

کارل بیلدت، وزیر خارجه سوئد، روز دوشنبه به شدت از حمله نیروهای اسرائیلی به کاروان کمکرسانی غزه انتقاد کرد و حصر نوار غزه را سیاستی «احمقانه» خواند.
کارل بیلدت، با بیان این که حصر نوار غزه «سیاستی احمقانه» است، تاکید کرد که این سیاست «تخم افراطگرایی مینشاند، و افراطگرا میآفریند.»
کارل بیلدت که در پارلمان سوئد درباره بحران جاری خاورمیانه سخن میگفت، تصریح کرد: «سیاست ناپذیرفتنی و ناقض غرض اسرائیل درباره غزه.... اسرائیل را منزوی میکند و مردم بیگناه را تحقیر و کوچک میکند.»
با وجود این انتقادهای صریح وزیر خارجه سوئد، وی با این حال با درخواست اپوزیسیون این کشور برای اعمال تحریم علیه اسرائیل و فراخواندن وابستههای نظامی سوئدی از اسرائیل مخالفت کرد.
کارل بیلدت، وزیر خارجه سوئد، در عین حال گوشزد کرد که وضعیت موجود نباید به اسرائیل-هراسی منجر شود.
روز دوشنبه درباره حمله نیروهای اسرائیلی به کاروان امدادرسانی غزه بحث و گفتوگوی داغی درگرفت.
هانس لینده، نماینده چپگرای پارلمان سوئد، به پارلمان این کشور گفت که اگر «جامعه جهانی هماینک اقدام نکند، مقررات بینالمللی در معرض بیاعتبار شدن قرار میگیرد.»
در کاروان امدادرسانی غزه که مورد هجوم نیروهای اسرائیلی قرار گرفت ۱۱ سوئدی و از جمله نویسنده معروف هنینگ مانکل حضور داشتند که مدتی را در بازداشت اسرائیل گذراندند.
طرح اتحادیه اروپا
روز شنبه، میگوئل آنگل موراتینوس، وزیر خارجه اسپانیا، اعلام کرد اتحادیه اروپا در چند روز آیندهطرحی را برای رفع حصر نوار غزه پیشنهاد خواهد کرد.
یک روز پس از آن نیز برنار کوشنر، وزیر خارجه فرانسه، اعلام کرد اگر اسرائیل به حصر نوار غزه پایان دهد، اتحادیه اروپا آمادگی دارد کشتیهای عازم به غزه را بازرسی کند
برنار کوشنر که در ضیافت شامی در پاریس، میزبان همتای بریتانیایی خود، ویلیام هیگ بود، یادآور شد که اتحادیه اروپا پیش از این نیز بر مرز مصر و رفح نظارت داشته است و میتواند چنین نظارتی را هم بر آبهای غزه داشته باشد.
ویلیام هیگ نیز در این دیدار بر عزم اتحادیه اروپا برای یافتن راهحلی در این مورد تاکید کرد.
در همین حال کاخ الیزه روز یکشنبه اعلام کرد، که نیکولا سرکوزی، رئیس جمهوری فرانسه، در تماس تلفنی با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، خواستار این شده است که این کشور تحقیق درباره حادثه خونین هفته گذشته را بپذیرد.
گفتوگوی جو بایدن و حسنی مبارک
روز دوشنبه در شرمالشیخ نیز درباره حصر غزه، میان حسنی مبارک، رئیس جمهوری مصر و جو بایدن، معاون رئیس جمهوری ایالات متحده، بحثو گفتوگو شد.
جو بایدن پس از دیدار با حسنی مبارک اظهار داشت که ایالات متحده در حال رایزنی با مصر و دیگر دوستان خود است تا شیوههای ارسال کمکهای بشردوستانه و اقتصادی به نوار غزه بررسی شود و ابعاد امنیتی و سیاسی این وضعیت نیز مدنظر قرار بگیرد.
منبع:رادیو فردا

با وجود گذشت چند روز از حوادث نماز جمعه ۱۴خرداد، انتقادها از سخنان علی مطهری همچنان ادامه دارد و برخی از نمایندگان مجلس ایران خواستار "اخراج" این نماینده اصولگرا از فراکسیون اصولگرایان مجلس شدند.
در تازه ترین واکنش، محمد تقی رهبر، نماینده اصولگرای مجلس، روز دوشنبه ۱۷ خرداد (هفتم ژوئن) از به تعویق افتادن تشکیل "جلسه داوری" اصولگرایان برای سخنان علی مطهری خبر داده و علت آن را حاضر نشدن آقای مطهری در این جلسه عنوان کرده است.
آقای رهبر درباره اظهارت آقای مطهری (که طی آن این نماینده اصولگرا محمود احمدی نژاد را مسئول برهم زدن مراسم سخنرانی سید حسن خمینی دانسته است) گفت: "از آنجا که بخشی از اظهارات آقای مطهری به برخی از شخصیت های نظام بر می گردد، ایشان باید توضیح دهند که نیتشان چه بوده است."
آقای مطهری در مطلبی که یک روز پس از حوادث ۱۴ خرداد از قول او در سایت اینترنتی تابناک منتشر شد، اعلام کرده بود که آقای احمدی نژاد با سخنرانی "تفرقه انگیز" و "طولانی" خود می خواسته وقتی برای سخنان حسن خمینی باقی نگذارد و جمله آخر رئیس جمهور که "اکنون به سخنان رهبر انقلاب گوش فرا می دهیم" را دلیل بر این مدعا دانسته بود.
آقای مطهری بارها آقای احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران را در شکل گیری حوادث پس از انتخابات از "مقصران" اصلی دانسته است.
'تناسبی میان علی مطهری و پدرش وجود ندارد'
واکنش اصولگرایان به سخنان علی مطهری در حالی تداوم می یابد که پدر آقای مطهری (مرتضی مطهری) از چهره های برجسته انقلاب ایران و مورد احترام اغلب جناح های سیاسی داخل ایران است.
اما انتقادهای آقای مطهری در جریان حوادث پس از انتخابات خرداد ۸۸ و "مقصر دانستن" محمود احمدی نژاد در "شکل گیری" و "دامن زدن" به این حوادث باعث شده است که بسیاری از حامیان رئیس جمهور ایران در مجلس این کشور، اظهارات سیاسی پسر را از پدر متمایز ارزیابی کنند.
حسن ملک محمدی، از نمایندگان حامی دولت محمود احمدی نژاد با انتقاد از علی مطهری گفت: "شهید مطهری از اسطوره های اجتهاد و چهره های برجسته انقلاب بودند و متاسفانه افکار پسر ایشان تناسبی با آن شهید بزرگوار ندارد."
آقای ملک محمدی درباره سخنان انتقادی آقای مطهری در مورد "برهم زدن" سخنرانی نوه آیت الله خمینی، گفته است که هر نظری که "مخل وحدت جامعه" و در "منافات با فرامین رهبری و مصلحت نظام" باشد "نابجا و مضر" است.
در واکنشی دیگر، بهروز جعفری، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس، از قوه قضاییه این کشور خواسته است که بدون نیاز به "مدعی العموم" به اظهارات علی مطهری رسیدگی کند.
این نماینده اصولگرای مجلس با "سخیف" خواندن سخنان آقای مطهری، گفته است که اظهارات او خارج از "شأن" یک نماینده مجلس بوده است.
آقای مطهری شنبه گذشته (۱۵ خرداد - پنجم ژوئن) در انتقاد از محمود احمدی نژاد و نقش او در حوادث روز ۱۴ خرداد گفته بود که "احمدی نژاد مانند کودک عزیز کرده یک خانواده شده است که هرچه دیگران را اذیت می کند مورد تشویق قرار می گیرد."
اقدامی برنامه ریزی شده یا خود جوش
در همین حال و با ادامه واکنش های اصولگرایان به اظهارات علی مطهری، برخی از نمایندگان حامی رئیس جمهور ایران، اتفاقات روز ۱۴ خرداد را "واکنش مردم" به رفتار "اطرافیان امام خمینی" در جریان حوادث پس از انتخابات خرداد ۸۸ ارزیابی کردند.
علیرضا زاکانی، از چهره های شاخص اصولگرایان مجلس ایران با حمایت از اقدام شعاردهنگان در روز ۱۴ خرداد و در جریان سخنرانی نوه آیت الله خمینی که به نیمه کاره ماندن سخنرانی او انجامید، گفت: "این امر زنگ خطری است که باید خود این عزیزان تأمل کنند که در گذشته چه پیامی را به ملت هوشیار ما رسانده اند که اینگونه ملت از آنان برانگیخته می شوند و اظهار نارضایتی می کنند."
این در حالی است که نمایندگان اصلاح طلب مجلس ایران معتقدند که حادثه برهم زدن سخنرانی سید حسن خمینی "اقدامی از پیش برنامه ریزی شده" بوده است.
قدرت الله علیخانی، عضو فراکسیون اقلیت مجلس و از نمایندگان اصلاح طلب این مجلس، در همین رابطه گفت: "شخص من و بیشتر دوستان از این قضیه مطلع بودیم."
آقای علیخانی همچنین اشاره کرده است که نوه آیت الله خمینی از احتمال بروز چنین اقدامی در مراسم سخنرانی خود مطلع بوده و با وجود این خواستار حضور در مراسم و ایراد سخنرانی شده است.
عماد افروغ: قدرت مستی می آورد
در واکنشی دیگر به اتفاقات ۱۴ خرداد، عماد افروغ، از چهرهای شاخص اصولگرایان سنتی در ایران، با انتقاد از اخلال در جریان سخنرانی نوه آیت الله خمینی گفت: "قدرت مستی می آورد و من مطمئن هستم که این حادثه از پیش طراحی شده بود."
آقای افروغ که روز یکشنبه (۱۶ خرداد) در گفتگو با پارلمان نیوز (پایگاه خبری فراکسیون خط امام مجلس) با اشاره به حوادث مشابهی از این دست در سالهای نخستین پیروزی انقلاب، پیشنهاد کرده است که اصولگرایان مجلس ایران آنچه "اقدام توهین آمیز" به آرامگاه آیت الله خمینی و خانواده او عنوان شده است را "محکوم" کنند.
در حوادث پس از انتخابات، برخی از اعضای خانواده آیت الله خمینی هدف انتقاد شماری از حامیان دولت قرار گرفتند که آنان را به دلیل عدم طرفداری از محمود احمدی نژاد و حمایت از معترضان، به مخالفت با رهبر جمهوری اسلامی و تخطی از دیدگاه های آیت الله خمینی متهم کرده اند.
منبع:بی بی سی

هیلاری کلینتون، وزیر امورخارجه آمریکا، پیش از سفر خود به آمریکای جنوبی در روز یکشنبه (۶ ژوئن) گفت، انتظار میرود، که ایران در روزهای آینده ترفند جدیدی را بکار گیرد. خانم کلینتون در جمع خبرنگاران در فرودگاه واشنگتن افزود: «ایران میکوشد اذهان را از اتحاد شورای امنیت منحرف کند. اما فکر نمیکنم این موضوع کسی را شگفتزده کند.»
به گفتهی خانم کلینتون برغم مخالفت ترکیه و برزیل، حامیان اعمال تحریمها رای کافی در شورای امنیت خواهند داشت. کلینتون در سفر خود به آمریکای جنوبی با مقامات برزیلی درباره برنامه اتمی ایران و تصویب قطعنامه جدید گفتوگو خواهد داشت. به گفته دیپلماتهای غربی تلاش برای جلب آرای اعضای غیردائم شورای امنیت همچنان به شدت ادامه دارد.
گرچه سفر کلینتون به منظور شرکت در نشست سازمان کشورهای آمریکایی در پرو دربارهی مسایلی از قبیل کنترل مهاجرت، اوضاع سیاسی هندوراس، قاچاق مواد مخدر و همکاریهای اقتصادی است، با این وجود تحلیلگران سیاسی برنامه اتمی ایران را یکی از موضوعات مهم در گفتوگوهای خانم کلینتون با سیاستمداران آمریکای جنوبی عنوان میکنند.
نشست شورای حکام آژانس
در آستانه برقراری تحریمهای جدید علیه جمهوری اسلامی، شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی از روز دوشنبه (۷ ژوئن) به مدت پنج روز نشستی را در وین برگزار خواهد کرد. به گفته ناظران سیاسی، انتظار نمیرود که پیشرفت فوقالعادهای در مناقشه اتمی با ایران حاصل شود. برغم نومیدی برخی کشورها، ۳۵ عضو شورای حکام خواهان رایزنی درباره برنامه اتمی ایران هستند. پیش از برگزاری این نشست یوکیو آمانو، سرپرست آژانس، بار دیگر از ایران خواست برای شفافیت مسائل باقیمانده با آژانس همکاری بیشتری کند.
دفتر مطبوعاتی آژانس اتمی اعلام کرد، که سوا از برنامه اتمی ایران، شورای حکام در نشست غیرعلنی خود گزارش جدید سرپرست آژانس را بررسی خواهد کرد. یکی دیگر از موضوعات مورد بحث درباره اجرای توافقنامه ضمانتها در سوریه، پیرامون قرارداد منع گسترش جنگافزارهای اتمی (ان پی تی) خواهد بود.
مقامات جمهوری اسلامی پیشتر تهدید کرده بودند، که در صورت برقراری تحریمهای جدید، دربارهی همکاری خود با آژانس اتمی تجدید نظر خواهند کرد. به گفته برخی دیپلماتهای غربی، در روزهای آینده شورای امنیت سازمان ملل پیرامون قطعنامهای جدید علیه ایران تصمیم خواهد گرفت.
دیدار مقامات ایران و ترکیه
منوچهر متکی، وزیر امورخارجه ایران، در روز یکشنبه (۶ ژوئن) با احمد داودغلو همتای ترک خود در جده گفتوگو کرد. این دیدار در حاشیه نشست فوقالعاده کمیته اجرایی سازمان کنفرانس اسلامی در جده صورت پذیرفت. ایران و ترکیه مایل به پیشبرد تفاهمنامه سهجانبه پیرامون مبادله سوخت اتمی هستند.
وزیران امورخارجه دو کشور ابراز امیدواری کردند، که گروه وین تعاملی هوشمندانه با این تفاهمنامه داشته باشد. وزیرامورخارجه ترکیه باردیگر اعمال تحریمهای جدید علیه ایران را نادرست خواند.
منوچهر متکی، همچون دیگر مقامات رسمی ایران، پیشتر هشدار داده بود، که تصویب قطعنامهی جدید به مثابه رویاوریی مستقیم با جمهوری اسلامی خواهد بود.
احمدینژاد نیز سفر خود به سه کشور ترکیه، تاجیکستان و چین را آغاز کرد. احمدینژاد در دیدار یک روزه خود از ترکیه با رجب طیب اردوغان، نخستوزیر و داوداغلو، وزیر امورخارجه ترکیه گفتوگو خواهد داشت.
تامین سوخت برای راکتور اتمی تهران و ارزیابی از تحولات منطقه در مرکز گفتوگوهای مقامات دو کشور قرار دارند.
منبع:رادی. دویچه وله

میزان:مهدی کروبی در نامه ای نسبت به بی حرمتی به نوه ی رهبر سابق جمهوری اسلامی اعتراض کرد و به سخنان مطرح شده در آن روز پاسخ داد.
متن این نامه بدین شرح است:
باسمه تعالی
حضرت حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای حاج سید حسن خمینی فرزند برومند
یادگار گرانقدر حضرت امام قدّس سّر هما
با عرض سلام و تسلیت مجدد به مناسبت سالگرد ارتحال حضرت امام به حضور جنابعالی و سایر اعضاء بیت شریف امام راحل، حادثه دلخراش روز 14 خرداد و توهین و جسارت به حضرتعالی در جوار مرقد مطهر و در حضور صدها هزار زائر و عزادار که از نقاط دور و نزدیک به منظور عرض تسلیت و ابراز همدردی به حضور اعضاء آن بیت شرافتمند و عزاداری و تجدید عهد با آرمانهای بلند رهبر محبوب و فقید خود به آن مکان مقدس آمده بودند موجب تأسّف و تأثّر شدید و جریحه دار شدن وجدان و احساسات همۀ عاشقان و دلباختگان امام راحل و از جمله اینجانب گردید.
صبر و شکیبائی برای حضرتعالی و سایر منسوبان امام عزیز در برابر این مظلومیت و بی حرمتی را از خداوند متعال خواستارم و لازم می دانم نکاتی را یادآوری کنم:
1- اینجانب از زمانی که اطّلاع یافتم ادارۀ ستاد برگزاری مراسم سالگرد امسال عملاً بدست بخشی از نیروهای مسلّح افتاده است به شدّت نگران شده و مطمئن بودم این مراسم ختم به خیر نخواهد شد ولی این حد از وقاهت و بی شرمی را تصوّر نمی کردم و لذا چند روز قبل نسبت به حوادث تلخ آن روز هشدار داده بودم.
2- حضرتعالی خوب می دانید که این جماعت اندک سازمان دهی شده و آموزش دیده حسابشان از خیل عظیم عاشقان امام و دوستداران فرزندان و بستگان ایشان به خصوص شخص حضرتعالی جداست.
3- یاران و امام راحل هم اکنون، امکان دفاع از خود و سیره امام در هیچ رسانه ای را ندارند ولی در روزنامه ها و سایت هائی که از بیت المال مسلمین اداره می شوند، در تحریف کردن بیانات و سیرۀ امام و نسبت های ناروا و غیر واقعی به آن رهبر فرزانه فرو گذار نکرده و نمی کنند. فراموش نمی کنیم در این روزنامه ها با زشت ترین تعبیر نوۀ امام را به فرزند ناصالح حضرت نوح (ع) تشبیه کردند.
4- چندی است که زحمات جمعی از انسان های دلسوز انقلاب و نظام و صاحب اندیشه و قلم را زیر سؤال می برند و انتظار دارند که مؤسسه در اختیار جمعی انحصار طلب و تنگ نظر قرار گیرد. به حق که پدر شما فرزند و دست پرورده و شاگرد آن حکیم دور اندیش بود که مکرر به اینجانب که مدیریت مجلس سوم را داشتم تأکید می کرد هر چه زودتر قانون مؤسسه نشر تصویب شود که در تأخیر آفت است. مصوبه مذکور از افتخارات مجلس سوم است که در پایان آن دوره از مجلس 41 نفر از نمایندگان رد صلاحیت شدند؛ از جمله نائب رئیس و همسر رئیس جمهور شهید. البته قابل تذکر است دلیل حذف آنها تصویب قانون مذکور نبود.
5- ای فرزند یادگار امام ! و اعضاء بیت شریف امام راحل ! بدانید که مرحوم احمد آقا خمینی زود رفت و رنج، محنت و مظلومیت را برای شما باقی گذاشت، خود را برای تحمّل همه شدائد آماده کنید. چنانچه نیروهای خبیث پشت پرده از تکرار این گستاخی ها پرهیز و خودداری نکنند، جفاها، ستمها و فشارهایی که به مرحوم حاج سید احمد آقا وارد کردند همچنین افراد و اشخاصی که برای تحقیر و توهین به فرزندان آن عزیز سفر کرده وصیت دست کاری شده منتشر می کنند از حوادثی که بر او رفت برای ملت شریف ایران و همچنین آیندگان روشنگری خواهیم کرد ، تا عدم صداقت آنها برای مردم ثابت شده و بیشتر بدانند که برای آقایان همه چیز ابزاری است.
6- شما قطعاً اطّلاع دارید که امروز مروّج و مفسّر خط امام کسانی شده اند که در برابر امام صف بندی کرده بودند و یاور شرکاء در قتل های زنجیره ای بودند ! و از آن سوی یاران نزدیک امام اجازه سخن گفتن درباره امام را ندارند !!
7- آری امروز جریانی با تمسّک به جمله ای از امام که در مقام رحمت و رأفت و گذشت و چشم پوشی از لغزشهای گذشته و استفاده از نیروهای کارآمد فرمود که "میزان حال فعلی افراد است" تمامی یاران و نزدیکان امام را طلحه ها و زبیرهای زمان قلمداد کرده در حالی که بهتر است حوادث صدر اسلام را از روز ارتحال پیامبر اکرم و مراسم تشییع و تدفین آن حضرت و دادخواهی تنها یادگارش فاطمه زهرا (س) و جلوگیری از ایراد خطبه آن حضرت در مسجد پیغمبر تحلیل شود و شاید بدین نتیجه رسید که حوادث بعدی از جمله تبعید شدن ابوذر غفاری و ماجرای طلحه و زبیر ریشه در آن زوایای انحرافی اولیه دارد
و آخر دعوانا انّ الحمدلله ربّ العالمین
مهدی کروبی
16/3/89
باسمه تعالی
حضرت حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای حاج سید حسن خمینی فرزند برومند
یادگار گرانقدر حضرت امام قدّس سّر هما
با عرض سلام و تسلیت مجدد به مناسبت سالگرد ارتحال حضرت امام به حضور
جنابعالی و سایر اعضاء بیت شریف امام راحل، حادثه دلخراش روز 14 خرداد و
توهین و جسارت به حضرتعالی در جوار مرقد مطهر و در حضور صدها هزار زائر و
عزادار که از نقاط دور و نزدیک به منظور عرض تسلیت و ابراز همدردی به
حضور اعضاء آن بیت شرافتمند و عزاداری و تجدید عهد با آرمانهای بلند رهبر
محبوب و فقید خود به آن مکان مقدس آمده بودند موجب تأسّف و تأثّر شدید و
جریحه دار شدن وجدان و احساسات همۀ عاشقان و دلباختگان امام راحل و از
جمله اینجانب گردید.
صبر و شکیبائی برای حضرتعالی و سایر منسوبان امام عزیز در برابر این
مظلومیت و بی حرمتی را از خداوند متعال خواستارم و لازم می دانم نکاتی را
یادآوری کنم:
1- اینجانب از زمانی که اطّلاع یافتم ادارۀ ستاد برگزاری مراسم سالگرد
امسال عملاً بدست بخشی از نیروهای مسلّح افتاده است به شدّت نگران شده و
مطمئن بودم این مراسم ختم به خیر نخواهد شد ولی این حد از وقاهت و بی
شرمی را تصوّر نمی کردم و لذا چند روز قبل نسبت به حوادث تلخ آن روز
هشدار داده بودم.
2- حضرتعالی خوب می دانید که این جماعت اندک سازمان دهی شده و آموزش دیده
حسابشان از خیل عظیم عاشقان امام و دوستداران فرزندان و بستگان ایشان به
خصوص شخص حضرتعالی جداست.
3- یاران و امام راحل هم اکنون، امکان دفاع از خود و سیره امام در هیچ
رسانه ای را ندارند ولی در روزنامه ها و سایت هائی که از بیت المال
مسلمین اداره می شوند، در تحریف کردن بیانات و سیرۀ امام و نسبت های
ناروا و غیر واقعی به آن رهبر فرزانه فرو گذار نکرده و نمی کنند. فراموش
نمی کنیم در این روزنامه ها با زشت ترین تعبیر نوۀ امام را به فرزند
ناصالح حضرت نوح (ع) تشبیه کردند.
4- چندی است که زحمات جمعی از انسان های دلسوز انقلاب و نظام و صاحب
اندیشه و قلم را زیر سؤال می برند و انتظار دارند که مؤسسه در اختیار
جمعی انحصار طلب و تنگ نظر قرار گیرد. به حق که پدر شما فرزند و دست
پرورده و شاگرد آن حکیم دور اندیش بود که مکرر به اینجانب که مدیریت مجلس
سوم را داشتم تأکید می کرد هر چه زودتر قانون مؤسسه نشر تصویب شود که در
تأخیر آفت است. مصوبه مذکور از افتخارات مجلس سوم است که در پایان آن
دوره از مجلس 41 نفر از نمایندگان رد صلاحیت شدند؛ از جمله نائب رئیس و
همسر رئیس جمهور شهید. البته قابل تذکر است دلیل حذف آنها تصویب قانون
مذکور نبود.
5- ای فرزند یادگار امام ! و اعضاء بیت شریف امام راحل ! بدانید که مرحوم
احمد آقا خمینی زود رفت و رنج، محنت و مظلومیت را برای شما باقی گذاشت،
خود را برای تحمّل همه شدائد آماده کنید. چنانچه نیروهای خبیث پشت پرده
از تکرار این گستاخی ها پرهیز و خودداری نکنند، جفاها، ستمها و فشارهایی
که به مرحوم حاج سید احمد آقا وارد کردند همچنین افراد و اشخاصی که برای
تحقیر و توهین به فرزندان آن عزیز سفر کرده وصیت دست کاری شده منتشر می
کنند از حوادثی که بر او رفت برای ملت شریف ایران و همچنین آیندگان
روشنگری خواهیم کرد ، تا عدم صداقت آنها برای مردم ثابت شده و بیشتر
بدانند که برای آقایان همه چیز ابزاری است.
6- شما قطعاً اطّلاع دارید که امروز مروّج و مفسّر خط امام کسانی شده اند
که در برابر امام صف بندی کرده بودند و یاور شرکاء در قتل های زنجیره ای
بودند ! و از آن سوی یاران نزدیک امام اجازه سخن گفتن درباره امام را
ندارند !!
7- آری امروز جریانی با تمسّک به جمله ای از امام که در مقام رحمت و رأفت
وگذشت و چشم پوشی از لغزشهای گذشته و استفاده از نیروهای کارآمد فرمود که
"میزان حال فعلی افراد است" تمامی یاران و نزدیکان امام را طلحه ها و
زبیرهای زمان قلمداد کرده در حالی که بهتر است حوادث صدر اسلام را از روز
ارتحال پیامبر اکرم و مراسم تشییع و تدفین آن حضرت و دادخواهی تنها
یادگارش فاطمه زهرا (س) و جلوگیری از ایراد خطبه آن حضرت در مسجد پیغمبر
تحلیل شود و شاید بدین نتیجه رسید که حوادث بعدی از جمله تبعید شدن ابوذر
غفاری و ماجرای طلحه و زبیر ریشه در آن زوایای انحرافی اولیه دارد
و آخر دعوانا انّ الحمدلله ربّ العالمین
مهدی کروبی
16/3/89
میزان:به مناسبت روز مادر و در غیاب روزنامهنگاران و وبنگاران زندانی انجام شد
دیدار جمعی از روزنامهنگاران ایرانی با خانوادههای مفیدی، نظرآهاری و هدایت
جمعی از روزنامه نگاران ایرانی روز پنجشنبه، سیزدهم خرداد ماه ۱۳۸۹، همزمان با تولد حضرت فاطمه (س) و روز مادر برای بزرگداشت نقش مادر به دیدن خانواده بدراسادات مفیدی، شیوا نظرآهاری و بهاره هدایت رفتند. آنان ابتدا به خانه بدرالسادات مفیدی، دبیر «انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران» رفتند تا در این روز در كنار همسر و فرزندان او، از تلاشهای این مادر كه هماكنون در زندان به سر می برد، قدردانی كنند.
روزنامهنگاران ایرانی سپس به منزل مادر و پدر بهاره هدایت، عضو زندانی شورای مركزی دفتر تحكیم وحدت رفتند تا در روز مادر در كنار مادر بهاره هدایت باشند. آنان سپس به منزل پدر و مادر شیوا نظرآهاری، وبنگار زندانی رفتند تا این روز را به مادر شیوا نظرآهاری نیز تبریك بگویند.
لطفالله میثمی، مدیرمسئول نشریه « چشمانداز ایران»، بهروز گرانپایه، علیرضا رجایی و اسماعیل علوی از مدیران « انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران»، سوسن شریعتی و محمد توسلی كه مقالات آنان در بسیاری از روزنامه ها چاپ شده است، با حضور خود در جمع روزنامه نگاران ایرانی، بر خواستههای آنان مبنی بر فك پلمپ دفتر «انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران» به عنوان تنها نهاد صنفی مورد اعتماد روزنامهنگاران ایران و آزادی همه روزنامهنگاران و وبنگاران زندانی، تأكید كردند.
جمع روزنامهنگار همچنین در دیدار با خانواده بهاره هدایت، فعال دانشجویی، با قدردانی از همراهیهای دانشجویان با روزنامهنگاران، آزادی همه فعالان دانشجویی كه هماكنون در زندان هستند را خواستار شدند.
این گروه روزنامهنگار كه همسران بدرالسادات مفیدی و مسعود باستانی ( روزنامهنگاری كه دوران محكومیت خود را در زندان میگذراند) آنان را همراهی میكردند، در دیدارهای خود با خانواده زندانیان، از تلاش های همسران و مادران زندانیان سیاسی و عقیدتی قدردانی كردند.
در حال حاضر تعداد بسیاری از روزنامه نگاران و وبنگاران ایرانی در زندان هستند و یا با تودیع وثیقههای سنگین منتظر برگزاری دادگاه هستند..












عکس ها از امید ایران مهر

یک ماه بعد از آشکار شدن چرخش سیاست خارجی مسکو و دست شستن آن کشور از همکاری با جمهوری اسلامی، با وجود سکوت حکومت و جلوگیری از افشای زیان هائی که از این راه به اقتصاد کشور وارد آمده، انتشار آمار گمرک ایران نشان داد در سال های گذشته جمهوری اسلامی برای کسب رای موافق مسکو در مجادله اتمی خود با غرب میلیاردها دلار از سرمایه های کشور را هزینه کرده است.این در حالیست که سرنوشت نیروگاه بوشهر هنوز روشن نیست و سهم ایران در دریای خزرهم در هاله ای از ابهام قرار دارد.
از ابتدای روی کار آمدن دولت احمدی نژاد و در حالی که سیاست پیشگان با سابقه این دولت را از اعتماد چشم بسته به کرملین باز می داشتند، رییس دولت و شورای عالی امنیت ملی براساس سیاست بی اعتمادی به اروپا، تخم مرغ های خود را در سبد چین و روسیه قرار داد و به همه تذکرها و دلسوزی ها بی اعتنا ماند. در این فاصله بارها تحویل نیروگاه بوشهر به تاخیر افتاد اما روسای دولتی به توجیه گفته های دولتمردان روسی برآمدند، و حتی میلیون ها دلار ادوات نظامی و از جمله موشک های اس 300 از این کشور خریداری کردند.
در اولین ماه سال میلادی و به دنبال سفر هیلاری کلینتون به مسکو و اعلام مخالفت روسیه با غنی سازی اورانیوم ایران، احمدی نژاد با یک سخنرانی احساساتی روس ها را تهدید کرد؛تهدیدی که به فاصله چند ساعت روس ها به آن واکنش نشان دادند تا روشن شود آنها هیچ تهدید و تحریکی را بی پاسخ نمی گذارند.پس از آن دولت احمدی نژاد کوشید نشان دهد که این مجموعه خطری برای ایران نخواهد داشت و زمینه عقب نشینی در سیاست هسته ای و موافقت با تبادل اروانیوم را فراهم آورد و با دادن امتیازهای بزرگ به ترکیه و برزیل بیانیه ای را امضا کرد؛اما خانم کلینتون به فاصله یک روز از بیانیه تهران، نامه تحریم ایران را در دفتر شورای امنیت ثبت کرد و نشان داد سیاست دولت احمدی نژاد شکست خورده است.
اینک تازه ترین آمار تراز تجاری کشور که توسط کمرگ تهران منتشر شده نشان می دهد از سال 1380 نزدیک نه میلیارد دلار از روسیه کالا وارد ایران شده در حالی که ایران کمتر از یک و نیم میلیارد جنس به روسیه فرستاده که عمده آن کالا های اولیه معدنی بوده است.
امیرهادی انواری در تحلیل این آمار نوشته: روسیه هرگز از معامله با ایران متضرر نشده است. هفت میلیارد دلار از راه صادرات کالا به ایران به جیب روس ها رفته است، آیا این قدر سود تنها از طریق بازرگانان بخش خصوصی کافی نیست؟

نمودار عصر ایران نشان می دهد که تراز بازرگانی ایران و روسیه در هشت سال چگونه بوده است.
تابستان۱۳۸۴ بود. در حالی که جهان در مورد رئیس جمهور جدید ایران به گمانه زنی مشغول بود خبرنگار روس، روز شنبه ۲۹ مردادماه خود را به برنده جنجالی انتخابات رساند تا اولین خبرنگار خارجی باشد که با محمود احمدی نژاد به گفتگو می نشیند.
آن جا احمدی نژاد چشم انداز خود را از روابط ایران و روسیه چنین توصیف کرد: "همکارى روسیه و ایران در حال گسترش است. خوشبختانه، این همکارى هم در روابط دو طرف، هم در مسائل منطقه اى و بین المللى بسیار مهم و تعیین کننده است. ما از گسترش رابطه با روسیه استقبال مى کنیم و دنبال رابطه اى گسترده و پایدار با این کشور هستیم. فکر مى کنیم منافع دو ملت بر پایه چنین رابطه اى هست و توصیه ما به دوستانمان در روسیه این هست که منافع دراز مدت دو طرف در رابطه اى پایدار و عمیق تأمین مى شود. اگر کسانى که زیاده طلبی هایشان حد و حصرى ندارد، فاصله و رخنه اى ببینند، به هیچ حدى متوقف نمى شوند. آنها همه چیز این منطقه را مى خواهند ببرند. طبیعى است که ملتهاى رشید، بزرگ و کهن از خودشان، حیثیتشان و دیدگاههایشان هم در منطقه، هم در [سطح] بین الملل دفاع خواهند کرد."
امیرهادی انواری در این مورد نوشته :"حالا حدود ۵ سال از آن روز می گذرد. اما ظاهرا روس ها قدر دست دوستانه ایران راکه به سمتشان دراز شده بود ندانستند. در هفته اخیر، پس از آنکه احمدی نژاد در کرمان از رفتار روس ها ابراز ناخرسندی کرد، مقامات کرملین واکنش های نه چندان دوستانه ای داشتند، گویی قدر یکی از بهترین شرکای تجاری آسیایی و همسایه جنوبی شان را نمی دانند، همسایه ای که در کنار روسیه در برابر سیاست های آمریکا منافع مشترکی دارد.روسیه در ایران منافع کمی ندارد که از توپولوف های روسی که در کمتر نقطه ای از دنیا آسمان ایران را تصاحب کرده اند شروع می شود، روسیه کشوریست که مهمترین همکاری های هسته ای را با ایران دارد، در پروژه های بزرگ عمرانی و انرژی هم سهم هایی دارد، از همه اینها گذشته، به ایران خدمات زیادی هم صادر می کند. اینها همگی شاید به دولت مربوط شوند، اما بازرگانان ایرانی و روسی هم با هم مبادلاتی دارند. این مبادلات به ضرر هر کشوری باشد، به نفع روسیه تمام شده است.
نگاهی به مبادلات ایران و روسیه
آمار نشان می دهد لااقل در ۹ سال گذشته، مبادلات با روسیه همواره به نفع روس ها سنگینی کرده است. یادآور می شود که این تراز، مربوط به صادرات و واردات کالاست و بدیهی است ارزش مبادلات انرژی و برخی کالاها و خدمات خاص نظیر مباحث مربوط به انرژی هسته ای و.. در اینجا مورد بحث قرار نگرفته است.
۱۳۸۰
سهم ایران از تجارت دو طرفه تنها ۶ درصد است و باقی یعنی ۹۴ درصد برای روس هاست. روس ها توانسته اند ۴٫۸ درصد از کل واردات به ایران را از آن خود کنند. در این سال روس ها تنها یک قلم کالا یعنی قطعات رآکتور هسته ای را به ارزش ۳٫۹ میلیون دلار به ایران صادر کردند، سایر اقلام وارداتی شامل انواع محصولات فلزی، کاغذ و کتاب و بروشور و… بوده است. در مقابل ایران اقلامی پسته، انگور، گوجه، جوال و کیسه، چراغ و… به روسیه صادر کرده است. روسیه ۱٫۴ از کل صادرات ایران را به خود اختصاص داده است. در زمینه واردات، روسیه هشتمین کشور وارد کننده کالا و بیستمین کشور مقصد صادرات ایران است.
۱۳۸۱
ارزش واردات روسیه به ایران در این سال کاهش داشته است، ایران سهم خود را در تراز تجاری دو کشور دو درصدی افزایش داده است. بر این اساس سهم روسیه و ایران از مبادلات تجاری انجام شده در سال ۸۱ به ترتیب ۹۲ و ۸ درصد است. بازهم اقلام و محصولات کشاورزی نظیر پسته، انگور، گوجه و فرش و… صادرات ایران به روسیه هستند تا روسیه۸ در با سه پله صعود به مقام هفدهمین کشور مقصد صادرات ایران برسد و ۱٫۵ درصد ارزش کل صادرات ایران به جهان را به خود اختصاص دهد. در مقابل هم روس ها انواع مشتقات فلزی، قطعات رآکتور هسته ای، هلیکوپتر های بدون بار و…. به ایران وارد کرده است. روسیه ۳٫۶ از کل واردات به ایران را به خود اختصاص داده است. اختلاف صادرات و واردات دو کشور در این سال ۷۳۷٫۹ میلیون دلار به نفع روسیه بوده است.
۱۳۸۲
صادرات و واردات هر دو افزایش داشتند، اما کماکان تراز تجاری دو کشور ۹۲ به ۸ درصد به نفع روسیه سنگینی می کند. روسیه با افزایش ۲۹۵ میلیون دلاری واردات خود به ایران، همچنان جایگاه خود را در تراز تجاری حفظ کرده، سهم خود را هم در بین وارد کنندگان کالا به کشور مان بهبود بخشیده و با ۴ دهم درصد افزایش، ۴ درصد واردات به ایران را بر عهده گرفته است. همچنین دو پله در جدول وارد کنندگان کالا به ایران ارتقا یافته و به مقام هفتم دست یافته است. تنها اختلاف واردات و صادرات ایران و روسیه یعنی حدود ۸۸۱ میلیون دلار(به نفع روسیه)، از کل صادرات ایران به روسیه بیشتر است! در این سال ایران هم صادرات خود را به روسیه بیشتر کرده است. با این حال، صادرات ۹۴ میلیون دلاری ایران به روسیه، نتوانسته موجب بهبود رتبه در جدول شود، چراکه روسیه اینبار با یک پله سقوط، هجدهمین کشور مقصد صادرات ایران بوده است، اما هنوز هم ۱٫۵ درصد صادرات ایران به روسیه بوده و تفاوتی نسبت به سال قبل نداشته است. در این سال هم پسته و میوه جات، کف های ورزشی، توتون و تنباکو و کیوی، اصلی ترین صادرات ایران به روسیه هستند. در مقابل مواد فلزی، چوب و قطعات هواپیما و هلی کوپتر اصلی ترین واردات ما از روسیه بوده است.
۱۳۸۳
اگرچه سه سال قبل مورد بررسی سال های اقبال روس ها و تثبیت این اقبال بوده، اما در سال ۱۳۸۳، ظاهرا ایران به دنبال سهم گمشده خود در تراز نابرابر بر آمده است. چراکه در این سال، نا گهان سهم ایران از ۸ درصد به ۱۴ درصد رسیده و سهم روسیه از ۹۲ درصد به ۸۶ درصد رسیده است. این اتفاق مثبتی است! همزمان با کاهش چشم گیر واردات از روسیه، نا گهان صادرات ما به این کشور نیز افزایش یافته است. واردات از روسیه در سال ۸۳، تقریبا با کاهش شدید، به جایگاه سال ۸۱ باز می گردد و به رقم ۸۵۶ دلار می رسد. سهم روسیه نیز از واردات ایران کاهش چشم گیری داشته است، در حالی که سال گذشته ۴ درصد واردات ایران از روسیه بوده است، در این سال با بیش از ۱٫۵ درصد کاهش، به ۲٫۴ درصد می رسد. جایگاه روسیه نیز تنذل قابل توجهی داشته و به رتبه چهاردهم سقوط کرده است. اقلام صادراتی و وارداتی چون گذشته هستند و تغییر چندانی نداشتند.
در مقابل این سقوط ها، جایگاه روسیه در بین کشورهای مقصد صادرات کالاهای ایرانی با چهار پله صعود به رتبه چهاردهم رسیده، بیش از ۶ دهم درصد، سهم روسیه در صادرات ایران بهبود یافته و به رقم ۲٫۱ درصد از کل صادرات ایران رسیده است و در کل، همه چیز به نفع ایران تغییر را آغاز کرده است!
۱۳۸۴
یاد آور شویم که زمانی که می گوییم تراز تجاری به نفع ایران تغییر کرده است، به معنی این است که وضعیت اندکی بهبود یافته، و الا در تمامی سال های مورد بررسی این متن، همیشه تراز کلی به نفع روسیه بوده است. حال با این توضیح کوتاه به سراغ سال ۱۳۸۴ میرویم، سالی که نیمی از آن در اختیار یک دولت و نیمی دیگر در اختیار دولتی دیگر بود. با این حال، این موضوع نتوانسته موجب توقف روند رو به بهبود روابط تجاری ایران و روسیه شود. در این سال، همچنان تراز به نفع ایران در حال بهبود است. سهم ایران از مبادلات دو کشور با یک درصد افزایش به ۱۵ و سهم روسیه با یک پله سقوط به ۸۵ درصد می رسد. صادرات همچنان رشد آرام خود را دنبال می کند، اما واردات همانطور که سقوط ناگهانی داشت، رشد ناگهانی هم داشته است. در این سال مجددا واردات از روسیه به بیش از یک میلیارد دلار می رسد، اما باید توجه داشت که در این سال واردات از تمام کشورها افزایش داشته است و رشد تنها ۴ دهم درصدی روسیه از کل واردات انجام شده نشان دهنده این موضوع است. رتبه روسیه هم در بین وارد کنندگان کالا به ایران تغییر چندانی نداشته و تنها دو پله بهبود یافته و دهمین کشور شده است.
رتبه روسیه در بین کشورهای مقصد صادرات ایران نیز دو پله سقوط داشته و از چهاردهم به دوازدهم رسیده. کاهش سهم روسیه از صادرات ایران از ۲٫۱ درصد به ۱٫۷ درصد نیز نشان میدهد اگرچه از نظر ارزش صادرات ایران به روسیه رشد وجود داشته اما این رشد ماحصل افزایش صادرات ایران به کل جهان بوده است. اما سهم روسیه از این صادرات تقلیل نیز یافته است.
اقلام وارداتی از روسیه همان است که بود، تنها یک قلم به واردات اصلی اضافه شده است و آن رتبه هفتم در واردات بنزین ایران به عنوان یکی از دارندگان ذخائر انرژی از روسیه به عنوان دیگر صاحب انرژی در جهان است. البته در این سال، ایران هم به روسیه وسائل نقلیه موتوری وارد کرده که در رده های اول کم سابقه بوده است.
۱۳۸۵
سال کاهش واردات و رشد صادرات است. اگر در این تراز به دنبال نقطه آبرومندی برای کشورمان هستید، دقیقا همینجاست. برای اولین بار در این حدود یک دهه، سهم ایران به ۳۰ درصد از مبادلات انجام شده می رسد. بدیهی است که زمانی که سهم ایران ۳۰ درصد شود، سهم روسیه به ۷۰ درصد کاهش یافته است. سهم روسیه برای اولین بار از کل واردات ایران به پایین ترین سطح خود یعنی ۱٫۶ درصد رسیده است و در مقابل روسیه ۲٫۲ درصد از کل صادرات ایران را پذیرا شده است. رتبه روسیه در بین کشورهای مقصد صادرات ایران سیزدهم است و رتبه اش در بین وارد کنندگان کالا به کشورمان پانزدهم است.
وسائل نقلیه موتوری در لیست صادرات ایران به روسیه نقش بیشتری بازی کردند، ضمن اینکه میوه جات هنوز هم صاحب رتبه هستند و در مقابل روغن دانه آفتابگردان جای قطعات هواپیما و رآکتور هسته ای را در اقلام وارداتی از روسیه گرفته گرفته اند.
۱۳۸۶
ترازآبرومندانه سال ۸۵ را به خارط دارید، همان تراز در این سال هم حفظ شده است. اگرچه واردات و صادرات هر دو افزایش داشتند، اما سهم ها تثبیت شده اند. همچنان ۳۰ به ۷۰ درصد به نفع روسیه مبادلات در حال انجام است. دو دهم، سهم روسیه از صادرات ایران به تمام جهان افزایش یافته است و رتبه اش در جدول کشورهای مقصد صادرات کالای ایران با دو پله صعود با مقام یازدهم بهبود یافته است. در مقابل نیز واردات روسیه به ایران با ۱ دهم درصد افزایش(نسبت به کل واردات انجام شده به کشورمان) بهبود نسبی داشته است، ضمن اینکه روسیه نیز دو پله در جدول کشورهای وارد کننده کالا به ایران صعود کرده و در مقام سیزدهمین کشور وارد کننده کالا به ایران ایستاده است.
در اقلام وارداتی از روسیه، خبری از اجزاء و قطعات رآکتور هسته و ای و هواپیما و هلی کوپتر نیست، اما همچنان فلزات نقش عمده ای دارند. در مقال، ایران به روال سال های قبل، موتورهای وسائل نقلیه به روسیه صادر می کند.
۱۳۸۷
سال جدایی واردات و صادرات است؛ از نظر ارزش صادرات به روسیه کاهش و واردات از آن کشور افزایش میابد. سهم ایران نیز از تراز حدود ۷ درصد کاهش میابد و سهم روسیه به همین میزان افزایش یافته است.
رتبه روسیه در بین کشورهای مقصد صادرات ایران دو پله سقوط به سیزدهمین کشور می رسد و رتبه اش در بین کشورهای وارد کننده کالا به ایران با یک پله صعود به دوزادهمین کشور وارد کننده کالا به کشور می رسد. سهم روسیه از کل واردات انجام شده به کشورمان ۲٫۱ درصد است، که نسبت به سال قبل بهبود چشم گیری داشته و در مقابل سهم روسیه از صادرات ایران(در بین سایر کشورهای جهان) با کاهش به ۱٫۹ درصد می رسد. اقلام صادراتی ایران به روسیه تفاوت چندانی نکرده. اما اقلام وارداتی از روسیه تفاوت هایی داشته است، اگرچه جای اقلامی چون قطعات رآکتور های هسته ای و هواپیما و هلی کوپتر و… هنوز هم در رده های بالایی خالی است. اما واردات ۱۹۲ مییلیون کیلو سایر گندم سخت از روسیه نکته قابل تاملی ست.
۱۳۸۸
تراز تجاری ایران و روسیه از آن تراز های عجیب و غریب است. در این سال هم وضعیت همان است که در سال ۱۳۸۷ بوده. ۲۳ به ۷۷ به نفع روسیه تراز تنظیم شده است. همه چیز در این سال تثبیت شده است، اگرچه ارزش واردات و صادرات به طرز چشم گیری تغییر یافته اند، اما سهم ها همان است که بود. به بیان دیگر، با اینکه واردا از روسیه از یک میلیارد به ۸۸۴ میلیون دلار رسیده اما همچنان سهم روسیه از کل واردات به ایران ۲٫۱ درصد است، این یعنی با کاهش کل واردات از جهان، واردات از روسیه نیز کاهشی به تبع کاهش واردات کل یافته است. البته رتبه روسیه در بین کشورهای وارد کننده کالا به کشورمان دو پله سقوط کرده و به رتبه چهاردهم رسیده است. در مقابل وضعیتی مشابه نیز برای صادراتمان وجود دارد. اگرچه صادرات به روسیه از ۳۴۹ به ۳۳۲ میلیون دلار رسیده است، اما همچنان سهم روسیه از صادرات ایران ۱٫۹ درصد است. رتبه روسیه اما در بین کشورهای مقصد صادرات ایران با چهار پله سقوط به هفدهمین کشور رسیده است.
اجزاء و قطعات رآکتورهای هسته ای دوباره به سر لیست اقلام وارداتی ایران از روسیه اضافه شدند و علاوه بر آن، با اقلام جدیدی مثل طلای خام و دستگاه های رادار روبرو هستیم. به جای آنها، موتورهای وسایل نقلیه از سر لیست اقلام صادراتی ایران به روسیه حذف شدند و مربا و خیارشور و… جای آنها را گرفته اند.
هنوز آمار سال ۸۹ منتشر نشده است، اما تاکنون، اقلام صادراتی در سال ۸۹ را همان ها که قبلا بوده اند تشکیل میدهند، میوه جات و مشتقات آنها و کلم قرمز و… به طور کلی محصولات کشاورزی و در مقابل اجزاء و قطعات رآکتور هسته ای، فلزات، چوب و کاغذ اقلام وارداتی ایران از روسیه هستند. به جهت اینکه سال ۸۹ هنوز به اتمام نرسیده است.
سیاست خارجی
روز پنجشنبه حمید صفری در مقاله ای که سایت الف آن را منتشر کرد درباره رابطه ایران و روسیه نوشت: روسها ظرفيتهاي خود را از دست دادهاند و تلاش آنان براي بازگشت تنها باعث فرو رفتن بيشتر آنان در درون سيستم غرب شده است، دليل اين امر فقدان نظريه و رويههاي جايگزين پس از فروپاشي بود و امروز روسها هيچ نيستند بجز يك كشور در درون ساختار نظام جهاني تعريف شده از سوي غرب و آمريكا.با نگاهي بر اوضاع امروزي روسيه آشكار ميشود كه روسهاي دوره تزاري نقش فعالتر و و اثرگذارتري از دولت فعلي روسيه داشته و حضور آنان در تحولات جهاني در دوره شكل گيري چارچوبهاي نظامات فعلي سياسي در جهان به مراتب بيشتر از روسيه فعلي بود.
علائم آشكار وادادگي روسها در موضعگيريهاي اخير آنان روشنتر شد. پس از سالها فريبكاري و ارتزاق از سرمايههاي ملي ايران و كسب ميلياردها دلار از ثروت ايرانيان، همانند سوابق تلخ و عبرتآموزي كه از روابط و سياستهاي استعماري روسها عليه ملت ايران در تاريخ ثبت شده است امروز هم نقش تاريخي آنان در تضعيف و ضربه زدن به منافع ايران آشكارتر شده است.
نویسنده این مقاله که به دفعات از نوشته های اصلاح طلبان و کارشناسان سیاسی در پنج سال گذشته تندترست در مقام دفاع از دولت احمدی نژاد هیچ اشاره ای به روند پنج سال گذشته نمی کند، اما می نویسد:با گذشت قرنها هنوز روسها در حال اجراي وصيتنامه پطر درباره ايران هستند. پطر براي اسلاف خود نوشته است ايرانيها را تا سر حد مرگ تضعيف كنيد اما نگذاريد بميرند چرا كه مصلحت نيست پيش از مرگ حتمي دولت عثماني ايران را يكباره بيجان كرد. او رگ حساس ايران را قفقاز مي دانست و معتقد بود همين كه نوك نيشتر استيلاي روسيه به آن رگ برسد فورا خون ضعف از دل ايران بيرون خواهد رفت و چنان ناتوان خواهد شد كه هيچ پزشك حاذقي نتواند آن را بهبود بخشد. سياستهاي روس در طول دو قرن گذشته همواره از اين نگاه تبعيت كرد و امروز هم آنها با گستاخي تمام همان مسير را طي ميكنند.
نوشته حمید صفری در سایت محافظه کاران درست نقطه مقابل گفته های مهدی صفری سفیر سابق جمهوری اسلامی در مسکو و مسوول پرونده بحرخزر است. وی که تا یک ماه پیش قرار بود سفیر ایران در لندن شود اما سرانجام قرار شد نماینده جمهوری اسلامی در توکیو باشد، دو روز پیش پرونده شکست خورده بحرخزر را رها کرد و به کشور آفتاب تابان رفت.او تا دو ماه قبل هم در تهران به شدت از گسترش روابط ایران و روسیه دفاع می کرد و خود را طراح نقشه دوری از اروپا و نزدیکی به مسکو می خواند، از جمله در یک مصاحبه با مجله پنجره سعی کرد از گفتگوهای خامنه ای ـ پوتین که سه سال پیش اتفاق افتاد پیامی شبیه به نامه آیت الله خمینی به گورباچف، آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی بسازد.
آنچه در سیاست های تازه و موفقیت آمریکا در به انزوا کشاندن تهران به چشم می آید اول سرنوشت نیروگاه بوشهر است و دیگری داستان بحرخزر که سهم ایران از آن عملا به چیزی نزدیک به دوازده در صد رسیده و هیچ احتمالی وجود ندارد که جمهوری اسلامی بتواند بیشتر از این به دست آورد.
به گفته یک کارشناس اقتصادی در این معامله تنها پیش پرداخت موشک های خریداری شده توس صادق محصولی از بین رفت و در ضمن با بیرون راندن خلبان های روسی و زمین گیر شدن توپلوف ها، مردمی که می توانستند از بین بروند نجات یافتند اما سئوال این است که با آغاز تحریم های بین المللی دولت احمدی نژاد چه می کند.
در همین حال سفیر ایران در مسکو با تاکید بر این که روابط چنان دلگرم کننده نیست در مصاحبه ای در پاسخ به این سئوال که وضعيت همکاري هاي اقتصادي دو کشور را چگونه ارزيابي مي کنيد؟ گفت ما الان در حوزه هاي نفت و گاز، حمل و نقل و ارتباطات روابط خيلي خوبي با روسيه داريم.
وی به دنبال این سخنان افزود در برقي کردن خطوط ريلي الان يک پروژه را روس ها در ايران اجرا مي کنند. سه پروژه ديگر را هم ما پيشنهاد داريم، در سفري هم که اخيرا به تهران داشتم، به من گفته شد که اين را به مقامات روسي بگويم. پروژه هاي بزرگ راه آهني است. در حوزه سرمايه گذاري شرکت هاي روسي خيلي علاقمند هستند در منطقه آزاد انرژي ايران در عسلويه سرمايه گذاري داشته باشند. در هر صورت همکاري هاي اقتصادي با يک روال مناسبي در دست انجام است، به خصوص در حوزه انرژي و حمل و نقل که خود اين اميدوار کننده است و افق روشني را براي توسعه و تعميق روابط ميان دو کشور ايجاد مي کند.
وی نگفت که پروژه های قبلی چه شده است.
منبع:روزآنلاین/حمید احدی

ناظران تحولات ایران یک حکم کلی درباره کارنامه جنبش سبز طی یک سال گذشته ندارند. گروهی از آنها با استناد به خواست اصلی هواداران جنبش سبز یعنی " تجدید نظر در نتیجه انتخابات ریاست جمهوری" برآورده نشدن این خواست را نشانه ناکامی جنبش در به کرسی نشاندن کلیدی ترین مطالبه اش می دانند. گروهی دیگر اما با این استدلال که خواسته های جنبش سبز خواسته هایی نیست که یک شبه امکان برآورده شدن آن وجود داشته باشد از مجموعه تحولاتی که این جنبش طی یکسال گذشته در ایران به وجود آورده ابراز رضایت می کنند و اعتقاد دارند که به رغم همه محدودیت ها، فشارها و تهدید ها جنبش به پیش می رود و به تدریج به اهداف مرحله ای خود می رسد. "سعید مدنی" پژوهشگر مسایل اجتماعی یکی از تحلیل گرانی است که کارنامه جنبش سبز را طی فرآیند یکساله اش موفق ارزیابی می کند و مقاومت حکومت در برابر درخواست های معترضان را دلیل بر ناکامی جنبش سبز نمی داند. مدنی که عضو گروه مسائل و آسیبهای اجتماعی انجمن جامعهشناسی ایران و عضو گروه پژوهشی رفاه اجتماعی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی است در ماه های پس از انتخابات یادداشت های متعددی درباره سیر تحول جنبش سبز نوشته و پیرامون این موضوع گفتگوهایی را انجام داده است. او در گفتگو با جرس نیز از خواست "تغییر به عنوان دستور کار اصلی و اجتناب ناپدیز جنبش سبز سبز سخن می گوید و معتقد است که نیروهای ضد جنبش گرچه می توانند فرآیند تغییر را طولانی یا پر هزینه کند اما نمی توانند مانع از تحقق آن شوند." با سعید مدنی درباره ارزیابی اش از کامیابی ها و ناکامی های جنبش سبز طی یک سال گذشته گفتگو کردیم.
آقای مدنی ، كارنامه جنبش سبز در فرآيند تكوين يك سال گذشته توام با كاميابي و ناكامي هايي بوده است. شما در مجموع اين جنبش را دارای كارنامه قابل قبولي مي دانيد؟
معمولا جنبش هاي اجتماعي سه كاركرد مهم دارند: ميانجي گري، آگاهي بخشي و فشار. كاركرد اول (ميانجي گري) آن است كه انتظار مي رود جنبش ها پيوندهاي اجتماعي را گسترش دهند، روابط را تقويت كنند و به نوعي هميابي و انسجام اجتماعي منجر شوند. شكي نيست كه كارنامه جنبش سبز در اين زمينه بسيار مثبت است. اين يكي از ابتكارات و نو آوري هاي مهندس موسوي در سال گذشته بود. در هفته هاي اول جنبش فشارهاي زيادي بر ايشان بود كه اقدام به تشكيل يك حزب يا جبهه كند، حتي عده اي ايشان را دعوت مي كردند كه يك سازمان مردم نهاد ايجاد كند، گويا آن زمان تصوري از ابعاد و گستره جنبش نداشتند ، يا به دنبال بازسازي الگوهاي گذشته بودند و يا تقليل جنبش. اينها به دليل نداشتن ارزيابي استراتژيك از جنبش، فكر مي كردند ميزان كشش مهندس موسوي و جنبش سبز در فضاي جامعه ايران در حد و حدود يك سازمان غير دولتي با كاركرد هاي به شدت محدود است. در ميان همه اين توصيه ها و پيشنهادات مهندس موسوي الگوي شبكه هاي اجتماعي را مطرح كرد و با الهام از يكي از آيات قران دعوت كرد تا خانه هاي يكديگر را قبله قرار دهيم و بنابراين انتخاب كاملا درست مهندس موسوي طي يك سال اخير موجب شده تا كاركرد جنبش به عنوان ميانجي گري جامعه مدني به سرعت شبكه پايداري از روابط اجتماعي را سازمان دهد.
كاركرد دوم جنبش هاي اجتماعي آگاهي بخشي است. بعيد مي دانم هيچ ناظر منصفي اين دستاورد خارق العاده جنبش را بتواند ناديده بگيرد. فرآيند طي شده طي يك سال گذشته حوزه هاي آگاهي جديدي را در جامعه ايران گشود. سرعت اين فرآيند گاه اعجاب آور است. جنبش توانست سطوح آگاهي را ارتقا بدهد. چگونه مي شد موارد نقض حقوق بشر را در نظام امنيتي-قضايي اين چنين نزد افكار عمومي افشا كرد. چه كسي قادر بود اگاهي عمومي نسبت به ماهيت نظام سياسي موجود و تعارضات و تناقض هاي آن را اين چنين گسترده شفاف سازد. چگونه ممكن بود قدرت حوزه عمومي و اهميت آن را اينچنين گسترده براي افكار عمومي روشن ساخت. اين انسجام اجتماعي، تعاون و همكاري كه در يك سال گذشته به شدت تقويت شده محصول آگاهي بخشي عمومي است.
كاركرد سوم جنبش هاي اجتماعي فشار به ساخت قدرت براي عقب نشيني و پذيرش اصلاحات و تغيير است.معمولا اين كاركرد به دو شكل مستقيم و غير مستقيم خود را نشان مي دهد. در شكل مستقيم نظام حاكم صداي جنبش را مي شنود و در برابر قدرت آن تسليم مي شود. بنابراين فرآيند اصلاح آغاز مي شود، پر واضح است كه جنبش در اين زمينه موفقيتي كسب نكرده است. علت آن هم اين است كه نتيجه منازعه جنبش و ضد جنبش به قدرت طرفين بستگي دارد. شكي نيست كه نظام سياسي با همه طيف بندي هاي درون آن، با حداكثر نيرو در برابر فشار جنبش براي تغيير ايستاده و از تسليم در برابر اراده و خواست مردم سر باز زده است.
اما همان طور كه اشاره كردم فشار جنبش آثار غير مستقيمي بر رفتار ضدجنبش دارد. به عنوان مثال طي يك سال اخير بسياري از مراسم ها و برنامه هاي نظام كه 20-30 سال سابقه برگزاري هر ساله داشتند لغو شدند، علت آن هم تنها و تنها قدرت جنبش و فشار آن بود. رئيس جمهور هر ساله به مناسبت هاي مختلف به مجامع متعدد داخلي و خارجي مي رفت ما هرگز پس از جنبش سبز جرات نكرد در فضاهاي عمومي كه كنترل آن دشوار است، حضور يابد. مگر منع خواندن نماز جمعه توسط آقاي هاشمي رفسنجاني دليل ديگري جز قدرت جنبش بود؟
مثال در اين زمينه بسيار زياد است. حاكميت ناچار شد زندانيان جنبش سبز را به تدريج مرخص كند، ناچار شد بسياري از ادعاها عليه سبزها را در متن كيفر خواست يا در دادگاه به فراموشي سپارد. همه اين ها محصول فشار و مقاومت جنبش بودند. بنابراين جنبش در كاركرد سوم يعني به عنوان نيروي فشار نيز موفقيت نسبي داشت. پس پاسخ بنده به سوال شما آن است كه بله، جنبش يكساله سبز بي شك كارنامه بسيار خوبي داشته است، موفقيتي بسيار بيش از انتظار همه ما.
به عقيده شما شاخص ترين دستاورد هاي جنبش سبز طي يك سال گذشته چه بوده است؟
در سوال قبلی پاسخ دادم. جنبش در سه شاخص مهم یعنی میانجی گری در حوزه عمومی و ایجاد و گسترش شبکه های اجتماعی پایدار، در آگاهی بخشی عمومی و در اعمال فشار برای تغییر موفق بوده است.
به هرحال هواداران جنبش سبز اعتراض های پس از انتخابات ریاست جمهوری را با مطالبه پس گرفتن رای خود آغاز کردند اما حکومت به این مطالبه بی اعتنایی کامل نشان داده است. آیا مقاومت حکومت در برابر درخواست تجدید نظر در انتخابات را می توان یک ناکامی برای جنبش یه حساب آورد؟
هرگز. تنها کسانی باید مقاومت حکومت را به معنی ناکامی جنبش قلمداد کنند که انتظار داشتند حاکمیت به سادگی در برابر فشارها عقب نشینی کند. این برداشت بیشتر ناشی از درک ساده انگارانه از ماهیت نظام سیاسی ایران از یک سو و منافع حاصل از ادامه وضعيت موجود برای جناح های مسلط است. ببینید اصل دعوا بر سر در آمد ساليانه 80-90 میلیارد دلاری نفت است، اصل دعوا بر سر واردات 70 میلیارد دلاری و انحصارات اقتصادی حاصل از آن است. برخی برای یک دلار آدم می کشند. حالا آقایان برای چنین درآمد هنگفتی و ثروت های باد آورده ناشی از آن چرا خون نزدیک به یکصد نفر را بر کف خیابان ها نریزند؟ چرا حداقل ده هزار نفر را راهی زندان ها نکنند؟ فقط یک لحظه در ذهن خود تصور کنید که نیروهای مقابل جنبش به سادگی عقب نشینی می کردند و مصادر قدرت در اختیار نیروهای جنبش قرار می گرفت، خوب اولین اقدامی که صورت می گرفت حسابرسی دولت احمدی نژاد بود و ارجاع آن به مقامات قضایی مستقل، مگر شک دارید که در غیر این صورت پای خیلی ها وسط می آمد که با ادعای عدالت محوری بر مردم مسلط شده اند؟
به علاوه در صورت عقب نشینی دولت، با قدرتی که جنبش و جامعه مدنی کسب کرده بود، دیگر امکان بازگشت به گذشته ممکن نبود و نیست. تعدیل و توزیع ناعادلانه قدرت از تبعات و آثار اجتناب ناپذیر این عقب نشینی بود که با ایده خلافت و موروثی شدت قدرت تضاد و تعارض جدی داشت و دارد. در هر حال مسئله کاملا پیچیده و منازعه کاملا جدی است و ساده انگاری محض است اگر تصور شود کار به این سرعت به سر انجام می رسد.
آقای مدنی ، رهبران جنبش سبز اعتقاد دارند که این جنبش طی یک سال اخیر رشد کیفی قابل ملاحظه ای پیدا کرده است. با این حال از آنجا که محدودیت های شدید حکومتی اجازه تشکل یابی را به مخالفان نمی دهد از چه طریقی می توان نسبت به کامیابی جنبش سبز در رشد کیفی هوادارن خود مطمئن شد؟
بقا، استمرار و ارتقای جنبش ها در گرو سه عامل مهم است: سازمان، هویت و مشی. جنبش سبز از حمایت سازمان شبکه ای گسترده و قدرتمندی برخوردار است که به رغم همه ضربات ، به سرعت دوباره ترمیم شده و هم در فضای حقیقي و هم در فضای مجازی حضور موثر و قدرتمندی دارد. در واقع جنبش در فاز اول حرکت خود سازمان اعتراضی ناپایداری داشت که با هوشمندی از آن عبور کرد و با وارد شدن به فاز سوم سازمان شبکه ای پایداری را به وجود آورد. در این سازمان شبکه ای، تبادل اخبار و اطلاعات و نظر و تحلیل در قالبی کاملا دموکراتیک جریان دارد. همین عامل سبب شده تا بدنه جنبش با مشارکت در این مباحث رشد کیفی کند. اگرچه باید در انتظار ورود به فاز سوم سازمانی جنبش سبز بود که در آن رهبر نقش موثرتری ایفا می کند و به پر رنگ تر کردن هویت جنبش و تبیین مواضع و دیدگاه های جنبش می پردازد. در واقع به این ترتیب مولفه سوم جنبش یعنی هویت ارتقا می یابد. تبیین و تحلیل دقیق تر هویت جنبش نیز اثرات کاملا موثری بر رشد کیفی بدنه جنبش دارد. اگر روند یک ساله اخیر را باز بینی کنیم، اهمیت هویت جنبش را در این زمینه بهتر فهم می کنیم. هویت جنبش در آغاز وجه سلبی داشت. یعنی اعتراض به تقلب و تخلف در انتخابات و نفی آن. اما به سرعت وجوه ایجابی جنبش مطرح و از سوی بدنه جنبش تایید و تبلیغ و ترویج شد. پر رنگ ترین وجه این هویت را در شعار مهندس موسوی «اجرای بدون تنازل قانون اساسی» می توان یافت. این شعار سبز ها را از غیر سبز ها تفکیک کرد. اما با تاکید بر ضرورت اجرای تمام اصول قانون اساسی. به نظرم در طول یک سال اخیر شناخت عمومی از قانون اساسی و ظرفیت های آن بسیار افزایش یافت، در کنار آن شناخت نسبت به عدم وفاداری حاکمان به میثاق مشترک ملت نیز تعمیق یافت. البته باید منتظر تقویت هویت جنبش سبز از طریق انتشار موازین و اصول هویتی جنبش شد، وظیفه ای که بی تردید بر عهده رهبران جنبش خصوصا مهندس موسوی است.
اما همان طور که قبلا توضیح دادم مولفه سوم جنبش ها مشی آن هاست. اغلب تصور می شود تنها کارکرد مشی جنبش تعیین چارچوب و اصول حرکت جمعی و نحوه مواجهه با ضد جنبش است. درست است که این بارزترین و مهمترین کارکرد مشی جنبش است اما این امر نباید به غفلت ما از اثرات انتخاب مشی مناسب در ارتقا و رشد کیفی جنبش و حامیان آن منجر شود.
آیا جامعه ایران و فعالان جنبش طی این یک سال نقش، اهمیت و ضرورت مشی پرهیز از خشونت را به رغم خشونت ورزی حاکمان نشناختند و به آن وفادار نبوده اند؟ آیا ضرورت انتخاب اهداف مرحله ای، دست یافتنی و عینی و پرهیز از مطلق انگاری و كنار گزاردن ايده همه چیز یا هیچ چیز، دستاورد کمی است؟ در همین فاجعه اخیر اعدام غیرقانونی پنج نفر فعال سیاسی و اجتماعی شما آثار هوشیاری ناشی از این خط مشی را حتي در مناطق كرد نشين به خوبی ملاحظه می کنید؟
در اعتراضات کردستان علیه اعدام ها کمتر نمود هایی از خشونت گزارش شده است، اعتراضات همه مدنی و با پرهیز از خشونت بوده اند. این ها دستاورد های بزرگی ست، اتفاقا نیروهای ضد جنبش را نیز به انفعال دچار کرده، چون آن ها تنها در فضای ملتهب و خشونت آمیز می توانند اهداف خود را دنبال کنند.
آقای مدنی ،میرحسین موسوی در بیانیه هفدهم خود مطالباتی پنج گانه را خطاب به حاکمیت مطرح کرد که تاکنون نه تنها هیچ کدام از آنها برآورده نشده بلکه امیدی هم به برآورده شدنشان در آینده نزدیک وجود ندارد.با این حال رهبران جنبش سبز از هواداران جنبش خواسته اند که صبر و استقامت پیشه کنند. آیا دعوت به صبر و استقامت از سوی رهبران جنبش انگیزه کامیابی را میان هواداران کاهش نمی دهد؟
بنده در سوال های قبل کامیابی ها و موفقیت های جنبش را بر شمردم. بیانیه 17 مهندس موسوی مدیریت بحران بود. راجع به آن بیانیه و تیز بینی مهندس موسوی در انتشار آن صدها مقاله نوشته شد. یکی از شخصیت های برجسته سیاسی نیم قرن اخیر ایران که سابقه حضور سیاسی او از نهضت ملی تا به امروز در تاریخ معاصر به ثبت رسیده به بنده گفت چنین هوشیاری و تیزبینی سیاسی را تنها از مرحوم دکتر مصدق دیده بودم. همه سیاسیون ایران باید به دلیل آن بیانیه به احترام مهندس موسوی کلاه از سر بردارند. مفاد پنج گانه بیانیه شماره 17 تعيين مشی و هدف گذاری میان مدت جنبش بود که دو کارکرد مهم داشت: اول آن که راه جنبش سبز را به سوی آینده گسترد و دوم آن که تلاش عده ای برای ترمیم شکاف درون نظام سیاسی ایران را که به دلیل جنبش عمیق و عمیق تر می شده ناکام گذاشت و پروژه خشونت همه جانبه علیه جنبش را عقیم کرد.
رهبران جنبش سبز به استراتژی همراه کردن اقشار حاشیه ای مانند کارگران،کشاورزان و معلمان با مطالبات جنبش نیز تاکید زیادی دارد. به نظر شما این استراتژی تا چه اندازه موفق بوده است؟
به نظر بنده جنبش فرایند گسترش و تحول خود را طی می کند و متناسب با تقویت هویت آن اقشار اجتماعی به تدریج به آن خواهند پیوست، بدیهی است به دلیل ویژگی های تکیه گاه اصلی جنبش یعنی طبقه متوسط انتظار می رود این فرآیند از مرکز به پیرامون و از شهر به روستا حرکت کند. به همین دلیل معلمان و پس از آن ها کارگران به چنبش پیوسته اند. بررسی اجمالی ترکیب بازداشت شدگان هم نشان می دهد معلمان حضور جدی در کنش های جنبش داشته اند. در هر حال جنبش سبز صبر و مقاومت بسیار دارد و این فرآیند را طی خواهد کرد، عجله نباید کرد ،زمان به سود جنبش در حركت است.
با توجه به محدودیت های بی سابقه ای که حکومت طی یک سال گذشته علیه فعالیت احزاب،رسانه ها و نهادهای غیرولتی ایجاد کرده است تا چه حد می توان به کامیابی جنبش در برآورده کردن مطالبات خود در آینده امیدوار بود؟
جنبش های اجتماعی محصول تغییرات اجتماعی هستند. تغییراتی که طی سال های گذشته جامعه ایران را دگرگون کرده، ضرورت تغییر را در دستور کار جامعه قرار داده است. بنابراین خواست تغییر نه از بیرون تزریق شده و نه ناگهانی و بدون مقدمه مورد توجه مردم قرار گرفته است. لذا تغییر به عنوان دستور کار اصلی جنبش سبز امری اجتناب ناپذیر است. ضد جنبش می تواند این فرآیند را طولانی یا پر هزینه کند اما مانع از تحقق آن نمی شود. ضد جنبش خود نیز مشمول تغییر است. مگر بارها در قرآن نخوانده ایم: «ان الله لا یغییر قوما الا یغییروا بانفسهم». پس چرا حکومت فعلی و جمهوری اسلامی مشمول این سنت خدایی نباشند؟
بر این اساس بنده معتقدم به رغم همه محدودیت ها، فشارها و تهدید ها جنبش به پیش می رود و به تدریج به اهداف مرحله ای خود می رسد. عوامل تغییر مدت هاست کار خود را آغاز کرده اند. رشد فضای مجازی (تغییر تکنولوژیک)، بحران های اقتصادی و ضرورت تحول در آن، تغییرات جمعیتی، تغییر در نگرش ها و ارزش های ایرانیان همراه با جماعت های فعال در حوزه عمومی و رهبری شجاع و آگاه نتیجه ای جز کامیابی و موفقیت مردم به بار نخواهد آورد، البته تهدیدات و خشونت ورزی ضد جنبش هزینه های ملت را افزایش می دهد که تا حدی اجتناب ناپذیر است. به نظرم جامعه ایران به لحاظ روحی-روانی آمادگی پرداخت این هزینه ها را دارد، اگرچه بنده هم مثل تمام علاقمندان به منافع ملی و توسعه ایران امیدوارم قدرت مسلط در ایران عاقلانه تر از گذشته رفتار کند ، این هزینه ها را به مردم تحمیل نکند و در برابر خواست براي تغيير تسليم شود.
منبع:جرس/نیلوفر زارع

میزان: جمعی از فارغالتحصیلان دانشگاه یزد با ارسال نامهای خطاب به عماد بهاور با یادآوری کارنامه عماد بهاور در فعالیتهای دانشجویی این دانشگاه و ویژگیهای او به تداوم بازداشت او اعتراض کردند.
عماد بهاور، رئیس شاخه جوانان نهضت آزادی ایران و عضو هسته مرکزی پویش موج سوم، بیش از 80 روز است که در سلولهای انفرادی و بندهای عمومی زندان اوین در بازداشت موقت به سر میبرد.
متن کامل این نامه بدین شرح است:
به نام خدای مهربان
عماد عزیز
ماههاست که میخواهیم از تو بنویسیم و بگوییم که تو را از کجا و چگونه میشناسیم، ولی فضای متلاطم ایجاد شده در جامعه و زندگی هر یک از ما که طبیعتا برای هر کداممان در حد وسع خود وظیفهای ایجاد کرده است امانمان نمیداد که بنویسیم و مهمتر از آن تصمیم به نوشتن در مورد کسی بود که از او گفتن و نوشتن کار سادهای نیست. مگر قلم و کاغذ مجال آن را دارد که آنچه شایسته توست نقش ببندد که این را تو خود با نوشتههایت همواره نشان دادهای. هر کدام از ما آنقدر خاطرهها و سخنان ارزشمند از دوران با تو بودن و در کنار تو آموختن را به یاد داشتیم که هر زمان که اینها همه میخواست تا کنار هم قرار بگیرد، آنقدر سخنها و لحظات ارزشمند و تاثیرگذار برایمان زیاد بود که حیفمان میآمد از آنها بگذریم و صد البته که قلم مجال این را نمیداد که این خاطرات بر صفحه کاغذ نقش ببندد. ولی دیگر طاقت تمام شد، چنان کردند که نمیشد با تمام این حرفها سکوت پیشه کرد. بر آن شدیم تا گریزی هر چند کوتاه و گذرا بر دوران دانشگاه یزد و عماد بهاور آن دوران بزنیم.
از کجا باید آغاز نمود که با تو بودن را آغازی نیست و در کجا به پایان خواهیم برد که با تو بودن تمام نشدنیست و تو ماندگاری برای همیشه. هرچند آنان که عماد را میشناسند، میدانند که هر جمله که از عماد گفته میشود کتابی پشتوانه دارد از تجربه و خاطرات حضور عماد در موقعیتها و شرایط مختلف، ولی چه باید کرد که قلم نمیتواند در حق امثال تو حق مطلب را ادا کند. آنچه از زبان افرادی که مدتی افتخار همراهی با عماد را داشتهاند گفته میشود همه و همه قطرهای از دریای بیکران خصوصیتها و ابعاد شخصیتی عماد بهاور است.
عماد بهاور دانشجوی رشته مهندسی صنایع ورودی سال 76 داشنگاه یزد عنوان دانشجویی عماد است، اولین عنوانی که از عماد در شهر یزد وجود داشته و البته که آخرین عنوانی که در ذهن ما نقش میبست. هر که عماد را در یزد میشناخت، این عنوان آخرین عنوانی بود که از او گفته میشد. آنقدر شخصیت و جایگاه و فعالیت عماد گسترده بود و جنبههای مختلف داشت که مجال به دانشجو بودن او نمیرسید.
عماد بهاور، فعال سیاسی، عماد بهاور، دبیر کانون فیلم دانشگاه یزد، عماد بهاور عضو شاخه جوانان نهضت آزادی (که البته به قول مسعود برجیان عزیز به خاطر مصلحتاندیشی عماد در آن زمان و اینکه کمترین هزینه متوجه فعالان دانشجویی و سیاسی که با عماد همکاری داشتند شود این عضویت را پنهان نگاه میداشت والبته عضویت در نهضت آزادی را افتخار میدانست)، قلم زیبا و پر از محتوای عماد بهاور و دهها عنوان دیگر که عماد را متمایز مینمود از بسیاری از ما که شاید آمده بودیم تا دانشجو شویم، دوران دانشجویی را بگذرانیم و با مدرک کارشناسی دانشگاه یزد را ترک کنیم و دانشجو بودن تنها و تنها عنوان ما باشد برای 4 سال تحصیل در یزد.
قلم زیبای عماد بهاور که از همان سال اول دانشگاه مینوشت و به خاطر داریم همه، که چه زیبا مینوشت و بعدها در نشریه پیام سروش انجمن دانشجویان پیرو خط امام نیز به نوشتن ادامه داد که چندین بار به همراه برخی دیگر از دوستان از قبیل مهدی فولادگر و متین غفاریان و دیگران چندینبار برنده جوایز مختلفی در جشنواره های مختلف کشور شد و نشریه پیام سروش به قلم این عزیزان بهترین نشریه دانشجویی کشور شناخته شد. بعدها هم مطالب این عزیزان و خصوصا عماد بهاور در روزنامه شرق جایگاه ارزشمند خود را پیدا کرده بود. البته میدانیم که بسیاری مقالات عماد را در آن زمان خواندهاند ولی بدون توجه به نام نویسنده آن که تصور نداشتند نویسنده آن زمان شرق اینقدر سرافراز و شجاع باشد و چنین سرنوشت پرافتخاری را برای خود رقم بزند. آنها که خواندهاند نوشتههای عماد را میدانند که چه متفکرانه، واقعبینانه و بدور از شور و هیجانات کاذب دست به قلم میبرد و چه صادقانه و مدبرانه.
صادقانه باید گفت، اگر کسی سعادت آشنایی با عماد بهاور را نداشته، هرگز نخواهد دانست که اینان که از او می گویند و می نویسند چه میگویند. اما نوشتههای زیبا و پر محتوای او چکیدهای از شخصیت متفکر، خردمندانه، منطقی و آرامشبخش اوست.
شاید بتوان شخصیت عماد را به یک اجتماع تشبیه نمود که این بدلیل شخصیت چندبعدی عماد است که خود را محدود به تفکر و یا بعد خاصی از جامعه نمیداند. شخصیت عماد بهاور همچون یک جامعه است که دارای ابعاد مختلفی میتواند باشد، بعد فرهنگی، هنری، اجتماعی، سایسی و اقتصادی. شاید اغلب آنها که عماد را دورادور میشناسند و یا نام او را شنیدهاند تنها بعد سیاسی او را در ذهن دارند ولی همدورهایهای عماد در دانشگاه یزد آن دوران را هرگز فراموش نکردهاند که عماد بهاور یکی از فعالان در زمینه راهاندازی کانون های فرهنگی و هنری و خصوصا کانون فیلم داشنگاه یزد که بهواقع یکی از موفقترین و جامعترین کانونهای فرهنگی و هنری دانشجویی کشور محسوب میشد، بود و چه زحماتی که برای راهاندازی کانونهای فرهنگی نکشید. خوب بهخاطر داریم زحمات شبانهروزی عماد را در فعالیتهای شورای صنفی دانشکدهها که چگونه با همراهی و همکاری افراد مختلفی همچون عماد توانستند جایگاه خود را در فضای دانشگاهی و از بعد حقوقی در بین مسوولین دانشگاه پیدا کنند.
اشراف عماد به مسایل فرهنگی و اجتماعی روز و اطلاع کامل او از شرایط اقتصادی و سیاسی جامعه حکایت از مطالعه گسترده و عمیق او در مسایل روز داشت که وجه تمایز عماد بود در تمام مباحث و جلسات خصوصی و عمومی که در فضای آن روزهای داشنگاه برگزار میشد. اطلاع او در زمینههای مختلف و پیشینه مطالعاتی او نشان از پشتوانه غنی از دانش و اطلاعات او داشت که او را از دیگران متامایز مینمود. در اغلب مباحث هنری، فرهنگی و اقتصادی و صد البته سیاسی حرفهای زیادی برای گفتن داشت که برای بسیاری از شنوندگان جذابیت و تازگی داشت.
یادمان میآید که عماد را مردی برای تمام فصول لقب داده بودیم و همه ما آیندهای درخشان و زیبا برای او متصور بودیم که البته همینگونه هم شد. همه ما که عماد را میشناسیم شاید بی اغراق لحظهشماری میکنیم برای روزی که عماد را در جایگاهی ببینیم که ظرفیتهای شخصیتی او بتواند برای جامعه ما در ابعادی وسیعتر نتیجهبخش باشد.
بعد مدیریتی عماد که دیگر رای آنان که او را میشناسند و با او در فعالیتهای مختلف همراه و یا همکار بودهاند نیازی به یادآوری ندارد، که برای هر که عماد را میشناسد کار مشکلی نیست تا به خاطر آورد لحظاتی را که عماد مدیریت امری را بدست گرفته باشد و چه زیبا و با درایت و صبر و حوصله موضوع را به سرمنزل مقصود رسانده باشد.
عماد مدرک کارشناسی خود را در رشته مهندسی صنایع گرفت و دروس مدیریتی را در دوران تحصیل خود گذارند ولی صادقانه باید گفت که بعد مدیریتی عماد خصوصا توان بالای او در مدیریت مسایل در شرایط بحرانی بخشی بود که به پشتوانه فکری، مطالعاتی، تجربی و شخسیتی او باز میگشت که عماد آنقدر در دانشگاه فعال بود که بعید میدانیم که مجال حضور کامل را در کلاسهای درس یافته باشد.
دوستانی که در سالهای 76 تا 85 در دانشگاه یزد مسغول به تحصیل بودهاند به خاطر دارند که فضای داشنگاه یزد در آن سالهای اول به چه اندازه ملتهب، پر از هیجان و تکاپو، تغییرات و تنش بود. همه چیز در حال تغییر بود و این تغییرات نیازمند هزینههای زیادی بود تا به نتیجه برسد.
فضایی بسیار بسته و محدود که بسیاری از مسایلی که تا به آن روز در اغلب دانشگاهها حل شده و یا در حال تغییر بود، هنوز در آن فضا نتوانسته بود عمومیت پیدا کند و به عنوان واقعیتی که جزوی از تغییر شرایط و فضا بود، جایگاه خود را بیابد. دوستانی که در آن سالها در دانشگاه یزد بودند فرآیند تغییرات و تبدیل فضای سنگین و بسته دانشگاه و حتی شهر یزد را به فضایی فرهنگی و هنری با داشتن آزادیهای حداقلی که در همه جا عمومیت یافته بود، خوب بخاطر دارند. این تغییرات البته نه فقط در زمینههای فرهنگی و هنری که در گسترهای فراتر شکل گرفت.
خوب بخاطر دایم که چگونه دانشگاهی که صرفا جامعه اسلامی دانشجویان، بسیج دانشجویی و انجمن اسلامی دانشجویان (که البته آن هم متعلق به تفکرات خاصی بوده و در اغلب موارد مواضعی شدیدتر و بستهتر از جامعه اسلامی و بسیج داشت) مجموع فضای دانشجویی آن را در اختیار داشت، در این سالها متحول شد و با گذراندن سختیها و دوران التهاب و اتهامات و کمیتههای انضباطی و دادگاههای انقلاب و کفنپوشی برخی حامیان تفکرات خاص و سنگاندازیهای دیگر نهایتا در سالهای 80 توانست شورای صنفی تمام دانشکدهها که هر کدام برای خود حرفی برای گفتن داشتند، بیش از 15 کانون فرهنگی و هنری که در زمینههای مختلف از قبیل فیلم، موسیقی، تئاتر، شعر و ادبیات، صنایع دستی و برگزاری کلاسهای آموزشی مختلف و همایشهای مختلف و عناوین دیگر فرهنگی و هنری فعالیتهای بسیار ارزشمندی داشته و خصوصا دو تشکل دانشجویی انجمن دانشجویان پیرو خط امام که در زمان خود یکی از فعالترین تشکلهای دانشجویی اطلاحطلب در دانشگاههای کشور شناخته میشد و انجمن توسعه اسلام که دیگر تشکل اصلاحطلب دانشگاه یزد محسوب میشد را در فضای دانشجویی خود داشته باشد. این مجموعهها در کنار هم توانستند در فضای دانشگاه و شهر تاثیرگذار باشند و هدایت فعالیتهای صنفی، دانشجویی و هنری را در دست گیرند و قدرتی باشند که مسوولین دانشگاه را وادارند که در مقابل خواستههای بهحق دانشجویان سر تعظیم فرود آورند و همواره بترسند از روزی که این مجموعهها متحد باشند و در کنار هم.
اینها همه گفته شد تا دوستان فارغالتحصیل دانشگاه یزد به یاد بیاورند که چه گذشته است بر آن فضا و مطمئنا کسی نیست که نقش عماد بهاور را در هر کدام از این تغییرات و تحولات ندیده باشد و بیاد نیاورد.
اینها همه نشان از شخصیت توانا و ذوابعاد عماد بهاور بود که باعث میشد در هر زمینهای ایده و راه حلی داشته باشد و بتواند در بسیاری زمینهها تاثیرگذاری قابل توجه و مثبتی را داشته باشد.
شخصیت و جایگاه عماد از بعد سیاسی هم که قدر مسلم بر هیچیک از دوستانش پوشیده نیست. درایت و سیاست عماد در بعد عملی و دانش سیاسی عماد در بعد مطالعاتی و تحلیلی از ویژگیهای برجسته و ستودنی شخصیت عماد بهاور بهشمار میرفت که باعث میشد تا جلسات ایدئولوژیک و تحلیلی که با حضور عماد برگزار میشد، فضا و رنگ و بوی جذابتر و پربارتری داشته باشد.
فعالیت و نقش عماد در عرصه فعالیتهای سیاسی دانشجویی که آن زمانها رنگ و بوی خاصی بهخود گرفته بود و فضای مناسبتر و ایمنتری نسبت به شرایط کنونی داشت، مثالزدنی است و بیشک تمام آنان که در آن دوران گذری بر هر کدام از تشکلهای سیاسی دانشجویی داشتهاند نام عماد بهاور را شنیدهاند و آشنایی حداقلی از جایگاه و شخصیت و تفرکات عماد دارند، حال چه آنان که با تشکلهای اصلاحطلب همکاری داشتهاند که نقش عماد در ایجاد این تشکلها و شکلگیری و راهنمایی آنها و حضور فعال عماد در برنامههای این مجموعهها را به یاد دارند و چه آنان که با مجموعههای فعال غیراصلاحطلب و انحصارطلب همکاری داشتهاند که قطعا عماد بهاور به عنوان شخصیتی چالشانگیز برای این مجموعهها از بعد مباحث ایدئولوژیکی و حرکتهای صنفی بهشمار میرفت.
هرگز یادمان نخواهد رفت که همان زمان هم انحصارطلبها چگونه تمام سعی و تلاش خود را بکار بردند تا عماد را از تحصیل، از ورود به دانشگاه و حتی حضور در شهر یزد محروم کنند تا شاید بتوانند کمی احساس آرامش در فضای آن زمان داشته باشند و دور بودن عماد از آن فضا برایشان مایه تسلی خاطر شود که توانستهاند جبران آنچه عماد با منطق، دانش و سخنان مدبرانه و فعالیتهای متین و قانونی خویش بر سرشان آورده بود را نمایند.
آنها که عماد را میشناسند یا مقالات ارزشمند و پربار او را خواندهاند میدانند که این همه از عماد گفتن نه اغراق در مورد او که ادای دینی بسیار اندک نسبت به دوستی با چنین شخصیتی است.
امروز عماد بهاور دانشگاه یزد، عماد بهاور انجمن پیرو خط امام، عماد بهاور کانون فیلم، عماد بهاور فعال دانشجویی سال های 76 تا 85 و عماد بهاور فعال سیاسی امروز و عماد بهاور رئیس شاخه جوانان نهضت آزادی هفتههاست که در بازداشت موقت بهسر میبرد به جرمی که نه خود میداند و نه آنان که او را دستگیر کردهاند.
بهراستی اینان که بازجویی میکنند چه میدانند از عماد؟ چقدر عماد را میشناسند؟ حالا دیگر باید بعد از چند هفته متانت و قانونگرایی و ادب و اخلاق و دیانت او را شناخته باشند. آیا بهراستی شرمشان نمیآید وقتی میفهمند که چه کسانی را بازجویی میکنند؟ آیا پاداش اینان که عاشقانه و دلسوزانه برای وطن خویش همت گماردهاند و بهدور از هر تعصب و تخریبی سعی دارند کشور عزیزمان ایران را در جهان به سرفرازی و پیشرفت برسانند این است؟
این آزادمردان راه مقدسی را برگزیدهاند که بسیاری از ما شجاعت انتخاب این راه را نداشته و حاضر به گذشتن از بسیاری از موقعیتها و امکانات و شرایط نیستیم تا افتخار این را داشته باشیم که هر آنچه داریم در طبق اخلاص برای پایداری و سربلندی کشور عزیزمان بگذاریم. اینان همواره باید برای ما و آیندهگان ما سرمشقی باشند از فداکاری و معنویت.
روزگاری کشور عزیزمان مورد تهاجم دشمن خارجی بود که همتها و باکریها آنچنان خالصانه و صادقانه به دنیایی پشت کردند برای آخرتشان و البته وطنشان و حال این عمادها، مصطفیها، بهزادها، محمدرضاها، محسنها و بسیاری دیگرند که همت زمانند، باکری زمانند در مقابل دشمنانی بسیار خطرناکتر و ظالمتر که نه دشمن یک کشور و یک ملت که دشمن اسلام، انسانیت و آزادی هستند و این همتها و باکریهای زمان هستند که با ابزاری دیگر در مقابل این دشمنان ایستادهاند و با پایداری و مقاومت خود به ما نیز خواهند آموخت راه ایستادگی را، تا همه با هم همت گماریم برای بازپسگیری ایرانمان و بازپس گیری نظامی که در سال 57 توسط این ملت و با فداکاری و از جان گذشتگی همین مردم برای رسیدن به ایرانی آزاد در سایه اسلام و جمهوریت به پیروزی رسید.
عماد عزیز، پایداری و استقامتت را میستاییم و با تمام وجود بر این باوریم که روزگاران سبز فرا خواهد رسید و تو را به عنوان عضوی ارزشمند از جنبش سبز ملت ایران ارج خواهیم نهاد و لحظهشماری میکنیم برای لحظهای که جامعه ما ظرفیت و لیاقت استفاده از وجود مدیر و مدبری ارزشمند چون تو را داشته باشد.
به امید رسیدن آن روز
همه ما تو را چشم در راهیم.
سبز میمانیم و بیشماریم
جمعی از دانشآموختگان دانشگاه یزد

علي لاريجاني يك هفته بعد از انتقادات احمدي نژاد از مجلس، عملکرد دولت را زير سئوال برد. قبل از او، محمد رضا باهنر به انتقادات رييس دولت پاسخ داده بود. اين رفت وبرگشت هاي كلامي در سالهاي اخير بارها سابقه داشته وعموما به سود دولت خاتمه يافته است. این بار لاريجاني ضمن انتقاد از عدم اجراي برنامه چهارم، خواهان باز شدن فضاي نقد شده و گفته است: "خصوصی سازی کشور خصوصی سازی نيست، صادرات صنعتی کشور طبيعی نيست، نرخ رشد پايين است، عدالت با شيوه سوسياليستی به دست نمی آيد و واردات کشور چهار برابر صادرات است."
به گزارش ايسنا علي لاريجاني در سفر به گيلان در جلسه شوراي اداري اين استان همچنین گفت: "اگر ما ميخواهيم شرايطمان از نظر توسعه تغيير كند بايد به توسعه برنامهاي مقيد باشيم چرا كه تصميمات لحظهاي اگر داخل برنامه نباشد ميتواند شرايط كشور را بهم بزند. بايد در كشور رقابت اقتصادي ايجاد كرد و ايجاد رقابت اقتصادي بدون اجراي قانون و داشتن برنامه اصولي و مقيد بودن به آن، ميسر نيست."
لاريجاني در ادامه دولت را مورد خطاب قرار داد و گفت: "وقتي شما جدولي به ما ارائه ميدهيد كه 350 پروژه در آن است و 350 ميليارد هم پول براي آن در نظر گرفتهايد، اين درحاليست كه يك پروژه 50 ميليارد هزينه دارد، اين برنامه درستي نيست. بعضا تصور ميشود كه همه كارهاي عمراني را دولت بايد انجام بدهد، درحالي كه اين طور نيست."
رئيس قوه مقننه با زير سئوال بردن بي رويه واردات گفت: "در خصوص برنج ما شاهد واردات بيش از حد هستيم كه اين كار درست نيست، اما در مقطعي براي كنترل قيمتها واردات را زياد كردند. محصولاتي مثل برنج و گندم و جو محصولات استراتژيكي هستند كه متاسفانه دولت به آن كم توجهي ميكند، اما بايد از هر امكاني كه بتواند ايران را در اين محصولها خود كفا كند استفاده كنيم. اين موضوع در مجلس با مجموعهي اجرايي مورد پيگيري قرار گرفت و مطرح شد كه واردات برنج نبايد به كشاورزان لطمه بزند كه همين مساله درباره چاي نيز مطرح گرديد. اصولا اين قضيه نبايد مثل مساله بنزين شود كه عليرغم اينكه ما يك كشور نفتي هستيم، اما نگران بنزين باشيم."
لاريجاني با اظهار اين مطلب كه "عدالت به معناي پول دادن به افراد نيست" افزود: "مردم بايد زندگي با كرامت داشته باشند و اين مستلزم فراهم كردن سرمايهگذاري در كشور است."
رئيس مجلس هشتم با بيان اينكه تاكنون چندين برنامه توسعهاي در كشور سپري شده است گفت: "برنامه چهارم از نظر چارچوبها بد نبود، اما اينكه چرا خوب اجرا نشد، جاي سئوال است. در برنامه چهارم بايد يك نرخ رشد براي توسعه در نظر گرفته ميشد، اما حال كه نگاه ميكنيم ميبينيم در بخشهاي مختلف اين وضع را نداريم و اصولا واردات ما در كشور بيش از نياز است و لذا يك عدم تعادل در كلان بودجه وجود دارد. آرمان برنامهاي ما اين بود كه بودجه جاري از نفت منتزع شود اما چنين نشد و ما از اين آرمان فاصله داريم."
وی همچنين با اشاره به لزوم وجود فضاي نقد در جامعه اظهار داشت: "مسئولان كشور بايد بدانند كه بيشتر در معرض لغزشاند و نبايد احساس كنند اگر به جايي رسيدند مصون شدند. مسئولان كشور با راي مردم انتخاب ميشوند و انتخاب آنها دليل بر آن نيست كه از لحاظ انساني به علو درجه خواصي رسيدهاند."
پيش از لاريجاني، باهنر
پيش از اين، در واکنش به انتقادهای محمود احمدینژاد ازمجلس، محمدرضا باهنر، معاون نظارت مجلس به اتهامات رئیس دولت مستقر پاسخ گفته بود. او در پاسخ به احمدی نژاد که مجلس را به تصویب مصوبات مغایر با شرع و قانون متهم کرده بود، گفت: "تخلفات دولت از قانون، زیاد و مفصل است."
رئیس دولت مستقر به نمایندگان مجلس گفته بود که "مایه تعجب است که کمترین لغزش یک مقام اجرایی زیر ذرهبین مراکز نظارتی متعددی از جمله قوه مقننه قرار میگیرد، در حالی که اگر صدها برابر بزرگتر تخلفی از یک نماینده مجلس صورت گیرد، هیچ کس حق تعرض به نماینده مجلس را ندارد، آن هم نمایندهای که ممکن است با شش هزار رأی نماینده شده باشد". در پاسخ به این اظهارات، آقای باهنر که اکنون معاونت نظارت مجلس شورای اسلامی را عهدهدار است گفته بود که "مجلس نتیجه متکثر و رئیس جمهور نتیجه متراکم دموکراسی است و طبیعی است که رأی یک نماینده در یک حوزه انتخابیه کمتر از آرای یک رئیس جمهور است، امااینکه گفته میشود یک نماینده با شش هزار رأی به مجلس میآید غلط است... و حتی نمایندگان اقلیتهای مذهبی هم بالاتر از شش هزار رأی به دست میآورند."
وی گفته بود: "بعد از اینکه اعتبارنامه یک نماینده به تأیید بقیه نمایندگان مجلس رسید، این فرد نماینده کل ایران خواهد بود و حتی اگر نمایندهای با شش هزار رأی به مجلس بیاید، حقوق و اختیاراتش با نمایندهای که یک میلیون رأی آورده یکسان است."
از سوی دیگر محمود احمدینژاد در مورد تأخیر در ابلاغ دو قانون مربوط به "تسهیلات برای قطار شهری" و "حمایت از تولید مسکن" مجلس را متهم کرده بود که "بدون توجه به قوانین بالادستی، موارد فراوانی از قوانین را به تصویب رسانده که همه آنها با مشکل مواجه است". وی دو قانون تسهیلات دو میلیاردی قطار شهری را "دارای تبعات و خطرات بسیار بسیار نامناسبی" دانسته و گفته بود حمایت از تولید مسکن نیز "در صورت ابلاغ مشکلات فراوانی را به وجود میآورده است."
رئیس دولت دهم در این دیدار گفته بود که: "اگر اشکال نابهجای دولت عدم ابلاغ دو قانون باشد، مجلس تاکنون بیش از ۱۳۰ قانون تصویب کرده که مغایر با شرع و قانون اساسی است."
وی حتی مجمع تشخیص مصلحت نظام را نیز زیر سئوال برده و گفته بود که "این راه ناصواب و نامناسبی است که مجلس بگوید ما قانون خلاف شرع و قانون اساسی تصویب میکنیم و مجمع تشخیص مصلحت نظام تکلیف آن را روشن میکند؛ مگر مجمع تشخیص مصلحت مافوق شرع و قانون اساسی است؟"
اما باهنر در پاسخ به وی تاکید کرد که "تصمیم به اجرا یا عدم اجرای قانون جزء حقوق رئیس جمهور نیست و رئیس جمهور مکلف به اجرای قانون است.... حتی اگر رئیس جمهور قانونی را به مصلحت نمیداند، باید در لایحهای دو فوریتی تقاضای اصلاح این قانون را بکند."

رهبر مخالفان دولت ایران با صدور بیانیه ای ضمن بیان دیدگاههای خود درباره مراسم بیست و یکمین سالگرد درگذشت آیت الله خمینی، نسبت به بی حرمتی های سازمان یافته نسبت به نواده آیت الله خمینی، اعتراض کرد و آن را مهندسی شده خواند.
به گزارش کلمه متن کامل بیانیه میرحسین موسوی به این شرح است :
بسمه تعالی
چند سال پیش مرحوم حضرت آیت الله توسلی یار نزدیک امام راحل جان خود را برسر مقابله با طرحی گذاشت که هدف آن حذف جناب حجت الاسلام والمسلمین سیدحسن خمینی از صحنه سیاسی و امام زدایی در سطح ملی بود.وفات تاثربرانگیز و تکان دهنده ایشان گرچه مکثی در این طرح ایجاد کرد ولی آن را متوقف نساخت.
امسال مراسم بزرگداشت سالگرد رحلت امام در روز چهاردهم خردادماه فقط به یک روز خلاصه شد و همه برنامه های دیگر مردمی و رسمی از جمله برنامه شبهای ۱۴ و ۱۵ خرداد حذف شد و در همین مراسم مختصر قابل انتظار بود که به بیان چند خصوصیت اخلاقی امام بسنده شود و از احترام ایشان به رای مردم و نگاه ایشان که مجلس را را در راس امور می نشاند ، سخنی به میان نیاید و باز طبیعی بود که از تاثیرات ایشان بر خطر تحجر و خود رایی در آینده انقلاب غفلت شود و برخلاف خاکساری ایشان در مقابل معصومان علیهم السلام عده ای در حد امیرمومنان و معصومین برکشیده شوند و عده ای نیز که مخالف تخلف ، دروغ ، فساد و خروج از قانون اساسی و به افلاس کشیده شدن کشور به دلیل سیاست های من در آوردی بودند در مقابل قرار داده شوند.
داوری در باره این شیوه قیاس و مواجهه با تاریخ با مورخان فرهیخته و سیاستمداران آگاه و اصولیان فاضل است و تنها به این نکته بسنده می کنم که کشتار و حبس های اخیر ناشی از چنین برداشت هایی از تاریخ و فقه واصول است و باید دید که نظر مراجع بزرگ از چنین استنباطهایی با توجه به مصداق های عملی و نتایج آن چیست؟
مراسم امسال به دلیل جنایت های اخیر اسرائیل آمیخته به سخت ترین شعارهای ضد صهیونیستی بود ولی طرفه آنکه در میان این شعارهای تند هیچ اشاره ای به مصاحبه یکی از روسای جمهورعرب دوست ایران که اخیرا گفته است دولت ایران با مذاکره انها با اسرائیل موافق است ، نشد و بازهم غیرطبیعی نبود که نصیحت حضرت امام (ره)در ماجرای مک فارلین به مسوولین کشور فراموش شود که فرموده بودند "کاری نکنید که نتوانید به مردم توضیح بدهید"
آیا جای آن نیست که سوال شود با این همه سیاست های غلط انداز و غیرشفاف و مهلک چه کسانی می توانند فرصت طلایی برای آمریکا و اسرائیل و منافقین و سلطنت طلبان تلقی شوند : آزادی خواهان و عدالت جویانی که به دنبال عظمت اسلام و ایران و ایرانی از طریق بازگشت به قانون اساسی و دوری از فساد و دروغ هستند؟ یا فرقه های مشکوکی که با سیاست های خود کارگران و معلمان و کارمندان و کشاورزان و همه مستضعفان را خاک نشین کرده اند و علی رغم حمله ها و لفاظی های خود علیه شرق و غرب ،همه بازارهای گرم مسلمانی را در اختیار بیگانگان قرار داده اند.
عربده جویی و هتاکی عده ای اندک در مراسم سالگرد رحلت حضرت امام (ره) در مقابل تریبون سخنرانی نمی توانست بدون رضایت و مهندسی قبلی صورت بگیرد .چه کسی است که نداند همیشه عده ای به صورت سازمان یافته و برای هیاهوهایی از این قبیل جلو تریبون ها به صف می شوند. درمراسم چهاردهم خرداد نیز به همین شکل عمل شد و در مقابل دوربین ها و چشمهای حیرت زده گروهی اندک هتاکی های همیشگی را این بار علیه نواده گرامی امام به اوج رساندند . لابد به این دلیل که ایشان نخواسته اند هیچوقت مردم را تنها بگذارند.
غافل از آنکه اینگونه اعمال مهندسی شده بیش از پیش به اهمیت حراست و صیانت از یادگاران حضرت امام دامن خواهد زد.
حضرت حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی یکی از ستارگان پر فروغ حوزه های علمیه و فضای ملی ماست و برنامه ریزی برای خاموشی این فروغ جز خسارت برای طراحان آن نتیجه ای نخواهد داشت.
میرحسین موسوی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر