مژگان مدرس علوم -
يكي از جرياناتي كه طي بيش از نيم قرن گذشته در عرصۀ فعاليت ها و مبارزات سياسي درايران تأثير گذار بوده جرياني است كه با همۀ تنوع و تكثر دروني خود مجموعا نيروهاي ملي مذهبي ناميده مي شود. اين جريان بويژه از دوران نهضت ملي شدن صنعت نفت هويت متمايز سياسي يافت و سپس در سال هاي بعد با تأسيس نهضت آزادي ايران وارد مرحلۀ جديدي شد. تأثير گذاري اين جريان سياسي در مرحلۀانتقالي تأسيس جمهوري اسلامي و شكل گيري نهادها و اركان بنيادي آن بر كسي پوشيده نيست اما با اين همه از سال پنجاه و نه شمسي به اين سو اين جريان نيز بخشي از اپوزيسيون حكومت و جناح هاي حاكم به شمار مي رود. اما نيرو هاي ملي مذهبي طي سي سال گذشته بر خلاف ديگر نيروهاي اپوزيسيون بر مشي مبارزات مسالمت آميز مدني و شيوه هاي انتقادي- اصلاحي- ارشادي در برابر حكومت و جناح هاي حاكم تأكيد داشته و به اين مشي اصلاح گرايانه وفاداري داشته اند تا حدي كه حتي بازداشت هاي گستردۀ غيرقانوني و زندان هاي طويل المدت انفرادي نيزسبب عدول از اين اعتدال نشده است.
در جريان جنبش اصلاحات دوم خرداد و جنبش سبز نيز نيرو هاي ملي مذهبي با همين مشي اصلاح طلبانه همراه ديگر نيرو هاي اصلاح طلب بوده اند كه شرح جزئيات آن مجالي ديگر مي طلبد. اينك اما در آستانۀ نخستين سالگرد انتخابات بيست و دوم خرداد هشتاد و هشت و تولد جنبش سبز با دكتر مهدي ممكن يكي از فعالان ملي مذهبي در خارج از كشور گفت و گويي امکتوب نجام داده ايم كه از نظر خوانندگان محترم مي گذرد.
آقاي دكتر ممكن شما در تقسيم بندي هاي فكري به جريان نواندیشی ديني و در تقسيم بندي هاي سياسي به نيروهاي ملي مذهبي تعلق داريد. جنبش اعتراضي سبز را از اين دو زاويه چگونه ارزيابي مي كنيد و موضع اين دو جريان فكري و سياسي را در مورد اين پديده چگونه تحليل مي كنيد؟
پیش از اینکه به پاسخ سئوال بپردازم ترجیح می دهم در مورد جریان ملی-مذهبی , توضیحی ارائه کنم که پاسخ به سئوال شما ساده تر خواهد شد.اطلاع دارید که جریان ملی-مذهبی یک حزب نیست بلکه " طیف" است و تا آنجا که اطلاعات مخلص اجازه می دهد شکل گیری وسابقه جریان مذکور بلحاظ عقیدتی وهمچنین مواضع سیاسی به پس ازوقایع شهریور1320,و برکناری رضا شاه از سلطنت برمی گردد ومی توان ازآیت الله طالقانی, مهندس بازرگان ودکتر سحابی بعنوان هسته اصلی آن نام برد که همان زمان مورد اقبال دانشجویان دانشگاه تهران که صبغه مذهبی داشتند قرار گرفت, بلحاظ مواضع سیاسی ازنهضت ملی شدن نفت بشدت حمایت کرد وپس ازکودتای 28 مرداد سال 1332 دربنیانگذاری نهضت مقاومت ملی با مرحوم آیه الله سید رضا زنجانی در مبارزه علیه حاکمیت دست نشانده به مبارزه پرداخت واز این زمان نفراتی که هر روز بدان می پوستند بیش از پیش افزایش یافت.این جریان همانطور که شادروان مهندس بازرگان در دادگاه نظامی اعلام کرده بود خود را ملی, مسلمان ومصدقی معرفی می کرد وتا کنون همواره به مواضع خود وفادار مانده است,طیفی بودن این جریان,نشان ازتنوع و سلیقه فکری آنها دارد درحالیکه آبشخور مشترک آنها روشنفکری دینی است و از نظر راقم این سطور بسیار فرخنده است .
مشابهت های فکری وعقیدتی این طیف نسبتا گسترده را, بهم نزدیک کرده است ولی درواقع آنچه حلقه اتصال وسیمان بین آنها شده است, مواضع سیاسی ومبارزه مشترک آنها برای نجات میهن است که در حال حاضر هرگونه مبارزه مشروع و دور ازخشونت را می طلبد.
شما از جنبش سبزبا صفت جنبش "اعتراضی" یاد می کنید که از ویژگی های آن گستردگی ابعاد آن است که می تواند تمام هم میهنان معترض به حاکمیت فعلی را در برگیرد و طبعا بسیار گسترده تراز طیف موسوم به ملی-مذهبی با چنین ویژگی وگستردگی؛ چگونه می توان به ارزیابی فکری این جنبش پرداخت در حالیکه سابقه آن هم ازیکسال تجاوزنکرده است؟ مگراینکه سئوال فقط شامل مواضع فکری چند نفر ازپیشروان شناخته شده این جنبش باشد.
و اما در مورد مواضع سیاسی که در خلال بیانیه ها وچگونگی مبارزه مدارا جویانه آن, بچشم می خورد نه تنها مورد تائید این جانب است بلکه مورد تائید طیف گسترده ای ازایرانیان خارج ازکشوربا داشتن افکار واعتقادات متنوع ودور ازتعصب می باشد؛ درواقع می توان گفت دردنیای امروز برخلاف گذشته نه چندان دور,ایدئولوژی واعتقادات مذهبی بیشترجنبه درونی وشخصی پیداکرده اند وحال آنکه احساس حفاظت از وطن ومیراث آن در اذهان ایرانیان بویژه مقیم خارج بسی پررنگترشده است؛ فقط کافی است اطمینان حاصل شود که جنبش گرفتار بینش حقیرانحصار و مرزبندی های خودی و غیرخودی نباشد.
يكي از آفت هايي كه جنبش هاي فكري و سياسي ايران را در يكي دو قرن اخير تحت تأثير قرار داده و حتي به شكست كشانيده است شتاب زدگي و ناتواني در ايجاد تعادل ميان آرزوها و واقعيات است. در يك سال گذشته نيز به كرات شاهد اوج گرفتن منحني مطالبات بوده ايم به نحوي كه با يك حادثه مقطعي جمعي از ناظران و فعالان سخن از عبور جنبش از چارچوب هاي پيشين آن مي گفتند. آيا به نظر شما جاي خالي سياست گام به گام مرحوم مهندس بازرگان هنوز پس از سي سال در عرصۀسياسي ايران احساس نمي شود؟
تاریخ جنبش های فکری وسیاسی ملت ایران بویژه دردو قرن اخیرشاهد فراز ونشیب های متعدد بوده است وهربارکه باتحمل مشقات زیاد,مختصرپیروزی بدست می آورده است با عواملی روبروشده است که پیروزی به شرنگ تلخ درکامش تبدل شده است که درغالب موارد, تنگ نظری حاکمیت به تنهائی و درمواردی با حمایت قدرت های خارجی بوده است که به سرکوب و به شکست جنبش ها انجامیده است چه بصورت از میان برداشتن صدراعظم ونخست وزیراصلاح طلب وتوپ بندی مجلس وقتل آزادی خواهان وانواع کودتا (کودتای 1299و28مرداد1332وکودتا برای تعطیل مطبوعات اصلاح طلب وبحران آفرینی برای دولت خاتمی ...)
" شتاب زدگی وناتوانی درایجادتعادل میان آرزوها وواقعیات" که شما ازآن نام میبرید عاملی موثرهست ولی درمقایسه با آنچه اشاره شد سهم ناچیز به حساب می آید.
و اما درموردجای خالی سیاست گام به گام مهندس بازرگان, که اشاره کردید, اجازه می خواهم خاطره ای نقل کنم.
نسلی که گزارشات تلویزیونی مرحوم مهندس بازرگان خطاب به ملت را, درسال اول انقلاب دیده است, این جمله آن روانشاد را بخاطردارند: آن نخست وزیری که بخواهد برای ملاقات با وزرا اجازه بگیرد "برای لای جرز خوبست" راقم این سطوریکبار درماه های اول انقلاب, اصطلاح "برای لای جرزخوبست" را,بمناسبتی دیگر از ایشان شنیده بودم ؛ هنوز ماههای اول پیروزی انقلاب بود؛ با وجود اینکه دولت موقت درحد مقدور نسبت به پاکسازی وزارت خانه ها از افراد ناباب واحیانا وابستگان رژیم گذشته تلاش کرده بود؛ بعلاوه مقرر شده بود, لیست کارمندانی ازدولت که به عللی بی گناه یا با گناه اسمشان دربایگانی های ساواک وجود داشت به وزارت خانه های مربوطه ارسال شود تا وزیر مربوطه با معاونین تصمیم مقتضی اتخاذ نمایند که طبعا هر نوع رسیدگی باید خیلی محرمانه انجام می گرفت که حیثیت وآبروی کسی بازیچه این وآن قرار نگیرد؛ با وجود این تمهیدات آفتی خطرناک با تابلو افشا کن افشا کن بجان انقلاب افتاده بود وجماعتی از ملت همیشه درصحنه به اعتبار اینکه در راه پیمائی های روز های انقلاب شرکت داشته اند بمنظور حمایت از انقلاب, پیگیرانه اصرار داشتند سوابق اشخاص در رژیم گذشته روشن شود که طبیعتا ازطرفی وسیله ای شده بود برای تهمت زدن ها,تصفیه حساب ها وبی اعتبارکردن افراد خدمتگزار و ازطرفی دخالت نابجا درامری که به آنها مربوط نمی شد,و غالبا هم ازطرف روزنامه های چپ نما حمایت می شدند؛ درهمین راستا بخش مطبوعات وزارت ارشاد ازطرف قوم مذکور که رنگی جزسیاه وسفید نمی شناخت,سخت زیرفشار قرارگرفته بود تا پرونده تک تک روزنامه نگاران وخبرنگاران مورد بازبینی قرار گیرد وبه آنها هم گزارش شود. نهایتا با سندیکای روزنامه نگاران که خود نقشی عمده در پیروزی انقلاب داشت توافق شد که در این مورد نظرآقای نخست وزیر پرسیده شود
درملاقاتی که انجام شد آقای مهندس بازرگان درحالیکه که هنوز از اعدام ها و بگیر وبند ها ی پس از انقلاب متاٍثر بودند گفتند : بعد ازاین کشتارها دیگردنبال چه می گردیم؟آنها که نقشی داشتند یا اعدام شدند یا فرار کردند گیرم که روزنامه نگاریا خبر نگاری بعلت استیصال در گذشته مرتکب خبطی شده باشد چرا فرصت دگرگونی به او داده نشود و افزودند: ؛ما ازانقلاب چه درکی داریم؟!آن انقلابی که نتواند مردم را از درون منقلب سازد" برای لای جرز خوبست",
آقای مهندس بازرگان کلمه "فرصت" را با حال و آهنگی ادا کرد که به تنهائی بیان یک فرهنگ بود ومفهوم رحمت, اعتدال, تامل, تحمل, شکیبائی, مروت,مدارا, انصاف .....ونیز سیاست گام به گام ازآن می تراوید.
مهندس بازرگان وفرهمندان وپیشروان فکری نسل او از فرهنگی برخوردار بودند که ازنظرآنان, افراطی وافراطی گری, نوعی دشنام و نقطه ضعف و منفی بشمارمی رفت و هرکس بسته بمیزان ابتلاءش بدان, ازموازین اعتدال فاصله داشت؛ بازرگان میراث دارفرهنگی بود برآمده ازآموزه های عرفی و دینی ایران که جلوه های آن دررفتارپیشگامان انقلاب مشروطیت ونیزدرمنش وکنش رهبران نهضت ملی نفت همواره بروز داشته است.
مهندس بازرگان پس ازانقلاب بارها تلاش کرد درک وفهم درستی ازواژه انقلاب به استناد آیات قرآن بویژه آیه 144سوره آل عمران دهد که متاسفانه درهیاهوی تفسیری وارداتی که ازانقلابات قرن بیستمی بویژه انقلاب مارکسیستی با( قرائتی لنینی واستالینی که خشم وقهرانقلابی ورادیکالیسم کور, از ارکان آن است) باچاشنی تعصب وتحجر,گم شد.
باآنچه درسطور بالا گفته شد به باور من نجات جنبش های فکری وسیاسی درمیهن ما درگرو بازگشت به همان ارزش هائی است که مهندس بازرگان مدعی آن بود وخوشبختانه امروز دربیانیه ها و اظهارات شاخصین جنبش سبز, بشکلی این ارزشها مورد تائید قرار گرفته است , یعنی در واقع "فرصت"ی که بازرگان برآن پافشاری می کرد جلوه های خود را کم کم بروز داده است, ممکن است موانعی برای پیشرفت جنبش سبز پیش آید که حرکتش کند شود ولی مادامی که براصول حق طلبانه واخلاق مدنی مدارا جویانه پای فشارد ازبین نخواهد رفت , این جنبش جای مهر خود را تثبیت کرده است .
آيا اساسا براي رسيدن به يك نظم سياسي نسبتا دموكراتيك اخلاق مدارا جويانۀشهروندان نفش اساسی ايفا نمی کند؟ شما رشد اين اخلاق مدني مداراجويانه را در جامعۀ ايرانيان داخل و خارج كشور بويژه در ميان فعالان سياسي چگونه مي بينيد؟
گرچه هنوز آثاری از اختلافات تاریخی مذهبی ها ولائیک ها بمناسبت های مختلف بروز می کند, اما درهمین دهه اخیربسیار رنگ باخته وسوء تفاهماتی که درگذشته ایجاد میشد روبه افول است اکنون مفهوم لائیک دربین اکثرایرانیانی که درخارج (لا اقل در اروپا ) مقیم هستند محدود به مفهوم سیاسی آن شده که دربرگیرنده دولت وحکومت لائیک میباشد وکسی به مفهوم فلسفی آن توجهی ندارد و افراد بیش ازپیش وآگاهانه سعی می کنند اعتقادات مذهبی وایدئولوژیک خود را وارد معرکه مباحثات سیاسی واجتماعی بویژه در روزگاری که همه نجات ایران را وحه همت خود قرار داده اند نکند ورشد اخلاق مدنی مدارا جویانه درجامعه ایرانیان خارج کشوربه باور من درحال پیشرفت است,ضمن اینکه تماس و زندگی در جوامع پابند به دموکراسی وآزادی خواهی اثرات مثبت خود را داشته است.درخارج هنوز هستند کسانی که هنوز مدافع شیوه های غیر مدارا جویانه هستند ولی نمی توان از آنها به عنوان فعال سیاسی موثرنام برد.
درداخل کشورجلوه های بسیارمثبتی دربیانیه های مربوط به جنبش سبز به چشم می خورد , طیف ملی مذهبی اولین کسانی بودند که از سال ها پیش مبتکر "گفتمان" آشتی و وفاق ملی بودند وهمچنان دراین زمینه کوشا هستند,سخنرانیهای آقای خاتمی رئیس جمهور پیشین وبنیانگذارگفتگوی تمدن ها ونیزمنش عمومی ایشان شانس وسرمشق بزرگی درجهت رشد اخلاق مدنی مدارا جویانه همواره بین ایرانیان داخل وخارج بوده وهست..
فعاليت و مبارزۀ سياسي در چارچوب واقعيت هاي عيني جامعه رخ مي دهد نه در رؤياهاي ذهني آدميان. بسياري از شعارها و خواسته هاي مطرح شده از سوي برخي جريانات سياسي مخالف حكومت بويژه خارج از كشور همخواني زيادي با واقعيات موجود جامعۀ ايران و توازن قواي سياسي در كشور ندارد. به نظر شما چه برنامه ها و اهدافي بايد در برابر جنبش سبز قرار داد كه واقع بينانه و قابل دسترس باشند؟
تجربه اقامت طولانی مخلص در خارج از کشور نشان داده است که میدان اصلی مبارزه در داخل کشور وجود دارد وهرگاه دیگ مبارزه در داخل کشور می جوشد اثر آن درخارج کشور بصورت بخار ظاهر می شود .عمده ترین امتیازی که درصحنه داخل وجود دارد ونمی شود منکر آن شد واقعیت های عینی و قابل لمس است که خود منشاء و منبع شناخت وانتخاب دقیق چگونگی تاکتیک های مبارزه است که خارج از آن برخوردارنیست وگاه پیش می آید که در انتخاب شعار وجهت مبارزه دستخوش رویای ذهنی شود که ازمصادیق آن در این ایام می توان به شعار جمهوری ایرانی به جای جمهوری اسلامی , اشاره کرد, آنچه مسلم است اینکه اگر جنبش سبز متهم به حمایت وبهره گیری از چنین شعاری شود، دچارخسرانی غبر قابل جبران خواهد شد و در داخل کشورجریانات مرتجعی که کمربه حذف "جمهوریت" جمهوری اسلامی بسته اند بهترین فرصت وبهانه را بدست خواهندآورد؛ استفاده از چنین شیوه هائی برای مبارزه در خارج کشور بهیچوجه همخوانی با واقعیات موجود جامعه ایران و توازن قوای سیاسی کشور را ندارد. به باور من جنبش سبز از نظر برنامه های آینده و هدفها هنوز شانس این رادارد که از فرصت و ظرفیت ها وکارشناسان فهیم ودلسوز داخل کشوربهره گیرد.
بخشي از رهبران كنوني جنبش سبز به رغم همكاري ها و ارتباطات پيش از انقلاب، در سال هاي نخستين پس از انقلاب با نيرو هاي ملي مذهبي و نيز جريان نواندیشی ديني اختلافات و مشكلاتي پيدا كردند. اين مشكلات از زمان شكل گيري جنبش دوم خرداد به بعد آرام آرام كمرنگ و كمرنگتر شده است. شما آيندة ائتلاف و همكاري اين دو جريان مذهبي را كه در شعارها و اهداف انقلاب اسلامي مشتركات فكري فراوان دارند چگونه ارزيابي مي كنيد؟
پاسخ این سئوال در خلال سطور بالا بشکلی داده شده است , شخصا ازخلال بیانیه های آقای موسوی احساس می کنم این مشترکات درحال پیشرفت است امیدوارم ادامه یابد که تحولی است فرخنده.
با تشکر ازفرصتی که در اختیار جرس گذاشتید
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر