-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ خرداد ۱۷, دوشنبه

Latest News from Iran Green Voice for 06/07/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



به راستی چه چیز راهپیمایی 25خرداد پارسال را در تاریخ و جهان ، "یکه و بی نظیر" کرد؟ آیا جز این بود که آن راهپیمایی عظیم ، نمایانگر تقابل «فرهنگ و توحش»بود نه «دوست و دشمن»؟
عظمت امر والا بیش از همه آن روزی نمایان شد که مردم از میدان توپخانه تا انقلاب راهپیمایی کردند (برهان قاطعی بر اینکه این حرکت برخاسته از تمامی اقشار و طبقات بود نه صرفا طبقه متوسط شهری). چشمها از دیدن انتهای جمعیت تمام نشدنی ناتوان بود. باید در فاصله معینی از آن(نه بیشتر نه کمتر) قرار داشتی تا عظمت اش را درمی یافتی. آنچه کانت درباره امر والا و درماندگی قوه متخیله آزاد دربرابر آن می گفت آن روزها تحقق یافت. آن راهپیمایی ها تحقق فلسفه بود. مهمترین فلاسفه روز دنیا پیام فرستادند و به ما امید بستند. آن شور عظیم در کنار شعور خارق العاده و هماهنگ میلیونها انسان دل هر فرزانه ای را می ربود.می توانم قسم بخورم افلاطون اگر زنده بود می گفت اکنون مرزهای این کشور، حدود آکادمی من است. باری پیام آن راهپیمایی جهانی بود.
توحش عریان حاکمیت، مجبور به عقب نشینی شد. کهریزک به عنوان سیمای توحش تعطیل شد.26 تیر ، خیابان دوباره عرصه نمایش امر والا شد. به مرور حاکمیت در روزهای قدس ،13آبان، 16آذر و مراسم دفن مرحوم منتظری به شکل ناقصی اهلی شد. در عاشورای حسین دوباره خودش را رسوا کرد. توحش اش عود کرد و مردم منسوخ اش کردند. 9دی و 22بهمن دست به «راهپیمایی نمایی» زد و به خاطر این دزدی، «چهارشنبه سوری»به خود لرزید. حالا دوباره خرداد آمده است. رویاروئی فرهنگ و توحش ، چهره ای حدی به خود گرفته است: فرهنگ محض دربرابر توحش محض. ما امروز با حاکمیتی رویاروئیم که هیچ حقانیتی ندارد و در زمین و آسمان بدنام است. لخت لخت است. تنها به القای"ترس" دل بسته است. تلاش های مذبوحانه ای صورت می دهند تا وانمود کنند ستیز ما و آنها «ستیز سلطنت دینی و سلطنت سکولار»است در حالی که خود می دانند ستیز ما «ستیز سلطنت و جمهوریت»است. از نظر ما سلطنت دینی و سکولار علی السویه است و هردو "دزد جمهوریت" اند. سلطنت سکولار را پدران مان ساقط کردند و سلطنت دینی را ما ساقط می کنیم. «مذهب عدلیه »پیش از آنکه به «مذهب ولایت فقیه» تبدیل شود یعنی "دولتی " شود به "تقدم عدالت بر خود اسلام" باور داشت. پدران ما به این دلیل«جمهوری اسلامی» را مطالبه کردند. خواسته ما هم همان خواسته پدران مان است:تحقق جمهوریت. ما «جمهوری عادلانه»می خواهیم .
ممکن است بگویند: شما براندازید، ضد نظام اید. باشد ضد انقلاب که نیستیم برعکس این شمایید که ضدانقلاب اید ، قاتلین جمهوریت و سلطنت طلبان دینی.
ترس بی معنی ست. ای زنان و مردان آزاده، در چشمان شما زوال ترسی را می بینم که دیری ست خانه دل مرا ترک گفته است و در بیت مقامات حاکم سکنی گزیده است.«ان اوهن البیوت لبیت العنکبوت». به یاد آرید که چگونه در طول این یک سال ترس را مغلوب قدم هایتان کردید.آنها به «ترس»ما دل خوش کرده اند و ما «دلیری»مان را فراخوانده ایم. امروز نیز مثل 25خرداد با «غرش بی خشم یک شیر» با آنها سخن خواهیم گفت. ایمان داشته باشید که یک "راهپیمایی سکوت" دیگر می تواند مواجهه فرهنگ و توحش را به فرجام برساند. دلیر باشید و نترسید.
«چیزی در من است که دلیری می خوانم اش. او تاکنون هر دلمردگی مرا کشته است. باری، انسان، دلیرترین جانور است و با این دلیری بر هر جانوری چیره گشته است»*. و«باری دلیری بهین کشتارگر است. دلیری ای که حمله می آورد که مرگ را نیز می کشد زیرا می گوید "این بود زندگی؟ پس، یک بار دیگر!»**.
در واپسین ستیز فرهنگ و توحش، در رستاخیز مقدر جمهور و برخواستن مجدد مردم از قبرهای خودبارگی(و ان الساعته آتیه لاریب فیه و ان الله یبعث من فی القبور***)، غرش بی خشم یک شیر را می شنوم که ختم توحش را اعلام میکند. توحش بس است. وحوش تان را از کنار خیابان جمع کنید! وای اگر «شیر خندان»بر شما خشم بگیرد...

*و** چنین گفت زرتشت، فریدریش نیچه
***سوره حج آیه7
 


 


سفارت جمهوری اسلامی ایران در سفر منوچهر متکی به بروکسل جلسه سخنرانی در منزل سفیر در بلژیک برگزار کرد. مدعوین برنامه از بین ایرانیان خودی مقیم انتخاب شده بودند تا با استقبال گرم از وزیر خارجه دولت کودتا و تهیه گزارش تصویری از سخنرانی متکی و حضور ایرانیان در آن، اخبار و گزارشات مربوط به تظاهرات و اعتراضات در داخل و خارج پارلمان اروپا نسبت به دستگیری، سرکوب، شکنجه و کشتار مردم در ایران پس از تقلب در انتخابات ریاست جمهوری در 22 خرداد سال 88 را تحت الشعاع قرار دهد. معاون و تعدادی از اعضای پارلمان اروپا در تظاهرات در مقابل این نهاد اروپایی (میدان لوکزامبورگ ) شرکت و با ایرانیان مخالف تظاهرکننده اعلام هم بستگی نمودند. تعدادی از معاونین و نمایندگان پارلمان نیز درمحل سخنرانی متکی حضور یافته و با عکسهایی از ندا آقا سلطان از هیات ایرانی با شعارهایی مانند قاتل، آدم کش، شکنجه گر، تجاوزگر و....استقبال و نسبت به حضور وزیر خارجه دولت کودتایی در پارلمان اعتراض نمودند. درهرحال جلسه سخنرانی متکی در بین تعداد کمی از ایرانیان گزینش شده و کارمندان سفارت به رسوایی دیگری برای دولت کودتا تبدیل شد.
1- متکی در اظهارات خود تعداد اعضای اتحادیه اروپا را از 27 به 37 افزایش داد که مورد تمسخر برخی از میهمانان قرار گرفت ولی احتمالا به دلیل مطلق نگری مقامات، هذیان گویی و خود شیفتگی آنان و ترس اطرافیان از یادآوری خطای مقامات و فراموشی امر به معروف و نهی از منکر تا آخر برنامه خطای وزیر تصحیح نگردید.
2- علیرغم شعارهای دهان پرکن مقامات در داخل پیرامون حجاب برتر، همسر متکی با لباس عربی در میهمانی حضور یافته بود که این امر باعث ایجاد سوال در بین زنان و مردان حاضر در جلسه گردیده بود که مگر قرار نبود حجاب برتر مورد استفاده همسران مقامات قرار گیرد؟ آیا پوشیدن چادر صرفا برای زنان در داخل تجویز می شود و این پوشش موجب افتخار و عفت زن در خارج از کشور نیست و پوشش سیاه عربی بر پوشش ایرانی معمول در ایران ترجیح دارد؟
3- سفیر بصورت تلویحی و برخی از میهمانان صراحتا درباره دروغگویی و وعده و وعید بی اساس مشائی در زمان معاونت ریاست جمهوری دوره نهم افشاگری کردند که مورد استقبال حاضرین قرار گرفت. مشائی رئیس فعلی دفتر احمدی نژاد سال گذشته در جمع ایرانیان مقیم بلژیک وعده داده بود تا بودجه لازم جهت خرید خانه ایرانیان در بلژیک اختصاص خواهد داد. بدین ترتیب ایرانیان خارج از کشور نیز همانند مردم در داخل در جریان وعده های توخالی و دروغگویی های مکرر معاون اول موقت دولت کودتایی دوره دهم قرار گرفتند. فردی که علیرغم مخالفت و دستور رهبری، بخاطر لجبازی و دهن کجی احمدی نژاد تا مدتی در این سمت باقی ماند و پس از رسانه ای شدن نامه رهبری به احمدی نژاد، وی با اکراه مجبور گردید تا مشائی را از معاونت اولی بردارد.
4- یکی از میهمامان نیز ضمن ارائه سابقه وعلاقه خود به انقلاب اسلامی، امام، نظام و ضرورت توجه به جوانان ایرانی مقیم خارج اظهار داشت که بایستی اذعان کنیم که حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران اعتماد مردم به مقامات را مخدوش کرده است.
5- دوتن دیگر از میهمانان در پاسخ به ادعاهای مبالغه آمیز متکی درباره دستاوردهای دولت در قبال کشورهای دیگر و افزایش ارتقاء موقعیت ایران و ایرانیان نزد جامعه بین المللی و برخورد از موضع عزت جمهوری اسلامی، اظهار داشت: چرا دولت نسبت به توهین و بی احترامی به هموطنانمان از سوی سفارتخانه های خارجی مستقر در تهران اقدامی انجام نمی دهد. در این اظهارات تاکید گردید که اقوام و بستگان ایرانیان مقیم بلژیک از سوی سفارت این کشور مورد بی حرمتی قرار می گیرند و بایستی از ساعت 4 صبح در صف دریافت ویزا در مقابل سفارت حضور یابند. گزارش برخورد توهین آمیز کشورهای منطقه با اتباع ایرانی در دولت نهم و دهم نیز مدتها بحث رسانه های داخلی و مجلس قرار داشت. متکی وعده داد تا موضوع را مورد بررسی قرار دهد. آیا این وعده به ایرانیان مقیم بلژیک دچار سرنوشت وعده توخالی مشائی در سال گذشته خواهد شد؟
6- برخی از خبرنگاران همراه وزیر که از بین روزنامه ها و خبرگزاریهای اصولگرا انتخاب شده بودند، در جمع یادشده حضور داشته و سخنرانی متکی را بعنوان اظهارات وی خطاب به مقامات اروپایی منعکس کردند. درباره میزان صحت و سقم این موضوع تاکنون اطلاعات دقیقی منتشر نشده است.

 


 


ساعت دو نیمه شب سیزدهم خرداد، ماموران امنیتی به منزل شخصی علی رضا اخوان وارد شده و بدون داشتن حکم قانونی، پس از جست و جوی کامل منزل که بیش از دو ساعت به طول انجامید، وی را دستگیر کرده و با خود بردند.

به گزارش کانون مدافعان حقوق کارگر در تماس تلفنی که اوپس از 24 ساعت با منزل داشته، از بازداشت خود در سلول انفرادی 209 اوین خبر داده است.

علیرضا اخوان هیچ گونه فعالیتی به جز دفاع از حقوق کارگران نداشته است.

تا کنون هیچ گونه اتهام مشخصی علیه وی اعلام نشده است.

کانون مدافعان حقوق کارگر ضمن محکوم کردن بازداشت غیر قانونی یکی از یاران خود، خواهان آزادی بدون قید وشرط تمامی زندانیان سیاسی وعقیدتی می باشد.


 


وکیل مدافع ارسلان ابدی گفت که حکم برائت موکلش از اتهام محاربه و فساد فی‌الارض ابلاغ شده است.
به گزارش فارس، فرزام اردلان وکیل ارسلان ابدی یکی از متهمان وقایع روز عاشورا با اعلام ابلاغ حکم برائت موکلش از اتهام محاربه و فساد فی‌الارض اظهار داشت:‌ دادسرا درباره موکلم به استناد به دلایلی که از نظر ما منطبق با مسئله نبود، تقاضای حکم محاربه و فساد فی‌الارض کرده بود.
وی افزود: در جلسه شعبه ۱۵ از موکلم دفاع کردم و ریاست محترم نیز دلایل دادسرا برای اتهام محاربه را نپذیرفت و حکم برائت از اتهام محاربه و فساد فی‌الارض را صادر کرد و موکلم طی این حکم از این اتهامات مبری شد.
وکیل ارسلان ابدی درباره سایر اتهامات موکلش خاطرنشان کرد: برای سایر اتهامات موکلم رأی به حبس سنگینی دادند که در مورد آن نیز تجدیدنظرخواهی کردیم و امیدواریم در مرحله تجدیدنظرخواهی مورد توجه قرار بگیرد.
 


 


حجت‌الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی در واکنش به مسائل پیش‌آمده در مراسم ۱۴ خرداد نسبت به غلبه پیدا کردن حاشیه بر متن در این مراسم ابراز تاسف کرده‌ است.
حمید انصاری، قائم مقام موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، در نوشتاری که در انتقاد به مسایل پیش‌آمده در حاشیه مراسم سالروز ارتحال ملکوتی حضرت امام(ره) منتشر کرده، به ذکر جمله‌ای از سید حسن خمینی در این زمینه پرداخته و آورده است:
عصر جمعه نخستین باری که ساعاتی بعد از مراسم، جناب حاج حسن آقای خمینی را دیدم و از ایشان درباره نگاه‌شان به حادثه و بازتاب آن پرسیدم به طور طبیعی به لحاظ روابط صمیمانه‌ای که داریم – که خود محصول منش بلند و کرامت این خاندان است – انتظار و تصورم بر این بود که در پاسخم ایشان ابتدا درد دلی کند و از دشواری تحمل شرایط در این روزها اشاره‌ای داشته باشد، خدای متعال را شاهد می‌گیرم اولین مساله و مهمترین مطلبی که پیرامون این حادثه گفت این بود که « آن‌چه که مرا بیش از هر چیز رنج می‌دهد این است که این مسأله بر متن و اصل مراسم امام و فلسفه وجودی آن ـ که بزرگداشت یاد و نام امام و به رخ کشیدن عظمت نظام جمهوری اسلامی بود ـ غلبه کرده است.»
 


 


هاجر کبیری، فارغ التحصیل پژوهشگری اجتماعی از دانشگاه تبریز ،از تحصیل محروم و دانشجوی ستاره دار شد .
به گزارش کلمه ، در حالی که چند روزی بیشتر از اعلام نتایج کنکور کارشناسی ارشد نمی گذرد ، باز هم مثل چند سال اخیر تعدادی از دانشجویان هنگام دریافت کارنامه اولیه شان فهمیدند که از تحصیل محروم و به اصطلاح ستاره دار شده اند .
با شروع به کار دولت محمود احمدی نژاد وزارت علوم او با وزیری چون محمد مهدی زاهدی شروع به محروم کردن تعدادی از دانشجویان از تحصیل کرد. دانشجویانی که فقط به خاطر فعالیت سیاسی و یا اجتماعی در دانشگاه های محل تحصیل شان حالا باید از تحصیل در دوره های بالاتر باز می ماندند .
امسال نیز طبق روال سال های گذشته تعدادی از دانشجویان بدون دلیل از تحصیل محروم شدند .
کبیری از فعالان دانشجویی و عضو کمپین یک میلیون امضای آذربایجان ، و سردبیر نشریه توقیف شده “تلنگر” نیز وقتی برای دریافت کارنامه خود اقدام کرد به او اعلام شد که ستاره دار است و نمی تواند کارنامه اش را دریافت کند .
دانشجویان ستاره دار بارها به این روند غیر قانونی از تحصیل محروم شدن شان اعتراض کرده اند. آنها سال گذشته و قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری نیز مقابل دانشگاه تهران و وزارت علوم بارها دست به تجمع زدند. اما با این همه محمود احمدی نژاد هر بار در مناظره های تلویزیونی وجود این دانشجویان را انکار کرد.تعداد زیادی از این دانشجویان بعد از این اعتراض ها دستگیر و روانه زندان اوین شدند .
شیوا نظر آهاری ، مجید دری و ضیا نبوی از جمله دانشجویان ستاره دار در بند هستند .
 


 


صنعت زعفران به عنوان یکی از کالاهای استراتژیک در شرایط سختی قرار گرفته است. با آن که بخش خصوصی در این باره دستاوردهای خوبی در بازارهای بین المللی کسب کرده اما اگر در این باره برنامه ریزی حساب‌شده‌ای با همکاری شورای ملی زعفران( اتاق ایران)، شرکت‌های زی‌نفع و دولت برقرار نشود این کالای استراتژیک نیز مانند بازار فرش و بازار پسته در اختیار کشورهای خارجی قرار خواهد گرفت.
این بار اما کشورهایی چون هند یا امریکا نیستند که درحال تصاحب بازار زعفران ایران هستند بلکه این افغانستان است که دارد گوی سبقت را از ایران می‌رباید.
به گزارش آفتاب فرهاد سحرخیز مدیرعامل شرکت سحرخیز در این باره گفت:
× رقبای جدید و مخاطرات جدید روبروی کالای استراتژیک و غیرنفتی ایران یعنی صنعت زعفران قرار گرفته است، اتاق ایران برای تبدیل تهدیدها به فرصت درصنعت زعفران چه کرده است؟ آیا در این باره طرح‌هایی اجرا شده است؟
- بله .اتاق ایران و مجموعه اتاق بازرگانی که خانه ما است به عنوان پارلمان بخش خصوصی سال گذشته دریک حرکت بسیار خوب، شورای ملی زعفران را در مشهد تشکیل دادند تا برای حفظ این صنعت که تولیدات آن در حوزه غیر نفتی قابل ملاحظه است در کوران بحران‌های آینده حفظ شود.
این شورا ازبخش‌های مختلف درگیر زعفران از اتحادیه تولید کنندگان گرفته تا فروشندگان و صادرکنندگان و صندوق زعفران ، نماینده‌های مجلس و خود اتاق، به صورت یک مجموعه بسیار مناسبی شکل گرفته است.
به نظر من این شورا باید با کار ستادی، حمایت و حساسیت آدم‌های موثر را به خود جلب کند.این‌ها کارهایی است که جز از اتاق بازرگانی و شورای ملی زعفران بر نمی‌آید. تا الان هم خیلی خوب جلو رفته‌ایم به شرط این که وارد کارهای اجرایی نشود.
ببینید اگر شورای زعفران بخواهد با خود صادرکننده رقابت کند این کاری است که در نهایت غلط است و تجارت این حوزه را باشکست مواجه خواهد کرد. شورا باید کار ستادی کند و در کار ستادی هم صددرصد موفق خواهد بود. شورا تا کنون بحران‌هایی را که به وجود آمده به خوبی جمع بندی کرده وبه خوبی از پس اداره این بحران‌ها برآمده است.
ضمن این که ما یک تهدید بسیار بزرگ داریم که تا سه سال پیش تنها تولید کننده زعفران با تولید ۹۶ درصد بوده ایم. ولی به تدریج داریم آن را از دست می‌دهیم؟
× آیا رقبای جدیدی دارند وارد عرصه تولید و توزیع زعفران شده‌اند؟
- در حال حاضر افغانستان وارد بازار شده و در ۱۳ استان خود دارد به کشت زعفران می‌پردازد. زیرا اقلیم برابر داریم. ضمن آن که کشاورزان افغانی سال‌ها در مزارع ایران کارگری کرده‌اند و تکنیک‌های پرورش زعفران ایران را به خوبی آموخته‌اند می‌دانند که چه زمانی به کشت زعفران باید اقدام کنند.
زعفران گیاهی است که به آب زیادی نیاز ندارد. من نمی دانم تا چه اندازه در ایجاد رقیب جدید برای زعفران کشورمان دخیل بوده ایم. کمک به افغان‌ها جهت کشت زعفران و دوری از کشت تریاک نمی‌دانم تا چه اندازه درست بوده است. ما نباید این کار را می‌کردیم .
اصلا قبول نمی کنم که پیاز زعفران به عنوان یک ذخیره ژنتیکی قاچاق شده و به افغانستان رفته است. چطور است که تعزیرات وقتی ۱۰۰ کیلو چای قاچاق وارد کشور می‌شود از فلان سوپرمارکت می‌توانند چای مذکور را جمع آوری کنند.
ولی پیاز زعفران به راحتی می‌تواند قاچاق شود. پیاز به عنوان یک ذخیره ژنتیکی از ایران به هلند رفت و درآن جا اصلاح ژنتیکی شد و اکنون راندمان برداشت زعفران در مزارع ما سه کیلو است ولی این راندمان در افغانستان بالای شش کیلو است.
چند شرکت بزرگ امریکایی دارند افغانی‌ها را به شدت حمایت می‌کنند. درآینده مشتری‌های اروپایی خیلی خوشحال خواهند شد که از افغانستان با قیمت پایین ترو سهل‌تر زعفران را خریداری کنند. برای این که ما جاهایی جلوی آن ها ایستاده‌ایم.
ازجمله اجازه ندادیم که اتفاقی که برای رب افتاد برای زعفران بیفتد. برخی مشتری‌های رب ایرانی سلیقه خودشان رابرای رقیق کردن رب ایرانی به ما تحمیل کردند و این کار متاسفانه انجام شد. در باره زعفران نیز بارها اعلام کرده اند که می‌خواهند زعفران خورد‌تر باشد ولی ما چنین درخواستی را قبول نکرده‌ایم.
چون این را می‌برند و بعد به اسم زعفران ایران می‌فروشند و به این گونه بازار را می‌شکنند. این کار را افغانی به راحتی می‌پذیرد و همین الان نیز دارد این اتفاق می‌افتد. اسپانیا، مراکش، تونس به کشت زعفران رو آورده‌اند. من آدمی را می شناسم که در آرژانتین دارد زعفران می کارد. همانطوری که در ایران نیز زعفران دیگر تنها در خراسان کشت نمی‌شود.
هفته پیش خبر این بود که در استان لرستان کشت زعفران جواب داده است. البته در داخل هر چه بیشترزعفران کشت شود منافع ملی ما هر چه بیشتر تامین خواهد شد.اما چرا این صنعت به بیرون نیز رفته است. بالاخره می‌خواهم بگویم که آینده سختی خواهیم داشت. اگر نجنبیم زعفران ما مانند پسته و فرش از دست ما خواهد رفت.
×درجهت حمایت صادرات بسته بندی دولت چه کمک‌هایی به شما کرده است؟
- در این باره دولت و سازمان توسعه تجارت حرکت خوبی را در حمایت از صنعت زعفران بسته بندی انجام دادند. آنان برای تجاری که زعفران را به صورت فله‌ای صادر می‌کردند عوارض قرارداد و این دراصل یک کار منطقی بود که برای کشور و صنعت بسته بندی یک شاخص بسیار مثبت محسوب می‌شود.
زیرا دیگران را تشویق می کند که با بهره وری بیشترارزش افزوده بیشتری به کشوروارد کند. دکتر غضنفری پشت سر این طرح ایستاد زیرا ۸۰ درصد زعفران کشور را کسانی دارند صادر می‌کنند که منافعشان درخام‌فروشی است. این نگاه ملی جلوی این تفکر کوتاه مدت را خواهد گرفت . این خود جایزه‌ای است به صنعت بسته بندی زعفران و درمقابل کسی که دارد فله می‌فرستد حتی ۵ درصد نیز باید مالیات بدهد.
× حوزه فعالیت شما بیشتر خارجی است یا داخلی؟
- تقریبا تمرکز فعالیتمان با حدود ۸۰ درصد در بازار داخلی است. زیرا به شدت با این طرز فکر مخالفیم که صرفا باید برای کیفیت کالاهای صادراتی تلاش کرد. سالیانه ۳۰ تن زعفران در داخل مصرف می‌شود.
اگر بخواهیم از بیرون نگاه کنیم و ایران را نیز به عنوان یک مشتری ببینیم، می بینیم، باز هم مصرف کننده کشور خودمان سنتی‌ترین و بزرگترین مصرف کننده زعفران در دنیا است.
از این رو در این هفتادو چند سالی که از فعالیت ما می‌گذرد، ارتباطمان را سخت با مصرف کننده داخلی حفظ کرده‌ایم.
× به کیفیت اشاره کردید آیا در این باره دارای استاندارد داخلی هستید؟
- برای زعفران به شرکت سحرخیز از طرف وزارت بهداشت جایزه سیب سلامت اهدا شد. سیب سلامت به این معنی است که ما موفق شده‌ایم در تولیدات خود علاوه بر رعایت حداقل‌های استاندارد، حداکثرهای استاندارد را نیز رعایت کنیم. تا سال گذشته هیچ نفعی برای آن کسی که حداکثرهای استانداردها را رعایت می‌کرد وجود نداشت. و همه برابر بودند.
×پس سیب سلامت در اصل در رعایت استاندارد سلامت صنعت غذایی با حداکثر کیفیت است؟ و نه حداقل‌های استانداردهای ارائه شده؟
- بله. جایزه سیب سلامت برای کسی است که آن حداقل استانداردها را پشت سرگذاشته است و اکنون دارد کارهایی می کند که مستقیما برروی سلامت جامعه تاثیر دارد. این موضوع را وزارت بهداشت پشتیبانی کرد و مبدع آن بود. این حرکت حس رقابت را در میان تولید کنندگان برای افزایش کیفتیت روشن کرد.
×برای این که بتوانید به صادرات گسترده زعفران دست بزنید به لیسانس‌ها و ایزوهای خارجی نیاز است شما در این زمینه چه استانداردهایی را که دارای ارزش و اعتبار جهانی هستند کسب کرده اید؟
- به نکته مهمی اشاره کردید . چون حوزه جغرافیایی استانداردها بسیار مهم است. بسیاری از کشورها استاندارد ملی ما را برای زعفران قبول نمی‌کنند و به طور خاص هر بخشی از جهان یک سری از استانداردها را خواستار هستند.
از این رو با توجه به پیاده کردن استانداردهای بین المللی ایزو و گرفتن گواهی FDA که مربوط به سازمان غذا و دارو امریکا است تقریبا همه جهان را در پوشش داریم. اگر ما اف.دی.ای نداشتیم نمی توانستیم در بازار دنیا نفوذ کنیم زیرا همه دنیا اف. دی . ای را قبول دارند
×شما تا کنون کدامیک از بازارهای خارجی را به تصرف خود درآورده‌اید؟
- بزرگترین رقیب دیرینه ما اسپانیا است. این کشور سال‌های سال بود که زعفران ما را به صورت فله‌ای خریداری می‌کرد و هنوزهم خریداری هم می‌کند. شاید علت آن نیز مربوط به گرایش برخی در این صنعت باشد که به نظر من صادر کننده نیستند و تنها عمده فروش به شمار می‌روند.
صادر کننده آن کسی نیست که کالایی را به صورت خام در اختیار کشور دیگری بگذارد. ما سال گذشته به عنوان صادرکننده نمونه زعفران در حوزه بسته بندی زعفران انتخاب شدیم. فقط به ژاپنی‌ها به صورت فله جنس می‌فروشیم. آنان زعفران را در صنعت داروسازی استفاده می‌کنند.
کشورهای حوزه خلیج فارس از از مصرف کننده های دیرینه زعفران ما هستند. آن ها به لحاظ الگوی مصرف شباهت زیادی با الگوی مصرف مردم کشور ما دارند. در غرب اروپا به طور اخص به فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، یونان نیز صادرات زعفران داریم.
نروژو سوئد نیزمصرف کننده‌های خوب زعفران ما هستند. در آمریکای جنوبی به بازار برزیل و آرژانتین به خوبی نفوذ کردیم. در کانادا از مدت‌ها پیش نفوذ کردیم. با یک سری زحمات و مشکلات در بازار آمریکا نیز حضور داریم.
دو سال است که در بازار ژاپن هستیم و در این بخش خاص سفارت ایران در ژاپن خیلی به ما کمک کرده است. برای این که در سفارت یک جلسه قوی برگزار شد و سمینارهایی هم از طریق صندوق توسعه زعفران برگزار کردیم به نحوی که در یک حرکت هماهنگ توانستیم با همکاری میان بخش خصوصی، دانشگاه و سفارت ایران یک بازار جدید و خوب را برای کالای استراتژیک کشورمان فراهم کنیم آن هم در شرایطی که فضای مالی و… براثر تحریم‌ها روز به روز بسته‌تر می‌شود.
به طور کلی باید بگویم درحال حاضر در پنج قاره به فروش زعفران ایران مبادرت کرده‌ایم. به عبارت دیگردر استرالیا، آسیا به صورت سنتی ، اروپا و امریکا، امریکای لاتین و در آفریقا یعنی در آفریقای جنوبی دارای نماینده‌ هستیم . در بخش مسلمان نشین آفریقای جنوبی در حال فروش زعفران هستیم.
×صادرات شما تا چه انداره برای کشور ارز آوری دارد؟
- سالیانه و در مجموع ۱۰۰ میلیون دلار صادرات زعفران داریم. البته ۱۰۰ میلیون دلار برای زمانی بوده است که زعفران کیلویی ۴۰۰ دلار فروخته می شد و ۲۰۰ تن نیز صادرات آن بود. سال گذشته با گرانی زعفران مواجه شدیم و قیمت ها تا ۴ میلیون تومان افزایش یافت.
خوشبختانه امسال قیمت‌ها کاهش یافته و سال زراعی آینده که از پاییز به پاییز است سال خوبی خواهیم داشت. از یک سو سطح زیر کشت بسیار بیشتر شده و از سوی دیگر کشاورزان نیز در کشت دقت کرده اند.
در این میان حمایت‌هایی هم استانداری خراسان رضوی جنوبی به عمل آورده که در مجموع باعث شد پیاززعفران حفظ شد. من فکر می کنم سال زراعی آینده بالغ بر ۳۰۰ تن تولید در این حوزه خواهیم داشت واین امر کمک می کند تا آن بازارهایی را که در شرایط گرانی از دست دادیم مجددابه دست بیاوریم و مردم دوباره با زعفران آشتی کنند .
×شرکت شما در این ۱۰۰ میلیون دلار دارای چه سهمی است؟
- حدود ۸۰ درصد آن ظرفیت فروش فله ای است. ولی در بخش بسته بندی‌اش حدود ۲۰ درصد یا ۲۰ میلیون دلار است.
×اگر ۲۰ درصد را ۱۰۰ فرض کنیم از ۱۰۰ درصد به شما چند درصد تعلق دارد؟
- حداقل شاید حدود ۶۰ درصد آن در اختیا شرکت سحر خیز است.
× بر چه محدودیت‌ها و موانعی غلبه کرده‌اید و برای این مقصود تا چه اندازه به آموزش و بهداشت تکیه داشته‌اید؟
- بزرگترین مانعی که در بخش تولید داریم این است که باید فرهنگ کار کیفی را در واحدهای خود پیاده کنیم. برای این منظور به سمت آموزش حرکت کردیم. ما پرسنلمان را آموزش داده‌ایم. در این آموز‌ش‌ها بر استانداردهای کارتاکید کرده‌ایم ازجمله این که خانم ها باید دستکش دست کنند.
هنگام کار نباید زیورآلات به خود داشته باشند. حتما باید هدبند داشته باشند. هیچ مویی در داخل زعفران نباید وجود داشته باشد. دستگاه متالیکتور که فلزیاب است و فلزاتی چون منگنه و… را درزعفران‌های بسته بندی شده شناسایی کرده و به سرعت جلوی ورود بسته مذکور به بخش توزیع را می‌گیرد هیچ‌گاه نباید دچار نقص و یا خارج از سرویس باشد.
از آن جا یک بخش مهم کارمان بر می گردد به کشاورزانی که کماکان به صورت سنتی اقدام به خشک کردن زعفران می‌پردازند بار این فشار در سالن‌های بسته بندی کاملا نمایان است. به طوری که موها یا آشغال‌ها باید با پنس برداشته و سپس میکروب زدایی شود.
کشاورزان ما به این دلیل که زعفران را به صورت سنتی خشک می‌کنند و برای خشک کردن در روزنامه می‌ریزند زعفران خیس، جوهر روزنامه را به خود می‌گیرد و در آزمایشگاه با این جواب مواجه می شوم که زعفران رنگ شده است.
اگر بخواهیم آن بخش از تولیدات را رها کنیم که دچار دور باطل می شویم که این خود ضرر بسیار بزرگی است. اما باید با تلاش زیاد برای آموزش کشاورز در این حوزه به جبران مسایل بپردازیم تا کالای زعفران متناسب با سلیقه و استانداردهای جهانی در معرض فروش قرار بگیرد.
×ظاهرا قرار بود زعفران ایران توسط اتحادیه اروپا ممنوع‌الورود شود چه عاملی از این حرکت ممانعت کرد؟
- بله، ۱۰ سال پیش اتحادیه اروپا می‌خواست زعفران ایران را ممنوع الورود کند. بازرسانشان با همان آقایانی که مایلند خودعزیزی کنند رفتند درمزارع ما، فیلمبرداری کردند و نشان دادند که خانمی دارد زعفران می‌چیند و بعد در همان محل اقدام به تعویض کهنه بچه اش می کند .
دامش دارد در مزرعه زعفران راه می رود. اما این مسایل اکنون خیلی تغییر کرده است. ما پارسال با یک هیات ژاپنی به صورت سرزده به یک مزرعه زعفران در شهرستان “زاوه” رفتیم. من دچار استرس بودم زیرا نمی‌دانستم قرار است چه اتفاقی بیفتد.
باورمان نمی‌شد که آموزش‌ها تا آن اندازه جواب داده باشد. همه کارگران با دستکش گل می چیدند. من به عنوان یک ایرانی افتخار کردم. با آموزش‌هایی و انتشار بروشور‌ها اجازه ندادیم این کالا در زمره کالاهای تحریمی اروپا قرار بگیرد.
این فیلم را در سوییس و اسپانیا پخش کردند و گفتند که زعفران ایران این گونه عمل می آید. خوشبختانه دنیا زعفران ما را به خوبی می‌شناسد ولی در نهایت یک پشتیبانی آخررا نیز می‌خواهد که از دست یک شرکت کوچک برآورده نیست.
‌باید مراکز خرید مجانی برای تجار ایرانی فراهم کنیم مانند دبی که برای تجار خود اقدام به ایجاد مراکز خرید مناسب کرده است. چرا نباید یک جای مجانی برای محصولمان نه فقط برای یک شرکت خاص ایجاد کنیم؟ قطعا این امر تاثیر دارد.
×به عبارت دیگر نیاز به ظرفیت سازی و پشتیبانی دولت دارید؟
- من می گویم ما کیفیت را رد کرده ایم و می توانیم با آبرومندی بر روی پای خود بایستیم. نیاز به ظرفیت سازی در بازار فروش داریم. ببینید اسپانیا ۱۰۰ سال سابقه فروش زعفران در دنیا داردو هنوز که هنوز است ۱۰۰ درصد هزینه های شرکت زعفران فروش اسپانیایی توسط دولت این کشور پرداخت می شود.
برای این که از ما می‌ترسد و می‌داند که تولید کننده واقعی پا به میدان گذاشته است. حتی هزینه اقامت شرکت هایشان را دولتشان پرداخت می کند. اما به عنوان یک تاجرایرانی زمانی که به کشور برمی‌گردم دارایی هزینه‌ هتل را شبی ۱۰۰ دلار بیشتر قبول نمی کند.
این تضادها آدمی را می آزارد. لذا من کدام هتل بروم که در شان یک تاجر ایرانی باشد. به عبارت دیگر برای کاهش هزینه‌ها باید در مسافرخانه اقامت بگیریم .
این همه هزینه در سفارتخانه‌های جمهوری اسلامی انجام می‌شود تا سطح آن در نظام جهانی کاهش نیابد که کار درستی است ولی این مهم است که در حوزه اقتصاد برای کالاهای استراتژیک خود نیز به همان اندازه اهمیت قایل شویم. از این رو دیدگاه ها نسبت به صادرات باید تغییر کند.
×آقای سحرخیز شما به عنوان مدیرعامل نسل سومی شرکت سحرخیزها به شمار می‌روید این جالب است که در صنعت و همچنین صنعت غذایی ادامه نسل‌ها در مدیریت به وجود آمده است؟
- من با شما موافقم و معتقدم که نماد صنعتی شدن در یک کشور این است که نسل‌های جدید راه قبلی‌ها را ادامه داده‌اند یا خیر؟ البته معتقدم که برای رسیدن به این نقطه خیلی فاصله داریم. ما مجموعه مان توسط پدربزرگمان بنیان گذاشته شده است به نام مرحوم حاج محمد سحرخیز. ایشان معروف بود به حاجی عطار.
زیرا نگاه مردم به عطاری‌ها نگاه مثبتی بوده به نحوی که به عطاری ها مردم به عنوان داروخانه نگاه می‌کردند. این نگاه اخیرا در سطح جهانی نیز تجدید حیات یافته است. از این رو سعی می‌شد و اکنون نیز سعی می‌شود که درمان بیماری‌ها را با محصولات طبیعی خداوند پیدا کنند تا مواد شیمیایی رایج که ۴۰ سالی است گریبان مردم جهان را گرفته است.
×چرا تولید خانوادگی شما پیروز شد؟ شما با ۲۰۰ پرسنل و کارگر دارید علاوه بر زعفران ۸۰ نوع تولیدات را به بازار می رسانید؟
- ما شاید همیشه در خانواده‌مان دارای یک اصل بودیم و آن این که در آن بازه تناوب خرید مصرف کننده‌ها سعی کردیم کیفیت را حفظ کنیم. هیچ وقت ادعا نداشته و نداریم که بهتراز زعفران وجود ندارد. چرا ممکن است باشد.
ولی همیشه سعی کردیم که مصرف کننده ما با این مسئله مواجه نشود که یک کالارا با چهار کیفیت متفاوت از ما خریداری کند. همه تلاش ما این بوده که کیفیت خود را به هر نحو ممکن حفظ کنیم.
×آیا این موضوع به خاطر اسم سحرخیز صورت گرفته است؟
- نسل ما بله. ما می خواهیم نام نیاکان مان به خوبی و نیکی یاد شود.
×به عبارت دیگر شما یک تعلق خاطری به این اسم دارید و متقدید این اسم باید تولید کننده بهترین ها باشد؟
- بله دقیقا. این آمرزش روح گذشتگان و درآینده برای خودمان باقیات و صالحات خواهد بود. و این که در حقیقت اندوخته ای را به ما داده اند که این اندوخته چیزی ندارد جز اعتماد مردم. و این که اعتماد را باید به عنوان یک میراث حفظ کنیم.
تاکیدمان هم به همه خواهرها، برادرها، دخترعموها، پسرعموها و جمع خانوادگی که تقریبا ۱۰ نفر دورهم هستیم که هسته اصلی و همکارانمان که لایه دوم خانواده ما هستند ما شاید تا الان چندین مورد بازنشستگی داشته ایم در سیستم خود و شاید حدود ۵ مورد بوده اند که به مدت ۳۰ سال در مجموعه ما بوده اند و الان هم که نیستند فرزندانشان پیش ما هستند.
همانطور که در مصرف کننده و مشتریان سحرخیز خود ما الان با نسل سوم مشتری ها روبرو هستیم در سیستم داخلی خودمان نیز الان نسل دوم پرسنل و همکاران ما حضور دارند. اگر پدر رفته ، به جای وی پسر و یا دخترش آمده است.
×من شنیده ام برای این که این برند حفظ شود شما اقدام به ازدواج درونی می کنید. یعنی دختر عمو با پسرعمو ازدواج کرده و امثال این ها ؟درست است؟
- بله خانم من دخترعموی من هستند و این کار در خانواده ما بسیار رواج دارد. تک تک کسانی که در سحر‌خیز مشغول کارهستند از نگهبانی کارخانه تا فروشنده فروشگاه‌های ما، احساس می‌کنند که زعفران تولید شده یک حیثیت کاری است که به مردم عرضه می‌شود و نباید ذره‌ای در آن کم فروشی شود، ویا با نقص همراه باشد. ما هیچ سفارشی جز این به پرسنلمان نداریم.
و به عبارتی یک رابطه قلبی را با تمام ذی نفعان سحرخیزسعی کرده ایم برقرار کنیم. از کارگران گرفته تا تامین کنندگان و پیمانکاران و….. باید اضافه کنم که جلسات من به عنوان مدیرعامل با بخش خدمات مشتری ۱۰ برابر بیشتر از جلساتی است که با مدیران داخلی برگزار می‌کنم. چون این اعتماد را به هیچ وجه نمی‌خواهیم از دست بدهیم.
×چرا بر روی زعفران تمرکز کردید؟
- در آن سال‌ها شاید زعفران یکی از محصولات ما بوده که عرضه می‌کردیم و مردم نیز بر اساس اعتمادی که داشتند از ما این محصول را خریداری می‌کردند. زیرا این محصول در طب سنتی هم جایگاه ویژه‌ای داشت . ضمن این که زعفران نقش مهمی در رنگین کردن سفره‌های ایرانی‌ها از زمان قدیم نیز داشته است.
×رونق کار شما از چه زمانی آغاز شد ؟
بعد ازفوت پدربزرگم، پدر و عمو بعد از سال ۱۳۴۲ سکان کار رابه دست گرفتند .در اوایل دهه ۵۰ خورشیدی با افزایش نقدینگی در کشور، رونق اقتصادی بیشتری شاهد هستیم. به این ترتیب توریست و زوار بیشتری به مشهد آمدند و در آن جا زعفران به عنوان شاخص سوغات خراسان از جایگاه خاصی برخوردارشد.
×در چه تاریخی زعفران به عنوان یک محصول صادراتی و استراتژیک برای ایران اهمیت یافت؟
- با همین روند تا سال ۱۳۸۰ آرام آرام زعفران جایگاهش درداخل و خارج تقویت شد. ایران و اسپانیا درحدود سال ۱۳۵۷ هر دو تولید کننده‌های بزرگ زعفران با ۲۰ تن تولید بودند. تا دهه ۸۰ خورشیدی این رقم در ایران به حدود ۲۲۰ تن تولید رسید. اما اسپانیا در این رقابت عقب افتاد و تولید خودش را تقریبا به صفر نزدیک کرد. در همین زمان جایگاه خوبی نیز در صادرات پیدا کردیم .
×از چه زمانی عرضه زعفران با این کیفیت یعنی با بسته بندی صنعتی و بهداشتی رواج یافت؟
- از زمانی که نسل تحصیل کرده و جوان جامعه میل به سوی محصولات بسته بندی شده با کیفیت تمایل پیدا کرد و میان تولید کننده زیرپله‌ای و واقعی تمایز قایل شد. از این رو در یک حرکت جدی اززعفران فروشی به صنعت بسته بندی زعفران ارتقاء یافتیم.
البته در این راه تنها نبودیم و واحدهای بسیار خوب دیگری نیز حضور داشتند که شاید پیشرو بودند و در این راه خیلی زحمت کشیدند چه برای معرفی زعفران به دنیا و چه برای مصرف کننده‌های داخلی.
×آیا بر روی خواص دارویی زعفران تحقیقاتی انجام داده اید؟
- زعفران دارای دو خاصیت بسیار بزرگ است. ۱- شدیدا ضد افسردگی است و این امر در مقالات پزشکی ایرانی و ژاپنی به اثبات رسیده است. ۲- تاثیر شگرفی مانند پیش‌گیری از بروز برخی سرطان‌ها مثل سرطان پوست و سرطان کبد دارد.
به ویژه در توقف سرطان کبد بسیار موثر بوده است. البته ما با این سوال مواجه بودیم که چقدر زعفران باید در روز مصرف کنیم تا این بیماری‌ها دچار نشویم. بر روی این سوال به صورت یک پروژه در دانشگاه علوم پزشکی مشهد و دانشگاه داروسازی آن کار شد.
× شرکت سحرخیز چه مقدار از هزینه این پروژه را پرداخت کرد؟
- این پروژه ابتکار صندوق توسعه صادرات زعفران بود که ما هم یکی از اعضای هیات مدیره آن هستیم.
× نتیجه پروژه چه بود؟
- نتیجه آن بود که مصرف ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلی گرم زعفران در روز برای هرشخص ضروری است. این رقم برای هر نفر سه تا پنج گرم در ماه است. من فکر می کنم ماهی پنج گرم هزینه‌ای است که برای این کالا باید پرداخت شود.
کالایی که از دل طبیعت آمده و فاقد ذره‌ای تاثیرات شیمیایی است و حداقل تاثیرش ضد افسردگی است که جوامع علمی صنعتی و نیمه صنعتی به آن دچار هستند.
 


 


خلیل بهرامیان وکیل پرونده برخی از اعضای اعدام شدگان ۱۹ اردیبهشت ماه به دفن مخفیانه پیکر اعدام شدگان اعتراض کرد و گفت: پیگیری های ما در مورد تحویل گرفتن پیکر موکلانم هیچ نتیجه ای نداده و شنیده می شود که مسوولان امنیتی کشور به دفن مخفیانه پیکر آنها مبادرت کرده اند.
به گزارش جرس، بهرامیان ضمن ابراز تاسف از عدم پاسخگویی مسلولان دستگاه قضایی به خانواده ها و وکیل اعدام شدگان گفت: نزدیک به یک ماه است که خانواده های داغ دیده در به در دنبال پیکر های عزیزان شان می گردند و هیچ پاسخی که مبتنی بر احساس مسوولیت آقایان باشد نشنیده اند.
وی در پاسخ به روند پیگیری های خود و دیدارهای خانواده های اعدام شدگان با مسوولان و تصمیم سازان کشور گفت: واقعیت این است که در این مدت به هر کسی که ممکن بود نامه نوشته ایم، از مسوولان استانی گرفته تا نمایندگان مجلس، رییس قوه قضاییه و همه کسانی که باید در این زمینه پاسخگو می بودند، اما متاسفانه رییس قوه قضاییه یک شاه سلطان حسین است که بی خاصیت و بی رگ بر یک صندلی مهم کشور نشسته است که فقط حکم دستگیری صادر می کند.
بهرامیان در پاسخ به پرسش دیگری در مورد نقش دادستان تهران و دیدار با جعفری دولت آبادی گفت: راستش دیگر حوصله ای برای دیدار با دادستان تهران باقی نمانده وقتی به هیچ وجه پاسخگوی تصمیمی که خودشان گرفته اند نیستند.
وی همچنین افزود: پیگیری های ما حاکی از دفن مخفیانه اعدام شدگان است که ظاهرا در راستای همان بی منطقی های همیشگی از افشای محل دفن هم خودداری می کنند.
بهرامیان اظهار داشت: در کشوری که منطق و عقل حاکم نباشد، راهی جز اینکه آرزو کنیم تعقل براین سیستم بیمار حاکم شود باقی نمی ماند.
وی همچنین در پاسخ به پرسش دیگری در خصوص وضعیت خانوادگان اعدام شدگان گفت: خانواده هایی که فرزندان شان را کشته اند طبعتا نمی توانند از وضعیت روحی مناسبی برخوردار باشند اما مادر فرزاد کمانگر همچنان قدرتمند ایستاده است و می گوید، فرزندش را تقدیم آزادی ایران کرده است. روحیه قدرتمند این مادر پاسخ خوبی است به روحیه ضعیف کسانی که حتی حاضر نیستند در مورد پیکر اعدام شدگان هم اطلاع رسانی کنند.
ماه گذشته قوه قضاییه جمهوری اسلامی، که مستقیما رئیس آن از سوی رهبر منصوب می‌شود پنج نفر را در زندان اوین مخفیانه و بدون اطلاع وکیلان و خانواده‌ها به دار آویخت.
بنا به گزارش هرانا، مادر فرزاد کمانگر معلم اعدام شده به همراه خواهر فرهاد وکیلی و مادر و خواهر علی حیدریان ساعت ۱۰ صبح روز چهارشنبه ۱۲ خرداد ماه در یکی از اتاق های ساختمان استانداری با اسماعیل نجار استاندار کردستان ملاقات کردند.
در این ملاقات خانواده اعدام شدگان خواهان مشخص شدن چگونگی تحویل پیکر اعدامیان شدند و استاندار کردستان در پاسخ به ایشان اعلام کرد ” اعدام شدگان در محلی که هم اکنون به دلیل شرایط امنیتی قادر به افشای آن نیستیم دفن شده اند و پس از گذشت زمان و مساعد بودن اوضاع مسئولین مربوطه محل دفن ایشان را به شما اطلاع خواهیم داد.”
 


 


فضای حاکم بر بند ۳۵۰ زندان اوین به شدت امنیتی شده است .
به گزارش خبرنگار کلمه ،هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین تعداد زیادی از زندانیان سیاسی حوادث پس از انتخابات نگهداری می شوند.
مسوولان این بند که باید همچون دیگر بندهای زندان اوین شرایط بند عمومی را برای زندانیان ایجاد کنند و از خانواده های زندانیان کتاب و لباس بپذیرند و یا امکان تماس تلفنی راحت را برای زندانیانی که همگی دوران بازجویی شان سپری شده ، فراهم کنند ،فضا را هر روز برای شان تنگ تر و امنیتی تر می کنند.
شرایط امنیتی این بند به خصوص بعد از اعدام “فرهاد وکیلی” زندانی کرد که در همین بند زندانی بود افزایش یافته است .
از آن زمان مسوولان زندان از ورود هر گونه کتاب حتی شعر و رمان به داخل بند جلوگیری می کنند و نظارت بیشتری بر تلفن های زندانیان دارند .
با اینکه بر خلاف همه بندهای های عمومی زندان اوین ، زندانیان این بند فقط روزانه حق دارند یک یا دو دقیقه با خانواده هایشان صحبت کنند اما باز هم مسوولان بر تلفن های آنها نظارت بیشتری می کنند .
خانواده های زندانیان این بند نیز نسبت به برخوردهای این گونه با فرزندان شان که بیشتر شان حکم گرفته و دوران حبس شان را سپری می کنند اعتراض دارند .
مسولان بند ۳۵۰ همچنین برگزاری هر نوع مراسمی را برای فرها د وکیلی در این بند ممنوع اعلام کرده بودند اما زندانیان چند روز پس از اعدام وکیلی برای وی مجلس یادبودی برقرار کردند و یک زندانی فلسطینی به قرائت یک سوره بلند قرآن در این مراسم پرداخت .
بعد از برگزاری این مراسم بود که تعدادی از زندانیان حوادث پس از انتخابات به انفرادی فرستاده و تعدادی نیز به زندان رجایی شهر منتقل شدند.داود سلیمانی،عیسی سحرخیر ،رسول بداغی و رضا رفیعی فرو شان از جمله این زندانیان هستند که به خاطر حضور در مراسم فاتحه خوانی برای فرهاد وکیلی به رجایی شهر منتقل شدند.
 


 


جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه محقق اردیبلی در پی اتفاقات روز ۱۴ خرداد در حرم امام خمینی هنگام برگزاری مراسم سالگرد رحلت ایشان خطاب به سید حسن خمینی بیانیه ای صادر کرد.
به گزارش کلمه متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
حجت الاسلام و المسلمین حاج سید حسن خمینی
سلام علیکم
با خبر شدیم که در جریان سخنرانی حضرتعالی در سالروز ارتحال بنیان گذار کبیر انقلاب، اتفاقاتی افتاد که باعث شد بیانات شما نیمه تمام باقی بماند. ضمن ابراز تاسف از این اتفاق و تامل بیشتر در آن از خود و شما می پرسیم که:
چرا باید چنین حرکت هایی بوجود آید؟ آیا آن عده که شما قلیلش خواندید همان هایی نبودند که امام می گفت: “اگر من هم خلاف اسلام عمل کنم همین مردم مرا کنار خواهند گذاشت”. دوستداران امام امیدوار بودند بعد از ایشان با دیدن چهره شما و شنیدن سخنان شما به یاد امام بیافتند، ولی چنین نشد. براستی چه اتفاقی افتاد و چه حرکت هایی انجام شد که امروز شاهد وقوع چنین وضعی هستیم؟ آیا امت اسلامی اشتباه فکر می کنند یا باید اشتباه را در جایی دیگر جستجو کرد؟
ما دانشجویان ضمن تقدیم احترام خدمت حضرتعالی و بیت مکرم حضرت امام (ره) و با توجه به سخن مقام معظم رهبری که فرمودند: حضرت امام متعلق به شخص، خانواده، حزب و طبقه خاصی نیست و هر کس پیرو فرموده های او باشد یار امام است، سوالاتی که از مدت ها پیش در اذهان عمومی و در ذهن ما شکل گرفته و چه بسا ریشه این اتفاقات اخیر باشد را مطرح نموده و قبلا از حضرتعالی عذر خواهی می کنیم که شاید طرح چنین سوالاتی تلخ باشد و به مزاقتان خوش نیاید.
یادتان نرفته که در دوران اصلاحات و در اوج مظلومیت و انزوای آرمان ها و افکار امام (ره) سکوت کردید. بسیاری از انحرافات از سخنان و راه امام را دیدید که به اسم خط امام به خورد مردم داده می شد ولی چیزی نگفتید. تاجایی که عده ای پا را فراتر گذاشته و صراحتا اعلام کردند که افکار امام را باید به موزه تاریخ سپرد. آیا شما نباید از امام وآرمان هایش در مقابل این هجمه ها دفاع می کردید؟ آیا روندی که موسسه تنظیم و نشر آثار امام طی سال های گذشته در پیش گرفته واقعا در جهت افکار و راه امام بوده است؟!! حضور افراد مخالف فکر امام را در این موسسه چگونه توجیه می کنید؟
در جریان بعد از انتخابات و رای بی سابقه و ۴۰ میلیونی مردم به نظام، حرکات و موضع گیری های برخی نخبگان سیاسی از جمله حضرتعالی سوال برانگیز بوده که به اختصار به برخی از آنها اشاره می کنیم. وقتی ولی فقیه و ولی امر مسلمین رای ۲۵ میلیونی مردم به رئیس جمهور منتخب را تنفیذ می کردند، عدم حضور شما در آن شرایط حساس کشور و در اوج دوران فتنه چه معنایی داشت؟ آیا به انتخاب مردم اعتراض داشتید یا به تنفیذ رای مردم توسط رهبر؟
در جریان قضایای فتنه اعلام نکردن مواضع صریح و محکوم نکردن این حرکت ها چه پیامی داشت؟ آیا فکر نمی کنید این گونه سکوت ها اعلام حمایت تلویحی از جریان فتنه است؟ مگر وصیت مرحوم حاج احمد آقا، پدر بزرگوارتان این نبود که خطاب به حضرتعالی و برادرانتان فرمودند ” همیشه در خط رهبری حرکت کنید … و هرگز دچار تحلیل های گوناگون نشوید که دشمن در کمین است”. آیا این حرکت های شما با فرموده های پدرتان در تناقض نیست؟
در اقدام صدا و سیما برای شفافیت اهداف فتنه گران و نشان دادن عمق ضدیت حامیان آنها با آرمان امام در توهین به تمثال مبارک ایشان ،‌ شما به صدا و سیما اعتراض کردید و هیچ واکنشی به این حرکت فتنه گران نشان ندادید. به نظر شما بهتر نبود طبق فرموده رهبری به جای زیر سوال بردن این اقدام اصل قضیه را محکوم می کردید؟
آیا جلسات و دیدار های حضرتعالی با کسانی که در مقابل رهبری و نظام ایستاده اند و از هیچ کوششی برای بردن آبروی نظام و ضربه زدن به آن دریغ نکرده اند و امروز هم صراحتا و با بی شرمی اعلام می کنند که ما به رفتارهای امام هم انتقاد داریم و امام را هم زیر سوال می برند، پیروی از خط امام و رهبری است؟ فکر نمی کنید پخش شدن تصاویر جلسات شما با این افراد موجب دلگرمی ضد انقلاب و فتنه گران و نا امیدی مردم از شما خواهد شد؟
نگاهی به تاریخ انقلاب نشان می دهد که طبق فرموده مقام معظم رهبری:” امام دشمنی شخصی با کسی نداشت… اما دشمنی به خاطر مکتب برای امام بسیار جدی بود.” تا جایی که حضرت امام خود نوه ارشدشان را طرد کردند و مشابه این اتفاق در مورد فرزندان آیت الله گیلانی و آیت الله خزعلی نیز رخ داده است. چرا که همان طور که عنوان شد، ‌بنیان و اساس این نظام اسلام و دستورات الهی است نه اشخاص و افراد .
ما دانشجویان از حضرتعالی تقاضا داریم ضمن اعلام مواضع صریح در قبال جریانات اخیر و اثبات پیروی خود از خط امام و رهبری به ابهامات و سوالاتی که در اذهان عمومی ایجاد شده پاسخی روشن و قاطع دهید تا سران فتنه و مخالفان نظام و انقلاب از شما دلسرد و مردم و یاران انقلاب به شما امیدوارتر شوند و این انقلاب در مسیر حرکت پرفراز و نشیب خود از حضور شما بیشترین بهره را ببرد.
یادمان هست و یادتان باشد که امام می گفت: مردم با کسی عقد اخوت نبسته اند … هر کس عکس جهت اقیانوس حرکت مردم، حرکت کند دست و پایش خواهد شکست.
والسلام علی من اتبع الهدی
۱۶ خرداد ۸۹
 


 


امیر محمدی، رییس ستاد انتخابات موسوی در قیامدشت که در دادگاه بدوی به یک سال حبس تعزیری و یک سال حبس تعلیقی محکوم شده است، در انتظار ابلاغ حکم نهایی از سوی شعبه ۵۳ دادگاه انقلاب است.

به گزارش خبرنگار کلمه، امیر محمدی ۳۷ ساله که اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می برد، نیمه شب ۲۲ خرداد ماه در منزل خود به همراه برادرش سعید محمدی دستگیر شد. سعید ،رییس ستاد انتخاباتی موسوی در پاکدشت ورامین چندی بعد با قرار کفالت آزاد شد اما امیر همچنان در زندان است و با وجود صادر شدن حکم نهایی ، هنوز این حکم به او ابلاغ نشده است.

خانواده امیر محمدی بارها برای اطلاع از رای نهایی به دادگاه مراجعه کرده اند اما قاضی به آنها گفته است که تا ده روز آینده حکم به خود امیر ابلاغ می شود.
 


 


علی لاریجانی در نطق امروز خود نسبت به اظهارات احمدی نژاد در جمع نمایندگان عضو کمیسیون اصل نود واکنش نشان داد.

به گزارش خبرآنلاین، وی با اشاره به اصل تفکیک قوا‏، تمرکز قدرت در یک قوه را فساد آور خواند و گفت: اگر قوای مقننه و قضاییه ذیل قوه مجریه فعالیت کنند‏، ممکن است سرعت کار بالا رود اما به دیکتاتوری می‌انجامد.

به گفته وی تمرکز قدرت تنها در اختیارات ولی فقیه فساد آور نیست چون انتخاب رهبری دارای شرایط ویژه‌ای است که این شرایط در انتخاب نمایندگان مجلس و رئیس جمهور لحاظ نمی‌شود. از این رو قوه مجریه باید به حقوق و اختیارات خود پایبند باشد و حق ورود به عرصه قانونگذاری و اظهار نظر درباره مصوبات مجلس را ندارد.

رئیس مجلس در واکنش به اعتراض احمدی نژاد به ارجاع 138 مصوبه مجلس به مجمع تشخیص مصلحت نظام به دلیل مغایرت با شرع و قانون اساسی، ادامه داد: بعید می‌دانم کل مصوبات مجلس هشتم 138 مورد باشد و حداکثر 10-15 مورد به مجمع ارائه شده است که خوب است دولت در ارائه لوایح خود دقت بیشتری داشته باشد که چنین نشود. هرچند که چند طرح هم ممکن است چنین شرایطی داشته باشد.

وی سپس به دفاع از جایگاه مجمع تشخیص مصلحت نظام در اصل 112 قانون اساسی پرداخت و با تاکید بر اینکه مجلس اهل مجاملهدر برخورد نیست و حوزه فعالیتش را هم محدود نمی‌کند، ادامه داد: کمیسیون‌های مجلس بویژه کمیسیون اصل نود به وظایف قانونی خود عمل کند. هرچند که رایزنی‌های وحدت ساز مفید است اما نباید وظیفه ذاتی قوا را مخدوش کند.

لاریجانی نهایتا تاکید کرد که موارد تخلف دولت از قوانین موجود است و اگر اصرار به انکار آن شود، آنها را به اطلاع نمایندگان و مردم خواهند رساند
 


 


گفته می شود تصمیم «محمد حسین صفار هرندی» برای بیان دلایل برکناری خود از دولت احمدی نژاد، علت اصلی پخش نشدن برنامه شنبه شب «دیروز، امروز، فردا» بوده است.
یک منبع مطلع به ندای سبز آزادی گفت که قبل از آغاز برنامه شنبه شب دیروز، امروز، فردا، عوامل تهیه و مجری این برنامه در گفت و گو با صفار هرندی از وزیر ارشاد دولت نهم خواستند تا در حین پخش برنامه درباره اختلافات خود با احمدی نژاد و دلایل برکناریش از دولت او صحبتی انجام ندهد.
با وجود این پاسخ صفار هرندی به عوامل برنامه این بوده که آنچه را که خودش تشخیص بدهد بیان می کند و دیگران نمی توانند برای او تعیین تکلیف کنند.
این اختلاف در نهایت به پخش نشدن برنامه شنبه شب دیروز، امروز، فردا، علیرغم حضور صفار هرندی در استودیو منجر شد.
با این حال، تهیه کننده برنامه دیروز، امروز، فردا به ایسنا گفته که دلیل پخش نشدن برنامه صفار هرندی «بروز مشکل در ارتباط اس ان جی با ماهواره» بوده است.
گفتنی است که تلاش ها برای جلب توافق با صفار هرندی و حضور او در برنامه های آتی دیروز، امروز، فردا ادامه دارد.
«محمد حسین صفار هرندی» وزیر ارشاد دولت نخست احمدی نژاد بود که به علت مخالفت با معاون اولی «اسفندیار رحیم مشایی» و درگیری لفظی با احمدی نژاد بر سر تبعیت از دستور رهبر جمهوری اسلامی در مخالفت با معاون اولی رحیم مشایی در جلسه کابینه، از سمت خود برکنار شد.
صفار هرندی که به عنوان نیروی مامور به خدمت از سپاه پاسداران در روزنامه کیهان و سپس دولت احمدی نژاد مشغول به کار بود، پس از برکناری به محل خدمت اصلی خود بازگشته است.
 


 


ندای سبز آزادی: در راستای سیاست حذف و تعدیل مدیران اجرایی، سیاسی، و مذهبی، با گرایشات سیاسی نزدیک و متمایل به اصلاح طلبان، اخیرا نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران کاشان، به همراه تعدادی از نیروهای شبه نظامی و لباس شخصی و مسلح با حضور در «مسجد الرسول» کاشان و با توسل به نیروی قهریه، پایگاه اقامه نماز جماعت چندین ساله حجت الاسلام«حسن جواهری» مسئول سابق انجمن اسلامی روستاهای کاشان، تولیت سابق مدرسه علمیه امام خمینی(سلطانی) کاشان و ،عضو برجسته مجمع روحانیون مبارز و حزب اعتماد ملی و مسئول ستاد تبلیغاتی حجت الاسلام« کروبی » در کاشان را اشغال و بدون اطلاع و کسب رضایت ایشان اقدام به برگزاری نماز جماعت به امامت نماینده ولی فقیه در سپاه کاشان علیرغم اعتراض و عدم رضایت نماز گزاران دائمی مسجد مذکور نموده و رسما اعلام نمودند که نامبرده حق اقامه نماز در مسجد مذکور را ندارد.
به گزارش شاهدان عینی از این هجوم و رفتار خشن که با نام دفاع از ولایت به وقوع پیوست، به دنبال سئوال شرعی برخی از نماز گزاران مبنی بر وجوب کسب رضایت امام جماعت راتب یک مسجد برای جانشینی وی و اینکه این وجوب به فتوای غالب مراجع تقلید شیعه از ضروریات صحت اقامه جماعت می باشد؛ و در صورت عدم رضایت امام سابق، حضور به نوعی غصب جایگاه و مانع صحت عبادت می باشد ، امام جماعت غاصب ادعا نموده که: « فتوای فوق در مورد امامی صادق است که با ولایت مشکل نداشته باشد و با توجه به اینکه ایشان(جواهری) با ولایت مشکل دارند ولایت تعیین می کند که چه کسی حق اقامه نماز در جایگاهی را دارد یا ندارد.»
شایان ذکر است که حضرت حجت الاسلام والمسلمین « حسن جواهری » از روحانیون باسابقه مبارزه چشمگیر سیاسی قبل از انقلاب بوده و از اولین روزهای پیروزی انقلاب نیز تا کنون در تمامی سنگرهای حساس جهاد در دوران دفاع مقدس و پس از آن نیز در تمامی صحنه های سیاسی فرهنگی و اجتماعی حضوری فعال داشته و درکنار سایر نیروهای دلسوز نظام و انقلاب و وفادار به آرمانهای امام راحل عظیم الشان با انجام وظیفه مبادرت داشته است..در همین راستا «مجمع روحانیون مبارز کاشان» بیانیه ای به شرح ذیل صادر نمودند:

بسمه تعالي

راز ماندگاري مظاهر مذهبي و پايگاه هاي تبليغ ديني يعني مساجد و هيئات كه همواره با محوريت روحانيت متعهد و آگاه اداره و استمرار يافته استقلال آنها از دولت و حكومت بوده است. معمار و بنيانگذار جمهوري اسلامي حضرت امام خميني نيز تلاش و تاكيد فراوان بر استقلال روحانيت حتي در درون نظام اسلامي داشته اند.
در اين ميان گهگاهي زمزمه و حركت هاي مخالف اين سيره و ايده ي معقول مشاهده ميشود كه در صدد يكدست كردن شهر و قبضه ي مساجد و هيئات و دولتي كردن تمام عيار نهاد هاي مذهبي و كنار گذاشتن روحانيت آزاد انديش و فرزندان انقلابي امام هستند .برخوردي كه در چند روز گذشته با برادر عزيز و محترم جناب حجة الاسلام والمسلمين آقاي جواهري شده، نمونه اي از طرح فوق الذكر است كه با تكيه بر قدرت و نيروي نظامي محراب و مسجد را از او گرفته و به نماينده ي ولي فقيه در سپاه كاشان سپرده اند.جالب است كه اين حركات به نام دفاع از اسلام و حفظ نظام و ولايت انجام شده و فتواي صريح مراجع عظام در مورد حق امام جماعت راتب به سخره گرفته ميشود
مردم كاشان و حومه از سوابق انقلابي و فعاليت فرهنگي جناب آقاي جواهري كه اينك از اساتيد موفق حوزه هستند به خوبي آگاهند و مي دانند كه ايشان از سال هاي قبل از انقلاب در خدمت نهضت و نظام ومردم بوده اند
توقع اين مجمع در مرحله ي اول از نماينده ي ولي فقيه و امام جمعه ي محترم كاشان بود كه موضوع را به طور مسالمت آميز حل كنند و نگذارند كه بعضي از تازه به دوران رسيده ها اين چنين با سرنوشت و حرمت روحانيت بازي كنند و تاسف مردم مؤمن و نمازگزار را برانگيزند. ضمن تقبيح اين حركت، خواستار رسيدگي مسئولين ذي ربط و برخورد با عوامل آن مي باشيم.

مجمع روحانيون مبارز كاشان

همچنین حجت الاسلام حسن جواهری طی نامه سرگشاده ای به آیت الله نمازی نماینده ولی فقیه و امام جمعه کاشان اعتراض شدید خود را به این حرکت کودتا مانند اعلام کرد که متن کامل آن بدین شرح است:

ان الله لا يحب الجهر با لسوء من القول الا من ظلم
حضرت آيت الله نمازي، نماينده محترم ولي فقيه و امام جمعه كاشان

سلام عليكم
چنانچه مستحضريد اوايل سال گذشته جنابعالي طي حكمي اقاي نوروز زاده را به عنوان مسئول رسيدگي به امور مساجد منصوب نموديد و انتظار آن مي رفت كه ايشان بيطرفانه به مشكلات رسيدگي نمايد ولي از همان روزهاي اول با برخوردهاي دوگانه و طرفداري يك جانبه روز به روز مشكلات جديدي فراهم نمود.
لذا مسئله خدمت حضرتعالي مطرح شد ولي ترتيب اثري داده نشد و با برنامه هاي حساب شده و هماهنگ، ناگهان بدون اطلاع نمازگزاران و اينجانب كه به عنوان امام جماعت راتب كه به مدت 7 سال در مسجد الرسول اقامه ي جماعت مينمودم به بهانه ي تعميرات درب مسجد را قفل زدند و ايشان نيز از اين عمل دفاع نمودند ، مجددا مسائل خدمت شما مطرح شد و هيچ گونه اقدامي صورت نگرفت، در حاليكه انتظار مي رفت شما پدرانه و بيطرفانه دستور جلوگيري از اين گونه رفتار غير اخلاقي و غير اسلامي صادر نمائيد،ولي متاسفانه همچنان سكوت شما آنها را مصمم تر كرد.
و از آنجا كه هيئت امناي مسجد را در راستاي اغراض سياسي خود نيافت، انحلال ان را اعلام نمود. با تمام مشكلات به وجود آمده نماز جماعت با حضور چشم گير مردم در حسينيه، مقابل مسجد برقرار شد.تا انكه ظهر4 شنبه 29/2/89 هنگام ظهر متوجه شديم آقاي حسيني ديباجي،نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران كاشان به معيت نماينده حضرتعالي نماز را برگزار ميكند. ولي آنچه كه بسيار جاي تاسف بود اينكه براي اقامه ي نماز مغرب با تعدادي لباس شخصي از پايگاه هاي مختلف و بعضا بي سيم به دست با ماشين سپاه و سرباز در كنار پياده رو داخل مسجد حضور يافتند و گويي كشور گشايي ميكنند.
اي كاش حضرتعالي كه اقاي نوروز زاده را منصوب نموده ايد مسئله جايگاه امام راتب را و فتواي مراجع عظام تقليد را برايشان بيان مي كرديد تا چنين توهين آميز برخورد نمي نمود و با نماز و دين مردم بازي نميكرد. كه بنا به فرمايش يكي از علماي بزرگ شهر (كه شديدا از اين امر اظهار ناراحتي ميكردند): جايگاه و منزلت روحانيت امروز از يك بقال و عطار هم پائين تر امده است،چرا اگر او دو سال در جايي كاسبي كند برايش حقي قائل هستند ولي براي امام جماعت يك مسجد اين حق را قائل نيستند و هم چنين فرمودند اين هتك حرمت مسلمان است و به نظر همه ي علماي شيعه، حرام است.
در هر صورت وقتي به اقاي حسيني ديباجي ،نماينده ي ولي فقيه در سپاه و امام جماعت تحميلي مسجد گفته مي شود به فتواي تعداد زيادي از علماي اعلام و مراجع ،نماز شما اشكال دارد، ايشان در شب سوم خرداد ميگويد فتواي مراجع در جائي است كه حكم ولي فقيه نباشد و من منصوب از طرف نماينده ولي فقيه هستم. سپس مي گويد حكمم را بخوانيد و بعد از خواندن حكمش در حضور مردم اعلام ميكند كه من يك سربازم و اگر بگويند فردا شب نيا،نمي آيم . حضرتعالي مستحضريد كه آقاي نوروز زاده به پشتوانه ي شما حكم عزل و نصب صادر ميكند و الا ايشان جايگاهي ندارد!
جناب آقاي نمازي هنگامي كه با برخي از نهادها و ارگان هاي مربوطه تماس گرفته شد و در مورد مسئله ي فوق صحبت شد كه نگذاريد مردم باورهاي ديني شان نسبت به نظام مقدس جمهوري اسلامي تضعيف گردد به اتفاق گفتند اين مسئله مربوط به امام جمعه محترم و نماينده ايشان است و ربطي به ما ندارد.
حضرتعالي كه هر هفته به عنوان خطيب جمعه، مردم را امر به تقوي ميكنيد چگونه راضي مي شويد در مقابل اين همه بي عدالتي و بي تقوائي سكوت نمائيد و با شخصي كه تحت اشراف حضرتعالي است كه دست به چنين رفتار غير اخلاقي ميزند، برخورد نكنيد . با اينكه چندين بار مطالب خدمت حضرتعالي بيان شده است.
آيا از اول انقلاب تا كنون كجا سابقه داشته كه در روز روشن عده اي لباس شخصي با ماشين بيت المال و بي سيم به دست مبادرت به اشغال و غصب مسجدي نمايند.
آخر چه سنخيتي بين نماينده ي ولي فقيه در سپاه و ائمه جماعات مساجد وجود دارد؟ و من اين را نه تنها توهين به خود بلكه توهين به همه ي ائمه جماعات محترم و عزيزي كه بدون هيچ گونه چشم داشتي زحمت ميكشند،شکل 1چرا ميخواهيم مساجد و پايگاه هاي عبادي مردم و هيئت هاي مذهبي اين عاشقان ابي عبدالله و اين خيمه گاه هاي حسيني را دولتي كنيم و باورهاي ديني مردم را سست كنيم
از آنجائيكه اينجانب پاسخ شفاف به سئوال نمازگزاران و سايرين در خصوص اتفاق مذكور را منوط به نتيجه اقدامات حضرتعالي نموده ام لذا پس از ان ، جهت تنوير افكار عمومي به دفاع از حقوق حقه خود اقدامات مقتضي را انجام خواهم داد.
جناب اقاي نمازي اين انتظار از شما ميرود شائبه ي اين جريانات را كه به شما ارتباط دارد ،برطرف كنيد وگرنه شكايت شما را به دليل سكوت معني دارتان در قبال هتك حرمتي كه به اين جانب شده به در گاه خدا خواهم برد.

ان ربك لبا المرصاد
حسن جواهري

 


 


دیگر چند روزی بیشتر به 22خرداد ماه نمانده است . روزی که برای همه ما یاد آور غم ها و شادی های متفاوت است . روزی که با اشیاق فراوان برای اینکه ثابت کنیم خودمان برای سرنوشت مان تصمیم می گیریم پای صندوقهای رای رفتیم و چه شادمان بودیم و روز بعد از آن که پرده ها فرو افتاد نیز حال دیگری داشتیم .این بار اما شاهد اعتراض هایی بودیم که در یک کلام از حاکمان می پرسید .رای مان کجا رفته است ؟

رهبران جنبش سبز موسو ی و کروبی پیشنهاد داده اند که در این روز همه با هم در یک راه پیمایی مسالمت آمیز شرکت کنیم و بار دیگر بگوییم هنوز برای خواسته هایمان ارزش قایل هستیم و آنها را پی گیری می کنیم . در این روز یادمان نرود که چه خواسته بزرگی از ما پایمال شده است و فراموش نکنیم که هنوز جواب پرسش مان که رایمان کجاست را نگرفته ام و تا زمانی که به این حق بزرگ خود نرسیم باید بدانیم که دیگر خواسته هایمان نیز اجابت نخواهد شد .

پس همه با هم در این روز شعاری واحد در این باره سر دهیم . تا بار دیگر حاکمان بدانند که هنوز رای مان را پس نداده اند و بدانند که ما تا پس نگرفتن حق مان و رای مان میدان را خالی نخواهیم کرد .

پیشنهاد می دهم که در این روز همه با هم فریاد بزنیم رای ما پس از گذشت یک سال پس داده نشده است . رای مان را پس دهید . در این روز خیلی بهتر است که به جای شعارهای ساختار شکنانه که نتیجه ای جز سو استفاده آنها نخواهد داشت بر شعارها و خواسته های قانونی مان تاکید کنیم .طرح شعارهای درست و به جا در این روز وظیفه همه ماست و حتما شعارهایی که بر رای از دست رفته مان تاکید دارند از جمله این شعارها خواهند بود .

در این روز همچنین سعی کنیم هویت خود را حفظ کنیم و نمادی سبز همراه داشته باشیم و یا حداقل از هویت و چهره واقعی مان فرار نکنیم .ما سبز هستیم و به سبز بودن مان افتخار می کنیم.پس هرگز از هویت مان نهراسیم . روز 22 بهمن را از یاد نبریم که به توصیه تعدادی از افراد دور از صحنه اجتماعی ایران گوش دادیم و با شکل و شمایلی متفاوت در صحنه تظاهرات حاضر شدیم نتیجه چه شد ؟جز اینکه از نام و حضورمان سو استفاده شد.پس به سبز بودن مان افتخار کنیم .

پیشنهاد دیگری هم دارم . در این روزها رهبران هوشمند و توصیه های سبزشان را از یاد نبریم .در این روزها بیش از هر روز دیگر باید سخنان و رفتار آنان را پی گیری کنیم و به توصیه های شان گوش دهیم و بدانیم که آنان بیش از هر فرد دیگری به خصوص خارج نشینان فضا و شرایط را درک خواهند کرد و رهنودهایی به ما خواهند داد که فقط به برگزاری بهتر این روز یاری خواهد کرد .

خشونت نکنیم . ما سبزها با هر خشونتی مخالفیم مگر نه آنکه اصلا ما برای جلوگیری از خشونت و پیگیری حقوق قانونی مان به صحنه آمده ایم پس باز هم مثل همیشه خودددار ، خونسرد و صلح طلب باشیم . تا آنجا که می توانیم هیچ گونه خشونتی به خرج ندهیم . و از یاد نبریم که ما بی شماریم .

منبع: رای ما کجاست


 


ما در آستانه سالگرد کودتای انتخاباتی 22 خرداد تلاش می کنیم نسبت به روزهای گذشته بیشتر و بیشتر حوادث انتخابات دهم و مناقشات آن را بررسی و مرور کنیم.برای این کار به یاری همه شما نیازمندیم.

***

غروب یک روز بهاری تهران در طبقه پنجم یکی از کمپین‌های انتخاباتی اصلاح‌طلبان کسی روی تخته‌ی سفید با ماژیک نوشت: سه عامل ممکن است موجب شکست و ضعف ما در انتخابات شود:

۱- تقلب

۲- رانت نفت

۳- بی‌کفایتی اصلاح‌طلبان

هنوز انتخابات برگزار نشده بود. کسی که این سه عامل را نوشته بود تاکید داشت که باید مشارکت مردم در انتخابات را تا حدی بالا برد که دولت یا حکومت امکان تقلب نداشته باشد.

با چند کیلومتر فاصله در مجتمعی واقع در خیابان ظفر دو ماموریت داشت طراحی می‌شد. یک ماموریت برای ۱۱ هزار نفر و ماموریتی دیگر برای سه هزار و ۶۰۰ نفر. این افراد ماموریت داشتند از صبح انتخابات کوچک‌ترین تحرکات را در حوزه‌های رای‌گیری از طریق پیامک گزارش کنند. نبض صندوق‌ها قرار بود در این مجتمع زیر انگشتان پنج نفر بزند. محسنی اژه‌ای وزیر اطلاعات بعدها از کارکنان این مجتمع به عنوان حلقه‌ی ظفر نام برد.

و درست در همان روزهای بهاری آجودان سردار عزیز جعفری، فرمانده سپاه پاسداران نامه‌ای در دست داشت که باید به ۲۵۰۰ گردان عاشورا و الزهرا و ۲۸ هزار گروهان رزمی کربلا در سراسر کشور ابلاغ می‌شد. متن نامه چه بود؟ آماده باش.

بر خلاف همه، این روزهای بهاری اما برای کارکنان شرکت چاپ و نشر بانک ملی روزهای خسته کننده‌ای بود. روزهایی که برای انتشار تعرفه‌های رای ساعاتی را در قرنطینه می‌گذراندند و تصور نمی‌کردند پس از انتخابات تعرفه‌هایی بدون سریال متولد خواهند شد. تعرفه‌هایی که قطعا آن‌ها چاپ نکرده بودند. کجا منتشر شده بود؟ مرکز اسناد انقلاب اسلامی؟ انتشارات کیهان؟ یا سپاه؟

اما چند روز پیش‌تر؛ یعنی اوایل اردیبهشت صاحب مجتمع بزرگ و معروف واقع در بلوار امین شهر قم، کسی شبیه یک «سایه» در جلسه محرمانه‌ای تکلیف همه را روشن کرد و گفت: « پس هنگامى که طالوت (به عنوان فرمانده لشگر) سپاهیان را (از شهر) بیرون برد به آنان گفت: همانا خداوند شما را با یک نهر آب مى‏آزماید، پس هر که از آن بیاشامد، از من نیست و هر که از آن نخورد، از من است، مگر کسى که با دست، مشتى آب برگیرد (و فقط لبی تر کند) پس (همین که به نهر رسیدند) جز اندکى همه از آن نوشیدند. پس هنگامى که او و مؤمنان همراهش از آن نهر گذشتند (و دشمن را دیدند) گفتند: امروز ما توان مقابله با جالوت و سپاهیانش را نداریم، (اما) کسانى که قیامت را باور داشتند (و) مى‏دانستند خدا را ملاقات خواهند نمود، گفتند چه بسا گروه اندک که به خواست خدا بر گروه بسیار پیروز شده‏اند، (زیرا که) خداوند با صابران (و استقامت‌کنندگان) است.»

و این چیزی نبود جز آیه‌ی ۲۴۹ سوره‌ی بقره. این «آیه» و آن «سایه» کار را تمام کرد. انتخابات برگزار شد. نامزدهای رقیب احمدی نژاد و هوادارانشان از چیزی فراتر از تقلب نام بردند: کودتا! جناح مغلوب و مردم معترض به خیابان‌ها ریختند و احمدی‌نژاد، سپاه و بسیج را کودتاچی نامیدند؛ اما پس از نماز جمعه‌ی آیت‌الله خامنه‌ای، او و به ویژه فرزندش مجتبی به عنوان اصلی‌ترین حامیان کودتا در صدر فهرست کودتاچیان قرار گرفتند. در نمایی بازتر و خارج از مرزهای ایران، روسیه نیز به عنوان همکار و مشاور کودتاچیان معرفی شد.

این سناریو نزد عامه‌ی مردم، تحلیلگران، رسانه‌ها و جناح‌های معترض به دولت و حکومت تا امروز به عنوان اصلی‌ترین سناریوی کودتا پذیرفته شده است و تمامی روشنگری‌ها یا تحلیل‌ها تنها در قواعد و چارچوب این سناریو انجام می‌شود. دوربین تحلیل‌گران و رسانه‌ها هرگز در بازخوانی یا تحلیل این رویداد از آن فاصله نگرفت و نمایی بازتر از آن چه تاکنون وجود داشته به دست نداده است. همچنین تاکنون یک بازخوانی تاریخی و منسجم از آن چه به عنوان انتخابات یا کودتا در ایران رخ داد منتشر نشده است و هر یک از نوشته‌ها فقط به تحلیل یا افشای جزئیات یا بخشی خاص از جریان کودتا پرداخته‌اند.

پیش از انتخابات سال ۸۴ در نظرسنجی‌های محرمانه‌ای که با مدیریت خبرگزاری فارس و هماهنگی سپاه پاسداران انجام می‌شد تا در مورد ترکیب کاندیداهای ائتلاف اصولگرایان به نتیجه برسند و از میان قالیباف، رضایی و احمدی‌نژاد یک گزینه را انتخاب کنند. قالیباف از رأی بیش‌تری برخوردار بود و رضایی به نفع قالیباف کنار کشید

این نوشتار که خلاصه‌ای از کتابی در دست نگارش است می‌کوشد روایت کامل کودتا را از ابتدا تا پایان در پنج بخش مجزا که هر هفته یک قسمت از آن منتشر خواهد شد به دست دهد. اما این بازخوانی چند مبنا خواهد داشت:

۱- کوشش خواهد شد نمایی بازتر و قرائت‌هایی تازه‌تر از آن چه تاکنون از این رویداد تاریخی وجود داشته به مخاطب ارایه شود. ۲- رمزگشایی از معمای کودتا جز با نور افکندن به پشت پرده و تاریکخانه‌ی طراحان و مجریان این تصمیم میسر نیست و در این مسیر دوربین راوی تمرکز اصلی خود را بر روابط پشت پرده خواهد گذاشت. ۳- راوی در صدد تایید یا تکذیب هیچ یک از قرائت‌هایی که از کودتا ارایه خواهد شد نیست و صرفا وظیفه روایت را به عهده می‌گیرد. ۴- برای تهیه‌ی این روایت با برخی از فرماندهان ارشد و یا کارمندان نهادهای اطلاعاتی و نظامی در سپاه، وزارت اطلاعات و برخی از نمایندگان جناح‌ها در داخل و خارج از کشور گفت‌وگو شده است. نام عموم آن‌ها به دلایل امنیتی ذکر نخواهد شد.

در سبک و سیاق این روایت بسیار دور نخواهد بود که گاه نقبی تاریخی بزنیم به دهه‌ی ۷۰ شمسی یا حتی ایامی دورتر یا گاه در جغرافیایی دورتر از ایران به دنبال سرچشمه‌ی کودتا بگردیم. اما فعلا حکایت از اینجا آغاز می شود:

شاه کلید معمای کودتا

میرحسین موسوی و مهدی کروبی در اقدامی هماهنگ یا شاید غیرهماهنگ هر دو در مناظره‌هایشان بخش مشخصی از رفتار سیاسی احمدی‌نژاد را هدف گرفتند که شاه کلید معمای کودتایی است که چند شب پس از مناظره‌ها رخ داد. شاه کلیدی که البته دری به تئوری اعتقادی تاریکخانه‌ی کودتا خواهد گشود.

کروبی و موسوی هر دو به کنایه از رواج خرافه، رمالی، جادو و ادعاهایی از جمله هاله‌ی نوری که احمدی‌نژاد می‌گفت در سازمان ملل او را احاطه کرده بوده اشاره کردند. احمدی‌نژاد نیز همه را تکذیب کرد. موسوی اما در نقد سیاست‌های خارجی دولت نهم و به طور مشخص عملکرد خود احمدی‌نژاد درست به هدف زد. او سیاست خارجی ماجراجویانه‌ی احمدی نژاد مبنی بر تهدید و محو اسرائیل از روی نقشه‌ی زمین و نفی هلوکاست را به لحاظ تاکتیکی غلط دانست و به صراحت گفت ادبیات ماجراجویانه‌ی احمدی‌نژاد در چهار سال گذشته و به ویژه در اجلاس دوربان پیش از هر چیز به نفع اسرائیل تمام شد و سیاست خارجی او برخلاف استراتژی‌ها و شعارهایی که می‌دهد نتایجی متناقض و نهایتا به نفع اسرائیل دارد.

اما این سیاست پرخاش‌گر یا ماجراجویانه تنها به عرصه‌ی سیاست خارجی محدود نمی‌شد؛ شکل دیگر این سیاست در داخل کشور به صورت پلیسی شدن فضای جامعه بروز یافت. طرح‌های امنیت اجتماعی، جمع‌آوری و مبارزه با اراذل و اوباش، کنترل حجاب زنان و حتی مردان به وسیله‌ی گشت‌های ارشاد برخی از نمونه‌های این رویه بود.

آیا این سیاست تهاجمی در داخل و خارج محصول سلیقه‌ی سیاسی و اعتقادات صاحبان دولت نهم بود یا مجموعه‌ی نظام جمهوری اسلامی در آن مقطع چنین سیاستی را برگزیده بود؟ برای راه یافتن به لایه‌های عمیق دلایل کودتا نخستین سر نخ ما همین موضوع خواهد بود که اگر آن را دنبال کنیم ما را به چند سال قبل خواهد برد.

چند سال تلاش برای چند ساعت کودتا

«کودتا یک شبه انجام نشد. باید به چند سال قبل‌تر برگردیم.» این جمله‌ای است که سردار «سین.ر.ح» یکی از فرماندهان ارشد اطلاعاتی-امنیتی و «الف.سین» مامور اطلاعاتی سپاه پاسداران با یک روز فاصله هر دو بر آن تاکید می‌کنند.

هنوز چهار ماه از انتخاب احمدی‌نژاد به عنوان رییس جمهور ایران در سال ۸۴ نگذشته بود که مجلس شورای اسلامی با طرح دولت و شورای عالی امنیت ملی مبنی بر اختصاص ۳۵۰ میلیون دلار از حساب ذخیره ارزی برای تجهیز گردان‌های بسیج موافقت کرد.

البته حمایت محمود احمدی‌نژاد از سپاه و بسیج تنها به دوران ریاست جمهوری او ختم نمی‌شود. او در ایامی که شهردار تهران بود هم به صورت آشکار و هم پنهان از بسیج و سپاه حمایت کرد. نخست آن که برای اعطای پروژه‌های مربوط به مددکاری اجتماعی در ناحیه‌های مختلف شهر تهران به جای مذاکره با سازمان بهزیستی این پروژه را به پایگاه‌های مقاومت بسیج واگذار کرد. همچنین او در بهمن سال ۸۲ بدون برگزاری مناقصه، قرارداد واگذاری چندین پروژه‌ی شهری و عمرانی را با سپاه پاسداران امضا کرد. احمدی‌نژاد تلاش می‌کرد همچون عموم مدیران جمهوری اسلامی برای مصونیت دائمی و ورود به عرصه‌ی قدرت در ایران پایگاه خود را در سپاه پاسداران تقویت کند و به ایجاد یک حلقه‌ی حمایتی ویژه و اختصاصی برای خود بپردازد. در ایجاد این حلقه برادر بزرگترش، داوود احمدی نژاد که در آن دوران یکی از فرماندهان اداره‌ی اطلاعات سپاه استان تهران بود نقش مهمی داشت؛ اما با این اوصاف پایگاه احمدی‌نژاد در بسیج قوی‌تر از سپاه بود.

پس از انتخابات سال ۸۴ و اعلام نام احمدی‌نژاد به عنوان برنده‌ی انتخابات، طیفی از سپاه که به حمایت از قالیباف برخواسته بودند به ستاد مشترک نیروهای مسلح منتقل و اثرگذاری‌شان در معادلات قدرت کاسته شد

پیش از انتخابات سال ۸۴ در نظرسنجی‌های محرمانه‌ای که با مدیریت خبرگزاری فارس و هماهنگی سپاه پاسداران انجام می‌شد تا در مورد ترکیب کاندیداهای ائتلاف اصولگرایان به نتیجه برسند و از میان قالیباف، رضایی و احمدی‌نژاد یک گزینه را انتخاب کنند. قالیباف از رأی بیش‌تری برخوردار بود و رضایی به نفع قالیباف کنار کشید. در دور دوم نظرسنجی‌ها بازهم قالیباف اول بود و احمدی‌نژاد آخر. اما احمدی‌نژاد گفت نظرسنجی سپاه را قبول ندارد و کنار نمی‌رود. از همین‌جا بود که جدال‌های لفظی در میان برخی فرماندهان سپاه با یک‌دیگر و از سویی با بسیج آغاز شد. طیف عمده‌ای از سپاه طرفدار قالیباف بود و بسیج از احمدی‌نژاد حمایت می‌کرد.

این جدال باعث شد تا محمدباقر قالیباف و علیرضا زاکانی، عضو شورای مرکزی ستاد ائتلاف اصول‌گرایان شبانه شکایت به آیت الله فاضل لنکرانی ببرند و از او بخواهند تا پادرمیانی کند. چنان که می‌گویند فاضل لنکرانی در میان بسیجیان از محبوبیت زیادی برخوردار بود و عموم کسانی که مرجع تقلیدشان آیت الله خامنه‌ای نبود از ایشان تقلید می‌کردند. فاضل لنکرانی می‌گوید: «باید به کسی رای داد که در نظر مردم اصلح‌تر است و در چشم مردم محبوبیت بیشتری دارد.» اگر چه این استفتاء بلافاصله ضمیمه‌ی نتایج نظرسنجی‌ها و به صورت شب‌نامه در بسیاری از مناطق تهران توزیع شد، اما احمدی‌نژاد کنار نکشید. دلیل آن هم روشن بود: نیروی مقاومت بسیج بیش از ۱۱ میلیون نیروی داوطلب و ۹۰۰ هزار نفر نیروی فعال سازمان یافته دارد. در حالی که نیروهای رسمی سپاه به روایتی ۱۲۵ هزار نفر و به روایتی دیگر نهایتا ۲۲۰ هزار نفر هستند. فراتر از این ترکیب جمعیتی، ضریب نفوذ بسیج در حوزه‌های رای‌گیری از تمامی سازمان‌ها بیشتر است و عموم کسانی که به عنوان ناظر صندوق‌ها یا مسئولان حوزه‌های رای‌گیری به وزارت کشور معرفی می‌شوند اعضای فعال بسیج در ادارات مختلف هستند.

نخستین قربانی

با این اوصاف بر اساس بسیاری از اظهار نظرها نخستین قربانی تقلب انتخاباتی در رویارویی با احمدی‌نژاد نه میرحسین موسوی بود و نه آیت الله هاشمی رفسنجانی؛ بلکه محمدباقر قالیباف بود. تمرین تقلب یا کودتا در ابعادی کوچک‌تر از همین‌جا کلید خورد.

و به این ترتیب مردی که در ابتدای این قصه در طبقه پنجم یکی از کمپین‌های انتخاباتی اصلاح‌طلبان نوشت نخستین عاملی که می تواند موجب شکست ما شود «تقلب» است؛ کنار کلمه‌ی تقلب تیک زد.

بنابر این نام محمد باقر قالیباف تیک نخورد و کینه ای تاریخی از احمدی نژاد به دل گرفت. از آن زمان جدال میان این دو در مناسبات میان شهرداری و دولت شکلی جدی و رسمی یافت. «الف.سین» افسر اطلاعاتی سپاه در مورد سرنوشت آن دسته از سپاهیان طرفدار قالیباف می گوید: «پس از انتخابات سال ۸۴ و اعلام نام احمدی‌نژاد به عنوان برنده‌ی انتخابات، طیفی از سپاه که به حمایت از قالیباف برخواسته بودند به ستاد مشترک نیروهای مسلح منتقل و با به کارگیری آن‌ها در پست‌های غیرکلیدی و تشریفاتی از دامنه‌ی نفوذ و اثرگذاری‌شان در معادلات قدرت کاسته شد.»

اما آن چه باعث شد تا نیروی مقاومت بسیج به حمایت از احمدی‌نژاد برخیزد و در دور دوم نیز بیت رهبری و در نتیجه سپاه را با خود همراه سازد صرفا واگذاری چند پروژه و قرارداد در دوران شهرداری او نبود. احمدی‌نژ‌اد از یک سو با برگزاری جشن‌های ۱۰ روزه برای تولد امام زمان و از دیگر سو با رفتارهایی که نشان از ساده زیستی و مردمی بودن داشت در نظر آقای «سایه» نشست. او را مستعد یافتند. لباس رفتگران را می‌پوشید. شهرداری را به پناهگاه محرومان شهر تهران تبدیل کرده بود و شهرداری برای نخستین بار در تاریخ عمر خود وام ازدواج پرداخت می‌کرد. اما در رأس همه‌ی این‌ها وقتی شهر تهران در ایام تولد امام زمان به مدت ۱۰ روز غرق نور و آذین‌بندی بود و شهرداری سنگ تمام می‌گذاشت نمی‌شد از یک «هم‌پیمانی»ی محفلی گذشت: «حجتیه» یا «مهدویت نوین»؟ فرقی نمی‌کند. ‌آقای «سایه» از مجمتع عظیم واقع در بلوار امین شهر قم او را دیده بود. «سایه»ای که می گویند قصد دارد مستاجر بعدی انتهای خیابان فلسطین جنوبی را پس از مرگ رهبر کنونی ایران تعیین کند.

«سایه»ای که ترجیح می‌دهد خودش به صورت رسمی وارد عرصه‌ی قدرت نشود.

منيع: ————————– © Tehran Bureau, Tehran Review

این پنج پرده در مورد انتخابات ریاست جمهوری دهم به قلم رضا ولی‌زاده، کار مشترکی از تهران ریویو و تهران بورو است .

منبع گزارش: رای ما کجاست


 


یک سال از انتخابات پر حاشیه ریاست جمهوری می گذرد. انتخاباتی که با گذشت یک سال از برگزاری آن هنوز درباره سلامت و نحوه اجرای آن سوالات زیادی باقی مانده است . خیلی از ما پیش از انتخابات دهم درباره تغییرات کادر کارمندان وزارت کشور شنیده بودیم . تغییراتی که در آستانه برگزاری انتخابات برای مان سوال برانگیز بود ؟ اینکه چرا افراد ی که تجربه برگزاری انتخابات های پیشین را داشتند به نا گاه از کار بر کنار شدند ؟ و چه کسانی جای آنها را در ستاد انتخابات کشور گرفتند ؟ این تغییر و تحولات در چه بخش هایی و با چه هدفی رخ داد؟ خبرنگار رای ما کجاست در این گزارش سعی می کند که نگاهی دقیق تر به این تغییر و تحولات عجیب داشته باشد و درباره کادر اجرایی ستاد انتخابات کشور و حاشیه های آن بیشتر بحث کند.

فقط یک تایپیست باقی ماند

همسویی با دولت نهم تنها دلیل باقی ماندن در ستاد انتخابات وزارت کشور

طبق گزارش های دقیق حدود یکسال مانده به برگزاری دهمین انتخابات ریاست جمهوري دفتر انتخابات ازهمه کارشناسان کارآزموده خالی شد . افرادی که در دوره هاي پیش به ویژه از زمان دولت اصلاحات در این دفتر استخدام شده بودند . افرادی که در تعهد و تجربه آنها برای برگزاری سالم انتخابات شکی وجود نداشت و در دوره های پیشین تا حدود زیادی در این باره آزمون پس داده بودند .

البته جالب است بدانید از کادر قدیمی این دفتر تنها یکی از تایپیست های زن در این دفتر برای کار باقی ماند. اما دیگر پرسنل به اجبار به بخش های دیگر انتقال یافتند و نیروهای مورد اعتماد دولت نهم جایگزین آنها شدند.! افرادی که کوچکترین تجربه ای در برگزاری انتخابات نداشتند و سابقه کاری شان نیز اصلا مشخص نبود .اما همسویی شان با دولت نهم انگار مهمترین دلیل استخدام شان در ستاد انتخابات کشور تلقی شده بود .

نیروهای امنیتی و نظامی به جای کارشناسان زبده

اتفاقات عجیب دیگری هم در این دوره از انتخابات در ستاد انتخابات وزارت کشور رخ داد .اتفاقاتی که هر چه بیشتر سلامت انتخابات را از این منظر نیز زیر سوال می برد .

بررسی ها نشان می دهد در انتخابات اخیر به جز آنکه 25 کارشناس دفتر ستاد انتخابات اخراج شدند.

از سایر پرسنل دوائر ستادي وزارت کشور نیز در برگزاری انتخابات استفاده نشد به این معنا که به جای بیشتر این افراد نیروهاي وابسته به نهادها ي امنیتی ونظامی به کار گمارده شدند .افرادی که در گذشته خارج از مجموعه وزارت کشور مشغول به کار بودند آنها درست نزدیک به انتخابات در ستاد انتخابات کشوربدون معیار ی روشن به کارگرفته شدند . این در حالی است که در دولت اصلاحات و دولت هاي قبل همواره از پرسنل دایره های وزار تی برای این کار استفاده می شد و هرگز نیرویی خارج از بدنه کارشناسی وزارتخانه برای اين کاراستخدام نمی شد .(1)

انتقال ستاد انتخابات وزارت کشور به زیر زمین

ستاد انتخابات وزارت کشور از هشتمین دوره انتخابات ریاست جمهوري به زیر زمین وزارت کشور منتقل شد . تا پیش از این دوره،همه انتخابات ها در نمازخانه وزارت کشور در نیم طبقه اول برگزارمی شد .این در حالی است که موسوي لاري و مبلغ وز یران کشور در دوره های پیشین با این تغییر مخالف بودند و اصرار داشتند که همواره محل برگزاری انتخابات در همان سالن باشد و رئیس ستاد انتخابات کشور، گروه هاي استانی ، میز احزاب و محل استقرار رسانه هاي داخلی ، خارجی و احزاب و رسانه ها نیز در همان سالن تعبیه و مشخص شود تا احزاب و رسانه ها از نزدیک بر روند اجرای انتخابات نظارت کنند .

همه این ها تلاش دولت اصلاحات را بر نظارت بیشتر بر روند اجرای انتخابات به ویژه از سوی رسانه ها نشان می داد اما در این دوره چه اتفاقی رخ داد ؟

طبق گزارش ها در این دوره از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری به بهانه کمبود جا ، محل استقرار رسانه ها و احزاب به طورکامل از سالن اصلی ستاد انتخابات کشور جداشد و حتی صدا و سیماي جمهوري اسلامی نیز اجازه حضور در سالن اصلی ستاد را پیدا نکرد در این دوره همچنین محل استقرار رسانه ها در سالن جداگانه اي در نظر گرفته شد.

تبعیض میان رسانه ها

اما این همه ماجرا نبود و تخلفات حتی بیشتر از این شد و در این میان هم بین رسانه هاي د اخلی و خارجی و شبکه هاي متعدد رسانه ای با صدا و سیمای جمهوری اسلامی تبعیض عجیبی مشاهده شد .

یعنی شبکه هاي صدا و سیمای جمهوری اسلامی هر کدام در محل در نظر گرفته شده استود یو های مجهزي در اختیار گرفته که وز یر کشور و معاونانش مستقیم به آنجا رفت و آمد می کردند و صرفاً نیز به سوالات کلیشه اي خبرنگاران صدا وسیما پاسخ می دادند .در همین مکان هم بود که کنفرانس هاي معدود ي با حضور همه رسانه هاي داخلی و خارجی برپا شد.همچنین محل استقرار نماینده کاندیداها نیز درستاد دور از سالن اصلی به ویژه سا یت ر ایانه اي تجمیع آراء در نظر گرفته شده بود که این موضوع نیز هر چه بیشتر بر رازآلود بودن و عجیب بودن این دفتر می افزود.( 2)

این نکات و نکات دیگر به خصوص تغییر بی دلیل و عجیب کارمندان وزارت کشوردرست قبل از انتخابات و جایگزین شدن افراد مورد اعتماد و نزدیک به احمدی نژاد ازمواردی است که تاکنون از سوی مسولان کشور به خصوص مسولان وزارت کشور بی پاسخ مانده است ؟ اما مردم همچنان به دنبال رای از دست رفته خود هستند و از مسولان می پرسند این تغییر و تحولات به چه دلیل بوده است ؟ آنها می خواهند بدانند چه افرادی بر انتخابات و رای های شان نظارت کرده اند ؟ سوالاتی که همچنان پاسخ شان در هاله ای از ابهام باقی مانده است .

پی نویس ها :

1 و 2-

http://www.mowjcamp.com/article/id/2078

منبع: رای ما کجاست


 


در پی قطع سخنان سید حسن خمینی در مراسم 14 خرداد، آیت‌الله موسوی اردبیلی حرمت شکنی در حرم امام خمینی را محکوم کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جماران، آیت‌الله حاج سید عبد الکریم موسوی اردبیلی از مراجع تقلید، ضمن تأکید بر ابراز وفاداری ملت ایران نسبت به آیت‌الله خمینی و اهل بیت او، از حادثه تلخ شکستن حرمت مراسم امام در حرم امام خمینی به شدت ابراز تأسف كرد و اخلال جمعیتی اندک و افراطی در برنامه سخنرانی سید حسن خمینی را محکوم کرد.
وي همچنین طی تماس تلفنی با سید حسن خمینی و تفقد از وی مراتب تأثر خویش و انزجار از اسائه ادب و حرمت شکنی در مرقد امام را به وی و اهل بیت امام اعلام كرد.


 


‌مشاور پارلمانی مركز تحقیقات استراتژیك مجمع تشخیص مصلحت نظام و از چهره های شاخص اصولگرایان منتقد دولت به ذكر خاطرات خود از جلسات حامیان محمود احمدی‌نژاد پرداخت.

علی عسگری در گفتگو با ایلنا، در تحلیل خود از سخنان اخیر مشایی مبنی بر اینكه برخی از اصولگرایان از ابتدا هم با رئیس‌جمهور مخالف بودند و به دنبال شكست وی می‌باشند، اظهار داشت: شیوه موضع‌گیری آقای مشایی از نوع مدیریت شوك بوده و بیشتر به مظلوم‌نمایی شبیه است.

وی با اشاره به وقایع تاریخی روی كار آمدن احمدی‌نژاد در انتخابات نهم ریاست‌جمهوری و سابقه آشنایی با وی تصریح كرد: بنده آقای احمدی‌نژاد را از زمانی كه ایشان استاندار دولت آقای هاشمی در اردبیل بودند و بعضا در جلسات دفتر روحانیت مبارز شركت می‌كردند می‌شناسم و ایشان گاهی نیز در جلسات شورای هماهنگی نیروهای انقلاب كه با محوریت آقای ناطق‌نوری تشكیل می‌گردید و در مورد انتخابات شوراها دوم، مجلس هفتم و ریاست‌جمهوری نهم در آن تصمیم‌گیری می‌شد در مشهد شركت می‌كردند.

وی با بیان اینكه احمدی‌نژاد آن زمان از اعضای فعال جمعیت ایثارگران محسوب می‌شدند ادامه داد: از همان سال‌های گذشته شناختی كه من از آقای احمدی‌نژاد و دوستان ایثارگران دانستم این بود كه آنها از یك نوع تفوق‌طلبی خاصی برخوردار بودند و رفتارشان با دیگر مجموعه‌ها و حتی شخص آقای ناطق‌نوری و نحوه تصمیم‌گیری ایشان بسیار منقبضانه بود.

این نماینده سابق مجلس با بیان اینكه این گروه به توسعه و بسط اصولگرایی معتقد نبودند و تلاش می‌كردند چهره ارزشمند آقای ناطق‌نوری را وجهه مصالحه كارهای خود قرار دهند تصریح كرد: زمانی كه برای نهایی شدن كاندیداهای اصولگرایان در مجلس هفتم از طرف فراكسیون اصولگرایان و با پیگیری آقای باهنر جلسه‌ای در مجلس برگزار شد و در آن جلسه این آقایان گوشه‌ای از پرده افراطی‌گری خود را كنار زدند و به آقای ناطق در این مجمع بی‌احترامی كردند.

عسگری ادامه داد: در آن روز تلاش كردم وقتی بگیرم و در دفاع از اقای ناطق صحبت كنم و بگویم كه آقایان روحانیت را وجه مصالحه كارهای خود قرار ندهند و بی‌احترامی زمانی به آقای هاشمی و امروز هم به آقای ناطق‌نوری سرانجام خوشی نخواهد داشت كه آقای ناطق اصرار داشتند كه بنده صحبت نكنم كه من در عین حال به ایشان گفتم كه آقای ناطق كه از ابتدای انقلاب محور كارهای تشكیلاتی ما بودند به دورخیز رفتار آقایان توجه كنند.

این نماینده سابق مجلس ادامه داد: پس از آن جلسه آیت‌الله مهدوی‌كنی چون اختلاف بین اصولگرایان پیش آمده بود از باب نصیحت جریان اصولگرا را به وحدت دعوت كردند و گفتند كه این نصیحت پدر پیر خود را بشنوید و همدلی و وحدت را حفظ كنید ولی این آقایان چون فرمایشات آیت‌الله مهدوی كنی را به خود گرفتند و نصیحت بردار هم نبودند در نتیجه به واكنش و مقابله با این سخنان پرداختند.

مشاور پارلمانی مركز تحقیقات استراتژیك مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: در جریان این واكنش‌ها یكی از حامیان آقای احمدی‌نژاد به بنده گفت شما كه با این پدربزرگ‌ها و ریش‌سفیدان جریان اصولگرا ارتباط دارید به ایشان (مهدوی‌كنی) بفرمایید دوران پدربزرگی سال‌ها است كه سپری شده است.

عسگری ادامه داد: بنده به عنوان كسی كه در جریان اصولگرایی دلسوزانه پای آرمان‌های امام و شاخص‌های انقلاب ایستاده بودیم با این حركات آقای احمدی‌نژاد و حامیانشان به شدت مخالف بودیم و تصمیم گرفتیم با آنها همراهی نكنیم.

وی با بیان اینكه ما معتقد بودیم از موضع اصولگرایی ابتدا باید از آقای هاشمی و ناطق‌نوری حمایت كرد و سپس از آقایان ولایتی، لاریجانی و قالیباف خاطرنشان كرد: براساس این اعتقاد ما ریاست‌جمهوری این افراد در دوره نهم را به ریاست‌جمهوری آقای احمدی‌نژاد ترجیح می‌دادیم و در انتخابات دهم ریاست‌جمهوری هم نگاه‌ها این بود كه كسی باید رئیس‌جمهور شود كه امتیازات آقای احمدی‌نژاد همراه با جهت‌گیری‌های ارزشی و ولایت‌مدارانه داشته باشد ولی ضعف‌های ایشان را نداشته باشد و بر این اساس از آقای رضایی حمایت كردیم.

وی با بیان این اعتقاد كه براساس شناختی كه از آقای احمدی‌نژاد داریم ایشان را دارای روحیه عجول بودن و قانون‌گریز می‌دانیم ادامه داد: این روحیات ایشان با یك نوع باندگرایی افراطی از نوع حمایت از آقای مشایی همراه شده است كه متاسفانه این روحیات كشور را آسیب‌پذیر كرده است.

عسگری با اشاره به اتفاقات حاشیه‌ای مراسم سالگرد ارتحال امام(ره) در حرم مطهر ایشان و با بیان این اعتقاد كه مجموعه اهانت‌كنندگان به سیدحسن خمینی از روزهای پیش از سراسر كشور سازماندهی شده بود و خاطرنشان كرد: بر این اساس عوامل افراطی را برای حرمت‌شكنی حریم امام ساماندهی كرده بودند و این رفتارها بسیار ناپسند بود.

این نماینده سابق مجلس با بیان اینكه البته ما در مقابل این رفتارها از موضع اصولگرایی صبور هستیم تصریح كرد: زمان بسیاری از مسائل را حل خواهد كرد و عوامل افراطی و پشت پرده‌های حامی آنها به نحوی در افكار عمومی شناسایی خواهند شد و معتقدیم كه جریان اصولگرایی جریان انصاف و هم‌افزایی برای پیشبرد اهداف نظام و انقلاب است و باید عنوان‌گرایی از نوع عدالت سیاسی را سرلوحه كارهای خود قرار دهد.

عسگری در عین حال گفت: ما امروز بر این اعتقاد هستیم كه باید به عنوان منتقدین آقای احمدی‌نژاد حرف‌های خود را با حفظ احترام و رعایت اصول و ضوابط اعتقادی و اخلاقی مطرح كنیم و امروز اصولگرایان منتقد جمع وسیعی از نخبگان و چهره‌های شاخص این جریان را تشكیل می‌دهد


 


قائم مقام موسسه نشر و تنظیم آثار امام خمینی(ره) در نوشتاری به مناسبت حادثه سهمگین اخلال ظالمانه جمعیتی اندک در مراسم ملی بزرگداشت امام خمینی (ره) و توهین به حرم امام ، حریم امام و یادگار امام در سایت جماران گفت:«خوش بحال مرحوم حاج احمد آقا، آیت الله توسلی، و آنها که به وقوع پیوستن پیش بینی اعجاب انگیز امام را ندیده و رفتند.»

متن کامل این یادداشت بدین شرح است:

به نام خدای مظلومان

انا لله و انا الیه راجعون

روز گذشته در کمال ناباوری و در حالی که چشم دهها هزار زائر به تریبون مراسمی دوخته شده بود که در یک سویش مضجع نورانی امام بود و در سوی دیگرش چشم ها و قلب های بی شمار مشتاقانی که آمده بودند تا خاطره ی فراموش نشدنی وداع جانسوز 14 خرداد را در سالروز رحلت مقتدایشان زنده کنند و همراه با میلیون ها بیننده ای که از رسانه ی ملی نظام در بزرگترین مراسم سالانه در عصر پس از امام و در محضر صاحبان عزا ، اعضای خانواده ی شریف امام قدردانی خود را از عزیزی که تمام هستی و خاندان خویش را وقف عزت اسلام و سربلندی ملت شریف ایران کرده است در پیش چشم صدها خبرنگار خارجی به نمایش بگذارند ،آری در کمال ناباوری در چنین روزی در محضر امام ، در حرم امام و در جلوی دیدگان خاندان امام ظلمی را نسبت به بانی مجلس و یادگار امام سازمان دادند که اگر در دید و منظر همگان نمی بود کسی باور نمی کرد .

دیروز (جمعه) یادگار و حفید محبوب امام ، همان کسی که از بدو تولدش بارها امام در نامه هایش از تبعیدگاه، دعاهای خاص خود را همراه با بوسه های پدرانه و مهربانانه نثار او کرده و صدها بار بر سرو روی او بوسه زده است ، همان کسی که امام خمینی در مناجات های شاعرانه و سروده هایش با تبرک جستن به اسامی اهل بیت رسول خدا(ص) برای او و دیگر اهل بیتش عزت و ماندگاری را از خدای متعال طلب کرده است ، حجت الاسلام و المسلمین حاج سید حسن آقای خمینی با دوبار تأکید رهبر معظم انقلاب به عنوان دومین سخنران مراسم - طبق سنت همه ساله پشت - تریبون آمد .

پیغام ها و هشدارهایی از مدت ها قبل از برخی محافل افراطی می رسید و رسما نیز در اظهارات برخی افراد موثر در مراکز خاص در سایتها انعکاس یافته بود مبنی بر این که نخواهند گذاشت این سخنرانی پا بگیرد. شواهد و قراین همگی از تصمیم همان محافل افراطی به اخلال در برنامه سخنرانی یادگار امام حکایت داشت.

به واسطه ی عظمت ابعاد جسارتی که در این روز بزرگ به وقوع پیوست و پیامد های عمیقا نگران کننده آتی آن ، اگر دبیر محترم ستاد بزرگداشت امام خمینی صلاح ببیند و شرحی از جزئیات مراسم به صورت مستند برای مسئولین امر و عموم مردم شریف و بهت زده از این ماجرا را منتشر نماید ، در کشف علل و عوامل وقوع این ماجرای تلخ بسیار راه گشا می باشد .

به هر حال ، چهره ی یادگار امام برای استقرار در پشت تریبون در جایگاه ظاهر شد . ایرانیان در طول تاریخ و اکنون نیز در همه جای جهان به ملتی با ادب ، با فرهنگ و قدرشناس شناخته می شوند. جمعیت از مسئولین نظام و علمای حاضر و میهمانان خارجی و مدعوین رسمی و عموم زائران امام آماده بودند تا با ذکر شیرین صلوات بر خاتم پیامبران (ص) به صاحب عزا ، نوه و یادگار امام خوشامد گویند و داغ های نشسته بر دل این عزیز و مهم تر از همه داغ فراموش نشدنی رحلت امام را به وی و دیگر اهل بیت امام که در جمع حاضر بودند تسلیت گویند. اما از آغاز اعلان برنامه دومین سخنران ، جمعیتی حدود هزار نفر در حالیکه در حساس ترین مکان نزدیک به جایگاه استقرار داده شده بودند با تمامی وجود فریاد می کشیدند و شعار هایی نامرتبط و بعضا توهین آمیز سر می دادند که قصد آنان در جلوگیری از سخنرانی یادگار امام تا زمانی که ایشان سخنانش را ناتمام گذاشت کاملا مشهود بود. شعارها و همهمه هایشان درهم و نامفهوم بود، حاج سید حسن آقا سخنش را با نام خدا آغاز کرد اما آن جمع اندک هتاک و پرهیاهو برنامه اشان چیز دیگری بود و همچنان به فریاد کشی و اخلال ادامه می دادند. خیل زائرانی که از اقصی نقاط ایران از شهرها و روستاهای مختلف در محوطه صحن حضور داشتند ایستاده یا نشسته مات و مبهوت از چرایی این بی نظمیها، ساکت برای شنیدن سخنان عزیز خاندان خمینی منتظر بودند و جمعیت بیشتری که در محوطه بیرون صحن بودند نیز بی خبر از آنچه که در صحن و جلوی جایگاه اتفاق افتاده است برای استماع سخنان فرزند برومند یادگار امام به انتظار نشسته بودند. استواری ، صبوری و متانت یادگار امام که میراث ارزشمند پدر و امام راحل است و بیان مقدمه سخنرانی ایشان و تذکرات توأم با آرامش ایشان نیز هتاکان را به شرم نیاورد. سرانجام عزیزمان حاج حسن آقا با دلی رنجدیده، حرمت شکنی در روز امام و حرم امام را تاب نیاورد و پس از تذکار چند نکته کوتاه اما بسیار پیامدار و پرمعنی – که اهل معرفت و آگاهی، معنای تکاندهنده این جمله که هنوز دو دهه بیش از رحلت امام نگذشته است! را بخوبی می دانند - سخن خویش را نا تمام گذاشت و بدین ترتیب این جمعیت اندک اما پرهیاهو و با برنامه قبلی و مستظهر به حمایتهای محافل افراطی که فضای روبرو و نزدیک جایگاه و تریبون (در پشت محل استقرار مسئولین و مدعوین) را اشغال کرده بودند جسارت شکستن حرمت حرم امام ، حرمت مراسم عظیم رسمی سالروز رحلت امام و شکستن حریم خاندان و یادگاران امام را به نام خویش و به نام گردانندگان خود ثبت کردند.

آری این جمعیت اندک، و البته نه اینها که گردانندگانشان که در سال های اخیر و این ایام جز خط کشیدن بر همه ی افتخارات سی ساله نظام ، بی اعتبار کردن دست آورد های انقلاب ودادن نسبت های مکرر ناروا به نزدیک ترین اصحاب انقلاب و یاران امام و ایجاد تفرقه و تنش بین نیروهای انقلاب و دو دسته گی در جامعه و بدبین کردن جوانان به افتخارات و مواریث و یادگاران امام با جعل و انتشار دروغهای مکرر و تهمت و افترا به دیگران آنهم با شعارها و نمادهای به ظاهر دفاع از امام، هنر دیگری نداشته و کار شبانه روزیشان در سایت ها و تریبون ها ومراسم و مداحی ها و خیابان ها این است که هر روز چهره ای دیگر از نیکان و خدمت گزاران ملت و انقلاب را از گردونه خدمت گذاری به مردم و انقلاب محروم، و ناجوانمردانه بر تمامی خدمات آنان قلم سیاه بکشند، و یقینا اگر روند به همین منوال ادامه یابد چنین سرنوشتی را این جریان افراطی برای یکایک خدمتگزاران صدیق انقلاب از هر دو جریان و جناح موجود و فعال در عرصه انقلاب تدارک خواهند دید. آری اینان و گردانندگانشان در روز جمعه در مراسم امام و در بزرگترین گردهمایی معنوی سالانه ی نظام، همان مراسمی که بیست سال است با کمال امنیت و پرشکوه بدون هیچ حادثه ای برگزار می شده است را با مقاصدی بسیار پست دنیایی و دست آوردی بس بی مقدارتر از آن به چالش کشیدند و حرمت ها را شکستند و دل دشمنان امام را شاد و دل دوستداران اهل بیت امام را داغی تازه نهادند.

نتیجه چه شد ؟ صدها تن میهمانان خارجی دعوت شده به مراسم مهبوت و مغموم ، سر اکثریت مسئولین رده های مختلف نظام در تمام طول برنامه پس از این واقعه تلخ به زیر افکنده و غمگین ، دل داغدیده محترمات اهل بیت امام و عزیزان امام شکسته و با چشمانی اشک آلود مراسم را از نیمه ترک گفته ، دل هزاران مادر و پدر شهید حاضر در مراسم و یا ناظر این وافعه از سیما، خونین و در آن سو اما چشمان نامحرم دشمنانی که همه ساله ابعاد این مراسم و مطالب آن را به دقت رصد می کنند از حرمت شکنی نسبت به خاندان امام برق زده و شادمان، این بود دست آورد همه تلاشهای پنهان و آشکاری که از چندین ماه پیش بکار بستند تا بخیال باطل خود بین مردم و اهل بیت امام و یادگار امام فاصله بیاندازند. و این بی حرمتی در حرم امام بهترین ارمغانی بود که این جریان افراطی در سالروز بزرگداشت یاد امام به بوقهای بیگانه ارزانی داشت تا سوژه ای شود برای تحلیلها و خبرها در به چالش کشیدن نظام و تفرقه اندازی بین دلسوزان انقلاب.

در شگفتم رسانه ها و روزی نامه هائی که هرگونه حقگویی را به دلیل اینکه موجب خشنودی بیگانگان شده و اسباب خوشحالی بی بی سی و صدای آمریکا می شود را بشدت محکوم می کنند و با همین حربه هر روز به این و آن می تازند امروز چگونه این اقدام وقیحانه را که در پیش چشم دوربینهای پرشمار خودی و بیگانه سازماندهی کرده و به نمایش گذاشتند و مراسم امام را تحت الشعاع قرار دادند توجیه می کنند. و چگونه خود را پیرو رهبری و ولایت می دانند در حالیکه شاهد بودند که رهبری معظم انقلاب با حرکت بی سابقه خویش در تفقد نسبت به یادگار امام درست بفاصله چند دقیقه پس ازاین حرمتشکنی ها عملا از این جمعیت اندک و هتاک تبری جستند؟.

نسبت دادن اینگونه رفتارهای وقیحانه به بسیجیان واقعی و آن بسیج عزیزی که امام آنرا تعریف و تأسیس کرد و اوامر و نواهی خویش را بطور شفاف درباره وظایف آن در وصیتنامه تصریح نموده است، بزرگترین ظلم به بسیج و اهانتی است بزرگ به شهیدان و بسیجیان واقعی و امام بسیجیان.

شرم آورتر از آنچه که این جمع اندک سازماندهی شده و هتاک در حرم امام پدید آوردند آنکه به فاصله چند دقیقه پس از این حادثه با استفاده از امکانات عمومی و بیت المال در پیامکهای کوتاه فراوان – که مدتهاست اینگونه پیامها را بدون اجازه گیرندگان و صاحبان تلفن همراه مرتب در موضوعات مختلف مخابره می کنند – به ابراز شادمانی از اینکه نگذاشتند نوه بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی در مراسم بزرگداشت امام و پدر بزرگ خویش از امام بگوید و از زائران امام تشکر کند پرداخته و حتی وقیحانه در پیامکهایشان از اینکه درخواست صلوات و فاتحه برای امام نیز آنان را از برهم زدن مراسم باز نداشت اطلاع رسانی و شادمانی کردند. ساعتی بعد که ابعاد این حرمت شکنی وقیحانه دهان به دهان و از طریق گفتگوهای حاضرین و ناظرین واقعه فزونی گرفت و آغاز موجی از همدردی با اهل بیت رنجکشیده امام و پرسشهای جدی اینسو و آنسو از چرایی و چگونگی این بی حرمتی پدیدار گشت، گردانندگان این واقعه و آن محافل، به اصطلاح دستپاچه شده و در سایتها و رسانه های خویش شروع کرده اند به فلسفه بافی و دادن آدرسهای گمراه کننده و خلاف گوییها؛ تردیدی ندارم که روزنامه های آتش بیار اینگونه معرکه ها که حلقه وصل محافل افراطی و خط دهنده تبلیغات آنند از فردا به هر رطب و یابسی متوسل می شوند تا به توجیه این وقاحت و حرمت شکنی آشکار بپردازند و ابعاد این لطمه بزرگی که به حیثیت مهمترین برنامه معتبر نظام جمهوری اسلامی زدند که در شاخصهای خط و راه امام از کبائر گناهان است را کوچک جلوه داده و حتی آنرا کاری افتخار انگیز بنامند و و حرمتشکنی و توهینهای این جمعیت اندک سازماندهی شده هتاک را که مردم شریف تهران مدتهاست بخوبی ماهیت و حرکات آنها را می شناسند، به مردم و زائران امام نسبت دهند.

اینهم رنجی دیگر در کارنامه رنجهای بیشمار خاندان خمینی کبیر، و باید همان شعر عارفانه امام را زمزمه کنیم که در آن رنج و بلای پیمودن راه حق و حقیقت را بجای شیرینی و آسایش ناهمراهی با حق طلب کرده و می گوید: ما را رها کنید در این رنج بی حساب

ذکر این خاطره و حقیقتی که دیروز (جمعه) دو سه ساعت بعد از مراسم شاهد آن بودم خالی از لطف و نکته نیست. عصر جمعه نخستین باری که ساعاتی بعد از مراسم، جناب حاج حسن آقای خمینی را دیدم و از ایشان در باره نگاهشان به حادثه و بازتاب آن پرسیدم بطور طبیعی به لحاظ روابط صمیمانه ای که داریم - که خود محصول منش بلند و کرامت این خاندان است – انتظار و تصورم بر این بود که در پاسخم ایشان ابتدا درد دلی کند و از دشواری تحمل شرایط در این روزها اشاره ای داشته باشد خدای متعال را شاهد می گیرم اولین مسئله و مهمترین مطلبی که پیرامون این حادثه گفت این بود آنچه که مرا بیش از هر چیز رنج می دهد اینکه این مسأله بر متن و اصل مراسم امام و فلسفه وجودی آن که بزرگداشت یاد و نام امام و به رخ کشیدن عظمت نظام جمهوری اسلامی بوده غلبه کرده است.

آیا بیان همین یک نکته از نگاه و دغدغه های یادگار امام کافی نیست تا بانیان بلوای حرمت شکنانه روز جمعه را در پیشگاه خدا شرمنده کند؟

آری دغدغه عزیزان خمینی مسائل شخصی نبوده و نیست. این را ملت ایران با تمام وجودش در مواجهه و مراوده با امام و خاندان امام در این سی سال گذشته و سالهای پیش از این در یافته است. از زمان وقوع این حرمتشکنی تلخ تا لحظه نگارش این دلنوشته که از سر ناصبوری و دلتنگی از رنجهای این روزها بر قلم شکسته ام جاری شد چندین بار دستخط این جمله دردآلود امام در جلوی چشمم مجسم گردید جمله ای از پیام امام که وقتی برای درج در صحیفه امام در سالهای قبل آن را مرور می کردم بارها از دردهای ناگفته و رنجهای فراوان امام گریستم. توصیه می کنم یکبار دیگر آن پیام و چندین پیام دیگر با همین مضمون از امام را بخوانید و از شگفتی پیش بینی های امام و رنجهای دل دریائیش بیشتر بدانید. جمله امام چنین است: « احتمال قوى مى‏دهم که پس از من براى انتقامجویى از من به بعض نزدیکان و دوستانم تهمتها که من آنها را ناروا مى‏دانم بزنند و به آتشى که باید مرا بسوزانند آنان را بسوزانند و احیاناً به صورت دفاع از من انتقام مرا از آنها بگیرند. و اکنون در حیات من گفتگوها و زمزمه‏هایى به گوش مى‏خورد که احتمال فوق را قوى‏تر مى‏کند. » صحیفه امام، ج‏17، ص 90

پس از واقعه تلخ دیروز (جمعه) علاوه بر مراجعه و تماسهای فراوان زائران و حاضران در مراسم با دفتر حضرت امام و دوایر حرم مطهر در ابراز انزجار از گردانندگان این حرمتشکنی، تا اکنون چندین تماس تلفنی از اعضای خانواده معزز شهیدان و حتی خانواده سه فرزند شهید داده داشتم که هق هق گریه امانشان نمی داد و ملتمسانه می خواستند همدلی خود و خانواده اشان را به حاج حسن آقا و اعضای بیت امام برسانم. این انگیزه ای شد برای بازگویی درد دل خود در این نوشته و همصدایی با خیل عظیم عاشقان خمینی که دستشان از رسانه ها و ابزار قدرت کوتاه است.

در دلتنگیها و بی قراری های اخیر خویش گاهی زمزمه می کنم: خوش بحال آنها که جریان تلخ حرم امام در مثل دیروزی را ندیده و آنچه که ناجوانمردانه در این ایام در حق یاران و همراهان و خاندان امام می گویند و می نویسند و خواهند نوشت را نشنیده و رفتند، خوش بحال مرحوم حاج احمد آقا، آیت الله توسلی، و آنها که به وقوع پیوستن پیش بینی اعجاب انگیز امام را ندیده و رفتند.... و انا ان شاء الله بهم لاحقون.

خدمتگزار ترویج اندیشه و آثار امام - حمید انصاری 15 خرداد 1389


 


عصر ایران، عمادافروغ: حادثه ای که هنگام سخنرانی سید حسن خمینی در حرم امام رخ داد ، مرا به یاد نماز جمعه شیراز در سال 1363 می اندازد و من فکر می کنم که بهترین فردی که حس و حال آقای حاج سید حسن خمینی را می فهمد آقای حائری شیرازی امام جمعه وقت شیراز است . دکتر عماد افروغ

در آن زمان هم عده‌ای به اصطلاح طرفدار آیت الله منتظری تلاش کردند که نماز جمعه را به اغتشاش بکشانند و با پرتاب دمپایی و حتی مهر مانع ایراد خطبه از سوی آقای حائری شوند .

واقعه شیراز بسیار دردناک بود . من هم آن موقع واکنش نشان دادم و به هر حال تلاش کردم به سهم خودم جلوی حادثه را بگیرم .صحبت آقای حائری حکایت از این نکته داشت که نبایستی حرمت نماز جمعه شکسته شود . نبایستی حرمت مسجد شکسته شود و ایشان خیلی کوتاه دو خطبه را ایراد کرد و بعد به هر حال به نماز ایستاد .

آن زمان آن تعداد کم ( که بعد هم به راه افتادند و از مسجد خارج شدند ) ، شناسایی شدند و تا آنجایی که امکان پذیر بود با آنها برخورد شد .

بنده اگر بخواهم برخورد خطی و جناحی بکنم باید بگویم کار آنها ناپسند بود اما کار اینها که به اصطلاح در خط مقابل آیت الله منتظری هستند در حادثه 14 خرداد 1389 صواب بود .

اما اگر بخواهیم برخورد منصفانه و عادلانه داشته باشیم و ملاحظات خطی ، صنفی و جناحی را کنار بگذاریم ؛ هر دو حادثه از یک جنس اند ، هر دو مبتنی و معطوف به حرمت شکنی اند .
در آنجا حرمت نماز جمعه و امام جمعه و مسجد شکسته شد و در اینجا هم حرمت آرامگاه امام (ره) ، حرمت امام در سالگرد ارتحال امام و همین طور حرمت نوه ایشان هم در پیشگاه روح پر فتوح امام و هم در محضر مقام معظم رهبری ، شکسته شد .

به مراتب حرمت شکنی حادثه 14 خرداد89 جانکاه تر و عمیق تر از حرمت شکنی سال 63 بود . من امیدوار هستم همانطور که در سال 63 تلاش شد تا با حرمت شکنان برخورد شود ، اینجا و در این مورد هم سعی شود با خط دهندگان و حرمت شکنان اصلی حادثه 14 خرداد برخورد شود .چرا که نفس حرمت شکنی مذموم است ، از سوی هر جناحی که می خواهد باشد .

نکته دیگر آن که اگر آن حرمت شکنان (سال 63) باقی ماندند و نام نیکی از آنها به جای ماند، مطمئن باشید که نام نیکی از حرمت شکنان 14 خرداد نیز به جای خواهد ماند ؛ همانگونه که تاریخ درباره آن حادثه خوب قضاوت نکرد مطمئن باشید که درباره این حرمت شکنان هم قضاوت خوبی نخواهد کرد .

ای کاش آنهایی که توسط عده ای تحریک شدند و حرمت شکنی کردند صبر می کردند تا نوه امام جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج سید حسن خمینی ، مطالب خودش را ایراد کند . چه بسا متناسب با نامگذاری آن روز که دایر برمدار وحدت بود سخن از محوریت اندیشه های سیاسی امام (ره ) و به طور خاص ولایت فقیه با رهبری مقام معظم رهبری به میان می آمد ؛ خوب این فرصت را از ایشان گرفتند!

حتی اگر به تصور شما ایشان می خواست حرف ناصوابی بزند باید به او این اجازه را می دادید ، چون این حرف به اصطلاح ناصواب به عنوان سندی تاریخی و منسوب به ایشان به ثبت می رسید ؛ وانگهی فراموش نکنیم که سخنران فصل الخطاب مقام معظم رهبری بودند که در صورت صلاحدید به اصلاح مواضع سخنرانان قبلی می پرداختند .

ای کاش همه ما یاد بگیریم که با حوادث ناگوار ، برخورد فراجناحی ، عادلانه و منصفانه بکنیم و به این آموزه انبیایی توجه بکنیم که " کار بد را مگیرید حتی از اهل خیر و کار خوب را بگیرید حتی از اهل کفر " ؛ مهم نفس یک عمل است .

این عمل حکایت از یک ناپختگی و غره شدن بود . معمولا قدرت مستی می آورد و من مطمئن هستم که این حادثه از پیش طراحی شده بود . کما اینکه در سال 63 نیز ، روز قبلش به من گفته شد که فردا قرار است در مسجد وکیل شیراز اتفاقی رخ بدهد و از قبل قرار است عده ای در آنجا تجمع کنند .

من بر خلاف همیشه ساعت 10 صبح رفتم مسجد و مشاهده کردم که تمام شبستان پر است . شبستانی که در جمعه های عادی تا ساعت 11 و نیم صبح هم پر نمی شد .

به هر حال جای تاسف دارد . ما اگر این عمل را تقبیح نکنیم ، مطمئن باشید که واقعه ای مشابه سراغ خودمان هم خواهد آمد . به هر حال آن حادثه را آن روز طرفداران حضرت آیت الله منتظری تقبیح نکردند و متاسفانه بار دیگر و به صورتی معکوس تکرار شد .

امیدوارم عقلای قوم به ویژه جناح اصولگرای غالب این عمل را تقبیح کنند ، در غیر این صورت دیر یا زود شاهد تکرار وقایع تاریخی خواهیم بود و یک چنین حادثه ای یا مشابه آن گریبان آنان را نیز خواهد گرفت.

به هر حال یک چنین هتک حرمتی زیبنده یک چنین مراسمی نبود و شما به عنوان یک خبرگزاری شاهدید که بنده در ماه های اخیر هیچ گونه موضعگیری مصداقی نکرده ام و بنای موضع گیری مصداقی هم نداشتم ، اما این حادثه را آن چنان دردناک دانستم که سکوت را جایز ندانسته و موضعگیری را عین صواب و در راستای وظیفه روشنفکری خود دانستم . و لو بلغ ما بلغ .
 


 


قرار است بزودی ۲۶ تن از مجرمان و محکومان به حکم اعدام در زندان قزل حصار کرج اعدام شوند و برای این منظور به قرنطینه منتقل شده‌اند.

به گزارش رهانا، محمد مصطفایی وکیل دادگستری، با بیان این مطلب، ادامه داد: امروز یکی از موکلینم که در زندان قزلحصار کرج محبوس است، خبر داده که بیست و شش نفر از محکومان به اعدام که مجرم به حمل مواد مخدر هستند را جهت اجرای حکم اعدام به قرنطینه برده و قرار است به زودی حکم اعدام این 26 نفر اجرا شود.
مصطفایی می‌گوید: بیش‌تر این محکومان درخواست عفو و بخشودگی داده که مورد موافقت کمیسیون عفو و بخشودگی قرار نگرفته است و مهم‌تر اینکه برخی از آنان برای اولین بار مرتکب جرم شده بود.
وی ادامه می‌دهد: کمیسیون عفو و بخشودگی می تواند به راحتی از جان این عده از محکومان بگذرد و به نظر می رسد مصلحت نیز در این است که حکم هیچ یک از محکومان به اعدام اجرا نشود چرا که لطماتی که اجرای حکم این عده از افراد به کشور وارد می سازد بسیار زیاد است و باعث می‌شود وجهه کشورمان در سطح بین الملل مخدوش شود. از طرفی سابقه و تجربه نشان داده است که اجرای حکم اعدام روش مناسبی برای پیش گیری از وقوع جرم نیست و باید برای کاهش جرم از روش های علمی و جرم‌شناسانه استفاده کرد.
صدور حکم اعدام بسیاری از این محکومان توسط قاضی حسینی رئیس شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی صورت گرفته است.
بر اساس همین گزارش، اسامی برخی از این محکومان عبارت است از محمد جعفری، محمد آذر فام، باقر امینی، سلطان آبادی و محمد مرادی و نادر آذرنوش.
گفتنی است از ابتدای خرداد ماه جاری دست کم ۱۵ تن در زندان‌ها و شهرهای مختلف ایران اعدام شده‌اند. افزایش اجرای حکم اعدام در حالی صورت می‌گیرند که سازمان‌ها و گروه‌های حقوق بشر داخلی و بین‌المللی همواره به دولت ایران برای اجرای احکام اعدام اعتراض داشته‌اند.
ایران با توجه به جمعیتش بعد از چین بیش‌ترین تعداد اعدام‌ها را در میان کشورهای جهان دارا ست.


 


مهدی کروبی با صدور بیانیه ای با محکوم کردن هتک حرمت به نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی خاطر نشان کرد که امروز مروّج و مفسّر خط امام کسانی شده اند که در برابر امام صف بندی کرده بودند و یاور شرکاء در قتل های زنجیره ای بودند و از آن سوی یاران نزدیک امام اجازه سخن گفتن درباره امام را ندارند.

در این بیانیه همچنین آمده است: این جماعت اندک سازمان دهی شده و آموزش دیده حسابشان از خیل عظیم عاشقان امام و دوستداران فرزندان و بستگان ایشان به خصوص شخص حضرتعالی جداست.

کروبی با انتقاد از اینکه امروز یاران امام حق سخن گفتن ندارند، آورده است: تمامی یاران و نزدیکان امام را طلحه ها و زبیرهای زمان قلمداد کرده در حالی که بهتر است حوادث صدر اسلام را از روز ارتحال پیامبر اکرم و مراسم تشییع و تدفین آن حضرت و دادخواهی تنها یادگارش فاطمه زهرا (س) و جلوگیری از ایراد خطبه آن حضرت در مسجد پیغمبرتحلیل شود و شاید بدین نتیجه رسید که حوادث بعدی از جمله تبعید شدن ابوذر غفاری و ماجرای طلحه و زبیر ریشه در آن زوایای انحرافی اولیه دارد.

متن کامل این بیانیه که در اختیار جرس قرار گرفت بدین شرح است

باسمه تعالی

حضرت حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای حاج سید حسن خمینی فرزند برومند یادگار گرانقدر حضرت امام قدّس سّرهما

با عرض سلام و تسلیت مجدد به مناسبت سالگرد ارتحال حضرت امام به حضور جنابعالی و سایر اعضاء بیت شریف امام راحل، حادثه دلخراش روز 14 خرداد و توهین و جسارت به حضرتعالی در جوار مرقد مطهر و در حضور صدها هزار زائر و عزادار که از نقاط دور و نزدیک به منظور عرض تسلیت و ابراز همدردی به حضور اعضاء آن بیت شرافتمند و عزاداری و تجدید عهد با آرمانهای بلند رهبر محبوب و فقید خود به آن مکان مقدس آمده بودند موجب تأسّف و تأثّر شدید و جریحه دار شدن وجدان و احساسات همۀ عاشقان و دلباختگان امام راحل و ازجمله اینجانب گردید.

صبر و شکیبائی برای حضرتعالی و سایر منسوبان امام عزیز در برابر این مظلومیت و بی حرمتی را از خداوند متعال خواستارم و لازم می دانم نکاتی را یادآوری کنم:

1- اینجانب از زمانی که اطّلاع یافتم ادارۀ ستاد برگزاری مراسم سالگرد امسال عملاً بدست بخشی از نیروهای مسلّح افتاده است بشدّت نگران شده و مطمئن بودم این مراسم ختم به خیر نخواهد شد ولی این حد از وقاحت و بیشرمی را تصوّر نمی کردم و لذا چند روز قبل نسبت به حوادث تلخ آن روز هشدار داده بودم.

2- حضرتعالی خوب می دانید که این جماعت اندک سازمان دهی شده و آموزش دیده حسابشان از خیل عظیم عاشقان امام و دوستداران فرزندان و بستگان ایشان به خصوص شخص حضرتعالی جداست.

3- یاران امام راحل هم اکنون، امکان دفاع از خود و سیره امام در هیچ رسانه ای را ندارند ولی در روزنامه ها و سایت هائی که از بیت المال مسلمین اداره می شوند، در تحریف کردن بیانات و سیرۀ امام و نسبت های ناروا و غیر واقعی به آن رهبر فرزانه فرو گذار نکرده و نمی کنند. فراموش نمی کنیم در این روزنامه ها با زشت ترین تعبیر نوۀ امام را به فرزند ناصالح حضرت نوح (ع) تشبیه کردند.

4- چندی است که زحمات جمعی از انسان های دلسوز انقلاب و نظام و صاحب اندیشه و قلم را زیر سؤال می برند و انتظار دارند که مؤسسه در اختیار جمعی انحصار طلب و تنگ نظر قرار گیرد. به حق که پدر شما فرزند و دست پرورده و شاگرد آن حکیم دور اندیش بود که مکرر به اینجانب که مدیریت مجلس سوم را داشتم تأکید می کرد هر چه زودتر قانون مؤسسه نشر تصویب شود که درتأخیر آفت است. مصوبه مذکورازافتخارات مجلس سوم است که در پایان آن دوره از مجلس 41 نفر از نمایندگان رد صلاحیت شدند؛ از جمله نائب رئیس و همسر رئیس جمهور شهید. البته قابل تذکر است دلیل حذف آنها تصویب قانون
مذکور نبود.

5- ای فرزند یادگار امام ! و اعضاء بیت شریف امام راحل! بدانید که مرحوم احمد آقا خمینی زود رفت و رنج، محنت و مظلومیت را برای شما باقی گذاشت، خود را برای تحمّل همه شدائد آماده کنید. چنانچه نیروهای خبیث پشت پرده از تکرار این گستاخی ها پرهیز و خودداری نکنند، جفاها، ستمها و فشارهایی که به مرحوم حاج سید احمد آقا وارد کردند همچنین افراد و اشخاصی که برای تحقیر و توهین به فرزندان آن عزیز سفر کرده وصیت دست کاری شده منتشر می کنند از حوادثی که بر او رفت برای ملت شریف ایران و همچنین آیندگان روشنگری خواهیم کرد ، تا عدم صداقت آنها برای مردم ثابت شده و بیشتربدانند که برای آقایان همه چیز ابزاری است.

6- شما قطعاً اطّلاع دارید که امروز مروّج و مفسّر خط امام کسانی شده اند که در برابر امام صف بندی کرده بودند و یاور شرکاء در قتل های زنجیره ای بودند ! و از آن سوی یاران نزدیک امام اجازه سخن گفتن درباره امام را ندارند !!

7- آری امروز جریانی با تمسّک به جمله ای از امام که در مقام رحمت و رأفت وگذشت و چشم پوشی از لغزشهای گذشته و استفاده از نیروهای کارآمد فرمود که "میزان حال فعلی افراد است" تمامی یاران و نزدیکان امام را طلحه ها و زبیرهای زمان قلمداد کرده در حالی که بهتر است حوادث صدر اسلام را از رو ارتحال پیامبر اکرم و مراسم تشییع و تدفین آن حضرت و دادخواهی تنها یادگارش فاطمه زهرا (س) و جلوگیری از ایراد خطبه آن حضرت در مسجد پیغمبر تحلیل شود و شاید بدین نتیجه رسید که حوادث بعدی از جمله تبعید شدن ابوذر غفاری و ماجرای طلحه و زبیر ریشه در آن زوایای انحرافی اولیه دارد.

و آخر دعوانا انّ الحمدلله ربّ العالمین
مهدی کروبی

 


 


دیوید کاکرافت، دبیر کل فدراسیون جهانی کارگران بخش حمل و نقل، در نامه خود به محمود احمدی نژاد خواستار آن شد که خانواده منصور اسانلو، امکان ملاقات با این فعال کارگری زندانی را داشته باشند و در عین حال، بر لزوم آزادی آقای اسانلو و ابراهیم مددی معاون او تاکید کرد.

پیشتر نیز، فدراسیون جهانی کارگران بخش حمل و نقل در بیانیه ای بشدت از نحوه رفتار مقام های ایرانی با منصور اسانلو انتقاد کرده بود.
به گزارش رادیو فردا، دیوید کاکراف می‌گوید: "ما به طور فعال برای آزادی منصور اسانلو مبارزه می‌کنیم. آقای اسانلو چهره بسیار شناخته شده و محبوبی در اتحادیه های کارگری در جهان به حساب می‌آید و ما به هیچ وجه، اعتقادی به اتهام های وارد شده به او نداریم."
دبیر کل فدراسیون جهانی کارگران بخش حمل و نقل با اشاره به انتقال منصور اسانلو به بند انفرادی در زندان رجایی شهر می افزاید: "آقای اسانلو هیچ اقدامی انجام نداده است که بر اساس آن، چنین رفتاری در مورد او انجام گیرد."
کاکرافت با اشاره به این که در نظر است تا تظاهرات‌های متعدد دیگری در اعتراض به عدم آزادی اسانلو برگزار شود، می‌گوید: "به دنبال سازماندهی تظاهراتی درجهان هستیم که نشان دهیم اعمال حکومت ایران زیر نظر جنبش کارگری در تمام کشورهای جهان قرار دارد و از حکومت ایران می خواهیم که فورا منصور اسانلو را آزاد کند."
دبیرکل فدراسیون جهانی کارگران بخش حمل و نقل درباره خبر تشکلیل پرونده جدید برای اسانلو، که به گفته همسرش دلیل اصلی انتقال وی به بند انفرادی بوده، می گوید: "با توجه به اینکه بیش از نیمی از دوره محکومیت پنج ساله زندان منصور اسانلو سپری شده است و بر اساس قوانین ایران باید آزاد شود."
دیوید کاکرافت اضافه می کند: "کاملا روشن است که رژیم از آزادی منصور اسانلو به خاطر محبوبیتش بین کارگران نگران است و از همین رو تلاش می کند به هر طریق ممکن او را در زندان نگاه دارد."
وی تاکید کرد که منصور اسانلو، سیاستمدار نیست و تنها یک فعال کارگری است و از حق تشکل یابی و حقوق اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران دفاع می کند.
دبیرکل فدراسیون جهانی کارگران بخش حمل و نقل می گوید: "سازمان های بین المللی کارگری قصد شکایت از ایران را دارند" و می افزاید: «ما در مورد رفتار حکومت ایران با فعالان کارگری به شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، سازمان بین المللی کار و همه سازمانهای جهانی شکایت می کنیم. ما به اقدامات خود برای آزادی منصور اسانلو و ابراهیم مددی معاون او همچنان ادامه خواهیم داد."
در همین حال، گای رایدر، دبیرکل کنفدراسیون بین المللی اتحادیه‌های کارگری، در نامه ای به دبیرکل سازمان بین المللی کار، آی ال او، رفتارهای صورت گرفته با منصور اسانلو را "شکنجه" نامید و از نقض حقوق اتحادیه ای در ایران به شدت انتقاد کرد.
رایدر از سازمان بین المللی کار خواست که از مقام های جمهوری اسلامی بخواهد تا حقوق پایه ای اتحادیه ای و نیز حقوق بشر در ایران را اجرا کند.
بازداشت منصور اسانلو در تیر ماه سال ۱۳۸۶ به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و صدور حکم پنج سال زندان علیه او اعتراض های گسترده ای را در ایران و جهان به دنبال داشته است. تظاهرات گسترده‌ای نیز در ده ها کشور جهان از سوی سازمان های بین المللی کارگری وحقوق بشری در همبستگی با اسانلو و سایر فعالان کارگری در ایران برگزار شده است.
فدراسیون جهانی کارگران بخش حمل و نقل در بیانیه خود از تظاهرات اتحادیه کارگران حمل و نقل اندونزی در مقابل سفارت جمهوری اسلامی ایران در جاکارتا در روز هشتم ماه ژوئن خبر داده است.


 


اکبر اجدادی از شهروندان معترض به نتیجه انتخابات به زودی آزاد می شود.

به گزارش خبرنگار کلمه، اجدادی ۲۰ ساله که ششم تیر ماه سال گذشته در محل کارش در سعادت آباد دستگیر شده بود به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به ۲۸ ماه حبس تعزیری محکوم شد و حالا با گذراندن نزدیک به یک سال از محکومیتش در انتظار آزادی از زندان است.

اکبر اجدادی تنها نان آور خانواده بوده است که پس از دستگیری اش خانواده با مشکلات مالی فراوانی روبرو شده اند. خانواده اجدادی در قیام دشت ورامین زندگی می کنند.

چندی پیش نیز مهدیه اجدادی خواهر نوجوان اکبر به مناسبت روز کارگر نامه ای به دادستان نوشت. او در این نامه از دادستان خواست تا برادرش را که تنها نان آور خانواده است آزاد کنند.

 


 


جرس- فاطمه شجاعی: محمد نوری‌زاد در آخرین نامه خود به رهبری، از پنج ماه بازداشت جوانی نخبه و سختی‌های که بر وی رفته است، خبر داد. نوری‌زاد با بیان این که در زندان وزارت اطلاعات و در زندان عمومی، داستان‌هایی از "اسلام اختراعی" دیده‌است، گفت: "امید دارم در یک ملاقات حضوری، همه را یک به یک برای شما باز گویم. اما از باب نمونه، به یکی از مظاهر آن اشاره می‌کنم و از توقف بر این شرم بزرگ، درمی‌گذرم."

وی سپس شرح حال جوانی نوزده‌ساله را می‌نویسد که این روزها با او هم‌بند است: "من این روزها، با جوان نوزده ساله‌ای هم‌نشین و هم‌بند هستم که مجموعه‌ای از خردمندی‌ها و درستی‌ها با اوست. این جوان با همین سن و سال اندک خود، دو فرمول بدیع ریاضی را که از دسترس همه دانشمندان و ریاضی‌دانان جهان دور بوده است، کشف کرده و به اسم خود به ثبت رسانده است. این جوان، با همین سن و سال اندک خود، چهار اختراع غرورآفرین دارد. المپیادی است. برنده جشنواره خوارزمی است. به زبان‌های انگلیسی و ایتالیایی مسلط است."

نوری‌زاد در ادامه می‌نویسد: "این جوان اما به اتهام متداول توهین به رییس‌جمهور و تبلیغ علیه نظام، پنج ماه و نیم است که در زندان است. اتهامی که مردمان جهان، به میزان ارتفاع آن غش‌غش می‌خندند. این جوان، شصت روز در زندان انفرادی بوده و توسط بازجوهای تند و بی‌ادب خود کتک خورده و تهدید شده است."

در ادامه او به گذشته جوان هم‌بندش اشاره کرده و می‌نوسید: "این جوان، همان است که آقای جلال‌الدین فارسی، پدرش را به ضرب گلوله تفنگ شکاری خود کشته است. این جوان، اکنون، هفده سال است که چشم به راه تراوش حق و عدالت، از اسلام اختراعی ما است. اسلامی که آقای جلال‌الدین فارسی قاتل را به پرداخت یک ريال از پول خون پدر او ملزم نکرده است. اسلامی که آقای جلال‌الدین فارسی قاتل را آزاد گذارده، وخود او را که به ابراز نشاط سیاسی‌اش مشغول بوده، به زندان و انفرادی و تحمل ناسزا و ضرب و شتم در انداخته است."

آرمان رضاخانی، دانشجوی مورد اشاره نوری‌زاد، متولد بهمن ۶۹ است. آرمان رضاخانی در ۴۰ روز نخست بازداشت در بازداشتگاه های سپاه از جمله کاخ جوانان و ۲ – الف، تحت شرایط سخت بازجویی و فشار شکنجه مجبور به اعترافات ساختگی و با وعده دروغین آزادی، راهی زندان اوین شد.

رضاخانی دانشجوی رشته مهندسی آی‌تی، برگزیده‌ی دوم جشنواره خوارزمی، نخبه ریاضیات ممتاز کشوری در المپیاد ریاضی، مکتشف قانونی در ریاضی به نام قانون مربعات و مثلثاث رضا خانی و مخترع جوان در زمینه هایی چون سازه های معماری و کمک آموزشی پیکتال است.

طبق اطلاعاتی که خبرگزاری رهانا منتشر کرده، او به زبان های انگلیسی و ایتالیایی تسلط دارد و با زبان های روسی و اکراینی آشنا است. از دیگر موفقیت های رضاخانی حل یکی از مسائل اوپن ریاضیات است که مورد تایید اساتید دانشگاه های مطرح کشور قرار گرفته است. وی هم چنین فعالیت های دیگری در زمینه ی برنامه نویسی و آی تی و ریاضیات نیز دارد.

آرمان در تاریخ ۲۷ آذر ۱۳۸۸ در خیابان میرداماد تهران دستگیر شد و بعد از بازجویی در دی ماه ۸۸ به زندان اوین تحویل داده شد.

همچنین گفتنی است که پدر آرمان، مهرماه سال 71، کشته شد. سوم مهر ماه همان سال، برخی از روزنامه ها از کشته شدن بهمن رضاخانی توسط جلال الدین فارسی خبر دادند. طبق نوشته این روزنامه‌ها، جلال الدین فارسی در هنگام شکار کبک دری در اطراف شهریار، رضاخانی مترجم کتاب "امپریالیسم ژاپن" اثر "فرد هالیدی" را هنگام نزاع در زمین شخصی مقتول، با شلیک گلوله به قتل رسانده بود.

با وجود اینکه تلاش زیادی شد تا این پرونده به جریان نیافتد و موضوع از طریق مصالحه با خانواده مقتول به نحوی ختم شود، اما از یک سو پیگیری و اصرار خانواده رضاخانی و از سوی دیگر سماجت روزنامه سلام، بالاخره قوه قضائیه را که ریاست وقت آن به عهده آیت الله محمد یزدی بود بر آن داشت تا با جدیت بیشتری به این پرونده رسیدگی کند.

به هر روی به رغم اصرار اولیاء دم رضاخانی، مبنی بر صدور حکم قصاص، فارسی از اساس منکر قتل عمد گردید و موضوع قتل هم "شبه عمد اعلام شد و لاجرم وی تنها به پرداخت دیه محکوم شد.

جلال الدین فارسی، نخستین نامزد حزب جمهوری اسلامی در اولین انتخابات ریاست جمهوری ایران و همچنین عضو مجلس خبرگان قانون اساسی، ستاد انقلاب فرهنگی ایران و نماینده دور دوم مجلس شورای اسلامی بود

وی پس از دهمین انتخابات ریاست جمهوری در سال گذشته، مواضع تندی بر علیه میر حسین موسوی و مهدی کروبی گرفت.

 


 


بر خلاف تکذیب مقامات نیروی انتظامی در مورد وجود گشت هایی تحت عنوان «نسبت یاب»، منابع خبری از وجود چنین گشت ها و تایید فعالیت آنان خبر دادند.

به گزارش منابع خبری موثق و شاهدان عینی، روز گذشته(چهاردهم خرداد ماه) بسیاری از جوانانی كه قصد عزیمت به تفریحگاه های اطراف تهران را داشتند، در مبادی و نقاط مختلف متوقف شده و با سوال و جواب نیروهای ویژه مواجه شده و همزمان تعداد زیادی از آنها بازداشت و روانه بازدشتگاه شدند.

یک شاهد عینی در این زمینه خاطرنشان کرد "روز جمعه ترافیك سنگینی در مسیر خروجی‌های تهران به سمت فشم و شمشك ایجاد شده بود و نیروهای ویژه‌ انتظامی(با لباس‌‌هایی خاص)، از عبور خودروهایی كه سرنشینان آن دختران و پسران بودند، جلوگیری كرده و از آنها درباره نسبت ‌شان با یكدیگر استنطاق می کردند و اتومبیل های آنان را نیز توقیف می نمودند."

منبع خبری جرس افزود از سوی دیگر نیروهای ویژه انتظامی نیز، در مورد نحوه پوشش و حجاب سرنشینان خودروها سخت گیری های زیادی کرده و سرنشینان تعداد زیادی از خودروها را، توقف و با ون های مخصوص روانه بازداشتگاه کردند.

همچنین آمده است "استقرار نیروهای پلیس و گشت‌های ویژه در مناطق مختلف تهران(بویژه شمال) در روز تعطیل در شرایطی اتفاق افتاد كه مركز شهر تهران و خیابان های اصلی، در حالت شدیدا پلیسی - امنیتی قرار داشت و نیروهای ویژه در بخش های مركزی شهر مستقر شده بودند."

لازم به ذکر است استقرار نیروهای موسوم به پلیس نسبیت یاب در شرایطی این روزها در خیابان های تهران محرز شده كه برخی مقامات پلیس این موضوع را در حد طنز و جوك ذکر کرده و آن را به طور كلی تكذیب كرده بودند.


 


رای ما کجاست :كمتر از چند روز از روز مادر گذشته است و من به مادران شهداي جنبش سبز مي انديشم و به مادراني كه از صبح تا شب روزهاي اين يك ساله‌ي خود را پشت ديوارهاي بلند اوين، در دادگاه ها و دادستاني منتظر ايستاده اند تا براي ديدار با فرزندشان مجوز بگيرند اما آنچاه نصيب شان شده توهين و تحقير بوده است .اما اين مادارن آهي از نهادشان بلند مي شود و كاري از دستشان بر نمي آيد.

از يك سو بر تقدس نقش مادري در اين جامعه تاكيد مي شود . نويد بهشت را زير پاي مادران مي دهند . اين نويد را هماناني مي دهند كه فرزندان بي گناه مادران را به بند كشيده اند و يا كشته اند . ای کاش حکومت برای مادران دل نگران ایرانی که برای دیدار فرزندانشان روزها جلوی زندان اوین خون گریه می کنند ، حداقل در روز مادر كه خود به آن اعتقاد دارند؛ كاري می کردند. اي كاش در اين روز ملاقات مادران و همسران با عزيزان دربند شان آزاد بود و اي كاش در اين روز حكومت از مادراني كه جان عزيزان شان را گرفته اند، عذرخواهي و دلجويي می کرد. مي دانم اين خواسته از كودتاچيان بسيار زياد و بي جاست !

مي پرسي كدام تقدس مادري؟ آيا به مادران ايراني احترامي گذاشته مي شود؟ در اين يك ساله مادران چه كشيده اند آيا مسئولي پاسخگوي دردهاي اين مادران بوده است؟

مگر مي شود صحنه‌ي گريه هاي مادر سهراب اعرابيٍ، رامين رمضاني، نداآقاسلطان، اشكان سهرابي ، شبنم سهرابي و خيلي هاي ديگر را كه در اذهان حك شده است، پاك كرد؟ و يا مادران محمد داوري،مهدي محموديان ،اميد ياوري، شيوا نظرآهاري، كوهيار گودرزي و بسياري از اسراي سبز را فراموش كرد؟

راستي چطور مي شود كه سه مادر آمريكايي در هتل استقلال فرزندان خود را ملاقات مي كنند و درعوض مادران ايراني تحقير مي شوند؟ وقتي خبر ديدار مادران آمريكايي با فرزندان خود كه به اتهام جاسوسي در زندان هاي ايران هستند، روي سايت‌ها منتشر شد؛ بازتاب هاي فراواني داشت.

بازگويي چند نمونه از اين واكنش ها وضعيت مادران ايراني را به خوبي به تصوير مي كشد. فردي كه نام خود را سبز سبز معرفي مي كند نوشته است:" خوشحالم از اینکه مادرانی ، فرزندان خود را در آغوش گرفتند ولی این عکسها طنز تلخی در خود دارد که آن را مادران و خانواده های زندانی های خودمان بیشتر از هر کسی درک می کنند ."

بهروز هم درباره ديدار مادران امريكايي با فرزندان شان اينگونه واكنش نشان مي دهد:" کاش من هم یک زندانی آمریکايی در بند زندان دوره فعلی بودم. آن وقت در هتل استقلال ، مادرم به دیدنم می‌آمد . بیچاره جوانان سبز ایرانی ، که در کهریزک ، کتک مفصل خوردند؛ به آنها تجاوز شد و تعدادی از عزیزان در زندان به دست زندان بان‌های خودی کشته شدند.مادران ایرانی چه صبری دارند واکنون از مادرهای آمریکایی باید پرسید که اگر آنها کشته شد بودند و یا به آنها تجاوز شده بود چه می ‌کردند ؟ کاش ملاقاتی بین مادران آمریکایی با مادران ایرانی داغدیده بر قرارمی‌شد."

فردي كه خود را خشم معرفي كرده مي نويسد:" این چه عدالتی است؟ فرزندان میهن سبزم نمی توانند مادرانشان را ببینند. حتی دریغ از تماس تلفنی. "

عيسي هم نوشته است:" محسن روح الامینی را هتل استقلال نبرید اما چرا در کهریزک فکش را خورد کردید ؟ سهراب یتیم را به گلوله بستید اما چرا مادرش اینقدر ارزش نداشت که بشنوید چه می گوید ؟ ببینم آنها فرانسوی نبودند که مبادله شان کنید یا انگلیسی نبودند که با کت و شلوار و پسته به سمت خانه بدرقه شان کنید یا آمریکایی نبودند که مادرشان فرصت در آغوش کشیدن فرزندانشان را داشته باشند ؟ در این مملکت گویا جرم اصلی ایرانی بودن است که سهراب و ندا و محسن و کیانوش و مصطفی و ترانه و همه و همه هم جوان بودند و هم مادر داشتند ، با مادران آنها چگونه برخورد کردید ؟

آنها که شهید شدند و جایشان محفوظ است ، از مادر اسرای در بند هم بپرسم ؟"

 


 


هيئت داوري فراكسيون اصولگرايان مجلس علي مطهري را به براي اداي توضيحاتي در خصوص موضع گيري‌هايش در قابل جريان فتنه احضار كرد.

به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري فارس، در پي انتشار يادداشتي از علي مطهري نماينده تهران و عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس در خصوص آخرين تحولات سياسي در بحث سايت‌ها، جمع كثيري از اعضاي فراكسيون نسبت به اين موضوع تذكر دادند.
هيئت داوري فراكسيون اصولگرايان مجلس با توجه به تذكرات متعدد اعضاء صبح امروز علي مطهري را به اين هيئت فراخواند تا درباره مواضع خود در خصوص تحولات پس از انتخابات به خصوص يادداشتي كه روز گذشته از وي درباره سالگرد امام (ره) منتشر شده توضيحاتي ارائه دهد.
اعضاي هيئت داوري از علي مطهري خواستند تا در خصوص دفاع وي از سران فتنه و حمله به معترضان به سران فتنه در مراسم سالگرد ارتحال امام توضيح دهد.
هيئت داوري فراكسيون اصولگرايان مجلس متشكل از 5 نماينده روحاني است كه چنانچه يكي از اعضاي فراكسيون اساسنامه را رعايت نكرده و آن را نقض كند از وي توضيح خواسته و تذكر مي‌دهد و در صورت ضرورت در خصوص عضويت نامبرده در فراكسيون تصميم گيري مي‌كنند.


 


 

میزان: جمعی از فارغ‌التحصیلان دانشگاه یزد با ارسال نامه‌ای خطاب به عماد بهاور با یادآوری کارنامه عماد بهاور در فعالیت‌های دانشجویی این دانشگاه و ویژگی‌های او به تداوم بازداشت او اعتراض کردند.

عماد بهاور، رئیس شاخه جوانان نهضت آزادی ایران و عضو هسته مرکزی پویش موج سوم، بیش از 80 روز است که در سلول‌های انفرادی و بندهای عمومی زندان اوین در بازداشت موقت به سر می‌برد.

متن کامل این نامه بدین شرح است:

 

به نام خدای مهربان

عماد عزیز

ماه‌هاست که می‌خواهیم از تو بنویسیم و بگوییم که تو را از کجا و چگونه می‌شناسیم، ولی فضای متلاطم ایجاد شده در جامعه و زندگی هر یک از ما که طبیعتا برای هر کدام‌مان در حد وسع خود وظیفه‌ای ایجاد کرده است امانمان نمی‌داد که بنویسیم و مهم‌تر از آن تصمیم به نوشتن در مورد کسی بود که از او گفتن و نوشتن کار ساده‌ای نیست. مگر قلم و کاغذ مجال آن را دارد که آنچه شایسته توست نقش ببندد که این را تو خود با نوشته‌هایت همواره نشان داده‌ای. هر کدام از ما آنقدر خاطره‌ها و سخنان ارزشمند از دوران با تو بودن و در کنار تو آموختن را به یاد داشتیم که هر زمان که اینها همه می‌خواست تا کنار هم قرار بگیرد، آن‌قدر سخن‌ها و لحظات ارزشمند و تاثیرگذار برایمان زیاد بود که حیفمان می‌آمد از آن‌ها بگذریم و صد البته که قلم مجال این را نمی‌داد که این خاطرات بر صفحه کاغذ نقش ببندد. ولی دیگر طاقت تمام شد، چنان کردند که نمی‌شد با تمام این حرف‌ها سکوت پیشه کرد. بر آن شدیم تا گریزی هر چند کوتاه و گذرا بر دوران دانشگاه یزد و عماد بهاور آن دوران بزنیم.

از کجا باید آغاز نمود که با تو بودن را آغازی نیست و در کجا به پایان خواهیم برد که با تو بودن تمام نشدنی‌ست و تو ماندگاری برای همیشه. هرچند آنان که عماد را می‌شناسند، می‌دانند که هر جمله که از عماد گفته می‌شود کتابی پشتوانه دارد از تجربه و خاطرات حضور عماد در موقعیت‌ها و شرایط مختلف، ولی چه باید کرد که قلم نمی‌تواند در حق امثال تو حق مطلب را ادا کند. آنچه از زبان افرادی که مدتی افتخار همراهی با عماد را داشته‌اند گفته می‌شود همه و همه قطره‌ای از دریای بیکران خصوصیت‌ها و ابعاد شخصیتی عماد بهاور است.

عماد بهاور دانشجوی رشته مهندسی صنایع ورودی سال 76 داشنگاه یزد عنوان دانشجویی عماد است، اولین عنوانی که از عماد در شهر یزد وجود داشته و البته که آخرین عنوانی که در ذهن ما نقش می‌بست. هر که عماد را در یزد می‌شناخت، این عنوان آخرین عنوانی بود که از او گفته می‌شد. آنقدر شخصیت و جایگاه و فعالیت عماد گسترده بود و جنبه‌های مختلف داشت که مجال به دانشجو بودن او نمی‌رسید.

عماد بهاور، فعال سیاسی، عماد بهاور، دبیر کانون فیلم دانشگاه یزد، عماد بهاور عضو شاخه جوانان نهضت آزادی (که البته به قول مسعود برجیان عزیز به خاطر مصلحت‌اندیشی عماد در آن زمان و این‌که کمترین هزینه متوجه فعالان دانشجویی و سیاسی که با عماد همکاری داشتند شود این عضویت را پنهان نگاه می‌داشت والبته عضویت در نهضت آزادی را افتخار می‌دانست)، قلم زیبا و پر از محتوای عماد بهاور و ده‌ها عنوان دیگر که عماد را متمایز می‌نمود از بسیاری از ما که شاید آمده بودیم تا دانشجو شویم، دوران دانشجویی را بگذرانیم و با مدرک کارشناسی دانشگاه یزد را ترک کنیم و دانشجو بودن تنها و تنها عنوان ما باشد برای 4 سال تحصیل در یزد.

قلم زیبای عماد بهاور که از همان سال اول دانشگاه می‌نوشت و به خاطر داریم همه، که چه زیبا می‌نوشت و بعدها در نشریه پیام سروش انجمن دانشجویان پیرو خط امام نیز به نوشتن ادامه داد که چندین بار به همراه برخی دیگر از دوستان از قبیل مهدی فولادگر و متین غفاریان و دیگران چندین‌بار برنده جوایز مختلفی در جشنواره های مختلف کشور شد و نشریه پیام سروش به قلم این عزیزان بهترین نشریه دانشجویی کشور شناخته شد. بعدها هم مطالب این عزیزان و خصوصا عماد بهاور در روزنامه شرق جایگاه ارزشمند خود را پیدا کرده بود. البته می‌دانیم که بسیاری مقالات عماد را در آن زمان خوانده‌اند ولی بدون توجه به نام نویسنده آن که تصور نداشتند نویسنده آن زمان شرق این‌قدر سرافراز و شجاع باشد و چنین سرنوشت پرافتخاری را برای خود رقم بزند. آن‌ها که خوانده‌اند نوشته‌های عماد را می‌دانند که چه متفکرانه، واقع‌بینانه و بدور از شور و هیجانات کاذب دست به قلم می‌برد و چه صادقانه و مدبرانه.

صادقانه باید گفت، اگر کسی سعادت آشنایی با عماد بهاور را نداشته، هرگز نخواهد دانست که اینان که از او می گویند و می نویسند چه می‌گویند. اما نوشته‌های زیبا و پر محتوای او چکیده‌ای از شخصیت متفکر، خردمندانه، منطقی و آرامش‌بخش اوست.

شاید بتوان شخصیت عماد را به یک اجتماع تشبیه نمود که این بدلیل شخصیت چندبعدی عماد است که خود را محدود به تفکر و یا بعد خاصی از جامعه نمی‌داند. شخصیت عماد بهاور همچون یک جامعه است که دارای ابعاد مختلفی می‌تواند باشد، بعد فرهنگی، هنری، اجتماعی، سایسی و اقتصادی. شاید اغلب آن‌ها که عماد را دورادور می‌شناسند و یا نام او را شنیده‌اند تنها بعد سیاسی او را در ذهن دارند ولی همدوره‌ای‌های عماد در دانشگاه یزد آن دوران را هرگز فراموش نکرده‌اند که عماد بهاور یکی از فعالان در زمینه راه‌اندازی کانون های فرهنگی و هنری و خصوصا کانون فیلم داشنگاه یزد که به‌واقع یکی از موفق‌ترین و جامع‌ترین کانون‌های فرهنگی و هنری دانشجویی کشور محسوب می‌شد، بود و چه زحماتی که برای راه‌اندازی کانون‌های فرهنگی نکشید. خوب به‌خاطر داریم زحمات شبانه‌روزی عماد را در فعالیت‌های شورای صنفی دانشکده‌ها که چگونه با همراهی و همکاری افراد مختلفی همچون عماد توانستند جایگاه خود را در فضای دانشگاهی و از بعد حقوقی در بین مسوولین دانشگاه پیدا کنند.

اشراف عماد به مسایل فرهنگی و اجتماعی روز و اطلاع کامل او از شرایط اقتصادی و سیاسی جامعه حکایت از مطالعه گسترده و عمیق او در مسایل روز داشت که وجه تمایز عماد بود در تمام مباحث و جلسات خصوصی و عمومی که در فضای آن روزهای داشنگاه برگزار می‌شد. اطلاع او در زمینه‌های مختلف و پیشینه مطالعاتی او نشان از پشتوانه غنی از دانش و اطلاعات او داشت که او را از دیگران متامایز می‌نمود. در اغلب مباحث هنری، فرهنگی و اقتصادی و صد البته سیاسی حرف‌های زیادی برای گفتن داشت که برای بسیاری از شنوندگان جذابیت و تازگی داشت.

یادمان می‌آید که عماد را مردی برای تمام فصول لقب داده بودیم و همه ما آینده‌ای درخشان و زیبا برای او متصور بودیم که البته همین‌گونه هم شد. همه ما که عماد را می‌شناسیم شاید بی اغراق لحظه‌شماری می‌کنیم برای روزی که عماد را در جایگاهی ببینیم که ظرفیت‌های شخصیتی او بتواند برای جامعه ما در ابعادی وسیع‌تر نتیجه‌بخش باشد.

بعد مدیریتی عماد که دیگر رای آنان که او را می‌شناسند و با او در فعالیت‌های مختلف همراه و یا همکار بوده‌اند نیازی به یادآوری ندارد، که برای هر که عماد را می‌شناسد کار مشکلی نیست تا به خاطر آورد لحظاتی را که عماد مدیریت امری را بدست گرفته باشد و چه زیبا و با درایت و صبر و حوصله موضوع را به سرمنزل مقصود رسانده باشد.

عماد مدرک کارشناسی خود را در رشته مهندسی صنایع گرفت و دروس مدیریتی را در دوران تحصیل خود گذارند ولی صادقانه باید گفت که بعد مدیریتی عماد خصوصا توان بالای او در مدیریت مسایل در شرایط بحرانی بخشی بود که به پشتوانه فکری، مطالعاتی، تجربی و شخسیتی او باز می‌گشت که عماد آن‌قدر در دانشگاه فعال بود که بعید می‌دانیم که مجال حضور کامل را در کلاس‌های درس یافته باشد.

دوستانی که در سالهای 76 تا 85 در دانشگاه یزد مسغول به تحصیل بوده‌اند به خاطر دارند که فضای داشنگاه یزد در آن سال‌های اول به چه اندازه ملتهب، پر از هیجان و تکاپو، تغییرات و تنش بود. همه چیز در حال تغییر بود و این تغییرات نیازمند هزینه‌های زیادی بود تا به نتیجه برسد.

فضایی بسیار بسته و محدود که بسیاری از مسایلی که تا به آن روز در اغلب دانشگاه‌ها حل شده و یا در حال تغییر بود، هنوز در آن فضا نتوانسته بود عمومیت پیدا کند و به عنوان واقعیتی که جزوی از تغییر شرایط و فضا بود، جایگاه خود را بیابد. دوستانی که در آن سال‌ها در دانشگاه یزد بودند فرآیند تغییرات و تبدیل فضای سنگین و بسته دانشگاه و حتی شهر یزد را به فضایی فرهنگی و هنری با داشتن آزادی‌های حداقلی که در همه جا عمومیت یافته بود، خوب بخاطر دارند. این تغییرات البته نه فقط در زمینه‌های فرهنگی و هنری که در گستره‌ای فراتر شکل گرفت.

خوب بخاطر دایم که چگونه دانشگاهی که صرفا جامعه اسلامی دانشجویان، بسیج دانشجویی و انجمن اسلامی دانشجویان (که البته آن هم متعلق به تفکرات خاصی بوده و در اغلب موارد مواضعی شدیدتر و بسته‌تر از جامعه اسلامی و بسیج داشت) مجموع فضای دانشجویی آن را در اختیار داشت، در این سال‌ها متحول شد و با گذراندن سختی‌ها و دوران التهاب و اتهامات و کمیته‌های انضباطی و دادگاه‌های انقلاب و کفن‌پوشی برخی حامیان تفکرات خاص و سنگ‌اندازی‌های دیگر نهایتا در سال‌های 80 توانست شورای صنفی تمام دانشکده‌ها که هر کدام برای خود حرفی برای گفتن داشتند، بیش از 15 کانون فرهنگی و هنری که در زمینه‌های مختلف از قبیل فیلم، موسیقی، تئاتر، شعر و ادبیات، صنایع دستی و برگزاری کلاس‌های آموزشی مختلف و همایش‌های مختلف و عناوین دیگر فرهنگی و هنری فعالیت‌های بسیار ارزشمندی داشته و خصوصا دو تشکل دانشجویی انجمن دانشجویان پیرو خط امام که در زمان خود یکی از فعال‌ترین تشکل‌های دانشجویی اطلاح‌طلب در دانشگاه‌های کشور شناخته می‌شد و انجمن توسعه اسلام که دیگر تشکل اصلاح‌طلب دانشگاه یزد محسوب می‌شد را در فضای دانشجویی خود داشته باشد. این مجموعه‌ها در کنار هم توانستند در فضای دانشگاه و شهر تاثیرگذار باشند و هدایت فعالیت‌های صنفی، دانشجویی و هنری را در دست گیرند و قدرتی باشند که مسوولین دانشگاه را وادارند که در مقابل خواسته‌های به‌حق دانشجویان سر تعظیم فرود آورند و همواره بترسند از روزی که این مجموعه‌ها متحد باشند و در کنار هم.

اینها همه گفته شد تا دوستان فارغ‌التحصیل دانشگاه یزد به‌ یاد بیاورند که چه گذشته است بر آن فضا و مطمئنا کسی نیست که نقش عماد بهاور را در هر کدام از این تغییرات و تحولات ندیده باشد و بیاد نیاورد.

اینها همه نشان از شخصیت توانا و ذوابعاد عماد بهاور بود که باعث می‌شد در هر زمینه‌ای ایده و راه حلی داشته باشد و بتواند در بسیاری زمینه‌ها تاثیرگذاری قابل توجه و مثبتی را داشته باشد.

شخصیت و جایگاه عماد از بعد سیاسی هم که قدر مسلم بر هیچ‌یک از دوستانش پوشیده نیست. درایت و سیاست عماد در بعد عملی و دانش سیاسی عماد در بعد مطالعاتی و تحلیلی از ویژگی‌های برجسته و ستودنی شخصیت عماد بهاور به‌شمار می‌رفت که باعث می‌شد تا جلسات ایدئولوژیک و تحلیلی که با حضور عماد برگزار می‌شد، فضا و رنگ و بوی جذاب‌تر و پربارتری داشته باشد.

فعالیت و نقش عماد در عرصه فعالیت‌های سیاسی دانشجویی که آن زمان‌ها رنگ و بوی خاصی به‌خود گرفته بود و فضای مناسب‌تر و ایمن‌تری نسبت به شرایط کنونی داشت، مثال‌زدنی است و بی‌شک تمام آنان که در آن دوران گذری بر هر کدام از تشکل‌های سیاسی دانشجویی داشته‌اند نام عماد بهاور را شنیده‌اند و آشنایی حداقلی از جایگاه و شخصیت و تفرکات عماد دارند، حال چه آنان که با تشکل‌های اصلاح‌طلب همکاری داشته‌اند که نقش عماد در ایجاد این تشکل‌ها و شکل‌گیری و راهنمایی آن‌ها و حضور فعال عماد در برنامه‌های این مجموعه‌ها را به‌ یاد دارند و چه آنان که با مجموعه‌های فعال غیراصلاح‌طلب و انحصارطلب همکاری داشته‌اند که قطعا عماد بهاور به عنوان شخصیتی چالش‌انگیز برای این مجموعه‌ها از بعد مباحث ایدئولوژیکی و حرکت‌های صنفی به‌شمار می‌رفت.

هرگز یادمان نخواهد رفت که همان زمان هم انحصار‌طلب‌ها چگونه تمام سعی و تلاش خود را بکار بردند تا عماد را از تحصیل، از ورود به دانشگاه و حتی حضور در شهر یزد محروم کنند تا شاید بتوانند کمی احساس آرامش در فضای آن زمان داشته باشند و دور بودن عماد از آن فضا برایشان مایه تسلی خاطر شود که توانسته‌اند جبران آنچه عماد با منطق، دانش و سخنان مدبرانه و فعالیت‌های متین و قانونی خویش بر سرشان آورده بود را نمایند.

آن‌ها که عماد را می‌شناسند یا مقالات ارزشمند و پربار او را خوانده‌اند می‌دانند که این همه از عماد گفتن نه اغراق در مورد او که ادای دینی بسیار اندک نسبت به دوستی با چنین شخصیتی است.

امروز عماد بهاور دانشگاه یزد، عماد بهاور انجمن پیرو خط امام، عماد بهاور کانون فیلم، عماد بهاور فعال دانشجویی سال های 76 تا 85 و عماد بهاور فعال سیاسی امروز و عماد بهاور رئیس شاخه جوانان نهضت آزادی هفته‌هاست که در بازداشت موقت به‌سر می‌برد به جرمی که نه خود می‌داند و نه آنان که او را دستگیر کرده‌اند.

به‌راستی اینان که بازجویی می‌کنند چه می‌دانند از عماد؟ چقدر عماد را می‌شناسند؟ حالا دیگر باید بعد از چند هفته متانت و قانون‌گرایی و ادب و اخلاق و دیانت او را شناخته باشند. آیا به‌راستی شرمشان نمی‌آید وقتی می‌فهمند که چه کسانی را بازجویی می‌کنند؟ آیا پاداش اینان که عاشقانه و دلسوزانه برای وطن خویش همت گمارده‌اند و به‌دور از هر تعصب و تخریبی سعی دارند کشور عزیزمان ایران را در جهان به سرفرازی و پیشرفت برسانند این است؟

این آزادمردان راه مقدسی را برگزیده‌اند که بسیاری از ما شجاعت انتخاب این راه را نداشته و حاضر به گذشتن از بسیاری از موقعیت‌ها و امکانات و شرایط نیستیم تا افتخار این را داشته باشیم که هر آنچه داریم در طبق اخلاص برای پایداری و سربلندی کشور عزیزمان بگذاریم. اینان همواره باید برای ما و آینده‌گان ما سرمشقی باشند از فداکاری و معنویت.

روزگاری کشور عزیزمان مورد تهاجم دشمن خارجی بود که همت‌ها و باکری‌ها آنچنان خالصانه و صادقانه به دنیایی پشت کردند برای آخرتشان و البته وطنشان و حال این عمادها، مصطفی‌ها، بهزادها، محمدرضاها، محسن‌ها و بسیاری دیگرند که همت زمانند، باکری زمانند در مقابل دشمنانی بسیار خطرناک‌تر و ظالم‌تر که نه دشمن یک کشور و یک ملت که دشمن اسلام، انسانیت و آزادی هستند و این همت‌ها و باکری‌های زمان هستند که با ابزاری دیگر در مقابل این دشمنان ایستاده‌اند و با پایداری و مقاومت خود به ما نیز خواهند آموخت راه ایستادگی را، تا همه با هم همت گماریم برای بازپس‌گیری ایرانمان و بازپس گیری نظامی که در سال 57 توسط این ملت و با فداکاری و از جان گذشتگی همین مردم برای رسیدن به ایرانی آزاد در سایه اسلام و جمهوریت به پیروزی رسید.

عماد عزیز، پایداری و استقامتت را می‌ستاییم و با تمام وجود بر این باوریم که روزگاران سبز فرا خواهد رسید و تو را به عنوان عضوی ارزشمند از جنبش سبز ملت ایران ارج خواهیم نهاد و لحظه‌شماری می‌کنیم برای لحظه‌ای که جامعه ما ظرفیت و لیاقت استفاده از وجود مدیر و مدبری ارزشمند چون تو را داشته باشد.

به امید رسیدن آن روز

همه ما تو را چشم در راهیم.

سبز می‌مانیم و بی‌شماریم

 

جمعی از دانش‌آموختگان دانشگاه یزد


 


دانشجویان سبز دانشگاه آزاد لاهیجان با صدور بیانیه ای از هم میهنان در سراسر کشور درخواست کرده اند تا در سالروز انتخابات ریاست جمهوری اعتراض گسترده خود را به حاکمیت کودتا نشان دهند.

 

به گزارش دانشجونیوز، این دانشجویان در بخشی از فراخوان خویش آورده اند:" اکنون با افتخار اعلام میکنیم جنبش سبزی که با امید وارد عرصه شد هنوز بیدار است و تا گرفتن حق کامل خود دست از تلاش بر نخواهد داشت, چون این جنبش در دلهای ما نقش بسته و تا وقتی زنده ایم امیدوارانه برای رسیدن به اهدافمان تلاش میکنیم".

متن کامل بیانیه به شرح زیر است:

به نام خداوندی که جز مهربانی چیزی نیست

از طرف جمعی از دانشجویان سبز دانشگاه آزاد لاهیجان سخن دل را با هم میهنان عزیز مطرح میکنیم...

یک سال گذشت, در حالی که سال پیش در چنین زمانی با شادی فراوانی سعی داشتیم تا با دستان سبزمان کشور عزیز و پر افتخار ایران را بار دیگر از نو بسازیم, اینبار نسل جدیدی قدم در در راه جدیدی گذاشت, با تمام نا امیدی هایی که داشتیم ولی باز امیدوار بودیم ایران ما آباد میشود, آزاد میشود.. با افکاری مختلف گرد هم آمدیم و به یک هدف واحد رسیدیم با حضور خود در انتخابات نشان دادیم که ما بیشماریم و ما میخواهیم ایران را دوباره ایران ببینیم, اما...

آن روزها برای ما فراموش نشدنیست, بهت و حیرت بعد از اعلام نتایج, در حالی که تمام نظرسنجی های قبل از انتخابات چیز دیگری میگفت, رای دیگری از صندوق بیرون آمد.. باز دلسرد نشدیم, به امید پس گرفتن رای هایمان میدان را ترک نکردیم, انکار کردند, باور نکردیم... با سکوت میلیون ها نفر در کنار هم به خیابانها آمدیم تا حقمان را بگیریم, سکوت ما را با باتوم پاسخ دادند و اصرار ما به ادامه تظاهرات را با کشتار...

اگر نخست برای پس گرفتن رای خود مقابل زور ایستادیم, بعد از اتفاقاتی که با چشم خود دیدیم و با گوش خود شنیدیم مسئولیت سنگین تری را به دوش خود میکنیم, برادران و خواهرانمان جان خود را فدا کردند چون کشورشان را دوست داشتند.

اکنون با افتخار اعلام میکنیم جنبش سبزی که با امید وارد عرصه شد هنوز بیدار است و تا گرفتن حق کامل خود دست از تلاش بر نخواهد داشت, چون این جنبش در دلهای ما نقش بسته و تا وقتی زنده ایم امیدوارانه برای رسیدن به اهدافمان تلاش میکنیم.

از همه دانشجویان سبز و هموطنان عزیز درخواست میکنیم که روز 22 خرداد امسال را مثل سال پیش سبز کنید تا نشان دهیم جنبش سبز هنوز بیدار و امیدوار است و به طرفداری از نمایندگانمان همچنان خواهان حق خود هستیم و تا گرفتن حقمان کنار نمیکشیم..

به امید دیدار, وعده ما 22 خرداد, سراسر ایران

 


 


برخی از اعضای خانواده اعدام شدگان ۱۹ ارديبهشت روز چهارشنبه مورخ ۱۲ خرداد ماه با استاندار کردستان برای تحويل پيکر اجساد قربانيان ملاقات کردند.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، مادر فرزاد کمانگر معلم اعدام شده به همراه خواهر فرهاد وکيلی و مادر و خواهر علی حيدريان ساعت ۱۰ صبح روز چهارشنبه ۱۲ خرداد ماه در يکی از اتاق های ساختمان استانداری با اسماعيل نجار استاندار کردستان ملاقات کردند.

در اين ملاقات خانواده اعدام شدگان خواهان مشخص شدن چگونگی تحويل پيکر اعداميان شدند و استاندار کردستان در پاسخ به ايشان اعلام کرد " اعدام شدگان در محلی که هم اکنون به دليل شرايط امنيتی قادر به افشای آن نيستيم دفن شده اند و پس از گذشت زمان و مساعد بودن اوضاع مسئولين مربوطه محل دفن ايشان را به شما اطلاع خواهيم داد."

هم چنين در پی اعلام طلب بخشش اعدام شدگان در آخرت از سوی استاندار، خانواده اعدام شدگان به وی معترض شدند و استاندار کردستان پس از مشاجره لفظی با خانواده ها اتاق ملاقات را ترک کرد.

در پی اين ملاقات، نيروهای اطلاعاتی و امنيتی با ساير اعضای خانواده از جمله برادر علی حيدريان و فرهاد وکيلی تماس گرفته و آنها را تهديد کردند در صورت تکرار اين ملاقات ها آنها را بازداشت خواهد نمود.


 


به گزارش رسيده به سايت دانشجويان سوسياليست پژمان رحيمی از فعالين کارگری خوزستان و دبير انجمن فرهنگی هنری سايه در اهواز در دادگاه عمومی اهواز در تاريخ۲۸/۱/۱۳۸۹ به اتهام اخلال در نظم به يک سال حبس و ۴۰ ضربه شلاق محکوم شده است و رای دادگاه در تاريخ ۱۰/۳/۱۳۸۹ به وی ابلاغ شده است.

قبل از اين نيز وی به اتهام اجتماع و تبانی عليه جمهوری اسلامی و همچنين به اتهام تحريک کارگران هفت تپه و کارگران لوله سازی اهواز به ۵سال حبس محکوم شده بود و همچنين به دنبال ارائه ی يک سمينار علمی در دانشگاه اهواز به يک سال حبس محکوم شده بود.

از اين رو اين فعال کارگری تا کنون به ۷سال حبس به اضافه ی ۴۰ ضربه شلاق محکوم شده است.

 


 


کميته گزارشگران حقوق بشر - بنا بر اخبار رسيده صبح روز گذشته، جمعه ۱۴ خرداد ۱۳۸۸، حامد روحی نژاد، زندانی سياسی اندرزگاه شماره ۸، در پی تشديد بيماری اسکلروز چندگانه ( ام. اس.) دچار حمله شده و وضعيت جسمانی وی رو به وخامت نهاده، به شکلی که بينايی چشم راست نام برده به شدت کاهش يافته است.

به دليل وضعيت وخيم جسمانی روحی نژاد، انتقال او به بهداری موثر نبوده و مسوولان زندان نيز وی را از ملاقات با پزشک متخصص محروم کرده اند.

حامد روحی نژاد از ۱۴ ارديبهشت سال ۸۸ در زندان اوين به سر می برد. او پس از حدود ۴ ماه از زمان بازداشت، در دومين دادگاه مربوط به درگيری های اخير، توسط قاضی صلواتی به اتهامات مختلفی از جمله تلاش برای بمب گذاری مسجد نبوت و حسينيه ارشاد در روز انتخابات و انقلاب مخملی با استفاده از مسائل پس از انتخابات متهم و به اعدام محکوم شد.

لازم به ذکر است که اين حکم در دادگاه تجديد نظر به ده سال زندان تعزيری کاهش پيدا کرد.

 


 


درگذشت آیت الله توسلی در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام و در حین سخنرانی اعتراضی خود، یكی از اتفاقات نادر در تاریخ انقلاب به شمار می‌رود.
در خصوص اینکه آیت‌الله توسلی از شدت عصبانیت و ناراحتی از اهانت‌های یک سایت طرفدار دولت احمدی‌نژاد به بیت امام دچار عارضه قلبی شد با اظهارات آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام تایید شد . آیت الله هاشمی رفسنجانی در سخنانی به شرح آن رویداد پرداخت و تایید کرد که آیت‌الله توسلی در اثر شدت تاثر از این جریان، ‌دچار حمله قلبی شده و نطق ایشان در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام ناتمام ماند.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، متن زیر ، متن کامل نطق ناتمام ایشان در جلسه شنبه 26 بهمن‌ماه 1386 مجمع تشخیص مصلحت نظام است كه عینا از نوار پیاده شده است:

آقای توسلی : ایستادند در مقابل دشمنان خارجی كه این چنین به انقلاب اسلامی وفادار هستند و حضرت امام(ره) كه فرمودند: «جانم فدای تك تك این ملت.» امام(ره) این ملت را شناخت و با عرض تسلیت به پیشگاه مقام معظم رهبری و ملت عزیز لبنان و حزب الله ، در رابطه با شهادت عماد مغنیه و با تاسف از اینكه در ایام دهه فجر(كه از روز ورود حضرت امام (ره) تا 22 بهمن، روز خوشحالی ملت ایران و همه به یاد امام (ره) بودند.) جای تاسف است كه در چنین ایامی به بیت رفیع حضرت امام (ره) آن طور اهانتها و تهمت‌ها و دروغ پردازیهایی شد كه حتی رادیوهای بیگانه همه كلمات این سایت را نقل كردند. همانطور كه حضرتعالی فرمودید ما نمی‌دانیم كه چه كسی هست. اما متوجه می‌شویم كه یك دستی در كار است كه بیت امام (ره) و شخصیت‌های مبارز اسلام را كه به انقلاب دلبستگی داشتند، آنها را از صحنه خارج كنند.

آقای حاج حسن آقای خمینی، دو تا مطلب ذكر كرد. كه حالا منشاء آن هم، من یك خوابی كه ایشان دیده بودند بگویم حدود دو ماه قبل، بعضی از بزرگان اطلاع دارند، ایشان گفتند كه من خواب دیدم امام(ره) به من فرمودند كه: «حسن من را دارند از این خانه بیرون می‌كنند» گفتم آقا چه كسی شما را از این خانه بیرون می‌كند. باز خواب دیدم دوباره كه امام(ره) فرمودند: «حسن من را دارند از این خانه بیرون می‌كنند.» تا سه مرتبه من این خواب را دیدم. البته من نمی‌گویم كه خواب حجت است، اما گاهی خوابهایی است كه انسان از آنها چیزهایی را متوجه می‌شود. من در كلمات حضرت امام(ره) مطالعه كردم و دیدم كه این پیش بینی را خود امام(ره) كرده است:« در تاریخ 23 آبان 61، اینجانب هیچگاه میل نداشتم و ندارم كه درباره نزدیكان خود سخنی بگویم یا دفاعی كنم. لكن علاوه بر آنكه در پیشگاه مقدس حق (جل و علا) مقصر و مجرم هستم و از درگاه متعالش امید عفو و بخشش دارم و تمام سرمایه ام اعتراف به تقصیر و عذر از آن است. و در نزد مسلمان و ملت عزیز نیز اعتراف به قصور، تقصیر و از آنان امید عفو و طلب آمرزش دارم. اما در پیش گروههایی و اشخاصی گناهانی نابخشودنی دارم. و احتمال قوی می‌دهم كه پس از من برای انتقام جویی از من به بعضی نزدیكان و دوستانم تهمت ها كه من آنها را ناروا می‌دانم بزنند. و به آتشی كه باید مرا بسوزانند، آنان را بسوزانند. و احیانا به صورت دفاع از من، انتقام مرا از آنها بگیرند.» این نامه‌ای است مفصل از امام(ره).

آقای هاشمی(رئیس) : این نامه كجا است؟ آیا این نامه چاپ شده؟

آقای توسلی : بله، عین نامه هست. البته این نامه مفصل است و من قسمتی از آن را خواندم.

آقای هاشمی(رئیس) : این در صحیفه نور و اینها هم هست؟

آقای توسلی : در صحیفه امام (ره) هست، و در وعده دیدار امام (ره) هست. این نامه در وعده دیدار امام (ره) هست و این نامه ای است.

آقای صانعی : در دو سه جا هست.

آقای توسلی : این نامه در دو، سه جا هست. شما ببینید آقای حاج حسن آقا یك مسئولیتش نگهداری ... ، موسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) مربوط به ایشان است. و اگر او نخواهد، امام(ره) را حفظ كند و كلمات امام(ره) را نگهداری كند، خوب چه كسی باید بكند؟ حاج حسن آقا یك كسی است كه هم تولیت آستانه حرم امام(ره) را دارد و هم مسئول موسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) است. خوب وقتی كه نگاه می‌كند و می‌بیند كه كلمات امام(ره) دارد طور دیگری معنا می‌شود.

این وصیت نامه امام(ره) است در بند (ل) وصیت نامه: وصیت برادرانه من در این آخرین قدمهای آخرین عمر بر قوای مسلح به طور عموم، آن است كه: ای عزیزان كه به اسلام عشق می‌ورزید، بیدار باشید و هوشیار. وصیت اكید من به قوای مسلح آن است كه از مقررات نظام، عدم دخول در احزاب و گروهها و جبهه‌ها است، به آن عمل نمایید و قوای مسلح، چه نظامی و انتظامی و پاسدار و بسیج و غیر اینها، درهیچ حزب و گروهی وارد نشده و خود را از بازیهای سیاسی دور نگه دارند. در این صورت می‌توانند قدرت نظام خود را حفظ كنند.»
امام(ره) در آنجا می‌فرمایند: به عنوان دفاع از من، ارزشهای انقلاب امام(ره) فقط به روضه خوانی و سینه زنی و اینها نیست. ارزشهای انقلاب امام(ره) به آن چیزهایی است كه امام(ره) از آنها خون دل می‌خورد. شما ببینید منشور روحانیت امام(ره) در سال 67 است. می‌فرمایند كه در 15 خرداد 42، مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود كه اگر اینها بود مقابله را آسان می نمود. بلكه علاوه بر آن گلوله حیله مقدس نمایی، تحجر بود، گلوله زخم زبان و نفاق و دورویی كه هزار بار بیشتر از باروت و سرب، جگر و جان را می‌سوخت و می‌درید. عده‌ای مقدس نمای واپس‌گرا، همه چیز را حرام می‌دانستند. خون دلی كه پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است، هرگز از فشارها و سختی‌ها دیگران نخورده است.
امام(ره) آمد ارزشهای انقلاب را كه بگوید تهمت نزنید، دروغ نگویید، ریا نكنید. من یك روز داشتم می‌رفتم در اتفاق، دیدم كه مرحوم حاج احمد آقا، با یكی از دوستان دارند صحبت می‌كنند و به ایشان می‌گویند كه امروز خدمت امام(ره) نروید ایشان هر روز خدمت امام(ره) می‌رفتند. ایشان گفتند: كه برای چه؟ حاج احمد آقا فرمودند: آیا شما در جایی صحبتی كردید؟ ایشان گفت:‌ بله، فرمودند كه امام(ره) صحبت‌های شما را گوش كرده، شما در صحبت‌هایتان ظاهرا یك چیزهایی گفتید كه مثلا گفتید امام(ره) خدمت امام زمان(عج) می‌رسد. فریاد امام(ره) بلند شد كه:« این نسبتها چه هست كه به من می‌دهند. من هم خودم یك فرد عادی هستم. چرا این حرفها را به من نسبت می‌دهند. این حرفها چه هست كه نسبت به من می‌زنند.» شما خودتان در خاطرتان هست.

آقای هاشمی(رئیس) : این مسئله چه بود؟ آیا این مسئله سری است.

آقای توسلی : حالا نام ایشان را من چرا ببرم. اگر خواستید من به طور خصوصی به شما می‌گویم.

آقای هاشمی(رئیس) : حالا در مجمع كه، در حضور آقایان ایرادی ندارد.

آقای توسلی : عرض شود كه آن چیزی كه شما خودتان می‌دانید، آن سه نفری كه آمدند و می‌خواستند بگویند كه ما خدمت امام زمان(عج) می‌رسیم، شما واسطه بودید. دو نفر مرد بودند و یك خانم بود.

آقای هاشمی(رئیس) : نه یك زن و شوهر بودند.

آقای توسلی : به هر حال، یك كتاب خطی هم آوردند و بردند خدمت امام(ره) رسیدند و گفتند كه ما خدمت امام زمان(عج) می‌رسیم. امام(ره) فرمودند كه من «سه تا سئوال دارم»، اول اینها را از آقا سئوال كنید و برای من بیاورید، من با شما صحبت می‌كنم.

1- حادثه ی ربط حادث به قدیم برای من لاینحل مانده است
2- آن چیزی كه من به آن خیلی علاقه دارم چه هست؟
3- و یك چیزی هم گم كرده‌ام كه آن چه هست؟
مقصود امام(ره) از آن گم شده است ...

آقای هاشمی(رئیس) : ایشان به یك عكسی علاقه مند بودند.

آقای توسلی : كه مقصود ایشان یكی از دیوان ایشان بود و یكی هم عكس رسول الله كه روبروی امام(ره) در اتاقشان عكس مبارك رسول الله بود. بنا شد كه بروند و خبر بیاورند، دو روز آمدند و سر سه راه، به مرحوم حاج احمد آقا، فرمودند كه:« برو ببین كه چه می‌گویند».

من متوجه نشدم كه چه چیزی گفتند به مرحوم حاج احمد آقا، كه وقتی برگشت، امام(ره) فرمودند و به ایشان گفت:« شیادها، دست از این حرفهایتان بردارید و دنبال این شیادی‌ها نروید.» برنامه امام(ره) این بود، نمی‌خواستند مردم را با این حرفها سرگرم كند. و حرف امام (ره) این بود ....

روایت آیت الله اکبرهاشمی رفسنجانی از لحظه مرگ یار دیرین امام (ره)

آیت الله هاشمی رفسنجانی،از جمله افرادی است كه در آخرین لحظات عمر آیت‌الله توسلی با ایشان بود و در مصاحبه‌ای به روایت آن روز پرداخت كه به شرح ذیل است:

شاهد بودم که در لحظه آخر برای دفاع از حضرت امام(س) قلبش گرفت و جان به جان آفرین تسلیم کرد. برای من صحبت کردن درباره آیت‌الله توسلی که مرد بزرگی بود آسان نیست.

50 سال است که ما با ایشان در همه شرایط همکاری داشته‌ایم، ایشان شخصیتی مستقل، عالم، مجاهد، هوشیار و آگاه بود.

خوشبختانه خداوند نصیب ایشان کرد که چه پیش از انقلاب و چه پس از انقلاب در کنار امام(س) باشد.جماران واقعیت وجودی آیت‌الله توسلی را خوب به یاد دارد تا زمانی که حسینیه جماران وجود دارد فکر نمی‌کنم که آیت‌الله توسلی فراموش شود.

ایشان سال‌ها فتوای امام(س) را عالمانه و با بیان خوب عنوان می‌کردند.برای من لحظه آخر عمر آیت‌الله توسلی یک لحظه تاریخی است و شما نمی‌دانید در آن لحظه بر من چه گذشت.

زمانی که ما در مجمع تشخیص مصلحت نظام کارمان را شروع کردیم پیش از جلسه ایشان اجازه خواست تا چند کلمه‌ای حرف بزند. ایشان در طول 10 الی 12 دقیقه‌ای که سخن گفت به نکات مهمی‌اشاره کرد که برای من از لحاظ عرفانی دارای مضامین جالبی بود و همان چیزهایی را گفت که در وجودش بود.آیت‌الله توسلی مطالبی بیان کرد که قابل پخش است و این سخنان نیز پیاده شده و در اختیار عموم قرار می‌گیرد.

آیت‌الله توسلی زمانی که به نقطه حساسی از اظهاراتش رسید قلبش تحمل نکرد و منظره‌ای سخت برای من این بود که در حالی که چشمان من در چشم ایشان بود یک لحظه دیدم سر ایشان کج شد و از صندلی به زمین افتاد.

پس از این قضیه دکتر ولایتی بالای سر ایشان حاضر شد و تنفس مصنوعی داد و سپس آمبولانس آمد و ایشان از اتاق مجمع به بیرون منتقل شد و لحظاتی بعد به ما خبر دادند که ایشان دار فانی را وداع گفت.

موضوع جالب در زندگی ایشان این بود که تا آخر عمر برای خدا و در رکاب امام(س) گام برداشت و تا لحظه آخر برای دفاع از امام(س) جان به جان آفرین تسلیم کرد.

روایت محمد هاشمی از درگذشت آیت الله توسلی در جلسه مجمع

محمد هاشمی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام از جمله حاضران در نشست مجمع، در خصوص چگونگی درگذشت آیت الله توسلی به یکی از سایت های خبری گفت: براساس آیین نامه مجمع تشخیص، هرکدام از اعضا می توانند در صورت تمایل، قبل از شروع جلسه رسمی در مورد مسائل روز به اظهار نظر بپردازند و در جلسه دیروز در حالی که آیت الله هاشمی رفسنجانی،قصد اعلام شروع جلسه رسمی مجمع را داشت، مرحوم توسلی دست خود را بلند کرد و گفتن قصد بیان چند جمله ای را دارد.

محمد هاشمی افزود: آیت الله توسلی در مورد قضیه اخیر اسائه ادب و توهین به بیت حضرت امام (ره) و حاج سید حسن آقای خمینی مطالب خود را آغاز کرد و در این باره نامه ای از حضرت امام (ره) که در سال 1361 نوشته شده بود، قرائت کرد که بر اساس یکی از فراز های این نامه حضرت امام (ره) پیش بینی کرده بود بعد از ایشان گروهی مقدس نما ومتحجر و واپسگرا در قالب دفاع از امام، فرزندان، دوستان، یاران و بیت ایشان را مورد توهین و برخورد قرار خواهند داد و سپس گفت که سید حسن آقا مسئول موسسه تنظیم ونشر آثار امام است و اگر ایشان نتواند دیدگاه های امام را بیان کند چه کسی می تواند این کار را انجام دهد.

وی یادآور شد: مرحوم توسلی با بیان هر کدام از این جملات به شدت با بغض سخن می گفت و در مواردی اشک ریخت و با گریه ادامه سخن می داد و از شدت تاثر، منقطع سخن می گفت.

هاشمی اضافه کرد: آیت الله توسلی یادآوری کرد که در زمان امام نیز مقدس نماها می کوشیدند خود را مطرح کنند. آیت الله توسلی در ادامه در حالی که مطالبی را از قبل آماده کرده بود، و با استناد به انها سخن می گفت، مطلبی را از قول امام نقل کرد که بر اساس آن امام فرموده اند مبارزه و سختی ها برای پیروزی انقلاب، فقط گلوله و سرنیزه نبود که اگر بود تحملش بسیار آسان تر بود بلکه زخم زبان ها و طعنه ها، بسیار دردناک تر و جگر سوز تر از گلوله بود که آیت الله توسلی در بیان این سخنان باز هم به گریه افتاد و در حالی که بار دیگر، سخن دیگری از امام درباره متحجران و مقدس نماها و واپسگراها را بیان می کرد در زمانی که به کلمه" واپسگراها" رسید از روی صندلی به پایین افتاد که بلافاصله دکتر ولایتی که در جلسه حاضر بود، بر بالین وی حاضر شد و در همین زمان آمبولانس نیز به محل رسید و ایشان را به بیمارستان شهید شوریده منتقل کرد اما ساعتی بعد کسانی که همراه ایشان به بیمارستان رفته بودند خبر دادند که ایشان به لقا»لله پیوسته اند.

به گزارش پارلمان‌نیوز، یکی از سایت‌های حامی دولت که بعدها دست اندرکاران آن اقدام به انتشار نشریه‌ای سراسر توهین به یاران امام و انقلاب کردند، اهانت‌ها و تهمت‌های بی‌شرمانه‌ای را متوجه یادگار امام راحل کردند که در آن زمان با واکنش قاطع یاران امام و انقلاب، موجی در محکومیت این اقدام به راه افتاد و آن سایت نیز مسدود شد، اما از آن زمان آن افراد تلاش فراوانی برای اجرای آمال و آرزوهای خود در به حاشیه راندن بیت امام آغاز کردند که هر چند ماه یک بار نمونه‌ای از آن تلاش‌ها بخصوص در یکسال اخیر در یکی از سایت‌های اصلی حامی دولت قابل مشاهده بوده است.


 


کلمه، غلامعلی رجایی: خرداد عجب ماه عجیبی است. به همه حوادث تلخ وشیرین آن شکسته شدن حرمت حرم امام خمینی هم اضافه شد .

هنوز خیلی از سکته منجر به ارتحال یار دیرین امام مرحوم آیت الله توسلی که با دور اندیشی خاصی در اعتراض به مهجور ماندن خط امام که گویی این روزها را می دید وخروش بر می آورد نگذشته است که حرمت امام باز شکسته شد.

کاش توسلی های دیگری هم پس از این رویداد تلخ سکته می کردند..تا شایدعاملان وآمران این حوادث تلخ بخود آیند.

دیروزدیدن آن همه جسارت سازماندهی شده لباس شخصیهای جوان به نوه امام که تجمع یکجا وشعارهای هماهنگشان در جلوی جایگاه آن هم در حضور رهبری بیانگر همه چیز بود دل همه را به درد آورد.

من اما، بر خلاف بعضی که با دیدن این واقعه یا گریستند و یا از شدت خجلت سر به زیر افکندند ازدیدن این حادثه بدون کمترین احساس تاثری با خود گفتم اگر چه این حریم نباید شکسته می شد اما آنچه در پرده بود از پرده برون افتاد .

امروز یکشنبه است و دو روز از این حادثه تلخ گذشته است. آقای احمدی نژاد بعنوان کسی که سوگند خورده از حریم شهروندان پاسداری کند وخود شاهد این حرمت شکنی بوده است اگر از این پیش آمد تلخ رنجیده است چرا دستور برخورد با آشوبگران وغوغاسالاران وکشف دستهای پنهان طراحان این حادثه را نمی دهد؟

اگر اراده ای مبنی بر برخورد با حریم شکنان باشد رسیدگی به این امر برای وزارت اطلاعاتی که ریگی شرور را از آسمان غیر ایران به ایران می آورد وبر دستانش که بخون آلوده است دستبند می زند کار چندان مشکلی نیست. چرا وزیر محترم اطلاعات در این زمینه ساکت مانده است واز خود عکس العملی نشان نمی دهد؟

خوشبختانه به دلیل حضور دوربینهای صدا وسیما در ضبط مراسم سالگرد ارتحال امام فیلم تصویر آشوبگران کاملا موجود است. آیا فرمانده ناجا در این رابطه برای شناسایی آشوبگران وظیفه ای احساس نمی کند که تا کنون در برابر این حرمت شکنی سکوت اختیار کرده است ؟

شب حادثه در مسجدامام خمینی در شهرک شهیدمحلاتی تهران پس از نماز مغرب وعشا نشریه ای بین نماز گزاران توزیع شد که در آن از خوانندگان خواسته شده بود با حضور در مراسم نماز جمعه در حرم امام به هنگام حضور سید حسن خمینی بطور هماهنگ شعاری را سر دهند واز اوبخواهند به خط امام بر گردد!

ومن از ته دل دعا می کنم کسانی که در روزهای متمادی با آنها کار سازماندهی شده ای شد تا با حضور در این صحنه فضاحت بار به خیال خام طراحان حادثه درس عبرتی به نوه امام بدهند تا این همه از تحریف خط امام سخن نگوید اندکی مانند حضرت حر با خویشتن خلوت کنند ودیده ها وشنیده های خود را از محافل گردانندگان وکارگردانان این آشوبها بیان نمایند وبا معرفی افراد کلیدی وطراحان اصلی این ماجرا وبیان آنچه را که شاهد آن بوده اند دل امام را شاد سازند..

آیا در میان این جوانان حتی یک آزاده نیست؟

من تردیدی ندارم این اتفاق خواهد افتاد و به زودی به عنایت ودعای امام خمینی،دستهای پنهان دراین حادثه آشکار خواهند شد.
 


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irangreenvoice-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irangreenvoice@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته