امروز: حجت الاسلام احمد قابل پس از تحمل نزدیک به 170 روز زندان، امروز بعدازظهر با قرار وثیقه 500 میلیون ریالی و با حکم قاضی کاووسی رییس شعبه 5 دادگاه انقلاب مشهد آزاد شد.
اولین جلسه دادگاه قابل، روز 29 اردیبهشت برگزار شد که طی آن تمامی موارد اتهامی مطرح و وی و وکلایش با رد اتهامات، دفاع خود را مطرح کردند.
گرچه زمان جلسات بعدی دادگاه هنوز مشخص نشده اما دادگاه با درخواست وکلا مبنی بر تغییر قرار بازداشت، موافقت کرد و قرار تامین وثیقه صادر شد.
با وجود کاهش وزن شدید، وضعیت عمومی قابل خوب توصیف شده است. وی در حال حاضر در مشهد است و به زودی به محل سکونت خود، فریمان باز خواهد گشت.
گفتنی است احمد قابل، پژوهشگر دینی و از شاگردان آیت الله حسینعلی منتظری است و از مخالفان و منتقدان آقای خامنهای محسوب میشود.
قابل ۲۹ آذر 88، بعد از درگذشت آیت الله منتظری برای مراسم تشییع او از مشهد به قم سفر میکرد که در بین راه نیشابور بازداشت شد.
امروز: میرحسین موسوی و مهدی کروبی امروز و پس از گزارش نمایندگان احزاب اصلاح طلب درباره جلسه با وزارت کشور بیانیه مهمی را صادرکردند.
به گزارش کلمه متن کامل بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
مردم آگاه و هوشیار ایران
حضور و مشارکت آگاهانه و مسئولانه شما در پای صندوق های اخذ رأی دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در سال گذشته و بهره گیری گسترده از حق رأی برای تعیین سرنوشت توسط یکایک شما، حرکتی عظیم و حماسه جاودانه بود که می رفت مسیر آینده کشور را از سرازیری مخوفی که گرفتار آن بود و امروز آشکارتر شده است به سمت افق های روشن و قلّه های افتخار که شایسته ملّت بزرگ ایران است برگرداند که متاسفانه دستان نا پاک در آراء پاک شما دست برده و نتیجه به گونه ای اعلام شد که موجب حیرت همگانی گردید و اعتراضات یک پارچه شما مردم آگاه در جهت احقاق حق از دست رفته را برانگیخت ولیکن صد افسوس راهپیمایی و حضور مسالمت آمیز شما به جای آنکه مورد توجه و رسیدگی قرار گیرد سرکوب شد و شما ملت همیشه سربلند هزینه های بسیاری را در طی یک سال گذشته برای احقاق حق به یغما رفته خود پرداخته اید. راهپیمایی بزرگ و فراموش نشدنی شما در ۲۵ خرداد سال گذشته سند حقانیتی است که گذشت زمان نیز نخواهد توانست از اعتبار آن بکاهد. انتظارات به حق شما مردم عزیز ما را بر آن داشت که جهت پاسداشت آن حماسه به یغما رفته و پیگیری مطالبات به حق ملّتی سرافراز که علیرغم همۀ سرکوب ها دست از روش مسالمت آمیز بر نداشته و امیدوارانه آینده روشن را برای کشور خود و فرزندان خود طلب می کنند برای سالگرد روز فراموش نشدنی ۲۲ خرداد در حماسه ملی در انتخابات تقاضای برگزاری راهپیمایی بنمائیم. ما نیز طبق اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی که بر حق بی چون و چرای ملت در تظاهرات و اعتراض صراحت دارد و با هدف جلوگیری از بروز تنش و گرفتن بهانه از دست سرکوبگران و تأمین امنیت انتظامی ملت، درخواست برگزاری تجمع و راهپیمایی در سالروز حماسه ۲۲ خرداد از میدان امام حسین تا میدان آزادی را در موقع مقتضی تسلیم استانداری تهران و وزارت کشور نموده که متاسفانه با بهانه تراشی های متعدد این درخواست بی پاسخ مانده است.
لذا تعدادی از احزاب و گروههای اصلاح طلب جهت رفع بهانه جوئی ها درخواست مشابهی را به وزارت کشور ارائه دادند که سیر آن و پاسخ نهائی وزارت کشور به این درخواست در نامۀ اخیر نمایندگان و احزاب اصلاح طلب آمده است و آنان اعلام کرده اند امیدی به اخذ مجوز از این دولت ندارند.
اکنون در حالی که ۴۸ ساعت به زمان پیش بینی شده برای راهپیمایی باقی نمانده است با عنایت به گزارش نمایندگان احزاب اصلاح طلب و نیز جهت حفظ جان و مال مردم اعلام می داریم راهپیمایی پیش بینی شده برگزار نخواهد شد. بدیهی است با سابقه سیاه یک سال گذشته در سرکوب معترضانی که تنها جرمشان طلب نمودن رأی خود به شیوه ی مسالمت آمیز بود و همچنین اخبار رسیده از سازماندهی مجدد افراطیون و سرکوبگران در جهت یورش به مردم بی دفاع و مظلوم، از مردم و معترضان می خواهیم خواسته و مطالبات به حق خود را از مجاری کم هزینه تر و موثرتری دنبال کنند.
این خودفریبی و ساده انگاری است که تصور شود با تهدید و تحقیر و دروغ در توپخانه هایتان توانسته اید حرکت اعتراضی مردم را منکوب و سرکوب کنید. علیرغم ادعاهای کرکننده رسانه به اصطلاح ملی صدا و سیما و مطبوعات حامی دولت مبنی بر تحلیل رفتن نیروهای جنبش اعتراضی مردم ایران، خود دست اندکاران و سیاستگذاران بیش از هر کس به این نکته واقفند که جنبش زنده است و افتخار واقعی از آن کسانی ست که علیرغم همه تهدیدها و مخاطرات، نا امنی ها، علم به عواقب احتمالی مالی و جانی هنوز از اعتراض بحقشان دست نکشیده اند و حتّی یک اعلام حضور کوچکشان، وحشت بر سرتاپای سرکوبگران می اندازد و لشگرکشی همه جانبه انتظامی و امنیتی را به دنبال می آورد.
و این رسم دولتی نامشروع است که جز به موافقان خود مجوز راهپیمایی نمی دهد با این حال راهی را که شما ملّت بزرگ ایران برگزیده اید مسدود شدنی نیست و شما خلّاقانه نقش آفرینی خود را در این مسیر متجلّی خواهید ساخت و ما نیز در همه حال تا رسیدن صبح روشن فردا در کنار و همراه شما خواهیم بود.
والسلام علی من اتبع الهدی
مهدی کروبی و میرحسین موسوی
۲۰/۰۳/۸۹
امروز: يك مرجع تقليد با هشدار نسبت به افزايش پرونده سازی علیه افراد خواستار تشكيل جبهه واحدی از علاقمندان به نظام و رهبری شد.
به گزارش ايلنا،آیتالله مکارم شیرازی، در آخرین درس خارج فقه خود در سال تحصیلی 89-88 در مسجد اعظم قم گفت: متاسفانه امروز پرونده سازی علیه همدیگر زیاد شده است، عاملان این کار دورترین افراد به خداوند و نزدیکترین فرد به کفر هستند.
* فاش کردن پروندههای مخفی خلاف دستورات اسلام است
وي حفظ آبروی مسلمان را مهمتر از جان او دانست و افزود: فاش کردن پروندههای مخفی علیه همدیگر خلاف دستورات اسلام است؛ زیرا اسلام حرمت و احترام آبروی مسلمان را از خون او مهمتر بر میشمارد.
اين مرجع تقليد خاطرنشان كرد: در اسلام تهمت، غیبت و سخنچینی به شدت نهی شده است، چون از این طریق آبروی افراد از بین میرود.
* کار غیر اخلاقی در مراسم حرم امام(ره) اتفاق افتاد
وي در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشت: در مراسم حرم امام(ره) یک کار غیر اخلاقی واقع شد، به طوری که بعد از آن روزنامهها و سایتها در مقابل هم صف کشیدهاند و اختلاف افکنی میکنند؛ در حالیکه آمریکا قطعنامه تحریم تنظیم و صادر میکند و از طرفی رژیم صهیونیستی نیز تهدید میکند، گر چه این تهدیدها واهی است.
به گزارش مركز خبر حوزه،آیتالله مکارم شیرازی خاطرنشان كرد: باید جبهه واحدی از علاقمندان به نظام و رهبری تشکیل دهیم و اگر مشکلی پیش آمد، عقلا جمع شوند و با تدبیر مشکل را برطرف نمایند.
وي با ابراز تاسف از برخی توهینهای زشت در جراید، گفت: برخی در جراید حرفهای رکیک و توهینهای زشت به یکدیگر میکنند که در شأن اسلام نیست.
اين مرجع تقليد با طرح اين پرسش كه واقعا عاقلانه است زمانیکه علیه ما قطعنامه صادر میشود ما بنشینیم و اختلاف افکنی کنیم،گفت: اقدام غیراخلاقی در مراسم حرم حضرت امام(ره) خوراک رادیوهای بیگانه شده، آنان هر لحظه اقدام به تحریک میکنند؛ بنابراین باید کاری کنیم که دشمن ناکام بماند.
* محاصره غزه شکسته شود
این مرجع تقلید در بخش ديگري از سخنانش خواستار شکستن محاصره غزه شدو افزود: مسئله محاصره غزه اگر حل نشود، آبروی مسلمین میرود، نباید کار رها شود، بلکه باید حرکت کاروانها به سوی غزه ادامه پیدا کند.
وي ادامه داد: باید مردم بروند فداکاری کنند و قربانی بدهند تا آبروی نداشته رژیم غاصب صهیونیستی از بین برود.
آیتالله مکارم شیرازی حرکت کاروانها به سوی غزه را تاثیرگذار عنوان کرد و یادآور شد:اروپا به فکر افتاده که رژیم اشغالگر قدس محاصره را بشکند، مسلمانان نباید به کمتر از شکستن محاصره تن دهند، همچنین باید از طریق سازمانهای بینالمللی و فرستادن کمکها، به غزه وارد شد.
وي جنایات رژیم صهیونیستی را میخ تازهای بر تابوت این رژیم دانست و افزود: فلسطین باید آزاد شود تا مسلمانان از هر قوم و نژادی که هستند انتخابات آزاد برگزار کنند.
سایت های طرفدار دولت از چند روز قبل ازمراسم 14 خرداد به هواداران خود خط داده بودند که از شعار " نواده روح الله، سید حسن نصرالله" استفاده و به این ترتیب سید حسن خمینی را نفی کنند. البته آنان که این شعار را در آن روز سردادند، هیچ یک، این دو بزرگوار را بدرستی نمی شناسند اما آنها که می شناسند، بخوبی می دانند که اگر سید حسن خمینی و سید حسن نصرالله هر كدام به جای آن ديگري قرار بگيرد بمانند او سخن گفته و يا عمل خواهد كرد.
سید حسن نصرالله را بار اول در زمستان سال 79 در بیروت ملاقات کردم. آن زمان نماینده مجلس بودم و برای ماموریتی به لبنان اعزام شده بودم. فارغ از آن مأموریت، اظهار تمایل کردم به عنوان یک عضو جبهه مشارکت دیداری با سید حسن نصرالله داشته باشم. حزب الله در آن سال موفق شده بود اسرائیل را از جنوب لبنان بیرون براند و محبوبیت زیادی در لبنان و نیز کشورهای اسلامی بدست آورده بود. این محبوبیت زمانی اوج گرفت که حزب الله بجای آنکه نام خود را به عنوان پیروز میدان مطرح کند، آن پیروزی را حاصل " مقاومت لبنان" مطرح کرد و افتخارش را متعلق به کل جامعه لبنان دانست. پیروزی اخلاقی حزب الله در آن زمان کمتر از پیروزی نظامی بدست آمده نبود.
گفته شد آقای نصرالله دچار کمردرد است و به توصیه پزشکان در استراحت مطلق، اما وقتی درخواست مرا مشخصا به عنوان عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت به وی اطلاع داده بودند بلادرنگ پذیرفته بود و فردای آنروز در ضاحیه موفق به دیدارش شدم. هنوز هرگاه آن دیدار را به یاد می آورم حلاوت آن در جانم زنده می شود. فارسی را خوب بلد بود و ما ساعتی به راحتی با هم گفتگو کردیم. او می خواست از ما، به عنوان حزبی نوپا که توانسته بود اکثریت نسبی پارلمان را در ایران بدست بیاورد، بیشتر بداند و من هم جویای چگونگی توفیقات و محبوبیت شعف آور حزب الله در میان مردم متکثر لبنان بودم. در کلام او عقلانیت و تواضع موج می زد و از عمق جان من این ندا مرتب بر می آمد که او یک "خاتمی دیگر" است. در جامعه 72 ملتی لبنان او برای شیعیان و حزب الله احترام برانگیخته بود. احترامی که زائیده ترس و یا چشم داشتی نبود. حزب الله در کارهای خدمات شهری و رسیدگی به مشکلات مردم چنان کارآمد و بدون تبعیض عمل کرده بود که مردم از هر دین و آئینی به آن اعتماد کرده بودند. حزب الله بجای نفی دیگران خود را اثبات کرده بود و آن همه، حاصل رهبری سید حسن بود. حاضر بودم بر دستانش هزار بار بوسه بزنم که چهره اسلام و تشیع علوی را آنچنان زیبا ترسیم کرده بود که نه تنها شیعیان و مسلمانان به آن افتخار می کردند بلکه در بین سایر ادیان، از صمیم قلب، محترم داشته می شد.
سال بعد در ایران، هنگامی که اجلاس حمایت از فلسطین از سوی مجلس برگزار گردیده بود به ایران آمد و دوستان ما در جبهه مشارکت بر اساس تعاریف من اشتیاق پیدا کردند با او دیداری داشته باشند. دکتر محمد رضا خاتمی و دکتر میردامادی و من در آن ملاقات حاضر بودیم. تجربه شخصی من از دیدار بیروت برای دوستان ما تکرار شد و سید حسن نیز به دوستان علاقمند شد. وی پس از بازگشت به لبنان دعوتنامه ای برای حزب مشارکت ارسال کرد که موجب شد سال بعد دکتر محمدرضا خاتمی، دبیر کل وقت به اتفاق هیاتی که بنده نیز در زمره آنان بودم چند روزی را در لبنان، میهمان حزب الله و سید حسن نصرالله باشیم. در این دیدار چند روزه علاوه بر آشنایی نزدیک با فعالیتهای حزب الله در بیروت و جنوب لبنان، فرصت بحث و گفتگوی بیشتر با سایر اعضاء کادر رهبری و شخص آقای نصرالله فراهم و صمیمیت بیشتری حاصل شد.
یادم هست وقتی به اتفاق دوستان حزب الله به دیدار امیل لحود رئیس جمهور وقت لبنان رفتیم، خانمی با لباس نسبتا برهنه به استقبال ما آمد. همراه حزب الله ما او را معرفی کرد و گفت وی رئیس دفتر رئیس جمهور و شیعه است. آن زمان در ذهن من آمد که چگونه است که این همراه حزب الله ما، از این سر و وضع آن خانم اکراهی نشان نمی دهد. آن خانم چنان شعفی نسبت به حضور یک هیات ایرانی از خود نشان می داد ونسبت به حزب الله ادای احترام می کرد که ذهنیت آن روز مرا در هم ریخت. پیوند وثیق و علاقمندی بین حزب الله و یک رئیس جمهور مسیحی، رئیس دفتر شیعه برای رئیس جمهور مسیحی و آن خانم شیعه با آن سر و وضع و آن مقدار احترام متقابل بین او و حزب الله!
آنها ابتدا به چشم انسان و هم وطن به یکدیگر نگاه می کردند و همین باعث می شد روابط دیگرشان بر این مبنا تنظیم و محترمانه باشد.
من هنوز از آن دیدارها سرشارم و به همین دلیل در طول جنگ 33 روزه لبنان و پس از آن در کودتای یک روزه حزب الله در برابر توطئه گران و بازسپاری دوباره کنترل کشور به ارتش، ایمانم را به درستی عمل و رفتار حزب الله از دست ندادم و اکثر دوستان ما در جبهه مشارکت نیز چنین بوده اند.
حزب الله در لبنان در اقلیت بوده است و برای ارتقاء وضعیت خود خواسته یا ناخواسته مجبور بوده است از قواعد دموکراتیک بهره بگیرد. در جامعه ای که در آن رسانه های مستقل و برخوردار از آزادی بیان فراوان است و آنها بی هیچ واهمه، هر گفتار یا رفتاری را به نقد می کشند، رقابت انتخاباتی جدی ست و کسی پیش از مراجعه به آراء مردم از صحنه رقابت حذف نمی شود، حزب الله و رهبر آن سید حسن نصرالله، با رفتار عاقلانه و متواضعانه، برای خود اعتبار و محبوبیت فراهم کرده اند. به گمان من اگر در ایران، ما نیز مثل حزب الله رفتار کرده بودیم دولت و حاکمیت ما نیز همان مقدار محبوبیت می داشتند و همۀ مردم از آنها راضی و خشنود می بودند.
سید حسن نصرالله به عنوان یک لبنانی و یک شیعه در قبال ایران نیز بسیار داهیانه و درست عمل کرده است. تردید ندارم اگر سید حسن خمینی بجای او بود، همان گونه عمل می کرد.
اما در اين سو، سید حسن خمینی، نوۀ امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی است که در سیرت و صورت اشبه نوادگان امام به اوست. با این سید حسن نیز چند باری فرصت مجالست بوده است اما نیازی به نقل من نیست که مردم خود با امام و خاندان او آشنایند.
او نیز همچون پدر بزرگوارش خود را وقف پاسداری از میراث معنوی جدش، امام خمینی، کرده است. با این حال او فارغ از مشاغل حکومتی در حوزۀ علمیه قم سالها درس خوانده و اکنون نیز سالهاست که درس می دهد. به اذعان صاحبان فن، او اکنون مجتهدی مبرز و عالمی تواناست. ژرف اندیشی او در مسائل سیاسی و خویشتن داری او در هیجانات و رقابت های سیاسی موقعیتی را برای او در جامعه رقم زده است که جز برای هتاکان سفله، که هیچ حریمی نمی شناسند، محل احترام است. او بحق نگران بد معرفی شدن چهرۀ اسلام، امام و جمهوری اسلامی به عنوان میراث آن امام است. او هرگاه انحرافی در مسیر نظام دیده است بی تفاوت نبوده و از گنجینۀ معارف امام برای آن چاره ای جسته است. اگر در تند باد حوادث امروز، او را در کنار مردم می بینیم بخاطر تبعیت از سیرۀ جدش است که مردم را ولی نعمت خویش می دانست و رأی آنها را میزان.
او می بیند یاران نزدیک امام به حاشیه رانده شده اند و نامحرمان بر سر روی اسلام و ایران و نظام برخواسته از مردمی ترین انقلابات، چنگ می اندازند و زخم می زنند. جای خروش اوست اما او خون دل خورده و بر اساس توصیه پدر وبصیرت به ارث برده از جد بزرگوارش، سکوت کرده است با اینحال مسببین این حال و روز اسف بار کشور از او انتظار دارند سکوتش را بشکند و آنان را تأیید کند. او در یک سال گذشته به آسیب دیدگان و جفا کشیدگان تسلی داده و با مهربانی بر زخمهایشان مرهم گذاشته است. او ناسزاها را به جان خریده اما جانب مردم را ترک نکرده است.
تردید ندارم اگر سید حسن نصرالله جای او می بود همان می گفت که او می گوید و همان می کرد که او می کند. سید حسن نصرالله به یقین افتخار می کند نواده امام نامیده شود اما دلش خون می شود وقتی برادرمعنوي اش و نوادۀ واقعی امام را با نام او هتک می کنند. به گمان من او بری ست از آنچه هتاکان با نام او می کنند. آنها با این کار حیثیت ارزشمند خود او را نیز لگد مال رذالت خویش می کنند. این دو سید حسن امید های تشيع و مورد توجه نسلهای امروز و فرداهستند چرا كه چهرۀ زیبایی که آنان از اسلام ترسیم می کنند موجب احیای جایگاه والای دین خدا و گرایش جوانان به آن است. دشمنان اسلام قصد کرده اند با این روش هر دوی آنان را از صحنه بدر کنند.
امروز: جمع کثیری از اساتید،محققان و پژوهشگران حوزه علمیه قم با حجتالاسلام و المسلمین سید حسن خمینی دیدار کردند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران ،در این دیدار چند تن از اساتید حوزه ضمن اعلام وفاداری به آرمانهای حضرت امام و بیت معزز ایشان،یادآور شدند تصور نمیشد با گذشت بیست سال از رحلت حضرت امام،بیت آن حضرت و یادگار گرانقدر ایشان در کنار مرقد مطهر امام ودر انظار مهمانان خارجی و نمایندگان رسانههای جمعی جهان،مورد بیحرمتی قرار گیرد.
حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی نیز در این دیدار صمیمانه با تشکر از اساتید و پژوهشگران حوزه و تقدیر از حساسیت ویژه آنان به افکار و اندیشه و موقعیت حضرت امام این وقایع را با توجه به جایگاه منحصر به فرد حضرت امام و تاثیر گذاری افکار ایشان در موقعیت کنونی قابل پیشبینی دانسته،این حرکات را موجب روشن شدن اذهان مردم و در نهایت موجب تقویت افکار بلند حضرت امام به شمار آوردند.
حجت الاسلام و المسلمین حاج سید حسن خمینی در این دیدار در پاسخ به پرسش یکی از حاضران نسبت به شایعه برخورد فیزیکی ایشان در حرم مطهر این موضوع را به کلی عاری از واقعیت دانستند.
آی آدم هایک نفر اینجا دارد می سپارد جان
یک نفر دارد که دست و پای دایم می زند
یک نفر دارد می کند جان قربان
خبر، داستان غم است و تنهایی،داستان اشک است و آه،داستان مرگ است و زندگی.
چهارشنبه 19/3/89 قم - خیابان ساحلی - مقابل درب دادگاه انقلاب اسلامی ساعت 8:30 صبح یک مینی بوس غیر دولتی توقف می کند دکتر اکبر کرمی نویسنده و مدافع حقوق بشر با دست هایی در زنجیر به همراه پنج مامور امنیتی در دادگاهی به ریاست قاضی حاج آقا موسوی حاضر می شود تا به صورت غیر علنی به اتهام نوشتن چند مقاله و مصاحبه با رسانه های آزاد محاکمه می شود. خانواده دکتر کرمی برای ملاقات و شرکت در جلسه دادگاه در محل دادگاه انقلاب حاضر شده اند و تقاضای شرکت در جلسه دادگاه دارند که یک مامور امنیتی به محض ورود دکتر کرمی به محوطه دادگاه با لحنی خشن و دستوری به دیگر ماموران می گوید جلوی خانواده کرمی را بگیرید بیرونشان کنید راهشون ندید ماموران دیگر با باتوم به سوی اعضای خانواده حمله می کنند چندین ضربه باتوم ،فحاشی های پی در پی و هل دادن های وحشیانه. اعضای خانواده را به دادگاه راه نمی دهند حتا حرمت مادر سالخورده دکتر کرمی را هم نگه نمی دارند مردم حاضر بهت زده این خشونت را نگاه می کنند و باورشان نمی شود. دادگاه غی علنی ،بدون هیئت منصفه و پشت درهای بسته است فقط یک خبربه بیرون درز می کند بازجوهای وزارت اطلاعات در آخرین گزارش به قاضی یک جمله نوشته اند دکتر کرمی متنبه نشده است .
ساعت 12:45 اعضای خانواده دکتر کرمی هنوز در پشت درهای بسته انتظار می کشند درب باز می شود و دکتر کرمی درحلقه ماموران انتظامی به بیرون هدایت می شود دختر خردسال و 7 ساله اش بی طاقت به سمت پدر می دود اشک و لبخند در هم می آمیزد حامد کرمی جوان 19 ساله و برادزاده دکتر کرمی تصمیم می گیرد این صحنه راثبت کند شر وع به فیلم گرفتن می کند که ماموران امنیتی به سویش یورش می برند پدرش مهندس محمد کرمی استاد دانشگاه و برادر دکتر کرمی به ماموران می گوید مگر چکار کرده عموش رو 7 ماهه که ندیده حالا ازش فیلم گرفته مگه جرم ٍ.دیگر اعضای خانواده هم تکرار می کنند به یکباره چندین مامور امنیتی با خشونت به سوی اعضای خانواده دکتر کرمی حمله می کنند دیگر فقط صدای فریاد است و جیغ و صحنه ی دردناک ضرب و شتم خشونت بار اعضای خانواده دکتر کرمی تعدادماموران بی شمار است و خشونتشان بی حد و حصر.محمد کرمی استاد دانشگاه و حامد کرمی دانشجوی 19 ساله دستگیر می شوند دیگران هم مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته و تهدید می شوند حتی مادر 80 ساله و دختر 7 ساله دکتر کرمی هم در امان نیستند.پیشتر اعضای خانواده دکتر کرمی بارها و بارهانسبت به اعمال فشاروتهدید از سوی ماموران امنیتی خبر داده بودند اما تصویر چنین خشونتی در باورشان نمی گنجید.به راستی جمهوری اسلامی انتقام چه چیزی را از خانواده ما می کشد.
بامشاهده این خشونت عریان و این قساوت آشکار ما اعضای خانواده دکتر کرمی نگرانی شدید خود را در خصوص حفظ جان و سلامت عزیزانمان اعلام داشته و از کلیه خیر خواهان، فعالان حقوق بشر و رسانه های آزاد تقاضای استمداد می نمائیم.ازدلسوزان مدد می جویم تا برای آزادی این زندانیان سبز هرچه می توانند انجام دهند.
آیا یاری کننده ای است که ما را یاری کند.
اعضای خانواده زندانیان سیاسی دکتر اکبر کرمی - مهندس محمد کرمی - دانشجو حامد کرمی
امروز: سایت روزآنلاین گفتگوی مکتوبی با مهدی کروبی انجام داده که در آن نامزد معترض انتخابات بزرگترین مشکل حاکمیت ایران را از دست دادن اعتماد مردم دانسته است. آقای کروبی از امنیتی شدن فضای کشور انتقاد کرده و پیش بینی کرده که شرایط بحرانی فعلی نمی تواند ادامه پیدا کند و نهایتا راهی جز بازگشت به اصلاحات نیست، ولو با خسارت های بسیار.
متن کامل این مصاحبه را بخوانید.
فرشته قاضی - روزآنلاین
آقای کروبی گفته اید پس از رحلت امام خمینی ما پیش بینی می کردیم که به تدریج از طرف «برخی افراد» منزوی شویم. کدام افراد؟ چرا؟
یک اختلاف سلیقه و مجادله ای در درون نیروها و گروه هاوجود داشت. به عبارت دیگر، برداشت هایی که برخی جریانات از اسلام و حکومت و جمهوری اسلامی داشتند، متفاوت بود. این جریانات چون به مراکز قدرت نزدیکتر بودند، بخصوص قدرت های معنوی و حیثیتی مانند جامعه مدرسین قم، دیدگاه و عقایدشان نیزنسبت به ما از قدرت اجرائی بیشتری برخوردار بود...
چه جریاناتی؟
گروه هایی مانند حزب موتلفه، بازار، جامعه روحانیت، جامعه مدرسین. ما با آنها اختلاف سلیقه داشتیم و بحث و جدل هایی بین ما جریان داشت. مباحثی مانند مالیات، زمین شهری، بند (ج) و تمام مباحث دیگری که آن زمان مطرح می شد، اما حمایت های امام از ما و اندیشه های ما در مقابل آنان، موجب عقب نشینی آنها می شد. خود آنها هم به این نقطه رسیده بودند که امام سلیقه ما را بیشتر از سلیقه آنان می پسندد و قبول دارد؛ ضمن اینکه برای آنها هم احترام قائل بود و اعضای اصلی آنها را برای شورای نگهبان و... انتخاب می کرد. به هر حال وجود این اختلاف ها بود که باعث تشکیل مجمع تشخیص مصلحت نظام شد. به قول آقای دکتر مهر پور اگر شورای نگهبان نسبت به مسائل بازتر برخورد می کرد و به تذکرات امام دقت میکرد و برداشت های قویتری از قانون اساسی داشت، مجمع تشخیص مصلحت تاسیس نمی شد. اما ما می دانستیم پس از رحلت امام، آن سلیقه حضور و قدرتش افزایش پیدا می کند و ما منزوی تر میشویم. و این اتفاق افتاد و این جریان بادراختیار داشتن وزارت اطلاعات، دادگاه ویژه روحانیت، شورای نگهبان و افرادی که نمی خواهم از آنها نام ببرم، موجب انزوای نیروهای خط امام شدند.
این افرادی که نمی خواهید از آنها نام ببرید، همان ها نیستند که به گفته شما "تحمل یک دفتر حزبی را نداشتند. تحمل روزنامه حزبی را نداشتند... "؟ اینها که "نمی گذارند"؛ اینها که "صرفا حکومت را برای خودشان و منافع خودشان می خواهند"، اینها که "از فردای رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی تقلب کردند"... اینها کیستند؟
همین ها که کشور الان در اختیارشان است. همین بخشی از قوه قضائیه که دستور می دهد دفاتر و روزنامه ها را ببندند. همین وزارت اطلاعات که بخشی از قوه اجرائی است؛ همین هایی که در مجلس سوم و ششم با آنها اختلاف شدید داشتیم. همین سپاه و بسیج و بخشی از امامان جمعه. همین جریانی که الان حاکم شده است. البته این را هم ذکر کنم که حتی آن جریان راست سنتی که ما قبلا با آن ها، هم دوست بودیم و هم اختلاف نظر داشتیم، تا حدودی در رده های بعدی قرار گرفته اند. متاسفانه اکنون یک مجموعه جدیدی آمده است که شامل آقای احمدی نژاد و کسانی که پشت سرش هستند می شود؛ این جریان در حال حاضر در راس است.
شما از "قایق نظام" گفته اید که ظرفیت ۷۰ میلیون نفر را ندارد. در این دریای طوفانی سیاست، آیا امکانی برای رسیدن یک "قایق" به ساحل وجود دارد؟
طبیعی است که هیچ قایقی در دریا ـ حتی اگر آرام هم باشد ـ قدرت مانور ندارد. دریا، یک کشتی عظیم میخواهد؛ آنهم در شرایطی که این دریا دچار طوفان و تلاطم شود باید هفتاد میلیون حضور داشته باشند تا کشتی را به سمت همان ساحل اصلاحات هدایت کنند. لذا من معتقدم این شرایط فعلی ادامه نمی یابد و ما بالاخره مجبوریم به سمت اصلاحات بازگردیم. باید خسارت های زیادی را بدهیم ولی سرانجام به سوی اصلاح بازخواهیم گشت.
مهمترین مشکل داخلی کشور از نظر شما چیست؟
از دست دادن اعتماد مردم. نظامی وامنیتی کردن فضای جامعه و خارج شدن از مسیر آرمان های انقلاب. کار ما به جایی رسیده است که با نوه امام آنگونه برخورد می کنند. پس از بیست سال به آقای جمارانی میگویند به دلایل امنیتی برای امام مراسم برگزار نکن! آیا ما باید هر روز شاهد فضای امنیتی در جامعه باشیم؟ هر روز باید شاهد رژه نیروهای سپر به دست باشیم؟ اینگونه که کار پیش نمی رود. حکومت باید امنیت ایجاد کند نه اینکه امنیت را از مردم بگیرد. آنها تعریفشان از امنیت چیز دیگریست. البته بنده معتقدم شرایط اینگونه نخواهد ماند و سرانجام عقلاء میدان دار خواهند شد.
همه از لزوم بازنگری در قانون اساسی صحبت می کنند. از دید شما منشا ایرادات در قانون اساسی موجود، کجاست؟ چه باید کرد؟
هر قانون اساسی حتما ایراداتی دارد. من بارها گفته ام یک کتاب است که ایراد ندارد و آن قرآن است و آنهم ما مسلمانان میگوئیم! شاید یک غیر مسلمان به همین قرآن ما هم ایراد بگیرد. برای همین بود که امام در این قانون اساسی، امکان بازنگری گذاشت. در همه دنیا هم مرسوم و متداول است که با توجه به شرایط روز، قانون تغییر می کند. ولی اگر همین قانون اساسی هم اجراشودبسیاری ازمشکلات حل می شود.
براساس قانون اساسی موجود، رئیس قوه قضاییه توسط رهبر جمهوری اسلامی انتخاب می شود. این موضوع به استقلال این قوه صدمه نمی زند؟ در این روند تناقضی نمی بینید؟
آنهایی که در آن زمان این قانون را تدوین کردند کار درستی انجام دادند، اما در حال حاضر ماداریم با عملکردمان به این قانون ضربه می زنیم. ضمن اینکه در ابتدا قانون اینگونه نبود و بعدها به این صورت تغییر کرد. در آن زمان از پنج نفر ارکان قوه قضائیه ۲ نفر را رهبر و ۳ نفر را مجموعه قضات در فضایی آزاد انتخاب میکردند. چیزی که الان ایرادست این است که قوه قضائیه استقلال ندارد و دراختیارمسئولان امنیتی است.
از دید شما خواست اصلی جنبش سبز چیست و چه می تواند باشد؟
این جنبش که با اعتراضات آرام و بدور از خشونت و اکثراً در قالب نافرمانی های مدنی خود را نشان داده، از توهینی که به مردم شد و از نارضایتی ها در انتخابات های مختلف، بوجود آمد..
کدام انتخابات ها؟
انتخابات های مجلس هفتم و هشتم و ریاست جمهوری نهم و دهم. تمام آن نارضایتی ها جمع شد و در انتخابات دهم منفجر شد. این جنبش حرکتی است که از دل مردم، برآمده، خودجوش است و بر بستری که خود حاکمیت با فشار برای مردم آماده کرده بود، شکل گرفته است.
شما در این جنبش دنبال چه هستید؟
ما به دنبال این هستیم که قانون اساسی به طور کامل عمل شود، انتخاباتی سالم و آزاد داشته باشیم، مطبوعات و احزاب آزاد باشند، دانشگاهیان آزاد باشند و به یک معنا کسی برای مردم تصمیم نگیرد. بر این اساس من معتقدم اگر همین قانون اساسی هم که برخی به آن خرده میگیرند، اجرا شود می تواند برای ما بسیار کارساز باشد اما متاسفانه برخی اصلا تن به همین قانون هم نمی دهند. آقایانی که هم اکنون حاکم هستند، خودسر و خودکامه عمل می کنند.
جنبش سبز برای پیروزی، از این مقطع به بعد باید چگونه پیش رود؟ روند موجود نمی تواند فرسایشی شود؟ چه باید کرد؟ چه می توان کرد؟
نارضایتی مردمی ادامه خواهد داشت و خاموش نمی شود. درست است که هم اکنون این نارضایتی ها به دلایلی کمتر شده و مردم احتیاط می کنند، اما روحیه و اعتقادشان همچنان پایدار است و مردم به دنبال فرصت برای بروز آن میگردند. این روحیه مردمی موجب فرسایش حکومت میشود نه فرسایش جنبش، چرا که حکومت نمی تواند اینگونه ادامه دهد. اما در مورد چگونه پیش رفتن، اولا حضور، مهمترین لازمه هر جنبشی است. دوم اینکه نباید در هر جنبشی به دنبال موفقیت آنی و لحظه ای بود، چه بسا که باد آورده را باد میبرد! جنبش باید نشاط داشته باشد، تبلیغات ریشه دار داشته باشد.
این آقایان دارند برداشتی از جنبش به مردم میدهند که خلاف واقع است. آنها می گویند این جنبش می خواهد با دین شما، با اخلاق شما و با فرهنگ شما و غیره درگیر شود. آنها دارند تبلیغ می کنند که این جنبش موجب گسترش نا آرامی ها می شود و کشور را مانند فضای عراق و افغانستان، به سمت ناآرامی پیش می برد. ما باید با این شایعه گستری ها مقابله کنیم و تبلیغات ریشه ای داشته باشیم. ما طرفدار آرامش ایم و وفادار به این کشور هستیم؛ به دنبال مبارزه با خودسری ها و خودکامگی ها هستیم. ما می خواهیم قانون در کشور اجرا شود. لذا تبلیغ کردن، برنامه ریختن، تماس با هم داشتن و امثال اینها میتواند موثر باشد. اینها همان مواردیست که حکومت نسبت به آنها حساس است زیرا در هر شیوه و در هر مراسم عادی با این موارد برخورد می کند و این نشان از تاثیر این کارها دارد. لذا بر خلاف اینکه می گویند در جنبش ریزش وجود دارد؛ ما می گوییم روز به روز رویش داریم.
مهدی کروبی در سال ۵۷ چه فکر می کرد و چه شد؟
ما فکر میکردم یک انقلابی رخ خواهد داد که هر کس اندیشه اش مورداحترام قرار گیرد، حقوق مردم در آن رعایت شود، عدالت و اسلام در آن انجام شود. ولی آن چیزی که میخواستیم و فکر میکردیم نشد. در آن سالها مردم کاملا در درون حکومت بودند؛ از تمامی رخ دادها اطلاع داشتند و این ناشی از آن بود که حکومت به این اصول اعتقاد داشت و مشروعیتش را مردم تایید می کردند. ما می خواستیم برای دنیا الگو باشیم و در این راه سعی هم کردیم. البته برخی از ناکامی ها متوجه خودمان بود، برخی متوجه مسائل دیگر.
واقعیت این است که در ابتدای انقلاب یک سری جنگ افروزی هایی آغاز شد. بخش هایی از کشور اعلام استقلال کردند. پادگان ها را گرفتند. آذربایجان، گنبد، خوزستان و کردستان که مرحوم طالقانی و مرحوم فروهر برای صحبت و رایزنی به آنجا رفتند. بعد از آن ترورها شروع شد. ترور شخصیت های فکری و اندیشه ای و اساسی. شهید مطهری، بهشتی، قاضی طباطبائی، مفتح و بسیاری افراد دیگر. در آن زمان خانه های تیمی و گروه های مسلحانه شروع به شکل گرفتن کرد و درگیری ها آغاز شد. اینها ادامه داشت که جنگ نیز آغاز شد. حکومتی که دفتر ریاست جمهوری آن منفجر میشود، حزب اش منفجر میشود مسلم است که به سمت تندروی پیش میرود. به هر حال متاسفانه نگذاشتند آن آرمان ها پیاده سازی شود. چنین بود که ما مهلت اجرای آن آرمان ها را از دست میدادیم. ما در آن سالها و پس از انفجارها، بدترین وضع را در مجلس داشتیم. افراد حکومتی همیشه زیر فشار جنگ، ترور و در عین حال مدیریت کشور... بودند. روزگار سختی بود. آنهایی که آن اقدامات را انجام دادند به کشور ظلم کردند.
اگر ماجرای فلسطین و اسراییل به سویی رود که دو کشور، به تفاهم و توافق برسند، موضع شما چه خواهد بود؟
ممکن است ما موضعی آرمانی در ذهن خود داشته باشیم، لیکن باید بدانیم فلسطین از آن فلسطینیان است و اگر خودشان به یک توافقی رسیدند مبارکشان باشد. باید مورد پسند خودشان باشد.
ایران امروز در عرصه سیاست خارجی با مشکلات خطرناکی روبه روست. اگر اختیار با شما باشد، در موارد زیر چه سیاستی اتخاذ می کنید:
آمریکا:
من معتقدم جز با اسرائیل باید با همه کشورها رابطه داشته باشیم. یعنی علی رغم تمام وقایعی که میان ایران و آمریکا رخ داده است، بنده معتقدم با حفظ شأن و استقلال و آبروی کشور باید رابطه برقرار شود. اما متاسفانه رابطه با آمریکا در ایران تبدیل به یک بحث سیاسی داخلی شده است. گاها یک جناح سیاسی میخواهد و طرف دیگر نمی خواهد و یا برعکس و این به کشمکش های داخلی کشور تبدیل شده است.
روسیه و چین:
هم اکنون رابطه داریم و معتقدم باید با هردوی این کشورها رابطه داشته باشیم. بنده در زمان مجلس بارها به این کشور جهت گسترش روابط سیاسی و اقتصادی سفرکردم. از طرفی با روسیه هم به عنوان کشور همسایه قدیم باید ارتباط داشت. البته این نکته را یادآور شوم که طبیعی ست که کشورها در ارتباط با هم به دنبال منافع شخصی خودشان باشند. ارتباط با کشورها باید منافعی را به همراه داشته باشد.
پرونده هسته ای:
ما باید شفاف سازی کنیم. باید مذاکره کنیم. باید هم از حقوق مان دفاع کنیم و هم شفاف سازی کنیم.
پرونده حقوق بشر:
حقوق بشر به واقع حقوقیست که متعلق به بشر و مردم است. در بسیاری از کشورهای دنیا این حقوق یا از سوی حاکمان آن کشور و یا از سوی دیگر کشورها نادیده گرفته میشود. به طور مثال در فلسطین این حقوق از سوی اسرائیل کاملا نادیده گرفته میشود. البته در کشور ما هم در مواردی این حقوق نادیده گرفته می شود. لیکن ما نباید از حقوق بشر به عنوان یک حربه سیاسی استفاده کنیم. من معتقدم که نباید برای یک کشور حقوق بشر جدی و برای کشوری دیگر این حقوق به طور کامل نادیده گرفته شود. نمونه اش همین مسئله اسرائیل و فلسطین.
اگر دوره های جمهوری اسلامی را تقسیم بندی کنیم؛ کدام دوره از دید مهدی کروبی به آرمان های انقلاب اسلامی نزدیک تر و کدام دوره، دورتر بوده است؟ چرا؟
این طبیعی ست که در هر انقلابی ابتدای آن به آرمان های آن نزدیکتر است. بارها گفته ام در هر انقلابی تندروی ها، خودسری ها و برخوردهای غلط بر اثر بی تجربگی رخ میدهد. من به طور قاطع میگویم اکثر افرادی که همکنون خودسری میکنند، همانهایی هستند که آنزمان تندروی و خودسری میکردند. دهه اول آرمانی بود. به تدریج وارد فضاهایی شدیم که نتیجه اش همین است که الان می بینیم. به اعتقاد بنده بدترین شرایط را همکنون داریم.
و سئوال آخر: امروز بزرگترین آرزوی شما چیست؟
حاکمیت مردم، نفی سلطه خارجی واستبدادداخلی، رفاه و شادابی ملت، سربلندی ایران، پیشرفت کشور، سربلندی اسلام و اجرای احکام آن. البته منظور من از احکام اسلام، اعمال سلیقه ها نیست. منظورم وارد شدن در زندگی خصوصی مردم نیست. منظورم دخالت در امور شخصی مردم نیست. منظورم از احکام اسلام، یعنی اینکه فضائل در جامعه حاکم باشد، عدالت حاکم باشد، حرمت همه افراد جامعه حفظ شود.
امروز:
در آستانه اولین سالگرد انتخابات بحث بر انگیز ریاست جمهوری سال گذشته ایران، مهدی کروبی یکی از دو نامزد معترض به نتایج این انتخابات در گفتگو با العربیه بار دیگر بر وجود تقلب در این انتخابات و ضرورت برگزاری راهپیمایی اعتراضی در سالگرد آن تأکید کرد، اگر چه به گفته او نیروهای "لباس شخصی" در صدد به خشونت کشاندن این راهپیمایی برخواهند آمد.
آقای کروبی معتقد است که خواست مردم در راهپیمایی میلیونی روز ۲۵ خرداد (۱۵ ژوئن) بررسی مجدد نتایج اعلام شده انتخابات بود اما به دلیل برخوردهای صورت گرفته خواست های مردم عمیق تر شد و به یک جنبش مردمی تبدل شد. دبیر کل حزب اعتماد ملی معتقد است که دولت آقای محمود احمدی نژاد علاوه بر فقدان مشروعیت نا کارآمد نیز هست.او می گوید که "این دولت به راحتی دروغ می گوید و سخنان خود را نقض می کند و قانون را زیر پا می گذارد."
آقای کروبی در باره علت ارسال دو نامه محرمانه به آقای هاشمی رفسنجانی رییس مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران درباره شکنجه و تجاوز در زندان ها می گوید که ابتدا فکر می کرده که آقای هاشمی با توجه به نفوذی که دارد و نزدیکیش به رهبر توانایی پی گیری موضوع را دارد اما بعد خلاف آن را در میابد، چرا که خود آقای هاشمی هم تحت فشار است بنابر این تصمیم به انتشار عمومی این نامه ها می گیرد.
او قبول ندارد که سرکوب اعتراض های خیابانی مردم را ترسانده و از مطالباتشان دور کرده است بلکه معتقد است که مرحله قبل مرحله "اعلام حضور جنبش سبز" بود و اکنون این جنبش وارد مرحله تثبیت شده است. نامزد معترض به نتایج انتخابات می گوید که فشارها بر فعالین سیاسی و مطبوعاتی بسیار زیاد است و عملا امکان فعالیت حزبی وجود ندارد، زیرا بیم آن می رود که در صورت برگزاری جلسه ای حزبی نیروهای امنیتی به محل جلسه یورش ببرند و تعدادی را دستگیر کنند. او تنها راه ارتباط سران معترض با مردم را با توجه به غیاب مطبوعات مستقل، از مجرای فضای مجازی و شبکه های اجتماعی می داند.
آقای کروبی به شدت از سیاست های داخلی و خارجی احمدی نژاد انتقاد می کند و او را در این دو حوزه نا موفق می داند. و می گوید موضع جمهوری اسلامی در عرصه بین المللی تضعیف شده و دولت با کشورهایی رابطه دارد که هیچ جایگاه و تآثیر گزاری راهبردی در عرصه جهانی ندارند.
نکات مهم و متن کامل این مصاحبه را بخوانید:
- جنبش از مرحله اعلام و حضور هر روزه گذشته است و ما اکنون در مرحله تثبیت هستیم،
- دولت احمدی نژاد علاوه بر فقدان مشروعیت ، فقدان کارآمدی هم دارد
- این دولت به آسانی دروغ می گوید و به آسانی هم تصمیمات و سخنان قبل خودش را نقض می کند
- با چنین وضعیتی و حجم عظیم معترضان داخلی بعید می دانم این دولت بتواند برای چهار سال به فعالیت ادامه دهد.
- نیروهای خودسر اطلاعاتشان را رسماً از سپاه و نیروی انتظامی می گیرند
- هاشمی و خانواده اش در معرض حملات سنگین است و دیگر نمی توان از او انتظاری داشت
- تعویق انتخابات شوراها زمینه چینی برای تعطیل انتخابات است
- مجلس اگر قدرتمند بود با دولت و اقدامات قانون شکنانه اش برخورد می کرد
- دولت فعلی اصولا اعتنایی به قانون حتی قوانین مصوب خودش هم ندارد،
- دوستان احمدی نژاد در صحنه بین الملل هیچ ارزش استراتژیکی برای ما ندارند
- در داخل کشور در ۳۰ سال از انقلاب گذشته هیچ دولتی مانند دولت فعلی تا این اندازه مورد مخالفت نخبگان دانشگاهی و حوزوی نبوده است
- هیچیک از مراجع تقلید دینی مطرح حاضر به صدور پیام نبریک برای دولت نشدند چون در مورد اتنخاب وی ابهام جدی داشتند.
- یرای مسوولین جمهوری اسلامی که اکثر ایشان برخواسته از حوزه های علمیه هستند این یک پیام واضح است که بسیاری از مراجع تقلید حاضر به پذیرش رئیس دولت نیستند.
- مردم از مسئولین بیشتر میفهمند و از مسئولین کمتر اشتباه می کنند.
- جنبش مردم ایران یک جنبش پرتعداد از مردمی است که بخش عظیمی از آنها را نخبه ها و تحصیلکردگان تشکیل می دهند. با فیلتر کردن چند سایت و بستن روزنامه ها نمی توان جلوی دسترسی ایشان به اخبار را گرفت.
دبی - فرزانه بذرپور، العربیه
-جناب آقای کروبی کمتر از یک هفته دیگر جنبش سبز به یک سالگی می رسد، شما و آقای موسوی در بهمن ماه گذشته اعلام کردید که استراژی جنبش سبز را معین می کنید و به اطلاع مردم می رسانید، درباره این استراتژی توضیحی می دهید؟
یک مقدمه ای کوتاه وجود دارد و آن اینکه حاکمیت مسئله را اینقدر پیچیده و مشکل کرد. اساس این حرکت و جنبش، اعتراض به نتایج انتخابات بود البته نتایج انتخابات های دیگر هم بود چون در سال های اخیر در دیگر انتخابات ها هم حرکت های خودسرانه ای وجود داشت .
در این انتخابات به صورت انفجاری منجر به راهپیمایی عظیم و اعتراض مردم مواجه شد. برای همین شعار مردم این بود که رای ما را پس دهید . ما هم همین را خواستیم و اینکه هیاتی مورد اطمینان تشکیل شود تا آنها انتخابات را بررسی کنند چون ما یقین داشتیم که اگر بررسی دقیق و بی طرفانه انجام گیرد ؛ انتخابات باید ابطال شود تقلب در این انتخابات به گونه ای گسترده بود که نمی شد با هیچ توجیهی آن را جمع کرد . بنابراین این اصل حرکت ما بوده است که انتخابات انتخاباتی نادرست بود و ما باید تلاش کنیم که انتخابات درست و آزاد برگزار شود .
اگرچه متاسفانه با توجه به حوادث خاص فشارهای که هست عده ای که در زندان هستند برای اینکه دستگیرها گسترده تر نشود تاکنون به موضوع استراتژیها نپرداخته ایم . اما کف خواست ما اجرای همان اصول قانون اساسی است که می گوید مطبوعات و روزنامه ها آزاد، تجمعات آزاد بر طبق قانون اساسی و راهپیمایی بدون حمل سلاح را آزادانه داشته باشیم. ما درخواست برگزاری انتخابات آزاد را داریم. این اصل حرکت اعتراضی ما بوده و هست.
-به تجمعات اشاره کردید . شما در مصاحبه ها و پیام ها از دعوت به تجمع اعتراضی در سالگرد انتخابات خبر دادید . آیا شما میخواهید در این تجمع هم شخصا شرکت کنید؟ و فکر میکنید حاکمیت اجازه برگزاری تجمع به هواداران شما میدهد؟
وظیفه ما این بود که درخواست خودمان را بدهیم. ما بارها خواستیم که تجمعی داشته باشیم که حکومت اعلام کرده که درخواست ندادید درحالیکه داده بودیم. لذا برای اینکه هیچ ابهامی نباشد ما از طریق رسانه ها اعلام کردیم که درخواستمان را برای راهپیمایی در سالگرد انتخابات به وزارت کشور ارسال کردیم.
ما بر این درخواست پافشاری هم می کنیم. ما تعهد و تضمین میدهیم که هیچ گونه حادثه ای هم رخ ندهد من مطمئنم که گروهی از شبه نظامیان تلاش می کنند اگر تجمعی برگذار شد آنرا به خشونت بکشند اما مردم ما آنقدر عاقل و بالغ و سیاسی هستند که حتی اگر افرادی هم وارد شده و شعارهای تندی دهند مردم قدرت این را دارند که شرایط را کنترل کنند و با آنها برخورد کنند . اما چنانچه اجازه راهپیمایی ندادند بعد باید تصمیم گرفت که چه باید کرد الان نمی شود گفت .
-شما یکی از معدود روحانیونی هستید که علاقه خاصی به فعالیت حزبی دارید و در سابقه شما عضویت و دبیرکلی حزب مانده است آیا این درخواست ها را از طریق حزب میدهید و آیا اکنون امکان فعالیت برای حزب شما هست؟ در ماههای اخیر برخی احزاب از جمله مشارکت و مجاهدین پروانه فعالیت شان لغو شده و برخی از احزاب با محدودیت های دیگری مواجه شده اند. آیا درباره حزب اعتماد ملی ( حزب منسوب به شما) چنین محدودیت هایی اعمال شده است؟
سوال شما چند بخش داشت. بله من کاملا مقیدو معتقد به تشکیلات هستم لذا مجمع روحانیون مبارز را تاسیس و ثبت کردیم این تنها تشکلی روحانیون است که قانونا ثبت شده است. اگر ما بخواهیم یک کار تشکیلاتی منسجم کنیم در نظامی که همه ی ارکان آن متکی به رای است. پس طبیعی است که تشکیلات با هم رقابت و فعالیت کنند .علت اینکه احزاب ما قدرت نگرفتند این است که کمتر افراد دنبال حزب بودند. بلکه کمتر می خواستند پایگاه حداکثری و تشکیلات فراگیر و نیروی عظیم داشه باشند. چیزی که با روحیه حزبی و تکثر آرا منافات دارد.
پس لازمه قانون اساسی ما که متکی بر رای است در مرحله اول تشکیلات می خواهد تا بهتر هم نتیجه گیرد . وقتی تشکیلاتی حرکت نکنند دچار تفرد می شوند.
درباره سوال دیگرتان از فعالیت حزب اعتماد ملی باید بگویم که محدودیت که برای اعضای دیگر احزاب پیش امده برای ما هم تا حدی پیش امده است. از جمله اینکه دفتر حزب پلمپ شده است. اعضای حزب اجتماعی با هم ندارند و جلسه رسمی شورای مرکزی اگر تشکیل شود نگرانیم که بیایند بعضی ها را بگیرند و اینها همه اخطار دستگاه های اطلاعاتی بوده و هیچ توجیه قانونی هم ندارد. اما اینکه صحبت از لغو کنند هنوز چنین چیزی مطرح نشده است. اما به هرحال به شدت مانع از فعالیت حزب شده اند.
و بعضی از نفرات ما در بازداشت به سر میبرند به هر حال فشارشدیدی علیه ما هستاما من به صورت شخصی فعالیت هایی دارم و دفتر شخصی خودم را دارم اما با این حال بارها اعضای آن را احضار کرده اند. حتی پسران من را هم گذرنامه های شان را گرفتند و اجازه خروج از کشور ندارند.
-دو پسر شما اجازه خروج از کشور ندارند از سفر اقای خاتمی هم جلوگیری شده است. ایا شما برای خروج از کشور یا شهر تهران محدودیت های دارید؟
درباره آقای خاتمی من شنیدم که مورد خاص بوده و خود ایشان هم در مجمع روحانیون مبارز گفته است که به وی مراجعه کردند و گفته اند این یک مورد خاص بوده و شما ممنوع الخروج نیستید . اما در مورد خودم برنامه ای برای مسافرت به خارج از کشور ندارم و چیزی هم نشنیدم واگر بخواهم بروم گذرنامه دارم و طبیعتا نباید مشکلی وجود داشته باشد . درباره خروج از شهر تهران، هم محدودیتی ندارد .اما تا جایی میرویم با توجه به اینکه نیروهای پاسدار هم همراه ما هستند و به قول خودشان برای انجام وظیفه به نیروی انتظامی آن شهر اطلاع می دهند.
نیروی انتظامی به جای حفاظت، به گروه های خودسر خبر می دهند که هر جا میرویم آنجا جمع می شوند. و برای ما مزاحمت ایجاد کنند. در قزوین و در قم این اتفاق افتاد. حتی درباره آقای موسوی و سفرشان به قم، به ایشان اطلاع داده شد که اگر شما به آنجا بروید قرار است که گروههای خودسر شما را مورد هدف قرار دهند به هر حال بارها نیروی انتظامی چنین هشدارهای به ما داده است. حتی وقتی که برخی افراد مزاحمت در محل زندگی من و خانواده ام ایجاد می کنند پیش تر نیروی انتظامی باخبر است اما کاری نمی کند و تنها می ایستد و نظاره می کند.در واقع نیروهای خودسر اطلاعاتشان را رسماً از سپاه و نیروی انتظامی می گیرند.
-جناب کروبی شما نامه اعتراضی تان را نسبت به تجاوز و کشتار در زندانهای جمهوری اسلا می خطاب به هاشمی رفسنجانی نوشتید ، با این حساب می توانیم فرض کنیم که شما معتقدید آقای هاشمی همچنان در قدرت نقش موثری دارد و اگر چنین است آیا شما تصور می کنید که آقای هاشمی به وظایف خود عمل کرده است و اصولا شما از ایشان که دو ریاست مهم بر مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت را بر عهده دارند چه انتظاری دارید؟
من دو نامه به هاشمی نوشتم . یک نامه درباره مسئله تجاوز در زندان ها بود و در آن گفتم با توجه به جایگاه شما و نزدیکی به رهبری لازم است این کار بررسی شود که ایشان هم حواله داد به قوه قضائیه که نتیجه جلساتی شد که از من هم خواستند که اسنادی را ارائه کنم اما آنها هم نتیجه ای نداد و به جای پیگیری موضوع، حوادث دیگری رخ داد. عاقبت دفتر من را هم بستند و نیروهای ما را گرفتند و آنچه از اسناد و مدارک در دفتر بود با خودشان بردند. بله من آن موقع فکر میکردم آقای هاشمی می تواند موثر باشد و احترامی که برای ایشان قائل هستند بتواند اقدامی انجام بدهد اما گویا شرایط دشواری بوده و خود آقای هاشمی و خانواده اش در معرض حملات سنگین است و دیگر نمی توان انتظاری داشت . من مدتها ست که با اقای هاشمی دیدار نکردم.
- درباره مدارکی که براساس آن به آقای هاشمی نامه نوشتید و حاکمیت را متهم به شکنجه مخالفان کردیدو اعلام کردید که هر وقت لازم شود اسناد و مدارک بیشتری هم دارید. آیا قصد انتشار مدارک جدیدی دارید؟
من نظام را متهم نکردم. من خود را عضو نظام جمهوری اسلامی می دانم . و خود را از فرزندان کوچک این انقلاب می دانم و اینکه در این زمینه کار کردم. ما خیراندیش آینده نظام هستیم و دلسوز نظام هستیم پس باید نقد کنیم و تذکر هم بدهیم. در بسیاری از مقاطع من اعتراض و نقد به عملکرد مسئولین داشته ام و برخی از آنها هم در سطح رسانه ها منتشر شده است.
مثالی از آنجه که علنی شده است در سال ۷۷ در جریان برخورد با شهرداری ها، من نامه نگاری انتقادی کردم و درباره اینکه بسیاری از شهرداران شکنجه شده ند و بی جهت در زندان ها نگه داشته شدند در چند سال پیش اعتراض کردم. این قضیه چون شدید تر و سنگین تر بود با احتیاط برخورد کردم و مصاحبه نکردم و نامه ای محرمانه به اقای هاشمی نوشتم و تاکید کردم که باید بررسی شود و تجاوز جنسی را در زندان ها ممکن است صورت گرفته باشد. وقتی ده روز گذشت و اقای هاشمی جواب نداد احساس تکلیف کردم و نامه را روی سایت گذاشتیم. به جای اینکه بخواهند از ما که اسناد را ارائه دهیم تا بررسی کنند، یکباره تمامی ائمه جمعه علیه من وارد میدان شدند و من احساس کردم که اینگونه می خواهند من را از میدان بیرون ببرند . و الان به مسوول سایت من فشار می آورند که تکذیب کنند و بگوید که من اغفال شدم و حتی او را به پنج سال زندان محکوم کرده اند.
درباره شکنجه، چون چند نفر کشته شدند چند مامور نهایتا مجبور شدند که اقرار کنند که بوده است . ما آنجا نبودیم که ببینیم و من می گفتم که عده ای به سراغ من امده اند و چنین گفته اند به محض اطلاع به سراغ آن افراد می رفتند و تهدیدشان می کردند و ازارشان می دادند به گونه ای که قربانیان تجاوز به شدت می ترسیدند و یا فرار می کردند و ساکت می شدند.
آقایان میخواستند پافشاری کنند که همه سکوت کنند. به من می گفتند که این آبروریزی است. یک خانمی می گوید که در ماشین نیروهای انتظامی و امنیتی برای من این اتفاق افتاده است یا فلان آقا می گوید که در فلان کلانتری در فلان شهر این اتفاق برای من افتاده است. این برای نظام بد است و انتظار حداقلی ما بررسی و کنکاش در موضوع بدون جنجال آفرینی بود تا اعتماد مردم به نظام بازگردد.
-جناب کروبی شما از مبارزان با نظام شاهنشاهی بودید و پس از انقلاب اسلامی مناصب مختلفی از جمله ریاست مجلس شو رای اسلامی داشتید، بسیاری از اصلاح طلبان دیگر که امروز در زندان به سر می برند هم در جمهوری اسلامی مناصب بلند پایه ای داشته اند ،شما فکر می کنید خودتان و دیگر کسا نی که در انقلاب اسلامی حضور داشته اند چه اشتباهاتی مرتکب شده اند که امروز به زعم شما و آقای موسوی جمهوری اسلامی از اهداف انقلاب ۵۷ فاصله بسیار گر فته است؟
همیشه باید اعتراض را شنید. طبیب هم که میخواهدبیمار را معالجه کند سوالات مختلف می کند و می گردد ببیند که کسالت چیست و مهمترین موفقیت برای یک پزشک این است که تشخیص بیماری را بدهد چون در صورت تشخیص میتواند تجویز دارو کند.
اولین کاری که باید می شد این بود که این معترضین چه میگویند و نیروهای امنیتی حاکم بر قضات نباشد و ما می گوییم که شورای نگهبان نظارت کند و نه قیمومیت . وقتی اجرای قانون اساسی به درستی صورت نمی گیرد خوب طبیعی است که افراد اعتراض می کنند . در پی اعتراضات به جای پاسخگویی ، برخورد می شود. در زمانی که مسئولیتی داشتم من خودم از کسانی بودم که هم اعتراض میکردم و هم رایزنی می کردم.
اینها به چند اصل قانون اساسی تکیه می کنند و باقی اصول را به فراموشی میسپارند و آنچه را از قانون اجرا می کنند که به نفع و صلاح خودشان است و نتیجه ان می شود که عده ای معترض ایستاده باقی می مانند و عده ای دیگر منزوی می شونند.چقدر از معاونان و استانداران سابق را به زندان بردند و چه تعداد که احضار کردند و چه تعداد بیشماری را منزوی کردند و بخش زیادی هم هستند که معترض هستند.
این برخورد که با مطبوعات دارند و اینقدر فشار بر مطبوعات هست و وزارت ارشاد که مدافع مطبوعات باید باشد اینقدر فشار وارد می کنند حکومت اسلامی متکی بر ارای مردم است و هر جمعیتی باید تلاش کنند که رای مردم را جمع کنند و اگر رای نیاوردند باید بمانند اما عده ای می خواهند که از این ابزار استفاده کنند و من می گویم که این شیوه از جمهوری در انقلاب ۵۷ فاصله گرفته است. و این موجب درگیری نیروهای نظام شود و این فاصله گرفتن از حکومت از رهنمودهای امام و مردم است .
- به دو نکته مهم اشاره کردید در بحث آخر، یکی اینکه هر کس رای آورد؟ با توجه به تغییری که در انتخابات شوراها انجام شده است . هرگونه انتخابات قریب الوقوعی هم به تاخیر افتاده است . در جنین شرایط فعالیت های پارلمانتاریستی به نوعی تعطیل شده است. در این شرایط باید چطور عمل کرد؟
من معتقدم هر انتخابات به موقع خودش باید برگزار شود . البته می توان انتخابات خبرگان رهبری را که برای صنف خاصی است و محدود هم هست میتوان با هر انتخاباتی تجمیع شود. اما انتخابات شوراها، مجلس و ریاست جمهوری با توجه به گستردگی دایره رای دهنده گان و نامزدها، به نظر اقدام درستی نیست. یکبار که بگویند برای دوسال انتخابات شوراها را به تعویق بیاندازیم تا به انتخابات ریاست جمهوری برسد. می توانند بگویند دوسال دیگر هم اصلا انتخابات نباشد در کشوری که تا استقرار یابد دو رییس جمهور رفت یکی شهید شد و دیگری یک سال بیشتر نبود و سومی هم دستش بر گردنش آویزان بود و همان موقع انتخابات برگزار شد . به نظر من تعویق انتخابات شوراها در واقع زمینه چینی برای تعطیل انتخابات است هر چند که انتخاباتی ومثل انتخابات ریاست جمهوری دهم بود و نبودش چندان فرقی ندارد.
امام یک جمله ای دارد که می گوید هیچ کس از مادر دیکتاتور زاییده نمیشوند بلکه به تدریج این اتفاق می افتد. وقتی انتخابات را کم رنگ کنید، به سمت بی خاصیت شدن و نهایتا تعطیل شدن رخ می دهد. و به تدریج به ورطه ی دیکتاتوری سقوط میکنید. انتخابات یک روز نباید به تاخیر بیافتد. حوادث بسیار مهمی در کشور اتفاق می افتاد آن موقع هم می شد انتخابات را تعطیل کرد اما هیچ وقت این رخ نداد.
-شما بر اجرای کامل قانون اساسی تاکید دارید . جمعی از هوادران شما می گویند که برخی از اختیارات که برای نهادها ی ختاص درنظر گرفته شده دلیل این شرایط است. و بر اصلاح اصول قانون اساسی به عنوان راه حل معتقدند. آیا شما هم با این نظر موافقید؟
من نمی گویم که اختیارات زیاد اثر منفی یا مثبت دارد . اما آنچه که مهم است این نیست. اختیارات مسئولیت را هم به دنبال دارد اگر اختیار زیاد ، مسئولیت و نظارت هم همراه باشد مشکل نداره . دولت نظارت دارد. رهبری نظارت دارد. مجلس نظارت دارد. دولت هم نظارت بر آن هست. اگر درست نظارت انجام شود اختیارات زیاد مشکلی ایجاد نمی کند اما اگر اختیار داده شد و رها شود ایجاد اشکال می کند. دولت فعلی بر اساس قانون اختیارات زیادی دارد و متاسفانه هر آنچه که بخواهد می کند.
دعواهای که با مجلس و مجمع دارد و برخوردهای بسیار بدی که از سوی دولت با مجلس می شود . برای دولت، سوال استیضاح و تحقیق و تفحص برای آن هست. اگر درست اجرا شود . اختیارات ایجاد مشکل نمی کند. اما باید نظارت و مسئولیت را در کنار اختیارات دیدید. الان مجلس محترم تلاش می کند اما آنقدر نیرومند نیست که جلوی بی قانونی های دولت را بگیرد. مجلس اگر قدرتمند بود با دولت و اقدامات قانون شکنانه اش برخورد می کرد. دولت فعلی اصولا اعتنایی به قانون حتی قوانین مصوب خودش هم ندارد، هر سال مبلغی به عنوان بودجه به مجلس ارسال می کند اما هیچوقت به ان عمل نمی کند و منابع کشور را هدر می دهد و یا هر گونه که بخواهد مصرف می کند.
-شما در داخل کشور بارها تاکید کردید که احمدی نژاد را مشروع نمی دانید اما به عنوان دولت مستقر به رسمیت می شناسید.
بله من دولت کنونی را به عنوان دولت مستقر می شناسم / به هر حال دولت امنیت با اوست. زمانی که مزاحمت برای من و خانه ام ایجاد می شود من باید از نیروی انتظامی زیرمجموعه دولت باید بخواهم . اگر گذرنامه بخواهم باید به دولت مراجعه کنم اما به هیچ وجه احمدی نژاد را برخاسته از رای مردم نمی دانم.
-در مورد سیاست خارجی، آیا احمدی نژاد خواست های جمهوری اسلامی را مطرح می کند و آیا نماینده مشروع مردم است یا به اعتبار رئیس دولت نظرات خودش را مطرح میکند؟ به ویژه در موضوعات چالش برانگیز سیاست خارجی احمدی نژاد؟
یک بحث اینکه قرارداد و معاملات و تفاهماتی بین دول است و هر دولتی انجام میدهد آقای احمدی نژاد هم این کارها را به عنوان رئیس دولت مستقر انجام می دهد اما ما معتقدیم که احمدی نژاد با این حرفهاش ایران را در صحنه بین الملل منفعل کرده رفتارهای وی هزینه بالایی برای جمهوری اسلامی داشته است . ما واقعا متاسف می شویم وقتی مسئول موساد میگوید خدمتی که احمدی نژاد به ما کرده است هیچ کسی نمی کرد. و عملا هم داریم میبینیم که وی چه حساسیتی در دنیا به وجود آورده است که به نفع اسرائیل شد.
-در مورد ارتباط دولت کنونی با کشورهای دیگر چه نظری دارید؟
من واقعا دلیل ارتباط این دولت با برخی کشورها و سرانشان را نمی فهمم. بسیاری از دوستان آقای احمدی نژاد در صحنه بین الملل هیچ ارزش استراتژیکی برای ما ندارند و در مقابل در چهار سال گذشته مجموع روابط ایران با دیگر کشورهای دنیا ضعیف تر شده است و همه اینها به خاطر موضع گیری های نسنجیده رئیس دولت در صحنه بین الملل است. علیرغم صرف هزینه های کلان برای جلب حمایت کشورهای درجه سه حتی آنها هم حاضرنیستند از اظهارات نابخردانه دفاع کنند.
-و انرژی هسته ای ؟
من هم مانند بقیه ایرانیان عقیده دارم که ما حق داریم از انرژی هسته ای برای مصارف صلح آمیز استفاده کنیم و مطمئنم که اگر این موضوع را بدون جنجال آفرینی و هوچی گری مطرح کنیم سایر کشورهای دنیا بجز انهایی که مشکل بنیادی با ایران دارند ناچار به قبول خواسته ما خواهند شد.
-در مورد سیاست داخلی چطور؟
در داخل کشور هم ۳۰ سال از انقلاب گذشته هیچ دولتی مانند دولت فعلی تا این اندازه مورد مخالفت نخبگان دانشگاهی و حوزوی نبوده است . اعضای آکادمی های علوم ایران با احمدی نژاد مخالفند و به همین دلیل وی سعی در تغییر بافت آکادمی های علوم دارد. مسئولین رسمی اعلام کردند که ۸۰% دانشگاهیان کشور به نامزدهایی غیر از احمدی نژاد رای داده اند و در حوزه های علمیه هیچیک از مراجع تقلید دینی مطرح حاضر به صدور پیام تبریک برای دولت نشدند چون در مورد انتخاب وی ابهام جدی داشتند.برای مسئولین جمهوری اسلامی که اکثر ایشان برخواسته از حوزه های علمیه هستند این یک پیام واضح است که بسیاری از مراجع تقلید حاضر به پذیرش رئیس دولت نیستند.
-شما پیش بینی کرده اید که دولت احمدی نژاد نمی تواند یک دوره چهارساله دوام بیاورد برای این پیش بینی دلیلی دارید؟
من معقتدم علاوه بر فقدان مشروعیت این دولت فقدان کارآمدی هم دارد.این دولت به آسانی دروغ می گوید و به آسانی هم تصمیمات و سخنان قبل خودش را نقض می کند و عملا هیچ ثباتی ندارد، همین بی ثباتی بدترین خطر برای هر دولتی است .رئیس دولت یک روزی می گوید به سه دهک یارانه می دهیم و یک روز بعد می گوید به همه می دهیم. مدیران باتجربه نظام نیز حاضر نیستند با این دولت کار کنند یا دولت آنها را به دلیل گرایشات سیاسی شان حذف می کنند . بسیاری از صنایع ما ورشکست شده و کارخانه ها قادر به پرداخت حقوق کارگران نیستند . رئیس دولت بدون توجه به نظریات کارشناسان و موسسات علمی یک روز بر اثر خواب یکی از نزدیکانش ستاد مدیریت بحران زلزله تاسیس می کند و یک روز دیگر هم بدون اطلاع و بررسی می گوید شش میلیون نفر از اهالی پایتخت را باید از این شهر انتقال داد. با چنین وضعیتی و حجم عظیم معترضان داخلی بعید می دانم این دولت بتواند برای چهار سال به فعالیت ادامه دهد.
- آقای خاتمی رییس جمهور سابق و خود شما از ضرورت برگزاری رفراندم سخن گفته اید ،شما فکر می کنید درباره چه مساله ای باید رفراندم صورت گیرد تا بحران سیاسی ایران مرتفع شود؟
یکی از مسائلی که برای رای بگذاریم باید این باشد که آنها، چیزی که مثل آفتاب آشکار است به کل منکر میشوند. مثلا نرخ بیکاری بالاست. به هر کس برمیخوریم میگوید ما جوان بیکار داریم. اما آقای احمدی نژاد میگوید که ایران یک کارگاه بزرگ است خیلی ساده یک تجمع بیکاران بگذارید ببینید چند نفر می آیندشورای نگهبان وظیفه داشت نظارت کند تا مجلس دولتی نشود و دولت در انتخابات دخالت نکند حالا رفراندوم بگذارید تا مردم بگویند که واقعا همینطور است یا بالعکس. هنوز برخی از اعضای خبرگان تدوین قانون اساسی زنده هستند . که می گویند ما از حکومت شاه بیرون امدیم و معتقدیم بودیم که دربار ساواک و شاه وکیل ادوله درست میکند ما گفتیم که یک دستگاهی باشد که بر دولت نظارت کند . تا آنها زور به مردم نگویند و توجه مان همیشه به رئیس جمهور بود که با استفاده از موقعیتش در انتخابات دخالت غیر قانونی نکند . اکنون مردم میگویند خودمان رای میدهیم . شورای نگهبان حق دارد چنانچه نامزدی مفسد بوده یا جاسوس است با ارائه اسناد محکمه پسند رد صلاحیت کند اما بعد از آن باید بگذاریم مردم انتخاب کنند. نه اینکه چند نفر به جای شعور یک ملت تصمیم بگیرند. مردم از مسئولین بیشتر میفهمند و از مسئولین کمتر اشتباه می کنند. اجازه دهیم مردم انتخاب کنند.
-شما برای ارتباط با هوادارانتان راهکاری دارید یا رسانه ای دارید؟
ما به جز سایت هیچ رسانه ای نداریم حتی مجله مربوط به همسر من هم بسته شد. الان بسیار نگران هستیم که اگر حتی روزنامه نگاران را دعوت کنیم برای آنها دردسری شود . حتی همین مصاحبه ها هم برای افراد داخل ممکن است مشکل ساز باشد. ولی اخبار به راحتی در اینترنت و محافل مردم رد و بدل می شود و حکومت هم نمی تواند آن را توقیف کند. جنبش مردم ایران یک جنبش پرتعداد از مردمی است که بخش عظیمی از آنها را نخبه ها و تحصیلکردگان تشکیل می دهند. با فیلتر کردن چند سایت و بستن روزنامه ها نمی توان جلوی دسترسی ایشان به اخبار را گرفت.
-دانشجویان ایرانی خارج از کشور در تظاهرات های در خارج از کشور علیه احمدی نژاد شرکت می کنند. آیا شما از آنها حمایت می کنید؟
ایرانی ها در هر جای دنیا بخشی از جامعه ایرانی هستند و خواسته هایی شبیه به هم دارند، ایرانیان دیگر کشورها هم رای شان را می خواهند و اطمینان دارند که نتیجه انتخابات سالم نبوده است، من اگرچه ارتباط تشکیلاتی با آنها ندارم اما از خواسته های قانونی و مسالمت آمیز آنها حمایت می کنم.
به نظر می رسد بعد از سرکوب معترضان در دسامبر گذشته دیگر کسی جرآت به خیابان آمدن را ندارد؟
اینطور نیست، از آغاز جنبش دهها نفر در جریان اعتراضات توسط نیروهای نظامی کشته شدند اما خانواده همین کشته شدگان نیز با روحیه خواستار ایستادگی و مقاومت تا رسیدن به اهدافمان هستند، اما جنبش از مرحله اعلام و حضور هر روزه گذشته است و ما اکنون در مرحله تثبیت هستیم، جنبش سبز واقعیتی است که حتی اگر در تجمعات و تظاهرات هم حضور نیابد نمی توان منکر حضور گسترده اجتماعی آن شد.
آقای کروبی هفته های گذشته حکومت ایران چند نفر از مخالفان را اعدام نمود و در ماه های قبل نیز چند نفر دیگر را به همین نحو اعدام نموده بود آیا انها از هواداران شما بودند؟
این افراد نه تنها هیچ ارتباطی با من نداشتند بلکه با دیگر نامزدهای انتخاباتی نیز ارتباطی نداشتند و همه آنها حتی از ماه ها قبل از انتخابات در زندان بودند ، هر چند که تلاش شد تا با محاکمه آنها در خلال دادگاه معترضان به نتایج اعلام شده برای انتخابات، معترضان را تروریست معرفی کنند. من اطلاعی دقیقی از فرآیند پرونده و حکم دادگاه اعدام شدگان ندارم اما مطمئنم که اصول اولیه انسانی در زمان اعدام آنها رعایت نشد و حتی خانواده هایشان نتوانستند آخرین ملاقات را با آنها داشته باشند. به نظر من این اعدامها برای ترساندن جوانان در آستانه ۲۲ خرداد ماه و جلوگیری از شروع مجدد اعتراضات خیابانی است .هرچند که مطمئناً نتیجه ای متفاوت با آنچه اعدام کنندگان می خواهند پدید خواهد آمد.
جناب کروبی به عنوان آخرین سوال اگر جمهوری اسلامی شما را بازداشت وروانه زندان کند و قرار باشد قبل از زندان پیامی به هو ادارانتا ن بدهید آن پیام چه می تواند باشد؟
میگویم هشیار باشید و امیدوار و در چارچوب قانون اعتراضات خود را دنبال کنید.
همزمان با اعلام پایان محاکمه عوامل رده های میانی و پرسنل انتظامی جنایات کهریزک و نیز با نزدیک شدن به سالگرد انتخابات، عبدالحسین روح الامینی، پدر محسن روح الامینی از قربانیان جنایت کهریزک، که تا پیش از این از اعضای موسس یکی از اصلی ترین احزاب نزدیک به محمود احمدی نژاد بود، در مصاحبه با یکی از ویژه نامه های روزنامه همشهری، جزئیات بیشتری را درباره فجایع و جنایات رخ داده در این شکنجه گاه فاش کرد.
همزمان با افشاگری های این فعال سیاسی نزدیک به اصولگرایان، خبرگزاری مهر نیز از "رسیدگی به نقش یک مقام سابق قضایی" به صورت جداگانه و در یک دادگاه ویژه خبر داده است. این اخبار درحالی منتشر شده اند که محاکمه 12 عامل نظامی و انتظامی جنایت کهریزک، پس از 8 جلسه، پایان یافته و قرار است احکام این عده در روزهای آتی صادر شود. این محاکمات "به دلایل امنیتی" به صورت غیرعلنی برگزار شده اند.
عبدالحسین روح الامینی که گفته می شود قربانی شدن فرزند وی از جمله دلایل اصلی تعطیل کردن بازداشتگاه کهریزک بوده، در این مصاحبه از لزوم محاکمه "تمام عوامل و آمران جنایت کهریزک" سخن گفته است.
او ادعای "سوء مدیریت" در این جنایات را "غیر قابل توجیه" دانسته و گفته است: "متاسفانه باید گفت، همه این حوادث ناگوار با حداقل تدابير مديريتي و نظارتي قابل پيشگيري بوده است. مثل قرنطينه كردن دستگیرشدگانی كه مسئولان انتظامی و قضائی مدعي بودند برای استقرار آنها فضای کافی نداشتند، در سالنهايي كه بهوفور در شهر موجود است. مثل سالنهاي ورزشي، سالنهاي پادگانهای نظامی يا از این قبیل مکانهایی که از حداقل شرایط بهداشتي و غذایی برای نگهداری از دستگیرشدگان تا هنگام بازجویی و تحقیقات از آنها برخوردار باشند. اما فرستادن اين افراد به جايي كه به احتمال قوي اين افراد نميتوانستند شرایط بسیار سخت آن را - آنگونه که موسسان آن مدعی بودند برای نگهداری از مجرمان خاص و اراذل و اوباش سابقهدار ساخته شده است- تحمل کنند، قطعا اشتباه فاحشی است".
او از دیدار "اخیر" اسماعیل احمدی مقدم با خانواده "سه شهید کهریزک" هم پرده برداشته و گفته است: "فرمانده ناجا اعلام کردند که از روز اول با اعزام این افراد به کهریزک مخالف بودهاند و مسئولیت این تصمیم را به عهده یک مقام سابق قضائی دانستند".
پدر این قربانی کهریزک، در ادامه خواستار "تاوان دادن" مسئولان اصلی جنایت کهریزک شده و گفته است: " كساني كه مسبب این اتفاق بودند، ضمن قبول اشتباه خود بايد تاوان اشتباهات فاحش خود را بدهند، تا اين اشتباه به حساب مجموعه نيروهاي خدومي كه در ناجا و يا در قوه قضائيه و يا در گوشه و كنار نظام براي امنيت و آرامش مردم در حال خدمت هستند، گذاشته نشود. كساني كه اين تصميم را گرفتند و كساني كه مديريت اين ماجرا را بر عهده داشتند و يا وظيفه نظارت را بر آن مجموعه داشتند، بايد پاسخگو باشند و تاوان اعمالشان را بپردازند، همانگونه که در رابطه با مسئولان مرتبط و افراد دستاندرکار بازداشتگاه کهریزک در مراحل آخر رسیدگی در دادگاه نظامی است".
او جنایات بازداشتگاه کهریزک را "یک رویه همیشگی" دانسته و تاکید کرده است: "مسائلي كه در كهريزك پيش آمده بيشتر از آنكه يك خطا باشد يك رويه بوده است. شواهد موجود حاكي از آن است كه متاسفانه بر اثر یک سوء تدبیر آشکار مدیریتی، نوع برخورد با زندانيها در آنجا يك رويه بوده است و حتی ربطي به بحران اخير نداشته است".
او از هدف مشترک در میان خانواده های قربانیان هم سخن گفته و این هدف را "عمل قوه قضاییه به وظایف قانونی اش" دانسته و تاکید کرده است: "اینطور نیست که من مسئولیتی از جانب پدران شهدا دارم، بلکه هر كدام از ما به صورت جداگانه در حال پیگیری موضوع هستیم گرچه مسير همه ما يك مسير بوده است و انتظار همگی ما عمل مسئولان به وظایف قانونی ایشان میباشد، خصوصا قوهقضائیه".
او در ادامه این مصاحبه درباره "نقش آیت الله خامنه ای در پیگیری پرونده کهریزک" سخن گفته و از "دیدار های خصوصی" وی خبر داده و افزوده است: "ایشان در ديدار خصوصي كه با بعضي خانوادههاي قربانيان اين فاجعه بوده، نهتنها نسبت به دلجويي تک تک اعضای خانوادهها اصرار داشته و دارند، بلكه به ما اطمينان دادند كه شخصا پيگير این فجایع هستند. از دیگر سو این مطلب را دیگر همه میدانند که ایشان به محض اطلاع از این حادثه در همان اولين لحظات، دستور بستن كهريزك و تشكيل كميته ویژه در شوراي عالي امنيت ملي را صادر میکنند. تا به صورت موازی با كار كميتهاي كه مجلس تشکیل داده بود، این کمیته هم این حادثه را پیگیری کند. دستور قاطع ایشان هم به قوه قضائيه براي پيگيريهاي دقيق و برخورد با اين فجايع و عدم مماشات با عاملان آن طبق رويههاي قانوني هم بوده و همچنان ادامه دارد".
پدر محسن روح الامینی چنین ادامه می دهد: "فقط همین را میتوانم بگویم که اگر دستور رهبري زودتر و همان موقع كه دستور داده بودند اجرا ميشد، شايد اين فاجعه در اين ابعاد رخ نميداد و آنهايي كه در اجراي دستور رهبري اهمال كردند در این اتفاق مقصرند و باید به مجازات اعمال غیرقابل توجیه خود برسند. ما همچنان منتظر برخورد قضايي با آنها و پاسخگوييشان در محكمه عدل قوه قضائيه انشاءالله هستيم".
او در پاسخ به سئوالی درباره نقش "متهم اصلی که بدون منطق اصرار بر ادامه فعالیت بازداشتگاه کهریزک داشته"، می گوید: "بهدلیل رعایت مسائل حقوقی و برای کمک به پیگیری درست پرونده در مسیر قانونی، فعلا نمیخواهم نامی از کسی ببرم".
او می گوید: "عوامل قضايي هنوز پروندهشان مفتوح است كه تقاضاي جدي ما و سایر خانوادهها و اصراری که در ديدار اخيری که با رئيس قوه قضائيه داشتيم، درخواست تعلیق ایشان و رسيدگي قانونی به خاطياني است كه در دستگاه قضائي وظيفهشان را خوب انجام ندادند. تقاضای ما رسیدگی سریعتر به کیفرخواستی است که در دادسرای انتظامی قضات علیه ایشان صادر شده است".
مقام قضایی مرد اشاره روح الامینی کیست؟
"مقام سابق قضایی" مورد اشاره اسماعیل احمدی مقدم و نیز عبدالحسین روح الامینی، براساس شواهد مختلف "سعید مرتضوی" است. کسی که پیش از این، نام وی در گزارش هیات تحقیق و تفحص مجلس نیز به طوررسمی به عنوان یکی از متهمان پرونده کهریزک آمده بود.
سایت الف که در دی ماه گذشته، یعنی چند روز پس از پیوستن سعید مرتضوی به دولت محمود احمدی نژاد در سمت "رئیس ستاد مبارزه با قاچاق ارز و کالا"، بخش هایی از متن گزارش کمیته پیگیری مجلس را منتشر کرد، به نقل از این کمیته نوشته بود: "گزارش هیات تحقیق و تفحص مجلس، تقصیر اصلی را متوجه سعید مرتضوی، دادستان سابق تهران که به دستور رییس وقت قوه قضاییه اختیار بازداشتگاه کهریزک را بر عهده داشته است، میداند".
سایت الف، به نقل از این گزارش با بیان اینکه "دستور اعزام بازداشت شدگان به کهریزک را مرتضوی شخصا صادر کرده بود"، می افزاید: "در اثر رفتارهای خشونت بار ماموران با بازداشت شدگان، محیط غیربهداشتی و ضرب و شتم بازداشتیها به دست ماموران و زندانیان شرور تحت امرشان؛ سه جوان به اسامی مرحوم محسن روحالامینی، مرحوم امیر جوادیفر و مرحوم محمد کامرانی جان باختند".
پیش از این علیرضا زاکانی، نماینده مجلس و رئیس سابق سازمان شبه نظامی بسیج دانشجویی با انتشار نامه ای از نقش مرتضوی در جنایات کهریزک پرده برداشته بود؛نامه ای که منجر به رد و بدل شدن چند نامه شدید اللحن بین او و سعید مرتضوی شد.
علیرضا زاکانی پس از انتشار خبر قتل محسن روح الامینی در مرداد ماه گذشته، در نامه ای سرگشاده که در سایت جهان نیوز منتشر شد، سعید مرتضوی را اصلی ترین مقصر جنایات کهریزک معرفی کرده بود.
به دنبال این اقدام، سعید مرتضوی نیز به افشاگری زاکانی واکنش نشان داد و مدعی شد که در زمان رخ دادن جنایات کهریزک مشغول دفاع از پایان نامه دکترای خود بوده است. مرتضوی، زاکانی را به نداشتن سلامت روحی متهم کرد و خود را از هر نوع نقشی در جنایات کهریزک مبری دانست.
با این حال مرتضوی در جلسه تودیع و معرفه دادستان عمومی و انقلاب تهران گفته بود که "کارنامه ام در وقایع بعد از انتخابات درخشان است".
وی در ماه های پایانی سال گذشته با حکم محمود احمدی نژاد که با عبارت "برادر گرامی و برخوردار از توان و تجارب ارزشمند" آغاز می شد، به جمع مردان احمدی نژاد پیوست و به ریاست ستاد مبارزه با قاچاق ارز و کالا منصوب شد.
در همین حال خبرگزاری مهر نیز روز گذشته در گزارشی به نقل از یک "منبع آگاه" از سه نوع دسته بندی عاملان کهریزک خبر داد و نوشت: "گروه اول را مقامات انتظامی تشکیل می دهند که از درجه سرهنگی تا ستوانی در آن حضور دارند و محاکمه این 12 نفر به پایان رسیده و به زودی احکام آنها صادر می شود".
مهر از "محاکمه برخی قضات به دلیل فرستادن بازداشت شدگان به کهریزک" نیز خبر داده و دسته دوم عاملان را این قضات معرفی کرده است.
در گزارش مهرهمچنین از "آغاز بررسی پرونده یک مقام سابق قضایی که دخالت مستقیمی در اداره بازداشت گاه کهریزک داشته و از دستورات مقامات ارشد نظام درباره توقف فعالیت کهریزک سرپیچی کرده است" سخن به میان آمده است. مقام سابقی که نام وی "سعید مرتضوی" است.
منبع: روز آنلاین
امروز: سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) در آستانه سالگرد 22 خرداد بیانیه ای تحلیلی منتشر کرده و طی آن به بیان برخی مطالبات اصلاح طلبان پرداخته است. در بخشی از این بیانیه آمده است: " «نقض حق تعیین سرنوشت ملت» از طریق دستکاری وقیحانه و گسترده در آراء به صندوق ریخته شده آنان و تغییر شگرف در نتایج انتخابات امری بود که ایرانیان را تحمل آن ممکن نبود". سازمان ادوار تحکیم همچنین خواستار اتحاد کلیه احزاب و گروههای حامی تغییرات شده است.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
به نام خدا
سالی پر از مصیبت و رنج بر ملت ایران گذشت و رویش و رشد جوانه های اراده یک ملت به سوی آرمان والای آزادی، نقطه عطفی در تاریخ سرافرازی های ایرانیان برجای گذاشت.
خرداد ماه 88 دیگر بار به آوردگاه تقابل حق طلبی و مقاومت بر سر آزادی خواهی با خودکامگی و استبداد کور بدل شد. یک انتخابات ریاست جمهوری به انتخاب میان سرنوشتی روشن توام با مردمسالاری و پیشرفت میهن و یا اضمحلال و عقب ماندگی روزافزون، ارتقاء یافت و ملتی آزاده در برابر نادیده انگاشتن رای و لگدمال کردن احترام و عزت اش، قد برافراشته و پایداری کرد.
آنچه در خردادماه سال گذشته و به دنبال دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به وقوع پیوست، در واقع آخرین برگ از فصلی چهار ساله بود که طی آن «حقوق ملت» و «منافع ملی» در سیاست های حاکمیت به هیچ گرفته شده و شهروندان روز به روز حقوق و آزادی های مشروع و قانونی خود را توسط دولت اقتدارگرا از دست رفته و نقض شده می دیدند. دوره ای که طی آن رفاه و عدالت اقتصادی و اجتماعی روند نزولی به خود گرفت و فاصله طبقاتی عمیق تر شد، اصناف و اقشار مختلف از دانشجویان و معلمان گرفته تا کارگران بخش های مختلف دربرابر حقوق صنفی ازدست رفته شان فریاد اعتراض برآوردند، احزاب و نهادهای مدنی منزوی شده و اندک رسانه ها و روزنامه های منتقد به محاق توقیف و سانسور رفتند و اینگونه بود که ملتی سرخورده و خشمگین از «دروغ و ریا» و «جهل و بی قانونی» مشتاقانه به سوی صندوق های انتخابات شتافتند تا مگر با توسل به ته مانده سهم خود از ثمره مبارزه ای بیش از صد سال بر سر تحدید استبداد، سدی بر سر راه ویرانگری دولتی نابخرد بگذارند. دولتی که از پلکان دموکراسی بالا آمده اما گویی قصد نابودی و براندازی آن داشت.
اما «نقض حق تعیین سرنوشت ملت» از طریق دستکاری وقیحانه و گسترده در آراء به صندوق ریخته شده آنان و تغییر شگرف در نتایج انتخابات امری بود که ایرانیان را تحمل آن ممکن نبود، چرا که آنان «رای» خود را همسنگ موجودیت خویش می دانستند و نادیده انگاشتن برگه های رای را نه صرفا یک تقلب انتخاباتی وسیع و تعیین کننده، بلکه توهین به شعور خود تلقی می کردند. از این رو «رای من کجاست» به شعار واحد و پرطنین شهروندان معترض درخیابانها تبدیل شد که با تکیه بر میراث خون پدران و مادران شان که فصلی برای «حقوق ملت» در قانون اساسی به ارمغان آورده بود، خشمگنانه اما نجیب و شکیبا به صحنه درآیند و به ربایندگان رای شان اعتراض کرده و هشدار دهند. لیکن چه سود که پاسخ گل، گلوله و جواب شعار، شکار خونین در میدان آزادی و خیابان جمهوری اسلامی بود.
نمایش خصومت حاکمیت نسبت به اعتراض آرام شهروندان اش با خشونتی آنچنان که جهانی را به حیرت واداشته بود در واپسین روزهای خردادماه سال گذشته و در پی آن طی روزهای بسیار دیگری همچون 18 تیر، 26 تیر، روز قدس، 13 آبان، 16 آذر، عاشورای خونین و 22 بهمن و ... دلسوزان، عقلای قوم و هر ناظر آگاه و منصفی را به این باور رساند که اگر اسلامیت و مشروعیت مذهبی - اخلاقی حاکمیت پیش از این انتخابات با رواج «دروغ ، ریا و فساد مالی» رو به اضمحلال رفته بود اینک با مقاومت حداکثری حکومتی مدعی وامداری انقلاب اسلامی 57، در برابر اراده ای ملی که نه تنها در گوش صندوق ها بلکه در صحن خیابانها علنی گشته بود، آخرین جرعه جام «جمهوریت» نیز بر زمین ریخته شد و به یکباره در برابر دیده گان نسلی از انقلابیون و پرورش یافتگان نظام برآمده از آن، از «جمهوری اسلامی» دیگر نه جمهوریت ماند و نه اسلامیت و این جایی بود که سکوت، معنایی جز خیانت نمی یافت.
پروژه بازداشت گسترده و از پیش تصمیم گیری شده فعالان سیاسی، مدنی و روزنامه نگاران که تقریبا تمامی آنان از حامیان دو نامزد اصلاح طلب و تحول خواه انتخابات ریاست جمهوری بودند، نه تنها نشانه ای از تمایل اراده ای ناسالم برای غلبه بر رای ملت بود، بلکه یکی از گسترده ترین و تاثربرانگیزترین فصل های نقض حقوق بشر در کارنامه حکومت را برجای گذاشت، دادگاههای نمایشی که بیش از آنکه به محکمه شبیه باشند به مجالس نقد خویشتن و مداحی و تمجید از حاکمان بدل گشته بود آشکارا نشان داد که در فقدان استقلال قوه قضاییه و عدم نهادینه سازی قانونگرایی در این قوه ویرانه (به تعبیر رییس وقت اش) چگونه از قانون و دادگاه و دادسرا که اساسا به منظور پاسداری از حقوق شهروندان پدید آمده اند می توان ابزاری ساخت برای سرکوب همان حقوق و آزادی های مشروع و خداداد و چگونه شکنجه و تجاوز تا جایی گسترش می یابد که در واقعه ای کم نظیر حکومت مجبور به اعتراف به این حقیقت شود که دستکم چهارجوان بر اثر شدت شکنجه جان خود را در زندانی رسمی از دست داده اند؛ گرچه این استفاده ابزاری و چماقگونه پذیرشی در افکار عمومی و حتی در میان هواداران سنتی اقتدارگرایان نیز نیافته و با گسترش موج بیداری میان اقشار مختلف جامعه، صف محافظه کاران سنتی هرچه بیشتر از اقتدارگرایان خشونت طلب تفکیک شد.
اینک اما در سالگرد جنبش حق طلبانه و اصلاحی مردم ایران، سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) که از اولین روزهای حوادث پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم، همگام و همصدا با مطالبات اساسی و اعتراضات مسالمت آمیز مردم بوده است ضمن گرامیداشت یاد شهدای والامقام این حرکت ملی و آرزوی علو درجات برای آن عزیزان سفر کرده ونیز طلب صبر و استقامت از درگاه باریتعالی برای خانواده های داغدیده و مصیبت زده و همچنین تاکید بر لزوم شناسایی و محاکمه عاملان این جنایات در اولین فرصت تاریخی، نکاتی را با ملت شریف، شجاع و زنده ایران در میان می گذارد:
اول: به اعتقاد ما دستیابی به «انتخابات آزاد، سالم و منصفانه» با تضمین کلیه پیش شرط های آن مهمترین آرمان و مطالبه جنبش اصلاحی ایرانیان و نقطه توافق تمامی گروه های اصلاح طلب و هوادار تغییرات مسالمت آمیز است. این آرمان نشانگر آن است که رهبران و فعالان «جنبش سبز» نه لزوما در پی کسب قدرت که بیش و پیش از آن خواستار احترام به رای و اراده اکثریت ملت هستند. این امر مطالبه ای تاریخی و ملی است و از سوی طرف مقابل نبایستی به عنوان یک سنگر مبارزه تلقی شود، بلکه انتخابات آزاد - به شرط بازگشت عقلانیت به ساختارهای حاکمیت مستقر- بایسته و شایسته است که به مثابه راهکاری اساسی و دائمی برای برون رفت از بحران، نگریسته شود.
دوم: مساله رهاسازی «زندانیان سیاسی» که از ابتدا به عنوان گروگان هایی نزد اقتدارگرایان گرفتار آمده اند، از جمله اولویت های اساسی جنبش اصلاحی است. طرفین منازعه سیاسی فعلی به هیچ نقطه توافقی دست پیدا نخواهند کرد و بحران کنونی حل نخواهد شد جز آنکه فوراً زمینه آزادی این فرزندان شرافتمند و بی گناه وطن را فراهم آورده و ضمن لغو احکام ناعادلانه و بی اساس صادر شده به جبران خسارات وارده بر آنها بپردازند.
سوم: همچنانکه پیش از این در بیانیه های سازمان مطرح شده است در شرایط کنونی، همبستگی و نزدیکی کلیه احزاب و گروه های اصلاح طلب و وفاق آنان بر سر مطالبات اساسی مردم، در عین محدودیت های گسترده اعمال شده علیه هر نوع فعالیت سیاسی و مدنی امری ضروری و کلیدی است.
چهارم: پی گیری اصل «عدم خشونت» و تداوم فعالیت اعتراضی مسالمت آمیز در کلیه سطوح جامعه تا نیل به تحقق حقوق مندرج در قانون اساسی و اجرای تضمین شده کلیه مفاد این پیمان ملی به عنوان خواسته ای حداقلی، همواره بایستی در صدر توجهات فعالان جنبش سبز اصلاحی باشد. به یاد داشته باشیم که اعتراض و امر به معروف و نهی از منکر حاکمان، حقی ابدی برای ملت است که مبتنی بر پایه های استوار عقلی و مذهبی است.
پنجم: گسترش ابزارهای ارتباط جمعی و ارتقای آگاهی های اجتماعی - سیاسی ابزار مطرود سانسور را در دنیای کنونی رفته رفته بی خاصیت کرده و از کار انداخته است، بر این مبنا به حاکمان انذار می دهیم که با احترام به حق آحاد ملت در دسترسی آزاد به اطلاعات، دست از سیاست ناکارآمد انسداد رسانه ها و دروغ پراکنی در رسانه های خویش بکشند و به راستی «راه نجات را در راستگویی بجویند».
ششم: تقدیر از اقدامات شجاعانه و شرافتمندانه آقایان «میرحسین موسوی» و «مهدی کروبی» را در مسیر احقاق حقوق ملت و منافع ملی و همراهی و راهبری جنبش اعتراضی مردم، وظیفه خود می دانیم و حمایت خود از فعالیت ها و ابتکارات این بزرگواران در مسیر فوق الذکر را با افتخار اعلام نموده و از تمامی عقلای قوم و بزرگان جامعه به ویژه مراجع عظام درخواست می کنیم که در برابر ظلم آشکاری که از سوی حاکمیت خصوصا در حق زندانیان سیاسی در جریان است، واکنش مناسب و درخوری نشان دهند.
سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) همچنین در آستانه سالگرد بازداشت دبیرکل و سخنگوی سرافراز خود آقایان دکتر احمد زیدآبادی و عبدالله مومنی و همچنین پنجمین ماه حبس آقای علی ملیحی، مسئول روابط عمومی سازمان، یکبار دیگر عاملان و آمران بازداشت ربایش گونه این عزیزان را نسبت به عواقب دنیوی واخروی این جفا و بی عدالتی عریان به تامل و تعقل فرا می خواند و تاکید می کند که دستگاهی که این آزادگان را مجرم می شمارد، نظامی بیمار و به خطا رفته است که حتی از تشخیص نفع و ضرر و دلسوزان و دشمنان خویش نیز ناتوان گشته است. تاکید می کنیم احکامی که در خصوص این اسرا و سایر فعالان سیاسی و مدنی صادر شده است، از آنجا که معیارهای حقوق دادرسی عادلانه و موازین قانونی موجود در جریان صدور آنان رعایت نشده است، فاقد اعتبار، وجاهت قانونی و ارزش اجتماعی بوده و از آنجا که افکار عمومی از صداقت و شرافت این اسراء آگاهی دارد، احکام صادر شده نشان های افتخار بر سینه این فرزندان ملت است.
سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت)
بیستم خردادماه یکهزاروسیصد وهشتادونه
امروز: در پی ممانعت نیروهای امنیتی از برگزاری تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه کرمان در روز چهارشنبه ۱۹ خرداد، شورای هماهنگی فعالان جنبش سبز دانشگاه کرمان بیانیه ای به این شرح صادر کرده است.
به نام خدا
سلام و درود خداوند بر غیور مردان و شیر زنان شهید راه آزادی.
نخستین سالگرد کودتای ننگین انتخاباتی در شرایطی فرا می رسدکه کماکان جمع کثیری از مردان و زنان آزاداندیش ایران پشت میله های زندان روزگار سپری می کنند. خرداد ماه پر از حادثه، سالگشتی است بر داغ مادران صبور و مقاوم سهراب ها و نداها و صدای ضربه ی پتکی است از خشم اقیانوس مردم بر سر سران استبداد دینی.
ایجاد فضای رعب و وحشت تنها مفر عناصر استبداد در کرمان بود تا از تجمع اعتراضی دانشجویان سبز در اعتراض به وقایع یکسال اخیر ، جلوگیری کنند و با تماس با خانواده های آنان و تهدید به اخراج و ممانعت از ورود به دانشگاه بتوانند سرپوشی بر جنایات خود گزارده باشند. اما اینباراین روش شومشان کارگر نیافتاد و حقیرانه دست به بازداشت دانشجویان بردند.
پس از بازداشت جمعی از دانشجویان در روز ورود احمدی نژاد به کرمان، گویی این به رویه ای عادی تبدیل شده است که هر زمان که احساس خطر کنندف سگ های دست آموز خود را به دانشگاه بفرستند تا هر کس را که به چنگ آوردند بازداشت کرده و با اتهامات واهی و غیرقانونی روانه ی سیاه چال مخوف اداره اطلاعات کرمان کنند و این بار 14 نفر از هم کلاسی هایمان طعمه ی گرگان امنیتی شدند.
اینان نه برای دانشگاه ارزش قائل اند و نه برای دانش که اگر چنین نبود دانشجویان المپیادی و رتبه های برتر کنکور ارشد امسال را به زنجیر نمی کشیدند.
شورای هماهنگی فعالان جنبش سبز دانشگاه کرمان ضمن محکوم کردن بازداشت 14 نفر و احضار و صدور حکم برای 35 نفر از دانشجویان در روز چهارشنبه 19 خرداد 1389 ، جهت شرکت در تظاهرات روز 22 خرداد اعلام آمادگی می نماید.
انتشار بیانیه و اطلاع رسانی به ویژه در دانشگاه کرمان وظیفه ی عموم دانشجویان آزاد اندیش است
شورای هماهنگی فعالان جنبش سبز
لازم به ذکر است که نیروهای امنیتی در روز چهاشنبه هم زمان با شکل گیری تجمع اقدام به بازداشت 49 نفر از دانشجویان نمودند که 14 نفر آنان با خودروهای امنیتی یگان ویژه به بازداشت گاه اداره اطلاعات کرمان منتقل شده و بقیه با دریافت احضاریه در حکم اولیه به یک ترم تعلیق محکوم شدند.
امروز: روزنامه وطن امروز، روز یکشنبه ۹ خرداد ماه ۱۳۸۹ به بهانه انتشار نامه سال گذشته آیتالله هاشمی رفسنجانی به مقام معظم رهبری، اقدام به انتشار مجدد نامه رئیس شورای سیاستگذاری خویش نمود.
نامهای که نویسنده با علم به دروغ بودن محتویات و غیراخلاقی بودن ادبیات نوشته خویش از میزان تأثیر آن در تشویش اذهان عمومی آگاه است و با اندک انصاف روزنامهنگاری خواستار پاسخ برای تنویر افکار عمومی شده است.
اگرچه پاسخگویی به نامههای اینچنینی که خالی از بدیهیات اخلاقی میباشد، نوعی گام نهادن به بیراهه است و به همین دلیل در چاپ اول، از کنار آن گذشتیم، اما بیپاسخ گذاشتن شبهات، باعث تسریع انحراف کنونی جامعه از اهداف انقلاب اسلامی و ظلمی مضاعف به آیندگان خواهد بود که میخواهند بدانند در مقطع ۳۰ ساله پس از انقلاب اسلامی بر کشورشان چه گذشته و میگذرد!
توضیح ضروری اینکه این پاسخ در کنار مخاطب خاص خویش، مخاطبان عام نیز دارد، بهویژه جوانان روشنضمیر و پرسشگری که بلوغ عقلی و سیاسی آنان، با فریادهای سهمخواهی و ادبیات قدرتطلبانه گروهی که برای بقای خویش، زبرالحدیدهای امام راحل در مبارزه نفسگیر با رژیم پهلوی، یادگاران مردان و شهدای بزرگ انقلاب چون شهید بهشتی، شهید مطهری، آیتالله طالقانی، شهید رجایی، شهید همت، بیت شریف حضرت امام و مهمتر از همه تاریخ ۳۰ ساله انقلاب اسلامی را متهم به انحراف از خط اصیل اسلام میدانند و با هدف زیر سؤال بردن اقدامات امام راحل و مقام معظم رهبری، امینترین یاران آن دو بزرگوار را آماج تیر تهمت خویش قرار میدهند.
نویسنده متن سراسر تهمت و توهین که کار کردن در شرکت صنعتی پارس خودرو!! مقدمه مسئولیتش در سایت شریف نیوز سابق و روزنامه وطن امروز فعلی میباشد، متن خویش را با جمله به ظاهر زیبای «اخلاق، گمشده سیاست است» آغاز کرده تا اولاً تئوری شیطنتآمیز جدایی دین از سیاست را القا نماید و ثانیاً با انتساب لقب دروغگویی به آیتالله هاشمی رفسنجانی به عنوان بارزترین روحانی عرصههای تقنینی و اجرایی در تاریخ معاصر، تهمتها و ادعاهای دینستیزان و روحانیگریزان را به کمال برساند. همان کاری که آن نامزد انتخاباتی در آن مناظره کذایی در حق سه روحانی دیگر این دو عرصه سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، یعنی حججالاسلام خاتمی، ناطق نوری و کروبی انجام داده است.
نویسنده که به مصداق آن ضربالمثل قدیمی، کمحافظه شده است، متن خویش را با دروغی بزرگتر آغاز کرده است که آیتالله هاشمی رفسنجانی به خاطر اطلاعرسانی وطن امروز از روزنامه شکایت کرده است و این در حالی است که آیتالله هاشمی رفسنجانی از هیچ روزنامهای و یا هیچ شخصی شکایت نکردهاند؟!!
بهانه چاپ مجدد این متن سراسر توهین و تهمت، انتشار نامه آیتالله هاشمی رفسنجانی به آیتالله خامنهای در سایت شخصی است.
توجه به این نکته خالی از لطف نیست که این روزها بعضی از مراکز خبری و رسانهای به بازبینی و انتشار مجدد آن نامه پرداختند که نمونه بارز آن اختصاص دو قسمت از مطالب مسلسل با عنوان «مطالبات غیرقانونی» توسط روزنامه کیهان است که به نقش آیتالله هاشمی رفسنجانی در انتخابات و نامه ایشان به آیتالله خامنهای پرداخته است.
چه شده است که انتشار نامه از سوی کیهان افشاگری فتنه و سران فتنه!!! تلقی میشود، اما اگر همین نامه از سوی سایت آیتالله هاشمی رفسنجانی منتشر شود، دمیدن بر آتش فتنه تلقی میگردد؟!
نویسنده نامه، دفاع آیتالله هاشمی رفسنجانی از دستاوردهای ۳۰ ساله انقلاب در نامه به آیتالله خامنهای را یک بدعت غیراخلاقی در مخالفت با رهبری معظم انقلاب میداند و با توجه به سوابق رسانهای خویش فراموش کردهاند که آن بدعت غیراخلاقی، غیرانسانی و غیراسلامی در مناظره تلویزیونی پایهریزی شده است و اینک توسط پارهای از رسانههای وابسته به یک جریان خاص ادامه دارد.
جای تعجب است که جمله معروف رهبری معظم انقلاب در ۱۴ خرداد ۱۳۸۸ در حرم امام را که فرمودند: «صحیح و موردپسند نیست که یک نامزد در نطقهای تلویزیونی برای اثبات خود به نفی دیگران متوسل شود» را یا نشنیدند و یا نمیخواستند بشنوند و رئیس جمهور را ولاییترین رئیس جمهور تاریخ ایران میدانند و سپس ابراز مطالب خلاف در مناظره تلویزیونی را حق ایشان برای جبران عدم حمایت آیتالله هاشمی رفسنجانی از دولت میشناسند.
به فرض محال که حمایت آیتالله هاشمی رفسنجانی از آقای موسوی در انتخابات مسجل شده بود، آیا به گناه حمایت یک شخص از یک نامزد، باید هر دروغی را که به ذهن میآید، علیه آن شخص و خانواده ایشان در تلویزیون گفت؟!
گذشته از همه این مسائل، وقتی شخص آیتالله خامنهای در ملاقات حضوری با آیتالله هاشمی رفسنجانی میفرمایند درباره اصل و محتوای نامه هیچ ملاحظهای ندارند و یک بار به صورت خصوصی و یک بار در نماز جمعه هم به خلافگوییهای آن نامزد پاسخ میدهند، چگونه عدهای زیر لوای دروغین حمایت از رهبری، ملاحظهتراشی میکنند؟!
چگونه است که سخنان آیتالله هاشمی رفسنجانی در مقام امام جمعه منصوب مقام ولایت در خصوص لزوم سلامت انتخابات، حمایت از یک نامزد تلقی میشود؟ مگر قبل از انتخابات اسبهای همت زین شده بود که چه کسی انتخاب شود؟!
سابقه تذکرات آیتالله هاشمی رفسنجانی در خصوص سلامت انتخابات، محدود به دیروز و امروز نیست، از همان ماههای نخستین پس از انقلاب اسلامی که به حکم مستقیم امام راحل به عنوان سرپرست وزارت کشور برای برگزاری انتخابات شدند، وقتی با سخنان دلسوزانه!!! یکی از مسئولین وقت وزارت کشور مواجه شد که بفرمایید انقلاب به چه کسانی نیاز دارد تا نامشان را از صندوق آرای مردم بیرون بیاوریم!!، عتاب آلود آن کلام دلنشین امام را تکرار کردهاند که «میزان رأی مردم است»
این چه شیوه ناشیانه در سیاست است که ۱۲ سال پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۷۶ اولاً وقیحانه خود را همهکاره انقلاب میدانید و ثانیاً وقیحانهتر میگویید اگر سخنان هاشمی رفسنجانی مبنی بر برخورد با تقلب در انتخابات نبود، خاتمی رئیس جمهور نمیشد؟!! آیا غیر از این است که اعتراف میکنید از همان سال به دنبال شکلدهی نطفه حرام تقلب انتخاباتی در رحم جامعه بودید؟!! آیا حضور ۱۰۶ درصدی همه مردم یکی از استانهای غربی کشور در همان انتخابات کافی نیست که به عنوان منادیان دروغین مردمسالاری دینی اسلامی خجالت بکشید؟!
چرا نمیگویید دور جدید اظهار نگرانیهای آیتالله هاشمی رفسنجانی از عدم توجه به رأی مردم و سلامت انتخابات از زمانی شروع شده است که بعضی از شخصیتهای مؤثر دستاندرکار انتخابات صراحتاً اعلام میکردند که رأی مردم در حکومت اسلامی تشریفاتی و زینتی است؟!
چرا وقتی میخواهید تسلسل تاریخ برگزاری انتخابات را طی سالهای اخیر بگویید و براساس دیدگاههای خویش تحلیل کنید، هنگامی که به انتخابات مجلس خبرگان در سال ۱۳۸۶ میرسید، سکوت میکنید؟! چرا وقتی از نتایج خیرهکننده آن انتخابات و فاصله رأی آیتالله هاشمی رفسنجانی با نفر دوم پرسیده میشود، حضور ناظران بیشمار ایشان در همه صندوقهای حوزه انتخابیه استان تهران را دلیل میآورید؟ آیا این دلیل در قرینه خویش پاسخی غیر از این دارد که اگر ناظران آیتالله هاشمی رفسنجانی هنگام شمارش آرا نبودند، نتیجه انتخابات غیر از این بود؟
مگر نمیدانید در همان انتخابات وقتی مقام معظم رهبری حضور آیتالله هاشمی رفسنجانی در انتخابات خبرگان را «متعیّن» میخوانند، آیتالله هاشمی رفسنجانی هم نامنویسی خویش را مشروط به عدم دخالت نهادهای غیرمسئول در انتخابات میکنند و مقام معظم رهبری هم میفرمایند: «این شرایط را فراهم میکنم»؟!
چرا وقتی بحث انتخابات مجلس ششم میشود، فقط و فقط به خاطر عقدههای قدیمی و کینههای شخصی با لباس اصولگرایان، مروج اندیشههای آن مبلغ سکولاریسم میشوید؟ چرا فکر نمیکنید که مقدمه انقلابستیزی و اسلامستیزی نویسنده کتاب کذایی عالی جناب سرخپوش هم مثل بعضی از شماها هاشمیستیزی بوده است؟!
چرا در بیان نتایج انتخابات مجلس ششم در سال ۱۳۷۸ نعل وارونه میزنید؟ مگر نمیدانید با شمارش مجدد تنها ۲۰ درصد صندوقهای حوزه انتخابیه تهران، که توسط شورای نگهبان انجام میگرفت، آیتالله هاشمی رفسنجانی از رتبه سیام به نوزدهم رسید؟ مگر نمیدانید وقتی آن آبروریزی داشت اساس انتخابات را زیر سؤال میبرد، رهبر معظم انقلاب دستور توقف بازشماری را صادر فرمودند؟
در فرازی دیگر از نامه به جفاهای اصلاحطلبان در حق آیتالله هاشمی رفسنجانی اشاره شده و آمده است که آن موقع «همین بسیجیها و امت حزبالله بودند که به میدان دفاع از جنابعالی آمدند.»
اولاً جفای در حق آیتالله هاشمی رفسنجانی معطوف به عملکرد افراطیون دیروز اصلاحطلبی و افراطیون امروز اصولگرایی نیست. اگر اسناد به اصطلاح تاریخی ساواک در قبل از پیروزی انقلاب را ورق میزدید، میخواندید که شیخ اکبر هاشمی ۴۰ میلیون تومان به خرابکاران اجتماعی پیرو امام خمینی(ره) کمک کرده است. اگر تورق آن اوراق را در شأن روحیه دینمداری خویش نمیدانید، تاریخ دو سه سال اول پس از پیروزی انقلاب اسلامی را بخوانید که تهمتها و توهینهای امروز روزنامه وطن امروز، تکرار مطالب روزنامه «انقلاب اسلامی» دیروز است که توسط بنی صدر مدیریت و منتشر میشد.
ثانیاً تفاوت آنها با شما در هتک حرمت شخصیتهای مؤثر انقلاب اسلامی چون شهید هاشمینژاد، شهید بهشتی، شهید مفتح، شهید مطهری، شهید رجایی، شهید باهنر، آیتالله خامنهای و آیتالله هاشمی رفسنجانی، در نوع عملیات ترور فیزیکی و شخصیتی است.
تفاوت دیگر این است که اگر آن روز، گروهی هاشمیستیزی را نردبانی برای روحانیستیزی و اسلامستیزی خویش قرار میدادند، فوراً با نهیب «این تذهبون» امام مواجه میشدند و امروز سکوت مصلحتآمیز رهبری معظم انقلاب که در نامه آیتالله هاشمی رفسنجانی به آن اشاره شده، کار را به جایی رسانده که یک نامزد به خود اجازه میدهد جلوی ۵۰ میلیون بیننده تلویزیونی دروغ و تهمت بزند و روزنامههای همسو قسم یاد کنند که با بهانه و بیبهانه هاشمیستیزی را تیترهای اول و دوم هر روز خویش کنند.
ثالثاً، امت حزبالله و بسیجیهای واقعی دیروز که با قانون سهمیه حضور رزمندگان در دانشگاهها، محققان و استادان دانشجویان امروز هستند و با اعتراف نماینده ولی فقیه در دانشگاهها ۷۰ درصد با افراطیونی چون شما نیستند، خون دل میخورند و وقتی میبینند به بهانههای سیاسی، فرمانده شهدا، بسیجیان، سپاهیان و ارتشیان در ۸ سال دفاع مقدس آماج تهمتها قرار میگیرد و به قول خویش در آن نامه صبوری پیشه میکند، بر مظلومیت شهدا و فرماندهشان اشک میریزند. مشکل اینجاست که اول بسیجیان قدیم را خانهنشین کردید و سپس لباس آنان را پوشیدید و به فرماندهشان میتازید. حکایتی که یادآور آن واقعهای است که شخصی به آیتالله العظمی بروجردی عرض کرد که یک روحانی را در حال دزدی گرفتند و حضرتش برآشفت و گفت: نگویید یک روحانی دزدی میکرد، بگویید دزدی لباس روحانیت پوشیده بود.
رابعاً، گیریم که گروه اندک شما همان گروه کثیر مردمی حامیان آیتالله هاشمی رفسنجانی در توطئههای تجزیهطلبی و شورشهای کور و بعدها در غائله ۱۴ اسفند ۱۳۶۰ و بعدها در غائله اسفندماه ۱۳۷۸ است، چه شده است که کفاره آن حمایتها را، تهمتهای امروز قرار دادهاید و عمق گناهی که برای آن حمایتها احساس میکنید، چقدر است که تهمت را با توهین آمیختهاید، کلاه انصاف از سر گرفتهاید و لباس بیتقوایی به تن کردهاید؟
دور از شأن شما در ادعای اصولگرایی و سیاستمداری است که در نقادیها اینگونه ناشیانه قلم روزنامهنگاری به دست گیرید و در یک متن به اصطلاح نامه دچار تضادهای آنچنانی شوید!!!
از یک طرف شکست آقای ناطق نوری در انتخابات ۷۶ را نتیجه به تنگ آمدن مردم از سیاستهای دولت سازندگی میدانید و از طرف دیگر به میدان آمدن فرزندان آیتالله هاشمی رفسنجانی و حزب کارگزاران را عامل پیروزی آقای خاتمی در همان انتخابات میدانید!!
از یک طرف پیشبینیهای اظهر من الشمس نارضایتی مردم از سوی رئیس عالیترین مجمع مشورتی مقام معظم رهبری به ایشان را القای تقلب در انتخابات میدانید و از طرف دیگر جمله معروف آن نماینده مجلس را که میگفت: «باشید تا رأی ۲۴ میلیونی آقای احمدینژاد را در فردای انتخابات ببینید» حاصل درایت و دوراندیشی میدانید؟!!
از یک طرف قانون وضع میکنید که آیتالله هاشمی رفسنجانی میبایست برای افزایش «مشارکت حداقلی» در قبال سیل تهمتها و توهینها و دروغها تا پس از انتخابات ریاست جمهوری سکوت اختیار میکرد و از طرف دیگر حکم شرعی میدهید که آن نامزد انتخابات برای افزایش «مشارکت حداکثری» دروغهای مناظره را در سخنرانیها و مصاحبههای انتخاباتی تکرار کند!!!
از یک طرف میگویید «ما نمیگوییم نامه آیتالله هاشمی رفسنجانی با نیت تقویت اردوکشی خیابانی نوشته شده و از طرف دیگر در چند سطر پایینتر میگویند «نامه هاشمی برای پشتیبانی از آشوبگران نوشته شده بود.»
از یک طرف ابراز نگرانی میکنید که فلان تئوریسین اجتماعی که به غرب گریخته، در نوشتههای خویش اختلاف مسئولان عالیرتبه نظام را القا میکند و از طرف دیگر برای فراگیری این القای شیطانی از هیچ روزنی دریغ نمیکنید؟!
این بیانصافیها نتیجه کدام نوع نگاه به مسئولان جمهوری اسلامی است؟ چرا برای جبران ضعف عملکرد خویش در اقتصاد و فرهنگ، راه چاره را دشمنتراشی از میان انقلابیون سابق میدانید؟ اگر آیتالله هاشمی رفسنجانی سکوت اختیار میکنند، برآشفته میشوید و وقتی لب به سخن میگشاید که اساس اسلام با رأی مردم بود و خواهد بود، آشفتهتر میشوید؟!
نویسنده نامه که گویا نمایندگی همکاران رسانهای خویش در یک جناح خاص را در نگارش این نامه به دوش میکشد، در هر جای نامه که فرصتی دست داد، مظلومنمایی کرده و از شکایت سخن گفت؟!!
شکایتی که هرگز و هیچگاه شخص آیتالله هاشمی رفسنجانی از رسانه یا فردی نکرده است؟!!
امید آنکه این مرقومه کوتاه، پاسخ به همه تهمتها و توهینهایی باشد که از یک سال گذشته و همزمان با مناظره تلویزیونی شب ۱۳ خرداد کلید خورد و هنوز هم ادامه دارد، هرچند میدانیم هدف نویسندگانی از این دست شفافسازی و اطلاعرسانی نیست، وگرنه با کمترین تأمل در سخنرانیهای دو همسنگر دیرین یعنی آیتالله خامنهای و آیتالله هاشمی رفسنجانی پی خواهند برد که القای اختلاف آن دو بزرگوار یک «توهم» بیش نیست.
شاید یکی از گناهان نابخشودنی آیتالله هاشمی رفسنجانی از دیدگاه مدعیان دروغین پیرو خط امام و رهبری که اینگونه هتاکانه به ایشان میتازند، عنایت ویژه امام به آیتالله هاشمی رفسنجانی باشد که «وجود ایشان را برای انقلاب مفید میدانستند.»
و چه زیبا و دقیق آن عبد صالح در ۲۸ سال قبل پیشبینی فرمودند: «... احتمال قوی میدهم که بعد از من برای انتقامجویی از من به بعضی از نزدیکان و دوستانم تهمتهای ناروا بزنند و به آتشی که باید مرا بسوزانند، آنان را بسوزانند...» (صحیفه نور، جلد ۱۷، ص90)
برای حسن ختام توجه کسانی که خود را در خط امام میدانند و هتاکانه به حضرت آیتالله هاشمی رفسنجانی میتازند، به خاطرهای از آیتالله حائری شیرازی جلب مینماییم که روزنامه دولتی ایران در تاریخ ۱۲/۳/۱۳۸۹ نقل و منتشر کرده است: «حضرت آیتالله العظمی خامنهای در دوران ریاست جمهوری به من فرموده بودند هر زمان آیتالله هاشمی رفسنجانی به مسافرت میرفت، امام(ره) گوسفندی را برای سلامتی ایشان قربانی میکردند و زمانی که ایشان از سفر بازمیگشت نیز امام(ره)
گوسفند دیگری را به شکرانه سلامتیاش قربانی میکردند و برای ایشان اهمیت ویژهای قائل بودند و معتقد بودند که وجود آیتالله هاشمی رفسنجانی برای انقلاب لازم است.»
امید آنکه در بیان تاریخ و خاطرات دوران مبارزه و پیروزی، حبّ و بغضها مانع بیان حقیقتها نشود و بیان واقعیتها متقدم بر همه دروغها باشد که این بهترین کار برای رسانه و ارباب رسانههاست.
والسلام علی من اتبع الهدی
امروز: زهرا رهنورد در آستانه بیست و دوی خرداد با صدور بیانیه ای با گرامیداشت حرکت سبز مردم، بار دیگر کف خواسته های مردم و فعالان سیاسی را عنوان کرد و خواستارآزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی و عذر خواهی از سید حسن خمینی شد.
به گزارش جرس متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
بسمه تعالی
بیست و دوم خرداد روزی است که ملت سلحشور ایران حماسه ای پرشکوه را با دریافتی مدرن از رأی و انتخابات آفرید و با حضور میلیونی پای صندوقهای رأی، نشان داد که خواهان تغییرات اساسی است: تغییر و اصلاح نگرش حاکمیت به انسان و اسلام، تنوع و کثرت قومی و فرهنگی، و نحوه کشورداری. رئوس آرمانهای نهفته در بطن این حضور میلیونی چنین بود:
• احترام به انسان و هستی والای او، و نه تحقیر و دروغ و بدبینی به انسان
• احترام به آزادی - آزادی بیان، قلم و اندیشه - نه خفه کردن حلقومها و بستن روزنامه ها و تک بعدی کردن رسانه ها
• احترام به انتخابات آزاد، و نه مهندسی شده و فرمایشی
• احترام به آزادیهای فردی، احترام به اقلیتهای زبانی و قومی، و احترام به تنوع و تکثر اندیشه ای و فرهنگی
• آزادی زندانیان سیاسی و دانشجویان ستاره دار و نه اخراج آنها از دانشگاهها و انواع محرومیتهای تحصیلی و شغلی
• احترام به زن، شأن، و مساوات بشری و رفع تبعیض، و نه تحقیر و تبعیض و صیغه و تعدد زوجات در دنیای مدرن و ترتیب قوانین قیّم مآبانه ای که اسلام عزیز، از این نحوه نگرش فرسنگها به دور است و راهگشای همه معضلات بشری در هر عصر و هر نسلی است.
اما شگفتا که تمام آرزوهای ملت ایران برای تغییر با یک مهندسی پنهانی و دستکاری در رأی مردم بر باد رفت؛ اقدامی که ابتدا به تقلب در انتخابات و بعدها به کودتای انتخاباتی مشهور شد.
از فردای بیست و دوم خرداد، مردم صادقانه و مشفقانه اعلام کردند «رأی ما کجاست» که ناگهان بصورت بیسابقه ای با ضرب و شتم و سرکوب و گلوله و زندان و مرگ و شهادت روبرو شدند؛ اقدامی که هیچ حاکمیتی در حق ملت خود انجام نمی دهد، مگر آنکه بخواهد به دیکتاتوری خود افتخار کند.
ملت در روز پرشکوه بیست و پنجم و سی ام خرداد، گل سکوت ارائه داد و گلوله آتشین دریافت کرد و به یاد روزهای انقلاب کبیر اسلامی که می گفت «ما به تو گل دادیم، تو به ما گلوله»، ملت بزرگ ایران حق خواهی شرافتمندانه خود را تکرار کرد. اما حاکمیت، گره ای را که می توانست با سر انگشت تدبیر حل کند به دندانهای کُند، تیر و تفنگ، و زندان سپرد و کاه مطالبات را به کوهی از مطالبات تبدیل کرد و امروز شاهد مقاومت و تعمیق جریان عظیم جنبش سبز در بستر تاریخی و معاصر ایران هستیم.
و اینک در سالگرد حماسه بیست و دوم خرداد، همچنان صبر و مقاومت بر سر تغییر در صور مطالبات مردم قرار دارد و این درحالیست که بحران هویت و وحدت، آرامش کشور را مخدوش کرده است.
اما هنوز هم فرصت باقی است. جنبش سبز که از بطن اصلاحات برخاسته، برانداز نیست بلکه اصلاحگر و در پی تحقق خیر عمومی است، لهذا حاکمیت می تواند به حداقلهای مطالبات ملت پاسخ مثبت دهد و بطور نسبی شرایط بحرانی را آرام نماید و بر دل مادران و فرزندان و خانواده های داغدار مرهم نهد. کف خواسته های ملی که بارها و بارها از زبان فعالین سیاسی و احزاب و گروهها و انجمنها مطرح شده را می توان چنین دانست:
۱٫ آزادی بدون قید و شرط زندانیان سیاسی
۲٫ آزادی مطبوعات، قلم، بیان و اندیشه
۳٫ برگزاری انتخابات آزاد
۴٫ اقدام به حل و فصل قوانین تبعیض آمیز و قیّم مآبانه نسبت به زنان
۵٫ موضعگیری واقع گرایانه در برابر تحریمهایی که عمدتاً ناشی از رفتار غلط حاکمیت در سطح ملی و بین المللی است، با جلب رضایت مردم
۶٫ احترام به اقلیتها و ایجاد امکانات رشد و توسعه فرهنگی برای تکثرهای قومی و زبانی بعنوان فرصتی برای شکوفایی، با اعتماد بر وحدت ملی
۷٫ عذرخواهی و دلجویی از بیت مکرم حضرت امام خمینی (ره) و عذرخواهی از شخص حاج سید حسن آقای خمینی، رزمنده دیرینه جبهه های جنگ تحمیلی و عالم امروزی حوزه های علمیه و تنبیه حرمت شکنان.
والسلام علی من التبع الهدی
امروز:علی شکوری راد و ابوالفضل قدیانی نمایندگان گروهها و احزاب درخواست کننده مجوز برگزاری راهپیمایی بیست و دوم خردادماه در نامه ای سرگشاده خطاب به گروههای اصلاح طلب و آقایان موسوی و کروبی به تشریح دیدار خود با مدیرکل سیاسی وزارت کشور و دبیرکمیسیون ماده ۱۰ احزاب پرداختند.
به گزارش کلمه متن این نامه به شرح زیر است:
بنام خدا
حضور نمایندگان محترم تشکل های در خواست کننده راهپیمایی
با سلام
به استحضار می رساند به منظور پیگیری در خواست ارائه شده به وزارت کشور، اینجانبان به اتفاق، در ساعت ۲:۳۰ بعد ازظهر روز چهارشنبه ۱۹/۳/۸۹ به وزارت کشور مراجعه نموده و موفق به دیدار مدیر کل سیاسی وزارت کشور و دبیر کمیسیون ماده ده احزاب شدیم. در این دیدارکه بدون هماهنگی قبلی انجام شد، آقای سلیمانی رئیس محترم ادلره احزاب و آقای عباس زاده مشکینی مدیر کل محترم سیاسی با خوشرویی پذیرای ما شدند و قریب دو ساعت وقت خود را به گفتگوی با ما اختصاص دادند که در جای خود در خور تشکر است.
در این دیدار روند ارائه در خواست و اشکالاتی که مسئولین فوق الذکر به آن وارد می دانستند مورد بحث قرار گرفت. بر اساس گفنگوهای انجام شده، محرز شد که تصمیم قطعی و نهایی در وزارت کشور بر عدم صدور مجوز است ولی برای این تصمیم دلایل قانونی تراشیده می شود .آقای مشکینی در پاسخ به سوال مشخص ما که اساسا آیا شما حاضر هستید به مخالفان دولت اجازه راهپیمایی بدهید اعلام کرد که ما برای کسانی که مخالف چه و چه و چه هستند هرگز مجوز صادر نخواهیم کرد. وی این سخن را پس از آنکه گفته بود سیاست ما اجرای قانون است، بیان نمود .از نظر ایشان آئین نامه مصوب دولت ملاک است و در حالی که استنادات ما به صراحت اصل ۲۷ قانون اساسی و قانون مجلس بود وی بهانه هایی جزئی را که به موجب آئین نامه مطرح می نمود، دلیل عدم پذیرش در خواست احزاب ذکر می کرد .وی روز پیش از آن با توبیخ متصدی دبیرخانه موجب شده بود ثبت دبیرخانه نامه در خواست گروهها از دفتر اندیکاتور حذف و شماره اندکس ورودی نامه از گوشه آن بریده شود. وی ایرادات و نواقص پرونده احزاب را در اداره احزاب وزارت کشوربهانه کرده و به موجب آن امضاء نمایندگان آنها را غیر قابل پذیرش اعلام می نمود .از جمله ایرادات حیرت انگیز آئین نامه ای ایشان این بود که شما اعلام کرده اید در طول مسیر سکوت خواهید کرد در حالیکه در آئین نامه آمده است باید شعارهای راهپیمایی از قبل مشخص باشد و سکوت در آئین نامه پیش بینی نشده است. به هر حال ایشان اصل در خواست را علیرغم رفع نواقصی که قبلا به احزاب درخواست کننده اعلام شده بود، قابل پذیرش نمی دانست اما نهایتا با اصرار ما پذیرفت که به آن پاسخ کتبی بدهد .
از جمله ایرادات وی به امضاء جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب در زیر درخواست بود که روز گذشته خانم فرامرزیان جهت رفع این ایراد، امضا این دو تشکل را از زیر نامه حذف کرده بود .ایشان ابتدائاّ نمایندگی ما دو نفر را به عنوان اعضا این دو تشکل نمی پذیرفت اما با استدلال ما که بعنوان افراد حقیقی نماینده این گروهها هستیم و علاوه بر آن آقای شکوری راد عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی جامعه پزشکی نیز می باشد نمایندگی ما دو نفر را بلا اشکال دانست و بر همین اساس گفتگو ها ادامه یافت.
آقای سلیمانی اعلام نمود که تنها یکی از تشکل ها (حزب اداره ملت ایران ) نقص پرونده ندارد و اظهار نمودند اگر دبیر کل این تشکل و یا نماینده تام اختیار آن، در وزارت کشور حاضر شود و در خواست خود را تقدیم نماید در خواست قابل قبول خواهد بود تا پس از قبول، جهت بررسی و اتخاذ تصمیم در مورد صدور یا عدم صدور مجوز، به کمیسیون ماده ده احزاب ارسال شود .این در حالی است که دبیر کل این حزب در حال حاضر در مسافرت است و امکان امضاء آخرین نامه را نیز نداشته است.
همچنین در ضمن گفتگوهای چالشی به استناد مبانی استدلالی آقایان برای ما روشن شد که:
۱٫ اگر چه در آئین نامه قانون احزاب جزئیات روند درخواست برگزاری تجمع و راهپیمایی ذکر شده اشت اما هیچ قانون مستقلی برای برگزاری راهپیمایی و از جمله به در خواست اشخاص وجود ندارد و تنها ماخذ قانونی در این مورد همان اصل ۲۷ قانون اساسی است که بر اساس آن، انجام راهپیمایی به دعوت اشخاص نمی تواند غیر قانونی تلقی شود. زیرا قانون مانعی برای آن وجود ندارد و مجازاتی برای آن در نظر گرفته نشده است. لذا رد درخواست آقایان موسوی و کروبی جهت برگزاری راهپیمایی محمل قانونی نداشته است و حتی الزام قانونی برای ارائه درخواست نیز وجود نداشته است. حداکثر آن بوده است که اگر پس از برگزاری راهپیمائی مورد نقضی بر دو شرط مصرح در قانون اساسی یعنی عدم حمل سلاح و عدم نفی مبانی اسلام، ظاهر می گردید قابل پیگرد قضایی می بود. در ابتدای این بحث، ما به چگونگی صدور مجوز ظرف کمتر از ۲۴ ساعت برای تجمع ۲۴/۳/۸۹ میدان ولی عصر که به دعوت آقای احمدی نژاد انجام شد اشاره کردیم که آقای مشکینی اعلام کرد برای آن تجمع در خواست قانونی وجود داشته و مجوز قانونی نیز ظرف همان مدت کم، برای آن صادر شده است ولی هنگامیکه استدلال محکم ما را برای عدم نیاز به اخذ مجوز قانونی توسط اشخاص شنیدند اظهار کردند پس آن تجمع نیز نیاز به مجوز نداشته است .
۲٫ وقتی ایشان بطور جزئی به آئین نامه در خواست راهپیمایی توسط احزاب استناد می کردند سوال کردیم به استناد کدام قانون شورای هماهنگی یا سازمان تبلیغات اسلامی که حزب نیستند راهپیمایی برگزار می کنند و آیا برای راهپیمایی ۲۲ بهمن مجوز راهپیمایی صادر شده است که بنا بر اظهارات ایشان معلوم شد چنین نبوده است لذا مشخص شد براساس استناد ایشان به قانون احزاب، راهپیمائی ۲۲ بهمن غیر قانونی بوده است .ایشان در پاسخ به این استدلال گفت چیزی که مربوط به نظام است و مردم همه می آیند دیگر مجوز نمی خواهد که پاسخ داده شد پس راهپیمایی ۲۵ خرداد که جمیعت بسیار زیادی از مردم در آن شرکت داشتند و از ۲۲ بهمن کمتر نبود نیز نیاز ی به اخذ مجوز نداشته و قانونی بوده است.
در نهایت اگر خواسته باشیم برای راهپیمایی مجوز بگیریم باید امکان بهانه جویی را از آنها سلب کنیم و برای این منظور باید مطابق آئین نامه در خواست مجددی با رعایت کوچکترین جزئیات، توسط احزاب و گروههایی که آنها نتوانند ایرادی به پرونده آنها در وزارت کشور بگیرند ارائه شود که این کار مستلزم این است که راهپیمایی حداقل یک هفته به تاخیر بیافتد .اما نظر به اینکه در طی گفتگوها برای ما محرز شد که اراده سیاسی موجود در وزارت کشور بر امتناع از صدور مجوز است نتیجه چنین اقدامی نیز نهایتاّ ارائه مجوز نخواهد بود و حتما بهانه های جدیدی مطرح خواهد شد. چنین تصمیمی صرفاّ می تواند موجب افشاگری بیشتر در مورد تصمیم دولت به عدم صدور مجوز برگزاری راهپیمایی به مخالفان خود باشد که البته دیگر برای کسی پوشیده نیست.
ابوالفضل قدیانی علی شکوری راد
نمایندگان معرفی شده به وزارت کشور
از سوی گروههای درخواست کننده مجوز برگزاری راهپیمائی
در سالگرد انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری
۲۱/۳/۸۹
رونوشت: آقایان مهندس میر حسین موسوی و حجه الاسلام و المسلمین مهدی کروبی، جهت استحضار
فرشته قاضی
در حالی که مقامات قضایی و نظامی جمهوری اسلامی پس از تناقض گویی های فراوان درباره مرگ رامین پوراندرجانی، سکوت اختیار کرده اند، اطلاعات یک منبع مطلع و اسناد رسیده به "روز" نشان میدهد این پزشک جوان خودکشی نکرده و مرگ او دلیل دیگری غیر از مسمومیت دارد.
رامین پوراندرجانی، به عنوان پزشک وظیفه، جان باختگان بازداشتگاه کهریزک را معاینه کرده بود و پس از آن به صورت مرموزی درگذشت. مقامات مسئول، ابتدا علت مرگ او را سکته قلبی و سپس خودکشی اعلام کردند؛ در نهایت هم پزشکی قانونی اعلام کرد مرگ این پزشک جوان به علت مسمومیت بوده است. اما مدارکی که در اختیار روز قرار گرفته نشان میدهد اظهارات مقامات مسئول در زمینه قتل رامین پوراندرجانی، واقعیت نداشته است.
براساس این مدارک، ستوان نوریان، افسر کلانتری 129 تهران در گزارش خود از صحنه قتل رامین پوراندرجانی نوشته است: "آثار کبودی و خون مردگی در اطراف گردن مشهود بود". این گزارش اولیه افسری است که به عنوان اولین فرد از سوی مراجع قضائی در صحنه قتل رامین پور اندرجانی حاضر شده است.

اما این امر از سوی پزشکی قانونی کاملا نادیده گرفته شده و بدون هیچ گونه اشاره ای به این موضوع و توضیح اینکه علت آثار کبودی و خون مردگی در گردن رامین پوراندرجانی چه بوده، در گواهی صادر شده، دلیل مرگ این پزشک جوان مسمومیت ذکر شده است. پزشکی قانونی البته درباره نوع مسمومیت نیز هیچ گونه توضیحی نداده است.
به دنبال افشای این مسئله رضا قلی پوراندرجانی، پدر رامین پوراندرجانی در نامه ای به مراجع قضایی و بازپرس پرونده نوشته: "مرگ رامین حالت طبیعی نداشته و خودکشی نکرده و صورت جلسه اولین معاینه محل زمان کشف جسد در محل کار رامین دلالت دارد که رامین را از ناحیه گردن خفه کرده اند".
او براین اساس خواهان مشخص شدن واقعیت قتل فرزندش شده است.
پس از رسیدن سند مربوط به این گزارش با پدر رامین پوراندرجانی تماس گرفتیم.او نیزگزارش مربوط به وجود آثار کبودی و خون مردگی در اطراف گردن فرزندش را تایید کرد و گفت این گزارش در پرونده رامین موجود است.
پدر رامین پوراندرجانی که با طرح شکایت، خواهان معرفی و محاکمه قاتلان فرزندش شده است، به "روز" می گوید: "اول گفتند خودکشی کرده و حتی وصیت نامه هم درآوردند.بعد گفتند ایست قلبی کرده است. بعد هم گفتند که مسمومیت دارویی بوده، اما ما حتی یک درصد این ادعاها را قبول نداریم و شکایت کرده ایم اما تاکنون پاسخی نگرفته ایم."
وی می افزاید: "من بچه ام را سالم و بانشاط و پرامید تحویل دادم.او رفت تا به مملکتش خدمت کند اما حتی جنازه اش را نیز نگذاشتند ببینیم و... اما من شکایت کرده ام و منتظرم پاسخی بدهند. هر چند که فرزند دانشجوی دیگری دارم که به خاطر او زیاد حرف نمی زنم و..."
آقای پوراندرجانی که هفته گذشته مدرک پزشکی فرزندش را دریافت کرده، می گوید: "بچه من 19 سال تمام زحمت کشید و درس خواند اما مدرکش را هم ندید و هفته گذشته من مدرک پزشکی او را گرفتم و..."
وصیت نامه ای در کار نبود
همزمان گزارش "روز" از نحوه تدفین پیکر رامین پوراندرجانی نیز حاکی از آن است که مسئولان اجازه رویت پیکر رامین را به خانواده و نزدیکان او در تبریز ندادند.
یکی از نزدیکان رامین پوراندرجانی در این زمینه توضیحاتی به "روز" داده است: "غسل میت و پوشاندن کفن به رامین در تهران و بدون حضور خانواده او انجام شد و درخواست خانواده رامین برای تعویض کفن فرزندشان در تبریز از سوی مسئولین رد شد؛ به خانواده رامین حتی اجازه ندادند پیکر بی جان فرزندشان را ببینند و اصرار خانواده رامین برای رویت پیکر فرزندشان در تبریز بی نتیجه ماند. همین نشان میدهد که موارد پنهانی وجود داشته که نمی خواستند خانواده پیکر رامین را ببینند."
وی می افزاید: "مسئولان نیروی انتظامی جنازه را تا تبریز آوردند و همین که رسیدند جنازه را بدون معطلی دفن کردند و حتی اجازه ندادند جنازه رامین بر اساس عرف و رسوم خانواده او به خاک سپرده شود."
وی همچنین توضیح میدهد که وجود هر گونه وصیت نامه ای از سوی رامین که سردار احمدی مقدم ادعا کرده بود، از سوی بازپرس جنایی پرونده تکذیب شده و برخلاف ادعاهای احمدی مقدم، رامین در اتاق شخصی خود در بهداری ناجا به قتل رسیده است نه در خوابگاه گروهی.
پیشتر دوستان رامین پوراندرجانی به "روز" اعلام کرده بودند که رامین قبل از مرگ از "در خطر بودن جانش" ابراز نگرانی کرده بود.
براساس گزارش های منتشر شده، رامین پوراندرجانی به عنوان پزشک وظیفه، 4 بار به بازداشتگاه کهریزک رفته و چند تن از قربانیان حوادث پس از انتخابات، از جمله محسن روحالامینی را پیش از مرگ معاینه کرده بود.
رامین پوراندرجانی قبل از مرگ با حضور در کمیته ویژه پی گیری مجلس، محل شهادت محسن روحالامینی را بازداشتگاه کهریزک و علت شهادت او را شکنجه در زندان عنوان کرده و گفته بود که: "محسن را با وضعیت اسفباری بعد از شکنجههای جسمی شدید دو روز قبل از مرگش نزد من آورده بودند. حال جسمی او بسیار وخیم بود و امکانات پزشکی من هم بسیار محدود، ولی آنچه توانستم برای نجات وی کردم. در همان زمان بود که از سوی مسئولان کهریزک تهدید شدم که در صورت توضیح علت جراحات وارده بر مجروحان کهریزک از ادامه زندگی باز خواهم ماند".
منبع: روز آنلاین
شورای امنیت سازمان ملل با ۱۲ رای موافق، رای ممتنع لبنان و آراء مخالف برزیل و ترکیه، قطعنامه ای جدید را علیه ایران صادر کرد. این ششمین قطعنامه سازمان ملل درباره پروند هسته ای ایران و چهارمین دوره از تحریم های ایران می باشد. ۵ قطعنامه به همراه ۳ دوره تحریم در زمان تصدی ۸ ساله بوش و یک قطعنامه بهمراه تحریم در دومین سال ریاست جمهوری اوباما صادر می شود.
از طرفی زمان زیادی از نشست تهران که طی آن ایران برای انتقال بخشی از اورانیوم خود به ترکیه موافقت کرد نمی گذرد. در همان زمان دستگاههای دولتی با پیروزی از این نشست و دستاوردهای آن یاد کردند و آنرا در راستای تامین منافع ملی ما خواندند. البته در آن تبلیغات بسیار سعی می شد که این نرمش را برای تامین سوخت مورد نیاز نیروگاه ساخته نشده ایران جلوه دهند و تاکید می کردند که این توافقات هیچ ارتباطی با تهدیدات غرب نداشت. ولی چند روز پیش که بازار چانه زنی آمریکایی ها برای تحریم ایران گرم بود، رییس مجلس از کنار گذاشته شدن توافق تهران در صورت تصویب تحریم های جدید علیه ایران گفت. از متصدیان امور هسته ای (یکی همین رییس مجلس هشتم) که بارها با طعنه دولت اصلاحات را متهم به سازش با غرب و بر باد دادن عزت ملت ایران کردند (تسلیم درّ غلتان و دریافت آبنبات)، سوالی ساده داریم.
اگر توافق تهران براساس منافع ملی نه کرنش و بی عزتی اتخاذ شده، چرا باید منفعت ملی با تصویب قطعنامه شورای امنیت علیه ایران فراموش شود. اگر هدف، تامین سوخت مورد نیاز برای نیروگاهی است که هنوز ساخته نشده، چرا با آن نقض این پیمان آمریکا و دیگر قدرتهای جهانی را تهدید می کنید. تهدید می کنید که برای ادب کردن شما "منافع ملی" مان را نادیده می گیریم!!!. با این موضع گیری عملا پذیرفته اید که قصد توافق عجولانه تهران فقط کوتاه آمدن در برابر غرب برای تحریم نشدن بوده است. با این تفاسیر، عکس العمل تحریم های مجدد از جانب قدرتهای جهانی مسئله دور از ذهنی نیست.
هیچ حکومتی نتوانسته بدون پشتوانه ملت خود در عرصه مذاکرات بین المللی موفق ظاهر شود. امروز می بینیم که رهبرهای جهان در محکوم کردن ایران به عدم پذیرش خواست جامعه بین الملل سریعا به حوادث یکسال گذشته ایران اشاره می کنند و با آن مهر تاییدی به تصمیم خود در تنبیه دولت ایران می زنند. بسیار منطقی است که شرط مسئولیت پذیری و متعهد بودن یک دولت را تعهد آن در برابر شهروندانش بدانیم. دولتی که به تعهدات دموکراتیک پایند نیست و برای بقای خود تمام قوانین بازی را نقض می کند، هیچگاه نمی تواند قابل اعتماد باشد. نه ملت و نه جامعه جهانی با همچین دولتی تعامل نخواهند کرد و آن را تحمل نیز هم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر