-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ دی ۱۴, سه‌شنبه

Latest New from Green Correspondents for 01/04/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.

 


قوه قضائیه حکومت ولی فقیه ، هم اکنون نقش گروهی تروریستی را بر عهده گرفته که از زندانیان سیاسی به عنوان گروگان استفاده می کند تا شاید فعالیت های جنبش سبز را تا حدی کاهش دهد. بنابراین برخورد با این شرایط نیازمند نهایت درایت و خردورزی است و در حالی که از همه گروگانهای سیاسی باید به یک اندازه دفاع کنیم ، نباید تمرکز همزمان بر فعالیت های اساسی جنبش را فراموش کرد




خبرنگاران سبز/کارشتاسان ایران سبز: در پی رفتارهای اخیرحکومت کودتا با زندانیان سیاسی و گسترده تر شدن اعدام مخالفان یا منتقدان حکومت تحت عناوین مختلف و اتهامات واهی ، کارشناسان ایران سبز بیانیه ای منتشر کردند. متن بیانیه به این شرح است:

موضوع زندانیان سیاسی و نحوه دادرسی در قوه قضائیه یکی از بزرگترین دغدغه های جنبش سبز ملت ایران است. همه شواهد نشان می دهد فساد فراگیر در حکومت ولی فقیه محدود به بخش های سیاسی و امنیتی نیست و محاکم قضایی کشور هم بویژه در برخورد با مخالفان سیاسی و یا منتقدان وضع موجود ، به عنوان بخش اجرایی ماشین سرکوب مورد سوء استفاده گسترده قرار می گیرند.

هجوم وحشیانه ماموران امنیتی به خانه ها با مجوز مقامهای قضایی ، سیطره نیروهای امنیتی بر بازداشتگاهها و شکنجه گاههای مخوف ، تعیین رای دادگاههای فرمایشی توسط بازجویان و حذف کامل آیین دادرسی قانونی درباره زندانیان سیاسی ، اخذ اعترافهای دروغین از متهمان پس از اعمال شکنجه های جسمی و روحی در سلول های انفرادی دراز مدت و .... همه و همه نشان از ناعادلانه و بی اعتبار بودن آراء محاکم قضایی درخصوص متهمان سیاسی در ایران دارد.

از این رو اعدام گسترده مخالفان حکومت تحت عناوینی همچون جاسوسی ، محاربه و یا داشتن وابستگی به گروههای تروریستی از سوی مقامهای قضایی هرگز نمی تواند دلیلی موجه برای سرکوب مخالفان سیاسی تلقی شود و نباید چنین احکامی را علیه متهمان پذیرفت زیرا صدور چنین احکامی از اصل باطل است.

رویه کنونی قوه قضاییه ، پرونده سازی و انتساب اتهامات غیر واقعی به همه زندانیان سیاسی است. بنابر این ضرورت دارد تا از این حیث فعالان جنبش سبز و یا نهادهای مدافع حقوق بشر همه زندانیان سیاسی را به یک چشم بنگرند و دفاع از حقوق قانونی آنها را در دستور کار خود قرار دهند. زندانیان سیاسی را نباید از حیث حقوق قانونی شان تفکیک کرد و یا آنان را به چهره های مهم وغیر مهم بدل ساخت. از نظر جنبش سبز آنچه در این میان اهمیت دارد حقوق انسانی و شهروندی است که همه در داشتن آن برابرند و هیچ تبعیضی در این بین پذیرفتنی نیست.

هنگامی که عدم استقلال و مشروعیت قوه قضاییه ایران بر همه ما آشکار است و ظلم و دروغ بر احکام دادگاههای سیاسی سایه افکنده و تقریبا تمامی متهمان سیاسی با هر نوع گرایش فکری خود را از اتهامات تحمیل شده مبرا می دانند ، هرگز نباید تردید کرد که احکام حبس و اعدام در باره آنها احکامی غیر انسانی است و باید فریاد اعتراض خود را در برابر چنین ظلم آشکاری هرچه رساتر سر دهیم.

هوشیار باشیم! چنانچه نیروهای سرکوبگرحاکم بر دستگاه قضایی احساس کنند برخی اتهامات واهی منتسب به زندانیان سیاسی ( ولو از سوی اقلیتی از فعالان جنبش ) پذیرفته شود و نهایتا منجر به کاهش دفاع همه جانبه نسبت به برخی از متهمان گردد، قطعا با تعمیم دادن چنین فرایندی ، به تعداد بیشتری از زندانیان سیاسی حکم اعدام خواهند داد و سعی خواهند کرد ضمن ایجاد تفرقه در بین فعالان جنبش ، از زندانیان به عنوان گروگان استفاده کنند.

قوه قضائیه حکومت ولی فقیه ، هم اکنون نقش گروهی تروریستی را بر عهده گرفته که از زندانیان سیاسی به عنوان گروگان استفاده می کند تا به خیال خود فعالیت های جنبش سبز را کاهش دهد. برخورد با این شرایط نیازمند نهایت درایت و خردورزی است . بنابر این در حالی که از همه گروگانهای سیاسی باید به یک اندازه دفاع کنیم ، نباید تمرکز همزمان بر فعالیت های اساسی جنبش را فراموش کرد.



 
 


من از همین جا اعلام می‌کنم که بیدی نیستم که با این بادها بلرزم و کاملا از اين دادگاه استقبال می‌کنم و برای همه مواضعم ادله محکمی دارم چرا که ۲۱ سال است با این قضیه‌ها مدام به صورت‌های مختلف درگیربودم و آرامشی هم نداشتم و من آماده‌ام دادگاه به هرصورت که باشد و برگزار شود منتهی درخواستی دارم اگر آقایان در ادعاهای‌شان صادقند دادگاه علنی باشد
خبرنگاران سبز/ رهبران جنبش سبز:

مهدي كروبي در نامه اي خطاب به مردم ايران ، به گزافه گويي ها ، تهديد هاي رسانه هاي جريان حاكم و صداو سيما كه در اين يك هفته ي اخير به اوج خود رسيده است، پاسخ داد. كروبي در بخشي از اين نامه آورده است: ماهها از اوج گرفتن جنبش اعتراضی مردم ایران می گذرد. روزهایی که اگر چه هر روز آن حامل اخبار تلخ و نگران کننده بازداشت ها و برخوردها بود اما ماحصل مبارک و میمونی نیز داشت و آن بازنمایی روی دیگر سکه قدرت و حاکمیت در نظام اسلامی ایران بود. روی دیگر این سکه، بازتاب فساد و طغیانی است که امروز متاثر از قدرت، در همه شئون حکومتی قابل رویت است.

متن كامل اين نامه بدين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت و شریف و آزاد یخواه ایران

مدتی است که در رسانه ملی، مطبوعات اقتدارگرایان، برخی خطبه های نماز جمعه و نطق برخی نمایندگان، بلوایی به پا شده و به ماشین اتهام زنی به چهره هایی تبدیل شده است که سرمایه عمر خود را صرف سرافرازی و پیشرفت ایران و اسلام کرده اند. بعد از این همه اتهام زنی و دروغگویی که گویا در این سالها به سکه ای رایج تبدیل شده، در این میان رسانه ملی در برنامه « دیروز، امروز، فردا» با دعوت از دو تن از چهره های شناخته شده اتهام زنی ها را به اوج خود رساند. دریغ که رسانه ملی دیگر نه بازنمای صدای مردم ایران که مبدل به رسانه ای کاملاً انحصاری و در خدمت خواست حاکمیت قرار گرفته و مجموعه ای خارج از صدا و سیما، مدیریت فکری و سیاسی آن را در دست گرفته اند. اینچنین است که گویی ماه ها پس از طرح مسئله «خواص بی بصیرت» و به رغم ارعاب و تهدید و فشار چهره های سیاسی و روحانی و فرهنگی برای تایید این طرح، توفیقی حاصل نشده و چاره در این تعریف می شود که رسانه ملی، یک هفته همراه و پشتیبان مطبوعات و برخی خطبه های نماز جمعه و محافل مختلف یک هفته تمام سفره اتهام زنی و دروغگویی خود را پهن کند و دروغ بر دروغ انبار کند.

صحبت ها، تهمت ها و به اصطلاح مناظره ها در این برنامه به دو بخش تقسیم شد؛ یک بخش مربوط به مسئله رفت و آمد و نشست های خارجی که من در این جریان نیستم و قاعدتاً بزرگان و گروههای سیاسی که مورد خطاب قرار گرفتند چنانچه صلاح بدانند توضیح خواهند داد.

لکن در بخش دوم چون شمول آن کل جنبش و به قول آقایان کسانی که در فتنه نقش داشتند، بود و من به عنوان عضوی از اصلاحات و جنبش، لازم می دانم به چند نکته اشاره کنم:

۱- شرکت کنندگان در برنامه اتهام زنی رسانه ملی به کرات از تعریف دولت های خارجی و اپوزوسیون ومنافقین از سران جنبش سخن گفتند و این اتفاق را دلیلی بر خروج سران جنبش از چهارچوب نظام جمهوری اسلامی ایران فرض کردند. از آنها می پرسم چگونه است که واکنش ها و موضع گیری های برخی رسانه ها و چهره های خارجی از برخی اقدامات شما، به سند افتخاری در دستتان و سوژه ای برای تبلیغاتتان تبدیل می شود و از طرف ديگر واکنش و موضع گیری رسانه ها و چهره های خارجی از دیگران سند وابستگی آنها شناخته می شود؟ مگر قبل از پیروزی انقلاب امام در نجف و پاریس مصاحبه نمی کردند که اولین مصاحبه ایشان با لوموند فرانسه در نجف بود؟ چطور رادیو کمونیست های ایرانی كه در آلمان شرقی از حرکت بزرگان انقلابی تمجید می کرد، ابراز خوشحالی می کردیم. آیا با این خوشحالی می بایست سردمداران انقلاب وابسته به کمونیست ها می شدند؟ همچنین در رادیو بغداد يك روحانی با نام ونشانی صحبت می کرد همه کشور و بزرگان خوشحال می شدند. هر حکومتی بر اساس منافع ملی خود عمل می کند و مطبوعات و رسانه هاي خارجي نیز بر اساس گرایش ها و گروههای سیاسی خود حرکت می کنند. لذا خود شما هم بر اساس منافع ملی خود کار می کنید و آیا توجه به مسلمانان چچن و چین به همان اندازه ای است که به مسلمانان در لبنان و فلسطین وعراق و افغانستان ؟! چنانچه مطبوعات و صدا و سیمای کشورمان عادلانه برخورد می کرد رسانه های خارجی کمتر میدان داری کرده و مردم نیز کمتر به آنها توجه می کردند. نیازی به تاکید نیست که ما در جنبش اعتراضی و آزادیخواهی خود طمع به تمجید خارجی ها نداریم و هر آنچه می گوییم و می کنیم بر سبیل وظیفه ای است که بر دوش خود احساس می کنیم و اگر آنها از ما صحبت و یا تعریفی می کنند بر اساس دیدگاه خودشان است.

۲- متاسفانه یکی از چهره هایی که در به اصطلاح مناظره شرکت داشت در پاسخ به سوالی که اگر امام (ره) در قید حیات بودند با سران جنبش چه می کردند؟ وي بدون اینکه به کم و کیف و شأن نزول قضایا و اتفاقات بپردازد و توضیحات آن را برای نسل جوان بدرستی شرح دهد تمام حوادث تلخ آن زمان اعم از برخورد با کمونیست ها و منافقین مسلح، التقاطی و چپ ها، کودتاگران و مرجعی که به تعبیر ايشان در ابتدا از امام مهمتر و نفوذ بیشتری داشت و توضیحاتی که باید در اين خصوص داده مي شد،متاسفانه همه را منتسب به رهبری انقلاب کردند و نتیجه گرفتند که با سران جنبش به قول خودشان «سران فتنه» نیز باید اینگونه برخورد کرد!

با این حال پاسخ من، مهدی کروبی به پرسش شما چنین است و اکنون که دوستان ما را مجالی برای حضور در رسانه ملی و پاسخگویی به اتهامات معرکه گیران نیست، پرسش های خود را خارج از آن رسانه های انحصاری با شما مطرح می کنم:

- اگر بنیانگذار انقلاب امروز زنده بود اصلاً کار انقلاب به جایی نمی رسید که رسانه ملی، مطبوعات، خطبه های نماز جمعه، نطق های نمایندگان مجلس انحصاری شود و تعدادی اتهام زن، در آن معرکه بگیرند و برای چهره های انقلابی تعیین تکلیف کنند. و البته اگر می خواهید بیشتر از مشی امام بدانید حافظه تاریخی خود را به برگزاری انتخابات مجلس سوم برگردانید و واکنش امام به اختلاف های روی داده در این انتخابات را به یاد آورید. آنگاه که اختلاف میان شورای نگهبان و وزارت کشور در اعلام نتایج آرا بالا گرفت، امام با درایت همیشگی خویش هیاتی را متشکل از اعضای شورای نگهبان و وزارت کشور و نماینده خود محمد علی انصاری انتخاب کرد و مشکل را حل کرد.

- آیا اگر امام امروز زنده بود با قوه قضائیه ای که در اختیار نیروهای امنیتی و اطلاعاتی قرار گرفته و جمعی از قضات آن تنها به ماشین امضایی برای احکام ناعادلانه تبدیل شده اند، چه می کرد؟

- هنوز در یاد داریم که در دوران دفاع مقدس، امام چگونه در مقابل رواج خرافات در جبهه های جنگ واکنش نشان دادند و از فرستادن تعدادی از کتابها به جبهه ها جلوگیری کردند. اگر معظم له زنده بود چه واکنشی به رواج خرافات در رسانه ملی و ادعاهایی همچون رویت هاله نور و سجاده خالی پهن کردن و ادعاهایی از این دست داشت؟

- آیا اگر امام زنده بود اجازه می داد که به بیوت مراجع این چنین حمله کرده و به آنها بی احترامی شود و چه واکنشی در باب توهین های مکرر روزنامه حکومتی کیهان و تعیین تکلیف به مراجع معظم تقلید که طبق وظیفه دینی و اسلامی با خانواده های بی پناه زندانیان سیاسی دیدار می کنند، نشان می داد؟

- اگر خمینی کبیر زنده بود به قوه مجریه اجازه نمی داد که مجلس را که فرمودند "در رأس امور است" اینچنین تحقیر کند.

- اگر بنیانگذار انقلاب زنده بود به سپاهیان و بسیجیان مسلح و بی سیم به دستان اجازه نمی داد تا در کنار صندوق های رأی بایستند و دخالت و اِعمال نفوذ در انتخابات داشته باشند.

اگر آن پیر فرزانه زنده بود آیا فضای سیاسی کشور و رسانه ملی و مطبوعات در اختیار چند مداح معرکه گیر قرار می گرفت تا هر آنچه در توان دارند با توهین و افترا و تهمت به چهر های انقلابی و سیاسی عقده گشایی کنند؟ و برای یاران اصیل انقلاب اینچنین محدودیت ایجاد کنند؟

- اگر رهبر انقلاب زنده بود آیا در نظام اسلامی برگزاری مراسم های عزاداری و مذهبی و حتی برگزاری مراسم ختم برای نزدیکترین درگذشتگان تنها به دلیل تعلق بانیان آن مراسم ها به جنبش اعتراضی مردم ایران ممنوع اعلام می شد؟

- اگرخمینی زنده بود در مقابل حیف و میل گسترده بیت المال و رواج نهادینه شدن فساد در دستگاه‌های اداری و صرف نامناسب هزینه های میلیاردی و عدم پاسخگویی و شفاف سازی درباره هزینه کردن درآمدهای ارزی چه واکنشی نشان می‌داد؟

- اگر ایشان زنده بودند در مقابل برخوردهای ناصواب دانشگاهیان و حکم های ناعادلانه زندان و محرومیت و تعلیق از تحصیل برای دانشجویان و اساتید و در یک کلام زیر گیوتین گذاشتن نهاد علم و دانش چه می کرد؟

- از یاد نبرده ایم بعد از اشغال سفارت آمریکا، اولین اقدام امام دستور آزادی زنان حاضر در سفارت اشغال شده آمریکا بود. اگر امام زنده بود آیا در مقابل حرمت شکنی زنان در جامعه اسلامی و زندانی کردن مادران و کتک زدن وحشیانه زنان و دختران در خیابان و بریدن احکام سنگین برای آنها سکوت می کرد؟

- در تصورم نمی‌گنجد اوج خشونتی که بتواند در نظام اسلامی در عرض چند روز حداقل ۴ جوان را زیر شکنجه به مرگ بکشاند؛ اگر امام زنده بود آیا لکه ننگی به نام کهریزک بر پیشانی نظام می نشست؟

و اما شما که در رسانه ملی با بیان گزینشی و خام دستانه خود از سخنان بنیانگذار انقلاب به گمان خود به ارعاب و تهدید جنبش اعتراضی مردم ایران پرداخته اید، چرا به جای این صحبت هایی که به قول خودتان از قاطعیت امام می گویید از سعه صدر و رافت و گذشت ایشان سخن نمی گویید تا ببینید کدام یک برای مردم به خصوص جوانان آموزنده خواهد بود. که من به دو نکته آن اشاره می کنم:

در کودتای نوژه که قرار بود جماران، محل استقرار امام مورد بمباران قرار بگيرد كه به لطف خدا و هوشیاری نیروهای مومن خنثی و ناکام شد، حضرت امام زیر نامه سرهنگ خلبان فکوری وزیر وقت دفاع جمهوری اسلامی در مورد وضع خانواده و بازماندگان معدومین کودتا نوشتند «بسم الله الرحمن الرحیم- مراتب فوق مورد موافقت است امید است خانواده این اشخاص در دامان اسلام و ملت اسلامی با رفاه زندگی کنند و سعادت خویش را در دنیا و آخرت تامین نمایند از خداوند تعالی سعادت و سلامت ملت مسلمان را خواهانم ۱۲ بهمن ۵۹» حال به مقایسه رفتار خود با خانواده بی‌پناه زندانیان سیاسی اخیر که نه کودتاچی بودند و نه برانداز، توجه داشته باشید.

آیت الله آذری قمی عضو مجلس خبرگان قانون اساسی و از بنیانگذاران جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و نماینده دوره دوم مجلس شورای اسلامی از قم و مؤسس روزنامه رسالت بود. ایشان از مخالفین سر سخت مهندس موسوی بود که در صفحه ۲۲۴ خاطرات سال ۱۳۶۳ آقای هاشمی به نقل از ایشان نوشته شده است «پس از سخنان اینجانب در روز ۱۴ مرداد سال ۱۳۶۳ در مجلس شورای اسلامی که درآن سخنان، اشاراتی به مفهوم واقعی ولایت فقیه داشتم و گفتم ولی فقیه، وظیفه ای جز ارشاد، نصیحت و راهنمایی ندارد و در مقامی نیست که برای قوه مقننه تکلیف معلوم کند. علاوه بر آن اضافه کردم که شخص آقای روح الله خمینی تاکنون در امور آقایان بازرگان، قطب زاده و بنی صدر به این عنوان که آقایان را از ۲۰ سال پیش می شناسد و بر ایمان و تقوا و تعهد آنها اطلاع دارد، ما را ناچار از پذیرش این سه نفر در بحرانی‌ترین روزهانی انقلاب اسلامی کرده بود و…» همچنین ایشان اضافه می کنند که دو روز پس از این سخنان من در مجلس، شخصی به منزلم آمد كه او را با شدت و عصبانیت از خانه‌ام بیرون کردم. بنابراین لازم دانستم که نامه را به شخص آقای روح الله خمینی وهمچنين ۳۰ فقره رونوشت ازآن نامه برای علمای اعلام بنویسم». که مطالبش در همان راستا بود.

حضرت امام در ۲۸ /۶/۶۷در نامه‌ای به آقاي آذري می نویسند: «من همیشه به شما علاقمند بوده و هستم و هرگز هم در ذهنم نیست که خدای ناکرده جنابعالی کاری بر خلاف اسلام بنمایید. شما از چهره‌های فاضل و مبارز و دلسوخته انقلابی می‌باشید »

با توحه به همه این اتفاقات رخ داده، حضرت امام با آن سعه صدری که داشتند در سال ۶۸ در بازنگری قانون اساسی ۲۰ نفر را از ميان اعضای شورای نگهبان، سران قوا و جمعي دیگر از جمله آیت الله آذری را برای بازنگری قانون اساسی انتخاب کردند.

۳- ماه ها از اوج گرفتن جنبش اعتراضی مردم ایران می‌گذرد. روزهایی که اگر چه هر روز آن حامل اخبار تلخ و نگران کننده بازداشت ها و برخوردها بود اما ماحصل مبارک و میمونی نیز داشت و آن بازنمایی روی دیگر سکه قدرت و حاکمیت در نظام اسلامی ایران بود. روی دیگر این سکه، بازتاب فساد و طغیانی است که امروز متاثر از قدرت، در همه شئون حکومتی قابل رویت است. اینجاست که باید خطاب به شرکت کنندگان در برنامه اتهام زنی رسانه ملی یادآوری کرد كه «سرلشگر بدون لشگر» – آنچنان که آقایان، جنبش اعتراضی و گسترده مردم را توصیف می‌کنند – چرا چنین شما را به ترس و لرز انداخته تا با صرف هزینه های فراوان و سرکوب گسترده، به زعم خود طومار آن را بپیچانید؟

۴- به رغم اینکه در این سالها دیده‌ایم در ایام محرم، شیعه و سنی و حتی برخی از اقلیت‌های مذهبی در ایران همگی در عزای شهدای مظلوم کربلا جامه سیاه می‌پوشند و به عزا می‌نشینند اما در این مدتی که گذشت به کرات درباره دو موضوع سخن گفته می‌شد و از ره‌گذر آن اتهاماتی به جنبش اعتراضی مردم ایران زده شد. پاره شدن عکس امام در ۱۶ آذر و توهین به ساحت مقدس امام حسین در عاشورای سال گذشته، دو موضوعی است که من نه درباره آن تصویری دیده‌ام و نه چیز موثقی شنیده‌ام و متعجب هم مانده‌ام که چگونه از عاملان چنین رفتارهایی تاکنون تصویر و یا مصاحبه‌ای پخش نشده است تا ببینیم چه کسی است و گرایش به چه گروهی دارد؟ آیا اصلاحاتی، بهایی، وهابی، حزب اللهی، روحانی، لباس شخصی و چماق بدست است؟! از میان هزاران نفر افراد بازداشت شده چرا هنوز تصویر و مصاحبه‌ای از این شخص یا اشخاص منتشر نشده تا هویت‌شان برای مردم روشن شود. اگر چهره افرادی را که می‌گویند شناسایی شده‌اند از زمین که نجوشیده و از آسمان هم فرود نیامده‌اند پس منتشر کنند تا بر همگان روشن شود. تا کسانی که آنها را می‌شناسند منعکس دهند که از کجا و چه گروهی هستند.

۵- از موارد ديگري كه از روزهاي ابتداي بعد از انتخابات به كرات مي‌پرسند اين است كه چرا اعتراض به نتيجه انتخابات را از مسير قانون پي نگرفتيم؟ و من اكنون مي‌پرسم كه با وجود تجربه انتخابات مجلس هشتم و اعتراض‌ها و پيگيري‌هايي كه در راهروهاي شوراي نگهبان و وزارت كشور به نتيجه نرسيد، آيا مجالي براي اعتماد ما به وزارت كشور و شوراي نگهبان باقي مانده است؟

۶- در خلال صحبت‌ها، مصاحبه‌ها و نوشته‌ها مي‌گويند كه «سران به اصطلاح فتنه» محاكمه گردند و توبه كنند و مي‌گويند که مردم از آنها متنفرند و«فتنه گران» در زندان ۷۰ میلیونی اسیرند و جرات بیرون رفتن ندارند و با برخورد مردم مواجه می‌شوند و از طرفی هم مسئولین قضایی وعده‌ی محاکمه آنان را به مردم می‌دهند که محاکمه و مجازات آنها نزدیک است!

من از همین جا اعلام می‌کنم که بیدی نیستم که با این بادها بلرزم و کاملا از اين دادگاه استقبال می‌کنم و برای همه مواضعم ادله محکمی دارم چرا که ۲۱ سال است با این قضیه‌ها مدام به صورت‌های مختلف درگیربودم و آرامشی هم نداشتم و من آماده‌ام دادگاه به هرصورت که باشد و برگزار شود منتهی درخواستی دارم اگر آقایان در ادعاهای‌شان صادقند دادگاه علنی باشد تا همه ملت که صاحبان اصلی کشورند حرف‌های دو طرف را بشنوند و قضاوت کنند تا معلوم شود آیا ما برای بدست آوردن قدرت، جاه طلبی کردیم و برای تداوم چند روز بیشتر قدرت آشوب کرده‌ایم یا حاکمیت برای انحصار طلبی، رای و ارزش ها را کنار گذاشته است؟!!!

بهترین داور، بندگان خداوند هستند که خلیفه پروردگارشان بر روی زمینند.

والسلام

مهدی کروبی

۱۳۸۹/۱۰/۱۱


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به greencorrespondents-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به greencorrespondents@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته