زمانی که به ایام عاشورای امسال نزدیک می شدم لحظه لحظه روزهای مبارزاتی مردم ایران در خیابانهای تهران مقابل استبداد و دیکتاتوری را به یاد می آوردم که چگونه مردم ستمدیده را در خیابانها به خاک و خون کشید و چگونه فرزندان آگاه میهن مان را روانه زندانهای مخوف نمود. غروب عاشورای 88 غروب دستگاه ضد مردمی بود که از حضور مردم مبارز به وحشت افتاد و در پی راه حلی بود که بتواند با تداوم اعتراضات مقابله کند و شروع به شناسایی و دستگیری فرزندان آگاه ملت نمود. روزهای پس از عاشورا آزادی خواهان در خانه، کوچه و خیابان و محل کار بدون آنکه خانواده هایشان مطلع شوند با هجوم وحشیانه نیروهای سرکوبگر دستگیر شدند. در این روزها بود که تعداد زیادی از دوستان همفکر در شهرستانها توسط مزدورپیشگان دستگیر شده و به مکان های نامعلومی منتقل شدند. در این میان هجوم وحشیانه به منزل برادر همفکر و مبارزم امیر خسرو دلیرثانی و دستگیری اش که دوستی و همفکر بودن با وی را افتخاری برای خویش می دانم. دوست داشتم در یکمین سال زندانی شدنش برای مردم آگاه و ستمدیده ایران از وی بگویم.
امیرخسرو دلیرثانی قبل از آنکه به عنوان یک فعال حقوق بشری شناخته شده باشد بیش تر از آن به عنوان عضوی از اعضای شورای مرکزی جنبش مسلمانان مبارز شناخته شده است، شخصی که خود را همیشه و هر جا پیرو تفکری معرفی می کرد که به آن اعتقاد داشت و در راه آن قدمی عدول نکرد و حتی محکم تر از آن دفاع هم کرد، شخصی که یار نزدیک و پرورش یافته مکتب شخصیتی متفکر و برجسته در عرصه جنبش آزادی خواهی مردم ایران است.
برادر مبارزم امیرخسرو پرورش یافته مکتبی است که هیچگونه سازشی مقابل مستبدان به خود راه نداده، بلکه در برهه های مختلف خفقان و سکوت از دهه بیست تا به حال به رسالت آگاهی بخشی خویش تداوم بخشیده و ادامه داده است.
همان گونه که می دانیم شکل گیری جنبش سبز تفکرات مختلف اجتماعی - سیاسی را در یک صف برای احقاق حقوق پایمال شده مردم کنار همدیگر در یک صف واحد قرار داد. رژیم استبدادی و دولت برآمده از کودتا که هیچگونه حق انتخابی برای مردم قائل نبود انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری را با یک عمل فراقانونی به نفع کاندیدای مورد پسند خود تغییر داد(هرچند این عمل مسبوق به سابقه بوده است و بارها شاهد بوده ایم) که در ادبیات سیاسی به کودتای انتخاباتی معروف گردید، رژیم که نمی توانست اعتراضات مسالمت آمیز مردم ایران را درک کرده به مقابله با آن پرداخت و مردم را به خاک و خون کشید و صدها نفر از فرزندان ایران زمین را به زندان ها منتقل و یا مناطقی دور تبعید کرد و در تداوم اعمال وحشیانه حاکمیت و سرکوب مردم آگاه ایران، پس از اعتراض عاشورای 88 با ترس و وحشت تمام شروع به دستگیری های گسترده فعالان عرصه مبارزه و آگاهی بخشی نمود. امیرخسرو نیز یکی از افراد مبارز و آگاهی بود که رژیم از حضور چنین اشخاصی میان مردم در هراس بود به همین جهت نیروهای سرکوبگر شبانه بدون اطلاع و مجوز قضایی با هجوم وحشیانه در چهاردهم دی ماه دستگیرش کرده و به مکانی نامعلوم منتقل می کنند که پس از چندین روز بی اطلاعی طی یک تماس کوتاه، خبر دستگیری اش توسط نیروهای سرکوبگر را به اطلاع همسرش می رساند. امیر خسرو را بیش از یک ماه تحت شرایط سخت در یک سلول انفرادی محبوس می کنند. پس از چند ماه حبس غیر قانونی در یک دادگاه کاملا فرمایشی در شعبه 28 بیدادگاه انقلاب به چهار سال حبس محکوم می شود. جالب اتهاماتی هست که به برادر مبارز مان وارد می کنند. از جمله عضویت در جنبش مسلمانان مبارز که این گروه را گروهی غیر قانونی معرفی کرده اند. در صورتی که این گروه که رهبریش به دست توانای اندیشمندی اداره می شود که در طول سه دهه پس از انقلاب در هیچ دادگاهی محکوم به عدم فعالیت نشده است و حتی پیروزی انقلاب مدیون اشخاصی همچون این بزرگوار هست. گروهی که سکانش به دست توانای اندیشمندی می باشد که تفکراتش مبنی بر معیارهای انسانی، عقلانی و مسالمت آمیز بوده و همچنان بر مشی آگاهی بخشی بر توده مردم تاکید دارد.
حال امیرخسرو یکمین سال حبس اش را پشت میله های استبداد سپری می کند زندانی که در بند شدن آزادی خواهان از طیف های مختلف در آن مهر تائیدی بر خوی استبدادی حاکمیت است.
امیر و امیر ها در حال حاضر در بندند و رژیم احساس می کند که با دربند کردن امیرها جنبش آزادی خواهی مردم ایران را به اضمحلال و نابودی خواهد کشاند، اما غافل از آن است که زندانی شدن امیرها ، امیرهای کوچکی که دستانشان در دست مادرانشان بوده و صحنه های جنایت رژیم را شاهد و ناظر بوده اند در اندک زمانی مشت محکمی بر دهان مستبدان خواهند زد بگونه ای که در تاریخ مبارزاتی مردم ایران بارها شاهد بوده ایم که همچین حاکمیتی با چنین حاکمانی جز بدنامی و رسوای تاریخ چیز دیگری از خود یادگار نگذاشته است.
آری برادر آگاه و مبارزم؛ امیر جان بدان و بدان و بدان که تو تنها نیستی. بدان که مردم مبارز و آگاه ایران قدر و منزلت تو و امثال تو را درک کرده و ارج می نهند و این را هم مطمئن باش که زندانی شدن افراد آگاه و مبارزی همچون تو که اندک نیستند مستبدان و ظالمان و حاکمیت زرو زور و تزویر را از پای در خواهد آورد زیرا که همین در بند بودن شما آگاهی بخشی را در سطح وسیعی منتشر کرده است همچنانکه نشانه های سقوط و اضمحلال دیکتاتوری در جامعه قابل روئیت بوده و صدای فروریختن کاخ استبداد قابل شنیدن است.
سید محمد خاتمی، رییس جمهور پیشین ایران، در سخنانی در جمع نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس هشتم به تعیین کف خواستههای اصلاح طلبان برای حضور در انتخابات مجلس نهم پرداخت. سایت خبری نمایندگان فراکسیون اقلیت کف خواستههای اصلاح طلبان را به این شرح گزارش داد:
- آزادی زندانيان و ایجاد فضای آزاد برای همهی احزاب و گروهها و رفع محدودیتهای نا به جا
- پای بندی همگان بخصوص مسئولان به قانون اساسي و اجرای همه جانبه و کامل آن به خصوص اهتمام به روح قانون اساسی
- فراهم آوردن سازوكاري براي برگزاري انتخابات سالم و آزاد
سید محمد خاتمی در سالهای 1376 تا 1384 رییس جمهور ایران بوده است و در انتخاباتی بحث برانگیز و با حضور موثر و مهندسی سپاه پاسداران، محمود احمدی نژاد را به عنوان جانشین بر صندلی خود دید. اما یک دوره بعد گروههایی از اصلاح طلبان از او خواستند تا با حضور دوباره در عرصه انتخابات دهم ریاست جمهوری به جنگ احمدی نژاد برود. خاتمی اگرچه به خواستهی گروههای اصلاح طلب تن داد اما با حضور میر حسین موسوی از کاندیداتوری صرف نظر کرد و به حمایت از نخست وزیر دهه ی 60 جمهوری اسلامی اکتفا کرد. با وقوع کودتای انتخاباتی و اعتراضات گسترده ی خیابانی، خاتمی از حضور در جمع مخالفان ابا کرد ولی با تظاهرات ملیونی 25 خرداد او به مخالفان متمایل شد و در سیبل حملات تند هواداران دولت قرار گرفت و از او به عنوان یکی از رهبران جنبش مخالفان دولت ایران، که از آن با نام جنبش سبز یاد می شود، نام برده شد. پس از این در یک خبر تایید نشده، او به جنبش مخالفان دولت انتقاداتی وارد کرد و آن را انحراف از جنبش اصلاحات دانست. خبری که تکذیب هم نشد.
اما سخنان اخیر خاتمی از چند حیث قابل توجه و ارزیابی است:
به زعم نگارنده مهمترین بخش این سخنان، نه محتوا که جایگاهی است که محمد خاتمی برای خود انتخاب کرده است. او سخنان خود را از جایگاه رهبری جریان اصلاحات بیان می کند، ردایی که در سالهای ریاست جمهوری حاضر به پذیرفتن ملزومات و پوشیدن آن نشده بود. محمد خاتمی همواره با عنوان شخصی اش در صحنه ی سیاسی ایران حاضر میشد و از کیسهی اعتبار خود خرج می کرد و در تمام هشت سال ریاست جمهوری، حاضر به شناخته شدن تحت عنوان رهبر جریان اصلاحات نشد. جریانی که گسترهی آن بسیار گسترده بود و تمامی احزاب اصلاح طلب و افراد موسوم به خط امامیها را در برمی گرفت.
خاتمی در زمانی حاضر به تلبس به ردای رهبری جریان اصلاحات شده است که بسیاری از اصلاح طلبان همراه او در سالهای گذشته سر از زندانها درآوردهاند و گروه عظیمی از ایشان به جنبش سبز پیوستهاند. او پیش از این متهم به تذبذب فکری و حل نکردن تنقضات درونی خود شده بود. متهم بود که نتوانسته است بین آرمانهای انقلاب اسلامی سال 1357 (استقلال،آزادی و [عدالت]) و حفظ نظام جمهوری اسلامی یکی را اصیل و دیگری را فرعی قلمداد کند، اما حالا در پیامی روشن می گوید که دست به انتخاب زده است و رهبر جریانی خواهد بود که حفظ نظام جمهوری اسلامی برای او و هوادارانش علی رغم تمام ایرادات و انتقادات که به جریان حاکم دارد، اصل است. او در سخنان خود حاکمیت را به حفظ شان نظام جمهوری اسلامی تذکر می دهد و با گزاره هایی که از سخنان رهبر جمهوری اسلامی می آورد سعی در اثبات نظرات خود دارد.
وجه مهم دیگری از سخنان او جایی است که خاتمی به ایراد سخنان خود پرداخته است. او سخنان خود را در بین نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس هشتم ایراد کرده است. فراکسیون اقلیت مجلس هشتم در انتخاباتی که بنا به اذعان مقامات امنیتی جمهوری اسلامی فرصت حضور اصلاح طلبان از ایشان سلب شده بود و از تعداد اندکی از اصلاح طلبان تشکیل شد. محمد خاتمی نیز درسخنان خود به این نکته اشاره کرده است و گفته: «جريان اصلاحات در انتخابات مجلس هشتم از داشتن كانديدا در تمامي حوزههاي انتخاباتي محروم شد و تنها توانست به جز تهران 104 كانديداي خود را در معرض راي و اراده مردم قرار دهد.»
سخنان خاتمی در جمعی از اصلاح طلبان بوی رهبری می دهد که با تمام سخت گیری های شورای نگهبان به انتخابات راه یافته اند. به دیگر سخن او خود را رهبر گروهی از اصلاح طلبان میداند که هنوز در خودیهای نظام جای دارند و با تمام حساسیت نهادهای نظامی-امنیتی، ایشان هنوز هم می توانند در انتخابات شرکت کنند.
وجه دیگری از سخنان خاتمی زمان بیان آن است. او سخنان خود را حدود یک سال بعد از بیانیه شماره 17 مهندس میر حسین موسوی بیان می کند. بیانیهای که بعد از وقایع خونین عاشورا و تظاهرات سازماندهی شدهی طرفداران دولت صادر شد. در آن بیانیه میر حسین موسوی با حملهی شدید به اقدامات نیروهای نظامی و شبه نظامی طرفدار دولت در روز عاشورا، به تعیین راهکارهایی برای خروج از بن بست سیاسی کشور دست زد اما حاکمیت با شدت بخشیدن به بازداشت مخالفان و ایجاد محدودیتهای مضاعف، به حصر خانگی رهبران جنبش سبز دست برد و عملا جنبش سبز به افول و خاموشی گرایید، که بحث درباره ی آن از حوصله این مقاله خارج است. نکته ی حائز اهمیت این وقایع ادعای پیروزی و اتمام دوره ی فتنه (آنچنان که حاکمیت از جنبش سبز یاد می کند،) از سوی هواداران دولت است.
سخنان خاتمی در شرایط حاضر و تعیین کف خواستهای اصلاح طلبان آن هم یک سال پس از افول جنبش سبز، بیشتر به شاخ و شانه کشیدن یک بازنده در زیر تیغ برنده میماند. چناچه حتی پاسخ هواداران دولت نیز حاکی نگاه پرغرور پیروز میدان به پیکرهی زخمی و خستهی مخالفان دولت است. اما خاتمی سعی دربازکردن راه دیگری دارد که لاجرم پیش نیاز آن خواندن نماز میت بر جسد جنبش سبز است.
محتوای کف خواستههای خاتمی اگرچه حداقلهای مهمی است، اما طرح آن به عنوان حداقلی که امید به برآورده شدن آن در شرایط عادی جمهوری اسلامی نیز وجود نداشته است، بیشتر شبیه به یک پز اخلاقی از سوی این جریان جدید در برابر یاران قدیم است که حتی در صورت برآورده نشدن نیز فرصت حضور در حاکمیت را از دست نخواهد داد.
در پایان سخن به نظر می رسد این آخرین حلقه از اصلاح طلبان تحمل شده راه خود را به سوی کشمکشی دو جانبه با حاکمیت تمامیت خواه از یک سو و یاران پیشین خود از دیگر سو باز می کنند. راهی که اگرچه یک سره اخلاقی نیست اما می تواند سیاستی عمل گرایانه و شاید راهگشا باشد.
مشارکت مشروط و معترضانه در انتخابات، راهبرد کلیدی و دیر هنگام احزاب اصلاح طلب در انتخابات مجلس هشتم بود که بموجب آن ، در حوزه ها و مواردی که حاکمیت قصد برگزاری انتخابات فرمایشی یا مهندسی شده را داشت ، ریختن رای باطل شده به صندوق رأی در دستور کار قرار میگرفت تا از آن مرحله به بعد هر انتخاباتی را به یک رفراندم منطقه ای یا گسترده تر تبدیل نمایند (بیانیّه تحلیلی جبهۀ مشارکت در 29/12/86 و گزارش تحلیلی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در15/2/87) .
حاکمیّت نیز که قبل از برگزاری اخیر انتخابات ریاست جمهوری بر این استراتژی واقف شده بود با تظاهر به باز بودن فضای سیاسی و نشان دادن سعۀ صدر و در باغ سبز، ، شرکت چهل ملیونی مردم در آن انتخابات را بعنوان رفراندم مشروعیّت خویش معرفی و با تقلّب وکودتای انتخاباتی نتیجه را در زمینه های القای مشروعیّت و قبضۀ امور اجرائی بنفع خود مصادره نمود و ازآن پس نیز بدلیل قطعی دانستن شکست در هر نوع مراجعه به آرای عمومی ، و بن بستهائی که در پیش رو داشت ، با دست بدست کردن امور در کار انتخابات تحت عناوین تجمیع آنها، تعویق انتخابات شوراها، و یا مطرح کردن بحث انتخاب رئیس جمهور توسّط مجلس، وقت وتوان ملّت و بخت خود را به بطالت سپرده است.
پس ازاعلام آمادگی آقای خاتمی برای انتخابات رئیس جمهوری در شهریورماه 87 ، ازاصلاح طلبان ، عمده کردن راهبرد مشارکت معترضانه در ادبیّات سیاسی و خبری خود در خواست شده بود. این درخواست بیش از آنکه برای عمومی کردن بحث و رویّه سازی این رویکرد باشد بمنظورانذار به متقلّبین انتخاباتی و راستگرایان مطرح شده بود تا مگر اندکی عاقبت اندیشی بکار آورند و بیش از این بر طبل تو خالی ولایت مطلقه نکوبند و برآن غرّه نشوند. . با وجودیکه توطئۀ کودتائ حاکمیّت از مدّتها قبل از انتخابات 88 گزارش و افشا شده بود ولی احزاب اصلاح طلب از فرصتها وجوّ نسبتاً مساعدی که در آن مقطع زمانی وجود داشت علی رغم اینکه قبلاً مورد قبول و وفاق آنان بود هیچ استفاده نکردند تا برای اطلاع رسانی و مطرح کردن ایده و استراتژی آینده خویش و فراهم کردن زمینه های اجرائی مشارکت مشروط و معترضانه در انتخاابات و تعیین تکلیف معضل ردّ صلاحیتها ، تمهیدی بعمل آورده باشند. کاری که باعث میشد اقتدار گرایان نیز بیشتر در کار خویش اندیشه کنند وآن فضاحتها ببار نیاورند.
تبریک عناصری کلیدی و مطلّع از اصولگرایان در پایان روز رأی گیری به آقای مهندس موسوی، عرصۀ تنگ کودتاگران در آن برهۀ زمانی را بخوبی آشکار میسازد وچنانکه گفته شد با همگانی کردن بحث فوق بعید بود که تا این حدّ بی پروائی در کار اعلام نتایج متقلبانه وبدنبال آن برقراری حکومت نظامی بکار رود .
در اوائل دیماه جاری فراکسیون خط امام ( نمایندگان اقلیّت اصلاح طلب) در مجلس با آقای خاتمی ملاقات داشتند که طیّ این دیدار پیشنهاد ایشان برای شرکت اصلاح طلبان در انتخابات آتی شامل موارد زیر بود.
1- آزادی زندانيان و ایجاد فضای آزاد برای همه احزاب و گروهها و رفع محدودیت های نا به جا
2- پای بندی همگان بخصوص مسئولان به قانون اساسي و اجرای همه جانبه و کامل آن بخصوص اهتمام به روح قانون اساسی؛
3- فراهم آوردن سازوكاري براي برگزاري انتخابات سالم و آزاد.
تا آنجائی که به فضای کلّی سیاسی و روند امور در کشور مربوط میشود این گونه شرایط راه بجائی نخواهد برد چون این خواسته ها با منطق و سر نوشت تمامیّت خواهان و متکاثرین همخوانی ندارد وآنها بخصوص پس از انجام کودتا وارتکاب آنهمه جرم و جنایت انصافاً نمیتوانند به این قبیل خواستهای ملّت هرچند هم که مشروع و قانونی باشد تن دهند چون خود را بیش از حدّ آلوده وگرفتار نموده اند. درخواستها ی قانونگرایان و سخنانی نظیر آنچه را آقای خاتمی گفته اند تنها میتوان ازمقوله اتمام حجّت و انداختن توپ به زمین طرف مقابل وایجاد حالت انفعالی درآنان دانست ، ضمن آنکه از ایشان هم با توجّه به جمیع شرایط موجود بیش از این حدّ نمیتوان توّقع داشت.
گر چه احزاب اصلاح طلب با مشکل محدود شدن فعّالیت رسمی روبرو شده -اند ولی اگرحاکمیّت جرأت و شهامت برگزاری انتخابات را داشته باشد و برای فراربه جلو بدنبال ایجاد وضعیّت های اضطراری وعدم برگزاری انتخابات نباشد یا کشورها وعواملی که سود نهائی از این نابسامانیها را میبرند با ایجاد فتنه آب به آسیاب حاکمیّت نریزند ،جنبش سبز با توانمندی در عرصه پیکارسیاسی واطّلاع رسانی، استراتژی مشارکت قطعی ومعترضانه در تمام انتخابات و ریختن جام زهر به کام حاکمیّت اقتدار گرا را میبایستی از هم اکنون که فرصت و امکانات فراهم است در دستور کار خویش قرار دهند.
جبهۀ سبزجهت تصمیم گیری واجرائی کردن مشارکت فعّال، قطعی و معترضانه در انتخابات و کلیّه امور سیاسی کشور، با ایجاد مراکز معتبری که شایستۀ این جبهۀ فرا گیر باشد ضمن هم آهنگی بیشتر بین طیفهای مختلف جبهۀ خود وتبیین خواستهای قابل اجرا ، از کم برنامه ئی و به هدر دادن امکانات اطّلاع رسانی خویش احتراز کنند تا عوامل نفوذی با زدن نعل وارونه، عقل سلیم مبارزاتی را از اعضا و هواداران آنان نگیرند و یا قدرت محوران نتوانند از این جنبش سوء استفاده کرده و سواری بگیرند. باشد که این جبهۀ گسترده، فرهیخته وتوانمند با اصلاحات ریشه ای درساختار سیاسی کشور دو باره به میثاق و وفاق ملی دست یابند و با محور قرار دادن شعارهائی چون استقلال ،آزادی و یا ایران برای همۀ ایرانیان، هرگز و به هیچ وجه زیر بار انقلاب ویا ورود بیگانگان به عرصۀ سیاسی کشورو یا حاکمیّت ملّی نروند تا هر چه زودتر به اقتدار و عزّت ملی وایجاد آرامش و پیشرفت در همۀ زمینه ها که عوامل آن فراهم است دست یابند.
بنا براین بنظر میرسد اگر انتخاباتی در کار باشد مشارکت معترضانه و سازنده در آنها نه تنها مشروط نیست بلکه در زمرۀ امور واجب و قطعی باید تلقّی شود.
در حالیکه دو هفته از بازداشت دکتر فریبرز رئیسدانا، اقتصاددان و استاد دانشگاه می گذرد اما تاکنون هیچ مسئول قضایی در خصوص محل نگهداری و اتهامات وارده به وی، به خانواده اش پاسخی نداده است.
خانم فرقانی همسر فریبرز رئیس دانا می گوید: " روز دوشنبه همسرم تماس تلفنی گرفت و گفت یک قرار وثیقه 30 میلیون تومانی برایشان تعیین شده است. اما وقتی برای سپردن وثیقه مراجعه کردم هیچ پاسخی ندادند."
براساس گزارشها، بازداشت رئیسدانا پس از گفتوگوی وی با تلویزیون بیبیسی درباره طرح هدفمندی یارانهها صورت گرفته است. او در این گفتوگو قانون هدفمندی یارانهها را سیاستی «نئولیبرالی» خواند و آن را به ضرر طبقه محروم و متوسط جامعه دانست.
به همین مناسبت "جرس" با آزاده فرقانی همسر دکتر رئیس دانا در خصوص آخرین وضعیت ایشان به گفتگو پرداخته که در پی می آید:
خانم فرقانی الان نزدیک به دو هفته از بازداشت آقای رئیس دانا می گذرد آیا موفق به ملاقات ایشان شده اید؟
نخیر، در واقع وضعیت ایشان شبیه کسی است که ربوده شده باشد. چون شب هنگام حدود هشت نفر مثل اینکه به یک خانه تیمی یا یک چریک حمله کنند وارد منزل ما شدند که یاد دهه شصت افتادم بعد هم که ایشان را با خودشان بردند.
تماس تلفنی هم نداشتید؟
ایشان چند بار تلفن زدند اما هر بار که می پرسیدم کجا هستند فقط می گفتند حالم خوب است و نمی توانم چیز دیگری بگویم، تا هفته گذشته که تلفن زدند و گفتند لباس برایشان ببرم بعد که من برای دادن لباس مراجعه کردم اما مسئولین زندان از من تحویل نگرفتند. روز دوشنبه هم همسرم تماس تلفنی گرفت و گفت یک قرار وثیقه 30 میلیون تومانی برایشان تعیین شده که من هم خوشحال شدم که این موضوع را به وکیل همسرم آقای زرافشان گفتم.
یعنی وکیل ایشان از این قرار وثقیه هیچ اطلاعی نداشتند؟
نه، متاسفانه. آقای زرافشان بارها برای پیگیری وضعیت همسرم به اوین و دادسرای مستقر در اوین، دادگاه انقلاب و دادستانی مراجعه کرده اند اما هیچ جوابی به ایشان نمی دهند.
آیا موفق به گذاشتن وثیقه شدید؟
من روز سه شنبه که برای سپردن وثیقه به آنجا مراجعه کردم، همزمان بود با روز اعدام آقای صارمی و جلوی اوین شلوغ شد و لباس شخصی ها که برای برخورد با افرادی که در جلوی زندان بودند آمدند. بعد من با یکی از آنها که آمده بود ما را از محدوده دور کند گفتم که همسر فریبرز رئیس دانا هستم و به من گفته اند برای سپردن وثیقه بیایم که بعد آن مامور با داخل تماس گرفت و بعد گفت برو بعد با شما تماس گرفته می شود. هرچی که پرسیدم اسم شما چیه تا من بدانم چه کسی به من پاسخ داده گفت من منم دیگه. روز پنج شنبه هم که برای دادن لباس و مقداری پول رفته بودم که قبول نکردند و وقتی پرسیدم حداقل بگویید همسرم کجا نگهداری می شود؟ بند عمومی است یا سلول انفرادی ؟ که مثل همان عادتی که دارند با پرخاش و تندخویی و نهایت ادب خودشان گفتند ما هیچی نمی توانیم بگوییم.
یعنی از نظر قانونی من هیچ نمی دانم و تا به امروز هیچ مقام مسئولی اعم از اینکه بگویند من بازجوی ایشان هستم یا دادستانم یا با هر عنوان دیگری، هیچ اطلاعی از وضعیت ایشان به من یا وکیل ایشان نداده اند. و یا اینکه بگویند همسرم کجا نگهداری می شود.
آیا در زمان بازداشت ایشان هیچگونه حکمی که اساسا اتهام آقای رئیس دانا چه بوده به شما یا ایشان نشان دادند؟
نخیر، هیچ حکمی نشان ندادند و فقط یک صورت جلسه را از وسایلی که برده اند امضاء کردم.
وضعیت روحی آقای رئیس دانا در زمان بازداشت چطور بود؟
ایشان مثل همیشه "محکم" بودند. در مراسم ها روحیه ای داشتند که همیشه امور را تمشیت می کردند و به گونه ای برخورد می کردند که دوستان به مشکلی بر نخورند. اما واقعا الان نمی دانم هدف از بازداشت ایشان چیست و چه برنامه ای را دنبال می کنند؟
وضعیت جسمی ایشان قبل از بازداشت چطور بود؟
آقای رئیس دانا مشکلات گوارشی دارند و این ماه هم که قرار جراحی چشم داشتند. از دوهفته پیش هم که ایشان را بردند هیچ اطلاعی از شرایط جسمی ایشان ندارم یعنی چون از شرایط نگهداری و محل نگهداری ایشان هیچ اطلاعی در دست نیست خوب همه اینها نگران کننده است. امیدوارم همسرم را همان جوری که بردند همانگونه هم تحویل دهند.
با توجه به اینکه آقای فریبرز دانا یکی از منتقدان اقتصادی بودند، احتمال اینکه بازداشت ایشان مربوط به انتقادات ایشان به طرح های اقتصادی باشد هست؟
البته من نه به خاطر خودم و نه بخاطر همسرم بلکه بخاطر کسانیکه ایشان را بازداشت کرده اند امیدوارم که اینطور نباشد. یعنی اگر اتهام ایشان این انتقادات باشد برای اینها باید بیشتر متاسف بود. آقای رئیس دانا از بعد علمی به این طرح انتقاد داشتند و زمانی هم که بیرون بیایند همچنان انتقاد خواهند داشت. بخاطر همین نباید برای مسئولین این انتقادات مسئله ای باشد که متاسفانه مثل اینکه تحمل اینگونه انتقادات هم ندارند.
اقدامات بعدی شما چیست؟
وکیل ایشان و همکارانشان پیگیر وضعیت ایشان هستند و من هم تلاش می کنم اما مسئله اصلی این است که چطور می توانیم همسرم را پیدا کنیم؟
خانم دانا پسرتان چند سالش است؟
پسرما الان دوسال و هفت ماهش است. چون خیلی هم به همسرم وابسته است خیلی بهانه اش را می گیرد تا جاییکه حتی اسم پدرش را نمی توانم جلویش بیاورم و وقتی خیلی بی تابی می کند می گویم مسافرت رفته اما اصلا قبول نمی کند و مدام بهانه پدرش را می گیرد.
در پایان هر صحبتی با مسئولین قضایی دارید بفرمایید.
اصلا چنین سیستم و دستگاهی که برای برقراری عدالت باشد را نمی بینم بخاطر همین برایم دوراز ذهن است که با مسئولین آن صحبتی داشته باشم. چون قطعا اگر چنین دستگاه قضایی وجود داشت تا الان پاسخی به ما داده بودند و وضعیت ما خانواده ها این نبود. خوب کسانیکه قاچاقچی و دزد هستند آزادند و در عوض رئیس داناها باید زندان باشند، طوری شده است که اوین ما الان دانشگاه شده است.
من یک آمار ثبت احوالی دارم که از نیمه دهه پنجاه تا سال شصت، اگر دقت کنید اسمهایی که روی بچه ها می گذاشتند آزاده، شادی، امید، نوید و ایمان و امثال اینها خیلی زیاد بود اما اینقدر فضای کشور خفقان شده که دیگر از این اسمها نداریم یعنی می خواهم بگویم یک حس یاس و ناامیدی پر شده است. یعنی چنان این خانه از پایبست ویران است که به این سادگی...
با این حال بزرگترین آرزوی من آزادی تمامی زندانیان سیاسی است.
با تشکر از فرصتی که در اختیارمان قرار دادید.
سخنگوی فراکسیون خط امام(ره) مجلس شورای اسلامی، عدم برخورداری جریان افراطی از جایگاه مناسب را دلیل تشدید تخریب اصلاحطلبان دانست.
به گزارش ایلنا، داریوش قنبری، با اشاره به جلسه روز گذشته اعضای این فراکسیون اظهار کرد: در این جلسه تشدید حملات به اصلاحطلبان و شخصیتهای بارز این جریان توسط طیفهای افراطی اصولگرا مورد بحث قرار گرفت و نسبت به آن ابراز تعجب شد زیرا شخصیتهای اصلاحطلب در سخنان خود صرفا بر توجه به قانون اساسی تاکید کردهاند و مطالبهای غیر از آن نداشتهاند.
وی افزود: به اعتقاد اعضای این فراکسیون، دلیل تشدید تخریبها این است که جریان افراطی بهدلیل ماهیت تندوروانه خود، هیچ جایگاهی در میان اصولگرایان ندارد لذا با بیان این مطالب میخواهند جایگاهی کسب کنند. در حالی که هر چه بیشتر این سخنان را مطرح کنند بیشتر مطرود میشوند.
قنبری تاکید کرد: رفتار جریان تندرو موضع همه اصولگرایان تلقی نمیشود بلکه عده محدودی دارای این مواضع هستند.
سخنگوی فراکسیون خط امام(ره) مجلس همچنین گفت: اعضای این فراکسیون از تبدیل شدن برخی منابر به دادگاه ابراز نگرانی کرده و تاکید کردند که اگر جرمی هست باید در دادگاهها رسیدگی شود.
وی تصریح کرد: اعضای این فراکسیون با اشاره به کسانی که در جامعه پمپاژ خشونت میکنند از دادستانی کل کشور خواستند تا جلوی این افراد را بگیرند و برخورد قانونی با آنها صورت گیرد.
قنبری موضعگیری علیه شخصیتهای نظام در اماکن مذهبی، نحوه هدفمندسازی یارانهها، آلودگی هوای تهران و بیتوجهی دولت به تخصیص بودجه به مترو را از دیگر موضوعات مطرح شده در جلسه فراکسیون متبوعش دانست و تصریح کرد: دوره شعار دادن در مورد سیستم حمل و نقل تهران گذشته است و باید در این زمینه اقدام جدی صورت گیرد.
سخنگوی فراکسیون خط امام مجلس در پایان در پاسخ به سوالی در مورد ادامه دیدارهای اعضای این فراکسیون با شخصیتهای نظام گفت: این دیدارها طبق برنامه ادامه دارد و در جلسه دیروز هم تاکید شد که رایزنیها برای انجام آنها صورت گیرد.
نماینده مردم آستانه اشرفیه در مجلس گفت: با افزایش ناگهانی قیمت در هدفمندی یارانهها شیب ملایم در آن رعایت نشده و تند است و نتیجه آن ایجاد مشکل در بخش تولید و صنعت شده است.
به گزارش مهر، محمدمهدی صادق در صمیمی فعالان اقتصادی استان اصفهان با اعضای هیئت رئیسه کمیسیون صنایع و معادن و نمایندگان مجلس که در اتاق بازرگانی برگزار شد، با اشاره به اجرای قانون هدفمندی یارانهها اظهار داشت: زمانی که لایحه هدفمندی یارانه ها وارد مجلس شد، بحث طرح تحول اقتصادی مطرح و در این طرح هفت نظام اقتصادی و محورهای اقتصادی از جمله طرح هدفمند کردن یارانهها در نظر گرفته شده بود.
وی با برشمردن تعدادی از محورهای طرح تحول اقتصادی افزود: محورهایی مانند ساختار گمرک، اصلاح نظام بانکی و پولی، بهرهوری و دیگر موارد از جمله محورهای طرح تحول اقتصادی است که باید به صورت موازات با هدفمندی یارانه ها انجام گیرد.
نماینده مردم آستانه اشرفیه در مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: در حال حاضر از میان هفت بند طرح تحول اقتصادی تنها بحث هدفمندی یارانهها مورد توجه قرار گرفته و دولت به شش محور اقتصادی دیگر توجه نکرده است و همین امر باعث بروز مشکلاتی بر سر راه هدفمندی یارانه ها شده است.
وی تصریح کرد: با تصویب قانون هدفمندی یارانهها قرار بر این شد که قیمتها ظرف مدت پنج سال به صورت تدریجی و پلکانی به قیمت فوق خلیجفارس برسد و از شیب ملایم و نسبتا کندی برخوردار باشد اما هم اکنون اینگونه نیست.
صادق با اشاره به اینکه در حال حاضر اجرای قانون هدفمندی یارانهها را دارای شیب تندی است، خاطرنشان کرد: با افزایش ناگهانی قیمت در هدفمندی یارانهها شیب ملایم رعایت نشده و نتیجه آن ایجاد مشکل در بخش تولید و صنعت شده است.
وی با اشاره به اینکه در ۸۰ سال اخیر صنعت در بخشهای مختلف دولتی اداره می شده است و کمتر شاهد تغییر در ساختارهای تولید و صنعت بوده ایم، تصریح کرد: بسیاری از صنعتگران در زمانهای مختلف وامهای بلند مدت با مبالغ بالا دریافت کرده اند اما به فکر تغییر تکنولوژی و ساختار خود در جهت مصرف بهینه نبوده اند.
نماینده مردم آستانه اشرفیه در مجلس شورای اسلامی اضافه کرد: در حال حاضر بانکها به دلیل عدم پرداخت وامها توسط متقاضیان دچار مشکل شده اند و منابع مالی بانکها به شدت کاهش یافته است.
وی اظهار داشت: برنامه ریزیها باید در جهت افزایش سرمایه بانکها پیش رود تا بتوانند تسهیلات در اختیار بخش تولید و صنعت قرار دهند.
نماینده خرمشهر با اشاره به اجرای قانون هدفمندی یارانهها بر ضرورت حمایت از حمل و نقل عمومی بخصوص در حوزه دریایی تاکید کرد و خواستار تجدید نظر در قمیت سوخت مصرفی این شناورها شد.
مصطفی مطورزاده، نماینده خرمشهر، در گفت و گو با خانه ملت با بیان اینکه اجرای قانون هدفمندی اقدام بزرگی است که اجرای آن نیاز به انرژی و مدیریت خاصی دارد، افزود: در بعضی از موارد اجرای قانون هدفمندی نیاز به اصلاح و تجدید نظر وجود دارد که از جمله آنها موضوع سوخترسانی به وسایل نقلیه زمینی و شناورهای دریایی است که وظیفه حمل و نقل در کشور را برعهده دارند.
مطورزاده با بیان اینکه شناورها، لنجهای صیادی و سیستم حمل و نقل دریایی ایران پس از افزایش قیمت سوخت این شناورها با مشکل مواجه شده است، گفت: متاسفانه امروز شاهد این هستیم که حرکت شناورهای ما در طول سواحل کشور با مشکل جدی مواجه شده است و بسیاری از کالاهای صادراتی بر عرشه این قبیل شناورها با سختی در حال صادرات است.
نایب رییس کمیسیون اقتصادی مجلس همچنین افزود: ایجاد هرگونه مانع بر سر راه صادرات آثار و تبعات زیادی بر تولید داخلی ما خواهد داشت؛ چراکه اگر کالا به راحتی صادر نشود به صورت زنجیروار بر بخش های مختلف اقتصادی کشور اثر خواهد گذاشت و نهایتا واحدهای تولیدی بخش صنعت و کشاورزی را متضرر خواهد کرد به همین دلیل شایسته است تا هرچه سریعتر چاره ای برای این مشکل اندیشیده شود.
وی با بیان اینکه افزایش قیمت سوخت باعث کندی حرکت شناورها شده است، تصریح کرد: ما در آن سوی مرز تعهدات و قراردادهایی داریم که تاخیر در این قراردادها با توجه به رقابت شدیدی که در بازار فعلی جهان وجود دارد موجب از دست دادن بازار صادراتی ما خواهد شد.
زهرا رهنورد، نویسنده و استاد دانشگاه به دیدار خانواده عماد الدین باقی، فعال حقوق بشر که این روزها زندانی است، رفت.
به گزارش کلمه، عماد الدین باقی، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر میبرد. وی پس از چند ماه آزادی موقت دوباره به زندان اوین بازگردانده شد. او پس از حوادث عاشورای سال گذشته بازداشت شد و پس از برگزاری دادگاه و تایید حکمش به زندان برگردانده شد.
زهنورد در این دیدار به خانواده این روزنامه نگار گفت: خانواده باقی تاوان آزادیخواهی خود را پس میدهد، اما آقای باقی سر فرازیست که هر لحظه حضورش در هر کجا، چه در زندان بزرگ کشور و چه در زندانهای کوچکتر مانند اوین پیام پایداری، سلحشوری و آزادگی است.
وی همچنین در ادامه سخنانش با اشاره به بازداشت داماد این خانواده که چند روز پیش اتفاق افتاد تاکید کرد: تعدی به این خانواده و دستگیری داماد آقای باقی، علی مقامی که بدون هیچ منطقی دستگیر شدهاند حاکی از ضعف و ترس از جنبش آزادی خواهانه مردم ایران است.
رهنورد همچنین در ادامه این دیدار اظهار امیدواری کرد که عماد الدین باقی و علی مقامی داماد خانواده و همه زندانیان سیاسی هر چه زودتر از زندان آزاد شوند.
باقی ببنیانگذار کمیته دفاع از حقوق زندانیان، و از اعضای سابق سپاه پاسداران است. علت دستگیری دوباره باقی پس از حوادث عاشورای امسال پیشگیری از حوادث احتمالی پس از «فوت آیت الله منتظری» عنوان شده بود باقی به شش سال حبس تعزیری محکوم شده است.
فخرالسادات محتشمی پور همسر مصطفی تاج زاده در عریضه پنجاه و چهارم خود خطاب به دادستان تهران نوشت « من امروز از همه مراجع عالی قدر شیعیان در سراسر جهان استفتاء می کنم که افکندن دختران و زنان و مادران جوان و حتی کهنسال در سلول انفرادی و بازجویی مستمر آنان شب و روز و گاه و بی گاه چشم بسته رو به دیوار و در سخت ترین و اهانت بار ترین شرایط توسط مردان اجنبی چه حکمی دارد؟ آیا صرف یک اتهام اثبات نشده مجوز قانونی و شرعی برای هرگونه سخت گیری و اقدام ناشایست و نامطلوبی را به دستگاه امنیتی و قضایی کشور اسلامی می دهد؟»
متن کامل عریضه پنجاه و چهارم با عطر توسل که نسخه ای از آن در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است به شرح ذیل است:
به : دادستان تهران
از : یکی از ستم دیدگان عصر عاشورای 89،همسر سید مصطفی تاجزاده شاکی از کودتاگران انتخاباتی، آزاده ممنوع الملاقات در قرنطینه اوین
بسم الله الرحمن الرحیم
یا فاطمة الزهرا یا بنت محمد یا قرةَ عین الرسول یا سیدتنا و مولاتنا انا توجهنا واستشفعنا و توسلنا بکِ الی الله وقدمناک بین یدیه حاجاتنا یا وجیهة عندالله اشفعی لنا عندالله
سلام آقای دادستان!
امیدوارم حالتان خوب باشد با انجام وظیفه ای که می کنید و تکلیفی که ادا می کنید این روزها سخت!
ما ولی حالمان خوب نیست. حال ما و حال مادرانی که صدای عزیزانشان را پس از روزها بی خبری لرزان می شنوند و مضطرب. حال مادرانی که گوشی از لرزش دستشان می لرزد و سعی می کنند با جگرگوشه شان محکم و مطمئن سخن بگویند و آنان را به صبوری بیشتر دعوت کنند. مادرم می گفت چاره ای نیست این گوشت ماست که زیر دندان آن هاست باید ملاحظه کنی! و من در دل می گفتم: مادرجان مگر انقلابی که برایش کشته ها داده شد و خون ها ریخته شد برای این بود که زندانی سیاسی بشود گوشت لذیذی زیر دندان ساواکی های جدید؟ مگر اولین جایی که پس از پیروزی انقلاب شکوهمند مردمی مان به دست نیروهای انقلابی افتاد زندان نبود و مگر آزادی زندانیان سیاسی شیرین ترین خاطره آن روزهای ما نبود. چه شد که دندان هایی تیز شد برای طعمه هایی لذیذ؟!
مادرها و پدرها این روزها حالشان هیچ خوب نیست چون نمی توانند حال دختران جوانشان را زیر دست بازجوها تصور کنند و بی حال نشوند. و همسران جوانی که حالی مشابه دارند. و فرزندانی که بی مادری نیست که رنجشان می دهد بلکه اسارت مادر به دست کسانی که از جنس مؤمنین نیستند و تربیت شده برای برخورد انسانی با زندانی سیاسی و مخالف سیاسی و منتقد نیستند. آیا می شود رنجشی از این سطور که امروز با دستان لرزان من تقریر می شود به دل گرفت در حالی که هنگام وداع حلالیت طلبیده شده و می شود از این خواهران مظلوم دربند ما؟ حلالیت برای چه ؟ برای درهم شکستن روح و روانشان و در هم شکستن روح و روان خانواده هایشان، مادران، پدران، همسران جوان و فرزندان و همه قوم و خویش و دوستانشان.
حالم خوش نبود از همان دیشب که صدای لرزان پدری مضطرّ در گوشم می پیچید: یا وجیهة عندالله اشفعی لنا عندالله. به که پناه می توانیم برد جز خدای زهرای اطهر(س) ملکه عصمت و ایثار و شکوه بندگی؟ جز کوثر رسول الله (ص) که این روزها عزادار حسینش نیست بلکه در عزای دین حسینش می سوزد و می گدازد. و در سوگ فرزندانش تا هنوز تا امروز. و در رثای آدمیت که به دست مدعیان دین پدرش ذبح می شود. به چه کسی می توان پناه برد جز شوی زهرا علی(ع) و پسرعمش که محمدی زیستن را به اعراب جاهلی آموخت با حسن خلق و سلوکش. آه دریغ که همه آموزه های مسلمانی در امروز ما دفن می شود. در سلول های انفرادی که جایگاه دختران مسلمان و زنان جوان و مادرانی است که فرزندانشان هنوز تشنه سیراب شدن از دریای معرفت فاطمی و علوی هستند.
آقای دادستان!
از شما می پرسم. حال که طبق ادعاهای بارها بازگوشده تان دست سران فتنه و همه فتنه گران برایتان رو شده و پرونده های قطور جاسوسی و وابستگی کلاسه شده و آماده پیش رویتان است، چرا با بازداشت های فله ای جوانان سبزاندیش سروقامت وطن شیران و دلیران ایران، و زنان و دخترکان نورسته دیار ما موافقت می کنید و با افکندنشان در سلول انفرادی آن هم تحت سلطه بازجویانی که باید صحت و سلامت نفس و اخلاقشان توسط مراجع ذی صلاح تأیید شود. سلول انفرادی آیا از نظر رهبری مصداق بدترین شکنجه اعلام نشده است؟ چرا جگرگوشگان ما را شکنجه می دهید و مارا؟ من امروز از همه مراجع عالی قدر شیعیان در سراسر جهان استفتاء می کنم که افکندن دختران و زنان و مادران جوان و حتی کهنسال در سلول انفرادی و بازجویی مستمر آنان شب و روز و گاه و بی گاه چشم بسته رو به دیوار و در سخت ترین و اهانت بار ترین شرایط توسط مردان اجنبی چه حکمی دارد؟ آیا صرف یک اتهام اثبات نشده مجوز قانونی و شرعی برای هرگونه سخت گیری و اقدام ناشایست و نامطلوبی را به دستگاه امنیتی و قضایی کشور اسلامی می دهد؟
به راستی ما را چه می شود؟ چرا قبح همه منکرات در کشور اسلامی ما ریخته شده است. تا دیروز این قسم حوادث فریاد وااسلاما را به گوش فلک می رساند. امروز چه شده که دختران مارا و زنان ما را به سلول انفرادی می اندازند و خانواده هایشان را در بی خبری نگاه می دارند و هرگونه اطلاع رسانی و استمداد و تظلم خواهی را جرم و موجب سنگین شدن پرونده به قول خودشان متهم می خوانند. کدام پرونده ؟ پرونده مسلمانی، نقد و نظر، مخالفت زبانی و احیانا قلمی؟ پرونده مظلومیت فرزندان ایران دارد دو ساله می شود. و همه گناهانی که به نام صواب در این کشور و ملک و دیار رخ داده برگردن همه کسانی است که خود بهتر به مسئولیت هایشان آشنا هستند و لب فروبسته و خاموشی گزیده اند.
آقای دادستان!
من هیچ واهمه ای ندارم که به نام نامی مادرم زهرا(س) که این روزها دلش از همه حرام کاری های شمایان خون است و به نام نامی عمه ام زینب (س) که کمرش را بار دیگر مظالمی که به نام اسلام علی و حسین (ع) بر مظلومان دوران رفته، خمیده کرده است، از دستگاه قضایی و امنیتی کشورم که به فرموده مراجع عظام روز به روز با احکام اسلام بیشتر فاصله می گیرند، نزد مردم و خدای مردم شکوه کنم که دخترکان فهیم و فرهیخته را به جرم اصلاح طلبی و سبزاندیشی مظلومانه به بند کشیده اند و زنان و مادران جوان را از کاشانه های مهرشان جدا ساخته اند و در سلول های انفرادی از آنان بازجویی می کنند. اینان چه چیز را باز می جویند؟ ارتباط با بیگانگان را از مادر شش فرزند؟ و جاسوسی را از کسی که بلافاصله پس از اتمام تحصیلش برای خدمت به کشور و مردمش به ایران عزیز بازگشته و در جستجوی راه خدمتگزاری گام برداشته؟ نمی دانم. به واقع نمی دانم چه اتهامی به این عزیزان تفهیم شده تنها چیزی که می دانم این است که این همه بد سرشتی و بددهانی و بدکاری هیچ حاصلی برای تدارک کنندگان نمایش های کثیف نداشته و نخواهد داشت و آن حلالیت طلبی آخر کار هم هیچ دستگیری از این صاحبان رفتارهای ناشایست نزد خداوندگار مظلومان نخواهد کرد چرا که تنها زخم جسم است که شفا می یابد و زخم روح هرگز ترمیم شدنی نیست.
آقای دادستان!
خدای را شاکرم که مرا در زمره دردمندان قرار داد تا رفاه و عافیت طلبی مهر بر چشم و گوش و دلم ننهد و او را شاکرم که مرا از زمره دردمندان قرار داد تا همه مصائب خانواده های عزیز و مکرّم زندانیان سیاسی که خودشان و فرزندان و عزیزانشان موجب افتخار این ملک وملتند، مصائب خود بدانم و در کنار آنان درد خود را که سخت سهمگین است، فراموش کنم. و خدای را سپاسگزارم که این توان را به من داد تا دیگران را که در جهلی که هنوز مرکب نشده غوطه ورند به زشت کاری های حاکمان زمانه ام آگاه کنم. و خود را و همه عزیزان دربند و بویژه دختران نازنین گرفتار سپاه بددلان کینه توز را به هم او می سپارم که بهترین نگاهبان است از شر شیاطین جن و انس.
فخرالسادات محتشمی پور
بیست و هشتم محرم الحرام 1432 برابر با سیزدهم دی ماه 1389
محسنی اژهای در مورد اظهارات دولتآبادی، دادستان تهران درباره محاکمه میرحسین موسوی، مهدی کروبی و سید محمد خاتمی گفت: کسی تاکنون نگفته به زودی سران فتنه محاکمه خواهند شد.
به گزارش خبر آنلاین به گفته سخنگوی قوه قضاییه، هنوز اقتضائات دستگیری این افراد مهیا نشده و دستگاه قضایی قطعا برای برخورد با آنها که بهگفته اژهای قانونشکنی کردهاند و به نظام ضربه زدهاند، خود را آماده خواهد کرد.
این مقام قضایی در مورد اظهارات دولتآبادی و این که آیا وی در جایگاه حقوقی اظهار نظر کرده است افزود: پسندیده است همکاران بتوانند جایگاه و شان خود را در زمانهایی که در مجامع مختلف سخنرانی میکنند رعایت کنند.
مشاور رئیس دولت اصلاحات تاکید کرد: تخریبکنندگان اصلاحات اگر تصور میکردند که اقدامات آنها نتیجه دارد، این قدر عجولانه و بدون قاعده و منطق حمله نمیکردند.
به گزارش ایلنا، مصطفی درایتی در تحلیل خود از افزایش موج تخریب اصلاحطلبان در روزهای گذشته با تاکید بر اینکه اهدافی که تخریبکنندگان به دنبال آن هستند تحقق نمییابد، تصریح کرد: این نوع تلاشها بیهوده است و تخریبکنندگان اگر تصور میکردند که اقدامات آنها نتیجه دارد این قدر عجولانه و بدون قاعده و منطق حمله نمیکردند.
وی ادامه داد: تخریبکنندگان قبل از اینکه نگران اصلاحطلبان باشند نگران وضعیت خودشان هستند و در چند سال اخیر این نوع حملات وجود داشته است و اگرچه صدای اصلاحطلبان از رسانههای رسمی شنیده نمیشود، ولی این صدا در میان مردم نهادینه شده است و گمان از بین بردن اصلاحطلبان واهی است.
این فعال سیاسی اصلاحطلب در پاسخ به سوالی در خصوص تحلیل خود از وضعیت آرایش نیروهای اصلاحطلب در صحنه آینده سیاسی کشور، خاطرنشان کرد: تا زمانی که فضای سیاسی کشور شفاف نشود هرگونه اظهارنظر در این زمینه ممکن است نتیجه مطلوبی نداشته باشد.
درایتی تصریح کرد: بهنظر میرسد ارادهای، حضور فعالان سیاسی اصلاحطلب در کشور را تحمل نمیکند و تا زمانی که تکلیف این نوع نگاه مشخص نشود نمیتوان در خصوص آرایش نیروهای اصلاحطلب نظر داد.
مشاور رئیس دولت اصلاحات خاطرنشان کرد: دستاندکاران این موضوع باید متوجه باشند که گردوخاک کردن در فضای سیاسی کشور نتیجهای نخواهد داشت.
درایتی تصریح کرد: در فضای غیرشفاف و غبارآلود و پرهجمه امروزی علیه اصلاحطلبان، گاهی پاسخ ندادن بهتر از موضعگیری است، چرا که بعضا سبب آتش زدن به این مباحث میشود و آقایان نیز بعضا منتظر موضعگیری اصلاحطلبان هستند.
بنا بر گزارشهای رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران ، از صبح دیروز شنبه یازدهم دی ماه 89 سه هزار و پانصد کارگر لاستیک بارز بتدریج دست از کار کشیدند و بعد از ظهر دیروز با خاموش کردن همه دستگاههای تولیدی بطور یکپارچه ای وارد اعصاب شدند.خواست این کارگران تحقق تمامی آن مطالباتی است که در دور اعتصابات قبلی این کارگران به آنها وعده تحقق اش را داده بودند. این کارگران برای دستیابی به مطالبات خود روز چهارم مهر ماه سالجاری بمدت چهار روز دست به اعتصاب زدند و با وعده تحقق خواستهایشان از سوی رئیس اداره کار کرمان به اعتصاب خود پایان دادند اما پس از گذشت حدود یکماه از تحقق وعدهای کارفرما خبری نشد و کارگران هشدار دادند چنانچه تا 7 آبانماه سالجاری خواست هایشان بر آورده نشود دست به اعتصاب مجدد خواهند زد اما با عوض شدن مدیر اداری کارخانه و انتصاب مدیر اداری جدید و طرح این مسئله از سوی مدیر تازه مبنی بر اینکه "من تازه به این سمت منصوب شده ام به من دو ماه برای تحقق خواست هایتان فرصت بدهید" کارگران لاستیک بارز از دست زدن به اعتصاب در روز هفتم آبانماه سالجاری منصرف شدند اما پس از دو ماه از وعده مدیر اداری جدید مبنی بر تحقق خواستهای کارگران خبری نشد. بنا بر اظهار کارگران این کارخانه دیروز یازدهم دی ماه و پس از گذشت دو ماه، با به پایان رسیدن مهلتی که کارگران به مدیر اداری جدید برای تحقق خواست هایشان داده بودند آنان با مراجعه به مدیر اداری کارخانه و با طرح خواستهای خود که دو ماه پیش وعده تحقق آنها داده شده بود خواهان رسیدگی به مطالبات خود شدند اما مدیر اداری کارخانه با استناد به قطع یارانه ها اظهار داشت: با قطع یارانه ها هزینه تولید بالا رفته است و ما نمیتوانیم به وعده های خود عمل کنیم، ما مواد نداریم و این مشکل مربوط به کل مملکت است، مربوط به ما نیست و اگر دست از کار بکشید به جرم اغتشاش دستگیر میشوید. بدنبال این مذاکرات و جوابهای تهدید آمیز از سوی مدیر اداری کارخانه لاستیک بارز، کارگران دسته دسته شروع به خواباندن دستگاههای تولید کردند بطوری بعد از ظهر دیروزکارگران روزکار بطور یکپارچه ای وارد اعتصاب شدند و بدنبال آنها کارگران شیفت شب نیز به اعصاب پیوستند. کارگران لاستیک بارز از ماهها پیش خواهان افزایش دستمزدهای خود و تبدیل قراردادهای یکماهه به قرارداد یکساله هستند. علاوه بر اینها کارفرمای لاستیک بار در ازای 70 ساعت اضافه کاری ماهانه با بهانه اینکه کارگران در این 70 ساعت کم کاری میکنند به آنان فقط ماهیانه 40 ساعت اضافه کاری پرداخت میکند. همچنین کارگران این کارخانه از آنجا که یک هفته در میان فقط روزهای جمعه تعطیل هستند خواهان تعطیلی دو روز در هفته می باشند و به کاهش پاداش تولید که از بیستم مهر ماه جاری از مبلغ 50 تا 200 هزارتومان نسبت به دستمزد کارگران کاهش پیدا کرده است معترضند.
با گذشت ۲۱ روز از بازداشت مهران فرجی روزنامهنگار و از اعضای ستاد انتخاباتی مهدی کروبی، خانواده او نتوانستهاند با فرزند خود ملاقات داشته باشند و از وضعیت او با خبر شوند.
به گزارش جرس، مهران فرجی سه هفته پیش برای عیادت از خانوادهاش به قزوین رفته بود که با یورش نیروهای امنیتی بازداشت شد. این افراد که خود را معرفی نکردند و دلیلی برای بازداشت این روزنامهنگار عنوان نکردند، کامپیوتر شخصی و کتابهای فرجی را نیز با خود بردند.
خانواده مهران فرجی در این مدت توانستند تنها متوجه این موضوع شوند که فرزندشان در بند ۲۰۹ زندان اوین به سر می برد اما هر گونه تلاش آنها برای ملاقات و یا پی بردن به علت دستگیری او بی ثمر بود.
مهران فرجی سابقه فعالیت در رسانههایی چون خبرگزاری ایسنا، خبرگزاری ایلنا، روزنامه کارگزاران، روزنامه اعتماد ملی و روزنامه همشهری را دارد.
دولت بار دیگر از تصمیم یکبارهای که برای افزایش قیمتها گرفته بود عقبنشینی کرد و این بار نرخ گازوئیل آزاد را از ۳۵۰ تومان یکباره به ۱۵۰ تومان به اضافهی یک ریال! کاهش داد؛ یعنی تنها یک ریال بیشتر از نرخ گازوئیل سهمیهای. البته این قیمت فعلا برای دی ماه اعلام شده و قیمت ماههای بعد هنوز مشخص نیست.
خبرگزاری مهر در این باره، به اظهارات غضنفری وزیر بازرگانی در خصوص تغییر سهمیه گازوئیل حمل و نقل عمومی اشاره کرد و نوشت: بعد از آنکه نمایندگان ویژه کارگروه طرح تحول اقتصادی، سهمیهای را برای ناوگان حمل و نقل بین شهری که شامل اتوبوس، مینی بوس و کامیون در نظر گرفتند، بررسی ها در دو هفته اول اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها نشان داد که این سهمیه باعث بروز برخی اختلالات در حمل بار و مسافر خواهد شد.
به همین منظور نمایندگان ویژه این کارگروه با لحاظ کردن تغییراتی در سهمیهها، مصوبه ای را در هشتم دی ماه سال جاری از تصویب گذراند که بر اساس آن، مقرر شد که سهمیه در نظر گرفته شده که قرار بود با قیمت ۳۵۰ تومان در اختیار وسایل حمل و نقل عمومی قرار گیرد، به قیمت ۱۵۰ تومان به علاوه یک ریال، در اختیار آنها قرار گیرد.
تصویب این جدول بود که باعث بروز مشکلاتی در بحث حمل و نقل عمومی کشور با اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها شد. بر اساس این جدول، هر وسیله حمل و نقل عمومی با کاربری تعریف شده در جدول مذکور، می توانست در دو میزان متفاوت، سهمیه ۱۵۰ تومانی و ۳۵۰ تومانی دریافت کند. این کار باعث بالا رفتن کرایه حمل و در نتیجه قیمت تمام شده کالاها می شد، که بر این اساس وزارت بازرگانی، موضوع را به معاون اول رئیس جمهور نعکس کرد.
در این راستا، ۸ دی ماه کارگروه طرح تحول اقتصادی مصوبه ای را از تصویب گذراند که بر اساس آن، قرار بر این شد که سهمیه های در نظر گرفته شده با نرخ ۳۵۰ تومان نیز، تا آخر دی ماه با قیمت "۱۵۰ تومان به علاوه یک ریال" در اختیار مصرف کنندگان قرار گیرد.
عدد یک ریالی که در قیمتهای جدید مشاهده می شود به دلیل این است که جایگاههای عرضه سوخت بتوانند سهمیه دوم اختصاص داده شده را عمل کنند.
تاریخ اعتبار این جدول تا آخر دی ماه بوده و قرار است در بهمن ماه، تصمیمات جدیدی اتخاذ شود.
براساس تصمیم کارگروه طرح تحول اقتصادی، این تصمیم تا آخر دی ماه اعتبار دارد. برهمین، قرار است که تا پایان ماه جاری، وزارتخانهای نفت، راه و ترابری و ستاد مدیریت حمل و نقل و سوخت، وضعیت مصرف ناوگان حمل و نقل را بررسی کند و راهکارهای لازم را ارایه دهد.
گفته شده که از ابتدای بهمن ماه، سهمیه ها براساس کارکرد هر وسیله نقلیه، تعیین خواهد شد.
پارلمان نیوز در گزارشی با اشاره به پلمب پنج ساله موزه هدایای ریاست جمهوری سید محمد خاتمی نوشت:
موزه یادمان ریاست جمهوری سید محمد خاتمی با دو هزار هدیه ای که سران کشورها و شخصیت های جهانی و مردم ایران و جهان در دوران هشت ساله ریاست جمهوری اش به وی اهدا کرده اند، از آبان ۸۴ تا کنون پلمب شده ودستیابی به اسناد و مدارک مرتبط به آن امکانپذیر نیست. پلمب و بسته شدن موزه به دستور رحیم مشایی و در دوره ریاستش بر سازمان میراث فرهنگی صورت گرفته و با رفتن وی از این سازمان نیز موزه همچنان بسته مانده است. با این وضع، نه مردم اجازه بازدید از موزه را دارند و نه هدایا به سازمان اسناد ملی (متولی موزه) تحویل داده می شود که حداقل در آن سازمان در امان بماند .
موزه هدایای ریاست جموری محمد خاتمی که در ۳ خرداد ۱۳۸۴ گشایش یافت، برای جمعآوری هدیههای رسمی و غیررسمی که در دوره ریاست ایشان تقدیم شدهاست در نظر گرفته شدهاست و سابقه ایجاد آن به دوره ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای برمی گردد. موزه هدایای ریاست جموری آیت الله خامنه ای در موزه آستان قدس رضوی و هدایای دوران ریاست جموری آقای هاشمی رفسنجانی نیز در موزه هدایای رفسنجان نگهداری می شود. این هدایاشامل اسناد روابط سیاسی ایران است که اسناد ملی محسوب میشوند و زیر نظر سازمان اسناد و کتابخانه ملی مدیریت و حفاظت می شوند.
مکان موزه یادمان ریاست جمهوری سید محمد خاتمی در دولت اصلاحات و بنا به مصوبه هیات وزیران، مجموعه تاریخی سعدآباد تصویب شده بود اما با تغییر دولت و تغییر رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، برای اداره موزه مشکلاتی پیش آمد و موزه در آبان ۸۴ تعطیل شد .
با تعطیلی موزه و عدم دسترسی به اسناد و هدایای موجود در موزه، سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران در راستای وظایف سازمانی خود ، پی گیری های مکرری برای تحویل هدایا انجام داده که به نتیجه ای منجر نشده است. در حال حاضر بنا به دستور و دخالت مستقیم رییس دفتر رییس جمهور از تحویل هدایای داخل این ساختما ن درمجموعه سعدآباد ، به سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، به عنوان متولی اصلی یادمان وموزه هدایا جلوگیری می شود و به نظر می رسد با خروج کارکنان سازمان اسناد و کتابخانه ملی از سعدآباد این هدایای با ارزش در همان مکان و بدون نظارت سازمان متولی ، در معرض آسیب دیدگی یا مفقود شدن قرارگیرد .
۳۲ سال از تاسیس نظام جمهوری اسلامی می گذرد ، طی این مدت، جامعه ایران با چهار رییس جمهور که هر یک بیش از یک دوره رییس جمهور بوده و بنابراین دوره ای طولانی و با ثبات داشته، روبرو بوده است. آیا نباید مجموعه ای تخصصی و فارغ از جنبه های سیاسی این هدایا و اسناد ومدارک رویدادهای تاریخی در دولت های پس از انقلاب را حفاظت و تدوین کند ؟ اگر چنین نشود مسلما این میراث مهم تاریخی دستخوش سلیقه مدیرانی خواهد شد که با همه چیز از جمله میراث انقلاب اسلامی ، سیاسی و در چارچوب مواضع جناحی و حزبی خود برخورد می کنند. کاش در مجلس، قانونی جامع در مورد حفظ مجموعه اسناد دولتی پس از انقلاب (با محوریت اسناد و هدایای روسای جمهورو روسای مجلس) تصویب می شد تا با در نظر گرفتن منافع ملی فرصتی پدید آید تا بهترین امکان را برای ارتقاء سطح بینش و دانش و خود آگاهی برای سیاستمداران ، پژوهشگران، کارشناسان و اهالی رسانه فراهم کند و از دیگر سو سلیقه ی افراد مانع از انهدام این اسناد دولتی و ملی بشود .

مهدی کروبی در نامه ای خطاب به مردم ایران، به صراحت به تهدیدهای رسانه های جریان حاکم و صدا و سیما در یک هفته ی اخیر پاسخ داد و تاکید کرد: من از همین جا اعلام می کنم که بیدی نیستم که با این بادها بلرزم و کاملا از این دادگاه استقبال می کنم و برای همه مواضعم ادله محکمی دارم چرا که ۲۱ سال است با این قضیه ها مدام به صورت های مختلف درگیر بودم و آرامشی هم نداشتم.
به گزارش سحام نیوز، کروبی در بخش دیگری از این نامه آورده است: ماه ها از اوج گرفتن جنبش اعتراضی مردم ایران می گذرد. روزهایی که اگر چه هر روز آن حامل اخبار تلخ و نگران کننده بازداشت ها و برخوردها بود اما ماحصل مبارک و میمونی نیز داشت و آن بازنمایی روی دیگر سکه قدرت و حاکمیت در نظام اسلامی ایران بود. روی دیگر این سکه، بازتاب فساد و طغیانی است که امروز متاثر از قدرت، در همه شئون حکومتی قابل رویت است.
متن کامل این نامه بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت و شریف و آزادی خواه ایران
مدتی است که در رسانه ملی، مطبوعات اقتدارگرایان، برخی خطبه های نماز جمعه و نطق برخی نمایندگان، بلوایی به پا شده و به ماشین اتهام زنی به چهره هایی تبدیل شده است که سرمایه عمر خود را صرف سرافرازی و پیشرفت ایران و اسلام کرده اند. بعد از این همه اتهام زنی و دروغگویی که گویا در این سالها به سکه ای رایج تبدیل شده، در این میان رسانه ملی در برنامه « دیروز، امروز، فردا» با دعوت از دو تن از چهره های شناخته شده اتهام زنی ها را به اوج خود رساند. دریغ که رسانه ملی دیگر نه بازنمای صدای مردم ایران که مبدل به رسانه ای کاملاً انحصاری و در خدمت خواست حاکمیت قرار گرفته و مجموعه ای خارج از صدا و سیما، مدیریت فکری و سیاسی آن را در دست گرفته اند. اینچنین است که گویی ماه ها پس از طرح مسئله «خواص بی بصیرت» و به رغم ارعاب و تهدید و فشار چهره های سیاسی و روحانی و فرهنگی برای تایید این طرح، توفیقی حاصل نشده و چاره در این تعریف می شود که رسانه ملی، یک هفته همراه و پشتیبان مطبوعات و برخی خطبه های نماز جمعه و محافل مختلف یک هفته تمام سفره اتهام زنی و دروغگویی خود را پهن کند و دروغ بر دروغ انبار کند.
صحبت ها، تهمت ها و به اصطلاح مناظره ها در این برنامه به دو بخش تقسیم شد؛ یک بخش مربوط به مسئله رفت و آمد و نشست های خارجی که من در این جریان نیستم و قاعدتاً بزرگان و گروههای سیاسی که مورد خطاب قرار گرفتند چنانچه صلاح بدانند توضیح خواهند داد.
لکن در بخش دوم چون شمول آن کل جنبش و به قول آقایان کسانی که در فتنه نقش داشتند، بود و من به عنوان عضوی از اصلاحات و جنبش، لازم می دانم به چند نکته اشاره کنم:
۱- شرکت کنندگان در برنامه اتهام زنی رسانه ملی به کرات از تعریف دولت های خارجی و اپوزوسیون ومنافقین از سران جنبش سخن گفتند و این اتفاق را دلیلی بر خروج سران جنبش از چهارچوب نظام جمهوری اسلامی ایران فرض کردند. از آنها می پرسم چگونه است که واکنش ها و موضع گیری های برخی رسانه ها و چهره های خارجی از برخی اقدامات شما، به سند افتخاری در دستتان و سوژه ای برای تبلیغاتتان تبدیل می شود و از طرف دیگر واکنش و موضع گیری رسانه ها و چهره های خارجی از دیگران سند وابستگی آنها شناخته می شود؟ مگر قبل از پیروزی انقلاب امام در نجف و پاریس مصاحبه نمی کردند که اولین مصاحبه ایشان با لوموند فرانسه در نجف بود؟ چطور رادیو کمونیست های ایرانی که در آلمان شرقی از حرکت بزرگان انقلابی تمجید می کرد، ابراز خوشحالی می کردیم. آیا با این خوشحالی می بایست سردمداران انقلاب وابسته به کمونیست ها می شدند؟ همچنین در رادیو بغداد یک روحانی با نام ونشانی صحبت می کرد همه کشور و بزرگان خوشحال می شدند. هر حکومتی بر اساس منافع ملی خود عمل می کند و مطبوعات و رسانه های خارجی نیز بر اساس گرایش ها و گروههای سیاسی خود حرکت می کنند. لذا خود شما هم بر اساس منافع ملی خود کار می کنید و آیا توجه به مسلمانان چچن و چین به همان اندازه ای است که به مسلمانان در لبنان و فلسطین وعراق و افغانستان ؟! چنانچه مطبوعات و صدا و سیمای کشورمان عادلانه برخورد می کرد رسانه های خارجی کمتر میدان داری کرده و مردم نیز کمتر به آنها توجه می کردند. نیازی به تاکید نیست که ما در جنبش اعتراضی و آزادیخواهی خود طمع به تمجید خارجی ها نداریم و هر آنچه می گوییم و می کنیم بر سبیل وظیفه ای است که بر دوش خود احساس می کنیم و اگر آنها از ما صحبت و یا تعریفی می کنند بر اساس دیدگاه خودشان است.
۲- متاسفانه یکی از چهره هایی که در به اصطلاح مناظره شرکت داشت در پاسخ به سوالی که اگر امام (ره) در قید حیات بودند با سران جنبش چه می کردند؟ وی بدون اینکه به کم و کیف و شأن نزول قضایا و اتفاقات بپردازد و توضیحات آن را برای نسل جوان بدرستی شرح دهد تمام حوادث تلخ آن زمان اعم از برخورد با کمونیست ها و منافقین مسلح، التقاطی و چپ ها، کودتاگران و مرجعی که به تعبیر ایشان در ابتدا از امام مهمتر و نفوذ بیشتری داشت و توضیحاتی که باید در این خصوص داده می شد،متاسفانه همه را منتسب به رهبری انقلاب کردند و نتیجه گرفتند که با سران جنبش به قول خودشان «سران فتنه» نیز باید اینگونه برخورد کرد!
با این حال پاسخ من، مهدی کروبی به پرسش شما چنین است و اکنون که دوستان ما را مجالی برای حضور در رسانه ملی و پاسخگویی به اتهامات معرکه گیران نیست، پرسش های خود را خارج از آن رسانه های انحصاری با شما مطرح می کنم:
- اگر بنیانگذار انقلاب امروز زنده بود اصلاً کار انقلاب به جایی نمی رسید که رسانه ملی، مطبوعات، خطبه های نماز جمعه، نطق های نمایندگان مجلس انحصاری شود و تعدادی اتهام زن، در آن معرکه بگیرند و برای چهره های انقلابی تعیین تکلیف کنند. و البته اگر می خواهید بیشتر از مشی امام بدانید حافظه تاریخی خود را به برگزاری انتخابات مجلس سوم برگردانید و واکنش امام به اختلاف های روی داده در این انتخابات را به یاد آورید. آنگاه که اختلاف میان شورای نگهبان و وزارت کشور در اعلام نتایج آرا بالا گرفت، امام با درایت همیشگی خویش هیاتی را متشکل از اعضای شورای نگهبان و وزارت کشور و نماینده خود محمد علی انصاری انتخاب کرد و مشکل را حل کرد.
- آیا اگر امام امروز زنده بود با قوه قضائیه ای که در اختیار نیروهای امنیتی و اطلاعاتی قرار گرفته و جمعی از قضات آن تنها به ماشین امضایی برای احکام ناعادلانه تبدیل شده اند، چه می کرد؟
- هنوز در یاد داریم که در دوران دفاع مقدس، امام چگونه در مقابل رواج خرافات در جبهه های جنگ واکنش نشان دادند و از فرستادن تعدادی از کتابها به جبهه ها جلوگیری کردند. اگر معظم له زنده بود چه واکنشی به رواج خرافات در رسانه ملی و ادعاهایی همچون رویت هاله نور و سجاده خالی پهن کردن و ادعاهایی از این دست داشت؟
- آیا اگر امام زنده بود اجازه می داد که به بیوت مراجع این چنین حمله کرده و به آنها بی احترامی شود و چه واکنشی در باب توهین های مکرر روزنامه حکومتی کیهان و تعیین تکلیف به مراجع معظم تقلید که طبق وظیفه دینی و اسلامی با خانواده های بی پناه زندانیان سیاسی دیدار می کنند، نشان می داد؟
- اگر خمینی کبیر زنده بود به قوه مجریه اجازه نمی داد که مجلس را که فرمودند "در رأس امور است" اینچنین تحقیر کند.
- اگر بنیانگذار انقلاب زنده بود به سپاهیان و بسیجیان مسلح و بی سیم به دستان اجازه نمی داد تا در کنار صندوق های رأی بایستند و دخالت و اِعمال نفوذ در انتخابات داشته باشند.
اگر آن پیر فرزانه زنده بود آیا فضای سیاسی کشور و رسانه ملی و مطبوعات در اختیار چند مداح معرکه گیر قرار می گرفت تا هر آنچه در توان دارند با توهین و افترا و تهمت به چهر های انقلابی و سیاسی عقده گشایی کنند؟ و برای یاران اصیل انقلاب اینچنین محدودیت ایجاد کنند؟
- اگر رهبر انقلاب زنده بود آیا در نظام اسلامی برگزاری مراسم های عزاداری و مذهبی و حتی برگزاری مراسم ختم برای نزدیکترین درگذشتگان تنها به دلیل تعلق بانیان آن مراسم ها به جنبش اعتراضی مردم ایران ممنوع اعلام می شد؟
- اگرخمینی زنده بود در مقابل حیف و میل گسترده بیت المال و رواج نهادینه شدن فساد در دستگاه های اداری و صرف نامناسب هزینه های میلیاردی و عدم پاسخگویی و شفاف سازی درباره هزینه کردن درآمدهای ارزی چه واکنشی نشان می داد؟
- اگر ایشان زنده بودند در مقابل برخوردهای ناصواب دانشگاهیان و حکم های ناعادلانه زندان و محرومیت و تعلیق از تحصیل برای دانشجویان و اساتید و در یک کلام زیر گیوتین گذاشتن نهاد علم و دانش چه می کرد؟
- از یاد نبرده ایم بعد از اشغال سفارت آمریکا، اولین اقدام امام دستور آزادی زنان حاضر در سفارت اشغال شده آمریکا بود. اگر امام زنده بود آیا در مقابل حرمت شکنی زنان در جامعه اسلامی و زندانی کردن مادران و کتک زدن وحشیانه زنان و دختران در خیابان و بریدن احکام سنگین برای آنها سکوت می کرد؟
- در تصورم نمی گنجد اوج خشونتی که بتواند در نظام اسلامی در عرض چند روز حداقل ۴ جوان را زیر شکنجه به مرگ بکشاند؛ اگر امام زنده بود آیا لکه ننگی به نام کهریزک بر پیشانی نظام می نشست ؟
و اما شما که در رسانه ملی با بیان گزینشی و خام دستانه خود از سخنان بنیانگذار انقلاب به گمان خود به ارعاب و تهدید جنبش اعتراضی مردم ایران پرداخته اید، چرا به جای این صحبت هایی که به قول خودتان از قاطعیت امام می گویید از سعه صدر و رافت و گذشت ایشان سخن نمی گویید تا ببینید کدام یک برای مردم به خصوص جوانان آموزنده خواهد بود. که من به دو نکته آن اشاره می کنم:
در کودتای نوژه که قرار بود جماران، محل استقرار امام مورد بمباران قرار بگیرد که به لطف خدا و هوشیاری نیروهای مومن خنثی و ناکام شد، حضرت امام زیر نامه سرهنگ خلبان فکوری وزیر وقت دفاع جمهوری اسلامی در مورد وضع خانواده و بازماندگان معدومین کودتا نوشتند «بسم الله الرحمن الرحیم- مراتب فوق مورد موافقت است امید است خانواده این اشخاص در دامان اسلام و ملت اسلامی با رفاه زندگی کنند و سعادت خویش را در دنیا و آخرت تامین نمایند از خداوند تعالی سعادت و سلامت ملت مسلمان را خواهانم ۱۲ بهمن ۵۹» حال به مقایسه رفتار خود با خانواده بی پناه زندانیان سیاسی اخیر که نه کودتاچی بودند و نه برانداز، توجه داشته باشید.
آیت الله آذری قمی عضو مجلس خبرگان قانون اساسی و از بنیانگذاران جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و نماینده دوره دوم مجلس شورای اسلامی از قم و مؤسس روزنامه رسالت بود. ایشان از مخالفین سر سخت مهندس موسوی بود که در صفحه ۲۲۴ خاطرات سال ۱۳۶۳ آقای هاشمی به نقل از ایشان نوشته شده است « پس از سخنان اینجانب در روز ۱۴ مرداد سال ۱۳۶۳ در مجلس شورای اسلامی که درآن سخنان، اشاراتی به مفهوم واقعی ولایت فقیه داشتم و گفتم ولی فقیه، وظیفه ای جز ارشاد، نصیحت و راهنمایی ندارد و در مقامی نیست که برای قوه مقننه تکلیف معلوم کند. علاوه بر آن اضافه کردم که شخص آقای روح الله خمینی تاکنون در امور آقایان بازرگان، قطب زاده و بنی صدر به این عنوان که آقایان را از ۲۰ سال پیش می شناسد و بر ایمان و تقوا و تعهد آنها اطلاع دارد، ما را ناچار از پذیرش این سه نفر در بحرانی ترین روزهای انقلاب اسلامی کرده بود و...» همچنین ایشان اضافه می کنند که دو روز پس از این سخنان من در مجلس، شخصی به منزلم آمد که او را با شدت و عصبانیت از خانه ام بیرون کردم. بنابراین لازم دانستم که نامه را به شخص آقای روح الله خمینی وهمچنین ۳۰ فقره رونوشت ازآن نامه برای علمای اعلام بنویسم». که مطالبش در همان راستا بود/
حضرت امام در ۲۸/۶/۶۷ در نامه ای به آقای آذری می نویسند:« من همیشه به شما علاقمند بوده و هستم و هرگز هم در ذهنم نیست که خدای ناکرده جنابعالی کاری بر خلاف اسلام بنمایید. شما از چهره های فاضل و مبارز و دلسوخته انقلابی می باشید »
با توحه به همه این اتفاقات رخ داده، حضرت امام با آن سعه صدری که داشتند در سال ۶۸ در بازنگری قانون اساسی ۲۰ نفر را از میان اعضای شورای نگهبان، سران قوا و جمعی دیگر از جمله آیت الله آذری را برای بازنگری قانون اساسی انتخاب کردند.
۳- ماه ها از اوج گرفتن جنبش اعتراضی مردم ایران می گذرد. روزهایی که اگر چه هر روز آن حامل اخبار تلخ و نگران کننده بازداشت ها و برخوردها بود اما ماحصل مبارک و میمونی نیز داشت و آن بازنمایی روی دیگر سکه قدرت و حاکمیت در نظام اسلامی ایران بود. روی دیگر این سکه، بازتاب فساد و طغیانی است که امروز متاثر از قدرت، در همه شئون حکومتی قابل رویت است. اینجاست که باید خطاب به شرکت کنندگان در برنامه اتهام زنی رسانه ملی یادآوری کرد که «سرلشگر بدون لشگر» - آنچنان که آقایان، جنبش اعتراضی و گسترده مردم را توصیف می کنند - چرا چنین شما را به ترس و لرز انداخته تا با صرف هزینه های فراوان و سرکوب گسترده، به زعم خود طومار آن را بپیچانید ؟
۴- به رغم اینکه در این سالها دیده ایم در ایام محرم، شیعه و سنی و حتی برخی ازاقلیت های مذهبی در ایران همگی در عزای شهدای مظلوم کربلا جامه سیاه می پوشند و به عزا می نشینند اما در این مدتی که گذشت به کرات درباره دو موضوع سخن گفته می شد و از رهگذر آن اتهاماتی به جنبش اعتراضی مردم ایران زده شد. پاره شدن عکس امام در ۱۶ آذر و توهین به ساحت مقدس امام حسین در عاشورای سال گذشته، دو موضوعی است که من نه درباره آن تصویری دیده ام و نه چیز موثقی شنیده ام و متعجب هم مانده ام که چگونه از عاملان چنین رفتارهایی تاکنون تصویرو یا مصاحبه ای پخش نشده است تا ببینیم چه کسی است و گرایش به چه گروهی دارد؟ آیا اصلاحاتی، بهایی، وهابی، حزب اللهی، روحانی، لباس شخصی و چماق بدست است ؟! از میان هزاران نفر افراد بازداشت شده چرا هنوز تصویر و مصاحبه ای از این شخص یا اشخاص منتشر نشده تا هویتشان برای مردم روشن شود. اگر چهره افرادی را که می گویند شناسایی شده اند از زمین که نجوشیده و از آسمان هم فرود نیامده اند پس منتشر کنند تا بر همگان روشن شود. تا کسانی که آنها را می شناسند منعکس دهند که از کجا و چه گروهی هستند.
۵- از موارد دیگری که از روزهای ابتدای بعد از انتخابات به کرات می پرسند این است که چرا اعتراض به نتیجه انتخابات را از مسیر قانون پی نگرفتیم؟ و من اکنون می پرسم که با وجود تجربه انتخابات مجلس هشتم و اعتراض ها و پیگیری هایی که در راهروهای شورای نگهبان و وزارت کشور به نتیجه نرسید، آیا مجالی برای اعتماد ما به وزارت کشور و شورای نگهبان باقی مانده است؟
۶- در خلال صحبت ها، مصاحبه ها و نوشته ها می گویند که "سران به اصطلاح فتنه" محاکمه گردند و توبه کنند و می گویند که مردم از آنها متنفرند و "فتنه گران" در زندان ۷۰ میلیونی اسیرند و جرات بیرون رفتن ندارند و با برخورد مردم مواجه می شوند و از طرفی هم مسئولین قضایی وعده ی محاکمه آنان را به مردم می دهند که محاکمه و مجازات آنها نزدیک است!
من از همین جا اعلام می کنم که بیدی نیستم که با این بادها بلرزم و کاملا از این دادگاه استقبال می کنم و برای همه مواضعم ادله محکمی دارم چرا که ۲۱ سال است با این قضیه ها مدام به صورت های مختلف درگیربودم و آرامشی هم نداشتم و من آماده ام دادگاه به هرصورت که باشد و برگزار شود منتهی درخواستی دارم اگر آقایان در ادعاهایشان صادقند دادگاه علنی باشد تا همه ملت که صاحبان اصلی کشورند حرفهای دو طرف را بشنوند و قضاوت کنند تا معلوم شود آیا ما برای بدست آوردن قدرت، جاه طلبی کردیم و برای تداوم چند روز بیشتر قدرت آشوب کرده ایم یا حاکمیت برای انحصار طلبی، رای و ارزش ها را کنار گذاشته است؟!!!
بهترین داور، بندگان خداوند هستند که خلیفه پروردگارشان بر روی زمینند.
والسلام
مهدی کروبی
۱۳۸۹/۱۰/۱۱
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر