-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۴, یکشنبه

Latest News from Norooz for 05/13/2012

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



روابط جمهوری اسلامی ایران در همه سالهای پس از انقلاب با کشورهای قدرتمند غربی تنش زا و در این فضا فراز و نشیب داشته است. هرچند ریشه های این تنش به عملکرد این قدرتها ( آمریکا و انگلیس ) در انجام کودتای 28 مرداد 1332 برای سرنگونی دولت ملی دکتر مصدق و حمایت کامل آنها از رژیم استبدادی پهلوی و بهره گیری از نفت و موقعیت ایران در دوران جنگ سرد برمی گردد اما عملکرد این کشورها پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم بر دامنه این تنش افزود، و با اشغال سفارت آمریکا وارد مرحله تازه ای گشت و منجر به قطع روابط آمریکا با ایران شد. با شروع جنگ تحمیلی و حمایت دول غربی از رژیم بعثی عراق گره روابط با کشورهای غربی پیچیده تر شد، با اینهمه دولت موسوی تلاش داشت با نوعی جدایی دول اروپایی و آمریکا و گزینش از بین آنها در تنظیم روابط سیاسی و اقتصادی عمل کند و به روابط خود با غربی تعادل بخشد، و به رغم همه دشواریهایی که شرایط جنگی داشت این دولت توانست کشور را از دهان جنگ و شرایط تنش زای خارجی بسلامت عبور دهد.

پس از روی کارآمدن دولت هاشمی تنش زدایی در سیاست خارجی راهنمای عمل دولت شد و در ابتدا گامهای موفقی در این باره برداشته شد اما نیروهای تندروی درون حاکمیت که سرموافقت بااین سیاست نداشتند دست بکار عملیات ترور مخالفان در کشورهای اروپایی شدند و کار را بجایی رساندند که هاشمی زمینگیر شد و بدلیل ماجرای میکونوس همه دول اروپایی سفرایشان را از ایران فراخواندند و آمریکا هم به بهانه انفجار الخبرآماده حمله نظامی به ایران شد و کشور در معرض بدترین شرایط محیطی قرار گرفت.

انتخابات دوم خرداد 76 با مشارکت چشمگیر و 80 درصدی رای دهنگان و انتخاب آقای خاتمی با رای بالای 20 میلیونی مردم، ایران را از دهانه حمله نظامی بیرون کشید و دولت خاتمی با در پیش گرفتن سیاست خارجی تنش زدا تلاش دوباره ای را برای باز سازی و توسعه روابط با کشورهای اروپایی سامان داد و در این مسیر به موفقیت های قابل توجهی، به رغم سنگ اندازی های جناح محافظه کارو نهادهای انتصابی، در این باره دست یافت. دولت خاتمی گامهای چندی هم برای تنش زدایی با آمریکا برداشت اما بدلیل مخالفت برخی افراد و نهادها ناکام ماند و با رخداد حادثه 11 سپتامبر و نامیدن ایران به عنوان یکی از سه گانه محور شرارت به نقطه صفر بازگشت، و با باز شدن پرونده هسته ای ایران در آژانس دولت خاتمی وارد عرصه تازه ای از سیاست خارجی چالشزا شد.

دولت خاتمی با توجه با مجموعه شرایط محیطی ناشی از پیامدهای رخداد 11 سپتامبر و حمله نظامی به افغانستان تلاش کرد از طریق همکاری غیر رسمی با آمریکا در افغانستان و مذاکره با آژانس انرژی اتمی و دول اروپایی به اعتماد سازی در رسیدگی به پرونده هسته ای مدد رساند و کشور را از درافتادن به دام هزینه های غیر ضرور و جنگ رهایی بخشد، و نتیجه چنین تدبیری حمله نظامی آمریکا و هم پیمانانش به عراق بجای ایران بود اما اقتدارگرایان ایرانی با قدرندانستن این سیاست و جعل عناوین خاص و با استفاده از گیرافتادن آمریکا در باتلاق عراق، دولت خاتمی رادر آخرین روز کاری اش به شکستن پلمپ های آژانس در تاسیسات هسته ای ناچار کردند و عملا بر روی توافقات دولتش با آژانس و دول اروپایی مهر پایان نهادند، و البته سر سختی آژانس و دول اروپایی هم بر سر امتیازاتی که ایران خواستار آن بود بهترین بهانه را برای انجام اینکار به اقتدارگرایان داده بود.

با روی کارآمدن دولت احمدی نژاد و یکدست شدن حاکمیت اقتدارگرا در پیش گیری سیاست خارجی تهاجمی در دستور کار قرار گرفت و با نوع رفتاری که رئیس این دولت در ارتباط با دول غربی در پیش گرفت همه رشته های دولت خاتمی برای تنش زدایی پنبه شد و در این مسیر پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت ارجاع شد، و علاوه بر سه قطعنامه آژانس، چهارقطعنامه هم از سوی شورای امنیت در رابطه با این پرونده علیه کشورمان صادر شد و راه را برای اعمال تحریم های اقتصادی و سیاسی باز کرد و بدلیل ماجراجویی وعدم توجه دولت احمدی نژاد به پیامدهای ناشی از این روند، حلقه محاصره اقتصادی و سیاسی علیه ایران در گذر زمان تنگتر شد تا امروز که دامنه آن به تحریم خرید نفت و بانک مرکزی و انجام هرگونه معاملات بانکی و تجاری رسیده است، ضمن آنکه تحولات سیاسی داخلی و منطقه نیز وضعیت چندان خوشایندی را برای ایران به نمایش نمی گذارد.

دراین شرایط انجام مذاکرات هسته ای در استانبول بین ایران و گروه5+1 را باید یک اقدام عقلانی و مثبت از سوی طرفین قلمداد و آرزو کرد که این مذاکرات در همین چارچوب ادامه یابد. بنظر می رسد با توجه به راه طی شده 33 ساله بین جمهوری اسلامی ایران و دول غربی و شرایط پیرامونی ایران ومنطقه خاورمیانه « مذاکرات هسته ای » موجود می تواند « فرصتی برای صلح » در منطقه و جهان باشد، و طرفین مذاکره با نگاه معطوف به صلح و برپایه بازی برد- برد بتوانند به الگوی جدیدی از اعتماد و همکاری دست یابند.

یادآور می شوم که حل مشکل روابط ایران و دول غربی، به ویژه آمریکا، در همه سالهای گذشته دستمایه دعوابین جناح های سیاسی داخلی در هر دو کشور بوده است. این رخداد باعث شده که این موضوع کمتر از منظر منافع ملی مورد ملاحظه و عمل قرار گیرد و شاهد این مدعا اینکه هم اکنون نوع مواجهه با ایران و پرونده هسته ای اش یکی از محورهای اصلی مباحث انتخاباتی را در آمریکا شکل داده است. کالبد شکافی این موضوع در هر دو طرف منازعه مقاله مبسوطی را می طلبد اما من به عنوان یک شهروند ایرانی و فردی که بشدت منتقد سیاست خارجی تهاجمی دولت احمدی نژاد و نحوه مواجهه اش با پرونده هسته ای بوده ام و یادم می آید که جبهه مشارکت در مخالفت با این سیاست واینکه پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت ارجاع شود در روزهای آخر سال 85 بیانیه ای را آماده انتشار کرد که از انتشارش توسط دستگاههای امنیتی با تهدید تعطیل جبهه جلوگیری شد، هم اکنون با توجه به مجموعه شرایط محیطی و محاطی که کشورمان با آن روبروست براین نظرم که باید از راهی که حاکمیت برای انجام مذاکرات هسته ای در پیش گرفته است استقبال و با آن همراهی کرد و اجازه داد که مذاکره کنندگان بدون واهمه از انتقادات داخلی و با پشتوانه ای ملی به پیشبرد آن بپردازند. کمترین دستاورد مثبت این مذاکرات می تواند کاهش تحریم ها و رهایی کشور از دام حمله نظامی به بهانه اتمی شدن باشد، و بیشترین دستاوردش بازسازی روابط اقتصادی و سیاسی با دول غربی، و البته دستیابی به همه اینها را به نفع صلح در جهان و پیشبرد جریان تحول خواهی و دموکراسی در ایران می دانم، و فکر می کنم فرصت تاریخی برای حل مشکل روابط ایران و دول غربی در حال بسر آمدن است و باید امید وار بود که این مشکل با عقل و درایت طرفین و بسود مردمانی که ناظر صحنه اند، حل و فصل شود، مردمانی که با دلنگرانی و بدون آنکه تاثیر چندانی در تصمیم گیریهای طرفین داشته باشند، ضرر و سود این مذاکرات مستقیم بحسابشان واریز خواهد شد.
 


 


سلام بر تو زهراجان

دوست دارم بی هیچ قید و بند و تشریفات و تکلفی در آستانه میلادت برایت نامه ای بنویسم. نامه ای که تنها مخاطبش تو باشی و شنوای شکوه های من باشی مادرجان از کسانی که نام مبروک تو را ریاکارانه بر دهان های آلوده شان جاری می کنند بی هیچ اعتقادی به مشی و مرامت. می دانم که خود بیش از من از قید و بندهایی که دل را گرفتار می کنند و آدمی را به لکنت زبان می اندازند، مکدر و رویگردانی!

تو را سلام می گویم و بی مقدمه می روم سر اصل مطلب:

یادت هست مادرجان که سه سال پیش در آستانه میلاد مبارکت مهاجمانِ بی نشان شبانه ریختند به خانه ما و گوهر بی نظیر زندگی مان را ربودند و بردند بی آن که نشانه ای از خود به جای بگذارند؟! آن شب من هرگز باور نمی کردم این آدم ربایی در پی امضای حکمی سه روز قبل از آن انتخابات کذایی، سه سال تمام به طول بیانجامد و خانه خوشبختی ما بی حضور او بی فروغ شود.

تو را سلام می گویم ای دردانه رسول خدا (ص)

به یاد داری که من در تمام روزها و شب های بی خبری از یار بی مثال تنها با اتکال به خداوند یاور مظلومان، پی گیر صحت و سلامت او بودم و خود را به آب و آتش می زدم و بی مهابا فریاد دادخواهی برمی کشیدم و صدای یا زهرا و یا زینبم را از میان سنگ و سیمان و آهنی که حدفاصل ما بود به داخل زندان جور می رساندم؟! یادت هست مادرجان همه مجالس ختم قرآن و دعای کمیل و مراسم احیا و عزا و زیارت عاشورایمان را که بیچارگان حق گریز و مردم ستیز تاب نمی آوردند و در برابرش شاخ و شانه می کشیدند و حتی مراسم میلاد تو را در خانه یک شهید جاودانه نام و یاد که یک ماه پس از رهایی من از بند ستم برقرار می شد، برنتافتند؟!

تو را سلام می گویم بانوی بی نشان!

می دانم که یادت هست همه روزهای سختی را که ما خانواده های زندانیان سیاسی مظلوم و بی گناه متحمل شدیم از همان روز کذایی بیست و دوم خرداد ماه آن سال کذایی تا همین امروز که رازهای بسیاری از پرده برون افتاده و باطل خود، افشاگر منکرات سپاه خود گشته است!آری تو با ما بودی با هرتمنایی که از ته دل داشتیم و صدایت می کردیم در میانه صعوبت های گام نهادن در راه حق، راه شیعیان تو و شوی عدالت پرورت و پدر بزرگوارت و همه امامان معصوم و همه فرزندان صالح آنان تو همراه ما بودی زهراجان. در همه سعی های هاجرگون مان میان خانه و زندان، زندان و دادگاه، دادگاه و دادسرا، دادسرا و دفاتر آقایان در عدلیه و قضائیه و مقننه و هرجایی که فکر می کردیم باید رفت و باید گفت گفتنی ها را حتی تا خانه مراجع و بزرگان، تو با ما طی طریق کردی و لبخند رضایتت را برای استقامتمان در راه و خستگی ناپذیری در مسیر و وفاداری هایمان و ماندن بر سر پیمان هایمان نثارمان می کردی. در همه این روزها و شب های سختی و تنگی و سیاهی تو با ما بودی و راهنما و درعین حال پشتوانه و پشتیبانمان بودی مادرجان!

تو را سلام می گویم جگرگوشه مصطفی (ص)

آن شب هجوم و غارت و وحشت، که حالا کریه ترین شب عمر به آن لقب داده ام، هرگز باور نمی کردم این فراق حتی هفته ای و ماهی به درازا بکشد چه رسد به این که سه سال آزگار از آن واقعه شوم بگذرد و ما هنوز سرپا باشیم و توان بازخوانی حکایتی را که برما رفته داشته باشیم و امید اصلاحات هنوز از دلمان بیرون نرفته باشد!

خوب می دانی که حالا در آستانه سه سالگی هجران سیاهمان من دیگر تنها همسر یک زندانی سیاسی نیستم مادرجان بلکه این موقعیت افتخار آمیز به القاب مادر ممنوع الخروج ها و ممنوع المعامله ها نیز مزین شده است و خود نیز نشان لیاقت را با گرفتن حکم حبس چهارساله بر سینه الصاق کرده ام.

تو را سلام می گویم نوردیده پیامبر رحمة للعالمین (ص)

خوب می دانی که حالا در آستانه سه سالگی این فراق سوزناک، همسرجان نازنین من و فرزند پاک نهاد تو بیش از یک سال و نیم است که در اعتراض به وضعیت غیرحقوقی و غیرقانونی اش به ویژه نگهداری در شرایط قرنطینه و انفرادی نوبه ای، روزه دار است آن هم در حالی که از بیماری هایی رنج می برد که این روزه داری می تواند تشدید کننده آن ها باشد! و لابد دانسته ای که مردانی سبزپوش که ادعای پاسداری از انقلاب و آرمان های آن را دارند، با پرونده سازی هایی وقیحانه، بی گمان به قصد قربتِ بیش تر به قدرت و زورمداری، قصه تازه ای برای زندگی ما ساز کرده اند و این درحالی است که هنوز نه رئیس قوه قضائیه و نه هیچ مقام قضایی و مسئول دیگری به پرسش های سه گانه همسرعزیزتر از جان من و فرزند منزّه و پاک سیرت تو پاسخ نگفته است: « به چه جرمی بازداشت شده ام؟ چرا به شکایاتم از آقای جنتی و کودتاگران رسیدگی نمی شود و چرا از حقوق حداقلی زندانیانِ حتی غیرسیاسی محرومم؟» و نیز این سوال که اگر با من دشمنی دارید با همسرو فرزندانم چرا دشمنی می ورزید و فشار و تضییق را بر آنان که بی شک اگر در نظام طاغوت بودند، چون مادرانشان (همسران زندانیان سیاسی زمان شاه) مصونیت داشتند، افزون می کنید؟!

سلام بر تو ای آزمایش شده بردبار!

تو خود شاهدی که فرزند پاک دلِ زاهدِ روزه دارت نیز تاکنون در همه آزمون های الهی سربلند و روسفید بوده است و براثر رهیدگی ها و وارستگی هایش از همه امور دنیایی، اینک الگویی برای فرزندان غیور و دردآشنای ایران شده است و بی شک این منزلت جز به اراده خالق لایزال و دادار متعال نبوده است. پس ما نیز با تصدیق مقام شامخ تو، حقانیت راه او و هم فکرانش را که جمله از مجاهدان راه عدالت و راستی و صداقتند تأیید می کنیم و خود را پشت گرم به ولایت تو و ولایت خاندان تو می دانیم.

سلام برتو ای بانوی خطیب و سخنور رسواگر ستم!

می بینی حال این روزهای ما را در روزی که هودجی از نور سراسر عالم را به یمن میلاد تو منور کرده است؟ می بینی اجرای احکام ناعادلانه را برای پاک ترین فرزندان این دیار که ادعای حکومت عدلش گوش دنیا را کر کرده است و شهوت قدرتشان، چشمان آنان را کور و شعله های ستمشان جسم و جان مردمانش را می سوزاند؟ می بینی بازگرداندن نرگس مادر را به زندان در تاریخی که در تقویم، روز وداع توست با جهان ملوث به ستم آدمیان و بازگشت مهسای همسر به زندان در آستانه ولادتت و استمرار ستم به نسرین مادر و بهاره همسر و دیگر زنان و مادران مظلوم دربند؟! می بینی حال مادران و پدران حیران از این همه نامهربانی با سرمایه های اجتماعی کشورمان و حال کودکان نالان از هجران مادر را زهراجان؟ حالا ما بیت الاحزان تو را بهتر می شناسیم که در استمرار حرکت های آگاهی بخش خود آن را برگزیدی برای شکوه هایت با پروردگار عالمیان. حالا ایران بزرگ بیت الاحزان ما شده است تا در پس هر ستم تازه ای به آن پناه ببریم و از ادعای خدایی بندگان قدرت طلب و زیاده خواه خدا به خود او شکوه بریم.

سلام بر تو ای حبیبه محبوب خدا!

اینک به یمن روز میلادت که از بهترین روزهای عالم است، از پروردگارت که نزد او به غایت عزیزی بخواه که چتری از نور را بر فراز سر ما بگستراند و دریایی از ایمان و معرفت را به دل های ما جاری سازد و اندیشه های ما را از هرگونه کژی مبرّا و زبانمان را از ادای هرگونه زشتی و جوارحمان را از انجام هرگونه پلشتی دور بدارد. به عظمتت ای آن که رضایتت رضای خدا و رسول اوست و آزردگی ات آزردگی آن هاست، از پروردگارت که نزد او به غایت مکرّمی بخواه که روزهای سختی را برای شیعیانت به روزگار آسانی و راحت برساند و شوربختی های حاصل از کج اندیشی اسلام طالبانی را به شیرینی التزام به اسلام رحمانی مبدل سازد و با دست یدالهی اش گره از کار مسلمانان و همه بندگان خوبش در این دیار و در دیار همسایگان و در همه جای گیتی بگشاید و دل های مومنین و همه انسان های آزاده را با هم مهربان سازد و عاقبت ما را که در تلاطم جنگ قدرت غدّاران به بلیاتی انسانی و زمینی گرفتار آمده ایم، ختم به خیر و نیکی نماید.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

سلام ما و درود خداوند بر تو باد ای زهرای اطهر. نام زیبای تو بر زبان ما تا هنگام مرگ جاری خواهد بود اما نه به بهانه افتراق میان جمعیت مسلمانان بلکه برای برافراشتن بیرق وحدت و یگانگی مسلمین عالم.


 


خانواده های زندانیان سیاسی در سالروز میلاد فاطمه زهرا (س) در نامه ای سرگشاده به مراجع تاکید کرده اند: که در همه روزهای تلخ و سیاهِ بندی شدن عزیزانمان در زندان جور براساس همین آموزه های اسلامی فریاد حق خواهی و عدالت طلبی برکشیدیم و بیرق آزادی خواهی و اقامه قسط برافراشتیم و در این راه رنج های بسیار بردیم و ستم های مضاعف را تجربه کردیم و دادخواهی مان را به مراجع رسمی و غیر رسمی و به محضر شما بزرگواران عرضه کردیم، انگیزه اصلی مان از اصرار بر این مشی فاطمی، نهی از منکر بود و اینک سوالمان از شما بزرگواران این است که آیا منکر بزرگ زمانه که همانا عدول از عدالت و اعمال ستم به بندگان خداست، تنها باید توسط کسانی که مستقیماً در معرض ستم قرار گرفته اند نهی شود و دیگران هیچ گونه مسئولیتی در این باب ندارند؟!

متن کامل این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا بنت رسول الله (ص)

محضر مبارک مراجع عالیقدر تشیع

با عرض سلام و ادب و احترام

روز ولادت بانوی بزرگواری است که اسوه همه بشر و بشریت است. انسانی تمام که ادعای ابتر بودن پیامبر خاتم (ص) را در یک تاریخ به وسعت زندگی همه ستم گران و مدعیان تهی مغز مفلوک به سخره گرفته است.

روز ولادت بانوی ارجمندی است که میلادش مبشّر مهر بود و گشایش و رحمت. زنی که پرستار بود و همسر بود و مادر بود و معلم بود و مدرس بود و مشاور بود و خطیب بود و افشاگر ستم بود و این همه نقش را بی هیچ کم و کاست در دوران کوتاه عمر با عزتش ایفا نمود تا به پیروان آئین محمدی بیاموزد که انسان، موجود ناشناخته ای است که تنها در مقابل خدای احد و واحد سجده می کند و در مقابل غیراوحتی اگر بر کرسی قدرت تکیه زده باشد، تنها بنده ای است برابر که رأی و نظرش و انسانیتش مکرم است و احدی حق ندارد حقوق انسانی اش را نادیده بگیرد و از حقش محروم کند و تحت ظلم و ستمش قرار دهد با هرادعایی!

روز ولادت زهرا(س) است و ما اندوه زده تر از آنیم که بتوانیم این روز بزرگ را به سرور و شادمانی بگذرانیم چرا که عزیزانمان را به بند ستم کشیده اند و هر روز فشار و عسر و حرج را بر آنان و اعضای خانواده هایشان که تن به خواسته های غیر مشروع و غیر قانونی آنان نمی دهند و سرخم نمی کنند و کرنش نمی کنند و تأیید رفتار غیرشرعی و غیرانسانی آنان را نمی کنند، بیشتر و بیشتر می کنند. تا آن جا که تهدیداتشان را، که البته دوست دارند مکتوم بماند، عملی می کنند و انواع محرومیت ها را در مورد آنان اعمال می کنند از محرومیت های شغلی و حقوق اجتماعی تا محرومیت ها از همه نیازهای انسانی و عاطفی.

حضرات آیات عظام

در روز ولادت بانوی دوعالم صدیقه طاهره(س) مایلیم بدانیم آیا رنجی که این دردانه رسول الله(ص) از ستم می برد تنها به دلیل این بود که خود در معرض این ستم قرار داشت یا از انحرافی که در دین مبین ایجاد شده بود، دل نگران بود؟! و آیا خشمش از دست اندازی ها برفدک به دلیل عسرت اقتصادی خود و خاندانش بود یا این که بنیان پایه های کج در حکومت اسلامی او را برمی آشفت؟! و آیا حضور و نقش آفرینی سیاسی این بانوی مطهر و مکرم تنها برخواسته از میل به قدرت شویش بود یا احساس مسئولیت اجتماعی او را به میدان روشنگری و آگاهی بخشی می کشاند تا جامعه اسلامی را از انحراف و فساد سیاسی و اجتماعی به اصلاح بکشاند؟! مایلیم بدانیم همه آن چه دخت یگانه پیامبرمان در برابر کژی های حاصله در حکومت اسلامی پس از وفات پدربزرگوارشان کردند، تنها باید چون نوشته ای زرین در لوح ضمیر ما پیروانش بماند یا باید با تأسی به آن بزرگوار و همه فرزندان حق طلبش پای در مسیر روشنگری گذاشته نقد مشفقانه و مصلحانه را برگزینیم و تا رسیدن به صلاح و اصلاح آرام ننشینیم؟!

ما خانواده های زندانیان سیاسی که در همه روزهای تلخ و سیاهِ بندی شدن عزیزانمان در زندان جور براساس همین آموزه های اسلامی فریاد حق خواهی و عدالت طلبی برکشیدیم و بیرق آزادی خواهی و اقامه قسط برافراشتیم و در این راه رنج های بسیار بردیم و ستم های مضاعف را تجربه کردیم و دادخواهی مان را به مراجع رسمی و غیر رسمی و به محضر شما بزرگواران عرضه کردیم، انگیزه اصلی مان از اصرار بر این مشی فاطمی، نهی از منکر بود و اینک سوالمان از شما بزرگواران این است که آیا منکر بزرگ زمانه که همانا عدول از عدالت و اعمال ستم به بندگان خداست، تنها باید توسط کسانی که مستقیماً در معرض ستم قرار گرفته اند نهی شود و دیگران هیچ گونه مسئولیتی در این باب ندارند؟!

مراجع بزرگوار

ما در آستانه میلاد اسوه عالمیان حضرت زهرا (س) می خواهیم بدانیم مسئولین قضایی جمهوری اسلامی چه اصراری دارند که بانوی محترمه نرگس محمدی را که در زندان ستم به بیماری صعب و غریب و سختی گرفتار آمده و در غیبت اجباری همسر، مسئولیت سرپرستی دو طفل خردسالش را به عهده دارد، در ایام رحلت بانوی عالمین به زندان فراخوانده شود و چه اصراری دارند همسر جوان زندانی سیاسی مظلوم، مسعود باستانی، در ایام ولادت زهرای مرضیه (س) به زندان فراخوانده شود و چه اصراری دارند که جشن های مذهبی را برای خانواده های زندانیان سیاسی بلکه همه مسلمانان عدلت طلب و آزادیخواهان و هم نوع دوستان، عزا کنند؟! و این عمل قبیح از جانب مدعیان حکومتی آیا نباید لااقل مورد تقبیح و مذمّت مردان دین قرار گیرد؟ و نباید مرتکبین این قسم منکرات مورد سوال و مؤاخذه قرار گیرند؟ آیا چهره سیاهی که از اسلام نزد نسل جوان امروز ایران توسط خشونت طلبان اقتدارگرا ساخته شده مورد تأیید بزرگواران حوزه های علمیه ماست و آیا قرائت رحمانی از اسلام را فرزندان ما باید در جایی فراتر از مرزهای کشور اسلامی مان جستجو کنند؟!

مراجع بزرگوار تقلید

ما خانواده های زندانیان سیاسی در روز میلاد خجسته دختر محمد نبیّ مان (ص) و همسر علی ولیّ مان (ص) و مادر بزرگوار حسینین و زینبین (ع) که الگوی تعامل با مخالفین و منتقدین خود و در عین حال الگوی ستم ستیزی و مظلوم پروری هستند، بار دیگر مسئولیت خطیر بزرگان دین را به یاد می آوریم و خودمان و ایشان را توصیه به تقوی و حمایت از حق و انکار باطل می کنیم و با رجاء واثق به حاکمیت عدل و زوال ستم و ستم گران عالم، نقش اجتماعی خود را به عنوان یک مسلمان متعهد و یک شهروند مسئول بازخوانی می کنیم و اعلام می داریم تا زمانی که یک زندانی سیاسی بی گناه در زندان های کشورمان باقی است نقش روشنگری و آگاهی بخشی ما خانواده ها نیز باقی است و در این راه که راه همه مصلحان عالم بوده است، خار مغیلان را به جان می خریم تا آیندگان بدانند عافیت طلبی و راحت طلبی ما را به گوشه های تاریک روزمرگی های زندگی نکشانده و در میدان مانده ایم تا فردای روشن را مقابل چشم فرزندانمان که خشونت طلبان حامی اسلام طالبانی، نامأنوس با اسلام رحمانی شان می خواهند و می پسندند، تصویر کنیم و آنان را به گشایش و رحمت و برکت الهی امیدوار سازیم. و انتظار همراهی بزرگان دین و مجتهدین و فقهای متقی و مراجع مردمی و غیروابسته به حکومت و منابع حکومتی، انتظاری زیاده و غریب نیست.

و من الله التوفیق و علیه التکلان

خانوده های زندانیان سیاسی

۲۳/۲/۱۳۹۱ برابر با روز ولادت حضرت فاطمه (س)


 


محمد علی دادخواه، وکیل و فعال حقوق بشر با اظهار اینکه در روزهای اخیر تحت فشار شدید برای اعتراف تلویزنی بوده است، به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت فردا آخرین روزی است که به او فرصت اعتراف تلویزیونی داده شده است. محمد علی دادخواه گفت:« فردا آخرین مهلت من است که یا اعتراف تلویزیونی داشته باشم یا به زندان بروم. من هم به زندان می روم و حتی از سرزمینمم هم خارج نمی شوم.»

محمد علی دادخواه در خصوص اینکه از او دقیقا خواسته اند به چه چیزهای اعتراف کند به کمپین گفت: «تحت فشارهای شدید از من خواستند که جلوی تلویزیون بگویم که کانون مدافعان حقوق بشر از خارجی ها پول می گرفته است، یعنی در واقع ما عمله خارجی ها بوده ایم در حالیکه چنین چیزی درست نیست. ما تعدادی وکیل بودیم که به علت علاقه به سرزمین مان، توانمندی ها و دانشی که در حرفه مان داشتیم کانون را به راه انداخته بودیم و کار می کردیم. شاید در میان حقوقدان های ایرانی مشابه ما کمتر بود که این اشراف، توانمندی و آگاهی به کارش را داشته باشد و همین طور علاقمند به سرزمینش باشد.»

این عضو هیات مدیره کانون مدافعان حقوق بشر با اظهار اینکه هرگز اعتراف نمی کند، افزود: «آنها به من می گفتند اگر اعتراف نکنم حکم را اجرا می کنند. مدت های طولانی صحبت کردند و من نپذیرفتم. از هم اکنون می گویم که اگر روزی من حرفی زدم از درجه اعتبار ساقط است و حتما در شرایطی بودم که مجبور به گفتن شده ام. امیدوارم خدا توان من را همچنان حفظ کند.»

محمد علی دادخواه گفت: «من خارج از عدالت می دانم که به کسی تحت فشار بگویند برو پشت تلویزیون حرف بزن و بگو من از خارج پول گرفته ام. من نامزد چندین جایزه خارجی بودم که گفتم اگر این جایزه ها همراه با پول نباشند قبول می کنم. جایزه های را فقط پذیرفته ام که پولی نداشته اند. همچنین من هیچ پولی از موکلانم که در موضع حقوق بشر از آنها دفاع می کردم، نگرفتم و آن را افتخار می دانم. حالا در شان خودم نمی دانم که بروم پشت تلویزیون و این حرفها را بزنم.»

محمد علی دادخواه که در حال حاضر وکیل بسیاری از زندانیان سیاسی است در پاسخ به اینکه وضعیت پرونده های آنها با رفتن او به زندان چگونه می شود، گفت:« این را باید کسانی که بر خلاف حقوق بشر حقم را ساقط کردند جوابگو باشند. من کاری جز حرفه ام انجام نداده ام. من رشته ام حقوق بین الملل است، با نمره ۲۰ پایان نامه حقوق بشرم را گذراندم لذا اگر نظام منصفانه و عادلانه ای باشد نباید با من اینگونه رفتار شود.»

محمد علی دادخوه در تاریخ ۹ اردبیهشت ماه وقتی به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب برای دفاع از یکی از موکلانش(ارژنگ داوردی، محکوم به اعدام) می رود، قاضی دادگاه به او می گوید حق دفاع ندارد چون حکم۹ سال حبسش از سوی دادگاه تجدید نظر تایید شده و این روزها برای رفتن به زندان به او ابلاغ می شود.

این وکیل برجسته که وکالت پرونده های بسیاری از فعالان سیاسی و دانشجویی مانند ابراهیم یزدی، حسین رونقی ملکی و همین طور وکیل یوسف ندرخانی، کشیش محکوم به محاربه را به عهده داشته است در تاریخ ۳۱ اردبیهشت ماه سال گذشته در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی به دلیل اتهام های متعددی مانند عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر،مصاحبه ها با رسانه های خارجی و حتی داشتن وکالت پرونده مترو اصفهان مورد بازخواست قرار گرفت. او بر اساس حکم دادگاه بدوی که در تیرماه اعلام شد به ۹ سال حبس تعزیری، ۱۰ سال محرومیت از وکالت و تدریس محکوم شد و دادگاه تجدید نظر این حکم را عینا تایید کرده است.

در حال حاضر تقریبا تمامی اعضای برجسته کانون مدافعان حقوق بشر در زندان هستند، محمد سیف زاده، عبدالفتاح سلطانی، نرگس محمدی ، نسرین ستوده. خانم شیرین عبادی، رییس کانون مدافعان حقوق بشر نیز در خارج از کشور به سر می برد.


 


در پایان پانزدهمین ماه بازداشت خانگی میرحسین موسوی و زهرا رهنورد، گزارش های رسیده به کلمه حاکی از تشدید فشارها بر خانواده ایشان و ادامه محدودیت مطلق ارتباطی ایشان با دخترانشان است.

به گزارش کلمه، در حالی که مدت زمان محرومیت فرزندان مهندس موسوی از ملاقات با پدر و مادرشان به حدود دو ماه و مدت محرومیت آنها از هرگونه تماس و کسب اطلاع به یک ماه رسیده، آزار و اذیت روحی و روانی آنها نیز شدت گرفته و ارائه اخبار دروغ، تهدیدها و ایجاد مزاحمت ها برای زندگی آنها به اوج رسیده است.

شدت بخشیدن به ارائه اطلاعات دروغین و ضد و نقیض درباره سلامتی میرحسین، از جمله جدیدترین مصادیق آزار و اذیت دختران موسوی و رهنورد بوده است؛ به طوری که در چند ماه اخیر بارها اخبار و اطلاعات غلط در این باره به خانواده منتقل شده بود که همگی در دیدار نوروزی با مهندس موسوی و دکتر رهنورد تکذیب شد.

اما در مدت پس از آن، این شایعه پراکنی ها باز هم ادامه داشته و در یک مورد با ادعای بستری شدن میرحسین موسوی به علتی نامعلوم در بیمارستان همراه بوده است؛ موضوعی که نگرانی شدید خانواده موسوی را به دنبال داشته و آنها را نسبت به احتمال سوء قصد به ایشان در وضعیت حصر و بازداشت و بی خبری، بیمناک ساخته است.

در مورد اخیر، پس از قطع کامل ارتباطات از ابتدای نوروز به این سو، با هدف وارد ساختن فشار روانی مضاعف به دختران، نیروهای امنیتی شروع به پخش خبر بیماری میرحسین کردند. آنها بعد از مدتها ایجاد دل نگرانی شدید و بی پاسخ ماندن جست و جوهای مکرر اقوام موسوی و خود دختران و ایجاد فضای بسیار آزار دهنده در خانواده، سرانجام به چهار نفر از اقوام دور این خانواده اجازه ملاقات دادند، با این شرط که “فرزندان نباید متوجه شوند”!

آنها همچنین تهدید کرده اند که هیچ خبری درباره این دیدار منتشر نشود، و گفته اند که ابراز نگرانی دختران راجع به پدر و مادرشان “به ضرر کشور است.” این در حالی است که خود از دو ابزار ایجاد نگرانی و سپس بی خبری برای شکنجه و آزار روانی این خانواده و وادار کردن آنها به پذیرش محدودیت ها استفاده می کنند، و در عین حال توضیح نمی دهند که اعلام وضعیت سلامتی میرحسین موسوی و زهرا رهنورد چه خطری برای اقتدار نظام می تواند داشته باشد. یا از سوی دیگر اگر بناست ارتباط با این دو همچنان با محدودیت و دشواری کنونی همراه باشد، چرا دستگاه های حکومتی تلاش می کنند با پخش مصاحبه، خبر و عکس دروغین ادعا کنند که آنها آزادند و نظام از روی رافت اسلامی به نگهداری ایشان در وضعیت ویژه می پردازد!

بر اساس این گزارش، این روش شکنجه روحی و ارائه انبوه اطلاعات دروغ در مورد دختران در زمینه مسائل سیاسی، خانوادگی و سلامتی آنان، متقابلاً برای میرحسین و همسرش نیز انجام گرفته بود؛ که باعث نگرانی این پدر و مادر دربند در مورد فرزندانشان شده بود. ماموران امنیتی همچنین به صراحت به فرزندان موسوی و رهنورد اعلام می کنند که علت جلوگیری از ملاقات و تماس و کسب اطلاع آنها از پدر و مادر، اطلاع رسانی درباره گوشه ای از این وضعیت بوده است. آنها از این رفتارهای غیر قانونی به عنوان تنبیه یاد می کنند و حتی در یک مورد از دختران موسوی خواسته اند که از رفتار خود ابراز پشیمانی کنند تا اوضاع بهتر شود.

این در حالی است که همزمان در طول سال گذشته دختران موسوی با تعقیب و مراقبت های شدید، شنود و کنترل آشکار و پنهان مکالمات و ارتباطات خود، بازجویی های متعدد حتی در خودروهای تاکسی تلفنی، و مزاحمت های خاص و عجیب امنیتی که غالبا با تهدید و به کار بردن لحن و الفاظ زشت و تهدید های مکرر جانی و مادی دیگر همراه بوده، رو به رو بوده اند. دامنه این آزار و اذیت ها علاوه بر دختران میرحسین، به سایر اقوام نیز کشیده شده است و در خصوص آنها به طور گسترده ای اقدام به ممنوع الخروجی و ضبط پاسپورت به همراه رفتار خشن امنیتی صورت گرفته است.

زندانبانان همچنین در موارد متعددی ضمن تهدیدها به صراحت به آنها اعلام کرده اند که مسئولیتی در برابر سلامتی زندانیان خود ندارند و برای آنها تنها یک چیز مهم است: حفظ نظام به هر قیمت! آنها توضیح نداده اند که چگونه کسی را که هشت سال در سخت ترین دوران سکاندار دولت این نظام بوده، در حالی که بازداشت او علاوه بر نداشتن مبنای عقلی و حقوقی حتی از سوی چند مرجع تقلید غیر شرعی و غیر قانونی خوانده شده، همچنان در بازداشت نگه می دارند و با این رفتار بدترین ضربه را به نظام مورد نظر خود وارد می سازند و همزمان ادعای حفظ آن را مطرح می کنند.

در حال حاضر حدود دوماه است که فرزندان موسوی هیچ خبر تایید شده ای از پدر و مادرشان ندارند و پس از ملاقات چند ساعته نوروزی و نیز دو تماس محدود تلفنی مربوط به قبل از یک ماه گذشته، هیچ ملاقات یا تماسی حتی برای یک لحظه با آنها نداشته اند. در حالی که میرحسین و رهنورد در دیدار کوتاه نوروزی خود بر سلامتشان تاکید کرده اند، خانواده آنها با شایعه پراکنی هایی از سوی زندانبانان و ماموران امنیتی رو به رو بوده اند که به نگرانی درباره سلامتی ایشان منجر شده است.

محل بازداشت موسوی و رهنورد در فضای کاملا محافظت شده ی خیابان پاستور و در بن بست باریک اختر، با دو در بلند و قطور و موانع امنیتی کنترل شونده توسط سپاه، از چشم عابران پنهان تر از قبل شده است. این خانه در همسایگی یکی از پایگاههای حفاظت اطلاعات سپاه و چند نهاد امنیتی دیگر قرار دارد و ایزوله بودن شدید آنها در حالت عادی نیز خود به تنهایی موجب نگرانی بیش از پیش این خانواده است.


 


دومین نشست سفیران سبز امید در روزهای ۲۲ تا ۲۵ تیر ماه ۱۳۹۱ در گوتنبرگ سوئد برگزار خواهد شد.
دبیرخانه این نشست با اعلام خبر برگزاری نشست آتی سفیران سبز امید، در بیانیه ای ضمن اعلام آغاز به کار سایت رسمی خود، اهداف نشست تیرماه را “افزایش توانمندی‌های تشکیلاتی تشکل‌های حائز شرایط” و همچنین” آسیب شناسی‌جنبش سبز در حوزه‌های مختلف” ذکر کرده است.

نشست تیرماه که دومین نشست سفیران راه سبز امید است، به میزبانی تشکل رساگ (راه سبز امید گوتنبرگ) در سوئد برگزار می شود. نشست قبلی این شبکه در مردادماه ۱۳۹۰ به میزبانی کانون دکتر شریعتی در پاریس پایتخت فرانسه برگزار شد.

سفیران سبز امید در حالی به پیشواز این نشست می روند که در طول سال گذشته به تقویت ساختار تشکیلاتی خود پرداخته اند و در تلاش اند تا بر پایه ی جمع بندی اولین نشست، اقدامات عملی را در چهارچوب منشور جنبش سبز، در خارج از کشور پیگیری کنند.

آغاز به کار وب سایت رسمی دبیرخانه نشست سفیران سبز امید، با امکان دسترسی به بخشی از نشست پیشین، و نیز امکان ارتباط مستقیم و دریافت اطلاعات به روز در مورد نشست گوتنبرگ برای علاقه مندان همراه شده است.
مشروح بیانیه دبیرخانه نشست سفیران سبز امید در ادامه می آید:

به نام خدا

“اولین قدم در راه‌حل پیشنهادی اینجانب آن است که ما ایرانیان، در هر کجای جهان که هستیم، باید این هسته های اجتماعی را در میان خود تقویت کنیم. باید خانه‌هایمان را رو در روی یکدیگر بسازیم؛ به تعبیر قرآن خانه‌های خود را قبله قرار دهیم. » میر حسین موسوی – بیانیه شماره ۱۱

جنبش سبز ایران از اولین روزهایی که خیابان‌های ایران را مزین به حضور خود کرد و عطر تغییر را در فضای استبداد زده ایران پراکند همواره اتکا خود را بر خیل مردمی نهاده که فارغ از محتوای فکری و محل زندگی‌‌شان، تغییر را در فضایی بدون خشونت، کینه و با محوریت قانون جستجو کرده اند تا از طریق پرداختن به ریشه ها، دست به پرورش درختی بزنند استوار و تناور تا هیچ طوفانی را یارای همآوردی آن نباشد. ملتی که اگرچه در فضای رو به انسداد ایران از داشتن کوچکترین امکانات فعالیت مدنی محروم شده اند و روز به روز در پیش چشمان‌شان بر خیل روزنامه‌های توقیف شده و احزاب ممنوع الفعالیت گشته افزوده اند، ولی‌باز هم با اتکا با توانایی‌‌های تاریخی‌‌شان در بقا در چنین فضا‌های اقدام به آفرینش شبکه‌هایی‌نو و متفاوت در فضای داخل و خارج کرده اند.

در طی‌این سه سال شبکه حامیان جنبش سبز در خارج از کشور که متاثر از فضای داخل ایران ترکیبی‌نسبتا جوان دارند اقدام به آفرینش و رشد تشکل‌هایی‌در نقطه نقطه جهان کرده اند تا از طریق به هم پیوند دادن آنها و به نظم درآوردن توانایی‌‌های فردی‌شان ، مجموعه‌‌هایی‌بسازند قدرتمند و هدفدار تا بتواند به نقش تاریخی‌خود در کمک به مجموعه‌های فعال در داخل ایران در فرایند ایجاد تغییر بپردازند. مجموعه‌هایی‌که اگر چه در جغرافیایی متفاوت حیات دارند، ولی‌ریشه‌های خود را فضای داخل ایران قرار داده اند.

بر همین اساس و با توجه به تجربه گرانقدر اولین نشست سفیران سبز امید و عطف به تصمیم مجموعه تشکل‌های فعال در سرتاسر دنیا، دومین نشست سفیران سبز امید را از تاریخ ۲۲ تا ۲۵ تیرماه ۱۳۹۱ در شهر گوتنبرگ سوئد به میزبانی تشکل رساگ (راه سبز امید گوتنبرگ) و حضور نمایندگان تشکل‌هایی‌که منشور سبز امید را محور فعالیت‌های خود کرده اند برگزار خواهدشد.

اهداف این نشست به اختصار شامل “افزایش توانمندی‌های تشکیلاتی تشکل‌های حائز شرایط” و همچنین” آسیب شناسی‌جنبش سبز در حوزه‌های مختلف” می‌باشد که از طریق برگزاری سلسله کارگاه‌ها و سخنرانی‌‌های آموزشی دنبال می شود. مجموعه این فعالیت‌ها به وسیله فعالین شناخته شده جنبش سبز اداره و سعی‌خواهد شد با ایجاد بستری مناسب و آرام به رشد و بالندگی شرکت کنندگان منتهی‌گردد.
بدیهی‌است که به دلیل ظرفیت محدود نشست و هم همچنین الویتی که برای حضور تشکل‌های شکل گرفته قائل شده ایم، میزبان نشست نمی‌تواند پذیرای تمامی‌فعالین باشد، فلذا از متقاضیان، خصوصاً تشکل‌های فعال در تمامی‌دنیا دعوت می‌کند ضمن مراجعه به وبسایت http://www.safiranesabz.com ، درخواست‌های خود را به آدرس .(JavaScript must be enabled to view this email address) ارسال نمایند تا در صورت امکان با حضور خود زینت بخش این نشست شوند.

ستاد برگزاری دومین نشست سفیران راه سبز امید
رساگ (راه سبز امید گوتنبرگ)


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به norooz-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به norooz@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته