-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ خرداد ۱۷, دوشنبه

Latest news from Jaras for 06/07/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.





محمد علی توفیقی -

 

 

 
برخلاف آنچه حاکمیت در تبلیغات خود اعلام می کند نه تنها جنبش سبز (یا از دید آنها فتنه) از میان نرفته؛ بلکه از یک روند روبه رشد و فزاینده نیز برخوردار بوده است. این جنبش را نمی توان و نباید تنها در صحنه خیابان ارزیابی نمود؛ هر جنبش ابعاد مختلفی می تواند داشته باشد که تظاهرات خیابانی هم یکی از این ابعاد است.
 
اما دلایلی که برای این ادعای خود یعنی زنده بودن جنبش سبز می توانم ارائه دهم:

اولا این جنبش روند تکاملی داشته است، یعنی حرکتی که ابتدا تنها برای اعتراض به تقلب در انتخابات پدید آمده بود به سرعت به یک درخواست عمومی برای تغییرات اساسی در ساختار حقیقی قدرت تبدیل شد. نگاهی به بیانیه ها و سیر شعارها نشان می دهد که برآورده شدن آنها جز با جابجایی قدرت مستقر میسر نیست. 

ثانیا در سطح رهبری جنبش مخصوصا در داخل کشور که فشارها و تهدیدات شدیدی برای توبه و استغفار و یا حداقل سکوت و انفعال آنها وجود داشته است تا این لحظه پافشاری بر عدم قبول نتایج انتخابات، مشروعیت قائل نشدن برای دولت کودتا و ارتقا مطالبات از بازنگری در نتایج انتخابات به ضرورت اصلاحات عمیق در همه ابعاد حاکمیت رسیده است.همچنین انرژی مادی و معنوی شدیدی که حاکمیت برای کنترل امنیتی فضا صرف می کند نشان از پتانسیل بالایی دارد که در قالب جنبش سبز برای تغییر وضع موجود و دمکراتیزه کردن ساختار قدرت در ایران خود را آشکار کرده است. اگرچه در نتیجه برخوردهای خشن و سرکوب شدید، حضور مردم در خیابان کاهش پیدا کرده است اما حاکمیت بخوبی دریافته است که چون ریشه ها و دلایل اعتراض مردم – که بنظرمن در استبداد دینی نهفته است- همچنان پابرجاست لذا آتش مخالفت مردم در زیر خاکستر تنها پنهان شده است و وزش هر نسیمی می تواند اوضاع را به شدت بحرانی نماید به همین دلیل تا این لحظه اجازه نداده اند که حتی برای یادبود کشته شدگان وقایع اخیرمراسم های سنتی عزاداری برگزار شود تا چه رسد به صدور مجوز راهپیمایی برای سالگرد 22 خرداد! کنترل امنیتی کشور که به قیمت تعطیل سایر امور تمام شده است در نتیجه وحشت از بروز راهپیمای ها و اعتراضات مردمی است. 

مهمترین دستاوردهای این جنبش 

مهمترین دستاورد این جنبش کاهش مشروعیت حکومت فقها و افزایش شانس دمکراتیزاسیون ساختار قدرت و جامعه در ایران بوده است. حکومتی که ناتوان از پاسخگویی به اعتراضات مسالمت آمیز و مدنی مردم خود باشد و در جواب پرسش ساده ای نظیر "رای من کجاست؟" از خشن ترین روش ها برای سرکوب استفاده نماید در حقیقت حکم به مرگ خود داده است . اقدامات بی نتیجه ای مانند بستن مطبوعات ، بازاداشت فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و فجایعی مانند کهریزک،احکام سنگین زندان و یا اعدام که به تنفس مصنوعی برای احیای یک مرده می ماند، ممکن است بتواند چند صباحی به تدوام استبداد دینی در ایران یاری برساند اما در دنیای امروز جایی برای حکومت های فاشیستی باقی نمانده  و در عین حال ناکارآمدی شدیدی که نظام موجود در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با آن مواجه شده است حتی زمینه های ادامه یک دیکتاتوری صالح را هم از آنها سلب کرده است. از سوی دیگر ماهیت مسالمت آمیز و مدنی جنبش سبز و تاکید بر خواسته های دمکراتیک این امیدواری را پدیدآورده که پروسه ناتمام و طولانی دمکراتیزاسیون در ایران به نقطه نهایی خود که تشکیل یک حکومت مدرن و منطبق بر اراده مردم باشد ، نزدیک شده است.

تمایز جنبش  از حرکت های مشابه 

در سی سال گذشته حرکت های مختلف و متفاوتی از اصلاحی تا براندازی وجود داشته است اما هیچکدام از این جنبش ها نتوانسته بودند نوعی همگرایی اثرگذار بین اپوزیسیون و مخالفان خارج و داخل کشور ایجاد نمایند اما جنبش سبز این نقص جدی را برطرف کرد و نوعی سینرژیسم(همگرایی نیرو) پدید آمد که مشابه آن را در گذشته شاهد نیستیم. به رسمیت شناخته شدن و اعلام حمایت بسیاری از کشورهای خارجی نیز یکی دیگر از ویژگی های متمایز کننده این حرکت است.همچنین  پس از انقلاب بهمن 57 برای اولین بار تظاهرات های میلیونی مردم در ساختاری خارج از اراده و سازماندهی دستگاه های تبلیغی حاکمیت اتفاق افتاد و بنوعی پرهیز مردم از رویایی با حاکمیت از میان رفت.

 پلات فورم، رهبری و روش های جنبش 

جنبش موجود، جنبشی گسترده میان طبقه متوسط شهری جامعه است که در فرآیند دموکراتیزاسیون جامعه ایران اتفاق افتاده است. این حرکت مدرن، در نتیجه ناتوانی حکومت (ایدئولوژیک یا دانشی) در پاسخگویی به انتظارات بخش قابل توجهی از جمعیت کشور بوجود آمده و به دیگر سخن می توان آن را با " ناکارآمدی نظام جمهوری اسلامی" نیز مرتبط دانست. رشد (کمی و کیفی) سریع طبقه متوسط شهری ایران از یک سو و ساختار سنتی اجتماع و قدرت حاکم از دیگر سوعدم توازن و چالش آشکاری را سبب شده است که پس از انتخابات اخیر همچون یک کوه یخ تنها بخش کوچکی از آن مشاهده شد که به مرور زمان خود را بیشتر نمایان خواهد کرد. بنابراین جنبش سبز را می توان تمایل اکثریت مردم برای "تغییر مسالمت آمیز" حکومت تلقی نمود به همین دلیل بنظرم می تواند بعنوان یک پلات فورم مناسب-بدلیل فراگیری و گستردگی- برای همگرایی سایر جنبش های فعال در ایران عمل نماید. خوشبختانه رهبری جنبش هم متمرکز و فردی نیست این نکته مهمی است زیرا می تواند در پیش گیری از تکرار تجارب تلخ گذشته که بصورت بازتولید استبداد و روابط سلطه طلبانه ی پس از انقلاب خود را نشان داد موثر باشد. 

مدرن بودن این جنبش و گستردگی اجتماعی آن باعث شده است که روش ها ی مورد استفاده، مبتنی بر الزامات مبارزات بدون خشونت باشد یعنی در برابر وحشیانه ترین اقدامات حکومت برای سرکوب، بازهم مردم و رهبران جنبش روش های مسالمت آمیز را بکاربردند این مهم می تواند در نهادینه کردن اصل مدارا و تساهل که لازمه شکوفایی و غلبه فرهنگ دمکراسی است بسیارموثر باشد. 

ارتباط جنبش سبز با جنبش های دیگری که از قبل وجود داشته اند 

جامعه در حال گذار ایران سالیان درازی است که صحنه بروز شکاف های اجتماعی متعدد است که حاصل رهایش انرژی آنها بصورت جنبش های فعال دانشجویی، قومی، کارگری، زنان و.... خود را نشان داده است. این جنبش ها مخصوصا در سالهای پایانی دهه 70 بدلیل ایجاد فضای نسبتا باز سیاسی و رسانه ای که بدنبال برسرکارآمدن محمد خاتمی، رئیس جمهور اصلاح طلب ایران، برای مدت کوتاهی پدید آمده بود از امکان ظهور و بروز بیشتری برخوردار شدند اما همین فرصت زود گذرکافی بود تا با بهره گیری از روش های نوین به تجدید سازمان و نوسازی خود بپردازند بگونه ای که علیرغم تلاش های گسترده حاکمیت برای سرکوب از طریق بستن مطبوعات، زندانی نمودن فعالان این عرصه ها و ارعاب و تهدید، این حرکت های اجتماعی همچنان وجود داشته و از پتانسیل قابل توجهی نیز برای ایجاد تغییر برخوردار هستند. حرکت اعتراضی مردم ایران به تقلب در انتخابات ریاست جمهوری دهم که بعدها به جنبش سبز معروف شد در نتیجه زمینه های اجتماعی که این حرکت ها از قبل فراهم کرده بودند توانست از چنان گستردگی برخوردار شود که از یک سو بقای جمهوری اسلامی را با خطر مواجه سازد و از دیگرسو توجه جهانیان را به خود جلب نماید.بنظر من متقابلا زمینه های بهره مندی این جنبش ها از پلات فورم جنبش سبز برای تامین مطالبات آنها فراهم است که باید از آن حداکثر استفاده را نمود.


*روزنامه نگار و عضو سابق شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران

 

*ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.

 


 




تحلیلگران انقلاب سبز -


اگر روز قدس، 13 آبان و 22 بهمن، با حضور فیزیکی سبزها به مراسمی متفاوت تبدیل شدند، این بار مراسم 14 خرداد به میزان قابل توجهی تحت الشعاع جنبش سبز و شخص موسوی قرار داشت. حضور متافیزیکی "میرحسین" بر این مراسم سایه افکند و رهبر نظام از موضعی تدافعی به توجیه عملکرد خود و تطبیق آن با "خط امام" پرداخت.

موسوی و کروبی – به ویژه در روزهای اخیر – به خاطر اعلام دلبستگی و علاقه به آیت الله خمینی مورد انتقاد قرار گرفته اند. دلیل اصلی نقد هم ناسازگاری بخشی از عقاید آیت الله خمینی با اهداف دموکراتیک جنبش سبز اعلام شده است. اما در این انتقادها به یک نکته توجه نمیشود و آن این است که تکثر گرایی یا پلورالیسم ناظر به محتوای عقاید اشخاص نیست، بلکه به شیوه دفاع از این عقاید، میزان بردباری در برابر سایر عقاید و پذیرش حاکمیت و رای ملت به عنوان داور نهایی عقاید باز میگردد. بر همین اساس است که موسوی خود را یکی از همراهان جنبش سبز میداند و نه رهبر آن؛ این یعنی موسوی خود اذعان دارد که سخنگوی تمامی طیف های منتقد و مخالف وضع موجود نیست، اما از آزادی بیان شهروندانی که مانند او فکر نمیکنند، دفاع میکند و دفاع از حقوق شهروندان را به مسائل ایدئولوژیک مشروط نمیکند.

او تا به امروز هیچ شخص و گروهی را به نفوذی بودن، سبزینه پوشی، سبز نمایی یا سبزالهی بودن متهم نکرده و در بیرون از جنبش سبز قرار نداده است. پس هرکس میتواند تحت عنوان حامی یا هوادار یا سخنگوی بخشی از سبزها عقاید و افکار خود را دست کم در فضای مجازی یا رسانه های مستقل بیان و منتشر کند و این امر شامل حال طیف های مذهبی، ملی مذهبی، سکولار، لیبرال و چپ میشود و مسلم است که هم مخالفان و هم دوستداران آیت الله خمینی را نیز در بر میگیرد. تجربه حکومت اسلامی در سه دهه اخیر نشان داده است که یک جنبش دموکراتیک نباید نهادی شبیه "شورای نگهبان دموکراسی" تاسیس کند و آزادی بیان افراد و گروه ها را محدود نماید. 

باید به این نکته هم توجه داشت که اگر به فرض موسوی "تغییر موضع" دهد و عقیده و مرام سیاسی آیت الله خمینی را به طور کامل نفی کند، باز هم مورد تهاجم منتقدان قرار خواهد گرفت؛ البته این بار به بهانه فرصت طلبی و تزلزل سیاسی! زیرا در این صورت میتوان استدلال کرد که موسوی به خاطر کسب قدرت سیاسی، و قرار گرفتن در راس میلیونها مخالف سیاسی، چند دهه فعالیت سیاسی و اجرایی و گذشته سیاسی خود را نفی کرده است و چنین شخصی ممکن است یک روز علایق و عقاید امروز خود را نیز به معامله بگذارد.

اما در این شرایط شعار "مرگ بر موسوی" که از سوی عناصر وابسته به حاکمیت سر داده میشود، عملا حاصلی جز تثبیت موسوی به عنوان رهبر تمامی جریانات رقیب حاکمیت ندارد و از منظر سیاسی او را به بدیل یا نگاتیو رهبر نظام تبدیل میکند. با این شعار، نظام (یا باقی مانده آن) عملا به صورت نقطه مقابل موسوی و جنبشی که با نام وی شناخته میشود، تعریف میشود؛ همانطور که در پاییز و زمستان 57 عملا آیت الله خمینی در نقش بدیل محمد رضا شاه ظاهر میشد و حضور و تاثیرش در سیاست ها و رفتار نظام سابق مشهود بود.

اما این تنها نقطه تفاوت مراسم 14 خرداد امسال با سالهای گذشته نبود. در نزدیک به یک سال گذشته، تقریبا تمامی مناسبت ها و سالروزهای سیاسی و مذهبی، به نوعی تحت تاثیر و حضور جنبش سبز به صورتی بیسابقه و باژگونه اجرا شدند. از روز قدس گرفته تا 22 بهمن، ماهیت هریک از این مناسبت ها و سالروزها، برای همیشه دگرگون شد و کارکرد سیاسی آنها با حضور و تحرک جنبش سبز به صورتی متفاوت با سالهای گذشته جریان یافت. این بار اما در مراسم سالگرد فوت آیت الله خمینی، جنبش سبز به گونه ای دیگر حضور خود را بر مراسم دولتی تحمیل کرد و عمق و وسعت خود را نه از طریق حضور فیزیکی و سر دادن شعار، بلکه از طریق تاثیرات زبانی و گفتمانی بر برگزار کنندگان و سخنرانان مراسم، نشان داد.

کنش زبانی و گفتمانی موسوی با مفهوم "خط امام"، موجب شد رهبر نظام از موضعی تدافعی در جایگاه سخنران ظاهر شود و با سفسطه و لفاظی و تشبیه خود با حضرت علی، تلاش کند خود را از اتهام خروج از خط امام تبرئه نماید! این در حالی است که مجموعه عملکرد موسوی در چارچوب جنبش سبز تعریف میشود و اگر به فرض اثبات شود که فرقه حاکم در انطباق کامل با عقاید بنیانگذار نظام عمل میکند، باز هم شرط کافی برای توجیه سرکوب جریانات تحول خواه تامین نمیشود. به بیان دیگر، سخنرانان مراسم 14 خرداد در بهترین حالت میتوانند سران جنبش سبز یا مخالفان ایشان را قانع کنند که از "خط امام" دور شده اند، اما مسئله نظام میلیونها شهروندی است که یا احساس تعلق خاصی به آن دوران ندارند، یا آن را صرفا یک مقطع تاریخی می دانند که سپری شده است و باید با توجه به مقتضیات زمان به فکر امروز و آینده بود.
صرف نظر از مباحث فوق، حتی اگر موسوی و کروبی رسما خروج خود را از "خط امام" اعلام کنند، باز هم آن دسته از هواداران و علاقه مندان به آیت الله خمینی که با فرقه حاکم همراه نیستند، دولت کودتا و حامیان اش را تایید نخواهند کرد.

به این ترتیب بازی "خط امام" همچون یک دام در برابر حاکمیت گشوده شد و سناریویی که با آتش زدن یک عکس شروع شده بود با فریاد شادی و هلهله حامیان دولت پس از مختل کردن سخنان سید حسن خمینی، به شکستی کامل برای کودتاچیان تبدیل شد. فشار روانی و گفتمانی جنبش سبز بر حاکمیت به حدی زیاد بود که خطبه اول عملا با اشاره به مراسم 22 خرداد به پایان رسید و فروپاشی ذهنی رهبر نظام (همچون احمدی نژاد در مناظره با محسن رضایی) در قالب یک اشتباه لپی آشکار شد. مراسمی که با کمترین هزینه و بدون نیاز به حضور فیزیکی شهروندان، به تمسخر و ریشخند حاکمیت توسط خودش (پارودی) تبدیل شد. ریشخندی نمادین که به بهترین نحوی در پوزخند صادق لاریجانی به هنگام شنیدن واژه "سگ" از زبان رهبر نظام، آشکار شد.


ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.


 




 

جرس: وضعیت جسمی حمید حائری در پی یازده روز اعتصاب غذا و دارو در سلول‌های انفرادی رو به وخامت گذاشته است.

حمید حائری ۵۷ ساله از ۶ خرداد ماه در اعتصاب غذا و دارو به‌ سر می‌برد و وضعیت جسمی او وخیم گزارش شده است. وی در اعتراض به انتقال بی‌دلیل به سلول‌های انفرادی در اعتصاب غذا و دارو بسر می‌برد.
به گزارش فعالین حقوق بشر و دموکراسی، بازجویان برای تحت فشار قرار دادن او دستور انتقال وی را به سلول‌های انفرادی بند ۲۴۰ را صادر کرده‌اند. هم‌اکنون ۱۶ روز است که وی در سلول‌های انفرادی بند ۲۴۰ بسر می‌برد.
از زمان انتقال حمید حائری به سلول‌های انفرادی خانواده‌اش از وضعیت و شرایط او در بی‌خبری کامل به سر می‌برند. خانواده وی به شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب مراجعه کردند و خواستار علت انتقال به سلول انفرادی شدند اما فردی به آنها گفته است :"حتی اگر از رهبری هم نامه بیاورید او از انفرادی بیرون نمی‌آید تا زمانی که اطلاعات اجازه بدهد."
حمید حائری از بیماری حاد قلبی رنج می‌برد و تاکنون دوبار دچار سکته قلبی شده است.

از سوی دیگر وضعیت جسمانی حامد روحی‌نژاد، زندانی سیاسی که به ۱۰ سال حبس محکوم شده است، به دلیل تشدید بیماری ام.اس در زندان رو به وخامت نهاده است.
صبح روز جمعه، 14 خرداد ماه، حامد روحی نژاد، زندانی سیاسی اندرزگاه شماره ۸، در پی تشدید بیماری اسکلروز چندگانه ( ام.اس.) دچار حمله شده و وضعیت جسمانی وی رو به وخامت نهاده، به شکلی که بینایی چشم راست نام برده به شدت کاهش یافته است.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، به دلیل وضعیت وخیم جسمانی روحی نژاد، انتقال او به بهداری موثر نبوده و مسئولان زندان نیز وی را از ملاقات با پزشک متخصص محروم کرده‌اند.
حامد روحی نژاد از ۱۴ اردیبهشت سال ۸۸ در زندان اوین به سر می‌برد. او پس از حدود ۴ ماه از زمان بازداشت، در دومین دادگاه مربوط به درگیری‌های اخیر، توسط قاضی صلواتی به اتهامات مختلفی از جمله تلاش برای بمب گذاری مسجد نبوت و حسینیه ارشاد در روز انتخابات و انقلاب مخملی با استفاده از مسائل پس از انتخابات متهم و به اعدام محکوم شد. این حکم در دادگاه تجدید نظر به ده سال زندان تعزیری کاهش پیدا کرد.

رییس ستاد انتخابات موسوی در قیامدشت در انتظار رای دادگاه تجدید نظر

امیر محمدی، رییس ستاد انتخابات موسوی در قیامدشت که در دادگاه بدوی به یک سال حبس تعزیری و یک سال حبس تعلیقی محکوم شده است، در انتظار ابلاغ حکم نهایی از سوی شعبه ۵۳ دادگاه انقلاب است.
به گزارش کلمه، امیر محمدی ۳۷ ساله که اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می‌برد، نیمه شب ۲۲ خرداد ماه در منزل خود به همراه برادرش سعید محمدی دستگیر شد. سعید، رییس ستاد انتخاباتی موسوی در پاکدشت ورامین چندی بعد با قرار کفالت آزاد شد اما امیر همچنان در زندان است و با وجود صادر شدن حکم نهایی، هنوز این حکم به او ابلاغ نشده است.
خانواده امیر محمدی بارها برای اطلاع از رای نهایی به دادگاه مراجعه کرده اند اما قاضی به آنها گفته است که تا ده روز آینده حکم به خود امیر ابلاغ می شود.

بازداشت یکی از اساتید دانشگاه مازندران 

بر اساس خبرهای رسیده به منابع آگاه دانشحویی در استان مازندران، استاد طاهری عضو هیات علمی دانشگاه مازندران چند ماه اخیر را در بازداشت نیروهای امنیتی به سر برده است.
به گزارش دانشجونیوز، طاهری در چند ماه اخیر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود ولی به علت عدم دسترسی به منابع آگاه خبری و همچنین تهدیدهای نیروهای امنیتی استان مازندران، مدت بازداشت وی در زندان اداره اطلاعات مازندران به اطلاع رسانه‌ها نرسید. 
همچنین منابع آگاه گزارش می دهند که این استاد دانشگاه مازندران هم اکنون دوران بازداشت‌اش را در زندان متی‌کلای بابل در کنار دانشجویان دربند زندان بابل می‌گذراند. گفتنی است این استاد دانشگاه دارای سابقه عارضه قلبی است و وضعیت جسمی وی بسیار وخیم گزارش شده است.
پیش از این نیز دکتر علی اکبر سروش و احمد میری از اعضای هیات علمی دانشگاه علوم و فنون بابل و دانشگاه مازندران توسط وزارت اطلاعات دستگیر شده و دوران بازداشت‌شان را در زندان اداره اطلاعات مازندران و متی‌کلای بابل سپری کردند.
همچنین گزارش ها از زندان متی‌کلای بابل حاکی از آن است که پنج دانشجوی دربند زندان بابل دارای وضعیت نامناسب هستند و در چند روز اخیر از هر گونه تماسی با خانواده‌های خود محروم شده‌اند. شنیده‌ها حاکی از آن است که حال برخی از دانشجویان به علت عدم امکانات بهداشتی نامناسب گزارش شده است.
گفتنی است محسن برزگر، ایمان صدیقی، مشفق سمندری، حسین جلیل نتاج ونیما نحوی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام  هم اکنون در حال گذراندن دوران محکومیت‌شان در زندان متی کلای بابل هستند.

اکبر اجدادی بعد از یک سال آزاد می شود

اکبر اجدادی از شهروندان معترض به نتیجه انتخابات به زودی آزاد می شود.
به گزارش کلمه، اجدادی ۲۰ ساله که ششم تیر ماه سال گذشته در محل کارش در سعادت آباد دستگیر شده بود به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به ۲۸ ماه حبس تعزیری محکوم شد و حالا با گذراندن نزدیک به یک سال از محکومیت‌اش در انتظار آزادی از زندان است.
اکبر اجدادی تنها نان آور خانواده بوده است که پس از دستگیری اش خانواده با مشکلات مالی فراوانی روبرو شده اند. خانواده اجدادی در قیام دشت ورامین زندگی می کنند.
چندی پیش نیز مهدیه اجدادی خواهر نوجوان اکبر به مناسبت روز کارگر نامه ای به دادستان نوشت. او در این نامه از دادستان خواست تا برادرش را که تنها نان آور خانواده است آزاد کنند.

حکم برائت ارسلان ابدی از اتهام محاربه ابلاغ شد

وکیل مدافع ارسلان ابدی گفت که حکم برائت موکلش از اتهام محاربه و فساد فی‌الارض ابلاغ شده است.
به گزارش فارس، فرزام اردلان وکیل ارسلان ابدی یکی از متهمان وقایع روز عاشورا با اعلام ابلاغ حکم برائت موکلش از اتهام محاربه و فساد فی‌الارض اظهار داشت:‌ دادسرا درباره موکلم به استناد به دلایلی که از نظر ما منطبق با مسئله نبود، تقاضای حکم محاربه و فساد فی‌الارض کرده بود.
وی افزود: در جلسه شعبه ۱۵ از موکلم دفاع کردم و ریاست محترم نیز دلایل دادسرا برای اتهام محاربه را نپذیرفت و حکم برائت از اتهام محاربه و فساد فی‌الارض را صادر کرد و موکلم طی این حکم از این اتهامات مبری شد.
وکیل ارسلان ابدی درباره سایر اتهامات موکلش خاطرنشان کرد: برای سایر اتهامات موکلم رأی به حبس سنگینی دادند که در مورد آن نیز تجدیدنظرخواهی کردیم و امیدواریم در مرحله تجدیدنظرخواهی مورد توجه قرار بگیرد.

علیرضا اخوان، فعال کارگری در بند ۲۰۹ زندان اوین 

علیرضا اخوان فعال کارگری، روز جمعه، ۱۴ خرداد ماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
علیرضا اخوان، فعال حقوق کارگران و عضو کانون مدافعان حقوق کارگر ساعت چهار بامداد روز جمعه، ۱۴ خرداد ماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
به گزارش رهانا، ماموران وزارت اطلاعات پس از دستگیری وی اقدام به ضبط کلیه لوازم شخصی وی از جمله کتاب‌ها و کامپیوتر او کردند. وی هم‌اکنون در بند ۲۰۹ زندان اوین به سر می‌برد.

 




بابک مغازه اي -

 

گزارش مشروح در مورد محوطه هاي تاريخي در معرض خطر استان همدان

 

کود برداري , تپه خواري يا خاک برداري از تپه هاي باستاني 

 

کشور ما به جهت قدمت بسيار و تمدن کهن خود , همواره شاهد استقرار و زندگي اقوام مختلف بر گستره خويش بوده است و در نتيجه داراي هزاران محوطه و بناي باستاني ارزشمند مي باشد

 

در اين ميان تپه هاي باستاني کوچک و بزرگ سهم عمده اي از اين يادگارها را به خود اختصاص مي دهند و به جهت قدمت گاه چندين هزار ساله و باقي ماندن نشانه هاي موجود از زندگي اقوام مختلف در دوره هاي متعدد تاريخي در يک نقطه که خود سبب تشکيل چنين تپه هاي گرديده است داراي اهميت به سزايي مي باشند و لزوم توجه هر چه بيشتر به حفاظت و در گامي بالاتر کاوش علمي اين نمونه هاي گاه کم نظير را ضروري مي سازند

 

اين تپه ها که متشکل از لايه ها و رگه هاي باستاني با ضخامتهاي مختلفي بوده و توالي ادوار مختلف يکجانشيني را به نمايش مي گذارند و به عنوان صندوقچه تاريخ اين سرزمين کهن سال آثاري از دوره هاي گوناگون تاريخي  را در خود به امانت نگه داشته اند تا در روزگار آينده شاهدي غير قابل انکار از تلاش ايرانيان در بالندگي تمدن بشري باشند متاسفانه در شرايط فعلي در معرض خطرات گوناگوني واقع شده اند و انواع تخريب ها ازکند و کاوهاي سودجويانه قاچاقچيان گرفته تا تخريبهاي نابخردانه در اثر انجام پروژه هاي عمراني و يا سوء استفاده روستاييان و جوامع محلي از خاک و زمين آنها ادامه حيات اين نگينهاي درخشان و ماندگار را دستخوش نابودي کرده است

 

در اين ميان تخريبهاي سودجايانه قاچاقچيان ياجويندگان گنجها صدمات بسياري را به آثار باستاني وارد مي سازدکه گاه بسيارگسترده وجبران ناپذيراست چراکه اين افراد عموما بدون هيچگونه تخصصي و در زماني اندک مي کوشند تا با حفرگودالها و نقبهايي در بالا و پيرامون اين تپه به اشياء احتمالي موجود در اين محوطه ها دست يابند و در اين راه گاه بدون اينکه حتي چيزي به دست بياورند با نابودي بافت محوطه و سرقت اشياء موجود و تخريب بسياري از اشيائي که به عقيده آنان فاقد ارزش اقتصادي براي آنهاست علاوه بر سرقت بسياري از اشيا کم نظير تاريخي که سرمايه هاي فرهنگي اين سرزمين مي باشند صدمات جبران ناپذيري را هم به توالي داده ها وارد نموده و در اثر جابجايي اشياء از محل اوليه خود شرايط لازم براي بررسي علمي آنها را با چالش مواجه مي سازند

 

کودگيري بلايي خاموش

 

از سوي ديگر اين تپه ها امروزه در بسياري از نقاط کشور با نوع گسترده , اما خاموشي از تخريب نيز روبرو هستند که نزد بسياري از کارشناسان با عنوان کود برداري , کودگيري يا تپه خواري مشهور است که توسط ساکنان محلي به ويژه کشاورزان انجام مي شود به طوري که در اين فرايند خاک اين تپه ها به دليل اين که برخي از روستاييان معتقدند عمر بيشتري براي کاهگل دارد به منظور تهيه کاهگل براي عايق مورد استفاده قرار مي گيرد و يا اينکه در گستره اي عظيم تر خاک آنها برداشته شده و به منظور تقويت خاک به ديگر زمينها افزوده مي گردد و خود تپه نيز پس از خاک برداري که به اصطلاح محلي کود گيري خوانده مي شود هموار شده و به زيرکشت مي رود در برخي موارد هم که تپه ها بلند تر از بقيه هستند برخي روستاييان از ديرباز در مجاورت آنها خانه سازي کرده اند و آغل حيوانات  يا انبار خود را در داخل اين مکانها حفر مي کنند که علاوه بر تخريب تپه زمينه را براي انجام کاوشهاي سودجويانه و مخفيانه بعدي فراهم مي سازد در برخي نقاط نيز به دلايل گوناگون با تغيير مسير عمدي آبهاي سطحي باعث تخريب بخشي از بناي باستاني مي گردند

 

در مجموع انجام چنين اعمالي به ويژه در 40 سال گذشته که البته در 10 سال اخير سرعت بيشتري نيز گرفته است بسياري از تپه ها و بناهاي تاريخي به ويژه در خارج از شهرها را دستخوش نابودي ساخته است

 

به اين دليل پيشنهاد مي شود ضمن توجه همه جانبه بخشهاي دولتي و فعالان مدني به اموري که امروزه ادامه حيات بسياري از بناها را به خطر انداخته است  برخي از موارد زير مورد توجه بيشتر قرار گيرد

 

حضور گسترده يگانهاي حفاظت

 

در برخي موارد وجود تپه هاي باستاني در ميان روستاها و گسترش , گاه بي برنامه ي ساخت و ساز در چنين مناطقي که اختصاص اعتبارات گوناگون نيز به اين امر سرعت بخشيده است سبب تسريع تعمدي تخريب اين تپه ها شده است و از سوي ديگر گسترش زمينهاي کشاورزي و توجه کشاورزان به اين تپه ها را نيز مي بايد به آن افزود به همين دليل لازم است تا يگانهاي حفاظت به تعداد کافي و با امکانت لازم به ويژه وسايل ارتباطي و نقليه مناسب , حضور تاثيرگذار تري را در اين مناطق داشته باشند

 

آموزش مسئولين محلي (پيشنهاد ويژه انجمن ايران شناسي کهن دژ)

 

از آنجا که مسئولين و معتمدين محلي در بسياري از موارد نقش انکار ناپذيري در جلوگيري از تخريب روزافزون اين آثار دارند هرگونه  ناآگاهي ,کوتاهي و يا سهل انگاري آنان نيز مي تواند نتايج جبران ناپذيري را به دنبال داشته باشد لذا افزايش برنامه هاي اطلاع رساني و آموزشي به منظور توجه هر چه بيشتر و آشنايي آنان با قوانين , مقررات و برخي مسائل عمومي و اوليه در خصوص اهميت اين آثار و شيوه هاي حفاظت و مرمت آنها به ويژه در برخي مناطق دورافتاده تر مي تواند نتايج مثبت بسياري را به دنبال داشته باشد

 

در گام بعدي نيز مي توان توجه عموم روستاييان را به حفاظت از اين آثار جلب نموده و تاکيد گردد که حفاظت و مرمت اين آثار چه ارزشهاي معنوي و مادي را مي تواند براي آن نقطه به همراه داشته باشد

 

لذا از آنجا که سازمانهاي غير دولتي و علاقه مندان به ميراث فرهنگي نيز مي توانند در امر آموزش و اطلاع رساني ديگر بخشها را ياري نمايند , انجمن ايران شناسي کهن دژ چندي است که براي اولين بار در کشور برنامه اي را در خصوص ايجاد آمادگي لازم به منظور همکاري در انجام اين آموزشها , تدوين نموده است و همچنان نيز با ياري گرفتن از برخي کارشناسان در حال تکميل اين طرح مي باشد و از پيشنهادات تمامي صاحبنظران کشور در اين زمينه به منظور تکميل اين طرح که مي تواند در آينده نقش مواثري را در آموزش همگاني حفاظت از ميراث فرهنگي ايفاکند , صميمانه استقبال مي نمايد

 

آموزش و فرهنگ سازي عمومي با استفاده از رسانه ها

 

آشنايي عموم مردم در خصوص لزوم توجه وحفاظت از ميراث کهن سرزمين مان مي تواند گامي سترگ در جهت جلوگيري عمومي از هرگونه تخريب احتمالي باشد و در اين راه به سادگي مي توان با يک برنامه ريزي علمي و کوشش همگاني از قدرت تبليغي و اثر گذار رسانه هاي جمعي همچون راديو , تلويزيون و روزنامه ها استفاده نمود که در اين راه نيز در صورت وجود محيط لازم , فعالان غير دولتي مي توانند نقش اساسي را ايفا نموده و براي مثال با نگارش و انتشار مقالاتي عمومي راه کارهايي را در اين خصوص ارائه دهند

 

ثبت ملي , بين المللي واقدام لازم در خصوص عرصه و حريم آثار

 

در حال حاضر همچنان مناطقي وجود دارند که به ثبت ملي نيز نرسيده اند در اين زمينه لازم است که هر چه سريعتر با بودجه و امکانات کافي و ياري گرفتن از کارشناسان خبره داخلي و حتي خارجي نسبت به ثبت ملي و در صورت امکان ثبت بين الملي آثار و محوطه ها اقدام نموده و از امکانات گسترده بين المللي آن سود برده شود بديهي است با توجه به اينکه در مورد يک تپه باستاني مي بايد مراحلي همچون شناسايي و بررسي علمي منطقه , ثبت آثار , تعيين عرصه و حريم , لايه نگاري , کاوش و حفاظت و مرمت انجام گيرد و با ايجاد پايگاه پژوهشي دايمي و موزه محلي امکان دسترسي پژوهشگران به يافته ها افزايش يابد و در نهايت با توجه به اهميت منطقه محوطه به ثبت بين المللي برسد مي بايد کليه محوطه ها و تپه هاي باستاني مراحل ثبت را طي نمايند ودر صورت ثبت قبلي نيز يکي از مهمترين مسائل در خور توجه تعيين عرصه و حريم اين آثار و تلاش در جهت آزاد سازي اين حريم مي باشد چرا که بسياري از اين محوطه ها به سبب مشکل هم جواري با محل هاي مسکوني و ساخت و ساز هاي قبلي درخطر نابودي است از سوي ديگر متاسفانه در سالهاي اخير نيز عرصه و حريم بسياري از بناهاي تاريخي و حتي برخي از مشهورترين نمونه هاي آنها همچون ميدان نقش جهان اصفهان , تپه تاريخي شوش و بسياري مناطق ديگر در معرض ساخت و سازهاي مسکوني و حتي تجاري قرار گرفته اند که مي تواند زنگ خطر بزرگي در مورد اين محوطه ها باشد لذا آزادسازي عرصه و حريم محوطه ها و جلوگيري از تعدي بيشتر به اين مناطق نيازمند توجه هر چه بيشتر سازمان هاي دولتي و ريز بيني گسترده تر مجموعه هاي غير دولتي مرتبط با ميراث فرهنگي است

 

در ضمن به زودي مجموعه اي از پيشنهادات و مطالبات يگان ويژه پژوهشي انجمن ايران شناسي کهن دژ در خصوص راهکارهاي جلوگيري از تخريب ميراث فرهنگي و محيط زيست کشور با نگاهي جامع تر منتشر خواهد شد

 

در پايان لازم به ذکر است پرداختن کامل و علمي به مبحث نابودي نابخردانه تپه هاي باستاني و راهکارهاي جلوگيري از آن , مسئله اي حائز اهميت و قابل توجه در زمينه حفظ ميراث فرهنگي و تمدن چندين هزار ساله ايران زمين بوده و بررسي تمامي جنبه هاي آن خارج از توان نگارنده مي باشد و ذکر موارد بالا تنها اشاره ي کوتاهي به آنها و انجام وظيفه اي درراستاي نمايندگي يکي از سازمانها غير دولتي فعال در حوزه ميراث فرهنگي مي باشد و لازم است تا اساتيد خبره و کارشناسان باتجربه داخل و خارج از کشور مباحث گسترده تري را در اين خصوص ارائه نمايند تا با ياري تمامي بخشها , شناسايي و حفاظت علمي اين يادگارها درخشان تمدن ديرينه ايرن به گفتمان غالب در تمامي سطوح اجتماعي و کليه سياست گذاريهاي خرد و کلان کشور بدل گردد

 

با اميد به آن روز

 

*دبيرکل و سخنگوي انجمن ايران شناسي کهن دژ و خبرنگار مستقل ميراث فرهنگي و محيط زيست

 

ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.

 


 




معلم آرمان -

به نام خدا

 

نام آرمان را كه جزء بازداشتي ها ديدم ابتدا باورم نشد، چند روزي طول كشيد تا جستجو كنم آن نوجوان محجوب و مودبي كه 16 سالش بود ومرا ياد دوران دانش آموزي خودم مي انداخت ، همان فردي است كه آذر ماه گذشته دستگير شده است و به 36 ماه حبس محكوم شده است. هرگز تصور نمي كردم  هم بندي جناب محمد نوري زاد كه در نامه پنجم خود از زندان اوين بدان اشاره كرده است ، شاگرد خوب كلاس من آرمان باشد.

 

مدتي با خود خلوت كردم وروزهاي كلاسي كه با  آرمان داشتم را درذهن مرور كردم . دانش آموزي كه تمام مراحل اثبات را موشكافانه دنبال مي كرد وبدون استدلال دقيق ، قانع نمي شد.

 

يادم مي آيد اواخر دوره رياست جمهوري آقاي خاتمي بود كه با هزاران انگيزه وآرزو با تعدادي از دوستان هم دانشگاهي مجموعه اي آموزشي  راه اندازي كرديم . روزي از همان روزها بود كه مادري دلسوز وپيگير را ديدم كه جفاي دوران در پس چهره اش هويدا بود و حاكي از غمي بزرگ در روح وروان اوبود  ( كه حالا موضوع را درك مي كنم ) . با اين حال در ظاهر لبخندي بر روي لبان او نقش بسته بود كه مكرر در خيالات من نقش مي بندد. با پسرش آمد ، نوجواني پانزده يا شانزده ساله كه تازه ته ريشي درآورده بودو بسيار مودب بود . او در ابتدا شاگرد يكي از دوستانم بود ولي به حسب شرايط كاري دورادور در جريان يادگيري او بودم تا اينكه چندي گذشت و شاگرد من شد، روزهاي كلاس همراه مادر ميانسالش با انگيزه فراوان از راهي دور مي آمدند و هنگامي كه پس از بالا آمدن از پله هاي نسبتا زياد ساختمان مي رسيدند  با تبسمي  به من سلام ميكردند كه آن لبخندها را هرگز فراموش نمي كنم . مادرش با صداقتي مثال زدني طي صحبت هاي كوتاهي به من مي گفت آرزو  دارم آرمان مثل شما شود .... ولي اكنون به آن مادر عزيز مي گويم كه من آرزو دارم مثل آرمان باشم .

 

آرمان با تلاش فراوان سعي داشت موجبات رضايت من از خودش را فراهم كند و هميشه علاقه مند به انجام كارهاي بزرگ در رياضيات بود. يادم مي آيد زماني كه براي جشنواره خوارزمي طرحي را آماده مي كرد بسيار خوشحال بود و از تجربيات ديگران به خوبي استفاده مي كرد. تا اينكه وارد دانشگاه شد و پس از چندي بهت زده متوجه شدم آن آرمان نحيف و محجوب همان همبندي آقاي نوري زاد است .

 

در پس اندوه وغمي كه از اين خبر بر چهره ام نقش بست ، احساس غروري در درونم موج ميزد از اينكه من پيروز شدم ، من به هدفي كه دنبال مي كردم رسيدم ، اميد من پرورش دانش پژوهاني بود كه رياضيات را به عنوان دانش شهروندي بنگرند و افرادي پرسشگر وداراي تفكر انتقادي نسبت به پيرامون خود باشند. و من امروز اعترف مي كنم كه شاگرد آرمانم و او معلم من است .

 

مي اي دارم چو جان صافي وصوفي مي كند عيبش

 

خدايا هيچ عاقل را مبادا بخت بد روزي    

 

به اميد دستيابي به آرمانهاي والاي مردمان ايران زمين

معلم آرمان

 


 




پرنده مهاجر -

حدود سي روز پيش طرحهايي پيرامون چگونگي برگزاري موفق سالروز 22 خرداد مطرح گرديد. عده اي پيشنهاد چشم پوشي از راهپيمايي و استفاده از ديگر روشهاي مخالفت مدني را طرح نمودند. ديگران بر ادامه همان روشها در كنار آزمون ديگر روشها تاكيد داشتند.

 

پرنده مهاجر در همان زمان با نقد راهپيمايي هاي گدشته، طرح راهپيمايي مسالمت آميز و يا گردهمايي در محور امام حسين تا آزادي را از طريق سايت جرس پيشنهاد نمود. اين طرح با انتقاد و بيشتر با استقبال ديگران مواجه شد. با گذشت دو هفته و پس از آنكه مهندس موسوي در ديداري با يادآوري خاطرات سال گذشته، به زنجيره سبز از راه آهن تا تجريش اشاره نمود، معدودي آن را اشاره غير مستقيم اعلام مسير راهپيماي تلقي نمودند و ديگراني نيز آن را در وبسايت بالاترين داغ نمودند. از آنجا كه بيم آن مي رفت با طرح راه حلهاي متفاوت اين موقعيت نيز مانند 22 بهمن به بيراهه برود، پرنده مهاجر با ارسال ايميلي به وب سايت كلمه از آن وبسايت درخواست نمود تا از طريق ارتباط با مهندس موسوي ايشان تكليف جنبش سبزيها را در اين روز مشخص گرداند.

 

خوشبختانه مهندس موسوي در ديدار هفته گذشته با آقاي كروبي غير مستقيم و با طرح درخواست مجوز و غير مستقيم مسير راهپيمايي را براي طرفداران جنبش سبز نيز مطرح نمودند. از اين طريق دغدغه بسياري برطرف گرديد و حداقل يكي از مهمترين مشكلات پيشاروي آن حل گرديد.

 

اما اين چالشها مجددا مسايل و نيز تجربياتي را براي ما به ارمغان آورد، تا بتوانيم با استفاده موثر از آن در راهپيمايي هاي آينده استفاده نماييم:

 

اعلام زود هنگام برنامه راهپيمايي سران استبداد را هم به چاره جويي انداخته است. بنظر مي رسد استانداري تهران در حال برنامه ريزي جمع آوري نيرو بمنظور مقابله با نيروهاي جنبش سبز هستند. اين برنامه تحت عنوان سالروز پيروزي نيروهاي اصولگرا در انتخابات انجام مي پذيرد. در مقاله مورد بحث پرنده مهاجر، فرض گرديده بود حكومت ممكن است بتواند حدود 50 هزار نيروي پليس و گاردي را به صحنه بياورد. در آن شرايط فرض گرديده بود در صورت اطلاع رساني كامل اگر جنبش سبز بتواند حدود 3 ميليون نفر را به صحنه فرا بخواند نسبت نيروها يك به 60 خواهد شد. اما با شرايط فعلي اگر استبداد موفق شود به مانند روز 22 بهمن تعداد زيادي لباس شخصي را از شهرستانها بسيج نمايد، نسبت نيروها قدري متفاوت خواهد شد. ادعاي اينكه آنها بتوانند حدود 5 ميليون نيرو را به صحنه بياورند ادعايي پوچ است و بايد آن را همچون طبلي توخالي تلقي نمود. با فرض حضور 200 هزار نيروي وفادار به استبداد نسبت نيروها از نسبت قبلي 1 به 60 به 1 روي 15 تغيير خواهد يافت. كماكان آرايش نيروها بنفع جنبش سبر پيش خواهد رفت، اما اين منوط به پيش فرضهايي است.

 

آيا براستي ما مي توانيم مردم را تشويق نماييم تا در اين روز همه و يا بخش بزرگي به صحنه بيايند. واقعگرايانه اگر قضاوت نماييم با فرض ادامه شرايط موجود جواب منفي خواهد بود. ما نبايد از جنبش و تحركي كه در شبكه هاي اجتماعي مجازي پديدار شده به اشتباه بيفتيم. پرنده مهاجر كه خود در ميان مردم زندگي مي كند و با بسياري از قشرهاي مردم تماس مستقيم دارد، متوجه شده كه نتايج منفي تظاهرات روز 22 بهمن بسياري را به انفعال كشانده است. بنده با تعدادي از جوانان هوادار جنبش سبز صحبت كرده ام. تعدادي كه حتي در برخي از راهپيماي هاي گذشته شركت نموده اند اما معمولا براي پيگيري اخبار سياسي به اينترنت دسترسي نداشته و يا به دلايلي ترجيح مي دهند از آن براي اين منظور استقاده نكنند. اين گروه اساسا تصور مي نمايند شعله جنبش سبز رو به خاموشي گراييده و يا تعدادي هيچ اطلاعي از تحولات دو هفته گذشته نداشتند. بدین طریق مجددا بنده روی این مهم تأکید می کنم که باید روشهای دیگر اطلاع رسانی آزمایش و استفاده شود. این روشها نباید مقطعی و تنها برای راهپیمایی روز 22 خرداد استفاده شود. پخش اطلاعیه، سی دی، دیوار نویسی، خبرنامه زیرزمینی از آن جمله هستند. 

از اين طريق مجددا از همه كساني كه دل در گرو جنبش سبز دارند درخواست دارم حداقل براي برآورده شدن انتظارات در روز 22 خرداد به عنوان ايجاد اميد و دميدن روح زندگي به جنبش سبز، موضوع خبر رساني و تاكيد بر اهميت حضور در راهپيمايي را بسيار جدي تلقي نمايند.

 

نيز بياموزيم براي گردهمايي هاي بعدي منجمله روز 25 خرداد و يا 30 خرداد و نيز 18 تير تنها يك هفته مانده به تاريخ مورد نظر اعلام برنامه نماييم تا از قدرت مانور استبداد كاسته شود.

 

در اينجا مايلم از نحوه داغ شدن اخبار در سايت بالاترين ابراز تاسف عميق نمايم. بسياري از كاربران جوان و پرانرژي اين وب سايت بسيار مفيد گاهي از اين موضوع اساسي غفلت مي نمايد كه ممكن است عوامل استبداد و يا حتي گروههاي افراطي برانداز ممكن است در اين وب سايت رخنه نموده باشند تا در مواقع حساس با طرح برنامه اي به ظاهر مهيج، اما خطرناك ممكن است عده اي را با خود به كام مهلكه اي بدون بازگشت و با به بيراهه بكشانند. از آن جمله است طرح كشاندن راهپيمايي به ولي عصر و تصرف صدا وسيما، ...كه در هفته گذشته مطرح شد و توسط عده اي هم داغ شد! كشاندن جوانان در محلي كه بسياري اطلاع ندارند در پشت آن يك لشكر نيروي سپاهي، براي مواقع اضطراري آماده اعمال هرگونه خشونتي است. اميد است با روشن بيني بيشتر جوانان حاضر در اين وبسايت بتوانيم در آينده استفاده موثرتري از پتانسيل اين وبسايت در جهت ارتقا جنبش سبز بنماييم.

 

 

ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.

 


 




س.رستمیان -

آقای خامنه ای سلام

 

  نمی خواهم بگویم که حالت چطور است و اگر از حال من بپرسی ملالی نیست جز دوری شما! چرا که دوریت ملال انگیز نیست.نمی توانم تو را پدری مهربان بنامم چون پدر نبودی٬ نمی توانم تو را یاور مظلومان بخوانم چون یاورشان نبودی٬ نمی توانم تو را رهبر خود بخوانم چون رهبرم نبودی. برای من تو یک پیرمردی که فقط بخاطر موی سپیدت تو را آقا می خوانم هرچند که از تو آقایی هم ندیدم. بسیارانی هستند که برای تو نامه می نویسند٬ اگر خوش اقبال باشند با چند سال زندان رفتن عاقبت به خیر می شوند و اگر هم که نباشند مانند "امید رضا میر صیافی" در زندانهای تو جان می دهند و البته آب هم در دل کسی تکان نمی خورد.

 

  تا کنون از تو سوالات بسیاری پرسیده اند. من اما این نامه را می نویسم تا پرسشی را که برای سالیان سال آزارم داده را از تو بپرسم. و پرسشم از تو این است: خدایت کیست؟ خدایت کیست که مجوز این همه ظلم را می دهد؟ خدایت کیست که برای آدم کشی و تجاوز به بندگانش بهشت را پیش کشتان خواهد کرد؟

 

  برای سالیان متمادی به چیستی خداوند اندیشیدم و اکنون برای خودم تصویری روشن از آن وجود بی همتا دارم. خوب یادم هست بدون آنکه عربی بدانم یک جمله را آموختم:" بسم الله الرحمن الرحیم". معنی اش را نمی دانستم و بی توجه به آن هر روز در آغاز صف صبحگاه مدرسه آن را بر لب می راندم و بالای تمامی صفحات دفتر مشقم می نوشتم. مدتی گذشت تا دانستم که معنی آن جمله این است:" بنام خداوند بخشنده بخشایشگر" و از همان روز این سوال در ذهنم بود که چرا بجای اینکه خدا را با زبان خویش ندا دهم باید با زبانی بیگانه بخوانم. اما این هم چون تمامی پرسش های کودکانه ام در هیاهوی زندگی گم شد. دیگر کمتر و کمتر به خداوند بخشنده و مهربان فکر می کردم. هرچه بزرگتر و بزرگتر می شدم خدای من خدایی می شد ترسناک و نفرت انگیز که دوستش نمی داشتم٬ از دستوراتش می گریختم و اگر هم گاهی مطیع می شدم فقط و فقط از ترسم بود.

 

   آنچه در دوران نوجوانم از خدا آموختم موجودی بود با چهره ای بر افروخته که کوچکترین اشتباهات مرا با خشم پاسخ می دهد٬ خداوندی که لغزش های جوانیمان را با اتشی سوزنده تلافی خواهد کرد. نه در مدرسه از مهرش آموختم نه در خانه٬ چرا که پدر٬مادر و معلمانم نیز مانند بسیاران دیگر خداوند را موجودی می دیدند سختگیر و بی رحم. شاید بسیاری جرات نداشتند خداوند را اینگونه توصیف کنند ولی در دلشان خداوند همین ظاهر مهیب را داشت و حالا می فهمم که ریاکاری آنان نیز بخاطر ترسی است که از این موجود جبار داشتند و دارند. خدایی که حکومت از نامش استفاده می کرد تا بر مردمان حکمرانی کند و باز هم افسوس و صد افسوس که از رحمانیتش زندان و شکنجه یادمان دادند و از رحیمیتش اعدام و سنگسار. همواره آرزو می کردم که ای کاش موجودی غیر از انسان بودم چرا که شنیده بودم خداوند به گیاهان و حیوانات کاری ندارد! بیزار بودم از انسان بودنم و هرگز نیاموختم که انسانیت یعنی عشق. هرگز لمس نکردم عشقی را که انسان از آن زاده شد. برای من و تمامی هم نسل هایم از خدا بتی ساختید و جلویمان گذاشتید که کوچکترین لغزشی را با سوختن در اتش و کوچکترین ثوابی را با هم اغوشی با حوریان خوش سیما پاسخ می دهد.هرگز نگذاشتید از خدای خود آنچه که هست را در خاطر نگاه داریم. هر کوتاهی که می کردیم منتظر بودیم تا خداوند خشم خود را چون صاعقه ای بر سرمان فرود آورد و هلاکمان کند.

 

  اما ماه همیشه پشت ابر نمی ماند. اندک اندک دانستم که خداوند آن دیو بی شاخ و دمی نیست که جز به انتقام و رنج دادن آدمی به چیز دیگری نمی اندیشد. اندک اندک دانستم که خداوند من وجودی است بی همتا که فرصت بازگشت از خطاها را به ما می دهد. خداوندی است که من فراموشش می کنم و او مرا از یاد نمی برد. دانستم که اگر فرمان داده به نیکی برای اصلاح جامعه بوده است و اگر فرمان داده به راستی برای اصلاح زندگی خودمان.

 

  آقای خامنه ای هنوز هم نمی دانم خدای تو کیست ولی من خدای منتقم و پر از خشم و کینه تو را نمی خواهم. من خدای جبار و زورگویی را که تو برایم ساختی پرستش نخواهم کرد. من خدایی را که باید در برابرش چاپلوسی کنم تا دوستم بدارد نمی خواهم. من خدای مهربان خویش را خواهم پرستید. خداوندی که از مادر به من نزدیکتر و از پدر بر من مهربان تر است. اگر آنانی را که خدای تو را نمی پرستند کافر می انگاری٬ بر کفر خویش می بالم.

 

ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.

 


 




مژگان مدرس علوم -

 

يكي از جرياناتي كه طي بيش از نيم قرن گذشته در عرصۀ فعاليت ها و مبارزات سياسي درايران تأثير گذار بوده جرياني است كه با همۀ تنوع و تكثر دروني خود مجموعا نيروهاي ملي مذهبي ناميده مي شود. اين جريان بويژه از دوران نهضت ملي شدن صنعت نفت هويت متمايز سياسي يافت و سپس در سال هاي بعد با تأسيس نهضت آزادي ايران وارد مرحلۀ جديدي شد. تأثير گذاري اين جريان سياسي در مرحلۀ‌انتقالي تأسيس جمهوري اسلامي و شكل گيري نهادها و اركان بنيادي آن بر كسي پوشيده نيست اما با اين همه از سال پنجاه و نه شمسي به اين سو اين جريان نيز بخشي از اپوزيسيون حكومت و جناح هاي حاكم به شمار مي رود. اما نيرو هاي ملي مذهبي طي سي سال گذشته بر خلاف ديگر نيروهاي اپوزيسيون بر مشي مبارزات مسالمت آميز مدني و شيوه هاي انتقادي- اصلاحي- ارشادي در برابر حكومت و جناح هاي حاكم تأكيد داشته و به اين مشي اصلاح گرايانه وفاداري داشته اند تا حدي كه حتي بازداشت هاي گستردۀ غيرقانوني و زندان هاي طويل المدت انفرادي نيزسبب عدول از اين اعتدال نشده است.

 

در جريان جنبش اصلاحات دوم خرداد و جنبش سبز نيز نيرو هاي ملي مذهبي با همين مشي اصلاح طلبانه همراه ديگر نيرو هاي اصلاح طلب بوده اند كه شرح جزئيات آن مجالي ديگر مي طلبد. اينك اما در آستانۀ‌ نخستين سالگرد انتخابات بيست و دوم خرداد هشتاد و هشت و تولد جنبش سبز با دكتر مهدي ممكن يكي از فعالان ملي مذهبي در خارج از كشور گفت و گويي امکتوب نجام داده ايم كه از نظر خوانندگان محترم مي گذرد.

 

آقاي دكتر ممكن شما در تقسيم بندي هاي فكري به جريان  نواندیشی ديني و در تقسيم بندي هاي سياسي به نيروهاي ملي مذهبي تعلق داريد. جنبش اعتراضي سبز را از اين دو زاويه چگونه ارزيابي مي كنيد و موضع اين دو جريان فكري و سياسي را در مورد اين پديده چگونه تحليل مي كنيد؟

 

 پیش از اینکه به پاسخ سئوال  بپردازم ترجیح می دهم در مورد جریان ملی-مذهبی , توضیحی ارائه کنم که پاسخ به سئوال شما ساده تر خواهد شد.اطلاع دارید که  جریان ملی-مذهبی یک حزب نیست بلکه " طیف" است و تا آنجا که اطلاعات مخلص اجازه می دهد شکل گیری وسابقه جریان مذکور بلحاظ عقیدتی وهمچنین مواضع سیاسی به پس ازوقایع شهریور1320,و برکناری رضا شاه از سلطنت برمی گردد ومی توان ازآیت الله طالقانی, مهندس بازرگان ودکتر سحابی بعنوان هسته اصلی آن نام برد که همان زمان مورد اقبال دانشجویان دانشگاه تهران که صبغه مذهبی داشتند قرار گرفت, بلحاظ مواضع سیاسی ازنهضت ملی شدن نفت بشدت حمایت کرد وپس ازکودتای 28 مرداد سال 1332 دربنیانگذاری نهضت مقاومت ملی با مرحوم آیه الله سید رضا زنجانی در مبارزه علیه حاکمیت دست نشانده به مبارزه پرداخت واز این زمان نفراتی که هر روز بدان می پوستند بیش از پیش افزایش یافت.این جریان همانطور که شادروان مهندس بازرگان در دادگاه نظامی اعلام کرده بود خود را ملی, مسلمان ومصدقی معرفی می کرد وتا کنون همواره به مواضع خود وفادار مانده است,طیفی بودن این جریان,نشان ازتنوع و سلیقه فکری آنها دارد درحالیکه آبشخور مشترک آنها روشنفکری دینی است و از نظر راقم این سطور بسیار فرخنده است .

 

مشابهت های فکری وعقیدتی این طیف نسبتا گسترده را, بهم نزدیک کرده است ولی درواقع آنچه حلقه اتصال وسیمان بین آنها شده است, مواضع سیاسی ومبارزه مشترک آنها برای نجات میهن است که در حال حاضر هرگونه مبارزه مشروع و دور ازخشونت را می طلبد.

 

شما از جنبش سبزبا صفت جنبش "اعتراضی" یاد می کنید که از ویژگی های آن گستردگی ابعاد آن است که می تواند تمام هم میهنان معترض به حاکمیت فعلی را در برگیرد و طبعا بسیار گسترده تراز طیف موسوم به ملی-مذهبی با چنین ویژگی وگستردگی؛ چگونه می توان به ارزیابی فکری این جنبش پرداخت در حالیکه سابقه آن هم ازیکسال تجاوزنکرده است؟ مگراینکه سئوال فقط شامل مواضع فکری چند نفر ازپیشروان شناخته شده این جنبش باشد.

 

و اما در مورد مواضع سیاسی  که در خلال بیانیه ها وچگونگی مبارزه مدارا جویانه آن, بچشم می خورد نه تنها مورد تائید این جانب است بلکه مورد تائید طیف گسترده ای ازایرانیان خارج ازکشوربا داشتن افکار واعتقادات متنوع ودور ازتعصب می باشد؛ درواقع می توان گفت دردنیای امروز برخلاف گذشته نه چندان دور,ایدئولوژی واعتقادات مذهبی بیشترجنبه درونی وشخصی پیداکرده اند وحال آنکه احساس حفاظت از وطن ومیراث آن در اذهان ایرانیان بویژه مقیم خارج بسی پررنگترشده است؛ فقط کافی است اطمینان حاصل شود که جنبش گرفتار بینش حقیرانحصار و مرزبندی های خودی و غیرخودی نباشد.

 

يكي از آفت هايي كه جنبش هاي فكري و سياسي ايران را در يكي دو قرن اخير تحت تأثير قرار داده و حتي به شكست كشانيده است شتاب زدگي  و ناتواني در ايجاد تعادل ميان آرزوها و واقعيات است. در يك سال گذشته نيز به كرات شاهد اوج گرفتن منحني مطالبات بوده ايم به نحوي كه با يك حادثه مقطعي جمعي از ناظران و فعالان سخن از عبور جنبش از چارچوب هاي پيشين آن مي گفتند. آيا به نظر شما جاي خالي سياست گام به گام مرحوم مهندس بازرگان هنوز پس از سي سال در عرصۀ‌سياسي ايران احساس نمي شود؟

 

تاریخ جنبش های فکری وسیاسی ملت ایران بویژه دردو قرن اخیرشاهد فراز ونشیب های متعدد بوده است وهربارکه باتحمل مشقات زیاد,مختصرپیروزی بدست می آورده است با عواملی روبروشده است که پیروزی به شرنگ تلخ درکامش تبدل شده است که درغالب موارد, تنگ نظری حاکمیت به تنهائی و درمواردی با حمایت قدرت های خارجی بوده است که به سرکوب و به شکست جنبش ها انجامیده است چه بصورت از میان برداشتن صدراعظم ونخست وزیراصلاح طلب وتوپ بندی مجلس وقتل آزادی خواهان وانواع کودتا (کودتای 1299و28مرداد1332وکودتا برای تعطیل مطبوعات اصلاح طلب وبحران آفرینی برای دولت خاتمی ...)

 

" شتاب زدگی وناتوانی درایجادتعادل میان آرزوها وواقعیات" که شما ازآن نام میبرید عاملی موثرهست ولی درمقایسه با آنچه اشاره شد سهم ناچیز به حساب می آید.

 

و اما درموردجای خالی سیاست گام به گام مهندس بازرگان, که اشاره کردید, اجازه می خواهم خاطره ای نقل کنم.

 

  نسلی که گزارشات تلویزیونی مرحوم مهندس بازرگان خطاب به ملت را, درسال اول انقلاب دیده است, این جمله آن روانشاد را بخاطردارند: آن نخست وزیری که بخواهد برای ملاقات با وزرا اجازه بگیرد "برای لای جرز خوبست" راقم این سطوریکبار درماه های اول انقلاب, اصطلاح "برای لای جرزخوبست" را,بمناسبتی دیگر از ایشان شنیده بودم ؛ هنوز ماههای اول پیروزی انقلاب بود؛ با وجود اینکه دولت موقت درحد مقدور نسبت به پاکسازی وزارت خانه ها از افراد ناباب واحیانا وابستگان رژیم گذشته تلاش کرده بود؛ بعلاوه مقرر شده بود, لیست کارمندانی ازدولت که به عللی  بی گناه یا با گناه اسمشان دربایگانی های ساواک وجود داشت به وزارت خانه های مربوطه ارسال شود تا وزیر مربوطه با معاونین تصمیم مقتضی اتخاذ نمایند که طبعا هر نوع رسیدگی باید خیلی محرمانه انجام می گرفت که حیثیت وآبروی کسی بازیچه این وآن قرار نگیرد؛ با وجود این تمهیدات آفتی خطرناک با تابلو افشا کن افشا کن بجان انقلاب افتاده بود وجماعتی از ملت همیشه درصحنه به اعتبار اینکه در راه پیمائی های روز های انقلاب شرکت داشته اند بمنظور حمایت از انقلاب, پیگیرانه اصرار داشتند سوابق اشخاص در رژیم گذشته روشن شود که طبیعتا ازطرفی وسیله ای شده بود برای تهمت زدن ها,تصفیه حساب ها وبی اعتبارکردن افراد خدمتگزار و ازطرفی دخالت نابجا درامری که به آنها مربوط نمی شد,و غالبا هم ازطرف روزنامه های چپ نما حمایت می شدند؛ درهمین راستا بخش مطبوعات وزارت ارشاد ازطرف قوم مذکور که رنگی جزسیاه وسفید نمی شناخت,سخت زیرفشار قرارگرفته بود تا پرونده تک تک روزنامه نگاران وخبرنگاران مورد بازبینی قرار گیرد وبه آنها هم گزارش شود. نهایتا با سندیکای روزنامه نگاران که خود نقشی عمده در پیروزی انقلاب داشت توافق شد که در این مورد نظرآقای نخست وزیر پرسیده شود

 

  درملاقاتی که انجام شد آقای مهندس بازرگان درحالیکه که هنوز از اعدام ها و بگیر وبند ها ی پس از انقلاب متاٍثر بودند گفتند : بعد ازاین کشتارها دیگردنبال چه می گردیم؟آنها که نقشی داشتند یا اعدام شدند یا فرار کردند گیرم که روزنامه نگاریا خبر نگاری بعلت استیصال در گذشته مرتکب خبطی شده باشد چرا فرصت دگرگونی به او داده نشود و افزودند: ؛ما ازانقلاب چه درکی داریم؟!آن انقلابی که نتواند مردم را از درون منقلب سازد" برای لای جرز خوبست",

 

آقای مهندس بازرگان کلمه "فرصت" را با حال و آهنگی ادا کرد که به تنهائی بیان یک فرهنگ بود ومفهوم رحمت, اعتدال, تامل, تحمل, شکیبائی, مروت,مدارا, انصاف .....ونیز سیاست گام به گام ازآن می تراوید.

 

مهندس بازرگان وفرهمندان وپیشروان فکری نسل او از فرهنگی برخوردار بودند که ازنظرآنان, افراطی وافراطی گری, نوعی دشنام و نقطه ضعف و منفی بشمارمی رفت و هرکس بسته بمیزان ابتلاءش بدان, ازموازین اعتدال فاصله داشت؛ بازرگان میراث دارفرهنگی بود برآمده ازآموزه های عرفی و دینی ایران که جلوه های آن دررفتارپیشگامان انقلاب مشروطیت ونیزدرمنش وکنش رهبران نهضت ملی نفت همواره بروز داشته است.

 

مهندس بازرگان پس ازانقلاب بارها تلاش کرد درک وفهم درستی ازواژه انقلاب به استناد آیات قرآن بویژه آیه 144سوره آل عمران دهد که متاسفانه درهیاهوی تفسیری وارداتی که ازانقلابات قرن بیستمی بویژه انقلاب مارکسیستی با( قرائتی لنینی واستالینی که خشم وقهرانقلابی ورادیکالیسم کور, از ارکان آن است) باچاشنی تعصب وتحجر,گم شد.

 

باآنچه درسطور بالا گفته شد به باور من نجات جنبش های فکری وسیاسی درمیهن ما درگرو بازگشت به همان ارزش هائی است که مهندس بازرگان مدعی آن بود وخوشبختانه امروز دربیانیه ها و اظهارات  شاخصین جنبش سبز, بشکلی این ارزشها مورد تائید قرار گرفته است , یعنی در واقع "فرصت"ی که بازرگان برآن پافشاری می کرد جلوه های خود را کم کم بروز داده است, ممکن است موانعی برای پیشرفت جنبش سبز پیش آید که حرکتش کند شود ولی مادامی که براصول حق طلبانه واخلاق مدنی مدارا جویانه پای فشارد ازبین نخواهد رفت , این جنبش جای مهر خود را تثبیت کرده است . 

 

 آيا اساسا براي رسيدن به يك نظم سياسي نسبتا دموكراتيك اخلاق مدارا جويانۀ‌شهروندان نفش اساسی ايفا نمی کند؟ شما رشد اين اخلاق مدني مداراجويانه را در جامعۀ ايرانيان داخل و خارج كشور بويژه در ميان فعالان  سياسي چگونه مي بينيد؟

 

گرچه هنوز آثاری از اختلافات تاریخی مذهبی ها ولائیک ها بمناسبت های مختلف بروز می کند, اما درهمین دهه اخیربسیار رنگ باخته وسوء تفاهماتی که درگذشته ایجاد میشد روبه افول است  اکنون مفهوم لائیک دربین اکثرایرانیانی که درخارج (لا اقل در اروپا ) مقیم هستند محدود به مفهوم سیاسی آن شده  که دربرگیرنده  دولت وحکومت لائیک میباشد وکسی به مفهوم فلسفی آن توجهی ندارد و افراد بیش ازپیش وآگاهانه سعی می کنند اعتقادات مذهبی وایدئولوژیک خود را وارد معرکه مباحثات سیاسی واجتماعی بویژه در روزگاری که همه نجات ایران را وحه همت خود قرار داده اند نکند ورشد اخلاق مدنی مدارا جویانه درجامعه ایرانیان خارج کشوربه باور من درحال پیشرفت است,ضمن اینکه تماس و زندگی در جوامع پابند به دموکراسی وآزادی خواهی اثرات مثبت خود را داشته است.درخارج هنوز هستند کسانی که هنوز مدافع شیوه های غیر مدارا جویانه هستند ولی نمی توان از آنها  به عنوان فعال سیاسی موثرنام برد.

 

 درداخل کشورجلوه های بسیارمثبتی دربیانیه های مربوط به جنبش سبز به چشم می خورد , طیف ملی مذهبی اولین کسانی بودند که از سال ها پیش مبتکر "گفتمان" آشتی و وفاق ملی بودند وهمچنان دراین زمینه کوشا هستند,سخنرانیهای آقای خاتمی رئیس جمهور پیشین وبنیانگذارگفتگوی تمدن ها ونیزمنش عمومی ایشان شانس وسرمشق بزرگی درجهت رشد اخلاق مدنی مدارا جویانه همواره بین ایرانیان داخل وخارج بوده وهست..

 

فعاليت و مبارزۀ سياسي  در چارچوب واقعيت هاي عيني جامعه رخ مي دهد نه در رؤياهاي ذهني آدميان. بسياري از شعارها و خواسته هاي مطرح شده از سوي برخي جريانات سياسي مخالف حكومت بويژه خارج از كشور همخواني زيادي با واقعيات موجود جامعۀ ايران و توازن قواي سياسي در كشور ندارد. به نظر شما چه برنامه ها و اهدافي بايد در برابر جنبش سبز قرار داد كه واقع بينانه و قابل دسترس باشند؟

 

تجربه اقامت طولانی مخلص در خارج از کشور نشان داده است که میدان اصلی مبارزه در داخل کشور وجود دارد وهرگاه دیگ مبارزه در داخل کشور می جوشد اثر آن درخارج کشور بصورت بخار ظاهر می شود .عمده ترین امتیازی که درصحنه داخل وجود  دارد ونمی شود منکر آن شد واقعیت های عینی و قابل لمس است که خود منشاء و منبع شناخت وانتخاب دقیق چگونگی تاکتیک های مبارزه است که خارج از آن برخوردارنیست وگاه پیش می آید که در انتخاب شعار وجهت مبارزه دستخوش رویای ذهنی شود که ازمصادیق آن در این ایام می توان به شعار جمهوری ایرانی به جای جمهوری اسلامی , اشاره کرد, آنچه مسلم است اینکه اگر جنبش سبز متهم به حمایت وبهره گیری از چنین شعاری  شود، دچارخسرانی غبر قابل جبران خواهد شد و در داخل کشورجریانات مرتجعی که کمربه  حذف "جمهوریت" جمهوری اسلامی بسته اند بهترین فرصت وبهانه را بدست خواهندآورد؛ استفاده از چنین شیوه هائی برای مبارزه در خارج کشور بهیچوجه همخوانی با واقعیات موجود جامعه ایران و توازن قوای سیاسی  کشور را ندارد. به باور من جنبش سبز از نظر برنامه های آینده و هدفها هنوز شانس این رادارد که از فرصت و ظرفیت ها وکارشناسان فهیم ودلسوز داخل کشوربهره گیرد. 

 

بخشي از رهبران كنوني جنبش سبز به رغم همكاري ها و ارتباطات پيش از انقلاب، در سال هاي نخستين پس از انقلاب  با نيرو هاي ملي مذهبي و نيز جريان نواندیشی ديني اختلافات و مشكلاتي پيدا كردند. اين مشكلات از زمان شكل گيري جنبش دوم خرداد به بعد آرام آرام كمرنگ و كمرنگتر شده است. شما آيندة ائتلاف و همكاري اين دو جريان مذهبي را كه در شعارها و اهداف انقلاب اسلامي مشتركات فكري فراوان دارند چگونه ارزيابي مي كنيد؟

 

پاسخ این سئوال در خلال سطور بالا بشکلی داده شده است , شخصا ازخلال بیانیه های آقای موسوی احساس می کنم این مشترکات درحال پیشرفت است امیدوارم ادامه یابد که تحولی است فرخنده.

 

با تشکر ازفرصتی که در اختیار جرس گذاشتید

 


 


هفدهم خرداد ۱۳۸۸

سید ابراهیم نبوی -

 

دکتر! برو دکتر!

 

در حالی که جمعی از کارکنان وزارت کشور خبر از صدور فتوای تقلب توسط آیت الله مصباح داده بودند، کمیته صیانت از آرای موسوی و کروبی طی نامه ای از چاپ میلیونها تعرفه اضافی و مهر اضافی و برخی تمهیدات برای یک تقلب گسترده انتخاباتی شکایت کردند. مناظره موسوی و کروبی به صحنه افشاگری آمارهای دروغین احمدی نژاد تبدیل شد. بانک مرکزی نیز اعلام کرد میزان تورم بیش از 23 درصد است، در حالی که دیروز احمدی نژاد تورم را 15 درصد اعلام کرده بود. محسن صفایی فراهانی نیز به اتهام احمدی نژاد که گفته بود وی رانت خوار است، پاسخ داد و گفت " ثروت من و کل خانواده ام از 3 درصد ثروت محصولی وزیر احمدی نژاد کمتر است." دانشگاه آزاد مدارک تحصیلی زهرا رهنورد را تائید کرد، اما وزارت علوم که صلاحیت تائید مدارک دانشگاه آزاد را ندارد، مدارک وی را تائید نکرد. زهرا رهنورد نیز اعلام کرد اگر احمدی نژاد تا 48 ساعت عذرخواهی نکند، از او شکایت خواهد کرد، اگرچه محسن صفایی فراهانی متقابلا پرسیده بود " احمدی نژاد کی دکتر شد؟" در خیابانها همه فضا سبزپوش بود. تقریبا اثر چندانی از حامیان احمدی نژاد به چشم نمی خورد و شعار تازه ای طنین انداز شده بود که  " دکتر! برو دکتر!" 

 

مناظره موسوی و کروبی برگزار شد

 

مناظره دو نامزد اصلاح طلب، کروبی و موسوی برگزار شد. اگرچه در بخش های کوچکی از این مناظره، نامزدهای مذکور به معرفی برنامه خود پرداخته یا از برنامه یکدیگر انتقاد کردند، اما این مناظره تلويزيوني که از شبکه سه تلويزيون پخش شد، به صحنه افشاگري بي سابقه اين دو کانديداي اصلاح طلب عليه ادعاهاي دروغ محمود احمدي نژاد تبديل شد. موسوی در اين برنامه ضمن اعلام و معرفی برنامه‌های خود اظهار داشت: "من احساس نگرانی می‌کنم از این که حکومت یا دولت به مردم دروغ بگوید. آیا صندلی بی‌ارزش پست و مقام و باقی ماندن در دولت ارزش دروغ گفتن به مردم را دارد؟ باید سازمان بازرسی آمار غلط و دروغ‌ها را بررسی کند."

 

او با نشان دادن جداول و مستنداتی از گزارشات رسمی بانک مرکزی درباره نرخ تورم و ضريب جینی (نشان دهنده ميزان نابرابي درآمد طبقات بالا و پايين اجتماع) ارقام نادرست مورد ادعاي احمدي نژاد در مناظره با کروبي را يادآور شد و گفت: "چگونه می‌توان به مردم دروغ گفت؟ حرف‌های زیادی درباره نرخ واقعی بیکاری، فساد اداری مالی کشور و موارد مشابه داریم. ایشان در برنامه‌ای مقابل چشمان چند میلیون نفر جدول و گراف‌هایی غلط به مردم نشان داده است، در حالی که خود بانک مرکزی اسناد واقعی را در اختیار دارد و دولت هم در دست داشت اما به دروغ جداول غلط نشان داد. برای نمونه نرخ تورم بر اساس آمار بانک مرکزی هم‌اینک 4/25 درصد است اما ایشان آن را 15 درصد اعلام کردند. این کذب است."

 

موسوی با يادآوري عملکرد دولت نهم در زمينه مبارزه با فساد اظهار کرد: "گسترش فساد در چهار سال اخیر ابدا قابل انکار نیست. حالا مسئولان این دولت دائم مچ‌گیری می‌کنند. باید با توجه به اتفاقات اخیر تذکر بدهم که در نظام اقتصادی، برخورد با فرد فاسد، آخرین حرکت از مبارزه با حلقه فساد است. پارتی بازی، رفاقت‌بازی و حلقه تنیده شده دورخودمان و افرادی میلیاردر در دولت، اینها را امروز در اطراف‌مان قرار داده ایم. نباید بگذاریم معاملات در مکانی خارج از وزارت نفت در وزارت کشورانجام شود تا شک و شبهه‌ای به وجود آید."

 

موسوی با اشاره به مفاسد مالی و هزینه‌های کلان دولت نهم و حامیان احمدی‌نژاد گفت: "بالابردن تعرفه‌های موبایل، میلیاردها پول را بالا و پایین کرد. از تغییر تعرفه شکر چه کسی سود برد؟ ظن من آن است که پلاکاردهایی که در سطح کشور پر شده، از همین درآمدها و پول‌هاست. تعرفه‌های قیمت ماشینی که یک شبه بالا و پایین شد چه کسی از آن سود برد؟ شما بیایید و هر دروغی که می‌خواهید بگویید؟ "

 

تاکيدات موسوي بر دروغ بودن اظهارات احمدي نژاد با مداخله مجری برنامه رو به رو شد که از او مي خواست به کاندیدایی که حضور ندارد انتقاد نکند. موسوي در پاسخ وي اظهار داشت: " من برای نقد همین سیاست‌‌های چهارساله آمده‌ام و از شما (مجری) تعجب می‌کنم چرا وقتی دیگران نشسته‌اند و از دیگر کاندیداها می‌گویند معترض نمی‌شوید؟ من در حضور شما و آقای کروبی می‌گویم که ایشان سه برابر این زمان بیایند و صحبت کنند و هر دروغی که می‌خواهند بگویند. من فردی انقلابی هستم که اعتراض می‌کنم. من نمی‌خواستم بیایم و اگر وضعیت کشور اینگونه نبود همان کار فرهنگی خودم را داشتم، اما مملکت را به جایی کشیدند که پر از دروغ و نفرت است."

 

کروبي در پاسخ به اتهام ديگر احمدي نژاد در مورد چاپ مطلبي عليه همسر رييس جمهور در روزنامه وي اظهار داشت: "يك مورد ديگر كه احمدي‌نژاد روي آن مانور بسياري داد اين بود که گفت كه روزنامه من عليه او مطلب زده و چون من اين موارد را اخلاقا مراقب هستم آن موضوع را بررسي كردم و ديدم كه آن روزنامه روزنامه اعتماد است و ايشان كه رئيس جمهور است و از كارشناسي ارشد دم مي‌زند بين روزنامه اعتماد و روزنامه اعتماد ملي فرق نگذاشته است."

زهرا رهنورد به احمدی نژاد اولتیماتوم داد

 

زهرا رهنورد همسر میرحسین موسوی نیز در واکنش به اتهاماتی که آقای احمدی‌نژاد متوجه مدرک تحصیلی وی کرده است، به رئیس جمهوری ایران ۲۴ ساعت مهلت داد تا از وی به خاطر اظهاراتش " عذرخواهی" کند. خانم رهنورد تهدید کرد که در صورت عذرخواهی نکردن، از آقای احمدی‌نژاد شکایت خواهد کرد. در همین حال و ساعتی بعد از انتشار گفتگوی رهنورد با خبرنگاران، برخی از منابع خبرهای دیگری را در مورد انتشار تصاویر خصوصی همسر موسوی و دستگیری سه تن از عوامل پخش  این تصاویر منتشر کردند. به گزارش شهاب نیوز، "منابع غیر رسمی از بازداشت سه نفراز عوامل انتشار و توزیع تصاویر خصوصی و بی‌حجاب دکتر زهرا رهنورد، همسر میرحسین موسوی خبر داده اند". در این گزارش آمده است: "گفته می‌شود این افراد که با تلاش ماموران یک نهاد امنیتی بازداشت شده‌اند از حامیان محمود احمدی‌نژاد و از مبلغان دوآتشه وی هستند. مهدی ن 29 ساله، عباس س 30 ساله و ابوالفضل ی26 ساله اسامی این افراد اعلام شده است."

 

چاپ کتاب به اندازه ۳۰ سال گذشته در دولت

 

محمدحسین صفارهرندی وزیر ارشاد می‌گوید که دولت نهم به اندازه ۳۰ سال گذشته، کتاب چاپ کرده است. به گفته آقای هرندی، طی چهار سال دولت نهم، بیش از ۲۱۸ هزار عنوان کتاب چاپ شده که به اندازه کتاب‌هایی است که در ۳۰ سال گذشته به چاپ رسیده است. وزیر ارشاد در جمع شورای هماهنگی اصولگرایان گیلان گفت که در دولت چهار ساله احمدی‌نژاد، بیش از ۲۰ هزار اختراع ثبت شده است. به گفته آقای صفارهرندی، اختراعات در ایران از سال ۱۳۵۷ تا سال ۱۳۸۴ تنها چهار هزار و ۴۴۰ مورد بوده است. در دولت محمود احمدی‌نژاد آن‌طور که گزارش‌های رسمی حکایت می‌کند، هیئت نظارت بر مطبوعات که وابسته به وزارت ارشاد است، نشریاتی همچون شرق، هم‌میهن، روزگار، زنان، مدرسه، هفت، صبح زندگی، تلاش، به سوی افتخار و شوک را لغو امتیاز کرده است.

 

بانک مرکزی: نرخ تورم ۲۳.۶ درصد است

 

بانک مرکزی نرخ تورم در ۱۲ ماه منتهی به اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۸ را ۲۳.۶ درصد اعلام کرد. در گزارش رسمی این بانک که ۱۶ خرداد ماه منتشر شد، آمده است که نرخ تورم در فروردین ماه سال ۱۳۸۸ هم معادل ۲۴.۵ درصد بوده است. این گزارش در حالی منتشر ‌شد که محمود احمدی‌نژاد، در مناظره با مهدی کروبی رقیب انتخاباتی‌اش، نرخ تورم در ایران را ۱۴ درصد اعلام کرد.

 

فتواي مصباح براي تقلب در انتخابات

 

همزمان با افشاي "فتوای شرعي" مصباح يزدي در مورد تقلب در انتخابات در نامه سرگشاده جمعي از کارکنان وزارت کشور، روسای کمیته صیانت آرا میرحسین موسوی و  مهدی کروبی دو کاندیدای اصلاح طلب انتخابات ریاست جمهوری در روز یکشنبه طی نامه‌ای به آیت‌الله جنتی دبیر شورای نگهبان نسبت به دستکاري انتخابات ابراز نگرانی کردند. در بخشی از این نامه اعلام شده که تعرفه‌های مرحله اول 59 میلیون و 600 هزار تعرفه است، اما وزارت کشور تعداد تعرفه‌های چاپ شده را  56 میلیون اعلام کرده، و وجود 2600000 تعرفه چاپ شده اما اعلام نشده، از سوی وزارت کشور جای ابهام دارد.

 

علی اکبر محتشمی پور و مرتضی الویری روسای کميته صيانت از آراء موسوی و کروبی  در نامه خود همچنین به تعداد مهرهای انتخابات ارسال شده به استان ها اشاره کرده و خطاب دبیر شورای نگهبان نوشتند: "تعداد مهرها،همانطوری که می‌دانید دو برابر تعداد شعب به‌علاوه 10 درصد مازاد می‌باشد که بدون هیچگونه دستورالعملی ارسال شده است و این کار فوق‌العاده خطرناک و نگران کننده است."

 

آن ها همچنين از تدارک تخلف سازماندهی شده خبر داده، و تاکيد کردند که "اگر قرار باشد تخلف سازماندهی شده‌ای انجام بگیرد ،این کار با استفاده از صندوق‌های اضافی و سیار شدنی است، به خصوص که خبر می‌رسد که شناسنامه‌های سربازان در مراکز نظامی و... جمع آوری شده است." در این نامه نسبت به تشکیل جلسه محرمانه استانداران ابراز نگرانی شده و خرید چهار میلیون پیامک از سوی وزارت کشور را بسیار مشکوک دانستند. در همین نامه به ندادن مجوز به ناظران میرحسین موسوی برای صندوق های رای گیری خارج از کشور اعتراض کردند. آنان تصریح کردند"حفاظت یک سوم صندوق‌ها از عهده نیروی انتظامی خارج و به سپاه پاسداران واگذار شده است که خلاف قانون و رویه‌های قبلی است."

 

کارکنان وزارت کشور نسبت به تقلب هشدار دادند

 

جمعی از کارکنان وزارت کشور نيز روز يک شنبه با انتشارنامه ای سرگشاده با ابراز نگرانی نسبت به تغییر و دستکاری آرا مردم در ستاد انتخابات کشور هشدار دادند. در اين نامه که به امضاي جمعی از کارکنان وزارت کشور رسيده تاکید شده که "اهداف و برنامه ریزی در ستاد انتخابات کشور ، به طور آشکار و متقنی به سمت صیانت و سلامت از آراء مردم در انتخابات 22 خرداد 88 پیش نمی رود."

 

آنها وضعيت فعلی در وزارت کشور که اجرای انتخابات را بر عهده دارد را مشابه وضعيت برگزاری انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی در روز جمعه 24 اسفند 86" توصيف کرده و از "حکم شرعی برای تغيير آراء"خبر دادند. در بخشی از این نامه با پرده برداری از تلاش های پشت پرده مقام های دولتی برای تغيير آراء آمده  که "بعد از ریزش شدید آراء یکی از کاندیداها(محمود احمدی نژاد) و نا امیدی یارانش و نیز کاهش درصد آرای مشارالیه در نظر سنجی های معتبر دولتی دراوایل اردبهشت ماه سال جاری، یکی از آقایان اساتید حوزه و رئیس موسسه آموزشی در قم که اتفاقا  زمانی مباحث فلسفه سیاسی را درنماز جمعه تهران مطرح می کردند ، در جلسه محرمانه ای با تفسیر به رأی سوره بقره آیه 249 " خواهان "تغییر آرا" به نفع کاندیدای اقلیت شد."

 

کارکنان وزارت کشور با اشاره به اينکه در این دوره از انتخابات، برای هر صندوق آراء دوعدد مهر تعریف شده است، اضافه شدن ده درصد به صندوق های سیار " و نيز "چاپ 12 میلیون تعرفه اضافی" قابل تامل توصيف شده، چرا که" اکنون بیش از 58 میلیون تعرفه برای 46 میلیون و 200 هزار واجد شرایط" به چاپ رسيده است. نویسندگان اين نامه که خود کارکنان وزارت کشور هستند تاکيد کرده اند که "بدین ترتیب برای معادل 38.5 درصد از کل واجدین شرایط تعرفه اضافی چاپ شده است."

 

دوهفته پيش نيز جمعي از کارکنان وزارت کشور در نامه اي سرگشاده خطاب به رئیس جمهور تغییرات گسترده در اين وزارت خانه را در آستانه انتخابات مورد انتقاد قرار داده بودند. در بخشی از این نامه به انتصاب يك پزشك عمومي به عنوان رئیس ستاد انتخابات و تغييرات گسترده در معاونت هاي وزير و مديران كل واحدهاي ستادي اشاره و تاکید شده است که: "اكثر اين مديران جديد همه غير وزارت كشوري بوده و اصلا سابقه كاري در وزارت كشور و واحدهاي زيرمجموعه ندارند." به گفته کارکنان وزارت کشور در آستانه انتخابات رياست جمهوری "تغییر بيش از 70 درصد كارشناسان دفتر انتخابات نظير مديركل پشتيباني، بازرسي، روابط عمومی نیز در سه چهار ماه اخیر صورت گرفته است."

 

صفایی فراهانی: احمدی نژاد کی دکتر شد؟

 

محسن صفایی فراهانی، احمدی نژاد را به خطاهای فراوان اداری و مالی متهم کرد و از جمله از وی خواست روشن کند سردار صادق محصولی،وزیر کشور چگونه در مدتی کوتاه، صاحب ثروتی میلیاردی شده است. صفایی فراهانی گفت: "دارایی های من و دو فرزندم، همسرم، برادران و خواهرم (پدر و مادرم در قید حیات نیستند) را بگذارید و دارایی‌های وزیر کشورتان، آقای صادق محصولی را هم بگذارید، اگر بنده 3 درصد کل دارایی‌های ایشان را داشتم، آقای احمدی‌نژاد هر چه بگوید من قبول دارم."

 

وی بعد از این سوال به انتقاد از سیاست دولت نهم در آمریکای جنوبی پرداخت و از وام‌های بدون بهره به چند کشور این منطقه انتقاد کرد و ادامه داد: "ما به دولت نیکاراگوئه گفته‌ایم 4 هزار مسکن به طور رایگان برای شما می‌سازیم.به دولت بولیوی گفته ایم برای شما خانه‌سازی می‌کنیم و رادیو و تلویزیون تان را فعال می‌کنیم. ما برای اینکه مشکل سیمان را برای آقای چاوز حل کنیم (به دلیل آنکه در ونزوئلا 4 کارخانه‌ی سیمان بیشتر نیست که در دست مخالفان چاوز قرار دارد ) 250 میلیون دلار به دولت ونزوئلا اعتبار دادیم تا برای چاوز کارخانه‌ی سیمان بزند.چرا؟ چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. جوانان ایرانی شغل می خواهند، چرا شما بازسازی جنوب لبنان را پذیرفتید؟ از چه کسی اجازه گرفتید؟"

 

صفایی فراهانی در بخش دیگری از سخنان خود بار دیگر احمدی‌نژاد را مخاطب قرار داد و گفت: "آقای احمدی نژاد به جای آنکه در مورد مدرک خانم رهنورد همسر مهندس موسوی صحبت کنید بیایید از مدرک تحصیلی خودتان صحبت کنید. من و مهندس موسوی هر دو فوق لیسانس مان را قبل از انقلاب گرفته ایم و به شهادت تمام این سال‌ها از رانت جمهوری اسلامی و برعکس خیلی ها که به صورت دیگ زودپز، دکترا می‌گیرند هیچ مدرکی نگرفته‌ایم. اما چگونه جنابعالی که در تمام این سال‌ها کارمند دولت بوده‌اید مدرک دکترای خودتان را گرفته‌اید؟" صفایی فراهانی گفت: "در حالی که این دولت قول مبارزه با مفاسد اقتصادی را داده بود اما از رده‌ی 83 دنیا به رده‌ی 140 رسیده‌ایم. یعنی حدود 60 پله سقوط کرده‌ایم. آقای احمدی نژاد این نتیجه‌ی مبارزه ما با فساد است؟"

 


 


کلوزآپ سینمای ایران: زندان، ممنوع الخروج، ممنوع التصویر!

سعید زندگانی -

 

تهدیدی که نوری زاد از آن سخن می گوید، تهدیدی است که همه دست اندرکاران سینمای مستقل ایران به نوعی با آن در گیر هستند. هنوز از آزادی موقت جعفر پناهی با وثیقه دویست میلیون تومانی، چند روزی بیشتر نگذشته که "فاطمه معتمد آریا" بازیگر سرشناس سینما و تلویزیون از سوی رئیس روحانیون مجلس شورای اسلامی تهدید به ممنوع التصویر شدن می شود. "رفیع پیتز" کارگردان فیلم "شکارچی" پس از نمایش فیلمش در جشنواره سینمائی برلین دیگر به ایران برنگشته چون دستیارش "مهدی کماسی" را دستگیر کرده و مانند "رسول اف" دستیار پناهی مدتی زندانی کرده اند و عباس کیارستمی پس از درخشش فیلمش "رونوشت برابر اصل" در جشنواره کان به خبرنگاران می گوید در بازگشت به ایران انتظار هر نوع برخوردی را دارد.

 

اینها چرا اتفاق می افتد؟ جواب را کیارستمی در همان گفت و گو داده است: چون حکومت با سینماگران مستقل مسئله دارد. این مسئله از پنج سال پیش و با روی کار آمدن دولت اول احمدی نژاد شروع شد. ولی در این یکسال پس از خرداد 88 شدت بیشتری به خود گرفت و به زندانی شدن، بازجوئی پس دادن و ممنوع الفعالیت شدن بسیاری انجامید. بسیاری دیگر نیز که بی نام و نشان تر بودند، از کار در سینما و تلویزیون کنار گذاشته شدند و خبری از آنها منتشر نشد. حتی با سابقه های نام و نشان داری چون عزت اله انتظامی و علی نصیریان خانه نشین شده اند و همکارشان محمد علی کشاورز در گفت و گو با سایت "تابناک" می گوید از بازیگری پشیمان است.

 

امید سبز هنرمندان

در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، بسیاری ازفیلمسازان، بازیگران، تهیه کنندگان، فیلمبرداران و...که دوران پربار هشت ساله دولت اصلاحات را پشت سر گذاشته و چهار سال گرفتار دولت احمدی نژاد و وزارت "صفارهرندی" بودند، به امید تغییری بنیادی در حکومت ایران، به جنبش سبز پیوستند و از آن حمایت کردند. در اعلامیه هائی که از سوی هنرمندان برای حمایت از موسوی یا کروبی صادر می شد، نام بسیاری از سرشناسان تئاتر، سینما و تلویزیون را می شد دید. حتی ستارگان سرشناس با نشان سبز در میتینگ های انتخاباتی حضور پیدا می کردند. شبی که موسوی در مناظره با احمدی نژاد دست دولت استبداد را رو کرد، چند بازیگر شناخته شده نیز همراه خیل مردمی بودند که در مقابل ساختمان فرستنده تلویزیون به استقبالش آمدند.

 

پس از انتخابات و بیرون آمدن احمدی نژاد از صندوقهای رای، هنرمندان سینما، تئاتر و تلویزیون هم به جمع معترضین پیوستند که شاخص ترین آنها جعفر پناهی  دارنده شیر طلائی جشنواره ونیز، دوربین طلائی جشنواره کان و خرس نقره ای جشنواره برلین بود. پناهی یکبار در بهشت زهرا و بر سر مزار شهدای 25 خرداد دستگیر و آزاد شده بود. اما چون همچنان سبز مانده بود، بامداد یازده اسفند در خانه و همراه خانواده و مهمانانش بازداشت شد و این بار نزدیک به چهار ماه را در زندان اوین و بیشتر آنرا در سلول انفرادی به سر برد. تا امروز نیز جرم این کارگردان روشن نشده، اما به طور غیر رسمی اتهام او ساختن فیلمی در مورد بازداشتگاه کهریزک است، فیلمی که هیچ علائمی هم از ساختن آن به دست نیامده است. پناهی براثر فشارهای داخلی و بین المللی تا آغاز محاکمه اش آزاد شده و هم اینک تحت درمان است تا آثار زندان و شکنجه و اعتصاب غذا را از خود دور کند.

 

معتمدآریا ممنوع التصویر

 

پناهی قبل از دستگیری، مهرماه گذشته همراه مجتبی میرتهماسب و فاطمه معتمد آریا ممنوع الخروج شده بودند. پناهی را نگذاشتند به جشنواره برلین برود و میرتهماسب و معتمد آریا از همراهی با سینماگران دیگر برای حضور در آمریکا به دعوت آکادمی اسکار بازماندند. پس از آن، اول آبانماه، این سه بیانیه ای نوشتند که: "...ما سینما گریم. این هویت را هیچ دولتی به ما نبخشیده است که بتواند آنرا از ما پس بگیرد...دولت این توان را دارد که مانع خروج ما از مرزهای کشورمان شود، اما هویت ما در گرو پاسپورتمان نیست. ما بدون پاسپورت هم ایرانی هستیم." سه روز پس از انتشار این بیانیه بود که معتمد آریا نتوانست گروه تئاتر "شاهنامه فردوسی" را در سفر به آلمان همراهی کند، چرا که به او گفته بودند اجازه کار در خارج را هم ندارد!

 

21 آذرماه این بازیگر باسابقه توانست پاسپورت خود را پس بگیرد و اواخر اردیبهشت ماه به عنوان مهمان جشنواره سینمائی "کان" به فرانسه سفر کند. از این سفر عکسهائی در"فیس بوک" او منتشر شد که صدای محمد تقی رهبر رئیس فراکسیون روحانیون در مجلس شورای اسلامی را درآورد و وی خواستار ممنوع التصویر شدن فاطمه معتمد آریا از تلویزیون شد. البته این کار قبلا انجام شده، یعنی از خرداد گذشته تاکنون، این بازیگر را درهیچ فیلم یا مجموعه تلویزیونی بازی نداده اند و آنچه هم اکنون از شبکه یک سیما پخش می شود، مجموعه ای است بنام "آشپزباشی" به کارگردانی محمدرضا هنرمند و با بازی پرویز پرستوئی و فاطمه معتمدآریا که قبلا ساخته شده و بیش از دوقسمت از پخش آن باقی نمانده است. قبلا قرار بود این مجموعه در 40 قسمت ساخته شود که به 26 قسمت تقلیل پیدا کرد و پس از پایان آن بعید می نماید که هیچ یک از این سه نفر تا سرکار بودن دولت احمدی نژاد بتوانند کاری در تلویزیون ضرغامی دست و پا کنند.

 

نوری زاد نگران و در خطر

 

اما داستان محمد نوری زاد از همه اینها جالب تر می نماید. این نویسنده، مدرس دانشگاه و فیلمساز که خیلی هم ارادتمند "آقا" بود، با نوشتن چند نامه و انتقاد محترمانه چنان مورد غضب واقع شد که گوئی "مرتد" است وحالا جان خود و اعضای خانواده اش را هم در خطر می بیند. نوری زاد را تماشاگران تلویزیون با مجموعه "چهل سوار" می شناسند، مجموعه ای زیبا و خوش ساخت که سازنده آن می کوشید نشان دهد حکیم ابوالقاسم فردوسی چه ارداتی به امیرمومنان داشته و شخصیت "رستم" شاهنامه را با نگاهی به شخصیت علی (ع) آفریده است. این مجموعه با بودجه ای کلان وبا سر و صدای بسیار تولید شد و حتی گزارش مفصلی از پشت صحنه آن تهیه کردند که نشان می داد رئیس صدا و سیما هنگام فیلمبرداری به دیدار "نوری زاد" و رستم و اسفندیار او رفته است.

 

نوری زاد که چند بار به دیدار رهبر رفته و مورد تفقد قرار گرفته بود، فکر می کرد با استفاده از این مودت می تواند دیدگاههای مشفقانه و منتقدانه خود را برای اداره بهتر کشور در اختیار ایشان قرار دهد. از این رو بود که پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری، دست به قلم شد و نامه ای به رهبر نوشت. نامه اول و دوم بی جواب ماند. اما نامه سوم را که نوشت و منتشر کرد، سربازان گمنام "آقا" آمدند و به اوین راهنمائیش کردند. او آرام نگرفت و نامه چهارم را از زندان به بیرون فرستاد. این بار بازجویانش چنان ادب کردند که دید خود را هم از دست داد و اعتصاب غذا کرد. پس از آن و گوئی به اشاره رهبر، دادستان  تهران (جانشین قاضی مرتضوی) به دیدارش رفت تا فیلمساز را راضی به نوشتن تقاضای عفو و توبه نامه ای بکند. اما نوری زاد اگر اهل توبه بود که در همان جا که در آغاز بود قرار می گرفت و بی نوشتن این نامه ها همچنان عزیزبارگاه باقی می ماند. توبه که نکرد هیچ، بار دیگر شرح دیدار با دادستان را در نامه پنجم رسانه ای کرد و بالاخره به "رهبرگرامی" گفت که "فتنه" گران را در اطراف خود باید جستجو کند نه در وجود موسوی و کروبی و خاتمی!

 

حالا سازنده "رستم و اسفندیار" در سیاه چال "کی کاووس" دوران زندان سه ساله خود را سپری می کند و منتظر است که حکم شلاقش نیز اجرا شود. او نگران جان خود و عزیزانش، به مردم ایران خبر می دهد که چه خطری تهدیدشان می کند. آن سوتر همکارش "فرج اله سلحشور" که می گفت مجموعه "یوسف پیامبر" را با استفاده از آموزه هایش در حوزه علمیه قم ساخته، به جرم دزدیدن داستان مجموعه از یک کتاب به سه سال زندان و پرداخت پانزده میلیون تومان غرامت محکوم شده است. اما نه زندان می رود، نه شلاق می خورد و نه جانش در خطر است، چرا که همچنان به تقلید رهبر از درست بودن نتیجه انتخابات دم می زند و از دولت احمدی نژاد حمایت می کند!

 

در همین زمینه:

14خرداد> نوری زاد: امنیت جانی و اجتماعی ندارم

13خرداد > نامه پنجم نوری زاد به آقای خامنه ای؛ آسیبی که ما به اسلام وارد آورده ایم فراتر از آسیب طول تاریخ است

۰۹ خرداد > دستگاه قضایی ما هیچ ربطی به اسلام ندارد

۰۳ خرداد > علت ضرب و شتم محمد نوری‌زاد روشن شد

۰۱ خرداد > باید جزئیات ضرب و شتم همسرم در زندان روشن شود

۰۱ خرداد > بازگشت نوری زاد به بند عمومی

۳۱ اردیبهشت > تناقض اظهارات دادستان و پزشک اوين درباره سلامتي محمد نوری زاد

۳۰ اردیبهشت > نوری زاد: زنده نخواهم ماند

۲۶ اردیبهشت > احضارمجدد نوری زاد به دادگاه

۱۶ اردیبهشت > متن جوابیه کوچک زاده به نوری زاد

۰۷ اردیبهشت > لایحه‌تجدیدنظرخواهی برای محمد نوری‌زاد و صدور کیفر خواست برای حسن لاهوتی

 


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به jaras-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به jaras@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته