-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ آذر ۱۹, جمعه

Latest news from Jaras for 12/10/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



حمیدرضا ظریفی نیا
 جرس: برای مصون ماندن از حملات و تبعات مرگبار آلودگی هوای تهـــران - که دیگر نامش از آلودگی هم فراتر رفته- این روزها کار از ماسک های کتانی سالها پیش نیز گذشته و طی چند هفته اخیر، هوای پایتخت به حدی آلوده به گازهای خفه کننده شده است، که در گزارش های محرمانه ای که حتی نمایندگان مجلس و نمایندگان شورای شهر نیز از آن اطلاعات دارند، قید گردیده است که روزانه بین ١۵۰ تا ١۶۰ نفر در تهران بر اثر مسمومیت ناشی از گازهائی که هوای تهران پخش است خفه می شوند و یا قلبشان از حرکت باز ایستاده و می میرند.


 تهران سالهاست که در راس هشت شهر دارای هوای آلوده کشور قرار دارد، اما طی یک ماه اخیر، وضعیت آلودگی هوا در پایتخت به مرز هشدار رسیده و مردم این شهر با مشکل تنفسی دست و پنجه نرم می کنند به طوریکه پس از دقایقی حضور در هوای آزاد، با سوزش حلق و گلو مواجه خواهند شد. این معضل (آلودگی هوا) در تهران، نگرانی ها را از جهات تشدید بیماری های قلبی و ریوی، همچنین فشارهای عصبی را افزایش داده است.


خسارات جانی- قربانیانی در حد یک جنگ
آخرین آمار وزارت بهداشت - آنطور که در خبرگزاری های رسمی منتشر گردید- حاکی از آن بود که سالانه پنج هزار نفر در تهران قربانی آلودگی هوا می شوند و این در حالی است که با توجه به آمار ارائه شده از طرف پزشکی قانونی کشور و پلیس راهنمایی و رانندگی، سالانه ٢٣هزار نفر در سراسر کشور بر اثر تصادفاتِ جاده ای جان می بازند و مقایسه این دو آمار از کشته شدگان نشانگر این است که تعداد قربانیان آلودگی هوای "پایتخت" بیش از یک چهارم قربانیان تصادفات جاده ای در "کل کشور" است .


غیر از خسارات جانی، روحی و عاطفی وارده بر شهروندان (طبق نظر کارشناسان)، تاثیرات اقتصادی مخرب آلودگی نیز قابل بررسی است. چندی پیش بانک جهانی خسارات وارده به شهروندان بر اثر آلودگی هوا را روزانه حدود ٢٢ میلیون دلار ذکر کرده بود، که البته برآورد بانک جهانی بر اساس مطالعه آمار و اطلاعات چند شهر آلوده ایران بوده و متاسفانه هیچ مرجعی در ایران هنوز نتوانسته در این زمینه تحقیقات انجام دهد و به نظر می رسد این میزان خسارت حداقل برآورد خسارات آلودگی هوا باشد.‏

 

 


 خسارات مورد اشاره، غیر از خسارات اقتصادی وارده بر اثر تعطیلاتِ ابلاغیِ دولت برای پایتخت نشینان است.


این موارد درحالیست که دولت در عوضِ انجامِ برنامه هایی از جمله "اصلاح و استاندارد شدن سوخت"، "اصلاح شبكه بزرگراهی" و "خارج شدن خودروهای فرسوده"، ه بخش هایی از محورهای برنامۀ کاهش آلودگی می باشند، به کوتاه ترین راه حل - و عمیقا پرهزینه - متوسل شده، و اعلام "تعطیلی های اجباری مراکز دولتی و تجاری و آموزشی پایتخت"، و به مواردی نه چندان موثر- بلکه مُسَکِن- چون "مقررات عبور و مرور خودروهای پلاک زوج و فرد" و این روزهای آخر به طرح های "مضحک" و عجیب "پروژۀ آب پاشی" و "نصب تهویه" روی آورده است.
 مقامات دولت با توجه به نمونه های چند سال اخیر آلودگی های هوا در پاییز و زمستان، به هیچ کدام از محورهای برنامه کاهش آلودگی هوا توجه خاصی نشان ندادند. (هر چند عوامل دیگری همچون ورود بنزین های آلوده و خطرناک که بر اثر تحریمهای جهانی، بازار کشور را پر کرده نیز، امسال وارد صحنه شده است.)


آمار کشته شدگان بر اثر آلودگی هوا
در حالی که یکی از مسئولان شهرداری تهران، طی روزهای اخیر از مرگ بیش از دو هزار و ۵۰۰ نفر در تهران بر اثر آلودگی هوای چند هفته اخیر خبر داده بود، بنا بر گزارش های غیر رسمی، طی هفته های اخیر، دست کم ٣۴۰۰ نفر در این رابطه و به دلیل مشکلات تنفسی جان باخته اند؛ هر چند که وزارت بهداشت مسئولیت هیچ گونه فوتی بر اثر آلودگی هوا را برعهده نمی گیرد، اما آمارهای غیر رسمی در چند روزه اخیر چیز دیگری را نشان می دهد .
گفتنی است سال گذشته نماینده وزارت بهداشت طی جلسه ای كه در مجلس داشت، آماری از مرگ و میر شهروندان در اثر آلودگی هوا را ارایه داد، اما به نمایندگان تاکید کرد که گزارش محرمانه است و این آمار نباید منتشر شود.


اما طی هفته ای که گذشت، دكتر ندافی از وزارت بهداشت، در جلسه با نمایندگان تهران آمار مرگ و میر سالیانه شهروندان در اثر آلودگی هوا را در شهر تهران به تفكیك آلاینده بیان كرد، که یکی از نمایندگان در این باره گفت: بر اساس آمار ارایه شده، حداقل فوتی در اثر ذرات معلق در سال در تهران ۲۶۵۸ نفر، منوكسید كربن۱۵ نفر، ازون ۷۲ نفر و دی اكسید گوگرد ۸۹۶ نفر می باشد.


کارشناسان بر این باورند که شاید بتوان دلیل آلودگی هوا را اعلام نکرد، اما نمی توان انکار کرد که آلودگی هوا می تواند به شیوع برونشیت مزمن، ایجاد و تشدید تصلب شرائین (۱۳ درصد بیش از شرایط هوای پاک)، ایجاد ناباروری و مشکلات جنسی در مردان، بروز آپاندیسیت، شیوع دیابت نوع ۲، بیماری های تنفسی و قلبی، آسم، سوزش چشم و سرفه و ایجاد سنگینی در سینه، تحریک گلو و ریه ها، افزایش ۴۰درصدی سقط جنین، کاهش عمر طبیعی، شیوع سرماخوردگی، مرگ زودهنگام، کاهش سن بروز سکته های قلبی (به کمتر از ۵۰ سال) و کاهش تولد نوزادان پسر منجر شود.

 


نتایج تحقیقاتی که عمدتا تمرکز و نگاه خود را بر شهر تهران به عنوان آلوده ترین شهر کشور متمرکز کرده، همچنین گواهی می دهد که آلودگی هوای تهران (در زمان های افزایش ذرات آلاینده هوا) به اشغال ۱۰ درصدی تخت های بیمارستانی، مرگ سالانه ۲۵۰۰ تا چهار هزار نفر از شهروندان تهرانی به دلیل استنشاق هوای آلوده و کاهش ۶۰درصدی گونه های پرنده در این شهر منجر شده است.


چه کسی مقصر است؟ مروری بر ماجرای بنزین های آلوده و ادعای خودکفایی
هر چند که دلیل آلودگی هوای تهران از سوی دولت به صورت رسمی اعلام نشده است، اما انوشیروان محسنی بندپی و محسن نریمان دو تن از نمایندگان مجلس اعلام کرده بودند که دلیل اصلی آلودگی هوای تهران، "تولید و عرضه بنزین های غیر استاندارد است، که این آلودگی خود منجر به مشکلات تنفسی و جان باختن شهروندان شده است."


همه از آلودگی هوا می گویند و مردم نیز اکنون سالهای که با این اصطلاح آشنائی دارند، اما در روزهای اخیر بحث دیگر نه بر سر آلودگی، بلکه مسمومیت ناشی از گازهای خفه کننده در هوای تهران است. این گازها ناشی از تولید بنزین داخلی است که دولت می خواهد با آن جبران تحریم فروش بنزین به ایران را بکند.

  


کارشناسان معتقدند برای بدست آوردن بنزین با كیفیت خوب (اكتان بالا)، به كاتالیزورهای مخصوصی نیاز است كه این كاتالیزورها تنها توسط چند شركت آلمانی، آمریكایی و هلندی تولید میشوند. با وجود تحریم ها، این كاتالیزورها به ایران وارد نمی شود و بدستور دولت بنزین بی كیفیت (اكتان پائین) تولید شده و پس از مخلوط کردن با مقداری از بنزین وارداتی بین پمپ بنزین ها تقسیم می شود.


روزنامه لس آنجلس تایمز به نقل از کارشناسان متعددی در حوزه محیط زیست، درباره آلودگی های هوای تهران نوشته است: "یکی از تبعات تحریم های بین المللی بر ایران، افزایش شدید آلودگی هوا به ویژه در شهر تهران است. این گزارش می افزاید:" آلودگی بی سابقه هوای تهران در ماههای آبان و آذر ممکن است نتیجه مصرف بنزین با کیفیت پایین باشد که در پی تحریم واردات بنزین اکنون در داخل کشور تولید می شود."


این در حالیست که چندی پیش که دولت احمدی نژاد ادعای خودکفایی در تولید بنزین و سپس صادرات بنزین را مطرح کرد، پس از تحقیقات کارشناسان مشخص شد که خودکفایی بنزین در کار نیست و آنچه واقعیت است تولید بنزین سرطان‌زاست که در هیاهوی تبلیغات دولت برای مقابله ادعایی با تحریم‌های بین‌المللی، پنهان شد.


گفتنی است شهروندان تهرانی بیشترین میزان مصرف سوخت و انرژی را به خود اختصاص داده اند و به استناد گزارش آذرماه ۸۸ شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده های نفتی ایران، از مجموع ۶۳ میلیون لیتر بنزین مصرفی کشور در هر روز، حدود ۱۴ میلیون لیتر سهم روزانه تهران است.


خسارت آلودگی هوای تهران
در همین راستا، بانک جهانی، چند سال پیش برای بررسی وضعیت آلودگی هوا در کشورهای مختلف، آلایندگی هوای سه هزار و ۲۲۶ شهر با جمعیت بیش از ۱۰۰ هزار نفر را مورد بررسی قرار داد. در آن زمان میانگین سالانه ذرات معلق به عنوان یکی از آلاینده های مهم ۷۱ میکروگرم بر متر مکعب برآورد شد که شهر تهران با در نظر گرفتن میزان این آلاینده، رتبه ۱۱۹ را در بررسی بانک جهانی به خود اختصاص داد. اما در بررسی دیگری که سال ۲۰۰۵ و توسط همین نهاد بین المللی انجام شد، میزان خسارت ناشی از چهار آلاینده منواکسیدکربن، دی اکسید نیتروژن، دی اکسید گوگود و ذرات معلق در کل کشور سالانه هشت میلیارد دلار و میزان خسارت ناشی از آلاینده ذرات معلق در ایران یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار برآورد شد. این گزارش، میزان آلاینده های هوای تهران را ۲/۸ برابر استانداردهای جهانی اعلام کرد.


از سویی دیگر، بنا به نظر كارشناسان، تولید ناخالص داخلی ایران بین ١۵۰ تا ٢۰۰ میلیارد دلار برآورد شده و در تعطیلات اجباری دو بخش مهم اقتصادی كشور، نفت و كشاورزی، آسیبی نمی بینند؛ اما قطعاً بخش های صنعت، خدمات و تجارت به صورت مستقیم متحمل خسارت می شوند و این بخشها مجموعا ۶۰ تا ٧۰ درصد از كل اقتصاد ایران را دربر می گیرند.


تعطیلات پی در پی و راه حل های دولت
ناگفته نماند پس از شیوع بحران، مقامات دولت به جای اندیشیدن به راه حل های اساسی برای حل آلودگی هوا و رویکرد عملی به محورهای برنامۀ کاهش آلودگی هوا، اعلام تعطیلات پی در پی را اولین و آسان ترین راه انتخاب و اعلام کردند.


در این میان، خسارات اقتصادی ناشی از اعلامِ تعطیلی های شوک آور توسط دولت نیز قابل بررسی و تحلیل می باشد، بعنوان مثال، رئیس كمیته اقتصادی كمیسیون بودجه مجلس، درباره برآورد مالی تعطیلات و ضررهایی كه به اقتصاد كشور وارد می‌شود، گفته است "پیش‌بینی وصول مالیات برای سال ٨٩ حدود ٣۵۰ هزار میلیارد ریال است، تعداد روزهای كاری در سال هم ٢٨٨ روز است، اگر این ٣۵۰ هزار میلیارد ریال را تقسیم بر ٢٨٨ روز كاری كنیم دولت حدود هزار و دویست میلیارد ریال به ازای هر روز تعطیلی در كشور مالیات از دست می‌دهد، و از آنجاكه سهم استان تهران از وصول مالیات‌ها قریب ٢۵ درصد یا یك چهارم كشور است، هر روز تعطیلی در تهران حدود ٣۰ میلیارد تومان ضرر مالیاتی به دولت وارد می‌كند.
البته این فقط پیامدهای اقتصادی تعطیلات است و اقتصاددانان بهتر می توانند این خسارات را در كشور و تهران به صورت دقیق محاسبه كنند. تعطیلات ابلاغیِ دولت، علاوه بر تاثیرات سوء اقتصادی پیامدهای منفی روحی و روانی دیگری هم به دنبال دارد، نظم كشور را دچار اختلال می‌كند، برنامه‌های مردم و مسئولان را به‌هم می‌زند، بخش خصوصی خسارات هنگفتی متحمل می‌شود، قشرهای مختلف اجتماعی نظیر پزشكان، اصناف، دانشجویان و...هم با مشكل مواجه می‌شوند و از نظر حقوقی هم دریافت‌ها، پرداخت‌ها و مراجعات بانكی و حضور در محاكم قضایی از رهگذر این تعطیلات دچار وقفه و معضل می‌شوند.


راه حل های تخیلی و خطر باران اسیدی، تهرانی ها مواظب باشند
در کنار تعطیلی ها، دولت پس از تشکیل جلساتی اضطراری، دو طرح عجیب را نیز مطرح و اعلام کرد: استقرار چند دستگاه جت فن برای ایجاد باد مصنوعی در تهران، و پاشیدن آب بر آسمان تهران با هواپیمای آب پاش.

 


در این میان، مرضیه وحیددستجردی، وزیر بهداشت دولت دهم پیرامون طرح ها گفته است: "اگر آبپاشی با حجم وسیع صورت گیرد، ممکن است تا اندازه‌ای موثر باشد اما طبق گزارش‌های وزارت بهداشت، آب‌پاشی با حجم کم موثر نخواهد بود. میزان آب هواپیماهای سمپاش اندک و در حد مزرعه‌ای است."

وحید نوروزی، نماینده شهرداری تهران در کارگروه کاهش آلودگی هوا نیز، ضمن اعلام "غیرمنطقی و بی‌فایده و طنز" دانستن آبپاشی تهران خاطرنشان نمود "این سوال مطرح است که چه میزان آب قرار است با چند هواپیما در تهران ۷۵۰ کیلومتر مربعی پاشیده شود؟"


اما نکته اصلی و قابل توجه را حسن اصیلیان، معاون پیشین سازمان حفاظت محیط زیست مورد اشاره قرار داد و با هشدار نسبت به پیامدهای طرح عجیب دولت، خاطرنشان نمود "با بالا بودن غلظت برخی آلاینده‌ها مانند دی‌اکسید گوگرد و مونوکسید‌کربن در تهران و ترکیب آن با قطرات آب که توسط آب‌پاش‌ها پخش می‌شود، بطور حتم باران اسیدی در تهران شکل می‌گیرد و اگر دی اکسید گوگرد در هوای تهران بالا باشد پس از ترکیب با آب اسید سولفوریک ایجاد کرده و در نهایت منجر به بارش باران اسیدی می‌شود یا اگر میزان غلظت اکسید‌های نیتروژن بالا باشد پس از ترکیب با آب ایجاد اسید‌نیتریک می‌کند."


مرگ تدریجی شهروندان تهرانی و ...
مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران نیز که تا کنون از حامیان دولت و طرح های آن محسوب می شد، ضمن ابراز تردید پیرامون اثرات طرح های مذکور متذکر شد "با این وضعیت آلودگی هوا، مردم به مرگ تدریجی دچار می‌شوند و با سپری شدن این ایام نیز به طور حتم معضل آلودگی هوا فراموش می‌شود."


دولت در حالی مشغول طرحهای خیالی و بی‌اثر است که منتقدان هشدار می‌دهند بخش عمده ای از آلودگی های اخیر، علاوه بر عوامل مورد اشاره و عملکرد شعاری دولت در حوزه های مختلف سیاست خارجی، اقتصاد و سیاست داخلی، شکست طرح های تبلیغاتی دستگاههای اجرایی است و مشخص نیست طرحهای تبلیغاتی جدید که تخیلی‌تر از قبلی‌ها نیز هستند، چه نتایجی را در آینده به بار خواهند آورد.


برخی کارشناسان نیز بر این باورند که دولت از ماهها قبل با قرار دادن طرح هایی چون تبدیل خودروهای دولتی و عمومی گازوییل سوز به برق و گاز و تنظیم بهسوزیِ آنها و گسترش مترو،  می توانست از آلوده تر شدن هوای تهران بکاهد، اما در راستای ستیز با شهرداری، منفعت شهروندان را نادیده گرفت و نه تنها بودجه شهرداری را در این زمینه افزایش نداد، بلکه از تامین بودجه های مصوب به این نهاد نیز خودداری کرد .


خارج از مسئلۀ سیاسیِ بنزینِ آلوده، که آن نیز تحت تاثیر سیاست های شعاری و ماجراجویانۀ دولت محمود احمدی نژاد در حوزه سیاست خارجی و اتمی (به جهت اعمال تحریم های فراگیر و ادعای بی اثر بودن آنها) قرار دارد، شاید اگر تمام دستگاههای کشور، حتی نمایندگان مجلس و ارگانهای نظارتی (چون سازمان بازرسی كل كشور) مقداری در جهت منافع مردم حرکت می کردند، شهروندان- این بیدفاع ترین ها - تاوان سوء مدیریت‌ها و شعارهای مدیریت جهانی را نمی دادند. 

 

 


 


 



در دیدار با خانواده بهاره هدایت
جرس: سیدمحمد خاتمی همزمان با شانزدهم آذرماه، روز دانشجو، با حضور در منزل بهاره هدایت، عضو در بند شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، با خانواده وی دیدار کرد و با اشاره به احکامی که در روزهای اخیر برای برخی از فعالین سیاسی اصلاح طلب صادر شده و یا برگرداندن عماد الدین باقی به زندان وضعیت حاضر را برای معقتدان به منافع ملی ناگوار خواند.


به گزارش خبرنگار کلمه سیدمحمد خاتمی، ریاست جمهوری سابق کشورمان در این دیدار ضمن ابراز تاسف وتعجب از احکامی که این روزها برای دانشجویان صادر می شود گفت: نباید به گونه ای عمل شود که نحوه برخورد با دانشگاه و جامعه با الگویی که در کشورهای کمونیستی بود قابل مقایسه شود. این راه و این گونه برخورد با دانشگاه ها غلط و اشتباه است و این گونه برخوردها قطعا به نتیجه نمی رسد و شکست خواهد خورد.

خاتمی با اشاره به مراسم مختلف و متنوعی که امسال به مناسبت روز دانشجو در دانشگاه های سراسر کشور، از جمله دانشگاه امیرکبیر، تهران و قزوین، بر پا شد گفت: این مراسم که با تلاش تحسین برانگیز دانشجویان برای گرامی داشت ۱۶ آذرماه بر پا شد نشان داد که این گونه برخوردها بی اثر است و جنبش دانشجویی همچنان موتور محرک جنبش سبز است. خاتمی تاکید کرد: برخلاف این که تصور می کردند سکوت و ناامیدی بر دانشگاه ها حاکم شده، این روز نشان داد دانشجویان با امید و نشاط همچنان در صحنه هستند.

رییس جمهور دوران اصلاحات با اشاره به احکامی که در روزهای اخیر برای برخی از فعالین سیاسی اصلاح طلب صادر شده و یا برگرداندن عماد الدین باقی به زندان وضعیت حاضر را برای معقتدان به منافع ملی ناگوار خواند و افزود متاسفانه برای فعالیت گروه ها و انجمنهای اسلامی مشکل ایجاد می کنند و معلوم نیست افراد و گروه هایی که به کار مخفی و غیرعلنی اعتقاد ندارند و خواستار اصلاح وضع موجود نیز هستند چگونه باید فعالیت کنند؟

سیدمحمد خاتمی همچنین با ابراز ناخشنودی از وضعیت دانشجویان زندانی، خصوصا بهاره هدایت، ابراز امیدواری کرد که عقلانیت به دستگاه تصمیم گیر در این خصوص بازگردد و فعالین دفتر تحکیم وحدت و سایر دانشجویان از زندان آزاد شوند تا کشور و نظام بتوانند از نیرو و دانش آن ها در مسیر پیشرفت و آبادانی استفاده کند.

در ابتدای این دیدار که تنی چند از اعضای ادوار تحکیم وحدت نیز حضور داشتند امین احمدیان، همسر بهاره هدایت، ضمن تشریح روند پرونده قضایی همسرش گفت: متاسفانه روال های پیش بینی شده در قانون به درستی طی نشد و برای فعالیت های دانشجویی که در چارچوب قانون توسط ایشان انجام شده بود حکم کم سابقه ۹ سال و نیم حبس صادر شد.

احمدیان در ادامه با اشاره به یک سالی که از بازداشت بهاره هدایت می گذرد، افزود: در این مدت علیرغم مراجعه و درخواست مکرر به دادستان تهران، متاسفانه نه تنها با مرخصی چند روزه برای وی هم موافقت نشده است. حتی در ۸ ماه گذشته با ملاقات حضوری هم موافقت نکرده اند. ازدو ماه پیش هم که زندانیان سیاسی بند نسوان را از حق تماس تلفن هم محروم کرده اند.

امین احمدیان، عضو شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان ادوار، همچنین به تعداد بسیار زیاد دانشجویان زندانی اشاره کرد و گفت: متاسفانه هم اکنون تعداد زیادی از دانشجویان در زندان هستند که تعدادشان به بیش از ۵۰ نفر می رسد و برای اکثریت آن ها احکام سنگین چندین سال حبس صادر شده است. متاسفانه در این میان برخوردهای خشن و خلاف قانونی هم بعضا با دانشجویان در زندان شده است.

احمدیان در پایان به اعضای در بند دفتر تحکیم وحدت و سازمان ادوار تحکیم اشاره کرد و گفت: در حال حاضر زیدآبادی عبدالله مومنی، حسن اسدی زید آبادی علی جمالی، علی ملیحی میلاد اسدی، ضیا نبوی، مجید دری، مهدیه گلرو، و بسیاری دیگر از اعضای این دو نهاد برآمده از دانشگاه با احکام سنگین چندین سال حبس در زندان و در شرایط سختی به سر می برند.

گفتنی است بهاره هدایت دی ماه سال گذشته توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد و در دادگاه به ۹ سال و نیم حبس تعزیری محکوم شد. حکمی که در دادگاه تجدیدنظر عینا تایید شد. وی از آن زمان تاکنون بدون استفاده از حق مرخصی در زندان اوین به سر می برد.


 


جرس: احکام زندان علی جمالی و کیارش کامرانی دوتن از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ کاهش یافت .

به گزارش کلمه، در پی آزادی تعدادی از زندانیان بند ۳۵۰ که در روز عید غدیر خم و با عنوان عفو و بخشودگی اتفاق افتاد، تعدادی از زندانیان سیاسی این بند نیز هر چند از زندان آزاد نشده بلکه با تقلیل حکم مواجه شده اند . علی جمالی ،فعال دانشجویی و کیارش کامرانی، دانشجوی زندانی از جمله این زندانیان هستند .

علی جمالی با کاهش حکم ازچهار سال حبس قطعی به دو سال ، نیمی از حکم زندانش مورد بخشودگی قرار گرفته است.همچنین کیارش کامرانی ، دانشجوی زندانی هم حکم پنج سال حبس تعزیری اش به دو سال و نیم کاهش یافته است .

کیارش کامرانی، دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد دانشگاه پیام نور تهران روز عاشورا بازداشت شده بود.علی جمالی، عضو شورای مرکزی و مسوول کمیته سیاسی سازمان دانش‌آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) نیز ۳۱ مردادماه سال جاری بازداشت شده است . هم اکنون این دو زندانی در بند ۳۵۰ زندان اوین نگهداری می شوند تا باقیمانده دوران حبس شان را بگذرانند .


 


جرس:  مادر ساجده کیانوش راد پس از دوازده روز بی خبری دل نوشته ای را خطاب به دختر دربندش نوشت. او در این نامه نوشت: ” نگران نباش! آنها اگرقدرت داشتند،به سراغ تو و صدها جوان پاک و معصوم و بیگناه که حداکثر جرمشان قبول نداشتن روند حاکم فعلی است نمی آمدند. آنها خود می دانند که ضعیف هستند و برای همین شب و روز ادای قدرتمندان را در می آورند و با ارعاب و تهدید می خواهند مخالفان قانونی خود را خفه کنند یا به سازش و تسلیم وادارند.”


 

به گزارش کلمه، در حالی که بیش از  دوازده روز از بازداشت ساجده کیانوش راد، دختر دکتر کیانوش راد، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی می‌گذرد، تاکنون وی موفق به برقراری تماس تلفنی با خانواده‌اش نشده است.


ساجده کیانوش‌راد در پی هجوم نیروهای امنیتی در منزل خود همراه همسرش بازداشت و سپس به زندان اوین منتقل شد. همسر او بهروز شاهرخ‌نیا مدتی پس از بازداشت، آزاد شد. در حالی تاکنون ساجده کیانوش راد موفق به تماس با خانواده خود نشده است که پیش از این دادستان اعلام کرده بود که متهمین باید بیست و چهار ساعت پس از بازداشت حق این را داشته باشند که با خانواده خود تماس بگیرند.خانواده کیانوش‌راد نگران وضعیت جسمانی دخترشان هستند. وی با توجه به بیماری که دارد تحت نظر پزشک بوده و باید به طور مرتب دارو مصرف کند.
 

به گزارش کلمه متن این نامه به شرح زیر است:
 

به نام خدای منتقم

امام صادق :خدایا به آن کس که عقل دادی چه ندادی ، و به آن کس که عقل ندادی چه دادی؟

خداوندا

چشم و گوش سران اصلی فتنه بسته شده است تا حقایق را نبینند و درراه باطل خویش تا نابودی پیش روند.امروز سران اصلی فتنه که جوانان این مرزو بوم را فتنه گر می خوانند خود دریافته اند که هر روز بیش از پیش مردم را از دست می دهند.و حتی نمی توانند طرفداران خود را نیز قانع کنند.

آنها فکر می کنند قدرت دنیایی و پوشالی آنها ماندنی است و چه زشت که با دین ، قدرت خویش را توجیه می کنند ،

بله!آنها دادگاه دارند ، اسلحه دارند،زندان دارند ، پول دارند،تلویزیون دولتی ، رسانه دولتی ، مسجد دولتی و حسینیه دولتی ، هییت عزاداری دولتی و…..دارند ، اما خوب می دانند که دلهای مردم را از دست داده اند و این در حالی است که روشنفکران و تحصیل کردگان ، دانشجویان،بازاریان متدین و روحانیون غیر حکومتی از آنها تبری می جویند. روحانیون آزاده ای که دینشان را به نام و نان دنیا نفروخته اند و در اوج مظلومیت و فشارها،از دین خدا و مردم و عدالت و آزادی دفاع می کنند.

ساجده جان!

نگران نباش! آنها اگرقدرت داشتند،به سراغ تو و صدها جوان پاک و معصوم و بیگناه که حداکثر جرمشان قبول نداشتن روند حاکم فعلی است نمی آمدند. آنها خود می دانند که ضعیف هستند و برای همین شب و روز ادای قدرتمندان را در می آورند و با ارعاب و تهدید می خواهند مخالفان قانونی خود را خفه کنند یا به سازش و تسلیم وادارند.

آنها در اوج گریز از قانون و انجام اقدامات فراقانونی و تضییع حقوق مردم و به ویژه زندانیان سیاسی بی گناه و خانواده های مظلوم آن ها، مدعی هستند که در آزادترین و قانونمند ترین و عادلانه ترین کشوردنیا زندگی می کنیم و جالب آن که ، سخن دروغ خویش را بارها تکرار می کنند و هر روز از بنگاه سخن پراکنی دولتی آن را فریاد می زنند در حالی که دیگر اعضای خانواده شان نیز تأییدشان نمی کنند چه رسد به مردم آگاه و فهیم کشورمان و آزادگان دنیا.

ساجده جان!

تو در گذشته علاقه ای به فعالیت های سیاسی نداشتی، اما آنها تو و من را، و هزاران جوان و خانواده های دیگر را به سیاست کشاندند و راه آزادی خواهی را نشانمان دادند.

ساجده جان !

نگران نباش! حق پیروزو باطل از بین رفتنی است .

ساجده جان!

دلبندم،عزیزتر از جانم ،دلم برای نگاه معصومت، خنده هایت، سرزندگی و نشاطت متبلور در وجودت تنگ شده است .

ساجده جان!

دلم سخت گرفته است ،امروز کتاب پس از شهادت شریعتی را می خواندم،بر افروخته، اما شاداب شدم و به حقانیت راه جوانان پاک و سبز این سرزمین و راه حسینی آنها امیدوارتر شدم ، ولی دلم برای کسانی می سوزد که به نام دین و مصلحت به هر ذلتی تن می دهند تا زنده بمانند و به نام و نانی برسند،آنها مرده های خاموش و پلیدان تاریخند.

و خطاب به تمامی عافیت اندیشانی که حقیقت را می بینند اما آنرا فدای مصلحت نموده و سکوت کرده اند ،از زبان شریعتی می گویم:

وقتی در صحنه حق و باطل نیستی ، وقتی که شاهد عصر خودت نیستی،هر کجا می خواهی باش چه به نماز ایستاده باشی ، وچه به شراب بنشسته باشی،هر دو یکی است.

ساجده جان!

دوازده  روز گذشته است واجازه ی شنیدن صدایت را به من نداده اند.آنها چه فکر می کنند؟ مگر تو و  صدها جوان امثال تو چه کرده اید؟چرا اتهامات شما را نمی گویند تا مردم قضاوت کنند؟که چه کسی حقیقت را می گوید؟آیا شرکت در جلسه ی قرآن خانواده های زندانیان سیاسی هم جرم است،که تو را به آن دلیل دستگیر کرده اند؟

ساجده جان!

آنها همه چیز دارند اما خدا را ندارند و ما خدا را داریم واز همه چیز بی نیازیم. ما آنها را که کاشانه خوشبختی تو را در عنفوان جوانی به تاراج برده اند و همسرت را سرگردان و آشفته حال و ما را پریشان و مضطرب و بی خبر از تو نگاه داشته اند، به خدا و روز جزایش می سپاریم.

درود خدا بر حقیقت طلبان و صالحان و نفرین  خدا بر ستمگران باد.


 


 

 

 

 

 


 


جرس: در سالگرد درگذشت مرجع عالیقدر  آیت الله العظمی منتظری، آیت الله صانعی با حضور در بیت ایشان برای خود و همه علاقه مندان و دوستداران ایشان توفیق ادامه راه تقوا و بی توجهی به دنیا و عمل به وظیفه که از خصائص آن فقیه مجاهد بود را آرزو کرد.
 

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آیت الله صانعی،  وی همچنین تاکید کردکه آثار و کتاب های فقهی ایشان باید زنده نگه داشته شود چرا که این آثار و کتابها، روش و سبک مرحوم حضرت آیت الله العظمی بروجردی (رحمت الله علیهما) در فقه و اصول و رجال بوده و باید زنده نگه داشته شود.

پیش از این نیز آیت الله بیات از فرزندان آن مرحوم درخواست کرده بود که آثار وی را منتشر کنند.

 

 


 


جرس: در حالیکه فشارهای امنیتی سبب لغو مراسم یکمین سالگرد مرحوم آیت الله العظمی منتظری شده و ماموران امنیتی روز پنجشنبه حتی مانع از حضور خانواده آن مرجع تقلید مردمی بر سر مزار وی گردیدند، با این حال مراســم سالگرد ایشان، با شکوه خاصی در نجف آباد برگزار شد.


به گزارش منابع خبری جرس، در مراسم صبح پنجشنبه سوم محرم (١٨ آذر)، در نجف آباد، احمد منتظری فرزند آیت الله العظمی منتظری سخنرانی کرده و پس از ایشان، چند تن از شاگردان آن مرحوم، به بیان خاطرات و ایراد سخن پرداختند .


در مراسم بعد از ظهر، که در حسینیه اعظم نجف آباد برگزار شد، علاوه بر تلاوت قرآن و مرثیه خوانی، ۲تن از شاگردان آن مرحوم سخنرانی کردند.

 
سخنران ویژه این مراسم نیز  امیری جرقویه بود که در وصف کربلا و حکومت امویه مطالب خود را آغاز کرد و سپس به بحث پیرامون شخصیت فقیه عالیقدر پرداخت .


ویآیت الله العظمی منتظری را فیلسوف و فقیه و علامه ای دانستند که در ۵۰ سال پیش حضرت آیت الله العظمی بروجردی این لقب را در سن جوانی به ایشان دادند و در نامه ای به مردم نجف آباد ایشان بزرگی دانستند ایشان را فقیه خطاب کردند.


امیری با ذکر این سخن که لحظات سختی را فقیه عالیقدر در سالهایی که معلوم نبود شهید محمد منتظری در کدام کشور هستند (شهید محمد منتظری یک چریک هم بودند) و لحظات شکنجه محمد در جلوی چشمان آیت الله العظمی منتظری بخصوص بروی اجاق های گاز از جوانان خواست یاد و خاطره فقیه عالیقدر را فراموش نکند و یاد این لحظات سخت نیز باشند.


وی در ادامه به سخن در باب کتاب ارزشمند مبانی فقهی در حکومت اسلامی آیت الله العظمی منتظری پرداخت، و از حکومت سوال کرد که شمایی که دم از ولایت فقیه می زنید و با پول بیت المال کفن می پوشید چگونه است که اجازه پخش و تدریس آثار آیت الله منتظری را نمی دهید.


وی در پایان ضمن گرامیداشت یاد فقیه عالیقدر اینگونه بیان داشتند که ایندگان از ما سوال می کنند که چرا برای چنین شخصیت بزرگی مراسمی در خور شخصیتش برگزار نشد و حکومت حتی اجازه نداد مانند یک فرد عادی برای او مراسم گرفته شود.


در پایان مراسم و در هنگام خروج از حسینیه حاضرین شعار، عزا عزاست امروز روز عزاست امروز منتظری مظلوم پیش خداست امروز را سر دادند.


لازم بذکر است در مراسم صبح نجف آباد، خبرنگاران رسانه های داخلی و خار و حتی شبکه های ماهواره ای حضور داشتند.


همچنین نمایندگانی از آیات عظام وحید خراسانی، صانعی و موسوی اردبیلی، همچنین جمع زیادی از دانشجویان از دانشگاه های سراسر کشور و نجف آباد نیز، در این مزاسم حضور داشتند .


این منبع خبری همچنین از شرکت تعداد زیادی از مردم که از کردستان، تهران، قم، اصفهان و ... به نجف آباد آمده بودند، گزارش داد.

 
گفتنی است مامورین انتصابیِ حرم حضرت معصومه و همچنین مامورین وزارت اطلاعات و سپاه، امروز حتی اجازه حضور خانواده مرحوم آیت الله العظمی منتظری بر سر آرامگاه ایشان در محوطه حرم را ندادند .


طبق گزارش منابع خبری، مامورین اطلاعاتی اجازه حضور خانواده فقیه عالیقدر را در حرم حضرت معصومه و در کنار آرامگاه پدر عزیزشان را ندادند

این درحالیست که حکومت اجازه تشییع پیکر همسر فقیه عالیقدر را نیز به خانواده آن مرحوم نداده بودند و مراسم تشییع بی جنازه برگزار گردید.


گفتنی است با این حال از بامداد پنجشنبه، درب خانه فقیه عالیقدر در شهر قم باز بوده و مردم برای عرض تسلیت در این مکان حضور داشته اند.

 
شایان ذکر است در آستانه سالگرد درگذشت مرجع تقلید فقید جنبش سبز و در راستای اِعمال محدودیت ها و کنترل هرگونه اقدامی در جهت برگزاری سالگرد مرحوم منتظری، طی هفته های اخیر اداره اطلاعات شهرهای اصفهان، نجف آباد و خمینی شهر، افراد ذی نفوذ و طرفدار آن مرحوم، اعم از روحانیون، معتمدین محلی و هیئت های امنای مساجد را احضار و مورد بازجویی و تهدید قرار داده بودند، که از جمله می توان به  فضل الله صلواتی، سید علی اصغر غروی و مرتضی امیری جرقویه، سید محمد طاهری( فرزند آیت الله طاهری)، مصطفی ایزدی، محمود دردکشان و ... اشاره کرد. 

 

 

 


 


جرس: در پی فشارهای داخلی و بین المللی جهت جلوگیری از حکم سنگسار و سپس اعدامِ سکینه محمدی آشتیانی، برخی منابع خبری گزارش دادند که وی و فرزندش سجاد، همچنین وکیلش هوتن کیان و دو خبرنگار آلمانی، بازداشتی، شامگاه دیروز بطور ناگهانی از زندان تبریز آزاد شده اند.


خبرگزاری رویترز با پخش این خبر به نقل از گروههای حقوق بشری اعلام کرد که سکینه و سجاد به شهر اسکو و خانه خود برگشته و زندگی جدیدی را شروع کرده اند.


بنا بر این گزارش، دو خبر نگار آلمانی نیز قصد دارند به سرعت ایران را به مقصد آلمان ترک کنند و هنوز مبلغ وثیقه تعیینی برای آزادی این دو خبرنگار مشخص نیست.


مقامات امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی که تا کنون بر متهم بودن سکینه آشتیانی، پسر و وکیل وی و همچنین "جاسوس" بودن دو خبرنگار آلمانی تاکید داشتند، تا کنون در برابر این خبر سکوت کرده اند.


منابع حقوق بشری اعلام کرده اند که نجات سکینه از سنگسار و  اعدام وی، محصول مبارزات و نبرد بی امان جنبش جهانی علیه اعدام و سنگسار بوده است.


محمد مصطفایی وکیل پایه یک دادگستری و فعال حقوق بشر که اولین وکیل سکینه محمدی بود، و در اثر چالشهای بوجود آمده بر سر همین پرونده از کشور خارج گردید، خبر آزادی موکل پیشین خود را تایید کرده است.

 


گفتنی است سکینه محمدی آشتیانی، ۴٣ ساله و مادر دو فرزند، به اتهام "زنای محصنه" (که اثبات نگردید)، به سنگسار محکوم شده بود، که مقام های جمهوری اسلامی چند ماه پیش در پی فشارهای شدید بین المللی گفتند که حکم سنگسار او معلق شده است. (هر چند رئیس دولت در سفر به نیویورک، منکر وجود چنین حکمی شده بود.)


روز يکشنبه ١٠ اکتبر ساعت ٧ عصر به وقت ايران، هنگاميکه دو خبرنگار آلماني براي مصاحبه با سجاد پسر سکینه و هوتن کیان وکیل سکینه به دفتر هوتن رفته بودند٬ عوامل وزارت اطلاعات به دفتر کار اين وکيل ريخته و هر چهار نفر حاضر در محل را دستگير و با خود بردند.


طی ماههای گذشته، فعالان ایرانی و بین المللیِ حقوق بشری، تلاش زیادی برای توقف و لغو حکم سنگسار و بعدا اعدام سکینه محمدی آشتیانی انجام داده و فشارهای زیادی را از طریق افکار عمومی جهان بر روی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی برای توقف حکم اعدام وی وارد نموده بودند.

 

 


ماه گذشته بعد از لغو حکم سنگسار خانم محمدی، برخی رسانه ها از قریب الوقوع بودن اجرای حکم اعدام وی خبر داده بودند، که همزمان با انتشار این خبر، نهادها و فعالان حقوق بشری، اتحادیه اروپا، کاخ سفید و بریتانیا، نسبت به این مسئله واکنش نشان داده و چنین اقدامی از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی غیرقابل قبول دانسته و خواستار توقف آن شده بودند.

 


فعالان حقوق بشری ضمن تجمعات مختلف در کشورهای جهان، خواستار لغو مجازات و آزادی سکینه شده بودند و بر بیگناهی وی تاکید داشتند.


کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، روز سه شنبه ١١ آبان ماه (دوم نوامبر)، در بیانیه ای با اشاره به حکم اعدام سکینه محمدی آشتیانی به جرم زنای محصنه و محکومیت آن از سوی اتحادیه اروپا نوشته بود: "درحالی که مقام های ایرانی اطمینان داده اند که خانم آشتیانی با سنگسار کشته نخواهد شد، او از آن زمان با اتهامات همدستی در قتل شوهرش روبرو شده و ممکن است به دار آویخته شود. هیچ کدام از این احکام قابل قبول نیست."
او ابراز نگرانی کرده بود که خانم آشتیانی از محاکمه ای عادلانه برخوردار نبوده است، حداقل از این جهت که جواد کیان وکیلش بازداشت شده است.


کاخ سفید نیز با صدور بیانیه ای نوشته بود: "ما با قوی ترین عبارات، طرح هایی را که گفته می شود دولت ایران برای اعدام سکینه محمدی آشتیانی دارد محکوم می کنیم. فقدان شفافیت و رویه صحیح قضایی در پرونده خانم آشتیانی، و اقدامات بعدی علیه وکیل و خانواده اش، غیرقابل قبول است."
در ادامه این بیانیه آمده بود: "پرونده او نشان دهنده بی اعتنایی بنیادی دولت ایران به حقوق بشر، از جمله حقوق زنان است. ما از دولت ایران می خواهیم این اعدام را متوقف کند، و امکان آن را فراهم کند تا خانم آشتیانی از رویه درست قضایی و رفتار عادلانه ای بهره مند شود."


الیستر برت از مقام های وزارت خارجه بریتانیا نیز در این باره با کاردار ایران در لندن گفتگو کرده بود، اما کاردار ایران گفته بود نمی توان خبر اجرای قریب الوقوع اعدام را تایید کرد.


شایان ذکر است خانم آشتیانی ابتدا چند سال قبل به حکم دادگاهی به جرم رابطه نامشروع شلاق خورد، اما بعدا توسط دادگاه دیگری در تبریز که در ارتباط با قتل همسرش تشکیل شده بود، به جرم زنا در زمان حیات همسرش به سنگسار محکوم شد، که این حکم تحت فشارهای جهانی به اعدام مبدل گردید و سپس متوقف شد.


 


 


عماد افروغ، فعال اصولگرای منتقد دولت

جرس: یک فعال اصولگرا ضمن ابراز نگرانی از تبعاتِ "سوء استفاده های سیاسی و جناحی از مساجد" و حضور پایگاههای بسیجیان در مساجد، هشدار می‌دهد که در چنین شرایطی، مساجد کارکرد خود را از دست می‌دهند و اقبال مردمی به آنها نیز روز به روز کمتر می‌شود."


عماد افروغ، نماینده مجلس هفتم و استاد دانشگاه همچنین می گوید "منِ نوعی حاضرم چندین ساعت پای تلویزیون و اینترنت بنشینم؛ ولی یک ربع که در مسجد هستم، می‌خواهم سریع بیایم بیرون! این اتفاق چند دلیل دارد. یکی اینکه خود ما اهمیت مسجد را فهم نمی‌کنیم. یکی اینکه مساجد دم دستمان نیستند. یکی اینکه صدا و سیما دارد نقض غرض عمل می‌کند و مردم به این صدا و سیما اعتماد می‌کنند. خود این اعتماد می‌تواند نتیجه معکوس در بر داشته باشد..."


این فعال اصولگرای منتقد دولت تاکید دارد "سوء استفاده‌های سیاسی و جناحی از مساجد، به خصوص با استفاده از حضور و فعالیت پایگاه‌های مقاومت بسیج برای ایجاد فضای خاص در مساجد و طرح سلیقه‌های متفاوت، موضوعی است که در سال‌های اخیر دغدغه بسیاری از دلسوزان و اندیشمندان جامعه بوده است."


به گزارش کلمه، افروغ در گفت‌وگویی با ضمیمه “آیه” در روزنامه همشهری، به نقد وضعیت فعلی مساجد و ارائه پیشنهادهایی در این باره پرداخته، که بخش‌هایی از آن در ادامه می‌آید:


مسجد از کانون‌هایی است که افراد دور هم جمع می‌شوند و عبادتی جمعی انجام می‌دهند و یک اتصال فردی و جمعی برایشان حاصل می‌شود. بسیاری از مشکلاتشان در آن مکان حل می‌شود. جامعه‌شناسان هم روی این مساله تاکید کرده‌اند که درست است که کانونی است برای عبادت، اما مایه همبستگی هم هست؛ یعنی یک کانون همبستگی اجتماعی تلقی می‌شود. باید مسجد را جدی گرفت. مسجد یک جایگاه ضروری است و باید یک آسیب‌شناسی روی آن صورت بگیرد که چه فراز و فرودی را طی کرده. اول انقلاب مساجد کارکردهای متنوعی داشتند. به بسیاری از مسائل روزمره مردم توجه می‌کرد و به نظر من مساجد اول انقلاب فعال‌تر بود. اما امروز کلیشه‌ای‌تر شده‌اند.


به هر حال مساجد آن کارکردی را که اول انقلاب داشتند، دیگر ندارند. حتی آن کارکردی را که صدر اسلام داشتند دیگر ندارند. حتی به نظرم می‌رسد که روزبه‌روز بنا به دلایلی، شمّ عمومی مردم و اقبال اقشار مختلف به مسجد کمتر می‌شود. به نظر می‌رسد که مساجد یک مقداری بعضا سیاسی‌تر می‌شوند. این سیاسی نه به معنای آن ارتباط دیانت و سیاست، بلکه به معنای جناحی شدن آن است و هرچه مسجدی سیاسی‌تر و جناحی‌تر شود، مسلم است که روی جاذبه‌اش اثر می‌گذارد.


ما به کارکرد سیاسی مسجد توجه داریم. اما باید دقت کرد که کارکرد اصلی مسجد عبادت است. به هیچ وجه معتقد هم نیستیم که بعد نیایش، بعد ارتباط و اتصال به خدا دلالت سیاسی ندارد اما دقت بکنیم که به هر حال یک جاهایی ما الاهمُّ فالاهم می‌کنیم و اصالت به آن ارتباط است. اصالت به آن معنا و اتصال است.


اگر مسجد بیفتد در دست یک جناح سیاسی خاص، دیگر نمی‌شود آن کارکرد را از آن توقع داشت. من مخالف پایگاه‌های مقاومت و حضورشان نیستم، اما اگر این پایگاه‌ها عامل ایجاد محدودیت شوند و تفسیرها و تلقی‌های سیاسی خاصی را تحمیل کنند، با فلسفه وجودیشان ناسازگاری دارد.


این صحبت به این معنا نیست که بسیج نباید باشد اما بسیج باید بداند که یک وظیفه سنگین دارد. کارکرد بسیج، کارکرد وحدت‌بخش است. اگر جناحی شود، اگر کارکرد عام و وحدت‌بخش خودش را فراموش کند و مرتبط با یک گروه و جناح شود، خواه‌ناخواه روی استقبال مردم نسبت به مسجد تاثیر می‌گذارد. مخاطب کمتری را سمت خودش می‌کشاند یا مخاطب خاصی را. من فکر می‌کنم این یک نتیجه و دلالت مطلوبی برای مسجد ندارد. این یک زنگ خطر و هشداری است که باید داد و به صدا درآورد که بسیجیِ ما مراقب باشد. این را به عنوان یک مساله می‌گویم، نه اینکه معتقدم مسجد کارکردش را از دست داده.


ما یک فرایندی در جامعه‌شناسی داریم به اسم «تمایزیافتگی»، تقسیم کار، تخصصی شدن. ما تا حدودی این را می‌پذیریم. بالاخره وقتی تراکم مادی و معنوی جامعه بیشتر شود، خواه ناخواه احتیاج به یک سری نهادهای جدید پیدا می‌کند و یک تفکیک کارکردی در آن رخ می‌دهد. یک واقعیت طبیعی در تمام جوامع هم هست؛ مثلا قبلا خانواده همه کاری می‌کرد؛ هم کارکرد اقتصادی داشت، هم کارکرد تربیتی داشت، هم کارکرد آموزشی داشت و… . الان دیگر نمی‌شود از خانواده کارکرد اقتصادی توقع داشت. بین محل کار و محل زندگی تفاوت ایجاد شده. اما هنوز که هنوز است -البته بسته به جوامع مختلف- خانواده کارکرد تربیتی را دارد و واقعا چیزی نمی‌تواند جایگزین جایگاه تربیتی خانواده شود.


به هر حال باید بپذیریم که یک روندی به سمت تفکیک کارکردی وجود دارد. منتها افت و خیز دارد. یک فرآیند طبیعی است، به شرط اینکه در کنار فرآیند تمایزیافتگی، انسجام فراموش نشود؛ یعنی افتراق حرف اول را نمی‌زند و ما نمی‌خواهیم با تفکیک کارکردی خیلی چیزها را تحلیل کنیم؛ مثلا بیاییم بگوییم که قبلا دین کارکردهای متنوعی داشته، اما امروز به دلیل تفکیک کارکردی، بسیاری از کارکردهایش به نهادهای دیگر انتقال یافته و این اتفاق، مطلوب هم هست. من مدافع این نیستم که نظریه تفکیک کارکردی را در همه عرصه‌ها پیش ببریم یا مثلا یک تفسیر نهادی از دین بکنیم. اما واقعیت را باید تا یک حدی پذیرفت. بالاخره یک تقسیم کار و تخصصی‌شدنی وجود دارد.


من شخصا معتقدم در آن محدوده و سطحی که امکان دارد به اختلافات سامان داد و حل و فصل کرد، باید این را در مسجد انجام بدهیم. می‌دانید چرا؟! نه به خاطر اینکه حالا مسجد مثلا در دسترس هست. یا نه به خاطر اینکه مسجد یک جایگاه آشنایی هست. بلکه به خاطر اینکه مسجد با خدا مرتبط است. به هر حال برای یک قوم دیندار، خود حضور خدا خیلی راحت‌تر می‌تواند مسائل را حل کند. انسان می‌داند که می‌تواند از حق خودش بگذرد، گذشت و ایثار داشته باشد. صادقانه برخورد کند. چون محضر، محضر خداست. این محیط متعبدانه، این محیط معنوی، توی هیچ محکمه و دادگاهی وجود ندارد. برعکس، چه کسی است که توی دادگاه نترسد؟ اصلا چه کسی است که توی دادگاه خودش باشد؟


حالا یک نکته‌ای هم هست. به نظر می‌آید بعضی متولیان مسجد، مثلا ائمه جماعات، خودشان هم رضایت داده‌اند که این کارها دیگر نباشد تا بارشان سبک شود. انگار دیگر کمتر می بینیم امام جماعتی که خودش را درگیر مسائل کند. باز هم امام جماعت شهر و روستا با هم متفاوتند. در گذشته آن روحانی که به اصطلاح کار علمی می‌کرد، کار کشاورزی هم می‌‌کرد. کار اقتصادی هم می‌کرد. من در روستا می‌بینم روحانی‌ای که مسجد می‌آید و امام جماعت است، کشاورزی هم می‌کند. من بالشخصه از این بیشتر لذت می‌برم. اما اصل این است که من فعالیت اقتصادی‌ام را می‌کنم و یک وظیفه دینی هم دارم که حضور در مسجد و امام جماعت است. حالا مردم هرازچندگاهی یک کمکی هم می‌کنند. روی این قضیه باید فکر شود.


برویم سر کارکردهای دیگر مساجد. در شرایط حاضر، رسانه‌ها به نوعی رقیب مسجد شده‌اند. الان مسجد شاید با صدا و سیما خیلی احساس رقابت می‌کند. به‌خصوص در ماه رمضان این خیلی جدی‌تر می‌شود.این رقابت، رقابت محتوایی نیست. رقابت زمانی است. هیچ چیز نمی‌تواند جایگزین مسجد شود. شما در مسجد یک رابطه عاطفی دارید. یک رابطه چهره به چهره. خود این رابطه چهره به چهره، یعنی رابطه نزدیک و تنگاتنگ، یک ابعاد رفتاری و محتوایی خاصی در بر دارد که به هیچ وجه از طریق یک ارتباط مجازی و سایبر منتقل نمی‌شود. این فضا، فضای مجازی و سایبر نیست. فضای حقیقی است. اگر می‌بینید رقیب است، رقیب محتوایی نیست، رقیب فرمی است، رقیب صورتی و زمانی است. یعنی وقتت را گرفته.


منِ نوعی حاضرم چندین ساعت پای تلویزیون و اینترنت بنشینم؛ ولی یک ربع که در مسجد هستم، می‌خواهم سریع بیایم بیرون! این اتفاق چند دلیل دارد. یکی اینکه خود ما اهمیت مسجد را فهم نمی‌کنیم. یکی اینکه مساجد دم دستمان نیستند. یکی اینکه صدا و سیما دارد نقض غرض عمل می‌کند و مردم به این صدا و سیما اعتماد می‌کنند. خود این اعتماد می‌تواند نتیجه معکوس در بر داشته باشد. عوامل عدیده‌ای را باید درباره این موضوع در نظر داشته باشید.
من به لحاظ واقعی می‌گویم، به لحاظ نتایج عملی می‌گویم؛ نتیجه‌ای که کوتاه‌مدت نباشد بلکه درازمدت باشد. مثلا ممکن است شما تحت تاثیر یک فیلم قرار بگیرید، حالا چه کسی آن‌ور فیلم مشکل تو را حل می‌کند؟ تو با چه کسی در فیلم مسائل خودت را در میان می‌گذاری. حالا اگر بیایی توی مسجد. روحانی دم دستت است. مشکلی داری با او در میان می‌گذاری. فضای معنوی هم تو را تحت تاثیر قرار می‌دهد. از طرف دیگر، فرد، عضوی از آن ارتباط دو طرفه است. یعنی رابطه یک‌سویه نیست. ضمن آنکه طرف‌مقابل هم در اختیار فرد است و او می‌تواند مشکلاتش را با آن روحانی در میان بگذارد. خیلی راحت می‌توانی از او مشورت و کمک بگیری.


مساجد ما باید جاذب باشند. یعنی مساجد ما هم اگر سیاسی شوند، اگر روحانی بی‌سواد آمد و… نمی‌تواند انتظار استقبال داشته باشد. یعنی یک روحانی فهیم، باسواد، مردم‌دار و… می‌تواند ارتباط برقرار کند. به‌تبع، اثرش بیشتر از روحانی‌ای است که این ویژگی‌ها را نداشته باشند.
 


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به jaras-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به jaras@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته