-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ خرداد ۱۸, سه‌شنبه

Latest Posts from Iran Dar Jahan for 06/08/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



شماره جدید مجله «ایران در جهان» منتشر شد.

بخش هایی از این شماره به یادداشت های اختصاصی به مناسبت آغاز پنجمین سال انتشار این نشریه اختصاص یافته است.

نشریه را از طریق کلیک بر روی عکس و لینک زیر می توانید خریداری کنید:

توضیح: امکان خرید از طریق لینک بالا در حال حاضر تنها برای افرادی که در امریکا و کانادا و بریتانیا مستقر هستند وجود دارد. طریقه تهیه از طریق این سایت به راحتی امکان پذیر است. با انجام مراحل «خرید» در سایت مذکور کمپانی نشریه را چاپ کرده و به آدرس شما ارسال خواهد کرد.

افرادی که در کشورهایی بجز کشورهای ذکر شده در بالا مستقر هستند برای تهیه و خرید مجله می توانند درخواست خود را با گردانندگان نشریه به آدرس ایمیل «ایران در جهان» و یا حتی از طریق «کامنت» در میان بگذارند تا از طرق دیگری نشریه برایشان تهیه و ارسال شود.

مطالب این شماره:

در این شماره یادداشت هایی از عباس امیرانتظام، نوشابه امیری، مازیار بهاری، مسعود بهنود احمد رافت و همچنین برخی از همکاران نشریه «ایران در جهان» منتشر شده است.

صفحاتی نیز به نظرها و انتقادات خوانندگان نشریه اختصاص داده شده است.

از این شماره «پرونده ویژه ماه» به بخش های مجله افزوده شده است که اولین پرونده به بازخوانی پرونده کلوتیلد ریس (محقق فرانسوی که در حوادث پس از انتخابات بازداشت و دادگاهی شد) و علی وکیلی راد یکی از مجرمان قتل شاپور بختیار اختصاص دارد. در این پرونده مروری بر سوابق «معامله» های دیگری که در دهه های اخیر بین ایران و فرانسه صورت گرفته نیز خواهیم داشت.

در این شماره همچنین گفت و گویی اختصاصی با «دموسلاوسکی» روزنامه نگار لهستانی و نویسنده کتاب «تب تند آمریکای لاتین» با عنوان «شغل سخت یک ستون نویس» منتشر شده است.

برگزیده ای از مطالب متنوع دیگر رسانه ها در مورد ایران نیز بخش های دیگر این شماره مجله «ایران در جهان» است.

برای خرید مجله «ایران درجهان» همواره ازاین لینک هم می توانید استفاده کنید.

«ایران در جهان» در ۴۰ صفحه تمام رنگی با قیمت روی جلد ۱۰ دلار منتشر شده است.


 


پدیدار شدن واقعیت های تازه ای از خشونت اسراییل در برابر دسته ای از غیر نظامیان در آب های بین المللی ممکن است ماجرا را به راه حل های تندرو و افراطی بکشاند. اگر نوازندگان اصلی این ارکستر چهارنفره در صحنه جهانی با عقل و شجاعت رفتار کنند و قدرت های تحت رهبری مصر و ترکیه در منطقه به جای فرصت طلبی، به خوبی فرصت را برای پشتیبانی از فلسطین دریابند.

اسراییل در جریانات اخیر نشان داد که دیوانه شده است، و به دلیل فشار زیادی که اعتماد به نفسش را سست کرده توانایی طراحی نقشه های استراتژیک (راهبردی) را از دست داده و مثل همیشه به پشتیبانی امریکا تکیه دارد.

در این میان، ایران نگران نقش رو به رشد ترکیه است، به ویژه هنگامی که ناوگان دریایی که چهره خشن اسراییل را به نمایش گذاشت تحت حمایت ترکیه و داوری انسان دوستانه این کشور به سوی غزه رفت. این یعنی ترکیه به خاطر رهبری سنی ها (در جهان اسلام) در صدد احیاء فلسطین در برابر ایرانِ شیعه است. همچنین این بدان معناست که نخست وزیر ترکیه، رجب طیب اردوغان، ایران را در دو جبهه درگیر می کند: اول- مسئله موافقتنامه اتمی که به واسطه آن به ترکیه امکان گفتگویی هم تراز با قدرت های بزرگ و در شمار این قدرت های را در حل مسئله ایران می دهد؛ هدف دومین جبهه، پس گرفتن پرچم فلسطین از قدرت های شیعه است، که اولین بار به وسیله ایران و سپس به وسیله حزب الله افراشته شد.

همچنان که موضوع فلسطین با حساسیت عمومی روبرو می شود و به ابزاری هوشمندانه در سیاست تبدیل می گردد، ورود مصر به این عرصه، در هر صورت، چه در زمان جاری و برای کوتاه مدت باشد و چه در سطحی گسترده تر به منظور تعادل قدرت در منطقه، بسیار قابل توجه و مهم ارزیابی می شود.

مصر گذرگاه "رَفًح" را "تا اطلاع ثانوی" باز گذاشت، تدبیری که هم از نظر منطقه ای و هم از نظر محلی به سودش خواهد بود. مصر در مسئله فلسطین هم تراز با رقابت ایران و ترکیه به عنوان کشوری "عربی" ایفای نقش می کند. به همین ترتیب مصر تشخیص داده که گذرگاه رفح به غزه چون راهی برای دفع بحران اقتدار داخلی عمل می کند.

حزب حماس بیشترین بهره را از یورش خام دستانه اسراییل به "ناوگان کوچک آزادی" برد؛ این حزب هرچه بیشتر در کانون توجه قرار می گیرد زیرا سد و محاصره غیرقانونی و تلافی جویانه اسراییل، شکست حماس در اداره خود به عنوان "دولت" و همچنین شکستش در برابر دیگر احزاب فلسطین را تحت الشعاع قرار می دهد.

علاوه بر این تشکیلات خودگردان فلسطین بیش از پیش زیر بررسی خواهد بود. اگر تشکیلات خودگردان بخواهد از افکار عمومی خشمگین بین الملل به خاطر معافیت اسراییل از مجازات، بیشترین بهره را ببرد و از پشتیبانی های اساسی برخوردار شود می تواند با در پیش گرفتن استراتژی (راهبرد) کمک به فلسطینیان برای ایجاد نهادهای مختلف، پایه های یک کشور مستقل را بنا نهد. حتا افکار عمومی، به ویژه افکار عمومی اعراب زیر ذره بین است. زمان آن است که با خودداری از تصمیم های احساسی، بار مسئولیت هشدار به راهبران را به دوش کشید که از خطرات بازی های مخربشان آگاه شوند. وقت آن است که این بازی ها به راستی به افکار سازنده عمومی تبدیل شوند. افکاری منطقی، آگاه و ماندگار.

اعضای اصلی این ارکستر چهارنفره یعنی ایالات متحده، روسیه، اتحادیه اروپا و سازمان ملل این بار نیاز دارند که در این اجرا متفاوت از بارهای پیش عمل کنند: یعنی اتخاذ موضعی فرای تردید و توهین ناشی از کوتاه بینی؛ موضعی به دور از مواضع تزیینی و غیر کاربردی.

امروز سازمان ملل و دبیر کل این سازمان، آقای بان کی مون نباید تنها به اعلام محکومیت و تقبیح نقض هنجار و قوانین بین الملل به وسیله اسراییل و نادیده گرفتن تقاصاهای بین الملل برای پایان بخشیدن به مقررات عبور و مرور غزه بسنده کنند. اکنون زمان آن است که سازمان ملل با مشروعیت، بدون تردید، ترس، پوزش و ابهام از قوانین بین الملل دفاع کند. اگر گزارش قاضی ریچارد گلدستون در پیچ و خم سیاست گیر می افتد و امتیاز و خود را برای تاثیر گذاری فوری از دست می دهد، شاید تراژدی ناوگان دریایی بتواند برای سازمان ملل فرصتی به ارمغان بیاورد که خشونت را با انسانیت و قوانین بین الملل مبادله کند.

در واقع انجام پژوهشی مستقل و بین المللی ضروری است، به ویژه هنگامی که پژوهش های داخلی اسراییل همیشه ثابت کرده اند که در پشت نقاب مصالح و امنیت ملی، تابع محاسبات و معادلات سیاسی اند.

سازمان ملل هنگامی که مصونیت از مجازات اسراییل را زیر سوال می برد باید خود را به پرونده موارد نقض حقوق بشر توسط اسراییل تجهیز کند تا بتواند از باورپذیری و استواری جایگاه خود دفاع نماید. این یک وظیفه اخلاقی برای سازمان ملل و دبیرکل آن بان کی مون است.

اتحادیه اروپا به نوبه خود درجه بالاتری از مسئولیت را داراست. اتخاذ موضعی جدی در برابر اسرائیل، در حمایت از سازمان ملل متحد و مشروعیت بین المللی از سوی اتحادیه اروپا الزامی است و همچنین در زمینه پاسخگویی اسراییل برای موارد نقض قانون، از جمله جعل اسناد و تقلب در ترور رهبر حماس در دبی در اوایل امسال.

مردم و اتحادیه اروپا وسایل متعددی برای اعتراض در اختیار دارند؛ ابزار شکستن محاصره غزه و اقدامات اقتصادی در برابر اسراییل از این شمارند. کمک اروپا به تشکیلات خودگردان فلسطین سخاوتمندانه است و شایسته قدردانی. با این حال اگر این کمک ها با هدف انحراف از مقصر اعلام کردن گناهکار و پرهیز از تحریم در برابر اسراییل به خاطر ترس از عواقب آن - لابی اسراییل برای اعمال تحریم، در پاسخ به تحریم های احتمالی - انجام می شود، بهتر است در آنها تجدید نظر شود. این به دلیل آن است که جایگاه ایالات متحده در این گروه چهارنفره مسئولیت هایی را بر دوش آنان می نهد که فرای کمک های خرید و بخشودگی های مالی است. این وظیفه اتحادیه اروپاست که اساس اخلاقیات، سیاست، قانون مداری و مشروعیات را فراموش نکند. به بیان دیگر این وظیفه اروپا است که در روبروی دیده ها از نظر پنهان نشود.

در همین حال، روسیه نسبت به تعهدات خود در گروه چهارجانبه با ابهام و گریزان برخورد می کند. زمانی که روسیه پشت نقش "قربانی" در دوره جنگ سرد با ایالات متحده پنهان می شد و به این وسیله در کشمکش فلسطین- اسراییل در برابر رهبری امریکا مقبولیت به دست می آورد گذشته است. و زمان های دیگر، روسیه بر پایه نیازش به ارتباطات با دیگر کشورهای منطقه، سازمانها و احزاب، در این قضیه دخیل است.

در حقیقت، روسیه به طور کامل قادر به مهار جنگ در منطقه است و همچنین با بهره گیری از تاکتیک های پیشگیری قادر به پیاده سازی صلح به رهبری ایران و متحدانش است.

امروز وظیفه روسیه آن است که با سیاستی پاسدارِ صلح، مراقب روند گفتگوهای صلح باشد و با فشار بر ایران که سوخت آتش جنگ را در مواضع داخلی و خارجی تامین می کند، به روند بهره گیری جمهوری اسلامی از منازعه فلسطین در خاک این سرزمین و در لبنان پایان دهد.

روسیه با عضویت در این گروه چهارنفره، خود را بخشی از روند صلح می داند. اگر ایران چون مانعی بر سر راه صلح عمل می کند، در عوض روسیه باید از نفوذ و تاثیر خود با صراحت تمام برای متوقف کردن ایران استفاده کند زیرا رابطه دو جانبه با ایران، به مسکو این امکان را می دهد که از اعمال فشار سیاسی و اقتصادی بر ایران بهره ببرد.

در همین حال دولت باراک اوباما در صف اول کسانی است که امروز باید اسراییل را تحت فشار قرار دهند. هنگامی که دولت اسراییل در آب های بین المللی به کاروان فعالان صلح، از جمله اسلام گرایان یورش برد چه اتفاقی افتاد؟ آیا چنین بی خیالی بین المللی به غیر از این که بر ضد اسراییل باشد، مخالف اموال کشور نازپرورده یعنی ایالات متحده امریکا نیز عمل می کند؟

توجیه اسراییل در میان افکار عمومیِ بین الملل خریداری ندارد. خشم رشد می کند و مانع کارکرد سایر راهبردهای امریکا می شود: استراتژی هایی چون پیشنهاد تحریم های بیشتر بر ایران، به دلیل نقض قطعنامه های بین المللی و پیمان منع گسترش سلاح های کشتار جمعی.

شکستن محاصره غیر قانونی اسراییل بر نوار غزه تبدیل به کابوسی در دولت بنجامین نتانیاهو و وزیر دفاع اهود باراک شده است که فراتر از ویژگی های فنی شکستن محاصره ریشه دوانده است. این به معنی شکست اسراییل و وادار کردن این کشور به انجام کاری است که مایل به آن نیست: این بار فشار به وسیله فعالان بشردوست و سیاستمدارانی که در نشست هسته ای نیویورک شرکت کردند اسراییل را در تنگنا قرار خواهد داد.

هر چه پیش آید روزها و هفته های آینده ممکن است به شکستن و از میان بردن محاصره بینجامد. با این حال این گشایش به شیوه ای نخواهد بود که عبور جنگ افزارها و جنگجویانی که به غره قاچاق می شوند امکان پذیر باشد. اگر این باعث ناامیدی کسانی می شود که مطابق صورتجلسه بر ناوگان صلح سرمایه گذاری کرده اند، باید بگویم که آنان تنها نا امید خواهند شد، بلکه مسئله باعث ضرر و رنجش فلسطینیان تحت اشغال و محاصره نیز خواهد بود.

اگر آنان دست به چنین تلاشی بزنند فرصتی طلایی را در جلب پشتیبانی بین المللی برای لغو محاصره غزه و اعمال فشار جدی بر اسراییل از دست خواهند داد.

برای نمونه، فشار جدی باراک اوباما بر اسراییل باید به طرح اقدامات جدی تفسیر و تبدیل شود تا به صلح بینجامد. اما برای این که او چنین کاری را انجام دهد کشورهای عرب باید بدانند که چگونه از این فرصت بین المللی به شیوه ای سازنده هم از لحاظ سیاسی و هم در سطح افکار عمومی بهره ببرند و چنین چیزی نیازمند کنترل همه جانبه ای است برای پیشگیری از سبقت جویی.

مصر اکنون در صف مقدم است و برای این کشور بسیار لازم است که درباره غزه تمام جوانب را بررسی کند تا اقداماتش به اندازه کافی مسئولانه باشند. مصر کلید غزه است و علاوه بر بهره مندی از پیشنهاد مصر، همتراز با ترکیه برای تحت کنترل فلسطینیان غزه که مشتاق دادن انگیزه و فرصت به باراک اوباما هستند که اسراییل را زیر فشار قرار دهد.

در همین حال، رهبری ترکیه تحت فرماندهی اردوغان در حال بازی اسلام است و از پشت افکار عمومی دنیای عرب را تنظیم می کند که به ایران و اعراب بگوید: هیچ راه حلی در منطقه بدون حضور ترکیه امکان پذیر نیست و من راهبر هستم.

در این دوره، ترکیه شاید توانسته است نقش ایران و عواملش را در عرض ۲۴ ساعت به کوتولگی بکشاند، هنگامی که افکار عمومی کشورهای عربی اسلامی را معطوف به خود کرد و به اسرائیل گفت: صبر و شکیبایی ترکیه را نباید آزمود.

اما صبر اساساً زبان ایران است. جنگ صبر در ترکیه میان اسلام گرایان و نیروهای نظامی بالا می گیرد، همان گونه که در ایران میان دولت و مخالفانش. همان گونه که در میان اعراب صبر یعقوب مثال زده می شود. به همین دلیل جنگ بر سر راهبری فلسطین میان ترکیه و ایران باقی می ماند تا روزی که اعراب از خواب عمیقشان بیدار شوند.

عکس از:Reuters


 


مقابله با سرکوب به یاری آوازه: از شروع "جنبش سبز" در ایران کارگردان مشهور شیرین نشاط با نام و آوازۀ خود از مخالفان در این کشور پشتیبانی می کند. این هنرمند که در ایالات متحده زندگی می کند در گفتگو با اشپیگل از کمکِ فیلم ها و فیس بوک و دوستی ها در راه هدفش روایت می کند.

اشپیگل آنلاین: خانم نشاط، سه شنبۀ گذشته جعفر پناهی آزاد شد – در مقابل سپردن ۱۶۰ هزار یورو وثیقه. هر روز در جشنوارۀ کن بازداشت این کارگردان ایرانی را یادآوری کردند. دربارۀ زندانی شدن و آزادی همکارتان چه می گویید؟

نشاط: من و جعفر پناهی از دوستان خوب هم هستیم. از جمله اولین کسانی بود که به من به مناسبت دریافت شیرنقره ای برای فیلم "زنان بدون مردان" تبریک گفت. هر دو در "جنبش سبز" بسیار فعال بودیم، او در ایران و من در ایالات متحده. بعد از اینکه گذرنامه اش را گرفتند پیوسته با هم تماس داشتیم، با تلفن و ایمیل یا از راه فیس بوک. در ابتدای مارس که بازداشت شد من در آمریکا شروع به جمع آوری امضا کردم که از جمله رابرت ردفورد از این اقدام پشتیبانی کرد. در فرانسه طوماری برای او نوشته شد، به همراه دیگر نیویورکی ها ما کسانی بودیم که در آمریکا برای آزادی او کوشیدیم.

اشپیگل آنلاین: توانستید بعد از آزادیش با او صحبت کنید؟

نشاط: در همان روزسه شنبه پیغام داد که می خواهد با من صحبت کند. ما خیلی به هم نزدیکیم زیرا هردوی ما از ته دل با "جنبش سبز" همراهیم. جعفر برای من قهرمان واقعی است: در زندان هم وانداد. آسان نیست که توانسته زیر فشار هم موضعش را حفظ کند. گفته می شد وی بعنوان کارگردان باید فقط دنبال ساخت فیلم باشد و اینگونه سرسختی نکند. حتی به او اتهام زدند از موقعیت برای جلب توجه سوءاستفاده می کند. اما واقعاً پایمردی کرد. از آزادیش خیلی خوشحالم.

اشپیگل آنلاین: معروف بودن پناهی او را در امان می دارد؟ در کن برای او یک صندلی در هیأت داوران خالی گذاشته بودند، ژولیت بینوشه نیز هنگام دریافت جایزه نام پناهی را رو به دوربین گرفت.

نشاط: شهرتش حتماً به او کمک کرد. از اینرو اگر جعفر بود می گفت: "از من پشتیبانی نکنید بلکه از دیگر زندانیان. همۀ آینها چون من بی گناهند!" همین حالا تلفنی داشتم که زندانیان دیگری هم دست به اعتصاب غذا زده اند، حتی یکی از میان آنها آب هم نمی نوشد. همکارم شجاع آذری نیز در نیویورک از روی همبستگی دست به اعتصاب غذا زده است.

اشپیگل آنلاین: وضع پناهی چه خواهد شد؟ از قدم های بعدی او یا خارج شدن احتمالیش از کشور خبری دارید؟

نشاط: هنوز خیلی کار دارد، دو محاکمۀ دیگر پیش روی اوست. اما من او را می شناسم، هیچگاه تسلیم وضعیت حاکم نمی شود. اینکه پناهی اینگونه استوار برعقیده اش ایستاد بزرگترین خار در چشم حکومت بود. از اینرو اطمینان دارم به راهش ادامه می دهد. امکان دیگری برای او وجود ندارد.

اشپیگل آنلاین: دولت چه اتهامی به او می زند؟

نشاط: ظاهراً دو اتهام علیه او مطرح است، یکی از سوی ادارۀ نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی و دیگری از ناحیۀ وزارت فرهنگ و ارشاد ... (البته این اداره هم زیرمجموعۀ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است – م)

اشپیگل آنلاین: ... تشکیلاتِ مخوفِ سانسور.

نشاط: ظاهراً پناهی می خواسته فیلمی بسازد که از جمهوری اسلامی ایران بشدت انتقاد می کند. از جزئیات خبر ندارم.

اشپیگل آنلاین: گفته می شود حتی شروع به کار نکرده بوده است.

نشاط: معلوم است که اتهام او ساختگی است، شکی در این مورد وجود ندارد. معلوم نیست چه پیش می آید- خود او هم نمی داند. به گمانم تجربۀ هفته های گذشته او را در مخالفتش پا برجا ترکرده باشد. بویژه که یک بار مؤفق شده است: دست به اعتصاب غذا زد و بعد او را آزاد کردند. اینکه من اینگونه به روشنی حرف می زنم خطری برای او نخواهد داشت. زیرا برآنم که وی برای دولت ایران لقمۀ آسانی نیست.

اشپیگل آنلاین: پناهی با فیلم "آفساید" در جشنوارۀ برلین در سال ۲۰۰۶ بیشترین تحسن ها را برانگیخت: دختری با تمام توان می کوشد به استادیوم فوتبال راه یابد، که فقط برای مردان است. بازی تعیین کننده ای درآنجا برگزار می شود که باعث راهیابی ایران به جام جهانی شد. شادی و پایکوبیا در خیابان که پناهی گرفت واقعی بود.

نشاط: این فیلم را خیلی دوست دارم. در این فیلم می شد امید و توان جوانان ایرانی را دید که در تابستان گذشته به خیابان ریختند.

اشپیگل آنلاین: فیلم ها می توانند برای دولت کنونی ایران خطری باشند؟ سیاست ایران باید از هنر بترسد؟

نشاط: باید کمی حاشیه بروم و تفاوت ها را میان فرهنگ سینما درغرب و در ایران توضیح دهم. گرچه در آمریکا آزادی بیان وجود دارد اما کارگردانان باید برای حمایت از فیلم های خاص بشدت مبارزه کنند. تماشاگر اینقدر سطح آموزش بالایی ندارد شاید هم بیش از حد راحت طلب است و از اینرو فیلم های رایج را ترجیح می دهد – نوعی گریز از واقعیت. برخلاف این واقعیت گریزی که فیلم سازان در جهان آزاد از آن استفاده می کنند – البته من اینجا خیلی ساده می گویم -، تماشاگر ایرانی به ما فیلم سازان به معنای واقعیِ کلمه وابسته است: به اینکه ما موضع بگیریم و حرفی بزنیم. هنر ما صدای مردم است. بر اثر سانسور تماشاگر ما عادت کرده بین سطرها را بخواند. ما می توانیم فیلم های تمثیلی و انتزاعی یا بسیار شاعرانه بسازیم زیرا تماشاگر ایرانی در واقع چنین چیزی را از ما می خواهد.

اشپیگل آنلاین: بنابراین سانسور حساسیت را بالا برده است.

نشاط: نکتۀ متناقض همین است: در دل این فرهنگ که آزادی بیان را برنمی تابد از سویی تماشاگر با فرهنگ سینما داریم و از دیگر سو هنرمندانی که بسیار متعهد هستند و حتی جان خود را به خطر می اندازند و در کانون تحولات سیاسی قرار دارند. بنابراین ما فیلم سازان خیلی نفوذ داریم اما خیلی هم دچار دردسر می شویم. در ایران سانسور می شویم و آزار می بینیم یا بازداشتمان می کنند – یا در خارج و در تبعید زندگی می کنیم. بله، نیروی تصور ما از ما تهدیدی برای دولت کنونی می سازد. زیرا ما نمی توانیم خودمان را به لحاظ اخلاقی و هنری از واقعیت موجود جدا کنیم. در دیگر جاهای جهان هنرمندان دست کم حق انتخاب دارند.

اشپیگل آنلاین: اما شما هر چند ثانیه یکبار به تلفن نگاه می کنید که آیا خبر جدیدی از پناهی دارید ...

نشاط: ... یا منتظر خبرهای تازه از دیگر زندانیان هستم که ممکن است با ایمیل یا بر روی فیس بوک برسد. نگران مادرم در ایران هستم. نگران دوستانم هستم. نگران کشورم. بعنوان ایرانی نمی توان دنبال هنر برای هنر بود. چطور هنر می تواند چشم بر واقعیت ببندد؟

اشپیگل آنلاین: شما تاکنون از نظر سیاسی فعال نبودید. با انتخابات دستکاری شده در ایران در سال گذشته و "جنبش سبزِ" برخاسته از آن فیلم شما "زنان بدون مردان" که شش سال بر روی آن کار کرده بودید بستر تازه ای یافت. فیلم برای خودتان هم نقطۀ عطفی شد؟

نشاط: کاملاً. گاهی که علنی که از سیلست حرف می زدم احساس خوشایندی نداشتم. می خواستم حرفم را در کارم بزنم. اما چیزی که در تابستان ۲۰۰۹ پیش آمد دگرگونم کرد. در آن زمان اخلاقاً امکان دیگری ندیدم جز اینکه از این جوانان پشتیبانی کنم، جوانانی که برای چیزی مبارزه می کنند که من به آن ایمان دارم: جنبش بدون خشونت که دنبال دمکراسی است. چیز بالاتر، چیز شریف تری وجود دارد؟ مردم در خیابان های تهران جان خود را به خطر انداختند – من غم شهرتم را بخورم؟ آیا بعنوان هنرمند مرزی را پشت پا می گذارم وقتی علنی حرفم را می زنم یا فعالیتی می کنم؟ فقط گفتم: "هرچه بادا باد! من طرف آنها را خواهم گرفت و از آنها پشتیبانی خواهم کرد. آنها به من احتیاج دارند زیرا آدم گمنامی نیستم. اگر در آپارتمانم در نیویورک بنشینم و حاضر نباشم حرف آنها را به دنیا برسانم وقتی آنها سینه رو به اسلحه دارند – چقدر از من سرخورده می شدند؟"

اشپیگل آنلاین: همکاران شما هم همین تصمیم اخلاقی را پیش روداشتند مانند شما؟

نشاط: بله، عباس کیارستمی و بهمن قبادی یا محسن مخملباف نیز همین تصمیم را گرفتند. برای پناهی اما این تصمیم دشوارتر بود زیرا وی در ایران زندگی می کند.

اشپیگل آنلاین: روند "جنبش سبز" را در ایران چگونه می بینید؟ هنوز بختی دارد؟

نشاط: در هفته های آینده بسیار حساس می شود زیرا اولین سالروز جنبش در پیش است. حال و هوای تابستان گذشته تکرار خواهد شد. همین موردِ جعفرپناهی به جنبش تکان جدیدی داد. وقتی هم که پنج زندانی سیاسی در ابتدای ماه مه مخفیانه اعدام شدند مردم به خشم آمدند. می دانم که در هر شهر بزرگ ایران تظاهرات گسترده ای تدارک دیده شده است. در نیویورک شجاع آذری مشغول تدوین فیلمی برای سالگرد است. مطمئنم که جنبش هنوز نمرده است. در همین آلمان هنوز این جنبش بسیار طرفدار دارد، برای نمونه در بین ایرانیان درکلن.

اشپیگل آنلاین: شما شش سال بر روی فیلمتان کار کرده بودید که با قیام مردم درتابستان گذشته این فیلم اهمیت سیاسی زیادی یافت. تعجب کردید؟

نشاط: خیلی. کاملاً تصادفی بود، هیچ فکرش را نمی کردیم. در ژوئیۀ گذشته وقتی انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد و مردم علیه نتیجۀ آن دست به اعتراض زدند آخرهای ساخت فیلم بود. تصویرهای قیام سال ۱۹۵۳ در دوران مصدق که من در تدوین نگاه می کردم بسیار شیبه به آن چیزی بود که در تلویزیون ها نشان می دادند، خیلی زیاد! نه فقط تظاهرکنندگان بلکه تصویر کشته شدن ندا.

اشپیگل آنلاین: که نماد مقاومت شد.

نشاط: نمی توانستم باور کنم. از شباهت ها بین سال های ۱۹۵۳ و ۲۰۰۹ تکان خوردم. دیگران تازه در سپتامبر وقتی فیلم در ونیز و تورنتو به نمایش درآمد توانستند پی به این شباهت ببرند. شاید هم هیچ تصادفی نیست بلکه دلیلی براین است که تاریخ تکرار می شود.

گفتگو از: ناتاشا رایس

عکس از:NFPو DPA و AFP


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irandarjahan-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irandarjahan@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته