-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ خرداد ۱۷, دوشنبه

Posts from Khodnevis for 06/07/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



پدران و پسران

« اگر زنی را دوست داشتید، تلاش کنید به او برسید. اما اگر موفق نشدید، سراغ  زن دیگری بروید. دنیا بزرگ است!» این توصیه ی بازاروف است. کسی که گمان می‌کند  نطق دوست داشتن با منطق ترک کردن،  یکیست .


یوگنی بازاروف،  دانشجوی پزشکی است.  او هنگامی که پس از سه سال دوری، به  زادگاه کوچک خود بر می‌گردد، در مواجهه با نسل گذشته، به ایمان پدران ِ خود هتاکی می‌کند و  همه چیز را به سخره می‌گیرد. به قول دوستش او یک نهیلیست طبیعی دان است. هیچ  چیزی را بی دلیل نمی‌پذیرد و هیچ کس را مرجع نهایی حقیقت نمی‌داند و همه کس را  با جسارت دست می‌اندازد و همه‌ی باورها را  به راحتی انکار می‌کند .

بازاروف ، عشق را هم جدی نمی‌گیرد و حتی هنگامی که عاشق « آنا» می‌شود و به عشق خود نمی‌رسد، می کوشد تا به  توصیه‌ی خود عمل کند و احساساتش را در کنترل خود بگیرد و همه چیز را به حالت اعتدال برگرداند و  به خود بقبولاند که «بی دلیل » عاشقش شده است. اصرارِ بیهوده  بر مواجهه‌ی منطقی با خود، او را به افسردگی عمیقی  مبتلا می‌کند، تا جایی که برای تداوم زندگی، بی‌انگیزه  می‌شود، اگرچه برای پایان دادن به آن هم دلیلی نمی‌بیند. او سرانجام در حین  یک عمل جراحی‌، به ویروسی کشنده  آلوده می‌شود‌، اما در معالجه‌ی خود کوتاهی می‌کند و  به کام مرگ می‌رود .

یوگنی بازاروف، اگرچه  در بستر مرگ‌، از پدر خود می‌خواهد تا «آنا» را به بالینش بیاورد و با اصرار پدر می‌پذیرد که « کشیش »  هم مراسمی مذهبی  برایش برگزار کند، اما در همان لحظات  نیز، دست از هتاکی بر نمی دارد و به سخره  به پدرش می گوید  « تو و مادرم از ایمان قوی خود استفاده کنید و از او  یاری بخواهید و آمرزش بطلبید. فرصت خوبی است که درستی آن را  آزمایش کنید

پدران و پسران ، مشهورترین رمان تورگنیف  نویسنده روسی است. آن چنان که از اسم  آن پیداست، بازاروف، شخصیت اصلی این رمان، نماد ِ انقلاب در باورهاست‌. انقلابی که اگرچه  به باورهای ِ جدید نمی‌انجامد‌،  اما پدران  را طرد می‌کند، سبب شکاف نسل‌ها  می‌شود و به  بی حاصلی پسران می‌انجامد. بیهوده نیست که منتقدین،  بازاروف را،  تنها «کاریکاتوری از نسل جدید »  دانسته‌اند …

القصه، این روزها، ایران ِ ما، شاهد تکرار نام‌های  پدران و پسران است. واژه‌هایی چون: خمینی، طالقانی، بهشتی، مطهری، هاشمی، خامنه ‌ی، بازرگان، شریعتی، سروش،  حتی شجریان و ناظری و مخملباف هم، تنها به یک نام  راضی نمی‌شوند  …


قرن هاست روزگارِما ،  روزگارِ  پدران و پسران است. هنوز هم  بی‌حاصلی یک انقلاب به  پایان نرسیده است. خبر کردن «آنا» و « کشیش» با من! امیدوارم این بار کاریکاتور نباشد …


 


آیا سید حسن خمینی، وزير کشور را به بیمارستان فرستاد؟

به گزارش جوان‌آنلاین، مصطفي محمد نجار وزير کشور که روز۱۴ خرداد ازجانب سيد حسن خمینی و محمد علي انصاري مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود و در بيمارستان چمران بستري شده است.

به گزارش جوان آنلاين وزير کشور پيش از ۱۴ خرداد تحت عمل جراحي سينوس قرار گرفته بود و به توصيه پزشکان معالج بايستي تحت نظر پزشکان قرار مي گرفت وليکن در روز ۱۴ خرداد در حالي که از وضعيت جسماني مناسبي برخوردار نبود در«حرم امام» حاضر شد که پس از سخنراني سيد حسن خمینی مورد ضرب و شتم  او  محمدعلي انصاري قرار گرفت به طوري که بخيه‌هاي صورت وي پاره گرديد و دچار خونريزي شد. نجار بعد از حمله اين دو مجددا دربيمارستان چمران  بستري گرديده است.

این در حالی است که بنا به گفته سید حسن خمینی، او این دعوا را تکذیب کرده است. گفته می‌شود ریشه این دعوا، «مصطفوي» خوانده شدن نام خانوادگی سید حسن از سوی نجار در موقعیتی دیگر بوده است. بنا به اعتقاد تحلیل‌گران، تلاش دولت دهم در هفته‌های منتهی به سالگرد «ارتحال» کاستن از موقعیت و اعتبار خانواده آیت‌الله خمینی بوده است.

همچنین، حملات گسترده و و احتمالا هماهنگ لفظی به سید حسن خمینی در زمان سخنرانی‌اش، فضا را به سمت ایجاد درگیری پیش برده است. با این همه، ممکن است در صورت واقعی بودن این اتفاق، رسانه‌های جناح راست از فرصت برای حمله به سید حسن خمینی استفاده کنند و ماجرای نیروهای لباس شخصی که با شعارهای خود مانع ادامه سخنرانی او شده‌اند را تحت‌الشعاع قرار دهند.

از سوی دیگر، از سوی طولانی شدن سخنرانی محمود احمدی‌نژاد همراه با سخنانی که تحریک آمیز ارزیابی می‌شود، می‌توانسته در فضاسازی علیه سید حسن خمینی اثرگذار بوده باشد.

سایت کلمه نیز به نقل جمله‌ای از سید حسن خمینی از وقایع روز جمعه ۱۴ خرداد پرداخته است: « آن‌چه که مرا بیش از هر چیز رنج می‌دهد این است که این مسأله بر متن و اصل مراسم امام و فلسفه وجودی آن ـ که بزرگداشت یاد و نام امام و به رخ کشیدن عظمت نظام جمهوری اسلامی بود ـ غلبه کرده است».

درحال حاضر، فضای بسیاری از رسانه‌های نزدیک به دولت و حاکمیت به ضرر سید حسن خمینی است و معلوم نیست تا کی ادامه داشته باشد.


 


قصه پر غصه خامنه‌ای و فرزند دل بندش؛ نمایشی در سه پرده

 پرده اول: پدری دل سوز و نور چشمی ای به نام مجتبی

پدر در اتاقی محقر نشسته و درباره آینده با خود می اندیشد:

سرنوشت فرزندانش بعد از او چه خواهد شد؟ آیا فرزندان او سرنوشتی بهتر از آخر و عاقبت اهل بیت بنیان گذار انقلاب پیدا خواهند کرد؟

رهبر انقلاب که آنقدر بی شیله پیله بازی می‌کرد و بیت را از کار سیاسی دور نگه می‌داشت، چیزی به جز آن سرنوشت فجیع برای پسرش رقم نزد.

با پسر پسرش هم که داریم آن معامله را می‌کنیم، چه تضمینی است که بعد از من با پسر خودم این معامله را نکنند؟

 

به چه کسی می توان اعتماد کرد؟

جنتی؟ همان کسی که اول انقلاب با دستان خودش پسرش را روانه اعدام کرد؟

یا هاشمی که خودم این گونه دارم راه نفس کشیدنش را قطع می‌کنم و اگر دستم برسد پسرانش را به مسلخ خواهم فرستاد؟

و یا آن سوسمار مصباح که این گونه در مقابل من کُرنش می‌کند و پایم را می‌بوسد و از آن طرف شاگردانش  زیر زیرکی در حال فتح تمامی سنگرهای نظام- از کارهای اجرایی و عقیدتی در دولت گرفته تا مجلس خبرگان- هستند؟ این مردک معلوم نیست اگر به ولایت مطلقه برسد دودمان من را چگونه برباد دهد!

واقعا برای زن و فرزندانم چه کار می‌توانم بکنم؟!

 

پرده دوم: راه حل پیدا می شود، راه حل پیدا بود

پدر همچنان غرق در تفکرات خویش است. به این فکر می‌کند که چگونه بعد از بنیان گذار کبیر انقلاب دستگاه عریض و طویل و مخوف بیتی را به راه انداخت و در هر جایی از مملکت یک نهاد نمایندگی دایر کرد که نبض مملکت را در دستش بگیرد و فرامین ملوکانه را از بالا برای هر نهادی دیکته کند.

یادش آمد که حکومت او در حقیقت حکومتی سلطانی است.

ناگهان جرقه‌ای در ذهنش زده شد: در حکومت های سلطانی فرزندان بعد از  مرگِ سلطان مشکلی ندارند! چرا که سلطنت موروثی است و فرزند به جای پدر می‌نشیند!

تازه الان بود که می‌فهمید چرا در یک حکومت سلطانی، سلطنت موروثی است و لاغیر- و این قانون لایتغیر الهی است-.

چرا که تنها به این ترتیب است که می‌توان آن قدرت نامحدود سلطانی را بدون خون و خونریزی انتقال داد، تنها انتقال ممکن از طریق خون است- فرزند به جای پدر-. و این گونه خانواده سلطنتی هم از گزند حوادث مصون می‌ماند. 

 

پرده سوم: راه حل عملیاتی می شود

 

پدر نفس راحتی کشید. حالا که راه حل رو  پیدا کره بود، خیالش آرام تر شده بود.

اما افکار پلید او را رها نمی‌کرد؛ با چه دوستان و نزدیکانی می‌توان این راز را در میان نهاد؟ چه کسی او را در پیاده کردن این هدف مقدس یاری خواهد کرد؟

هاشمی رفسنجانی؟ جنتی؟ مصباح؟

اصلا مردم چه خواهند گفت؟ با کمی فکر بیشتر خیالش از جانب مردم راحت شد؛ مردم رو درستشون می کنیم؛ مگه اون موقع که ولایت مطلقه رو بعد از عروج ملکوتی بنیان گذار کبیر چپوندیم تو قانون اساسی کک کسی هم گزید؟! حالا هم اگه این بالا همه  اَُکی باشند، اون پایین رو درستش می‌کنیم؛ مشکل اصلی همراه و ساکت کردن بالایی ها است.

اما این راه حل رو علنا با هیچ کدوم از یاران قدیمی نمیشه در میان گذاشت. باید یارای قدیمی رو از صحنه دور و یا بی اثر کرد. باید هاشمی و اصلاح طلب ها و قدیمی‌ها رو از این بالا دور کنم.

یک جفتک پرون دلقک لازم دارم که حسابی پای اینها رو از این بالا کوتاه کنه.

خیلی هم لازم نیست که طرف رو تو ریز  ماجرا وارد کنم. کافیه یک آب و علف خوبی نشون بدم تا حسابی برام جفتک بندازه. وقتی  یاران قدیمی رو تار و مار کرد، یک جوری از شر اون هم خلاص می‌شم.

 

و این گونه بود که خداوند «احمدی نژاد» را آفرید...     


 


خط و نشان اصول‌گرایان مجلس برای علی مطهری

علی مطهری  نماینده اصول گرای مجلس در سایت تابناک به انتقاد از برخورد روز چهار ده خرداد با سید حسن خمینی پرداخت و گفت که :« حادثه ممانعت از سخنرانی حجت الاسلام سید حسن خمینی در مجلس سالگرد رحلت امام خمینی، یک حادثه تلخ و مخالف آرمان‌های انقلاب اسلامی از جمله آزادی بیان بود و البته یک حادثه از پیش طراحی شده بود که شخص رئیس جمهور در آن نقش اساسی داشت .» 

علی مطهری، احمدی نژاد را «کودک لوس» نامید و گفت «احمدی‌نژاد مانند کودک لوس عزیز کرده یک خانواده شده است که هر چه دیگران را اذیت می‌کند، مورد تشویق قرار می‌گیرد.» 

فرزند آیت الله مرتضی مطهری در بخشی از نوشته‌اش به مسئله شبیه‌سازی حوادث امروز با صدر اسلام نیز اشاره کرد و گفت: « آقایانی که بر شبیه سازی حوادث امروز با حوادث صدر اسلام اصرار دارند، آیا صحیح می‌دانند که آنهاو دارو دسته شان را به سپاه عمر سعد و ابن زیاد تشبیه کنیم، که در روز عاشورا با ایجاد سرو صدا اجازه نمی‌دادند نوه پیغمبر سخن بگوید؟» 

این سخن می‌تواند انتقاد از شبیه‌سازی رهبری نظام هم محسوب شود. آیت الله خامنه‌ای، رهبران جنبش سبز را با طلحه و زبیر مقایسه کرد.

مطهری همچنین به مسئله تفرقه افکنی دولت اشاره کرد و گفت: «در روزی که باید از وحدت سخن گفته می‌شد، پروژه تفرقه اجرا شد و این به صلاح کشور نبود.» 

این سخنان باعث شد نمایندگان اصول‌گرای دیگر مجلس که حامیان رئیس دولت محسوب می‌شوند، برای برخورد با او به جمع آوری امضاء بپردازند.

ایرنا، خبر گزاری جمهوری اسلامی به نقل از «احمدی‌بیغش» نماینده اصول‌گرای مجلس، خبر داد که پنجاه نماینده مجلس با امضاء طوماری خواهان اخراج مطهری از طیف اصول گرایان شده‌اند. 

ایرنا همچنین خبر داد که عده‌ای از نمایندگان مجلس ادعا کرده‌اند که مطهری از مصونیت نمایندگی سوء استفاده کرده و قوه قضائیه باید او را محاکمه کند. 

خبرگزاری جمهوری اسلامی لیستی از افراد مختلف که شامل نمایندگان مجلس و روزنامه نگاران وابسته به دولت و حتی اشخاصی مانند مرتضی ترقی از حزب موتلفه را ردیف کرده است که به انتقاد از مطهری پرداخته و خواهان تنبیه او شده‌اند. محمد جواد ابطحی، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس نیز ضمن انتقاد از مطهری گفت که هیات داوران فراکسیون اصول‌گرایان ابطحی را احضار کرده و به او تذکر داده است. 

هنوز از چگونگی نتیجه این برخوردها خبری منتشر نشده است . 


 


دعوا سر لحاف ملا یا خط سبز خمینی

تازگی‌ها دعوا بین گروه‌ها و شخصیت‌ها درباره خط اصیل «امام» در گرفته  و هر کدامشان دیگری را از خارج شدن از خط مقدس متبرک ومنورالاانوار  امام متهم می‌کنند .

خط امام خطی بود که از ۱۳ ابان ۵۸ و اشغال سفارت امریکا آغاز شد و دانشجویان خط امام در راس اشغالگران سفارت امریکا بودند و رفته رفته این خط پر رنگ شد و هرکی می‌خواست کاره‌ای باشد و ازش حساب ببرند باید روی خط امام راه می‌رفت. این خط با مرگ سید روح الله خمینی نابود که نشد هیچ بلکه فرقانی شد برای گروه‌های درگیر موسوم به اصلاح طلب با اصولگرا مجمع روحانیون با جامعه روحانیت و....

حتی  برادران افغانی چندی پیش هم شعبه خط امام افغان را تاسیس کردند و مشروح این خبر در خودنویس امده است

 

 خط امام  که شامل اصول و مرام «خمینی کبیر» است بارها رنگ عوض کرده است و چندی است به رنگ سبز هم به رنگ‌ها افزوده شده است. سبزالهی‌ها از این رنگ  خیلی خوششان می اید ودلشان نمی‌آید  میر حسین موسوی را که در گفت و گوی صریح کلمه با خودش  پیرامون ابعاد شخصیتی امام خمینی صحبت کرده است ناراحت کنند و برای همین سبزالهی‌ها شعبه جدیدی از خط امام را درکنار خط امام حزب الهی‌ها، اصولگریان، فراکسیون اقلیت مجلس و  خط امام افغان  بوجود آورند. خط سبز امام تمامیت‌خواه است قصد مصادره ارا و اندیشه گهربار سید روح الله خمینی را برای خودش دارد و همین باعث تشدید دعوا سر لحاف ملا خمینی شده است.

سید روح الله خمینی بقدری مواضع روشن وخوبی درباره  حقوق بشر و موارد خاص الهی  دارد که حتی سبزالهی ها هم دل در گرو سید روح الله دارند و از اینکه شعبه جعلی و معجول ساندیس علی (خامنه‌ای) اندیشه عالی و فوق مدرن خمینی را برای خودش بردارد ناراحت هستند و از برادر مکتبی سابق میر حسین (اصلاح طلب اصولگرا یا اصولگرای اصلاح طلب سال پیش) و طلحه‌نما امروز خواستند که آنها را هم درشمار خمینی مداران به حساب آورد و اعلام کند تنها شعبه خط امام شعبه خط امام سبز است و این خط مسئولیتی در برابر دیگر شعبه‌ها ندارد و یگانه مرجع اصلی و واقعی خط امام است .

خط امام که یک سرش به گورستان بهشت زهرا و سر دیگرش در جهنم است، هنوز قربانی می‌گیرد و آخرین قربانی نوه امام خمینی آقای سید حسن خمینی فرزند یادگار امام است. که از سر خط در گورستان بهشت زهرا و سر قبر بابا بزرگش از خط امام بیرون انداخته شد و موجب تکابیر شبانه در پی این هتک حرمت شد ولی سبزالهی ها در اخر گفتند :

روح منی، بت شکنی، سید حسن خمینی 

عزا عزاست امروز، سیدحسن خمینی پیش سبزاست امروز 

امیدوارم این گلایه طنز امیز از برخی سبزها موجب ناراحتیتان نشده باشد به امید پیروزی و آزادی v

نتیجه انکه اگر شما هم خط امامی هستید در بخش نظرات بنویسید  ازکدام نوع خط امام هسیتد


 


در باره شعار «الله اکبر»

تردیدی نیست که بخشی از جنبش سبز را مسلمانان معتقدی تشکیل می‌دهند که مدعی‌اند که حاکمیت فعلی هیچ ربطی به «اسلام واقعی» نداشته و در واقع این حاکمیت باورهای اسلامی را به سخره گرفته است. این بخش با این استدلال است که به نبرد ایده جدایی دین از حکومت می‌روند.

 

من در اینجا قصد بررسی درستی یا نادرستی این ادعا را ندارم. این دوستان عزیز ما نه تنها به جدایی دین از حکومت معتقد نیستند بلکه، با صدای بسیار بلند خود و تمایل عجیب همیشگی‌شان به سخن گفتن از جانب همه ملت ایران، به روشنی و یا تلویحا اعلام کرده‌اند که سکولارها (سیاسی ، فلسفی و یا هر دو) بخش بسیار کوچکی از جنبش سبز را تشکیل می‌دهند که اکثریت همین بخش کوچک هم در خارج از کشور زندگی می‌کنند. اینکه این دوستان، که تحت هیچ شرایطی کوتاه نمی‌آیند، آمارهای این چنینی را از کجا می‌آورند کسی نمی‌داند اما شاید بتوان گفت یک دلیل مهم که چنین ایده‌ای را به آنان می‌دهد خاموشی نسبی و یا کوتاه آمدن‌های، اگر چه نجیبانه، اما مکرر و نادرست سکولارهای سبز است.

 

دلایل این کوتاه آمدن‌ها هم به نوبه خود جالب باید باشند: شاید سکولارها هم تحت تاثیر آن صدای بسیار بلند و گوش خراش قرار گرفته و در نتیجه باور کرده‌اند که اکثریت مردم ایران همچنان خواهان جمهوری (بخوانید حکومت) اسلامی (از هر نوعش) هستند. شاید هم صرفا فعلا به خاطر حفظ صفوف جنبش کوتاه آمده‌اند؟ به هر دلیل که باشد، این خاموشی یک اشتباه بزرگ، خطرناک و نا بخشودنی است. اگر در سایت جرس و بعضا بالاترین از سبزها خواسته می‌شود که شعار«الله اکبر» سر دهند، سکولارهایی که مانند من انگیزه سر دادن این شعار را تقویت عامل مذهب در اعتراضات سیاسی می‌دانند و در نتیجه سر دادن آن را به معنا ی رد آنچه به آن معتقدند تلقی می‌کنند، مجبور نیستند برای بلند تر کردن «صدای دیگران» این شعار را تکرار کنند. آنها می‌توانند فریاد مرگ بر دیکتاتور سر دهند، سرود جاودانه یار دبستانی را بخوانند و یا حتی سوت بزنند! به هر حال، هر روشی که صدای اعترا ض‌شان را به گوش دیگران برساند خوب است به شرط آنکه آن صدا صدای خودشان باشد نه صدای دیگران. به این وسیله اولا با تمایل قلبی خود به جنبش مردم ایران کمک کرده‌اند و ثانیا با رساندن صدای ویژه خودشان، تکثر را در جنبش تقویت کرده و در نتیجه سلامت آن را در دراز مدت تضمین خواهند کرد. به امید آن روز که هیچ کس در این خاک کهن‌سال شریف مجبور به مخفی کردن صدای خود نباشد.


 


چهار ده خرداد ، ظهور خلیفه جدید

چهارده خرداد امسال روز بسیار مهمی بود، تمام برنامه‌ها درست و بجا انجام شد، فقط یک مشکل داشت، حکومت نتوانست تعداد زیادی را به میدان بیاورد، جمعیت بسیار کمتر از حد پیش‌بینی بود . 

چهارده خرداد قرار بود احمدی‌نژاد اعلام کند که به هیچ قانونی پایبند نیست که بخوبی آنرا اجرا کرد، وقتی مسئول برگزاری مراسم برای دومین بار به او تذکر داد که وقت تمام شده، او هم گفت که زشت است که شما هی می‌آئید و می‌گوئید وقت تمام شده، شما بروید، من خواهم آمد، و بعد از آن پانزده دقیقه هم اضافه‌تر حرف زد، آنهم از روی نوشته که بگوید من دارم دستور را اجرا می‌کنم. 

بعد از او حسن خمینی آمد که با شعار های مرگ بر این و آن مجبور شد جایگاه را ترک کند و نمایش بعد از آن هم بسیار جالب بود که از طرف خلیفه جدید مورد دلجوئی قرار گرفت، وشاید هم به زور . 

خلیفه جدید آمد و طلحه و زبیر را از گور بیرون کشید و دوباره کشت، یعنی اعلام کرد که دوران خلیفه جدید است و همه باید با  خلیفه جدید، بیعت کنند، در غیر این صورت مانند طلحه وزبیر کشته خواهند شد. اینکه کسی پیرو امام سابق بوده معنی ندارد، امام قبلی رفت و حالا نوبت امام جدید است، اگر بیعت نکنید، حتی اگر امام حسین هم باشید، مانند روز عاشورا کشته خواهید شد.

اشاره خلیفه جدید به تظاهرات روز عاشورا، دقیقا برای گفتن این بود که با چه کسی طرف هستید، پس حساب کار خودتان را بکنید.

شاید تظاهر به بی‌توجهی به قانون و اعلام برائت از خمینی برای این باشد که عده‌ای از مردم را که از حکومت اسلامی به تنگ آمده‌اند را جذب کنند، در واقع حکومت دارد می‌گوید که این حکومت دیگر جمهوری اسلامی نیست، پس ای نادانان به سوی حکومت بیایید تا رستگار شوید . 

در واقع ذوالقدر که در زمان ریاست جمهوری خاتمی معاون فرمانده سپاه بود و اکنون معاون قوه قضائیه است، در آن زمان چندین بار گفت که مملکت به رضا شاه نیاز دارد و حکومت هم دارد این‌گونه تبلیغ می‌کند که ما دیگر مانند گذشته حکومت اسلامی نیستیم و راه دیگری را می‌رویم. 

به نظر می‌رسد که همه چیز باید خوب باشد و به نفع مردمی که از حکومت اسلامی خسته شده‌اند، ولی فقط یک جای کار اشکال دارد و آن همان مردمی هستند که دراین مراسم جایشان خالی بود. 

مردم ایران دیگر فریب هیچ ملائی را نمی‌خورند، بیش از صدو پنجاه سال فریب کاری، مردم را پخته کرده است. این ترفندها دیگر خیلی قدیمی شده است و کسی به حرف این آقایان گوش نمی‌دهد، و واقعیت‌های زندگی هم مردم را به این نتیجه رسانده که تنها یک راه برای رهائی وجود دارد و آن هم مبارزه مسالمت آمیز برای خلاص شدن از دست ملایان است .


 


جوان: سيد حسن بايد عذرخواهي مي‌كرد

 

روزنامه كيهان نوشت، بسیاری از اهالی جماران نسبت به محدودیت‌هایی که برای آنها ایجاد شده و رفت و آمدهای مشکوک سران فتنه به آن منطقه حساس شده اند و چند بار در هفته‌های گذشته اعتراض خود را به صورت مکتوب به فرمانداری شمیران اعلام کرده‌اند.

 

در سرمقاله اين روزنامه به قلم حسين شريعتمداري نيز آمده است: «ابتدا بايد گفت آرزوي همه مردم- و از جمله نگارنده- اين بوده و هست كه كاش جناب سيدحسن خميني حرمت رابطه نسبي خود با حضرت امام را پاس مي‌داشت و رابطه معنوي خويش با آن مراد به حق پيوسته را حفظ مي‌کرد و كار به آنجا نمي كشيد كه كاسه صبر عاشقان امام لبريز شود و براي حفظ حريم مراد و مقتداي راحل خويش عليه نوه ايشان خروش بردارند و... اميد است جناب سيدحسن خميني به خود آيند.»

شريعتمداري ادامه داد «آيا جناب سيدحسن خميني طي يك سال گذشته و در تمامي مراحل فتنه ۸۸، با سران فتنه و عوامل ميداني آنها همراه و همصدا نبوده است؟! و آيا اهانت به ساحت مقدس حضرت امام حسين(ع)، نفي وجود مبارك حضرت بقيه الله الاعظم(عج)، توهين آشكار و بي‌پرده به حضرت امام(ره)، همكاري با سازمان‌هاي جاسوسي آمريكا و اسرائيل و انگليس و... از نگاه نوه حضرت امام، جرم و خيانت و جنايت نيست؟ اگر هست- كه هست- چرا ايشان در مقابل تمامي اين خيانت‌ها نه فقط سكوت كرده بلكه با سران فتنه همراهي نيز داشته است؟!»

از سوي ديگر، سايت روزنامه جوان نوشت: «اگر سیدحسن خمینی در یک مراسم عروسی که سران فتنه در آن جمع بودند (عروسی پسر میردامادی) شرکت نمی‌کرد علیه او شعار داده نمی‌شد.»

اين رسانه نزديك به سپاه پاسداران ادامه داد: «گمان می‌رفت حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی قبل از روز سالگرد رحلت امام برای تلطیف فضا و جلب خشنودی عشاق حضرت امام کاری می‌کرد. او به خوبی می‌دانست که چندین میلیون نفر از میلیون‌ها عاشق امام در روز ۱۴ خرداد در حرم معشوق ‌خود گردهم می‌آیند. مواجهه سیدحسن با این جمع بدون تدارک قبلی منطقی و میسر نبود. ولی متأسفانه ایشان نه فقط گامی برای رفع نگرانی پیروان دلباخته روح‌الله انجام نداد، بلکه با حضور در جلسه‌ اخیر سران فتنه‌ که به بهانه مراسم ازدواج فرزند دبیرکل حزب نامشروع مشارکت تشکیل شده بود به آتش خشم و نارضایتی فرزندان معنوی امام دامن زد.»

در اين يادداشت آمده است: «متأسفانه سیدحسن خمینی که از ابتدا بریده بریده و نامنسجم‌ سخن می‌گفت و هراس او از جمعیت کاملاً مشهود بود، به مردم عاشق حضرت امام روی خوش نشان نداد و حال آنکه اگر او ابتدا با یک جمله‌ای که حاکی از عذرخواهی او از عشاق حضرت امام بود، شروع می‌کرد، عزاداران روح‌الله کریمانه از کنار خطاهای فراوان او و سایر اعضای حرم و مؤسسه و دفتر می‌گذشتند و به او اجازه می‌دادند سخنان خود را در فضایی آرام ادامه دهد.»

 

اين موضعگيري در برابر سيد حسن خميني در حالي انجام مي‌شود كه تا كنون دو تن از مراجع آيت‌الله بيات زنجاني و موسوي‌اردبيلي به طور جداگانه اخلال در مراسم سوگواري را بي‌حرمتي به آيت‌الله خميني دانستند و از وقايع پيش آمده اعلام انزجار كردند.

 


 


تكذيبه دولت، دروغ از آب در آمد

احمدي‌نژاد در آن ديدار گفته‌ بود كه قانون را به دليل برخي مغايرت‌ها اجرا نكرده است و از مجلس جهت تصويب قانون‌هاي متضاد ايراد گرفته بود. سخنان احمدي‌نژاد در اين جلسه كه قرار بود محرمانه بماند از سوي خبرگزاري فارس منتشر شد و واكنش علي‌ لاريجاني و محمد رضا باهنر را در پي داشت، گزارش آن در خودنويس منتشر شد. پس از انتشار سخنان احمدي‌نژاد دفتر رئيس جمهور با انتشار تكذيبيه‌اي آنچه از قول رييس دولت منتشر شده را خلاف واقعيت اعلام كرد. اين در حالي است كه در تازه ترين خبر  نایب رئیس کمیسیون اصل نود، تکذیبیه دفتر رئیس‌جمهور در مورد اظهارات وی در جمع اعضای این کمیسیون را رد کرد.

به گزارش خبر آنلاين، پس از آنکه حمید رسایی یکی از نمایندگان تهران به رئیس مجلس تذکر داد که چرا علی‌رغم تکذیب سخنان رئیس جمهور از سوی دفتر ایشان، باز هم به احمدی‌نژاد در نطق امروزش تذکر داده است؛ لاریجانی از نکونام، نایب رئیس کمیسیون اصل ۹۰  به عنوان عضو حاضر در این جلسه دعوت کرد تا واقعیات این جلسه را تشریح کند.

 

نکونام که چند روز پیش با نوشتن نامه‌ای به اظهارات رئیس جمهور پاسخ داده بود این بار از تریبون مجلس به ذکر اسامی حاضرین در این جلسه (از مجلس نکونام، ابوترابی‌فرد، اسلامی، فدایی، زاکانی و از دولت احمدی‌نژاد، میرتاج الدینی،ریاض، مسعودپور و یک نفر جوان) پرداخت و گفت: «قرار شد با نیت خیر دوستان چند مورد تخلف از قانون که در حوزه‌های مختلف صورت گرفته بود به صورت حضوری و محرمانه خدمت رئیس جمهور اعلام شود. البته تعجب کردیم که چرا به جای دفتر رئیس جمهور این جلسه در اتاق اجلاسیه ها برگزار شد.»

 

به گفته وی، در جلسه دیدار اعضای کمیسیون اصل ۹۰ با رئیس جمهور مسایلی همچون تاخیر در ارائه اساسنامه‌ها، هزینه بخشی از اعتبارات از یک محل در محل دیگر، عدم ابلاغ قوانین در فرجه مشخص که حدود ۱۰ مورد است و خصوصا عدم ابلاغ دو قانون مشخص در مهلت مقررمطرح شد. تقریبا آقای رئیس جمهور نیز همه موارد مطرح شده را به نحوی قبول کردند. اما مشکلاتی را که داشتند مطرح کردند که متن کامل آن در خبرگزاری فارس آمده بود.

وی سپس با اشاره به این که آن چیزی که در خبرگزاری فارس آمده بود به ریز از روی نوار پیاده شده بود، گفت: «این نشان دهنده این است که متن نوار آن دیدار در اختیار خبرگزاری فارس قرار گرفته هرچند که متن استدالات نمایندگان ارائه نشده بود.»

نایب رئیس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس ادامه داد: «یکی از دوستان به من گفتند که میدان سیاست میدان شطرنج است، من هم در پاسخ گفتم ما که در زمان رحلت امام (ره) زندگی می‌کنیم باید از حقوق مردم دفاع کرده و واقعیت را باید به مردم بگوییم.»

 


 


فالس نیوز: طلحه و زبیر بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند!

دوروز پس از سخنان آیت‌الله خامنه‌ای در تشبیه رهبران مخالف نتیجه انتخابات ریاست جمهوری به طلحه و زبیر، سحرگاه امروز طلحه و زبیر درمنازل خود دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل شدند. روابط عمومی دادگاه انقلاب تهران ضمن تایید این خبر از هرگونه اظهار نظر رسمی خودداری کرد. سایت «ولیمه» که دیدگاه‌های طلحه را منعکس می‌کند با صدور بیانیه‌ای از مردم خواست درصورت دریافت «مجوز!» و داغ شدن لینکهایشان در بالاترین به خیابان‌ها بریزند. زبیر پیش از دستگیری در مصاحبه با یک نشریه خارجی گفته بود:«آماده پرداخت هرهزینه‌ای هستیم». هنوز از سرنوشت «عایشه»خبری دردست نیست ولی به گفته برخی منابع وی در حال سازمان دادن یک جنگ «جمل» دیگر می‌باشد.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته