-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ اسفند ۲۳, دوشنبه

Latest New from Green Correspondents for 03/14/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.

 

وی همچنين در بخشی از سخنانش با ذکر برخی آمار و محاسبات و اظهارات احمدی‌نژاد فاش کرد که ميان شمارش افرادی که رسما درخواست يارانه کرده بودند و کسانی که دولت اعلام کرده يارانه دريافت می‌کنند اختلاف بزرگی وجود دارد و معلوم نيست پول افرادی که درخواست يارانه نکرده‌اند و دولت ادعا می‌کند به حسابشان يارانه واريز می‌کند کجا می‌رود.
اختصاصی خبرنگاران سبز/ گزارش و خبر:

 به گزارش خبرنگاران سبز امروز در دانشگاه وست‌مينستر لندن نشستی با عنوان «تحليل حوادث ۲۵ بهمن» با شرکت شيرين عبادی، اردشير اميرارجمند (مشاور ارشد ميرحسين موسوی)، مجتبی واحدی (مشاور مهدی کروبی)، و مهدی کديور برگزار شد. در اين جلسه مجتبی واحدی که از طريق اسکايپ و از کشور آمريکا در جلسه شرکت می‌کرد سخنان گفت که در زير به بخشی از آن‌ها اشاره می‌کنيم.

به گزارش خبرنگاران سبز مجتبی واحدی ۲۵ بهمن را نقطه عطفی در زندگی جنبش سبز دانست. وی در توضيح اين نکته به حصر رهبران سبز در روزهای پيش از ۲۵ بهمن و روز ۲۵ بهمن بدون داشتن هيچ حکم قانونی اشاره کرد و گفت که اين عمل حاکميت نشانه ترس آن‌ها از جنبش سبز و رهبران آن است. به همين دليل آن‌ها مجبور شدند «انفعالی، وحشت‌زده و وحشيانه» عمل کنند.

وی با اشاره به صفت «مهيب» که سايت حکومتی الف در توصيف حضور نيروهای امنيتی در پايتخت به کار برد، نظامی و امنيتی شدن تهران در روز ۲۵ بهمن و حصر رهبران سبز را نشانه‌های وحشت عميق حکومت از جنبش سبز دانست. بر همين اساس، به نظر واحدی، هم اکنون حکومت می‌کوشد از سه راه به جنبش سبز ضربه بزند: نااميدی، حساسيت زاديی و سردرگمی.

وی گفت: يکی از شيوه‌های حکومت برای مواجهه با بحران‌ها به تعويق انداختن بحران است. در توضيح تاريخی کودتای سال ۸۸ وی به انتخابات خرداد ۷۶ و انتخابات مجلس ششم در سال ۷۹ اشاره کرد و اظهار داشت که آقای خامنه‌ای که در اين دو انتخابات خود را تحقير شده می‌ديد تصميم به يک‌پارچه کردن حاکميت گرفت. بنابراين وی تصميم گرفت از نيرويی حمايت کند که از کمترين جايگاه برخوردار باشد و گمنام باشد تا در موقع مناسب حذف شود. به نظر واحدی اين سناريو آن گونه که آقای خامنه‌ای می‌پنداشت پيش نرفت و احمدی‌نژاد اکنون نه ابزار او برای يکدستی حاکميت که شريک و رقيب او در حاکميت شده است.

به گزارش خبرنگاران سبز واحدی سپس به فساد گسترده دولت احمدی‌نژاد و حاکميت اشاره کرد و خواهان آگاهی رسانی همگانی شد. وی با يادآوری اينکه حاکميت اقدام به پيش فروش گاز و نفت کرده و با کشورهايی نظير چين قراردادهای پنجاه ساله بسته است آگاهی رسانی در اين موارد را مهم تلقی کرد. وی همچنين با فريب‌آلود خواندن هواخواهی تيم احمدی‌نژاد از کورش و مفاخر ايرانی  اظهار کرد که آن‌ها از علايق ملی فقط استفاده ابزاری می‌کنند و اين اظهاراتشان از سر علاقه به پيشينه ايران و ايرانی نيست.

وی همچنين در بخشی از سخنانش با ذکر برخی آمار و محاسبات و اظهارات احمدی‌نژاد فاش کرد که ميان شمارش افرادی که رسما درخواست يارانه کرده بودند و کسانی که دولت اعلام کرده يارانه دريافت می‌کنند اختلاف بزرگی وجود دارد و معلوم نيست پول افرادی که درخواست يارانه نکرده‌اند و دولت ادعا می‌کند به حسابشان يارانه واريز می‌کند کجا می‌رود.

 
 

نيروهای لباس شخصی برای چندمين بار به قبر شهيد «کيانوش آسا» در باغ فردوس کرمانشاه حمله کردند تا باز هم کينه و دشمنی خود را نسبت به جنبش سبز و شهدای آن نشان دهند.با تکرار اين اقدامات، گفته ميرحسين موسوی ناخودآگاه جلوی چشمانمان خطور ميکند که اين نظام نه اسلاميست و نه انسانی.
خبرنگاران سبز/جامعه:
پنجشنبه علی خامنه ای در ديدار با خبرگان رهبری از هتک حرمت و رفتارهای غيراخلاقی لباس شخصی های طرفدار خود برای بی آبرو کردن نظام انتقاد کرد مصادره و یا شهيد دزدی ازجنبش سبز ( استاد علی محمدی و شهيد صانع ژاله ) يا هتک حرمت به مزار شهيدان جنبش سبز، از ديگر افتخارات اين نظام است که بارها با برنامه ريزی توسط لباس شخصی ها، انجام شده است. از اهانت به مرقد پدر محمد خاتمی تا بی احترامی به بيوت مراجع نظير آيت الله دستغيب، آيت الله منتظری، آيت الله صانعی و به تازگی آيت الله وحيد خراسانی تا حمله و شليک به قبر ندا آقا سلطان و برای چندمين بار حمله به قبر کيانوش آسا دانشجوی نخبه‌ی مقطع کارشناسی ارشد رشته‌ی مهندسی شيمی در دانشگاه علم و صنعت که در روز ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، با گلوله‌ مامورانی که هيچ‌گاه معرفی نشدند، به شهادت رسيد، همه و همه توسط افرادی اجرا میشود که خود را حزب اللهی و سرباز امام زمان می نامند. با تکرار اين اقدامات، گفته ميرحسين موسوی ناخودآگاه جلوی چشمانمان خطور ميکند که اين نظام نه اسلاميست و نه انسانی.با ناله های مادر کیانوش آسا و گریه های شبانه مادرارن داغ دار چه خواهند کرد؟

نيروهای لباس شخصی برای چندمين بار به قبر شهيد «کيانوش آسا» در باغ فردوس کرمانشاه حمله کردند تا باز هم کينه و دشمنی خود را نسبت به جنبش سبز و شهدای آن نشان دهند.

به گزارش کلمه، قبر دانشجوی شهيد کيانوش آسا که پيش از اين هم مورد حمله‌ی ماموران لباس شخصی قرار گرفته و تصوير و نوشته‌های آن در آستانه‌ی مناسبت‌های خاص، با رنگ و اسيد مخدوش شده بود، به تازگی بار ديگر مورد تعرض قرار گرفته است.

اين نيروها در اقدامی سخيف، ضمن اسيدپاشی به تصوير اين شهيد جنبش سبز، درخت سروی را هم که در پشت مزار وی کاشته بود، کندند! اين درخت سرو را مادر و دايه‌ی کيانوش آسا در آخرين جمعه‌ی سال گذشته (۲۷ اسفند ۱۳۸۸) به مناسبت هفته‌ی منابع طبيعی بر مزارش کاشته بودند.

تصاوير زير، وضعيت مزار شهيد کيانوش آسا را پس از حمله‌ی ناجوانمردانه‌ی لباس‌شخصی‌ها نشان می‌دهد:




 
 

اختصاصی خبرنگاران سبز/ گزارش و خبر:
به گزارش خبرنگاران سبز، جلسه پرسش و پاسخی امروز در دانشگاه وست‌منستير لندن با عنوان «تحليل حوادث ۲۵ بهمن» و با شرکت اميرارجمند (مشاور و سخنگوی ميرحسين موسوی)، واحدی (مشاور و سخنگوی مهدی کروبی)، شيرين عبادی (فعال حقوق بشر و مبارزه مدنی و برنده جايزه صلح نوبل)، و محسن کديور برگزار شد. در اين جلسه محسن کديور در سخنانی با تاکيد بر سازگاری اسلام و دمکراسی از طرفداران جنبش سبز خواست که سطح مطالبات مردم را بالا نبردند.

وی شورای هماهنگی راه سبز اميد را مورد اعتماد رهبران سبز مهندس ميرحسين موسوی و مهدی کروبی معرفی کرد. وی همچنين با کنايه‌ای نسبت به سخنان هفته گذشته‌ی عطاءالله مهاجرانی که در جلسه اعلام کرده بود از لحاظ مالی حتی يک نقطه خاکستری در پرونده علی خامنه‌ای و خاندانش نمی‌بيند با يادآوری اينکه ايران يکی از فاسدترين کشورهای جهان از لحاظ مالی است پرسيد که آيا رهبر کشوری با اين درجه از فساد می‌تواند رهبری منزه و زاهد باشد؟

طبق جدول سال ۲۰۱۰ در بين ۱۷۸ کشور، از نظر فساد ايران در جايگاه ۱۴۶ و در مرتبه‌ای پايين‌تر از کشورهايی نظير نيجريه، نيجر، و پاکستان قرار دارد (+).


گفتنی است که محسن کديور و عطاء‌الله مهاجرانی از اعضای شورای مرکزی سايت جرس هستند.

 
 

اختصاصی خبرنگاران سبز/ گزارش و خبر:
به گزارش خبرنگارن سبز، اردشیر امیرارجمند سخنگوی میرحسین موسوی در خارج کشور و عضو شورای هماهنگی راه سبز امید امروز در نشست «تحیل حوادث 25 بهمن» که در دانشگاه وست‌مینستر لندن برگزار شد در باره ابهامات مطرح شده در باره اخباری که سایت کلمه در باره انتقال مهندس میرحسین موسوی انتشار داد و اخبار بعدی آن دال بر حضور سرکار خانم دکتر رهنورد و مهندس موسوی در خانه‌ای در کوچه اختر خیابان پاستور و نیز ترکیب شورای هماهنگی راه سبز امید سخنانی مطرح کرد.

به گزارش خبرنگار سبز، وی در باره خبری که سایت کلمه مبنی بر انتقال میرحسین موسوی به حشمتیه منتشر کرد گفت که سایت کلمه همچون روال همیشگی‌اش تنها به انتشار اخباری اقدام می‌کند که از منابع موثق به دستش می‌رسد. آن خبر هم از منابع موثق به سایت کلمه رسیده بود. از سوی دیگر وی درستی نامه دختران مهندس میرحسین موسوی در باره دیدارشان با مادر و پدرشان را تایید کرد و جزییات بیشتر آن را می‌توانید اینجا پیگیری کنید.

وی همچنین اضافه کرد که به دلیل مرجعیت داشتن سایت کلمه طبیعی است که حساسیت نسبت به آن بالا باشد و کوچکترین خطاهای آن به چشم بیاید که طبیعتا نمی‌تواند خالی از خطا نیز باشد چنان‌که موادری بوده‌ است در نحوه تنظیم خبر و یا عنوان گذاری خطاهایی رخ داده است.

در باره شورای هماهنگی راه سبز امید وی خاطر نشان کرد که این شورا پیش از بازداشت غیر قانونی رهبران سبز شکل گرفته بود؛ وی اظهار کرد به دلایل امنیتی شورا نام اعضایش در داخل یا خارج کشور را عمومی نخواهد کرد ولی با پایداری بر چهارچوب‌های تعیین شده در بیانیه‌های میرحسین موسوی و مهدی کروبی می‌کوشد از تمام نظارت مخالفان و موافقان بهره گیرد و این نظرات را در جریان تصمیم‌گیری‌های خود دخالت دهد.

در این جلسه مجتبی واحدی (مشاور مهدی کروبی) نیز به ذکر نکاتی پرداخت که به محض تنظیم خبر تقدیم خواهد شد. 

 
 

هنگامی که دختر مهندس میرحسین به دیدار پدر و مادر می‌رود با میزی مواجه می‌شود که روی آن بیش از بیست نوع نوشیدنی چیده بوده‌اند. آنان با توجه به فشاری بر آن‌ها وارد می‌شده تا این خبر دیدار را با کسی در میان نگذارند مشکوک می‌شوند که شاید با توجه به صحنه آرایی انجام شده یک شوی تلویزیونی دیگری در راه باشد که شهامت به خرج دادند و خبر را به اطلاع عموم رساندند. 
اختصاصی خبرنگاران سبز/ گزارش و خبر:
به گزارش خبرنگاران سبز امروز جلسه‌ای در دانشگاه وست‌مینستر لندن با شرکت اردشیر امیرارجمند (سخنگوی میرحسین موسوی در خارج کشور و عضو شورای هماهنگی راه سبز)، مجتبی واحدی (سخنگوی مهدی کروبی در خارج کشور و عضو شورای هماهنگی راه سبز)، مهدی کدیور، و شیرین عبادی با میزبانی «پویشگران سبز امید» و مجری‌گری مسعود بهنود با عنوان «تحلیل حوادث 25 بهمن» تشکیل شد. قرار بود در این جلسه عطا‌ءالله مهاجرانی نیز حضور داشته باشد که غایب بود. ایشان دلیل غیبتش را این‌گونه توضیح داده است که چون به تازگی حرف‌هایش را گفته است حرف جدیدی برای گفتن ندارد. گفتنی است که مجتبی واحدی و محسن کدیور از طریق اسکایپ در این جلسه حضور داشته‌اند.

به گزارش خبرنگارن سبز، از مهمترین بخش‌های این جلسه گفته‌های اردشیر امیرارجمند در تایید محتوای نامه دختران میرحسین موسوی است. وی در گفته‌هایش با تایید نامه اضافه کرد که قبل از دختران میرحسین از اقوام دیگر خواسته بودند که چنین ملاقاتی را صورت دهند مشروط بر اینکه به هیچ وجه با دیگران در میان نگذارند که آن‌ها این پیش‌نهاد را نپذیرفته‌اند. وی اضافه کرد که هنگامی که دختر مهندس میرحسین به دیدار پدر و مادر می‌رود با میزی مواجه می‌شود که روی آن بیش از بیست نوع نوشیدنی چیده بوده‌اند. آنان با توجه به فشاری بر آن‌ها وارد می‌شده تا این خبر دیدار را با کسی در میان نگذارند مشکوک می‌شوند که شاید با توجه به صحنه آرایی انجام شده یک شوی تلویزیونی دیگری در راه باشد که شهامت به خرج دادند و خبر را به اطلاع عموم رساندند.

خبرهای تکمیلی در باره این جلسه بزودی به آگاهی خوانندگان خواهد رسید.

 
 

تاجیک، آذرماه گذشته و در حالی که هنوز در بازداشت به سر می‌برد از سوی سازمان گزارشگران بدون مرز به عنوان «برنده جایزه بهترین روزنامه‌نگار سال ۲۰۱۰» شناخته شد که جمهوری اسلامی نیز با اهدای 6 سال حبس، از او قدردانی و تجلیل کرد.
خبرنگاران سبز/حقوق بشر:
عبدالرضا تاجيک روزنامه نگار و فعال حقوق بشر که با روزنامه‌های اصلاح طلبی همچون فتح، بنيان، بهار و شرق و با کانون مدافعان حقوق بشر همکاری داشته‌است، به دليل حضور و همکاری در کانون مدافعان حقوق بشر،توسط قاضی پير عباس، رئيس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب، به شش سال حبس تعزيری محکوم شد.در طول بازداشت تاجيک در زندان اوين، مسئولان زندان، بارها به وی هتاکی و توهين کردند.تاجيک ، اول دی ماه گذشته، در پی هفت ماه حبس در بازداشت آخر خود، با توديع وثيقه پانصد ميليون تومانی آزاد شده بود که محمد شريف، وکيل عبدالرضا تاجيک در گفتگو با کميته گزارشگران حقوق بشر اعلام کرد، صبح امروز ۲۱ اسفندماه، رای دادگاه به صورت کتبی به او ابلاغ شده است. حکم مذکور بر اساس اتهامات «عضويت در گروه‌های غيرقانونی» و «تبليغ عليه نظام» صادر شده است.

دکتر محمد شريف، در اين خصوص گفت: «رای دادگاه بر اساس سقف مجازات برای اتهام عضويت در گروه‌های غيرقانونی است که علی الاصول منظور از گروه غيرقانونی، کانون مدافعان حقوق بشر بوده است و يک سال هم برای تبليغ عليه نظام برای ايشان حبس در نظرگرفته‌اند».

وی با اشاره به اينکه ظرف ۲۰ روز مهلت قانونی، درخواست تجديد نظر را به دادگاه ارائه خواهد گفت: «اين‌که چرا چنين حکمی صادر شده است، بنده هم نه تنها ايشان را عضو کانون مدافعان به شمار نمی‌آورم، بلکه اساسا کانون مدافعان به آن مفهوم عضويت در موردش تحقق پيدا نمی‌کند. از سوی ديگر غيرقانونی بودن کانون مدافعان حقوق بشر هم محل ترديد است و در دفاع هم اشاره کرديم که تنها گويا وزارت کشور چنين نظری داشته‌اند و من اين مورد را در پرونده هم نديده‌ام، اما دادگاه چنين حکمی صادر کرده است».

شريف همچنين در مورد وضعيت پروندهٔ ديگر عبدالرضا تاجيک که در شعبه ۱۰۵۹ دادگاه عمومی مفتوح است گفت: «دادگاه رسيدگی به اين پرونده، روز چهارم بهمن ماه تشکيل جلسه داد و با وجود گذشت بيش از يک ماه و نيم، از تاريخ برگزاری دادگاه و ارائه دفاعيات وکلا، هنوز رای خود را صادر نکرده است». محمد شريف اتهام عبدالرضا تاجيک را در اين پرونده «نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومی» عنوان کرد و گفت: «اين پرونده با شکايت معاون دادستان در دادگاه عمومی تشکيل شده است».

دادگاه عبدالرضا تاجيک روز دوم بهمن ماه در شعبه۲۶ دادگاه انقلاب به رياست قاضی پيرعباس برگزار شد و در اين جلسه رسيدگی، دکتر محمد شريف به همراه يلدا مظفريان، وکلای عبدالرضا تاجيک، دفاعيات خود را در خصوص موارد اتهامی مندرج در پرونده اين روزنامه نگار به دادگاه ارائه کردند.



 
 

کلمه پس از حصر و بازداشت ميرحسين و کروبی، مورد هجمه‌ وسيع دولت کودتا و همراهی برخی رسانه‌های خارجی با آنها قرار گرفته بود. به همين منظور، سايت کلمه برای صحه بر درستی خبر خود، با علی شکوری راد که از طريق منابع موثق خود صحت خبر ديدار فرزندان موسوی با والدين اشان، را تاييد ميکند، مصاحبه کوتاهی انجام داده است تا شايد نگرانیهای خوانندگان خود را، از بين برده باشد.
خبرنگاران سبز/ از ديكَر رسانه ها: 
 پس از انتشار خبر ديدار فرزندان مهندس موسوی با والدين خود در سايت کلمه، واکنش هايی از طرف فعالين سياسی و وبلاگ نويسان، نسبت به اين خبر سايت کلمه به راه انداخته شد که تنها افراد ذی نفع برای پاسخگويی و از بين بردن ابهامات، خود مديران سايت کلمه بودند. سردبير سايت خبرنگاران سبز نيز تصميم گرفت تا زمانی که مديران سايت کلمه پاسخی در جهت از بين بردن اين شبهات ندادند، وارد این مسئله نشود.

به همين منظور سايت کلمه برای صحه بر درستی خبر خود، با علی شکوری راد که از طريق منابع موثق خود صحت خبر ديدار فرزندان موسوی با والدين اشان، را تاييد ميکند، مصاحبه کوتاهی انجام داده است تا شايد نگرانیهای خوانندگان خود را، از بين برده باشد. علی شکوری راد روش کلمه در تصحيح خبر پيشين خود را شبيه همان ويژگی مهندس موسوی دانست که "وقتی ايشان احساس کردند يک مطلبی با واقعيت تطابق ندارد، آن را صميمانه و با صراحت بيان واز خود انتقاد ميکردند.

کلمه- محمد جهانديده: علی شکوری راد، عضو ارشد جبهه مشارکت ايران اسلامی و از  اعضای فعال ستاد مهندس موسوی در گفت‌و‌گو با "کلمه" ضمن تاکيد بر مطلع بودن از ديدار ميرحسين موسوی با فرزندانش، روش کلمه در تصحيح خبر پيشين خود را شبيه همان ويژگی مهندس موسوی دانست که "وقتی احساس کردند يک مطلبی با واقعيت تطابق ندارد، آن را صميمانه و با صراحت گفتند و از خود انتقاد کردند."

کلمه پس از  حصر و بازداشت ميرحسين و کروبی، مورد هجمه‌ی وسيع دولت کودتا و همراهی برخی رسانه‌های خارجی با آنها قرار گرفته بود، که به نظر می‌رسد دارای منافع مشترکی از خاموش شدن صدای همراهان اصيل جنبش سبز باشند.

متن مصاحبه "کلمه" با دکتر شکوری راد، به اين شرح است:

برخی درباره اصل ديدار مهندس ميرحسين موسوی با فرزندانش و نامه‌ای که در "کلمه" منتشر شده، تشکيک می‌کنند. آيا شما از اصل اين ديدار خبر داريد؟

من اطلاع دارم که اين ملاقات صورت گرفته است و در آن، مهندس موسوی و همسرشان در ساختمانی در کنار منزلشان بودند. حتی پيش از انتشار خبر اين ديدار در سايت کلمه، من از طريق منابع موثق از آن اطلاع داشتم. همچنين خبر دارم که دختر کوچک مهندس موسوی با ايشان ديدار کرده است. از اين رو محتوای نامه را تاييد می‌کنم و مطمئنا اين نامه را دختران مهندس موسوی نوشته‌اند.

برخی دليل خود در تشکيک در نامه را اشاره‌ی آن به اسنادی عنوان می کنند که از دوره‌ی نخست وزيری مهندس موسوی در خانه بوده است و می گويند شايد اين تلاشی است از سوی نهادهای امنيتی برای پرونده‌سازی‌های جديد عليه ايشان. آيا اين دليلی برای عدم صحت نامه است؟

من فکر نمی‌کنم اين دليل موجهی برای تشکيک باشد. من خبر دارم که مشاجره‌ای لفظی ميان مهندس موسوی و کسانی که منزل را مورد بازرسی قرار می‌دادند، صورت گرفته. مهندس موسوی گفته که برخی از اسنادی که آنها در حال بردنشان بودند، مربوط به دوران نخست وزيری ايشان و مسائل بين ايشان و آقای خامنه ای بوده است. به همين دليل مهندس موسوی اين نيروها را نامحرم می‌دانسته، ولی آنها گفته‌اند که مجوز بردنشان را دارند.

يعنی اين حساسيت ها را بی‌پايه می‌دانيد؟

حساسيت‌هايی که برخی نشان می‌دهند، حساسيت‌های درستی نيست. من هم از اينکه سايت کلمه هفته‌ی گذشته خبر قبلی خود را ناگهان تصحيح کرد و به خصوص در ابتدا از روش ِ به کار گرفته شده نگران شدم. اما بعد فکر کردم شايد خير در اين باشد که همين‌قدر صريح و صميمی اصل مطلب با مردم در ميان گذاشته شود. خيلی از رسانه‌ها شايد هيچ‌وقت اين‌گونه رفتار نکنند. اما اين همان ويژگی مهندس موسوی است که در سايت کلمه به کار گرفته شده، که وقتی احساس کردند يک مطلبی با واقعيت تطابق ندارد، آن را صميمانه و با صراحت گفتند و از خود انتقاد کردند.

 
 



هيلا صديقی نيز در امان بی فرهنگی نيروهای امنيتی، قرار نگرفت و بارها و بارها، توسط حفاظت اطلاعات، احضار و بازجويی شد تا اينکه بلاخره پرونده ای برای او، در دادگاه انقلاب باز شد تا مهر سکوتی برای خاموش نگهداشتن هيلا باشد.
خبرنگاران سبز/جامعه:
در سحرگاه روز دوشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۸ و در روز جهانی زن سيمين بهبهانی توسط نيروهای امنيتی ممنوع خروج شد. بهبهانی، قرار بود برای سخنرانی درباره فمينيسم در روز جهانی زن به پاريس برود که با ممانعت ماموران امنيتی روبرو شد. ماموران با توقيف گذرنامه بهبهانی، به او اعلام کردند که ممنوع الخروج است.چندی بعد وزير ارشاد دولت احمدی نژاد، دستور حذف نام سيمين بهبهانی را از کتوب درسی مدارس، صادر کرد تا نشان دهد حکومت از همراهی هنرمندان با اقشار مختلف مردم، تا چه اندازه در هراس است. با همگام شدن هيلا صديقی، شاعر جوان و فعال مدنی و سياسی با حال و هوای روزهای انتخابات در بنياد باران و سرودن شعرهايی در دوران قبل و پس از انتخابات، او نيز در امان بی فرهنگی نيروهای امنيتی، قرار نگرفت و بارها و بارها، توسط حفاظت اطلاعات، احضار و بازجويی شد تا اينکه بلاخره پرونده ای برای هيلا صديقی، در دادگاه انقلاب باز شد تا مهر سکوتی برای خاموش نگهداشتن هيلا باشد.

به گزارش " ندای سبز آزادی " هيلا صديقی، شاعر جوان و فعال مدنی و سياسی که بعد از انتخابات شعرهايی با مضامين اجتماعی - سياسی سروده بود همزمان توسط وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران احضار و پرونده اش به دادگاه انقلاب ارسال شده است.
اين شاعر جوان که در انتخابات سال ۸۸ از جمله طرفداران ميرحسين موسوی بود از آذرماه امسال به وزارت اطلاعات احضار شده بود و روزانه ده تا ۱۱ ساعت مورد بازجويی قرار می گرفت. در عين حال همزمان پرونده ای از او در سازمان اطلاعات سپاه نيز تشکيل شده است و ماموران امنيتی با حضور در منزل وی، به جست و جوی خانه پرداختند و اطلاعات شخصی او را نيز ضبط کردند.

او در پاسخ به خبرنگارندای سبز آزادی در مورد اين بازجويی ها گفت که ترجيح می دهد سکوت کند و منتظر تشکيل دادگاهش بماند. خانم صديقی در عين حال اضافه کرد که هيچ اتهامی را نمی پذيرد و همواره چه پيش و چه پس از انتخابات در چارچوب قوانين رسمی کشور فعاليت کرده است.

خانم صديقی از جمله فعالان انتخاباتی در ستاد ۸۸ و رئيس ستاد باران بود و شعرهايی از اين شاعر جوان به صورت کليپ در دوران انتخابات پخش شد که معروف ترين آن "شکست سکوت" با مطلع "از خاک سکوت آتش فرياد بسازيم، من با تو و ما ميهنی آباد بسازيم" بود. شعار تبليغاتی اصلاح طلبان در جريان گرلميداشت سالگرد دوم خرداد در استاديوم ۱۲ هزارنفری آزادی با عنوان "صد واقعه چون دوم خرداد بسازيم" نيز توسط هيلا صديقی ارائه شده بود.

از جمله شعرهای خانم صديقی که با استقبال بسيار زيادی هم مواجه شد می توان به "زن ايرانی"،" کلاس درس خالی مانده از تو"، "شب آيينه ها"، گل مريم"، "بابا" و "سبزست دوباره" اشاره کرد.

هيلا صديقی که در يکی از سازمان های شهرداری تهران کار می کرد تابستان امسال به دليل فشارهای سياسی، خارج از محيط کار مجبور به استعفا شد.




 
 

به دليل نبود رسانه تصويری که در راستای سياست های جنبش سبز، خبر رسانی کند، شبکه رسانه سبز ايران ( رسا ) " ، از فردا بر روی ماهواره يوتل ست دبليو۳ ای آغاز به کار خواهد کرد.
خبرنگاران سبز/جامعه:
با تصرف رسانه به ظاهر ملی توسط حکومت و با سانسور حقايق پس از انتخابات و بقای مشروط عزت ضرغامی توسط رهبری برای رياست صدا و سيما، برای وارونه جلوه دادن حقايق، شايعه و دروغ پراکنی و تخريب چهره های محبوب و خدمتگزار به مردم، خلاء يک رسانه واقع گرا و حقيقت گو،که زبان جامعه برای رساندن صدای آنها به جهانيان باشد، احساس ميشد چرا که رسانه های خارجی نظير بی بی سی فارسی نيز،بعد از اتفاقات پس از انتخابات،با شيطنت بازی های رسانه ای، همسو با رسانه های داخلی، حرکت کرد .

به همین دلیل جمعی از فعالین سیاسی خارج از کشور، به دلیل نبود رسانه تصویری که در راستای سیاست های جنبش سبز، خبر رسانی کند، اولین قدم برای تحقق داشتن رسانه ای مستقل و آزاد را برداشتند و با راه اندازی شبکه ای با عنوان " رسانه سبز ایران ( رسا ) " ، پیش به سوی اطلاع رسانی صحیح که از استراتژی های جنبش سبز، در نظر گرفته شده است، فعالیت خود را بر روی چندین ماهوراه آغاز کردند که از دوشنبه 23 اسفند ماه نیز، تصویر این شبکه بر روی ماهواره يوتل ست دبليو۳ ای (Eutelsat – W۳A) نیز پخش خواهد شد.

متن این خبر که برای انتشار در اختیار سایت کلمه قرار گرفته شده است بدین شرح است :

بياری خداوند از روز دوشنبه ۲۳ اسفند ساعت ۶ بعد ظهر پخش رسانه سبز ايران روی ماهواره يوتل ست دبليو۳ ای (Eutelsat – W۳A) آغاز می شود.

منشور رسا راهنمای عمل ما دراداره اين رسانه خواهد بود ، درعين حال يادآوری نکات ذيل را ضروری می دانيم :

يک – رسا برپايه يک وظيفه ملی و ميهنی و اينکه در جنبش سبز هرشهروند يک رسانه است توسط بخشی از نيروهای باورمند به اين جنبش درجهت عملياتی کردن راهبرد اصلی آن يعنی آگاهی بخشی شکل گرفته است .

دراين مسير رسا تمام تلاش خود را برای بارتاب دادن پيام رهبران و صداهای متنوع جنبش بکارخواهد بست اما رسا خود را سخنگو و تنها رسانه تصويری جنبش نمی داند و اميدوار است که رسانه های ديگرسبز به ميدان آيند و شاهد تنوع رسانه ای همچون تنوع موجود در جنبش باشيم .

دو – رسا با امکانات اندک و محدود ايرانی و در حد يکساعت در روز راه اندازی شده است اما دريافته ايم که انتظارات از اين رسانه توسط هموطنان در حد بالايی است از اينکه تاکنون نتوانسته ايم پاسخگوی انتظارات شما باشيم عذر تقصير داريم اما چشم به ديده خطا پوش و همت والای شما سبزانديشان داريم تا با کمک های فکری و مادی شما ادامه راه رابه وجه بهتری بپيماييم .

توسعه کمی و کيفی رسا مشروط به همراهی و کمک شماست و ما بعد از خدای متعال چشم به دست و دل ايرانيانی داريم که دل در گرو فردای بهتر و ايرانی آزاد و آباد و مستقل دارند . قطره های اندک کمک شما به اين رسانه دريايی از اگاهی برای رهايی ايران از دام استبداد و خود کامگی فراهم می سازد و نويد رهايی می دهد .

سه – فرکانسهای پخش ۲۴ ساعته شبکه تلويزيونی رسا – رسانه سبز ايران:

وتل ست W۳A ترانسپوندر A۱
درجه شرقی۷
فرکانس: ۱۰.۷۲۱ افقی
سیمبل ریت: ۲۲۰۰۰
۱/۲اف.ای.سی:
Eutelsat W3A Transponder A1
7.0°E
Frequency:10.721 Horizontal
Symbol Rate: 22000
FEC: 1/2
تل‌استار ۱۲ ۶ترانسپوندر
۱۵ درجه غربی
فرکانس: ۱۱٫۵۲۷ عمودی
۱۶۳۰سیمبل ریت:
۲/۳اف.ای.سی:
Telstar 12 Transponder 6
15.0°W
Frequency: 11.527 Vertical
Symbol Rate: 1630
FEC: 2/3
یوروبرد ۳ (رادیو رسا) درجه شرقی۳۳
فرکانس:۱۲٫۷۳۳ عمودی
سیمبل ریت: ۲۷۵۰۰
۳/۴اف.ای.سی:
Eurobird 3 (RADIO RASA) 33°E
Frequency: 12.733 Vertical
Symbol Rate: 27500
FEC: 3/4
هاتبرد (رادیو رسا ۹:۳۰ تا ۱۲:۳۰) ترانسپوندر ۷۷
۱۳ درجه شرقی
فرکانس: ۱۲.۲۴۵ افقی
سیمبل ریت: ۲۷۵۰۰
۳/۴اف.ای.سی:
Hotbird (radio Rasa 9:30- 12:30) Transponder 77
13.0°E
Frequency: 12.597 Vertical
Symbol Rate: 27500
FEC: 3/4




 
 

حتی اين نظرسنجی که آمار آن به احتمال زياد دستکاری شده است نيز نتوانسته پرده ای روی نارضايتی ايجاد شده بياندازد. در روزهای گذشته مردم از قبوض نجومی گاز عصبانی بودند و با توجه به دستگيری رهبران مخالف دولت مشاهده شده که در اعتراضات اخير شعارهای اقتصادی به نسبت بيشتری نسبت به تظاهرات های قبل سرداده شده است.

خبرنگاران سبز:
مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی نتايج نظرسنجی از شهروندان ۳۰ مرکز استان در مورد وضعيت عمومی جامعه و عملکرد نهادهای حکومتی را اعلام کرد.

اين نظر سنجی که دارای جامعه آماری ۱۷۵۰۸ نفر می باشد به وضوح نشانگر اين است که نتايجی غير واقعی ارائه ميدهد و دستاندرکاران آن سعی در ايجاد ترديد بين مردم در خصوص سياست های اقتصادی، اجتماعی، داخلی و خارجی دولت داشته اند.
به عنوان مثال در خصوص مبارزه دولت با مفاسد اقتصادی اکثريت پاخ دهنده ها رضايت کامل دارند با وجود اينکه بيشترين مفاسد اقتصادی در همين دولت وجود داشته است.
يا در قبال سياست خارجی دولت موافقت حداکثری وجود دارد اما شاهد بوديم که اکثر اختلافات بين ايران با ساير کشورها، قطع و يا کاهش روابط با کشورهای آفريقايی و حتی عزل منوچهر متکی در همين دولت اتفاق افتاده است.
اما با اين وجود برخی از آمارها به اندازه ای واضح می باشد که حتی برگزارکنندگان اين طرح نيز نتوانستند آمارها را به ميل خود جابه جا کنند.
در پاسخ به سوال : "به نظر شما پرداخت نقدی يارانه ها باعث افزايش نارضايتی عمومی خواهد شد؟ " ۵۴.۵ درصد پاسخ دهنده ها جواب مثبت داده اند و ۲۶.۸ درصد جواب منفی داده اند.
اين هشداری به دولت احمدی نژاد است از جانب مجلسی که در ماههای گذاشته به گفته خود نتوانسته با قانون شکنی های دولت مقابله کند و بارها در مسايل توسط قوه مجريه دور زده شده است.
در هر صورت مجلس، مجلس ولايت است و ميترسند که نارضايتی های مردم باعث برچيده شدند بساط آنان شود.
حتی اين نظرسنجی که آمار آن به احتمال زياد دستکاری شده است نيز نتوانسته پرده ای روی نارضايتی ايجاد شده بياندازد. در روزهای گذشته مردم از قبوض نجومی گاز عصبانی بودند و با توجه به دستگيری رهبران مخالف دولت مشاهده شده که در اعتراضات اخير شعارهای اقتصادی به نسبت بيشتری نسبت به تظاهرات های قبل سرداده شده است.

 
 

تعداد بيشتری از ايرانيان خارج از کشور در دومين روز از تجمع و تحصن در مقابل مقر سازمان ملل در ميدان ملل ژنو، در کنار جمعی از فعالان سابق دانشجويی، با خواندن نامه ای از دبيرکل سازمان ملل درخواست کردند بطور مداوم پيگير وضعيت حقوق بشر در ايران باشند و با ارسال نماينده‌ای دولت ايران را وادار به تسليم در برابر خواست آزادی سياسی و اجتماعی در ايران کند.

اختصاصی خبرنگاران سبز/ گزارش و خبر:
اين تجمع ۳ روزه که در اعتراض به بازداشت رهبران جنبش سبز و نقض گسترده حقوق بشر در ايران می باشد، در روز دوم خود با انتشار نامه ای به دبير کل سازمان ملل متحد، آقای بن کی مون آغاز شده است. در اين نامه به حوادث پس از انتخابات و سرکوب و بازداشت و ممنوعيت از تحصيل کردن دانشجويان توسط حکومت و نقض گسترده حقوق بشر در ايران و بازداشت ميرحسين موسوی و کروبی، اشاره شده است .

در اين نامه که توسط مصطفی خسروی، عضو شورای سياستگزاری سازمان ادوار تحکيم و عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علم و صنعت، قرائت شد آمده است: "ما کنشگران جامعه مدنی ايران از سازمان ملل و دبير کل آن می‌خواهيم که مساله وخامت حقوق بشرايران در راس کليه جلسات و روابط سازمان ملل و کشورهای عضو با ايران قرار گيرد। و همچنين درخواست می‌کنيم با در پيش گرفتن هر گونه اقدام ممکن چون تعيين گزارشگر ويژه جهت بررسی وضعيت حقوق بشر، اعمال حداکثر فشارهای سياسی روی ايران به صورت مکرر و مداوم و همچنين مکاتبات پياپی با حکومت ايران از نقض بيش از اين حقوق بشر جلوگيری کرده و دولت ايران را وادار سازد در جهت احقاق آزادی‌های سياسی و اجتماعی گام بردارد."

متن کامل اين نامه به همراه ترجمه انگليسی آن به شرح زير است:

جناب آقای بان کی مون

دبير کل محترم سازمان ملل متحد

۲۰ اسفند ۱۳۸۹

در ژوئن ۲۰۰۹ انتخابات دهمين دوره رياست جمهوری در ايران برگزار شد. در پی تقلب آشکار دولت در اعلام نتايج انتخابات، مردم معترض به خيابان ها آمده و به شيوه مسالمت آميز حقوق پايمال شده خود را طلب کردند، اما پاسخ حکومت به مردم که طبق ماده نخست ميثاق بين المللی حقوق مدنی و سياسی حق تعيين سرنوشت خويش را دارند، کشتار، اجرای احکام بی رويه اعدام، زندان، شکنجه، محروميت و محکوميت بود. بسياری از فعالان سياسی، مدنی، دانشجويی بازداشت و مورد بازجويی ها و رفتارهای غير انسانی قرار گرفتند و وادار به اعتراف عليه خويش و گروه مربوطه شدند. همچنين تعدادی از بازداشت شدگان در بازداشتگاه های مختلف چون بازداشتگاه کهريزک و زندان اوين تحت شکنجه قرار گرفتند. در نهايت نيز در دادگاه هايی ناعادلانه و غير منصفانه محاکمه و احکام سنگين حبس و گاهی اعدام دريافت کردند. چنانچه تعدادی از نگارندگان اين نامه خود قربانی اين رفتار ناعادلانه دادگاه های قضايی هستند.

بازداشت و سرکوب دانشجويان نيز همراه با سرکوب فعالين سياسی و اجتماعی در ايران طی ٢ سال گذشته به شدت فزونی يافت. صدها دانشجوی ايرانی طی اين سالها در تلاش جهت به دست آوردن آزادی و برقراری دموکراسی در ايران، بازداشت و پس از تحمل مدت‌های مختلف حبس، آزاد شدند. اما با اين وجود هم‌اکنون بيش از ٨٠ دانشجو همچنان در زندان و حبس به سر می‌برند و هزاران دانشجو از تحصيل محروم، صدها نشريه و انجمن دانشجويی توقيف شدند.

از سويی ديگر آقايان موسوی و کروبی، رهبران جنبش سبز به همراه همسرانشان زهرا رهنورد و فاطمه کروبی از چندی پيش بازداشت شدند و طی دو سال گذشته تحت انواع تهديدها و فشارها از سوی نيروهای خودکامه قرار گرفتند. اين در حالی است که دولت ايران طبق ماده ۹ منشور جهانی حقوق بشر ناقض آشکار حقوق بشر در زمينه بازداشت رهبران جنبش سبز است. رفتار ايران که بيش از اين نيز بارها توسط نهادها و سازمان های جهانی به دليل نقض فاحش و مستمر حقوق بشر محکوم شده است و تاکنون سه قطعنامه محکوميت عليه آن صادر شده، ناقض اصول اوليه مصرح در قانون اساسی ايران و بسياری از اسناد جهانی حقوق بشر است. براساس اين اسناد، ايران موارد ۵، ۹، ۱۰، ، ۱۹، ۲۰ منشور جهانی حقوق بشر و موارد متعدد ميثاق بين‌المللی حقوق مدنی و سياسی که عضو آن است را به صورت سيستماتيک و مستمر نقض کرده است.

ما جمعی از فعالين دانشجويی ايران در خارج از کشور به دليل مصادف شدن نشست دوره ای شورای حقوق بشر در ژنو با حصر و بازداشت رهبران جنبش سبز ايران، تصميم گرفتيم تا در اعتراض شديد به وخامت وضعيت حقوق بشر و جلب توجه جهانيان به فاجعه انسانی در حال وقوع در ايران، در مقابل مقر سازمان ملل، همزمان با قرائت گزارش مربوط به ايران توسط شما تجمع کنيم. ما کنشگران جامعه مدنی ايران از سازمان ملل و دبير کل آن می‌خواهيم از تمامی ظرفيت‌ها و اهرم‌های سياسی موجود جهت پاسخگويی جمهوری اسلامی به جامعه جهانی در خصوص رفتار با ملت ايران و اعلام مکان، شرايط و وضعيت نگهداری رهبران جنبش سبز استفاده کند. تقاضا داريم که مساله وخامت حقوق بشرايران در راس کليه جلسات و روابط سازمان ملل و کشورهای عضو با ايران قرار گيرد. و همچنين درخواست می‌کنيم با در پيش گرفتن هر گونه اقدام ممکن چون تعيين گزارشگر ويژه جهت بررسی وضعيت حقوق بشر، اعمال حداکثر فشارهای سياسی روی ايران به صورت مکرر و مداوم و همچنين مکاتبات پياپی با حکومت ايران از نقض بيش از اين حقوق بشر جلوگيری کرده و دولت ايران را وادار سازد در جهت احقاق آزادی‌های سياسی و اجتماعی گام بردارد.

امضا کنندگان

۱-احمد احمدیان، دبیر سیاسی سابق انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران

۲-فرشید آذرنیوش
، دبیر کمیته پیگیری حقوق دانشجویان و عضو سابق تشکل اصلاح طلب دانشگاه بین المللی قزوین

۳-آرنوش ازرحیمی
، نائب دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران

۴-صادق اسکندری، عضو سازمان ادوار تحکیم و عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ایلام

۵-مرتضی اصلاحچی، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی

۶-امیرحسین اعتمادی، عضو سازمان ادوار تحکیم و عضو انجمن دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال دانشگاه‌های ایران

۷-علی افشاری، دبیر سیاسی سابق دفتر تحکیم وحدت

۸-مقداد بریمانی، عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان

۹-آرش بهمنی، عضو سازمان ادوار تحکیم و فعال سابق دانشجویی دانشگاه گیلان

۱۰-صدیقه بیگدلی، عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر

۱۱-امیرحسین توکلی، فعال سابق دانشجویی دانشگاه آزاد قزوین

۱۲-رضا جعفریان، دبیر سیاسی سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان

۱۳-پویا جهاندار، عضو سازمان ادوار تحکیم و عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبائی

۱۴-ستاره حسن پور، عضو سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران

۱۵-عباس حکیم زاده، دبیر سیاسی سابق دفتر تحکیم وحدت

۱۶-مصطفی خسروی
، عضو شورای سیاستگزاری سازمان ادوار تحکیم و عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت

۱۷-امیر رشیدی، عضو سازمان ادوار تحکیم

۱۸-تارا سپهری فر، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف

۱۹-نسیم سرابندی
، دبیر سابق کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت

۲۰-سلمان سیما، عضو سازمان ادوار تحکیم و فعال سابق دانشجویی دانشگاه آزاد تهران

۲۱-صادق شجاعی، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبائی

۲۲-محمد صادقی، عضو شورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم و عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی

۲۳-سیاوش صفوی، دبیر روابط عمومی سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران

۲۴-حسن طالبی، دبیر سیاسی سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی

۲۵-حمیدرضا ظریفی نیا، عضو سابق انجمن اسلامی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

۲۶-علی عبدی، دبیر سیاسی سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف

۲۷-فرزاد عنایتی، فعال سابق دانشجویی دانشگاه آزاد تهران

۲۸-امیرحسین فتوحی، دبیر تشکیلات سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان

۲۹-ناصح فریدی، دبیرکل سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم کرج

۳۰-فاطمه فنائیان، فعال سابق دانشجویی دانشگاه علامه طباطبائی

۳۱-سعید قاسمی نژاد، عضو سازمان ادوار تحکیم و عضو انجمن دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال دانشگاه‌های ایران

۳۲-پویان محمودیان، عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر

۳۳-نریمان مصطفوی، نائب دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر

۳۴-امیر معماریان، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد ابهر

۳۵-امیرحسین میرابیان، فعال سابق دانشجویی دانشگاه آزاد تهران-جنوب

۳۶-علی نظری، دبیر اجرایی سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران

۳۷-سجاد ویس مرادی، عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر

۳۸-رحیم همتی، مسئول شاخه دانشجویی و جوانان جنبش مسلمانان مبارز

۳۹-علی هنری، عضو سابق سازمان دانشجویان و دانش آموختگان جبهه ملی ایران

۴۰-رضا یونسی، عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر

Honorable Sir
Ban Ki-Moon
Secretary General of the United Nations
March 10th 2010
Honorable Secretary Bank Ki Moon,

In June 2009 Iran's tenth Presidential Elections were held. Following the explicit fraud in the announcement of the election results by the government, people gathered in the streets protesting peacefully to demand their violated rights. The Government's response to people, who according to Article 1 of the International Covenant on Civil and Political Rights have the self determination right, was killings, dramatic increase of executions, imprisonments, tortures, unfair trials and convictions. Many of the political, civil rights and student activists were arrested and interrogated by torture. They were subject to inhumane treatments and were forced to condemn themselves and their organizations. Also many detainees were tortured in various detention centers such as Kahrizak and Evin prisons. They were ultimately tried in unjust trials and were convicted to heavy jail sentences while some of the others received death sentences. In fact some of the authors of the present letter are themselves victims of such unjust treatments adopted by the judicial courts.

In the past two years, there has been a dramatic increase in the number of arrests; and repression against students as well as political and civil rights activists was intensified. Hundreds of Iranian students who were seeking freedom and democracy for Iran were arrested and were released after facing various prison terms. Nonetheless, at the moment over 80 student activists are still in prison, thousands of university students have been deprived of their right to education and hundreds of student publications and associations have been banned.

In the mean time leaders of the Green Movement, Mr. Mir-hossein Mousavi and Mr. Mehdi Karroubi, were recently arrested together with their wives Mrs. Zahra Rahnavard and Fatemeh Karroubi. Over the past two years they have been subject to all kinds of threats and pressures by the totalitarian government forces. The Government of Iran, according to Article 9 of Universal Declaration of Human Rights, is in clear violation of human rights with regards to the arrest of the Green Movements leaders. The regime's ongoing and evident acts of human rights violations, which have also been repeatedly condemned by many international organizations and institutions, and against which three resolutions have been so far issued, violate even the basic principles stated in the constitution of Iran, as well as in many international human rights acts. According to such documents, Iran has systematically and continuously violated articles 5, 9, 10, 19 and 20 of the Charter of Human Rights and the International Covenant of Civil and Political Right to which it has adhered.

We are a group of student activists outside the country who due to the coincidental occurrence of Human Rights Council session in Geneva with the arrest of the Green Movement leaders, have decided to gather in front of United Nation's Office, at the same time that you will be presenting your report. We will be there to protest against the severe deterioration of the human rights conditions and to draw attention to the occurrence of a humanitarian disaster in Iran. We, Iranian civil society activists, hereby demand the United Nations and the UN Secretary-General to engage all its capacities and use any political leverage demanding the Islamic Republic of Iran to respond to the international community regarding its actions towards the Iranian nation and announce the location and circumstances under which the leaders of the Green Movement are kept. We request that Iran's deteriorating human rights issue become the main subject of all meetings and relations between the UN and its member states with Iran. In addition we demand the United Nations to take all the necessary measures such as appointment of a special reporter to investigate the human rights conditions in Iran, exertion of utmost political pressure in a constant manner on Iran, so as to prevent further violation of human rights and to urge the Iranian Government to move towards the realization of political and social freedoms in the country.

Signatories
1 - Ahmad Ahmadian, Political Director of the Islamic Association of Tehran University Democratic Students
2 - Farshid Azarniush, Secretary of Student Rights Committee and former member of the Reformist Organizations of Qazvin International University
3 - Arnush Azrahimi, former Vice Secretary of Mazandaran University Islamic Association
4- Sadegh Eskandari, member of Advar Tahim Organizations and member of Ilam University Islamic Association
5 - Morteza Eslahchi, former Secretary of Allameh Tabatabai University Islamic Association
6 – Amir Hossein Etemadi, member of Advar Tahim Organizations and member of Liberal Students and Graduates Association of the University of Iran
7 - Ali Afshari, former Political Secretary of Daftar Tahkim Vahdat (the Student Union to consolidate Unity)
8 - Meghdad Barimani, former member of the Central Council of Sistan and Baluchestan University Islamic Association
9 - Arash Bahmani, member of Advar Tahkim Vahdat Organization and former student activist of Guilan University
10 - Sedigheh Bigdeli, member of the Students Islamic Association of Amir Kabir University
11 - Amir Hossein Tavakoli, former student activist of Azad University of Qazvin
12 – Reza Jafarian, former Political Secretary of the Students Islamic Association of Hamedan's Bou'Ali Sina University
13- Pooya Jahandar, member of Advar Tahkim Vahdat Organization and former member of the Central Council of Allameh Tabatabai University Islamic Association
14 - Setareh Hassanpour, former member of Mazandaran University Islamic Association
15 - Abbas Hakimzadeh, former Political Secretary of the Daftar Tahkim Vahdat (the student Union to consolidate Unity)
16 - Mostafa Khosravi, member of the Policy Making Council of Advar Tahkim Vahdat Organization and former member of Islamic Association of Science and Technology University
17 - Amir Rashidi, member of Advar Tahkim Vahdat Organization
18 - Tara Sepehrifar, former Secretary of Sharif University Students Islamic Association
19 - Nasim Sarabandi, former Secretary of the Women's Commission of Office of Daftar Tahkim Vahdat (the student Union to consolidate Unity)
20 – Salman Sima, member of Advar Tahkim Vahdat Organization and former student activists of Tehran Azad University
21 – Sadegh Shojaii, former Secretary of Allameh Tabatabai University Islamic Association
22 - Mohammad Sadeghi, member of Advar Tahkim Vahdat Organization Central Council and former member of Isfahan University Islamic Association
23 - Siavash Safavi, former Secretary of Public Relations of Mazandaran University Islamic Association
24 - Hassan Talebi, former Political Secretary of Students Islamic Association of Isfahan University of Medical Sciences
25 - HamidReza Zarifinia, former member of political sciences and law faculty of Tehran University students Islamic association
26- Ali Abdi, former Political Secretary of Sharif University Islamic Association
27- Farzad Enayati, former student activist of Tehran Azad University
28 – Amirhossein Fotouhi, former Secretary Islamic Association of Hormozgan University of Medical Sciences
29 –Naseh Faridi, former Secretary General of the Students Islamic Association of Teacher's Training University of Karaj
30 - Fateme Fanaeian, former student activist of Allameh Tabatabaei University
31- Saeed Ghasemi-Nejad, member of Advar Tahkim Organization and member of Liberal Students and Graduates Association of Iranian Universities
32 - Pooyan Mahmoudian, former member of the Central Council of Islamic Association of Amir Kabir University Students
33 - Nariman Mostafavi, former Vice Secretary of the Islamic Association of Amir Kabir University Students
34 - Amir Memarian, former Secretary of the Islamic Student Association of Abhar University
35 – Amirhossein Mirabian, former student activist at Tehran Azad University - South
36 - Ali Nazari, former Executive Secretary of Mazandaran University Islamic Association
37 – Sajad Veis Moradi, former member of the Central Council of the Islamic Association of Amir Kabir University Students
38 - Rahim Hemmati, Responsible for Student and Youth branch of the Muslim Militant Movement
39 - Ali Honari, former member of the Students and Graduates of the Iranian National Front
40 - Reza Younesi, member of the Islamic Association of Amir Kabir University Students

 
 

دادگاه انقلاب تهران برای سومین مرتبه از برگزاری جلسه دادگاه دبیرکل نهضت آزادی سرباز زد. پیش از این شنیده شده بود دادگاه دکتر ابراهیم یزدی، تحت فشارهای نهادهای خاص برگزار نمی شود.
خبرنگاران سبز/ سیاست:
محمدعلی دادخواه وکيل دکتر ابراهيم يزدی به سايت کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران گفت: «رييس دادگاه ابراز کرد که به علت نقص تحقيقات، دادگاه پرونده را به دادسرا ارسال کرده است تا يک سری تحقيقات جديد از طريق دادسرا به طور مستقيم از ابراهيم يزدی انجام بگيرد.»

پيش از اين شنيده شده بود دادگاه دکتر ابراهيم يزدی، به دليل فشارهای نهادهای خاص برگزار نمی‌شود. اين سومين بار پياپی است که قاضی مقيسه به علت مشابه از برگزاری دادگاه سرباز می‌زند.

اتهام‌های مطرح شده برای وزير خارجه دولت موقت، اقدام عليه امنيت ملی، تبليغ عليه جمهوری اسلامی و تاسيس نهضت آزادی است.

ابراهيم يزدی که حدود ۸۰ سال سن دارد از مهر ماه گذشته در بازداشت به سر می‌برد و به عنوان مسن‌ترين زندانی سياسی ايران شناخته می‌شود. او هم اکنون در يک خانهٔ امن نگهداری می‌شود.

گفتنی است دادگاه‌های انقلاب بعد از انتخابات سال گذشته در دادگاه‌های نمايشی و به درخواست نيروهای امنيتی، احکام سنگينی را برای فعالان سياسی و روزنامه نگاران اصلاح طلب در يک سال گذشته صادر کرده‌اند که از آن جمله می‌توان به احکامی نظير ده سال حبس و ده سال محروميت از فعاليت در احزاب، رسانه‌ها و فضای مجاری برای عماد بهاور، هفت سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق برای مهندس امير خرم، شش سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق برای دکتر سارا توسلی، شش سال حبس برای مهدی قلی‌زاده، پنج سال حبس برای مهدی معتمدی مهر، سه سال حبس قطعی برای مهندس فريد طاهری، سه سال حبس قطعی برای امير حسين کاظمی و حکم دو سال حبس قطعی برای ليلا توسلی، که همگی آنان از اعضا و وابستگان نهضت آزادی ايران هستند، اشاره کرد.

 
 

خبرنگاران سبز/ از ديكَر رسانه ها:
سایت رجانیوز در یادداشتی شدیداللحن که ظاهراً نقد فیلم تازه ی ابراهیم حاتمی کیا است، به شیوه ای کم سابقه به این کارگردان خوش فکر و ارزشی ساز کشور تاخته است.

به گزارش انتخاب این سایت در بخشی از یادداشت خود، با اشاره تلویحی به اینکه نقش اول این فیلم به نوعی "شباهت سازی به میرحسین موسوی و همسرش" اختصاص دارد می نویسد: بانوی فیلم حاتمی کیا، مجسمه ساز است، به طور خاصی چادر سر می کند، شوهرش مهندس است و اتفاقا 20 سال است که همسرش را تنها گذاشته، مادر جوانان وطن! است و بانوی شهر حاتمی کیا.
این سایت همچنین نام یکی از کاراکترهای این فیلم که "احمدرضا حسین پور" است را تلویحاً با "احمدرضا رادان" جانشین فرمانده ناجا مقایسه می کند.

نویسنده ی رجانیوز، در پایان یادداشت خود، و به استناد مواردی که برخی از آن در بالا ذکر شد، خطاب به حاتمی کیا نوشته که "دیگر حق ساخت فیلم دفاع مقدس نداری" و در کنایه ای نه چندان جالب، می نویسد: او همان بهتر که بر سیاق این چند سال، از حاملگی ناخواسته، اجاره رحم و بانوی شهر خود بگوید

این یادداشت در پی می آید:
درست است که نوشتن درباره آخرین کار حاتمی کیا سخت است، اما ننوشتن درباره آن کاری بسیار دشوارتر است. ابراهیم حاتمی کیا کارگردانی که با آژانس شیشه ای و از کرخه تا راین او را می شناسیم، در جشنواره فجر فیلمی را به روی پرده بود، که نامش "گزارش یک جشن" بود.
ساخته جدید حاتمی کیا گزارشی است از تضادهای درونی کارگردان و جامعه شناسی وجود او، تضادهایی که حاتمی‎کیا اصرار دارد بر جامعه امروز ایران تحمیل کند. داستان فیلم از اینجا شروع می شود که زنی به اسم "شهربانو شکیب" (همان بانوی شهر ما)، یک موسسه ازدواج دایر کرده و در آن دختر و پسرهای مجرد را با هم آشنا کرده، آموزش‌های پیش از ازدواج به آنها می دهد و در نهایت اگر به درد هم خوردند، با خانواده هایشان صحبت می کند و آن ها را به خانه بخت می فرستد. در این بین، نیروی انتظامی در پی شکایات مردمی و گزارش‌های رسیده، به این نتیجه می رسد که موسسه باید پلمپ بشود و ماجراها آغاز می شود.
بانوی فیلم حاتمی کیا، مجسمه ساز است، به طور خاصی چادر سر می کند، شوهرش مهندس است و اتفاقا 20 سال است که همسرش را تنها گذاشته، مادر جوانان وطن! است و بانوی شهر حاتمی کیا. سرگرد اداره اماکن هم که رضا کیانیان (همان سلحشور آژانس) است، میان سال مردی است مجرد، بدخلق و بی تسلط روی اعصاب به طوری که در صحنه ای از فیلم روی جوانان اسلحه می کشد! و البته سرگرد هم مثل مامور امنیتی فیلم قبلی حاتمی کیا (به رنگ ارغوان) در برابر سوژه اش کم می اورد و دلبسته او می شود به نحوی که عتاب مافوقش را برمی‌تابد.
در سکانسی از فیلم، بانو شروع می کند به نماز اول وقت ظهر، و جالب اینکه در موسسه شکیب هیچ یک از جوانان نماز نمی خوانند ولی برای ناهار، سفره نذری پهن می کنند.
از قضا دستور پلمپ موسسه را سرهنگ احمدرضا حسین پور(که اسم کوچک خاصش مشابه یکی از فرماندهان نیروی انتظامی است!) صادر کرده و جالب اینکه دختر آقای حسین پور مراجعه کننده همین موسسه است و می خواهد با دوست پسرش بعد از تکمیل آشنایی ازدواج کند.

بعد از پلمپ موسسه، جشن در حیاط موسسه در حال برگزاری است و سرهنگ سر می رسد و با نیروی های ویژه حیاط را خالی می کند که حتی روحانی حاضر در مجلس (عاقد) هم به برخورد نیروی انتظامی اعتراض می کند!
نشستن و منصرف نشدن از تماشای حرف های شعاری و بیانیه گونه حاتمی کیا هرچند سخت است، اما دقایق پایانی را هم می بینم: باقی ماجرا مانند فیلم روزهای سبز حنا مخملباف است که در مورد حوادث بعد از انتخابات 88 برای بی‌بی‌سی فارسی ساخته بود. تصاویر با لرزش دست و کیفیت موبایل! خشم جوانان وطن! توسط نیروی انتظامی برانگیخته شده است، جوانان به شهر ریخته و نظم عمومی را بر هم می زنند، با یکی دو مامور موتوری ریش‌دار گلاویز می شوند و رسما به توحش و نزاع دعوت می کنند و برخلاف گفته بانو که می خواهد جوانان را مطابق خواسته ماموران به سفره خانه سنتی ببرد، به بوستان پایداری! می روند و اعلام می کنند حتی اگر بانو تن به حقارت قانونگرایی بدهد، بانوی آنها نیست.
فیلم آخر حاتمی کیا گزارش خوددرگیری دستگاه های نظام است. بنیاد فارابی، سازمان ملی جوانان از بودجه دولتی و بیت المال از بیانیه سیاسی آقای کارگردان حمایت می کنند که علاوه بر اسم سازمان‌شان، اسم خودشان هم در تیتراژ بیاید و احتمالا دو سه خط دیالوگ هم به بستگان‌شان به عنوان سیاهی لشگر در فیلم نقش داده شود. باز از نظام مهندسی فرهنگی و این ها برای ما جوانان بگویند.
گزارش یک جشن، گزارش یک خون دل است، گزارش یک بغض. بغض فرهنگ و هنر انقلاب اسلامی برای ابراهیم حاتمی کیا. حاتمی کیا دیگر حق ندارد از دفاع مقدس بگوید او همان بهتر که بر سیاق این چند سال، از حاملگی ناخواسته، اجاره رحم و بانوی شهر خود بگوید. گزارش یک جشن است گزارشی است از تضادهای درونی یک کارگردان که قرار است با تصویرپردازی او، به پای جامعه ایرانی نوشته شود.

 
 


 
 

تصويری از معمر قذافی ديکتاتور ليبی و علی خامنه‌ای رهبر ايران بود که در دست معترضان ليبی ديده می‌شد. لیبیایی‌ها به همراه معترضان ايرانی، شعار مرگ بر ديکتاتور سردادند و شعاری با مضمون «مرگ بر ديکتاتور چه در ليبی چه ايران» سردادند که فيلم آن نيز به زودی بر روی سايت قرار خواهد گرفت.
اختصاصی خبرنگاران سبز/ گزارش و خبر:
امروز مردم ليبی نيز همراه ايرانيان معترض در مقابل مقر سازمان ملل، فرياد نابودی ديکتاتوری در کشور ليبی و ايران را يک صدا سر دادند. میشد در چهره مردم رنج ديده مردم ليبی سختی تحمل زندگی در سایه ديکتاتوری اسلامی  و نیز اميد به آزادی را يکجا ديد. مردم ليبی نيز امروز همراه معترضين ايرانی حاضر در ژنو، آمده بودند تا با صدايی رسا، به سازمان‌های حقوق بشری و کشورهای غربی بگويند که دست از مدارا و سياسی بازی بردارند و تنها به فکر جان انسانهايی باشند که بر عليه ديکتاتوری، برخواسته‌اند؛ و حق زندگی و آزادی را برای همگان برابربدانند.

اما نکته قابل توجه مراسم امروز، تصويری از معمر قذافی ديکتاتور ليبی و علی خامنه‌ای رهبر ايران بود که در دست معترضان ليبی ديده می‌شد. لیبیایی‌ها به همراه معترضان ايرانی، شعار مرگ بر ديکتاتور سردادند و شعاری با مضمون «مرگ بر ديکتاتور چه در ليبی چه ايران» سردادند که فيلم آن نيز به زودی بر روی سايت قرار خواهد گرفت.

گفتنی است که از اولين روز اجتماع اعتراضی ايرانيان خارج از کشور، خبرگزاری‌های فرانسوی و ايتاليايی زبان، گزارش و خبر تهیه کردند



 
 

اينجانب ادعای مطرح شده را رد ميکنم زيرا اين ادعاها، واهی است. اعضای ستاد حتی از مصاحبه با شبکه فارسی زبان بی. بی. سی نيز خودداری می کردند. انجام عمليات ايذايی، اخلال گرايانه و ماجراجويانه، در روز برگزاری انتخابات هرگز در سه دهه پس از انقلاب اسلامی سابقه نداشته است. اين تهاجم خشونت بار مؤيد شايعاتی بود که از چند روز قبل درباره برنامه ريزی گروهی از مأموران امنيتی و نظامی برای برهم زدن انتخابات رياست جمهوری در صورت بالارفتن احتمال پيروزی مهندس موسوی پخش شده بود.
خبرنگاران سبز/سیاست:
محسن امين زاده رييس ستاد اصلاح طلبان ميرحسين موسوی (ستاد قيطريه) که به اتهام‌های واهی از اواخر خرداد ۸۸ دستگير و اکنون در بند ۳۵۰ اوين محبوس است، در واکنش به سخنان فرمانده کل نيروی انتظامی که چندی پيش در برنامه زنده "امروز، ديروز، فردا" درباره اتفاقات پس از انتخابات و ستاد انتخاباتی مهندس موسوی صحبت کرده بود، پاسخنامه‌ای را از اوين در جواب اتهام هايی که به ستاد تحت مديريت وی زده شده، برای روشنگری تهیه و اعلام آمادگی برای مناظره زنده تلوزيونی کرده است.

متن کامل نامه محسن امين زاده، به شرح زير است:

جناب آقای ضرغامی

رياست محترم سازمان صدا و سيما

با سلام، پنج شنبه شب مورخ ۲۸/۱۱/۸۹، در برنامه "ديروز، امروز، فردا" شبکه ۳ سيما، فرمانده نيروی انتظامی مطالبی در مورد فعاليت ستاد اصلاح طلبان حامی ميرحسين موسوی(ستاد قيطريه) در انتخابات رياست جمهوری سال ۱۳۸۸ مطرح کردند که عاری از حقيقت بوده و احتمالاً ساخته و پرداخته عواملی بوده که انتخابات رياست جمهوری را به يک بحران برای کشور تبديل کردند.

در بهمن ماه سال گذشته اکاذيب مشابهی توسط آقای حسينيان از مجلس شورای اسلامی در يک برنامه تلويزيونی مشابه مطرح شد. اينجانب در زندان تکذيبيه ای خطاب به شما نوشتم و درخواست کردم توضيحاتم در آن برنامه پخش شود و يا امکان مناظره اينجانب با ايشان فراهم شود. تلاش کردم نامه را از زندان ارسال کنم اما ممکن نشد. ادعای بازجويان در مورد تلاش مسئولين برای ترميم فضای امنيتی در کشور نيز اين اميد را به وجود آورد که به زودی به همه تخلفات، پرونده سازی ها، دروغ پردازی ها و تهمت زدن ها، در فضايی سالم و منصفانه رسيدگی خواهد شد. حال تکرار دوباره اين دروغ ها آن هم از زبان عالی ترين مقام انتظامی کشور، ضرورت اين اقدام را دو چندان کرده است. در اين برنامه، مشابه برنامه سال گذشته ادعا شد که: در ستاد قيطريه فعاليت غيرقانونی اينترنتی بوده، شبکه بی بی سی در ستاد فعال بوده و مأموران امنيتی برای متوقف کردن اين فعاليت های خلاف قانون به ستاد مراجعه کرده اند.

اينجانب به عنوان مسئول ستاد قيطريه به صراحت اعلام می کنم که تمامی اين ادعاها کذب محض است. در حقيقت تمام فعاليت های ستاد قيطريه در ايام تبليغات انتخاباتی و تا لحظه تعطيلی قانونی و بدون هر گونه تخلف بوده است. رسانه های فارسی زبان خارجی از جمله بی بی سی، نه تنها در ستاد دفتر و نماينده نداشته اند بلکه اعضای ستاد حتی يک مصاحبه هم با اين رسانه های فارسی زبان نداشته اند.

حمله کنندگان به ستاد در ساعات رأی گيری با لباس شخصی، با ظاهری شبيه اوباش، مسلح به سلاح گرم، باتوم، پنجه بکس، اسپری اشک آور و فاقد هر گونه حکم قضائی و حتی مدرک شناسائی بودند و در حمله به ستاد با باتوم و پنجه بکس و گاز اشک آور به جان مردم افتادند. مسئولان ستاد که حمله آنان را اقدامی برای اخلال در برگزاری انتخابات تلقی کردند، فوراً از پليس تهران استمداد طلبيده و با اميد رسيدگی به تخلفاتشان، آنان را تحويل پليس دادند.

برای روشن شدن بيشتر مسئله به تشريح اين ماجرا و مسائل مرتبط با آن می پردازم:

۱- تنها فعاليت ستاد قيطريه در روز ۲۲ خرداد، دعوت از مردم برای شرکت در انتخابات از طريق سايت اينترنتی ستاد(موج سوم) با رعايت همه موازين قانونی بود. مسئولان سايت با ضبط مصاحبه با هنرمندان و شخصيت های مورد توجه و احترام مردم و پخش آن از اينترنت، مردم را برای شرکت هر چه بيشتر در انتخابات تشويق می کردند. درست مشابه برنامه هايی که در همان زمان از شبکه های صدا و سيما برای تشويق مردم به شرکت در انتخابات پخش می شد.

۲- سايت اينترنتی ستاد(موج سوم) قانونی و دارای مجوز بوده و پخش تصاوير ويدئويی از آن سايت نيز در چارچوب مقررات بوده است. طبعاً جناب عالی مطلع هستيد که در پی شکايت مديرکل حقوقی آن سازمان از پخش تصاوير ويدئويی از اين سايت، موضوع دو بار در دادگاه ذيصلاح مورد رسيدگی قرار گرفته و هر دو بار مرجع قضائی (که ظاهراً تحت فشار و کنترل مأموران امنيتی و اطلاعاتی نبوده) شکايت را رد و حکم برائت برای صاحب امتياز سايت اينترنتی صادر کرده است.

۳- ظاهر و رفتار مهاجمان چيزی جز آشوب گر بودن آنها را نشان نمی داد. فوراً از پليس ۱۱۰ کمک خواسته شد. افسر پليس ۱۱۰ نتوانست افراد را شناسايی کند و از فرماندهی پليس تهران کمک خواست. معاون پليس امنيت در ساعت ۵ بعد از ظهر در محل حاضر شد و پس از مشاهده مهاجمان و شنيدن اظهارات حاضران، با مهاجمان گفتگو کرد و نهايتاً اعلام کرد که متأسفانه مهاجمان مأمورانی هستند که بدون حکم قضائی و دستور مقام مافوق دست به اين اقدام زده اند و با آنان برخورد انضباطی جدی صورت خواهد گرفت. با درخواست وی در ساعت ۲۰ مسئول پليس امنيت در محل حاضر شد و از مسئولان ستاد درخواست کرد که از تخلف مهاجمان چشم پوشی کنند و برای آرام کردن اوضاع و متفرق کردن مردم مقابل ستاد به پليس کمک کنند. مسئولان ستاد با اعتقاد به ضرورت جلوگيری از هر اخلال در روز انتخابات، در مقابل تعهد اخلاقی مسئول پليس امنيت برای برخورد با مهاجمان، با خروج آنها تحت کنترل پليس تهران موافقت کرده و از مردمی که با نگرانی در مقابل ستاد تجمع کرده بودند خواستند که با پليس همکاری کرده متفرق شوند.

۴- ساعتی بعد، پليس امنيت درخواست کرد که جهت رفع حساسيت، محل پخش برنامه اينترنتی پلمپ شود. استدلال پليس، ترديد نسبت به قانونی بودن فعاليت سايت اينترنتی بود و مطلقاً هيچ ادعايی در مورد فعاليت بی بی سی در ستاد مطرح نشد. در پاسخ، درخواست حکم قضائی شد. همزمان طی تماس يکی از وکلای حاضر در ستاد با دادستان تهران، مشخص شد که تا آن زمان هيچ گونه حکم قضائی برای مراجعه مأموری به ستاد قيطريه و يا پلمپ محلی در ستاد صادر نشده است. نهايتاً در ساعت ۲۳ (۷ ساعت پس از حمله مهاجمان و ظاهراً برای کاهش عواقب حمله آشوب گران) حکم قضائی صادر و با فاکس به ستاد ارسال شد و بر اساس آن محل پخش برنامه اينترنتی ستاد پلمپ شد.

۵- بيست و پنج روز پس از دستگيری اينجانب، يعنی هفته سوم تيرماه ۸۸، برای اولين بار بازجويان مطرح کردند که پليس مدعی فعاليت شبکه بی بی سی در ستاد قيطريه است و اين موضوع منشاء بازجويی های مفصلی شد. اينجانب ضمن رد ادعا توضيح دادم که تا چه حد اين ادعا واهی است زيرا اعضای ستاد حتی از مصاحبه با شبکه فارسی زبان بی. بی. سی نيز خودداری می کردند. همچنين تأکيد کردم که به احتمال زياد عاملان حمله بحران ساز و مسئله آفرين به ستاد، مورد مؤاخذه قرار گرفته و برای فرار از مسئوليت اين قصه دروغين را جعل کرده اند. در بازجويی ها ادعای پخش فيلمی از داخل ستاد قيطريه از شبکه بی. بی. سی هم مطرح شد که در پاسخ توضيح دادم که قطعاً اين ادعا نيز دروغ است و تنها فيلم داخل ستاد قيطريه توسط افراد ستاد روی سايت ستاد منتشر شده است. اگر فيلمی در خبرها از حمله به ستاد پخش شده حتماً توسط مردم يا خبرنگاران از خيابان جلوی آن گرفته شده است.

در هر حال اين حادثه خشونت بار که به ضرب وشتم عده ای جوانان و هنرمندان و مراجعه کنندگان به ستاد قيطريه منجر شد، مايه نگرانی فعالان انتخاباتی حامی آقای ميرحسين موسوی شد زيرا:

۱- انجام عمليات ايذايی، اخلال گرايانه و ماجراجويانه، در روز برگزاری انتخابات هرگز در سه دهه پس از انقلاب اسلامی سابقه نداشته است. به علاوه اين اقدام بی سابقه توسط لباس شخصی هايی انجام شده بود که معلوم شد جزو کادر نيروی انتظامی کشور هستند. اين تهاجم خشونت بار مؤيد شايعاتی بود که از چند روز قبل درباره برنامه ريزی گروهی از مأموران امنيتی و نظامی برای بر هم زدن انتخابات رياست جمهوری در صورت بالارفتن احتمال پيروزی مهندس موسوی پخش شده بود.

۲- طبعاً طرفداران کانديدای برنده، در روز برگزاری انتخابات هرگز دست به اقدامی نمی زند که باعث اخلال در انتخابات و سوء ظن نسبت به سلامت آن شود. اقدام اخلال گرانه مأموران مسلح طرفدار يک نامزد مؤيد آن بود که اولاً از نظر آنها روند انتخابات به نفع کانديدای مورد نظر آنها پيش نمی رود و وی بازنده است و نتيجه را واگذار خواهد کرد و ثانياً احتمال آنکه آنان قصد برهم زدن انتخابات را داشته باشند جدی است.

۳- حمله لباس شخصی ها به ستاد حاميان مهنس موسوی در زمان برگزاری انتخابات، اولين خبری بود که در سطح ايران و حتی در سطح جهان به منزله آغاز نا بسامانی و اغتشاش در انتخابات رياست جمهوری تلقی گرديد. بی ترديد اگر روزی قرار شود در فضائی سالم، عادلانه و اخلاقی به بحران انتخابات رياست جمهوری سال ۸۸ و عوامل واقعی پشت پرده ايجاد اين بحران رسيدگی شود، پرونده اين آشوب گران آغازگر بحران، حتماً اولويت خواهد داشت.

در پايان تأکيد می کنم که:

أ‌.اين مطالب صرفاً تشريح گوشه ای از اتهامات ساختگی و جعلياتی است که پرونده های دستگير شدگان پس از انتخابات رياست جمهوری سال ۸۸ را تشکيل می دهد. صدها نفر با چنين پرونده هايی، از دادگاه های تحت کنترل نيروهای امنيتی، اطلاعاتی محکوميت های سنگين گرفته اند و در زندان به سر می برند.

ب‌.اتهام فعاليت بی بی سی در ستاد قيطريه آن قدر بی پايه و رسوا بود که حتی در پرونده های مملو از مطالب ساختگی هم يا اصلاً مطرح نشده بود و يا کاملاً در حاشيه قرار گرفته بود و نهايتاً هم هيچ کس به چنين جرمی در دادگاهی محکوم نگرديد. آيا فاجعه نيست که بعد از نزديک دو سال، عالی ترين مقام انتظامی کشور در رسانه ملی پايه تحليل خود را از بحران انتخابات رياست جمهوری سال ۱۳۸۸ چنين بيان می کند.

ت‌.در روز ۲۲ خرداد ۸۸، مقامات نيروی انتظامی که به ستاد قيطريه مراجعه کردند، از انتساب آشوبگران مهاجم به نيروی انتظامی شرمنده بودند و از هرگونه حمايتی از عمل غيرقانونی آنان خودداری می کردند. واقعاً چه اتفاقی افتاده است که فرمانده نيروی انتظامی پس از نزديک دو سال، رسماً در رسانه ملی مسئوليت عمليات خلاف و بحران ساز عده ای آشوبگر آغاز کننده بحران در انتخابات رياست جمهوری را بر عهده می گيرد و به توجيه اقدامات غيرقانونی آنان می پردازد.

ث‌.نه تنها اقدامات مطرح شده در برنامه مورخ ۲۸/۱۱/۸۹ شبکه ۳ کذب است، بلکه به طور کلی هيچ نوع فعاليت خلاف قانونی در ستاد اصلاح طلبان حامی ميرحسين موسوی(قيطريه) رخ نداده است. اينجانب آماده ام که در اين مورد و يا در مورد هر بخش از فعاليت های ستاد قيطريه با مدعيان مطرح کننده اينگونه اکاذيب در برنامه های زنده سيما، گفتگو و مناظره نمايم. (طبعاً انتقال چند ساعته از زندان برای مناظره با هماهنگی مسئولان قضائی عملی است.)

ج‌.صرف نظر از آنکه با اين پيشنهاد موافقت شود يا نه و اصولاً چه بر سر زندانيان سياسی بيايد، در صورتيکه واقعاً احتمال دخالت دشمن در ايجاد بحران در انتخابات سال ۸۸ جنبه تبليغاتی ندارد و باعث نگرانی مسئولان است، توصيه می کنم به صورت جدی و فوری به وضعيت عاملان و هدايت کنندگان حمله به ستاد قيطريه در ساعات برگزاری انتخابات به عنوان آغازگران بحران در انتخابات رياست جمهوری و روابط پنهان احتمالی آنان رسيدگی شود و اجازه داده نشود آنان با تکرار اکاذيب و فرار به جلو، خود را از مسئوليت و پاسخگويی نسبت به اين اقدام توطئه آميز مصون نگه دارند.

محسن امين زاده

زندان اوين- بند زندانيان سياسی(۳۵۰)

۸۹/۱۲/۱۰

 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به greencorrespondents-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به greencorrespondents@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته