
مهسا / رادیو کوچه
……………………………………………..
«دو سلام»
«سهراب» کوچهها را به دست دو سلام فتح میکرد و امروز من هم همگام با شما در دومین روز سال 2011 میلادی آمدهام برای فتح این کوچه، پس دوباره سلام، سلامی به شما از رادیو کوچه.
……………………………………………..
«ژوژمان روزی که ما پاسخگوی خطهایمان هستیم»
بعد از چند ماه کرکسیونهای پیدرپی و بحث و گفتوگوهای بیپایان با اساتید و سایر دانشجویان بر سر اینکه دیواری را در کجا بگذاریم و یا پنجرهای را در کدام قسمت دیوار و روبه کدام منظره قرار دهیم و یا بررسی اینکه تا چه حد توانستهایم به نیازهای جسمی و روحی ساکنان و استفادهکنندگان از آن بنا پاسخ بگوییم و بارها و بارها اسکیسزدن و ماکت ساختن، در نهایت روز پاسخگویی به اعمالمان یا بهتر بگویم خطهایمان فرا میرسد.
……………………………………………..
«یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم»
هفته پیش، هنگامی که در کنار دوستان و آشنایان در منزل پدربزرگ مهمان بودم و درست زمانی که ذهنم در هزارتوی بایدها و نبایدها، رفتنها و ماندنها بهدنبال ساحل امنی میگشت، تصمیم گرفتم که در این برنامه کوچهرندان از منظری دیگر به معماری نگاه کنم، تا شاید دستکم برای آنهایی که چون من در این روزهای آلوده، دلتنگ نمیدانم چهها می شوند، کمکی باشد.
……………………………………………..
«ساختوساز در راستای دموکراسی»
«فرانک لوید رایت»: «ناگهان ماکت ساختمان را دیدم که وسط میز قرار گرفته، داخل آمدم تا ببینم موضوع چیست. چهارگوشهی ساختمان را گرفتم و آنها را از هم دور کردم و از آنها به عنوان عناصر مستقل استفاده کردم. در این حالت بود که فهمیدم اتفاقی در حال رخ دادن است.
……………………………………………..
«نور در کاسه مس چه نوازشها میریزد»
«نور» نماد عقل و منشا پاکیها و نیکیها است و خارج شدن انسان از تاریکیها و تابیده شدن نور معرفت بر وجودش همواره یک هدف نهایی بوده است. نور همیشه پاسخگوی حس کنجکاوی بشر است. گذار از یک دالان تاریک و امید رسیدن به روشنایی در انتهای مسیر، حس زندگی، حرکت و شوق دیدار ورای آنچه نهان است، همواره برای بشر حسی دلپذیر بوده است.
……………………………………………..
«باغ ایرانی غزل معماری و شهرسازی»
ایرانی در هر دوره از تاریخ، در گوشهای از وجود خود، حضوری از باغ را نهفته است. (پیرنیا 1371) این مفهوم مقدس و صور خیال آن در هزاران آینه منعکس شده است که یکی از رساترین آنها شعر و ادبیات پارسی است.
کیومرث/ دفتر تاجیکستان/ رادیو کوچه
……………………………………………..
«دانشمند تاجیک عضو فرهنگستان زبان فارسی شد»
پروفسور دادی خدای سیمالدین، رییس کمیته زبان و اصطلاحات تاجیکستان، یک نهاد پشتیبان از زبان تاجیکی، که سالهاست درباره زبان فارسی پژوهیش علمی انجام میدهد به عضویت فرهنگستان زبان و ادب فارسی جمهوری اسلامی پذرفته شده است.
……………………………………………..
«تاجیکستان باید از برنامه هستهای ایران حمایت کند»
تاجیکستان باید از برنامه هستهای ایران حمایت کند. مولف نوشته است ایران برای تاجیکستان نه تنها کشور همزبان بـلکه دوست بااعتماد است که سالها باز برای پیشرفت اقتصاد این کشور کمک میکند. همچنین ایران ساختمان نیروگاه برق آبی «سـنگتوده ـ2» در جنوب تاجیکستان را به دوش گرفته است.
……………………………………………..
«محو یک گروه مخالف دولت در تاجیکستان»
نهادها انتظامی تاجیکستان اعلام کردند که در منطقه شرق این کشور «علاوالدین دولتف» معروف به «علی بیدکی» که در قتل 28 سرباز وزارت دفاع تاجیکستان در تابستان سال گزشته متهم میشود همراه با هفتتن دیگر کشته شده است.
……………………………………………..
«گزینش نام فارسی یا عربی در تاجیکستان»
کمیته زبان و اصطلاحات تاجیکستان یک نهاد رسمی پشتیبان از زبان تاجیکی با تهیه فهرست نامهای فارسی یا ایرانی قدیم میخواهد مردم را ترغیب کند، تا به فرزندان خود اسم فارسی بگذارند. روحانیان تاجیک نیز بارها تاکید کردند، که بهتر است، برای فرزندان نامها را از کتابهای اسلامی انتخاب کنند.
……………………………………………..
«کوچههای تاجیکستان در سال نو»
در تاجیکـستان حدود یک قـرن است که مردم از سال نو میلادی یا سال نو مسیحی تجلیل میکنند. شهرداری دوشنبه پایتخت تاجیکستان میگوید امسال با نـصب ارچه سالنوی یا درخت کاج 20 میتری در مرکزی این شهر سال نو میلادی با شکوه تجلیل خواهد شد.
……………………………………………..
مهشب تاجیک/رادیو کوچه
«انیو موریکونه»، موسیقیدان و آهنگساز برجستهی ایتالیایی، بیش از هر چیز به خاطر موسیقی متن فیلم و به خصوص فیلمهای وسترن ایتالیایی یا وسترن اسپاگتی شهرت دارد و شاید مشهورترین آثار وسترن او، مجموعهی «دلار» با شرکت «کلینت ایستوود» (Clint Eastwood) و به کارگردانی همکلاس قدیمیاش، «سرجیو لیونه» (Sergio Leone) باشد. سرجیو لیونه در دههی شصت و بعد از آن، تعداد زیادی فیلم ساخت که بهطور عمومی به زبان ایتالیایی ساخته و بعد به انگلیسی دوبله میشد. ترکیب پس زمینههای ایتالیایی و داستانهای وسترن با قهرمانی شکستناپذیر، به ساختن چند فیلم موفق گانگستری نیز منجر شد که او بهطور تقریبی در تمام آنها از موسیقی موریکونه استفاده کرد. هرچند تماشاگران انگلیسی زبان پس از دیدن این فیلمها با موسیقی موریکونه آشنا شدند، اما او قبل از آن در موطن خود آهنگسازی مشهور بود.
انیو موریکونه در سال 1928 در رم متولد شد و بعدها در همانجا به تحصیل موسیقی پرداخت. او نواختن ترومپت و آهنگسازی را تحت نظر «گودفردو پتراسی» (Goffredo Petrassi) آهنگساز و مدرس موسیقی کلاسیک مدرن و همچنین رهبری کر را در کنسرواتوار «سانتا چچیلیا» فرا گرفت. در ابتدا قصد داشت که به ساختن موسیقی کلاسیک مدرن بپردازد اما این ایده با پیش آمدی، تغییر کرد. موریکونه برای تنظیم ترانههای پاپ ایتالیایی دعوت شد که در آن زمان هیچ آشنایی با آن نداشت. موریکونه کار نوشتن موسیقی برای فیلم را از سال 1962 آغاز کرد و در ضمن از کار بر روی آهنگسازی و تنظیم موسیقی کلاسیک نیز غافل نبود.
کار نگارش موسیقی متن فیلم را آغاز کرد، و با ساختن موسیقی فیلم «به خاطر یک مشت دلار» برای یار دیرینهاش سرجو لئونه، ظهور یک پدیده را نوید داد
در ۳۴ سالگی، کار نگارش موسیقی متن فیلم را آغاز کرد، و با ساختن موسیقی فیلم «به خاطر یک مشت دلار» برای یار دیرینهاش سرجو لئونه، ظهور یک پدیده را نوید داد. اما با موسیقی نوآورانهی وسترن اسپاگتی «خوب، بد، زشت» باز هم اثر لئونه بود که شهرتی جهانی یافت، وی با ترکیب بندی بدیع سازها و صداها، و با استفاده از ابزار الکترونیک به اضافهی چاشنی سوت، به خلق موسیقی اوریژینالی دست زد که تا آن زمان نظیرش شنیده نشده بود و مبدع سبکی تازه و منشا تغییر و تحولی عظیم در موسیقی شد. و یا سالها بعد برای موزیک متن «روزی روزگاری در آمریکا» با بهرهگیری از سازهایی مهجورتر چون پن فلوت و بانجو، و با ترکیبات صوتی منحصربهفرد، به ایجاد لحن و حال و هوای اثر کمکی شایان توجه کرد. وی پس از «خوب، بد، زشت» از نردبام ترقی به سرعت صعود کرد.
اما ویژگی بارز او نسبت به سایر همکارانش، این بود که خود را به سبکی واحد مقید نکرد، و بدون بیم و هراس از تجربه گرایی و با اجرای جسورانهی ایدههای نوینش، به خلق سبکهایی متنوع و نامتعارف در فیلمهایی با محتواهایی گوناگون روی آورد، و با هر اثر، با بداعتی مثال زدنی شنوندهاش را بهطور کامل غافلگیر کرد. خوب بد زشت، نبرد الجزایر، دستهی سیسیلیها، ای مثل ایکار، روزی روزگاری در آمریکا، تسخیرناپذیران، سینما پارادیزو، هملت، افسانهی ۱۹۰۰ و دیگر آثاری در ژانرهای متفاوت وسترن، جنگی، جنایی،گنگستری، و درام اند، که بخشی عمده از جذابیت و ماندگاری خود را مرهون موسیقی درخشان و سرشار از نبوغ خالقش هستند. موسیقی در این فیلمها، از یک موضوع شنیداری به وجهی زیبایی شناسانه تبدیل میشود، ملودیهایی که ریتم و شیوهی ظریف سازبندی، بسط ملودیک و تنظیم هر یک، رنگی حیرتانگیز در کار میپاشند و با القای حس واقعی و فرامتنی صحنهی مورد نظر به مخاطب، در خدمت فیلم هستند.

گاه به نظر میرسد که منشا تراوش این همه ملودی سحرآمیز از ذهن یک نفر، حاکی از وجود یک ژن مخصوص موسیقیایی است. موریکونه موسیقی را از اعماق وجودش حس کرده و با تلفیقی از غریزه و آگاهی و تجربه، سازها را به گونهای به کار میگیرد که لحظههایی طلایی و رویایی را به مخاطب هدیه میدهد. اکنون پس از طی دههها از ساخت فیلمهای نامبرده، تفکیک آنان از نواهای شنیدنی و به یادماندنی موریکونه ناممکن است. در عین حال، آثار موریکونه اینقدر در پرواز به سوی عرش جاودانگی موفق عمل کردهاند، که میتوان آنان را فراتر از فیلم و به سان یک موسیقی محض گوش کرد و لذتی خالص برد. بهطور مثال جادوی قطعهی باشکوه «Childhood And Manhood» در شاه اثر «جوزپه تورناتوره» «سینما پارادیزو»، روح شنونده را بر امواجی دلنشین سوار کرده و از این کرهی خاکی به دنیایی شگفتآور میبرد.

موریکونه راوی ترانههای انسان غرق در نوستالژی است. موسیقی موریکونه، روایتگر گذر زمان است، و مرثیهای بر میرایی زمان، آوای از دست رفتن کودکی درون و مواجهه با عریانی زندگی. این ویژگی از کار موریکونه در فیلمهایی چون 1900، مالنا و روزهای بهشت، نمود بارزتری مییابد. آثار انیو موریکونه در گذر زمان، از گرد و غبار کهنگی در امان بوده و با دمیدن نسیمی جانبخش در شنونده و با نفوذ به انتهاییترین پستوهای ذهن او، عمری ابدی یافتهاند. موریکونه بر روی رفیعترین قلهی دنیای موسیقی ایستاده، دانشمندترین موسیقیدان نسل خود که شاید دستیابی به جایگاه او تا دههها امری محال باشد.
اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه
سال 1382 بود، یکی از بچههای انجمن سینمایجوانان بنا داشت، تا فیلم کوتاهی بسازد و چون طبق رسم معمول، اینگونه آثار از طرف هیچ بنیاد و سازمانی حمایت نمیشدند و به قول معروف کار سرمایهگذار نداشت، کارگردان دو حق انتخاب بیشتر نداشت، یا اینکه بازیگران را از بین دوستان انجمن برگزیند و یا به سراغ هنروران و یا همان به اصطلاح عموم سیاهیلشگرها برود و او گزینهی دوم را انتخاب کرد. من هم مانند بقیه برای کمک به دوستم به عنوان دستیار کارگردان به عوامل پروژه اضافه شدم. این همکاری، با وجود آنکه خود کار به لحاظ کیفیت هنری آن، چنگی به دل نمیزد، یکی از شگفتترین و تاثیرگزارترین تجربههای هنریام بود. و آن چیزی نبود به جز آشنایی با انسانی که یکی از سینماییترین آدمهایی است که در تمام عمرم دیدهام، «حسن فردین»
برای انتخاب بازیگران مورد نظر کارگردان، به کافهی معروف خیابان منوچهری تهران رفتیم که پاتوق سیاهی لشگرهای سینما است. در میان انبوه مردان و زنانی که فقط دیدن چهرههایشان کافیست تا تمام غم و رنج دنیا به دلات بنشیند، او را دیدم و از همان برخوردهای اول فهمیدم که او با بقیه فرق میکند. نامش حسن بود و اسم فامیلش را یکبار به من گفت، که فراموش کردم، چون نه تنها من، بلکه دیگران نیز او را به نام دیگری میشناختند، «حسن فردین». حسن دایرهالمعارف زندهی سینمای ایران است. تا به حال هیچ کارشناس و یا منتقد سینمایی را ندیدهام که به اندازهی او به تاریخ سینمای ایران و شناسنامه فیلمهای آن اینقدر مسلط باشد. حسن نام تکتک فیلمها، بازیگران، کارگردان، تدوینگر و خلاصه تمامی عوامل آنها را با جزییات تمام میداند. اما از میان تمامی اهالی سینما دلبسته و شیفتهی «محمدعلی فردین» است و به سبب همین عشق و علاقهی وافر او به «فردین» است که همه او را به نام «حسن فردین» میشناسند.

یکبار که پای صحبتهایش نشسته بودم، از او پرسیدم، چرا «فردین»؟ حسن میگفت، که در بیش از ده فیلم به عنوان سیاهیلشگر و بدلکار و در حقیقت کتکخور، با «فردین» همبازی بوده است. این تجربه را با بسیاری دیگر هم داشته است، اما انسانیت، بزرگی، مرام و گشادهدستی فردین را در هیچکدام از آنها نیافته است. از مهربانی و خاکی بودن او داستانها برایم تعریف میکرد و از اینکه چقدر دست سیاهیلشگرها و از کارافتادگان سینما را میگرفته است. اعتقاد داشت، همین سخاوت او بوده که موجب شده است، در پیری از شرایط اقتصادی خوبی برخوردار نباشد. در صورتیکه بسیاری دیگر از هم دورههایش در ناز و نعمت زندگی میکردهاند. خلاصه بگویم، حسنفردین خراب فردین بود.
اما بزرگترین ویژگی حسن که او را از دیگران متمایز میکند، این است که حسن تمام زندگیاش و عشقش سینماست و این دلبستگی در تمامی رفتار و گفتارش به چشم میخورد. او با پیکان قرمز مدل 50اش سر صحنه میآمد، که در واقع منبع درآمد واقعیاش هم، مسافرکشی با همان ماشین بود. روزی یکی از وسیلههایی که برای کار اجاره کرده بودیم، به دلیل قدیمی بودن و مستهلک بودن درست کار نمیکرد و لق میزد، فیلمبردار به پارچهای نیاز داشت، تا آنرا ثابت کند. لوکیشنی که ما در آن مشغول فیلمبرداری بودیم، دور از شهر بود و اگر میخواستیم به مرکز شهر برویم و پارچه بخریم نور را از دست میدادیم. داشتیم در این مورد با یک دیگر گفتوگو میکردیم، که حسن با تکه پارچهای در دست رسید و کارمان را راه انداخت. حسن روکش صندلی ماشینش را پاره کرده بود، که کار ما راه بیافتد. از این گونه کارها زیاد از او سر میزد. حسن حرف نمیزد، بلکه بسته به شرایط موجودش، دیالوگهای ناب سینمایی میگفت. به هر صورت آن کار نیز، مثل دیگر تجربهها به پایان رسید و من مدتها از حسن بیخبر بودم، تا اینکه روزی او را در خیابان دیدم، پیاده و لباس مشکی بر تن راه میرفت.

بعد از اینکه من را شناخت، با خوشرویی و مهربانی حال و احوالپرسی گرمی کرد و وقتی از او پرسیدم، که ماشینت کجاست، یکی از زیباترین دیالوگهایش را به من گفت:
«مادرم سکناس آخر زندگیش را بازی کرد. تهیهکننده و سرمایهگذار هم که خودم بودم. خرج صحنه خاکسپاری و مراسم تعزیه هم خیلی بالا بود. بودجه کم آوردم مجبور شدم ماشینام رو بفروشم.» خندید، خداحافظی کرد و رفت.
یسنا یاوری/ رادیو کوچه
در چند روز اخیر، حین معرفی آقای «جعفری» به عنوان رییس بسیج رسانهای، آقای «ضرغامی» خواستههایی رو ابراز کردن که در نوع خودش بینظیر و یا حداقل کمنظیر. در لابهلای حرفهای ایشان سخن از ایرانیزه کردن انیمیشنها و سرمایهگذاری بیشتر بر روی انیمیشنها در راستای اشاعه و شناخت فرهنگ بسیج داشتند.
«ماری اند مکس» به سبک آقا عزت
حوزه مقاومت بسیج مسجدی واقع در اتوبان نواب شمال به جنوب:
ماری بعد از صرف مقادیری کیک و ساندیس و دل دادن به حرفهای «حاجیه خانم، بیبی اشرف اسلامزاده» از مسجد بیرون میآید. هوا کمی بارانی است. کیف کولهاش که مملو از کیک و ساندیسهایی است که برای مادر و پدرش برداشته است از زیر چادر قلمبه شده است و یک مشت لات و لوت بیبصیرت هم از کنارش رد میشن و بهش تیکه میندازن. او یک لکه، جای مهر که از بچگی به صورت مادر زاد بر روی پیشانیاش حک شده رو در داخل آینه میبیند و باز آه از نهادش بلند میشه.
————
خونه خلوته. مادر ماری که هنوز خود را یک مسیحی میدونه بعد از برداشتن یارانهها مدت زمان کمتری رو توی خونه میمونه و بیشتر برای خرید به فروشگاه شهروند و اتکا میره و برای اینکه مسوول صندوق کمتر معطل شه مقادیری چند از اجناس خودش رو، طبق عادت دیرینه، در زیر لباسش پنهان میکنه. یکی دیگه از تاثیراتی که برداشتن یارانهها بر روی زندگی مادر ماری داشته اینه که اون دیگه نمیتونه شراب سفید فرانسوی بخره و مجبور به عرق سگیای دستسازی که تازگیها خودش هم ابراز میکنه قرص و گلاب به روتون جیش هم لابهلای چند قطره الکل این عرقای «مسلم عرق فروش» وجود داره، اکتفا کنه.
ماری با هیچ کدوم از بچههای مسجد دوست نیست. ماری تنهاست و کسی اونو توی خونه درک نمیکنه. پدرش به تازگی، غریب به یک سال که تغییر شغل داده و با پراید عموی ماری مسافرکشی میکنه و همیشه آخر هفتهها سر حساب کتاب دعواشون میشه.
ماری همیشه توی خونه تنها است. اون حتا یه کامپیوتر معمولی هم نداره که یه ایمیلی، چیزی برای خودش درست کنه و بتونه با کسی چت کنه. بچههای مسجد میگفتن که قراره یه سری از بچههایی که رشتشون کامپیوتره و یا خیلی واردن، عضو یه جایی توی بسیج بشن که بیش از کیک و ساندیس بهشون میرسه. جایی به اسم «ارتش سایبری» که ماری اصلن حتا اسمش رو هم نمیتونه تلفظ کنه. ولی این و میدونه که از همه نظر بهتره و یه کامپیوتر کوچیک به اسم لپتاپم بهشون میدن که علاوه بر مسجد بقیه کاراشون و توی خونه انجام بدن. تازه حقوق و مزایای خیلی خوبی هم داره.
ماری با هیچ کدوم از بچههای مسجد دوست نیست. ماری تنهاست و کسی اونو توی خونه درک نمیکنه. پدرش به تازگی، غریب به یک سال که تغییر شغل داده و با پراید عموی ماری مسافرکشی میکنه و همیشه آخر هفتهها سر حساب کتاب دعواشون میشه
ماری تا به حال یک دوست واقعی نداشته. اون خجالتیه و حتا روش نمیشه جلوی دیگران کتاب بخونه و یا حتا چیزی بنویسه. امروز صبح توی مسجد، بچهها داشتند برای حمایت از «اخراجیهای 3» امضا جمع میکردند و ماری از خجالت هزار رنگ شد و خانم اسلامزاده اون و به دیگران نشون داد و گفت: «ببینید غیرت بسیجی توی صورتش دیده میشه.»
ماری عاشق تلویزیون. ولی به دلیل اینکه نگارنده (که بنده باشم) مدتهای مدیدی است از سیر برنامههای تلویزیون اطلاعی ندارم، نمیتونم این بخش رو توضیح بدم. فقط میدونم که حتا علیرغم تاکید خانم اسلامزاده ماری به دیدن سریالهای تلویزیونی علاقهای نداره و فقط راز بقا میبینه و هر روز یک نوبت از اخبار برای اینکه اگر اخبار رو پیگیری نکنه خانم اسلامزاده شدیدن اونو دعوا میکنه.
ماری تا قبل از اینکه عضو بسیج بشه با گربه توی کوچشون که حالا دیگه به داخل خونه و حیاط هم راه پیدا کرده بود دوست بود، ولی الان نمیتونه این کار و انجام بده چون خانم اسلامزاده بارها گفته که: «اگر توی کشور سنگال هم بچهها کار بدی خلاف مصالح و قوانین پایگاه انجام بدین من باخبر میشم. چون مسلمونای بابصیرت در همه جای دنیا پراکنده شدن و خبرها رو زود به زود به هم اطلاع میدن.»
اون با گربهاش قهر کرده بود.
خونه مثل همیشه سوت و کوره. ماری از بچگی عادت داره که توی دفترچه خاطراتش حرفهایی رو بنویسه که به هیچکس نمیتونه بگه. ولی اگر فکر میکنید الان میره سراغ اون، نه. ماری حوصله اون رو هم نداره.
ماری از توی کمد بالشش رو میاره و میزاره روبهروی تلویزیون تا علیرغم میل درونیش کمی تیوی نگاه کنه.
شاید هم اخبار ساعت دو.
مجری اخبار درباره درباره کشتیهایی که سنگاپور از ایران بلوکه کرده بود حرف میزنه. ( بلوکه واژه ماری نیست و بنده انتخابش کردم، کلمه مناسبی با توجه به سطح شعور ماری پیدا نکردم)
ماری یادش اومد که چند هفته قبل یکی از بچهها چیزی درباره این موضوع گفته بود و ماری سعی کرد که بفهمد چه اتفاقی افتاده و حالا چی شدن این کشتیها و فقط فهمید که برگردونده شدن به ایران.
بعد خبرهایی از غزه و لبنان و دید و شنید. ماری چند ماه پیش شاهد اتفاقی بود. زمانی که بچههای پایگاه برای بچههای غزه لباس و خوراکی کنسوری و این جور چیزها جمع میکردن، ماری دوتا از دفترچههای باربیاش رو که مامانش از شهروند براش خریده بود(خوش میگفت خریده ولی ماری هیچ وقت باور نکرد)، برای کمک به خانم اسلامزاده داد.
ماری یادش اومد که چند هفته قبل یکی از بچهها چیزی درباره این موضوع گفته بود و ماری سعی کرد که بفهمد چه اتفاقی افتاده و حالا چی شدن این کشتیها و فقط فهمید که برگردونده شدن به ایران
چند وقت قبل ماری دید خانم اسلامزاده همون دفتر رو برای نوشتن اسامی بچههایی که باید در اردوی توچال کیک و ساندیس پخش کنن استفاده کرده. البته کمی تغیرش داده بود و یک جلد نایلونیه بنفش زشت کشیده بود رویش.
تلویزیون داشت یک تعداد آدم رو نشون میداد که در پاکستان علیه جنایات غزه راهپیمایی کردن. اگرچه این تعداد حدود ده نفر بود ولی ماری توی دلش گفت: «دمشون گرم این ده نفر چه سروصدایی راه انداختن اندازه یک ورزشگاه صدهزار نفری»
ماری میدونست ورزشگاه آزادی صدهزار نفری است. باباش از اون پرسپولیسیهای تیل که وقتی پرسپولیس بازی داره و میخواد بره ورزشگاه میگه: «داریم میریم صدهزار نفری بازی رو ببینیم» این تکیهکلام بابای ماری بوده که اون از بچگی یادش. کوچیک که بود فکر میکرد منظور باباش اینه که صد هزار نفر با هم میخوان برن ورزشگاه و همه اینایی که توی تلویزیون میبینه رفیقای باباشن. فوتبال بعدها فهمید منظور ورزشگاه آزادی است.
ماری محو صدای پیرمردی شده بود که داشت مشت گره کردهاش و به پرچم آمریکا میکوبه. این پرچم جز پرچم ایران تنها پرچمی بود که ماری میشناخت.
از بچگی برای ماری سوال بود که چرا هر اتفاقی که توی دنیا میفته مسلمونا پرچم آمریکا رو آتیش میزنن و اشتباه نگفتم اگر بگم هنوز هم ماری یک تازه نوجوان شده است، براش جای سوال داره.
ماری شیفته فریادهای اون پیرمرد شده بود و فکر میکرد این واژه «بابصیرتی» که خانم اسلامزاده ازش اسم میبره کاملن در وجود او خلاصه شده.
بهنام / رادیو کوچه
behnam@koochehmail.com
«فهرست پرفروشترین تورهای موسیقی در سال ۲۰۱۰ منتشر شد»
بر اساس اطلاعات وبسایت پل استار، تور آلبوم «دایره» (The Circle) از گروه راک «بون جووی» (Bon Jovi)، با فروش جهانی ۲۰۱ میلیون دلار، پردرآمدترین تور سال ۲۰۱۰ شد.
کنسرتهای گروه راک استرالیایی AC.DC مثل سال گذشته در جایگاه دوم فهرست پرفروشترین کنسرتها قرار دارد. تور اخیر این باند در جهان ۱۷۷ میلیون دلار فروش کرد.
کنسرتهای گروه U2 که در سال ۲۰۰۹ پردرآمدترین تور دنیا شد، با فروش بلیت ۱۶۰ میلیون و ۹۰۰ هزار دلار، امسال در جایگاه سوم قرار گرفت.
بر اساس اطلاعات سایت پل استار، که ارایهکننده اطلاعات تورها و کنسرتها است، رتبه چهارم و پنجم به ترتیب به تورهای لیدی گاگا و گروه متالیکا تعلق دارد.
«لیدی گاگا» که به داشتن ظاهری عجیب و لباسهای پرزرق و برق شهرت دارد، از اجراهای جهانی خود ۱۳۳ میلیون و ۶۰۰ هزار دلار درآمد داشته است.
با این حال، این خواننده آمریکایی با برگزاری ۱۳۸ کنسرت، پرکارتر از سایر گروهها و خوانندههای این فهرست بوده است.

لیدی گاگا امسال برنده هشت جایزه موزیکویدئو امتیوی شد و نامش در رتبه چهارم فهرست قدرتمندترین شخصیتهای جهان جای گرفت.
در سال ۲۰۱۰، بون جووی ۸۰ کنسرت، AC.DC چهل کنسرت و U2 در مجموع ۳۲ کنسرت برگزار کردند.
در رتبه ششم فهرست پرفروشترین کنسرتهای سال، تور جهانی «مایکل بوبله» است که ۱۰۴ میلیون و ۲۰۰ هزار دلار درآمد داشته است.
«راه رفتن با دایناسورها» که نمایشی موزیکال، آموزشی و خانوادگی است، در تور جهانیاش ۱۰۴ میلیون و ۱۰۰ هزار دلار فروخت و در جایگاه هفتم قرار گرفت و به این ترتیب، فروش آن از فروش کنسرتهای پل مک کارتنی که درآمدی معادل ۹۳ میلیون دلار داشت، بیشتر شد.
ایگلز (Eagles) با فروش نهایی ۹۲ میلیون و ۳۰۰ هزار دلار در رتبه نهم و راجر واترز، خواننده سابق گروه پینک فلوید با فروش معادل ۸۹ میلیون و ۵۰۰ هزار دلار در رتبه دهم قرار گرفتند.
………………………………………………………………
«نگارش فیلمنامه «کوروش کبیر» با همکاری مشاوران هالیوودی»
به نقل از خبرگزاری سازمان میراث فرهنگی، چندماه پیش، خبری در نشریات و خبرگزاریها منتشر شد که از ساخت فیلمی درباره زندگی کوروش حکایت میکرد. «علی معلم»، تهیهکنندگی این فیلم را برعهده داشت و همان زمان از انتخاب نویسندگان هالیوودی و بازی «راسل کرو» در نقش کوروش کبیر سخن گفته بود.
پس از ماهها معلم به آماده شدن طرح اولیه این فیلم اشاره و بیان میکند: «مسعود جعفری جوزانی»، طرح اولیه فیلم «کوروش کبیر» را نوشته اما لازم است تا از مشاوران هالیوودی، پژوهشگران ایرانی و همه کسانی که این شخصیت برجسته تاریخی را میشناسند کمک گرفته شود تا فیلمنامهای، بینقص به نگارش درآید.»
او از همه پژوهشگران دعوت میکند تا در این پروژه ملی، شرکت کنند و نتیجه تحقیقات خود را در اختیار تولیدکنندگان این فیلم قرار دهند. چراکه ساختن این فیلم، نیازمند سرمایه و عزمی ملی است و باید به جنبههای مختلف شخصیت کوروش در بعد مذهبی و تاریخی و اسطورهای و حماسی پرداخته شود گرچه معلم، بیشتر درپی نشان دادن وجه حماسی و اسطورهای کوروش است اما نیمنگاهی هم به سایر ابعاد دارد.
علی معلم براین باور است که ساختن فیلم از زندگی کوروش در شرایط کنونی، موجب وحدت ملی میشود و میگوید: «ایرانیان، مردم با فرهنگ و تمدنسازی بودهاند. اما هنوز کار خاصی در ارتباط با ایران باستان و سلسله هخامنشی صورت نگرفته است و ساخت فیلمی درباره کوروش که در قرآن با عنوان «ذوالقرنین» از او یاد شده و برای نخستین بار منشور حقوق بشر را تدوین کرده به شناخت بیشتر مردم از این شخصیت تاریخی و ایجاد وحدت ملی میانجامد.»
این تهیهکننده و منتقد سینما در پاسخ به اینکه آیا قرار است راسل کرو، بازیگر نقش کوروش باشد بیان میکند: «کرو و شانپن، بهترین گزینهها برای بازی در فیلم کوروش بودند اما برنامه بازیگران بینالمللی تا سال 2013 چیده شده است.» به باور معلم حضور بازیگران مطرح دنیا به فروش فیلم و حضور آن در بازارهای جهانی کمک میکند. چراکه قرار است فیلم کوروش، همزمان با ایران، نمایش بینالمللی هم داشته باشد.
علی معلم با اشاره به بالا بودن هزینه ساخت فیلم کوروش میگوید: «برای تولید این فیلم از سرمایههای دولتی استفاده نمیشود چراکه پروژه، پروژهای ملی است.»
………………………………………………………………
«نیازمندیهای روزنامه همشهری چند هفته قبل»
من که فکر نمیکنم فیلم دیگهای این مشخصات رو داشته باشه
سومین قسمت جذابترین فیلم سینمایی …البته جذابترین به زعم خودشون

برای من یکی که جالب بود بدونم این همه آدم رو واسه این نمایش مسخره از کجا پیدا کردن
………………………………………………………………
«درگذشت برنده ی اسکار»
«گرانت مک کیون» که برای «جنگ ستارگان» برندهی جایزهی اسکار شد، درگذشت. مک کیون جایزهی اسکار را برای بهترین جلوههای بصری در سال 1977 دریافت کرد. او همچنین در سری استار ترک نیز نامزد دریافت جایزه شده بود. او در سن 67 سالگی بر اثر سطان لوزالمعده درگذشت.
………………………………………………………………
«قیمت فحش یارانهای»
«فرجاله سلحشور» به جماعت سینماگر فحش داد و گفت: «بخش اعظم خانه سینما به دنبال بیبندوباری هستند.»
مدیرعامل خانه سینما شکایت کرد و گفت: «آقای سلحشور باید ثابت کند که این بخش اعظم چه افرادی هستند که به دنبال بیبندوباری هستند.»
آقای سلحشور هم نتوانست ثابت کند.
حالا «شعبه 1057 دادگاه عمومی جزایی تهران، آقای فرجاله سلحشور را به جرم توهین به اعضای خانه سینما به پرداخت 4000 تومان جزای نقدی محکوم کرده که پس از تجدید نظرخواهی متهم از دادنامه مذکور، شعبه 27 دادگاه تجدیدنظر استان تهران نیز حکم را عینن تایید کرد.»
حداقل جزای نقدی در ماده 608 قانون مجازات اسلامی برای توهین به اشخاص پنجاه هزار ریال (5000 تومان) مقرر شده که دادگاه به استناد بند 5 ماده 22 قانون مجازات اسلامی (وضع خاص متهم و یا سابقه او) اعمال تخفیف کرده است.
از تخفیفی که برای آقای سلحشور قائل شدهاند، نتیجه میگیریم که نامبرده یا اساسن سابقه توهین به کسی نداشته یا اینکه «وضعیتش خاص» است. بنابراین از قوه قضاییه قوین خواستاریم ضمن برخورد شدید با فتنهگران، اعلام کند بالاخره آقای سلحشور سابقه نداشته یا «وضعیت خاصی» داشته است.
در خانه سینما حدود 4000 نفر عضو هستند. بنابراین یارانه فحشی که از پرونده اخیر به همه میرسد، از قرار نفری یک تومان است اما برای اینکه خدای ناکرده حقکشی نشود، باید جماعت پرمصرف و جامعه هدف براساس خوشهبندی بیبندوباری مشخص شوند. لذا تقاضا میشود کسانی که مایل به دریافت این پول حلال هستند، در اسرع وقت با در دست داشتن مدارک معتبر شامل فیلم، عکس، بلوتوث، ستون اخبار ویژه کیهان و… به خانه سینما مراجعه نمایند.
با یک تقسیم کوچک ریاضی به راحتی درمییابیم که قیمت فحش به هر قشر یا صنف خاص برابر است با قیمت 10 عدد نان سنگک بعد از هدفمندی یارانهها. پس بر فحشدهندههای ارجمند واجب است که پس از هدفمندی، درست هدفگیری کنند تا بالاخره معلوم شود از هر فحش چه نانی نصیب چه کسی خواهد شد.
حالا که دوستان آتش زدهاند به مالشان و ارزانش کردهاند، بنده هم میخواهم بزنم به سیم آخر. لذا مبلغ 80000 تومان یارانه این نوبتم را گذاشتهام برای توهین و عنقریب به 20 قشر محترم توهین خواهم کرد. اقشار گوناگون هم بیخود و بیجهت نروند شکایت و وقت قوه قضاییه را برای 10 عدد نان سنگک نگیرند. بیایند همینجا دم دفتر روزنامه تا نانها بیات نشده، تحویل بگیرند، ببرند.
………………………………………………………………
«آنجلینا جولی و جانی دپ با هم، خارج از توریست»
کجایی برد پیت که آنجلیناتو دارن میبرن. شایع شده که چند وقتی است «آنجلینا جولی» و «برد پیت» با هم سر ناسازگاری برداشتند و نسبت به هم سرد شدند. این حادثه درست پس از فیلم «توریست» با بازی «جانی دپ» و آنجلینا جولی شروع شده.

شما چی فکر میکنید؟
………………………………………………………………
«قهوه تلخ باز هم بینندگانش را متعجب کرد»
«مهران مدیری» قصد دارد از بازیگران مطرح سینما در قسمتهای جدید سریال «قهوه تلخ» استفاده کند.
مجله «پردیس» در شماره دی ماه خود نوشت، مهران مدیری باز هم قصد شوک وارد کردن به «قهوه تلخ» را دارد. او میخواهد این بار پای ستارههای سینما را به «قهوه تلخ» باز کند.
مدیری از خیلی قبل یعنی از زمان ساخت «مرد هزار چهره» قصد داشت از ستارههایی چون «خسرو شکیبایی»، «امین حیایی» و «نیکی کریمی» در کارهایش استفاده کند که در آخرین لحظات این اتفاق نیفتاد و حضور این بازیگران در «مرد هزار چهره» منتفی شد.
اما مدیری این باز عزمش را جزم کرده تا این مهم را در سریال «قهوه تلخ» به سرانجام برساند. او در این رابطه مذاکراتی با «بهرام رادان»، «مهتاب کرامتی»، «حامد بهداد» و «نیکی کریمی» انجام داده و با آنها برای بازی در سریالش به توافق ابتدایی رسیده است.
قرار است هر یک از این ستارهها در صورت توافق نهایی در سه قسمت از این مجموعه به عنوان بازیگر مهمان وارد مجموعه شوند.
………………………………………………………………
«بیستو هشت حوری در هشت سال سهمیه رونالدو»
«کریستیانو رونالدو» بازیکن فوتبال و اهل کشور پرتغال در یک روکوردزنی جالب توانست با 28 دختر زیبا از کشورهای مختلف در مدت 8 سال رابطه برقرار کنه که در نوع خودش جالبه.

پیش از این رکورد در اختیار رونالدوی برزیلی بود با 8 دوستدختر و نامزد شناخته شده از طریق رسانهها.
تمام عکسهای دوستدخترهای رونالدو را از اینجا دانلود کنید.
آرین/ دفتر کابل/ رادیو کوچه
سال 2011 برای افغانستان سرنوشتساز بوده و در آغازین روزهای این سال دولت افغانستان و ناتو از فشار بر مخالفان سخن میزنند.
در این سال قرار است روند تدریجی سپردن امنیت از نیروهای بینالمللی به نیروهای افغانی آغاز شود.
ریاست امنیت ملی افغانستان اعلام کرد اگر مخالفان دولت به پروسه صلح نپیوندند، دستگیر و یا نابود خواهند شد.
از جانب دیگر فرماندهی ناتو در افغانستان از افزایش فشار بر طالبان سخن میزنند.
«لطفاله مشعل» سخنگوی ریاست عمومی امنیت ملی میگوید امنیت در افغانستان نسبت به گذشته بهتر شده و با پلانهای تازه این ریاست وضعیت در سال 2011 بهتر خواهد شد.
وی گفت: «در 9 ماه گذشته 44 حملهکننده انتحاری را قبل از اینکه موفق شوند بازداشت کردهاند.»
در این حال دولت افغانستان یک شورای را برای گفتوگو با مخالفان و دولت و تشویق آنان به صلح ایجاد کرده است.
آقای مشعل افزود: «آنان با شورای عالی صلح همکاری میکنند تا مخالفان به صلح بپیوندند، اما اگر آنان به صلح نپیوندند بازداشت و یا هم نابود خواهند شد.»
از جانب دیگر برعکس سالهای گذشته که جنگ افغانستان در زمستان به دلیل سردی هوا فروکش میکرد، اما امسال چنین نشده است.
ناتو میگوید همزمان با تلاشهای صلح دولت افغانستان فشار بر آن عده از طالبان که مخالف صلحاند در جریان زمستان نیز ادامه خواهد داشت.

«جنرال جوزف بلاتز» سخنگوی نیروهای نظامی ناتو در افغانستان میگوید: «احتمالن با ختم زمستان و گرم شدن هوا حملات تروریستی طالبان نیز افزایش خواهد یافت، اما آنان آمادهاند تا به این حملات پاسخهای دندانشکن بدهند.»
وی افزود: «این حملات آنان هیچ تضادی با تلاشهای صلح دولت افغانستان ندارد، زیرا این حملات علیه کسانی اجرا میشود که نمیخواهند با کاروان صلح یک جا شوند.»
همچنان برخی از تحلیلگران در افغانستان میگویند نظامیان خارجی در این کشور فهرست آماده کرده که در آن نامهای شماری از رهبران و فرماندهان طالبان درج شده که آنان بازداشت و یا کشته شوند.
«عبدالهادی خالد» معین پیشین وزارت داخله افغانستان و تحلیلگر سیاسی میگوید: «برای رسیدن به صلح موجودیت فهرست «بگیر و بکش» بهانه میدهد به دست رهبران طالبان تا جلو پیوستن فرماندهان و افرادشان به صلح را بگیرند.»
وی به این نظر است که نیروهای امنیت ملی بر اساس معلومات استخباراتی طالبانی را که قصد پیوست به صلح را دارند و طالبان ستیزهجو را شناسایی کند تا بر اساس آن عملیات نظامی صورت بگیرد.
به گفته آقای خالد امنیت ملی نباید همواره از فشار و کشتار طالبان سخن بزنند، زیرا این سبب خواهد شد تا طالبان میانهرو و آنان که تمایلی به صلح دارند از ترس با دولت یکجا نشود.
اما لطفاله مشعل سخنگوی امنیت ملی میگوید طالبانی که به صلح بپیوندند نه تنها که اذیت نمیشوند بلکه تشویق نیز خواهند شد.

این در حالی است که وزارتهای دفاع و داخله افغانستان نیز از بلند رفتن کیفیت و کمیت نیروهای پلیس و ارتش سخن زده میگویند در سال روان با تجهیز شدن بیشتر میتوانند مسوولیت امنیت را به دست بگیرند.
مصطفا خلجی/ رادیو کوچه
mostafa.k@koochehmail.com
در برنامه این هفتهی «فرهنگ آفریقا» به سنتها و آداب و رسوم ازدواج در کشورها و قبایل مختلف قارهی آفریقا میپردازیم.
سنت لوبولا
«لوبولا» یک سنت دیرینه است که امروزه در سراسر آفریقا مرسوم است. بر اساس این سنت باید مبلغی برای به دست آوردن حق ازدواج با زنان به آنها پرداخت شود. این رسم همچنان بهطور گستردهای در جامعه آفریقای معاصر اجرا میشود و مانند سایر رسوم طرفداران و منتقدانی برای خود دارد.
با اینکه «لوبولا» یک رسم قدیمی آفریقایی است، هنوز مانند صد سال قبل زنده و پابرجا است و پایبند نبودن خانواده عروس و یا داماد به این رسم، مایه بیآبرویی و سرشکستگی به شمار میآید. بهطور کلی، لوبولا روندی است بسیار رسمی از مذاکره میان دو خانواده برای رسیدن به یک توافق دوجانبه بر سر مبلغی که داماد باید برای ازدواج با عروس بپردازد. این رسم ممکن است مانند خرید و فروش به نظر بیاید اما در واقع با یک معامله تجاری بسیار متفاوت است.
آنچه باعث اهمیت لوبولا در ازدواج شده است، در واقع کارکرد این رسم در گردهم آوردن و انسجام بخشی به دو خانواده است. اجرای این رسم توام با احترام دوجانبه میان خانوادهها است و با گسترش روابط، خانوادههایی گسترده ایجاد کند. اما همانند سایر مراسم سنتی این رسم نیز در دنیای مدرن مورد سواستفاده و تحریف قرار دارد.
با اینکه «لوبولا» یک رسم قدیمی آفریقایی است، هنوز مانند صد سال قبل زنده و پابرجا است و پایبند نبودن خانواده عروس و یا داماد به این رسم، مایه بیآبرویی و سرشکستگی به شمار میآید
مراحل لوبولا اغلب برای زوجهای امروزی پیچیده و گاهی گیجکننده است و بسیار رسمی و دارای تشریفات خاصی است که باید آنها را رعایت کرد. برای مثال اگرچه دو خانواده ممکن است سالها نزدیک یکدیگر زندگی کرده باشند، اما تمام مذاکرات بین آنها نه با تلفن یا ملاقات و مذاکره شفاهی بلکه باید بهطور کتبی انجام شود. تنظیم قرار ملاقات بین خانوادهها تشریفات فراوانی در بر دارد. غالبن مذاکرات توسط والدین داماد آینده انجام نمیشود. بلکه معمولن از طریق اقوام و به خصوص عموی داماد صورت میگیرد. علت این امر این است که خانواده گسترده در فرهنگ آفریقا و به ویژه در عرف ازدواج نقش مهمی ایفا میکند.
پس از اینکه گروه مذاکرهکننده دو خانواده با یکدیگر دیدار کردند، مراسم بزرگی برگزار میشود. روابط رسمی میان دو گروه درگیر مذاکره اغلب با قرار دادن یک بطری نوشیدنی روی یک میز کمی نزدیکتر میشود، ممکن است این بطری باز نشود اما این امر نشاندهنده این است که از رسمیت روابط کاسته شده و شرایط توسط طرفین پذیرفته شده است. این حالت «دهانبازکن» خوانده میشود.

مذاکرات میتواند تا دو روز ادامه یابد و بحث معمولن بر سر تعداد گاوهایی است که به عنوان قیمت عروس باید پرداخته شود. گرچه، امروزه در این زمینه تنوعهای مدرن بهوجود آمده است و اکثر اوقات به جای صحبت درباره گله درباره پول صحبت میشود، احشام نمادین بوده و نشانگر مقدار مشخصی پول است. زمانی که قیمت عروس یا لوبولا تعیین شد مذاکرات بهطور رسمی پایان مییابد.
به هرحال قوانین و مراسم دیگری نیز وجود دارند که باید قبل از ازدواج واقعی دنبال شوند. زوج جوان تا زمان جشن حقیقی ازدواجشان، حق دیدن یکدیگر را ندارند. هدف از این آداب و رسوم ایجاد احساس اعتماد و تفاهم دوطرفه عمیق بین دو خانواده و در سطح بالاتر ایجاد احساس انسجام اجتماعی است.
در سنت لوبولا موضوع ثروتاندوزی نیست. پولی که خانواده عروس دریافت میکنند صرف کمک به عروس جوان برای تهیه وسایل زندگی میشود. همچنین لوبولا در واقع نوعی قدردانی از خانواده عروس است که توسط خانواده داماد برای مراقبت و پرورش از عروس جوان صورت میگیرد.
همانند هر سنت دیگر که امکان تحریف شدن و مورد سواستفاده قرار گرفتن را دارد، وقتی خانوادهها از این رسم برای به دست آوردن پول جهت پرداخت بدهیهایشان استفاده میکنند، این سنت از معنا و کارکرد واقعی خود بسیار دور میشود. بدتر از آن زمانی است که برخی از مردان به زنان به دیده کالایی مینگرند که باید برای آن پول بپردازند و در این حالت دیگر جایی برای اعتماد و عشق باقی نمیماند.
تحت چنین شرایطی است که به عنوان نمونه یک زن نمیتواند از شوهرش جدا شود، زیرا خانوادهاش قادر به پس دادن مبلغ لوبولا نیستند. حتا میتوان این رسم را با گسترش شیوع ایدز مرتبط دانست. جنوب آفریقا بیشترین آمار شیوع ایدز را در دنیا دارد و گروهی مدعیاند که این سرعت بالای شیوع تا حدی به رسم لوبولا مربوط است. این رسم به عنوان یک معامله اقتصادی تلقی میشود و زن نیز یک کالای خریدنی محسوب میشود. در نتیجه غالبن مرد میتواند آزادانه معشوقهای برای خود اختیار کند. به این ترتیب امکان سرایت ایدز افزایش یافته و این موضوع میتواند باعث انتقال بیماری به همسر شود.

با این حال، این مسایل از رواج این رسم نکاسته است. لوبولا به عنوان رسمی که هماهنگی و توازن را میان زوجین و خانوادههایشان برقرار میکند و به امر ازدواج کمک میکند، همچنان متداول و پابرجا است.
آداب ازدواج در قبایل آفریقا
دختران قبیلهی «یموبو» در کشور «نیجر» وقتی تصمیم به ازدواج بگیرند، زیباترین لباسها و زیورآلات خود را میپوشند و بر جذابیت خود میافزایند. آنها سپس در مراسم مختلف و به بهانههای مختلف به میان پسرعموها و دیگر پسران اقوامشان میروند و خندهکنان با آنها گفتوگو میکنند. از آن به بعد پسرعموها و دیگر پسران قبیله میدانند که این دختر قصد ازدواج دارد و همه با هم برای به دست آوردن دل وی با یکدیگر به رقابت میپردازند. در قبایل نیجر تقدیم کردن هدیههای مختلف و قربانصدقه رفتنهای شگفتانگیز جزو شیوههای رایج برای جلب توجه دختران است.
دختران مجرد و عشوهگر «سواحیلی» در «کنیا» نیز وقتی قصد ازدواج دارند، نگاهشان را تبدیل به هنر نگاه کردن میکنند! و با نگاهشان حرفهایی را به پسر مورد علاقهشان میزنند که به دلیل فرهنگ قبیلهایشان جرات بیان با زبان را ندارند. اگرچه به دلیل قوانین سختگیرانهی مذهبی و محیط اسلامی کنیا، خانوادهها برای فرزندانشان همسر انتخاب و یا پیشنهاد میکنند، اما دخترانی هم هستند که چادر سیاه خود را که «بوبو» نام دارد، میپوشند و با دوستان خود بیرون میروند و هرگاه که پسری چشمشان را گرفت، با نگاه خود به طرز هنرمندانهای آنچه را که دوست دارند به او میگویند. در کنیا گاهی خانوادهها دختران را به ازدواج مردانی در میآورند که از خودشان بسیار مسنتر هستند و شناخت چندانی هم از شوهر آیندهشان ندارند.
در آفریقای جنوبی دختران عبای ازدواجشان را به دور خود میپیچاندند. آنها این عبا را برای همیشه حفظ خواهند کرد و در همهی مراسمی که در تمام عمرشان در آنها شرکت میکنند، بر دوششان خواهند افکند. مراسم ازدواج در بعضی از قبایل آفریقای جنوبی سه مرحله دارد و ممکن است بین هر مرحلهاش سالها فاصله باشد. آخرین مرحلهی مراسم ازدواج دختران، پس از تولد اولین فرزندشان برگزار میشود.

دختران در قبیلهی رشیده در کشور اریتره لباس عروسیشان را بر تن کرده و چهرهشان را پشت نقابی که «برقع» نامیده میشود پنهان میکنند. دختران جوان تا پیش از ازدواجشان باید چهرهی خود را با برقع بپوشانند. قبیلهی رشیده در واقع مهاجرانی هستند که سالهای پیش از کشور عربستان کنونی به اریتره کوچ کردند و شغل اصلی و سنتیشان پرورش شتر است. مردمان قبیلهی رشیده نه به غریبهها زن میدهند و نه از غریبهها زن میگیرند. این قبیله، سالی یک هفته را به عنوان هفتهی عروسی اختصاص میدهند. در این هفته همهی ازدواجهای قبیله انجام میشود. در طول هفتهی ازدواج، مراسم مسابقات شتردوانی برگزار میشود و از مهمانها با گوشت بز و فرنی گندم و چایی شیرین پذیرایی میکنند.
در مراکش، جایی که قبایل «بربر» زندگی میکنند، گاهی دختران ده دوازده ساله هم میتوانند چشم خواستگاران را بگیرند. اگر پدر و مادر این دختران با ازدواج فرزندشان موافقت کنند، دوران نامزدی دخترشان با همسر آیندهاش شروع میشود و خانوادهی داماد میتوانند بعد از رسیدن دختر به سن قانونی ازدواج که در مراکش شانزده سال است، او را به خانهی بخت ببرند. البته قبایل بربر گاهی اعتنایی به این قانون ندارند و دخترشان را زیر این سن نیز شوهر میدهند.
امروزه در کشورهای آفریقایی هم مراسم سنتی ازدواج در حال محو شدن هستند و جای آنها را مراسمی امروزی و پیشرفته گرفته است. اما با این حال هنوز هم در بسیاری از قبایل و کشورهای این قاره از شکوه ازدواجهای سنتی چیزی کم نشده است. عروسیهایی که گاهی تا چند شبانهروز به طول میانجامد.
منابع:
روزنامه اعتماد
نشنال جیوگرافیک
خبر / رادیو کوچه
یوری روزنتال، وزیر امور خارجه هلند، روز چهارشنبه در بیانیهای از ایران خواست تا جزییات بیشتری درباره پرونده یک زن ایرانی- هلندی که به گفته دخترش به اتهام قاچاق مواد مخدر به اعدام محکوم شده، ارایه کند.
وزیر امور خارجه هلند در بیانیه خود تصریح کرده است پس از آن که دختر زهرا بهرامی به یک رادیوی هلندی گفته است مادرش به اعدام محکوم شده است، «بسیار نگران» شده است.
زهرا بهرامی در جریان تظاهرات اعتراضی روز عاشورا سال گذشته در دیماه سال ۱۳۸۸ بازداشت شده است.
بنا بر گزارش منابع خبری هلند، حکم احتمالی «اعدام» خانم بهرامی روز یکشنبه صادر شده است اما به خاطر اجبار وکیل او به سکوت در این مورد، خبر مربوط به «صدور این حکم» تازه به گوش مقامهای هلندی رسیدهاست.
اما به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، ایران تاکنون به دیپلماتهای هلندی در تهران اجازه نداده است تا با این شهروند ایرانی-هلندی دیدار کنند. ایران تابعیت هلندی خانم بهرامی را به رسمیت نمیشناسد.
وزیر امور خارجه هلند در بیانه خود از ایران خواسته است با ارایه اطلاعات، «فرصتی برای مشاوره کنسولی، و دادگاهی عادلانه» را برای خانم بهرامی فراهم کند.
بیشتر بخوانید:
«حکم اعدام برای شهروند ایرانی- هلندی»
خبر / رادیو کوچه
در روزهای اخیر، رضا شریفی بوکانی با صدور حکمی از سوی دادگاه انقلاب شهریار به سه و نیم سال حبس تعزیری محکوم شده است.
به گزارش مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، شعبه یکم دادگاه انقلاب شهریار این فعال سیاسی را به اتهام اقدام علیه امنیت کشور، عضویت و مشارکت دراحزاب معاند نظام و تبلیغ علیه نظام در مجموع به سه و نیم سال حبس تعزیری محکوم کرد.
رضا شریفی بوکانی در اردیبهشت ماه سالجاری در تهران و در یک کافی نت بازداشت و به بند 209 زندان اوین منتقل شد وی پس از تحمل ماهها انفرادی به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد.
جلسه محاکمه این زندانی بدون حضور وکیل و نماینده دادستانی و به صورت غیرعلنی در شعبه یکم دادگاه انقلاب شهریار برگزار شد.
مسوولان قضایی مستقر در زندان رجاییشهر در زمان ابلاغ حکم به وی اعلام داشتند که وی مجدد از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران مورد محاکمه قرار خواهد گرفت.
کیومرث / دفتر تاجیکستان / رادیو کوچه
پروفسور دادی خدای سیمالدین، رییس کمیته زبان و اصطلاحات تاجیکستان، یک نهاد پشتیبان از زبان تاجیکی، که سالهاست درباره زبان فارسی پژوهیش علمی انجام میدهد به عضویت فرهنگستان زبان و ادب فارسی جمهوری اسلامی پذرفته شده است.
دادی خدای سیمالدین میگوید، قرار است تا دو هفته دیگر به تهران رفته سند رسمی درباره عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی را دریافت کند.
وی به این باور است، که سهمی در گسترش زبان فارسی میان سی کشور فارسی زبان منطقه – تاجیکستان، افغانستان و ایران از طریق فرهنگستان زبان و ادب فارسی خواهد داشت.
پروفسور دادی خدای سیمالدین سومن دانشمند تاجیک است، که عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی در ایران میشود.
قبل از این، محمدجان شکری و عبدالقادیر منیازف نیز عضویت این فرهنگستان را در سال 1996 به دست آوردهاند.
کیومرث/ دفتر تاجیکستان/ رادیو کوچه
«فرژ»
تاجیکستان باید از برنامه هستهای ایران حمایت کند.
مولف نوشته است ایران برای تاجیکستان نه تنها کشور همزبان بـلکه دوست بااعتماد است که سالها باز برای پیشرفت اقتصاد این کشور کمک میکند.
«فرژ» نوشته است در یک سال اخیر زمانی که تاجیکستان به محاصره کشور همسایهاش ازبکستان افتاد، تـنها ایران بود که از این وضع صدا بلند کرد و تاجیکستان را حمایت نمود.
همچنین ایران ساختمان نیروگاه برق آبی «سـنگتوده ـ2» در جنوب تاجیکستان را به دوش گرفته است.
قبلن با کمک و سرمایهگذاری این کشور نقب «استقلال» در گردنهی «انزاب» در شمال شهر دوشنبه مرکز تاجیکستان ساخته شد.
در آخر مطلب گفته شده است حمایت از ایران در حالی که اگر این کشور به برنامه هستهای خود دست یابد به نفع کشورهای فارسی زبان تاجیکستان و افغانستان نیز خواهد بود.
«آزادهگان»
نامه گروه 600 نفری ساکنان تاجیکستان را منتشر کرده است که برای بازپس گرفتن مبالغی که برای بنیاد منازل به شرکت موسم به «ماورالنهر» سپردهاند، از رییس جمهوری «امام علی رحمان» دادخواهی کردهاند.
در آخر ماه نوامبر سال گذشته رییس شرکت ساختمانی «ماورالنهر» به جرم سرقت مبالغ مردم متهم و ازسوی نیروهای امنیتی بازداشت شد.
هماکنون ساکنانی که برای ساختمان منازل به این شرکت مبلغ دادهاند، نمیدانند به چه شیوه مبلغهای خود را پس بگیرند.
«ملت»
«پرفسور جانان اکرامی» فرزند نویسنده سرشناس تاجیک «جلال اکرامی» درباره نقش روشنفکران امروز تاجیک در پیشرفت تاجیکستان مطلب نوشته است.
وی دعوت کرده است که روشنفکران از تبلیغ و توصیف پیوسته رییس جمهوری دست کشیده کمبودهای اقتصادی و سیاسی در کشور را بیان و برای رفع آن پیشنهادها بکنند.
در این مطلب تاکید شده است: «بس است غلاموار پیش دیگران سر فرود آوردن خود را ذرههای ملت بزرگ پندارید.»
«نگاه»
کتاب «اسلام کریموف» رییس جمهوری ازبکستان را که در آن از «تیمورلنگ» پشتیبانی و قهرمانسازی شده انتقاد کرده است.
«ظفر میرزایان» نوشته است: «تاریخ قوم دیگر را تحریف کردن، گذشته هزارساله فرهنگآور دیگران را مال ازبکان دانستن و جلاد دهر تیمرلنگ را خردمند و نیکسرشت بازنمایاندن، کفر بیحدود است.»
نگاه نوشته است: «اسلام کریموف در این کتاب تاریخی خود نوشته و گفتههای دانشمندان پیشین را رد میکند و به همه حادثههای تاریخی که به سرنوشت تاجیکان ربط دارد از پشت عینک پان ازبکی مینگرد.»
«نور زندگی»
با نشر عکس «علیاصغر شیردوست» سفیر ایران در تاجیکستان، او را وصلگر ملت تاجیک و ایرانی دانسته است.
سفیر جمهور اسلامی در تاجیکستان در «نور زندگی» همچون محافظ میراث ادبی تاجیکان معرفی شده از خدمتهای او برای برگردان و نشر کتابهای ادیبان تاجیک به خط فارسی توصیف شده است.
«نجات»
نشریه رسمی حزب نهضت اسلامی تاجیکستان از آن نگرانی کرده است که در شمال کشور جوانانی را که با سترو با ریش میگردند بازپرسی کرده، اجبارن ریش آنها را تراشدهاند.
نجات نوشته است که در نواحی «پنجکینت» و «استروشن» جوانان از جمله اعضای حزب نهضت اسلامی بازداشت، تحقیر، تهدید و حتا لت و کوب شدند.
این در حالیست که رییس حـزب نهضت اسلامی در مطلبی کامل در نشریه «آزادگان» نوشته است باید این جسارت را داشته باشیم و اعتراف کنیم که برخی همدینان از ما میترسند.
حزب نهضت اسلامی تاجیکستان تـنها حزب دینی در تاجیکستان و از آن جمله در منطقه آسیا مرکزی است که بـیست سال پیش تاسیس یافته حالا بیشتر از 40 هزار اعضا دارد.
پنجشنبه 16 دی 89/ 6 ژانویه 2011
اجرا: اعظم
استودیو: مارال
تقویم تاریخ
گزیدهی اخبار مطبوعات پنجشنبه ایران
فرهنگ آفریقا- «ازدواج در آفریقا»- مصطفا خلجی
بخش اول خبرها
روزنگاشت- «هزارو یک شبی که ماندنی شد»- محبوبه
گزارش روز کابل- «در سال 2011 فشار بر طالبان افزایش خواهد یافت»- آرین
پاپاراتزی- «رونالدو رکورد زد، بیستوهشت حوری در هشت سال»- بهنام
روشنان- «ماری و مکس به روایت آقا عزت»- یسنا یاوری
گزیدهی اخبار مطبوعات تاجیکستان
پسنشینی تند- «نقطهای در سیاهیها»- اکبر ترشیزاد
دایرهی شکسته- «روزی روزگاری انیو موریکونه»- مهشب تاجیک
بخش دوم خبرها
محبوبه شعاع / رادیو کوچه
mahboobeh@koochehmail.com
شانزدهم دی برابر با سالروز درگذشت «حمید عاملی» گوینده رادیو و قصهگو ایرانی است. او که متولد سال 1320 بود در کنار کار در رادیو به نویسندگی در مجلات و کتاب برای کودکان مشغول بود و صد کتاب نوشته است. او سرانجام در سال 1386 در اثر بیماری سرطان درگذشت.
«قصهها از زبان افراد سفیدموی بیشتر پذیرفته میشوند، بنابراین باید قصهگوها دارای جایگاه و موقعیت اجتماعی باشند، تا قصه گویی همیشه زنده بماند.»
«حمید عاملی» در سال ۱۳۲۰ در تهران زاده شد. او از جوانی کار در مجلههای «کیهان بچهها»، «اطلاعات هفتگی» و «روشنفکر» را آغاز کرد و در این مجلهها، داستانهای کوتاه برای کودکان مینوشت و پس از آن به گویندگی رادیو در برنامه «کار و کارگر» پرداخت.

عاملی در سال ۱۳۵۰ گوینده برنامه رادیویی «راه شب» شد. او در طول آن سالها در کنار نویسندگی در نشریات و کار در رادیو بیش از صد کتاب داستان نیز به رشته تحریر در آورد بود.
وی در سال ۱۳۵۲، پس از مرگ «فضلاله مهتدی» (صبحی)، که داستانسرای معروف و پایهگذار سنت قصهگویی برای کودکان در رادیوهای ایران بود، کار او را ادامه داد و قصهگوی برنامه «قصه ظهر جمعه» شد.
عاملی همچنین در آخرین سالهای کاری خود گوینده برنامه «یک شب از هزار و یک شب» رادیو بود و در این برنامه 900 قسمت آن را اجرا کرده بود که مجموعه مکتوب آن در 25 جلد توسط اداره کل پژوهشهای رادیو به چاپ رسیده است.
وی در سال ۱۳۸۲ از سوی وزارت فرهنگ «پیشکسوت اهل قلم» معرفی شده بود و در حالیکه «قصههای یک روز تعطیل» او به مدت 33 سال هر هفته در روز جمعه از رادیو تهران پخش میشد، این برنامه در سال ۱۳۸۵ به دستور مدیر رادیو تهران متوقف شد و پس از 49 سال، فعالیت عاملی در رادیو متوقف شد.
حمید عاملی که مدتی بود به بیماری سرطان دچار شده بود. در دیماه سال 1386 در مراسم بزرگداشتی که شش روز قبل از مرگش برای او در رادیو تهران برگزار شده بود شرکت کرد و وی در آن مراسم گفته بود که پس از بازگشت از بیمارستان دوباره به رادیو بازخواهد گشت.
به گفته منوچهر آذری بازیگر ایرانی، عاملی در سالهای پایانی زندگی خود در شهر تاریخی «بادرود» انجمن شعری را پایهگذاری کرده بود و هر ماه یکبار تا بادرود میرفت و در جلسات این انجمن شرکت میکرد.

اما سرانجام حمید عاملی پدر قصه گوی ایران، بدون آن که فرصتی دوباره برای بازگشت به رادیو پیدا کند در شانزدهم دیماه سال ۱۳۸۶ در سن 66 سالگی بر اثر عوارض بیماری سرطان ریه در بیمارستان کسری تهران درگذشت. اما قصههای قشنگ و صدای گرم او خاطره بسیاری از ما در آن سالهای دور است.
منبعها:
گوگل
ویکیپدیا
خبرگزاری فارس
خبر / رادیو کوچه
روز پنجشنبه، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی در گزارشی اعلام کرد که علیاکبر صالحی، سرپرست این وزارتخانه، با ارسال نامهای به لارنس کانون، وزیر خارجه کانادا، با اشاره به آنچه که استمرار روند ناامنی علیه شهروندان ایرانی مقیم کانادا خوانده، از مراجع قضایی و امنیتی آن کشور خواسته است تا موضوع قتل شهروندان ایرانی در کانادا را مورد پیگیری جدی و فوری قرار دهند.
به گزارش ایرنا، در اطلاعیه وزارت خارجه آمده است که نامه آقای صالحی «در ادامه اقدامات فشرده» این وزارتخانه برای تامین امنیت و احقاق حقوق ایرانیان مقیم کانادا ارسال شده و به خصوص پیگیری قتل سه ایرانی مقیم کانادا در شش ماه اخیر را مورد تاکید قرار گرفته است.
نامه علیاکبر صالحی به مقامات کانادای حدود سه هفته پس از آن ارسال میشود که وزارتخارجه جمهوری اسلامی با احضار کاردار سفارت کانادا در تهران نسبت به قتل یک نوجوان ایرانی در آن کشور اعتراض کرد.
این اعتراض به ماجرای کشته شدن یزدان غیاثوند غیاثی، نوجوان ایرانی تبار مقیم اتاوا، پایتخت کانادا، در روز 6 دسامبر سال گذشته ارتباط داشت.
به گزارش منابع خبری کانادا، جسد یزدان غیاثوند در حالیکه در اثر شلیک گلوله به شدت زخمی شده بود در یکی از خیابانهای اتاوا از اتومبیل به بیرون پرتاب شده بود.
مطلبهایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر میشود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که میتواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظرهای مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشتههای این بخش دارید میتوانید برای ما ارسال کنید.
در این مقاله به دلیل مغایرت با ادبیات مورد استفاده در رادیو کوچه، برخی کلمات آن تغییر یافته است.
یاشار بوگون
31 دسامبر روز همبستگی آذربایجانیان دنیا سمبل احساس ملی مشترک ملتی است که در طول دو قرن آماج تمامیتخواهی دو سیاست نژادپرستی استالینی روسیه و آریایی ایرانی شده است. ملتی که حتا تجربه حدود دو قرن جدایی و دیوار آهنی نتوانسته است احساس تعلق به یک روح واحد را در آن را خاموش کند و زمان نشان داده است که نه تزارها، نه پهلویها، نه کمونیستها و نه مدعییان رهبری مسلمانان جهان نتوانستنهاند این احساس مشترک را از قلب آذربایجانیها بزدایند چون اگر موفق به این کار میشدند دیگر تزارها و کمونیستهای روس نیازی به ساخت کشور ساختگی ارمنستان و کوچ ارامنه ایران و ترکیه به خاک تاریخی آذربایجان نمیدیدند و نیز پهلویها و جمهوری اسلامی نیازی به تخلیه جمعیتی آذربایجان جنوبی و حمایت از کشور ارمنستان نمیدیدند.
آری این امپراطوریها و حکومتها نتوانستند که آذربایجانیان شمال و جنوب آذربایجان را نسبت به هم بیگانه کنند چون شعار عدالت و برادری خلقهای کمونیسم در شمال آراز و شعار عدالت و وحدت اسلامی در جنوب آراز رنگ باخته است چون مدعییان این شعارها آبرویی در نزد ملت آذربایجان برای خود باقی نگذاشتند. آبروی کمونیستهای روس و مسکو زمانی از دست رفت که ناامید از کنترل آذربایجانیان شمال دست در دست ارامنه دادند و وقایع ژانویه سیاه در باکو و خوجالی در قاراباغ آفریدند و نیز آبروی جمهوری اسلامی آریاپرست و تهران زمانی در نزد آذربایجانیان جنوب آراز ریخته شد که همزمان با سر دادن شعار وحدت مسلمین جهان و ادعای حمایت از مسلمانان تحت ستم دستدردست ارمنستان دادند و با حمایتهای مالی و تسلیحاتی به ارامنه جرات دادند تا خاک آذربایجان را اشغال کند و به زنان و کودکان بیگناه قاراباغ تجاوز کنند و آنان را قتل عام کنند. آری اگر امروز ارمنستان به اشغال خاک کشور مسلمان آذربایجان ادامه میدهد به خاطر حمایتهای سیاسی و اقتصادی است که تنها کشور مدعی رهبری مسلمانان جهان در حق ارمنستان صورت داده است.
آری این امپراطوریها و حکومتها نتوانستند که آذربایجانیان شمال و جنوب آذربایجان را نسبت به هم بیگانه کنند چون شعار عدالت و برادری خلقهای کمونیسم در شمال آراز و شعار عدالت و وحدت اسلامی در جنوب آراز رنگ باخته است
زمانی که ارمنستان به خاطر بستهشدن مرزها از طرف سه کشور گرجستان و ترکیه و آذربایجان توانست با کمک ایران و انتقال تسلیحات روسی از خاک آذربایجان جنوبی خود را سرپا نگه دارد و این کمکهای 500 میلیون دلاری ایران و سرمایهگذاریهای وسیع تهران در بخشهای انرژی ارمنستان و فروش نفت و گاز به قیمت یک دهم ارزش واقعی بود که نشان داد منافع ملی برای تهران مهمتر از جان مسلمانان شیعه آذربایجانی است. حال با این پیشینه روشن و انکارناپذیر (حتا از طرف تهران) ایران در دشمنی با جان، مال، فرهنگ و زبان آذربایجانیان جهان دو جریان سیاسی سبز و سیاه بیشرمانه ادعای برادری و وحدت دارند و با رسانههای بیآبروی خود به مانند قاشق نشسته برای ملت آذربایجان تاریخ، ملیت و منافع تعریف و مشخص میکنند و گویا آذربایجان گوش به فرمان مدعییان دموکراسی ناقص ایرانی سبزها و مدعییان امت واحده اسلامی است که چندی است رسانههای چون خبرگزاری مهر و بیبیسی بوق گشادشان را متوجه آذربایجان کردند و به تکرار تمامیت خواهیهایشان ادامه میدهند. موضوع جدیدی که دوستان دری زبان ما را در بنگاههای خبرپراکنی مهر و بیبیسی آشفته ساخته است اعلام روز 31 دسامبر به عنوان روز همبستگی آذربایجانیان دنیا است.

خبرگزاری مهر در نوشتهای به عنوان «یادآوری چند نکته تاریخی برای رییس جمهوری متوهم آذربایجان» به تاریخ و فرهنگ آذربایجان و ملیت آن حمله کرده است (1). اگر چه این نوشته ظاهرن الهام علیاف را هدف قرار داده است (کاش واقعن از الهام علیاف انتقاد میشد) اما در ادامه نوک پیکان را متوجه ملت آذربایجان ساخته است. خبرگزاری مهر این حرکت را وارد شدن در مسایل قومیتی مینامد و این اتهام در حالی صورت میگیرد که ایران سعی در تاسیس سازمان کشورهای فارسی زبان، با برادران همزبان افغانستانی و تاجیک خود دارد. در ادامه این نوشته به اصطلاح تحلیلی از ابراز علاقه و عشق آذربایجانیان شمال آراز به سرزمین ایران مینویسد و بیشرمانه سعی در تحریف تاریخ دارد و دوباره دولت آذربایجان را به برداشت قومی از این حرکت میکند و بهطور غیرمنطقی از این مینالد که چرا روز 31 دسامبر برای این واقعه انتخاب شده است در حالیکه هر انسان منطقی باید این مسئله ساده را درک کند که وقتی یک واقعه در یک روز خاص اتفاق میافتد منطقیترین کار این است که همان روز را به عنوان سالروز آن واقعه اعلام کرد و در مورد روز همبستگی آذربایجانیان دنیا هم اگر ملت آذربایجان اقدام به پاره کردن سیمهای خاردار مرز کردهاند تا دیوار جدایی یک ملت را خراب کنند نمیتوان کسی را به خاطر انتخاب این روز سرزنش کرد و کشور آذربایجان را فاقد هویت تاریخی و سابقه تمدنی خواند در حالیکه در خود ایران 1000 سال تمدنها و پادشاهان تورک در راس حکومت بودهاند و اگر قرار باشد کشوری را از لحاظ تضاد هویت تاریخی و سابقه تمدنی تحلیل کرد ایران در اولویت قرار دارد.
در ادامه پیام الهام علیاف درباره این روز آورده شده است اما هیچ اشارهای در مورد ادعای رهبری الهام علیاف به کل آذربایجانیان دنیا دیده نمیشود و دوستان آشفته حال خبرگزاری مهر بهتر است مطمئن باشند که الهام علیاف فقط رییس جمهوری آذربایجان شمالی است و خبرپراکنی سیاه نمایانه که مخصوص نظام جمهوری اسلامی هم نمیتواند خللی در احساس مشترک ملی آذربایجانیان دنیا داشته باشد و بهتر است وظیفه انتقاد از سیاستهای علیافها را به خود آذربایجانیها بگذارند چون نمیتوان در خانه شیشهای پناه گرفت و به خانه دیگران سنگ انداخت.
نکته مهم دیگری که این بنگاه خبرپراکنی به آن اشاره میکند مربوط به نام آذربایجان در شمال آراز است و ادعا میکند که قبل از سال ۱۹۱۲میلادی (۱۲۹۱) آذربایجان بیشتر به مناطق شمال غربی ایران و قسمت جنوبی ارس اطلاق میشد
نکته مهم دیگری که این بنگاه خبرپراکنی به آن اشاره میکند مربوط به نام آذربایجان در شمال آراز است و ادعا میکند که قبل از سال ۱۹۱۲میلادی (۱۲۹۱) آذربایجان بیشتر به مناطق شمال غربی ایران و قسمت جنوبی ارس اطلاق میشد. قسمت عمده اراضی جمهوری آذربایجان کنونی قبل از تاریخ ذکر شده اران و شیروان نام داشت. این ادعا در حالی صورت میگیرد که بلعمی از وزرای سلسله سامانیان (قرن نهم و دهم میلادی) درکتاب تاریخ طبری حدود آذربایجان را از طرف شمال شهر دربند در روسیه کنونی و از طرف جنوب همدان میداند. پس بهتر است نویسنده محترم نگاهی به تاریخ داشته باشند و حتا اگر تاریخ هم ندانند کافی است تا سفری به این منطقه داشته باشند تا اشتراکات زبانی و فرهنگی این ملت واحد را ببینند و در ادامه نوشته نهایتن نوبت به سیاست استفاده ابزاری از دین و شعار معروف شیعه گری، وحدت اسلامی و ایران اسلامی میرسد تا نوشته سرتاپا متناقض تحلیلی خبرپراکنی مهر کاملتر شود گویی این ایران اسلامی نیست که تبدیل به بزرگترین حامی کشور اشغالگر ارمنستان شده است و ایران اسلامی در حالی نگران حجاب کودکان مدارس آذربایجان است که متحد ارمنیاش خاک مسلمان را اشغال کرده و به کودکان خردسال تجاوز کرده است.
بنگاه خبرپراکنی بیآبروی دیگر بیبیسی است که کارکنان آن را بیشتر افرادی با تفکراتی آریایی و پان ایرانیستی تشکیل میدهد و اداعای بیطرفی هم دارند. روز دوشنبه حوالی ساعت 22 مجری برنامه از آقای لهراسب زینالی از افراد جنبش سبز پرسید که آقای الهام علیاف روز 31 دکابر را روز همبستگی 50 میلیون آذربایجانی اعلام کرده است آیا این تعداد درست است؟ آقای زینالی در جواب آن مجری میگوید: «بیایید حساب کنیم که اولن در ایران چقدر آزربایجانی است؟ باکمی آمار و ارقام غلط آزربایجان ایران را هفده میلیون را طبق آخرین آمار رسمی جمهوری اسلامی ایران، حساب میکند وآذربایجان شمالی را 9 میلیون و 2 میلیون رادر ترکیه و روسیه که میگوید با کمی اغماض کل آزربایجانیها را 30 میلیون حساب میکند(2)
اما جناب لهراسب زینالی باید بدانند که تنها در روسیه 3 میلیون آذربایجانی زندگی میکنند و نیز جمعیت آذربایجانیهای ساکن ترکیه 3 میلیون نفر میباشد و کل آذربایجانیهای خارج از آذربایجان شمالی و جنوبی نه 2 میلیون بلکه 12 میلیون میباشد و جناب زینالی بهتر است نگاهی به آمار افشا شده توسط وزیر آموزش و پرورش ایران در سال 2009 بیاندازند (3) طبق این آمار وزیر آموزش و پرورش سی درصد جمعیت دانش آموزان ایران را فارس زبان میداند (علیرغم هشتاد سال انکار و آسیمیلاسیون) و این ارقام با ارقام مرجع داده شما (آمار رسمی جمهوری اسلامی ایران) نمیخواند که در آن جمعیت فارسها را پنجاه و یک درصد اعلام کرده است و این یعنی بیست و یک درصد خطا در ارقام وزیر آموزش و پرورش و ارقام مورد ادعای شما و جمهوری اسلامی.
1- مهر
2- اویرنسی
3- اجونیوز
رادیو کوچه
جبران خلیل جبران: «بگذار تا گذشته و حال را در آغوش خاطره، تنگ بفشریم و آینده را در آغوش گرم اشتیاق»
1883 میلادی- «جبران خلیل جبران» از نویسندگان سرشناس لبنان و آمریکا و خالق اثر «پیامبر» در «بشری» در این روز زاده شد. در خانوادهای مسیحی مارونی (منسوب به مارون قدیس) که به «خلیل جبران» شهرت داشتند، به دنیا آمد. مادرش زنی هنرمند بود که «کامله» نام داشت.
از آنجا که جبران در فقر بزرگ میشد، از تحصیلات رسمی بیبهره ماند و آموزشهایش محدود به ملاقاتهای منظم با یک کشیش روستایی بود که او را با اصول مذهب و انجیل و زبانهای سوری و عربی آشنا کرد. جبران هشت ساله بود که پدرش به علت عدم پرداخت مالیات به زندان افتاد و حکومت عثمانی تمام اموالشان را ضبط و خانواده را آواره کرد. سرانجام مادر جبران تصمیم گرفت با خانوادهاش به آمریکا کوچ کند. در سال ۱۸۹۵، جبران در دوازده سالگی با مادر، برادر و دو خواهرش لبنان را ترک و به ایالات متحده آمریکا رفت و در بوستون ساکن شد.
جبران از همان نوجوانی به میدان هنر و شعر و نویسندگی قدم نهاد. در پانزده سالگی مدیر مجله «الحقیقه» شد.
1774میلادی- جنگ «کبک» میان استقلالطلبان آمریکا و انگلیسیها رخ داد. این جنگ بهدلیل اینکه در نزدیکی ایالت کبک کانادا واقع شده بود به نام «نبرد کبک» معروف شده است. نبرد کبک به سود انگلیسیها پایان یافت. آمریکاییها قصد داشتند از طریق این جنگ، آمریکاییهای مقیم کبک را به هواداری از استقلالطلبان آمریکایی علیه انگلیسیها بشورانند.
1919 میلادی- «تئودور روزولت» بیستوششمین رییس جمهوری ایالات متحده آمریکا در چنین روزی درگذشت. درخشانترین دستآورد روزولت در میان سایر رییسجمهوریهای آمریکا این بود که وی توانست اولین جایزه نوبل را برای آمریکاییها به ارمغان آورد. وی اجازه تحریک شورش در پاناما را صادر کرد. او همچنین با میانجیگری در جنگ روسیه و ژاپن به حفظ توازن قدرت در شرق کمک کرد. همین موضوع باعث شد تا وی اولین آمریکایی باشد که جایزه نوبل را دریافت میکند .
تئودور روزولت در رقابتهای انتخاباتی سال ۱۹۰۴ بر رقیب دموکرات محافظهکار خود پیروز شد. روزولت در سال ۱۹۱۲ بار دیگر تلاش کرد تا نامزدی حزب جمهوریخواه را برای سومین دور ریاست بر کاخ سفید از آن خود کند. اما «ویلیام هووارد تافت»، معاون وی، در دور دوم ریاست جمهوریاش گوی سبقت را از وی ربود و توانست برای بار دوم از حزب متبوعش برای شرکت در رقابتهای انتخابات سال ۱۹۱۲ کاندید شود.
1357 خورشیدی- «شاپور بختیار» سیاستمدار ایرانی، از رهبران جبهه ملی و آخرین نخستوزیر حکومت پادشاهی ایران با معرفی اعضای کابینه خود را به شاه، قدرت را بهطور رسمی در دست گرفت. کابینه بختیار در حالی روی کار آمد که نهضت اسلامی، سراسر کشور را فراگرفته بود.
وی پس از معرفی وزیران خود، برنامههای دولت را به اطلاع نمایندگان مجلس و مردم رساند که مهمترین آنها عبارت بودند از: انحلال ساواک، آزادی کلیه زندانیان سیاسی، لغو تدریجی حکومت نظامی، ایجاد همکاری نزدیک بین دولت و حوزههای علمیه و روحانیان و بالاخره ایجاد امنیت اجتماعی در پناه قانون.
1884 میلادی- سالروز درگذشت پدر علم ژنتیک. «یوهان گرگورمندل» (Gregor Johann Mendel) در جولای سال۱۸۲۲ میلادی در یک خانواده روستایی بهدنیا آمد. بهدلیل فقر مالی وارد صومعه شد و لقب «گرگور» گرفت. او توانست قوانین حاکم بر انتقال صفات وراثتی را شناسایی کند. ولی از آنجایی که در جامعه علمی آن زمان همچنان نظریات داروین و لامارک را صحیح میپنداشتند به کشفیات او اهمیت چندانی ندادند. در سال ۱۹۰۰میلادی کشف مجدد قوانین مندل، توسط «درویس»، «شرماک» و «کورنز» باعث شد که نظریات او مورد توجه قرار گرفته و مندل بهعنوان «پدر علم ژنتیک» شناخته شود.
رادیو کوچه
روز چهارشنبه با موافقت موزه بریتانیا، منشور کورش تا سه ماه دیگر در ایران خواهد ماند.
مسوول دفتر امور رسانههای موزه بریتانیا ضمن اعلام این خبر اظهار داشت که بنابر توافق قبلی، قرار بود منشور کورش روز ۱۶ ژانویه به بریتانیا بازگردانده شود اما بر اساس تصمیم تازه موزه، این منشور تا ۱۵ آوریل و بعد از نوروز سال ۱۳۹۰ در ایران خواهد ماند.
منشور حقوق بشر کوروش، که به شکل یک استوانه از جنس سفال است، برای آخرین بار ۳۷ سال پیش و به مناسبت مراسم بزرگداشت دو هزار و پانصدمین سالگرد تاسیس شاهنشاهی هخامنشی به طور امانت در اختیار ایران قرار گرفت و به گفته مقامات سازمان میراث فرهنگی، تنها به مدت ده روز در ایران بود.
پیش از این، رییس موزه ملی ایران اعلام کرده بود: «اقدامات اولیه و پیگیریها برای درخواست تمدید مدت حضور منشور کوروش در ایران انجام شده است و این کار باید مراحل اداری خود را طی کند.»
موزه بریتانیا در بیانیه تازهای اعلام کرده است که تمدید مدت حضور منشور کورش در ایران که به دلیل استقبال خوب بازدیدکنندگان صورت گرفته است، سبب میشود مردم استانهای مختلف ایران و گروههای دانشآموزی فرصت داشته باشند که این منشور را از نزدیک مشاهده کنند.
لازم به اشاره است مذاکرات برای امانت گرفتن منشور حقوق بشر کوروش از حدود پنج سال پیش از آن آغاز شده و سرانجام حدود دو سال پیش، موزه بریتانیا با نمایش موقت آن در ایران موافقت کرده بود. قرار بود این منشور در سال گذشته برای بار دوم در ایران به نمایش گذاشته شود، اما مسوولان موزه بریتانیا درباره زمان امانت دادن این اثر باستانی دچار تردید شدند.
بیشتر بخوانید:
«منشور حقوق بشر کورش وارد موطنش شد»
رادیو کوچه
روز چهارشنبه، در روز انتخاب میزبان جام ملتهای آسیا، استرالیا به عنوان میزبان این جام در سال 2015 انتخاب شده است.
کنفدراسیون فوتبال آسیا، در حالی استرالیا را به عنوان میزبان جام ملتهای 2015 انتخاب کرد که این کشور تاکنون سابقه میزبانی این رقابتها را نداشته است و برای اولین بار این تجربه را خواهد داشت.
لازم به اشاره است جام ملتهای 2011 آسیا از روز جمعه و به میزبانی قطر برگزار خواهد شد.
رادیو کوچه
مهمترین عنوانهای مطبوعات امروز ایران:
جام جم
1) مهرههای کاخ سفید تغییر میکنند
http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100832370861
باراک اوباما با ترمیم کابینه خود پیش از حضور دوباره در انتخابات ریاست جمهوری 2012 آمریکا، رهبران ارشد تیم خود را برای مواجهه با حقایق جدید دوران باقیمانده از دولتش، تغییر میدهد.
2) جنگ در افغانستان اجتنابناپذیر است
http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100832372135
ژنرال دیوید پترائوس گفت: «با اینکه آموزش نیروهای امنیتی افغان توسط ناتو طبق برنامه پیش میرود، اما ادامه جنگ با شورشیان افراطی در افغانستان امری اجتنابناپذیر است.»
ایران
1) تمرکززدایی از پایتخت با انتقال سازمانهای دولتی
http://www.iran-newspaper.com
محموداحمدینژاد: «مردم پس از انقلاب سادهزیستی را انتخاب کردند ولی برخی دولتها بهدنبال اشرافیگری رفتند.
در حال حاضر ظرفیتهای مناطق مختلف کشور در راستای تمرکززدایی از تهران در دست مطالعه و امکانسنجی است.
پیشبینی شده که سرمایهگذاری دولت برای ایجاد اشتغال از رشد حدود 70 درصدی برخوردار باشد و به فضل الهی با کلید خوردن این طرح در کمتر از 3 سال نرخ بیکاری به زیر 3 درصد خواهد رسید.»
2) نمیگذاریم قیمت مسکن افزایش یابد
http://www.iran-newspaper.com
مدیر عامل بانک مسکن با بیان اینکه نمیگذاریم قیمت مسکن افزایش داشته باشد گفت: «سیاست پرداخت تسهیلات در بانک مسکن و انعقاد قرارداد نهادینه و شفاف است و با سرعت ادامه دارد، بنابراین برداشت من این است که قیمت مسکن افزایش نمییابد.»
کیهان
1) تشکیل دولت وحدت ملی پیروزی بزرگ ملت عراق بر آمریکا
http://www.kayhannews.ir/891016/2.htm#other203
دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان تشکیل دولت وحدت ملی را یک پیروزی بزرگ برای ملت عراق دانست.
ابراهیم جعفری، نماینده مجلس و رییس ائتلاف ملی عراق صبح چهارشنبه با سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی دیدار و گفتوگو کرد.
در این دیدار سعید جلیلی، تشکیل دولت وحدت ملی را یک پیروزی بزرگ برای ملت عراق دانست و خواستار حفظ وحدت داخلی و هوشیاری گروههای مختلف نسبت به توطئههای دشمنان شد.
2) پیش شرط کاهش تنشها بهبود مناسبات دو کره است
http://www.kayhannews.ir/891016/16.htm#other1601
پیونگ یانگ بهبود مناسبات دو کره را اولین گام در مسیر کاهش تنشهای سیاسی و نظامی در شبه جزیره دانست.
به گزارش ایرنا، روزنامه «رودونگ سینمون» ارگان رسمی حزب کار کرهشمالی روز گذشته در مطلبی بر ضرورت پایان یافتن رویارویی دو کره تاکید کرد و نوشت: «دو کره باید در مسیر وحدت گام بردارند.»
رسالت
1) عذرخواهی انتشارات دانشگاه آکسفورد از استفاده از نام جعلی به جای خلیج فارس
http://www.resalat-news.com/Fa/?code=50719
به گزارش ایرنا، عذرخواهی انتشارات دانشگاه آکسفورد پس از آن صورت گرفت که دکتر علیمحمد حلمی رایزن فرهنگی کشورمان در لندن ماه گذشته با ارسال نامهای خطاب به مدیران این انتشاراتی نسبت به استفاده از عنوان جعلی برای خلیج همیشه فارس بهشدت اعتراض کرد.
2) بیگانگان هر چه زودتر خاک عراق را ترک کنند
http://www.resalat-news.com/Fa/?code=50758
سرپرست وزارت امور خارجه ایران با بیان اینکه جمهوری اسلامی ایران به حفظ تمامیت ارضی، ثبات و استقلال عراق معتقد است تاکید کرد: «کشورهای بیگانه هر چه زودتر خاک مقدس عراق را ترک کنند.»
به گزارش ایرنا، علیاکبر صالحی روز گذشته در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با هوشیار زیباری وزیر امور خارجه عراق افزود: «عراق امروز در مسیر استقلال خود در حال حرکت است و استقلال و تمامیت این کشور میتواند بدون حضور نیروهای بیگانه تامین شود.»
همشهری
1) سرانجام، زمستان به تهران آمد
http://www.hamshahri.net/news-125100.aspx
بارندگی باران و بارش برف در مناطق شمال تهران که حاشیههای اطراف بزرگراههای شمالی تهران را اندکی سپید کرد، نشان از بهبود وضعیت هوای تهران و سخاوت بیشتر آسمان شهر در بخشش نزولات جوی به تهران داشت. شهروندان تهرانی همزمان با بارش نزولات آسمانی که در مناطق شمالی بهصورت برف بود از این بابت که در نوسان هشدار و اضطرار آسمان شهر سرانجام قادر به تنفس در هوای سالم شدهاند اندکی آسودهخاطر شدند.
2) سفرکاترین اشتون به فلسطین اشغالی
http://www.hamshahri.net/news-125077.aspx
مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا بهمنظور تلاش برای احیای روند به بن بست رسیده آنچه که سازش میان فلسطینیان و رژیم صهیونیستی خوانده میشود روز گذشته وارد فلسطین اشغالی شد.
به گزارش شبکه خبری الجزیره، دفتر کاترین اشتون با انتشار بیانیهای اعلام کرد که وی در جریان این سفر 2روزه قرار است ضمن دیدار با رهبران رژیم صهیونیستی و مقامهای تشکیلات خودگردان فلسطین، پایبندی اتحادیه اروپا به حمایت از تلاشهای انجامگرفته برای احیای روند سازش میان دو طرف را مورد تاکید قرار دهد.
دنیای اقتصاد
1) سقوط طلا به تهران رسید
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=239057
روند نزولی بازار جهانی طلا که همزمان با اولین روز کاری بازار در سال جدید میلادی آغاز و در روز دوم (سهشنبه) حالتی شبیه به سقوط به خود گرفت، دیروز نیز ادامه یافت و به زیر 1370 دلار برای هر اونس رسید که کاهشی بالغ بر 50 دلار در سه روز اول سال را نشان میدهد. در پی این سقوط، بازار داخلی که تا دیروز در برابر کاهش قیمت مقاومت نشان میداد در مسیر نزولی قرار گرفت و سکه طلا 2 تا 4 هزار تومان کاهش یافت که در صورت تثبیت ارقام جدید بازار جهانی، این کاهش امروز نیز ادامه خواهد یافت.
2) افزایش سهمیه گازوییل ارزان
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=239138
محمدرضا فرزین سخنگوی کارگروه تحول اقتصادی دولت، از تعیین سهمیه جدید گازوییل با قیمت 150 تومان به اضافه یک ریال در دیماه علاوه بر سهمیههای قبلی گازوییل برای بخش حملونقل عمومی خبر داد. بر اساس این گزارش رانندگان کامیونها و اتوبوسها میتوانند سهمیهای که با قیمت 350 تومان در هر لیتر برای آنان در نظر گرفته شده بود، فعلن و تا پایان دیماه با همان قیمت 150 تومان به علاوه یک ریال دریافت کنند. فرزین گفت: «عدم کفایت سهمیه گازوییل خودروهای حملونقل عمومی دلیل تصمیم جدید دولت است.»
خبر / رادیو کوچه
روز چهارشنبه، اتحادیه اروپا در واکنش به دعوت اتمی تازه جمهوری اسلامی، تاکید کرده که بازدید از مراکز هستهای ایران وظیفه آژانس بینالمللی انرژی اتمی است.
این در حالی است که مقامهای ارشد جمهوری اسلامی نمایندگان شماری از کشورهای عضو آژانس را برای بازدید از تاسیسات هستهای خود به این کشور دعوت کرده است.
یک سخنگوی کاترین اشتون، نماینده عالی اتحادیه اروپا در امور خارجه و سیاست امنیتی، روز چهارشنبه در بروکسل به خبرنگاران گفت که این اتحادیه هنوز به ایران پاسخ نداده است.
وی در ادامه افزود: «آنچه میخواهیم تاکید کنیم این است که روندی وجود دارد و این آژانس بینالمللی انرژی اتمی است که باید تاسیسات اتمی ایران را بازدید کند.»
ایالات متحده همچنین روز سهشنبه، دعوت ایران را یک ترفند توصیف کرد. اما سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی این اقدام را بیانگر حسن نیت و همکاری این کشور با آژانس اتمی اعلام کرده است.
به گزارش رویترز و به نقل از دیپلماتهای غربی که خواستهاند ناشناس باقی بمانند گزارش داده است که کشورهای غربی در تلاش هستند چین و روسیه را به رد دعوت ایران ترغیب کنند.
لازم به اشاره است فیلیپ کراولی، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، سهشنبه اظهار داشت که کشورش دعوتنامهای از سوی تهران دریافت نکرده و در چنین بازدیدی شرکت نخواهد کرد.
بیشتر بخوانید:
«بازدید از مراکز اتمی ایران، ترفند است»
مهمترین عنوانهای رسانههای امروز مالزی:
خبرگزاری برناما
- انتصاب محمد خسرین بر مبنای قانون بوده نه سیاست کاری.
- ساکنان گمبک در روز 17 ژانویه با مشکلات آبرسانی مواجه خواهند بود.
- هشدار درباره بارش شدید باران در شرق شبه جزیره و ایالت صباح.
- از بازنشستههای دولتی در سلانگور خواسته شده تا در کارها مشارکت فکری داشته باشند.
- وزیر ارشد: «ممنوعیت استفاده از آرم طرح یک مالزی فقط در ادارات دولتی سلانگور اجرا میشود.»
- جاده میانی شماره 2 سوجی بالوه – کپونگ از روز شنبه بهطور موقت بسته خواهد بود.
- اختلافات در حزب مردم صباح بالا گرفت.
- محمد شکور به عنوان مدیر عامل جدید اداره درآمدهای مالزی انتخاب شد.
- قیمتهای سهام روزهای خوش خود را میگذراند.
- هند در ماه فوریه قراردادهای تجاری با ژاپن و مالزی به امضا میرساند.
- شمار مشتریان سرویس UniFi شرکت مخابرات مالزی از مرز 750،000 نفر عبور کرد.
- قانونگذران آمریکا در حقوق اتباعی را که در خاک آن کشور به دنیا آمده باشند تجدیدنظر میکنند.
- خشک کردن زمینهای سیلزده در استرالیا ممکن است هفتهها طول بکشد.
- ژل ضد ایدز در میمونها از ورود بیماری جلوگیری کرده است.
- افراد موافق و مخالف چاوز در پارلمان ونزوئلا با یکدیگر برخورد کردند.
- کارگران در هند کمترین حقوق را دریافت میکنند.
روزنامه استار
- رایزن جدید سلانگور در برابر سلطان سوگند وفاداری خورد.
- پرونده تئو بنگ هوک با به نتیجه نرسیدن وضعیت خودکشی وی به پایان رسید.
- خانواده بنگ هوک تقاضای بازنگری در رای صادره را دارند.
- صدها نفر در سلانگور خواهان کنار کشیدن وزیر ارشد، تن سری خالد ابراهیم شدند.
- ایدئولوژیهای نظامیگری و تاثیرات آن در دانشگاهها به دقت دنبال میشود.
- یک مدیر عامل شرکت به جرم اختلاس 6 میلیون رینگیتی در پروژه دولتی دست گیر شد.
- شاهزاده کداه اولین زنی است که به سمت معاونت دانشگاه UKM میرسد.
- روزنامه استار بیشترین بازدیدکننده را در میان سایتهای خبری در مالزی به خود اختصاص داده است.
- این روزها با نزدیک شدن به سال نوی چینی، خرچنگ، غذاهای دریایی و فروشندگان دوره گرد بیشتر به چشم میآیند.
- مراکز مشاوره روزانه 60 طرح خودکشی از سوی مردم را رفع میکنند.
- کره شمالی خواستار مذاکرات و آمریکا خواستار تحریک است.
- مسافران اسلو – استانبول یک هواپیماربایی را خنثی کردند.
- کارخانه باتریسازی در چین، 24 کودک را با مسمومیت شدید مواجه کرد.
روزنامه نیو استریت تایم
- شورای اقتصاددانان خواستار همکاری بیشتر با رایزن جدید سلانگور شدند.
- یک دانش آموز در آمریکا به دو تن در مدرسه تیراندازی کرد سپس به زندگی خود خاتمه داد.
- قاضی پرونده تئو بنگ هوک: «نه قتل، نه خودکشی.»
- طرح 4.2 میلیارد رینگیتی Maybank در سنگاپور.
روزنامه مالایی میل
- دو تن دیگر از اعضای حزب مردم از آن خارج شدند.
- طرح توسعه شهر سرمبان تا دو سال دیگر اجرایی میشود.
- جسد تجزیه شده مردی در کنار رودخانه کلانگ پیدا شد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر