-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ دی ۱۷, جمعه

Latest News from Koocheh for 01/07/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر‌های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته های این بخش دارید می‌توانید برای ما ارسال کنید.

فروغ طاعتی

- مادربزرگ شانس چیه؟ چرا بعضی‌ها دارن و بعضی‌ها ندارن؟

بستگی داره به این‌که منظورمون از شانس چی باشه… شانس معمولن یه فرصتیه که- باید تو راه قاپیدش، وگرنه  می‌ره… این فرصت تقریبن برای همه پیش میاد ولی در وهله اول آدم باید «پیش خودش» باشه که بتونه از شانس پذیرایی کنه…

چه جوری؟ یعنی که چی «پیش خودش» باشه؟

- یعنی این‌که باید آماده باشه و اگه سرش جای دیگه گرم باشه، خوب شانسو نمی‌بینه… البته گفتم بستگی داره که آدم چی رو شانس بدونه… یه عده هستند که شانس رو برنده شدن توی قمار و لاتاری و از این جور چیزا می‌دونن… خوب این‌جوری همیشه یه گروه برنده میشن… ولی من فکر می‌کنم شانس واقعی در وهله اول قدرت تشخیص آدمه… اگه تشخیص درست نباشه آدم بهترین چیزارو هم از دست می‌ده…

و تشخیص درست با فکر کردن و تو عمق مسایل رفتن، کم کم بدست میاد و اونوقت آدم راه خوب و همراهان خوب رو تشخیص می‌ده و به کمک اونا می‌تونه از شانس پذیرایی کنه… البته این راه پایین و بالا زیاد داره و همیشه جاده صاف توی دشت‌های سرسبز نیست، ولی خوب علی رغم همه مشکلات، زمین و هواش مسموم نیست و چیزی حیثیت آدم رو تو این راه تهدید نمی‌کنه…

- تو توی زندگیت شانس داشتی یا نه؟

- اوه آره آره… علی رغم همه تاریکی‌هایی که دیدم و اشک‌هایی که ریختم، فکر می‌کنم خیلی شانس داشتم… من لطف خداوند رو دریافت کردم. منو رو جاده خوب گذاشت و به دست‌های مطمئن سپرد و به من این قدرت رو داد که از جوهر دردها بتونم در تشخیص این دست‌های مطمئن که راهنمای من شدند و الان هم همراهان من هستند، استفاده کنم و روی جاده‌ای حرکت کنم که منو به «او» نزدیک می‌کنه…


 


این خبر در بخش شایعه رادیو کوچه قرار دارد و رادیو کوچه صحت و سقم آن را تایید نمی‌کند.

کیهان در ستون گفت وشنود خود نوشت:

«گفت: علیرضا پهلوی فرزند سوم شاه معدوم در خانه شخصی خود در بوستون آمریکا خودکشی کرد.

گفتم: خواهرش لیلا هم چند سال قبل در لندن خودکشی کرده بود.

گفت: شایع شده بود که رضا پهلوی لیلا را به خاطر بالا کشیدن ثروتش کشته است و بعید نیست علیرضا هم به همین سرنوشت دچار شده باشد.

گفتم: معلوم است که این خاندان به اعضای خانواده خود هم رحم نمی‌کنند!

گفت: رضا ربع پهلوی و مادرش در اطلاعیه ای اعلام کرده‌اند که علیرضا از شکست جنبش سبز!! در ایران به شدت دچار استرس شده بود و غیرتش اجازه نداد به زندگی ادامه دهد و خودکشی کرد!

گفتم: یعنی سران فتنه و آقا رضا ربع پهلوی غیرت ندارند که هنوز خودکشی نکرده‌اند؟!

گفت: البته آقا رضا ربع پهلوی گفته است «من در یک تقاطع بزرگ میرحسین موسوی را یافتم و با یکدیگر همراه شدیم و به جنبش سبز امید بستیم»!

گفتم: این حرف ربع پهلوی را به خاطر داشته باش تا فردا که نوبت خودکشی او فرا رسید، موسوی جر نزند و از ادامه همراهی و هم‌کاری با ربع پهلوی طفره نرود.

گفت: چه عرض کنم؟!

گفتم: از مکتب داری به نام «مزید» پرسیدند نظرت درباره «یزید» چیست؟ گفت؛ لعن او روا نیست چون اهل قبله بوده است! این ماجرا برای عالمی بازگو کردند که «مزید» چنین گفته است تو چه می‌گویی؟ جواب داد ؛ هزار لعنت بر «یزید» و هزار دیگر بر آن «مزید»!»


 


آن‌چه در این بخش می‌آیدانتخابی از رادیو کوچه در بین رسانه‌ها است

کمیته گزارش گران حقوق بشر

عفو بین الملل با صدور بیانیه ای اعدام ناگهانی زندانی سیاسی ، علی صارمی را محکوم کرد و نسبت به خطر اعدام 6 زندانی سیاسی دیگر هشدار داد. در همین زمینه و در روز گذشته 43 فعال مدنی و روزنامه نگار با صدور بیانیه ای این اعدام ها را محکوم نمودند:

بیانیه ۴۳ فعال مدنی و روزنامه نگار در اعتراض به اعدام های سیاسی در ایران به شرح زیر است:

سحرگاه روز هفتم دیماه 1389 بار دیگر با حادثه هولناکی برای همه فعالان حقوق بشر در ایران و در سراسر جهان آغاز شد: دو زندانی سیاسی در ایران، علی صارمی و علی اکبر سیادت اعدام شدند. اخبار منتشره در باره این دو زندانی سیاسی در ایران توسط رسانه‌های دولتی به گونه‌ای منتشر شد که هر خواننده‌ای را به این نتیجه برساند که با اعدام آن‌ها زمین از آلودگی‌ها پاک خواهد شد. هرچند هیچ اطلاعاتی در مورد پرونده سیادت بجز اطلاعات منتشره توسط رسانه‌های طرفدار اعدام ایشان وجود ندارد که بتوان به حقیقت ماجرا پی برد، اما در مورد پرونده علی صارمی اطلاعات موجود نشان می‌دهد که وی یک زندانی عقیدتی سیاسی بود.

ناگهانی بودن اعدام این دو زندانی سیاسی که بدون اطلاع خانواده و وکلا انجام شده، این سوال را به ذهن می‌آورد که چه خطری از جانب آن‌ها در زندان، جامعه را تهدید می‌کرد که چنین ناگهانی حکم اعدام آن‌ها اجرا شد؟ و اگر چنین تهدیدی وجود نداشته، که قطعا چنین بوده است، پس چه دلیل سیاسی ای باعث شده تا قرعه به نام آن‌ها بیافتد و قربانی شوند؟ اگر که اجرای حکم اعدام آن‌ها صرفا طبق روند عادی قانونی بوده، چرا روز قبل از آن که همسر آقای صارمی با وی ملاقات داشته، کوچک‌ترین اطلاعی به ایشان داده نمی‌شود؟ به لحاظ حقوقی، هنوز در باره محاکمه و روند دادرسی و صدور حکم اعدام برای این دو زندانی سابق سوالات بسیاری مطرح است اما بازداشت خانواده آن‌ها که خواستار تحویل پیکرهای اعدام شدگان بودند، سیاسی بودن هدف اجرای این اعدام‌های ناگهانی را شدت می‌بخشد.

اگر بهانه اعدام این دو زندانی، سیاسی و امنیتی بود، تاکید هم‌زمان فرمانده نیروهای انتظامی در همان روز بر اجرای قانون اعدام حاملان مواد مخدر تامل برانگیز است، در حالی که زندان وکیل آباد در شهر مشهد در چند ماه گذشته شاهد اعدام‌های خارج از روند همیشگی قاچاقچیان مواد مخدر بوده است. نگاهی به آمار اعدام‌ها در ایران و پاسخ منفی به این پرسش که آیا با هر اعدامی مشکلات ایران کم‌تر شده است یا نه، و شتاب دادن به اعدام‌های سیاسی و غیر سیاسی، این ذهنیت را به وجود می آورد که گروهی خشونت طلب برجایگاه قدرت تکیه زده‌اند و دغدغه تامین آرامش و امنیت مردم را ندارند.

جای هیچ تردیدی نیست که هر کسی که کوچکترین انگیزه‌ای در تامین امنیت و آرامش مردم ایران داشته باشد، با این اعدام‌ها و با صدور احکام اعدام برای هر انسانی به صرف داشتن عقیده و باور به آن عقیده، مخالفت جدی خواهد کرد. ما نیز جمعی از فعالان مدنی و طرفداران حقوق بشر، صرف نظر از هر اعتقادی که این دو زندانی داشتند، این اعدام‌ها را محکوم می‌کنیم و از آن دسته از مسوولین کشوری که هنوز به آرامش مردم و حقوق آن‌ها باور دارند می‌خواهیم که نه تنها مسببین این اعدام‌های ناگهانی را شناسایی و محاکمه کنند، بلکه برای برقراری آرامش در جامعه نسبت به تامین حق اعضای خانواده اعدامی‌های امروز، اجساد آن‌ها را با احترام به خانواده‌ها تحویل دهند، به آن‌ها امکان برگزاری مراسم شایسته داده شود، و مهم‌تر از همه کلیه احکام مجازات اعدام را که در سایه اتهامات مشابه صادر شده‌اند، به دادگاه‌های صالحه بفرستند تا مورد بازبینی عادلانه قرار بگیرند.

اسامی امضا کنندگان این بیانیه:

1.       احمدیان احمد

2.       ازرحیمی آرنوش

3.       اصغری محمد

4.       اعرابی افشین

5.       آقایی سهیل

6.       امجدی ساسان

7.       انصاری حامد

8.       ایرانی آزاده

9.       برزگریان افتخار

10.     ثروتی مژگان

11.     جلالی فر سعید

12.     جهاندار پویا

13.     جوانمردی رحمان

14.     حسن پور زینب

15.     حسینی کشتان میلاد

16.     راستی مهشید

17.     رسول پور سامان

18.     رضایی عبدالجلیل

19.     رضاییان سیاوش

20.     ریاحی امین

21.     زارع زاده اردشیر حسن

22.     شیخی شهاب الدین

23.     صدقی فرهاد

24.     صفوی سیاوش

25.     صفی محمود

26.     صنعتی پور محسن

27.     طیفوری منصور

28.     ظریفی نیا حمیدرضا

29.     عرب رضا

30.     عزیزی پویا

31.     فریدی ناصح

32.     قابل حسین

33.     قاضی فرشته

34.     قریشی کاوه

35.     قلی زاده علی

36.     کاشفی رویا

37.     کاکارش محسن

38.     گرجستانی محمدرضا

39.     گلی یاسر

40.     معروفی عباس

41.     مقدم رضوان

42.     نایب یزدی مریم

43.     نظری علی


 



Ardavan Roozbeh
\ Radio Koocheh

ardavan@koochehmail.com

While the world begins the first day of the new year happily and most of people in many countries huge each other and wearing warm clothes, Iranian refugee family of Mohammad Ghamari Tabasi, in Iraq-Kurdistan, passed their 104th day of hunger strike before closed door of the U.N office for purpose of clarifying their situation in the first day of the New Year.

This Iranian family who waiting for clarifying their situation in Iraq-Kurdistan for several years, has gone on hunger strike before the U.N office in a very hard situation and no one can foresee an obvious condition for them.

Informing about livelihood, and struggling in the situation of being refugee and not announcing the condition of moving to 3rd country by the High Committee of Refugees Affairs and waiting for 3 and half years in Iraq-Kurdistan while being struggled, are the reasons for going on hunger strike for the family of Mohammad Ghamari Tabasi.

After going on hunger strike some other families were also joined for demonstration alongside Ghamari's family.

According to Mr. Ghamari and Mr. Zolfaghari, the strikers, after more than 100 days, still not a clear response was declared by the organization. In this situation the office is closed for New Year holydays.

The mood of strikers is tough and one of them who were pregnant was born her baby in that condition. Bad medical services and blizzard are the obstacles that Ghamari pointed in his interview with Ardavan Roozbeh in the first day of January.

The independent region of Kurdistan in Iraq has hosted Iranian refugees for some years. But because of language differentiation and lack of living facilities on one hand and the threat of entering officers from Iran Intelligence Service on the other hand, has made those refugees to worry about the situation. The mood of refugees around the world is not coming with good condition due to long processes and social instability and the right of refugees in societies. But it seems that Iranian refugees in Iraq must gain more attention because of their special problems.

Here is the interview with Mohammad Ghamari Tabasi and one another strikers named Zolfaghari about the last situation of striking refugees before the office of the U.N in Erbil, Iraq:

Mr. Ghamari Tabasi! It has been a long time since you have been striking before the U.N office in Erbil. How many days past? And since it is the 1st day of January and the winter is tough in north of Iraq, how is your mood now?

It has been 104 days since we have started our striking. At the first time when you interviewed with us, was warm summer. But the weather had changed. We are facing with blizzard, raining, storms and holydays. It has been 7-10 days that nothing had happened. Before the holydays we could reissue U.N's document of some of us like me which they refused to do it before. And as told before they move us from Soleymaniyeh to this place. We had an interview with the U.N but they haven't responded yet. After these holydays maybe we could talk more in order to get some results.

One of our friends got problem in those first month and his left hand became senseless and needs physiotherapy. In the time he serves in a hospital they didn't consider that situation and unconnected that family and showed that they are not along with us and they do not accept them in our interviews.

It has been 104 days of striking and seems that your situation does not improved yet. Are the U.N officials aware about your mood? Are they aware of your striking, your very hard life, and the media that sensitive about? It seems that your situation not well informed.

As you know, the U.N and its office were not able to talk to us in the first days. We have been here nearly for 4 years. Not a call was received from them. When we came in they did not approved to do something for us. Even we did not have water and clean stuffs. These TV and Radio interviews, especially your Radio that presented a full report both in Persian and English were very good and helpful in first steps and we could see its consequences now. Although it was not something we were expecting but it wasn't effectless. The result was their way of behaving that turned in to more kindly one and had interviewed us for two times and approved to transfer our cases from Soleymaniyeh to this place at least. And they reissue our documents that they rejected to do so before and pursuit medical helps for two of us and took them to doctor and get medical report.

As we can see, it was effective. Our compatriots prepare letters and sent emails to the U.N offices here and in Geneva and express their objection. That was very helpful, but not as we expected. We wanted to get results before blizzard, unfortunately was not successful. We hope that from tomorrow as the holydays ends, could go for them with the aid of our compatriots and medias like your radio and gain useful result.

We got emails and addresses that belongs to here's officials. Please put them in your website in order that the people could send their emails and ask them to probe our problems. We have a pregnant woman here. She will bear her baby in the following days. She is in a very bad mood and hazardous. We hope that informing about this issue could get a well feedback because parturition in this tent is too hard.

How was the behavior of Kurdistan independent government?

Fortunately as they became aware of the reason of striking, they behave us kindly and politely with respect. Even they told us to inform them if anybody hurt us. But they did not contribute to our problem with the U.N. Now we are not comforting any problem with them and hope this thing remain like this till the end of the week.

———————————————————————————–

Please introduce yourself and tell us about your situation.

My name is Zolfaghari, from west parts of Iran, Sanandaj city. I have been alongside with Mr. Tabasi from the first day that we start our hunger strike. Those days the weather was too hot and severe. It came with shortage of water and sanitation. It was very tough. Even they told the people around: "Don't give them anything! Leave them to be exhausted and get away" But our tolerance is well. We passed the hot summer and we could survive in winter. During this period a scorpion bitten me and I feel senselessness in left part of my body and in my brow part. It made bad effects on my nerve system. My spines moved and I could really say that I become disabled with the level of 80% now. These problems were happened for me in the situation of being on strike.

Due to my hunger strike I got stomach hemorrhage so I could not continue that. The shortages and lack of sanitation causes weakness in my body. Under the pressures that we imposed to ourselves in building the tents, it causes my spines to move badly. All the medical reports and MRI results are here. In the time that I go for my medical affairs and physiotherapy they eliminated my name from the list of strikers. Although they did this to me but I retain assiduity with the help of the God and supports of compatriots. And I am not going to go anywhere without getting fine results.


 


شراره سعیدی/ رادیو کوچه

اکنون انسآن‌هایی که دوشادوش ادیان با گذر از مسیر دشوار بقا با نگریستن به جای پای خود باورهای قومی و مذهبی‌شان را پیر و خسته و جامانده از خویش می‌بینند، شاید تنها راه گریزشان را بر جای گذاردن ادیان‌شان و طی مسیری بی‌همسفری فرتوت بدانند اما، شاید گریز نابهنگام از رفیقی همیشگی که روزگاری با ستم، آمری کرده ولی زمآن‌های زیادی نیز مرهمی برای هراس‌های جاهلانه اجداد ساده‌دل‌مان نیز بوده، به سادگی امکان‌پذیر نباشد.

باید برای برکندن رخت کهنه، جای‌گزینی مناسب یافت و مهم‌تر آن‌که باید احوال جاماندگان را نیز درک کرد، در سراسر گیتی پرشمارند کسانی که دقیقن به مانند اجدادشان درگیر تابوها و ترس‌های‌شان حتا جسارت نگاهی بی‌ترس بر باورهای‌شان را نیز ندارند، این جماعت انبوه گسترده در تمامی کره خاکی شاید سرتاسر متشکل از مومنان و متدینان نباشند، اما قطعن کم‌تر حاضر به محک منطقی دین‌شان هستند، آن‌ها قرن‌های زیادی تاوان ماندگاری این ادیان خسته را با تمامی موجودیت‌شان پرداخت کرده‌اند و حال آن‌چنان دوش‌های‌شان به این‌ بار خو گرفته که تصور ادامه راه، بی‌باری گزاف از حدود باورشان خارج است و شاید یگانه راه ایجاد اعتماد به توانایی‌شان عریان کردن، زخم‌هاییست که بر قامت‌شان، هم‌راه پیرشان در طی قرون وارد شده، پس باید صبورانه به این جماعت جامانده یاری رساند.

در ادامه مبحث متدینین به آیین مسیحیت باید توضیح داد که کلیسای کهن دو هدف را در راس برنامه‏هاى کارى خود در زمان قرون وسطا قرار داده بود و آن‌ها را به شدت تعقیب مى‏کرد. یکى: «یگانه مرجع دانستن کلیسا در تفسیر متون انجیل و در صدق و اعتبار آموزه‏هاى دینى. دیگرى حمایت همه‌جانبه و دفاع از اعتبار فلسفه ارسطویى و به تبع آن، صاحب‌نظر دانستن در اصول و قواعد علمى و طبیعى.»

کلیسا در هر دو مورد بدون اغماض از مردم مى‏خواست، آموزه‏هایى که از طرف کلیسا ارایه مى‏شود را بدون مطالبه دلیل و برهان بپذیرند و در صورت مخالفت با آن، محکومیت‌هاى کیفرى  برای آن‌ها در نظر می‌گرفت. از این‌رو، کلیسا در پنجمین شوراى لاتران اهداف فوق را به‌صورت قانون تصویب کرد: «بیرون از آغوش مسیحیت دانش و رستگارى وجود ندارد.»

به گفته محققان، جاى شک نیست که کلیسا یک سلسله اصول و عقاید عقلى و طبیعى از فلسفه یونانى ـ رومى را جز اصول دیانت و مقدسات مسیحیت قرارداد. مثلن زمانى کلیسا تعلیمات ارسطو را کفر و الحاد مى‏خواند، اما با رواج آن، با چرخش 180 درجه¬ای، نه تنها فلسفه او را پذیرفت، بلکه مخالفت با آن را با حربه دیرین تکفیر و بدعت پاسخ داد. و یا در سال 1616، شوراى مقدس کلیساى کاتولیک رومى تئورى علمى حرکت زمین به دور خورشید را محکوم و آن را خلاف کتاب مقدس تفسیر کرد. بدین طریق به‌قول «پى یر روسو»، مورخ معاصر، فیلسوف یونانى نیز در سلک بزرگان کلیسا درآمد و بر اساس اعتراف محققانى مانند «ویل دورانت»، حتا آثار ارسطو براى فلسفه اروپایى، همانند کتاب مقدس براى علوم روحانى شد و متنى غیر‌قابل نقض و برطرف‌کننده تمام مشکلات به‌شمار رفت و وقتی معلوم شد که طبق گفته «گالیله»، زمین به دور خورشید مى‏چرخد و مرکزیت با خورشید است نه زمین و شکل حرکت ستارگان به دور زمین هم طبق گفته «کپرنیک» بیضى شکل است نه دایره‏اى و افزون بر آن، علم فیزیک هم با کمک اصل «ماند» ثابت کرد که نظریه نیاز حرکت به محرک هم مخدوش است، دانش‌مندان متفکر، کم‌کم از کلیسا دور شدند، چرا که نمى‏توانستند در برابر چنین اصول باطلى سر تعظیم فرود آورند، اما متدینین این‌بار نیز این مسلمات را نادیده انگاشته و بر باورشان نسبت به کلیسا خدشه‌ای وارد نگشت.

شاید نمونه بارزتر تاثیر مستقیم تفکر ارسطویى ارایه نظریه تغییر ماهیت باشد که به اندازه خود در اعتقادات کلیساى کاتولیک در مورد عشا ربانى تاثیر کرد. بر اساس این نظریه، ثابت شد که نان و شراب در عین حال که نماد بدن و خون واقعى مسیح است. اشاره به نان و شراب معمولى هم مى‏کند. بدین طریق، عقیده‏اى به مسیحیت تحمیل شد که نه فقط به خودى خود غلط بود، بلکه اثر تاکیدى که در مورد آن به عمل مى‏آمد توجه مردم را از نکات اصلى منحرف کرد.

یکى دیگر از آموزه‏هایى که صاحبان کلیسا بسیار از آن طرف‌دارى مى‏کردند مساله نسبت دادن ارتداد به مخالفان خود در اندیشه و فکر بود. آنان هر انسانى را که در مقابل تفسیر و توجیه آرا کلیسایى مخالفت مى‏کرد و یا نظر دیگری داشت که با طبع متولیان کلیسایى سازگارى نداشت در اولین فرصت متهم به ارتداد و خروج از دین مى‏کردند و با این حربه، وى را در وضعیتى نابرابر و برگشت‏ناپذیر قرار مى‏دادند تا این که مجبور به عقب‌نشینى و پس‌گرفتن راى خود باشد. آنان حتا پا را از این فراتر گذاشته و با تشکیل دادن دادگاه‌هاى تفتیش عقاید «انگیزیسیون» حق دخالت در امور داخلى و شخصى افراد را براى خود به تصویب رساندند. نوع شکنجه این محاکم عبارت بود از:

«شلاق زدن متهم، سوزاندن پاها، کشیدن دست و پا به وسیله طناب و چرخ و یا زندان مجرد در سیاه چال. بدین طریق اندیشه مسیحى با دانش غیر دینى آشتى‏ناپذیر شد این در واقع نشان از این بود که به‌طور کلى پدران کلیسا نسبت به علوم توجهى نداشتند و شاید از آن بوى تند شرک و بت پرستى مى‏شنیدند.» به همین علت است که محقق معروف، ژیلسون مى‏گوید: «از منطقیان معروف آن عصر «قرن یازدهم» کم‌تر کسى را مى‏توان یافت که به بدعت متهم یا به سبب آن محکوم نشده باشد.»

و به گفته «ویل دورانت» انعکاس همین تحجر و دگماتیسم بود که کلیسا را بر آن داشت که از انتشار مجلدات نخستین دایره‌المعارف بزرگ که به وسیله دیدرو و دالامبر در سال‌هاى 1722 تا 1752 منتشر مى‏شد، جلوگیرى کند.

برخى از دانش‌مندانى که به انواع مجازات کیفرى محکوم شدند عبارت‌اند از: «گالیله»، دانش‌مند معروف جهان و هوپاتیا، آخرین ریاضى‌دان اسکندریه و «جوردانو برونو»، نجوم‌شناس و راجر بیکن، فیلسوف معروف غرب و «ژان ژاک روسو»، فیلسوف و «ویکلیف»، کشیش و مترجم نخستین انجیل به انگلیسى و «ژان هوس»، رییس دانش‌گاه «یوگسلاوى» و سرانجام کانت، متفکر و فیلسوف نامى غرب.

آبا کلیسا در برابر مخالفت مخالفان و توجیه عمل‏کرد خود به آیه ذیل استناد مى‏کردند: «اگر کسى با من نماند مثل شاخه‏اى بیرون افکنده مى‏شود و مى‏خشکد و آن‌ها را جمع کرده در آتش مى‏اندازند و سوخته مى‏شود. اما سرانجام کارکردى که این‌گونه اعمال از خود به جاى گذاشت. این بود که کلیسا مانع بزرگى در راه پیش‌رفت و ترقى علوم به‌شمار مى‏آید و باید از قلمرو آن کاست و دایره عمل‏کردش را محدودتر کرد. این‌جا بود که مشخص شد دین عامل اصلى در جلوگیرى از پیش‌رفت علمى و صنعتى است و دین‌داران مجبور شدند خود و وارثان‌شان را برای استحکام دین‌شان از محدوده‌ی علوم شرک‌آمیز دور کرده و با انکار تاثیر علوم بر زندگی بشر راه را برای تحجر قوم‌شان هموار نمایند و در دایره‌ای کوچک تنها به توجیه رفتار زننده‌ی کلیسا بپردازند .

هم‌چنین یکى دیگر از آموزه‏هایى که مسیحیت بر آن متکى است و عمل بدان را واجب مى‏شمارد، اظهار توبه نزد کشیشان است، چرا که اعتراف به گناه و استغفار از گناهان  یکى از مناسک و فروع دین مسیح محسوب مى‏شود. بدین معنا که بر هر مسیحى واجب است که اگر مرتکب گناه شده به نزد کشیش رود و به گناهانش اعتراف نماید، یعنى آن‌ها را بازگو کند تا نجات یابد، ماخذ انجیلى این حکم آیات 22 و 23 باب بیست انجیل یوحنا که منبع زنده‏اى براى رسولان و در نتیجه پیروان آن‌ها تفسیر شده، است.

در حقیقت، گناه‌بخشى کشیش موجب معاف‌شدن انسان گناه‌کار از کفاره است. در دوران قرون وسطا کفاره‏هاى سنگینى را براى افراد گناه‌کار مقرر مى‏داشتند. از آن‌جا که این کفاره‏ها، مجازات‌هایى بودند که به وسیله کلیسا اعمال مى‏شد، این امکان وجود داشت که در صورت وجود دلایل کافى، تغییراتى در آن‌ها به‌وجود آید و یا مورد عفو قرار گیرند. در خلال قرون وسطا این اصل ایجاد شد که مجازات‌هاى سخت مى‏توانند به وسیله گناه بخشى کشیش برداشته شوند. و این براى انسآن‌هاى روشن‌فکرى پذیرفتنى نبود. به جهت این‌که، واسطه‏گرى در این میان هیچ مبنا و پایه اصولى نداشت. این مساله غیر از این که شرافت و کرامت انسانى را از بین مى‏برد، حتا موجب آبروریزى آدم‌هاى با حیا هم مى‏گشت. از این‌رو، کالون با تدوین کتابى به نام اصول عقاید مسیح مساله سرنوشت و تقدیر و مشیت الهى را پیش کشید. به عقیده او رستگارى آدمى به دست خداست و اعمال بشر و رسوم و تشریفات کلیسا کافى براى نجات وى نیست، بلکه ایمان و توکل به پروردگار عالم ممکن است موجب رستگارى او شود، اما هم‌چنان متدینین به مسیحیت به این سنت عمل کرده و در خصوصی‌ترین مسایل زندگی‌شان مجبور به اعتماد به کشیشان شدند و این اعتراف را موجب بخشایش‌شان دانسته و از آن‌جا که اعتراف قابل تکرار است، در نهایت باب جرایم قابل بخشش باز ماند.

منبع اصلى کلام مسیحى کتاب مقدس است که به عقیده کاتولیک‌ها نباید تفسیر آن از سنت زنده و رهبرى کلیسا جدا شود. سنت در فرهنگ مسیحیت عبارت از سخن و وحى الهى است که از عیسى به حواریان و از آن‌ها به اسقف‌ها منتقل شده و به وسیله کلیساى کاتولیک حفظ و نگه‌دارى شده است. به نظر آن‌ها نباید تفسیر کتاب مقدس از چهارچوب سنت مسیحى خارج شود. از این رو، در شوراى عمومى ترانت در هشت آوریل 1546 بر ضد عقاید اصلاح‌طلبان اعلام شد که تفسیر متون مقدس نباید مخالف رضایت پدران باشد و حتمن باید با اتفاق نظر آنان باشد.

منحصر دانستن حق تفسیر براى کلیسا و یگانه مرجعیت آن براى توضیح و تفسیر متون مقدس براى عده‏اى، سنگین بود، چرا که آن‌ها هم، خودشان را مخاطب مفاهیم و الفاظ متون مقدس مى‏دانستند. چگونه مى‏شود که فهم مطالب فقط براى عده‏اى خاص باشد. از این جهت، برخى چون «لوتر» و دیگران بر این شیوه کلیسا اعتراض کردند و متذکر شدند که عقل و شعور و فهم را خداوند به عده‏اى خاص نداده است، بلکه همه انسآن‌ها داراى فهم و شعورند. این حملات باعث شد که خود کلیسا به دو نوع کلیسا تقسیم شد. یکى کلیساى کاتولیک و دیگرى کلیساى پروتستان که براى همه انسآن‌ها حق درک الفاظ متون و مفاهیم را قایل مى‏شدند، اما کاتولیک‌های مومن هم‌چنان خود را نالایق برای تفسیر جزوه‌ای می‌دانند که مخاطبش هستند و راه هرگونه استثمارشان را برای واسطه‌ها هموار کرده‌اند و اگرچه شواهد نشان‏دهنده این است که عیسی ناصری در طول حیاتش در مقابل حاکمان ایستادگی کرده، اما انجیل موجود نه تنها حاکمان ستم‌گر را مذمت نمى‏کند،  بلکه حتا از آن‌ها با عناوین «وزیر خدا» و «خادم خدا» نام مى‏برد و اطاعت از آن‌ها را بر مردم واجب مى‏شمارد. آبا کلیسا نیز آن‌ها را در حقیقت سایه خدا دانسته و معتقد بودند که قدرت را کلیسا به آن‌ها اعطا نموده است. مانند قدیس‏اگوستین، وى گرچه سیطره حاکم را ناشى از عصیان نخستین مى‏دانست، اما براى خاطر تامین امنیت و سلامت افراد وجود او را از ناحیه خدا لازم و اطاعت از آن را بر مردم واجب مى‏دانست. قدیس آکونیاس نیز با اظهار این که هم‌کارى دین و دولت براى خاطر تکامل ضرورى است، اطاعت پیروان مسیح از فرامین فرمان‌روایان دنیوى را لازم مى‏شمرد. و معتقد بود که حاکمان منصوبان خدا روى زمین هستند و حاصل آن‌که، آموزه‏هاى این چنینى باعث مى‏شد از طرفى روحیه انتقام از مردم سلب شود و از طرف دیگر موجب گسترش ظلم و ستم از ناحیه حاکمان  می‌شد و به این سبب متدینین با آغوش باز و حکم تایید شده الهی از حاکمان مورد تایید کلیسا فرمان‌برداری کرده و در نهایت فقر و خواری زیست کنند .

از سویی تحولاتى که در اثر رشد و پیش‌رفت صنایع در اذهان اندیش‌مندان به وجود آمد. این اندیشه را در فکر آن‌ها تقویت کرد که بدون اتکا به خداوند و حتا وحى هم مى‏توان چرخه زندگى را پیش راند. تجربه‏هایى که در اثر ترقى علوم کسب کردند و منافع آن را در ارتقا بشر به رفاه و آسایش لمس کردند، باعث این پرسش شد که اساسن دین و کلیسا چه گرهى از مشکلات جامعه مى‏گشاید؟ آیا جز این که مردم را در خرافات نگه داشته و یا تکالیف شاقى را بر آنان تحمیل کرده، کار دیگرى انجام داده است؟ و سلطه شخص بر شخص دیگر امرى الهى است یا بشرى و این شبهات که از مسایل درونى انسان و عدم کفایت دین برای رفع نیازهای عادی بشری حکایت مى‏کرد، باعث شد آن سلطنت و پادشاهى خدا که در انجیل آمده بود، به سلطنت واسطه‌های خدا و جبروت کاذب‌شان انجامیده و آن خدا و نوابانش دست در دست هم مومنان را ناامید و ترسو نمایند .

از این رو  مى‏بینیم در دوره روشن‌گرى (قرون 16 و 17 و 18) موجى با عنوان علاقه به جهان در کل و به انسان در جز به خاطر خودش در میان مصلحان کلیسا پدید مى‏آید و این در حقیقت نشان‌هاى بود از تغییرى بزرگ‌تر که به زودى در تفکر اروپا به‌وجود مى‏آمد و خدا را به گوشه‏اى مى‏راند و حتا گاهى کاملن از صحنه خارج مى‏کرد، اتفاقی دردناک برای متدینینی متعصب.

از سویی بزرگان کلیسا با توجه به این که بر ظاهر الفاظ و متون انجیل پافشارى مى‏کردند و بدون استثنا همه آن‌ها را بدون چون و چرا مى‏پذیرفتند و هیچ‏گونه اندیشه مخالفى را نمى‏توانستند بپذیرند و از طرف دیگر تنها تفسیر و توضیح آن متون را هم در حیطه قدرت مجتهدان و کشیشان کلیسا مى‏دانستند و هر‌گونه تفسیر شخصى را رد مى‏کردند. زیرا به نظر آن‌ها، تنها مرجع در این باره کلیسا بود و دیگران حق توضیح و تفسیر مفاهیم و الفاظ متون را نداشتند. از این رو، این دو عامل باعث مى‏شد که هیچ‌گونه انعطافى در تفسیرهاى کتاب مقدس نداشته باشند و حتا حاضر مى‏شدند با تکیه بر معانى ظاهرى کتاب مقدس، آموزه‏هاى علمى و طبیعى را روشن کنند. به همین خاطر، سعى مى‏کردند به نوعى جلو پیشرفت‌هاى علمى و طبیعى مخالف با ظواهر متون مقدس را هم بگیرند. مساله تکامل از جمله این‌ها بود، در این‌جا ولتر و کالون و بقیه نمى‏توانستند این ناشکیبایى به وجود آمده از ناحیه آبا کلیسا را در دین بپذیرند و با دیده احترام بر چشم خود بنهند، زیرا به نظر آن‌ها این دین نیست که به این حالت درآمده، بلکه روپوشى است که از ناحیه گردانندگان کلیسا به وجود آمده، تا موقعیت و قدرت دنیوى آبا در کلیسا حفظ شود.

از نظر تاریخى، این‌گونه تحمل ناپذیری‌ها به نوبه خود باعث شد اشخاصى مانند ولتر بر هجمه‏هاى تبلیغاتى خود علیه کلیسا در جهت اصلاح دین مسیحیت بی‌افزایند.

به گفته ویل دورانت، ولتر در این میان رساله در باب تسامح را نوشت و در آن گفت که «اباطیلى» که ارباب کلیسا در اصول عقاید و مواعظ خود به کار مى‏برند و اختلافاتى که در میان خود دارند، قابل عفو و اغماض بود و مى‏شد آن را تحمل کرد، ولى دقت‌ها و تعمق‌هاى بیهوده‏اى که به کار برده‏اند و در کتاب مقدس اثرى از آن نمى‏توان یافت، موجب شده است که تاریخ مسیحیت با جنگ‌هاى خونینى توام شود. مردى که به من مى‏گوید: «به آن‌چه من مى‏کنم، ایمان داشته باش ور نه گرفتار غضب الهى خواهى شد» مثل آن است که مى‏گوید: «به آن‌چه مى‏کنم ایمان داشته باش ورنه تو را به قتل خواهم رسانید.» «کسى که آزاد خلق شده است چه حق دارد که یک نفر مثل خود را مجبور سازد که مانند او فکر کند؟»

رفتار نابخردانه آبا کلیسا به اندازه خود باعث شد از طرف اندیش‌مندان آن روز، مباحثى جدید درباره سند و کیفیت دلالت آیات انجیل مطرح شود. از این رو، برخى مانند پیروان مکتب «پروتستان» با «سمبلیک» و کنایه و شاعرانه خواندن زبان دینى کتاب مقدس، به مقابله با اندیشه ارباب کلیسا برخاستند و با مطرح کردن این که ملاحظه شواهد و قراین مختلف از جمله عدم معارضه با عقل، یکى از شروط مقبول در تفسیر کتاب مقدس است، راه را براى ایجاد زمینه مناسب در جهت انعطاف و آسان‏گیرى اندیشه‏ها و نظرات گشودند، که همین امر موجب سردگمی مومنان مطیع گشته و آن‌ها را دچار ناامیدی کرد، تا آن‌که بالاخره در اثبات عدم تسامح ارباب کلیسا گفته شد که کلیساى کاتولیک به دست فرزند خدا بنیان‏گذارى شده است، از این روى، امانت‌دار و یگانه مرجع صلاحیت‏دار براى تفسیر حقایق پروردگار است و حق دارد هر بدعت‏گذارى را سرکوب کند.

از همین روى، چهارمین شوراى جامع لاتران در 1215 اعلام داشت: «تنها یک کلیساى جهانى براى ایمان‌داران وجود دارد که در خارج از آن رستگارى نیست و پاپ پیوس نهم در بخش‌نامه‏اى، به تاریخ دهم اوت 1863، این عقیده را با این بیان، بار دیگر تاکید کرد: حکم کلیساى کاتولیک را همگان مى‏دانند، یعنى هیچ‌کس نمى‏تواند خارج از کلیساى کاتولیک رستگار شود.»

روشن است که اگر مطلبى فاقد منطق باشد، روزى از بین خواهد رفت ولو چند روزى توان ماندن داشته باشد. دین هم که آکنده از مطالب متنوع است بایستى داراى منطق باشد. از این‌رو، اگر تعالیمى از آن مخالف منطق باشد، قدرت حضور در میان مردم را نخواهد داشت. از جمله امورى که نشان از فقدان منطق در دین مسیحیت دارد و به اندازه خود نتایجى ناگوار را به بار آورده است، مساله سفارش به عدم مقابله با ظلم است.

در انجیل مى‏خوانیم: «شنیده‏اید که گفته شده است چشمى به چشمى و دندانى به دندانى، لکن من به شما مى‏گویم با شریر مقاومت نکنید، بلکه هر که به رخساره راست تو سیلی زد دیگرى را نیز به سوى او بگردان و اگر کسى با تو دعوا کند و قباى تو را بگیرد، عباى خود را نیز به او واگذار. این نوع تلقى از دین به وسیله پولس، به اندازه خود باعث مى‏شود که افرادى چون «ماکیاولى» در کتاب مقالات کتاب «دیسکورس» این نظریه را نپذیرفته و بنویسد: «اصول مسیحیت به نظر من مردم را ضعیف کرده و موجب شده است که بازی‌چه دست اشخاص طرار و شرور قرار گیرد. اشخاصى که بدین وسیله با کمال سهولت و بدون ترس و ملاحظه مردم را اداره مى‏نمایند. مشاهده مى‏کنند که چگونه جسد عظیم مردم جامعه به خاطر تحصیل بهشت در برابر صدمات آزار و زحمات وارده به خود، متمایل به جبر و بردبارى بوده و در صدد انتقام نیستند.

این نارسایى در آموزه‏هاى کلیسا چون الوهیت مسیح، بشرى جلوه دادن «خدا»، «تجسد»، «تثلیث»، «عصمت پاپ»، یگانه مرجع دانستن کلیسا و سنت مسیحى در تفسیرهاى آیات انجیل و تحقیر دنیا به روشنى کامل، خودش را نشان مى‏دهد. بدیهى است انسان عاقل براى همه این ادعا دلایل کافى مى‏طلبد و در صورت مایوسى و مجاب نشدن از برهان‌هاى مدافعان به‌طور طبیعى راه گریزى براى پرهیز و اجتناب از روبه‏رو شدن با دین جست‏وجو خواهد نمود. تنها راهى که مى‏تواند بدان تمسک کند، این است که معاش و نحوه اداره دنیوى خود را از حیطه قدرت و شمول دین بیرون بکند تا بتواند نفس تازه و راحتی بکشد. و از نتایج منفى تعالیم دینی دور بماند. از جمله نتایج توصیه بر پذیرش ظلم، همین است که به سبب آن دست جنایت‌کاران در زندگى متدینین گشوده مى‏شود و در عوض بر ظلم شوندگان حق سکوت داده مى‏شود. هم دست افراد شرور باز مى‏شود و هم دست حاکمان در مشروعیت دادن به انواع ظلم‌ها.

در همین جاست که مى‏توانیم به یکى‌دیگر از زمینه‏هایى که باعث حذف دین از صحنه زندگى در قرون وسطا شد، پى ببریم. به‌طور روشن این‌گونه طرز فکر و تعلیم از طرفى به قول روان‏شناسان مقاومت مردم را به‌دنبال آورد و از طرف دیگر خود دین با چنین تفسیرى از دنیا و آخرت به دست خود پایه‏هاى خود را متزلزل کرده و عاقبت از صحنه زندگى هم به کنار گذاشته شد

چنان‌که ماکیاولى جسورترین فیلسوف سیاسى در آستانه «رنسانس»، براى نخستین‌بار از این کار کرد دین به‌عنوان «استفاده حساب‌گرانه از دین در خدمت سیاست» یاد مى‏کند.

«آگوستین»، به تعبیر «یاسپرس»، که آثار او بهترین منبع براى شناخت مسایل بنیادى اندیشه مسیحى است، در عین این که انسان را دو وطنه و تبعه دو کشور آسمان و زمین مى‏داند، اما نگاه امیدوارانه او تنها به سوى آسمان است. او شهر این جهانى را تنها به شروران نفرین شده متعلق مى‏داند و مومنان و قدیسان را صرفن ره‌گذران و زایران این شهر مى‏شناسد. او از نظام مطلوب دنیایى از هر نوع که باشد، روى برمى‌تابد.

منظور از دو دنیایى بودن مسیحیت، تقسیم جهان، به شیوه «افلاطون»، به دنیاى مجازى یعنى: «دنیایى که ما در آن زندگى مى‏کنیم و دنیایى حقیقى و مقدس، یعنى: «دنیاى وراى دنیایى که ما در آن زندگى مى‏کنیم، است.» نتیجه این تقسیم، منقسم شدن دین به دنیاى مقدس و حقیقى هست. دنیایى که ما در آن زندگى مى‏کنیم به‌عنوان دنیاى مجازى از قلمرو دین خارج شده و دستورالعملى براى آن از طرف دین ضرورت نخواهد داشت. به عبارت دیگر اگر دنیاى مادى در نظر آبا کلیسا داراى ارزشى نیست و تنها سعادت واقعى در این است که انسان به آثار آن اعتنا نکند و از منافع آن بهره‏اى نبرد. و به تبع آن رهبانیت و ترک دنیا را سرلوحه زندگانى خود قرار بدهد، و حتا از نکاح خوددارى بکند، و به لذتهاى روحانى و غیر مادى بیشتر توجه بکند. نتیجه آن جز این نخواهد بود که پس دین یکى از عوامل سد کننده انسان در اشباع غرایز طبیعى به شمار مى‏آید. گذشته از آن اساسن درباره دنیاى مادى لازم نیست انسان به دنبال دین برود، چرا که دین خود از دنیاى مادى متنفر و ناراحت است و این خود دین است که از دنیا و مداخله در آن خاطره خوشى ندارد، زیرا نخستین گناه در آن عالم به وقوع پیوست و باعث دورى و عدم شناخت انسان از خداى خود شد.

در همین جاست که مى‏توانیم به یکى‌دیگر از زمینه‏هایى که باعث حذف دین از صحنه زندگى در قرون وسطا شد، پى ببریم. به‌طور روشن این‌گونه طرز فکر و تعلیم از طرفى به قول روان‏شناسان مقاومت مردم را به‌دنبال آورد و از طرف دیگر خود دین با چنین تفسیرى از دنیا و آخرت به دست خود پایه‏هاى خود را متزلزل کرده و عاقبت از صحنه زندگى هم به کنار گذاشته شد.

آن‌چه واضح است، آنست که هم‌اکنون نیز مومنان به این دین با قوانین نوین دنیای امروز زندگی می‌کنند و با گذر از دالان‌های پیچیده تاریخ، اکنون مصون از سختی‌های پیشینیان‌شان، دینی به روز شده را باور دارند، اما در این مسیر طولانی مومنان بسیاری قربانی واسطه‌های دینی شدند تا حال وراث‌شان درگیر خرافات استثماری کلیسا نشوند، سرنوشتی ناگزیر برای تمامی ادیانی که از قرن‌ها پیش با واسطه مدعی ارتباط با خداوند بودند.


 


سیمین/ رادیو کوچه

simin@koochehmail.com

اگر دارای فرزند باشید یا با کودکان سروکار داشته باشید به طور قطع به این پرسش از جانب آنان برخورد کردید که: «من چه طور به دنیا اومدم یا از کجا متولد شدم؟» یا پرسش‌هایی از این قبیل که به طور معمول والدین در پاسخ‌دادن به آن‌ها دچار تردید می‌شوند.

در دوران پیش از مدرسه، کودکان علاقه‌مند به کشف بسیاری از مسایل بوده و اطلاعات بسیاری را در مورد محیط اطراف خود می‌آموزند. پرسش‌هایی مانند «بچه‌ها از کجا می‌آیند؟» از سوال‌های معمول کودکان در این مرحله است که بسیاری از والدین ناآگاه را پریشان می‌کند.

اما باید دانست که این گونه پرسش‌ها برخلاف ظاهر تخصصی و جنسی خود در محتوا تفاوتی با سایر سوال‌های کودکان مانند پرسش در مورد منبع باران و رنگ آبی آسمان ندارند. و ارایه پاسخ‌های مبهم و گفتن این مطلب که: «تو خیلی کوچک‌تر از آن هستی که این چیزها را بفهمی» کودکان را ناچار می‌کند که این سوال‌ها را برای خودشان نگه دارند و از تولد تصورات عجیب و غریب برای خود بسازند.

کودکان در این سن در مورد جنسیت خود کنجکاو هستند و بازی‌هایشان تاحدودی رنگ و بوی جنسیت را به خود می‌گیرد. در سن سه سالگی اغلب بچه‌ها از تفاوت‌های آناتومیک هر دو جنس آگاه بوده و شکل‌های مربوط به هر جنس را تقریبن می‌شناسند. «دکتر بازی» یکی از بازی‌های معمول کودکان در این سنین است که کنجکاوی آن‌ها را در مورد جنسیت آشکار می‌سازد. جستجو و سوال در مورد محلی که بچه از آن متولد می‌شود نیز از مسایلی است که ذهن این کودکان را به خود مشغول داشته و گاه موجب سردرگمی آن‌ها می‌شود.

سوال‌های جنسی کودکان اغلب از حدود سنین سه تا پنج سالگی آغاز می‌شوند. آن‌ها نیازمند اطلاعات صحیح هستند و پرسش‌های خود را تا رسیدن به جواب قطعی و به بهانه‌های مختلف تکرار می‌کنند.

اما به طور معمول والدین ناآگاه در این مورد به دوشیوه برخورد می‌کنند: یا جوابی به سوال‌ها نمی‌دهند یا ذهن کودک را با انبوه اطلاعات پر می‌کنند.

اما دو قاعده کلی برای ارایه اطلاعات جنسی و یا اطلاعاتی در مورد مرگ، طلاق و موردهایی از این دست وجود دارد:

1 ـ کشف و درک آن‌چه بچه‌ها می‌دانند و نحوه نگرش آن‌ها

2 ـ صداقت در بیان مطلب

گرچه پدر ومادرها در بسیاری از موارد نمی‌توانند اطلاعات دقیقی به بچه‌ها بدهند ولی می‌توانند ذهن آن‌ها را از تصور و فکر غلط رها کنند.

برای مثال در مورد تولد بچه، اغلب کودکان فکر می‌کنند بچه از خوردن چیزی توسط مادر وبزرگ شدن آن در شکم مادر ایجاد می‌شود. وقتی والدین اطلاعات درستی به او بدهند این تصور غلط در ذهن آن‌ها از بین خواهد رفت.

باید توجه داشت وقتی بچه‌ها پرسشی دارند تنها باید پاسخ همان سوال را داد. بهترین زمان برای آموزش مسایل جنسی به کودک، زمانی است که خود او سوالی را می‌پرسد

بسیاری از اطلاعات و آگاهی‌های ارایه شده توسط والدین ممکن است توسط بچه‌ها فراموش شده و بدرستی درک نشوند. اما مهم است که در طول سال‌های رشد درک او از این مسایل نیز افزایش یافته و به ارایه اطلاعات صحیح عادت کند.  برای مثال گرچه یادگرفتن نام‌های آناتومیک دستگاه تناسلی برای بسیاری از کودکان دشوار است، اما زمینه‌ای را برای دریافت اطلاعات صحیح بعدی فراهم می‌نماید و یا فهم این نکته که به دنیا آمدن بچه ربطی به خوردن و گوارش ندارد ولی از جایی نزدیک به محل دفع رخ می‌دهد ( اما نه از محل ادرار کردن و دفع مدفوع ) خیال او را تاحدودی آسوده می‌کند.

باید توجه داشت وقتی بچه‌ها پرسشی دارند تنها باید پاسخ همان سوال را داد. بهترین زمان برای آموزش مسایل جنسی به کودک، زمانی است که خود او سوالی را می‌پرسد.

پاسخ دادن به سوال‌های کودکان با صداقت و هم‌دلی، یکی از راه‌های عشق ورزیدن و احترام گذاشتن به آنان است.

کم‌تر کودکی قبل از هشت سالگی از مسایل جنسی سر در می‌آورد اما والدین باید همواره سعی کنند هنگام بحث در مورد موضوعات جنسی، احساسات، عواطف، عشق و ارزش‌های اخلاقی را نیز دخیل کنند. ترکیب این مفاهیم با صراحت و صداقت به کودکان کمک می‌کند تا هنگامی که بزرگ شدند در مورد رفتار جنسی خود خویشتن‌دار و دارای قضاوت صحیح باشند.

اگرچه کودکان خردسال به طور معمول توضیحات ساده را به آسانی می‌پذیرند، کودکان بزرگ‌تر از پنج یا شش سال، اغلب با یک ابراز تعجب به نخستین شنیده‌هایشان درباره مسایل جنسی واکنش نشان می‌دهند.

این علامت آشکار و بسیار خوبی است که کودک نمی‌تواند جزئیات بیشتری را تحمل کند، بنابراین موضوع صحبت را عوض کنید و دفعه بعد روی‌کرد دیگری را امتحان کنید.

منبع

سلامت


 


سید موسوی/ رادیو کوچه

به یاد آید مرا از عهد خردی                                   که خواندم قصه یک موش و یک

شیرکه یک روز از کنام آمد به صحرا                          یکی شیر ژیان با قصد نخجیر

به ره موشی روان دید و به چنگال                           گرفتش تا کند طبل شکم سیر

بگفتش موش: ای سلطان جنگل                             نیم من لایق آن معده پیر

بیا واز کشتن این بنده بگذر                                    تلافی کرد خواهم وقت تعسیر

بخندیدی به غایت ضیغم نر                                   که من شیرم عزیز من نه خنزیر‌

کجا شیری شود محتاج یک موش؟                       مگر شاهی شود محتاج و درگیر؟

کنون از جان تو بگذشتم ای موش                          برو راه در و دشت و دمن گیر

قضا را بین که دنیا، این مدرس                              به سر پرورده بودش دام تقدیر

که روزی شیر در بندی در افتاد                              بیافتاد از قضا در دام و زنجیر

نداند کس چگونه با خبر شد                                  خدا را گفت باید حمد و تکبیر

بیامد ناگهان آن موش چالاک                                 رهانیدش از آن دام نفس گیر

ز دست و پای شیر آن بند بگشود                            به دندان و به ابرام و به تدبیر

چنین است ای برادر رسم دنیا                              شود محتاج موشی شیر آژیر

کنون این قصه ناب دگر را                                      ز من من باب راه آورد بپذیر

دو یار جان به اقلیمی بسی دور                            خریدند از قضا یک بچّهٔ شیر

بیاوردند و چون یک مام دل‌سوز                             به آغوشش بپروردند و تمریر

به راهش از دل و جان مایه آردنند                          نکردندش دریغ از مال و تبذیر

بسی نا باوران اما به سخره                                همی گفتند: کو آدم، کجا شیر؟

توقع از وفای گربه سانان                                    چنان برف است در بغداد در تیر

در آخر، شیربچه شیر گردد                                 خورد حتا اگر از آدمی شیر

نکرد اصلن اثر آن یاوه ها لیک                              بر آن خوش نیتان نیک تدبیر

گذشت ایام و آن شیر جوان شد                          عظیم‌الجثه و خارج ز تحصیر

دگر آن منزل آوچک نکردی                                  تکافوی دو انسان و یکی شیر

دو یار غار ز آن‌رو با تالم                                     به آزادی او آردنند تقریر

بیاوردنند و اندر زادگاهش                                   رها آردنند حیوان را ز زنجیر

دعای خیر در راهش فراوان                                نمودنند و سپردنندش به تقدیر

دو سالی رفت و بر ایشان بیفتاد                      غم دوری به دل چون زخم شمشیر

به خود رنج سفر هموار آردنند                            بدون اعتنا بر هجو و تحقیر

شتابان سر سوی هامون نهادنند                       به شوق دیدن آن نوجوان شیر

به هم‌راه دگر شیران روان بود                           میان جلگه، اندر دشت و ماهور

چو آن‌ها را بدید، از گله بگسست                    روان شد سویشان با سرعت تیر

رسیدی چون به یاران قدیمی                         ندانستی سر از پا، نی ز تقصیر

گرفتی هر دو را گرم اندر آغوش                      هزاران بوسه شان دادی به تکثیر

تبارک باد آن‌را آن‌همه عشق                       به قلب شیر بنهادی و تکبیر

تو نیز ار معرفت جویی، بیاموز                       مروت از بهایم، عشق از شیر


 


کیومرث/ دفتر تاجیکستان/ رادیو کوچه

گروهی از کارشناسان در تاجیکستان «طرح برنامه جلوگیری از تندگرایی» میان جوانان را تهیه و به کمیته امور جوانان، ورزش و سیاهی کشور پیش‌نهاد کرده‌اند. این طرح در حالی تهیه و پیش‌نهاد می‌شود، که در چند سال گذشته ده‌ها تن از ساکنان تا چهل‌ساله کشور برای افراط‌گرایی و عضویت‌شان در حـزب و حرکت‌های ممنوع دینی، از جمله «سلفیه»، «جماعت التـبلغ»، «حزب التحریر» و «جنبش اسلامی ازبکستان» بازداشت و زندانی شده‌اند.

«منیره انایتاوا» سابق وزیر معارف تاجیکستان، یکی از مولفان «طرح جلوگیری از تندگرایی» می‌گوید: «درحالی که 68‌درصد بی‌کاران در کشور را جوانان تشکل می‌دهند گروه‌های مختلف از ایـن فرصت به نفع خود استفاده خواهند برد.»

«دولت به این مسئله باید اعتبار خاص دهد و سیاست کار با جوانان را تکمیل بکند. ما پیش‌نهاد کردیم که با کدام شکل مکالمه دولت، دین و جامعه شهروندی می‌توانند مدلی را سازند که افراط‌گرایی میان جوانان پایان یا نیست کرده شود» افزود او.

دولت تاجیکستان در یک سال آخر از افزایش تندگرایی میان جوانان اظهار نگرانی کرده از جوانانی که در مدرسه‌های دینی کشورهای اسلامی تحصیل می‌کردند خواست، تا به وطن بازپس آیند.

«امام علی رحمان» رییس‌جمهور تاجیکستان در یک سخن‌رانی خود در آغاز ماه سپتامبر سال گذشته گفت: «اکثر جوانانی که غیررسمی به مدرسه‌های مختلف دینی در کشورهای اسلامی راه یافته‌اند، نه ملا بلکه پیکارجو و حتا «تروریست»، خواهند شد.»

در طول چهار ماه آخر به تاجیکستان 1 هزار و 300 تن از دانش‌آموزان تاجیک از مدرسه‌های دینی کشورهای اسلامی از جمله پاکستان، عربستان سعودی، ایران، افغانستان و مصر به وطن بازپس آورده شده‌اند.

گفته می‌شود حالا حدود 800 تن دیگر در مدرسه‌های کشورها اسلامی باقی مانده‌اند که به زودی به کشور آورده خواهند شد. مقامات دولت تاجیکستان برای بازگرداندن آن‌ها از هم‌تایان خود درایران و کشورهای دیگر اسلامی کمک خواسته‌اند.

با این وجود سرنوشت جوانانی که طول سال‌ها درکشورها اسلامی تحصیل کرده و اکنون به وطن بازپس آمده‌اند، روشن نیست. وزارت معارف تاجیکستان می‌گوید حالا فقط هفت تن آن‌ها برای ادامه تحصیل در دانش‌گاه‌ها تاجیکستان مراجعت کرده‌اند. اما منتقدان حکمت رحمان می‌گویند، دولت با پس‌آوردن گروه جوانان از مدرسه‌ها دینی نمی‌تواند پیش راه افراط‌گرایی در کشور را بگیرد. درحالی که به گفته آن‌ها، بی‌کاری، فقر، نبود عدالت اجتمای و کم‌سوادی از دلایل اصلی گسترش تندروی در جامعه تاجیکستان عنوان می‌شود.

«سعید امر حسینی» وکل پارلمان تاجیکستان می‌گوید، «تقسیم نادرست ثروت‌ها کشور و خویش و تباربازی باعث به دل شکستگی و به افراط‌گرایی رو آوردن ساکنان شده است.»

«عبداله رهنما» کارشناس تاجیک می‌گوید، افراط‌گرایی وتندروی خاص تاجیکستان نبوده و پس از کسب استـقلال کشور دردهه 1990 از خارج به تاجیکستان وارد شده است.

«در ظرف صدساله‌ها تاجیکان با یهودی‌ها، نصرانی‌ها، زردشتی‌ها و نمایند‌گان ادیان دیگر پهلو به پهلو زندگی کرده و میان آن‌ها نزاع مذهبی، قومی یا ملی رخ نداده است»، گفت او.

با این حال مقامات اکنون از تندگرا شدن جوانان در هراس‌اند و درگیری نیروها دولت با گروه‌های پیکارجو اسلامی در منطـقه رشت، شرق تاجیکستان و ترکش مرگ طلبانه در خجند، شمال کشور به هراس آن‌ها افزوده است.

اما کارشناسان می‌گویند، دولت در زمینه مبارزه با افراط‌گرایی دینی نباید به افراط‌گرایی دنیوی راه بدهد که برعکس افراط‌گرایی دینی را افزایش خواهد داد.

مولفان طرح برنامه جلوگیری از تندگرایی در میان جوانان نیز تاکید می‌کنند، که باید هم‌کاری سازمان‌ها اجتماعی و دولت با خانواده‌ها قوی‌تر شده به معارف توجه بیش‌تر شود، تا به این وسیله از افراط‌گرایی جلوگیری شود. مشکلی که در تاجیکستان بالای مشکلات دیگر سیاسی و اقتصادی کشور پرده پوشانده است.


 


مصطفا خلجی / رادیو کوچه

mostafa.k@koochehmail.com

موضوع کتاب‌فروشی‌های تهران، داغ‌ترین موضوع فرهنگی و ادبی روزهای اخیر بود.

این موضوع با خبر تعطیلی کتاب‌فروشی «نشر نی» آغاز شد. خبرگزاری ایسنا در این زمینه نوشت که این کتاب‌فروشی با تصمیم مدیر نشر نی تعطیل شده است، با این حال «جعفر همایی»، مدیر این انتشارات در سفر بوده و خبرنگار ایسنا نتوانست با او درباره‌ علت تعطیلی کتاب‌فروشی نشر نی صحبت کند. کتاب‌فروشی نشر نی که در خیابان «کریم‌خان زند» تهران قرار داشت، عمدتن آثاری را در حوزه‌ فلسفه، علوم اجتماعی و ادبیات عرضه می‌کرد.

اما پس از این خبر بود که خبرنگار مهر نیز به فکر نوشتن گزارشی درباره تعطیلی کتاب‌فروشی‌های راسته کریم‌خان افتاد. این گزارش که با عنوان «کریم‌خان زند با کتاب‌فروشی‌ها خداحافظی می‌کند» منتشر شد، به تعطیلی کتاب‌فروشی‌های خیابان کریم‌خان، در مرکز شهر تهران می‌پرداخت.

خبرنگار مهر در گزارشش خبر داد که قرار است تعدادی از کتاب‌فروشی‌های مطرح این راسته از جمله کتاب‌فروشی‌ آبی، ثالث و ویستار، ساختمان‌شان را به فروش بگذارند و این به معنای تعطیلی این کتاب‌فروشی‌هاست.

محمدحسن طباطبایی مدیر انتشارات آبی، در این گزارش گفته است: «من قریب به 18 سال است که این کتاب‌فروشی را در خیابان کریم‌خان دایر کرده‌ام پیش از آن هم در خیابان سنایی بودیم که آن‌جا هم مشکلات خود را داشت ولی روال اقتصادی که بر فروش‌گاه فعلی حاکم است بیش از توان من است. بیش از توانم هم تاکنون استقامت کرده‌ام و دیگر نمی‌توان ادامه داد. من از اول هم می‌دانستم که کتاب‌فروشی درآمدزا و سودده نیست و در همه این سال‌ها هم سودی از کتاب‌فروشی به دست نیامده است و این نه فقط مشکل من و چند کتاب‌فروشی دیگری که قرار است ساختمان‌شان را بفروشند، است بلکه کلن کار کتاب‌فروشی به تنهایی سود ندارد و اگر ما هم در کتاب‌فروشی آبی تا امروز دوام آورده‌ایم به دلیل کار نشر بوده است و از آن طریق توانسته‌ام حقوق پرسنل را پرداخت کنم.»

این فروشنده کتاب ادامه می‌دهد: «کتاب‌فروشی در این سال‌ها برای شخص من جز ضرر چیزی نداشته است ولی به دلیل عشق و علاقه‌ای که به این کار وجود دارد استقامت کرده بودیم. ولی چه می‌شود کرد که با عشق و احساسات نمی‌توان حقوق کارکنان را پرداخت و زندگی را اداره کرد. فقط می‌توان ابراز ناراحتی کرد که مکانی یک زمانی داشت به راسته دوم کتاب‌فروشی تهران بزرگ تبدیل می‌شد حال با تعطیلی چند فروش‌گاه دچار سرنوشت غم‌انگیزی می‌شود.»

حاجی‌زاده مدیر نشر ویستار نیز می‌گوید: «دلیل عمده‌ای که مرا وادار کرد کتاب‌فروشی را برای فروش بگذارم، تنگنای مالی بود.»

توزیع ناقص کتاب در تهران و ایران

تهران نسبت به جمعیت و گستردگی‌اش، در زمینه توزیع کتاب با مشکلات فراوانی مواجه است، البته این موضوع مختص تهران نیست و شهرهای بزرگ و کوچک ایران نیز با موانع زیادی در این زمینه روبه‌رو هستند. اما این مشکل در اغلب کلان‌شهرهای جهان وجود ندارد. جدای از سیستم‌های توزیع پیش‌رفته رایانه‌ای و یا تلفنی، معمولن در هر منطقه‌ای چندین کتاب‌فروشی بزرگ و کوچک وجود دارد، تا دست‌رسی به کتاب در هر نقطه‌ای از شهر در کوتاه‌ترین زمان ممکن باشد. ضمن آن‌که نوع و مهندسی ویترین کتاب‌فروشی‌ها به گونه‌ای است که مشتری به راحتی با کتاب ارتباط برقرار می‌کند، در حالی که هنوز کتاب‌فروشی‌های تهران به سبک قدیم کتاب‌های‌شان را در قفسه‌ها تا سقف می‌چپانند و فرق چندانی با عطاری‌های قدیم ندارند.

همین نقص است که نمایش‌گاه بین‌المللی کتاب تهران، برخلاف نمایش‌گاه‌های بین‌المللی کتاب سراسر دنیا از حالت نمایش‌گاه خارج شده و به صورت فروش‌گاهی بزرگ در آمده، تا کمی مشکل توزیع کتاب در ایران و به ‌ویژه در تهران را حل کند.

با این‌حال همین کتاب‌فروشی‌های موجود نیز با مشکلات فراوانی مواجه هستند، قوانین مالیاتی بزرگ‌ترین مشکل کتاب‌فروشان است که آن‌ها را به ستوه آورده است. و علی‌رغم وعده مسوولان هنوز چاره‌ای برای آن اندیشیده نشده است. کتاب‌فروشان معتقداند که فروش کتاب درآمد بالایی ندارد که بتوان مالیات‌های سنگین را پرداخت کرد.

اما این همه‌ مشکلات کتاب‌فروشی‌های تهران و ایران نیست، برخی از کتاب‌فروشان در استان‌های ایران می‌گویند که برگزاری نمایش‌گاه‌های استانی کتاب از سوی دولت احمدی‌نژاد باعث پایین آمدن آمار فروش در کتاب‌فروشی‌ها شده است.

هم‌چنین توزیع‌کنندگان بزرگ کتاب در تهران، همیشه هدف حملات جناح اقتدارگرا بوده‌اند. این جناج با اتهام‌های گوناگون سعی دارد نبض بازار کتاب را در دست گیرد و از این راه بر توزیع کتاب کنترل بیش‌تری پیدا کند.

با این حال کاش داستان کتاب‌فروشان به همین‌جا ختم می‌شد. طی سال‌های اخیر هرازگاهی، خبری درباره به آتش کشیدن و یا بسته شدن کتاب‌فروشی‌ها به گوش می‌رسد.

این اتفاق فقط در تهران روی نمی‌دهد و گه‌گاهی در شهرهای دیگر ایران مثل اصفهان  یا تبریز هم روی می‌دهد. «انصار حزب‌اله» چند سال پیش به یک کتاب‌فروشی در اصفهان حمله کردند که در پی آن ۷۰۰ جلد کتاب و تعدادی مجله را توقیف کردند.

کتاب‌فروشان تهرانی هم هنوز خاطره تلخ به آتش کشیده شدن کتاب‌فروشی مرغ‌آمین را فراموش نکرده‌اند. شاید این سنت آتش‌ زدن کتاب‌فروشی‌ها در جمهوری‌اسلامی از آن تاریخ آغاز شد.

در دوران احمدی‌نژاد نیز این سنت به گونه‌ای دیگر ادامه یافت. این بار اگر نمی‌توانستند کتاب‌فروشی را آتش بزنند، آن را قفل و زنجیر می‌کردند.

در حالی که کتاب‌فروشی‌های تهران یکی پس از دیگری بسته می‌شوند و دوست‌داران کتاب را عزادار می‌کنند، وزیر ارشاد جشن افزایش کمی چاپ کتاب را گرفته است، کتاب‌هایی که معلوم نیست از چه جنسی هستند و چرا در میان آن‌ها از خیل کتاب‌های بزرگان ادبیات ایران که در ممیزی ارشاد توقیف شده است، خبری نیست

در همین سال‌های اخیر، تعطیلى کافه‌کتاب‌هاى تهران با پلمپ کافه کتاب ثالث آغاز شد. گرچه این اقدام به دستور اداره اماکن نیروى انتظامى و به‌دلیل آن‌چه از سوى نیروى انتظامى تداخل صنفى اعلام شد، صورت گرفت، اما هیچ‌گاه دولت در حل این مشکل چاره‌ای نیندیشید.

‌5کافه‌ «کتاب ثالث»، «کتاب ونک»، «کتاب روشن»، «دروس» و «ویستار» به یک‌باره، اخطاریه‌هایى گرفتند و به مرور بسته شدند.

کافه کتاب «بدرقه جاویدان» نیز بسته شد. مدیر این کتاب‌فروشی پس از این واقعه اظهار داشت: «فردی که برای پلمپ کتاب‌فروشی آمده بود در پاسخ به اعتراض من گفت: «هر فسادی که در این مملکت ایجاد می‌شود از همین کافه‌کتاب‌هاست.»

نخستین کافه کتاب تهران از سوی نشر روشن‌گران و مطالعات زنان در اوایل دهه 80 با عنوان پاتوق فرهنگی تهران و با شعار «خواندن کتاب با یک فنجان چای» شکل گرفت اما این کافه کتاب هم مجبور به تعطیلی و تخلیه شد.

در حالی که کتاب‌فروشی‌های تهران یکی پس از دیگری بسته می‌شوند و دوست‌داران کتاب را عزادار می‌کنند، وزیر ارشاد جشن افزایش کمی چاپ کتاب را گرفته است، کتاب‌هایی که معلوم نیست از چه جنسی هستند و چرا در میان آن‌ها از خیل کتاب‌های بزرگان ادبیات ایران که در ممیزی ارشاد توقیف شده است، خبری نیست.


 


نیلوفر دهنی / رادیو کوچه

کاهش قیمت بهای نفت در سال جدید

در آستانه سال نو میلادی بهای نفت خام کاهش یافت و بهای هر بشکه نفت خام در پایان معاملات آخرین روز سال 2010  بازار نیویورک، با یک دلار و 28 سنت کاهش، به 89 دلار و 84 سنت رسید.

با وجود سرمای هوا در آمریکا و اروپا و افزایش بهای سوخت‌های گرمایشی، اندک بودن میزان کاهش ذخایر نفت آمریکا سبب شد بهای نفت سقوط کند و به کم‌تر از مرز 90 دلار بازگردد.

در بازار لندن نیز بهای نفت خام برنت دریای شمال برای تحویل در ماه فوریه، با یک دلار و 5 سنت کاهش، در سطح 93 دلار و 9 سنت تثبیت شد.

دلیل این افت قیمت را کارشناسان نفتی تولید کافی پالایش‌گاه‌ها و نیز فروش فوق‌العاده فرآورده‌های نفتی در روزهای آخر سال برای استفاده از جهش قیمت‌ها ذکر کرده‌اند.

وعده دولت برای خانه‌دار کردن همه ایرانی‌ها

محمدرضا رحیمی گفت: «ظرف 2 سال آینده هیچ زوجی در کشور بدون مسکن نخواهد بود.»

معاون اول احمدی نژاد طی سفر او به سمنان در گفت‌وگو با خبرنگار فارس وعده داد که طی دو سال آینده هیچ زوج بدون مسکنی در کشور وجود نداشته باشد و جشن مسکن‌دار شدن همه افراد در کشور برگزار خواهد شد.

محمدرضا رحیمی هم‌چنین اظهار داشت: «در دولت دهم هیچ‌کس در سراسر ایران بدون مسکن نمی‌ماند.»

گفته‌های محمدرضا رحیمی در حالی ست که طرح مسکن مهر که قرار بود تعدادی از واحدهای آن تا پایان پاییز گذشته آماده و تحویل داده شود با تاخیر مواجه شده و به گفته کارشناسان وعده خانه‌دار کردن ایرانیان از طریق مسکن مهر سنگ بزرگی ‌است که به هدف خوردنش عملی نخواهد بود.

اعتراض رییس دیوان محاسبات به وضعیت اقتصادی کشور

رییس کل دیوان محاسبات با بیان این‌که «در حال حاضر کشور از نبود انضباط مالی رنج می‌برد» گفت: «اطلاع دقیقی از کل درآمدهای کشور در دست نیست.» «عبدالرضا رحمانی فضلی» گفت: «درآمدهای کل نظام به صورت متمرکز در یک حوزه جمع نشده است و اطلاع دقیقی از کل درآمدهای کشور در دست نیست.»

به گفته وی، «انضباط مالی به معنای تسلط کامل بر درآمدها و هزینه‌ها و کسب نتایج به‌صورت مشخص است اما واقعیت این است که هنوز کل درآمدهای نظام در یک جا به صورت متمرکز درنیامده و تحت یک سیاست واحد اعمال نظر و قدرت نمی‌شود.» وی معتقد است که «همه کشورهای مترقی دنیا دارای یک نظام مالی متمرکز هستند و از یک طریق درباره نحوه هزینه کرد درآمدها سیاستگذاری می‌شود.»

تصمیم عجیب دولت برای واردات سیب و پرتقال

برخلاف آن‌چه در چند ماه گذشته مسوولان وزارت جهادکشاورزی بارها از تولید به اندازه نیاز بازار محصولات کشاورزی خبر داده‌اند باز هم در آستانه سال جدید، تعرفه واردات سیب و پرتقال صفر شد. ایران به‌عنوان کشوری با شرایط آب و هوایی متنوع، بستر مناسبی برای تولید انواع میوه به شمار می رود اما در سال‌های اخیر خشک‌سالی‌های پی در پی و واردات بی‌برنامه باعث شد که تنظیم بازار با نوسان روبرو شود و دلالان هم با استفاده از این فرصت، میوه‌ها را گران‌تر از قیمت واقعی به دست مصرف‌کننده برسانند.

در نیمه‌دوم سال گذشته و نیمه اول امسال واردات بی‌رویه به جایی رسید که وزارت جهاد کشاورزی، واردات اقلام مختلف با تعرفه‌های متفاوت تعیین کرد و دراین میان، واردات برخی از میوه‌ها مانند سیب فرانسوی و گلابی چینی هم ممنوع شد. در همین حال، امسال با بارش باران در بهار، تولید میوه به اندازه نیاز و حتا در اغلب موارد بیش از نیاز داخل تولید شد و در اغلب موارد قیمت‌ها را با کاهش زیادی نسبت به سال گذشته روبه‌رو کرد.

اما هنوز چندی از خبر خوش ممنوعیت واردات و تعیین تعرفه نگذشته بود که هفته گذشته کمیسیون ماده یک، تعرفه پرتقال و سیب را به‌منظور تنظیم بازار شب عید از 15 دی ماه صفر اعلام کرد. اکنون  تولید پرتقال در داخل کشور به اندازه نیاز است  و اتخاذ این تصمیم در حالی که کشور ما یکی از بزرگ‌ترین تولید کنندگان سیب در دنیا به‌شمار می‌رود و علاوه بر تامین نیاز داخلی، صادرات این محصول را هم دارد، جای تامل دارد.

برداشت مرکبات از باغ‌های شمال ایران به تازگی آغاز شده است و با توجه به آ‌مار ارایه شده از سوی کشاورزان به نظر می‌رسد کشور حتا در شب سال نو هم با مشکل کم‌بود مرکبات روبه‌رو نشود.

سال گذشته در روزهای نزدیک به ایام نورز نیاز کشور به پرتقال حدود 30 تا 40 هزار تن اعلام شد که اگر امسال هم این نیاز در همین حدود باشد با توجه به آ‌مار ارایه شده از سوی باغ‌داران مشکلی از نظر کم‌بود پرتقال وجود نخواهد داشت علاوه بر این‌که با توجه به حذف یارانه‌ها، قدرت خرید مردم نیز کاهش خواهد یافت.

مسوولان وزارت جهاد کشاورزی که تا 2 ماه پیش به شدت از ممنوعیت واردات محصولاتی که در داخل تولید می‌شود، دفاع می‌کردند از زمان اعلام این خبر هنوز واکنشی نشان نداده‌اند و حتا یکی از این مسوولان این وزات‌خانه در پاسخ به خبرنگار مهر نسبت به این خبر اظهار بی‌اطلاعی کرد و گفت: «از این موضوع خبر ندارم.»

افزایش نرخ کرایه تاکسی‌ها

سخن‌گوی شورای شهر خبر از افزایش نرخ کرایه تاکسی‌ها در تهران از اول بهمن‌ماه داد. نرخ‌های جدید کرایه‌های حمل‌و‌نقل عمومی از جمله اتوبوس‌ها، میدل‌ باس‌ها، مینی‌بوس‌ها و تاکسی‌ها در تهران از ابتدای بهمن امسال تا پایان فروردین سال1390 اجرا خواهد شد. سخن‌گوی شورای شهر تهران با بیان این‌که میزان افزایش نرخ‌ها مطابق با سیاست‌های دولت در اجرای قانون هدف‌مند کردن یارانه‌ها است، گفت: «اتوبوس‌ها و مینی‌بوس‌های ریالی بخش خصوصی حدود 17 تا 18 درصد افزایش نرخ خواهند داشت.»

«خسرو دانش‌جو» هم‌چنین گفت:‌«تا پیش از این‌که برچسب‌های جدید نرخ کرایه‌ تاکسی‌ها بر روی آن‌ها نصب شود هیچ‌کس حق ندارد ریالی به نرخ‌های خود اضافه کند.» به گفته او، «نرخ کرایه اتوبوس‌های بلیتی و مترو نیز بر اساس نظر شهردار تهران تا پایان سال افزایش نمی‌یابد.»

پیش از این نیز رییس کمیسیون توسعه و عمران شورای شهر تهران از تصمیم‌گیری نهایی این کمیسیون در مورد کرایه حمل‌و‌نقل عمومی خبر داده و افزایش کرایه‌ها را به‌طور متوسط 15 درصد برآورد کرده بود. این افزایش قیمت‌ها در پی اجرای «قانون هدف‌مند‌کردن یارانه‌ها» از سوی دولت صورت گرفته است.

تغییر مدیرعامل جدید شرکت نفت و گاز پارس

«مسعود میرکاظمی»، وزیر نفت موسی سوری را به‌عنوان مدیرعامل جدید شرکت نفت و گاز پارس منصوب کرد.

شرکت‌ نفت‌ و گاز پارس‌ به‌‌عنوان‌ یکی‌ از شرکت‌های‌ زیرمجموعه‌ شرکت‌ ملی‌ نفت‌ ایران‌ ازسال 1377 آغاز به کارکرده است. این‌ شرکت‌ مسوولیت‌ توسعه‌ کلیه‌ فازهای‌ میدان‌ گازی‌ پارس‌ جنوبی‌ و توسعه‌ میدان‌‌های گازی‌ پارس‌ شمالی‌، گلشن‌ و فردوسی‌ در آب‌های خلیج فارس را دارا است. «موسی سوری» پیش از این مدیرعامل منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس و پیش‌تر مدیرعامل شرکت پایانه‌های مواد نفتی ایران بود.»

اوضاع اقتصادی ایران در گزارش رویترز

خبرگزاری رویترز در گزارشی با عنوان «اوضاع نابسامان اقتصادی در ایران» نوشت: «حذف یارانه‌ها از کالاهای سوختی و مواد غذایی بر نگرانی مردم ایران افزوده است.»

تحلیل‌گر رویترز در گزارش خود نوشته است: «‌در حال حاضر مشکلات ایران در رابطه با نهاد‌های جهانی و یا طرح‌های اتمی نیست و مقامات ایران از این جهت آن قدرها نگرانی ندارند. مهم‌ترین موضوع نگران‌کننده برای ایران، که دارای ذخایر عظیم نفت و گاز است، اوضاع نابسامان اقتصادی این کشور است. اوضاع نابسامان اقتصادی اما در شرایطی بر کشور حاکم شده که تحریم‌های جهانی به تدریج تاثیرات خود را نمایان می‌سازند و حذف یارانه‌های بنزین و مواد غذایی مشکل‌آفرین شده‌اند. به همین سبب نیز مشکلات مالی مردم رو به افزایش است.»

تحلیل‌گر سیاسی رویترز در ادامه به محمود احمدی‌نژاد، رییس‌جمهوری ایران می‌پردازد و می‌نویسد که رییس‌جمهوری ایران که به‌خاطر سماجت‌اش در برنامه‌های اتمی، جامعه جهانی را به مخالفت با خود برانگیخته، مجبور است به مشکلات داخلی مردم کشورش رسیدگی کند تا این مخالفت‌ها علیه او افزایش نیابند. احمدی‌نژاد اما مصمم است با برداشتن یارانه‌های بنزین و مواد غذایی ۱۰۰ میلیارد دلار به بودجه کشور بیافزاید.

نگارنده این گزارش با اشاره به تحریم‌های جدید آمریکا می‌گوید: «آمریکا هفته پیش با برقراری تحریم‌های باز هم بیش‌تری سعی کرد تا با افزایش فشارهای اقتصادی، ایران را از تحقق برنامه‌های اتمی‌اش باز دارد. در چنین شرایطی قشرهای متوسط و پایین در ایران به شدت با فشار مالی موجود دست و پنجه نرم می‌کنند.»

در این گزارش آمده است: «ناظران اوضاع سیاسی ایران معتقدند که به نظر نمی‌رسد سختی‌های اقتصادی کنونی به اعتراض‌های گسترده مردمی در ایران بیانجامد.» نویسنده از قول یک دیپلمات غربی ساکن تهران درباره برخورد دولت با معترضان پس از انتخابات ریاست‌جمهوری و تاثیر این برخورد بر روحیه مردم آورده است : «این بار کسانی که قصد دارند برای اعتراض به خیابان‌ها بروند، قبل از اجرایی‌کردن این تصمیم چندین بار فکر می‌کنند.»


 


گزارش تصویری/ 27/ رادیو کوچه

Click here to view the embedded video.


 


Dr. Avideh Motmaen-Far, Osteopath D.O./ Radio Koocheh

avideh@avideh.net

On January first 2011, ”The Journal of Pain” reports that there is a close association between obesity and disability in fibromyalgia patients according to a new study. This study conducted by University of Utah researchers was meant to evaluate the relationship between fibromyalgia and obesity hypothesizing that obesity significantly adds to the disease and disability burden of the condition. They reported that consistently, obesity is common among people afflicted by fibromyalgia. Also, obese patients in this study showed increased pain sensitivity more pronounced in lower body areas. The obese patients also had impaired flexibility in the lower body and reduced strength.

Fibromyalgia is a chronic, complex pain syndrome characterized by widespread musculoskeletal pain, fatigue, sleep disturbance and general tenderness throughout the body. In 70′s and 80′s, some researchers have thought that the pain reported by fibromyalgia patients was the result of depression rather than symptoms of a disorder. Because of its rarity, and mostly because it affected women more than men, this “syndrome” was wrongly attributed to female hysteria and the cause was supposed psychosomatic. In 1992, World Health Organization (WHO)  recognized fibromyalgia as an arthritis-related condition. Then, more scientific discoveries proved neurological aspect, related to deficiencies in neurotransmitters such as dopamine, serotonin and norepinephrine. Recent research has suggested the involvement of the central nervous system in the development of fibromyalgia, along with a suspected genetic predisposition.

Fibromyalgia is now associated with central nervous system abnormalities evidenced by patients' elevated sensitivity to auditory and pressure sensations.  And interestingly, research has found that these functional abnormalities are independent of anxiety and depression status. This condition is also related to a global dysfunction of cerebral pain-processing. Patients exhibit modifications of brain perfusion that is not found in healthy subjects and reinforces the idea that fibromyalgia is a real disorder. Fibromyalgia is often considered as an arthritis-related condition, but it does not cause inflammation or damage to the joints, muscles or other soft tissues. Like arthritis, however, the significant pain and fatigue can interfere with a person’s ability to carry out normal daily activities.

Since 1995, there is a significant resurgence (especially since 2000) of this syndrome, more and more young people under age of 30 are affected including men. The main problem with fibromyalgia is that there are so many symptoms that people feel like a hypochondriac, especially when no one can see any of their pain, brain fog and exhaustion. Symptoms are mostly invisible to others and the tremendous variability of symptoms between one person to another are complications that cause physicians to be perplexed and patients to be frustrated. Fibromyalgia symptoms often begin after a physical or emotional trauma, but in many cases, there is no apparent triggering event.

A stress management technique such as MusikDo, an old martial art based exercises improves pain, and can definitely help patients to function better, improve mood, quality of life and reduce fatigue by adopting a positive attitude and healthier lifestyle.

Fibromyalgia could have various associated symptoms such as headaches (tension or migraine), numbness, tingling or burning feelings especially in hands and feet,  feeling spaced out, disequilibrium, intolerance of alcohol, depression, anxiety, mood swings, allergies, weight gain, carpal tunnel syndrome, dry eyes and mouth, irritable bladder, irritable bowls, heart palpitations, mitral valve prolapse,  chest muscle pain, unexplained rashes sometimes accompanied by severe itching, hypersensitivity to light, atmospheric pressure change, and temperature change.

The traditional treatment approach is not very effective with people suffering from Fibromyalgia. It takes lifestyle changes and small steps toward achieving wellness. It’s a process. Natural remedies, good nutrition, weight loss and a holistic approach hands on treatment such as Osteopathy seem to be helpful in the relief of fibromyalgia symptoms. A stress management technique such as MusikDo, an old martial art based exercises improves pain, and can definitely help patients to function better, improve mood, quality of life and reduce fatigue by adopting a positive attitude and healthier lifestyle.

Farsi


 


خبر/ رادیو کوچه

رئیس پلیس امنیت عمومی تهران بزرگ ‌هر نوع مهمانی مختلط که حدود شرعی در آن رعایت نشود را جرم دانست.

رئیس پلیس امنیت عمومی تهران بزرگ با بیان این‌که پلیس خود پی‌گیر برخورد با این گونه مهمانی‌ها است، گفت: مردم هم می‌توانند از طریق 110 با پلیس هم‌کاری کنند و پلیس با هر مهمانی که حدود شرعی در آن رعایت نشود، برخورد می‌کند.

به گزارش ایلنا، او با بیان این‌که جوانان باید از رفتن به این گونه مهمانی‌ها خودداری کنند، گفت: خانواده‌ها باید مواظب جوانانشان باشند و آن‌ها را کنترل کنند.

علی رضا محرابی با اشاره به این‌که آمار دقیق از باندهای فساد و فحشا وجود ندارد، گفت:« درباره تورهای گردش‌گری که به صورت مختلف و با سرو مشروبات الکلی فعالیت می‌کنند گزارش وجود نداشته است و از هرگونه اطلاعاتی در این زمینه استقبال می‌شود.»


 


دکتر آویده مطمئن‌فر/ رادیو کوچه

avideh@avideh.net

در یکم ژانویه ۲۰۱۱ برای اولین‌بار، «مجله درد» گزارش می‌دهد که بر اساس یک مطالعه جدید، یک ارتباط نزدیک بین چاقی و ناتوانایی‌های ناشی از فیبرومیالژی در بیماران مبتلا به این وضعیت وجود دارد. این پژوهش که توسط محققان دانش‌گاه «یوتا» به‌منظور ارزیابی ارتباط بین چاقی و فیبرومیالژی انجام شده، این نظریه را که چاقی به‌طور قابل توجهی به وضعیت این بیماری و ناتوانایی‌های آن می‌افزاید، مورد مطالعه قرار داده است. این پژوهش‌گران گزارش داده‌اند که همواره، چاقی در میان مردم مبتلا به فیبرومیالژی شایع است. هم‌چنین، افراد چاق در این مطالعه، نه تنها نسبت به درد، حساسیت بیش‌تری  دارند، بلکه انعطاف‌پذیری و مقاومت ماهیچه‌ای کم‌تری نیز در مناطق پایین بدن از خود نشان داده‌اند.

فیبرومیالژی یک وضعیت مزمن و پیچیده است که مشخصه‌ی آن، سندرم درد گسترده‌ی عضلانی، خستگی، اختلال خواب و حساسیت کلی در سراسر بدن است. در سال‌های دهه ۷۰ و ۸۰ میلادی، برخی پزشکان تصور می‌کردند که درد گزارش شده توسط بیماران مبتلا به فیبرومیالژی، نتیجه‌ی افسردگی و نه علایم یک اختلال در سلامتی آن‌ها بوده است. این «سندرم» به‌خاطر نادر بودن آن و عمدتن به‌دلیل آن که زنان را بیش‌تر از مردان تحت تاثیر قرار می‌داده است، به اشتباه، به هیستری زنانه نسبت داده شده و به‌عنوان یک بیماری روانی در نظر گرفته شده بود. در سال ۱۹۹۲ سازمان بهداشت جهانی، فیبرومیالژی را به‌عنوان وضعیتی مرتبط با آرتریت در نظر گرفت و سپس، اکتشافات علمی بیش‌تر، اختلالات عصبی در ارتباط با کاهش انتقال‌دهنده‌های عصبی از جمله «دوپامین»، «سروتونین» و «نوراپی‌نفرین» را ثابت کرد و تحقیقات اخیر نشان داده است که توسعه‌ی فیبرومیالژی توسط اختلالات سیستم عصبی مرکزی، هم‌راه با زمینه‌ی ژنتیکی به‌وجود می‌آید.

وجود حساسیت بالای بیماران به صدا و فشار در بعضی از نقاط بدن، گواه اختلالات سیستم عصبی مرکزی است. جالب این است که تحقیقات نشان داده است که این اختلالات، عمل‌کردی مستقل از اضطراب و وضعیت افسردگی دارد. هم‌چنین، این وضعیت با اختلال عمل‌کرد مغزی مرتبط با پردازش به درد ارتباط دارد. این بیماران، تغییراتی از پرفیوژن مغز، یعنی مقدار خون‌رسانی به مغز نشان داده‌اند که در افراد سالم وجود ندارد و تقویت این ایده است که فیبرومیالژی یک اختلال واقعی است. با این‌که فیبرومیالژی اغلب به‌عنوان یک بیماری مرتبط به آرتریت در نظر گرفته می‌شود، نشانی از التهاب یا صدمه به مفاصل، عضلات و سایر بافت‌های نرم وجود ندارد، ولی با این‌حال، مانند «آرتروز»، درد و خستگی قابل توجه، می‌تواند با توانایی فرد برای انجام فعالیت‌های روزانه تداخل کند.

از سال ۱۹۹۵ تا به‌حال، این سندرم به‌طرز قابل توجهی بیش‌تر و بیش‌تر در مردان و جوانان زیر ۳۰ سال وجود دارد. مشکل اصلی فیبرومیالژی این است که علایم این بیماری آن‌قدر متفاوت است که بیماران خود را «هیپوکوندرییاک» حساب می‌کنند، به ویژه هنگامی که هیچ کس نمی‌تواند هیچ یک از علایم درد، مه مغزی و خستگی را ببیند. علایم نامریی و تنوع فوق‌العاده از نشانه‌های این بیماری، اغلب اوقات باعث بهت‌زده‌گی پزشکان و ناامیدی بیماران می‌شود. علایم فیبرومیالژی اغلب پس از یک حادثه‌ی فیزیکی یا عاطفی شروع می‌شود، اما در بسیاری از موارد، هیچ روی‌داد تحریک‌کننده‌ی آشکاری وجود ندارد.

روش‌ حرکتی تمرینی مانند موزیک‌ دو که بر اساس هنرهای رزمی قدیمی تکواندو بنا شده است، درد را بهبود می‌بخشد و بیماران مبتلا به «فیبرومیالژی»، قطعن می‌توانند با پیروی از یک نگرش مثبت و سبک زندگی سالم، خستگی را کاهش دهند و با بهبود خلق‌و‌خو، به زندگی با کیفیت بالاتری دست یابند

فیبرومیالژی می‌تواند با نشانه‌های مختلف دیگری هم‌راه باشد که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: سردرد، بی‌حسی، سوزن سوزن شدن یا احساس سوزش به‌خصوص در دست‌ها و پاها، عدم تعادل، عدم تحمل الکل، افسردگی، اضطراب، نوسان خلق و خوی، آلرژی، افزایش وزن، سندرم تونل مچ دست، خشکی چشم‌ها و دهان، تحریک‌پذیری مثانه، تپش قلب، «پرولپسوس» دریچه‌ی میترال قلب، درد عضلانی در سینه، قرمزی غیرقابل توضیح پوست با خارش شدید، افزایش حساسیت به نور، حساسیت به تغیرات فشار اتمسفر و حساسیت به تغیرات دمای هوا.

روش‌های درمانی سنتی، معمولن در افراد مبتلا به فیبرومیالژی موثر نیست. دست‌یابی به سلامتی برای این افراد، فرآیندی طولانی است که لازمه‌ی آن تغییر در شیوه‌ی زندگی است. داروهای طبیعی، تغذیه‌ی مناسب، از دست دادن وزن و درمان «کل‌نگر»، مانند «استئوپاتی» در بهبود علایم فیبرومیالژی مفید به نظر می‌رسد. در عین حال، روش‌ حرکتی تمرینی مانند موزیک‌دو که بر اساس هنرهای رزمی قدیمی تکواندو بنا شده است، درد را بهبود می‌بخشد و بیماران مبتلا به فیبرومیالژی، قطعن می‌توانند با پیروی از یک نگرش مثبت و سبک زندگی سالم، خستگی را کاهش دهند و با بهبود خلق‌و‌خو، به زندگی با کیفیت بالاتری دست یابند.

نسخه انگیسی


 


خبر/ رادیو کوچه

علی سعیدلو پس از اعلام نتایج انتخابات AFC با رد دعوت ولیعهد قطر برای شرکت در مراسم افتتاحیه جام ملت‌ها به تهران برگشت.

به گزارش خبرآنلاین ، رئیس سازمان ورزش که باید صبح روز جمعه به دیدار ولیعهد قطر و رئیس کمیته ملی المپیک این کشور می‌رفت، بعد از اعلام نتایج انتخابات مجمع کنفدراسیون فوتبال آسیا و شکست برابر «گانش تاپا»، نماینده کشور نپال و از دست دادن کرسی‌های اجرایی ایران در آسیا از سیاست ضعیف فدراسیون فوتبال ایران در تجمیع آرا به سود نماینده ایران ناراحت به نظر می‌رسید، برنامه‌های سفرش را نیمه تمام گذاشت و پنجشنبه شب به تهران برگشت.

بر اساس گفته مسوولان سازمان ورزش کشور، سعیدلو که از طرف لابی شورای المپیک آسیا حمایت می‌شد و به 19 رای اعضای این شورا دست یافت، از این‌که علی رغم رایزنی‌های مختلف و دوستی صمیمی میان کفاشیان و بن همام، او و فدراسیون فوتبال نتوانسته‌اند تنها 3 رای برای فوتبال ایران بدست بیاورند به شدت ناراحت بوده و بلافاصله پس از اعلام نتایج مربوط به منطقه مرکز آسیا نشست را ترک کرده است.

بنا به این گزارش، درحالی که سعیدلو بهانه ترک زودهنگام قطر را شرکت در مراسم بزرگداشت جهان پهلوان تختی اعلام کرده اما گفته می‌شود ناراحتی رئیس سازمان ورزش از شکست در انتخاباتی است که تقریبن اطمینان داشته می‌تواند برنده‌اش باشد.


 


رادیو کوچه

دانشمندان از یافتن شیوه جدیدی با استفاده از نوعی آزمایش خون برای شناسایی بیماری آلزایمر خبر داده‌اند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه این شیوه نوعی آزمایش جدید خون است که در آن از مولکول‌هایی به نام پپتیدوئیدها برای شناسایی آنتی‌بادی‌ها (پادتن‌هایی) که در جریان خون حیوانات و بیماران مبتلا به بیماری‌های خاص در گردش هستند، استفاده می‌شود.

گفته شده است که در صورت کارا بودن این شیوه، ممکن است برای بیماری‌های دیگر نیز به کار رود.


 


جمعه 17دی  1389 / 7 ژانویه  2010

note3اجرا: دامون

note3استودیو: دامون

note3تقویم تاریخ

note3روزنگاشت – «اسطوره ملی برای ایران» – محبوبه

note3کوچه سلامتی – «یک بیماری پیچیده» – آویده مطمئن‌فر

note3بخش اول خبرها

note3رادیو لیچار( گزیده‌ی هفته)

note3اقتصاد در هفته‌ای که گذشت – «کارنامه اقتصادی دولت، نمره انضباط ندارد» – نیلوفر دهنی

note3فرهنگ و ادبیات – «آتش و قفل و ویرانی، سرانجام کتاب‌فروشی در تهران» – مصطفا خلجی

note3گزارش تاجیکستان – کیومرث

note3مهارت‌های زندگی – «من چگونه به دنیا آمدم؟» – سیمین

note3بخش دوم خبر‌ها

note3شعری – «روزی شیر در بندی در افتاد» – سید موسوی

note3گزارش هفتگی رادیو کوچه – سروش

note3مجله جاماندگان – «خدایان نجاتشان نمی‌دهند» – شراره سعیدی

note3بخش سوم خبرها


 


خبر/ رادیو کوچه

خطیب جمعه تهران در خطبه های نخست نماز جمعه این هفته تهران در رابطه با بحث جهاد در تاریخ اسلام گفته که دفاع یک مقوله مشروع در تمامی ادیان بوده و سخن پاپ در رابطه با خشونت مسلمانان یک بهتان است.

به گزارش مهر، آیت‌اله احمدجنتی در این خطبه‌ها با اشاره به جنگ‌های صدر اسلام گفته است این جنگ‌ها در واقع دفاع مشروع بوده و در پاسخ به حمله کفار به مسلمانان صورت گرفته است.

او با اشاره به سخنان پاپ و دادن عنوان خشونت به مسلمانان گفت: «این سخنان یک بهتان بوده و در تمامی ادیان دفاع یک مقوله مجاز و مقدس است. خداوند هرگز اجازه سپردن امانت به ظالمان را نداده است و این نشان می‌دهد که پاپ شناخت صحیحی از ادیان ندارد.»

جنتی با بیان این‌که مسئله جنگ و دفاع اختصاص به اسلام ندارد، گفته است: «دین‌های دیگر نیز جنگ و دفاع را مشروع می‌دانند حتا دین حضرت عیسی (ع) و اگر دیده می‌شود که حضرت عیسی (ع) وارد جنگی نشده است به دلیل فقدان دستور در دین مسیحیت نیست بلکه امکانش وجود نداشته است مثل پیامبر اکرم که 13 سال در مکه دست به شمشیر نبرد.»

وی در پایان تاکید کرده است که اسلام موضوع تازه ای را در مقوله دفاع نیاورده و هر ملتی تن به ظلم بدهد خودش عامل نابودی خود شده‌است.


 


خبر/ رادیو کوچه

رییس ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز، از ارایه پیشنهاد حکم اعدام برای قاچاقچیان برای موارد خاص خبرداد.

به گزارش ایسنا، سعید مرتضوی که چند روز پیش در گردهمایی مسوولان این ستاد از ناکارآمدی برخی قوانین در برخورد با مجرمان گلایه کرده بود، در ارتباط با ارایه این پیشنهاد گفته که این پیشنهاد برای موارد خاص داده شده است.

او با تاکید بر این‌که سهم نواقص قانونی در به نتیجه نرسیدن پرونده‌های قاچاق و قاچاقچیان تا 90 درصد است ارایه توضیح برای موارد خاص را به آینده موکول کرده است.

آقای مرتضوی با اشاره به تجربه کشورهای دیگر در مورد برخورد با قاچاق گفته است: «در چین برای قاچاقچیان حکم اعدام در نظر گرفته شده و بدون ملاحظه اجرا می‌کنند.»


 


خبر/ رادیو کوچه

مرتضا حاجی، وزیر دولت اصلاحات خبر دستگیری خود را تکذیب کرد.

به گزارش ایلنا، او در تماس خبرنگار این خبرگزاری با وی خبر بازداشت خود را تکذیب کرده است.

این در حالی است که پیش از این سحام نیوز و تعدادی از سایت‌های وابسته به اصلاح‌طلبان از بازداشت آقای حاجی و انتقال او به زندان اوین خبر داده بودند.

مرتضی حاجی که در سال 76 و در زمان انتخابات ریاست جمهوری، ریاست ستاد انتخاباتی محمد خاتمی را بر عهده داشت، پس از وقایع عاشورای سال گذشته نیز در محل بنیاد باران دستگیر و پس از دو هفته آزاد شد.

بیشتر بخوانید


 


رادیو کوچه

[podcast]

1346خورشیدی – سال‌روز درگذشت «غلامرضا تختی»، کشتی‌گیر ایرانی است. تختی در المپیک ۱۹۵۶ ملبورن به هم‌راه «امام‌علی حبیبی»، نخستین مدال‌های طلای تاریخ ورزش ایران در بازی‌های المپیک را کسب کرد. او با یک مدال طلا و دو مدال نقره المپیک، دو طلا و دو نقره قهرمانی جهان و یک طلای بازی‌های آسیایی در فهرست برترین‌های قرن «فیلا» در جای‌گاه سیزدهم قرار دارد. او یکی از سه کشتی‌گیر ایرانی (در کنار امام‌علی حبیبی و عبداله موحد) است که در تالار افتخارات فیلا قرار دارد. مزار تختی در ابن بابویه شهر ری قرار دارد.

1926 میلادی - «عبدالعزیز بن عبدالرحمن السعود»، خود را پادشاه حجاز اعلام کرد.  عبدالعزیز از اختلاف شریف مکه با دولت انگلستان استفاده کرده و حجاز را هم بر قلمرو خویش افزود و خود را سلطان «نجد و حجاز» اعلام داشت. وی قبلن سلطان نجد بود. دولت لندن به‌ناچار طبق عهدنامه سال 1927 «جده» قلمرو حکومتی عبدالعزیز را به‌رسمیت شناخت. مملکت سعودی 23 سپتامبر 1932 از وحدت حجاز، نجد، حسا، قطیف و برخی نواحی دیگر رسمیت یافته و این‌روز که در تقویم‌ها مندرج است به‌عنوان روز تاسیس رعایت می‌شود. کشور سعودی تنها مملکتی در جهان است که به اسم فرد نامیده شده است. این کشور دارای یک شورای انتصابی است ولی پارلمان ندارد که اعضای آن همانند کشورهای دیگر منتخب مردم باشند. سلطنت بر کشور سعودی در خانواده السعود موروثی است و پسران عبدالعزیز تاکنون یکی پس از دیگری پادشاه این سرزمین شده‌اند.

1357 خورشیدی - «رابرت هایزر» ژنرال آمریکایی و معاون نیروهای مسلح «ناتو» در اروپا به تصمیم «جیمی کارتر» رییس‌جمهور وقت آمریکا وارد تهران شده و مذاکرات خود را با مقامات نظامی ایران آغاز کرده است. این مذاکرات احتمالن درباره سرنوشت شاه و حقیقت‌یابی در زمینه کابینه «شاپور بختیار» است. پیش از انتصاب بختیار، روزنامه‌های تهران در اعتصاب 62 روزه خود بودند و مردم از تحولات روزمره بی‌خبر. منابع خبر ایرانیان درون‌ مرز در آن 62 روز تنها چند رادیو دولتی خارجی بود که برنامه اخبار به زبان فارسی داشتند. ژنرال «هایزر» بعدن و پیش از فوت، درباره ماموریت خود در تهران و جلسات متعددش با ژنرال‌های ایرانی کتابی مفصل منتشر کرد که یکی از ماخذ تاریخ‌نگاران به‌شمار می‌آید.

1938 میلادی - سال‌روز تولد «رولان ‌توپور» (Roland Topor) ‏تصویرگر، نقاش، کاریکاتوریست و نویسنده فرانسوی است. پدر و مادر او لهستانی بودند. پدرش نقاش بود و او نیز، به نقاشی روی آورد. در دانشکده هنرهای زیبای پاریس درس خواند و در بیست‌سالگی نخستین طرحش در مجله‌ای منتشر شد و او به زودی به‌عنوان کاریکاتوریستی متفاوت و جسور شناخته شد. او در ۱۶ آوریل ۱۹۹۷ در ۵۹ سالگی پس از چند روز بی‌هوشی درگذشت.

1314 خورشیدی - در این‌روز «رضا‌شاه پهلوی»، طی جشن فارغ‌التحصیلی دختران بی‌حجاب در دانش‌سرای مقدماتی ، رسمن کشف حجاب را اعلام کرد. این اقدام رضا‌شاه پس از تنها سفر خارجی‌اش به ترکیه و تحت‌تاثیر اقدامات غرب‌گرایانه «آتاتورک» انجام گرفت. رضا‌شاه قانون کشف حجاب را یک‌باره صادر نکرد. نخستین شایعات پیرامون قانون جدید، هنگامی پیدا شد که رضاشاه تحت‌تاثیر اصلاحات در افغانستان قرار گرفته بود و «امان‌اله خان» و «ملکه ثریا»، شاه و ملکه افغانستان در سال ۱۳۰۸ به ایران آمدند. ملکه افغانستان بی‌حجاب بود و جنجالی در میان روحانیون برانگیخت. آنان از رضاشاه خواستند ملکه افغانستان را در ایران مجبور به داشتن حجاب کند که رضاشاه نپذیرفت. در همین زمان شایعاتی درباره تصویب قانون منع حجاب پخش شد.

1964 میلادی - سال‌روز تولد «نیکولاس کیج»، بازی‌گر و تهیه کننده آمریکایی است. در سال ۱۹۹۵ او توانست جایزه اسکار بهترین بازی‌گر نقش اول مرد را برای فیلم «ترک لاس وگاس» به‌دست آورد. در «کالیفرنیا»ی آمریکا به دنیا آمده‌است. پدرش، پروفسور ادبیات و مادرش رقاص آلمانی بودند. نیکلاس دوازده‌سال داشت که پدر و مادرش از هم جدا شدند. وی عاشق بازی‌گری بود. تا این‌حد که تحصیل در دوران دبیرستان را رها کرد و وارد کنسرواتوار جوانان «سانفرانسیسکو» شد و یک‌سال بعد در سال 1981 بازی‌گری را از تلویزیون شروع کرد. چندی نگذشت که وارد عالم سینما شد و خیلی زود به‌عنوان یک چهره جوان به شهرت رسید. او دو بار نامزد اسکار شده‌ است.

1610 میلادی – روزی است که  «‌گالیله» چهار قمری که دور مشتری در حال حرکت هستند را کشف کرد. گالیله، ریاضی‌دان، اخترشناس و فیزیک‌دان ایتالیایی است که در پیدایش روش علمی جدید و کشف قانون‌هایی برای شرح نتایج مشاهده و آزمایش تاثیر به‌سزایی داشته است، در چنین روزی او چهار قمری که دور مشتری در حال حرکت هستند و حرکت زمین سبب نمی‌شود که ماه را پشت سر بگذارد را کشف کرد. شهرت گالیله سبب شد که به‌عنوان ریاضی‌دان مقامی در دربار فلورانس کسب کند.


 


خبر/ رادیو کوچه

وزیر امورخارجه‌اسرائیل از هم‌تای ترکیه‌ای‌ خود خواست تا برای حل و فصل اختلافات دو طرف به بیت المقدس سفر کند.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، «آویگدور لیبرمن»، وزیر امور خارجه‌ی اسرائیل، در مقاله‌ای در روزنامه‌ی عبری اورشلیم پست از «احمد داوود اوغلو»، وزیر امورخارجه ترکیه خواست تا برای حل و فصل اختلافات بین دو طرف به بیت المقدس سفر کند.

او در این مقاله گفته است: «اسرائیل هرگز یک کیسه بوکس برای آنکارا نخواهد بود.»

لیبرمن با بیان این که ما برای بازگشت به مذاکرات آشکار و آرام با ترکیه تلاش می‌کنیم و به همین دلیل از هم‌تای خود می‌خواهم که به قدس و یا هر جای دیگر که بتوان در آن به بررسی مسایل و تحولات بین دو طرف و منطقه پرداخت بیاید، تاکید کرده است: «امکان ایجاد اختلاف بین هم‌پیمانان وجود دارد اما روشنی تعامل با این اختلافات خصیصه و ویژگی حقیقی برای هرگونه رابطه است.»

وزیر امورخارجه اسرائیل با اشاره به این که  حدود 100 هزار تن در استقبال از کشتی مرمره پس از بازگشت به استانبول در ماه گذشته شعار مرگ بر اسرائیل سردادند تاکید کرد:‌ «عدم محکوم کردن این اقدامات فضاحت بار از طرف مسوولان ترکیه نهایتن خویشتن داری را برای ما مشکل می‌سازد!»


 


خبر/ رادیو کوچه

مدیر کل هواشناسی استان تهران گفته است که انتظار می‌رود از روز یکشنبه بارش‌ها به صورت باران در تهران آغاز شود و در روز دوشنبه این بارش‌ها به برف تبدیل شود.

به گزارش ایسنا، آقای جباری اعلام کرده است که  یک سامانه بارشی نسبتن شدید از شرق مدیترانه در حال ورود به ایران است که در روز یکشنبه در دامنه‌های زاگرس و در روز دوشنبه در دامنه‌های البرز و تهران فعال می‌شود.

مدیر کل هواشناسی استان تهران با اشاره به این‌که تا پایان هفته دمای هوا در تهران حداقل 3 درجه کاهش خواهد یافت و به زیر صفر می‌رسد گفت: «سامانه جدید از سامانه قبلی قوی‌تر خواهد بود و با خروج این سامانه طی روزهای سه‌شنبه و چهارشنبه دمای هوا در پایتخت به زیر صفر رفته و انتظار می‌رود آسمان تهران در پایان هفته نیمه ابری باشد.»


 


محبوبه‌شعاع / رادیوکوچه

mahboobeh@koochehmail.com

«بابک خرم‌دین» در سال 174 یا به روایتی 177 در روستای بلال‌آباد در حومه «اردبیل» به دنیا آمد. پدر بابک از اهالی «تیسفون»، پایتخت ساسانیان بود که به آذربایجان مهاجرت کرده بود و مادر بابک ماه‌رو نام داشت که اهل آذربایجان بود.

در کتاب «البدء و التاریخ» آمده است که «جاویدان بن سهرک یا سهل» رییس جاویدانیه در مسیر بازگشت از زنجان در ده بلال آباد در منزل مادر بابک توقف می‌کند و به سبب کاردانی بابک جاویدان از او  خوشش می‌آید و با اجازه مادرش او را هم‌راه خود می‌برد و او را سرپرست اموال و املاک خود می‌سازد.

مدتی پس از آن‌که بابک در خدمت جاویدان بسر می‌برد، جاویدان بر اثر بیماری از دنیا می‌رود. در این کتاب نقل شده است که همسر جاویدان به سبب علاقه‌ای که به بابک داشت به پیروان جاویدان اعلام می‌کند که روح جاویدان در بابک حلول یافته است و او می‌بایست جانشین جاویدان باشد.

و بابک طی تشریفاتی جانشین جاویدان و پیشوای خرمیان می‌شود و بابک نیز همسر جاویدان را به همسری خود درمی‌آورد. به نظر می‌رسد آیین خرمدینان که آیین آن‌ها شاد زیستن است، ترکیبی از ارتدکس و بهدین (دین خوب) زرتشت و شاخه‌ای از تفکر مزدکیسم باشد.

بابک پس از مدتی یعنی در سال ۱۹۵ هجری خورشیدی، هم‌زمان با خلافت «مامون» خلیفه عباسی در شمال آرتاویل (اردبیل کنونی) علیه عباسیون قیام کرد. او هم‌چنین با همسایه‌های ارمنی خود متحد شد و توانست حمایت امپراتور بیزانس «تئوفیلوس» را به‌دست آورد.

بابک خرم‌دین رهبری جنبش سرخ جامگان را برعهده داشت. از دیگر رهبران جنبش‌های ایرانیان می‌توان به «مازیار» از مازندران، «ابومسلم خراسانی‌ و «یعقوب لیث» از سیستان اشاره کرد که افتخارات سیاسی زیادی برای ایرانیان در گذشته آورده‌‌اند.

هدف نهایی بابک اتحاد مجدد ایران و رهایی ایران از قید خلفای عباسی بود. می‌گویند بابک هم‌واره می‌گفت روح ابومسلم خراسانی در او  حلول کرده است و او و پیروانش اعتقاد داشتند که ابومسلم منجی است که روزی دوباره بازخواهد گشت و عدالت را در جهان برقرار خواهد کرد.

قیام بابک نزدیک به بیست سال طول کشید. بابک زمانی شکست خورد که متحد پیشین او افشین به او خیانت کرد. با شکست بابک و دست‌گیری او بسیاری از خرم‌دینان به امپراتوری بیزانس پناهنده شدند و پیروان او بعدها در سایر مذاهب اسلامی حل شدند و می‌توان گفت که قیام خرم‌دینان در عمل آخرین جنبش بزرگ و سازمان یافته احیای دینی ایران پیش از اسلام بوده است.

بابک خرم‌دین سرانجام به سبب خیانتی که حاکم ارمنستان به او کرد در بند افشین گرفتار شد. افشین وی را به بغداد برده و تحویل داد. گفته شده بابک را لباسی تحقیرآمیز پوشاندند و در شهر گرداندند. گویا بغداد نمی‌توانست باور کند پهلوان دلیری که سال‌ها او را تهدید می‌کرد، اکنون در آن‌جا به اسارت به سر می‌برد.

و اما در نهایت بابک خرم‌دین در هفدهم دی ۲۱۶ هجری خورشیدی، به‌دستور «معتصم» کشته شد. بر طبق بعضی منابع سر او را برای نمایش در شهرهای دیگر و خراسان گرداندند. بابک در همان محلی به دار آویخته شد که دیگر قیام‌کننده ضدعباسی، مازیار، شاه‌زاده طبری بعدها به دستور خلیفه عباسی به دار آویخته شدند.

سال‌گرد او را مردمانی شامل ایرانی‌ها، آذربایجانی‌ها و تاجیک‌ها جشن می‌گیرند و گرامی می‌دارند.  هر ساله در  روز بزرگ‌داشت او در دومین جمعه تیر ماه مراسمی در قلعه بابک واقع در شهرستان «کلیبر» استان آذربایجان شرقی به پاس این اسطوره ملی برگزار می‌شود که میلیون‌ها دوست‌دار بابک خرم‌دین در این مراسم شرکت می‌کنند.

منبع‌ها:

گوگل

ویکی‌پدیا

مشاهیر و نام‌آوران


 


خبر/ رادیو کوچه

سرپرست وزارت امور خارجه ایران از دست یابی تهران و بغداد به سه توافق جدید در مسیر توسعه مناسبات دوجانبه خبر داد.

به گزارش ایرنا،«علی‌اکبر صالحی» در پایان نخستین سفر رسمی خود به عنوان سرپرست وزارت امورخارجه به عراق گفت: «در این سفر درباره مسایل مورد علاقه طرفین به صراحت گفت وگو کردیم و متعاقب آن تصمیماتی نظیر تشکیل کمیسیون عالی مشترک اقتصادی، کمیته مشترک سیاسی و کمیته عالی مسایل مرزی برای بررسی مشکلات و مسایل مرزی دو کشور اتخاذ شد.»

او هم چنین از رایزنی ها پیرامون  رفع مشکلات زایران ایرانی در نقاط مرزی و گمرکات دو کشور خبر داده است و با اشاره به طرح مسایل سیاسی واقتصادی دوجانبه و بررسی تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی در این سفر افزوده است: «مقرر شد که تشکیل کمیته مشترک سیاسی ایران و عراق توسط معاونین وزارت‌خانه‌های امور خارجه دو کشور پی‌گیری شود.»

سرپرست  وزارت  امور خارجه  در  خصوص پیشنهاد لغو دوجانبه روادید بین ایران و عراق نیز  با بیان این که قضاوت در رابطه با این موضوع شاید زودهنگام باشد اما ما تلاش خواهیم کرد که این امر محقق شود، گفته است: «البته باید توجه داشته  باشیم که هر کشوری باید شرایط طرف مقابل را به خوبی درک کند.»


 


رادیو کوچه

مهم‌ترین عنوان‌های رسانه‌های امروز مالزی:

خبرگزاری برناما

  • سرقت از منزل سردبیر مالایی میل.
  • سیل‌زدگان بیش‌تری در پهانگ و کلانتان از منازل خود تخلیه شدند.
  • اندونزی باید از تیم ریاست آسه آن برای پیش‌برد حقوق خود استفاده کند.
  • کشور در سال 2008 متحمل 7.8 میلیارد رینگیت خسارت ناشی از تصادفات جاده‌ای شده بود.
  • انتصاب رایزن سلانگور، نباید مشاجره برانگیز باشد.
  • بهای روغن نارگیل در سه ماهه اول امسال به 4،000 رینگیت در تن خواهد رسید.
  • خرید شرکت Kim Eng از سوی Maybank تاثیری بر رتبه‌بندی بانک نگذاشته است.
  • هواپیمایی استرالیایی  Virgin Blue، سانکار نارایان را به عنوان مدیرعامل جدید خود پذیرفت.
  • دانشمندان اعلام کردند که چین تا سال 2016 به شبکه کنترل عمیق فضایی مجهز خواهد شد.
  • امارات متحده عربی سیستم هشدار سیل را تقویت می‌کند.
  • کره جنوبی نیازمند به اندازه‌گیری‌های پیش‌گیرانه‌ای برای مبارزه با تورم است.
  • طرح دموکرات‌ها مانعی برای قانون سلامت در امریکا.

روزنامه استار

  • کمیته سلطنتی مسوول پی‌گیری پرونده تئو بنگ هوک شد.
  • دادگاه ریاست سابق شرکت Sime Darby به 11 آوریل موکول شد.
  • فیلم کوتاه «وحدت، آرامش، تحمل برابری‌ها و دوستی” که برای پیش‌برد طرح یک مالزی واحد در دسامبر 2009 ساخته شده بود موفق به دریافت جایزه از فستیوال فیلم‌های داخلی شد.
  • هیچ دستوری برای جمع آوری سمبل‌های مذهبی مسیحی داده نشده است.
  • رهبران جوانان از سراسر کشور در سراواک برای تمرکز بر روی علوم و نوآوری‌ها جمع خواهند شد.
  • در پنانگ کمبود کتاب سال اول مدارس وجود دارد.
  • مراکز کمک‌رسانی و مشاوره‌ای در مورد ادامه تحصیلات دانشگاهی شکل گرفته است.
  • پس از بالا رفتن قیمت‌ها، دو مرکز بسته‌بندی و توزیع روغن نباتی مورد تحقیق و جستجو قرار گرفتند.
  • بالا آمدن آب موجب تعطیلی فوری 16 مدرسه در کلانتان شد.
  • در توسعه روستاها دولت همیشه به هدف نهایی تکیه دارد.
  • بازدید از نمایشگاه صنایع دستی، امکان برنده شدن یک جایزه 25،000 رینگیتی را برای بازدیدکنندگان به همراه خواهد داشت.
  • موارد دنگی‌زدگی در سلانگور 11 درصد افزایش داشته است.
  • یک دانش‌جوی نیجریه‌ای با 3.5 کیلوگرم ماده مخدر کریستال در فرودگاه بین‌المللی کوالالامپور دست‌گیر شد.
  • کار احداث راه‌آهنی که چین را به جنوب شرق آسیا متصل کند، امسال آغاز می‌شود.
  • هر دو کره و امریکا شدت خطر حمله نظامی را پایین آوردند.
  • سیل در استرالیا خسارات هنگفتی بر جای گذارد.
  • پاپ می‌گوید: «خداوند عامل انفجار ابدیت بوده و جهان ناشی از یک اتفاق نبوده است.»

روزنامه نیو استریت تایم

  • سلطان سلانگور: «من طرف‌دار هیچ حزبی نیستم.»
  • دولت مالزی به دنبال پیمانکار برای پروژه‌های 36 میلیارد رینگیتی احداث خط آهن فوق سریع می‌گردد.
  • پل مک‌کارتی خواننده سابق گروه بیتل‌ها در سفرش به هند از آن‌ها خواست روز 12 ژانویه را به عنوان روز بدون مصرف گوشت اعلام کنند.

روزنامه مالایی میل

  • سلانگور 4 نفر را مسوول امور آب در ایالت کرد.
  • یک مرد در رابطه با سرقت 85،000 رینگیتی دست‌گیر شد؛ سه نفر دیگر موفق به فرار شدند.
  • 100 شفا یافته بیماری سرطان سینه به کنفرانسی در تایوان دعوت شدند.

 


خبر/ رادیو کوچه

علیرضا حسینی بهشتی، مشاور ارشد میرحسین موسوی در پی سخنان وزیر اطلاعات ایران مبنی بر یافتن جزوه‌‌ای تکان‌دهنده که در آن طرح براندازی دین از ایران، پیش از انتخابات تاکنون ترسیم شده بود، با بیان این که سیل تهمت و ناسزایی که این روزها در رسانه‌های رسمی و نیمه رسمی به سمت بزرگان و پیشگامان این انقلاب روانه شده، مرا به یاد ماه‌های نخست پس از پیروزی می‌اندازد گفته است: « اعتقاد ندارم که دین را بشود براندازی کرد، هرچند رفتارهای بی‌تناسب با دین که به نام دین انجام می‌شود، چنان چه به گواهی تاریخ دین‌داری در اروپا و نیز در میان مسلمانان اتفاق افتاده، می‌تواند باعث رویگردانی از دین شود»

به گزارش کلمه، وی در ادامه با بیان این که «پرسشی که این روزها بیشتر از پیش ذهنم را به خود مشغول داشته این است که خون چند مظلوم دیگر باید بر زمین ریخته شود تا خشونت طلبی و زورمداری از این سرزمین برای همیشه رخت بربندد؟» با اذعان به این مساله که قصد دفاع از خود را نداشته و ندارد علت پاسخ‌گویی را رجوع به قرآن دانسته در یادداشتی نوشته است:« متن خبر روشن نمی‌کند که جزوه‌ای که در منزل بدست آمده با جزوه‌ای که در دفتر بوده یکسان و مربوط به دستگیری شهریورماه سال ۱۳۸۸ یا دستگیری دی ماه همان سال است. با آن‌چه در بازجویی‌ها مطرح شد، احتمال می‌دهم اشاره مقام مذکور به دو جزوه باشد که ماجرای هر دو را برای ثبت در تاریخ توضیح می‌دهم. نویسنده یکی از این جزوه‌ها که موضوع آن تجزیه و تحلیل علمی حوادث پیش و پس از انتخابات بود، یکی از اساتید دانشگاه است که از قضا روزگاری دست اندرکار آموزش نظری مسوولان بلندپایه دستگاه امنیتی کشور بوده و طی دیداری، مطالب آن را در حضور من و گروهی از اساتید دانشگاه ارایه کرد. در آن جلسه، مانند هر جلسه علمی و دانشگاهی دیگر، نقطه نظرهای مطرح شده، به بررسی و نقد گذاشته شد که برخی از انتقادها مورد تأیید فرد مورد اشاره نیز قرار گرفت. در پایان آن جلسه، ایشان وعده داد که متن کامل بحث خود را، که به جمع های دیگری نیز ارایه شده بود، برای من و دیگران ارسال نماید. در میان ده‌ها مطلبی که روزانه به دفتر من فرستاده می‌شود، این متن نیز چند روز بعد فرستاده شده بود که تا هنگام دستگیری فرصت مطالعه آن پبش نیامده بود. اما به هرحال، محتوای آن بحثی علمی از گونه‌ای بود که دانشگاهیان علوم اجتماعی در طول حیات علمی‌شان با آن سروکار دارند.

احتمال دیگر این است که اشاره مقام امنیتی مذکور به جزوه‌ای باشد که گروهی از افراد و از جمله من در جمعیت توحید و تعاون تحت عنوان «الگوی زیست مسلمانی» تهیه کرده بودیم و در سال ۱۳۸۸ جهت اطلاع و نظرخواهی ابتدا به صاحب‌نظران مختلف، از جمله مقام رهبری، مراجع عظام، مدرسین حوزه علمیه، اساتید دانشگاه و سیاستمداران ارسال شد و در زمستان همان سال در نشستی با عنوان «گفتمان دهه چهارم: ضرورت تغییر و تحول» در سالن مرکز همایش‌های رایزن در حضور جمع کثیری از صاحبن‌ظران و نیز خبرنگاران، ارایه و تشریح شد. متن مذکور حاصل اندیشه ورزی‌ها و دغدغه‌های نظری تهیه‌کنندگان آن در طی سال‌های پیش از آن و هدف آن، نقد مشفقانه کارنامه سی ساله انقلاب بود. انگیزه انجام چنین بازنگری گذشته چیزی نبود جز احساس مسوولیتی که به عنوان مسلمان نسبت به راه طی شده و دستاوردها یا کاستی‌های آن داشتیم و عمل به آن دستور پبشوایان دینی که «حاسبوا قبل ان تحاسبوا» و محصول آن، ارایه نظریه الگوی زیست مسلمانی برپایه عقلانیت جمعی توحیدی بود.

حال چگونه تلاش‌های فکری از این دست می‌تواند در جهت مقابله با نظام جمهوری اسلامی یا به تعبیر مقام مذکور، «براندازی دین» (!) فهمیده شود، پرسشی است که هم‌چنان برایم بی‌پاسخ مانده است. اعتقاد ندارم که دین را بشود براندازی کرد، هرچند رفتارهای بی‌تناسب با دین که به نام دین انجام می‌شود، چنان‌چه به گواهی تاریخ دین‌داری در اروپا و نیز در میان مسلمانان اتفاق افتاده، می‌تواند باعث روی‌گردانی از دین شود و چه چیز ضد دین تر از اتخاذ اعمال و روش‌هایی که با اخلاق، که پیامبر این دین هدف از بعثت خود را ارتقای آن در جامعه اعلام می‌کند، در مغایرت و مخالفت آشکار است.»


 


رادیو کوچه

دفتر «جشنواره بین‌المللی فیلم کن» از انتخاب «رابرت دنیرو» به عنوان رئیس هیئت داوران در دور آینده این جشنواره خبر داده است.

رابرت دنیرو در رأس هیئت نه نفره داوران، برندگان جوایز نخل طلایی را انتخاب خواهد کرد.

به گزارش بی‌بی‌سی، دنیرو در واکنش به این خبر گفته است که برای او افتخاری است که ریاست هیئت داوران را در یکی از قدیمی‌ترین و بهترین جشنواره‌های سینمایی جهان به عهده داشته باشد.

دنیرو  با فیلم‌های خود، هشت بار در جشنواره سینمایی کن حضور داشته است. تاکنون فیلم‌های «راننده تاکسی» به کارگردانی اسکورسیزی در سال ۱۹۷۶ و «میسیون» به کارگردانی رولاند جوفه در سال ۱۹۸۶ با نقش‌آفرینی وی در جشنواره کن، نخل طلایی را از آن خود ساختند.

او پیش از این نیز موفق به دریافت دو جایزه اسکار شده است.

شصت و چهارمین دوره جشنواره سینمایی کن از ۱۱ تا ۲۲ ماه می ۲۰۱۱ در جنواب فرانسه برگزار می‌شود.

در دوره پیشین جشنواره کن، ریاست هیئت داوران را تیم برتون، کارگردان آمریکایی، برعهده داشت.


 


رادیو کوچه

اتحادیه اروپا هشدار داده است که تخم مرغ‌های آلوده به دی‌اکسین در مواد غذایی بریتانیا دیده شده است.

به گزارش بی‌بی‌سی، در حالی که بیش از ۴۷۰۰ مرکز پرورش مرغ و خوک در آلمان به دلیل یافتن میزان زیادی از سم شیمیایی موسوم به دی اکسین در خوراک آن‌ها تعطیل شده است، در موادغذایی بریتانیا نیز تخم مرغ‌های آلوده دیده شده است.

این درحالی است که مقام های آلمانی گفته‌اند دی‌اکسین پیدا شده آنقدر نیست که خطری برای انسان باشد و تنها برای احتیاط این مراکز را تعطیل کرده‌اند.

بنا به این گزارش، دی اکسین برای اولین بار در اواخر دسامبر در مراکز پرورش خوک و مرغ پیدا شد، اما ابعاد مسئله چند روز پیش روشن شد که مقام‌های آلمانی خبر از آلودگی ۳۰۰۰ تن غذای این حیوانات دادند.

وزارت کشاورزی آلمان روز پنجشنبه اعلام کرد بیشتر مراکز تعطیل شده مختص پرورش خوک است و انتقال گوشت این دام و طیور به بازار تا زمانی‌که از سلامت آن‌ها اطمینان حاصل نشود متوقف خواهد ماند.

گفته می‌شود شرکتی در شمال آلمان که غذای مرغ توزیع می‌کند، عامل انتشار این سموم بوده است.


 


خبر/ رادیو کوچه

مرتضا حاجی، عضو شورای عالی بنیاد باران که زیر نظر محمد خاتمی فعالیت می‌کند، چهارشنبه شب گذشته بازداشت شد.

به گفته‌ی یکی از نزدیکان آقای حاجی، چهارشنبه شب گذشته نیروهای امنیتی و اطلاعاتی مرتضا حاجی را بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کرده‌اند هرچند که سحام نیوز از انتقال وی به زندان اوین خبر داده است.

مرتضا حاجی که در سال 76 رئیس ستاد انتخاباتی خاتمی بود، سال گذشته نیز، یک روز پس از وقایع عاشورا دستگیر و آزاد شده بود.

او در دوران ریاست‌جمهوری محمد خاتمی عهده‌دار وزارت تعاون و آموزش و پرورش بوده است.

گفته می‌شود این بازداشت در پی حمله‌های زبانی اخیر علیه محمد خاتمی صورت گرفته است.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به koocheh-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به koocheh@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته