سرپرست وزارت خارجه ایران میگوید دعوت از نمایندگان کشورها برای بازدید از تاسیسات هستهای برای نشان دادن حسن نیت است. علیاکبر صالحی، سرپرست وزارت خارجه جمهوری اسلامی، روز جمعه در گفتوگو با خبرنگاران، با اشاره به مذاكرات در پیش رو با گروه پنج به علاوه یک، گفت این دعوت پیش از این نیز سابقه داشته است. آقای صالحی همچنین افزود که این دعوت به معنای دعوت از يک كشور خاص نیست و در واقع دعوت از تشكلهای بينالمللی مانند جنبش عدم تعهد و اتحاديه اروپا است. در پی پیشنهاد جمهوری اسلامی به سفیران اروپایی برای بازدید از تاسیسات هستهای ایران، روز جمعه کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، گفت: مسئولیت چنین بازدیدهایی برعهده آژانس بینالمللی انرژی اتمی است و اتحادیه اروپا پیشنهاد تهران را رد میکند.
در حالی که حدود ۱۴ ماه به انتخابات مجلس باقی مانده، غلامحسین الهام، مشاور حقوقی محمود احمدینژاد روز جمعه با حمله شدید به رهبران اصلاحطلب و نیز اکبر هاشمی رفسنجانی هشدار داد در جریان انتخابات آینده «فتنه جدیدی» روی خواهد داد.در حالی کهح دود ۱۴ ماه به انتخابات مجلس باقی مانده، غلامحسین الهام، مشاور حقوقی محمود احمدینژاد روز جمعه با حمله شدید به رهبران اصلاحطلب و نیز اکبر هاشمی رفسنجانی هشدار داد در جریان انتخابات آینده «فتنه جدیدی» روی خواهد داد. بیشتر بخوانید: نامه رفسنجانی به خامنهای: مانع شعلهورتر شدن اين آتش شوید الهام: موسوی محارب است موسوی: قتل کروبی و موسوی مشکل را حل نمیکند؛ وجود بحران را به رسمیت بشناسید نمایندگان مجلس در گروه حل اختلاف: بدلیل اوامر رهبری از استیضاح احمدینژاد صرفنظر شد غلامحسین الهام در همایش «دهه بصیرت» که در حوزه علمیه قم برگزار شد، بار دیگر به شدت به رهبران اصلاحطلب و اکبر هاشمی رفسنجانی حملهور شد و با اشاره به رویدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری گفت: «اين جريانات در حال بازسازی هستند و از اين رو در انتخابات مجلس در سال آينده با فتنه جديدی رو برو خواهيم بود.» این عضو سابق شورای نگهبان تصریح کرد: «نبايد ظرفيتی که برای کوبيدن فتنه ايجاد شده است جمع شود، چرا که با بايگانی و فراموش کردن آنها تجربهها فراموش شده و فتنه جديد شکل خواهد گرفت.» غلامحسین الهام، که همزمان با عضویت در شورای نگهبان در میتینگهای انتخاباتی احمدینژاد نیز در سال ۱۳۸۸ شرکت میکرد، کاندیداهای دیگر انتخابات ریاست جمهوری گذشته را متهم کرد در صورت برنده شدن دست به «کودتا» میزدند. مشاور حقوقی محمود احمدینژاد و سخنگوی دولت نهم تصریح کرد: «اگر اين افراد در انتخابات رياست جمهوری رأی اکثريت را میآوردند، منتظر تنفيذ رهبری نمیماندند؛ از همان ابتدا کودتايشان را آغاز کرده و مراکز اداری را به تصرف در میآوردند، چرا که ما میدانيم اينها هدفشان براندازی بود و با فاصله رای که به وجود آمد، نتوانستند اقدامات خود را عملی کنند.» وزار ت کشور فاصله رای محمود احمدینژاد با میرحسین موسوی را ۱۱ میلیون اعلام کرد و این آمار از سوی شورای نگهبان هم تایید شد. نتایجی که محسن رضایی، مهدی کروبی و میرحسین موسوی، سه رقیب محمود احمدینژاد، آن را «عددسازی» خواندند؛این نتایج در حالی اعلام شد که درجریان شمارش آرا در ابتدا رای باطله وجود نداشت و با اعلام نتایج تکمیلی از آرا محسن رضایی نیز کاسته شد. به گزارش خبرگزاری ایلنا، غلامحسین الهام در بخشی دیگر از سخنرانی خود گفت: «احساس اين است که عدهای به دنبال بازسازی و احياء وضعيت فتنهگران و اهداف آنان هستند و به دليل اين که شايد شيوه کاری که داشتند، سوخته باشد، از سبک و موضوع جديد استفاده و آدم جديد پيدا میکنند.» غلامحسین الهام افزود: «بايد آينده را ديد و از يک سوراخ دوبار گزيده نشد، چرا که ممکن است اين افرادی از درون همين مجموعه روی کار بيايند که رهبری نسبت به آنها نگران باشد، چرا که اين امر در نظام ما که مبتنی بر رای مردم است امکان دارد.» غلامحسین الهام، در حالی نسبت به انتخابات مجلس آینده هشدار داده است، که محمد خاتمی، با پافشاری دوباره بر خواستههای رهبران اصلاحطلب، بازگشت این طیف به انتخابات را مشروط به آزادی زندانیان سیاسی، آزادی احزاب و روزنامهها، و ایجاد ساز وکار مناسب برای برگزاری انتخابات سالم و آزاد مشروط کرده بود. غلامحسین الهام، مشاور حقوقی محمود احمدینژاد، در ادامه گفت: «از ابتدای انقلاب تا کنون دشمن روی بسياری از اشخاص تکيه کرده که از آن جمله میتوان به آيت الله طالقانی در بحث ايجاد دو رهبری، بنی صدر، آقای منتظری، خاتمی در حوادث ۱۸تير ۷۸، و هاشمی در فتنه اخير اشاره کرد.» این عضو سابق شورای نگهبان با بیان اینکه «فراموش نکنيم که اينها برای انتخابات سال آينده برنامه دارند» اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان را «خط» دهنده رویدادهای پس از انتخابات عنوان کرد و گفت: «فتنهگرها شهر قم را هدف گرفته بودند و از خود آن آقا يعنی هاشمی خط میگرفتند که برويد سراغ مراجع قم و از اين طريق پروژه ارتباط با مراجع را هدف گرفتند.» مشاور محمود احمدینژاد در بخش دیگری از سخنرانی خود، رویدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ را با انقلاب مشروطه مقایسه کرده و گفت: «میخواستند نمونه مشروطه را ايجاد کنند اما به فضل خدا اين اتفاق رخ نداد و قم خود را در مبارزه با فتنه زير پرچم مراجع، پيشگام نشان داد.» غلامحسین الهام، در بخشی دیگر از سخنان خود نامه اکبر هاشمی رفسنجانی به آیت الله خامنهای در سال ۸۸ را، که طی آن خواستار برگزاری انتخاباتی سالم شده بود را، تهدیدآمیز خوانده و این نامهرا مسبب رویدادهای پس از انتخابات دانست. اکبر هاشمی رفسنجانی در نامه خود به رهبر جمهوری اسلامی تصریح کرده بود: «برای رفع فتنههای خطرناک و خاموش کردن آتشی که هم اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه که صلاح میدانید اقدام مؤثری بنمایید و مانع شعلهورتر شدن این آتش در جریان انتخابات و پس از آن شوید.» اکنون مشاور محمود احمدینژاد درباره این نامه میگوید: «اگر نامه هاشمی چند روز قبل از انتخابات خطاب به رهبری مبنی بر اين که احمدینژاد را کنار بگذار نبود، وضعيت به گونه ديگری رقم میخورد؛ اگر ايشان تصريح نمیکردند که آتش زيرخاکستر بروز خواهد کرد و خيابانها اشغال خواهد شد، اين حوادث به وجود نمیآمد؛ در آن نامه هاشمی خبر از طرحی میدهد که میخواهد رهبر انقلاب را تهديد کند.» غلامحسین الهام افزود: «نقش هاشمی در فتنه ۸۸ و تشکيک در آرای مردم، نقش تکيه گاه بود که اين تکيه گاهی بالاتر از تکيه گاه بود و الا خاتمی، موسوی و کروبی ظرفيت اين کار را نداشتند؛ نقطه کليدی همين جا يعنی نقش هاشمی است.» سخنگوی سابق دولت محمود احمدینژاد در بخش دیگری از اظهارات خود با مقایسه علی و معاویه، به آیت الله مصباح یزدی و محمد خاتمی اشاره کرد و گفت: «ريشه فتنه ۷۸(کوی دانشگاه) ، خاتمی و دولت او بود و حتی زمانی که همه چيز برملا شد و گند کار در آمد، باز هم او حاضر نشد اشتباه را قبول کند و در يک سخنرانی در همدان اشتباه را به گردن آيت الله مصباح يزدی انداخت و گفت آنهايی مقصرند که خشونت را تئوريزه کردند و اين همانند جريان کشته شدن عمارياسر بود که پس از آن که مشخص شد سپاه معاويه ايشان را کشته است، معاويه گفت که عمار را علی کشته است چرا که علی او را به ميدان آورده است.» مشاور حقوقی محمود احمدینژاد با «محارب» خواندن مخالفان، خواستار خشکاندن «ریشه» آنها شد و گفت: «من داوری قضايی نمیکنم اما حرف قانون فعلی است که جريانات محارب تا وقتی که مرکزيت آن ها باقی است همه اشخاصی که در آنها فعاليت می کنند ولو فعاليت غير مسلحانه همه آنها محارب هستند.» وی تصريح کرد: «منافقين اين ظرفيت را نداشته و ندارند که در روز عاشورا کاری کرده باشند، بلکه کسان ديگری اين بستر را فراهم ساختند و ما بايد ريشه آنها را بخشکانيم..» سخنگوی سابق دولت محمود احمدینژاد «حذف» را کافی ندانسته و گفت: «مهم اين نيست که بگوييم کسی را حذف میکنيم، بلکه بايد با تحليل درست در سخنان و عملکرد اشخاص، کسی را که موضعگيریهای مشکوک دارد، يقه اش را گرفت و از او خواست که شفاف باشد.»
نهادهای اطلاعاتی فرانسه احتمال ارتباط چین را با آنچه که «جنگ اقتصادی» توصیف شده، بررسی می کنند. وزیر اقتصاد فرانسه پیش از این گفته بود که تازمانیکه شرکت «رنو» رسما شکایت نکند، تحقیقات رسمی انجام نخواهد گرفت. روز دوشنبه سه تن از مدیران شرکت رنو به ظن درز اطلاعات محرمانه فنی ساخت خودروهای برقی، موقتا از کار برکنار شدند. گفته می شود که این اطلاعات به یک خودروسازی چینی داده شده است. شرکت رنو با شرکت ژاپنی «نیسان» در حال ساخت خودروهای برقی است و میلیاردها یورو دراین طرح سرمایه گذاری مشترک کرده اند.
در آستانه برگزاری همه پرسی استقلال جنوب سودان از شمال آن در روز یکشنبه، دبیر کل سازمان ملل از همکاری خوب مسئولان سودانی در هر دو بخش شمال و جنوب قدردانی کرد. سخنگوی بان کی مون گفت که دبیرکل، از مسئولان انتخابات و گروههای بین المللی برای تلاش در برگزاری به موقع و مسالمت آمیز این همه پرسی سپاسگزار است و از طرف های ذینفع می خواهد توافق نامه پایان جنگ داخلی را که شش سال پیش امضاء شد، رعایت کنند و به برگزاری آزاد ومنصفانه همه پرسی یاری رسانند. جیمی کارتر و کوفی عنان نیز از جمله ناظران بین المللی هستند. در صورت رای مثبت در همه پرسی، بخش عمدتا مسیحی نشین جنوب سودان از بخش عمدتا مسلمان نشین شمال آن جدا می شود.
سعد حریری، نخست وزیر لبنان، برای گفتگو با پادشاه عربستان و وزیر خارجه آمریکا به نیویورک رفته است. آقای حریری درباره دادگاه بین المللی ترور پدرش، رفیق حریری ، نخست وزیر سابق لبنان و پیامدهای آن گفتگو خواهد کرد. بنابر گزارش ها، سعد حریری گفته است که پیش از رفتن ملک عبدالله به نیویورک برای عمل جراحی دیسک کمرش، با میانجگری سوریه و عربستان با حزب الله لبنان به توافقی رسیده بودند اما حزب الله آن توافق را رعایت نکرد. گفته می شود که دادگاه بین المللی برخی از اعضای حزب الله را به دست داشتن در تروررفیق حریری در شش سال پیش متهم کرده است.
به نوشته روزنامه « وال استريت جورنال» دولت ايران طی دو هفته ای که از کريسمس می گذرد چندين نفر از مسيحيان اين کشور را بازداشت کرده است.به نوشته روزنامه « وال استريت جورنال» دولت ايران طی دو هفته ای که از کريسمس می گذرد چندين نفر از مسيحيان اين کشور را بازداشت کرده است. به نظر می رسد هدف اصلی اين بازداشت ها مسلمانانی بوده که به مسيحيت گرويده اند و يا مسيحيانی که سعی دارند مسلمانان را به مسيحيت دعوت کنند. ترک دين اسلام و يا تشويق مسلمانان به ترک دين طبق قوانين اسلامی حاکم بر ايران گناهی نابخشودنی است و ممکن است با مجازات مرگ روبرو شود. مرتضی تمدن استاندار تهران در گفتگو با رسانه های دولتی اين دستگيری ها را تاييد کرده و گفت که بازداشت های بيشتری صورت خواهد گرفت. آقای تمدن تاکيد کرد که هدف اين موج از دستگيری ها پيروان کليسای کاتوليک و يا ارامنه نيستند که بخش اعظم اقليت کوچک مسيحيان ساکن ايران را تشکيل می دهند. او گفت هدف اين بازداشت ها پروتستانهای پيرو کليسای انجيلی اند که در کشورهای ديگر خاورميانه نيز فعاليت آنها دردسر آفرين بوده است. مرتضی تمدن گفت ميسيونر يا مبليغن کليسای انجيلی فعاليت های خود را در ايران تشديد کرده اند. وی در مصاحبه با خبرگزاری ايرنا افزود:« درست مثل طالبان که همچون انگل خود را به بدنه اسلام چسبانده اند، انجيلی ها نيز يک حرکت انحرافی را تحت نام مسيحيت به راه انداخته اند.» استاندار تهران جزييات بيشتری را در مورد بازداشت های اخير عنوان نکرد. روزنامه « وال استريت جورنال» يادآوری می کند که حدود يک درصد از جمعيت ايران مسيحی هستند. پيروان مذاهب و کليساهای گوناگون مسيحی با وجود برخی محدوديت ها از زمان به قدرت رسيدن جمهوری اسلامی به شکل صلح آميزی در کنار اکثريت مسلمان جمعيت ايران زندگی کرده اند. خبرگزاری ايرانيان مسيحی که يک گروه پيرو کليسای انجيلی مستقر در شهر تورنتو کانادا است و برای جمع آوری و نشر اجبار مربوط به مسيحيان در ايران ، افغانستان و تاجيکستان فعاليت می کند اعلام کرده که هدف موج اخير بازداشت ها ، افرادی بوده که از اسلا م به مسيحيت گرويده و يا مسيحيت را در بين مسلمانان ترويج می کرده اند. براساس اخبار اين موسسه ماموران لباس شخصی وزارت اطلاعات ايران در بامداد روزهای ۲۵ و ۲۶ دسامبر همزمان با ايام کريسمس به منزل اين افراد هجوم برده و خانه های آنها را برای يافتن کتاب، عکس و يا سی دی بازرسی کرده اند. علاوه بر بازداشت اين افراد مقداری از وسايل شخصی از جمله کتابها و يا کامپيوترهای آنان ضبط شده است. سامان کامور مدير خبرگزاری ايرانيان مسيحی که ۴۰ سال دارد و ازاسلام به مسيحيت گرويده است در مصاحبه با « وال استريت جورنال» گفت کنجکاوی و علاقه به مسيحيت در ميان ايرانيان رو به گسترش است. طبق مقررات حکومت ايران انجيل و يا برگزاری مراسم مذهبی به زبان فارسی ممنوع است و کليساها نبايد مسلمانان را به مراسم دعا و نيايش دعوت کنند. با وجوديکه مسيحيان قديمی ايران مثل ارامنه و يا کاتوليک ها می توانند مراسم خود را به راحتی در کليساهايشان برگزار کنند ساير مسيحيان فارسی زبان از جمله کسانی که تازگی به اين دين گرويده اند بايد مراسم خود را به صورت پنهانی برگزار کنند. «وال استريت جورنال» يادآوری می کند که در ماه ژوئن يوسف نادرخانی کشيش ايرانی پيرو کليسای انجيلی و همسرش که هر دو از اسلام به مسيحيت گرويده اند در شهر رشت بازداشت شدند. براساس گزارش دادگاه آقای نادرخانی به ترک دين سازماندهی و دعوت ساير مسلمانان به مسيحيت، ايجاد يک کليسای مخفی در خانه خود و ابراز مخالفت آشکار با اسلام متهم شد. براساس حکمی که از سوی دادگاه صادر شد آقای نادرخانی به مرگ و همسرش به حبس ابد محکوم شد. در ماه سپتامبر يک دادگاه تجديد نظر مجازات مرگ را تاييد کرد که به گفته گروههای مدافع حقوق بشر اولين مورد اعمال اين مجازات باری ترک دين در ايران طی چند دهه اخير است. کشيش ديگری به نام بهروز صادق خانجانی در ماه ژوئن همراه با همسر و هشت تن از اعضای مخفی خود در شهر شيراز بازداشت شدند. به گفته کمپين بين المللی مدافع حقوق بشر ايران که مرکز آن در نيويورک است آقای خانجانی نيز به ترک دين و اقدام عليه امنيت ملی متهم شده است. ساير افرادی که همراه وی دستگير شده بودند آزاد شدند. در ماههای اخير مقامات دولت ايران در مورد فعاليت گروههای مسيحی غيرقانونی هشدار داده اند. وزير اطلاعات ايران در ماه اکتبر گفت که ماموران اين وزارتخانه صدها کليسا و محفل زيرزمينی مسيحيان غير قانونی را از جمله در شهر مقدس مشهد کشف کرده اند. آيت الله خامنه ای رهبر ايران در يک سخنرانی در ماه اکتبر گفت دشمنان ايارن در پشت اين شبکه کليساهای زيرزمينی هستند. «وال استريت جورنال» می افزايد که تشديد فشار و حملات به مسيحيان در ايران پس از آن اتفاق می افتد که در کشورهای ديگر خاورميانه از جمله عراق و مصر نيز مسيحيان مورد حمله قرار گرفته اند. هر چند حوادث ايران با کشورهای ديگر هيچ ارتباطی ندارد ولی در مجموع وقوع اين حملات فضايی از ناامنی و هراس را در ميان مسيحيان خاورميانه ايجاد کرده است. روز اول ماه ژانويه انفجار بمب در يک کليسای مسيحيان قبطی در شهر اسکندريه مصر ۲۳ قربانی به جا گذاشت و پس از آن جوانان مسيحی دست به تظاهرات خشونت آميز زده و خواهان حفاظت بهتر از مسيحيان در اين کشور شدند. سال گذشته يک گروه وابسته به القاعده مسئوليت حمله به يک کليسای کاتوليک در شهر بغداد را پذيرفت که طی آن دهها نفر کشته شدند. از آن زمان حملات مسلحانه عليه مسيحيان عراق ادامه يافته است. تحت تاثير اين حملات مسيحيان ساکن کشورهای خاورميانه از مصر و عراق گرفته تا لبنان به شدت نگران امنيت خود هستند. برخی از رهبران جوامع مسيحی قديمی ساکن منطقه از جمله مسيحيان قبطی مصر و يا کاتوليک های عراق معتقدند که مبلغين و يا ميسيونرهای پيرو کليساهای انجيلی پروتستان با ترويج دين مسيحيت در جوامع اسلامی و تلاش برای دعوت مسلمانان به مسيحيت يک فضای دشمنی و نفرت غيرضروری ايجاد کرده اند. پيروان کليساهای انجيلی اين ادعا را رد کرده و به عنوان مثال نمايندگان اين فرقه در مصر می گويند که هدف تبليغات آنها فقط مسيحيانی است که در آيين خود ترديد کرده اند.
هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا روز شنبه راهی منطقه خلیج فارس می شود. خانم کلینتون از امارات متحده عربی، عُمان و قطر دیدار خواهد کرد. به گزارش خبرگزاری ها، هیلاری کلینتون درباره روابط دو جانبه و مسائل منطقه ای، از جمله عراق، برنامه هسته ای ایران، و روند صلح خاورمیانه، همچنین اهمیت همکاری دولت ها و جامعه مدنی با رهبران، مقام ها و فعالان حقوق مدنی در این کشورها گفتگو خواهد کرد و در مجمع اقتصادی خاورمیانه - شمال آفریقا و کشورهای گروه هشت در قطر شرکت می کند.
سخنگوی سازمان امنیت ارمنستان می گوید هیچ زنی با مشخصات داده شده در رسانه های ایران وارد خاک ارمنستان نشده است، چه برسد به این که قصد ورود غیر قانونی به ایران را داشته باشد. خبرگزاری فارس روز پنج شنبه گزارش داده بود که یک زن آمریکایی با نام «هال تالائیان» هنگامی که قصد داشت از مرز ارمنستان وارد ایران شود، به اتهام جاسوسی بازداشت شد. این خبرگزاری حتی افزوده است که میکروفونی در دندان این زن جاسازی شده بود. ساعاتی بعد، تلویزیون العالم، شبکه عربی زبان صدا و سیمای جمهوری اسلامی، از قول یک منبع اطلاعاتی گفته بود که این زن آمریکایی ِ مظنون به جاسوسی، بازداشت نشده، بلکه چون روادید نداشته از ورود او به ایران جلوگیری شده است.
کمپین آزادی دو روزنامه نگار آلمانی زندانی در ایران فعالیت خود را در اینباره تشدید می کند. انجمن روزنامه نگاران و ناشران آلمان قصد دارد آگهی های بزرگی را در روزنامه های معتبر این کشور در حمایت از آزادی این دو نفر چاپ کند. یک خبرنگار و یک عکاس روزنامه « بیلت»، چاپ برلین، از اوائل مهرماه گذشته، پس از ورود به ایران با ویزای توریستی و دیدار با پسر و وکیل سکینه محمدی آشتیانی بازداشت و همچنان زندانی اند. در آگهی های مذکور گفته خواهد شد که « تلاش برای کشف حقیقت، جرم نیست. کنجکاوی روزنامه نگاران، مبنای آزادی رسانه هاست و آزادی رسانه ها، ملاک آزادی است.»
«حزب متحده قومی» يکی از احزاب اصلی پاکستان به دولت ائتلافی بازگشت. اين تصميم پس از آن گرفته شده که يوسف رضا گيلانی، نخست وزير پاکستان روز پنج شنبه در پارلمان اين کشور اعلام کرد که دولت افزايش قيمت بنزين را لغو می کند. تصميم دولت برای افزايش ۹ درصدی بهای بنزين از اول ژانويه، يک هفته پيش، سبب شد تا «حزب متحده قوامی» در اعتراض از دولت ائتلافی خارج شود که در نتيجه دولت اکثريت پارلمانی خود را از دست داد.
سخنگوی کاترین اشتون، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا، روز جمعه اعلام کرد، گفتوگوهای گروه ۱+۵ با ایران احتمالا در ۲۰ ژانویه (۳۰ دی ماه) آغاز و تا دوم بهمن ادامه می یابد. این مذاکرات در استانبول ترکیه برگزار خواهد شد.سخنگوی کاترین اشتون، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا، روز جمعه اعلام کرد، گفتوگوهای گروه ۱+۵ با ایران احتمالا در ۲۰ ژانویه (۳۰ دی ماه) برگزار میشود. به گزارش خبرگزاری فرانسه، مایا کوچیانچیک، سخنگوی کاترین اشتون در این باره گفت: «این یک تاریخ احتمالی است که مد نظر داریم.» سخنگوی کاترین اشتون افزود: «ما واکنش مثبتی از طرف ایران داشتهایم.» دور پیشین مذاکرات گروه ۵+۱ با ایران در روزهای ۱۵ و ۱۶ آذر و در شهر ژنو و پس از ۱۴ ماه وقفه برگزار شد. در این مذاکرات پنج عضو دایم شورای امنیت سازمان ملل، شامل روسیه، چین، فرانسه، بریتانیا، ایالات متحده به همراه آلمان حضور دارند. در همین حال یک منبع مطلع در اتحادیه اروپا به خبرگزاری آلمان درباره چند و چون برگزاری مذاکرات گفت: «این نشست، احتمالا طبق برنامه تعیین شده شامگاه ۲۰ ژانویه( پنجشنبه ۳۰ دی) آغاز شده و در روز ۲۱ ژانویه و صبح ۲۲ ژانویه ادامه مییابد.» برنامه اتمی ایران در سالهای اخیر همواره با سوءظن کشورهای غربی همراه بوده است که نتیجه آن گذراندن شش قطعنامه در شورای امنیت سازمان ملل بوده است؛ از میان این شش قطعنامه، چهار قطعنامه تحریمهایی را علیه ایران وضع کرده است. ایران در هفتهای که گذشت از اتحادیه اروپا و چند کشورهای دیگر دعوت کرد که از تاسیسات هستهایاش دیدار کنند؛ دعوتی که از سوی کاترین اشتون، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا، رد شد. کاترین اشتون روز جمعه گفت این کار بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی است که چنین دیدارهایی را انجام دهند. وزارت خارجه ایران پیشتر اعلام کرده بود که دعوتنامههای ایران برای بازدید از تاسیسات نطنز، و اراک به سفیران چند کشور که عضو آژانس بینالمللی انرژی اتمی هستند، فرستاده شده است. روز جمعه علیااکبر صالحی، سرپرست وزارت خارجه ایران، درباره این دعوت گفت: « پیش از این نیز اقدامات مشابهی در این زمینه داشتهایم و این بار كه در آستانه مذاكرات با ۱+۵ هستیم برای نشان دادن حسن نیت از تشكلهای بینالمللی و موسسات بینالمللی و نمایندگان آنها و همچنین تعدادی از كشورها دعوت كردیم كه نمایندگانی به ایران بفرستند و از تاسیسات هستهای كشورمان بازدید كنند.» علی اکبر سلطانیه نیز گفته است که ایران از «۱۰ تن از سفيران و رئيسان گروههای جغرافيايی در آژانس» دعوت کرده است؛ نماینده ایران در آژانس، همچنین این اقدام را یک «دعوت واقعی» خواند که برای شفافسازی صورت میگیرد. از سوی دیگر خبرگزاری فرانسه به نقل از منابع دیپلماتیک گزارش داده است که این دعوتنامهها به نمایندگان روسیه، چین، مصر، کوبا و نیز مجارستان که ریاست دورهای اتحادیه اروپا را به عهده دارد، داده شده است. این خبرگزاری همچنین به نقل از منابع خود در آژانس بینالمللی انرژی اتمی، گزارش داده است که ایران از بریتانیا، فرانسه، آلمان و ایالات متحده برای بازدید از تاسیسات هستهای خود دعوت نکرده است.
محسن پزشکپور، بنیانگذار حزب «پان ایرانیست» در ایران، ۱۶ دی ماه و در پی بیماری طولانی در تهران درگذشت. آقای پزشکپور حقوقدان، وکیل دادگستری و از نمایندگان مجلس شورای ملی پیش از انقلاب بهمن ۵۷ در ایران بود و به هنگام مرگ ۸۳ سال داشت.محسن پزشکپور، بنیانگذار حزب «پان ایرانیست» در ایران، ۱۶ دی ماه و در پی بیماری طولانی در تهران درگذشت. آقای پزشکپور حقوقدان، وکیل دادگستری و از نمایندگان مجلس شورای ملی پیش از انقلاب بهمن ۵۷ در ایران بود و به هنگام مرگ ۸۳ سال داشت. یکی از معروفترین نطقهای آقای پزشکپور در مجلس شورای ملی، در مخالفت با استقلال بحرین ایراد شده بود که در آن آقای پزشکپور این اقدام را مخالف قانون اساسی مشروطه خوانده بود. کانون اصلی فعالیت حزب پان ایرانیست که در دورههای گوناگون مجلس شورای ملی در این مجلس نماینده داشت، پس از انقلاب و اعدام محمدرضا عاملی تهرانی، از اعضای ارشد آن، به خارج از کشور منتقل شد و اما آقای پرشکپور در سال ۱۳۷۰ به ایران بازگشت و فعالیتهای خود را به طور غیررسمی از سر گرفت. با این حال در این دوره فعالیت کنگره دهم این حزب در سال ۸۴ با یورش نیروهای امنیتی ناکام ماند و در پی آن تعدادی از اعضا بازداشت و پس از محاکمه با حبسهای طویلالمدت روبهرو شدند. از آقای پزشکپور یک فرزند دختر باقی مانده است.
واکنش به اظهارات محمد خاتمی درباره کف مطالبات اصلاح طلبان برای شرکت در انتخابات در آينده همچنان ادامه دارد و در تازهترين واکنش، احمد جنتی، دبير شورای نگهبان، در نماز جمعه بارديگر با حمله به رييس جمهور سابق ايران گفته است که «خواص مردود شده» برای «هميشه بايد کنار بروند.»واکنش به اظهارات محمد خاتمی درباره کف مطالبات اصلاح طلبان برای شرکت در انتخابات در آينده همچنان ادامه دارد و در تازهترين واکنش، احمد جنتی، دبير شورای نگهبان، در نماز جمعه بارديگر با حمله به رييس جمهور سابق ايران گفته است که «خواص مردود شده» برای «هميشه بايد کنار بروند.» بیشتر بخوانید: شرایط خاتمی برای شرکت در انتخابات: آزادی زندانیان سیاسی، برگزاری انتخابات آزاد و اجرای قانون اساسی احمد جنتی تاکيد کرده است که حوادث پس از انتخابات رياست جمهوری و نحوه واکنش خواص و مقامات بلندپايه جمهوری اسلامی به اين حوادث، آنها را به دو گروه «خواص انقلابی» طرفدار ولايت فقيه و «خواص غيرانقلابی» که از معترضان حمايت میکردند، تقسيم کرد. احمد جنتی که دبيری شورای نگهبان نهادی که وظيفه بررسی «صلاحيت» داوطلبان شرکت در انتخابات را در جمهوری اسلامی بر عهده دارد، گفته است: «خواص نوع دوم در امتحان مردود شدند، مردم به اينها نمره صفر دادند و اين خواص از صحنه خارج گشتند. سران فتنه نفهميدند که با مردم طرف هستند نه با حکومت و بايد برای هميشه کنار بروند و کنار هم خواهند رفت.» «وقاحت حد و مرزی ندارد» احمد جنتی بار ديگر روز جمعه به اظهارات محمد خاتمی ، رييس جمهوری سابق ايران، حمله کرد و گفت:«هرچند که بعضی از آنها هنوز اين را درست درک نکردهاند و میگويند اگر ما بخواهيم وارد شويم، شرايطی دارد. واقعا بايد گفت وقاحت حد و مرزی ندارد. مردم شما را قبول ندارند. چه کسی به شما رای میدهد؟» اين سخنان در واکنش به اظهارات محمد خاتمی در هفته گذشته در ديدار با شماری از نمايندگان اصلاحطلب مجلس است که شرايطی را برای مشارکت اصلاحطلبان در انتخابات پيش روی مجلس مطرح کرده بود. آقای خاتمی در تشريح «کف خواستههای» اصلاحطلبان برای شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی گفته بود: «آزادی زندانيان و ايجاد فضای آزاد برای همه احزاب و گروهها و رفع محدوديتهای نا به جا، پايبندی همگان به خصوص مسئولان به قانون اساسی و اجرای همه جانبه و کامل آن به خصوص اهتمام به روح قانون اساسی و فراهم آوردن سازوکاری برای برگزاری انتخابات سالم و آزاد.» رئيس جمهور پيشين ايران همچنين افزوده بود: «خواست ما در گذشته و امروز موارد مشخصی بوده که حتی پس از حوادث انتخابات اخير کشور نيز بر آن تاکيد کرديم. بايد شرايط حضور با نشاط مردم و تامين حقوق آنان تضمين شود وبايد سازوکاری برای انتخابات تدوين شود که کمترين محدوديت برای آزادی رای مردم و بيشترين فضا برای تحقق خواست و اراده آنان فراهم شود.» اين دومين حمله احمد جنتی به محمد خاتمی طی چندروز اخير است. احمد جنتی روز سه شنبه گفته بود: «اصلاً احتياجی به حضور اينها نيست. آنها خوابهايی میبينند که بیتعبير است و مردم قبولشان ندارند و بهتر اين است همانگونه که کنار کشيدند کنار بمانند و به کارهايشان پاسخ دهند.» انتقاد از احضار وزيران دولت دهم به مجلس احمد جنتی در بخش ديگری از خطبه های نماز جمعه از نمايندگان مجلس خواسته است تا وزيران دولت محمود احمدینژاد را به مجلس احضار نکنند تا از اين طريق وقت آنها برای اجرای قانون هدفمند کردن يارانهها اتلاف نشود. احمد جنتی گفته است: «در اين شرايط که وزيران لازم است علاوه بر مشغلههای معمول خود برای پيشبرد اين قانون شبانه روز به فعاليت بپردازند، احضار شدن به مجلس و اتلاف وقت آنها به ضرر همه است و نمايندگان مجلس بايد به اين امر توجه داشته باشند.» احمد جنتی همچنین در بخش ديگری از صدور حکم شلاق و زندان تعليقی برای کاوه اشتهاردی، مدير مسئول روزنامه ايران، انتقاد کرده و گفته است :«یک بچه شهيدی آمده حرفهايی را در مورد يک مجرم فراری که بيشترين جرم را در فتنه مرتکب شده، مطرح کرده است و متاسفانه عليه او حکم دادند و گفتند شلاق بزنيد و زندانش کنيد.» مهدی هاشمی، فرزند اکبرهاشمی رفسنجانی، از مدير مسئول روزنامه ايران به دليل انتشار بيانيه تشکلهای دانشجويی عليه وی به دادگاه شکايت کرده بود. کاوه اشتهاردی به اتهام افترا و نشر اکاذيب در اواسط آذرماه در دادگاه محاکمه شد. کاوه اشتهاردی به اتهام افترا و نشر اکاذيب به تحمل ۶ ماه حبس تعزير و ۱۰ ضربه شلاق به خاطر نشر اکاذيب محکوم شده است. اين احکام تعليقی است و چنانچه وی بارديگر مرتکب چنين جرمی شود اين حکم اجرا خواهد شد.
چند روز پس از شایعه بازداشت «جاسوس زن آمریکایی» در مرز ایران و ارمنستان و در حالی که مقامهای رسمی جمهوری اسلامی هنوز این خبر را تأیید یا تکذیب نکردهاند، ارمنستان میگوید که چنین فردی به این کشور وارد یا از آن خارج نشده است.چند روز پس از شایعه بازداشت «یک جاسوس زن آمریکایی» در مرز ایران و ارمنستان و در حالی که مقامهای رسمی جمهوری اسلامی هنوز این خبر را تأیید یا تکذیب نکردهاند، مقامهای ارمنستان میگویند که اساساً چنین فردی به این کشور وارد یا از آن خارج نشده است. موضوع بازداشت «جاسوس زن آمریکایی» پس از آنکه در یک سایت غیررسمی ایرانی مطرح و در گفتوگوی فارس یا یک منبع آگاه تأیید شد، توسط منبع آگاه دیگری در گفتوگو با شبکه تلویزیونی العالم رد شد. با این حال العالم نیز در گزارش خود، تنها موضوع بازداشت زنی با نام هال تالایان که ادعا شده بود تبعه ایالات متحده است را رد کرده بود و به نقل از منبع مطلع خود مدعی شده بود که این فرد که بدون داشتن روادید از مرز ایران عبور کرده بود، به ارمنستان بازگردانده شده است. اکنون آرتسین باگرامیان، مسئول دفتر مطبوعاتی شورای امنیت ملی ارمنستان میگوید که فردی با این مشخصات نه از ارمنستان خارج شده و نه حتی به این کشور وارد شده است. اداره مرزبانی ارمنستان نیز، در گزارشی که در سایت خود، واکنش مشابهی به این موضوع داشته و ورود یا خروج چنین فردی را رد کرده است. رسانههایی که مدعی بازداشت خانم تالایان بودند در گزارشهای خود این زن را جاسوس آمریکایی که در دندانهایش تجهیزات جاسوسی از قبیل میکروفن کار گذاشته شده بود معرفی و محل بازداشت این فرد نیز در نقطه مرزی نوردوز در حاشیه ارس و همسایگی ارمنستان اعلام کرده بودند. سایت نسیمنیوز، سایتی که عمدتاً به پوشش خبرهای استان خراسان شمالی میپردازد و نخستین منبع انتشار خبر دستگیری بود، همچنین به انتشار عکسی پرداخته بود که زنی را که چهره خود را با دست پوشانده بود نشان میداد و مدعی شده بود که این تصویر مربوط به تبعه آمریکایی بازداشت شده است. موضوع احتمال بازداشت یک تبعه آمریکایی از آنجا حساسیت یافت که در سالهای اخیر مقامهای جمهوری اسلامی، شماری از شهروندانی را که تابعیت اصلی یا دو گانه آمریکایی دارند، بازداشت کرده است و اتهامی که عمدتاً متوجه این افراد شده جاسوسی بوده است. آخرین پرونده مرتبط با شهروندان آمریکایی در ایران پرونده شین باوئر، جاش فتال و سارا شورد است که هر سه در مرداد ماه ۸۸ در یکی از نقاط مرزی ایران و عراق بازداشت شدند و مقامهای ایرانی آنها را به جاسوسی متهم کردند. گرچه در شهریور ماه امسال سارا شورد با وثیقهای ۵۰۰ میلیون تومانی آزاد شد، اما دو دوست دیگرش همچنان در زندان به سر میبرند و مقامهای ایرانی گفتهاند که دادگاه آنها در بهمن ماه سال جاری برگزار خواهد شد. ایالات متحده روز پنجشنبه در واکنش به شایعه دستگیری هال تالایان گفته بود که نمیتواند تأیید کند که این زن آمریکایی است یا نه اما موضوع را از طریق سفارت خود در ایروان و نیز سفارت سوئیس در تهران پیگیری خواهد کرد.
مهدی کروبی ، از رهبران مخالفان دولت در ایران، حکومت جمهوری اسلامی را به تلاش برای تضعیف انگیزههای اجتماعی متهم کرده و خواستار آن شده است که مخالفان از حق خود در تعیین سرنوشت اجتماعی چشمپوشی نکنند.مهدی کروبی، از رهبران مخالفان دولت در ایران، با تجلیل از عمادالدین باقی، یکی از زندانیان سیاسی در ایران، و نیز با ابراز تاسف از بازداشت علی مقامی، داماد وی، حکومت جمهوری اسلامی را به تلاش برای تضعیف انگیزههای اجتماعی متهم کرده و خواستار آن شده است که مخالفان از حقوق خود چشمپوشی نکنند. به نوشته سایت اینترنتی سحام نیوز، آقای کروبی، که روز چهارشنبه در دیدار با اعضای خانواده عمادالدین باقی سخن میگفت، با ابراز تاسف از بازداشت علی مقامی، داماد آقای باقی گفته است: «نظام سیاسی باید جوانان را در توجه نسبت به سرنوشت خود تشویق کند، اما با این نوع برخوردها درصدد است انگیزههای اجتماعی را تضعیف کند.» بیشتر بخوانید: مهدی کروبی: رفتارهای اخير جناح تماميتخواه، ناشی از یأس و نااميدی است «مسئولیت امنیت مهدی کروبی بر عهده آیتالله خامنهای است» این نامزد معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته در ایران همچنین افزوده است: «البته ما هرگز نباید از ورود به سرنوشت اجتماعی خود قطع امید و از حق خود چشمپوشی کنیم.» این سخنان در حالی بیان میشود که در روزهای اخیر حامیان دولت در ایران حملات خود را علیه رهبران مخالفان تشدید کرده و بارها «سران فتنه ۸۸» را به محاکمه تهدید کردهاند. آقای کروبی به تازگی و در واکنش به این تهدیدها، با انتشار نامه سرگشادهای ضمن اعلام آمادگی خود برای حضور در یک دادگاه علنی، تاکید کرده بود: «اگر آقایان در ادعاهایشان صادقند، دادگاه علنی باشد تا همه ملت که صاحبان اصلی کشورند، حرفهای دو طرف را بشنوند و قضاوت کنند تا معلوم شود که آیا ما برای به دست آوردن قدرت آشوب کردهایم یا حاکمیت برای انحصار طلبی، رای و ارزشها را کنار گذاشته است؟» از سوی دیگر مهدی کروبی، در بخش دیگری از سخنان خود در دیدار با اعضای خانواده عمادالدین باقی به تجلیل از این زندانی سیاسی پرداخته و اظهار داشته است: «باقی مصداق یک فرد مومن به آرمانهای اجتماعی است که از هزینه کردن برای عقاید و اصلاح جامعه خود از هیچ هزینهای دریغ نکرده است.» آقای باقی که از جمله به دلیل انجام یک مصاحبه به آیتالله منتظری به شش سال زندان محکوم شده بود، در نیمه آذر ماه سال جاری و در آستانه سالگرد درگذشت آیتالله منتظری یک بار دیگر به زندان بازگردانده شده است. در این میان مهدی کروبی با بیان این که در سالهای اخیر شاهد فشارهایی بوده است که بر خانواده باقی وارد شده، ابراز امیدواری کرده است که «همه زندانیان سیاسی به زودی آزاد شوند و با آزادی مقامی و رهایی باقی، این خانواده نیز بار دیگر در کنار یکدیگر قرار گیرند.» پیشتر نیز زهرا رهنورد، همسر میرحسین موسوی، دیگر نامزد معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران در دیدار با اعظار خانواده آقای باقی گفته بود: «خانواده باقی تاوان آزادیخواهی خود را پس میدهد، اما آقای باقی سر فرازیست که هر لحظه حضورش در هر کجا، چه در زندان بزرگ کشور و چه در زندانهای کوچکتر مانند اوین پیام پایداری، سلحشوری و آزادگی است.» وی همچنین با اشاره به بازداشت داماد عمادالدین باقی اظهار داشته بود: «تعدی به این خانواده و دستگیری داماد آقای باقی، علی مقامی که بدون هیچ منطقی دستگیر شدهاند، حاکی از ضعف و ترس از جنبش آزادی خواهانه مردم ایران است.» علی مقامی، داماد دوم عمادالدین باقی، در روز پنجم دی ماه سال جاری و در راه بازگشت از منزل علیرضا طاهری، که به تازگی از زندان آزاد شده بود، توسط گروهی از نیروهای لباس شخصی بازداشت شد. محمد قوچانی، داماد دیگر عمادالدین باقی نیز پس از گسترش اعتراضها به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته بازداشت شده بود و هم اکنون با قرار وثیقه آزاد است.
رئیس کمیته تربیت بدنی و جوانان مجلس، جلال یحیی زاده گفت: ناکامی علی سعید لو در بدست آوردن کرسی نایب رئیسی کنفدراسیون فوتبال آسیا، یکی از ناکامی های بزرگ فدراسیون فوتبال در چند سال گذشته بود. وی این رویداد را برای ورزش ، فوتبال و مدیریت کشور« تحقیر آمیز و ناپسند» توصیف کرد و گفت این شکست به عدم محاسبه دقیق، اتخاذ تصمیمات نادرست و مدیریت ضعیف مرتبط است. انتخابات کنفدراسیون فوتبال آسیا روز پنج شنبه در دوحه قطر برگزار شد، اما ایران نتوانست به هیچ سمتی دست یابد. علی سعیدلو، معاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان تربیت بدنی ایران خود را نامزد نایب رئیسی کمیته اجرایی کرده بود اما رای نیاورد و بجای او نماینده نپال انتخاب شد. این کرسی قبلا در اختیار محسن صفایی فراهانی بود که پس از انتخابات بازداشت و زندانی شد.
اعزام علیاکبر صالحی، سرپرست وزارت خارجه جمهوری اسلامی، به عراق طی اولین ماموریت رسمی مستقل او به خارج از کشور حاکی از اهمیت فوقالعادهای است که تهران برای مناسبات خود با بغداد قائل است.اعزام علیاکبر صالحی، سرپرست وزارت خارجه جمهوری اسلامی، به عراق طی اولین ماموریت رسمی مستقل او به خارج از کشور حاکی از اهمیت فوقالعادهای است که تهران برای مناسبات خود با بغداد قائل است. تلاش اصلی صالحی طی ماموریت اخیر متوجه بهبود موقعیت ایران در عراق، بهخصوص در رقابت با آمریکا، پس از تشکیل دولت تازه نوری المالکی در بغداد است. پس از برکناری متکی از وزارت خارجه، صالحی در منصب سرپرستی وزارت خارجه و طی اولین ماموریت خارج از کشور خود، روز ۲۳ دسامبر گذشته برای شرکت در یازدهمین اجلاس اکو، همراه محمود احمدینژاد به ترکیه سفر کرده بود. نکته مشهود در سفر اخیر علیاکبر صالحی به عراق تاکید بر توازن اهمیت در دیدارهای وی با رهبران مذهبی شیعه و مذاکرات او با رهبران سیاسی عراق است. صالحی در روز اول حضور در عراق مذاکرات فشردهای با پنج دولتمرد سیاسی عراق به عمل آورد، آن گاه به دیدار مراجع معتبر مذهبی در آن کشور پرداخت. در دیدار با آیتالله علی سیستانی، صالحی پیامرسان علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، بود و در دیدار رسمی با جلال طالبانی، پیام دوستانه احمدینژاد را به رئیس جمهور کردتبار عراق تسلیم کرد. مهمترین بخش از مذاکرات سرپرست وزارت خارجه جمهوری اسلامی با المالکی،نخستوزیر آن کشور، کسب اطلاعات دست اول از نحوه تقسیم قدرت در دولت تازه بغداد بود. دولت تازه المالکی که محصول ماهها رایزنی بین گروههای سیاسی آن کشور است، با ترکیب غیرمذهبیها و حضور ملیگرایان شیعه و سنی به رهبری ایاد العلاوی، از رنگ مذهبی بسیار کمتری نسبت به دولت گذشته برخوردار است. در عین حال بازگشت مقتدا صدر، رهبر جوان مذهبی- سیاسی عراق، به این کشور بعد از چهار سال اقامت در ایران، که به نوعی تبعید به بهانه تکمیل آموزشهای حوزهای او تلقی شده است، همزمان با سفر جاری صالحی به عراق، از نکات چشمگیر در حاشیه سفر وی بوده است. با این وجود ظاهرا برنامهای برای دیدار صالحی و مقتدا صدر در عراق تنظیم نشده بود. طبیعت مناسبات با بغداد بسیاری از ناظران تشکیل دولت تازه در بغداد به ریاست نوری المالکی را پیروزی ایران معرفی کردهاند. با وجود آن که آمریکا بدون مداخله مستقیم، تشکیل دولت تازه را به ریاست العلاوی به تکرار نخست وزیری المالکی ترجیح میداد، دولت تازه به هیچ وجه دستبسته در اختیار جمهوری اسلامی نیست. طبیعت مناسبات تهران با بغداد اصولا امنیتی - سیاسی است. رنگ غالب مناسبات واشینگتن با بغداد، امنیتی، نظامی و همچنین اقتصادی است. به جز فروش اسلحه و تجهیز ارتش عراق، دولت آمریکا تاکنون از امتیازهای تجاری در بازار واردات عراق حتی در حد کشورهای همسایه نیز برخوردار نشده است. در زمینه امتیازهای نفتی نیز، تقریبا تمامی کشورهای فعال اروپایی، به علاوه روسیه و تا حدودی هند و چین و همچنین همسایگان (به استثنای ایران) از این امتیازها در اندازههای آمریکا، و حتی بیشتر از آن، برخوردار شدهاند. ترکیه از این جهت در راس کشورهای همسایه عراق قرار دارد. برخلاف طبیعت نفوذ ترکیه در عراق که از آن به عنوان «قدرت نرم» یاد میکنند، نفوذ ایران از نوع سخت و ناشی از مناسبات یا تحرکات امنیتی است. برخلاف حضور فوقالعاده فعال و «قدرت نرم» ترکیه در عراق که با مخالفت هیچ گروه سیاسی یا قومی آن کشور روبهرو نیست، تعداد مخالفان نفوذ و مداخلات و حضور جمهوری اسلامی در عراق کمتر از تعداد مخالفان حضور نظامی آمریکا در آن کشور نیست. به این دلیل، آمریکا برای ادامه حضور در عراق، دستکم تا تثبیت اوضاع امنیتی، شاید ناگزیر از چشمپوشی از پارهای امتیازات اقتصادی و تجاری در آن کشور بوده است. در شرایطی قابل مقایسه با موقعیت چالشی آمریکا در عراق، جمهوری اسلامی نیز برای حفظ سطح مناسبات کنونی با بغداد و تداوم وضع موجود ناگزیر به چشمپوشی از پاره حقوق مسلم خود در آن کشوربوده است. موضوع دریافت غرامت جنگ هشت ساله از عراق که میزان آن به هزار میلیارد دلار بالغ میشود از جمله این موارد است. عدم اشاره به موضوع دریافت غرامت جنگی، به دلیل نگرانی از خشمگین ساختن مسئولان دولتی عراق، در حالی که دولت محمود احمدینژاد روسیه را به خاطر شرکت در اشغال ایران در زمان جنگ جهانی دوم ملزم به پرداخت غرامت مالی معرفی کرده است، حاکی از دامنه سخاوتمندی جمهوری اسلامی در مقابل بغداد و در ازای حفظ موقعیت سیاسی خود در آن کشور است. مسائل جدی دو کشور مهمترین موضوع در مناسبات تهران بغداد، تعیین تکلیف جنگ و حدود ملی دو کشور و تنفیذ خطوط مرزی بر اساس قرارداد ۱۹۷۵ الجزیره است. از ۱۸مرداد سال ۱۳۶۷ تاکنون، بر اساس پذیرش قطعنامه ۵۹۸ بین دو کشور حالت آتشبس برقرار است. جلال طالبانی، رئیس جمهور کنونی عراق، تاکنون بیش از یک بار اعتبار قرارداد الجزایر را زیر سوال برده است. عراق در شرایط کنونی در حال بازسازی اقتصادی است. عراق با افزایش ظرفیت تولید نفت، برای صادرات نفت خام ایران تهدیدی جدیتر از عربستان سعودی به شمار میرود. ایران نه تنها از امتیازهای اکتشاف و تولید نفت عراق که طی دو سال اخیر به شرکتها و کشورهای خارجی واگذار شدهاند طرفی نبسته، که در عمل شاهد فرار نفت بهرهبردارینشده خود به سمت عراق و در حوزههای مشترک، در نتیجه فرار سرمایهها و شرکتهای نفتی خارجی از ایران است. در مقابل این مسائل جدی، جمهوری اسلامی تمرکز عمده خود را به رقابت سیاسی با نفوذ آمریکا در عراق و اعمال فشار علیه باقیمانده گروه مجاهدین خلق در پایگاه اشرف متوجه کرده است. در پایگاه اشرف شاید متوسط سن افراد به شصت سال یا بیشتر میرسد که در هر حال ترکیبی است نزدیک به ارتش بازنشسته پدربزرگها، که شاید امروزه به کارگیری آنها در اجرای نمایشهای کمدی تلویزیون بیشتر ممکن به نظر میرسد تا شرکت جستن در کوچکترین عملیات نظامی. تکمیل عراقیهای ایران بیشک سفر جاری صالحی به عراق در جهت تثبیت موقعیت شخصی او در داخل کشور و گمارده شدن به منصب وزیر خارجه کمک فراوانی خواهد کرد. صالحی متولد کربلا و مسلط به زبان عربی است. با وجود گذراندن یک دوره دانشجویی در آمریکا و تحصیل در دانشگاه آمریکایی بیروت، تسلط صالحی به زبان عربی بیشتر از آشنایی او به زبان انگلیسی است. از این لحاظ، دیدار وی با مسئولان مذهبی و سیاسی عراق و مذاکره با آنها به زبان اصلی کشور میزبان، زمینه ایجاد ارتباطات نزدیکتر شخصی در آن کشور را برای او فراهم میسازد. امتیاز تسلط به زبان عربی حداقل در قبال مناسبات تهران با بغداد، امتیازی است که منوچهر متکی از آن برخوردار نبود. گذشته از صالحی، حسن داناییفر، سفیر کنونی جمهوری اسلامی در بغداد، نیز که از معاودین عراقی است، طبیعتا به زبان عربی مسلط است. داناییفرد که از فرماندهان سابق سپاه و لشکر قدس است، طی سالهای ماموریت در عراق، پیش از جانشینی حسن کاظمی قمی، سفیر سابق، در ماه ژوئیه سال گذشته، موفق به ایجاد مناسبات نزدیک با مسئولان رسمی عراقی شده است. اگرچه صالحی بلندمرتبهترین مسئول رسمی کنونی جمهوری اسلامی نیست که در عراق متولد شده، و بالاتر از او، علی لاریجانی، رئیس قوه مقننه جمهوری اسلامی، قرار گرفته، در هر حال، مقام کنونی او، بعد از رئیس جمهور، وی را در مهمترین منصب اجرایی و دولتی قرار میدهد.
اظهارات وزیر آموزش و پرورش جمهوری آذربایجان، مبنی بر ممنوعیت حجاب در مدارس تنها با واکنشهای داخلی روبهرو نشده و شماری از مقامهای مذهبی ایران نیز به تازگی به این موضوع واکنش نشان دادهاند.اظهارات ماه گذشته مصیر مرداناف، وزیر آموزش و پرورش جمهوری آذربایجان، مبنی بر ممنوعیت حجاب در مدارس با مخالفتها و حمایتهای گسترده داخلی روبهرو شده و در ایران نیز مقامهای مذهبی به این موضوع واکنش نشان دادهاند. در پی این اظهارات، شماری از افراد مذهبی در مقابل وزارت آموزش و پرورش تظاهرات کردند که با دخالت پلیس متفرق شدند و ۱۱ نفر دستگیر و تحویل مراجع قانونی شد. آقای مرداناف میگوید که طبق قانون «تحصیل» آذربایجان، هر دانشآموزی باید با لباس فرم مدرسه در مدارس حاضر شود. ربیعت آسلانوا، رئیس کمیته حقوق بشر پارلمان آذربایجان، نیز در این خصوص گفته است که حضور دانش آموزان محجبه در کلاسهای درس در مدارس کشور امکانپذیر نیست. وی افزوده است که آذربایجان یک کشور دموکراتیک، لائیک و حقوقی است. روابط دین-دولت و مردم-دولت در آذربایجان بر اساس همین اصول تنظیم میشود و امروز ۱۶ تن از نمایندگان مجلس از طرح ممنوعیت حجاب حمایت کردهاند. بعد از تظاهرات افراد مذهبی در باکو که اکثراً از مناطق تحت نفوذ ایران در مجاورت باکگو، یعنی روستاهای مشدآغا و نارداران بودند، آقای مرداناف در حضور خبرنگاران، نیروهای خارجی و داخلی را به تشدید بحران در ارتباط با منع پوشش حجاب در مدارس متوسطه این کشور متهم کرد. در ایران آیتالله احمد جنتی در خطبه نماز جمعه ۱۷ دی، منع حجاب در مدارس آذربایجان را محکوم کرد و با بیان اینکه «نمیدانم دولتها چه لجی با مردم خود دارند» افزود که «در جایی که مردم مسلمان هستند آنها چه سودی از برداشتن یک تکه پارچه از سر این دخترها دارند؟» اداره مسلمانان قفقاز به رهبری شیخالاسلام اللهشکور پاشازاده که معمولا میانجی دینداران و دولت در موارد اختلاف است، مدتها ترجیح داد که در این مورد واکنشی نداشته باشد، اما اخیراً اعلام کرده است که در رابطه با حجاب با دولتمردان آذربایجان مذاکره خواهد کرد. به غیر از آیتالله جنتی، طی هفته جاری آیتالله نوری همدانی و آیتالله مکارم شیرازی نیز به ممنوعیت حجاب در آذربایجان واکنش شدیدی نشان دادند. به گزارش خبرگزاری فارس «عدهای از دینداران آذربایجان» در مورد مسئله حجاب از آیتالله نوری همدانی استفتا کردهاند که وی در پاسخ گفته است: «این لایحه از طرف دولتهای غرب و دشمن آب میخورد. حجاب از احکام واجب الهی است که آنها از این میترسند». آیتالله مکارم شیرازی نیز گفته است که «با توجه به اینکه جمهوری آذربایجان یک کشور کاملاً اسلامی است و اکثریت قاطع مردم آن مسلمانان و پیروان مکتب اهل بیت، لازم است احکام اسلامی از جمله حجاب در آنجا رعایت شود». در سال جاری تاجیکستان، ازبکستان و قزاقستان نیز که اکثریت مردم آنها مسلمانند، رسماً پوشش حجاب در مدارس را قدغن کرده بودند، لیکن ایران واکنشی به ممنوعیت حجاب در این کشورها نداشت.
دوشنبه، شش دیماه، نامهای منتشر شد به امضای شماری از استادان باستانشناسی، فلسفه و تاریخ ایران به رهبر جمهوری اسلامی ایران که در آن آمده است سازمان میراث فرهنگی با تصمیمها و اقدامهایی که در پیش گرفته زمینه تخریب «مواریث سترگ فرهنگی، ملی، اسلامی و بشری» را فراهم کرده است.دوشنبه، شش دیماه، نامهای منتشر شد به امضای شماری از استادان باستانشناسی، فلسفه و تاریخ ایران به رهبر جمهوری اسلامی ایران که در آن آمده است سازمان میراث فرهنگی با تصمیمها و اقدامهایی که در پیش گرفته زمینه تخریب «مواریث سترگ فرهنگی، ملی، اسلامی و بشری» را فراهم کرده است. امضاکنندگان نامه به رهبر جمهوری اسلامی ایران همچنین از «چندپاره کردن سازمان میراث فرهنگی و برگزیدگان مدیران غیرمتخصص» ایراد گرفتهاند و پیامدهای آن را خسارتبار دانستهاند. رضا داوری اردکانی، استاد فلسفه و دارای نشان درجه یک دانش از ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۴، حکمتالله ملاصالحی، استاد باستانشناسی دانشگاه تهران و سردبیر مجله باستانشناسی، در کنار منصور صفتگل، استاد تاریخ صفویه در دانشگاه تهران، از ۲۰ و اندی افرادی هستند که امضای آنها زیر نامه به رهبر جمهوری اسلامی ایران به چشم میخورد. نامهای که بیپاسخ نماند. روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی بلافاصله در پاسخ خود از این گله کرد که عدهای از «نامآشنایان محترم فلسفه و تاریخ و باستانشناسی امضای خود را زیر متنی گذاشتهاند که دیگران آن را طراحی و تدوین کردهاند و با مقاصدی خاص». در پاسخ روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی از جمله به احداث برج جهاننما در نزدیکی میدان نقش جهان اصفهان و پیامدهای آن و «غارتهای جیرفت و شماری از محوطههای تاریخی کشور» در دوره فعالیت شماری از طراحان و تدوینکنندگان نامه اشاره شده و این پرسش پیش کشیده شده است که چرا پیش از این چنین نامهای منتشر نشد و چرا در آن زمان که آثار تاریخی به توصیف روابط عمومی میراث فرهنگی بدون هیچ نوع رسیدگی در بدترین وضعیت و مخاطرات در انبارهای موزه ملی ایران نگهداری میشد، واکنشی نشان داده نشد. نامه و پاسخ البته همه مفصلتر از این مختصرند، اما برای روشنتر شدن معنای جملهها و عبارتها و اشارههای سربسته به سراغ یک استاد باستانشناسی در ایران با بیش از ۱۵ سال سابقه کار دانشگاهی، اداری و میدانی در این حوزه گفتوگو میکنیم که از امضاکنندگان نامه به رهبر نیست و ترجیح میدهد نامش در آغاز گفتوگو با پیک فرهنگ بر زبان آورده نشود. گفتوگویی که با این پرسش آغاز میشود: رادیوفردا: چرا نامه اکنون منتشر شده است؟ باستانشناس ایرانی: این نامه در ماه آخر ماههای تابستان تهیه شده. اما در این موقعیت رسانهای شده به خاطر این که اطمینان از این که به مقصد رسیده حاصل بشود. تغییرات در مدیریت سازمان میراث فرهنگی که در نامه باستانشناسان به آن انتقاد شده، کداماند؟ چون در پاسخ میراث فرهنگی آمده که شکایت از انتقال دو معاونت این سازمان به اصفهان و شیراز از جمله توهین آشکار به مردم استان اصفهان و شیراز است. این قسمتی از ناخردمندیهای جواب سازمان میراث فرهنگی است. با این که خود را نهادی فرهنگی میداند، ولی اصلاً دغدغه فرهنگ از نظر معنی ندارد. یعنی گروهی برای این که توجیه کنند اقدامات غیرتخصصی انجام شده را با این روش آمدهاند این پاسخ را دادهاند وگرنه هیچ کسی نسبت به این که این معاونتها در این استانها هستند نسبت به استانها واکنش نشان نداده، بلکه نامه میگوید نسبت به این که در آن استانها کار ستادی را دچار مشکل میکند، این مسئله اساسی است. متاسفانه در اینجا دقیقاً سوء استفاده شده از نامهای که نوشته شده به مقام معظم رهبری. پس انتقاد اصلی به کدام سازوکار مدیریت است که این اواخر تغییراتی در آن صورت گرفته و باعث شده که این نامه در تابستان فرستاده شود برای رهبر جمهوری اسلامی؟ موارد مشخص آن چیست؟ مهمترین مسئله شاید مدیریت موزه ملی ایران باشد که تا حالا همیشه دید تخصصی و متخصص در آن موقعیت بوده. یک متخصص دارای سوابق مدیریتی در آن موقعیت بوده. ولی این اواخر متاسفانه فردی نهاده شده در راس موزه ملی ایران که بزرگترین درگیریهای آثار باستانی حاصل از کاوشها در اختیار دارد که این فرد نه سابقه مدیریتی دارد و نه هیچ گونه تخصصی در این حوزه دارد. این از این نظر بسیار دغدغه بزرگی است به وسیله باستانشناسان و به وسیله دانشگاهیان اعلام میشود که موزه ملی بعد از گنجینهای که در بانک مرکزی و خزانه کشور وجود دارد، خزانه فرهنگی کشور است و پشتیبان فعالیتهای فرهنگی کشور است. در طول ۱۲۰ سال فعالیتهای باستانشناسی این مرکز یکی از مهمترین مراکزی بوده که حاصل پژوهشهای باستانشناسی را اعم از اشیاء باستانی، مدارک و غیره نگهداری میکرده. و قرار گرفتن کسی که هیچ تخصصی ندارد، کوچکترین کارها را در سیستم دچار اختلال و مشکل میکند. در عین حال که تخصص ندارد، این پست متاسفانه اختیارات دارد. تاکید میکنم، من صحبتم این پست است. من درباره افراد صحبت نمیکنم، به عنوان یک متخصص. جایگاه ریاست موزه ملی ایران جایگاهی است که قدرت دارد و برای همین نیازمند تخصص و نکتهبینی است. این یکی از مهمترین دغدغهها است به نظر اینجانب. یعنی اگر این شخص عوض شود و یک شخص دیگر بیاید از لحاظ متخصصان بیطرف صالح باشد، آن وقت مشکلات برطرف میشود؟ در آن حوزه میراث فرهنگی برطرف میشود. اما نکته دوم که برخورد غیرتخصصی با ساختار میراث فرهنگی است و در نامه هم در جاهایی اشاره شده به این قضایا این است که خود انتقال و دست بردن در ساختار سازمان میراث فرهنگی غیرکارشناسانه است. ما با زیرساختهای موجود نمیتوانیم از هیچ یک از مراکز غیر از تهران نظارت و مدیریت باستانشناسی را انجام دهیم. این در مورد این استانها نیست. بلکه در جاهای دیگر هم هست. چون از ستاد منفک میشود. از بدنه اجرایی کشور منفک میشود، کارایی لازم را نخواهد داشت. دغدغه اساسی از دید تخصصی این است که در حوزههایی مثل سدسازی، مثل توسعه، مثل برق اگر مشکلی ایجاد شده باشد میتوانیم با سرمایه آن را جبران کنیم. یعنی یک مقدار سرمایه را از دست دادیم. اما متاسفانه هم در موزه ملی ایران و هم در مورد فعالیتهایی که ناشی از یا توابع انتقال قسمتهایی از میراث فرهنگی به استانها است، و البته به تبع آن انتصاب افرادی که در این سطح نیستند، در ساختار پژوهشی در سازمان میراث فرهنگی، تبعات جبرانناپذیری را به ارمغان میآورد و این تبعات جبرانناپذیر از دادههای باستانشناسی و میراث فرهنگی حاصل میشود. اینها منابع برگشتناپذیر هستند و منابع برگشتناپذیر مانند فعالیتهای توسعه نیستند که فقط سرمایه از دست رفته باشد یا به قول خود بزرگان بیتالمال از دست رفته باشد. نه. منابع فرهنگی از دست میروند که متعلق به این نسل و متعلق به بشریت است. متعلق به گذشته و امروز و آینده است. متعلق حتی به ۷۰ میلیون ساکن جمهوری اسلامی نیست. این منابع متعلق به بشریت است چون تجربه نیاکان ما هستند، تجربه نیاکانی که چیزی به دانش بشری افزودهاند. ممنون آن افزایش آنها باید باشیم. مسئله در میراث فرهنگی نمود پیدا میکند و قابل مطالعه است و نبود آن یک بحران فرهنگی جهانی است از نظر من. یک مسئله ملی نیست که با دیدگاههای تنگ نظرانه ملی و حزبی بیایند تصمیم بگیرند که چه کسی در این راس باشد و چه کسی در آن ساختار باشد یا عوض کنند ساختار را به کجا ببرند. این حساسیت زمانی بیشتر میشود که در نظر بگیریم تنها بخش دولتی که تاکنون از تهران جدا شده و منتقل شده و گرفتار شده و خود را پیشرو میداند در این زمینه بر اساس اطلاعاتی که منتشر شده توسط میراث فرهنگی، متاسفانه میراث فرهنگی است یعنی بخش برگشتناپذیر منابع فرهنگی. در پاسخ روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی به این نامه، فهرستی از کارهایی آمده که پیش از دولت نهم و دهم انجام شده از جمله ساختن برج جهاننما در نزدیکی میدان نقش جهان و آن چه «غارتهای جیرفت» نامیده شده و روابط عمومی از امضاکنندگان پرسیده چه طور در برابر اینها سکوت کرده بودند و حالا دارند انتقاد میکنند. این یکی از قسمتهای توجیهپذیر میراث فرهنگی است. ولی دیدگاه ما نسبت به میراث فرهنگی یک دیدگاه بلندمدت است. ما الان که صحبت میکنیم ۴ سال دولت نهم یا نزدیک یک سال و نیم دولت دهم را در نظر نمیگیریم. موقعیت میراث فرهنگی و غارتی که در جیرفت اتفاق افتاده یکی از بزرگترین بحرانهای فرهنگی در کل خاور نزدیک است و در هر زمان که اتفاق افتاده باشد خودش قابل تجزیه و تحلیل و بررسی است. به هیچ وجه نمیتوان این مسئله اساسی را که یک تفکر غیر تخصصی فراگیر شده در یک... و اکنون باید از بالا این تخصصزدایی را بر سازمان میراث فرهنگی اعمال کردیم توجیه کنیم. این مثل اینست که دو نفر دعوا کرده باشند و در پرونده مدام مشکلات قبلی همدیگر را در بیاوریم. این متاسفانه برخورد اشتباهی است. بحران جیرفت مورد تایید است و بسیار بحران تکاندهندهای است و ساختارها و تصمیمات بزرگی گرفته که آن تصمیمها لغو شده در سالهای اخیر. یا مسئله برج جهاننما میدانیم که مثالی هم که قبل از این زدم همین بود، توسعه تکجانبی و تکبعدی فقط خودش را میبیند. هیچ تخصصی غیر از خودش را اصلاً نمیبیند... انتقال سازمان میراث فرهنگی هم در همین قالب قابل تحلیل و بررسی است. در قالبهای دیگر هم قابل تحلیل و بررسی است. ولی دولت در انتقال میراث فرهنگی از هیچ متخصصی نپرسیده که این انتقال چه عوارضی، چه مسائلی برای میراث فرهنگی خواهد داشت. هیچ گاه چنین سوالی مطرح نشده. از دیدگاه ستادی ضعیفترین بخش دولتی را که متاسفانه برخی افراد با داشتن اطلاعات از داخل آن از اطلاعاتشان سوء استفاده کردند، از نزدیکان دولت هم هستند، تصمیم گرفتند که به عنوان قربانی به مناطق بفرستند. و متاسفانه این قربانی را نسجیدند ببینند این قربانی چه اهمیتی دارد. آیا جایگزینی آن به سادگی ممکن است؟ این نکته اساسی و بنیادی است که از دیدگاه تخصصی میتوانیم در مورد آن بحث کنیم. این که انتقال سازمان میراث فرهنگی به هیچ رویی با دیدگاهی کارشناسانه ارزیابی نشده. منظور من از کارشناسانه، کارشناسانه و تخصصی در حوزه میراث فرهنگی و باستانشناسی و دیدگاههای تاریخی و حتی تاریخ-فرهنگی است.
پلیس لندن، برای جلوگیری از اقدامات تروریستی احتمالی،نیروهای خود را در مراکز اصلی حمل و نقل مانند فرودگاه ها و ایستگاه های راه آهن افزایش داد. دلیل خاصی برای افزایش تدابیر ایمنی اعلام نشده است. برآورد خطرتروریسم در انگلستان اکنون در وضعیت « جدی » است که تنها یک پله از بالاترین درجه کمتر است. درجۀ خطر اقدامات تروریستی درانگلستان درسراسر سال گذشته نیز در وضعیت « جدی » قرار داشت.
درحالی که اتحادیه اروپا با رد دعوت بازدید از تأسیسات هستهای ایران، این موضوع را کاری تخصصی در حیطه اختیارات آژانس میداند، علیاکبر صالحی هدف از این دعوت را «خنثی کردن دروغپردازیها» درباره برنامه هستهای ایران عنوان کرد.درحالی که مقامهای اتحادیه اروپا با رد دعوت ایران برای بازدید از تاسیسات هستهای این کشور، بازرسی از این تاسیسات را کاری تخصصی و در حیطه اختیارات آژانس بینالمللی انرژی اتمی دانستهاند، علیاکبر صالحی، سرپرست وزارت امور خارجه ایران هدف از این اقدام را «خنثی کردن دروغپردازیها» درباره برنامه هستهای جمهوری اسلامی دانسته است. علیاکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی و سرپرست وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، روز جمعه در گفت و گویی با خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، هدف تهران از دعوت کردن نمایندگان کشورهای طرف مذاکرات هستهای برای بازدید از تاسیسات هستهای خود را «خنثی کردن دروغپردازیهای طرف مقابل» درباره برنامه اتمی ایران اعلام کرده است. بیشتر بخوانید: پاسخ منفی اشتون به دعوت ایران برای بازدید از تأسیسات هستهای دعوت ایران از نمایندگان ۵+۱ برای بازدید از تأسیسات هستهای وی در این باره گفته است: «ما از سفیران مجموعه اتحادیه اروپا و جنبش غیرمتعهدها به عنوان تشکلهای بینالمللی دعوت کردهایم که در ایران حضور یافته و از تأسیسات هستهایمان بازدید کنند تا کذب ادعاهای کشورهای غیرخیرخواه در ارتباط با فعالیتهای هستهای ما به اثبات برسد.» علیاکبر صالحی همچنین با بیان اینکه «بعضیها با دروغپردازی به فضاسازی در افکار عمومی علیه جمهوری اسلامی ایران پرداختهاند و افکار عمومی را به انحراف کشیدهاند»، ابراز امیدواری کرده است، «این اقدام بتواند باعث شود که برخی کشورها از نزدیک شاهد واقعیتها باشند و دروغپردازیهای طرف مقابل برای چندمین بار خنثی شود.» این در حالی است که کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، روز جمعه با رد دعوت ایران برای بازدید از تأسیسات اتمیاش، گفته است: «بازدید از تأسیسات هستهای وظیفه اتحادیه اروپا نیست، بلکه کاری تخصصی و مربوط به آژانس بینالمللی انرژی اتمی است.» پیشتر نیز ایالات متحده آمریکا در واکنش به دعوت ایران از نمایندگان برخی کشورها برای بازدید از تأسیسات هستهای این کشور، چنین سفری را «یک سفر سحرآمیز و افسانهای» خوانده بود که نمیتواند کمکی به اجرای تعهدات بینالمللی تهران کند. همچنین بریتانیا نیز در واکنش به این اقدام ایران اعلام کرده بود: «یک دیدار کاملاً کنترل شده از تأسیسات دستچین شده نخواهد توانست ضمانتهای لازم را به جامعه جهانی بدهد.» جمهوری اسلامی ایران چند روز پیش و در آستانه برگزاری دور دیگری از گفتوگوهای هستهای با نماینگان کشورهای ۱+۵ که قرار است در اواخر ژانویه در استانبول برگزار شود، از نمایندگان چند کشور از جمله برخی از کشورهای عضو اتحادیه اروپا و کشورهای در حال توسعه عضو شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای بازدید از تأسیسات هستهای خود دعوت کرده بود. رئیس سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی علت انجام این دعوت را نشان دادن «حسن نیت» ایران دانسته و گفته است: «این بازدید یک حسننیت از طرف ایران است. البته اولینبار هم نیست که ایران این اقدام را انجام میدهد. قبلاً نیز بعضی از کشورها از تأسیسات هستهای ما بازدید کردهاند.» وی همچنین در پاسخ به این پرسش که چه کشورهایی تاکنون به این دعوت پاسخ دادهاند، نیز صرفاً اظهار داشته است: «ما از تشکلها و سازمانهای بینالمللی مانند اتحادیه اروپا و جنبش غیرمتعهدها برای بازدید از تأسیسات هستهای دعوت کردهایم و در این موضوع به کشورها نگاه نمیکنیم بلکه از تشکلهای بینالمللی دعوت کردهایم که این گروهها کشورهای همفکر خودشان را نیز شامل میشوند.» سرپرست وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود در باره موضوع گفتوگوهای هستهای پیش رو در استانبول نیز گفته است: «در بسته پیشنهادی ایران و طرف مقابل به سرفصلهایی مثل مسائل اقتصادی، امنیتی و هستهای بهطور عام اشاره شده است که از طریق تشکیل کارگروههایی برای هر کدام از این سرفصلها موضوعات مورد علاقه دو طرف پیگیری میشود.» وی همچنین با تکذیب حضور خود در گفت و گوهای استانبول که از روز ۲۰ ژانویه آغاز میشود، اظهار داشته است: «من به عنوان رئیس سازمان انرژی اتمی از اعضای کمیته هستهای شورای عالی امنیت ملی هستم؛ بنابراین در تصمیمسازیهای مربوط به موضوع هستهای سهیمم، اما کسی که این موضوع را پیگیری میکند دبیر شورای عالی امنیت ملی است و بنده حضور خودم در مذاکرات استانبول را به شدت تکذیب میکنم.»
در جریان کنفرانسی که اخیرا در کالیفرنیا برگزار شد، گروهی از دانشمندان سازمان ناسا در آمریکا فیلم علمیخیالی «۲۰۱۲» ساخته رولند امریک را از نظر علمی چرندترین فیلم تاریخ سینما معرفی کردند.در جریان کنفرانسی که اخیرا در کالیفرنیا برگزار شد، گروهی از دانشمندان سازمان ناسا در آمریکا فیلم علمیخیالی «۲۰۱۲» ساخته رولند امریک را از نظر علمی چرندترین فیلم تاریخ سینما معرفی کردند. به نوشته روزنامه بریتانیایی گاردین، فیلم ۲۰۱۲ که فیلمی تخیلی درباره حوادث طبیعی و ویرانی کره زمین است از نظر فروش در گیشه نسبتا موفق بود. بودجه ساخت این فیلم که در سال ۲۰۰۹ به روی پرده رفت حدود ۲۰۰ میلیون دلار بود، ولی از محل فروش بلیت بالغ بر ۸۰۰ میلیون دلار درآمد از آن کسب شد. حوادث این فیلم که در روز بیست و یکم دسامبر سال ۲۰۱۲ اتفاق میافتد بازگویی احیا رابطه زناشویی یک زوج است و در شرایطی اتفاق میافتد که کره زمین در معرض خطر نابودی کامل قرار میگیرد. دلیل نابودی کره زمین انتشار مواد سمی ناشناخته در جو کره زمین عنوان میشود که اولین بار در یک منطقه تفریحی که محل اقامت این زوج است مشاهده میشوند. مدیران بخش مطالعات جوی ناسا در این کنفرانس اعلام کردند: «این فیلم یکی از نمونههای بارز بیتوجهی به علم و ارائه نادرست مفاهیم علمی در هالیوود است. تهیهکنندگان این فیلم در حقیقت از نگرانی افکار عمومی در مورد «احتمال پایان حیات» بر روی کره زمین بهرهبرداری کردهاند.» بنا بر تقویم تمدن مایاها که ساکنان باستانی منطقه مرکزی قاره آمریکا بودند حیات بر روی کره زمین در تاریخ ۲۱ دسامبر سال ۲۰۱۲ بالکل از میان میرود. روزنامه گاردین یادآوری میکند که یکی از دلایل تمرکز ناسا روی کاستیهای این فیلم از نظر علمی و صحت و سقم آن ظاهرا انبوه نامههایی است که این موسسه از مردم در همین زمینه دریافت کرده است. به گفته مسئولان ناسا، در یک سال اخیر که از زمان پخش این فیلم میگذرد این سازمان تعداد زیادی نامه از سوی مردم که نگران پایان حیات کره زمین هستند دریافت کرده است. به همین خاطر مسئولان ناسا ناگزیر شدهاند که وبسایتی جداگانه برای روشنگری در مورد این شایعات و خرافات راه بیندازند. ناسا در گذشته هیچ گاه مجبور نشده بود که به «یک چنین شکل سازمانیافتهای» با خرافات بهظاهر علمی مبارزه کند. به نوشته روزنامه گاردین، در این کنفرانس دانشمندان ناسا همچنین تعداد دیگری از فیلمهای علمیخیالی را به خاطر کاستیها و ضعفشان از نظر علمی مورد انتقاد قرار دادهاند، از جمله «پسفردا»، «روز ششم»، «واکنش زنجیرهای» و «آتشفشان». کارشناسان ناسا همچنین گرچه پیشتر به نوعی مضمون فیلم «آخرالزمان» یا آرماگدون با بازی بروس ویلیس را تایید کرده بودند، در این کنفرانس علمی نام این فیلم را هم در فهرست تولیدات بیپایه و اساس هالیوود قرار دادند. در این میان فیلمهایی علمیخیالی هم هست که دانشمندان ناسا مورد تقدیر قرار دادهاند، از جمله گرفتهاند «گاتاکا»، «بلیدرانر»، «متروپولیس» و «پارک ژوراسیک».
طالبان مسئولیت انفجار انتحاری امروز(جمعه) در شهر «اسپین بولدک» در افغانستان را برعهده گرفتند. این انفجار که در یک حمام عمومی رخ داد ۱۷ کشته و ۲۰ زخمی برجای گذاشت. اسپین بولدک در جنوب قندهار درمرز افغانستان و پاکستان قرار دارد. هدف این اقدام تروریستی، به گفته طالبان، فرمانده پلیس محلی بود. وی در این انفجار انتحاری کشته شد.
پس از کشف مادۀ بسیار سمی و سرطان زای « دیوکسین » Dioxin در خوراک حیوانات در آلمان، دولت این کشور، برای بررسی های همه جانبۀ بهداشتی، ۴۷۰۰ مزرعه را موقتا تعطیل کرد. وزارت کشاورزی آلمان اعلام کرد این مزارع تا زمانی که عدم آلودگی آن ها به دیوکسین محرز نشود بسته خواهد بود. مادۀ سمی «دیوکسین» از جمله از طریق کارخانه های ذوب فلزات، کارخانه های شیمیائی و سوزاندن زباله ها می تواند وارد محیط زیست شود. دیوکسین از طریق خوراک وارد بدن موجودات زنده می شود . با این حال، یک سخنگوی کمیسیون بهداشت اتحادیه اروپا گفت: تا بحال خطر جدی در مورد آلودگی گسترده به دیوکسین مشاهده نشده است.
روز جمعه، در اعتراض به محدودیت ورود تانکرهای سوخت ترانزیتی از ایران به افغانستان، صدها نفر در مقابل سفارت جمهوری اسلامی ایران در کابل دست به تظاهرات زدند. « مرگ برجمهوری اسلامی» از جمله شعارهای تظاهرکنندگان بود. ایران، از حدود دو هفته پیش،ورود تانکرهای سوخت را به افغانستان بشدت محدود کرده است. این تانکرها با گذر از خاک ایران،مواد سوختی را از ترکمنستان و عراق به افغانستان می رسانند. به گزارش خبرگزاری ها، حدود ۲۵۰۰ تانکر در مرز ایران و افغانستان معطل مانده اند.این امر، در شروع زمستان سخت افغانستان ، بهای سوخت را در این کشور ۷۰ درصد افزایش داده است. تهران می گوید سوخت ترانزیت از ایران نباید در اختیار نیروهای ناتو قرار گیرد. دولت کابل در مقابل می گوید این سوخت تنها به مصرف داخلی افغانستان می رسد.
مئیر داگان، رئیس پیشین سازمان اطلاعات خارجی اسراییل « موساد» روز پنجشنبه در مراسم تودیع خود گفت: ایران دستکم تا سال ۲۰۱۵ نخواهد توانست سلاح هسته ای بسازد. مئیر داگان پارسال گفته بود که ایران تا سال ۲۰۱۴ نخستین کلاهک هسته ای خود را خواهد ساخت. به نوشته روزنامه های اسراییل، دلیل این تاخیر، مشکلاتی است که جمهوری اسلامی ایران با آن روبرو شده و این مشکلات عمدتا توسط موساد ایجاد شده است. مئیر داگان پس از هشت سال مدیریت بر سازمان موساد، دیروز این سمت را به جانشینش « تامیرپاردو» سپرد.
با آغاز سال نو یکی از رایجترین مطالب مورد بحث در محافل اقتصادی سرنوشت یورو، پول مشترک ۱۷ کشور، در اتحادیه اروپاست. تا چندی پیش کمتر کسی به خود اجازه میداد در مورد سلامت و تداوم این آخرین نمونه همکاری بینالمللی شکی ابراز کند، اما پس از حوادث اقتصادی سال گذشته که با مسائل یونان آغاز شد و سپس دیگر کشورهای عضو اتحادیه پولی تقریباً همگی با نوعی مسائل بانکی و مالی روبهرو شدند، این شایعه اندکاندک مطرح شد که یورو در خطر است.با آغاز سال نو یکی از رایجترین مطالب مورد بحث در محافل اقتصادی سرنوشت یورو، پول مشترک ۱۷ کشور، در اتحادیه اروپاست. تا چندی پیش کمتر کسی به خود اجازه میداد در مورد سلامت و تداوم این آخرین نمونه همکاری بینالمللی شکی ابراز کند، اما پس از حوادث اقتصادی سال گذشته که با مسائل یونان آغاز شد و سپس دیگر کشورهای عضو اتحادیه پولی تقریباً همگی با نوعی مسائل بانکی و مالی روبهرو شدند، این شایعه اندکاندک مطرح شد که یورو در خطر است. پیشبینیها درباره آینده یورو طیف گستردهای را تاکنون در بر گرفته است. پس از ماجرای بانکهای ایرلند و سپس تقلیل اعتبار پرتغال از طرف موئسسه اعتبارسنجی FITCT برخی به این نتیجه رسیدند که یک نوع تسلسل غیر قابل پیشگیری در مورد مشکلات کشورهای عضو اتحادیه پولی اروپا در پیش است. سناریوی پارهای ازمفسرین مالی پیشبینی نوعی «دومینوی» مسری است که سرانجام اکثر کشورهای جنوب اروپا را شامل خواهد شد. معیار این بدبینی را باید در ارتباط با نسبت مقروض بودن این کشورها با درآمد ملی آنها در نظر گرفت. وقتی بدهی کشوری از حد متعارف این تناسب که در چهارچوب اتحادیه مالی اروپا ۶۰ درصد است بگذرد معنی آن این است که برای این کشورآینده مبهمی در پیش خواهد بود. یکی از جالبترین اتفاقات اخیر ورود کشور استونی به عنوان هفدهمین عضو اتحادیه پولی یورو در روز اول ژانویه سال جاری است. این کشور با ۸ درصد بدهی وارد اتحادیه میشود و بر این مبنا باید او را معتبرترین عضو این اتحادیه پولی شناخت. مسئله اساسی علاوه بر میزان مقروض بودن این کشورها به عدم توانایی پارهای از آنها در توازن بودجه کشورهایشان مربوط میشود، زیرا یکی دیگر از معیارهای سلامتی اقتصادی در اتحادیه اروپا میزان کمبود بودجه است که قرار بود از سه درصد تجاوز نکند، در حالی که هماکنون در پارهای از کشورهای عضو مانند اسپانیا و ایرلند از مرز ده درصد هم گذشته است. اقدام به توافق روی پول مشترک در میان چندین کشور یکی از مراحل نهایی ادغام کامل اقتصادی کشورهای داوطلب است، اما این کار آن قدر حساس و حیاتی است که اگر زودتر از انجام دیگر مراحل ادغام کشورها صورت پذیرد فاجعهانگیز خواهد بود. مثلاً در آمریکا میان زمانی که ۱۳ ایالت آن کشور در سال ۱۷۷۶ برای همکاری اقتصادی و سیاسی اولین گام را برداشتند تا ۱۹۱۳، زمانی که بانک مرکزی آمریکا یعنی «فدرال ریزرو» احداث شد و میان این ایالات «دلار» به عنوان پول مشترک برگزیده شد، بیش از یکصد و سی و هفت سال فاصله است. در دوران پیش از آن هر منطقهای پول خود را داشت و بانکهای منطقهای پولی را به جریان میانداختند و غالباً پشتیبان پول آنها طلا یا نقره بود. ولی این پولهای منطقهای در نقاط دیگر به ندرت پذیرفته میشد. در آمریکا، در سالهای اول تاُسیس این کشور، دو بار سعی شد که بانک مرکزی ایجاد شود، اما هر دو بار بعد از ده سال پروانه موقت، کنگره از تمدید آنها خودداری کرد. حتی اولین بانک ملی و سراسری برای اولین بار در زمان جنگ داخلی (۱۸۶۳-۱۸۶۰) و از طرف پرزیدنت «لینکلن» تاسیس شد، اما آن بانک هم نتوانست به یک بانک مرکزی واقعی با پول واحد تبدیل شود. بانکهای مرکزی در کشورهای اروپایی سابقه بسیار قدیمی و طولانی دارند، مثلا بانک مرکزی سوئد بیش از ۴۰۰ سال سابقه دارد. بانک مرکزی فرانسه در زمان ناپلئون آغاز به کار کرد، ولی همه اینها در چهارچوب یک کشور کار میکردند. از آنجا که آمریکا از ایالات متفاوت نیمهمستقل تشکیل شده است، چنین بانکی تا سال ۱۹۱۳ تاَسیس نشده بود و شاید اگر چندین بحران بزرگ بانکی مانند آن چه در سال ۱۹۰۷ اتفاق افتاد پیش نمیآمد، مردم آمریکا حاضر به تاَسیس بانک مرکزی نمیشدند. در آمریکا، میان حقوق شهروندان در ایالات و قدرت حکومت مرکزی (فدرال) نوعی رقابت یا حتی بدبینی وجود دارد. در قانون اساسی آمریکا حدود حکومت فدرال تعیین شده است و در اصل یازدهم آن به صراحت بیان شده است که تمام حقوقی که در این قانون اساسی به حکومت مرکزی واگذار نشده است متعلق به ایالات است. در پناه این اصل، ایالتهای آمریکا توانستهاند از افزایش حوزه اختیارات دولت مرکزی توسط کنگره، سنا یا رئیس جمهور پیشگیری کنند. هماکنون نیز برخی از ایالتهای آمریکا با استناد به همین ماده علیه قانون جدیدی که به نام Obama Care معروف شده است و دولت مرکزی میخواهد بیمه درمانی برای مردم در سراسر آمریکا ایجاد کند، در دادگاههای گوناگون معترض شدهاند و نتایج این اعتراضها به زودی مشخص خواهد شد. اما آن چه در اروپا اتفاق افتاد در تاریخ اقتصادی جهان بیسابقه بود. در زمانی کمتر از ۵۰ سال کشورهای اروپائی توانستند نخست در اتحادیهای به خاطر استفاده مشترک از فولاد و ذغال قرار گیرند و سرانجام همین اقدام به جایی رسید که دیگر مراحل ادغام اقتصادی یعنی منطقه بازرگانی آزاد، گمرک مشترک، بازار مشترک و سرانجام اتحادیه پولی با سرعت انجام شود. انگیزه این کشورها همان طور که از نظر تاریخی مشهود است برای پیشگیری از جنگی دیگر بین آلمان و فرانسه همانند جنگ جهانی اول و دوم بود. نابغهای فرانسوی به نام ژان مونه با این پیشینه فکری که کشورهایی که با هم تجارت کنند هرگز با هم نخواهند جنگید دست به کار تشکیل اتحادیه اروپا شد و این امر با سرعتی بیسابقه پیش رفت. این سرعت گسترش دامنه همکاریهای اقتصادی به جایی رسید که سرانجام بیشتر کشورهای عضو اتحادیه اروپا تصمیم گرفتند پولهای ملی خود را کنار گذارند و به جای فرانک فرانسه، لیر ایتالیا و مارک آلمان و دیگر پولهای رایج، پول ملی خود را به یورو تبدیل کنند و یورو را به عنوان پول اتحادیه اروپا به طور رسمی از یکم ژانویه ۲۰۰۲ در گردش نهادند. از همان ابتدا، بسیاری از اقتصاددانان معتقد بودند که همراه با ادغام پولهای این کشورها سیاست مالی این کشورها نیز باید هماهنگ شوند. در واقع پول مشترک و سیاست بودجهای مشترک همانند اسبان یک درشکه هستند که اگر با هم و در توازن حرکت نکنند سرانجام این مرکب سرنگون خواهد شد. اما از آنجا که تصمیم به داشتن پول مشترک تصمیمی سیاسی بود و نه اقتصادی و بهویژه پس از فروپاشی کشورهای کمونیستی در اروپای شرقی از نظر سیاسی در این امر تعجیل شد و علت آن هم واضح بود. رهبران اروپا نگران بودند که اگر یک آلمان متحد که با فروپاشی رژیم کمونیستی در آلمان شرقی ایجاد شده بود برای همیشه، به نوعی، به بقیه کشورهای اروپایی وابسته نشود، این خطر وجود دارد که آلمان و دیگر کشورهای اروپایی رها شده از کمونیسم، بار دیگر به یک قدرت سیاسی تبدیل شوند و در آینده زمینه رقابت و سرانجام جنگ دیگری فراهم شود. آن چه امروز اروپا با آن روبهروست هزینهای است که برای این تعجیل و زود دست به کار شدن پرداخته میشود. آن چه اتفاق افتاده است توضیح بسیار سادهای دارد. کشورهایی که به این اتحادیه وارد شدند دارای اقتصادهای متفاوت و همچنین سیستمهای حکومتی متفاوت بودند. مثلاً در یونان قوانین بازنشستگی و دقت در دیوان محاسبات عمومی بسیار با آلمان متفاوت است یا اسپانیا و پرتغال از نظر امور مالی و اداری هیچ گونه شباهتی به دانمارک یا هلند ندارند. این چندگانگی سرانجام باعث شد که هر یک از این کشورها با استفاده از بهره بسیار پائین (چون بانک مرکزی اروپا بهره را در تمام اروپا یکنواخت نگه میدارد) دست به ولخرجی بزنند، بودجههاشان نامتعادل بود و هیچ قدرت مرکزی برای نظارت بر این بودجهها وجود نداشت. در نتیجه، آن چه امروز همه شاهد آن هستیم، پیش آمد. امروز پارهای از متخصصان و پژوهشگران معتقدند نجات یونان تقریباً غیرممکن است، زیرا کسی به درستی نمیداند بدهی این کشور چه قدر است. شماری از کارشناسان، رقمی بین ۵۰۰ تا ۸۰۰ میلیارد دلار را تخمین میزنند که امکان بازپرداخت چنین بدهی در ذهن کسی نمیگنجد. دیگر کشورها هم کم وبیش با همین مسئله روبهرو هستند. بهویژه در دو سه سال اخیر به علت بحران بانکی ببنالمللی، اغلب این کشورها سیاست اعتدال و محافظهکاری مالی را کنار گذاشتند و برای آن که دچار یک بحران اقتصادی بینالمللی از نوع سال ۱۹۲۹ نشوند، دولتها با ایجاد کسر بودجه تعمدی، کوشیدند اقتصاد این کشورها را نجات دهند و این عدم تعادل بودجه مسئلهای است که این کشورها اکنون با آن روبهرو هستند. به این دلایل اکنون پارهای از کارشناسان امور مالی بینالمللی صحبت از این میکنند که یا چندین کشور در سالهای آینده از یورو خارج خواهند شد و تنها کشورهایی باقی خواهند ماند که شباهت و توازن مالی نزدیکتری با هم دارند از نوع آلمان، فرانسه، بلژیک، هلند و احتمالا اتریش. و تنها این کشورها پول مشترک خواهند داشت و کشورهای حاشیهای را مسیر دیگری خواهد بود. این مسائل از نظر سیاسی برای اروپا بسیار گران تمام خواهد شد و چنین پیشامدی هنوز چندان محتمل نیست، زیرا فروپاشی یورو مقدمهای خواهد بود برای فرو پاشی اتحادیه اروپا و این گزینشی نیست که اروپاییها بعد از تحمل این همه سختی برای قبول آن آمادهاش باشند. در عین حال، کشورهایی مانند یونان و پرتغال اگر از یورو خارج شوند، شاید بتوانند با تقلیل ارزش واحد پول خود پس از گذار از یک دوره بسیار سخت اقتصادی، مجدداً وارد رونق اقتصادی شوند. این راه سریعتر، ولی بسیار دردناکتر و از نظر سیاسی فعلاً غیرمحتمل است. آن چه امروز در اروپا اتفاق میافتد درس بسیار آموزندهای خواهد بود برای کشورهایی که در فکر سرعت بخشیدن به ادغام اقتصادی میان خود بودند و حتی صحبت از پول مشترک میکردند. به عنوان نمونه، کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس مانند عربستان، کویت، امارات، عمان، بحرین و قطر نیز در فکر داشتن پول مشترک بودند، چون هماکنون مراحل اولیه مانند تجارت آزاد و گمرک مشترک را پشت سر گذاشتهاند، اما پس از مشاهده آن چه در اروپا اتفاق افتاد چند قدم به عقب برخواهند داشت و یک بار دیگر در مورد چنین رفتار حسابنشده وعجولانهای تجدید نظر خواهند کرد.
کاترین اشتون، مسئول روابط خارجی اتحادیه اروپا، روز جمعه دعوت ایران برای بازدید از تأسیسات هستهای ایران را رد کرد اما تأکید کرد که پاسخ منفی اروپا به معنای به بنبست رسیدن گفتوگوهای هستهای میان ایران و غرب نیست.کاترین اشتون، مسئول روابط خارجی اتحادیه اروپا، روز جمعه دعوت ایران برای بازدید از تأسیسات هستهای ایران را رد کرد اما تأکید کرد که این موضوع به معنای به بنبست رسیدن گفتوگوهای هستهای میان ایران و غرب نیست. ایران در روزهای گذشته و در آستانه برگزاری دور تازه گفتوگوهایش با کشورهای ۵+۱ از چند کشور، از جمله اتحادیه اروپا، برای بازدید از تأسیسات هستهای خود دعوت کرده بود. در واکنش به این دعوت مقامهای ایرانی، ایالات متحده چنین سفری را «یک سفر سحرآمیز و افسانهای» خواند که نمیتواند کمکی به اجرای تعهدات بینالمللی تهران کند و بریتانیا نیز اعلام کرد که «یک دیدار کاملاً کنترل شده از تأسیسات دستچین شده نخواهد توانست ضمانتهای لازم را به جامعه جهانی ارائه کند.» یک سخنگوی کمیسیون اروپا نیز به دعوت ایران این گونه واکنش نشان داد که «این آژانس بینالمللی انرژی اتمی است که باید تأسیسات هستهای ایران را بازرسی کند.» اکنون در تشریح همین موضوع کاترین اشتون مسئول روابط خارجی اتحادیه اروپا در گفتوگو با خبرگزاری رویترز ضمن رد آشکار دعوت ایران گفته است که اتحادیه اروپا به این پیشنهاد نگاهی منفی ندارد اما بازدید از تأسیسات هستهای وظیفه اتحادیه اروپا نیست، بلکه کاری تخصصی و مربوط به آژانس بین المللی انرژی اتمی است. خانم اشتون که به مناسبت آغاز ریاست دورهای مجارستان بر اتحادیه اروپا در بوداپست به سر میبرد، همچنین ابراز امیدواری کرده است که ایران به آژانس بینالمللی انرژی اتمی فرصت دهد تا وظیفه خود برای بازدید از تأسیسات هستهای ایران را انجام دهد. موضوع دعوت ایران برای بازدید از سایتهای اتمیاش، از جمله تأسیسات هستهای نطنز و رآکتور آب سنگین اراک نخستین بار از سوی رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت خارجه ایران مطرح شد و پس از آن آسوشیتدپرس به نقل از علیاکبر سلطانیه، نماینده ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی نوشت که از روسیه، چین، اتحادیه اروپا، و برخی از کشورهای عربی و کشورهای در حال توسعه برای چنین بازدیدی دعوت شده است. آسوشیتدپرس همچنین به نقل از یک دیپلمات عالیرتبه مستقر در مقر آژانس بینالمللی انرژی اتمی که نامش فاش نشده نوشت که این نامه برای روسیه، چین، مصر، اعضای جنبش عدم تعهد، کوبا، کشورهای عرب عضو آژانس و مجارستان ارسال شده است و ایالات متحده تاکنون در این مورد نامهای دریافت نکرده است. بر اساس همین گزارش تاکنون اعضای جنبش عدم تعهد با این دعوت موافقت کردهاند و چین نیز بدون اشاره به پذیرفتن چنین دعوتی گفته است، با ایران بر سر این موضوع در تماس خواهد بود. در همین حال کاترین اشتون در گفتوگوی خود با رویترز تأکید کرد که رد پیشنهاد ایران به معنی به بنبست رسیدن گفتوگوها نیست، «بلکه ما در بیستم ماه ژانویه در استانبول با ایران به گفتوگو خواهیم نشست.» مذاکرات استانبول دور دوم گفتوگوهای جدید ایران و گروه ۵+۱، در برگیرنده پنج عضو دائمی شورای امینت و آلمان خواهد بود. مذاکراتی که پس از ۱۹ ماه توقف، در نیمه آذرماه در ژنو سوئیس از سر گرفته شد. در این میان علیاکبر صالحی، سرپرست وزارت خارجه و رئیس سازمان انرژی اتمی ایران حضور خود در گفتوگوهای استانبول را رد و اعلام کرد که این موضوع توسط دبیر شورای عالی امنیت ملی پیگیری خواهد شد. وی در عین حال تأکید کرد که به عنوان رئیس سازمان انرژی اتمی از اعضای کمیته هستهای شورای عالی امنیت ملی است و بنابراین در تصمیمسازیهای مربوط به موضوع هستهای سهیم است. در همین حال خبرگزاری دولتی ایرنا اعلام کرد که علیاکبر صالحی روز پنجشنبه با احمد داوداوغلو، وزیر خارجه ترکیه، که میزبان گفتوگوهای ایران با کشورهای ۵+۱ است، گفتوگوی تلفنی داشته است. کشورهای غربی ادامه گفتوگوهای هستهای با ایران را در کنار به کارگیری تحریمهای مختلف علیه تهران، به عنوان راهی برای متقاعد کردن مقامهای جمهوری اسلامی به شفافسازی در برنامه بحثبرانگیز اتمی ایران ارزیابی میکنند. این کشورها ایران را متهم میکنند که با گسترش برنامه هستهای خود در پی دستیابی به سلاحهای هستهای است در حالی که ایران همواره بر اهداف مسالمتآمیز برنامه هستهای تأکید میکند و هدف از توسعه این برنامه را تولید انرژی و مصارف پزشکی بیان میکند.
کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، روز جمعه گفت: اتحادیه اروپا پیشنهاد دولت تهران را برای بازدید سفیران این اتحادیه از تاسیسات هسته ای ایران رد خواهد کرد، زیرا بازدید از تاسیسات هسته ای در صلاحیت آژانس بین المللی انرژی اتمی است. ایران، در هفته جاری، از سفیران برخی کشورها از جمله اتحادیه اروپا و چین دعوت کرده بود که از تاسیسات هستهای نطنز و رآکتور آب سنگین اراک دیدن کنند.
مسئولان اقتصادی جمهوری اسلامی سالهاست که بازار و فعالان اقتصادی را با تصمیمهای متفاوت و گاه متضاد با یکدیگر غافلگیر میکنند. به رغم این که سالهاست نرخ بهره بانکی از سوی رئیس جمهوری شخصاً تعیین و ابلاغ میشود، بدون این که نظر بانک مرکزی دخالتی داشته باشد، اکنون محمود بهمنی، رئیس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی، میگوید نرخ بهره شناور میشود و بر اساس نرخ تورم تعیین خواهد شد.مسئولان اقتصادی جمهوری اسلامی سالهاست که بازار و فعالان اقتصادی را با تصمیمهای متفاوت و گاه متضاد با یکدیگر غافلگیر میکنند. به رغم این که سالهاست نرخ بهره بانکی از سوی رئیس جمهوری شخصاً تعیین و ابلاغ میشود، بدون این که نظر بانک مرکزی دخالتی داشته باشد، اکنون محمود بهمنی، رئیس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی، میگوید نرخ بهره شناور میشود و بر اساس نرخ تورم تعیین خواهد شد. از آقای احمد علوی، استاد دانشگاه و کارشناس اقتصادی در سوئد، میپرسیم آیا میشود گفتههای آقای بهمنی را جدی گرفت؟ احمد علوی: چند تا مسئله وجود دارد در مورد جدی گرفتن سخن ایشان. یکی مسئله تعیین رئیس بانک مرکزی است که هنوز ما نمیدانیم چه اتفاقهایی خواهد افتاد و مسئله استقلال بانک مرکزی که حتی اگر در ترکیب جدید ببینیم که ایشان هنوز رئیس بانک مرکزی است، معلوم نیست که بانک مرکزی با توجه به ساختار فعلی بتواند استقلال داشته باشد. بنابراین این که بانک مرکزی نرخ شناور را تعیین کند با توجه به این مشکلاتی که هست، محل تردید است. اما از طرف دیگر باید گفت که خود شناور کردن نرخ بهره برای یک هدف مهمتر است و آن کارایی اقتصادی و جلوگیری از رانتخواری در میان بازیگران اقتصادی. در اقتصاد مالی گفته میشود که بهره و همچنین نرخ ارز و سیاستهای ورود و خروج ارز راس مثلثی هستند که بدون هماهنگی میان آنها حتی اگر یکی از آنها یعنی نرخ بهره هم آزاد و شناور شود، باز منجر به استفاده بهینه از منابع مالی و کارایی استفاده از سرمایه در اقتصاد نمیشود. بنابراین این هم یک بُعد دیگری است از این که نمیتوانیم اعتماد زیادی داشته باشیم به این که حتی اگر نرخ بهره شناور باشد، بتواند به آن اهداف اصلی خودش یعنی کارایی اقتصادی و جلوگیری از رانت و بهبود استفاده از سرمایه بیانجامد. اما با در نظر گرفتن این که سالهاست در برابر آزاد یا شناور کردن نرخ بهره و تعیین آن بر پایه مقتضیات بازار از جمله بر پایه نرخ تورم مقاومت میشد، چه دلیل هست که الان ناگهان رئیس بانک مرکزی از شناور کردن نرخ ارز صحبت میکند؟ آیا میشود گفت چون به گفته مقامهای رسمی نرخ تورم در حال حاضر زیر نرخ ۱۲ درصدی سود بانکی است، شناور کردن نرخ بهره مطرح میشود یا باید منتظر تغییر اساسی در سیاستهای پولی مالی دولت بود؟ اولاً قبل از این که بانک مرکزی بتواند اقدام کند به شناور کردن نرخ بهره بانکی باید توجه داشت که هنوز نرخ بهره بانکی از نظر شرعی و فقهی روشن نشده و موضوع یک کشمکش اساسی میان مراجع، دولت و مراکز مختلف تصمیمگیری در حکومت است. هنوز میبینیم که بعضی از مراجع میگویند این نظام بانکی نظام ربوی است و معاملاتش حرام است و حتی برخی از تجار مومن هم سعی میکنند به این فرایند نیایند. این یکی از معضلات است. اما به قول شما اگر بپذیریم چون نرخ تورم آمده پائین اینها میخواهند این اقدام قابل توجیه نیست. چون ما میدانیم نرخ تورم در شرایط فعلی کاهش پیدا کرده. منتها هیچ دلیلی وجود ندارد باز سیاستهای ناهمگن که با هم هماهنگی ندارند، و مسئله یارانهها که الان دارد قانون هدفمند کردن یارانه اجرا میشود، در سال آینده بنا به صحبتهای خود مقامات دولتی حداقل ۱۵ و بنا به سخنان نمایندگان مجلس تا ۶۰ درصد تورم خواهیم داشت. در این صورت اینجا این مشکل پیش میآید که در آن موقع چه اتفاقی خواهد افتاد؟ اگر فرضاً بانک مرکزی نرخ بهره را شناور کند، آیا بهرهای بیش از ۶۰ درصد را مطالبه خواهند کرد؟ بیش از ۱۵ درصد یا بیش از ۲۰ درصد؟ و این باز محل تردید است. در شرایط فعلی میدانیم که بسیاری از بانکها الان نه رسماً، بلکه واقعاً ورشکسته هستند. به این معنا که سرمایهشان بسیار کمتر از بدهیهایشان است. اگر اینها یک روزی قرار باشد دولت حمایتش را بردارد و به طور واقعی با آنها برخورد شود، ورشکست میشوند. با کاهش بهره در شرایط فعلی و زیر تورم یا حدود تورم آنها قادر نخواهند بود این ضررهایی را که در طی این سالها کردهاند، جبران کنند و بتوانند وضعیت مالی فعلی خودشان را سامان دهند. * دو هفته از آغاز اجرای قانون هدفمندی یارانهها میگذرد و دولت میگوید در این مدت کوتاه میزان مصرف مواد سوختی کاهشی محسوس نشان میدهد. از ژاله وفا، تحلیلگر اقتصادی و عضو هیئت تحریریه نشریه انقلاب اسلامی در هجرت پرسیدیم با توجه به گذشت دو هفته از اجرای قانون چه ویژگیها، تاثیر و واکنشها در برابر این قانون را میتوان مشاهده کرد؟ ژاله وفا: تاثیرات کوتاهمدت یعنی در عرض دو هفته بهخصوص تغییر قیمتها و همچنین الگوی مصرف مردم را میشود کوتاهمدت بررسی کرد. بررسی تاثیرات درازمدت را باید به درازمدت موکول کرد که بهخصوص بعد از عید تغییر قیمتها یعنی افزایش آنها که احتمالش را زیاد میدهم... این را درازمدت میشود بررسی کرد و تاثیراتی که روی کل سیستم صنایع کشور و تولید کشور میگذارد یک امر مهمی است. طبق آمار دولتی که دادهاند الان در این دو هفته اخیر یک تغییر عمدهای در مصرف سوخت ایجاد شده. یعنی میگویند مصرف بنزین نسبت به سال گذشته در مدت مشابه نزدیک به سه میلیون لیتر یعنی ۷.۴ درصد کاهش پیدا کرده و مصرف گازوییل هم حدود ۳۱ تا ۳۲ میلیون لیتر در روز کاهش پیدا کرده. نفت سفید و نفت کوره هم رشد منفی داشت. این از نقطه نظر میزان مصرف سوخت امر مثبتی است. از لحاظ قیمت هم محاسبه کردهاند حدود یک میلیارد دلار انرژی صرفهجویی شده. شما اشاره کردید به این که احتمالاً واکنش جامعه یا مصرفکننده نسبت به این قیمتها هنوز زود است در موردش صحبت کرد. اما از طرف دیگر در بولیوی ما شاهد هستیم که واکنش خیلی سریع بود و اعتراضهای مردم هم باعث شد که حتی پس بگیرند. بله، بولیوی تفاوت عمدهای با دولت ایران دارد. در بولیوی سندیکاهای کارگری هنوز ارج و قرب و احترام دارند. نمایندهشان مثل آقای اسانلو در زندان نیست که زبانش را ببرند و به حبسهای طویلالمدت محکومش کنند. آنجا دولت بولیوی عکسالعمل نشان داد به اعتراضهای سریع و سخت سندیکاهای کارگری و به دلیل اعتراضهای مردم دولت پس کشید. این که در ایران چرا این اعتراضها میشود یا نمیشود، من خودم طرفدار اعتراضهایی که نتیجه نداشته باشد و به تخریب و آتش زدن پمپ بنزین و غیره که آنها هم اموال مردم است منجر شود، هیچ نزدیکی ندارم و متمایل به آن نیستم. باید اعتراضها جهتدار باشد، مشخص باشد و نتایج اعتراضهایش نتایجی باشد که منجر به بهبود وضع شود. الان قیمتها البته بالا رفته و حتی گزارش بانک مرکزی آخر هفته در خبرگزاری مهر چاپ شد که به استناد خود بانک مرکزی برنج چه وارداتی و چه داخلی افزایش قیمت داشته. تمام اقلام حبوبات افزایش قیمت داشته. لبنیات، پنیر غیرپاستوریزه افزایش قیمت داشته. میوه به جز سه مورد همه افزایش قیمت داشتند. کرایه تاکسی و مینیبوس، کاغذ، بلیت مترو، آجر، گوشت و تمام اینها افزایش قیمت داشته... یعنی این افزایش قیمتها را باید تحت تاثیر وضعیت پیش آمده و اجرای قانون... بله. خود بانک مرکزی اعلام کرده که تحت تاثیر آزادسازی قیمتها این تغییراتی است که در کالاها انجام شده. تا چند وقت دیگر که اثرات درازمدت آزادسازی قیمتها در تمامی کالاها خود را نشان دهد، از حمل و نقل بگیرید تا کالاهای اساسی و صنعتی و همه را نگاه کنید آن موقع هشت شما گرو ۹ هم میشود و به هیچ وجه با این پول کم شما نمیتوانید از عهده تورمی که آزادسازی قیمتها به یکباره ایجاد میکند بدون این که زمینههای تولید و ساخت و ساز تولید و بهرهوری در تولید را افزایش داده باشد... خبرهای پراکنده این بود که تنها بخشی که واکنش نشان دادهاند، بخش کامیونداران و رانندگان کامیون است. مقامهای دولتی از ۶۰ هزار کامیون صحبت کردند و مطرح کردند که این یک بخش ناچیز از تمام ناوگان حمل و نقل کشور است. آیا میشود گفت که کامیونداران به دلیل این که مستقیماً یعنی همان روز با این افزایش قیمت روبهرو شدند، واکنش آنها سریعتر و شدیدتر بوده یا خواهد بود؟ بله. مستقیماً چون آنها ضررهایی که در حمل کالا میکنند و مصرف بالایی دارد کامیونها، روزانه تفاوت قیمتی را که قبل از آزادسازی قیمتها و اکنون با آزادسازی قیمت گازوییل با آن روبهرو شدهاند، عکسالعمل سریع آنها را نشان داد. منتها توجه بفرمایید که دولت حتی تجدید نظر کرد در قیمت گازوییل. منتها وضعیت کشور را که تولیدکننده نفت و گاز است، نگاه کنید در کدام یک از کشورهای دیگر جهان چنین اتفاقی میافتد که یک طرحی را نسنجیده به اجرا میگذارند و با مخالفت مصرفکنندگان عمده گازوییل روبهرو میشوند، طرح را تغییر میدهند، قیمت را پائینتر میآورند. منتها همان جا هم اعلام میکنند اعتبار آن فقط تا پایان دیماه است. یعنی طرحهای بسیار کوتاهمدتی که به غیر از این که آشفتهبازار ایجاد میکند و مردم نمیدانند تکلیفشان چیست، این طرحهای کوتاهمدت نمیشود بیشتر از دیماه هم رویش سنجید که این درازمدت چه تاثیربر این قیمت فعلی میگذارد. چون الان بعد از دیماه ممکن است دوباره دو برابر شود. بنابراین اگر در اقتصاد رقابت وجود نداشته باشد، اصلاح قیمتها منجر به اصلاح توام رفتار مصرفکننده و تولیدکننده نمیشود. شما نمیتوانید یک دفعه با طرحهای یکماهه و دو سه هفتهای وضعیت تولید را آن چنان آشفته کنید که نه مصرفکننده بداند رفتارش را چگونه تنظیم کند و برنامهریزی کند، نه تولیدکننده. بهخصوص ضررهای بزرگ را تولید کنندگان میخورند، چون تولید نیاز به برنامهسنجی درازمدت دارد. * در روزهای گذشته بین ایران و هند مذاکراتی آغاز شده درباره خرید و فروش نفت بین ایران و هند. از حسین ابن یوسف، مشاور بینالمللی امور نفت در واشینگتن، پرسیدیم که انگیزه آغاز این مذاکرات چیست؟ حسین ابن یوسف: هند دومین کشور پرجمعیت دنیاست و بنابراین همیشه نیاز روزافزونی به انرژی داشته. اما اخیراً شاهد آغاز کوششهایی از سوی این کشور در توسعه اقتصادیاش هستیم که طبیعتاً نیاز به انرژی را افزایش داده. هند از نظر دارا بودن منابع انرژی به جز ذغال سنگ که امروز به خاطر مشکلات زیستمحیطی سوخت محبوبی شناخته نمیشود، کشور شاخصی نیست. بنابراین این نیاز با اهداف اقتصادی کشور همخوانی ندارد. در مورد نفت و گاز هرچند که فعالیتهای گوناگونی را در زمینههای اکتشاف و استخراج در خشکی و دریا انجام داده که تا حدی هم موفق بوده، با این همه هنوز وابستگی زیادی به منابع خارجی دارد. اینها باید حکایت از آن داشته باشد که هند علاقهای به تجدید نظر یا بر هم زدن روابط خود با ایران به ویژه در زمینه نفت ندارد؟ در مورد نفت وابستگی شاید چندان مشکل نباشد. چرا که اولاً همان گونه که عرض کردم این کشور موفق به جذب سرمایههایی از خارج برای فعالیتهای اکتشافی بوده، ثانیاً شرکتهای هندی دهها سال است که در خارج از کشور سرمایهگذاریهایی کردهاند و بخشی از نیازهای نفتی خودشان را این گونه تامین میکنند. در خود ایران بیش از نیم قرن پیش در منطقه لاوان سهمی در شرکت ایمینوکو داشتند. الان هم در بسیاری از کشورهای جهان از آمریکای جنوبی و آفریقا گرفته تا خاور دور و جنوب آسیا فعال هستند. سوماً این که با کاهش یارانهها نیاز به نفت و فرآوردههای نفتی خودشان را کاهش دادند. اما در سالهای اخیر هند کوشش فراوانی در احداث پالایشگاههای عظیم کرده و ایران هم تامینکننده بخش عمدهای از این پالایشگاهها بوده و هم خریدار این فرآوردهها. اشاره کردید به یارانهها. منظورتان یارانهها در ایران است؟ نه. به عکس. من راجع به یارانههایی میگویم که دولت هند سالیان سال است به خاطر پائین بودن قدرت خرید مردم ناچار بوده که یارانههایی را در بخش نفتی به طور کلی در اختیار آنها قرار بدهد. این برای هند بسیار مشکلآفرین بوده و هست. اما اخیراً توانستهاند در بخش فرآوردهای نفتی بخشی از این یارانهها را بردارند. مسئلهای که هست فشارهای آمریکاست و خودکفایی نسبی که ایران در این زمینه از نظر فرآوردهها پیدا کرده... بنابراین نیازی دیگر به فرآوردههای پالایشگاهی هند ندارد و فشار آمریکا روی هند در مورد خرید نفت از ایران شدت گرفته که در شرایطی که ایران علاوه بر خرید فرآوردههای نفتی ضمناً طرف معامله بزرگی هم برای ایران بوده. یعنی هند برای ایران بوده. به هر روی فشارها روی هند کاملاً مشکلآفرین شده است. این پرسش پیش میآید که کدام طرف خواستار آغاز مذاکره درباره رابطه خرید و فروش نفت شدند؟ آن طور که در خبرها میآید ایران میگوید مذاکرات به پایان رسیده و هندیها میگویند مذاکرات همچنان ادامه دارد. میشود گفت که دلایل آغاز این مذاکرات چه بوده؟ من به درستی نمیدانم که مشکل اصلی چه بوده، اما چند تا نکته را به گمان من نمیشود از نظر دور نگاه داریم. یکی این که ایران به طور کلی تقاضایش برای فرآوردههای پالایشگاهی بسیار کم شده. دوم این که شرایط بازار هم شرایط خیلی جالبی نیست. بقایای آثار ناگوار بحران اقتصادی هنوز وجود دارد. رکود اقتصادی در بخش عمدهای از دنیا هنوز هست و این مشکلات را نمیشود از نظر دور داشت. آمریکا هم دامنه تحریمهای اقتصادی خودش را تنگتر کرده و بنابراین این مجموعه بهانه جدیدی به هند داده که دو مرتبه بخواهد زیر مسئولیتهایش شانه تهی کند. حدس من این است که مشکل اصلی نحوه پرداخت هزینههای نفت خامی است که هند دارد میخرد و به خاطر این محدودیتهایی که روی سیستم بانکی دنیا به وجود آمده، به خاطر تحریمهای آمریکا، این مشکل الان هست. به هر روی طرفین به نظر من ناچار هستند یک راهکار مناسبی را برای بیرون رفتن از این تنگنا پیدا کنند و من فکر میکنم موفق هم خواهند شد. اما اگر تازه موفقیتی هم نصیب آنها نشود، قیمتهای بینالمللی نفت هستند که افزایش پیدا میکند. این اثر کاملاً مشخص است که تحریمهای اقتصادی در چند دهه گذشته روی قیمتهای جهانی گذاشته و مردم در گوشه و کنار جهان هستند که ناچاراند این هزینههای بالاتر را بپردازند. شما میگویید که هند به دلیل کمبود نیازهایش الان میتواند این مذاکرات را به ایران تحمیل کند، در حالی که از طرف دیگر فشار آمریکاست که اجازه نمیدهد بهای مبادلات به ایران تحویل داده شود. حالا کدام یک از اینها وزنهاش بیشتر است، فشار آمریکا یا این که... در مورد نیازها گفتم که شرایط هند در مورد نفت به مراتب راحتتر از گاز هست... مناسبتر شده... بله. مسئله یارانههایش را به گونهای حل کرده. اما ایران نیازی به وارد کردن فرآوردهها نمیبیند. بنابراین پالایشگاههای بزرگ هند که اخیراً پالایشگاههای بزرگتری هم آنجا احداث کردند که هم نفت از ایران میگرفتند و هم فرآوردههایشان را به ایران میدادند. از نیاز ایران برای وارد کردن فرآوردهها کاسته شده... ولی آقای ابن یوسف، ایران ۱۲ درصد نفت خودش را به هند میفروشد. یعنی هند جزء مهمترین مشتریهای ایران است. چه طور این نمیتواند برای ایران مهم باشد؟ من عرض نکردم. مسئله اینست که هر مشتری که باشد و از دست بدهد، برای ایران مشکل خواهد بود. حرفی در آن نیست. اما اگر هند نیاز به نفت داشته باشد این نیاز را به هر روی باید تامین کند. این یک خلایی ایجاد میکند. این خلاء را ایران به گونهای میتواند پر کند. همان طور که در گذشته هم کرده. یعنی این تحریمهای اقتصادی باعث نشدهاند که ایران توانایی تولید و فروشش را کامل از دست بدهد. با مشکلاتی روبهرو میشود ولی به هر رو میتواند به گونهای بر مشکلات فائق شود.
مئیر داگان با ورق زدن آخرین برگ از دوران هشت ساله ریاست خود بر تشکیلات جاسوسی اسرائیل میگوید که «به دلیل مشکلات فنی در برنامه هستهای و عواقب تحریمها، ایران دست کم تا سال ۲۰۱۵ به بمب هستهای نخواهد رسید».مئیر داگان با ورق زدن آخرین برگ از دوران هشت ساله ریاست خود بر موساد، تشکیلات جاسوسی و اطلاعات خارجی اسرائیل، میگوید که «به دلیل مشکلات فنی در برنامه هستهای و عواقب تحریمها، ایران دست کم تا سال ۲۰۱۵ به بمب هستهای نخواهد رسید». مئیر داگان پنجشنبه در آخرین ساعات حضور خود در موساد و در حال تحویل این پست به جانشینش، تامیر پاردو، ارایه مجموعه پیشنهادهای تازه و مشترکی را از سوی اسرائیل و آمریکا برای سختتر کردن تحریمها علیه ایران ضروری دانست. مئیر داگان در ژوئن ۲۰۰۹، یک سال و نیم پیش، به کمیسیون دفاعی و سیاست خارجی کنست گفته بود که ایران ممکن است نخستین کلاهک هستهای خود را در سال ۲۰۱۴ به دست آورد. زمانی که اکنون آقای داگان به عنوان موعد احتمالی دستیابی ایران به توانایی هستهای با ماهیت نظامی مطرح میکند، دست کم یک سال دیگر به تعویق افتاده است، و به نظر میرسد که وی این امر را نیز یکی از «دستاوردهای موساد» به شمار میآورد. مئیر داگان، یک ژنرال پیشین ارتش اسرائیل، در هشت سال ریاست موساد، در حالی که دامنه مبارزه با «دشمنان» اسرائیل را در مرزهای خارج از این کشور گسترش داد، اما همواره این شیوه را به کار برد که به طور مخفی و به دور از سرو صدا، با برنامههای اتمی ایران مقابله شود. به گزارش رسانههای اسرائیل و خبرگزاری رویترز، مئیر داگان پنجشنبه به هنگام تحویل پست خود به تامیر پاردو تأکید کرد که با حمله نظامی به ایران مخالف است مگر هنگامی که «کارد به استخوان رسیده باشد». آریل شارون، نخستوزیر اسبق اسرائیل، از زمانی که از برنامه هستهای ایران احساس «خطر» کرد، بیشترین اختیارات را برای مقابله با این «چالش» به داگان و موساد داد و همه نهادهای دیگر اسرائیل تنها ابزاری برای پیشبرد هدفهای موساد در این زمینه بودند و همین امر سبب شد که نخستوزیران بعدی اسرائیل؛ اهود اولمرت و بنیامین نتانیاهو، شدیداً علاقهمند باشند که داگان همین اختیارات گسترده را حفظ کند. روزنامه یدیعوت آخرونوت جمعه نوشت که داگان معتقد است حتی اگر تلاشهای غرب در مبارزه با برنامه هستهای ایران کاملاً موفقیتآمیز نباشد، هنوز ایران در آینده نزدیک از توانایی هستهای نظامی برخوردار نخواهد شد و اگر هدفش بمب هستهای بوده، در سال ۲۰۱۵ یا حتی ۲۰۱۶ به آن میرسد. بدین ترتیب، به گزارش رسانههای اسرائیل، برنامههای احتمالی اسرائیل برای یک حمله نظامی به تأسیسات هستهای ایران را باید غیر محتمل دانست. به نوشته یدیعوت آخرونوت، داگان در حالی ریاست موساد را ترک میکند که دیگر میان اسرائیل و آمریکا بر سر ماهیت برنامه هستهای ایران اختلافی نیست هرچند که اسرائیل چالش هستهای ایران را «خطر حیاتی» برای خود میبیند درحالی که حتی اگر ایران چنین توانایی نظامی هم داشته باشد، چالشی حیاتی برای آمریکا نخواهد بود. اما در هرحال، دولت آمریکا نگرانیهای اسرائیل را «کاملاً درک میکند». مئیر داگان ستایشکنندگان بسیاری از خود در اسرائیل برجای نهاد اما به گزارش رسانههای اسرائیل، مخالفان او نیز اخیراً بیشتر شده بودند هرچند که همین مخالفان نیز بر این باور بودند که ریاست هشت ساله او بر موساد، «دستاوردهای بیشتری نسبت به ناکامیها» داشت و او برخی برنامههای عملیاتی را اجرا که برای سازمانهای اطلاعاتی دیگر «یک رویا» بود. افکار عمومی اسرائیل و جهان تنها از چند برنامه عملیاتی، هنگامی که با شکست روبهرو شد، آگاهی یافت که قتل محمود عبدالرووف المبحوح مهمترین آنها بود؛ مبحوح از پایه گذاران شاخه نظامی حماس بود که سال گذشته درست در همین ماه در هتل «بستان الرثانا» در دوبی کشته شد. به نوشته یوسی ملمن، کارشناس امور جاسوسی و اطلاعاتی روزنامه هآرتص، داگان در آخرین روزهای ریاست بر موساد به کشورهایی (عمدتاً در غرب) سفر کرد که هدف از آن، معرفی شخصی جانشینش به روسای سرویسهای جاسوسی و اطلاعاتی این کشورها بود. به نوشته هاآرتص، این سفرها تلاش داشت که از ناخشنودی کشورهای غربی در استفاده موساد از گذرنامههای این کشورها در ماجرای از پای در آوردن مبحوح کم کند تا زمینه برای همکاری سازمانهای جاسوسی این دولتها با تامیر پاردو فراهمتر باشد. سخنان علنی که در آخرین ساعت حضور مئیر داگان در ساختمان موساد منتشر شد، بیانیه پوزشخواهی او از ملت اسرائیل به خاطر چند موضوع است: آزاد نشدن گیلعاد شالیط، سرباز اسرائیلی اسیر در دست حماس، آزاد نشدن رون آراد، کمک خلبان اسرائیلی که سال ۱۹۸۷ در لبنان اسیر شد، و روشن نشدن سرنوشت سه سرباز اسرائیلی که رد پایشان در نبردهای اوایل دهه هشتاد میلادی با چریکهای فلسطینی درلبنان ناپدید شده بود. رسانههای اسرائیل نوشتهاند مئیر داگان درحالی که برای آخرین بار تنباکو و پیپ خود را از دست منشیاش گرفت و در حالی که کیف سیاه رنگش خالی از هر گونه برگ بود، از ساختمان موساد در نقطهای در مرکز اسرائیل، سوار اتومبیلی با رانندهای شد که او را به خانهاش در شمال اسرائیل بازگرداند و این آخرین رفتن او از موساد بود، و بدین ترتیب، درهای موساد پشت سرش بسته شد. داگان یکشنبه گذشته از دولت اسرائیل خداحافظی کرده بود. در اسرائیل، مقاماتی که چنین پستهای حساسی را ترک میکنند، دیگر هرگز نمیتوانند به اسناد و مدارک و گزارشهای محرمانه آن سازمان دسترسی یابند و مقامهای بلندپایه سازمان حق ندارند که با آنها در تماس کاری باشند و فرد کنار رفته به شهروندی کاملاً عادی و به دور از هرگونه دسترسی به گزارشهای طبقهبندی تبدیل میشود.
کانادا در واکنش به درخواست وزارت خارجه ایران اعلام کرد تحقیقات در باره پروندههای قتل سه ایرانی در آن کشور همچنان ادامه دارد. علی اکبر صالحی، سرپرست وزارت خارجه ایران، روز چهارشنبه در نامهای به لارنس کانون، وزیر خارجه کانادا این خواسته را مطرح کرده بود. به گفته سخنگوی وزارت خارجه کانادا، نامه آقای صالحی پیش از ارسال به مقامهای کانادایی، در اختیار رسانهها قرار گرفته بود. ملیسا لنتس من، سخنگوی وزارت خارجه کانادا، روز پنجشنبه گفت تحقیقات در باره این قتلها در طول شش ماه گذشته در جریان بوده است و اصل بر شفافیت و عدالت در تحقیقات مربوطه است.
به گزارش ایلنا مرتضي حاجی، از وزرای کابینه محمد خاتمی، خبر بازداشت خود را تکذیب کرد. به گزارش خبرگزاری کار ایران (ایلنا) مرتضی حاجی وزیر پیشین آموزش و پرورش و تعاون، خبر بازداشت خود را که پیشتر از سوی شماری از وبسایتها منتشر شده بود، تکذیب کرد. مرتضی حاجی، مدیرعامل سابق بنیاد باران وابسته به محمد خاتمی، پس از وقایع عاشورای سال گذشته به مدت دو هفته زندانی شده بود.
یکی از ماموران سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سی آی ای) به اتهام افشای اطلاعاتی محرمانه در باره ایران بازداشت شد. جفری استرلینگ، مامور سابق سازمان سیا، متهم است که در ۱۰ مورد اسرار مربوط به امنیت ملی آمریکا را که گفته میشود در باره ایران بوده در اختیار روزنامه نیویورک تایمز قرار داده است. جزئیات بیشتری در باره اطلاعات درزیافته مشخص نشده است. بنا بر اظهارات وزارت دادگستری آمریکا، آقای استرلینگ به مدت ۹ سال از سال ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۲ در سازمان سیا مشغول به کار بوده است.
شماری از وبسایتهای نزدیک به اصلاحطلبان ایران گزارش دادهاند که مرتضی حاجی، وزیر کابینه محمد خاتمی، شامگاه چهارشنبه بازداشت شده است. مقامهای دولتی هنوز این خبر را تایید نکردهاند. مرتضی حاجی، که پیشتر مدیرعامل بنیاد باران وابسته به محمد خاتمی را بر عهده داشت، یک بار نیز پس از وقایع عاشورای سال گذشته به مدت دو هفته زندانی شده بود. مرتضی حاجی در دوره نخست ریاست جمهوری محمد خاتمی وزیر تعاون، و در دوره دوم وزیر آموزش و پرورش بود.
انتشارات دانشگاه آکسفورد از به کارگیری نامی «نامناسب» به جای خلیج فارس در یکی از کتابهای آموزشیاش عذرخواهی کرد. در یکی از کتابهای آموزشی انتشارات دانشگاه آکسفورد، از نام «خلیج عربی» استفاده شده است. خبرگزاری جمهوری اسلامی، ايرنا، گزارش کرده است اعضای هیات ویراستاری این انتشارات، در نامهای که برای پاسخ به اعتراض ماه گذشته رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در بریتانیا، تهیه شده نوشتهاند اصلاح این موضوع در کتاب مذکور «ضروری» است.
علیرضا بهشتی شیرازی، مشاور میرحسین موسوی، گفتههای اخیر وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی را رد کرد. حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات ایران، روز هشتم دی ماه حدود ده روز پیش گفته بود جزوهای «تکاندهنده» از دفتر علیرضا بهشتی به دست آمده که در آن به گفته او «طرح براندازی دین از ایران» ترسیم شده بود. آقای بهشتی در جوابیه مکتوب خود که روز پنجشنبه منتشر شد، نوشته است: «اعتقاد ندارم که دین را بشود براندازی کرد؛ هرچند رفتارهای بیتناسب با دین که به نام دین انجام میشود، میتواند باعث رویگردانی از دین شود». علیرضا بهشتی همچنین گفته است احتمالا اشاره وزیر اطلاعات به یکی از دو جزوهای ست که به مباحث علمی و نظری میپردازند.
مهدی کروبی، از رهبران مخالف دولت، روز چهارشنبه با خانواده عمادالدین باقی، روزنامهنگار زندانی، دیدار کرد. به گزارش سحام نیوز، وبسایت حزب اعتماد ملی، مهدی کروبی در این دیدار عمادالدین باقی را مصداق «یک فرد مومن به آرمانهای اجتماعی» دانست که به گفته او «از هزینه کردن برای عقاید و اصلاح جامعه خود از هیچ هزینهای دریغ نکرده است». مهدی کروبی همچنین از بازداشت علی مقامی، داماد آقای باقی، که حدود ۱۰روز قبل رخ داد، اظهار تاسف کرد. عمادالدین باقی پس از پخش مصاحبهاش با آیتالله منتظری به مدت شش ماه بازداشت شد. پرونده این مصاحبه در دادگاه بدوی به صدور رای شش سال حبس منتهی شد که هنوز در مرحله تجدید نظر قرار دارد. او در حال حاضر برای گذراندن حکم یک سال حبس بخاطر فعالیتهایش به عنوان رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان در بازداشت است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر