
شراره سعیدی/ رادیو کوچه
متدین آن است که دینش بیشترین نفوذ را بر سکنات، اندیشهها، کلام و روانش دارد، متدین مورد نظر ما برای تمامی تصمیمات زندگیاش به نوعی از دیناش استمداد میجوید و در اکثر موارد، مخاطباش برای مشورت، خدای معرفی شده توسط دیناش میباشد، دین او تمامی هویتاش است، گاهن او را بدون اعتقادات دینیاش نمیتوان تعریف کرد، تمامی لایههای مغری این انسانها، عجین با اندیشههای اعتقادیشان آنچنان تنیده در همند که به سختی میتوان در کلامشان، در سکناتشان، نظرات شخصیشان را بدون دخالت دینشان دید.
او درگیر دغدغهای است که لحظهای او را آسوده نمیگذارد، تمامی انگیزه خلقتاش را در انجام درست وظایفاش میداند، اکثریت متدینین در زندگی اجتماعیشان، خود را در قیاس با سایر همکیشاناش برتر و نزدیکتر به خدایشان دانسته و غره به دینداریشان آنها را موجوداتی حقیر و درگیر در نفسانیات دانسته و احساسی مثبت نسبت به رفتارشان دارند، و البته گاهی که با ناسپاسی خدای دینیشان، نسبت به وفاداریشان روبهرو میشوند، آنچنان متعهد به اعتقاداتشان هستند که درصدد توجیه دینشان و رفتار خدای تعریفیشان بر میآیند، آنها باید نه تنها خدایشان را بلکه دینشان، رفتارهای واسطههای مذهبیشان، گذشتههای پر پرسش تاریخ دینیشان را توجیه کرده و با جعل و ارایه مستندات آنها را منطقی و گاهن مستدل کنند.
برای شناخت بیشتر مسیر تاریخی این دین بهتر آن است که به پیشینه مردم اروپا در زمان قبل از مسیحیت، نگاه اجمالى داشته باشیم
از سه دینی که پرشمارترین پیروان را در حال حاضر به خود اختصاص دادهاند پس از «هندوئیسم»، این برنامه را به پیروان مخلص مسیحیت اختصاص خواهیم داد، متدینین مسیحی و راه درازی که در تاریخ دشوارشان گذراندهاند، دینی که تاکنون با داشتن ۲٫۱ میلیارد پیرو بزرگترین دین جهان از دید شمار پیروان است، اگر چه شمارگان متدینین مورد اشاره ما در دوران حاضر به دین عیسی ناصری تعداد نامعلومی است، اما اگر به موجودیت مسیح باور داشته باشیم او خود اولین متدین قربانی این دین بود، او را رومیان به صلیب کشیدند، تا گناهان پیرواناش بخشیده شود. تاوانی بزرگ برای گناهانی ناکرده.
برای شناخت بیشتر مسیر تاریخی این دین بهتر آن است که به پیشینه مردم اروپا در زمان قبل از مسیحیت، نگاه اجمالى داشته باشیم. محققان در رابطه با انتشار دین مسیح در امپراتورى رم در اروپا به زمینههاى مختلفى اشاره کردهاند. از جمله: «تاثیرات فرهنگ یونانى، رومى و یهودی، که در میان اینها فرهنگ رومى از جهت اجتماعى و مذهبى بیش از بقیه، نقش ایفا کرده است. در قرون اولیه دوران امپراتورى، دو گرایش فلسفى «اپیکورى» و رواقى داراى رواجى خاص بودند. بر اساس دیدگاه اپیکورى، شادکامى حاصل لذتطلبى است. این فلسفه که از یونان برخاسته بود باعث مسلکى شد که مردم را به کامرانى، تن آسایى و عیش و عشرت سوق داده و به فساد مىکشاند. و فلسفه رواقى هم مواهب مادى، ثروت و سلامت را به اندازه مصایب بیرونى، بىارزش تلقى مىکرد. همین بینش باعث شد که تعداد فراوانى از مردم، از جهان روىگردان شده و زندگى را خوار شمرده و حتا پذیراى مرگ شوند. به جز گرایش به این دو فلسفه، پرستش امپراتورى و حتا بستگان و نزدیکان آنها نیز میان مردم رواج کامل داشت. بهعنوان مثال، با غرق «آنتونیوس» معشوقه «هادرین» در رودخانه نیل، وى در زمره خدایان قلمداد شد. در این اوضاع و احوال، فشارها باعث پیدایى نوعى دیکتاتورى اجتماعى، مذهبى در امپراتورى هم شد. گذشته از آن، افزایش قدرت امپراتورى رم در مدیترانه هم ضربهاى هولناک بر پیکر ادیان کهن وارد آورد.
اینها عواملى بود که زمینه را براى ظهور و نفوذ دین مسیح در اروپا فراهم ساخت. از این رو به نظر محققان، زمینههاى پذیرش مسیحیت کاملن آماده بود و ناگهانی و خارج از ذهن مردم پدید نیامد، تحلیل فضاى فکرى و تمدن و فرهنگ روم نشاندهنده این مطلب است که بردگى و فلاکت فقط نصیب بردهها نبود، بلکه شهروندان ایتالیا نیز اغلب غیرمستقیم برده روحى طبقات ممتاز و سرداران و سرمایهداران بودند. مسلم است که در چنین فضاى وحشتناکى، توسل به یک رهابخش براى بیشتر مردم موجب دلگرمى و آرامش مىشد. افزون بر آن، یکى از مشخصات جامعه روم، تساهلى بود که نسبت به ادیان خارجى نشان مىداد. بهعلت بسط امپراتورى روم، رومیان در مقابل مذاهب مختلف عکسالعملى نشان نمىدادند. و به همین جهت عقاید متنوعى از مصر، ایران، فلسطین و بینالنهرین به این جامعه نفوذ کرد.

این بخشى از مسایل فرهنگى و اجتماعى حاکم بر مردم اروپا، مراحل اولیه پیدایش مسیحیت را نشان مىدهد و تعمق در آن مىتواند این مساله را ثابت کند که مردم آن روزگار در سختى و بدبختى به سر مىبردند. بردگى به تمام معنا حاکم بود. پادشاهان پرستش مىشدند. مردم همیشه دنبال پناهگاه روحى و جسمى بودند. با ظهور مسیحیت و جانبدارى ارباب مسیحى از طبقه فقرا و خدمتکارى آنان به مردمان مسیحى و دادن بشارت مبنى بر ظهور منجى و تشکیل حکومت او، این اندیشه را در ذهنهاى عوام به وجود آورد که ارباب کلیسا، مىتوانند یگانه افراد منجی آنها باشند. از این رو، پیامهاى آنان را باور داشتند و هر آنچه را عمل مىکردند، به دیده احترام نگریستند. در مورد خطا هم، آنها را توجیه و و از روى ناچارى تلقى مىکردند.
ارباب کلیسا از این ایمان و باور مردمان آن روز اروپا، نهایت استفاده را در جهت حفظ موقعیت خود و نشر افکار دور از واقعیت خود کردند.
بر اساس تعالیمى که مسیحیت ارایه مىکند، در سرشت و ذات تمام انسانها گناه، آلودگى و ناپاکى، نفوذ کرده است. هیچ انسانى در تمام عالم یافت نمىشود که این بیمارى مهلک را نداشته باشد، زیرا خطاى حضرت آدم در بهشت به تمام فرزندان او نیز منتقل شده و باعث آلودگى نسل بنى آدم شده است. از طرفى، این ناپاکى را در اثر انجام اعمال نیک و عبادات نمىتوان از بین برد، چرا که جز فطرت او گشته است.
تعالیم کلیسا در این رابطه چنین است: «آدم به ذات خداوند توهین کرد. از این رو، عقل و قدرتهاى مادى انسانى نمىتوانند او را نجات داده و بهاى این گناه را بپردازند و چون هیچکس جز خداوند قادر نیست که این گناه با عظمت را بیامرزد، پسر خود «عیسى» را به جهان فرستاد تا با خون او بهاى گناه آدم پرداخته شود و بدین ترتیب، عنایت خداوند که خیر مطلق است، مشمول انسانها شد. به عبارت دیگر، با آمدن موسى و پیامبران بنى اسراییل، انسان به گناه خویش معرفت نسبى پیدا کرد، ولى این آگاهى نتوانست او را از شرایط گناه آلوده نجات دهد. آنگاه کلمه اله یعنى ذات خداوند به جسم و شکل انسان درآمد و با خفت و خوارى بین آدمیان زیست و با این رنج و محنتى که از این تجسد و ضرب و شکنجه روى صلیب کشید با خون خویش، آزادى نسل بشر را بیمه کرد و کفاره گناه آدم را پرداخت. البته، این لطف پدر که توسط مسیح فعلیت یافته بعد از او توسط روحالقدس ادامه مىیابد و از لغزش مسیحیان جلوگیرى مىکند در خود انجیل گناه فطرى و مساله فدا به صراحت آمده است.
آنچه روشن است این است که چگونه ممکن است عقل انسانى این گونه تعالیم را بپذیرد. انسانى که گناه نخستین را مبتلا نگشته و همیشه در انجام اعمال نیک سعى و کوشش دارد و زندگىاش را بر اساس تعالیم الهى برنامهریزى مىکند. آیا وجدان او مىتواند اندیشه فوق را بپذیرد؟ اساسن از نظر منطقى و اخلاقى مىتواند قابل دفاع باشد. گرچه در نظر بزرگان کلیسا مخالفت با این آموزه، مخالفت با دین به حساب آید. به همین علل در تاریخ مسیحیت مىبینیم برخى متفکران مسیحى خود به نقد آن برخاستهاند. از مخالفان اولیه مىتوان به پلاگیوس کشیش معاصر آگوستین اشاره کرد. روشن فکران پروتستان در آلمان هم آن را توهینى به انسانیت انسان تلقى کردند. و همین طور «ژان ژاک روسو» متفکر نامى اروپا در سده هجدهم به مخالفت صریح برخاست، اما «کریستف دوبومن»، «سراسقف پاریس»، در حکمى روسو را محکوم کرد. چنان که «پلاگیوس» به اصرار «آگوستین» از سمت کشیشى و بدون سر و صدا برکنار شد.
یکى دیگر از اتفاقات جالبی که در تاریخ مسیحیت اتفاق افتاد و کسى را توان انکار آن نیست. مساله فروش برگههاى آمرزشنامه است که بر اساس آن عفو گناه و قول بهشت از سوى کشیشان به فروش و حراج گذاشته مىشد. افرادى که گناهکار بودند و یا احساس گناه داشتند با پرداخت مبلغى به کشیشان و کلیسا، خود را از آلودگى به گناه شست و شو مىدادند. از سوى دیگر، کشیشان براى تشویق مردم در خرید این گونه اوراق، تبلیغات وسیعى هم صورت مىدادند. تبلیغی برای منافع شخصیشان.
ارباب کلیسا از این ایمان و باور مردمان آن روز اروپا، نهایت استفاده را در جهت حفظ موقعیت خود و نشر افکار دور از واقعیت خود کردند
کلیسا در توجیه شرعى آن به این نقل قول از جانب مسیح به پطرس تمسک مىکرد: «کلیدهاى ملکوت آسمان را به تو مىسپارم و آنچه بر زمین ببندى در آسمان بسته مىشود و آنچه در زمین گشایى در آسمان گشوده شود.»
اما این تعلیم کلیسا مورد مخالفت افراد واقع بین جامعه قرار گرفت و سرانجام در بین خود مردم نارضایتى و شکایت از این عمل پدید آمد، زیرا چنین به نظر مىرسید خرید عفونامهها سبب آزادى در ارتکاب هرگونه جرم مىشود. و از طرفى، مردم دیدند ایمان آنها مورد بهرهکشى بزرگان کلیسا قرار مىگیرد و حتا از جنایتهایی که همهکس آن را گناه مىشمرد، پولى به جیب متولیان کلیسا مىرود. بدین ترتیب بود که این عمل اولن نزد افراد جامعه مورد انتقاد شدید قرار گرفت و دومن از طرف دولتها و حاکمان کشورهاى مختلف مسیحى مانند انگلیس، آلمان، فرانسه و اسپانیا مورد اعتراض واقع شد.
همچنین زایران مسیحی متدین حق داشتند آزادانه به اماکن معتبرکه رفتوآمد کنند، سالیان سال بود که زیارت فلسطین نوعی عبادت یا کفاره محسوب میشد، در همه نقاط اروپا، مومنانی با برگهای نخل فلسطین که «چلیپاوار» به خود پیچیده بودند، به نشانهی زیارت از اماکن متبرکه، عزم زیارت میکردند و این قبیل افراد رخصت داشتند که از آن پس تمام عمر سخن دروغ بگویند.
اما اوج تاوانی که مومنان مسیحی برای ادای دین به دینشان پرداختند درسال ۱۰۹۵ میلادی و آغاز جنگهای صلیبی میان مسلمانان و مسیحیان بود، این مومنانی که مسیح در خونشان جریان یافته بود، برای حفظ اماکن متبرکهشان قیمتی بس گزاف پرداختند.
جنگهای صلیبی به جنگهایی گفته میشود که در آن مسیحیان با مسلمانان طی چندین دوره برای به دست آوردن بیتالمقدس مبارزه کردند، در جنگ اول و چهارم هیچیک از پادشاهان اروپایی دخالت نداشتند و فقط نجبا و اصیلزادگان بودند که بر صلیبیها فرمانروایی میکردند. غیر از جنگ اول در باقی جنگها مسیحیان از مسلمانان شکست خوردند.
در سال ۱۰۹۵ میلادی پاپ «اوربانوس دوم»، همه مسیحیان اروپایی را مجبور کرد تا علیه ترکان مسلمان قیام کنند و شهر اورشلیم«بیت المقدس» واقع در فلسطین را اشغال کنند. در همان سال، سپاه بزرگی مهیا و رهسپار نخستین جنگ صلیبی شد. عده زیادی از جنگجویان صلیبی در طول سفر خطرناک از اروپا تا خاورمیانه جان خود را از دست دادند. آنها که زنده ماندند در سال ۱۰۹۹ میلادی بیتالمقدس را تسخیر کردند. بین سالهای ۱۰۹۹ تا ۱۲۵۰ میلادی شش جنگ صلیبی دیگر رخ داد ولی در هیچ یک از آنها صلیبیون موفقیتی به دست نیاورند.
انگیزههای فوقالعادهای جماعت کثیری را از زیر پرچم سپاهیان صلیبی گرد آورد. به موجب آمرزشی تام، مقرر شد که هرکس در جنگ کشته نشود، از هرگونه عقوبتی که به واسطهی ارتکاب گناه دامنگیرش شده است، میرهد. رعایای پادشاهان از مالیاتها معاف شدند بدهکاران تا مدتی از پرداخت دین فراغت یافتند، زندانیان آزاد شدند، و پاپ، با جسارت، اختیارات خویش را تعمیم بخشید و مجازات افرادی را که محکوم به مرگ شده بودند به خدمت مادامالعمر در فلسطین تخفیف داد. هزاران تن از ولگردان به رهروان این قافلهی مقدس پیوستند. افرادی که از فقری ناگزیر به امان آمده بودند، ماجراجویانی که حاضر بودند تن به مخاطرات در دهند، پسران کهتری که امید دستیابی به زنان مشرق زمین را در سر میپختند، بازرگانانی که بهدنبال بازارهای جدید برای کالاهای خود بودند، مردمان کمرویی که از زخم زبان اطرافیان و تهمت ترسویی احتراز داشتند، همگی به جماعتی از متدینین واقعی پیوستند تا سرزمینی را که محل ولادت و وفات عیسی مسیح بود نجات دهند. به حکم آن زمان نوعی تبلیغات رواج داشت، تبلیغاتی دربارهی محدودیتها و ناتوانیهای مسیحیان مقیم فلسطین، فجایع مسلمانان، و کفرهای آیین محمد، همهگونه راه مبالغه و اغراق هموار بود. مسلمانان را به پرستش تندیس «محمد»، پیامبرشان متهم میکردند و حتا، طبق شایعات بیاساسی که بر سر زبان مومنین مسیحی افتاده بود، سخنانی نامربوط دربارهی پیامبر اسلام میگفتند.
افسانههای غریبی از ثروت سرشار مشرق زمین و لعبتان پری پیکری که در انتظار مردانی دلاور نشسته بودند نقل مجالس بود. آشکار است که این همه انگیزههای متنوع نمیتوانست تودهی مردمان متشابهی را که واجد شایستگی تشکیلات نظامی باشند به دور هم گرد آورد.

در بسیاری موارد، زنان و کودکان به اصرار تمام همراه شوهران و پدر و مادر خود به راه افتادند. شاید این قبیل پافشاریها بیدلیل هم نبود، زیرا بزودی فواحش را نیز جمع کردند تا آمادهی خدمت به سلحشوران باشند. اوربانوس ماه اوت 1096 را موعد حرکت سپاه صلیبی تعیین کرده بود، لکن کشاورزان بیحوصله، که اولین دسته از داوطلبان جنگ بودند نمیتوانستند درنگ کنند پس یک چنین جماعت مبارزی که عدهی آنها به حدود دوازده هزار نفر میرسید (و از این عده فقط هشت نفر شهسوار بودند) در ماه مارس، به سرکردگی «پیرمنزوی» و «والتر» بیپول یا «گوتیهی بیپول»، از فرانسه عازم فلسطین شدند، دستهی دیگری که محتملن مرکب از پنج هزار نفر بود، به سرپرستی «گوتشالک کشیش»، از آلمان به راه افتاد و هیت سومی به رهبری «امیکو»، «کنت لینینگن»، از خطهی «راینلاند» در آلمان حرکت کرد. همین گروههای بینظم و ترتیب بودند که اغلب به یهودیان «آلمان و بوهم» هجوم بردند، به تقاضاهای مردمان و کشیشان محل هیچگونه ترتیب اثری ندادند، و شهوت خونریزی را در جامهی دینداری پنهان ساختند و چند صباحی بدل به جانوران درنده شدند. افرادی که تازه در صف لشکریان صلیبی درآمده بودند وجوهی اندک و غذایی ناچیز به همراه آورده بودند، و رهبران بیتجربهی آنها نیز برای تغذیهی افراد آذوقهی کافی نداشتند. بسیاری از آنها دوری مسافت را دستکم گرفته بودند، و همچنانکه در کنارهی راین و دانوب راه میسپردند، به هر خمی که میرسیدند، کودکانشان از فرط بیطاقتی مدام میپرسیدند که آیا به «اورشلیم» نرسیدهاند؟ هنگامی که کیسههای آنها تهی شد و گرفتار بیغذایی شدند، از راه اضطرار به چپاول مزارع و خانههایی که در سر راه آنها قرار داشت دست زدند.
دیری نگذشت که هتک ناموس نیز بر تاراج اموال افزوده شد. مردم بهشدت در مقابل آنها مقاومت ورزیدند. برخی از شهرها دروازههای خود را به روی آنها بستند، و بعضی دیگر بیدرنگ توفیقشان را از دادار مسئلت کردند. سرانجام این سپاه کاملن تهیدست، که تعداد زیادی از نفرات آن بر اثر قحطی، طاعون، جذام، تب و مبارزات حین راه به هلاکت رسیده بودند، به دروازهی قسطنطنیه رسید.
«آلکسیوس» به آنها خوشآمد گفت، لکن شکم آن جماعت گرسنه را به طرز دلخواه سیر نکرد، از این رو صلیبیون به حومههای شهر ریختند و قصرها، خانهها، و کلیساها را غارت کردند. آلکسیوس برای نجات پایتخت خویش از شر این ملخهای عابد، کشتیهایی در اختیار آنها گذاشت تا از تنگهی «بوسفر» عبور کنند، ملزوماتی برایشان فرستاد، و به آنها دستور داد که در آن سوی بوسفر توقف کنند تا قوای مسلحتری از عقب برسد. صلیبیون بهعلت گرسنگی یا بیتابی به اوامر «آلکسیوس» اعتنایی نکردند و به سوی «نیقیه» پیش تاختند. نیروی منظم و با انضباطی از ترکان، که همگی کمانداران ماهری بودند، از شهر بیرون آمدند و این نخستین لشکر اولین جنگ صلیبی را تقریبن بهکلی مضمحل کردند. والتر بیپول از جمله کشتگان این نبرد بود، اما پیر منزوی، که از سپاه مهارناپذیر خویش منزجر شده بود، قبل از شروع مبارزه به شهر قسطنطنیه بازگشت، و تا 1115 در عین سلامت زیست.
در این مدت بسیاری از صلیبیون بر اثر گرسنگی یا باران سرد زمستانی جان سپردند
در این مدت بسیاری از صلیبیون بر اثر گرسنگی یا باران سرد زمستانی جان سپردند. برخی با جویدن «نیهای شیرینی به نام زوکرا» (شکر) غذای نوظهوری پیدا کردند. این اولینباری بود که فرانکها «فرنگیها» لب به نیشکر میزدند. بهتدریج طریقهی فشردن و گرفتن عصارهی آن را از گیاهانی که برای همین منظور کاشته میشد فرا گرفتند. فواحش شیرینیهایی بودند بهمراتب خطرناکتر، یکی از کشیشان که در باغی همخوابهی سوری خود را در آغوش گرفته بود، به دستترکان به قتل رسید.
در ماه می 1098 خبر آمد که لشکر عظیمی از مسلمانان به سرداری «کربوغا امیر موصل» به زودی از راه فرا خواهد رسید، چند روزی قبل از رسیدن این لشکر، انطاکیه گشوده شد (سوم ژوئن 1098)، بسیاری از صلیبیون که میترسیدند در برابر «کربوغا تاب» مقاومت نداشته باشند، در «اورونتس» بر کشتی نشستند و فرار کردند.
حمله صلیبی کودکان به سال 1212 میلادی عمق فاجعه این جنگها بود، این حمله در اصل نظامی نبود و هیچ یک از کودکان شرکتکننده در آننیز به قدس نرسیدند، اما چون این حمله همان اهداف جنگهای صلیبی را داشت، آن را جزو جنگهای صلیبی برمیشمارند.
نخستین بار، یک کودک دوازده ساله فرانسوی به نام »استفن» مدعی شد که خواب دیده است مسیح از او خواسته دست به حمله بزند. استفن حدود سی هزار کودک را دور خود جمعکرد و در اواخر ژوئن 1212 به سوی جنوب حرکت کردند. او ادعا کرده بود که دریا شکافته خواهد شد و چون این اتفاق رخ نداد بسیاری از اطرافش پراکنده شدند و فقط وفادارانش ماندند. سرنوشت این وفاداران چندان روشن نیست ولی گفته شده است که چند تاجر ونیزی آنها را به شام، تونس و مصر بردند و همه را به بردگی فروختند.
گروه دوم کودکان صلیبی، حدود بیست، و به روایتی سیهزار، آلمانی بودند که به سرپرستی نوجوانی به نام «نیکولاوس» اهل »کولونی« عازم شرق شدند. بیشتر افراد این گروه نیز پس از تحمل سختیهای بسیار بازگشتند و از باقی ماندگان نیز برخی در جنووا اقامت گزیدند و از گروه دیگر، که به قصد زیارت سرزمین موعود سوار کشتی شدند، خبری در دست نیست.
این جنگهای نافرجام آن میزان تباهی و ویرانی برای دو گروه مومن مسلمان و مسیحی برجای گذاشت که تصور آن نیز در این روزگار خارج از فهم مینماید، سرانجامی دردناک برای مومنان و عوامی که از آنها پیروی کرده بودند .
یکی دیگر از سوژههای جذاب این دین، مصونیت پاپ بود، از اواخر قرن دوم میلادى، کلیساى رم براى خود، برترى بر دیگر کلیساها و بر تمام جوامع مسیحى ادعا نموده و اسقف این شهر خود را پاپ نامید. وى براى اثبات ادعاى خود بر متنى از انجیل که پطرس، حوارى معروف، را بنیانگذار کلیسا معرفى مىکرد و بر روایات و سنن مسیحى کاتولیک که وى را بنیانگذار کلیساى رم دانسته و مىگوید که پولس قدیس در این شهر مدفون است، تکیه کرد.
پاپ کمکم بهعنوان یک معصوم شناخته شد و عنوان پدر مقدس به خود گرفت و دستورات وى در امور شرعى و کلامى بهعنوان قانون شناخته شد. در شوراى عمومى «کالدون» سال 451 میلادی هم ابراز شد که پطرس از دهان «لئون»، «اسقف رم»، صحبت کرده و به او برترى بر دیگران بخشیده است.»
بر اساس تعالیم کلیسا، پاپ اعظم، جانشین پطرس قدیس و قایممقام عیسى در زمین و خلیفه خداوند است که از هرگونه خطا و لغزشى به دور است.
همچنین در اواخر قرون وسطا، عدهاى از کشیشان این اندیشه را ترویج مىکردند که مسیحیت یک نوع ایمان و اراده انسانى است
از این رو، مىبینیم در سال 1324 قدیس «آگوستینو تریونفو» تحت حمایت پاى «یوآنس»، در پاسخ به حملات و اعتراضات ویلیام اکامى و مارلیوس پادوایى به حکومت پاپها در رسالهاى نوشت: «قدرت پاپها از جانب خداوند است، زیرا خلیفه و قایممقام او بر زمین است و اطاعت پاپ حتا اگر غرق در گناه باشد، واجب است… مقام پاپ برتر از مقام فرشتگان و در خور همان ستایش و تقدیس است که به مریم عذرا و دیگر قدیسان گذارده مىشود.
«بدین طریق، بهصورت رسمى و قانونى، مجمع واتیکان روم در سال 1869، عصمت و حق تشریع پاپ را از تصویب گذراند.» بدیهى است که نفى هرگونه خطا از پاپ مىتوانست آثار سویى را در میان عموم مردم بهخصوص طبقه دانشمندان به جا بگذارد. براى این که آبا کلیساها با توسل به آرا پاپ مىتوانستند به راحتى عقاید مخالفان را تخطئه و حتا آنان را به ارتداد و کفر نسبت دهند و این اندیشه هم، باعث شد بذرهاى دورى از کلیساها در ذهن مردم رشد و نمو بکند.
همچنین در اواخر قرون وسطا، عدهاى از کشیشان این اندیشه را ترویج مىکردند که مسیحیت یک نوع ایمان و اراده انسانى است. نمىتوان آن را بر پایههاى عقلى بنا کرد. به نظر آنها، ذات و جوهرهایمان جز محبت و عشق نیست. اگر عقل در امر فوق دخالت بکند، ساختمان عشق فرو خواهد ریخت. از این رو، آنها دین را ناشى از یک نوع اراده و انتخاب انسانى قلمداد مىکردند که در صورت مداخله عقل به حوزه دین، آن اراده بشرى هم رخت بر مىبست. شاید مقصود آنها از این امر این بود که مىخواستند مسایلى چون تجسد و تثلیث و عصمت پاپ و … را از مداخله عقل در امان نگه دارند. روشن است تبلیغ عقیدهای که اصرار دارد عقل در دین راهى ندارد و تنها اصالت اراده و اصالت ایمان منهاى عقل است که حق ورود به وادى دین را دارد، اندیشهاى نادرست بود و به همین علت باعث عکس العمل تندى از جانب عقلا شد که به شکل «اومانیسم» (انسان مدارى) آشکار گشت.
پویا / واحد ترجمه / رادیو کوچه
در سال 2010، رییسجمهوری کم اثر افغانستان، به واسطهی جنگهای طولانی به سمبل ناکامی تبدیل شده است.
دو مکتب فکری در خصوص «حامد کرزای» وجود دارد. اول اینکه، او رهبری بیاثر، بیکفایت و نماد فساد است که بهخاطر مشکلات حاد روانی، نیازمند درمان است. دیگر اینکه، رییسجمهوری افغانستان، سیاستمداری است بهطرز فریبندهای باهوش، که توانسته است ائتلافی سودمند میان قبایل شورشی و احزاب مخالف به نفع خود ایجاد کند، کاری که مطمئنن نیازمند مهارت و انعطاف فراوان است. او را سیاستمدار کاردانی میپندارند که میداند چگونه میان وابستگیاش به ارتش آمریکا در برابر نارضایتی روزافزون مردم از جنگهای بیپایان، توازن را برقرار کند.
هر دوی این نظریهها تا حدی درست هستند. اما این موضوع قدری پیچیدهتر است، حتا اگر کرزای «نلسون ماندلایی» میشد که کشورهای همسایه و «ناتو» در زمان انتصابش در سال 2001 فکر میکردند هست، هنوز هم این امکان وجود داشت که افغانستان در جنگ و ناآرامی باشد. چرخهی توجه بیش از حد و عدم توجه آمریکا که از سال 2001 آغاز شده است، به حل مشکلات کمکی نکرده است. «کارل آیکنبری» (Karl Eikenberry) سفیر آمریکا در یادداشتی نوشته بود «حامد کرزای شریک مطمئنی برای آمریکا نیست»، اگر این گفتهی او را صحیح بپنداریم، قطعن کرزای نیز میتواند ادعای مشابهی در مورد آمریکا داشته باشد. برای مثال دولت آمریکا، میان پافشاری برای ایجاد دولت پاک و کارآمد و سرمایهگذاری روی گروهی از بدترین جانیان این کشور در تردید بوده است.
اگر شایستگیهای اخلاقی تنها ملاک ما برای انتخاب باشد، قطعن حامد کرزای یکی از گزینهها برای شخصیت سال نخواهد بود
اگر شایستگیهای اخلاقی تنها ملاک ما برای انتخاب باشد، قطعن حامد کرزای یکی از گزینهها برای شخصیت سال نخواهد بود. او مردی است که با گذشت زمان اثبات کرده که هیچ وجه تمایزی ندارد، حتا اگر او مرد تصمیم گیرندهی اصلی در مسایل بغرنج سیاست خارجی و در مورد جنگ افغانستان باشد. او کسی است که بیش از هر افغان دیگری بر نتیجهی جنگ تاثیر خواهد گذاشت.
شاید به نوعی کرزای، استعارهای از افغانستان باشد. کشوری فقیر، محصور در خشکی، که در برهههایی از زمان خود را در میان امپراطوریهای بزرگ تاریخ جای داده است. در قرن نوزدهم، زمانی که افغانستان به میدان کشتاری در رقابت بین انگلیس و روسیه برای کنترل آسیای مرکزی تبدیل شده بود، مطبوعات انگلیسی افغانستان را به کشوری خسته از جنگهای مشکوک خارجی تشبیه کردند، جنگهایی به بهای از دست رفتن اولویتهای محلی.
جنگ فعلی افغانستان در ابتدا مشکوک به نظر نمیرسید و برای منافع امنیت ملی آمریکا بسیار مهم بود. آذرخشی که به سقوط دولت طالبان منجر شد، دولتی که با پناه دادن به اوصامه بن لادن باعث وقوع وقایع 11 سپتامبر شد. اما جنگ کمکم افغانستان را به همان جهنم قدیمی تبدیل کرد، تلاشی ناکام، که در مقیاس بزرگ به جنگی داخلی با پایانی نامشخص تبدیل شد.
شروع رییسجمهوری کزرای بسیار نوید بخش بود. او عضو خانوادهی سرشناسی از نژاد پشتو بود، خانوادهای ضد طالبان، که پدر دیپلماتش نیز به دست آنها ترور شده بود. او یکی از معدود پشتوهایی بود که به نظر میآمد بتواند و بخواهد اتحادی در میان دسته بندیهای قبیلهای ایجاد کند. او با پوشیدن عباهای رنگین و کلاههای پشمین، نمادی از مد بود. اما به نظر نمیرسید که او هیچگاه به ایجاد دولت افغان علاقه داشته باشد. با گذشت زمان و افزایش فساد و رخوت در کابل، ناتو نیز که خود را درگیر جنگ خونینی با گروه طاغی طالبان میدید، کمکم از دست او خسته شد.

در سال 2010 فساد در اطراف کرزای بیش از پیش نمایان شد. او سال را با دوباره انتخاب شدن بحث برانگیزش آغاز کرد. در بهار، یکی از مشاورین نزدیک کرزای، « محمد ضیا صالحی» (Mohammed Zia Salehi) ، به وسیلهی بازرسان افغان دستگیر شد، جرم او درخواست رشوه برای جلوگیری از انجام تحقیقات آمریکا در خصوص یک پروژهی پول شویی بود. در ماه آگوست، کرزای صالحی را از زندان رهانید. اخیرن، معاون اول سابق کرزای، «احمد ضیا مسعود» (Ahmed Zia Masoud) در یکی از اسناد ویکیلیکس متهم به تلاش برای ورود به دوبی به همراه 52 میلیون دلار پول نقد شده بود، اتهاماتی که وی آنها را انکار کرد.
اما فساد مشکلاتش کمتر از ادبیات ضدآمریکایی کرزای بود که هر از چندی به آن تمایل پیدا میکرد. در ماه ژوئن، او طی ادعای مضحکی ایالات متحده را به دست داشتن در حملهی راکتی به انجمن صلح ریش سپیدان پشتو متهم کرد. در ماه اکتبر او پذیرفت که از ایرانیها پول نقد دریافت کرده است، حرکتی میهنپرستانه که او آن را با دریافت کمکهای آمریکایی مقایسه کرد. روابط او با ژنرال آمریکایی فرماندهی عملیات یعنی « دیوید پترائوس» (David Petraeus)، رو به تیرگی گذاشته است، اختلافاتی که ناشی مخالفتهای کرزای با کارآمدترین تاکتیکهای جنگی آنها است، تاکتیکهایی نظیر شبیخون بر علیه سران طالبان توسط تیمهای عملیاتی مخصوص. در اواخر نوامبر او در جلسهای بر سر حضور پیمانکاران امنیتی بخش خصوصی با پترائوس به مشاجره پرداخت. روزنامهنگار پاکستانی، « احمد رشید» (Ahmed Rashid)، پس از مصاحبهای که در اواسط نوامبر با کرزای داشت، گزارش کرد که کرزای در حال روی گرداندن از غرب است.» آنچه که مشخص است این است که که او دیگر از آنچه که واشنگتن جنگ بر ضد تروریسم مینامد، حمایت نمیکند. او حضور نیروهای ناتو را در جنوب افغانستان بیاثر میداند.»
مقامات ارشد آمریکایی این گونه حرفها را چندان جدی نمیگیرند. آنها ادبیات ضد آمریکایی وی را به نفع مردمی خسته از جنگ میدانند که تحمل زیادی برای حضور نیروهای بیگانه ندارند. اینها شاید درست باشند، اما اخیرن تغییر جهتی هدفمند در گزافگوییهای شکل گرفته است. او در تمام طول سال در تلاش بود تا به همسایگاناش، ایران و پاکستان نزدیک شود و مذاکرات صلح را با طالبان آغاز کند. مذاکراتی که با فریبکاری طرف طالبانی شکست خورد. اما نحوهی تقابل با طرف طالبانی، همچنان به عنوان موضوع اختلافی بین کرزای و ارتش آمریکا یا شاید وزارت خاجهی آمریکا وجود دارد، رییسجمهوری افغانستان تمایل بیشتری برای بستن قرارداد با طالبان در مقایسه با پترائوس دارد.

خستگی کرزای از جنگهای بیپایان، و همچنین فشارهای ناشی از حامیاناش که میخواهند او چهرهی رهبری تاثیرگذار را از خود بروز دهد، متقارن شده است با تردیدهایی است که در کابینهی اوباما شکل گرفته است، تردیدهایی در خصوص هزینههای فراوان آمریکا در این نبرد فرسایشی. دلیل اصلی جنگ، یعنی القاعده، هم اکنون دیگر در افغانستان حضور ندارد. نیروهای القاعده در مرزهای پاکستان به کمک هواپیماهای شکاری آمریکا، به زانو در آمدهاند و پایگاه آنها در حال انتقال به یمن است. علاوه بر این، ایالات متحده از رکود اقتصادی مبسوط و کسری بودجهی فروان رنج میبرد، حتا بودجه دفاعی نیز در سال آتی از کاهش مصون نخواهد بود. و تبدیل شدن افغانستان به موضوع مناقشهی ملی در مدت زمانی کوتاه کاملن محتمل است، آیا به راستی ساختن جاده و ایستگاه پلیس در افغانستان مهمتر از انجام آنها در آمریکا است؟
در حال حاضر هیچ راه حل فوریای برای گریز از منازعات وجود ندارد و طبق وعدهای که کرزای داد ناتو موافقت کرده است تا چند فصل دیگر نیز به جنگ ادامه دهد، ضربالعجلی که سال 2014 نقطهی پایان آن است، اما علاقهی آشکاری در آمریکا و هم پیمانانش در ناتو برای ترک هرچه سریعتر افغانستان و واگذاری جنگ به نیروهای امنیتی افغان وجود دارد. حتا منتقدان اوباما نیز معتقدند که نیروهای آمریکایی باید هرچه سریعتر افغانستان را ترک کنند. اگرچه یکی استراتژیستهای کاخ سفید این اقدام را قبل از انجام انتخابات ریاستجمهوری مصیبت بار ارزیابی میکند. حداقل این است که تلاشها برای آموزش و تجهیز نیروهای امنیتی افغان باید ادامه یابد.
اما در سال 2010، تصویر رهبری استوار و مشروع از حامد کرزای، مرگ آرام و دردناکی را تجربه کرد. سوالی که هماکنون همهی ما از خود میپرسیم و یکی از مقامات آمریکای در کابل نیز چندی پیش آن را مطرح کرد، این است «که آیا بدون او (کرزای) نیز میتوانیم موفق شویم؟»
برگرفته از مجله تایم
نوشتهی «جو کلاین»
اکبر ترشیزاد/ رادیوکوچه
این تنها یک عکس خبری ساده است همچون هزاران نمونهی دیگر. برخورد من با این خبر باید که فاقد عناصری باشد که تحلیلم را تحتتاثیر خودشان قرار میدهند.
بهشدت سعی کردم که دچار احساساتگرایی نشوم. یک وسیلهی مکانیکی، یک نوع ابزار پیشرفته که بشر برای رفاه حال خودش ساخته است و بدون وجود او از اساس بیارزش است و کارایی ندارد. در حقیقت وجودش وابسته به انسانی است که از او استفاده میکند. یک ماشین پیچیده به نام اتومبیل. دچار «سانتی مانتالیسم» نخواهم شد، این تنها یک پدیده است مانند دیگر کشفیات بشری با کمی قدمت بیشتر. یافتهی از انسان در خدمت زندگی بهتر برای او، کمکردن ترسهایش، لذیذترکردن غذاهایش و محافظت از او در برابر حیوانات مهاجم، آتش.

این اتومبیل یک اتومبیل است، گیرم از نوع ایرانی و مونتاژشدهی یک برند منقرضشدهی انگلیسی، پیکان. مدلاش هم حدود 59، 60، حالا یا یک مدل بالاتر یا پایینتر. آتش هم که آتش است، میسوزاند دیگر، برایش فرق چندانی نمیکند. البته اگر ماده سوختنی مناسبتر باشد، بهتر میسوزاند، مانند بنزین و پارچه و مواد پلاستیکی، که هر سه تایش هم در این ماشین موجود است، فراوان. پس خوب میسوزد، و به چشم بر همزدنی، از این پیکان چیز زیادی باقی نمیماند، به جز چند تکه فلز بیارزش.
اما نه نمیتوانم، یعنی نمیشود، در کشور من نمیشود، در جایی که من زندگی میکنم، نه، زندگی میکردم، نمیشود، حالا اسمش را هر چه که بخواهید بگذارید، سانتیمانتالیسم خبری، احساساتگرایی و یا هر کوفت دیگری. عکس را که دیدم به ظاهر یک واقعهی ساده را نشان میداد که هر روزه ممکن است، بارها و بارها و در هر جای دنیا تکرار شود، اما اینجا قضیه فرق میکند، خیلی هم فرق میکند. ماشین پیکان یک مسافرکش در آتش میسوزد و او به آب و آتش میزند، که آنرا خاموش کند، اما نمیشود و وقتی که ناامید میشود، همچون مادر مردهای در گوشهای به تماشا مینشیند و دو دستی بر سر میزند.

برای او این فقط یک ماشین نیست، هویت اوست، نماد زنده بودنش است و عصای دستش، با وجود اوست که کلمهی نانآور در موردش مصداق مییابد. هر روزه چنان بر روی کاپوتش دست میکشید، که انگار مادری بر سر کودکش. برای او این تنها یک وسیله نیست، طنابی است که او را به زندگی آویزان کرده است و حالا در یک لحظه، همهی اینها دود شده است و به آسمان رفته است. مثل آنکه دستی از آسمان آمده باشد و طناب را قیچی کرده باشد و او را به قعر چاهی فرستاده باشد، که دیگر هیچگاه نمیتواند از آن بیرون بیاید. این آتش بر ماشینش نیافتاده است، بر زندگی و جانش افتاده است و این پیکانش نیست که شعلهور شده است، هستی اوست که آرام آرام میسوزد و به باد میرود.
مصطفا خلجی / رادیو کوچه
mostafa.k@koochehmail.com
در دومین برنامه از «مصائب خبرنگاری» به مناسبت آغاز سال نوی میلادی، گزارشی تقریبن جامع از مشکلات خبرنگاران سراسر جهان در سال 2010 را ارایه میکنیم. این گزارش با نام «بیلان آزادی مطبوعات در جهان ٢٠١٠» توسط سازمان گزارشگران بدون مرز در پاریس تهیه شده است.
کاهش مرگ خبرنگاران در مناطق جنگی
در سال میلادی ٢٠١٠ در سراسر جهان ۵٧ خبرنگار به هنگام انجام وظیفه خود کشته شدهاند. سال گذشته این آمار ٧۶ نفر بود که نشانگر کاهشی ٢۵ درصدی است. تعداد روزنامهنگاران کشته شده در مناطق جنگی در طی سالهای گذشته کمتر شده است. نکته قابل ملاحظه این است که تشخیص هویت قاتلان در میان باندهای مافیایی، نطامیان، گروههای مذهبی افراطی و دولتها بیش از پیش دشوار شده است.

«ژان فرانسوا ژولیارد» دبیر اول سازمان گزارشگران بدون مرز در اینباره اعلام کرد: «نسبت به سال گذشته تعداد کمتری خبرنگار در مناطق جنگی کشته شدهاند، حرفهکاران رسانهها بیش از هر کس قربانی تبهکاران و باندهای قاچاق مواد مخدر شدهاند. باندهای مافیایی و شبه نظامیان نخستین عاملان قتل خبرنگاران در جهان هستند. مقامات حکومتی کشورهایی که در آنها خبرنگاران به قتل میرسند، مسوولیت اصلی را در این زمینه بر عهده دارند. اگر دولتها همهی تلاش خود را برای مجازات قاتلان خبرنگاران به کار نگیرند، عملن به شریک جرم جنایتکاران تبدیل میشوند.»
خبرنگاران گروگانهای باجگیری
در ادامه گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز آمده است، سال میلادی ٢٠١٠ از سالهای گذشته با رشد چشمگیر ربودن خبرنگاران متمایز میشود. در سال ٢٠٠٨ این تعداد ٢٩ مورد بود، در سال ٢٠٠٩، این رقم به ٣٣ مورد رسید و در سال ٢٠١٠ آمار روزنامهنگاران ربوده شده ۵١ مورد است. خبرنگاران کمتر از پیش بهعنوان ناظران بیرونی انگاشته میشوند. بیطرفی و ماموریت حرفهای آنها نیز مورد احترام قرار نمیگیرد.
گزارشگران بدونمرز در این باره اعلام میکند : «ربودن خبرنگاران بیشتر از پیش رایج شده است و کشورهای بیشتری را در بر گرفته است. برای نخستین بار، در سال ٢٠١٠ هیچکدام از ۵ قارهی جهان از این بلا بینصیب نماندند. خبرنگاران در عمل به وسیلهای برای باجگیری تبدیل شدهاند. ربودن خبرنگاران به ربایندگان امکان تامین مالی فعالیتهایشان را میدهد، دولتها را به سرخم کردن در برابر درخواستهایشان وادار میکند و این گونه پیامشان را به افکار عمومی میرسانند. برای گروههای درگیر تضمینکنندهی شکلی از تبلیغات برای خود است. در اینباره نیز دولتها برای شناسایی و به عدالت سپردن گروگانگیران باید تلاش بیشتری انجام دهند. بدون این تلاش گزارشگران محلی و خارجی امکان حضور در برخی مناطق را نخواهند داشت و مردمان آنجا با سرنوشت تلخ خود تنها خواهند ماند.»
در عراق خشونت علیه روزنامهنگاران از سر گرفته شده است
در سال ٢٠١٠ بهویژه در افغانستان و نیجریه خبرنگاران با این خطر رو در رو بودهاند. در افغانستان ربودن «استفان تاپونیه» و «هروه دکیئر» و سه همکار افغانشان از ٢٩ دسامبر ٢٠٠٩ تا امروز یکی از طولانیترین گروگانگیریهای تاریخ روزنامهنگاری فرانسه از آغاز دهه نود میلادی است.
هیچ نقطهای از جهان نیست که در آن روزنامهنگاری کشته نشده باشد
در سال میلادی ٢٠١٠ در ٢۵ کشور جهان خبرنگار کشته شده است. از زمان انتشار بیلان سالانهی گزارشگران بدون مرز تا امروز این نخستینبار است که در این تعداد کشور خبرنگار به قتل رسیده است. نزدیک ٣٠ درصد خبرنگاران کشته شده در قاره آفریقا به قتل رسیدهاند، در «آنگولا»، «کامرون»،«نیجریه»، «اوگاندا»، «جمهوری دمکراتیک کنگو»، «سومالی» که هفت کشور از ٢۵ کشور تشکیلدهنده قاره آفریقا هستند، اما آسیا با ٢٠ مورد قتل و پاکستان در صدر آن با ١١ روزنامهنگار کشته شده مرگآورترین قاره جهان برای خبرنگاران است.
از زمان انتشار «بیلان» سالانهی گزارشگران بدون مرز تا امروز و در میان ۶٧ کشوری که در آنها خبرنگاران به قتل رسیدهاند، در تعداد اندکی از آنها چون «افغانستان»، «کلمبیا»، «عراق»، «مکزیک»، «پاکستان»، «فلیپین»، «روسیه» و «سومالی» هیچ تغییری چشمگیری بهوجود نیامده است. در این کشورها میتوان گفت فرهنگ خشونت علیه مطبوعات نهادینه شده است. سه کشور پرخشونت در طی ده سال گذشته افغانستان، عراق و مکزیک هستند. در پاکستان هرسال چون سال پیش تکرار میشود، خبرنگاران که یا از سوی گروههای اسلامی مورد هدف قرار میگیرند و یا قربانی عملیات انتخاری میشوند، سنگینترین هزینه را در سال گذشته پرداخت کردهاند.
در عراق خشونت علیه روزنامهنگاران از سر گرفته شده است. در کل ٧ روزنامهنگار درسال ٢٠١٠ کشته شدهاند، اکثر آنها پس از عقبنشینی ارتش آمریکا به قتل رسیدهاند. در ٢٠٠٩ این آمار ۴ نفر بوده است. خبرنگاران در این کشور قربانی جریانهای مختلفی از جمله قدرتهای محلی، گروههای فاسد، جنبشهای مذهبی هستند که مستقلبودنشان را نمیپذیرند.
در مکزیک خشونت مفرط باندهای قاچاقبری علیه همهی مردم و بهویژه بر ضد روزنامهنگاران شاخص عمل میکند. این امر گزارشدهی از وقایع را تخریب کرده است. گزارشگران برای اجتناب از خطر، مجبور به انجام کاری حداقلی هستند.
«هندوارس»، در آمریکای مرکزی، دارای سه روزنامهنگار کشته شده است، در میان نه خبرنگار به قتل رسیده، در سال ٢٠١٠ – در ارتباط با حرفه روزنامهنگاری است. در پی کودتای ٢٨ ژوئن ٢٠٠٩ خشونت سیاسی نیز به خشونت «سنتی» جرایم سازمانیافته، پدیده رایج در این منطقه، اضافه شده است.
در سال گذشته، تایلند نیز که مطبوعات علیرغم مشکلات روی داده از استقلال نسبی بهرمند هستند، از آسیب در امان نماند. در ماه آوریل و می دو روزنامهنگار خارجی، «فابیو پولانگی» ایتالیایی و «هیروکی مورموتو» ژاپنی به هنگام درگیری میان پیراهن قرمزها هواداران، «تاکسین شین واتارا»، نخست وزیر سابق و پلیس در بانکوک و به احتمال زیاد با شلیک ماموران پلیس کشته شدند.
کشته شدن خبرنگاران در اروپا
در سال گذشته دو روزنامهنگار اروپایی در یونان و لیتونی به قتل رسیدند، که تا امروز چگونگی و چرای قتل آنها مشخص نشده است. در یونان که عدم ثبات سیاسی و اجتماعی بیتاثیر بر کارکرد رسانهها نیست، «سوکراتیس گویولیاس» خبرنگار و مدیر رادیو تما ٩٨،٩ در تاریخ ١٩ ژوئیه با شلیک گلوله در برابر منزلش به قتل رسید. پلیس تا این لحظه یک گروه چپگرای افراطی به نام «فرقه انقلابیون» را مسوول قتل اعلام کرده است.
در برابر خشونت و سرکوب، بسیاری از حرفهکاران رسانهها مجبور به ترک کشور خود شدهاند. در سال گذشته ١٢٧ روزنامهنگار از ٢٣ کشور جهان مجبور به ترک کشور خود شدهاند
در لیتونی کشوری که تا کنون از محیطی آرام برای مطبوعات بهرمند بوده است «گریگوریجیس نمکوف» مدیر و سردبیر روزنامه میلیون و مالک یک شبکه تلویزیونی در تاریخ ١۶ آوریل ٢٠١٠ با شلیک دو گلوله در سرش به هنگام بازگشت از یک جلسه کاری کشته شد.
اینترنت پناه نیست
گزارشگران بدون مرز به تحقیق درباره قتل وبنگار مصری خالد محمد سعید ادامه میدهد. وی پس از بازداشتاش در یک کافی نت از سوی دو پلیس با لباسی شخصی در خیابان مورد ضرب و شتم قرار گرفته و به قتل رسید. بنابر اطلاعاتی که منتشر شده است وی در انتشار ویدئویی از دخالت ماموران پلیس در پخش مواد مخدر دست داشته است. پزشکی قانونی علت مرگ وی را زیاده روی در استفاده از موارد مخدر اعلام کرده است. اما عکسهای منتشر شده از پیکر او این امر را رد می کند و تاییدکننده قتل به وسیله ضرب و شتم است.

آمار وبنگاران دستگیر شده نسبت به سال گذشته به شکل نسبی ثابت مانده است. این امر نشانگر عادیشدن سرکوب وبنگاران و سانسور اینترنت است. مسدودسازی سایتها دیگر امری تابو نیست، سانسور اشکال دیگری را نیز به خود گرفته است: «تبلیغ سیاسی یک طرفه و تهاجمی و استفاده بیشتر از حملات سایبری برای به سکوت وادار کردن کاربران معترض. نکته مهم دیگر این است که سانسور فقط از سوی دولتهای سرکوبگر اعمال نمیشود و میتواند از سوی دمکراسیها با وضع قوانین محدودکننده نیز به کار گرفته شود.
تبعید آخرین شانس
در برابر خشونت و سرکوب، بسیاری از حرفهکاران رسانهها مجبور به ترک کشور خود شدهاند. در سال گذشته ١٢٧ روزنامهنگار از ٢٣ کشور جهان مجبور به ترک کشور خود شدهاند. برای دومین سال متوالی ایران با ٣٠ روزنامهنگار تبعیدی بیشترین تعداد فرار روزنامهنگاران را به خود اختصاص داده است. آفریقای مرکزی نیز از خبرنگاران خالی میشود. نزدیک به ١۵ روزنامهنگار اتیوپیایی و سومالیایی در سال گذشته کشور خود را ترک کردهاند. تبعید اجباری ١٨ روزنامهنگار زندانی کوبایی به اسپانیا از جمله وقایع مهم سال ٢٠١٠ بود. این روزنامهنگاران از سال ٢٠٠٣ در زندان بهسر میبردند.
آماری که سازمان گزارشگران بدونمرز منتشر کرده شامل همه موارد نمیشود، و آمار خبرنگاران قربانیای که برای حفظ امنیت خود خواهان افشای وضعیتشان از سوی خود و یا این سازمان نبودهاند، اضافه نشده است.
امیر و کاملیا / رادیو کوچه
کلیسای تادئوس یا «طاطائوس» یا «قره کلیسا» در شمال شرق شهرستان «چالدران» و «جنوب ماکو» از توابع استان آذربایجانغربی واقع شده است. تاریخ آن به روایت «خورناستی» مورخه ارمنی به اوایل دوره مسیحیت میرسد. این کلیسا از معتبرترین و پرنقش و نگارترین کلیساهای ارمنیان در ایران است و از شهرت جهانی برخوردار است. در چهارم مرداد هر سال برابر با 26 ژوئن میلادی ارمنیان جهان برای زیارت کلیسای طاطائوس مقدس به ایران میآیند که به همراه آنها تعدادی از سفرای کشورهای مسیحی در ایران نیز در مراسم زیارت کلیسای طاطائوس شرکت میکنند. قره در زبان آذری به معنای سیاه است و وجه تسمیه این نام سیاه بودن قسمتی از کلیسا است. ظاهرن ساختمان اصلی کلیسا تمامن از سنگهای سیاه ساخته شده که پس از بازسازی قسمتی از سنگها به وسیله سنگهای سفید جایگزین شده است. به احتمال زیاد این عمل بهصورت عمدی انجام شده تا آیندگان از شکل و ظاهر اولیه کلیسا مطلع باشند.
این کلیسا در دورههای مختلفی، بهدلایل مختلف ویران و مجددن بازسازی شده است. در سال 1230 میلادی (616 هجری) هنگام حمله «چنگیز» قسمت بزرگی از این کلیسا ویران شد، ولی هنگام اقامت «هلاکوخان» مغول در آذربایجان، «خواجه نصیرالدین طوسی» به مرمت آن همت گماشت. این کلیسا یک بار نیز در زلزلهای که در سال 1319 میلادی اتفاق افتاد، ویران شد و بنا بر روایت «آندرانیک هویان»، سندی درباره تعمیر آن به وسیله «زکریای» قدیس در سال 1329 در دست است. در سال ۶۴۴ یا ۶۴۵ هجری قمری تجدید بنا شد. فرمان «شاه عباس اول» صفوی در حمایت از ارمنیان بر روی سردر آن دیده میشود. «عباس میرزا» ولیعهد فتحعلیشاه نیز تزبیناتی بر آن افزودهاست.
در سال 1230 میلادی (616 هجری) هنگام حمله «چنگیز» قسمت بزرگی از این کلیسا ویران شد، ولی هنگام اقامت «هلاکوخان» مغول در آذربایجان، «خواجه نصیرالدین طوسی» به مرمت آن همت گماشت
قره کلیسا دارای ویژگی خاص معماری ارمنی بوده و از نظر حجم و تکنیک یکی از با ارزشترین آثار تاریخی کشور محسوب میشود. تادئوس یا طاطائوس (طاطاوس) یکی از حواریون مسیح است که در سال چهل میلادی به ارمنستان آمد و به تبلیغ مسیحیت پرداخت. گروه زیادی به آیین مسیح روی آوردند که از آن جمله «ساناتروک» پاشاه ارمنستان و دخترش ساندخت بود. ولی سلطان کمی بعد پشیمان شد و به مخالفت با آیین جدید پرداخت و دستور داد تا تادئوس، ساندخت (دخترش) و گروهی دیگر که به مسیحیت گرویده بودند (حدود 3500 نفر) را به قتل برسانند.
در سال 302 میلادی، زمان پادشاهی «تیرداد» از پادشاهان ارمنستان، مسیحیت در این کشور دین رسمی و همگانی شد. مسیحیان ارمنی که خاطره شهادت تادئوس و ساندخت را نسل به نسل حفظ کرده بودند. کلیساهایی بنا کردند که قره کلیسا یکی از آنهاست. بنابر عقیده ارامنه کلیسای طاطائوس اولین کلیسایی است که به دستور مبشرین و حواریون مسیح در دنیا ساخته شده است و چون از نظر مذهبی، شهادت را بزرگترین سعادت برای بشر میدانند، هر سال در روزهای آخر تیر ماه و هفته اول مرداد ماه که مصادف با قتل «تادی» مقدس و پیروان مسیحی او است در قره کلیسا مراسم خاصی بر پا میدارند.

این کلیسا امروزه به مناسبت جشنی سالانه، تابستانها میعادگاه ارمنیان ایران و حتا کشورهای همسایه است. در هفته اول مرداد ماه، ارمنیان از شهرهای تبریز، ارومیه، تهران، اصفهان، قزوین و… به صورت گروهی و خانوادگی به قره کلیسا میآیند. علاوه بر ارمنیان، خانوادههایی از آشوریان و بهندرت خانوادههای کاتولیک هم در این جشن شرکت می کنند. یکی از آداب پسندیده در طول زیارت سه روزه، آیینهای غسل تعمید کودکان و نوجوانان ارمنی در این کلیسا است. زیرا عدهای براین عقیدهاند که تعمید کودکانشان در نخستین کلیسای حضرت مسیح و محل شهادت حواری آن حضرت، همراه با خیر و برکت است.
گروهی نیز فرزندانشان را با نذر و نیت در آنجا غسل تعمید میدهند و بههمین خاطر سن غسل تعمید گیرندگان گاه به 15 و 20سال هم میرسد. روزهای توقف خانوادهها در قره کلیسا متفاوت است. رسم این است که سه روز (از اول تا سوم مرداد) باید در آنجا بمانند ولی کسانی که از راه دور میآیند، گاهی بیش از سه روز میمانند. خانوادههایی هم که از شهرهای نزدیک میآیند ممکن است فقط روز دوم آنجا باشند، سپس مراجعت کنند. در اطراف کلیسا، به رغم فراوانی جمعیت در روزهای جشن، ساختمان و بنایی برای بیتوته زائران نیست. خانههای روستایی قره کلیسا (در سیصد متری کلیسا، که 10 تا 12 خانه است) متعلق به کشاورزان مسلمان روستاست و مورد استفاده مسافران قرار نمیگیرند.
از طرف خلیفهگری ارامنه، در روزهای جشن چادرهایی در اطراف کلیسا نصب شده که در اختیار مسافران قرار داده میشود. علاوه بر آن گروه زیادی از مسافران با خود چادرهای مسافرتی حمل میکنند تا با مشکل اقامت رو به رو نشوند. جشن قره کلیسا برای ارمنیان، مجموعهای از انگیزههای اعتقادی، قومی، سنتی، خانوادگی، عاطفی، تفریحی و همچنین مسافرت و استفاده از آب و هوای ییلاقی و دیدار دوستان و آشنایان است. تهیه غذا و پرداختن به خوردن و آشامیدن، سرگرمی عمومی خانوادهها را در این سه روز تشکیل میدهد.

در بیشتر ساعتهای روز و شب سفره و بساط غذا در چادرها یا آستانه چادرها گسترده است و این سفرهها مرکز گرد آمدن خانوادهها و آشنایان است. تجدید دیدار با دوستان و آشنایان نیز یکی از ویژگیهای این جشن سه روزه است. چنان که برخی از ارامنه تنها در موقعی که به قره کلیسا میآیند یکدیگر را ملاقات میکنند. در این سه روز آیین دعای کلیسا در روزهای اول و دوم مرداد صبح و عصر برگزار میشود، ولی در روز سوم، تنها یک بار و با آیین ویژه عید به وسیله اسقف اعظم که از تهران میآید و اسقف تبریز اجرا میشود. شرکت در آیینهای کلیسا در روزهای جشن اجباری نیست و دیده شده است که برخی افراد هیچگاه در این مراسم شرکت نمیکنند. در دو کیلومتری شمال غرب کلیسا، بر بلندایی، نمازخانهای وجود دارد که طبق گفتهها محل شهادت «ساندوخت»، اولین شهیده مسیحی است که قدمت آن به قره کلیسا میرسد.
قره کلیسا، مزار تادئوس (طاطاؤس) مقدس یکی از حواریون عیسی مسیح است. به استناد منابع تاریخی بخشی از ارمنیان پیرو دین زرتشت بودهاند و بخشی نیز آیین مهرپرستی داشتهاند. برای نخستینبار در سال ۴۳ میلادی دو نفر از حواریون به نامهای «طاطاوس» و «بارتولومئوس» از شمال بینالنهرین گذشته و برای رساندن پیام مسیح به ارمنستان وارد ایران میشوند. «تادئوس مقدس» که یکی از حواریون عیسی مسیح و از بنیانگذاران کلیسای ارمنی است، در سال ۶۶ میلادی بهخاطر بشارت مسیحیت به قتل رسید. مقبره وی در قره کلیسا قرار دارد و بهصورت یکی از زیارتگاههای مهم ارمنیان از آن یاد میشود.
منابع:
ایرانیکا
وکی پدیا
مهشب تاجیک / رادیو کوچه
مرد از خواب بلند میشود، ژولیده و کثیف است. او اساسن با حمام رفتن مشکل دارد. عینکش را به چشمش میزند و خمیازهای میکشد. به سمت آشپزخانه میرود تا چیزی برای خوردن پیدا کند. زنش که ترکش کرد بهش گفت تو یک روزی کرم میذاری و میمیری. ولی او هنوز نه مرده و نه کرم گذاشته. اگر هم میگویی یک روز، که بله، همه که نه بیشتر مردم یک روز کرمزده میشوند. پس کونلق مردم، کرمها و زنش. وقتی به زنش میرسد و کونلقش حس خوبی به او دست میدهد.
وارد آشپرخانه که شد انگار که وارد جهنم شده است. کنفیکون بود. توستر را روشن کرد تا نان داغ کند…
آه لعنتی نانها کپک زده است حالا مجبور است بازهم تخم مرغ بخورد…خوب است که همه چیز با برق و فشار یک دکمه کار میکند. و او مجبور نیست برای نان داغ کردن از گاز استفاده کند. به نظر او که همه چیز خوب است وقتی که تو باشی و کتابهایت و تنهایی و تنهایی و برق و کامپیوتر که همهکار تو را راه میاندازد. لبخند ملیحی میزند، خوشحال است، هرکه هرچه خواست بگوید او خوشحال است. دوشاخ توستر را میکشد و ناگهان دردی عظیم لبخندش را خشک میکند. درد چنان است که انگار دوباره اورا وادار به زندگی با کس دیگری کردهاند. پس بالاخره کرمها رسیدند. چشمش را که باز میکند همهجا سپید است و زنی زیبا از آنهایی که آدم را وادار میکند که به ازدواج فکر کنی بالای سرش است.

بالاخره به هوش آمد. همه میگفتند که میمیرد. جریان برق از تمام بدنش عبور کرده. پرستار به او لبخند میزند. پس او را برق گرفته است. یکی از چیزهای مورد علاقهی او در زندگی قصد جانش را کرده است. غمگین میشود نه از اینکه چرا دچار حادثه شده از اینکه چرا برق…پدیدهی مورد علاقهاش. غمگین است به شدت غمگین. دوستانش که او را به خانه میآورند تا مدتی به نوبت پیش او میمانند و از اینکه در زندگیش چه معجزهای رخ داده برایش میگویند. و او گوش میکند. ولی غمگین است چرا برق با او اینکار را کرد.
حالش بهتر است و احتااجی به کسی ندارد. زنش هم اصلن نیامد. همیشه از او خوشش میآمد وقتی گفت دیگر مرا نمیبینی روی حرفش ایستاد. این را میدانست که او نمیآید حتا وقتی کرمها بیایند. از خواب که بلند شد احساس کرد دلش میخواهد دوش بگیرد، بعد از آن اتفاق دوست داشت هر روز دوش بگیرد. دوش میگرفت، کتاب میخواند، دوستانش میآمدند ولی او دیگر خوشحال نبود. ترسی عظیم در دلش بود، دیگر دلش نمیخواست کرمها بخورندش، ترسیده بود و دوست نداشت که تنها باشد با کتابهایش، دلش برای خودش میسوخت که آنقدر تنهاست.
دیگر دست به هیچ وسیلهی برقی نمیزد. یک روز سه تا دستکش دستش کرد و تمام برقهای خانه را قطع کرد. دیگر حتا به توستر و مایکروفر هم دست نمیزد. اوایل که برگشته بود از گاز استفاده میکرد. ولی بعد یک شب خواب دید که گاز او را خفه کرده، سراسیمه بلند شد و با بدبختی انشعاب گاز را هم قطع کرد. به دوستش گفت که برایش چراغ والور بیاورد و روی هم آن آشپزی میکرد و خودش را با آن گرم هم میکرد. کابوس کرمها دست از سرش برنمیداشتند. هرروز حمام میکرد و غمگینتر میشد. یک روز که داشت آشپزی میکرد چراغ والور دود کرد. ناگهان ترسی عظیم سراسر وجودش را گرفت. اگر او میخوابید و دود او را خفه میکرد چه میشد تنها، بیکس. سریع چراغ والور را خاموش کرد و آن را به داخل حیاط برد.
گشنه بود، سردش هم بود در خانه هم چیزی برای خوردن نداشت. ناگهان فکر خوبی کرد. بلند شد و تمام وسایل خانه را جمع کرد. چند سنگ آورد و یک اجاق سنگی درست کرد و آتش روشن کرد. هر وقت هم که میخواست بخوابد اجاق را خاموش میکرد و چون آتش کوچک بود دود هم نمیکرد که او را خفه کند. یک روز که چوبهایش تمام شد و سردش بود از کتابهایش استفاده کرد. خوب بود با خود فکر کرد میتواند سرامیکها را بکند و همینجا باغچهای هم برای خودش درست کند و سبزیجات بکارد و به خوبی زندگی کند.

شروع به کندن سرامیکها که کرد دوستانش آمدند و به زور بردندش بیمارستان البته او میدانست که تیمارستان است ولی برای اینکه آنها ناراحت نشوند به رویشان نمیآورد. زنش هم یکبار آمد به دیدنش. چه صیغهای است وقتی تو در حال مرگ باشی آنهایی که تو را دوست ندارند نمیآیند به دیدنت ولی وقتی به آنها بگویند تو دیوانه شدهای بدو بدو میآیند. به هرحال خوب بود دیدن این زن، همیشه خوب بود.
دکترها حتا یکدفعه به او برق هم وصل کردند و او آنقدر جیغ کشید که بیهوش شد. ولی کمکم ترسش از برق از بین میرفت. با دکترش که حرف میزد به او میگفت از برق نمیترسد از دست او دلخور است و دکتر سعی میکرد دلخوریاش را از بین ببرد. و او بعد از صحبتهای دکتر میدید که کمتر دلخور است و دلش هم دیگر برای زنش تنگ نمیشود، پس حتمن دارد خوب میشود. یک روز دوستش با دسته گلی آمد و گفت که تمام برقکشی خانهاش را عوض کرده و همه چیز عالی و امن و امان است برای اینکه او برگردد. دوستش حتا گفت شاید او بتواند داستان این ماجراها را هم بنویسد. بد هم نبود.
روزی که برگشت به خانه برق هم دوباره برگشته بود به خانهاش و او هم دیگر دلخور نبود از برق. انگار دوباره داشت خوشحال میشد، مثل اینکه با دوستی قدیمی آشتی کرده بود بعد از مدتها قهر. صبح که از خواب پاشد تنها بود ولی دید که خوشحال است و به کسی احتااجی ندارد. دلش صبحانهی مفصلی خواست. نان گرم و تخممرغ همه هم با تکنولوژی. نانها را که درآورد توستر را که به برق زد دردی جانکاه بدنش را پوشاند نه این برق آدم نمیشود حرومزاده.
محمدرضا/ رادیو کوچه
کنفدراسیون فوتبال آسیا اسامى ۲۳ بازیکن نهایى تیمهاى حاضر در جام ملتهاى آسیا را اعلام کرد که «علیرضا حقیقى»، «پژمان منتظرى»، «مهدى کیانى» و «هادى نوروزى» ۴ بازیکنى هستند که از فهرست ۲۷ نفره قبلى تیم ملى ایران خط خوردند و جام ملتهاى آسیا را از دست دادند.
افشین قطبى سرمربى تیم ملى فوتبال ایران درباره جزییات بازگشت ۴ بازیکن از اردوى تیم ملى در قطر به ایران، گفت: «همانگونه که پیش از این اعلام شده ما طبق مقررات کنفدراسیون آسیا باید اسامى ۲۳ بازیکن را تا تاریخ ۲۸ دسامبر اعلام مىکردیم. با توجه به اینکه انجام اینکار نیاز به مقدماتى داشت ما مجبور شدیم روز ۲۶ دسامبر فهرست مقدماتى ۲۳ نفر را به فدراسیون ایران بدهیم تا آنها نیز آن را تا دو روز بعد در اختیار اى.اف.سى. قرار دهند.»
او افزود: «با توجه به اینکه اردوى ما از ۲۴ دسامبر آغاز شده بود و تنها سه روز قبل از آن ۲۷ بازیکن را به این اردو دعوت کرده بودیم، طبیعى بود که در فاصله پنج روز (از ۲۱ دسامبر که اسامى اعلام شد تا ۲۶ دسامبر که اسامى ۲۳ بازیکن را به فدراسیون دادیم)، کادر فنى نمىتوانست نظر قطعى درباره حذف چهار بازیکن بدهد و ما فقط یک فهرست مقدماتى ۲۳ نفره را اعلام کردیم. البته نمىخواستیم این فهرست رسانهاى شود که سایت کنفدراسیون آسیا آن را منتشر کرد.»
قطبى ادامه داد: «هدف نهایى ما این بود که در پایان این اردو یعنى ۳ ژانویه (۱۳ دى) اسامى نهایى ۲۳ نفر را اعلام کنیم که با اعلام سایت اى اف سى، بازیکنان از آن مطلع شدند. البته من با آنها بهطور مفصل صحبت کردم و صادقانه این روند کارى را براى آنها توضیح و به آنها اطمینان دادم که این فهرست، نهایى نیست اما سه نفر از آنها (حقیقى، نوروزى و منتظرى) با توجه به اینکه احساس مىکردند روحیه مناسبى را براى ادامه کار ندارند، صلاح دیدیم که به کنار خانواده و باشگاهشان بازگردند. البته کیانى بهدلیل این که پدرش در یک سانحه آسیبدیده و نگران وضعیت ایشان بود، درخواست بازگشت به ایران را داشت که موافقت کردیم و اگر بعدن به وجود او نیاز داشتیم، مىتواند بازگردد.

سرمربى تیم ملى ایران در پاسخ به این سوال که چنانچه در این مدت از این ۲۳ بازیکن باقیمانده نفر یا نفراتى آسیب ببینند یا مشکل دیگرى پیش بیاید چه خواهید کرد، گفت: «ما تا ۶ ساعت قبل از نخستین بازى جام ملتها در روز ۱۷ دى مىتوانیم در فهرستمان تغییر ایجاد کنیم که این موضوع را روز پنجشنبه مدیر رسانهاى تیم ملى نیز اعلام کرد. ما پیش از این یک فهرست ۵۰ نفره براى اى اف سى ارسال کردهایم و از این نظر دستمان باز است و چنانچه هر مشکلى پیش بیاید تا تاریخى که فرصت داریم، مىتوانیم از آن فهرست بازیکن به تیم دعوت کنیم.» قطبى ادامه داد: «لازم است براى روشن شدن موضوع به نکات دیگرى هم اشاره کنم و آن اینکه در تشکیل و آمادهسازى یک تیم براى یک تورنمنت مهم باید تصمیمهاى مهمى گرفته شود. کادر فنى تیم باید در هر پست حداقل یک بازیکن اضافه داشته باشد تا اگر هر مشکلى پیش آمد بتواند جایگزین کند و از این لحاظ دستش باز باشد. ما در برخى از پستها مانند خط میانى و حمله خوشبختانه شمار زیادى بازیکن هم سطح داریم و رقابت براى انتخاب نهایى بسیار نزدیک است. به همین دلیل است که شاید برخى از بازیکنان خوب در این پستها حذف مىشوند اما در برخى پستها مانند دفاع چپ کمبود داریم و مجبوریم بازیکنان موجود را حفظ کنیم.» وى گفت: «ما اگر در تمرینات در هر پست ۲ بازیکن نداشته باشیم مجبوریم از بازیکنانى در پستهایى استفاده کنیم، که تخصصى در آن ندارند.» قطبى در پایان شرایط اردوى قطر را ایدهآل توصیف کرد و گفت که بازیکنان خوشبختانه با روحیه و انگیزه خوبى درحال سپرىکردن این اردو هستند.
سرپرست تیم ملى فوتبال ایران هم مىگوید ناراحتى بازیکنان خط خورده از تیم ملى طبیعى است و بازیکنى که از تیم ملى کنار مىرود نمىتواند از این اتفاق خوشحال باشد. «اصغر حاجیلو» درباره حذف «هادى نوروزى»، «علیرضا حقیقى»، «پژمان منتظرى» و «مهدى کیانى» و ناراحتى این ۴ بازیکن از تصمیم قطبى گفت: «من سالهاى سال براى تیمملى بازى کردم و حتا در یکى از اردوها دو ساعت پیش از سفر تیم ملى از لیست تیم خط خوردم و خودم شرایط بازیکنان حذف شده را درک مىکنم. آنها حق دارند که از این اتفاق ناراحت باشند اگر غیر از این اتفاق مىافتاد، شرایط غیرطبیعى بود. آنها براى حضور در جام ملتها زحمت کشیده بودند و دوست داشتند در جام ملتها بازى کنند اما این طبیعت فوتبال است که تعدادى از بازیکنان کنار بروند. وى افزود: «البته رفتارى که این چهار نفر پس از شنیدن خبر داشتند رفتارى مردانه و کاملن منطقى بود. آمدند از همه بازیکنان و کادر فنى خداحافظى کردند و با من به فرودگاه رفتند.«
وى درباره وضعیت تیم ملى هم گفت: «وضعیت بسیار خوبى در اردوى تیم ملى وجود دارد. «آرش افشین» هم پس از این که دو روز مصدوم بود از امروز با تیم تمرین کرد و مشکل دیگرى وجود ندارد. دکتر «خانلرى» و دکتر «شهاب» وضعیت تمامى بازیکنان را زیر نظر دارند و افشین با تلاش این دو پزشک توانست به تمرین بازگردد. سرپرست تیم ملى با اشاره به بازى تیم ملى برابر «آنگولا» گفت: «پس از ۲ دیدارى که با تیم ملى قطر و تیم ارتش این کشور داشتیم بازى با آنگولا مىتواند محک بسیار خوبى براى تیم ملى باشد و قطعن این بازى مىتواند فرصت خوبى براى کادر فنى تیم ملى و افشین قطبى باشد.»
خبر / رادیو کوچه
سجاد عباسی دانشجوی مدیریت-بندر دانشگاه بندرعباس و از فعالان و منتقدان صنفی به علت توهین به روحانیت و امام جمعه خرمشهر با صدور حکمی از سوی کمیته انضباطی دانشگاه به یک ترم تعلیق محکوم شده است.
گفتنی است حکم مذکور در حالی از سوی کمیته انضباطی مورد به این دانشجو ابلاغ شده است که پیشتر کمیته بدوی این دانشجو را به محرومیت از تسهیلات رفاهی محکوم کرده بود که پس از تجدید نظرخواهی حکم ایشان تشدید و به محرومیت از تحصیل انجامید.
این دانشجو در حالی به اتهام توهین به امام جمعه خرمشهر از سوی کمیته انضباطی محکوم میشود که پیشتر آقای فاضلپور و اسدی دانشجویان این دانشگاه نیز با این حکم مواجه شده بودند.
دوشنبه 13دی 89 / 3 ژانویه 2010
اجرا: زهره
استودیو: دامون
تقویمتاریخ
گزیدهی اخبار مطبوعات ایران
سوت – « اسامى ۲۳ بازیکن تیم ملى اعلام شد» – محمدرضا
بخش اول خبرها
روزنگاشت – «پیشگو، پیامبر یا عارف آمریکا» – محبوبه
دایرهی شکسته - « این برق آدم نمیشود» – مهشب تاجیک
مجله خبری کابل – آرین
پارسنامه – «اولین کلیسای ساخته شده جهان در ایران» – امیر و کاملیا
بخش دوم خبرها
مصائب خبرنگاران – «تبعید؛ آخرین بخت خبرنگاران ایرانی» – مصطفی خلجی
پسنشینیتند – «آی آدمها که بر ساحل نشسته، شاد و خندانید» – اکبر ترشیزاد
استعارهای از افغانستان – «سمبل ناکامی»
بخش سوم خبرها
مجلهی جاماندگان – «خدایان سمج همچنان در تعقیب زنانند» – شراره سعیدی
آرین / دفتر کابل / رادیو کوچه
سازمان کنفرانس کشور اسلامی همزمان با افتتاح دفترش در کابل از برگزاری یک نشست فوقالعاده این سازمان در افغانستان خبر داد.
منیر عثمان نماینده ویژه سکرتر جنرال کنفرانس کشورهای اسلامی که برای افتتاح دفتر سیاسی این نهاد به کابل آمده است گفت در ماه مارچ سال روان یک جلسه فوقالعاده را در افغانستان برگزار میکنند.
در این جلسه فوقالعاده کنفرانس کشورهای اسلامی قرار است روی نقش کشورهای اسلامی در روند صلح افغانستان بحث شود.
سکرتر جنرال سازمان کنفرانس کشورهای اسلامی در دیداری که با وزیر خارجه افغانستان داشت از پروسه صلح که دولت افغانستان آن را به راه انداخته حمایت کرده است.
دولت افغانستان در ماههای اخیر شورای صلح را تشکیل داده و رییس این شورا برهانالدین ربانی که از شخصیتهای جهادی این کشور میباشد، بر نقش مثبت کشورهای منطقه و اسلامی در برنامه مصالحه افغانستان تاکید دارد.
سازمان کشورهای اسلامی در گذشته نیز در افغانستان نمایندگی داشت، اما بحرانهای این کشور سبب شد تا دفتر این سازمان در افغانستان مسدود شود.
افغانستان در سال 1969 عضویت سازمان کشورهای اسلامی را کسب کرده است.
خبر / رادیو کوچه
قدریه قادری، فعال سیاسی که از تابستان امسال در بازداشت وزارت اطلاعات بهسر میبرد با صدور حکمی از سوی دادگاه انقلاب به ده سال حبس تعزیری محکوم شده است.
به گزارش هرانا، قدریه قادری فعال سیاسی کرد در تیر ماه 89 توسط اداره اطلاعات ارومیه بازداشت و پس از تحمل سه ماه انفرادی در یکم دی ماه سال جاری از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب ارومیه به 10 سال حبس تعزیری محکوم شد.
لازم به اشاره است وکیل این زندانی اعلام داشت که پرونده این فعال سیاسی اهل ارومیه به دادگاه تجدیدنظر ارسال شده است.
محبوبه شعاع / رادیو کوچه
mahboobeh@koochehmail.com
سوم ژانویه برابر با سالروز درگذشت «ادگار کیسی» است. او که متولد سال 1877 بود از توانایی ذهنی بالایی برخوردار بود و به دلیل اینکه کارهای ذهنی خود را در حالت نیمخواب انجام میداد وی را «پیامبر خفته» و «بزرگترین عارف آمریکایی» خواندهاند. ادگار سرانجام در سال 1945 درگذشت.
«ادگار کیسی» در هجدهم مارس 1877 نزدیک «هاپکینزویل، کنتاکی»(Hopkinsville, Kentucky) متولد شد. او ده ساله بود که انجیل را بارها و بارها میخواند و میخواست به مردم درباره خدا بگوید و آنها را شفا بدهد.
او پس گذراندن چند شغل در سال 1900 با پدرش به تجارت و فروش حق بیمه روی آورد. اما پس از مدتی دچار بیماری التهاب حنجره شد و به هیچ عنوان نمیتوانست حرف بزند و بعد از حدود یک سال که در خانه ماند تصمیم گرفت عکاسی کند که نیازی به صحبت کردن نداشت.
کیسی مخالف اهدا کردن داوطلبانه دانشش بود و این کار را برای حمایت از خود و خانوادهاش انجام میداد آنقدر که او میتوانست تمام وقت کار کند
در همان ایام یک هیپنوتیزور به نام «آل لین» (Al Layne) به آن شهر آمد و توانست از طریق هیپنوتیز بیماری او را درمان کند و وقتی او بیدار شد صدایش به حال عادی مانده بود. اما کیسی هنگام هیپنوتیز و خواب حرفهایی زده بود که از تواناییهای ذهنی او خبر میداد.
او در یک حالت هیپنوتیز یا خواب میتوانست صحبت کند و به سوالهای اشخاص در مورد سلامتی، حال و آینده پاسخ دهد که در ابتدا این خوانشها درباره سلامت جسمانی افراد بود و بعدها راجع به «زندگیهای گذشته»، «رایزنیهای تجاری»، «تعبیرخواب»، و همچنین سلامتی روحی روانی افراد بود.
کیسی مخالف اهدا کردن داوطلبانه دانشش بود و این کار را برای حمایت از خود و خانوادهاش انجام میداد آنقدر که او میتوانست تمام وقت کار کند. او به کار کردن در یک وضعیت مسلم خواب با یک هیپنوتیزور، در تمام زندگیاش ادامه داد.
همسر و پسر بزرگش بعدها جای «لین» که ادگار را هیپنوتیز میکرد تا او در آن حال خوانش کند را در این قضیه بر عهده گرفتند. ادگار یک منشی هم به نام «گلیدیز دیوایس» (Gladys Davis) داشت که در حالیکه کیسی خواب بود وی از خوانشهایش یادداشت برداری میکرد.

کیسی در سال 1926 بهواسطه کارش و یک مقاله مهم مشهور شد و در همان سال بیمارستان کیسی توسط یک ثروتمند ذینفع از خوانشهای ذهنی او، در شهر «ویرجینیابیچ» تاسیس و حمایت مالی شد. او خوانشهایش را به هشت بار در روز افزایش داد و تلاش کرد باز هم این رقم را افزایش دهد، اما این کار توان زیادی از سلامتی او را گرفت.
خوانشهای ذهنی یک آسیب را بر سلامتیاش وارد آورد، که او عدم موفقیتش را برای دادن یک خوانش واضح، به کار کردن زیر یک فشار خیلی زیاد نسبت داد. و سرانجام ادگار کیسی در سوم ژانویه 1945، بعد از پیشگویی مرگش در چهار روز قبل از مرگش، درگذشت.
ادگار کیسی به خاطر هزاران خوانشی که درحال هیپنوتیزم کرده است مشهور بود. او بیش از 14000 خوانش در 43 سال داده است. بسیاری از خوانشهای کیسی به طور عادی از تکرار سیر حرکت عصر جدید خبر میدادند.
در سال 1931 او انجمن تحقیق و روشن فکری (A.R.E.) را بنیان نهاد. ساختمان مرکزی این انجمن در شهر ویرجینیا بیچ، ایالت ویرجینیا واقع است. امروزه مراکز این انجمن تحقیق وروشنفکری در هجده کشور دیگر، در سراسر جهان وجود دارند.
و اما تواناییهایی که برای کیسی ادعا شدهاند شامل موارد زیر است:
تشخیص دادن بیماری مردم و شفا دادن آنها با فاصله مکانی، تشخیص دادن پروژههای خیالی، پیشگویی کردن، ارتباط برقرار کردن با یک مرده، دادن رژیمهای غذایی شفا دهنده، دسترسی داشتن به سوابق آکاشیک یا کتاب زندگی جهان، دیدن هالههای نورانی، اما کیسی خود ادعا نمیکرد که بتواند تمام این کارها را انجام دهد.
گفته میشود: او یک مدیوم یعنی واسطه روحی بود، با این حال خودش میخواست که مردم او را یک شفادهنده بدانند نه یک مدیوم و اما مردم ادگار را به خاطر اینکه کارهای ذهنی خود را در حالت نیمخواب انجام میداد، او را «پیامبر خفته» و «بزرگترین عارف آمریکایی» نیز خواندهاند.
کیسی همچنین از جمله آدمهایی بود که اعتقاد به میدان یک پارچه انرژی در اطراف زمین و یا جایی دیگر در کیهان و تاثیر آن روی انسان بود و اعتقاد داشت که با سقوط این میدان زندگی بشر هم ساقط می شود و به نظر می رسد این بهترین ایده برای تغییر یک پارچه دنیا باشد.
همچنین گفته شده: «گر چه کیسی هیچگاه به طور مستقیم به سال 2012 اشاره نکرده است اما توصیفات و خوانشهای او گواه بر پایان جهان در سال 2012 و آغاز دوباره آن دارد.»
منبعها:
گوگل
ویکیپدیا
سایت حوادث 2012
خبر / رادیو کوچه
روز یکشنبه، محمدحسین مظفری فعال دانشجویی در پی احضار به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات پس از چند ساعت بازجویی، بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.
به گزارش ادوار نیوز، این فعال دانشجویی ساعت 8 صبح روز گذشته به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات احضار شده و پس از بازجویی با صدور قرار بازداشت به مکان نامعلومی منتقل شد.
گفتنی است پیش از این نیز نیروهای امنیتی اقدام به بازداشت این فعال دانشجویی کرده بودند که به علت عدم حضور در منزل ماموران موفق به این امر نشدند.
مادر این فعال دانشجویی میگوید: « واقعن نمیدانیم حسین را به چه اتهامی بازداشت کردند. مدتها بود که نهادهای امنیتی او را به بازداشت میکردند و در این مدت مدام پسرم را برای بازجویی احضار میکردند و ما هر لحظه در بیم و هراس بازداشت او بودیم. »
تاکنون از وضعیت محمدحسین مظفری و محل نگهداری وی گزارشی ارایه نشده است.
رادیو کوچه
تیم ملی فوتبال ایران در آخرین بازی تدارکاتی پیش از آغاز مسابقات جام ملتهای آسیا در قطر و در وقتهای تلفشده برابر آنگولا با یک گل پیروز شده است. این گل را جواد نکونام، کاپیتان تیم ایران در دقیقه 93 به ثمر رساند.
این در حالی است که بازی تدارکاتی ایران- آنگولا در قطر بدون دوربینهای فیلمبرداری برگزار شد.
پانزدهمین دوره جام ملتهای آسیا از هفدهم دی ماه آغاز میشود. ایران در اولین بازی روز 21 دی مقابل عراق به میدان میرود.
کره شمالی و امارات حریفان ایران در بازیهای 25 و 29 دیماه هستند.
بیشتر بخوانید:
«پیروزی پرگل ایران مقابل تیم ارتش قطر»
رادیو کوچه
1649 میلادی - «شاه عباس دوم»، هندیان را از قندهار بیرون راند. این نخستین اخراج نظامیان هندی از قندهار در دوران شاه عباس دوم بود که شخصن اقدام کرد. دومین اخراج هندیان از قندهار در دسامبر 1650 صورت گرفت. در سالهای 1652 و 1653 نیز ارتش ایران دو بار دیگر به تجاوز هندیان به آن شهر پایان داد. در بیرون راندن دوم، سوم و چهارم هندیان از شهر قندهار تنها از واحدهای نظامی مستقر در پادگانهای هرات و کرمان و نیروهای ضربتی مستقر در «ارگ بم» استفاده شده بود، زیرا هندیان آنچنان توانمند نبودند که لازم باشد سپاه مرکزی مستقر در اصفهان فرستاده شود. پس از لشکرکشی سال 1649 که شاه عباس دوم سپاه اصفهان را با خود برده بود، دو واحد توپخانه از این سپاه منباب احتیاط در هرات و ارگ بم باقی مانده بودند. پادگان هرات محل استقرار سپاه خراسان بود.
1314 خورشیدی – زادروز «غلامحسین ساعدی» معروف به «گوهرمراد»، یکی از بزرگترین نویسندگان معاصر ایرانی است. از داستان «گاو» او، فیلمی به همین نام ساخته شدهاست که موفقیتی جهانی یافت. او که خود ترک آذری بود و به زبان مادری خویش نیز بسیار علاقهمند بود، درباره زبان فارسی و جایگاهش در ایجاد همبستگی و نقش آن در وحدت ملی ایرانیان، طی مصاحبهای با رادیو بیبیسی چنین گفت: «زبان فارسی، ستون فقرات یک ملت عظیم است. من میخواهم بارش بیاورم. هرچه که از بین برود، این زبان باید بماند.»
1338 خورشیدی - سالروز درگذشت «علی اسفندیاری» مشهور به «نیما یوشیج»، شاعر معاصر ایرانی است. وی بنیانگذار شعر نو فارسی است. نیما یوشیج با مجموعه تاثیرگذار افسانه که مانیفست شعر نو فارسی بود، در فضای راکد شعر ایران انقلابی به پا کرد. نیما آگاهانه تمام بنیادها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید. شعر نو عنوانی بود که خود نیما بر هنر خویش نهاده بود. تمام جریانهای اصلی شعر معاصر فارسی مدیون این انقلاب و تحولی هستند که نیما مبدع آن بود.
1367 خورشیدی - درچنین روزی پیام تاریخی «آیتاله خمینی»، رهبر فقید جمهوری اسلامی ایران توسط هیت اعزامی به سرپرستی «آیتاله جوادی آملی» به «گورباچف» ابلاغ شد. این هیت از سوی مقامات شوروی سابق بهطور رسمی مورد استقبال قرار گرفتند. آیتاله خمینی با درک و موقعیتشناسی فراوان هنگامی چنین نامهای را به رشته تحریر درآورد که گورباچف زمینههای انهدام کمونیسم را فراهم کرده بود. آثار و تبعات پرسترویکای گورباچف که جنبههای اقتصادی نظام شوروی را دربرمیگیرد در سیاست داخلی و خارجی این کشور اثرات فراوانی گذاشت. آیتاله خمینی در این پیام با پیش کشیدن مسایل عمیق فلسفی و عرفانی، از گورباچف خواست که به جای امید بستن به ماده پرستی غرب، به خدا و مذهب روی آورد. آیتاله خمینی تصریح کرده بود: «مشکل اصلی کشور شما مسئله مالکیت و اقتصاد و آزادی نیست مشکل شما عدم اعتقاد واقعی به خدا است، همان مشکلی که غرب را هم به ابتذال و بنبست کشیده و یا خواهد کشید».
1347 خورشیدی - زادروز «پیمان یزدانیان» آهنگساز و نوازنده پیانو و سازنده موسیقی متن فیلم است. او فراگیری پیانو را از ۶ سالگی آغاز کرد و پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه صنعتی شریف در رشته مهندسی صنایع، فعالیت در زمینه موسیقی را بهطور جدی ادامه داد. وی در سال ۱۳۷۷ موفق به کسب رتبه نحست در کنکور موزیکال فرانسه در رشته نوازندگی پیانو شد. وی در سالهای اخیر آهنگسازی فیلمهای کارگردانهای شهیر سینمای ایران از جمله «مسعود کیمیایی»، «عباس کیارستمی» و «کمال تبریزی» را بر عهده داشته است. وی همچنین سازنده موسیقی متن فیلم کوتاه «تولد نور» ساخته «عباس کیارستمی» برای افتتاحیه جشنواره فیلم «لوکارنو» سویس است. او در سال ۱۳۸۰ چهار اثر موسیقی فیلم خودش را تحت عنوان مجموعه برداشت منتشر کرد. از پیمان یزدانیان تا کنون ۴ آلبوم موسیقی توسط نشر موسیقی «هرمس» به بازار آمده است.
1838میلادی - درچنین روزی، «نیکاراگوآ» اعلام استقلال کرد. نیکاراگوا کشوری در منطقه نیمه کوهستانی آمریکای مرکزی، جنوب «هندوراس» و شمال «کاستاریکا» بین دریای «کاراییب» و «اقیانوس کبیر» است. نژاد مردم این کشور سفید و سرخ و دو رگه و زبان رسمی آنان اسپانیولی است. اکثر مردم این کشور از مذهب کاتولیک پیروی میکنند. این کشور در این روز از اسپانیا مستقل شد و سه قرن استعمار این کشور را به دور افکند و در بیست و چهارم اکتبر 1945 به عضویت سازمان ملل متحد در آمد.
1343 خورشیدی – پس از تبعید « آیتاله خمینی» در سیزدهم آبان به ترکیه، دولت پهلوی در عصر همان روز، فرزند ارشد او، «حاج سید مصطفا» را نیز دستگیر و روانه زندان «قزلقلعه» در تهران کرد. انعکاس این دو خبر، شهرهای قم، مشهد و تهران را به حالت تعطیل درآورد و در بسیاری از شهرها تظاهرات به راه افتاد. دولت پهلوی بهدلیل فشار افکار عمومی و بحران سیاسی، حاج سید مصطفاخمینی را پس از 57 روز حبس، در هشتم دی ماه 1343 از حبس، آزاد کرد و از او خواست که به قم برگردد. ولی دولت پهلوی، پس از پنج روز، سید مصطفا را از خانه مسکونی دستگیر و در 13 دی ماه به ترکیه تبعید شد.
1875 میلادی – سالروز درگذشت «پیر لاروس» ادیب و لغتشناس بزرگ فرانسوی است. لاروس تحصیلات خود را در شهر ورسای فرانسه ادامه داد و در این زمان، کتب منتشر شده در فرانسه و سایرنقاط جهان را مطالعه میکرد. وی از این زمان، درصدد تهیه فرهنگی جامع برآمد و با پشتکار فراوان، فرهنگ خود را به نام «لاروس» تکمیل کرد. تا اینکه با اتمام تحصیلات وی، فرهنگ او نیز کامل شد و انتشار یافت. او قبل از آن، تالیفات خود را از کتب لغت و دستور زبان برای تدریس در مدارس و انتشار روزنامه تعلیم و تربیت برای دانشآموزان آغاز کرده بود و سپس به تدوین این دایرهالمعارف بزرگ پرداخت. پیر لاروس فقط مبدع دایرهالمعارف نیست بلکه او نخستین کسی است که کتابهای تدریسی آموزشگاهها را تدوین و روش آنها را عوض کرده و بهصورت امروزی درآورده است. لاروس بر اثر کار مداوم بیمار شد تا اینکه در چنین روزی در 58 سالگی درگذشت. اکنون هرساله دایرهالمعارف وکتب لغت و فرهنگهای تاریخی و جغرافیایی متعدد به نام لاروس از طرف هیتهای علمی فرانسه منتشر میشود که نام لاروس را جاودان ساخته است.
خبر / رادیو کوچه
یک ماه پس از توقیف سه کشتی ایرانی در سنگاپور، کشتیرانی جمهوری اسلامی روز یکشنبه از توقیف دو کشتی دیگر در مالت و هنگکنگ خبر داده است.
به گزارش ایسنا، محمدحسین داجمر مدیر عامل کشتیرانی جمهوری اسلامی، در یک نشست خبری عنوان کرد که برنامه ایران «آزاد کردن کشتیهاست اما برخی اوقات اگر نتوانیم منابع مورد نظر را تامین کنیم شاید اصلن اجازه دهیم که آن کشتیها از طریق توافق و یا حراج به فروش برسد.»
این در حالی است که حدود یک ماه پیش سه کشتی باربری سهند، سبلان و توچال، متعلق به ناوگان کشتیرانی ایران، با شکایت یک بانک فرانسوی در سنگاپور توقیف شدند. این بانک فرانسوی که وام خرید کشتیها را پرداخت کرده به دلیل عدم دریافت اقساط وامهایش به دادگاه شکایت و دادگاه حکم توقیف این کشتی را صادر کرد.
پس از آن اعلام شد که این کشتیها به حراج گذاشته میشوند اما آقای داجمر مدعی شده است که «پول را پرداخت کردهایم اما سه کشتی ایرانی هنوز آزاد نشدهاند.»
آقای داجمر با اشاره به قطع همکاری بیمههای انگلیسی میگوید: «ما در مقابل ناچار شدیم کشتیهای ایرانی را با اتکا به یک اعتبار یک میلیارد دلاری در بانک مرکزی توسط بیمه معلم، بیمه کنیم.»
اما این کار کمکی به شرکت کشتیرانی ایران نکرده و این شرکت برای بیمه کشتیهایش در وضعیت دشواری قرار گرفته است.
مشکل بیمه کشتیها سبب شده که یک بانک آلمانی نیز که وام خرید ۲۸۰ میلیون دلاری دو کشتی دیگر را پرداخت کرده، برای گرفتن کل پولش، دو کشتی ایرانی را در مالت و هنگ کنگ توقیف کرده است.
آقای داجمر میگوید که «این دو کشتی به این دلیل توقیف شدهاند که یک بانک آلمانی وام دین آنها را به حال تبدیل کرده که در حال مذاکره هستیم که از طریق تامین منابع از داخل آنها را آزاد کنیم.»
بیشتر بخوانید:
«منتفی شدن موقت حراج سه کشتی توقیفی ایران در سنگاپور»
رادیو کوچه
مهمترین عنوانههای مطبوعات امروز ایران:
جامجم
1)خداحافظی ناگهانی رییسجمهوری با 14 مشاورش
http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100832109800
مهدی کلهر مشاور رسانهای سابق رییسجمهوری با اشاره به جلسه روزشنبه خود با محمود احمدینژاد رییسجمهور از پایان همکاری خود با نهاد ریاستجمهوری بهعنوان مشاور رییسجمهور خبر داد و گفت: روز شنبه حکم تقدیر و قدردانی از من و 13 تن از مشاوران دیگر رییسجمهوری و پایان همکاری ما با نهاد ریاستجمهوری بهعنوان مشاور ابلاغ شد. مهدی کلهر در گفتوگو با مهر افزود: «البته من سه ماه قبل تقاضای بازنشستگی خود را بهرییسجمهوری تقدیم کرده بودم و حکم پایان همکاری من با نهاد ریاستجمهوری بهعنوان مشاور سابق رییسجمهوری روز شنبه صادر شد.»
2)فضائلی استعفا داد
http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100832089253
مهدی فضائلی عضو هیت منصفه مطبوعات بهدلیل بیاعتنایی قاضی به رای هیت منصفه و تا تعیین تکلیف جایگاه این هیت از عضویت هیت منصفه استعفا داد. فضائلی در گفتوگویی با اشاره به رای دادگاه درباره مدیر مسوول روزنامه ایران گفت: «این دومین بار است که قاضی علیرغم اتفاق آرای هیت منصفه در عدم مجرمیت متهم وی را نه تنها محکوم کرده بلکه جرایم سنگینی مانند شلاق و حبس تعیین کرده است.»
ایران
1)ایران 2 هواپیمای جاسوسی را در خلیجفارس سرنگون کرد
http://www.iran-newspaper.com/
سردار سرتیپ امیرعلی حاجیزاده: ما بهطور کامل بر دشمنان مسلط هستیم. وقتی در ناوها و رزمناوهای آنها آمادهباش اعلام میشود یا کارکنان ناوهای هواپیمابرشان جلیقه نجات میپوشند و آماده میشوند که قایقها را داخل دریا بیندازند، همه و همه را مطلعیم.
2) 60 هزار بازنشسته وام ضروری میگیرند
http://www.iran-newspaper.com/
عطاریان، مدیرعامل صندوق بازنشستگی: «در مهلت یکماهه ثبتنام بازنشستگان برای دریافت وام ضروری 83 هزار نفر ثبتنام کردند.»
خراسان
1)موافقت مجلس با جزییات طرح تشکیل وزارتخانه ورزش و جوانان
http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=1&year=1389&month=10&day=13&id=496419
حسین بردبار: «پس ازتصویب کلیات طرح ادغام سازمان ملی جوانان با سازمان تربیت بدنی و تشکیل وزارتخانه ورزش و جوانان درجلسه علنی هفته گذشته، نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی دیروز موافقت خود را با اصل این طرح با 157 رای موافق به ماده واحده آن اعلام کردند.» به گزارش خبرنگار پارلمانی خراسان، گرچه کمیسیون فرهنگی مجلس پیشنهاد تشکیل وزارت ورزش بدون ادغام سازمان ملی جوانان را مطرح کرد اما با اخطار علی لاریجانی، رییس مجلس و رای نمایندگان این پیشنهاد رد شد و نمایندگان با 157 رای موافق، 44 رای مخالف و 11 رای ممتنع از مجموع 220 نماینده حاضر به تشکیل وزارت ورزش و جوانان رای مثبت دادند.
2) رمزگشایی از پرونده فروریختن ساختمان مرموز شماره ۷ در حادثه ۱۱ سپتامبر
http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=1&year=1389&month=10&day=13&id=496123
با گذشت بیش از 9 سال از حادثه یازدهم سپتامبر در آمریکا، افکار عمومی جهان هنوز در تلاشاند تا به حقیقت پشت پرده این واقعه دست یابند. در همین راستا شبکه خبری انگلیسی زبان بیبیسی در گزارشی مستند به بررسی دقیق فروریختن برج شماره 7 مرکز تجارت جهانی و احتمال دست داشتن یکی از ملاکان بزرگ نیویورک در این ماجرا پرداخته است. برج شماره 7 از آن لحاظ برای بی بی سی مهم است که خود این رسانه اندکی پیش از فروریختن آن خبرش را به نقل از رویترز مخابره کرد. گزارشی که نه تنها از برنامه خبری آن روز حذف بلکه تا مدتها نسخه آرشیو آن نیز گم شد.
رسالت
1)فتنهگران جرات حضور در بین مردم را ندارند
http://www.resalat-news.com/Fa/?code=50299
یکی از مراجع تقلید در قم گفت: «جهانیان خروش مردم را در 9 دی سال 88 مشاهده کردند و فتنهگران دیگر حتا جرات حاضر شدن در بین مردم را ندارند.»
به گزارش خبرگزاری فارس ازقم ، آیتاله حسین نوریهمدانی دیروز در دیدار جمعی از فرماندهان سپاهپاسداران انقلاب اسلامی با بیان اینکه یکی از موضوعات مهم افزایش معنویات است، اظهار داشت: «در برخورد با دشمن از نظر اسلام حرف نخست را ایمان و عقیده میزند.»
2) درخواست اوباما برای همکاری دو حزب اصلی آمریکا
http://www.resalat-news.com/Fa/?code=50338
بهدنبال پیروزی چشمگیر جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای آمریکا و تضعیف دموکراتها، موازنه سیاسی تا حد زیادی به نفع حزب جمهوریخواه در کنگره آمریکا تغییر یافته و بههمین جهت باراک اوباما رییسجمهور آمریکا روز شنبه اول ژانویه در سخنرانی هفتگی خود خواهان همکاری دو حزب برای پیشبرد امور شد. در واقع اوباما چارهای جز در خواست همکاری با جمهوریخواهان ندارد. به همین جهت وی تاکید کرد: «در چند روز آینده، کنگره جدید تشکیل خواهد شد، کنگرهای که دموکراتها در یک مجلس اکثریت را در اختیار دارند و در مجلسی دیگر، اکثریت در دست جمهوریخواهان است، بنابر این هر دو حزب باید در سال جدید در پیشبرد کشور سهیم باشند.» وی در ادامه افزود، با هر یک از اعضای دو حزب که ایده خوبی دارد و به انجام آن پایبند است، همکاری میکند.
کیهان
1)مردم فرانسه در اعتراض به فقر و نابرابری هزاران خودرو را به آتش کشیدند
http://www.kayhannews.ir/891013/16.htm#other1604
جوانان فقیر و حومه نشین فرانسوی، شب اول ژانویه طبق سنت هر ساله و در اعتراض به فقر و نابرابری موجود در این کشور، هزاران خودرو را به آتش کشیدند.با وجود آنکه وزارت کشور فرانسه از استقرار بیش از 54 هزار نیروی امنیتی در سراسر این کشور برای جلوگیری از تظاهرات خشونتآمیز جوانان محروم و حومه نشین مستقر کرد، اما موفق به کنترل اوضاع نشد.
2) رایزنیهای فشرده مقامات بلندپایه در بیروت برای حل بحران لبنان
http://www.kayhannews.ir/891013/16.htm#other1608
تلاشهای روسای سهگانه لبنان برای حل بحران کنونی این کشور با آغاز سال جدید میلادی فشردهتر خواهد شد. روزنامه «الاتحاد» به نقل از منابع لبنانی نوشت، تماسهای میان میشل سلیمان رییسجمهور، سعدالدین حریری نخست وزیر و نبیه بری رییس پارلمان لبنان از آغاز هفته آینده فشرده تر خواهد شد.
همشهری
1)سود بانکی در سال آینده براساس نرخ تورم، شناور میشود
http://www.hamshahri.net/news-124738.aspx
تنها چند روز پس از اظهارنظر برخی مدیران بانکها درباره ضرورت افزایش نرخ سود بانکی براساس نرخ تورم، محمود بهمنی رییسکل بانک مرکزی از احتمال شناورشدن نرخ سود بانکی براساس نرخ تورم در سال آینده خبر داده است.
2) شورای شهر خبر داد: «تغییر نرخ تاکسیها از بهمن 89»
سخنگوی شورای اسلامی شهر تهران با اعلام اینکه نرخ کرایه تاکسیها از ابتدای بهمن ماه جاری تا پایان فروردین سال آینده بهطور میانگین 15 درصد افزایش مییابد گفت: «هیچ تاکسی و اتوبوس بخش خصوصی حق ندارد تا پایان دیماه و نصب برچسبهای جدید قیمتها را افزایش دهد.»
دنیای اقتصاد
1)حباب در بازار سکه طلا؟
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=238520
رشد مداوم قیمت سکه طلا طی دو هفته گذشته که در سطحی فراتر از رشد قیمت جهانی صورت گرفت، این پرسش را ایجاد کرده است که آیا بازار سکه با حباب مواجه شده است؟ به نظر میرسد که پاسخ مثبت به این سوال چندان بیراه نیست، چراکه در همین مدت سکه طلا رشدی معادل 5.5 درصد را ثبت کرده است که در مقایسه با رشد 3.3 درصدی قیمت جهانی طلا تفاوت معناداری دارد. برخی شواهد نشان از آن دارد که بخشی از یارانه نقدی توزیع شده به سمت بازارهای طلا و ارز حرکت کرده و نوسان ایجاد شده در بازار ارز و رشد بیش از حد سکه نیز تحت تاثیر همین اتفاق بوده است. صاحبنظران اقتصادی معتقدند که چنانچه دولت تدابیر اجرایی قابل اتکایی برای جذب یارانه نقدی دهکهای پایین درآمدی در بخش سرمایهگذاری بهویژه با نرخهای بهره ترجیحی اتخاذ نکند، التهابهای مقطعی در برخی از بازارها دور از انتظار نخواهد بود.
2) عقبنشینی از مصوبه استقلال بانک مرکزی؟
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=238548
آنگونه که دو عضو کمیسیون تلفیق خبر دادهاند در جلسه عصر دیروز این کمیسیون، تغییرات اساسی در ترکیب مجمع عمومی بانک مرکزی به عمل آمد تا نظر شورای نگهبان تامین شود. در ترکیب جدید هفت اقتصاددان که مورد ایراد شورای نگهبان بود حضور نخواهند داشت و به جای آن، برخی از مقامات دولتی و حاکمیتی از جمله روسای سه قوه و نایب رییس مجلس صاحب کرسی خواهند شد.
خبر / رادیو کوچه
احسان عبده تبریزی، از زندانیان حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته ایران پس از گذشت یکسال بازداشت در زندان اوین روز یکشنبه با صدور حکمی از سوی دادگاه انقلاب به هفت سال حبس تعزیری محکوم شده است.
حسین عبده تبریزی، دبیرکل اسبق بورس تهران و پدر احسان عبده تبریزی، اظهار داشت فرزندش به اتهام ارتباط با بیگانه به دو سال حبس، برای توهین به رهبری به دو سال حبس و به دلیل حضور در تجمع روز عاشورا به سه سال حبس تعزیری محکوم شده است.
احسان عبده تبریزی که دانشجوی مقطع دکترا در دانشگاه دورهام انگلستان است، در تعطیلات کریسمس سال گذشته و هنگامی که برای دیدار خانواده اش به ایران رفته بود، در فرودگاه امام خمینی بازداشت شد.
حسین عبده تبریزی، در ادامه افزود: «احسان یک فرد سیاسی نیست و تنها یک محقق تاریخ است. حدود یک سال است که در زندان بهسر میبرد و فکر نمیکنم کسی در دستگاه قضایی این حکم را قبول داشته باشد.»
احسان عبده تبریزی به همراه تعداد دیگری از زندانیان سیاسی در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر میبرد.
مهمترین عنوانهای رسانههای امروز مالزی:
خبرگزاری برناما
- چای «تیمبنگ» که بیشتر در کلانتان مورد استفاده قرار میگیرد ممکن است برای سلامتی مضر باشد.
- نجیب با مقامات سلطنتی ابوظبی ملاقات کرد.
- دولت سلانگور طرحهای مخصوص به خود را در اعتراض به انتصاب داتوک خوسرین به عنوان رایزن ایلات دنبال میکند.
- هشت مدرسه در کلانتان به خاطر سیلزدگی همچنان تعطیل ماندند.
- انجمن هندیتباران از پشتیبانی اعضای آن در انتخابات تنانگ اطمینان دارد.
- اتحادیه چینیتباران سلانگور وبسایتی برای پشتیبانی از مفهوم یک مالزی به راه انداخت.
روزنامه استار
- برنامه تحصیلی جدید موجب سردرگمی برخی از دانشجویان شده است.
- بسیاری از معلمان در سراواک از انتقال یک باره خود در سال جدید ناخرسندند.
- وزیر ارشد سلانگور از مخاطبان سلطان این ایالت برای سخنرانی خود استفاده میکند.
- مهلت 30 روزه برای پس دادن نوزاد به مادری که آن را در ایستگاه مرکزی کوالالامپور جا گذاشته بود.
- یک زن از طبقه دوازدهم ساختمانی در پوتراجایا سقوط کرد و جان باخت.
- اتحادیه چینیتباران از دولت سلانگور خواست تا به خاطر ممنوعیت استفاده از آرم یک مالزی از مردم عذرخواهی کند.
- برنامه آموزشی برای کارکنان دولتی از ماه می آغاز میشود.
- طرفداران محیط زیست خواستار توقف پخش بطریهای پلاستیکی شدند.
- مغازهداران از هم اکنون شروع به فروش اقلام مورد نیاز برای جشن سال نوی چینی با تکیه بر فروش عروسکهای خرگوش کردهاند.
- پروژه تخلیه سیلزدگان در صدر برنامههای دولت فدرال قرار گرفت.
- طرفداران حیات وحش از مردم خواستند تا تمساحها را نکشند.
- در صورت رعایت آداب اسلامی به غیرمسلمان اجازه ورود به مساجد داده میشود.
- پروژه 1.46 میلیارد رینگیتی توسعه جزایر نزدیک ملاکا از امسال جان دوبارهای میگیرد.
- سیستم تحویل در وزارت مسکن و دولتهای محلی توسعه میابد.
- ایستگاه LRT سری رامپای به طور رسمی گشایش یافت.
- با پیروزی جمهوریخواهان در کنگره آمریکا فشارهای اقتصادی بر اوباما بیشتر شده است.
- ایران دو هواپیمای جاسوسی را سرنگون کرده است.
- مشاجرات بر سر بودجه و قانون سلامت برای اوباما بالا گرفت.
- مصر 7 مظنون را در رابطه با انفجار بمب در کلیسا دستگیر کرد.
روزنامه نیو استریت تایم
- بخشهای ساختمان و ترابری بیشترین امکان اشتغال را در مالزی ایجاد میکنند.
- امروز بسیاری از کلاس اولیها برای ورود به مدرسه آماده شدهاند.
- شرکتهای فعال در بخش تولید روغن نارگیل، راههای در آمدزایی خود را افزایش میدهند.
روزنامه مالایی میل
- از فوتبالیستها خواسته شد تا در انتخاب تیمهای خارجی شتابزده عمل نکنند.
- 144 میلیون رینگیت برای تقویت طرحهای زیر بنایی در کلانتان هزینه میشود.
- شرکت KTM تیم تحقیقاتی برای پیگیری حادثه آتشگیری لکوموتیو تشکیل داد.
خبر / رادیو کوچه
مرتضی محجوبی، یکی از مشایخ نعمتاللهی گنابادی که شامگاه یکشنبه در فولادشهر اصفهان بازداشت شده بود، بهدنبال تجمع اعتراضآمیز دراویش در مقابل از زندان مرکزی اصفهان آزاد شده است.
ماموران امنیتی نیمهشب یکشنبه با ورود به منزلی در فولادشهر اصفهان آقای محجوبی و چهار درویش دیگر را دستگیر کردند.
به گزارش سایت مجذوبان نور، آقای محجوبی و فرزندش پس از پنج ساعت بازداشت آزاد شده و به منزل یکی از دراویش اصفهان رفتهاند.
گفته میشود سایر بازداشت شدگان تاکنون آزاد نشدهاند.
سه تن از دراویش دیگری که دستگیر شدهاند عبارتند از: حمید باقری، مهدیپور صدام و وحید عباسزاده.
آقای محجوبی یکشنبه شب پس از برگزاری مراسمی مذهبی در فولادشهر توسط ماموران امنیتی دستگیر شد.
آقای مومن از شاهدان عینی عنوان کرد آقای محجوبی و سایرین به پاسگاه نیروهای انتظامی فولادشهر برده شدند، اما هنگامیکه دراویش به پاسگاه رفتند به آنها گفته شد که این افراد به زندان دستگرد اصفهان منتقل شدهاند.
آقای مومن در ادامه افزوده بود ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر در بیرون از زندان برای آزادی او تجمع کردند و دراویش از شهرهای دیگر نیز در راه هستند.
او گفت که آقای محجوبی هنگام دستگیری مورد ضرب و شتم مامورین قرار گرفته است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر