف شرق تهران و حضور دهها خودرو و موتور سوار نیروی انتظامی و بسیج و لباس شخصی ها، مراسم شب چهارشنبه سوری در میدان های صدگانه نارمک برگزار شد.
از غروب سه شنبه، نیروهای امنیتی سعی در مقابله با مردم داشتند و در برخی از میدان های نارمک موفق به پراکنده کردن مردم شدند. اما با تاریک شدن هوا بر شمار مردم و جوانان افزوده شد و آتش های بزرگ در وسط یا کناره میدان ها همراه با نور افشانی جوانان نشان از آمادگی گسترده مردم بر برگزاری مراسم به هر قیمتی داشت. در نهایت بناچار و به تدریج نیروهای امنیتی مجبور به نظاره گری شدند و در میانه این مراسم، مردم به ویژه جوانان با صدای یاحسین میرحسین، الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور، اعتراض خود را به ادامه حصر و بی خبری از رهبران جنبش سبز اعلام داشتند.
صدای بلند مرگ بر دیکتاتور، الله اکبر و سایر شعارها، موجب وحشت نیروهای حاضر شد و در برخی موارد با گرفتن عکس و فیلم، سعی در ترساندن مردم را داشتند که با بی اعتنایی مردم هر لحظه بر شدت صداها افزوده می شد، همزمان موج خیابان، به پشت بامها کشیده شد و گروهی به شعار دادن علیه حکومت پرداختند.
به گزارش ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، دهها تن از شهروندان در میدان والفجر (شرق تهران)، در حالیکه شعارهایی علیه رهبران جمهوری اسلامی می دادند، توسط نیروهای گارد ویژه دستگیر شدهاند.
این گزارش افزود "شهروندان مذکور پس از دستگیری، به ماشین های مخصوص نیروهای گارد وِیژه(ون های سیاه رنگ) منتقل شده و ماموران به صورت تحقیرآمیزی ایشان را "کف خواب" کردند.
هم چنین از عصر امروز ماموران امنیتی اقدام به بستن تمامی مغازهها و پاساژهای مناطق افسریه و شهرکهای اطراف آن (مسعودیه و...) نمودند و با استقرار در خیابانهای این مناطق فضای رعب و وحشت به وجود آوردند.
این گزارش می افزاید که حضور مردم در خیابانهایی نظیر تهران پارس، پیروزی، جمهوری، سعادت آباد، سلسبیل، نظام آباد، فرمانیه، ونک، مطهری، ولیعصر، آریا شهر و... به شدت زیاد است و همزمان برخی چماقداران و لباس شخصی ها، به صورت پیاده و سواره و گروهی، به مردم و جوانان متناوبا حمله می کنند.
همزمان شاهدان عینی گفته اند در نارمک و فلکهٔ اول تهران پارس درگیری شدیدی رخ داده و در خیابان ۱۵۴ تهرانپارس و همچنین فلکه سوم، نیروهای امنیتی اقدام به سرکوب شدید جوانان و پرتاب گاز اشک آور به سمت آنها نمودند.
این گزارش افزود "نکتهٔ قابل توجه حضور کم رنگ نیروهای امنیتی در محلات و استقرار پرشمار آنها در میادین اصلی شهر بود و اینکه این نیروها تاکنون عموما سعی کردهاند خود را از درگیری در محلات کوچک تر دور نگه دارند."
همچنین گزارش رسیده است که تا نیمه شب امشب، صدای انفجارهای پیایی هر لحظه در تهران به گوش میخورد که در برخی موارد تشخیص آن از وسایل محترقه و یا تیراندازی نیروهای امنیتی غیرممکن است.
در فیلم ها و ویدئوهای ارسالی شهروندان، شعارهایی مانند "مرگ بر دیکتاتور" و "دیکتاتور حیا کن کشورم رو رها کن" شنیده می شود.
ندای سبز آزادی: نرخ تورم در ماههای پایانی سال 89 حدود 11.6 اعلام شد و دولت پیشبینی میکند که در سال 90 تورم تنها 3یا 4درصد افزایش یابد درحالی که بن کارگری به مقدار غیرقابل باوری تغییر یافت و رقم آن از 20 هزار تومان تنها به 28 هزار تومان افزایش یافت.
درحالی که نرخ تورم به گفته کارشناسان اقتصادی در سال 90 با آنچه دولت اعلام کرد بسیار متفاوت خواهد بود و به 25درصد خواهد رسید به نظر میرسد سفره کارگران هم در سال آینده خالیتر از قبل شود.
از سویی طبق اعلام دولت، مزد کارگران در سال آینده 9 درصد افزایش خواهد یافت و حداقل مزد کارگران برای سال آینده 330 هزار و 300 تومان تعیین شده است.
به گفته یک فعال کارگری اعلام این رقم از سوی دولت با توجه به نرخ روبه رشد گرانیها به این معنیست که در واقع چیزی به حقوق کارگران اضافه نشده است.
حسن صادقي با اشاره به تورم نقطهاي 13 درصديگفت:" با افزايش 9 درصدي حداقل مزد، قدرت خريد كارگران در سال آينده كاهش خواهد يافت."
وي گفت:" به نظر ميرسد دولت با اين تصميم خود به دنبال نوعي تفكر توهمي در برخورد با تورم سال آينده است."
این فعال کارگری با اظهار نگراني از تامين نشدن حداقلهاي معيشتي كارگران گفت: اين موضوع ميتواند داراي تبعات بسيار بدي باشد.
معاون امور استانهاي خانه كارگر با بيان اينكه نمايندگان كارگري شوراي عالي كار خوب عمل نكردهاند،گفت:" حداقل مزدكارگران به جايي رسيدهكه ديگر دو رقمي هم افزوده نميشود."
صادقي با اشاره به افزايش 6 درصدي حقوق بازنشستگان تامين اجتماعي در سال جاري گفت:" دولت وقتي كه ديد با اين كار هيچ اتفاقي نيفتاد حداقل حقوق كارگران را هم 9 درصد افزايش داد كه اين عادلانه نيست."
معاون امور استانهاي خانه كارگرتاكيد كرد:" تنها سوال من اين است شوراي عالي كار عدد 9 درصد را با چه روشي محاسبه و اعلام كرده است."
همچنین به اعتقاد یك عضو فراكسیون كارگری مجلس، وضعیت كارگران یك جاده یكطرفه است به گونهای كه هزینههای زندگی از یكسو افزایش پیدا میكند و از سوی دیگر دستمزدها ثابت باقی میماند.
امیر طاهرخانی نماینده تاكستان در مجلس در ارتباط با افزایش دستمزد كارگران در سال آینده گفت:" با توجه به اجرای قانون هدفمند كردن یارانهها ، هزینههای زندگی در سال آینده افزایش زیادی خواهد داشت در نتیجه لازم است افزایش حقوق كارگران به میزان مناسب در دستور كار دولت و شورای عالی كار قرار گیرد تا كارگران قادر باشند فشار ناشی از اجرای قانون هدفمند كردن یارانهها را تحمل كنند."
به گفته وی بخش زیادی از كارگران ما در حال حاضر زیر خط فقر زندگی میكنند و در صورتی كه افزایش دستمزد آنها به شكل ویژه در دستور كار قرار نگیرد كارگران وضعیت بدتری پیدا خواهند كرد.
این گفته نماینده تاکستان درحالیست که براساس اعلام میزان خط فقر و با مقایسه حقوق کارگران میشود گفت که تقریبن همه آنها در شرایط زیر خط فقر زندگی میکنند.
به گفته این عضو فراكسیون كارگری مجلس، در جلسه كارگری كه چندی پیش برگزار شد كارگران درخواست افزایش دستمزدها و همچنین بازپسگیری مطالبات تامین اجتماعی از دولت را داشتند.
از سویی هر روز خبر میرسد که کارگران یکی از شهرها برای تغییر شرایط خود دست به اعتراض و گاه اعتصاب زدهاند. هرچند تاکنون همه این اعتراضات مانند دیگر حرکتها سرکوب شده و فعالان آن به زندان افتادهاند اما به نظر میرسد اگر دولت برای بهبود وضعیت کارگران تدبیری نیندیشد به زودی با موج گسترده و خشمگین کارگرانی که نان در سفرههایشان ندارند روبرو شود. هرچند به گفته رئیس مرکز آمار ایران اکنون بیش از 10 میلیون ایرانی زیر خط فقر مطلق و حدود 30 میلیون ایرانی زیر خط فقر نسبی بهسر میبرند که این عده به جز کارگران قشرهای دیگر را هم دربرمیگیرد و با وجود تورمی که در انتظار سال 90 است خانوادههای بیشتری به زیر این خط خواهند رفت.

براساس تصمیم شورای شهر "پواتیه"* درفرانسه، تصمیمی که درراستای برابری حقوق زن و مرد اتخاذ شده است، یکی ازخیابان های این شهرازدیروز (دوشنبه) به نام خانم شیرین عبادی، برندۀ جایزۀ نوبل صلح، وکیل دادگستری و بنیانگذار کانون مدافعان حقوق بشردرایران، نام گذاری شد.
درمراسم پرده برداری ازتابلوی این خیابان علاوه برخانم عبادی شهردار، اعضای انجمن شهر و رئیس دانشگاه "پواتیه" نیز حضور داشتند.
خانم شیرین عبادی در این مراسم از جمله یادآور شد که در پواتیه نام شش زن از جمله او را بر خیابان ها و میادین شهر گذاشته اند.
خیابانی که به نام شیرین عبادی نامگذاری شده است خیابانی درمحوطۀ دانشگاه پواتیه است. شیرین عبادی در سال ٢٠٠٨ از دانشگاه "پواتیه" دکترای افتخاری دریافت کرده است.
افزون بر این شیرین عبادی امروز (سه شنبه) جایزه ای را که به نام او نامگذاری شده است در دانشگاه "پواتیه" به برندۀ آن اهداء خواهد کرد. جایزۀ "شیرین عبادی" به طرح هائی تعلق می گیرد که برای ارتقاء حقوق بشر در مؤسسات آموزش عالی به موقع اجرا گذاشته شود.
شیرین عبادی بعد ازظهرفردا (چهارشنبه) در "تئاتر اودیتوریوم پواتیه"* در میزگردی در مورد حقوق بشر شرکت خواهد کرد.
مسعود کيميايی، کارگردان مشهور سينمای ايران به دليل عارضه قلبی در بيمارستان جم تهران بستری شد.
او پيشتر هم به دليل عارضه قلبی در بيمارستان بستری شده بود.
خبرگزاری ايرنا به نقل از يکی از پرستاران بيمارستان جم خبر داده که حال عمومی مسعود کيميايی خوب است و از بخش مراقبت های ويژه به بخش عمومی منتقل شده است.
قيصر، خط قرمز، تيغ و ابريشم، دندان مار، سلطان، مرسدس، اعتراض، رييس، محاکمه در خيابان و جرم از جمله آثار اين کارگردان مشهور سينمای ايران هستند.
متاسفانه در طول تاریخ مبارزات رهائی بخش مردم مظلوم فلسطین برخی حکام جابر منطقه سعی کرده اند با سوء استفاده از مساله فلسطین هرگونه سرکوب و خشونت وحشیانه در داخل کشورهای خود را توجیه نمایند. صدام جنایتکار مصداق بارز چنین رویکردی بود بگونه ای که مردم مظلوم کرد را از خانه و کاشانه خود آواره می کرد و املاک و امکانات زندگی این افراد آواره را در اختیار عده ای آواره فلسطینی که از شهر حیفا رانده شده بودند می گذارد. صدام کمک به آرمان مردم فلسطین را بهانه ای برای توجیه اعدام، شکنجه و سرکوب مردم شیعه و کرد عراق کرده بود و حتی تحمیل جنگ به ایران، کویت و کشتار مردم مسلمان منطقه را در راستای همان بهانه معروف کمک به آزادی فلسطین توجیه می کرد. صدام که با شعار و غوغا سالاری توانسته بود اندک اعتباری در میان مردم فلسطین برای خود دست و پا کند و در روزهای آخر حکومتش به حماس و دیگر گروههای فلسطینی پول هم می داد حتی در آخرین لحظه های مرگ هم دست از بازی با آرمان رهائی بخش فلسطین برنداشت و شعار عاش فلسطین یعنی زنده باد فلسطین را سر داد. حال پاسخ به این سوال اساسی که صدام واقعا برای آزادی فلسطین و قدس شریف چه کرد را برعهده وجدان بیدار مسلمانان جهان و به قضاوت تاریخ خواهیم گذارد.
عمر البشیر حاکم مستبد و خونخوار سودان از دیگر اعجوبه های منطقه است که به بهانه کمک به مردم فلسطین از هیچ ظلم و جنایتی علیه مردم مظلوم سودان فروگذار نکرده است. این فرد که متهم به مشارکت در قتل عام دست کم سیصدهزار نفر از مردم مظلوم و مسلمان دارفور و آواره کردن یک تا دو میلیون نفر از مردم این منطقه است و تجاوز شبه نظامیان وابسته اش به ناموس مردم مسلمان دارفور امری ثابت شده و واضح می باشد در اقدامی وقیحانه جنایات خود در دارفور و دیگر مناطق سودان را در راستای کمک به مردم ستمدیده فلسطین توجیه نموده است. متاسفانه علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی در اقدامی نسنجیده به همراه حماس و حزب الله پس از برگزاری کنفرانس حمایت از فلسطین در تهران با هواپیما به خارطوم رفتند و در آنجا با این جنایتکار تحت پیگرد مجامع قضائی بین المللی اعلام همبستگی کردند. با این اقدام نسنجیده لاریجانی و هم پیمانان منطقه ای ایران این سوال منطقی خواهد بود چه کسی برخورد گزینشی با موضوعات مشابه می کند غرب یا برخی از حکام مستبد کشورهای مسلمان؟ غربی ها پس از اقدام یادشده لاریجانی، حماس و حزب الله در روز اعلام همبستگی با جانی خون آشام سودان که دستش به خون هزاران زن و کودک و دیگر افراد غیر نظامی دارفوری آغشته بود، همبستگی اعلام کردند. اسرائیل در جنگ 22 روزه غزه نهایتا چند فلسطینی را به شهادت رساند؟ مسلمانان حق دارند غرب را بخاطر جنایات اسرائیل به برخورد گزینشی و دوگانه متهم نمایند. آیا دیگران حق ندارند اعلام همبستگی ایران و هم پیمانان منطقه ایش را بخاطر اعلام همبستگی با عمر البشیر به برخورد دوگانه متهم نمایند و یا نسبت به انگیزه های چنین اقداماتی مشکوک باشند؟ جنبش حماس همواره در حمایت از حاکمان مستبد و خون آشامی مثل صدام و عمر البشیر بوده است و گرامیداشت سالانه صدام از سوی جنبش مزبور بر پا می شود.
قذافی سومین دیکتاتو نگون بختی است که همواره آرمانهای رهائی را مناسب ترین خوراک تبلیغاتی برای تداوم حکومت سرکوبگرانه خود دیده است. قذافی به هر مناسبتی سعی در تخطئه اسرائیل و یادآوری مظلومیت مردم فلسطین به عنوان بهترین بهانه برای حفظ وضع موجود و بقای خود در حکومت لیبی داشته است. او پیوسته نسبت به صرف میلیاردها برای به ثمر نشستن انقلاب فلسطین هزینه کرده است. حماس نیز مانند البشیر و صدام روابط خوبی با قدافی داشته است.
رژیم سرکوبگر بعث سوریه نیز از جمله نظامهای مستبدی است که از سال 1967 میلادی تاکنون بدون شلیک حتی یک گلوله علیه اسرائیل بقول دشمنانش در لبنان با خون مردم مظلوم فلسطین و لبنان تجارت و حکومت کرده است. رژیم سوریه همانند رژیم بحرین حکومت سرکوبگر اقلیتی مستبد علیه اکثریت است و حتی توان دفاع از کشور در مقابل حملات و تجاوزهای نظامی اسرائیل به قلمرو خود را ندارد. سوریه با مغتنم شمردن فرصت اشغال جولان بدست اسرائیل مبارزه با اسرائیل در فلسطین و لبنان را بهترین بهانه و مستمسک برای بقای خود در قدرت و ادامه سیاستهای سرکوبگرانه و جو خفقان در سوریه تشخیص داده است. درحالی که مردم لبنان و سوریه بخوبی از ددمنشی و بیرحمی های وحشیانه حکومت خودکامه دمشق آگاهی دارند. مشارکت ایشان در کشتار فجیع فلسطینیان در واقعه تل زعتر در دهه هفتاد میلادی و یا ویران ساختن شهر حماه و کشتار وحشیانه اهالی غیر نظامی این شهر در دهه هشتاد میلادی تنها مشت نمونه خروار است. حدود 20 ماه پس از انتخابات دهمین دوره اخیرا یکی از خبرنگاران سوری بخاطر تقلبی خواندن انتخابات ریاست جمهوری در ایران به زندان محکوم شده بود. این درحالی است که نوع برخورد برخی از کشورهای غربی در قبال منتقدین هولوکاست از سوی رسانه های ایرانی مطرح و برخورد دوگانه آنان شدیدا مورد انتقاد قرار گرفته است.
رهبران ایران نیز همواره سعی داشته اند با سود جوئی از قضیه فلسطین به نحوی سیاستهای داخلی و خارجی خود را توجیه نمایند. شمردن وجوه مشترک رژیمهای دیکتاتور و تمامیت خواهی که آرمان فلسطین را بهانه و توجیهی برای سیاستهای داخلی خود قرار داده اند، نیازمند به بحث مبسوط دیگری دارد. رژیمهای خون آشام سودان، لیبی، سوریه، ایران و...بعنوان رژیمهای سرکوبگر و ضدمردمی توانائی خارق العاده ای در تجارت با خون مردم مظلوم فلسطین و لبنان و دیگر مسائل جهان اسلام داشته اند. درهرحال این سوال جدی وجود دارد که با توجه به ارتقاء آگاهی مردم منطقه و تحولات اخیر در مصر، لیبی و...امکان ادامه این سیاست و روشها از سوی حکومتهای خودکامه در آینده نیز هموار خواهد بود؟ البته بعید بنظر نمی رسد که در ادامه روند به بار نشستن فریادهای آزادیخواهانه مردم منطقه بزودی شاهد پیروزی بزرگی برای مردم مظلوم فلسطین هم باشیم. بدون شک پیروز مذکور نتیجه تداوم خشونتهای کور در سرزمینهای اشغالی بر اساس دستورات و راهنمایی های سپاه پاسداران نخواهد بود، چون نهادی که خود مانع اصلی تحقق آزادیهای مردم در کشور خویش است بعید است بتواند منادی آزادی برای مردم مظلوم در خارج از کشور خود باشد. (مصاحبه دکتر سید محمد صدر با سایت دیپلماسی ایرانی در این زمینه قابل توجه می باشد)
نازنین خسروانی، روزنامه نگار، پس از تحمل بیش از 130 روز حبس در بند ۲۰۹ اطلاعات آزاد شد.
خسروانی که ۱۱ آذر ماه 1389 در منزل پدری خود بازداشت شده بود، بعد از ظهر امروز، سه شنبه با تودیع وثیقه ی ۶۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.
نازنین خسروانی از روزنامه نگاران اصلاح طلب است که سابقه ی همکاری با روزنامه های نوروز، بهار، دوران امروز، کارگزاران، سرمایه و خبرگزاری آفتاب را در کارنامه فعالیت های حرفه ای خود دارد.
وی قرار بود ماه گذشته آزاد شود، اما دادستان تهران با وجود تأمین و تودیع وثیقه، مانع رهایی وی از اوین شده بود.
فرهاد رهبر، رئیس انتصابی دانشگاه تهران و از حامیان دولت، با ارسال نامه هایی به روسای تعدادی از دانشکده ها، دستور به تشکیل کلاس ها در روزهای سه شنبه و الزام به حضور و غیاب توسط اساتید داده است.
گفتنی است پس از تجمع دهم اسفند که تعدادی از اساتید و دانشجویان دانشگاه تهران اقدام به تعطیلی کلاسها نموده و در تجمعات حضور یافتند، حراست دانشگاه اقدام به برخورد با تعدادی از آنها کرد و به کمیته انضباطی احضار نمود.
همچنین چند تن از اساتید که اقدام به تعطیلی کلاس های درس خود کرده بودند به کمیته انضباطی اساتید فراخوانده شده و مورد مواخذه قرار گرفته اند.
در همین راستا تعدادی از دانشجویان دانشکده فنی ممنوع الورود شده اند و تعدادی نیز حکم انضباطی دریافت نموده اند.
نایب رئیس مجلس خبرگان رهبری روز سهشنبه در حملهای تازه به رهبران مخالفان در ایران اعلام کرد که «سران فتنه» را باید «ضد انقلاب» دانست، زیرا آنها «در برابر نظام و رهبری ایستادهاند».
او همچنین اخطار کرد که اگر رهبران مخالفان حکومت در ایران به دست مردم بیفتند «تکهتکه میشوند».
به گزارش خبرگزاری نیمهرسمی فارس، آیتالله محمد یزدی روز سهشنبه در همایشی در قم با اشاره به وضعیت کشور در سال گذشته و «شکلگیری فتنه» تأکید کرد که امروز دیگر مسئله «فتنه» مطرح نیست و بحث «ضد انقلاب» در میان است.
او گفت: «دیگر نباید سران فتنه را سران فتنه نامید، بلکه باید آنها را ضد انقلاب دانست، چرا که در برابر نظام و رهبری ایستادند.»
وی افزود: «اگر مردم دستشان به این افراد برسد آنها را تکهتکه میکنند.»
سران فتنه عنوانی است که در ادبیات حکومت جمهوری اسلامی به رهبران مخالفان به ویژه میرحسین موسوی، مهدی کروبی، و محمد خاتمی اطلاق میشود.
رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه تصریح کرد: «ملت در ارتباط با اصل نظام با هیچکس شوخی ندارد و اگر ببیند که کسی بخواهد در برابر دین، نظام و امام ایستادگی کند، به مقابله با او خواهد پرداخت.»
یزدی همچنین تأکید کرد که مردم همواره مدافع انقلاب و نظام اسلامی هستند و افزود که «چند نفر که پارچه سبز به دست ببندند» نمیتوانند نظام را به هم بریزند.
علاوه بر این، علیرضا زاکانی، نماینده مردم تهران، نیز روز سهشنبه اقدامات «خط نفاق جدید یا همان سران فتنه» را «جنایت بزرگ» دانست و اظهار کرد که تلاش این افراد برای «مخدوش» نشان دادن حکومت جمهوری اسلامی «بالاترین هتک حرمت ممکن» به نظام بود.
وی با اظهار این که «فتنه ۸۸ نزدیک به دو سال کشور را در شرایط ویژه قرار داد»، تأکید کرد که این جریان کوشید تا «حق مردم را در تعیین سرنوشت خود» نادیده گرفته و با مطرح کردن «اتهام شرمآور تقلب» نظام و ارکان انقلاب را مورد «اهانت» قرار دهد.
نماینده مردم تهران افزود که فضای «هتک حرمت گسترده» این جریان نسبت به «نظام و مردم مظلوم ایران» فراموششدنی نیست و «سران فتنه» به شدت محکوم هستند.
هواداران نظام جمهوری اسلامی مدعیاند که دهها میلیون نفر از مردم ایران همصدا با آنها خواهان محاکمه این شخصیتهای پیشین نظام جمهوری اسلامی هستند.
میرحسین موسوی و مهدی کروبی پس از ۲۵ بهمن از سوی حکومت در حصر خانگی قرار گرفتند، اما در حال حاضر مشخص نیست که آقایان موسوی و کروبی و همسرانشان در کجا و تحت چه شرایطی نگهداری میشوند.
به رغم ممنوعیت خرید و فروش مشروبات الکلی، رییس پلیس ترافیک شهری گفت: پلیس در ایام نوروز علاوه بر کنترل بزرگراه ها از رانندگانی که دارای رفتار نامتعادل هستند تست اعتیاد و الکل می گیرد.
سرهنگ محسن مهرایی در گفتوگو با برنا با بیان این مطلب افزود: به منظور جلوگیری از افزایش تصادفات در نوروز ماموران پلیس علاوه بر کنترل سرعت در بزرگراه ها رانندگان نا متعادل را برای تست اعتیاد و الکل به بهداری پلیس معرفی می کنند.
رییس پلیس ترافیک شهری در ادامه اظهار داشت: در صورت مثبت بودن جواب آزمایش این افراد به مراجع قضایی معرفی خواهند شد.
وی تصریح کرد: با توجه به این که تهران در نوروز خلوت می شود، کنترل پلیس در معابر و بزرگراه ها برای تامین امنیت و کاهش احتمال بروز حوادث افزایش خواهد یافت.
تست الکل از سال گذشته در جاده های کشور آغاز شد. این در حالی است که بر اساس قوانین خرید وفروش مشروبات الکلی ممنوع است. در همین حال مصرف مشروبات الکلی یکی از عوامل تصادفات شهری و بین جاده ای ذکر شده است.
پیش ازاین فرمانده پلیسراه کشور با اشاره به اینکه کیتهای تست الکل به میزان لازم خریداری و در اختیار گشتهای پلیسراه در جادههای کشور قرار داده شده است، گفته بود: پلیس در تابستان امسال تمامی رانندگان وسایط نقلیه ناوگان حملونقل جادهای اعم از مسافربری و باربری سبک و سنگین و عمومی و شخصی مشکوک را مورد تست سلامت قرار میدهد و با متخلفان بدون اغماض برخورد میکند.
وی تصریح کرده بود: کیتهای جدید تست سلامت ظرف مدت زمان کمتر از 2 دقیقه بانمونهبرداری از بزاق دهان رانندگان آنهایی را که طی 24ساعت گذشته موادمخدر و مشروبات الکلی مصرف کرده باشند را مشخص میکند.
در حالی که ایالات متحده آمریکا اعزام سربازان سعودی به بحرین را به معنای «دخالت نظامی» ندانسته است، یکی از مقامهای وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی گفته است، حضور سربازان عربستانی موجب «پیچیدهتر شدن» اوضاع در بحرین خواهد شد.
به گزارش رادیو فردا از خبرگزاری رویترز، جی کارنی، سخنگوی کاخ سفید روز دوشنبه اظهار داشته است، اعزام سربازان عربستانی به بحرین به منزله یک مداخله نظامی نیست.
وی در یک کنفرانس خبری در این باره خطاب به خبرنگاران گفته است: «ما هم گزارشهایی را که شما از آن سخن میگویید، دیدهایم. این اقدام مداخله نظامی در یک کشور دیگر نیست.»
همچنین هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، که برای شرکت در نشست گروه هشت در پاریس به سر میبرد، اعلام کرده است، قصد دارد در این باره با شیخ عبدالله بنزاید آلنهیان، وزیر خارجه امارات، که کشورش ریاست دورهای شورای همکاری خلیج فارس را بر عهده دارد، گفت و گو کند.
روز دوشنبه یکی از مقامهای عربستان سعودی اعلام کرده بود، کشورش حدود ۱۰۰۰ سرباز برای «محافظت از ساختمانها و تاسیسات دولتی» در بحرین به این کشور اعزام کرده است.
این اقدام پس از آن صورت گرفته است که از حدود یک ماه پیش معترضان که بیشتر آنها را شیعیان تشکیل میدهند، در خیابانهای بحرین دست به تظاهرات زده و خواستار کنارهگیری دولت این کشور شدهاند.
نیروهای ارتش و پلیس بحرین تظاهرات مخالفان را به شدت سرکوب کردهاند و شماری از تظاهرکنندگان را کشتهاند.
روز یکشنبه نیز درگیری شدیدی میان معترضان و نیروهای نظامی روی داد که در پی آن دست کم هفت تن کشته شدند.
در این میان گفته میشود، مقامهای بحرینی از سایر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس خواستهاند، برای مقابله با اعتراضها در این کشور به بحرین کمک کنند.
علاوه بر بحرین، کشورهای عمان، قطر، کویت، عربستان سعودی و امارات متحده عربی دیگر اعضای شورای همکاری خلیج فارس هستند و روز دوشنبه وزیر امور خارجه امارات اعلام کرده است، که این کشور نیز ۵۰۰ نیروی پلیس برای مقابله با اعتراض اکثریت شیعه بحرین به این کشور اعزام کرده است.
به گفته شیخ عبدالله بنزاید آلنهیان، وزیر خارجه امارات، که برای حضور در نشست گروه هشت به پاریس سفر کرده است، سایر کشورهای عضو شورای خلیج فارس نیز «برای اعاده نظم و امنیت در بحرین» مشارکت خواهند کرد.
در این میان جی کارنی، سخنگوی کاخ سفید، با اشاره به اعزام سربازان عربستان به بحرین گفته است: «ما یک بار دیگر از حکومت بحرین و نیز سایر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس میخواهیم، (دربرابر معترضان بحرینی) خویشتنداری کنند.»
گفتنی است، روز یکشنبه رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا در دیدار با امیر و ولیعهد بحرین در منامه، گفته بود، اگر رهبران بحرین میخواهند مانع از مداخله ایران در امور داخلی کشورشان شوند، باید به سرعت به اجرای اصلاحات جدی دموکراتیک روی آورند.
در این میان حسین امیرعبداللهیان، مدیرکل خلیج فارس و خاورمیانه وزارت خارجه جمهوری اسلامی، روز دوشنبه اعزام سربازان عربستانی به بحرین را موجب «پیچیدهتر شدن اوضاع» در این کشور دانسته است.
وی در این باره به خبرگزاری فارس گفته است: «اعتراضهای مسالمتآمیز مردمی در بحرین از موضوعات داخلی این کشور است و ایجاد فضای رعب و استفاده از نیروهای نظامی سایر کشورها برای سرکوب این اعتراضات، راهحل مشکل نخواهد بود.»
این مقام وزارت امور خارجه ایران همچنین افزوده است: «انتظار میرود مطالبات مردم مسلمان بحرین که با روشهای مسالمتآمیز در حال پیگیری است، مورد توجه جدی مقامات این کشور قرار گیرد و با تصمیمات درست و جلوگیری از مداخلات خارجی در بحرین مانع از پیچیدهتر شدن وضعیت شوند.»
پیشتر نیز حزب وفاق، از احزاب شیعه مخالف دولت در بحرین، در واکنش به اعزام سربازان عربستانی به این کشور از این اقدام با عنوان « اعلان جنگ علیه مردم» بحرین یاد کرده بود.
در بیانیهای که از سوی این حزب منتشر شده، آمده است: «هرگونه ورود ادوات و یا جنگندههای نظامی به مرز هوایی و یا زمینی پادشاهی بحرین، به مثابه اشغال نظامی است.»
پدر شهید محمد مختاری با تاکید بر اینکه پسرش از ناحیه پیشانی مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود، خواستار معرفی قاتل فرزندش شد. محمد مختاری، ۲۲ ساله و دانشجوی مهندسی معدن دانشگاه آزاد شاهرود روز ۲۵ بهمن و در جریان اعتراضات مردمی، براثر اصابت گلوله جان باخت. او در یکی از آخرین نوشتههایش در صفحه شخصی خود در فیسبوک، نوشته بود: خدایا ایستاده مردن را نصیبم کن که از نشسته زیستن در ذلت خستهام!
عکس پروفایل او نیز در فیس بوک، فراخوان راهپیمایی ۲۵ بهمن بود. نزدیکانش می گویند او یک معترض بوده است و عکس های منتشر شده از او نشان می دهد که دستبند سبز بر دست دارد. با این حال پیکر این جانباخته ۲۵ بهمن، روز ۲۷ اسفند بر دستان لباس شخصی ها و نیروهای امنیتی تشییع شد.
پیش از این برخی وب سایت ها نوشته بودند محمد مختاری از ناحیه کتف آسیب دیده و به علت تاخیر در رسیدگی پزشکی و انتقال نیافتن بهموقع به بیمارستان، فوت کرده است. اما اسماعیل مختاری می گوید که فرزندش از ناحیه پیشانی مورد اصابت گلوله قرار گرفته و در بیمارستان مصطفی خمینی جان باخته است.
مصاحبه اسماعیل مختاری، پدر شهید محمد مختاری، با روز را در ذیل بخوانید:
آقای مختاری فرزند شما یک معترض بود؟ ممکن است ابتدا درباره محمد بفرمایید؟
محمد مثل جوان های دیگر بود، فکرش آزاد بود و دانشجوی سال آخر مهندسی معدن بود. در این جریاناتی که پیش آمده و دو دستگی هایی که شده بود محمد طرفدار سبزها بود. یکسال و نیم بیشتر بود که طرفدار سبزها بود و دستبند سبزی به دستش بسته بود. دستبندی که هیچ وقت از دستش باز نمیکرد اما روز ۲۵ بهمن این دستبند را باز کرد و به دستگیره در بست و رفت. الان هم این دستبند به دستگیره در است. او در یک خانواده مذهبی بزرگ شده بود، نماز میخواند، روزه می گرفت، شب های احیا می آمد تهران پیش ما. گاهی می گفتم بابا سحری نخورده ای روزه ات را بشکن، اما می گفت نه. هر سال می رفت تکیه خیابان مهر و محرم ها همیشه در این تکیه زنجیر میزد؛ پارسال هم علمدار بود…. در عین حال مدرن بود، فوتبال بازی میکرد، تفریحاتش را داشت و رفیق دوست بود. خیلی از رفقایش را تازه من شناخته ام بعد از اینکه محمد رفت. عکس ها و فیلم های محمد را منتشر کردند و کلیپ ها و عکس های او را برای ما آوردند. لبته اینکه گفتم محمد مذهبی بود توضیح بدهم که ما دو نوع مذهبی داریم یک طیفی بعد از انقلاب مذهبی شده اند و طیفی هم از قبل از انقلاب مذهبی بوده اند؛ خانواده ما هم از قبل از انقلاب مذهبی بودند. من ۴ پسر داشتم و سعی می کردم به انها و همچنین دخترم برسم تاجایی که می توانند درس بخوانند همیشه می گفتم هر چه باشد من تامین میکنم حتی اگر شده خانه را بفروشم می کنم اما شما باید درس بخوانید محمد هم درس میخواند………..
محمد در آخرین استتس خود در فیس بوک نوشته “: خدایا ایستاده مردن را نصیبم کن که از نشسته زیستن در ذلت خستهام!” آیا او یا شما فکر میکردید ممکن است چنین اتفاقی بیفتد؟
من فکر میکنم به خود محمد الهام شده بود؛ یک چیزی الهام شده بود چون دو سه مساله برای ما مبهم است. همین چیزی که در فیس بوک نوشته بود. یا شوخی ای که همان روز موقع ناهار با خواهرش میکرد. محمد به خواهرش گفته بود که این ناهار آخر است. از طرفی محمد تمام این یک سال و نیم ـ– دو سال اصلا مچ بند سبزش را از دست باز نمیکرد. به او می گفتم مراقب باش مشکلی پیش نیاید می گفت در امتحان هم آستین ام را بالا میزنم که خوب مچ بند سبزم را ببینند. اما روز ۲۵ بهمن باز کرد به دستگیره در بست و رفت. اینها را که کنار هم میگذارم انگار به او الهام شده بود. من هم آن روز میدانستم که محمد رفته خیلی نگران بودم از سرکار به خانه که رسیدم مدام راه می رفتم از نگرانی و… اما اصلا فکر هم نمیکردم چنین شود…….
شما چگونه از شهادت فرزندتان خبردار شدید؟
یک نفر زنگ زد گفت پسرتان بیمارستان مصطفی خمینی است و سنگ به سر او خورده و پانسمان کرده اند. خودمان را رساندیم و متوجه شدیم که جریان چیز دیگری است. گفتند باید جراحی شود و جلو خونریزی را بگیریم و ببینیم چقدر آسییب دیده. گفتند ۵ ساعتی طول می کشد اما یک ساعت هم نشد او را به آی سی یو بردند. دست به پاهایش کشیدم پاهایش سرد بود نفس نمی کشید شلنگ اکسیژن هم از دهانش جدا شده بود. با این حال شب در آی سی یو بود و صبح رفتیم گفتند ساعت ۶ و نیم صبح فوت کرده.
گلوله به کدام ناحیه اصابت کرده بود؟
تیر به پیشانی محمد خورده و بیرون نیامده بود؛ یعنی توی سرش گیر کرده بود. دقیقا به پیشانی، همان وسط خورده بود. بعد از شستن پیکر محمد، صورتش را باز کردیم و جای گلوله را بوسیدم و….
پیکر محمد را چگونه تحویل گرفتید؟
در بیمارستان به ما تحویل ندادند گفتند باید کارهای قانونی اش انجام و پرونده تشکیل شود. رفتیم کلانتری و پرونده تشکیل دادیم روز بعد تشییع کردیم.
شما در تشییع پیکر محمد حضور داشتید؟ گزارش ها و عکس هایی که منتشر شد نشان میداد که تشییع توسط نیروهای بسیجی صورت گرفته.
صبح آمدند هماهنگ کردند و قرار بود ساعت ۱۰ و نیم تحویل دهند که تشییع کنیم؛ پسرم رفت تحویل بگیرد اما ساعت ۲ و نیم آمدند. گفتیم از حیاط خانه بلند کنیم تا مسجد ببریم و سوار آمبولانس کنیم. ما هنوز توی حیاط بودیم که جنازه را بردند. من بعد عکس ها را که نگاه میکردم دیدم از دوستان و آشنایان ما کسی زیر تابوت نبوده. یعنی تشییع را خودشان کردند و ما هم پشت سر بودیم. من دم در بودم که رسیده بودند جلو مسجد. آنجا هم ایستادند و شعار دادند و سینه زدند و فیلمبرداری کردند که من خیلی ناراحت شدم. ساعت ۵ و نیم هم گفتند برویم بهشت زهرا. گفتم بهشت زهرا که ساعت ۳ می بندد گفتند باز است.
محمد در کدام قطعه به خاک سپرده شده؟ آیا خود شما محل تدفین را انتخاب کردید؟
در قطعه ۲۴۹، ردیف ۸۳، قبر ۶ به خاک سپردیم. در قبری دو طبقه که زیرش دوست محمد است و رویش خود او. برای خودمان هم عجیب است که چطور این قسمت شد. محمد دوستی به نام روزبه داشت که خیلی با هم رفیق بودند، همیشه با هم بودند در شاهرود با هم درس میخواندند سه سال پیش تصمیم می گیرند با هم به تهران بیایند. پدر و مادر روزبه مسافرت قبرس رفته بودند. پنج شنبه بعد از ظهر قرار می شود روزبه و محمد راه بیفتند اما محمد می گوید روز بعد می آید. روزبه راه می افتد به سمت خانه اش در تهران. روز بعد که محمد آمد نگران بود می گفت روزبه تماس نگرفته. کمی خوابید و دوباره بلند شد و رفت خانه او. کفش های روزبه را پشت در می بیند اما در را کسی باز نمیکند. در را می شکنند و می بینند روزبه روی تخت افتاده و کف کرده، گاز باز مانده بوده. محمد خیلی اذیت شد اصلا باور نمیکرد وقتی روزبه را دفن می کردند همین که سنگ لحد را گذاشتند محمد رفت توی قبر خوابید گفت خاک را روی من هم بریزید. از انجا او را در آوردیم و با او کلی حرف زدیم که قسمت روزبه این بوده و…. تا الان که خود محمد اینطور شد. موقع تشییع اصلا به ما نگفته بودند کجا میخواهند دفن کنند. پدر روزبه آمد گفت آن قبر را دو طبقه خریده بودم و محمد هم باید برود همان جا. هماهنگ کردیم و محمد من هم صاف رفت همانجا که یک بار روی سنگ لحدش خوابیده بود. پایین روزبه است و بالا محمد. حتی فکر هم نمیکردیم قبری که روزی محمد از آن عکس گرفته بود روزی خود محمد برود داخل آن و بشود خانه اش……….
در برگه پزشکی قانون علت فوت محمد را چی نوشته اند؟
اصابت گلوله به سر
شما تا جایی که میدانم مراسمی برای شب هفت محمد نگرفتید؛ دلیل خاصی داشت؟
ما اعلام کرده بودیم مراسم سوم را در مسجد نبی می گیریم و شب ۷ را در خانه. گفتند مسجد نبی جا ندارد. گفتیم خانه می گیریم. بعد جریان یک اسفند شروع شد و ما هم مراسم نگرفتیم شب ۷ رفتیم بهشت زهرا با فامیل و آشنایان. مراسم چهلم هم ۶ فروردین است و ما ۵ فروردین که جمعه است سر خاک محمد می رویم و همان جا چهلم را می گیریم.
شما شکایتی در این زمینه نکرده اید؟ منظورم برای شناسایی قاتل محمد است.
روز اول گفتند شکایتی دارید؟ گفتم از کی شکایت کنم؟ اما الان شکایت نامه نوشته ام و پی گیری خواهم کرد. باید قاتل را معرفی کنند تا دل مادرش آرام شود، دل ما آرام بگیرد. می گویند منافقین کشته اند؛ خب معرفی کنند. بچه من نزدیک دو متر قدش بود از روبرو زده بودند مستقیم توی پیشانی. هرکسی که کشته معرفی کنند….
ممکن است بپرسم اکنون مادر محمد چه وضعیتی دارد؟ سایر اعضای خانواده همین طور.هرگز فکر میکردید که محمد به تظاهرات می رود و ممکن است……
هیچ کسی باور ندارد من الان هم باور ندارم فکر میکنم محمد، شاهرود است ترم آخر بود و ۴ سال بود می رفت و می آمد. الان هم فکر میکنم محمد آنجاست. اکثرا ساعت یازده و نیم می رسید. چند شب پیش ساعت حدود یازده و نیم زنگ خورد یکهو مادرش گفت محمد آمد…… باورمان نمی شود جوان سالم و ورزشکاری بود فوتبال بازی میکرد…. همیشه ترس این را داشتم که رفته شهرستان تنهاست گیر رفقای ناباب نیفتد، هیچ وقت فکر این را نمیکردم که اینگونه… نمیدانم چطور شد.الان عکسش روی مانیتور کامپیوتر، روبروی من است دستانش را باز کرده، حالتی که میخواهد کسی را بغل کند دست چپش هم سبز بسته…….. مادرش خیلی بی قرار است مدام فیلم ها و عکس های محمد را نگاه میکند هر روز این فیلم ها و عکس ها را می بیند و…. هیچ یک از اعضای خانواده باور نداریم منتظریم که بیاید… اما محمد با یک اعتقادی رفت او در فیس بوک خود همه چیز را نوشته بود و پسوردش را هم با خود برد…….
منبع: روزآنلاین
احمد حکیمیپور، عضو شورای مرکزی مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی و نماینده دوره چهارم مجلس شورای اسلامی با قرار کفالت آزاد شد.
به گزارش پارلمان نیوز، احمد حکیمی پور رئیس دورهای شورای هماهنگی جبههی اصلاحات که در شب ۲۵ بهمن و در پی انتشار بیانیه تحلیلی مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی بازداشت شده بود با صدور قرار کفالت از زندان آزاد شد.
حکیمیپور سمت هایی نظیر نمایندگی مردم زنجان در دورهی چهارم مجلس شورای اسلامی، عضو شورای اسلامی شهر تهران در دورهاول، دبیر کلی حزب ارده ملت ایران و موسس و بنیانگذار باشگاه فرهنگی- ورزشی “آذربایجان” و مدیر مسئولی هفتهنامهی امید زنجان را در کارنامهی خود دارد.
حکیمیپور از فرماندهان جنگ ایران و عراق و جانباز است که هنوز از عوارض مجروحیت خود رنج میبرد.
همسر شهید همت و همسر شهید باکری درآستانه نوروز نامه ای مشترک خطاب به دادستان انقلاب نوشتند. آنها با اشاره به نزدیک شدن نوروز از دادستان خواستند به زندانیان سیاسی مرخصی نوروزی دهند. همسران این دو سردار شهید دوران دفاع مقدس تاکید کردند که شایسته نیست که زندانیان سیاسی که بعضی از آنها از رزمندگان دفاع مقدس و جانبازان جنگ تحمیلی بوده اند از این حق مسلم یک زندانی محروم باشند.
به گزارش کلمه، متن کامل نامه به شرح زیر است:
دادستان محترم انقلاب
باسلام؛ احتراماً به استحضار می رساند، در شرایطی که مجرمین خطرناک و سابقه دار و قاچاقچیان مواد مخدر ـ که سلامت جامعه و جوانان این مرز و بوم را به خطر می اندازند ـ از مرخصی نوروزی برای دیدار با خانواده هایشان بهره مند می شوند، شایسته نیست که زندانیان سیاسی که بعضی از آنها از رزمندگان دفاع مقدس و جانبازان جنگ تحمیلی بوده اند از این حق مسلم یک زندانی محروم باشند.
لذا از آن مقام قضایی تقاضا دارد نسبت به اعطای مرخصی به زندانیان سیاسی تجدید نظر شود, جمعی از خانواده شهدا حاضرند این عزیزان را ضمانت نمایند.
همسر شهید ابراهیم همت – همسر شهید حمید باکری
در پی حصر و حبس رهبران جنبش سبز، شجونی دبیر جامعه وعاظ گفت: تعجب میکنم چرا خاتمی آزاد است.
جعفر شجونی در مراسم یادواره شهدای روحانی منطقه ورامین با اشاره به انتخابات اخیر ریاست مجلس خبرگان رهبری اظهار داشت: ملاک اصلی خبرگان پیروی از رهبری است.
به گزارش فارس، دبیر جامعه وعاظ تهران گفت: مردم به خبرگانی رأی داده و میدهند که پر و بال رهبری باشند نه اینکه با اعمال و رفتار و کردار خود، این عمود خیمه دین را مورد کملطفی و بیمهری قرار دهند.
وی افزود: خبرگان رهبری با هیچکس نه تعارف دارد و نه شوخی، بلکه بر حسب وظیفه شرعی و رأی مردم عمل میکند.
شجونی در ادامه به حوادث سال ۸۸ و تظاهرات ۲۵ بهمن اشاره کرد و گفت: در این فتنه تمام گروههای ضدانقلاب داخلی و دشمنان خارجی به میدان آمدند و به نام تقلب در رأی مردم بعضی از خواص قدرتطلب، فرصتطلب و سوختههای سیاسی را با نام مقدس یاران امام به میدان آوردند تا بتوانند عمود خیمه دین را از بین ببرند و یا حداقل به آن لطمه بزنند.
دبیر جامعه وعاظ تهران که سخنانش با تکبیرهای متعدد شرکتکنندگان حمایت میشد ضمن قدردانی از نخستین گام قوه قضائیه درباره کروبی و موسوی تصریح کرد: تعجب میکنم چرا خاتمی آزاد است.
گفتنی است مقامات قضایی تاکنون هر اقدامی علیه سران جنبش سبز را تکذیب کرده و نسبت به حصر و حبس آنان هیچ مسئولیتی قبول نکرده اند.
سازمان ملل روز دوشنبه در گزارشی که در ژنو منتشر شد اعلام کرد که ایران سرکوب مخالفان را شدت بخشیده، و بر اعدام زندانیان سیاسی و نوجوانان مجرم و قاچاقچیان مواد مخدر افزوده است.
به گزارش رادیو فردا در گزارش بان گی مون، دبیرکل سازمان ملل متحده، نسبت به اجرای احکامی چون شلاق، قطع عضو و سنگسار زنان و مردان ابراز نگرانی شده است.
بان گی مون در این گزارش تصریح کرده است که ایران همچنان به زندانی کردن روزنامهنگاران، وبلاگنویسان و وکلا ادامه میدهد یا مانع از کار آنها میشود و گزارشهای شکنجه و محاکمات ناعادلانه در این مورد فراوان است.
بان گی مون، در گزارش خود به شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو گفت: «دبیرکل از گزارشهایی که از افزایش اعدام، قطع عضو، دستگیریها و بازداشتهای خودسرانه، محاکمههای غیرمنصفانه و شکنجه احتمالی و بدرفتاری با فعالان حقوق بشر، وکلا، روزنامهنگاران و فعالان اپوزیسیون حکایت دارد، عمیقا نگران است.»
بان گی مون روز دوشنبه از تهران خواست که به نمایندگان ویژه حقوق بشر سازمان ملل اجازه دهد که برای بررسی اوضاع به ایران سفر کنند.
به گفته بان گی مون، با وجود درخواستهای مکرر سازمان ملل متحد، ایران از سال ۲۰۰۵ به نمایندگان این سازمان، اجازه نداده برای تهیه گزارشهای خود به ایران سفر کنند.
قرار است روز سوم فروردین ۱۳۹۰ (۲۳ مارس) گزارش ۱۸ صفحهای دبیرکل سازمان ملل درباره ایران، در شورای حقوق بشر سازمان ملل مورد بحث و گفتوگو قرار گیرد.
خبرگزاری رویترز گزارش میدهد که ایالات متحده در تلاش است قطعنامهای علیه ایران در شورای حقوق بشر سازمان ملل به تصویب برساند.
قرار است پیشنویسی که سوئد در محکومیت ایران تهیه کرده و مورد حمایت آمریکا است، در روز پنجم فروردین در شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو به رای گذاشته شود.
نزدیک به دو هفته پیش هیلاری کلینتون با اشاره به سرکوب مخالفان در ایران خواستار آن شده بود که شورای حقوق بشر سازمان ملل، با ایجادی پستی مستقل، به وضعیت حقوق بشر در ایران نظارت کند.
در گزارش بان گی مون تاکید شده است که فعالان حقوق بشری در ایران با اتهامات امنیتی مواجهاند و احکام سنگین برای آنها صادر میشود.
در گزارش دبیرکل سازمان ملل آمده است: «روندی که نگران کننده است، افزایش شمار پروندههایی است که زندانیان سیاسی در آن به محاربه متهم شدهاند که مجازات مرگ را در پی دارد.»
این گزارش میافزاید: «به رغم تعلیق مجازات سنگسار که از سوی رئیس قوه قضاییه در سال ۲۰۰۲ اعلام شد، قوه قضاییه همچنان مردان و زنان را به سنگسار محکوم میکند.»
دبیر کل سازمان ملل همچنین اظهار داشت که در گفتوگو با محمد جواد لاریجانی دبیر ستاد حقوق بشر و امور بینالملل قوۀ قضاییه، در ماه دسامبر در شهر نیویورک، موضوع فشار بر فعالان حقوق بشر و نیز مجازات اعدام را در میان گذاشته است.
رئیس کمیسیون سیاست خارجی مجلس ایران میگوید دعوت دولت از پادشاه اردن «بدسلیقگی سیاسی» بوده است.
علاءالدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، به خبرگزاری مهر گفته است که در صورت تحقق سفر ملک عبدالله به ایران، مجلس به آن واکنش نشان خواهد داد.
آذرماه گذشته خبرگزاری رسمی اردن گزارش کرد که اسفندیار رحیم مشایی، رئیس دفتر محمود احمدینژاد، در سفر به اردن دعوتنامهای رسمی به پادشاه آن کشور تسلیم کرده است.
پس از انتقادهای شماری از نمایندگان مجلس، هنوز دولت محمود احمدینژاد در باره انجام یا لغو این سفر اظهار نظر نکرده است.
در حالی که عمادالدین باقی روزنامه نگار و فعال حقوق بشر و موسس انجمن دفاع از حقوق زندانیان از زمان بازگشت به زندان از حق تماس تلفنی و ملاقات حضوری محروم است، با مرخصی وی در ایام نوروز نیز مخالفت بعمل آمد.
فاطمه کمالی همسر این روزنامه نگار با ابراز نگرانی از دخالت های شخصی می گوید: ” به دنبال پیگیری ما جهت مرخصی در ایام نوروز، از دفتر دادستانی شنیدیم که با مرخصی آقای عمادالدین باقی “مخالفت” کرده اند اما وقتی که دلیل این مخالفت را پرسیدیم فقط پاسخ شنیدیم که حتما صلاح نمی دانند ایشان به مرخصی بیایند. اینکه انتخاب افراد برای مرخصی چه معیاری دارد نمی دانم و اینکه چه مقدار بر اساس قانون است یا تدابیر و سلیقه شخصی نیز اعمال می گردد قابل تامل است. ما درباره باقی نگران “دخالت های” غیرقانونی و شخصی هستیم.”
گفتنی است، عمادالدین باقی به ۷ سال زندان و ۵ سال محرومیت از حقوق مدنی و رسانه ای و سیاسی محکوم شده است. ۶ سال از این حکم به دلیل مصاحبه با آیت الله منتظری صادر شده که هنوز در مرحله تجدیدنظر مانده است. یک سال زندان و ۵ سال محرومیت باقی نیز به اتهام تاسیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان و فعالیت هایش در دفاع از حقوق زندانیان و خانواده آنان است. او پیش از این نیز ۴ سال و نیم زندان را در سه نوبت گذرانده است.
متن کامل گفتگوی “جرس” با فاطمه کمالی همسر عمادالدین باقی در پی می آید:
خانم کمالی لطفا در مورد آخرین وضعیت آقای باقی صحبت بفرمایید.
آقای باقی در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می برد. متاسفانه همچنان تنها راه ارتباطی ما با ایشان در هفته ای یک بار و از طریق ملاقات های کابینی و از پشت شیشه و بسیار کوتاه است. باقی از این ملاقات ها به «دیدار کوپنی هفتگی از پشت آکواریوم زندان» تعبیر می کند. البته همین ملاقات ها در ایام تعطیل به کل کنسل می شوند. مانند هفته آینده که عید نوروز است و با دوشنبه که روز ملاقات بند ۳۵۰ است همزمان می شود و در چنین روزی حتی ملاقات هم نداریم. یعنی درست در ابتدای سال نو و در حالی که انتظار داشتیم او از حق مرخصی بهره مند باشد نه تنها از مرخصی خبری نیست بلکه دیدار ۲۰ دقیقه ای کابینی و از پشت شیشه و با گوشی تلفن هم نداریم.حداقل انتظار این است که با ورود به سال جدید تلفن های این بند وصل شود و بتوانیم لااقل مکالمه تلفنی داشته باشیم.
احتمال دارد که آقای باقی برای عید به مرخصی بیایند؟
به دنبال پیگیری ما جهت مرخصی در ایام نوروز، از دفتر دادستانی شنیدیم که با مرخصی آقای عمادالدین باقی “مخالفت” کرده اند اما وقتی که دلیل این مخالفت را پرسیدیم فقط پاسخ شنیدیم که حتما صلاح نمی دانند ایشان به مرخصی بیایند.
البته ما شنیده ایم لیستی از زندانیان سیاسی برای آمدن به مرخصی تنظیم شده که تعدادی از زندانیان سیاسی به مرخصی بیایند . مثلا برخی حتی برای ملاقات حضوری مراجعه کرده بودند که به آن ها گفته شد درخواست مرخصی هم بنویسند. امیدوارم این شنیده ها درست باشد . آن ها از زندان مرخص شوند گرچه آرزویمان آزادی آن هاست. اما اینکه انتخاب افراد برای مرخصی چه معیاری دارد نمی دانم و اینکه چه مقدار بر اساس قانون است یا تدابیر و سلیقه شخصی نیز اعمال می گردد قابل تامل است.ما درباره باقی نگران “دخالت های” غیرقانونی و شخصی هستیم.
چرا در مراجع قانونی از این دست انتقام گیری های به قول شما شخصی شکایت نمی کنید؟
از چه کسانی به چه کسانی شکایت کنیم؟ ما واقعا نمی دانیم چه مرجعی وجود دارد که تظلمات را نزد آن مطرح و پیگیری نماییم. در حالی که قانون اساسی در اصول خود[ اصل ۳۴،۱۵۹ و۱۷۳] می گوید دادخواهی حق هر فرد است و مرجع رسیدگی به تظلمات دادگستری و نهاد قضایی کشور است اما ما بر اساس تجربه دریافته ایم که این حق برای ما نادیده گرفته می شود و برای رسیدگی به دادخواهی مان هیچ امیدی نداریم. برخی نهادها و مقامات قضایی با درخواست های قانونی به صورت قطره چکانی برخورد می کنند و حقوق زندانی را به مثابه یک امتیاز به او اعطا می کند و این سوال جدی ماست و می خواهیم توضیح داده شود که علت عدم اعطای مرخصی به عمادالدین باقی چیست؟
باقی سال گذشته هم نوروز را در زندان و در بازداشت موقت و تحت شرایط سخت در بند ۲۴۰ وزارت اطلاعات به سر برد و بعدا متوجه شدیم که حال او وخیم شده و دچار حمله تنفسی شده و در بیمارستان بستری شده بود. با توجه به اینکه از ما وثیقه گرفته شده بود. نه تنها او عید به مرخصی نیامد بلکه سه ماه بعد هم در زندان ماند. سال گذشته در شب عید و در حالی که ما امیدوار به آزادی باقی شده بودیم، نه تنها باقی را آزاد نکردند بلکه برخوردی با ما شد که خود آتشی به جان ما زد و شروع سال را با اندوهی وصف ناپذیر برای ما رقم زد.
آن چه اتفاق و برخوردی بود؟
فعلا از آن بگذریم تا وقتی دیگر.
فکر می کنید چرا به برخی زندانیان سیاسی مانند آقای باقی مرخصی نوروزی داده نمی شود ؟
واقعا جای تعجب است که به متهمان عادی مرخصی داده می شود که البته خیلی هم خوب است اما به متهمان سیاسی که انگیزه های شرافتمندانه و به قصد “اصلاح” جامعه داشته اند دریغ می شود. وضعیت زندانیان گاهی تابعی از اوضاع بیرونی نیز هست این در حالی است که به لحاظ حقوقی این کار هیچ مبنایی ندارد و هیچ کس نباید به جای فرد یا افراد و یا وقایع دیگری مجازات شود. علاوه بر این بخشی از رفتارها شباهت به انتقام جویی دارد و در واقع از فلسفه مجازات و عدالت به دور است. در مورد باقی هم من فکر می کنم گروهی هستند که به واسطه انتقادات و روشنگری های او می خواهند انتقام کشی کنند و حداقل حقوق او را نادیده می گیرند.
باقی علاوه بر امسال و سال گذشته، قبلا هم در مجموع چهارسال دیگر زندانی بوده و عید نوروز، یا نیامده یا به سختی به او مرخصی چند روزه داده شده است. امسال هم اگر حتی او بیاید عید نداریم. وضعیت به وجود آمده و افزایش زندانیان و وسعت اتفاقات ناگوار برای همه ناراحت کننده است. تا حل مشکل همه زندانیان سیاسی عملا عید معنا ندارد. به خصوص کسانی که از سال ۸۸ مداوم زندان بوده اند. خواهران و دختران زندانی ما وضعیتی دارند که برای هر ایرانی غیرتمند دردناک است.
از نظر شما در حال حاضر چه چیز به بهتر شدن وضع جامعه کمک می کند ؟
از مهمترین اقداماتی که می توان گفت به بهتر شدن وضعیت جامعه کمک می کند ، “آزادی” زندانیان سیاسی است. زندانی بودن افراد بسیاری در طیف های گوناگون، جو جامعه را متشنج و ملتهب تر خواهد کرد. یکی از مهمترین مساله هایی که ایران را در داخل و خارج مدام به چالش می کشد موضوع زندانیان سیاسی است. این تنها حرف احزاب سیاسی یا یک جناح نیست حتی علمای مستقل و بی طرف حوزه هم اینگونه می اندیشند.
آیت الله وحید خراسانی که یکی از مراجع شیعه هستند نیز اخیرا این نکته را مطرح کرده اند که اگر فقیه به حاق فقاهت رسیده باشد می داند زندان باید به حداقل برسد و در اسلام اساس بر حریت افراد است و زندان اثرات بدی در خانواده ها و جامعه می گذارد و باعث دوری هر چه بیشتر آن ها از نظام سیاسی می شود.
به نظر شما چرا با جلسات قرآن خانواده های زندانی سیاسی چنین برخوردی می شود و از برگزاری این جلسات ممانعت به عمل می آید؟
در این جلسات قرآن خوانده می شد و گاه دعای توسل و ختم انعام نیز قرائت می شد و کارکرد آن تسلی خانواده ها به وسیله یکدیگر و ایجاد آرامش در آن ها بود. هر دفعه هم همه نمی توانستند حاضر شوند و از لحاظ جمعیتی هم هیچگاه ثابت نبود و مکان آن هم هر بار خانه یکی از زندانیان سیاسی بود. اینکه این جلسه دعا خوانی خانم ها چه نگرانی ایجاد کرده است باعث تعجب است. در این جلسات آن قدر افراد متنوعی شرکت می کردند که امکان کار سیاسی نبود و از طرفی همه خانواده هم سیاسی نیستند و تنها نوعی همدردی عاطفی در این جلسات وجود داشت و اصولا باید حکومت از این نوع کارها استقبال کند تا با انباشت کینه مواجه نشود اما متاسفانه حتی چنین جلساتی هم تحمل نمی شود.
با رای نمایندگان مجلس و بر اساس گزارش کمیسیون انرژی از تخلفات نفتی دولت، پرونده این تخلفات که میزان آن به ۱۱ میلیارد دلار میرسد، به دستگاه قضایی ارجاع شد.
به گزارش خبرآنلاین، صبح امروز گزارش کمیسیون انرژی از عملکرد وزارت نفت در ۹ ماهه سال ۸۹ امروز قرائت شد که موید انحرافات میلیاردی دولت در اجرای قانون بودجه امسال بود.
کمیسیون انرژی این گزارش را به استناد گزارشات نظارتی دیوان محاسبات تهیه کرده بود که گویای انحراف از عملکرد بودجه ۸۹ در وظایف ۹ ماهه وزارت نفت بود. عمده این تخلفات به عدم واریز به حساب ذخیره ارزی از محل فروش نفت خام و کاهش تولید نفت خام مربوط بود که کارشناسان دیوان محاسبات و سازمان بازرسی نیز این تخلفات را تایید کردهاند.
پس از قرائت این گزارش، مجلس آن را به رای گذاشت که با رای اکثریت نمایندگان به تصویب رسید. علی لاریجانی نیز با تشکر از کمیسیون انرژی به دلیل تهیه این گزارش، از ارجاع آن به مراجع ذی صلاح خبر داد.
در این گزارش آمده بود که مازاد درآمد نفت باید به حساب خزانهداری کل کشور واریز شده و پس از منظور نمودن سهم صندوق توسعه ملی و سهم شرکت نفت، مابقی را دولت باید به حساب ذخیره ارزی بریزد که چنین نشده است. ۴ میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار از این محل به حساب ذخیره ارزی واریز نشده است. علاوه بر این، ۶ میلیارد بدهی مشتریان نفتی نیز به حساب ذخیره ارزی ریخته نشده و در مجموع بالغ از ۱۱ میلیارد دلار به حساب ذخیره ارزی واریز نشده است.
گزیده این گزارش که عماد حسینی سخنگوی کمیسیون انرژی آن را قرائت کرد، به شرح زیر است:
* کاهش ۷۲ هزار بشکه تولید نفت خام در روز
* عدم سرمایه گذاری شرکت نفت و عدم تامین منابع مورد نیاز، از مهمترین دلایل کاهش تولید نفت است که عدم تحقق بودجه کل کشور را در پی داشته است.
* شرکت نفت بیش از ۳۶ میلیون بشکه نفت را از طریق انجام معاوضه صرف فرآورده نموده که برخلاف قانون بودجه ۸۹ است و تخلف آشکار به شمار میرود.
* مازاد درآمد نفت باید به حساب خزانهداری کل کشور واریز شده و پس از منظور نمودن صندوق توسعه ملی و سهم شرکت نفت، مابقی را به حساب ذخیره ارزی بریزد که چنین نشده است. ۴ میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار از این محل به حساب ذخیره ارزی واریز نشده است. علاوه بر این، ۶ میلیارد بدهی مشتریان نفتی نیز به حساب ذخیره ارزی ریخته نشده و در مجموع بالغ از ۱۱ میلیارد دلار به حساب ذخیره ارزی واریز نشده است.
* این اقدام بانک مرکزی و خزانه داری کل کشور و کاهش سایر درآمدها در جهت خودداری از ارائه لایحه متمم و یا اصلاحیه بودجه ۸۹ بوده است.
* ارجاع تسویه حساب به انتهای سال، موجب تشدید کاهش تولید و به خطر افتادن امنیت تولیدی و سرمایهگذاری کشور شده است.
بیش از هفتاد روشنفکر و فعال سیاسی ایران و جهان در نامه ای به بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد، خواستار دسترسی میرحسین موسوی و مهدی کروبی به حقوق قانونی خود شدند و خواهان تعقیب قانونی ناقضان حقوق بشر در ایران از طریق دادگاه بین المللی شدند.
در این نامه که امروز چهاردهم مارس (۲۳ اسفند) منتشر شده است، امضاء کنندگان ضمن ابراز نگرانی از وضعیت میرحسین موسوی، مهدی کروبی، زهرا رهنورد و فاطمه کروبی نوشته اند: "ما امضاء کنندگان این نامه خواهان دخالت سریع سازمان ملل متحد و افراد جامعه جهانی برای نجات این چهار شهروند برجسته ایرانی و تمامی مخالفان سیاسی که به دلایل اعتقادی در زندان به سر می برند، هستیم."
به گزارش بی بی سی، در بخش دیگری از این نامه، بازداشت و اخبار ضد و نقیضی که طی هفته های گذشته در ارتباط با دستگیری رهبران مخالفان دولت منتشر شده، مورد توجه قرار گرفته و آمده است: "اگرچه گزارش های متناقضی نشان می دهد که آنها ممکن است پس از بازجویی های فشرده توسط رهبری جمهوری اسلامی به خانه های خود بازگشته باشند، با این وجود رابطه آنها با خانواده های خود و با حامیان خود عملا قطع است و بر خلاف میل خویش در زندان به سر می برند."
در پایان این نامه هم از دبیرکل سازمان ملل متحد خواسته شده است که "مسئولان حوادث هولناکی که حقوق بشر را در ایران به فجیع ترین شکل پایمال می کنند" شناسایی شوند و سازمان ملل متحد این افراد را از طریق دادگاه بین المللی مورد تعقیب قانونی قرار دهد.
تهیه کنندگان گزارش الحاقی به این نامه، شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل و عبدالکریم لاهیجی، نایب رئیس فدراسیون بین المللی حقوق بشر هستند و در میان امضاء کنندگان این نامه، نام بسیاری از روشنفکران و اساتید ایرانی خارج از کشور به چشم می خورد، از جمله هاله افشار، داریوش آشوری، ایروند آبراهامیان، مهرداد درویش پور، علی میرسپاسی، حسن شریعتمداری و چند نفر از استادان خارجی دانشگاههای دنیا نظیر اوتینگر ریچارد، از مدرسه حقوق پیس آمریکا؛ دارسی میشل، از دانشگاه سامرس نیویورک و کاینر گاد، استاد تئاتر دانشگاه تل آویو که نامشان در میان هفتاد و سه امضاء کننده نامه امروز قرار دارد.
این نامه همزمان با اجلاس سالانه حقوق بشر در ژنو منتشر می شود و به نظر می رسد هدف تهیه کنندگان آن تشویق شرکت کنندگان در این اجلاس به محکوم کردن نقض حقوق بشر در ایران است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر