حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی همزمان با شانزدهم آذرماه، روز دانشجو، با حضور در منزل بهاره هدایت، عضو در بند شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، با خانواده وی دیدار کرد.
به گزارش خبرنگار کلمه سیدمحمد خاتمی، ریاست جمهوری سابق کشورمان در این دیدار ضمن ابراز تاسف وتعجب از احکامی که این روزها برای دانشجویان صادر می شود گفت: نباید به گونه ای عمل شود که نحوه برخورد با دانشگاه و جامعه با الگویی که در کشورهای کمونیستی بود قابل مقایسه شود. این راه و این گونه برخورد با دانشگاه ها غلط و اشتباه است و این گونه برخوردها قطعا به نتیجه نمی رسد و شکست خواهد خورد.
خاتمی با اشاره به مراسم مختلف و متنوعی که امسال به مناسبت روز دانشجو در دانشگاه های سراسر کشور، از جمله دانشگاه امیرکبیر، تهران و قزوین، بر پا شد گفت: این مراسم که با تلاش تحسین برانگیز دانشجویان برای گرامی داشت ۱۶ آذرماه بر پا شد نشان داد که این گونه برخوردها بی اثر است و جنبش دانشجویی همچنان موتور محرک جنبش سبز است. خاتمی تاکید کرد: برخلاف این که تصور می کردند سکوت و ناامیدی بر دانشگاه ها حاکم شده، این روز نشان داد دانشجویان با امید و نشاط همچنان در صحنه هستند.
رییس جمهور دوران اصلاحات با اشاره به احکامی که در روزهای اخیر برای برخی از فعالین سیاسی اصلاح طلب صادر شده و یا برگرداندن عماد الدین باقی به زندان وضعیت حاضر را برای معقتدان به منافع ملی ناگوار خواند و افزود متاسفانه برای فعالیت گروه ها و انجمنهای اسلامی مشکل ایجاد می کنند و معلوم نیست افراد و گروه هایی که به کار مخفی و غیرعلنی اعتقاد ندارند و خواستار اصلاح وضع موجود نیز هستند چگونه باید فعالیت کنند؟
سیدمحمد خاتمی همچنین با ابراز ناخشنودی از وضعیت دانشجویان زندانی، خصوصا بهاره هدایت، ابراز امیدواری کرد که عقلانیت به دستگاه تصمیم گیر در این خصوص بازگردد و فعالین دفتر تحکیم وحدت و سایر دانشجویان از زندان آزاد شوند تا کشور و نظام بتوانند از نیرو و دانش آن ها در مسیر پیشرفت و آبادانی استفاده کند.
در ابتدای این دیدار که تنی چند از اعضای ادوار تحکیم وحدت نیز حضور داشتند امین احمدیان، همسر بهاره هدایت، ضمن تشریح روند پرونده قضایی همسرش گفت: متاسفانه روال های پیش بینی شده در قانون به درستی طی نشد و برای فعالیت های دانشجویی که در چارچوب قانون توسط ایشان انجام شده بود حکم کم سابقه ۹ سال و نیم حبس صادر شد.
احمدیان در ادامه با اشاره به یک سالی که از بازداشت بهاره هدایت می گذرد، افزود: در این مدت علیرغم مراجعه و درخواست مکرر به دادستان تهران، متاسفانه نه تنها با مرخصی چند روزه برای وی هم موافقت نشده است. حتی در ۸ ماه گذشته با ملاقات حضوری هم موافقت نکرده اند. ازدو ماه پیش هم که زندانیان سیاسی بند نسوان را از حق تماس تلفن هم محروم کرده اند.
امین احمدیان، عضو شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان ادوار، همچنین به تعداد بسیار زیاد دانشجویان زندانی اشاره کرد و گفت: متاسفانه هم اکنون تعداد زیادی از دانشجویان در زندان هستند که تعدادشان به بیش از ۵۰ نفر می رسد و برای اکثریت آن ها احکام سنگین چندین سال حبس صادر شده است. متاسفانه در این میان برخوردهای خشن و خلاف قانونی هم بعضا با دانشجویان در زندان شده است.
احمدیان در پایان به اعضای در بند دفتر تحکیم وحدت و سازمان ادوار تحکیم اشاره کرد و گفت: در حال حاضر زیدآبادی عبدالله مومنی، حسن اسدی زید آبادی علی جمالی، علی ملیحی میلاد اسدی، ضیا نبوی، مجید دری، مهدیه گلرو، و بسیاری دیگر از اعضای این دو نهاد برآمده از دانشگاه با احکام سنگین چندین سال حبس در زندان و در شرایط سختی به سر می برند.
گفتنی است بهاره هدایت دی ماه سال گذشته توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد و در دادگاه به ۹ سال و نیم حبس تعزیری محکوم شد. حکمی که در دادگاه تجدیدنظر عینا تایید شد. وی از آن زمان تاکنون بدون استفاده از حق مرخصی در زندان اوین به سر می برد.
مادر ساجده کیانوش راد پس از دوازده روز بی خبری دل نوشته ای را خطاب به دختر دربندش نوشت. او در این نامه نوشت: " نگران نباش! آنها اگرقدرت داشتند،به سراغ تو و صدها جوان پاک و معصوم و بیگناه که حداکثر جرمشان قبول نداشتن روند حاکم فعلی است نمی آمدند. آنها خود می دانند که ضعیف هستند و برای همین شب و روز ادای قدرتمندان را در می آورند و با ارعاب و تهدید می خواهند مخالفان قانونی خود را خفه کنند یا به سازش و تسلیم وادارند."
به گزارش کلمه، در حالی که بیش از دوازده روز از بازداشت ساجده کیانوش راد، دختر دکتر کیانوش راد، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی میگذرد، تاکنون وی موفق به برقراری تماس تلفنی با خانوادهاش نشده است.
ساجده کیانوشراد در پی هجوم نیروهای امنیتی در منزل خود همراه همسرش بازداشت و سپس به زندان اوین منتقل شد. همسر او بهروز شاهرخنیا مدتی پس از بازداشت، آزاد شد. در حالی تاکنون ساجده کیانوش راد موفق به تماس با خانواده خود نشده است که پیش از این دادستان اعلام کرده بود که متهمین باید بیست و چهار ساعت پس از بازداشت حق این را داشته باشند که با خانواده خود تماس بگیرند.خانواده کیانوشراد نگران وضعیت جسمانی دخترشان هستند. وی با توجه به بیماری که دارد تحت نظر پزشک بوده و باید به طور مرتب دارو مصرف کند.
به گزارش کلمه متن این نامه به شرح زیر است:
به نام خدای منتقم
امام صادق :خدایا به آن کس که عقل دادی چه ندادی ، و به آن کس که عقل ندادی چه دادی؟
خداوندا
چشم و گوش سران اصلی فتنه بسته شده است تا حقایق را نبینند و درراه باطل خویش تا نابودی پیش روند.امروز سران اصلی فتنه که جوانان این مرزو بوم را فتنه گر می خوانند خود دریافته اند که هر روز بیش از پیش مردم را از دست می دهند.و حتی نمی توانند طرفداران خود را نیز قانع کنند.
آنها فکر می کنند قدرت دنیایی و پوشالی آنها ماندنی است و چه زشت که با دین ، قدرت خویش را توجیه می کنند ،
بله!آنها دادگاه دارند ، اسلحه دارند،زندان دارند ، پول دارند،تلویزیون دولتی ، رسانه دولتی ، مسجد دولتی و حسینیه دولتی ، هییت عزاداری دولتی و.....دارند ، اما خوب می دانند که دلهای مردم را از دست داده اند و این در حالی است که روشنفکران و تحصیل کردگان ، دانشجویان،بازاریان متدین و روحانیون غیر حکومتی از آنها تبری می جویند. روحانیون آزاده ای که دینشان را به نام و نان دنیا نفروخته اند و در اوج مظلومیت و فشارها،از دین خدا و مردم و عدالت و آزادی دفاع می کنند.
ساجده جان!
نگران نباش! آنها اگرقدرت داشتند،به سراغ تو و صدها جوان پاک و معصوم و بیگناه که حداکثر جرمشان قبول نداشتن روند حاکم فعلی است نمی آمدند. آنها خود می دانند که ضعیف هستند و برای همین شب و روز ادای قدرتمندان را در می آورند و با ارعاب و تهدید می خواهند مخالفان قانونی خود را خفه کنند یا به سازش و تسلیم وادارند.
آنها در اوج گریز از قانون و انجام اقدامات فراقانونی و تضییع حقوق مردم و به ویژه زندانیان سیاسی بی گناه و خانواده های مظلوم آن ها، مدعی هستند که در آزادترین و قانونمند ترین و عادلانه ترین کشوردنیا زندگی می کنیم و جالب آن که ، سخن دروغ خویش را بارها تکرار می کنند و هر روز از بنگاه سخن پراکنی دولتی آن را فریاد می زنند در حالی که دیگر اعضای خانواده شان نیز تأییدشان نمی کنند چه رسد به مردم آگاه و فهیم کشورمان و آزادگان دنیا.
ساجده جان!
تو در گذشته علاقه ای به فعالیت های سیاسی نداشتی، اما آنها تو و من را، و هزاران جوان و خانواده های دیگر را به سیاست کشاندند و راه آزادی خواهی را نشانمان دادند.
ساجده جان !
نگران نباش! حق پیروزو باطل از بین رفتنی است .
ساجده جان!
دلبندم،عزیزتر از جانم ،دلم برای نگاه معصومت، خنده هایت، سرزندگی و نشاطت متبلور در وجودت تنگ شده است .
ساجده جان!
دلم سخت گرفته است ،امروز کتاب پس از شهادت شریعتی را می خواندم،بر افروخته، اما شاداب شدم و به حقانیت راه جوانان پاک و سبز این سرزمین و راه حسینی آنها امیدوارتر شدم ، ولی دلم برای کسانی می سوزد که به نام دین و مصلحت به هر ذلتی تن می دهند تا زنده بمانند و به نام و نانی برسند،آنها مرده های خاموش و پلیدان تاریخند.
و خطاب به تمامی عافیت اندیشانی که حقیقت را می بینند اما آنرا فدای مصلحت نموده و سکوت کرده اند ،از زبان شریعتی می گویم:
وقتی در صحنه حق و باطل نیستی ، وقتی که شاهد عصر خودت نیستی،هر کجا می خواهی باش چه به نماز ایستاده باشی ، وچه به شراب بنشسته باشی،هر دو یکی است.
ساجده جان!
دوازده روز گذشته است واجازه ی شنیدن صدایت را به من نداده اند.آنها چه فکر می کنند؟ مگر تو و صدها جوان امثال تو چه کرده اید؟چرا اتهامات شما را نمی گویند تا مردم قضاوت کنند؟که چه کسی حقیقت را می گوید؟آیا شرکت در جلسه ی قرآن خانواده های زندانیان سیاسی هم جرم است،که تو را به آن دلیل دستگیر کرده اند؟
ساجده جان!
آنها همه چیز دارند اما خدا را ندارند و ما خدا را داریم واز همه چیز بی نیازیم. ما آنها را که کاشانه خوشبختی تو را در عنفوان جوانی به تاراج برده اند و همسرت را سرگردان و آشفته حال و ما را پریشان و مضطرب و بی خبر از تو نگاه داشته اند، به خدا و روز جزایش می سپاریم.
درود خدا بر حقیقت طلبان و صالحان و نفرین خدا بر ستمگران باد.
در ادامه موج بازداشت روزنامه نگاران و فعالان مطبوعاتی، امیرهادی انواری، یکی دیگر از خبرنگاران روزنامه شرق نیز امروز پنجشنبه ۱٨ آذرماه بازداشت شد.
به گزارش جرس، انواری خبرنگار حوزه اقتصادی بود که سابقه فعالیت در روزنامه اعتماد و دیگر روزنامه های اصلاح طلب را نیز در کارنامه خود دارد.
گفتنی است روز سه شنبه هفته اخیر (۱۶ آذرماه) نیز، ماموران امنیتی به ساختمان روزنامه شرق یورش بردند و فرزانه روستایی، کیوان مهرگان و احمد غلامی و سرمایه گذار این روزنامه علی خدابخش را بازداشت نمودند.
هنوز از علت بازداشت انواری خبری منتشر نشده است، اما دادستان تهران، بازداشت روزنامه نگاران شرق را، "دلایل امنیتی" اعلام نموده بود.
روزنامه شرق تاکنون سه بار در سالهای ٨٢، ٨۵ و ٨۶ مورد فشار و توقیف شده بود، که اولین بار این در سال ٨٢ با چاپ مطلبی در صفحه ویژه مشروطه تا پای توقیف پیش رفت، اما در نهایت، حکم توقیف آن، به حکم تغییر مدیر مسئول تبدیل شد. در ۲۰ شهریور ماه سال ۱۳۸۵ نیز، به خاطر انتشار کاریکاتوری که در آن در یک صفحه شطرنج، اسب و الاغی ترسیم شده بود و بر گرد سر الاغ، هالهای از نور مشاهده میشد، (همزمان با ادعای احمدی نژاد در مورد داشتن هاله نور) توقیف شد که پس از مدتی به حکم دادگاه، انتشار خود را از سر گرفت.
این روزنامه در ۱۵ مرداد ۸۶ ، به اتهام انتشار مطالب "خلاف عفت عمومی"، از سوی هیات نظارت بر مطبوعات توقیف گردید، که شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران، ۲۴ شهریور ماه با نقض حکم هیات نظارت، رای به رفع توقیف آن داد.
روزنامه اصلاح طلب شرق، دور تازه انتشار خود را از اسفند ٨٨ آغاز کرده بود.
گفتنی است بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته، جمع زیادی از روزنامه نگاران و فعالان مطبوعاتی ایران بازداشت و به حبس های طولانی، ممنوعیت از شغل مطبوعاتی و تبعید محکوم شده اند.
بیش از چهل روز از بازداشت نازنین خسروانی، روزنامه نگار می گذرد. اما خانواده او همچنان از وی بی خبرند.او به جز یک بار تماس تلفنی با مادرش تاکنون هیچ ارتباط دیگری با خانواده اش نداشته است. مادر نازنین این روزها بارها به مراجع قضایی مراجعه کرده اما پاسخ مشخصی درباره دلایل بازداشت دخترش به او داده نشده است . او به شدت نگران حال نازنین است و چند بار در مصاحبه با رسانه ها از مسوولان قضایی خواسته زودتر دختر بی گناهش را از زندان آزاد کنند، اما دادستان تهران در آخرین نشست خبریش از این مادر نگران می خواهد در این باره صحبت نکند و سکوت اختیار کند . مادر نازنین این بار درد دلش را نزد خدواند برده و دخترش را به او سپرده است.
به گزارش کلمه اعظم افشاریان نجواهای این روزهایش را با خدا روی کاغذ آورده که ادامه میخوانید:
خدایا! برای تو می نویسم نه فقط چون روی زمین از همه کس و همه چیز ناامیدم و نه فقط چون تمام این روزهای تلخ و شبهای تلخ تر، کسی نبوده که از حال نازنینم، خبری به من بدهد؛ و نه حتی چون بعد از چهل روز بی خبری محض، کسانی که باید "داد" مردم را بستانند، سخن گفتن از بیدادی که بر ما می رود را بر نمی تابند و به سکوتمان می خوانند؛ می نویسم چون می دانم تو، وقتی مهر مادری را در دل کسی می نشانی، وقتی کسی را در جایگاه مادری قرار می دهی، نسبت به آن مسئولی و به این مسئولیت واقف.
خدایا! تو بهتر از هر کس حال این روزهای ما را می دانی، روزها و شبهایی که هر ثانیه اش، مثل قرنی در آتش بر ما می گذرد. بی خبری محض از دختر دردانه ام کشنده است. دختر دردانه ای که جرمی اگر داشته باشد، همان پاکی اوست و این البته این روزها، در شهری که "آلودگی اش" زبانزد است، جرم کمی نیست.
خدایا! تو نسبت به این روزهای ما مسئولی و اگر برای تو می نویسم، نه برای این است که دلواپسی جانکاه مادری دور از فرزند را یادت آورده باشم و نه حتی برای اینکه از این ظلمی که بر ما می رود، پیش تو تظلمی کرده باشم که باورت دارم و یقین دارم که کسانی را که دوستت داشته اند، دوست می داری.
می نویسم تا برایت بگویم که نازنین من، این روزها، کنج سلولی انفرادی تنهاست و کسانی که نمی شناسیم شان، کسانی که "مادری" را نمی فهمند، کسانی که زجر دوری عزیز را نمی فهمند، کسانی که دوست داشتن را نمی دانند، او را ازمن دور نگاه داشته اند..... می نویسم تا بگویم این ظلم کشنده، از تاب و توان اندک مادری دور از فرزند، افزون تر است، ولی آن را تاب می آورم و در
عوض در این روزهای خاکستری و شبهای سرد، نازنینم را به تو می سپارم و هرشب خیال می کنم پیکر نحیف دختر دردانه ام را تو در آغوش کشیده ای.
خدایا!می دانم که تو بر این ظلمی که بر ما می رود آگاهی و عقوبت ظالمان را باور دارم. فقط نوشتم تا بگویم نازنینم را به تو سپرده ام
و ایمان دارم تو کسانی را که دوستت دارند، در روزهای سخت به آغوش می گیری. نازنین من، خدایش را دوست دارد، تو این روزها و این شبها بیشتر از همیشه پناهگاهش باش.
سایت تغییر نوشت:
درپی برگزاری مراسم ۱۶ آذر در دانشگاه پلی تکنیک تهران حدود ۱۵ نفر از دانشجویان این دانشگاه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده اند. ۱۰ تن از آنان پس از بازجویی در دفتر پی گیری وزارت اطلاعات آزاد شده اند و مابقی بازداشت شدگان به زندان اوین منتقل شده اند. دانشجویان آزاد شده از ضرب و شتم شدید خویش در دفتر پی گیری وزارت اطلاعات خبر داده اند. از دانشجویان منتقل شده به زندان اوین می توان به هادی شاکری و محسن محبوبیان اشاره کرد.
در روز ۱۶ آذر، حدود ۱۰۰۰ نفر از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی کردند. این دانشجویان شعارهایی چون "مرگ بر دیکتاتور"، " الله اکبر"، یا حسین میرحسین" و ...سر دادند. همچنین این دانشجویان حلقه ای را به نشانه همبستگی با دانشجویان زندانی در محوطه دانشگاه تشکیل دادند و سرود یار دبستانی خواندند.
به گفته دانشجویان امیرکبیر، نیروهای گارد ضد شورش و لباس شخصی از صبح روز ۱۶ آذر دانشگاه امیرکبیر را در محاصره خود در آورده بودند. همچنین نیروهای لباس شخصی در تمام نقاط دانشگاه مستقر شده بودند. نیروهای بسیجی و مامورین حراست دانشگاه نیز برای برخورد با تجمعات احتمالی در آمادگی و هماهنگی کامل بوده اند و به صورت پیوسته از طریق بی سیم و موبایل با یکدیگر در تماس بوده اند. نیروهای بسیج و حراست به ضرب وشتم دانشجویان پرداخته اند و حتی گاهی نیروهای انتظامات خود راسا اقدام به دستگیری دانشجویان معترض کرده اند. بنابر گفته دانشجویان، بازداشت های صورت گرفته در خارج از محوطه دانشگاه عمدتا به صورت اتفاقی و از سر عصباینت و سردرگمی بوده است، کما اینکه بسیاری از بازداشت شدگان از دانشجویانی بوده اند که در تجمعات شرکت نداشته اند.
دادستان تهران از مقامات اجرايي و تقنيني بار ديگر خواست در پروندههاي قضايي دخالت نكنند. وی هشدار داد: «در صورت تكرار اين قبيل اظهارنظرها، در مورد مرتكب يا مرتكبين وفق مقررات اقدام لازم به عمل خواهد آمد.»
عباس جعفري دولتآبادي با اشاره به انتشار برخي مطالب منتسب به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در بعضي از سايتهاي خبري و جرايد كشور، به ايسنا گفت: «روز چهارشنبه و پنجشنبه هفته جاري مطالبي به نقل از وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در خصوص رسيدگي به موضوع پرونده روزنامه ايران مطرح شده است كه اميدواريم اين اظهارات صحت نداشته باشد.»
دادستان تهران با ابراز تاسف از چنين اظهارنظرهايي بدون در نظر گرفتن قوانين و مقررات افزود: «چون در مورد روزنامه ايران پرونده قضايي تشكيل شده و رسيدگي به آن در حال انجام است انتظار ميرود مقامات اجرايي و تقنيني به نحوي اظهارنظر نكنند كه شائبه تلاش آنان براي تاثيرگذاري در فرآيند قضايي به اذهان متبادر شود.»
وي افزود: «بارها تاكيد شده است كه قوه قضاييه مدعي مهدي هاشمي است، بنابراين ارتباط دادن اقدام مدير مسوول يك نشريه كه در مورد آن اعلام جرم شده است با پرونده مهدي هاشمي محلي از اعراب نداشته و به نوعي خلط مبحث است.»
دادستان تهران مجددا تاكيد كرد: «در مورد پرونده مهدي هاشمي اقدامات لازم انجام شده و در صورت ورود وي به ايران با نامبرده طبق مقررات اقدام خواهد شد.»
جعفري دولتآبادي خاطرنشان كرد: «در صورت تكرار اين قبيل اظهارنظرها، در مورد مرتكب يا مرتكبين وفق مقررات اقدام لازم به عمل خواهد آمد.»
روز گذشته وزیر ارشاد نسبت به اقدام دادستانی در مورد عدم انتشار دفاعیات مدیر مسئول ایران علیه مهدی هاشمی واکنش نشان داد و آن را دفاع از مهدی هاشمی تفسیر کرد.
حسینی گفت: «شاید انتقاداتی به انتشار این مطلب وارد باشد، اما مانع تراشی برای این مسئله اشتباه است.»
وزیر ارشاد جمهوری اسلامی همچنین افزود: «مهدی هاشمی یک فراری است و این موضعگیری از سوی دستگاهها و افراد حمایت تلقی شده و اشتباه است. او موارد متعددی از تخلفات را دارد و حکم دستگیریاش صادر شده است.»
آیتالله بیات زنجانی در پیامی به مناسبت اولین سالگرد درگذشت آیتالله منتظری، از فرزندان این مرجع فقید خواست آثار به جا مانده از ایشان را منتشر کنند تا "شمع وجود ایشان، در مراکز علمی روشن تر گشته و فقدان وجود پرکت شان تا حدودی جبران گردد."
متن پیام این مرجع تقلید، بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله تعالی: " یَرفَع الله الّذینَ امَنوا و الّذین اوتوا العِلم دَرجات.."(سورۀ مبارکۀ مجادله؛ آیۀ ۱۱)
پیشوایان معصوم (علیهم السلام)، فقدان و مرگ عالم را ثلمه ای دانسته اند که هیچ چیزی آن را جبران نکرده و آن خلأ را پر نمی کند.
بدون تردید هر اندازه اثر عالم و نقش او در هدایت جامعه بیشتر باشد، خلأ بوجود آمده از فقدانش، عمیق تر و بزرگتر خواهد بود و مصداق عینی و واقعی عبارت " لایَسَدّها شَیء " در بارۀ او ساری است.
به همین جهت برگزاری بزرگداشت و یادبود یک عالم، در حقیقت بزرگداشت و یادبود یک شخص و فرد مختص به یک زمان و مکان خاص نیست بلکه بزرگداشت علم، معرفت و نقش عالم در هدایت جامعه و ترویج فضائل اخلاقی و کرامات انسانی است.
فقیه بزرگوار و مجاهد مرحوم آیت الله العظمی منتظری(رحمة الله علیه)، از جملۀ عالمان و فقهای وارسته ای است که در عین جامعیت منقول و معقول، اسلام شناسی فرید و مدافع حقیقی اسلام ناب محمدی و علوی بود که مصداق واقعی تعبیر "عالم" در کلام معصوم است که پیشتر بدان اشاره شد.
امیدوارم کمااینکه دورۀ حیات این مرد بزرگ، منشأ خیر و برکت در حوزه های علمیه بود، آثار و یادگارهای به جای ماندۀ از ایشان نیز به همت بیت شریف بالاخص فرزند فاضل آت فقیه فقید جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ احمد منتظری(زید عزه) و شاگردان مکتب فقهی آن بزرگوار منتشر گردد تا شمع وجود ایشان، در مراکز علمی روشن تر گشته و فقدان وجود پرکت شان تا حدودی جبران گردد.
والسلام علکیم و رحمة الله
اسدالله بیات زنجانی
دوم محرم الحرام ۱۴۳۲
قم المقدسة
حسین درخشان پس از 26 ماه از زندان آزاد شد.
حسین درخشان که به 19.5 سال حبس تعزیری محکوم شده است، شب گذشته با تودیع وثیقه میلیاردی به مرخصی آمد.
به گزارش مشرق، درخشان که برای گذراندن مرخصی با تودیع وثیقه از زندان آزاد شده قرار است در چند روز آینده به زندان باز گردد.
این وبلاگ نویس زندانی، که از پاییز دو سال پیش، بعد از ورود به ایران بازداشت شد، تا ماه گذشته بلاتکلیف در بازداشتگاه نگهداری می شد؛ تا اینکه بر اساس رای قاضی صلواتی (شعبه ١۵ دادگاه انقلاب تهران)، به تحمل نوزده و نیم سال زندان محكوم شده و پرونده وی در مرحله تجدیدنظر است.
گفتنی است حسین درخشان، به اتهام "همکاری با دول متخاصم، تبلیغ علیه نظام اسلامی، تبلیغ به نفع گروهک های ضد انقلاب، توهین به مقدسات و راه اندازی و مدیریت سایت های مبتذل و مستهجن"، علاوه بر تحمل نوزده و نیم سال حبس تعزیری، به پنج سال محرومیت از عضویت در احزاب و فعالیت در رسانه ها و بازگرداندن وجوهی که دادگاه آنها را "اخذ شده" خواند، محکوم شده است.
درخشان از پیشتازان وبلاگ نویسی به زبان فارسی است و در وبلاگ خود به نام "سردبیر خودم" به زبانهای فارسی و انگلیسی در مورد خودش و سیاست و فرهنگ ایران قلم میزد. وی بعد از دیدگاههای انتقادی نسبت به حکومت، در چند سال آخر و قبل از بازگشت به ایران، ناگهان طی چرخشی کامل، به نفع رهبری و همچنین محمود احمدی نژاد وبلاگ خود را می نوشت.
كاركرد مساجد در جوامع اسلامی، تفاوتهای مشخصی با كاركرد معابد دیگر ادیان و عقاید دارد كه این تفاوت از نوع نگاه این ادیان سرچشمه میگیرد. اسلام، دین و زندگی را دو مقوله جدا از هم تعریف نكرده است. بههمین دلیل، از همان صدر اسلام، بسیاری از مسائل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی جامعه اسلامی، در ارتباطی تنگاتنگ با مساجد تعریف میشده است.
در زمان وقوع انقلاب اسلامی هم، به نوعی شاهد این كاركردهای متنوع مساجد بودیم، بهطوری كه میتوان مساجد را پایگاه اصلی پیروزی انقلاب اسلامی دانست. اما با گذشت زمان، به مرور این شیوه حضور مسجد در بطن زندگی مردم، كمرنگتر شد.
بازدید دكتر عماد افروغ از گروه مجلات همشهری و بهخصوص، همشهری آیه، فرصتی به ما داد تا این تغییر عملكرد را از زبان این دكترای جامعهشناسی و سیاستمدار مشهور ایرانی به نقد و بررسی بگذاریم. اگرچه افروغ، پس از یك دوره نمایندگی مجلس، این روزها بهنوعی از فعالیتهای سیاسی كناره گرفته و به قول خودش در روستایی خوش آب و هوا به فعالیتهای تئوریك خودش ادامه میدهد، اما صحبتهای این استاد دانشگاه میتواند زوایای تازهای از قدرت تاثیرگذاری مسجد را به روی چشمان ما بگشاید. بخشهایی از این گفتگوی خواندنی كه در همشهری آیه آذر ماه منتشر شده در ادامه میآید:
• مسجد از كانونهایی است كه افراد دور هم جمع میشوند و عبادتی جمعی انجام میدهند و یك اتصال فردی و جمعی برایشان حاصل میشود. بسیاری از مشكلاتشان در آن مكان حل میشود. جامعهشناسان هم روی این مساله تاكید كردهاند كه درست است كه كانونی است برای عبادت، اما مایه همبستگی هم هست؛ یعنی یك كانون همبستگی اجتماعی تلقی میشود. باید مسجد را جدی گرفت. مسجد یك جایگاه ضروری است و باید یك آسیبشناسی روی آن صورت بگیرد كه چه فراز و فرودی را طی كرده. اول انقلاب مساجد كاركردهای متنوعی داشتند. به بسیاری از مسائل روزمره مردم توجه میكرد و به نظر من مساجد اول انقلاب فعالتر بود. اما امروز كلیشهایتر شدهاند.
• به هر حال مساجد آن كاركردی را كه اول انقلاب داشتند، دیگر ندارند. حتی آن كاركردی را كه صدر اسلام داشتند دیگر ندارند. حتی به نظرم میرسد كه روزبهروز بنا به دلایلی، شمّ عمومی مردم و اقبال اقشار مختلف به مسجد كمتر میشود. به نظر میرسد كه مساجد یك مقداری بعضا سیاسیتر میشوند. این سیاسی نه به معنای آن ارتباط دیانت و سیاست، بلكه به معنای جناحی شدن آن است و هرچه مسجدی سیاسیتر و جناحیتر شود، مسلم است كه روی جاذبهاش اثر میگذارد.
• ما به كاركرد سیاسی مسجد توجه داریم. اما باید دقت كرد كه كاركرد اصلی مسجد عبادت است. به هیچ وجه معتقد هم نیستیم كه بعد نیایش، بعد ارتباط و اتصال به خدا دلالت سیاسی ندارد اما دقت بكنیم كه به هر حال یك جاهایی ما الاهمُّ فالاهم میكنیم و اصالت به آن ارتباط است. اصالت به آن معنا و اتصال است.
• اگر مسجد بیفتد در دست یك جناح سیاسی خاص، دیگر نمیشود آن كاركرد را از آن توقع داشت. من مخالف پایگاههای مقاومت و حضورشان نیستم، اما اگر این پایگاهها عامل ایجاد محدودیت شوند و تفسیرها و تلقیهای سیاسی خاصی را تحمیل كنند، با فلسفه وجودیشان ناسازگاری دارد.
• این صحبت به این معنا نیست كه بسیج نباید باشد اما بسیج باید بداند كه یك وظیفه سنگین دارد. كاركرد بسیج، كاركرد وحدتبخش است. اگر جناحی شود، اگر كاركرد عام و وحدتبخش خودش را فراموش كند و مرتبط با یك گروه و جناح شود، خواهناخواه روی استقبال مردم نسبت به مسجد تاثیر میگذارد. مخاطب كمتری را سمت خودش میكشاند یا مخاطب خاصی را. من فكر میكنم این یك نتیجه و دلالت مطلوبی برای مسجد ندارد. این یك زنگ خطر و هشداری است كه باید داد و به صدا درآورد كه بسیجیِ ما مراقب باشد. این را به عنوان یك مساله میگویم، نه اینكه معتقدم مسجد كاركردش را از دست داده.
• ما یك فرایندی در جامعهشناسی داریم به اسم «تمایزیافتگی»، تقسیم كار، تخصصی شدن. ما تا حدودی این را میپذیریم. بالاخره وقتی تراكم مادی و معنوی جامعه بیشتر شود، خواه ناخواه احتیاج به یك سری نهادهای جدید پیدا میكند و یك تفكیك كاركردی در آن رخ میدهد. یك واقعیت طبیعی در تمام جوامع هم هست؛ مثلا قبلا خانواده همه كاری میكرد؛ هم كاركرد اقتصادی داشت، هم كاركرد تربیتی داشت، هم كاركرد آموزشی داشت و... . الان دیگر نمیشود از خانواده كاركرد اقتصادی توقع داشت. بین محل كار و محل زندگی تفاوت ایجاد شده. اما هنوز كه هنوز است -البته بسته به جوامع مختلف- خانواده كاركرد تربیتی را دارد و واقعا چیزی نمیتواند جایگزین جایگاه تربیتی خانواده شود.
• به هر حال باید بپذیریم كه یك روندی به سمت تفكیك كاركردی وجود دارد. منتها افت و خیز دارد. یك فرآیند طبیعی است، به شرط اینكه در كنار فرآیند تمایزیافتگی، انسجام فراموش نشود؛ یعنی افتراق حرف اول را نمیزند و ما نمیخواهیم با تفكیك كاركردی خیلی چیزها را تحلیل كنیم؛ مثلا بیاییم بگوییم كه قبلا دین كاركردهای متنوعی داشته، اما امروز به دلیل تفكیك كاركردی، بسیاری از كاركردهایش به نهادهای دیگر انتقال یافته و این اتفاق، مطلوب هم هست. من مدافع این نیستم كه نظریه تفكیك كاركردی را در همه عرصهها پیش ببریم یا مثلا یك تفسیر نهادی از دین بكنیم. اما واقعیت را باید تا یك حدی پذیرفت. بالاخره یك تقسیم كار و تخصصیشدنی وجود دارد.
• من شخصا معتقدم در آن محدوده و سطحی كه امكان دارد به اختلافات سامان داد و حل و فصل كرد، باید این را در مسجد انجام بدهیم. میدانید چرا؟! نه به خاطر اینكه حالا مسجد مثلا در دسترس هست. یا نه به خاطر اینكه مسجد یك جایگاه آشنایی هست. بلكه به خاطر اینكه مسجد با خدا مرتبط است. به هر حال برای یك قوم دیندار، خود حضور خدا خیلی راحتتر میتواند مسائل را حل كند. انسان میداند كه میتواند از حق خودش بگذرد، گذشت و ایثار داشته باشد. صادقانه برخورد كند. چون محضر، محضر خداست. این محیط متعبدانه، این محیط معنوی، توی هیچ محكمه و دادگاهی وجود ندارد. برعكس، چه كسی است كه توی دادگاه نترسد؟ اصلا چه كسی است كه توی دادگاه خودش باشد؟
• حالا یك نكتهای هم هست. به نظر میآید بعضی متولیان مسجد، مثلا ائمه جماعات، خودشان هم رضایت دادهاند كه این كارها دیگر نباشد تا بارشان سبك شود. انگار دیگر كمتر می بینیم امام جماعتی كه خودش را درگیر مسائل كند. باز هم امام جماعت شهر و روستا با هم متفاوتند. در گذشته آن روحانی كه به اصطلاح كار علمی میكرد، كار كشاورزی هم میكرد. كار اقتصادی هم میكرد. من در روستا میبینم روحانیای كه مسجد میآید و امام جماعت است، كشاورزی هم میكند. من بالشخصه از این بیشتر لذت میبرم. اما اصل این است كه من فعالیت اقتصادیام را میكنم و یك وظیفه دینی هم دارم كه حضور در مسجد و امام جماعت است. حالا مردم هرازچندگاهی یك كمكی هم میكنند. روی این قضیه باید فكر شود.
• برویم سر كاركردهای دیگر مساجد. در شرایط حاضر، رسانهها به نوعی رقیب مسجد شدهاند. الان مسجد شاید با صدا و سیما خیلی احساس رقابت میكند. بهخصوص در ماه رمضان این خیلی جدیتر میشود.این رقابت، رقابت محتوایی نیست. رقابت زمانی است. هیچ چیز نمیتواند جایگزین مسجد شود. شما در مسجد یك رابطه عاطفی دارید. یك رابطه چهره به چهره. خود این رابطه چهره به چهره، یعنی رابطه نزدیك و تنگاتنگ، یك ابعاد رفتاری و محتوایی خاصی در بر دارد كه به هیچ وجه از طریق یك ارتباط مجازی و سایبر منتقل نمیشود. این فضا، فضای مجازی و سایبر نیست. فضای حقیقی است. اگر میبینید رقیب است، رقیب محتوایی نیست، رقیب فرمی است، رقیب صورتی و زمانی است. یعنی وقتت را گرفته.
• منِ نوعی حاضرم چندین ساعت پای تلویزیون و اینترنت بنشینم؛ ولی یك ربع كه در مسجد هستم، میخواهم سریع بیایم بیرون!این اتفاق چند دلیل دارد. یكی اینكه خود ما اهمیت مسجد را فهم نمیكنیم. یكی اینكه مساجد دم دستمان نیستند. یكی اینكه صدا و سیما دارد نقض غرض عمل میكند و مردم به این صدا و سیما اعتماد میكنند. خود این اعتماد میتواند نتیجه معكوس در بر داشته باشد. عوامل عدیدهای را باید درباره این موضوع در نظر داشته باشید.
من به لحاظ واقعی میگویم، به لحاظ نتایج عملی میگویم؛ نتیجهای كه كوتاهمدت نباشد بلكه درازمدت باشد. مثلا ممكن است شما تحت تاثیر یك فیلم قرار بگیرید، حالا چه كسی آنور فیلم مشكل تو را حل میكند؟ تو با چه كسی در فیلم مسائل خودت را در میان میگذاری. حالا اگر بیایی توی مسجد. روحانی دم دستت است. مشكلی داری با او در میان میگذاری. فضای معنوی هم تو را تحت تاثیر قرار میدهد. از طرف دیگر، فرد، عضوی از آن ارتباط دو طرفه است. یعنی رابطه یكسویه نیست. ضمن آنكه طرفمقابل هم در اختیار فرد است و او میتواند مشكلاتش را با آن روحانی در میان بگذارد. خیلی راحت میتوانی از او مشورت و كمك بگیری.
• مساجد ما باید جاذب باشند. یعنی مساجد ما هم اگر سیاسی شوند، اگر روحانی بیسواد آمد و... نمیتواند انتظار استقبال داشته باشد. یعنی یك روحانی فهیم، باسواد، مردمدار و... میتواند ارتباط برقرار كند. بهتبع، اثرش بیشتر از روحانیای است كه این ویژگیها را نداشته باشند.
شاید در میان فقیهان سده اخیر کمتر فقیهی به مانند آیت الله منتظری تحولات روزگار و تلخیها و شادیهای چند دهه اخیر ایران را از نزدیک دیده و یا درآن نقش داشته باشد . عالمی که در کنار این فراز و نشیبها و در متن این تحولات همواره و دردمندانه حضورداشت و لختی از متن حوادث غایب وعاری ازاحساس مسولیت نگشت .در کنار این مجاهدتها، برای حتی زمانی کوتاه ،مرتبه عشق و اعتقادش رااز تحقیق و تفحّص و تفسیر و فلسفه و تفقه فرو نگذاشت و قدرت فقه و اجتهادش در سختترین لحظات عمرش به کاهلی و سستی سو نکرد. از دوران زندانها و تبعیدهای بلندمدت رژیم پیشین تا ریاست مجلس خبرگان و قائم مقامی و حصر خانگی همیشه و همه جا خود را در معرض سؤلات و شبهات علمی و سیاسی قرار داد و عاشقانه در جستجوی پاسخی علمی در چارچوب اصول اسلامی بود . فقیهی که در چند دهه فلسفه ، فقه ، روایت و رجال را استادانه تحقیق و تدریس کرده بود و غالب تحقیقات و تراوشات فکری خود را به تالیف درآورد و در حوزه ها به عنوان سند فقهی وعلمی تلقی گشت. و در کنار این همه ، آزاداندیشی و عقلگرایی و فرار از جزمیتهای حوزوی را ،علاوه بر این که خصلت ذاتی او بود ، از استادش آیت الله بروجردی وارث گشته بود . این استاد و شاگرد با اینکه در فن اجتهاد و استنباط از اصول شناخته شده و تعریف شده حوزه ها عبور نمی کردند و یک اصولگرای واقعی بودند ، اما در فهم و اجتهاد ، به قول کانت ، جرأت دانستن داشتند وابتکارورزی آنان دراین بود که مسایل فقهی را در بستر تاریخی و در کنار فقه مذاهب دیگر اسلامی ببینند؛ بویژه این که، آیت الله منتظری کاربرد ابعاد اجتماعی فقه را، پس از انقلاب، به مدت سی سال به آزمایش برده وتا حدودی، موانع و مقتضیات زمان را در تحقق احکام اجتماعی اسلام می شناخت.
اصلاحات و بازنگری احکام فقهی در حوزه اجتماعی
فقیهی چون آیت الله منتظری که با اصلاح طلبان در عرصه سیاسی ، تا حدودی دم خور و همسو بود ، اما اصلاح طلبی او بیشتر از خاستگاه فقهی بر می خاست . طبیعی است در جامعه ای دینی، که اکثر آن مسلمان و پای بند به کتاب و سنت هستند ، تا در حوزه فقاهت و اجتهاد ،اصلاحی و تحولی صورت نگیرد ، در حوزه های دیگر نمی توان آرزوی تحولی دیگر را داشت . آرزوی در عرصه فقه واجتهاد چیزی بود که امثال سید جمال اسدآبادی، شیخ محمد عبده،اقبال لاهوری ،آیت الله طالقانی،آیت الله مطهری وکسانی دیگر،آن را پی میگرفتند و مرحوم امام خمینی با دخالت دادن دوعنصرزمان و مکان آن را ضروری میدانست. مرحوم آیت الله منتظری نیز به ضرورت این تحول پی برده بود؛ هرچند بااحتیاط در این وادی سنگلاخی قدم برداشت،اما توانست با صراحت بیشتر، پاره ای از احکام فقه و اصل ولایت فقیه ،که خودپایه ریز تئوریک آن بود، را در بستر بازنگری قرار دهد و با حوادث امروزی ، در حد امکان آشتی سازد؛ مهمتر اینکه باب فقه را به روی حقوق بشر بازگشاید.وآن دو را تا حدودی نزدیک نماید.
تنقیح مناط و کشف ملاکات
در میان برخی عالمان شیعی ، علل و حکمت احکام از نگاه عقل ، هر چند تیزبین ،مخفی ورازگونه است . چنین مبنایی در میان فقیهان نص محور و مهمتر از آن اخباریون جای چون و چرایی باقی نمی گذارد .به گونه ایکه اخباریون واصولیون درتقابل با هم به اجتهاد پرداختند. در این میان تمایزی بین احکام عبادی و غیر عبادی نیست . وبراساس روایتی حلال و حرام محمد (ص) تا صبح قیامت دگرگونی ناپذیر است . احکام اسلام باید اجرا گردد ؛ هرچند در تقابل و ناسازگاری با مصلحت عامه باشد.در این راستا بوده اند فقیهانی که نسبت به احکام اجتماعی، با تکیه بر عقل و کشف ملاک و تنقیح مناط، از نص عبور کرده و بر اساس مقتضیات زمان و مصلحت عامه و با حفظ قاعده اهم ومهم فتوی داده اند . به تعبیر دیگر عقل و عرف را در سیره اجتهاد خود دخالت داده اند .دراین راستا آیت الله منتظری در برابر دو اصل مهم قرارداشت ؛ یکی این که اسلام دارای احکام اجتماعی و سیاسی است و دیگر این که زمان همواره در تحول و دگرگونی است . و چالش میان این دو اصل، چیزی نبود که از چشم این فقیه تیزبین پنهان مانده باشد .
بزرگانی چون علامه طباطبایی و در پی او استاد مطهری احکام و قوانین دینی را به ثابت و متغیر تقسیم کرده بودند و با این تقسیم بندی پاره ای از احکام را ، به خاطر تغییر موضوعات با مقتضیات زمان آشتی داده اند . مرحوم شهید صدر برخی از موضوعاتی را که احکام آنها مسکوت عنه است ، در حوزه منطقة الفراغ برده است. در این جا مجال نقد و بررسی گفتار بزرگان یاد شده نیست، اما به نظر می رسد آیت الله منتظری به خاطر حاضر و شاهد بودن بر درگیری میان فقه و وضع موجود به این نوع احکام، نگاه و نقد دیگری داشته که میتوان آن را نگاه کاربردی دانست . نامبرده بر این صدد بود تا میان احکام اجتماعی فقه و مقتضیات زمان تناسب برقرار کند .مهمترین مبنایی که در این راه پی نهاد، عقلانی بودن ویا بهتر است بگوییم عقلایی دیدن این نوع احکام بود.و این که هدف شارع دراین جهان و در زندگی مردم باید تامین شود و اسلام برای سامان دادن زندگی مردم پا به عرصه اجتماع گذاشته است. فی المثل ایشان احکام امر به معروف و نهی از منکر ، که از مهمترین احکام اجتماعی است ، و در تمامی کتب فقهی آمده است ، شکل و شیوه سنتی آن را در این روزگار مفید نمی دانست ، لهذا آن را در چارچوب احزاب مستقل از حکومتها محقق می دانست و مبنای لازم بودن حزب و مطبوعات آزاد را به وجوب امر به معروف و نهی از منکر ارجاع می داد؛ زیرا فلسفه مهم امر به معروف و نهی از منکر در سطح کلان جامعه ، مبارزه با مفاسد سیاسی ، افتصادی و فرهنگی است ؛که منشا آن دولتها و حکومتها هستند.استدلال ایشان دراین بخش سخن امام علی(ع) بود که فرمود : لا تترکوا الامر باالمعروف و نهی عن المنکر فیولی علیکم اشرارکم ؛ منظور از ولایت اشرار حاکمیت دولتهای جایر است ؛ لهذا برای مبارزه با این نوع مفاسد در جهان امروز ، وجود احزاب و مطبوعات آزاد را ضرورت میدانست.
«در جوامع فعلی ایجاد تشکل برای نیل به اهداف اجتماعی از قبیل مقدمه ی منحصره به شمار می آید ؛ چرا که افراد به تنهایی قادر به انجام آن نیستند . در حکومت دینی محدوده فعالیت احزاب و رسانه های مستقل جمعی که نظام اجتماعی مورد پذیرش اکثریت را قبول دارند ، نظارت بر عملکرد حاکمیت و انتقاد منطقی از آن و نیز نقد عملکرد شخص حاکم و منعکس نمودن نظرات و افکار مختلف در جهت رشد و شکوفایی نیروها و ارائه طرق صلاح و فساد و توجه دادن کارگزاران به مفاسد و خطرات احتمالی در روند جریان امور کشور می باشد . و احزاب مستقل ، علاوه بر آنچه ذکر شد ، می توانند برای اداره بهتر کشور کادر سازی کرده و افراد کادر را به مردم معرفی نمایند تا برای پستهای حساس انتخاب شوند . بلکه احزابی که ساختار سیاسی حاکم یااصل حکومت دینی مورد پذیرش اکثریت را قبول ندارند، حق فعالت سیاسی،تبلیغ،انتقادواظهارنظر-بامراعات حق اکثریت-برای آنان محفوظ است». ( آیت الله منتظری ، حکومت دینی و حقوق انسان ، ص ۱۵۳)
این بیانات گویای این است که تشریع یا امضای احکام اجتماعی اسلام برای تأمین مصالح جامعه بوده است و شارع در مراتب قانونگذاری، مصلحت عامّه را بر هر چیزی مقدم داشته است . آیت الله منتظری در مواردی ، مانند خرید و فروش خون که غالب فقهای گذشته بر اساس برخی روایات حرام می دانستند ، آن را بی اشکال می دانست چون در این روزگار مصلحت عقلایی بر آن مترتب است. و یا موارد متعلق به وجوب زکات که در گذشته فقط ۹ مورد بود ، ایشان آن را،با تشخیص حاکم، به موارد بیشتر تعمیم داد و یا موارد حرمت احتکار که در روایات به چند مورد معدود بیشتر اشاره نشده ، به هر چیزی که نیاز حیاتی مردم بر آن مترتب است ، تسری داد . براساس سخن مشهور حرمت احتکار ویا تسعیر ( قیمت گذاری ) به برخی موارد طعام تعلق دارد ولی ایشان سخن مشهور را نپذیرفت و احتکار در غیر موارد منصوصه را،به خاطرنیاز مبرم مردم حرام میدانست .دراین باب چنین میاورد:
حرمت احتکار و یا کراهت آن ازاحکام تعبدی نیست، و نوع انسان ملاک حرمت آنرا می فهمد و ملاک حرمت آن نیاز مردم به کالای مورد احتکار است.و این ملاک از [روایت] صحیحه حلبی استفاده میشود.ونظر شارع اینست که مردم ازاحتیاجات خود باز نمانند.واگرنیاز مردم بیشتر از مواردی بود که در نصوص ذکر شده بایدآن را تعمیم داد. (ولایت فقیه،ج۲ص۶۴۴،عربی)
ایشان در مورد مجازاتهای اسلامی ، نیز بر این باور بود که تعزیرات و حدود دارای مصالح غیبی نیستند و هدف از آن ها تنبیه مجرم و کاهش جرم در جامعه است بنابراین اگر مجازات هایی که در نصوص دینی وارد شده است در شرایط امروز فوائد فوق را در بر نداشته باشد، می توان در آن تجدید نظر کرد . مبنای ایشان در این موارد،نیز، همان تنقیح مناط است .
"تعزیرات و حدود دارای مصالح غیبی و غیر قابل فهم برای بشر نمی باشد و این معنا از قرائن و تعبیرات زیادی که در روایات مربوط به حدود و تعزیرات وارد شده است استفاده میشود. از این رو قبلا ًیاد آوری شد که هدف اصلی از آنها همان تنبیه مجرمین و اصلاح آنها میباشد و بعید است که مصالح غیبی غیر قابل فهم دیگری در آنها باشد و از طرفی تحولات اجتماعی در علوم مربوط به جرم شناسی و نحوه پیشگیری از آنها و روانشناسی مجرمین و نحوه اصلاح و تربیت آنان پدید آمده است ، به نحوی که دیگر شیوه های گذشته در جوامع کنونی آثار مورد نظر شارع را نخواهد داشت و چه بسا ممکن است گفته شود : با شیوه های جدید زودتر و بهتر هدف اصلی شارع از تشریع بعضی مجازات های رایج ، محقق میشود .
با توجه به جهات مذکور اگر فقیه توانست از ادلّه مربوطه چنین استنباط بنماید ، یعنی از آن جهت که مصالح و مفاسد بعضی احکام مذکور، که به منزله موضوع آن ها میباشند تغییر یافته و در حقیقت موضوع حکم تغییر یافته است ، میتواند طبق تغییر مصالح و مفاسد و موضوع بعضی احکام ذکر شده به تغییر حکم نظر دهد. ولی باید کاملاً مستند به آیات و روایات و ظوابط اجتهاد باشد ، نه بر اساس تأثیر از جو و شرایط موجود ." (آیت الله منتظری ، مجازات های اسلامی و حقوق بشر ، ص ۸۶ )
چنین نگاهی به فقه، یعنی در نظر داشتن شرایط موجود، مهمترین گام در عرصه اصلاحات در حوزه اجتهاد است. طبعاً با این دیدگاه میتوان احکام اجتماعی اسلام را با نیازهای زمان مطابقت داد و اتهاماتی که به عنوان خشونت بر دستگاه فقهی اسلام وارد میشود، رفع نمود .
مرحوم آیت الله منتظری در رابطه با اجرای حدود و قصاص مصلحت جامعه اسلامی را در درجه اول اهمیت میدانست و بر اساس پاره ای از روایات اجرای حدود را، همچون تعزیرات، به دست حاکم اسلامی میدانست و بر این عقیده بود که شریعت اسلام این اجازه را به حاکم داده است تا در شرایط لزوم، اجرای حدودی را که در نص وارد شده است متوقف نماید .
" با این که روایات زیادی در فواید و منافع دنیوی اجرای حدود وارد شده است اما در عین حال اگر در شرایط خاصی مصلحت اقوی در ترک آن باشد ،حاکمیت اسلامی میتواند و باید آن را متوقف نماید . " ( همان ، ص ۸۵ )
یقینا درک این مصلحت اقوی کار یک فقیه ،به تنهایی، نمیتواند باشد.وچنین کاری بعهده کارشناسان است.زیرادراین گونه موارد شناخت موضوع در درجه نخست قرار دارد.و شناخت این موضوعات از شان فقیهان خارج است. عالمان فقه اگر بتوانند احکام اجتماعی اسلام رااز راز بودن بدرآورند و ملاک احکام رااین جهانی ببینند و هدف و غرض شارع را تامین مصالح عامه بدانند،شاید اصلاحاتی که در حوزه فقه و اجتهاد،انتظار میرود، محقق شود.این که در قواعد فقه آورده اند:عدالت و عرف جاافتاده در میان مردم از حیث شرعی قابل توجهند، حکایت از ضرورت تحول حکم شرعی به تبع تحول حاصله در عرف و عادات مردم دارد.
دراین جا به سخن اقبال لاهوری بر میگردم که معتقد بود: اجتهاد و تلاش جدید در نوفهمی و بازسازی اسلام همان طور که بر نوفهمی ونوسازی مبانی فلسفی وکلامی توقف دارد،به بازسازی در فقه هم احتیاج دارد.باید گفت فقیهان اهل سنت که بیشتر در تاریخ درگیر حکومت بوده اند،باب مصلحت و یا به تعبیر فنی مصالح مرسله را در احکام اجتماعی باز گذاشته اند .البته در این میان گروهی چون سلفیه را باید استثنا کرد.
در فقه شیعه نیز بابی که آیت الله منتظری گشود براین اساس بود که باید یک بازنگری اصولی در معارف اسلام ،بالاخص فقه، صورت بگیرد.مهمترین عاملی که این نگاه را در ایشان ایجاد کرد ارتباط مستمر وی با رسانه هاو در معرض شبهات قرارگرفتن بود. زیرا یک فقیه هر چه نگاه بیرونی او نسبت به تحول و تکامل زندگی بیشتر باشد،در بینش فقهی او تاثیر خواهد داشت.
منبع: وبلاگ نگاشتهها
در حالی كه تاكنون هیچگونه خبری مبنی بر اتمام محكومیت یا بخشودگی یكی از زندانیان حوادث پس از انتخابات منتشر نشده است، وی روز گذشته در یكی از گروههای مهم اصولگرایان حاضر شده وبه ایراد سخنرانی پرداخت.
به گزارش خبرنگار آینده؛ رسانه های اصولگرا روز گذشته از سخنرانی كیان تاجبخش زندانی حوادث پس از انتخابات خبر دادند و این خبر در حالی منتشر شد كه كیان تاجبخش دو سال قبل از حوادث انتخابات ریاست جمهوری و در بهمن ماه سال 1386 توسط وزارت اطلاعات به مراه هاله اسفندیاری و رامین جانبگلو به اتهام تلاش برای براندازی نرم وانقلاب رنگی دستگیر شده بود و جزو اولین گروه از افرادی بود كه به این اتهام در كشور دستگیر شدند و در اوایل سال 1387 پس از چندماه بازداشت با وثیقه آزاد شده و مجدداً در جریان حوادث پس از انتخابات توسط اطلاعات سپاه دستگیر شد.
با این حال صبح روز گذشته خبری تحت عنوان سخنرانی زندانی اوینی در جمع اصول گرایان منتشر شد.
در این خبر آمده بود: در اجلاس دبیران استانهای جامعه اسلامی مهندسین كه پنج شنبه گذشته در دفتر مركزی این تشكل در میدان هفتم تیر تهران برگزار گردیده است، كیان تاجبخش كه از چهرههای سرشناس كودتای مخملی می باشد، از زندان به جلسه منتقل گردیده و به عنوان مهمان ویژه حاضر گردیده است.
مباحث مطرح شده توسط وی پیرامون ابعاد كودتای مخملی و بازیگران آن بوده است اما از حاضرین خواسته شده این مطالب هیچ انعكاس رسانهای نداشته باشد.
در همین رابطه خبرنگار آینده كسب اطلاع كرد؛ در پایان این جلسه كه با حضور محمد رضا باهنر "دبیركل جامعه اسلامی مهندسین" و مرتضی نبوی "قائم مقام" و اكثر اعضای شورای مركزی حضور داشتند؛ هدایا و لوح تقدیری با امضای مهندس باهنر به كیان تاجبخش اهدا شده است.
تا قبل از حضور سخنران در محل جامعه اسلامی مهندسین هیچكس از حضور وی مطلع نبوده و همچنین تصمیم گیری در ارتباط با دعوت و پیگیری این موضوع نیز با مرتضی نبوی بوده است. همچنین حضور كیان تاجبخش و سخنرانی وی در این جلسه با اقبال و رضایت اصولگرایان حاضر در جلسه مواجه شده است.
گفته می شود كیان تاجبخش از زندان اوین به این جلسه منتقل نشده بلكه وی شخصا و به علت ترافیك و تاخیر با پیك موتوری به محل جامعه آمده است.
امـــروز: از وضعیت مسعود لواسانی، روزنامه نگاری که برای اجرای حکم زندان احضار شده بود، هیچ اطلاعی در دست نیست.
به گزارش جرس، لواسانی که روز ۱۶ آذر ماه برای اجرای حکم به زندان فراخوانده شده بود، تا کنون هیچ گونه تماسی با خانواده خود نداشته به همین دلیل از محل نگهداری وی و وضعیتش اطلاعی در دست نمی باشد.
این روزنامهنگار و وبلاگنویس، چهارم مهرماه سال گذشته در منزل مسکونی خود بازداشت شد، که بعد از چندین ماه بازداشت، با تودیع وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی به مرخصی آمده بود.
بنا بر این گزارش، دادگاه تجدیدنظر حکم هشت سال و نیم زندان صادره از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب برای این روزنامه نگار را، به چهار سال و نیم حبس قطعی محکوم کرده بود و هفته اخیر در پی عدم تمدید مرخصی، به زندان احضار شده بود.

علی شکوری راد، عضو جبهه مشارکت اسلامی، به اتهام تبلیغ علیه نظام و نشر اکاذیب، بازداشت شد.
به گزارش خبرگزاری مهر، پایگاه اطلاع رسانی دادستانی تهران امروز پنج شنبه اعلام کرد که در پی انتشار اظهارات علی شکوری راد در برخی از سایت ها و انتساب اظهارات کذب و خلاف واقع وی به ریاست محترم قوه قضائیه که از سوی ایشان به صراحت تکذیب شده است و نیز طرح مطالب خلاف واقع علیه جمهوری اسلامی ایران که به موجب قوانین جرم تلقی می شود، در روز جاری نامبرده احضار و به اتهام تبلیغ علیه نظام و نشر اکاذیب تحت تعقیب قرار گرفته و پس از انجام تحقیقات و با توجه به پرونده اتهامات قبلی با تشدید قرار، بازداشت و به زندان معرفی شد.
گفتنی است که علی شکوری راد، پیش از این در تاریخ ۲۱ مهرماه سال جاری به علت واکنش به انحلال دو حزب اصلاح طلب و رد اظهارات دادستان کشور آقای محسنی اژه ای بازداشت و در تاریخ ۶ آبان با تودیع وثیقه از زندان آزاد شده بود.
شکوری راد، روز گذشته در مناظره با مدیرعامل سابق خبرگزاری دولتی ایرنا، که توسط بسیج دانشجویی دانشگاه لرستان برگزار شد، در دفاع از دیدگاه خود در مورد تخلف در انتخابات ریاست جمهوری گفت: «رسانههای خود شما گفتند که علی لاریجانی تلفنی به آقای موسوی تبریک گفت... چنین مطالبی راجع به آقای صادق لاریجانی نیز وجود دارد که تاکنون بنا به دلایلی رسانهای نشده است و اگر لازم بود این کار انجام خواهد شد.»
گفته میشود که اظهارات شکوری راد در مورد «تبریک علی لاریجانی به میرحسین موسوی»، به مطلب منتشر شده در سایت رجا نیوز، از حامیان دولت، در ۱۹ مرداد ۱۳۸۸ اشاره دارد که نوشته بود: «کاری که ایشان (علی لاریجانی) بعد از ظهر روز اخذ رأی کرد و تلفنی به موسوی، به بهانه حتمی شدن ریاست جمهوریاش تبریک گفت، قابل گذشت نیست».
بسمه تعالی
یک سال از ارتحال جانسوز فقیه و مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی منتظری (قدس سره) گذشت.
فقیهی که به دست شکنجه گران در زندانهای شاه بارها به طرز قرون وسطایی شکنجه شد و هرگز تسلیم آنان نگردید. فقیهی که از تبار " یا ایتها النفس المطمئنة، ارجعی الی ربک راضیة مرضیة " و از مصادیق بارز " من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدّلوا تبدیلا " بود.
آری، از عروج ملکوتی فقیهی وارسته، متقی و متخلق به اخلاق حسنه، یاور مستضعفان و مدافع و پدر حقوق بشر ایران یک سال پر از اندوه گذشت.
فراموش نخواهم کرد در تاریخ 30/9/88 نزدیک غروب در دفتر فقیه عالیقدر حضور داشتم که فرزند بزرگوارشان جناب حجة الاسلام حاج احمد آقا منتظری اعلام کردند برای اقامۀ نماز جماعت به حرم مطهر حضرت معصومه (س) برویم. پس از اقامه نماز جماعت در حرم، به طرف مسجد اعظم حرکت کردیم، چون قبلا ً به طور رسمی از طرف دفتر اعلام شده بود که مراسم شب اوّل ترحیم فقیه عالیقدر در مسجد اعظم برگزار می شود. هنگامی که نزدیک درب ورودی مسجد اعظم رسیدیم مشاهده نمودیم جمعیّت کثیری که سازمان دهی شده و جوان و عکس رهبری را در دست داشتند با شعار " این همه لشکر آمده ... " به طرف ما هجوم آوردند. به ناچار به سوی دفتر فقیه عالیقدر برگشتیم. زمانی که به نزدیکی دفتر رسیدیم تمام مسیرها توسط نیروی انتظامی و سپاه مسدود شده بود. اینجانب و آن جمعی که از مسجد اعظم برگشته بودیم به همراه حاج احمد آقا به هر شکلی بود وارد دفتر شدیم و با آن افرادی که در دفتر حضور داشتند یک مجلس ترحیم مختصری برقرار کردیم.
حدود نیم ساعت بعد شعارهای ناهنجاری شنیده می شد و آن افراد شعاردهنده جلوی درب دفتر تجمع نموده بودند. به ناچار برای رفع مزاحمت آنان و با صلاحدید دوستان درب دفتر بسته شد. مدتی بعد از در و دیوار و پشت بام صدای شکستن شیشه به گوش می رسید. بعضی از افراد دفتر چندین بار با استانداری تماس گرفتند تا اینکه بالاخره نزدیک نصف شب افرادی که در دفتر محبوس بودند، توانستند به منزل خود بروند. حمله کنندگان در پیش چشم نیروهای انتظامی و امنیتی این کارها را انجام دادند و در ضمن ناجوانمردانه به منزل شهید محمّد منتظری هم حمله کرده و منزل ایشان را سنگباران کرده و شیشه ها را شکسته و چند عکس رهبری را بر دیوارهای آن و دیوارهای دفتر نصب کردند.
آیا سزاوار است با یک خانواده داغدار آن هم در شب اوّلی که پدر بزرگوارشان را از دست داده اند، اینگونه عمل شود؟ آیا چنین حرکاتی در شأن یک نظام اسلامی هست؟
هنگامی که در این مملکت شیعه با یک مرجع عالم تشیع و با یک روحانی فرهیخته و مبارز خستگی ناپذیر و همرزم مجاهد نستوه حضرت آیت الله طالقانی و با فقیهی که بیش از هفتاد سال قال الباقر و قال الصادق گفته است، اینگونه رفتار می شود، و حسینیۀ ایشان را که ملک شخصی بوده فقط به خاطر یک سخنرانی و اظهار عقیده، سالهاست بدون ادّلۀ شرعی و بدون محاکمه پملب کرده اند و همچنین دفتر ایشان را که محل مراجعۀ مقلدین فقیه عالیقدر است، حدود هفت ماه پس از رحلت معظم له، به استناد کدام ماده واحده و کدام شعبۀ دادگستری و کدام وکیل مدافع و با حکم کدام قاضی دادگستری پلمب نموده اند؟ چرا در روز روشن اصول قانون اساسی را اینگونه به راحتی نقض می کنند؟ چرا اصل 159 و اصل 35 آن را به طور رسمی نقض می کنند؟ لااقل حرمت خون آن همه شهداء که قانون اساسی کشور ثمرۀ خون آنهاست را نگه دارید. هنگامی که به این راحتی با شخص دوم انقلاب که تقریبا ً همۀ ایرانیان سوابق و لواحق فقیه عالیقدر را می دانند، اینگونه عمل می شود، عدم اعتماد ملت به مسئولین و دین گریزی قشری از جامعه به ویژه نسل جوان دور از انتظار نیست.
به طور اتفاقی در تاریخ 2/9/89 ساعت 8 شب از بخش خبری رادیو پیام شنیدم که گفت درصدی از جوانان وطن دین گریز شده اند و یا در خبرها آمده که در تهران بزرگ فلان تعداد از اراذل و اوباش دستگیر شدند. عجبا، پس از سی و دو سال سپری شدن از عمر نظام، این است ثمرۀ جمهوری اسلامی!
در یک کلام بگویم بیشترین عامل گسترش جنگ نرم توسط دشمن و تهاجم فرهنگی آنان، رعایت نکردن و پای بند نبودن مسئولین به قوانین جمهوری اسلامی است.
به خاطر دارید بیش از 20 سال تهمت و افتراء و ناسزا و ... از طریق صدا و سیما و مطبوعات علیه فقیه عالیقدر پخش و منتشر نمودند که متأسفانه آن اعمال ننگین پس از رحلت این مجاهد بزرگ هم ادامه پیدا کرد و حتی اجازه ندادند ایشان در زمان حیات کلمه ای از خود دفاع کند.
در سال گذشته شاهد بودیم - با توجّه به آن همه جوّ مسموم که علیه فقیه عالیقدر درست کرده بودند - تبلیغات سوء علیه آن مرجع مظلوم هیچ گونه تأثیری نداشت و مردم به راستی با آن تشییع جنازه دین خود را به این مرجع مظلوم ادا کردند.
با توجّه به اینکه شایع کرده بودند راههای به سمت قم مسدود است و با توجّه به اینکه دولت و صدا و سیما در برگزاری مراسم تشییع نه تنها ذرّه ای همکاری نکردند، بلکه نیروی انتظامی و پلیس از آمدن اتوبوس ها و دیگر وسایل نقلیه، حتی ماشین های سواری که احتمال می دادند قصد شرکت در تشییع را دارند، جلوگیری می نمودند، و با توجّه به اینکه مسئولین دولتی در قم برای اسکان مردمی که از شهرهای مختلف به قم عزیمت کرده بودند نه تنها ذرّه ای همکاری نکردند، بلکه نیروهای به ظاهر خودسر به جان مردم تشییع کننده افتادند و به جای مهمان نوازی، آنان را کتک زدند، و با توجّه به زمان محدود جهت شرکت در مراسم و با توجّه به خطرات احتمالی که از سوی دست اندرکاران حکومت وجود داشت، شاهد آن انبوه جمعیّت باور نکردنی در مراسم تشییع فقیه عالیقدر بودیم.
باید بگویم فرض کنید فقیه عالیقدر مورد تأیید آیت الله العظمی بروجردی و امام خمینی و آیات عظام حکیم و خوئی (ره) و دیگر رجال علمی و سیاسی قبل و بعد انقلاب نبودند، فرض کنید ایشان به لحاظ مقاومت جانانه در مقابل آن شکنجه ها و همچنین مقام عالی علمی پس از تبعید حضرت امام خمینی به خارج از کشور به عنوان دومین فرد انقلاب بین دوست و دشمن لقب نگرفته بودند، فرض کنید با توجّه به آن همه سوابق درخشان و نفوذ گسترده ایشان در میان ملت، خبرگان رهبری معظم له را به عنوان قائم مقام رهبری انتخاب نکرده بودند، فرض کنید فقیه عالیقدر به عنوان یک مرجع مسلم جهان تشیع و صاحب کتاب " دراسات فی ولایة الفقیه و فقه الدولة الاسلامیة " نبودند، فرض کنید جهانیان برای علم وعالم و دانشمند جایگاه ویژه ای قائل نبودند، ای کاش جمهوری اسلامی که ادّعای پیروی از دین اسلام را می کند و بزرگترین معجزۀ اسلام علم و کتابت " إقرأ بإسم ربک الذی خلق.... إقرأ و ربک الاکرم، الذی علم بالقلم " می باشد، به لحاظ تجلیل از علم و فقاهت و روحانیّت، فقط برای یک روز آن هم فقط در شهر قم عزای عمومی - نه تعطیل رسمی - اعلام می کرد.
اگر به دنبال اصلاح و جذب قشرهای ملت، به ویژه نسل جوان هستید، بدانید با مسافرتهای مسئولین بلند پایۀ کشور به شهرهای مختلف، آن هم با آن هزینه های سنگین چنین امری تحقق نمی یابد.
آیا زندگی اواخر عمر حضرت فاطمۀ زهرا(س) و به خاکسپاری مظلومانه و مخفیانه ومخفی بودن مرقد مطهرشان از دید عموم مسلمانان جهان، و تشییع غریبانۀ حضرت امام علی (ع) و سبّ ناجوانمردانۀ آن حضرت بر بالای منابر و مخفی بودن مرقد شریفشان تا نزدیک به یک قرن، و آیا زندگی و تشییع مظلومانۀ امام حسن مجتبی (ع)، و آیا حادثۀ عظیم و دلخراش کربلا و مظلومیّت امام حسین (ع) و... هرگز از عظمت و جلال و شوکت ائمۀ اطهارعلیهم السلام ذرّه ای کاسته شده است. و چه زیباست که مراسم سالگرد برای فقیه و مرجع عالیقدر را هم مانع گشته اند تا تکرار تاریخ برای نسل جدید بازگو گردد و بهتر بتوانند به مظلومیت ائمه خود پی ببرند.
و اینجاست که قدر و منزلت فقیه همیشه عالیقدر معلوم می شود که با صدای بلند و صادقانه اش و از سر دلسوزی برای اسلام و مردم و نظام، بر این ناعدالتی ها فریاد بکشد. کجاست آن فقیهی که خالصانه و به دور از هواپرستی و مقام خواهی، مسئولان را به وظایف اصلی خود تذکر دهد! کجاست آن دلیر مردی که از هیچ تهدیدی نترسد و فقط به دنبال عمل به وظیفه دینی خود باشد و بر کژی ها و کاستی ها و بی عدالتی ها یورش برد.
ای خدای بزرگ از تو می خواهیم که در اولین سالگرد مظلومانه آن فقیه سترک و همیشه عالیقدر، یاد و خاطره و علم و اخلاص و فقاهت و شجاعت او را گرامی داشته و در یاری از حق جویان و حق پویان و حق گویان لحظه ای غفلت نکنیم.
ای خدای قادر متعال از تو می خواهیم چون فقیه عالیقدر که به دنبال بسط فرهنگ محرم و عاشورا بودند و هرگز در مقابل زورگویان و قانون شکنان سکوت نکردند ما نیز پیرو ایشان و از پویندگان فرهنگ عاشورا باشیم.
در آستانه سوم محرم، اولین سالگرد رحلت مظلومانه مرجع شجاع و مبارز، مرحوم آیت الله العظمی منتظری می باشیم. حوادث و رخداد های گوناگون پس از انتخابات ریاست جمهوری، بخصوص آنچه مربوط به تامین حقوق و آزادی های قانونی و شرعی مردم می باشد، ویژگی ها و خصوصیات این مرجع فقید را بیش از پیش روشن می سازد. آن بزرگمرد مرجعی نبود که رسالت خود را منحصر در نوشتن رساله، داشتن تعداد زیادی مقلد، گرفتن وجوه شرعیه و صرف آنها در مصارف مقرره بداند. دغدغة اصلی او حفظ حرمت اسلام، ارزشهای متعالی آن، تامین حقوق مردم و مبارزه با عوامل جهل، استبداد و ظلم بود.
مرجع فقید ما، برای حقوق و آزادی های مردم آنقدر ارزش قائل بود و به آنها اهمیت می داد که سالها پیش در کنار رسالۀ عملیه، کتابی با نام " رساله حقوق" تالیف نمود. ایشان در این کتاب، با استناد به آیات و روایات اسلامی، حقوق بنیادی و فطری انسان و کرامت ذاتی او، حقوق شهروندی، حقوق زندانیان، آزادی بیان مخالفین سیاسی و اقلیت های مذهبی را فارغ از هر دین و عقیده ای مطرح کرد. ( رساله حقوق، صفحات 32 تا 39). او در این رساله آزادی اندیشه و تغییر عقیده را نیز حق هر انسانی دانسته که به دور از عناد و تعصب، در صدد رسیدن به حق و حقیقت است. (همان، صفحات 50 و 51)
ایشان حقوق ذاتی انسان را غیر قابل سلب و به دور از دسترس حکومتها می دانست. نگرانی او از تضییع حقوق مردم به خصوص در حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری، به حدی زیاد بود که لحظه ای از آنها غافل نمی شد. حتی در جمع اعضای خانواده، به هر مناسبتی نگرانی خود را از آنچه بر سر مردم آمده و حقوقی که از آنها تضییع شده است، با لحنی که حکایت از سوز دل دارد، اظهار می داشت. او محاکمه و زندانی کردن شخصیت های فرهیخته و دلسوز انقلاب و کشور را به اتهامات ساختگی و واهی، فاجعه ای می دانست برای آینده کشور.
به یاد دارم آن بزرگمرد پس از آزادی موقت مهندس بهزاد نبوی، ضمن مکالمه تلفنی و تفقد از وی، اظهار می کردند که من از زندانی کردن افراد و بخصوص شما خیلی ناراحت هستم و غصه می خورم که چرا کار حاکمیت به اینجا رسیده است که کسی مثل شما با آن سوابق و خدماتی که به کشور کرده است، باید با آن وضع فجیع محاکمه و زندانی شود. مهندس نبوی نیز با اظهار تواضع و فروتنی در پاسخ، ضمن تشکر از تفقد ایشان گفته بود: من هرگز راضی نیستم که شخصی مثل حضرتعالی برای مثل من نگران باشد و غصه بخورد.
در هر حال آن مرجع آگاه و مبارز، در سالهای آخر عمر خود و بخصوص در حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری، دغدغه و نگرانی اصلی او تضییع حقوق مردم و سلب آزادی های قانونی و شرعی آنان و نیز حقوق مخالفین سیاسی ارباب قدرت و همچنین انجام کارهای خلاف به نام اسلام و حاکمیت اسلامی بود. او در همین رابطه پیامهایی را صادر کرد که در سایت ایشان می توان ملاحظه نمود. در همین راستا و بخاطر ارج نهادن به تلاشهای فکری و عملی این بزرگمرد علم و عمل در مورد حقوق بشر، تندیس "تلاشگر حقوق بشر" نیز از سوی کانون مدافعان حقوق بشر، روزهایی قبل از رحلت معظم له، به ایشان اهدا شد.
امیدوارم علاقه مندان به این مرجع مبارز، راه او را ادامه داده و نگذارند ارزشهای الهی که ایشان یک عمر برای تحقق آنها مبارزه کرد، رو به فراموشی رود.
دانشجویان دانشگاه امیرکبیر که در روز ۱۶ آذر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بودند به زندان اوین منتقل شده اند.
به گزارش دانشجونیوز، درپی برگزاری مراسم ۱۶ آذر در دانشگاه پلی تکنیک تهران حدود ۱۵ نفر از دانشجویان این دانشگاه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده اند. ۱۰ تن از آنان پس از بازجویی در دفتر پی گیری وزارت اطلاعات آزاد شده اند و مابقی بازداشت شدگان به زندان اوین منتقل شده اند. دانشجویان آزاد شده از ضرب و شتم شدید خویش در دفتر پی گیری وزارت اطلاعات خبر داده اند. از دانشجویان منتقل شده به زندان اوین می توان به هادی شاکری و محسن محبوبیان اشاره کرد.
در روز ۱۶ آذر، حدود ۱۰۰۰ نفر از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی کردند. این دانشجویان شعارهایی چون "مرگ بر دیکتاتور"، " الله اکبر"، یا حسین میرحسین" و ...سر دادند. همچنین این دانشجویان حلقه ای را به نشانه همبستگی با دانشجویان زندانی در محوطه دانشگاه تشکیل دادند و سرود یار دبستانی خواندند.
بنابرگزارشات ارسالی توسط دانشجویان امیرکبیر، نیروهای گارد ضد شورش و لباس شخصی از صبح روز ۱۶ آذر دانشگاه امیرکبیر را در محاصره خود در آورده بودند. همچنین نیروهای لباس شخصی در تمام نقاط دانشگاه مستقر شده بودند. نیروهای بسیجی و مامورین حراست دانشگاه نیز برای برخورد با تجمعات احتمالی در آمادگی و هماهنگی کامل بوده اند و به صورت پیوسته از طریق بی سیم و موبایل با یکدیگر در تماس بوده اند. نیروهای بسیج و حراست به ضرب وشتم دانشجویان پرداخته اند و حتی گاها نیروهای انتظامات خود راسا اقدام به دستگیری دانشجویان معترض کرده اند. همچنین بنابراین گزارشات، ذوقی از مامورین انتظامات دانشگاه در سرکوب و بازداشت دانشجویان معترض نقش برجسته ای را ایفا کرده است.
بنابر گفته دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، بازداشت های صورت گرفته در خارج از محوطه دانشگاه عمدتا به صورت اتفاقی و از سر عصباینت و سردرگمی بوده است، بسیاری از بازداشت شدگان حتی در تجمعات شرکت نداشته اند.
دادستان تهران خبر دستگيري 4 عضو تحريريه روزنامه شرق را تاييد كرد و ادعا نمود که جرایم این افراد امنیتی است.
عباس جعفري دولتآبادي روز چهارشنبه در گفتوگو با ایسنا، تاييد كرد كه «چهار عضو هيات تحريريه روزنامه شرق همراه يك فرد مرتبط با امور مالي و پشتيباني اين روزنامه روز سهشنبه به دليل ارتكاب جرايم امنيتي بازداشت شدهاند و تحقيقات دربارهي اتهامات آنان ادامه دارد.»
دادستان تهران پیش از این نیز از بازداشت امین هادوی بعنوان ارتکاب جرایم امنیتی یاد کرده بود.
گفتنی است ماموران لباس شخصی بعد از ظهر امروز سه شنبه ۱۶ آذرماه، با حمله به روزنامه شرق سه تن از اعضای تحریریه و مدیر عامل آن روزنامه را بازداشت کردند.
در پی حمله ماموران امنیتی به روزنامه شرق موبایل تمام خبرنگاران و روزنامه نگاران این روزنامه مورد تفتیش قرار گرفت و در نهایت سه نفر از اعضای تحریریه به نام های کیوان مهرگان، فرزانه روستایی و احمد غلامی و همچنین علی خدابخش، مدیر عامل و سرمایه گذار آن بازداشت شدند.
دادستان تهران توضیح نداد که چرا برای بازداشت قانونی از لباس شخصی ها و حمله به دفتر روزنامه استفاده شده است.
وي همچنين برخي اخبار منتشره در سايتهاي خبري درباره بازداشت فردي به نام «بنيامين» را تاييد كرد و افزود: نامبرده به دليل ارتكاب جرايم امنيتي بازداشت شده است.
دادستان تهران در ادامه درباره پرونده تعاوني مسكن اداره برق گفت: درخصوص شكايت اعضاي تعاوني مسكن اداره برق پروندهاي تشكيل شده كه هماينك در دادسراي ناحيه 6 تهران در حال رسيدگي است.
وي ادامه داد: در اين پرونده كه در حدود 30 هزار نفر شاكي دارد تاكنون حدود 9 نفر بازداشت و سه نفر نيز با صدور قرار وثيقه آزاد شدهاند. در اين پرونده علاوه بر 226 هكتار زميني كه قبلا به تعاوني مذكور فروخته شده است، 167 هكتار نيز اراضي با استناد به مدارك غيرقانوني به اعضاء فروخته شده كه اسناد آن ابطال شده است.
دادستان تهران گفت: متهمان با استفاده از شگردهاي مختلف علاوه بر اخذ مبالغ هنگفت، اعضاي اراضي ياد شده را با ترفندهاي مختلف از جمله تهيه كارتهاي عضويت به اشخاص متعدد فروختهاند اين در حالي است كه برخي افراد نيز اراضي را از طريق اسناد وكالت جعلي با دريافت مبالغي به ديگران واگذار كردهاند و به اين طريق مبادرت به سوء استفاده مالي و كلاهبرداري كردهاند.
وي ادامه داد: بازپرس اين پرونده سه تيم كارشناسي امور ثبتي، مالي و جعل اسناد را براي تهيه گزارشهاي تخصصي انتخاب كرده است كه با ارايه نظريههاي كارشناسي، تصميمات لازم اتخاذ خواهد شد.
دادستان تهران گفت: بديهي است پروندهاي با اين حجم و گستردهاي نياز به اقدامات كارشناسي و دقت و زمان بيشتر براي رسيدگي دارد و به تمامي شكات اين پرونده اطمينان داده ميشود كه رسيدگي با سرعت و دقت در حال انجام است و نتايج نيز به تدريج از طريق سايت اطلاعرساني دادسراي عمومي و انقلاب تهران در اختيار شكات قرار ميگيرد.
وي در عين حال تاكيد كرد: دستور بازپرس پرونده هرگونه نقل و انتقال و خريد و فروش اراضي ياد شده ممنوع است و لازم است كه اعضاي تعاوني ياد شده دفاتر مشاور املاك و دفترخانههاي اسناد رسمي از تنظيم سند براي نقل و انتقال اراضي مذكور خودداري كنند و شهروندان نيز اينگونه اراضي را خريداري نكنند.
وي از شكات پرونده خواست از مراجعه حضوري به شعبه رسيدگي كننده خودداري كنند و افزود: براي ارائه اطلاعات و ديدگاهها و اطلاع رساني از روند رسيدگي به شكات پرونده صفحه ويژهاي در سايت دادسراي عمومي و انقلاب تهران به نشاني http://www.dadsara.ir ايجاد شده است.
جعفري افزود: با توجه به تعدد شكات و وضعيت اموال متهمان و زمينهاي مورد معامله، بانك اطلاعاتي در اين زمينه براي تجميع اطلاعات تهيه شده كه با جمعبندي اطلاعات، افراد، اسناد و اراضي ياد شده روند رسيدگي به پرونده سرعت و شتاب بيشتري خواهد گرفت.
به مناسبت سالگرد درگذشت آیت الله العظمی حسینعلی منتظری "پدر معنوی جنبش سبز"، جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی، طی دعوتی عمومی، خواستار حضور بر مزار آن مرحــوم در روز پنجشنبه سوم محـرم (۱٨آذرماه) و ادای احترام به آن اسوۀ اخلاق شدند.
به گزارش جـــرس، در بیانیه فراخوان خانواده های زندانیان سیاسی آمده است: "در زمانهای که ظلم و جور باعث شده بود طبل ناامیدی صدایی رسا داشته باشد و حتی شاید برخی در پی توجیهی برای سکوت خود بودند و سرخوردگی و فسردگی گلوها را می فشرد، فریادهای حق خواهانه او بود که خون تازهای در شریانهای اخلاقی جامعه تزریق و همگان را دعوت به انسان ماندن کرد."
خانواده های زندانیان سیاسی همچنین خاطرنشان کرده اند "اکنون در آستانه سالگرد رحلت قدسی آن پدر برای ادای احترام، روز پنجشنبه بر مزارش حاضر خواهیم شد و امیدوارانه به نجوایی برای آزادی تمام زندانیان مینشینیم. به امید آن که ملت ما روزی شاهد نتیجه زحمات آن پیر سفرکرده و دیگر تلاشگران عرصه حقوق انسان را باشند و به پایان رنجهای مردم بینجامد."
متن کامل این فراخوان به شرح زیر است:
پنج شنبه سوم محرم، سالروز رحلت مردی است که تنها نام زیبنده او" پدر معنوی ملت ایران" است، چرا که آیت الله العظمی منتظری عینیت دست یاری پروردگار برای ملت ما بود و تجسم رحمت للعالمینی پیامبر. او اشتیاق علی به عدالت را با خود داشت و احترام دین به انسان را نمایان کرد؛ اما گویی تقدیر بر این بودکه تنها پس از ده روز از قدردانی کانون مدافعان حقوق بشر، سایه پدری او از سرمان برگرفته شود.
امید، اخلاق و احترام، هدایای آیت الله منتظری به خانوادههای ما بود. او به دربندان ما امید داد و برای فرزندان ما اسوه اخلاق بود و سبب شد اعضای خانوادههای زندانیان سیاسی در نزد مردم ایران محترم شمرده شوند.
در زمانهای که ظلم و جور باعث شده بود طبل ناامیدی صدایی رسا داشته باشد و حتی شاید برخی در پی توجیهی برای سکوت خود بودند و سرخوردگی و فسردگی گلوها را می فشرد، فریادهای حق خواهانه او بود که خون تازهای در شریانهای اخلاقی جامعه تزریق و همگان را دعوت به انسان ماندن کرد.
اکنون در آستانه سالگرد رحلت قدسی آن پدر برای ادای احترام، روز پنجشنبه بر مزارش حاضر خواهیم شد و امیدوارانه به نجوایی برای آزادی تمام زندانیان مینشینیم. به امید آن که ملت ما روزی شاهد نتیجه زحمات آن پیر سفرکرده و دیگر تلاشگران عرصه حقوق انسان را باشند و به پایان رنجهای مردم بینجامد.
لازم به ذکر است با وجود آنکه نهادها و مقامات امنیتی، امسال نیز همچون سال گذشته از برگزاری هر گونه مراسمی برای بزرگداشت مرحوم منتظری ممانعت کرده و تا کنون نیز اجازۀ برگزاری مراسم را نداده اند، علاقه مندان و شاگردان معظم له تصمیم گرفته اند مراسم بزرگداشت را با حضوری مردمی و قرائت فاتحه و تلاوت قرآن، در روز پنجشنبه ۱٨ آذر ٨٩ (سوم محرم) در همان محل (حرم حضرت معصومه و مزار آن فقیه مجاهد) برگزار نمایند و این حضور سبز از صبح آغاز و تا اذان مغرب ادامه خواهد داشت.
همچنین طبق گزارش ها، مراسمی مردمی نیز در نجف آباد اصفهان برگزار خواهد شد.
سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) به مناسبت سالروز درگذشت آیت الله منتظری بیانیه ای صادر کردند که در آن آمده است: نامه محزونانه بیت محترم مرحوم آیت الله العظمی منتظری را در رسانه های مختلف خواندیم و دردی بر دردهای بی شمار این روزهای دلهایمان افزون گشت. یک سال از زمان رحلت جان گداز آن عالم عامل و آن انسان کامل می گذرد، اما ظاهراً رنج های بیت معزز ایشان را پایانی نیست.
نویسندگان این بیانیه همچنین تاکید کردهاند: متأسفیم که پس از تمامی هزینه هایی که ملت ایران برای آزادی و حریت پرداخت نموده، این گونه میراث انقلابی که خون بهای هزاران شهید گلگون کفن است، بر باد فنا سپرده می شود تا جایی که برای مردی که تمام عمرش خدمت و مبارزه در راه اخلاق و انسانیت و دینداری و استقلال و آزادی این مرز و بوم بوده است، نمی توان مراسمی در خورد و با امنیت برگزار نمود که منطق فرعونی، مراسمات تعزیت را نیز در انحصار خود می خواهد و می داند.
متن این نامه را به نقل از ادوارنیوز در ادامه میخوانید:
جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج شیخ احمد منتظری
با سلام؛
نامه محزونانه بیت محترم مرحوم آیت الله العظمی منتظری را در رسانه های مختلف خواندیم و دردی بر دردهای بی شمار این روزهای دلهایمان افزون گشت. یک سال از زمان رحلت جان گداز آن عالم عامل و آن انسان کامل می گذرد، اما ظاهراً رنج های بیت معزز ایشان را پایانی نیست.
متأسفیم که خودکامگی و تمامیت خواهی اقتدارگرایان کار را به جایی رسانده که هنوز سالگرد رحلت افقه الفقهای زمان و یکی از معماران اصلی این انقلاب نگذشته، به دفتر و بیت ایشان حمله و جسارت نموده و وقیحانه درب آن را پلمپ می نمایند. دریغا که اراده کرده اند در میخانه های معنویت و رشد بسته باشد و در خانه های تزویر و ریا و تملق و چاپلوسی باز، باز باشد.
متأسفیم که پس از تمامی هزینه هایی که ملت ایران برای آزادی و حریت پرداخت نموده، این گونه میراث انقلابی که خون بهای هزاران شهید گلگون کفن است، بر باد فنا سپرده می شود تا جایی که برای مردی که تمام عمرش خدمت و مبارزه در راه اخلاق و انسانیت و دینداری و استقلال و آزادی این مرز و بوم بوده است، نمی توان مراسمی در خورد و با امنیت برگزار نمود که منطق فرعونی، مراسمات تعزیت را نیز در انحصار خود می خواهد و می داند.
از این همه ظلم و این همه ناسپاسی متأسفیم و اما نه دل نگران و مشوش، که راهی که آن فقیه عالیقدر برگزید چنین اقتضا می کند. ایشان مابین مسیرهای منتهی به نعمت و رفاه و آسایش و آرامش از یک سو و راه هایی که انتهایش دلهای مردمان است، راه دوم را برگزید و چنان عمل نمود که فطرت مردمان پاک سیرت از هر عقیده و هر آیین و هر صورت، بر پاکی اش گواه صادق شدند. این گونه بود که نتیجه دو دهه تخریب و هتک حیثیت و توهین و هر فعل و هر کار غیر اخلاقی دیگر بر علیه ایشان، بدرقه میلیونی و سبز مردمانی شد که در چهارم محرم سال گذشته چشمانشان خون می گریست و درونشان از شعله های درد هجران بریان شده بود. در دست آن مردمان نه پوسترهایی ملون و تهیه و تدارک شده از بیت المال، بلکه تصاویری بود که خود از دیوارهای خانه هاشان در آورده بودند. عکس هایی که بوی صداقت و اصالت سال های اولیه انقلاب را می داد و همانند آرمان های آن زمان رنگ و روی باخته بودند. این مردمان نه تحت تأثیر تبلیغات رسانه های وابسته به حاکمیت بودند و نه برای حضورشان مزدی می ستاندند. اما آمده بودند تا با راستی و درستی و اخلاق میثاقی تازه کنند.
آری، والد بزرگوار جنابعالی در قلوب مردمان جای داشت، اما با قلب های زمانه بیگانه بود. به راستی چه جایگاهی بهتر از قلوب مردمان پاک سرشت در عالم وجود دارد؟ جایگاهی که در آن صدای بال فرشتگان گوش نواز و بهجت افزاست. مردمان این سرزمین در هر کجا که باشند، یاد او را پاس می دارند که پاسداشت نامش پاسداشت کردار، پندار و گفتار نیک است. مردمان این سرزمین در هر کجای این خاک، دلهایشان عزادار هجران است. قلوب مردمان آزاده در سالگرد او سوگوارند، حتی اگر مراسم سوگواری ایشان را از شما و ما دریغ نمایند.
اعضای سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) نیز به عنوان بخش کوچکی از مردمان این سرزمین و به عنوان کسانی که در یک سال گذشته با تمام وجود ضایعه فقدان حضور معنوی و اجتماعی ایشان را احساس نموده اند، دردمندانه و حسرت آلود، سالگرد رحلت آیت الله العظمی حسینعلی منتظری را خدمت شما و بیت معظم ایشان و همه آزادگان تسلیت عرض نموده و در هر کجا که بیرقی برای عزای ایشان بر پا باشد خود را مکلف برای شرکت در آن می دانیم.
«و آنان که ستم کردند خواهند دانست که بازگشتشان به کجاست» (شعرا ۲۲۷)
ادوارنیوز
محمد خوش چهره استاد اقتصاد دانشگاه تهران از نمایندگان شاخص مجلس هفتم بود که ریاست فراکسیون و ائتلاف اصولگرایان مستقل را بر عهده داشت از تئوریسین های سیاسی و اقتصادی مطرح اصولگرا است که البته در بیشتر موارد دیدگاه هایی مستقل و ویژه ای که همواره نیز لزوماً با دیدگاه های جناحی که وی بدان منتسب است مطابقت ندارد.
وی در گفتگو با سایت جماران در ارتباط با اندیشه ها و افکار امام در خصوص مجلس گفت: قطعا حضرت امام یک دید استراتژیک داشت و به اصطلاح ساده تر یک نقشه راه برای اداره کشور که همان ایده ای است که کتاب حکومت اسلامی مبین آن بود. ذهن امام طراحی حکومت مبتنی بر نهادها و الزامات اش و متعاقبا در عمل را طراحی کرده بود و ایشان به عنوان یک استراتژیست برای ابزارهایش هم نظر و ایده داشتند. حکومتی که حضرت امام برای اداره کشور به آن اعتقاد داشتند متاثر از آموزه های دینی ومعرفت شناسی عمیق ایشان و آنچه که تحت عنوان اسلام ناب محمدی (ص) از آن نام می بردند، بود، بنابراین خیلی از ایده هایشان در باب اداره کشور متاثر از نگاه دینی و سیره نبوی در مورد نوع زمامداری است؛ که البته متناسب با مقتضیات زمان شکل حکومتی که از آن تحت عنوان حکومت اسلامی نام برده اند، جمهوری اسلامی بود و آن جمله معروف ایشان که جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد مبین دکترین ایشان در باب اداره کشور و نظام حکومتی است؛ به این معنا که ایشان به حکومت اسلامی معتقد بودند اما شکل این حکومت را در حضور و مشارکت مردم می دانستند؛ بنابراین جمهوری اسلامی هر دو جنبه اش جای تفسیرهای عمیق دارد.
خوش چهره افزود: اسلامیت محتوای حرکت این حکومت و جهت گیری و اهداف آرمانی و تعاملات و هدف گزاری های استراتژیک و غایی ومناسبات و ریشه مناسبات و معیارهای اخلاقی حکومت و چیستی و بایدها ونبایدهای آن را نشان می داد که از آموزه های اسلامی متاثر بود و تحت عنوان واژه هایی مانند دولت اسلامی، حکومت اسلامی، نظام اسلامی که سلسله مراتب تکاملی اش بود متجلی شد.درایت حضرت امام برای اینکه ساختار قدرتی را شکل دهد که مردم چنین قدرتی را تجربه کنند و در جهت نهادینه شدن اش پیش بروند جزو ظرافت های حضرت امام بود که تعجیل ایشان در تبین قانون اساسی، ایجاد مجلس خبرگان، و قبل ازآن تاکیدشان بر انتخابات تعیین کننده شکل و نوع نظام که در دوازده فروردین{۱۳۵} انجام شد و نوع نظام تعیین شد و انتخابات ریاست جمهوری و امثال آن نشانگر آن است.
این استاد دانشگاه درر رابطه با ساختار مورد نظر امام در رابطه با جمهوری اسلامی گفت: بنابراین ساختاری که حضرت امام ایجاد کردند ساختاری بود که قدرت متکی بر آرای مردم بود یعنی انتخابات مجلس اش که به تعبیر حضرت امام تبلور اراده مردم و تجلی {عصاره}فضایل ملت بود با آرای مستقیم مردم انتخاب می شدند بنابراین سرنوشت و مقدمات مردم را حضور و مشارکت خود مردم تعیین می کرد و رقم می زد. قوه اجرایی کشور که در دست رئیس جمهور بود باز با انتخاب مستقیم مردم توسط انتخابات صورت می گرفت و تبلور اداره مردم برای اجرا بود. متعاقباً انتخاب رهبری نظام هم که از طریق خبرگان منتخب رای مستقیم مردم صورت می گرفت. حتی مقدرات شهری و مدیریت شهری که شورای های شهر و روستا ها بود با انتخاب مردم است. مفهوم این بحث این است که ساختار قدرت با انتخاب مستقیم مردم است برای اینکه حضرت امام معتقد بودند پایداری حکومت با اعتقادی که مردم به اسلام داشتند می تواند یک مولفه قدرت برای کشور تلقی می شود بنابراین دیدیم که حضرت امام درهمان ابتدای پیروزی و شکل گیری انقلاب ساختار قدرت را که متکی براراده مردم بود بنا نهاد.
این فعال اصول گرا همچنین در ارتباط با آرمان های حضرت امام در مورد ساختار حکومتی و اداری اظهار داشت: البته نظام جمهوری اسلامی در تغییر ساختارها شاید بجز دو سه مورد خیلی موفق نبود و خیلی از چالش هایی که بعداً مبتلا شد به همین علت بود. به خاطر اینکه ساختار اداری کشور تقریباً در همان وضعیت سابق ماند. یعنی ساختاری که پرهزینه ، تشریفاتی، کم کارکرد بود و ساختار صنعتی و از همه قابل تامل تر ساختار آموزش عالی کشور که ساختاری متکی بر تولید مدرک و تشخص گرایی مبتنی بر مدرک قبل از انقلاب بود کماکان نافذیت خودش را بر آموزش عالی بعد از انقلاب نشان داد و ضعف ارتباط اش با نیازهای بازار و امثالهم. بنابراین خیلی از ساختارها تغییر نکرد. ساختار دفاعی کشور توسط حضرت امام تغییر کرد و بعد از ساختار سیاسی دومین ساختار استراتژیک نظام بود که تغییر کرد. ساختار متکی به ارتش کلاسیک که آن هم وابسته به مستشاران امریکایی و ناتو و ادوات غرب بود و به صورت فرمایشی هم چند قلم از شرق می گرفتند در مجموع با یک ساختار جدیدی بود که متکی بر مشارکت و حضور مردم بود تحت عنوان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بسیج که تبلور حضور مردم بود به عنوان ارگان سازمان ده در جنگ دیدیم که در کنار ارتش کلاسیک حماسه آفرید و باعث اعجاز نظام شد که چگونه یک ارتش مردمی می تواند به صورت تمام قد در مقابل دنیای سلطه و همه ادوات و تجهیزات نظامی شان که شامل دنیای شرق و غرب بود بایستد. بنابراین اتکای حضرت امام به بحث مردم در این مقوله یعنی در تغییر ساختارها به شدت قابل توجه است.
خوش چهره همچنین در ارتباط با اینکه برخی دیدگاه های دیگر معتقدند که این اندیشه و اعتقاد به مردم در اندیشه های حضرت امام دارای اصالت و محوریت نیست بلکه موضوع ثانویه است خاطر نشان کرد:اتفاقاً این دید استراتژیک حضرت امام بود. حضرت امام الگوی ایرانی اسلامی خودشان را در عرصه های سیاسی به عنوان موتور محرکه پیشرفت نشان داده اند. این الگو برخلاف الگوهای رایج در دنیا که در چند قرن اخیر شاهدش هستیم که تغییر و تحولات را حول محور یا محوریت عناصر مختلف دنبال کردند است. حضرت امام مبدع سرمایه جدیدی بود که بعدها با یک تلقی و تشابه نامی از آن به عنوان سرمایه اجتماعی نام بردند که البته در ادبیات جامعه شناسی قبلاً از این سرمایه به عنوان یکی از اشکال سرمایه نام می بردند. حضرت امام مبدع سرمایه ای بنام سرمایه مردمی بود یعنی مردم را سرمایه اصلی تحول و تغییر و متعاقبا پیشرفت و ترقی و توسعه و واژه های متعارف می دانست یعنی ایشان تحول را که اشکال مختلف اش می شود پیشرفت و ترقی و توسعه در سرمایه ای بنام مردم می دانست که متاثراز آموزه های دینی و معرفت اسلامی ایشان بود. بنابراین سرمایه ای به نام مردم که در عرصه های مختلف متولی پیشرفت و توسعه است؛ در عرصه های اقتصادی آحاد مختلف مردم در راس فعالان اقتصادی، سرمایه ای به نام مردم در عرصه های فرهنگی و ... در حقیقت در بیانات حضرت امام با ادبیات مختلف از سرمایه مردم به عنوان موتور محرک تغییر و تحول نام برده شده است. اراده مردم را بارها به عنوان عامل اصلی برای تغییر وتحول گوشزد کرده اند و رای و کسب حمایت مردم را بارها به مسئولین گوشزد کرده اند و اینکه اینها ولی نعمت اند.
این فعال اصول گرا همچنین در باره دیدگاه حضرت امام در راستای در راس امور بودن مجلس نیز اظهار داشت: دراین فضا قطعاً مجلس که محل اصلی تبلور اراده مردم یعنی قومیت ها، نژاد ها و مذاهب مختلف در تصویب و تدوین مقررات اجتماعی و سیاسی است جایگاه مهمی دارد و مجلسی تبلور اراده ملت است که مبتنی بر انتخاب درست و صحیح باشد که امام بارها روی نحوه انتخاب کردن صحیح و مسئولانه افراد تاکید داشتند. قطعا محوریت سرمایه ای به نام مردم را مجلس خواهد داشت و این حرف که مجلس در راس امور است با چنین تفسیر و تعبیری منطق مفهومی و جایگاه استراتژیک خودش را پیدا می کند. بنابراین این جمله حضرت امام یک فرمایش مقطعی یا موردی نبوده؛ یعنی تبلور اصلی اراده مردم در مجلس است و رئیس جمهور یک رای از مردم کسب کرده اما در مفهوم تبلور و آنچه که می تواند از نظر قومیت ها، مذاهب و غیره همگرایی ایجاد کند آنچنان که درمجلس می تواند باشد در شخص رئیس جمهور نیست. از این رو قانون و بنیانگذار انقلاب تفوق قوا را در عمل ناظر بر مجلس دانسته یعنی در نظام مردم سالاری دینی محوریت با سرمایه ای به نام مردم است و بقای نظام جمهوری اسلامی نیز به آن وابسته است که خدای ناکرده اگر این قلمرو آسیب ببیند زوال اش از همین جا خواهد بود. از این رو تفوق مجلس یعنی در راس امور بودن به این معناست که رئیس جمهور صرفاً توسط مردم انتخاب می شود ولی برای اداره و عملیاتی کردن قوه مجریه احتیاج به تعیین کابینه دارد و این کابینه را مجلس است که تعیین می کند و رئیس جمهور صرفا معرفی می کند واحراز توانمندی و سلامت نفس شان با مجلس است و این مجلس است که تایید صلاحیت می کند تا کابینه شکل بگیرد و قوه مجریه عملیاتی بشود. بنابراین از این جنبه مشخص می شود که مجلس بر قوه مجریه برتری دارد. از طرف دیگر قوه مجریه حتی در صورت تعیین کابینه خود واجرایی شدنش باز برای اداره کشور احتیاج به تسلیم برنامه های سالانه خود در قالب بودجه دارد یا متعاقباً برنامه پنج ساله و هر نوع تخصیص منابع و امکاناتی که برای اجرای وظایف اش دارد باید با تصویب مجلس باشد یعنی صرفاً دولت در قالب طرح یا لایحه پیشنهاد می دهد که ممکن است طرفداران دولت طرح بدهند یا لایحه که مستقیماً توسط دولت ارائه می شود و این مجلس است که باید تایید کند در راستای این طرح و تخصصیات تابع منافع ملی رعایت می شود یا نه؟ چون دولت ها معمولا مصالح دوره چهار ساله خود را می بینند و مجلس باید فراتر از مصالح دوره دولت آثار و تبعات آن را در دولت های بعدی ببینند. چون شاید خیلی از دولت ها برای کار آمد نشان دادن خودشان طمع منابع زیادی داشته باشند یا تمنای تخصیص منابع داشته باشند که شاید در راستای مصالحی ملی در دوره های بعدی نباشد؛ تشخیص اینها با قوه مقننه است. بنابراین در بعد تعاملات، تنظیم روابط کاری داخل و خارج و تعاملات بین کشورها و غیره این مجلس است که تنظیم کننده است.
وی افزود: از این رو همه کارکردها به طور بنیادین تفوق قوه مقننه را بر قوه مجریه نشان می دهد. این جفا به حضرت امام و حتی مقام معظم رهبری و تمام کسانی است که در حوزه راهبری دینی برای نهادینه کردن ارکان و نهادهای نظام تلاش کرده اند و توصیه های مذهبی که برای شرکت در انتخابات توسط بزرگان دین صورت گرفته واز آن به عنوان تکلیف الهی نام برده اند مبین این است نباید بگذاریم که این نهادگرایی که بقا و دوام نظام جمهوری اسلامی را در پی دارد با اختلاف سلیقه ها و تفسیر به رای های شخصی و اقتدار گرایی های که بعضاً می تواند مورد تمنای قوه مجریه باشد که بعد از جنگ و به خصوص سالهای اخیر بیشتر، به اشکال مختلف شاهدش بودیم متزلزل بشود. البته نکته فوق العاده حائز اهمیت این است که توصیه های حضرت امام برای انتخاب افراد اصلح و صالح در مجلس مد نظر قرار بدهیم و سعی کنیم افرادی که در راستای منافع ملی و فراتر از آن مصالح اسلام کار می کنند واز بطن مردم در آمده اند و وابستگی ندارند و وام دار کسی نیستند مورد انتخاب قرار بگیرند. البته نگرانی که وجود دارد این است که کانون های قدرت و ثروت که در دنیا نشان داده اند می توانند جریانات تصمیم گیری ها و اثر گذاری های اقتصادی و سیاسی را در سطح کلان در اختیار بگیرند و یا با نفوذی که در انتخاب افراد وام دار و یا وام دار کردن افراد می کنند که در بعضی از کشورهای دنیا شاهدش هستیم این آفت دچار نظام جمهوری اسلامی نشود که صرف پول و کانون های قدرت و ثروت بتوانند مسیر انتخابات را به گونه ای منحرف بکنند که به جای افراد مستقل و مدرس وار افراد وام دار و محدود نگر و خدای نکرده سرسپرده داخل مجلس بشود. قطعاً این نوع انحراف برای از راس امور انداختن مجلس از خطر هر نوع انحراف دیگری که ناشی از فزون خواهی قدرت بین قوا هست بیشتر خواهد بود.
بندی از لایحه برنامه پنجم، وزارت مسکن را موظف میکرد که برای جانبازان و ایثارگران و فرزندان شهدا، مسکن تهیه کند.
به گزارش خبرآنلاین، علی مطهری پیشنهاد حذف برخورداری فرزندان شهدا از این تسهیلات را ارائه داد و افزود: ما در حال حاضر فرزند شهدای بالای 60سال داریم. من خودم فرزند شهیدم و 52 سالم است. معنی ندارد که به افرادی در این سن هم مسکن داده شود!
وی با بیان اینکه تعداد فرزندان شهدا خیلی زیاد است و بار مالی زیادی هم برای دولت ایجاد میکند، ادامه داد: بهتر است شروطی همچون شرط سنی زیر 30 سال برای فرزندان بگذاریم که شامل حال شهدای جدید مثلا شهدای نیروی انتظامی شود.
نادر قاضیپور نماینده ارومیه در مخالفت با پیشنهاد مطهری گفت: این حذف شامل حال آقای مطهری و برادرانش میشود که صاحب مسکن و پول هستند. حساب شما و برادرانتان جداست.
وی با بیان اینکه «در باغ شهادت هنوز هم باز است»، ادامه داد: باید برای خانوادهها و فرزندان شهدا فکری کرد. تامین مسکن برای آنها از حداقل کارهاست.
رییس مجلس هشتم، نگرانی اصلی مجلس در کارگروه حل اختلاف میان دولت و مجلس را تخلفات دولت از قانون عنوان کرد و با تاکید بر جایگاه مجلس در قانون اساسی گفت: مجلس استدلال کافی برای مسائل مطرح شده دارد و به شورای نگهبان نیز ارائه کرده است.
علی لاریجانی در گفت و گو با خانه ملت، ارجاع مشکلات میان مجلس و دولت به شورای نگهبان را دارای سابقه عنوان کرد و گفت: قوه مجریه در مورد برخی اصول قانون اساسی برداشتهایی را مطرح میکند که نظر مجلس به عنوان قوه مقننه کشور با این برداشتها متفاوت است و از سوی دیگر مجلس در مورد تخلفات دولت از قانون دغدغههایی دارد که این دغدغهها اصلی ترین نگرانی مجلس در کارگروه حل اختلاف دولت و مجلس است.
رییس مجلس با انتقاد از نحوه بیان سخنگوی شورای نگهبان در مورد نتیجه کارگروه حل اختلاف میان دولت و مجلس، افزود: ما از رسیدگی به اختلافات دولت و مجلس در شورای نگهبان استقبال میکنیم، اما ایرادی که در چند روز اخیر نوساناتی را در مجلس بوجود آورد به نحوه بیان سخنگوی شورای نگهبان بر میگردد؛ چراکه وی نتیجهای را اعلام کرد و گفت این نتیجه کارگروه حل اختلاف است در صورتی که سخنان و برداشت وی نتیجه کارگروه حل اختلاف نبود.
لاریجانی که نحوه بیان سخنگوی شورای نگهبان را دلیل اصلی تذکرات و اخطارهای پیاپی نمایندگان در مورد شان مجلس و جایگاه قانونی آن عنوان میکرد، با بیان این مطلب که شورای نگهبان و اعضای آن میتوانند نظر شخصی خود را ارائه دهند، تصریح کرد: "آیت الله جنتی یا آقای کدخدایی میتوانستند بگویند ما نظرمان، این است و این هیچ اشکالی نداشت ما هم مستدل و با مدرک جوابشان را می دادیم."
لاریجانی با تاکید بر اینکه نظر مجلس در مورد برخی تخلفات قانونی مستدل است و نگرانی هایی که از این ناحیه وجود دارد جدی است، تاکید کرد: ما در برخی موارد مطرح شده در کارگروه حل اختلاف که آقایان ( دولت و شورای نگهبان) نظر خودشان را مطرح کردهاند، به صورت جدی نظر داریم و معتقدیم اصول قانون اساسی چنین برداشتهایی را اجازه نمیدهد.
رییس فراکسیون اصولگرایان همچنین نفی سخن حضرت امام مبنی بر "در راس امور بودن مجلس" را در تضاد با ساختار نظام جمهوری اسلامی عنوان کرد و ضمن انتقاد به چنین برداشتی، تصریح کرد: چنین برداشتی با توجه به قانون اساسی و ساختار نظام جمهوری اسلامی برداشت نادرستی است و مجلسی که برای صیانت از قانون و کشور تشکیل شده مطمئنا همانطور که حضرت امام ره فرمودند در راس امور قرار دارد.
وی با بیان اینکه این جمله امام ناظر بر فراز و فرودهای قانونگذاری در کشور است، گفت: سابقه قانونگذاری در کشور و لطماتی که از فقدان دستگاه قانون گذاری مقتدر در دوران قبل از انقلاب بر کشور ما رفت موجب شده است تا مجلس امروز و در قانون اساسی کشور ما چنین جایگاه رفیعی داشته باشد که امام در مورد آن بگوید "مجلس در راس امور است" ؛ چراکه جایگاه رفیع مجلس در قانون اساسی نظام ما برای صیانت از کشور در نظر گرفته شده است.
علی تاجرنیا عضو برجسته جبهه مشارکت ایران اسلامی،رئیس منطقه تهران این حزب واز اعضای ستاد مهندس میر حسین موسوی بعد از ظهر روز چهارشنبه ۱۸/۸/۸۹ پس از گذراندن یک سال حبس از زندان اوین آزاد شد.
به گزارش تحول سبز، علی تاجرنیا که به فاصله چند روز بعد از انتخابات دهمین ریاست جمهوری در خرداد ماه سال ۸۸ به همراه عده زیادی از فعالان سیاسی ،حزبی و دانشجویی و بسیاری از اعضای ستاد مهندس موسوی دستگیر شده بود به مدت ۵ماه در بازداشت موقت در بند امنیتی ۲۴۰ و ۲۰۹ نگهداری شد که نزدیک به ۱۰۰ روز از این مدت را در سلول انفرادی و تحت بازجویی های مکرر و طولانی مدت سپری کرد.
تاجرنیا در دادگاه بدوی(شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب)به اتهام اجتماع و تبانی بر علیه امنیت کشورو نیز تبلیغ علیه نظام به ۶ سال حبس تعزیری و به دلیل توهین به محمود احمدی نزاد به ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده بود.
وی جوان ترین نماینده مجلس ششم و عضو کمسیون امنیت ملی و سیاست خارجی و از اعضای فعال فراکسیون مشارکت در مجلس ششم بود که انجام نطق های پیش از دستور انتقادی ، عضویت در چندین کمیته تحقیق و تفحص وهمراهی در ارائه طرح های چون اصلاح قانون مطبوعات،جرم سیاسی،حقوق شهروندی و...از جمله فعالیتهای وی می باشد.
همچنین او از امضا کنندگان نامه معروف به مقام عالی کشور و از شرکت کنندگان در تحصن و استعفای دسته جمعی نمایندگان مجلس ششم در اعتراض به نظارت استصوابی اعمال شده توسط شورای نگهبان در انتخابات مجلس هفتم بود .
تاجرنیا همچنین مسئولیت نظارت بر انتخابات دوره ای شوراها ی اسلامی شهر و روستا -که آزاد ترین انتخابات پس از انقلاب اسلامی لقب گرفت - را بر عهده داشت.
دکتر تاجرنیا همچنین به همراه فاطمه حقیقت جو و موسوی خوئینی ها و چند نفر از نمایندگان مجلس که سابقه عضویت در دفترتحکیم وحدت را داشتند ،برای اولین بار فراکسیون دانشجویی را تشکیل دادند و موثرترین کارشان در این مدت پیگیری حوادث کوی دانشگاه تیرماه ۷۸ و قضایای پس از آن ، اعتراض به برخورد نهادهای امنیتی و غیر مسئول با دانشگاه و جنبش دانشجویی و تحصن به خاطر دستگیری اعضای مرکزی دفتر تحکیم و سایر فعالین دانشجویی و صنفی بود.
در مهر ماه سال جاری نامه ای به امضای تاجرنیا و ۱۳ تن دیگر از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین (آقایان...)منتشر شدکه ایشان در واکنش به اظهارات محمود احمدی نژاد در سازمان ملل ،خواستار تشکیل کمیته حقیقت یاب جهت پیگیری نحوه برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ،چگونگی دخالت نظامیان و نیروهای امنیتی در انتخابات ،دستگیری فعالان سیاسی و مسادل پس از آن شده بودند.
سید مصطفی تاج زاده با ارسال نامه ای از اوین برای همسرش فخرالسادات محتشمی، با سپاس از زحمات همسرش می گوید: تأمین حداقل های زندگی، آن چنان که در شأن خانواده هایمان باشد، وظیفه من و حق تو، عارفه و فاطمه بوده است. شرمنده ام که نتوانسته ام تکلیف خود را در این زمینه انجام دهم. با وجود این، تو ای هم راز من، نه تنها با من ساختی بلکه خانه مان را محل رجوع بسیاری از دردمندان و ستم دیدگان کرده ای.
به گزارش تحول سبز متن این نامه به شرح زیر میباشد:
به نام خدا
فخری عزیزم!
دور بودن از تو، به ویژه در این ایام و سن و سال که نیازمند تبسم شیرین توأم، برایم سخت است ولی هر دو آموخته ایم که از متن تلخ کامی ها چگونه سربرآوریم و زشتی اهانت ها، تهمت ها و حبس ها را با زیبایی توکل هرچه بیشتر به خداوند مهربان و با تکیه بر محبت های بی دریغ مردم پشت سر بگذاریم و محدودیت های روزافزون را بستر گشایش های بیش از پیش گردانیم.
بانوی صبورم!
تو برای من فقط همسر و هم دل نبوده ای بلکه هم فکر و همراه خستگی ناپذیرم نیز بوده ای و هستی. علاوه بر آن با بزرگواری، کوتاهی و خطاهایم را تحمل کردی. درست است که ما برای آرمان مشترکی می کوشیم ولی تو با همه باری که به دوش می کشی، به خصوص در این ماه های اسارت من، زندگی را اداره و مرا به پایداری و پایمردی بیشتر دعوت می کنی. تو مرا چنان آسوده خاطر کرده ای که در راه پرفراز و نشیب آزادی و شرف لحظه ای درنگ نکنم و قلم خویش و زبانم را بی دغدغه در خدمت محرومان قرار دهم و به سهم و توان خویش حرمت و حقوق انسان ها را پاس دارم.
نازنین من!
تأمین حداقل های زندگی، آن چنان که در شأن خانواده هایمان باشد، وظیفه من و حق تو، عارفه و فاطمه بوده است. شرمنده ام که نتوانسته ام تکلیف خود را در این زمینه انجام دهم. با وجود این، تو ای هم راز من، نه تنها با من ساختی بلکه خانه مان را محل رجوع بسیاری از دردمندان و ستم دیدگان کرده ای. از تو سپاس گزارم ای محتشم من که به حق فخر سادات نام نهادندت.
همدم من!
گفتی که مایلی بدانی من اوقات خود را در زندان چگونه پر می کنم و من مشتاق تر که بدانم تو باز چگونه می درخشی! و در شرایط دشوار اما سبز و تاریخ ساز برای ایران، چه چهره ای از یک زن مسلمان ایرانی به نمایش می گذاری؟ ما، من و برادر عزیزم محمد نوری زاد در اوین انتخاب زیادی نداریم جز مطالعه، گفتگو، نوشتن، انجام فرائض، ورزش در همین فضای محدود و تماشای تلویزیون و البته آقای نوری زاد کارهای هنری هم انجام می دهد. خدای را سپاسگزاریم که فرصت مناسبی برای خواندن و اندیشیدن و بحث درباره موضوعات متفاوت به دست آورده ایم. در نامه های بعدی از این مباحث و نیز کتاب هایی که خوانده ام یا در حال مطالعه آن ها هستم، برایت خواهم نوشت.
عزیزدلم!
می دانی که در دوران آزادی پس از اسارت نخست، وقتی هر عزیزی از فداکاری، شجاعت، استقامت، درایت و مدیریت، غم خواری و قلم تو تعریف می کرد، چقدر خوشحال می شدم. تو این صفات برجسته را از قبل هم داشتی اما در جنبش سبز، بدون لحظه ای آرام و قرار، روئیدی، بالیدی و اوج گرفتی. تو ثابت کردی آزادگی با دین داری، شجاعت با عفت و زیبایی با نجابت منافات ندارد، هم چنان که زمان شناسی با اصالت یا خدمات اجتماعی با فعالیت حزبی و کسب مدارج علمی با حضور در متن چالش های سیاسی.
نشان دادی که مستقل اندیشیدن می تواند با پاس داشت حرمت پدر و مادر همراه باشد. ثابت کردی احترام به سبک های گوناگون زندگی با رعایت حجاب اسلامی نه تنها ممکن که زیباست. تو نشان دادی تلاش شبانه روزی و اشتیاق به احقاق حق، نیازمند صبوری است و در همه حال با وجود اندوه خواری، خوش خلق و امیدوار بودن را می طلبد.
خداوند را سپاسگزارم که مرا از نعمت داشتن پدر و مادری همراه، فرزندان و دامادی هم دل، اقوام و دوستانی باوفا و بزرگوار و سرانجام همسری سازگار و فداکار، بهره مند گرداند.
به خدا می سپارمت که بهترین پشت و پناه است.
دوستت دارم
مصطفی
اوین آذرماه
آيت الله العظمی یوسف صانعي از مراجع عظام تقلید با مادر مهندس حشمت الله طبرزدی سخنگوي شوراي همبستگي براي دمكراسي و حقوق بشر در ايران و مشاور کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی بصورت تلفنی گفتگو کردند.
به گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، در این تماس تلفنی مادر مهنس طبرزدی از آنچه در این مدت بر فرزند و خانوده این زندانی سیاسی گذشته است صحبت کردند.
آیت الله یوسف صانعی از مراجع نواندیش دینی و از منتقدین سرسخت دولت فعلی می باشد که طی ماه های گذشته و در پی حوادث جنجال برانگیز پس انتخابات ریاست جمهوری، به دلیل مواضع و فتاوی و نگرش نوگرایانهاش و همچنین حمایت از جنبش اعتراضی مردم ایران مورد خشم مسئولان جمهوری اسلامی و آماج حملات طرفداران دولت قرار گرفت. این عالم دینی 73 ساله مولف بیش از 26 جلد کتاب به زبان های فارسی و عربی می باشد.
همچنین در پی اطلاع مهندس طبرزدی، دبيركل جبهه دمكراتيك ايران از تماس تلفنی این مرجع عالیقدر ایشان مراتب سپاس و قدردانی خود را به اطلاع آیت الله صانعی رساندند.
مهندس حشمت الله طبرزدی، دبیرکل جبهه دمکراتیک ایران و سخنگوي شوراي همبستگي براي دمكراسي و حقوق بشر در ايران می باشد که از خردادماه سال 78 تاکنون بیش از 11 سال از عمر خویش را در زندان های مختلف جمهوری اسلامی سپری نموده است. وی طی سال های 75، 76، 79 و 1383 به دلیل فعالیت های مسالمت آمیزش و با اتهاماتی واهی نظیر فعالیت و تبلیغ علیه نظام بازداشت و به زندان و محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم گردیده بود.
وی که چندي پيش از آیت الله خامنه اي رهبر جمهوری اسلامی به دادگاه بين المللي شكايت نمود، در اخرين حكم خود با اتهاماتی همچون «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «توهین به رهبری» در ۱۱ مهر ماه سال جاری از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به 9 سال حبس تعزیری و 74 ضربه شلاق محكوم گردید.
رئیس اتاق تهران با اشاره به پیشنهاد دبیرکل این اتاق، از اینکه هنوز یارانه بخش تولید پرداخت نشده، انتقاد کرد و خواستار آن شد که "همانطور که برای بخش مردمی یارانهها واریز شده است، باید برای بخش تولیدی هم این اتفاق بیفتد."
به گزارش فارس، یحیی آل اسحاق در چهل و دومین نشست هیأت نمایندگان اتاق تهران اظهار داشت: در بخش تولیدی نگرانیهایی وجود داشته است که برای رفع این نگرانیها نیازمند شفافیت هستیم و به نظر من باید راهحلهایی دیگری غیر از به تاخیر انداختن اجرای قانون برای بخش تولیدی وجود داشته باشد.
وی با تاکید بر اینکه آنچه وزارت صنایع بارها اعلام کرده امید به رفع این نگرانیها است، اظهار داشت: آقای راسخ دبیرکل اتاق تهران پیشنهادی داشتند مبنی بر اینکه همانطور که برای بخش مردمی حسابهای بانکی باز شد و یارانهها را واریز کردند در بخش تولیدی نیز باید اینگونه باشد.
رئیس اتاق تهران با بیان اینکه روز گذشته اصول حاکم بر بودجه رونمایی شد، گفت: امیدواریم بودجه ۹۰ که اثرات زیادی در سرنوشت اقتصاد کشور دارد در مسیر اسناد بالاسری باشد، یعنی برنامه پنجم در آن مراعات شده و اصل ۴۴ و اهداف چشمانداز نیز در بودجه سال ۹۰ دیده شده باشد.
یک عضو کمیسیون انرژی مجلس گفت: با اجرایی شدن قانون هدفمند کردن یارانه ها قیمت بنزین و حامل های انرژی تغییر نخواهد کرد و به همان قیمت ثابت ۴۰۰ و ۲۰۰ تومان عرضه خواهد شد.
جهانبخش امینی نماینده کرمانشاه در گفتگو با باشگاه خبرنگاران جوان گفت: نمایندگان مجلس از هیأت دولت انتظار دارند که قانون هدفمند کردن یارانه ها را طبق برنامه های از پیش تعیین شده اجرا نمایند چرا که اجرای این قانون می تواند تأثیر بسزایی در شکوفایی اقتصادی کشور داشته باشد.
وی افزود: تولید کنندگان و اصناف مختلف در کشور نباید قیمت کالاهای خود را با افزایش قیمت حامل های انرژی افزایش دهند زیرا که حامل های انرژی جزئی از افزایش هزینه ها است.
عضو کمیسیون انرژی با اشاره به اینکه قیمت حامل های انرژی باید در طول ۵ سال به قیمت ثابت شده خود ۷۵۰ تومان برسد، گفت: در مرحله اول اجرا شدن قانون هدفمند کردن یارانه ها قیمت بنزین آزاد نباید بیشتر از ۴۰۰ تومان و قیمت سهمیه ای هم ۲۰۰ تومان در میان مردم عرضه شود.
امینی افزود: عرضه بنزین در مرحله اول با قیمت آزاد ۶۰۰ و قیمت سهمیه ای ۳۰۰ تومان عرضه شود خلاف مصوبات مجلس است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر