-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ خرداد ۲۱, جمعه

Latest News from Iran Green Voice for 06/11/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



احمد قابل، امروز، پس از تحمل 170 روز بازداشت، با قرار وثیقه از زندان مشهد آزاد شد.

به گزارش خبرنگار جرس از مشهد حجت الاسلام احمد قابل پس از تحمل نزدیک به 170 روز زندان، امروز بعدازظهر با قرار وثیقه 500 میلیون ریالی و با حکم قاضی کاووسی رییس شعبه 5 دادگاه انقلاب مشهد آزاد شد.

اولین جلسه دادگاه قابل، روز 29 اردیبهشت برگزار شد که طی آن تمامی موارد اتهامی مطرح و وی و وکلایش با رد اتهامات، دفاع خود را مطرح کردند.

گرچه زمان جلسات بعدی دادگاه هنوز مشخص نشده اما دادگاه با درخواست وکلا مبنی بر تغییر قرار بازداشت، موافقت کرد و قرار تامین وثیقه صادر شد.

با وجود کاهش وزن شدید، وضعیت عمومی قابل خوب توصیف شده است. وی در حال حاضر در مشهد است و به زودی به محل سکونت خود، فریمان باز خواهد گشت.

گفتنی است احمد قابل، پژوهشگر دینی و از شاگردان آیت الله حسینعلی منتظری است و از مخالفان و منتقدان آقای خامنه‌ای محسوب می‌شود.

قابل ۲۹ آذر 88، بعد از درگذشت آیت الله منتظری برای مراسم تشییع او از مشهد به قم سفر می‌کرد که در بین راه نیشابور بازداشت شد.


 



 


باسمه تعالی

« و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا و لنصبرن علی ما اذیتمونا و علی الله فلیتو کل المتوکلون »

درود و سلام بر پیامبر رحمت و نور و حکمت و ائمه ی راستي، فضیلت و کرامت

مردم شریف کاشان
22 خرداد سال 1388 در حافظه ی مردم خواهد ماند، فرصتی که با حضور پرشور و مثال زدنی خیل عظیم مردان و زنان ایران زمین یادواره ای از همبستگی و همت آنان برای رسیدن به هدف مقدسشان بود .
ولی آن هنگام که مردم در امانت داری و صداقت گفتار حاکمان شک کردند و با حضور میلیونی 25 خرداد 1388 و با فریادهای سکوت خود به دنبال پاسخی قانع کننده از جانب حاکمان در زمینه ی نتیجه ی انتخابات شدند، بر خلاف فرموده ی حضرت علی (ع) به مالک اشتر که " اگر مردم تو به ستمگری گمان بردند، عذر خود را به آشکارا با آنان در میان نه و با این کار از بدگمانیشان بکاه، که چون چنین کنی، خود را به عدالت پرورده‌ای و با مردم مدارا نموده‌ای. عذری که می‌آوری سبب می‌شود که تو به مقصود خود رسی‌ و آنان نیز به حق راه یابند" موظف به ارائه ی اسناد ادعای خویش نشدند و این ولی نعمتان را مشتی خس و خاشاک نامیدند.
هنوز جامعه در بهت و حیرت این صحنه آرایی بود که فرزندان امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی، کسانی که در دوران جنگ تحمیلی جزء رزمندان مخلص بودند به دلایل هیچ و پوچ به زندان افتادند و حتی با گذشت مدت ها حبس در انفرادی و تحمل شرایط سخت زندان که قسمتی از آن در ماجرای کهریزک برای مردم آشکار شد دلیلی برای این حبس ها نشنیدند .
دارالمومنین کاشان نیز از این گونه رفتارها به دور نبوده است، متاسفانه به نام جمهوری اسلامی و اسلام رفتارهایی صورت گرفته که هیچ تناسبی با دین رهایی بخش اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی ندارد و بیشتر به عقده گشایی هایی می ماند که عده ای در این فرصت از آن استفاده می کنند تا به منافع دنیوی خویش برسند .
امروزه بر خلاف آنچه که در تریبون های رسمی و غیر رسمی که با پول بیت المال اداره می شود بیان می شود، جنبش سبز بیش از آنچه انتظار می رود در میان مردم جای خود را باز کرده است و این اتهام زنی ها و هتاکی ها که به ناحق بیان و تبلیغ می شود مطابق کلام پیامبر اکرم (ص) نسبت هایی است که به خودشان روا است و در حقیقت این واقعیت وجودی خودشان است که به دیگران می خواهند نسبت دهند .
در همین شهر خودمان کاشان، در یک سال اخیر چه حوادث عظيم و گاهاً هولناكي رخ داده كه به دليل فضاي خفقان حاكم از ديد بسياري از شما همشهريان مخفي نگه داشته شده كه در ذيل به برخي از آنها اشاره اي كوتاه مي كنيم :
در انتخابات سال گذشته با وجود مشارکت بالای صد در صدی در شهرها و شهرستان های اطراف، میزان مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری در کاشان تنها چند درصد از حضور کامل و شاید بیش از جمعیت واقعی شهر کم بود و جالب تر آن که پس از اعلام نتیجه ی انتخابات نیروهای لباس شخصی تجمع آرام و بدون خشونتی را که در اعتراض به نتیجه ی انتخابات برگزار شده بود، به خشونت کشیده به افراد حمله ور شده و پس از دستگیری، آنها را در مکان های غیرقانونی مورد ضرب و شتم و تحقیر قرار دادند.
در همین دارالمومنین كاشان عده ي قليلي كه فقط ادعای دینداری دارند، چه بسیار تهمت ها و اهانت های ناروایی که در سخنرانی ها و شب نامه های خودساخته به انسان هاي مومن و انقلابي نسبت داده اند. در حالي كه طبق روايات، "آبروي مومن از خانه كعبه هم محترم تر است."
در حاکمیتی که حتی پرداخت حقوق کارگران بیکار شده دیگر کشورها را وظیفه خود می داند، چشمانش را نسبت به سفره های خالی کارگران همشهری مان بسته و حقوق معوقه آنها را در آستانه انتخابات به عنوان سهام به اصطلاح عدالت به آنها پرداخت می نماید.
نهادهای دولتی به بهانه های واهی و به دلیل واقعی حضور افراد در ستادهایی غیر از رئیس دولت دهم اقدام به اخراج نیروهای کارآمد اداره ها نمودند و یا در گزینش ها و مصاحبه های ادارات و سازمانها حتی دانشگاه ها که باید ملاک انتخاب افراد صلاحیت های علمی و تخصصی باشد، معیار، حضور در ستادهای رئیس دولت دهم قرار گرفت و متاسفانه این رویه ناصواب حتی در قبال جوانان و دانشجویان دانشگاه های مختلف و پرونده سازی براي آنها به منظور اخراج و یا تعلیق آنان ادامه دارد.
چه گروه هايی که پس از انتخابات فضا را برای عقده گشایی ها و تسویه حساب های شخصی باز دیدند و همچون کلان کشور در کاشان نیز دست درازی هایی را به ساحت مقدسات، روحانیون و بزرگان روا داشتند که نمونه ا ی از آن را مردم عزادار در مراسم تاسوعای حسینی، ختم آیت اله العظمی منتظری(ره) و مراسم سالگرد حضرت امام خمینی (ره) شاهد بودند. مسئولینی که اینک آگاه شدن مردم را در مقابل منافع خود می بینند حتی از مجموعه های شناخته شده ای همچون مجمع روحانیون مبارز که از بدو تاسیس با تایید امام خیمنی (ره) همراه بود و یا هيئت محبان اهلبيت كاشان را كه متشكل از مجموعه اي از جهادگران و رزمندگان دفاع مقدس بوده و بيشترين تعداد خانواده ي شهدا و بالاترين تعداد جانبازان دفاع مقدس را در ميان تمام هيآت مذهبي كاشان دارا مي باشد، با بهانه هاي واهي به شديدترين صورت مورد هجمه قرار داده تا آنجا كه از برگزاري مراسم عزاداري آن هيئت جلوگيري به عمل آمده و به اين جمع نيرو هاي اصيل انقلابي شهرمان انگ ضد انقلاب مي چسبانند. آيا هئیت محبان تنها هیئتی بود که در حرکت عبادی - سیاسی خود در بازار کاشان سخن از انتقاد گشود و آیا صدای دیگر هئیت ها شنیده نشد که تنها به برخورد گزینشی با این مجموعه پرداختند و حتي جلسه ي ديدار هفتگي آنان با خانواده هاي معظم شهدا را نيز به تعطيلي كشاندند؟
مراسم ختم آیت الله منتظری(ره) كه به منظور تجليل از مقام مرجعيت و گراميداشت جايگاه علمي ايشان برگزار شده بود با قشون كشي نيروهاي لباس شخصي شناخته شده و با فرماندهي نهاد هاي نظامي بدون هيچ مجوزي از مراجع قضايي به تعطيلي مسجدالحسين(ع) و برهم خوردن مراسم ، دستگيري تعدادي از شركت كنندگان و سلب آسایش ساکنان محله انجاميد.
ماجرا به همین مورد ختم نشد و حتی مراسم ارتحال حضرت امام خمینی(ره) که هر ساله همچون دیگر شهرها در کاشان هم برگزار می شد امسال با توصيه و پيگيري نماینده ی دولت در شهرستان و این بار حضور مستقیم وزارت به تعطیلی کشیده شد و مسجد محمدیان، این پایگاه مردمی و اسلامی را قفل کرده و حتي مانع از برگزاري نماز جماعت در اين مسجد شدند.
مسجد الرسول نیز از این قاعده ی جدید مستثنا نشد و با حیله اي شگفت كه حتي در رژيم طاغوت نيز سابقه نداشته و بر خلاف حكم تمام مراجع تقليد مي باشد مانع از اقامه ی نماز امام جماعت آن شدند و با استفاده از زبان زور و اسلحه اقدام به سركوب اعتراضات نمازگزاران نمودند.
این رفتار ها و این روش ها آیا موافق دین اسلام است، دینی که رهبر آن حضرت امیر المومنین علی (ع) حتی برای مخالفان قسم خورده اش حق برگزاری مراسم در مساجد و پرداخت حق بیت المالشان را محفوظ می دانست ؟
کیست که نداند هدف از این فعالیت ها چیست و بر چشم چه كساني پوشیده است كه از این عملکرد ها چه افرادي سود می جویند ؟
آیا نباید مردم فرماندار در سایه شهرشان را بشناسند ؟
آیا نباید ارگان هایی که با پول بیت المال اداره می شوند در خدمت همه ی مردم باشند ؟
آیا وقت آن نرسیده است که پاسخی به احضارها و بازجویی های شبانه روزی بی دلیل ارگان های خاص داده شود ؟
از این همه ایجاد ارعاب و ترس چه گروهی است که اینک می ترسد؟ آنانی که با محافظان خود در مراسم های عمومی شرکت می کنند یا آنانی که مظلوم واقع شده اند ؟
مردم می دانند که دزدیدن جوانی در این شهر و نگه داشتن آن به مدت سه روز در بدترین شرایط ممکن و توهین های فراوان و ضرب و شتم اسرائیل گونه چه جزایی دارد ولی سوال این است که آیا نهادهای مسئول از یافتن عوامل این حوادث عاجز اند ؟ آیا نباید مراکزی که خود را حافظ جان مردم می دانند در مقابل اين آدم ربایی از خود عدالتی نشان دهند و به جاي وارونه جلوه دادن حقيقت و تهمت هاي ناروا و ياوه گويي ها به مظلومين و ‌آسيب ديدگان اين حادثه، مسببين اصلي اين جرم كثيف و غیرانسانی را به سزاي اعمالشان برسانند؟ یادمان باشد که سختی تمامی حادثه ی کربلا بر حضرت زین العابدین(ع) از اهانت ها و یاوه گویی های مردم شام کمتر بود .
استقبال از آقای احمدی نژاد در كاشان که همچون دیگر مراسم های مشابه در کشور با سردي همراه بود، آیا جز توهین به مردم کاشان و این که تمامی دنیا از سخن بی ادبانه ی ایشان به ما بخندند آیا ثمره ی ديگری هم داشت؟ آیا لازم بود که همه بدانند پشتوانه ی مردمی جريان حاكم در کاشان با وجود بسيج كليه امكانات و نيروها و صرف هزينه هاي هنگفت از جیب بيت المال چقدر کم است که با تمام ابزارهایشان مشغول برپایی عجولانه ی چنین مراسم ها و یا راهپیمایی های هدفمند خود شده اند ؟
می پندارید که حق اصالت و تقوای مردم کاشان چنین عملکردها و توهین هايی است؟ آيا مردمي كه سالهاست درخواست منطقي و به حقشان استان شدن كاشان بود، بايد اين چنين از جانب حاكمان تحقير و از جانب جهانيان مسخره مي شدند؟
و اينك جريان حاكم در راستاي ايجاد ترس در مردم و به بهانه ی برقراري بهتر امنيت شهر را همانند پادگاني بزرگ در آورده و در اكثر ميادين و خيابان هاي آن دوربين نصب نموده تا با زير نظر گرفتن كوچكترين رفتار شهروندان ظاهراً امنيت شهر را تامين نمايد و چه كسي است كه نداند در پي تامين امنيت و تثبيت حاكميت خود هستند.
هنگامی که همه ی بلندگوها و تریبون ها داد وحدت سر مي دهند ، در عمل چیزی که به واقعیت نمی رسد وحدت است برای ایجاد وحدت در قانون مواردی مشخص شده است که امروزه به ابزاری برای تفرقه افکنی و قدرت طلبی بدل شده است. چه بزرگانی که در مقابل ارجاع اعتراض های مردمی و حتی اختلافات دستگاه های دولتی به جای حل آن یا روزه ی سکوت می گیرند و یا حق را به ناحق نسبت می دهند و بعد بر فراز تریبون ها خطبه ی تقوا و و حدت می خوانند .
و جالب آنكه خود صحنه گردانان و بازيگران جريان حاكم آنقدر با بحران مشروعيت و مقبوليت حتي در اطرافيان، همفكران و همرزمان سابق خود مواجه اند و توجيهي براي رفتار هاي غير اسلامي و غير انساني خود ندارند كه در ميان اعضاي خانواده خود نيز تنها مانده و گاهاً دچار مشكلات و اختلافات خانوادگي شده و يا پس از مدتي خود دچار مشكلات روحي و رواني گرديده اند.
بعد از این همه اتفاق با شما سخن می گوییم با شمایی که خود را از تمامی خوبی ها و مطهرات بالاتر می دانید و از هر گونه بدی و زشتی معصوم می دانید. با شما که دستتان به نا حق آلوده شده است ، آیا این تلاش های بی وقفه جهت مخالفت با آرمان های امام ، انقلاب و مردم نتیجه ی داشته است ؟ آیا می پندارید سکوت حاصل از آبرو داری مردم و یا موافقت ظاهری حاصل از خفقان خواهد توانست امروز و آخرت شما را تامین کند؟ می پندارید که ناله های مادران و صدای در گلو خفته ی پدران و اندوه و سرگشتگی جوانان شما را امان خواهد داد؟ تصور می کنید که در این همه هیئت های مذهبی و نماز های عبادی برای بقای شما دعا می کنند یا برای ریشه کن شدن ظلم دست به دعا و نیایش دارند؟ پس بهتر است به میان آنان بیایید و بشنوید که از خداوند برای شما چه می خواهند و برای حق گویان و صالحان چه می خواهند.
پدرانی که از کار بی کار شده اند و جوانانی که از ره به بی راهه رفته اند همه از این قانون شکنی ها و عافیت طلبی های شماست. آن هنگام که به فیش حقوق خود با آن مبالغ تشویقی نگاه می کنید این را بدانید که خانواده هایی هستند که ماه ها با مبالغی بسیار کمتر از آن سرافرازانه زندگی می کنند و حاضر نیستند دست به حرام بزنند .
و بدانید که اگر روزی اصرار شما هم بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی باشد ، " آن روز وقتی است که همه با هم سبز می شویم "

جنبش راه سبز امید - کاشان

شما هم رسانه شوید
http://kashanjaras.blogspot.com/
 


 


سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) در آستانه سالگرد 22 خرداد بیانیه ای تحلیلی منتشر کرده و طی آن به بیان برخی مطالبات اصلاح طلبان پرداخته است. در بخشی از این بیانیه آمده است: " «نقض حق تعیین سرنوشت ملت» از طریق دستکاری وقیحانه و گسترده در آراء به صندوق ریخته شده آنان و تغییر شگرف در نتایج انتخابات امری بود که ایرانیان را تحمل آن ممکن نبود". سازمان ادوار تحکیم همچنین خواستار اتحاد کلیه احزاب و گروههای حامی تغییرات شده است.

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

به نام خدا

سالی پر از مصیبت و رنج بر ملت ایران گذشت و رویش و رشد جوانه های اراده یک ملت به سوی آرمان والای آزادی، نقطه عطفی در تاریخ سرافرازی های ایرانیان برجای گذاشت.

خرداد ماه 88 دیگر بار به آوردگاه تقابل حق طلبی و مقاومت بر سر آزادی خواهی با خودکامگی و استبداد کور بدل شد. یک انتخابات ریاست جمهوری به انتخاب میان سرنوشتی روشن توام با مردمسالاری و پیشرفت میهن و یا اضمحلال و عقب ماندگی روزافزون، ارتقاء یافت و ملتی آزاده در برابر نادیده انگاشتن رای و لگدمال کردن احترام و عزت اش، قد برافراشته و پایداری کرد.

آنچه در خردادماه سال گذشته و به دنبال دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به وقوع پیوست، در واقع آخرین برگ از فصلی چهار ساله بود که طی آن «حقوق ملت» و «منافع ملی» در سیاست های حاکمیت به هیچ گرفته شده و شهروندان روز به روز حقوق و آزادی های مشروع و قانونی خود را توسط دولت اقتدارگرا از دست رفته و نقض شده می دیدند. دوره ای که طی آن رفاه و عدالت اقتصادی و اجتماعی روند نزولی به خود گرفت و فاصله طبقاتی عمیق تر شد، اصناف و اقشار مختلف از دانشجویان و معلمان گرفته تا کارگران بخش های مختلف دربرابر حقوق صنفی ازدست رفته شان فریاد اعتراض برآوردند، احزاب و نهادهای مدنی منزوی شده و اندک رسانه ها و روزنامه های منتقد به محاق توقیف و سانسور رفتند و اینگونه بود که ملتی سرخورده و خشمگین از «دروغ و ریا» و «جهل و بی قانونی» مشتاقانه به سوی صندوق های انتخابات شتافتند تا مگر با توسل به ته مانده سهم خود از ثمره مبارزه ای بیش از صد سال بر سر تحدید استبداد، سدی بر سر راه ویرانگری دولتی نابخرد بگذارند. دولتی که از پلکان دموکراسی بالا آمده اما گویی قصد نابودی و براندازی آن داشت.

اما «نقض حق تعیین سرنوشت ملت» از طریق دستکاری وقیحانه و گسترده در آراء به صندوق ریخته شده آنان و تغییر شگرف در نتایج انتخابات امری بود که ایرانیان را تحمل آن ممکن نبود، چرا که آنان «رای» خود را همسنگ موجودیت خویش می دانستند و نادیده انگاشتن برگه های رای را نه صرفا یک تقلب انتخاباتی وسیع و تعیین کننده، بلکه توهین به شعور خود تلقی می کردند. از این رو «رای من کجاست» به شعار واحد و پرطنین شهروندان معترض درخیابانها تبدیل شد که با تکیه بر میراث خون پدران و مادران شان که فصلی برای «حقوق ملت» در قانون اساسی به ارمغان آورده بود، خشمگنانه اما نجیب و شکیبا به صحنه درآیند و به ربایندگان رای شان اعتراض کرده و هشدار دهند. لیکن چه سود که پاسخ گل، گلوله و جواب شعار، شکار خونین در میدان آزادی و خیابان جمهوری اسلامی بود.

نمایش خصومت حاکمیت نسبت به اعتراض آرام شهروندان اش با خشونتی آنچنان که جهانی را به حیرت واداشته بود در واپسین روزهای خردادماه سال گذشته و در پی آن طی روزهای بسیار دیگری همچون 18 تیر، 26 تیر، روز قدس، 13 آبان، 16 آذر، عاشورای خونین و 22 بهمن و ... دلسوزان، عقلای قوم و هر ناظر آگاه و منصفی را به این باور رساند که اگر اسلامیت و مشروعیت مذهبی – اخلاقی حاکمیت پیش از این انتخابات با رواج «دروغ ، ریا و فساد مالی» رو به اضمحلال رفته بود اینک با مقاومت حداکثری حکومتی مدعی وامداری انقلاب اسلامی 57، در برابر اراده ای ملی که نه تنها در گوش صندوق ها بلکه در صحن خیابانها علنی گشته بود، آخرین جرعه جام «جمهوریت» نیز بر زمین ریخته شد و به یکباره در برابر دیده گان نسلی از انقلابیون و پرورش یافتگان نظام برآمده از آن، از «جمهوری اسلامی» دیگر نه جمهوریت ماند و نه اسلامیت و این جایی بود که سکوت، معنایی جز خیانت نمی یافت.

پروژه بازداشت گسترده و از پیش تصمیم گیری شده فعالان سیاسی، مدنی و روزنامه نگاران که تقریبا تمامی آنان از حامیان دو نامزد اصلاح طلب و تحول خواه انتخابات ریاست جمهوری بودند، نه تنها نشانه ای از تمایل اراده ای ناسالم برای غلبه بر رای ملت بود، بلکه یکی از گسترده ترین و تاثربرانگیزترین فصل های نقض حقوق بشر در کارنامه حکومت را برجای گذاشت، دادگاههای نمایشی که بیش از آنکه به محکمه شبیه باشند به مجالس نقد خویشتن و مداحی و تمجید از حاکمان بدل گشته بود آشکارا نشان داد که در فقدان استقلال قوه قضاییه و عدم نهادینه سازی قانونگرایی در این قوه ویرانه (به تعبیر رییس وقت اش) چگونه از قانون و دادگاه و دادسرا که اساسا به منظور پاسداری از حقوق شهروندان پدید آمده اند می توان ابزاری ساخت برای سرکوب همان حقوق و آزادی های مشروع و خداداد و چگونه شکنجه و تجاوز تا جایی گسترش می یابد که در واقعه ای کم نظیر حکومت مجبور به اعتراف به این حقیقت شود که دستکم چهارجوان بر اثر شدت شکنجه جان خود را در زندانی رسمی از دست داده اند؛ گرچه این استفاده ابزاری و چماقگونه پذیرشی در افکار عمومی و حتی در میان هواداران سنتی اقتدارگرایان نیز نیافته و با گسترش موج بیداری میان اقشار مختلف جامعه، صف محافظه کاران سنتی هرچه بیشتر از اقتدارگرایان خشونت طلب تفکیک شد.

اینک اما در سالگرد جنبش حق طلبانه و اصلاحی مردم ایران، سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) که از اولین روزهای حوادث پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم، همگام و همصدا با مطالبات اساسی و اعتراضات مسالمت آمیز مردم بوده است ضمن گرامیداشت یاد شهدای والامقام این حرکت ملی و آرزوی علو درجات برای آن عزیزان سفر کرده ونیز طلب صبر و استقامت از درگاه باریتعالی برای خانواده های داغدیده و مصیبت زده و همچنین تاکید بر لزوم شناسایی و محاکمه عاملان این جنایات در اولین فرصت تاریخی، نکاتی را با ملت شریف، شجاع و زنده ایران در میان می گذارد:

اول: به اعتقاد ما دستیابی به «انتخابات آزاد، سالم و منصفانه» با تضمین کلیه پیش شرط های آن مهمترین آرمان و مطالبه جنبش اصلاحی ایرانیان و نقطه توافق تمامی گروه های اصلاح طلب و هوادار تغییرات مسالمت آمیز است. این آرمان نشانگر آن است که رهبران و فعالان «جنبش سبز» نه لزوما در پی کسب قدرت که بیش و پیش از آن خواستار احترام به رای و اراده اکثریت ملت هستند. این امر مطالبه ای تاریخی و ملی است و از سوی طرف مقابل نبایستی به عنوان یک سنگر مبارزه تلقی شود، بلکه انتخابات آزاد - به شرط بازگشت عقلانیت به ساختارهای حاکمیت مستقر- بایسته و شایسته است که به مثابه راهکاری اساسی و دائمی برای برون رفت از بحران، نگریسته شود.

دوم: مساله رهاسازی «زندانیان سیاسی» که از ابتدا به عنوان گروگان هایی نزد اقتدارگرایان گرفتار آمده اند، از جمله اولویت های اساسی جنبش اصلاحی است. طرفین منازعه سیاسی فعلی به هیچ نقطه توافقی دست پیدا نخواهند کرد و بحران کنونی حل نخواهد شد جز آنکه فوراً زمینه آزادی این فرزندان شرافتمند و بی گناه وطن را فراهم آورده و ضمن لغو احکام ناعادلانه و بی اساس صادر شده به جبران خسارات وارده بر آنها بپردازند.

سوم: همچنانکه پیش از این در بیانیه های سازمان مطرح شده است در شرایط کنونی، همبستگی و نزدیکی کلیه احزاب و گروه های اصلاح طلب و وفاق آنان بر سر مطالبات اساسی مردم، در عین محدودیت های گسترده اعمال شده علیه هر نوع فعالیت سیاسی و مدنی امری ضروری و کلیدی است.

چهارم: پی گیری اصل «عدم خشونت» و تداوم فعالیت اعتراضی مسالمت آمیز در کلیه سطوح جامعه تا نیل به تحقق حقوق مندرج در قانون اساسی و اجرای تضمین شده کلیه مفاد این پیمان ملی به عنوان خواسته ای حداقلی، همواره بایستی در صدر توجهات فعالان جنبش سبز اصلاحی باشد. به یاد داشته باشیم که اعتراض و امر به معروف و نهی از منکر حاکمان، حقی ابدی برای ملت است که مبتنی بر پایه های استوار عقلی و مذهبی است.

پنجم: گسترش ابزارهای ارتباط جمعی و ارتقای آگاهی های اجتماعی – سیاسی ابزار مطرود سانسور را در دنیای کنونی رفته رفته بی خاصیت کرده و از کار انداخته است، بر این مبنا به حاکمان انذار می دهیم که با احترام به حق آحاد ملت در دسترسی آزاد به اطلاعات، دست از سیاست ناکارآمد انسداد رسانه ها و دروغ پراکنی در رسانه های خویش بکشند و به راستی «راه نجات را در راستگویی بجویند».

ششم: تقدیر از اقدامات شجاعانه و شرافتمندانه آقایان «میرحسین موسوی» و «مهدی کروبی» را در مسیر احقاق حقوق ملت و منافع ملی و همراهی و راهبری جنبش اعتراضی مردم، وظیفه خود می دانیم و حمایت خود از فعالیت ها و ابتکارات این بزرگواران در مسیر فوق الذکر را با افتخار اعلام نموده و از تمامی عقلای قوم و بزرگان جامعه به ویژه مراجع عظام درخواست می کنیم که در برابر ظلم آشکاری که از سوی حاکمیت خصوصا در حق زندانیان سیاسی در جریان است، واکنش مناسب و درخوری نشان دهند.

سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) همچنین در آستانه سالگرد بازداشت دبیرکل و سخنگوی سرافراز خود آقایان دکتر احمد زیدآبادی و عبدالله مومنی و همچنین پنجمین ماه حبس آقای علی ملیحی، مسئول روابط عمومی سازمان، یکبار دیگر عاملان و آمران بازداشت ربایش گونه این عزیزان را نسبت به عواقب دنیوی واخروی این جفا و بی عدالتی عریان به تامل و تعقل فرا می خواند و تاکید می کند که دستگاهی که این آزادگان را مجرم می شمارد، نظامی بیمار و به خطا رفته است که حتی از تشخیص نفع و ضرر و دلسوزان و دشمنان خویش نیز ناتوان گشته است. تاکید می کنیم احکامی که در خصوص این اسرا و سایر فعالان سیاسی و مدنی صادر شده است، از آنجا که معیارهای حقوق دادرسی عادلانه و موازین قانونی موجود در جریان صدور آنان رعایت نشده است، فاقد اعتبار، وجاهت قانونی و ارزش اجتماعی بوده و از آنجا که افکار عمومی از صداقت و شرافت این اسراء آگاهی دارد، احکام صادر شده نشان های افتخار بر سینه این فرزندان ملت است.

سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت)

بیستم خردادماه یکهزاروسیصدوهشتادونه
 


 


رییس دولت اصلاحات با حضور در منزل بدرالسادات مفیدی که اخیراً پس از 161 روز بازداشت با سپردن وثیقه آزاد شده است، با وی دیدار کرد.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»،حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی در این دیدار با اعلام خشنودی از آزادی دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران، شرایط دوران بازداشت خانم مفیدی را جویا شد و دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران نیز با تشکر از حضور رییس جمهور سابق کشورمان گزارشی از شرایط دوران بازداشت خود ارائه کرد.

خاتمی در پایان این دیدار ابراز امیدواری کرد با توجه به شرایط کشور و گذشت یکسال از برگزاری انتخابات و وقایع پس از آن به زودی شاهد آزادی سایر زندانیان سیاسی نیز باشیم.

بدرالسادات مفیدی دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران که از هفتم دی ماه در جریان بازداشت روزنامه نگاران پس از وقایع عاشورای 88 در بازداشت به سر می‌برد، روز یکشنبه با سپردن وثیقه 100 میلیون تومانی از زندان آزاد شد.


 


شهرزاد کریمان مادر شیوا نظرآهاری صبح امروز و در سالروز تولد شیوا، موفق شد در بند 209 زندان اوین با دخترش دیدار کند.

 

به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، مادر شیوا روحیه وی را خوب توصیف کرد و گفت: "به مناسبت تولد او درخواست ملاقات حضوری کرده بودیم که با این درخواست موافقت شد و به مدت کوتاهی توانستیم او را ببینیم".

کریمان در خصوص تعلل مقامات قضایی در برگزاری دادگاه شیوا نظرآهاری ابراز نگرانی کرد و گفت: "روز دوم خرداد قرار بود دادگاه شیوا برگزار شود که به دلایلی نامعلوم به تعویق افتاد. گفتند که یک هفته دیگر دادگاه برگزار می‌شود اما هنوز و با گذشت ۱۸ روز هنوز هیچ خبری از دادگاه نیست و جوابی هم داده نمی‌شود".

امروز و در آستانه تولد شیوا نظرآهاری، عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر، قریب به ۱۸۰ روز از بازداشت دوم او می‌گذرد. شیوا مدت ۲۸۰ روز از یک سال گذشته را در زندان سپری کرده است و در طی این مدت هنوز دادگاهی برای او برگزار نشده است. او همچنان در بند ۲۰۹ زندان اوین شرایط دشواری را سپری می‌کند و مقامات قضایی همچنان از آزاد کردن او خودداری می‌کنند. شیوا در طی این مدت از استفاده از حق مرخصی نیز محروم مانده است.

افروز مغزی و دکتر محمد شریف وکلای شیوا مدتی پیش با مراجعه به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب موفق به خواندن بخشی از محتویات پرونده او شده‌اند و با توجه به مفتوح بودن همزمان پرونده‌های دو بازداشت وی، درخواست تجمیع پرونده را به دادگاه ارائه کرده‌اند. اما همچنان از تاریخ دقیق تشکیل دادگاه او اطلاعی در دست نیست.

کوهیار گودرزی عضو دیگر کمیته گزارشگران حقوق بشر نیز که همراه با شیوا نظرآهاری در دی‌ماه گذشته بازداشت شده بود، پس از ابلاغ حکم رسمی یک سال حبس تعزیری، این حکم را در دادگاه امضا کرده است. خانواده و وکلای کوهیار گودرزی در تلاش هستند که با توجه به عدم سابقه کیفری پیشین و سپری شدن نیمی از دوران محکومیت یک ساله او و با تودیع وثیقه تعیین شده از سوی دادگاه، زمینه را برای استفاده از حق آزادی مشروط وی فراهم آورند


 


پس از انتشار بیانیه متحد مهدی کروبی و میر حسین موسوی و با توجه به اینکه رهبران جنبش سبز تصمیم گیری برای حضور و یا عدم حضور را به عهده مردم گذاشته اند، این مردم ایران هستند که تصمیم میگرند که در این روز با توجه به جو امنیتی و عدم صدور مجوز برای راهپیمائی حضور پیدا کنند.

ندای سبز آزادی از تمامی مردم سبز ایران دعوت میکند از امشب بیستم خرداد ماه ندای الله اکبر را در تهران و دیگر شهرهای کشور طنین انداز کنند تا پیامی همه مردم سبز اندیش کشورمان به حاکمان باشد و آنان بدانند که مردم همراه و هم پای رهبران خود همچنان آنان را غیرمشروع و کودتایی می دانند.

ندای سبز الله اکبر را از پنجشنبه بیستم خرداد ماه تا سه شنبه بیست و پنجم خرداد ماه هر شب ساعت 10 در فضای شهرها طنین انداز میکنیم.

ندای الله اکبر ما احتیاج به اجازه حاکمان و مجوز آنان ندارد پس اعتراض به عملکرد یک سویه و دیکتاتورمآبانه آنان هر شب صدای خود را به گوش حاکمان می رسانیم.

این رسم دولتی نامشروع است که جز به موافقان خود مجوز راهپیمایی نمی دهد با این حال راهی را که شما ملّت بزرگ ایران برگزیده اید مسدود شدنی نیست و شما خلّاقانه نقش آفرینی خود را در این مسیر متجلّی خواهید ساخت و ما نیز در همه حال تا رسیدن صبح روشن فردا در کنار و همراه شما خواهیم بود
 


 


دادسرای تهران دیدار عباس جعفری دولت آبادی با یک زندانی را تکذیب کرد.

به گزارش «پارلمان‌نیوز»، دادسرای عمومی و انقلاب تهران در اطلاعیه‌ای اعلام کرد : دیدار دادستان با متهم “اعظم ویسمه” در زندان اوین که امروز در برخی سایت‌ها منتشر شده است ، صحت ندارد.

این گزارش افزود:دادستان تهران بر اساس برنامه‌های منظم با زندانیان و خانواده‌های آنان دیدار دارد که در هر مورد اطلاع رسانی می‌شود.

لازم به توضیح است بر ملاقات دادستان با اعظم ویسمه توسط خانواده او و به نقل از ویسمه که عصر امروز با منزل خود تماس گرفته بود، در اختیار پارلمان‌نیوز قرار گرفته بود؛ مادر اعظم ویسمه از فرزند پرسیده است که آیا دادستان را دیده و او پاسخ داده بله.

با توضیحات منتشر شده توسط دادستانی این احتمال وجود دارد که اعظم ویسمه در این تماس کوتاه تصور کرده که منظور مادرش، دیدار با بازپرس یا یکی از نمایندگان دادستانی بوده است.

مادر این خبرنگار دربند در واکنش به این تکذیبیه گفت:« حال که رسما اعلام شده دادستان محترم تهران با دخترم ملاقاتی نداشته است، از ایشان درخواست می‌کنیم که با فرزندم ملاقات و وضعیت او را روشن کنند.»

وی خاطر نشان کرد:« همچنین با درخواستی که پیش از این از دادستانی کرده‌ایم، خواستار ملاقات با فرزندمان هستیم.»


 


شهرزاد کریمان،مادر شیوا نظر آهاری به مناسبت تولد 26 سالگی دختر دربندش؛ نامه ای نوشته و این روز را به او تبریک گفته است. شیوای 26 ساله که بیشتر روزهای 25 سالگی اش را در زندان اوین بوده است؛ اکنون در سلول های چند نفره بند 209 زندان اوین به سر می برد.

در این نامه که متن آن در اختیار سایت «تا آزادی روزنامه نگاران زندانی» قرار گرفته است، شهرزاد کریمان خطاب به دختر دربندش نوشته است:

 

حکمت وزش باد،رقصاندن برگ ها نیست ؛ امتحان ریشه هاست

دخترم، 20 خرداد یادآور شیرین ترین لحظه زندگی مان است چون تو نازنین پا به عرصه وجود نهادی.

از همان دوران کودکی کاملا مشخص بود که با کودکان هم سن خودت متفاوت بودی و هستی. چون کمتر کسی پیدا می شود که از خود،زندگی و شادی های آن گذشته و برای عدالت خواهی ،دفاع از حقوق انسان ها بهترین سال های جوانی اش را در زندان سپری کند.

عزیزم تمام 25 سالگی ات را در پشت میله های بی رحم زندان اوین گذراندی . از صمیم قلب آرزو می کنم این زندان، روزی به موزه تبدیل شود تا همگان ببینند که چه بر شما گذشت.

شیوا جان، در حالی قدم به 26 سالگی می گذاری که همچنان دربند 209 به خاطر گناه نکرده به سر می بری و ما امروز بدون حضور تو همراه با دوستان همیشگی ات تولدت را در خانه جشن می گیریم و از صمیم قلب آرزو می کنیم که دیگر هیچ کس را به خاطر آزاد اندیشی در بند نبینیم.


 


اعضای خانواده کیارش کامرانی یکی از بازداشت شدگان حوادث روز عاشورای تهران، در جریان ملاقات هفتگی با وی بازداشت شدند.

پدر، خواهر و برادر این دانشجوی زندانی که با رای دادگاه تجدیدنظر به 6 سال حبس محکوم شده است، اواسط هفته به اتهام تبلیغ علیه نظام در سالن ملاقات با زندانیان بند 350 اوین بازداشت شده و منزلشن نیز مورد تفتیش قرار گرفت.

پدر و خواهر کیارش کامرانی بعدتر آزاد شده اند اما "مهدی کامرانی" برادر وی همچنان در بند 350 اوین در بازداشت است.


 


عضو حقوقدان شورای نگهبان مدعی این شد که "هاشمی رفسنجانی در مدیریت فتنه بعد از انتخابات نقش ممتازی داشته" و منتقدانه گفت "اما کسی از او مواخذه نکرد، بلکه برخی با ایجاد فضای مناسب سعی کردند هاشمی قهرمانانه مدیریت برون رفت را تدارک ببیند و نقش ممتاز رهبریتی در این مسأله را برای خود تعریف کند، در حالی که هاشمی باید پاسخگوی حوادث پس از انتخابات باشد."

غلامحسین الهام معتقد است "مسائل بعد از انتخابات، کشور را تا یکسال به عقب تر برد، ولی این فتنه ها لازمه یک زندگی زنده است، چرا که خداوند می فرمایند که شما را سالی یک یا دو بار به فتنه مبتلا می کنیم."

واقعیت در انتخابات متجلی شد

به گزارش سامانه خبری برنا نیوز، سخنگوی دولت پیشین محمود احمدی نژاد، در گفتگو با آن پایگاه اینترنتی، ابتدا متذکر این نکته شد که "واقعیت در آن انتخابات به صورت عینی گردید و باورهای تاریخی را تبدیل به یک کارگاه واقعی سیاسی برای جوانان کرد و برکات بسیاری را نیز در پی داشت."

این عضو حقوقدان شورای نگهبان، همچنین بر "ضرورت پایه‌گذاری محکم رسانه ها برای ممانعت از انحطاط" تاکید کرد و بدون ذکر نام نشریه یا رسانه ای گفت: "برخی از رسانه ها کارخود را با انحطاط شروع کردند بویژه بعد از دوم خرداد، با نگاه غلط و انحطاط فکری یعنی با سکولاریسم فعالیت‌شان را آغاز کردند و از همان ابتدا با امام فاصله داشتند و از همان اول با انقلاب اسلامی همخوانی نداشتند و اساسا برای نهادینه کردن انحرافات، تاسیس شدند.
الهام بدون اشاره به رسانه ای حامی دولت گفت "نباید خبرگزاری ها اسیر نام و نان شوند و جذابیت های رسانه ای باعث عدول از اصول شود و نیازمندیهای مادی موجب تسلیم شدن و باج دادن شود."

چطور جنتی می تواند مانند آقایان دیکتاتور باشد

الهام بدون رویکرد به عملکرد شورای نگهبان در عرصه های مختلف – بویژه انتخابات- درباره برخی اظهارات پیرامون احمد جنتی (دبیر شورای نگهبان) گفت: برخی اظهارات بی‌پایه برای تخریب جایگاه شورای نگهبان و شخصیت جنتی مطرح شده در حالی که وی "شخصیتی معنوی، دینی، انقلابی" و انسان با صلابتی است و چنانچه به سابقه شورای نگهبان در زمان امام هم مراجعه کنید، می بینید که در بسیاری از مواقع و مسائل حساس در مراحل مربوط به شوراها یا نظام، به جنتی ماموریت می دادند و ایشان هم تمام وجودش را صرف حسن انجام کار می کند.

وزیر سابق دولت احمدی نژادگفت: "تمام دغدغه و تلاش جنتی معطوف به فعال کردن کل شوراست و ریز مسائل را از طریق شورا پیگیری می کند چه برسد به اینکه یک دیکتاتوری به شکلی که آقایان هستند و ذات خودشان را به دیگران نسبت می دهند، ایجاد کند و دارای شخصیت ولایی است و درچارچوب نظام حرکت می کند."

الهام همچنین در مقام دفاع از دبیر مجموعۀ خود، مخالفت ها با جنتی را به دلیل "اثرگذاری وی در دفاع از نظام، اسلام، انقلاب، امام و رهبری عنوان کرد و مدعی این مسئله شد که "اظهارات برخی از مخالفین جنتی برای آن است که آنها هر انسان موثری را می خواهند با تخریب حذفش کنند؛ در حالیکه جنتی از اولین دوره شورای نگهبان، عضو آن بوده و از اولین گزینه ها بود که عضویتش مکررا به وسیله امام و رهبری تمدید شده است."

این عضو حقوقدان شورای نگهبان، در توجیه سلامت انتخابات اخیر، مدعی این شد که "در دوره جنتی، خاتمی دو بار رئیس جمهور شده" و بدون اشاره به حمایت های آشکار و غیر قانونی شورای نگهبان از احمدی نژاد در برهه های مختلف، گفت: "چطور ممکن است در دوره جنتی، خاتمی در دو دوره، رئیس جمهور شد و کسی هم بر آراء ایشان شائبه ای نداشت و همین مجلسی که کروبی رئیس آن بود با نظارت و تعیین صلاحیت همین شورای نگهبان بوده است پس اگر بخواهند خدشه ای در اعتبار آن وارد کنند تمام دوره هایی که با تایید شورای نگهبان ماموریتی پیدا کردند زیر سوال می رود."

هیچ کدام از سران فتنه برنگشته اند

الهام در بخش دیگری از سخنانش، پیرامون فعالان و رهبران جنبش سبز و مسائلی که برای آنان ایجاد شده گفت: "تحلیل من از جریان هایی که رخ داده، این نبوده که هیچ کدام از اینها برگشت کرده باشند، چه چهره هایی که در تلویزیون مصاحبه کردند و چه کسانی که در دادگاه مطالبی را عنوان کردند و باور من این نیست که تغییری در دیدگاه های افکاری آنها ایجاد شده باشد و این حرکت های تاکتیکی برای عبور از وضعیت موجود، فرصتی برای بازسازی خودشان بوده و این مجموعه یک رفتار سازمانی را دنبال می کند."

عضو حقوقدان شورای نگهبان بدون بیان مصداقی پیرامون اظهاراتش خاطرنشان کرد "دیدن ناپایداری افراد این گروه و تاکتیک های آنها برای طرفداران جوانشان، موضوع مفیدی است، چرا که آنها برای نجات خودشان حاضر هستند همه افراد را قربانی کنند."

هاشمی نقش ممتازی در فتنه داشت

الهام در ادامه با بیان اینکه "هاشمی رفسنجانی در مدیریت فتنه نقش ممتازی داشته است" گفت: "اما نه تنها وی پاسخگوی این مسوولیتش نشد و کسی از وی مواخذه نکرد بلکه برخی سعی کردند با ایجاد فضایی ایشان قهرمانانه مدیریت برون رفت را تدارک کند و خودش دوباره قهرمان شود و نقش ممتاز رهبریتی در این مسأله را برای خود تعریف کند.
الهام افزود: متاسفانه برخی خواص هم به این فضا کمک می کنند در حالی که هاشمی باید پاسخگوی حوادث پس از انتخابات باشد.
وی همچنین اظهار داشت: هاشمی اگر اشتباه کرده صریحا باید این اشتباه را با مردم در میان بگذارد و اصلاح کند، اما این تغییر مبنا و روش را ما نمی بینیم بلکه ایشان در حال فرصت سازی است تا زیر چتر نفوذ ایشان و سابقه ای که دارد، جریان فتنه خودش را بازسازی کند.

الان اینها رقمی نیستند

وزیر و سخنگوی دولت نهم، ضمن ادعای اینکه "بالاخره اینها باید با هم کنار آیند و به یکدیگر باج بدهند"، افزود: الان اینها رقمی نیستند، اگر این متلاشی شدن ادامه پیدا کند، دیگر مجالی برای حرکت بعدی‌شان ندارند و چنانچه برنامه هایی برای انتخابات شورا، مجلس، ریاست جمهوری در آینده داشته باشند، برای عملی شدن برنامه‌ریزی‌شان اولا باید به تعهدات بین المللی فرامرزی‌شان عمل کنند، زیرا پول گرفته اند باید سند خرج بدهند، اگر اینها دستمال مصرف شده ای باشند، قطعا غربی ها و آمریکایی ها آنها را دور می ریزند و به دنبال چهره های جدیدی می روند."

این عضو حقوقدان شورای نگهبان، مصداق و سندی در مورد ادعای خویش مبنی بر "دریافت پول از اربابان خارجی" عنوان نکرد.

این ریزش تاکتیک است

الهام با بیان اینکه "این ریزش در میان آنها یک تاکتیک است و نباید گول این تاکتیک را خورد"، ابراز عقیده کرد: در خصوص جریان فتنه تا زمانی که روسای آن باقی بوده و بتوانند در اثر غفلت قضایی و عدم مسوولیت‌پذیری سیاسی با هر توجیه و دلیلی رنگ عوض کنند، این خطر در سیستم و نظام باقی است و تا زمانی که این مار زنده است و گرما به وجودش بخورد، ممکن است دوباره فتنه ای را دامن بزند، البته مشکل سازی ممکن است اما با توجه به نقش موثر هوشمندی جامعه و رهبری، نگرانی وجود ندارد."

نقش و جایگاه مردم
غلامحسین الهام، بدون رویکرد به پنج سال گذشته و بویژه یک سال اخیر و عملکرد دولتمردان و نتایج آن، گفت "فتنه گران به دنبال ضربه زدن به رهبری و حذف مردم هستند و اساسا کینه آنها با انتخابات دهم این است که مردم تصمیم گرفتند، آنها با همه مشکل دارند که این نشانگر روح دیکتاتوری‌شان است. آنها واقعا باوری به مردم ندارند و ملت نباید قربانی خواسته های چند نفر شود، اینها افرادی ذی نفوذی هستند که اصل اقتصاد کشور را در دست خودشان گرفتند و در حال قبضه کردن معیشت مردم هستند و ابزار تهدید و چماق هم در دستشان است."

این عضو حقوقدان شورای نگهبان، چندی پیش نیز مهندس موسوی را محارب خوانده بود.


 


در آستانه بیست و دوم خرداد و آغاز خیزش جنبش سبز، فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر و گزارشگران بدون مرز، طی بیانیه ای مشترک و ارائه گزارشی پیرامون تداوم سرکوب ها و ادامه بازداشت زندانیان سیاسی، خواستار اقدام عملی و فوری جامعه جهانی در مورد نقض حقوق بشر در ایران شدند. این دو سازمان حقوق بشری، همزمان اقدام به صدور فراخوانی مشترک جهت درخواست آزادی فوری زندانیان سیاسی در ایران نمودند.

در بیانیۀ مشترک فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر و گزارشگران بدون مرز که در آستانۀ ٢٢ خرداد و نخستین سالگرد انتخابات ریاست جمهوری در ایران منتشر شده، ابتدا تظاهرات ٢۵ خرداد ۸۸ و حوادث متعاقب آن خاطرنشان شده و آمده است "همگان تظاهرات مردمی در اعتراض به انتخابات ناعادلانه و تخلف و تقلب در نتایج آن را به یاد دارند. این تظاهرات‌های مردمی، که گستردگی آنها از انقلاب ١٣٥٧ بدین سو بی‌سابقه بود، به شدت سرکوب و به خون کشیده شدند. ده‌ها معترض کشته و هزاران نفر در سراسر کشور دستگیر شدند."

بیانیۀ مذکور همچنین تصریح می کند "با آنکه امروز اکثریت بازداشت شدگان آزاد شده‌اند، اما بسیاری از آنها به شکل موقت آزاد و همچنان تحت پیگرد قضایی قرار دارند. خطر صدور احکامی سنگین آنها را تهدید می‌کند. امروز با پنهانکاری مقامات ایران و سانسور گسترده رسانه‌ها در کشور، ارائه آمار دقیقی از زندانیان سیاسی ناممکن است. با این حال فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر و گزارشگران بدون مرز تعداد زندانیان سیاسی را در سراسر کشور ٤٠٠ تا ٨٠٠ نفر برآورد می‌کند."

این دو سازمان حقوق بشری غیردولتی، در ادامه بیانیه خود، ضمن ابراز ناخرسندی از اینکه "جامعه جهانی با بی‌توجهی به نقض حقوق بشر، همه تلاش خود را بر حل معضل اتمی ایران متمرکز کرده و بر بستر این بی عملی، سرکوب مردم در ایران ادامه دارد"، تاکید می کنند: در آستانه سالگرد رویدادهای غم انگیز انتخابات ٢٢ خرداد، فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر و گزارشگران بدون مرز خواهان آزادی همه‌ی زندانیان سیاسی در ایران هستند.

دو سازمان حقوق بشری همچنین اعلام کرده اند که "با راه اندازی کارزاری برای آزادی همه زندانیان عقیدتی در ایران فهرستی از ٤٠ زندانی سیاسی منتشر می کنند که این زندانیان اعم از روزنامه‌نگار، سندیکالیست‌، دانشجو، مدافعان حقوق زنان، و یا کسانی که اعتقادی متفاوت از اسلام رژیم حاکم دارند. بخشی از رهبران فکری جامعه ایران به شمار می‌آیند. برخی از آنها سال‌هاست که در زندان بسر می‌برند و فرزاد کمانگر یکی از آنها بود که متاسفانه در تاریخ ١٩ اردیبهشت سال جاری با چهار تن دیگر از فعالان سیاسی اعدام شد. این اعدام‌ها با هدف منصرف کردن مردم از شرکت در تظاهرات سالگرد ٢٢ خرداد انجام گرفته‌اند."

فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر و گزارشگران بدون مرز خاطرنشان کرده اند "وضعیت روزنامه‌نگاران و آزادی مطبوعات در ایران روز به روز بدتر می‌شود. از خرداد ١٣٨٨ تا امروز بیش از ٢٠ روزنامه و سایت اطلاع رسانی توقیف یا مجبور به توقف فعالیت خود شده اند. بیش از ٣٠٠٠ هزار روزنامه‌نگار از حق کار محروم و در بیکاری بسر می برند. با ٤٠ روزنامه‌نگار و وب‌نگار زندانی، جمهوری اسلامی ایران سومین زندان بزرگ جهان برای روزنامه نگاران است. ایت‌الله سید علی خامنه‌ای و محمود احمدی‌نژاد با برقراری حکومت وحشت و ترور، این کشور را از روزنامه‌نگاران خود محروم و حق دانستن را برای مردم ممنوع کرده‌اند."

فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر و گزارشگران بدون مرز، ضمن تاکید بر این نکته که "خواهان آزادی فوری همه زندانیان سیاسی هستند"، خواستار مواضع قاطع جامعه جهانی شده و مطالبات زیر را اعلام کردند:

تشکیل کمیسیون تحقیق از سوی نهادهای صلاحیت دار حقوق بشر سازمان ملل برای تحقیق در باره موارد نقض حقوق بشر در ارتباط با رویدادهای پس از انتخابات ٢٢ خرداد ١٣٨٨بررسی موارد نقض حقوق بشر در شورای امنیت سازمان ملل و امکان تصویب مجازات هایی علیه آمران و عاملان موارد نقض فاحش حقوق بشر در ایران انجام اقدامات موثری برای پیشگیری و مجازات موسساتی که با جمهوری اسلامی ایران در نقض حقوق بشر همکاری می کنند. به ویژه ممنوع کردن صدور تجهیزات شنود ، سخت و نرم افزارهایی که گردش آزاد اطلاعات را مهار و دسترسی به اینترنت و رسانه های دیگر را محدود یا غیرممکن می کند، و نیز ابزار و وسائلی که برای سرکوب خشونت بار معترضان به کار می رود.

فراخوان برای آزادی فوری و بدون قید و شرط همه زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران – امضا کنید
فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر و گزارشگران بدون مرز ، همچنین با اعلام نام چهل تن از زندانیان سیاسی، در فراخوانی مشترک و جهانی، از مقامات مسئول ایران خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط آنان و همه زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران شدند.

لینک ورود و امضای این فراخوان به شرح زیر معرفی شده است:
http://www.rsf-fidh-iran.org/?lang=fa#signature


 


به نام خدای آزادگی
در آستانه اولین سالگرد کودتای ننگین 22 خرداد ، سومین کودتای تاریخ معاصر و در حالی که جنبش آزادی خواهانه ملت ایران با زور چکمه های قزاق گونه رضاخانی و چماق های شعبان بی مخهای روزگار زیر خاکستر رعب و وحشت دولت کودتا قرار گرفته است، مروری گذرا بر وقایع یکسال گذشته خالی از لطف نیست.
بار دیگر شور و شعف انقلابی و امید به اصلاح در ملت بزرگ ایران که در نتیجه انباشت مطالبات تحول خواهانه پس از 4 سال زمامداری دولت پادگانی محمود احمدی نژاد بود به یاسی بزرگ تبدیل شد و بارقه های امیدی که در نتیجه بیان مطالبات برآورده نشده ملت توسط بخشی از حاکمیت که به زعم خود شیوه اداره جمهوری اسلامی با آرمانهای مطرح شده قبل از انقلاب و متن صریح قانون اساسی در تضادی آشکار بود باعث شد خیزش عمومی در ملت آزادی خواه ایران به وجود آید و فضای ایده آل سیاسی را قبل از انتصابات 22 خرداد فراهم آورد فضای رویایی که باعث به صحنه آمدن همه فعالان سیاسی و اقشار مختلف مردم شد هر چه به روز واقعه نزدیک تر می شدیم ترس و وحشت حاکمیت از پیروزی مقتدرانه ملت بر انحصار طلبان چکمه پوش نمود بیشتری پیدا می کرد تمامی امکانات حاکمیت از نهادهای فرهنگی سیاسی چون بسیج گرفته تا رسانه های وابسته ای چون رسانه ی میلی،و روزنامه های کیهان و رسالت و...در آستانه ی انتخابات با چاپ مطالبی در تخریب کاندیدهای اصلاح طلب سعی در ایجاد انحراف در باور عمومی مردم داشتند.
حکم بازداشت بسیاری از فعالان سیاسی دو روز قبل از برگزاری انتخابات به امضای مقامات قضایی رسید روزنامه .....وابسته به جریان کودتا طی مقاله ای در تاریخ عنوان داشت یا پیروز انتخابات می شویم یا عاشورایی به راه می اندازیم کاندید منتصب کودتاگران دو روز قبل از انتحابات در حالی که از پیروزی خود مطمئن بود از مردم خواست چند روز آینده را تحمل! کنند، 24 ساعت قبل از انتصابات امکان ارسال پیامک قطع شد و نیروی انتظامی اعلام کرد روز شنبه 23 خرداد مانوری را در دستور کار قرار داده است.همگی این شرایط هر عقل سلیمی را به این سمت متمایل می کرد که اتفاق بزرگی در راه است...
ساعتها قبل از پایان شمارش آرا خبرگزاری های وابسته به دولت اعلام کردند محمود احمدی نژاد با اکثریت قاطع رئیس جمهور ایران شد تصمیمی که شاید ماهها قبل گرفته شده بود و پس از اکران نمایشی مضحک با حضور 85 درصد از ملت ایران اعلام شد.
در پی اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری موج اعتراضات ملت بهت زده سراسر کشور را درنوردید اما حاکمیت به جای رسیدگی به اعتراضات دست به سرکوب معتریض زد . ستادهای انتخاباتی کاندیدهای اصلاح طلب پلمپ و بسیاری از فعالین سیاسی دستگیر شدند تعدادی از روزنامه های منتقد به محاق توقیف رفتند و تعدادی دیگر تحت نظارت نیروهای امنیتی به چاپ رسیدند.بسیاری از جوانان معترض در خیابان ها شهید، زخمی و یا بازداشت و انواع شکنجه های جسمی، جنسی و روحی را متحمل شدند که جنایات کهریزک تنها گوشه ای از این شکنجه ها به شمار می رود.
رنگ و بوی حوادث پس از انتخابات از جمله بازداشتهای گسترده ، آمادگی نیروهای نظامی برای برخورد با مردم ، فضا سازی رسانه ای قبل از انتخابات همه و همه قابل مقایسه با بسیاری از کودتاهای بزرگ قرن اخیر در برابر اراده عمومی مردم بود.
اکنون یکسال است که از حوادث تلخ و شیرین خرداد 88 و ماههای پس از آن می گذرد تلخی حوادث در کام ملت ایران ماند و شیرینیش نیز از آن جهت که از چهره بسیاری از افراد و نهادها تقدس زدایی شد،همچنان که قیام امام حسین(ع) علی رقم تمامی تلخی هایش بسیاری از مرزبندی ها را عیان نمود.
دانشجویان به عنوان طلایه داران جنبشهای اجتماعی سیاسی همچون سالهای گذشته در صف اول مبارزه و پرداخت هزینه در مسیر آرمانهایشان بار دیگر مورد هجمه انحصار طلبان حکومتی قرار گرفتند و صدها دانشجوی آزاد اندیش احکام تعلیقی و اخراجی خود را از مزدوران شریف کودتا دریافت کردند اما همچنان ایستاده بر آرمان در مسیر عدالت و آزادی ملت ایران تا آخرین قطره خون و تا واپسین نفس بر عزم خود پایدارند .
ما فعالان دانشجویی دانشگاه شهرکرد در سالگرد خروش عظیم ملت ایران بار دیگر پیوند ناگسستنی خود را با مردم ایران اعلام میداریم.
من هم دست توده ام
تا آن دم که توطئه می کند گسستن زنجیر را/تا آن لب که زیر لب می خندد/دلش غنج میزند/و به ریش جادوگر آب دهن پرتاب می کند
فعالان سبز دانشگاه شهرکرد
 


 


اینک زمان آن است که به بی شماران بپیوندیم و آزادی خود را در یکی شدن با آزادمردان و آزادزنان سبز سرزمینمان معنا کنیم.
اینک زمان آن است که آزادی خواهی و میهن دوستی و شاد زیستی و صلح طلبی خود را با سکوتمان در بیست و دوم خرداد ماه همگام با سبزهای تمام ایران در کنار دانشجویان غیور دانشگاه های فردوسی، آزاد، سجاد و خیام مشهد و
مردم صلح باورمان فریاد بزنیم.

وعده ما 22 خرداد ساعت 16 تجمع و راهپیمایی در دو مسیر زیر:
پارک ملت - مقابل دانشگاه فردوسی- بلوار سجاد
تقی آباد- سه راه راهنمایی - ملک آباد

جمعی از دانش آموزان و دانش آموختگان دبیرستان و پیش دانشگاهی فرزانگان مشهد
جمعی از دانش آموزان و دانش آموختگان دبیرستان و پیش دانشگاهی شهید هاشمی نژاد
جمعی از دانش آموزان دبیرستان امام رضا
جمعی از دانش آموزان دبیرستان بعثت
جمعی از دانش آموزان و دانش آموختگان هنرستان های مشهد
جمعی از دانش آموزان دبیرستان سیزده آبان
جمعی از دانش آموزان دبیرستان و پیش دانشگاهی علامه
جمعی از دانش آموزان و دانش آموختگان دبیرستان جباریان
جمعی از دانش آموزان دبیرستان آزادگان
جمعی از دانش آموزان و دانش آموختگان دبیرستان های دخترانه سما 1 و سما 6
 


 


میرحسین موسوی و مهدی کروبی امروز و پس از گزارش نمایندگان احزاب اصلاح طلب درباره جلسه با وزارت کشور بیانیه مهمی را صادرکردند. به گزارش کلمه متن کامل بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
مردم آگاه و هوشیار ایران
حضور و مشارکت آگاهانه و مسئولانه شما در پای صندوق های اخذ رأی دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در سال گذشته و بهره گیری گسترده از حق رأی برای تعیین سرنوشت توسط یکایک شما، حرکتی عظیم و حماسه جاودانه بود که می رفت مسیر آینده کشور را از سرازیری مخوفی که گرفتار آن بود و امروز آشکارتر شده است به سمت افق های روشن و قلّه های افتخار که شایسته ملّت بزرگ ایران است برگرداند که متاسفانه دستان نا پاک در آراء پاک شما دست برده و نتیجه به گونه ای اعلام شد که موجب حیرت همگانی گردید و اعتراضات یک پارچه شما مردم آگاه در جهت احقاق حق از دست رفته را برانگیخت ولیکن صد افسوس راهپیمایی و حضور مسالمت آمیز شما به جای آنکه مورد توجه و رسیدگی قرار گیرد سرکوب شد و شما ملت همیشه سربلند هزینه های بسیاری را در طی یک سال گذشته برای احقاق حق به یغما رفته خود پرداخته اید. راهپیمایی بزرگ و فراموش نشدنی شما در ۲۵ خرداد سال گذشته سند حقانیتی است که گذشت زمان نیز نخواهد توانست از اعتبار آن بکاهد. انتظارات به حق شما مردم عزیز ما را بر آن داشت که جهت پاسداشت آن حماسه به یغما رفته و پیگیری مطالبات به حق ملّتی سرافراز که علیرغم همۀ سرکوب ها دست از روش مسالمت آمیز بر نداشته و امیدوارانه آینده روشن را برای کشور خود و فرزندان خود طلب می کنند برای سالگرد روز فراموش نشدنی ۲۲ خرداد در حماسه ملی در انتخابات تقاضای برگزاری راهپیمایی بنمائیم. ما نیز طبق اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی که بر حق بی چون و چرای ملت در تظاهرات و اعتراض صراحت دارد و با هدف جلوگیری از بروز تنش و گرفتن بهانه از دست سرکوبگران و تأمین امنیت انتظامی ملت، درخواست برگزاری تجمع و راهپیمایی در سالروز حماسه ۲۲ خرداد از میدان امام حسین تا میدان آزادی را در موقع مقتضی تسلیم استانداری تهران و وزارت کشور نموده که متاسفانه با بهانه تراشی های متعدد این درخواست بی پاسخ مانده است.
لذا تعدادی از احزاب و گروههای اصلاح طلب جهت رفع بهانه جوئی ها درخواست مشابهی را به وزارت کشور ارائه دادند که سیر آن و پاسخ نهائی وزارت کشور به این درخواست در نامۀ اخیر نمایندگان و احزاب اصلاح طلب آمده است و آنان اعلام کرده اند امیدی به اخذ مجوز از این دولت ندارند.
اکنون در حالی که ۴۸ ساعت به زمان پیش بینی شده برای راهپیمایی باقی نمانده است با عنایت به گزارش نمایندگان احزاب اصلاح طلب و نیز جهت حفظ جان و مال مردم اعلام می داریم راهپیمایی پیش بینی شده برگزار نخواهد شد. بدیهی است با سابقه سیاه یک سال گذشته در سرکوب معترضانی که تنها جرمشان طلب نمودن رأی خود به شیوه ی مسالمت آمیز بود و همچنین اخبار رسیده از سازماندهی مجدد افراطیون و سرکوبگران در جهت یورش به مردم بی دفاع و مظلوم، از مردم و معترضان می خواهیم خواسته و مطالبات به حق خود را از مجاری کم هزینه تر و موثرتری دنبال کنند.
این خودفریبی و ساده انگاری است که تصور شود با تهدید و تحقیر و دروغ در توپخانه هایتان توانسته اید حرکت اعتراضی مردم را منکوب و سرکوب کنید. علیرغم ادعاهای کرکننده رسانه به اصطلاح ملی صدا و سیما و مطبوعات حامی دولت مبنی بر تحلیل رفتن نیروهای جنبش اعتراضی مردم ایران، خود دست اندکاران و سیاستگذاران بیش از هر کس به این نکته واقفند که جنبش زنده است و افتخار واقعی از آن کسانی ست که علیرغم همه تهدیدها و مخاطرات، نا امنی ها، علم به عواقب احتمالی مالی و جانی هنوز از اعتراض بحقشان دست نکشیده اند و حتّی یک اعلام حضور کوچکشان، وحشت بر سرتاپای سرکوبگران می اندازد و لشگرکشی همه جانبه انتظامی و امنیتی را به دنبال می آورد.
و این رسم دولتی نامشروع است که جز به موافقان خود مجوز راهپیمایی نمی دهد با این حال راهی را که شما ملّت بزرگ ایران برگزیده اید مسدود شدنی نیست و شما خلّاقانه نقش آفرینی خود را در این مسیر متجلّی خواهید ساخت و ما نیز در همه حال تا رسیدن صبح روشن فردا در کنار و همراه شما خواهیم بود.
والسلام علی من اتبع الهدی
مهدی کروبی و میرحسین موسوی
۲۰/۰۳/۸۹


 


فرشته قاضی - در حالی که مقامات قضایی و نظامی جمهوری اسلامی پس از تناقض گویی های فراوان درباره مرگ رامین پوراندرجانی، سکوت اختیار کرده اند، اطلاعات یک منبع مطلع و اسناد رسیده به "روز" نشان میدهد این پزشک جوان خودکشی نکرده و مرگ او دلیل دیگری غیر از مسمومیت دارد.

رامین پوراندرجانی، به عنوان پزشک وظیفه، جان باختگان بازداشتگاه کهریزک را معاینه کرده بود و پس از آن به صورت مرموزی درگذشت. مقامات مسئول، ابتدا علت مرگ او را سکته قلبی و سپس خودکشی اعلام کردند؛ در نهایت هم پزشکی قانونی اعلام کرد مرگ این پزشک جوان به علت مسمومیت بوده است. اما مدارکی که در اختیار روز قرار گرفته نشان میدهد اظهارات مقامات مسئول در زمینه قتل رامین پوراندرجانی، واقعیت نداشته است.

براساس این مدارک، ستوان نوریان، افسر کلانتری 129 تهران در گزارش خود از صحنه قتل رامین پوراندرجانی نوشته است: "آثار کبودی و خون مردگی در اطراف گردن مشهود بود". این گزارش اولیه افسری است که به عنوان اولین فرد از سوی مراجع قضائی در صحنه قتل رامین پور اندرجانی حاضر شده است.

 


اما این امر از سوی پزشکی قانونی کاملا نادیده گرفته شده و بدون هیچ گونه اشاره ای به این موضوع و توضیح اینکه علت آثار کبودی و خون مردگی در گردن رامین پوراندرجانی چه بوده، در گواهی صادر شده، دلیل مرگ این پزشک جوان مسمومیت ذکر شده است. پزشکی قانونی البته درباره نوع مسمومیت نیز هیچ گونه توضیحی نداده است.

به دنبال افشای این مسئله رضا قلی پوراندرجانی، پدر رامین پوراندرجانی در نامه ای به مراجع قضایی و بازپرس پرونده نوشته: "مرگ رامین حالت طبیعی نداشته و خودکشی نکرده و صورت جلسه اولین معاینه محل زمان کشف جسد در محل کار رامین دلالت دارد که رامین را از ناحیه گردن خفه کرده اند".

او براین اساس خواهان مشخص شدن واقعیت قتل فرزندش شده است.

پس از رسیدن سند مربوط به این گزارش با پدر رامین پوراندرجانی تماس گرفتیم.او نیزگزارش مربوط به وجود آثار کبودی و خون مردگی در اطراف گردن فرزندش را تایید کرد و گفت این گزارش در پرونده رامین موجود است.

پدر رامین پوراندرجانی که با طرح شکایت، خواهان معرفی و محاکمه قاتلان فرزندش شده است، به "روز" می گوید: "اول گفتند خودکشی کرده و حتی وصیت نامه هم درآوردند.بعد گفتند ایست قلبی کرده است. بعد هم گفتند که مسمومیت دارویی بوده، اما ما حتی یک درصد این ادعاها را قبول نداریم و شکایت کرده ایم اما تاکنون پاسخی نگرفته ایم."

وی می افزاید: "من بچه ام را سالم و بانشاط و پرامید تحویل دادم.او رفت تا به مملکتش خدمت کند اما حتی جنازه اش را نیز نگذاشتند ببینیم و... اما من شکایت کرده ام و منتظرم پاسخی بدهند. هر چند که فرزند دانشجوی دیگری دارم که به خاطر او زیاد حرف نمی زنم و..."

آقای پوراندرجانی که هفته گذشته مدرک پزشکی فرزندش را دریافت کرده، می گوید: "بچه من 19 سال تمام زحمت کشید و درس خواند اما مدرکش را هم ندید و هفته گذشته من مدرک پزشکی او را گرفتم و..."

وصیت نامه ای در کار نبود

همزمان گزارش "روز" از نحوه تدفین پیکر رامین پوراندرجانی نیز حاکی از آن است که مسئولان اجازه رویت پیکر رامین را به خانواده و نزدیکان او در تبریز ندادند.

یکی از نزدیکان رامین پوراندرجانی در این زمینه توضیحاتی به "روز" داده است: "غسل میت و پوشاندن کفن به رامین در تهران و بدون حضور خانواده او انجام شد و درخواست خانواده رامین برای تعویض کفن فرزندشان در تبریز از سوی مسئولین رد شد؛ به خانواده رامین حتی اجازه ندادند پیکر بی جان فرزندشان را ببینند و اصرار خانواده رامین برای رویت پیکر فرزندشان در تبریز بی نتیجه ماند. همین نشان میدهد که موارد پنهانی وجود داشته که نمی خواستند خانواده پیکر رامین را ببینند."

وی می افزاید: "مسئولان نیروی انتظامی جنازه را تا تبریز آوردند و همین که رسیدند جنازه را بدون معطلی دفن کردند و حتی اجازه ندادند جنازه رامین بر اساس عرف و رسوم خانواده او به خاک سپرده شود."

وی همچنین توضیح میدهد که وجود هر گونه وصیت نامه ای از سوی رامین که سردار احمدی مقدم ادعا کرده بود، از سوی بازپرس جنایی پرونده تکذیب شده و برخلاف ادعاهای احمدی مقدم، رامین در اتاق شخصی خود در بهداری ناجا به قتل رسیده است نه در خوابگاه گروهی.

پیشتر دوستان رامین پوراندرجانی به "روز" اعلام کرده بودند که رامین قبل از مرگ از "در خطر بودن جانش" ابراز نگرانی کرده بود.

براساس گزارش های منتشر شده، رامین پوراندرجانی به عنوان پزشک وظیفه، 4 بار به بازداشتگاه کهریزک رفته و چند تن از قربانیان حوادث پس از انتخابات، از جمله محسن روح‌الامینی را پیش از مرگ معاینه کرده بود.

رامین پوراندرجانی قبل از مرگ با حضور در کمیته ویژه پی گیری مجلس، محل شهادت محسن روح‌الامینی را بازداشتگاه کهریزک و علت شهادت او را شکنجه در زندان عنوان کرده و گفته بود که: "محسن را با وضعیت اسف‌باری بعد از شکنجه‌های جسمی شدید دو روز قبل از مرگش نزد من آورده بودند. حال جسمی او بسیار وخیم بود و امکانات پزشکی من هم بسیار محدود، ولی آنچه توانستم برای نجات وی کردم. در همان زمان بود که از سوی مسئولان کهریزک تهدید شدم که در صورت توضیح علت جراحات وارده بر مجروحان کهریزک از ادامه زندگی باز خواهم ماند".

منبع: روز آنلاین


 


جهانگیر عبداللهی دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه تهران هم چنان بلاتکلیف در زندان اوین به سر می برد . وی که یازدهم بهمن سال گذشته بازداشت شده با وجود پایان بازجویی ها و انتقال به بند عمومی، هم چنان وضعیتش نامعلوم است .
به گزارش خبرنگار کلمه ، عبداللهی که از زندانیان کرد است مقطع کارشناسی ارشد علوم سیاسی را می گذراند که به دلایل نامعلوم بازداشت شد.او هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می برد .
با اینکه دادگاه با وثیقه ۵۰ میلیون تومانی برای آزادی این دانشجو پیش از عید هم موافقت کرد اما مامورین امنیتی وزارت اطلاعات تاکنون مانع از آزادی و ابلاغ وثیقه وی به زندان اوین شده اند.
پیش از این نیز اخبار مختلف از فشارهای زیاد بر این فعال دانشجویی حکایت داشت.
گفته می شود جهانگیر عبداللهی بارها تهدید به اعدام شده و بازجویان به او گفته اند مثل احسان فتاحیان اعدام خواهد شد .
 


 


محمد نوری زاد در نامه ای به سید حسن خمینی به هتک حرمت ایشان واکنش نشان داد. این آزاده در بند با در خواست از سید حسن خمینی مبنی بر صبوری و مقاومت نامه حضرت امام رایاد آور شد که توصیه فرموده بود اگر از تریبون مجلس به کسی توهین شد، باید به وی فرصت داده‌شود تا درپشت همان تریبون، از خودش دفاع کند و آنرا با وضعیت امروز مجلس صدا و سیما و منابر و تریبون‌های رسمی مقایسه کرد که چگونه با عملکرد خود به آن توصیه‌ی امام، لبخند می‌زنند. متن نامه محمد نوری زاد که در اختیار “کلمه” قرار گرفته است به شرح زیر است:
`
بسم الله الرحمن الرحیم
به سید حسن خمینی عزیز و سیادت سیلی‌خورده‌اش
سید عزیز، رفتاری که با تو بر سر مزار جدت امام خمینی(ره) صورت گرفت، تقاص بدیهی رفتار خود ماست با مردمان بی‌پناهمان. ما به مردمی که از ظلم، از فساد، از پلیدی و تبعیض به تنگ‌آمده‌بودند، وعده دادیم که: اگر به نظام اسلامی ما، “آری” بگویید، ما افق‌های روشنی از آزادی و درستی و ایمان و عدل را به روی شما خواهیم گشود و کاستی‌های تاریخی شما را مرتفع خواهیم ساخت. به آنان وعده دادیم که: اگر به نظام پیشنهادی ما “آری” بگویید، عدل را از حوزه‌ی فهم و حکومت علی(ع) به ساحت زندگی شما خواهیم آورد. و لذت رفتار او با خویشان و غریبگان را به شما خواهیم چشاند. گفتیم: مگر نه اینکه رژیم شاه و رژیم‌های گذشته، قدر شما را ندانستند؟ حال، این “ما” که قدر شما را نیک می‌دانیم. ما شما را بر بلندای کرامت و شرافت انسانی می‌نشانیم و خستگی جهل تاریخی را از تن و فهم شما به در می‌کنیم. ما آمده‌ایم که هویت سیلی‌خورده و تحقیر‌شده‌ی شما را از قهقرا به‌درآوریم و قامت خمیده‌ی شخصیت ملی و مذهبی شما را استقامت بخشیم. اگر در حکومت پهلوی، از هزار فامیل و حاکمیت و غارت آنان در رنج بوده‌اید، ما با اعتنا به آموزه‌های دینی، و آهن گداخته‌ای که علی به صورت برادرش عقیل نزدیک کرد، ریشه‌ی فسادهای خویشاوندی و رفاقت‌های پولی و رانت‌های فرصت‌روب را از سرزمین خود بیرون خواهیم کشید. تجلی یک حکومت ناب و مردمی را به جهانیان نشان خواهیم داد. کاری خواهیم کرد که مردم از سراسر جهان به تماشای عدل و عقل و نظم و رشد ما شتاب کنند.
بله سید عزیز؛ به مردم تحقیرشده‌ی خود گفتیم: اگر ما را بپذیرید، کاری خواهیم کرد که کمونیست‌ها و سایر نحله‌های فکری در دانشگاه‌ها کرسی تدریس داشته باشند. تو گرچه به یاد نداری، اما ما تمام این وعده‌های تمام‌نشدنی را در سفره‌ی آرزوها و باور مردم گذاردیم و به برق همین وعده‌ها از آنان “آری” گرفتیم.
سید عزیز، ما برای اخذ آری از مردم، همه‌ی اعتبار تاریخی و دینی خود را به صحنه آوردیم. مردم ما را باور کردند. و به ما “آری” گفتند. از چریک و توده‌ای و ملی‌گرا، تا مجاهد و مسلمان و ذوب‌شدگان در تشیع. از سنی و یهودی و مسیحی و زردشتی، تا همه‌ی آنانی که می‌خواستند “انسان” باشند. ما با همان وعده‌های چشم‌نواز و شوق‌آفرین، مردم خود را به عقد معامله‌ای فراخواندیم که یک سمتش ما بودیم و سمت دیگرش آنان. موضوع مورد معامله هم همین افق‌های ناب بود. معامله خیلی زود جوش خورد؛ چراکه مردم، جدّ بزرگوار شما را و مردان برجسته‌ای چون مطهری و طالقانی و منتظری و بهشتی را مردانی راستگو می‌دانستند؛ الحق نیز چنین بود. اینان در آزمون‌‌های سخت، امتحان خود را پس داده‌ و به باور عمیق مردم راه یافته‌بودند. اما، سید عزیز، معامله که انجام شد، دغلکاری‌های ما نیز شروع شد. و ما روز به روز و سال به سال، از موضوع آن قرارداد نورانی دور شدیم. مردم به‌خاطر وقوع جنگ، جنگ قدرت داخلی را تحمل کردند. اما جنگ که تمام شد، جنگ مسئولین با مردم شروع شد و این، کمال نامردمی بود. به‌نحوی که ما همان آزادی نیم‌بند زمان شاه را نیز از مردم خود سلب کردیم. با ایجاد چارچوب‌های خشک، مردم خود را به زحمت و نفرت انداختیم. گشایش‌های اجتماعی جایش را به سخت‌گیری‌های کودنانه‌ی ما داد. مردمی که باید از مدیریت ما به آن آرزوهای نورانی دست‌می‌یافتند، خودشان موضوع آوارهای روز به روز ما شدند.
سید عزیز، قبول کن که ما در آن معامله‌ی بزرگ، “غش” کردیم. قبول کن که ما مردم خود را فریفتیم. به جای هزار فامیل، گستره‌ای از غارت‌های لجام‌گسیخته را در آغوش گرفتیم. به افشاگری‌های عباس پالیزدار نگاه کن و ببین چه مردان برجسته‌ای، از مردان ایمانی، تا مردان حکومتی، دست به غارت اموال زده‌اند. این‌ها تنها گوشه‌ای از غارت بزرگان ماست. به مجلس نگاه کن؛ که چگونه با استقلال و قانون شوخی می‌کنیم! به دستگاه قضایی بنگر؛ آیا این بود آن عدالت معهود که امروزه در این دستگاه، دست‌به‌دست می‌شود؟ به دولت بنگر. قرار ما با مردم این بود؟
به‌همین دلیل است که می‌گویم آن سیلی‌ای که دارودسته‌ی رئیس‌جمهور زیر گوش تو زدند، بخشی از تقاص حقوق فراموش‌شده‌ی مردم بود. البته تو نگران آبروی خویش مباش؛ چراکه خدای آبروپرداز، تو را به‌زودی برخواهدکشید، و طراحان کودن آن فتنه را یه سیاهچال بی‌آبرویی درخواهدانداخت.
سید عزیز، در آن روز نامبارک چهاردهم خرداد، در کنار مزار جدّت خمینی(ره)، رهبر ما نیز، نیک سخن نگفت. او با سخنان پدرانه‌ی خود باید آب بر آتش فتنه‌ی رئیس‌جمهور و دارودسته‌ی او می‌افشاند. اما سخنان رهبرمان، متاسفانه، آن آتش فتنه را شعله‌ورتر ساخت. او بار دیگر از طلحه و زبیر گفت و مستقیم و بدون تخفیف، خود را به جای علی(ع) نشاند. من در نامه‌ی اولم به رهبری، همین خطا را متذکر شده‌ام؛ که یعنی ما تنها زمانی می‌توانیم دیگران را طلحه و زبیر بدانیم و خود را علی، که رفتارمان، نعل‌بالنعل، علی‌گونه باشد. علی کجا با مردم خود چنین می‌کرد که ما می‌کنیم؟ علی کجا به مردم خود وعده می‌داد و از پشت به آنها خنجر می‌زد؟
ما یک روز قرار بود شخصیت تحقیرشده‌ی مردم خود را ترمیم کنیم. امروز، مردم ما، یکی از تحقیرشدگان ملت‌های حاضر دنیایند. رهبر ما اما به یک سخن طلایی امام(ره) نیز موکّداً تاکید کرد. اینکه: میزان حال فعلی افراد است. و با همین سخن دیگران را به باد انتقاد گرفت. غافل از اینکه سخن امام، ظاهراً باید با خود ایشان هم مطابقت داشته‌باشد. رهبر ما، بیست‌ویکی‌دوسال است که بعد از کوچ امام عزیز، رهبری جامعه‌ی ما را به عهده دارند و متاسفانه، چندی‌ست که از سیره و راه امام فاصله گرفته‌اند و آن معامله با مردم را به‌کلی از یاد برده‌اند. امروز اغلب اطرافیان و بازوهای اجرایی امام، از وضع موجود و نحوه‌ی رهبری ایشان ناراضی هستند. رهبری که باید درهمه‌حال، شان پدری خود را رعایت کند، مستقیم به جانبداری از فردی بی‌تعادل، پای به صحنه گذارده است. امام هرگز اجازه ندادند نهادهای تحت‌نظر رهبری، مثل شورای نگهبان و صداوسیما، به‌حمایت از کاندیدایی وارد عمل شوند. اما ایشان، دست همگانِ خود را در این حمایت آشکار گشودند. امام دست و پای سپاه و نظامیان را از ورود به کارهای سیاسی و اقتصادی جمع کرد، و ایشان، سپاه و بسیج را، هم در مسائل سیاسی و هم در ورود به معاملات کلان اقتصادی بازگذارد و شتاب آنان را نیز امضا فرمود. در زمان امام، دستگاه قضایی و قاضی مستقل بودند و امروز، آلت دست بزرگترها و بویژه مرعوب ماموران وزارت اطلاعات شده‌اند. در زمان امام، کجا یک رئیس‌جمهور ثروت مردم را غارت می‌کرد؟ امروز، اما میلیاردها پول گمشده، به شوخی گرفته‌می‌شود.
خلاصه سید عزیز، سخن در این خصوص، فراوان است. سرت سلامت و پشتت به رحمت و لطف خدا گرم. ما به تو و آینده امید فراوان داریم. مبادا از صحنه به‌در روی؟
یادمان نرفته آن نامه‌ی شریف امام، که توصیه فرمود اگر از تریبون مجلس به کسی توهین شد، باید به وی فرصت داده‌شود تا درپشت همان تریبون، از خودش دفاع کند. شما خود، مجلس امروز را، صدا و سیما را، و همه‌ی منبرها و تریبون‌های رسمی را تماشا کن که چگونه به آن توصیه‌ی امام، لبخند می‌زنند. لبخندی که می‌توان ذات کرامت و حق و انصاف را در اعماق اصطبل‌گون رویه‌های نادرست آن تماشا کرد.
در فرمان معروف هشت‌ماده‌ای، امام به یک ضرورت اخلاقی نافذ تاکید می‌ورزند؛ این‌که اگر درحین تعقیب نیروهای ضدانقلاب، در یک منزل، یا محل کار، یا هرجا، به مواردی غیراخلاقی برخوردید، حق پیگیری آن موارد را ندارید. اما امروز چه؟ پیشنهاد می‌کنم فیلم بازجویی از همسر سعید امامی را تماشا کنی تا به حال “فعلی” مامورانی که اسم خود را سربازان گمنام امام زمان گذارده‌اند، دست یابی. من پس از دیدن این فیلم از خود پرسیدم: اگر یک روز از تو می‌پرسیدند انقلاب اسلامی موردعلاقه‌ی تو یک روزی به جایی خواهد رسید که به اسم جمهوری‌اسلامی، از یک بانو، با چنین الفاظی بازجویی خواهد شد، ایا باز راضی به انقلاب و برچیدن رژیم شاه بودی؟ با اطمینان به خود پاسخ دادم: هرگز!
امروز، که حال فعلی ما و شما و رهبرمان است، رعایت اخلاق، و مسائل خصوصی مردم و حق و حقوق آنان، یک طنز سر گردنه است؛ حالا کرامت انسانی و خدا و پیغمبر و قرآن و دین خدا بماند!
سید عزیز، آیا داستان کهریزک، حال فعلی ما نیست؟ آیا مگر داغ ننگ چنین فضاحتی از پیشانی ما پاک خواهدشد؟
از نگاه امام، میزان رای مردم بود. امروزه اما میزان، اراده‌ی نیروهای انتظامی و ماموران امنیتی است. در تمام شئونات، از سیاست تا اقتصاد، تا مجلس و دولت و تا دستگاه قضایی، مردم آیا امروز در کجا حاکم‌اند؟
امام می‌فرمود مخالفین تا اسلحه به‌دست نگرفته‌اند، آزادند. حال فعلی امروز ما این‌گونه است که با حس و حالی معنادار، به آزادی مخالفین پوزخند می‌زنیم.
در زمان امام، مجلس از استقلال برخوردار بود. تنوع نمایندگان تماشایی بود، تنوعی که دیگر تکرار نشد. امروز اما مجلس خفیف ما، حتی از پیگیری مصوبات خود عاجز است، تا بلکه بتواند به خواست‌ها و توپ و تشرهای رئیس‌جمهور، به اسم همراهی و مصلحت نظام، شکلی قانونی دهد.
سید عزیز، قبول می‌کنی که راز ناسزاها و بی‌ادبی‌های آن روز، در اسائه‌ی ادبی‌ست که خود ما به ساحت حق مردم روا داشته‌ایم؟ روزگار ما در فردا و فرداها، اسف‌بارتر از این خواهد بود. وقتی یک “بی‌تربیتی” فرصت ابراز پیدا می‌کند، همین بی‌تربیتی می‌تواند در فردای خود ما، مطالبات گستاخانه و بی‌ادبانه‌ای داشته باشد. دیروز، این بی‌تربیتی به سمت تو احاله داده‌شد، اما فردا، همین بی‌تربیتی از دامان خودشان خواهدآویخت؛ چراکه بی‌تربیتی سامان‌پذیر نیست. مگر شعبان‌ بی‌مخ‌ها را می‌شود در چارچوبی جای داد و انتظار تحرک در همان محدوده را داشت؟
سید عزیز، خداوند تورا و آبروی تو را برخواهد کشید، و به‌همین نسبت، بار سنگینی امانتی بر شانه‌های تو واخواهدنهاد. خودت را برای روزهای گدازنده‌تر مهیا کن. تو، نور چشمی. مباد که من، فراتر از فهمی که باتوست، تنها به نسبت تو با امام چشم داشته باشم. فردا با تو، و با مردمانی‌ است که خواهان حق و حقیقت‌اند و از پلیدی و زشتی بیزارند.
با احترام و ادب- محمد نوری زاد- زندان اوین


 


محمد حسین سهرابی راد، یکی از زندانیان سیاسی گمنام که در ارتباط با قضایای بازداشتگاه کهریزک بازداشت شده، نزدیک به ده ماه است که در زندان اوین محبوس است.
به گزارش ادوار نیوز، آقای سهرابی راد که در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته از اعضای ستاد مهدی کروبی نیز بوده، به اتهام تشویش اذهان عمومی، فعالیت تبلیغی علیه نظام، نشراکاذیب و توهین به مقامات در شعبه ی ۲۸ دادگاه انقلاب به ۴ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است و از ماه شهریور در زندان است.
بنا به همین گزارش، این فعالِ در بند از خانواده شهداست.


 


وضعیت تیم محافظان میر حسین موسوی کاندیدای معترض ریاست جمهوری دهم پس از اخراج احمد یزدانفر مسوول تیم حفاظت او بسیار ناایمن و غیر مطمئن گزارش می شود.

به گزارش خبرنگار رای ما کجاست به نقل منابع آگاه از وقتی که احمد یزدانفر به دلایل کاملا نامعلوم از این گروه اخراج شد ه تیم محافظان مانند گذشته از میر حسین موسوی حفاظت نمی کنند .

این در حالی است که احمد یزدانفر محافظ و یار دیرین موسوی که از 30 سال پیش او را همواره یاری می کرد در حالت تعلیق در یک پادگان نظامی سرگردان است.

حدود یک ماه قبل خبری در سایتهای مختلف توجه همه را به خود جلب کرد اینکه احمد یزدانفر محافظ ارشد میر حسین موسوی بازداشت شده است. بلافاصله پس از انتشار این خبر عکس های زیادی هم از همراه همیشگی میر حسین موسوی انتشار یافت .مردی با محاسن سفید رنگ که تقریبا وی را در همه جا همراهی می کرد. پس از مدتی ستاد حفاظت انصار المهدی سپاه پاسدارن نسبت به این خبر واکنش نشان داد و اعلام کرد :«که یزدانفر بازداشت نشده است بلکه دوره خدمتش به پایان رسیده است.»

چند وقتی بیشتر نگذشت که خبر از تعلیق و بلاتکلیفی وی در یک پادگان نظامی رسید . پادگانی که او حالا باید روزهایش را بلاتکلیف در آنجا سپری کند. اما همه این اقدام های عجیب سوالهایی را به ذهن مردم می آورد .هدف نیروهای امنیتی از اخراج و تعلیق احمد یزدانفر چه بوده است ؟ او هم اکنون در کجا به سر می برد ؟ و آیا هدف اصلی دور کردن این یار قدیمی موسوی از تیم محافظانش لطمه زدن به سلامت وی و کاستن از قدرت گروه محافظانش است موضوعی که خیلی ها را این روزها نگران کرده است ؟

همه این سوالها از سوی سپاه پاسداران تاکنون پاسخ مشخصی نیافته است و آنها با اشاره به نا کارآمدی یزدانفر عنوان کرده اند :«ایشان طبق ضوابط جاری ماموریتش تمام شده و فقط انتقال ایشان یک جا به جایی کاری است.»

این گفته ها هر چند نشان می دهد که یزدانفر بازداشت نشده و به محل خدمت دیگری منتقل شده است، اما این تغییر خدمت در حالی که او وظیفه حفاظت از یکی از رهبران جنبش سبز در ایران را به عهده داشت چه معنایی می تواند داشته باشد . او هم اکنون در حالت بلاتکلیف در یک پادگان نظامی که روزها حق خروج از آن را ندارد چه می کند ؟

البته همه این اتفاق ها هم در حالی رخ داده است که تا به امروز سپاه کسی را جایگزین احمد یزدانفر نکرده است و میر حسین موسوی هم اکنون بدون یک یار دیرینه که همچون جانش از او حفاظت می کرد به سر می برد .خیلی ها معتقدند دور کردن وی در این روزهای حساس از موسوی که حلقه نزدیک یارانش نیز همه در زندان به سر می برند هدفی جز این ندارد که یک یار معتمد دیگر را از او دور کنند یا به او آسیبی برسانند ؟

میرحسین موسوی نیز درباره برکناری ناگهانی مسئول حفاظت از خود گفته است :« وقتی ماموریت کسی تمام می شود به او ابلاغ می کنند نه اینکه او را در وسط خیابان درحالی که به نمازمی رفته بگیرند و با خود به پادگان ببرند. آقای یزدانفر از سال ۶۰ درتیم حفاظت بوده اند . ایشان از برادرهای بسیار خوب سپاه بودند و به وظایف خودشان عمل می کردند. برادر دو شهید هم هستند و بسیار مومن و معتقد و فداکار در وظایف خود عمل می کردند.»

به گفته او در طول این سی سال موقعیت هایی پیش آمد که ایشان می توانستند به موقعیت های بالای مالی و پستی دست پیدا کنند اما نرفتند و قبول نکردند. ایشان بر سر چیزی که به آن اعتقاد داشت می ایستاد.

موسوی تاکید می کند :« این ها با دستگیری آقای یزدانفر خودشان را در معرض آسب پذیری بزرگی قرار داده اند و من نمی دانم این پروژه به کجا ختم خواهد شد.»

به راستی دور کردن یک یار قدیمی از میر حسین موسوی در روزهای حساسی که او در آن به سر می برد چه معنایی دارد ؟ و آیا این مساله به قیمت سلامت جان کسی که مردم ایران این همه دوستش دارند و رهبر جنبش سبز می نامند تمام نخواهد شد ؟


 


دبیرکل حزب اعتمادملی بعدازظهر دیروز با حضور در منزل بدرالسادات مفیدی دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران که به تازگی از زندان آزاد شده است، با وی دیدار کرد.

به گزارش رسیده به جرس، در این دیدار که با حضور جمعی از روزنامه نگاران و دوستان خانم مفیدی صورت گرفت، حجت الاسلام مهدی کروبی با ابراز خوشحالی از آزادی مفیدی، از وی و خانواده اش دلجویی کرد.
بدرالسادات مفیدی دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران روز هفتم دی ماه سال گذشته در جریان موج گسترده بازداشت روزنامه نگاران در روزهای پس از عاشورا به همراه همسرش مسعود آقایی بازداشت شد. همسر وی پس از 53 روز با سپردن وثیقه آزاد شد اما وی به مدت 161 روز دربند باقی ماند. مفیدی بیش از 40 روز از بازداشت خود را در انفرادی و مابقی آن را در بند زنان اوین معروف به متادون گذراند و نهایتاً روز 17 خردادماه جاری با سپردن وثیقه ای به ارزش 200 میلیون تومان آزاد شد.


 


با تشدید دوباره بیماری روده‌ای مهدیه گلرو در زندان و اعلام آن به بهداری زندان همچنان پاسخی به درخواست وی جهت معاینه پزشک داده نشده است.

مهدیه گلرو مدت‌ها ست در زندان اوین مبتلا به بیماری است اما مسئولان زندان از رسیدگی پزشکی به وی خودداری می‌کنند. این بیماری بعد از اعتصاب غذای یک هفته‌ای مهدیه گلرو در بند ۲۰۹ آغاز شده است و به رغم اینکه تاکنون حدود پنج ماه از آغاز این مشکل می‌گذرد به دلیل اینکه تاکنون متخصصی وی را معاینه نکرده، همچنان موجبات مشکل را برایش ایجاد می کند.
به گزارش رهانا، غذای بی‌کیفیت زندان نیز باعث تشدید این بیماری شده است. با تشدید دوباره بیماری روده‌ای مهدیه گلرو در زندان و اعلام آن به بهداری زندان همچنان پاسخی به درخواست وی جهت معاینه پزشک داده نشده است.

مهدیه گلرو فعال دانشجویی از تاریخ ۱۲ آبان ماه بازداشت و تا کنون در زندان به سر می‌برد. وی به دو سال و نیم زندان محکوم شده است و برای آزادی وی وثیقه سنگین ۵۰۰ میلیون تومانی درخواست شده بود که به خاطر عدم تونایی تودیع وثیقه وی هم‌چنان در زندان است.


 


زهرا رهنورد در آستانه بیست و دوی خرداد با صدور بیانیه ای با گرامیداشت حرکت سبز مردم، بار دیگر کف خواسته های مردم و فعالان سیاسی را عنوان کرد و خواستارآزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی و عذر خواهی از سید حسن خمینی شد.

متن کامل این بیانیه که در اختیار جرس قرار گرفته است، به شرح زیر است:

بسمه تعالی

بيست و دوم خرداد روزي است كه ملت سلحشور ايران حماسه اي پرشكوه را با دريافتي مدرن از رأي و انتخابات آفريد و با حضور ميليوني پاي صندوقهاي رأي، نشان داد كه خواهان تغييرات اساسي است: تغيير و اصلاح نگرش حاكميت به انسان و اسلام، تنوع و كثرت قومي و فرهنگي، و نحوه كشورداري. رئوس آرمانهاي نهفته در بطن اين حضور ميليوني چنين بود:

• احترام به انسان و هستي والاي او، و نه تحقير و دروغ و بدبيني به انسان

• احترام به آزادي - آزادي بيان، قلم و انديشه - نه خفه كردن حلقومها و بستن روزنامه ها و تك بعدي كردن رسانه ها
• احترام به انتخابات آزاد، و نه مهندسي شده و فرمايشي
• احترام به آزاديهاي فردي، احترام به اقليتهاي زباني و قومي، و احترام به تنوع و تكثر انديشه اي و فرهنگي

• آزادي زندانيان سياسي و دانشجويان ستاره دار و نه اخراج آنها از دانشگاهها و انواع محروميتهاي تحصيلي و شغلي

• احترام به زن، شأن، و مساوات بشري و رفع تبعيض، و نه تحقير و تبعيض و صيغه و تعدد زوجات در دنياي مدرن و ترتيب قوانين قيّم مآبانه اي كه اسلام عزيز، از اين نحوه نگرش فرسنگها به دور است و راهگشاي همه معضلات بشري در هر عصر و هر نسلي است.

اما شگفتا كه تمام آرزوهاي ملت ايران براي تغيير با يك مهندسي پنهاني و دستكاري در رأي مردم بر باد رفت؛ اقدامي كه ابتدا به تقلب در انتخابات و بعدها به كودتاي انتخاباتي مشهور شد.

از فرداي بيست و دوم خرداد، مردم صادقانه و مشفقانه اعلام كردند «رأي ما كجاست» كه ناگهان بصورت بيسابقه اي با ضرب و شتم و سركوب و گلوله و زندان و مرگ و شهادت روبرو شدند؛ اقدامي كه هيچ حاكميتي در حق ملت خود انجام نمي دهد، مگر آنكه بخواهد به ديكتاتوري خود افتخار كند.

ملت در روز پرشكوه بيست و پنجم و سي ام خرداد، گل سكوت ارائه داد و گلوله آتشين دريافت كرد و به ياد روزهاي انقلاب كبير اسلامي كه مي گفت «ما به تو گل داديم، تو به ما گلوله»، ملت بزرگ ايران حق خواهي شرافتمندانه خود را تكرار كرد. اما حاكميت، گره اي را كه مي توانست با سر انگشت تدبير حل كند به دندانهاي كُند، تير و تفنگ، و زندان سپرد و كاه مطالبات را به كوهي از مطالبات تبديل كرد و امروز شاهد مقاومت و تعميق جريان عظيم جنبش سبز در بستر تاريخي و معاصر ايران هستيم.

و اينك در سالگرد حماسه بيست و دوم خرداد، همچنان صبر و مقاومت بر سر تغيير در صور مطالبات مردم قرار دارد و اين درحاليست كه بحران هويت و وحدت، آرامش كشور را مخدوش كرده است.

اما هنوز هم فرصت باقي است. جنبش سبز كه از بطن اصلاحات برخاسته، برانداز نيست بلكه اصلاحگر و در پي تحقق خير عمومي است، لهذا حاكميت مي تواند به حداقلهاي مطالبات ملت پاسخ مثبت دهد و بطور نسبي شرايط بحراني را آرام نمايد و بر دل مادران و فرزندان و خانواده هاي داغدار مرهم نهد. كف خواسته هاي ملي كه بارها و بارها از زبان فعالين سياسي و احزاب و گروهها و انجمنها مطرح شده را مي توان چنين دانست:

1. آزادي بدون قيد و شرط زندانيان سياسي
2. آزادي مطبوعات، قلم، بيان و انديشه
3. برگزاري انتخابات آزاد
4. اقدام به حل و فصل قوانين تبعيض آميز و قيّم مآبانه نسبت به زنان

5. موضعگيري واقع گرايانه در برابر تحريمهايي كه عمدتاً ناشي از رفتار غلط حاكميت در سطح ملي و بين المللي است، با جلب رضايت مردم
6. احترام به اقليتها و ايجاد امكانات رشد و توسعه فرهنگي براي تكثرهاي قومي و زباني بعنوان فرصتي براي شكوفايي، با اعتماد بر وحدت ملي
7. عذرخواهي و دلجويي از بيت مكرم حضرت امام خمينی (ره) و عذرخواهي از شخص حاج سيد حسن آقاي خميني، رزمنده ديرينه جبهه هاي جنگ تحميلي و عالم امروزي حوزه هاي علميه و تنبيه حرمت شكنان.

والسلام علي من التبع الهدي


 


در آستانه اولين سالگرد انتخابات 22 خرداد، برخي اعضا و منسوبان نهضت آزادي ايران تحت شديدترين تهديدات و فشارها در طول سي سال گذشته قرار گرفته اند.

دكتر سارا توسلي فرزند محمد توسلي (رييس دفتر سياسي نهضت آزادي ايران) بدون هرگونه رابطه تشكيلاتي با حزب مذكور پس از تحمل 52 روز انفرادي و تنها به اتهام شركت در مراسم عاشوراي حسيني و ديدار با خانواده شهيد موسوي به شش سال حبس تعزيري و 74 ضربه شلاق محكوم شد، پيش از اين نيز همسر وي، فريد طاهري عضو شوراي مركزي نهضت آزادي ايران به سه سال حبس محكوم شده بود.
در همین حال، عماد بهاور عضو و رييس شاخه جوانان نهضت آزادي ايران از ديگر متهماني است كه در دوران پس از كودتاي 22 خرداد چهار بار بازداشت شده و در حال حاضر به رغم فقدان هرگونه توجيه قانوني و قضايي و تنها به منظور اعتراف گيري تلويزيوني در بازداشت به سر برده و تحت بازجويي و شديدترين فشارهاي روحي و جسمي قراردارد.

همچنین اميرحسين كاظمي، وبلاگ نويس و عضو ديگر شاخه جوانان نهضت آزادي نيز بيش از سه ماه است كه در بازداشت موقت و انفرادي به سر مي‌برد و در ماه‌هاي اخير تحت فشار شديد روحي و جسمي براي اعتراف گيري عليه خود و حزب متبوع‌اش قرارداشته است. اين عضو جوان نهضت آزادي به رغم گذشت بيش از يك ماه از موعد تمديد قرار بازداشت و عدم تمديد آن هنوز در بازداشت به سر برده و طبق اخبار رسيده از اوين در آستانه سالگرد كودتا قرار است محاكمه شود. اين مسئله در حالي صورت مي گيرد كه قرار مجرميت نامبرده تاكنون به وي يا وكيل‌اش ابلاغ نشده است.

از سوی دیگر، مهدي معتمدي مهر، وكيل دادگستري و مسئول كميته آموزش نهضت آزادي ايران نيز پس از تحمل دو بار بازداشت و شكنجه در يكسال گذشته و پس از ابطال پروانه وكالت‌اش از سوي نهادهاي امنيتي، اخيراً احضاريه‌اي مبني بر تعيين وقت دادگاه دريافت کرده است.


 


جرس: زهرا مجردی عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و همسر محسن میردامادی دبیر کل این تشکل اصلاح طلب است که خودش، فرزندانش، و همسرش، بعد از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری تجربه بازداشت و زندان پيدا كرده اند. این زن اصلاح طلب در آستانه خرداد ماه نيز به دادسرای اوین احضار شده بود. در سالگرد انتخابات و در آستانه یکساله شدن جنبش سبز با زهرا مجردی به عنوان عضوی از یک خانواده سیاسی که حتی عکسهای مربوط به عروسی فرزند او نیز توسط هواداران دولت به عنوان مدرک جرمی علیه شرکت کنندگان در آن مراسم استفاده شده بود، گفتگویی انجام دادیم که در پی می آید.

خانم مجردی یک سال از بحران انتخاباتی ایران گذشت و یک سال هم از عمر همسر شما در زندان سپري شد. شما همسر رئیس کمیسیون امینت ملی و سیاست خارجی مجلس بوده ايد و حالا همسر یک زندانی سیاسی هستيد؛ هر دو هم در جمهوری اسلامی. به نظر شما چرا جمهوري اسلامي به اين نقطه رسيده و شما وظيفه خود را در اين شرايط چه مي دانيد؟

متأسفانه در طول سالي كه گذشت، تعدادي از شهروندان ایرانی برای دفاع از باورهای خود، جانشان را از دست داده اند، عده ای سلامتی خود را از دست داده اند، خانواده هایی متلاشی شده اند و خیلی هاي دیگر دارند رنجهای دشوارتری را تحمل می کنند؛ این هم سهم ماست. به هر حال از اینکه از اين حيث در کنار این خانواده ها هستیم خوشحالیم.

شايد بتوان گفت علت اصلي تمام ماجراها نگاه غلط به جامعه و حكومت داري بود، نگاه غلطي كه در مقام عمل و براي كنترل و اداره جامعه متوسل به زندان و اعدام مي شود. اما تردید ندارم این صحنه هم روزی عوض خواهد شد اما فعلا همه تلاش ما باید این باشد که خانواده های ديگر زندانیان و آسیب دیدگان حوادث اخیر خصوصاً افراد گمنام تر را فراموش نکنیم. دلجویی از خانواده های زندانیانی که فقط به نتیجه یک انتخابات اعتراض داشتند و جوابشان زندان شد، کمترین کاری است که باید انجام داد.

اما همسر شما پیش از هرگونه اعتراض به انتخابات دستگیر و بعد هم به عنوان يكي از متهمان انتخابات دادگاهی شد. به نظر شما دستگيري سران و تلاش براي تعطيلي احزاب اصلاح طلب نوعي انتقامجوئي سياسي بود يا واقعاً به قصد كنترل اوضاع و آرام كردن فضاي سياسي كشور قبل از شكل گيري راهپيمائيها و اعتراضات صورت گرفت؟

البته اين روشن بود كه عده اي سالها به دنبال فرصتي بودند تا با جبهه مشاركت و اصلاح طلبان برخورد قهرآميز كنند. حتي در گفتگوهاي داخل زندان هم به بعضي گفته بودند كه ما سالها است با شما هستيم و كوچكترين حركات شما زير نظر بوده است. به هر حال شرايط بعد از انتخابات اين فرصت را برايشان فراهم كرد.

اتفاقاً خودم هم به یکی از مسئولین در همين زمينه اعتراض کردم و گفتم حکم دستگیری آقای میردامادی و برخي دوستان ديگر چند روز قبل از روز انتخابات صادر شده است، كه پاسخ داد در شرایط ویژه این موضوع سابقه دارد و برای کنترل جامعه این کار مي تواند بدين صورت انجام شود!

اگر به سیر پرونده های فعالین سیاسی نگاه کنید، اساساً احكامي كه مبناي بازداشتها بوده، نحوه دستگیریها، بازداشتهای موقت طولاني، سلولهای انفرادی طويل المدت، بازجوئيهاي مكرر، مرخصی هاي دلبخواهي، بازگرداندن متهم قبل از قطعی شدن حکم، و همه و همه کاملاً غیرقانونی بوده است و گويا عاملان اين قضايا اصرار دارند به جامعه بفهمانند كه هيچ الزامي به رعايت آئين دادرسي و ساير قوانين موضوعه بعنوان مبناي كار ندارند.

رهبران احزاب سیاسی و چهره های شاخص حزب مشارکت و سازمان مجاهدین مشخصاً با چه اتهامی پیش از آغاز اعتراضات دستگیر شده اند؟

در مورد رهبران احزاب سیاسی و فعالین احزاب منتقد دولت، امثال آقای میردامادی و دوستان دیگر ایشان عمدتاً اتهامات امنيتي بوده كه هيچيك را نتوانستند برايش دلايل محكمه پسند ارائه و ثابت کنند، و بعد از ماهها بازجویهای بی سر و ته و ایدئولوژیک که به قول آقای میردامادی «بر اساس قصه پردازی تخيلي و كاملاً غيرواقعي بود» باز هم دنبال تواب سازی رفتند.

مثلاً به عنوان ادله جرم آمده اند و جلسات احزاب سیاسی را شنود کرده اند كه خود كاري غيرقانوني است، اما در مطالب شنود هم رعايت امانت نكرده اند و در آن دست برده اند و برخي موارد را حتي بصورت معكوس گزارش و مكتوب كرده اند تا بتوانند بر اساس آن مستمسكي جهت صدور رأي محكوميت بيابند.

یعنی شنود جلسات جبهه مشارکت به عنوان مستندی علیه آنها استفاده شد؟

حتی عمده کیفرخواست علیه اصلاح طلبان با استناد به همان شنودها آن هم با اين كيفيتی که گفتم نگاشته شده و بر اساس همان گزارشات بي اساس و واهي، الان آقای دكتر داوود سلیمانی عضو حزب مشارکت و نماینده سابق مجلس و برخی دیگر از دوستان ایشان نزدیک به یک سال است که در زندان هستند و مرخصي هم به آنها داده نشده است.

متأسفانه در این جریانات با وجود اینکه تنها چند قاضی خاص درگیر این پرونده ها هستند، اعتبار كل دستگاه قضایی زیر سؤال رفته است و به نظر می رسد صدور احکام سنگین هم براي این بود که بعد از آن بتوانند اصلاح طلبان را به نگارش نامه هاي درخواست عفو وادار كنند و مسئله را در نظر خودشان به اين صورت رفع و رجوع نمايند.

فكر مي كنيد برگرداندن آقاي ميردامادي به زندان به چه علت است درحاليكه افرادي با شرايط مشابه مرخصي هايشان تمديد مي شود؟

فكر مي كنم اينكه بعد از مدتها همه دوستان اصلاح طلب در مهماني عروسي پسرم شركت كردند و شائبه اينكه ميان سران اصلاحات اختلاف جدي وجود دارد با اين اتفاق بكلي از ميان رفت، بعضي آقايان را عصباني كرد. شما ببينيد براي نشر اين اكاذيب خصوصاً در اين يك سال حتي در مواقعي با بودجه بيت المال چه تهمتها و دروغهايي در بولتنهاي ويژه براي بزرگان فرستاندند تا آنان را هم جهت با منويات خود كنند. يا برخورد سخيفي كه با حجت الاسلام سيد حسن خميني در روز 14 خرداد در حرم امام در جلو ديدگان دنيا انجام شد كه كاملاً با برنامه و زمينه چيني هاي قبلي بود و گويا مدتها به دنبال چنين فرصتي بودند نشان از عصبانيت زيادشان دارد كه فرصت كمي تعقل را هم از آنها گرفته است. ولي غافل از اين هستند كه سنت آفرينش، دفاع از حقيقت و بر ملا كردن دروغ و فريب و نيرنگ است و اتفاقي كه در حرم حضرت امام افتاد قطعاً برخلاف خواست آنها بر محبوبيت سيد حسن خميني كه سرمايه ارزنده اي براي نظام ما است مي افزايد.

به لحاظ اجتماعي از نظر شما چرا اينبار كار اعتراضات به اينجا كشيد؟

نباید نقش آگاهي و هوشیاری مردم را از نظر دور داشت. خیلی ها باور نمی کردند نسل سومی که برخی نسبت به بی توجهی آنها به مسایل سیاسی کشور انتقاد می کردند به میدان بیاید و فریاد بزند «رأي ما يك كلام، نخست وزير امام» و بعد از اعلام نتايج مغشوش انتخابات هم تا اين حد قاطع و تمام قد روي خواسته مشروع خود پافشاري كند. این نسل خودش به میدان آمد و از جوانی و زندگی اش هزینه کرد، همه خطرات را به جان خرید و متأسفانه حکومت گران با نادیده گرفتن اين مسائل یک فرصت طلایی و تاریخی براي جلب حمايت مردمي و خصوصاً اين نسل را از دست دادند. حمايت اين نسل مي توانست خون جديدي در رگهاي نظام جاري كند.

همین نسل در زندان نیز هزینه هاي زيادي داد و حکم هایی برابر يا سنگين تر از احکام رهبران احزاب سیاسی هم دریافت کرد. ارزیابی شما چیست؟

متأسفانه همينطور است و نمی دانم این طنز تلخ را چگونه مي توان توجيه كرد. مثلاً در صدور احکام از میان سه میلیون نفری که طبق آمار خودشان در راهپیمایی شرکت کرده اند چند نفر را دستگیر کرده و به آنها حکمهای طولانی مدت داده اند؛ يا فاجعه بار تر اينكه مثلاً خانم سارا توسلی یکی از دلایل محکومیتش در دادگاه، حضور در منزل شهید موسوی - خواهر زاده مهندس موسوی - و تسلیت به خانواده ایشان بود درحالیکه در همان شب اول حادثه، یک پيك ویژه هم از بیت رهبری برای تسلیت گویی در منزل ایشان به سر مي برد. پس چگونه است كه تسلیت گویی در برخی موارد جرم می شود و بر اساس آن، حکمهای چندساله برای مردم معمولی صادر می گردد؟ یا مطالبي كه در مورد صدور احكام اعدام مثل حکم اعدام برای یک جوان بیست ساله به دلیل پرتاب سنگ يا حکم اعدام تنها به خاطر کمک مالی متهم به برادرش مطرح مي شود واقعاً حيرت آور است.

از سوي ديگر يكنفر مثل آقای نوری زاد به دلیل جسارت در گفتار در زندان تا حد مرگ مورد ضرب و شتم قرار می گیرد و کسانی نظير زید آبادی، بداغی، محمودیان، سحرخیز به زندانی در کنار قاتلین و معتادین منتقل شده اند. کسی هم نیست پاسخ دهد کدام یک از این حرکات بر مبنای قانون اسلامی است؟ متأسفانه همه مصالح مردم را نادیده گرفته اند تا شايد چند روز بیشتر در قدرت دوام بياورند.

تا چه اندازه فشارهایی که بر مردم وارد کردند را می توان در راستای متوقف ساختن روند پیگیری مطالبات و تداوم اعتراضات دانست؟

اتفاقات دردناك و فاجعه باري که در کهریزک افتاد، حمله به کوی دانشگاه، رخدادهاي سی ام تیر، وقايع روز عاشورا، همه این موارد نشان از بی تدبیری کسانی دارد که فکر می کردند با خشونت می شود جامعه را کنترل کرد. دیدیم که از طرفداران امام و انقلاب و حتی مردمی که به هواداری از آنها به میدان آمده بودند، چه انتقام سختی هم گرفته شد اما مردم مصمم تر شدند. امروز بیشتر از گذشته نسبت به سرنوشت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشورشان حساس شده اند و از حکومت، اصلاح امور را قدرتمند تر از گذشته طلب می کنند. همبستگی بوجود آمده بین اقشار مختلف مردم را شايد بتوان نظيري براي همبستگی روزهای اول انقلاب دانست.

آیا حکمهای طولانی مدت زندان که کسانی از جمله همسر خود شما و بسیاری از زندانیان گمنام دیگر برای این همبستگی و آگاهسازی دريافت كرده اند از نظر شما هزينه زيادي نيست؟

به هر حال افراد زیادي در حال تحمل شرایط سخت و زندان هستند و این همدلی و همبستگی مهم تاریخی که این روزها در میان ملت ایران به وجود آمده اتفاق نمی افتاد مگر به برکت تحمل زندان ها توسط افراد معتقد. همسر من در این مدت همیشه می گفت «با وجود سختی سلول انفرادی و شرایط دشوار زندان، آنچه به ما گذشت در مقایسه با آنچه بر مردم گذشت هیچ بود» و من هم باور دارم بسياري افراد که در زندان هم نیستند روزهای دشواری را در این يکسال پشت سر گذاشته اند و هزینه های سنگینی پرداخت کرده اند.

وقتی فکر می کنم برخی از جوان های کشور در زندان زیر شکنجه جان دادند و خانواده های آنان برای همیشه چشم به راه بچه هایشان ماندند قلبم آتش می گیرد. وقتي تصور می کنم برخی از جوان های کشور در جریان یک اعتراض ساده به انتخابات جان خود را از دست دادند با خودم می گویم شاید دفعه اول شان بود که به خیابان می آمدند و دیگر هم به خانه برنگشتند. متأسفانه نامردمی ها ادامه دارد و حتی بعد از مرگ جوانان باز هم داستان پردازی می کنند؛ مثل قصه اي که برای کشته شدن ندا آقا سلطان سر هم کردند و به جاي جبران اشتباهاتشان، به دروغ پردازی ادامه دادند تا دامن خود را از ننگ آن بشويند و آنرا به عوامل خارجي نسبت بدهند.

فکر می کنید حاكميت چگونه مي توانست اعتراضات را مديريت كند كه وضعيت اينچنين نشود؟

متأسفانه راهپيمایی پرشكوه و عظيم سکوت مردم در 25 خرداد 88 با بی تدبیری و خشونت مأموران مواجه شد. مردم با یک درد مشترک علیرغم اطلاع رسانی در شرایط زمانی محدود، یک راهپیمایی بی نظیر را شکل دادند ولی این حضور فوق العاده و مطالبه مردم چنان نادیده گرفته شد که حتی برخی از افراد منصف در طیف مخالف اين جريانات هم هم صدای اعتراضشان بلند شد.

امسال هم احزاب در خواست مجوز کرده اند اما همانطور که می بینید متصديان دولتي از انواع و اقسام ترفندها براي دفع الوقت و شانه خالي كردن از اعطاي يك مجوز ساده كه طبق قانون اساسي ملزم به ارائه آن هستند استفاده مي كنند.

با وجود تمام سختیهای سالي كه گذشت، به نظر من که همیشه کار حزبی را مقدم بر همه چیز می دانم، باید بگویم در این یک سال شاهد رشد آگاهی در جامعه بوده ایم. تا قبل از بیست و دوم خرداد شاید تنها افراد علاقمند به سیاست پیگیر برخی مسایل بودند اما این روزها مسائل مهمی در انظار عمومی و در مقابل چشمهای مردم به صورت عریان قرار گرفته است و مردم خودشان پیگیر مسایل هستند.

همسر شما مسؤول کمیسیون سیاست خارجی مجلس بود. به نظر شما این روزها در مورد جايگاه ایران در عرصه های بین المللی چه مي توان گفت؟

در اين چند سال مي توان به بيانيه هاي اصلاح طلبان در عرصه سیاست خارجی رجوع كرد. با رفتاري كه دولت حاكم در پيش گرفته بود، پیش بینی این روزها مي شد و اگر به توصیه های راهبردی اصلاح طلبان در زمینه سیاست خارجی كمي توجه شده بود، این روزها در عرصه های خارجی كمتر در تنگنا بوديم.

اگر یکی از این به اصطلاح دستاوردهاي دولت فعلی كه با افتخار آنها را در بوق و كرنا مي كند در دولتي اصلاح طلب رخ می داد، کاروان کفن پوشان برای بر باد رفتن کیان اسلام و كشور چه فريادها كه در سراسر کشور سر نمي داد. به نظر می رسد برای رخ ندادن اعتراضات به چنين دستاوردهای درخشانی (!) لازم دیدند فضای داخلی را روز به روز تنگ تر کنند.

جای تأسف است كه به بهانه حفظ امینت و نظام، تمامی این خطاها از خشونت سياسي و هتک حقوق شهروندان گرفته تا بی برنامگی اقتصادی چنان وضعيتي بر سر كشور آورده که فریاد برخي اصولگرایان منصفتر را هم بلند کرده است.

خود شما هم گويا به تازگی احضار شده اید.

بله من را هم احضار کرده بودند تا در مورد فعالیت خانواده ام سؤال کنند. به بازپرس گفتم شما فقط ببينيد در شعاع اطراف یک زندانی سیاسی چه ضایعات جبران نشدنی به وجود می آوريد. مسائل خانواده ها، مریضی، افسردگی، از هم پاشیدن کانون خانواده و مسايل مادی و معنوی از چشم همه پنهان می ماند؛ و بار سنگین آن پشت مادر خانواده را می شکند.

و سؤال آخر، اينكه به عنوان یک همسر که رابطه صميمانه شما با آقای میردامادی براي دوستانتان هم آشكار است، دشوار نیست تحمل روزهای زندان؟

قطعاً اين دوري مشكل است. شخصيتي مثل او كه هميشه مشكل گشا و دوست و همراه متواضعي بوده، هر لحظه نبودنش براي من مصيبت است، ولي محسن خودش را برای زندان آماده کرده بود و امروز هم در اندرزگاه هفت، در یک اتاق بیست و چهار متری که بیست نفر در آن زندانی هستند روزگار می گذراند. این نقطه تاریکی است برای نظامی که مدعی عدالت محوري است. حضور امثال محسن میردامادی به خودی خود افشاگری علیه کسانی است که او را به زندان انداخته اند؛ اما من بیشتر نگران وضعیت زنان زندانی و زندانيان جواني هستم كه ممكن است روزهاي سخت زندان اثر بد و جبران ناپذيري در زندگي آينده آنها بگذارد.
ولي با وجود تمام اين سختيها نگاه و اميد ما رو به آينده است؛ آينده اي روشن و متعالي كه در سايه صبر و استقامت فرزندان صبور اين مرز و بوم رقم خواهد خورد. تاريخ به ما آموخته كه اگر بخواهند اين رفتارها را ادامه بدهند، قدم در راه بي بازگشتي گذاشته اند كه سرانجام آن، زوال حتمي خود مسببان اين رفتارها است و اوضاع به همين منوال نمي ماند.
 


 


امید یاوری از دستگیر شدگان عاشورای حسینی که با اتهام اخلال در نظم عمومی بازداشت شد ه است هم اکنون با حکم پنج سال زندان در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می برد .
به گزارش خبرنگار کلمه ،این جوان بیست ساله، در روز عاشورا با اتهام آتش زدن اتوبوس بازداشت شد . با اینکه پس از بازداشت وی مشخص شد او مشکل روحی دارد و پیش از دستگیری نیز تحت درمان روانپزشک بوده ، توسط شعبه ۲۸دادگاه انقلاب به پنج سال زندان تعزیری محکوم شد .در زمان بازجویی مشخص شد که یاوری برای درمان باید هر چه زودتر تحت نظر پزشکان باشد.
خانواده این جوان بیست ساله از مسولان تقاضا دارند که با در نظر گرفتن مشکلات روحی وی به او مرخصی دهند تا او بتواند درمانش را ادامه دهد . به گفته پزشک وی نگهداری او در زندان فقط مشکلا ت روحی اش را بیشتر خواهد کرد.
 


 


مجید توکلی دانشجوی زندانی دانشگاه امیرکبیر روز گذشته از زندان اوین به دادستانی منتقل شده و به دلیل نوشته هایش مورد تهدید قرار گرفت.

 

به گزارش دانشجونیوز دادستانی تهران روز گذشته مجید توکلی را مورد نوشته های اخیرش تهدید کرده و به وی گفته است: «ما هر بلای به خواهیم می توانیم برسر شما بیاوریم. بهتر فراموش نکنی که در حال حاضر در زندانی. هنوز نمی دانی اسبتداد و بیداد کی و چه کاری می تواند انجام دهد.»

این احضار و تهدید پس از انتشار ۲ نوشته اخیر مجید توکلی "برای تغییر" و "ما آینده را میسازیم" انجام شده است.

دادستان تهران از مجید توکلی خواسته است که با نوشتن متن تکذیبه ای، نامه خود را که در آن اعلام کرد "رهبران سبز را تنها نگذارید" به سرعت تکذیب کند.

مجید توکلی عضو انجمن اسلامی پلی تکنیک از شانزدهم آذر ماه گذشته و پس از سخنرانی در صحن دانشگاه امیرکبیر بازداشت و به زندان اوین منتقل شده است.
 


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irangreenvoice-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irangreenvoice@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته