
کلمه: گروه فرهنگی شش سینما گر کشور در واکنش به وضعیت سینمایی موجود در بیانیه ای با انتقاد شدید از سلطه سیاست بر فضای فرهنگی کشور، خواستار استفاده از نیروهای مستقل و صاحب نظر سینما در تصمیم سازی های کلان حرفه ای و کنار رفتن افراد تندرو از صف بندی های قطبی کنونی که صرفا در پی منافع شخصی خود شدند.
در این بیانیه که به امضای مسعود کیمیایی ، مسعود جعفری جوزانی ، علی رضا رئیسیان ، جواد طوسی ، علی معلم و مهدی کرم پور رسیده، آمده است: انتظار داریم مسئولان ارشد کشور و مدیران فرهنگی و هنری (اعم از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، حوزه هنری ، شهرداری ، صدا وسیما و سایر نهادهای مرتبط با حوزه سینما ) شرایط لازم برای ایجاد یک هم اندیشی با حضور نمایندگان مستقل سلایق فکری سینما برای بررسی وضع موجود و راه های برون رفت از بحران فعلی را فراهم سازند
این سینماگران بر حرکت جمعی در جهت رشد و و تعالی سینمای ریشه دار و مماس با مخاطب داخلی و جلو گیری از رشد بی رویه ی فیلم های سفارشی ، رسمی و سطحی نیز تاکید کرده اند.
زمستان سال گذشته، خانه سینما با قدمت چند ساله و بیش از ۵ هزار عضو بخاطر مسایل سیاسی و اختلاف نظر سینماگران با دولتیان از سوی وزارت ارشاد منحل اعلام شد.
حمایت قاطع هنرمندان از نامزدی میرحسین موسوی و تحریم شرکت در جشنواره سینمایی فجر موجب شد که فشار بر خانه سینما افزایش یابد و این نهاد مدنی تعطیل شود.
انحلال خانه سینما انتقاد شدید اهالی هنر را به همراه داشت. بهمن فرمان آرا در انتقاد به این اقدام سیمرغ بلورینش را پس داد.
مجید مجیدی، منوچهر محمدی، کمال تبریزی، محمدرضا هنرمند، ابراهیم حاتمیکیا، مجتبی راعی، حسن برزیده، سیدرضا میرکریمی و احمدرضا درویش، نه سینماگر برجسته کشور که از سابقه داران سینمای دفاع مقدس هستند و خود را مولود انقلاب می دانند، چندی پیش در اعتراض به این حرکت دولت در بیانیه ای تصریح کرده بودند: سخن ما نه خانه سینماست و نه عملکرد آن، که هر چه هست از همه ماست؛ ولی اگر ذرهای انصاف و معرفت باشد، میداند که غالب این سینمای نجیب، مولود فرزندان نهضتی است که در پاسداری آن جان و مال و آبرو گذاشتهاند و حاضر نیستند تن به اراده نامیمون و فراقانونی بدهند که هدفش سرکوب استقلال و حریت کسانی است که خود را ملتزم به ارزشهای آرمانی نظام و قانون اساسی میدانند.
خانه سینما سال ۱۳۶۵ و در پس مصوبه مجلس مبنی بر اختصاص ۲٪ ار درامد فروش سینما جهت بهبود وضعیت رفاهی و صنفی شاغلان سینما تاسیس شد. سه سال بعد هیات موسس خانه سینما با حضور مدیران دولتی راه اندازی شد. خانه سینما به عنوان جامعه اصناف سینمای ایران، فعالیت خود را از سال ۱۳۷۲ آغاز کرد.
دولت احمدی نژاد که سر خوشی با نهادهای قانونی ندارد از ابتدا در صدد بدست گیری این نهاد مدنی بود.
طی دوره ریاست احمدی نژاد بر دولت نهم و دهم فشار بر اهالی سینما بیش از پیش افزایش یافته است. وزارت محمدحسین صفار هرندی بر وزارت ارشاد موجب ناخرسندی اهل سینما بود. بسیاری از فیلم ها موفق به اخذ مجوز تولید و انتشار از سوی این نهاد نشدند.
در همین حال با تغییر وزیر پیشین و آمدن حسینی به وزارت ارشاد تغییری در سیاست های فرهنگی این وزارت خانه ایجاد نشد و فشار بر اهالی سینما افزوده شد.
متن کامل بیانیه شش سینماگر که در وبسایت کافه سینما منتشر شد، به شرح زیر است:
ریشه های عمیق بحران کنونی حاکم بر سینمای ایران را باید در تعارضاتی جست و جو کرد که به صورت آشکار و نهان، این جسم وجان شکننده را به مسلخ کشانده است. تکه تکه شدن جامعه ی سینمایی این دوران می تواند ناشی از فضای ملتهب و سیاست زده ی کنونی باشد که حال سایه سنگین خود را بر صنعت سینمای ملی ما تحمیل کرده است. زیاده خواهی کسانی از درون این سینما که تعهد و اخلاق گرایی حرفه ای و صنفی را فدای منافع حزبی وفردی خود کرده و بر شاخه نشسته و بن می برند نیز در این زمانه مزید بر علت شده است. این اهداف منفعت طلبانه راه را بر هر گونه مذاکره و اعتدال و روش های عقلانی بسته و متقابلن آن چه به یغما می رود حاصل سال ها تلاش و تجربه ی مردان و زنان سخت کوشی ست که به دور از هیاهو، بدنه اصلی سینمای ایران را شکل می دهند و از این ستیز بی امان و بدون برنده ، جز سرخوردگی و یأس چیزی عایدشان نخواهد شد.
ما امضا کنندگان زیر با توجه به موقعیت کنونی و شرایط پیش روی سینمای ایران و آینده ی مبهم و بی ثبات آن بر حسب وظیفه ی تاریخی خود لازم می دانیم نکاتی را گوشزد کنیم:
١- لزوم احترام و پای بندی تمامی نهادها ، دستگاه های اجرایی و قانون گذاری به موجودیت و بقای سینمای ملی که از دستاوردهای جامعه ایرانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی است.
٢- ارائه تعریف شفاف و معین از ساز وکار فعالیت های سینمایی و حدود اختیارات و شرح وظایف نهادهای فرهنگی بر اساس قوانین اساسی کشور و الزام به پای بندی به قانون و تبعیت از آن.
٣- پرهیز از ورود جناح های مختلف سیاسی در امور هنری و احترام گذاشتن به استقلال فرهنگی سینما.
۴- استفاده از نیروهای مستقل و صاحب نظر سینما در تصمیم سازی های کلان حرفه ای و کنار رفتن افراد تندرو از صف بندی های قطبی کنونی که صرفن در پی منافع شخصی خود هستند.
۵- تلاش در جهت گسترش فعالیت های بخش خصوصی و باز گرداندن امنیت و ایجاد انگیزه در راستای تولید و سرمایه گذاری سالم و خاتمه دادن به دخالت های نا به جا در امر اکران و سلطه ی نهادهای دولتی و عمومی بر ابزار تولید و نمایش.
۶- پایان دادن به هرج و مرج کنونی در حوزه اعطای پروانه ساخت و نمایش و پرهیز از اعمال سلایق شخصی.
٧- توزیع عادلانه ی منابع مالی عمومی در بدنه اصلی سینمای ایران و جلوگیری از رانت خواری و ایجاد فساد مالی.
٨- حرکت جمعی در جهت رشد و و تعالی سینمای ریشه دار و مماس با مخاطب داخلی و جلو گیری از رشد بی رویه ی فیلم های سفارشی ، رسمی و سطحی.
در پایان انتظار داریم مسئولان ارشد کشور و مدیران فرهنگی و هنری (اعم از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، حوزه هنری ، شهرداری ، صدا وسیما و سایر نهادهای مرتبط با حوزه سینما ) شرایط لازم برای ایجاد یک هم اندیشی با حضور نمایندگان مستقل سلایق فکری سینما برای بررسی وضع موجود و راه های برون رفت از بحران فعلی را فراهم سازند.
مسعود کیمیایی ، مسعود جعفری جوزانی ، علی رضا رئیسیان ، جواد طوسی ، علی معلم ، مهدی کرم پور
محمد علی دادخواه، وکیل و فعال حقوق بشر با اظهار اینکه در روزهای اخیر تحت فشار شدید برای اعتراف تلویزنی بوده است، به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت فردا آخرین روزی است که به او فرصت اعتراف تلویزیونی داده شده است. محمد علی دادخواه گفت:« فردا آخرین مهلت من است که یا اعتراف تلویزیونی داشته باشم یا به زندان بروم. من هم به زندان می روم و حتی از سرزمینمم هم خارج نمی شوم.»
محمد علی دادخواه در خصوص اینکه از او دقیقا خواسته اند به چه چیزهای اعتراف کند به کمپین گفت: «تحت فشارهای شدید از من خواستند که جلوی تلویزیون بگویم که کانون مدافعان حقوق بشر از خارجی ها پول می گرفته است، یعنی در واقع ما عمله خارجی ها بوده ایم در حالیکه چنین چیزی درست نیست. ما تعدادی وکیل بودیم که به علت علاقه به سرزمین مان، توانمندی ها و دانشی که در حرفه مان داشتیم کانون را به راه انداخته بودیم و کار می کردیم. شاید در میان حقوقدان های ایرانی مشابه ما کمتر بود که این اشراف، توانمندی و آگاهی به کارش را داشته باشد و همین طور علاقمند به سرزمینش باشد.»
این عضو هیات مدیره کانون مدافعان حقوق بشر با اظهار اینکه هرگز اعتراف نمی کند، افزود: «آنها به من می گفتند اگر اعتراف نکنم حکم را اجرا می کنند. مدت های طولانی صحبت کردند و من نپذیرفتم. از هم اکنون می گویم که اگر روزی من حرفی زدم از درجه اعتبار ساقط است و حتما در شرایطی بودم که مجبور به گفتن شده ام. امیدوارم خدا توان من را همچنان حفظ کند.»
محمد علی دادخواه گفت: «من خارج از عدالت می دانم که به کسی تحت فشار بگویند برو پشت تلویزیون حرف بزن و بگو من از خارج پول گرفته ام. من نامزد چندین جایزه خارجی بودم که گفتم اگر این جایزه ها همراه با پول نباشند قبول می کنم. جایزه های را فقط پذیرفته ام که پولی نداشته اند. همچنین من هیچ پولی از موکلانم که در موضع حقوق بشر از آنها دفاع می کردم، نگرفتم و آن را افتخار می دانم. حالا در شان خودم نمی دانم که بروم پشت تلویزیون و این حرفها را بزنم.»
محمد علی دادخواه که در حال حاضر وکیل بسیاری از زندانیان سیاسی است در پاسخ به اینکه وضعیت پرونده های آنها با رفتن او به زندان چگونه می شود، گفت:« این را باید کسانی که بر خلاف حقوق بشر حقم را ساقط کردند جوابگو باشند. من کاری جز حرفه ام انجام نداده ام. من رشته ام حقوق بین الملل است، با نمره ۲۰ پایان نامه حقوق بشرم را گذراندم لذا اگر نظام منصفانه و عادلانه ای باشد نباید با من اینگونه رفتار شود.»
محمد علی دادخوه در تاریخ ۹ اردبیهشت ماه وقتی به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب برای دفاع از یکی از موکلانش(ارژنگ داوردی، محکوم به اعدام) می رود، قاضی دادگاه به او می گوید حق دفاع ندارد چون حکم۹ سال حبسش از سوی دادگاه تجدید نظر تایید شده و این روزها برای رفتن به زندان به او ابلاغ می شود.
این وکیل برجسته که وکالت پرونده های بسیاری از فعالان سیاسی و دانشجویی مانند ابراهیم یزدی، حسین رونقی ملکی و همین طور وکیل یوسف ندرخانی، کشیش محکوم به محاربه را به عهده داشته است در تاریخ ۳۱ اردبیهشت ماه سال گذشته در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی به دلیل اتهام های متعددی مانند عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر،مصاحبه ها با رسانه های خارجی و حتی داشتن وکالت پرونده مترو اصفهان مورد بازخواست قرار گرفت. او بر اساس حکم دادگاه بدوی که در تیرماه اعلام شد به ۹ سال حبس تعزیری، ۱۰ سال محرومیت از وکالت و تدریس محکوم شد و دادگاه تجدید نظر این حکم را عینا تایید کرده است.
در حال حاضر تقریبا تمامی اعضای برجسته کانون مدافعان حقوق بشر در زندان هستند، محمد سیف زاده، عبدالفتاح سلطانی، نرگس محمدی ، نسرین ستوده. خانم شیرین عبادی، رییس کانون مدافعان حقوق بشر نیز در خارج از کشور به سر می برد.
منصوره اتفاق، همسر سعید مدنی، فعال ملی-مذهبی محبوس در بند ۲۰۹ اوین تصریح می کند: با وجود سپری شدن چهار ماه از بازداشت ایشان، کارشناسان پرونده هنوز پرونده را به دادگاه نفرستاده اند.
بر اساس گزارش های رسیده به کلمه، همسر مدنی به تاکید بازپرس شعبه دو دادسرای شهید مقدس واقع در زندان اوین، مبنی بر لزوم ارسال گردش کار پرونده این فعال ملی-مذهبی اشاره می کند و میگوید: «با وجود سپری شدن بیش از چهار ماه از بازداشت وی، بازجوها همچنان از تکمیل و ارسال پرونده به مراجع قضایی خودداری می کنند.»
همسر این پژوهشگر ارشد علوم اجتماعی می افزاید: «حتی دادستان نیز به دائره اجرای احکام نامه نوشته و خواسته است که حکم محکومیت وی مربوط به پرونده بازداشت ملی مذهبی ها در سال ۱۳۷۹ اجرا شود؛ ولی هنوز ایشان را در همان بند امنیتی ۲۰۹ نگه داشته اند و بازجوها از انتقال وی به بند ۳۵۰ زندانیان سیاسی در اوین، جلوگیری می کنند.»
منصوره اتفاق با اشاره به آخرین ملاقات خود با همسرش میگوید: «ایشان با سه متهم غیرسیاسی دیگر در یک سلول محبوس است.»
وی از بدرفتاری با مدنی در روزهای نخست بازداشتاش خبر می دهد و به نقل از وی می افزاید: «برخورد بازجوی اول، مشابه بدرفتاری های بازجوهای دهه ۶۰ بوده است.»
مدنی در اعتراض به این وضع، اعتصاب غذا کرده و به مقامهای ارشد امنیتی و قضایی نامه می نویسد که درنهایت منجر به تغییر بازجو می شود.
سردبیر فصلنامه علمی-پژوهشی رفاه اجتماعی و عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، تهدید شده که در صورت عدم نگارش نامه یا مصاحبه علیه جنبش سبز و برخی فعالان برجسته ی آن، همچنان و تا زمان برگزاری دادگاه در بند ۲۰۹ خواهد ماند و پس از آن نیز به زندان رجایی شهر تبعید خواهد شد.
منصوره اتفاق وضع روحی و روانی همسرش را بسیار خوب توصیف می کند و با اشاره به بیش از سه دهه سابقه فعالیت سیاسی وی، می گوید: «به آقایان هم گفتم که مدنی از قبل از انقلاب سابقه فعالیت سیاسی داشته و در سه دهه ی اخیر هم بارها بازداشت و احضار و تهدید شده است؛ او یک نوجوان نیست که تحت فشار، علیه عقاید سیاسی خود چیزی بنویسد یا بخواهد علیه دیگران دروغ بگوید یا به آنان اتهامی وارد کند.»
سعید مدنی، عضو شورای فعالان ملی-مذهبی، از پایه گذاران نشریه ایران فردا در کنار مهندس عزت الله سحابی، مدیرمسئول آن بود. وی ازجمله پژوهشگران ارشد در حوزه فقر، اعتیاد، خودفروشی و آسیب های اجتماعی در ایران محسوب می شود که مقالات متعدد و چند کتاب از وی منتشر شده است.
عضو کمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه همچنین ازجمله حامیان جنبش سبز پس از کودتای انتخاباتی ۱۳۸۸ محسوب می شود. وی در مقالات و گفتگوهای متعدد، جنبش سبز را از زاویه ی جنبش های اجتماعی جدید مورد تبیین و حمایت قرار داده است. عضو انجمن جامعه شناسی ایران در بازخوانی و توضیح مفاهیمی چون «شبکه های اجتماعی» نقشی فعال داشته است.
نهادهای امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی در ماه های اخیر بارها مدنی را مورد احضار و تهدید قرار دادند و خواستار کناره گیری وی از عمل سیاسی شدند.
سعید مدنی ازجمله فعالان ملی مذهبی است که در جریان بازداشت گروهی نیروهای ملی مذهبی در سال ۱۳۷۹، همراه با مهندس سحابی، دکتر پیمان، دکتر ملکی، دکتر رییس طوسی، محمد بسته نگار و جمعی دیگر، بازداشت شد و ماهها در سلول انفرادی محبوس ماند. وی بعدتر به قید وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شد. دادگاه انقلاب به ریاست قاضی حداد، این روزنامه نگار را به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، عضویت در گروه سیاسی غیرقانونی و تبلیغ علیه نظام، به ۶ سال زندان محکوم کرد.
از متهمان آن پرونده، در دو سال اخیر، شهید هدی صابر، علیرضا رجایی و مسعود پدرام، بازداشت و برای اجرای حکم روانه اوین شده اند.
هفدهم دی ماه ۱۳۹۰ سعید مدنی در خیابان بازداشت و روانه سلول انفرادی بند ۲۰۹ اوین شد.
افزون بر مدنی، رجایی و پدرام، هم اینک احمد زیدآبادی، کیوان صمیمی، و خسرو دلیرثانی دیگر اعضای شورای فعالان ملی مذهبی هستند که در بازداشت غیرقانونی بسر می برند.
کلمه- آزاده همیشه بهار:*
ارغوان! شاخه ی همخوان جدا مانده ی من
آسمان تو چه رنگ است امروز؟
آفتابی است هوا ؟
یا گرفته ست هنوز ؟
یکشنبه ١٧ اردیبهشت ١٣٩١، مهدیه گلرو و همسرش وحید لعلی پور، برای آخرین بار در قامت دو زندانی سیاسی، در داخل زندان اوین با هم ملاقات کردند. داستان دیوارهایی که این ٢ سال و نیم میان مهدیه و وحید جدایی انداخت داستان پرشوری است. هر دو در آستانه ١۶ آذر ٨٨بازداشت شدند. اول بار دیوار سلول های انفرادی لعنت آباد ٢٠٩ آن دو را جدا کرد. وحید ٣ماه بعد آزاد شد و مهدیه در اوین ماند. این بار فاصله میان آنها فاصله آزادی و زندان بود.
حالا وحید باید هر هفته به ملاقات همسرش در زندان می آمد. اگرچه ۶ماه آنها را از ملاقات هفتگی هم محروم کردند! مرداد ١٣٩٠ وحید هم به زندان آمد و حالا فاصله میان این دو تنها و تنها یک دیوار است که بند ٣۵٠ را از بند سیاسی زنان اوین جدا می کند. اینکه ماه ها از عشقت دور باشی و یکباره به فاصله ٢٠٠ متری او برسی اما همچنان یک دیوار بلند (خیلی بلند که سیم خاردار هم دارد!) باز شما را از هم جدا کند تجربه ای کم نظیر است.
وحید و مهدیه ٩ماه است که این شرایط استثنایی را تجربه می کنند. هر روز صبح اگر چه جدا مانده هستند اما میدانند که آسمان بالای سرشان چه رنگ است؟ آفتابی است؟ یا گرفته است؟
آنها هر دو هفته یکبار به ملاقات هم می رفتند که امروز آخرینش بود، چون قرار است مهدیه تا ٢ هفته دیگر آزاد شود. حالا این بار مهدیه آزاد است و وحید جدا ماند از او در اوین! اگرچه قرار است وحید هم یک هفته بعدش آزاد شود اما خدا می داند که آن یک هفته چگونه خواهد گذشت، روزهای رنگین کمانی وحید و مهدیه که ٢سال ونیم است با اوین پیوند خورده دارد به پایان می رسد.
دیوارهای ظاهری تصمیم گرفته اند دست از سر مهدیه و وحید بردارند؛ دیوارهای اصلی اما همچنان وحید و مهدیه و ایران وحید و مهدیه را دست بردار نیستند.
به امید آن روز که آرمان آزادی که جدال برای تحققش،وحید و مهدیه را سال ها از هم جدا ساخت، محقق شود.
ارغوان، بیرق گلگون بهار!
تو برافراشته باش
شعر خونبار منی
یاد رنگین رفیقانم را
بر زبان داشته باش
تو بخوان نغمه ی ناخوانده ی من
ارغوان،شاخه همخوان جدا مانده ی من!
*هم بندی از زندان اوین و شاهدی از روزهای جدایی
معین غمین و محمد حاجی بابائی دو فعال دانشجویی در بابل توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
به گزارش خبرنگار کلمه از شهرستان بابل، نیروهای امنیتی طی روزهای گذشته اقدام به ایجاد محدودیت و فشار بیشتر به چند تن از فعالان دانشجویی و همچنین فعالان مدنی کرده اند.
بنا بر اخبار رسیده از استان مازندران، نیروهای امنیتی شهرستان بابل در روزهای گذشته دو تن از دانشجویان دانشگاه های بابل را بازداشت کرده اند. از جمله دانشجویان بازداشت شده معین غمین دانشجوی سال سوم رشته صنایع دانشگاه علوم و فنون بابل است. وی در روز دوشنبه چهارم اردیبهشت ۹۱ بازداشت شد.
علاوه بر وی محمد حاجی بابائی، دانشجوی دانشگاه علوم و فنون بابل نیز به تازگی بازداشت شده است که از محل بازداشت و نگهداری وی تاکنون اطلاعاتی در دست نیست.
لازم به ذکر است استان مازندران و به خصوص شهرستان بابل از جمله مناطقی است که طی سال های بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸، ماموران و نهادهای امنیتی در آن به صورت گسترده دست به بازداشت فعالان سیاسی، مدنی و دانشجویی زده اند.
با آنکه با گذشت حدود ۳ سال از انتخابات ریاست جمهوری و برخورد وسیع با اصلاح طلبان در سطح کشور، دستگاه های اطلاعاتی امنیتی ادعای کنترل بر اوضاع و حتی زنده نبودن جنبش سبز را دارند، مشخص نیست این موج فشار بر نهادها و فعالان مدنی و دانشجویی در این روزها با چه دلیلی صورت می گیرد.
رئیس اتحادیه کارگران قراردادی و پیمانی کشور اعلام کرد: ۸۵ درصد از جامعه کارگری کشور با قراردادی سه ماهه در واحدهای تولیدی فعالیت میکنند.
فتح الله بیات رئیس اتحادیه کارگران قراردادی و پیمانی سراسر کشور در گفت و گو با ایلنا ضمن بیان مطلب فوق یاد آور شد: به دلیل وضعیت بحرانی واحدهای تولیدی کارگران مجبور هستند که با قراردادهای کوتاه مدت در واحدهای تولیدی کشور فعالیت کنند.
بیات در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه کارگران روز مزد بیمه نمیشوند، خاطرنشان ساخت: در حال حاضر تنها کارگران قراردادی از بیمه برخوردار هستند و بسیاری از شرکتها حتی از ارسال لیست بیمه کارگران خود خودداری میکنند.
رئیس اتحادیه کارگران قراردادی و پیمانی کشور در ادامه با بیان اینکه در حال حاضر بیش از ۵۰ درصد از اشتغال کشور ناپایدار است، یاد آور شد: نرخ اعلامی بیکاری مرکز آمار ایران منطبق با واقعیتهای بازار ایران نیست.
بیات وضعیت واحدهای تولیدی کشور را بحرانی اعلام کرد و افزود: در حال حاضر اکثر کارخانجات کشور به خاطر حذف حاملهای انرژی با مشکلاتی از قبیل کمبود نقدینگی مواجه شدهاند و دولت به منظور رفع مشکلات بیکاری دولت باید یارانه واحدهای تولیدی کشور را پرداخت کند.
رئیس اتحادیه کارگران قراردادی و پیمانی سراسر کشور خواستار افزایش سیاستهای حمایتی دولت از کارگران شد و افزود: در حال حاضر بیش از ۵۰ درصد از کارگران قراردادی حداقل دستمزد را دریافت میکنند.
حداقل دستمزد کارگران در سال جاری ۳۸۹ هزار و ۷۵۴ تومان تعیین شده است. حال آنکه مرز خط فقر بر اساس برآوردهای مختلف از ۸۰۰ هزار تا بیش از یک میلیون تومان برآورد شده است.
غرفهی دفتر شعر جوان در بیست و پنجمین نمایشگاه کتاب از سوی وزارت ارشاد بسته شد.
صبح روز جمعه ـ ۲۲ اردیبهشت ماه ـ مدیر کمیتهی ناشران داخلی نمایشگاه کتاب از بستن شش غرفه در این نمایشگاه به دلیل آنچه برخی تخلفات اعلام کرد، خبر داد. اما در حالی که در این اعلام از غرفههای تعطیلشده نامی برده نشده بود، ایسنا گزارش داد که یکی از این غرفهها مربوط به نشر دفتر شعر جوان بوده است.
محمدرضا عبدالملکیان ـ مدیر دفتر شعر جوان ـ نیز علاوه بر انتقاداتی نسبت به عملکرد معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در دورهی اخیر، بسته شدن غرفه این دفتر را که به قول او چیزی جز چند کتاب از قیصر امینپور و خود وی یا پوستر چهرههای برجستهی شعرای معاصر مانند نیما، اخوان، سلمان، صفارزاده و … یا سیدی شعرهای سپهری و منزوی را به مخاطبان ارائه نمیکرد، ادامهی مواضع و رفتارهای این معاونت با مجموعهی تحت مدیریتی خویش توصیف کرد.
وی اتفاق اخیر را ادامهی قطع شدن حمایتهای فرهنگی وزارت ارشاد از دفتر شعر جوان قلمداد کرد، و در این زمینه به عدم پرداخت اقساط باقیمانده سه عنوان قرارداد دفتر شعر جوان با خانه کتاب در سال ۹۰، ممانعت از خرید هفت عنوان کتاب شاعران جوان که جزو آثار برگزیده پنجمین دوره کتاب سال «جایزه قیصر امینپور» بودند و قرار بود از هر عنوان کتاب تعداد ۵۰۰ جلد توسط ارشاد خریداری شود، ممانعت از ادامهی حضور دفتر شعر جوان در نمایشگاههای کتاب استانی در زمستان سال ۹۰، ممانعت از عقد قرارداد برای حمایت از اجرای طرحهایی همانند دورههای آموزش کوتاهمدت، سفرهای فرهنگی، کتاب دوشنبهها اشاره کرد.
عبدالملکیان همچنین در گفت و گو با ایسنا اعلام آمادگی کرد که در جلسهای با حضور بهمن دری و در جمع خبرنگاران و رسانههای ادبی و فرهنگی، همین موضوعات را مورد بحث و بررسی قرار دهد.
کلمه: آیا حکومت فعلی، اسلامی است؟ آیا جمهوری اسلامی را، خصوصا به شیوهای که هماکنون در ایران در حال برقراری است، میتوان اسلامی دانست؟ و آیا معدل عملکرد حاکمیت فعلی مستقر در ایران را میتوان حتی با معیارهای حداقلی مرام و مسلک شیعه، اسلامی فرض کرد؟
به این سؤالات پاسخهای زیادی داده شده و اهالی فکر و نظر با مبانی و معیارهای مختلفی به این موضوع پرداختهاند؛ هرچند داوری اکثر صاحبنظران در این باره، پاسخ منفی به کلیت سؤالات فوق بوده است.
اگرچه حاکمان مدعی اسلام فعلا همچنان راه خود را میروند و به این پرسشهای مبنایی و حقیقتطلبانه، و نیز به نظرات و دیدگاههای مراجع و علمای مستقل و آزاده وقعی نمینهند، اما این از مسئولیت اهل اندیشه نمیکاهد و اتفاقا ضریهای که حاکمیت فعلی با عملکردش به دین میزند، ضرورت نقد حکومت فعلی از منظر اندیشههای ناب و پیراسته دینی را دوچندان میسازد.
با این مقدمه، خوانندگان علاقهمند را به مطالعهی گزارشی از دیدگاههای علامه محمدرضا حکیمی درباره حکومت اسلامی جلب میکنیم که در کتاب تازه منتشر شدهی ایشان با عنوان «حکومت اسلامی از منظر قرآن و احادیث» به تفصیل مطرح شده، دعوت میکنیم. کتاب مذکور را بنیاد علمی ـ فرهنگیِ الحیاة منتشر کرده و از سوی انتشارات دلیل ما توزیع میشود؛ و این خلاصهی نظریات استاد حکیمی به نقل از سایت بازتاب امروز منتشر میشود.
* * *
جدیدترین اثر استاد علّامه محمّدرضا حکیمی، کتابی است با عنوان «حکومت اسلامی از منظر قرآن و احادیث» که به همّت بنیاد علمی ـ فرهنگیِ الحیاة منتشر شده است و در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، غرفهی انتشارات «دلیل ما» عرضه میگردد.
این اثر گرانقدر، برگرفته از جلد نهم دایرة المعارف حدیثیِ الحیاة است که تا کنون، هشت جلد آن منشر شده و قرار است تعداد مجلّداتِ آن به دوازده جلد برسد.
استاد حکیمی در این کتاب، بیش از یکصد شاخصه را برای حکومت اسلامی معرّفی میکند و این شاخصهها را در ذیل صدها آیه و روایت، تبیین مینماید. مطالعهی کتاب «حکومت اسلامی از منظر قرآن و احادیث» را به همهی علاقمندان توصیه میکنیم و در زیر، گزیدههایی از توضیحات استاد را در ذیل آیات و روایات تقدیم میکنیم:
• هر حاکمیّتی، فقط در صورتی عنوان «اسلامی» بر آن صادق است و «عقلاً» و «شرعاً» این حق را دارد که خود را «اسلامی» بنامد و بخواند که حرکت کلّیِ آن ـ بویژه حرکت معیشتی ـ اقتصادی (لِیَقومَ النّاسُ بِالقِسطِ) ـ در جهت صلاح و اصلاح افراد، و صلاح و اصلاح اجتماع باشد. حاکمیّتها در اشتباهند که فکر میکنند با بیخبری از انسان محروم و مشکلات فقر و کمبودداری، حاکمیّتهایی مطلوب هستند. اینکه در تعالیم اسلامی، بر معاشرت با محرومان و اطّلاع یافتن از حال و روز آنان تأکید شده است، بیحکمت نیست … و در این باره مسئولتر از همه، عالمانند، و حاکمان، و توانگران … (صص ۲۱- ۲۲).
• امام علی(ع): جز با حکومت صالح، جامعه اصلاح نشود و جز با پایداری و همکاری مردم، حکومتها موفّق نخواهند بود. هرگاه مردم وظایف خود را در برابر حاکمیّت، درست انجام دهند و حاکمیّت نیز به وظایف خود در برابر مردم درست عمل کند، «حق» (در همه چیز) ملاک قرار میگیرد … و چون چنین شد،
- احکام تعالیآفرین دین اجرا میگردد،
- عدالتگستری فراگیر میشود،
- سنّتهای رشدآموز، هر یک در جای خود، ملاک عمل قرار میگیرد،
- آنگاه زمان، زمان زندگی میشود،
- و امید به بقای دولت حاکم، در دلها زنده میگردد،
- و دشمنان همه (داخلی و خارجی)، از هر گونه نفوذ و اخلالگری ناامید میشوند …
امّا اگر جامعه، در برابر حاکمیّت (و برنامههای اصلاحیِ او) سرپیچی کند؛ یا حاکمیّت حقوق جامعه را نادیده بگیرد:
- در میان مردم اختلاف میافتد،
- بنیاد ستمگری محکم میشود،
- به نام «دین» (و اجرای احکام دین، و حفظ دین)، همه گونه خلافکاری جریان مییابد،
- معیارهای ارزشی فراموش میگردد،
- همگان در پی هوا و هوس خویش میروند،
- احکام تعالیبخش دین عملی نمیشود،
- اعتدال روانی جامعه از بین میرود …
- دیگر برای پایمال شدن حقوق عالیة اجتماع، کسی نگران نمیشود،
- و برای اقدامهای زیانبار بزرگ، انسانی دل نمیسوزاند،
در چنین جامعهای، با چنین حاکمیّتی:
- انسانهای والا و نیکاندیش کنار گذاشته میشوند،
- مردمان خبیث (و اشرار امّت و نفوذیها)، بر سر کار میآیند، و «پست»های حسّاس را در دست میگیرند …
و چون چنین شد:
- مردمان به مؤاخذههای سنگین خدایی (و گرانی و بیپناهی …)، دچار میگردند …
پس، ای مردم! خیرخواه یکدیگر باشید، و از جان و دل با هم همکاری و همیاری کنید!!
… و (بدانید) هیچ کس ـ دارای هر مقام و منزلتی باشد، و از نظر دینی، هر فضیلت و سابقهای داشته باشد ـ در حدّی نیست که در اجرای حکومت الهی، از کمک فکری (مشورت و نظرخواهی) و همکاری عملی دیگران بینیاز باشد؛ و هر کس ـ اگرچه از افراد پایین و فراموششدة اجتماع ـ چنان نیست که نتواند در اصلاح جامعه و جریان امور کمک کند و نظر دهد.
پس در حاکمیّتهای صالح، بنا بر نصّ سخنان علی(ع) و مؤدّای آنها، هیچ کس نباید بیاهمّیّت تلقّی گردد، و کنار گذاشته شود!!! (صص ۳۰ – ۲۷).
• استاد پس از نقل حدیثی از رسول گرامی اسلام(ص) خطاب به معاذ بن جبل، مینویسد:
مُعاذ بن جبل، از اصحاب ممتاز پیامبر اکرم(ص) بود، و از شش نفری بود که قرآن کریم را (در زمان حیات پیامبر(ص)) جمعآوری کردند … پیامبر اکرم(ص)، او را به عنوان «قاضی» و فرماندار به یمن فرستاد، و به او سفارشهایی مهم کرد، که هر کدام ـ به گونهای ـ در جهت رشد انسان، و رعایت حرمت انسان، و حفظ آزادی و کرامت انسانها، و وظایف هر حاکمیّت در این باره جای دارد؛ از جمله اینکه مُعاذ باید منزلت همة انسانها را رعایت کند و پاس دارد، چه انسانهای خوب و چه دیگران … و به همه سلام کند، و در برابر مردم و جامعه، متواضع و مؤدّب باشد، و مردم را ـ اگر مخالفتی کردند، یا نظری داشتند ـ بی خود متّهم نکند، و به اینجا و آنجا منسوب ندارد، و به افکار و آرا احترام بگذارد! (ص ۳۹).
• در «انقلاب»ها نیز … با فداکاریهای بیدریغ و گوناگون تودههای ضعیف و پابرهنه، انقلاب به پیروزی میرسد، سپس کار به دست اغنیا و توانگران و فرصتطلبان و «مرفّهان بیدرد» میافتد! «فرعون» (طاغوت سیاسی) به دست محرومان ساقط میشود، امّا «قارون» (طاغوت اقتصادی) (با نزدیک شدن به قدرتمندان) به قدرت میرسد، بلکه خود به گونهای، به صورت قدرت حاکم و تصمیمگیرنده در میآید … اینگونه انقلابها ـ در واقع ـ انقلاب نیست، رفتن اشخاصی است و آمدن اشخاصی دیگر … زیرا انقلاب آن نیست که «اشخاص دولت» عوض شوند، بلکه انقلاب آن است که «احوال ملّت» عوض شود! … و فقر و تبعیض و اختناق از میان برود (ص ۵۶).
• بدگویی و تعبیرهای زشت دربارة دولتها و سرانِ آنها، و ملّتهای مخالف، به هیچ وجه جایز نیست، و بر خلاف شئون انسانی و اخلاق اسلامی است. باید همواره به این موضوع مهم توجّه بشود. تعلیمی که در آیة کریمه آمده است (فَیَسُبّوا الله…)، دلیل بر آن است که این حکم، احکامی است نه اخلاقی، و رعایت آن واجب است، و ترک آن مُسقط عدالت. در عرف سیاست جهانی و ارتباطات بین المللی (بویژه در میان رجال سیاست) نیز رعایت هر گونه ادبی در گفتارها و برخوردها مفید است، و عکس آن مضرّ، پس باید رجال سیاسی بر اعصاب خود مسلّط باشند، و حتّی با مخالفان و دشمنان، از حدّ ادب و احترام نگذرند. و این موضوع، تأکید بیشتری پیدا میکند، اگر رجال سیاسی، جنبة دینی و معنوی و روحانی هم داشته باشند! (صص ۷۰ – ۶۹).
• مدارس و دبیرستانهای متفاوت، در مورد تیزهوشان و نخبگان اشکالی ندارد، بلکه لازم است، تا استعدادهای آنان هرچه بهتر پرورش یابد و در میان آنان، نوابغ و مخترعان بهم رسند، امّا تأسیس مدارس متفاوت ـ به اعتبار ثروتمندی و اشرافیّت ـ برای فرزندان توانگران، از نظر تعالیم اسلامی ممنوع است، و حاکمیّتهای اسلامی باید اینگونه مدارس را جمع کنند. اینگونه مدارس بجز اینکه ـ اغلب ـ مراکز چپاول اموال است، روحیة فرعونیّت و تفاوت را، از آغاز، در نوجوان و جوان پرورش میدهد، و ضدّ ارزشهای الهی و اسلامی است (ص ۸۴).
• استاد پس از نقل روایتی از امیر مؤمنان علی(ع) مینویسد: حضرت علی(ع) در این سخن یادآور میشود که باید حاکم صالح و اسلامی، حقپذیر باشد نه مستبد و خودرأی… و باید کسانی را دور خود جمع نکند که کارهای نادرست او را تأیید کنند، و برای سوء استفاده به او نزدیک شوند… و همواره برای او………… اصولاً در اسلام، «سلطنت» و «سلطه بر مردم» وجود ندارد، چه سلطنت سیاسی، چه سلطنت اقتصادی، و چه سلطنت و سلطههای دیگر؛ (ص ۱۶۱).
• علّامه حکیمی همچنین در شرح روایتی از امام علی(ع)، کشتن مخالفان غیر مسلّح و اپوزیسیون را در غیر زمان معصوم، رد میکند و مینویسد: «در غیر زمان معصوم(ع) و با غیر معصوم، نمیتوان چیزی را مطلق کرد، و دم از عملی شدنِ مطلق اسلام زد، و مدّعی عمل درست به همة اسلام شد!!» (ص ۲۳۱).
• اگر کسانی تصوّر کنند، که با اِعمال زور و سرکوبگری میشود حکومتی صالح داشت، و نظامسازی اسلامی کرد، سخت در اشتباهند. اینگونه برخوردها اسلامی نیست. و اسم اسلام، و ادّعای مسلمانی، برای اسلامی شدن، و مسلمان بودن کفایت نمیکند. نگرانی بزرگانی از عالمان بسیار برجسته و بزرگ شیعه، مانند آیت الله آخوند ملّا محمّدکاظم خراسانی (م: ۱۳۲۹ ق)، و آیت الله العظمی، حاج آقا حسین طباطبایی بروجردی (م: ۱۳۴۰ ش)، در مورد اقدام برای تشکیل حکومت دینی و نظام اسلامی، برای همین منظور بوده است، تا مبادا عملکردهایی و برخوردهایی ـ در مقام حاکمیّت ـ با مردم بشود، که موجب سرخوردگی از دین گردد، و زبان دشمنان را باز کند (ص ۲۵۳).
• استاد در ذیل روایتی از امام حسین(ع) مینویسد: این روایتها به ما نشان میدهد که حکومتهای صالح چگونه باید عمل کنند، و چگونه عمل نکنند: سوء ظن را (در مورد مخالفان) ملاک ندانند، و صرف اتّهام را، سبب گرفتار کردن مردم و اتلاف عمر افراد ـ در زندان و غیر زندان ـ قرار ندهند (ص ۲۵۷).
آیت الله موسوی اردبیلی و آیت الله صانعی طی تماس هایی با خانواده تقی رحمانی نسبت به بازداشت نرگس محمدی اظهار تاسف کردند.
به گزارش سایت ملی مذهبی، بازداشت نرگس محمدی که در نوعی تبعید در زنجان به سر می برد باعث شد دو فرزند دو قلوی اش با دستگیری مادر و مهاجرت اجباری پدر به خارج از کشور از محبت پدر و مادر محروم شوند. این بازداشت انعکاس داخلی و جهانی وسیعی یافت و طیف های مختلف فکری از این بابت اظهار تاسف کردند.
در همین راستا آیت الله موسوی اردبیلی و آیت الله صانعی با مادر تقی رحمانی که اینک از علی و کیانا – فرزندان تقی رحمانی و نرگس محمدی – نگه داری می کند، تماس گرفتند و ضمن احوالپرسی از این برخورد ناشایست اظهار ناراحتی کردند. این دو مرجع بزرگ ساکن قم در این تماس تلفنی، ضمن دعا برای اصلاح امورکشور، ابراز امیدواری کردند این دو کودک هر چه زودتر بتوانند از محبت والدین شان برخوردار شوند.
شایان ذکر است قبلا نیز آیت الله بیات نسبت به بازداشت نرگس محمدی اظهار تاسف نموده بود.
دومین نشست سفیران سبز امید در روزهای ۲۲ تا ۲۵ تیر ماه ۱۳۹۱ در گوتنبرگ سوئد برگزار خواهد شد.
به گزارش کلمه، دبیرخانه این نشست با اعلام خبر برگزاری نشست آتی سفیران سبز امید، در بیانیه ای ضمن اعلام آغاز به کار سایت رسمی خود، اهداف نشست تیرماه را "افزایش توانمندیهای تشکیلاتی تشکلهای حائز شرایط" و همچنین" آسیب شناسیجنبش سبز در حوزههای مختلف" ذکر کرده است.
نشست تیرماه که دومین نشست سفیران راه سبز امید است، به میزبانی تشکل رساگ (راه سبز امید گوتنبرگ) در سوئد برگزار می شود. نشست قبلی این شبکه در مردادماه ۱۳۹۰ به میزبانی کانون دکتر شریعتی در پاریس پایتخت فرانسه برگزار شد.
سفیران سبز امید در حالی به پیشواز این نشست می روند که در طول سال گذشته به تقویت ساختار تشکیلاتی خود پرداخته اند و در تلاش اند تا بر پایه ی جمع بندی اولین نشست، اقدامات عملی را در چهارچوب منشور جنبش سبز، در خارج از کشور پیگیری کنند.
آغاز به کار وب سایت رسمی دبیرخانه نشست سفیران سبز امید، با امکان دسترسی به بخشی از نشست پیشین، و نیز امکان ارتباط مستقیم و دریافت اطلاعات به روز در مورد نشست گوتنبرگ برای علاقه مندان همراه شده است.
مشروح بیانیه دبیرخانه نشست سفیران سبز امید در ادامه می آید:
به نام خدا
"اولین قدم در راهحل پیشنهادی اینجانب آن است که ما ایرانیان، در هر کجای جهان که هستیم، باید این هسته های اجتماعی را در میان خود تقویت کنیم. باید خانههایمان را رو در روی یکدیگر بسازیم؛ به تعبیر قرآن خانههای خود را قبله قرار دهیم. » میر حسین موسوی – بیانیه شماره ۱۱
جنبش سبز ایران از اولین روزهایی که خیابانهای ایران را مزین به حضور خود کرد و عطر تغییر را در فضای استبداد زده ایران پراکنید همواره اتکا خود را بر خیل مردمی نهاده که فارغ از محتوای فکری و محل زندگیشان، تغییر را در فضایی بدون خشونت، کینه و با محوریت قانون جستجو کرده اند تا از طریق پرداختن به ریشه ها، دست به پرورش درختی بزنند استوار و تناور تا هیچ طوفانی را یارای همآوردی آن نباشد. ملتی که اگرچه در فضای رو به انسداد ایران از داشتن کوچکترین امکانات فعالیت مدنی محروم شده اند و روز به روز در پیش چشمانشان بر خیل روزنامههای توقیف شده و احزاب ممنوع الفعالیت گشته افزوده اند، ولیباز هم با اتکا با تواناییهای تاریخیشان در بقا در چنین فضاهای اقدام به افرینش شبکههایینو و متفاوت در فضای داخل و خارج کرده اند.
در طیاین سه سال شبکه حامیان جنبش سبز در خارج از کشور که متاثر از فضای داخل ایران ترکیبینسبتا جوان دارند اقدام به آفرینش و رشد تشکلهاییدر نقطه نقطه جهان کرده اند تا از طریق به هم پیوند دادن آنها و به نظم درآوردن تواناییهای فردیشان ، مجموعههاییبسازند قدرتمند و هدفدار تا بتواند به نقش تاریخیخود در کمک به مجموعههای فعال در داخل ایران در فرایند ایجاد تغییر بپردازند. مجموعههاییکه اگر چه در جغرافیایی متفاوت حیات دارند، ولیریشههای خود را فضای داخل ایران قرار داده اند.
بر همین اساس و با توجه به تجربه گرانقدر اولین نشست سفیران سبز امید و عطف به تصمیم مجموعه تشکلهای فعال در سرتاسر دنیا، دومین نشست سفیران سبز امید را از تاریخ ۲۲ تا ۲۵ تیرماه ۱۳۹۱ در شهر گوتنبرگ سوئد به میزبانی تشکل رساگ (راه سبز امید گوتنبرگ) و حضور نمایندگان تشکلهاییکه منشور سبز امید را محور فعالیتهای خود کرده اند برگزار خواهدشد.
اهداف این نشست به اختصار شامل "افزایش توانمندیهای تشکیلاتی تشکلهای حائز شرایط" و همچنین" آسیب شناسیجنبش سبز در حوزههای مختلف" میباشد که از طریق برگزاری سلسله کارگاهها و سخنرانیهای آموزشی دنبال می شود. مجموعه این فعالیتها به وسیله فعالین شناخته شده جنبش سبز اداره و سعیخواهد شد با ایجاد بستری مناسب و آرام به رشد و بالندگی شرکت کنندگان منتهیگردد.
بدیهیاست که به دلیل ظرفیت محدود نشست و هم همچنین الویتی که برای حضور تشکلهای شکل گرفته قائل شده ایم، میزبان نشست نمیتواند پذیرای تمامیفعالین باشد، فلذا از متقاضیان، خصوصاً تشکلهای فعال در تمامیدنیا دعوت میکند ضمن مراجعه به وبسایت http://www.safiranesabz.com ، درخواستهای خود را به آدرس info@safiranesabz.com ارسال نمایند تا در صورت امکان با حضور خود زینت بخش این نشست شوند.
ستاد برگزاری دومین نشست سفیران راه سبز امید
رساگ (راه سبز امید گوتنبرگ)














دهمین نمایشگاه بین المللی گل و گیاه از روز دوشنبه ۱۸ اردیبهشت افتتاح شده و تا امروز جمعه به فعالیت خود ادامه داده است. این نمایشگاه در محل نمایشگاههای تخصصی شهرداری تهران واقع در ضلع جنوبی بوستان گفتوگو (مجاور اتوبان شهید چمران) در حال برگزاری است و ۲۴۶ تولید کننده داخلی و ۷۱ شرکت خارجی در آن حضور داشته اند.
استاد پرویز شهریاری، چهره ماندگار ریاضی کشور بامداد جمعه، ۲۲ اردیبهشت ماه در بیمارستان جم تهران بر اثر سکته قلبی چشم از جهان فروبست. پیکر این استاد فقید، امروز در آرامگاه زرتشتیان تهران در قصر فیروزه آرام میگیرد.
به گزارش ایسنا، استاد شهریاری از چهرههای ماندگار در عرصه علم و آموزش کشور، دوم آذرماه ۱۳۰۵ در محله «دولت خانه» کرمان به دنیا آمد. وی پس از اتمام دوران ابتدایی خود در دبستان کاویانی به دبیرستان ایرانشهر و سپس دانشسرای مقدماتی کرمان رفت و از آنجا که شاگرد اول و دومها میتوانستند برای ادامه تحصیل به تهران بروند، در دانشکده ادبیات تهران به تحصیل مشغول شد؛ اما به دلیل شلوغی (۳۵۰ نفره) کلاسهای ادبی و از آنجا که در مجموع شش نفر از آنها فارغالتحصیل میشدند به رشته ریاضی که کمتر از ۱۰ دانشجو داشت، تغییر رشته داد.
وی، پس از پایان کلاس مقدماتی (معادل سال آخر دبیرستان) درصدد ورود به دانشگاه بر آمد. شهریاری جوان مایل بود که تحصیلات خود را در دانشکده فنی دانشگاه تهران ادامه دهد، ولی پس از مدتی دریافت که فارغالتحصیلانی نظیر وی جز از طریق ورود به دانشکده علوم یا ادبیات حق تحصیل در دانشگاه را ندارند. بنابراین از سال ۱۳۲۴ در رشته ریاضی دانشکده علوم ثبتنام کرد و همزمان به تدریس در دبستان کاخ واقع در میدان رشدیه و کلاسهای شبانه اقدام کرد.
نخستین کتاب شهریاری در سال ۱۳۲۷ به چاپ رسید و در فروردین سال بعد برای نخستین بار به اتهام فعالیتهای سیاسی و ضدسلطنتی برای مدت سه ماه روانه بازداشتگاه شد و از شرکت در امتحان نهایی باز ماند. پرویز شهریاری در دوران زندان، زبان روسی را که یکی از مهمترین زبانهای علمی روزگار بود، به طور کامل فراگرفت که برکات این امر در طول بیش از نیم قرن تلاشهای علمی وی در ترجمه دهها کتاب علمی از زبان روسی نمود یافته است.
شهریاری جوان در سال ۱۳۲۹ – یعنی زمانی که هنوز در زندان بود – یک مجموعه کتاب درسی ریاضی دوره اول دبیرستان را تالیف کرد و نخستین اثر ترجمه خود را که یادگار دوران زندان بود در سال ۱۳۳۱ با عنوان «تاریخ حساب رنه تاتون» منتشر کرد. وی از همان سال، تحصیلات خود در دانشکده علوم را ادامه داد و در کنار آن تا ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۳ سردبیری هفتهنامه «وهومن» را برعهده گرفت.
شهریاری، سرانجام در خرداد ماه سال ۱۳۳۲ لیسانس ریاضی دانشکده علوم و لیسانس دانشسرای عالی را دریافت کرد و با حکم آموزش و پرورش تا خرداد ماه ۱۳۳۳ به تدریس در دبیرستانهای شیراز پرداخت. استاد در تابستان سال ۱۳۳۴ ازدواج کرد که ثمره این ازدواج پنج فرزند بود که تمامی آنها جز فرزند دومشان که در هشت سالگی در اثر تصادف فوت کرد، به مدارج عالی علمی و تحصیلی دست یافتهاند.
استاد تا آذرماه ۱۳۳۵ زندگی مخفیانه داشت و در آن مدت با نام مستعار در یک دبیرستان و آموزشگاه شبانه تدریس میکرد تا این که دستگیر شد و مدت ۴۰ روز همراه با زن و فرزندش در خانهای در تهران تحت بازداشت قرار گرفت و پس از آن به زندان پادگان قصر و سپس به قزل قلعه منتقل شد. استاد شهریاری در فروردین ماه ۱۳۳۷ با قید کفایت آزاد شد و از مهرماه سال ۱۳۳۸ به صورت حقالتدریسی در دبیرستانهای مختلف تهران به آموزش دانشآموزان همت گمارد.
راهاندازی نخستین کلاس کنکور در ایران، گروه فرهنگی خوارزمی، تاسیس دبیرستان پسرانه و انتشارات خوارزمی، تاسیس دبیرستان دخترانه مرجان، تدریس در دانشکده فنی دانشگاه تهران و دانشسرای عالی از جمله اقدامات استاد تا سال ۱۳۴۲ بود. وی از سال ۱۳۴۲ تا ۱۳۴۹ در کنار فعالیتهای وسیع آموزشی خود ۹۰ شماره از مجله «سخن علمی و فنی» را منتشر کرد.
استاد شهریاری، همچنین از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۴ سرپرست دفتر ترویج علوم وزارت آموزش عالی بود و در آن مدت، نشریهای به نام مسائل دانشگاهی برای استفاده استادان دانشگاهها منتشر میکرد. وی در فاصله سالهای ۱۳۵۰ تا آذرماه ۱۳۵۴ گروه فرهنگی مرجان، انتشارات توکا و مدرسه عالی علوم اراک را پایهگذاری کرد.
شهریاری، خود تا سال ۱۳۵۶ در این مدرسه عالی که با کمک دکتر عبدالکریم قریب و دکتر حسین گلگلاب راهاندازی کرده بود، تدریس کرد. استاد همچنین از سال ۱۳۵۴ تا ۱۳۶۲ مسوولیت نشریههای جانبی دانشگاه آزاد و از سال ۱۳۵۶ تا اسفند ۱۳۷۱، انتشار ۷۰ شماره از مجله «آشتی با ریاضیات» و «آشنایی با ریاضیات» و هفت شماره از نشریه «آشنایی با دانش» را برعهده داشت.
سردبیری نشریه «چیستا» از جملهی دیگر فعالیتهای علمی و فرهنگی استاد است که از شهریور ماه ۱۳۶۰ تاکنون تداوم داشته است. علاوه بر این وی از سال ۱۳۷۹ تا مهر ماه ۱۳۸۰، ۱۷ شماره از ماهنامه «دانش و مردم» را منتشر کرد.
در بیست و ششمین کنفرانس ریاضی کشور که فروردین ماه ۱۳۷۴ در کرمان برگزار شد، به پاس یک عمر تلاش علمی و آموزشی استاد پرویز شهریاری از او به عنوان پیشکسوت ریاضی تجلیل شد. در سالهای ۱۳۷۶ و ۱۳۷۸ نیز در نخستین کنفرانس آموزشی ریاضی در اصفهان و سومین گردهمایی شکوفههای ریاضی در دانشکده علوم ریاضی دانشگاه شهید بهشتی از وی تقدیر شد.
در سال ۱۳۷۹ به مناسبت سال جهانی ریاضیات (سال ۲۰۰۰) در مراکز مختلف به عنوان پیشکسوت از استاد شهریاری تجلیل شد و در اردیبهشت ماه ۸۱ در مراسمی ویژه با حضور وزیر وقت علوم، تحقیقات و فنآوری، دکتری افتخاری ریاضی آن دانشگاه به استاد اعطا شد.
استاد پرویز شهریاری همچنین در آبان ماه ۱۳۸۴ در پنجمین همایش «چهرههای ماندگار» به عنوان چهره ماندگار آموزش ریاضیات ایران تقدیر شد.
از این استاد بزرگ بالغ بر ۶۰ عنوان کتاب درسی ریاضیات – از جمله دروه کتابهای درسی ریاضی سه سال اول دبیرستان نظام قدیم، دروهی کامل ریاضیات دبیرستانی و کتابهای مسائل مربوط به آن و جبر سال سوم رشتهی ریاضی فیزیک و سه جلد کتاب آنالیز ریاضی – بیش از ۹۷ کتاب کمک درسی – به صورت ترجه و تالیف – حدود ۲۰ کتاب در زمینههای مختلف تاریخ، فلسفه، کاربرد و آموزش ریاضایات و ۹ جلد کتاب سرگرمی در ریاضیات به دانشآموزان و دانشپژوهان ریاضی کشور ارائه شده است.
استاد شهریاری علاوه بر این آثار، حدود ۱۴ عنوان کتاب دیگر در زمینههای مختلف تالیف یا ترجمه کرده که در این ارتباط میتوان به کتابهای دانشمندان و هنرمندان، خانه اهریمن، دانش و شبه دانش، دو درس کوتاه درباره دیرینشناسی، قطاری که در بعد چهارم گم شد و نظریه نسبیت در مسالهها و تمرینها اشاره کرد. این ریاضیدان پر تلاش همچنین از سال ۱۳۲۵ تاکنون حدود یک هزار مقاله در نشریات مختلف به ویژه نشریههای علمی و ریاضی به چاپ رسانده است.
تعدادی از خانواده های زندانیان سیاسی، فعالین سیاسی اصلاح طلب، خانواده ی شهید باکری و همکاران سابق سیدمصطفی تاجزاده روز چهارشنبه در خانه ی او برای برگزاری مراسم افطار و دعا به مناسبت یک سال و نیم روزه داری این زندانی سیاسی جمع شدند.
به گزارش کلمه، در این مراسم پس از افطار، دعای توسل توسط محمد نوری زاد و محمد کیانوش راد خوانده شد و خانواده های زندانیان سیاسی از خداوند رفع ظلم و آزادی تمامی زندانیان بی گناه سیاسی را خواستند.
در این برنامه هم چنین فخرالسادات محتشمی پور گزارشی از وضعیت همسرش ارائه کرد و گفت تازمانی که او در این وضعیت غیر عادلانه و غیر قانونی به سر می برد به روزه داری خود ادامه خواهد داد.
همسر این زندانی سیاسی همچنین نسبت به سلامت همسر خویش ابراز نگرانی کرد و تاکید کرد: تاجزاده همه روز در اعتراض به بی قانونی ها که در حقش می شود که از همه مهم تر قرنطینه و انفرادی است روزه می گیرد و بدیهی است که من نمی توانم این بیرون راحت و آسوده زندگی کنم وقتی همسرم در سختی و تحت ستم آن هم فقط برای انتقادات دلسوزانه و سازنده اش ، به سر می برد.”
او تماس تلفنی و ملاقات و مرخصی را حق زندانیان عادی دانست و گفت در حال حاضر بسیاری از زندانیان از حقوق اولیه شان محروم هستند.
در این جلسه هم چنین نسبت به اجرای حکم مهسا امر آبادی اعتراض شده و آن را موجب بدبینی کامل به دستگاه قضا و در واقع هدیه ای از سوی این دستگاه در آستانه میلاد حضر فاطمه و روز زن دانستند. خانواده های زندانیان سیاسی از اجرا شدن حکم این عضو خانواده خود به شدت متاثر بودند خصوصا آنکه همسر امر آبادی نیز نزدیک به سه سال بدون یک روز مرخصی در زندان به سر می برد. مدعوین در این مراسم تاکید کردند که زندانی شدن دو عضو از یک خانواده نیز گویا در نظام اسلامی در حال باب شدن است و پس از مهدیه گلرو و همسرش وحید لعلی پور این بار نوبت مهسا امر آبادی و مسعود باستانی است، که متاسفانه باستانی در زندان رجایی شهر به سر می برد و این امر امکان ملاقات را سخت تر خواهد کرد. از این رو خانواده های زندانیان سیاسی اجرای این حکم را ناعادلانه و به دور از آموزه های دینی و انسانی دانستند.
از آنجا که اجرای حکم این روزنامه نگار هم زمان با میلاد همسرش مسعود باستانی نیز بود، خانواده زندانیان سیاسی و دوستان وی در غیابش برای مسعود باستانی کیک گرفته و میلاد او را نیز در این مراسم گرامی داشتند.



با افزوده شدن یک نفر دیگر به آمار کشته شدگان، تعداد کشته های برنامه”خاله شادونه” به سه نفر رسید و در حال حاضر وضعیت یک نفر از مصدومان بستری شده در بیمارستان آیت الله موسوی زنجان وخیم گزارش شده و همچنین چهار مصدوم دیگر در بیمارستان شهر ابهر بستری هستند.
رئیس بیمارستان بوعلی سینا خرمدره گفت: یکی از دو نفر مجروحان حادثه “برنامه خاله شادونه” که به دلیل وخامت و شدت صدمات وارده به بیمارستان آیت الله موسوی زنجان منتقل شده بود فوت کرد.
عزیز رسولی افزود: این مصدوم دختر بچه ای شش ساله است که به دلیل شدت جراحات وارده شده و ضربه مغزی صبح روزجمعه فوت کرد.
وی با اشاره به علت وقوع حادثه ادامه داد: بعد از اطلاع به اورژانش آمبولانس های اورژانس به محل حادثه اعزام شدند که دو نفر از مصدومان بدون علائم حیاتی به بیمارستان منتقل شدند هرچند اقدمات احیا بر روی آنها صورت گرفت ولی نتیجه ای در بر نداشت.
رسولی افزود: بر روی دو نفر از مصدومان حادثه نیز لوله گذاری و تنفس با دستگاه انجام شد و چون ضربه مغزی شده بودند به بیمارستان آیت الله موسوی منتقل شدند که یکی از این دو مصدوم صبح امروز فوت کرده ولی مصدوم دیگر به هوش آمده است.
وی شرایط چهار مصدوم بستری شده در بیمارستان بوعلی خرمدره را رضایت بخش عنوان کرد.
در پی کشته و زخمی شدن چند کودک در اجرای برنامه خاله شادونه، ورزشگاه ۳ هزار نفری خرمدره پلمب شد.
این حادثه روز گذشته، در سالن ۳ هزار نفری شهدای خرم دره رخ داد.
فرماندار خرمدره با اشاره به اینکه ظرفیت سالن ۳ هزار نفر بوده ولی بیش از ۴ هزار نفر وارد سالن شدهاند، تصریح کرد: این سالن دو درب خروجی دارد، که هنگام خروج ازدحام تماشاگران موجب ایجاد حادثه شده است.
نوری پور افزود: در این حادثه سه نفر نیز بازداشت شدهاند. مدیر برنامه خاله شادونه نیز جز بازداشت شدگان است.
در حالی که فرمانده ناجا ادعای امن ترین سال را برای کشور دارد، سرپرست دادسرای جنایی تهران، از افزایش قتل های ارتکابی به وسیله سلاح سرد و افزایش خرید و فروش آزاد این سلاح ها به خصوص در تهران خبر داد.
بر اساس مستندات پزشکی قانونی، در سال گذشته یکهزار و ۹۳ نفر با سلاحسرد جان خود را از دست دادند و این رقم ۱۲ درصد رشد را نشان میدهد.
در هر شبانه روز، ۳ ایرانی در کشور بر اثر اصابت سلاح سرد جان میبازند. چاقو و انواع دیگر سلاح سرد، در بین آلات قتاله در کشور، رتبه نخست را دارند.
قاضی فخر الدین جعفر زاده در گفتگو با باشگاه خبرنگاران با بیان این مطلب افزود: بیشترین قتل های ارتکابی با سلاح های سرد به خصوص با چاقو در تهران به وقوع می پیوندد و تحت عواملی چون افزایش جمعیت و مسائل و مشکلات اقتصادی و اجتماعی مردم است.
وی ادامه داد: وسیله ارتکاب جرم تاثیری در میزان مجازات افراد ندارد یعنی چه با سلاح های سرد کسی را به قتل برساند یا روش های دیگر هیچ تفاوتی در مجازات این افراد ندارد و قانون گذار صرفا برای نگهداری این گونه اسلحه های سرد مجازاتی جز آنچه در ماده ۶۱۷ قانون مجازات اسلامی تحت عنوان تظاهر یا قدرت نمایی پیش بینی نکرده است.
جعفر زاده خاطر نشان کرد: به نظر من این امکان وجود ندارد که ما تدبیری بیندیشیم که سلاح سرد را از بین افراد جمع آوری کنیم ولی در مورد قمه می توان این موضوع را پیش بینی کرد که جمع آوری شود زیرا به نظر نمی رسد استفاده دیگری از قمه وجود داشته باشد جز اینکه در گذشته قمه زنی رواج داشت می توان با مقرراتی برای نگه داری آن وضع و منع قانونی ایجاد کرد و با نگه دارندگان آن برخورد کیفری کرد ولی در حال حاضر مقرراتی در این باره نداریم.
دولت سوریه پس از دو انفجار شدید در پایتخت این کشور از شورای امنیت سازمان ملل متحد خواست تا اقدامات تنبیهی علیه کشورهایی که از تروریسم حمایت میکنند، وضع کند. این در حالی است که مخالفان معتقدند دولت مسئول این انفجارهاست.
بشار جعفری، سفیر سوریه در سازمان ملل گفته است ترکیه و لیبی در شمار کشورهایی قرار دارند که سلاح به آنچه او گروههای تروریستی خوانده، ارسال کردهاند.
او افزود برخی عوامل القاعده در سوریه فعال هستند.
در دو انفجار امروز، حداقل ۵۵ نفر کشته و صدها نفر زخمی شدند.
این انفجارها در نزدیکی ساختمان اطلاعات نظامی ارتش سوریه روی داده است.
خبرنگار بی بی سی که از محل انفجارها بازدید کرده، میگوید این قویترین انفجاری است که تا کنون در دمشق روی داده است.
کوفی عنان، نماینده ویژه سازمان ملل و اتحادیه عرب برای حل بحران سوریه این انفجارها را محکوم کرده و آن را برای منافع هر دو طرف مخرب خوانده است.
بنابر گزارش تلویزیون دولتی سوریه، وقوع دو انفجار شدید در پایتخت بیش از ۵۵ کشته و صدها زخمی بر جای گذاشت.
خبرنگار بی بی سی که از محل انفجارها بازدید کرده، میگوید این قویترین انفجاری است که تا کنون در دمشق روی داده است
بامداد روز پنجشنبه، ۲۱ اردیبهشت (۱۰ مه)، تقریبا به طور همزمان دو انفجار در مناطق جنوبی دمشق روی داد که در نتیجه آن، دود بخشی از آسمان شهر را پوشاند.
خبرگزاری فرانسه گزارش داده که این دو انفجار روبروی ساختمان چند طبقه امنیتی سوریه رخ داده و خرابیهایی را در این ساختمان و ساختمانهای مسکونی اطراف به بار آورده است.
تلویزیون دولتی سوریه در تازه ترین گزارش خود اعلام کرد که در جریان این انفجارها بیش از ۴۰ نفر کشته و ۱۷۰ نفر زخمی شده اند. گروه مخالفان دولت سوریه رقم کشته ها را ۵۰ نفر اعلام کرده است.
تلویزیون سوریه «تروریستها» را مسئول این انفجارها دانسته است، حال آن که شورای ملی سوریه، اصلیترین گروه اپوزیسیون در این کشور، در بیانیهای دولت سوریه را مسئول این واقعه دانسته است.
شورای ملی سوریه میگوید هدف از انفجارها این است که دولت به ناظران بینالمللی نشان دهد که در حال مبارزه با تروریستها ست.
این انفجار در حالی رخ داده است که صبح روز چهارشنبه، ۲۰ اردیبهشتماه نیز انفجار بمبی کاروان ناظران سازمان ملل متحد در شهر درعا در سوریه را هدف قرار داد که در جریان آن، دستکم شش سرباز ارتش سوریه زخمی شدند.
از زمان آغاز نا آرامیها در سوریه، گزارش های رسانه های دولتی این کشور از وقوع انفجار و یا حمله به نیروهای دولتی معمولا با تصاویر دلخراش و تکان دهنده همراه بوده است.
براساس گزارش تلویزیون دولتی، هدف بمبگذاران دو ساختمان نظامی و امنیتی از جمله مرکز اداره مبارزه با تروریسم واقع در محله القراز در جنوب پایتخت بوده است.
تا کنون هیچ فرد یا گروهی مسئولیت این انفجارها را برعهده نگرفته اما تلویزیون دولتی گفته است که “تروریست ها” مسئول این بمب گذاری بوده اند.
از زمان آغاز اعتراضات ضد حکومتی در سوریه و به خصوص با گسترش عملیات مسلحانه مخالفان علیه نیروهای دولتی، مقامات و رسانه های دولتی “گروه های تروریستی” و سازمان های افراطگرای وابسته به بیگانگان را مسئول ادامه اعتراضات و عملیات خشونت آمیز معرفی کرده اند.
مخالفان نیز گفته اند که برخی تشکیلات حکومتی به منظور اثبات ارتباط اعتراضات سیاسی با گروه های تندرو مسلح، به این بمب گذاری ها مبادرت میکنند و همزمانی این انفجارها با حضور ناظران یا میانجیگران خارجی را به عنوان دلیل ادعای خود ذکر کرده اند.
در همان حال، در شرایط نابسامان کنونی، نمی توان امکان نفوذ گروه های تندرو در صفوف مخالفان، و یا اقدامات تلافی جویانه گروه های کوچک و پراکنده در واکنش به خشونت نیروهای دولتی را به عنوان انگیزه این نوع اقدامات نادیده گرفت.
همچنین امکان اقدام خودسرانه سازمان ها و نهادهای متعدد امنیتی و سیاسی طرفدار حکومت وجود دارد.
به گزارش رسانه های خبری، ژنرال رابرت مود، سرپرست نیروهای ناظر صلح سازمان ملل در سوریه از محل وقوع انفجارهای روز پنجشنبه بازدید کرده است.
ناظران صلح سازمان ملل بر اساس طرح آتش بس کوفی عنان، نماینده ویژه سازمان ملل برای پایان دادن به خشونت در سوریه، به این کشور اعزام شده اند.
با وجود اینکه دولت سوریه و مخالفان با این طرح موافقت کرده و متعهد شده اند آن را به اجرا بگذارند، عملیات خشونت آمیز، هر چند کاهش یافته اما متوقف نشده است.
از جمله روز گذشته، مخالفان دولت سوریه گفتند که واحدهای ارتشی به گلوله باران شدید شهر حمص، از مراکز اصلی اعتراضات ضد حکومتی، ادامه دادهاند.
روز گذشته انفجاری هم در مسیر حرکت ستون خودروهای ناظران سازمان ملل در شهر درعا، در جنوب سوریه روی داد که چند نظامی سوری را زخمی کرد اما به ناظران آسیبی نرساند.
ژنرال مود سرنشین یکی از این خودروها بود.
شورای امنیت، حملات روز پنجشنبه سوریه را محکوم کرد
شورای امنیت سازمان ملل متحد، انفجارهای روز پنجشنبه در دمشق، پایتخت سوریه را که به کشته شدن ۵۵ نفر منجر شد را محکوم کرد.
تعداد مجروحان این انفجارها هم ۴۰۰ نفر گزارش شده است.
دو اتومبیل بمبگذاری شده، صبح روز پنجشنبه در ساعات شلوغی و در نزدیکی ساختمان اطلاعات نظامی منفجر شدند.
مقام های سوری می گویند “گروه های تروریستی وابسته به کشورهای خارجی” مسئول انفجارهای روز پنجشنبه هستند.
شورای امنیت سازمان ملل متحد در بیانه ای که تمامی ۱۵ نفر اعضای این شورا آنرا امضاء کرده اند، از طرف های درگیر خواست طرح صلح سوریه را با “سرعت و کامل” به اجرا درآورند.
در بیانیه شورای امنیت آمده که آنها “این حرکت تروریستی را به شدت محکوم می کنند.”
در این بیانیه همچنین بر “پایان تمامی خشونت های مسلحانه” تاکید شده است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر