-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ دی ۱۸, شنبه

Latest News from Koocheh for 01/08/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



مه‌شب‌ تاجیک / رادیو کوچه

انحنای خط گردن را که کشید یک‌هو یک‌جوریش شد. گوشاش داغ شد و دلش البته بازم نریخت پایین ولی تعجبی کرده بود در حد سکته کردن. حالا احساس می‌کرد قلبش داره سعی می‌کنه که تند تند بزنه ولی درگیره و نمی‌تونه. خوش‌حال شد. دوباره احساس کرد که زنده است. انحنای خط گردن چقدر زیباست. دلش می‌خواست لبانش را بگذارد روی گردنش ولی فقط نگاه کرد و از این‌همه داغ شدن لذت برد.

از آتلیه نقاش که اومد بیرون خوش‌حال بود که شرط‌بندی رو برده و حالا نقاشی را دارد و می‌تواند با آن هرکاری بکند، نقاش نگاهش پر از یخ بود از اول تا آخر که نقاشی‌اش را می‌کشید، حتا وقتی رسید به سینه‌ها کوچک‌ترین تفاوتی در کشیدگی چشمانش دیده نشد ولی وقتی رسید به گردنش، خال برنده‌اش، همان برق همیشگی چشمان دیگران را که نه ولی جرقه‌ای کوچک در نگاهش دید. مادرش همیشه می‌گفت این گردن برگ برنده‌ی توست.

رایحه‌ی کنار گردن یک زن اگر هم موقع کار باشد بازهم عطر همیشگی خودش را دارد که به نظر او دل‌نشین‌ترین بوی دنیاست

فاحشه که شد (البته این اسمی بود که مردم می‌خوانندش)، خودش این‌طوری فکر نمی‌کرد، خوش‌حال بود. البته کار سختی داشت ولی چون از شغلش لذت می‌برد مشکلی با سختی‌هایش نداشت به خصوص وقتی مشتر‌هایش زن بودند که هم بسیار تمیز و خوش‌بو بودند هم لذت می‌برد در آغوششان. یک‌بار وقتی یکی از مشتری‌هایش انحنای گردنش را بوسید و گفت که چقدر کشیده و زیباست، عاشق مشتری شد و می‌خواست حتا شغلش را رها کند و برود با او ولی او نخواست. الان می‌فهمد که به‌تر هم شد چون زندگی با یک‌نفر چیزی نبود که او می‌خواست و برای همین هم فاحشه شد که شعل خوبی است، گاهی آن‌قدر لذت می‌برد که پولی هم نمی‌گیرد و می‌داند که انحنای گردنش مشتری‌ها را بیچاره‌اش کرده است.

آخر کدام احمقی به مادرش این را می‌گوید که او گفت. من زنی می‌خواهم که از گردنش لذت ببرم. خوب الاغ آخر گردن هم شد ملاک یک انتخاب برای زن گرفتن. آره می‌داند که ملاک رسمی نیست ولی برای او گردن یک زن، یعنی همه چیز او، رایحه‌ی کنار گردن یک زن اگر هم موقع کار باشد بازهم عطر همیشگی خودش را دارد که به نظر او دل‌نشین‌ترین بوی دنیاست. خودش هروقت سرمی‌گذارد در گردن مادرش مست می‌شود از این بوی شصت ساله. او زنی می‌خواهد که گردنی بلند و خوش‌بو داشته باشد و نه هیچ چیز دیگر.

به سمت ماشین که می‌رود سوییچ را که وارد در می‌کند، آسفالت جاده به نظرش کش‌دار می‌آید. پشت فرمون که می‌نشیند و ماشین را روشن می‌کند جاده کش‌دارتر می‌شود مانند گردن آن زن که هرچی بیش‌تر بهش نگاه می‌کرد کش‌دارتر می‌‌شد و به ‌نظر او بلندتر ولی زیبا بود، نه، همه می‌گفتند که نه ولی به‌نظر او زیبا بود و همین زیبایی بیچاره‌اش کرد که زندگی و دو بچه‌اش را رها کرد و آواره‌ی آن گردن شد که هروقت بهش نگاه می‌کرد به نظرش می‌آمد که کش می‌آید، حالا همین حس را به جاده و آسفالت دارد و می‌داند که دربه دری دیگری در راه است.

در مدرسه که دخترک کوچکی بود، دوستانش که با پسرها دوست می‌شدند او خوش‌حال می‌شد چون وقتی آن‌ها از سر قرارهای کودکانه‌اشان برمی‌گشتند و تعریف می‌کردند از قرارها وقتی دستشان را زیر چانه‌شان می‌زدند و تعریف می‌کردند او عاشقشان می‌شد چون عاشق گردن‌های آن‌ها بود که وقتی در تماس با دستشان کج می‌شد و با خاطراتشان عجین. الان که چهل سال دارد و زندگی زناشویی و هم‌خوابگی مزخرف می‌داند که به‌خاطر یک دست است زیر چانه تا در تماس با یک گردن زیبا خاطره تعریف کند. خودش هرگز با یک مرد نخوابید تا قبل از ازدواجش به‌خاطر رویای انحنای یگ گردن. و الان هم با خاطرات آن انحناها زندگیش را به باد می‌دهد.

از انحنای گردن یک زن با آن همه ظرافت متنفر است، گردن یک زن هر جور گردنی که باشد بلند، باریک کشیده، کوتاه، کلفت یا نمی‌داند هرچی، گردن یک زن است و او از آن متنفر است. برایش مهم نیست که به او گی یا هر نسبت دیگری بدهند او هست و از آن لذت می‌برد ولی از گردن زنان، انحنا و رایحه‌‌شان متنفر است و نمی‌خواهد به یک زن حتا نزدیک شود تا آن رایحه را به مشامش بخورد و آن انحنای بی‌قواره ببیند.

روی گردن که کار می‌کرد حالت تهوع داشت، به دکتری می‌مانست که بوی خون حالش را به هم می‌زند، این گردن بسیار زیبا بود، بسان گردن یک فرشته بود که او از کودکی عاشقشان بود و روزی که با یک فرشته خوابید و سر در انتهایی‌ترین قوس گردنش گذاشت دنیا برایش در همان‌جا ایستاد. دنیا برای او آن گردن بود و قوسش و تمام زندگی او همان بود تا روزی که سری دیگر را دید در انحنای آن قوس زیبا. دیگر هیچ‌کس نه فرشته بود نه گردن داشت تا به امروز که دوباره گردن را دید. می‌دانست که به فنا می‌رود و نمی‌خواست.

با دست لرزان شماره را گرفت.

من نمی‌توانم این نقاشی را بکشم ببخش.

گوشی را گذاشت و به فنا رفت.

گوشی را که گذاشت، اشک در چشمانش جمع شده بود،شرط‌بندی را باخت و نمی‌تواند با زنی که همه می‌گفتند که فاحشه است ولی او عاشق چشمانش بود بخوابد.


 


خبر / رادیو کوچه

روز شنبه، شیوا نظرآهاری، فعال حقوق بشر در دادگاه تجدید نظر به چهار سال حبس تعزیری، تبعید به زندان شهر کرج و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.

به گزارش کلمه، خانم نظرآهاری در دادگاه تجدید نظر از اتهام اجتماع و تبانی علیه نظام تبرئه شده است.

این در حالی است که وی به اتهام محاربه، محاکمه شده است.

این فعال حقوق بشر پس از اعلام نتایج انتخابات بازداشت، و پس از تحمل صد روز آیت‌اله منتظری راهی قم بود، دستگیر شد.

او پس از ۹ ماه در شهریورماه ۸۹ با قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.

بیشتر بخوانید:

«زندان ایذه بند زنان ندارد چه برسد به زندانی سیاسی»


 


خبر / رادیو کوچه

روز جمعه، سخن‌گوی کاترین آشتون از برگزاری دور دوم مذاکرات هسته‌ای ایران با قدرت‌های جهانی از 20 ژانویه در استانبول خبر داده است.

به گزارش شبکه خبری آسیا، روز گذشته «ماجا کوسیجانکیک» سخن‌گوی «کاترین آشتون» اعلام کرد مذاکرات گروه 1+5 با ایران در مورد برنامه هسته‌ای این کشور از 20 ژانویه در استانبول ترکیه آغاز می‌شود.

وی در ادامه خاطر نشان کرد مدت زمان مذاکرات هنوز مشخص  نشده است اما انتظار می‌رود مدت مذاکرات یک تا یک روز نیم باشد.

هم‌چنین مقامات جمهوری اسلامی عنوان کردند که مذاکرات در روزهای اول و دوم بهمن طبق تقویم ایرانی برابر با 21 و 22 ماه ژانویه است آغاز می‌شود.

گفتنی است که مذاکرات پیشین ایران با شش کشور انگلستان، فرانسه، چین، روسیه، آمریکا و آلمان موسوم به 1+5 به ریاست آشتون وزیر امور خارجه اتحادیه طی روزهای 6 و 7 ماه دسامبر  در ژنو برگزار شد.

بیشتر بخوانید:

«زمان مذاکرات با گروه ۱+۵ قطعی نشده است»


 


مصطفا خلجی/ رادیو کوچه

mostafa.k@koochehmail.com

بزرگ‌داشت نیما یوشیج


گرم یاد آوری یا نه

من از یادت نمی‌کاهم

ترا من چشم در راهم.

این هفته به مناسبت چهل و یکمین سال‌روز درگذشت نیما یوشیج، کنگره‌ی بزرگ‌داشت «پدر شعر نوی ایران»، دوشنبه، 13 دی‌ماه، در نور گشایش یافت.

«علی اسفندیاری» مشهور به «نیما یوشیج» و بنیان‌گذار شعر نو فارسی 21 آبان 1274 در ده‌کده «یوش» استان مازندران متولد شد و در 13 دی 1338 درگذشت.

هم‌چنین شرکت‌کنندگان در کنگره‌ی بزرگ‌داشت نیما در پایان این کنگره از پروژه‌ی در حال ساخت تندیس این شاعر دیدن کردند.

در این دیدار اعلام شد که مجسمه‌ی نیما یوشج با ابتکار یک مجسمه‌ساز مازندرانی در شهرستان «نور» ساخته می‌شود.

هم‌چنین این هفته «مرتضا کاخی» در گفت‌وگو با خبرگزاری ایبنا خواست که آثار «شفیعی‌کدکنی» درباره نیما گردآوری شود. او گفت: «شفیعی کدکنی علاوه بر تسلط به شعر کلاسیک فارسی در حوزه شعر نیمایی نیز نظرهای جامعی را بیان می‌کند و در بیش‌تر کتاب‌هایش درباره شعر فارسی به نیما و شعر او نیز توجهی داشته است. جا دارد تا پژوهش‌گران به سراغ آثار شفیعی بروند و تمامی اظهارنظرهای او درباره نیما و شعر نیمایی را از میان آثار مختلفش استخراج و گردآوری کنند.»

13 دی، تولد جلال‌الدین همایی

اما 13 دی مناسبت دیگری نیز داشت. 111 سال پیش در چنین روزی جلال‌الدین همایی ادیب، شاعر و استاد زبان و ادبیات فارسی، در اصفهان زاده شد. پدرش و جد همایی هر دو از شعرا و دانش‌مندان معروف عصر خود بودند. جلال‌الدین‌، ادبیات عرب، فقه، اصول، تفسیر، درایه، رجال، هیت، نجوم، استخراج تقویم، فنون ریاضی، طب و فلسفه را نزد بزرگ‌ترین علما و روحانیون ایران فراگرفت و خود نیز مدتی مدرس بزرگ‌ترین حوزه‌های علمی و ادبی اصفهان بود. او علاوه بر تالیف و تصحیح کتب متعدد، شعر هم می‌سرود و بیش از 15هزار بیت از سروده‌های او در دیوانی گردآوری شده است.

انتشار آخرین سروده‌های اخوان‌ثالث

اما سراغ انتشار آثار باقی‌مانده از شاعران بزرگ ایرانی می‌رویم. این هفته خبر رسید که مجموعه اشعار مهدی اخوان ثالث که «سال‌ دیگر ای دوست، ای همسایه!» نام دارد از میان دست‌نوشته‌ها و سیاه‌مشق‌های این شاعر کشف و جمع‌آوری و برای انتشار به وزارت ارشاد سپرده شده است.

زردشت اخوان ثالث(مدیر انتشارات زمستان) در گفت‌وگو با ایلنا، در این باره گفت: «برخی از این اشعار به صورت تک تک در مطبوعات منتشر شده و برخی دیگر از میان دست‌نوشته‌ها و سیاه مشق‌های ایشان کشف و جمع‌آوری شده است. در این میان تعدادی از آخرین اشعار اخوان ثالث نیز که تاکنون منتشر نشده ‌بودند، در این مجموعه به چاپ خواهد رسید.

پری‌خوانی صد شاعر در راه نشر

هم‌چنین خبرگزاری ایلنا در خبر دیگری اعلام کرد که گزیده‌ای از اشعار منتشر شده در سایت جن و پری در پنج سال اخیر توسط سهند آقایی درقالب کتابی با نام «پری‌خوانی صد شاعر» منتشر می‌شود. این اشعار شامل 100 شعر از 100 شاعر معاصر ایران است.

سایت جن و پری یکی از سایت‌های ادبی شناخته‌شده‌ی ایران است که «میترا الیاتی» سردبیری آن را بر عهده دارد.

آثار پوران فرخزاد بلاتکلیف، در انتظار مجوز نشر

اما مثل همیشه این هفته هم خبرهایی از منع آثار شاعران از سوی وزارت ارشاد روی سایت خبرگزاری‌ها رفت. از جمله‌ی این خبر‌ها، خبر بلاتکلیفی بسیاری از نوشته‌ها و کارهای پژوهشی پوران فرخزاد در ارشاد است. کتاب‌هایی مثل «نیمه‌های ناتمام» که به شعر زنان، از رابعه تا فروغ، می‌پردازد، کتاب «مسیح مادر» که نقش زن در شعرهای احمد شاملو و سهراب سپهری را بررسی می‌کند و هم‌چنین کتاب «زن شبانه موعود» که هنوز چاپ آن مبهم است.

کتاب «مهره‌‌ی مهر» نیز که میتراییسم در ایران را مورد بررسی قرار می‌دهد از آخرین کارهای پژوهشی پوران فرخزاد است که هنوز مجوز نگرفته است.

کتاب محمدعلی سپانلو منع انتشار شد

اما این هفته خبر منع انتشار کتاب «محمدعلی سپانلو»، بیش‌تر از خبر پوران فرخزاد سر و صدا کرد.

سپانلو که اکنون به علت بیماری در منزلش بستری است، اعلام کرد که کتاب‌هایی که او ترجمه کرده و یا سروده است در ارشاد مانده و خاک می‌خورد. کتاب‌هایی نظیر زندگی‌نامه‌ی شاعر، نمایش‌نامه‌های عادل‌ها و شهروندان،‌ افسانه‌ی شهر گم‌نام و چند کتاب دیگر.

این شاعر به ایلنا گفته است: «اگر وضعیت کتاب‌هایم به همین روال ادامه یابد، دیگر روحیه‌ای برایم باقی نخواهد ماند ودست از نوشتن خواهم کشید.»

دلیل اصلی دل‌تنگی محمدعلی سپانلو، منع انتشار تاریخ‌شفاهی اوست. سری تاریخ شفاهی، مجموعه گفت‌وگوهایی است که به بررسی زندگی، آثار و روابط شخصی نویسنده‌ها و شاعران بزرگ ایران می‌پردازد.

سپانلو درباره کتاب زندگی‌نامه‌اش می‌گوید: «این کتاب، متشکل از گفت‌و‌گوهایی با من است که از خصوصی‌ترین خاطره‌هایم تا گفت‌وگوهایم با شخصیت‌های بزرگ ادبیات جهان را دربرمی‌گیرد. گفت‌و‌گو با لویی آراگون، آگاتا کریستی، نجیب محفوظ و چند نویسنده‌ی بزرگ دیگر در این کتاب گنجانده شده است. خاطراتی هم از شاعران بزرگی هم‌چون شاملو، اخوان، رویایی و منوچهر آتشی و دوستان نزدیک من در کتاب آورده شده است.»

دبیر مجموعه تاریخ شفاهی ادبیات ایران گفته است: «باتوجه به این‌که سپانلو از شخصیت‌های تاثیرگذار ادبیات ایران بوده است و روابط گسترده‌ای با دیگر اهالی ادبیات و هنر ایران داشته است، خاطرات او بخش مهمی از تاریخ ادبیات مدرن ایران است و تاریخ شفاهی زندگی سپانلو، تاریخ زندگی دیگر نویسندگان ایران نیز خواهد بود.»

شعرهای رزه آوسلندر ترجمه شد

اما به سراغ ترجمه شعر جهان به زبان فارسی می‌رویم. این هفته خبر رسید که برای اولین بار کتابی مستقل از شعرهای «روزه آوسلندر» (Rose Ausländer) ترجمه شد و قرار است به زودی منتشر شود.

فانوس بهادروند در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر، گفت: «مجموعه‌ای از اشعار «روزه آوسلندر» شاعر زن آلمانی را در کتابی با عنوان «درخت ممنوع» ترجمه کرده‌ام و قصد دارم آن را برای چاپ به انتشارات ابتکار نو بدهم. این کتاب دربردارنده حدود 80 قطعه شعر کوتاه و بلند از آوسلندر است و فکر می‌کنم حجم آن به 200 صفحه برسد.»

رزه آوسلندر

روزه آوسلندر  سال 1901 در شهر آلمانی‌زبان بوکووینا واقع در روسیه امروزی به دنیا آمد و در سال 1988 در شهر دوسلدورف آلمان درگذشت. ازجمله آثار او می‌توان به «تابستان کور»، «رنگین کمان»، مجموعه شعر «نیویورک»، اشعار «شهر منهتن»، «انگیزه‌های اسارت‌گاهی»، «بدون ویزا»، «همه چیز انگیزه شعر شده»، «نفس‌ام نیش می‌زند» و «شهر ونیز غرق شدنی نیست» اشاره کرد.

او از مشهورترین زنان شاعر آلمانی زبان  قرن بیستم است و در شعرهایش به فاجعه‌های این قرن و نابودی زیبایی مناظر طبیعی اروپای شرقی به دلیل جنگ پرداخته است. آوسلندر در نیمه دوم قرن بیستم با کمک پُل سلان با فرهنگ آوانگارد و شعر مدرن آلمان آشنا شد. او ده‌ها سال وادار به مهاجرت و نیز تبعید خودخواسته به آمریکا شد و به همین خاطر چندین سال اشعارش را به انگلیسی می‌سرود و چاپ می‌کرد چون به قول خودش در زبان آلمانی لال شده بود. اشعار او را حدود 25 هزار قطعه حدس می‌زنند.

عاشقانه‌های هاینریش هاینه در ایران

هم‌چنین «علی عبداللهی»، دیگر مترجم آلمانی‌زبان مطرح ایران این هفته گزیده‌ای از شعرهای عاشقانه «هاینریش هاینه»، شاعر آلمانی قرن ۱۹ میلادی، را در کتابی دوزبانه به نام «درختان ممنوع» منتشر کرد.

در این مجموعه، علاوه بر شعرهای عاشقانه هاینه،‌ ترجمه برخی از شعرهای سیاسی و تاریخی و برخی سروده‌های طنز او نیز منتشر شده است.

عاشقانه‌های محمود درویش

اما عاشقانه دیگری نیز در راه است. عاشقانه‌های «محمود درویش»، به هم‌راه شعرهایی درباره‌ زندگی این شاعر بزرگ معاصر عرب در ایران منتشر می‌شود.

«رد پروانه» شامل شعرهای درویش – شاعر فقید فلسطینی – درباره‌ زندگی روزمره‌اش توسط مریم حیدری ترجمه شده و به گفته‌ او، بعد از یک سال و نیم مجوز نشر دریافت کرده و قرار است به زودی توسط نشر چشمه منتشر شود.

نمایش‌گاهی از آثار عباس صفاری

خبر جالبی که این هفته منتشر شد، و توجه علاقه‌مندان به شعر معاصر ایران را به خود جلب کرد این بود که «عباس صفاری»، شاعر نام‌آشنای ایرانی که در آمریکا زندگی می‌کند قرار است به‌زودی مجموعه‌ای از تابلوهایش را در تهران به نمایش بگذارد.

عباس صفاری برای این نمایش‌گاه دو مجموعه بیست و پنج تایی از آثار وودکات آماده کرده است. مجموعه‌ نخست با عنوان «کلاهی که باد برد» و مجموعه دوم با عنوان «به پیشباز نسیم» به نمایش درخواهد آمد.

مهم‌ترین درونمایه آثار عباس صفاری در این دو مجموعه بادگیرهای یزد و زندگی مردم در دوران بحران اقتصادی در سال‌های دهه ۳۰در آمریکاست.

شعرهایی از توماس هاردی، هینی و کیتس بر دیوار قطارهای لندن

و آخرین خبر این‌که امسال برای بیست و پنجمین سال پیاپی اشعاری برای چاپ در مترو لندن انتخاب شدند. این طرح در سال 1986 آغاز شد.

در میان اشعاری که برای چاپ در قطارهای مترو لندن انتخاب شده اند، قطعه‌هایی از توماس هاردی، شیموس هینی، و جان کیتس، به چشم می خورد.

هدف از اجرای این طرح، این است که مسافران قطار در مدتی که در قطار هستند، چیزهایی برای خواندن داشته باشند.


 


خبر / رادیو کوچه

نصور نقی‌پور روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر با صدور حکمی از سوی شعبه 26 دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی پیر‌عباسی به هفت سال حبس تعزیری محکوم شده است.

به گزارش هرانا، این  روزنامه‌نگار محلی، وبلاگ‌نویس و فعال حقوق در 11 اسفند ماه سال گذشته توسط نیروهای اطلاعات بازداشت و به بند 2 الف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در زندان اوین منتقل شد.

اتهام این فعال حقوق بشر از سوی قاضی پیر عباسی، عضویت در مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و تبلیغ علیه نظام اعلام شده است.

نصور نقی‌پور 29 ساله و دانش‌جوی رشته‌ی فناوری اطلاعات و پژوهش‌گر آزاد فلسفه و اندیشه سیاسی است که مدیریت یک سایت آرشیو مقاله فارسی در زمینه‌های علوم انسانی را بر عهده داشته است.

این روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر پس از تحمل 110 روز انفرادی در بند 2 – الف زندان اوین در 30 خرداد ماه سال‌جاری با تودیع وثیقه صد میلیون تومانی به صورت موقت از زندان آزاد شد.

لازم به اشاره است یلدا مظفریان و امیر رییسیان دو تن از وکلای نام‌برده اظهار امیدواری کرده‌اند که حکم وی در دادگاه تجدیدنظر کاهش خواهد یافت.

بیشتر بخوانید:

«نویسنده وب‌سایت فرهنگی نصور بازداشت شد»


 


شهره شعشعانی/ رادیو کوچه

ghesseha@koochehmail.com

«کاترین منسفیلد» (Kathleen Mansfield) در 14 اکتبر 1888در نیوزیلند به دنیا آمد. دختر تاجری خود‌ساخته که در نوزده سالگی به انگلستان رفت و در آن‌جا با نویسنده‌های نوگرایی چون «دی.اچ.لارنس» و «ویرجینیا وولف» روابط دوستانه برقرار کرد. داستان‌های او معمولن بر یک وقفه‌ی لحظه‌ای متمرکزند و اغلب آغازی ناگهانی دارند. از منسفیلد رمان‌هایی چون «گاردن پارتی» و «دختران سرهنگ مرحوم»، چندین مجموعه داستان کوتاه، شعر و دفتر خاطرات به جا مانده است.

«برتراند راسل» ذهن خلاق او را تحسین می‌کرد. ویرجینیا وولف می‌گفت: «او مانند گربه سی وت است که به هنگام خیابان‌گردی مشک می‌پراکند» و اذعان می‌داشت که عاشق اوست: «فکر می‌کنم به روش خودم.» و گفته بود که منسفیلد تنها نویسنده‌ای است که به نوشته‌هایش حسادت می‌کند. کریستوفر ایشروود و آلدوس هاکسلی هم‌راه با بسیاری نویسنده‌های دیگر نه تنها از جملات او وام گرفتند بلکه از شخصیت او نیز در رمان‌هایشان‌ استفاده کردند. دی.اچ.لارنس از او برای خلق شخصیت «گودرون» در «زنان عاشق» الهام گرفت.

ویرجینیا وولف می‌گفت: «او مانند گربه سی وت است که به هنگام خیابان‌گردی مشک می‌پراکند»

منسفیلد که غالبن به هویت خود بی‌اعتماد بود ترجیح می‌داد ظاهری کاملن متمایز و منحصر‌به‌فرد از خود ارایه دهد به همین خاطر موهایش را مانند عروسک‌های ژاپنی کوتاه می‌کرد و در دوره‌ای که زن‌ها هم‌چنان در بند لباس‌های پر‌چین و مزین به تور دوره «ادوارد» بودند لباس‌های ساده و طرح‌های آراسته‌ای می‌پوشید که به سفارش برایش تهیه می‌شد. آثار او نیز به همین اندازه شسته رفته است. می‌گفت: «زندگی و کار تفکیک‌ناپذیرند.» در مورد او این نکته صحت داشت. او زنی پرشور بود که عرف جامعه را کم‌تر رعایت می‌کرد و گاه نیز از این بابت با کم‌لطفی‌هایی مواجه می‌شد که در خور او نبود.

طی زندگی کوتاه جسورانه و پردرد و رنجش داستان‌هایی خلق کرد که خواننده‌ها همواره به خاطر می‌سپارند و منتقدان قرن بیستم به دفعات این آثار را بازخوانی کرده‌اند. بالاتر از همه منسفیلد نویسنده‌ی نویسنده‌هاست. او بی‌وقفه در مورد روند نگارش می‌نوشت. نامه‌ها و یادداشت‌هایش در این باب بخشی از با‌ارزش‌ترین آثار او به حساب می‌آیند. منسفیلد به دنبال زبان تازه‌ای بود که افکارش را به‌وسیله آن توصیف کند، دیدار از نمایش‌گاه «ون گوگ» و پست امپرسیونیست‌ها در سال 1910 الهام‌بخش خلق چنین زبانی شد: «آن‌ها در مورد نوشتن نکته‌ای را به من آموختند، چیزی شگفت‌آور، گونه‌ای آزادی، یا لرزشی آزاد.» از این دوره به بعد نگاه منسفیلد به نحو محسوسی نقاشانه‌تر شد و روابط مهمی با بعضی نقاش‌های «کالریست» به ویژه با «جی.دی.فرگوسن» و «آن استل رایس» و نیز بعضی نقاش‌های نسل جوان‌تر گروه هنرمندان بلومزبری برقرار کرد.

او که در جریان جنگ جهانی اول به بیماری سل مبتلا شده بود، سرانجام بر اثر همین بیماری در  9 ژانویه 1923 زمانی که تنها 34 سال داشت، چشم از جهان فرو بست.

«برگی از یک آلبوم» در مجموعه «آخرین خنده» توسط «سعید سعید‌پور» به فارسی ترجمه شده است.

موسیقی:

Erik Satie :Je te veux,  Caresse & Le Piccadilly


 


خبر / رادیو کوچه

از روز چهارشنبه، حبیب‌اله گلپری‌پور، حسین میرزایی، علی‌احمد سلیمان و احمد تمویی، چهار تن از زندانیان محبوس در زندان مرکزی ارومیه، دست به اعتصاب غذا زده‌اند.

بنا بر اطلاع گزارش‌گران مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، چهار تن از زندانیان سیاسی محبوس در زندان مرکزی ارومیه، پس از انتقال به سلول انفرادی از روز چهارشنبه پانزدهم دی ماه در اعتصاب غذا به‌سر می‌برند.

گزارش‌ها پیش‌تر حاکی از آن بود که حبیب‌اله گلپری‌پور، حسین میرزایی، علی‌احمد سلیمان و احمد تمویی به قرنطینه‌ی زندان ارومیه منتقل شده‌اند.

لازم به یادآوری است که حبیب‌اله گلپری‌پور به اتهام هم‌کاری با احزاب مخالف به اعدام، حسین میرزایی به اتهام عضویت در احزاب مخالف به دو سال حبس، علی‌احمد سلیمان بلاتکلیف و احمد تمویی نیز به اتهام ارتباط با یکی از احزاب کردی به پانزده سال زندان محکوم شده‌اند.

بیشتر بخوانید:

«انتقال چهار زندانی کرد به قرنطینه زندان ارومیه»


 


اکبر ترشیزاد/رادیوکوچه

جوان بیست سالی بیش‌تر نداشت. از در که آمد بیرون، دور و بر را خوب نگاه کرد. به نظر نمی‌آمد که کسی منتظرش باشد. سرهنگ به طرفش آمد و بازویش را گرفت و با خود به گوشه‌ای از حیاط برد. او را خوب نمی‌شناخت، اما چند بار دیگر که برای هوا خوری بیرون آمده بود، دیده بودش. همه او را سرهنگ صدا می‌زدند و بین همه‌ی گروه‌های سیاسی از احترام ویژه‌ای برخوردار بود. روبه‌رویش ایستاد تا دیگران صورتش را نبینند. گونه‌های برجسته، چانه‌ی کشیده و پوست آفتاب‌سوخته‌اش، قدرت و ایستادگی اراده‌اش را فریاد می‌زد. مچ دست جوان را محکم گرفت و شروع به حرف زدن کرد.

«خبر دارم که تحت فشاری، پس خوب گوش کن جوون، می‌خوام حرف‌هایی رو بهت بگم که تا به حال به هیچ‌کس دیگه‌ای نگفتم. اگه بپرسی چرا به تو، بهت می‌گم که چون خبر دارم هنرمندی، و واسه نوشتن چند تا متن و شعر زیبا، آوردنت این‌جا. می‌خوام چیزهایی رو بهت بگم که اگه کسی بیست سال پیش به من می‌گفت، زندگی الان واسه من شکل دیگه‌ای داشت. هم سن و سالای من وقتی که جوون بودن، خیلی‌هاشون یکی دو بار قایمکی رفتن دیدن دوست دخترشون و لباشو با هزار ترس و لرز بوسیدن. یا شایدم بر عکس توی یه کوچه‌ی خلوت با دوست پسرشون قرار گذاشتن و تو تاریکی اگه شده واسه یه لحظه رفتن تو بغلش. هم نسل‌های من نامه‌های فراوونی واسه معشوقشون نوشتن و جوابشو با جای یک بوسه‌ی قرمز روی نامه پس گرفتن. این خاطره‌ی مشترک خیلی از پسر و دخترای هم‌دوره‌ی ماست، که وقتی توی خلوت عاشقونشون، خانواده‌ی طرف یهو سر رسیدن، ساعت‌ها تو راه پله یا بالا پشت‌بوم قایم شدن، تا فرصتی پیدا کنن و فرار کنن. اگه پای صحبت‌های هم سن و سال‌های من بشینی، ترانه‌های ماندگار زیادی رو از حفظن که برات بخونن. فیلم‌های زیادی رو دیدن، که با آب و تاب واست تعریف کنن. اگه آلبوم عکسشون رو بهت نشون بدن، کلی عکس دارن از سفرای دور و نزدیک و از کلی بگو و بخندای جوونیشون.

هم سن و سالای من وقتی که جوون بودن، خیلی‌هاشون یکی دو بار قایمکی رفتن دیدن دوست دخترشون و لباشو با هزار ترس و لرز بوسیدن

اما منی که جلوی تو وایستادم، همه‌ی جوونی‌مو خرج کارای دیگه‌ای کردم. به جای این‌که عاشق یه معشوقی بشم که با گوشت و پوست و استخونم لمسش کنم و وقتی تو آغوشم می‌گیرمش، صدای نفس‌هاشو بشنوم، با ایدوئولوژی‌ام هم‌بستر شدم. نه که زن نگرفته باشم، بدبختانه گرفتم، اما با یه بدبخت دیگه مثل خودم رفتم زیر یک سقف، که اونم قرار بود تا همه چیزش رو پای یک آرمان احمقانه فدا کنه. به جای شنیدن ترانه‌های زیبا، به هزارها ساعت اراجیف ضبط شده روی نوارایی گوش کردم، که آدم‌هایی برامون پر کرده بودن، که الان دارن به آرمان‌های اون موقعشون می‌شاشن. من هر کجا که رفتم سفر واسه مبارزه بود، نه دیدن و لذت بردن. اما حالا که خوب نگاه می‌کنم می‌بینم، همه چیزم رو هدر دادم و جاش هیچی نگرفتم. جوونی و عشق و زندگیم رو دادم و جاش، هیچی تو دستم نیست، به جز یک آرمان خیانت شده که وقتی خوب بهش نگاه می‌کنم، می‌بینم که حتا اون‌قدر ارزشش نداشته که بهش خیانت بشه. این سرنوشت خیلی از این‌هایی که می‌بینی، اما بیش‌ترشون جراتشو ندارن که بهش اعتراف کنن، شایدم می‌ترسن که فکر این‌که همه‌ی عمر عزیزشون رو توی این راه حروم کردن، دیوونشون کنه. خوب گوش کن، باهشون هم‌کاری کن، اما نه به قیمت جون رفقات. اما تا می‌تونی دروغ بگو و کاری بکن که فکر کنن از افکار و اعتقاداتت برگشتی. آزادیت رو بخر و برو بیرون.

سرهنگ دست‌هایش را باز کرد و جوان را بغل کرد و با پنجه‌هایش دو سه بار محکم به پشتش زد و آرام توی گوشش گفت: «برو بیرون و زندگی کن اما یادت نره که هر وقت داری از زندگیت لذت می‌بری، یاد منم باشی و به جای روزهایی که من زندگی نکردمم زندگی کنی»

جوان یک‌سال بعد به سبب اظهار پشیمانی از رفتار پیشین و اقرار به خطاهای گذشته‌اش، از زندان آزاد شد. الان درست بیست و دو سال از زمان گفت‌وگویش با سرهنگ می‌گذرد. چهل سالگی را پشت سر گذرانده است و با تمام وجود زندگی کرده است. اما در طول این سال‌ها هیچ وقت چهره‌ی سرهنگ و حرف‌هایش را فراموش نمی‌کند و هر سال زمان مرگ او، پنهانی هم که شده سری به گورستان خاوران می‌زند.


 


خبر / رادیو کوچه

در روزهای اخیر، محکومیت محمد غزنویان فعال حقوق زنان و کودکان و دانش‌آموخته رشته علوم سیاسی از سوی دادگاه تجدیدنظر به شش ماه حبس تعزیری کاهش یافته است.

به گزارش هرانا، این فعال حقوق کودک پیش‌تر از سوی دادگاه انقلاب به 5 سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

محمد غزنویان دانش‌آموخته‌ی علوم سیاسی، روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نویس است که تاکنون مقالات بسیاری از وی در حوزه‌ی فرهنگ و اجتماع در رسانه‌های مختلف به چاپ رسیده است.

وی در 19 بهمن ماه سال گذشته در قزوین بازداشت و در نهایت با قرار وثیقه 100 میلیون تومانی در فروردین سال‌جاری از زندان چوبین قزوین آزاد شد.

بیشتر بخوانید:

«محکومیت فعال حقوق کودک به ۵ سال حبس تعزیری»


 


خبر / رادیو کوچه

شعبه 36 دادگاه تجدیدنظر استان تهران، حکم یک سال حبس تعزیری احسان مهرابی، روزنامه‌نگار بازداشت شده در وقایع سال گذشته انتخابات ریاست جمهوری در ایران را تایید کرده است.

به گزارش کمیته گزارش‌گران حقوق بشر، پیش از این شبعه 28 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه، این روزنامه‌نگار را به اتهام «تبلیغ علیه نظام» از طریق «گفت‌وگو با بی‌بی‌سی و رادیو فردا» به یک سال حبس تعزیری محکوم کرده بود.

این حکم با درخواست وکیل احسان مهرابی به دادگاه تجدیدنظر رفت که تایید شد و هم اکنون قطعی به‌شمار می‌رود.

لازم به اشاره است مهرابی که پس گذراندن سه ماه در بندهای 209 و 240 اوین با سپردن وثیقه‌ 50 میلیون تومانی آزاد شد، خبرنگار پارلمانی روزنامه‌های اعتماد ملی و فرهیختگان بوده است.

مهرابی روز 18 بهمن ماه سال گذشته بازداشت و بعد از نزدیک به سه ماه با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شد.

بیشتر بخوانید:

«آزادی احسان مهرابی، خبرنگار روزنامه فرهیختگان»


 


خبر / رادیو کوچه

کاترین آشتون نماینده عالی اتحادیه اروپا روز جمعه و در بازدید از مجارستان اعلام کرد این اتحادیه دعوت ایران برای بازدید از تاسیسات هسته‌ای این کشور را رد کرده است.

وی با اعلام این خبر اظهار داشت: «بازرسی از تاسیسات هسته‌ای جزو وظایف آژانس بین‌المللی انرژی اتمی می‌باشد.»

به گزارش رویترز، نماینده عالی اتحادیه اروپا هم‌چنین اظهار داشت، مذاکرات در زمینه برنامه هسته‌ای با تهران، به دلیل این دعوت دچار وقفه ‏نخواهد شد.‏

آشتون ابراز امیدواری کرد تا ایران بازدید بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای از تاسیسات این کشور را به شکل مطلوب تضمین کند.

لازم به اشاره است دولت ایران روز سه‌شنبه گذشته تعدادی از کشورهای عضو آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را برای بازدید از تاسیسات اتمی این کشور دعوت کرد.

گفتنی است که کشورهای 1+5 قرار است دور دوم گفت‌وگوهای جدید خود با ایران را در اواخر ماه جاری در استانبول ترکیه انجام دهند.

بیشتر بخوانید:

«بازدید از مراکز اتمی ایران برعهده آژانس است»


 


این خبر در بخش شایعه رادیو کوچه قرار دارد و رادیو کوچه صحت و سقم آن را تایید نمی‌کند.

منبع: فوتبال 3

در شرایطی که فقط 2 روز تا دیدار تیم ملی ایران مقابل تیم ملی عراق در رقابت‌های جام ملت‌های آسیا باقی مانده است، شایعات نگران کننده‌ای از اردوی ملی‌پوشان در قطر به گوش می‌رسد.

به گزارش خبرگزاری ورزش ایران (ایپنا)، شنیده‌های ما حاکی از آن است بازیکنان تیم ملی در اقدامی هماهنگ کادر فنی را تهدید کرده‌اند که در صورت حضور مسعود شجاعی و جواد نکونام در ترکیب اصلی تیم ملی دست به اعتصاب زده و مقابل تیم ملی عراق بازی نخواهند کرد.

این در حالی است که مسوولان فدارسیون فوتبال در پی رد این شایعات هستند اما شاید جالب باشد که بدانید با وجود تکذیب‌های مسوولان «جواد نکونام» هنوز خود را به اردوی تیم ملی در قطر نرسانده و قرار است امشب در جمع ملی‌پوشان حضور یابد.

البته امیداوریم این شایعات به هیچ عنوان صحت نداشته باشد و تیم ملی با قدرت کامل در اولین بازی خود مقابل عراق حاضر شود.


 


شنبه 18دی  89/ 8 ژانویه 2011

note3اجرا: اعظم

note3استودیو: دامون

note3تقویم ‌تاریخ

note3گزیده‌ی اخبار مطبوعات شنبه ایران

note3پس‌نشینی تند- «هم‌چون روزنه‌ای کوچک»- اکبر ترشیزاد

note3بخش اول خبرها

note3روز‌ نگاشت- «طلای سیاه یا بلای ایران»- محبوبه

note3مجله‌ی خبری کابل- آرین

note3قصه‌های ما، از رویا تا واقعیت- «برگی از یک آلبوم»- شهره شعشعانی

note3بخش دوم خبرها

note3آقای گجت- دامون

note3شعر در هفته‌ای که گذشت- «منع انتشار آثار بزرگان شعر ایران»- مصطفا خلجی

note3دایره‌ی شکسته- «انحنایی پرپیچ و زیبا»- مه‌شب  تاجیک

note3بخش سوم خبرها


 


سوسن دادرس

منبع: مجله مادام فیگارو

مجله فرانسوی مادام فیگارو در انتخاب زنان خبرساز سال 2010‌، جمهوری اسلامی را بی‌نصیب نگذاشت و رتبه نسبتن بالایی به ایران اختصاص داد. این زنان موضوع داغ رسانه‌ها در سال گذشته بودند. در میان آنان نام سیاست‌مداران، همسران آنان، مدافعان حقوق بشر، ثروت‌مندان، کارگردان سینما و زنان معمولی دیده می‌شوند.

با توجه به سیاست‌ها زن‌ستیزانه در جمهوری اسلامی و در آستانه روز هفدهم دی ماه روز آزادی زنان در ایران و غیبت زنان فرهیخته و آزاده ایران در صحنه های بین‌المللی، خبر‌سازی رسانه‌ها در باره خانم سکینه آشتیانی او را در جای‌گاه  سوم پس از خانم  میشل اوباما، همسر رییس جمهوری آمریکا و آنگ‌سان سوچی، رهبر مخالفین حکومت برمه و دارنده جایزه صلح نوبل قرار داد.

درردیف چهارم کاترین بیگلوی پنجاه و هشت ساله برنده اسکار بهترین کارگردان برای فیلم (The Hurt Locker)  قرار گرفت و جای‌گاه پنجم به کلوتید رایس دختر جوان فرانسوی که ده ماه در ایران زندانی بود رسید.

دیلما روسف، که به تازگی با پنجاه و شش در صد آرا در کشور دویست و پنجاه میلیونی برزیل به ریاست جمهوری رسید با اختلاف زیادی پس از سکینه آشتیانی قرار گرفت

ششمین کرسی به خانم لیلیان بتانکور، ثروت‌مند‌ترین زن فرانسوی رسید، او وارث ثروت کمپانی معروف اورئال می‌باشد که گفته می‌شود به برخی از سیاست‌مداران فرانسوی پول‌های هنگفتی پرداخته است.

هفتمین کرسی به لیچیا رونزولی، نماینده ایتالیایی پارلمان اروپا رسید، او هم‌راه کودک شیرخوارش در جلسه پارلمان اروپا حاضر شد و توانست با این اعتراض خود مرخصی پس از زایمان را به بیست هفته افزایش دهد.

دیلما روسف، که به تازگی با پنجاه و شش در صد آرا در کشور دویست و پنجاه میلیونی برزیل به ریاست جمهوری رسید با اختلاف زیادی پس از سکینه آشتیانی قرار گرفت. او قرار است در باره رهایی سکینه از حکم سنگ‌سار و آزادی او گفت‌وگو‌هایی با جمهوری اسلامی انجام دهد.

ردیف نهم به لورا دکر، دختر چهارده ساله هلندی رسید  که در 21 ماه اوت گذشته به تنهایی با قایق خود از بندر جبل‌الطارق رهسپار سفر دور دنیا شد، سفری که قرار است در سپتامبر سال 2012 به پایان برسد.

مادام فیگارو جای‌گاه دهم را به خانم مارتین اوبری رهبر حزب سوسیالیست فرانسه و رقیب احتمالی نیکولا سارکوزی در انتخابات سال 2012  واگذار کرد.

در پایان ماریسل والس گارسیا، دختر جوان بیست و سه ساله مکزیکی قرار دارد، او در اکتبر گذشته به عنوان رییس پلیس خطرناک‌ترین منطقه مکزیک (Prahedis – Guerrero) انتخاب شده بود.

هفدهم دی ماه- هفتم ژانویه 2011

فایل پی‌دی‌اف را از این‌جا دانلود کنید.


 


خبر / رادیو کوچه

روز جمعه و در آستانه سفر هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه ایالات متحده به خاورمیانه، مقام‌های آمریکایی اعلام کرده‌اند که ترغیب کشورهای عرب به اجرای دقیق تحریم‌های جمهوری اسلامی یکی از اهدف اصلی این سفر است.

وزیر امور خارجه آمریکا این سفر را شنبه، هشتم ژانویه آغاز می‌کند و اولین مقصدش امارات متحده عربی اعلام شده است.

وی قرار است که تا روز 13 ژانویه از عمان و قطر نیز دیدار کند.

یک مقام ارشد وزارت امور خارجه آمریکا که از اعلام نامش خودداری کرده است روز جمعه در واشنگتن به خبرنگاران اظهار‌ داشت که موضوع تحریم ایران یکی از موضوع‌های محوری گفت‌وگوی خانم کلینتون با رهبران عرب است.

وی اذعان کرد که تحریم‌های بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی می‌تواند که بر کشورهای همسایه ایران از جمله امارات متحد عربی اثر منفی داشته باشد.


 


رادیو کوچه

روز جمعه، پانزدهمین دوره مسابقات فوتبال جام ملت‌های آسیا با پیروزی دو بر صفر ازبکستان مقابل قطر آغاز شده است.

دیدار افتتاحیه با حضور سی و هفت هزار تماشاگر در ورزش‌گاه خلیفه شهر دوحه برگزار شد و ازبکستان در یک بازی برتر با دو گلی که در نیمه دوم به‌دست آورد، قطر را پشت سر گذاشت.

روز شنبه در دیگر دیدار گروه A، تیم‌های کویت و چین به مصاف هم می‌روند.

تیم فوتبال ایران در گروه D با عراق، کره شمالی و امارات هم‌گروه است و روز سه‌شنبه ۲۱ دی ماه (۱۱ ژانویه) در اولین گام با عراق، مدافع عنوان قهرمانی روبه‌رو خواهد شد‌.


 


محبوبه‌ شعاع / رادیو کوچه

mahboobeh@koochehmail.com

هجدهم دی‌ماه برابر است با سال‌روز درگذشت «سناتور ابوالفضل لسانی» قاضی، روزنامه‌نگار، نویسنده و مردی که «نفت» را عامل سیه روزی خاورمیانه می‌دانست و مولف کتاب «طلای سیاه» نیز بود. لسانی متولد سال 1276 بود و سرانجام با یک دروغ تلفنی در چنین روزی در سال 1337 در اثر سکته درگذشت.

«ابوالفضل لسانی»در سال ۱۲۷۶ در شهر «نور» مازندران به دنیا آمد . پدرش «حاج میرزا نصراله» از وعاظ و علمای معروف مازندران بود و نیاکانش اهل دین و از روحانیون مشهور بودند و کتاب‌خانه‌ای از کتاب‌های مهم داشتند، که بعدها آن را به «آستانه قم» اهدا کردند.

ابوالفضل دوره مقدماتی صرف و نحو عربی و معانی و بیان را نزد «ملامرتضی نوری» آغاز کرد. سپس در حوزه‌های علمیه تهران به فراگیری دوره کامل رشته معقول ومنقول پرداخت. پس از پایان این دوره‌ها، به منظور خدمت آموزشی در وزارت فرهنگ، یک دوره حساب و جغرافیا و دیگر دروس سیکل اول متوسطه را فراگرفت و در امتحانات انتخاب معلم وزارت فرهنگ در سال ۱۲۹۸ شرکت کرد.

سپس به مطالعه عمیق در رشته‌های مختلف سیاسی و اجتماعی، تاریخ تفصیلی ایران و قاره‌های مختلف پرداخت‌. لسانی مدتی به روزنامه‌نویسی و سردبیری روزنامه‌های مشغول شد. او مدتى جزو هیت تحریریه روزنامه‏ى «وطن» بود و سپس مدیر داخلى آن روزنامه شد.

لسانى در روزنامه‏ى افراطى «حقیقت» سرمقاله‏هاى تندى نوشت که منجر به توقیف روزنامه شد. پس از آن چندى روزنامه‏ى «کار» را تاسیس و منتشر کرد. اما پس از روی کار آمدن حکومت رضاخان و کودتاى 1299 که منجر به تعطیلى جراید شد، روزنامه‌نگاری را رها کرد و به کارهای فرهنگی و معلمی پرداخت.

ابوالفضل لسانی هم‌چنین چند کتاب منتشر کرد که از این آثار می‌توان به: «صحنه‏ى زندگى» یا «سرنوشت مادر گناه‌کار»، «طلاى سیاه یا بلاى ایران» و «متن دفاع لسانى» اشاره کرد.

وى در سال  1306 به خدمت دادگسترى دعوت شد و چندى در دادگسترى اصفهان و یزد و نقاط دیگر در سمت‌هاى مختلف قضایى، مشغول به کار بود. ولى به این کارها زیاد مداومت نداد و حرفه وکالت دادگسترى را پیشه خود ساخت و از وکلاى مبرز و سرشناس تهران شد که وکالت‏هاى بزرگى به او واگذار مى‏شد.

در سال 1328 که مجلس «سنا» تشکیل یافت لسانى براى ورود به آن مجلس به تکاپو افتاد، چون یک نفر هم بایستى از جامعه وکلاى دادگسترى در مجلس اعیان عضو می‌شد که قرعه به نام او اصابت کرد و «سناتور» شد. ولى در مجلس سنا بر خلاف سایرین به تلاش افتاد و لوایح دولت را نقد مى‏کرد.

وقتى مسئله ملى شدن صنعت نفت پیش آمد در مجلس نطق‏هاى خوبى ایراد کرد که بعدها به صورت کتابی به نام «طلای سیاه» منتشر شد. در دوره دوم سنا هم این مقام را گرفت و همیشه مورد احترام بود.

و اما گفته شده: سرانجام یک تماس تلفنی و یک دروغ، در هجدهم دی‌ماه سال 1337 که او در آن زمان 61 ساله بود باعث درگذشتش شد. مرگ زودرس او به این صورت بوده است که در چنین روزی تلفن مغرضانه‏اى به او مى‏شود و در این مکالمات تلفنى مرگ یکى از فرزندانش را به او خبر مى‏دهند. لسانى در اثر شنیدن این خبر واهى که آن ‌را واقعى تلقى مى‏کند دچار هیجان روحى شده و سکته قلبى می‌کند و عمرش به‌ پایان می‌رسد.

ابوالفضل لسانی در سال‌های آخر عمر بارها گفته بود: که تا کشورهای خاور‌میانه دارای نفت هستند بدبختند و آن‌ها را آرام نخواهند گذارد و بهتر بود که این منطقه فاقد نفت بود تا همانند قرون قدیم و وسطا به پیشرفت‌های فکری، ادبی و علمی نایل می‌شد و اروپا را در فنون و صنایع پشت سر می‌گذارد. داشتن نفت بدون قدرت نظامی (که از حق ملت صاحب نفت و منافع آن دفاع کند)، مصیبت ساز است. به علاوه، درآمد بادآورده نفت مردم کشورهای نفت‌دار را تنبل می‌کند، نفت کالایی تمام شدنی است.

منبع‌ها:

گوگل

تقویم تاریخ

حقوقدانان

راسخون

آفتاب


 


خبر / رادیو کوچه

پرونده جعفر کاظمی، زندانی سیاسی محکوم به اعدام، ‌روز پنج‌شنبه، به دایره اجرای احکام دادگاه انقلاب فرستاده شده است. با توجه به تایید حکم اعدام این زندانی سیاسی، حکم وی در آستانه‌ی اجرا قرار گرفته است.

بنا بر گزارش فعالین حقوق بشر و دموکراسی، وکیل مدافع جعفر کاظمی اظهار داشت که حکم اعدام موکلش جعفر کاظمی در دادگاه تجدیدنظر تایید شده و درخواست اعاده دارسی وی نیز توسط شعبه ۳۱ دیوان عالی رد شده است. این حکم توسط دادگاه تجدید نظر شعبه ۳۶ استان تهران به ریاست حجت الاسلام زرگر تایید شده است.

جعفر کاظمی 27 شهریور ماه 1388 توسط ماموران وزارت اطلاعات دستگیر و به سلول‌های انفرادی بند 209 زندان اوین منتقل شد و به مدت 74 روز در سلول انفرادی به‌سر برده است. سپس پرونده‌ی او به شعبه 28 دادگاه انقلاب ارجاع داده شد و رییس این شعبه، قاضی مقیسه، حکم اعدام را صادر کرد.

لازم به یادآوری است این حکم چندی بعد در دادگاه تجدید نظر و توسط قاضی زرگر مورد تایید قرار گرفت.

بیشتر بخوانید:

«به شوهرم گفته‌اند من را جلویش قطعه‌قطعه‌ می‌کنند»

«حکم اعدام جعفر کاظمی تایید شد»


 


رادیو کوچه

1285 خورشیدی- «مظفرالدین شاه قاجار» پنجمین پادشاه ایران از سلسله قاجار‌، درگذشت.  وی چهار ساله بود که به خدمت «رضاقلی خان هدایت» به آذربایجان فرستاده شد و یک سال بعد در ۱۲۷۸ به ولایت‌عهدی رسید. او پس از کشته شدن پدرش «ناصرالدین شاه»‌، و پس از نزدیک به پنجاه سال ولی‌عهد بودن، شاه شد و از تبریز به تهران آمد. در جریان جنبش مشروطه برخلاف کوشش‌های صدراعظم‌هایش «میرزا علی‌اصغرخان امین السلطان» (اتابک اعظم) و «عین‌الدوله»، با مشروطیت موافقت و فرمان آن را امضا کرد.

قرارداد انحصار نفت «دارسی» برای مدت 60 سال در زمان مظفرالدین شاه امضا شد که نفت در اختیار انگلستان قرار گرفت.

۱۹۱۲ میلادی- کنگره ملی آفریقا تاسیس شد.‌ این حزب، حزب حاکم از زمان پایان‌یافتن تبعیض نژادی یا «آپارتاید» در کشور آفریقای جنوبی است و در جهت احقاق حقوق شهروندی اکثریت سیاه‌پوست آفریقای جنوبی تشکیل شد که نقش مهمی در مبارزه با سیستم آپارتاید و فروپاشی آن داشت. افرادی هم‌چون «نلسون ماندلا»، «تابو امبکی» و «جاکوب زوما» از روسای کنگره ملی آفریقای جنوبی بوده‌اند.

1324میلادی- «مارکوپولو»‌، سیاح و تاجر ونیزی مشهور در سن 70 سالگی درگذشت. مارکوپولو هنگام مرگ به دلیل روایت سفرش به دربار «قوبیلای قا آن» امپراتور مغول در سراسر اروپا مشهور بود.

مارکو 15 ساله بود که پدرش نیکولو و عمویش ماتئو 2 تاجر اهل ونیز از یک سفر طولانی به سرحدات چین به ونیز بازگشتند.

این 2 تاجر روسیه جنوبی و آسیای میانه که از چند دهه قبل به دلیل فتوحات چنگیزخان جزو امپراتوری مغول محسوب می‌شد را درنوردیده و خود را به چین رساندند که قوبیلای قا آن امپراتور مغول بر آن فرمانروایی می‌کرد.

1295 خورشیدی- «احمد گلچین معانی» شاعر، نویسنده و پژوهش‌گر ایرانی در تهران زاده شد. او از سیزده سالگی به شعر روی آورد و در نوزده سالگی به عضویت انجمن ادبی حکیم نظامی درآمد.

مجموعه اشعار گلچین معانی بالغ بر ده هزاربیت است. دیوان گلچین شامل غزلیات، قصاید، ترکیبات، مقطعات، مثنویات، رباعیات، مراثی و تواریخ، اخوانیات، مطایبات، فکاهیات و متفرقات است.

1896 میلادی- «پل ورلن» شاعر مشهور فرانسوی درگذشت. «آواز‌های زیبا» عنوان مهم‌ترین اثر اوست. اشعار ورلن سرشار از اضطراب و نومیدی است. وی ملک‌الشعرای پاریس لقب گرفت‌. اشعار کیوان عنوان نخستین اثر شاعرانه اوست که با این مجموعه شعر به شهرت بسیاری دست یافت. او به‌دلیل شلیک به دوستش به 2سال زندان محکوم شد و افسانه‌های عاشقانه را در زندان سرود‌. «زمان خوش‌بختی» و «ترانه‌ای برای او» عنوان‌های دیگر ا‌شعار او است.


 


خبر / رادیو کوچه

محسن پزشکپور بنیان‌گذار حزب پان ایرانیست ایران، روز پنج‌شنبه ۱۶ دی‌ماه‌ در سن ۸۳ سالگی بر اثر بیماری در تهران درگذشت.

آقای پزشکپور که حقوق‌دان و وکیل دادگستری بود، هم‌راه با داریوش فروهر در سال ۱۳۲۷ حزب ملت ایران را تشکیل داد.

در سال ۱۳۳۰ آقای پزشکپور از حزب ملت ایران که طرف‌دار جبهه ملی بود جدا شد و حزب پان ایرانیست را به طرف‌داری از سلطنت تشکیل داد.

چند تن از اعضای حزب ملت ایران از جمله محسن پزشکپور در سال ۱۳۴۶ وارد بیست و دومین دوره مجلس ملی ایران شدند.

نطق آقای پزشکپور در مجلس ایران در سال ۱۳۴۹ و در مخالفت با لایحه جدایی بحرین از ایران بسیار معروف است.

محمدرضا عاملی یکی از سران حزب پان ایرانیست، پس از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۹ به جرم هم‌کاری با حکومت پهلوی اعدام شد، اما محسن پزشکپور به فرانسه مهاجرت کرد.

وی در ۱۳۷۰ بار دیگر به ایران بازگشت.

حزب پان ایرانیست از سال ۱۳۷۶ فعالیت محدود خود را با تشکیل کنگره هفتم خود از سر گرفت اما در سال ۱۳۸۴ نیروهای امنیتی از برگزاری دهمین کنگره آن جلوگیری کردند.


 


رادیو کوچه

مهم‌ترین عنوان‌های مطبوعات امروز ایران:

جام جم

1) لاریجانی: «سیاسی کردن اقدامات قضایی به نفع هیچ‌کس نیست»

http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100832549997

رییس قوه قضاییه با تاکید بر این‌که مسوولان قضایی نباید تسلیم هجمه‌ها و جوسازی‌ها علیه دست‌گاه قضایی شوند، گفت: «دست‌گاه قضایی همواره از انتقادات و نقد حقوقی استقبال می‌کند، ولی بسیاری از این هجمه‌ها و فشارها، سازمان‌دهی شده هستند و در قالب هیچ‌گونه انتقادی نمی‌گنجد.»

2) تغییر جدول پخش برنامه‌های سیما با نگاه مخاطب محوری

http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100832542491

«علی دارابی» معاون سیمای سازمان صدا و سیما از بروز تغییرات جدی در برنامه پخش شبکه‌های مختلف تلویزیونی متناسب با نیازها و سلایق مخاطبان از امروز شنبه خبر داد.

ایران

1) وزیر صنایع: «در قطعه‌سازی به خودکفایی رسیدیم»

http://www.iran-newspaper.com/#

«محرابیان» گفت: «در 3 سال اخیر بخش قابل توجهی از صنایع کشور بومی‌سازی شده و صنعت‌گران در صنایع نوین و پیش‌رفته قطعات مورد نیاز صنعت کشور را تامین می‌کنند.

بسیاری از محصولات صنعتی که تا چند سال پیش مجبور به واردات آن‌ها بودیم امروز قادر به تامین نیاز داخل هستیم و امکان صادرات نیز فراهم شده است.»

2) نواختن ساز مخالف با هر تصمیم دولت در راستای اهداف دشمن است

http://www.iran-newspaper.com/1389/10/18/Iran/4693/Page/2/Index.htm#

نمایندگان مجلس با اشاره به موضع‌گیری‌های اخیر درباره جابجایی برخی مشاوران ر‌ییس ‌جمهوری: «نواختن ساز مخالف با هر تصمیم دولت در راستای اهداف دشمن است.»

چند تن از نمایندگان مجلس با بیان این‌که برخی محافل سیاسی و رسانه‌ای با هر اقدام رییس ‌جمهوری مخالفت می‌کنند، علت جنجال‌سازی درباره تغییر تعدادی از مشاوران احمدی‌نژاد را هم ادامه همین رویکرد سیاسی دانستند.

«سید‌محمدجواد ابطحی»، عضو کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس در گفت‌وگو با شبکه ایران با اشاره به جنجال‌سازی برخی از محافل سیاسی و رسانه‌ای درباره اقدام رئییس‌جمهوری در جابجایی تعدادی از مشاورانش، گفت: «این حق و اختیار رییس ‌جمهوری است که در مورد مشاوران خود تصمیم‌گیری کند.»

کیهان

1) ها آرتص: دانش‌مندان هسته‌ای ایران را موساد ترور کرد

http://www.kayhannews.ir/891018/14.htm#other1405

روزنامه «هاآرتص» و سایت وزارت خارجه اسراییل هر دو ترور دانش‌مندان هسته‌ای ایران را جزو موفقیت‌های «مییر داگان» رییس پیشین موساد قرار داده و به این ترتیب به صراحت اعتراف کردند که موساد در این ترورها نقش داشته است.

هاآرتص در مقاله‌ای به قلم «یوسی ملمان» نوشت که داگان موفق شده از طریق ترور دانش‌مندان هسته‌ای ایران به برنامه ایران ضربه بزند.

2) شیخ الاسلام: کارمندان دورکارتعدیل و بی‌کار نمی‌شوند

http://www.kayhannews.ir/891018/4.htm#other401

رییس مرکز نوسازی، تحول اداری و بودجه وزارت کار با اشاره به این‌که دورکاری حداقل 25 درصد کاهش هزینه را به هم راه دارد، گفت: «وزیر کار تاکید کرده است فردی در فرآیند دورکاری نباید تعدیل و یا بی‌کار شود.»

رسالت

1) پنتاگون سرنگونی دو هواپیما را تایید کرد

http://www.resalat-news.com/Fa/?code=50920

وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح درباره جاسوسی هواپیماهای دشمن و توان‌مندی‌های ایران برای ممانعت از ورود آن‌ها به خاک ایران گفت: «سیستم پدافند جمهوری اسلامی ایران کاملن هوشیار بوده و در مواقع لازم عکس العمل مقتضی را نشان می‌دهد.»

2) آرامش حاکم بر بازار تداوم می‌یابد

http://www.resalat-news.com/Fa/?code=50865

وزیر بازرگانی با بیان این‌که برخی فعالان بخش خصوصی اجرای هدف‌مندی یارانه‌ها را آزادی از زندان تعبیر کرده‌اند، از تداوم آرامش حاکم بر قیمت کالاها در بازار خبر داد و گفت: «در اجرای موفق این قانون در 20 روز اخیر تمامی قوای سه‌گانه به هم‌راه نهادهای اجتماعی و اقتصادی هم‌چون دوران هشت سال جنگ تحمیلی مشارکت قابل توجهی داشته‌اند.»

تهران امروز

1) تکذیب ورود جاسوس زن آمریکایی به ایران

http://tehrooz.com/1389/10/18/TehranEmrooz/464/Page/2/

شبکه خبری «العالم» دستگیری یک زن آمریکایی به اتهام جاسوسی توسط نیروهای مرزی ایران را تکذیب کرد. به گزارش ایسنا، خبرگزاری رویتر گزارش داد: «شبکه تلویزیونی عرب زبان العالم به نقل از منابعی که به نام‌شان اشاره نکرد گزارش داد: این زن می‌خواست غیرقانونی وارد ایران شود اما از ورودش جلوگیری شد. در گزارشات خبری آمده بود یک زن آمریکایی به دلیل داشتن تجهیزات جاسوسی در دندان‌هایش زمانی که قصد ورود به ایران از ارمنستان را داشت، دستگیر شده است.»

2) رییسی: «پرونده ترورها در حال بررسی است»

http://tehrooz.com/1389/10/18/TehranEmrooz/464/Page/2/

معاون اول قوه‌قضاییه گفت: «پرونده ترور دانش‌مندان هسته‌ای کشورمان فعلن در دست‌گاه‌های اطلاعاتی و امنیتی در دست بررسی است.» حجت‌الاسلام‌و‌المسلمین رییسی با بیان این که شهادت این دو استاد هسته‌ای برای آن‌ها افتخار بزرگی است، خاطرنشان کرد: «بر هیچ کس پوشیده نیست که این اقدامات از جنس اقدامات صهیونیست‌هاست.» او هم‌چنین به ارتباط بین انتشار فهرست دانش‌مندان هسته‌ای کشورمان از سوی سازمان‌ملل گفت: «برای ما این پرسش جدی است که چه ارتباطی میان سازمان ملل و هم‌چنین برخی سازمان‌های ناظر در انرژی هسته‌ای ایران و این جریان ترور وجود دارد.»

معاون اول قوه‌قضاییه درباره پی‌گیری قضایی و حقوقی وضعیت پرونده این شهدا گفت: «این موضوع فعلن در دست‌گاه‌های اطلاعاتی و امنیتی در دست بررسی است. ما هیچ تردیدی نداریم که عاملان این ترور به سزای عمل خود خواهند رسید.

دنیای اقتصاد

1) نتایج معکوس نرخ سود دستوری

http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=239238

اگرچه هنوز امید نمی‌رود که منظور مقامات پولی از شناورسازی نرخ سود بانکی در سال آینده همان واگذاری تعیین آن به مکانیزم رقابتی بازار پول باشد و توضیحات اعلام شده نیز همین ابهام را در بردارد، اما به نظر می‌رسد نتایج معکوس سیاست تعیین دستوری نرخ سود بانکی در سال‌های اخیر بر همه عیان شده باشد.

2) اسرار محرمانه «رنو» لو رفت

http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=239268

اطلاعات محرمانه شرکت فرانسوی «رنو» که چهار سال پیش نیز قربانی جاسوسی صنعتی شده بود، بار دیگر لو رفت. سرقت این اطلاعات فنی که ظاهرن در خصوص مدل جدید خودروی الکتریکی این شرکت است، واکنش شدید وزیر صنایع فرانسه را به دنبال داشت که از تخاصم اقتصادی علیه این کشور خبر داد.


 


اردوان روزبه / رادیو کوچه

ardavan@koochehmail.com

Click here to view the embedded video.

بیشتر بخوانید:

ایران بعد از خرداد

گفت‌گوی زمان – 3

«جنبشی که حامی دموکراسی نباشد فرقه است»


 


مرتضا خسروی (هیچ) / رادیو کوچه


 


آرین / دفتر کابل / رادیو کوچه

حامد کرزی رییس جمهوری افغانستان حمله انتحاری را که روز جمعه در ولایت کندهار سبب مرگ 17 تن و زخمی شدن 23 تن دیگر گردید محکوم کرد.

این حمله انتحاری در یک حمام مزدحم صورت گرفت و رییس جمهوری کرزی می‌گوید تروریستان با این عمل ضد اسلامی شان در یک محل غیر‌نظامی افراد ملکی را کشته  و زخمی کرده‌اند.

اما قاری یوسف احمدی یک سخن‌گوی طالبان مسوولیت این حمله را به عهده گرفته و گفته است که هدف این حمله یک فرمانده پولیس بود.

به گفته این سخن‌گوی طالبان یک حمله کننده انتحاری آنان پس از آن که فرمانده پولیس وارد حمام شد خود را انفجار داد که در نتیجه به شمول این فرمانده چند تن از محافظان و افسران پلیس کشته شدند.

اما مقامات محلی می‌گویند بیش‌تر کشته‌شدگان افراد ملکی می‌باشند.

دولت افغانستان و ناتو می‌گویند در فصل زمستان و اوایل سال آینده خورشیدی فشارهای بیش‌تری را بر طالبان وارد می‌کنند.

این در حالی است که اخیر وزارت دفاع امریکا تصمیم گرفته تا 1400 سرباز دیگر آن کشور را نیز به افغانستان ارسال کند.


 


مهم‌ترین عنوان‌های رسانه‌های امروز مالزی:

خبرگزاری برناما

  • درمان‌گاه‌های مربوط به طرح یک مالزی واحد داری رسمیت جهانی می‌شوند.
  • رایزن سابق سلانگور انتخاب جانشین برای خود را رد کرد.
  • بیش از 9،000 کارمند دولتی که موفق به پایان رساندن دوره آموزشی خود نشده‌اند به 240 ساعت کار اجباری محکوم می‌شوند.
  • دبیر کل حزب اتحاد سراواک از اعضای سابق حزب مردم خواست تا با حزب پیش رو متحد شوند.
  • نجیب با وزیران ارشد انتصابی از حزب پیش رو ملاقات می‌کند.
  • کیک‌های موزی و شکلاتی دارای بیش‌ترین محبوبیت در بین شیرینی‌ها هستند.
  • شرکت اندونزیایی پونکاک به زودی پیشنهاد‌های تجاری خود را طرح می‌کند.
  • 25 رستوران جدید KFC افتتاح می‌شوند.
  • ذخیره‌های مالی بین‌المللی بانک مرکزی مالزی به 328 میلیارد رینگیت رسید.
  • دولت ورود سرمایه‌های خارجی به بازار سهام را زیر نظر می‌گیرد.
  • ویتنام به مکان مناسبی برای سرمایه‌گذاران در بخش مسکن تبدیل شده است.
  • بیش از یک میلیون جانور از بیم بیماری‌های عفونی دهانی در کره جنوبی جمع آوری شدند.
  • برای نخستین بار فیلم‌های آذربایجانی به جشن‌واره کن راه میابند.
  • با ادامه بارش باران، ایالت‌های جنوبی تایلند شاهد سیل‌زدگی خواهند بود.

روزنامه استار

  • کمیسیونی برای نظارت بر روش‌های گروه مبارزه با فساد مالزی تشکیل شد.
  • نجیب: «ملاقات با وزیران ارشد برای گرفتن بازخورد‌ها و نظرات و آماده شدن برای انتخابات خواهد بود.»
  • درگیری و نزاع مانع از حل مسئله زمین‌ها در بخش تاکسین سلاتان شد.
  • ممانعت از ورود رایزن جدید سلانگور به شورای اجرایی ایالت غیر‌قانونی است.
  • یک نوزاد چند روزه در داخل چمدانی در بزرگ‌راه پیدا شد.
  • تحقیق گروه مبارزه با فساد مالزی درباره رشوه 263 میلیون رینگیتی در شرکت مخابرات.
  • تا کنون 450 خانوار در کلانتان بر اثر سیل از منازل خود تخلیه شده‌اند.
  • سیل و خرابی وضعیت بد آب و هوا در هند و چین موجب بالا رفتن قیمت پیاز و سیر در مالزی شده است.
  • بیش از 16،000 کیلوگرم روغن نباتی به ارزش 40،000 رینگیت از یک کارگاه غیر‌قانونی به دست آمد.
  • استخدام متخصصان خارجی برای جبران کمبود پزشک در بیمارستان‌ها.
  • متخصصان امور فرا طبیعی هم نتوانستند خانه زینب سلیمان واقع در کتاه بارو را از وجود ارواح پاک کنند.
  • مردی که پس از عمل جراحی جنسیت خود را تغییر داده بود هنوز نتوانسته کارت شناسایی خود را عوض کند.
  • آمریکا به افرادی که اسم آن‌ها در مدارک افشا شده از ویکی‌لیکس آمده، کمک می‌کند تا به مکان امنی منتقل شوند.
  • انگلیس در مورد حمله‌های هوایی القاعده هشدار داد.
  • شیلی به جمع کشورهایی پیوست که فلسطین را به رسمیت می‌شناسند.

روزنامه نیو استریت تایم

  • شرکت رنو بیم دارد که جاسوس‌های چینی فن‌آوری الکترونیکی آن شرکت را به سرقت برده باشند.
  • امروز نمایش‌گاه دانش‌گاه‌ها در KLCC گشایش میابد.

روزنامه مالایی میل

  • تحقیق پلیس از 13 شاهد در رابطه با پیدا شدن قطعاتی از بدن یک فرد.
  • امسال تاکید وزارت کشور بر پیش‌گیری از وقوع جرم خواهد بود.
  • 15 قلم کالا در لیست اقلامی با قیمت کنترل شده در روزهای سال نوی چینی.
  • کارگران خارجی که دارای بیمه باشند از پرداخت بیعانه برای بیمارستان‌ها معاف می‌شوند.

 


مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر‌های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته‌های این بخش دارید می‌توانید برای ما ارسال کنید.

مهرداد نصرتی مهرشاعر

دیوان حافظ را ورق می‌زدم و حضرت لسان‌الغیب علیه‌الرحمه را تجسم می‌کردم ، در حالی‌که روبه‌روی میز منشی دفتر نظارت بر نشر کتاب وزارت ارشاد دست به سینه ایستاده است و به لیست بلند بالایی که ممیزان روی کتاب او گذاشته‌اند خیره است و در همان حال به صدای منشی گوش می‌دهد که می‌گوید‌:

«تازه شما حافظی و عذرتان خواسته بود وگرنه درست پیش پای شما یک آقایی آمده بود این‌جا به نام «خیام»‌، رییس اداره در حالی‌که او را با لگد از در اطاق بیرون می‌انداخت به او گفت‌: «یک‌بار دیگر از این اراجیف بنویسی و تبلیغ عرق‌خوری را بکنی می‌دهم تو را ببرند تحویل پاس‌گاه بدهند.»

این روزها قضیه ممیزی کتاب هم خودش داستانی شده است. کم‌تر روزی است که صفحات فرهنگی سایت‌های خبری را مطالعه کنی و از ممنوع‌الانتشار شدن یک یا چند اثر خبری نباشد.

از آن‌جا که نام ممیزان معمولن جز اسرار مگوی اداره نظارت است ممکن است برخی از اهل قلم پیش خود تصور غیر‌واقعی از آن‌چه در جلسات شورای نظارت بر چاپ کتاب می‌گذرد داشته باشند اما خوش‌بختانه یا متاسفانه بنده با برخی از این ممیزان آشنایی مختصر ولی مکفی دارم .خوش‌بختانه از این نظر که از اصل ماوقع جلسات با خبر می‌شوم و متاسفانه‌، به این خاطر که با دانستن حقیقت‌، خواسته یا ناخواسته نگاهت نسبت به این ممیزان تغییر می‌کند و دیگر نمی‌توانی عذر آن‌ها را موجه بدانی.

دوست سانسورشده من،

حقیقت پشت پرده‌ای در این میانه نیست الا ترس. ترسی که در واقع خود زاییده جو خاصی است که بر این جلسات حاکم است و از آن‌جا که این جو محصول عدم شجاعت یک یا چند نفر از این ممیزان است (که عمدتن از اساتید حوزه و دانش‌گاه هستند) اتمسفر ترس حاکم بر جلسات شورا خودساخته است و  یقینن صدور مجوز انتشار برای اکثر کتاب‌هایی که ممنوع‌الانتشار شده‌اند باعث نمی‌شد آب از آب تکان بخورد. این ممیزان خود نیز به خوبی می‌دانند که اگرچند نفر از میان  آن‌ها  شجاعت به خرج داده و اعلام کنند که مجوز را امضا‌ می‌کنند در واقع باعث  شده‌اند تا مسیر کلی نگاه حاکم بر جلسه به این سو‌تغییر کند که دیگران هم برای ابراز شجاعت فرصت‌طلبی کنند.

با یکی از ممیزان که صحبت می‌کردم می‌گفت:

چرا من باید هزینه شوم‌؟ چرا من باید به‌خاطر کتاب تو زیر سوال بروم‌. می‌گفت اگر مجوز کتاب تو را امضا کنم خودم با دست خودم باعث شده‌ام تا از هیت ممیزی حذف شوم و در آن‌صورت کسی دیگری را جای‌گزین من کنند.

می‌بینید که ممیز نه بازپرسی خواهد شد و نه اعدام بلکه این بزرگ‌وار آن‌قدر زیر سیطره جاه‌طلبی ماندن در گروه بررسان اسیر شده است که نمی‌اندیشد:

اولن‌: از قدیم گفته‌اند اگر خواستی خاکی بر سرت کنی‌، روی تل بلندی برو‌. در واقع منظور آن است که اگر هم یک استاد دانش‌گاه تصمیم گرفته است اسیر جاه‌طلبی‌هایش شود چرا به چنین جاه بی‌منزلت و بی‌ارزشی رضایت داده است که نه تنها آب و نان قابل توجهی ندارد بلکه مایه نارضایتی اهل قلم و اهل فرهنگ است؟

اگر کمی دقت کنیم متوجه می‌شویم که صرف ممیزی کتاب به خودی خود به این معناست که مخاطب خود از فهم و شعور کافی برای انتخاب کتاب و بالاتر از آن‌، باور یا انکار ایده‌های ارایه شده در کتاب  برخوردار نیست‌ فلذا نیاز است همواره کسانی به‌عنوان پدرخوانده نقش قیم و بزرگ‌تر را بازی کنند و برای جامعه کتاب‌خوانان ما تعیین تکلیف کنند

ثانین: این‌جا کسی نیست که نداند سرانه کتاب‌خوانی در کشور ما چقدر پایین است و به ندرت کتابی وارد بازار می‌شود که بتواند بر این پیکر سرد شده روحی بدمد. به عبارت دیگر عمده کتاب‌هایی که ممنوع‌الانتشار می‌شوند در صورت انتشار هم باعث هیچ حادثه‌ای در میان کتاب‌خوان‌ها نخواهند شد و در واقع مجوز گرفتن اول بدبختی مولف و ناشر است زیرا  تازه باید به این فکر بیافتد که در این بازار سرخورده فریز شده مشتریی از کجا پیدا کند تا  این سه هزار جلد کتاب را از روی دستش بردارد.

ثالثن: ممیزان محترم کافی است که آن‌قدر شجاعت داشته باشند که فقط متن مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی را ملاک ممیزی خود قرار دهند و از اعمال نظر سلیقه‌ای (‌که عمدتن تحت‌تاثیر نظر سایر اعضای حاضر در شوراست‌) خودداری کنند. با رعایت شدن قانون بنده تعهد می‌کنم بیش از نود درصد از کتاب‌های ممنوع‌الانتشار شده قانونن مجوز می‌گیرند و در این‌صورت هیچ‌کس هم نمی‌تواند مدعی بررس مربوطه گردد چرا که وی فقط قانون را اجرا کرده است و کسی به خاطر رعایت قانون مجرم نمی‌شود.

اما مجموعه عوامل فوق نمی‌تواند توجیهی باشد که با محصول اندیشه یک اهل قلم چنین برخوردی کنند. اگر کمی دقت کنیم متوجه می‌شویم که صرف ممیزی کتاب به خودی خود به این معناست که مخاطب خود از فهم و شعور کافی برای انتخاب کتاب و بالاتر از آن‌، باور یا انکار ایده‌های ارایه شده در کتاب  برخوردار نیست‌ فلذا نیاز است همواره کسانی به‌عنوان پدرخوانده نقش قیم و بزرگ‌تر را بازی کنند و برای جامعه کتاب‌خوانان ما تعیین تکلیف کنند.

از سویی ممیزی کتاب توهین بزرگ‌تری است به صاحب قلم آن کتاب‌. ممیزی کتاب یک نویسنده یعنی این‌که نویسنده شعور کافی برای درک صلاح و مصلحت جامعه‌اش را ندارد و نمی‌فهمد که چه مطلبی را باید نوشت و از چه مطالبی باید صرف‌نظر کرد.

در این‌جا بحث اصلاحیه‌هایی که ممیزان صادر می‌کنند هم شنیدنی است:

از آن‌جا که این اصلاحیه‌ها از منظر علمی صادر نمی‌شوند یعنی به منظور اصلاح علمی مطلب نیستند بلکه صرفن به جهت مصالح روز مملکتی هستند گاهی باعث می‌شوند تا موضوع مطلب کتاب به نحوی تغییر کند که اساسن با باورهای نویسنده آن مطابقت نداشته باشند‌. در این‌جا نویسنده یا مجبور به حذف اصل مطلب می‌شود یا باید میرزا کاتب جناب آقا یا سرکار خانم بررس شود.

از سویی باید توجه داشت که ممیزی کتاب و به‌خصوص سیر فزاینده تعداد کتبی که ممنوع‌الانتشار می‌شوند خود بهترین شاهد برای تعیین صحت و سقم ادعای آزادی بیانی است که در محافل بین‌المللی لاف آن را می‌زنند. کافی است کسی حوصله کند و در یک بازه زمانی محدود تعداد کتاب‌هایی را که ممنوع‌الانتشار می‌شوند و خبر آن‌ها از طریق رسانه‌های اینترنتی منتشر می‌گردد را به‌دست آورد آن‌گاه است که به سادگی می‌توان به لاف گزاف بودن این مدعیات حکم کرد.

آن‌چه مسلم است سخت‌گیری‌های غیر‌قانونی و غیر‌عادی امروز بر صدور مجوز انتشار کتاب تنها حاصلی که داشته است افزون شده قطر پرونده تخلفات نظام از مفاد حقوق بشری است که کشورمان جز‌ امضا‌کنندگان آن است و نیز باعث  دل‌خوری و روی‌گردانی روزافزون صاحبان قلم از نظام. اگرچه باید امیدوار بود که خدای ناکرده  این مضرات در واقع همان مطلوب نهانی و نهایی گردانندگان ارشاد و خط‌دهندگان به شورای ممیزان  نباشد.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به koocheh-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به koocheh@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته