-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/
خبر انتقال و نگهداری محمد نوری زاد در خانه ی امن تکذیب شد.
به گزارش کلمه، محمد نوری زاد که اخیرا در خبری آمده بود به خانه ی امن منتقل شده، همچنان در زندان اوین و دربند دوالف که متعلق به سپاه است نگهداری میشود.
سایت رسمی نوری زاد که گاه نوشت های وی در آن ثبت می شود نوشته است: طبق آخرین اخبار واصله، در هفته ی های پیشین، ملاقات خانواده با این آزاده ی دربند، در زندان اوین و در بند دوالف صورت گرفته است و خبر انتقال به خانه ی امن از جانب خانواده ی جناب نوری زاد تکذیب می گردد.
محمد نوریزاد ظهر عاشورا بر اثر اعتصاب غذای خشک که در اعتراض به وضع موجود کرده بود به بیمارستان منتقل شده و تا چند روز بستری بوده است. حال وی هم اکنون پس از دیدار با خانواده اش بهتر توصیف شده است
مهدی کروبی با تجلیل از عمادالدین باقی، فعال مطبوعاتی و حقوق بشری گفت: “باقی مصداق یک فرد مومن به آرمان های اجتماعی است که از هزینه کردن برای عقاید و اصلاح جامعه خود از هیچ هزینه ای دریغ نکرده است.”
به گزارش سحام نیوز، مهدی کروبی با خانواده باقی و مقامی دیدار کرد. در این دیدار که در منزل عمادالدین باقی صورت گرفت، کروبی با ابراز تاسف از بازداشت علی مقامی داماد این خانواده گفت: “نظام سیاسی باید جوانان را در توجه نسبت به سرنوشت خود تشویق کند اما با این نوع برخوردها درصدد است انگیزه های اجتماعی را تضعیف کند.”
کروبی خاطرنشان کرد “البته ما هرگز نباید از ورود به سرنوشت اجتماعی خود قطع امید و از حق خود چشم پوشی کنیم.”
مهدی کروبی همچنین با تجلیل از عمادالدین باقی گفت:”باقی مصداق یک فرد مومن به آرمان های اجتماعی است که از هزینه کردن برای عقاید و اصلاح جامعه خود از هیچ هزینه ای دریغ نکرده است.”
کروبی در پایان این دیدار ، با اشاره به اینکه در سال های اخیر من خود شاهد فشارهایی بودم که بر خانواده باقی وارد شده است ابراز امیدواری کرد همه زندانیان سیاسی به زودی آزاد شوند و با آزادی مقامی و رهایی باقی ، این خانواده نیز بار دیگر در کنار یکدیگر قرار گیرند.
عماد الدین باقی، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر اخیرا برای اجرای حکم شش سال حبس به زندان اوین فراخوانده شد.
این محقق و نویسنده، به دلیل فعالیت سیاسی ، مطبوعاتی و حقوق بشری بیش از چهار سال ونیم را در زندان گذرانده بود و پس از انتخابات ریاست جمهوری نیز بازداشت شد و دادگاه انقلاب وی را در ارتباط با پرونده انجمن دفاع از حقوق زندانیان به یک سال زندان و پنج سال محرومیت از فعالیتهای مطبوعاتی و مدنی، وبرای مصاحبه با آیتالله منتظری و پخش آن به شش سال زندان محکوم کرده است.
نماینده اصلاح طلب زنجان گفت: این موضوع برای ملت با فرهنگ و رشید ایران اسلامی زیبنده نیست که تعداد اندکی کج فهم و بد اخلاق که در طول حیات اجتماعی وسیاسی خود جز زیان و خسارت برای کشور و برای خودشان هیج دستاورد و ره توشه ای نداشته اند با حمایت بعضی محافل قانون گریز و شیفته قدرت ، میدان برای تاخت و تاز و تخریب خدمتگزاران صدیق ملت پیدا کنند و تاسف بارتر اینکه بزرگان کشور در مقابل این بی اخلاقی ها و هتاکی ها سکوت کرده و با سکوت خود این کارهای سخیف را تائید کنند .
جمشید انصاری در گفتوگو با پارلمان نیوز در خصوص دلایل تشدید حملات محافل تندرو به سید محمد خاتمی و اعضای فراکسیون خط امام (ره) مجلس در چند روز اخیر گفت : آنجه مسلم است اینکه جریانات افراطی هدفی جز دامن زدن به اختلافات درونی جامعه و بهره برداری از فضای ملتهب برای پیشبرد اغراض محفلی خود ندارند و اساسا نان خود را در تنور اختلافات مردم می پزند و از انجا که برای پیشبرد اهداف و خواسته های خود به هیچ معیار اخلاقی پایبند نیستند از ایراد هیچگونه اتهام دروغ و خلاف واقع نیز ابا ندارند .
وی با تاکید بر این نکته که این وظیفه دستگاه قضائی است که از حرمت و آبروی افراد صیانت کند، گفت: متاسفانه کسانی در قوه قضائیه با اظهار نظرهای غیر حقوقی و بر خلاف وظایف و مسئولیت های قانونی خود این نوع هتاکی ها و اتهام زنی ها را تقویت میکنند و برای این افراد و جریانات حاشیه امن ایجاد می کنند.
عضو شورای مرکزی فراکسیون خط امام (ره) مجلس با اشاره به جایگاه رفیع حجت الاسلام والمسلمین خاتمی درمیان مردم مسلمان ایران و سایر نقاط جهان گفت : آقای خاتمی بی شک یکی از سرمایه های گران سنگ ملت هستند که جایگاه رفیعی بین ملت ایران دارند و دو دوره متوالی با بیشترین رای مردم به ریاست جمهوری اسلامی ایران برگزیده شده و مورد اعتماد ویژه مردم هستند و در سطح بین المللی نیز همواره زینت و آبروی نام ایران و ایرانی بوده و هستند
رئیس کمیته سیاسی و روابط بین الملل فراکسیون خط امام افزود: قطعا هتاکی ها و دروغپردازی های تعدادی اندک که با هدف دستیابی به منافع زودگذر به ایشان حمله می کنند چیزی از بزرگی ایشان نخواهد کاست.
انصاری تاکید کرد: این موضوع برای ملت با فرهنگ و رشید ایران اسلامی زیبنده نیست که تعداد اندکی کج فهم و بد اخلاق که در طول حیات اجتماعی وسیاسی خود جز زیان و خسارت برای کشور هیج دستاورد و ره توشه ای نداشته اند با حمایت بعضی محافل قانون گریز و شیفته قدرت ، میدان برای تاخت و تاز و تخریب خدمتگزاران صدیق ملت پیدا کنند و تاسف بارتر اینکه بزرگان کشور در مقابل این بی اخلاقی ها و هتاکی ها سکوت کرده و با سکوت خود این کارهای سخیف را تائید کنند .
رئیس کمیته سیاسی و روابط بین الملل فراکسیون خط امام در خصوص حملات روزنامه کیهان و برخی از سایت های همسو به فراکسیون خط امام گفت: اعضای فراکسیون خط امام مجلس ضرورتی به پاسخگوئی آنها نمی بینند ولی این مسئله کاملا روشنی است که اصلاح طلبان در مبانی فکری خود و نوع نگاه به مسائل کشور با اصولگرایان تفاوت دارند ولی اگر بین اصلاح طلبان بااصولگرایان اختلاف نظر باشد، با اینگونه محافل افراطی تعارض جدی دارند و اصلا مثل آنها فکر نمی کنند و مثل آنها نمی اندیشند .
انصاری تاکید کرد: تصمیماتی که اعضای فراکسیون خط امام مجلس می گیرند و اقداماتی که انجام می دهند در راستای آن چیزی است که تکلیف شرعی و قانونی خود احساس می کنند و بسیار طبیعی است که اقدامات آنان به مذاق محافل تندرو و افراطی که برای دستیابی به موقعیت و قدرت چند روزه حتی از تخریب کشور و آسیب رساندن به نظام هم ابائی ندارند خوش نیاید و همانطور که ما اقدامات و عملکرد این افراد را خیانت به کشور می دانیم ممکن است آنها هم اینگونه فکر کنند!
عضو شورای مرکزی فراکسیون خط امام (ره) مجلس افزود: ما به دلیل مبانی فکری خود و پایبندی به موازین اخلاقی نوع برخوردمان متفاوت است و بر این باوریم که در نهایت مردم بهترین داور در این موارد هستند ، البته اگر مجاری اطلاع رسانی آنگونه که امروز مسدود شده اند نباشد و اجازه دهند مردم در جریان حقایق کشور قرار گیرند!
انصاری در خصوص تعیین تکلیف بعضی از این محافل برای شورای نگهبان در خصوص رد صلاحیت نمایندگان اقلیت مجلس، ضمن تاکید بر این نکته که کسی نمی تواند حقوق اساسی تصریح شده در قانون اساسی برای مردم را محدود کند و یا نادیده بگیرد گفت : این مردم هستند که متناسب با دیدگاه ها و خواسته های خود نمایندگان خود را انتخاب میکنند و آنها هستند که تشخیص می دهند در اداره کشور به چه کسان و یا گرایش هائی اعتماد کنند.
وی در خصوص اظهار نظر هائی از این دست گفت: بنظر می رسد این گونه افاضات صرفنظر از خلاف قانون بودن ، نوعی توهین به شورای نگهبان نیز هست که افرادی بدون کمترین صلاحیت برای این شورا تعیین تکلیف کنند و لازم است این شورا از خود و صلاحیت های قانونی خود دفاع کند.
وی در خاتمه ابراز امیدواری کرد که بزرگان کشور اعم از مسئولان عالی رتبه نظام ،مراجع معظم تقلید و همه کسانی که دل در گرو اعتلای جمهوری اسلامی دارند با این بد اخلاقی ها و هتاکی ها و رواج دروغ برای تخریب رقیبان برخورد کنند چرا که تداوم این امر صرفا به اصلاح طلبان و منتقدان دولت محدود نخواهد شد و در آینده ای نه چندان دور گریبان همه را خواهد گرفت.
دبیرکل حزب اصولگرای موتلفه اسلامی با تاکید بر اینکه باید دانست خطر توطئه دشمنان رفع نشده است، گفت: ما در مقابلمان یک عده رقیب و یک عده دشمن قسم خورده داریم و با اینکه فتنه سال گذشته تحقق پیدا نکرد، اما دشمن با تمهیدات جدید به میدان براندازی نظام خواهد آمد.
وی همزمان خاطرنشان کرد “ما همواره انتقادات خود را نسبت به دولت مطرح و اعلام کردهایم و به همین دلیل برخی دولتمردان نظر لطفی به ما نداشتند و هم اکنون نیز برخی نظرلطف به ما ندارند. “
به گزارش ایسنا، محمدنبی حبیبی که در جمع دبیران استانی حزب موتلفه اسلامی سخن میگفت با تاکید بر اینکه موضوع وحدت بین نیروهای وفادار به انقلاب و یا به تعبیری تقویت این وحدت مهمترین موضوع روز ما تلقی میشود، اظهار کرد: چنین موضوعی تنها یک ضرورت انتخاباتی نیست بلکه یک ضرورت دائمی و مورد نیاز انقلاب اسلامی به شمار میرود.
وی افزود: وجود یا عدم وجود وحدت به طور قطع و یقین اثر تعیین کنندهای در هر دوره انتخاباتی داشته است چنانچه در هر مقطعی از انقلاب وقتی که طمع دشمنان افزایش پیدا میکند به دنبال تشتت در نیروهای انقلاب بر میآید.
دبیر کل موتلفه خاطرنشان کرد: در این راستا حداقل سیئه فتنهگران و سران فتنه در سال گذشته ایجاد چنین امیدواری در ذهن دشمنان انقلاب اسلامی بوده و به حدی اینها امیدوار شدهاند که به تعبیر برخی دیپلماتهای انگلیسی در اوایل سال گذشته به خصوص در روزهای بعد از انتخابات کار نظام را تمام شده تلقی میکردند. در واقع این خط سیاسی که سران انگلیس، فرانسه و آمریکا در روزهایی که عدهای به خیابان آمدند و ناامنی ایجاد کردند موجب شد که هم سارکوزی و نخست وزیر انگلیس و هم سران آمریکا با تحلیلی، کار نظام اسلامی در ایران را تمام شده بدانند و در همان روزها به میدان رسانهها آمدند و با صراحت از آشوبگران حمایت کردند.
حبیبی با بیان اینکه با در نظر گرفتن چنین مقدمهای میتوان حماسه ۹ دی را درک کرد، گفت: باید دانست که صرف حضور مردم در عرصه، مشکلات را حل نمیکند چراکه حضور مردم و سیاستهای مدیریتی رهبری لازم و ملزوم هم است و در ۹ دی این دو با هم جمع شدند و تمام معادلات دشمنان را به هم ریختند.
وی تصریح کرد: اگر قرار است مردم نقش خود را ایفا کنند ایفای این نقش موکول و منوط به وحدت مردم است. در این راستا ما اقدام مبارک جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با همت دو شخصیت در راس این دو نهاد یعنی مهدوی کنی و یزدی را یک کار بسیار مهم میدانیم.
دبیر کل موتلفه همچنین با اشاره به جلسه ۲۹ نفر از سران اصولگرا با احمدینژاد گفت: چندی پیش از آن نیز من به همراه عسگراولادی با احمدینژاد دیدار داشتیم. من شهادت میدهم که آن جلسه جلسهای با حسن نیت کامل بود، البته برخی تردید کردند که در این جلسه شرکت کنند یا نه، ولی ما از اول هم گفتیم که حتما باید در این جلسه شرکت کرد. در پایان این جلسه خود آقای احمدینژاد پیشنهاد کردند که آقایان عسگراولادی، ولایتی و حدادعادل این جلسات را مدیریت و آن را ادامه دهند. چراکه آقای احمدینژاد گفت من درگیر موضوعاتی مثل هدفمند کردن یارانهها هستم و نمیتوانم در تمامی جلسات حضور پیدا کنم بنابراین آقایان جلسه برگزار میکردند و نتیجه جلسات به اطلاع احمدینژاد هم رسانده میشود. حتی این سه نفر نیز خود تاکنون جلساتی با هم داشتهاند و دارند.
دبیر کل موتلفه با تاکید بر اینکه باید دانست خطر توطئه دشمنان رفع نشده است، گفت: ما در مقابلمان یک عده رقیب و یک عده دشمن قسم خورده داریم. این درست است که فتنه سال ۸۸ به دلیل عنایت الهی، مدیریت رهبری و حضور مردم تحقق پیدا نکرد، اما اگر کسی خیال کند که دشمنیهای دشمن تمام شده خیال نادرستی دارد چراکه دشمنان هرگز از دشمنی با ما منصرف نشدهاند بلکه با تمهیدات جدید به میدان براندازی جمهوری اسلامی میآیند.
حبیبی همچنین به تعریفی از رقبای جریان اصولگرایی و دیگر رقبای حاضر در عرصه سیاست پرداخت و گفت: رقبای ما کسانی هستند که نظام و رهبری را قبول دارند اما اصولگرایی و اصولگرایان را قبول ندارند. در اردوگاه مقابل یک عده از کسانی که داخل کشور فعالیت میکنند عمله دشمن شدند و حتی کاری که دشمن خود نمیتوانست انجام دهند را انجام دادند. این عده به نظر ما معاند نظام هستند.
وی با تاکید بر اینکه اگر هر رقیب اصولگرایی را معاند نظام بدانیم بی انصافی انجام دادهایم، گفت: ضمنا باید دانست که در شرایط فعلی تفرق و رقابت بین اصولگرایان نیز سم مهلکی قلمداد میشود و معمولا کسانی که دچار چنین اشتباهی میشوند هم دشمن را کوچک میپندارند و هم اینکه رقبا را حذف شده میدانند. در این راستا سابقهای وجود دارد چنانچه در زمان انتخابات دوم شورای شهر زمانی که دو قوه مقننه و مجریه در اختیار کامل اصلاحطلبان بود غرور این قدرت و برخوردهای حذفی آنان با اصولگرایان آنها را به این نتیجه رساند که اصولگرایان را از صحنه سیاسی حذف کنند. با این تلقی نادرست نیروهایشان را برای انتخابات شورای شهر بسیج کردند و خودشان بین خودشان به وزن کشی پرداختند.
وی افزود: در همان وانفسایی که نیروهای اصولگرا را جمع میکردیم آنها آنقدر از پیروزی خود و شکست اصولگرایان مطمئن بودند که چند شب قبل از انتخابات دور هم جمع شدند و حتی شهردار انتخاب کردند. اما در کمال تعجب در پایان انتخابات دیدند که ۱۵ نفر از اصولگرایان رای آوردند و حتی یک نفر از دوم خردادیها هم نتوانست وارد شورای شهر شود. حال ممکن است در بین ما کسانی باشند که به تصور دوم خردادیها در بزنگاه شورای شهر دوم رسیده باشند که چنین تحلیلی کاملا نادرست است.
وی با تاکید بر اینکه ما نباید به دنبال سهم خواهی و رقابت بین خودمان باشیم، گفت: اگر فرض کنیم که رقبای ما حذف شوند که البته این فرضی محال است ما از ارائه فهرست واحد هیچ گاه ضرر نمیکنیم.
وی با بیان اینکه در انتخابات ریاست جمهوری دهم برخی مرتکب اشتباهاتی شدند، گفت: برخی اصولگرایان در زمان انتخابات ریاست جمهوری نسبت به دولت نهم و دهم اعتراضات و شبهههایی وارد و این اعتراضات را تا حدی وسعت دادند که ما احساس خطر کردیم. این افراد اولا تشویق میکردند که تعداد بیشتری به میدان ریاست جمهوری بیایند و برخی نیز با ایجاد شبهه نسبت به دولت نهم سعی میکردند اذهان عمومی را برگردانند. ما همان زمان این سوال را مطرح کردیم که اگر نیروهای دوم خردادی در انتخابات دهم ریاست جمهوری با نامزد واحد به میدان آمدند و اگر اصولگرایان به این نتیجه رسیدند که رای آورترین نامزدشان آقای احمدینژاد است چه میکنید؟
دبیر کل موتلفه در بخش دیگری از سخنان خود با تاکید بر اینکه کسانی که به بهانه اصولگرایی و یا اصولگرایان ناب دنبال حذف اصولگرایان با درجات ضعیف هستند حتما دچار خبط شدهاند، اظهار کرد: دایره اصولگرایی وسیع است و هیچ تشکل و فرد اصولگرا نمیتواند بگوید که اصولگرایی در من خلاصه میشود. این خبط تا به حال به ضرر ما تمام شده است و بعد از این نیز به ضرر ما تمام خواهد شد.
دبیر کل موتلفه همچنین محوریت روحانیت را نیز در سخنان خود مورد توجه قرار داد و گفت: اگر روحانیت کنار برود معلوم نیست که خود اصولگرایان بتوانند سلیقههایشان را حل کنند.
وی با بیان اینکه ما دعوت احمدینژاد از اصولگرایان و دعوت جامعتین را در طول هم میبینیم، گفت: برخی شیطنت میکنند و میگویند این دو کار متفاوت است. در حالی که اینطور نیست.
وی در مورد اظهارات اخیر جنتی مبنی بر اینکه لازم نیست اصلاحطلبان در عرصه انتخابات حضور داشته باشند، گفت: ما اصلاح طلبانی که با آنها در حال رقابت هستیم را دو قسمت میکنیم یک دسته کسانی هستند که به بهانه اصلاحطلبان همراه فتنهگران حرکت کردند که اینها دشمن ما قلمداد میشوند ولی اینکه بگوییم هر اصلاحطلبی معاند نظام است را قبول نداریم.
وی افزود: ما مدعی نیستیم که جریان انقلاب یعنی ما، برخی هستند که از موتلفه خوششان نمیآید ولی با تمام وجود در خدمت انقلاب هستند. بنابراین آن دسته از اصلاحطلبانی که نظام، قانون اساسی و ولایت و اطاعت از ولی فقیه در دستور کارشان است را رقیب خود میدانیم.
حبیبی گفت: برخی شیطنت میکنند و میگویند نظام را قبول داریم اما در مقابل ولی فقیه میایستند. ما معتقد به حذف اصلاح طلبانی که نظام، قانون اساسی و ولایت فقیه را قبول دارند و فصل الخطاب بودن ولی فقیه را پذیرفتهاند حال اگر موتلفه و جریان اصولگرایی را هم قبول نداشته باشند نیستیم.
دبیر کل موتلفه گفت: البته اخیرا برخی شرط هم میگذارند در حالی که باید به آنها گفت شما اصلا پاسخگوی کارهایتان در فتنه ۸۸ هستید که شرط هم میگذارید؟خاتمی در ملاقاتی برای اینکه در انتخابات نزول اجلال کنند چند شرط گذاشتهاند این در حالی است که وقتی سران فتنه ادعای تقلب در انتخابات را مطرح کردند باید بیایند و بگویند موافق چنین امری هستند یا نه. نمیتوان بینابین بود. سکوت در مورد تقلب در انتخابات یعنی تایید ادعای موضع نسبت به تقلب.
وی همچنین خطاب به محمد خاتمی گفت: آقای خاتمی ما که یادمان نرفته است شما در برخی راهپیماییهایی که سران فتنه به عنوان تقلب انتخابات برگزار کردند حضور داشتید در کار سیاسی شتر سواری دولا دولا نمیشود.
اتهام زنی این فعال اصولگرا به محمد خاتمی در حالیست که رئیس دولت اصلاحات جهت حضور اصلاح طلبان در انتخابات، خواستار اجرای کامل قانون اساسی، آزادی زندانیان سیاسی و همچنین برگزاری انتخابات آزاد شده است.
غلامعلی رجایی:دیروزبه دیدن سردارحاج محمود مقدم که تازه با قید وثیقه از زندان آزادشده بود رفتم و یک ساعتی هم نشستم .دوستان اوکه تماما از بر و بچه های سبز جنگ بودند به دیدنش می آمدند.وقتی منزلش را ترک می کردم شیخی که اهل کاشان بود مطلبی را که خود ازآقای شیخ محسن قرائتی درباره جناب آقای سید محمد خاتمی شنیده بود نقل کرد که مرابه وجد آورد. ازاین به وجد آمدم که درچنین زمانه ای چنین مردانی هم یافت می شوند اما اکنون …
خدای متعال را شاهد می گیرم هدف من از نوشتن این یادداشت، ترویج این ونفی آن نیست بلکه هشدار به کسانی است که این روزها وماهها دانسته یا ندانسته برطبل کینه وتفرقه وتهمت وجهل می کوبند و لحظه به لحظه دایره خودیهای نظام راتنگتر و تنگترمی کنند و مسولان روزگار نه چندان دور نظام را خائن و وابسته و..می نامند بی آنکه از خود این سوال مهم وتکان دهنده را بکنند که به راستی :
- چه شده است که در سی سال گذشته – -بجز دو دوره ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای وبدون در نظر گرفتن دوره مرحوم مهندس و بازرگان وبنی صدر- همه کسانی که در گذشته ای نه چندان دورعالیترین مناصب نظام با رای مردم ونظر امام دردست آنها بود اکنون جزء سران فتنه وبراندازان نظام و وابستگان به بیگانه ومخالفان نظریه مترقی ولایت فقیه که از میراثهای ماندگار خمینی در زمان ماست، شده اند؟
- چه شده است که بعضی از ما در اوج کینه ونادانی خود اینقدربیگانگان را فعال ما یشاء در امور نظام مقدس جمهور ی اسلامی ونقش آفرین در جذب مسولان عالی رتبه گذشته نظام می دانیم؟!
- چه شده است که:
۱-هاشمی رفسنجانی با برعهده داشتن مسولیت دو دور ریاست جمهوری و دو دور ریاست مجلس شورای اسلامی و به رغم برعهده داشتن مسولیتهای خطیر کنونی در نظام عملا ازاقامه نماز جمعه در تهران باز مانده و از نظر بعضیها صحنه گردان اصلی فتنه است! .
۲-مهندس موسوی با برعهده داشتن دو دورمسولیت خطیر نخست وزیری در زمان حساس جنگ که دور دوم آن با نظر مصلحتی امام بر سر کار بود اکنون از نظر بعضیها وابسته به سیا و یکی از سران فتنه ای است که به دنبال براندازی نظام است.!
۳- مهدی کروبی با آن همه سابقه انقلابی و سالها زندان وداشتن احکام متعدد از امام و برعهده داشتن مسولیت دو دور ریاست مجلس شورای اسلامی وسالها مسولیت ریاست بنیاد شهید با حکم امام ورهبری از نظر بعضیها مخالف ولایت فقیه وعامل موساد ویکی دیگر ازسران فتنه ای است که به دنبال براندازی نظام است.!
۴- سید محمد خاتمی با سالها سابقه وزارت و برعهده داشتن مسولیت ریاست جمهوری در دودوره بارای مردم وتنفیذ رهبری از نظربعضیها مهره سوخته امریکا وطرفداربنیادهای صهیونیستی و مخالف ولی فقیه وضلع سوم سران فتنه است!
۵- سید محمد موسوی خوئینیها با داشتن سابقه درخشان هدایت ماجرای تسخیرلانه جاسوسی آمریکا و بر خورداری ازمسولیت نمایندگی امام در حج ودادستانی انقلاب ، از نظر بعضیها دیگر مرد مهم پشت صحنه فتنه و وابسته به سازمان جاسوسی شوروی است!
این ازاردوگاه مثلا چپ !، از آن طرف دیگر هم نمونه ها یکی دوتا نیستند.
دانشجویان تسخیر کننده لانه جاسوسی امریکا که امام در تایید اقدامشان این کاررا انقلاب دوم ایران وبزرگتر از انقلاب اول نامید تحریک شده عوامل شوروی معرفی می شوند!
مرجع عالیقدرحوزه وافتخار حوزه های دینی شیعی جهان ،آیت الله جوادی آملی با شرایطی که مشتی تند رو برایش پیش آوردند با مصلحت دانستن استعفا ازمنصب معنوی امامت موقت جمعه مانند هاشمی ازاقامه نماز جمعه در قم بازمانده است.
ناطق نوری خانه نشین شده است.
سید حسن خمینی ، یابه قول فتنه شناسان خبره این روزها ! مصطفوی !حامی فتنه گران شده و از خط و راه پدر بزرگ خود، امام دور شده وباید دوباره به خط امام برگردد!..
من منکروجود اختلاف نظر و سلیقه گاه بسیار شدید بعضی که نامشان رفت یا نرفت با برخی موضع ها و دیدگاههای رهبری که البته متقابل هم هست، نیستم اما آیا دامنه این تفاوت دیدگاه که در زمان امام هم نمونه های آن دیده می شد – ازجمله در قضیه تفسیر سوره حمد امام بعضی ،حضرت ایشان را تهدید کردند که در صورت عدم تعطیلی تفسیر خود که آن را تفسیری صوفیانه و منحرف می دانستند! کفن پوشیده وبه خیابان خواهند آمد – به جاهایی کشیده شد که اکنون کشیده شده است؟
آیا این نمونه ها
- نباید ما را در نادرستی راهی که رفته ومی رویم اگرنگویم مطمئن که به تردیدی جدی وا دارد؟
- نباید به ما بفهماند که تنها خود رانبینیم وتنها به حال توجه نکنیم ونگران نگاههایی که درآینده به ما دوخته خواهد شد باشیم؟
- نباید ما را متوجه این مساله کند که آینده سریعا فرا می رسد وهمانگونه که اکنون عملکرد بعضی پیشینیان در برابرماست وبا نفرت وخشم به آن می نگریم خدای نا کرده دیگران هم به عملکرد ما که با تنگ بینی های خود انتقادها وحتی مخالفتها رابرنمی تابیم و قدراین انقلاب شریف وعزیزرا نمی دانیم با همین چشم خواهند نگریست وما را لعنت خواهند کرد؟
باری،شیخ کاشانی! از ماجرایی در سال ۱۳۷۶ می گفت که عده ای سعی می کردند در یک سناریوی نا جوانمردانه با راه اندازی کارناوالی مرکب از مشتی جوان بی بند وبار و اجیر شده در قالب طرفداران خاتمی در شب عاشورا درتهران و پخش گسترده سی دیهای خود ساخته او را که پیروزی اش درانتخابات ریاست جمهوری قطعی بود دراین سی دی ها فردی طرفداربی بند وباری و..جلوه داده و از چشم مردمی که مصمم به انتخابش بودند بیندازند.
شیخ می گفت: من ازخود آقای شیخ محسن قرائتی شنیدم سه نفر جوان به نزد او آمده وبا اقراربه شرکت در طرح تخریب شخصیت خاتمی از او خواسته اند آنها رابه نزد اوببرد تا ضمن عذر خواهی از وی از اوبخواهند آنهارا بخاطر کار زشتی که به آن مامور شده بودند ببخشد وحلال کند.
شیخ به نقل ازآقای قرائتی – نقل به مضمون – می گفت: وقتی این سه جوان رابه نزد آقای خاتمی برده وماجرا را تعریف کرده وآنها در حضور ایشان زبان به اعتذار گشودند وگفتند بعضی! آنها را اجیر کرده بودند تا با پخش آن سی دیهای مبتذل وی را درنزد جامعه از حیثیت ساقط کنند و اکنون نگران آخرت خود هستند وطلب حلالیت دارند.. شاهد بوده تا آقای خاتمی سخنان آنها راشنید اشک درچشمانش حلقه زد .صورتش را ازآنها برگرداند ومعترضانه و با گلایه به او گفته چرا اینها را پیش من آورده ای تا با اقرا واظهارندامت در باره عملکرد خود در نزد من احساس سرافکندگی وخجالت کنند؟
خداوندا به حرمت خون شهید مظلوم کربلا و به عظمت غربتی که خواهرصبورومظلومه اش زینب در این روزها درشهرشام کشید مانند امتهای پیشین، سنت استدراج را درمورد ما جاری نکن .ما را به حال خود وا مگذار.ما را با حقیقت آشنا فرما و دلهای ما رانسبت به همدیگر بیش ازاین مهربان بگردان.
آیتالله جوادی آملی گفت: مردان الهی از بازیگری بیزارند؛ نه کسی را بازی می دهند و نه کسی می تواند آن ها را بازی دهد.
به گزارش مرکز خبر حوزه، این مرجع تقلید ظهر امروز در جلسه درس اخلاق هفتگی خود که با حضور اقشار مختلف از جمله فارغالتحصیلان جامعةالمصطفی در محل سالن اجتماعات مؤسسه علوم وحیانی اسراء برگزار شد، اظهار داشت: مردان الهی نه به سوی لهو می روند و نه لغو، قدرت آن را دارد که سراغ آنان بیاید.
ایشان افزود: تشخیص حق و باطل در بسیاری از امور گرچه دشوار است اما ناممکن نیست، چرا که تشخیص صحیح آن ها معیار علمی دارد و ممکن است کسی با سعی و کوشش بتواند به تشخیص صحیح حق و باطل برسد.
استاد برجسته حوزه علمیه قم اذعان کرد: ائمه(ع) برای ما روشن کرده اند که چه چیزی بازی و چه چیزی جدی است بنابراین مردان الهی از بازیگری بیزارند؛ نه کسی را بازی می دهند و نه کسی می تواند آن ها را بازی دهد.
معظم له با اشاره به آیاتی از قرآن کریم، گفت: از سه اصل این که، دنیا بازیچه است، خداوند آفریدگار دنیاست و خدا بازیگر نیست، می توان نتیجه گرفت که در برخی موارد، به بازی گرفتن دنیا از روی حکمت است.
ایشان با طرح این سؤال که سمت هایی که به هر انسانی داده می شود، بازی است یا خودمان آن را به بازی می گیریم یا چیز دیگری است که ما نمی دانیم، گفت: امام علی(ع) می فرمایند کسی که به جایی می رسد و صاحب پست و مقام میشود خیلی خوشحال می شود اما زمانی که از آن جدا شد، برای او تلخ خواهد بود، آن شخص بازی خورده است.
این استاد برجسته حوزه علمیه قم تأکید کرد: تشخیص این گونه مسائل آسان نیست و نیاز به مدد الهی دارد.
وی گفت: اگر کسی قرآنی فکر کرد به حقیقت خواهد رسید، چرا که قرآن ترازوی حقیقت است و نشان می دهد کار شما بازی یا جِدی بوده است.
آیت الله جوادی آملی در بخش دیگری از سخنان خود خطاب به برخی از فارغ التحصیلان جامعة المصطفی گفت: فارغ التحصیلی به این معنا نیست که علم را تعطیل کرده و اعلام بی نیازی از آن کنیم چرا که اگر کسی روزی بگوید که من از علم بی نیازم آن روز تیرهای جهل به او پرتاب خواهد شد.
وی با تأکید بر این که تا زمانی که زنده ایم، باید درس بخوانیم و بر علم خود بیافزاییم، تصریح کرد: کسانی که بعد از فارغ التحصیلی در سمت هایی چون استاد دانشگاه و استاد حوزه فعالیت می کنند باید بدانند که همه این ها وسیله ای برای آنان است.
این استاد برجسته حوزه علمیه گفت: سخنرانی کردن، امام جمعه، جماعت، استاد حوزه یا استاد دانشگاه شدن آسان است، اما مردم را از جهنم ترساندن سخت است، چرا که افراد از هر کسی حرف شنوی ندارند و بیان همین مسئله از سخت ترین وظایف است.
سه تشکل کارگری در ایران به آغاز دوره شش ماه زندان رضا رخشان، رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، اعتراض کردند.
به نوشته سحام نیوز، آقای رخشان روز ۱۳ دی ماه برای اجرای حکم شش ماه زندان که توسط دادگاه تجدید نظر اهواز صادر شده بود، به زندان فجر دزفول منتقل شد.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه و هیئت موسس بازگشایی سندیکای فلز کار و مکانیک در بیانیه ای به این مناسبت، با اعلام اینکه « جای کارگران در زندان نیست»، اجرای حکم زندان برای رضا رخشان را محکوم کردند.
این سه تشکل کارگری همچنین خواستار لغو احکام صادره برای همه فعالان کارگری و آزادی همه کارگران زندانی شدند.
آیتالله صافی گلپایگانی با بیان اینکه حوزههای علمیه از عصر غیبت تا به امروز استقلال خود را حفظ کردهاند و این افتخار مکتب تشیع است، تاکید کرد که حمایتهای دولتی نباید این استقلال را مخدوش کند و مانع اظهارنظر شجاعانه حوزهها شود.
بهگزارش مرکز خبر حوزه، این مرجع تقلید امروز در دیدار با مسئولان و مدیران مرکز خدمات حوزههای علمیه ضمن قدردانی از خدمات و فعالیتهای این مرکز اظهار داشت: تلاش در امور معیشت و زمینهسازی شرایط مناسب برای طلاب ارزشمند است چرا که آنان خیال راحت درس میخوانند و تحصیل و تبلیغ میکنند.
ایشان خاطرنشان ساخت: افرادی که مسئولیتی را به عهده میگیرند لازم است خلوص نیت داشته باشند و به دنبال عمل به وظیفه باشند.
این مرجع تقلید تامین احتیاجات اولیه معیشت طلاب از سوی حوزه در افزایش عزت آنان را بسیار موثر دانست و استقلال حوزههای علمیه را افتخار شیعه عنوان کرده و خاطرنشان ساخت: حوزههای علمیه شیعه از عصر غیبت تا به امروز استقلال خود را حفظ کرده است و روحانیت در همه عصرها مستقل بوده و مواضع خود را شجاعانه اعلام کردهاند البته باید خدمتگذار روحانیت و علما بود، چون قشری که امروز جامعه را نگه میدارد و هویت آن را حفظ میکند روحانیت است.
وی در ادامه تاکید کرد: اساس کار روحانیت؛ معنویت است و تمام خدمات و آثار و تالیفات علما به برکت معنویت و خلوص آنان بوده است و تمام زحمتها و محرومیتها را تحمل میکنند اما هرگز دست از فعالیت علمی و تبلیغی نمیکشند.
آیت الله صافیگلپایگانی ضمن تقدیر از فعالیتهای مرکز خدمات حوزههای علمیه و جامعةالمصطفی در جذب طلاب غیر ایرانی اظهار داشت: این که شرایطی فراهم شده افراد از کشورهای مختلف برای تحصیل علوم دینی به قلم میآیند بسیار ارزشمند است جذب این افراد بیشتر فراهم شود موجب عظمت دین و نظام خواهد شد.
ایشان افزود: علیرغم اینکه ارائه خدمات برای طلاب بسیار ارزشمند است ولی استقلال حوزههای حفظ شود و به جایی وابسته نباشیم و به راحتی بتوانیم حرف خود را بزنیم و موقعیت و جایگاه حوزهها را حفظ کنیم.
این مرجع تقلید افزود: ماموریت اصلی طلاب، از طرف آقا امام زمان(عج) است و هیچ وقت نباید این ماموریت را فراموش کنیم ولی همه از جمله دولت و مردم به اندازه خود موظف هستند و حوزهها را تقویت کنند تا با عظمت و رونق بیشتر تداوم داشته باشد.
ایشان گفت: علیرغم اینکه ارائه خدمات برای طلاب بسیار ارزشمند است ولی استقلال حوزههای حفظ شود و به جایی وابسته نباشیم و به راحتی بتوانیم حرف خود را بزنیم و موقعیت و جایگاه حوزهها را حفظ کنیم.
آیت الله صافیگلپایگانی افزود: ماموریت اصلی طلاب، از طرف آقا امام زمان(عج) است و هیچ وقت نباید این ماموریت را فراموش کنیم، ولی همه از جمله دولت و مردم به اندازه خود موظف هستند حوزهها را تقویت کنند.
بنا به گزارش منابع خبری، اخبار متناقضی از بازداشت مرتضی حاجی وزیر آموزش و پرورش دولت اصلاحات منتشر شده است.
به گزارش جرس برخی اخبار حاکی است که مرتضی حاجی وزیر آموزش و پرورش دولت اصلاحات، شامگاه ۱۵ دی ماه ٨٩، در منزلش توسط نیرو های امنیتی بازداشت شد.
منابع خبری آگاه در این زمینه گزارش دادند که این خبر موثق بوده و از سوی نزدیکان آقای حاجی تائید شده است.
این منبع اشاره ای به دلیل بازداشت این فعال اصلاح طلب نکرده، و تنها خاطرنشان ساخت “وی به زندان اوین منتقل شده است. “
در همین حال اخبار دیگری حاکی است که مرتضی حاجی بازداشت نشده است.
مرتضی حاجی در دولت اول اصلاحات عهده دار سمت وزارت تعاون و در دولت دوم وزیر آموزش و پرورش شد و پس از اتمام دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی، به همراه چند تن از وزرای کابینه، بنیاد باران را پایه گذاری کردند.
حاجی که در جریان حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری، از سیاست یکجانبه صداوسیما بشدت انتقاد می کرد، هفتم دی ماه ۱۳۸۸(فردای عاشورای خونین)، در منزلش توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و بعد از دو هفته آزاد گردید.
کلمه- گروه سیاسی: اگر سخن از انحراف از آرمانهای اولیه انقلاب می رانیم یا از نا اهلانی که خود را داعیه دار انقلاب می دانند میگوییم می توان برای استناد به آنچه که در ذهن بنیانگذاران آن انقلاب شکوهمند می گذشت رجوع کرد و انحراف از آن را انحراف از آنچه دانست که در ضمیر مردم و رهبران انقلابی آن عصر بوده است. همان ضمیر و ذهنی که در متنی به مثابه میثاق ملی تبلور یافت.
مطابق با اصل ۴۲ قانون اساسی اعمال شکنجه «به هر نحو» برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است. به شهادت زندانیان متعدد، این اصل شریفِ قانون اساسی، توسط تعدادی از مجریان قانون ! نادیده گرفته می شود.
قانون شکنان برای آن که مقصود اصلی خود را پنهان کنند برای فریب افکار عمومی ،معمولاً به توجیهاتی غریب دست می زنند و چه بسا برای اعمال خود به منافع ملی و یا فتاوای شرعی هم توسل بجویند و به زعم خود به قاعده ی «دفع افسد به فاسد» اقتدا کنند!
نگاهی به متن مذاکرات «خبرگان قانون اساسی» به هنگام تصویب این اصل گواهی می دهد که بانیان اصلی جمهوری اسلامی به این نوع «توجیهاتِ غریب» عنایت و توجه ویژه داشته و هم آنجا به این نوع « شبهات» جواب داده اند. هنگام تصویب این اصل، آیت الله مشکینی خواهان مشروط کردن اعمال شکنجه می شود تا در«شرایط خاص» مثلا بشود با چند سیلی گناهکاری را به اقرار واداشت و در دفاع از پیشنهاد خود به قاعده ی «دفع افسد به فاسد» استناد می کند. شهید مظلوم بهشتی در جواب «افسد را همان شکنجه می داند» و جواب می دهد «توجه بفرمائید که مساله راه چیزی باز شدن است. به محض اینکه این راه باز شد و خواستند کسی را که متهم به بزرگترین جرمها باشد یک سیلی به او بزنند مطمئن باشید به داغ کردن همه افراد منتهی می شود. پس این راه را باید بست یعنی اگر حتی ده نفر از افراد سرشناس ربوده شوند واین راه باز نشود جامعه سالم تر است.»
آیت الله منتظری هم در حمایت از شهید بهشتی، استدلال می کند «اگر گناهکاری آزاد شود بهتر از اینست که بیگناهی گرفتار شود».
بخش آخر گفتگو هم بسیار عمیق و قابل تامل است. آیت الله سبحانی از «اجبار حاکم» یا همان «حکم حکومتی» می گوید و شهید بهشتی ابتدا به «شبهه» او را جواب می دهد و سپس می گوید «در فقه هم چنین چیزی نیست.»
گزیده ای از مهم ترین فرازهای تثبیت و شکل گیری این اصل مهم قانون اساسی و تلاش شخصیتهایی چون مرحوم شهید آیت الله دکتر بهشتی، در راه تبدیل آن متن به اصل ۴۲ قانون اساسی، با وفاداری به متن، را ادامه بخوانید و ببینید:
متن و ویدیو توسط سایت بنیادنشر آثار و اندیشه های شهید آیت الله دکتر بهشتی منتشر شده است.
رییس (آیت الله منتظری) - اصل ۴۲ را قرائت میکنم: شکنجه به هر نحو برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است متخلف از این اصل طبق قانون مجازات میشود.
اکرمی – به نظر من اینجا یک کلمه باید اضافه بشود برای اینکه در گذشته در وزارت آموزش و پرورش بعضی از معلمین نادان دانش آموزان را شکنجه میکردند، به همین جهت باید نوشته شود « شکنجه مطلقا و به ویژه به هر نحو …» (رئیس – به هر نحو یعنی مطلقا.) خیر «شکنجه مطلقا» و بقیهاش برای کسب اقرار باشد اینجا بیشتر برای کسب اقرار است مطلقا ندارد. بنابراین گاهی اوقات ممکن است در آموزش و پرورش پیش بیاید.
رئیس – منظور در مقام اقرار گرفتن و سوگند است والا هیچکس را نباید شکنجه کرد. تمام احکام فقهی را که ما اینجا نمیخواهیم بنویسیم…
مشکینی – شکنجه به هر نحو برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاع ممنوع است ما معتقدیم که این یک امر غیراسلامی و غیرانسانی است و رای هم به این میدهیم ولی بعضی از مسائل باید مورد توجه قرار گیرد مثل اینکه احتمالا چند نفر از شخصیتهای برجسته را ربودهاند و دو سه نفر هستند که میدانیم اینها از ربایندگان اطلاع دارند و اگر چند سیلی به آنها بزنند ممکن است کشف شود آیا در چنین مواردی شکنجه ممنوع است؟
رئیس – کسب اطلاع راههایی دارد که بدون آن هم میتوانند آن اطلاعات را بدست آورند.
مشکینی – اگر چند شکنجه اینطوری به او بدهند مطلب را میگوید مثلا در واقعه استاد مطهری یک فردی میشناسد که احتمالا ضارب چه کسی هست اگر به او بگویند تو گفتی میگوید نه.
رئیس – ضرر این کار بیش از نفعش هست.
مشکینی – مساله دفع افسد به فاسد آیا در این مورد صدق ندارد با توجه به اینکه در گذشته هم وجود داشته است؟
دکتر بهشتی – آقای مشکینی توجه بفرمائید که مساله راه چیزی باز شدن است. به محض اینکه این راه باز شد و خواستند کسی را که متهم به بزرگترین جرمها باشد یک سیلی به او بزنند مطمئن باشید به داغ کردن همه افراد منتهی میشود. پس این راه را باید بست یعنی اگر حتی ده نفر از افراد سرشناس ربوده شوند واین راه باز نشود جامعه سالم تر است.
رئیس – اگر گناهکاری آزاد شود بهتر از اینست که بیگناهی گرفتار شود.
…
سبحانی – آقای منتظری معنای این جمله چیست، اگر مقصود از جمله « اجبار شخص به شهادت» مقصود تحمل شهادت است به طور مسلم تحمل شهادت واجب نیست و اگر مقصود، اداء شهادت در محکمه است به طور مسلم اداء شهادت در محکمه واجب است همانطور که قرآن میفرماید «ولاتکتموا الشهاده…» ونیز میفرماید «ولا یاب الشهداء اذا مادعوا…» و این آیات میرساند که اداء شهادت در محکمه واجب است و حاکم اسلام میتواند شاهد را برای اداء شهادت الزام کند زیرا شاهدی است که میترسد و اداء شهادت نمیکند در این صورت بر حاکم لازم است با تامین جان، او را بر اداء شهادت الزام کند.
دکتر بهشتی – آقای سبحانی اجبار به حضور در یک جا یک مساله است و اجبار به اداء شهادت مساله دیگری است بنابراین هیچکس را اجبار نمیشود کرد بلکه فقط میشود به آن شخص گفت که در دادگاه حاضر شود و اگر شهادتی دارد بگوید.
سبحانی – اگر شاهد بوده، تحمل الشهاده، یعنی شهادت را متحمل بوده است حاکم نمیتواند او را مجبور کند؟
پس از آنکه وزیر اطلاعات دولت احمدی نژاد همپای سایر متولیان امور اقدام به اتهام زنی علیه یاران و فرزندان انقلاب نمود و پس از آنکه آقای مصلحی اینبار تیر تهمت را به سمت سید علیرضا حسینی بهشتی نشانه رفت این استاد دانشگاه توضیحاتی را دراین راستا خطاب به مردم ارایه کرد.
مشاور ارشد میرحسین موسوی با اذعان به این مساله که قصد دفاع از خود را نداشته و ندارد علت پاسخگویی را رجوع به قرآن دانسته و نوشته است : سیل تهمت و ناسزایی که این روزها در رسانه های رسمی و نیمه رسمی به سمت بزرگان و پیشگامان این انقلاب و یاران دیرینة امام روانه شده، مرا بیاد ماه های نخست پس از پیروزی می اندازد. ماه هایی که یاران راستین امام از خشونت ورزی تبری می جستند و عالمانه با کسانی که نه تنها منتقد نظام، بلکه مخالف دین حاکم بودند در رسانة ملی بر سر یک میز به گفتگوی مستدل می نشستند. و پرسشی که این روزها بیشتر از پیش ذهنم را به خود مشغول داشته این است که خون چند مظلوم دیگر باید بر زمین ریخته شود تا خشونت طلبی و زورمداری از این سرزمین برای همیشه رخت بربندد؟
به گزارش کلمه متن کامل یادداشت دکتر سید علیرضا حسینی بهشتی به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
و ما اوتبتم من شیء فمتاع الحیوه الدنیا و زینتها و ما عند الله خیر و ابقی افلا تعقلون (سوره قصص، آیة ۶۰)
چند روز پیش سخنانی توسط خبرگزاری ها از یک مقام امنیتی دربارة اینجانب منتشر شد که ضروری می دانم جهت اطلاع هموطنانم دربارة آنها به اختصار توضیح دهم. ایشان گفته بودند که به هنگام دستگیری در بازرسی مأموران امنیتی در منزل «جزوه بسیار تکاندهندهای به دست آمد که در آن طرح براندازی دین از ایران، پیش از انتخابات تاکنون ترسیم شده بود.» و در ادامه گفته اند «این جزوه از دفتر علیرضا بهشتی به دست آمد و پس از اینکه برای مطالعه و بررسی در اختیار یکی از بزرگان قرار گرفت، تدوین کنندگان آن مشخص شدند.» و اضافه کرده اند که «پس از بررسی جزوه مشخص شد که ادبیات آن ادبیات حزب توده است که البته جزوه برای بررسی بیشتر در اختیار برخی نیروهای وزارت اطلاعات که درباره حزب توده فعالیت میکنند، قرار گرفت و این موضوع ثابت شد.»
متن خبر روشن نمی کند که جزوه ای که در منزل بدست آمده با جزوه ای که در دفتر بوده یکسان و مربوط به دستگیری شهریورماه سال ۱۳۸۸ یا دستگیری دی ماه همان سال است. با آنچه در بازجویی ها مطرح شد، احتمال می دهم اشاره مقام مذکور به دو جزوه باشد که ماجرای هر دو را برای ثبت در تاریخ توضیح می دهم. نویسندة یکی از این جزوه ها که موضوع آن تجزیه و تحلیل علمی حوادث پیش و پس از انتخابات بود، یکی از اساتید دانشگاه است که از قضا روزگاری دست اندرکار آموزش نظری مسئولان بلندپایة دستگاه امنیتی کشور بوده و طی دیداری، مطالب آن را در حضور من و گروهی از اساتید دانشگاه ارایه کرد. در آن جلسه، مانند هر جلسة علمی و دانشگاهی دیگر، نقطه نظرهای مطرح شده، به بررسی و نقد گذاشته شد که برخی از انتقادها مورد تأیید فرد مورد اشاره نیز قرار گرفت. در پایان آن جلسه، ایشان وعده داد که متن کامل بحث خود را، که به جمع های دیگری نیز ارایه شده بود، برای من و دیگران ارسال نماید. در میان دهها مطلبی که روزانه به دفتر من فرستاده می شود، این متن نیز چند روز بعد فرستاده شده بود که تا هنگام دستگیری فرصت مطالعة آن پبش نیامده بود. اما به هرحال، محتوای آن بحثی علمی از گونه ای بود که دانشگاهیان علوم اجتماعی در طول حیات علمی شان با آن سروکار دارند.
احتمال دیگر این است که اشارة مقام امنیتی مذکور به جزوه ای باشد که گروهی از افراد و از جمله من در جمعیت توحید و تعاون تحت عنوان «الگوی زیست مسلمانی» تهیه کرده بودیم و در سال ۱۳۸۸ جهت اطلاع و نظرخواهی ابتدا به صاحبنظران مختلف، از جمله مقام رهبری، مراجع عظام، مدرسین حوزة علمیه، اساتید دانشگاه و سیاستمداران ارسال شد و در زمستان همان سال در نشستی با عنوان «گفتمان دهة چهارم: ضرورت تغییر و تحول» در سالن مرکز همایش های رایزن در حضور جمع کثیری از صاحبنظران و نیز خبرنگاران، ارایه و تشریح شد. متن مذکور حاصل اندیشه ورزی ها و دغدغه های نظری تهیه کنندگان آن در طی سال های پیش از آن و هدف آن، نقد مشفقانة کارنامة سی سالة انقلاب بود. انگیزة انجام چنین بازنگری گذشته چیزی نبود جز احساس مسئولیتی که به عنوان مسلمان نسبت به راه طی شده و دستاوردها یا کاستی های آن داشتیم و عمل به آن دستور پبشوایان دینی که «حاسبوا قبل ان تحاسبوا» و محصول آن، ارایة نظریة الگوی زیست مسلمانی برپایة عقلانیت جمعی توحیدی بود.
حال چگونه تلاش های فکری از این دست می تواند در جهت مقابله با نظام جمهوری اسلامی یا به تعبیر مقام مذکور، «براندازی دین» (!) فهمیده شود، پرسشی است که همچنان برایم بی پاسخ مانده است. اعتقاد ندارم که دین را بشود براندازی کرد، هرچند رفتارهای بی تناسب با دین که به نام دین انجام می شود، چنانچه به گواهی تاریخ دینداری در اروپا و نیز در میان مسلمانان اتفاق افتاده، می تواند باعث رویگردانی از دین شود. و چه چیز ضد دین تر از اتخاذ اعمال و روش هایی که با اخلاق، که پیامبر این دین هدف از بعثت خود را ارتقای آن در جامعه اعلام می کند، در مغایرت و مخالفت آشکار است. سیل تهمت و ناسزایی که این روزها در رسانه های رسمی و نیمه رسمی به سمت بزرگان و پیشگامان این انقلاب و یاران دیرینة امام روانه شده، مرا بیاد ماه های نخست پس از پیروزی می اندازد. ماه هایی که یاران راستین امام از خشونت ورزی تبری می جستند و عالمانه با کسانی که نه تنها منتقد نظام، بلکه مخالف دین حاکم بودند در رسانة ملی بر سر یک میز به گفتگوی مستدل می نشستند. و پرسشی که این روزها بیشتر از پیش ذهنم را به خود مشغول داشته این است که خون چند مظلوم دیگر باید بر زمین ریخته شود تا خشونت طلبی و زورمداری از این سرزمین برای همیشه رخت بربندد؟
سخن کوتاه می کنم، چه از آن می ترسم که آنچه در بیان واقعیت و دفاع از حقیقت می گویم، به دفاع از شخص من تعبیر شود. راستش را بخواهید، در این چند روز که از انتشار سخنان آن مقام امنیتی می گذرد، افراد زیادی از من دربارة چند و چون ماجرا پرسیده اند، اما دست ودلم برای نوشتن مطلبی که دربارة دفاع از خودم باشد پیش نمی رفت. تا این که امروز از عالم مجتهد فروتن اهل دل پرهیزگاری که عمرش دراز است و از خداوند می خواهم درازتر نیز بپاید، خواستم برای راهنمایی ام از قرآن مدد جوید، و آیه ای که سرآغاز این سخن نیز شد، مرا به نوشتن این سطور واداشت. بیش از این هم نیاز به توضیح نمی بینم و داوری را به محکمة وجدان خوانندگان واگذار می کنم.
سید قدرتالله حسینی گفت: بنده قبلا گفتهام که بحث بیکاری در این استان، بهویژه شهرستان گچساران تبدیل به یک بحران شده و یک چیزی هم نیست که به این راحتیها قابل حل شود.
به گزارش ایلنا، وی با بیان اینکه دولت و مسئولان در این استان در تلاشند با انجام و اجرای برخی پروژهها از روند روبه رشد نرخ بیکاری جلوگیری کنند، اظهار داشت: البته بهدلیل برخی سهلانگاریهای مدیریتی در مرکز کشور متاسفانه مشکلاتی برای فراهم کردن فرصتهای شغلی بهوجود آمده است.
نماینده شهرستانهای گچساران و باشت در مجلس شورای اسلامی معتقدست مسئولان کهگیلویه و بویراحمد نقشی در مدیریت پتروشیمی استان ندارند.
حسینی افزود: آقای استاندار، فرماندار و مجموعه نمایندگان کهگیلویه و بویراحمد به جد پیگیر حل این مشکل هستند اما هنوز دلیل این امر که چرا استان نقش مدیریتی پتروشیمی را ندارد پیدا نکردهایم.
استنباط عضو کمیسیون تحقیقات و آموزش مجلس هشتم شورای اسلامی این است که چون بخش مهمی از پتروشیمی دست بخش خصوصی است وآنها نیز دنبال منافع خودشان هستند مدیریت پتروشیمی به کهگیلویه و بویراحمد واگذار نشده است.
وی از خریداری دستگاههای پتروشیمی گچساران خبر داد و یادآور شد: دستگاهها خریداری شده اما عملا در حیطه قدرت مسئولین استان نیست اما پیگیریم که به یک شکلی بتوانیم با رایزنیهای بیشتر، این کار زودتر عملی شود تا بخشی از مشکلات بیکاری حل گردد.
نماینده شهرستان های گچساران و باشت در مجلس شورای اسلامی افزود: وقتی در حوزه انتخابیهام حضور پیدا میکنم یا در تهران مراجعاتی داریم و تلفنم روشن باشد معمولا روزانه بین۴۰ ،۵۰ نفر برای بحث بیکاری در تماس هستند.
وی حجم روبهرشد مراجعان بیکاری برای بحث اشتغال را نگرانکننده خواند و خاطرنشان کرد: آمار اعلام شده بیکاری از سوی اداره کار و امور اجتماعی گچساران ۱۳ هزار نفر میباشد که ممکن است یک عده ثبتنام نکردهاند و یک عده هم امید به پیدا کردن شغل نداشته باشند و ثبتنام نکرده باشند.
حسینی از نبود مدیریت اجرایی کهگیلویه و بویراحمد در ” سد چم شیر” هم انتقاد و اظهار داشت: این طرح یک طرح ملی و وزارتخانه مدیریت آن را برعهده گرفته است.
وی گفت: متاسفانه مدیریت “سد چم شیر” در اختیار استان فارس است و هنوز بهنحو مطلوبی فعال نیست اگرچه تمهیداتی از سوی فرماندار و مسئولان شهرستانی اندیشیده شده تا از نیروهای همین شهرستان و استان استفاده شود.
نماینده شهرستانهای گچساران و باشت در مجلس شورای اسلامی، نیروهای بهکارگرفته در ” سد چم شیر ” گچساران را بیشتر نیروهای غیربومی دانست و خاطرنشان کرد: اکنون پیگیر کارخانه ماشینسازی گچساران که پس از افتتاح درب آن بسته شد هستیم.
شهرستان گچساران از مناطق نفتخیز کشور محسوب میشود که در کهگیلویهوبویراحمد واقع است.
بیکاری بنا بهگفته تمامی مسوولان این شهرستان بهرغم تولید یک چهارم نفت و گاز کشور نگران کننده است.
ژیلا بنی یعقوب، روزنامه نگار در مطلبی که در وبلاگ شخصی اش منتشر کرده، ضمن ستایش از صبر و مقاومت همکار زندانی اش، نازنین خسروانی، خطاب به او نوشته است که «می دانم تو فقط می خواهی یک روزنامه نگار مستقل و منتقد باشی و نه قهرمان فردا.»
نازنین خسروانی که با بسیاری از روزنامه های اصلاح طلب همکاری داشته است، از شصت روز پیش در سلول انفرادی به سر می برد.
به گزارش کلمه، متن یادداشت ژیلا بنی یعقوب در باره نازنین خسروانی به شرح زیر است :
نازنین عزیزم، برف آمده و خواهرت نوشته است که نمی تواند مثل همیشه زیبایی برف را ببیند،چون نگران سرمای اوین است و می داند در این سرما به تو لباس گرم نداده اند.اما من می دانم تو که طاقت دو ماه انفرادی را داشته ای حتما یکجوری با سرما هم کنار می آیی.
یکبار به من گفتی :«چه کسی فکر می کرد بهمن ( احمدی امویی) با همه بی ادعایی اش اینقدر خوب مقاومت کند و آنها که آنقدر ادعا داشتند جوری دیگر رفتار کنند؟گفتی این زندان ها چقدر خوب توان و ظرفیت آدم ها را به ما شناساند.»
من هم در ملاقات این هفته به بهمن گفتم :«چه کسی فکر می کرد نارنین بی ادعای ما اینقدر قوی باشد که بعد از تحمل دوماه سلول انفرادی آن هم بدون هیچ گونه تماس تلفنی یا ملاقات با خانواده، آنقدر شاد و مصمم به خانواده اش روحیه و انرژی مضاعف بدهد.به بهمن گفتم نازنین بعد از دوماه انفرادی در ملاقات هفته پیش با خانواده اش با روحیه مقاوم و صبور تمام مدت ملاقات با خانواده اش گفته و خندیده و اطمینان داده برای تحمل زندان هیچ مشکلی ندارد.»
نازنین مهربان، گاهی از زندانی بودن تو و بهمن خوشحال می شوم .چرا که این زندان ارزش های تو و بهمن را بیشتر بر من و ما آشکار کرد.شما آنقدر بی ادعا هستید که آدم این همه مقاومت و صبوری را نمی توانست در باره تان حدس بزند.
نازنینم!می دانم با وجود همه مقاومت و صبوری تان،به احتمال زیاد تو و بهمن قهرمان فردا نخواهید بود .نه چیزی نگو! می دانم که شماها برای این مقاومت نمی کنید تا قهرمان فردا شوید.می دانم قهرمانان فردا به احتمال زیاد همان هایی هستند که چه اعتراف کنند و چه مقاومت، بلدند چگونه توجیه گر خود و بازیگر خوب باشند. می دانم مثل همیشه تو و بهمن می گویید که در این باره فرق چندانی بین پوزیسیون و اپوزیسیون نیست !می دانم تو هم مثل بهمن به من خواهی گفت که بگذار!همچنان دیگران قهرمان باشند و ما همان روزنامه نگاران بی ادعا باقی بمانیم.می دانم تو هم مثل بهمن می گویی هیچ نمی خواهی از فردا جز اینکه بگذارند روزنامه نگار باشی،یک روزنامه نگار منتقد و مستقل.فقط همین!
فضای بند ۳۵۰ ،بند زندانیان سیاسی زندان اوین فوق امنیتی گزارش می شود و هر روز بر محدودیت علیه زندانیان و خانواده هایشان افزوده می شود .
به گزارش خبرنگار کلمه، در حالی خبرهایی مبنی بر استقرار نیروهای وزارت اطلاعات در این بند منتشر شده است که تاکنون این موضوع در بندهای عمومی هیچ یک از زندان های کشور سابقه نداشته است .این ماموران با استقرار در بند ۳۵۰ حتی بر اجرای حکم های متهمانشان نظارت می کنند و هر لحظه رفتار و گفتار آنها را مورد شنود قرار می دهند .
بند ۳۵۰ زندان اوین هر روز بیش از روز قبل به بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات شباهت پیدا می کند و حتی برخی از زندانیان و خانواده هایشان وضعیت آن را بسیار بدتر از بند ۲۰۹ ارزیابی می کنند .
زندانیان بند ۳۵۰ حتی بر خلاف زندانیان بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات حق تماس تلفنی هفتگی را نیز با خانواده های خود ندارند . زندانیان سیاسی ۲۰۹ پس از تمام شدن مراحل بازجویی شان هفته ای یک بار می توانند تلفنی با خانواده های خود تماس داشته باشند
همچنین در سراسر محوطه بند ۳۵۰ دوربین های مدار بسته نصب شده است و در سراسر روز حرکات و رفتار زندانیان توسط زندان بانها مورد بررسی قرار می گیرد . در حالی که در سایر بندهای عمومی زندان اوین زندانیان آزادانه رفت و آمد کرده و با یکدیگر صحبت می کنند .
در مرداد ماه سال جاری تلفن های این بند قطع و تاکنون وصل نشده است . پیش از این تاریخ هر زندانی می توانست دو یا سه دقیقه در روز با خانواده خود صحبت کند و از این طریق جویای احوال شان شود. اما پس از قطع تماسهای تلفنی که مسوولان زندان دلیل آن را “محدود کردن ارتباط زندانیان با خانواده “ها و “جلوگیری از خروج اخبار زندانیان سیاسی “اعلام کرده اند، خانواده ها تنها هفته ای یک بار به صورت کابینی یعنی از پشت شیشه هایی قطور و مات و با گوشی تلفن قادرند زندانی خود را ملاقات کنند .
محرومیت از ملاقات حضوری یکی دیگر از محدودیتهایی است که برای این زندانیان اعمال شده است. زندانیان عادی بدون کوچکترین دشواری می توانند خانواده هایشان را ملاقات می کنند .
طبق آیین نامه سازمان زندانها هر زندانی می تواند در هر ماه یک بار با خانواده اش ملاقات حضوری داشته باشد . اما اکنون ماه هاست که زندانیان سیاسی از این حق اولیه خود محروم شده اند .مسوولان زندان و دادستانی تهران دلیل این کار را نیز ممانعت از خارج شدن اطلاعات و اخبار زندانیان سیاسی به بیرون عنوان کرده اند.این درحالی است که خانواده ها پیش از انجام ملاقات حضوری، توسط ماموران زندان مورد بازرسی دقیق قرار می گرفتند.
این شرایط وضعیت بسیار دشواری را برای زندانیان سیاسی و خانواده های آنها به همراه داشته است . این خانواده ها بارها شکایت شان را به دادستان تهران و دیگر مراجع قضایی برده اند اما آنها هیچ عکس العملی نسبت به این شکایتها نشان نمی دهند .
دکتر بقایی مکان در گفتوگو با خبرآنلاین، برخورد مسئولان وزارت ارشاد را پادگانی توصیف کرد و با اشاره به صحبتهایش با مدیرکل پیشین اداره کتاب وزارت ارشاد گفت: «پرسیدم یک نکته برای من سوال است، «چرا» باید بخش مربوط به فرودگاه دوبی را از کتاب حذف کنم، که آقای مدیر نگاهی کردند و گفتند: اینجا چرا ندارد! و من گفتم پس بفرمایید اینجا پادگان است!»
این محقق شناخته شده کشور، به سوالاتی درباره وضعیت تولید کتاب، تحقیق و پژوهش در کشور و همچنین اوضاع فرهنگی پاسخ داد و با بیان اینکه شیوه ممیزی در وزارت فرهنگ و ارشاد، سلیقهای و حلقه بررسی در این وزارتخانه بسیار تنگ است، به ذکر برخورد اداره کتاب با یکی از کتابهای خود با عنوان «مینگریم و میرویم» اشاره کرد و گفت: «۳۲ اشکال به این کتاب که سفرنامهای درباره برخی کشورها و مشاهدات من از حوزههای فرهنگی آن کشورها و مقایسه با کشور خودمان بود، وارد کردند.»
وی به برخی از این اشکالات وارد شده بر کتاب اشاره کرد و افزود: «مثلا در جایی از کتاب نوشته بودم در فرودگاه دوبی، بعد از یک سفر طولانی دقایقی برای استراحت دنبال جایی برای نشستن بودم، یک صندلی خالی دیدم که بالای آن تابلویی با اسم جعلی خلیج فارس دیده میشد، من روی آن صندلی ننشستم و این را در کتاب ذکر کردم، اداره کتاب اعلام کرد باید حذف شود!»
این اقبال شناس معاصر ادامه داد: «یا در جایی دیگر از کتاب، نوشته بودم در هنگکنگ که یک هفتم وسعت کشور ما را دارد، کتابخانهای با ۱۱ میلیون جلد کتاب وجود دارد، اما کتابخانه ملی ما یک میلیون جلد کتاب دارد. گفتند این بخش هم باید حذف شود!»
وی افزود: «من ۱۶صفحه نامه نوشتم برای ارشاد ولی بدون جواب ماند، خودم به این اداره رفتم، مدیر وقت اداره کل کتاب ارشاد، گفت پرونده کتاب را آوردند، در پرونده مربوط به کتاب من، یک برگ(!) از نامه من بود؛ ولی من باز هم برای ایشان به طور شفاهی باقی نامه را توضیح دادم گرچه گفتند نامه شما گم شده است!»
بقایی اضافه کرد: «حرفهای من که تمام شد، پرسیدم یک نکته برای من سوال است، «چرا» باید بخش مربوط به فرودگاه دوبی را از کتاب حذف کنم، که آقای مدیر نگاهی کردند و گفتند: اینجا چرا ندارد! و من گفتم پس بفرمایید اینجا پادگان است!»
وی افزود: «آن کتاب با برخی اصلاحات و برخی تعاملات دست آخر منتشر شد اما برای من این نکته همواره در ذهنم ماند که آن مدیر کل چه برخوردی با یک شخص فرهنگی داشت.
نویسنده کتاب «در جستجوی هویت ملی» تصریح کرد: « دوستان بسیاری را می شناسم که به دلیل برخورد ممیزی ارشاد، کتابهای بسیاری را در کشوی میزشان آماده دارند ولی ترجیح میدهند با توجه به مضایقی که از طریق اداره کتاب اعمال میشود به چاپ نسپارند.»
همسر صفایی فراهانی با اشاره به این مطلب که همسرش نزدیک به چهار ماه است در بخش سی سی یو بیمارستان بستری است، می گوید: ” انتظار داریم که با توجه به شرایط ویژه جسمانی آقای فراهانی، ایشان از بیمارستان به منزل برگردند که البته این نظر ما نیست بلکه پزشکان تاکید کرده اند که شرایط نامناسب محیط و استرس برای ایشان “خطرناک” است و نباید به زندان باز گردند.”
مهندس محسن صفایی فراهانی عضو برجسته جبهه مشارکت، در روز سی خرداد سال گذشته یک هفته پس از انتخابات و حوادث بعد از آن، بازداشت و در دادگاههای نمایشی در تاریخ بیست وششم دی ماه سال قبل به ۶ سال حبس محکوم شد.
گفتنی است محسن صفایی فراهانی یکی از هفت چهرۀ برجستۀ اصلاح طلبی است که در شکایتنامه ای به اظهارات فردی موسوم به سردار مشفق اشاره کرده و آن را سند مهمی در جهت روشن شدن مسائل پشت پردۀ انتخابات ریاست جمهوری دهم و حوادث بعد از آن و اقدامات خلاف قانون در جریان انتخابات و پس از آن دانسته بود. بعد از انتشار مصاحبۀ محسن صفایی فراهانی در مورد این شکایتنامه،مسئولان قضایی از او خواستند تا خود را به زندان اوین معرفی کند و صفایی فراهانی با تأکید بر اینکه شکایت خود را پس نخواهد گرفت اعلام کرد که به زندان باز خواهد گشت.
جرس با خانم عفت خطیبی در خصوص آخرین وضعیت جسمانی مهندس صفایی فراهانی به گفتگو پرداخته است که متن آن در پی می آید:
خانم خطیبی لطفا در خصوص آخرین وضعیت آقای صفایی فراهانی برایمان بگویید؟
الان حدود چهار ماه است که ایشان در بخش سی سی یو بیمارستان بستری هستند و در همین مدت چهار ماه هم دچار همان حالت سنکوپی که در زندان برای ایشان رخ داده بود، شدند اما خوشبختانه چون در بیمارستان بودند پزشک ها سریع اقدام کردند تا ایشان را به حالت عادی برگردانند. همه اینها باعث نگرانی شدید ما است چون هم افت فشار خون و هم افت ضربان قلب پیدا می کنند و به حالت بیهوشی می روند.
ایشان بعد از بازگشت مجددشان به زندان بعد از چه مدت دچار این مشکلات شدند و به بیمارستان منتقل شدند؟
به یک ماه هم نکشید و بعد بیست و چند روز دچار این حملات قلبی شدند و بعد از پیگیری های زیاد بالاخره آقای دادستان اجازه دادند ایشان در بیمارستان برای معالجه بستری شوند.
با توجه به وضعیت وخیم جسمی ایشان بازگشت مجدد به زندان چه خطراتی را می تواند برای ایشان بدنبال داشته باشد؟
الان در بیمارستان پنج پزشک متخصص قلب ایشان را تحت نظر دارند و یک دستگاه در سمت چپ بدنشان نزدیک قلب گذاشته اند و این دستگاه نشان می دهد که چرا این حالت برای ایشان بوجود می آید بنابراین بطور مداوم باید تحت نظر پزشکان متخصص باشد تا در صورت حمله مجدد سریعا رسیدگی شود.
فشارهای عصبی تا چه حد باعث تشدید این مشکلات می شود؟
فشارهای عصبی بی تاثیر نیست، ایشان سه تا از دریچه های قلبی اشان نارسایی دارد و دستگاهی که گذاشته اند به همین دلیل است. و تا شش ماه این دستگاه باید باشد و پزشک ها هم گفته اند ایشان باید تحت مراقبت های ویژه باشد چون ممکن است هر لحظه دوباره این حملات به ایشان دست دهد. ما تمام کاغذها و نامه ها و مدارک پزشکی ایشان را به دادستانی برده ایم.
آیا پاسخی در این زمینه گرفته اید؟
نخیر، هنوز جوابی نداده اند که مرخصی می دهند که به خانه برگردد یا باید به زندان برگردد؟ ما نامه های پزشکان را که نوشته اند “ایشان نباید به هیچوجه به زندان برگردد” و “استرس برای ایشان خطرناک می باشد” را به دادستانی ارائه کرده ایم اما تاکنون جوابی نگرفته ایم.
وضعیت روحی آقای صفایی فراهانی چطور است؟
الحمدالله، ایشان مثل همیشه “محکم” و “مقاوم” و بر سر مواضع خودشان هستند و به همین گونه هم خواهند بود.
خانم خطیبی هر صحبتی در پایان دارید بفرمایید.
صحبت خاصی ندارم اما در این مدت چهار ماه من هم با ایشان در بیمارستان بودم و شاهد ناراحتی جسمی همسرم بودم. خوب من و فرزندانم انتظار داریم که با توجه به شرایط نامناسب جسمانی آقای فراهانی ایشان از بیمارستان به منزل برگردند. که البته این نظر ما نیست بلکه پزشکان تاکید کرده اند که شرایط نامناسب محیط و استرس برای ایشان خطرناک است و نباید به زندان برگردند. البته آقای دادستان تاکنون اجازه داده اند که آقای صفایی فراهانی چهار ماه در بیمارستان بستری باشند و امیدوارم با مرخصی همسرم موافقت شود تا ایشان به خانه برگردند و بقیه دوران نقاهتشان را در خانه بگذرانند.
رئیس دیوان عدالت اداری بار دیگر از قانون گریزی مسئولان دولتی انتقاد کرد و گفت: در دولت عدالت محور نباید شاهد رفتار و گفتاری باشیم که بوی دروغ و نیرنگ از آن به مشام برسد.
به گزارش مهر، حجت الاسلام محمد جواد منتظری عصر چهارشنبه در اولین کارگاه آموزشی کشوری بازرسان و ناظران شرکت پست ایران که در اداره کل پست خراسان رضوی برگزار شد، با تأکید بر اینکه پایبند بودن به قانون حرف اول را در سلامت اداری می زند، تصریح کرد: مسؤولین کشوری و خدمتگزاران در رده های مختلف باید علاوه بر اینکه خودشان پایبندی به قانون را رعایت می کنند فرهنگ قانون مداری و عمل به ضوابط را در زیر مجموعه های خود ارتقا بدهند.
وی افزود: کارگزارانی که در حکومت اسلامی کار می کنند و داعیه عدالت دارند نباید عدالت را منحصر به مسائل مالی و اقتصادی و برنامه هایی چون اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها بدانند.
منتظری افزود: مسئولان و مدیران بازرسی، وظیفه سالم سازی محیط کاری را دارند و برای این کار باید قانون را ملاک خویش قراردهند و انگیزه ای جز صیانت از بیت المال نداشته باشند.
وی بیان کرد: بازرسان باید آسیب های ادارات خویش را شناسایی کرده و آنها را به مسؤولین منتقل کنند و اگر اشکالی درآیین نامه ها و قانون وجود دارد پیشنهاد اصلاح بدهند.
وی افزود: نباید گذاشت برخی به اسم اینکه قانون دست ما را برای خدمت به مردم بسته، آن را دور بزنند.
یک عضو هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی تهران از تدارک برخی جریانهای نزدیک به دولت برای تسخیر اتاق بازرگانی در انتخابات این نهاد در اسفندماه خبر داد.
به نوشته خبرآنلاین، محمدمهدی رییس زاده، عضو هیئت نمایندگان اتاق تهران و ایران در چهل و سومین نشست هیئت نمایندگان اتاق تهران در مورد بحث انتخابات اتاق های بازرگانی گفت: آن گونه که شنیده ایم برخی گروه ها منابع مالی عظیمی برای حضور در انتخابات اسفندماه تدارک دیده اند و این هشداری است برای ما تا در انتخابات آتی ائتلاف حداکثری داشته باشیم.
او از این رو، بر انسجام و همدلی فعالان اقتصادی در این انتخابات تاکید کرد و افزود: کسانی که طرفدار دولت هستند بهتر این است از اتاق بروند و در بخش های دولتی فعالیت کنند. اتاق بازرگانی جای کسانی است که دلشان برای بخش خصوصی واقعی می تپد.
محمدمهدی رئیس زاده گفت: گروهی از طرفداران دولت معتقدند که در اتاق بازرگانی کار نشده است و در یکی از روزنامههای کشور مشخصا اتاق تهران را نشانه رفتهاند لذا گروهها باید ائتلاف کنند تا بتوانیم به شایستهسالاری برسیم.
فخرالسادات محتشمی پور در اولین روز از ماه صفر و در پنجاه و هفتمین عریضه ی خود با عطر تحمل می پرسد: آیا شیوه های پیشین به واقع برای کودتاچیان و برای شما سودمند بوده که هنوز در ادامه آن روش ها اصرار دارید؟ کاش به جای لجبازی های کودکانه اندکی عقل سلیم به کار گرفته می شد و با تدبیر عمل می شد و اجرای قانون بر اجرای منویات نفسانی رجحان داده می شد و به جای رضایت بندگان مقصر و در معرض اتهام خداوند رضایت خود او مورد نظر و ملاک عمل قرار می گرفت.
متن کامل این عریضه به شرح زیر است:
به : دادستان تهران
از : یکی از ستم دیدگان عصر عاشورای ۸۹،همسر سید مصطفی تاجزاده شاکی از کودتاگران انتخاباتی، آزاده ممنوع الملاقات در قرنطینه اوین
بسم الله الرحمن الرحیم
یا الله یا الله یا الله یا مجیب دعوة المضطرین یا کاشف کرب المکروبین یا غیاث المستغیثین یا صریخ المستصرخین
سلام آقای دادستان!
امروز اولین روز از ماه صفر است و دور جدید عریضه های من به شما به عدد ۳۰ رسید. شما تا امروز ۲۵ عریضه رمضانی و یک فطریه و ۳۰ عریضه محرمی دریافت کرده اید. قصد دارم باز هم ادامه بدهم این عریضه ها را از این جهت که وضعیت همسرجان را که در اضطرار است و مقامات زندان سعی دارند به من بباورانند که هیچ اضطراری در کار نیست، اطلاع رسانی کنم و وضعیت خانواده اش را که از حقوق اولیه شان که دیدن پدر، همسر، فرزند و عزیزشان است به ستم محروم شده اند و به جای جبران همه بی عدالتی های پیشین میزان ظلم و بی عدالتی بر ما روز به روز افزایش می یابد. به مرخصی شاکر نیستی باید بازگشت به زندان را شاهد باشی و به ملاقات حضوری اصرار داری باید ملاقات کابینی هم منع شود و تماس تلفنی هم ممنوع شود و هرگونه امکان سابق. باید اقدامات تنبیهی کینه توزان را تحمل کرد. ما داریم تحمل را تمرین می کنیم تا خدای ناکرده درخواستی نداشته باشیم از کسانی که نفس بیمارشان با همین پی گیری های قانونی ما نوازش می شود چرا که آن را التماس و تمنا تلقی می کنند.
آقای دادستان!
کاش به من می گفتید که از ادامه این همه ستم به سید مصطفی تاجزاده چه چیزی دستگیر شما و عوامل کودتا می شود؟ بفرمایید که تا همین امروز چه چیزهایی به دست آورده اند و آورده اید که برای اتمام و اکمال آن حریصانه طمع می ورزند و می ورزید؟! آیا در سلول انفرادی و تحت شرایط بسیار سخت، بازجوها توانستند آن چه برایشان مقرر کرده بودند که از دو لب مبارک ایشان بیرون بیاورند، به اربابانشان هدیه دهند و جایزه شان را بگیرند؟ آیا از دادگاه و حکم و مرخصی بدون وثیقه و نحوه ی احضار در اوج بیماری ایشان و اصرار قاضی براثر شانتاژهای خبری ارگان کودتا برای بازگشت فوری ایشان و حضور در زندان به جای حضور در اتاق عمل، نتایج خیری برای ستاد کودتا به دست آمد که احضار نابهنگامش به دنبال انتشار متن شکایت نامه او و دوستان زندانی دو الف رقم خورد و اصحاب کودتا به گمان خود از غیبتش استفاده کردند و نمایش جدیدی به راه انداختند برای اثبات صحت انتخابات و وعده ادامه انتشار مستنداتشان را دادند؟ غافل از آن که او در تمام مدت حضور در بیرون زندان از کودتا سخن گفته همان طور که با بازجوها در این زمینه سخن گفته است و نهایتا شکایت حقوقی تنظیم نموده و ثبت کرده اند.
آقای دادستان!
آیا شیوه های پیشین به واقع برای کودتاچیان و برای شما سودمند بوده که هنوز در ادامه آن روش ها اصرار دارید؟ کاش به جای لجبازی های کودکانه اندکی عقل سلیم به کار گرفته می شد و با تدبیر عمل می شد و اجرای قانون بر اجرای منویات نفسانی رجحان داده می شد و به جای رضایت بندگان مقصر و در معرض اتهام خداوند رضایت خود او مورد نظر و ملاک عمل قرار می گرفت.
کاش تاجزاده را به جای به بند کشیدن و به سکوت وادار کردن، رخصت سخن گفتن می دادید تا ادله محکمش موجب به راه آمدن منحرفین از راه امام و انقلاب گردد و از نظام جمهوری اسلامی اعاده حیثیت شود که تحمل نقد فرزندان و خدمتگزاران خودش را هم ندارد.
کاش ظرفیت ها را بالا می بردند تا تحمل نظرات مخالف اینقدر سخت و پرهزینه نمی شد و نظامی که برای استقرار و عزت پایدارش خون ها ریخته شده وزحمت ها کشیده شده است، این گونه در برابر هجمه مخالفان دستش در دفاع از حیثیت خود خالی نمی ماند. ادامه حضور تاجزاده در قرنطینه و ممنوع الملاقاتی او به معنی استمرار بی قانونی در نظام جمهوری اسلامی است و از همه عقلای قوا انتظار می رود برای توقف این همه استنکاف از قانون که می رود تا رویه شود، اقدامی شایسته و مناسب به کار بندند.
موضوعى که به نظر من درباره انتشار اسناد ویکى لیکس مهم است این است که چگونه با محتواى این اسناد برخورد کنیم. آیا مواد منتشره را سند بدانیم یا گزارش؟ واقعیت این است که سایت ویکى لیکس مسئول محتواى اطلاعات منتشر شده نیست.
ویکى لیکس فقط این اطلاعات را – چه سند باشند و چه گزارش- منتشر کرده است؛ اما مسئولیت محتواى آن با این سایت نیست و مسئولیت آن با آمریکایىهایى است که این اسناد به آنها مربوط مىشود.
محتواى این اسناد هم سرى و به کلى سرى نیست، محرمانه و در برخى موارد هم خیلى محرمانه است. بنابر قوانین ایالات متحده آمریکا انتشار این اسناد جرم محسوب نمىشود، اما آمریکایىها معتقدند که چون انتشار این اسناد مىتواند جان شهروندان این کشور را به خطر اندازد و موجب تهدید منافع ایالات متحده آمریکا مىشود جرم محسوب مىشود.
بنابراین در قوانین آمریکا پیش بینى نشده است که اگر کسى سندى را که جعلى نیست منتشر کند مجرم شناخته شود. ایالات متحده آمریکا افسر آمریکایى که درز دهنده این اسناد بوده است را به این دلیل زندانى کرده است که از موقعیت خود سوءاستفاده و این اسناد را به بیرون منتقل کرده است وگرنه در صحت این اسناد تشکیکى نکرده است.
آنچه ما مىتوانیم درباره آن بحث کنیم این است که ویکى لیکس این اسناد را چگونه به دست آورده، چگونه منتشر مىکند و انگیزه و اهداف این سایت از انتشار چنین اسنادى چیست؟ و پشت صحنه چه کسانى حامىانتشار این اسناد هستند؟ درباره محتواى این اسناد باید توجه داشته باشیم که محتواى این اسناد اگر دروغ است، دروغش به گزارش نویس آمریکایى بر مىگردد.
نکته بعدى که حائز اهمیت است، این است که زمانى که ما مىخواهیم درباره این اسناد قضاوت کنیم، در یک طرف منافع ملى کشور خود را مىبینیم. یعنى من به عنوان یک فرد ایرانى قضاوتى دارم که ممکن است با قضاوت کارشناس فرانسوى و کارشناس انگلیسى متفاوت باشد. من معتقدم که ما از این اسناد وقتى که علیه منافع ملى ایران صحبت مىکند، باید از انگیزه و اهداف طرف مقابل تحلیل درستى داشته باشیم. چون آمریکایىها یا به دروغ این گزارشها را به مسئولین خود داده اند یا راست گفته اند، اگر دروغ گفته باشند که تکلیف معلوم است، اما اگر راست هم گفته باشند ممکن است که تحلیل و قضاوت آنها درست نبوده باشد.
یعنى یک رفتار ایران یا یک کشور عربى را علیه ما تحلیل کرده اند و به نتیجهاى رسیدند، ممکن است در قضاوت خود اشتباه کرده باشند. اما ما به عنوان یک ایرانى زمانى که دست به تحلیل این اسناد مىزنیم، اگر بگوییم کشورهاى عربى دشمن درجه یک ما هستند و تهدید امنیتى ایران هستند، خطا کرده ایم؛ چون هدف دشمن این است که کشورهاى منطقه را به جان هم بیندازد و منطقه را بى ثبات کند. یعنى درگیر شدن ایران با کشورهاى عربى در حال حاضر به نفع آمریکا و اسرائیل است و آنها از این مسئله بهره بردارى مىکنند. باید به این نکته توجه داشت که وقتى در افکار عمومى موضوع اختلافات بین ایران و کشورهاى عربى و آن هم دولتهاى عربى را برجسته کنیم، این به نفع ما نیست.
اگر امروز عربستان سعودى یک قرارداد ۶۰ میلیارد دلارى با آمریکا منعقد مىکند، و مردم خود را از ۶۰ میلیارد دلار رفاه و امکانات محروم مىکند، براى شرکتهاى اسلحه سازى آمریکایى کار ایجاد مىکند و در مقابل رفاه مردم عربستان از بین مىرود چون این اسلحهها یا نابود مىشود یا اینکه در انبارها مىپوسند و وارد گردش اقتصادى نمىشود، در این شرایط چرا عربستان تن به چنین قراردادى مىدهد؟ بنابراین باید توجه داشته باشیم که در این نوع مناسبات، نباید وارد این بازى شد که روز به روز تضاد بین ایران و کشورهاى عربى بیشتر شود. این به نفع مردم دو کشور نیست. ولو اینکه عربها نا مهربانى کنند و در خفا کار خلافى انجام دهند.
ما باید در دیپلماسى اعمالى خود، این مسائل را حل و فصل کنیم و این مسائل را به دیپلماسى اعلانى تسرى ندهیم. در هر حال ویکى لیکس نقطه عطفى در تاریخ روابط بین الملل است. از این جهت که بخشهاى دیپلماسى پنهان را آشکار کرده است و از این به بعد هر کس با طرفهاى آمریکایى وارد مذاکره و گفت و گو مىشود، مواظب است که ممکن است حرفهایش به بیرون درز کند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر