-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ دی ۱۵, چهارشنبه

Posts from Khodnevis for 01/05/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



علیرضا پهلوی خود کشی کرد

 

 

علیرضا پهلوی، دومین پسر محمدرضا شاه و برادر رضا پهلوی در خانه خود در شهر بوستون خود کشی کرد. رضا پهلوی در سایت شخصی خود نوشت: «این غم بزرگی است که باید به طرفداران خاندان پهلوی اعلام کنم؛  شاه‌زاده علیرضا پهلوی در خانه خود دنیا را وداع گفت.». علیرضا پهلوی چهل و چهار ساله هرگز ازدواج نکرد و دانش‌آموخته رشته ایران‌شناسی دانشگاه هاروارد بود. 


رضا پهلوی همچنین نوشته است: «مانند میلیون‌ها جوان ایرانی او از مشکلات عظیمی که به کشور مورد علاقه‌اش ایران وارد می‌شد در رنج بود همچنین تحمل از دست دادن پدر و خواهرش در عنفوان جوانی او را بسیار آزرد...اگر چه او تلاش بسیاری کرد که بر اندوه خود پیروز شود نهایتا  این اندوه وی را درآغاز سال دوهزار و یازده از پای در آورد.»

  این دومین فرزند شاه سابق ایران است که بعد از انقلاب پنجاه و هفت و بر اثر فشار روحی جان خود را از دست داده است.

 


 


بی‌خبری از وضعیت دانشجویان بازداشت شده در یاسوج

 

پانزدهم اذر ماه امسال و در آستانه روز دانشجو و به دنبال یافت شدن چند جلد قرآن سوخته و نیم سوخته در یکی از خوابگاه‌های دانشگاه یاسوج، چهار تن از دختران دانشجوی این دانشگاه به اتهام توهین به قران بازداشت شدند. در پی پیدا شدن صفحات سوخته شده قران در خوابگاه دختران این دانشگاه، جو دانشگاه ملتهب شد و به‌دستور ریاست دانشگاه کلاس‌ها تعطیل و دانشجویان در حیات دانشگاه تحصن کردند.

خبر تحصن دانشجویان دانشگاه یاسوج از تلویزیون استانی پخش شد. ساعتی بعد ماموران حراست دانشگاه با یورش به خوابگاه دخترانه وارد اتاق مرجان علیزاده شده و او را در حالی که شلوارک و لباس راحتی به تن داشت با زور و کتک با خود بردند.

یکی از دانشجویان دختر که خود شاهد حضور رئیس حراست دانشگاه در خوابگاه بود گفت: «رئیس دانشگاه مرجان را در حالی که در خواب بود از تخت پایین کشید و او را بغل کرده و با خود بیرون برد. بعد از دستگیری این دانشجو و با گذشت کمتر از یک روز سه دانشجوی دیگر را نیز دستگیر کردند.

با گذشت یک ماه از دستگیری این سه تن، هیچکس هیچگونه اطلاعی از سرنوشت انها ندارد. سکوت خبری رسانه ها نیز باعث شده تا سرنوشت آنها در پرده‌ای از ابهام باقی بماند.

یکی از کارمندان دادگستری یاسوج که نخواست نامش فاش شود گفت که پرونده این چهار دانشجو به همراه خود انها همان روز های اول به تهران فرستاده شده است.

گزارش‌های تایید نشده از ضرب و شتم شدید این دانشجویان در یاسوج و قبل از انتقال به تهران حکایت دارد.

----------

این خبر توسط یکی از شهروندخبرنگاران ساکن یاسوج در اختیار خودنویس قرار گرفته است.


 


حلقه گم‌شده مشاوران

اعلام اخراج مهدی چمران از سوی نهاد ریاست جمهوری باعث تعجب بسیاری شد، چه، این مهندس معمار را به عنوان کسی می‌شناختند که وقتی رئیس شورای شهرتهران شد، محمود احمدی‌نژاد را با همراهی یارانش به شهرداری تهران رساند. عده‌ای او را پدرخوانده آبادگران می‌خواندند.

اما اعلام اخراج او در شرایطی که مدت‌ها بود نمی‌تواند مشاور رئیس جمهوری باشد، باعث تعجب شد.

اداره کل امور رسانه‌ها و پایگاه‌های اینترنتی دفتر رییس جمهور، با انتشار اطلاعیه‌ای از درج نام مهدی چمران در فهرست مشاوران برکنار شده رییس جمهور عذرخواهی کرد:

«در پی درج خبر "تصمیم جدید دکتر احمدی نژاد در حوزه مشاوران رییس جمهور" به اشتباه نام مهندس مهدی چمران نیز ذکر شده بود از آنجایی که حکم مشاورت ایشان پیش از این بر اساس مصوبه مجلس شورای اسلامی لغو گردیده بود، بنابراین از جناب آقای مهندس چمران عذرخواهی به عمل می آید.»

اما کسی که در برخی محافل از او به عنوان بازمانده مهم نام می‌برند، دکتر حمید مولانا، کسی که سال‌های سال از آمریکا برای روزنامه کیهان می‌نوشت می‌تواند برگ جدید محمود احمدی‌نژاد و اسفندیار رحیم مشایی برای برقراری رابطه یا حتی گفتگوهای پشت پرده با آمریکا باشد. دکتر حمید مولانا شاید تنها فرد نزدیک به دولت احمدی‌نژاد باشد که بدون نیاز به روادید می‌تواند وارد آمریکا شود و حتی در خیابان‌های شهر واشینگتن‌دی‌سی بدون مشکل تردد کند. حمید مولانا شهروند آمریکا است و سال‌های سال در دانشگاه آمریکن شهر واشینگتن به عنوان استاد درس داده است.

در حال حاضر، در برخی از محافل آمریکا در باره علت اخراج تعدادی از مشاوران احمدی‌نژاد بحث می‌شود، اما برای بعضی، حفظ حمید مولانا جای سوال دارد. مولانا چندی پیش با تاسیس بنیادی که در نخستین سال خود، ۳۳۸ میلیون تومان بودجه دریافت کرد، موقعیت مناسبی برای خود در ساختار قدرت ایجاد کرده بود، اما در سال ۸۹، گروهی از نمایندگان مجلس با اختصاص هر پولی از سوی دولت به بنیاد ایشان مخالفت کردند و نهایتا نویسنده «آمریکا نشین» روزنامه کیهان نتوانست سهم سال قبلش را دوباره بگیرد.

یک تحلیل‌گر که نخواست نامش عنوان شود به خودنویس گفت که به‌نظر می‌رسد مولانا فردی باشد که نهاد رهبری نیز نسبت به او نگاهی منفی ندارد و استفاده از او در چارچوب رابطه با ایالات متحده نیز نمی‌تواند با مخالفت‌های تندروهای «کیهان» روبرو شود. با این حال یک فرد مطلع در واشینگتن (نام محفوظ) گفت که نگاه به مولانا در آمریکا یک‌سان نیست و او را به عنوان مخالف آمریکا می‌شناسند». راه رفتن مولانا از روی پرچم آمریکا و برخی نگاه‌های انتقادی او شاید با نگاه مثبت افرادی در دولت اوباما همراه نباشد.

 

 


 


نقشه تحلیلی راه سبز (نترس) -۱

 

این مجموعه قراربود که طی یک روند آرام ابتدا توسط نخبگان سیاسی گوارش و تکمیل شود و سپس آرام آرام به جامعه تزریق شود، اما حوادثی ما را واداشت تا سریعتر اقدام به انتشار این مجموعه  سه گانه تحت عنوان نقشه تحلیلی راه سبز (نترس) کنیم. از جمله این حوادث  برنامه حاکمیت برای آماده کردن جامعه ایرانی برای حذف آقایان موسوی و کروبی و وارد کردن ضربه نهایی به جنبش سبز(لازم به یادآوری است که ما ازشخصیت خاصی حمایت مطلق نمی کنیم اما در شرایط کنونی  حذف  ذهنی و یا فیزیکی آقایان موسوی و کروبی جنبش سبز را متلاشی و واگرا می سازد)  و در چشم اندازی بالاتر حتی ایجاد فضای بسته بازگشت ناپذیر بود، در کنار این مسایل انفعال شخصیت‌های سرشناس جنبش سبز و عدم پیشنهاد راه‌کار مشخصی برای ادامه حیات  و بازسازی جنبش سبز، باعث مرگ تدریجی جنبش می‌شود.

تحلیلی بودن این نقشه راه، امکان انعطاف و لحاظ کردن نظرات مختلف و متخالف را به آن می‌دهد. هدف این برنامه عدم انحراف در  روند تشکیل نقشه راه نهایی توسط هر شخص یا گروهی است. بنابراین ما از سه گروه زیر خواستار همکاری و دخالت جدی هستیم:

الف. آقایان موسوی و کروبی:

ضمن حفظ دیدگاههای شخصی‌شان، قسمت‌هایی از نقشه راه را که می‌تواند به هم‌گرایی جنبش سبز و راهکارهای فعال‌سازی شبکه‌های اجتماعی  شود تایید کنند و قسمت هایی را که با آن مخالفند نقد نمایند، چرا که سکوت و انفعال باعث حساسیت‌زدایی جامعه و در نهایت حذف ذهنی و فیزیکی این رهبران نمادین می‌شود، چنانکه روند فعلی موید آن است. به نظر راقمان این سطور در حقیقت عدم واکنش جدی این رهبران در قالبی مشخص و سازمان یافته هم باعث مرگ جنبش و هم خود رهبرانی می‌شود که برای جنبش بی جایگزین هستند.

ب. شخصیت ها و نخبگان سیاسی و اجتماعی:

مباحثی که در این نقشه به صورت مجمل طرح شده‌اند را بصورت مبسوط  و با دیدگاه‌های تخصصی‌شان به سطوح عمیق‌تر جامعه برده و ضمن نقد و جهت‌دهی به جامعه هوشمند از افتادن نقشه راه در مسیری سطحی نگر و پوپولیسمی جلوگیری کنند.

در کنار آن اقدام به کادر سازی و تشکیل گروه‌های مختلف حول اندیشه‌های خود در قالب جامعه هوشمند کنند. در خواست جدی ما از این گروه آمدن به درون مردم و قرار دادن تجارب گران‌بهای خود در اختیار جامعه است.

ج. فعالین و جوانان جنبش سبز:

مخاطب اصلی این نقشه شمایید، آقای موسوی در جایی گفته‌اند: «رهبران اصلی این جنبش مردم هستند و ما پیرو آنها»

این نقشه راه راهکاری است برای اجرایی کردن این مدعا، مطمئنا تمامی نظرات و پیشنهادهات شما مورد بررسی قرار گرفته و نکات برجسته و بدیع  بصورت نقشه راه تکمیلی با نام واقعی و یا ناشناس شما مستند و منتشر خواهد شد. معماران اصلی این نقشه راه شمایید پس مصرانه تقاضا می‌کنیم که کنار نایستید و از انفعال فاصله بگیرید. هدف اصلی این نقشه دخالت مستقیم مردم دانا در سرنوشت‌شان است.


 


تحليل انتقادي گفتمان محمد(۴)

 

بعد از انتشار قسمت سوم اين مقالات، بحث «وحي بودن يا نبودن قرآن؟» در فضاي مجازي پيش كشيده شد. لازم مي‌دانم پيش از هرسخني موضع‌ام را در اين خصوص اعلام كنم و سپس ادامه بحث از زاويه اقتصاد سياسي دين را پي بگيرم.

 

من قرآن و به طور كلي غالب گفته‌هاي محمد را وحي مي‌دانم. مساله من نه وحي بودن يا نبودن قرآن بلكه «چگونه وحي بودن آن» است. همچنان‌كه در مورد خدا پرسش من نه «وجود داشتن يا نداشتن» خدا بلكه «چگونه وجود داشتن» خدا ست.

بدون ترديد خدا هست. همه دارند از خدا حرف مي‌زنند حتي آتئيست‌ها. اما پرسش اصلي اين است كه خدا چگونه وجود دارد؟ آيا يك دال تهي ست يا دالي سيال؟ غالبا خدا در طول تاريخ كاركرد ايدئولوژيك داشته يعني يك اسم اعظم (دال تهي) بوده و به عنوان دال گره‌گاهي، بقيه دال‌هاي سيال را مفصل بندي كرده است.  و در اين مقام بدون اينكه خود معنايي داشته باشد به شبكه دال ها معنا داده است*. به عبارت ديگر هرگز علمي به نام خداشناسي در كار نبوده است. زيرا خدا همان اسم اعظم و ارباب-دال بوده است.

 

اما در مورد وحي مي‌توان گفت که وحي، نوعي لحظه ناب قرائت‌پذيري جهان و تاريخ است كه پيش مي‌آيد و به سرعت مي‌گذرد(معناي لغوي وحي هم دقيقا همين است).

 والتر بنيامين اينجا اصطلاح گويايي دارد:«اكنونِ قرائت پذيري». تفاوت وحي با گفته هاي عادي پيامبر(مثلا سخنان او در يك معامله تجاري يا با زنان‌اش) تفاوت«لحظه ناب/ روزمرگي» است. براين اساس درباب وحي بودن سه گفتمان محمد مي‌توان داوري كرد.  گفتمان مكه بدون هيچ ترديدي وحي است و حاصل لحظه ناب رخ‌دادگي. برخلاف آن، گفتمان  مدينه كاملا روزمره است و اگرچه در مواقعي تظاهر به وحي بودگي مي‌كند اما  در آن از لحظه ناب رخدادگي خبري نيست(هجرت محمد از مكه به مدينه هبوط او بود). من گفتمان مدينه را وحي نمي‌دانم. اما پس از فتح مكه ورق برمي‌گردد و ما رگه‌هايي از بازگشت وحي را در گفتمان مابعد فتح مكه مي‌بينيم. اين هبوط و تعالي در تدوين گفته‌هاي محمد به دليل شي شدگي قرآن در نگاه مسلمانان ناديده انگاشته مي‌شود و مسلمانان قرآن را به صورت يك كليت يك‌پارچه و بدون حفره  و شكاف مي‌بينند. در مقابل اين ديدگاه توتاليتر بايد گفت قرآن به عنوان يك كل يكپارچه وجود ندارد. آنچه هست گفتمان هاي محمد است كه برخي وحي و برخي سخنان روزمره اويند. عموما تاكنون تصور براين بوده كه قرآن شامل سخنان تاريخي محمد است و احاديث شامل سخنان روزمره او. اما اين پيش داوري امروزه ديگر قابل قبول نيست. قرآنِ موجود مخلوطي از سخنان تاريخي و سخنان روزمره محمد است(تاريخي يعني  تاريخ ساز/بحراني/انتقادي). پاره‌هايي از قرآن را بايد حديث نبوي محسوب كرد.

 

اما معيار ما براي تفكيك سخنان تاريخي محمد( يعني وحي) از سخنان روزمره او(حديث) چيست؟ فهم اين امر منوط به شناخت نزاع تاريخي و پيش تاريخ وحي است. پيش تاريخ وحي به عنوان منبع وحي عبارتست از انباشت نارضايتي جمعي يا درواقع همان ناخودآگاه قبيله‌اي محمد.

 

محمد از وضعيت خويش و قبيله‌اش(بني‌هاشم) ناراضي است يا به بيان درست‌تر نارضايتي ناخودآگاه قبيله بني‌هاشم از وضعيت و جايگاه اجتماعي خويش سال‌ها در وجدان عمومي بني‌هاشم انباشته شده وبه صورت ناخودآگاه در كنش پريشي‌هاي اعضاي قبيله بيرون مي‌زند اما  تنها در درون محمد است كه به خودآگاهي مي‌رسد. در محمد اين آگاهي تاريخي از حالت بالقوگي به فعليت درمي‌آيد. در لحظه‌اي خاص، جهان و تاريخ براي محمد شناخت پذير مي‌شود و اين «اكنون شناخت پذيري» همان لحظه بعثت و نزول وحي است.

 

اجازه بدهيد ابتدا بايد «ميدان قدرت» در مكه را توضيح بدهيم و سپس بعد گفتماني اين ميدان را در ارتباط متقابل و ديالكتيكي با بقيه ابعاد از جمله بعد مادي/مالي بررسي كنيم.

 

ميدان قدرت در شبه جزيره عربستان زمان محمد، مركزي دارد به نام بت‌كده كعبه. اين قدرت ماهيتي تجاري-مذهبي دارد. همه قبايل شبه جزيره به بتكده مي‌آيند، با بت‌هايشان زيارت مي‌كنند، مي‌پرستند، در بازار مكه تجارت و خريد و فروش مي‌كنند و برمي‌گردند. ميدان قدرت در شبه جزيره، دو كانون دارد كه در يك مكان برهم منطبق شده‌اند: «بازار مكه» و «دكان پرده‌داري كعبه» دو كانون اصلي قدرت در شبه جزيره‌اند. محمد خود يك تاجر است اما از وضعيت خود و قبيله‌اش ناراضي است. روزها در غار حرا فكر مي‌كند و با خدا راز و «نياز» مي‌كند. او فكر مي‌كند كعبه بت‌كده نيست بلكه ساخته ابراهيم بت‌شكن است. او ابراهيم را جد قبيله خود مي‌داند وصاحب آئيني به نام «دين حنيف» يعني دين آزادگي. زماني كه نوه محمد در روز عاشورا مي‌گويد: «اگر دين نداريد لااقل آزاده باشيد»، اين حركت حسين در واقع نوعي بازگشت غريزي و ناخودآگاه به  آئين آبا و اجدادي‌اش(دين حنيف) و رفتن به  وراي اسلام است. 

 

ابراهيم اسطوره قبيله بني هاشم است. محمد به مدت ده سال در غار حراء عبادت مي‌كند و وقعي به بت‌كده كعبه نمي‌نهد و خود را پيرو آئين ابراهيم مي‌داند.  او از بازار بت‌پرستي ناراضي است و رانه علت جوئي‌اش  براي اين «نارضايتي دروني»علتي بيروني مي تراشد: «بي سوادي مردم مكه». در سن چهل سالگي بالاخره اين انباشت نارضايتي به مرحله تغيير كيفي مي‌رسد**: او برانگيخته مي‌شود(مبعوث مي‌شود)، جهان و تاريخ قبيله برايش قرائت پذير مي‌شوند و او در غار حراء  خواندن مي‌آموزد. او  طي سه سال موفق مي‌شود قبيله‌اش را به خودآگاهي رسانده و رسالت‌اش مورد پذيرش واقع شود. تا اينجاي كار مشكلي در كار نيست و به جز لمپن پرولتاريا(ابولهب) بقيه با او همراه شده‌اند. بعد از سه سال دعوت‌اش را به وراي قبيله خويش توسعه مي‌دهد. ابتدا انكار و تحقير مي‌شود. اما زماني كه بت‌پرستان شهرهاي اطراف و حاشيه مكه را دعوت مي‌كند پرده داران كعبه نگران مي‌شوند.

 

بازار بت‌پرستي عامل رونق بازار مكه است و پرده‌داران كعبه (بني‌اميه) اجازه نمي‌دهند مكه از رونق بيفتد. آنچه بازار بت‌پرستي  و به تبع آن بازار مكه را سرپا نگه داشته «بي سوادي مردم مكه» است. اگر آنها سواد داشتند ديگر بت نمي‌پرستيدند. هدف مستقيم محمد كسادكردن بازار دين است. پاره‌اي معتقدند او مي‌خواست خود و ورثه‌اش پرده‌دار بتكده كعبه باشند و درآمد آن را تصاحب كنند و توحيد، توطئه محمد و خاندان هاشم عليه خاندان اميه است. بنا بر اين فرضيه جدال بني‌هاشم و بني‌اميه ماهيتي صرفا اقتصادي دارد. بديهي ست اين تحليلي خام و مبتذل است. اقتصاد سياسي نوين يعني اقتصاد سياسي ِ فرهنگي اينگونه ادعاها را رد مي‌كند. مطابق اقتصاد سياسي ِفرهنگي ابعاد گفتماني جدال بني‌اميه و بني‌هاشم اهميتي كمتر از ابعاد اقتصادي آن ندارد بلكه در يك سطح قرار دارند. امروزه ديگر داستان زيربنا و روبنا قابل قبول نيست.

 

جدال اقتصادي-سياسي-فرهنگي بني‌اميه و بني‌هاشم سابقه‌اي طولاني دارد ولي با محمد وارد مرحله حاد/بحراني مي‌شود. ما بايد اين« پيش تاريخ وحي» را ببينيم وخيال نكنيم وحي ابتدا به ساكن و بدون هيچ مقدمه‌اي و بدون هيچ «انباشت نارضايتي جمعي»‌اي (به عنوان منبع وحي) بر محمد نازل شده است.

 

محمد تا شب ليلة‌المبيت در پناه قبيله پدري از همه خطرها محافظت شد و آسيبي به او نرسيد. نقشه قتل او درليلة‌المبيت بر اساس ترس سران قريش از جنگ قبيله اي طرح شد ولي  دربرابر غريزه وحي  شكست خورد. نظم اقتصادي-سياسي-فرهنگي مكه عليه محمد بود. او به جز مطرودان جامعه(بردگان، مادراني كه دختر شان را زنده به گور كرده اند) و خويشان نزديك خويش نتوانست كسي را به دور خود جمع كند. بنابراين نياز به جايي در نزديكي مكه براي تبديل مكه به يك «بيرون برسازنده» دارد و يثرب بهترين مكان استقرار است به ويژه به لطف شكاف قبيله‌اي «اوس/خزرج». او به اتفاق خويشاوندان و پيروان هجرت مي‌كند و مكه عزيزش را آن بيرون مي‌گذارد. اين«بيرون گذاشتن» بهترين روش براي تملك مجدد و تحت سلطه قرار دادن است. اهالي مكه خطر را تشخيص دادند و «شهرجديد» را مورد حمله  قرار دادند. جنگ‌هاي زيادي درگرفت ولي با مقاومت مهاجرين و انصار مواجه شد. «مسلمانان» شاهرگ اقتصادي مكه را قطع كردند و «بازار مكه» را با كساد مواجه كردند. مشركان مجبور شدند با عقد پيمان حديبيه، صلح  را برقرار كنند. محمد مدت كمي پس از برقراري صلح به بهانه نقض پيمان به مكه حمله كرد و هدف اصلي‌اش را متحقق كرد. او كعبه را از بت‌ها خالي كرد و با اعلام آنجا به عنوان «خانه ابدي خدا» منسك جديدش را تثبيت كرد:حج.

 

او در ساختار اقتصادي-سياسي-فرهنگي موجود انقلاب ايجاد كرد. او مناسبات اقتصادي-سياسي-فرهنگي مكه را جهان‌شمول كرد. گفتمان موقت مدينه تلاش براي وارد كردن جهان‌شمولي به دين جديد به لطف شريعت موسي بود و زماني كه جهان‌شمولي در هيات حج ابراهيمي تثبيت شد شريعت موسي هم اهميت‌اش را از كف داد. حج، والايشِ بازار بت‌پرستي است. با برساخته شدن حج از طريق جهان‌شمولي دلال گونه و محو شده گفتمان موقت مدينه  به يك «جهانشمولي اصيل» دست يافت: جهان‌شمولي ابراهيمي. مركزيت گفتمان مابعد فتح مكه چيزي به جز «حج» نيست. حج ،آن  دال گره‌گاهي در نظم گفتماني مابعد فتح مكه است كه نظم گفتماني بازار جديد مكه را مفصل بندي مي كند. آيه «اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي» اشاره به نعمت! حج بود.

 

 ظاهرا در آغاز قرار نبود حج يك منبع درآمد باشد. اما بعدا اينگونه شد. امروزه رونق بازار اسلام به حج و «زيارت» بستگي دارد. اين شيوه جديد كسب درآمد مثل قارچ تكثير شد و امروزه هر مكان مذهبي در اسلام يك منبع درآمد است. در مقايسه با اسلام به عنوان سرمايه داري ديني(سرماية‌اللهي)، اديان سابق مانند يهود و مسيحيت را بايد «فئوداليسم ديني» يا حتي عقب مانده تر تلقي كرد.

 

انقلاب محمد، يك انقلاب ساختاري در بازارمحلي مكه و جهاني سازي شرك در نقاب توحيد بود. محمدِ بازرگان بازار محلي بت‌پرستي را كه تا آن موقع فقط در شبه جزيره عربستان اعتبار داشت جهاني كرد. امروزه اين بازار جديد مشتري‌هايي از اقصي نقاط دنيا پيدا كرده است. حالا «كالاي مذهبي جديد» يعني سرويس حج به صورت جهاني عرضه  و تقاضا مي‌شود.

 

محمد در شهر جديد ماند و مدينه را به كانون دوم  قدرت مذهبي جديد بدل كرد. ميدان قدرت پس از فتح مكه يك بيضي است با دو كانون مكه و مدينه (بيضه اسلام). به نظر مي‌رسيد محمد با دوپاره كردن كانون قدرت مشركانه مي‌خواست دكان دين را تعطيل كند و برابري اجتماعي را برقرار كند اما  آنچه ديديم  تاسيس يك بازار دين فروشي تازه و كسب مشتري از اقصي نقاط جهان براي اقتصاد تك محصولي شبه جزيره عربستان و درنهايت بهره كشي ديني مضاعف بود.

 

..................................................

 

*در خصوص اصطلاحات دال سيال، دال گره‌گاهي، بست و مفصل بندي به كتاب هاي تحليل گفتمان و نظريه گفتمان لاكلائو و موفه رجوع كنيد.

 

**«تغييرات كمي در مرحله اي خاص به تغييرات كيفي مي انجامد»هگل


 


«چلچراغ» بعد از چند هفته خاموشی، روشن شد

 

به گزارش خبرگزاری «مهر»، نشریه «چلچراغ» امروز پس از ۴۴ روز توقیف موقت، به حکم مسعود امرایی‌فرد رئیس شعبه ۲۹ دادگاه حقوقی مجتمع قضایی شهید بهشتی رفع توقیف شد. این یکی معدود مواردی است که یک نشریه نزدیک به اصلاح‌طلبان از سوی مقام‌های قضایی از توقیف و تعطیلی خارج می‌شود. چلچراغ از سال ۱۳۸۱ روی دکه‌های روزنامه‌فروشی‌ها بوده است.

به نوشته سایت تابناک، هیات نظارت بر مطبوعات دستور توقیف این نشریه را در جلسه اول آذر خود داده بود، اما با توضیحات مدیرمسئول این نشریه برای اعضای هیئت نظارت، اعضای هیئت به‌ویژه علی مطهری، حسین انتظامی، حجت‌الاسلام محمد قمی، حجت‌الاسلام سراج و... پیگیری‌های حقوقی و قضایی برای رفع توقیف نشریه انجام گرفت و سپس از سوی مسوولین قضایی رفع توقیف شد.


 


خبری از حمله به یک پناهنده ایرانی در ترکیه

بر پایه خبر رسیده به خودنویس،  بعد از ظهر امروز به وقت ترکیه، یک خودرو در شهر آنکارا با ۳ سر نشین که قصد ربودن کیوان امینی، فعال سیاسی و یکی از همکاران سایت خبرنامه ملی ایرانیان را داشتند که موفق به این کار نمی‌شوند، اما سرنشینان با حمله به وی با ضربات چاقو، او را به شدت مجروح کرده‌اند. این خبر هنوز از سوی مقام‌های انتظامی ترکیه تایید نشده است.


 


بیکاری و تورم بی‌سابقه در ایران

 گرچه بانک مرکزی بانک مرکزي نرخ تورم در دوازده‌ماهه منتهي به آذرماه امسال را بیش از ده درصد اعلام کرده است اما مرکز آمار ایران مردم را از نرخ بیکاری در دو فصل تابستان و پاییز گذشته مطلع نکرده است، رئیس این مرکز گفته که نمی‌توان زمان دقیقی برای ارائه این آمار مشخص کرد.

آخرین رقمی که از سوی مرکز آمار ایران منتشر شد، مربوط به نرخ بیکاری در فصل بهار امسال بود و رقم بیکاری در ایران را ۱۴.۶ درصد نشان می‌داد که، وزیر کار و امور اجتماعی آن را غیر واقعی دانسته بود. این در حالی است که بانک جهانی پنج سال پیش پیش‌بینی کرد ايران طي در سال جاری با شديدترين فشار اشتغالزايي مواجه شود و با توجه به تركيب جمعيتي ايران، نرخ بيكاري در آن به بالاترين سطح خود برسد.

بر اساس برآورد بانک جهانی که سال ۱۳۸۴ منتشر شده بود، با توجه به اينكه ميانگين سني جمعيت ايران زير ۲۱ سال بوده، طي پنج سال پس از آن تاریخ ايران با شديدترين فشار براي اشتغالزايي مواجه خواهد بود.

 بنابر پيش‌بيني بانك جهاني نرخ بيكاري در ايران تا سال ۲۰۱۰-۲۰۱۱ به حدود ۲۳ درصد خواهد رسيد كه بالاترين ميزان بيكاري طي چندين سال اخير خواهد بود. بر پایه این برآورد، نرخ بیکاری در ایران در سال ۲۰۳۰ به ۱۰ درصد خواهد رسید.

با این حال علی رغم دستکاری دولت در تعریف بیکار، آمار رسمی در این باره منتشر نمی‌شود. در دولت نهم و دهم با تغییر تعریف کارکن، هر فردی را که در هفته قبل از آمارگیرى تنها یک ساعت کار کرده باشد، شاغل به حساب می‌آورد و کسانى مثل سربازان، دانشجویان و دانش‌آموزان، و زنان خانه‌دار را نیز شاغل ارزیابى می‌کند.


مرکز آمار ایران در حالی از اعلام نرخ بیکاری خودداری کرده است که بانک مرکزی ایران نیز در گزارش اخیر خود، در اقدامی بی‌سابقه نرخ رشد اقتصادی را اعلام نکرده بود.

در شرایط نابه سامانی که اقتصاد ایران با آن روبه‌روست مهر گزارش داد، احمدی‌نژاد به عنوان رئیس مجمع عمومی بانک مرکزی انتخاب شده است.

جبار کوچکی‌نژاد، عضو کمیسیون تلفیق مجلس به مهر گفت: «این کمیسیون تصمیم‌گیری کرد که معاون نظارت راهبردی رئیس جمهور، وزیر اقتصاد، رئیس قوه قضائیه، دادستان کل کشور و نایب رئیس مجمع بانک مرکزی، اعضای جدید مجمع عمومی بانک مرکزی را تشکیل دهند.»

کوچکی نژاد ادامه داد: «به صورت کلی سه نفر از قوه مقننه، سه نفر هم از قوه مجریه و دو نفر نیز از قوه قضائیه در این مجمع حضور خواهند یافت. همچنین تصمیم‌گیری شد که عزل و نصب رئیس کل بانک مرکزی نیز با معرفی رئیس جمهور و تصویب مجمع صورت پذیرد. قائم مقام بانک مرکزی نیز باید توسط رئیس کل این بانک تعیین و برای تصویب به مجمع اعلام شود که در نهایت با حکم رئیس جمهور انتخاب می‌شود.»

علی‌رغم واگذاری سمت‌ها و عنوان‌ها بسیاری از کارشناسان علم اقتصاد عقیده دارند به دلیل حذف یارانه‌ها و افزایش بهای انرژی علاوه بر آن که به میزان تورم به شدت می‌افزاید، نرخ بیکاری را نیز افزایش می‌دهد.


 


ننگ کهریزک
 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته