
اعضای کميسيون تلفيق مجلس شورای اسلامی که کار بررسی بودجه سال ۱۳۹۰ را برعهده دارند، می گويند که تاخير ۷۶ روزه محمود احمدی نژاد در ارايه لايحه بودجه سال آينده سبب شده تا امکان بررسی و تصويب اين لايحه پيش از پايان سال جاری از نمايندگان سلب شود و بررسی بودجه به سال آينده موکول شود.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، اعضای کمیسیون تلفیق مجلس شورای اسلامی در جلسه بعد از ظهر روز یکشنبه خود کلیات لایحه بودجه سال ۱۳۹۰ را تصویب کردند و کار بررسی جزئیات این لایحه از روز دوشنبه در این کمیسیون آغاز میشود.
همچنین در حالی که به دلیل تاخیر دولت در ارایه لایحه بودجه سال آینده خورشیدی به مجلس، عملاً امکان بررسی عادی این لایحه تا پیش از پایان سال جاری از نمایندگان سلب شده است، قرار است، در جلسه روز دوشنبه کمیسیون تلفیق درباره نحوه بررسی بودجه سال ۱۳۹۰ در مجلس تصمیمگیری شود.
محمود احمدینژاد در روز اول اسفند ماه سال جاری لایحه بودجه سال ۱۳۹۰ را به مجلس ارایه کرد، در حالی که بر اساس قوانین جمهوری اسلامی رئیس دولت باید لایحه بودجه سال بعد را تا پیش از پانزدهم آذر ماه به مجلس ارائه کند.
رئیس دولت کودتا که سال گذشته نیز لایحه بودجه را با تاخیر دو ماهه به مجلس ارایه کرده بود، در عین حال هنگام ارایه لایحه بودجه سال ۱۳۹۰ از نمایندگان خواسته بود، پیش از پایان سال جاری این لایحه را تصویب کنند.
از سوی دیگر هرچند علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی نیز در روز ارایه لایحه بودجه، خواستار بررسی آن در «کمترین زمان ممکن» شده بود، اما برخی از نمایندگان مجلس، از جمله احمد توکلی، از نمایندگان اصولگرا، در همان زمان تاکید کرده بودند که «فرصت نمایندگان برای بررسی بودجه حداقل ۳۰ روز از زمان چاپ و تکثیر لایحه است.»
احمد توکلی با بیان این که بررسی لایحه بودجه سال ۱۳۹۰ تا نیمه فروردین ماه زمان میبرد، خطاب به رئیس مجلس گفته بود: «شما باید تدبیر کنید که اگر میخواهید، با وجود کوتاهی دولت آسیب کمتری به کشور وارد شود، بودجه را یک دوازدهم تصویب کنید و در غیر این صورت دولت از ابتدای سال نود نمیتواند هیچ دخل و خرجی داشته باشد.»
در این میان رمضان شجاعیکیاسری، یکی از اعضای کمیسیون تلفیق مجلس اعلام کرده است، موضوع «ارائه مجوز به دولت برای انجام امور جاری و تنخواهگردانهای مورد نیاز» در جلسه روز دوشنبه این کمیسیون بررسی میشود.
همچنین کاظم فرهمند یکی دیگر از اعضای کمیسیون تلفیق مجلس، نیز در باره جلسه روز دوشنبه این کمیسیون اظهار داشته است: «احتمالاً در نشست فردا طرح دو فوریتی بودجه دو ماه نخست سال ۹۰ کشور به صورت تنخواه دو ماهه بر اساس هزینههای دولت در دو ماه نخست امسال بررسی، تدوین و تنظیم میشود.»
از سوی دیگر محمدمهدی مفتح ،سخنگوی کمیسیون تلفیق مجلس نیز با اشاره به ادامه بررسی لایحه بودجه در این کمیسیون اعلام کرده است، اگر فرآیند بررسیها در کمیسیون تلفیق، صحن علنی مجلس و شورای نگهبان تا پایان وقت اداری ۲۸ اسفند ماه به پایان نرسد، به دولت مجوز داده خواهد شد تا در امور جاری هزینه کند.
وی در این باره گفته است: «بر اساس این پیشنهاد به دولت مجوز داده میشود تا تصویب نهایی بودجه در مجلس و شورای نگهبان اجازه داشته باشد امور جاری و تنخواههای مورد نیاز را تامین کند.»
سخنگوی کمیسیون تلفیق مجلس در عین حال گفته است که گزارش نهایی این کمیسیون درباره لایحه بودجه سال آینده تا پایان روز دوشنبه برای ارائه در صحن علنی مجلس آماده نمیشود و از این رو به نظر نمیرسد در چند روز باقی مانده از سال جاری لایحه سال بودجه سال ۱۳۹۰ در مجلس تصویب شود.
موسی قربانی، معاون امور تنقیح قوانین مجلس، هم در این باره اظهار داشته است: «با توجه به پایان نرسیدن بررسی لایحه در برخی از کمیسیونهای تخصصی به نظر میرسد که رسیدگی به لایحه بودجه تا پایان سال جاری امکانپذیر نباشد و لذا چارهای جز ارائه طرح دو فوریتی برای بررسی بودجه به صورت دو دوازدهم در سال آینده باقی نمیماند.»
به گفته وی در صورتی که کمیسیون تلفیق بتواند بررسیهای خود را تا پایان سال جاری به پایان رسانده و گزارش خود را به مجلس ارایه کند، در آن صورت مجلس در فروردین ماه به بررسی لایحه بودجه خواهد پرداخت، در غیر این صورت بررسی این لایحه در صحن علنی تا پایان فروردین ماه به طول خواهد انجامید.
ندای سبز آزادی: حجت الاسلام حسین گودرزی، از فعالان ستاد مهندس موسوی در استان قم، بازداشت شده است.
به گزارش کلمه از امروز، حجت الاسلام حسین گودرزی از فعالین ستاد روحانیون مهندس موسوی در استان قم و همچنین از فعالان اصلاحطلب قم در تاریخ ۱۱ اسفند ۱۳۸۹ در محل کارش بازداشت شده است و تا کنون هیچ اطلاعی از وضعیت ایشان در دست نیست.
سعد حریری نخست وزیر سابق لبنان که دولتش با استعفای گروه 8 مارس متشکل از حزب الله و همپیمانانش حدود دو ماه پیش سقوط کرد، امروز یکشنبه 13-3-2011 با حضور در جمع صدها هزار تن از هواداران خود با مخاطب قرار دادن آیت الله خامنه ای گفت: "به کسی که 20 سال در قدرت است اجازه نمی دهیم با زور سلاح به ما درس تبادل قدرت بدهد."
به گزارش العربیه فارسی صدها هزار لبنانی هوادار گروه 14 مارس متشکل از حریری و همپیمانانش یکشنبه با تجمع در میدان آزادی ( شهدا ) بیروت پایتخت لبنان، خواستار خلع سلاح حزب الله شدند.
در روزهای گذشته لبنان شاهد اوج گیری جنگ تبلیغاتی میان گروه های سیاسی رقیب بود. در حالی که گروه 14 مارس هواداران خود را دعوت به حضور در تجمع یکشنبه کرد، گروه 8 مارس دست از کار ننشسته و تابلوهایی در خیابان های بیروت نصب کرد با این عنوان که "اسرائیل نیز خواستار ساقط کردن سلاح است." میشل عون یکی از رهبران این گروه نیز شنبه گفت: "هواداران 14 مارس بروند در خانه های خود بخوابند."
سلاح حزب الله یکی از مسائل اصلی مورد اختلاف میان گروه های سیاسی لبنان است. حزب الله می گوید که سلاح برای پیش گیری از اسرائیل و مقابله با آن در صورت هر گونه تجاوز است. اما گروه 14 مارس می گوید حزب الله از سلاح برای پیشبرد اهداف داخلی خود با زور استفاده می کند.
دو ماه پیش گروه 8 مارس که خواستار قطع ارتباط لبنان با دادگاه بین المللی ویژه ترور رفیق حریری بود، اقدام به ساقط کردن دولت وحدت ملی به ریاست سعد حریری کرد.
رفیق حریری نخست وزیر اسبق لبنان سال 2005 در انفجار مهیبی در مرکز بیروت کشته شد. حزب الله که می گوید دادگاه بین المللی که با دستور شواری امنیت سازمان ملل متحد تشکیل شده، شماری از اعضایش را متهم به دست داشتن در ترور حریری خواهد کرد آلت دست آمریکا و اسرائیل برای ضربه زدن به مقاومت و لبنان است. اما گروه 14 مارس این ادعاهای حزب الله را رد می کند و خواستار شناسایی عاملان ترور حریری و مجازات آن ها از راه این دادگاه است.
گروه 14 مارس می گوید حزب الله با زور سلاح توانست رای شماری از نمایندگان پارلمان لبنان را تغییر دهد و رای های لازم برای نخست وزیری نجیب میقاتی نامزد حزب الله برای این پست را به دست بیاورد.
گروه14 مارس یکشنبه بار دیگر توانست صدها هزار هوادار خود را به خیابان بیاورد اما با محوریت اعتراض به سلاح حزب الله.
این برای اولین بار است که اعتراض به سلاح حزب الله و خواست خلع سلاح این حزب شبه نظامی محور اصلی تحرک گروه 14 مارس می شود.
در سخنرانی های ایراد شده در میدان شهدا، چند محور مشترک وجود داشت: "خواست خلع سلاح حزب الله، معرفی حزب الله به عنوان بازوی نظامی جمهوری اسلامی ایران در منطقه، کودتا دانستن اقدام گروه 8 مارس در ساقط کردن دولت حریری، مخالفت با اجرای خواست های سوریه و ایران در لبنان، مخالفت با مصادره کردن مقاومت توسط یک گروه و دفاع از لبنان تاکید از ادامه فعالیت دادگاه بین المللی ویژه ترور حریری."
نکته قابل توجه در تجمع یکشنبه، حضور شمار زیادی از دروزی ها است که همراهی خود با گروه 14 مارس را اعلام کردند. ولید جنبلاط رهبر دروزی های لبنان اعلام کرده است که در پارلمان با گروه 8 مارس همراهی خواهد کرد. مساله دیگر حضور غازی یوسف به عنوان سخنرانی به نمایندگی از جمعی از شیعیان جبل عامل در جنوب لبنان و اعلام همراهی با گروه 14 مارس و مخالفت با سلاح حزب الله است.
سعد حریری سخنران اصلی مراسم یکشنبه گفت: "ملتی که کشور او، قانون اساسی او، امنیت او و اقتصاد او تحت سیطره سلاح یک گروه باشد آزادی ندارد." او همچنین تاکید کرد که از حقیقت و عدالت دست نمی کشیم و این محال نیست، بلکه محال است که از لبنان دست بکشید. و این سوال را مطرح کرد که : "آیا راضی هستید دولتی تشکیل شود که تعهد لبنان به دادگاه بین المللی را از برنامه خود حدف کند؟"
حریری همچنین پیکان حملات خود را متوجه سلاح حزب الله کرد و خواست تا سلاح در لبنان تنها در درست ارتش برای دفاع از لبنان باشد، نه در درست یک گروه که " خواست کشورهای دیگر را با زور آن پیاده کند."
سمیر جعجع رئیس هیات اجرای حزب نیروهای لبنانی نیز در سخنان خود با اشاره به حزب الله گفت: "کسانی هستند که با نام مقاومت می خواهند کنترل مردم را در دست داشته باشند و برنامه های جمهوری اسلامی را در لبنان پیاده کنند" و تاکید کرد: "اجازه نمی دهیم ملت لبنان آلت دست جمهوری اسلامی برای پیاده کرده پروژه هایش باشد.
"
امین جمیل نخست وزیر اسبق لبنان نیز با متوجه کردن انتقادات خود علیه حزب الله گفت: "حزب الله اسرائیل را فراموش کرد و تنها هم و غمش مقابله با دادگاه بین المللی است." او با اشاره به خروج سوریه در سال 2005 از لبنان گفت: "اگر سوریه از لبنان خارج نشده بود، آزادی به وجود نیامده بود." او تاکید کرد که هر سلاحی خارج از کنترل دولت سلاحی غیر قانونی است.
جمیل ادامه داد" :آن ها با سلاح می خواهند دولت در دولت به وجود بیاورند و با کودتا و ساقط کردن دولت مقاومت اهداف ملی ما را به یغما ببرند."
نیروهای لباس شخصی برای چندمین بار به قبر شهید «کیانوش آسا» در باغ فردوس کرمانشاه حمله کردند تا باز هم کینه و دشمنی خود را نسبت به جنبش سبز و شهدای آن نشان دهند.
به گزارش کلمه، قبر دانشجوی شهید کیانوش آسا که پیش از این هم مورد حملهی ماموران لباس شخصی قرار گرفته و تصویر و نوشتههای آن در آستانهی مناسبتهای خاص، با رنگ و اسید مخدوش شده بود، به تازگی بار دیگر مورد تعرض قرار گرفته است.
این نیروها در اقدامی سخیف، ضمن اسیدپاشی به تصویر این شهید جنبش سبز، درخت سروی را هم که در پشت مزار وی کاشته بود، کندند! این درخت سرو را مادر و دایهی کیانوش آسا در آخرین جمعهی سال گذشته (۲۷ اسفند ۱۳۸۸) به مناسبت هفتهی منابع طبیعی بر مزارش کاشته بودند.
کیانوش آسا، دانشجوی نخبهی مقطع کارشناسی ارشد رشتهی مهندسی شیمی در دانشگاه علم و صنعت بود که در روز ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ پس از حضور در راهپیمایی پرشکوه آن روز، با گلولهی مامورانی که هیچگاه معرفی نشدند، به شهادت رسید.
او فعال محیط زیست بود و از سال ۷۷ با فعالیت در جبههی سبز کرمانشاه، منشأ خدمات عامالمنفعهی بسیاری بود. از جملهی این فعالیتها میتوان به توزیع پنج تا شش هزار نهال در شهرکهای امام (در سال ۸۲)، شهرک ظفر محل اسکان خانوادههای سپاه (در سال ۸۳)، شهرک پردیس (در سال ۸۴) و شهرک سجاد کرمانشاه (در سال ۸۵) اشاره کرد.
برادر این شهید جنبش سبز، در نامهای که چندی پیش خطاب به او نوشت، به تفصیل چگونگی شهادت او، رسیدن این خبر به خانواده، تشییع جنازهی او و فشارهای وارد شده به این خانوادهی مظلوم را روایت کرده است.
يک دادگاه نظامی در سوريه روز يکشنبه، علی عبدالله، نويسنده و فعال سياسی، را به جرم انتقاد از سياست دولت اين کشور در قبال ايران و لبنان به ۱۸ ماه زندان محکوم کرد.
به گزارش رادیو فردا آقای عبدالله که ۶۱ سال دارد، قرار بود تابستان گذشته پس از پايان دوره ۳۰ ماه محکوميتش، آزاد شود، اما دولت سوريه او را به آسيب زدن به روابط خارجی اين کشور متهم کرد.
اين فعال سوری به اتهام فراخوان برای دمکراسی در سوريه در زندان به سر میبرد.
وی متهم شده بود که در زندان از تقلب در انتخابات رياست جمهوری ايران انتقاد کرده است.
مخالفان و معترضان در ايران، انتخابات دهم رياست جمهوری ايران را «ناسالم» و نتيجه آن را که به معرفی محمود احمدی نژاد منجر شد ناشی از «تقلب گسترده» و «مهندسی آراء» اعلام کردند.
اعتراض های پس از انتخابات با سرکوب شديد نيروهای امنيتی و بازداشت وسيع فعالان سياسی و مدنی روبرو شد و بسياری از بازداشت شدگان به زندان های طولانی محکوم شدند.
گروه های حقوق بشری روز يکشنبه در بيانيهای، حکم جديد صادره عليه علی عبدالله را «ناعادلانه» خوانده و آن را نشانه «سختگيری مقام های سوری عليه فعالان سياسی» ارزيابی کرده اند.
اين گروه ها خواستار لغو حکم آقای عبدالله و آزادی فوری وی شدهاند.
در بيانيه آنها آمده است: «ما از حکومت می خواهيم که به صورت جدی کليه موانع فعاليت های سياسی را بردارد.»
گروه های حقوق بشری که اين بيانيه را امضاء کردهاند شامل اتحاديه دفاع از حقوق بشر در سوريه، ناظران حقوق بشر در سوريه، سازمان ملی برای حقوق بشر در سوريه و سازمان عربی برای حقوق بشر در سوريه هستند.
علی عبدالله، از امضاء کنندگان «اعلاميه دمشق» است که خواستار اصلاح قانون اساسی و پايان حاکميت ۵۰ ساله حزب بعث بر سوريه شده است.
در آستانه برگزاری اجلاس جهانی حقوق بشر در مقر اروپایی سازمان ملل متحد، و همزمان با آغاز تحصن گروهی از فعالان سابق جنبش دانشجویی ایران در مقابل دفتر آن سازمان در ژنو، این فعالان دانشجویی با ارسال نامه ای به دبیرکل سازمان ملل، خواستار توجه و اقدام عملی وی پیرامون نقض حقوق بشر در ایران شدند.
به گزارش جرس، در حالیکه روز دوشنبه ۱۴ مارس- ٢٣ اسفند، اجلاس جهانی حقوق بشر آغاز به کار خواهد کرد و بانکیمون، دبیر کل سازمان ملل نیز، طی روزهای آینده قرار است گزارشی از موارد نقض حقوقبشر در ایران را به آن سازمان ارائه دهد، فعالان سابق دانشجویی ایران که گروهی از آنان از روز شنبه (۱٢ مارس- ٢۱ اسفند) در مقابل دفتر سازمان ملل در ژنو دست به تحصن زده اند، طی نامه ای به دبیر کل ملل متحد، ضمن شرح گوشه ای از موارد فاحش و سازمان یافتۀ نقض حقوق بشر در ایران و اعتراض نسبت به وضعیت نامشخص راهبران جنبش سبز، خطاب به وی خاطرنشان کرده اند :
"از سازمان ملل و دبیر کل آن میخواهیم از تمامی ظرفیتها و اهرمهای سیاسی موجود جهت پاسخگویی جمهوری اسلامی به جامعه جهانی در خصوص رفتار با ملت ایران و اعلام مکان، شرایط و وضعیت نگهداری رهبران جنبش سبز استفاده کند. تقاضا داریم که مساله وخامت حقوق بشر ایران در راس کلیه جلسات و روابط سازمان ملل و کشورهای عضو با ایران قرار گیرد. و همچنین درخواست میکنیم با در پیش گرفتن هر گونه اقدام ممکن چون تعیین گزارشگر ویژه جهت بررسی وضعیت حقوق بشر، اعمال حداکثر فشارهای سیاسی روی ایران به صورت مکرر و مداوم و همچنین مکاتبات پیاپی با حکومت ایران از نقض بیش از این حقوق بشر جلوگیری کرده و دولت ایران را وادار سازد در جهت احقاق آزادیهای سیاسی و اجتماعی گام بردارد."
به گزارش جرس، متن کامل ترجمه این نامه به شرح زیر است:
جناب آقای بان کی مون
دبیر کل محترم سازمان ملل متحد
۲۰ اسفند ۱۳۸۹
در ژوئن ٢٠٠٩ انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران برگزار شد. در پی تقلب آشکار دولت در اعلام نتایج انتخابات، مردم معترض به خیابان ها آمده و به شیوه مسالمت آمیز حقوق پایمال شده خود را طلب کردند، اما پاسخ حکومت به مردم که طبق ماده نخست میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی حق تعیین سرنوشت خویش را دارند، کشتار، اجرای احکام بی رویه اعدام، زندان، شکنجه، محرومیت و محکومیت بود. بسیاری از فعالان سیاسی، مدنی، دانشجویی بازداشت و مورد بازجویی ها و رفتارهای غیر انسانی قرار گرفتند و وادار به اعتراف علیه خویش و گروه مربوطه شدند. همچنین تعدادی از بازداشت شدگان در بازداشتگاه های مختلف چون بازداشتگاه کهریزک و زندان اوین تحت شکنجه قرار گرفتند. در نهایت نیز در دادگاه هایی ناعادلانه و غیر منصفانه محاکمه و احکام سنگین حبس و گاهی اعدام دریافت کردند. چنانچه تعدادی از نگارندگان این نامه خود قربانی این رفتار ناعادلانه دادگاه های قضایی هستند.
بازداشت و سرکوب دانشجویان نیز همراه با سرکوب فعالین سیاسی و اجتماعی در ایران طی ٢ سال گذشته به شدت فزونی یافت. صدها دانشجوی ایرانی طی این سالها در تلاش جهت به دست آوردن آزادی و برقراری دموکراسی در ایران، بازداشت و پس از تحمل مدتهای مختلف حبس، آزاد شدند. اما با این وجود هماکنون بیش از ٨٠ دانشجو همچنان در زندان و حبس به سر میبرند و هزاران دانشجو از تحصیل محروم، صدها نشریه و انجمن دانشجویی توقیف شدند.
از سویی دیگر آقایان موسوی و کروبی، رهبران جنبش سبز به همراه همسرانشان زهرا رهنورد و فاطمه کروبی از چندی پیش بازداشت شدند و طی دو سال گذشته تحت انواع تهدیدها و فشارها از سوی نیروهای خودکامه قرار گرفتند. این در حالی است که دولت ایران طبق ماده ۹ منشور جهانی حقوق بشر ناقض آشکار حقوق بشر در زمینه بازداشت رهبران جنبش سبز است. رفتار ایران که بیش از این نیز بارها توسط نهادها و سازمان های جهانی به دلیل نقض فاحش و مستمر حقوق بشر محکوم شده است و تاکنون سه قطعنامه محکومیت علیه آن صادر شده، ناقض اصول اولیه مصرح در قانون اساسی ایران و بسیاری از اسناد جهانی حقوق بشر است. براساس این اسناد، ایران موارد ۵، ۹، ۱۰، ، ۱۹، ۲۰ منشور جهانی حقوق بشر و موارد متعدد میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی که عضو آن است را به صورت سیستماتیک و مستمر نقض کرده است.
ما جمعی از فعالین دانشجویی ایران در خارج از کشور به دلیل مصادف شدن نشست دوره ای شورای حقوق بشر در ژنو با حصر و بازداشت رهبران جنبش سبز ایران، تصمیم گرفتیم تا در اعتراض شدید به وخامت وضعیت حقوق بشر و جلب توجه جهانیان به فاجعه انسانی در حال وقوع در ایران، در مقابل مقر سازمان ملل، همزمان با قرائت گزارش مربوط به ایران توسط شما تجمع کنیم. ما کنشگران جامعه مدنی ایران از سازمان ملل و دبیر کل آن میخواهیم از تمامی ظرفیتها و اهرمهای سیاسی موجود جهت پاسخگویی جمهوری اسلامی به جامعه جهانی در خصوص رفتار با ملت ایران و اعلام مکان، شرایط و وضعیت نگهداری رهبران جنبش سبز استفاده کند. تقاضا داریم که مساله وخامت حقوق بشرایران در راس کلیه جلسات و روابط سازمان ملل و کشورهای عضو با ایران قرار گیرد. و همچنین درخواست میکنیم با در پیش گرفتن هر گونه اقدام ممکن چون تعیین گزارشگر ویژه جهت بررسی وضعیت حقوق بشر، اعمال حداکثر فشارهای سیاسی روی ایران به صورت مکرر و مداوم و همچنین مکاتبات پیاپی با حکومت ایران از نقض بیش از این حقوق بشر جلوگیری کرده و دولت ایران را وادار سازد در جهت احقاق آزادیهای سیاسی و اجتماعی گام بردارد.
امضا کنندگان
۱-احمد احمدیان، دبیر سیاسی سابق انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران
۲-فرشید آذرنیوش، دبیر کمیته پیگیری حقوق دانشجویان و عضو سابق تشکل اصلاح طلب دانشگاه بین المللی قزوین
۳-آرنوش ازرحیمی، نائب دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران
۴-صادق اسکندری، عضو سازمان ادوار تحکیم و عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ایلام
۵-مرتضی اصلاحچی، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی
۶-امیرحسین اعتمادی، عضو سازمان ادوار تحکیم و عضو انجمن دانشجویان و دانشآموختگان لیبرال دانشگاههای ایران
۷-علی افشاری، دبیر سیاسی سابق دفتر تحکیم وحدت
۸-مقداد بریمانی، عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان
۹-آرش بهمنی، عضو سازمان ادوار تحکیم و فعال سابق دانشجویی دانشگاه گیلان
۱۰-صدیقه بیگدلی، عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر
۱۱-امیرحسین توکلی، فعال سابق دانشجویی دانشگاه آزاد قزوین
۱۲-رضا جعفریان، دبیر سیاسی سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان
۱۳-پویا جهاندار، عضو سازمان ادوار تحکیم و عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبائی
۱۴-ستاره حسن پور، عضو سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران
۱۵-عباس حکیم زاده، دبیر سیاسی سابق دفتر تحکیم وحدت
۱۶-مصطفی خسروی،عضو شورای سیاستگزاری ادوار تحکیم و عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت
۱۷-امیر رشیدی، عضو سازمان ادوار تحکیم
۱۸-تارا سپهری فر، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف
۱۹-نسیم سرابندی، دبیر سابق کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت
۲۰-سلمان سیما، عضو سازمان ادوار تحکیم و فعال سابق دانشجویی دانشگاه آزاد تهران
۲۱-صادق شجاعی، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبائی
۲۲-محمد صادقی، عضو شورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم و عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی
۲۳-سیاوش صفوی، دبیر روابط عمومی سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران
۲۴-حسن طالبی، دبیر سیاسی سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی
۲۵-حمیدرضا ظریفی نیا، عضو سابق انجمن اسلامی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
۲۶-علی عبدی، دبیر سیاسی سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف
۲۷-فرزاد عنایتی، فعال سابق دانشجویی دانشگاه آزاد تهران
۲۸-امیرحسین فتوحی، دبیر تشکیلات سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان
۲۹-ناصح فریدی، دبیرکل سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم کرج
۳۰-فاطمه فنائیان، فعال سابق دانشجویی دانشگاه علامه طباطبائی
۳۱-سعید قاسمی نژاد، عضو سازمان ادوار تحکیم و عضو انجمن دانشجویان و دانشآموختگان لیبرال دانشگاههای ایران
۳۲-پویان محمودیان، عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر
۳۳-نریمان مصطفوی، نائب دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر
۳۴-امیر معماریان، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد ابهر
۳۵-امیرحسین میرابیان، فعال سابق دانشجویی دانشگاه آزاد تهران-جنوب
۳۶-علی نظری، دبیر اجرایی سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران
۳۷-سجاد ویس مرادی، عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر
۳۸-رحیم همتی، مسئول شاخه دانشجویی و جوانان جنبش مسلمانان مبارز
۳۹-علی هنری، عضو سابق سازمان دانشجویان و دانش آموختگان جبهه ملی ایران
۴۰-رضا یونسی، عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر
محمد جهاندیده: علی شکوری راد، عضو ارشد جبهه مشارکت ایران اسلامی و از اعضای فعال ستاد مهندس موسوی در گفتوگو با “کلمه” ضمن تاکید بر مطلع بودن از دیدار میرحسین موسوی با فرزندانش، روش کلمه در تصحیح خبر پیشین خود را شبیه همان ویژگی مهندس موسوی دانست که “وقتی احساس کردند یک مطلبی با واقعیت تطابق ندارد، آن را صمیمانه و با صراحت گفتند و از خود انتقاد کردند.”
کلمه پس از حصر و بازداشت میرحسین و کروبی، مورد هجمهی وسیع دولت کودتا و همراهی برخی رسانههای خارجی با آنها قرار گرفته بود، که به نظر میرسد دارای منافع مشترکی از خاموش شدن صدای همراهان اصیل جنبش سبز باشند.
متن مصاحبه “کلمه” با دکتر شکوری راد، به این شرح است:
برخی درباره اصل دیدار مهندس میرحسین موسوی با فرزندانش و نامهای که در “کلمه” منتشر شده، تشکیک میکنند. آیا شما از اصل این دیدار خبر دارید؟
من اطلاع دارم که این ملاقات صورت گرفته است و در آن، مهندس موسوی و همسرشان در ساختمانی در کنار منزلشان بودند. حتی پیش از انتشار خبر این دیدار در سایت کلمه، من از طریق منابع موثق از آن اطلاع داشتم. همچنین خبر دارم که دختر کوچک مهندس موسوی با ایشان دیدار کرده است. از این رو محتوای نامه را تایید میکنم و مطمئنا این نامه را دختران مهندس موسوی نوشتهاند.
برخی دلیل خود در تشکیک در نامه را اشارهی آن به اسنادی عنوان می کنند که از دورهی نخست وزیری مهندس موسوی در خانه بوده است و می گویند شاید این تلاشی است از سوی نهادهای امنیتی برای پروندهسازیهای جدید علیه ایشان. آیا این دلیلی برای عدم صحت نامه است؟
من فکر نمیکنم این دلیل موجهی برای تشکیک باشد. من خبر دارم که مشاجرهای لفظی میان مهندس موسوی و کسانی که منزل را مورد بازرسی قرار میدادند، صورت گرفته. مهندس موسوی گفته که برخی از اسنادی که آنها در حال بردنشان بودند، مربوط به دوران نخست وزیری ایشان و مسائل بین ایشان و آقای خامنه ای بوده است. به همین دلیل مهندس موسوی این نیروها را نامحرم میدانسته، ولی آنها گفتهاند که مجوز بردنشان را دارند.
یعنی این حساسیت ها را بیپایه میدانید؟
حساسیتهایی که برخی نشان میدهند، حساسیتهای درستی نیست. من هم از اینکه سایت کلمه هفتهی گذشته خبر قبلی خود را ناگهان تصحیح کرد و به خصوص در ابتدا از روش ِ به کار گرفته شده نگران شدم. اما بعد فکر کردم شاید خیر در این باشد که همینقدر صریح و صمیمی اصل مطلب با مردم در میان گذاشته شود. خیلی از رسانهها شاید هیچوقت اینگونه رفتار نکنند. اما این همان ویژگی مهندس موسوی است که در سایت کلمه به کار گرفته شده، که وقتی احساس کردند یک مطلبی با واقعیت تطابق ندارد، آن را صمیمانه و با صراحت گفتند و از خود انتقاد کردند.
ندای سبز آزادی: وبلاگ سوشیانت هزارم در یکی از پست های منتشر شده اش، متنی پیاده شدهی یکی از سخنرانیهای میرحسین ِ نخست وزیر را منتشر کرده است. متاسفانه تاریخ دقیق و مکان این سخنرانی تا کنون مشخص نشده است. از نظر نویسنده این وبلاگ این سخنرانی نکتهها دارد در باب هنر که خواندش برای اهل نظر خالی از لطف نخواهد بود.
متن یاد شده را بدون ویراستاری و نیمفاصله گذاریهای معمول بخوانید:
بسمه تعالی
چند کلمه صحبت دارم و یقین دارم برادرها هم به خاطر اینکه در این دریا خودشان شناور هستند اینها را بهتر می دانند. چون ما از بیرون نگاه می کنیم و خارج از گود داریم این مسائل را مطرح می کنیم. و حقیقتش این است که جلسات و جمع هائی که برادران تشکیل دادند نشان دهنده یکی از ابعاد شگفت انگیز انقلاب اسلامی ماست. یعنی آن موقع که انقلاب ما داشت پیروز می شد، یک ترسی بود که آیا در این زمینه، در این بعد عظیم از فرهنگ بشری، ما رشدی خواهیم داشت، یا نخواهیم داشت؟ چون بخاطر ضایعاتی که در رپیم سابق داشتیم گروه های مذهبی اصولا در این وادی نبودند و حتی با مقدمات کار هم آشنا نبودند با اینکه در این زمینه شاید روزی عظیم ترین فرهنگ بشری را به جهان عرضه کرده بودند. ولی در صد سال گذشته طبیعتا در این صحنه بر کنار شده بودند و در هیچ فعالیتی شرکت نداشتند، آنروزهائی که انقلاب پیروز شد در زمینه شعر، کار گرافیک، نقاشی و امثال آنها، یک عده از چپ ها که بودند کار می کردند: توده ای یا افراد متعلق به گروه های مختلف. آن افرادی هم که در خدمت رژیم سابق بودند بعضی فرار کردند و بعضی دیگر نیز که در جمهوری اسلامی ماندند عموما متمایل به سمت آن گروه و این گروه شدند. افراد کمی بودند که به مردم پیوستند و در خط مردم حرکت کردند. این گروه های مذهبی هم شخصا کار مختصری در زمینه شعر و نقاشی کرده بودند ولی کار شروع شده بود و واقعا اول کار بود گرچه دستمان بسیار تهی بود ولی گذشت زمان نشان داد که در این زمینه هم یک حرکت عظیمی را می توانست انقلاب اسلامی باعث بشود که الان در گوشه و کنار کشور شاهد آن هستیم. افراد حوزه، برادران نمونه این مسئله هستند و در خود تهران و جاهای دیگر هم ما نمونه هائی می بینیم و این خودش خیلی خوشحال کننده است. بهر تقدیر در رابطه با دو سه مسئله محوری بطور گذرا چیزهائی به ذهنم می رسد که عنوان می کنم. یکی مسئله التقاط در هنر است و یکی دولت و هنر، و یکی صدور انقلاب، و غیر از این مسئله نقد است. در مورد التقاط در هنر فکر می کنم این التقاط می تواند بصورت ظریفی صورت بگیرد و قبل از آنکه جنبه صوری و شکلی داشته باشد جنبه محتوائی دارد. یعنی در این زمینه باید متوجه بود. یک مثال تاریخی تکان دهنده داریم که شاید خیلی کم نقد شده است در زمینه نفوذ غرب زدگی در هنر معاصر ما. چون به قدری این ظریف هست که به اعتقاد من در وهله اول پی بردن به آن مقداری مشکل است ولی وقتی که آدم دقت می کند می بیند که این مسئله غرب زدگی با التقاط چگونه می تواند در محتوی حتی در پوشش یک هنر عمومی ملی، مذهبی و تاریخی خودش را قایم بکند و وارد کشور بشود و آن مسئله را من در یکی از هنرمندان معاصر می بینم. وی فردیست که به فرهنگ کشور علاقه دارد و به نظر می آیدکه این آدم در یک دوره ای بر ضد آن نظام هم شوریده و آدم خوش نامی هم است ولی خود همین آدم می رود فرنگ یک قالب هنری یاد می گیرد و به کشور برمی گردد و شروع می کند از صحنه هائی نقاشی کردن، صحنه هائی مثل سر افطار، حکیم باشی و نظایر اینها. مناظری که برای ما که در داخل این فرهنگ زندگی می کنیم عادی به نظر می آید ولی اگر یک فرانسوی یا یک امریکائی و بطور کلی یک آدم فرنگی بیاید این صحنه ها و مناظر، به نظر او عجیب می آید. این فردی که رفته خارج و برگشته، آن چیزی که برای یک ایرانی باید عادی به نظر بیاید برای او درست مثل یک فرنگی عجیب می آید به همین دلیل شروع می کند به نقاشی کردن آن. این خیلی ظریف است یعنی بنظر می آید در ذهنیت او موقعی که به صحنه ها نگاه می کند یک فرانسوی نشسته و قضاوت می کند. این همان نکته بسیار حساسی است که بنابر آن در صد سال گذشته به داوری بیگانگان، فرهنگ های قاهر قدرت های سلطه گر نسبت به خودمان اهمیت دادیم و خودمان از داوری فرار کردیم. یعنی به خودمان جرأت ندادیم که خودمان راجع به دیگران داوری کنیم. فرض بکنید یک نقاشی از اروپائیان ببینیم و خودمان به نقد و داوری بنشینیم و بگوئیم این خوب است یا بد است، از این نقطه نظر مثلا این مزایا را دارد و از این نقطه نظر این دید را دارد و از این نقطه نظر این بعد از حقیقت را نشان می دهد و الی آخر. یعنی با معیارهای زیباشناسی و منطقی و عرفانی خودمان به نقد آنها بنشینیم. اما این کار را نکردیم و در عین حال خودمان را به داوری آنها سپردیم.
یعنی راضی شدیم که مثل یا شیء در معرض داوری دیگران قرار داشته باشیم. و علاوه بر این هنرمندان ما سیر کردند به این طرف که مسائل جهان راحتی در آن حالتی که فکر می کردند که مسائل بومی و مسائل داخلی و مسائل کشور را دارند می بینند، به جایشان یک فرد فرنگی قضاوت بکند یعنی بجایشان یکنفر دیگر بنشیند و این اوج از خود بیگانگی است و در این صدسال این روحیه تحولی داشته که واقعا قابل توجه است. خود این که از آن زمان شروع می شود و اینطور نقاشی ها رواج می یابد و اینکه بعدا چگونه در چهره های مختلفی در می آید جالب است. یک دوره ای بود ـ سال های فکر می کنم حدود ۴۶ـ۴۵ که یک سبکی در ایران شروع شد بنام سبک سقاخونه در زمینه نقاشی، آن تیپ ها که این اسم را رویش گذاشتند علتش این بود که نقوشی که در علم ها و بیزق ها و دسته های عزاداری بود و نظایر این ها ـ آن ها را می گرفتند و به نقاشی شروع می کردند با کمی حالت انتزاعی دادن و رنگ های خاصی زدن که تداعی یک فضای مذهبی را بکند، و می آوردند روی صحنه و روی تابلوهای خودشان و این در حالتی بود که خود آن نقاشان هم آدم های مذهبی نبودند ولی در حقیقت همان روحیه را به حالت پیچیده تری در خودشان ایجاد می کردند. سعی داشتند علامت هائی را که از این نقوش مذهبی گرفته اند از این طریق در رابطه با باصطلاح هنر آبستره کارهائی بکنند که هم مدرن به نظر بیاید، و هم بومی، یعنی کار که می شد اصلا اصل بر این بود که مثل اینکه یک عده ای از بالا سر یک عده ارباب دارند قضاوت می کنند و نظر می دهند که این مدرن است و این مدرن نیست و این پیشرو است و این پیشرو نیست. این مذهبی است یا مذهبی نیست. این روحیه بدترین روحیه ممکن بود البته همان موقع یک تظاهرات دیگری هم در سطح جامعه داشتیم و تازه اینها روشنفکرهای ما و اصیل ترینشان در زمینه نقاشی بودند. در زمینه معماری هم این مسئله رواج یافته بود. شما بروید توی تهران بگردید خواهید دید که در همان دوره ها قوس زدن و طاق زدن و تقلید معماری ایرانی کردن در آنجا اوج می گیرد. بعد در داخل خانه ها هم خبر داشتیم چون رشته مان معماری بود دکورهائی که گذاشته می شد مثلا چیزهای تزئینی، باز هم از آن چیزهای قدیمی که مثلا بروند در بازار اصفهان و از این سینی ها و آفتابه ها و نظایر اینها بیاورند و استفاده کنند و واقعا یک محیطی درست شده بود که الان ما می توانیم با طنز به آن نگاه بکنیم. مثلا می بینیم که روی میز یک آفتابه ای که باید در مستراح استفاده بشود می گذاشتند و به عنوان یک اثر هنری نگاه می کردند! این وضعیت آن زمان بود. الان هم هنر ما با برخورداری از فرهنگ اسلامی عمیق و یک حرکت مردمی عظیم، طبیعتا می تواند یک هنر غنی باشد و هست. یعنی آدم نشانه هائی می بیند که هنر کشور ما با اینکه کاملا جوان است یعنی حالت جوانی خودش را می گذارند، پیام زیادی دارد که به جهان بدهد. ولی در عین حال اگر دقت نشود ممکن است در یک نقاطی در یک مراحلی تحت تأثیر القائاتی یا چنان داوری هائی و یا انحرافاتی قرار بگیرد، این یکی از نکات مهم در قسمت نقد است که خود مسئله نقد هنری داشتن این وظیفه را دارد که دائما با نکته سنجی این مسائل را بشکافد و در معرض قضاوت قرار بدهد و هشدار به هنرمندان که انشاءالله در راه درستی حرکت کنند. در مورد دولت و هنر هم مسئله ای هست که مخصوصا هنرمندان باید دقت بکنند. ما یک هنر دولتی را اگر به معنای هنر رسمی به کار ببریم که بنابر آن در یک کشوری هرچند با فرهنگ غنی یک هنر رسمی به وجود بیاید، در آن لحظه به نظر می رسد که خلاقیت هنری در معرض تهدید شدید قرار می گیرد، این یک واقعیت است. یک موقعی است که هنر از یک دولتی که در خدمت مستضعفان است تا آن موقع که در خدمت مستضعفان است حمایت می کند یا براساس ایده ای که دارد اثر می گذارد و اثر می گیرد. این یک مسئله دیگر است.
خوبیش به این است که در نظام جمهوری اسلامی بعد از انقلاب دولت هائی که سرکار آمدند یا فرصت نداشتند یا اینکه اصلا به این فکر نبودند که یک هنر رسمی به وجود بیاورند یعنی بگویند که اگر هنر به این شکل باشد زیباست. اگر به این شکل باشد، گویاست. اگر به این شکل باشد پذیرفته شده است. غیر این باشد اصلا مورد قبول نیست. این خطرناکترین چیز برای هنر است که به عنوان یک سیاست هنری بکار گرفته شود. این وضعیت را ما نداشتیم از طرف دیگر این ذائقه هم در سابق بوده که به خاطر اینکه هنرمندان حرفشان از لحاظ اینکه مبادا تبدیل به یک مزدوری برای یک رژیم بشود و به این ترتیب شخصیت انسانی خودشان را از دست بدهند و خلاقیت خودشان را در اختیار بگذارند از نظر برآورد قضایا دچار یک خبط زمانی شدند. چون در یک موقعیتی و در درون یک نظام جابرانه طبیعتا اگر هنرمند در موضع مخالف و مبارز قرار گیرد زبان ملت است. اما یک موقع هست که ما در یک نظامی و در یک موقعیتی قرار می گیریم که حکومت ادامه طبیعی حرکت مردم است. در این حالت اگر هنرمند گرایش داشته باشد که حساب خودش را از این حرکت ملی جدا بکند آن موقع من فکر می کنم که دچار خطای بزرگی می تواند بشود. در درون این جریان بودن به این معناست که هنرمند نقد نداشته باشد و فریاد خودش را نزند ولی می تواند هم سو با کل حرکت در این جریان شنا کند. و اگر این خبط اتفاق بیفتد و درست مثل آن موقعی که ناصرالدین شاه، رضاخان و محمدرضا بودند هنرمندی خودش را و رابطه اش را با حکومت همانطور تنظیم بکند این خودش یک خطای بزرگی است که می تواند اتفاق بیفتد. برای همین ما وقتی که راجع به رابطه هنرمند و دولت نگاه می کنیم من فکر می کنم که قبل از این بحث مسئله موقعیت زمانی و مکانی را که هنرمند در آن قرار گرفته باید مطرح بکنیم. اگر این موقعیت زمانی و مکانی برای هنرمند درک بشود خیلی از مسائل به راحتی حل می شود این یک موضوع است اما در عین حال هنرمندان باید توجه داشته باشند که ارائه یک سیاست رسمی در زمینه نقاشی ـ شعر ـ ادبیات ـ سینما ـ نظایر اینها کار درستی نیست و می تواند نابود کننده هرنوع خلاقیت در کشور باشد و ما تجربیات زیادی داریم یعنی تاریخ هنر در سراسر جهان اگر بررسی بشود نمونه های زیادی پیدا می شود که هر نوع تلاشی برای رسمی کردن یا القاء یک رسم و رسوم از بالا عملا جلو خلاقیت هنری را گرفته است، این رسم و رسوم و اصول دیگری که حاکم بر حیطه هنری است باید بر اساس موازین اسلام و توسط خود هنرمندان و خود مردم به وجود بیاید و اصول زیباشناسانه ای که به وجود می آید باز هم توسط مردم جوشش داشته باشد و بعد حیطه های بعدی را در برگیرد. نه اینکه از بالا القاء بشود که البته این جای بحث دارد. در صد سال اخیر نمونه های زیادی می توان پیدا کرد هرچند مثال هائی در گذشته و هم در رابطه با تاریخ هنر اسلامی و هم در رابطه با تاریخ اسلامی در کشور خودمان می شود زد اما اینها نمونه های جداست.
آنچه بطور کلی می توان گفت اینکه در مقابل حجم ادبیاتی که در سراسر جهان نسبت به مسائل زیباشناسی و هنر وجود دارد آن چیزی که در کشور ما وجود دارد، بسیار کم است به عبارت دیگر آن چیزی که در مجموع نسبت به هنر اسلامی وجود دارد بسیار ناچیز است و در حقیقت چیزی نیست. البته ما در قدیم دو سه کتابی داریم که راجع به تاریخ هنر اسلامی و هنر اسلامی نوشته شده و باز هم از دیدگاه غربی ها است و می تواند هم مورد استفاده قرار بگیرد ولی به هیچ وجه قابل اتکاء برایمان نمی تواند باشد یعنی کاملا باید مواظب بود و در این موقعیت یکی از مهمترین وظایفی که من فکر می کنم هنرمندان ما دارند و باید هم کسانی که به فرهنگ اسلامی علاقه دارند، به آن توجه کنند این است که: اگر کسانی ذوقی دارند و سلیقه ای دارند که یک مبناهای فکری ارائه بدهند برای هنر اسلامی در موقعیت فعلی از آنها تشویق به عمل بیاید و امکانات در اختیارشان گذاشته شود و کارهایشان جدی گرفته شود. این یکی از مهمترین مسائلی است که جامعه به آن نیازمند است و این ها باید کارهایشان را پیش ببرند، تا مبانی نظری خوبی برای هنر در کشور ما به وجود بیاید.
این موضوع می تواند حداقل دو خاصیت داشته باشد اولا اینکه باعث شکوفائی و پیشرفت هنر اسلامی در کشور ما بشود. ثانیا این مبانی می تواند مورد نقد و بررسی جهانی قرار بگیرد و بطور گسترده ای در فرنگ و هنر جهانی اثر بگذارد. یعنی ما قبل از اینکه بنشینیم و بگذاریم غربی ها همان طوری که کردند و مستشرقین همانطوری که تا الان کردند برای ما تاریخ هنر بنویسند و راجع به مبانی نظری هنر و زیباشناسی اسلامی و هنر در اسلام صحبت بکنند، الان موقعیتی به وجود آمده که در نظام جمهوری اسلامی از ریشه به این مسئله پرداخت بشود گرچه قدم های اول لرزان باشد، کوچک باشد، کارهای ابتدائی باشد ولی به هیچ وجه نباید ترسید یعنی هر قدمی که برداشته می شود یقینا استعدادهای درخشان دیگری در جامعه وجود دارند که قدم را به پیش ببرند یعنی آنها یک قدمی برمی دارند و دیگری می آید یک قدم دیگر برمی دارد، اصل اینست که کار شروع بشود و الحمدلله کار شروع شده است. در مورد امکانات حقیقت این است که دولت حاضر است هر امکاناتی که برادران می خواهند حتی المقدور در اختیارشان گذاشته بشود. اما مهمترین مسئله این است که هنر همیشه احتیاج به عرضه دارد برادران به این مسئله هم توجه داشته باشند ایجاد یک گالری های مردمی مثلا در مساجد و تبلیغ کردن و مردم را دعوت کردن، شب های شعرخوانی گذاشتن، نشریه انتشار دادن و نظایر اینها باید گسترش پیدا کند گرچه الان جو مناسبی هست یعنی عملا روزنامه ها سعی دارند که هرجا یک کاری می شود سریعا جذب کنند و راجع به آن مطلب بنویسند و منتشر بکنند ولی حقیقت این است که خود کسانی که در این زمینه هستند خودشان هم یک مقداری باید دنبال کار بروند و انتظار نداشته باشند که دائم کسانی باشند که منتشان را بکشند و برای عرضه کارها از آنها دعوت کنند.
این یکی از چیزهائی بود که از قدیم بوده یعنی کسی که شعر می گوید و داستانی می نویسد، فیلمی می سازد، به همان اندازه باید مصر باشد برای اینکه کار خودش را عرضه کند و جا بیندازد، تبلیغ بکند و امثال اینها و در این زمینه اثرات خوبی هم می شود گرفت یعنی هرچقدر ما چهره شناخته شده داشته باشیم آثاری در این زمینه بیشتر در جامعه منتشر بشود طبیعتا زودتر ملاک مردم در رابطه با مسائل هنری، فرهنگی، دگرگون خواهد شد و بطور عمیقی هم دگرگون خواهد شد.
البته کسانی که مشغول به وجود آوردن یک جریانی هستند از آنجا که خودشان در آن جریان شنا می کنند و غوطه ورند نمی توانند نسبت به آن جریان قضاوتی داشته باشند، یعنی همان موقعی که فکر می کنند که کارشان دارای آشفتگی است اگر کسی در یک منظر دیگری قرار بگیرد به مجموعه حرکات اینها نگاه بکند خواهد دید که اینها سبک دارند خط دارند، وجهتی دارند، الان آن چیزی که برای ما اصل است خط نیست. کار کردن، خلاقیت، ارائه آثار هنری است.
بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در جدیدترین گزارش خود، کل بدهیهای خارجی ایران را 20 میلیارد و 736 میلیون دلار اعلام کرد.
به گزارش مهر، براساس جدیدترین گزارش بانک مرکزی، متوسط نرخ دلار آمریکا در بازار بین بانکی در 3 ماهه اول امسال بیش از 1021 تومان اعلام شده، این در حالی است که کل بدهیهای خارجی ایران در پایان سال 88 معادل 21.5 میلیارد دلار بوده است.
همچنین در همین مدت تراز حساب جاری 6.1 میلیارد دلار، تراز بازرگانی 9 میلیارد دلار، صادرات کالا 25.2 میلیارد دلار و واردات 16.2 میلیارد دلار گزارش است.
در این گزارش بانک مرکزی درآمدهای دولت در 3 ماهه اول امسال بیش از 5844 میلیارد تومان اعلام شده است، همچنین کسری تراز عملیاتی و سرمایهای در این مدت 741 میلیارد تومان بوده است.
سردار سرتیپ پاسدارعلی فضلی در خصوص فعالیت این سازمان در مقابله با تهدیدات سایبری، اظهارداشت: رویکرد سازمان بسیج مقابله با جنگ نرم، عمق بخشی داخلی و همچنین سازماندهی ارتش دهها میلیونی است.
به گزارش مهر، وی با تاکید براینکه بسیجیان در حوزههای مختلفی از جمله حوزه فرهنگی و سازندگی ورود جدی داشتهاند، گفت: بسیجیان دریادل در عرصه دفاع و حفظ امنیت کشور نیزنقش به سزایی را در طول تاریخ انقلاب و به ویژه در مقاطع اخیر برعهده داشته است.
جانشین رئیس سازمان بسیج مستضعفین با بیان اینکه معاونت فنآوری واطلاعات سازمان بسیج در حوزه سایبر و مقابله با جنگ نرم گامهای اساسی را برداشته است، عنوان کرد: در حوزه سایبر ما بدون اتکا به توان بسیجیان قادر به رصد کردن و مقابله جدی با دشمنانمان نبودیم.
وی با تاکید براینکه هیچ دفاعی بدون هجمه معنا ندارد، گفت: با توجه به اینکه عرصه جنگ بویژه جنگ سایبری دوطرفه است بنابراین دفاعی موفق است که هجمهای توام با فکر، اندیشه و برنامه داشته باشد.
سردار فضلی تصریح کرد: درحقیقت همانطور که در حوزه سایبری به ما هجمه وارد میشود لشگر سایبری ما هم که شامل متخصصینی از بسیج اساتید، بسیج دانشجویی، بسیج طلاب و حتی بسیج خواهران است به سایتهای دشمن هجمه وارد میکنند.
گفتنی است، سردار سرلشگر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران پیش از این در خصوص فعالیت ارتش سایبری در مقابله با دشمنان گفته بود که با توجه به اتصال سپاه به بسیج و نیروهای انقلاب هیچگونه محدودیتی در رابطه با تعداد نیروهای متخصص در زمینه جنگ سایبری نداریم و علت موفقیت سپاه در عرصه جنگ سایبری هم استفاده از متخصصین بسیجی است.
طرح تشکیل ارتش سایبری ایران از سال ۸۴ در سپاه مطرح شد، اما با افزایش تبلیغات علیه دولت نهم در اجرای آن تسریع به عمل آمد. مدتی بعد گروهی بسیار وسیع تشکیل شد که تعداد اعضای آن از چند نام بسیار فراتر میرفت. در اردیبهشت ۱۳۸۸ نیز خبرگزاری فارس گزارش داد مؤسسه «Defense Tech» که از مؤسسات نظامی و امنیتی ایالات متحده آمریکا است، با استناد به آمار دریافتی از سازمان اطلاعات آمریکا، ایران را جزء پنج کشور دارای قویترین نیروی سایبری معرفی کردهاست. این مؤسسه با تاکید بر اینکه ارتش سایبری ایران زیرمجموعه تیم رصد سایبری سپاه است، بودجه آن را ۷۶ میلیون دلار اعلام کرده بود. این موسسه همچنین تعداد نیروهای این ارتش را بیش از ۲۴۰۰ نفر و ۱۲۰۰۰ نفر ذخیره برآورد کرده بود.
حمیدرضا فولادگر گفت: کمیسیون ویژه پیگیری و نظارت بر اصل 44 مجلس گزارشی از ابهامات واگذاری سهام شرکت خودروسازی سایپا در دست تهیه دارد که تا پایان سال نهایی میشود.
به گزارش مهر، وی در پاسخ به این پرسش که گزارش کمیسیون ویژه اصل 44 پس از نهایی شدن اعلام عمومی میشود، افزود: خیر، در مرحله اول قرار است این گزارش به صورت ویژه در اختیار مسئولان ذیربط قرار گرفت و در مرحله دوم، اگر لازم باشد در صحن علنی ارائه میشود.
فولادگر اظهارداشت: کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی هم طرح تحقیق و تفحص از شرکت خودروسازی سایپا را در دست بررسی است.
18 درصد از سهام سایپا در 30 تیرماه سالجاری توسط کارکنان این شرکت به ارزش یکهزار و 583 میلیارد تومان خریداری شد اما بنابه دلایلی، این معامله قطعی نشد.
پرویز فتاح وزیر سابق نیرو و رئیس فعلی بنیاد تعاون سپاه چند ماه قبل گفته بود: چرا دولت سایپا را به 3 برابر قیمت به خودش فروخت. چطور می شود که هم دولت فروشنده و هم شرکت وابسته به سایپا خریدار باشد. این روش با کدام عقل اقتصادی جور در میآید، ضمن اینکه بنیاد تعاون سپاه را هم محترمانه از معامله بیرون کردند.
غلامرضا حیدری کردزنگنه رئیس وقت سازمان خصوصیسازی در روز واگذاری 18 درصد سهام سایپا به کارکنان این شرکت اظهارداشته بود: من از وضعیت سهام سایپا راضی نیستم و به مسئولان نیز این را اعلام کرده ام اما کاری از دستم بر نمیآید.
وی افزوده بود: من از این قضیه راضی نیستم که شرکتی را با قیمت پایه 311 تومان در بورس معرفی کنیم و به علت حضور برخیها سهام به شکل غیرواقعی افزایش یابد، این در حالی است که اعتقاد داریم که تحت تاثیر جو قیمتگذاری نکنیم.
دادگاه انقلاب تهران برای سومین مرتبه از برگزاری جلسه دادگاه دبیرکل نهضت آزادی سرباز زد.
به گزارش میزان خبر، محمدعلی دادخواه وکیل دکتر ابراهیم یزدی به سایت کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: «رییس دادگاه ابراز کرد که به علت نقض تحقیقات دادگاه پرونده را به دادسرا ارسال کرده است تا یک سری تحقیقات جدیدی از طریق دادسرا به طور مستقیم از ابراهیم یزدی انجام بگیرد.»
پیش از این شنیده بود دادگاه دکتر ابراهیم یزدی، به دلیل فشارهای نهادهای خاص برگزار نمیشود.
این سومین بار پیاپی است که قاضی مقیسه به علت مشابه از برگزاری دادگاه سرباز میزند.
اتهامهای مطرح شده برای وزیر خارجه دولت موقت، اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه جمهوری اسلامی و تاسیس نهضت آزادی است.
ابراهیم یزدی که حدود ۸۰ سال سن دارد از مهر ماه گذشته در بازداشت به سر میبرد و به عنوان مسنترین زندانی سیاسی ایران شناخته میشود.
او هم اکنون در یک خانهٔ امن نگهداری میشود.
گفتنی است دادگاههای انقلاب بعد از انتخابات سال گذشته در دادگاههای نمایشی و به درخواست نیروهای امنیتی، احکام سنگینی را برای فعالان سیاسی و روزنامه نگاران اصلاح طلب در یک سال گذشته صادر کردهاند که از آن جمله میتوان به احکامی نظیر ده سال حبس و ده سال محرومیت از فعالیت در احزاب، رسانهها و فضای مجاری برای عماد بهاور، هفت سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق برای مهندس امیر خرم، شش سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق برای دکتر سارا توسلی، شش سال حبس برای مهدی قلیزاده، پنج سال حبس برای مهدی معتمدی مهر، سه سال حبس قطعی برای مهندس فرید طاهری، سه سال حبس قطعی برای امیر حسین کاظمی و حکم دو سال حبس قطعی برای لیلا توسلی، که همگی آنان از اعضا و وابستگان نهضت آزادی ایران هستند، اشاره کرد.
مقدمهی نخست: نگاشتن مطلب در مورد تنها یکی از زندانیان استبداد، کار سهل و آسانی نیست؛ آنهم وقتی چندین هزار شهروند گمنام و مشهور، در سرکوبهای خشن و غیرقانونی و ضدانسانی پس از انتخبات 22خرداد، بازداشت شدهاند. از احمد زیدآبادی و عیسی سحرخیز و کیوان صمیمی و بهمن احمدی امویی و مسعود باستانی و دیگر روزنامهنگاران دربند گرفته، تا محسن میردامادی و مصطفی تاجزاده و مهدی محمودیان و محمد نوریزاد و دیگر فعالان سیاسی شناخته شده؛ و از جوانان آزاده و غرورآفرینی چون عماد بهاور و بهاره هدایت و ضیاء نبوی و مجید توکلی گرفته تا همهی آن شهروندان مظلوم و گمنام و بیپناهی که «فلهای» بازداشت میشوند و در کنج سلولهای بازجویی، هدف توهین و تحقیر و دشنام و تهدید و ضرب و شتم و بدرفتاری قرار میگیرند؛ همه و همه در خور تکریم و یادکرد و حمایتاند.
مقدمهی دیگر: بر مبنای خبری که در رسانهها منتشر شده، قرار بود که دادگاه دکتر ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی ایران امروز 22 اسفندماه 1389 برگزار شود. اما قاضی صلواتی، رییس شعبه 15 دادگاه انقلاب، بار دیگر و به بهانهی «نقص تحقیقات» پرونده را بازگردانده است. مهر آینده که فرا رسد، سیاستمدار کهنهکار ایران، هشتاد سالگی خود را جشن خواهد گرفت. وی با وجود کهولت سن و ابتلا به سرطان، در بازداشت نظام خودکامه است. گمان نمیرود که هیچیک از بازداشتشدگان، شرایط ویژه و شأن پیر آزادیخواه را _که بیش از شش دهه است پیوسته و مستدام برای نیل به آزادی و دموکراسی و پیشرفت ایرانزمین میکوشد_ مورد تأیید و همدلی قرار ندهد. ضمن اینکه بس محسوس است که دکتر یزدی، همزمان هزینهی کنش سیاسی و جایگاه اجتماعی دو شخصیت را پرداخت میکند: شخصیت حقیقی خود، و شخصیت حقوقیاش در مقام دبیرکل نهضت آزادی ایران.
با دو ملاحظهی پیش گفته، نحوهی مواجههی نظام اقتدارگرا با یکی از مخالفان سرشناساش مورد تأمل قرار میگیرد.
برای تبیین جایگاه و موقعیت دکتر یزدی میتوان از نقطه عزیمتهای گوناگونی آغازید؛ اما شروع از یک موقعیت و رویداد تاریخی خالی از لطف نیست. دکتر احمد صدر حاج سیدجوادی، دیرپاترین و مسنترین کنشگر سیاسی امروز ایران، و از پایهگذاران نهضت آزادی ایران، خاطرهای جالب از تلاشهای حقوق بشری دکتر یزدی، و کمک وی به آیتالله خامنهای دارد. دکتر حاجسیدجوادی که خود وکالت رهبر کنونی جمهوری اسلامی را پیش از پیروزی انقلاب برعهده داشته است، توضیح میدهد که چگونه وی و همکارانش در «جمعیت دفاع از آزادی و حقوق بشر»، پروندهی حجتالاسلام خامنهای را که در زندان و تبعید رژیم شاهنشاهی بود، آماده ساختند و برای دکتر یزدی _که در آمریکا بود_ ارسال کردند. یزدی پروندهی روحانی جوان را –که هشت سالی از وی کوچکتر بود_ ترجمه میکند و برای پیگیری وضعاش به سازمان ملل تحویل میدهد. بازی روزگار است که اینک، سیدعلی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی است و ابراهیم یزدی یکی از برجستگان اپوزیسیون، در زندان وی. چنانکه صدرحاج سیدجوادی، سال 1380 بازداشت گردید و در دادگاه انقلاب نظامی که رهبرش آیتالله خامنهای بود، به شلاق محکوم شد.
اگر جوانترهای صاحب قدرت شده در ساخت قدرت جمهوری اسلامی، ابراهیم بزدی را نشناسند، رهبر نظام سیاسی بهخوبی دبیرکل نهضت آزادی را میشناسد. آیتالله خامنهای خوب میداند که دکتر یزدی (متولد 1310) چگونه فعالیتهای اجتماعی خود را از ابتدای دههی 30 و با «نهضت خداپرستان سوسیالیست» آغاز کرد، و در نهضت ملی و بعدتر نهضت مقاومت ملی موثر و فعال ماند. رهبر جمهوری اسلامی که با وزیر خارجه دولت موقت، در شورای انقلاب همکار بوده، خوب از کنش سیاسی موثر یزدی در امریکا و در مقام رییس شورای مرکزی نهضت آزادی در خارج از کشور، و فعالیتهای سیاسیاش با دکتر چمران و دکتر شریعتی و دیگر فعالان انجمنهای اسلامی در اروپا و آمریکا مطلع است. چنانکه از جایگاه ویژهی وی برای رهبر فقید انقلاب اسلامی، و نقش او در هجرت آیتالله خمینی به فرانسه آگاه است.
اگر «سربازجوها» با سئوال در مورد تفاوت معنای «حکومت» و »حاکمیت» و «دولت»، میکوشند اطلاعات سیاستمدار ملی را به پرسش کشند، آیتالله خامنهای بهخوبی از ذکاوت و دانش سیاسی دکتر یزدی باخبر است. تیزهوشی دکتر یزدی، در کنار مطالعات مستمرش، و این دو، همراه با تجربهی طولانیمدت وی از مبارزه و کار تشکیلاتی، از مرد آزادیخواه و آزاده، شخصیتی بس ویژه در جامعهی ایران سامان داده است.
افزون بر اینها، رهبر جمهوری اسلامی نیک میداند که نهضت آزادی ایران، صرفنظر از آنکه مجموعه فشارها و سرکوبها، آن را در چه وضع تشکیلاتی قرار داده، بهمثابهی یک سرمایه اجتماعی واجد چه پتانسیل بالقوهای است. هنوز که هنوز است، دوست و دشمن به احترام مهندس مهدی بازرگان، دکتر یدالله سحابی و آیتالله سیدمحمود طالقانی، از جای برمیخیزند و کلاه از سر برمیدارند. سایهی سنگین سیاستورزی اخلاقی و منش دموکراتیک و رفتار توام با مدارا و بزرگواری آن آزادگان، در کنار باورهای ملی و اعتقادشان به کنش خردمندانه، نه فقط بر جمعیت نهضت آزادی، بلکه بر علیالاغلب طیفهای اپوزیسیون و نیز جامعه مدنی ایران همچنان محسوس و موثر مینماید.
با اطمینان میتوان گفت، از همین زاویه است که حاکمیت خودکامه در جمهوری اسلامی که باوری به ضرورت دست بهدست شدن قدرت ندارد و برای نگاه و داوری خود، شأن و مقامی فراتر از انتخاب و ارزیابی شهروندان قائل است، حداکثر تلاش خود را در ماههای اخیر مبذول داشته که مبادا نهضت آزادی و ملی_مذهبیها (همچون دیگر نیروهای سیاسی مطرح و موثر و آلترناتیوهای بالقوه) اندک امکانی نیز برای تعامل و کنش اجتماعی بیابند. تهدیدها و احضارها و بازداشتهای گوناگون ازجملهی این تلاشهای غیرقانونی حاکمیت بوده است. فشارهایی که تنها دامن جوانترها و گمنامها را نگرفته، بلکه بهگونهای بیپروا و متفرعنانه، شامل چهرههای معنون و پیشکسوتان سیاست ایران زمین نیز شده است.
دکتر احمد صدر حاجسیدجوادی در 93 سالگی مورد تهدیدهای غیرانسانی قرار میگیرد؛ دکتر ابراهیم یزدی در 79 سالگی بازداشت میشود؛ مهندس عزت الله سحابی در 82 سالگی هنوز هدف تهدید و اعمال فشار بازوهای امنیتی رژیم دیکتاتوری است؛ مهندس محمد توسلی، رییس دفتر سیاسی نهضت آزادی فشارهای گوناگون (ازجمله بازداشت خود، و بازداشت دختران و داماد و تهدید نوهاش) را متحمل میشود؛ و ... و نهادهای مسئول سرکوب و تهدید، از برگزاری هرگونه مراسمی برای بنیانگزاران نهضت آزادی جلوگیری میکنند.
دکتر ابراهیم یزدی در آستانهی 80 سالگی گروگان جمهوری اسلامی شده است. قدرت مطلقه بیاعتنا به چهارچوبهای انسانی و عرف اجتماعی و قانون اساسی، و با حداکثر خودکامگی، مخالفان خشونتگریز و منصف و وطندوست و فرهیختهای چون دکتر یزدی را به حبس و بند دچار میسازد یا وادار به سکوت تحمیلی میکند. نظام سرکوبگر متکی به حاکم خودکامه، غافل از آن است که چگونه با بستن مهمترین مجاری هدایت مسالمتآمیز مطالبات شهروندان، و با محبوس ساختن وزینترین چهرههای علمی و شخصیتهای ملی و کنشگران اجتماعی منصف و دموکرات، نه تنها مشروعیت خود را بیش از پیش مخدوش میسازد، بلکه با حذف شخصیتهای حقیقی و حقوقی مرجع و واسط میان جامعه مدنی و حکومت، ماهیتی بنیانبرافکنتر به مطالبات و جنبش اجتماعی میدهد.
جالب آنجاست که رژیم دیکتاتوری، از آنرو که دچار بحران اقتدار و مشروعیت شده است و تنها با تکیه بر سرکوب و سلاح و سلطهی نفتی به بقای نامشروع خویش ادامه میدهد، فعالان سیاسی دموکرات و خردورزی چون دکتر یزدی را مورد مواخذه قرار میدهد که چرا اعتراض مدنی و پرهیز از خشونت را تبلیغ و ترویج میکنند. آشکار است که صاحبان گلوله و گاز اشکآور و دشنام و دشنه و اوین، میکوشند با بالابردن هزینهی کنش اجتماعی و اقدام سیاسی، آرامشی گورستانی را بر جامعه تحمیل کنند و عیش نامشروع خویش از قدرت را تداوم بخشند.
از آن جمهوری اسلامی که آیتالله خمینی در پاریس میگفت و دکتر یزدی برای خبرنگاران ترجمه و تببیناش میکرد، چنانکه آیتالله منتظری _و اخیرا شیخ مهدی کروبی_ تصریح کرد، نه جمهوریتی مانده و نه اسلامیتی.
جمهوری اسلامی متکی بر ولایت مطلقه فقیه اگر حداقلی از توان اقناع افکار عمومی برای خود قائل بود، دادگاه دبیرکل نهضت آزادی را هرچه زودتر و بهصورت علنی برگزار میکرد. به تعویق انداختن مکرر محاکمهی همراه و همفکر بازرگان و طالقانی و سحابی و چمران و شریعتی، و مشاور مورد وثوق رهبر فقید انقلاب در هجرت، یا محقق ساختن محاکمه پشت درهای بستهی دادگاه، جز خالی بودن دستهای خودکامگان و سوء استفادهی دیکتاتوری از قوانین کشور چه معنایی دارد؟
تداوم حبس دکتر یزدی (و راهبران و یاران جنبش سبز) نه تنها شاهدی برای اقتدار دیکتاتوری نیست، بلکه بحران هژمونی و مشروعیت نظام سیاسی را آشکار میکند. ادامهی بازداشت دکتر یزدی همچنین، شاخصی مهم و مهر تاکیدی دیگر بر پایان تلخ جمهوری اسلامی، دستکم بهروایت تمامیتخواهان و خودکامگان مسلط در ساخت قدرت است.
(توضیح: این نوشتار در سایت جرس، مورخ 22 اسفندماه 1389 منتشر شده است.)
ندای سبز آزادی: هیلا صدیقی، شاعر جوان و فعال مدنی و سیاسی که بعد از انتخابات شعرهایی با مضامین اجتماعی - سیاسی سروده بود همزمان توسط وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران احضار و پرونده اش به دادگاه انقلاب ارسال شده است.
این شاعر جوان که در انتخابات سال 88 از جمله طرفداران میرحسین موسوی بود از آذرماه امسال به وزارت اطلاعات احضار شده بود و روزانه ده تا 11 ساعت مورد بازجویی قرار می گرفت. در عین حال همزمان پرونده ای از او در سازمان اطلاعات سپاه نیز تشکیل شده است و ماموران امنیتی با حضور در منزل وی، به جست و جوی خانه پرداختند و اطلاعات شخصی او را نیز ضبط کردند.
او در پاسخ به خبرنگار ما در مورد این بازجویی ها گفت که ترجیح می دهد سکوت کند و منتظر تشکیل دادگاهش بماند. خانم صدیقی در عین حال اضافه کرد که هیچ اتهامی را نمی پذیرد و همواره چه پیش و چه پس از انتخابات در چارچوب قوانین رسمی کشور فعالیت کرده است.
خانم صدیقی از جمله فعالان انتخاباتی در ستاد 88 و رئیس ستاد باران بود و شعرهایی از این شاعر جوان به صورت کلیپ در دوران انتخابات پخش شد که معروف ترین آن "شکست سکوت" با مطلع "از خاک سکوت آتش فریاد بسازیم، من با تو و ما میهنی آباد بسازیم" بود. شعار تبلیغاتی اصلاح طلبان در جریان گرلمیداشت سالگرد دوم خرداد در استادیوم 12 هزارنفری آزادی با عنوان "صد واقعه چون دوم خرداد بسازیم" نیز توسط هیلا صدیقی ارائه شده بود.
از جمله شعرهای خانم صدیقی که با استقبال بسیار زیادی هم مواجه شد می توان به "زن ایرانی"،" کلاس درس خالی مانده از تو"، "شب آیینه ها"، گل مریم"، "بابا" و "سبزست دوباره" اشاره کرد.
هیلا صدیقی که در یکی از سازمان های شهرداری تهران کار می کرد تابستان امسال به دلیل فشارهای سیاسی، خارج از محیط کار مجبور به استعفا شد.
بیاری خداوند از روز دوشنبه ۲۳ اسفند ساعت ۶ بعد ظهر پخش رسانه سبز ایران روی ماهواره یوتل ست دبلیو۳ ای (Eutelsat – W3A) آغاز می شود.
منشور رسا راهنمای عمل ما دراداره این رسانه خواهد بود ، درعین حال یادآوری نکات ذیل را ضروری می دانیم :
یک - رسا برپایه یک وظیفه ملی و میهنی و اینکه در جنبش سبز هرشهروند یک رسانه است توسط بخشی از نیروهای باورمند به این جنبش درجهت عملیاتی کردن راهبرد اصلی آن یعنی آگاهی بخشی شکل گرفته است .
دراین مسیر رسا تمام تلاش خود را برای بارتاب دادن پیام رهبران و صداهای متنوع جنبش بکارخواهد بست اما رسا خود را سخنگو و تنها رسانه تصویری جنبش نمی داند و امیدوار است که رسانه های دیگرسبز به میدان آیند و شاهد تنوع رسانه ای همچون تنوع موجود در جنبش باشیم .
دو - رسا با امکانات اندک و محدود ایرانی و در حد یکساعت در روزراه اندازی شده است اما دریافته ایم که انتظارات از این رسانه توسط هموطنان در حد بالایی است از اینکه تاکنون نتوانسته ایم پاسخگوی انتظارات شما باشیم عذر تقصیر داریم اما چشم به دیده خطا پوش و همت والای شما سبزاندیشان داریم تا با کمک های فکری و مادی شما ادامه راه رابه وجه بهتری بپیماییم .
توسعه کمی و کیفی رسا مشروط به همراهی و کمک شماست و ما بعد از خدای متعال چشم به دست و دل ایرانیانی داریم که دل در گرو فردای بهتر و ایرانی آزاد و آباد و مستقل دارند . قطره های اندک کمک شما به این رسانه دریایی از اگاهی برای رهایی ایران از دام استبداد و خود کامگی فراهم می سازد و نوید رهایی می دهد .
سه - فرکانسهای پخش ۲۴ ساعته شبکه تلویزیونی رسا – رسانه سبز ایران:


شبکه تلویزیونی رسا – رسانه سبز ایران
آرش حسینی پژوه
سال 78 در تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی ایران یکی از بحرانی ترین سال هاست. در این سال پس از وقایع 18 تیر و انتخابات مجلس، اتفاقی توجه همه ی رسانه های داخلی و خارجی را به خود جلب کرد.
روز یکشنبه 22/12/78 ساعت 8:35 مردی که درباره ی مشخصات ظاهریش، اجماعی وجود ندارد، به طرف سعید حجاریان می آید و از فاصله ی کوتاهی، مغز اصلاحات را نشانه میرود. اما دست ائ می لرزد و صورت حجاریان را مورد اصابت قرار میدهد و سپس به کمک موتور هوندای هزار سی سی – که در ایران به موتور هزار معروف است - فرار میکند.
آنچه بر جای میماند کالبد نیمه جان و غرق در خون سعید حجاریان، تئوریسین اصلاحات است که به شدت از ناحیه گونه و کتف آسیب دیده است. نایب رئیس بیهوش شورای شهر را یکی از همکاران، با خودروی شخصی به بیمارستان سینا میرساند.
خبر ترور مشاور سیاسی خاتمی چون بمبی در رسانه ها صدا میکند. حجاریان به اغما می رود و در بخش مراقبتهای ویژه بستری می شود.
از فردای روز ترور، موضع گیری ها در این باره شروع می شود. رهبری با ارسال پیامی اظهار تأسف خود را ابلاغ می کند و طی دو اطلاعیه ی رسمی نیروهای امنیتی و انتظامی را به سرعت عمل و دقت در شناسایی عوامل جنایت فرا می خواند. سید محمد خاتمی که در میبد یزد به سر میبرد تروریست ها را دشمن آزادی و سربلندی ملت ایران می خواند و دستور کشف سریع منشأ فاجعه را صادر می کند.
سه تن از اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت، ترور حجاریان را به نیروهای شکست خورده در انتخابات 29 بهمن نسبت می دهند. سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیز در همان روز ، بیانیه ای با این عنوان صادر می کند: « مافیای خشونت نمیتواند با اراده ی ملت مقابله کند.»
فردای آن روز محمد سلامتی دبیر کل سازمان می گوید که عاملان پرونده ی قتل های زنجیره ای، حادثه ی کوی دانشگاه و ترور حجاریان همه از یک منبع خط میگیرند. وی همچنین می گوید که ترور سعید حجاریان برای ضربه زدن به تفکر اصلاحات طراحی شده است.
در حالی که گروه های مختلف سیاسی انگشت اتهام را به سوی یکدیگر اشاره می روند سرانجام شورای امنیت کشور در1/1/79 اعلام می کند که عوامل ترور حجاریان دستگیر شده اند و ضارب به عمل مجرمانه ی خود اعتراف کرده است. وزیر اطلاعات، روز ششم فروردین 79 اعلام می کند که متهمان پرونده به 10 نفر رسیدند. در همین گیرودار رئیس کل دادگستری استان تهران خواستار تحویل متهمان ترور حجاریان به قوه قضاییه می شود. وزارت اطلاعات متهمان ترور را به دادگاه انقلاب تحویل می شود؛ در حالیکه یونسی، وزیر اطلاعات می گوید که پرونده ی ترور حجاریان نا تمام از وزارت اطلاعات گرفته شده است.
وزارت اطلاعات چند روز پیش از آن اعلام کرده بود که به حلقه ی مظنونان ترور حجاریان نزدیک شده است. وکیل حجاریان هم در گفت و گوی اختصاصی با ایران می گوید: « گره های پرونده ی ترور حجاریان بدون مشارکت وزارت اطلاعات گشوده نخواهد شد.» (23/1/79). دو سال پس از حادثه ،حجاریان در گفت وگویی می گوید که به دنبال اختلاف وزارت اطلاعات و قوه ی قضاییه، پرونده از دست وزارت اطلاعات خارج شد. در حالیکه این وزارت خانه سرنخ هایی به دست آورده بود. وی در پاسخ به این سوال که نتیجه ی اعتراضش نسبت به رویه ی دستگاه قضایی در این پرونده به شورای امنیت کشور به کجا رسید هم می گوید: به من پاسخی ندادند در حالیکه قوه ی قضاییه گفته بودد که قوه ی قضاییه باید فصل خصومت کند و نه کشف حقیقت. حجاریان در ادامه می گوید: تنها زمانی میتوان به فصل خصومت اکتفا کرد که امکان کشف حقیقت نباشد اما اگر در دو قدمی حقیقت باشیم و بدانیم که با استناد به فلان سند حقیقت ماجرا روشن میشود و این کار را نکنیم اشتباه است (نوروز 21/12/80).
به هر ترتیب اولین جلسه ی دادگاه در تاریخ 6/1/79 تشکیل می شود؛ هشت نفر به عنوان متهم شناخته شده بودند. سرانجام و پس از پایان مراحل بررسی احکام صادره در 26/2/79 اعلام و مجموعا 39 سال زندان برای پنج متهم پرونده صادر می شود. در پایان مراحل رسیدگی، اصلاح طلبان از روشن نشدن ریشه های ایدئولوژیک و مافیای ترور لب به اعتراض گشودند. جبهه ی مشارکت در بیانیه ای به شیوه ی محاکمه عوامل ترور حجاریان اعتراض می کند و مدعی می شود دادگاه درباره شناسایی حلقه هایی که عوامل ترور را گرد هم جمع کرده بود، هیچ تلاشی نکرده است.
اصلاح طلبان تأکید می کردند که پایگاه فکری خشونت و ترور همچنان فعال است و از مسئولان قضایی می خواستند که اتاق فرمان ترور را معرفی کند. این درحالی بود که حسین مرعشی هم پیش از برگزاری دادگاه گفته بود ترور حجاریان را به سادگی نمیتوان به گروه های خودسر نسبت داد.
آیت الله خزعلی چند ماه پس از وقایع کوی دانشگاه در یک سخنرانی گفته بود: این روزنامه های جدید "ولدحرام" هستند. من یقین دارم که از امریکا دستور دارند که در ایران به مقدسات توهین کنند...امروز دیگر وقت سکوت نیست، مثل دوران نواب صفوی است که یکی از انقلابیون آن زمان قصد کشتن کسروی را کرد. وقتی در خیابان نتوانست او را به قتل برساند در دادگاه کسروی را کشت. امروز هم مثل همان دوران است.(روزنامه خرداد 7/7/78).
در همین رابطه روح الله حسینیان نیز در یک سخنرانی گفته بود: سعید حجاریان "ام الفساد" است، زندگی و حیات او در بحران است و تا او باشد احتمال بروز هر بحرانی وجود دارد(جبهه 4/12/78).
در برخی جراید آمده است که سعید حجاریان پس از بهبودی که البته هیچگاه به طور کامل حاصل نشد متهمان را عفو میکند و همگی آزاد میشوند، اما روایت مغر متفکر اصلاحات از حقیقت ماجرا چیز دیگری است.
وقتی در مراسم چهارمین سالگرد ترور از حجاریان خواسته میشود تا درباره عدم شکایتش از ضاربان توضیح دهد، وی با بیان اینکه نه از ضاربان شکایت کرده و نه رضایت داده است می گوید: من اعتنایی به دستگاه قضایی نکرده ام. اگر ذره ای اعتقاد داشتم که ترتیب اثری در این زمینه میدهند حتما شکایت میکردم. حجاریان همچنین ادامه می دهد: مگر من با چهارتا بچه دعوا دارم؛ دعوای من با یک تفکر است، نه چهار تا جوان که حالا دست به کاری هم زده اند. من با آمرین قضیه کار دارم و نه چهار تا مباشر. (نوروز 21/12/80)
با گذشت بیش از یک دهه از این اتفاق همچنان سوالات بی پاسخ و ابهامات فراوانی در ارتباط با پرونده ترور سعید حجاریان باقی مانده است، تروری که هر چند زوایای پشت پرده آن روشن نشد، اما در عمل به سر انجام نرسید.
تحلیل های فراوانی در پس ترور مغز متفکر اصلاحات ارائه می شود، تحلیل هایی که همه ابعاد این ترور را فرا تر از یک ترور فیزیکی تصویر می کردند. آمرین این ترور، اگر چه هیچ گاه معرفی نشدند و در پشت پرده سیاست ایران ماندند اما تنها یک چیز از پس ترور سعید حجاریان برای تاریخ معاصر ایران باقی ماند و آن زنده بودن اصلاحات در بدنه جامعه بود.
نیروهایی که همواره گمان میکردند حذف فیزیکی یک تفکر ممکن و راه ساز است، پس از ترور نا موفق اصلاحات به این نتیجه عینی باید رسیده باشند که خواست تغییر، نه در پیکر یک فرد و یا یک تئوریسین که در پیکر جامعه وجود دارد.
اما سعید حجاریان که پس از ترور نا فرجام قدرت تکلم خود را تقریبا از دست داده است، هنوز و همچنان استوار و سبز در راه تفکرات خود ایستاده استو بازداشت و زندان کردن وی پس از کودتای انتخاباتی هم سناریوی از پیش شکست خورده ای بود که همچون گذشته نتوانست شعله تغییر را خاموش و یا حتی کم سو کند.
سعید حجاریان ترور شد اما تفکرات او همچنان در جامعه باقی ماند و سبز شد. سند ماندگاری تفکرات اصلاح طلبانه او جنبشی ست که امروز سبز شده است.
بی شک امروز بازخوانی تفکرات حجاریان میتواند به نسل جوان برای ادامه راه کمک کند، هر چند کودتاچیان تئوریسین اصلاحات را خانه نشین کرده و مهر سکوت بر لبانش زده اند، اما سعید اصلاحات ریشه اندیشه اش آنقدر تنومند و سبز بود که امروز هم راه ساز و کار ساز باشد.
منابع:
1) 1) زکریایی، م.ع 1379 ترور سعید حجاریان به روایت جناح های سیاسی، تهران، انتشارات کویر
2) زکریایی، م.ع 1379 روایت نا تمام ترور سعید حجاریان، تهران، انتشارات جامعه ایرانیان
3) نسیم بیداری_ شماره هشتم_ سید غلامرضا هزاوهای
در ادامه واکنش ها نسبت به تداوم حصر و وضعیت نامشخص راهبران جنبش سبز مردم ایران، گروهی از فعالان و حامیان جنبش سبز در ٣۱ شهر جهان، روز شنبه دوازدهم مارس (بیست و یکم اسفند ماه)، به تحصن و تجمعاتی جهت حمایت از راهبران جنبش و همچنین همبستگی با مبارزات مردم ایران دست زدند.
به گزارش جرس، کمپین"حمایت سبز"، روز شنبه ۱٢ مارس مراسم جهانی خود را آغاز کرده و پیش از شروع به کارِ اجلاس جهانی حقوق بشر (روز دوشنبه) تلاش خواهد کرد بیانیه پایانی خود را خطاب به اجلاس و دبیرکل سازمان ملل، ریاست دوره ای اتحادیه اروپا و دبیر کل سازمان کنفرانس اسلامی منتشر کند و قرار است بانکیمون، دبیر کل سازمان ملل، در روزهای آینده گزارشی از موارد نقض حقوقبشر در ایران را در سازمان ملل ارائه دهد.
به گزارش منابع خبری جرس، از جمله شهرهایی که دانشجویان و ایرانیان مقیم در کمپین حمایت از راهبران جنبش و "اعتراض سبز" شرکت کردند، می توان به این شهرها اشاره کرد: لندن، برلین، کلن، هامبورگ، فرانکفورت، دورتمند، گوتینگن، پاریس، اسلو، کوالامپور، نیویورک، واشنگتن، سن خوزه آمستردام، بوداپست، هوستون، لس آنجلس، ملبورن، رم، وین، تروندهایم، آنکارا، استکهلم، گوتنبرگ، کارلس کرونا، لین شوپینگ، مالمو، مدیسون، ویسکا و...
بریتانیا
به گزارش خبرنگار جرس از لندن، دهها تن از ایرانیان و حامیان جنبش سبز، به همین مناسبت در یکی از میدان های اصلی شهر (ترافلگار) دست به تجمع زده و با در دست داشتن پلاکاردهایی پیرامون وضعیت حقوق بشر در ایران و همچنین تصاویر میرحسین موسوی، مهدی کروبی، زهرا رهنورد و فاطمه کروبی، که در حصر و وضعیت نامعلوم و ابهام آمیز قرار دارند، حمایت خود را از فعالان و راهبران جنبش اعلام داشتند و افکار عمومی انگلستان را متوجه اوضاع ایران ساختند.

سوئیس
جمعی از دانشجویان و فعالان سابق دانشجویی ایران نیز، در اولین روز از فراخوانی که طی روزهای اخیر صادر کرده بودند، و در حالیکه روز دوشنبه (چهاردهم مارس) در مقابل مقر اروپایی سازمان ملل تحصن گسترده خواهند داشت، روز شنبه همزمان با سی شهر دیگر جهان، در میدان "ملت ها"ی شهر ژنو سوئیس، در اعتراض به بازداشت رهبران جنبش سبز و نقض گسترده حقوق بشر در ایران دست به تحص زدند.

به گزارش خبرنگار جرس از ژنو، این فعالان دانشجویی دلیل تحصن خود را "موج جدید بازداشت گسترده معترضین پس از اعتراضات بهمن و اسفندماه امسال در ایران" و همچنین "ادامه حصر و وضعیت نامعلوم میرحسین موسوی، مهدی کروبی، زهرا رهنورد و فاطمه کروبی" اعلام کرده و خاطرنشان ساختند "ما، جمعی از فعالان سابق جنبش دانشجویی ایران، از تمامی گروه ها و افراد که دل در گروی آزادی و رهایی ایران از استبداد دارند دعوت به عمل می آوریم تا از روز ۱۲ الی ۱۴ مارس (۲۳-۲۱ اسفند ماه) در تجمع و تحصن اعتراضی نسبت به موارد متعدد نقض حقوق بشر در ایران؛ از جمله کشتار مردم بیگناه و دانشجویان آزادیخواه، بازداشت گسترده، شکنجه و صدور احکام سنگین حبس برای دانشجویان و همراهان جنبش سبز و بازداشت غیرقانونی رهبران آن؛ در مقابل مقر سازمان ملل در شهر ژنو شرکت نمایند."
سوئد
منابع خبری جرس از سوئد نیز گزارش دادند که در پنج شهر استکهلم، گوتنبرگ، لین شوپینگ، کارلس کرونا و مالمو، روز شنبه ۱٢ مارس در میادین شهرهای فوق، تجمعاتی برگزار شد.
به گزارش این منابع خبری، تجمع حمایت سبز در گوتنبرگ سوئد، امروز با شرکت ده ها نفر از دانشجویان و هواداران جنبش سبز برگزار شد . این مراسم در محل برونس پارکن، میدان مرکزی شهر برگزار و با استقبال قابل توجه بسیاری از چهره های دانشگاهی، فرهنگی، فعالان سیاسی، دموکراسی خواهان و فعالان حقوق بشر روبرو شد.

در این برنامه که بر اساس اعلام برگزار کنندگان، کمپین اعتراضی سکوت بود، شرکت کنندگان ماسک های زهرا رهنورد، فاطمه کروبی، میر حسین موسوی و مهدی کروبی را در مقابل صورت خود نگاه داشتند و بروشورهایی به زبان های انگلیسی، سوئدی و فارسی در بین علاقمندان و رهگذران توزیع شد . شرکت کنندگان نمادهای سبز را به نشانه حمایت از جنبش سبز با خود همراه داشتند و در انتها به شکل خود جوش سرود یار دبستانی را همخوانی کردند.
آلمان
در آلمان نیز، انجمنهای ایرانی و فعالان سیاسی شهر هامبورگ با تجمع خود در منطقه مرکزی همبستگی خود را راهبران در حصر جنبش و با مردم آزادیخواه ایران اعلام نمودند.
به گزارش منابع خبری، در این تجمع ابتدا نمایندگان گروهها و انجمنها بیانیه های خود را به فارسی و آلمانی خواندند و شرکت کنندگان همچنین ضمن گفتگو با شهروندان آلمانی، شرایط کنونی ایران را مورد شرح و توصیف قرار دادند.

در این برنامه همچنین جمعی از دانشجویانِ گروهِ «بیست و دو خرداد»، بدون اعلام قبلی با زدن ماسکهای چهره های خانمها کروبی و رهنورد و آقایان کروبی و موسوی و با بستن دستهای خود با زنجیر در سطح شهر شروع به حرکت کردند طی این آکسیون که توجه همگان را به خود معطوف کرده بود نیز پلاکاردهایی حمل می کردند و توسط بخشی دیگر از دانشجویان اعلامیه هایی بین شهروندان پخش می شد.
در پایان این آکسیون، دانشجویان به تجمع حامیان مادران عزادار پارک لاله - هامبورگ پیوستند و همبستگی خود را نیز با آنان که هر شنبه در مرکز شهر تجمع می کنند اعلام نمودند.
با گذشت چند روز از کناره گیری هاشمی رفسنجانی از ریاست مجلس خبرگان، که تحت فشار حاکمیت و طرفداران دولت صورت گرفت، مشاور فرمانده کل سپاه و وزیر سابق ارشاد خاطرنشان کرد "هاشمی رفسنجانی چوب اطرافیان خود را می خورد."
به گزارش جهان، محمدحسین صفار هرندی در مصاحبه با سالنامه مثلث، اطرافیان هاشمی رفسنجانی را "مقصر" دانست و ادعا کرد: "در سال ۸۳ پسر ایشان مهدی هاشمی یا یک روزنامه پر تیراژ آمریکایی مصاحبه میکند که این بار اگر پدر من رئیس جمهور شود، قانون اساسی را تغییر میدهد و نقش رهبری را تا حد یک مقام تشریفاتی تنزل میدهد. این حرف یعنی براندازی. ولی این پسر به خاطر این حرف تو دهنی نخورده است. کجا شنیدهایم که آقای هاشمی بگوید غلط کرده آن کسی که حتی اگر پسر من باشد چنین اراجیفی را سر هم کرده است؟ دختر ایشان انواع اهانتها را به نظام داشته است. کسی که این حرفها را می زند یعنی اجیر شده شیطان است. چرا توبیخ نمی شود؟"
وی در ادامه در خصوص ارتباط هاشمی با مسائلی که پس از انتخابات ریاست جمهوری رخ داد، افزود : "هاشمی در این میان داور نیست و تمایل و گرایش دارد . اگر خودش در راس نیست، لااقل خودش را با آن افراد مشترک المنافع می داند. بنابراین از آن به بعد هم ایشان با آنها بوده و با آنها نشست و برخاست داشته است. اطرافیان ایشان کاملا به صورت رسمی از آن موضع صحبت کردند. نمیشود بگوییم یک نفر خودش از آلودگی به جریانی مبرا باشد، در حالی که همه اطرافیانش مستقیما در میانه میدانی باشد که ایشان میخواهد خودش را از آن تبرئه کند."
صفار هرندی تاکید کرد : هاشمی همیشه می گوید من نسبتی با کارگزاران ندارم و آنها دوستان ما هستند. اما واقع مطلب این است که مراد فکری و تشکیلاتی کارگزاران، هاشمی بوده است. اگر این مسائل شفاف شود، سبب میشود که مواضع سیاسی فرد هم شفافتر شود و دیگر آقای هاشمی از موضع پدارانه برخورد نکند و بگوید که من طرف یک ماجرای سیاسی هستم.
محمدحسین صفار هرندی همچنین گفت "آنچه در مناظره انتخابات اتفاق افتاد را رهبری مطلوب نمی دانست."
محمدحسین صفار هرندی پیرامون مناظره های قبل از انتخابات خرداد سال گذشته اظهار داشت "آنچه در مناظره اتفاق افتاد و بر ملا شدن چنین چیزی چه راست و چه غلط را حضرت آقا (رهبری) مطلوب نمی دانستند. برای همین مسیری را که مناظره طی کرد از جهاتی مورد تخطئه آقا قرار گرفت و هر چه جلوتر رفتیم و کسانی که خواستند در آتش چنین تقابلی بدمند چه تیم آقای هاشمی و چه جریان مقابل که با عمده کردن مساله هاشمی، می خواستند مسائل دیگر را فراموش بکنند هردوی آنها مورد تایید نبودند."
مشاور فرمانده کل سپاه و عضو شورای سردبیری روزنامه کیهان همچنین ادعا کرد "همین الان هم بعضی ها برخلاف مصالح عمومی کشور و برخلاف برآوردهای درست صحنه ارجاعاتی به جاهایی می دهند که خط های دیگر را کور بکنند. بنده اصلا حاضر نیستم که در این پازل بازی کنم. تعبیر آقا این است که سر نخ این ماجرا و فتنه در دست کسانی در بیرون است و کسانی هم که در داخل هل داده می شوند یعنی فریب خوردند."
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر